﻿WEBVTT

00:00:00.156 --> 00:00:03.456
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:03.480 --> 00:00:08.880
‫♪ نه، هرگز نیازم رو محدود نمی‌کنم ♪

00:00:10.360 --> 00:00:16.560
‫♪ نیازم به اینکه کاملاً آزاد باشم ♪

00:00:26.040 --> 00:00:28.400
‫اسب‌های تروبرد!

00:00:28.520 --> 00:00:30.920
‫تک‌تکشون

00:00:31.040 --> 00:00:33.080
‫برای مسابقه آماده‌ن

00:00:33.200 --> 00:00:35.746
‫تک‌تک ماهیچه‌هاشون برای دویدن

00:00:35.770 --> 00:00:37.720
‫آماده و تمرین داده شده

00:00:37.840 --> 00:00:39.840
‫کنترلش می‌کنی. مهارش می‌کنی

00:00:39.960 --> 00:00:42.120
‫دمای خون رو دقیقاً
‫به اندازه‌ی مناسبی نگه می‌داری

00:00:42.240 --> 00:00:44.600
‫به اندازه‌ای که جوش نیاره

00:00:44.720 --> 00:00:48.800
‫دم دروازه منتظری، و بعد...

00:00:48.920 --> 00:00:50.400
‫"حرکت کنید!"

00:00:50.520 --> 00:00:53.280
‫از جایگاه می‌زنی بیرون
‫مهارش می‌کنی

00:00:53.400 --> 00:00:54.600
‫به پیش میری

00:00:54.720 --> 00:00:57.640
‫باید بدونی کی جلوی خودتو بگیری
‫و کی راهی برای جلو زدن پیدا کنی

00:00:57.760 --> 00:01:01.000
‫آماده‌ای که وقتی دادستان پاش لغزید
‫ فرصت رو بچسبی

00:01:01.120 --> 00:01:03.280
‫آماده. مراقب

00:01:03.400 --> 00:01:04.960
‫منتظر

00:01:05.080 --> 00:01:09.280
‫با حواس جمع
‫و ذهنی که هم‌زمان هزار راه میره

00:01:09.400 --> 00:01:11.328
‫با قلبی که تندتند می‌زنه، ماهیچه‌هایی که

00:01:11.352 --> 00:01:13.280
‫کاملاً کشیده شده و آماده‌ی دویدنه، منتظری

00:01:13.400 --> 00:01:16.120
‫فرصتش داره پیش میاد، وایسا. وایسا

00:01:16.240 --> 00:01:19.125
‫مراقب باش. این چیزیه که
میزان مهارتت رو نشون میده

00:01:19.149 --> 00:01:20.320
آرامشی که قبلش داری

00:01:20.440 --> 00:01:22.280
‫و حالا اتفاق افتاد

00:01:22.400 --> 00:01:25.480
‫بر اساس غریزه جلو میرم
‫"عالیجناب"

00:01:25.600 --> 00:01:26.862
‫پاشدم وایسادم

00:01:26.886 --> 00:01:29.240
‫چشم‌ها همه به من خیره شده

00:01:29.360 --> 00:01:31.920
‫"اعتراض وارده"

00:01:32.040 --> 00:01:33.640
‫آره! آره!

00:01:33.760 --> 00:01:37.000
‫موکلم، با اون هیکل گنده‌ش، جا خورده

00:01:37.120 --> 00:01:39.268
‫هنوز نمی‌دونه که کاری که کردم به نفعشه

00:01:39.292 --> 00:01:41.440
‫ولی حس می‌کنه که اوضاع عوض شده، راضیه

00:01:41.560 --> 00:01:44.721
‫موکلم از شاهد متنفره، ولی برای من

00:01:44.745 --> 00:01:46.560
‫شاهد فقط یه شاهده

00:01:46.680 --> 00:01:49.279
‫می‌شینم. دادستان حرفاش تموم میشه

00:01:49.303 --> 00:01:50.760
‫و وقتش فرا می‌رسه

00:01:50.880 --> 00:01:52.600
‫قاضی به من نگاه می‌کنه

00:01:52.720 --> 00:01:55.040
‫"شاهد مال شماست، خانم انزلر"

00:01:55.160 --> 00:01:57.920
‫آره. شاهد مال منه!

00:01:58.040 --> 00:02:00.841
‫شاهد نفسشو میده داخل
‫ من بلند میشم

00:02:00.865 --> 00:02:03.240
‫آروم، دکمه‌ی کتم رو می‌بندم

00:02:03.360 --> 00:02:06.748
‫دادگاه ساکته، پر از تنشه، منتظر منه

00:02:06.772 --> 00:02:08.360
‫عجب هیجانی داره

00:02:08.480 --> 00:02:09.960
‫خودتو خونسرد نشون بده!

00:02:10.080 --> 00:02:12.000
‫آره؟ خونسرد!

00:02:12.120 --> 00:02:14.800
‫صدا، شمرده و قاطع
باهاش بازی کن

00:02:14.920 --> 00:02:18.640
‫باهاش بازی کن، مال خودته
‫توی چـــــــنــــگ خودته

00:02:18.760 --> 00:02:20.513
‫باهاش بازی کن!

00:02:20.537 --> 00:02:22.760
‫کشش بده، مال خودته

00:02:22.880 --> 00:02:26.680
‫سوال و جواب از شاهد
‫بهترین قسمتش همینه. همه‌ش بر اساس غریزه‌ست

00:02:26.800 --> 00:02:27.893
‫سوال رو بپرس

00:02:27.917 --> 00:02:29.387
‫جواب رو تکرار کن

00:02:29.411 --> 00:02:30.880
دوباره تکرارش کن

00:02:31.000 --> 00:02:33.050
‫قیافه‌ی شاهد رو نگاه کن

00:02:33.074 --> 00:02:35.640
‫بذار فکر کنه دارم قاطی می‌کنم

00:02:35.760 --> 00:02:38.920
‫که به‌زحمت متوجه میشم
‫که چه اتفاقاتی افتاده

00:02:39.040 --> 00:02:43.320
‫یخورده صفحات رو ورق بزن
‫بذار فکر کنه که راهمو گم کردم

00:02:43.440 --> 00:02:44.667
صدای نفس‌ها رو بشنو

00:02:44.691 --> 00:02:46.960
‫صدای پوزخندی از جایگاه دادستان میاد

00:02:47.080 --> 00:02:49.160
‫خوبه. خوبه. خیلی خوبه

00:02:49.280 --> 00:02:51.200
‫دوباره، چند تا صفحه رو ورق بزن

00:02:51.320 --> 00:02:54.600
‫موکلم با حالت معذب
‫ توی جایگاهش تکون می‌خوره. خوبه

00:02:54.720 --> 00:02:57.560
‫بعد سوال رو تکرار می‌کنم
‫ببین شاهد چطور آروم می‌گیره

00:02:57.680 --> 00:02:59.160
‫شونه‌هاش میرن عقب

00:02:59.280 --> 00:03:02.280
‫میگه "ظاهراً این یکی کارشو بلد نیست"

00:03:02.400 --> 00:03:04.280
‫قاضی، قیافه‌ش عین سنگه

00:03:04.400 --> 00:03:06.443
‫ولی این قاضی قبلاً منو دیده

00:03:06.467 --> 00:03:07.520
‫امثال منو دیده

00:03:07.640 --> 00:03:10.800
‫سوال اول. سوال دوم
‫نشون بده که بابت جواب‌ها نگرانی

00:03:10.920 --> 00:03:13.560
‫این بهش دل‌و‌جرأت میده

00:03:13.680 --> 00:03:16.080
‫نگاه کن، آره، شروع کرد

00:03:16.200 --> 00:03:20.560
‫بذار شاهد صحبت کنه، بیش از حد صحبت کنه
‫بذار "توضیح" بده. خوبه

00:03:20.680 --> 00:03:22.560
‫"ممنون بابت توضیحت، مطمئن نبودم..."

00:03:22.680 --> 00:03:24.660
‫ببین چطور چشم‌هاش من رو عددی حساب نمی‌کنه

00:03:24.680 --> 00:03:28.840
‫"حتماً این یکی تازه از دانشگاه و اینا
‫ دراومده. چندان کارشو بلد نیست"

00:03:28.960 --> 00:03:32.680
‫اوه. همین... باعث میشه آروم بگیره
‫حالا دست بالا رو داره

00:03:32.800 --> 00:03:34.254
‫حالا دیگه مراقب نیست

00:03:34.278 --> 00:03:36.360
‫نمی‌ترسه، دیگه حواسش جمع نیست

00:03:36.480 --> 00:03:39.400
‫یک حرف متناقض می‌زنه

00:03:39.520 --> 00:03:41.960
‫اجازه میدم برام توضیحش بده

00:03:42.080 --> 00:03:43.925
‫سر تکون میدم، دارم سر تکون میدم

00:03:43.949 --> 00:03:46.200
‫درحالیکه داره قبر خودشو عمیق‌تر می‌کنه

00:03:46.320 --> 00:03:49.040
‫میگم "خیلی‌خب
‫الان یخورده واضح‌تر شد، ولی..."

00:03:49.160 --> 00:03:52.520
‫خودش داوطلبانه بیشتر توضیح میده

00:03:52.640 --> 00:03:54.382
‫می‌بینم که دادستان

00:03:54.406 --> 00:03:57.440
‫یک انگشتش رو می‌ذاره روی پیشونیش

00:03:57.560 --> 00:03:59.935
‫اون می‌دونه و منم می‌دونم، ولی کسی که

00:03:59.959 --> 00:04:02.720
‫داره خودشو چال می‌کنه، همینطور حرف می‌زنه

00:04:02.840 --> 00:04:04.232
‫برمی‌گردم، سر تکون میدم

00:04:04.256 --> 00:04:06.760
‫"آها، که اینطور، ولی چرا این اتفاق افتاد؟"

00:04:06.880 --> 00:04:09.030
‫قیافه‌ی قاضی، بی‌حالته

00:04:09.054 --> 00:04:10.640
‫ولی قاضی می‌دونه

00:04:10.760 --> 00:04:14.320
‫حالا دیگه توی آب خون ریخته
‫و من اجازه میدم شاهد به شنا کردن ادامه بده

00:04:14.440 --> 00:04:16.426
‫هیچکس نمی‌تونه بهش کمک کنه

00:04:16.450 --> 00:04:18.880
‫و اونم مستقیم شنا می‌کنه توی تله

00:04:19.000 --> 00:04:23.080
‫تکیه میده
قیافه‌ش سرشار از اعتماد به نفسه

00:04:23.200 --> 00:04:26.600
‫اجازم میده حس کنه کنترل دست خودشه
که احساس امنیت کنه

00:04:26.720 --> 00:04:30.720
‫بعد، آروم، آروم

00:04:30.840 --> 00:04:33.760
‫همینطور که نزدیک میشم دست‌به‌سینه میشه
‫می‌چرخم، دوباره برمی‌گردم

00:04:33.880 --> 00:04:35.760
‫وایمیستم، چند تا صفحه رو ورق می‌زنم

00:04:35.880 --> 00:04:38.440
‫قاضی و بقیه‌ی وکلا
‫می‌دونن قراره چه اتفاقی بیفته

00:04:38.560 --> 00:04:41.280
‫می‌دونن، و به‌جای شاهد، اونا معذب میشن

00:04:41.400 --> 00:04:44.280
‫ولی عاشقشن! با اشتیاق گوش میدن

00:04:44.400 --> 00:04:47.360
‫هیئت منصفه، افرادی که توی
‫جایگاه تماشاچیان نشستن، روحشون هم خبر نداره

00:04:47.480 --> 00:04:51.040
‫و اون، توی جایگاه شهود، کسی که
‫دارم باهاش حرف می‌زنن، هنوز نفهمیده

00:04:51.160 --> 00:04:53.320
‫لامصب هنوزم نفهمیده!

00:04:53.440 --> 00:04:55.400
‫"و معذرت می‌خوام
‫ولی برای روشن شدن موضوع"

00:04:55.520 --> 00:04:58.120
‫"یک سوال دیگه دارم، امیدوارم مشکلی نباشه"

00:04:58.240 --> 00:05:00.040
‫"باعث میشه تمام زوایا برام روشن بشه"

00:05:00.160 --> 00:05:02.560
‫الان پشت چشم نازک کرد؟

00:05:02.680 --> 00:05:04.040
‫عالیه!

00:05:04.160 --> 00:05:06.800
‫ولی اگر نماینده‌ی دادستان رو نگاه می‌کرد

00:05:06.920 --> 00:05:09.800
‫که سرش رو انداخته پایین به سمت میز

00:05:09.920 --> 00:05:11.640
‫شاید می‌فهمید، شاید حس می‌کرد

00:05:11.760 --> 00:05:15.440
‫اگر اینقدر مطمئن و ازخودراضی نبود
‫حسش می‌کرد. خطر رو

00:05:15.560 --> 00:05:17.920
‫که قراره یه اتفاقی بیفته

00:05:18.040 --> 00:05:20.160
‫ولی نه، اوضاع بر وفق مرادشه

00:05:20.280 --> 00:05:22.760
‫فکر می‌کنه خودش گربه‌ست و من موش

00:05:22.880 --> 00:05:24.600
‫حرف نداره

00:05:24.720 --> 00:05:27.480
‫نماینده‌ی دادستان بالا رو نگاه می‌کنه

00:05:27.600 --> 00:05:30.840
‫دیگه تکون نمی‌خورم
‫دیگه صفحات رو ورق نمی‌زنم

00:05:30.960 --> 00:05:32.600
‫مستقیم به شاهد نگاه می‌کنم

00:05:33.200 --> 00:05:35.153
‫سوالمو می‌پرسم، برای یک لحظه

00:05:35.177 --> 00:05:37.400
‫حالت عجیبی روی صورتش نقش می‌بنده

00:05:37.520 --> 00:05:41.080
‫یک نگاه سریع به نماینده‌ی دادستان می‌اندازه
‫نماینده‌ی دادستان نمی‌تونه چیزی بگه

00:05:41.200 --> 00:05:42.960
‫ولی چشم‌هاش!

00:05:43.080 --> 00:05:45.880
‫داره چشم‌غره میره، سعی می‌کنه بگه

00:05:46.000 --> 00:05:50.240
‫"نگو. نگو. حواستو جمع کن. توی این تله نیفت"

00:05:50.360 --> 00:05:54.040
‫و برای بار آخر برمی‌گردم، و بعد، بنگ!

00:05:54.160 --> 00:05:57.720
‫چهار تا سوال رو مثل گلوله شلیک می‌کنم

00:05:57.840 --> 00:06:00.040
‫بنگ، بنگ، بنگ، بنگ

00:06:00.160 --> 00:06:03.280
‫حالت شوک توی صورتش
‫تمام و کمال نابود شده

00:06:03.400 --> 00:06:05.480
‫و قیافه‌ای که روی صورت من نقش می‌بنده

00:06:05.600 --> 00:06:07.680
‫تابلو بود

00:06:07.800 --> 00:06:10.160
‫احمق نفهم!

00:06:10.280 --> 00:06:12.320
‫فکر می‌کردی همه‌چی توی مشتته

00:06:12.440 --> 00:06:15.080
‫ولی می‌بینی که به کجا رسیدیم
‫ببین شاهد چطور عرق می‌کنه

00:06:15.200 --> 00:06:18.040
‫سکوت کامل
‫مردم توی جایگاه به جلو خم میشن

00:06:18.160 --> 00:06:20.560
‫"واو! چقدر کارش درسته!"

00:06:20.680 --> 00:06:23.320
‫موکل من، متهم، بهت‌زده شده

00:06:23.440 --> 00:06:25.720
‫چشمان من روی صورت شاهده

00:06:25.840 --> 00:06:28.520
‫حالا برای اولین بار
‫ درست‌و‌حسابی منو می‌بینه

00:06:28.640 --> 00:06:30.360
‫بدجوری عصبانیه

00:06:30.480 --> 00:06:32.840
‫"لطفاً سوال رو جواب بدین، جناب بیتمن"

00:06:32.960 --> 00:06:36.880
‫سوالو رسمی می‌پرسم. نماینده‌ی دادستان
‫پشت میزش نشسته، سرشو انداخته پایین

00:06:37.000 --> 00:06:40.480
‫دیگه تموم شد... هم اون می‌دونه
‫هم من، هم قاضی

00:06:40.600 --> 00:06:43.760
‫قراره شاهد هم عمیقاً اینو بفهمه

00:06:43.880 --> 00:06:47.600
‫"عالیجناب، شاهد به سوال جواب نمیده"

00:06:47.720 --> 00:06:49.200
‫با محبت‌آمیزترین صدای ممکن

00:06:49.320 --> 00:06:52.200
‫قاضی به آقای بیتمن یادآوری می‌کنه
‫که باید سوال رو جواب بده

00:06:52.320 --> 00:06:55.720
‫"لطفاً سوال خانم وکیل رو
‫ جواب بده، آقای بیتمن"

00:06:55.840 --> 00:06:58.560
‫نگاهی سراسر تنفر بهم می‌اندازه

00:06:58.680 --> 00:07:00.776
‫یه گوشه گیر افتاده. دهنش سرویسه

00:07:00.800 --> 00:07:02.040
‫سرشو انداخته پایین

00:07:02.160 --> 00:07:05.000
‫زیر لب یه چیزی میگه
‫"ببخشید، نشنیدم چی گفتی"

00:07:05.120 --> 00:07:07.559
‫قاضی میگه "باید توی میکروفون صحبت کنی"

00:07:07.583 --> 00:07:10.420
‫"تا توی صوت صورت‌جلسه ضبط بشه، آقای بیتمن"

00:07:10.440 --> 00:07:12.480
‫لبخندی محبت‌آمیز می‌زنم

00:07:13.720 --> 00:07:15.308
‫"خب یعنی آره، جناب؟"

00:07:15.332 --> 00:07:17.160
‫"پس با حرف من موافقی؟"

00:07:17.280 --> 00:07:18.566
‫قاضی صبرش تموم میشه

00:07:18.590 --> 00:07:21.240
‫شاهد داغون شده
قاضی تاکتیک‌های منو بلده

00:07:21.360 --> 00:07:25.440
‫"جوابت رو گرفتی، خانم انزلر"
‫آره!

00:07:25.560 --> 00:07:29.040
‫آره گرفتم
"ممنونم عالیجناب، سوال دیگه‌ای ندارم"

00:07:29.160 --> 00:07:31.180
‫قاضی میگه
‫"نماینده‌ی دادستان سوال دیگه‌ای نداره؟"

00:07:31.200 --> 00:07:33.040
‫نماینده دادستان بلند میشه، ولی نه

00:07:33.160 --> 00:07:35.403
‫نه، فایده‌ای نداره که بخواد اوضاع شاهدش رو

00:07:35.427 --> 00:07:37.080
‫از این بدتر کنه. کاملاً واضحه

00:07:37.200 --> 00:07:38.990
‫شاهد از کنارم رد میشه

00:07:39.014 --> 00:07:42.360
‫یک نگاه بهم می‌اندازه، کاملاً بهت‌زده‌ست

00:07:42.480 --> 00:07:45.480
‫چی شد یهو؟
‫قضیه برای من احساسی نیست، بازیه

00:07:45.600 --> 00:07:49.800
‫بازی قانونه. باز هم می‌ایستم، کاملاً رسمی

00:07:49.920 --> 00:07:53.000
‫میگم "پرونده‌ای برای رسیدگی وجود نداره"
‫درخواست قرار رد دعوی میدم

00:07:53.120 --> 00:07:55.080
‫قاضی سریع تصمیم می‌گیره

00:07:55.200 --> 00:07:57.920
‫دیگه تموم شد

00:07:58.040 --> 00:08:00.680
‫قانون وکلا اینه که
‫نمی‌تونی بردت رو به رخ طرف مقابل بکشی

00:08:00.800 --> 00:08:03.840
‫هر برنده‌ای می‌تونه بازنده‌ی فردا باشه

00:08:03.960 --> 00:08:07.760
‫ما بهش نمیگیم باختن
‫بهش میگیم "دوم شدن"

00:08:07.880 --> 00:08:11.000
‫امروز، نماینده‌ی دادستان دوم شد

00:08:11.120 --> 00:08:14.600
‫پرونده‌هام رو جمع می‌کنم
‫برای تشکر به نماینده‌ی دادستان سر تکون میدم

00:08:14.720 --> 00:08:16.680
‫توی چشماش نگاه نکن، غیره و غیره و غیره

00:08:16.800 --> 00:08:19.240
‫به موکلم اشاره می‌کنم که بلند شه و بره

00:08:19.360 --> 00:08:21.306
‫همه راه رفتنم رو نگاه می‌کنن

00:08:21.330 --> 00:08:23.680
‫بند کیف چرمیم از روی سینه‌م رد شده

00:08:23.800 --> 00:08:26.000
‫دکمه‌ی کتم رو باز می‌کنم

00:08:26.120 --> 00:08:27.600
‫خرامان خرامان راه میرم

00:08:27.720 --> 00:08:30.228
‫دم در می‌چرخم
‫به قاضی احترام می‌ذارم

00:08:30.252 --> 00:08:32.760
‫ به موکلم اشاره می‌کنم
‫که اونم همین‌کارو بکنه

00:08:33.760 --> 00:08:35.860
‫بیرون دادگاه، دیگه آزاده

00:08:35.884 --> 00:08:37.280
‫می‌تونه بره خونه

00:08:37.400 --> 00:08:40.640
‫مادرش داره گریه می‌کنه
‫دستمو می‌گیره و می‌ذاره روی سینه‌ش

00:08:40.760 --> 00:08:42.828
‫از مادرها خوشم میاد. خوب می‌دونن

00:08:42.852 --> 00:08:44.920
‫درک می‌کنن. بهشون میگم "باید برم"

00:08:45.040 --> 00:08:47.194
‫"باید برای پرونده‌ی بعدیم آماده بشم"

00:08:47.218 --> 00:08:49.000
‫"نمی‌خوام دیگه اینجا ببینمت"

00:08:49.120 --> 00:08:51.227
‫موکلم سر تکون میده

00:08:51.251 --> 00:08:52.800
باهام دست میده

00:08:52.920 --> 00:08:54.520
‫احترام

00:08:54.640 --> 00:08:56.040
‫قدرت

00:08:56.160 --> 00:08:58.758
‫امروز، برنده بودم

00:08:58.782 --> 00:09:00.920
‫امروز، اول شدم

00:09:03.840 --> 00:09:06.360
‫بیرون دادگاه، آیفونم رو روشن می‌کنم

00:09:06.480 --> 00:09:09.120
‫به آلیس زنگ می‌زنم
‫تا اطلاعات پرونده رو بهش بدم

00:09:09.240 --> 00:09:11.490
‫یکی دیگه برمی‌داره. "جولز"ـه

00:09:11.514 --> 00:09:13.440
‫ازم می‌پرسه چطور پیش رفت

00:09:13.560 --> 00:09:17.840
‫"برنده شدم" اونم میگه "عین همیشه"

00:09:17.960 --> 00:09:21.600
‫پرونده‌هام رو می‌اندازم توی تاکسی و میرم
‫به سمت ایستگاه قطار. پای تلفن می‌خندم

00:09:21.720 --> 00:09:24.280
‫می‌پرم بیرون، راننده تاکسی صدام می‌کنه

00:09:24.400 --> 00:09:27.320
‫"من اوبر نیستم"
‫یادم رفت پولشو بدم. گندش بزنن!

00:09:27.440 --> 00:09:29.640
‫قطع می‌کنم
‫احساس گناه می‌کنم، به راننده انعام میدم

00:09:29.760 --> 00:09:32.228
‫بهش میگم عموم راننده تاکسیه

00:09:32.252 --> 00:09:34.720
‫راننده تاکسی لبخند می‌زنه

00:09:34.840 --> 00:09:36.120
‫ایستگاه یوستون

00:09:36.240 --> 00:09:38.960
‫سوار قطار لیورپول میشم
‫و بالاخره آروم می‌گیرم...

00:09:39.080 --> 00:09:40.960
‫آدرنالینش، هیجانش...

00:09:41.080 --> 00:09:42.840
‫یکم موسیقی گوش میدم

00:09:42.960 --> 00:09:47.840
‫تا خونه‌ی مامان خیلی راهه، و زرق و برق
‫این زندگی حقوقی توی صندلیم محو میشه

00:09:47.960 --> 00:09:51.560
‫درحالیکه قطار میره به سمت
‫جایی که توش بزرگ شدم

00:09:51.680 --> 00:09:54.200
‫توی خیابون اصلی شهر قدم می‌زنم
‫دم مغازه‌ی نبش خیابون وایمیستم

00:09:54.320 --> 00:09:58.040
‫نوشیدنی مورد علاقه‌ی مامانمو می‌گیرم
‫یه بطری بزرگ فانتا

00:09:58.160 --> 00:10:00.760
‫فروشنده منو یادش میاد

00:10:00.880 --> 00:10:03.880
‫در مورد این صحبت می‌کنیم
‫که کسب‌و‌کارش خوابیده

00:10:04.000 --> 00:10:06.520
‫بخاطر مغازه‌ی تسکو اکسپرس که نبش خیابون زدن

00:10:06.640 --> 00:10:09.400
‫وقتی می‌رسم مامان توی آشپزخونه‌ست

00:10:09.520 --> 00:10:12.960
‫داداش کوچیکم، "میک!"، صدامو نمی‌شنوه
‫داره پلی‌استیشن بازی می‌کنه

00:10:13.080 --> 00:10:15.840
‫برادر بزرگم، جانی، توی تخته
‫"مامان؟"

00:10:15.960 --> 00:10:18.680
‫"دیشب تا دیروقت بیرون بوده"
‫دوباره

00:10:18.800 --> 00:10:21.200
‫تلوزیون روشنه و اخبار صداش تا آخر بلنده

00:10:21.320 --> 00:10:22.800
‫وای ببین چی شده

00:10:22.920 --> 00:10:26.440
‫یه خانواده‌ی فقیر
‫زیادی یارانه گرفتن

00:10:26.560 --> 00:10:31.040
‫مامانم یه سیگار روشن می‌کنه
‫بهم میگه فانتا رژیمی نیست

00:10:31.160 --> 00:10:32.560
‫گند زدم!

00:10:33.400 --> 00:10:35.760
‫ازم می‌خواد سبزیجات رو خرد کنم

00:10:35.880 --> 00:10:38.025
‫تمام روز دفترها رو تمیز می‌‌کرده

00:10:38.049 --> 00:10:40.520
‫مثل اون دفترهایی که من توش کار می‌کنم

00:10:41.240 --> 00:10:42.800
‫خرد می‌کنم. خرد می‌کنم

00:10:44.000 --> 00:10:45.400
‫خرد می‌کنم

00:10:46.000 --> 00:10:48.720
‫خرد می‌کنم
‫"امروز توی یه پرونده برنده شدم"

00:10:48.840 --> 00:10:52.520
‫"عه، پس خلافکارهای بیشتری رو
‫فرستادی توی خیابون‌هامون، آره؟"

00:10:52.640 --> 00:10:54.680
‫اصلاً فایده‌ای نداره بخوام جوابشو بدم!

00:10:54.800 --> 00:10:57.120
‫میره توی اتاقش، برمی‌گرده

00:10:57.240 --> 00:11:02.240
‫یه لباس صورتی براق
‫صددرصد پلی‌استری بهم میده

00:11:02.360 --> 00:11:06.720
‫"دیدم تخفیف خورده بود، شبیه لباس‌هایی
‫ بنظر میاد که وکیل‌ها می‌پوشن"

00:11:06.840 --> 00:11:08.800
‫آخه کجاش شبیهه!

00:11:08.920 --> 00:11:12.280
‫ولی مادرم اینجوری بهم میگه
‫که بهم افتخار می‌کنه

00:11:12.400 --> 00:11:14.440
‫دودل شده. "ازش خوشت میاد؟"

00:11:14.560 --> 00:11:16.440
‫"عاشقشم، مامان"

00:11:16.560 --> 00:11:21.960
‫دست از خرد کردن برمی‌دارم. بخاطرش
‫همونجا توی آشپزخونه می‌پوشمش

00:11:22.080 --> 00:11:24.280
‫"داداشت، دیشب دعواش شده"

00:11:24.400 --> 00:11:25.960
‫"چی؟ دوباره!"

