﻿WEBVTT

00:00:00.800 --> 00:00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:02:45.971 --> 00:02:53.212
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:02:59.549 --> 00:03:06.791
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:03:06.815 --> 00:03:14.057
بلبل جان

00:04:06.385 --> 00:04:10.635
‫دکتر گریسن در هنگام قتل به هیچ وجه در لندن نبوده.

00:04:10.636 --> 00:04:16.138
‫درواقع این دکتر محترم در شب موردنظر
‫در یک هتل کوچک در ملکشم اقامت داشته.

00:04:16.140 --> 00:04:19.141
‫سپس او با قطار ۲:۴۰ به برتون گریفورد برگشته...

00:04:19.643 --> 00:04:23.143
‫و در لباس مبدل به عنوان آقای مرتیمر
‫ملازم برج برتون تغییر چهره داده.

00:04:23.145 --> 00:04:27.647
‫تا مطمئن بشه که ورود او
‫توسط بازرس بلیط مورد توجه قرار میگیرد.

00:04:27.649 --> 00:04:31.650
‫از آن به بعد نقشه اش ساده بود.

00:04:31.651 --> 00:04:37.153
‫با اینکه میدانست آن روز در برتون تعطیلی بود
‫برای او وارد شدن به عمارت هلریک بدون اینکه دیده شود کار سختی نبود

00:04:37.155 --> 00:04:40.656
‫و به قتل رساندن آقای مرتیمر با پیکان اسطرلاب...

00:04:40.658 --> 00:04:44.660
‫که با چاقوتیزکنی که در کنار پنجره آشپزخانه
‫وجود داشت تیز شده بود.

00:04:45.161 --> 00:04:50.664
‫تردید من در باره اون چاقوهای برنجی در آن زمان یادت هست؟

00:04:51.165 --> 00:04:55.667
‫من درباره اون تراشه های تیز فلزی نگران بودم.

00:04:55.669 --> 00:04:57.669
‫خدای من، جناب لرد مریدیو

00:04:58.170 --> 00:05:00.671
‫شما هیچی رو از قلم ننداختید.

00:05:00.672 --> 00:05:04.172
‫اما از اونجاییکه معلومه شما چیزای بیشتری میدونید.

00:05:04.174 --> 00:05:07.175
‫متواضعانه بازرس ادامه دادید.

00:05:07.177 --> 00:05:12.179
‫در حیرتم که چطور توضیح خواهید داد
‫که قاتل چگونه موفق به برجای گذاشتن جسد قربانیش...

00:05:12.180 --> 00:05:14.681
‫در وسط زمین بازی تنیس شده
‫و بدون اینکه ردی از خودش به جای بگذاره...

00:05:14.682 --> 00:05:18.182
‫توانسته فرارش را عملی کند.

00:05:18.184 --> 00:05:23.187
‫صادقانه باید بگم که آقا ما در اداره پلیس
‫به بازی گرفته شدیم.

00:05:30.193 --> 00:05:34.195
‫سینت جان لرد مریدیو گارآگاه باعظمت

00:05:34.196 --> 00:05:36.196
‫شکوهمندانه برخاست

00:05:36.198 --> 00:05:40.699
‫سیمای بزرگ بابانوئلی خود که از شوق شیطانی میدرخشید را رفیع کرد

00:05:40.701 --> 00:05:44.704
‫او به آرامی خرده کیک های دانه دار را...

00:05:45.203 --> 00:05:47.704
‫از روی چین های جلیقه لرزانش پاک کرد.

00:05:47.706 --> 00:05:51.206
‫و غرید: ممکنه که پلیس به بازی گرفته شده باشه بازرس...

00:05:51.208 --> 00:05:53.208
‫اما مریدیو نه.

00:05:53.209 --> 00:05:57.711
‫سی سال پیش دکتر گریسن قاتل

00:05:57.713 --> 00:06:00.714
‫یک عضو برجسته از بلتس روزس بود

00:06:00.716 --> 00:06:03.716
‫تحت عنوان اُلگ گراینسکی

00:06:03.717 --> 00:06:07.719
‫و سال ها بود که چهره اش را به طریقی تغییر داده بود

00:06:07.721 --> 00:06:09.720
‫ولی هنوز زبردستی قدیمی اش او را رها نکرده بود.

00:06:09.722 --> 00:06:12.222
‫او جسد را به وسط محوطه بازی حمل کرد

00:06:12.223 --> 00:06:14.725
‫در حالیکه روی نوک پاهایش...

00:06:14.726 --> 00:06:19.227
‫در طول خط سفیدی که
‫محل زدن توپ شروع مسابقه را مجزا میکند راه میرفت.

00:06:19.228 --> 00:06:22.229
‫و از آنجا او جسد را به فاصله هفت پا
‫به داخل محوطه بازی پرتاب کرد،

00:06:22.230 --> 00:06:24.731
‫نزدیک خط مبنا جایی که جسد پیدا شد.

00:06:24.732 --> 00:06:28.232
‫سپس با یک حرکت ماهرانه

00:06:28.234 --> 00:06:32.236
‫دور زد و راهی که آمده بود را بازگشت

00:06:32.238 --> 00:06:35.739
‫بنابراین هیچ ردی به جا نگذاشت.

00:06:35.741 --> 00:06:40.242
‫و این بازرس، همان راه حل مریدیو هست.

00:06:40.244 --> 00:06:43.245
‫سلام!
‫شما اونجایید؟

00:06:44.246 --> 00:06:46.247
‫آقای وایک؟

00:06:46.748 --> 00:06:48.748
‫- آقای وایک؟
‫- کی اوجاست؟

00:06:48.750 --> 00:06:51.250
‫من هستم مایلو تیندل،
‫فکر کنم منتظرم بودید.

00:06:51.251 --> 00:06:54.252
‫بله البته، لطف کردی اومدی.
‫نمیخوای بیای پیش من؟

00:06:54.254 --> 00:06:58.256
‫راستش یه مدتی هست که دارم سعی میکنم
‫همین کار رو انجام بدم.

00:07:01.759 --> 00:07:03.760
‫بفرمائید.

00:07:08.264 --> 00:07:11.767
‫بله اینجا خلوتگاه دنج منه در هوای آزاد
‫که خودم طراحی کردم.

00:07:12.266 --> 00:07:15.767
‫و برای من همان اندک فضای ویژه پنهانی
‫که یک نویسنده احتیاج داره را فراهم میکنه.

00:07:15.769 --> 00:07:17.770
‫باید بگم شما مردی هستید که معاشرت با آن آسان است.

00:07:18.270 --> 00:07:20.771
‫دقیقا، پس شما مایلو تیندل هستید.

00:07:20.773 --> 00:07:24.274
‫- من اندرو وایک هستم، به عمارت کلوک خوش آمدی.
‫- ممنونم.

00:07:24.776 --> 00:07:26.776
‫من نامه شما رو وقتی بعد از ظهر از لندن برگشتم دریافت کردم.

00:07:27.277 --> 00:07:29.277
‫چه خوب، بله.
‫امیدوار بودم شما این آخر هفته اینجا باشید

00:07:29.279 --> 00:07:32.780
‫بنابراین نامه شما رو امروز زودتر
‫داخل صندوق پستی تان انداختم.

00:07:32.782 --> 00:07:35.282
‫خب، چه نوشیدنی میل دارید؟

00:07:35.283 --> 00:07:37.784
‫- اگه ممکنه ودکا تانیک.
‫- البته.

00:07:37.785 --> 00:07:42.287
‫- اقامت شما در این خانه ییلاقی چطوره؟
‫- خیلی خوبه ممنونم.

00:07:42.789 --> 00:07:44.789
‫برای آخرهفته ها ازش استفاده میکنی و این جورچیزا؟

00:07:44.790 --> 00:07:47.290
‫بله اینجور چیزا.

00:07:47.291 --> 00:07:50.792
‫ودکا، به نظر میرسه که این بیرون ندارم.

00:07:50.794 --> 00:07:53.795
‫- جین هم خوبه.
‫- خوبه.

00:07:53.797 --> 00:07:56.297
‫این خانه ییلاقی محل کوچک و جذابیه...

00:07:56.298 --> 00:07:58.299
‫که برای هر گونه استراحتی ایده آله.

00:07:58.800 --> 00:08:01.300
‫متاسفانه من وقتی برای خودم ندارم.

00:08:01.301 --> 00:08:04.802
‫در حقیقت داشتم پایان کتاب جدیدم رو مینوشتم...

00:08:04.805 --> 00:08:07.806
‫به نام
‫"مرگ در اثر دو اشتباه"

00:08:07.807 --> 00:08:11.307
‫باید بگم که تا الان خیلی خوب پیش رفته.

00:08:11.309 --> 00:08:14.810
‫نوشابه، نوشابه، نوشابه، نوشابه

00:08:14.812 --> 00:08:17.312
‫ای وای، به نظر میرسه که تانیک هم اینجا ندارم.

00:08:17.313 --> 00:08:19.814
‫چه بد.
‫امکانش هست بریم داخل؟

00:08:19.815 --> 00:08:22.816
‫- هر طور شما بخواین.
‫- خوبه.

00:08:22.818 --> 00:08:26.318
‫بگو ببینم موافقی که داستان های کارآگاهی...

00:08:26.320 --> 00:08:29.321
‫یک سرگرمی عادی برای انسان های نابغه است؟

00:08:29.823 --> 00:08:32.823
‫متاسفانه من درباره انسان های نابغه چیزی نمیدونم.

00:08:32.825 --> 00:08:35.826
‫- آیا همانطوره که گفتید؟
‫من دارم از فیلیپ گودلا قول میکنم.

00:08:35.827 --> 00:08:37.827
‫زندگی نامه نویس دهه ۳۰

00:08:37.828 --> 00:08:41.831
‫همان عصر طلایی که هر وزیر کابینه
‫یک کتاب جنایی کنار بسترش داشت.

00:08:42.331 --> 00:08:44.833
‫و همه کارآگاهان صاحب عنوان بودند.

00:08:44.834 --> 00:08:48.334
‫- گمان کنم قبل از زمان شما بود.
‫- یه جورایی، بذارید من حملش کنم.

00:08:48.336 --> 00:08:50.837
‫خیلی ممنونم، خیلی لطف دارید.

00:08:50.838 --> 00:08:55.339
‫میدونی هنوز حتی امروزه من کلماتم
‫رو مطابق طبقه متوسط جامعه تنظیم میکنم.

00:08:55.341 --> 00:09:00.344
‫بر خلاف جامعه بی کلاس ها به نظر میرسه
‫که بسیاری از مردم عادی ازش لذت میبرند.

00:09:00.845 --> 00:09:02.845
‫فکر کنم از این چیزاتون توی تلوزیون هم استفاده میکنند.

00:09:02.846 --> 00:09:05.847
‫اوه خدا نکنه، من هرگز اجازه نخواهم داد.

00:09:05.849 --> 00:09:09.850
‫و در ضمن اسم این "چیز" نیست.

00:09:09.851 --> 00:09:12.852
‫تلوزیون به هیچ وجه هدف من نبوده.

00:09:12.854 --> 00:09:16.355
‫این کارآگاه حقیقیه، نه کارآگاه افسانه ای.

00:09:16.857 --> 00:09:19.858
‫بنابراین سرگرمی یک انسان نابغه نیست؟

00:09:19.859 --> 00:09:23.359
‫شما مخلص کلام رو میگید مایلو جان
‫اگه اجازه داشته باشم شما رو به این اسم خطاب کنم.

00:09:23.361 --> 00:09:26.862
‫اگه شما هم ناراحت نمیشید منم همینطور،
‫این روزا باید به اسم کوچک خطاب شیم، اندرو.

00:09:26.864 --> 00:09:31.366
‫البته.
‫و من و تو باید با هم دوستانه برخورد کنیم، درسته؟

00:09:53.382 --> 00:09:56.384
‫نوشیدنی رو با چی دوست داری؟
‫با یخ؟

00:09:57.385 --> 00:09:59.886
‫با یخ؟

00:09:59.888 --> 00:10:01.889
‫بله لطفا.

00:10:17.400 --> 00:10:19.902
‫این چیکار میکنه؟

00:10:24.405 --> 00:10:27.406
‫اوه، اون جک تار است، ملوان عیاش.

00:10:27.407 --> 00:10:29.908
‫من و اون یه رابطه عالی با هم داریم.

00:10:29.909 --> 00:10:32.909
‫من جُک میگم و اون میخنده.

00:10:32.911 --> 00:10:37.412
‫بفرمایید مین فراید بندازش پشت کروات.

00:10:37.414 --> 00:10:39.415
‫- نخندید.
‫- نه متوجه منظورم نشد.

00:10:39.916 --> 00:10:42.418
‫- به نظر شما سعی میکنید که بامزه باشید.
‫- خواهی فهمید که هستم.

00:10:42.919 --> 00:10:45.420
‫- متوجهم، به سلامتی.
‫- نوش جان.

00:10:50.423 --> 00:10:53.924
‫- این چیه؟
‫اون نسل چهارم یه بازی سخت و پیچیده...

00:10:53.926 --> 00:10:55.926
‫به نام سنات است.

00:10:55.928 --> 00:10:58.929
‫من ماه هاست که دارم روش تحقیق میکنم،
‫اما هنوز یک مبتدی هستم.

00:10:58.930 --> 00:11:02.931
‫به نظرم بهتره که بذاریش سر جاش،
‫یه مدت نسبتا طولانی وقت منو گرفت تا به اونجا برسونمش.

00:11:02.933 --> 00:11:06.433
‫ستون مرکزی چهارمین خانه از سمت راست تو.

00:11:06.435 --> 00:11:08.435
‫خب،

00:11:08.436 --> 00:11:11.605
‫شنیدم که میخوای با همسرم ازدواج کنی.

00:11:14.525 --> 00:11:18.526
‫ببخشید که رفتم سر این موضوع
‫اما از اوجاییکه مارگاریت برای چند روزی رفته شمال...

00:11:18.528 --> 00:11:21.029
‫تا با بستگانش دیدن کنه،
‫فکر کردم که زمان مناسبی برای من و تو باشه...

00:11:21.530 --> 00:11:24.030
‫تا یه گپ کوچولو بزنیم.

00:11:24.031 --> 00:11:28.534
‫- متوجهم.
‫- خب پس حقیقت داره؟

00:11:29.535 --> 00:11:32.536
‫بله، البته با اجازه شما.

00:11:32.538 --> 00:11:37.039
‫چرا که نه؟ شما به اندازه کافی مردی جوان
‫و با شخصیتی هستید بخوبی هم صحبت میکنید،

00:11:37.040 --> 00:11:40.042
‫لباس هایی با مارک جدید و
‫پوشاک مردان نجیب و محترم رو میپوشید.

00:11:40.543 --> 00:11:44.043
‫مطمئنم ناراحت نمیشید که من چند تا سوال
‫در مورد گذشته شما ازتون بپرسم

00:11:44.045 --> 00:11:47.046
‫والدین و همین چیزا.

00:11:47.048 --> 00:11:51.549
‫مادرم در هلفرد به دنیا آمده بود،
‫دختر یک کشاورز بود.

00:11:51.551 --> 00:11:56.052
‫و پدرم یه مرد ایتالیایی است
‫که در دهه ۳۰ از جنوآ به این کشور آمد.

00:11:56.054 --> 00:12:00.056
‫- در دهه ۳۰، یهودیه؟
‫- نه کاتولیک و بسیار دیندار.

00:12:00.057 --> 00:12:02.056
‫البته من خودم اصلا مذهبی نیستم.

00:12:02.058 --> 00:12:06.560
‫پسر جان نیازی نیست که برای من بهانه بیاری،
‫ما همه اینجا آزاده هستیم.

00:12:06.562 --> 00:12:11.063
‫من هیچ تعصبی نسبت به کاتولیک ها ندارم،
‫حتی کاتولیک های منحرف.

00:12:11.065 --> 00:12:15.567
‫درواقع بعضی از دوستانم کاتولیک های منحرف هستند.

00:12:15.569 --> 00:12:18.570
‫بگو ببینم اسم پدرت هم تیندل بود؟

00:12:18.571 --> 00:12:21.071
‫نه اسمش تیندولینی بود.

00:12:21.072 --> 00:12:23.573
‫اما اگه این روزا یه همچین اسمی داشته باشی،

00:12:23.574 --> 00:12:25.574
‫باید بری بستنی فروش بشی.

00:12:25.576 --> 00:12:28.076
‫اون یه ساعت ساز بود.

00:12:28.077 --> 00:12:31.077
‫و اون از ما خواست تا انگلیسی بار بیاییم،
‫بنابراین اسمش رو تغییر داد.

00:12:31.079 --> 00:12:34.580
‫انگلیسی "بار بیایید".

00:12:34.582 --> 00:12:36.582
‫مرد موفقی بود؟

00:12:36.584 --> 00:12:40.084
‫نه، درواقع نبود.

00:12:40.086 --> 00:12:44.088
‫شما نمیتونی توقع داشته باشی که فقط با تعمیر ساعت ها
‫این روزا خرج زندگی رو در بیاری.

00:12:44.089 --> 00:12:47.089
‫در آخر برشکسته شد،
‫همیشه بهش میگفتم که یه روزی میشه.

00:12:47.091 --> 00:12:51.094
‫خب حتما این حرفت باید یه جورایی
‫اون رو نسبت به تو لجباز کرده باشه.

00:12:52.094 --> 00:12:55.095
‫بله، یه ذره.

00:12:55.097 --> 00:12:57.598
‫اون هرگز برنگشت.

00:12:57.599 --> 00:13:00.100
‫اون هنوز در سوهو است،
‫هنوز فکرمیکنه که اون سالها رو بخوبی گذرونده.

00:13:00.601 --> 00:13:02.101
‫و تو، تو چه کاره ای؟

00:13:03.404 --> 00:13:04.904
‫نمیدونی؟

00:13:07.105 --> 00:13:12.108
‫من در جنوب کنسینگتون یک سالن آرایشگاه دارم،
‫به نام کاسا تیندولینی.

00:13:12.109 --> 00:13:14.108
‫اوه تو میتونی این روزا از اون اسم استفاده کنی مگه نه؟

00:13:14.110 --> 00:13:17.611
‫مردم به جای سالن بستنی فروشی اشتباه نمیگیرن؟
‫- نه.

00:13:17.613 --> 00:13:20.114
‫خانم ها به نظر از رابطه اقلیمی خوششون میاد.

00:13:20.616 --> 00:13:23.116
‫انگلیسی برای اونا خیلی سالم و بی خطره، آره؟

00:13:23.117 --> 00:13:26.118
‫بله.
‫خب میدونید، مدل انگلیسی شیک نیست.

00:13:26.119 --> 00:13:30.621
‫ما متوجه شدیم که اینطوری
‫فضای عشاق رومی فراهم میشه.

00:13:30.622 --> 00:13:34.123
‫البته ما اون رو در بریگتون امروزی کردیم،
‫و کمتر غیر طبیعی به نظر میرسه.

00:13:34.125 --> 00:13:39.128
‫منظورم اینه که در لندن درواقع نیمی از اونها...
‫عشاق لاتین هستن.

00:13:41.631 --> 00:13:46.634
‫و تو کجا زندگی میکنی
‫بالا، پشت، یا زیر مغازه تان؟

00:13:47.134 --> 00:13:50.635
‫یه خانه قدیمی در همان نزدیکی اجاره کردم.
‫راحت و جذابه.

00:13:50.637 --> 00:13:52.636
‫درواقع گرجستانیه.

00:13:52.638 --> 00:13:56.640
‫از جنوا به گرجستان در یک نسل، بد نیست.

00:13:56.642 --> 00:14:01.143
‫شک دارم که یک خانه قرن هجدهم در جنوب کنسیگتون...

00:14:01.144 --> 00:14:04.144
‫همین جادو رو که با تو میکنه
‫روی مارگاریت نجوا کنه.

00:14:04.146 --> 00:14:07.147
‫اون عاشق خانه های قدیمیه،
‫و بی صبرانه منتظر زندگی کردن در آن است.

00:14:07.149 --> 00:14:10.150
‫فکر کنم او قبلا تو یه همچین خونه ای زندگی میکرده،
‫حداقل یکی دوبار در هفته.

00:14:11.151 --> 00:14:13.152
‫اشتباه نمیکنم، مگه نه؟

00:14:15.655 --> 00:14:19.155
‫و انگیزه تو از اجاره کردن اون خونه
‫این بود که دیدارهای...

00:14:19.157 --> 00:14:22.658
‫یکی دو بار رو بیشتر کنی.
‫از من خواستی بیام اینجا تا این حرفا رو بزنی؟

00:14:22.660 --> 00:14:26.662
‫هنوز با جدیت حرفی نزدم.

00:14:26.663 --> 00:14:30.665
‫اگه صلاح بدونم که بگم همسرم
‫مثل یه بچه شش ساله رفتار میکنه...

00:14:31.165 --> 00:14:34.166
‫و مثل یک خودخواه بی عقل
‫دنبال عشق میگرده اینکارو خواهم کرد،

00:14:34.168 --> 00:14:37.169
‫و نیازی به اجازه معشوقه اش ندارم.

00:14:37.170 --> 00:14:41.171
‫- بابت نوشیدنی ممنون.
‫- اوه فکر میکردم توی انگلستان بزرگ شدی.

00:14:41.173 --> 00:14:43.173
‫مطمئنا میدونی که بی ادبی پذیرفته نیست.

00:14:43.175 --> 00:14:46.175
‫شما نسبت به زنی که من عاشقشم بی ادب بودید.

00:14:46.176 --> 00:14:50.095
‫برعکس، من داشتم در مورد همسرم چیزایی رو یادآور میکردم.
‫- بازم فرقی نمیکنه.

00:14:50.096 --> 00:14:53.097
‫اوضاع درنهایت همینطوره،
‫شرط میبندم که طی یک سال...

00:14:53.099 --> 00:14:57.100
‫این تو خواهی بود که نسبت به مارگاریت بی ادب
‫و من کسی خواهم بود که اینطور حماسی حرف میزنه.

00:14:57.101 --> 00:15:02.603
‫وقتی که کاملا فراموش کرده ام که
‫او چقدر غیر قابل تحمل، خسته کننده، خودپسند...

00:15:02.605 --> 00:15:05.107
‫ولخرج، افراطی، حیله گر، سنگدل بوده!

00:15:07.558 --> 00:15:11.061
‫میتونی از عهده اینکه از چنگ من درش بیاری بر بیای؟

00:15:17.566 --> 00:15:21.567
‫- از عهدش بر بیام؟
‫اون رو در سبکی از زندگی که
‫تا قبل از آشنایی با من به آن عادت نداشت...

00:15:21.568 --> 00:15:24.569
‫ولی حالا عادت کرده، حمایت کنی.

00:15:24.571 --> 00:15:28.074
‫خب من یک میلیونر نیستم ولی گرسنگی هم نمیکشم.

00:15:28.573 --> 00:15:33.075
‫مغازه ام در لندن درآمد خوبی داره.
‫اون مغازه که در بریگتون که داره برشکسته میشه.

00:15:33.077 --> 00:15:35.077
‫- همین موقع سال بعد
‫امسال، سال بعد، یه موقعی، هرگز.

00:15:35.079 --> 00:15:39.080
‫چیزی که در حال حاضر داری میگی اینه که تو دستت تنگه.

00:15:39.081 --> 00:15:42.082
‫- زندگی رو میگذرونیم.
‫گذراندن زندگی نمیتونه اصل مطلب باشه.

00:15:42.084 --> 00:15:45.584
‫فرضا وقتی که با مارگاریت ازدواج میکنی،
‫یه خونه در ریویرا میخوای،

00:15:45.586 --> 00:15:48.587
‫یه ماشین تندرو و یه جفت معشوقه.
‫- فرضا؟

00:15:48.589 --> 00:15:51.589
‫- فقط به خاطر اینکه به اون چیزها نیاز داری؟
‫- نه متاسفانه من فقط این عمارت دورافتاده،

00:15:51.590 --> 00:15:55.091
‫یه ماشین کند در ویلتشر و یک معشوقه دارم.

00:15:55.093 --> 00:15:58.094
‫تِآ یک پرنده فنلاندی که حمام بخار سالزبری رو اداره میکنه.

00:15:58.096 --> 00:16:00.096
‫اوه، تو درباره تِآ میدونی، مگه نه؟

00:16:00.096 --> 00:16:02.597
‫من و مارگاریت چیزی رو از هم پنهان نمیکنیم.

00:16:02.599 --> 00:16:05.100
‫به نظر میرسه راز های منم برات پوشیده نیست.

00:16:05.101 --> 00:16:07.601
‫تِآ یک الهی فنلاندیه،

00:16:07.602 --> 00:16:10.104
‫موهای طلاییش بوی صنوبر میدن،

00:16:10.604 --> 00:16:14.605
‫و چشم های لاجوردی اش نمایان کننده
‫آبگیر های جنگل های رازآلود فنلاند هستن.

