﻿WEBVTT

00:00:04.000 --> 00:00:19.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:19.269 --> 00:00:24.733
‫<i>آپریل سال 1990
‫در اوکلاهاما سیتی آخر شب است.</i>

00:00:27.444 --> 00:00:31.114
‫<i>دو سه نفر سوار بر وانتی
‫در جاده رانندگی می کنند.</i>

00:00:34.743 --> 00:00:37.245
.‫<i>و نوعی زباله را می بینند</i>

00:00:48.631 --> 00:00:51.551
‫<i>و سپس در کنار جاده جسدی
‫را می بینند.</i>

00:00:55.430 --> 00:00:58.808
‫و به نظر می رسد یک
‫زن جوان، یک زن مو بلوند باشد.

00:01:01.770 --> 00:01:03.605
.‫<i>و با آمبولانس تماس می گیرند</i>

00:01:07.108 --> 00:01:08.818
،‫<i>او به سرعت به بیمارستان منتقل می شود</i>

00:01:09.360 --> 00:01:12.238
،‫<i>و در نهایت سر و کله شوهرش
‫کلارنس پیدا می شود.</i>

00:01:15.408 --> 00:01:19.162
‫<i>او می گوید که نام این زن تونیا هیوز
.‫است، و او یک رقصنده در شهر تولساست</i>

00:01:19.245 --> 00:01:22.373
‫<i>و اینکه آنها یک پسر
‫کوچک به نام مایکل دارند.</i>

00:01:25.543 --> 00:01:27.003
‫<i>این مرد از همسرش بسیار بزرگتر است</i>

00:01:27.087 --> 00:01:29.297
.‫<i>و رفتاری عجیب و غریب دارد</i>

00:01:33.510 --> 00:01:36.554
‫<i>بنابراین، پزشکان، در حالی
،‫که به معاینه او ادامه می دهند</i>

00:01:36.638 --> 00:01:38.431
،‫<i>آنها کبودی های قدیمی را
.‫روی بدن این زن می بینند</i>

00:01:38.515 --> 00:01:39.849
.‫<i>آسیب های قدیمی را می بینند</i>

00:01:40.475 --> 00:01:42.602
.‫<i>این عکس ایرادی دارد</i>

00:01:45.313 --> 00:01:47.065
.‫<i>در نهایت، او فوت می کند</i>

00:01:52.487 --> 00:01:57.158
‫<i>دخترانی که تونیا با آنها می رقصید
.‫می خواهند خانواده اش را پیدا کنند</i>

00:01:58.326 --> 00:02:01.496
‫<i>پس با این زن تماس می گیرند و به
.‫او می گویند که دخترش مرده است</i>

00:02:01.579 --> 00:02:03.623
‫<i>و او می گوید: "در مورد
‫چه چیزی صحبت می کنید؟"</i>

00:02:03.706 --> 00:02:07.210
‫<i>دخترم 20 سال پیش فوت
‫کرد، او فقط 18 ماهش بود.</i>

00:02:11.464 --> 00:02:15.760
‫<i>آنها متوجه می شوند که کسی که به
.‫تازگی دفن کرده اند تونیا هیوز نبوده است</i>

00:02:18.221 --> 00:02:19.597
‫<i>اکنون سوالی که از خودشان
،‫می پرسند این است که</i>

00:02:20.098 --> 00:02:21.098
‫<i>"چه اتفاقی افتاد؟"</i>

00:02:21.558 --> 00:02:22.976
‫<i>"او واقعا کیست؟"</i>

00:02:49.043 --> 00:02:53.590
‫من تونیا رو در کلوب Passions
‫در پاییز سال 1989 ملاقات کردم.

00:02:57.635 --> 00:03:00.305
‫ما با هم دوست شدیم
‫چون توی گروه از همه جوون تر بودیم.

00:03:06.144 --> 00:03:08.271
‫و بنابراین به نوعی باهم عجین شده بودیم.

00:03:11.232 --> 00:03:13.735
‫ما مثل دخترای
‫موتورسوار نبودیم.
‫(هرزه نبودیم)

00:03:13.818 --> 00:03:17.780
‫ما از اون دسته دخترهایی بودیم که به
‫مدرسه رفتند و فارغ التحصیل شدند.

00:03:17.864 --> 00:03:20.074
‫من در اون مقطع داشتم به دانشگاه می رفتم.

00:03:20.158 --> 00:03:22.076
‫و بنابراین اشتراکات زیادی با هم داشتیم.

00:03:25.038 --> 00:03:26.915
‫می تونم بگم که اون باهوش بود.

00:03:26.998 --> 00:03:30.543
‫می دونی، همیشه در حال خوندن بود.
‫همیشه می خواست اطلاعاتش بیشتر بشه.

00:03:30.627 --> 00:03:32.629
‫ما تمام مدت صحبت می کردیم.

00:03:32.712 --> 00:03:34.214
‫تونیا بهترین دوست من بود.

00:03:38.760 --> 00:03:41.971
‫وقتی با تونیا آشنا شدم، با
‫شوهرش کلارنس هم آشنا شدم.

00:03:42.055 --> 00:03:43.598
‫اون یک مرد مسن بود،

00:03:43.681 --> 00:03:46.643
‫و اونها یک پسر دو ساله به نام مایکل داشتند.

00:03:48.937 --> 00:03:51.147
‫پسرش همه چیزش بود.

00:03:51.981 --> 00:03:54.192
‫دنیاش بود.

00:03:57.946 --> 00:04:02.075
‫همیشه خندان و خوشحال بود.
‫یعنی خیلی دوستش داشت.

00:04:09.082 --> 00:04:13.086
‫هر بار که اون ها رو با هم می دیدم،
‫مایکل درست در کنار مادرش بود.

00:04:13.169 --> 00:04:15.838
‫هیچوقت با کلارنس ارتباط نداشت.

00:04:18.675 --> 00:04:21.344
‫ازش پرسیدم: «چرا مایکل
‫رو به باغ وحش نبریم؟»

00:04:22.262 --> 00:04:23.930
‫و اون اینجوری بود که "نه، نه، نه، نه."

00:04:26.599 --> 00:04:29.269
‫اون و مایکل نمی تونستن

00:04:30.228 --> 00:04:31.437
‫تنهایی جایی برن.

00:04:39.279 --> 00:04:41.948
‫وقتی از رختکن استفاده می
‫کنیم، شما همدیگر رو می بینید.

00:04:42.824 --> 00:04:43.908
‫اون کبودی هایی داشت

00:04:43.992 --> 00:04:45.785
‫که روی کل کمرش بودن.

00:04:49.497 --> 00:04:52.792
‫میگفت که لیز خورده و افتاده،
‫ اما من میدونستم یه چیز دیگه س.

00:04:53.710 --> 00:04:56.421
‫و بد بود.

00:05:02.552 --> 00:05:03.594
‫و بدتر شد.

00:05:04.095 --> 00:05:05.638
‫مدام بدتر می شد.

00:05:07.223 --> 00:05:09.475
‫یک روز، تونیا اومد و به من گفت که

00:05:09.559 --> 00:05:13.146
‫کلارنس بیمه عمرش رو قطع کرده.

00:05:14.731 --> 00:05:16.107
‫ترسیده بود.

00:05:16.190 --> 00:05:19.569
‫واقعا می خواست فرار کنه،
‫اما درگیر مایکل بود.

00:05:19.652 --> 00:05:22.488
‫اون و مایکل مثل قفل و کلید بودن.

00:05:23.323 --> 00:05:24.782
‫دقیقا قفل و کلید.

00:05:26.326 --> 00:05:29.329
‫فکر می کنم می ترسید
‫که کلارنس اون و پسرش رو اذیت کنه.

00:05:29.912 --> 00:05:33.541
‫و من فکر می کنم نمی تونست
‫مایکل رو از کلارنس دور کنه.

00:05:34.042 --> 00:05:35.710
‫وسط این ماجرا گیر کرده بود

00:05:36.919 --> 00:05:38.504
‫و نمیدونست چجوری ازش خلاص بشه.

00:05:44.260 --> 00:05:48.014
‫کلارنس در 25 آوریل
‫1990 با من تماس گرفت و،

00:05:48.097 --> 00:05:50.892
‫به من گفت که تونیا در یک حادثه

00:05:50.975 --> 00:05:53.144
‫با اتومبیل در شهر اوکلاهاما درگیر بوده.

00:06:01.944 --> 00:06:04.906
‫تونیا هیچوقت به من نگفته بود که آونها
‫به خارج از شهر میرن.

00:06:13.706 --> 00:06:15.541
‫چرا نباید این رو به من می گفت؟

00:06:19.796 --> 00:06:21.464
‫هیچکدوم از رفتاراش حس درستی نداشت.

00:06:26.928 --> 00:06:30.973
‫تونیا هیوز رو بعد از نیمه شب آوردن.

00:06:31.057 --> 00:06:36.020
‫او از ناحیه سر با شدت متوسط
‫آسیب دیده بود.

00:06:36.104 --> 00:06:39.899
‫او باید به ICU می رفت
‫و به بهترین شکل ممکن با

00:06:39.982 --> 00:06:43.903
‫داروهایی وریدی برای
‫کنترل فشار خون درمان می‌ شد.

00:06:43.986 --> 00:06:47.031
‫و داروهایی برای کنترل تورم مغزش
‫باید استفاده می شد.

00:06:49.242 --> 00:06:52.870
‫کلارنس به من گفت که اون
‫داخل ICU هست،

00:06:52.954 --> 00:06:55.581
‫و اجازه ملاقات نداره.

00:06:55.665 --> 00:06:58.334
‫قرار نبود من برم دیدنش،
‫هیچکس قرار نبود به دیدنش بره.

00:06:58.418 --> 00:07:00.128
‫اما بلاخره خودم رو به اونجا رسوندم.

00:07:04.632 --> 00:07:07.260
‫و اون موقع بود که پرستار ها اومدن،

00:07:07.343 --> 00:07:10.596
‫و به من گفتن که احساس می کنن
‫بازی خوردن.

00:07:11.722 --> 00:07:13.891
‫پرستار ها بهم گفتند که
‫این ماجرا یه تصادف نبوده.

00:07:14.517 --> 00:07:17.270
‫اما چیزی که توجه من رو به خودش
‫جلب کرد، خراش هایی در اینجا بود.

00:07:17.353 --> 00:07:19.272
‫انگار که یک نفر با دست خراشش داده.

00:07:20.481 --> 00:07:23.025
‫به نظر من، اون درگیر یک دعوا شده بود.

00:07:26.446 --> 00:07:32.493
‫وضعیت بدنش با توجه به تصادف
‫به عنوان عابر پیاده، بسیار خوب بود.

00:07:32.577 --> 00:07:35.037
‫علائم حیاتیش ثابت بود.

00:07:35.955 --> 00:07:39.167
‫اما به نظر می رسید
‫که اون مشکل کاهش موقتی سلامت داشته.

00:07:39.250 --> 00:07:40.877
‫و این قضیه برای من مثل یک راز بود.

00:07:47.300 --> 00:07:50.845
‫به خونه رسیده بودم و تلفن
‫زنگ خورده بود. از بیمارستان بود.

00:07:52.013 --> 00:07:53.347
‫بهم گفتن که فوت شده.

00:08:05.776 --> 00:08:08.196
‫اون 20 سالش بود که از دنیا رفت.

00:08:22.877 --> 00:08:25.588
‫و اینطوری بود که فهمیدیم
‫اسمش اسم واقعیش نیست.

00:08:30.843 --> 00:08:32.970
‫در واقع اسمش تونیا هیوز نبود

00:08:33.054 --> 00:08:36.015
‫در اون لحظه نمی دونستیم که واقعا کیه.

00:08:38.601 --> 00:08:41.604
‫به همین دلیل فقط اسم "تونیا"
‫ر. روی سنگ قبرش نوشتیم

00:08:45.441 --> 00:08:49.570
‫و فکر نمی کنم مایکل کنار کلارنس
‫احساس امنیت داشته باشه، به هیچ وجه.

00:08:51.489 --> 00:08:53.824
‫بیمارستان از من در مورد وضعیت

00:08:53.908 --> 00:08:55.993
‫مایکل پرسید و گفتن
‫که اون صحبت نمیکنه.

00:08:56.077 --> 00:08:57.703
‫و من گفتم "اون همچین بچه ای" نیست.

00:08:58.412 --> 00:09:01.749
‫اینجا بود که به من اطلاعاتِ
‫DHS رو دادند.
‫(سازمان امنیت ملی)

00:09:01.832 --> 00:09:05.253
‫DHS اومد و مایکل رو به پرورشگاه سپرد.

00:09:15.930 --> 00:09:17.473
‫- اینجاست.
‫- خودشخ.

00:09:18.516 --> 00:09:21.477
‫- آهان. باشگاه میکی موس
‫ - آره.

00:09:21.978 --> 00:09:24.605
‫اون روز باید کلاه میکی
‫موس سر می کردیم.

00:09:27.191 --> 00:09:30.611
‫مایکل رو در یکم می سال 1990 تحویل گرفتیم.

00:09:30.695 --> 00:09:34.949
‫مادر مایکل روز قبلش فوت کرده بود،

00:09:35.616 --> 00:09:38.202
‫و تازه تولد دو سالگیش
‫رو جشن گرفته بود.

00:09:40.913 --> 00:09:43.291
‫ما از مسئول پرونده
‫راهنمایی گرفتیم که بهمون گفت اون هنوز

00:09:43.374 --> 00:09:46.335
‫از شیشه شیر می خوره و فقط
‫شیشه باید طرح پپسی داشته باشه.

00:09:47.086 --> 00:09:49.338
‫اگر زمانی بهش نه میگفتی،

00:09:50.006 --> 00:09:51.841
‫تشنج می کرد.

00:09:51.924 --> 00:09:53.759
‫روی زمین دراز می کشید،

00:09:53.843 --> 00:09:56.053
‫دقیقا همون بیرون روی سرامیک ها.

00:09:56.137 --> 00:09:58.014
‫و سرش رو به زمین می ‌کوبید.

00:09:58.097 --> 00:09:59.366
‫سرش را اونقدر بالا می گرفت...

00:09:59.390 --> 00:10:02.143
‫آره، تا جایی که ما می ترسیدیم
‫که نکنه به خودش آسیبی برسونه.

00:10:02.226 --> 00:10:04.937
‫یه جورایی بهم ریخته
‫بود ولی بچه خوبی بود.

00:10:08.566 --> 00:10:11.277
‫همون شب اول من ازش
‫شیشه پپسی رو گرفتم.

00:10:11.360 --> 00:10:12.903
‫اون روز از شیر خوردن تو شیشه گرفتم.

00:10:14.447 --> 00:10:16.866
‫و بهش یک فنجون شیر دادم.

00:10:17.408 --> 00:10:20.494
‫و می دونید، با خودم فکر کردم،
‫"پسر، دارم چیکار می کنم؟"

00:10:20.578 --> 00:10:22.663
‫میدونی،
‫وقتی یه بچه رو از شیشه شیر می گیری،

00:10:22.747 --> 00:10:25.124
‫چند شب اول
‫اونا خوشحال نیستن.

00:10:27.335 --> 00:10:29.420
‫خب، بلاخره تا آخر همون هفته...

00:10:30.463 --> 00:10:32.006
‫با این قضیه کنار اومد.

00:10:32.632 --> 00:10:35.217
‫-... اون بچه متفاوته.
‫-... اون بچه متفاوته.

00:10:36.636 --> 00:10:41.057
‫هرگز فکر نمی کردم روزی رو
‫ببینم که او این کار رو انجام میده.

00:10:41.724 --> 00:10:44.018
‫مایکل چهار سال با ما بود.

00:10:44.685 --> 00:10:46.771
‫درست در طول دو
‫سال اول، او در واقع

00:10:46.854 --> 00:10:52.985
‫شروع به رشد عاطفی،
‫جسمی و ذهنی کرد.

00:10:56.822 --> 00:10:59.492
‫تمام مدتی که مایکل با ما بود

00:11:00.242 --> 00:11:03.079
‫پدرش سعی کرده بود
‫مایکل رو پیش خودش برگردونه.

00:11:04.830 --> 00:11:07.541
‫پسرم به خاطر اینکه می خواد
‫ پدرش رو ببینه تنبیه شده.

00:11:08.125 --> 00:11:10.002
‫توی اتاقش زندانی شده،
‫اسباب بازی هاش رو ازش گرفتن،

00:11:10.086 --> 00:11:13.339
‫و گفته که...
‫اون گفته که پدرش آدم بدجنسیه.

00:11:13.923 --> 00:11:17.426
‫نمی تونیم به خاطر خیس بودن پوشکش
‫یا احساس عدم محبتی که،

00:11:17.510 --> 00:11:21.222
‫در اون دوران به خاطر مرگ فجیع همسرم
‫قادر به انجامش نبودم

00:11:22.014 --> 00:11:25.226
‫من رو از بیرون آوردن پسرم از
‫اون خونه با آدمای ظالم

00:11:25.309 --> 00:11:27.269
‫منع کنیم.

00:11:28.646 --> 00:11:30.648
‫حالا اون حق ملاقات داشت.

00:11:30.731 --> 00:11:33.150
‫مایکل مجبور بود به ملاقاتش بره.

00:11:33.234 --> 00:11:34.568
‫مایکل این کار رو دوست نداشت.

00:11:34.652 --> 00:11:38.989
‫ما به مایکل می‌گفتیم که
‫باید به دیدن پدرش بره.

00:11:40.074 --> 00:11:43.661
‫به زیر صندلی پیانو می خزید
‫و مدام با خودش می گفت:

00:11:43.744 --> 00:11:46.914
‫"اون مرد بدجنس.
‫اون مرد بدجنس. اون مرد بدجنس."

00:11:47.707 --> 00:11:50.251
‫هیچوقت برای مایکل روز خوبی نبود.

00:11:53.003 --> 00:11:55.131
‫بزارید این فکر رو
‫با شما در میون بزارم.

00:11:55.214 --> 00:11:56.882
‫خونه های داغون و اعمال
‫ظالمانه ای که روی کودکان

00:11:56.966 --> 00:12:00.469
‫انجام میشه باعث به دنیا
‫اومدن یک جنایتکار میشه.

00:12:03.848 --> 00:12:06.851
‫همه فکر می کردن که

00:12:06.934 --> 00:12:09.186
‫- اون پدرش بود.
‫-... اون باباش بود.

00:12:09.687 --> 00:12:12.815
‫DHS با من تماس گرفت و گفت، اوم،

00:12:13.357 --> 00:12:16.444
‫ما باید مایکل رو برای تست
‫پدر و پسری ببریم.

00:12:16.527 --> 00:12:18.988
‫تست پدر بودن انجام شد و ثابت شد

00:12:19.071 --> 00:12:21.657
‫که کلارنس به هیچ وجه پدر بچه نبوده.

00:12:21.741 --> 00:12:23.451
‫نه... هیچ رابطه بیولوژیکی نداشتن.

00:12:27.538 --> 00:12:31.250
‫و همین باعث شد که
‫حق و حقوق والد بودنش قطع بشه.

00:12:32.001 --> 00:12:34.211
‫بنابراین ملاقات ها متوقف شد.

00:12:34.295 --> 00:12:36.380
‫درست در همون هفته،

00:12:36.464 --> 00:12:40.050
‫سر و کله یه وانت بار پیدا شد

00:12:40.134 --> 00:12:43.888
‫و این مرد با سرعت
‫5 یا 10 مایل در ساعت

00:12:43.971 --> 00:12:46.056
‫رانندگی می کرد و
‫تمام مدت به من نگاه می کرد.

00:12:46.140 --> 00:12:48.225
‫دارم فکر می کنم،
‫"اون مرد به چه چیزی نگاه می کنه؟"

00:12:48.726 --> 00:12:50.561
‫همچین حسی داشتم.
‫نمیدونم.

00:12:51.228 --> 00:12:53.814
‫و من با DHS تماس گرفتم و گفتم:

00:12:53.898 --> 00:12:58.444
‫"می تونید به من
‫بگید کلارنس هیوز با

00:12:58.527 --> 00:12:59.653
‫چه وسیله ای رانندگی
‫می کنه یا ماشینش چه شکلیه؟"

00:12:59.737 --> 00:13:04.283
‫وقتی برام توصیفش کردن، گفتم
‫"اون مرد جلوی در خونه م بود."

00:13:04.366 --> 00:13:07.119
‫بهم گفتن "تو توهم زدی."
‫و من گفتم،

00:13:07.203 --> 00:13:10.831
‫"نه، من واقعا احساس می
‫کنم یه کاسه ای زیر نیم کاسه ـس."

00:13:18.339 --> 00:13:20.591
‫در 12 سپتامبر سال 1994،

00:13:20.674 --> 00:13:24.345
‫با ما تماس گرفتن و گفتن که
‫یک مرد رو به درختی در جنگل بستن،

00:13:24.428 --> 00:13:26.055
‫دست بند زده شده،
‫با نوار چسب پوشیده شده.

00:13:31.602 --> 00:13:34.939
‫مظنون به طور اتفاقی وارد مدرسه شده.
‫و خواسته که مدیر مدرسه رو ببینه.

00:13:35.022 --> 00:13:36.816
‫گفته که برای بردن پسرش به اونجا اومده.

00:13:36.899 --> 00:13:39.735
‫مظنون یک اسلحه رو
‫تا حدودی از جیبش بیرون آورده.

