﻿WEBVTT

00:00:00.800 --> 00:00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:03:22.721 --> 00:03:24.383
.دان‌آور همین الآن رسید، اسپاد

00:03:24.457 --> 00:03:27.221
چه فکر جنون‌آمیزی بوده این؟

00:03:29.031 --> 00:03:31.261
جنگ همه‌جانبه‌ست، مگه نه؟
چی می‌خوای؟

00:03:31.333 --> 00:03:34.566
پیام از مرکز فرماندهی. افسر فرمانده کجاست؟ -
.توی آغل. دنبالم بیا -

00:03:46.223 --> 00:03:48.157
.پیام از مرکز فرماندهی، قربان

00:03:48.226 --> 00:03:50.286
.گروهبان هاوکینز -
.قربان -

00:03:52.600 --> 00:03:54.727
.بخونش

00:03:56.739 --> 00:03:58.673
.به رمزه، قربان
:شروع پیام

00:03:58.741 --> 00:04:01.371
 حمله تمرینی منطقه‌ی لندن"
.با ارتش کادر ثابت

00:04:01.446 --> 00:04:03.380
".Home Guard دفاع -
.آره -

00:04:03.448 --> 00:04:05.475
".جنگ نیمه‌شب آغاز می‌شود"

00:04:05.552 --> 00:04:07.520
.پایان پیام

00:04:07.588 --> 00:04:10.855
:افسر فرمانده با مداد اینجا نوشته، قربان
".کاری کن مثل اصل قضیه به‌نظر بیاد"

00:04:10.926 --> 00:04:15.058
اوه، همچین چیزی نوشته؟
.فرماندهان بخش

00:04:21.443 --> 00:04:25.176
.پیام از مرکز فرماندهی. جنگ نیمه‌شب آغاز می‌شود
.دستوراتتون رو گرفتید. به سربازها بگو

00:04:25.248 --> 00:04:28.948
.بهشون بگو کاری کنن مثل اصل قضیه به‌نظر بیاد -
منظورت از اصل قضیه چیه، اسپاد؟ -

00:04:29.022 --> 00:04:31.421
تلفات ما تقسیم بر ده شده
.و دشمن ضرب در 20 شده

00:04:31.490 --> 00:04:34.222
.بله، قربان -
.کار دیگه‌ای نیست فعلا -

00:04:34.295 --> 00:04:36.697
چیزی برای من ندارید، قربان؟ -
.نه، دیگه هیچی -

00:04:39.736 --> 00:04:42.104
.جنگ نیمه‌شب آغاز می‌شود. ما می‌دونیم -
.اون‌‌ها می‌دونن -

00:04:42.173 --> 00:04:43.663
.ما تک می‌زنیم -
.اون‌ها پاتک می‌زنن -

00:04:43.743 --> 00:04:47.009
،مثل اصل قضیه
.ارواح عمه‌ام

00:04:47.080 --> 00:04:49.312
.مثل اصل قضیه

00:04:49.385 --> 00:04:51.980
!مثل اصل قضیه

00:04:52.055 --> 00:04:53.957
.گروهبان هاوکینز
.فرماندهان بخش

00:04:55.460 --> 00:04:57.725
پس، جنگ نیمه‌شب آغاز می‌شود، بله؟ -
.قربان -

00:04:57.797 --> 00:05:01.030
.ما ساعت شش تک می‌زنیم
.همه‌ی مسلسل‌های دستی و سه کامیون رو ببر

00:05:01.102 --> 00:05:04.302
،رهبران بخش با مسلسل دستی
.سربازها رو مسلح کن به بمب، رایفل، سرنیزه

00:05:04.375 --> 00:05:07.572
...تامی. از بخش شما، رایس، آنزوورث -
دوتا اووِن؟ -

00:05:07.645 --> 00:05:10.012
.بله. نابی، توتس و کاکرِن -
.کاکرن نه، قربان -

00:05:10.082 --> 00:05:12.645
 ،می‌سپرمش به تو. استافی
بزرگ‌ترین گردن‌کلفت‌های قسمت شما کی‌هان؟

00:05:12.721 --> 00:05:15.519
.بیل وال، ویمپی، مَدپَن و پاپای -
مال تو، رابین؟ -

00:05:15.590 --> 00:05:18.685
.فرنگ، اسکیتس، داگی استوآرت، قربان -
.تَفی، جوردی، قربان -

00:05:18.761 --> 00:05:20.823
باستی، پورکی سیمز
.و پَت سالیوان، قربان

00:05:20.900 --> 00:05:23.698
.دای اوَنس، قربان -
.اون رو باید داشته باشیم. خیلی‌خب. راه بیافتید -

00:05:23.769 --> 00:05:27.229
ببخشید، قربان. گفتید
ما قبل از اعلان جنگ تک می‌زنیم؟

00:05:27.308 --> 00:05:29.801
.بله، مثل پرل هاربر
.حالا راه بیافتید

00:05:29.879 --> 00:05:32.143
.اوه، در ضمن
.فقط یک توقف دارید. دمِ بول

00:05:32.216 --> 00:05:34.377
.اونجا با مارتا هاری دِیت دارم

00:05:34.452 --> 00:05:38.389
؟Careless talk -
.آره. حالا جیم بشید -

00:05:54.282 --> 00:05:56.582
.پنج دقیقه آسوده، گروهبان

00:06:02.428 --> 00:06:04.364
.پنج دقیقه آسوده، استافی

00:06:11.942 --> 00:06:14.036
.نمی‌دونم اسپاد برای چی معطل شده

00:06:14.112 --> 00:06:16.081
.بیا

00:06:23.226 --> 00:06:25.388
.عصر بخیر، گروهبان هاوکینز -
.عصر بخیر، خانم -

00:06:29.369 --> 00:06:32.670
!هی -
.همه برگردن به کامیون -

00:06:38.983 --> 00:06:40.918
!اسپاد

00:06:43.123 --> 00:06:45.057
.اسپاد

00:06:45.126 --> 00:06:49.189
.تکیه‌اش بده این بالا
.اسپاد

00:06:49.265 --> 00:06:52.429
چی شده؟ -
قربان، بگید، چی شده؟ -

00:06:52.503 --> 00:06:54.439
!اسپاد -
دورم زد. - کی؟ -

00:06:54.507 --> 00:06:57.238
!ماتا هاری
!بیاید، بجنبید! اوه

00:06:58.746 --> 00:07:01.681
شانسی داشتی؟ -
.هیچ امیدی نیست. الآن دیگه نیمه‌ی راه لندنه -

00:07:01.749 --> 00:07:05.711
،رفته به جادوگر خبر بده. زودباش
.کلاه‌خود من رو بده. زود، به دنبالش

00:07:14.237 --> 00:07:17.002
.سنگر بازه، قربان -
.خوبه. لعنتی -

00:07:17.074 --> 00:07:19.737
می‌دونید، قربان، باید یکی
.از اون پانسمان‌ها بذارید روش

00:07:19.811 --> 00:07:24.376
 نگهش دار برای اون خانم. وقتی من گیرش بیارم
.برای یه جای دیگه لازمش میشه

00:07:29.659 --> 00:07:33.928
 اون سنگر رو می‌بینید، پسران من؟
.راس نیمه‌شب بسته میشه

00:07:34.000 --> 00:07:39.304
.و قطعا دشمن نمی‌تونه قبلش عبور کنه
...چون‌که چرا؟ چون‌که

00:07:39.374 --> 00:07:42.436
.جنگ نیمه‌شب آغاز می‌شود

00:07:45.417 --> 00:07:48.251
هدف چیه، قربان؟ -
.باشگاه استحمام‌کنندگان سلطنتی، پیکادلی -

00:07:48.321 --> 00:07:50.847
ماتا هاری چی؟ -
.ازش جلو می‌زنیم -

00:07:50.925 --> 00:07:53.156
 بعد از طاق مرمر
.چندتا میان‌بر بلدم

00:07:59.037 --> 00:08:04.136
اوناهاش! بقیه‌ی کامیون‌ها رو بیار
.که راه رو ببندن. ببین می‌تونی ازش جلو بزنی

00:08:05.314 --> 00:08:07.248
!لعنت به اون تاکسی

00:08:08.851 --> 00:08:12.415
.همینجوری برو
.از پشت سرش برو راست

00:08:13.726 --> 00:08:15.717
.دنبالش نکن
.مستقیم برو

00:08:15.795 --> 00:08:17.924
.دومی چپ
.گرفتیمش

00:08:32.354 --> 00:08:35.051
.بخش شماره یک، شماره دو، شماره سه
.بله، قربان -

00:08:35.124 --> 00:08:37.789
.دستوراتتون رو گرفتید
.آقای گرِیوز، گروهبان هاوکینز

00:08:37.863 --> 00:08:40.958
...بله، من

00:08:41.034 --> 00:08:43.093
ژنرال وین-کَندی توی باشگاه‌اند؟ -
.نه، قربان -

00:08:43.169 --> 00:08:45.538
.ژنرال یک ساعت پیش رفتند
.همراه سرتیپ کالدیکات

00:08:45.608 --> 00:08:48.099
.و سرتیپ هوایی لوید-هیوز -
نگفتن کجا میرن؟ -

00:08:48.177 --> 00:08:50.112
ببخشید، قربان، ولی
کارتون چیه با ژنرال؟

00:08:50.180 --> 00:08:52.114
،براشون یک پیام دارم
.یک پیام فوری

00:08:52.182 --> 00:08:54.119
،اگر پیام رو بدید به من
.حواسم هست به دستشون برسه

00:08:54.187 --> 00:08:58.318
لعنت به همه‌اش. شما عضو «هوم گارد»‌اید؟ -
چطور، قربان؟ -

00:08:58.393 --> 00:09:00.955
رمز عبور هست
Veuve Cliquot 1911

00:09:02.566 --> 00:09:04.866
ژنرال و افرادشون
.داخل حمام ترکی‌ان، قربان

00:09:04.937 --> 00:09:08.236
،گروهبان هاوکینز
.مسئولیت اینجا به‌عهده‌ی شماست

00:09:08.307 --> 00:09:10.539
میزتون رو ترک نمی‌کنید، تلفن هم
.جواب نمی‌دید. شما زندانی‌اید

00:09:10.612 --> 00:09:13.981
.جنگ تا نیمه‌شب آغاز نمیشه -
.این فکرِ شماست -

00:09:14.051 --> 00:09:17.215
.گروهبان، اون دختر زیر میز اونجا
.اون هم زندانیه

00:09:17.288 --> 00:09:19.519
.سرجوخه، این سربازها بذار پیش من -
.خیلی‌خب، پسرها، همینه -

00:09:19.591 --> 00:09:24.121
.نیروی بی‌رحمانه و نادانی جنون‌آمیز -
.بیاید، دنبال اون. بدوید -

00:09:25.834 --> 00:09:28.328
.شما زندانی‌اید

00:09:28.406 --> 00:09:30.806
شما کی هستین؟ -
.بحث نکن. مراقب این مرد باش -

00:09:30.875 --> 00:09:34.710
.و اون تلفن لعنتی رو هم جواب بده -
بله، خانم؟ وین-کندی رو می‌خواستین؟ -

00:09:34.780 --> 00:09:38.219
.نمیشه، خانم

00:09:38.287 --> 00:09:41.520
ببخشید، خانم، ژنرال
.الآن زندانیه و شما هم

00:09:41.592 --> 00:09:44.117
.اوه، تا وقتی جنگ تموم نشده نه

00:09:56.782 --> 00:09:58.716
!ساکت

00:09:58.784 --> 00:10:00.844
هیچ اثری ازش نیست؟ -
.نه، اینجا نه -

00:10:00.920 --> 00:10:04.518
شما سرحلقه‌ی این بی‌حرمتی‌اید؟ -
!ساکت، لطفا -

00:10:04.594 --> 00:10:07.757
این یک تمرین ارتشیه. شما همه
.زندانی‌اید. حالا همون‌جایی که هستید بمونید

00:10:07.831 --> 00:10:10.392
ملازم، بیا اینجا. ژنرال -
وین-کندی کجاست؟ - کی قربان؟

00:10:10.468 --> 00:10:14.338
.شنیدی. بیا، راه رو نشونم بده. برو -
.توی اتاق بخار -

00:10:23.020 --> 00:10:25.013
.همینه

00:10:29.497 --> 00:10:31.431
قربان؟

00:10:33.670 --> 00:10:36.436
.قربان -
.گمشو -

00:10:38.177 --> 00:10:40.762
.ژنرال وین-کندی

00:10:40.837 --> 00:10:44.419
ها؟
چی؟ شما کی هستید؟

00:10:44.494 --> 00:10:47.476
.ستوان ویلسون، قربان
.گردان دوم، دِوون‌شایر، قربان

00:10:47.554 --> 00:10:51.907
چی می‌خواهید؟ -
...خب، قربان. متاسفانه، قربان، ما -

00:10:51.976 --> 00:10:56.420
بگو دیگه، مرد. بگو
.وقت برای تلف کردن ندارم

00:10:56.498 --> 00:11:00.148
.اوه، چرا، دارید، قربان -
.عذر می‌خوام، قربان -

00:11:00.222 --> 00:11:02.410
.تمام شب وقت دارید، قربان

00:11:02.483 --> 00:11:05.635
!ملازم -
.متاسفانه نمی‌تونه بیاد -

00:11:08.800 --> 00:11:10.727
چرا؟ -
.زندانیه، قربان -

00:11:10.795 --> 00:11:13.618
اینجا چه خبره؟

00:11:13.687 --> 00:11:16.012
.حمله، قربان

00:11:16.082 --> 00:11:20.934
،اما، تو جوان احمق لعنتی
.جنگ نیمه‌شب آغاز میشه

00:11:21.003 --> 00:11:24.653
بهت نگفتن؟ -
.اوه، چرا، قربان. برای همین ما اینجاییم -

00:11:24.727 --> 00:11:28.310
می‌تونم بپرسم به چه اختیاری؟

00:11:28.385 --> 00:11:30.503
به اختیار این تفنگ‌ها
.و این سربازها، قربان

00:11:30.578 --> 00:11:33.798
اختیار؟
اختیار؟

00:11:33.870 --> 00:11:36.853
چطور جرات می‌کنید، قربان؟
چطور جرات می‌کنید؟

00:11:36.930 --> 00:11:40.874
از اینجا برید بیرون، قربان، شما و گروه
!گانگسترهای شبه‌نظامی وحشتناک‌تون

00:11:40.953 --> 00:11:43.968
!برید بیرون -
.پاپای، مراقب این مرد باش -

00:11:44.045 --> 00:11:47.062
.استافی، برو طرف اتاقک‌ها
.ببین کدوم مال ژنرال وین‌-کندیه

00:11:47.138 --> 00:11:50.288
.یه کیف قهوه‌ای پوست گراز پیدا می‌کنی. بیارش -
بله، قربان -

00:11:51.526 --> 00:11:55.007
.ولی نمی‌تونید همچین کاری بکنید
.رمز توی اون کیفه

00:11:55.085 --> 00:11:57.635
تمام تمرین میشه لودگی
.اگه شما اون رمز رو داشته باشید

00:11:57.711 --> 00:12:00.262
 اوه، نه، قربان. این قراره که
.اصل قضیه باشه، قربان

00:12:00.338 --> 00:12:05.451
.اما جنگ نیمه‌شب آغاز میشه -
.اوه، بله، شما می‌گید جنگ نیمه‌شب آغاز میشه -

00:12:05.525 --> 00:12:07.486
از کجا می‌دونید
دشمن هم همین رو میگه؟

00:12:07.552 --> 00:12:11.374
،اما، دوست گرامی من
بر سر اون توافق شده، نشده؟

00:12:11.444 --> 00:12:13.371
.توافق به فلانم

00:12:13.438 --> 00:12:16.295
از وقتی این جنگ آغاز شده
به چند پیمان وفا شده؟

00:12:16.363 --> 00:12:19.414
ما قبول می‌کنیم که بر سر قاعده‌ی بازی بمونیم
.و اون‌ها هی بزنن توی پرمون

00:12:19.491 --> 00:12:21.746
،وقتی من به ارتش پیوستم
...تنها پیمانی که قبولش کردم

00:12:21.818 --> 00:12:24.106
این بود که از کشورم دفاع کنم
.با هر وسیله‌ای که در اختیار من است

00:12:24.177 --> 00:12:26.467
 نه فقط با قوانین
،باشگاه ورزشی ملی

00:12:26.538 --> 00:12:29.361
.بلکه با هر وسیله‌‌ای که از وقتی قابیل هایبل رو ناکار کرد وجود داشته -
.تمومش کن -

00:12:29.431 --> 00:12:31.393
 مگر ما نمی‌دونیم اون‌ها برای رعایت قوانین
روی ما حساب می‌کنن؟

00:12:31.460 --> 00:12:34.214
!تمومش کن. تمومش کن -
که آشکارا بهش می‌بالند؟ و به ما می‌خندند؟ -

00:12:36.015 --> 00:12:38.373
...ستوان

00:12:38.443 --> 00:12:41.129
،واتسون
،یا هرچی که هست اسمت

00:12:41.202 --> 00:12:45.351
 توی هاید پارک برای یک مشت
.عاطل و باطل حرف نمی‌زنید

00:12:45.426 --> 00:12:48.974
.من سرلشگر وین-کندی‌ام

00:12:49.049 --> 00:12:51.508
بقیه‌ی این آقایان
،همگی خدمت نظامی کرده‌اند

00:12:51.576 --> 00:12:54.128
خدمت ممتاز
.با ارتش بریتانیا

00:12:54.204 --> 00:12:58.455
 تمام چیزی که می‌تونم بگم، قربان، اینه که
...وقتی ناپلئون گفت یک ارتش روی شکم‌شون رژه می‌روند

00:12:58.526 --> 00:13:00.451
.بهتره تمومش کنم، قربان

00:13:02.283 --> 00:13:05.708
،شما افسر جوان به‌شدت گستاخی هستید

00:13:05.774 --> 00:13:11.658
،اما بگذارید بهتون بگم که تا چهل سال دیگه
.شما هم آقای مُسنی خواهید بود

00:13:11.726 --> 00:13:16.113
،و اگر شکمت به سرعت کله‌ات پیش بره
.یکی بزرگتر از همه‌ی ما خواهی داشت

00:13:16.181 --> 00:13:18.698
،شاید داشته باشم، تا چهل سال دیگه
.اما شک دارم

00:13:18.775 --> 00:13:21.235
و شک دارم وقت داشته باشم
.سبیلی مثل مال شما بلند کنم، قربان

00:13:21.302 --> 00:13:26.277
اما در 1983، حداقل قادر خواهم بود بگم
.که چهل سال پیش مردِ امور خطیر بودم

00:13:28.649 --> 00:13:32.663
،بخاطر این حرف می‌کوبم توی کله‌ات
.مرد جوان. توله‌سگ احمق

00:13:32.741 --> 00:13:36.129
.دست‌ها بالا. بگیر که اومد
.می‌زنمت

00:13:38.725 --> 00:13:41.480
 فکر کردی هرچی دلت خواست
به یک پیرمرد می‌تونی بگی، آره؟

00:13:41.552 --> 00:13:43.478
می‌دونی من در چندتا جنگ بوده‌ام؟

00:13:43.547 --> 00:13:47.662
تن‌اش می‌کرد  bumfreezer وقتی پدر تو هنوز
.من برای این کشور می‌جنگیدم

00:13:47.735 --> 00:13:50.060
.توله‌سگ، گانگستر

00:13:52.491 --> 00:13:55.380
،به شکم گنده‌ی من می‌خندی
.ولی نمی‌دونی چجوری صاحبش شدم

00:13:55.449 --> 00:13:58.499
،به سیبیلم می‌خندی
.ولی نمی‌دونی چرا بلندش کردم

00:13:58.574 --> 00:14:00.502
از کجا می‌دونی
...من چجور آدمی بودم

00:14:00.571 --> 00:14:05.048
،وقتی به جوانیِ تو بودم
چهل سال پیش؟

00:14:08.151 --> 00:14:11.903
.چهل سال پیش

00:14:14.834 --> 00:14:18.350
.چهل سال پیش

00:14:40.038 --> 00:14:44.018
هرچی شما بخواهید، آقای کندی، قربان؟ -
.بله، ممنون، پیترز -

00:15:00.621 --> 00:15:06.005
!ساکت! ساکت -
!مردم می‌خوان بخوابن

00:15:06.072 --> 00:15:08.794
![قندی] Suggie -
هاپی، اسب پیر من، از کی تا حالا لندنی؟ -

00:15:08.867 --> 00:15:13.152
،دیروز برگشتم، مرخصی استعلاجی. واقعیتش
.تمام شهر رو داشتم دنبالت می‌گشتم

00:15:13.222 --> 00:15:17.372
آره؟ -
.فوق‌العاده ناراحت شدم که قضیه‌ی پات رو شنیدم -

00:15:17.444 --> 00:15:19.429
!یا یهوشافاط جهنده
!دوتاش که اینجاست

00:15:19.507 --> 00:15:22.159
پس فکر کردی روی چه کوفتی وایسادم؟ -
.فکر کردم یه پای چوپی داری -

00:15:22.232 --> 00:15:25.621
چرا باید یه پای چوبی داشته باشم؟ -
.بهم گفتن توی بلوم‌فونتین پای چپ‌ات رو قطع کردن -

00:15:25.689 --> 00:15:29.443
.نمی‌تونن کرده باشن، رفیق قدیمی -
.وگرنه من می‌دونستم

00:15:29.514 --> 00:15:31.565
!ساکت

00:15:44.277 --> 00:15:46.863
.یه تاکسی خبر کن، دربان -
.بله، قربان. پسر -

00:15:46.937 --> 00:15:50.223
.حواست باشه، خوشتیپ. غرغروها رو می‌برن زندان -
.می‌دونه، قربان -

00:15:50.294 --> 00:15:52.777
.بد نبود یه چرتی می‌زدم -
تمام شب وقت داری، نداری؟ -

00:15:52.856 --> 00:15:56.336
.امشب میرم تئاتر. دوتا خانم رو دعوت کردم -
نمی‌تونی همونجا بخوابی؟ -

00:15:56.414 --> 00:15:59.395
میشه من هم بیام؟ -
.یکی‌شون مادره -

00:15:59.472 --> 00:16:01.457
.تاکسی‌تون، قربان

00:16:05.623 --> 00:16:08.173
آه، خوانندگان اُپرا، ها؟

00:16:09.448 --> 00:16:12.305
تعجبی نداره که مردم
.درباره‌ی ارتش غرولند می‌کنند

00:16:13.304 --> 00:16:15.527
،بایستی از خودتون خجالت بکشید

00:16:15.599 --> 00:16:20.847
نعره می‌زنید و جیغ می‌کشید
.مثل یک‌سری... اجنبیِ ملعون

00:16:20.918 --> 00:16:23.039
.وضعیت امور مطلوبه

00:16:23.113 --> 00:16:26.662
افسران و سربازها
...جانشون رو در آفریقای جنوبی از دست می‌دهند

00:16:26.738 --> 00:16:30.750
درحالی‌که افسران جوان مثل میخواره‌ها
.حول مکان‌های عمومی داد می‌کشند

00:16:30.827 --> 00:16:34.251
شاید شما مست باشید، ها؟

00:16:38.907 --> 00:16:41.628
این چیه؟ -
.قربان  ،V.C -

00:16:41.700 --> 00:16:45.021
کجا گرفتیش؟ -
.آفریقای جنوبی، جردن سایدینگ -

00:16:45.091 --> 00:16:50.069
؟ [آب‌نبات قندی؟]Suger Candy تو کندی‌ای؟ -
.بله، قربان -

00:16:50.145 --> 00:16:52.604
.اجرای قشنگی بود، کندی -
.ممنونم، قربان -

00:16:52.672 --> 00:16:54.826
.هاپ‌وِل، قربان -
هاپ‌ول؟ هاپ‌ول؟ -

00:16:54.901 --> 00:16:58.256
پسر بارنی هاپ‌ول از 66 ام؟ -
.بله‌، قربان -

00:16:58.326 --> 00:17:00.151
.خیلی موزیکالی -
.نه، قربان -

00:17:00.222 --> 00:17:03.202
.تو هم همینطور -
".منظورتون «مینیون»ه، قربان؟ "من تاتانیام -

00:17:03.279 --> 00:17:06.759
چی‌ای؟ -
.تاتانیا، قربان -
...ما هفت ماه همراه اون در یک سنگر کوچک

00:17:06.837 --> 00:17:08.855
.زندانی بودیم، نزدیک جوردن سایدینگ

00:17:08.933 --> 00:17:12.548
معذرت می‌خوام؟ -
.یک آوازِ یک‌نفره‌ست، قربان. می‌دونید، مینیون -

00:17:12.622 --> 00:17:15.876
 ما یک گرامافون داشتیم و تمام صفحه‌ها رو
.شکستیم، جز اون یکی. از حفظیمش

00:17:22.132 --> 00:17:25.472
شما پسرها دارید می‌رید لیلی؟ -
.آه، من هم همونجا میرم
.بله، قربان -

00:17:28.884 --> 00:17:31.983
می‌تونم تا جایی برسونمتون؟ -
.نه ممنون، قربان. تاکسی اومده برامون -

00:17:32.059 --> 00:17:35.399
.بله. قصر سِینت جیمز -
.بله، قربان -

00:17:35.469 --> 00:17:39.070
.امیدوارم شما دو پسر از مرخصی‌تون لذت ببرید
.حق‌تونه

00:17:39.146 --> 00:17:43.215
.ممنون، قربان. حواستون به ششمیر لای در باشه -
!پسر -

00:17:44.461 --> 00:17:47.093
.یه خوشتیپ دیگه -
.اسب‌دزدِ پیر -

00:17:56.761 --> 00:18:00.603
تا حالا سوار شدی؟ -
.بسیار. تمام راه تا اِپسوم -

00:18:00.673 --> 00:18:03.009
خطوط زیبایی داره، مگه نه؟ -
.آخرشه -

00:18:03.079 --> 00:18:06.520
سیب‌زمینی داغ، قربان؟ -
.نه، ما فقط اومدیم اینجا که گرم شیم -

00:18:06.588 --> 00:18:11.193
.همان نرمه‌بارانِ هیولاوار، همان مه و دوده
.لندن خوب قدیمی

00:18:11.268 --> 00:18:14.709
اون مصاحبه .Suggie گوش کن
که با تایمز کردی رو یادت میاد؟

00:18:14.777 --> 00:18:17.377
نمی‌خوای بگی که خوندیش؟ -
.من؟ نه -

00:18:17.452 --> 00:18:21.054
.اما یه خواهرزاده دارم که یه معلم‌خصوصی داره که یه خواهر داره -
خوشگله؟ -

00:18:21.129 --> 00:18:23.726
.هیچوقت به‌چشم ندیدمش. ولی اون خونده -
کی؟ -

00:18:23.802 --> 00:18:27.176
.خواهرِ مربی خصوصیِ خواهرزاده‌ام در برلین

00:18:27.245 --> 00:18:29.444
و اون برای خواهرش اینجا
،نامه نوشته

00:18:29.518 --> 00:18:33.860
که نامه رو داده به خواهرزاده‌ام
.که بده به من که بدم به تو

00:18:33.931 --> 00:18:38.068
من بدمش به کی؟ -
.هیچکس. مال توئه و اینجاست -

00:18:38.142 --> 00:18:40.136
چرا؟ -
.خب، بخونش، میمون گنده -

00:18:40.215 --> 00:18:43.588
.خودت می‌فهمی. جالبه

00:18:47.838 --> 00:18:52.845
 و حکایت سبعیت سربازهای ما علیه بوئرها توسط این روزنامه‌های
نفرت‌انگیز چاپ شده و توسط برخی شخصیت‌های برجسته حمایت شده

00:18:53.627 --> 00:18:58.632
 .که مصمم‌اند میان آلمان و انگلیس آشفتگی برانگیزند
 !به‌طور خاص نماینده‌ای هست به نام کاونیتز، که دروغگوست و رذل

00:18:59.636 --> 00:19:04.642
 حالا این ستوان کَندی به‌نظر مرد فوق‌العاده‌‌ای می‌آید و به‌تازگی
 از آفریقای جنوبی بازگشته است. کاش می‌شد به برلین بیاید
!و حقیقت را بگوید! بیش از صد مصاحبه اثر داشت

00:19:05.645 --> 00:19:11.653
 مارتای عزیزم، فکر نمی‌کنی که آقای هاپ‌ول احیانا
 این افسر جوان را بشناسد؟ فکر کنم یادم می‌آید که از همین اسم
...چیزی نقل کرده بود در یکی از

00:19:12.101 --> 00:19:14.232
.بنشینید -
.ممنون، قربان -

00:19:14.306 --> 00:19:15.904
.بزن بریم -
...خب، قربان. من یه دوستی دارم -

00:19:15.979 --> 00:19:18.886
.چه خوب
.هرکسی نمی‌تونه این رو بگه

00:19:18.955 --> 00:19:21.360
.ادامه بده -
...این دوست من یک خواهرزاده داره -

00:19:21.429 --> 00:19:24.334
.کوتاهش کن، پسرم. اینجا حرفت درباره‌ی یک نامه‌ست

00:19:24.402 --> 00:19:26.340
یک: کی نوشته‌اتش؟
دو: توش چی نوشته؟

00:19:26.408 --> 00:19:29.474
سه: به وزارت جنگ چه مربوط میشه؟
.چهار: من بهت میگم

00:19:29.551 --> 00:19:32.822
!پنج: بیرون. یک

00:19:32.894 --> 00:19:36.495
یک دختر نوشته‌اتش، از برلین. اسمش
.ایدیث هانتره. اونجا مربی خصوصیه

00:19:36.570 --> 00:19:39.168
.چه شغل ناخوشایندی هم برای الآن

00:19:39.243 --> 00:19:42.446
.دقیقا همینه، قربان
.توی آلمان از ما متنفرن

00:19:42.519 --> 00:19:44.457
 در حال پخش پروپاگاندا
.در سرتاسر اروپا ان

00:19:44.525 --> 00:19:47.523
 که ما داریم در آفریقای جنوبی
.زن‌ها و بچه‌ها رو می‌کشیم

00:19:47.601 --> 00:19:50.872
.که در اردوگاه‌های کار اجباری توی قطحی نگه‌شون داشتیم
.مادرها رو با تیر می‌زنیم، بچه‌ها رو می‌سوزونیم

00:19:50.944 --> 00:19:53.382
.باورتون نمیشه چه چیزهایی از خودشون درآوردند

00:19:53.450 --> 00:19:57.119
با کانن دویل صحبت کردم. به‌نظر اون هم
.باید در این مورد کاری کرد

00:19:57.194 --> 00:20:01.399
 در کدوم مورد؟ این همه مسئله چیه
درباره‌ی یک نامه؟ و کانن دویل کیه؟

00:20:01.472 --> 00:20:05.415
رفیق نویسنده‌مون. داستان‌های شرلوک هولمز رو
.در مجله‌ی استرند می‌نویسه

00:20:05.483 --> 00:20:08.584
این پسره دویل داستان‌های شرلوک هولمز رو می‌نویسه؟ -
.بله، قربان -

00:20:08.660 --> 00:20:11.565
.کانن دویل، باید اسمش رو دیده باشید -
.هیچوقت نشنیدم -

00:20:11.634 --> 00:20:15.372
 اما تمام داستان‌های شرلوک هولمز رو
.از جولای 91 که شروع کردند خونده‌ام

00:20:15.444 --> 00:20:17.781
دارید «سگ شکاری بَسکر‌ویلز» رو می‌خونید قربان؟ -
.فکر کن نخونم -

00:20:17.852 --> 00:20:19.789
نظرت درباره‌ی قسمت آخرش چی بود؟

00:20:19.857 --> 00:20:22.830
.کمی ناگوار بود برای واتسون پیر طفلی

00:20:22.897 --> 00:20:24.835
.غروب دل‌انگیزی‌ست، واتسون عزیزم"

00:20:24.904 --> 00:20:28.812
".واقعا فکر می‌کنم بیرون راحت‌تر باشی از داخل -

00:20:28.881 --> 00:20:31.286
.چه شیطان نیش‌داریه، این مردک هولمز

00:20:31.355 --> 00:20:33.657
.زمانی یک افسر فرمانده عین اون داشتم

00:20:33.729 --> 00:20:36.132
،اونطور که نویسنده‌ها میگن
.باید خیلی آدم خوبی باشه

00:20:36.201 --> 00:20:39.837
خب، قربان، آقای کانن دویل داره مصالح جمع می‌کنه
...درباره‌ی لشکرکشی ما در آفریقای جنوبی

00:20:39.912 --> 00:20:41.974
.که با پروپاگاندای آلمان مقابله کنه

00:20:42.051 --> 00:20:46.552
.تایمز حدود هفت هفته پیش یک مصاحبه از من چاپ کرد -
.اوه، چه بد -

00:20:46.629 --> 00:20:49.832
.قاعده‌ی خوبیه که از روزنامه‌ها دور بمونی
.ولی باز، تایمز، یه‌کم فرق می‌کنه

00:20:49.905 --> 00:20:52.675
.آره. آره، فکر کنم -
.بله، قربان -

00:20:52.748 --> 00:20:56.211
در این مصاحبه، من نام مکانی رو آوردم به اسم
.جردن سایدینگ