00:16:14.607 --> 00:16:19.109
‫من شنیدم که اون با موهای طلاییش
‫همه جذابیتهای جنسی یک مرد رو داره.

00:16:19.111 --> 00:16:21.112
‫اینطور نیست پسر جان، اینو از من بشنو.

00:16:21.612 --> 00:16:24.113
‫تِآ یک هرزه کوچولوئه که منو به زور ارضا میکنه.

00:16:24.114 --> 00:16:26.614
‫و خیلی طول میکشه که مطابق قبل بشه.

00:16:26.615 --> 00:16:31.117
‫خوبه که من نسبتا ورزشکار المپیک جنسی خوبی هستم.

00:16:31.119 --> 00:16:35.620
‫بله من تصور میکنم که این روزها
‫تو بیشتر روی سرعت تمرکز میکنی...

00:16:35.622 --> 00:16:38.123
‫تا مسائل بلندمدت.

00:16:38.124 --> 00:16:40.624
‫اینطور نیست پسر جان،
‫من در بهترین شرایط هستم،

00:16:40.625 --> 00:16:44.627
‫من میتونم با تمام انگلستان جفت گیری کنم.

00:16:44.629 --> 00:16:47.130
‫توپ قرمز،
‫خب در المپیک...

00:16:47.131 --> 00:16:49.132
‫بردن مهم نیست دفعات شرکت کردن مهمه.

00:16:49.632 --> 00:16:53.634
‫قصد ازدواج باهاش داری؟

00:16:53.634 --> 00:16:57.636
‫نه، من فقط میخوام باهاش زندگی کنم.

00:16:57.638 --> 00:17:02.140
‫خب چی جلوتو گرفته؟
‫اساسا به خاطر تهمت و فضولی...

00:17:02.142 --> 00:17:04.642
‫اون کسی که تو و مارگاریت استخدام کردین.

00:17:04.643 --> 00:17:06.643
‫خودتو بی گناه نشون نده.

00:17:06.645 --> 00:17:12.147
‫اون کارآگاه خصوصی توتون بدست
‫تمام هفته گذشته بیرون خانه تِآ اردو زده بود.

00:17:12.148 --> 00:17:17.650
‫حتما سیاست مطمئنی بوده
‫که تصمیمت رو درباره طلاق تغییر داده.

00:17:17.652 --> 00:17:20.153
‫- از کجا میدونی که من تو رو تحت نظر نداشتم؟
‫- چرا که نه؟

00:17:20.154 --> 00:17:24.156
‫از این بترسم که چی رو بفهمی؟
‫یا فکر میکردی که این کار ممکن نبود؟

00:17:24.158 --> 00:17:26.157
‫دیگه خوش دهنی رو شروع نکن.

00:17:26.158 --> 00:17:30.160
‫البته که من میدونستم اونا تو و مارگاریت
‫رو زمانی که در حال معاشقه هستید پیدا میکنن.

00:17:30.162 --> 00:17:35.165
‫اما چرا من باید بابت تائید چیزی
‫که ماه هاست خبر دارم پول خوبی بدم.

00:17:35.666 --> 00:17:40.167
‫- توپ مشکی.
‫- پس اگر میدونستی چرا کاری انجام ندادی؟

00:17:40.168 --> 00:17:43.668
‫من باید مطمئن میشدم
‫که تو و مارگاریت قصد دارید با هم بمانید.

00:17:43.670 --> 00:17:47.672
‫میبینی که من قراره زن عزیز زندگی ام رواز دست بدم...

00:17:47.674 --> 00:17:52.677
‫نه فقط برای یه تیندولینی موفِر خُل.

00:17:56.180 --> 00:17:58.680
‫- ضربه خوبی بود.
‫- بله، توپ زرد.

00:17:58.681 --> 00:18:02.099
‫ببین تو اونطوری که من میشناسمش اونو نمیشناسی
‫فکر میکنی که میشناسیش، ولی اینطور نیست.

00:18:02.101 --> 00:18:05.602
‫اگر تو اون رو در پرداخت صورت حساب هارود ناامید کنی،

00:18:05.604 --> 00:18:08.104
‫یا در زمستان جامایکا
‫کمتر از اون چیزی که انتظار داره رو بهش بدی،

00:18:08.105 --> 00:18:11.606
‫تو یک چشم به هم زدن به سمت من باز خواهد گشت
‫در حالی که برای حمایت کردنش برام میو میو میکنه.

00:18:11.608 --> 00:18:15.609
‫و ممکنه سزاوار دریافت لقب همسر گناهکار باشه.

00:18:15.611 --> 00:18:18.613
‫- توپ سبز.
‫- پول که همه چیز نیست.

00:18:19.113 --> 00:18:22.114
‫خب اینکه اون به خوشگذرانی عادت کرده،
‫مقصر کیه؟

00:18:22.115 --> 00:18:25.116
‫اگه بتونی از عهده اش بر بیای نقص نیست.

00:18:25.118 --> 00:18:27.118
‫اما میتونی؟

00:18:29.120 --> 00:18:31.121
‫دونستنش سخته،
‫توپ قهوه ای،

00:18:31.622 --> 00:18:34.122
‫آیا هیچ نشانه ای از اصلاح رفتارش...

00:18:34.124 --> 00:18:38.126
‫در این چند ماه اخیر در روستا نشون داده؟

00:18:38.127 --> 00:18:43.629
‫توپ آبی.
‫بعنوان مثال آیا اون از خیر رفتن به دم بریگتون به خاطر تو گذشته؟

00:18:43.631 --> 00:18:48.132
‫یا بدون سرپیچی که تو رو ناراحت کنه
‫با دلرباییهاش برای کیف پولت نقشه کشیده؟

00:18:48.134 --> 00:18:50.135
‫توپ مشکی.

00:18:52.471 --> 00:18:57.474
‫نه شوخی نمیکنم.
‫تا حالا این رابطه نامشروع چقدر برات آب خورده؟

00:18:59.476 --> 00:19:04.478
‫و اون پدر پیرت در سوهو،
‫آخرین باری که براش پول فرستادی کِی بود؟

00:19:04.479 --> 00:19:07.480
‫ما درباره پول صحبت کردیم،

00:19:07.482 --> 00:19:09.482
‫اغلب بهش گفتم که پول زیادی خرج میکنیم.

00:19:09.483 --> 00:19:12.484
‫- اهمیتی نمیده؟
‫- نه.

00:19:13.986 --> 00:19:16.986
‫بی اندوه میخنده،
‫و عشوه گرانه سرش رو تکون میده.

00:19:16.988 --> 00:19:19.989
‫یه همچین چیزی.

00:19:19.990 --> 00:19:23.491
‫خب این یه مشکل کوچکه
‫که من به خاطر حل کردنش تو رو به اینجا دعوت کردم.

00:19:23.493 --> 00:19:27.494
‫همونطور که میگن
‫اینجاست که نقشه مشکل میشه.

00:19:27.496 --> 00:19:29.997
‫کدوم نقشه؟

00:19:37.503 --> 00:19:40.503
‫اون چوب تو دستت چیکار میکنه؟

00:19:40.505 --> 00:19:42.505
‫منتظر بودم که خطا بزنین.

00:19:42.507 --> 00:19:44.508
‫پسر نادون.

00:19:46.009 --> 00:19:48.510
‫یه زمانی مایلوی عزیزم

00:19:48.511 --> 00:19:52.513
‫یک مرد انگلیسی به نام اندرو وایک بود،

00:19:52.514 --> 00:19:58.015
‫که مانند بیشتر مردان کشورش
‫با مالیات از قدرتش کاسته شده بود.

00:19:58.017 --> 00:20:01.018
‫برای جلوگیری از فقیر شدنش
‫حسابدارانش بهش پیشنهاد دادن...

00:20:01.020 --> 00:20:06.022
‫بخش قابل توجهی از پولش رو که ۲۵۰ هزار پوند بود،

00:20:06.023 --> 00:20:08.524
‫روی جواهرات سرمایه گذاری کنه،

00:20:08.525 --> 00:20:10.525
‫البته همسرش هم علاقه مند بود.

00:20:10.527 --> 00:20:14.529
‫- مارگاریت هیجوقت به من نگفت که جواهری بهش داده باشی.
‫- اوه البته که ندادم.

00:20:14.530 --> 00:20:17.030
‫همونطور که اون میدونه هنوز جواهرات مال منه.

00:20:17.031 --> 00:20:21.032
‫ما فکر کردیم که برای اون به تن کردنشون جالب تر باشه
‫به جای اینکه در بانک بذاریمشون.

00:20:21.034 --> 00:20:23.035
‫و در ضمن جواهرات کاملا بیمه هستن.

00:20:23.536 --> 00:20:26.036
‫حالا منظورتو درباره سخت شدن نقشه میفهمم.

00:20:26.037 --> 00:20:31.541
‫خوشحالم که به این آسونی منظورمو میفهمی،
‫ببین من از تو میخوام که اون جواهرات رو بدزدی.

00:20:39.047 --> 00:20:43.048
‫ترجیحا امشب،
‫با نبودن مارگاریت یه فرصت فوق العاده است.

00:20:43.050 --> 00:20:47.052
‫- پیشخدمت ها چطور؟
‫من آقا و خانم هاوکینس رو فرستادم کنار دریا...

00:20:47.052 --> 00:20:50.053
‫برای یک قایق سواری ۴۸ ساعته،
‫تا یکشنبه شب بر نمیگردن.

00:20:50.055 --> 00:20:53.558
‫همونطور که میبینی خونه خالیه.

00:20:58.561 --> 00:21:01.563
‫به سلامتی.

00:21:02.063 --> 00:21:05.564
‫- خب، نظرت چیه؟
‫این آشکارا جنایی به نظر میرسه.

00:21:05.566 --> 00:21:10.569
‫خب، البته که جناییه!
‫همه نقشه های پول ساز انگلستان این روزا همینطوری اند.

00:21:10.570 --> 00:21:12.569
‫حالا که جواهر توی بانک نیست،

00:21:12.571 --> 00:21:17.574
‫در یک جای امن، هوشمندانه در این کتابخانه مخفی شده.

00:21:17.576 --> 00:21:19.576
‫تو مثلا کجا دنبالش خواهی گشت؟

00:21:41.592 --> 00:21:44.092
‫زیباست، مگه نه؟

00:21:44.093 --> 00:21:49.596
‫البته مال ۱۷نه ۱۸ سال پیش‌ـه.

00:21:49.598 --> 00:21:53.099
‫فکر نمیکنم که گاو صندوقت رو پشت این قایم کرده باشی
‫من اینو تو خیلی از فیلم ها دیدم.

00:21:53.602 --> 00:21:57.604
‫فکرت خوب کار میکنه! خب پس کجاست؟
‫حاضری که پیداش کنی؟

00:22:59.648 --> 00:23:04.149
‫گمان کنم این مهارت ها توی اون کافه های عمومی
‫وجود دارن که تو خوب اونا رو آموختی.

00:23:04.151 --> 00:23:08.653
‫اما چی باعث شد که تو این فکر رو کنی؟
‫- شما و بازی هایتان.

00:23:08.655 --> 00:23:11.657
‫این تنها بازی موجود در این اتاق‌ـه.

00:23:12.157 --> 00:23:14.658
‫خیلی زرنگی.

00:23:14.659 --> 00:23:17.159
‫به هرحال جواهرات اونجا هستن.
‫تنها کاری که باید بکنی اینه که بدزدیشون،

00:23:17.160 --> 00:23:20.661
‫خارج از کشور بفروشیشون،
‫و با مارگاریت تا آخر عمرت به خوشی زندگی کنی.

00:23:20.663 --> 00:23:24.163
‫تنها کاری که من باید بکنم اینه که
‫از بیمه خسارت بگیرم و با تِآ به خوشی زندگی کنم.

00:23:24.165 --> 00:23:26.667
‫این دلیلی بود که ازم خواستی بیام اینجا؟

00:23:26.669 --> 00:23:30.671
‫یه نقشه مضحک کوچولو،
‫که باهاش از شرکت بیمه کلاهبرداری کنی؟

00:23:31.170 --> 00:23:33.170
‫متاسفم که این نقشه رو مضحک میدونی.

00:23:33.172 --> 00:23:36.173
‫شخصا فکر میکردم که این نقشه
‫به خوبی واضح و ساده بود.

00:23:36.175 --> 00:23:40.176
‫ببین فرض میکنیم که من اینکاری که تو میگی رو انجام بدم،
‫و جواهرات رو بدزدم،

00:23:40.177 --> 00:23:44.680
‫و اونا رو به اسم خودم بفروشم
‫به محض اینکه تو گم شدن اونا رو گزارش بدی گیر میافتم،

00:23:45.180 --> 00:23:48.181
‫اگه اونا رو به یک مالخر بفروشم
‫با فرض اینکه همیشه یکی از اونا رو میتونم پیدا کنم،

00:23:48.183 --> 00:23:51.185
‫اون منو تیغ میزنه،
‫و فقط بخشی اندکی از ارزش واقعی جواهرات گیرم میاد.

00:23:51.686 --> 00:23:54.186
‫- نه اون مالخرهایی که من میشناسم.
‫- تو مگه چه مالخرهایی میشناسی؟

00:23:54.187 --> 00:23:57.188
‫بهترینشون در اروپا، محتاط و هنوز ولخرج.

00:23:57.190 --> 00:24:01.692
‫اولین باری که دیدمش زمانی بود
‫که داشتم دنبال الماس دوس میگشتم،

00:24:01.694 --> 00:24:04.694
‫مطمئنا در موردش خواندی.

00:24:04.695 --> 00:24:10.197
‫چه حیف، یه مورد عالی بود،
‫به هرحال قبلا از طرف تو با یک...

00:24:10.199 --> 00:24:12.701
‫نجیب زاده واقعی در آمستردام تماس گرفته ام.

00:24:13.202 --> 00:24:17.203
‫او با تو به خوبی رفتار خواهد کرد.
‫البته تو همه مبلغ جواهرات رو دریافت نمیکنی...

00:24:17.204 --> 00:24:20.205
‫اما حدود دوسومش رو میگیری،

00:24:20.207 --> 00:24:24.208
‫که معادل ۱۷۰ هزار پوند هست،

00:24:24.209 --> 00:24:28.711
‫- نقد دریافتش میکنی.
‫- صدوهفتاد هزار پوند درجا؟

00:24:28.713 --> 00:24:30.714
‫نقد.

00:24:31.714 --> 00:24:33.714
‫چرا این یارو باید اینقدر واسه اینا پول بده؟

00:24:33.716 --> 00:24:38.718
‫چون چیزی گیرش میاد
‫که هیچ مالخری تا حالا گیرش نیومده، سند جواهرات.

00:24:38.720 --> 00:24:41.721
‫میدونی علاوه بر دزدیدن جواهرات...

00:24:41.722 --> 00:24:47.224
‫رسیدهای خریداری آنها رو که در ازاشون گرفتم هم داری.

00:24:47.226 --> 00:24:52.228
‫خب حالا شرکت بیمه من با کلی زیرو رو کردن چی میفهمه

00:24:52.229 --> 00:24:55.230
‫در حالی که داره امضاء پرداخت هزینه خسارت رو میزنه؟

00:24:55.232 --> 00:24:58.733
‫میفهمه که یک نفر خودش رو جای اندرو وایک جا زده...

00:24:58.735 --> 00:25:03.737
‫و جواهرات رو به قیمت ۱۷۰ هزار پوند فروخته

00:25:03.738 --> 00:25:06.739
‫ولی با این حال باید پولم رو بدن.

00:25:06.740 --> 00:25:09.241
‫سختگیر،

00:25:09.242 --> 00:25:12.745
‫دربارش فکر کن،
‫از فرصت استفاده کن.

00:25:26.053 --> 00:25:29.055
‫ببین من میدونم این احمقانه به نظر میاد،

00:25:29.556 --> 00:25:31.473
‫تا حالا تجربه ای داشتی،

00:25:31.475 --> 00:25:35.477
‫یعنی تا حالا مرتکب جرمی شدی؟

00:25:35.978 --> 00:25:39.979
‫سینت جان لرد مریدیو وقت اینکارها رو نداره...

00:25:39.981 --> 00:25:41.981
‫اون مشغول حل کردن
‫جنایت هایی است که من براش ساختم.

00:25:41.983 --> 00:25:43.983
‫سینت جان لرد کی؟

00:25:46.485 --> 00:25:48.987
‫- شوخیت گرفته.
‫- درباره چی؟

00:25:49.989 --> 00:25:52.489
‫سینت جان لرد مریدیو کیه؟

00:25:52.490 --> 00:25:55.993
‫حتی مارگاریت که اولین بار دیدمش
‫اون رو میشناخت و ستایشش میکرد.

00:25:56.492 --> 00:26:00.494
‫اون کارآگاه منه
‫که میلیون ها نفر در سراسر دنیای متمدن میشناسنش.

00:26:00.496 --> 00:26:04.997
‫با شامه ای که میتونه نقشه های فوق شیطانی رو بو بکشه،
‫که در نیروی پلیس هیچکس قادر به این کار نیست.

00:26:04.998 --> 00:26:10.500
‫اوه، بله، پلیس همیشه توی اینجور داستان ها
‫که تو مینویسی احمق جلوه میشه، مگه نه؟

00:26:10.502 --> 00:26:16.005
‫پلیس ها کاری نمیکنن،
‫فقط کارآگاه های تازه کار هستن که از همه چی خبر دارن.

00:26:16.007 --> 00:26:21.009
‫اما اون یه کارآگاه خیالیه.
‫این حقیقته، این واقعیته.

00:26:21.010 --> 00:26:23.127
‫مایلو جان من از تفاوتشون آگاهم

00:26:23.129 --> 00:26:27.630
‫اما من همچنین از قابلیت های غیرقابل انکارم هم آگاهم.

00:26:27.632 --> 00:26:30.133
‫البته اگر تو باورشون نکنی یا به من اعتماد نداشته باشی.

00:26:30.134 --> 00:26:32.635
‫خودم هم مطمئن نیستم،

00:26:33.136 --> 00:26:35.636
‫برای همینه که تصمیم گیریِ مشکلیه.

00:26:35.637 --> 00:26:37.638
‫اصلا مشکل نیست خیلی هم ساده ست.

00:26:38.140 --> 00:26:40.141
‫تو یک زن پرخرج داری و هیچ پولی.

00:26:40.641 --> 00:26:44.142
‫درسته، اصلا چرا خودت جواهرات رو نمیدزدی و با دست خودت تحویلم نمیدی؟

00:26:44.144 --> 00:26:48.146
‫خب اینم به فکرم رسید،
‫ولی دزدی باید واقعی به نظر برسه.

00:26:48.147 --> 00:26:50.147
‫درواقع این خانه باید مورد سرقت قرار بگیره.

00:26:50.648 --> 00:26:53.149
‫خب چرا خودت اینکارو نمیکنی؟

00:26:53.151 --> 00:26:55.651
‫این یک سوال زیرکانه ای است پسر جان.

00:26:55.652 --> 00:26:58.653
‫مایلو جان یه لطفی در حقم کن،

00:26:58.654 --> 00:27:00.653
‫بذار من اینو حلش کنم.
‫منظورمو میفهمی؟

00:27:00.655 --> 00:27:05.158
‫جرم و جنایت کار منه.
‫من همه این حقه ها رو با آخرین جزییات امتحان کردم.

00:27:08.161 --> 00:27:13.164
‫صدوهفتاد هزار پوند.

00:27:14.166 --> 00:27:17.667
‫نقد، معاف از مالیات.

00:27:19.669 --> 00:27:25.172
‫زمان بسیار زیادی طول میکشه
‫که سلمانی تیندولینی بخواد یه همچین پولی دربیاره.

00:27:26.174 --> 00:27:28.674
‫خیله خب، انجامش میدم.

00:27:28.675 --> 00:27:31.676
‫- میخوای از کجا وارد خونه بشم؟
‫- نه، نه، نه، نه به این زودی.

00:27:31.678 --> 00:27:34.679
‫تو اول باید تغییر قیافه بدی.

00:27:34.680 --> 00:27:39.181
‫- برای چی؟
‫- اگه یه نفر ببینه که داری وارد خانه میشی چی؟

00:27:39.183 --> 00:27:41.684
‫اینجا؟
‫وسط ناکجاآباد؟

00:27:41.685 --> 00:27:43.685
‫من به زور تونستم اینجا رو با نقشه پیدا کنم!

00:27:44.187 --> 00:27:46.687
‫تو هیچی نمیدونی!

00:27:46.689 --> 00:27:50.190
‫یه زوج در حال معاشقه،
‫یک ولگرد رهگذر متجاوز،

00:27:50.192 --> 00:27:54.693
‫در ضمن سرنخ هایی که ما باید
‫برای شرکت بیمه و پلیس به جای بگذاریم رو فراموش نکن.

00:27:54.694 --> 00:27:58.195
‫ما که نمیخوایم رد پاهات توی گلباغچه دیده بشه...

00:27:58.197 --> 00:28:00.197
‫یا دکمه کتت که به دستگیره پنجره گیر کرده باشه.

00:28:00.198 --> 00:28:03.199
‫نه، نه، نه!
‫باید تغییرقیافه بدی!

00:28:03.201 --> 00:28:05.202
‫خیله خب، چطوری؟

00:28:06.703 --> 00:28:10.206
‫لطفا دنبال من بیا پسر درجه یک.

00:28:13.208 --> 00:28:18.709
‫میدونی مایلوی جان در اون روزهای خوب قدیمی
‫قبل از اختراع تلوزیون

00:28:18.711 --> 00:28:21.713
‫مردم خودشون همدیگر رو سرگرم میکردن،

00:28:22.214 --> 00:28:24.214
‫اونا همدیگه رو سرگرم میکردن
‫و خودشون هم سرگرم میشدن

00:28:24.216 --> 00:28:27.717
‫اونا نمینشستن و به یه چیز خیره شن.

00:28:28.219 --> 00:28:30.719
‫چرا که در این خونه ندرتا آخرهفته هایی وجود داشت...

00:28:30.720 --> 00:28:35.722
‫که بدون جستجوی گنج، جداول معما
‫بازیهای متنوع بسیار همراه باشه.

00:28:35.724 --> 00:28:38.225
‫آرایش کردن و لباس پوسیدن

00:28:38.226 --> 00:28:42.228
‫یه نیاز واقعی برای مخفی نگه داشتن هویت وجود داشت.

00:28:42.229 --> 00:28:46.231
‫- اما مطمئنا مارگاریت بهت گفته.
‫درواقع اون هرگز چیزی رو درموردش نگفته.

00:28:47.233 --> 00:28:51.235
‫خب اون مال خیلی وقت پیش بود.

00:28:51.736 --> 00:28:54.237
‫یه تعدادی از صحنه های کتابهامه.

00:28:54.238 --> 00:28:56.738
‫که به طور دوست داشتنی
‫که توسط یکی از دوستان هنرمندم بازسازی شده.

00:28:56.739 --> 00:28:59.240
‫آرایشگر مرده خوار از تانبریدج ولز،

00:28:59.241 --> 00:29:03.743
‫و زندانی حیله گر از قاتل های سیمپل سیمون.

00:29:04.244 --> 00:29:06.745
‫اون رو خیلی دوست دارم.

00:29:06.746 --> 00:29:09.746
‫- این یکی واقا هوشمندانه ست به نظرت...
‫- اندرو

00:29:09.748 --> 00:29:11.749
‫ما اومدیم واسه تغییرقیافه.

00:29:12.250 --> 00:29:15.751
‫اوه کاملا درسته پسر جان، البته.
‫ایناهاش.

00:29:16.254 --> 00:29:20.255
‫صندوق قدیمی لباس ها، صندوق قدیمی گریم.

00:29:20.256 --> 00:29:23.257
‫بذار ببینم چی داریم اینجا،
‫این یکی باید مناسب باشه،

00:29:23.259 --> 00:29:27.760
‫یک ماسک صورت مشکی
‫یک کلاه پهن سیاه،

00:29:27.762 --> 00:29:30.763
‫یک پیراهن کشباف راه راه و یک
‫کیف با مارک "دزدی شده"

00:29:31.265 --> 00:29:33.766
‫چرا یه تابلو که روش نوشته "دزد" هم دستم نگیرم؟

00:29:34.266 --> 00:29:38.268
‫به نکته خوبی اشاره کردی،
‫این یکی رو خیلی دوست دارم

00:29:38.270 --> 00:29:42.771
‫دزد شبانه در کسوت کشیش.

00:29:42.772 --> 00:29:45.772
‫شاید هیچوقت نباید هویت شخصی
‫که بالاپوش راهبان پوشیده رو بفهمیم...

00:29:45.774 --> 00:29:48.776
‫که در حال تردد به زمین های خانه اربابی در شب اون جنایت وحشتناک دیده شده

00:29:49.277 --> 00:29:52.278
‫البته اگر هویت واقعی داشته باشه.