00:13:39.819 --> 00:13:44.365
‫و گفته که: "من می خوام مایکل را ببرم، و تو
‫به من کمک می کنی تا این کار رو انجام بدم."

00:13:44.448 --> 00:13:46.951
‫به من گفت که آماده مرگم.

00:13:47.034 --> 00:13:49.537
‫اگر بهش کمک نمی کردم،
‫منم زنده نمی موندم.

00:13:51.288 --> 00:13:53.415
‫و سپس وارد کلاس شد، در حالی

00:13:53.499 --> 00:13:55.167
‫که اسلحه رو به سمت
‫مدیر مدرسه نشونه گرفته بود

00:13:55.751 --> 00:13:59.421
‫و مایکل رو به همراه مدیر
‫مدرسه از اونجا ربود.

00:14:00.339 --> 00:14:03.259
‫گفت که: "ما از اینجا بیرون میریم،
‫".وانت شما رو هم می بریم

00:14:03.843 --> 00:14:06.887
‫"و من ازت می خوام که کمی
‫تا داخل جاده خاکی رانندگی کنی."

00:14:08.013 --> 00:14:09.849
‫اونها در نهایت ماشین رو نگه داشتن.

00:14:09.932 --> 00:14:12.226
‫مدیر مدرسه وارد جنگل شده بود

00:14:12.768 --> 00:14:15.229
‫جایی که اون رو به درختی دستبند زده بود

00:14:15.312 --> 00:14:17.565
‫و بعد دور صورت و دهانش رو
‫با چسب نواری چسبونده بود.

00:14:18.858 --> 00:14:20.609
‫درنهایت، بعد از یک مدت،

00:14:20.693 --> 00:14:23.404
‫یک نفر اون رو پیدا کرده و با مسئولین
‫تماس گرفته بود.

00:14:25.656 --> 00:14:28.951
‫پس از پاکسازی صحنه، تصمیم گرفتیم
‫با FBI تماس بگیریم.

00:14:30.619 --> 00:14:35.583
‫روز بعد، مامور جو فیتزپاتریک به
‫دفتر من اومد و خودش رو معرفی کرد.

00:14:42.381 --> 00:14:45.676
‫شما در مسیر بازگشت به
‫خانه در شهر نیویورک بیشتر از

00:14:45.759 --> 00:14:47.761
‫اینجا در اوکلاهاما سیتی با
‫جرم و جنایت مبارزه می کنید.

00:14:49.555 --> 00:14:51.974
‫ما موارد آدم ربایی زیادی در
‫اوکلاهاما نداریم،

00:14:52.057 --> 00:14:55.394
‫اما اگر داشتیم هم،
‫می دونستم که به سراغ من میان.

00:14:56.353 --> 00:14:59.481
‫در موارد آدم ربایی، لازمه که شما
‫در 48 ساعت اول بهبود پیدا کنید.

00:14:59.565 --> 00:15:02.484
‫اگر این کار رو نکنید،
‫شانستون به شدت پایین میاد.

00:15:04.236 --> 00:15:07.656
‫اولین کاری که ما انجام دادیم این بود
‫که یک اعلامیه رسمی منتشر کردیم.

00:15:08.532 --> 00:15:12.369
‫همه آژانس ها در
‫اوکلاهاما به دنبال

00:15:12.453 --> 00:15:13.913
‫پسر جوانی به نام
‫مایکل هیوز بودند.

00:15:13.996 --> 00:15:18.000
‫که توسط فردی که ادعا می
‫کرد پدر بچه است دزدیده شده بود،

00:15:18.083 --> 00:15:19.460
‫کلارنس هیوز.

00:15:22.755 --> 00:15:25.799
‫پرونده اش رو بیرون آوردیم
‫و دیدیم که در سال 1990

00:15:25.883 --> 00:15:29.094
‫اقدام به وصول بیمه نامه
‫عمر همسرش کرده.

00:15:29.678 --> 00:15:34.892
‫اما شماره تامین اجتماعی که داده
‫بود برای مردی به نام فرانکلین فلوید بود.

00:15:35.768 --> 00:15:40.022
‫بنابراین اسم واقعی کلارنس
‫هیوز فرانکلین دلانو فلوید بود.

00:15:42.900 --> 00:15:45.527
‫فرانکلین فلوید اسم های مستعار زیادی داشت.

00:15:48.238 --> 00:15:51.492
‫ترنتون دیویس، وارن
‫مارشال و کلارنس هیوز.

00:15:52.451 --> 00:15:56.622
‫ما همچنین متوجه شدیم که
‫فرانکلین فلوید در halfway house بوده.
‫(اقامتگاهی برای افراد پس از رهایی از بستری شدن)

00:15:56.705 --> 00:15:59.291
‫اینکه او در halfway house بوده به این
‫معنی ـه که از زندان آزاد شده بوده.

00:15:59.375 --> 00:16:01.961
‫بنابراین بلافاصله به دنبال سابقه
‫کیفریش رفتیم.

00:16:03.671 --> 00:16:05.923
‫در سال 1962 دختری رو دزدیده.

00:16:07.466 --> 00:16:10.052
‫در سال 1963 از یک بانک سرقت کرده.

00:16:10.678 --> 00:16:13.931
‫در سال 1972 از یک اقامتگاه ترخیص شده.

00:16:14.515 --> 00:16:17.476
‫سپس در سال 1973 به یک زن حمله کرده.

00:16:18.602 --> 00:16:20.896
‫دستگیر شده، وثیقه
‫گذاشته،

00:16:20.980 --> 00:16:23.399
‫از بعد از اون در دادگاه برای
‫محاکمه حاضر نشده.

00:16:24.400 --> 00:16:29.029
‫از اون زمان تا الان در حال فرار
‫بوده و تقریبا دو دهه ست که فراریه.

00:16:30.406 --> 00:16:31.699
‫نتیجه گیری از
‫همه این اطلاعات با هم،

00:16:31.782 --> 00:16:34.451
‫نشون داد که ما یک مشکل جدی داشتیم.

00:16:35.953 --> 00:16:39.623
‫<i>فرانکلین فلوید ده سال را
‫در دهه 60 در زندان گذرانده.</i>

00:16:39.707 --> 00:16:42.751
‫<i>پس از آزاد شدن، به افسر
‫آزادی مشروط خود گزارش نداده</i>

00:16:42.835 --> 00:16:45.838
‫<i>و برای 17 سال آینده ناپدید شده.</i>

00:16:45.921 --> 00:16:47.921
‫<i>او در متواری بودن متخصص بوده</i>

00:16:47.965 --> 00:16:50.134
‫<i>و می دانسته چگونه هویت خود را پنهان کند.</i>

00:16:56.390 --> 00:16:59.727
‫و سوالات واقعی
‫در مورد مادر پسر بچه که

00:16:59.810 --> 00:17:01.895
‫چهار سال قبل فوت
‫کرده بود وجود داشت.

00:17:01.979 --> 00:17:05.441
‫<i>وقتی همکاران تونیا، در کلوپ رقص لختی
‫در تولسا به نام Passions،</i>

00:17:05.524 --> 00:17:09.153
‫<i>با داستان خود به پلیس مراجعه کردند،</i>

00:17:09.236 --> 00:17:10.779
‫<i>انگشت اتهام به سمت
‫فرانکلین دلانو فلوید نشانه رفت.</i>

00:17:13.615 --> 00:17:18.662
‫وقتی برای اولین بار فهمیدم که تونیا بر اساس
‫تصادف با ماشین کشته شده و راننده فرار کرده،

00:17:18.746 --> 00:17:21.498
‫بیشتر مطمئن شدم که فرانکلین
‫فلوید مرتکب این جرم شده بود.

00:17:22.750 --> 00:17:26.128
‫منظورم اینه که این مرد قرارِ خشن باشه.
‫ گرفتن همچین آدمی باید مشکل باشه.

00:17:30.591 --> 00:17:32.760
‫بخش علوم رفتاری FBI
‫به من گفت یک هفته فرصت دارم.

00:17:32.843 --> 00:17:36.597
‫گفتن بعد از یک هفته
‫فلوید از پسر خسته میشه،

00:17:36.680 --> 00:17:39.475
‫نمی تونه مسئولیتش رو بر عهده بگیره،
‫و میکشتش.

00:17:42.603 --> 00:17:44.998
‫<i>گمان می رود فلوید و پسر
‫جوان در حال رانندگی هستند</i>

00:17:45.022 --> 00:17:47.858
‫<i>آن هم در یک پیکاپ فورد 1994.</i>

00:17:47.941 --> 00:17:52.571
‫<i>شماره برچسب،
‫QCN305، پلاک اوکلاهما.</i>

00:17:53.989 --> 00:17:56.075
‫<i>تونیا هیوز مادر این پسر بود</i>

00:17:56.158 --> 00:17:57.910
‫<i>ربوده شده از مدرسه Choctaw،</i>

00:17:57.993 --> 00:18:02.122
‫<i>اما او در سال 1990 توسط یک
‫ماشین در اوکلاهاما سیتی زیر گرفته شد.</i>

00:18:03.123 --> 00:18:04.958
‫<i>سرنخ های مربوط به مایکل هیوز</i>

00:18:05.042 --> 00:18:08.670
‫<i>باید به FBI به شماره 842-7471 هدایت شود.</i>

00:18:11.006 --> 00:18:17.179
‫در سال 1994، یک گزارش خبری
‫بزرگ در مورد آدم ربایی وجود داشت.

00:18:17.763 --> 00:18:20.099
‫مامانم داشت اخبار رو نگاه میکرد و گفت:

00:18:20.182 --> 00:18:23.310
‫"جنی، اونها اسمش رو چیز دیگه ای گذاشتن.
‫بهش میگن تونیا."

00:18:23.393 --> 00:18:25.938
‫"ولی این شارونه.دارم بهت میگم،
‫شارون تو اخبارِ."

00:18:26.021 --> 00:18:29.566
‫و من اینطوری بودم: "چی شده؟"
‫می دونید، "شارون تو اخبارِ؟"

00:18:29.650 --> 00:18:31.944
‫"دارن باهاش مصاحبه می کنن؟
‫چه خبر شده؟"

00:18:32.027 --> 00:18:33.695
‫و مامانم گفت: نه.

00:18:34.822 --> 00:18:36.490
‫"اون... شارون مرده."

00:18:38.951 --> 00:18:42.204
‫با اف بی آی تماس گرفتم.
‫با خط ویژه تماس گرفتم و گفتم، می دونید،

00:18:43.122 --> 00:18:45.624
‫«یک گزارش خبری بود که در مورد

00:18:46.708 --> 00:18:48.418
‫دختری به نام تونیا بود."

00:18:48.502 --> 00:18:49.586
‫"من می دونم اون کیه."

00:18:49.670 --> 00:18:51.672
‫"اسم اون شارون مارشالِ."

00:18:52.339 --> 00:18:54.424
‫"اون بهترین دوست
‫دوران دبیرستان من بود."

00:19:10.315 --> 00:19:14.319
‫من شارون رو در سال 1984 در
‫اردوی شورای دانش آموزی ملاقات کردم.

00:19:15.445 --> 00:19:17.948
‫من با شارون مارشال همکلاسی بودم.

00:19:18.031 --> 00:19:21.451
‫ما در برنامه استعدادهای درخشان
‫با هم در پارک جنگلی دبیرستان بودیم.

00:19:22.536 --> 00:19:26.748
‫شارون کلاس 86 بود.
‫من کلاس 87 بودم.

00:19:26.832 --> 00:19:29.960
‫من دو سال کامل با او که
‫بهترین دوستم بود زندگی کردم.

00:19:33.630 --> 00:19:35.424
‫اونجا یه دبیرستان معمولی بود.

00:19:35.966 --> 00:19:39.219
‫راهروهای وحشتناک، بچه های دیوونه.

00:19:41.138 --> 00:19:43.765
‫مردم برای سیگار کشیدن
‫مخفیانه می رفتن پارکینگ پشتی.

00:19:45.142 --> 00:19:48.061
‫ما برای دید زدن پسرا
‫میرفتیم فروشگاه خرید.

00:19:49.062 --> 00:19:52.065
‫همه مون موهای بلند
‫و لباس های احمقانه داشتیم.

00:19:52.983 --> 00:19:58.197
‫این حال و هوای عادی دوران
‫دبیرستان شما در دهه 1980 بود.

00:20:02.618 --> 00:20:05.621
‫همه چیز از زمانی شروع شد که من
‫شارون رو توی اون کمپ تابستانی ملاقات کردم.

00:20:05.704 --> 00:20:07.372
‫اون سریعا تبدیل به دوست صمیمی من شد.

00:20:07.456 --> 00:20:10.459
‫من از روز اول احساس می کردم
‫که اون را در تمام زندگیم می شناسم.

00:20:12.878 --> 00:20:15.547
‫روز اولی که وارد کلاس شد رو یادم میاد

00:20:15.631 --> 00:20:18.592
‫چون همه پسر ها اینجوری بودن،
‫"واو!"

00:20:22.221 --> 00:20:25.474
‫اون فقط فوق العاده باهوش بود. عضو ROTC بود.
‫(سپاه آموزش افسران ذخیره)

00:20:26.558 --> 00:20:29.853
‫اون عضو باشگاه علمی بود.
‫عضو برنامه تیزهوشان بود.

00:20:30.354 --> 00:20:32.105
‫اتفاقات زیادی در موردش وجود داشت.

00:20:35.984 --> 00:20:38.403
‫به دوستان شارون رانده شدگان می گفتن.

00:20:39.196 --> 00:20:42.407
‫ما واقعاً اونقدر محبوب نبودیم.
‫ما بچه های با استعداد بودیم.

00:20:42.491 --> 00:20:45.744
‫می دونید، بچه های با استعداد
‫لزوماً محبوب نیستن.

00:20:47.454 --> 00:20:50.374
‫شری، سالنامه تو به اندازه سالنامه
‫من برای امضا شدن بدِ.

00:20:50.457 --> 00:20:52.960
‫"تو واقعا دختر شیرین و عجیبی هستی."

00:20:53.043 --> 00:20:54.253
‫"همینطوری بمون."

00:20:54.336 --> 00:20:56.838
‫"استایل منحصر به فرد خودت
‫رو حفظ کن و خودت باش."

00:20:57.422 --> 00:20:58.840
‫"دوستت دارم، شارون مارشال."

00:21:01.718 --> 00:21:03.428
‫همیشه دنبال آدمی تو سری خور می‌رفت.

00:21:04.930 --> 00:21:06.556
‫خودش هم همینجوری بود.

00:21:08.934 --> 00:21:10.774
‫دبیرستان برای من کمی سخت بود.

00:21:10.852 --> 00:21:12.938
‫من از بقیه بچه ها کوچکتر بودم.

00:21:13.021 --> 00:21:14.648
‫من درگیر هنر بودم.

00:21:15.565 --> 00:21:17.901
‫تقریبا همیشه کتک می خوردم،
‫بهم می گفتن کونی.

00:21:18.026 --> 00:21:19.152
‫این طبیعی بود.

00:21:20.821 --> 00:21:23.991
‫و فقط سال دوم دبیرستان بود که

00:21:24.074 --> 00:21:25.784
‫خاطر وجود چند نفر خوشحال بودم.

00:21:26.618 --> 00:21:28.870
‫و یکی از این افراد
‫شارون مارشال بود.

00:21:30.831 --> 00:21:33.500
‫در دوران مدرسه، همیشه
‫یک یادداشت برای من کنار گذاشت بود

00:21:33.583 --> 00:21:35.210
‫که روش نوشته
‫شده بود: "هی، ری عزیزم."

00:21:35.794 --> 00:21:38.797
‫"امیدوارم روز خوبی داشته باشی.
‫دوستت دارم شارون."

00:21:43.135 --> 00:21:45.554
‫اوم نسبت به سن خودش بسیار بالغ بود.

00:21:46.513 --> 00:21:50.892
‫از همون روز اول خیلی
‫اصرار داشت که می خواد

00:21:50.976 --> 00:21:53.145
‫به جورجیا تک بره و
‫می خواست مهندس هوافضا بشه.

00:21:54.646 --> 00:21:58.442
‫یادم میاد که تلفن زنگ می خورد
‫و داشت پشت تلفن جیغ می‌زد.

00:21:58.525 --> 00:22:00.068
‫"موفق شدم. انجامش دادم."

00:22:00.152 --> 00:22:01.778
‫"من توی جورجیا تک پذیرفته شدم

00:22:01.862 --> 00:22:03.697
‫و بورسیه تحصیلی کامل گرفتم،

00:22:03.780 --> 00:22:06.700
‫من توی بخش مهندسی
‫هوافضا خواهم بود."

00:22:06.783 --> 00:22:11.121
‫خیلی هیجان زده بود.
‫بهترین روز زندگیش بود.

00:22:11.204 --> 00:22:15.042
‫خیلی خوشحال بود.  این تمام چیزی
‫بود که در موردش صحبت می کرد.

00:22:16.752 --> 00:22:19.421
‫پدرش یک آگهی تمام
‫صفحه در سالنامه خرید

00:22:19.504 --> 00:22:22.382
‫تا بهش برای بورسیه تحصیلی
‫در جورجیا تک تبریک بگه.

00:22:22.466 --> 00:22:24.468
‫باباش نوشته بود: "مراقب باش جورجیا تک!"

00:22:25.052 --> 00:22:29.431
‫"سلام، ژنرال آینده نیروی هوایی
‫و مهندس هوانوردی. از طرف بابایی."

00:22:36.938 --> 00:22:38.940
‫پدر و مادرهایی بودند که
‫تبلیغات تمام صفحه می گرفتند

00:22:39.024 --> 00:22:42.194
‫اما همه اون ها از عکسای
‫بچه ها استفاده می کردند و می دونید...

00:22:43.236 --> 00:22:46.490
‫چرا یک پدر باید یه چیزی سکسی
‫برای دخترش انتخاب کنه؟

00:22:47.908 --> 00:22:49.659
‫این هیچ معنایی نمیده.

00:22:51.286 --> 00:22:53.997
‫ما فقط فکر می کردیم پدرش
‫واقعاً سختگیر و واقعاً عجیبه.

00:22:56.416 --> 00:23:00.754
‫اولین باری که پدرش رو دیدم زمانی
‫بود که شارون رو به خونه من آورد.

00:23:00.837 --> 00:23:03.382
‫پدرم رو کنار کشید و ازش پول قرضی خواست.

00:23:04.549 --> 00:23:07.052
‫و پدرم گفت: "به هیچ وجه."

00:23:07.135 --> 00:23:08.136
‫می دونید، "نه."

00:23:08.220 --> 00:23:11.348
‫و این قضیه یه حس بدی
‫به پدر و مادرم منتقل کرد.

00:23:11.431 --> 00:23:12.682
‫و اون تازه روز اول بود.

00:23:15.018 --> 00:23:18.480
‫به من گفت که
‫مادرش با ماشین روی پل برخورد کرده

00:23:18.563 --> 00:23:20.649
‫و وقتی اون
‫کلاس دوم بوده فوت کرده.

00:23:23.485 --> 00:23:26.196
‫اون هر شب مسئول درست کردن شام بود.

00:23:27.155 --> 00:23:30.409
‫اوم... واقعاً اجازه
‫نداشت با تلفن صحبت کنه.

00:23:30.492 --> 00:23:33.870
‫می گفت که: "زیاد به اینجا زنگ نزن مگر
‫اینکه از قبل بدونم که قراره تماس بگیری."

00:23:34.996 --> 00:23:36.289
‫اما من می تونم به تو زنگ بزنم.

00:23:36.873 --> 00:23:38.208
‫به محض اینکه پدرش میومد خونه،

00:23:38.291 --> 00:23:40.585
‫منظورم اینه که
‫واقعاً تو صداش اضطراب بود

00:23:40.669 --> 00:23:42.379
‫و اینجوری بود که میگفت،
‫"باشه، باشه، باید برم."

00:23:42.462 --> 00:23:43.742
‫میدونی؟ تلفن رو قطع می کرد.

00:23:50.011 --> 00:23:52.139
‫و من یادم میاد یک بار
‫بهم زنگ زد

00:23:52.222 --> 00:23:54.057
‫چشماش از حدقه اومده بود بیرون،

00:23:54.141 --> 00:23:55.976
‫و گفت که حامله س.

00:23:57.811 --> 00:24:00.397
‫و من یادم میاد که، اوم، شوکه شده بودم.

00:24:00.480 --> 00:24:03.483
‫میدونی وقتی به من
‫گفت حامله ام گریه میکرد.

00:24:03.567 --> 00:24:05.887
‫و ادامه دادم "اوه خدای
‫من، میخوای چیکار کنی؟"

00:24:08.655 --> 00:24:12.200
‫اینجوری بود که: "خب، نگهش می دارم.
‫اون رو برای فرزندخوندگی نگه میدارم."

00:24:13.702 --> 00:24:16.204
‫اما بابا اجازه نمیده که
‫من الان به دانشگاه برم.

00:24:17.831 --> 00:24:20.810
‫"باید بری، بورس تحصیلی گرفتی.
‫داری میری بخش فنی. خیلی باهوشی."

00:24:20.834 --> 00:24:23.634
‫"تو می خوای یک مهندس هوافضا بشی.
‫همه این کارها را انجام میدی."

00:24:23.670 --> 00:24:25.589
‫اون گفت: یکی باید مراقب بابا باشه.