00:20:56.290 --> 00:20:59.664
.من هفت ماه اونجا بودم
...حالا، این دختر از برلین نامه می‌نویسه

00:20:59.734 --> 00:21:01.762
 که بدترینِ این داستان‌ها
...توسط یه مردی به نام کاونیتز

00:21:01.839 --> 00:21:04.710
داره سرِ هم میشه
...که میگه با چشمان خودش دیده

00:21:04.780 --> 00:21:08.223
 سربازهای بریتانیا 250 زن و بچه
...رو در جردن سایدینگ کشته‌اند

00:21:08.291 --> 00:21:10.285
.برای اینکه از غذا دادن بهشون راحت بشن

00:21:10.363 --> 00:21:13.268
این یارو، کاونیتز رو می‌شناسی؟

00:21:13.336 --> 00:21:15.571
.البته، قربان
.نمی‌دونید چه موش کوچک کریهیه

00:21:15.644 --> 00:21:17.582
.اون برای ما و برای بوئرها جاسوسی می‌کرد

00:21:17.650 --> 00:21:19.815
برای خودش آفریقای جنوبی رو زیادی داغ کرد
.و فلنگ رو بست

00:21:19.889 --> 00:21:21.882
.هر دو طرف اگه می‌گرفتنش با تیر می‌زدنش

00:21:21.960 --> 00:21:24.229
که اینطور. از من می‌خواهی چیکار کنم؟

00:21:24.301 --> 00:21:26.239
.مرخصی من تا چهار هفته تمام نمیشه

00:21:26.308 --> 00:21:30.774
 چرا نباید برم برلین و -
با این موش کوچک مواجه بشم؟
.پسر عزیزم -

00:21:33.927 --> 00:21:35.956
.اول از همه، هیچی تموم نشده

00:21:36.033 --> 00:21:39.007
.این مسئله‌ی ارتش نیست
.سفارته

00:21:39.075 --> 00:21:41.308
.سیاست رو بسپار به سیاست‌مدار

00:21:41.380 --> 00:21:44.720
خودت خوشت نمیاد یه دیپلمات سرش رو بندازه پایین
همراه گروهان تو بیاد خط مقدم، خوشت میاد؟

00:21:44.791 --> 00:21:47.992
.شاید خیلی به نفعش باشه، قربان -
.مهملات بچه‌گانه، پسرم -

00:21:48.065 --> 00:21:51.941
.ببخشید، قربان -
.تو رو فرستادن خانه که نیروی تازه بیابی -

00:21:52.011 --> 00:21:55.681
کشورت به تو نیاز داره. گلف بازی می‌کنی؟ -
.بله، قربان -

00:21:55.755 --> 00:21:58.193
فرم‌ات چیه؟ -
.حدود ده، قربان -

00:21:58.261 --> 00:22:00.324
همم. حوصله‌ی بازی داری؟ -
.ببخشید، قربان -

00:22:00.401 --> 00:22:03.068
بانو گیلپین دعوتم کرده به لیستِرشایر
.که فردا شروع کنم

00:22:03.142 --> 00:22:06.275
.اوه، خوش بگذره

00:22:06.350 --> 00:22:08.789
.مدیریت اطلاعات، سرگرد پلاملی -
،راستی -

00:22:08.857 --> 00:22:11.091
.این رفیق نویسنده -
رفیق نویسنده، قربان؟ -

00:22:11.164 --> 00:22:16.942
.بله. همین آقا که «سگ شکاری بَسکر‌ویلز» رو نوشته -
کانن دویل؟ -

00:22:17.013 --> 00:22:19.782
،پیش نیومده ازش بپرسی، احیانا
،توی قسمت بعدی چی میشه

00:22:19.854 --> 00:22:21.688
.یک لحظه -
پرسیدی؟ -

00:22:21.760 --> 00:22:24.129
.بله، قربان
.یک قتل دیگه اتفاق می‌افته

00:22:24.199 --> 00:22:27.174
بارونت که نیست؟ -
.نه، قربان. بارونت سالمه -

00:22:27.241 --> 00:22:29.771
.خوبه، خوبه. خوشحالم

00:22:29.849 --> 00:22:32.480
.برای ژانویه گرمه -
.من میگم عین سگ سرده -

00:22:34.896 --> 00:22:39.307
.ی خیلی خوبی داری  V.C این نصیحت رو ازم بپذیر، پسرم. تو
حالا یه‌کم آروم بمون، همم؟

00:22:45.090 --> 00:22:47.997
خب، چی گفت؟

00:22:53.581 --> 00:22:55.711
ببین، هنوز دلت می‌خواد بری تئاتر امشب؟

00:22:55.786 --> 00:22:58.727
...خب، دوست دارم. وقتی ازت خواستم گفتی -
.مهم نیست چی گفتم -

00:22:58.795 --> 00:23:02.032
 ،تئاتر علیاحضرت  .A بیا، اتاقک
.«آخرین مردان خوش‌پوش‌»

00:23:02.105 --> 00:23:04.042
.خودت رو به بانو گیلپین و سیبل معرفی کن

00:23:04.110 --> 00:23:05.809
.بگو من به یک ماموریت مخفی رفته‌ام

00:23:05.882 --> 00:23:07.820
.از من مرموزترین و رمانتیک‌ترین تصویر رو بساز

00:23:07.888 --> 00:23:10.018
.دختره خوشگله
.مادرش یه گورگونه

00:23:10.093 --> 00:23:12.492
تو داری میری ماموریت مخفی؟ -
.بله، به برلین -

00:23:12.561 --> 00:23:15.053
اون فرستادت؟ -
.نه، از اون هم مخفیه -

00:23:21.671 --> 00:23:23.696
.صبح بخیر، بریدی
اون گل‌ها رو فرستادی؟

00:23:23.773 --> 00:23:26.207
،بله، قربان. اوه، آقای هاپ‌ول
.یه کارت‌پستال براتون اومده، قربان

00:23:26.276 --> 00:23:28.767
.آه، از آقای کندی
.پس رفیق پیر رسید اونجا

00:23:28.845 --> 00:23:31.541
حال آقای کندی چطوره، قربان؟ -
.خودت بخونش -

00:23:33.542 --> 00:23:36.540
،واتسون عزیز
در هتل کایزرشوف، یراق را باز کردم
شرلوک

00:24:02.213 --> 00:24:05.047
.آقای کندی؟ بله -
خانم هانتر؟ -

00:24:05.117 --> 00:24:08.052
.ممنون از تلگراف‌تون
.برام یه سورپرایز بزرگ بود

00:24:08.120 --> 00:24:10.714
.اصلا نمی‌دونستم اومدید برلین -
.خودم هم نمی‌دونستم، تا الآن -

00:24:10.788 --> 00:24:13.656
معذرت می‌خوام؟ -
.تازه همین دیروز رسیدم -

00:24:13.725 --> 00:24:17.059
یعنی... ممکنه منظورتون این باشه که صرفا
به‌خاطر نامه‌ی من اومدید؟

00:24:17.130 --> 00:24:19.620
.خب، طبعا -
.اوه -

00:24:19.698 --> 00:24:23.293
ناراحت که نشدید، شدید؟ -
.نه، نه. البته که نه -

00:24:23.368 --> 00:24:26.896
خب، می‌تونیم بشینیم؟

00:24:32.478 --> 00:24:34.742
سفر خوبی داشتید؟ -
.عالی -

00:24:34.814 --> 00:24:37.375
.متاسفم که توی چنین هوایی کشوندمتون بیرون
.داشتم خودم می‌اومدم دیدارتون

00:24:37.451 --> 00:24:39.383
من نشانی‌ام رو عوض کردم؟ -
واقعا؟ -

00:24:39.451 --> 00:24:42.353
.موقعیت‌ام غیرقابل‌تحمل شد. باید می‌رفتم -
.نه -

00:24:42.422 --> 00:24:45.187
 در این لحظه مردم انگلیس
.چندان در برلین محبوب نیستند، می‌دونید

00:24:45.259 --> 00:24:47.817
منظورتون اینه شغلتون رو ازدست دادید چون انگلیسی هستید؟ -
.بله -

00:24:47.893 --> 00:24:51.194
می‌تونید شغل دیگه‌ای پیدا کنید؟ -
.شاید تا چند ماه دیگه. الآن نه -

00:24:51.264 --> 00:24:53.699
الآن چه‌کار می‌کنید؟ -
.برمی‌گردم -

00:24:53.767 --> 00:24:56.098
به انگلیس؟ -
.بله، متاسفانه -

00:24:56.169 --> 00:24:59.037
 خوشحال باشید. انگلیس
.اونقدرها هم بد نیست، می‌دونید

00:24:59.106 --> 00:25:02.200
،این همون چیزیه که هر دو می‌خواهیم اثبات کنیم
نه، آقای کندی؟

00:25:02.276 --> 00:25:04.506
.بله، خانم هانتر

00:25:04.578 --> 00:25:08.515
چطور شروع کنیم؟ -
.توی نامه‌تون از یه آقایی به اسم کاونیتز نام‌ برده بودید -

00:25:08.583 --> 00:25:10.948
می‌دونید چه شکلیه؟ -
.نه، هیچ‌وقت ندیدمش -

00:25:11.018 --> 00:25:13.486
.کافه‌ای رو می‌شناسم که اون و دوست‌هاش اونجا «اِستَم‌تیش»شون رو دارند -
جدی؟ -

00:25:13.554 --> 00:25:16.046
.یعنی یک میزی دارند که به‌طور مرتب براشون رزرو میشه

00:25:16.124 --> 00:25:18.058
،از دوست‌هاش کسی رو می‌شناسید
خانم هانتر؟

00:25:18.126 --> 00:25:20.185
.بله، یکی. یک دانش‌آموز

00:25:20.262 --> 00:25:23.788
...برادر کارفرمام
.کارفرمای سابق‌ام. «بروشن‌شافتر»ه

00:25:23.864 --> 00:25:27.528
می‌دونید بروشن‌شافتر چیه؟ -
.نه، خانم هانتر -

00:25:27.602 --> 00:25:30.400
انجمن‌های دانشجویی وجود داره
.که اصول سیاسی تدریس می‌کنند

00:25:30.472 --> 00:25:33.134
 با نوشیدن آبجو و دوئل کردن
.از این اصول دفاع می‌کنند

00:25:33.208 --> 00:25:36.200
.گمان کنم دوئل کردن اینجا خیلی محبوب باشه -
.اوه، بله -

00:25:36.278 --> 00:25:40.180
 یک پدر به داشتن پسری
.با جای زخم مفتخره و برعکس

00:25:40.248 --> 00:25:43.046
.برای دختران آلمانی جای زخم خیلی جذابه

00:25:43.118 --> 00:25:47.145
به‌تازگی کتابی در مستعمرات آلمان چاپ شده
...که به‌صراحت در اون اظهار شده

00:25:47.223 --> 00:25:49.712
...که یکی از مزیت‌های دارا بودنِ جای زخم دوئل

00:25:49.790 --> 00:25:52.761
این بود که بومی‌های آفریقا احترام بیشتری می‌‌گذاشتند
...به مرد سفیدی که حامل آن است

00:25:52.828 --> 00:25:56.992
.به‌نسبت آن‌هایی که حاملش نیستند -
.احساس «استنلی و لیوینگ‌استون» رو دارم -

00:25:57.066 --> 00:26:01.230
.مسلما نه هر دوشون، آقای کندی -
.نه، شما خانم لیوینگ‌استون. من مبلغ مذهبی -

00:26:01.304 --> 00:26:06.264
.لیوینگ‌استون مبلغ مذهبی بود، آقای کندی -
.اوه، بله. البته. پس اینجوری بود -

00:26:06.342 --> 00:26:09.277
،خب، درباره‌ی این کافه
امشب می‌تونید من رو ببرید اونجا؟

00:26:09.345 --> 00:26:11.109
دلتون می‌خواد همراهی‌تون کنم؟ -
.البته -

00:26:11.181 --> 00:26:13.444
.خیلی‌ خوب -
.منظورم اینه که، خیلی لطف می‌کنید -

00:26:13.516 --> 00:26:16.815
.من آشکارا، بدون شما کاملا گم میشم

00:26:16.886 --> 00:26:19.287
،آقای کندی عزیز
...شما لیوینگ‌استونید

00:26:19.356 --> 00:26:21.289
.احتمال میدم

00:27:23.155 --> 00:27:25.089
.آقای کندی

00:27:41.942 --> 00:27:44.842
.نود و سه. اوه، یه ترانه‌ست
.الآن هم خیلی محبوب شده

00:27:44.911 --> 00:27:49.244
"Die Mühle ging 'rum und 'rum"
.آسیاب چرخید و چرخید، آقای کندی

00:27:57.924 --> 00:28:03.521
.خانم هانتر، متاسفانه ملاقات من با شما اینجا با هویت جعلیه -
واقعا؟ چرا؟ -

00:28:03.596 --> 00:28:06.429
.یه سری پیچیدگی سیاسی هست

00:28:06.499 --> 00:28:08.525
.شاهزاده‌ی وِیلز داره میاد برلین

00:28:08.602 --> 00:28:11.264
.به جشن تولد کایزر دعوت شده

00:28:11.338 --> 00:28:15.205
.دیدار با حسن نیت و از اینجور چیزها، می‌دونید -
.می‌دونم. توی روزنامه نوشته بود -

00:28:16.911 --> 00:28:19.903
می‌دونید، خانم هانتر، یه رفیقی رو
.توی سفارتمون اینجا می‌شناسم

00:28:19.980 --> 00:28:23.415
.با هم مدرسه می‌رفتیم
.اسمش فیتزرویه

00:28:23.483 --> 00:28:25.885
.ولی ما بهش می‌گفتیم بیبی‌فیس

00:28:25.954 --> 00:28:30.152
ولی شاهزاده‌ی ولز و دوستتون بیبی‌فیس
چطور به هم مربوط میشن؟

00:28:31.558 --> 00:28:34.154
،خب، می‌دونید

00:28:34.229 --> 00:28:37.756
 اون تقریبا از جا در رفت
.وقتی فهمید که من چرا اومدم

00:28:37.833 --> 00:28:39.891
.بیبی‌فیس منظورمه

00:28:39.967 --> 00:28:43.096
من رو کشید بُرد دیدن وزیر دوم
...و اون هم تقریبا از جا در رفت

00:28:43.171 --> 00:28:46.140
.رسوایی احتمالی، می‌دونید

00:28:46.208 --> 00:28:49.371
منظور خاصی دارید، آقای کندی؟

00:28:49.443 --> 00:28:55.076
 بله. منظور اینه که من مجبور شدم
.قول بدم که هیچ کاری نمی‌کنم

00:28:55.150 --> 00:28:59.644
.و بخاطر شما وثیقه هم گذاشتم -
.اوه -

00:28:59.721 --> 00:29:05.160
.ظاهرا، مسئله‌ی دیپلماسی محتاطه
.منظورشون رو می‌تونید بفهمید

00:29:05.228 --> 00:29:07.695
.بله، البته -
.من هیچی از سیاست نمی‌دونم -

00:29:07.762 --> 00:29:10.231
تا اندازه‌ای سرم رو کردم توی یه مسئله‌ای
.که جای من نیست

00:29:10.299 --> 00:29:12.893
.می‌دونید، ممکنه به دردسر وحشتناکی بیافتم

00:29:12.969 --> 00:29:16.735
دردسر، آقای کندی؟ -
.خب، من یک سربازم. این رو می‌دونید، خانم هانتر -

00:29:16.806 --> 00:29:18.774
.فکر کردم امروز صبح هم یک سرباز بودید، آقای کندی

00:29:18.841 --> 00:29:22.208
یا تازه از ناهار به این طرف
به ارتش پیوستید؟

00:29:30.453 --> 00:29:33.355
.میز داره پُر میشه -
میزِ کی؟

00:29:33.423 --> 00:29:37.519
استَم‌تیش» رو یادتون نمیاد؟» -
.جایی که کاونیتز میاد می‌شینه

00:29:37.594 --> 00:29:39.652
...می‌دونید، کمی تکان‌دهنده‌ست

00:29:39.729 --> 00:29:42.426
دیدن دختری که
.چنین علاقه‌ای به سیاست داره

00:29:42.499 --> 00:29:45.400
سیاست؟ -
خب، چه اسم دیگه‌ای میشه روش گذاشت؟ -

00:29:45.469 --> 00:29:48.233
.پروپاگاندای آلمان علیه انگیس
.ضد-پروپاگاندا

00:29:48.305 --> 00:29:51.297
.این اتحادیه‌ای که درش عضوه
این سیاسته، مگه نیست؟

00:29:51.375 --> 00:29:54.310
،نه برای من
.نه برای تعداد بسیار زیادی از مردم

00:29:54.378 --> 00:29:56.643
،می‌دونید، آقای کندی
...وقتی سفارت ما در برلین

00:29:56.714 --> 00:30:00.775
به وزارت امور خارجه در لندن گزارش میده که
 ...تغییر جزئی در رویه‌ی اتباع آلمان

00:30:00.852 --> 00:30:03.649
،نسبت به مسئله‌ی بوئر، قابل مشاهده است

00:30:03.720 --> 00:30:06.622
من باید در نامه‌ام به وطن گزارش بدم
...که من شغل‌ام رو از دست داده‌ام

00:30:06.691 --> 00:30:08.989
.و دارم به آغوش خانواده‌ام برمی‌گردم

00:30:09.060 --> 00:30:10.993
.فکر کنم خیلی حالشون از این موضوع بد بشه

00:30:11.061 --> 00:30:13.462
،برعکس
.با آغوش باز ازم استقبال می‌کنند

00:30:13.531 --> 00:30:16.160
.نمیشه سرزنششون هم کرد، البته -
،نه، آقای کندی، ببینید -

00:30:16.235 --> 00:30:18.828
.خانواده‌ی من با آمدنم به برلین مخالف بودند

00:30:18.903 --> 00:30:21.872
.گفتند بهترین جا برای یک دختر جوان خانه‌ست -
.کاملا -

00:30:21.940 --> 00:30:23.875
چرا؟ -
منظورتون چیه، چرا؟ -

00:30:23.943 --> 00:30:25.968
شما از کجا می‌دونید
بهترین جا برای یک دختر جوان کجاست؟

00:30:26.045 --> 00:30:30.105
شما یه دخترید؟ دختر دارید؟ -
.ببینید -

00:30:30.181 --> 00:30:33.708
،ببینید، وقتی شما مردها درحال جنگ بودید
.ما زن‌ها داشتیم فکر می‌کردیم

00:30:33.785 --> 00:30:38.187
.خودتون فکر کنید، آقای کندی
برای یک زن چه امکانات شغلی وجود داره؟

00:30:38.255 --> 00:30:40.189
.می‌تونه ازدواج کنه -
.می‌خواستم همین رو بگم -

00:30:40.257 --> 00:30:42.851
فرض کنیم نخواد ازدواج کنه؟

00:30:42.926 --> 00:30:44.860
.می‌تونه بره مربی خصوصی بشه

00:30:44.928 --> 00:30:48.192
،اما یک مربی خصوصی چی می‌دونه
.آقای کندی؟ هیچی، بهتون اطمینان میدم

00:30:48.264 --> 00:30:51.063
پس چی می‌تونه به بچه‌هایی که تحت سرپرستی‌اش هستند
آموزش بده؟

00:30:51.133 --> 00:30:54.659
،چیزهای اندکی به‌غیر از حُسن معاشرت
.تازه اگه خودش حسن معاشرت داشته باشه

00:30:54.736 --> 00:30:59.698
.حسن معاشرت مهمه -
این رو توی آفریقای جنوبی یاد گرفتید، آقای کندی؟ -

00:30:59.776 --> 00:31:04.711
برادرهام به من گفتند حسن معاشرت
.برای ما به بهای مَگرفونتین، استورم‌برگ و کولنسو تمام شد

00:31:04.779 --> 00:31:09.716
،شش هزار نفر مردند و 20،000 زخمی شدند
.و دو سال جنگ

00:31:09.784 --> 00:31:14.345
،درحالیکه با کمی عقل سلیم و سوء معاشرت
.اصلا جنگی در کار نبود

00:31:21.494 --> 00:31:25.261
یک چیزی که نمی‌فهمم اینه که چرا
.شما باید به کودکان آلمانی معاشرت یاد بدین

00:31:25.332 --> 00:31:27.266
...فکر کنم بچه‌های انگلیسی بسیاری بودند که

00:31:27.334 --> 00:31:30.062
.بهتون میگم اگر قول بدید بهم نمی‌خندید -
.قول میدم -

00:31:30.135 --> 00:31:34.539
.تنها امتیاز من تسلط کامل بر زبان انگلیسیه -
.صد البته -

00:31:34.607 --> 00:31:37.235
واضحه که آموزش انگلیسی در انگلستان
...زیره به کرمان بردنه

00:31:37.310 --> 00:31:39.243
.و متقابلا درآمدی نداره

00:31:39.311 --> 00:31:41.575
از این رو تصمیم گرفتم
...که شغلی در آلمان به‌دست بیارم

00:31:41.647 --> 00:31:43.616
که زبان انگلیسی‌ام
.ارزش اضافی محسوب بشه

00:31:43.683 --> 00:31:47.742
...و یاد گرفتن آلمانی، برای بازگشت به انگلیس که اونجا آلمانی‌ام -
.خب، چه قندی بشم من -

00:31:59.363 --> 00:32:02.594
.اون خودشه -
.بله خودشه، راسوی متعفن -

00:32:06.336 --> 00:32:09.635
خب، بریم؟ -
بریم؟ -

00:32:09.706 --> 00:32:11.799
.اوه، بله، گمان کنم

00:32:11.875 --> 00:32:15.333
 تاریخ از این واقعه به‌عنوان عقب‌نشینی بزرگ
.از «کافه‌ های‌هنزولَن» یاد خواهد کرد

00:32:15.412 --> 00:32:17.379
.یک لحظه، لطفا

00:32:21.417 --> 00:32:25.251
.آهان اینجا
می‌تونید به ارکستر بگید 141 رو بنوازه؟

00:32:25.320 --> 00:32:28.777
.چرا، بله، البته
.Herr Ober .پیشخدمت رو صدا کنید

00:32:28.856 --> 00:32:31.052
.اوه، این «مینیون»ه
من تاتانیام." واقعا این رو دوست دارید؟"

00:32:31.126 --> 00:32:35.084
.لطفا ازش خواهش کنید
.Herr Ober .بعدا توضیح میدم

00:32:43.403 --> 00:32:46.133
- Herr Kapellmeister.
- Bitte.

00:32:46.206 --> 00:32:50.666
Der Tisch da drüben wünscht
die Mignon. Die Dame mit dem Hut

00:32:56.716 --> 00:32:59.685
.کاونیتز هفت هفته در سنگر ما زندانی بود

00:32:59.752 --> 00:33:01.777
 این تنها صفحه‌ای بود
.که روی گرامافون‌مون داشتیم

00:33:01.854 --> 00:33:04.549
.می‌خوام ببینم یادش میاد یا نه

00:33:16.367 --> 00:33:18.358
.درست زدیم تو خال

00:33:23.742 --> 00:33:24.765
Herr Ober

00:33:24.842 --> 00:33:27.332
.Herr Ober .داره پیشخدمت رو صدا می‌کنه

00:33:30.013 --> 00:33:33.779
دیگه نمیشه به ارکستر رشوه داد؟ -
.با پول نه. با آبجو -

00:33:33.851 --> 00:33:36.943
.Bier für das Orchester -
- Jawohl.

00:34:08.149 --> 00:34:10.742
.راند اول به‌نفع کاونیتز

00:34:10.817 --> 00:34:14.253
Also, prost, meine Herren. Prost

00:34:15.388 --> 00:34:17.856
.نیروی امدادی از راه می‌رسد

00:34:29.634 --> 00:34:32.832
Herr Kapellmeister,
Bier für das Orchester

00:34:32.905 --> 00:34:36.101
Das ist grossartig

00:34:36.174 --> 00:34:38.164
Bier

00:34:43.481 --> 00:34:47.813
Wovon kommt das؟ -
.Von dem Tisch da drüben -

00:35:09.538 --> 00:35:12.405
- Herr Ober!
- Herr Kaunitz. Jawohl, Herr Kaunitz.

00:35:22.448 --> 00:35:25.885
.داره میاد بالا -
.بیاید بریم، آقای کندی -

00:35:25.953 --> 00:35:28.945
.دیگه یه‌کم دیره

00:35:29.022 --> 00:35:31.512
.امیدوارم شما رو نبینه -
.امیداورم ببینه -

00:35:37.563 --> 00:35:39.690
.سلام، کاونیتز

00:35:45.037 --> 00:35:48.063
.دست‌بردار، کاونیتز. تو انگلیسی بلدی -
.بله -

00:35:50.876 --> 00:35:52.844
.اما آلمانی رو ترجیح میدم

00:35:52.911 --> 00:35:55.675
Meine Damen und Herren

00:35:55.747 --> 00:35:57.681
.تمومش کن، کاونیتز
.من همراه یک خانم‌ام

00:35:57.748 --> 00:36:01.240
باید قبل از اینکه شوخی کوچک‌ات رو شروع کنی
.فکرش رو می‌کردی

00:36:01.318 --> 00:36:03.548
.تمومش کن، کاونیتز

00:36:03.621 --> 00:36:07.056
...بکش -
.دست بردار، مرد خوبی باش -

00:36:14.265 --> 00:36:16.232
.برگرد سر میزت

00:36:23.407 --> 00:36:28.342
.Dafür werden sie Rechenschaft geben, Sie Flegel -
- Rasch. Hilf mir, Hans.

00:36:30.244 --> 00:36:32.646
Herr Kapellmeister. Spielen Sie

00:36:36.984 --> 00:36:39.350
.لطفا بهش بگید که همه‌اش تقصیر اونه

00:36:39.420 --> 00:36:41.355
.اون شروع کرد -
- Englender.

00:36:41.423 --> 00:36:44.879
Bitte, meine Herren.
Kein Skandal

00:36:44.958 --> 00:36:48.861
Eine Schande. Sie dulden
englische Schweine in ihrem Lokal

00:36:48.930 --> 00:36:52.126
- Wir haben gar nichts gemacht.
- Mit ihnen haben wir nichts zu tun.

00:36:52.198 --> 00:36:54.131
.ادبت کجاست

00:36:54.199 --> 00:36:57.363
Ich spreche Englisch.
.به دردسر بزرگی می‌افتی، آقای من

00:36:57.437 --> 00:37:02.600
.شما الآن توی انگلیس نیستید -
.خودتون خیلی خوب دیدید که خودش خواست -

00:37:02.675 --> 00:37:04.939
.Herr Kaunitz دوست ماست

00:37:05.010 --> 00:37:09.174
.شما می‌دهید تاوان -
.خواهش می‌کنم فریاد نزنید. شما متوجه نیستید -

00:37:09.248 --> 00:37:11.738
Herr Kaunitz این آقا و
.دوستان قدیمی‌اند

00:37:11.816 --> 00:37:16.516
Was sagt sie؟

00:37:16.588 --> 00:37:19.488
دیگه یه‌کم دیره
.که اون راسوی متعفن رو دوستم بنامم

00:37:19.557 --> 00:37:23.049
.Herr Kaunitz ه  der Alldeutsche Verband عضو

00:37:23.127 --> 00:37:25.789
 باید  Alldeutsche Verband پس
.از خودش خجالت بکشه

00:37:32.636 --> 00:37:36.003
...آقا، افسران ارتش آلمان امپراتوری

00:37:36.073 --> 00:37:38.700
.اند  Alldeutsche Verband اعضای

00:37:38.774 --> 00:37:41.265
...پس افسران ارتش آلمان امپراتوری هم

00:37:41.344 --> 00:37:43.676
.بایستی از خودشون خجالت بکشند

00:38:21.380 --> 00:38:23.372
Einen Augenblick, bitte

00:38:29.756 --> 00:38:31.882
Bitte sehr

00:38:46.537 --> 00:38:49.802
- Von Ritter. - Von
Schonborn. - Uh, Fitzroy.

00:38:51.374 --> 00:38:53.707
?Kِnnen wir mit Ihnen Deutsch sprechen -
.Natürlich -

00:38:53.778 --> 00:38:55.711
Was wünschen Sie, meine Herren؟

00:38:55.779 --> 00:38:59.146
،اینجا قلمروی بریتانیاست
ترجیحا انگلیسی صحبت نکنیم؟

00:38:59.215 --> 00:39:01.945
درسته. چطور می‌تونم کمکتون کنم آقایان؟
نمی‌نشینید؟

00:39:02.018 --> 00:39:03.951
.ممنون

00:39:07.089 --> 00:39:09.557
.ممنون

00:39:09.625 --> 00:39:13.061
ما خواهان اطلاعاتی درباره‌ی
.هم‌میهن شما در برلین‌ایم

00:39:13.128 --> 00:39:16.528
.یک آقای کندی خاصی -
کلایو کندی؟ -

00:39:16.597 --> 00:39:18.531
.بله، کلایو کندی -
.پیش آدم درستش اومدید -

00:39:18.599 --> 00:39:20.760
.با هم بودیم  Harrow خیلی خوب می‌شناسمش. در -
که اینطور؟ -

00:39:20.834 --> 00:39:23.894
.از زمان جنگ اما کمی ارتباطمون قطع شده
.اون ارتشه، می‌دونید دیگه

00:39:23.970 --> 00:39:25.905
ایشون افسر ارتش بریتانیاست؟

00:39:25.973 --> 00:39:28.908
.بله، به‌تازگی از آفریقای جنوبی برگشته -
.چه خبر عالی‌ای -

00:39:31.546 --> 00:39:34.139
.ما رو از تردیدهای بزرگی خلاص کردید -
.درست نمی‌فهمم -

00:39:34.214 --> 00:39:36.910
نگران بودیم که دوستتون شاید
.قادر نباشند تاوان بدهند

00:39:36.983 --> 00:39:38.928
تاوان؟

00:39:38.996 --> 00:39:41.411
 متوجه هستیم که
...یک افسر ارتش آلمان امپراتوری

00:39:41.482 --> 00:39:46.069
 نمی‌تونه از یک هماورد که به‌لحاظ مقام و جلال
.با او برابر نیست تقاضای تاوان بکنه

00:39:46.145 --> 00:39:48.629
اما از اونجایی که این
،کلایو کندی یک افسره

00:39:48.696 --> 00:39:51.269
.می‌تونه به مبارزه فراخوانده بشه -
مبارزه؟ چه مبارزه‌ای؟ -

00:39:51.346 --> 00:39:53.291
.به یک دوئل، آقای فیتزروی -
دوئل؟ -

00:40:00.811 --> 00:40:02.755
.وِنینگ، سریع برو کایزرهوف

00:40:02.824 --> 00:40:05.170
.فورا آقای کلایو کندی رو بیار اینجا
.بدون اون برنگرد

00:40:05.241 --> 00:40:07.243
.بله، آقای فیتزروی

00:40:17.222 --> 00:40:20.573
!گفتم سریع، ونینگ. بحث نکن. فوری برو -
...اما -

00:40:27.724 --> 00:40:31.707
.آقای کندی به کل ارتش آلمان توهین کرده -
.من به هیچکس توهین نکردم -

00:40:31.785 --> 00:40:35.537
گفتم اگر افسران ارتش همراه کاونیتز
...اند  Alldeutsche Verband عضو

00:40:35.610 --> 00:40:39.799
.پس ارتش آلمان باید از خودش خجالت بکشه
.حرفی بود که شما زدید

00:40:39.874 --> 00:40:41.945
«هشتاد و دو افسر «اولان
.می‌خوان با شما مبارزه کنند

00:40:42.022 --> 00:40:44.126
.آقای کندی تمام داستان رو برام تعریف کرد

00:40:44.202 --> 00:40:47.714
ضمنا، کندی، اون دختر
که ازش نام بردی، قابل اعتماده؟

00:40:47.792 --> 00:40:49.635
.اوه، بدون شک، قربان

00:40:49.707 --> 00:40:53.093
مسلما پیشنهادتون این نیست که
.آقای کندی باید با تمام سپاه افسران بجنگه

00:40:53.163 --> 00:40:55.576
اون‌ها دارن قرعه می‌کشن، قربان، که
...تصمیم بگیرند چه کسی افتخار جنگیدن رو داره

00:40:55.645 --> 00:40:59.262
با این آقا
.که به هیچکس توهین نکرده

00:40:59.338 --> 00:41:01.786
بله، موافقم. شما خودتون
پیشنهادی دارید، سرهنگ؟

00:41:01.855 --> 00:41:04.841
،ازنظر نظامی
.آقای کندی انتخابی نداره

00:41:04.908 --> 00:41:07.357
.نمی‌تونه دوئل کنه
.باید فرار کنه

00:41:07.426 --> 00:41:10.344
،ازنظر سیاسی
.چنین عملی مصیبت‌زاست

00:41:10.412 --> 00:41:13.089
.آقای کندی باید بجنگه -
.بله، اما، آقایان، یک لحظه -

00:41:13.163 --> 00:41:15.909
 شما مشخصا آقای کندی رو
.داخل محاسباتتون نمیارید

00:41:15.983 --> 00:41:19.461
.اگر لازم باشه، می‌جنگم قربان -
.بله، پسر عزیزم. می‌دونم -

00:41:19.540 --> 00:41:23.190
.شما بهتره بری به هتل‌ات و همونجا بمونی -
.بله، قربان -