00:29:52.280 --> 00:29:58.283
‫و کسانی در این روزا وجود دارند که ادعا میکنند

00:29:58.284 --> 00:30:03.286
‫جیغ های دلخراشی قربانی ها
‫که از روزنه دودکش منعکس میشه رو میشنوند!

00:30:03.287 --> 00:30:06.289
‫تو رو خدا این مسخره بازی ها رو بذار کنار، اندرو!

00:30:06.789 --> 00:30:09.790
‫نظرت راجب یه جفت کفش راحتی...

00:30:09.792 --> 00:30:12.293
‫و یک بارانی و جوراب که بکشم روی سرم چیه؟

00:30:12.294 --> 00:30:15.794
‫یک جفت کفش قدیمی و جوراب؟

00:30:15.796 --> 00:30:17.796
‫مایلو ذوق شیک پوشی ات کجاست؟

00:30:17.798 --> 00:30:21.299
‫ما باید جنایتمون رنگ و بوی واقعی
‫از نوع جرایم دهه ۳۰ رو بده.

00:30:21.301 --> 00:30:24.801
‫یه حقه اماتوری کوچک.

00:30:24.803 --> 00:30:29.305
‫احساس نمیکنی که لازمه که
‫به دشمن بزرگ قدیمی ات بازرس پلادر از اسکاتلندیارد

00:30:29.306 --> 00:30:31.807
‫بابت پولی که میگیره زحمتی بدی؟

00:30:32.308 --> 00:30:36.809
‫موسیو بوکر!
‫مایلو این خودتی!

00:30:36.811 --> 00:30:40.314
‫یه کلاهگیس با موهای بلند و یه عالمه خال های زیبا

00:30:42.316 --> 00:30:44.817
‫و هر چیز دیگه ای که برای استشمام میخوای.

00:30:46.819 --> 00:30:49.320
‫اوه چه عالی!

00:30:49.321 --> 00:30:53.323
‫نگاه کن.
‫من میتونم همه این کارها رو توی نمایش انجام بدم.

00:30:56.326 --> 00:30:58.827
‫ای نادون، منو ببوس.

00:31:00.328 --> 00:31:03.329
‫من دیگر نمیتوان با این موضوع جدال کنم عزیزم.

00:31:03.331 --> 00:31:08.333
‫اگر باید بروی، پشت سرت را نگاه نکن.
‫اندرو

00:31:08.334 --> 00:31:10.834
‫خدای من!
‫این کیه دیگه؟

00:31:10.835 --> 00:31:13.836
‫خب این همونیه که روش بودی.
‫خاله ماد، دختر شیطون.

00:31:13.838 --> 00:31:15.838
‫پس تصمیمت رو درباره لباس گرفتی؟

00:31:15.839 --> 00:31:19.840
‫- نه از این خوشم نمیاد.
‫- اوه، تو هم از اون آدمای سخت پسند هستی، آره؟

00:31:19.842 --> 00:31:22.343
‫به نظر نمیرسه که چیز خوب دیگه ای مونده باشه.

00:31:22.344 --> 00:31:25.346
‫فقط جوئی هست که باید در موردش تصمیم بگیریم.

00:31:26.348 --> 00:31:29.348
‫جوئی!

00:31:29.349 --> 00:31:31.850
‫این شد یه چیزی.
‫یه دلقک!

00:31:32.352 --> 00:31:35.352
‫این همه حلقه های سیرک...

00:31:35.353 --> 00:31:38.354
‫پولک، چهل چراغ، حیوان ها رو نمیبینی؟

00:31:38.356 --> 00:31:40.856
‫فیل ها، سیم های بلند
‫غرش جمعیت.

00:31:40.857 --> 00:31:42.858
‫مایلو تیندل شوخ و دوست داشتنی، شادمانی بچه ها!

00:31:43.359 --> 00:31:46.860
‫- این یکی خیلی خوبه.
‫- کتت رو در بیار!

00:31:47.862 --> 00:31:50.363
‫- درسته، پیراهن و شلوارت.
‫- برای چی؟

00:31:50.364 --> 00:31:53.864
‫اوه ما که نمیخوایم پلیس سرنخی از
‫این لباس های زیبا پیدا کنه.

00:31:53.866 --> 00:31:56.367
‫تو نمیدونی کسانی که در
‫آزمایشگاه پلیس هستن چقدر باهوشند.

00:31:56.368 --> 00:31:59.369
‫- ما هیچ ریسکی نخواهیم کرد.
‫- درسته.

00:31:59.371 --> 00:32:01.372
‫درشون بیار،
‫خجالت نکش.

00:32:02.873 --> 00:32:07.376
‫من اگه یکی از اون پسرهای خوب تربیت شده
‫رو ببینم میشناسم...

00:32:07.876 --> 00:32:09.876
‫که شلوارش رو شب ها تا میکنه!

00:32:09.878 --> 00:32:15.882
‫صدوهفتاد هزار پوند

00:32:16.384 --> 00:32:19.884
‫نقد و معاف از مالیات

00:32:19.886 --> 00:32:25.388
‫اکومایلو
‫اکومایلو

00:32:25.389 --> 00:32:28.390
‫هی! کفش های صدا دار!

00:32:28.392 --> 00:32:30.392
‫میدونستی چقدر دوست داشتم یه جفت از این ها داشته باشم

00:32:30.394 --> 00:32:33.394
‫از وقتی که بچه بودم و پدرم منو به پلادیوم برد.

00:32:33.395 --> 00:32:36.396
‫اصلا میدونستی من میتونستم وارد حرفه بازیگری بشم.

00:32:36.398 --> 00:32:39.399
‫خیلی از دوستام اینکارو کردن و به اوجش رسیدند
‫میدونی چطوری؟

00:32:39.900 --> 00:32:42.901
‫اونا با رقصیدن راهشون رو طی کردند.
‫با رقصیدن.

00:32:44.903 --> 00:32:47.905
‫میدونی فکر کنم در ازای ضرر از دست دادن
‫نمایش های موزون سود آرایشگری گیرم اومد.

00:32:48.406 --> 00:32:50.906
‫- صحبت از سود شد آماده ای؟
‫- بله!

00:32:50.907 --> 00:32:54.408
‫خانوم ها و آقایون لطفا توجه کنید!

00:32:54.410 --> 00:32:56.911
‫رژه بزرگ!

00:33:07.920 --> 00:33:13.556
‫راه را برای تیندولینی باز کنید، محبوب بچه ها!

00:33:13.557 --> 00:33:17.060
‫خنده دار تر از کِلی!
‫بزرگ تر از یه غول!

00:33:17.559 --> 00:33:20.560
‫و حالا خانوم ها و آقایون در وسط میدان

00:33:20.562 --> 00:33:25.065
‫سلطان دلقک ها
‫مایلوءِ شوخ و شنگ دیوانه!

00:33:28.568 --> 00:33:31.069
‫- اون فکر میکنه که من بامزه ام!
‫- معلومه که بامزه ای.

00:33:31.070 --> 00:33:34.570
‫خاموشش کن!

00:33:34.572 --> 00:33:38.075
‫خب حالا یک شیشه بُر برای وارد شدن.

00:33:38.576 --> 00:33:43.077
‫یک تکه خمیر بتونه برای نگه داشتن شیشه
‫تا اینکه روی زمین نیافته و...

00:33:43.078 --> 00:33:47.080
‫سگ دوبرمن پینچر گرسنه که برات کمین کرده رو بیدار نکنه.

00:33:47.082 --> 00:33:49.582
‫- و یک گوشی پزشکی.
‫- گوشی پزشکی؟

00:33:49.583 --> 00:33:53.585
‫مورد استفاده در باز کردن گاوصندوق.
‫فرضیه اینه که تو سعی کردی با گوش دادن
‫به صدای زبانه قفل گاوصندوق...

00:33:54.087 --> 00:33:57.588
‫رمز رو کشف کنی،
‫موفق نمیشی و به دینامیت متوسل میشی.

00:33:58.089 --> 00:34:02.590
‫- دینامیت؟ برای چی؟
‫- برای منفجر کردن در گاوصندوق،
‫اما بسپرش به من.

00:34:02.592 --> 00:34:08.595
‫حالا نظرت درباره یه حقه عجیب چیه؟
‫یه مسلسل خودکار که شیشه پنجره رو سوراخ کرده،

00:34:08.596 --> 00:34:10.596
‫چرا یه آگهی توی روزنامه تایمز نمیزنی و...

00:34:10.598 --> 00:34:13.099
‫به پلیس ها بلیط نمیفروشی که بیان تماشا کنن؟

00:34:13.100 --> 00:34:16.600
‫مسلسل ها.
‫من فقط میخواستم که یه تنوعی در روز بازرس پلادر ایجاد کنم،

00:34:16.602 --> 00:34:19.603
‫اما اگه تو دوست نداری...
‫هیچ خری به نام بازرس پلادر...

00:34:19.605 --> 00:34:21.605
‫خارج از داستانهای کارآگاهی تو وجود نداره!

00:34:22.107 --> 00:34:26.109
‫به احتمال زیاد یه عده آدم تیزبین هستند که کارشون رو
‫با آخرین جزییات میدونند!

00:34:26.610 --> 00:34:28.610
‫میتونی تا آخرین دلارت رو روش شرط ببندی!

00:34:28.611 --> 00:34:31.613
‫و من نمیتونم توی این لباس راه برم!
‫این چکمه ها خیلی مسخره ان!

00:34:32.114 --> 00:34:36.615
‫اما تو که دوستشون داری! بذار تنت باشن!
‫عنوان روزنامه ها رو نمیخوانی؟

00:34:36.617 --> 00:34:38.617
.ویلشر مورد سرقت قرار گرفت، پلیس به بازی گرفته شد"

00:34:38.618 --> 00:34:40.618
"ضربه بعدی چکمه ها کجا خواهد بود؟

00:34:40.620 --> 00:34:43.121
‫صاف تو کون، درسته، اونم مال من.

00:34:43.122 --> 00:34:48.124
‫اون چکمه ها به پلیس میفهمونه که،

00:34:48.125 --> 00:34:51.126
‫یه حرفه ای واقعی متوجه شده که جای پاش توی گلباغچه میمونه،

00:34:51.128 --> 00:34:53.129
‫و تصمیم گرفته لباس مبدل بپوشه.

00:34:53.629 --> 00:34:56.630
‫حالا دنبالم بیا.
‫همه چیزو گرفتی؟

00:34:56.632 --> 00:35:00.133
‫- شیشه بر، خمیر بتونه...
‫بله، بله، بله.

00:35:00.135 --> 00:35:03.135
‫- و گوشی پزشکی؟
‫- همه چیزو گرفتم.

00:35:03.136 --> 00:35:05.636
‫اوه، مایلو، تو شگفت انگیز شدی.

00:35:05.637 --> 00:35:10.140
‫- تو یک دلقک واقعی هستی.
‫- ممنونم.

00:35:12.643 --> 00:35:14.643
‫چه بامزه!

00:35:14.644 --> 00:35:17.646
‫حالا دنبالم بیا و به دقت گوش کن.

00:35:21.150 --> 00:35:25.151
‫از سمت چپ خونه رو دور بزن،
‫و از روی چمن به صورت مورب عبور کن.

00:35:25.152 --> 00:35:27.652
‫در گوشه یه آلونک پیدا خواهی گرد.
‫و در آلونک یه نردبان خواهی دید.

00:35:27.653 --> 00:35:31.154
‫بیارش اینجا و به پنجره بزرگ
‫اتاق اصلی تکیه اش بده...

00:35:31.156 --> 00:35:34.657
‫اینطوری میتونی از پاگرد بالایی وارد خونه بشی
‫فهمیدی؟

00:35:36.160 --> 00:35:38.160
‫- پاگرد بالایی؟
‫- بله.

00:35:38.161 --> 00:35:41.163
‫فکر کنم تو نمیتونی بیای و،
‫نردباان رو برام ثابت نگه داری مگه نه؟

00:35:41.663 --> 00:35:44.664
‫البته که نه.
‫من نمیخوام که ردپاهام توی گلباغچه باقی بمونه.

00:35:44.666 --> 00:35:47.167
‫- من توی بالا رفتن از ارتفاع خیلی خوب نیستم.
‫- خب پایین رو نگاه نکن.

00:35:47.168 --> 00:35:51.169
‫به جاش به دسته های کلفت اسکناس های
‫پیچیده شده فکرکن،

00:35:51.171 --> 00:35:54.671
‫صدوهفتاد هزار پوند، نقد، معاف از مالیات.

00:35:54.673 --> 00:35:56.674
‫موفق باشی، همکار.

00:36:01.178 --> 00:36:04.679
‫- دستکش ها رو فراموش نکن.
‫- عجب راهی برای پول در آوردن.

00:36:46.007 --> 00:36:54.004
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:38:04.767 --> 00:38:06.767
‫پوس، پوس، پوس.

00:38:06.768 --> 00:38:10.269
‫یه صدایی مثل "پوس" شنیدی؟

00:38:10.271 --> 00:38:13.271
‫این صدای قدم زدن توی باغ بود؟

00:38:13.273 --> 00:38:17.276
‫نه، نه، باید اشتباه کرده باشم.
‫بازم صداش اومد.

00:38:40.293 --> 00:38:42.292
‫اون چیه؟

00:38:42.294 --> 00:38:45.795
‫یکی اون بیرونه، داره اون بیرون پرسه میزنه،
‫مطمئنم.

00:39:21.822 --> 00:39:25.325
‫نه، نه، نه.
‫ما نباید به این چیزا فکر کنیم.

00:39:25.825 --> 00:39:29.326
‫کی دوست داره که به یه پیرمرد ترشیده ای مثل من صدمه بزنه؟

00:39:29.328 --> 00:39:32.828
‫در ورودی که قفله، پنجره ها هم همینطور.

00:39:32.830 --> 00:39:38.334
‫بله، احتمال نداره کسی به خونه
‫امن و کوچک ما وارد بشه.

00:39:44.339 --> 00:39:47.839
‫محض رضای خدا، مایلو!
‫توی روز عملیات اینقدر سرو صدا نبود!

00:39:47.841 --> 00:39:51.843
‫شیشه لعنتی در اومد، چکمه لعنتی گیر کرد،
‫و منم از روی نردبان لعنتی افتادم!

00:39:52.345 --> 00:39:55.345
‫خب پلیس لعنتی باید این صدا ها رو شنیده باشه و،
‫تو راه سالزبری لعنتی باشه!

00:39:55.347 --> 00:39:57.848
‫ببخشید!

00:40:46.384 --> 00:40:48.885
‫فکر میکردم که تو در بالا آمدن از نردبان بهتر باشی.

00:40:55.390 --> 00:40:58.390
‫- حالا بریم سراغ جواهرات.
‫- اوه، یکراست نه.

00:40:58.392 --> 00:41:03.395
‫تو قرار نیست بدونی اونا کجان،
‫اول باید یه خرده دنبالش بگردی.

00:41:03.396 --> 00:41:08.399
‫یه چیزایی رو به هم بریز،
‫اگه اونقدر شایسته باشی که دنبالم بیای دوشیز ربکا.

00:41:19.407 --> 00:41:21.407
‫یه کنتور مسافر شمار برای اتاق خواب ها؟

00:41:21.409 --> 00:41:25.411
‫یک راه یا دیگری،
‫برای هرکدم اول باید پول بپردازی.

00:41:31.949 --> 00:41:35.950
‫اتاق خواب بانوی منزل
‫یا اینکه تو هم واسه خودت روشی داری؟

00:41:35.952 --> 00:41:40.454
‫- درباره خود خانم یا اتاق خوابش؟
‫- بی ربط بود.

00:41:40.455 --> 00:41:43.955
‫حالا، مایلو، از کجا شروع کنیم؟

00:41:43.957 --> 00:41:48.459
‫کشوی پایینی، کشوی جهاز عروس،

00:41:48.461 --> 00:41:53.463
‫لباس های توری!
‫بندازشون بیرون! خرابشون کن!

00:41:53.465 --> 00:41:56.966
‫بنجب مایلو.
‫ناسلامتی دزدی نه ندیمه خانم.

00:41:57.468 --> 00:42:01.470
‫مرتبشون نکن، نابودشون کن!
‫بجنب مایلو!

00:42:03.472 --> 00:42:08.474
‫اوه عالیه، حالا پارش کن.
‫اینطوری بهتره!

00:42:08.476 --> 00:42:12.978
‫حالا این خانم محترم با اون مهارت هاش
‫اشیاء باارزش رو کجا قایم کرده؟

00:42:13.479 --> 00:42:16.979
‫یاقوتاش، زمردها، الماس ها، یاقوت های کبود...

00:42:16.981 --> 00:42:20.983
‫میان لباس های زیرش،

00:42:20.984 --> 00:42:24.485
‫یا ته جعبه کلاه ها چپانده،

00:42:24.487 --> 00:42:29.489
‫داخل لباس های که همیشه آخرین مد هستن دوخته شده،

00:42:29.491 --> 00:42:31.491
‫و بالاخره لباس های پارازین که کنار گذاشته شدن.

00:42:31.492 --> 00:42:34.492
‫شاید هم مرموزانه...

00:42:34.494 --> 00:42:37.994
‫پشت این مخفی شده باشه.

00:42:37.996 --> 00:42:40.498
‫چه جایی بهتر از این برای مخفی کردن اونها وجود داره؟

00:42:40.499 --> 00:42:44.500
‫چقدر اغلب آینه چشم های روشن خیانت کاری رو نشون میده؟

00:42:44.502 --> 00:42:49.003
‫دهانی که دروغ گفت و بوسید و دوباره دروغ گفت!

00:42:49.004 --> 00:42:52.505
‫فکر میکردم این منم که قراره خرابکاری کنه.

00:42:52.507 --> 00:42:55.008
‫البته، البته،
‫صرفا داشتم یه چیزایی نشونت میدادم.

00:42:55.509 --> 00:43:00.512
‫- آدم خوبی باش، میشه روی اینو لگد کنی؟
‫- چرا من؟

00:43:00.513 --> 00:43:04.014
‫میترسم اگه من بشکنمش، هفت سال دیگه گرفتار مارگاریت بشم.

00:43:05.016 --> 00:43:08.017
‫ممنون.

00:43:14.022 --> 00:43:16.524
‫- حالا اتاق خواب تو کجاست؟
‫- مال من؟

00:43:16.525 --> 00:43:20.025
‫- نوبت منه که یه چیزایی نشونت بدم.
‫- اوه مایلو جان.

00:43:20.027 --> 00:43:23.528
‫موفق نشدی که جواهرات رو در وسایل خانم پیدا کنی...

00:43:23.530 --> 00:43:26.530
‫یه ذره مشکوک باش،
‫یه دزد حرفه ای هرطور خودش بخواد عمل میکنه.

00:43:26.532 --> 00:43:30.032
‫برعکس،
‫یه دزد باهوش فورا دنبال یه مکان دیگه ای که...

00:43:30.034 --> 00:43:32.034
‫احتمال وجود جواهرات در اون هست میگرده.
‫- و اون کجاست؟

00:43:32.035 --> 00:43:37.037
‫مسلمه که گاوصندوق.
‫فقط منفجرش کن و بازش کن و هر چی توش هست بردار.

00:43:37.039 --> 00:43:39.040
‫بیا مایلو.

00:43:39.541 --> 00:43:41.042
‫درسته.

00:43:49.549 --> 00:43:52.550
‫- چه جور جنسی اینجا کار گذاشتی؟
‫- چیزی که برای کار کافی باشه.

00:43:53.051 --> 00:43:56.552
‫من از تاریخچه دینامیت دوشس یه چیزایی یاد گرفتم.

00:43:56.554 --> 00:43:59.555
‫آماده ای؟
‫منتظر شمارش معکوس باش.

00:44:03.058 --> 00:44:05.559
‫پنج، چهار،

00:44:05.560 --> 00:44:08.561
‫سه، دو، یک،

00:44:09.062 --> 00:44:11.030
‫انفجار.

00:44:42.554 --> 00:44:45.055
‫گرفتمش، گرفتمش!

00:44:51.059 --> 00:44:53.560
‫واسه چی داری تکونش میدی؟
‫این یه جعبه جواهراته نه یه طوطی برزیلی.

00:44:53.561 --> 00:44:56.062
‫فکر میکردم که این یک گیره رمزدار باشه، آخه قفله.

00:44:56.564 --> 00:44:59.564
‫خب بشکنش!
‫خدای من تو که همه غریزه های یه قاتل...

00:44:59.565 --> 00:45:04.569
‫سیلهام بیست ساله رو داری.
‫- جعبه قشنگیه، حیف میشه.

00:45:16.078 --> 00:45:17.579
‫خدای بزرگ.

00:45:18.078 --> 00:45:20.580
‫مثل اینه که موسی به سرزمین موعود نگاه میکنه.

00:45:26.084 --> 00:45:28.085
‫فوق العاده اند.

00:45:38.594 --> 00:45:41.595
‫- این گردنبند یاقوت رو نگاه کن.
‫من هیچ وقت به اون توجه چندانی نداشتم.

00:45:41.597 --> 00:45:44.598
‫همیشه فکر میکردم که اون
‫مارگاریت رو مثل یه قربانی آماده مرگ میکنه.

00:45:46.098 --> 00:45:49.099
‫آرزو داشتم که پدر پیرم بتونه اینا رو ببینه،

00:45:49.101 --> 00:45:51.602
‫اون اصلا نمیدونست که همه اینا برای چی بود،

00:45:51.603 --> 00:45:56.104
‫هرشب روی اون ساعت هاش خم میشد،

00:45:56.106 --> 00:46:00.609
‫دید چشماش رو از دست داد، برای چی؟

00:46:01.109 --> 00:46:05.112
‫که هزینه تحصیل من رو
‫در یک مدرسه عمومی درجه دوم بپردازه.

00:46:07.113 --> 00:46:12.116
‫تصور میکنم که اون فکر میکرد باید اینکارو بکنه
‫انگار به من بدهکاره...

00:46:12.118 --> 00:46:16.120
‫و دنیای جدید آنگلوساکسون که منو بهش سپرده بود.

00:46:18.622 --> 00:46:21.123
‫پیرمرد احمق بیچاره.
‫هرگز فکر نمیکرد که پسرش...

00:46:21.625 --> 00:46:23.626
‫روزی یه پول به این قلمبه ای به جیب بزنه.

00:46:25.127 --> 00:46:27.127
‫خاطرات خانوادگی،
‫مهم نیست از کدوم نوعش،

00:46:27.129 --> 00:46:30.632
‫یه چیزی هست که در این لحظه ما وقتی براش نداریم،
‫حالا اگه ناراحت نمیشی؟

00:46:36.636 --> 00:46:39.136
‫حالا این قسمت کمی جالبه،
‫جایی که صاحب خونه،

00:46:39.137 --> 00:46:42.138
‫با صدای انفجار از خوابش بیدار میشه،

00:46:42.140 --> 00:46:44.642
‫دزد رو غافلگیر میکنه،
‫و در یک درگیری متعاقب،

00:46:45.141 --> 00:46:46.641
‫خانه به هم ریخته میشه.

00:46:46.643 --> 00:46:50.645
‫حالا کجای این کار لازمه که تو منو غافلگیر کنی؟

00:46:50.646 --> 00:46:55.147
‫چونکه اگه من تو رو از زوایای نزدیک دیده باشم،
‫همیشه میتونم چهره ات رو برای پلیس توصیف کنم.

00:46:55.149 --> 00:46:57.149
‫اشتباها.

00:46:57.651 --> 00:47:00.151
‫"آیا نگاه دقیقی به صورت متجاوز کردید آقا؟"

00:47:00.152 --> 00:47:02.152
‫"بله بازرس"

00:47:02.154 --> 00:47:05.655
‫نمیدونم به خاطر نور چراغ بود یا نه،
‫اما به نظر چهره اش شباهتی...

00:47:05.657 --> 00:47:08.657
‫با انسان نداشت...
‫- چه مقدار خرابی میخوای به بار بیارم؟

00:47:08.658 --> 00:47:11.659
‫یه مقداری،
‫یه تعدادی از صندلی های سر و ته شده،

00:47:11.661 --> 00:47:13.661
‫تزیینات برعکس شده،
‫اینجور چیزا دیگه.

00:47:13.663 --> 00:47:15.663
‫متقاعد کننده اما نه ویران کننده.

00:47:26.171 --> 00:47:28.673
‫مطمئنا اسم اون رو متقاعد کننده نمیذاری.

00:47:28.673 --> 00:47:30.674
‫مایلو جان.

00:47:38.180 --> 00:47:42.181
‫بذار کاغذا تو هوا به پرواز در بیان!

00:47:42.182 --> 00:47:47.686
‫محتویات کشوها مثل برگ های پاییز پخش بشن!

00:48:07.201 --> 00:48:09.201
‫هی اون دسته نوشته های جدیدمه!