00:24:30.510 --> 00:24:34.347
‫فکر می‌کنم در واقع این قضیه
‫اون رو له کرد که نتونست به

00:24:34.431 --> 00:24:36.641
‫جورجیا تک بره، چون تمام
‫تلاشش برای همین بود.

00:24:37.767 --> 00:24:39.769
‫منظورم اینه که،
‫ برای همیچین موقعیت همه کار می کرد.

00:24:49.196 --> 00:24:51.114
‫شارون یک روز زنگ زد و گفت:

00:24:51.198 --> 00:24:52.958
‫"ما چند روز دیگه
‫به آریزونا میریم."

00:24:56.578 --> 00:24:58.497
‫و گفت که: "من بچه رو
‫اونجا بدنیا میارم."

00:24:58.580 --> 00:25:01.416
‫و به من گفت که اون رو به
‫فرزندخوندگی میدم.

00:25:01.500 --> 00:25:03.460
‫گفت بابا نمیذاره نگهش دارم.

00:25:17.599 --> 00:25:20.101
‫<i>پلیس می گوید فرانکلین
‫فلوید 51 ساله</i>

00:25:20.185 --> 00:25:21.895
‫<i>وارد نصف النهار هند شده...</i>

00:25:21.978 --> 00:25:24.689
‫<i>تحت تعقیب ترین آمریکایی
‫برای بار دوم</i>

00:25:24.773 --> 00:25:26.149
‫<i>به خاطر ربوده شدن مایکل هیوز
‫اطلاعاتش وارد این برنامه شده</i>

00:25:26.233 --> 00:25:30.237
‫<i>بعد از قسمت شنبه گذشته، برنامه
‫نزدیک به 20 تماس از سمت بینندگان داشت</i>

00:25:30.320 --> 00:25:33.031
‫<i>که ادعا می کردند چیزی در
‫مورد محل اختفای پسر می دانند.</i>

00:25:33.114 --> 00:25:36.952
‫یکی از این نکات، نکته ای هست که
‫ما را به مایکل هیوز می رساند.

00:25:38.328 --> 00:25:40.997
‫وقتی مایکل ناپدید شد،
‫این قضیه در همه شبکه های خبری بود.

00:25:41.081 --> 00:25:44.584
‫و من معتقدم که این زمانی بود
‫که با جو فیتزپاتریک آشنا شدم.

00:25:50.298 --> 00:25:53.677
‫و اوم، من ساعت ها باهاش
‫نشستم و صحبت کردم.

00:25:56.179 --> 00:26:01.351
‫و اون گفت: "جنی، نه تنها اون مرده،
‫بلکه اون کسی نیست که فکر می کنی."

00:26:04.521 --> 00:26:07.399
‫ما عکس های تونیا هیوز
‫رو به اون نشون دادیم.

00:26:07.983 --> 00:26:11.111
‫و اون گفت که این کسیه که
‫به عنوان شارون مارشال می شناسه.

00:26:14.322 --> 00:26:18.410
‫و اوه، این مردی که ما به اسم
‫کلارنس هیوز می شناختیم،

00:26:18.493 --> 00:26:22.080
‫کسی بود که اون به عنوان پدر
‫شارون، وارن مارشال می شناخت.

00:26:24.332 --> 00:26:26.334
‫اون ها فکر می کردند این همسرشه.

00:26:26.418 --> 00:26:28.712
‫گفتند: با هم ازدواج کردند.

00:26:28.795 --> 00:26:33.049
‫و من اینجوری بودم که: "نه، این پدرشه.
‫اونها ازدواج نکردند."

00:26:33.133 --> 00:26:35.176
‫و گفتند: نه عزیزم،
‫اونها باهم ازدواج کردند.

00:26:35.260 --> 00:26:37.887
‫و من اینجوری بودم که "نه. پدرش بود."

00:26:40.265 --> 00:26:45.437
‫ما تصویری از افراد بسیار متفاوتی
‫داشتیم که شارون واقعا چه کسی بود.

00:26:51.276 --> 00:26:53.695
‫بعد از صحبت با جنی فیشر متوجه شدیم،

00:26:53.778 --> 00:26:56.239
‫که تونیا هم اسم مستعار داره.

00:26:59.034 --> 00:27:04.039
‫ما متوجه شدیم که در
‫سال 1989، یک سال قبل از مرگش،

00:27:04.122 --> 00:27:05.624
‫اونها اسم خودشون رو عوض کردند.

00:27:06.416 --> 00:27:08.501
‫شارون مارشال تونیا شد و

00:27:08.585 --> 00:27:12.213
‫وارن مارشال کلارنس هیوز شد.

00:27:13.882 --> 00:27:18.553
‫و اسم هایی که استفاده کردند از
‫روی سنگ قبرهایی در آلاباما برداشته شده.

00:27:20.680 --> 00:27:24.184
‫و سپس با نام های جدید
‫در نیواورلئان ازدواج کردند.

00:27:25.185 --> 00:27:27.979
‫یعنی این مرد با دختر
‫خودش ازدواج کرده.

00:27:29.564 --> 00:27:30.982
‫باور نکردنی بود.

00:27:32.692 --> 00:27:34.194
‫یک سوال منجر به سوال دیگه ای شد.

00:27:34.277 --> 00:27:36.863
‫و بلاخره پلیس متوجه شد که
‫واقعا با چه کسی سر و کار دارد.

00:27:36.946 --> 00:27:39.699
‫<i>بررسی‌ ها نشان داده که او
‫نام های زیادی داشته است،</i>

00:27:39.783 --> 00:27:43.119
‫<i>مثل تونیا د. هیوز
‫و تونیا داون تدلاک.</i>

00:27:43.203 --> 00:27:45.622
‫<i>اما این زن که بود و چه کسی او را کشت؟</i>

00:27:46.748 --> 00:27:47.874
‫اینجا یک سوال بزرگ وجود داره.

00:27:47.957 --> 00:27:52.212
‫در این دوره زمانی بین دبیرستان
‫تا زمانی که اون رو مرده کنار جاده پیدا کردن،

00:27:52.295 --> 00:27:54.631
‫چه اتفاقی برای شارون مارشال افتاده؟

00:27:59.803 --> 00:28:01.429
‫مرگش مشکوک بود.

00:28:03.682 --> 00:28:06.309
‫اما هیچ مدرکی دالِ بر
‫کشته شدنش توسط فلوید وجود نداشت.

00:28:08.937 --> 00:28:10.897
‫چه اتفاقی برای شارون مارشال افتاد؟

00:28:30.542 --> 00:28:32.252
‫من یک بار ازش شنیدم.

00:28:32.335 --> 00:28:34.504
‫که به من گفت، می‌ دونی،
‫"ما داریم یه کمی جابجا میشیم،

00:28:34.587 --> 00:28:36.467
‫می‌خوایم بریم به غرب.
‫ما این کارو می‌ کنیم..."

00:28:36.548 --> 00:28:39.259
‫بلاخره اونها
‫سر از تامپا در آوردن.
‫(شهری در فلوریدا)

00:28:42.554 --> 00:28:46.516
‫اون توی یکی از کلوب های اونجا به
‫عنوان رقصنده مشغول به کار شد.

00:28:49.602 --> 00:28:52.647
‫ در اواخر دهه 1980،
‫Mons Venus،

00:28:52.731 --> 00:28:57.318
‫تنها جایی بود که بزرگسالان
‫ برای سرگرمی می رفتن.

00:29:03.575 --> 00:29:08.705
‫اینجا به عنوان
‫مکانی شناخته می شد

00:29:08.788 --> 00:29:09.914
‫که زیباترین دختران جهان رو داشت.

00:29:10.915 --> 00:29:13.543
‫ما فقط لباس زیر نپوشیده بودیم.

00:29:13.626 --> 00:29:17.046
‫ما لباس زیر زنانه فرانسوی
‫شگفت انگیزی تنمون می کردیم.

00:29:17.130 --> 00:29:18.923
‫ما بهترینِ همه چیز بودیم.

00:29:20.633 --> 00:29:23.887
‫همه رو مجبور می کردیم بیان اینجا.

00:29:24.429 --> 00:29:25.680
‫زنها.

00:29:25.764 --> 00:29:27.182
‫ورزشکارا.

00:29:27.265 --> 00:29:28.349
‫نوازندها.

00:29:29.267 --> 00:29:30.310
‫بازرگانا.

00:29:31.186 --> 00:29:33.188
‫هر شب، برامون مثل یک پارتی بود.

00:29:45.950 --> 00:29:49.996
‫روزی رو به یاد دارم که
‫شارون مارشال از در اومد تو.

00:29:50.538 --> 00:29:53.249
‫اون شبیه یک بچه عروسک زنده به نظر می رسید.

00:29:54.417 --> 00:29:57.504
‫خیلی بی گناه لباس پوشیده بود.

00:29:59.214 --> 00:30:01.132
‫یک لباس توری کامل داشت.

00:30:01.633 --> 00:30:05.804
‫بنابراین مثل بقیه
‫کاملا لخت نبود.

00:30:07.597 --> 00:30:09.641
‫اون واقعاً شبیه یک دختر بچه بود.

00:30:12.477 --> 00:30:14.729
‫بسیار خجالتی بود.

00:30:15.730 --> 00:30:18.191
‫هیچوقت راجع به گذشته
‫خودش صحبت نکرد.

00:30:19.025 --> 00:30:21.194
‫و در مورد خودش هم صحبت نکرد.

00:30:23.822 --> 00:30:26.407
‫ولی من و اون باهم دوست شده بودیم.

00:30:27.075 --> 00:30:31.079
‫و این زمانی بود که
‫دخترای توی کلوپ شروع به

00:30:31.162 --> 00:30:34.958
‫حرف زدن درباره پدرش و
‫رابطه عجیبشون کردند.

00:30:39.128 --> 00:30:44.050
‫پدر شارون بهش گفته بود
‫که باید در مورد پارتی هایی که

00:30:44.133 --> 00:30:46.219
‫که من جور می کردم
‫پرس و جو کنه.

00:30:46.302 --> 00:30:49.013
‫می خواستم بهم بگه که تو
‫این پارتی ها می تونه حضور داشته باشه.

00:30:56.020 --> 00:30:58.523
‫یه باشگاه برای میلیونر ها بود

00:30:58.606 --> 00:31:02.402
‫و پارتی گرفتن ساده ترین کاری بود
‫که می کردی.

00:31:03.111 --> 00:31:06.739
‫تو با سه تا آهنگ می رقصی و خبری از
‫لپ دنسینگ هم نبود.

00:31:06.823 --> 00:31:08.408
‫کسی بهت دست نمیزد.

00:31:08.491 --> 00:31:12.537
‫و با 500 تا 1000
‫دلار از اونجا میومدی بیرون.

00:31:12.620 --> 00:31:15.665
‫و این اولین مهمونی بود
‫که شارون رو هم با خودم بردم اونجا.

00:31:18.459 --> 00:31:21.045
‫یکی از مردها به من گفت،

00:31:21.713 --> 00:31:25.842
‫"بهتره بری شارون رو بیاری
‫و من می خوام که همین الان از اینجا بره."

00:31:25.925 --> 00:31:28.261
‫"اون جلوی دستشویی زنانه س."

00:31:29.554 --> 00:31:32.056
‫بیرون، دم در وایستاده بود،

00:31:32.640 --> 00:31:38.563
‫و در ازای 50 دلار به این
‫مردها خدمات جنسی ارائه می کرد.

00:31:40.732 --> 00:31:45.904
‫گفت که: "خب، پدرم به من گفت این
‫کار رو انجام بدم و برای من کاندوم خرید."

00:31:47.572 --> 00:31:49.157
‫این منزجر کننده بود.

00:31:49.240 --> 00:31:51.200
‫باورم نمی شد

00:31:52.535 --> 00:31:53.535
‫که یک مرد

00:31:54.662 --> 00:31:57.040
‫دخترش رو در چنین
‫موقعیتی قرار بده.

00:32:08.593 --> 00:32:10.845
‫شارون هرگز به من نگفت که حامله است،

00:32:10.929 --> 00:32:13.222
‫اما کم کم مشخص شد.

00:32:24.317 --> 00:32:28.237
‫رابطه شارون با
‫پسرش مایکل زیبا بود.

00:32:29.280 --> 00:32:31.240
‫اون یه مادر فوق العاده بود.

00:32:31.324 --> 00:32:33.409
‫خیلی باهاش ​​درگیر بود

00:32:34.410 --> 00:32:37.830
‫و فقط جوری که بهش نگاه می کرد.

00:32:38.873 --> 00:32:40.083
‫فکر کنم همین بود...

00:32:40.792 --> 00:32:43.711
‫این بهترین اتفاقی
‫بود که برای اون افتاد.

00:33:02.146 --> 00:33:04.899
‫وقتی 15 ساله بودم، شروع
‫به نگهداری از مایکل کردم.

00:33:05.858 --> 00:33:07.110
‫اون رفیق من بود.

00:33:09.112 --> 00:33:12.824
‫سر هامون رو بهم می چسبوندیم.
‫پیشانی به پیشانی.

00:33:15.201 --> 00:33:17.662
‫به هم خیره می شدیم.
‫داوو!

00:33:18.830 --> 00:33:20.039
‫آه واه واه واه.

00:33:20.123 --> 00:33:23.084
‫دهنش رو میزاشت روی گونه ام.
‫آه واه واه واه.

00:33:23.835 --> 00:33:25.253
‫خیلی نازنین بود.

00:33:35.388 --> 00:33:38.683
‫من اینجا در پارک خانه موبایل گلدن لنترن
‫در فلوریدا زندگی می کردم.

00:33:39.183 --> 00:33:43.187
‫و تقریباً در فاصله یک بلوک از
‫شارون و وارن مارشال زندگی می کردم.

00:33:44.731 --> 00:33:47.316
‫تریلر شارون و وارن عادی بود.

00:33:47.400 --> 00:33:50.153
‫دو خوابه، یک حمام.
‫تریلر با اندازه متوسط.

00:33:50.236 --> 00:33:52.655
‫وارن روی تخت خواب،
‫در اتاق نشیمن می خوابید.

00:33:52.739 --> 00:33:54.449
‫شارون اتاق پشتی رو داشت.

00:33:54.532 --> 00:33:57.744
‫و سپس اتاق جلوی
‫وسط خونه مالِ مایکل بود.

00:34:00.163 --> 00:34:02.915
‫او گهواره نداشت.
‫من همیشه فکر می کردم این عجیبه.

00:34:02.999 --> 00:34:04.500
‫اون یه چیزی شبیه به تخت پشه بند داشت.

00:34:04.584 --> 00:34:09.297
‫جالب اینجاست که اونها فامیل نداشتند.
‫و فقط یک یا دو رفیق داشتند.

00:34:10.506 --> 00:34:12.717
‫شارون دوستی به نام شریل داشت.

00:34:13.342 --> 00:34:17.638
‫اون هفته ای یک تا سه بار به
‫خانه شارون و وارن می اومد.

00:34:19.140 --> 00:34:22.226
‫و همیشه خوب لباس می پوشید
‫و ناخن هاش رو مرتب می کرد.

00:34:22.310 --> 00:34:24.062
‫دختر خیلی خوبی بود.

00:34:24.145 --> 00:34:27.982
‫واقعا دختر خوبی بود.
‫با ماشین کوروت خودش میومد وارد پارک میشد.

00:34:28.066 --> 00:34:29.525
‫ماشین زیبایی بود.

00:34:29.609 --> 00:34:32.987
‫من رو توی استخر می دید
‫و برام دست تکون می داد.

00:34:33.071 --> 00:34:35.573
‫و به عنوان یک نوجوون 15 ساله،
‫فردی به زیبایی اون،

00:34:35.656 --> 00:34:37.366
‫بهتون احساس خوبی می داد،

00:34:37.450 --> 00:34:42.455
‫که کسی با اون سطح کلاس و ظاهر،
‫بهتون سلام می کرد.

00:34:45.083 --> 00:34:48.169
‫شریل زیبا بود.

00:34:48.252 --> 00:34:49.962
‫ایتالیایی بود.

00:34:50.046 --> 00:34:54.759
‫اون موهای بلند، زیبا،
‫پرپشت و مشکی داشت.

00:34:54.842 --> 00:34:58.554
‫قیافه ای وحشی داشت، اما
‫واقعاً وحشی نبود. خیلی ساده لوح بود.

00:35:00.973 --> 00:35:03.601
‫اون برنده مسابقه زیبایی شده بود.

00:35:03.684 --> 00:35:06.854
‫و کلوپ pack 'n play رو
‫به عنوان یک پله ترقی می دید.

00:35:10.358 --> 00:35:13.111
‫امیدوار بود که یک مدل بشه.

00:35:13.194 --> 00:35:14.904
‫می خواست روی کاور پلی بوی باشه.

00:35:16.656 --> 00:35:22.245
‫اما بعد متوجه شدم که
‫شریل با شارون و پدرش،

00:35:22.328 --> 00:35:25.248
‫رفت و آمد داشت و
‫من نگران امنیتش بودم.

00:35:29.877 --> 00:35:32.296
‫یک شب داشتیم
‫کشتی کج تماشا می کردیم.

00:35:32.380 --> 00:35:35.550
‫و وارن رفت تا یک ویدیو
‫بذاره تا بتونیم ضبطش کنیم.

00:35:35.633 --> 00:35:37.552
‫و اون موقع بود که دیدم

00:35:38.177 --> 00:35:41.264
‫شارون و شریل توی ساحل هستن.

00:35:41.347 --> 00:35:42.390
‫بدون تاپ،

00:35:43.808 --> 00:35:44.976
‫و داشتن میرقصیدن.

00:35:48.020 --> 00:35:51.816
‫فقط یادم میاد که اونجا نشستم
‫و گفتم: "این شارونه."

00:35:51.899 --> 00:35:54.735
‫"داره از دختر خودش بدون لباس فیلم میگیره؟"

00:35:59.198 --> 00:36:01.868
‫و بعد وارن متوجه شد، "اوه
‫لعنتی! من باید..." می دونید؟

00:36:01.951 --> 00:36:04.412
‫"هیچوقت درباره این فیلم با کسی صحبت نکن.
‫این چیزی نیست..."

00:36:04.495 --> 00:36:07.165
‫"این فقط برای سرگرمی بود."
‫من اینجوری بودم که "باشه."

00:36:10.042 --> 00:36:12.628
‫"آره، من... باید برم. بیشتر از این نباید بیرون باشم."

00:36:15.131 --> 00:36:17.717
‫یکی از دخترها در
‫مورد ویدیو به من گفت.

00:36:18.843 --> 00:36:21.971
‫وقتی شریل اومد، از دستش عصبانی شدم.

00:36:25.808 --> 00:36:31.772
‫و اون بهم گفت که پدر شارون
‫بهش گفته: "بزار ازت عکس بگیرم."

00:36:31.856 --> 00:36:35.943
‫"من این فیلم رو ازت
‫می ‌گیرم اون رو برای

00:36:36.027 --> 00:36:37.695
‫پلی‌بوی ارسال می‌کنم و
‫تو یک ستاره میشی."

00:36:47.246 --> 00:36:51.709
‫و گفت: "اون سعی می کرد با
‫من رابطه جنسی داشته باشه."

00:36:51.792 --> 00:36:54.587
‫"و من نمی خواستم باهاش رابطه جنسی داشته باشم."

00:36:56.047 --> 00:36:57.965
‫"من داشتم باهاش مبارزه می کردم."

00:37:01.093 --> 00:37:03.429
‫"و یهو عوض شد

00:37:03.930 --> 00:37:06.015
‫و بسیار خشمگین شد."

00:37:10.603 --> 00:37:13.814
‫من فقط بهش گفتم: "من نمی تونم
‫از تو در برابر اونها محافظت کنم."

00:37:13.898 --> 00:37:15.775
‫"باید از اونها دوری کنی."

00:37:22.949 --> 00:37:26.452
‫اما ناگهان شارون
‫و پدرش ناپدید شدند.

00:37:28.663 --> 00:37:31.958
‫دیگه سر کار حاضر نشد.
‫و هرگز چیزی در اینباره نگفت.

00:37:33.751 --> 00:37:37.588
‫من فکر می کردم اونها باید از این شهر رفته باشند
‫چون حرفای زیاده پشت سرشون زده می شد.

00:37:38.923 --> 00:37:41.133
‫و ما سعی می کردیم
‫اون از دستش خلاص کنیم.

00:37:43.844 --> 00:37:46.472
‫اما بچه هیچوقت
‫از جلوی چشم مادرش دور نشد.

00:37:47.515 --> 00:37:50.226
‫و از این بابت براش می ترسید.

00:37:50.309 --> 00:37:53.271
‫امکان نداشت مایکل رو ول کنه.

00:38:21.382 --> 00:38:25.970
‫جنیفر فیشر در تمام اون سالها نمی دونست
‫ چه اتفاقی برای شارون افتاده.

00:38:27.847 --> 00:38:31.434
‫من بهش گفتم، در اون زمان ما هیچ
‫سرنخی نداشتیم، که بدونیم چه خبره.

00:38:31.517 --> 00:38:33.144
‫ما فکر می کردیم پدرش فقط یک آدم عجیب و غریبه.

00:38:34.145 --> 00:38:38.274
‫اما یادم میاد یک روز شارون از من
‫خواست که شب رو تو خونه اونها باشم.

00:38:38.357 --> 00:38:39.650
‫پدرم خارج از شهر بود.