00:11:26.080 --> 00:11:27.736
‫وقتی بغلش می‌کنم، حس می‌کنم

00:11:27.760 --> 00:11:30.360
‫ یخورده بدنشو سفت می‌گیره. میره عقب

00:11:30.480 --> 00:11:32.760
‫"مامان، باید تمام وقت کار کنه"

00:11:32.880 --> 00:11:36.640
‫"نه، باید خرجشو بده
‫نه اینکه تمام شب مشغول مشروب و مهمونی باشه"

00:11:36.760 --> 00:11:38.880
‫"مامان، لعنتی مایه‌ی سرافکندگیه"

00:11:39.000 --> 00:11:41.168
‫می‌چرخم، جانی اونجاست، داداشم

00:11:41.192 --> 00:11:43.360
‫دقیقاً توی چهارچوب در وایساده

00:11:43.480 --> 00:11:45.356
‫صورتش درب و داغون شده

00:11:45.380 --> 00:11:48.200
‫بالای ابروش یه عالمه خون خشک شده

00:11:48.320 --> 00:11:51.080
‫منفجر میشه
‫آب دهنش تقریباً می‌ریزه روی من

00:11:51.200 --> 00:11:57.040
‫"خانم وکیل باکلاس کوفتی
‫با این لباس صورتی باکلاس کوفتیت، ها؟"

00:11:57.160 --> 00:11:59.320
‫جانی به سمتم حمله‌ور میشه
‫مامان جیغ‌ می‌زنه

00:11:59.440 --> 00:12:02.320
‫میکی پای پلی‌استیشن هیچی نمی‌شنوه

00:12:02.440 --> 00:12:06.000
‫"بیا، بیا دیگه، منو بزن
‫نشونم بده چه مرد گنده‌ای هستی"

00:12:06.120 --> 00:12:08.080
‫و باز دعواهامون شروع میشه

00:12:10.000 --> 00:12:12.240
‫منو نمی‌زنه، هیچوقت منو نزده

00:12:12.360 --> 00:12:16.560
‫احساس گناه می‌کنم که این حرفو زدم
‫آخه... می‌خوام بهتر از این باشه

00:12:17.360 --> 00:12:19.880
‫همچین آدمی نباشه
‫که پیشونیش اینجوری خونین و مالینه

00:12:20.000 --> 00:12:22.280
‫و وقتی حرف می‌زنه
‫بوی مشروب دیشب از دهنش می‌زنه بیرون

00:12:22.400 --> 00:12:25.189
‫این مرد، این... زمانی بهترین دوستم بود

00:12:25.213 --> 00:12:27.660
‫همه‌کاری رو با من انجام می‌داد

00:12:27.680 --> 00:12:29.445
‫جانی می‌زنه توی دیوار

00:12:29.469 --> 00:12:31.440
‫قطعات سبزیجات می‌پاشه همه‌جا

00:12:31.560 --> 00:12:33.120
‫ول می‌کنم و میرم

00:12:33.240 --> 00:12:37.880
‫و آخرین چیزی که می‌بینم مادرمه که
‫ روی زمینه و داره سعی می‌کنه جمعشون کنه

00:12:38.000 --> 00:12:39.838
‫قطعات هویج و براکلی

00:12:39.862 --> 00:12:42.480
زانو زده و جمع می‌کنه

00:12:44.040 --> 00:12:45.561
‫اولین روز

00:12:45.585 --> 00:12:47.720
دانشکده‌ی حقوق

00:12:47.840 --> 00:12:50.080
‫کمبریج! آره

00:12:50.200 --> 00:12:54.560
‫دویست قیافه
‫هرکدوم با بالاترین نمره

00:12:54.680 --> 00:12:58.320
‫همه‌مون، تمام نمره‌هامون تقریباً 20 بوده

00:12:58.920 --> 00:13:03.720
‫می‌دونین، تمام تابستون، همه‌ جوری
‫نگاهمون می‌کردن که انگار خیلی "خاص" هستیم

00:13:03.840 --> 00:13:06.700
‫دیگه سال آخری‌های دبیرستان
‫ با صورت‌های پر از جوش نیستیم

00:13:06.720 --> 00:13:09.780
‫حالا، کسی هستیم
‫که باید نشست و تماشاش کرد

00:13:09.800 --> 00:13:13.560
‫جامعه بهمون میگه
‫که دانشکده‌ی حقوق یعنی آدم مهمی هستی

00:13:13.680 --> 00:13:16.387
‫ظاهراً همه باورش می‌کنن، بجز من

00:13:16.411 --> 00:13:18.680
‫من هنوزم دارم تظاهر می‌کنم

00:13:19.600 --> 00:13:23.040
‫برای جلسه‌ی معارفه توی صندلی‌هامون می‌شینیم
‫به اطراف نگاه می‌کنم

00:13:23.160 --> 00:13:25.400
‫مخفیانه وحشت دارم
‫که شاید همه‌ش شانسی بوده

00:13:25.560 --> 00:13:28.480
‫که الانه که یکی
‫ از در سالن معارفه بیاد داخل

00:13:28.600 --> 00:13:30.300
‫اسممو صدا کنه و بگه

00:13:30.324 --> 00:13:32.880
‫"یه اشتباه وحشتناک پیش اومده"

00:13:33.760 --> 00:13:35.680
‫ولی محو جو جلسه میشم

00:13:35.800 --> 00:13:38.581
‫مدیر بلند میشه، و بهمون میگه

00:13:38.605 --> 00:13:41.000
‫"شما گل سرسبد جامعه‌اید"

00:13:41.120 --> 00:13:42.608
‫واقعاً همچین حرفی زدا

00:13:42.632 --> 00:13:44.120
‫خب، ما هم کیف کردیم

00:13:44.240 --> 00:13:47.440
‫بهترین دانشکده‌ی حقوق، بهترین شهر
‫بهترین نمرات، بهترین افراد

00:13:47.560 --> 00:13:48.920
‫خوشمون میاد همچین حرفایی بشنویم

00:13:49.040 --> 00:13:52.120
‫"شما کسایی خواهید بود
‫که کشور رو تغییر میدن"

00:13:52.240 --> 00:13:54.160
‫بعد مثل یه وکیل، مکث می‌کنه

00:13:54.280 --> 00:13:57.040
‫"ولی به نفر سمت چپتون نگاه کنین"

00:13:57.160 --> 00:13:59.280
‫نگاه می‌کنیم
‫من، خجالت می‌کشم

00:13:59.400 --> 00:14:03.080
‫پسری که سمت چپ منه
‫لامصب خیلی خوشگله!

00:14:03.200 --> 00:14:07.320
‫و با اعتماد به ‌نفسه، مشخصه
‫که از یه مدرسه‌ی گرون‌قیمت اومده، آره

00:14:07.440 --> 00:14:10.480
‫خودش می‌دونه که قراره کسی باشه
‫که کشور رو تغییر میده

00:14:10.600 --> 00:14:12.524
‫به همدیگه سر تکون میدیم

00:14:12.548 --> 00:14:15.520
‫لباسم رو نگاه می‌کنه، یهو وا میرم...

00:14:15.640 --> 00:14:18.280
‫مشخصه که من اهل اونجایی
‫که اون ازش اومده نیستم

00:14:18.400 --> 00:14:20.720
‫"حالا به نفر سمت راستتون نگاه کنین"

00:14:20.840 --> 00:14:25.200
‫دختر سمت راستم مدل مویی داره
‫که داد می‌زنه "مدرسه‌ی خصوصی"

00:14:25.320 --> 00:14:30.400
‫من واکنشی نشون نمیدم، ولی اون یه لبخند گرم
‫ بهم می‌زنه و بعد یه ادای بامزه درمیاره

00:14:30.520 --> 00:14:33.640
‫یه صدای کوچیک از دهنم می‌زنه بیرون
‫خنده بود

00:14:33.760 --> 00:14:39.120
‫"به من نگاه کنید و اینو بشنوید
‫یکی از شما سه تا موفق نمیشه"

00:14:39.240 --> 00:14:43.560
‫"بله. یکی از شما سه تا رد میشه
‫اشتباه نکنین"

00:14:43.680 --> 00:14:46.280
‫"همه‌تون رقیب همدیگه‌این"

00:14:46.400 --> 00:14:47.837
‫"با همدیگه دوست نیستین"

00:14:47.861 --> 00:14:49.600
‫"دارین با هم رقابت می‌کنین"

00:14:49.720 --> 00:14:51.760
‫"بازی از همین الان شروع میشه"

00:14:51.880 --> 00:14:54.320
‫نمی‌تونم به هیچکدومشون نگاه کنم

00:14:54.440 --> 00:14:56.920
‫اولی قبوله، دومی قبوله، سومی رد میشه

00:14:57.040 --> 00:14:59.600
‫اون دو تا، فکر می‌کنن قراره من رد بشم

00:14:59.720 --> 00:15:03.520
‫آره. آره، اونی که موفق نمیشه منم
‫چون مشخصه که جام اینجا نیست

00:15:03.640 --> 00:15:04.960
‫از دستشون عصبانی میشم

00:15:05.080 --> 00:15:07.668
‫دختره شروع می‌کنه
‫ به تایپ کردن توی گوشیش

00:15:07.692 --> 00:15:08.880
‫یه گوشی گرون‌قیمت

00:15:09.000 --> 00:15:11.600
‫اوه، مشخصه که دیگه با هم حرف نمی‌زنیم، آره

00:15:11.720 --> 00:15:15.040
‫قراره یه وکیل رتبه‌یک بشه
‫و اسم من یادش نمی‌مونه. اشکال نداره

00:15:15.160 --> 00:15:17.840
‫"از بین اونایی که به آزمون وکالت می‌رسن"

00:15:17.960 --> 00:15:20.320
‫"از هر ده نفر فقط یکی کارآموزی قبول میشه"

00:15:20.440 --> 00:15:23.000
‫"از قبول شده‌ها
‫فقط پنج‌تاشون ممکنه وکیل بشن"

00:15:23.120 --> 00:15:26.880
‫"و هر دهه فقط یکی
‫شانس اینو داره که قاضی بشه"

00:15:27.000 --> 00:15:29.880
‫به پسر سمت راستم نگاه می‌کنم
‫"بندیکت"

00:15:30.000 --> 00:15:32.560
‫بایدم اسمش بندیکت باشه

00:15:32.680 --> 00:15:35.360
‫یه نگاه بهم می‌اندازه
‫از همین الانشم منو عددی حساب نمی‌کنه

00:15:35.480 --> 00:15:37.320
‫کون لقت بابا!

00:15:37.440 --> 00:15:39.600
‫مدیر ایستاده، از قانون حرف می‌زنه

00:15:39.720 --> 00:15:43.840
‫"هرگز فرض نکنین که کسی داره
‫حقیقت رو میگه، حتی خودتون"

00:15:43.960 --> 00:15:45.661
‫"حقیقت واقعی وجود نداره"

00:15:45.685 --> 00:15:47.600
‫"فقط حقیقت حقوقی وجود داره"

00:15:47.720 --> 00:15:49.708
‫"به غریزه‌ی درونی‌تون اعتماد نکنین"

00:15:49.732 --> 00:15:51.720
‫"به غریزه‌ی حقوقی‌تون اعتماد کنین"

00:15:51.840 --> 00:15:55.600
‫"اگر فکر کنین که می‌دونین
‫قراره چه اتفاقی بیفته، اشتباه می‌کنین"

00:15:55.720 --> 00:15:57.880
‫"شما بهترین بهترین‌هایین"

00:15:58.000 --> 00:16:00.488
‫"برای مهم‌ترین
‫مبارزه‌ی زندگی‌تون آماده بشین"

00:16:00.512 --> 00:16:03.000
‫"چون دانشکده‌ی حقوق تازه شروع کاره"

00:16:03.120 --> 00:16:04.403
‫پسر سمت چپم، بندیکت

00:16:04.427 --> 00:16:07.200
‫همونطور که پیش‌بینی می‌کردم مدرکشو می‌گیره

00:16:07.320 --> 00:16:09.720
‫دختر سمت راستم، میا

00:16:09.840 --> 00:16:11.948
‫بعد از سال اول انصراف میده

00:16:11.972 --> 00:16:14.080
‫تا بره دانشکده‌ی بازیگری

00:16:14.200 --> 00:16:16.117
‫ولی قبل از اینکه بره

00:16:16.141 --> 00:16:19.600
‫میا بهترین دوستم میشه... تا آخر عمرم

00:16:19.720 --> 00:16:21.200
‫آره!

00:16:21.320 --> 00:16:23.480
‫غریزه‌ها ممکنه اشتباه کنن

00:16:23.600 --> 00:16:26.520
‫هرگز فرض نکنین
‫که دارین حقیقتو به خودتون میگین

00:16:26.640 --> 00:16:29.701
‫به چیزی که فکر می‌کنین می‌دونین
‫ اعتماد نکنین

00:16:29.725 --> 00:16:32.300
‫این، این زندگی نیست، قانونه

00:16:32.800 --> 00:16:36.040
‫سه جمله‌ی مهم دیگه میگه
‫و برمی‌گردم دفتر

00:16:36.160 --> 00:16:39.680
‫وقتی می‌رسم به اتاقم، میرم سراغ
‫شواهد پرونده‌ی بزرگی که فردا دارم

00:16:39.800 --> 00:16:42.177
‫پرونده‌ی پیچیده‌ایه

00:16:42.201 --> 00:16:44.200
‫ولی بر وفق مراده

00:16:44.320 --> 00:16:46.080
‫این هفته‌، هفته‌ی طولانی‌ای بوده

00:16:46.200 --> 00:16:48.840
‫میریم مشروب‌فروشی!

00:16:48.960 --> 00:16:51.080
‫یه گروه از دانشکده‌ی حقوق اونجاست

00:16:51.200 --> 00:16:55.840
‫اونا از دفتر من هستن، آلیس، جولین، آدام؟
‫عه، اون هیچوقت بیرون نمیاد

00:16:55.960 --> 00:16:57.600
‫همه‌مون اونجاییم

00:16:57.720 --> 00:17:01.120
‫یه عالمه بطری پروسکو و...

00:17:02.200 --> 00:17:03.880
‫چهار تا شات تکیلا می‌خوریم

00:17:04.000 --> 00:17:05.720
‫هرکدوممون

00:17:05.840 --> 00:17:09.480
‫دست جولین درحالیکه باهام حرف می‌زنه
‫ پشت کمرم می‌مونه

00:17:09.600 --> 00:17:12.800
‫"همه پاشین! قراره برقصیم!"

00:17:12.920 --> 00:17:15.280
‫کت‌ها رو می‌اندازیم پشت صندلی‌ها

00:17:15.400 --> 00:17:17.480
‫پر از سروصداست. بیرون سیگار می‌کشم

00:17:17.600 --> 00:17:20.200
‫ساعت 1 صبح، هنوزم داریم می‌رقصیم

00:17:20.320 --> 00:17:22.480
‫دست جولین بالای باسن منه

00:17:22.600 --> 00:17:25.200
‫داره بهم میگه یه پرونده‌ی...

00:17:25.320 --> 00:17:29.360
‫تجدیدنظر گنده‌ی موادمخدر رو
‫ برنده شده، فوق العاده‌ست!

00:17:29.480 --> 00:17:32.320
‫میگه توی تجدیدنظر پرونده‌ی "گرو"
‫حسابی قوانین رو دور زده

00:17:32.440 --> 00:17:34.000
‫اوه، دارم می‌رقصم...

00:17:34.120 --> 00:17:37.360
‫دارم حسابی سکسی می‌رقصم!

00:17:37.480 --> 00:17:39.440
‫بیخیال همه‌چی میشم!

00:17:39.560 --> 00:17:41.360
‫چی؟

00:17:41.480 --> 00:17:43.640
‫"اوه، وکلای کیفری، آره"

00:17:43.760 --> 00:17:45.272
‫"ما به قانون باور داریم"

00:17:45.296 --> 00:17:46.600
‫"به سیستم باور داریم"

00:17:46.720 --> 00:17:49.120
‫جولز داره با چشماش منو می‌خوره

00:17:49.240 --> 00:17:52.160
‫"ما باور داریم
‫که انسان تا اثبات گناهکاریش، بی‌گناهه"

00:17:52.280 --> 00:17:54.920
‫"نه، نه، فقط تکه‌کلام نیست"

00:17:55.040 --> 00:17:58.120
‫"پایه و اساس متمدن نگه داشتن یک جامعه‌ست"

00:17:58.240 --> 00:18:01.039
‫آهنگ کاری کرده
‫جولز حسابی بهم نزدیک بشه

00:18:01.063 --> 00:18:02.160
‫داره خوشم میاد

00:18:02.280 --> 00:18:03.373
‫"نماینده‌های دادستان"

00:18:03.397 --> 00:18:04.700
‫"شما با پلیس کار می‌کنین"

00:18:04.720 --> 00:18:07.120
‫"نه، نه، نه
‫میگین برای عدالت می‌جنگین"

00:18:07.240 --> 00:18:10.680
‫"شماها، شما برای زندانی کردن می‌جنگین"

00:18:10.800 --> 00:18:14.560
‫"وکیل مدافع هدفش دفاع از حقوق بشره. آره!"

00:18:14.680 --> 00:18:16.320
‫"حقوق بشر!"

00:18:16.440 --> 00:18:17.590
‫"حق بی‌گناه بودن"

00:18:17.614 --> 00:18:19.540
‫"مگر اینکه شک معقول وجود داشته باشه"

00:18:19.560 --> 00:18:21.732
‫دستمو می‌ذارم روی کمر جولز

00:18:21.756 --> 00:18:22.920
‫بهش نزدیک میشم

00:18:23.040 --> 00:18:25.507
‫"آزادی شما، زندگی شما توی دستان ماست"

00:18:25.531 --> 00:18:27.240
‫موهامو می‌اندازم اون‌طرف

00:18:27.360 --> 00:18:29.760
‫"بهترین بهترین‌ها رو می‌خواین، مگه نه؟"

00:18:29.880 --> 00:18:31.369
‫"باهوش‌ترین رو می‌خواین"

00:18:31.393 --> 00:18:33.320
‫"زیرک‌ترین‌ ذهن‌ها رو می‌خواین"

00:18:33.440 --> 00:18:35.600
‫می‌زنم روی دست جولز
‫ که داره اینور اونور میره

00:18:35.720 --> 00:18:37.880
‫"هی، هی، همه دارن نگاه می‌کنن!"

00:18:38.000 --> 00:18:40.957
‫"کسایی... کسایی که از قبل
‫در موردت قضاوت نمی‌کنن"

00:18:40.981 --> 00:18:43.320
‫"که به سیستم اعتماد دارن، اونا ماییم"

00:18:43.440 --> 00:18:45.760
‫جولز داره گردنم رو می‌بوسه، حس خوبی داره

00:18:45.880 --> 00:18:48.320
‫آلیس یه نگاهی بهم می‌کنه
‫پشت‌چشم نازک می‌کنه

00:18:48.440 --> 00:18:50.968
‫"وظیفه‌مون اینه که
‫ توی پرونده ایراد پیدا کنیم"

00:18:50.992 --> 00:18:53.520
‫"اجازه ندیم پلیس فاسد بشه
‫از جامعه محافظت کنیم"

00:18:53.640 --> 00:18:56.000
‫آلیس می‌دونه با جولز نمیرم خونه

00:18:56.120 --> 00:18:58.480
‫باید برای پرونده‌ی مهم فردام آماده باشم

00:18:58.600 --> 00:19:00.080
‫گندش بزنن!

00:19:00.200 --> 00:19:01.968
‫جولز رو از خودم جدا می‌کنم

00:19:01.992 --> 00:19:03.280
‫یه تاکسی خبر می‌کنم

00:19:03.304 --> 00:19:05.040
‫یه بوس برای آلیس می‌فرستم

00:19:05.160 --> 00:19:06.371
‫کتم رو برمی‌دارم

00:19:06.395 --> 00:19:09.440
‫و تلوتلو خوران از مشروب‌فروشی میرم بیرون

00:19:09.560 --> 00:19:13.680
‫تا 8 و نیم صبح، بعد از دو تا لاته‌ی سویا...

00:19:13.800 --> 00:19:17.640
‫برگشتم دفتر!

00:19:17.760 --> 00:19:21.440
‫جولین بهم لبخند می‌زنه

00:19:22.080 --> 00:19:24.480
‫زودتر از من رسیده. من...

00:19:24.600 --> 00:19:28.360
‫بی‌خبر میرم توی دفتر آلیس
‫یه لیوان چای سبز برام می‌ریزه

00:19:28.480 --> 00:19:31.120
‫اوه!

00:19:31.240 --> 00:19:33.560
‫ازم می‌پرسه دارم روی چی کار می‌کنم

00:19:33.680 --> 00:19:36.320
‫"خب، برای دوشنبه یه پرونده‌ی دزدی دارم"

00:19:36.440 --> 00:19:39.120
‫"ولی دو تا پرونده‌ی تعرض جنسی
‫ برای هفته‌ی بعد دارم"

00:19:39.240 --> 00:19:41.400
‫میگه "همم، سخته"

00:19:41.520 --> 00:19:42.640
‫"تبرئه‌شون می‌کنم"

00:19:42.760 --> 00:19:44.268
‫"یکیشون بابت افغانستان پی‌تی‌اس‌دی داره"

00:19:44.292 --> 00:19:45.800
‫"پس اگر محکوم بشه، دست به دامن اون میشم"

00:19:45.920 --> 00:19:48.080
‫"که یه موقع نره هلفدونی"
‫یعنی نره زندان

00:19:48.200 --> 00:19:51.600
‫"پرونده‌های آزار جنسی زیادی داریا"

00:19:51.720 --> 00:19:53.423
‫"قانون صف تاکسیه" سر تکون میده

00:19:53.447 --> 00:19:55.360
‫"من انتخابشون نمی‌کنم
‫اونا منو انتخاب می‌کنن"

00:19:55.480 --> 00:19:57.715
‫قانون میگه اگر وقتتون خالیه و پرونده‌ای که

00:19:57.739 --> 00:19:59.600
‫در تخصص حقوقی شماست گیرتون بیاد...

00:19:59.720 --> 00:20:02.960
‫که برای من، حقوق کیفریه... باید قبولش کنی

00:20:03.080 --> 00:20:06.760
‫مثل توی فرودگاهه. تاکسی‌ها نمی‌تونن
‫ انتخاب کنن که می‌خوان کی رو برسونن

00:20:06.880 --> 00:20:09.400
‫هرچی گیرشون اومد، گیرشون میاد
‫برای همین بهش میگن قانون صف تاکسی

00:20:09.520 --> 00:20:11.628
‫"فکر نمی‌کنی دارن از تو استفاده می‌کنن"

00:20:11.652 --> 00:20:13.760
‫"چون تو زنی و اینطوری بنظر بهتر میاد؟"

00:20:13.880 --> 00:20:15.760
‫"خب که چی؟ صف تاکسی صف تاکسیه"

00:20:15.880 --> 00:20:19.800
‫"آخه... بنظرم وکلا
‫همیشه پشت قانون قایم میشن، همین"

00:20:19.920 --> 00:20:22.200
‫"نه، ما از قوانین تبعیت می‌کنیم"

00:20:22.320 --> 00:20:25.471
‫آلیس، توی چهار دادگاه آخرش دوم شده

00:20:25.495 --> 00:20:27.400
‫خب؟ اصلاً خوب نیست!

00:20:27.520 --> 00:20:28.930
‫بهش میگم می‌تونم این هفته چند تا

00:20:28.954 --> 00:20:30.720
‫پرونده‌ی کوچیک بهش بدم. زیادی سرم شلوغه

00:20:30.840 --> 00:20:34.080
‫سر تکون میده
‫خیلی بابت کار اضطراب داره

00:20:34.200 --> 00:20:35.708
‫دلم نمی‌خواد جای اون باشم

00:20:35.732 --> 00:20:37.240
‫می‌دونین تکه‌کلام وکلا چیه؟

00:20:37.360 --> 00:20:40.400
‫"ارزشت همیشه بر اساس
‫ آخرین دادگاهت سنجیده میشه"

00:20:40.520 --> 00:20:42.520
‫آدام و جولز صدام می‌کنن

00:20:42.640 --> 00:20:45.560
‫"توی یه پرونده‌ی پیچیده
‫ به همفکریت احتیاج داریم"

00:20:45.680 --> 00:20:48.760
‫ماه‌هاست که توی هیچ پرونده‌ای نباختم

00:20:48.880 --> 00:20:50.760
‫حس خوبی داره

00:20:50.880 --> 00:20:55.760
‫آدام و من برای ناهار
‫میریم ساندویچ‌فروشی "پرت" اون اطراف

00:20:55.880 --> 00:20:59.280
‫با وکلای شرکت‌ها توی صف هستیم

00:20:59.400 --> 00:21:03.240
‫مشاورهای حقوقی
‫ که تخصصشون حقوق شرکت‌هاست

00:21:04.600 --> 00:21:06.685
‫کت‌و‌شلوارهای ایتالیایی، ایول

00:21:06.709 --> 00:21:08.360
‫با کراوات‌های خیلی قشنگ

00:21:08.480 --> 00:21:11.480
‫زن‌هایی که پیرهن‌های ابریشمی پوشیدن
‫پنج نفرن

00:21:11.600 --> 00:21:13.960
‫اونا با ما فرق می‌کنن. اونا...

00:21:14.080 --> 00:21:16.713
‫همه‌شون با شرکت‌ها قرارداد بستن

00:21:16.737 --> 00:21:17.920
‫چه خسته‌کننده!

00:21:18.040 --> 00:21:20.000
‫می‌دونین، از نظر اونا وکلای مدافع، مغرورن

00:21:20.120 --> 00:21:22.560
‫آره، خب، شاید یخورده باشیم

00:21:24.120 --> 00:21:26.887
‫آدام داره در مورد
‫یه فارغ‌التحصیل حقوق صحبت می‌کنه

00:21:26.911 --> 00:21:28.600
‫که می‌خواد بیاد کنارش کار کنه

00:21:28.720 --> 00:21:31.680
‫در مورد کارآموزهای سابقی
‫که توی دفتر داشتیم میگیم و می‌خندیم

00:21:31.800 --> 00:21:33.011
‫در مورد سوفی بهش میگم

00:21:33.035 --> 00:21:35.344
‫"جوون بود، تازه وارد حقوق کیفری شده بود"

00:21:35.368 --> 00:21:36.500
‫تاحدودی یادش میاد

00:21:36.520 --> 00:21:38.680
‫داشتم توی جلسه با یه موکل
‫ روش نظارت می‌کردم

00:21:38.800 --> 00:21:41.240
‫موکل میگه می‌خواد ادعای بی‌گناهی کنه

00:21:41.360 --> 00:21:44.040
‫و سوفی بهش میگه
‫نه، بخدا راست میگم، بهش میگه

00:21:44.160 --> 00:21:45.768
‫"ولی راستشو به من بگو"

00:21:45.792 --> 00:21:47.400
‫"این‌کارو کردی یا نه؟"

00:21:47.520 --> 00:21:49.520
‫آدام سرشو تکون میده
‫من می‌پرم وسط، می‌دونی

00:21:49.640 --> 00:21:51.960
‫"یه لحظه وایسا، سوفی"
‫می‌برمش یه گوشه

00:21:52.080 --> 00:21:54.840
‫"چه غلطی داری می‌کنی؟"
‫اونم میگه "چیه مگه؟ چیه مگه؟"

00:21:54.960 --> 00:21:57.600
‫بهش میگم
‫ "میگه می‌خواد ادعای بی‌گناهی کنه"

00:21:57.720 --> 00:21:59.276
‫"اگر الان بهت بگه انجامش داده چی؟"

00:21:59.300 --> 00:22:01.640
‫"حرفایی که می‌تونی
‫توی دادگاه بزنی رو محدود می‌کنه"

00:22:01.760 --> 00:22:04.303
‫اونم میگه "خب که چی؟" اصلاً حالیش نیست

00:22:04.327 --> 00:22:06.400
‫آدام با شوخی می‌زنه توی سر خودش

00:22:06.520 --> 00:22:08.880
‫"داری روی یه مرز اخلاقی راه میری، سوفی"

00:22:09.000 --> 00:22:10.868
‫"حق نداری ازش بپرسی انجامش داده یا نه"

00:22:10.892 --> 00:22:12.760
‫"هرچی گفت رو قبول می‌کنی، همین و بس"

00:22:12.880 --> 00:22:15.200
‫"اگر پرونده‌ش قابل دفاع باشه
‫ازش دفاع می‌کنی. ختم کلام"

00:22:15.320 --> 00:22:16.364
‫"خدا که نیستی!"