00:48:16.207 --> 00:48:18.208
‫میذارم منشی ام درستش کنه.

00:48:30.718 --> 00:48:33.218
‫- کافیه؟
‫- برای یک تازه کار.

00:48:33.219 --> 00:48:38.722
‫حالا بذار ببینم برای گول زدن افراد بیرون ماجرا
‫چه حادثه ای باید رخ بده.

00:48:38.724 --> 00:48:43.226
‫- کدوم دیگران؟ برای چی؟
‫اون درگیری متعاقب، یادته؟

00:48:45.228 --> 00:48:47.730
‫- هی!
‫- خب تو یه سگ شکست خورده ی، درسته؟

00:48:48.230 --> 00:48:50.765
‫تو حمایت جمعیت رو جلب کرده، مگه نه؟
‫بیشتر از این چی میخوای؟

00:48:55.769 --> 00:48:58.770
‫زنم قراره بچه دار شه،
‫حالا گوش کن و برافروخته نشو.

00:48:58.771 --> 00:49:01.772
‫این درگیری از قبل تعیین شده یادت میاد؟
‫اینجاست که من حمله میکنم،

00:49:01.773 --> 00:49:04.274
‫و تو منو بی هوش میکنی!

00:49:05.275 --> 00:49:07.275
‫- واقعی؟
‫- طبیعی.

00:49:07.277 --> 00:49:09.778
‫وقتی که پلیس میاد من باید یه ورم واقعی نشون بدم.

00:49:09.779 --> 00:49:12.279
‫بله، فکر کنم تو این قسمت رو دوست داری.

00:49:12.280 --> 00:49:14.280
‫الحق راست میگی.

00:49:14.282 --> 00:49:16.783
‫خب، حالا از چی استفاده کنم؟

00:49:16.784 --> 00:49:19.285
‫اگه ناراحت نمیشی، از گلدان کریستال من استفاده نکن.

00:49:21.787 --> 00:49:25.790
‫خودشه!
‫وسیله کلفت اصلی.

00:49:26.290 --> 00:49:30.292
‫- سیخ بخاری، خب کجا میخوای بزنمش؟
‫- حالا، تمرکز کن.

00:49:30.294 --> 00:49:33.795
‫خودتو کنترل کن.
‫همونطور که میدونی ما درباره اصلحه قاتل حرف نمیزنیم.

00:49:33.797 --> 00:49:35.796
‫- نه؟
‫نه! داریم درباره چیزی صحبت میکنیم که...

00:49:35.797 --> 00:49:38.799
‫من فرمول بی نظیر اون رو پیدا کردم...

00:49:39.299 --> 00:49:41.800
‫ضربه ای که یه ورم به وجود میاره
‫بدون اینکه جمجمه رو بشکافه!

00:49:41.802 --> 00:49:46.303
‫چرا من با سیخ بخاری مدام به آرومی
‫به سرت ضربه نزنم تا ورم بالا بیاد؟

00:49:46.304 --> 00:49:48.806
‫صریح بگم خودم داشتم به همین فکر میکردم.
‫میدونم!

00:49:49.307 --> 00:49:52.808
‫تو همیشه میتونی منو به صندلی ببندی
‫تا توسط زن نظافتچی پیدا بشم.

00:49:52.810 --> 00:49:55.811
‫خدا رحم کنه آقای وایک!
‫اونجا چیکار میکنین؟

00:49:55.812 --> 00:49:58.814
‫مثل یه بوقلمون بسته بندی شدید!

00:50:02.316 --> 00:50:07.318
‫خدا خیرتون بده آقا، نکنه باز دارین اون کتاب های
‫وحشتناکتون رو امتحان میکنید.

00:50:07.319 --> 00:50:10.820
‫میدونم! اشکالی نداره،
‫مزاحم نمیشم،

00:50:10.822 --> 00:50:13.823
‫"میرم سراغ گردگیری خودم.
‫- اندرو،

00:50:13.825 --> 00:50:16.826
‫اگه من بی هوشت نکنم،

00:50:16.828 --> 00:50:20.328
‫- چطوری ببندمت به صندلی؟
‫- سوال خیلی خوبیه.

00:50:20.330 --> 00:50:22.831
‫بیا بهش فکر کنیم،
‫که تو همیشه میتونی روی من اسلحه بکشی.

00:50:22.832 --> 00:50:28.333
‫اما ما سارقان حرفه ای چندان به سلاح های گرم علاقه ای نداریم،
‫بالاخره ما هم انگلیسی هستیم.

00:50:28.335 --> 00:50:31.336
‫تو همیشه میتونی بر محافظه کاری انگلوساکسونی ات غلبه کنی.

00:50:31.337 --> 00:50:36.339
‫بعلاوه هفت تیر من که در هنگام درگیری از من میگیریش.

00:50:36.340 --> 00:50:39.841
‫- اون پُره؟
‫- خب البته. و گرنه به چه دردی میخوره؟

00:50:39.843 --> 00:50:43.343
‫فکر کنم که در هنگام درگیری باید یک یا دو بار گلوله شلیک بشه

00:50:43.345 --> 00:50:46.346
‫و اصابت کنه به اثاثیه کوچک بی ارزش خانوادگی.

00:50:46.348 --> 00:50:50.349
‫- چرا؟
‫- به این خاطر که اونا داستان منو درباره اینکه تو تفنگ رو به سمتم گرفتی...

00:50:50.350 --> 00:50:53.351
‫و منو به صندلی بستی، درسته؟

00:50:53.353 --> 00:50:55.353
‫آره، آره فکر کنم

00:50:55.355 --> 00:50:57.857
‫خب بذار ببینم
‫چی رو باید قربانی کنیم؟

00:50:59.357 --> 00:51:02.358
‫نظرت درباره این چیز عجیب و غریب چیه؟

00:51:02.360 --> 00:51:06.361
‫فورا بذار سر جاش!
‫اون جایزه ادگار الن پوئه،

00:51:06.362 --> 00:51:08.362
‫که توسط انجمن نویسندگان داستانهای معمایی آمریکا به من داده شده...

00:51:08.364 --> 00:51:12.283
‫به خاطر یکی از بزگترین پیروزی های مریدیو
‫در داستان قتل جک اسپرت.

00:51:12.284 --> 00:51:15.284
‫کنایه ای به آدم هایی ست که نمیتونن چربی بخورن،

00:51:15.286 --> 00:51:18.288
‫اون با تزریق کلسترول غلیظ شده کشته شد.

00:51:18.788 --> 00:51:21.290
‫خب،

00:51:21.790 --> 00:51:26.127
‫نظرت درباره نابود کردن اون پارچ معمایی
‫پرزرق و برق قدیمی چیه؟

00:51:35.634 --> 00:51:39.636
‫- پارچ معمایی؟
‫- برای حل معما کمی آب از توش بریز بیرون.

00:51:47.558 --> 00:51:51.061
‫خیلی بامزه بود.

00:51:51.061 --> 00:51:55.064
‫مارگاریت بهش هوشمندانه فکر کرده بود،
‫پس این باید یه چیز رو به تو درباره مارگاریت بفهمونه.

00:51:55.564 --> 00:51:57.066
‫بیا تصورات ناشی از اون رو در معرض دید قرار بدیم.

00:52:00.569 --> 00:52:03.070
‫خب میتونستی بگی
‫" شلیک خوبی بود ."

00:52:03.071 --> 00:52:06.571
‫مرتیکه روانی!
‫ممکن بود منو بکشی!

00:52:06.573 --> 00:52:11.075
‫حرف مفت نزن!
‫نه وایک تیزبین و شیطان عمارت کلوک.

00:52:11.077 --> 00:52:13.077
‫خب، بعدی چیه؟

00:52:15.579 --> 00:52:19.998
‫آخرین یادگار لطیف ماه عسلمون در ونیس.

00:52:21.000 --> 00:52:23.417
‫من دربرابر این وسوسه مقاومت نخواهم کرد.

00:52:25.920 --> 00:52:31.423
‫خدا لعنت کنه منو
‫اگر گلوله به حیوان نفرین شده نخورده باشه.

00:52:39.930 --> 00:52:42.931
‫- تو دقیقا اون چیزی که نشونه گرفته بودی زدی.
‫زودرنج نباش مایلو.

00:52:42.932 --> 00:52:45.933
‫هیچی مثل یه ضرب و شتم حال آدمو جا نمیاره.

00:52:45.935 --> 00:52:48.935
‫- تا حالا اسم چارلی بگبی به گوشت خورده؟
‫- خودت میدونی که نه.

00:52:48.937 --> 00:52:52.939
‫اون بهترین تیراندازی بود که تا حالا دیدم.

00:52:52.940 --> 00:52:57.441
‫من یه دفعه دیدم که اون با اینکه کور و مست
‫بود شش تا اردک رو با یه گلوله زد.

00:52:57.443 --> 00:53:00.860
‫نکته اصلی اینه که اون ها
‫اردک هایی در تابلوی نقاشی بودن.

00:53:00.861 --> 00:53:04.364
‫و من گفتم،
‫"چارلی نمیتونی اینکارو کنی، الان که فصل شکار نیست"

00:53:07.367 --> 00:53:10.367
‫گفته بودم که به جک های من میخنده.

00:53:10.369 --> 00:53:12.869
‫حتی به بی مزه هاش.

00:53:12.870 --> 00:53:15.871
‫درسته.
‫هیچکدومشون چندان بامزه نیست.

00:53:15.872 --> 00:53:20.374
‫اما برای موجوداتی تمام سال شکار مجازه،

00:53:20.376 --> 00:53:22.876
‫برای مثال، زن دزدان و تحریک کننده ها.

00:53:22.877 --> 00:53:25.344
‫خب این یه جک بی مزه ایتالیایی است.

00:53:25.346 --> 00:53:27.763
‫تو که باید بدونی،
‫- اون وطن توئه، درسته؟

00:53:27.765 --> 00:53:29.766
‫نه، درواقع، من انگلیسی ام.

00:53:30.266 --> 00:53:32.266
‫من اینجا به دنیا امدم، در انگلستان.

00:53:32.268 --> 00:53:34.685
‫یعنی همین جایی که الان هستی؟

00:53:35.187 --> 00:53:37.188
‫کجا؟
‫در مهد یک سیستم پارلمانی قدیمی

00:53:37.688 --> 00:53:40.689
‫که همسرم شایستگی هایم رو ازم میگیره،
‫این انگلستان وسیع عالی حیله گر؟

00:53:40.691 --> 00:53:43.692
‫منظورم حس شوخ طبعی، منصفانه بازی کردن انگلستانه.

00:53:44.194 --> 00:53:45.694
‫باورش نکن.

00:53:46.194 --> 00:53:48.194
‫یه خارجی اینطور فکر نمیکنه،
‫چیزی که واقعا فکر میکنه اینه که،

00:53:48.196 --> 00:53:52.197
‫کشور شرحی، کثیف و زشت و خطرناک با مردان سرد است...."

00:53:52.199 --> 00:53:54.701
‫"که نمیدونن چطور باید با زنان جسور، زیبا و ضعیف رفتار کنند.

00:53:55.201 --> 00:53:57.652
‫همه این حرف ها برای چی بود؟

00:54:00.655 --> 00:54:03.574
‫- با اون تفنگ داری چیکار میکنی؟
‫- معلومه که به طرف تو نشونه گرفتمش.

00:54:04.073 --> 00:54:05.575
‫اون رو که دارم میبینم، اما چرا؟

00:54:06.075 --> 00:54:08.993
‫چون من میخوام بکشمت.

00:54:08.994 --> 00:54:11.962
‫تو میخوای منو بکشی؟

00:54:11.964 --> 00:54:15.965
‫ای خدا!
‫دوباره یکی دیگه از اون بازی های مسخره ات.

00:54:15.966 --> 00:54:18.968
‫یکی دیگه؟ نه، این همونه.
‫ما تمام بعدازظهر داشتیم بازی میکردیمش.

00:54:19.468 --> 00:54:22.971
‫اینه که
‫"تو قراره بمیری، و هیچکس فکر نمیکنه که به قتل رسیدی ."

00:54:26.391 --> 00:54:29.891
‫یعنی اون همه دزدیدن جواهرات...

00:54:29.893 --> 00:54:34.845
‫من تو رو به اینجا دعوت کردم،
‫که شرایط مرگ خودت رو برپا کنی:

00:54:34.846 --> 00:54:38.765
‫وارد شدن، لباس مبدل،
‫جواهرات تو جیبت،

00:54:38.766 --> 00:54:41.266
‫بیدار شدن صاحب خانه،
‫درگیری با دزد...

00:54:41.267 --> 00:54:44.652
‫تفنگی که در حین درگیری شلیک میکنه،
‫و سپس،

00:54:44.653 --> 00:54:46.654
‫در آخر، شلیک پایانی.

00:54:47.656 --> 00:54:51.156
‫برو بابا، اندرو، محض رضای خدا،

00:54:51.158 --> 00:54:53.660
‫- این دیگه خنده دار نیست.
‫- نیست، درسته؟

00:54:54.160 --> 00:54:57.161
‫- میتونی یه نقص توش پیدا کنی؟
‫- مارگاریت.

00:54:57.162 --> 00:55:00.163
‫- پلیس ها به رابطه من و مارگاریت پی میبرن.
‫- چه مزخرفاتی.

00:55:00.665 --> 00:55:02.165
‫اونا میفهمن که تو چرا اینکارو کردی.

00:55:02.666 --> 00:55:05.168
‫من از کجا بایستی میدونستم که تو کی هستی؟
‫قانون با من همدردی خواهد کرد.

00:55:05.668 --> 00:55:09.168
‫دارایی در انگلستان
‫نسبت به مردم همیشه بیشتر قابل احترام بوده.

00:55:09.170 --> 00:55:13.172
‫حتی مارگاریت هم وقتی بفهمه که تو دنبال
‫جواهرات بودی اهمیتی نخواهد داد.

00:55:13.173 --> 00:55:18.676
‫یه سارق آب زیرکاه پست که در نهایت فهمید
‫دزدی کمتر از ازدواج ناگوار است.

00:55:18.678 --> 00:55:22.681
‫تو هم فکر میکنی که کشتن نسبت به خرجی دادن کمتر ناگواره؟

00:55:23.181 --> 00:55:26.182
‫بذله گویی هنگام بدبختی!
‫خوبه!

00:55:26.183 --> 00:55:28.684
‫تو یه چیزایی از انگلیسی ها یاد گرفتی.

00:55:28.685 --> 00:55:31.185
‫اوه، یه چیز دیگه هم هست... یه فرصت ورزشی.
‫چرا امتحانش نمیکنی؟

00:55:31.186 --> 00:55:33.687
‫و بهت این شانس رو بدم که منو در خونسردی بکشی؟

00:55:33.689 --> 00:55:36.189
‫منظورت خونگرمیه دیگه،
‫اما بهت میگم چه کار کنی.

00:55:36.190 --> 00:55:38.691
‫من چشام رو میبندم و به آرومی تا ۲۰ میشمرم.

00:55:38.692 --> 00:55:41.693
‫که این به تو یک فرصت منطقی میده.
‫بجنب مایلو راه بیافت

00:55:41.694 --> 00:55:44.645
‫یک

00:55:44.647 --> 00:55:48.147
‫یک، دو،

00:55:48.149 --> 00:55:51.650
‫سه، چهار،

00:55:51.652 --> 00:55:55.152
‫پنج، شش،

00:55:55.154 --> 00:55:58.154
‫هفت، هشت،

00:55:58.156 --> 00:56:01.157
‫نه، ده،

00:56:01.158 --> 00:56:04.158
‫یازده، دوازده،

00:56:04.160 --> 00:56:09.163
‫سیزده، چهارده، پانزده،

00:56:09.164 --> 00:56:14.166
‫شانزده، هفده، هجده،

00:56:14.167 --> 00:56:19.671
‫نوزده و بیست.

00:56:25.676 --> 00:56:27.176
‫توی اون کت زیبا جا گذاشتیش.

00:56:27.678 --> 00:56:32.178
‫- خدای من.
‫- امکانش هست از ماشین پیاده شی؟

00:56:32.180 --> 00:56:36.183
‫و لطفا اون چکمه های دوست داشتنی رو دوباره تن کن.

00:56:56.698 --> 00:57:01.199
‫حالا تنها سوالی که باقی میمونه اینه که
‫پلیس تو رو در چه وضعیتی پیدا کنه.

00:57:01.201 --> 00:57:05.620
‫میتونی روی میز مطالعه در کتابخانه پخش شده باشی،

00:57:05.621 --> 00:57:08.621
‫مثل سرهنگ های بیشمار،
‫در کتابخانه های بیشمار،

00:57:08.623 --> 00:57:11.624
‫یا اینکه مثل یک عروسک پارچه ای کهنه توی سبد هیزوم،

00:57:11.625 --> 00:57:15.128
‫کدوم رو دوست داری
‫اون اولی به روش آگاتاکریستی یا روش کلاسیک ون داین؟

00:57:15.628 --> 00:57:20.130
‫تو رو خدا، تو داری درباره یه قتل صحبت میکنی،
‫کشتن یه نفر، میفهمی؟

00:57:20.132 --> 00:57:23.133
‫شاید بهتره که اصلا از تفنگ استفاده نکنم،
‫شاید بهترینش،

00:57:23.134 --> 00:57:25.635
‫یک اسلحه جنایی واقعی مربوط به دهه ۳۰
‫چوب بازی گلف

00:57:26.136 --> 00:57:27.637
‫من توی کیف گلفم دارم.

00:57:51.663 --> 00:57:54.662
‫چوب گلف قدیمی عزیز.

00:57:55.163 --> 00:58:00.165
‫فکر کنم که بهتره تو توی شومینه
‫داخل یک دیگ غذاپزی قشنگ پیدا بشی.

00:58:00.166 --> 00:58:04.669
‫بدن به پشت افتاده،
‫دست ها و پاها مثل یک عروسک شکسته
‫به طرز مضحکی یک وری شده،

00:58:04.671 --> 00:58:08.673
‫انگار تمام سرش با یک قدرت مافوق طبیعی له شده.

00:58:09.173 --> 00:58:12.674
‫خدای من بازرس نفسی بکشید، رنگتان پریده ."

00:58:12.676 --> 00:58:15.176
‫"تامپسون بهتره یه چیزی بندازی روی جسد ."

00:58:15.177 --> 00:58:19.680
‫"ببخشید آقا آیا واقعا اینقدر خشونت لازم بود؟"

00:58:19.682 --> 00:58:22.181
‫متاسفم بازرس.

00:58:22.182 --> 00:58:26.685
‫متاسفانه وقتی دیدم که اون داره زیرپوش های شخصی. همسرم رو لمس میکنه کنترلم رو از دست دادم

00:58:27.186 --> 00:58:29.188
‫واقعا که کار زشتیه.
‫بهت میگم چه کنیم،

00:58:29.690 --> 00:58:32.190
‫فکر میکنم که چیزی که پلیس میفهمه اینه:

00:58:32.191 --> 00:58:36.159
‫بعد از دعوا،
‫تو از پله ها بالا رفتی تا برگردی سراغ نردبان.

00:58:36.160 --> 00:58:39.577
‫برو مایلو برو بالا،
‫پاشو برو.

00:58:39.579 --> 00:58:41.581
‫پاشو برو.

00:58:53.090 --> 00:58:58.092
‫من تو روی پاگرد گیر میارم،
‫و در یک درگیری کوچک بهت شلیک میکنم.

00:58:58.592 --> 00:59:02.096
‫هیچکس به این سادگی موفق نمیشه،
‫موافقی مایلو؟

00:59:03.596 --> 00:59:05.596
‫در صبح روز اعدام،

00:59:05.598 --> 00:59:08.099
‫شاه چارلز اول گفت: من دو پیراهن پوشیدم

00:59:08.100 --> 00:59:11.101
‫"تا اگر از سرما بلرزم،"
‫"دشمنانم نگویند که از ترس بوده ."

00:59:11.103 --> 00:59:15.104
‫من خودم را در معرض چنین سرزنش هایی قرار نمیدهم.

00:59:15.104 --> 00:59:19.108
‫تو هم زمانی که داری از پله های سکوی دار بالا میری...

00:59:19.110 --> 00:59:22.109
‫باید این وقار انگلوساکسونی ات رو حفظ کنی.

00:59:24.611 --> 00:59:26.612
‫ببین...

00:59:28.117 --> 00:59:31.116
‫من نمیتونم چیزی رو به عقب برگردونم، درسته؟

00:59:33.617 --> 00:59:35.618
‫یعنی اگه من نبودم،

00:59:35.620 --> 00:59:39.121
‫کسی دیگه میبود.

00:59:40.123 --> 00:59:43.124
‫خواهش میکنم.

00:59:43.125 --> 00:59:45.625
‫من گم و گور میشم.

00:59:45.627 --> 00:59:47.628
‫دیگه خبری از من نمیشنوی.

00:59:53.133 --> 00:59:56.134
‫چرا اندرو؟ چرا من؟

00:59:56.136 --> 00:59:59.635
‫گریه زاری نکن.

00:59:59.637 --> 01:00:02.140
‫میخوام بدونم چرا!

01:00:03.640 --> 01:00:07.642
‫متحیرم که از من این سوال رو میکنی.

01:00:07.644 --> 01:00:10.144
‫چون ازت متنفرم.

01:00:10.145 --> 01:00:13.646
‫از اون قیافه و اخلاقت خوشت متنفرم.

01:00:13.648 --> 01:00:18.649
‫شرط میبندم که در پیست اسکی هم خوش اخلاقی،
‫توی قایق تفریحی هم خوش خلاقی، حتی توی ساحل.

01:00:18.650 --> 01:00:21.152
‫میدونستم که یه دستمال گردن طلایی میپوشی،

01:00:21.153 --> 01:00:25.654
‫و شرط میبندم که سینه ات مو داره
‫و در تابستان با روغن آفتابی تیره شده.

01:00:25.656 --> 01:00:28.156
‫مهم تر از همه، ازت متنفرم

01:00:28.157 --> 01:00:31.660
‫چون یه چشم آبی ایتالیایی زشت هستی.

01:00:32.162 --> 01:00:34.161
‫نه یکی مثل من!

01:00:34.662 --> 01:00:38.665
‫یه آرایشگر کثیف که اغواگر زن های احمقه.

01:00:39.167 --> 01:00:44.169
‫یه پسر بی کس و کار که جایگاه خودشو نمیدونه!

01:00:44.170 --> 01:00:46.169
‫واقعا باور کردی که...

01:00:46.171 --> 01:00:50.673
‫زن و جواهراتم رو دو دستی تقدیمت میکنم؟

01:00:50.675 --> 01:00:54.176
‫و خودم رو اینقدر مسخره جلوه میدم؟

01:00:56.178 --> 01:00:58.177
‫چرا که نه؟

01:00:58.179 --> 01:01:00.679
‫تو که عاشقش نیستی.

01:01:00.680 --> 01:01:05.183
‫عاشقش باشم یا نه،
‫من پیداش کردم، ازش مراقبت کردم.

01:01:06.684 --> 01:01:09.686
‫اون حمایتم میکنه.

01:01:09.688 --> 01:01:14.191
‫زمانی... عاشقم بود.

01:01:17.693 --> 01:01:20.694
‫و حالا عاشق منه.

01:01:20.695 --> 01:01:22.694
‫و این چیزیه که نمیتونی تحملش کنی، درسته؟

01:01:22.696 --> 01:01:26.200
‫و بعد از من، دیگران خواهند بود.

01:01:26.700 --> 01:01:29.201
‫میخوای اونا رو هم بکشی؟

01:01:29.202 --> 01:01:31.703
‫تو دیوانه ای! تو واقعا دیوانه ای!

01:01:31.704 --> 01:01:34.204
‫و تو هم یک مرد جوانی...

01:01:34.205 --> 01:01:37.708
‫که لباس دلقک پوشیده و قراره به قتل برسه.

01:01:38.709 --> 01:01:40.708
‫ماسک رو بذار رو سرت مایلو.

01:01:40.710 --> 01:01:43.711
‫- نه.
‫- بذار رو سرت.

01:01:43.712 --> 01:01:47.212
‫نه خواهش میکنم، خواهش میکنم.

01:01:47.214 --> 01:01:49.716
‫بذار رو سرت.

01:01:59.723 --> 01:02:04.225
‫بالاخره هنگام مرگت تو خودت هستی،

01:02:04.227 --> 01:02:06.728
‫یه دلقک بیچاره ایتالیایی.

01:02:06.729 --> 01:02:11.230
‫بدرود، دلقک!

01:02:11.232 --> 01:02:12.732
‫خواهش میکنم!