00:38:39.734 --> 00:38:42.820
‫مامانم گفت: "فقط
‫همین یک بار بهت اجازه

00:38:42.903 --> 00:38:44.196
‫میدم بری اونجا و شب
‫رو باهاش باشی."

00:38:44.280 --> 00:38:46.032
‫"و به پدرت چیزی در اینباره نگو".

00:38:47.575 --> 00:38:48.909
‫مامانم منو رسوند جلوی خونشون.

00:38:50.244 --> 00:38:53.247
‫داشتیم لباس عوض می کردیم
‫تا برای خواب آماده بشیم.

00:38:53.331 --> 00:38:55.082
‫یکی از کشوهاش رو
‫باز کرد و تمام این لباس های

00:38:55.166 --> 00:38:58.753
‫زیر زنانه خیلی خیلی جذاب رو بیرون آورد.

00:38:59.795 --> 00:39:02.590
‫و گفت: "اوه، بابا این چیزها رو برای من می
‫خره و به من اجازه میده اونها رو داشته باشم."

00:39:02.673 --> 00:39:07.261
‫گفتم: وای خدای من اینا خوشگلن.
‫ولی اوه چرا اینارو نگه میداری؟

00:39:08.346 --> 00:39:11.640
‫بهم گفتم "من نگهشون میدارم چون قشنگن."

00:39:14.518 --> 00:39:15.770
‫و اوم...

00:39:20.941 --> 00:39:22.693
‫اون با یه اسلحه وارد شد.

00:39:26.072 --> 00:39:29.617
‫تو خونشون در نداشتن. پرده داشتن.
‫هیچ دری وجود نداشت.

00:39:30.451 --> 00:39:32.286
‫و با یه اسلحه وارد شد.

00:39:33.871 --> 00:39:36.457
‫و به ما اشاره کرد و
‫گفت: شماها دارید چیکار می کنید؟

00:39:36.540 --> 00:39:38.501
‫منظورم اینکه سرمون داد کشید.

00:39:38.584 --> 00:39:39.585
‫من جیغ زدم.

00:39:39.668 --> 00:39:44.173
‫اوم، ما فقط لباس زیر داشتیم.
‫ما... تازه داشتیم لباس عوض می کردیم.

00:39:44.256 --> 00:39:47.718
‫لباس تنم نبود.
‫هر چی داشتم جلوی بدنم گرفتم.

00:39:49.345 --> 00:39:52.515
‫و اون شروع به خندیدن کرد.
‫خنده های دیوانه وار، شیطانی.

00:39:52.598 --> 00:39:55.017
‫و بعد گفت: "من برمی گردم."
‫و رفت بیرون.

00:39:55.559 --> 00:39:58.020
‫و من به شارون نگاه
‫کردم و اون... اون فقط خندید.

00:39:58.104 --> 00:39:59.647
‫"اوه، بابا فقط احمق بازی در میاره."

00:40:07.905 --> 00:40:09.782
‫بعد ما لباسامون رو عوض کردیم
‫و اون برگشت.

00:40:11.450 --> 00:40:12.827
‫و هنوز اسلحه رو همراهش داشت.

00:40:13.577 --> 00:40:15.371
‫و به من دستور داد
‫که روی کیسه خواب

00:40:15.454 --> 00:40:18.582
‫روی زمین دراز بکشم و
‫بالشی روی سرم بزارم.

00:40:19.208 --> 00:40:20.209
‫و من این کارو کردم.

00:40:22.169 --> 00:40:24.588
‫و با سر اسلحه بهش تجاوز کرد.

00:40:27.842 --> 00:40:29.176
‫و منم توی اتاق بودم.

00:40:37.518 --> 00:40:40.146
‫بعد از اون صحبت نکردیم.
‫بلند شد و رفت.

00:40:41.021 --> 00:40:42.982
‫من همینجوری... اونجا دراز کشیده بودم.

00:40:44.275 --> 00:40:48.487
‫صبح روز بعد اومد و
‫منم حسابی بغل کرد،

00:40:48.571 --> 00:40:49.697
‫و بهم گفت،

00:40:50.322 --> 00:40:51.740
‫"بابا همینطوریه."

00:40:52.825 --> 00:40:56.078
‫گفت: "من خوبم تو خوبی."

00:40:56.620 --> 00:40:58.330
‫بهش گفت: "فقط ولش کن."

00:41:04.920 --> 00:41:07.673
‫من هیچ وقت به کسی
‫حرفی نزدم چون ترسیده بودم.

00:41:12.344 --> 00:41:14.847
‫سخته چون در طول این سال ها،

00:41:14.930 --> 00:41:19.101
‫دردناک ترین چیز در زندگی من همین بوده.

00:41:19.185 --> 00:41:21.395
‫این قضیه شخصیت من رو تغییر داد.

00:41:22.104 --> 00:41:24.106
‫نگاه من به دنیا رو تغییر داد.

00:41:24.190 --> 00:41:26.108
‫همه چیز رو در مورد من تغییر داد.

00:41:37.828 --> 00:41:40.706
‫من کسی رو نمی شناسم که به

00:41:40.789 --> 00:41:42.833
‫اندازه اون زندگی بدی داشته باشه.

00:41:43.667 --> 00:41:45.961
‫از این واقعیت متنفر بودم که

00:41:46.921 --> 00:41:51.592
‫اون در کودکی مورد آزار جنسی قرار گرفته.

00:41:53.219 --> 00:41:57.139
‫و بعد، به کلوپ های رقص لختی فرستاده شده

00:41:57.223 --> 00:42:00.601
‫تا برقصه و براش امرار معاش کنه.

00:42:01.435 --> 00:42:03.103
‫و این باعث شد که من براش دلسوزی کنم.

00:42:03.187 --> 00:42:05.147
‫دردم گرفته بود... خیلی براش درد کشیدم.

00:42:05.231 --> 00:42:09.443
‫من نمی تونم تصور کنم کسی برای

00:42:09.527 --> 00:42:11.487
‫مدت طولانی تحت چنین شرایطی بوده باشه.

00:42:28.170 --> 00:42:32.299
‫ما می دونستیم که فلوید علیه شارون
‫مرتکب جنایات جنسی شده.

00:42:33.592 --> 00:42:38.556
‫و ما می دونیم که اون سابقه آدم ربایی،
‫تجاوز و خشونت رو داشته.

00:42:39.723 --> 00:42:41.517
‫مثل همیشه این یک الگو بود.

00:42:43.978 --> 00:42:46.564
‫اون در سال 1962 محکوم شده بود

00:42:46.647 --> 00:42:49.567
‫به ربودن یک دختر چهار ساله و تجاوز بهش.

00:42:51.318 --> 00:42:53.487
‫محکوم به پدوفیلی بود،

00:42:54.947 --> 00:42:58.492
‫در دهه 1990 دوباره به یک زن حمله کرده بود.

00:42:58.576 --> 00:43:02.621
‫بنابراین ما شروع به دیدن الگوی
‫خشونت و سوء استفاده کردیم.

00:43:06.125 --> 00:43:08.168
‫اما مروری بر گذشته فلوید،

00:43:08.877 --> 00:43:11.380
‫واضح بود که یه چیزی مشکل داشت.

00:43:16.218 --> 00:43:18.095
‫یک مامور با یکی از همسایه ها اومد

00:43:18.679 --> 00:43:22.975
‫که فرانکلین فلوید رو در دهه
‫1970 در اوکلاهما سیتی می شناخت.

00:43:24.977 --> 00:43:26.812
‫و همسایه یک عکس داشت

00:43:28.606 --> 00:43:32.651
‫از فلوید با شارون زمانی که
‫او تقریباً 5 یا 6 ساله بود.

00:43:34.153 --> 00:43:38.198
‫بخش علوم رفتاری به من گفت
‫این یک تصویر معمولی از یک

00:43:38.282 --> 00:43:41.076
‫کودک آزار دیده ست، چرا که دختر
‫غمگین به نظر میرسه و نمی‌خندخ.

00:43:41.994 --> 00:43:44.246
‫بنابراین ما به جدول زمانی نگاه کردیم.

00:43:46.332 --> 00:43:51.337
‫و ما متوجه شدیم که شارون در
‫سال 1990 زمانی که 20 ساله بود فوت شده بود.

00:43:51.420 --> 00:43:55.591
‫به این معنی که او در حدود سال های
‫1969 یا 1970 به دنیا آمده بود.

00:43:56.091 --> 00:43:59.928
‫فلوید از سال 1963 تا 1972 در زندان بود.

00:44:02.848 --> 00:44:07.394
‫هیچ راهی وجود نداشت که اون
‫پدر بیولوژیکی شارون باشه.

00:44:07.895 --> 00:44:09.605
‫منظورم اینه که اون بچه دار نمی شد...

00:44:10.230 --> 00:44:13.233
‫منطقی نبود که دختر مال اون باشه.

00:44:14.943 --> 00:44:16.904
‫فلوید سابقه آدم ربایی داشت.

00:44:16.987 --> 00:44:21.450
‫پس وقتی عکس رو دیدم گفتم: وای خدای
‫من احتمالا اون رو هم ربوده بود.

00:44:27.539 --> 00:44:31.669
‫ما نگران بودیم که اون در
‫کودکی ربوده شده باشه و

00:44:31.752 --> 00:44:35.422
‫در تمام این دوره زمانی،

00:44:35.506 --> 00:44:37.174
‫در بازداشت فرانکلین
‫فلوید نگه داشته شده باشه.

00:44:39.426 --> 00:44:41.595
‫اون دختر رو بیش از 15 سال نگه داشته بود.

00:44:44.515 --> 00:44:49.603
‫من می دوستم، در این مرحله، نام واقعی
‫او شارون مارشال یا تونیا هیوز نبود.

00:44:51.689 --> 00:44:54.108
‫اما نمی دونستم که واقعاً کیه،

00:44:55.275 --> 00:44:56.402
‫والدینش چه کسانی هستن،

00:44:57.653 --> 00:44:58.862
‫از کجا اومده،

00:44:58.946 --> 00:45:00.406
‫اسم واقعیش چی بوده.

00:45:01.448 --> 00:45:02.658
‫هیچی نمی دونستیم.

00:45:06.537 --> 00:45:10.582
‫با دونستن این چیزا در معده تون
‫احساس اذیت می کنید

00:45:11.750 --> 00:45:14.211
‫چرا که این مورد وحشتناک بدتر شده.

00:45:16.839 --> 00:45:19.550
‫بنابراین فکر کردیم که مایکل
‫حتما در خطر قرار داره.

00:45:22.761 --> 00:45:25.389
‫می دونستیم که باید عمل کنیم،
‫و سریعا وارد عمل بشیم.

00:45:33.230 --> 00:45:36.483
‫فرانکلین فلوید به مدت 17
‫سال یک فراری فدرال بود.

00:45:36.567 --> 00:45:38.944
‫بنابراین می دونستیم که پیدا کردن اون سخته

00:45:39.027 --> 00:45:40.529
‫اون جایی در اون بیرون بود.

00:45:41.280 --> 00:45:44.324
‫و خداوند اون مأموران FBI رو
‫رحمت کنه که پرونده ش رو به دست گرفتن،

00:45:44.408 --> 00:45:50.122
‫و تصمیم گرفتند، "ما
‫باید این کار رو انجام بدیم."

00:45:50.789 --> 00:45:53.083
‫جو فیتزپاتریک نقشه ای ارائه کرد.

00:45:53.584 --> 00:45:55.586
‫در هر پرونده جنایی مانند
‫این، بهترین نشونه شما

00:45:55.669 --> 00:45:59.089
‫اینه که این شخص در آینده
‫کاری رو انجام میده

00:45:59.173 --> 00:46:01.133
‫که در گذشته هم اون رو انجام داده.

00:46:02.843 --> 00:46:04.970
‫این مرد نام های مستعار زیادی
‫داشت و افرادی مثل اون،

00:46:05.053 --> 00:46:09.600
‫تمایل دارن همون کار رو
‫بارها و بارها تکرار کنند.

00:46:09.683 --> 00:46:11.226
‫اونها معمولاً یک الگو دارند.

00:46:13.228 --> 00:46:15.731
‫من فکر کردم که اون از همون
‫نام مستعار استفاده میکنه.

00:46:15.814 --> 00:46:18.484
‫فکر کردم به جاهایی
‫که قبلا رفته بود میره.

00:46:18.567 --> 00:46:20.778
‫فینیکس، فلوریدا،
‫جورجیا و... و کنتاکی.

00:46:21.945 --> 00:46:24.990
‫بنابراین من تمام
‫اسم های مستعارش رو توقیف کردم.

00:46:25.949 --> 00:46:27.910
‫اونها به تمام ایالت های
‫مختلف که اون در اونجا

00:46:27.993 --> 00:46:32.623
‫گواهینامه رانندگی را با نام های مختلف
‫دریافت کرده بود، هشدار دادن.

00:46:32.706 --> 00:46:35.417
‫با این فکر که ممکنه سعی
‫کنه گواهینامه رانندگیش رو تمدید کنه.

00:46:39.505 --> 00:46:40.756
‫مطمئناً

00:46:41.381 --> 00:46:44.468
‫گواهینامه رانندگیش رو
‫تحت اسم وارن مارشال

00:46:44.551 --> 00:46:46.261
‫در لوئیزویل، کنتاکی تمدید کرد.

00:46:50.641 --> 00:46:52.100
‫و من به کنتاکی پرواز کردم،

00:46:52.935 --> 00:46:57.397
‫و ما یک نماینده در لوئیزویل داشتیم
‫که لباس UPS رو به تن کرده بود.
‫(شرکت پست آمریکایی)

00:46:59.733 --> 00:47:03.695
‫روند دستگیری
‫باید تحویل گواهینامه

00:47:03.779 --> 00:47:05.656
‫رانندگی به اون و دستگیریش
‫در اون زمان باشه.

00:47:16.416 --> 00:47:18.544
‫ما گواهینامه رانندگی رو تحویل دادیم.

00:47:23.924 --> 00:47:25.467
‫و ماموران اون رو محاصره کردند

00:47:26.218 --> 00:47:27.970
‫و بازداشتش کردن.

00:47:41.859 --> 00:47:45.737
‫بلافاصله پس از دستگیری،
‫ماموران به محل سکونت

00:47:45.821 --> 00:47:47.281
‫او رفتند و با همه
‫همسایه ها صحبت کردن.

00:47:47.364 --> 00:47:49.783
‫فلوید حدود شش هفته
‫در این ساختمان آپارتمانی

00:47:49.867 --> 00:47:52.703
‫فرسوده، درست در شرق
‫مرکز شهر لویزویل زندگی کرده بود.

00:47:52.786 --> 00:47:56.039
‫اوقندری زمان نبرده که همسایه هاش
‫چیزی درباره اون بدونن.

00:47:56.123 --> 00:47:58.500
‫تا اونجا که من می دونم، او
‫حتی با کسی صحبت نمی کرد.

00:47:58.584 --> 00:48:00.043
‫فقط میومد و میرفت.

00:48:00.127 --> 00:48:04.131
‫با کسی در مورد خانواده یا
‫این چیزها صحبت نکرده بود، پس...

00:48:04.214 --> 00:48:06.216
‫هیچ کس مایکل رو ندیده بود.

00:48:07.175 --> 00:48:11.388
‫من با همکاراش در شغل های
‫قبلیش صحبت کردم

00:48:11.471 --> 00:48:13.223
‫قبلا به عنوان یک نقاش کار می کرده.

00:48:14.391 --> 00:48:15.809
‫هیچ کس مایکل رو ندیده بود.

00:48:17.936 --> 00:48:19.646
‫او یک بلیط اتوبوس از آتلانتا،

00:48:19.730 --> 00:48:23.442
‫جورجیا به لوئیزویل، کنتاکی داشت

00:48:23.525 --> 00:48:25.819
‫که فقط برای یک نفر بود.

00:48:34.036 --> 00:48:36.246
‫او پسر منه، من اون رو خیلی دوست دارم.

00:48:38.123 --> 00:48:39.666
‫امیدوارم پیداش کنند.

00:48:40.500 --> 00:48:45.172
‫روز بعد، اون رو نشوندم و...
‫و پرسیدم که آیا مایکل هنوز زنده ست؟

00:48:47.507 --> 00:48:49.509
‫و ادعا کرد که هست.

00:48:49.593 --> 00:48:52.095
‫بهم گفت که اون رو به یک
‫آدم ثروتمند داده.

00:48:52.179 --> 00:48:55.307
‫هیچ فرد ثروتمندی وجود نداره که
‫با فرانکلین فلوید کاری داشته باشه.

00:48:56.892 --> 00:49:00.854
‫اینها همه اظهارات مضحکی بودند.
‫این حرف ها یکی دیگه از دروغ هاش بود.

00:49:08.195 --> 00:49:11.615
‫در این مرحله، من مطمئن
‫شدم که مایکل مرده.

00:49:11.698 --> 00:49:15.786
‫اما اون.. بچه است و تو...
‫امیدواری که اشتباه کرده باشی.

00:49:19.206 --> 00:49:20.207
‫دلمون برای مایکل تنگ شده.

00:49:21.875 --> 00:49:23.293
‫اون برای ما مثل یک پسرِ.

00:49:27.172 --> 00:49:28.340
‫مایکل، ما تو رو دوست داریم.

00:49:29.091 --> 00:49:32.344
‫اوه، اگه می دونستیم کجا می تونیم
‫پیدات کنیم، میومدیم و می بردیمت.

00:49:32.427 --> 00:49:33.679
‫اما نمی دونیم کجایی.

00:49:36.223 --> 00:49:40.978
‫خیلی وقت‌ ها پیش می اومد که
‫توی جاده رانندگی می‌کردیم و

00:49:41.061 --> 00:49:43.271
‫بچه‌ای رو توی ماشین می‌ دیدم
‫که موهاش همرنگ مایکل بود،

00:49:43.355 --> 00:49:45.774
‫و سعی می کردم برم کنارش
‫و می دیدم که مایکل نیست.

00:49:45.857 --> 00:49:47.359
‫اما... اما همیشه این تصور هست،

00:49:48.151 --> 00:49:50.320
‫تا زمانی که به قاطعیت برسی،

00:49:50.404 --> 00:49:53.490
‫همیشه این تصور وجود داره
‫که شاید اون هنوزم اون بیرون باشه.

00:49:54.658 --> 00:49:56.201
‫یه چیزی در مورد مایکل وجود داره.

00:49:56.284 --> 00:50:01.248
‫طرز نگاهش، چشمای درشت قهوه ایش
‫که نشون دهنده عشقیه که اون به ما داره.

00:50:01.331 --> 00:50:05.127
‫ما هم عاشقش هستیم و
‫فقط می‌ خوایم که اون رو برگردونیم پیش خودمون.

00:50:16.013 --> 00:50:17.973
‫وقتی این پرونده برای
‫محاکمه تنظیم شد،

00:50:18.056 --> 00:50:22.728
‫متوجه شدیم که متهم کردن قتل مایکل
‫بدست فلوید ضعیفه.

00:50:22.811 --> 00:50:24.479
‫چون جسدی نداشتیم.

00:50:24.980 --> 00:50:26.690
‫مورد سختی برای برنده شدن تو دادگاه بود.

00:50:32.654 --> 00:50:35.532
‫شما می تونید پرونده قتل
‫رو بدون جسد تشکیل بدید.

00:50:35.615 --> 00:50:37.535
‫اما می دونستیم که اگر قرارِ
‫محکومیتی براش ببریم،

00:50:37.617 --> 00:50:39.828
‫بدون شک باید قاتل بودنش رو ثابت کنیم.

00:50:39.911 --> 00:50:41.163
‫و در این مرحله،

00:50:42.414 --> 00:50:43.498
‫این کار ریسک بود.

00:50:43.582 --> 00:50:48.253
‫بنابراین، چیزی که به نظر می رسید
‫یک مورد کاملاً ساده و آسون برای اثبات باشه

00:50:48.336 --> 00:50:52.424
‫واقعاً کیس آسونی نبود.
‫موانعی داشتیم که بر اونها غلبه کرده بودیم.

00:50:53.050 --> 00:50:56.428
‫پس ما اون رو به ربودن
‫مایکل هیوز، سرقت خودرو،

00:50:56.511 --> 00:50:59.639
‫و استفاده از سلاح گرم در
‫حین سرقت خودرو متهم کردیم.

00:50:59.723 --> 00:51:03.351
‫که حداقل پنج سال حبس
‫اجباری به محکومیتش اضافه می کرد.

00:51:03.435 --> 00:51:06.772
‫ما همچنین اون رو به
‫دلیل استفاده از سلاح گرم

00:51:06.855 --> 00:51:10.275
‫در حین ارتکاب به آدم ربایی
‫به جرم دوم متهم کردیم.

00:51:10.901 --> 00:51:13.236
‫که این کار 25 سال
‫زندانی اضافی براش برید.

00:51:16.198 --> 00:51:19.868
‫اولین باری که اون رو دیدم زمانی بود که
‫اون رو به دادگاه فدرال اسکورت می کردن.

00:51:19.951 --> 00:51:23.747
‫اون یه نگاه خالی و مرگبار داشت.

00:51:24.581 --> 00:51:27.834
‫اون نگاه خیره مثل نگاه چارلی منسون بود.
‫(تبهکار آمریکایی که به عنوان رهبر فرقه خانوادهٔ منسون در دههٔ ۱۹۶۰ میلادی در کالیفرنیا فعال بود)

00:51:28.335 --> 00:51:29.836
‫نگاهش برام ترسناک بود.