00:22:16.388 --> 00:22:18.840
‫"نمی‌تونی تصمیم بگیری یا قضاوت کنی"

00:22:18.960 --> 00:22:20.098
‫آدام داره می‌خنده

00:22:20.122 --> 00:22:22.680
‫"بهم گفت... نه، بخدا دقیقاً همینو گفت"

00:22:22.800 --> 00:22:24.914
‫"ولی اگر انجامش داده باشه چی؟"

00:22:24.938 --> 00:22:26.840
‫"بازم مجبورم ازش دفاع کنم؟"

00:22:26.960 --> 00:22:29.200
‫آدام ساندویچش رو گاز می‌زنه
‫"عذرخواهی کرد؟"

00:22:29.320 --> 00:22:30.441
‫"شوخیت گرفته؟"

00:22:30.465 --> 00:22:32.720
‫"رفت، و دیگه هیچوقت برنگشت"

00:22:32.840 --> 00:22:35.280
‫جفتمون می‌خندیم

00:22:35.760 --> 00:22:37.720
‫من و آدام، توی رای‌گیری

00:22:37.840 --> 00:22:41.600
‫بهترین وکلای ارشد/تازه‌کار
‫ کیفری دفتر انتخاب شدیم

00:22:41.720 --> 00:22:43.866
‫خب، می‌دونین، باید اعتراف کنم

00:22:43.890 --> 00:22:44.920
‫آدام حرف نداره

00:22:45.040 --> 00:22:46.244
‫همه می‌دونن

00:22:46.268 --> 00:22:48.800
‫آدم خوبی هم هست. باهوشه

00:22:48.920 --> 00:22:50.960
‫و آدام خیلی باادبانه از شاهد سوال می‌پرسه

00:22:51.080 --> 00:22:54.040
‫مثلاً، وقتی از یه قربانی
‫ تعرض جنسی سوال می‌پرسه

00:22:54.160 --> 00:22:56.941
‫یه قربانی ادعایی، کم‌کم کاری می‌کنه

00:22:56.965 --> 00:22:58.760
‫که فکر کنن طرف اوناست

00:22:58.880 --> 00:23:01.057
‫هیچوقت نمیره ضربه‌ی آخرو بهشون بزنه

00:23:01.081 --> 00:23:03.000
‫فقط با همدردی آروم‌شون می‌کنه

00:23:03.120 --> 00:23:05.360
‫و بعد جواب‌هاشون رو تجزیه و تحلیل می‌کنه

00:23:05.480 --> 00:23:08.360
‫دیدگاهش اینه که
‫نیازی به ایجاد درد و رنج نیست

00:23:08.480 --> 00:23:10.677
‫معمولاً حرفاشون خیلی غیرمستنده

00:23:10.701 --> 00:23:11.720
‫و قانون قانونه

00:23:11.840 --> 00:23:13.198
‫نباید هیچ شکی باشه

00:23:13.222 --> 00:23:15.060
‫و هدف پیدا کردن اون شکه

00:23:15.080 --> 00:23:17.491
‫صحبت کردن با آدام بهم کمک می‌کنه

00:23:17.515 --> 00:23:19.320
‫باعث میشه وکیل بهتری بشم

00:23:19.440 --> 00:23:22.240
‫فاصله‌ت رو با پرونده حفظ کن
‫طرف کسی رو نگیر

00:23:22.360 --> 00:23:25.140
‫بر اساس قانون بسنجش. بسنجش. بسنجش

00:23:25.160 --> 00:23:28.400
‫و اگر یه جای داستان ایراد داشت
‫اون‌موقع بیانشون کن

00:23:28.520 --> 00:23:32.320
‫چون موضوع فقط پرونده‌ی تو نیست
‫پای قانون وسطه

00:23:32.440 --> 00:23:35.120
‫و قانون، برای حفاظت از همه بوجود اومده

00:23:35.240 --> 00:23:38.040
‫که از شاکی‌ها محافظت کنه
‫که از متهم‌ها محافظت کنه

00:23:38.160 --> 00:23:40.293
‫از پلیس‌هایی محافظت کنه
‫که سمبل‌کاری نمی‌کنن

00:23:40.317 --> 00:23:42.400
‫که پلیس‌هایی که سمبل‌کاری می‌کنن افشا بشن

00:23:42.520 --> 00:23:44.920
‫نمی‌تونیم از قبل کسی رو قضاوت کنیم

00:23:45.040 --> 00:23:47.680
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب
‫اگر چند تا آدم گناهکار قسر در برن

00:23:47.800 --> 00:23:50.231
‫بخاطر اینه که پلیس و نماینده‌ی دادستان

00:23:50.255 --> 00:23:51.960
‫کارشون رو خوب انجام ندادن

00:23:52.080 --> 00:23:54.440
‫فرآیند دادرسی منصفانه، مهم‌ترین چیزه

00:23:54.560 --> 00:23:56.764
‫ولی همیشه اون سوال هست

00:23:56.788 --> 00:24:00.000
‫که توی هر مهمونی شام پرسیده میشه

00:24:00.120 --> 00:24:02.597
‫"چطور از کسی دفاع می‌کنی"

00:24:02.621 --> 00:24:04.800
‫"که می‌دونی گناهکاره؟"

00:24:04.920 --> 00:24:07.200
‫ولی کار یه وکیل اونقدرام جدی نیست

00:24:07.320 --> 00:24:10.452
‫نه، کارش این نیست که بدونه

00:24:10.476 --> 00:24:12.640
‫کارش اینه که ندونه

00:24:14.200 --> 00:24:17.080
‫تنها راهی که سیستم جواب میده
‫اینه که همه‌مون وظیفه‌مون رو انجام بدیم

00:24:17.200 --> 00:24:18.340
‫وظیفه‌ی من دفاعه

00:24:18.364 --> 00:24:20.800
‫نماینده‌ی دادستان، حق‌خواهی می‌کنه

00:24:20.920 --> 00:24:22.321
‫هرکدوم داستانی میگیم

00:24:22.345 --> 00:24:24.340
‫و هیئت منصفه تصمیم می‌گیره

00:24:24.364 --> 00:24:26.360
‫که کدوم داستان رو باور می‌کنن

00:24:26.480 --> 00:24:28.760
‫اونا مسئولیت رو به گردن می‌گیرن

00:24:28.880 --> 00:24:32.480
‫یک وکیل خوب فقط بهترین نسخه
‫از داستان موکلش رو تعریف می‌کنه

00:24:32.600 --> 00:24:35.039
‫نه بیشتر. نه هیچ چیز دیگه‌ای

00:24:35.063 --> 00:24:37.840
‫فقط یه داستان‌گوییم، یه ضبط‌ صوت

00:24:37.960 --> 00:24:40.520
‫هرگز قضاوت نکن، هیچوقت قضاوت نکن
‫هیچوقت تصمیم نگیر!

00:24:40.640 --> 00:24:43.560
‫به محض اینکه این‌کارو کردی، دهنت سرویسه!

00:24:43.680 --> 00:24:44.978
‫می‌بازی

00:24:45.002 --> 00:24:47.200
‫خب، راهتو می‌بازی

00:24:47.880 --> 00:24:51.760
‫من و جولین، شب پشت شب
‫تا نیمه‌های شب کار می‌کنیم

00:24:51.880 --> 00:24:54.360
‫جفتمون تا هفته‌ها وقت سرخاروندن نداریم

00:24:54.480 --> 00:24:56.773
‫آدام، ظاهراً یجورایی می‌تونه بره خونه

00:24:56.797 --> 00:24:58.380
‫و اونجا کاراشو انجام بده

00:24:58.400 --> 00:24:59.695
‫آدام، الان یه بچه داره

00:24:59.719 --> 00:25:02.320
‫حقیقتش نمی‌دونم چطوری
‫از پس تمام اینا برمیاد

00:25:02.440 --> 00:25:05.320
‫شاید باهوش‌ترین آدمی باشه که می‌شناسم

00:25:05.440 --> 00:25:07.472
‫می‌تونه بخش‌های کامل

00:25:07.496 --> 00:25:10.040
‫حقوق کیفری رو از حفظ بگه

00:25:10.160 --> 00:25:12.320
‫عجیب ‌الخلقه‌ست!

00:25:13.040 --> 00:25:15.487
‫ولی خوشم میاد که منو با خودش برابر می‌بینه

00:25:15.511 --> 00:25:17.080
‫به عنوان ذهنی که میشه بهش اعتماد کرد

00:25:17.200 --> 00:25:19.440
‫جولین میاد داخل

00:25:19.560 --> 00:25:22.800
‫در مورد پرونده‌ی
‫ضرب و شتم کیفریش ازم می‌پرسه

00:25:23.000 --> 00:25:26.120
‫پرونده‌ی سختیه
‫شواهد بر علیه موکلشه

00:25:26.240 --> 00:25:29.320
‫باید ادعای گناهکاری کنه
‫و حکم سبک‌تری بگیره؟

00:25:29.440 --> 00:25:30.658
‫میریم اتاقش، تا بتونه

00:25:30.682 --> 00:25:32.720
‫برای هرکدوممون یک لیوان ودکا بریزه

00:25:32.840 --> 00:25:34.573
‫اگر ادعای گناهکاری کنه

00:25:34.597 --> 00:25:37.440
‫قطعاً چندسالی میره زندان، سابقه داره

00:25:37.560 --> 00:25:39.133
‫ولی ادعای گناهکاری کردن

00:25:39.157 --> 00:25:41.044
‫بابت سال‌هایی که میره زندان

00:25:41.068 --> 00:25:42.140
‫بهش تخفیف میده

00:25:42.160 --> 00:25:44.068
‫از طرف دیگه، احتمالش زیاده

00:25:44.092 --> 00:25:46.000
‫که حقایق به سود پلیس نباشن

00:25:46.120 --> 00:25:48.240
‫تصمیم سختیه

00:25:49.560 --> 00:25:51.520
‫یه چیزی می‌بینم

00:25:51.640 --> 00:25:56.120
‫ظاهراً چند تا از افسرها
‫یه چیزی رو تصحیح کردن تا بهتر بنظر بیاد

00:25:56.240 --> 00:25:58.975
‫یک اشتباه اساسیه

00:25:58.999 --> 00:26:00.860
‫می‌خندیم

00:26:04.320 --> 00:26:06.920
‫چشم‌های جولز به من خیره شده

00:26:08.800 --> 00:26:11.360
‫میاد نزدیک

00:26:11.480 --> 00:26:15.040
‫زیادی ودکا خوردیم... آخ!

00:26:15.160 --> 00:26:18.400
‫یهویی می‌بینم دارم جولز رو می‌بوسم

00:26:18.520 --> 00:26:22.320
‫رفتارش... رفتارش ملایم‌تر از چیزیه
‫که فکر می‌کردم باشه

00:26:22.440 --> 00:26:25.160
‫جولز آروم و خجالتیه!
‫کی فکرشو می‌کرد؟

00:26:25.280 --> 00:26:28.400
‫ظاهرش... ظاهرش اونجوری نیست
‫که معمولاً بنظرم جذاب باشه

00:26:28.520 --> 00:26:31.600
‫خیلی... خیلی تر و تمیز و نازپرورده‌ست

00:26:31.720 --> 00:26:34.256
‫بوی مایع بعد از اصلاح گرون‌قیمت میده

00:26:34.280 --> 00:26:36.160
‫پسر یک وکیل سلطنتی
‫(وکلای باسابقه و خبره)

00:26:36.280 --> 00:26:39.840
‫ولی الان، دقیقاً همون چیزیه که می‌خوام

00:26:39.960 --> 00:26:43.760
‫روی مبل گوشه‌ی دفترش سکس می‌کنیم

00:26:43.880 --> 00:26:46.448
‫بابت این می‌خندیم که چقدر کلیشه‌ایم

00:26:46.472 --> 00:26:49.040
‫"وکلایی که توی دفتر وکالت سکس می‌کنن"

00:26:49.960 --> 00:26:52.628
‫بعد از سکس صورتشو بهم نزدیک می‌کنه

00:26:52.652 --> 00:26:55.320
‫میگه مطمئن بود قطعاً دوست‌پسر دارم

00:26:55.440 --> 00:26:57.920
‫چه محبت‌آمیز
‫چطور تبدیل به همچین دختری شدم؟

00:26:58.040 --> 00:27:01.160
‫چیزایی بهش میگم
‫که معمولاً در موردش حرف نمی‌زنم

00:27:01.280 --> 00:27:03.400
‫و واقعاً بهم گوش میده!

00:27:03.520 --> 00:27:06.680
‫در مورد خانواده‌م، زندگیم
‫از دست دادن پدرم

00:27:06.800 --> 00:27:08.320
‫تعجب می‌کنه

00:27:08.440 --> 00:27:12.132
‫میگه همیشه فکر می‌کرده یکی دیگه
‫ از اون دخترای مدارس خصوصیم

00:27:12.156 --> 00:27:13.940
‫می‌خندم، "اینجا رو باش"

00:27:13.960 --> 00:27:18.640
‫"می‌تونم بهتر از اون دخترای مدارس خصوصی
‫شبیه دخترای مدارس خصوصی باشم"

00:27:18.760 --> 00:27:21.280
‫مطمئن نیست چه برداشتی از حرفم بکنه

00:27:22.280 --> 00:27:25.880
‫دارم اون و امثال اون رو مسخره می‌کنم؟

00:27:26.640 --> 00:27:29.840
‫وقتی خوابش می‌بره آروم خر‌و‌پف می‌کنه

00:27:30.720 --> 00:27:32.360
‫من...

00:27:33.160 --> 00:27:35.720
‫خب، من یه پرونده رو می‌خونم

00:27:35.840 --> 00:27:37.800
‫ساعت 4 بیدارش می‌کنم

00:27:37.920 --> 00:27:40.813
‫بهش میگم باید برگردم و...

00:27:40.837 --> 00:27:42.800
‫باید به گربه‌م غذا بدم

00:27:42.920 --> 00:27:44.520
‫لباس می‌پوشیم

00:27:44.640 --> 00:27:46.116
‫تاکسی خبر می‌کنم

00:27:46.140 --> 00:27:48.080
‫باهام سوار ماشین میشه

00:27:48.200 --> 00:27:50.000
‫"توام می‌خوای باهام بیای؟"

00:27:50.120 --> 00:27:52.081
‫"یا می‌تونم... نیام"

00:27:52.105 --> 00:27:54.560
‫"اگر اینطوری ترجیح میدی؟"

00:27:54.680 --> 00:27:57.080
‫"خب، آخه باید بخوابم"

00:27:57.200 --> 00:27:59.600
‫جولز مضطرب شده

00:27:59.720 --> 00:28:03.600
‫"میشه... میشه این هفته
‫ یه قراری با هم بذاریم؟"

00:28:03.720 --> 00:28:06.920
‫جولز مضطرب شده!

00:28:07.040 --> 00:28:10.240
‫"یا مجبور... مجبور نیستیم
‫این‌کارو بکنیم، اگر حس..."

00:28:10.360 --> 00:28:12.760
‫"اگر حس عجیبی نسبت به این موضوع داری"

00:28:12.880 --> 00:28:14.121
‫آره حس عجیبی دارم

00:28:14.145 --> 00:28:17.080
‫اتاق‌هامون توی دفتر وکالت توی یک طبقه‌ست

00:28:17.200 --> 00:28:21.320
‫جولینه
‫آره می‌خوام دوباره ببینمش

00:28:22.320 --> 00:28:26.200
‫سوال پرسیدن از شاهدهایی
‫که افسر پلیس هستن می‌تونه یجورایی...

00:28:26.320 --> 00:28:28.160
‫لذت‌بخش باشه؟

00:28:28.280 --> 00:28:32.040
‫می‌دونم، می‌دونم
‫بنظر ناجور میاد، مگه نه؟ ولی بعضی‌هاشون...

00:28:32.160 --> 00:28:35.000
‫لامصبا بعضی‌هاشون
‫ می‌تونن خیلی حق به جانب باشن

00:28:35.120 --> 00:28:39.400
‫یک افسر بهم نشون بده
‫که داستانشو برای همکارش تعریف نکرده باشه

00:28:39.520 --> 00:28:41.840
‫که سعی کنن ایراداتش رو برطرف کنن

00:28:41.960 --> 00:28:45.640
‫اگر توی این سیستم سعی کنی
‫نقش خدا رو بازی کنی، دهنت سرویسه

00:28:45.760 --> 00:28:46.928
‫ولی پلیس‌ها

00:28:46.952 --> 00:28:48.220
‫فراموش می‌کنن

00:28:48.240 --> 00:28:50.720
‫فکر می‌کنن خودشون سیستم قضایی هستن

00:28:50.840 --> 00:28:53.028
‫پس، روش اینه که

00:28:53.052 --> 00:28:55.240
‫بری روی اعصابشون

00:28:55.360 --> 00:28:56.653
‫اگر تحریکشون کنی

00:28:56.677 --> 00:28:59.520
‫حالت تدافعی می‌گیرن
‫و اشتباه می‌کنن

00:28:59.640 --> 00:29:01.015
‫و اونوقت می‌تونی

00:29:01.039 --> 00:29:04.320
‫تمام حرفای گذشته‌شون رو زیر سوال ببری

00:29:04.440 --> 00:29:06.480
‫همین هفته‌ی قبل

00:29:06.600 --> 00:29:09.640
‫دادگاه سلطنتی اسنرزبروک

00:29:11.200 --> 00:29:15.840
‫"بنظرم مردی هستین
‫که زود جوش میارین، جناب افسر"

00:29:15.960 --> 00:29:19.120
‫"نه، و افسر نیستم، گروهبانم"

00:29:20.120 --> 00:29:23.960
‫"بنظرم مردی هستین
‫که احتمال اشتباه کردنش بالاست، جناب افسر"

00:29:24.080 --> 00:29:26.520
‫"نه، و گروهبانم"

00:29:26.640 --> 00:29:28.728
‫"ولی امروز توی دادگاه"

00:29:28.752 --> 00:29:30.840
‫"توضیحات متناقضی دادین"

00:29:30.960 --> 00:29:32.690
‫"مگه نه، جناب افسر..."

00:29:32.714 --> 00:29:34.920
‫"اوه شرمنده، گروهبان؟"

00:29:35.040 --> 00:29:37.280
‫"من یه اشتباه ساده کردم"

00:29:37.400 --> 00:29:40.640
‫"ولی قبل از نوشتن توضیحات خودتون"

00:29:40.760 --> 00:29:42.630
‫"توضیحات همکارتون رو خونده بودین"

00:29:42.654 --> 00:29:43.760
‫"مگه نه، گروهبان؟"

00:29:43.880 --> 00:29:44.889
‫"نمی‌دونم"

00:29:44.913 --> 00:29:47.760
‫"بنظرم می‌دونین، درسته جناب؟"

00:29:47.880 --> 00:29:49.320
‫"بله"

00:29:49.440 --> 00:29:53.040
‫"عه! خب، جالب شد!"

00:29:53.160 --> 00:29:56.448
‫"چون همکارتون امروز توی همین دادگاه"

00:29:56.472 --> 00:29:59.760
‫"دقیقاً خلاف همین رو گفت، جناب افسر"

00:29:59.880 --> 00:30:02.120
‫"گروهبانم!"

00:30:02.240 --> 00:30:04.360
‫"اوه، معذرت می‌خوام"

00:30:04.480 --> 00:30:08.840
‫"نمی‌خواستم عصبانیت کنم، جناب"

00:30:08.960 --> 00:30:10.822
‫"ولی بابت جواب‌های صریح‌تون بسیار ممنونم"

00:30:10.846 --> 00:30:12.480
‫"و همچنین بابت همکاریتون با دادگاه"

00:30:12.600 --> 00:30:14.640
‫قاضی میگه: "خانم انزلر!"

00:30:14.760 --> 00:30:17.440
‫"ممنونم، عالیجناب. سوال دیگه‌ای ندارم"

00:30:17.560 --> 00:30:21.040
‫ولی سوال از شاهد در پرونده‌ی تعرض جنسی

00:30:21.160 --> 00:30:23.280
‫کاملاً متفاوته

00:30:23.400 --> 00:30:24.968
‫در پرونده‌های تعرض جنسی، معمولاً

00:30:24.992 --> 00:30:26.800
‫تنها مدرک، شهادت یک نفر علیه دیگریه

00:30:26.920 --> 00:30:29.175
‫بله، رابطه‌ی جنسی اتفاق افتاده

00:30:29.199 --> 00:30:31.000
‫ولی با رضایت دو طرف بوده یا نه؟

00:30:31.120 --> 00:30:34.680
‫داستان، باید از لحاظ قانونی درست باشه

00:30:34.800 --> 00:30:37.520
‫وکیل مدافع مجبور نیست اثبات کنه
‫که اون زن رضایت داشته

00:30:37.640 --> 00:30:39.066
‫فقط باید نشون بدی

00:30:39.090 --> 00:30:42.040
‫که مرد نمی‌دونسته رضایتی وجود نداشته

00:30:42.160 --> 00:30:43.808
‫آیا منطقیه که فکر کرده باشه

00:30:43.832 --> 00:30:45.480
‫رابطه‌ی جنسی ایرادی نداره؟

00:30:45.600 --> 00:30:47.528
‫دلم برای قربانی ادعایی می‌سوزه

00:30:47.552 --> 00:30:49.480
‫برای شاکی، واقعاً دلم می‌سوزه

00:30:49.600 --> 00:30:52.080
‫مشخصه که می‌ترسن
‫که چه سوالی ممکنه بپرسم

00:30:52.200 --> 00:30:53.341
‫بعضی از وکلای مرد

00:30:53.365 --> 00:30:55.320
‫هنوزم با این حالت حرف می‌زنن

00:30:55.440 --> 00:30:57.176
‫"کاری کن دروغگو بنظر بیان"

00:30:57.200 --> 00:30:58.600
‫"که به خودشون شک کنن"

00:30:58.720 --> 00:31:01.760
‫من واضح و مختصر صحبت می‌کنم، همین

00:31:01.880 --> 00:31:03.660
‫شاکی متوجه نمیشه، ولی درواقع

00:31:03.684 --> 00:31:05.720
‫شانس میاره که من وکیل مدافعم...

00:31:05.840 --> 00:31:07.920
‫که بدون نابودی اونا
‫سعی می‌کنم پرونده رو حل‌وفصل کنم

00:31:08.040 --> 00:31:10.500
‫با این حال، گاهی اوقات...

00:31:14.480 --> 00:31:17.040
‫یه پرونده‌ای یادمه

00:31:18.600 --> 00:31:21.566
‫صورتش رو مخفی نکرده بودن

00:31:21.590 --> 00:31:23.440
‫انتخاب خودش بود

00:31:24.040 --> 00:31:28.640
‫این زن، مستقیم توی صورتم نگاه کرد و گفت

00:31:28.760 --> 00:31:30.810
‫"من از این قضیه سودی نمی‌برم"

00:31:30.834 --> 00:31:32.600
‫"دلم نمی‌خواد اینجا باشم"

00:31:32.720 --> 00:31:34.022
‫"تنها دلیلم برای این‌کار"

00:31:34.046 --> 00:31:35.920
‫"نجات بقیه‌ی زن‌ها از دست این مرده"

00:31:36.040 --> 00:31:39.480
‫جنا. حرفش منو تکون داد
‫و تحسینش کردم

00:31:39.600 --> 00:31:42.240
‫ولی خب... تعلیم دیدم که جور دیگه‌ای فکر کنم

00:31:42.360 --> 00:31:44.000
‫جنا پرونده رو باخت

00:31:44.120 --> 00:31:47.680
‫در حین شهادت دادن
‫کاملاً خونسرد بود، ولی بعدش

00:31:47.800 --> 00:31:50.240
‫دیدم که وجودش دوپاره شد

00:31:50.360 --> 00:31:52.280
‫اگر مرده واقعاً گناهکار باشه چی؟

00:31:52.400 --> 00:31:54.880
‫من تبرئه‌ش کردم. گندش بزنن!

00:31:55.000 --> 00:31:56.113
‫نمی‌تونم اینطوری فکر کنم

00:31:56.137 --> 00:31:58.280
‫نماینده‌ی دادستان
‫باید کارشو بهتر انجام می‌داد

00:31:58.400 --> 00:32:01.240
‫وظیفه‌ی من اینه که ایرادات
‫داستان دادستان رو نشون بدم

00:32:01.360 --> 00:32:03.994
‫چون، خب می‌دونین
‫چون همه‌مون فکر می‌کنیم

00:32:04.018 --> 00:32:06.200
‫که تمام حقیقت زندگی‌هامون رو می‌دونیم

00:32:06.320 --> 00:32:08.150
‫ولی چندبار شده که با قطعیت بگیم

00:32:08.174 --> 00:32:10.480
‫لباسی که برای مهمونی پوشیده بودیم قرمز بوده

00:32:10.600 --> 00:32:12.840
‫و بعد توی عکس لباس آبی دیدیم؟

00:32:12.960 --> 00:32:15.880
‫مطمئنیم کلید رو اینجا گذاشتیم
‫ولی اونجا گذاشته بودیم؟ آدما اشتباه می‌کنن

00:32:16.000 --> 00:32:18.080
‫و حرف‌هاشون، باید سنجیده بشه

00:32:18.200 --> 00:32:21.560
‫بخصوص اگر پای آزادی نفر دیگه‌ای درمیونه

00:32:21.680 --> 00:32:23.760
‫آیا اون مرد قصدش آزار رسوندن بوده؟

00:32:23.880 --> 00:32:25.360
‫خانم یه چیزی میگه آقا یه چیز دیگه

00:32:25.384 --> 00:32:28.500
‫من صحبت‌های خانمه رو محک می‌زنم
‫داستانی که توی دادگاه تعریف می‌کنه

00:32:28.520 --> 00:32:30.440
‫حرفاشو محک می‌زنم، محک می‌زنم

00:32:30.560 --> 00:32:33.560
‫و بعدش هیئت منصفه
‫مسئولیتش رو قبول می‌کنه

00:32:33.680 --> 00:32:36.040
‫تصمیمش با من نیست
‫من تصمیم نمی‌گیرم

00:32:36.160 --> 00:32:37.828
‫"متاسفم، جنا، ولی باید"

00:32:37.852 --> 00:32:39.520
‫"چند تا سوال ازت بپرسم"

00:32:39.640 --> 00:32:43.280
‫"گفتی خودت لباست رو درآوردی، درسته؟"

00:32:43.400 --> 00:32:44.767
‫"می‌دونیم که اون شب"

00:32:44.791 --> 00:32:46.640
‫"توی بار مشروب خورده بودی"

00:32:46.760 --> 00:32:49.120
‫"ولی قبول داری که سه لیوان"

00:32:49.144 --> 00:32:51.240
‫"جین و تونیک خورده بودی"

00:32:51.360 --> 00:32:53.610
‫"با دو لیوان ودکا با لیمو"

00:32:53.634 --> 00:32:56.320
‫"و همچنین دو یا سه لیوان شراب؟"

00:32:56.440 --> 00:32:58.360
‫"و فرضم درسته که"

00:32:58.480 --> 00:33:00.008
‫"که میزان نوشیدنی‌ها حداقل"

00:33:00.032 --> 00:33:01.660
‫"به اندازه‌ی معمول بارها بوده؟"

00:33:01.680 --> 00:33:05.680
‫"و بعد موکل من رو به خونه‌ت دعوت کردی"

00:33:05.800 --> 00:33:08.240
‫"جایی که هر دو مشروب بیشتری خوردین؟"

00:33:08.360 --> 00:33:10.720
‫"قبول داری که جفتتون ودکا خوردین؟"

00:33:11.880 --> 00:33:14.640
‫"و احتمالش هست که مست بوده باشی؟"

00:33:15.520 --> 00:33:17.640
‫"و درحالیکه مست بودی"

00:33:17.760 --> 00:33:20.468
‫"قبول داری که بر اساس گفته‌ی خودت"

00:33:20.492 --> 00:33:24.000
‫"اتفاقات اون شب رو به درستی به یاد نمیاری؟"

00:33:24.240 --> 00:33:26.728
‫"خب وقتی داشتی لباسات رو درمیاوردی"

00:33:26.752 --> 00:33:29.240
‫"اون زمان نه نمی‌‌گفتی، مگه نه؟"

00:33:29.880 --> 00:33:33.440
‫"و شاید اگر در ذهنت، نظرت عوض شده بود"

00:33:33.560 --> 00:33:37.160
‫"نتونستی در هر زمانی اینو به زبون بیاری؟"

00:33:37.280 --> 00:33:39.874
‫"و آیا این نبوده که تازه وقتی خواهرت"

00:33:39.898 --> 00:33:41.840
‫"در مورد اون شب ازت پرسید"

00:33:41.960 --> 00:33:45.680
‫"اونم چند شب بعد، اونوقت بروز دادی"

00:33:45.800 --> 00:33:48.480
‫"که ممکنه تجاوز بوده باشه؟"

00:33:49.360 --> 00:33:50.960
‫"خیلی ممنون"

00:33:51.080 --> 00:33:53.800
‫"اگر به هر صورتی ناراحتت کردم، عذر می‌خوام"

00:33:53.920 --> 00:33:55.060
‫"متوجه که هستی"

00:33:55.084 --> 00:33:56.940
‫"وظیفه‌ی من پرسیدن سوال‌هاییه"

00:33:56.960 --> 00:33:59.600
‫"که بتونه وقایع اون شب رو کمی روشن‌تر بکنه"

00:34:00.320 --> 00:34:01.760
‫ازم متنفره

00:34:01.880 --> 00:34:04.920
‫به "میا" توی یه کشور دیگه زنگ می‌زنم

00:34:05.040 --> 00:34:07.880
‫اوه! استرالیاست

00:34:08.000 --> 00:34:11.200
‫مشغوله... بازیگریه

00:34:11.320 --> 00:34:14.480
‫اوه، دلم براش تنگ شده
‫درمورد همه‌چی صحبت می‌کنیم

00:34:14.600 --> 00:34:16.840
‫تماس خیلی خیلی طولانی‌ای میشه

00:34:16.960 --> 00:34:20.840
‫با یه حوله و سیگار
‫روی بالکنم وایسادم

00:34:20.960 --> 00:34:22.888
‫همه‌چی رو در مورد جولز

00:34:22.912 --> 00:34:25.280
‫براش تعریف می‌کنم. می‌خنده

00:34:25.400 --> 00:34:27.454
‫سوال‌های بیشتری می‌پرسه

00:34:27.478 --> 00:34:30.160
‫میا میگه بنظرش دارم عاشقش میشم

00:34:30.280 --> 00:34:33.320
‫شاید راست میگه. نه! شاید

00:34:33.440 --> 00:34:36.240
‫تس و جولین. جولین و تس

00:34:36.360 --> 00:34:37.800
‫اوه، بس کن!