01:02:51.762 --> 01:02:55.763
‫خداحافظ و خدا کند

01:02:56.265 --> 01:02:59.765
‫امیدی باشد و گه گاهی همدیگر را ملاقات کنیم

01:02:59.766 --> 01:03:02.767
‫بسیار جالب بود ولی این هم

01:03:02.768 --> 01:03:05.771
‫یکی دیگرد از آن چیزها بود

01:03:42.798 --> 01:03:46.299
‫تو کاری

01:03:46.301 --> 01:03:49.303
‫با من کن

01:03:49.803 --> 01:03:56.307
‫کاری که من منو گیج کنه

01:03:56.308 --> 01:03:59.808
‫بهم بگو

01:03:59.810 --> 01:04:03.311
‫چرا باید اونطوری باشه

01:04:03.313 --> 01:04:05.312
‫تو قدرتی داری که میتونه

01:04:05.314 --> 01:04:09.815
‫منو هیپنوتیزم کنه

01:04:09.817 --> 01:04:12.818
‫بذار

01:04:13.321 --> 01:04:16.320
‫با جادوی تو زندگی کنم

01:04:16.321 --> 01:04:19.323
‫انجام بده آن افسونگری را که

01:04:19.823 --> 01:04:23.327
‫به خوبی انجامش میدهی

01:04:23.828 --> 01:04:26.077
‫برای اینکه تو

01:04:26.079 --> 01:04:29.913
‫کاری با من کردی

01:04:29.914 --> 01:04:32.416
‫که کس دیگری

01:04:32.918 --> 01:04:35.419
‫نمیتوانست

01:05:03.941 --> 01:05:06.941
‫بذار

01:05:06.942 --> 01:05:10.441
‫با جادوی تو زندگی کنم

01:05:10.443 --> 01:05:13.444
‫انجام بده آن افسونگری را که

01:05:13.446 --> 01:05:16.949
‫به خوبی انجامش میدهی

01:05:16.950 --> 01:05:20.951
‫برای اینکه تو

01:05:20.952 --> 01:05:23.451
‫کاری با من کردی

01:05:23.452 --> 01:05:26.454
‫که کس دیگری

01:05:26.456 --> 01:05:29.457
‫نمیتوانست

01:05:30.960 --> 01:05:33.959
‫تو کاری

01:05:33.961 --> 01:05:36.963
‫با من کردی

01:05:37.463 --> 01:05:43.469
‫که کس دیگری نمیتوانست

01:05:55.979 --> 01:05:58.476
‫در روزگاران قدیم تلائلویی از جوراب

01:05:58.478 --> 01:06:01.479
‫به نظر چیز وحشتناکی بود

01:06:01.480 --> 01:06:04.482
‫حالا خدا میدونه

01:06:04.484 --> 01:06:07.984
‫هر اتفاقی بیافته

01:06:07.986 --> 01:06:10.987
‫نویسندگان خوب هم زمانی کلمات بهتری بلد بودن

01:06:11.488 --> 01:06:13.487
‫ولی حالا از کلمات چهار حرفی استفاده میکنند

01:06:13.489 --> 01:06:16.492
‫در نوشتن نثر

01:06:16.493 --> 01:06:18.994
‫هر اتفاقی که بیافته

01:06:19.494 --> 01:06:22.995
‫دنیا امروز دیوانه شده و خوب بد شده

01:06:22.996 --> 01:06:25.998
‫سیاه سفید شده و روز شب شده
‫

01:06:25.999 --> 01:06:28.999
‫وقتی که جوان های امروزی فکر میکنن زن یه جایزه شده
‫

01:06:29.001 --> 01:06:32.001
‫فقط ژیگولوهای احمق هستن

01:06:32.002 --> 01:06:35.004
‫خب با اینکه من یک رمان نویس خوب نیستم

01:06:35.006 --> 01:06:40.509
‫میدونم که تو موظف هستی وقتی من خواستگاری میکنم جواب بدی

01:06:41.010 --> 01:06:43.509
‫هر اتفاقی که بیافته

01:06:43.510 --> 01:06:47.011
‫دنیا امروز دیوانه شده و خوب بد شده

01:06:47.013 --> 01:06:50.015
‫سیاه سفید شده و روز شب شده

01:06:50.017 --> 01:06:53.516
‫که جوان های امروزی فکر میکنن زن یه جایزه شده

01:06:53.518 --> 01:06:56.019
‫ولی آنها فقط ژیگولوهای احمق هستن

01:06:56.020 --> 01:06:59.021
‫خب با اینکه من یک رمان نویس خوب نیستم

01:06:59.023 --> 01:07:01.523
‫ میدونم که تو موظف هستی

01:07:01.524 --> 01:07:04.526
‫وقتی من خواستگاری میکنم جواب بدی

01:07:05.028 --> 01:07:07.528
‫هر اتفاقی که بیافته

01:07:27.992 --> 01:07:29.993
‫شب بخیر آقا.

01:07:29.994 --> 01:07:31.994
‫داشتم به این فکر میافتادم که کسی خانه نباشه.

01:07:31.996 --> 01:07:33.995
‫واقعا؟ و شما کی باشید؟

01:07:33.997 --> 01:07:36.998
‫بازرس کارآگاه داپلر آقا،

01:07:36.999 --> 01:07:40.000
‫از نیروی شهربانی شهرستان ویلتشیر.

01:07:40.002 --> 01:07:42.502
‫ببخشید که دیروقت مزاحم شما شدم،

01:07:42.503 --> 01:07:45.005
‫اما مجبورم که با شما راجب...

01:07:45.006 --> 01:07:48.505
‫یک موضوع مهم صحبت کنم.
‫- خب، بهتره بیایید داخل.

01:07:48.507 --> 01:07:51.008
‫گفتید نیروی شهربانی شهرستان ویلتشیر؟

01:07:51.009 --> 01:07:53.510
‫درسته، آقا،
‫من معمولا در سالزبری مستقر هستم.

01:07:53.512 --> 01:07:57.514
‫اما پلیس محلی اینجا ازم خواست که بیام،
‫و یه کمکی بهش بکنم.

01:07:59.516 --> 01:08:02.016
‫چه روزهایی بودند، آقا،
‫آهنگ هایی که میتونستی زمزمه کنی.

01:08:02.017 --> 01:08:06.018
‫زمان زمزمه کردن بود بازرس.
‫کمی آیکیویت میل دارید؟

01:08:06.019 --> 01:08:08.019
‫- نه ممنون آقا، ولی من شام خوردم.
‫- اوه.

01:08:08.021 --> 01:08:11.522
‫شاید یه برندی رو ترجیح بدید؟
‫یا که شما میخواین بهم بگید که در هنگام کار نوشیدنی نمی نوشید؟

01:08:11.524 --> 01:08:14.026
‫اوه نه آقا، من همیشه هنگام کار مینوشم.

01:08:14.027 --> 01:08:16.026
‫اما دیگه این روزا وقت نمیکنم.

01:08:18.029 --> 01:08:20.532
‫- خاویار، پس اونا این شکلی هستن.
‫- بله.

01:08:22.031 --> 01:08:24.033
‫اغلب در تعجب بودم.

01:08:32.540 --> 01:08:34.040
‫نمیتونم بگم که چندان علاقه ای بهش دارم.

01:08:37.544 --> 01:08:40.043
‫مزه اشفل ماهی میده.

01:08:40.044 --> 01:08:45.048
‫نوش جان.
‫حالا بذارید اون مزه بد رو با یه برندی مخصوص از بین ببرم.

01:08:45.548 --> 01:08:48.434
‫امکانش هست دنبال من بیاید، بازرس؟

01:08:55.054 --> 01:08:56.557
‫این عتیقه های قدیمی ‫خیلی جالب هستن، آقا.

01:09:00.769 --> 01:09:04.769
‫شما یه مجموعه کامل از اسباب بازی ها دارید.

01:09:04.770 --> 01:09:08.773
‫خودکارند بازرس، و همگی کار میکنند.

01:09:08.774 --> 01:09:12.277
‫من نمیدونم که آنها چقدر فایده دارن، آقا.

01:09:12.778 --> 01:09:14.780
‫و حالا اون جمله کلیشه ای است که میگه،

01:09:14.781 --> 01:09:17.781
‫چه کار برایتان میتوانم بکنم، بازرس؟

01:09:17.782 --> 01:09:20.282
‫من دارم درباره ناپدید شدن...

01:09:20.284 --> 01:09:23.285
‫آقای مایلو تیندل تحقیق میکنم.

01:09:23.286 --> 01:09:25.287
‫میشناسیدش آقا؟

01:09:25.288 --> 01:09:27.291
‫به سختی.

01:09:29.291 --> 01:09:32.795
‫ایشان بعدازظهر جمعه گذشته از خانه شان خارج شده،

01:09:33.297 --> 01:09:34.798
‫و تا حالا دیده نشده.

01:09:35.299 --> 01:09:38.299
‫جدی، من چندان علاقه ای...

01:09:38.300 --> 01:09:41.304
‫به عادتهای مهاجرتی آرایشگرها ندارم.

01:09:41.305 --> 01:09:43.303
‫پس شما چنین شخصی رو میشناسید؟

01:09:43.304 --> 01:09:45.307
‫خب من شغلش رو میدونم.

01:09:45.809 --> 01:09:49.309
‫گمان کنم همسرم اشاره کرده بود،
‫که اون مغازه ای در لندن داره.

01:09:49.310 --> 01:09:51.811
‫آخرین باری که آقای تیندل رو دیدید کِی بود؟

01:09:51.813 --> 01:09:54.816
‫چند ماه پیش،
‫دقیقا یادم نمیاد.

01:09:54.817 --> 01:10:00.321
‫- واقعا چیزی به ذهنم نمیرسه.
‫- این با اطلاعات ما جور در نمیاد.

01:10:00.821 --> 01:10:04.324
‫اگه اشکالی نداره یه خورده آب توی این برندی بریزید آقا.

01:10:06.827 --> 01:10:09.329
‫درواقع دو شب پیش،

01:10:09.330 --> 01:10:12.832
‫او به جک بن
‫صاحب کافه شیر سفید گفته که،

01:10:12.834 --> 01:10:14.834
‫داره میاد شما رو ببینه.

01:10:14.835 --> 01:10:17.835
‫معمولا کافه دار ها مخالفان بدنامی هستند.

01:10:17.836 --> 01:10:20.337
‫تهمت و غیبت شرابخوری، سرمایه و تجارت آنهاست.

01:10:20.339 --> 01:10:22.840
‫گمان کنم شرابخوری مربوط به شراب باشه.

01:10:22.841 --> 01:10:25.343
‫خیلی خوب.

01:10:36.853 --> 01:10:39.857
‫پس فکر کنم یه چیز دیگه مونده که شما برای من اصلاحش کنید آقا.

01:10:40.357 --> 01:10:41.857
‫چی هست؟

01:10:41.858 --> 01:10:43.859
‫شواهدی، توسط یک مرد...

01:10:43.861 --> 01:10:46.864
‫که به طور اتفاقی در حال رد شدن از کنار،
‫خانه شما بوده به دست ما رسیده

01:10:47.363 --> 01:10:49.864
‫صدای شلیک هایی که به گوش رسیده.

01:10:49.866 --> 01:10:52.869
‫- شلیک ها؟
‫- سه شلیک، شاهد ما فکر میکنه.

01:10:52.870 --> 01:10:56.369
‫- صدای انفجار اگزوز ماشین.
‫- اوه نه آقا.

01:10:56.371 --> 01:10:58.873
‫متاسفانه این چیزا فقط...

01:10:59.374 --> 01:11:02.377
‫به ذهن شما میرسه آقا،
‫داستان های پلیسی.

01:11:02.378 --> 01:11:05.378
‫نه این ها گلوله هایی بودن که از تفنگ شلیک شدن.
‫شاهد ما مطمئنه.

01:11:05.379 --> 01:11:07.799
‫متوجهم،
‫ممکنه بپرسم...

01:11:07.799 --> 01:11:11.300
‫چرا دو روز طول کشید تا شما بیاید این اطراف
‫و در مورد این موضوع ازم سوال کنید؟

01:11:11.302 --> 01:11:13.804
‫خب آقا این چیزا...

01:11:13.806 --> 01:11:15.804
‫یه خورده بیشتر از اونی که شما فکر میکنین...

01:11:15.806 --> 01:11:17.810
‫زمان میبره.

01:11:18.309 --> 01:11:20.809
‫مرد شاهد ما میخواست قبل از اینکه
‫ما مزاحم نجیب زاده ای مثل شما بشیم...

01:11:20.811 --> 01:11:24.314
‫تماس بگیره و از اطلاعاتش مطمئن بشه.

01:11:24.814 --> 01:11:27.316
‫اطلاعات؟ چه اطلاعاتی؟

01:11:27.318 --> 01:11:30.318
‫خب بعد از اینکه مخبر ما...

01:11:30.319 --> 01:11:32.821
‫حادثه رو اطلاع داد،

01:11:32.823 --> 01:11:37.325
‫ما فکر کردیم که یه صحبتی با آقای تیندل داشته باشیم،

01:11:37.326 --> 01:11:40.328
‫تا شاید ایشان بتونه موضوع رو روشن کنه.

01:11:40.829 --> 01:11:44.330
‫روشن کرد؟
‫برای خاموش کردن اون باید دکمه توقف رو فشار بدید.

01:11:44.332 --> 01:11:47.334
‫معذرت میخوام.

01:11:47.335 --> 01:11:49.336
‫ممنونم.

01:11:49.337 --> 01:11:53.341
‫ایشان تمام یکشنبه در خانه شان نبودند،

01:11:53.842 --> 01:11:55.843
‫امروز هم همینطور.

01:11:55.844 --> 01:11:58.344
‫ما حداقل شش بار اونجا تلفن کردیم.

01:11:58.345 --> 01:12:02.848
‫به خدا آقا، مریدیو به شما افتخار میکنه.

01:12:02.850 --> 01:12:05.349
‫آه، کارآگاه شما.

01:12:05.351 --> 01:12:07.852
‫واقا ستودنی است.

01:12:07.853 --> 01:12:09.855
‫من طرفدار سرسخت این لرد هستم.

01:12:09.856 --> 01:12:12.856
‫واقعا؟
‫پس باید بهم بگید که کدوم داستانش رو دوست دارید.

01:12:12.857 --> 01:12:14.859
‫من شخصا علاقه خاصی به داستان...

01:12:14.861 --> 01:12:16.862
‫پرونده مسیح کمونیسمی دارم.

01:12:16.863 --> 01:12:19.865
‫وقتی که ما وارد خانه آقای تیندل شدیم...

01:12:19.866 --> 01:12:23.365
‫که از سلامت ایشان مطمئن بشیم،

01:12:23.366 --> 01:12:25.870
‫این رو پیدا کردیم آقا.

01:12:26.371 --> 01:12:27.871
‫ضروری است که با هم حرف بزنیم.

01:12:28.372 --> 01:12:33.375
‫غروب جمعه حدود ساعت ۶:۳۰ بیا پیشم، وایک.

01:12:33.376 --> 01:12:36.879
‫ممکنه بپرسم که این دستخط شماست؟

01:12:37.379 --> 01:12:40.882
‫- بله، درسته، مال خودمه.
‫- پس آقای تیندل اینجا بوده.

01:12:40.884 --> 01:12:44.888
‫- اینجا بود.
‫- و آیا دو شب پیش حادثه ای رخ داده که...

01:12:45.388 --> 01:12:47.889
‫برآمد آن شلیک آن سه گلوله بوده؟

01:12:47.889 --> 01:12:49.891
‫با احترام باید بگم.

01:12:49.892 --> 01:12:52.392
‫یک بازی بود که داشتیم انجام میدادیم.

01:12:52.394 --> 01:12:55.396
‫بازی؟ چه جور بازی؟

01:12:55.397 --> 01:12:57.898
‫اسمش "دزدی" است.

01:12:57.900 --> 01:13:00.902
‫دزدی یک بازی نیست.

01:13:00.903 --> 01:13:04.405
‫این درباره اون زمانی نیست که شما به من گفتید...

01:13:04.906 --> 01:13:07.908
‫من جدیت مقام شغل خودم رو نمیدونم؟

01:13:07.909 --> 01:13:12.410
‫یک مرد به اینجا آمده، صدای شلیک ها شنیده شده ان،
‫و اون ناپدید شده.

01:13:12.412 --> 01:13:15.914
‫خب اگه شما جای من بودید از این چه نتیجه ای میگرفتید؟

01:13:15.916 --> 01:13:19.418
‫یه پرونده ای که باز و بسته میشه،
‫اما اوضاع اونطور که همیشه به نظر میرسه نیست.

01:13:19.419 --> 01:13:22.419
‫چرا که داستان جسد غرق شد
‫محبوب شما لرد مریدیو...

01:13:22.420 --> 01:13:25.423
‫من منتظر توضیح شما هستم آقا.

01:13:25.924 --> 01:13:27.426
‫اوه، خب،

01:13:27.928 --> 01:13:31.427
‫تیندل ساعت ۶:۳۰ به اینجا آمد،
‫و یک ساعت و نیم بعدش از اینجا رفت.

01:13:31.429 --> 01:13:35.431
‫- تا حالا که ندیدمش.
‫- کسی دیگه هم ندیده.

01:13:35.432 --> 01:13:39.935
‫اما این بی معنیه!
‫شما منظورتون این نیست که من تیندل رو کشتم؟

01:13:39.937 --> 01:13:42.941
‫تیندل رو "کشتید" آقا؟
‫من هرگز حرفی از کشتن نزدم.

01:13:43.440 --> 01:13:47.444
‫اوه، بیخیال شید بازرس،
‫شما نمیتونید یکی از اون حقه ها رو روی من پیاده کنید.

01:13:47.945 --> 01:13:50.446
‫خفه شده آقا، ممکنه بپرسم از کجا میدونید...

01:13:50.448 --> 01:13:52.449
‫اون بانو خفه شده بود؟

01:13:52.949 --> 01:13:54.949
‫شما بهم گفتید بازرس.
‫خیر، آقا.

01:13:54.951 --> 01:13:58.453
‫من هرگز حرفی از خفه شدن نزدم.

01:13:58.454 --> 01:14:01.456
‫متاسفم که شما ما رو اینقدر شوخ فرض میکنید.

01:14:01.457 --> 01:14:03.957
‫اما تمام این کارهایی که ما انجام میدهیم ضروریه.

01:14:03.959 --> 01:14:06.961
‫"شما فقط کارتان را انجام میدهید"
‫این یه عبارت تکراریه، مگه نه؟

01:14:06.962 --> 01:14:08.963
‫ممکنه آقا، ممکنه.

01:14:09.464 --> 01:14:11.966
‫"عبارت تکراری"
‫خوشم اومد.

01:14:11.967 --> 01:14:16.970
‫همسر شما و آقای تیندل برای مدتی معاشرت نزدیکی داشتند.

01:14:16.972 --> 01:14:18.972
‫بله فکر میکردم که بدونید بازرس.

01:14:18.973 --> 01:14:23.976
‫- شما نمیتونید چیزی رو در یک دهکده کوچک مخفی نگه دارید.
‫- کاملا درسته آقا.

01:14:23.977 --> 01:14:26.979
‫شما که عقیده ندارید این یک جنایت عشقیه،
‫امیدوارم.

01:14:26.980 --> 01:14:28.981
‫نه با مارگاریت، اوه خدا!

01:14:29.482 --> 01:14:30.984
‫مثل این میمونه یه نفر رو که...

01:14:31.484 --> 01:14:33.987
‫تو دستش یه قاشق پر از پودینگ برنج است رو با چاقو بزنی.

01:14:33.989 --> 01:14:36.987
‫من واقعا طرفدار پودینگ برنج هستم آقا.

01:14:36.989 --> 01:14:39.491
‫موضوع جالب بعدی داستان رو پیدا کردم.

01:14:39.492 --> 01:14:41.992
‫عالیه.

01:14:41.993 --> 01:14:44.997
‫به این ترتیب همه شما، انگیزه، فرصت، اهداف داشتید،

01:14:45.497 --> 01:14:48.000
‫وقتی که بازرس داپلر متفکرانه قاشق پر از پودینگ...

01:14:48.001 --> 01:14:49.999
‫موردعلاقه اش را میل کرد.

01:14:50.001 --> 01:14:53.002
‫ولی یک نفر از شما هر ۳ بار رو زدید!

01:14:53.003 --> 01:14:57.006
‫درسته آقا، و اون شخص شما هستید.

01:14:57.008 --> 01:15:01.012
‫خارق العاده ست.

01:15:01.013 --> 01:15:03.013
‫خب، گمان کنم بهتره که به شما بگم چه اتفاقی افتاده.

01:15:03.013 --> 01:15:06.515
‫- مفید واقع خواهد شد آقا.
‫- شاید یه نوشیدنی دیگه هم مفید واقع بشه.

01:15:06.516 --> 01:15:10.020
‫من یه نوشیدنی دیگه دوست دارم آقا،
‫ولی از اونجاییکه میبینم بطری خالیه.

01:15:10.521 --> 01:15:13.021
‫کاملا درسته بازرس.

01:15:13.022 --> 01:15:15.024
‫اون هم میتونه اصلاح بشه.
‫میشه دنبالم بیایید؟

01:15:16.524 --> 01:15:18.525
‫از اونجاییکه به نظر میرسه بدونید،

01:15:18.526 --> 01:15:20.529
‫تیندل رابطه عاشقانه با همسرم داشت.

01:15:21.030 --> 01:15:23.032
‫حالا من از اون دسته کمیاب مردها هستم...

01:15:23.033 --> 01:15:25.531
‫که اهمیتی به از دست دادن عزیزشون...

01:15:25.532 --> 01:15:27.534
‫به مردی که با قوانین یکسان بازی میکنه نمیدن.

01:15:28.036 --> 01:15:31.537
‫اما شکست از یک پسر پرمدعای،
‫عاشق پیشه که ایتالیایی بودنش رو مخفی میکنه...

01:15:31.539 --> 01:15:34.541
‫که بی تفاوتی من رو با بی لیاقتی اشتباه میگره...

01:15:34.542 --> 01:15:36.542
‫انصافا غیرقابل تحمل‌ـه!

01:15:37.045 --> 01:15:40.046
‫یعنی، شما نمیتونستید این وضعیت رو تحمل کنید آقا؟

01:15:40.047 --> 01:15:42.049
‫منظورتون اینه؟
‫- منظورم اینه که،

01:15:42.050 --> 01:15:45.051
‫وضعیتی بود که نمیتونستم قبولش کنم.

01:15:49.519 --> 01:15:52.019
‫بازی کردن برای شما مهمه، درسته آقا؟

01:15:52.021 --> 01:15:55.524
‫بازی کردن بازی ها و بازی های بازی کردنی.

01:15:55.526 --> 01:15:58.527
‫بله بازرس.
‫- مطمئن نیستم که تفاوتی با هم داشته باشن.

01:15:58.528 --> 01:16:01.028
‫اوه، خیلی ساده ست، بازرس.

01:16:01.029 --> 01:16:03.529
‫بازی کردن کاریه که هر مردی انجام میده،

01:16:03.531 --> 01:16:07.034
‫اما بازی کردن بازی های عجیب علاقه خاص منه.

01:16:07.036 --> 01:16:09.538
‫و در صورتی، تمام زندگی ام.

01:16:17.046 --> 01:16:21.046
‫به نظر من که غمناکه آقا،
‫مثل یک بچه که بزرگ نشده.

01:16:21.047 --> 01:16:24.548
‫مگه بازی کردن یک بچه چه اشکالی داره، بازرس؟

01:16:24.550 --> 01:16:28.053
‫هیچ اشکالی، اگه شما یه بچه باشید.

01:16:28.055 --> 01:16:30.554
‫بذارید براتون بگم، بازرس،

01:16:30.555 --> 01:16:33.056
‫من بازی های پیچیده ای بازی کردم...

01:16:33.058 --> 01:16:37.561
‫که جونگ و انیشتن در صورت نقش داشتن در آنها،
‫به خودشان افتخار میکردن.

01:16:37.563 --> 01:16:41.565
‫من به سلسله هایی از ذهن و روح دست یافته ام...

01:16:41.566 --> 01:16:44.569
‫که در زندگی روزمره انسان ناشناخته است،

01:16:44.570 --> 01:16:47.070
‫و من تجربه زیادی از این سرگرمی های...

01:16:47.072 --> 01:16:50.573
‫نه چندان بی ضرر داشتم.

01:16:55.079 --> 01:16:58.081
‫چیز دیگه ای جز بازی هست
‫که برای شما اهمیت داشته باشه آقا؟

01:16:58.082 --> 01:17:01.082
‫وظیفه؟ شغل؟ حتی ازدواج؟

01:17:01.083 --> 01:17:03.584
‫اوه، خواهش میکنم، بازرس!
‫ازدواج رو قاطی نکنید.

01:17:03.586 --> 01:17:07.590
‫رابطه جنسی، رابطه جنسی بازیه،
‫و ازدواج هم مجازاته.