00:51:32.339 --> 00:51:35.008
‫آیا عدالت براتون اجرا
‫میشه، آقای فلوید؟

00:51:40.555 --> 00:51:45.310
‫فلوید شروع به دفاع از
‫خودش کرد و... بسیار پرخاشگر بود،

00:51:45.393 --> 00:51:46.770
‫و سؤالات احمقانه ای می پرسید.

00:51:49.106 --> 00:51:52.109
‫اون می‌ دونست که این قاضی ممکنه
‫بهش اجازه بده تا در مورد پرونده‌ اش

00:51:52.192 --> 00:51:56.404
‫بحث کنه و چیزی که ما اون رو به اسم
‫نمایندگی ترکیبی می شناسیم داشته باشه.

00:51:56.488 --> 00:51:59.407
‫می خواست بلند بشه و ماجرا رو تعریف کنه.
‫می خواست حرف بزنه.

00:51:59.950 --> 00:52:02.577
‫و تنها راهی که می تونست
‫بدون حضور در جایگاه شاهد

00:52:02.661 --> 00:52:04.746
‫این کار رو انجام بده این بود
‫که بتونه با قاضی بحث کنه.

00:52:07.666 --> 00:52:10.001
‫تند تند حرفاش رو عوض می کرد.

00:52:10.085 --> 00:52:14.673
‫این فقط منیت، غرور، شخصیت

00:52:14.756 --> 00:52:16.716
‫خودشیفته، یک آدم جامعه ستیز بود.

00:52:20.637 --> 00:52:23.348
‫من توی دادگاه آدم ربایی
‫مایکل شهادت دادم.

00:52:23.431 --> 00:52:27.352
‫سخت ترین چیز، وحشتناک ترین چیز،
‫روبرو شدن با اون توی دادگاه بود.

00:52:28.937 --> 00:52:31.189
‫اونم شهادت دادن راجع بهش
‫وقتی که اونجا نشسته بود.

00:52:32.732 --> 00:52:34.776
‫و یادم میاد که روی جایگاه،

00:52:34.860 --> 00:52:38.280
‫ نگاه می کردم و درست توی
‫چشمانش خیره میشدم.

00:52:39.156 --> 00:52:43.577
‫و اینجوری بودم که "گیرت انداختم. گیرت انداختم، لعنتی."

00:52:46.872 --> 00:52:50.041
‫فلوید بلند شد تا ازش سوالی بپرسه.

00:52:50.584 --> 00:52:54.546
‫تو نظرت رو راجع به من دادی

00:52:54.629 --> 00:52:57.799
‫اون هم بر اساس اطلاعاتی که
‫FBI به خوردت داده، درسته؟

00:52:58.758 --> 00:53:04.806
‫و اون گفت: «نه، وقتی دیدم که
‫برای دخترت چه لباس زیرهایی میخری

00:53:04.890 --> 00:53:07.976
‫و چطور لباس تنش می کنی.

00:53:08.059 --> 00:53:10.729
‫اون موقع بود که راجع بهت نظر دادم.

00:53:11.479 --> 00:53:15.817
‫و درست به صورتش نگاه
‫کردم و گفتم: "تو باباش بودی."

00:53:15.901 --> 00:53:18.737
‫او تو رو بابا صدا می کرد.
‫تو پدرش بودی."

00:53:19.404 --> 00:53:23.366
‫و وکیلش اون موقع
‫برگه هاشو پرت کرد هوا.

00:53:23.450 --> 00:53:25.118
‫کاری از دستشون بر نمی اومد.

00:53:26.453 --> 00:53:28.330
‫ببین، مورد آسانی نبود.

00:53:28.413 --> 00:53:30.624
‫این... همش اتفاقی بود.

00:53:30.707 --> 00:53:33.001
‫منظورم اینه که منو می رنجوند.

00:53:37.339 --> 00:53:39.925
‫من هیچوقت پرونده ای رو توی دادگاه نباختم. هیچوقت.

00:53:40.967 --> 00:53:45.347
‫اما هر دفعه، آخرای دادگاه،
‫شکم درد می گیرید.

00:53:48.058 --> 00:53:51.728
‫قاضی دستور رو صادر کرد
‫و ما در همه بخش ها پیروز بودیم.

00:53:56.233 --> 00:54:00.737
‫پس از دو دهه فرار از
‫قانون، او به دلیل ربودن مایکل هیوز،

00:54:00.820 --> 00:54:03.365
‫به ۵۲ سال زندان بدون
‫آزادی مشروط محکوم شد.

00:54:08.787 --> 00:54:12.067
‫- آقای فلوید، نظرتون چیه؟
‫- لعنت به تو و اوکلاهاما، حرومزاده.

00:54:12.123 --> 00:54:14.477
‫- خفه شو، مادر به خطا!
‫- پسرِ کجاست؟

00:54:14.501 --> 00:54:15.627
‫گاییدمت!

00:54:22.008 --> 00:54:23.635
‫بعدش از سمت یک نماینده با من تماس گرفتن.

00:54:23.718 --> 00:54:27.430
‫اون ها وانت مدیر مدرسه رو پیدا کردند
‫که فلوید در جریان آدم ربایی دزدیده بودش.

00:54:29.140 --> 00:54:32.560
‫و اون ها عکس هایی رو پیدا کردند
‫که زیر کامیون چسبونده شده بود.

00:54:35.313 --> 00:54:37.774
‫همه اون عکس ها، تقریبا همشون

00:54:39.734 --> 00:54:40.734
‫ناپسند بودن.

00:54:41.069 --> 00:54:42.069
‫پورنوگرافی بودن.

00:54:44.447 --> 00:54:49.035
‫واضح بود که این عکس ها متعلق
‫به فلوید بود، چون توی این عکس ها

00:54:49.119 --> 00:54:51.913
‫تعدادی عکس از شارون اونم وقتی
‫که کوچیک بود به چشم می خورد.

00:54:56.626 --> 00:55:00.630
‫همچنین توی این عکس ها زن
‫جو.نی بود که قبلا ندیده بودیمش.

00:55:02.340 --> 00:55:05.552
‫اون در حالت های مختلف
‫کتک خورده و بدون لباس بود.

00:55:09.139 --> 00:55:15.061
‫و من گفتم: نمی تونسته اون رو
‫این همه زده باشه و نکشته باشتنش.

00:55:15.145 --> 00:55:16.146
‫مجبور بوده بکشتش.

00:55:18.273 --> 00:55:19.733
‫یه معمای دیگه رو دستمون بود.

00:55:19.816 --> 00:55:20.816
‫اون زن کی بود؟

00:55:22.277 --> 00:55:25.989
‫با نگاه کردنش بهش...
‫می شد خطوط برنزه ش رو دید.

00:55:26.698 --> 00:55:30.660
‫من گفتم که، "خب، اون ها می تونستند زمانی رو
‫در فلوریدا، جورجیا و کنتاکی گذرونده باشن."

00:55:31.244 --> 00:55:33.997
‫بنابراین من عکس ها رو
‫به اون دفاتر فرستادم و از

00:55:34.080 --> 00:55:36.541
‫اونها خواستم پرونده های
‫حل نشده خودشون رو بررسی کنن.

00:55:36.624 --> 00:55:39.127
‫به این میگن تیری در تاریکی.

00:55:42.130 --> 00:55:44.716
‫<i>یک خدمه بزرگراه
‫کشف وحشتناکی کردند.</i>

00:55:44.799 --> 00:55:47.344
‫<i>جمجمه به شدت تجیز شده یک انسان.</i>

00:55:47.427 --> 00:55:50.847
‫<i>چهار روز حفاری باعث پیدا شدن
‫90 درصد اسکلت یک انسان شده،</i>

00:55:50.930 --> 00:55:54.142
‫<i>به همراه ایمپلنت سینه و
‫مقداری لباس و جواهرات.</i>

00:55:57.896 --> 00:56:01.858
‫وقتی جمجمه رو بررسی کردیم،
‫دو سوراخ گلوله در پشت جمجمه

00:56:01.941 --> 00:56:04.944
‫پیدا کردیم و استخوان مداری
‫زیر یکی از چشم‌ ها شکسته بود.

00:56:05.028 --> 00:56:07.655
‫قطعا به مرگ طبیعی نمرده بود.

00:56:07.739 --> 00:56:10.367
‫قطعا خشونت و قتل
‫تو این موضوع درگیر بود.

00:56:10.450 --> 00:56:12.869
‫بنابراین، بله، به سرعت در
‫طبقه قتل ها دسته بندی شد.

00:56:14.329 --> 00:56:17.624
‫ما تمام آژانس های محلی رو بررسی کردیم.

00:56:17.707 --> 00:56:20.627
‫اما نتونستیم هویت جسد رو شناسایی کنیم.

00:56:21.753 --> 00:56:24.631
‫حدود یک سال بعد،
‫FBI به ما اطلاع داد

00:56:25.256 --> 00:56:29.677
‫که عکس هایی از یک مورد دیگه از
‫زن جوونی دارند که کتک خورده.

00:56:30.929 --> 00:56:32.180
‫و همانطور که به
‫اون ها نگاه می کنیم،

00:56:32.263 --> 00:56:34.743
‫پیراهن دختر کتک خورده
‫که دور گردنش پیچیده شده

00:56:34.808 --> 00:56:37.435
‫با پیراهنی که جسد رو
‫باهاش بستن مطابقت داره.

00:56:37.519 --> 00:56:42.065
‫ما ادامه دادیم و سوابق دندونپزشکی رو
‫از اونها و جین دو I-275 دریافت کردیم،
‫(در زمینه اجرای قانون در ایالات متحده، چنین نام هایی اغلب برای اشاره به جسدی استفاده می شود که هویت آن ناشناخته یا تایید نشده است.)

00:56:42.148 --> 00:56:43.775
‫چرا که این زن به نوع دندون هاش معروف بود.

00:56:45.068 --> 00:56:47.153
‫بعد بلاخره تونستیم شناساییش کنیم.

00:56:47.821 --> 00:56:50.073
‫اسکلت پیدا شده در کنار بزرگراه،

00:56:50.156 --> 00:56:51.408
‫مربوط به خانم شریل کومسو بود.

00:56:54.577 --> 00:56:57.831
‫و در طول تحقیقات ما،
‫متوجه شدیم که شریل به عنوان

00:56:57.914 --> 00:57:00.750
‫یک رقصنده خارجی در
‫Mons Venus کار می کرده.

00:57:03.878 --> 00:57:05.755
‫<i>اکنون، پلیس می خواهد با هر کسی که</i>

00:57:05.839 --> 00:57:08.883
‫<i>شریل کومسو را در سال 1989 می شناخته صحبت کند.</i>

00:57:22.188 --> 00:57:25.275
‫بعد از نوار ویدئویی ضبط شده
‫از شریل و شارون،

00:57:30.864 --> 00:57:33.867
‫شایعات زیادی در جریان بود.

00:57:33.950 --> 00:57:36.369
‫همه توی کلوپ در موردش صحبت می کردن.

00:57:39.330 --> 00:57:42.333
‫و بعدش شریل اومد توی کلوپ.

00:57:44.002 --> 00:57:48.339
‫و روی گونه اش کبودی
‫داشت، چشمش سیاه شده بود.

00:57:48.423 --> 00:57:50.717
‫اون آثاری روی گردنش داشت که

00:57:50.800 --> 00:57:53.136
‫می تونستید ببینید در حال خفه شدن بوده.

00:57:55.930 --> 00:58:01.060
‫و اون موقع بود که فهمیدم
‫این کار وارنِ منحرفه

00:58:01.144 --> 00:58:03.313
‫که باهاش برخورد فیزیکی داشته.

00:58:05.523 --> 00:58:07.901
‫و در موردش وسواسی شده بود.

00:58:07.984 --> 00:58:09.903
‫اون بارها به کلوپ زنگ زد

00:58:10.528 --> 00:58:13.948
‫و از من سوالات زیادی
‫در مورد شریل می پرسید.

00:58:14.032 --> 00:58:16.075
‫می خواست فامیلیش رو بدونه.

00:58:16.159 --> 00:58:18.328
‫می خواست بدونه پدرش کجا زندگی میکنه.

00:58:20.622 --> 00:58:23.416
‫هر بار که زنگ می زد و از شریل می پرسید،

00:58:23.500 --> 00:58:26.878
‫من بهش می گفتم که اون اینجا
‫نیست و بعد تلفن رو قطع می کردم.

00:58:28.546 --> 00:58:29.964
‫ما تمام تلاشمون رو کردیم

00:58:30.048 --> 00:58:32.926
‫که بین این دو نفر جدایی بندازیم.

00:58:36.471 --> 00:58:40.308
‫یه مدت بعد که داشتم از
‫کلوپ خارج می شدم.

00:58:41.726 --> 00:58:43.853
‫پدر شارون توی پارکینگ بود.

00:58:48.316 --> 00:58:52.278
‫و شریل کنار ماشینش وایستاده
‫بود و بحث شدیدی با هم داشتن.

00:58:54.239 --> 00:58:55.782
‫اون سر شریل داد می کشید.

00:58:57.200 --> 00:58:59.536
‫و گفت که می خواد بکشتش.

00:59:02.121 --> 00:59:05.375
‫پس من دویدم سمتش. و دخالت کردم.

00:59:07.293 --> 00:59:10.755
‫بعد از دست من
‫عصبانی شد و ماشینش رو

00:59:10.838 --> 00:59:12.465
‫به سمت من روشن کرد.

00:59:12.549 --> 00:59:15.468
‫طوری رفتار می کرد که
‫انگار قرارِ با ماشین بزنه به من.

00:59:18.638 --> 00:59:20.390
‫بغلش کردم و از اونجا دورش کردم.

00:59:21.015 --> 00:59:22.684
‫بردمش سمت ماشینش.

00:59:22.767 --> 00:59:25.186
‫فکر میکردم بره خونه پیش پدرش.

00:59:25.770 --> 00:59:28.273
‫و این آخرین باری بود که شریل رو دیدم.

00:59:35.321 --> 00:59:38.324
‫ناگهان شارون و وارن مجبور
‫شدند از شهر خارج بشند.

00:59:38.408 --> 00:59:41.452
‫و ازم پرسیدن که می تونم حواسم
‫به نامه ها و تریلرشون باشه.

00:59:42.996 --> 00:59:45.957
‫و یک شب، همسایه روبروی خیابون

00:59:46.040 --> 00:59:48.543
‫رفت بیرون تا روی بارخوابش سیگار بکشه،

00:59:48.626 --> 00:59:50.211
‫و یه مردی توی وانت بود.

00:59:52.380 --> 00:59:56.009
‫اون از کامیون پیاده شد و به
‫دور خونه شارون و وارن رفت.

00:59:57.760 --> 01:00:01.180
‫حدود 5 دقیقه بعد اومد بیرون،
‫سوار ماشینش شد، روشنش کرد.

01:00:01.764 --> 01:00:04.183
‫سیگارش رو پرت کرد،
‫اومد داخل و گفت...

01:00:04.267 --> 01:00:06.394
‫یکدفعه این صدای بوم رو شنیدم!

01:00:07.520 --> 01:00:09.772
‫اون از پنجره به بیرون نگاه کرد
‫و یک افنجار بزرگ بود...

01:00:11.816 --> 01:00:15.486
‫درست از وسط خونه، اجاق گاز
‫منفجر شد...

01:00:15.570 --> 01:00:17.155
‫دقیقا همینجوری...

01:00:18.197 --> 01:00:20.658
‫میدونید مردمی حرفایی می زدن،

01:00:20.742 --> 01:00:23.411
‫می دونید، کنار استخر، کنار صندوق پستی...

01:00:24.829 --> 01:00:29.584
‫وارن کسی رو استخدام کرده بود
‫یا کسی رو مجبور کرده بود، اوه

01:00:30.418 --> 01:00:31.794
‫که تریلرش رو بسوزونه.

01:00:36.591 --> 01:00:39.719
‫ما بالاخره فهمیدیم که چرا
‫فلوید فلوریدا رو با عجله ترک کرده.

01:00:41.596 --> 01:00:44.557
‫اون در حال فرار بوده چونکه
‫شریل کومسو رو کشته بود.

01:00:48.895 --> 01:00:52.190
‫فلوید می دونست
‫که مجریان قانون به دنبال

01:00:52.273 --> 01:00:55.526
‫یک مرد، دختر
‫و فرزندش میوفتن.

01:00:55.610 --> 01:00:59.614
‫اون ها قرار نیست دنبال یه مرد،
‫همسر و فرزندشون بگردن.

01:01:00.531 --> 01:01:02.784
‫و به همین دلیل نگه داشتن
‫و باهم ازدواج کردند.

01:01:15.713 --> 01:01:18.716
‫<i>داستان زندگی جنایتکارانه فلوید
‫نیمی از ملت را درگیر خود کرده،</i>

01:01:18.800 --> 01:01:21.135
‫<i>از اوکلاهاما، جایی
‫که همسرش مرده پیدا شد،</i>

01:01:21.219 --> 01:01:24.430
‫<i>او پسرش را به همراه
‫مدیر مدرسه ش ربود</i>

01:01:24.514 --> 01:01:27.392
‫<i>تا این جنگل، نزدیک جاده 275،</i>

01:01:27.475 --> 01:01:30.228
‫<i>جایی که بقایای اسکلتی
‫شریل کومسو پیدا شد.</i>

01:01:30.311 --> 01:01:32.146
‫<i>کارآگاه سابق مارک دیسارو می گوید</i>

01:01:32.230 --> 01:01:34.941
‫<i>اگر فلوید از زندان خارج
‫شود دوباره مرتکب قتل خواهد شد.</i>

01:01:35.024 --> 01:01:37.402
‫<i>او یک... او یک جامعه ستیز و یک شکارچی است.</i>

01:01:37.485 --> 01:01:39.965
‫فلوید به قتل درجه یک
‫برای شریل کومسو متهم شد.

01:01:45.284 --> 01:01:47.078
‫وقتی به همه شواهد نگاه می کنید،

01:01:47.161 --> 01:01:48.601
‫احساس می کردم مورد خوبی داشتیم،

01:01:48.663 --> 01:01:51.082
‫حتی اگه اکثریت اتهامات
‫شرایطی بودن.

01:01:51.165 --> 01:01:54.043
‫واقعاً غافلگیر کننده بود، این واقعیت
‫که ما می تونستیم مورد اون زن رو بزاریم وسط،

01:01:54.127 --> 01:01:56.337
‫می تونستیم مورد این مرد رو بزاریم وسط.
‫و بهم ربطشون بدیم.

01:01:56.421 --> 01:01:58.923
‫آدمایی رو داشتیم که احتمال درگیری
‫بین این دو نفر رو دیده بودن.

01:01:59.006 --> 01:02:03.094
‫فرانکلین فلوید به دلیل قتل یک رقصنده
‫برهنه در تامپا با تزریق با آمپول مرگبار مواجه شد.

01:02:06.889 --> 01:02:09.684
‫کارآگاها از من خواستند
‫چندتا عکس رو شناسایی کنم.

01:02:10.935 --> 01:02:14.897
‫عکسی از جسد شریل که
‫روی اون تشک افتاده بود.

01:02:14.981 --> 01:02:18.317
‫دقیقا همون تشک کثیف و بد

01:02:19.026 --> 01:02:21.654
‫روی اون تختخواب توی اتاق نشیمنش بود.

01:02:24.574 --> 01:02:29.203
‫من حداقل هفت بار در
‫هفته تو خونه اون مرد بودم.

01:02:31.372 --> 01:02:33.499
‫و از اون هفت بار،

01:02:33.583 --> 01:02:36.127
‫هر روز اون کاناپه باز بود.
‫(کاناپه باز تخت خواب شو)

01:02:36.711 --> 01:02:40.548
‫هیچ...هیچ تعبیر نادرستی وجود نداشت.

01:02:40.631 --> 01:02:43.259
‫اون همون تشک بود.

01:02:44.135 --> 01:02:46.179
‫می دونستم. من می دونستم همون بود.

01:02:47.930 --> 01:02:48.930
‫آره.

01:02:49.265 --> 01:02:51.350
‫ما فلوید رو با حجم 52 سال زندان داشتیم.

01:02:52.059 --> 01:02:56.773
‫ولی حالا این فرصت رو داشتیم که
‫فلوید رو در تحقیقات به قتل محکوم کنیم.

01:02:56.856 --> 01:03:00.151
‫جنایتی که به خاطرش ممکنه حکم اعدام بگیره.

01:03:06.783 --> 01:03:09.076
‫فرانکلین مجرم به قتل درجه یک شناخته شد.

01:03:11.412 --> 01:03:12.914
‫اون به مرگ محکوم شد.

01:03:15.708 --> 01:03:18.169
‫شنیدن این حکم حس بسیار خوبی داشت.

01:03:18.252 --> 01:03:21.839
‫از اینکه بدونی فلوید
‫تو جایگاهیه که

01:03:21.923 --> 01:03:24.133
‫دیگه نمی تونه به کسی آسیب برسونه
‫احساس رضایت می کردم.

01:03:29.222 --> 01:03:33.476
‫حالا جنبه بد این پرونده
‫حتی بعد از محاکمه این بود که

01:03:35.186 --> 01:03:36.771
‫نمی دونستم جسد مایکل...

01:03:37.355 --> 01:03:38.439
‫کجاست.