00:34:37.920 --> 00:34:39.534
‫فرداش به آلیس گفتم

00:34:39.558 --> 00:34:43.160
‫"خب، می‌دونی، شاید یخورده لاس زده باشیم"

00:34:43.280 --> 00:34:46.560
‫گفت می‌دیده که قضیه داره
‫به این سمت میره

00:34:46.680 --> 00:34:48.046
‫گفت ازش لذت ببرم

00:34:48.070 --> 00:34:49.437
‫که جولین پسر خیلی خوبیه

00:34:49.461 --> 00:34:51.240
‫که بنظر خیلی شاد میام

00:34:51.360 --> 00:34:53.798
‫هیچوقت به آدام نگفتم، مطمئن نیستم چرا

00:34:53.822 --> 00:34:55.920
‫شاید چون توی دفتر اتفاق افتاده

00:34:56.040 --> 00:34:58.800
‫بعلاوه، اون و جولز دوستای خیلی خوبی هستن

00:34:58.920 --> 00:35:02.720
‫یا نکنه نمی‌خواستم آدام
‫به چشم دوست‌دختر جولین بهم نگاه کنه؟

00:35:02.840 --> 00:35:05.120
‫مطمئن نیستم

00:35:05.240 --> 00:35:07.360
‫هنوزم مطمئن نیستم

00:35:07.480 --> 00:35:09.748
‫من و آلیس میریم خرید، ناهار می‌خوریم

00:35:09.772 --> 00:35:12.040
‫یه لباس رسمی می‌خرم، اون شب می‌پوشمش

00:35:12.160 --> 00:35:13.223
‫ولی قبل از اینکه برم

00:35:13.247 --> 00:35:15.600
‫لایحه‌ی دفاعیه‌م رو
‫برای دوشنبه آماده می‌کنم

00:35:15.720 --> 00:35:18.720
‫کلاه‌گیس وکالتم رو
‫توی کیفم می‌ذارم

00:35:18.840 --> 00:35:20.920
‫ردا هم تا کردم گذاشتم توش

00:35:21.040 --> 00:35:23.840
‫بیرون توی میدون
‫به یک وکیل سلطنتی برمی‌خورم

00:35:23.960 --> 00:35:26.880
‫میگه خیلی تحت‌تاثیر کارهام قرار گرفته

00:35:27.000 --> 00:35:29.080
‫حس خیلی خوبی داره. عجب تعریفی!

00:35:29.200 --> 00:35:33.720
‫می‌پرسه آیا علاقه دارم
‫جای خالی که در دفترش ایجاد شده رو پر کنم؟

00:35:33.840 --> 00:35:37.040
‫دفتری با اعتباره که وکلای رده‌بالایی داره

00:35:37.160 --> 00:35:40.040
‫زبونم بند اومده
‫افتخار خیلی بزرگیه

00:35:40.160 --> 00:35:42.920
‫میگه با هم بریم قهوه بخوریم

00:35:43.040 --> 00:35:46.560
‫من... من جرات می‌کنم که سر تکون بدم

00:35:46.680 --> 00:35:49.154
‫مطمئن نیستم هزینه‌ی دفتر جدید

00:35:49.178 --> 00:35:50.880
‫ارزشش رو داشته باشه

00:35:51.000 --> 00:35:53.868
‫ولی، خب، به فکر فرو میرم

00:35:53.892 --> 00:35:55.200
‫می‌دونی...

00:35:55.320 --> 00:35:57.360
‫اگر قضیه‌ی جولز خوب پیش بره

00:35:57.480 --> 00:35:59.960
‫شاید رفتن به جای دیگه
‫فکر خوبی باشه

00:36:00.080 --> 00:36:03.160
‫نمی‌تونین توی یک دفتر باهمدیگه باشین

00:36:03.280 --> 00:36:05.080
‫بس کن

00:36:05.200 --> 00:36:09.800
‫جولین میاد رستوران ژاپنی سر نبش دیدنم

00:36:11.640 --> 00:36:13.680
‫در مورد کار صحبت می‌کنیم

00:36:13.800 --> 00:36:14.880
‫در مورد زندگی

00:36:15.000 --> 00:36:16.800
‫کتاب‌ها، همه چی

00:36:16.920 --> 00:36:20.320
‫برای همدیگه ساکی می‌ریزیم
‫(مشروب برنج ژاپنی)

00:36:20.440 --> 00:36:21.901
‫اون سمت رستوران

00:36:21.925 --> 00:36:24.760
‫چند نفر هستن که می‌شناسیمشون

00:36:24.880 --> 00:36:28.680
‫سرمون رو می‌دزدیم و زیرزیرکی می‌خندیم
‫پامیشیم میریم

00:36:28.800 --> 00:36:33.720
‫"یکم... یکم شراب بخوریم؟"

00:36:33.840 --> 00:36:36.424
‫"از اون مغازه‌ی اعیونی که یکم بالاتره"

00:36:36.448 --> 00:36:38.440
‫"یکم بستنی بگیریم؟"

00:36:39.840 --> 00:36:42.040
‫با تاکسی میریم خونه‌ی من

00:36:45.280 --> 00:36:47.360
‫توی صندلی عقب همدیگه رو می‌بوسیم

00:36:47.480 --> 00:36:49.200
‫به آرومی

00:36:49.320 --> 00:36:51.160
‫به گرمی

00:36:51.280 --> 00:36:53.800
‫وقتی می‌رسیم خونه‌م، اون...

00:36:53.920 --> 00:36:57.120
‫اون... اون یکم شراب برامون می‌ریزه

00:36:57.240 --> 00:36:59.880
‫"من... من میرم سیستم صوتی رو راه بندازم"

00:37:00.000 --> 00:37:01.200
‫"یا خدا!"

00:37:01.320 --> 00:37:02.640
‫"الکسا!"

00:37:02.760 --> 00:37:04.160
‫"یه چیزی..."

00:37:04.280 --> 00:37:07.160
‫"یه چیزی پخش کن، مثلاً..."

00:37:07.280 --> 00:37:09.200
‫"کلدپلی"

00:37:09.320 --> 00:37:11.360
‫چون می‌دونم طرفدارشونه

00:37:11.480 --> 00:37:13.880
‫جفتمون یه قاشق برمی‌داریم

00:37:14.000 --> 00:37:16.000
‫با همدیگه میفتیم به جون بستنی

00:37:16.120 --> 00:37:17.880
‫قاشق می‌ذاریم دهن همدیگه

00:37:18.000 --> 00:37:20.640
‫شراب، شراب قرمزی خوب و خوش‌طعمه

00:37:20.760 --> 00:37:23.040
‫که با بستنی سرد قاطی میشه

00:37:23.160 --> 00:37:27.240
‫و سرخوش و سرد همدیگه رو می‌بوسیم

00:37:28.280 --> 00:37:30.240
‫و حرف می‌زنیم

00:37:30.360 --> 00:37:34.680
‫در مورد روابط گذشته‌مون صحبت می‌کنیم

00:37:34.800 --> 00:37:37.160
‫خب، من روابط چندانی نداشتم، ولی...

00:37:37.280 --> 00:37:40.680
‫اوه! اون تا دلت بخواد داشته

00:37:40.800 --> 00:37:42.000
‫مشروب می‌خوریم

00:37:42.120 --> 00:37:44.563
‫میگه این مدت توی یه مرکز حقوقی

00:37:44.587 --> 00:37:47.520
‫بصورت داوطلبانه و رایگان کار می‌کرده

00:37:47.640 --> 00:37:50.680
‫خیلی خوشم اومد! نزدیک بود غش کنم

00:37:50.800 --> 00:37:52.800
‫در مورد خانواده‌ش حرف می‌زنیم

00:37:52.920 --> 00:37:57.440
‫پدرش یه وکیل رده‌بالاست
‫و مادرش متخصص فیزیوتراپیه

00:37:57.560 --> 00:37:59.240
‫معلومه

00:37:59.920 --> 00:38:01.680
‫همدیگه رو می‌بوسیم

00:38:01.800 --> 00:38:03.360
‫سرم گیج میره

00:38:03.480 --> 00:38:06.446
‫مطمئن نیستم بخاطر بوسه‌ست یا شراب

00:38:06.470 --> 00:38:08.040
‫لباسم رو درمیارم

00:38:08.160 --> 00:38:11.280
‫جولین پیرهنش رو درمیاره و سینه‌مو می‌گیره

00:38:11.400 --> 00:38:15.440
‫نمی‌دونم چجوری سوتینم هم دراومده

00:38:16.720 --> 00:38:18.600
‫فضا سکسی و آتیشی شده

00:38:18.720 --> 00:38:20.426
‫میریم اتاق من، روی تخت من

00:38:20.450 --> 00:38:23.600
‫تا به خودمون میایم
‫می‌بینیم داریم سکس می‌کنیم

00:38:23.720 --> 00:38:25.307
‫خیلی خوب و محبت‌آمیزه

00:38:25.331 --> 00:38:27.680
‫با اون‌دفعه توی دفتر فرق می‌کنه

00:38:27.800 --> 00:38:31.320
‫خواب میریم
‫نمی‌دونم چقدر خواب بودیم

00:38:31.440 --> 00:38:34.040
‫یکم بعد، بوسه‌ها و نوازش‌ها شروع میشه

00:38:34.160 --> 00:38:35.508
‫چشمام رو می‌بندم

00:38:35.532 --> 00:38:38.240
‫با همدیگه هماهنگیم. حس خوبی داره

00:38:38.360 --> 00:38:40.400
‫تا اینکه...

00:38:40.520 --> 00:38:43.600
‫بشدت نیاز پیدا می‌کنم که...

00:38:44.480 --> 00:38:46.120
‫که بالا بیارم!

00:38:46.560 --> 00:38:48.027
‫هلش میدم از روم کنار بره

00:38:48.051 --> 00:38:50.320
‫سریع میرم دستشویی، لحظه‌ی آخری می‌رسم

00:38:50.440 --> 00:38:56.200
‫دل و روده‌م رو می‌ریزم بیرون
‫همه‌چی برام زجرآور میشه

00:38:56.320 --> 00:38:57.840
‫بالا آوردن

00:38:57.960 --> 00:39:00.640
‫بوی نمور سنگ دستشویی

00:39:03.440 --> 00:39:05.200
‫لختم؟

00:39:05.320 --> 00:39:06.681
‫روی زمین چمباتمه زدم

00:39:06.705 --> 00:39:08.335
‫و جولین توی تختم خوابیده

00:39:08.359 --> 00:39:10.400
‫و صدای بالا آوردنم رو می‌شنوه

00:39:10.520 --> 00:39:12.360
‫"حالت خوبه؟"

00:39:14.440 --> 00:39:17.400
‫"آره، خوبم، چیزی نیست بخاطر..."

00:39:17.520 --> 00:39:21.400
‫"بخاطر ترکیب شراب قرمز و..."

00:39:21.520 --> 00:39:23.880
‫"و بستنیه"

00:39:27.520 --> 00:39:29.035
‫حس مزخرفی دارم

00:39:29.059 --> 00:39:31.120
‫نمی‌تونم تکون بخورم

00:39:31.240 --> 00:39:33.440
‫حتماً یه مدتی همونجا موندم

00:39:33.560 --> 00:39:35.908
‫حس می‌کنم جولین داره بلندم می‌کنه

00:39:35.932 --> 00:39:38.280
‫و به آرومی منو برمی‌گردونه روی تخت

00:39:38.400 --> 00:39:41.800
‫صورتم رو ازش برمی‌گردونم
‫حتماً بوی گند میدم

00:39:41.920 --> 00:39:45.440
‫توی گوشم زمزمه می‌کنه "حالت خوبه؟"

00:39:45.560 --> 00:39:48.480
‫"آره، آره، فقط یخورده..."

00:39:50.920 --> 00:39:52.880
‫نصف ذهنم خوابه

00:39:53.000 --> 00:39:56.160
‫و بعد حس می‌کنم جولین داره منو می‌بوسه

00:39:56.280 --> 00:39:58.160
‫سعی می‌کنم تکون بخورم

00:39:58.280 --> 00:40:00.135
‫"باید دندونام رو مسواک بزنم"

00:40:00.159 --> 00:40:01.680
‫نمی‌تونم اینطوری ببوسمش

00:40:01.800 --> 00:40:04.360
‫هنوزم حالت تهوع و سرگیجه و مستی دارم

00:40:04.480 --> 00:40:07.440
‫می‌خندم "احساس کثیفی می‌کنم"

00:40:09.800 --> 00:40:12.059
‫بهم میگه خوشگلم

00:40:12.083 --> 00:40:14.140
‫همینطور منو می‌بوسه

00:40:14.160 --> 00:40:15.920
‫صورتمو می‌برم اون سمت

00:40:16.040 --> 00:40:18.840
‫دستاش همه‌جامو لمس می‌کنه. حس می‌کنم...

00:40:19.900 --> 00:40:21.740
‫حس می‌کنم هنوزم حالت تهوع دارم

00:40:21.760 --> 00:40:25.880
‫و بعد از گوشه و کنار ذهنم، می‌شنوم که میگه

00:40:26.000 --> 00:40:29.480
‫"همینجا دراز بکش
‫و بذار باهات عشقبازی کنم"

00:40:29.600 --> 00:40:31.520
‫بازم به خودم می‌پیچم

00:40:31.640 --> 00:40:35.120
‫حس می‌کنم دست‌ها و پاهاش می‌چسبن بهم

00:40:35.240 --> 00:40:37.640
‫یهویی، ذهنم کاملاً بیداره

00:40:37.760 --> 00:40:40.022
‫روی من خوابیده

00:40:40.046 --> 00:40:43.120
‫ولی دستش روی صورتمه

00:40:43.240 --> 00:40:46.840
‫"صبر کن ببینم، این خیلی... نه"

00:40:46.960 --> 00:40:48.680
‫نمی‌تونم نفس بکشم

00:40:48.800 --> 00:40:51.360
‫"بس کن. باید مسواک بزنم، جولین"

00:40:52.160 --> 00:40:55.160
‫"جولین!"
‫سعی کردم با دستام هلش بدم عقب

00:40:55.280 --> 00:40:56.647
‫ولی دستام رو می‌گیره

00:40:56.671 --> 00:40:58.520
‫و نمی‌تونم تکون بخورم، و...

00:40:58.640 --> 00:41:00.520
‫و...

00:41:00.640 --> 00:41:03.120
‫بهم دخول می‌کنه

00:41:04.640 --> 00:41:07.787
‫سخت و دردناک و...

00:41:07.811 --> 00:41:10.400
‫و خیلی دردآوره

00:41:10.520 --> 00:41:13.320
‫حس می‌کنم از بدنم خارج میشم

00:41:13.440 --> 00:41:15.360
‫باورم نمیشه همچین اتفاقی داره میفته

00:41:15.480 --> 00:41:18.880
‫نه. نه. امکان نداره. باید...

00:41:19.000 --> 00:41:20.925
‫باید یه راهی پیدا کنم

00:41:20.949 --> 00:41:23.520
‫که دلم این سکس رو بخواد، آره

00:41:23.640 --> 00:41:24.972
‫آره، یا... یا جیغ بزنم

00:41:24.996 --> 00:41:27.000
‫ولی نمی‌تونم... نمی‌تونم جیغ بزنم

00:41:27.120 --> 00:41:28.714
‫دستش روی دهنمه

00:41:28.738 --> 00:41:31.480
‫شدیداً احساس وحشت می‌کنم

00:41:31.600 --> 00:41:34.400
‫تقلا می‌کنم که از زیرش بیام بیرون

00:41:34.520 --> 00:41:37.240
‫همینطور ادامه پیدا می‌کنه

00:41:37.360 --> 00:41:40.280
‫سعی می‌کنم... دستشو گاز بگیرم

00:41:40.400 --> 00:41:42.800
‫پیچ و تاب می‌خورم
‫و سعی می‌کنم بهش لگد بزنم

00:41:42.920 --> 00:41:45.200
‫نمی‌تونم درست نفس بکشم. اون...

00:41:46.640 --> 00:41:48.467
‫اون توی یه عالم دیگه سیر می‌کنه

00:41:48.491 --> 00:41:50.580
‫من باهاش توی اون عالم نیستم

00:41:51.360 --> 00:41:53.331
‫بنظر نمیاد که متوجه شده باشه

00:41:53.355 --> 00:41:55.680
‫بنظر نمیاد اهمیت بده. یا نکنه...؟

00:41:57.560 --> 00:42:00.160
‫یا نکنه آدم کاملاً متفاوتیه؟

00:42:00.280 --> 00:42:02.348
‫چطور ممکنه متوجه نشده باشه؟

00:42:02.372 --> 00:42:04.440
‫چطور ممکنه متوجه نشده باشه؟

00:42:04.560 --> 00:42:07.080
‫درد شدیدی درونم حس می‌کنم

00:42:07.200 --> 00:42:10.080
‫می‌خوام دوباره بالا بیارم
‫هیچ راه فراری نیست

00:42:10.200 --> 00:42:13.000
‫دستش رو برداشته...

00:42:23.000 --> 00:42:25.280
‫ولی حرفی نمی‌زنم

00:42:26.400 --> 00:42:28.468
‫چشمام به سقف خیره شده

00:42:28.492 --> 00:42:30.560
‫و حس انکار عجیبی...

00:42:32.400 --> 00:42:34.760
‫وجودم رو فرا گرفته

00:42:34.880 --> 00:42:37.880
‫جولین روی من دراز کشیده

00:42:38.000 --> 00:42:40.840
‫اونجام، ولی اونجا نیستم

00:42:43.360 --> 00:42:45.400
‫جولین خروپف می‌کنه

00:42:46.960 --> 00:42:49.600
‫بی‌صدا گریه می‌کنم...

00:42:50.400 --> 00:42:52.760
‫با تقلا از تخت بیرون میام، و...

00:42:54.400 --> 00:42:56.566
‫تلوتلوخوران میرم دستشویی

00:42:56.590 --> 00:42:58.120
‫لخت، و بالا میارم

00:42:58.240 --> 00:43:00.573
‫و بالا میارم و بالا میارم

00:43:00.597 --> 00:43:03.400
‫و دندونام رو مسواک می‌زنم و...

00:43:03.520 --> 00:43:05.920
‫بدنم رو می‌سابم. پوستم قرمز میشه

00:43:06.040 --> 00:43:09.720
‫زیر... زیر دوش می‌شینم
‫فکر می‌کنم، بشدت...

00:43:10.520 --> 00:43:12.720
‫بشدت تلاش می‌کنم که...

00:43:12.840 --> 00:43:14.920
‫که فکر کنم که...

00:43:15.040 --> 00:43:17.680
‫"صورت‌حساب رستوران نشون میده"

00:43:17.800 --> 00:43:20.760
‫"که جفتتون ساکی زیادی نوشیدین"

00:43:20.880 --> 00:43:24.520
‫"شاهدها دیدن که داری می‌خندی، آره؟"

00:43:24.640 --> 00:43:28.000
‫"گفتی که خودت لباست رو درآوردی، درسته؟"

00:43:28.120 --> 00:43:30.194
‫"دو بطری شراب قرمز خالی"

00:43:30.218 --> 00:43:33.280
‫"توی خونه‌ت هست، قبول داری؟"

00:43:33.400 --> 00:43:36.960
‫"به مردم گفتی باهاش رابطه داری"

00:43:37.080 --> 00:43:39.080
‫"قبلاً با متهم خوابیده بودی؟"

00:43:39.200 --> 00:43:42.840
‫"دعوتش کردی بیاد خونه‌ت، بیاد توی تختت؟"

00:43:42.960 --> 00:43:44.280
‫من...

00:43:44.400 --> 00:43:48.228
‫زیر دوش می‌شینم، حالا چیکار کنم؟

00:43:48.252 --> 00:43:50.360
‫به کسی زنگ بزنم؟

00:43:51.040 --> 00:43:52.828
‫از... از زیر دوش میام بیرون

00:43:52.852 --> 00:43:54.640
‫پوستم از شدت گرما سرخ شده

00:43:54.760 --> 00:43:57.840
‫لباس‌هایی که توی اتاق مهمون دارم رو می‌پوشم

00:43:57.960 --> 00:44:00.760
‫لباس‌های تابستونی
‫چون حاضر نیستم برگردم توی اتاق خوابم

00:44:00.880 --> 00:44:03.200
‫پذیرایی رو تر و تمیز می‌کنم

00:44:03.320 --> 00:44:05.720
‫با اینکه می‌دونم که...
‫باید از اونجا برم چون...

00:44:05.840 --> 00:44:08.080
‫چون شاید بخوام...

00:44:09.160 --> 00:44:12.040
‫می‌خوام به عقب برگردم... چی؟
‫توی تختم خوابیده

00:44:12.160 --> 00:44:14.684
‫خودمو می‌بینم، زندگیم رو می‌بینم

00:44:14.708 --> 00:44:16.440
‫زندگی که ساختم، حرفه‌م

00:44:16.560 --> 00:44:19.240
‫حرفه‌م. حالا باید چیکار کنم؟

00:44:19.360 --> 00:44:21.050
‫چون توی همچین وضعیتی هستم

00:44:21.074 --> 00:44:22.480
‫حالا باید چیکار کنم؟

00:44:23.120 --> 00:44:25.268
‫اجازه بدم همه‌چیز رو ازم بگیره؟

00:44:25.292 --> 00:44:27.440
‫توی دادگاه خودم تبدیل به شاهد بشم؟

00:44:27.560 --> 00:44:30.560
‫با جولز، جولین و تمام آشناهای پدرش

00:44:30.680 --> 00:44:34.080
‫اونم با آدام که وکیل مدافعشه، آدام نابغه

00:44:34.200 --> 00:44:35.840
‫که شاهد احضار می‌کنه

00:44:35.960 --> 00:44:37.653
‫میا، آلیس، راننده‌ی تاکسی

00:44:37.677 --> 00:44:38.960
‫پیشخدمت توی رستوران

00:44:39.080 --> 00:44:41.148
‫کسایی که دیدن داریم می‌خندیم

00:44:41.172 --> 00:44:43.240
‫فروشنده‌ی بستنی، مشروب‌فروشه

00:44:43.360 --> 00:44:45.480
‫نه. نچ

00:44:45.600 --> 00:44:46.631
‫این حقیقت قانونیه

00:44:46.655 --> 00:44:49.160
‫قانون سعی می‌کنه
‫اینطوری به قضیه نگاه کنه

00:44:49.280 --> 00:44:51.080
‫نه. نه

00:44:51.200 --> 00:44:52.533
‫نمی‌تونم این‌کارو بکنم

00:44:52.557 --> 00:44:54.440
‫نمی‌دونم چیکار کنم. نمی‌دونم...

00:44:56.240 --> 00:44:58.028
‫از خونه‌ی خودم میرم بیرون

00:44:58.052 --> 00:45:00.200
‫مطمئن نیستم چرا، که کجا برم...

00:45:00.320 --> 00:45:03.380
‫توی خیابون پرسه می‌زنم

00:45:03.760 --> 00:45:06.240
‫توی سرما با دامن و دمپایی

00:45:07.160 --> 00:45:10.240
‫سه ساعت قدم می‌زنم
‫تا اینکه دیگه توان راه رفتن ندارم

00:45:10.360 --> 00:45:13.280
‫به... به یه صف تاکسی می‌رسم

00:45:13.400 --> 00:45:15.520
‫سوار اولین تاکسی میشم

00:45:15.640 --> 00:45:17.168
‫"می‌خوام برم ایستگاه یوستون"

00:45:17.192 --> 00:45:18.720
‫با قطار برم خونه‌ی مامانم

00:45:18.840 --> 00:45:20.327
‫"شرمنده، عزیزدلم. امروز صبح"

00:45:20.351 --> 00:45:22.160
‫"فقط مسافرهای فرودگاه قبول می‌کنم"

00:45:22.280 --> 00:45:23.848
‫"چی؟"
"عزیزدلم یک‌ساعت منتظر نموندم"

00:45:23.872 --> 00:45:25.440
‫"که بخوام یه مسیر کوتاه برم"

00:45:25.560 --> 00:45:28.280
‫"خب، می‌دونی چیه، داداش؟
‫انتخابش با تو نیست"

00:45:28.400 --> 00:45:31.320
‫"تاکسی خودمه"
‫"تو... تو توی صف تاکسی وایسادی"

00:45:31.440 --> 00:45:34.480
‫"هرجا مسافر بخواد میری، قانون اینه"
‫"این‌دفعه از این خبرا نیست"

00:45:34.600 --> 00:45:37.920
‫"اگر قوانین رو رعایت نکنی ممکنه
‫مجوزت تعلیق بشه، پس اگر منو نبری"

00:45:38.040 --> 00:45:41.360
‫"گزارشت رو میدم و کاری می‌کنم پدرت دربیاد"

00:45:41.480 --> 00:45:44.480
‫"ازت می‌خوام درو باز کنی
‫و از تاکسیم بری بیرون" "نه"

00:45:44.600 --> 00:45:47.920
‫"اگر نری بیرون زنگ می‌زنم پلیس"
‫"اصلاً عادلانه نیست"

00:45:48.720 --> 00:45:50.747
‫یارو برمی‌گرده. ظاهرم رو می‌بینه

00:45:50.771 --> 00:45:52.480
‫و می‌بینم قیافه‌ش عوض میشه

00:45:52.600 --> 00:45:55.040
‫"عادلانه نیست!"

00:45:58.440 --> 00:46:01.240
‫تنها چیزی که توی ذهنمه مادرمه و...

00:46:03.560 --> 00:46:05.960
‫فقط می‌خوام خونه پیش مامانم باشم

00:46:07.480 --> 00:46:11.520
‫می‌خوام روی مبل گل‌گلی قدیمی بهش بچسبم

00:46:11.640 --> 00:46:14.960
‫می‌خوام گرمای شدید بدنش رو حس کنم

00:46:17.200 --> 00:46:19.058
‫راننده تاکسی یه دستمال بهم میده

00:46:19.082 --> 00:46:21.720
‫چقدر گذشته؟ دماغم رو می‌گیرم، و...

00:46:23.360 --> 00:46:26.225
‫چشماش رو توی آینه وسط می‌بینم

00:46:26.249 --> 00:46:28.320
‫حالا چشماش مهربون شده

00:46:30.320 --> 00:46:32.600
‫"نمی‌دونم کجا برم"

00:46:34.200 --> 00:46:35.800
‫راننده تاکسی منتظره

00:46:38.040 --> 00:46:40.360
‫به ساعت تاکسی نگاه می‌کنم

00:46:40.480 --> 00:46:42.960
‫ساعت 6:09 صبحه

00:46:45.320 --> 00:46:49.480
‫غریزه‌ی حقوقیم بهم میگه
‫این پرونده نتیجه‌ش شکسته، ولی...