01:17:09.591 --> 01:17:13.094
‫همینطور پشت سر هم هر سالگرد ازدواج بیهوده رو
‫به سختی سپری میکنیم

01:17:13.096 --> 01:17:15.097
‫سپری کن و برو،

01:17:15.098 --> 01:17:18.099
‫چیزی که به دست میاد مجازات فراوان، سکوت فراوان،

01:17:18.599 --> 01:17:21.601
‫زخم های فراوان در جاهای عمیق.

01:17:21.602 --> 01:17:25.521
‫شما دارین میگید که،
‫به دلیل بی تفاوتی شما نسبت به همسرتون،

01:17:25.523 --> 01:17:28.525
‫شما هیچ انگیزه ای برای کشتن آقای تیندل نداشتید؟

01:17:28.525 --> 01:17:31.529
‫من به سادگی دارم میگم، بازرس،
‫میخوام مثل بیشتر مردان،

01:17:31.530 --> 01:17:34.029
‫سرم به کار خودم باشه و نادیدش بگیرم.

01:17:34.030 --> 01:17:37.032
‫فکر میکردم، این عاقلانه تر باشه.

01:17:37.034 --> 01:17:40.035
‫و اینجا چی داریم، آقا؟

01:17:40.036 --> 01:17:43.039
‫اون فقط یه صندوق قدیمی لباسه، فقط همین.

01:17:43.538 --> 01:17:46.040
‫یک مکان سنتی...

01:17:46.042 --> 01:17:50.046
‫برای پنهان کردن، مطمئنم که شما موافقید.

01:17:50.546 --> 01:17:52.548
‫فقط برای پنهان کردن هویت، بازرس.

01:17:54.550 --> 01:17:56.550
‫برای بازی.

01:17:56.551 --> 01:17:58.554
‫میشه بریم؟

01:18:00.555 --> 01:18:04.056
‫- میشه بریم؟
‫- اوه، بله، آقا.

01:18:04.058 --> 01:18:06.059
‫دارم میام.

01:18:10.565 --> 01:18:14.065
‫بگذریم، من فکر کردم که به تیندل جوان درسی داده باشم...

01:18:14.066 --> 01:18:17.069
‫درسی برای جسارتش،
‫امتحان کردن جرات او.

01:18:17.071 --> 01:18:19.572
‫شما ممکنه با این نظریه مخالف باشید،
‫بازرس، اما اینو از من بشنوید:

01:18:20.073 --> 01:18:22.574
‫کوتاه ترین راه برای رسیدن به قلب یک مرد حقارته.

01:18:23.074 --> 01:18:25.075
‫به زودی میفهمید که چه اتفاقاتی افتاده.

01:18:25.076 --> 01:18:29.581
‫و شما چطور درباره تحقیر کردن او نقشه کشیدید، آقا؟

01:18:29.583 --> 01:18:31.583
‫برای شروع، متقاعد کردن وی...

01:18:32.082 --> 01:18:36.085
‫که همسر من سلیقه های گرانی داره،
‫و او هم حقیقا بی نوا بود،

01:18:36.087 --> 01:18:40.590
‫و اون میتونست این مشکل رو با دزدیدن جواهراتی قیمتی حل کنه،

01:18:40.591 --> 01:18:43.594
‫که من در گاوصندوقم داشتم.

01:18:47.097 --> 01:18:51.100
‫قبل از اون تشقویقش کردم
‫که لباساش رو در بیاره و تغییر قیافه بده.

01:18:51.601 --> 01:18:56.104
‫و اون هم لباس دلقک رو از اون جعبه ای که
‫شما بررسی کردید انتخاب کرد.

01:18:56.106 --> 01:19:00.109
‫در اون لباس مضحک او وارد خانه شد،
‫و با مواد منفجره گاوصندوق رو باز کرده.

01:19:02.610 --> 01:19:04.612
‫جواهرات در این جعبه بودند.

01:19:09.618 --> 01:19:12.118
‫فکرتون خوب کار میکنه، بازرس.

01:19:17.625 --> 01:19:19.126
‫آفرین.

01:19:19.627 --> 01:19:23.127
‫- و جواهرات حالا کجا هستند، آقا؟
‫- من دیروز گذاشتمشون توی بانک.

01:19:23.129 --> 01:19:25.631
‫- روز شنبه؟
‫- بله، بازرس، روز شنبه.

01:19:25.632 --> 01:19:28.133
‫من تا سالزبری رانندگی کردم
‫و گذاشتمشون توی گاوصندوق شب گذاشتم.
‫"سپرده ای که خارج از بانک میتوان مدارک و اموال را در آن گذاشت"

01:19:28.135 --> 01:19:30.634
‫چقدر مال اندیش.

01:19:30.636 --> 01:19:34.137
‫میشه بپرسم که بعد از انفجار گاوصندوق چه کردید؟

01:19:34.138 --> 01:19:39.143
‫تیندل جوارات رو گذاشت توی جیبش،
‫ما هم درگیری انجام دادیم و خونه رو به هم ریختیم، بخشی از بازی بود.

01:19:39.145 --> 01:19:44.147
‫وقتی که من از کوره در رفتم و،
‫اهداف حقیقی ام رو بهش گفتم، خواست خونه رو ترک کنه.

01:19:44.148 --> 01:19:47.152
‫البته این همان نیرنگی بود که
‫برای قرار دادنش در این موقعیت زدم،

01:19:47.152 --> 01:19:51.155
‫جایی که با ادعای تخلف وی بابت سارق بودنش،
‫قانونا میتونستم بهش شلیک کنم.

01:19:53.156 --> 01:19:55.659
‫وقتی که شما قصد خودتون رو آشکار کردید،

01:19:57.662 --> 01:19:59.161
‫عکس العمل آقای تیندل چی بود؟

01:19:59.663 --> 01:20:03.163
‫مثل برق گرفته ها!
‫اون تمام داستان ها و اهدافم رو باور کرده بود.

01:20:03.165 --> 01:20:05.667
‫به زانو افتاد، برای نجات زندگی اش التماس کرد.

01:20:05.668 --> 01:20:10.170
‫اما من نرم نشدنی بودم.
‫اسلحه رو به طرف سرش نشونه گرفتم و شلیک کردم...

01:20:11.172 --> 01:20:14.176
‫با یک گلوله مشقی.

01:20:18.180 --> 01:20:21.181
‫شما با یک گلوله مشقی...
‫به آقای تیندل شلیک کردید آقا؟

01:20:21.182 --> 01:20:23.684
‫مثل مرده ها از حال رفت.

01:20:23.685 --> 01:20:28.186
‫بازی ام به پایان رسید،
‫یکی از دلپذیرترین پیروزی ها بود.

01:20:28.188 --> 01:20:31.690
‫شما واقعا... تفنگ رو گذاشتید روی سرش...

01:20:31.692 --> 01:20:35.196
‫و ماشه رو... به عنوان یک بازی کشیدید؟

01:20:36.696 --> 01:20:39.700
‫اگه میخواین اسمش رو بذارین امتحان مقدماتی.

01:20:40.200 --> 01:20:43.703
‫او درحالیکه ادای مردم اصیل رو در می آورد به اینجا آمد،
‫به امید اینکه پذیرفته بشه.

01:20:43.704 --> 01:20:48.204
‫اما اون باید می آموخت،
‫شما که همینطوری نمیتونید وارد یک جمع بشید.

01:20:48.206 --> 01:20:50.207
‫یه چیزی مثل نژاد وجود داره!

01:20:50.208 --> 01:20:55.212
‫اون خصوصیتی که نژاد با خودش میاره... کسب کردنی نیست.

01:20:55.213 --> 01:20:57.714
‫البته اون در امتحانش شکست خورد.

01:20:57.716 --> 01:21:00.215
‫اون ممکن بود به راحتی از عهده اش بر بیاد،

01:21:00.217 --> 01:21:04.222
‫اما او باید در حالت ترس از دست دادن زندگیش قرار گرفته باشه.

01:21:05.722 --> 01:21:07.723
‫چنین عمل غیرمسئولانه ای...

01:21:07.725 --> 01:21:10.225
‫تضمین یک اتهام توهین آمیزه.

01:21:10.226 --> 01:21:13.228
‫تصور میکنم آن کار اندکی بهتر از اتهام قتل باشه...

01:21:13.229 --> 01:21:15.230
‫که چند دقیقه پیش احتمال آن را میدادید.

01:21:15.231 --> 01:21:17.731
‫- هنوز هم احتمال میدم.
‫- بیخیال بازرس.

01:21:17.733 --> 01:21:21.235
‫بهتون گفتم چی شد.
‫بعد از چند دقیقه به هوش اومد،

01:21:21.237 --> 01:21:23.739
‫بالاخره فهمید که اصلا نمرده،

01:21:23.740 --> 01:21:27.741
‫و بعد از نوشیدن مقداری برندی با تلوتلوخوردن رفت خونه.

01:21:27.742 --> 01:21:32.747
‫متاسفم که شما اینقدر این موضوع
‫رو بامزه فرض میکنید، آقای وایک.

01:21:32.749 --> 01:21:35.750
‫ما ممکن نیست با چنین رفتاری برخورد کنیم.

01:21:36.249 --> 01:21:38.750
‫نه، اینجا رو نگاه کنید!

01:21:38.752 --> 01:21:41.706
‫چرا نمیتونید از دیدگاه من به این مسئله نگاه کنید؟

01:21:42.208 --> 01:21:45.209
‫در صورتی، تیندل دزد بود،
‫اون داشت همسرم رو از من میدزدید، مگه نه؟

01:21:45.210 --> 01:21:48.211
‫که شما شکنجه و کشتن او را توجیه کنید آقا؟

01:21:48.212 --> 01:21:50.713
‫البته که نه، متوجه نیستید؟
‫این فقط یه بازی بود.

01:21:50.715 --> 01:21:53.716
‫فقط یه بازی مسخره!
‫- حقیقا مسخره بود.

01:21:53.717 --> 01:21:56.218
‫من فقط چیزی که برایش آمده بودم به دست آوردم،
‫فقط همین.

01:21:56.219 --> 01:21:58.220
‫- شاید چیزی که دنبالش بودید فتل بوده، آقا.
‫- نه!

01:21:58.721 --> 01:22:02.224
‫- من اینطور فکر میکنم، آقا.
‫- نه! من هرچی که اتفاق افتاد رو گفتم.

01:22:02.226 --> 01:22:04.226
‫اشکالی نداره که من نگاهی به اطراف بندازم، آقا؟

01:22:04.227 --> 01:22:06.227
‫اگه دوست دارید، کل خونه رو بگردید.

01:22:06.228 --> 01:22:09.232
‫پاکتتان را در بیارید و موهای مخفی شده را فاش کنید.

01:22:09.233 --> 01:22:11.733
‫و از وسیله قدیمی تان در آن زمان استفاده کنید.

01:22:18.241 --> 01:22:20.241
‫حالا من از خودم میپرسم،

01:22:20.242 --> 01:22:22.743
‫اگه میخواستم جسد تیندل رو مخفی کنم،

01:22:22.744 --> 01:22:26.244
‫کجا میذاشتمش؟

01:22:26.246 --> 01:22:30.750
‫در دوست خوبم ملوان سرکیف، جک تار.

01:22:49.269 --> 01:22:52.270
‫خیلی جالب بود آقا.

01:22:52.271 --> 01:22:54.271
‫ممکنه بپرسم چطوری اینکارو کردید؟

01:22:54.272 --> 01:22:57.772
‫نه.
‫جک تار و من یه راز کوچولو با هم داریم.

01:22:57.774 --> 01:23:01.278
‫پس میشه بپرسم چطوری اون سوراخ ها رو
‫روی دیوار بوجود آوردید.

01:23:01.779 --> 01:23:04.279
‫اون یکی اونجا،

01:23:04.281 --> 01:23:06.283
‫و این یکی اینجا.

01:23:08.785 --> 01:23:12.287
‫- برای من شبیه سوراخ گلوله هستن آقا.
‫- کاملا درسته، بازرس.

01:23:12.289 --> 01:23:14.289
‫هستند.

01:23:14.289 --> 01:23:16.292
‫من فکر کردم که شما گفتید،

01:23:16.293 --> 01:23:18.293
‫که از گلوله مشقی استفاده کردید.

01:23:18.294 --> 01:23:22.795
‫دوتا گلوله واقعی برای آماده کردن حقه،
‫و یک مشقی برای کامل کردنش.

01:23:22.797 --> 01:23:24.798
‫من باید تیندل رو متقاعد میکردم که جدی ام.

01:23:24.799 --> 01:23:27.802
‫بله متوجه ام آقا، یک گلوله مشقی.

01:23:28.303 --> 01:23:31.805
‫پس میشه به من نشون بدید که،
‫وقتی شما آقای تیندل رو کشتید ایشان کجا بودن؟

01:23:33.807 --> 01:23:35.808
‫منظورتون اینه که، وانمود کردم که کشتمش.

01:23:35.809 --> 01:23:38.813
‫درسته،
‫پس ممکنه به من نشون بدید که...

01:23:39.315 --> 01:23:41.313
‫ایشان زمانی که گلوله بهش برخورد کرد دقیقا کجا بودن؟

01:23:41.315 --> 01:23:44.317
‫مدام دارم بهتون میگم، که اون یک گلوله واقعی نبود!

01:23:45.318 --> 01:23:48.321
‫همینطوره آقا، همینطوره.

01:23:48.322 --> 01:23:50.322
‫خیله خب،
‫وقتی که شما با گلوله مشقی شلیک کردید...

01:23:50.323 --> 01:23:53.824
‫ایشان کجا بودن؟

01:23:53.825 --> 01:23:56.329
‫اون اینجا ایستاده بود،
‫یا زانو زده بود،

01:23:56.330 --> 01:23:59.331
‫یا دقیق تر اینجا از ترس به خودش میپیچید.

01:24:06.338 --> 01:24:09.341
‫- تقریبا اینجا آقا؟
‫- دو پله پایین تر.

01:24:12.342 --> 01:24:16.845
‫- خودشه.
‫- وقتی که شما شلیک کردید، به آقای تیندل نزدیک بودید؟

01:24:16.847 --> 01:24:20.348
‫اوه، خیلی،
‫من پشتش تفنگ رو به سمت سرش نشونه گرفتم.

01:24:20.349 --> 01:24:22.849
‫میدونید اون حس برآمدگی لوله تفنگ،

01:24:22.851 --> 01:24:24.853
‫بعلاوه صدای انفجار بود،

01:24:24.854 --> 01:24:26.856
‫که حقه رو عملی میکرد.

01:24:40.868 --> 01:24:43.870
‫وسیله سنتی کار شما، بازرس؟

01:25:25.910 --> 01:25:27.910
‫خون شوخی، آقا؟

01:25:31.414 --> 01:25:33.416
‫متوجه منظورتون نمیشم، بازرس.

01:25:33.417 --> 01:25:37.418
‫اینجا، روی نرده،

01:25:37.419 --> 01:25:39.422
‫و زیر فرش.

01:25:44.428 --> 01:25:47.428
‫- این خون خشکیده اس، آقا.
‫- خون؟

01:25:47.429 --> 01:25:49.431
‫کجا؟

01:25:56.937 --> 01:25:59.438
‫دست نزنید.

01:25:59.439 --> 01:26:01.442
‫این معلومه که خون خشکیده اس.

01:26:01.444 --> 01:26:03.943
‫یه خورده بیشتر هم اینجاست.

01:26:03.944 --> 01:26:06.445
‫یک نفر سعی داشته فرش رو پاک کنه.
‫میبینید؟

01:26:06.447 --> 01:26:09.948
‫کنار این ستون، این خون‌ـه.

01:26:12.953 --> 01:26:14.955
‫هنوز مرطوبه.

01:26:16.455 --> 01:26:19.458
‫میشه توضیح بدین این چطور به اینجا اومده؟

01:26:19.459 --> 01:26:21.460
‫نمیدونم.

01:26:21.961 --> 01:26:24.963
‫تیندل زخمی نشد یا اصلا صدمه ای ندید.

01:26:25.464 --> 01:26:27.465
‫باید حرفم رو باور کنید!

01:26:29.468 --> 01:26:33.471
‫با فشنگ های واقعی... و خون واقعی،

01:26:33.972 --> 01:26:37.974
‫وقتش نرسیده که دیگه درباره بازی صحبت نکنیم؟

01:26:37.975 --> 01:26:40.478
‫نگاه کنید!
‫به پنجره نگاه کنید!

01:26:40.978 --> 01:26:44.480
‫اینجاست که شما میتونید اون قطعه شیشه که برای وارد شدن بریدش رو ببینید

01:26:44.980 --> 01:26:47.982
‫و اون پایین،
‫جای مانده از فشار نردبان روی گلباغچه...

01:26:47.983 --> 01:26:51.987
‫و اون چکمه با سایز ۲۸ که اون پوشیده بودش.

01:26:51.989 --> 01:26:53.987
‫ببینید، من میتونم نشونتون بدم!
‫- تمام این سالها...

01:26:53.989 --> 01:26:57.491
‫چشم های من به طرز شایسته ای
‫برای دیدن چیزهایی تربیت شدند،آقا.

01:26:57.492 --> 01:26:59.995
‫مطمئنم که همینطوره، بازرس.
‫من فقط دارم چندتا واقعیت رو خاطرنشان میکنم...

01:27:00.496 --> 01:27:01.996
‫که داستان من رو با دلیل و مدرک ثابت میکنه،

01:27:02.498 --> 01:27:05.999
‫مثل گاوصندوق منجرشده که توی کتابخانه ام دیدید...

01:27:05.999 --> 01:27:10.503
‫و صندوق لباسی که توی زیرزمین پیدا کردید.

01:27:10.505 --> 01:27:13.508
‫شما گفتید که آقای تیندل لباس یک دلقک رو پوشیده.

01:27:14.508 --> 01:27:18.011
‫من اصلا چنین لباسی توی اون صندوق ندیدم!

01:27:18.013 --> 01:27:20.513
‫علاوه بر اینکه شما...

01:27:20.514 --> 01:27:23.014
‫به اون برآمدگی خاک در باغ اشاره نکردید، درسته آقا؟

01:27:23.016 --> 01:27:25.017
‫برآمدگی خاک؟

01:27:28.020 --> 01:27:30.021
‫کدوم برآمدگی خاک؟

01:27:30.022 --> 01:27:33.023
‫اون یکی کنار دیوار عقبی...

01:27:33.024 --> 01:27:35.024
‫در سایه اون درخت سدر.

01:27:35.026 --> 01:27:39.531
‫- نمیتونم چیزی ببینم.
‫- خب، حالا که اونجاست.

01:27:39.532 --> 01:27:42.533
‫قبل از اینکه زنگ شما رو بزنم دیدم.

01:27:44.034 --> 01:27:47.538
‫فکر کنم بهتره که بریم یه نگاهی به اونجا بندازیم.

01:27:59.049 --> 01:28:01.051
‫با هم، آقا.

01:28:21.036 --> 01:28:24.537
‫اینجاست، آقا.

01:28:24.538 --> 01:28:27.489
‫درباره این برآمدگی تازه خاک چی دارید بگید؟

01:28:27.490 --> 01:28:29.491
‫من از کجا بدونم؟

01:28:29.492 --> 01:28:31.995
‫احتمالا کار یک باغبان بوده،
‫ازش بپرسید.

01:28:31.997 --> 01:28:33.997
‫همینجا ها پیداش خواهید کرد،
‫که داره گدایی میکنه.

01:28:33.997 --> 01:28:37.249
‫و برای اینکه چیزی گیرش بیاد ناله میکنه،
‫تا صاحب کارش رو خراب کنه
‫همشون همینطورند

01:28:37.251 --> 01:28:40.053
‫تا جایی که من میدونم، من همیشه...

01:28:40.055 --> 01:28:42.554
‫باغبان ها رو شاهدانی بی نظیر میدونستم.

01:28:42.555 --> 01:28:46.056
‫آنها آروم اند، منظم اند،
‫و همیشه صادق اند.

01:28:46.058 --> 01:28:50.561
‫بازرس، من به اندازه کافی از این مسخره بازی ها دیدم.

01:28:50.562 --> 01:28:54.064
‫شما فکر میکنید من اینقدر احمقم که جسد تیندل رو
‫اینجا توی باغ دفن کنم...

01:28:54.066 --> 01:28:57.566
‫و این برآمدگی تازه خاک رو ول کنم
‫تا همه بیایند و ببینند؟

01:28:57.568 --> 01:29:00.070
‫اگر انتظار ما رو نداشتید، بله، آقا.

01:29:00.071 --> 01:29:04.572
‫طی چند هفته با مقداری بذر چمن یا گل پیاز،

01:29:04.574 --> 01:29:08.077
‫به سختی میشه تشخیص داد که دستکاری شده باشه.

01:29:08.079 --> 01:29:11.081
‫ما در نیروی پلیس دقیقا میدونیم که چقدر...

01:29:11.082 --> 01:29:14.082
‫قاتلان به حیاط خلوتشان علاقه مند هستند.

01:29:14.083 --> 01:29:17.584
‫هیچ جای دیگری روی کره زمین به اندازه یک باغ
‫مورد علاقه قاتل نیست،

01:29:17.586 --> 01:29:20.590
‫درسته، بازرس؟
‫- به جز اتاق خواب.

01:29:21.092 --> 01:29:23.591
‫فکر کنم به زودی شما چیزی که بهش علاقه دارید رو پیدا میکنید

01:29:48.614 --> 01:29:50.616
‫شکی نیست که این اتاق مال کیه درسته، آقا؟

01:29:58.124 --> 01:30:01.626
‫همسرم دوش میگیره، من استحمام میکنم.

01:30:33.155 --> 01:30:36.658
‫این لباس ها کف جالباسی...

01:30:36.660 --> 01:30:38.660
‫پخش و پلا شده اند.

01:30:38.660 --> 01:30:41.162
‫به نظر مال شما نیست، آقا.

01:30:41.163 --> 01:30:45.666
‫اوه! یه امضای جالب.
‫"I-W"

01:30:47.668 --> 01:30:50.169
‫اوه،مثل اینکه برعکس گرفتمش.

01:30:50.171 --> 01:30:54.176
‫آها "م-ت"

01:30:55.176 --> 01:30:57.177
‫بذارید ببینم.

01:31:02.181 --> 01:31:05.683
‫دوخته شده توسط خیاطی اوِن و تن کریدی واقع در خیابان پرسی...

01:31:05.685 --> 01:31:09.187
‫برای آقای مایلو تنیدل در دوازدهم نوامبر.

01:31:10.688 --> 01:31:15.193
‫بگید ببینم، همونطور که شما گفتید
‫وقتی که آقای تیندل با تلوتلوخردن رفت

01:31:15.694 --> 01:31:18.695
‫آیا لخت رفت؟

01:31:18.696 --> 01:31:22.199
‫و متعاقبا در خیابان های روستا لخت میگشت؟

01:31:22.699 --> 01:31:25.203
‫قبل از اینکه اینا رو اینجا جا بذاره لباساش رو عوض کرد.

01:31:25.704 --> 01:31:27.204
‫شما هنوز مدعی هستید که،

01:31:27.705 --> 01:31:31.206
‫آقای تیندل در زیرزمین لباس دلقک به تن کرده؟

01:31:31.208 --> 01:31:33.709
‫- بله!
‫- گمان کنم...

01:31:33.711 --> 01:31:37.212
‫بخش دیگری از تحقیر کردن.

01:31:37.213 --> 01:31:40.214
‫پس یک نفر باید لباس هایش رو...

01:31:40.215 --> 01:31:42.717
‫از زیرزمین آورده باشه و در اینجا انداخته باشه.

01:31:43.221 --> 01:31:45.222
‫- من انداختم.
‫- چرا؟

01:31:45.721 --> 01:31:49.222
‫چون بهتر بود که به جای یه زیرزمین قدیمی توی کمد لباس باشند

01:31:49.224 --> 01:31:51.225
‫مناسب تره.

01:31:51.226 --> 01:31:54.228
‫همه رو در کف کمد پخش و پلا کردید؟
‫چرا؟

01:31:54.229 --> 01:31:58.231
‫فکر نمیکردم که اینقدر طول بکشه تا برگرده،
‫خیلی مسخره ست.

01:31:58.232 --> 01:32:01.236
‫به هیچ وجه، آقا.

01:32:01.737 --> 01:32:04.737
‫شما اون لباس ها رو در کف جالباسی انداختید...

01:32:04.738 --> 01:32:09.742
‫چون شما میدونستید که آقای تیندل به آن ها
‫احتیاجی نخواهد داشت... هرگز!

01:32:09.743 --> 01:32:13.745
‫درسته مگه نه، آقا؟
‫- اون قبل از اینکه اینا رو جا بذاره...

01:32:13.746 --> 01:32:15.748
‫لباسش رو عوض کرد و رفت!

01:32:15.750 --> 01:32:18.250
‫فکر کنم همونطور که خودتون گفتید...

01:32:18.251 --> 01:32:21.252
‫این رو شروع کردید.