00:41:23.266 --> 00:41:25.806
...و امکانش هست تماسی بگیری با خانم

00:41:25.883 --> 00:41:27.828
خانم هانتر، قربان؟
.مطمئنم می‌تونم

00:41:27.896 --> 00:41:30.001
براش توضیح بده لازمه
...این‌طور به‌نظر بیاد

00:41:30.077 --> 00:41:34.037
که دلیل تو برای آمدن به برلین
دیدن اون بوده، همم؟

00:41:34.105 --> 00:41:36.955
.احتمالا عاشقشی یا یک چیزی توی همین مایه‌ها -
.میگم، قربان. ولی نیستم -

00:41:37.025 --> 00:41:41.213
آقای کندی عزیزم، تا همینجاش به‌اندازه‌ی کافی
.دردسر درست کردی. هر کاری میگم انجام بده

00:41:41.288 --> 00:41:45.476
در این ضمن، من و این آقایان، بررسی می‌کنیم
...بهترین راه چیه، برای خلاص شدن تو از این مسئله

00:41:45.549 --> 00:41:47.493
.و ما

00:41:47.561 --> 00:41:50.045
...تو چه جانور

00:41:58.569 --> 00:42:03.089
ممکنه مجموعه‌قوانین
رو به من بدید آقای اکمایستر؟

00:42:03.168 --> 00:42:05.112
.ممنون

00:42:05.181 --> 00:42:08.431
،این مجموعه‌قوانین قهوه‌ای مشهور ماست
.سرهنگ گودهِد

00:42:08.504 --> 00:42:11.181
اصول اخلاقی
.با نظارت تمام دوئل‌کننده‌ها

00:42:11.255 --> 00:42:13.932
.فکر کردیم شاید باهاش آشنا نباشید

00:42:14.006 --> 00:42:17.119
.ممنونم، باید با دقت مطالعه‌اش کنم

00:42:17.195 --> 00:42:20.045
...ما اجازه داریم که برای محل دوئل پیشنهاد بدیم

00:42:20.116 --> 00:42:22.791
.ورزشگاه سربازخانه‌ی هنگِ ما

00:42:24.243 --> 00:42:26.382
.موافقیم

00:42:26.457 --> 00:42:28.997
حالا ما در موقعیت اعلام اسم
...افسر همکارمونیم

00:42:29.076 --> 00:42:31.249
...که قراره با ستوان کندی بجنگه

00:42:31.323 --> 00:42:33.669
Oberleutnant Theodor
Kretschmar-Schuldorff

00:42:33.740 --> 00:42:35.812
امکانش هست بنویسمش؟ -
.با کمال افتخار -

00:42:35.888 --> 00:42:38.164
.کارتشون -
.ممنون -

00:42:38.237 --> 00:42:43.294
 شما آقایان پیشنهادی دارید
درخصوص گزینش رهبر دوئل؟

00:42:43.371 --> 00:42:46.689
 ما پیشنهادمون وابسته‌ی نظامی
.به هیئت نمایندگان سوئدیه

00:42:48.909 --> 00:42:50.910
موافقیم. اسمشون؟

00:42:50.989 --> 00:42:53.163
.سرهنگ بورگ -
.سرهنگ بورگ -

00:42:53.238 --> 00:42:56.820
،درخصوص شمشیر، ما باید، مسلما
.تعدادی فراهم کنیم که ازشون انتخاب کنند

00:42:56.896 --> 00:43:00.478
.با اجازه‌ی شما، ما هم باید تعدادی فراهم کنیم -
.یقینا، سرهنگ -

00:43:00.554 --> 00:43:04.170
.گزینش شمشیر با قرعه‌کسی تعیین میشه -
.که اینطور -

00:43:04.245 --> 00:43:08.834
می‌دونید، البته، اون شمشیر نباید
.از وزن ماکسیمم 60 دکاگرم تجاوز کنه

00:43:10.118 --> 00:43:13.974
.شصت دکاگرم -
.باید یه جا یادداشت کنیم -

00:43:14.044 --> 00:43:16.894
.شما، مسلما، پزشک خودتون رو همراه میارید
.ما هم پزشک خودمون رو

00:43:16.964 --> 00:43:18.909
.موافقیم

00:43:18.977 --> 00:43:22.227
ترجیح می‌دید قسمت بالای تن رزمنده‌ها رو
،برهنه کنید

00:43:22.299 --> 00:43:24.910
یا ترجیح می‌دید با پیراهن بدون کت باشند؟ -
.پیراهن بدون کت -

00:43:24.986 --> 00:43:29.573
اینجا می‌بینم
،پاراگراف 133 میگه

00:43:29.650 --> 00:43:33.369
،چندساعتی قبل از دوئل"
".توصیه می‌شود حمام کنید

00:43:33.443 --> 00:43:35.787
،فقط عاملان اصلی
.نه پشتیبان‌ها

00:43:38.274 --> 00:43:41.055
احساس خیلی غریبیه
...تدارک دیدن دوئل

00:43:41.128 --> 00:43:43.507
بین دو آدم که
.هیچ‌وقت همدیگر رو ندیدند

00:43:43.577 --> 00:43:45.750
.گاهی اوقات پیش میاد

00:43:45.824 --> 00:43:48.205
توی ازدواج هم، می‌دونید؟

00:43:48.275 --> 00:43:50.221
راستی، آدم شما تابه‌حال دوئل کرده؟

00:43:50.289 --> 00:43:52.130
نه. مال شما کرده؟

00:43:52.201 --> 00:43:54.409
،اکیدا بین خودمون باشه

00:43:54.483 --> 00:43:57.528
.تئو اصلا موافق دوئل نیست

00:43:57.605 --> 00:44:01.288
،پس، آقایان
آیا این جنگ واقعا ضروریه؟

00:44:03.545 --> 00:44:09.244
قربان، لحظاتی در زندگی یک سرباز هست
.که احساسات شخصی‌اش اهمیت نداره

00:44:09.317 --> 00:44:14.213
Oberleutnant Kretschmar-Schuldorff
.وظایفش رو خیلی خوب می‌دونه

00:44:19.384 --> 00:44:21.363
.سر ساعت توافق نکردیم، آقایان

00:44:21.431 --> 00:44:23.743
ساعت 7:00 صبح براتون رضایت‌بخشه؟

00:44:23.815 --> 00:44:26.733
زود از شرش خلاص شیم؟ -
.موافقم. ساعت هفت -

00:44:26.802 --> 00:44:29.283
 توصیه میشه نیم‌ساعت زودتر
.سر قرار حاضر باشید

00:44:29.351 --> 00:44:32.739
 ساعت 6:30 صبح. در ورزشگاه
.«سربازخانه‌ی «اولان‌های دوم

00:44:42.743 --> 00:44:45.190
.مرد ما اومد

00:44:51.434 --> 00:44:53.379
صبح بخیر. خوب خوابیدید؟ -
.خیلی -

00:44:53.447 --> 00:44:55.861
.وقتی هتل بهش زنگ زدم هنوز خواب بود

00:44:55.930 --> 00:44:58.677
.فراموش کردن بیدارم کنن -
.اعصابت خوبه، پسرم -

00:44:58.750 --> 00:45:01.896
.دکتر کراوتر، آقای کندی -
حالتون چطوره؟ -

00:45:01.971 --> 00:45:04.716
.اوه

00:45:04.789 --> 00:45:06.736
چرا اجازه‌ی هیچ صبحانه‌ای نداشتم؟

00:45:06.805 --> 00:45:09.756
.چون کتاب میگه نه -
.آره میگه -

00:45:09.824 --> 00:45:11.804
.آه، مشکلی نداری

00:45:11.871 --> 00:45:14.915
این رو می‌خواهید؟ -
.امیدوارم خونده باشیدش -

00:45:14.992 --> 00:45:18.275
،خانم هانتر خوندش. میگه جُکه
.به درد کتک‌زدن می‌خوره

00:45:18.348 --> 00:45:21.699
تئو کرچمار-شولدورف کجاست؟ -
.هنوز پیداش نشده -

00:45:21.771 --> 00:45:23.946
.بابت تلفظ اون اسم بهتون تبریک میگم

00:45:24.020 --> 00:45:26.400
از بر شدمش
،که وقتی نوه‌هام میگن

00:45:26.470 --> 00:45:29.147
"بابابزرگ، تاحالا گوش کسی رو بُریدی؟"

00:45:29.221 --> 00:45:33.009
،قادر باشم بگم
"بله، گوشِ تئو کرچمار-شولدورف"

00:45:33.081 --> 00:45:36.365
.هیچکس نمی‌تونه همچین اسمی از خودش دربیاره
سلام، شما؟

00:45:36.437 --> 00:45:39.804
.سرهنگ بورگ، وابسته‌ی نظامی سوئدی
.ایشون مبارزه رو رهبری می‌کنه

00:45:39.874 --> 00:45:42.344
.سرهنگ بورگ، آقای کندی

00:45:42.411 --> 00:45:45.209
.من البته باید از عبارات آلمانی استفاده کنم

00:45:45.281 --> 00:45:49.685
los برای شروع میگم
.halt و برای پایان

00:45:49.753 --> 00:45:52.348
می‌تونید این دو کلمه رو به‌یاد بسپرید؟ -
.سعی می‌کنم، قربان -

00:45:52.423 --> 00:45:54.585
،به‌هرجهت، در ابتدا
،کاملا مطمئن خواهم بود که منظورتون شروعه

00:45:54.660 --> 00:45:57.151
،و درطول مبارزه
."احتمالا دوباره نمی‌گید "شروع

00:45:57.229 --> 00:45:59.528
.درسته

00:45:59.599 --> 00:46:01.533
.ببخشید

00:46:02.703 --> 00:46:05.228
.ساعت هفت
...تئو کرچمار-شولدورف

00:46:05.306 --> 00:46:07.673
...از حق ورود محروم میشه اگه

00:46:25.766 --> 00:46:28.030
.کاش یونیفورم‌ام رو می‌آوردم

00:46:28.101 --> 00:46:31.503
با شمشیر چطوری؟ -
.اوه، نمی‌دونم. می‌دونم از کدوم سرش باید بگیرم -

00:46:31.573 --> 00:46:34.805
.قرعه‌کشی کردیم براشون -
.امیدوارم به من یه سبک قشنگش بیافته -

00:46:34.877 --> 00:46:37.004
.وزن تمام شمشیرها یکسانه

00:46:49.997 --> 00:46:52.430
.پشتیبان‌ها، لطفا

00:46:52.498 --> 00:46:55.957
.معذرت می‌خوام، لطفا
میشه دکمه‌ی پیراهن‌تون رو باز کنید؟

00:47:00.609 --> 00:47:02.601
.ممنون

00:47:02.678 --> 00:47:04.612
.درسته

00:47:04.680 --> 00:47:07.776
می‌خواهید آستین‌تون رو تا بزنید
یا پاره‌اش می‌کنید؟

00:47:07.852 --> 00:47:11.185
کدوم بهتره؟ -
.من اجازه‌ ندارم مشاوره بدم -

00:47:11.255 --> 00:47:13.520
.فکر کنم پاره‌اش کنم -
.قطعا بهتره -

00:47:13.592 --> 00:47:15.527
.دکتر، قیچی‌تون، لطفا

00:47:20.000 --> 00:47:23.938
انتظار داشت چی اونجا پیدا کنه؟ -
.بانداژ محافظ -

00:47:55.244 --> 00:47:57.270
.موفق باشی، پسرم

00:47:57.347 --> 00:48:00.181
حالا شما تنها
.با من می‌آیید، لطفا

00:48:06.726 --> 00:48:09.662
.بهتره پاهات رو بمالی داخل راتیانه

00:48:26.818 --> 00:48:29.810
.حالا توافق‌نامه رو می‌خونم

00:48:35.729 --> 00:48:39.563
.شروع می‌کنید  los تنها با دستور

00:48:47.076 --> 00:48:52.345
،شنیدید  halt باید مبارزه رو قطع کنید اگر فرمان
.هر کسی که بگه

00:49:05.099 --> 00:49:08.263
،اگر احساس می‌کنید زخمی شدید
،باید مبارزه رو قطع کنید

00:49:08.337 --> 00:49:13.002
 و با جهش به عقب باید دوباره
.در فاصله‌ی اولیه جای بگیرید

00:49:13.076 --> 00:49:15.739
.ای داده نشده باشد"halt"حتی اگر هیچ فرمان

00:49:20.786 --> 00:49:26.419
.تصرف کردن سلاح حریف با دست خالی ممنوع است

00:49:28.962 --> 00:49:31.157
Sekundanten, bitte

00:49:59.167 --> 00:50:01.658
.در جایگاه نبرد، لطفا

00:50:13.885 --> 00:50:16.617
آماده؟

00:50:16.690 --> 00:50:19.250
!Los

00:51:27.612 --> 00:51:30.604
.تا الآن دیگه باید شروع کرده باشن -
.هیچ معلوم نیست -

00:51:30.682 --> 00:51:32.708
.از یه رفیقی شنیدم که اعصابش پاره شده بود

00:51:32.785 --> 00:51:35.880
.کاملا فروپاشیده بود -
.طفلک -

00:51:35.956 --> 00:51:38.982
،در چنان هراسی بود، این پسر
.که حتی نمی‌تونست دستش رو بیاره بالا

00:51:39.059 --> 00:51:41.392
،پشتیبان‌ها سعی کردند براش بیارنش بالا
،اما به‌محض اینکه رهاش می‌کردند

00:51:41.462 --> 00:51:43.624
.عین راهنمای راه‌آهن می‌افتاد پایین

00:51:43.699 --> 00:51:46.362
.عجیبه

00:51:46.436 --> 00:51:50.396
.میگم، امیدوارم رفیقمون کشته نشه
.اگه کشته بشه گند وحشتناکی راه می‌افته

00:51:50.474 --> 00:51:53.136
آقای فیتزروی، گمان کنم
.شما کراهت‌آورترین مردی باشید که تا به‌حال دیده‌ام

00:51:53.210 --> 00:51:56.236
،و اگر اتفاقی برای اون بیافته
!من سفارت شما رو با خاک یکسان می‌کنم

00:51:56.313 --> 00:52:00.649
میگم، شما طرفدار حق رای زنان‌اید؟ -
...مهم نیست، اما اگر اتفاقی برای آقای کندی بیافته، من -

00:52:00.720 --> 00:52:03.747
قندی] رو می‌گید. من داشتم]  Suggie ،اوه
.درباره‌ی آلمانیه حرف می‌زدم

00:52:03.824 --> 00:52:06.521
هیچ اتفاقی نمی‌تونه
.بیافته  Suggie برای

00:52:06.594 --> 00:52:09.119
اون توی مدرسه دوسال پشت هم
.سپر شمشیربازی رو بُرد

00:52:09.197 --> 00:52:11.428
...می‌دونید اون مرد بیشترین -
.اوه، نگاه کنید -

00:52:46.010 --> 00:52:47.944
.بعدازظهر بخیر، خانم هانتر -
.بعدازظهر بخیر -

00:52:48.012 --> 00:52:49.947
.الآن می‌تونید برید داخل، عزیزم -
حالش چطوره؟ -

00:52:50.015 --> 00:52:52.609
.دکترها میگن شش تا هشت هفته، نه بیشتر

00:52:52.684 --> 00:52:54.812
.مثل فرفره از جاش می‌پره -
.خیلی خوشحالم -

00:52:54.888 --> 00:52:56.915
 بهتون اجازه دادند
.که اینجا داخل ساختمان بمونید

00:52:56.992 --> 00:52:59.084
،من آلمان نمی‌مونم
.سرهنگ گودهِد

00:52:59.160 --> 00:53:02.187
.فردا برمی‌گردم
.به پدرم تلگراف زدم

00:53:02.264 --> 00:53:05.827
بهش نگفتید؟ -
.نه -

00:53:05.903 --> 00:53:07.995
،ببینید، خانم هانتر
.باید منطقی باشید

00:53:08.071 --> 00:53:10.563
ما خیلی خوش‌شانسیم
.که همه‌چیز اینقدر به خیر گذشت

00:53:10.641 --> 00:53:12.769
 شما که نمی‌خواهید
همه‌چیز رو خراب کنید، می‌خواهید؟

00:53:12.844 --> 00:53:14.779
همه‌چیز رو خراب کنم؟

00:53:14.847 --> 00:53:17.509
.دوئل به‌طور کلی قرار بود حول شما باشه

00:53:17.583 --> 00:53:19.642
 مردم چی میگن
،اگر شما الآن ترکش کنید

00:53:19.718 --> 00:53:22.484
زخمی و تنها در آسایشگاه؟

00:53:22.557 --> 00:53:24.549
طبعا، فکر می‌کردم
.همه‌ی این‌ها رو خودتون می‌فهمید

00:53:24.626 --> 00:53:28.585
وگرنه، برای چی اومدید اینجا؟ -
.برای خداحافظی از آقای کندی -

00:53:28.664 --> 00:53:30.598
.الآن برید داخل، خانم هانتر

00:53:30.666 --> 00:53:34.569
.و نگران صورتحساب‌ها نباشید
.دستور دارند که بفرستندشون به سفارت

00:53:34.637 --> 00:53:36.799
.بعدازظهر بخیر -
.بعدازظهر بخیر -

00:53:36.874 --> 00:53:38.865
.بعدازظهر بخیر، خانم هانتر

00:53:40.245 --> 00:53:42.271
.اوه

00:54:00.871 --> 00:54:02.805
Bitte

00:54:04.308 --> 00:54:07.369
- Guten Tag
بعدازظهر بخیر، خانم هانتر. شما خانم هانترید؟ -

00:54:07.446 --> 00:54:10.643
،اسم من ارنا گونیگه
.و انگلیسی رو واقعا عالی صحبت می‌کنم

00:54:10.716 --> 00:54:13.185
.اوه، چه فوق‌العاده
حالش چطوره؟

00:54:13.253 --> 00:54:18.124
نه می‌تونه بشنوه نه حرف بزنه. برای یک یا دو روز
.خیلی مشکله تا اینکه بانداژها رو دربیاریم

00:54:18.193 --> 00:54:21.822
.زخم خوبی داره
.لب بالاش خیلی تقریبا بریده شده

00:54:21.897 --> 00:54:25.596
.واقعا تقریبا ده سانتیمتر طولشه
.با چاقو هم به این خوبی نمیشد

00:54:25.669 --> 00:54:28.866
درد زیادی می‌کشه؟ -
.اوه، مطمئنا -

00:54:28.939 --> 00:54:31.431
خیلی مرد خوش‌‌شانسیه که
.خرده‌شیشه توی زخمش نداره

00:54:31.509 --> 00:54:34.138
خرده‌شیشه؟ -
.در زمستان ما این خیلی حادثه‌ی متداولیه -

00:54:34.213 --> 00:54:36.909
.برف توی چکمه یخ می‌زنه
.اتاق گرم یخ رو آب می‌کنه

00:54:36.982 --> 00:54:40.852
و تکه‌ی کوچکی از یخ لیز
.منتظر می‌مونه برای پای عجول

00:54:40.922 --> 00:54:45.417
اما افتادن دقیقا داخل پنجره‌ی شیشه‌ای
...سفیر بریتانیا

00:54:45.494 --> 00:54:47.758
.این خیلی متداول نیست -
.نه، البته -

00:54:47.829 --> 00:54:52.165
و باورتون میشه؟
.یک حادثه‌ی دیگه هم در شاخه‌ی کناری داریم

00:54:52.236 --> 00:54:56.571
.یک افسر. پیشانیش بُریده
.دوازده بخیه

00:54:56.641 --> 00:54:59.907
.عجب هم‌آیندی -
.حالا میرم که اتاقتون رو آماده کنم -

00:54:59.979 --> 00:55:03.381
اینجا می‌مونید، نه؟ -
.بله، پرستار اِرنا، می‌مونم -

00:55:03.449 --> 00:55:07.547
،اگر می‌خواهید باهاش صحبت کنید
.لطفا داد را بزنید

00:55:28.281 --> 00:55:30.841
.به دردسر وحشتناکی انداختمت

00:55:30.917 --> 00:55:33.284
.دردسر وحشتناک

00:55:33.354 --> 00:55:35.949
.تو هم من رو به دردسر انداختی

00:55:38.159 --> 00:55:40.094
.من می‌بخشمت

00:55:40.162 --> 00:55:42.460
 می‌خواهی برای اطرافیانت
در انگلیس نامه بنویسم؟

00:55:42.531 --> 00:55:46.263
پدر و مادر؟ برادر؟ خواهر؟

00:55:46.336 --> 00:55:48.860
نامزد؟

00:55:50.505 --> 00:55:52.439
اوه، کیف پولت رو می‌خوای؟

00:55:59.312 --> 00:56:03.906
اوه، خاله‌ات. نشانی‌اش کجاست؟
[خاله‌ی مهربانت. مارگارت هارمیلتون]

00:56:03.907 --> 00:56:07.905
 خواهرزاده‌ی عزیزم، به‌نظر میاد مهمان‌نوازی باشگاهتون رو
 .به مهمان‌نوازی من ترجیح میدی

00:56:07.906 --> 00:56:12.905
 از این‌رو پیشنهاد می‌کنم که در آینده تمام این حیواناتت
.با بوی عجیب‌شون رو هم به باشگاهت بفرستی
.لطفا ورق بزنید

00:56:14.389 --> 00:56:16.548
.ظاهرا خاله‌ات نامه رو کوتاه دوست داره

00:56:17.622 --> 00:56:20.022
چی باید بهش بگم، حقیقت رو؟

00:56:21.492 --> 00:56:24.153
حادثه؟
حادثه موقع شکار؟

00:56:25.627 --> 00:56:28.789
می‌دونی ستوان یکم کرچمار-شولدورف اینجاست؟

00:56:28.863 --> 00:56:31.923
.زخم خیلی بدی روی پیشانیش داره

00:56:31.999 --> 00:56:33.931
هشت‌تا بخیه؟

00:56:33.999 --> 00:56:36.626
.اوه، اون دوازده‌تا بخیه داره

00:56:38.202 --> 00:56:41.398
.این هم رفع خستگی، خانم هانتر
.بعدش باید برای امروز راهی بشید

00:56:41.471 --> 00:56:44.700
چه مواقعی می‌تونه ملاقاتی داشته باشه؟ -
.چهارشنبه روز ملاقاته، خانم هانتر -

00:56:44.773 --> 00:56:48.675
هر چهارشنبه؟ -
.هر چهارشنبه از 3:00 تا 5:00 بعدازظهر -

00:56:48.743 --> 00:56:51.574
ساعت 5:00 بعدازظهر زنگی به‌صدا درمیاد
.برای پایان ساعت ملاقاتی

00:56:58.250 --> 00:57:01.944
- Auf Wiedersehen
- Auf Wiedersehen

00:57:26.233 --> 00:57:31.100
.شما بفرمایید، قربان -
- Bitte sehr. Darin

00:57:31.170 --> 00:57:33.797
چی میگه، آبری؟ -
.فکر کنم می‌خواد ما اول بریم، قربان -

00:57:33.871 --> 00:57:35.803
نمی‌تونیم چنین کاری کنیم، می‌تونیم؟

00:57:37.105 --> 00:57:40.836
.شما و من، می‌دونید، با هم

00:57:40.909 --> 00:57:43.240
Bitte sehr

00:57:51.949 --> 00:57:56.816
Ach, wie nett. Was kِnnen sie bloss sein -
- Keine Ahnung

00:57:56.885 --> 00:58:00.717
.Englنnder -
.Danke, danke, Frنulein -

00:58:00.787 --> 00:58:05.224
 فکر می‌کردم هیچکس به‌اندازه‌ی یک افسر آلمانی
.نمی‌تونه سیگار بکشه

00:58:05.292 --> 00:58:07.850
 حالا می‌بینم یک افسر بریتانیایی
.می‌تونه ازش پیش بیافته

00:58:07.926 --> 00:58:11.553
،و نه فقط در سیگارکشیدن
.پرستار ارنای عزیزم

00:58:11.627 --> 00:58:13.686
و دیگه در چی همینطور؟

00:58:13.763 --> 00:58:17.528
،خوردن، نوشیدن، عشق‌بازی
.سیبیل بلند کردن

00:58:17.599 --> 00:58:20.828
.خانم هانتر، می‌خوام سیبیل بلند کنم
نظرتون چیه؟

00:58:20.900 --> 00:58:25.268
.عالیه. سواره‌نظام‌مون فکرش رو انداخت توی سرت -
.تو همیشه دستم رو می‌خونی -

00:58:25.337 --> 00:58:28.737
دیدمشون که از دهلیز رد می‌شدند
.سیبیل‌هاشون ازشون پیش می‌اومد

00:58:28.806 --> 00:58:30.738
.دم درب تقریبا یک واقعه‌ی دیپلماتیک راه انداختند

00:58:30.806 --> 00:58:34.263
برخورد کردند به گروهی از «اولان»ها
...که داشتند می‌اومدند

00:58:34.342 --> 00:58:38.640
،خانم هانتر عزیزم
.سربازها واقعه‌ی نظامی راه می‌اندازند

00:58:38.711 --> 00:58:40.645
.دیپلماسی رو می‌سپارن به دیپلمات‌

00:58:40.713 --> 00:58:44.808
یک افسر آلمانی اگر بود سیبیل‌اش رو می‌تراشید
.که نشون بده جای زخم داره

00:58:44.883 --> 00:58:47.975
 این دقیقا یکی از نقاط افتراق ماست
.پرستار ارنای عزیزم

00:58:48.051 --> 00:58:51.450
از من با سیبیل خوشتون میاد، خانم هانتر؟ -
از کجا می‌دونید می‌تونید سیبیل بلند کنید؟ -

00:58:51.519 --> 00:58:56.512
 پرستار ارنا، پرستار ارنا، آیا
توهین به بیماران مجازه؟

00:58:56.590 --> 00:59:02.322
آیا برداشتی دارید از نقشه‌ی سیبیل عظیم من؟ -
.شما مدل سیبیلی هستید -

00:59:04.329 --> 00:59:06.158
.ممنونم

00:59:08.930 --> 00:59:11.489
...با خودش بُرد
.همه‌اش داره جمع و جور می‌کنه

00:59:11.565 --> 00:59:15.465
...پرستار ارنا، کجاست این
.ممنونم

00:59:15.534 --> 00:59:19.401
ارتش بریتانیا در برلین بهش خوش می‌گذره؟ -
.در کلیت، بله -

00:59:19.470 --> 00:59:23.098
 دیروز ناهار رو در سالن غذاخوری
.وابسته به هنگ «پاسداران نخست سواره‌نظام» خوردند

00:59:23.172 --> 00:59:25.697
قیصر سخنرانی کرد
.و شاهزاده‌ی وِیلز سخنرانی کرد

00:59:25.775 --> 00:59:28.299
سخنرانی درباره‌ی چی؟ -
.هیچکس به‌یاد نمیاره -

00:59:28.376 --> 00:59:31.344
کِی برمی‌گردند لندن؟ -
یک هفته‌ی دیگه. می‌خواهی همراهی‌شون کنی؟ -

00:59:31.412 --> 00:59:34.039
.خب، مطمئنا یک قطار مخصوص دارن -
.همیشه میشه امتحان کرد -

00:59:34.113 --> 00:59:36.876
یا می‌تونی پنج هفته دیگه بمونی
.و با من برگردی

00:59:36.948 --> 00:59:38.916
.مراقبت زیادی از من باید بشه -
.بدون شک -

00:59:38.984 --> 00:59:41.246
.هیچ جوابی ندادی
می‌مونی یا نمی‌مونی؟

00:59:41.317 --> 00:59:43.250
،اگر بمونی
.شاید یه شغل دیگه گیر بیاری

00:59:43.318 --> 00:59:45.877
.ببینیم چی میشه
می‌خواهیم ورق بازی کنیم؟

00:59:45.953 --> 00:59:49.389
از پرستار ارنا خواستم بریج راه بندازه برای
.چهار نفر. نمی‌خواهیم حوصله‌مون سر بره

00:59:49.457 --> 00:59:53.891
سرپرستار داره براتون یه جفت مناسب پیدا می‌کنه
.که بعد از شام باهاش بازی کنید

00:59:53.958 --> 00:59:57.359
اما نباید بعد از 10:30 در دیرترین حالت
.بیدار بمونید

00:59:57.429 --> 00:59:59.487
.بهتون قول میدم، پرستار ارنا -
تو بازی می‌کنی؟ -

00:59:59.563 --> 01:00:03.497
.whist فقط -
.بازی کنیم  double dummy آسونه. بیا یه دست امتحانی -

01:00:03.565 --> 01:00:05.590
.یه چراغ میارم

01:00:05.667 --> 01:00:09.192
.شاگرد خوبی هستی، ایدیث
.بهت 32,000 پوند بدهکارم

01:00:09.268 --> 01:00:11.498
.سکه می‌اندازم که دوبرابر شه یا صفر -
.قبوله -

01:00:12.871 --> 01:00:15.964
خب، چیه؟ -
.شیر... نه، منظورم خطه -

01:00:16.040 --> 01:00:19.530
.شیره
.صفر شدیم

01:00:19.608 --> 01:00:25.169
این هم از سیگار. اما خواهش می‌کنم
.یادتون باشه که سیگارکشیدن براتون بده

01:00:25.245 --> 01:00:28.644
- Ich liebe Sie, Nurse Erna.
.شما یک فرشته‌اید، پرستار ارنا -

01:00:28.713 --> 01:00:32.046
.مهمون‌هامون‌اند -
در رو براشون باز می‌کنید؟

01:00:54.095 --> 01:00:57.189
,Frau von Kalteneck
Oberleutnant Kretschmar-Schuldorff

01:00:57.265 --> 01:00:59.199
.خانم هانتر، آقای کندی

01:00:59.267 --> 01:01:01.200
Ich hoffe Sie werden sich
gut unterhalten

01:01:01.268 --> 01:01:03.201
حالتون چطوره؟ -
حالتون چطوره؟ -

01:01:03.268 --> 01:01:05.532
.کرچمار-شولدورف -
.بله، می‌دونم -

01:01:05.604 --> 01:01:09.232
Danke sehr

01:01:09.307 --> 01:01:11.796
.خیلی خوشحالم که اومدید

01:01:13.309 --> 01:01:15.709
به تئو قول دادم
.یک سخنرانی کوتاه بکنم

01:01:15.778 --> 01:01:18.940
.دوست داشت خودش سخنرانی کنه -
.خیلی زیاد -

01:01:19.013 --> 01:01:21.775
:تئو فقط دو عبارت انگلیسی بلده

01:01:21.848 --> 01:01:24.315
."خیلی زیاد" و "نه خیلی زیاد"

01:01:24.382 --> 01:01:27.077
- ?Stimmt's, Theo
.خیلی زیاد -

01:01:27.151 --> 01:01:30.347
.دوست داشت پیش‌تر بیاد خدمتتون -
.خیلی زیاد -

01:01:30.420 --> 01:01:34.617
فقط می‌ترسید کسی نتونه
.حرف‌هاش رو براتون ترجمه کنه

01:01:34.690 --> 01:01:36.747
.خانم هانتر آلمانی حرف می‌زنه

01:01:36.823 --> 01:01:38.757
She sprechen German

01:01:38.825 --> 01:01:41.451
Nicht sehr gut

01:01:41.526 --> 01:01:45.120
Ich finde Sie reden
ausgezeichnet

01:01:45.195 --> 01:01:48.994
 تئو شنیده که شما
.در لشکرکشی آفریقای جنوبی نقش داشتید

01:01:49.065 --> 01:01:51.498
- Ja, ja
.و مدال خیلی مشهوری برنده شدید -

01:01:51.566 --> 01:01:55.762
- Ja, Victoria... Uh. Ja, cross
- Victoria Cross

01:01:55.835 --> 01:02:00.770
به شما حسادت می‌کنه چون یک افسر آلمانی
.فقط از روی روزنامه‌ها از جنگ مطلع میشه

01:02:00.838 --> 01:02:03.966
.و اکثرا به غلط -
.و اکثرا به غلط -

01:02:04.041 --> 01:02:07.372
بیاین یه نوشیدنی بخوریم؟ شِری؟ -
.عاشق یه گیلاس شری‌ام -

01:02:07.443 --> 01:02:11.844
شما شری دوست دارین؟ -
.نه خیلی زیاد -

01:02:11.912 --> 01:02:15.005
پورت؟

01:02:15.081 --> 01:02:17.605
،ایشون و من
.می‌نوشیم  "Kirchwater" ما

01:02:17.683 --> 01:02:20.309
Kirchwasser

01:02:20.384 --> 01:02:22.647
."Kirchwater" .بله، درسته
شما دوست دارین؟

01:02:22.719 --> 01:02:24.845
.خیلی، خیلی زیاد

01:02:24.920 --> 01:02:27.410
.بذارید کمکتون کنم

01:02:35.393 --> 01:02:37.657
با برلین آشنا هستید، آقای کندی؟

01:02:37.729 --> 01:02:41.223
،«هتل کایزرهوف»، «سفارت بریتانیا»
،«کافه های‌هِن‌زولن»

01:02:41.301 --> 01:02:46.244
 و ورزشگاه
.«سربازخانه‌ی «اولان‌های دوم

01:02:46.312 --> 01:02:49.249
 امیداورم بتونیم
.بیشتر از این نشونتون بدیم

01:02:49.318 --> 01:02:51.845
- ?Eine Zigarette, Oberleutnant
- Furchtbar nett. Danke sehr