00:46:52.280 --> 00:46:54.740
‫از راننده تاکسی می‌پرسم

00:46:56.360 --> 00:46:59.880
‫"میشه لطفاً منو برسونی
‫ نزدیک‌ترین پاسگاه پلیس؟"

00:47:15.320 --> 00:47:21.040
‫♪ صبح که تازه بیدار شدی ♪
‫«روز اول»

00:47:21.041 --> 00:47:22.775
‫«روز دوم»

00:47:22.800 --> 00:47:25.708
‫♪ و آفتاب به صورتت می‌تابه ♪
‫«روز دوم»

00:47:25.732 --> 00:47:28.640
‫♪ و آفتاب به صورتت می‌تابه ♪
‫«روز سوم»

00:47:28.664 --> 00:47:29.428
‫«روز چهارم»

00:47:29.452 --> 00:47:30.216
‫«روز پنجم»

00:47:30.240 --> 00:47:36.600
‫♪ همیشه همینطوری عاشقت می‌مونم ♪

00:47:37.880 --> 00:47:42.520
‫♪ وقتی اثری از آرایشت نمی‌مونه ♪

00:48:27.960 --> 00:48:31.120
‫«روز 782»

00:49:23.360 --> 00:49:25.880
‫این منم

00:49:26.000 --> 00:49:28.880
‫که دارم از بیرون، به خودم نگاه می‌کنم

00:49:29.000 --> 00:49:32.200
‫از درها می‌گذرم
‫صدای پاشنه‌ی کفشم می‌پیچه

00:49:32.320 --> 00:49:34.440
‫دادگاه کیفری مرکز لندن

00:49:34.560 --> 00:49:37.680
‫این منم، که دارم از سیستم امنیتی می‌گذرم

00:49:37.800 --> 00:49:40.760
‫بدون ‌احساس، واقع‌گرا
‫این منم، با یک هدف مشخص

00:49:40.880 --> 00:49:43.640
‫این‌دفعه، نه خبری از کارت وکالت هست
‫نه ورود آسون

00:49:43.760 --> 00:49:45.440
‫فقط خودمم

00:49:45.560 --> 00:49:47.840
‫از دستگاه فلزیاب رد میشم
‫بوق می‌زنه

00:49:47.960 --> 00:49:50.640
‫کفش‌هامو درمیارم. بازم رد میشم

00:49:50.760 --> 00:49:54.720
‫این منم که دارم با فلزیاب دستی وارسی میشم

00:49:54.840 --> 00:49:57.720
‫این‌دفعه، من... من اونجام

00:49:57.840 --> 00:49:59.800
‫می‌بینم وکلا میرن و میان

00:49:59.920 --> 00:50:02.720
‫با کلاه‌گیس آروم باهمدیگه حرف می‌زنن

00:50:02.840 --> 00:50:06.200
‫با کاغذها و پوشه‌ها و صحبت‌های درگوشیشون
‫یکیشون منو دید؟

00:50:06.320 --> 00:50:08.280
‫اوه، خدا. سرمو می‌اندازم پایین

00:50:08.400 --> 00:50:11.200
‫این منم، کیف و گوشیم رو برمی‌دارم

00:50:11.320 --> 00:50:13.880
‫با مامور بخش حمایت از شاهدین
‫میرم سمت آسانسور

00:50:14.000 --> 00:50:15.107
‫این منم، تسا انزلر

00:50:15.131 --> 00:50:18.040
‫این‌دفعه، نه خبری از
‫کلاه‌گیس وکلا هست نه ردا

00:50:18.160 --> 00:50:19.534
‫همچین حسی داره

00:50:19.558 --> 00:50:22.120
‫همون دادگاه، ولی بدون حفاظ

00:50:22.240 --> 00:50:25.520
‫این منم، که ناخن‌هامو
‫فرو می‌کنم توی مچ دستم

00:50:25.640 --> 00:50:29.560
‫این منم
‫میرم توی آسانسور، به طبقه نگاه می‌کنم

00:50:29.680 --> 00:50:31.268
‫درها بسته میشه. دینگ

00:50:31.292 --> 00:50:32.880
‫وکلا، مشاورها، پلیس

00:50:33.000 --> 00:50:34.162
‫خارج میشن، وارد میشن

00:50:34.186 --> 00:50:35.760
‫خارج میشن، دینگ. طبقه‌ی دوم

00:50:35.880 --> 00:50:38.039
‫این منم که از آسانسور میرم بیرون

00:50:38.063 --> 00:50:39.680
‫اتاق جلسه رو پیدا می‌کنم

00:50:39.800 --> 00:50:44.520
‫این منم، توی اتاقی کوچیک و بدون پنجره

00:50:44.640 --> 00:50:46.728
‫میز پلاستیکی سفید، صندلی سبز

00:50:46.752 --> 00:50:48.840
‫منتظر می‌مونم. منتظر می‌مونم

00:50:49.880 --> 00:50:53.160
‫الان 782 روزه که منتظرم

00:50:53.280 --> 00:50:55.800
‫و حالا روزش فرا رسیده

00:50:55.920 --> 00:50:57.633
‫سه سال توی دانشگاه

00:50:57.657 --> 00:50:59.077
‫یک سال کارآموزی

00:50:59.101 --> 00:51:00.520
‫و هفت سال وکالت

00:51:00.640 --> 00:51:02.440
‫همیشه باور داشتم و حالا...

00:51:02.560 --> 00:51:05.960
‫حالا، باید مطمئن بشم که اشتباه نمی‌کردم

00:51:06.080 --> 00:51:07.960
‫که هنوزم می‌تونم بهت باور داشته باشم

00:51:07.984 --> 00:51:10.600
‫می‌تونم اعتماد کنم
‫هنوزم می‌تونم قبولت داشته باشم

00:51:10.720 --> 00:51:16.520
‫باور داشته باشم که بهم نشون میدی
‫که پشت قانون، عدالت وجود داره

00:51:16.640 --> 00:51:19.760
‫ولی حالا اینجام
‫و از این سمت میز خیلی متفاوت بنظر میای

00:51:19.880 --> 00:51:22.920
‫از این صندلی توی این اتاق بی‌پنجره

00:51:23.040 --> 00:51:25.520
‫نماینده‌ی دادستان، ریچارد
‫وارد اتاق میشه

00:51:25.640 --> 00:51:30.120
‫ریچارد لاوسن. شانس آوردم
‫که خیلی معتبره، قانون رو خوب بلده

00:51:30.240 --> 00:51:32.960
‫و حالا اینجاییم
‫توی دادگاه کیفری مرکز لندن

00:51:33.080 --> 00:51:35.228
‫ریچارد با ردای ابریشمی و کلاه‌گیسش

00:51:35.252 --> 00:51:37.400
‫آماده‌ست تا پرونده رو پیگیری کنه

00:51:37.520 --> 00:51:39.960
‫بعد از تمام اون عقب انداختن‌ها و کاغذبازی‌ها

00:51:40.080 --> 00:51:42.509
‫آره. من، که دارم
‫فکر می‌کنم و کفرم بالا اومده

00:51:42.533 --> 00:51:44.340
‫و داره روی دوشم سنگینی می‌کنه

00:51:44.360 --> 00:51:46.711
‫امروز 782 روز گذشته

00:51:46.735 --> 00:51:50.080
‫از روزی که رفتم پاسگاه پلیس

00:51:50.200 --> 00:51:53.240
‫افسر پلیس آدم گنده‌ای بود

00:51:53.360 --> 00:51:55.240
‫همه‌جا پر از پوسترهای افراد گمشده بود

00:51:55.360 --> 00:51:57.526
‫یکیش زنی با صورتی غم‌انگیز بود

00:51:57.550 --> 00:51:59.280
‫که صورتش پر از کبودی بود

00:51:59.400 --> 00:52:01.360
‫"این عشق نیست"

00:52:01.480 --> 00:52:02.788
‫یه استیکر هست که نوشته

00:52:02.812 --> 00:52:05.440
‫"قهرمان باش
‫ قبل از وقوع جرم ازش جلوگیری کن"

00:52:05.560 --> 00:52:06.844
‫ولی درست به دیوار نچسبیده

00:52:06.868 --> 00:52:08.360
‫یکی... یکی سعی کرده خط‌ خطیش کنه

00:52:08.480 --> 00:52:09.984
‫ولی ظاهراً خودکار

00:52:10.008 --> 00:52:12.760
‫روی استیکر براق درست کار نکرده

00:52:12.880 --> 00:52:15.720
‫منو بردن توی اتاق بازجویی

00:52:16.440 --> 00:52:20.160
‫تابحال فقط توی فیلم‌ها
‫همچین اتاق‌هایی رو دیده بودم...

00:52:20.280 --> 00:52:22.535
‫اونم وقتی توی دفتر با پاهای روی میز

00:52:22.559 --> 00:52:25.280
‫داشتم بازجویی‌های موکل‌هامو نگاه می‌کردم

00:52:25.960 --> 00:52:29.840
‫با تمام فحش‌ها و عصبانیت‌هام
‫بابت حقه‌هایی که پلیس‌ها می‌زنن

00:52:30.960 --> 00:52:33.560
‫وقتی خودت اینجایی فرق می‌کنه

00:52:33.680 --> 00:52:36.520
‫سردمه، می‌لرزم

00:52:36.640 --> 00:52:38.800
‫دامن، تاپ، دمپایی

00:52:38.920 --> 00:52:40.920
‫لباس‌هایی که از اتاق مهمان برداشتم

00:52:41.040 --> 00:52:42.760
‫می‌خوام بگم یه زن بیاد، نیاز دارم زن باشه

00:52:42.880 --> 00:52:45.120
‫ولی نمی‌خوام افسر گندهه رو ناراحت کنم

00:52:45.240 --> 00:52:46.840
‫حتماً ذهنم رو خونده

00:52:46.960 --> 00:52:48.638
‫داره بهم میگه می‌تونم برم

00:52:48.662 --> 00:52:50.880
‫و وقتی افراد بخش آزار جنسی اومدن برگردم

00:52:51.000 --> 00:52:54.525
‫یا وقتی یه زن سر شیفت بود، ولی من...

00:52:54.549 --> 00:52:56.760
‫می‌خوام تمومش کنم بره

00:52:56.880 --> 00:52:59.560
‫قهوه‌ش رو می‌ذاره روی میز

00:52:59.680 --> 00:53:01.920
‫یه چند تا کار انجام میده

00:53:02.040 --> 00:53:04.440
‫و بعد سوال‌ها شروع میشه

00:53:05.840 --> 00:53:07.280
‫"بله"

00:53:07.400 --> 00:53:10.120
‫"تسا جین انزلر. نه"

00:53:10.240 --> 00:53:12.120
‫"نه، ممنون. بله"

00:53:12.240 --> 00:53:14.960
‫"بله، متوجهم تصویرم داره ضبط میشه. بله"

00:53:16.440 --> 00:53:19.120
‫"می‌خوام... می‌خوام گزارش..."

00:53:21.080 --> 00:53:24.280
‫"چون بنظرم... چون بهم..."

00:53:26.400 --> 00:53:29.360
‫"یه اتفاقی برام افتاده. داشتم..."

00:53:30.680 --> 00:53:33.720
‫"دیشب، امروز صبح، به من..."

00:53:33.840 --> 00:53:36.840
‫"به من... به من تجاوز جنسی شد"

00:53:36.960 --> 00:53:39.320
‫"و می‌خواستم..."

00:53:39.440 --> 00:53:41.880
‫"بله، بله، می‌شناسمش"

00:53:42.000 --> 00:53:43.800
‫"جولین بروکس"

00:53:43.920 --> 00:53:45.828
‫"نه. نه، با همدیگه همکاریم"

00:53:45.852 --> 00:53:48.400
‫"نمی‌دونم، حدوداً... حدوداً پنج سال"

00:53:49.320 --> 00:53:51.440
‫"رابطه؟"

00:53:51.560 --> 00:53:54.360
‫"تاحدودی. نه. نه، خب، منظورم اینه که... نه"

00:53:54.480 --> 00:53:56.049
‫"دیشب، اولین دفعه‌ای نبود"

00:53:56.073 --> 00:53:57.520
‫"که با هم رابطه داشتیم"

00:53:57.640 --> 00:54:01.200
‫"اسمی... اسمی روی رابطه‌مون
‫نذاشته بودیم، برای همین..."

00:54:01.320 --> 00:54:05.000
‫"پس، نه. نه. نه، توی رابطه نبودیم. نه"

00:54:06.400 --> 00:54:10.040
‫"هفته‌ی قبل، با هم... با هم سکس داشتیم"

00:54:11.240 --> 00:54:13.840
‫"نه. نه، خب، سر کار اتفاق افتاد"

00:54:13.960 --> 00:54:17.000
‫"نه. نه، نه، نه، بعد از ساعت کار اداری بود"

00:54:17.120 --> 00:54:18.581
‫"توی دفتر اون. یهویی..."

00:54:18.605 --> 00:54:19.760
‫"یهویی اتفاق افتاد"

00:54:19.880 --> 00:54:22.720
‫"آره، راضی بودم. البته اون دفعه"

00:54:22.840 --> 00:54:25.920
‫وقتی اینو می‌نویسه سکوت حکمفرما میشه
‫و بعد می‌پرسه

00:54:26.040 --> 00:54:28.960
‫اینجاست که باید تجاوز رو توصیف کنم

00:54:29.080 --> 00:54:30.991
‫نمی‌خوام یه قربانی و لطمه‌دیده باشم

00:54:31.015 --> 00:54:33.200
‫نه. نه. می‌خوام یه بازمانده باشم، ولی...

00:54:33.320 --> 00:54:35.280
‫"این دستش کجا بود؟"

00:54:35.400 --> 00:54:37.160
‫"پای تو؟ دست اون؟"

00:54:37.280 --> 00:54:38.307
‫"خب، از دست دیگه‌ت"

00:54:38.331 --> 00:54:39.960
‫"برای هل دادنش استفاده کردی؟"

00:54:40.080 --> 00:54:41.787
‫"مقاومت کردی؟ بابت مقاومتت"

00:54:41.811 --> 00:54:43.200
‫"جایی روی بدنش مونده؟"

00:54:43.320 --> 00:54:45.560
‫"روی دستش که گازش گرفتی؟"

00:54:45.680 --> 00:54:48.480
‫بعد میره سراغ اندام‌های دیگه
‫بازم سوال می‌پرسه

00:54:48.600 --> 00:54:50.280
‫دیگه نمی‌تونم به افسر نگاه کنم

00:54:50.400 --> 00:54:53.240
‫"من... من... نمی‌دونم. نمی‌دونم"

00:54:53.360 --> 00:54:55.200
‫احساس تحقیر. پریشانی

00:54:55.320 --> 00:54:57.320
‫رفتار اشتباه یا احمقانه؟

00:54:58.680 --> 00:55:00.440
‫تقصیر من بوده؟

00:55:00.560 --> 00:55:02.800
‫من چه کار اشتباهی کردم؟
‫خب، اشتباه از من بوده؟

00:55:02.920 --> 00:55:06.040
‫باید چیکار می‌کردم؟
‫افسر میگه گوشیم رو بدم. "نه، نه"

00:55:06.160 --> 00:55:07.317
‫"بهش احتیاج دارم"

00:55:07.341 --> 00:55:10.080
‫ناراضیه که بهش ندادم. از اتاق میره بیرون

00:55:11.360 --> 00:55:13.680
‫بازم تنها شدم

00:55:13.800 --> 00:55:15.400
‫منتظرم

00:55:15.520 --> 00:55:17.320
‫منتظرم. برمی‌گرده

00:55:17.440 --> 00:55:20.080
‫بازم میگه گوشیمو بدم
‫نمی‌تونم... نمیدم

00:55:20.200 --> 00:55:22.473
‫"تمام اطلاعات خانواده
‫و دوستان و کارم توشه!"

00:55:22.497 --> 00:55:23.760
‫افسر چپ‌چپ نگاهم می‌کنه

00:55:23.880 --> 00:55:25.680
‫می‌دونم باهاش راه نمیام

00:55:25.800 --> 00:55:29.120
‫ولی میگه قراره یه ماشین منو ببره هیونز؟

00:55:30.760 --> 00:55:34.035
‫معاینه‌ی پزشکی قانونی؟

00:55:34.059 --> 00:55:35.840
‫باید بهش بگم

00:55:37.120 --> 00:55:39.840
‫"شاید اثر چندانی پیدا نشه، چون من..."

00:55:39.960 --> 00:55:42.840
‫"دقیقاً بعدش دوش گرفتم"

00:55:42.960 --> 00:55:44.960
‫اوه، خدا!

00:55:46.000 --> 00:55:49.960
‫من... من چقدر احمقم!

00:55:51.360 --> 00:55:55.480
‫"دوش گرفتم. همه‌چی رو شستم رفت. آخه..."

00:55:56.120 --> 00:55:57.926
‫"اگر بگه سکس نداشتیم چی؟"

00:55:57.950 --> 00:56:00.120
‫"چطور می‌تونم اثبات کنم...؟ نه"

00:56:01.160 --> 00:56:02.832
‫"نه. اونقدرام احمق نیست"

00:56:02.856 --> 00:56:05.160
‫"قطعاً این مورد رو اعتراف می‌کنه"

00:56:05.280 --> 00:56:07.125
‫"فقط میگه... فقط میگه سکس"

00:56:07.149 --> 00:56:09.280
‫"با رضایت دوطرف بوده، مگه نه؟

00:56:09.400 --> 00:56:11.261
‫بازم به افسر نگاه می‌کنم

00:56:11.285 --> 00:56:12.600
‫داره آدامس می‌جوه

00:56:12.720 --> 00:56:15.116
‫"صبر کن تا یه وکیل عوضی پیدا کنه"

00:56:15.140 --> 00:56:16.880
‫"اونا حاضرن هرحرفی بزنن"

00:56:17.000 --> 00:56:18.085
‫و من بهش میگم

00:56:18.109 --> 00:56:20.880
‫"جولین خودش یه وکیل مدافع عوضیه"

00:56:21.000 --> 00:56:23.440
‫دیگه نمی‌جوه، پشت چشم نازک می‌کنه

00:56:23.560 --> 00:56:25.880
‫جوری بهم نگاه می‌کنه
‫که انگار از عمد این‌کارو کردم...

00:56:26.000 --> 00:56:28.480
‫که سخت‌ترین متهم رو انتخاب کردم

00:56:28.600 --> 00:56:30.608
‫صدای خودمو می‌شنوم

00:56:30.632 --> 00:56:32.640
‫که با صدای آروم میگم

00:56:32.664 --> 00:56:34.880
‫"من خودمم وکیل مدافعم"

00:56:35.760 --> 00:56:38.440
‫نمی‌دونم چه برداشتی
‫از نگاهی که بهم می‌کنه داشته باشم

00:56:38.560 --> 00:56:41.480
‫نگاه تحقیرآمیزه یا نگاه دلسوزانه‌ی واقعی؟

00:56:41.600 --> 00:56:44.400
‫نمی‌تونم تشخیص بدم
‫نه با این حالم. با صدای خشک میگه

00:56:44.520 --> 00:56:47.880
‫"عه! حالا به ما احتیاج داری، آره؟"

00:56:48.000 --> 00:56:49.560
‫"جانم؟"

00:56:49.680 --> 00:56:51.328
‫ریچارد یه سوال ازم می‌پرسه

00:56:51.352 --> 00:56:53.320
‫در مورد آماده بودنه؟ آروم بودن؟

00:56:53.440 --> 00:56:55.932
‫جواب میدم، ولی نمیدم، نمی‌تونم

00:56:55.956 --> 00:56:57.280
‫نمی‌دونم چی گفتم

00:56:57.400 --> 00:56:58.809
‫به میز خیره میشم

00:56:58.833 --> 00:57:01.840
‫پلاستیک سفیدش از کثیفی کرم‌رنگ شده

00:57:01.960 --> 00:57:04.098
‫ریچارد ازم می‌پرسه مطمئنم که نمی‌خوام

00:57:04.122 --> 00:57:06.080
‫شهادتم رو بصورت ویدئویی ضبط کنم؟

00:57:06.200 --> 00:57:07.903
‫"آره. می‌خوام مستقیماً"

00:57:07.927 --> 00:57:10.120
‫"توی چشمای جولین نگاه کنم"

00:57:10.240 --> 00:57:11.880
‫این منم

00:57:12.000 --> 00:57:13.846
‫منتظرم دادگاه پرونده‌ای

00:57:13.870 --> 00:57:16.200
‫که اسم جولین روشه رو صدا کنه

00:57:16.320 --> 00:57:17.920
‫دادستانی سلطنتی برعلیه جولین بروکس

00:57:18.040 --> 00:57:19.729
‫توی لیست دادگاهه

00:57:19.753 --> 00:57:21.760
‫و همه می‌تونن ببینن

00:57:21.880 --> 00:57:25.040
‫دادستانی سلطنتی برعلیه جولین بروکس

00:57:25.160 --> 00:57:27.520
‫این منم، که می‌دونم دارن
‫هیئت منصفه رو انتخاب می‌کنن

00:57:27.640 --> 00:57:30.880
‫دادگاه شماره‌ی 1
‫وکیل جولین، وکیل سلطنتی‌ش

00:57:31.000 --> 00:57:33.960
‫احتمالاً امیدواره تا جای ممکن
‫زن‌های هیئت منصفه کمتر باشن

00:57:34.080 --> 00:57:35.928
‫در مورد نحوه‌ی دفاعشون صحبت می‌کنن

00:57:35.952 --> 00:57:37.800
‫جولین کنارشه، داره نظر خودشو میگه

00:57:37.920 --> 00:57:39.848
‫که مطمئن بشه بیشترین احتمال

00:57:39.872 --> 00:57:42.160
‫گرفتن حکم بی‌گناهی رو داشته باشه

00:57:42.280 --> 00:57:43.667
‫من، اینجا می‌شینم

00:57:43.691 --> 00:57:46.560
‫منتظر می‌مونم تا اجازه بدن برم داخل

00:57:46.680 --> 00:57:49.120
‫ریچارد باید برگرده توی دادگاه

00:57:49.240 --> 00:57:51.960
‫دستش رو می‌ذاره روی شونه‌م
‫یه تکونی می‌خورم

00:57:53.680 --> 00:57:55.440
‫دست خودم نیست

00:57:55.560 --> 00:57:57.486
‫ریچارد داره باهام حرف‌ می‌زنه

00:57:57.510 --> 00:57:58.963
‫دهنش داره تکون می‌خوره

00:57:58.987 --> 00:58:00.840
‫"قراره کسی بیاد کنارت باشه؟"

00:58:00.960 --> 00:58:01.868
‫"اوهوم"

00:58:01.892 --> 00:58:02.800
‫"اوهوم"

00:58:03.720 --> 00:58:05.360
‫لعنتی!

00:58:05.480 --> 00:58:07.320
‫عمراً گریه نمی‌کنم

00:58:07.440 --> 00:58:09.928
‫تخت بیمارستان توی هیونز

00:58:09.952 --> 00:58:12.440
‫معاینه‌ی پزشکی قانونی

00:58:12.560 --> 00:58:14.408
‫با روپوش سفید

00:58:14.432 --> 00:58:16.280
‫منتظر پرستارم

00:58:16.400 --> 00:58:18.880
‫"اسم، لطفاً؟"
‫"تسا جین انزلر"

00:58:19.000 --> 00:58:21.480
‫گوشیم صدا میده. پیامک اومده

00:58:22.400 --> 00:58:25.046
‫اوه خدا. خودشه. جولینه!

00:58:25.070 --> 00:58:26.560
‫"تاریخ تولد؟"

00:58:26.680 --> 00:58:31.160
‫"کجایی؟ نگو که رفتی سر کار! جی"

00:58:31.280 --> 00:58:32.462
‫"بوس. بوس"

00:58:32.486 --> 00:58:34.420
‫حس می‌کنم گوشیم آلوده‌ست

00:58:34.440 --> 00:58:37.840
‫حذفش می‌کنم
‫همون لحظه از پاک کردن مدرک پشیمون میشم

00:58:37.960 --> 00:58:38.873
‫چه مرگم شده؟

00:58:38.897 --> 00:58:40.317
‫مدام دارم این‌کارو می‌کنم!

00:58:40.341 --> 00:58:42.200
‫باید گوشیم رو می‌دادم به افسر

00:58:42.320 --> 00:58:46.840
‫"محل سکونت؟"
‫بدنم یخ می‌زنه. هنوزم توی آپارتمان کوفتیمه

00:58:46.960 --> 00:58:48.361
‫جلوی خودمو می‌گیرم

00:58:48.385 --> 00:58:51.120
‫که گوشیم رو نکوبم زمین و خردش نکنم

00:58:51.240 --> 00:58:52.560
‫بازم صدا میده

00:58:57.760 --> 00:59:01.498
‫"درضمن، امیدوارم بعد از اون اتفاقات
‫حالت خوب باشه؟"

00:59:01.522 --> 00:59:02.760
‫"دارم میرم خونه"

00:59:02.880 --> 00:59:04.228
‫"بعد از اون اتفاقات؟"

00:59:04.252 --> 00:59:05.600
‫با علامت سوال، یعنی چی؟

00:59:05.720 --> 00:59:09.160
‫"فشار خون؟"
‫نگران خودشه؟ نگران کاری که کرده؟

00:59:09.280 --> 00:59:12.720
‫"دمای بدن؟" این‌دفعه، هوشمندی به خرج میدم
‫پیام رو ذخیره می‌کنم

00:59:12.840 --> 00:59:14.520
‫حتی ازش اسکرین‌شات می‌گیرم

00:59:14.640 --> 00:59:19.120
‫ساعت 8 و نیم صبحه. و یک زن
‫با دستکش داره واژنم رو بررسی می‌کنه

00:59:19.240 --> 00:59:22.960
‫عکس می‌گیره. به سقف خیره شدم
‫دندونام رو به هم فشار میدم

00:59:23.080 --> 00:59:25.190
‫و جولین توی آپارتمانمه

00:59:25.214 --> 00:59:28.000
‫و داره توی حمومم دوش می‌گیره؟

00:59:28.120 --> 00:59:30.080
‫توی یخچالم می‌گرده؟

00:59:30.200 --> 00:59:33.040
‫دیروز، تصور کرده بودم، امیدوار بودم

00:59:33.160 --> 00:59:36.520
‫که شاید بشه امروز صبح
‫باهمدیگه صبحونه بخوریم و...

00:59:36.640 --> 00:59:40.440
‫اینجا چیکار می‌کنم؟
‫به پرستار میگم "مطمئن... مطمئن نیستم"

00:59:40.560 --> 00:59:43.240
‫دست نگه می‌داره. می‌ایسته
‫پرستار یه حرف محبت‌آمیز می‌زنه

00:59:43.360 --> 00:59:46.960
‫متوجه نشدم چی میگه، بررسیش تموم شده
‫عمراً گریه نمی‌کنم

00:59:47.080 --> 00:59:50.200
‫می‌پرسه جایی دارم برم یا نه
‫کسی که بتونم کنارش باشم؟

00:59:50.320 --> 00:59:52.680
‫خب... نمی‌دونم

00:59:53.560 --> 00:59:56.240
‫حس می‌کنم کنترل از دستم خارج شده
‫نکنه دارم شلوغش می‌کنم؟

00:59:56.360 --> 00:59:58.280
‫نه شلوغش نمی‌کنم. شلوغش نمی‌کنم

00:59:59.120 --> 01:00:01.780
‫ولی نکنه دارم شلوغش می‌کنم؟ جولین رو
‫می‌شناسم. سال‌هاست که می‌شناسمش

01:00:01.800 --> 01:00:04.400
‫"این عشق نیست"

01:00:06.200 --> 01:00:08.534
‫"قراره الان بازداشتش کنن؟"

01:00:08.558 --> 01:00:10.080
‫پرستاره مطمئن نیست

01:00:10.200 --> 01:00:12.600
‫می‌پرسه می‌خوام با یه
‫مددکار اجتماعی صحبت کنم یا نه

01:00:12.720 --> 01:00:14.284
‫"نه. نه، ممنون. میشه برم؟"

01:00:14.308 --> 01:00:16.720
‫پرستار افسر پلیس رو صدا می‌کنه بیاد داخل

01:00:16.840 --> 01:00:20.040
‫پلیس گنده‌بکه میگه
‫مدارک پزشکی قانونی رو با خودش می‌بره

01:00:20.160 --> 01:00:22.160
‫بعداً باهام تماس می‌گیره، ولی من...

01:00:23.560 --> 01:00:26.560
‫"می‌خواین بازداشتش کنین؟"

01:00:26.680 --> 01:00:28.157
‫"آره، مگر اینکه..."

01:00:28.181 --> 01:00:30.520
‫"خودت می‌خوای بازداشتش کنیم؟"

01:00:30.640 --> 01:00:33.160
‫نمی‌تونم بگم آره
‫و نمی‌تونم بگم نه

01:00:33.280 --> 01:00:35.560
‫ولی نمی‌تونه همینطوری قسر دربره، مگه نه؟

01:00:35.680 --> 01:00:37.640
‫که تظاهر کنه همچین اتفاقی نیفتاده؟

01:00:37.760 --> 01:00:38.935
‫می‌خوام بدونه چیکار کرده

01:00:38.959 --> 01:00:41.320
‫نمی‌خوام یه پیام بهم بده
‫و بپرسه حالم خوبه یا نه

01:00:41.440 --> 01:00:45.360
‫اصلاً هم حالم خوب نیست
‫حالم خوب نیست

01:00:45.480 --> 01:00:48.000
‫"حاضری توی دادگاه شهادت بدی؟"

01:00:48.120 --> 01:00:50.280
‫"نمی‌خوام از ادامه‌ی مسیر دلسردت کنم"

01:00:50.304 --> 01:00:51.760
‫"ولی قطعاً سخت خواهد بود"

01:00:51.880 --> 01:00:55.600
‫بعد میگه "دادستانی تصمیم می‌گیره"

01:00:55.720 --> 01:00:58.600
‫"که پرونده مناسب ارائه به دادگاه هست یا نه"

01:00:59.600 --> 01:01:02.419
‫خودم اینو می‌دونم، معلومه که می‌دونم

01:01:02.443 --> 01:01:04.240
‫ولی مثل یه سیلی می‌مونه

01:01:04.360 --> 01:01:06.600
‫تصمیمش با من نیست. نه

01:01:06.720 --> 01:01:09.048
‫نه، زندگیم توی دستان پلیس

01:01:09.072 --> 01:01:11.400
‫دادستانی و سیستم قضاییه

01:01:11.520 --> 01:01:13.320
‫هیچ کنترلی روش ندارم

01:01:13.440 --> 01:01:15.404
‫پای خیلی چیزا وسطه...