01:32:21.253 --> 01:32:25.755
‫یک بازی برای پیاده کردن یک حقه شیطانی
‫بر روی آقای تیندل

01:32:25.757 --> 01:32:27.758
‫که به راه بد کشیده شد.

01:32:27.759 --> 01:32:31.762
‫همانطور که انتظار داشتید،
‫شلیک سوم شما مشقی نبوده،

01:32:31.763 --> 01:32:35.765
‫بلکه یک گلوله واقعی که آقای تیندل رو درجا کشته،

01:32:37.269 --> 01:32:41.272
‫که برآمدش خون پاشیده شده روی نرده هاست!

01:32:41.273 --> 01:32:45.274
‫بعدش، وقتی که فهمیدید چه کاری کردید،

01:32:45.276 --> 01:32:49.279
‫وحشت زده شدید،
‫مثل هزاران قاتل قبل از شما،

01:32:49.280 --> 01:32:52.780
‫و جسد رو در باغ دفن کردید.

01:32:52.781 --> 01:32:54.782
‫خیلی بی فکر بودید که...

01:32:54.783 --> 01:32:58.286
‫خون پاشیده شده روی نرده ها رو پاک نکردید،
‫و لباس هایش رو نسوزاندید.

01:32:58.788 --> 01:33:01.288
‫قسم میخورم، تیندل اینجا رو زنده ترک کرد!

01:33:01.289 --> 01:33:04.293
‫با وجود خنده دار بودن این داستان،

01:33:04.294 --> 01:33:06.292
‫بهتره که اینو به قاضی بگویید.

01:33:06.294 --> 01:33:08.297
‫ببینید، فقط یک راه برای سردرآوردن از این ماجرا وجود داره.

01:33:08.298 --> 01:33:10.796
‫اگه شما فکر میکنید تیندل اون بیرون توی باغ دفن شده،
‫محض رضای خدا،

01:33:10.797 --> 01:33:13.801
‫چرا نمیرید و درش نمیارید!
‫- نیازی به پیدا کردن ایشان نیست.

01:33:13.803 --> 01:33:17.305
‫اگه آقای تیندل زیر اون برآمدگی تازه خاک نباشه،

01:33:17.306 --> 01:33:19.805
‫این صرفا نشون میده که در حالت وحشتتون،

01:33:20.307 --> 01:33:23.309
‫اول به این فکر افتادید که اونجا دفنش کنید
‫بعدش نظرتون رو عوض کردین و جایی دیگه دفنش کردید.

01:33:23.310 --> 01:33:26.812
‫- کجا؟
‫- مهم نیست آقا.

01:33:26.814 --> 01:33:28.812
‫پیداش میکنیم، دیر یا زود.

01:33:28.814 --> 01:33:31.816
‫و اگه پیدا نشه، اهمیت چندانی نداره.

01:33:31.817 --> 01:33:34.319
‫ما یادداشت شما که آقای تنیدل رو احظار کردید رو داریم،

01:33:34.821 --> 01:33:37.321
‫شلیک هایی که شنیده شدن،
‫سوراخ هایی که توسط گلوله ایجاد شدن،

01:33:37.322 --> 01:33:39.824
‫خون موجود روی نرده و فرش،

01:33:39.826 --> 01:33:43.828
‫لباس هایش در جالباسی شما بوده،
‫و ایشان ناپدید شده.

01:33:43.828 --> 01:33:46.330
‫دیگه جسد به چه دردی میخوره؟

01:33:48.834 --> 01:33:52.336
‫آقا دنبالم بیایید.

01:33:52.836 --> 01:33:54.837
‫وقت رفتنه.
‫- نه! باورم نمیشه...

01:33:54.838 --> 01:33:57.341
‫متاسفم، متاسفم آقا

01:33:57.842 --> 01:33:59.342
‫که باید اصرار کنم.

01:33:59.842 --> 01:34:01.344
‫یک ماشین پلیس در انتهای جاده هست.

01:34:01.844 --> 01:34:05.348
‫اهمیت نمیدم که چقدر ماشین پلیس باشه!
‫من هیچ جایی نمیرم!

01:34:19.362 --> 01:34:21.362
‫بذارید هیچ مشکلی ایجاد نکنیم آقا.

01:34:21.363 --> 01:34:24.865
‫خواهشا سخت ترش نکنید.
‫- داری به بازو هام صدمه میزنی!

01:34:24.867 --> 01:34:27.867
‫چاره دیگری برای من نذاشتید.
‫اگر فقط شما ساکت بشید.

01:34:27.868 --> 01:34:30.369
‫نمیتونم به وکیلم زنگ بزنم؟
‫این حق منه!

01:34:30.371 --> 01:34:32.373
‫میتونیم از اداره پلیس هم زنگ بزنیم.

01:34:32.873 --> 01:34:34.874
‫ما نمیخوایم بر خلاف قانون کاری کنیم.

01:34:37.378 --> 01:34:39.378
‫بیایید آقا، مایوس نشوید.

01:34:39.879 --> 01:34:42.382
‫شما بعد از زمان کوتاه هفت سال آزاد خواهید شد.

01:34:42.383 --> 01:34:44.381
‫هفت سال؟

01:34:44.383 --> 01:34:49.886
‫هفت سال برای پشیمان شدن از انجام بازی هایی
‫که غلط از آب در میان.

01:34:49.888 --> 01:34:54.391
‫از ضعف ناشی از احساسات من چشم پوشی کنید!
‫ولی اصلا غلط از آب در نیامد! کاملا درست بود!

01:34:54.393 --> 01:34:58.396
‫اینطور فکر میکنید آقا؟

01:34:58.397 --> 01:35:00.398
‫ما پلیس های واقعی هستیم آقا...

01:35:00.399 --> 01:35:03.900
‫و به اون اندازه که گاهی اوقات توسط نویسنده هایی
‫مثل شما توصیف میشویم

01:35:04.403 --> 01:35:06.400
‫احمق نیستیم.

01:35:06.402 --> 01:35:08.904
‫ممکنه که ما عینک تک چشمی...

01:35:09.408 --> 01:35:12.409
‫کلاه های کارآگاهی و گلخانه ها...

01:35:12.410 --> 01:35:14.411
‫یا کلاه های لبه دار نداشته باشیم،

01:35:14.911 --> 01:35:18.914
‫ولی به طور قابل قبولی برای همه آنها موثر هستیم.

01:35:18.916 --> 01:35:22.919
‫به نظر میرسه چیزهای زیادی درباره
‫داستان های پلیسی میدونید، بازرس!

01:35:22.920 --> 01:35:27.422
‫بله، زمانی چندتایی از آنها را خوانده ام.

01:35:27.424 --> 01:35:29.424
‫و در این سال های اخیر،

01:35:29.924 --> 01:35:33.926
‫به این باور رسیدم که داستان های پلیسی...

01:35:33.927 --> 01:35:36.429
‫یک سرگرمی عادی برای انسان های نابغه است.

01:35:36.431 --> 01:35:38.931
‫تو کی هستی؟

01:35:45.772 --> 01:35:49.275
‫کارآگاه بازرس داپلر، آقا.

01:35:52.778 --> 01:35:55.782
‫مثل "داپل" نوشته میشه،

01:35:56.783 --> 01:36:01.286
‫که مطمئنم میدونید،

01:36:01.287 --> 01:36:04.289
‫به معنی "دوبرابر" در...

01:36:04.291 --> 01:36:07.292
‫زبان آلمانی است.

01:36:07.293 --> 01:36:10.794
‫و برای کسانی که ذهنشان را...

01:36:10.795 --> 01:36:14.297
‫درگیر این چیزها کردند،

01:36:14.299 --> 01:36:16.799
‫معلومه که...

01:36:16.801 --> 01:36:18.802
‫یک عبارت به هم ریخته...

01:36:18.803 --> 01:36:21.805
‫از کلمه "پلادر" میباشد.

01:36:23.807 --> 01:36:26.310
‫پس...

01:36:26.810 --> 01:36:30.311
‫بازرس پلادر...

01:36:30.313 --> 01:36:34.816
‫میشه همون بازرس داپلر،

01:36:37.819 --> 01:36:40.823
‫اگه ببینید منظورم چیه...

01:36:45.827 --> 01:36:47.829
‫آقا.

01:36:52.333 --> 01:36:55.833
‫- مایلو.
‫- عینا!

01:36:55.835 --> 01:36:58.339
‫ای آشغال!

01:37:02.343 --> 01:37:03.842
‫خیلی ممنون.

01:37:04.343 --> 01:37:07.346
‫تمام این مدت داشتی،

01:37:07.348 --> 01:37:10.349
‫ادای قهرمان ها رو در میاوردی، مایلو عوضی!

01:37:10.350 --> 01:37:12.352
‫خیلی لطف داری.

01:37:20.860 --> 01:37:25.362
‫نمیگم که خوب بود.
‫واقعا زیبا بود.

01:37:25.364 --> 01:37:28.365
‫این خیلی... خیلی عالی بود.

01:37:28.366 --> 01:37:30.867
‫ضمنا، فراموش کردی لنز چشم چپت رو در بیاری.

01:37:35.872 --> 01:37:37.374
‫حالا اون میدونه که من بامزه ام.

01:37:37.874 --> 01:37:40.376
‫"مایلو میتونه یه نوشیدنی بنوشه؟"

01:37:40.876 --> 01:37:42.379
‫ببخشید، از خودت پذیرایی کن.

01:37:42.880 --> 01:37:45.881
‫اول باید خودمو بشورم،
‫پوشیده از گریم و چسب هستم.

01:37:46.383 --> 01:37:49.884
‫- البته، از آشپزخانه استفاده کن.
‫- نه من دستشویی اصلی رو ترجیح میدم.

01:38:00.896 --> 01:38:02.396
‫شما خیلی تندرست هستید، آقا.

01:38:02.896 --> 01:38:05.901
‫به سلامتی.

01:38:21.414 --> 01:38:24.415
‫باید بگم،

01:38:24.415 --> 01:38:27.918
‫باید بهت تبریک بگم، مایلو.

01:38:27.920 --> 01:38:29.918
‫درجه یک بود.

01:38:29.920 --> 01:38:33.422
‫مطمئنی که برای مدتی منو سرکار گرفته بودی.

01:38:33.424 --> 01:38:35.926
‫برای مدتی؟

01:38:38.929 --> 01:38:42.931
‫خب اگه بخوام تصدیق کنم، تمام مدت.

01:38:42.932 --> 01:38:45.936
‫ولی اواخر کمی مشکوک شده بودم، میدونی که؟

01:38:45.937 --> 01:38:48.939
‫فکر میکردم که داری یه خورده طولش میدی.

01:39:01.951 --> 01:39:04.952
‫نظرت درباره نمایش من چیه؟

01:39:04.953 --> 01:39:08.956
‫اضطراب یک مرد بیگناه،
‫که توسط شواهد اتفاقی به دام افتاده.

01:39:08.957 --> 01:39:13.960
‫- این یک نمایش نبود.
‫- البته که بود، باید متقاعد کننده به نظر میرسید.

01:39:13.961 --> 01:39:17.463
‫ظاهرا من موفق شدم.

01:39:17.465 --> 01:39:21.468
‫تو اصلا بلد نیستی ببازی، مگه نه اندرو؟

01:39:21.469 --> 01:39:24.470
‫همه اون مزخرفاتی که درباره...

01:39:24.471 --> 01:39:26.472
‫در مورد باختن آدمای اصیل تحویل داپلر دادی.

01:39:26.474 --> 01:39:28.474
‫ای خدا.

01:39:28.475 --> 01:39:30.976
‫چطور، من که بهت گفتم، کارت خوب بود.

01:39:30.977 --> 01:39:32.977
‫خیلی خوب بود.

01:39:33.480 --> 01:39:35.480
‫من عاشق بازرس داپلرتم.

01:39:35.481 --> 01:39:37.482
‫خوشحالم که این مسخره بازی ناقابل رو...

01:39:37.483 --> 01:39:39.983
‫اینطور برجسته مد نظر قرار میدید، آقا.

01:39:39.985 --> 01:39:41.986
‫گریم ات که خیلی خوب بود، درجه یک بود.

01:39:41.987 --> 01:39:43.989
‫خودت که اینکار رو نکرده بودی، درسته؟

01:39:43.990 --> 01:39:47.492
‫فراموش نکن که من یک آرایشگاه دارم.

01:39:47.494 --> 01:39:51.496
‫دوستانی در هنرهای مختلف دارم.

01:39:52.997 --> 01:39:54.997
‫فکر کنم که دیروز وقتی من سالزبری بودم...

01:39:55.500 --> 01:39:57.500
‫دزدکی وارد اینجا شدی.

01:39:57.501 --> 01:40:01.505
‫- بله.
‫- لباس هایت رو در کمد من انداختی...

01:40:01.506 --> 01:40:06.009
‫و فداکارانه خون خودت رو روی نرده ها پاشیدی، همم؟

01:40:06.509 --> 01:40:10.513
‫خون من نبود،
‫میدونم از شنیدنش راحت میشی.

01:40:10.515 --> 01:40:13.013
‫از کبد خوک گرفته بودمش.

01:40:13.014 --> 01:40:16.016
‫گمان کنم میتونستی برای این کار از هر نوع شرابی استفاده کنی.

01:40:16.017 --> 01:40:18.519
‫- اوه حالا اون نوشیدنی رو میخوام.
‫- البته.

01:40:18.521 --> 01:40:22.021
‫- فکر کنم، جین و تانیک.
‫- کاملا لایق اش هستی، رفیق عزیزم.

01:40:22.022 --> 01:40:24.026
‫دنبالم بیا.

01:40:26.026 --> 01:40:29.029
‫میدونی من هنوز برای بازی تو...

01:40:29.530 --> 01:40:31.030
‫بهت تبریک نگفتم.

01:40:31.533 --> 01:40:33.533
‫- اوه؟
‫- خیلی خوب بود.

01:40:33.534 --> 01:40:36.035
‫واقعا اینطوری فکر میکنی؟ خوبه.

01:40:36.035 --> 01:40:38.536
‫باید بگم که من خودم هم ازش راضی بودم.

01:40:38.538 --> 01:40:41.039
‫تو واقعا فکر میکردی که...

01:40:41.041 --> 01:40:43.541
‫آخرین لحظه زندگی ات فرا رسیده بود؟

01:40:43.542 --> 01:40:45.043
‫بله.

01:40:45.546 --> 01:40:47.544
‫تو که عصبانی نیستی، هستی؟

01:40:49.549 --> 01:40:52.049
‫عصبانی؟ متوجه نمیشم.

01:40:52.050 --> 01:40:54.051
‫این باز یکی از اون حرفات بود.

01:40:54.052 --> 01:40:58.555
‫ببین همونطور که وقتی نقش داپلر رو بازی میکردی،
‫برات توضیح دادم

01:40:59.056 --> 01:41:02.559
‫من باید اخلاقت رو امتحان میکردم
‫تا ببینم

01:41:02.560 --> 01:41:05.060
‫تو واقعا شخص همگرای من خواهی بود یا نه.

01:41:05.062 --> 01:41:07.564
‫یه شخص که به بازی کردن علاقه داره؟

01:41:08.064 --> 01:41:11.066
‫- دقیقا!
‫- و هستم؟

01:41:11.067 --> 01:41:13.569
‫دیگه سوال کردن نداره.

01:41:13.571 --> 01:41:16.573
‫مقایسه تجربه این آخر هفته با،

01:41:16.574 --> 01:41:19.574
‫هر لحظه دیگر زندگی ات مایلو جان فقط وقت تلف کردنه.

01:41:19.575 --> 01:41:21.578
‫و حالا اگر با خودت صادق باشی، باید اعتراف کنی...

01:41:21.579 --> 01:41:25.581
‫که تو با من
‫بیشتر از هر کس دیگه ای همراه با هیجان زندگی کردی

01:41:25.582 --> 01:41:29.081
‫حتی با مارگاریت.

01:41:29.083 --> 01:41:32.586
‫حالا ما میدونم بازی کردن چطوریه، تو و من،

01:41:34.088 --> 01:41:36.089
‫خیلی کمیابه،

01:41:36.090 --> 01:41:38.591
‫دو نفر که برای هم آفریده شده اند،

01:41:38.593 --> 01:41:41.094
‫حریفانی یکسان هستند، دارای جرات

01:41:41.595 --> 01:41:43.096
‫و استعداد هستند...

01:41:43.598 --> 01:41:48.099
‫تا با تخیلات زیرکانه زندگی را یک معمای آرام،

01:41:48.101 --> 01:41:51.102
‫و ابتکاراتی شاد بسازند؛

01:41:51.103 --> 01:41:54.606
‫تا کمبود هایشان...

01:41:55.106 --> 01:41:58.610
‫و ترس هایشان را با بازی کردن رو به رو کنند،

01:41:59.112 --> 01:42:02.615
‫فقط با بازی کردن.

01:42:04.617 --> 01:42:06.619
‫اون پسر بی کس و کار که جایگاه خودشو نمیدونه رو...

01:42:07.120 --> 01:42:10.120
‫فراموش کردی؟

01:42:10.121 --> 01:42:13.122
‫من و تو از دنیاهای متفاوتی هستیم، اندرو،

01:42:13.123 --> 01:42:15.126
‫در دنیای من، زمانی برای...

01:42:15.127 --> 01:42:19.129
‫تخیلات زیرکانه و ابتکارات شاد نبود.

01:42:19.631 --> 01:42:21.131
‫حتی یک توقف برای نوشیدن چای.

01:42:22.633 --> 01:42:26.135
‫تنها بازی که ما انجام دادیم، زنده موندن بود...

01:42:26.635 --> 01:42:28.638
‫یا اینکه به سمت مرگ بریم.

01:42:28.640 --> 01:42:31.641
‫اگه تو برنده نشدی، پس تمومش نکردی.

01:42:31.642 --> 01:42:33.643
‫بازنده همه چی رو میبازه.

01:42:37.145 --> 01:42:38.647
‫احتمالا نمیدونی این یعنی چی.

01:42:39.148 --> 01:42:42.151
‫چه بدونم یا نه،
‫این چیزایی که گفتی اصلا نظر من رو رد نمیکنه.

01:42:42.152 --> 01:42:46.154
‫به روشی که تو برای برگشتن به من
‫با بازی کردن نقش بازرس داپلر انتخاب کردی توجه کن.

01:42:47.156 --> 01:42:49.154
‫انتقام ساده.

01:42:49.156 --> 01:42:51.159
‫تلافی کردن به سبک یکسان.

01:42:53.159 --> 01:42:56.662
‫هر ایتالیایی احمقی دربارش میدونه.
‫- خب، آیا این افتخار راضی ات میکنه؟

01:42:56.664 --> 01:42:58.665
‫بی حسابی؟ یک به یک مساوی؟

01:42:58.666 --> 01:43:00.668
‫"افتخار"؟

01:43:02.669 --> 01:43:04.672
‫باز این یکی از اون حرفاته.

01:43:06.172 --> 01:43:08.675
‫من اینو میدونم...

01:43:08.676 --> 01:43:10.676
‫که تو منو از لخت هم...

01:43:11.176 --> 01:43:13.177
‫برهنه تر کردی.

01:43:13.177 --> 01:43:16.680
‫میدونم... که تو واقعا...

01:43:16.682 --> 01:43:19.184
‫منو تا حد مرگ ترسوندی.

01:43:20.686 --> 01:43:23.688
‫من بالای اون پله ها ایستاده بودم و به پایین نگاه میکردم...

01:43:24.189 --> 01:43:27.692
‫و میفهمیدم که دکمه آستین کتم،

01:43:28.192 --> 01:43:29.694
‫نرده،

01:43:30.194 --> 01:43:33.196
‫و ناخن انگشت چهارمم...

01:43:33.197 --> 01:43:37.699
‫قراره آخرین چیز هایی باشه که من در...

01:43:37.701 --> 01:43:40.203
‫عمرم میبینم.

01:43:40.205 --> 01:43:43.203
‫بعدش، صدای...

01:43:43.205 --> 01:43:46.707
‫مرگ... خودمو شنیدم.

01:43:46.708 --> 01:43:49.210
‫حالا، این تورو تغییر میده، اندرو،

01:43:49.212 --> 01:43:52.714
‫باور کن، من هنوز بابت اون برات دارم.

01:43:53.215 --> 01:43:55.715
‫میگذره، شوک بوده، رفیق عزیز.
‫بیا بذار برات-

01:43:55.717 --> 01:43:59.219
‫من یک بی حسابی نمیخوام!

01:43:59.220 --> 01:44:04.224
‫و به من از اون مزخرفات یک به یک مساوی
‫و باخت یک بار کافیه رو تحویل نده.

01:44:06.728 --> 01:44:08.726
‫پدرم هم باخت،

01:44:08.728 --> 01:44:12.231
‫و پدرش،
‫و پدرش،

01:44:12.233 --> 01:44:15.736
‫یه مشت بازنده، تا جایی که فکرشو بکنی!

01:44:17.236 --> 01:44:19.739
‫اما با من دیگه از این خبرا نیست!

01:44:19.741 --> 01:44:22.241
‫با من، تیندل ها شروع به برنده شدن میکنن!

01:44:24.243 --> 01:44:26.745
‫و دیگران شروع به باختن.

01:44:30.750 --> 01:44:32.752
‫برای مثال، تو.

01:44:34.253 --> 01:44:36.754
‫من؟ چی رو ببازم؟

01:44:37.255 --> 01:44:38.756
‫یک بازی جدید...

01:44:39.256 --> 01:44:42.760
‫بازی من، با قانون من، و به سبک من انجام میشه.

01:44:43.262 --> 01:44:46.263
‫و برای شروع، من یک نفر رو کشتم.

01:44:47.765 --> 01:44:50.264
‫- تو یک نفر رو کشتی.
‫- کسی رو به قتل رسوندم.

01:44:50.266 --> 01:44:53.269
‫مرتکب قتل شدم.
‫- شوخی میکنی.

01:44:54.772 --> 01:44:56.772
‫جدی ام.

01:44:56.773 --> 01:45:00.274
‫این یک بازی واقعیه و یک قتل واقعی.

01:45:00.275 --> 01:45:05.281
‫کاملا هیچ هدفی برای انجام بازی های ساختگی
‫وجود نداره، درسته؟

01:45:05.781 --> 01:45:09.786
‫- کاملا.
‫- ما از وانمود کردن میگذریم.

01:45:10.286 --> 01:45:13.788
‫میسپاریمش به بازیکن های تازه وارد
‫بازیکن های اصیلی مثل تو مثل تو.

01:45:13.790 --> 01:45:16.792
‫ببین مایلو بهتره که بذاریم یه وقت دیگه-

01:45:17.291 --> 01:45:21.293
‫- نمیشه صبر کرد!
‫- خیله خب، خیله خب.

01:45:21.293 --> 01:45:25.797
‫بازی تو رو انجام میدیم.
‫حالا، چه کسی رو کشتی؟

01:45:25.799 --> 01:45:29.300
‫چه کسی رو؟ چه کسی رو؟

01:45:29.302 --> 01:45:31.304
‫کسی که برای تو،

01:45:31.806 --> 01:45:35.809
‫اولین کسی است که بهش اهمیت میدی.

01:45:35.810 --> 01:45:40.311
‫ممکنه اون دوست دخترت تِآ باشه؟

01:45:40.312 --> 01:45:42.812
‫ممکنه.

01:45:42.814 --> 01:45:45.817
‫چرا؟
‫- اون مقتوله.

01:45:48.319 --> 01:45:50.321
‫تو تِآ رو کشتی؟

01:45:50.322 --> 01:45:52.322
‫او که چشم های لاجوردی اش...

01:45:52.825 --> 01:45:56.827
‫نمایان کننده آبگیرهای جنگل های رازآلود فنلانده.

01:45:56.828 --> 01:45:58.831
‫من چشم هایش را بستم.

01:46:00.830 --> 01:46:03.834
‫- تو - -
‫- بله من خفه اش کردم،

01:46:04.334 --> 01:46:06.836
‫درست اونجا روی اون قالیچه.

01:46:06.837 --> 01:46:10.839
‫خفه اش کردم.
‫و اینجا رو داشته باش،

01:46:10.840 --> 01:46:13.341
‫اول کردمش.

01:46:16.344 --> 01:46:19.345
‫تو تجاوز کردی و-

01:46:19.346 --> 01:46:21.349
‫نه، تجاوز نه.

01:46:21.351 --> 01:46:24.854
‫- اون خودش میل داشت.
‫- داری دروغ میگی!

01:46:26.855 --> 01:46:29.857
‫تو نمیتونی منو با یک بازی مثل این تحت تاثیر بذاری.

01:46:29.858 --> 01:46:32.357
‫مایلو، من صادقانه مهلت یک بازی بهتر رو بهت میدم.

01:46:32.359 --> 01:46:34.361
‫وقتی که من دیروز اینجا بودم...