01:02:51.923 --> 01:02:56.661
اُپرا دوست دارید؟ کنسرت؟ -
.سوارکاری، شکار یا چوگان رو ترجیح میدم -

01:02:56.732 --> 01:02:59.794
،من شیفته‌ی شکارم
.و عاشق ورزش

01:03:01.441 --> 01:03:03.377
Interessieren Sie sich
für Sport, gnنdige Frنulein

01:03:03.445 --> 01:03:05.507
Nein, ich habe keinerlei Talent
für Sports

01:03:05.584 --> 01:03:07.518
.ورق برای هم‌بازی‌ها

01:03:11.226 --> 01:03:13.163
.شما و من -
- Sie und ich

01:03:15.802 --> 01:03:18.899
چی میگه؟ -
.امیدوارم بتونیم هر شب بازی کنیم -

01:03:18.975 --> 01:03:22.176
.اوه، بله. ترجیحا -
.خیلی زیاد -

01:03:42.821 --> 01:03:46.818
.ببین -
.اوه، بیبی‌فیس، یک دقیقه کارت دارم -

01:03:46.896 --> 01:03:50.097
چی هست، حساب‌های آسایشگاهه؟ -
.آره -

01:03:50.170 --> 01:03:52.731
میشه لطف کنی توضیح بدی
معنی زهرماری این مورد چیه؟

01:03:52.807 --> 01:03:55.643
چهل دست ورقِ بازی؟ -
.اوه، اون -

01:03:55.713 --> 01:03:57.650
.برای کازینوی مونته‌ کارلو کفایت می‌کنه

01:03:57.718 --> 01:04:00.348
.با خانم هانتر درباره‌اش صحبت کردم
...ولی ایشون گفتن شب‌ها خیلی طولانی بود

01:04:00.423 --> 01:04:04.454
.در زمستان کار زیادی برای انجام‌دادن نیست  Stolpchensee در -
.خیلی‌خب -

01:04:04.531 --> 01:04:07.263
تو اصلا هیچ کار می‌کنی؟ -
چی؟ -

01:04:07.335 --> 01:04:10.796
.اوه، این‌ها. امسال اولین‌باره
.اغراق نمی‌کنم

01:04:10.875 --> 01:04:15.180
خب، بپا سرما نخوری. این آسایشگاه‌ها
.کاسبی گرونیه

01:04:15.251 --> 01:04:17.551
خانم هانتر دارن برمی‌گردن انگلیس؟ -
.تا جایی که من می‌دونم -

01:04:17.622 --> 01:04:21.357
.امیدوارم با هزینه‌ی ما نباشه -
.خدای بزرگ، نه. خودش درهرصورت داشت می‌رفت -

01:04:21.430 --> 01:04:24.459
.اگه اینطوره، کندی هم داشت می‌رفت -
.می‌دونم -

01:04:24.536 --> 01:04:26.802
.یه بلیط برگشت داره
.منقضی شده

01:04:26.874 --> 01:04:29.367
.خیلی‌خب. براش یکی جدید بخر -
.باشه -

01:04:29.445 --> 01:04:31.381
 حواست باشه کندی
.اون بلیط قدیمیش رو هم بهت بده

01:04:31.449 --> 01:04:33.385
.از «کوکز» تقاضای پرداخت مجدد می‌کنیم

01:04:33.453 --> 01:04:37.654
.اون‌ها مال تئو ان
.بذارشون همراه ساعت زنگ‌دار

01:04:39.264 --> 01:04:41.827
بستن چمدان خودت چطور پیش میره؟ -
.کُند -

01:04:41.903 --> 01:04:43.838
.خب، پس بهتره بجنبی

01:04:43.906 --> 01:04:46.035
.مشکلی پیش نمیاد -
.اینقدر مطمئن نباش -

01:04:46.110 --> 01:04:48.776
اگر بخواهیم اول بریم سفارت
.فقط نیم ساعت وقت داریم

01:04:48.850 --> 01:04:52.118
.اینقدر سرگردان نباش -
!سرگردان نیستم -

01:04:52.190 --> 01:04:54.125
.خونسردی‌ات رو حفظ کن

01:04:54.192 --> 01:04:57.029
ببینم، دختر خوب، چی شده؟

01:04:57.099 --> 01:04:59.399
.ایدیث، ببینم
مشکل چیه؟

01:04:59.470 --> 01:05:01.941
 بخاطر این نیست
که دیروز صدات نکردم که؟

01:05:02.009 --> 01:05:04.981
.می‌دونی که فراو وون کالتنک دیشب حرکت کرد سمت جنوب -
واقعا؟ -

01:05:05.048 --> 01:05:07.279
می‌دونستی داره میره؟ -
.فراموش کرده بودم -

01:05:07.351 --> 01:05:09.618
تقصیر من نیست که
تو از اسب خوشت نمیاد، هست؟

01:05:09.690 --> 01:05:12.662
.رفتیم دیدن اصطبل‌های سوارکاریش
.حیوان‌های محشری داره

01:05:12.729 --> 01:05:16.794
.گرچه یه‌کم چاق بودن
.ببینم، دختر خوب. گریه نکن

01:05:16.871 --> 01:05:20.310
.فرض کن یکی بیاد داخل -
.هیچکس نمیاد داخل -

01:05:20.377 --> 01:05:22.506
.ببین

01:05:24.886 --> 01:05:27.517
قول میدم اولین شبی
.که برگردیم لندن ببرمت بیرون

01:05:27.592 --> 01:05:29.529
،تئاتر علیاحضرت
.«آخرین مردان خوش‌پوش‌»

01:05:29.597 --> 01:05:32.123
.میگن نمایش وحشتناکْ خوبیه

01:05:32.200 --> 01:05:34.329
...ولی روزنامه‌ها میگن -
کدوم روزنامه؟ منظورت چیه؟ -

01:05:34.404 --> 01:05:36.340
بخاطر همین داری گریه می‌کنی؟

01:05:36.408 --> 01:05:42.045
روزنامه‌ها میگن نمایشی در
.«تئاتر علیاحضرت اجرا می‌شده به‌اسم «اولیس

01:05:44.291 --> 01:05:48.527
ستوان یکم کرچمار-شولدورف
.کتاب‌هاتون رو پس داده، آقای کندی

01:05:48.599 --> 01:05:51.400
.داره میاد دیدنتون

01:05:51.472 --> 01:05:54.876
.اوه، باید عجله کنم -
.آره. توی سالن می‌بینمت -

01:05:58.718 --> 01:06:01.690
.با این‌ها چیکار کنم؟ من آلمانی بلد نیستم
.خانم هانتر این‌ها رو برام گرفت

01:06:01.758 --> 01:06:06.096
.می‌تونید به کتابخانه‌ی ما هدیه‌شون کنید -
.هوشمندانه‌ست، پرستار ارنا -

01:06:06.166 --> 01:06:09.764
ولی باید اسم‌ام رو داخلشون بنویسم
...که اسم کلایو کندی

01:06:09.839 --> 01:06:13.301
.زنده بمونه  Stolpchensee تا ابد در گوشه‌ای از -

01:06:16.320 --> 01:06:20.590
می‌تونم بیام داخل؟ -
.بیا داخل، اسب پیر من، اسب‌دوان پیر من -

01:06:23.133 --> 01:06:26.069
- ?Wo ist Edith
.چمدان می‌بنده -

01:06:26.137 --> 01:06:29.737
?Wieso packing
?Wieso packing

01:06:29.813 --> 01:06:32.978
Und Sie؟ .خب، البته
?How much longer Sie

01:06:33.051 --> 01:06:37.583
- Oh, ich, eine week, oder...
دو هفته؟ -

01:06:37.661 --> 01:06:40.792
Ja .دو هفته

01:06:40.867 --> 01:06:43.269
اِ

01:06:43.338 --> 01:06:46.834
.کلایو، ایدیث آمد اینجا ترجمه -
.من می‌تونم ترجمه کنم -

01:06:46.912 --> 01:06:51.284
.مزاحم ایدیث نشو -
.وگرنه هیچ‌وقت حاضر نمیشه

01:06:51.354 --> 01:06:54.119
برم خانم هانتر رو بیارم؟

01:06:54.191 --> 01:06:57.188
،بریم سفارت  Ich mussen
.مرد

01:06:57.266 --> 01:07:00.465
.لندن  nach بلیطم رو بگیرم

01:07:00.538 --> 01:07:04.536
Ja. Bitte, wollen Sie
das gnنdige Frنulein hier holen?

01:07:05.548 --> 01:07:07.849
نوشیدنی؟ -
- Nein,

01:07:07.920 --> 01:07:09.854
.الآن نه -
.خیلی‌خب -

01:07:11.159 --> 01:07:14.394
امروز چه آتشی به جان همه افتاده؟

01:07:15.635 --> 01:07:21.078
کلایو، تو و من، دوست، بله؟

01:07:21.145 --> 01:07:23.081
یا نه؟

01:07:23.149 --> 01:07:26.383
.البته که دوستیم

01:07:27.423 --> 01:07:30.089
...ما باید

01:07:30.163 --> 01:07:32.098
.دوباره دوئل کنیم

01:07:32.166 --> 01:07:36.128
دیکشنری‌ات کجاست، مرد؟
.حتما دوتا صفحه‌ات چسبیده‌ان به هم

01:07:37.643 --> 01:07:41.174
...من عاشق

01:07:41.251 --> 01:07:43.619
...ا

01:07:43.689 --> 01:07:46.217
Jetzt habe ich das Wort vergessen

01:07:47.730 --> 01:07:50.793
.خانم هانترت‌ام

01:07:51.905 --> 01:07:53.897
.دوباره بگو

01:07:55.478 --> 01:08:00.443
.من عاشق خانم هانترت‌ام

01:08:07.001 --> 01:08:11.704
.خُل شدی -
Nein. Ich nein خل -

01:08:11.777 --> 01:08:13.713
...تو خُل

01:08:13.781 --> 01:08:18.051
.چون خانم هانتر... عاشق منه

01:08:21.829 --> 01:08:24.026
.تبریک میگم
کی این اتفاق افتاد؟

01:08:24.100 --> 01:08:27.163
چرا من چیزی نفهمیدم؟ -
دوئل نه؟ -

01:08:27.240 --> 01:08:31.340
می‌جنگم  Ich دوئل؟ من؟
.با هرکس که بخواد جلوش رو بگیره

01:08:31.415 --> 01:08:34.148
حالا یه نوشیدنی می‌خوری؟ -
.نوشیدنی دوبل -

01:08:34.221 --> 01:08:37.456
،می‌دونی، پسر
.ایدیث هیچوقت نامزد من نبود

01:08:37.528 --> 01:08:41.160
.Ach, fiancée. Das ist das Wort das ich nicht finden konnte -
.نه، نامزد من نبود -

01:08:41.235 --> 01:08:44.695
،دختر دلرباییه. دختر شیرینیه
.اما نامزد من نبود

01:08:44.773 --> 01:08:47.108
.نوش -
.برو بالا -

01:08:50.318 --> 01:08:52.253
- Herein.
.بیا داخل -

01:08:52.321 --> 01:08:56.193
.آه، پرستار ارنا
.بیا یه نوشیدنی بخور

01:08:56.263 --> 01:08:58.856
نامزد کجاست؟ -
- ?Dass sie will nicht kommen

01:08:58.931 --> 01:09:01.660
نمیاد پایین؟
.ما می‌ریم بالا. بیا تئو

01:09:01.733 --> 01:09:03.893
.لحظه، لحظه
Die Flaschen

01:09:03.967 --> 01:09:06.400
.و گیلاس‌ها

01:09:21.944 --> 01:09:24.569
.ایدیث

01:09:27.013 --> 01:09:31.108
.بیاید داخل -
.ایدیث، فرزندم. احساس یک پدر سربلند رو دارم -

01:09:31.182 --> 01:09:34.706
واقعا، کلایو؟ چرا؟ -
باید بدمت بری، مگه نه؟ -

01:09:34.783 --> 01:09:37.946
.کی به تو گفت؟ - من گفتم -
.به آلمانی مضاعف سلیس -

01:09:38.020 --> 01:09:41.350
Das einzige Wort
das ich nicht finden konnte war fi

01:09:41.420 --> 01:09:43.148
Fiancée -
Fiancée, ja -

01:09:43.221 --> 01:09:45.086
.یه سلامتی

01:09:45.155 --> 01:09:48.556
،این برای خوشبختی نامزدم
.که هیچوقت نامزدم نبود

01:09:48.625 --> 01:09:52.148
و این برای مردی که پیش از آشنا شدن با من
.سعی کرد من رو بکُشه

01:09:52.225 --> 01:09:54.159
.نوش -
.نوش -

01:09:55.595 --> 01:09:59.961
اجازه دارم عروس رو ببوسم؟ -
.چرا اجازه می‌گیری؟ من اجازه نگرفتم -

01:10:02.798 --> 01:10:05.358
.خداحافظ کلایو -
.خداحافظ، ایدیث، دختر خوب -

01:10:12.671 --> 01:10:15.070
.امیدوارم زمانی دوباره همدیگر رو ببینیم

01:10:15.139 --> 01:10:16.900
.مطمئنم خواهیم دید

01:10:21.509 --> 01:10:23.567
،حالا، گوش کن چی میگم
.ای حرومزاده

01:10:23.643 --> 01:10:25.905
 یک کلمه از چیزی که می‌خوام بگم
...رو هم نمی‌فهمی، اما

01:10:25.977 --> 01:10:31.675
من اومدم برلین که یک جاسوس رو پیدا کنم، و دوتا
.از والاترین آدم‌هایی که به‌عمرم دیدم رو پیدا کردم

01:10:33.315 --> 01:10:37.511
،به دست تو، ای پروسیِ کله‌شق
.این دختر رو امانت می‌سپرم

01:10:37.583 --> 01:10:42.109
،و اگر مراقبش نباشی
.تمام انگلیس رو علیه‌ات بلند می‌کنم

01:10:42.186 --> 01:10:44.812
یِ بوگندوت  Stolpchensee نیروی دریایی
.رو تحریک خواهد کرد

01:10:44.887 --> 01:10:49.050
 و من ارتش رو رهبری می‌کنم
...و ما  ،Unter den Linden به‌سوی

01:10:50.924 --> 01:10:52.856
،کلایو

01:10:52.924 --> 01:10:57.417
انگلیسی من
،خیلی زیاد نیست

01:10:57.494 --> 01:11:00.825
...اما دوستیِ من برای تو

01:11:02.195 --> 01:11:04.494
.خیلی زیاده

01:11:09.701 --> 01:11:12.794
.امیدوارم درس لعنتیِ خوبی گرفته باشی، کندی -
.بله، قربان -

01:11:12.869 --> 01:11:16.428
مشکل شما جوان‌ها اینه که
.همیشه می‌خواهید برید همه‌چیز رو تغییر بدید

01:11:16.504 --> 01:11:18.437
و نتیجه چیه؟

01:11:18.505 --> 01:11:21.939
تمام مرخصیت رو
.در یک آسایشگاه پُر از اجنبی می‌گذرونی

01:11:22.007 --> 01:11:24.839
 یک‌عالم خرج روی دست
.خزانه‌داری می‌گذاری

01:11:24.909 --> 01:11:27.570
.و مایه‌ی کج‌خلقی وزارت امور خارجه میشی

01:11:27.644 --> 01:11:29.769
.بله، خیلی کج‌خلق

01:11:29.844 --> 01:11:32.903
و چی در ازاش گیرت اومد؟
.زیبایی‌ات ازبین رفت

01:11:32.979 --> 01:11:34.913
.قبلش هم شبیه ژورنال مُد نبودی

01:11:34.981 --> 01:11:38.436
.تعجب می‌کنم اگر زنی الآن بیش از یک‌بار نگاهت کنه -
.من هم همینطور، قربان -

01:11:38.515 --> 01:11:41.915
 وقتی ژانویه اومدی اینجا، خیلی صریح
.بهت گفتم این مسئله به تو مربوط نمیشه

01:11:41.984 --> 01:11:45.281
.کارِ سفارته -
.خب، قربان، فکر کردم شانسم رو امتحان کنم -

01:11:45.353 --> 01:11:48.583
شانس؟
شانس؟

01:11:48.655 --> 01:11:51.623
 تو با شغلی که داری
.ازپسِ شانسْ امتحان کردن برنمیای، پسرم

01:11:51.690 --> 01:11:55.624
 ،تو به‌عنوان شغل اومدی توی ارتش
مگه نه؟ پنج دقیقه که نیومدی؟

01:11:55.692 --> 01:11:59.353
.داشتی جلوه‌ی خوبی از خودت نشون می‌دادی
...بعد رفتی خودت رو قاطی این مهملات کردی

01:11:59.427 --> 01:12:01.985
و خیلی نزدیک شدی
.به اینکه پرتت کنن بیرون

01:12:02.061 --> 01:12:05.086
نمی‌خواهی که پرتت کنن بیرون، می‌خواهی؟ -
نه، قربان؟ -

01:12:05.163 --> 01:12:07.096
.خب، بذار یه چیز رو بهت بگم

01:12:07.164 --> 01:12:10.860
خودت رو درگیر مسائلی که ازش سر در نمیاری نکن
.تا اینقدر خرابکاری نزنی

01:12:10.934 --> 01:12:12.866
.هیچوقت بی‌گدار به آب نزن

01:12:12.934 --> 01:12:17.301
،خونسرد باش، دهنت رو ببند
.و  عین طاعون از سیاست‌مدارها دوری کن

01:12:17.370 --> 01:12:20.896
.این راه دوام آوردن توی ارتشه -
.ممنون، قربان -

01:12:28.410 --> 01:12:30.343
علاقه داری امشب در باشگاه من شام بخوری؟

01:12:30.411 --> 01:12:33.900
.ببخشید، قربان. با کسی دارم میرم تئاتر -
خوشگله؟ -

01:12:33.978 --> 01:12:36.502
.تابحال ندیدمش، قربان

01:12:36.580 --> 01:12:39.413
.هنوز یه‌کم خُلی، پسرم

01:12:39.483 --> 01:12:41.641
خب، امیدوارم سن‌ات که میره بالا
.پیشرفت کنی

01:12:44.283 --> 01:12:46.309
.خوشحال باش، پسرم

01:12:48.986 --> 01:12:50.919
.بله، قربان

01:13:03.895 --> 01:13:07.851
Father, whose oath
in hollow hell is heard

01:13:07.929 --> 01:13:09.863
whose act is lightning
after thunder word

01:13:09.931 --> 01:13:13.126
a boon, a boon
that I compassion find

01:13:13.199 --> 01:13:16.166
for one, the most
unhappy of mankind

01:13:16.234 --> 01:13:21.694
- How is he named?
- Ulysses, he who planned to take the towered city ofTroy land

01:13:21.772 --> 01:13:25.603
- ?What wouldst thou
- This, that he at the last may view

01:13:25.672 --> 01:13:30.404
- the smoke of his own fire upcurling blue.
- ?Where abides the man

01:13:30.476 --> 01:13:34.466
Calypso this long while detains him
in her languorous ocean isle

01:13:34.544 --> 01:13:39.377
Father of gods, this man hath stricken
blind my dear son Polyphemus

01:13:39.447 --> 01:13:44.143
With wind, with roaring waves,
I may let him be hurled from sea to sea

01:13:44.215 --> 01:13:47.048
- and dashed about the world.
- Peace, children.

01:13:47.118 --> 01:13:49.711
From your shrew reviling cease

01:13:49.787 --> 01:13:53.983
Hermes, command Calypso
to release Ulysses

01:13:54.055 --> 01:13:56.544
and to waft him over seas

01:13:56.623 --> 01:14:00.488
Ulysses shall return

01:14:00.557 --> 01:14:03.048
Cloud gatherer, stay

01:14:03.126 --> 01:14:06.458
Yet canst thou work
in mischief on the way

01:14:06.529 --> 01:14:09.291
Ere he touch at last
his native shore

01:14:09.362 --> 01:14:12.421
Ulysses must abide one labor more

01:14:13.865 --> 01:14:18.322
ممنونم. بار کجاست؟ -
.عزیزم، جلوی خودت رو بگیر -

01:14:23.470 --> 01:14:27.767
.اونجاست Suggie ،نگاه کن -
واقعا، عزیزم؟ کجا؟ -

01:14:27.839 --> 01:14:30.432
Suggie

01:14:30.507 --> 01:14:33.566
Suggie

01:14:33.643 --> 01:14:36.611
- Suggie!
- Thou, Father, in thy youth

01:14:36.678 --> 01:14:39.906
didst feel at least
for mortal women rue

01:14:39.978 --> 01:14:42.037
To Leda, Leto, Danae, we are told

01:14:42.114 --> 01:14:44.638
didst surely on occasion tender

01:14:44.715 --> 01:14:48.079
 اون دختر کنار کلایو کیه، عزیزم؟ -
می‌شناسیش؟

01:14:48.149 --> 01:14:51.447
.واقعیت اینه که می‌شناسم -
خب، عزیزم، اون کیه؟ -

01:14:51.518 --> 01:14:54.645
.مطمئنم خواهرش رو در برلین ملاقات کرده

01:14:54.720 --> 01:14:56.846
عزیزم، چرا اینقدر رمز و راز؟

01:14:56.922 --> 01:15:00.913
اون کیه؟ -
.مربی خصوصی خواهرزاده‌ام. یک خانم هانتری -

01:15:00.990 --> 01:15:05.516
عجایب هیچ‌وقت تمام نمیشن. سیبیل گیپلین
.بدون مادرش اومده بیرون، و تازه همراه هاپی

01:15:05.758 --> 01:15:09.522
.خب، مگه نمی‌دونستید، آقای کندی؟ اون‌ها ازدواج کردند -
هاپی و سیبیل؟ -

01:15:09.593 --> 01:15:12.992
بیش از یک ماه پیش. خانواده
.کاملا غافلگیر شدند

01:15:13.061 --> 01:15:15.051
.خیلی رومانتیک و ناگهانی بود

01:15:15.129 --> 01:15:17.062
.همینجا در همین تئاتر با هم آشنا شدند

01:15:17.130 --> 01:15:20.860
 می‌دونم. ظاهرا
.مادرزادْ دلال ازدواجم من

01:15:22.332 --> 01:15:25.595
.سلام، پِبل -
.ارباب کلایو -

01:15:31.804 --> 01:15:34.237
.خاله‌تون خوابه -
.خیلی‌خب، مزاحمش نشو -

01:15:34.306 --> 01:15:36.672
.امشب حالش رو نداشتم برم باشگاه

01:15:36.742 --> 01:15:39.539
مریض که نیستید، ارباب کلایو؟ -
.نه -

01:15:39.610 --> 01:15:44.448
ببین، پبل. وقتی آقای پبل رو
به خاک سپردی چه احساسی داشتی؟

01:15:44.518 --> 01:15:47.386
.اون موقع خیلی هم بد نبود، ارباب کلایو
.کار برای انجام‌دادن زیاد بود

01:15:47.455 --> 01:15:50.481
.بعدش بود که بد شد، اگه منظورم رو می‌فهمید -
.همم -

01:15:50.558 --> 01:15:54.964
.امیدوارم از خاک‌سپاری نیومده باشید، قربان -
.نه، از تئاتر میام -

01:15:55.033 --> 01:15:56.967
.اما از یک نظر عین همون بود

01:15:57.035 --> 01:16:00.904
نمایش غم‌انگیزی بود؟ -
.به عکس، یک نمایش موزیکال بود -

01:16:00.973 --> 01:16:03.374
تخت داخل اتاق دنج مرتبه؟ -
.نه، قربان -

01:16:03.444 --> 01:16:06.106
اما یک دقیقه هم طول نمی‌کشه
.اگه براتون مهم نباشه روی پتو بخوابید

01:16:06.180 --> 01:16:08.775
.وقت نیست ملحفه‌ها رو هوا بدم
...بانو مارگارت یه تغییراتی دادند

01:16:08.850 --> 01:16:12.515
.پبل
اون پایین چه خبره؟

01:16:12.589 --> 01:16:17.323
قراره بمونم؟ -
.فکر کنم، چون هیچ مردی هم اینجا نیست که پرتت کنه بیرون -

01:16:17.395 --> 01:16:21.356
ببینم، کی سرهای آفریقای جنوبی من رو زده به دیوار؟ -
.نمی‌دونم -

01:16:21.435 --> 01:16:25.269
خیلی هم بد نیستن، نه؟ -
.نه -

01:16:25.338 --> 01:16:28.310
پبل، اینقدر مثل یک مرغ پیر سروصدا نکن
.و برو بگیر بخواب

01:16:28.378 --> 01:16:30.403
.بله، بانوی من

01:16:31.982 --> 01:16:34.711
.شب بخیر، ارباب کلایو -
.شب بخیر -

01:16:34.784 --> 01:16:39.691
.حالا، شرط مساوی می‌بندم که یک فاجعه‌ای کشوندتت اینجا -
.درسته -

01:16:39.760 --> 01:16:41.693
قرض؟ یک زن؟ -
.نه -

01:16:41.761 --> 01:16:45.199
.نه دقیقا -
.توضیح بده -

01:16:45.266 --> 01:16:47.258
.امشب رفتم تئاتر -
تنها؟ -

01:16:47.336 --> 01:16:51.296
.با یک دختر -
و چطوره که اون شده "نه دقیقا"؟ -

01:16:51.374 --> 01:16:53.309
.اوه، هیچ ربطی به اون نداشت

01:16:53.377 --> 01:16:56.541
.همم، شاید
اونجا آشنایی رو دیدی؟

01:16:56.615 --> 01:17:00.746
.هاپی و سیبیل گیپلین رو دیدم. ازدواج کرده‌ان -
.چرا نکنن؟ وصلت بسیار مناسبیه -

01:17:00.820 --> 01:17:04.053
پسره پول داره و دختره زمین
.و هیچکدمشون مغز ندارن

01:17:04.126 --> 01:17:06.994
تو که قطعا عاشق اون نبودی؟ -
.عاشق سیبیل؟ اوه، نه -

01:17:07.063 --> 01:17:11.125
 از این بابت خوشحالم. دختره عضله‌های
.یک مشت‌زن حرفه‌ای رو داره. یه روزی هاپی رو می‌زنه

01:17:11.201 --> 01:17:14.035
.هاپی یه ده کیلویی بهش میده -
.به‌زودی به اون هم می‌رسه -

01:17:14.105 --> 01:17:16.040
.بهت اطمینان میدم

01:17:18.376 --> 01:17:21.211
این دختر که امشب بردیش تئاتر کیه؟

01:17:21.281 --> 01:17:24.343
.یک خانم هانتری
.با خواهرش در برلین آشنا شدم

01:17:24.419 --> 01:17:27.912
دختر خوبیه؟ -
.خیلی. منظورم خواهرشه -

01:17:27.991 --> 01:17:31.928
کدوم خواهر؟ -
.اونی که توی برلین موند -

01:17:31.996 --> 01:17:36.458
پس اونی که لندنه
.خیلی هم خوب نیست، فهمیدم

01:17:36.536 --> 01:17:38.630
.نه -
.که اینطور -

01:17:38.705 --> 01:17:42.106
.حالا، گوش‌کن، کلایو

01:17:42.176 --> 01:17:47.207
من اینجا هجده اتاق دارم، یک‌سری کارگر بیکاره
...که عین گاو نشخوار می‌کنن

01:17:47.284 --> 01:17:49.343
،و وقتی تو از آفریقای جنوبی میای خونه

01:17:49.419 --> 01:17:52.617
.صاف میری باشگاهت -
.می‌دونم. افتضاحه -

01:17:54.459 --> 01:17:59.125
می‌خوام یادت باشه که هر کاری که می‌کنی
،و هر جا که هستی

01:17:59.200 --> 01:18:01.361
.همیشه اینجا خونه‌ی توئه

01:18:01.435 --> 01:18:06.397
،و به هرچیز که شلیک می‌کنی
.همیشه برای اون‌ها هم اینجا جا هست

01:18:06.475 --> 01:18:08.740
.ببین چقدر جا هست

01:19:54.555 --> 01:19:56.581
.اینجا «تقاطع گاو مرده»ست، قربان

01:19:58.258 --> 01:20:01.822
...سوال اینه که آیا اون کلیسای دوبرجه

01:20:01.898 --> 01:20:04.697
.Estaminet du Pont یا

01:20:08.271 --> 01:20:11.801
.لعنت بهت، مِرداک
.تو مثلا قراره جاده رو بشناسی

01:20:11.878 --> 01:20:14.643
.توی شب می‌شناسم، قربان
.هنگام روز یه شکل دیگه‌ست

01:20:17.018 --> 01:20:20.319
بویی به مشامت می‌رسه؟

01:20:20.390 --> 01:20:22.586
.بله، قربان
.اون یکی جاده‌ی ماست، قربان

01:20:22.659 --> 01:20:25.026
بوی اون دو اسبی رو حس می‌کنم که
.اون نقب‌زن‌ها دفن نکردند

01:20:25.095 --> 01:20:27.621
.پس، بتاز -
.بتاز، قربان -

01:20:38.047 --> 01:20:42.144
.از دیدنتون خوش‌وقتم، قربان
.یه چتر دیگه برای شما آوردم

01:20:42.218 --> 01:20:44.154
 تو چشم اعجاب‌آوری
.برای چپاول داری، وَن زایل

01:20:44.222 --> 01:20:46.952
.توی جنگ بوئر از انگلیسی‌ها یاد گرفتم، قربان

01:20:47.025 --> 01:20:51.053
از کجا آوردی این‌ها رو؟ -
.آف‌جِریز، یازده‌تا، یک ساعت پیش آورد -

01:20:51.130 --> 01:20:53.122
.خدا می‌دونه از کجا دزدینشون

01:20:53.200 --> 01:20:55.726
برای استتار دربرابر هواپیما
.ازشون استفاده می‌کردند

01:21:09.255 --> 01:21:12.191
 .شب بخیر -
.شب بخیر، قربان -

01:21:13.627 --> 01:21:17.530
 در  R.T.O میشه تکلیف
دوپوئی-سو-فلان رو روشن کنیم؟

01:21:17.599 --> 01:21:20.365
دوپی-سو-کوآ؟
.آمریکایی‌ها اونجان

01:21:20.437 --> 01:21:24.306
چی فکر می‌کنی، پَدی؟ -
.متاسفانه خط بین ما و «مایل 14» قطعه، قربان -

01:21:24.375 --> 01:21:26.434
.می‌تونم یه دونده بفرستم -
با چه پیغامی، قربان؟ -

01:21:26.511 --> 01:21:28.571
 بهش بگید یه جا
.توی قطار مرخصی بگیره

01:21:28.647 --> 01:21:32.085
کی می‌تونم از اینجا مرخص شم؟ -
.پیش از تاریکی نمی‌تونید -

01:21:32.153 --> 01:21:35.281
دارن جاده‌ی بین یک-هفت و یک-نُه رو
.گلوله‌ی ضد نفر می‌پوشونند

01:21:35.357 --> 01:21:39.191
باشه. میشه یکی مراقب مِرداک باشه؟ -
.نابی -

01:21:39.261 --> 01:21:41.197
.خیلی خوب، قربان -
.حواستون به نشتی باشه، قربان -

01:21:41.265 --> 01:21:44.100
.پَدی، اون دونده رو بفرست بره -
.بله، قربان -

01:21:44.170 --> 01:21:47.867
 اگر هرکدومتون نامه یا پیغام مهمی
.برای خانه دارید، من می‌برم

01:21:47.940 --> 01:21:50.067
.ممنون، قربان -
.پدی -

01:21:50.143 --> 01:21:52.170
.همین الآن دوباره زندانی‌ها رو می‌بینم

01:21:52.247 --> 01:21:54.182
.خیلی‌خب، قربان

01:21:54.250 --> 01:21:58.687
این زندانی‌ها کی‌ان؟ -
.اولان»ها، هنگ دوم» -

01:21:58.754 --> 01:22:02.214
.تا الآن همین ازشون دستگیرم شده -
.دوست دارم ازشون بازجویی کنم -

01:22:02.293 --> 01:22:04.728
.حتما، قربان. پدی

01:22:04.796 --> 01:22:07.698
.هنگ دوم «اولان‌»ها -
قربان؟ -

01:22:07.767 --> 01:22:10.760
زندانی‌ها رو بیار
.و به گماشته بگو چراغ رو روشن کنه

01:22:10.838 --> 01:22:14.400
افسری همراهشونه؟ -
.اینقدر شانس نداریم -

01:22:14.476 --> 01:22:17.344
کجا دستگیرشون کردی؟ -
.امروز صبح زود، شناور سمت پایین رودخانه -

01:22:17.413 --> 01:22:20.646
یک تیرک سرتاسر اونجا داشتم
.که عین سالمون انداختشون به تور

01:22:20.718 --> 01:22:23.687
.صد پوند دینامیت همراهشون داشتن

01:22:23.755 --> 01:22:27.717
حدسم اینه که پی
.پل شناور جدیدِ زیرِ سنت مَنجی بودند