01:01:15.428 --> 01:01:18.480
‫حریم خصوصیم، خانواده‌م، دوستانم

01:01:18.600 --> 01:01:20.680
‫همه‌چی. می‌ترسم

01:01:32.880 --> 01:01:35.360
‫ولی یه نفر درونم هست

01:01:35.480 --> 01:01:39.360
‫اون دختری که جنگید
‫و جنگید تا دیده بشه

01:01:39.480 --> 01:01:43.720
‫به سمت چپتون نگاه کنین
‫به سمت راستتون نگاه کنین. کی موفق نمیشه؟

01:01:43.840 --> 01:01:48.320
‫اون شجاعه، و اگر من کاری نکنم، فکر...

01:01:50.480 --> 01:01:52.880
‫فکر می‌کنم ممکنه از دستش بدم

01:01:55.760 --> 01:01:59.120
‫"آره. آره، توی دادگاه شهادت میدم"

01:01:59.760 --> 01:02:01.400
‫مادرم از راه می‌رسه

01:02:01.520 --> 01:02:03.680
‫با شلوار و کفش معقول

01:02:03.800 --> 01:02:05.554
‫کیف حصیریش توی دستاشه

01:02:05.578 --> 01:02:07.920
‫همونی که برای تولدش بهش دادم

01:02:08.040 --> 01:02:09.960
‫بابا این کیف برای ساحله!

01:02:10.080 --> 01:02:14.240
‫بهش گفته بودم، "کرم ضدآفتاب
‫و حوله‌هات رو بذار توش و بعد برو"

01:02:14.360 --> 01:02:16.880
‫"آخه من کی وقت می‌کنم برم ساحل؟"

01:02:17.000 --> 01:02:18.520
‫باز گند زدم!

01:02:18.640 --> 01:02:20.868
‫قیافه‌ش بشدت وحشت‌زده‌ست

01:02:20.892 --> 01:02:23.120
‫ولی بخاطر من اومده اینجا

01:02:23.240 --> 01:02:25.960
‫این روزا انگار همه‌چی تقصیر منه

01:02:26.080 --> 01:02:30.480
‫بعد از 782 روز
‫نمی‌تونم جلوی تمام اون صداها رو بگیرم

01:02:30.600 --> 01:02:33.600
‫"سرکار روی مبل با یه نفر خوابیدی"

01:02:33.720 --> 01:02:35.733
‫"دعوتش کردی بیاد خونه‌ت"

01:02:35.757 --> 01:02:38.360
‫"اونقدر مستی که حتی بالا میاری"

01:02:38.480 --> 01:02:40.720
‫خودمو می‌کوبم

01:02:40.840 --> 01:02:44.440
‫"بقدر کافی جیغ یا لگد نزدی، بی‌حرکت موندی"

01:02:44.560 --> 01:02:47.740
‫"وسط تمام اون قضایا، بی‌حرکت موندی"

01:02:47.764 --> 01:02:49.120
‫"آخه چه مرگته؟"

01:02:49.240 --> 01:02:51.360
‫"نه. رقت‌انگیزی"

01:02:51.480 --> 01:02:53.920
‫"بعد از اینکه اون‌کارو باهات کرد
‫اجازه دادی توی تختت بخوابه"

01:02:54.040 --> 01:02:56.400
‫"اونم وقتی داشتی زیر دوش گریه می‌کردی؟"

01:02:56.520 --> 01:02:59.880
‫"جولین، وکیل خوبیه
‫پرونده‌های زیادی رو مجانی قبول می‌کنه"

01:03:00.000 --> 01:03:02.280
‫"داری باهاش چیکار می‌کنی؟"

01:03:02.400 --> 01:03:06.120
‫"اگر واقعاً فکر کرده باشه رضایت داشتی چی؟"

01:03:06.240 --> 01:03:08.457
‫ناخن‌هامو فرو می‌کنم توی رون‌هام

01:03:08.481 --> 01:03:10.280
‫کاری می‌کنم دردش رو حس کنم

01:03:10.400 --> 01:03:13.480
‫"بجنب، تس، یادت بیاد"

01:03:13.600 --> 01:03:15.592
‫"قانون میگه... میگه حق نداری"

01:03:15.616 --> 01:03:17.400
‫"با یک زن همچین کاری بکنی"

01:03:17.520 --> 01:03:19.565
‫"نمی‌تونی دست‌ و ‌پاش رو بگیری"

01:03:19.589 --> 01:03:21.580
‫"و سرجاش نگهش داری و..."

01:03:22.240 --> 01:03:25.480
‫"و بهش... بهش دخول کنی"

01:03:25.600 --> 01:03:27.608
‫"نمی‌تونی تجاوز کنی و بعد تظاهر کنی"

01:03:27.632 --> 01:03:29.640
‫"که با رضایت دوطرف بوده، می‌تونی، مامان؟"

01:03:29.760 --> 01:03:31.515
‫یه ساندویچ بهم میده

01:03:31.539 --> 01:03:33.760
‫ساندویچ مربای توت‌فرنگی؟

01:03:33.880 --> 01:03:35.589
‫معده‌م توان تحملش رو نداره

01:03:35.613 --> 01:03:37.720
‫ولی قیافه‌ش خیلی نگران بنظر میاد

01:03:39.160 --> 01:03:41.240
‫الان خیلی پیر بنظر میاد

01:03:41.800 --> 01:03:44.880
‫زیر چشم‌هاش حسابی پف کرده

01:03:45.000 --> 01:03:46.680
‫سکوت حکمفرماست

01:03:46.800 --> 01:03:48.480
‫نون سفید می‌جوم

01:03:48.600 --> 01:03:51.197
‫مزه‌ی شیرین بیش از حد...

01:03:51.221 --> 01:03:52.840
‫توت‌فرنگی و کره

01:03:53.520 --> 01:03:55.360
‫بلند میشه...

01:04:00.200 --> 01:04:03.280
‫و تمام بدنم رو...

01:04:03.400 --> 01:04:05.760
‫محکم بغل می‌کنه

01:04:05.880 --> 01:04:07.303
‫"مثل همیشه قوی باش!"

01:04:07.327 --> 01:04:10.400
‫"اجازه نده این عوضیا روحیه‌ت رو تضعیف کنن!"

01:04:10.520 --> 01:04:13.248
‫"حتی اگر از این قضیه قسر در برن"

01:04:13.272 --> 01:04:16.000
‫"اجازه نده تس ما رو داغون کنن"

01:04:17.640 --> 01:04:19.080
‫اوهوم

01:04:19.920 --> 01:04:21.400
‫اوهوم

01:04:21.520 --> 01:04:23.360
‫عمراً گریه نمی‌کنم. عمراً

01:04:24.240 --> 01:04:25.600
‫عمراً

01:04:27.880 --> 01:04:30.600
‫دادگاه میفته سه روز دیگه

01:04:31.200 --> 01:04:33.600
‫قراره فقط من شهادت بدم، نه جولین

01:04:33.720 --> 01:04:37.440
‫امروز، جولین ادعای بی‌گناهی می‌کنه

01:04:37.560 --> 01:04:40.400
‫اعتراف نمی‌کنه چیکار کرده
‫ولی من می‌دونم که خودش خوب می‌دونه

01:04:40.520 --> 01:04:44.600
‫خب، مطمئنم که باید بدونه
‫احمق که نیست

01:04:44.720 --> 01:04:46.440
‫فقط خودش رو قانع کرده

01:04:46.560 --> 01:04:50.000
‫و همچنین تمام افرادی که ازشون خواسته
‫ برای حمایت ازش نامه بنویسن

01:04:50.120 --> 01:04:52.240
‫افرادی که باهاشون آشنام

01:04:52.360 --> 01:04:54.520
‫خودش و اونا رو قانع کرده

01:04:54.640 --> 01:04:58.320
‫که من دروغگوام
‫و دارم این‌کارو می‌کنم که نابودش کنم

01:04:58.440 --> 01:05:00.346
‫خودش رو قانع کرده

01:05:00.370 --> 01:05:02.840
‫که قربانی ماجرا خودشه

01:05:03.880 --> 01:05:06.748
‫درحالیکه من، مجبورم به زبونش بیارم

01:05:06.772 --> 01:05:09.640
‫جلوی همه اون اتفاق رو مرور کنم

01:05:09.760 --> 01:05:11.688
‫چرا؟ چطور می‌تونه همینطوری بشینه

01:05:11.712 --> 01:05:13.640
‫و توی جایگاه ازش سوال ‌و ‌جواب نکنن؟

01:05:13.760 --> 01:05:16.840
‫اون این‌کارو با من کرده
‫من کسیم که داره محاکمه میشه

01:05:16.960 --> 01:05:18.640
‫صورت مادرم

01:05:19.280 --> 01:05:22.264
‫بی‌اختیار فکر می‌کنم که به‌نحوی می‌دونه

01:05:22.288 --> 01:05:24.520
‫که مورد تعرض قرار گرفتن چه حسی داره

01:05:26.000 --> 01:05:28.120
‫هرگز چیزی ازش نمی‌پرسم

01:05:29.600 --> 01:05:32.200
‫نون سفید توی گلوم گیر می‌کنه

01:05:32.320 --> 01:05:34.840
‫قورت دادن سخته
‫سروکله‌ی ریچارد پیدا میشه

01:05:34.960 --> 01:05:39.640
‫"هیئت‌ منصفه مشخص شد؟ چند تا زن هستن؟"
‫"چهار تا"

01:05:39.760 --> 01:05:41.760
‫مامانم می‌پرسه "این چیز خوبیه؟"

01:05:41.880 --> 01:05:43.520
‫نمی‌دونم

01:05:43.640 --> 01:05:45.018
‫آخه زن‌ها هم می‌تونن توی باور کردن

01:05:45.042 --> 01:05:46.420
‫حرف زن‌های دیگه به بدی مردها باشن

01:05:46.440 --> 01:05:48.480
‫آخه چرا، ها؟

01:05:48.600 --> 01:05:50.280
‫آخه چرا؟

01:05:50.400 --> 01:05:52.680
‫مامانم میره دستشویی رو پیدا کنه

01:05:52.800 --> 01:05:54.800
‫بازم تنها شدم

01:05:54.920 --> 01:05:56.760
‫میا، بهش احتیاج دارم

01:05:56.880 --> 01:06:00.880
‫گوشیم رو درمیارم
‫بین پیامک‌های امروز صبح می‌گردم

01:06:01.000 --> 01:06:03.280
‫مشغول نمایش شکسپیره

01:06:03.400 --> 01:06:05.480
‫توی یه کشتی تفریحی؟

01:06:05.600 --> 01:06:09.240
‫احساس قدرت بیشتری می‌کنم
‫میا طرف تساست

01:06:09.360 --> 01:06:11.600
‫ریچارد، توی دادگاهه

01:06:11.720 --> 01:06:13.680
‫وقتی صحبت‌های اولیه‌ی دادستانی رو بگه

01:06:13.800 --> 01:06:15.640
‫به عنوان اولین شاهد صدام می‌کنن

01:06:15.760 --> 01:06:19.160
‫جولین اون داخل می‌تونه همه‌چی رو بشنوه

01:06:19.280 --> 01:06:20.840
‫صحبت‌های اولیه

01:06:20.960 --> 01:06:24.320
‫همینطوری نشسته و می‌دونه
‫که مجبور نیست یک کلمه هم حرف بزنه

01:06:24.440 --> 01:06:28.600
‫خودمو... خودمو برای
‫ اتفاقاتی که قراره بیفته آماده می‌کنم

01:06:30.640 --> 01:06:32.640
‫آینه‌م رو درمیارم

01:06:32.760 --> 01:06:34.160
‫آرایشم رو درست می‌کنم

01:06:34.280 --> 01:06:37.400
‫لباسم، از بین
‫لباس‌های وکالتم انتخاب شده. آره

01:06:37.520 --> 01:06:42.040
‫ترکیبی بی‌نقص از "من یه... یه زن قوی هستم"

01:06:42.160 --> 01:06:44.840
‫"خجالت نمی‌کشم و هرزه نیستم"

01:06:44.960 --> 01:06:47.480
‫مادرم میاد تو
‫همون لحظه‌ای که افسر پلیس میاد داخل...

01:06:47.600 --> 01:06:51.240
‫یه زن جوونه، توی لباس فرمش خیلی کوچیک
‫ بنظر میاد، با باتومی که از کمرش آویزونه

01:06:51.360 --> 01:06:53.000
‫"دارن صدات می‌کنن، تسا"

01:06:53.120 --> 01:06:55.800
‫"میشه مادرمو همراه خودت ببری؟"

01:06:55.920 --> 01:06:58.440
‫سر تکون میده، دست مادرم رو می‌گیره

01:06:58.560 --> 01:07:01.200
‫ولی قبل از رفتن
‫دم در برمی‌گرده

01:07:01.320 --> 01:07:04.160
‫بازوم رو مثل یک دوست فشار میده...

01:07:08.960 --> 01:07:10.640
‫مثل یک خواهر

01:07:15.120 --> 01:07:17.040
‫این منم

01:07:18.880 --> 01:07:21.240
‫که وارد دادگاه میشم

01:07:21.360 --> 01:07:23.240
‫تا شهادت بدم

01:07:23.360 --> 01:07:25.840
‫این منم

01:07:25.960 --> 01:07:28.680
‫که به قاضی تعظیم می‌کنم

01:07:28.800 --> 01:07:33.160
‫درحالیکه دارم به سمت جایگاه شهود میرم

01:07:34.240 --> 01:07:36.400
‫این منم

01:07:36.520 --> 01:07:39.560
‫که توی جایگاه شهود ایستادم

01:07:39.680 --> 01:07:42.480
‫درحالی‌که کلمات
‫از دهنم درمیان و اعلام می‌کنن

01:07:42.600 --> 01:07:45.120
‫"که شهادتی که میدم حقیقت"

01:07:45.240 --> 01:07:47.560
‫"کل حقیقت و چیزی جز حقیقت نخواهد بود"

01:07:47.680 --> 01:07:50.280
‫فضا خفه‌ست. سرمو میارم بالا

01:07:50.400 --> 01:07:54.840
‫بابا و مامان و برادر جولین
‫ردیف اول جایگاه حاضرین نشستن

01:07:54.960 --> 01:07:57.200
‫چقدر ازم متنفرن

01:07:57.320 --> 01:07:59.600
‫می‌چرخم، به جولین نگاه می‌کنم

01:07:59.720 --> 01:08:01.600
‫با کت‌و‌شلوار، و توی جایگاه متهم

01:08:01.720 --> 01:08:04.560
‫یک وکیل سلطنتی و یک وکیل تازه‌کار جلو وایسادن

01:08:04.680 --> 01:08:07.240
‫جولین مستقیم به من نگاه می‌کنه

01:08:07.360 --> 01:08:10.200
‫انگار می‌خواد بی‌صدا با لب‌هاش بگه
‫ "معذرت می‌خوام"

01:08:10.320 --> 01:08:12.640
‫ولی به‌جاش، تقریباً با حالتی نامحسوس

01:08:12.760 --> 01:08:15.520
‫با تکون دادن سرش میگه "چیکار کردی؟"

01:08:15.640 --> 01:08:17.199
‫به هیئت منصفه نگاه می‌کنم

01:08:17.223 --> 01:08:19.600
‫این‌ها قراره تصمیم بگیرن، این غریبه‌ها

01:08:19.720 --> 01:08:20.759
‫به قاضی نگاه می‌کنم

01:08:20.783 --> 01:08:23.040
‫داره روی لپ‌تاپش
‫به یک پرونده نگاه می‌کنه

01:08:23.160 --> 01:08:26.960
‫جایگاه وکلا، جایگاه هیئت‌منصفه
‫وحشت می‌کنم. تمام وکلا مرد هستن!

01:08:27.080 --> 01:08:29.640
‫قاضی، منشی قاضی

01:08:29.760 --> 01:08:33.800
‫مشاور نماینده‌ی دادستان
‫پلیس، وکیل مشاور

01:08:33.920 --> 01:08:35.045
‫تنها زن منم

01:08:35.069 --> 01:08:37.640
‫حتی دربون دادگاه هم مرده!

01:08:37.760 --> 01:08:41.240
‫فقط منم... تنها زن دادگاه

01:08:41.360 --> 01:08:43.760
‫ضربان قلبم رو حس می‌کنم

01:08:43.880 --> 01:08:46.840
‫خون با سرعت توی رگ‌هام در جریانه

01:08:46.960 --> 01:08:48.793
‫و بعد از 782 روز

01:08:48.817 --> 01:08:52.840
‫بعد از اینکه مدام و مدام ازم پرسیدن

01:08:52.960 --> 01:08:55.840
‫"مطمئنی می‌خوای این‌کارو انجام بدی؟"

01:08:55.960 --> 01:08:59.560
‫بعد از تمام نگاه‌های
‫ کنایه‌آمیز و سرشار از شرمساری سر کارم

01:08:59.680 --> 01:09:01.640
‫شک و شبهه‌هایی که مردم در موردم بیان کردن

01:09:01.760 --> 01:09:04.345
‫حرف‌ها، بسته‌ی آزمایش تجاوز جنسی

01:09:04.369 --> 01:09:06.600
‫شستن مداوم بدن خودم

01:09:06.720 --> 01:09:09.148
‫کابوس‌ها، بالا آوردن‌ها

01:09:09.172 --> 01:09:11.600
‫زخم کردن گوشت بدن خودم

01:09:11.720 --> 01:09:14.000
‫حالا اینجام. همینجام

01:09:14.120 --> 01:09:16.800
‫و سیستمی که زندگیم رو وقفش کردم

01:09:16.920 --> 01:09:20.280
‫توسط من فراخونده شده
‫که حقیقت رو پیدا کنه

01:09:20.400 --> 01:09:22.120
‫که عدالت رو اجرا کنه

01:09:22.240 --> 01:09:23.831
‫نماینده‌ی دادستان، ریچارد

01:09:23.855 --> 01:09:26.280
‫بلند میشه تا صحبت‌های دادستانی رو شروع کنه

01:09:26.440 --> 01:09:28.960
‫دو بار، جولین رو دیدم. اولین بار...

01:09:30.720 --> 01:09:33.280
‫اولین بار...

01:09:33.400 --> 01:09:35.240
‫پلیس

01:09:35.360 --> 01:09:38.280
‫خب، اونا... اونا هنوز بازداشتش نکرده بودن

01:09:38.400 --> 01:09:40.960
‫زنگ زدن، گفتن به‌زودی بازداشت میشه

01:09:41.080 --> 01:09:44.160
‫ولی حاضر نیستن سرکارش دستگیرش کنن. آره!

01:09:44.280 --> 01:09:46.480
‫"ولی پرونده‌ی جالبیه"

01:09:46.600 --> 01:09:49.080
‫"دو وکیل مدافع توی دادگاه با هم درگیر میشن"

01:09:49.200 --> 01:09:53.040
‫برای دادستانی مورد جالبی بود

01:09:53.160 --> 01:09:56.360
‫چه طنز وحشتناکی توی این موضوع می‌دیدن
‫افراد دادستانی

01:09:56.480 --> 01:09:59.080
‫همه‌شون قبلاً منو می‌شناختن
‫قبلاً

01:09:59.200 --> 01:10:01.600
‫همیشه اون سمت بودم، قبلاً

01:10:02.400 --> 01:10:05.320
‫سعی کردم لایحه‌م رو برای یکشنبه بنویسم
‫خسته بودم، گریون بودم

01:10:05.440 --> 01:10:08.020
‫نمی‌تونستم تمرکز کنم
اصلاً خوب نخوابیده بودم

01:10:08.040 --> 01:10:10.600
‫و بعد دوشنبه، با قطار اومدم

01:10:10.720 --> 01:10:13.480
‫اون سمت خیابون
‫روبروی دفتر ایستادم

01:10:13.600 --> 01:10:15.430
‫زانوهام سسته، سرم گیج میره

01:10:15.454 --> 01:10:17.000
‫روی چند تا پله می‌شینم

01:10:17.120 --> 01:10:19.800
‫به آلیس زنگ می‌زنم
‫ازش می‌خوام بیاد اون سمت خیابون دیدنم

01:10:19.920 --> 01:10:21.520
‫دارم نفس نفس می‌زنم

01:10:21.640 --> 01:10:25.920
‫اون روز بهش گفتم کارای پرونده‌م رو
‫انجام بده، بهش گفتم مریض شدم

01:10:26.040 --> 01:10:29.120
‫منو سوار تاکسی می‌کنه که برگردم خونه
‫وحشت کردم

01:10:29.240 --> 01:10:30.763
‫وقتی جولین اونجاست

01:10:30.787 --> 01:10:33.760
‫چطور می‌تونم برگردم دفتر و کار کنم؟

01:10:33.880 --> 01:10:35.388
‫بالاخره... بالاخره...

01:10:35.412 --> 01:10:36.920
‫به مادرم زنگ می‌زنم

01:10:37.040 --> 01:10:39.560
‫ناراحته که بهش زنگ زدم، سر کارشه

01:10:39.680 --> 01:10:42.040
‫ولی بهش میگم

01:10:42.160 --> 01:10:45.760
‫و در عرض دو ساعت، میاد خونه‌م

01:10:45.880 --> 01:10:47.712
‫با کمترین جزئیات ممکن

01:10:47.736 --> 01:10:49.920
‫بهش میگم چه اتفاقی افتاده

01:10:50.040 --> 01:10:52.800
‫بنظر نمیاد غافلگیر یا مأیوس شده باشه

01:10:52.920 --> 01:10:54.562
‫بنظر میاد تمام وجودش رو خشمی فرا گرفته

01:10:54.586 --> 01:10:56.060
‫که داره سعی می‌کنه کنترلش کنه

01:10:56.080 --> 01:10:58.166
‫بهش میگم "به داداشم نگو، مامان"

01:10:58.190 --> 01:10:59.600
‫"جفتمون می‌دونیم چرا"

01:10:59.720 --> 01:11:01.520
‫خیلی واضح بهم میگه

01:11:01.640 --> 01:11:03.372
‫"برگرد سر کار. اجازه نده این قضیه"

01:11:03.396 --> 01:11:05.640
‫"تمام چیزهایی که
‫براش تلاش کردی رو خراب کنه"

01:11:05.760 --> 01:11:08.520
‫"این شغلته، درآمدته، حرفه‌ته"

01:11:08.640 --> 01:11:11.720
‫سه... سه‌شنبه بازم سعی می‌کنم

01:11:11.840 --> 01:11:13.962
‫موفق میشم وارد دفتر بشم

01:11:13.986 --> 01:11:15.700
‫همه‌ سرشون شلوغه

01:11:15.720 --> 01:11:18.480
‫میرم سمت دستگاه فتوکپی
‫و صاف می‌خورم بهش

01:11:18.600 --> 01:11:22.040
‫"سلام"
‫توی صورتم دنبال یه چیزی می‌گرده

01:11:22.160 --> 01:11:25.560
‫"همه‌چی بینمون مرتبه؟"
‫گمونم قیافه‌م میگه "معلومه که نه!"

01:11:25.680 --> 01:11:29.440
‫"ببین، تس، اگر به‌هر‌نحوی
‫ناراحتت کردم معذرت می‌خوام"

01:11:29.560 --> 01:11:32.000
‫"بذار این هفته ناهار مهمونت کنم"

01:11:32.024 --> 01:11:34.080
‫می‌خوام یه چیزی بگم، ولی...

01:11:34.200 --> 01:11:37.046
‫مکث می‌کنه. "ببین، به‌زحمت اتفاقات اون شب"

01:11:37.070 --> 01:11:39.440
‫"یادم میاد، خیلی مشروب خورده بودم"

01:11:39.560 --> 01:11:40.619
‫صبر می‌کنه، و بعد

01:11:40.643 --> 01:11:42.520
‫"خب، جفتمون خیلی خورده بودیم"

01:11:42.640 --> 01:11:44.070
‫می‌تونیم بذاریمش به حساب همین

01:11:44.094 --> 01:11:46.120
‫و بعدش کل این قضیه حل‌و‌فصل میشه، مگه نه؟

01:11:46.240 --> 01:11:48.708
‫آره. نمی‌تونستم بذارمش به حساب

01:11:48.732 --> 01:11:51.200
‫یه سکس خیلی ناجور در حالت مستی؟

01:11:51.320 --> 01:11:55.040
‫"خب، اگر به‌هرنحوی
‫ناراحتت کردم معذرت می‌خوام"

01:11:55.160 --> 01:11:58.840
‫دارم جیغ می‌زنم، ولی فقط توی ذهنم

01:11:58.960 --> 01:12:01.040
‫ناراحتم کردی؟ به‌هرنحوی؟ تو...

01:12:01.160 --> 01:12:03.680
‫تو بهم تجاوز کردی

01:12:03.800 --> 01:12:05.920
‫دست و پاهام رو گرفتی و...

01:12:06.040 --> 01:12:08.617
‫یهویی، آلیس سروکله‌ش پیدا میشه

01:12:08.641 --> 01:12:10.960
‫و من مشغول فتوکپی کردن میشم

01:12:11.080 --> 01:12:13.710
‫اواخر همون روز، میرم همراه وکیل سلطنتی‌ای

01:12:13.734 --> 01:12:16.160
‫که جمعه بهش برخورده بودم قهوه بخورم

01:12:16.280 --> 01:12:18.640
‫تمام شرایط دفترش رو بهم میگه

01:12:18.760 --> 01:12:21.560
‫وکلای بی‌نظیری که اونجا باهاشون همکار میشم

01:12:21.680 --> 01:12:24.440
‫بهش میگم خوشحال میشم بیام
‫با هم دست میدیم

01:12:24.560 --> 01:12:27.053
‫به خودم میگم بیشتر تلاش می‌کنم

01:12:27.077 --> 01:12:29.320
‫تا هزینه‌ی دفتر جدید رو دربیارم

01:12:29.440 --> 01:12:32.788
‫دومین باری که مجبور شدم با جولین روبرو بشم

01:12:32.812 --> 01:12:35.120
‫بعد از... بعد از دستگیریش بود

01:12:35.240 --> 01:12:37.360
‫توی یک جلسه‌ی دادگاه بعدازظهره

01:12:37.480 --> 01:12:39.844
‫می‌دونم که باید از کنارش بگذرم

01:12:39.868 --> 01:12:41.360
‫قرار نیست صحبت کنیم

01:12:41.480 --> 01:12:44.708
‫ولی بطرز احمقانه‌ای، مستقیم بهش نگاه می‌کنم

01:12:44.732 --> 01:12:45.800
‫درجا خشک میشم

01:12:45.920 --> 01:12:48.158
‫"چطور تونستی همچین کاری باهام بکنی؟"

01:12:48.182 --> 01:12:49.920
‫لحنش... لحنش قانع‌کننده‌ست

01:12:50.040 --> 01:12:52.120
‫"واقعاً ازت خوشم میاد، تس"

01:12:52.240 --> 01:12:53.541
‫"امیدوار بودم بتونیم"

01:12:53.565 --> 01:12:55.240
‫"رابطه‌ی خاصی رو شروع کنیم"

01:12:55.360 --> 01:12:58.320
‫"ناسلامتی وقتی داشتی بالا میاوردی
‫ موهات رو گرفته بودم"

01:12:58.440 --> 01:13:00.638
‫"ولی این، حرفایی که زدی"

01:13:00.662 --> 01:13:02.400
‫"دیوونه شدی لعنتی؟"

01:13:02.520 --> 01:13:05.240
‫توی صورتش نگاه می‌کنم
‫"خودت می‌دونی چه اتفاقی افتاد"

01:13:05.360 --> 01:13:07.425
‫"هرچی که بوده، من که مجرم نیستم"

01:13:07.449 --> 01:13:08.800
‫"من همچین آدمی نیستم"

01:13:08.920 --> 01:13:11.560
‫"و، خدایا، تو قربانی نیستی!"

01:13:11.680 --> 01:13:13.960
‫"می‌دونی، اگر این قضیه رو ادامه بدی"

01:13:14.080 --> 01:13:16.160
‫"حرفه‌ی من رو نابود می‌کنی"

01:13:16.280 --> 01:13:18.560
‫"اینو که می‌دونی، مگه نه؟"

01:13:18.680 --> 01:13:21.840
‫راهشو می‌کشه و میره
‫فکر می‌کنم به پلیس بگم یا نه

01:13:21.960 --> 01:13:25.480
‫باهام حرف زد، شروط
‫ آزادی مشروطش رو زیر پا گذاشت، ولی...