01:03:44.946 --> 01:03:48.908
‫اینکه اون تصاویر پیدا شدن
‫یک اتفاق تصادفی بود،

01:03:48.991 --> 01:03:52.954
‫تصاویر پیدا شد و اون رو به قتل محکوم کرد.

01:03:53.037 --> 01:03:55.456
‫اوه، این اتفاق چیزی نبود که آرزوش رو داشتم.

01:03:56.040 --> 01:04:01.796
‫اما فکر می کنم توی حرفه هر افسر
‫پلیسی یه اتفاقی وجود داره که با تاخیر انجام میشه.

01:04:05.299 --> 01:04:07.885
‫من یکی از عکس های
‫مایکل آنتونی هیوز رو گرفتم

01:04:07.969 --> 01:04:10.847
‫و دقیقا اون رو بالای کامپیوترم چسبوندم.

01:04:10.930 --> 01:04:12.974
‫جایی که باید هر روز بهش نگاه می کردم.

01:04:13.057 --> 01:04:15.810
‫این چیزی بود که به من امید میداد.
‫کارش همین بود.

01:04:15.893 --> 01:04:18.980
‫همین باعث میشد هر روز
‫به اداره برم، درست مثل...

01:04:20.147 --> 01:04:23.025
‫اینکه باید انجامش بدیم.
‫و این اتفاق یک روزی،

01:04:23.109 --> 01:04:24.235
‫میوفته.

01:04:25.653 --> 01:04:27.947
‫وقتی از اونجا رفتم
‫اون عکس هنوز همونجا بود.

01:04:28.030 --> 01:04:32.702
‫و همونطور که دفترم رو تمیز می کردم
‫تا از اداره برم، عکس رو هم کندم.

01:04:33.411 --> 01:04:35.997
‫و بازنشسته شدم.

01:04:42.587 --> 01:04:45.256
‫در 27 سالی که برای FBI کار کردم،

01:04:45.339 --> 01:04:47.592
‫من به شدت به بستن
‫هر پرونده ای نزدیک شده بودم.

01:04:52.763 --> 01:04:56.601
‫دو تا از این پرونده ها رو که در زمان
‫بازنشستگی نتونستم ببندم

01:04:57.101 --> 01:05:00.563
‫پیدا کردن مایکل
‫و شناسایی کردن شارون بود.

01:05:30.259 --> 01:05:33.679
‫در سال 2002، یکی از
‫دوستان عکسی برای من فرستاد،

01:05:33.763 --> 01:05:35.598
‫و گفت که
‫باید این عکس رو ببینی.

01:05:35.681 --> 01:05:38.601
‫این یک عکس در وب سایتی بود
‫که به آن Doe Network می گفتند.

01:05:38.684 --> 01:05:40.394
‫یک وب سایت برای افراد گمشده بود.

01:05:41.479 --> 01:05:43.481
‫و عکسی از یک دختر بچه بود

01:05:44.231 --> 01:05:47.860
‫که روی پای مردی نشسته بود
‫که به نظر پدرش می اومد.

01:05:47.944 --> 01:05:54.450
‫و زیرش عنوان شده بود
‫که او دزدیده شده،

01:05:55.534 --> 01:06:01.040
‫به عنوان دخترش بزرگ
‫شده، باهم ازدواج کردند و کشته شده.

01:06:01.791 --> 01:06:03.167
‫و من گفتم: "اوه خدای من."

01:06:03.250 --> 01:06:06.921
‫اما بعد هر چی بیشتر به اون عکس
‫و اون بچه نگاه می کردید،

01:06:07.004 --> 01:06:09.298
‫می دیدید که چیزی به طرزی
‫وحشتناک تو این عکس اشتباهه.

01:06:11.050 --> 01:06:13.761
‫و من فقط به عکس نگاه کردم و
‫گفتم: "باید به این موضوع بپردازم."

01:06:13.844 --> 01:06:17.682
‫اولین کسی که فکر می کنم باهاش
‫صحبت کردم جو فیتزپاتریک بود.

01:06:17.765 --> 01:06:19.767
‫

01:06:21.018 --> 01:06:25.356
‫اون گفت که دو معما وجود داره
‫که امیدوارِ ائنها رو حل کنه.

01:06:26.524 --> 01:06:28.067
‫شارون مارشال کیست،

01:06:28.150 --> 01:06:30.277
‫و چه اتفاقی برای مایکل هیوز افتاد؟

01:06:32.321 --> 01:06:34.782
‫و حتی با وجود اینکه اون به
‫نوعی با من صحبت می کرد،

01:06:34.865 --> 01:06:37.827
‫می تونستم بگم که اینجا
‫یک کار نا تموم وجود داشت.

01:06:39.704 --> 01:06:41.789
‫این پرونده برای جو ارزش داشت.

01:06:41.872 --> 01:06:46.919
‫و اون واقعاً تحت تأثیر دختری
‫که در تصویر وجود داشت قرار گرفته بود.

01:06:49.380 --> 01:06:50.381
‫خودش بود.

01:06:51.340 --> 01:06:52.340
‫شارون بود.

01:06:52.842 --> 01:06:53.842
‫اون بود

01:06:54.427 --> 01:06:55.511
‫خوبی هاش بود.

01:06:55.594 --> 01:06:56.637
‫همون بود

01:06:57.304 --> 01:06:59.223
‫اینکه مردم چطور درباره ش حرف می زدن.

01:07:00.099 --> 01:07:02.810
‫این دستاوردش بود،

01:07:02.893 --> 01:07:05.938
‫و همش درباره همین
‫زن جوون و زیبا بود.

01:07:06.897 --> 01:07:08.274
‫که در دام شر گرفتار شده بود.

01:07:09.442 --> 01:07:11.235
‫و اون فراموش شده بود.

01:07:13.154 --> 01:07:16.657
‫من فقط گفتم: "می دونید، این چیزی
‫بیشتر از یک داستان جناییه."

01:07:18.576 --> 01:07:22.788
‫می ‌خواستم هر کاری که می تونم
‫انجام بدم تا هویت شارون رو کشف کنم.

01:07:22.872 --> 01:07:26.167
‫فکر می کردم که واقعاً مهمه و
‫احساس می کردم، "می دونی چیه؟"

01:07:27.293 --> 01:07:28.377
‫"بیا این کتاب رو بنویسم."

01:07:34.675 --> 01:07:39.138
‫و تنها کسی که هویت واقعی اون
‫رو می دونست فرانکلین فلوید بود.

01:07:41.057 --> 01:07:43.684
‫گفتم: "یه فرصت بهم بده

01:07:44.226 --> 01:07:47.438
‫تا ببینم آیا می تونم با
‫فرانکلین فلوید مصاحبه کنم."

01:07:56.447 --> 01:07:59.575
‫و من رفتم اونجا و اونا
‫من رو به زندان ایالتی بردن.

01:08:03.454 --> 01:08:06.540
‫اونها فلوید رو به اتاق مصاحبه به من آوردن.

01:08:06.624 --> 01:08:09.627
‫و همه پرونده هاش رو
‫هم با خودش آورده بودند.

01:08:16.133 --> 01:08:19.011
‫و چند نفر از نماینده هاش
‫هم کنارش وایستاده بودن.

01:08:20.346 --> 01:08:21.472
‫و بعد رفتن.

01:08:25.101 --> 01:08:26.811
‫و الان فقط من و او در اتاق هستیم.

01:08:29.230 --> 01:08:30.606
‫و شروع به صحبت می کنیم.

01:08:30.689 --> 01:08:34.443
‫در واقع، باید حرفم رو اصلاح کنم.
‫اون شروع کرد به حرف زدن و ساکت هم نمی شد.

01:08:34.985 --> 01:08:37.863
‫فکر می کرد که شاید بتونم کمکش کنم.

01:08:37.947 --> 01:08:39.707
‫من می تونم کاری رو بکنم که
‫وکلاش نمی تونستن.

01:08:39.740 --> 01:08:41.951
‫اون داستانش رو تعریف کنه
‫و به نوعی این قضیه آزادش کنه.

01:08:42.868 --> 01:08:45.454
‫<i>با ادامه دادنت، چیزای زیادی
‫در مورد من یاد می گیری.</i>

01:08:45.538 --> 01:08:47.164
‫<i>برام مهم نیست چی مینویسی</i>

01:08:47.248 --> 01:08:50.292
‫<i>من به تو کمک می کنم که حقیقت رو بگی.</i>

01:08:51.418 --> 01:08:53.587
‫<i>اینجا جاییه که
‫به عنوان خونه رفتم داخلش،</i>

01:08:53.671 --> 01:08:55.172
‫<i>جایی که مادرم منو ول کرد.</i>

01:08:55.673 --> 01:08:59.009
‫بنابراین فرانکلین فلوید در سال 1943 بدنیا اومد.

01:08:59.885 --> 01:09:01.971
‫پدرش فوت کرد.
‫اون برادر و خواهر داشت.

01:09:02.054 --> 01:09:06.267
‫مادرش نتونست ازش مراقبت کنه، اون رو
‫به خونه باپتیست کودکان جورجیا فرستاد.

01:09:07.017 --> 01:09:09.645
‫و می دونید، اونجا زندگی
‫پر دردسری داشت.

01:09:09.728 --> 01:09:11.230
‫<i>عذاب آورترین مکان...</i>

01:09:11.772 --> 01:09:13.941
‫<i>مثل آن پیرزنی که، دستام رو می سوزوند.</i>

01:09:14.024 --> 01:09:15.985
‫<i>و بعد سرم رو فشار می داد توی کمد.</i>

01:09:16.610 --> 01:09:19.530
‫<i>می زدن تو پاهام.
‫نمی تونستم راه برم. ورم کردن.</i>

01:09:20.281 --> 01:09:23.617
‫من دیدم که چطور شخصیتش خلق شده.

01:09:23.701 --> 01:09:25.369
‫من دیدم که چطور به وجود اومده.

01:09:26.370 --> 01:09:29.248
‫<i>پسرها به من تجاوز کردن، کتکم زدن،</i>

01:09:29.331 --> 01:09:31.625
‫<i>منو برده خودشون کردن.</i>

01:09:32.418 --> 01:09:33.711
‫<i>وقتی می شستنم</i>

01:09:34.461 --> 01:09:35.462
‫<i>چندتا از اون پسرا،</i>

01:09:35.546 --> 01:09:37.798
‫<i>دوتا از انگشت هاشونو فرو میکردن تو من.</i>

01:09:37.882 --> 01:09:40.134
‫<i>و از زیر این قضیه در می رفتن
‫چون کوچیک بودم.</i>

01:09:41.886 --> 01:09:45.472
‫زمانی که 18 سالش میشه،
‫مشکلات روحی جدی پیدا میکنه.

01:09:46.348 --> 01:09:49.351
‫<i>وقتی فرار کردم، عضو ارتش شدم،
‫به سر تا سر کشور پام باز شد،</i>

01:09:50.060 --> 01:09:53.564
‫<i>و مجبور شدم هر جا می رفتم دزدی کنم.</i>

01:09:53.647 --> 01:09:56.483
‫<i>و بعد به یک جرم متهم شدم،
‫و اونجا بود که رفتم زندان.</i>

01:09:56.567 --> 01:09:57.651
‫<i>ازم سوء استفاده شد</i>

01:09:58.194 --> 01:10:01.530
‫<i>من مطمئنم به اتهام آزار و اذیت،
‫تجاوز، آدم ربایی محکوم شدم.</i>

01:10:01.614 --> 01:10:04.450
‫<i>و اونا هیچ مدرکی درباره ش نداشتن
‫تو اینو میدونی، نمی دونی؟</i>

01:10:04.533 --> 01:10:06.827
‫هر زمان که جرم واقعی رو
‫مرتکب شده بود، انکارش می کرد.

01:10:06.911 --> 01:10:10.706
‫<i>هیچ مدرک، شاهد یا
‫چیزی که ثابت کنه... ندارن.</i>

01:10:10.789 --> 01:10:13.334
‫<i>اون ها من رو دیدن که
‫از یکی که پاهاش باز بوده عکس گرفتم.</i>

01:10:13.417 --> 01:10:15.169
‫<i>متوجه نشدی چی میگم؟</i>

01:10:15.252 --> 01:10:18.547
‫من ازش در مورد شارون می پرسیدم
‫و اون نمی خواست نزدیکش بشه.

01:10:18.631 --> 01:10:20.901
‫ازش در مورد مایکل می پرسیدم،
‫و اون نمی خواست حرفی بزنه.

01:10:20.925 --> 01:10:22.968
‫ نمی خواست به چیزی اعتراف کنخ.

01:10:24.595 --> 01:10:26.435
‫بهش گفتم شارون
‫رو از کجا آوردی؟

01:10:26.513 --> 01:10:29.308
‫گفت که: "من اونو از جایی نیاوردم.
‫اون فقط با من اومد."

01:10:29.391 --> 01:10:30.309
‫<i>گوش کن...</i>

01:10:30.392 --> 01:10:31.769
‫<i>اون زیبا بود.</i>

01:10:32.811 --> 01:10:35.481
‫<i>و خیلی باهوش بود و...</i>

01:10:36.148 --> 01:10:39.443
‫<i>گوش کن، هر چی بود اون منو دوست داشت.</i>

01:10:42.863 --> 01:10:46.700
‫اون فقط... همه چیز رو انکار کرد.
‫کشتن شارون رو تکذیب کرد.

01:10:47.618 --> 01:10:50.496
‫ربودنش. کشتن مایکل رو انکار کرد.

01:10:50.579 --> 01:10:52.873
‫کشتن شریل کومسو رو انکار کرد.

01:10:57.294 --> 01:11:01.548
‫چیزی از فلوید دستگیرم نشد
‫جز اینکه اون به وضوح روانی بود.

01:11:04.468 --> 01:11:08.097
‫می دونید، به عنوان یه روزنامه نگار محقق،
‫سعی می کنید به حقیقت برسید.

01:11:09.515 --> 01:11:10.975
‫واقعا خسته کننده بود،

01:11:11.475 --> 01:11:14.770
‫تا تموم شدن کتاب،
‫نفهمیدم اون کیه.

01:11:16.522 --> 01:11:18.315
‫در اون مقطع زمانی،

01:11:18.399 --> 01:11:20.317
‫می دونید... کتاب به پایان رسید.

01:11:20.859 --> 01:11:22.653
‫و منتشر شد.

01:11:27.866 --> 01:11:31.578
‫مت بیرکبک با مردی که اکنون به نام فرانکلین
‫فلوید در زندان شناخته می شود مصاحبه کرده.

01:11:31.662 --> 01:11:33.582
‫فلوید نه تنها شارون
‫رو به عنوان یک دختر کوچک ربوده بود،

01:11:33.664 --> 01:11:35.416
‫بلکه در حال حاضر محکوم به اعدام است.

01:11:35.499 --> 01:11:38.460
‫مت بیرکبک کتاب یک کودک زیبا را نوشت

01:11:38.544 --> 01:11:40.587
‫که توضیح می دهد که چگونه
‫بر خلاف تمام انتظارات،

01:11:40.671 --> 01:11:43.340
‫دختری به نام شارون
‫در مدرسه شکوفا شد.

01:11:52.850 --> 01:11:54.435
‫وقتی کتاب منتشر شد،

01:11:54.518 --> 01:11:58.731
‫توجه چند وب سایت رو به خودش جلب کرد.

01:11:59.231 --> 01:12:01.150
‫شبکه Doe و Websleuths.

01:12:01.233 --> 01:12:03.277
‫اینها مثل کارآگاهان آماتور هستن.

01:12:03.360 --> 01:12:05.904
‫و کتاب به صورت اورگانیک رشد کرد.

01:12:05.988 --> 01:12:08.341
‫شما می تونستید تاپیک های مختلف رو ببینید.
‫اونها در موردش صحبت می کردن.

01:12:08.365 --> 01:12:11.245
‫شارون مارشال کیه؟ ممکنه که اون
‫همون دختری باشه تو یوتا ناپدید شد؟

01:12:11.327 --> 01:12:14.079
‫آیا ممکنه اون همون دختری
‫باشه که توی تورنتو گم شد؟

01:12:14.163 --> 01:12:16.203
‫و فقط به ساختن این ایده ها ادامه دادن.

01:12:17.333 --> 01:12:19.543
‫در طول ماه ها، ایمیل های بیشتری گرفتم.

01:12:19.626 --> 01:12:23.005
‫مردم توی ایالات متحده، توی کانادا،
‫مردم خارج از کشور.

01:12:23.088 --> 01:12:25.132
‫در عرض شش ماه تا یک سال،

01:12:25.215 --> 01:12:29.011
‫مردم از سراسر دنیا
‫دنبال این بودن که بفهمن این دختر کیه.

01:12:30.346 --> 01:12:33.432
‫خیلی از مردم ناامید شدن.
‫اینجوری بود که "مت، بیخیال!"

01:12:33.515 --> 01:12:36.393
‫"میدونی، من دارم اینو میخونم
‫و فکر میکردیم متوجه شدی،"

01:12:36.477 --> 01:12:38.270
‫و من متوجه نشدم.

01:12:38.354 --> 01:12:41.732
‫و من فقط... میدونی، جواب میدادم.
‫من به همه این ایمیل ها جواب می دادم.

01:12:41.815 --> 01:12:44.777
‫فقط می گفتم: "هی، می‌دونی،
‫من این کارو انجام دادم به این امید که

01:12:44.860 --> 01:12:47.905
‫می‌خوایم... می‌دونی،
‫می‌ تونیم هویتش رو پیدا کنیم."

01:12:51.158 --> 01:12:54.411
‫ما در واقع چندتا سرنخ خوب
‫از توش در آوردیم،

01:12:54.953 --> 01:12:56.793
‫اما واقعاً راهی برای آزمایششون نداشتیم.

01:12:56.830 --> 01:12:59.917
‫اما بعد از اون و در سال 2005،
‫تقریبا یک سال بعد از انتشار کتاب،

01:13:00.000 --> 01:13:01.126
‫یه اتفاقی افتاد.

01:13:01.210 --> 01:13:02.920
‫من یک ایمیل ناشناس دریافت کردم.

01:13:04.004 --> 01:13:05.464
‫که گفته بود،

01:13:05.547 --> 01:13:08.967
‫آیا DNA دختر شارون
‫به شما کمک می کنه؟

01:13:13.347 --> 01:13:14.848
‫من مگان هستم،

01:13:15.641 --> 01:13:18.102
‫من دختر شارونم.

01:13:19.395 --> 01:13:21.897
‫من همیشه می دونستم که
‫من رو به فرزندی قبول کردن،

01:13:21.980 --> 01:13:26.527
‫اما تا وقتی که کتاب مت رو کشف نکردم،
‫هیچوقت همچین حس عجیبی نداشتم.

01:13:26.610 --> 01:13:30.030
‫و قضیه خیلی بیشتر از فرزند خوندگی بود.

01:13:31.782 --> 01:13:33.575
‫هر چی بیشتر می فهمیدم،

01:13:33.659 --> 01:13:37.538
‫درباره همه چیز عصبانی تر
‫و ناراحت تر می شدم.

01:13:38.080 --> 01:13:42.251
‫منظورم اینه که به نوعی...
‫این قضیه برام شروع پیشرفت احساساتم بود.

01:13:42.334 --> 01:13:45.796
‫همه چیز این قضیه...
‫از زمانی که درباره ش فهمیدم و...

01:13:45.879 --> 01:13:48.632
‫خشم و اندوهم رو بیشتر کرده بود.

01:13:49.550 --> 01:13:52.386
‫و درباره احساسی که باید می داشتم
‫سردرگم بودم.

01:13:52.469 --> 01:13:55.556
‫نمی دونم چه احساسی دارم.
‫میدونم عصبانی ام...

01:13:55.639 --> 01:13:58.725
‫اما نمی دونم چرا یا درباره چی.

01:13:58.809 --> 01:14:02.062
‫انگار در تلاشم بفهمم.
‫همه چیز رو بفهمم و پردازش کنم.

01:14:04.690 --> 01:14:07.985
‫چیزای زیادی در مورد زندگیش می دونم
‫که دوست ندارم بهشون فکر کنم.

01:14:11.280 --> 01:14:13.991
‫هیچ دختری نباید همچین شرایطی داشته باشه.

01:14:15.242 --> 01:14:18.203
‫از غریبه گرفته تا کسی که
‫قرار بود پدرت باشه.

01:14:18.287 --> 01:14:21.165
‫یا به جای پدر
‫یا هر کوفتی که بوده.

01:14:22.124 --> 01:14:24.751
‫آره، اینا چیزایی که
‫دوست ندارم درباره ش فکر کنم.

01:14:29.840 --> 01:14:35.596
‫تو دبیرستان بودم که
‫عمه ام کتاب مت رو پیدا کرد.

01:14:36.346 --> 01:14:37.764
‫و به مامانم در موردش گفت.

01:14:37.848 --> 01:14:41.727
‫یادم میاد که از جایگاه اسنوبال
‫به سمت خونه رانندگی می کردیم،

01:14:42.352 --> 01:14:45.314
‫که مادرم بهم گفت داستان بیشتر از

01:14:45.397 --> 01:14:47.858
‫اینکه مادر واقعیم تو یه
‫تصادف رانندگی کشته شده.

01:14:52.029 --> 01:14:54.406
‫زن و شوهری وارد
‫دفتر وکالت شده بودن

01:14:54.490 --> 01:14:56.700
‫و گفته بودن که نمی تونن
‫از پس هزینه های یه بچه دیگه بر بیان.