01:22:27.795 --> 01:22:29.956
از کدوم گوری تونستن
از اون اطلاع پیدا کنن؟

01:22:30.031 --> 01:22:33.057
یکی از گشتی‌های ما رو پریروز
.اسیر کردند

01:22:33.134 --> 01:22:35.536
یعنی می‌خوای بگی
حرف از آدم‌های ما دراومده؟

01:22:37.174 --> 01:22:39.802
.آلمانی‌ها بلدن چطور به حرفشون بیارن

01:22:39.877 --> 01:22:41.936
.اوه

01:22:43.281 --> 01:22:46.080
،خب، اگه به حرفشون آوردن
.خیلی کاردرست‌ان، رفیق عزیزم

01:22:46.152 --> 01:22:49.020
.نشانه‌ی قطعیه
...هیچکس شروع به جنگِ بی‌قاعده نمی‌کنه

01:22:49.089 --> 01:22:52.424
.مگر ببینه راه دیگری برای بُرد نداره

01:22:52.494 --> 01:22:56.158
،کاملا هیندن‌برگ رو باور دارم
،که شنیدم چند روز پیش گفته

01:22:56.233 --> 01:23:00.500
که تا به حال، آلمان
.از بازوانش [نیروهاش] با شرافت استفاده کرده

01:23:00.571 --> 01:23:04.009
.تصدیق می‌کنم که چیزی از پاهاش نگفته

01:23:10.686 --> 01:23:13.018
!Halt
!به چپ گرد

01:23:18.196 --> 01:23:21.792
.صبح اون رو به تیپ ببرید -
.حتما، قربان -

01:23:21.867 --> 01:23:26.134
هیچکدوم شما
اوبِرست [سرهنگ] کرچمار-شولدورف رو می‌شناسه؟

01:23:26.206 --> 01:23:30.804
ادای مرده‌ها رو درنیارید. آخرین باری
.که خبری ازش داشتم توی هنگ شما اوبرست بود

01:23:30.879 --> 01:23:34.043
،اوبرست کرچمار-شولدورف
.هنگ دوم اولان‌ها

01:23:37.388 --> 01:23:40.377
کدومتون می‌تونه انگلیسی صحبت کنه؟

01:23:40.454 --> 01:23:44.910
.هی. تو یک ساعت پیش انگلیسی حرف زدی
.جواب سرتیپ رو بده

01:23:46.056 --> 01:23:48.453
.من حرف می‌زنم

01:23:48.522 --> 01:23:51.817
.آه. حالا گوش کن چی میگم

01:23:51.888 --> 01:23:55.719
ما همان شیوه‌هایی رو که من می‌شنوم
.شما روی زندانی‌هاتون بکار می‌برید، بکار نمی‌بریم

01:23:55.789 --> 01:23:59.982
 اما مطمئن باشید برای یافتن
.چیزی که می‌خواهیم اسبابی داریم

01:24:00.055 --> 01:24:03.113
این مواد منفجره‌ که همراهتون پیدا شده
به چه منظوری بوده؟

01:24:03.189 --> 01:24:05.815
.نمی‌دونم -
.دروغ نگو -

01:24:05.890 --> 01:24:07.719
.من نمی‌دونم

01:24:07.790 --> 01:24:09.983
 دو روز پیش سه تا
.از نیروهای ما رو اسیر گرفتید

01:24:10.057 --> 01:24:13.820
.نه -
پس چطور درباره‌ی پل می‌دونستید؟ -

01:24:13.890 --> 01:24:18.152
.من هیچ‌چیز درباره‌ی یک پل نمی‌دونم -
پس چرا دینامیت حمل می‌کنید؟ -

01:24:18.224 --> 01:24:20.655
.الآن برای رفتن کاملا امنه، قربان
.ماشین‌تون منتظره

01:24:20.723 --> 01:24:23.656
برای شام نمی‌مونید، قربان؟ -
چی دارین؟ -

01:24:23.724 --> 01:24:25.656
.ماکارونی
.توی انبار پیدا کردیم

01:24:25.724 --> 01:24:28.315
.چیز نامطبوعیه -
.و اسب نمک‌سود همیشگی -

01:24:28.391 --> 01:24:32.414
نه. فکر کنم
.شانسم رو در دوپویی امتحان کنم

01:24:32.491 --> 01:24:36.322
حیف که باید برم. دوست داشتم
.یک نوبت دیگه روی اون زندانی‌ها کار کنم

01:24:36.392 --> 01:24:38.824
.اوه، به‌ نظرم نقشه رو یاد گرفتم، قربان

01:24:38.892 --> 01:24:42.154
.من جای شما خدمتشون می‌رسم -
.باشه -

01:24:42.226 --> 01:24:44.714
.گزارشت رو به تیپ بده -
.خیلی خوب، قربان -

01:24:54.027 --> 01:24:59.085
.حالا، گوش کنید
...الآن اینجا فرمان با منه

01:24:59.160 --> 01:25:02.751
و من بلدم
.چطور از پس شما تفاله‌ها بربیام

01:25:02.826 --> 01:25:06.657
.من یک جنتلمن ساده‌ی انگلیسی نیستم

01:25:06.726 --> 01:25:08.886
.من یک آفریقای جنوبی‌ای ساده‌ام

01:25:10.395 --> 01:25:14.054
و می‌تونم بهتون اطمینان بدم
.که اسباب رسیدن به آنچه می‌خوام رو دارم

01:25:14.128 --> 01:25:16.457
دینامیت برای چی بود؟

01:25:16.528 --> 01:25:19.323
چندتا از شما فرار کردید؟

01:25:19.395 --> 01:25:21.826
 چه بر سر اون سه نفر
که اسیر گرفتید اومد؟

01:25:25.728 --> 01:25:27.887
.سی ثانیه برای پاسخ دادن

01:25:49.397 --> 01:25:51.828
- 8:35
- 8:35

01:25:51.897 --> 01:25:54.056
!سلام! سلام
!لعنتی

01:25:55.264 --> 01:25:58.058
.خط نکبتی قطعه، قربان
.نمی‌تونم بیچ‌وود رو بگیرم

01:25:58.130 --> 01:26:00.461
باز تلاش کن. آره، و شما چی می‌خوای؟ -
.باشه -

01:26:00.531 --> 01:26:02.463
.من سرتیپ کندی‌ام

01:26:02.531 --> 01:26:05.496
.متاسفم، قربان
.بنشینید، خستگی در کنید

01:26:05.563 --> 01:26:07.495
.بخاطر گِل نتونستم پلاک‌تون رو ببینم

01:26:07.563 --> 01:26:10.826
چه کاری از دستم بر میاد؟ -
شما افسر حمل و نقل راه آهن‌اید؟ -

01:26:10.898 --> 01:26:12.831
،من قطار می‌رانم
.اگه منظورتون اینه

01:26:12.899 --> 01:26:15.556
.یعنی، وقتی قطاری برای راندن باشه -
تذکاریه‌ی من به دستت رسید؟ -

01:26:15.630 --> 01:26:18.826
جیک، بخاطر خدا، میشه
من رو وصل کنی به بیچ‌وود؟

01:26:18.898 --> 01:26:21.490
.اون روی سرهنگ داره میاد بالا
.اون یکی مدار رو امتحان کن

01:26:21.565 --> 01:26:23.793
فرمودید تذکاریه‌؟ -
.بله -

01:26:23.866 --> 01:26:26.957
تذکاریه‌ چیه؟ -
.پیغام، سرباز. پیغام -

01:26:27.033 --> 01:26:29.295
.می‌خوام منتقل شم به لندن
.فوریه

01:26:29.366 --> 01:26:32.127
از زمانی که من سر خدمت‌ام
.هیچ پیغامی اینجا نیومده

01:26:32.199 --> 01:26:35.962
.ببینم چیکار می‌تونیم براتون بکنیم
رو در «اَمی-لو-بون» بگیر، خب؟  R.T.O ،جیک

01:26:36.034 --> 01:26:38.659
.باشه، قربان -
.بله، سرهنگ. بله -

01:26:38.733 --> 01:26:41.664
.بله، داریم سعی می‌کنیم تماس بگیریم، قربان
.الآن داریم اون یکی مدار رو امتحان می‌کنیم

01:26:41.732 --> 01:26:44.757
بله، خبرتون می‌کنم. دیوانه‌خانه‌ی کوچولوی
پرنشاطی داریم برای خودمون، نه؟

01:26:44.834 --> 01:26:47.959
.بله، خیلی
،قطارم کِی حرکت می‌کنه

01:26:48.035 --> 01:26:50.591
کجا لباس عوض کنم
و کجا می‌تونم کمی غذا بخورم؟

01:26:50.667 --> 01:26:53.327
.همین فکر رو کردم
.خیلی ممنونم

01:26:53.401 --> 01:26:56.391
.بله. دقیقا همین همین فکر رو می‌کردم
.باید از طریق اَمی-لو-بون برید

01:26:56.468 --> 01:26:59.297
.من از اَمی-لو-بون اومدم
.که اینجا سوار قطار بشم

01:26:59.367 --> 01:27:03.323
...خودروی سواریم توی گِل گیر کرده، پس -
چی؟ چی، سرهنگ؟ -

01:27:03.402 --> 01:27:06.061
!دروغ می‌گید
!خب، خیلی ممنونم

01:27:07.403 --> 01:27:09.334
[تموم شد]  That's that -
[چی چی شد؟]  What's what? -

01:27:09.402 --> 01:27:12.891
هیئت نمایندگانی از آلمان
.داره میاد برای دیدن تیمسار فوش

01:27:12.969 --> 01:27:15.128
.می‌خوان دادخواست متارکه‌ی جنگ بدن -
!هورا -

01:27:15.202 --> 01:27:17.293
!مهمله
.پروپاگاندای آلمان

01:27:17.369 --> 01:27:19.301
 حقه‌ای قدیمی که ما
.احتیاطمون رو کنار بگذاریم

01:27:19.369 --> 01:27:21.834
قطار من چی میشه؟

01:27:21.902 --> 01:27:24.801
نه قطاری هست یا ریلی
.یا لوکوموتیوی که قطار رو بکشه

01:27:24.870 --> 01:27:29.666
در این جنگ، من انبار مهماتی دیدم
،بدون مهمات

01:27:29.736 --> 01:27:31.929
،آشپزخانه‌ی صحرایی بی هیچ آشپزی

01:27:32.003 --> 01:27:34.332
خودروی سواری بی هیچ بنزینی
.که به حرکتش دربیاره

01:27:34.404 --> 01:27:39.337
پس فکر کنم نباید تعجب کنم
.که افسر راه‌آهنی ببینم بدون قطار

01:27:39.404 --> 01:27:43.338
،اما بذار این رو بهت بگم، مرد جوان
،که در جنگ بوئر یا در سومالی‌لند

01:27:43.406 --> 01:27:46.633
این نوع بی‌کفایتی
.یک ثانیه هم تاب آورده نمیشد

01:27:46.705 --> 01:27:50.295
.حتی یک ثانیه
حالا، کجا می‌تونم یه خوراکی پیدا کنم؟

01:27:50.370 --> 01:27:53.166
تاج خار» تقریبا در هر ساعتی»
.برای خیرات خوبه

01:27:53.238 --> 01:27:56.170
چی هست، میکده؟ -
.میکده، قربان؟ منظورتون رو نمی‌فهمم -

01:27:56.238 --> 01:27:59.171
.اه، زهرماری
.به زبانِ هم حرف نمی‌زنیم

01:27:59.239 --> 01:28:01.568
آه، کافه‌ست؟

01:28:01.638 --> 01:28:04.161
.نه، قربان. صومعه‌ست
.توی راه امی-لو-بونه

01:28:05.505 --> 01:28:08.165
راه رو نشونم بده، باشه؟

01:28:08.239 --> 01:28:11.001
فکر کنم صدای آرمسترانگ
.رو می‌شنوم که با وان حمام داره میاد

01:28:21.406 --> 01:28:24.998
آرمسترانگ، می‌خوام
.«ژنرال رو با خودت ببری به «تاج خار

01:28:25.073 --> 01:28:28.562
.بله، قربان
.بله، قربان، ژنرال. حتما این کار رو می‌کنم

01:28:31.241 --> 01:28:34.174
،یه‌کم جای پاش خیسه
.اما می‌رسونمتون اونجا، ژنرال

01:28:34.242 --> 01:28:37.833
.سوار شید، قربان. حرکت کنید -
.دریغ که نتونستم قطار گیر بیارم -

01:28:37.908 --> 01:28:40.499
.بیست و چهار ساعت از مرخصیم حروم شد

01:28:40.574 --> 01:28:42.837
.می‌تونی گاز بدی، آرمسترانگ
.ژنرال عجله دارن

01:28:42.909 --> 01:28:45.669
.حتما این کار رو می‌کنم

01:28:49.408 --> 01:28:51.500
!خب، خداحافظ، ژنرال

01:28:52.909 --> 01:28:55.171
 اون جنگ‌های دیگه‌ای
که ازش حرف میزد چی بود؟

01:28:55.243 --> 01:28:57.174
جنگ بوئر
و سومی-فلان؟

01:28:57.242 --> 01:28:59.333
.من هیچی ازشون نشنیدم

01:28:59.409 --> 01:29:02.275
.اون‌ها جنگ نبودن که
.مانور تابستانی بودن فقط

01:29:03.777 --> 01:29:06.833
.رسیدیم، ژنرال
.«صومعه‌‌ی تاج خار»

01:29:06.909 --> 01:29:09.741
.بذارید کمکتون کنم -
.خودم می‌تونم. ممنونم -

01:29:23.410 --> 01:29:25.844
- ?Qui est la
- Bonsoir, SisterJacqueline

01:29:25.911 --> 01:29:29.071
- Bonsoir, Napoleon
.براتون یه سرهنگ زنده‌ی واقعی آوردم -

01:29:29.146 --> 01:29:31.167
Je suis un général anglais

01:29:31.244 --> 01:29:33.177
Mais entrez donc, mon général

01:29:35.245 --> 01:29:37.337
.شب بخیر، ژنرال
.نوش جان

01:29:37.413 --> 01:29:40.400
.شب ‌بخیر، خواهر ژاکلین -
- Bonne nuit, Napoleon

01:29:43.246 --> 01:29:45.337
Que désirez-vous, mon général?

01:29:45.413 --> 01:29:50.004
Merci, madame.
...Les américains...moi

01:29:50.079 --> 01:29:55.569
je suis...je... manger

01:29:55.646 --> 01:29:58.514
Monsieur le général a mangé
?quelque chose qui lui aurait fait mal

01:29:58.583 --> 01:30:01.418
- Oui. Manger
Mais venez donc, mon général -

01:30:18.245 --> 01:30:20.180
Bon soir, madame

01:30:20.248 --> 01:30:23.811
.شب بخیر، ژنرال -
.آه، سرپرستار، بخاطر خدا، به دخترهاتون بگید بنشینند -

01:30:23.887 --> 01:30:27.051
.بشینید، پرستارها، بشینید

01:30:27.125 --> 01:30:30.392
.و کت‌تون
.ژنرال، خوشبختانه جون سالم به‌در بردید

01:30:30.464 --> 01:30:33.902
.خودم هم داشتم همین فکر رو می‌کردم

01:30:33.969 --> 01:30:36.564
 مستقیم از انگلیس 62 پرستار
.به‌تازگی آموزش‌دیده دارم

01:30:36.639 --> 01:30:38.573
و همه‌شون دارن می‌میرن
.که پرستاریِ کسی رو بکنند

01:30:38.641 --> 01:30:41.077
حالا، مشکل کجاست؟ -
مشکل، سرپرستار؟ -

01:30:41.146 --> 01:30:43.239
.راهبه‌ها گفتند یه چیزی خوردید

01:30:43.315 --> 01:30:45.717
.ایشون اشتباه فهمیده
.من می‌خوام چیزی بخورم

01:30:45.786 --> 01:30:47.720
.گرسنه‌ام -
!اوه -

01:30:47.788 --> 01:30:49.724
.بله

01:30:49.792 --> 01:30:51.726
C'est qu'il veut manger

01:30:53.797 --> 01:30:56.427
Soyez le bienvenu, général -
Merci, ma mère -

01:30:56.502 --> 01:31:00.339
- Il va rester avec nous
Oui, ma mère. Please -

01:31:02.443 --> 01:31:04.936
 همه‌چیز مرتبه، پس. بودن شما باعث
.خوشحالی ماست

01:31:05.014 --> 01:31:06.948
.ممنونم

01:31:07.016 --> 01:31:09.612
خط مقدم بودید؟
.گمان کنم بودید

01:31:09.687 --> 01:31:13.624
.من همراه ایتالیایی‌ها بودم. شانس آوردم
.توی کاپورِتو بدون حتی یک خراش زنده موندم

01:31:13.692 --> 01:31:16.128
 .ای داد، سرپرستار
چه پودر حشره‌ای استفاده می‌کنید؟

01:31:16.197 --> 01:31:18.189
!اوه

01:31:24.041 --> 01:31:25.977
.بفرمایید اینجا بشینید ژنرال

01:31:26.045 --> 01:31:27.979
.یه‌کم جابجا شو، عزیزم

01:31:28.047 --> 01:31:29.982
Une assiette, s'il vous plaît -
- Oui, matrone

01:31:30.050 --> 01:31:32.042
آب رو میدی لطفا، عزیزم؟

01:31:34.557 --> 01:31:38.050
.ماکارونی داریم. ممنون، پرستار -
.محشره -

01:31:38.128 --> 01:31:41.566
سرپرستار، تابحال
شعبده‌بازیِ طناب هندی رو دیدید؟

01:31:41.633 --> 01:31:44.661
نه، ژنرال. شما دیدید؟
.باید منظره‌ی باورنکردنی‌ای باشه

01:31:44.738 --> 01:31:46.672
بله، اما هیچوقت نشنیدم
...کسی دیده باشدش

01:31:46.740 --> 01:31:49.005
مگر اون شنیده باشه
.که قراره برای اولین بار ببیندش

01:31:49.077 --> 01:31:51.013
.عذر می‌خوام
.درست متوجه نشدم

01:31:51.081 --> 01:31:55.348
درباره‌ی یک چیزی می‌شنوید، آرزو می‌کنید
.ببینیدش، و بعد می‌بینیدش

01:31:55.420 --> 01:31:57.514
.بله، ژنرال
میشه من رو ببخشید؟

01:31:57.590 --> 01:31:59.685
.یک لحظه، سرپرستار
 اون دختر رو اونجا می‌شناسید؟

01:31:59.760 --> 01:32:02.525
.نه متاسفانه
.تازه اینجا توی ایستگاه باهاشون آشنا شدم

01:32:02.598 --> 01:32:04.532
!همراهم بیاید، پرستارها
!همگی، تخت‌خواب! همه، تخت‌خواب

01:32:04.600 --> 01:32:06.728
!همراهم بیاید

01:32:08.440 --> 01:32:10.431
.بیا، وین

01:32:22.259 --> 01:32:26.062
- Ou est la matron? Oui, la matrone
- ?La matrone

01:32:26.132 --> 01:32:28.727
Vous désirez lui parler encore? -
- Oui, parler. Quick

01:32:33.074 --> 01:32:36.068
 اسم اون دختری رو
که انتهای اون میز نشسته بود می‌دونی؟

01:32:36.146 --> 01:32:39.241
پوست تیره یا روشن؟ -
.روشن -

01:32:39.317 --> 01:32:42.584
.اوه، یادم نمیاد
می‌تونید بهتر توصیفش کنید؟

01:32:42.656 --> 01:32:45.091
.خب، پوستش روشن بود
.رنگ چشم‌هاش رو ندیدم

01:32:45.159 --> 01:32:48.095
.لاغر -
.متاسفم. هرکسی می‌تونه باشه -

01:32:48.163 --> 01:32:51.761
.معذرت‌ می‌خوام، ژنرال -
امشب از کجا می‌آیید؟ کدوم بخش‌اید شما؟ -

01:32:51.836 --> 01:32:54.100
.یورک‌شایر
.وِست رایدینگ، بیشترمون

01:32:54.172 --> 01:32:56.164
.شب بخیر، ژنرال -
.شب بخیر -

01:33:07.124 --> 01:33:09.423
چقدر دیگه مونده؟ -
خیلی نمونده، قربان؟ -

01:33:09.494 --> 01:33:12.124
.این رو ده مرتبه جداگانه گفتی -
.می‌دونم، قربان -

01:33:12.199 --> 01:33:14.133
.خب، بجنب
.قطار ساعت 10:30 حرکت می‌کنه

01:33:14.201 --> 01:33:16.466
.می‌دونم، قربان -
.در اَمی-لو-بون وقت اضافی لازم دارم -

01:33:16.538 --> 01:33:18.474
G.H.Q دارم میرم -
.می‌دونم، قربان -

01:33:18.542 --> 01:33:20.476
اینقدر مثل یک طوطی شریر
.حرف نزن، مرداک

01:33:20.544 --> 01:33:22.707
از کجا می‌دونی؟ -
.بهم گفتن، قربان -

01:33:22.781 --> 01:33:24.714
کی بهت گفته؟ -
.گماشته‌ی سرگرد وَن زایل، قربان -

01:33:24.782 --> 01:33:27.379
چی گفت؟ -
.که شما مطمئن نبودید، قربان -

01:33:27.455 --> 01:33:29.889
چون سرگرد اطلاعات ارزشمندی
...داشت  Jerries از

01:33:29.957 --> 01:33:31.892
.زندانی‌ها، قربان

01:33:31.960 --> 01:33:34.328
.اخبار نادرست‌ات، مرداک، متعارفه

01:33:34.398 --> 01:33:38.336
.ممنون، قربان -
...چهار صفحه اعتراف‌نامه نمی‌ارزه -

01:33:40.239 --> 01:33:43.677
کرچمار-شولدورف. نمیشه دوتا
.با همچین اسمی وجود داشته باشه

01:33:43.745 --> 01:33:45.679
ها، مرداک؟ -
.نه، قربان -

01:33:45.747 --> 01:33:48.843
.اصلا متوجه نیستی چی دارم میگم -
.نه، قربان -

01:33:48.918 --> 01:33:52.913
 درباره‌ی اون زمان که
در 1902 برلین بودم برات نگفتم؟

01:33:52.991 --> 01:33:55.017
وقتی سبیل‌تون رو بلند کردید، قربان؟

01:33:55.094 --> 01:33:58.190
 و با این‌حال اسم کرچمار-شولدورف
.رو به‌باید نمیاری

01:33:58.266 --> 01:34:01.702
می‌دونی، تو بایستی اون مغرت رو
.برای بیمارستان گای به‌ارث بگذاری

01:34:01.771 --> 01:34:04.036
.اوه، حالا یادم اومد، قربان
.اون با دختره ازدواج کرد

01:34:04.107 --> 01:34:07.544
.بله. اون با دختره ازدواج کرد

01:34:09.615 --> 01:34:11.550
،دیشب، مرداک

01:34:11.618 --> 01:34:15.351
،دختری رو دیدم، یک پرستار
.مستقیم از انگلیس می‌اومد

01:34:16.959 --> 01:34:19.724
 به عمرم چنین
.شباهت تکان‌دهنده‌ای ندیده بودم

01:34:19.797 --> 01:34:23.963
 حتما یک مدل دخترِ خیلی متداولی
.بوده، قربان... بانوی جوان توی برلین منظورمه

01:34:24.036 --> 01:34:27.564
...اون غیرمتداول‌ترین
منظور لعنتی‌ات چیه، مرداک؟

01:34:27.641 --> 01:34:31.238
.خب، قربان، اون دختری که توی فیلم بود
یادتونه، شما نُه بار رفتید؟

01:34:31.313 --> 01:34:33.247
و اون دختری که
.توی گروه خارج بای‌استَندر بود

01:34:33.316 --> 01:34:35.410
،توی حمله‌ی بزرگ گم‌اش کردیم
مگه نه؟

01:34:35.486 --> 01:34:38.889
...و بعد اون
.سوار اعزامی داره میاد، قربان

01:34:38.958 --> 01:34:43.192
.ژنرال کندی. پیغام فوری از سرگرد ون زایل، قربان -
.بله -

01:34:43.264 --> 01:34:45.198
.از مایل 14 با تلگراف رسید

01:34:45.267 --> 01:34:47.201
.خط رو تعمیر کردن، قربان

01:34:52.277 --> 01:34:54.508
جوابی دارید، قربان؟

01:34:58.252 --> 01:35:00.245
.نه. جوابی ندارم

01:35:14.041 --> 01:35:16.033
مشکلی پیش اومده، قربان؟

01:35:18.048 --> 01:35:21.314
.مرداک، جنگ تمام شد

01:35:22.621 --> 01:35:24.384
واقعا، قربان؟

01:35:24.457 --> 01:35:26.825
.آلمانی‌ها ضوابط متارکه‌ی جنگ رو پذیرفتند

01:35:26.895 --> 01:35:28.830
.خصومت‌ها ساعت 10:00 متوقف میشه

01:35:28.898 --> 01:35:30.923
.تقریبا ساعت دهه

01:35:31.000 --> 01:35:33.493
مرداک، می‌دونی معنیش چیه؟

01:35:33.571 --> 01:35:36.234
.می‌دونم، قربان. صلح

01:35:38.410 --> 01:35:40.402
.می‌تونم برم خونه

01:35:41.682 --> 01:35:43.617
.همه می‌تونن برن خونه

01:35:43.685 --> 01:35:46.622
،برای من، مرداک
.معناش بیش از اینه

01:35:46.690 --> 01:35:51.186
.معناش اینه که درنهایت زور با حق است

01:35:51.263 --> 01:35:54.097
،آلمانی‌ها بیمارستان‌ها رو به توپ بستند
،شهرهای بی‌دفاع رو بمباران کردند

01:35:54.167 --> 01:35:57.535
 ،کشتی‌های بی‌طرف رو غرق کردند
...گاز سمی استفاده کردند

01:35:57.605 --> 01:36:00.040
.و ما برنده شدیم

01:36:00.109 --> 01:36:03.773
،مبارزه‌ی بی‌آلایش
.سربازی صادقانه، برنده شد

01:36:04.850 --> 01:36:08.116
.خدا خیرت بده، مرداک -
.قربان -

01:36:45.113 --> 01:36:48.113
«پایان پارچه‌ی ارتشی برای بافندگی»
«اولین پارچه‌ی زمان صلح برای لباس عروس»

01:36:59.112 --> 01:37:05.112
 پس از فاصله‌ای چهارساله، اولین قطعه از پارچه‌ی ابریشم سفید
 ،با نقش برجسته درحال بافته شدن در آسیاهای مشهور آقای کریستوفر وین
.رئیس خانواده‌ی خوشنام وست رایدینگ است

01:37:05.113 --> 01:37:11.113
 پارچه برای لباس عروس خانم باربارا وین، تنها دختر آقا و خانم وین
D.S.O V.C ،انتخاب شده، که مراسم ازدواجش با سرتیپ کلایو کندی
.به‌زودی برگزار خواهد شد. ژنرال کندی در «هال» اقامت دارند

01:37:35.414 --> 01:37:38.009
!خانم باربارا

01:37:38.085 --> 01:37:40.850
!ناهار آماده‌ست

01:37:40.922 --> 01:37:43.358
!باربارا

01:37:45.428 --> 01:37:48.422
.اوه، عزیزم -
.بهشون گوش نکن -

01:37:49.768 --> 01:37:51.931
.حالا، به من گوش بده

01:37:53.607 --> 01:37:57.375
.من اونجا خواب بودم
.تو قبلا من رو ندیده بودی

01:37:57.446 --> 01:37:59.609
.اون‌موقع هم حتی با من صحبت نکردی

01:38:01.785 --> 01:38:04.381
چطور می‌تونستی اینقدر مطمئن باشی؟

01:38:04.456 --> 01:38:07.450
می‌تونم اول یه سوال ازت بپرسم؟

01:38:07.529 --> 01:38:10.554
.داری طفره میری
.خیلی‌خب. بزن بریم

01:38:11.800 --> 01:38:13.826
تو چطور می‌تونی اینقدر مطمئن باشی؟

01:38:13.903 --> 01:38:17.170
من بیست سال از تو پیرترم
.و یک سربازم

01:38:17.242 --> 01:38:19.302
 وقتی بقیه‌ی مردم دارن
،خدا رو شکر می‌کنن که جنگ تمام شده

01:38:19.378 --> 01:38:21.403
،من به وزارت جنگ میرم که بپرسم

01:38:21.480 --> 01:38:24.714
کجا یه جنگ دیگه هست"
"که بتونید از من استفاده کنید؟

01:38:25.988 --> 01:38:29.083
،یه بار دیگه هم این رو ازم پرسیدی
.و من بهت گفتم

01:38:29.159 --> 01:38:31.754
دارم دوباره ازت می‌پرسم
.چون می‌خوام دوباره بشنوم

01:38:32.999 --> 01:38:34.991
.و دوباره

01:38:39.007 --> 01:38:44.607
دارم باهات ازدواج می‌کنم چون می‌خوام
.به ارتش بپیوندم و دنیا رو ببینم

01:38:44.682 --> 01:38:47.845
دارم باهات ازدواج می‌کنم چون
.عاشق دیدن بازی چوگانت‌ام

01:38:50.023 --> 01:38:53.893
دارم باهات ازدواج می‌کنم
،بخاطر پنجاه دلیل مختلف

01:38:53.962 --> 01:38:57.523
که همه یک معنی میدن
".من شوهر آینده‌ام رو به این شکل تصور می‌کنم"

01:39:02.875 --> 01:39:06.539
 همچنین من. من زن آینده‌ام رو
.به این شکل تصور می‌کنم

01:39:14.558 --> 01:39:16.993
.اوه، ناقوس درخواست نهاییه
.عزیزم، باید بریم

01:39:17.062 --> 01:39:18.998
.اسقف برای ناهار مهمانمونه

01:39:19.066 --> 01:39:21.159
.امیدوارم مهربان باشه

01:39:21.235 --> 01:39:23.669
،و حالا، در خاتمه

01:39:23.737 --> 01:39:26.334
.من، ا... اوه، بله

01:39:26.409 --> 01:39:29.140
 من باید چند کلمه
.با ژنرال کندی صحبت کنم

01:39:29.213 --> 01:39:32.011
...ما جنگندگان راه مسیحیت

01:39:32.083 --> 01:39:34.520
،قهرمانان جنگ رو تحسین می‌کنیم

01:39:34.588 --> 01:39:37.113
،اما ته قلب‌هامون
.مردان صلح هستیم

01:39:37.191 --> 01:39:42.131
از این رو خوشحالم که شما رو می‌بینم
،برای اولین بار، که دیدم، قربان

01:39:42.199 --> 01:39:46.262
،در یک مناسبت ساده و خوشایند

01:39:46.338 --> 01:39:48.931
.و نه در یک مراسم نظامی

01:39:49.007 --> 01:39:51.945
وقتی اولین‌بار شنیدم
...که ژنرالی از ارتش بریتانیا

01:39:52.013 --> 01:39:56.384
مراسم رقصی ترتیب داده به نفع
...پرستاران وِست رایدینگ

01:39:56.452 --> 01:39:59.719
 که در نزاع چهارساله
،نقشی به‌عهده داشتند

01:39:59.791 --> 01:40:05.528
به خودم گفتم، "این مردیه که
".قلبش جای درستیه

01:40:05.600 --> 01:40:09.662
و خوشحالم که می‌تونم بهتون بگم
...که نتیجه شده

01:40:09.738 --> 01:40:15.680
...مجموعا 131 پوند، 2 و 6 پنس

01:40:15.747 --> 01:40:20.584
به صندوق خیریه‌ی پرستاران جنگی
.داده خواهد شد

01:40:22.824 --> 01:40:25.019
،اسقف پروردگار
.می‌خوام اعترافی بکنم

01:40:25.094 --> 01:40:29.931
اولین‌بار باربارا رو در فلندرس دیدم
.در آخرین شبِ جنگ

01:40:31.237 --> 01:40:34.935
او پرستاری بود
.میان هفتاد پرستار دیگه

01:40:35.008 --> 01:40:37.035
.اسمش رو نمی‌دونستم

01:40:37.112 --> 01:40:39.546
اما فهمیدم که بیشتر پرستارها
.از یورک‌شایر اومدند

01:40:39.615 --> 01:40:42.280
.وست رایدینگ

01:40:42.354 --> 01:40:46.348
.و البته، اون یک پرستار بود

01:40:46.425 --> 01:40:48.450
،پس، با خودم فکر کردم

01:40:48.527 --> 01:40:52.625
خب، یورک‌شایر"
.جای بزرگیه،" اسقف پروردگار

01:40:52.700 --> 01:40:55.135
،پس فکر کردم

01:40:55.204 --> 01:40:59.041
"چطور می‌تونم یک پرستار رو در یورک‌شایر پیدا کنم؟"

01:40:59.111 --> 01:41:03.640
به نظرم متوجه هستید
،که از کی دارم صحبت می‌کنم

01:41:03.716 --> 01:41:05.651
منظورم چیه؟

01:41:09.725 --> 01:41:12.422
.کاملا متوجه‌ام چی میگی، عزیزم

01:41:35.096 --> 01:41:38.863
.اون پنجره اتاق دنجه -
.غلطه. طبقه‌ی بعدی اتاق دنجه -

01:41:38.934 --> 01:41:40.869
.اون حمامه

01:41:40.937 --> 01:41:42.930
!اوه، نگاه کن

01:41:43.942 --> 01:41:46.206
!وای، اومدن

01:41:46.278 --> 01:41:48.214
آن شخص مو خاکستری مِرداکه؟

01:41:48.282 --> 01:41:50.774
 فکر کنم نقشه‌ای داشته
.برای استقبال از قهرمان فاتح