01:13:25.600 --> 01:13:28.800
‫منم اجازه ندارم باهاش صحبت کنم

01:13:29.600 --> 01:13:31.520
‫میرم دستشویی

01:13:31.640 --> 01:13:33.048
‫در رو قفل می‌کنم

01:13:33.072 --> 01:13:35.280
‫مدت طولانی همونجا می‌مونم

01:13:35.400 --> 01:13:38.080
‫بالا میارم و صورتم رو می‌شورم

01:13:38.200 --> 01:13:40.600
‫و گریه می‌کنم و گریه می‌کنم و گریه می‌کنم

01:13:41.520 --> 01:13:43.360
‫ریچارد گلوش رو صاف می‌کنه

01:13:43.480 --> 01:13:45.840
‫لبخندی دلسوزانه بهم می‌زنه

01:13:45.960 --> 01:13:48.640
‫و بعد رفتارش کاملاً رسمی میشه

01:13:48.760 --> 01:13:51.960
‫"میشه اسم و شغلتون رو به دادگاه بگین؟"

01:13:52.080 --> 01:13:54.280
‫چشمام رو ازش برنمی‌دارم

01:13:54.400 --> 01:13:57.400
‫"به بیان خودت، میشه به دادگاه"

01:13:57.520 --> 01:13:58.791
‫"در مورد اولین شبی"

01:13:58.815 --> 01:14:00.760
‫"که با جولین بروکس بودی بگی؟"

01:14:00.880 --> 01:14:03.640
‫همونطور که دارم
‫در مورد اولین شب توی دفتر حرف می‌زنم

01:14:03.760 --> 01:14:05.320
‫صدای پوزخند می‌شنوم

01:14:05.440 --> 01:14:08.400
‫ناخوداگاه چشمام می‌گرده
‫ دنبال اینکه صدای کی بود

01:14:08.520 --> 01:14:11.040
‫آدمای بیشتری توی جایگاه نشستن
‫دوستای جولین

01:14:11.160 --> 01:14:14.491
‫رفتای قدیمی مدرسه‌ش؟ رفقای دانشگاهش؟

01:14:14.515 --> 01:14:16.360
‫همه‌شون شکل همدیگه‌ن

01:14:16.480 --> 01:14:19.800
‫اومدن اینجوری حمایتشون از
‫یکی از دوستاشون رو نشون بدن

01:14:19.920 --> 01:14:22.680
‫"و بعد از ودکا، توی دفتر آقای بروکس؟"

01:14:23.840 --> 01:14:26.256
‫مادرم می‌شنوه که دخترش

01:14:26.280 --> 01:14:30.240
‫با یک مرد توی دفتر روی مبل سکس کرده

01:14:30.360 --> 01:14:33.440
‫وقتی جزئیاتش رو ازم می‌پرسه معذب میشم
نگاهم به صورت مادرم میفته

01:14:33.560 --> 01:14:36.560
‫قیافه‌ش به هیچ عنوان عوض نمیشه

01:14:36.680 --> 01:14:38.440
‫"بریم سراغ شب اون اتفاق"

01:14:38.560 --> 01:14:40.751
‫"میشه لطفاً به بیان خودت، به دادگاه بگی"

01:14:40.775 --> 01:14:41.920
‫"که چه اتفاقی افتاد؟"

01:14:42.040 --> 01:14:43.606
‫به هیئت منصفه نگاه می‌کنم

01:14:43.630 --> 01:14:44.843
‫یک مرد اون وسط نشسته

01:14:44.867 --> 01:14:46.080
‫احساس اضطراب می‌کنم

01:14:46.200 --> 01:14:49.520
‫یکی از زن‌های هیئت منصفه داره بهم
‫نگاه می‌کنه، توی چشماش نگاه نمی‌کنم

01:14:49.640 --> 01:14:52.800
‫نمی‌خوام هیچ‌کاری انجام بدم
‫که بنظر بیاد دارم باهاشون بازی می‌کنم

01:14:52.920 --> 01:14:54.640
‫صحبت می‌کنم

01:14:54.760 --> 01:14:58.230
‫غذای ژاپنی، بستنی، تاکسی، خونه‌م

01:14:58.254 --> 01:15:00.200
‫شراب، سکس اوایل شب

01:15:00.320 --> 01:15:04.360
‫"بعدش چی؟" مجبور... مجبورم
‫در مورد بالا آوردن توی دستشویی حرف بزنم

01:15:04.480 --> 01:15:07.080
‫لخت بودم؟
‫چقدر اونجا بودم؟

01:15:07.200 --> 01:15:10.400
‫جولین که به آرومی منو تا تخت برد

01:15:10.520 --> 01:15:12.203
‫و در این لحظه به ذهنم می‌رسه

01:15:12.227 --> 01:15:15.000
‫توی دادگاه، درحالی‌که
‫دارم به سوالات جواب میدم

01:15:15.120 --> 01:15:19.280
‫که وقتی جولین به‌آرومی
‫منو تا تخت برده

01:15:19.400 --> 01:15:22.080
‫یعنی اونقدر مست نبوده
‫که نتونه یادش بیاد

01:15:22.200 --> 01:15:25.640
‫بهم دروغ گفته که خیلی مست بوده

01:15:25.760 --> 01:15:28.360
‫تونسته منو بلند کنه
‫و با قدم‌های استوار برگردونه توی تخت

01:15:28.480 --> 01:15:30.130
‫نه افتاد نه تلوتلو خورد

01:15:30.154 --> 01:15:32.600
‫می‌دونست داره چیکار می‌کنه، ولی...

01:15:35.040 --> 01:15:37.480
‫این بر علیهم استفاده میشه. آره

01:15:37.600 --> 01:15:40.240
‫میگن توی این داستان فقط من مست بودم

01:15:40.264 --> 01:15:42.600
‫پس حرف‌های من کمتر قابل استناده

01:15:42.720 --> 01:15:44.303
‫بلند به سوالات جواب میدم

01:15:44.327 --> 01:15:47.040
‫توی ذهنم، دارم از خودم سوال و جواب می‌کنم

01:15:47.160 --> 01:15:48.939
‫دارم از توانایی‌های وکیل بودنم

01:15:48.963 --> 01:15:51.040
‫برای شک بردن به داستان خودم استفاده می‌کنم

01:15:51.160 --> 01:15:54.348
‫متوجه میشم که دو سال و 52 روزه

01:15:54.372 --> 01:15:56.280
‫ مشغول همین کارم

01:15:56.400 --> 01:15:58.269
‫مشغول ایرادگیری از داستانم

01:15:58.293 --> 01:16:01.320
‫مدام و مدام و مدام
توی اون خاطره گیر میفتم

01:16:01.440 --> 01:16:04.200
‫ناخن‌هام رو توی کف دستم فرو می‌کنم

01:16:04.320 --> 01:16:06.020
‫این‌دفعه خشکم نمی‌زنه

01:16:06.044 --> 01:16:08.640
‫حافظه‌ی خودم رو زیر سوال نمی‌برم

01:16:08.760 --> 01:16:11.560
‫اتفاقی که افتاده رو کوچیک جلوه نمیدم
‫بهش شاخ و برگ نمیدم

01:16:11.680 --> 01:16:14.200
‫می‌دونم اون شب چه اتفاقی افتاد

01:16:14.320 --> 01:16:15.976
‫بعد ریچارد. میره سراغ تجاوز

01:16:16.000 --> 01:16:18.520
‫"توضیح بده هرکدوم
‫از دست‌ها و پاهات کجا بودن"

01:16:18.640 --> 01:16:20.661
‫سعی می‌کنم برای ریچارد توضیح بدم

01:16:20.685 --> 01:16:22.960
‫ولی اونقدر که باید واضح بیان نمی‌کنم

01:16:23.080 --> 01:16:24.702
‫"میشه به دادگاه بگی"

01:16:24.726 --> 01:16:26.920
‫"اون لحظه چه فکری می‌کردی؟"

01:16:27.040 --> 01:16:29.350
‫که اینو نمی‌خوام. احساس می‌کردم گیر افتادم

01:16:29.374 --> 01:16:30.900
‫نمی‌تونستم درست تکون بخورم

01:16:30.920 --> 01:16:33.897
‫"بطور واضح به آقای بروکس گفتی"

01:16:33.921 --> 01:16:36.200
‫"که راضی به سکس نیستی؟"

01:16:36.320 --> 01:16:41.040
‫"آره. گفتم. گفتم "نه بس کن"
‫سعی کردم هلش بدم عقب". سعی نکردم؟

01:16:41.160 --> 01:16:44.760
‫"چیز دیگه‌ای گفتی؟ جیغ زدی؟"

01:16:44.880 --> 01:16:46.659
‫"آره. آره، سعی کردم"

01:16:46.683 --> 01:16:49.000
‫"ولی دست‌هاش روی دهنم بود"

01:16:49.120 --> 01:16:51.160
‫"بعدش چی؟"

01:16:51.280 --> 01:16:56.200
‫"به‌زحمت می‌تونستم نفس بکشم، خشکم زده بود"

01:16:56.320 --> 01:16:58.758
‫"بعد درد تمام وجودم رو فرا گرفت"

01:16:58.782 --> 01:17:00.760
‫"احساس شوک، احساس ناباوری"

01:17:00.880 --> 01:17:02.668
‫همین الانم داره اتفاق میفته

01:17:02.692 --> 01:17:04.480
‫سوالات بیشتر. جزئیات بیشتر

01:17:04.600 --> 01:17:06.520
‫تحقیر بیشتر

01:17:06.640 --> 01:17:07.868
‫این منم

01:17:07.892 --> 01:17:10.500
‫که دارم توی دادگاه شهادت میدم

01:17:10.520 --> 01:17:12.400
‫ریچارد آخرین سوالش رو می‌پرسه

01:17:12.520 --> 01:17:14.326
‫می‌شینه، بهم لبخند می‌زنه

01:17:14.350 --> 01:17:17.320
‫از سوالات و جواب موکلش راضیه. خوب پیش رفت

01:17:18.440 --> 01:17:20.320
‫بازم تنهام

01:17:20.440 --> 01:17:21.800
‫منتظرم

01:17:21.920 --> 01:17:23.245
‫انگشت‌هام می‌لرزه

01:17:23.269 --> 01:17:24.497
‫دست‌هام، زیر بغلم

01:17:24.521 --> 01:17:26.480
‫حتی ساق پام دارن عرق می‌کنن

01:17:26.600 --> 01:17:29.386
‫سرمو میارم بالا. آلیس و آدام رو می‌بینم

01:17:29.410 --> 01:17:31.120
‫که آخر سالن دادگاه نشستن

01:17:31.240 --> 01:17:33.160
‫آدام الان ریش داره

01:17:33.280 --> 01:17:36.120
‫از آخرین باری که با جفتشون
‫در ارتباط بودم مدت‌ها گذشته

01:17:36.240 --> 01:17:38.920
‫الان بیش از دو ساله
‫که دارم توی دفتر جدید کار می‌کنم

01:17:39.040 --> 01:17:41.520
‫تونسته بودم از دیدن همه‌شون اجتناب کنم

01:17:41.640 --> 01:17:43.668
‫آدام، یک ای‌میل برام نوشت

01:17:43.692 --> 01:17:45.720
‫و گفت حرفمو باور می‌کنه

01:17:45.840 --> 01:17:49.280
‫بصورت خصوصی بهم گفت
‫که جولین تجربه‌ی دیگه‌ای هم داشته

01:17:49.400 --> 01:17:52.040
‫به این جدیت نبوده، ولی...

01:17:52.160 --> 01:17:54.520
‫قابل ارائه توی دادگاه نیست، شایعه‌ست

01:17:55.480 --> 01:17:58.600
‫نوشته بود اگر بهش نیاز داشتم
‫فقط کافیه زنگ بزنم

01:17:58.720 --> 01:18:00.537
‫هیچوقت زنگ نزدم. چرا؟

01:18:00.561 --> 01:18:02.640
‫چرا با آدام تماس نگرفتم؟

01:18:02.760 --> 01:18:05.280
‫شرمسار بودم؟ آره

01:18:05.400 --> 01:18:08.200
‫مامان رو نگاه کن
‫یک ذره هم تکون نخورده

01:18:08.320 --> 01:18:10.908
به ‫کیف ساحلی روی پاهاش چنگ زده

01:18:10.932 --> 01:18:13.000
‫افسر جوون کنارشه

01:18:13.120 --> 01:18:14.880
‫منتظرم

01:18:15.000 --> 01:18:17.120
‫و من بهتر از همه می‌دونم

01:18:17.240 --> 01:18:21.040
‫که این بخش بعدی، اصل کاریه

01:18:21.160 --> 01:18:24.302
‫یک قلپ آب از لیوان سمت چپم می‌خورم

01:18:24.326 --> 01:18:25.520
‫دستام می‌لرزه

01:18:25.640 --> 01:18:28.400
‫وکیل مدافع به آرومی بلند میشه

01:18:29.240 --> 01:18:31.348
‫شروع شد... سوال و جواب

01:18:31.372 --> 01:18:33.720
‫توسط بهترین وکیل سلطنتی‌ای

01:18:33.744 --> 01:18:35.600
‫که میشه استخدام کرد

01:18:36.840 --> 01:18:38.640
‫تروبرد

01:18:38.760 --> 01:18:41.280
‫و... بنگ!

01:18:41.880 --> 01:18:43.440
‫"بله. بله. نه"

01:18:43.560 --> 01:18:44.862
‫"نه. فکر کنم"

01:18:44.886 --> 01:18:47.400
‫"نه، دفعه‌ی دوم بود. بله"

01:18:47.520 --> 01:18:49.400
‫"فکر کنم. متوجه نشدم، چی؟"

01:18:49.520 --> 01:18:52.320
‫"نه. بله، مطمئنم. نمی‌دونم"

01:18:52.440 --> 01:18:54.880
‫"شاید فکر من بوده باشه. فکر کنم"

01:18:55.000 --> 01:18:56.944
‫"من قبول دارم یا نه؟ بله"

01:18:56.968 --> 01:18:58.520
‫"بله، بله. چند تا لیوان"

01:18:58.640 --> 01:19:00.751
‫"زیاد هم بود، آره. شش تا"

01:19:00.775 --> 01:19:03.480
‫"خب، شاید، بله، شاید هشت تا بود"

01:19:03.600 --> 01:19:05.320
‫ریچارد بلند میشه "عالیجناب"

01:19:05.440 --> 01:19:07.560
‫"بنده خودم مدارک لازم
‫برای غیره و غیره و غیره"

01:19:07.680 --> 01:19:09.600
‫احساس می‌کنم داغ کردم
‫"وارد نیست"

01:19:09.720 --> 01:19:11.360
‫"بله. بله"

01:19:11.480 --> 01:19:13.600
‫"خب... یادم نمیاد. نه"

01:19:14.440 --> 01:19:16.120
‫"نمی‌دونم. بالا آوردم"

01:19:16.240 --> 01:19:19.400
‫"مطمئن نیستم. متوجه نمیشم"

01:19:19.520 --> 01:19:21.360
‫"نمی‌دونم. آره، بودم"

01:19:21.480 --> 01:19:23.360
‫"بله، اون زمان ازش خوشم میومد"

01:19:23.480 --> 01:19:26.960
‫"فقط به دو تا از دوستام گفتم، میا و آلیس"

01:19:27.080 --> 01:19:28.492
‫"مطمئن نیستم، نمی‌دونم"

01:19:28.516 --> 01:19:29.780
‫"بله. بله. فکر کنم"

01:19:29.800 --> 01:19:31.840
‫ریچارد دوباره بلند میشه
‫متوجه نمیشم چی میگه

01:19:31.960 --> 01:19:33.559
‫ریچارد بنظر نگران میاد

01:19:33.583 --> 01:19:36.280
‫گلوم خشک شده. بعد دوباره نوبت من میشه

01:19:36.400 --> 01:19:38.800
‫"نه. نه، فکر کنم خودم می‌تونستم"

01:19:38.824 --> 01:19:40.320
‫"تا تخت راه برم. نه"

01:19:40.440 --> 01:19:43.520
‫"خب، می‌دونم چون
‫تا حموم رفتم بعد از اینکه تجا..."

01:19:43.640 --> 01:19:47.280
‫ریچارد داره یه چیزی میگه. می‌شینه
‫وکیل سلطنتی بازم ازم سوال می‌پرسه

01:19:47.400 --> 01:19:50.240
‫"بله. بله، اون زمان ازش خوشم میومد ولی..."
‫می‌پره توی حرفم

01:19:50.360 --> 01:19:53.080
‫"نمی‌دونم"
‫بطرز عجیبی مکث می‌کنه

01:19:53.200 --> 01:19:54.981
‫هنوز ادعاهای دفاعی اصلیشون رو نگفتن

01:19:55.005 --> 01:19:56.600
‫ولی می‌تونم حس کنم در راهن

01:19:56.720 --> 01:19:59.200
‫ریچارد هم مثل من خبر نداره

01:19:59.320 --> 01:20:02.320
‫از قیافه‌ی ریچارد به قیافه‌ی وکیل سلطنتی
‫و دوباره به قیافه‌ی ریچارد نگاه می‌کنم

01:20:02.440 --> 01:20:05.121
‫و وقتی اولین ادعاشون رو میگن

01:20:05.145 --> 01:20:06.960
‫مات و مبهوت می‌مونم

01:20:07.080 --> 01:20:09.680
‫"ببخشید، منظورتون چیه؟ نه. نه، نه، نه"

01:20:09.800 --> 01:20:12.720
‫"متوجه سوالتون نمیشم. نه"

01:20:12.840 --> 01:20:15.444
‫"نه. دست خودم روی دهنم نبوده"

01:20:15.468 --> 01:20:17.080
‫"چی؟ دست خودم؟ نه"

01:20:17.200 --> 01:20:19.477
‫"دست جولین بود. بوی دهنم؟ آره"

01:20:19.501 --> 01:20:22.160
‫"شاید دهن خودمو لمس کرده باشم، آره"

01:20:22.280 --> 01:20:24.198
‫"ولی نه. نه، نه. همچین اتفاقی نیفتاد"

01:20:24.222 --> 01:20:26.400
‫"نمی‌خواستم رابطه داشته باشم. حالم بد بود"

01:20:26.520 --> 01:20:27.920
‫"نه، اشتباه می‌کنین"

01:20:28.040 --> 01:20:30.080
‫"نمی‌خواستم رابطه داشته باشم
‫چون حالم افتضاح بود"

01:20:30.200 --> 01:20:33.644
‫"نه فقط چون دهنم
‫بخاطر بالا آوردن بوی بد می‌داد"

01:20:33.668 --> 01:20:35.200
‫"نه، خیلی خوب یادمه"

01:20:35.320 --> 01:20:37.240
‫"بله، ولی... چی؟ نه. نه"

01:20:37.360 --> 01:20:39.568
‫"نه. دستم رو نذاشتم روی دهنم"

01:20:39.592 --> 01:20:41.800
‫"که بوی بد دهنم به جولین نخوره"

01:20:41.920 --> 01:20:43.380
‫"نه، من... اینطور نبود... نه"

01:20:43.400 --> 01:20:47.200
‫و بعد یه عالمه سوال
‫در مورد دست‌های جولین پرسید

01:20:47.320 --> 01:20:49.960
‫کدوم یکی کدوم مچ دستم رو گرفته بود؟

01:20:50.080 --> 01:20:52.114
‫متوجه میشم که می‌خوان بگن

01:20:52.138 --> 01:20:53.512
‫اگر جولین هر دستش

01:20:53.536 --> 01:20:55.400
‫روی یکی از مچ‌هام بوده

01:20:55.520 --> 01:20:58.080
‫پس هیچ دست دیگه‌ای نداشته
‫که بخواد دهنم رو بگیره

01:20:58.200 --> 01:20:59.680
‫پس، من اشتباه متوجه شدم

01:20:59.800 --> 01:21:02.440
‫دست و پاهام رو نگرفته بود
‫و، البته، می‌تونستم نفس بکشم

01:21:02.560 --> 01:21:05.120
‫درواقع، دستی که روی دهنم بود
‫حتماً دست خودم بوده

01:21:05.240 --> 01:21:08.600
‫که بوی بد استفراغم به جولین نخوره

01:21:08.720 --> 01:21:12.160
‫وکیل سلطنتی داره میگه
‫دست خودم روی دهن خودم بوده

01:21:12.280 --> 01:21:13.652
‫و همونطور که ادعا می‌کنه

01:21:13.676 --> 01:21:16.200
‫می‌تونستم ازش برای
‫هل دادن جولین استفاده کنم

01:21:16.320 --> 01:21:17.927
‫یا می‌تونستم دست خودمو

01:21:17.951 --> 01:21:20.440
‫از روی دهن خودم بردارم و جیغ بزنم

01:21:20.560 --> 01:21:23.560
‫ذهنم به هم ریخته
‫نمی‌تونم پای به پای سوالاش برم "نه، نه"

01:21:23.680 --> 01:21:26.228
‫"نه. سعی کردم از زیرش دربیام"

01:21:26.252 --> 01:21:28.800
‫"بهش گفتم، گفتم نه. تقلا کردم"

01:21:28.920 --> 01:21:31.920
‫"دست... دست اون روی دهنم بود"

01:21:32.040 --> 01:21:34.654
‫"چطوری؟ آره، آره، آره این‌کارو کردم"

01:21:34.678 --> 01:21:37.000
‫"آره، آره. فکر کنم همینطوری بود"

01:21:37.120 --> 01:21:40.067
‫"سعی کردم با تمام توانم هلش بدم عقب"

01:21:40.091 --> 01:21:41.640
‫"ولی اون... نه. نه"

01:21:41.760 --> 01:21:43.645
‫"نه، داشت منو له می‌کرد"

01:21:43.669 --> 01:21:45.080
‫ذهنم قاطی پاتی شده

01:21:45.200 --> 01:21:47.880
‫حس می‌کنم داره یه ظلم بزرگی بهم میشه

01:21:48.000 --> 01:21:49.009
‫که همچین سوالاتی

01:21:49.033 --> 01:21:51.000
‫داره باعث میشه گیج بنظر بیام

01:21:51.120 --> 01:21:54.960
‫چون هستم، واقعاً گیج شدم

01:21:55.080 --> 01:21:58.440
‫جولین به وکیلش گفته
‫یا وکیل سلطنتی فکر کرده که این داستان بهتریه

01:21:58.560 --> 01:22:01.600
‫که من دستمو گذاشتم روی دهن خودم
‫و بنابراین، چی؟

01:22:01.720 --> 01:22:04.920
‫فقط خودم بودم که اجازه نمی‌دادم
‫جیغ بزنم یا حرف بزنم

01:22:05.040 --> 01:22:07.960
‫و هر لحظه می‌تونستم برش دارم

01:22:08.080 --> 01:22:10.560
‫که... که حرف بزنم یا هلش بدم عقب

01:22:10.680 --> 01:22:11.856
‫وکیل سلطنتی میگه

01:22:11.880 --> 01:22:13.990
‫دست خودم و دهن خودم بوده

01:22:14.014 --> 01:22:15.280
‫"مثل یجور بازی"

01:22:15.400 --> 01:22:17.000
‫"یه بازی؟"

01:22:17.120 --> 01:22:18.658
‫"بازی سکس توی دفتر"

01:22:18.682 --> 01:22:21.280
‫این چیزیه که جولین گفته؟ یه بازی

01:22:21.400 --> 01:22:23.320
‫خیلی کوتاه به اطراف نگاه می‌کنم

01:22:23.440 --> 01:22:25.280
‫فکر می‌کنم. فکر می‌کنم

01:22:25.400 --> 01:22:28.360
‫آدام رو می‌بینم
‫حس می‌کنم الانه که غش کنم

01:22:28.480 --> 01:22:31.960
‫آدام داره تشویقم می‌کنه یادم بیاد
‫می‌دونه که ذهنم گیر کرده

01:22:32.080 --> 01:22:34.760
‫و من... من یادم میاد!

01:22:35.680 --> 01:22:38.400
‫همونجا توی دادگاه، یادم میاد!

01:22:38.520 --> 01:22:41.468
‫میگم "جولین، مچ جفت دستم رو"

01:22:41.492 --> 01:22:44.440
‫"توی یکی از دست‌هاش گرفته بود"

01:22:44.560 --> 01:22:46.400
‫"برده بود بالای سرم"

01:22:46.520 --> 01:22:49.560
‫"و دست دیگه‌ش، روی دهن و دماغم بود"

01:22:49.680 --> 01:22:52.440
‫"به‌زحمت می‌تونستم نفس بکشم"
‫دارم می‌لرزم

01:22:52.560 --> 01:22:54.646
‫الان چشمام به جولین خیره شده

01:22:54.670 --> 01:22:57.280
‫چطور جرات می‌کنی؟ چطور جرات می‌کنی؟

01:22:57.400 --> 01:23:01.420
‫چرا من این بالام و سعی می‌کنین
‫ کاری کنین دروغگو بنظر بیام؟

01:23:03.840 --> 01:23:06.080
‫جولین توی چشمام نگاه نمی‌کنه

01:23:07.400 --> 01:23:10.160
‫به خانواده‌ش نگاه می‌کنه

01:23:10.280 --> 01:23:12.760
‫پدرش با اطمینان براش سر تکون میده

01:23:12.880 --> 01:23:16.400
‫وکیل سلطنتی ازم عذرخواهی می‌کنه
‫که باعث شده ناراحت بشم

01:23:18.040 --> 01:23:20.360
‫الان داره باهام محبت‌آمیز رفتار می‌کنه

01:23:20.480 --> 01:23:25.080
‫و مثل تمام قربانی‌هایی که قبلاً
‫سوال و جواب کردم، گول می‌خورم

01:23:25.200 --> 01:23:27.520
‫تشنه‌ی محبتم

01:23:27.640 --> 01:23:29.036
‫اونقدر حس درهم‌شکسته بودن می‌کنم

01:23:29.060 --> 01:23:31.260
‫که می‌خوام حرفاشو تایید کنم
‫که فقط تموم بشه بره

01:23:31.280 --> 01:23:33.040
‫می‌خوام گول بخورم

01:23:33.160 --> 01:23:35.800
‫سوال‌ها دوباره شروع میشه
‫اول، با دلسوزی شروع می‌کنه

01:23:35.920 --> 01:23:37.568
‫"متوجهم که شب خیلی سخت"

01:23:37.592 --> 01:23:39.600
‫"و گیج‌کننده‌ای براتون بوده"

01:23:39.720 --> 01:23:42.800
‫"حالتون خوب نبوده"
‫یخورده خام میشم. بعد میره سراغ تعریف

01:23:42.920 --> 01:23:45.480
‫وکیل سلطنتی میگه
‫که من وکیلی خبره هستم

01:23:45.600 --> 01:23:48.320
‫زنی که بقیه بشدت ازش تعریف می‌کنن

01:23:48.440 --> 01:23:50.400
‫"وکیلی که از نظر همه"

01:23:50.520 --> 01:23:53.440
‫"بدون‌شک باهوش‌ترین فرد دوره‌ و نسل خودشه"

01:23:53.560 --> 01:23:57.320
‫این... این پایان خوشی نداره. حسش می‌کنم

01:23:57.440 --> 01:23:59.560
‫حرف دفتر جدیدم رو پیش می‌کشه

01:23:59.680 --> 01:24:02.880
‫میگه دفتری بزرگ‌تر و معتبرتر. چی؟

01:24:03.000 --> 01:24:06.400
‫میگه رقابت برای گرفتن اون دفتر
‫بین من و جولین بوده

01:24:06.520 --> 01:24:08.959
‫لیست کاندیدها همین الان توی دستشه

01:24:08.983 --> 01:24:10.680
‫"فقط دو تا اسم توش هست"

01:24:10.800 --> 01:24:11.997
‫اسم من و جولین

01:24:12.021 --> 01:24:14.780
‫تابحال اینو ندیدم، اصلاً خبر نداشتم

01:24:14.800 --> 01:24:16.720
‫سوالی پرسیدین؟

01:24:16.840 --> 01:24:18.003
‫"شاید اسم من توی اون لیست باشه"

01:24:18.027 --> 01:24:20.060
‫"ولی... ولی هیچوقت
‫درخواستی برای اون دفتر نداده بودم"

01:24:20.080 --> 01:24:24.280
‫ادامه میدم. با اینکه وکیل سلطنتی میگه
‫نیازی نیست. می‌پرم توی حرفش

01:24:24.400 --> 01:24:26.800
‫"هرگز درخواستی برای اون دفتر ندادم"

01:24:26.920 --> 01:24:29.520
‫"هیچوقت دلیلی ندیدم که بخوام
‫همچین دفتر بزرگی بگیرم"

01:24:29.640 --> 01:24:31.788
‫"همون دفتر قبلیم، فضاش از فضایی"

01:24:31.812 --> 01:24:34.060
‫"که در تمام عمرم داشتم بیشتر بود"

01:24:34.080 --> 01:24:37.920
‫متوجه کسری از ثانیه میشم
‫که طرز فکر وکیل سلطنتی عوض میشه

01:24:38.040 --> 01:24:41.080
‫فرض می‌کرد، به عنوان وکیلی موفق

01:24:41.200 --> 01:24:42.912
‫که اتاق بزرگ‌تر رو می‌خواستم

01:24:42.936 --> 01:24:45.080
‫دفتر معتبرتر رو، به هر قیمتی که شده

01:24:45.200 --> 01:24:49.240
‫اعضای هیئت‌منصفه
‫توی صندلی‌هاشون جابجا میشن. متوجه شدن

01:24:49.360 --> 01:24:52.360
‫می‌خوام بگم
‫"هرگز به غریزه‌های خودت اعتماد نکن، جناب"

01:24:52.480 --> 01:24:54.068
‫"درس اولین روز دانشکده‌ی حقوقه"

01:24:54.092 --> 01:24:55.880
‫"فقط به غریزه‌های حقوقیت اعتماد کن"

01:24:56.000 --> 01:24:59.000
‫به سوال بعدیش فکر می‌کنه
‫با صدایی مثل غرولند میگه

01:24:59.120 --> 01:25:01.348
‫"ولی می‌بینم که الان داری
‫از اون دفتر لذت می‌بری"

01:25:01.372 --> 01:25:03.600
‫"مگه نه، خانم انزلر؟"
‫فرصت پیدا نمی‌کنم جواب بدم

01:25:03.720 --> 01:25:07.000
‫سوال بعدی رو سریع می‌پرسه
‫که چیزی که انتظارش رو نداشت رو بپوشونه

01:25:07.120 --> 01:25:09.800
‫داره غیرمستقیم میگه
‫ داستان تجاوز رو از خودم درآوردم

01:25:09.920 --> 01:25:13.320
‫تا از جولین انتقام بگیرم
‫چون به دوستان و همکارانش گفته

01:25:13.440 --> 01:25:17.600
‫که روی مبل توی دفترش
‫باهاش رابطه داشتم. مثل سیلی می‌مونه!