01:14:56.783 --> 01:14:58.619
‫"آیا می تونید براش یه خونواده پیدا کنید؟"

01:14:58.702 --> 01:15:02.706
‫و ما وارد شدیم و کلارنس و تونیا
‫رو دیدیم که پشت میز نشسته بودن.

01:15:05.292 --> 01:15:08.545
‫اون فقط می خواست این موضوع تموم بشه.
‫فقط می خواست انجامش بده. پول می خواست.

01:15:09.254 --> 01:15:11.840
‫کل مکالمه با زنش رو اون کنترل می کرد.

01:15:12.674 --> 01:15:14.384
‫پس آره، من یکم نگران بودم.

01:15:14.468 --> 01:15:17.304
‫اما فقط احساس می کردم که خدا
‫مدام به من میگه: "خودشه."

01:15:21.141 --> 01:15:22.893
‫شش هفته بعد مگان به دنیا اومد.

01:15:26.230 --> 01:15:27.814
‫بنابراین به بیمارستان رفتیم.

01:15:28.732 --> 01:15:30.442
‫و اون قبلا زایمان کرده بود.

01:15:36.907 --> 01:15:37.908
‫اون روی تخت بود

01:15:37.991 --> 01:15:40.452
‫و من به صورت خصوصی به اونجا رفتم،
‫فقط من و اون.

01:15:43.247 --> 01:15:47.084
‫و گفتم: "میخوای ببینیش؟"
‫اون گفت: "نه، نمی تونم."

01:15:48.877 --> 01:15:50.379
‫و من به اون روز فکر می کنم.

01:15:50.462 --> 01:15:52.839
‫مثلا چرا اون روز نتونست
‫بیشتر به من بگه؟

01:15:52.923 --> 01:15:55.133
‫چرا نمی تونست بگه "من به کمک نیاز دارم."

01:15:55.217 --> 01:15:58.470
‫چرا وقتی تنها بودیم

01:15:58.554 --> 01:16:00.013
‫و فرصت داشتیم، نگفتی

01:16:01.473 --> 01:16:02.473
‫"کمکم کنید."

01:16:02.975 --> 01:16:06.770
‫هیچکسی از اون قضیه خبر نداشت.
‫فقط من و او توی اتاق بودیم.

01:16:06.853 --> 01:16:10.148
‫چون لحظه ای که فلوید
‫وارد شد، همه چیز متوقف شد.

01:16:10.232 --> 01:16:11.942
‫کل گفتگو متوقف شد.

01:16:17.823 --> 01:16:19.074
‫من عادت داشتم، اوم...

01:16:19.700 --> 01:16:21.326
‫هنوزم بعضی وقتا این کارو انجام میدم.

01:16:21.410 --> 01:16:25.372
‫من عکس هایی از بچگی خودم و
‫عکس های مایکل و عکس های شارون،

01:16:25.455 --> 01:16:29.042
‫رو توی اینترنت میزارم و
‫همه اونها رو با هم مقایسه می کنم.

01:16:29.126 --> 01:16:33.839
‫و می بینم که، گونه ها و
‫بینیم مطمئناً شبیه اونه.

01:16:33.922 --> 01:16:36.008
‫و رنگ موی طبیعی منم مثل اونه.

01:16:36.091 --> 01:16:38.802
‫بنابراین، آره..
‫صد در صد خودم رو در اون می بینم.

01:16:44.558 --> 01:16:47.144
‫وقتی بزرگ میشی
‫می خوای ببینی شبیه کی میشی.

01:16:47.227 --> 01:16:49.229
‫قراره چجوری به نظر برسی.

01:16:50.647 --> 01:16:51.690
‫تاریخ خونواده ت.

01:16:51.773 --> 01:16:55.611
‫و بعد به عنوان یه دختر
‫وارد دوران نوجوونی میشی.

01:16:55.694 --> 01:16:58.572
‫من فقط میخوام بدونم از کجا اومدم.

01:17:02.284 --> 01:17:07.414
‫در سال 2010 یا 11، تصمیم گرفتم DNA خودم رو بدم.

01:17:07.497 --> 01:17:08.915
‫اینجوری بود که

01:17:09.625 --> 01:17:13.086
‫امیدوار بودیم اون زمان
‫خانواده دیگم رو پیدا کنم.

01:17:13.629 --> 01:17:15.881
‫هیجان انگیز بود.

01:17:15.964 --> 01:17:18.467
‫پتانسیل پیدا کردن آدمای دیگه وجود داشت.

01:17:19.885 --> 01:17:22.262
‫شارون سه بار باردار شده بود.

01:17:22.346 --> 01:17:24.681
‫یک بار در دبیرستان،
‫که قرار بود بچه رو به کسی بده.

01:17:24.765 --> 01:17:25.766
‫بعدش مایکل بود،

01:17:25.849 --> 01:17:29.102
‫و این سومین کسی بود که برای فرزندخوندگی
‫تو نیواورلئان واگذار شد.

01:17:29.186 --> 01:17:30.437
‫که اونم مگانِ.

01:17:31.021 --> 01:17:34.358
‫داشتن اون دی‌ان‌ای و دونستن
‫اینکه که تطابقشون مثبته،

01:17:34.441 --> 01:17:38.445
‫به این معناست که دنیایی از
‫احتمالات رو به رومون باز کرده.

01:17:38.528 --> 01:17:42.741
‫و بعد از اون بود که
‫مرکز ملی کودکان گشمده و آزار دیده

01:17:42.824 --> 01:17:44.034
‫وارد عمل شد.

01:17:53.627 --> 01:17:57.130
‫در سال 2011، من یک
‫پرونده خیلی کوچیک در مورد

01:17:57.214 --> 01:17:59.466
‫این دختر به نام شارون
‫مارشال بهم رسید.

01:18:00.592 --> 01:18:03.053
‫من چیز زیادی برای ادامه دادن نداشتم.

01:18:04.304 --> 01:18:05.931
‫میدونید، بعد از خوندن کتاب،

01:18:06.014 --> 01:18:08.558
‫و پرونده کوچیکی که داشتم،
‫جایی برای مراجعه نداشتم.

01:18:08.642 --> 01:18:10.268
‫من به آزانس وکلای حقوقی دسترسی نداشتم

01:18:10.352 --> 01:18:13.980
‫اما جو فیتزپاتریک به وضوح در همه
‫این موارد یه بازیکن بزرگ بود.

01:18:14.064 --> 01:18:17.442
‫اون به من گفت که چجوری این
‫پرونده دستِ FBI غیرفعال بوده،

01:18:17.526 --> 01:18:20.570
‫و اینکه واقعاً هیچ پرونده ای در
‫مورد شارون مارشال باز نشده.

01:18:20.654 --> 01:18:23.156
‫اون فقط تونسته بود تا روی این پرونده

01:18:23.240 --> 01:18:25.742
‫و ارتباطش با ربوده شدن
‫مایکل هیوز تحقیق کنه.

01:18:25.826 --> 01:18:29.871
‫وقتی جلو گفت که بهم کمک میکنه،

01:18:29.955 --> 01:18:32.082
‫می دونید، من... من به وجد اومده بودم.

01:18:34.459 --> 01:18:35.669
‫وقتی از مرکز ملی کودکان

01:18:35.752 --> 01:18:38.463
‫گمشده و آزار دیده تماسی دریافت کردم

01:18:38.547 --> 01:18:42.384
‫من از این واقعیت که می تونم دوباره
‫به این پرونده برگردم هیجان زده شدم.

01:18:45.053 --> 01:18:46.555
‫این یه کار ناتموم بود.

01:18:46.638 --> 01:18:50.100
‫این چیزی بود که توش پیشرفت
‫زیادی کرده بودم

01:18:50.183 --> 01:18:54.020
‫اما به دلیل بازنشسته شدن
‫هیچوقت فرصتی نداشتم که به نتیجه برسم.

01:18:56.398 --> 01:18:58.608
‫این قضیه به من کمکی امید داد.

01:19:07.492 --> 01:19:10.620
‫اما ما به یک فرصت دیگه
‫با فرانکلین فلوید احتیاج داشتیم.

01:19:10.704 --> 01:19:13.290
‫اون منتظر اعدامش بود.
‫و به وضوح همه پاسخ ها رو داشت.

01:19:13.373 --> 01:19:16.042
‫پس به مصاحبه دیگه ای
‫باهاش نیاز داشتیم.

01:19:19.921 --> 01:19:22.716
‫از اشلی رودریگز

01:19:22.799 --> 01:19:24.760
‫ از مرکز ملی کودکان گمشده تماسی داشتم.

01:19:24.843 --> 01:19:29.723
‫شروع کردم به کند و کاو توی اون فایل
‫و واقعاً سعی کردم بفهمم فلوید کیه.

01:19:29.806 --> 01:19:33.977
‫اون... اون هدف منه و من
‫می خوام هر چیزی رو که می تونم درباره ش بدونم.

01:19:37.355 --> 01:19:40.400
‫من بهش گفتم: "اون به شما دروغ میگه.
‫اون به طرز احمقانه ای به شما دروغ میگه."

01:19:41.026 --> 01:19:43.487
‫"اگر حقیقتی رو ازش دربیاری،
‫خوش شانسی."

01:19:44.070 --> 01:19:45.614
‫من اصلا خوشبین نبودم.

01:19:46.448 --> 01:19:48.909
‫صادقانه بگم، به نوعی
‫شبیه آخرین راه حل ما بود.

01:19:50.952 --> 01:19:54.664
‫بنابراین FBI برای مصاحبه با
‫فرانکلین فلوید به فلوریدا اعزام شد.

01:19:57.876 --> 01:20:00.003
‫سه تا سوال داشتم
‫که میخواستم جواب بگیرم.

01:20:00.086 --> 01:20:02.172
‫یکی این بود که: "شارون مارشال کیه؟"

01:20:03.048 --> 01:20:04.758
‫"چه اتفاقی برای مایکل افتاد؟"

01:20:04.841 --> 01:20:08.053
‫و "آیا تو مسئول مرگ شارون بودی؟"

01:20:09.137 --> 01:20:11.932
‫و بعد خلاص ش کنم
‫به اینکه اون زن کیه.

01:20:12.015 --> 01:20:13.850
‫چون جواب این سوال آسونه.

01:20:13.934 --> 01:20:17.312
‫شاید نخواد جواب بده،
‫اما نمی خوادم به قتل اعتراف کنه.

01:20:18.647 --> 01:20:22.025
‫و در این مورد صبحت نمی کرد.

01:20:27.739 --> 01:20:30.700
‫اون تازه ساکت شده بود،
‫و شروع کرد به غر زدن.

01:20:31.368 --> 01:20:34.368
‫ما حتی قبل از اینکه شروع به فحاشی کنه
‫خودمون رو به عنوان مامورای FBI معرفی نکردیم.

01:20:34.412 --> 01:20:35.914
‫اون فکر می کرد ما وکیلش هستیم.

01:20:35.997 --> 01:20:37.082
‫اون رو نشونده بودیم.

01:20:37.165 --> 01:20:40.877
‫ما وایستاده بودیم در حالی که اون
‫به مدت 45 دقیقه فحاشی می کرد.

01:20:40.961 --> 01:20:43.338
‫و در نهایت بهش گفتم:
‫ما وکیل تو نیستیم.

01:20:44.089 --> 01:20:46.216
‫و گفت، "خب، تو کدوم خری هستی؟"

01:20:46.842 --> 01:20:48.552
‫و من گفتم: "ما مامور FBI هستیم."

01:20:49.427 --> 01:20:52.806
‫و اون سرش رو برد عقب و گفت،
‫"چی میخوای؟"

01:20:52.889 --> 01:20:56.142
‫"خب، من تحقیقات درباره پرونده مایکل
‫هیوز رو دوباره باز می کنم."

01:20:56.226 --> 01:20:58.478
‫اون ادامه داد: "ممنون میشم اگر اون رو ببندی."

01:21:00.230 --> 01:21:01.750
‫گفتم: "خب قرار نیست این کارو بکنم."

01:21:01.815 --> 01:21:04.609
‫گفتم: "تو می خواستی
‫او شارون جدیدت باشه."

01:21:05.193 --> 01:21:07.362
‫"شارون از دست رفته، این شارون جدیدته.

01:21:07.445 --> 01:21:09.906
‫مایکل... مایکل کسیه که
‫قرارِ جایگزین اون بشه."

01:21:09.990 --> 01:21:12.951
‫و من به صحبت کردن با اون
‫ادامه دادم و اون شروع کرد به گریه کردن.

01:21:13.034 --> 01:21:16.788
‫اون احساسی شد و این
‫یه فرصت برای من بود.

01:21:16.872 --> 01:21:20.876
‫و اسکات اونقد روی میز زد
‫تا توجهش رو جلب کنه.

01:21:20.959 --> 01:21:24.588
‫"چطور اون رو کشتی، فلوید؟"
‫و اشک تمساحش سرازیر شد.

01:21:24.671 --> 01:21:27.299
‫و صدام رو بلند کردم:
‫"چطوری اونو کشتی؟"

01:21:27.841 --> 01:21:29.843
‫اون به من نگاه کرد و گفت: "این کار رو نکن."

01:21:29.926 --> 01:21:32.846
‫و من بالاخره با مشت روی میز زدم،

01:21:33.597 --> 01:21:35.432
‫"چطوری اونو کشتی، فلوید؟"

01:21:35.515 --> 01:21:37.183
‫اشکاش بند اومد.

01:21:37.267 --> 01:21:40.687
‫"من دوبار به پشت سرش شلیک کردم
‫تا سریع کارش تموم بشه."

01:21:45.275 --> 01:21:47.986
‫هیچ ربطی به شما نداره که اون کجاست.

01:21:48.069 --> 01:21:49.529
‫برای بیش از 20 سال

01:21:49.613 --> 01:21:52.240
‫ هیچ کس نمی دانست
‫چه اتفاقی برای پسرک افتاده،

01:21:52.324 --> 01:21:55.160
‫اما اکنون FBI معتقد است
‫که آنها پاسخ هایی دارند.

01:21:57.329 --> 01:22:01.207
‫<i>اشک و اندوه از خانواده ای که به
‫طور ناگهانی فرزندی را از دست دادند.</i>

01:22:01.291 --> 01:22:05.253
‫و پدر، لطفاً به او سلام کن، او
‫را در آغوش بگیر و سپس ببوس.

01:22:05.754 --> 01:22:07.672
‫و یک روز او را خواهیم دید.

01:22:10.425 --> 01:22:11.425
‫از دست دادن یک بچه،

01:22:11.927 --> 01:22:14.012
‫دردناکه.

01:22:15.013 --> 01:22:17.515
‫اون تقریبا بچه ما بود.

01:22:17.599 --> 01:22:21.102
‫مدارک فرزند خوندگی
‫تقریباً تکمیل شده بود.

01:22:21.186 --> 01:22:24.856
‫اوه، و قبل از اینکه بتونیم
‫اونها رو کامل کنیم، دزدیده شد.

01:22:24.940 --> 01:22:28.193
‫همه بچه ها اون رو
‫برادرشون به حساب می آوردن.

01:22:28.276 --> 01:22:31.988
‫بنابراین همه اون رو
‫جزوی از خانواده ما می دونستن.

01:22:33.198 --> 01:22:34.198
‫

01:22:35.158 --> 01:22:36.158
‫

01:22:42.749 --> 01:22:46.252
‫اف‌ بی ‌آی می‌گوید مظنون
‫این پرونده 20 ساله

01:22:46.336 --> 01:22:47.879
‫به قتل اعتراف کرده است.

01:22:47.963 --> 01:22:51.591
‫فلوید می گوید که پسر را در نزدیکی
‫مرز اوکلاهما تگزاس دفن کرده است.

01:22:52.550 --> 01:22:54.260
‫دو روز کامل بیرون بودیم.

01:22:55.095 --> 01:22:57.806
‫دو روز کندن، دو روز الک کردن.

01:22:57.889 --> 01:22:59.766
‫و اوه، هیچی.

01:23:01.643 --> 01:23:04.813
‫می دونی ما... 110 درصد مطمئن بودیم.

01:23:05.563 --> 01:23:07.148
‫ولی هیچی پیدا نکردیم.

01:23:11.653 --> 01:23:14.781
‫اما هنوز می خواستم بدونم
‫شارون مارشال کیه.

01:23:15.365 --> 01:23:17.325
‫و اون گفت.

01:23:17.409 --> 01:23:20.412
‫تا حدودی به این دلیل که فلوید دوست
‫داشت در مورد خودش صحبت کنه.

01:23:20.495 --> 01:23:23.289
‫بامزه بود. بالا پایین می پرید،
‫خیلی قصه می گفت.

01:23:23.373 --> 01:23:27.585
‫و ناگهان شروع کرد به صحبت
‫کردن در مورد اینکه چطوری،

01:23:28.294 --> 01:23:31.923
‫چقدر خوش قیافه بود
‫و لباس راننده اتوبوس پوشیده بود

01:23:32.007 --> 01:23:35.176
‫توی چری ویل، کارولینای شمالی و...

01:23:35.927 --> 01:23:38.680
‫می دونید، اینکه اون
‫بهترین راننده اتوبوس دنیا بود.

01:23:39.305 --> 01:23:44.019
‫اون به ما گفت که با
‫دختری به نام سندی آشنا شده.

01:23:44.102 --> 01:23:46.855
‫که به تازگی سه فرزند خودش رو
‫به دست دولت از دست داده بود.

01:23:46.938 --> 01:23:51.693
‫و اسکات احتمالاً یکی از
‫هوشمند ترین سؤالات رو پرسید.

01:23:51.776 --> 01:23:54.112
‫گفت اسمت اون موقع چی بود؟

01:23:55.113 --> 01:23:58.366
‫براندون کلیو ویلیامز
‫اسمی بود که اون به ما داد.

01:24:03.580 --> 01:24:06.416
‫و این چیزی بود
‫که قبلاً نشنیده بودیم.

01:24:06.499 --> 01:24:10.253
‫و وقتی... وقتی این اسم
‫رو گفت، یه چیزی به ما داد.

01:24:10.336 --> 01:24:13.548
‫و او نه تنها این اسم
‫را به ما داد، بلکه ما رو خیلی جلوتر برد

01:24:13.631 --> 01:24:16.843
‫و شخصی
‫ر که ملاقات کرده بود به ما داد.

01:24:16.926 --> 01:24:18.386
‫چجوری ازدواج کردن.

01:24:19.345 --> 01:24:20.764
‫تاریخش رو به ما داد.

01:24:20.847 --> 01:24:23.516
‫اسم دختراش رو تونست
‫به ما بده.

01:24:23.600 --> 01:24:25.435
‫محل تولد دخترا رو به ما بده.

01:24:25.518 --> 01:24:26.936
‫پس گفتم: "بزرگ ترینشون کدومه؟"

01:24:27.020 --> 01:24:29.856
‫ادامه داد: "خب، این همون چیزیه
‫که شما اینجا درباره ش می پرسید."

01:24:32.192 --> 01:24:34.652
‫"اون کجا متولد شده؟"  "لیوونیا، میشیگان."

01:24:34.736 --> 01:24:37.781
‫"چطوری اینو می دونی؟"
‫"من شناسنامه ش رو دیدم."

01:24:37.864 --> 01:24:41.493
‫ادامه داد: "این همون دختریه که شما دنبالش هستین.
‫این هموم دختریه که به خاطرش اینجا هستین."

01:24:42.744 --> 01:24:44.162
‫من ازش پرسیدم،

01:24:44.245 --> 01:24:46.247
‫"اسم بزرگ ترین دخترش چی بود؟"

01:24:47.082 --> 01:24:48.750
‫و اون گفت: "خوب، سوزان سواکیس بود."

01:25:15.235 --> 01:25:21.533
‫اونا به من گفتن که هویتش چیه،
‫نشسته بودم و ...

01:25:23.701 --> 01:25:25.787
‫من تو خلسه نبودم. من فقط...

01:25:26.663 --> 01:25:29.833
‫خیلی خوشحالم.

01:25:29.916 --> 01:25:32.335
‫... وقتی این را به او گفتم.

01:25:32.418 --> 01:25:34.420
‫میدونی نزدیک بود گریه کنم...

01:25:36.548 --> 01:25:37.715
‫اوه لعنتی!

01:25:39.300 --> 01:25:41.010
‫اون گفت: "ما هویتش رو می دونیم."

01:25:41.094 --> 01:25:44.305
‫و به من گفت که اسمش
‫سوزان سواکیسِ.

01:25:46.516 --> 01:25:47.517
‫من اینطوری بودم،

01:25:48.852 --> 01:25:50.019
‫"لعنتی!"

01:25:52.272 --> 01:25:55.233
‫فکر نمی‌کنم تسکین کلمه درستی باشه، اما
‫این همون چیزی بود که من احساس کردم.

01:25:55.316 --> 01:25:58.736
‫درست مثل این بود که تموم شده باشه.
‫مثل اینکه الان می دونیم اون کیه.

01:26:02.365 --> 01:26:05.326
‫روز بعد شناسنامه رو پس گرفتیم.

01:26:05.827 --> 01:26:08.413
‫و توی شناسنامه نام پدر و
‫مادرش روی اون نوشته شده بود.