01:41:50.852 --> 01:41:53.379
.فکر کنم از مرداک خوشم بیاد

01:41:53.457 --> 01:41:55.447
.و می‌دونم از این خونه خوشم میاد

01:41:55.524 --> 01:41:58.724
کلایو، بذار تمام این خونه
...اتاق دنج‌مون باشه

01:41:58.797 --> 01:42:00.732
،جایی که همیشه بتونیم بخزیم داخل

01:42:00.800 --> 01:42:04.567
 چه با غنایم گرانبها، چه به‌شکل وحشتناکی مضروب
.از راهزنی‌هامون برگردیم

01:42:04.638 --> 01:42:06.971
.یا فقط برای تغییر چهره

01:42:08.145 --> 01:42:10.477
.عمه مارگارت عاشقِ این‌ات میشد

01:42:23.934 --> 01:42:27.335
...مم. ملک عالی و استواری به‌نظر میاد
.مثل تو

01:42:33.681 --> 01:42:35.775
کلایو، تو که عوض نمیشی، نه؟

01:42:35.851 --> 01:42:38.343
.و هیچ‌وقت از این خونه نمیری -
.نترس -

01:42:38.422 --> 01:42:42.952
 حتی اگر سیل دوم بیاد، این خونه
.همیشه باید بر پیِ استوارش باقی بمونه

01:42:43.028 --> 01:42:45.623
.یه دریاچه‌ی خصوصی هم در زیرزمین خواهیم داشت -
.قول دادی -

01:42:45.698 --> 01:42:48.793
.همینجور که هستی می‌ایستی تا سیل از راه برسه -
.تا سیل از راه برسه -

01:42:48.869 --> 01:42:51.704
.و این یک دریاچه‌ست -
.و این یک دریاچه‌ست -

01:42:53.377 --> 01:42:55.312
...عذر می‌خوام، خانم
.خانم کندی

01:42:55.380 --> 01:42:59.819
.بالای خونه بودم. فکر نمی‌کردم اینقدر زود بیاید، قربان -
.مرداک، همسرمه -

01:42:59.886 --> 01:43:02.150
پس مرداک شمایید؟ -
.بله، خانم -

01:43:02.222 --> 01:43:04.988
 اولین باریه که می‌شنوم
.چیزی به‌جز "بله‌، قربان" جواب میده

01:43:05.060 --> 01:43:08.327
.همه‌چیز تحت نظره
.تلفن رو هم نصب کردم، قربان

01:43:08.399 --> 01:43:11.335
.نصب کردی؟ چه خوب -
،نمایندگی براتون یک‌عالم آشپز داشت که ببینید -

01:43:11.403 --> 01:43:13.998
.اما من مقدار زیادی آرد و سبزیجات و سیب‌زمینی خریدم -
.بریم داخل -

01:43:14.073 --> 01:43:16.065
.بیاید

01:43:17.010 --> 01:43:18.501
.از این طرف
.از این طرف. زود

01:43:21.417 --> 01:43:24.013
.با این چه خوشی بگذرونیم -
.تمام کسبه زنگ زدند، خانم -

01:43:24.088 --> 01:43:27.024
.دوباره برای سفارشاتتون زنگ می‌زنند -
.این بار نمی‌مونیم -

01:43:27.092 --> 01:43:29.027
.امشب می‌ریم. هشت هفته در پاریس
.بله، قربان -

01:43:29.095 --> 01:43:31.690
وقتی برگردیم، پاهامون رو دراز می‌کنیم
.و یک جشن بزرگ می‌گیریم

01:43:31.765 --> 01:43:34.861
بله، قربان. نامه‌هاتون از باشگاه رو
.گذاشتم توی سینی‌کوچکه

01:43:34.937 --> 01:43:37.599
.آه

01:43:39.944 --> 01:43:43.312
.خیلی معذرت می‌خوام، مرداک
.خیلی اینجا به زحمت افتادی

01:43:43.382 --> 01:43:46.375
.اشکالی نداره، خانم
.ما عادت داریم

01:43:46.453 --> 01:43:49.216
به باربر گفتم ژنرال در آینده خیلی
.از باشگاه استفاده نخواهند کرد، خانم

01:43:49.289 --> 01:43:51.381
اوه؟ خب اون چی گفت؟

01:43:51.457 --> 01:43:53.889
.بگو، مرداک. تحملش رو دارم -
.آه، بله، خانم -

01:43:53.957 --> 01:43:57.790
".گفت، "اولش همه همین رو میگن

01:43:57.860 --> 01:44:00.054
.ببین، باربارا

01:44:00.128 --> 01:44:02.561
.جواب اومده از کمیته‌ی زندانیان جنگ

01:44:02.630 --> 01:44:05.223
پیداش کردند؟ -
،بله. "اوبرست کرچمار-شولدورف -

01:44:05.298 --> 01:44:08.788
.هنگ دوم اولان‌های پاسداران"

01:44:08.866 --> 01:44:11.732
.اردوگاه هفت
.هاردلی هال، دِربی‌شایر

01:44:11.801 --> 01:44:13.825
.تئوی بیچاره

01:44:15.472 --> 01:44:17.733
عزیزم؟ -
مم-همم؟ -

01:44:17.804 --> 01:44:20.068
.بیا پاریس رو موکول کنیم به بعد

01:44:20.140 --> 01:44:22.471
.عاشق اینم که ببینمش

01:45:09.303 --> 01:45:11.634
.پیغام، قربان
.از دفتر فرمانده

01:45:22.010 --> 01:45:24.705
.جوابی ندارم

01:45:24.779 --> 01:45:26.872
!جوابی ندارم

01:45:38.253 --> 01:45:40.186
خب؟ -
.گفت، "جوابی ندارم،" قربان -

01:45:40.254 --> 01:45:43.189
جوابی ندارم؟ دیگه چی؟ -
.هیچی، قربان -

01:45:44.290 --> 01:45:45.951
قبول نکرد بیاد؟

01:45:46.025 --> 01:45:48.786
.اگر پیغام این بوده، خانم

01:45:53.787 --> 01:45:56.786
،تئوی عزیز
"دفتر فرمانده منم. می‌خوام ببینمت "خیلی زیاد
کلایو کندی

01:45:56.830 --> 01:45:59.026
چرا "خیلی زیاد" این‌شکلی چاپ شده؟

01:45:59.100 --> 01:46:00.861
.یه جوکی بود بین خودمون

01:46:00.934 --> 01:46:03.697
اوبرست کجا بود؟ -
.به گروه موسیقی گوش می‌داد، قربان -

01:46:03.768 --> 01:46:05.701
.خیلی‌خب، هیگینز

01:46:10.873 --> 01:46:14.807
.داشتم فکر می‌کردم... چقدر عجیب‌اند

01:46:14.875 --> 01:46:17.309
.غیر عادی

01:46:17.377 --> 01:46:22.369
 سالیان سال، مشغول نوشتن و تصور
.موسیقی زیبا و اشعار زیبا اند

01:46:23.547 --> 01:46:25.708
،بعد ناگهان
.شروع به جنگ می‌کنند

01:46:27.316 --> 01:46:30.978
،کشتی‌ها بی‌دفاع رو غرق می‌کنند
...گروگان‌های بی‌گناه رو با تیر می‌زنند

01:46:31.051 --> 01:46:33.815
 سرتاسر خیابان‌های لندن رو
.بمباران و نابود می‌کنند

01:46:33.887 --> 01:46:36.046
.بچه‌های کوچک رو می‌کشند

01:46:37.356 --> 01:46:41.155
...بعد در همان یونیفورم قصابی می‌شینند

01:46:41.225 --> 01:46:43.623
.و به مندلسون و شوبرت گوش میدن

01:46:45.060 --> 01:46:47.653
.چیز سهمناکی توی این هست

01:46:47.728 --> 01:46:51.219
به‌نظرت اینجور نیست، کلایو؟ -
.همم -

01:46:55.799 --> 01:46:58.323
.شاید باید به آلمانی می‌نوشتم

01:46:58.401 --> 01:47:02.166
.اون انگلیسی می‌فهمه
.همه‌شون زمانی که اینجان انگلیسی یاد می‌گیرن

01:47:09.742 --> 01:47:12.005
سرگرد دیویس، اشکالی داره
ما بریم پایین و یک تلاشی بکنیم؟

01:47:12.076 --> 01:47:14.510
.شاید دلیلش موسیقی بوده
.الآن وقت تنفسه

01:47:14.579 --> 01:47:17.569
.قطعا تلاشتون رو بکنید، قربان
.اما خانم کندی بهتره اینجا بمونند

01:47:17.647 --> 01:47:20.672
.اوه. بله
.نمی‌تونم بفهمم

01:47:20.749 --> 01:47:23.581
پیش از جنگ براش نامه نوشتم
.و اون هم برام نامه نوشت

01:47:26.885 --> 01:47:30.478
 یازدهم نوامبر
.کلاس‌های انگلیسی رو متوقف کردند

01:47:32.590 --> 01:47:35.420
.روز متارکه‌ی جنگ

01:47:47.931 --> 01:47:49.921
اوبرست کرچمار-شولدورف؟

01:47:51.601 --> 01:47:53.533
.اون طرف

01:47:58.772 --> 01:48:02.170
.تئو

01:48:47.467 --> 01:48:50.799
.آه، دیویس -
.سلام، کندی. امیدوارم همسرت من رو ببخشه -

01:48:50.869 --> 01:48:54.769
.متاسفانه دعوت‌نامه رو نخوندی، پیرمرد -
اوه، جشن مجردی، ها؟ -

01:48:54.838 --> 01:48:58.567
،اگر می‌دونستم همسر دلربات اینجا نیست
.اینقدر عجله نمی‌کردم

01:48:58.641 --> 01:49:01.233
.ناراحت نشو. یه چیزی برات پیدا می‌کنیم -
.توی قطار شام خوردم -

01:49:01.308 --> 01:49:03.242
.مستقیم از ویکتوریا اومدم -
مرخصی؟ -

01:49:03.310 --> 01:49:05.242
.نه، انجام وظیفه -
.خب، بیا. یه گیلاس پورت برات می‌ریزم -

01:49:11.248 --> 01:49:13.736
.منزل سرتیپ کندی

01:49:13.815 --> 01:49:17.251
می‌تونم با ژنرال صحبت کنم، لطفا؟ -
اجازه دارم بپرسم شما کی هستید؟ -

01:49:17.318 --> 01:49:20.514
بهش بگید اوبرست کرچمار-شولدورف
.از ایستگاه ویکتوریا صحبت می‌کنه

01:49:20.587 --> 01:49:22.519
.و بگید امشب دارم از لندن میرم

01:49:22.588 --> 01:49:24.521
میشه لطفا یک بار دیگه اسمتون رو بگید، قربان؟

01:49:24.589 --> 01:49:27.921
!اوبرست... کرچمار... شولدورف

01:49:27.991 --> 01:49:29.981
.ممنون، قربان

01:49:44.501 --> 01:49:46.934
نمی‌تونست فردا زنگ بزنه؟
از کجا صحبت می‌کنه؟

01:49:47.002 --> 01:49:50.266
.ایستگاه ویکتوریا، قربان
.گفت امشب داره میره

01:49:50.338 --> 01:49:53.932
به چه اسمی؟ -
.یه چیزی شبیه "رنچبار..." فلان، فلان -

01:49:54.007 --> 01:49:56.599
.کرچمار-شولدورف -
.خودشه، قربان -

01:49:56.675 --> 01:49:59.074
.مرداک، اون مغزت رو باید بکنن توی بطری

01:49:59.143 --> 01:50:01.838
.تئو -
.بله، منم، تئو-

01:50:01.911 --> 01:50:05.276
حالت چطوره، دوست من؟

01:50:08.281 --> 01:50:11.272
...بله، دارم میرم خونه

01:50:11.350 --> 01:50:14.547
.اگر چنین چیزی در آلمان مونده باشه

01:50:14.620 --> 01:50:18.281
همم؟ اوه، بله. تعداد زیادی از ما
اینجاست. صداشون رو نمی‌شنوی؟

01:50:18.355 --> 01:50:21.345
.یک قطار اضافه داریم
.ساعت 11:30 حرکت می‌کنه

01:50:23.091 --> 01:50:26.786
.بله، بله
.تحت حفاظتیم

01:50:26.860 --> 01:50:31.057
،ا، کلایو... می‌تونم هنوز بهت بگم کلایو
حالا که ژنرال شدی؟

01:50:31.130 --> 01:50:35.064
.چرت و پرت بسه
از خودت چی داری بگی؟

01:50:35.132 --> 01:50:40.625
ببین، متاسفم. وحشتناک متاسفم
.بخاطر دیدارمون در اردوگاه

01:50:42.536 --> 01:50:44.502
.یک احمق ابله بودم

01:50:44.569 --> 01:50:46.969
 بله، و احساس کردم
.باید قبل رفتن بهت بگم

01:50:47.038 --> 01:50:49.130
.الآن باید قطع کنم
.موفق باشی

01:50:49.207 --> 01:50:52.640
سرگرد دیویس. یک لحظه میشه بیاید اینجا؟ -
بله؟ -

01:50:52.708 --> 01:50:55.301
 حواست نباشه کاری می‌کنم
.پس بفرستنت دربی‌شایر

01:50:55.376 --> 01:50:58.812
حالا محکم سر جات بشین
.تا ما بیایم دنبالت

01:50:58.880 --> 01:51:01.642
.خیلی‌خب، خیلی‌خب
.فرار نمی‌کنم

01:51:01.714 --> 01:51:03.647
،ا، این رو می‌گیرید
ستوان؟

01:51:03.715 --> 01:51:07.309
.ای پروسیِ کله‌شق
.تنها راه پیدا کردنت، دزدیدنته

01:51:07.384 --> 01:51:10.317
.حالا، بذار یه نگاهی بکنیم

01:51:10.385 --> 01:51:13.980
.آه. قشنگ لباس پوشیدی، رفیق قدیمی

01:51:14.055 --> 01:51:17.649
.می‌بینم که هنوز نشان من رو داری -
.و تو هنوز سیبیل لازم داری -

01:51:17.724 --> 01:51:19.747
کِی اسیر شدی؟ -
.شانزدهم ژوئیه -

01:51:19.824 --> 01:51:21.758
.خوش‌شانس بودی
.چیزهای بدش بهت نیافتاد

01:51:21.826 --> 01:51:24.487
.ترجیح می‌دادم بدشانس باشم -
.این فکر توئه -

01:51:24.561 --> 01:51:27.221
از خونه خبر داری؟ بچه داری؟
ایدیث چی؟

01:51:27.295 --> 01:51:30.320
کدوم رو اول جواب بدم؟
.ایدیث حالش خوبه، تا جایی که می‌دونم

01:51:30.397 --> 01:51:32.832
،و، ا، بله
.ما دوتا بچه داریم

01:51:32.900 --> 01:51:34.833
پسر، ها؟

01:51:34.901 --> 01:51:38.335
.ببین، اون یکی دقیقا عین ایدیثه -
کارل. آره عین ایدیثه، نه؟ -

01:51:38.402 --> 01:51:40.666
.گرچه تقریبا میگم کاش بچه نداشتیم -
چرا؟ -

01:51:40.738 --> 01:51:42.671
 توی یک کشور شکست‌خورده
بچه چه آینده‌ای می‌تونه داشته باشه؟

01:51:42.739 --> 01:51:45.171
.اوه، امان از شما آلمانی‌ها
.همه‌تون یه‌قدری دیوونه‌اید

01:51:45.239 --> 01:51:47.331
.صبر کن تا باربارا رو ببینی
.اون بهت میگه قضیه از چه قراره

01:51:47.407 --> 01:51:50.171
باربارا کیه؟ -
.همسرم. اوه. البته. تو نمی‌دونی من ازدواج کردم -

01:51:50.243 --> 01:51:53.336
.کمی شوکه میشی وقتی ببینیش -
.شوکه؟ مطمئنم جذابه -

01:51:53.412 --> 01:51:56.173
.اوه، از اون نظر نمیگم
.صبر کن تا ببینی

01:51:56.245 --> 01:51:59.271
.البته نمی‌بینیش. رفته تئاتر با مادرش

01:51:59.348 --> 01:52:01.838
.مهم نیست
عکس دیگه‌ی نداری؟

01:52:01.917 --> 01:52:03.906
.همه‌چیزت رو برام تعریف کن

01:52:05.252 --> 01:52:07.844
!آقایان

01:52:07.920 --> 01:52:12.355
،ایشون دوست منه
.اوبرست کرچمار-شولدورف

01:52:12.422 --> 01:52:15.186
،سِر آرچی‌بالد بلِر
.چراغ روشن وزارت امور خارجه

01:52:15.258 --> 01:52:17.851
حالتون چطوره؟ -
.ژنرال بتِریج -

01:52:17.927 --> 01:52:20.156
حالتون چطوره؟
.تعریفتون رو شنیده‌ام، اوبرست

01:52:20.228 --> 01:52:22.661
.ژنرال کین -
حال شما؟ -

01:52:22.729 --> 01:52:26.686
...سرگرد مایکل کورنیش و برادرشون، سرگرد -
.جان  -

01:52:26.765 --> 01:52:28.790
.جان کورنیش

01:52:28.867 --> 01:52:32.801
دریاسالار سِر مِرتون بارو
.از "خدمات ارشد" معروف

01:52:32.869 --> 01:52:35.700
.ناخدا برندون کرستر -
.به‌شرح فوق -

01:52:35.771 --> 01:52:38.931
.سرگرد دیویس که می‌شناسی

01:52:39.004 --> 01:52:41.871
.صمیمانه -
.بله -

01:52:41.941 --> 01:52:44.875
،سرهنگ هاپ‌ول
.آجودانِ فرماندار جبل‌الطارق

01:52:44.943 --> 01:52:46.842
حالت چطوره، دوست عزیز؟

01:52:46.910 --> 01:52:50.366
.سِر ویلیام رندال در ستاد فرمانفرمای کل -
حالتون چطوره؟ -

01:52:50.445 --> 01:52:53.379
.جورج مت‌کاف از اوگاندا

01:52:53.447 --> 01:52:57.712
.سِر جان بِمبریج، که تازه از جامائیکا برگشتند -
حالتون چطوره، قربان؟ -

01:52:57.783 --> 01:53:02.377
 سرهنگ مَنرینگ، که در مطبوعات
.به پادشاه بی‌تاج و تختِ عربستان جنوبی مشهوره

01:53:02.452 --> 01:53:06.387
حالتون چطوره؟ -
.آقای کریستوفر وین از برَدفورد، انگلستان -

01:53:06.455 --> 01:53:08.854
.پدر زنم -
احوال شما؟ -

01:53:08.923 --> 01:53:12.221
حالتون چطوره؟ -
.تجسمِ تمامی فضایل ناب -

01:53:12.292 --> 01:53:15.225
.بشین، تئو
نوشیدنی چی میل داری؟

01:53:15.294 --> 01:53:17.726
.پورت، لطفا -
.پورت -

01:53:17.795 --> 01:53:21.389
.پورت رو بدید این‌طرف -
.باید ساعت‌گرد بچرخه، اوبرست -

01:53:21.464 --> 01:53:23.455
سیگار برگ؟ سیگار؟ -
.ا، سیگار، لطفا -

01:53:23.533 --> 01:53:26.227
،هر دو روی میز هست
.هزاران سیگار هست

01:53:26.300 --> 01:53:29.496
.اوه، ببخشید

01:53:29.569 --> 01:53:32.661
.فکر نکنم من رو به‌خاطر بیارید

01:53:32.737 --> 01:53:35.672
.اما ما در برلین، سال 02 همدیگر رو دیدیم

01:53:35.739 --> 01:53:38.229
اوه، جدا؟ -
.آه. بارستو -

01:53:38.307 --> 01:53:41.400
،سرهنگ بارستو از نیروی هوایی سلطنتی
.اوبرست کرچمار-شولدورف

01:53:41.476 --> 01:53:44.569
حالتون چطوره؟
.بلند نشید

01:53:44.645 --> 01:53:47.580
.خوشحالم می‌بینم عاقبت در راه خانه هستید، اوبرست -
.خیلی ممنونم، قربان -

01:53:47.648 --> 01:53:51.843
،وحشتناک‌تر از زندانیِ جنگ بودن در انگلستان
.چیزی نمی‌تونم تصور کنم

01:53:51.916 --> 01:53:55.748
.فکر نمی‌کنم جای دیگه هم چندان بهتر باشه -
،اوه، دوست عزیزم -

01:53:55.818 --> 01:53:58.912
در این کشور، مردم سرشون رو
.توی هر سوراخی می‌کنند

01:53:58.987 --> 01:54:01.579
نامه از دخترترشیده‌ها براتون رسیده؟ -
.بله، رسیده -

01:54:01.654 --> 01:54:05.750
بله، فکر می‌کردم. کمپینی راه انداختند
.برای نامه نوشتن به زندانیان جنگ

01:54:05.825 --> 01:54:09.383
.دوستان ما نبودند، توجه کن -
.اوه، خیلی هم بد نبود -

01:54:09.459 --> 01:54:11.324
.کتاب داشتیم، کنسرت، سخنرانی

01:54:11.394 --> 01:54:13.419
.مطمئنم اردوگاه شما خیلی خوب اداره میشد

01:54:13.496 --> 01:54:16.055
.تشکیلات آلمانی تمام و کماله

01:54:16.131 --> 01:54:18.427
.برای ما کمی زیادی تمام و کماله

01:54:18.498 --> 01:54:21.590
غذا خوب بود؟

01:54:21.666 --> 01:54:24.567
.غذای انگلیسی بود

01:54:24.636 --> 01:54:26.535
.دوستمون شوخ طبعه

01:54:26.603 --> 01:54:31.403
دخترم جویس کمپینی راه انداخت
.که غذای زندانی‌های آلمانی رو بهتر کنه

01:54:31.474 --> 01:54:34.772
 یادم میاد دولت هم بخاطر
!زیاد غذا دادن بهشون متهم شد

01:54:34.842 --> 01:54:37.502
.اوه، ما اونقدر هم بد نیستیم
.بنوش، تئو

01:54:40.112 --> 01:54:42.410
.آقایان، سلامتی شما

01:54:44.013 --> 01:54:46.607
.موفق باشی -
.موفق باشی -

01:54:46.682 --> 01:54:49.172
راستی، با تایگر بلوم‌فیلدِ پیر چه کردی؟

01:54:49.250 --> 01:54:51.275
.در ویکتوریاست. توی بارِ گرونِره

01:54:51.352 --> 01:54:55.581
.گروگان گرفته شده بود برای اوبرست -
...تقریبا یک سال پس از اتمام جنگ -

01:54:55.654 --> 01:54:59.384
کجای نگهبانی از افسران زندانی با عقل جور درمیاد؟ -
.تصور می‌کنم بیشتر حفاظت از ماست -

01:54:59.456 --> 01:55:01.389
حفاظت دربرابر چی؟ -
.مردم -

01:55:01.457 --> 01:55:04.185
کدوم مردم؟ منظورت چیه؟ -
.مردم شما -

01:55:04.258 --> 01:55:07.955
اون‌ها به‌سادگیِ شما نمی‌تونن از جنگ به صلح
.خودشون رو تطبیق بدن، آقایان

01:55:08.029 --> 01:55:11.291
 اوه، به نظرم خواهی فهمید که
.این فکر اشتباه‌ست

01:55:11.362 --> 01:55:15.355
 منظورت اینه که توی اون یونیفورم
مردم ما بهتون حمله می‌کنند؟

01:55:15.433 --> 01:55:17.866
من در این یونیفورم سعی کردم
.انگلیسی‌ها رو بکشم

01:55:17.935 --> 01:55:20.628
،دوست عزیزم
این نقطه‌نظر بسیار غم‌انگیزیه، نیست؟

01:55:20.701 --> 01:55:23.431
.سُرنا رو از سر گشاد می‌زنی، مرد

01:55:23.504 --> 01:55:26.631
.البته. جنگ تموم شده -
.بله. هیچ ارعابی وجود نداره -

01:55:26.706 --> 01:55:29.138
.تو مرد نجیبی هستی و ما هم

01:55:29.206 --> 01:55:32.198
.من مرد نجیبی نیستم
،من یک گدام

01:55:32.276 --> 01:55:36.210
 مثل تمام بقیه‌ی سربازهای حرفه‌ای
.در ارتش ما

01:55:36.278 --> 01:55:39.474
،یک کشور شکست‌خورده نمی‌تونه ارتش داشته باشه
پس ما قراره چه‌کاری انجام بدیم؟

01:55:39.547 --> 01:55:41.741
 فکر می‌کنم کارهای زیادی
.برای انجام دادن هست

01:55:41.815 --> 01:55:44.146
.ولی نه برای ما

01:55:44.216 --> 01:55:49.311
.کمی درباره‌ی اسب‌ها می‌دونیم
.می‌تونیم خدمتکار اصطبل بشیم

01:55:49.386 --> 01:55:51.649
وقتی دوباره در خانه باشی
.حالت فرق می‌کنه

01:55:51.721 --> 01:55:56.747
خانه. اما خانه چه شکلی خواهد بود؟
.یک اردوگاه زندانیانِ دیگه

01:55:56.823 --> 01:55:59.223
کی گفته؟

01:55:59.292 --> 01:56:02.817
مگه قرار نیست تا سال‌ها یکان‌های خارجی
شهرهامون رو اشغال کنند؟

01:56:02.894 --> 01:56:06.659
.تا سال‌ها؟ خوشم اومد -
.هیچ ندیدم مردی بیشتر از تو در اشتباه باشه -

01:56:06.730 --> 01:56:09.823
.ما نمی‌خواهیم از شما گدا درست کنیم -
.و ما ملت اهل داد و ستدیم -

01:56:09.899 --> 01:56:11.889
.باید کشورهایی برای داد و ستد داشته باشیم

01:56:11.966 --> 01:56:14.662
حتما متوجه هستید
...که بازسازی آلمان

01:56:14.735 --> 01:56:16.998
.برای صلحِ اروپا حیاتیه

01:56:17.070 --> 01:56:21.506
من که نمی‌تونم ببینم مالیات‌دهنده‌های ما
ارتشی رو در کشور شما نگه دارند. تو می‌تونی، کندی؟

01:56:21.573 --> 01:56:25.507
.نه. البته که نه. روزنامه‌ها رو بخون، مرد
.روزنامه‌های انگلیسی

01:56:25.574 --> 01:56:30.169
اگر شما رو بچاپیم و تحقیرتون هم کنیم
.نمی‌تونیم از شما بخواهیم دوست ما باشید

01:56:30.244 --> 01:56:32.837
این احساس تمامی ماست، نه؟

01:56:32.913 --> 01:56:34.902
.ما می‌خواهیم دوست باشیم

01:56:42.085 --> 01:56:45.849
 یکی‌ گفت، "ما می‌خواهیم
."با آلمان داد و ستد کنیم

01:56:45.920 --> 01:56:50.855
یک ژنرال گفت، "ما نمی‌خواهیم
".یک ارتشی رو فقط برای اشغال کشور شما نگه داریم

01:56:50.923 --> 01:56:55.255
!یک ژنرال
!اوه، اون‌ها بچه‌اند

01:56:55.325 --> 01:56:57.351
.پسربچه‌هایی که کریکِت بازی می‌کنند

01:56:57.427 --> 01:57:01.122
،تا قرون آخر دارایی‌ات رو فتح می‌کنند
...و حالا می‌خوان پس‌اش بدن

01:57:01.196 --> 01:57:02.856
.چون بازی تموم شده

01:57:02.930 --> 01:57:05.194
.جنگ، منفورترین چیز در انگلستانه

01:57:05.265 --> 01:57:07.857
 همین الآنش دارن
.جوامع صلح‌جو تشکیل میدن

01:57:07.933 --> 01:57:10.594
.روزنامه‌هاشون ضد جنگ‌طلبیه

01:57:12.269 --> 01:57:14.862
.یه لحظه صبر کن

01:57:14.938 --> 01:57:17.700
.اینجا ما می‌تونیم یه کاری بکنیم

01:57:17.772 --> 01:57:19.762
.ضد ارتش

01:57:21.209 --> 01:57:26.143
 این حماقت بچگانه برای ما
...کَلکیه

01:57:27.444 --> 01:57:30.208
.بر دریای ناامیدی

01:57:30.280 --> 01:57:33.043
می‌دونید دوستم ژنرال کندی چی گفت؟

01:57:33.116 --> 01:57:36.606
 نگران نباش، رفیق. به‌زودی"
".دوباره آلمان رو سرِ پا می‌کنیم

01:57:46.188 --> 01:57:48.214
.فکر کنم روش اثر گذاشتیم

01:57:48.291 --> 01:57:51.224
آخرین چیزی که بهش گفتم
.این بود، "دوست عزیزم، نگران نباش

01:57:51.292 --> 01:57:53.815
".به‌زودی دوباره آلمان رو سرِ پا می‌کنیم

01:57:53.893 --> 01:57:57.795
و اون باور کرد؟ -
.تئو؟ آره فکر کنم -

01:57:57.864 --> 01:58:00.127
.خب، امیدوارم

01:58:18.641 --> 01:58:21.974
.عزیزم؟ زمزمه نکن

01:58:23.979 --> 01:58:26.412
زمزمه می‌کردم؟ -
.مم-همم -

01:58:26.480 --> 01:58:28.537
.یکی از عادت‌هاته

01:58:35.553 --> 01:58:37.485
اگه زمزمه نکنم چه‌کار کنم؟

01:59:44.479 --> 01:59:55.478
 کلایو کندی مایل است از تمام دوستان مهربانی که در ضایعه‌ی جبران‌ناپذیرش
 برای همدردی با او نامه نوشتند، تشکر کند. وی امیدوار است به وقتش
.شخصا به هرکدام پاسخ دهد

02:00:34.057 --> 02:00:37.491
.تئودور کرچمار-شولدورف -
.بله -

02:00:38.893 --> 02:00:41.156
.از این طرف، لطفا -
...دفتر ثبت‌نام -

02:00:41.228 --> 02:00:43.388
.و کارت شناسایی‌تون، لطفا

02:00:46.931 --> 02:00:48.989
.بنشینید

02:01:03.908 --> 02:01:08.002
کی وارد کشور شدید؟ -
.ششم ژوئن 35 -

02:01:08.077 --> 02:01:10.169
از؟ -
.پاریس، فرانسه -

02:01:10.245 --> 02:01:13.681
.پانزدهم ژوئیه‌ی 34 وارد فرانسه شدم

02:01:13.747 --> 02:01:15.907
از آلمان؟ -
.بله -

02:01:16.915 --> 02:01:19.576
چرا آلمان رو ترک کردید؟

02:01:19.650 --> 02:01:23.278
دورنمای من از زندگی
.مخالف نازی‌هاست

02:01:23.353 --> 02:01:26.752
بیشتر پناهنده‌ها اوایل 1933
.آلمان رو ترک کردند

02:01:26.821 --> 02:01:28.846
.وقتی هیتلر به قدرت رسید

02:01:28.922 --> 02:01:30.947
.من چیزی ندارم که از هیتلر بترسم

02:01:31.024 --> 02:01:33.753
.حداقل اینطور فکر می‌کردم

02:01:33.826 --> 02:01:37.351
هشت ماه طول کشید
.تا بفهمم اشتباه می‌کنم

02:01:37.427 --> 02:01:40.156
.زمان خیلی زیادیه

02:01:40.229 --> 02:01:42.163
به‌نظرتون زیاد نیست؟

02:01:42.231 --> 02:01:46.290
،خواهش می‌کنم، نمی‌خوام اهانتی بکنم
.اما شما در انگلستان پنج سال طول دادید

02:01:46.367 --> 02:01:48.800
.خب، کاملا درسته

02:01:49.836 --> 02:01:51.802
قبلا انگلیس اومدید؟

02:01:51.869 --> 02:01:55.668
.بله. در جنگ قبلی زندانی جنگ بودم

02:01:57.440 --> 02:02:02.306
.می‌بینم که افسر بودید
کی ارتش رو ترک کردید؟

02:02:02.375 --> 02:02:04.537
.سال 1920

02:02:04.611 --> 02:02:08.875
از هر ده افسر، هشت نفر مجبور به بازنشستگی شدند
.وقتی ارتش آلمان از هستی ساقط شد

02:02:08.947 --> 02:02:12.108
.به‌عنوان یک ارتش بزرگ منظورمه -
شما وجود یک ارتش بزرگ رو ترجیح می‌دید؟ -

02:02:12.182 --> 02:02:14.877
.دیگه نه

02:02:14.950 --> 02:02:18.715
.سال 20 حرفه‌‌ی جدیدی انتخاب کردم
.داروساز ارتش شدم