01:25:17.720 --> 01:25:21.480
‫اصلاً خبر نداشتم!
‫این چیزیه که جولین داشته به بقیه می‌گفته

01:25:21.600 --> 01:25:24.940
‫اونم وقتی داشتم با میا
‫در مورد رابطه‌ی احتمالی‌مون صحبت می‌کردم؟

01:25:24.960 --> 01:25:26.562
‫کمی در خودم فرو میرم

01:25:26.586 --> 01:25:27.929
‫نفس عمیقی می‌کشم

01:25:27.953 --> 01:25:29.720
‫خودمو جمع‌وجور می‌کنم

01:25:29.840 --> 01:25:33.800
‫بدنم بخاطر شهادتی
‫که مجبور شدم بدم زیر و رو شده

01:25:33.920 --> 01:25:37.120
‫اونقدر که این تحقیر آخر
‫زخمی کوچیک بیشتر نیست

01:25:37.240 --> 01:25:40.000
‫"حقیقتاً می‌تونم بگم، جناب
‫که اصلاً خبر نداشتم"

01:25:40.120 --> 01:25:42.040
‫"که جولین در مورد من
‫به این شکل با کسی صحبت کرده"

01:25:42.160 --> 01:25:43.760
‫جهت سوالاتش 180 درجه عوض میشه

01:25:43.880 --> 01:25:46.960
‫که الان اعتراف کردم
‫که اتاق جدیدم در دفتر جدیدم

01:25:47.080 --> 01:25:49.600
‫حرکتی استراتژیک برای افزایش درآمدم بوده؟

01:25:49.720 --> 01:25:51.908
‫بهش میگم وکیل سلطنتی‌ای
‫این اتاق رو بهم پیشنهاد داد

01:25:51.932 --> 01:25:54.120
‫که منو تحسین می‌کرده
‫و حرفمو قطع می‌کنه

01:25:54.240 --> 01:25:57.360
‫غیرمستقیم میگه داستان تجاوز رو
‫ از خودم درآوردم که جولین رو زیر سوال ببرم

01:25:57.480 --> 01:25:59.280
‫تا دفتر جدید رو به من پیشنهاد بدن

01:25:59.400 --> 01:26:01.448
‫من می‌پرم توی حرفش
‫ "من دفترم رو عوض کردم"

01:26:01.472 --> 01:26:03.520
‫"تا از جولین دور بشم
‫که بدون ترس کار کنم"

01:26:03.640 --> 01:26:06.160
‫"یادتون نره، شکایتم پیش پلیس رو"

01:26:06.280 --> 01:26:09.120
‫"همون شب تجاوز تنظیم کردم
‫چند ساعت بعد از اتفاق افتادنش"

01:26:09.240 --> 01:26:11.760
‫"این ارتباطی با سوال من نداره، خانم انزلر"

01:26:11.880 --> 01:26:14.040
‫"لطفاً توضیحات اضافه ندین"

01:26:14.160 --> 01:26:17.400
‫ریچارد بلند میشه "اجازه بده حرفشو تموم کنه"
‫قاضی بهم اجازه میده

01:26:17.520 --> 01:26:21.640
‫"زنی رو نمی‌شناسم که با کمال میل
‫با مردی مشروب و غذا بخوره"

01:26:21.760 --> 01:26:25.920
‫"جلوی تمام شاهدهایی که گفتن چقدر
‫ با هم حرف زدیم، خندیدیم و صمیمی بودیم..."

01:26:26.040 --> 01:26:28.880
‫"اعتراض دارم، عالیجناب"
‫"اعتراض وارده"

01:26:29.000 --> 01:26:30.540
‫"میشه لطفاً عالیجناب به شاهد یادآوری کنه"

01:26:30.560 --> 01:26:32.520
‫"که به سوال جواب بده و سخنرانی نکنه"

01:26:32.640 --> 01:26:35.280
‫"اگر منظورتون اینه که
‫برنامه‌ی تمام اون شب رو ریخته بودم"

01:26:35.400 --> 01:26:38.120
‫"که همچین چیزی رو صحنه‌سازی کنم
‫حرفی برام نمیاد"

01:26:38.240 --> 01:26:41.160
‫"این 782 روز اخیر زندگیم"

01:26:41.280 --> 01:26:44.440
‫"جوری بوده که برای هیچ انسانی آرزو نمی‌کنم"

01:26:44.560 --> 01:26:45.920
‫"عالیجناب!"
‫"خانم انزلر"

01:26:46.040 --> 01:26:50.520
‫"اینکه اونجا بایستی
‫و به هر شکلی ادعا کنی که یجور کینه"

01:26:50.640 --> 01:26:52.960
‫"از آقای بروکس به دل دارم، یعنی من..."

01:26:53.080 --> 01:26:55.840
‫"عالیجناب، شاهد به سوال..."
‫به حرف زدن ادامه میدم

01:26:55.960 --> 01:26:57.866
‫"وکیل سلطنتی‌ آقای جولین که اینجاست"

01:26:57.890 --> 01:27:00.360
‫"به‌زودی به شما اعضای هیئت‌منصفه خواهد گفت"

01:27:00.480 --> 01:27:03.100
‫"که آقای بروکس ممکنه
‫چه چیزهایی از دست داده باشه"

01:27:03.124 --> 01:27:06.360
‫"ولی من بهتون میگم من چی رو از دست دادم"

01:27:07.480 --> 01:27:09.720
‫"شأن و منزلتم رو از دست دادم..."

01:27:09.840 --> 01:27:11.720
‫"هویتم رو از دست دادم"

01:27:11.840 --> 01:27:14.087
‫"مسیر پیشرفت حرفه‌م رو از دست دادم"

01:27:14.111 --> 01:27:16.600
‫"دوستانم، آرامشم، امنیتم"

01:27:16.720 --> 01:27:20.400
‫"احساس لذت جنسیم"

01:27:21.400 --> 01:27:22.528
‫"ولی مهم‌تر از همه"

01:27:22.552 --> 01:27:24.880
‫"باورم به این رو از دست دادم، به قانون"

01:27:25.000 --> 01:27:27.400
‫"به سیستمی که باور داشتم ازم محافظت می‌کنه"

01:27:27.520 --> 01:27:29.960
‫"همون سیستمی که زندگیم رو وقفش کردم"

01:27:30.080 --> 01:27:32.147
‫وکیل سلطنتی‌ جولین داره اعتراض می‌کنه

01:27:32.171 --> 01:27:34.120
‫از قاضی می‌خواد جلوی من رو بگیره

01:27:34.240 --> 01:27:38.800
‫بعد از 782 روز، ذهنم زده به سیم آخر

01:27:38.920 --> 01:27:40.600
‫جرات پیدا کردم حرف بزنم

01:27:40.720 --> 01:27:43.320
‫حرفام فرق می‌کنه، ولی حرفای منه
‫صحبتم رو ادامه میدم

01:27:43.440 --> 01:27:46.000
‫می‌شنوم که مدام و مدام میگه
‫"اعتراض دارم"

01:27:46.120 --> 01:27:47.122
‫"عالیجناب، عالیجناب"

01:27:47.146 --> 01:27:49.720
‫با صدای بلند، عصبانی
‫سعی می‌کنه صدام رو خفه کنه

01:27:49.840 --> 01:27:51.520
‫ولی من کوتاه نمیام

01:27:51.640 --> 01:27:55.000
‫قاضی ازم می‌خواد
‫که لطفاً فقط به سوال جواب بدم

01:27:56.920 --> 01:27:58.800
‫آرومم

01:27:58.920 --> 01:28:02.000
‫"عالیجناب، چیزهایی هست که قراره بگم"

01:28:02.120 --> 01:28:03.880
‫با اعتماد به نفس. مثل یک وکیل

01:28:04.000 --> 01:28:07.880
‫وکیل سلطنتی‌ جولین ایستاده
‫داره درخواست "ووار دیر" میده

01:28:08.000 --> 01:28:11.720
‫قاضی سر تکون میده
‫اعضای هیئت منصفه بیرون میرن

01:28:11.840 --> 01:28:15.960
‫"ووار دیر" یک اصطلاح حقوقیه
‫که یعنی هیئت منصفه به بیرون هدایت میشن

01:28:16.080 --> 01:28:19.160
‫که چیزی رو نشنون
‫که ممکنه روی قضاوت‌شون تاثیر بذاره

01:28:19.280 --> 01:28:24.440
‫بطرز عجیبی، منشأ این عبارت "گفتن حقیقت"ـه

01:28:25.400 --> 01:28:27.880
‫آخرین عضو هیئت منصفه
‫موقع خروج به من نگاه می‌کنه

01:28:28.000 --> 01:28:30.160
‫خبرنگارها به آرومی تماشا می‌کنن
‫قاضی میگه

01:28:30.280 --> 01:28:33.445
‫"فرصتتون در اینجا بسیار محدوده، خانم انزلر"

01:28:33.469 --> 01:28:35.600
‫"لطفاً بصورت مختصر جواب بدید"

01:28:36.720 --> 01:28:38.960
‫به آرومی نفس می‌کشم

01:28:40.240 --> 01:28:41.920
‫دم

01:28:44.360 --> 01:28:46.000
‫بازدم

01:28:47.600 --> 01:28:50.760
‫صورت افسر جوون رو پیدا می‌کنم

01:28:51.960 --> 01:28:54.560
‫دستش روی دست مادرمه

01:28:57.360 --> 01:29:02.840
‫صورت تمام زن‌هایی رو می‌بینم
‫که قبل از من اینجا بودن

01:29:02.960 --> 01:29:05.240
‫و بعد از من اینجا خواهند اومد

01:29:05.360 --> 01:29:07.600
‫جنا رو می‌بینم

01:29:08.800 --> 01:29:10.800
‫"من از این قضیه سودی نمی‌برم"

01:29:10.920 --> 01:29:12.428
‫"تنها دلیلم برای این‌کار"

01:29:12.452 --> 01:29:14.460
‫"حفاظت از زن‌های دیگه‌ست"

01:29:14.920 --> 01:29:18.680
‫به رفقای جولین توی جایگاه نگاه می‌کنم

01:29:19.600 --> 01:29:22.920
‫"عالیجناب، من اینجا
‫در موقعیت منحصر به فردی هستم"

01:29:23.040 --> 01:29:25.360
‫"معمولاً، در جایگاه وکیلم"

01:29:25.480 --> 01:29:27.087
‫"ولی حالا توی این دادگاه"

01:29:27.111 --> 01:29:29.560
‫"به عنوان شاهد، شاکی و قربانی ایستادم"

01:29:29.680 --> 01:29:32.201
‫"به عنوان وکیل، در پرونده‌های آزار جنسی"

01:29:32.225 --> 01:29:33.580
‫"از زن‌ها سوالاتی کردم"

01:29:33.600 --> 01:29:36.068
‫"با این فرض که میشه شهادت رو"

01:29:36.092 --> 01:29:38.560
‫"به شکلی واضح و منطقی بیان کرد"

01:29:38.680 --> 01:29:41.059
‫"ولی حالا بر اساس تلاش خودم"

01:29:41.083 --> 01:29:43.120
‫"می‌بینم که امکانش نیست"

01:29:43.240 --> 01:29:45.960
‫"در تمام دورانی که در این حرفه بودم"

01:29:46.080 --> 01:29:47.657
‫"در سیستمی نقش بازی کردم"

01:29:47.681 --> 01:29:49.640
‫"که همچین کاری با زن‌ها می‌کنه"

01:29:49.760 --> 01:29:52.040
‫"و حالا می‌دونم که عادلانه نیست"

01:29:52.160 --> 01:29:55.640
‫"منطقی نیست، چون الان می‌دونم"

01:29:55.760 --> 01:29:58.920
‫"بر اساس زندگی خودم
‫هم به عنوان یک زن و هم یک وکیل"

01:29:59.040 --> 01:30:01.440
‫"که تجربه‌ی شخصی آزار جنسی"

01:30:01.560 --> 01:30:05.480
‫"به شکلی واضح
‫ ثابت و علمی در ذهن نمی‌مونه"

01:30:05.600 --> 01:30:09.020
‫"و به همین دلیل، قانون مدام
‫اون شهادت‌ها رو "غیرقابل باور" تلقی می‌کنه"

01:30:09.040 --> 01:30:10.633
‫"پس، متوجهم که یک شاهد"

01:30:10.657 --> 01:30:12.600
‫"ممکنه در شهادتش اشتباه کنه"

01:30:12.720 --> 01:30:15.960
‫"خودم بارها و بارها این رو ذکر کردم"

01:30:16.080 --> 01:30:18.233
‫"ولی این قضیه تصادف ماشین"

01:30:18.257 --> 01:30:20.160
‫"یا سرقت از خونه نیست"

01:30:20.280 --> 01:30:21.960
‫"این تجاوزه"

01:30:22.080 --> 01:30:25.080
‫"جرمی بر علیه شخصه، و حالا متوجه شدم"

01:30:25.200 --> 01:30:27.208
‫"می‌دونین، وقتی زنی میگه نه"

01:30:27.232 --> 01:30:29.240
‫"وقتی اعمالش داره میگه نه"

01:30:29.360 --> 01:30:32.040
‫"اصلاً هم چیز نامحسوس و نامفهومی نیست"

01:30:32.160 --> 01:30:33.382
‫"ولی قبل از این، خودمم بودم"

01:30:33.406 --> 01:30:35.200
‫"ادعا می‌کردم که خانم داره اشتباه می‌کنه"

01:30:35.320 --> 01:30:38.688
‫"ولی وقتی به زنی تعرض میشه"

01:30:38.712 --> 01:30:42.080
‫"زخمش ذره ذره وجودش رو فرا می‌گیره"

01:30:42.200 --> 01:30:44.396
‫"زخمی که با وحشت و درد"

01:30:44.420 --> 01:30:47.000
‫"در اعماق وجودش شروع میشه"

01:30:47.120 --> 01:30:50.560
‫"و بعد ذهن و روحش رو تسخیر می‌کنه"

01:30:50.680 --> 01:30:52.120
‫"ولی قبل از این، منم بودم"

01:30:52.144 --> 01:30:53.920
‫"ادعا می‌کردم که اون زن گیج شده"

01:30:54.040 --> 01:30:57.400
‫"پیامش به ما اینه که، اگر شهادتمون رو واضح"

01:30:57.520 --> 01:31:01.600
‫"و بصورت یک داستان بی‌نقص
‫و منسجم بیان نکنیم، پس داریم دروغ میگیم"

01:31:01.720 --> 01:31:05.560
‫"اما قبل از این، منم به تناقض‌های داستان
‫به عنوان دلیلی برای شک اشاره می‌کردم"

01:31:05.680 --> 01:31:06.966
‫"به هیئت منصفه می‌گفتم"

01:31:06.990 --> 01:31:08.840
‫"که امکان نداره بتونن مطمئن باشن"

01:31:08.960 --> 01:31:10.920
‫"به عنوان یک وکیل، می‌دونم، می‌دونم"

01:31:11.040 --> 01:31:15.960
‫"قانون، نمی‌تونه بطور کامل بیخیال عدم تناقض
‫ شهادت بشه، ولی توی پرونده‌های آزار جنسی"

01:31:16.080 --> 01:31:19.600
‫"می‌تونیم همینطوری ازش برای
‫ محک زدن اعتبار شاهد استفاده کنیم؟"

01:31:19.720 --> 01:31:22.196
‫"چون، به عنوان یک قربانی"

01:31:22.220 --> 01:31:24.000
‫"بذارین بهتون بگم"

01:31:24.120 --> 01:31:28.560
‫"تجاوز و متجاوز، بطور واضح در یاد می‌مونن"

01:31:28.680 --> 01:31:31.980
‫"ولی جزئیات اتفاق
‫چندان واضح به یاد نمی‌مونن"

01:31:32.000 --> 01:31:35.520
‫"اگر یک زن به دلیل اجبار به یادآوری
‫اون کابوس توی دادگاه، به هم می‌ریزه"

01:31:35.640 --> 01:31:37.431
‫"اگر تجربه‌ی یک زن از تجاوز"

01:31:37.455 --> 01:31:39.760
‫"اونجوری که دادگاه دلش می‌خواد نیست"

01:31:39.880 --> 01:31:42.840
‫"اونوقت نتیجه می‌گیریم که مبالغه می‌کنه"

01:31:42.960 --> 01:31:46.400
‫"و بخاطر همین، خیلی اوقات حرفش باور نمیشه"

01:31:46.520 --> 01:31:49.360
‫"پس اینجا در دادگاه
‫می‌خوام این مشکل رو بیان کنم"

01:31:49.480 --> 01:31:51.800
‫توی جایگاه حاضرین دادگاه غوغا میشه

01:31:51.920 --> 01:31:56.440
‫"قانون تعرض جنسی، بر مبنای اشتباهی بنا شده"

01:31:56.560 --> 01:31:59.160
‫"تجربه‌ی یک زن از تعرض جنسی"

01:31:59.280 --> 01:32:02.400
‫"با سیستم حقیقتی که
‫ مردها تعریف کردن همخوانی نداره"

01:32:02.520 --> 01:32:04.958
‫"پس... پس نمی‌تونه حقیقت داشته باشه"

01:32:04.982 --> 01:32:07.080
‫"و بنابراین، عدالتی اجرا نمیشه"

01:32:07.200 --> 01:32:12.080
‫"قانون توسط نسل اندر نسل مردها شکل گرفته"

01:32:12.200 --> 01:32:14.492
‫می‌تونم ببینم
وکیل سلطنتی‌ جولین ایستاده

01:32:14.516 --> 01:32:16.080
‫ولی دیگه صداش رو نمی‌شنوم

01:32:16.200 --> 01:32:18.440
‫"تا همین اواخر"

01:32:18.560 --> 01:32:24.760
‫"دادگاه‌هایی مثل این سکس اجباری
‫ در ازدواج رو تجاوز نمی‌دونستن"

01:32:24.880 --> 01:32:28.080
‫"نمی‌دیدن که زن‌های آزار دیده"

01:32:28.200 --> 01:32:30.061
‫"به روشی مقاومت می‌کنن"

01:32:30.085 --> 01:32:32.680
‫"که با روش مقاومت مردها متفاوته"

01:32:32.800 --> 01:32:34.015
‫"ولی وقتی دیدیم، خب..."

01:32:34.039 --> 01:32:36.160
‫"دیگه نمیشه چشممون رو روش ببندیم، درسته؟"

01:32:36.280 --> 01:32:39.560
‫"حالا بر اساس تجربه‌ی خودم می‌بینم"

01:32:39.680 --> 01:32:41.808
‫"که وقتی پای تعرض جنسی درمیونه"

01:32:41.832 --> 01:32:43.200
‫"کاملاً در اشتباهیم"

01:32:43.320 --> 01:32:45.400
‫"فرضیات خود قانون رو زیر سوال نمی‌بریم"

01:32:45.520 --> 01:32:46.760
‫"به‌جاش، اصرار داریم"

01:32:46.784 --> 01:32:48.560
‫"قربانی‌ها رو زیر سوال ببریم"

01:32:49.840 --> 01:32:52.010
‫"قانون، ساخته‌ی دست ماست"

01:32:52.034 --> 01:32:53.680
‫"توسط ما تعریف شده"

01:32:53.800 --> 01:32:56.295
‫"با توجه به تجربیاتمون"

01:32:56.319 --> 01:32:58.160
‫"توسط خود ما شکل گرفته"

01:32:58.280 --> 01:33:01.440
‫"تجربیات همه‌مون
‫پس دیگه بهونه‌ای قبول نیست"

01:33:01.560 --> 01:33:03.943
‫"باید تغییر کنه، چون حقیقت اینه که"

01:33:03.967 --> 01:33:07.240
‫"از هر سه زن، یک زن
‫مورد تعرض جنسی قرار می‌گیره"

01:33:07.360 --> 01:33:09.748
‫"و حرف اون‌ها، باید شنیده بشن"

01:33:09.772 --> 01:33:10.960
‫"باید باور بشن"

01:33:11.080 --> 01:33:13.040
‫"تا عدالت اجرا بشه"

01:33:13.160 --> 01:33:15.675
‫بازم می‌بینم که وکیل سلطنتی‌ جولین ایستاده

01:33:15.699 --> 01:33:16.920
‫صدای قاضی رو می‌شنوم

01:33:17.040 --> 01:33:21.040
‫پام رو از حدی که اجازه دارم بگم
‫ فراتر گذاشتم، خیلی فراتر

01:33:35.560 --> 01:33:37.760
‫"از هر سه زن، یک زن"

01:33:42.160 --> 01:33:43.880
‫"به سمت چپتون نگاه کنین"

01:33:45.560 --> 01:33:47.360
‫"به سمت راستتون نگاه کنین"

01:33:49.960 --> 01:33:51.920
‫"یکی از ماست"

01:33:54.320 --> 01:33:56.880
‫حس می‌کنم گونه‌هام گرم گرم میشه

01:33:57.000 --> 01:33:59.280
‫گرم. دیگه بسمه. دیگه بسمه

01:33:59.400 --> 01:34:01.400
‫دیگه نمی‌تونم

01:34:01.520 --> 01:34:03.880
‫مادرم رو می‌بینم

01:34:04.000 --> 01:34:05.840
‫ریچارد

01:34:05.960 --> 01:34:08.920
‫وکیل سلطنتی و جولین

01:34:10.640 --> 01:34:13.080
‫موجی از غم در وجودم حس می‌کنم

01:34:14.000 --> 01:34:16.760
‫نه ناامیدی، فقط غم محض

01:34:18.120 --> 01:34:21.400
‫می‌دونم هیئت منصفه
‫رای به گناهکاری جولین نمیده

01:34:24.960 --> 01:34:27.440
‫ولی باری از روی سینه‌م برداشته شده

01:34:28.480 --> 01:34:31.040
‫سه خبرنگار رو می‌بینم
‫که دیوانه‌وار می‌نویسن

01:34:31.160 --> 01:34:34.400
‫نقاش دادگاه درحالی‌که یادداشت برمی‌داره
‫به من خیره شده

01:34:34.520 --> 01:34:38.080
‫قاضی بهم میگه تا وقتی
‫ ازم سوالی نشده، حرفی نزنم

01:34:38.200 --> 01:34:40.752
‫به هیئت منصفه میگه بیان داخل

01:34:40.776 --> 01:34:42.320
‫ووار دیر تموم شده

01:34:46.000 --> 01:34:48.120
‫سرمو بالا می‌گیرم

01:34:49.640 --> 01:34:52.640
‫ته دادگاه آدام رو می‌بینم، سر تکون میده

01:34:54.240 --> 01:34:57.400
‫صورت گشاده‌ی
‫ اون افسر پلیس جوون رو پیدا می‌کنم

01:34:58.320 --> 01:35:01.800
‫این زن جوان
‫در لباس فرمی که معمولاً تن مردهاست

01:35:01.920 --> 01:35:04.480
‫با من چشم تو چشم میشه...

01:35:07.440 --> 01:35:11.440
‫و در این دادگاه بشدت روشن و خفقان‌آور...

01:35:11.560 --> 01:35:13.499
‫که جلوی همه ایستادم

01:35:13.523 --> 01:35:17.720
‫درحالی‌که مادرم کیف حصیریش رو محکم چسبیده

01:35:17.840 --> 01:35:20.280
‫همین‌جا، همین الان

01:35:20.400 --> 01:35:24.200
‫با دیدن چشم‌های اون یک زن جوان...

01:35:26.480 --> 01:35:28.760
‫باعث میشه یک حس...

01:35:32.320 --> 01:35:34.540
‫خوبی پیدا کنم

01:35:44.680 --> 01:35:47.720
‫بقدر کافی وکیل مدافع بودم

01:35:48.680 --> 01:35:51.700
‫وقتی هیئت منصفه سریع میاد داخل

01:35:51.724 --> 01:35:54.440
‫می‌دونی که متهم "بی‌گناه"ـه

01:35:57.120 --> 01:36:00.240
‫تیم وکلا با جولین دست میدن

01:36:00.360 --> 01:36:02.720
‫جولین بشدت خوشحاله

01:36:05.600 --> 01:36:09.231
‫فریاد رفقاش توی جایگاه بلند شده

01:36:09.255 --> 01:36:11.240
‫و دارن دست می‌زنن

01:36:14.120 --> 01:36:17.000
‫ریچارد داره یه چیزی بهم میگه ولی...

01:36:17.120 --> 01:36:21.200
‫صداش رو نمی‌شنوم یا... برام قابل فهم نیست

01:36:22.040 --> 01:36:25.480
‫اون افسر پلیس جوان کنارم ظاهر شده

01:36:26.400 --> 01:36:28.840
‫دستش رو می‌ذاره روی شونه‌م

01:36:29.760 --> 01:36:32.680
‫می‌دونم باید بلند بشم، ولی نمیشم

01:36:34.240 --> 01:36:35.732
‫هیئت منصفه میره بیرون

01:36:35.756 --> 01:36:38.680
‫حتی یکیشون هم نمی‌تونه توی چشمام نگاه کنه

01:36:39.560 --> 01:36:41.920
‫با وجود تمام این‌ها، اونا...

01:36:43.720 --> 01:36:45.600
‫حرفمو باور نکردن

01:36:45.720 --> 01:36:48.240
‫سیستم قضایی، باعث شد یه دروغگو بنظر بیام

01:36:48.360 --> 01:36:50.720
‫جولین، هرگز مجبور نمیشه معذرت خواهی کنه

01:36:50.840 --> 01:36:54.400
‫هرگز مجبور نمیشه اعتراف کنه چیکار کرده
‫هرگز مجبور نمیشه...

01:36:55.480 --> 01:36:58.280
‫سیستم قضایی، بنظر معیوب و سردرگم میاد

01:36:58.400 --> 01:37:01.800
‫سیستم قضایی، داغون بنظر میاد

01:37:05.320 --> 01:37:07.240
‫به سمت چپتون نگاه کنین

01:37:09.760 --> 01:37:11.760
‫به سمت راستتون نگاه کنین

01:37:13.080 --> 01:37:15.200
‫منم داغونم

01:37:16.680 --> 01:37:19.480
‫ولی هنوز اینجام

01:37:19.600 --> 01:37:22.040
‫و ساکت نمیشم

01:37:23.560 --> 01:37:25.400
‫ریچارد اشاره می‌کنه مادرم بیاد

01:37:25.520 --> 01:37:28.760
‫کیف حصیریش رو برمی‌داره
‫بلند میشه، میاد پیش ما

01:37:28.880 --> 01:37:30.720
‫"بیا بریم، عزیزدلم"

01:37:32.640 --> 01:37:35.099
‫نمی‌دونم چی رو بگیرم

01:37:35.123 --> 01:37:36.940
‫چطوری بلند بشم

01:37:36.960 --> 01:37:39.068
‫چطوری از این دادگاه برم بیرون

01:37:39.092 --> 01:37:41.200
‫چطوری از این ساختمون خارج بشم

01:37:41.320 --> 01:37:45.040
‫تنها چیزی که می‌دونم اینه که...

01:37:45.160 --> 01:37:47.280
‫یه جایی...

01:37:47.400 --> 01:37:49.920
‫یه زمانی...

01:37:50.040 --> 01:37:52.040
‫یجوری...

01:37:55.520 --> 01:37:58.280
‫یه چیزی باید عوض بشه

01:38:26.920 --> 01:38:32.080
‫♪ نه، هرگز ♪

01:38:34.800 --> 01:38:42.000
‫♪ محدود نمی‌کنم ♪

01:38:43.680 --> 01:38:52.320
‫♪ نیازم رو ♪

01:38:52.440 --> 01:39:01.360
‫♪ به اینکه کاملاً ♪

01:39:01.480 --> 01:39:27.240
‫♪ آزاد باشم ♪

01:39:27.264 --> 01:39:32.264
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

01:39:32.288 --> 01:39:52.288
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.