01:26:08.496 --> 01:26:10.957
‫ساندرا براندنبورگ و کلیفورد سواکیس

01:26:11.875 --> 01:26:14.252
‫اوه، اتفاقاً هر دو هنوز زنده هستن.

01:26:25.680 --> 01:26:27.807
‫اف بی آی جلوی در ظاهر شد.

01:26:28.808 --> 01:26:32.103
‫و بعد اونها عکس سوزی رو به من
‫نشون دادن و من گفتم: "این دختر منه."

01:26:32.187 --> 01:26:33.897
‫"تو میدونی اون کجاست؟"

01:26:39.235 --> 01:26:40.737
‫اون خیلی باهوش بود.

01:26:41.696 --> 01:26:42.947
‫خیلی احمق بود.

01:26:44.908 --> 01:26:46.534
‫و خیلی زودباور.

01:26:49.329 --> 01:26:52.832
‫من 18 ساله بودم که باردار شدم
‫و 19 ساله بودم که اون به دنیا اومد.

01:26:55.043 --> 01:26:56.920
‫17 سالم بود که شروع کردم به قرار گذاشتن.

01:26:58.087 --> 01:27:00.381
‫من و کلیف با هم توی دبیرستان بودیم.

01:27:01.424 --> 01:27:03.885
‫اون حدود دو سال از من کوچکتر بود.

01:27:04.719 --> 01:27:07.555
‫اما اون باهوش و بامزه بود،

01:27:08.348 --> 01:27:09.849
‫و من خیلی متاثر شدم ازش.

01:27:10.767 --> 01:27:13.228
‫تو کل دبیرستان نمونه بودیم.

01:27:14.771 --> 01:27:17.899
‫درست در پایان
‫دبیرستان ازدواج کردیم.

01:27:19.317 --> 01:27:22.153
‫من چند ماه بعد از
‫ازدواجمون باردار شدم.

01:27:22.779 --> 01:27:24.197
‫من هیجان زده بودم.

01:27:25.740 --> 01:27:27.992
‫خوشحال بودم.

01:27:28.785 --> 01:27:31.496
‫و من... نمی تونستم صبر کنم
‫تا بچه به دنیا بیاد.

01:27:33.331 --> 01:27:36.584
‫او در زمان تولدش توی ویتنام بود.

01:27:37.168 --> 01:27:38.503
‫سخت بود.

01:27:38.586 --> 01:27:41.339
‫من یک هفته R&amp;R داشتم،
‫(مرخصی استراحت و تفریح)

01:27:41.422 --> 01:27:43.675
‫و اولین بار سوزان رو دیدم.

01:27:43.758 --> 01:27:45.260
‫اون شش ماهه بود.

01:27:46.094 --> 01:27:48.346
‫یه فرشته کوچولوی قشنگ بود.

01:27:49.555 --> 01:27:50.640
‫افتخار می کردم.

01:27:51.307 --> 01:27:53.768
‫وقتی بچه دار میشی
‫قلبت بزرگتر میشه.

01:27:55.395 --> 01:27:57.522
‫اما، وقتی به ویتنام رفتم،

01:27:58.064 --> 01:28:01.776
‫شما بقیه دنیا رو پشت سر
‫میزارید و این تمام دنیای شماست.

01:28:02.902 --> 01:28:08.366
‫وقتی برگشتم آدم دیگه بودم و
‫ون داشت با یکی دیگه قرار میذاشت.

01:28:08.950 --> 01:28:11.911
‫و اون موقع بود که سندی به من
‫گفت که می خواد طلاق بگیره.

01:28:13.496 --> 01:28:15.790
‫من با یه مرد دیگه قرار می ذاشتم،

01:28:16.332 --> 01:28:18.626
‫و آلیسون و امی رو باردار بودم.

01:28:19.752 --> 01:28:21.337
‫ولی ما طلاق گرفتیم.

01:28:22.380 --> 01:28:26.718
‫و من و دخترها به یک تریلر
‫از پیش ساخته شده نقل مکان کردیم.

01:28:28.094 --> 01:28:31.180
‫تریلر روی یه جای تپه مانند بود.

01:28:31.264 --> 01:28:36.269
‫گردباد به طور ناگهانی اومد و
‫تریلر من رو پرت کرد اونطرف.

01:28:41.607 --> 01:28:46.321
‫بعد از گردباد، فکر کنم بهش میگن PTSD.
‫(اختلال پس از حادثه)

01:28:47.113 --> 01:28:48.614
‫یادم میاد که،

01:28:50.450 --> 01:28:54.829
‫در یک نقطه، در گوشه اتاق
‫نشیمن، روی زمین نشسته بودم.

01:28:56.331 --> 01:28:58.875
‫ودخترا که میگفتن "مامانی! مامانی! مامانی!"

01:28:58.958 --> 01:29:00.209
‫و من نمی تونستم حرکت کنم.

01:29:02.670 --> 01:29:06.799
‫به خدمات اجتماعی رفتم چون فکر کردم این همون
‫کاریه که شما برای کمک گرفتن انجام میدید.

01:29:07.759 --> 01:29:09.677
‫اونها بچه ها رو بردن.

01:29:09.761 --> 01:29:11.929
‫یادمه بهش گفتم و گریه می کردم،

01:29:12.013 --> 01:29:14.849
‫"براشون امن نیست.
‫من نمی تونم از اونها مراقبت کنم."

01:29:14.932 --> 01:29:17.560
‫خانم جلوی دفتر
‫خدمات اجتماعی گفت:

01:29:17.643 --> 01:29:19.771
‫"عزیزم، به کلیسا برو. حالت بهتر میشه."

01:29:21.773 --> 01:29:26.402
‫اداره خدمات اجتماعی با من
‫تلفنی تماس گرفت و گفت:

01:29:26.486 --> 01:29:29.781
‫"ما می خوایم هر سه دختر رو به یک خانواده بدیم."

01:29:29.864 --> 01:29:33.034
‫اونها به همدیگه وابسته ان
‫و ما نمی خوایم از هم جداشون کنیم."

01:29:34.327 --> 01:29:39.123
‫اونها به من یک حق انتخاب دادن،
‫یا با فرزند خوندگی هر سه تا موافقت کنم،
‫یا ولشون کنم.

01:29:42.126 --> 01:29:44.170
‫خیلی برام دردناک بود.

01:29:44.253 --> 01:29:46.172
‫تعطیلات رو گذرونده بودم

01:29:48.257 --> 01:29:51.511
‫کلی نوشیدنی خوردم
‫کلی بهش فکر کردم.

01:29:52.053 --> 01:29:55.056
‫و در اون زمان با
‫پدر و مادرم زندگی می کردم،

01:29:55.139 --> 01:29:56.933
‫من بیکار بودم.

01:29:57.016 --> 01:30:00.520
‫فکر می کنم 23 سالم بود.

01:30:01.187 --> 01:30:05.441
‫و  فکر نمی ‌کردم در اون
‫لحظه پدر خوبی براشون باشم.

01:30:05.525 --> 01:30:08.945
‫من هنوز یک جورایی
‫از ویتنام بهم ریخته بودم.

01:30:14.367 --> 01:30:16.595
‫وقتی به اون کلیسا رفتم،
‫می دونم که گریه می کردم،

01:30:16.619 --> 01:30:19.497
‫چون مدام گریه می کردم و
‫نمی تونستم جلوی گریه ام رو بگیرم.

01:30:19.997 --> 01:30:21.332
‫و اونجا بود که با اون آشنا شدم.

01:30:23.209 --> 01:30:25.294
‫فقط اومد و نشست و با صدایی آروم،

01:30:25.378 --> 01:30:29.632
‫شروع کرد به صحبت کردن با من.

01:30:30.133 --> 01:30:31.551
‫میدونی، "چی شده؟"

01:30:32.135 --> 01:30:34.095
‫"خدا من رو به اینجا فرستاده تا کمکت کنم."

01:30:35.012 --> 01:30:37.265
‫اون گفت: "ما میریم بچه هات رو میاریم."

01:30:38.599 --> 01:30:41.727
‫"ما ازدواج می کنیم،
‫و من از تو و بچه ها مراقب می کنم،

01:30:41.811 --> 01:30:43.604
‫و همه چیز درست میشه."

01:30:45.606 --> 01:30:49.569
‫بعد از اینکه با هم بودیم
‫کارهای ترسناکی انجام می داد.

01:30:52.155 --> 01:30:56.075
‫وقتی فهمیدم با اون تو چه وضعیتی
‫هستم، نمی دونستم باید چیکار کنم.

01:30:57.577 --> 01:31:01.080
‫و اون چاقویی داشت
‫که همیشه با خودش همراهش بود.

01:31:01.664 --> 01:31:04.959
‫و خم می شد سمت جایی که چاقو بود،

01:31:05.042 --> 01:31:07.712
‫و می ‌گفت: "فکر می ‌کنی میخوای ولم کنی؟"

01:31:09.088 --> 01:31:10.339
‫همچین اتفاقی نمیوفته.

01:31:15.052 --> 01:31:18.639
‫یک بار باید پوشک دخترانه می خریدم.

01:31:18.723 --> 01:31:21.184
‫در 7-Eleven چک بی محل کشیده بودم.

01:31:21.934 --> 01:31:23.895
‫و 30 روز زندانی شدم.

01:31:27.732 --> 01:31:29.859
‫و اون موقع بود که بچه هام رو برد.

01:31:31.777 --> 01:31:34.322
‫بلافاصله به کلانتری رفتم

01:31:34.864 --> 01:31:37.450
‫و به پلیس گفتم که
‫بچه هام رو برده.

01:31:38.326 --> 01:31:40.786
‫پلیس گفت: "باهم ازدواج کرده اید؟"

01:31:40.870 --> 01:31:41.870
‫و من گفتم: "بله."

01:31:41.913 --> 01:31:45.917
‫و پلیس گفت: "این قضیه مدنیه.
‫خودت باید پیگیرش باشی."

01:31:47.585 --> 01:31:50.338
‫و من فقط صدام بلندتر و بلندتر می شد،

01:31:50.421 --> 01:31:52.757
‫و اونا منو از کلانتری
‫به بیرون راهنمایی کردن.

01:31:55.676 --> 01:31:57.678
‫یه روزی که دقیق یادم نیست،

01:31:57.762 --> 01:32:01.766
‫آلیسون و امی رو توی یتیم خونه گذاشته بود،

01:32:01.849 --> 01:32:03.392
‫و سوزی رو گرفته بود با خودش برده بود.

01:32:09.065 --> 01:32:10.942
‫میدونی نمیتونی برگردی و بگی،

01:32:11.526 --> 01:32:12.568
‫"اگر اینکارو نمی کردم..."

01:32:15.279 --> 01:32:19.534
‫"اگر راهی برای کمک پیدا کرده بودم."

01:32:20.451 --> 01:32:23.829
‫"برای دور شدن از این شرایط،
‫دیگه هیچوقت این اتفاق نمیوفتاد."

01:32:25.331 --> 01:32:28.918
‫و من قرار بود مادرش باشم و ازش
‫ در برابر اون هیولا محافظت کنم.

01:32:29.752 --> 01:32:30.752
‫و این کارو نکردم.

01:32:33.256 --> 01:32:35.967
‫من در واقع
‫از دست مادر شارون خیلی عصبانی ام.

01:32:36.842 --> 01:32:39.387
‫من حتی یک لحظه هم باور
‫نمی کنم که چون اون روز،

01:32:39.470 --> 01:32:43.432
‫گذشته بود، دیگه نتوسته بچه ش رو پیدا کنه.

01:32:43.516 --> 01:32:46.102
‫من تو سال 1976 دزدیده شدم.

01:32:46.644 --> 01:32:51.649
‫و تقریباً پنج سال،
‫مادرم با همه تماس گرفته بود.

01:32:52.149 --> 01:32:53.234
‫با سناتور،

01:32:53.859 --> 01:32:55.903
‫شهردار،
‫رفته بود تلویزیون.

01:32:56.445 --> 01:32:58.990
‫هر کاری از دستش بر می اومد انجام داده بود.

01:33:00.116 --> 01:33:02.702
‫اون آدم ثروتمندی نبود،

01:33:02.785 --> 01:33:06.539
‫اما همه پولی که داشت
‫رو برای برگردوندن من خرج کرد.

01:33:06.622 --> 01:33:08.874
‫مادرم همه کار کرد.

01:33:08.958 --> 01:33:11.127
‫و من فقط می خوام بدونم چرا.

01:33:12.420 --> 01:33:14.880
‫چرا اون بیشتر تلاش نکرد؟

01:33:16.632 --> 01:33:19.802
‫می خوام صادق باشم.
‫من رفتم پیش مادربزرگش.

01:33:22.221 --> 01:33:23.264
‫که خوب پیش نرفت.

01:33:23.889 --> 01:33:26.434
‫نگرشش اینجوری بود که
‫"به من ربطی نداره."

01:33:26.517 --> 01:33:30.271
‫وقتی به سراغ کسی میری
‫و اون هیچ علاقه ای بهت نداره،

01:33:31.272 --> 01:33:32.940
‫برای من...

01:33:34.150 --> 01:33:35.150
‫اهمیتی نمیدی؟

01:33:35.776 --> 01:33:38.362
‫نمیخوای بدونی؟
‫تو دیگه چه جور آدمی هستی؟

01:33:38.446 --> 01:33:40.615
‫من با این قضیه مشکل دارم.

01:33:46.662 --> 01:33:50.291
‫در سال 2003، زمانی که توی تولسا
‫بودم و برای بازدید از قبرستون رفتم،

01:33:50.374 --> 01:33:53.544
‫فکر می کردم که
‫"خوب نیست که یک روز

01:33:53.628 --> 01:33:56.339
‫به اینجا برگردم و این سنگ قبر رو عوض کنم؟"

01:33:56.422 --> 01:33:59.216
‫فقط یک اسم روش بود، تونیا.
‫و این منو آزار می داد.

01:34:00.009 --> 01:34:02.845
‫پس بعد از فهمیدن هویت واقعیش،

01:34:02.928 --> 01:34:04.847
‫تصمیم گرفتیم،
‫من با مگان صحبت کردم.

01:34:04.930 --> 01:34:08.100
‫و گفتم: "هی، میدونی، بیا این کار رو بکنیم."

01:34:09.226 --> 01:34:14.607
‫مت نظر من رو درباره چیزی که
‫میخواست روی سنگ قبر بنویسه می خواست.

01:34:15.358 --> 01:34:17.860
‫و من ‌گفتم: "عحب. مسئولیتش زیاده."

01:34:18.778 --> 01:34:22.782
‫اون با آدم های زیادی در زندگیش
‫در ارتباط بود و می خواستم مطئن بشم

01:34:22.865 --> 01:34:26.077
‫اون برای بقیه همه چیز بود.

01:34:31.999 --> 01:34:34.039
‫خدایا، من از تو برای
‫این فرصت تشکر می کنم.

01:34:34.085 --> 01:34:37.380
‫و من دعا می کنم که
‫آسایش، قدرت و قلب

01:34:37.463 --> 01:34:38.964
‫رو به زندگی کسانی
‫که اینجا هستند بیاری.

01:34:39.048 --> 01:34:41.759
‫نه تنها امروز اینجا،
‫بلکه هر کجا که باشند.

01:34:49.475 --> 01:34:50.601
‫اینجاست.

01:34:51.977 --> 01:34:53.062
‫اون اینجاست.

01:34:55.147 --> 01:34:58.567
‫در سال 1990
‫وقتی که فوت کرد تنها 20 سال سن داشت.

01:34:59.860 --> 01:35:04.365
‫و تا ژوئن 2017 نتونستیم
‫سنگ قبرش رو عوض کنیم.

01:35:04.448 --> 01:35:07.076
‫و در نهایت اسم واقعیش رو اونجا نوشتیم.

01:35:09.620 --> 01:35:13.165
‫اون تعریف یک دوست برای همه بود.

01:35:13.749 --> 01:35:16.711
‫صدای پشتیبان برای مردم،

01:35:16.794 --> 01:35:21.340
‫و این دیوانه کننده ست.
‫چون هیچ پشتیبانی توی خونه نداشت.

01:35:21.424 --> 01:35:24.009
‫و اون همه این کارها رو با چنین متانتی انجام داد.

01:35:31.642 --> 01:35:35.187
‫او بالاخره مراسم یادبودی رو
‫که لیاقتش رو داشت دریافت کرد.

01:35:36.313 --> 01:35:41.193
‫این یه نقطه ویرگوله برام.

01:35:41.777 --> 01:35:43.654
‫و در نهایت اون به آرامش رسید.

01:35:45.239 --> 01:35:47.116
‫اما اون هنوز تو قلب من زنده س.

01:35:49.452 --> 01:35:53.372
‫و وقتی که من بمیرم
‫شاید اونجا دیگه تموم بشه.

01:35:55.958 --> 01:35:58.461
‫قشنگ بود.

01:35:58.544 --> 01:36:01.297
‫خیلی خوب بود که فهمیدم اون کیه.

01:36:02.131 --> 01:36:04.550
‫فقط یادم میاد که،

01:36:06.093 --> 01:36:08.053
‫"دختر، من پشتش بودم" می دونی؟

01:36:10.222 --> 01:36:14.143
‫یکی از چیزای که من رو درگیر می کرد
‫این بود که هیچوقت نفهمید واقعا کیه.

01:36:16.604 --> 01:36:20.941
‫شناخت افرادی که بخشی از
‫زندگی اون بودن واقعا به من کمک کرد.

01:36:22.193 --> 01:36:25.112
‫چون اونا خاطرات مثبتی از اون ندارن.

01:36:25.613 --> 01:36:30.075
‫شما این احساس رو دارین
‫که، گاهی اوقات،

01:36:30.701 --> 01:36:32.578
‫اون نهایت استفاده رو از زندگیش کرد.

01:36:36.582 --> 01:36:39.502
‫من هیجان زده بودم... هیجان زده بودم که...

01:36:41.378 --> 01:36:44.632
‫اسمش رو روی سنگ
‫قبری گذاشتیم و مال خودش بود.

01:36:48.135 --> 01:36:51.180
‫برای همه ما مهم بود...

01:36:51.263 --> 01:36:53.766
‫این خود واقعیش بود.
‫این پدر واقعیش بود.

01:36:53.849 --> 01:36:55.684
‫این دختر اونهاست، می دونید؟

01:36:56.477 --> 01:36:58.157
‫اون اینجاست.
‫اینجا آرامیده.

01:36:58.187 --> 01:36:59.980
‫و اسم واقعیش اینجاست.

01:37:06.529 --> 01:37:07.947
‫ممنونم کلانتر.

01:37:09.031 --> 01:37:12.660
‫من روابط جدید و خانواده بیشتری
‫از آنچه نیاز داشتم به دست آوردم.

01:37:14.411 --> 01:37:18.249
‫و امیدوارم بتونم نیمی از مادری
‫باشم که او بود یا می خواست باشه.

01:37:19.834 --> 01:37:24.296
‫مادر شدنم باعث شد
‫احترام بیشتری برای مادر واقعیم قائل بشم

01:37:24.380 --> 01:37:27.633
‫چون اون قید دوتا از بچه هاش رو زد،

01:37:27.716 --> 01:37:28.926
‫اگر که بیشتر نبودن،

01:37:29.009 --> 01:37:32.304
‫چون می دونست که این برای بچه ها بهتره.

01:37:34.974 --> 01:37:38.185
‫اسم پسرم مایکله.
‫که از اسم برادرم برداشتمش.

01:37:38.811 --> 01:37:42.940
‫مایکل نتونست با این اسم زندگی کنه
‫من می خواستم این اسم ادامه پیدا کنه.

01:37:45.025 --> 01:37:49.613
‫کاری که می تونم انجام بدم اینه که نمی تونم
‫با سوزان صحبت کنم، اما می تونم با مگان حرف بزنم.

01:37:53.826 --> 01:37:56.996
‫و همین کافیه.

01:38:01.750 --> 01:38:03.419
‫سعی کردم خودم بفهممش،

01:38:03.502 --> 01:38:07.089
‫اما می دونم که این داستان
‫به یکی کمک میکنه.

01:38:07.590 --> 01:38:12.344
‫من باید تمام بخش ها رو سر جاش بزارم
‫و اینکه این قضیه چطور من رو شکل داد،

01:38:12.428 --> 01:38:14.597
‫و بعدش می دونم که می تونم
‫اون رو به اشتراک بزارم.

01:38:19.977 --> 01:38:22.563
‫فقط می دونم که اون یه فرصت داشت.

01:38:23.939 --> 01:38:26.108
‫اون یکی از  افرادی بود که می تونست

01:38:26.191 --> 01:38:29.904
‫به اون چیزی که
‫براش اتفاق افتاده غلبه کنه.

01:38:31.071 --> 01:38:33.741
‫اگر می تونست ازش دور بشه،

01:38:34.366 --> 01:38:37.369
‫می تونست یک نجات یافته شگفت انگیز بشه.

01:38:39.538 --> 01:38:41.540
‫پتانسیل زیادی داشت.

01:38:43.584 --> 01:38:46.045
‫اون چیزی برای ارائه به جهان داشت.

01:38:46.837 --> 01:38:49.423
‫او واقعاً استعداد داشت، و ...

01:38:52.426 --> 01:38:54.553
‫من همیشه اینطوری اون رو به یاد میارم.

01:38:56.000 --> 01:39:06.000
..:: جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت ::..
 .::   @bollbolljan_com  ::.

01:39:06.024 --> 01:39:26.024
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.