02:02:18.786 --> 02:02:21.219
سیزده سال در یک کارخانه
.در مَن‌هایم کار کردم

02:02:21.288 --> 02:02:23.880
متاهلید؟

02:02:23.955 --> 02:02:25.889
.همسرم مُرده

02:02:25.957 --> 02:02:28.390
بچه؟

02:02:28.458 --> 02:02:31.448
.دو تا. باهاشون هیچ ارتباطی ندارم

02:02:32.461 --> 02:02:34.552
...نازی‌های خوبی هستند

02:02:36.130 --> 02:02:38.290
 تا جایی که
.به یک نازی بشه گفت خوب

02:02:38.364 --> 02:02:40.729
.متاسفم، آقای کرچمار-شولدورف

02:02:40.799 --> 02:02:43.459
.این موضوع خیلی به‌نفعتون نیست

02:02:44.801 --> 02:02:47.291
.سعی کردم صحیح جواب بدم

02:02:48.504 --> 02:02:50.562
شخصا، به حسن نیت شما
.شکی ندارم

02:02:50.638 --> 02:02:53.800
 اما من اینجام که از منافع کشورم
.حفاظت کنم

02:02:53.873 --> 02:02:56.740
.شما ممکنه یک ضد-نازی باشید، ممکنه نباشید

02:02:56.809 --> 02:02:59.401
،در مواقعی مثل این
...یک دشمن در میان ما

02:02:59.476 --> 02:03:02.308
از ده دشمن آن‌سوی کانال
.آسیب بیشتری می‌تونه بزنه

02:03:03.981 --> 02:03:07.414
،اگر جهت کار برای دشمن اینجا اومده بودید
الآن به من چی می‌گفتید؟

02:03:07.481 --> 02:03:10.074
.دقیقا همین‌ها رو
...که دوست انگلستان‌اید

02:03:10.150 --> 02:03:12.584
.که دشمن ما دشمن شماست

02:03:12.652 --> 02:03:15.585
متوجهم برای اون‌هایی که
،واقعا با ما هستند سخت میشه

02:03:15.653 --> 02:03:20.088
اما نهایتِ اطمینانشون باید بر این باشه
.که این‌بار قضیه فوق‌العاده جدیه

02:03:20.157 --> 02:03:24.682
اگر شما دوستید، اقدامات احتیاطی ما
...اقدامات احتیاطی شماست

02:03:24.758 --> 02:03:27.419
.و منافع ما، منافع شماست

02:03:27.493 --> 02:03:31.691
.چون پیروزی ما، پیروزی شما خواهد بود

02:03:32.997 --> 02:03:35.487
مایلید چیز دیگه‌ای بگید؟

02:03:37.933 --> 02:03:39.867
...اگر اشکال نداره، قربان

02:03:39.935 --> 02:03:42.423
.نه. بفرمایید

02:03:42.501 --> 02:03:44.435
،در سال‌های پیش

02:03:44.503 --> 02:03:48.666
مهم‌ترین اصل زندگی من
،این بود که "هرگز دروغ نگو

02:03:48.740 --> 02:03:50.672
".همیشه حقیقت رو بگو

02:03:50.740 --> 02:03:53.367
.اصل خیلی خوبیه
.امیدوارم بهش پایبند بمونید

02:03:53.442 --> 02:03:56.434
...اوه، من دروغی نگفتم، اما من

02:03:56.511 --> 02:03:59.376
.حقیقت رو هم نگفتم

02:03:59.446 --> 02:04:04.576
یک پناهنده زود یاد می‌گیره که
.فرق بزرگی بین این دو هست

02:04:04.650 --> 02:04:09.277
حقیقت درباره‌ی من
...اینه که من یک پیرمرد خسته‌ام

02:04:09.352 --> 02:04:12.344
که اومده به این کشور
.چون دلتنگ وطنه

02:04:14.856 --> 02:04:19.790
.اوه، خواهش می‌کنم، اینطوری به من زُل نزنید، قربان
.عقلم سر جاشه

02:04:19.858 --> 02:04:23.884
می‌دونید که بعد از جنگ
.ما سال‌های خیلی بدی رو در آلمان گذروندیم

02:04:23.961 --> 02:04:28.292
،فقیرتر و فقیرتر شدیم. هر روز
...افسرهای بازنشسته و معلم‌های مدرسه

02:04:28.363 --> 02:04:30.388
.در حال دزدی از مغازه دستگیر می‌شدند

02:04:30.466 --> 02:04:34.957
.پول ارزشش رو از دست داد
...قیمت همه‌چیز بالا رفت

02:04:35.034 --> 02:04:37.797
.جز قیمت انسان

02:04:37.869 --> 02:04:41.803
البته، توی روزنامه خوندیم که
.سال‌های پس‌ازجنگ همه‌جا بد بوده

02:04:41.871 --> 02:04:44.395
که جرم افزایش داشته
...و اینکه شهروندان درست‌کار

02:04:44.473 --> 02:04:47.465
 سختی می‌کشیدند
.برای به زندان انداختن گانگسترها

02:04:49.709 --> 02:04:52.642
،خب، نیازی نیست من بهتون بگم، قربان
...که در آلمان

02:04:52.710 --> 02:04:57.043
درنهایت گانگسترها موفق شدند
.شهروندان درست‌کار رو به زندان بندازند

02:04:59.283 --> 02:05:01.748
.همسر من انگلیسی بود

02:05:01.815 --> 02:05:04.477
.عاشق این بود که به انگلیس برگرده

02:05:04.551 --> 02:05:09.316
 اما برای من مثل این بود که
.کشورم رو در اوج نیازش، مایوس کنم

02:05:09.388 --> 02:05:11.720
.بنابراین اون در کنارم موند

02:05:12.823 --> 02:05:16.087
،وقتی، در تابستان 33

02:05:16.159 --> 02:05:21.423
 فهمیدیم که بچه‌هامون رو
،به حزب نازی باخته‌ایم

02:05:21.495 --> 02:05:24.486
،و من مایل بودم بیام

02:05:24.563 --> 02:05:26.554
.اون مُرد

02:05:27.732 --> 02:05:30.393
.هیچکدوم از پسرهام به خاک‌سپاری‌اش نیومد

02:05:33.636 --> 02:05:35.626
.های هیتلر

02:05:38.406 --> 02:05:43.840
و بعد در ژوئیه‌ی 35، باید بخاطر ماموریتی
.برای شرکتم به برلین می‌رفتم

02:05:43.907 --> 02:05:48.500
همینطور که با ماشینم می‌رفتم، راهم رو
...در حومه‌ی شهر گم کردم

02:05:48.574 --> 02:05:53.065
.و ناگهان، چشم‌انداز خیلی به‌نظرم آشنا اومد

02:05:54.412 --> 02:05:57.845
...و آهسته به جا آوردم

02:05:57.912 --> 02:06:01.174
...جاده رو، دریاچه رو

02:06:01.246 --> 02:06:05.179
و آسایشگاهی رو
...که چند هفته‌ی بهبودیم رو اونجا گذروندم

02:06:05.248 --> 02:06:09.181
.اوه، تقریبا چهل سال پیش

02:06:09.249 --> 02:06:12.182
،ماشین رو متوقف کردم و بی‌حرکت نشستم

02:06:12.250 --> 02:06:14.773
.به‌خاطر می‌آوردم

02:06:14.850 --> 02:06:19.841
،و، می‌دونید
،دقیقا در همین آسایشگاه، قربان

02:06:19.919 --> 02:06:23.181
...همسرم رو اولین بار دیدم

02:06:23.253 --> 02:06:26.220
و مرد انگلیسی‌‌ای رو دیدم
.که بزرگ‌ترین دوستم شد

02:06:27.521 --> 02:06:32.511
،و مردم رو به‌خاطر آوردم در ایستگاه، سال 19

02:06:32.588 --> 02:06:34.851
،وقتی ما زندانی‌ها به خونه فرستاده شدیم

02:06:34.923 --> 02:06:38.517
 ،تشویق‌مون می‌کردند
.مثل دوست باهامون برخورد می‌کردند

02:06:38.592 --> 02:06:42.854
چهره‌‌ی جماعتی از
...مردان عالی‌رتبه دور یک میز

02:06:42.925 --> 02:06:44.859
که منتهای کوشش‌شون رو کردند
...تا من رو تسلی بدهند

02:06:44.927 --> 02:06:48.088
وقتی شکست کشورم
.برام غیرقابل‌تحمل می‌نمود

02:06:49.428 --> 02:06:51.860
...و

02:06:51.928 --> 02:06:54.362
،به‌شکل بسیار احمقانه‌ای

02:06:54.431 --> 02:06:57.863
.ییلاقات انگلیس رو به‌خاطر آوردم

02:06:57.930 --> 02:07:02.024
،باغ‌ها، علفزارهای سبز

02:07:02.098 --> 02:07:04.361
...رودخانه‌‌های پر از علف هرز و درخت‌ها

02:07:05.934 --> 02:07:08.092
.که اون خیلی دوست داشت

02:07:10.935 --> 02:07:12.868
...و اشتیاق عظیمی بر من غلبه کرد

02:07:12.936 --> 02:07:15.425
.که به کشور همسرم برگردم

02:07:19.538 --> 02:07:22.097
.و حقیقت، اینه، قربان

02:07:41.945 --> 02:07:45.379
کسی رو در این کشور ندارید
که خوب بشناستتون؟

02:07:45.447 --> 02:07:47.379
یک شهروند، ا، بریتانیایی؟

02:07:47.447 --> 02:07:49.380
...دربانِ دم کارخانه‌ی داروسازی

02:07:49.448 --> 02:07:51.538
.جایی که خدمت می‌کردم

02:07:51.613 --> 02:07:54.877
«افسرهای پلیس «دپارتمان بیگانگان
.در خیابان بو

02:07:54.949 --> 02:07:56.939
.پاسبان

02:07:58.284 --> 02:08:01.341
سرلشگر کلایو وین-کندی
رو نمی‌شناسید؟

02:08:02.951 --> 02:08:04.885
.بله، می‌شناختمش

02:08:04.952 --> 02:08:08.045
ازشون خواستید بیان اینجا
و از طرف شما شهادت بدهند؟

02:08:08.120 --> 02:08:11.781
،بله، یک نامه براش فرستادم
...اما گمان کنم

02:08:18.190 --> 02:08:20.453
!تئو! دوست عزیزم

02:08:20.524 --> 02:08:22.456
.بذار خوب نگاهت کنم

02:08:22.524 --> 02:08:24.957
خدایا، تو هیکلت رو بهتر
.از من نگه داشتی

02:08:25.026 --> 02:08:26.958
من یه‌کمی توی آفسایدم، نه؟

02:08:27.026 --> 02:08:30.550
می‌دونید، قربان، تعجب نمی‌کردم
.اگر این آقا واقعا از ما بدش بیاد

02:08:30.626 --> 02:08:32.560
.دوبار در زندگیش اومده انگلیس

02:08:32.627 --> 02:08:36.561
بار اول زندانی بوده، و بار دوم
.چیزی نمونده بود که زندانی بشه

02:08:36.629 --> 02:08:40.892
اجازه دارم باهاش صحبت کنم، قربان؟
.الآن نوزده ساله که... نه

02:08:40.964 --> 02:08:43.522
.بیست -
.بیست سال و خرده‌ای -

02:08:43.598 --> 02:08:47.225
.متاسفانه اینجا نه، ژنرال
.کرچمار-شولدورف‌های زیادی اینجا منتظر داریم

02:08:47.300 --> 02:08:52.563
یعنی می‌خواهید بگید که من یازده ساعت
...سفر کردم از... نباید بگم کجا

02:08:52.634 --> 02:08:55.396
و بهم اجازه نمی‌دید یک کلمه
.با یک مرد محکوم حرف بزنم

02:08:55.469 --> 02:08:58.230
همین الآن که نباید برگردید؟ -
.فردا صبح، قربان -

02:08:58.302 --> 02:09:02.067
.به‌شکلی شرارت‌بار هم زود -
.مشکلی نداره. می‌تونید تمام روز و تمام شب رو باهاش حرف بزنید -

02:09:02.138 --> 02:09:05.036
.تا نیمه‌شب
.حکومت‌نظامی بیگانگان، می‌دونید که

02:09:05.105 --> 02:09:08.402
و می‌تونم با خودم ببرمش؟ -
.اگر می‌گید که می‌شناسیدش -

02:09:10.473 --> 02:09:15.067
می‌شناسمش؟ -
.و براش وثیقه بگذارید -

02:09:15.142 --> 02:09:17.131
.با تمام دارایی‌ام، قربان

02:09:43.150 --> 02:09:46.174
.خب، وقتشه من برم -
.شب هنوز جوانه -

02:09:46.251 --> 02:09:48.911
یادت رفته؟
.جکومت‌نظامی برای بیگانگان

02:09:48.985 --> 02:09:51.214
.اوه، بله -
.تا نیمه‌شب باید خونه باشم -

02:09:51.286 --> 02:09:53.684
.یادتون نره، قربان
.ساعت 6:00 باید بیدار بشید

02:09:53.754 --> 02:09:55.688
رژه‌ی زودهنگام، ها؟ -
.آره -

02:09:55.755 --> 02:09:58.381
.تو چه خوش‌شانسی، کلایو

02:09:58.455 --> 02:10:01.478
 بله. سال 35 من رو
.در لیست بازنشستگان گذاشتند

02:10:01.555 --> 02:10:03.489
.اما می‌دونستم باز من رو می‌خواهند

02:10:03.557 --> 02:10:05.988
 عین برق برگشتم
.به لیست افراد آماده به‌خدمت

02:10:08.824 --> 02:10:12.918
میگم، ا، چرا نمی‌مونی؟

02:10:12.993 --> 02:10:14.925
.من هجده اتاق دارم

02:10:14.993 --> 02:10:17.323
.مرداک، بیا کمک -
.ممنونم، کلایو -

02:10:17.394 --> 02:10:20.590
.بهتره نمونم
.به مجوز ویژه هم نیاز دارم تازه

02:10:21.930 --> 02:10:24.259
.خیلی‌خب، مرداک
.برگرد سر کارت

02:10:24.330 --> 02:10:27.594
.کمی بیشتر بمون
.با ماشین می‌فرستمت خونه

02:10:27.665 --> 02:10:30.598
مرداک، به خانم کَنون بگو
.یک‌ربع به دوازده اینجا باشه

02:10:30.666 --> 02:10:32.927
.خیلی خوب، قربان -
خانم کنون کیه؟ -

02:10:32.999 --> 02:10:34.989
خانم کنون؟
.M.T.C ،راننده‌ام

02:10:38.169 --> 02:10:41.431
،یادت میاد، کلایو
...قبلا می‌گفتیم

02:10:41.502 --> 02:10:46.528
 ،ارتش‌هامون می‌جنگند برای زن‌هامون"
بچه‌هامون، و خانه‌هامون"؟

02:10:46.605 --> 02:10:49.936
.حالا زن‌ها درکنار مردها می‌جنگند

02:10:50.006 --> 02:10:52.766
.بچه‌ها آموزش تیراندازی می‌بینند

02:10:52.838 --> 02:10:57.170
اونچه باقی مونده خانه‌ست، اما
خانه چیه بدون زن‌ها و بچه‌ها؟

02:10:59.008 --> 02:11:01.601
.تو هیچوقت همسرم رو ندیدی
دوست داری عکسش رو ببینی؟

02:11:01.676 --> 02:11:03.767
.اوه، خیلی زیاد

02:11:06.177 --> 02:11:09.268
یادت میاد یه وقتی این تمام
چیزی بود که می‌تونستم به انگلیسی بگم؟

02:11:10.279 --> 02:11:11.938
".خیلی زیاد"

02:11:14.347 --> 02:11:16.438
تو خیلی بیشتر از من
.باهاشون پیش رفتی

02:11:16.514 --> 02:11:19.106
در چه رابطه‌ای؟

02:11:19.181 --> 02:11:21.774
.غلط کردی
.به من نگو که نمی‌دونستی

02:11:21.849 --> 02:11:24.337
چی رو نمی‌دونستم؟

02:11:24.416 --> 02:11:26.678
.من رو شرمنده می‌کنی

02:11:26.749 --> 02:11:29.546
.نمی‌دونم از چی حرف می‌زنی

02:11:29.618 --> 02:11:33.416
فکر کردم از قیافه‌ام می‌باره وقتی سال 02
.از برلین رفتم

02:11:33.486 --> 02:11:35.917
،فراموش نکن
.من بعد از اینکه رفتی دیگه قیافه‌ات رو ندیدم

02:11:38.020 --> 02:11:40.112
...من عاشقش بودم
.همسرت

02:11:43.122 --> 02:11:45.055
.هیچ‌وقت به من نگفت

02:11:45.123 --> 02:11:47.351
.هیچ‌وقت نمی‌دونست

02:11:48.357 --> 02:11:50.620
...اما انگار یادم

02:11:50.691 --> 02:11:55.454
اوه، کلایو، روز آخر در برلین وقتی
.بهت گفتم، حقیقتا خوشحال به‌نظر می‌اومدی

02:11:55.526 --> 02:11:58.288
.لعنتی
.اون موقع نمی‌دونستم

02:11:58.360 --> 02:12:01.294
.اما توی قطار دلتنگش شدم

02:12:01.363 --> 02:12:04.123
،توی قایق بدتر بود
،و زمانی که برگشتم لندن

02:12:04.195 --> 02:12:06.128
.دیگه کاملا دلتنگ بودم

02:12:06.196 --> 02:12:08.287
.خاله مارگارت‌ام بلافاصله فهمید

02:12:08.363 --> 02:12:11.126
.زن‌ها این‌چیزها رو بو می‌کشند

02:12:11.198 --> 02:12:14.291
.گذشته از این، کار احمقانه‌ای کردم

02:12:14.367 --> 02:12:17.563
،اولین شبی که برگشتم
.خواهرش رو بردم بیرون

02:12:17.636 --> 02:12:19.900
خواهر خاله مارگارت؟ -
.خواهر ایدیث -

02:12:19.970 --> 02:12:21.961
اوه، مارتا؟ -
.بله -

02:12:22.039 --> 02:12:23.971
چی‌اش احمقانه‌ست؟

02:12:24.039 --> 02:12:26.371
اینکه فکر کنی خواهرش
.مثل خودشه

02:12:27.709 --> 02:12:29.972
مثل ایدیث؟

02:12:30.044 --> 02:12:32.033
.بله

02:12:33.046 --> 02:12:35.980
.خب، ازش گذر کردی

02:12:36.049 --> 02:12:38.481
.قضیه دقیقا همینه
.هیچوقت گذر نکردم

02:12:38.550 --> 02:12:41.643
تئو، شاید این به‌نظرت
،حرف به‌شدت احمقانه‌ای بیاد

02:12:41.718 --> 02:12:44.881
.اما... من هیچوقت ازش گذر نکردم

02:12:47.555 --> 02:12:51.046
شاید می‌تونستی بگی
...اون ایده‌آلِ من بود

02:12:51.124 --> 02:12:54.991
.اگر یک‌جور شاعرِ مو-درازِ تهوع‌آور بودی

02:12:55.060 --> 02:12:58.152
.تمام زندگیم، دنبال زنی شبیه اون می‌گشتم

02:12:59.396 --> 02:13:02.160
.خب حالا می‌دونی

02:13:02.232 --> 02:13:04.994
خب، ا، هیچوقت فکر نمی‌کردم
...ممکن باشه

02:13:05.066 --> 02:13:07.556
که یک مرد انگلیسی
.بتونه اینقدر رومانتیک باشه

02:13:10.003 --> 02:13:11.937
و همسرت؟

02:13:12.005 --> 02:13:13.994
ناراحت نمیشی که می‌پرسم؟

02:13:14.072 --> 02:13:16.063
عاشقش بودی؟

02:13:16.140 --> 02:13:18.164
.بله. به‌شکل مهیبی

02:13:19.243 --> 02:13:21.176
.اون دقیقا عین ایدیث بود

02:13:21.244 --> 02:13:23.233
.بهت نشونش میدم

02:13:34.718 --> 02:13:36.653
.اوه، خیلی دلفریبه

02:13:36.721 --> 02:13:39.917
شبیه ایدیث نیست، ها؟
شباهت رو می‌بینی؟

02:13:39.990 --> 02:13:42.183
.بله

02:13:42.256 --> 02:13:45.521
.چیزی بسیار تکان‌دهنده داره

02:13:45.593 --> 02:13:49.925
،اما نباید فراموش کنی
.من ایدیث رو 31 سال بیشتر از تو دیدم

02:13:49.995 --> 02:13:53.021
.ما با هم پیر شدیم

02:13:53.098 --> 02:13:55.032
می‌فهمی؟

02:13:55.100 --> 02:13:59.090
.آه. بله، البته
.اما اون دقیقا عین ایدیث بود

02:14:00.735 --> 02:14:02.726
.مم

02:14:05.372 --> 02:14:08.862
جای عجیبیه اینجا
.برای آویزان کردن چنین تصویر زیبایی

02:14:08.940 --> 02:14:12.034
.خودش می‌خواست
به اینجا میگم اتاق دنج‌ام، می‌دونی؟

02:14:12.110 --> 02:14:15.977
همیشه می‌دونست من عادت دارم
.برگردم اینجا. یه جوکی بود بین‌مون

02:14:16.046 --> 02:14:18.035
.همه‌ی وسایلم اینجاست

02:14:20.516 --> 02:14:23.006
.بدون اون میشه یک فضای خالی وحشتناک

02:14:24.585 --> 02:14:27.382
خودت رو جمع کن، چیه؟

02:14:27.454 --> 02:14:31.821
از دست دادن کسی که برات خیلی عزیزه
.در یک کشور غریب، باید هولناک باشه

02:14:31.890 --> 02:14:34.379
.کشور غریب نبود
.جامائیکا بود

02:14:45.131 --> 02:14:47.190
.خداحافظ، کلایو
.سفر خوبی داشته باشی

02:14:47.267 --> 02:14:49.893
.نگران هیچ‌چیز نباش. همه‌چیز تحت نظره
.عالیه -

02:14:49.967 --> 02:14:51.901
قربان میشه در رو ببندید، لطفا؟

02:14:51.969 --> 02:14:54.562
.اوه، خفه‌شو، مرداک -
.موفق باشی، مرداک -

02:14:54.638 --> 02:14:58.403
.ممنون، قربان، اما ژنرال من رو همراهشون نمی‌برند
.من اینجا می‌مونم که مراقب چیزها باشم

02:14:58.474 --> 02:15:00.736
راه رو بلدی، آنجلا؟ -
.بله، قربان -

02:15:10.648 --> 02:15:13.740
!در، قربان. لطفا -
چیه، نگهبان دیدی؟ -

02:15:13.815 --> 02:15:16.409
.من نگهبان این منطقه‌ام، قربان

02:15:16.485 --> 02:15:20.079
 اوه، رانندگی در خاموشی
.باید خیلی سخت باشه

02:15:20.153 --> 02:15:22.314
.به اون بدی که به‌نظر میاد نیست، قربان

02:15:23.656 --> 02:15:25.988
گمان کنم رانندگی در شب
.زیاد کردید

02:15:26.058 --> 02:15:30.083
.نه، قربان
.قبل از جنگ اصلا رانندگی نکردم

02:15:30.160 --> 02:15:33.423
چی باعث شد یاد بگیرید؟ -
.دوست‌پسرم یادم داد -

02:15:33.495 --> 02:15:35.828
.اما نه در شب

02:15:35.898 --> 02:15:39.354
راننده‌ی خوبیه؟ -
.اوه، درجه-یک -

02:15:39.433 --> 02:15:41.524
.یکی از «پسران بِنتلی‌»ه

02:15:41.600 --> 02:15:43.933
.فقط الآن روی دو پای تخت‌اش راه میره

02:15:44.003 --> 02:15:46.367
.سربازه در آموزشی

02:15:47.572 --> 02:15:50.096
 شغل‌تون قبل از جنگ
چی بود، خانم کنون؟

02:15:50.173 --> 02:15:53.164
.مدل عکاسی -
.اوه؟ چه کار جالبی -

02:15:54.244 --> 02:15:56.334
.بد نبود
.پاهای آدم کمی درد می‌گرفت

02:15:58.145 --> 02:16:00.169
اسم من رو از کجا می‌دونستید، قربان؟

02:16:00.246 --> 02:16:02.612
.ژنرال درباره‌تون حرف زد

02:16:02.682 --> 02:16:05.616
اوه، جدی؟

02:16:05.684 --> 02:16:08.776
اشکالی داره سعی کنیم چراغ رو رد کنیم، قربان؟ -
.نه، اصلا -

02:16:12.188 --> 02:16:15.677
.اوه. ببخشید، قربان
.نشد

02:16:16.790 --> 02:16:19.122
دوست دارید که راننده‌ی ژنرال‌اید؟

02:16:19.192 --> 02:16:21.625
البته. کی دوست نداره؟
.پیرمرد خیلی نازنینیه

02:16:21.694 --> 02:16:24.559
وقتی ازم درخواست کرد
.می‌تونستم روی دست‌هام معلق بزنم

02:16:24.628 --> 02:16:26.961
 می‌دونید، من رو
.از بین 700 دختر انتخاب کرد، قربان

02:16:28.198 --> 02:16:30.427
چه شانسی، نه؟
.هفتصد-به-یک

02:16:30.499 --> 02:16:34.263
.وای خدای من. اون نور رو ببین
.باید گزارش اون مرد رو بدن

02:16:38.038 --> 02:16:40.799
.اوه، بجنب
.تمام شب طول نکش

02:16:42.807 --> 02:16:45.867
.آه

02:16:47.877 --> 02:16:49.968
.همین باعث تصادف میشه

02:16:55.716 --> 02:16:57.649
شانسی نداشتند، مگه نه، قربان؟

02:16:57.717 --> 02:17:00.811
معذرت می‌خوام؟ -
.هفتصد-به-یک -

02:17:00.886 --> 02:17:03.580
.حاشیه‌نشینی میشم برای خودم

02:17:06.722 --> 02:17:09.157
اسم کوچک‌تون چیه، خانم کانون؟

02:17:09.225 --> 02:17:11.157
.آنجلا

02:17:11.225 --> 02:17:13.386
.اسم زیباییه

02:17:13.461 --> 02:17:15.393
از "فرشته" میاد، نه؟

02:17:15.461 --> 02:17:19.124
.به‌نظر خودم خیلی گنده
.دوست‌هام «جانی» صدام می‌کنند

02:17:21.332 --> 02:17:23.993
این تقاطعه یا بعدی، قربان؟

02:17:24.067 --> 02:17:26.432
.اوه، همینجا خوبه

02:17:31.505 --> 02:17:33.836
.شب بخیر، آنجلا -
.شب بخیر، قربان -

02:17:33.906 --> 02:17:36.636
دوست دارم یکی از همین روزها
.دوست‌پسرت رو ببینم

02:17:36.709 --> 02:17:38.539
.من هم همینطور
.شب بخیر، قربان

02:17:58.589 --> 02:18:00.523
.الآن توی راهه

02:18:00.591 --> 02:18:03.184
بخاطر عشق گیلگود هم شده، برید
.وقتی از آسانسور میاد بیرون جلوش رو بگیرید

02:18:03.259 --> 02:18:06.693
اگر اجازه بدید یک تار سیبیل بذاره -
.داخل استودیو، شما- - اخراجید

02:18:06.761 --> 02:18:09.696
.ممنون، قربان. از این طرف، ژنرال -
.ممنون -

02:18:09.764 --> 02:18:12.357
ژنرال وین-کندی؟ -
.استودیوی پنج از این سمت، قربان -

02:18:12.432 --> 02:18:14.695
.آقای هربرت مارش مایل‌ان ببیننتون -
.اصلا نمی‌شناسمش -

02:18:14.766 --> 02:18:16.859
.بله، اما ایشون شما رو می‌شناسند، قربان -
.جدی؟ خوبه -

02:18:16.934 --> 02:18:20.528
.استودیوی پنج از این سمته -
برنامه‌ی من دقیقا چه ساعتی شروع میشه؟ -

02:18:20.604 --> 02:18:22.867
.خب، تقریبا ساعت 1:00، قربان -
.ساعت 21:20، قربان -

02:18:22.937 --> 02:18:26.270
وقت زیاد هست. - من رو -
.ببخشید، خانم... - اوه، خفه‌شو

02:18:28.609 --> 02:18:30.874
.ببخشید، رفیق -
یک نگهبان معمولیه، ها؟ -

02:18:30.945 --> 02:18:33.279
.بله -
.کندوی صنعت -

02:18:33.350 --> 02:18:35.286
.بله، قربان -
کار اینجا رو دوست دارید؟ -

02:18:35.354 --> 02:18:37.415
.خیلی زیاد
.با آدم‌های بسیار جالبی آشنا می‌شید

02:18:37.491 --> 02:18:39.427
.از برنامه‌ها میشه این رو فهمید

02:18:39.495 --> 02:18:41.487
.ژنرال وین-کندی

02:18:43.637 --> 02:18:44.661
.اوف

02:18:44.738 --> 02:18:46.672
.فکر نکنم شما رو دیده باشم، قربان -
.نه -

02:18:46.740 --> 02:18:49.234
متاسفانه این افتخار رو نداشتم. نمی‌شینید؟ -
.ممنون -

02:18:49.312 --> 02:18:51.248
سیگار؟ -
.ممنون -

02:18:51.316 --> 02:18:53.582
.اتاقک‌های خیلی مجهزی دارید اینجا
.و عمیق

02:18:53.654 --> 02:18:56.146
.بله. این روزها مجبوریم عمیق باشیم
.کاملا موافقم -

02:18:56.224 --> 02:19:00.255
به عصر حجر بازگشتیم، نه؟ فکر نکنم
.همین لحظه از این خوشم بیاد، اگر ناراحت نمی‌شید

02:19:00.332 --> 02:19:02.267
.برای سخنرانی بده
.گلو رو خشک می‌کنه

02:19:02.335 --> 02:19:04.601
،همم. ژنرال، اوم

02:19:04.673 --> 02:19:07.109
متاسفانه برای برنامه‌ی شما
.کمی مشکل داشتیم

02:19:07.177 --> 02:19:09.272
.خب، من به مشکل عادت دارم
.من یک سربازم

02:19:09.348 --> 02:19:13.116
...بله. ا، مقامات

02:19:13.187 --> 02:19:15.123
...فکر می‌کنن که کمی بی‌موقع‌ست

02:19:15.191 --> 02:19:17.684
و، ا، شاید بهتر باشه
.موکول شه به بعد

02:19:19.199 --> 02:19:22.795
فکر می‌کنن کمی بی‌موقع‌ست؟

02:19:22.872 --> 02:19:25.398
کی این حرف رو زده؟
چرا؟

02:19:25.475 --> 02:19:28.312
،خب، ژنرال، می‌دونید
...در زمان جنگ

02:19:28.382 --> 02:19:31.147
.درباره‌ی جنگ با من حرف نزن

02:19:31.219 --> 02:19:34.989
.نه. البته
.گروتسک میشه

02:19:35.060 --> 02:19:37.656
از من خواسته شده
...در این برنامه

02:19:37.732 --> 02:19:40.668
دیدگاهم رو توضیح بدم درباره‌ی علت عقب‌نشینی
.و نمودش برای آینده

02:19:40.736 --> 02:19:44.176
 خب بفرما. من 44 سال
.به کشورم خدمت کرده‌ام

02:19:44.243 --> 02:19:46.337
شما پیش از این چه مقامی داشتید، ها؟

02:19:46.413 --> 02:19:48.348
.وکیل -
چی؟ وکیل؟ -

02:19:48.416 --> 02:19:50.351
.خب، من سرباز بودم

02:19:50.419 --> 02:19:52.356
.و پیش از اون، گمان کنم دانشگاه بودید

02:19:52.424 --> 02:19:54.359
.و من یک سرباز بودم

02:19:54.427 --> 02:19:56.863
و زمانی که شما یک کودک بودید
.من یک سرباز بودم

02:19:56.932 --> 02:19:58.697
،و پیش از اینکه به‌دنیا بیایید، قربان

02:19:58.769 --> 02:20:01.205
زمانی که چیزی نبود جز
.شیر یا خط بین اسم دختر یا پسر

02:20:01.273 --> 02:20:03.436
.اون‌زمان هم من یک سرباز بودم

02:20:08.954 --> 02:20:11.220
.عمیقا متاسفم، قربان

02:20:11.291 --> 02:20:16.061
.می‌دونم تقصیر شما نیست -
.نه. متاسفانه نیست -

02:20:16.132 --> 02:20:19.571
.پرس‌وجوی لازم رو از وزارت جنگ می‌کنم

02:20:19.639 --> 02:20:22.736
.حالا برای این سیگار آتش می‌خوام، اگر لطف کنید -
.بله -

02:20:22.812 --> 02:20:25.748
امروز صبح مالتا
...بیست و پنجمین بمباران هوایی‌اش رو داشت

02:20:25.817 --> 02:20:28.253
از دوشنبه‌ی گذشته
.که ایتالیا وارد جنگ شد

02:20:28.321 --> 02:20:31.760
 مشخص نیست
.آسیب یا تلفاتی داشته یا نه

02:20:31.828 --> 02:20:34.424
سیگار، سرباز؟ -
،در بمباران دیروز -

02:20:34.499 --> 02:20:37.493
یک شهروند کشته شد
.و هشت نفر زخمی شدند

02:20:39.842 --> 02:20:43.281
،به پایان اخبار و ضمیمه‌ی امشب رسیدیم

02:20:43.348 --> 02:20:45.783
.که توسط آقای جِی. بی پریستلی اجرا میشه

02:20:47.923 --> 02:20:49.859
 یعنی چه اتفاقی
می‌تونه افتاده باشه؟

02:20:49.927 --> 02:20:53.296
مرداک، فکر می‌کنی تصادف کرده؟ -
.نمی‌تونم فکر کنم، خانم -

02:20:53.365 --> 02:20:55.301
.من انتظارش رو داشتم

02:20:55.369 --> 02:20:57.805
چرا؟ -
.سخنرانی‌اش رو خوندم -

02:20:57.874 --> 02:20:59.808
.فکر می‌کردم لغوش کنند

02:21:04.552 --> 02:21:06.488
.خودشه

02:21:06.556 --> 02:21:11.360
.برای این تاخیر کوتاه معذرت می‌خوام
.حالا آقای پریستلی صحبت می‌کنه

02:21:11.431 --> 02:21:13.594
مرداک، من کجا می‌تونم برم؟
.ژنرال نباید من رو اینجا ببینه

02:21:13.668 --> 02:21:17.070
.بذار من درستش می‌کنم -
.اوه، ابدا. بذارید برم بیرون -

02:21:27.760 --> 02:21:30.026
.سلام، تئو

02:21:30.098 --> 02:21:33.125
،اگر شام آماده‌ست
.می‌تونی بکشی، مرداک

02:21:33.202 --> 02:21:37.541
.خیلی متاسفم، قربان. من نباید اینجا باشم -
همم؟ چرا؟ -

02:21:37.611 --> 02:21:41.174
.من از خانم کنون خواستم بیان داخل
.برای شنیدن برنامه‌ی تو دلواپس بودند

02:21:41.251 --> 02:21:43.221
.دقیقه‌ی آخر لغو شد

02:21:43.288 --> 02:21:45.154
.حیف که اونقدر عجله کردیم، آنجلا

02:21:45.225 --> 02:21:48.059
 تازه 25 دقیقه به 9:00 از
.وزارت جنگ دراومدیم

02:21:48.129 --> 02:21:51.625
.اونجا یک نامه از وزارت جنگ اومده براتون، قربان
.امروز بعدازظهر اومد

02:21:51.703 --> 02:21:55.402
.پاول رِنو استعفا داده
.پِتَن نخست‌وزیره

02:21:55.475 --> 02:21:57.570
.خبر بد -
.چی؟ اوه، بله -

02:21:57.646 --> 02:21:59.638
.خبر بد

02:22:07.596 --> 02:22:09.863
شری، قربان؟

02:22:09.935 --> 02:22:11.926
.مم. بله

02:22:18.084 --> 02:22:21.054
شری، خانم؟

02:22:21.121 --> 02:22:24.251
شری، آقای ش... قربان؟ -
.بله، لطفا -

02:22:37.117 --> 02:22:39.177
.ممنون

02:22:41.557 --> 02:22:44.654
حال نامزدت چطوره؟

02:22:44.730 --> 02:22:47.393
.نامزدم نیست -
.اوه، معذرت می‌خوام -

02:22:48.736 --> 02:22:51.503
حال دوست‌پسرت چطوره؟ -
.قراره کارمزد بگیره -

02:22:51.575 --> 02:22:53.738
.اوه. تبریک میگم

02:23:01.426 --> 02:23:04.021
.من بایستی برم، می‌دونید -
.نه، نه. یه‌کم دیگه بمون -

02:23:05.833 --> 02:23:08.202
.نوش

02:23:08.272 --> 02:23:10.265
.بریم بالا

02:23:15.951 --> 02:23:18.388
خبری از درخواست‌نامه‌تون نشد؟

02:23:18.456 --> 02:23:22.054
.رد شد. بیگانه‌ی دشمن -
.اما شما یک متخصص‌اید -

02:23:22.130 --> 02:23:24.861
.چرا ازش نخواستید؟ همه رو می‌شناسه -
.اینجا نبود -

02:23:24.934 --> 02:23:27.131
.شام آماده‌ست، قربان

02:23:28.474 --> 02:23:30.466
.بله

02:23:34.484 --> 02:23:36.579
.من دارم میرم، قربان
باز هم ماشین رو لازم دارید؟

02:23:36.655 --> 02:23:38.817
.یک بشقاب اضافه آوردم، قربان

02:23:40.494 --> 02:23:44.832
.بشین، آنجلا، تئو
.بشینید، هردوتون

02:23:44.903 --> 02:23:48.603
.ممنون، قربان. من شام خورده‌ام -
.یکی دیگه هم بخور، آنجلا -

02:23:48.676 --> 02:23:52.776
،اگر نگران نشستن کنار ژنرالتی
.پس نگران نباش

02:23:52.851 --> 02:23:54.843
.من دیگه ژنرال نیستم

02:23:57.459 --> 02:24:00.294
کلایو، چی شده؟ -
.دوباره بازنشسته شدم -

02:24:00.364 --> 02:24:02.527
.از کار اخراج
.دیگه به من نیازی ندارند

02:24:04.271 --> 02:24:06.366
.متاسفم، قربان

02:24:08.211 --> 02:24:12.982
.خب، من می‌دونم چه احساسی داری -
.نه، نمی‌دونی -

02:24:13.053 --> 02:24:15.991
اوه، من 45 سالم هم نشده بود
.وقتی اینطور شد

02:24:16.058 --> 02:24:18.824
.اون چیزی یک‌سر متفاوت بود
.تو رو مجبور کردند

02:24:18.896 --> 02:24:23.599
،اما کار ما تمام نشده
.کار من هم... تازه شروع شده

02:24:23.673 --> 02:24:26.006
اغلب فکر می‌کنم به
...مرگ آدمی مثل من

02:24:26.076 --> 02:24:28.410
...دانش استثنائی
.چه اتلاف وحشتناکی

02:24:28.480 --> 02:24:30.413
خب، من مُرده‌ام؟

02:24:30.481 --> 02:24:32.642
دانش‌ام هیچ به‌حساب نمیاد، ها؟

02:24:32.717 --> 02:24:34.650
تجربه، مهارت؟

02:24:34.718 --> 02:24:40.519
.تو بگو -
.الآن به دانش متفاوتی نیاز دارند، کلایو -

02:24:40.589 --> 02:24:43.682
دشمن متفاوته
.پس تو هم باید متفاوت باشی

02:24:43.758 --> 02:24:45.850
دیوانه شدی؟
.من می‌دونم جنگ چیه

02:24:45.926 --> 02:24:48.690
.قبول ندارم -
...تو -

02:24:48.762 --> 02:24:53.697
برنامه‌ات رو تا اونجا که فروپاشی فرانسه
.رو توضیح دادی خوندم

02:24:53.765 --> 02:24:57.928
...متدهای نازی رو تشریح کردی
،جنگ بی‌قاعده، بمباران پناهنده‌ها

02:24:58.002 --> 02:25:01.698
،به مسلسل بستن بیمارستان‌ها، قایق‌های نجات
...کشتی‌های فانوس‌دار، خلبان‌های با چتر بیرون‌پریده و همینطور

02:25:01.771 --> 02:25:04.205
،با گفتن اینکه اون‌ها رو خوار می‌شماری

02:25:04.274 --> 02:25:06.867
که از جنگیدن در کنارشون
...شرمسار خواهی بود

02:25:06.942 --> 02:25:10.536
و ترجیح میدی زودتر
...شکست رو قبول کنی تا پیروزی

02:25:10.611 --> 02:25:13.044
 اگر پیروزی فقط
!با اون متدها ممکن باشه

02:25:13.113 --> 02:25:15.138
.همین کار رو هم می‌کنم

02:25:15.215 --> 02:25:19.878
کلایو، اگر به خودت اجازه بدی
...ازشون شکست بخوری

02:25:19.952 --> 02:25:23.387
 فقط به‌این‌خاطر که
...منصف‌تر از اونی که به همون شکلی که بهت ضربه زدند

02:25:23.455 --> 02:25:25.719
،تلافی کنی

02:25:27.125 --> 02:25:30.581
 جز متدهای نازی
.هیچ متدی وجود نخواهد داشت

02:25:30.660 --> 02:25:33.219
،اگر تو قاعده‌‌ی بازی رو وعظ کنی

02:25:33.295 --> 02:25:37.390
 درحالی‌که اون‌ها هر حقه‌ی پلید
،و پلشتی رو علیه‌ات به‌کار می‌گیرند

02:25:37.465 --> 02:25:40.399
.بهت می‌خندند

02:25:40.467 --> 02:25:43.631
.فکر می‌کنند ضعیفی، منحطی

02:25:46.305 --> 02:25:49.296
.خودم هم سال 1919 همین فکر رو می‌کردم

02:25:49.374 --> 02:25:51.400
.همه‌ی این‌ها رو در جنگ گذشته شنیده‌ام

02:25:51.477 --> 02:25:54.569
،اون‌ها اون‌موقع بی‌قاعده‌ جنگیدند
و کی برنده شد؟

02:25:55.811 --> 02:25:57.903
.فکر نکنم تو برنده شده باشی

02:25:57.979 --> 02:26:01.575
،ما باختیم
.ولی شما هم چیزی باختید

02:26:01.649 --> 02:26:03.878
.فراموش کردید اصول اخلاقی رو یاد بگیرید

02:26:05.551 --> 02:26:07.576
،چون پیروزی از آن شما بود

02:26:07.653 --> 02:26:10.646
درس‌تون رو بیست سال پیش
،یاد نگرفتید

02:26:10.724 --> 02:26:12.815
و حالا باید دوباره
.حق تدریس بپردازید

02:26:12.891 --> 02:26:15.859
بعضی‌هاتون زودتر از بقیه
.یاد می‌گیرند

02:26:15.926 --> 02:26:17.861
،بعضی هیچ‌وقت یاد نمی‌گیرند

02:26:17.929 --> 02:26:20.419
چون تو آموزش دیدی
،که یک جنتلمن

02:26:20.498 --> 02:26:23.091
و یک ورزشکار باشی
.در صلح و در جنگ

02:26:23.166 --> 02:26:25.190
،اما، کلایو

02:26:26.503 --> 02:26:28.697
،کلایو پیر عزیز

02:26:30.405 --> 02:26:33.602
.این جنگ جنتلمن‌ها نیست

02:26:33.674 --> 02:26:38.269
 این بار تو
...برای فقط هستیِ خودت می‌جنگی

02:26:38.345 --> 02:26:43.178
علیه اهریمنی‌ترین اندیشه‌ای
.که تابه‌حال توسط مغز انسان خلق شده

02:26:44.215 --> 02:26:46.410
.نازیسم

02:26:46.484 --> 02:26:49.542
،و اگر ببازی

02:26:49.619 --> 02:26:53.453
سال دیگه
.بازیِ برگشتی نخواهد بود

02:26:53.523 --> 02:26:56.184
.شاید نه حتی تا صد سال دیگه

02:27:07.031 --> 02:27:09.364
...خب، تو

02:27:09.435 --> 02:27:13.894
،تو نباید اهمیتی به من بدی
.یک بیگانه، که همه‌ی این حرف‌ها رو می‌زنه

02:27:13.971 --> 02:27:17.462
اما چه کسی می‌تونه آب‌هراسی رو
...بهتر از کسی توضیح بده که گزیده شده

02:27:19.041 --> 02:27:21.032
و حالا مصونه؟

02:27:26.713 --> 02:27:28.908
خب، می‌بینی، آنجلا؟

02:27:28.982 --> 02:27:32.211
حتی بهترین دوست آدم
.آدم رو مایوس می‌کنه

02:27:34.886 --> 02:27:36.820
.اینطور فکر نمی‌کنم، قربان

02:27:36.888 --> 02:27:40.049
تو هم، ها؟
به کسی که زمین افتاده لگد بزنی، آره؟

02:27:40.123 --> 02:27:42.489
.کسی هیچوقت به شما لگد نمی‌زنه، قربان

02:27:42.559 --> 02:27:44.993
،شما فقط باید تغییر رویه بدید
.همین

02:27:45.061 --> 02:27:47.051
تغییر رویه به چی؟

02:27:48.563 --> 02:27:52.054
.خب، یک شغل جدید
.برای یک مرد خیلی راحته

02:27:52.132 --> 02:27:55.999
اینطور فکر می‌کنی، ها؟
.وسط مسیر راهم رو کج کنم

02:27:56.068 --> 02:27:59.232
خیلی از آدم‌ها در این جنگ مجبور شدند
.این کار رو بکنند. بهتر از نابود شدنه

02:27:59.305 --> 02:28:01.238
.آفرین، آنجلا

02:28:01.306 --> 02:28:05.003
.در آینده جان صدات می‌کنم
.زد توی خال

02:28:05.076 --> 02:28:09.511
.من نمی‌شناسمت
.تو نباید به این راحتی تسلیم بشی، پسرم

02:28:09.579 --> 02:28:13.241
این همون مردیه که چهل سال پیش
در برلین طوفان به‌پا کرد؟

02:28:13.315 --> 02:28:16.752
.من رو نگاه کن
هیچکس من رو نمی‌خواد، ولی من تسلیم میشم؟

02:28:16.819 --> 02:28:19.341
هیچکس تو رو نمی‌خواد
.و تو یک متخصصی

02:28:19.419 --> 02:28:23.013
.من هیچ‌چیز جز سربازی بلد نیستم

02:28:23.088 --> 02:28:25.853
.ظاهرا اون رو هم بلد نیستم

02:28:25.925 --> 02:28:28.518
هوم گارد»‌ چطور، قربان؟»

02:28:28.594 --> 02:28:30.527
.اون‌ها رهبر احتیاج دارند
.دارن تبدیل به یک ارتش میشن

02:28:30.595 --> 02:28:32.858
!اگر بهمون حمله بشه، اون‌ها اولین پدافندمون‌اند
!روزنامه‌ها این رو میگن

02:28:32.929 --> 02:28:34.863
.بفرما
.تو همه رو می‌شناسی

02:28:34.931 --> 02:28:37.956
می‌تونی براشون سلاح
.و مربی و تجهیزات فراهم کنی

02:28:38.033 --> 02:28:39.966
!آه، عجب شغلی

02:28:40.035 --> 02:28:41.969
.شکل دادن یک ارتش جدید

02:28:42.037 --> 02:28:44.028
هوم گارد»‌، ها؟»

02:28:44.106 --> 02:28:46.867
بله، قربان. من خودم
.می‌خواستم بهتون بگم، قربان

02:28:46.939 --> 02:28:49.533
.تو مستی، مرداک
چی رو بهم بگی؟

02:28:49.609 --> 02:28:51.702
.که من به «هوم گارد»‌ پیوستم، قربان
تو؟ -

02:28:51.777 --> 02:28:54.767
 .بله، قربان
سوپ مشکلی داشت، قربان؟

02:28:54.845 --> 02:28:57.814
چطور قراره کسی بدونه
اگه دست هم بهش نزده؟

02:29:00.451 --> 02:29:02.713
،ورش دار ببر
.سرجوخه مرداک

02:29:02.784 --> 02:29:07.049
گروهبان مرداک، قربان. تمام این مدت
چیکار می‌کردید، قربان؟

02:29:07.121 --> 02:29:10.215
،هیچی، ای خرف
!جز صحبت

02:29:12.292 --> 02:29:14.452
!ولی حالا تماشا کن

02:29:29.451 --> 02:29:36.451
مرداک». به یاد پرافتخار و باعشق جان مونتگومری مرداک، دوست و»
همراهم در دو جنگ بزرگ. توسط اقدامات دشمن در حمله‌ی هوایی
.اکتبر 1940 کشته شد

02:29:38.145 --> 02:29:41.079
Be it ever so humble

02:29:41.147 --> 02:29:44.082
There's no place like home

02:29:44.150 --> 02:29:46.413
سلام. این چیه؟

02:29:49.686 --> 02:29:52.485
.همم

02:29:57.492 --> 02:29:59.427
.بیایید، پسرها
.بفرمایید چای

02:30:05.331 --> 02:30:08.096
سلام، خانم، دو تشتک برای من
.و چینی پیرم

02:30:08.168 --> 02:30:10.601
!اوه -
.دست بجنبون -

02:30:10.669 --> 02:30:13.263
این رو دیدی؟
".سرلشگر کلایو وین-کندی"

02:30:13.338 --> 02:30:15.271
.خدابه‌دور. چه اسمی
.پُرش کن

02:30:15.339 --> 02:30:17.432
،منتقل شده به باشگاه استحمام‌کنندگان سلطنتی"
".پیکادلی

02:30:17.508 --> 02:30:20.840
 فکر کنم بعد از این توده حمام هم
.نیاز داشته. موفق باشه اون حرومزاده‌ی پیر

02:30:22.845 --> 02:30:25.438
.هنوز اینجایی؟ دیر نکنی -
...دارم میرم -

02:30:25.514 --> 02:30:28.108
یا جاد مقدس. اون چیه؟ -
.تفنگ، قربان. برادرم شکاربانه -

02:30:28.183 --> 02:30:30.513
.خود خودشه
.با شماره‌ی چهار پُر شده

02:30:30.585 --> 02:30:33.109
،به‌زودی رایفل خواهیم داشت
.مسلسل دستی هم

02:30:33.186 --> 02:30:35.518
بلدی کدوم کدومه؟ -
.اوه، بله، قربان -

02:30:39.526 --> 02:30:42.119
.تمومش کنید، رفقا

02:30:42.194 --> 02:30:44.185
.بعدازظهر بخیر

02:30:57.107 --> 02:31:00.633
به جاد مقدس، یا اسلحه‌ی مناسب بهمون میدن
.یا من می‌دونم و اون‌ها

02:31:00.710 --> 02:31:03.474
.از پلکان جلوی درشون تکون نمی‌خورم
...سکته‌ی سرجایی] راه می‌اندازم]  stay-in stroke یک

02:31:03.546 --> 02:31:06.140
[اعتصاب نشسته]  sit-down strike یا یک
.یا هرچی که اسمش هست

02:31:06.215 --> 02:31:08.376
نشونشون می‌دیم، آنجلا، ها؟

02:31:09.718 --> 02:31:12.312
یک ارتش واقعی، ها؟

02:31:12.387 --> 02:31:14.651
...سربازها خوب‌اند
.تیز مثل خردل

02:31:14.723 --> 02:31:18.318
،سازمان، کارمندان عمومی، دفاتر
.ستاد عمومی... این‌ها رو می‌خواهیم

02:31:18.393 --> 02:31:20.553
.و به جاد مقدس، به‌دستشون می‌آریم

02:31:23.163 --> 02:31:25.427
می‌شنوی، آنجلا؟ -
.بله، قربان -

02:31:25.499 --> 02:31:28.262
!یک سال بهم مهلت بده... شش ماه

02:31:28.334 --> 02:31:30.427
.نشونشون میدم

02:32:49.707 --> 02:32:51.635
.بعدازظهر مرخصی بگیر -
.ممنون، قربان -

02:32:51.708 --> 02:32:53.767
.باشگاه، 7:30 -
.خیلی خوب، قربان -

02:32:53.843 --> 02:32:55.968
.به‌سمت گلو بگیر، پسرم

02:33:01.650 --> 02:33:05.745
روز بخصوص]ه، نه؟]  der Tag آقایان، این

02:33:05.820 --> 02:33:08.254
...حیاتی‌ترین و جامع‌ترین تمرینیه

02:33:08.322 --> 02:33:11.256
 که «هوم گارد» تابه‌حال
.درش شرکت داشته... دفاع لندن

02:33:11.324 --> 02:33:13.758
.تعلیم دیدیم براش
.از عهده‌اش برمی‌آییم

02:33:13.826 --> 02:33:16.091
نمایش خوبی راه می‌اندازیم، ها؟ -
.راه می‌اندازیم، قربان -

02:33:16.162 --> 02:33:20.599
به این جوانک‌ها نشون می‌دیم هنوز -
.دود از کنده بلند میشه

02:33:20.667 --> 02:33:24.033
.آقایان، جنگ نیمه‌شب آغاز می‌شود

02:33:41.017 --> 02:33:43.610
!پنج دقیقه آسوده، گروهبان

02:34:05.239 --> 02:34:07.172
!چای برای دو نفر

02:34:08.175 --> 02:34:10.165
!شماره‌ی نُه
!محبوبِ دکتر

02:34:18.049 --> 02:34:20.142
.یک دقیقه دیگه باید برم. درحین ماموریتم -
چرا؟ -

02:34:20.218 --> 02:34:22.708
.اوه، آره جون خودت -
.بیا نگاه کن -

02:34:30.393 --> 02:34:32.658
می‌بینی؟ -
چی، اون کامیون‌ها؟ -

02:34:32.730 --> 02:34:36.165
!ارتش خصوصی من -
خب، چیه؟ -

02:34:36.232 --> 02:34:39.325
 یادت میاد دیشب بهم
چی گفتی... در خلال بقیه‌ی چیزها؟

02:34:39.402 --> 02:34:41.336
بله، یادمه، و الآن میگم
.کاش بهت نگفته بودم

02:34:41.404 --> 02:34:44.839
 چرا فکر می‌کنی اطلاعات
آب‌نبات قندی] رو می‌خواستم؟]  Sugar Candy حرکات

02:34:44.907 --> 02:34:47.932
خب، چرا می‌خواستی؟ این راز چیه؟ -
.داریم می‌ریم دیدنش -

02:34:48.009 --> 02:34:49.944
کی؟ -
.جادوگر -

02:34:50.012 --> 02:34:52.241
برای چی؟ -
!بخاطر کارهای فوق‌العاده‌ای که می‌کنه -

02:34:52.313 --> 02:34:55.339
اوه، خفه‌شو، اسپاد! منظورت چیه؟

02:34:55.416 --> 02:34:57.406
.می‌خواهیم بهش جنگ همه‌جانبه‌ یاد بدیم

02:34:57.484 --> 02:35:00.352
چطوری؟ -
،اسیرش کنیم. جنگ نیمه‌شب آغاز میشه -

02:35:00.421 --> 02:35:03.513
اما می‌خواهیم چند ساعت قبلش
.بندازیمش توی گونی

02:35:03.589 --> 02:35:05.853
.متدهای نازی. می‌دونی -
!تو نازی نیستی، اسپاد -

02:35:05.925 --> 02:35:07.985
.ما برای جنگیدن با سربازهای انگلیسی تعلیم ندیدیم -
!نمی‌تونی این کار رو بکنی -

02:35:08.061 --> 02:35:11.029
!نمی‌تونم؟ تماشا کن -
.نمی‌ذارم این کار رو بکنی! اون پیرمرد خیلی عزیزیه -

02:35:11.096 --> 02:35:14.120
من هم پیرمرد عزیزی میشم وقتی
!از صد برم بالا! آه، چای

02:35:14.198 --> 02:35:16.361
ولی، اسپاد، چطور می‌تونی این کار رو بکنی؟

02:35:16.435 --> 02:35:18.526
!من می‌دونم چه معنایی براش داره -
!نمی‌تونی جلوی من رو بگیری، جانی -

02:35:18.602 --> 02:35:20.934
 تا یک ساعت دیگه، جادوگر
.دربندِ تیر و کمان من خواهد بود

02:35:21.004 --> 02:35:23.974
گذشته از سه دوجین از سرسخت‌ترین یکان‌های
.بین اینجا تا نیوزیلند

02:35:24.042 --> 02:35:26.032
.بفرما. بنوش -
ولی، اسپاد، نمی‌فهمی؟ -

02:35:26.109 --> 02:35:28.872
من بهت اطلاعات رو دادم
.و این یعنی سوءاستفاده از اون‌ها

02:35:28.945 --> 02:35:31.436
!نازک‌نارنجی‌بازی درنیار
!در جنگ، هرچیزی مجازه

02:35:32.582 --> 02:35:34.777
.اوه، نه، نمیری

02:35:39.721 --> 02:35:42.713
!ببینید! بس کنید

02:35:42.791 --> 02:35:44.725
.اوه! اوه، عزیزم

02:35:44.793 --> 02:35:46.817
!اوه! مُرد

02:35:46.894 --> 02:35:49.692
!اوه! آق-آقای مارشال

02:35:49.763 --> 02:35:52.027
!اسپاد

02:35:59.806 --> 02:36:01.796
.اسپاد! بگید، قربان -
چی شد؟ -

02:36:04.809 --> 02:36:07.244
!دورم زد! ماتا هاری -
کی؟ -

02:36:07.312 --> 02:36:09.973
!بیاید! بجنبید
.اوه، نه

02:36:11.749 --> 02:36:15.241
خب، شانسی داشتی؟ -
.هیچ امیدی نیست. الآن دیگه نیمه‌ی راه لندنه -

02:36:15.319 --> 02:36:17.752
 !رفته به جادوگر خبر بده
.زودباش. کلاه‌خود من رو بده

02:36:17.821 --> 02:36:20.312
!به‌دنبالش! زود

02:36:20.390 --> 02:36:22.414
!اوه. هی
کی قراره پول چای رو بده؟

02:36:22.491 --> 02:36:24.584
!گروهبان اسمیت -
ها؟ -

02:36:24.660 --> 02:36:27.220
.آره -
!اوه -

02:36:27.296 --> 02:36:29.230
!آقای مارشال

02:36:51.083 --> 02:36:53.017
.واقعا، خانم، اصلا امکان نداره -
.پای تلفن بگیریدش -

02:36:53.085 --> 02:36:55.451
...ولی، خانم، این -
.اوه، بجنب، مرد -

02:36:55.521 --> 02:36:58.012
.خیلی خوب

02:36:59.357 --> 02:37:01.381
.از مرکز فرماندهی

02:37:01.458 --> 02:37:04.621
راننده‌شون مایله با
.ژنرال وین-کندی صحبت کنه

02:37:04.695 --> 02:37:07.459
...بله، دربا

02:37:07.531 --> 02:37:09.795
ژنرال وین-کَندی توی باشگاه‌اند؟ -
.نه، قربان -

02:37:09.867 --> 02:37:12.460
ژنرال وین-کندی رو بیارید. - ایشون یک ساعت پیش رفتند -
...همراه سرتیپ کالدیکات

02:37:12.535 --> 02:37:14.969
.و سرتیپ هوایی لوید-هیوز -
نگفتن کجا میرن؟ -

02:37:15.038 --> 02:37:18.474
ببخشید، قربان، ولی کارتون چیه با ژنرال؟ -
.براشون یک پیام دارم، یک پیام فوری -

02:37:18.541 --> 02:37:21.533
.اگر پیام رو بدید به من، حواسم هست به دستشون برسه -
.اوه، لعنت به همه‌اش -

02:37:21.611 --> 02:37:24.306
شما عضو «هوم گارد»‌اید؟ -
چطور، قربان؟ -

02:37:24.379 --> 02:37:26.813
رمز عبور هست
Veuve Cliquot 1911.

02:37:26.882 --> 02:37:29.476
 ژنرال و افرادشون
.داخل حمام ترکی‌ان، قربان

02:37:29.551 --> 02:37:31.815
 ،گروهبان هاوکینز
.مسئولیت اینجا به‌عهده‌ی شماست

02:37:31.887 --> 02:37:34.821
میزتون رو ترک نمی‌کنید، تلفن هم
.جواب نمی‌دید. شما زندانی‌اید

02:37:34.888 --> 02:37:38.415
.جنگ تا نیمه‌شب آغاز نمیشه -
.آها! این فکرِ شماست -

02:37:38.491 --> 02:37:41.484
،گروهبان، اون دختر زیر میز اونجا
.اون هم زندانیه

02:37:41.562 --> 02:37:44.495
.سرجوخه، این سربازها رو بذار پیش من -
.خیلی‌خب، پسرها، همینه -

02:37:44.563 --> 02:37:47.498
.نیروی بی‌رحمانه و نادانی جنون‌آمیز

02:37:47.566 --> 02:37:51.001
سلام. سلام؟ سلام؟

02:37:51.069 --> 02:37:55.005
!خب، بهش هشدار بدید، پس. هشدار بدید
!انگلیسی نمی‌فهمید؟ بهش بگید قایم بشه

02:37:55.073 --> 02:37:57.508
.آقایان، جنگ به‌زودی تمام خواهد شد

02:37:57.576 --> 02:38:00.338
همه توافق داریم، که بردن
.این نبرد پایانی خیلی عالیه

02:38:00.410 --> 02:38:02.571
.ما بسیار ترجیح می‌دادیم که اولی رو ببریم

02:38:04.915 --> 02:38:07.509
شما تا ساعت 6:00 صبح
.اینجا زندانی خواهید موند

02:38:25.600 --> 02:38:28.089
.مشکلی نیست، قربان
.هنوز اینجاست

02:38:32.740 --> 02:38:34.674
.سلام، کلایو

02:38:34.742 --> 02:38:37.607
.سلام، تئو
.خوشحالم اومدی

02:38:37.676 --> 02:38:41.545
.تحمل هیچ کس دیگه‌ای رو نداشتم -
.آه، خب، مشکلی نیست -

02:38:41.614 --> 02:38:44.207
.به گوشت رسیده، فکر کنم -
.بله -

02:38:44.282 --> 02:38:46.613
.جانی بهم گفت

02:38:46.684 --> 02:38:48.629
و؟

02:38:48.697 --> 02:38:51.237
 خب، فکر می‌کنم
...حقه‌ی کثیفی بوده، اما

02:38:51.314 --> 02:38:54.264
نمی‌تونم فکر نکنم
.کمی هم بامزه بوده

02:38:54.333 --> 02:38:57.445
.بامزه‌ست
.بدترین چیزش همینه

02:38:57.521 --> 02:39:00.301
فکر می‌کنی حالا چه اتفاقی می‌افته؟

02:39:00.373 --> 02:39:04.159
به‌شکل رسمی، این مرد جوان رو میارن
...نزد یک دادگاه بازجویی

02:39:04.231 --> 02:39:06.336
.و تمرین یک زمان دیگه تکرار میشه

02:39:06.411 --> 02:39:08.859
بازجویی صورت می‌گیره، قربان؟

02:39:08.928 --> 02:39:11.100
.نه، نمی‌گیره
.خودم پیگیری می‌کنم

02:39:12.953 --> 02:39:15.126
اون الآن کجاست؟ -
کی؟ اسپاد، قربان؟ -

02:39:15.202 --> 02:39:17.147
.اوه، همراه افرادشه

02:39:17.215 --> 02:39:19.319
.دارن در لندن رژه میرن

02:39:24.126 --> 02:39:28.747
تو دیدی‌شون؟ -
.بله، وقتی رسیدیم به خیابان کرام‌ول دیدیمشون که دارن میان -

02:39:28.822 --> 02:39:31.429
.تمام ارتش، همراه گروه نوازندگی

02:39:31.505 --> 02:39:33.783
قیافه‌شون چطوری بود؟

02:39:33.854 --> 02:39:36.200
...خب، کلایو، باید بگم که -
.اوه، قیافه‌شون خوب بود -

02:40:01.935 --> 02:40:04.714
.خونه‌ام رو خیلی خوب تمیز کردند

02:40:04.786 --> 02:40:07.463
 اوه، اونجا یک مخزن آب اضطراری
.هم درست کردند، قربان

02:40:21.226 --> 02:40:24.005
.تمام شب به این فکر می‌کردم

02:40:24.078 --> 02:40:26.582
.نمی‌خوام این مرد جوان رو به‌دردسر بندازم

02:40:28.272 --> 02:40:30.650
.فکر کنم درعوض دعوتش کنم به شام

02:40:30.720 --> 02:40:33.672
مگه خودم به اندازه‌ی اون
یک جوان احمق نبودم؟

02:40:33.740 --> 02:40:36.245
.البته که بودم -
.بله -

02:40:36.323 --> 02:40:40.281
 اما شک دارم تبدیل به چنین پیرمرد والایی
.مثل تو بشه

02:40:40.349 --> 02:40:43.964
،وقتی جوان بودم رفیق
...کله‌ی پُر بادی داشتم

02:40:44.039 --> 02:40:46.143
بی‌هیچ تجربه‌ای که
.دوزار بیارزه

02:40:46.220 --> 02:40:49.138
حالا، یک‌خروار تجربه دارم
.و هیچکس فکر نمی‌کنه به درد کاری بخورم

02:40:51.017 --> 02:40:54.369
.یادم میاد وقتی سال 02 از برلین برگشتم

02:40:54.439 --> 02:40:59.404
 بتریج پیر بدترین
.گوشمالی عمرم رو بهم داد

02:40:59.472 --> 02:41:02.423
.و بعد دعوتم کرد به شام

02:41:02.491 --> 02:41:05.671
.قبول نکردم
.اغلب آرزو می‌کنم کاش کرده بودم

02:41:09.469 --> 02:41:12.146
.بله، فکر کنم دعوتش کنم به شام

02:41:12.220 --> 02:41:14.164
و بهتره که قبول کنه، شنیدی؟

02:41:14.233 --> 02:41:16.179
.بله، قربان

02:41:16.247 --> 02:41:18.624
!دارن میان

02:41:31.343 --> 02:41:34.123
 قول دادی. همینجور که هستی
.می‌ایستی تا سیل از راه برسه

02:41:34.196 --> 02:41:35.694
.تا سیل از راه برسه

02:41:35.772 --> 02:41:39.284
.و این یک دریاچه‌ست -
.و این یک دریاچه‌ست -

02:41:39.362 --> 02:41:41.673
...حالا این دریاچه‌ست

02:41:41.744 --> 02:41:43.688
.و من هنوز عوض نشده‌ام

02:41:44.964 --> 02:41:46.634
قربان؟

02:42:10.961 --> 02:42:14.631
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.