01:46:34.362 --> 01:46:37.362
‫و در حال آماده کردن خون و لباس ها
‫برای اون قضیه داپلر بودم،

01:46:37.363 --> 01:46:40.365
‫تِآ اومد و سراغ تو رو میگرفت.

01:46:40.366 --> 01:46:43.868
‫و همونطور که این روزا میگی،
‫بهش کمی اظهار عشق کردم.

01:46:43.870 --> 01:46:49.373
‫و ما صورت به صورت تا
‫اون اموال قدیمی گرد و گنده ات با همدیگر رقصیدیم.

01:46:49.375 --> 01:46:51.877
‫منظورم اینه که، کی به جز تو میتونه اونا رو داشته باشه؟

01:46:51.879 --> 01:46:54.377
‫بگذریم، عملی شد.

01:46:54.378 --> 01:46:57.881
‫اون خارشش گرفت و من باید میخاروندمش، مگه نه؟

01:46:57.883 --> 01:47:00.384
‫و بعد از اون او خواب آلود شد،

01:47:00.385 --> 01:47:02.885
‫و این زمانی بود که انجامش دادم، رفیق.

01:47:02.887 --> 01:47:05.890
‫گردنش رو فشار دادم.

01:47:05.891 --> 01:47:08.389
‫او زیر اون برآمدگی خاک که داپلر ما...

01:47:08.391 --> 01:47:11.893
‫یک نگاهی بهش انداخت بود.
‫- بود؟ یعنی الان نیست؟

01:47:11.894 --> 01:47:14.395
‫- نه، جاشو تغییر دادم.
‫- کجا؟

01:47:14.397 --> 01:47:18.901
‫یک چاله پر از شن؟
‫کارخانه چسب متروک فومانچو؟

01:47:18.903 --> 01:47:20.901
‫مهم نیست کجا.

01:47:20.903 --> 01:47:23.403
‫پلیس به موقع پیداش میکنه
‫البته اگه تا الان پیداش نکرده باشه.

01:47:23.404 --> 01:47:25.906
‫- پلیس؟
‫- بله.

01:47:25.907 --> 01:47:27.910
‫من یک ساعت پیش بهشون تلفن کردم...

01:47:27.911 --> 01:47:30.912
‫و ازشون خواستم تا منو ساعت ۱۰ در اینجا ملاقات کنند.

01:47:30.913 --> 01:47:33.915
‫حدود ۱۵ دقیقه دیگه میرسند.

01:47:34.416 --> 01:47:36.918
‫مطمئنم همینطوره.

01:47:36.920 --> 01:47:42.423
‫با رهبری بازرس داپلر شجاع و دوست داشتنی.
‫- نچ.

01:47:42.425 --> 01:47:44.925
‫پلیس واقعی خواهد بود.

01:47:44.926 --> 01:47:47.426
‫اسمش بازرس گروهبان ترنت است.

01:47:47.428 --> 01:47:50.431
‫اگه میخوای چک کن.

01:47:50.931 --> 01:47:53.430
‫من خیلی چیزا درباره تو بهشون گفتم اندرو.

01:47:53.432 --> 01:47:56.935
‫گفتم که تو رو به عنوان مردی میشناسم
‫که توسط بازی های زیادی احاطه شدی

01:47:57.436 --> 01:47:59.438
‫و قتل رو به عنوان یک هنر زیبا میشناسی.

01:47:59.439 --> 01:48:03.441
‫گفتم که زندگی ات را با امید میگذرانی،
‫و اغلب درباره مرتکب شدن...

01:48:03.443 --> 01:48:07.445
‫یک قتل واقعی حرف میزدی،
‫و پنهان کردن جسد،

01:48:07.446 --> 01:48:10.949
‫و سرنخ هایی که تو رو به جنایت ربط میده
‫در خانه به جای گذاشتی،

01:48:11.450 --> 01:48:13.951
‫تا ذهن ساده و بیچاره پلیس رو متقاعد کنی...

01:48:13.953 --> 01:48:15.954
‫که هرگز نفهمه اون سرنخ ها برای چی بودند.

01:48:16.454 --> 01:48:20.457
‫خواهش میکنم، آقای اندرو وایک زمانی که
‫یک جنایت واقعی رو مرتکب شده است خوابش نمیبرد

01:48:20.958 --> 01:48:23.459
‫اما قراره همه شما پلیس ها رو به مسخره بگیره.

01:48:23.461 --> 01:48:26.963
‫برو بابا!
‫رو کن به اون گروهبان ساده بگو،

01:48:26.964 --> 01:48:29.465
‫که خودت را در میان خنده های تحقیرآمیز پیدا خواهی کرد.

01:48:29.967 --> 01:48:32.967
‫نه، اینطورا هم نیست.

01:48:32.968 --> 01:48:35.971
‫بهشون گفتم که اگه حرف منو باور نمیکنن،

01:48:35.973 --> 01:48:39.976
‫با نگاه کردن به کتاب هایت و گشتن لوازم خانه ات...

01:48:39.977 --> 01:48:42.979
‫حرف های منو درباره علایق ات تایید خواهد کرد.

01:48:47.483 --> 01:48:49.983
‫ادامه بده.

01:48:49.984 --> 01:48:53.487
‫بعلاوه بهشون گفتم که، دو روز پیش،

01:48:53.489 --> 01:48:58.491
‫دوست دختر تو با حالتی بسیار آشفته به خونه من آمده
‫گفته تو بهش شک کردی که...

01:48:58.492 --> 01:49:01.494
‫با مردان دیگر رابطه داشته
‫و او را تهدید به مرگ کردی.

01:49:01.495 --> 01:49:04.495
‫شرط میبندم که تمام اون حرفا رو باور کردن!

01:49:04.496 --> 01:49:06.999
‫در آخر، بله، باور کردن.

01:49:10.503 --> 01:49:13.003
‫پسر جان.

01:49:13.004 --> 01:49:15.507
‫من با وجود انکارهایت درکت میکنم،

01:49:15.509 --> 01:49:18.010
‫تو با روحیه بازی کردن ها افسون شدی...

01:49:18.510 --> 01:49:21.011
‫و همونطور که خودتم میبینی،
‫برای برنده شدن هرکاری میکنی.

01:49:21.013 --> 01:49:25.016
‫اما صادقانه تو دار تمام سعی ات رو میکنی...

01:49:25.017 --> 01:49:28.018
‫که به سرعت یک پسر بزرگ بشی.

01:49:36.527 --> 01:49:39.528
‫سلام، سلام جویس؟

01:49:39.529 --> 01:49:41.530
‫اندرو هستم.

01:49:41.531 --> 01:49:44.032
‫میتونم با تِآ صحبت کنم؟

01:49:47.038 --> 01:49:49.036
‫اون چی؟

01:49:51.407 --> 01:49:53.409
‫خفه شده

01:49:55.412 --> 01:49:58.413
‫کجا بوده؟

01:49:58.414 --> 01:50:00.415
‫چه زمانی بوده؟

01:50:00.416 --> 01:50:02.916
‫کجا پیدا شده؟

01:50:02.917 --> 01:50:04.918
‫چی؟

01:50:04.920 --> 01:50:07.421
‫آه، جویس

01:50:07.422 --> 01:50:09.423
‫من نمیفهمم

01:50:09.423 --> 01:50:11.425
‫سعی کن خودتو کنترل کنی

01:50:12.927 --> 01:50:15.428
‫چی؟

01:50:15.430 --> 01:50:17.931
‫پلیس...

01:50:17.932 --> 01:50:19.932
‫پرسید

01:50:20.933 --> 01:50:24.436
‫وای خدای... من.

01:50:29.442 --> 01:50:32.442
‫باید حرفم رو باور میکردی.

01:50:32.443 --> 01:50:34.943
‫حالا، ما میخوایم بازی کنیم.

01:50:34.945 --> 01:50:39.450
‫بعد از ۱۳ دقیقه،
‫مامورا میرسن.

01:50:39.452 --> 01:50:41.950
‫نبردی بین مغز عظیم تو...

01:50:41.951 --> 01:50:43.955
‫در برابر ذهن های کند آن ها خواهد بود.

01:50:44.457 --> 01:50:47.457
‫چهار سرنخ که...

01:50:47.458 --> 01:50:50.459
‫تو رو قاتل تِآ قلمداد میکنه...

01:50:50.460 --> 01:50:52.962
‫در این خانه هستند،

01:50:52.964 --> 01:50:56.966
‫بعلاوه، آخرین اهانت تو نسبت به پلیس

01:50:57.469 --> 01:50:58.968
‫وجود اسلحه استفاده شده در قتل است.

01:51:00.470 --> 01:51:01.972
‫حالا، آماده ای؟

01:51:04.972 --> 01:51:07.474
‫از یک قتل واقعی که نمیشه بازی ساخت.

01:51:07.476 --> 01:51:09.977
‫خواهیم دید.

01:51:10.480 --> 01:51:13.979
‫حالا، یادت باشه: چهار شئ

01:51:13.981 --> 01:51:16.483
‫که اگه پیداشون نکنی،
‫مطمئن باش که پلیس پیدا میکنه.

01:51:16.485 --> 01:51:19.488
‫و همشون در معرض دید هستند.

01:51:19.489 --> 01:51:21.987
‫و اولین شئ...

01:51:21.988 --> 01:51:24.491
‫یک دستبند کریستاله.

01:51:24.493 --> 01:51:26.992
‫- اون که نیست
‫- چرا.

01:51:27.495 --> 01:51:30.495
‫دستبندش رو از دستش در آوردم.
‫روی اون نام کسی ثبت شده بود که

01:51:30.496 --> 01:51:34.000
‫خیله خب، خیله خب!
‫میدونم چی روی اون ثبت شده

01:52:13.952 --> 01:52:15.453
‫- کمک میخوای؟
‫- آره، عوضی!

01:52:15.957 --> 01:52:18.456
‫چقدر زود.

01:52:18.457 --> 01:52:20.959
‫خب، لیست من کجاست؟

01:52:20.961 --> 01:52:23.962
‫- ای خدا.
‫- ایناهاش.

01:52:23.962 --> 01:52:29.465
‫برای هر مردی با یک چشم،
‫هر چه که در جلوی او قرار گیرد ممکن است ببیند.

01:52:29.467 --> 01:52:32.468
‫اما چشمی تیز و پاک مورد نیاز است،

01:52:32.469 --> 01:52:34.472
‫برای دیدن چیزی که دیده نمیشود.

01:52:34.473 --> 01:52:36.972
‫تو که گفتی همه چیز در معرض دیده!

01:52:36.974 --> 01:52:39.976
‫خب، مگه من زرنگ و حقه باز نیستم؟

01:52:39.977 --> 01:52:42.980
‫تو شانسی به من نمیدی، عوضی!

01:52:42.981 --> 01:52:45.479
‫حالا، فکر کن، فکر کن، فکر کن.

01:52:45.481 --> 01:52:48.985
‫در معرض دید است ولی دیده نمیشود.
‫و شامل حقه های بصری پیچیده است.

01:52:51.487 --> 01:52:55.490
‫دیدن چیزی که با یک چشم دیده نمیشود.

01:52:55.491 --> 01:52:57.492
‫ذره بین منه!

01:52:57.493 --> 01:53:01.496
‫فقط یک بخشی از اون قابل مشاهده است!
‫خودشه!

01:53:01.497 --> 01:53:03.998
‫وسیله سنتی کار شما، بازرس.

01:53:10.005 --> 01:53:12.003
‫چرا از خودت نمیپرسی...

01:53:12.005 --> 01:53:15.509
‫گارآگاهت "مریگه" در این مورد چطور جست و جو میکنه؟

01:53:16.010 --> 01:53:19.013
‫مریدیو! سینت جان لرد مریدیو!

01:53:19.014 --> 01:53:21.012
‫آروم باش، آروم باش.

01:53:21.014 --> 01:53:23.016
‫خب حالا فکر کن.
‫مشکل کریستال چیه؟

01:53:23.017 --> 01:53:27.518
‫جامد، درخشان، شفاف.

01:53:27.520 --> 01:53:31.022
‫دنبالش بگرد، اما نمیتونی ببینیش.

01:53:31.023 --> 01:53:33.024
‫خودشه!

01:53:33.025 --> 01:53:36.526
‫تنها راهی که چیزهای شفاف را پنهان کنی...

01:53:36.528 --> 01:53:40.030
‫ونامرئی آن را در معرض دید بذاری...

01:53:40.032 --> 01:53:44.035
‫قرار دادنشون در چیز های شفاف دیگر است، مثل، مثل

01:53:53.543 --> 01:53:56.045
‫شفاف مثل کریستال.

01:53:56.047 --> 01:53:59.049
‫اما لازم نیست که نابودش کنم، درسته؟

01:53:59.050 --> 01:54:02.051
‫اون میتونست اتفاقی اینو جای گذاشته باشه اینجا.
‫درسته.

01:54:02.052 --> 01:54:04.053
‫- بگو، بعدی چیه؟
‫- آه.

01:54:04.054 --> 01:54:07.055
‫شئ بعدی خیلی بیشتر مورد اتهام قرارت میده.

01:54:07.056 --> 01:54:09.057
‫این یک چیستان کوچک که...

01:54:09.058 --> 01:54:11.558
‫مطمنم یکی از اون دایه هایت باید بهت گفته باشند.

01:54:11.560 --> 01:54:14.562
‫ما دو برادر هستیم، بار زیادی رو حمل میکنیم

01:54:14.562 --> 01:54:17.066
‫و به سختی فشرده میشویم.

01:54:17.566 --> 01:54:20.066
‫حقیقتش ما در روز پر هستیم

01:54:20.068 --> 01:54:22.070
‫و وقتی که استراحت میکینم خالی.

01:54:22.071 --> 01:54:24.071
‫میدونم!
‫میدونم.

01:54:24.570 --> 01:54:27.072
‫فقط یه لحظه.
‫"در روز پر هستیم وقتی استراحت میکنیم خالی"

01:54:27.074 --> 01:54:29.075
‫میدونم! یه جفت کفشه!

01:54:29.076 --> 01:54:32.577
‫در اینجا یک لنگه کفش مشکی زنانه با سایز شش.

01:54:35.083 --> 01:54:37.581
‫اون یکی لنگه متاسفانه باید یگم که روی پای تِآ است.

01:54:37.582 --> 01:54:40.586
‫خدایا! تِآی بیچاره.

01:54:44.590 --> 01:54:48.092
‫تِآی بیچاره، ها؟ این بهتره.

01:54:48.094 --> 01:54:50.593
‫میدونستی بعد از شنیدن خبر مرگش این اولین...

01:54:50.594 --> 01:54:53.598
‫نشان تاسفی است که از خودت نشان دادی؟

01:54:53.599 --> 01:54:58.101
‫تو که اینجا نمیذاریش،
‫طبقه بالا هم که فقط کفش های مارگاریت هست.

01:54:58.103 --> 01:55:02.106
‫خیلی واضحه.
‫چنین اندوهی تاثیر برانگیزه.

01:55:02.107 --> 01:55:05.607
‫تو واقعا نمک زمین هستی، اینو میدونستی، اندرو؟

01:55:05.608 --> 01:55:08.609
‫در ضمن، این یک راهنمایی بود،
‫اگه علاقه ای داری.

01:55:08.611 --> 01:55:11.614
‫نمک زمین؟
‫زمین؟ دفن شده!

01:55:11.615 --> 01:55:14.616
‫نه بهتر از اون.
‫نمک، نمک،

01:55:14.617 --> 01:55:17.618
‫نمک و فلفل.
‫شوره، آب نمک.

01:55:17.619 --> 01:55:21.123
‫نمک زیرزمین، توی زیرزمین‌ـه!

01:55:55.571 --> 01:55:58.075
‫واقعا به تکاپو افتادی، مگه نه، اندرو؟

01:56:00.075 --> 01:56:02.077
‫حتی با وجود اینکه میدونی انجام این بازی...

01:56:02.078 --> 01:56:04.577
‫برای حفظ جان خودته،

01:56:04.578 --> 01:56:06.581
‫تو عملا داری از پسش بر میای.

01:56:08.083 --> 01:56:11.086
‫کفش، کفش! حالا من از خودم میپرسم،

01:56:11.087 --> 01:56:14.587
‫اگه من یک کفش مشکی بودم، کجا قایم میشدم؟

01:56:14.588 --> 01:56:17.590
‫اگر به اندازه کلاهت سیاه بودم

01:56:17.592 --> 01:56:21.094
‫اگر به اندازه آس پیک سیاه بودم

01:56:21.095 --> 01:56:23.596
‫اگر به اندازه... سیاه بودم
‫- زغال سنگ!

01:56:26.100 --> 01:56:28.102
‫خودشه!
‫عوضی!

01:56:39.111 --> 01:56:41.113
‫حرامزاده کثیف!

01:56:45.115 --> 01:56:47.618
‫داری گرمتر و... سیاه تر میشی.

01:56:48.619 --> 01:56:51.122
‫باید یک تجربه کاملا جدید برات باشه.

01:56:51.623 --> 01:56:54.623
‫فکر نکنم سیاهان نقش چندانی
‫در کتاب های تو داشته باشند، درسته؟

01:56:54.623 --> 01:56:58.126
‫به جز اون سیاه پوست با چشم عجیب چرخان...

01:56:58.127 --> 01:57:03.131
‫که نقشش رو در کنار سیاه سبزه ها و چرب پوستان

01:57:03.132 --> 01:57:05.135
‫و کسانی که در همین رده هستن بازی میکنه.

01:57:20.816 --> 01:57:22.817
‫ببخشید که اینقدر کثیفه.

01:57:22.818 --> 01:57:26.821
‫فقط خاکه...
‫از قبر اول تِآ در باغ تو.

01:57:34.328 --> 01:57:37.328
‫بدک نیست، فکر کنم دارم به موقع کارها رو انجام میدم.
‫- فکر نکنم.

01:57:37.329 --> 01:57:41.333
‫خب، بعدی چیه؟

01:57:41.334 --> 01:57:44.836
‫چی اینقدر خنده داره؟

01:57:44.838 --> 01:57:46.839
‫به چی داری میخندی؟

01:57:49.341 --> 01:57:52.843
‫- مطمئنی حالت خوبه؟
‫- بله، من خوبم، جک.

01:57:52.845 --> 01:57:55.846
‫جک؟
‫ای ساده لوح بی فکر!

01:57:55.847 --> 01:57:57.849
‫در تمام مدت داشتی منو راهنمایی میکردی!

01:57:57.850 --> 01:58:00.348
‫جک تار عیاش‌ـه!
‫روی ملوان‌ـه!

01:58:00.350 --> 01:58:03.852
‫درسته!
‫جاش همونجاست.

01:58:03.854 --> 01:58:06.356
‫اما ایندفعه،

01:58:06.357 --> 01:58:09.858
‫بهت نمیگم... که اون شئ چیه.

01:58:09.860 --> 01:58:11.862
‫خیله خب!

01:58:58.904 --> 01:59:01.404
‫به نظر میرسه که ازت ناامید شده.

01:59:01.406 --> 01:59:03.909
‫اما این مسئله خنده داری نیست.

01:59:04.410 --> 01:59:05.910
‫یا شایدم هست؟

01:59:08.915 --> 01:59:11.414
‫یه بار دیگه بزن.

01:59:14.919 --> 01:59:17.922
‫ای خدا، این که هیچوقت چشمک نمیزد!

01:59:33.935 --> 01:59:37.437
‫فکر کنم یکی از مژه های چشمان تِآ بیچاره باشه.

01:59:37.439 --> 01:59:40.443
‫دیگه لازمش نمیشه، جفت چشماش بسته است.

01:59:42.945 --> 01:59:44.947
‫چقدر دیگه وقت داریم؟

01:59:44.948 --> 01:59:48.950
‫اگه بخوام زیادش کنم باید بگم پنج دقیقه.

01:59:48.951 --> 01:59:51.450
‫فقط یک چیز دیگه باقی مونده،
‫فکر کنم... اسلحه قتل.

01:59:51.953 --> 01:59:54.954
‫تو اونجا خفه اش کردی، با چی؟
‫طناب؟ کمربند؟

01:59:54.955 --> 01:59:58.458
‫شال گردن؟
‫- اون رو شدیدن دور گردنش پیچیدم.

01:59:59.959 --> 02:00:01.959
‫که باید با زحمت بازش میکردم.

02:00:01.960 --> 02:00:05.964
‫تاوانش رو پس میدی، بهت قول میدم
‫کثافت، احمق عوضی!

02:00:05.966 --> 02:00:08.967
‫فکر کنم درست نشنیدم چی گفتی.

02:00:12.972 --> 02:00:15.974
‫مطمئنا به کمک بیشتری نیاز داری.

02:00:15.975 --> 02:00:19.475
‫متنفرم که مجبورم بهت راهنمایی های...

02:00:19.477 --> 02:00:21.979
‫سخت و پیچیده ایتالیایی بدم
‫که پر از معنی های دو گانه است.

02:00:21.980 --> 02:00:23.982
‫خیله خب.
‫خیله خب!

02:00:25.984 --> 02:00:28.987
‫از آنجاییکه چندین ایتالیایی این را بیان کرده اند،

02:00:28.987 --> 02:00:31.486
‫.non e oro tutto che scintilla

02:00:31.487 --> 02:00:33.990
‫راهنماییت این بود؟

02:00:33.992 --> 02:00:36.490
‫پس یه بار دیگه بگو.

02:00:36.492 --> 02:00:38.496
‫.Non e oro tutto che scintilla

02:00:38.995 --> 02:00:40.494
‫نه، یه بار دیگه خواهشا.

02:00:40.997 --> 02:00:46.501
‫.Non e oro tutto che scintilla

02:00:49.004 --> 02:00:51.006
‫?Que hora
‫ساعت چنده؟

02:00:51.506 --> 02:00:53.507
‫نه، آه

02:00:53.509 --> 02:00:56.012
‫.Oro. Oro

02:00:56.512 --> 02:00:58.011
‫طلا! طلا!

02:00:58.011 --> 02:01:01.015
‫.Oro tutto
‫همه طلاها.

02:01:01.016 --> 02:01:05.518
‫.Uh، scintilla. Scintilla
‫زرق و برق.

02:01:05.520 --> 02:01:08.020
‫طلای پر زرق و برق

02:01:08.022 --> 02:01:10.025
‫درخشان

02:01:10.524 --> 02:01:12.522
‫هر چه که میدرخشد طلا نیست!

02:01:12.524 --> 02:01:14.527
‫همیشه یک نفر توی انگلستان پیدا میشه.

02:01:14.529 --> 02:01:17.530
‫تو اون رو با یک چیز طلایی و درخشان خفه کردی.

02:01:20.533 --> 02:01:24.035
‫چی، اون چیه؟
‫راهنمایی موزیکال، درسته.

02:01:24.037 --> 02:01:26.538
‫نشان طلایی،
‫با متر طلایی،

02:01:27.040 --> 02:01:28.540
‫طلایی.. سیم طلایی،

02:01:29.040 --> 02:01:31.541
‫یک سیمه!
‫تو اون رو با یک سیم طلایی خفه کردی!

02:01:31.542 --> 02:01:37.047
‫، مثل هر کسی که اینکارو میکنه!
‫تو اون رو پشت طناب زنگ پنهان کردی،
‫نه لعنتی، نکردی.

02:01:42.052 --> 02:01:44.552
‫هر چه که اتفاق بیافتد!
‫در زمان قدیم

02:01:44.554 --> 02:01:47.056
‫در زمان قدیم تلائلویی از جوراب

02:01:47.556 --> 02:01:50.059
‫چیز وحشتناکی به نظر میومد.
‫جوراب!

02:01:50.061 --> 02:01:52.059
‫جوراب رو کجا میتونستی بذاری؟

02:01:52.061 --> 02:01:54.064
‫روی پایه ها.

02:01:54.065 --> 02:01:56.063
‫پایه ها... پایه های طلایی!

02:01:58.066 --> 02:02:01.068
‫توی این خونه مسخره که پایه طلایی پیدا نمیشه.

02:02:01.069 --> 02:02:04.071
‫توی این اتاقه؟

02:02:04.073 --> 02:02:06.573
‫نمیفهمم چی میگی.

02:02:06.574 --> 02:02:09.576
‫اوه!

02:02:09.577 --> 02:02:11.579
‫عوضی!

02:02:14.081 --> 02:02:17.584
‫در زمان قدیم تلائلویی از جوراب

02:02:17.586 --> 02:02:20.086
‫ چیز وحشتناکی به نظر میومد

02:02:20.087 --> 02:02:22.088
‫حالا، خدا میدونه

02:02:22.089 --> 02:02:24.589
‫هر چه که اتفاق بیافتد

02:02:24.591 --> 02:02:27.592
‫دنیا امروز دیوانه شده

02:02:27.593 --> 02:02:30.597
‫و خوب -

02:02:40.105 --> 02:02:42.107
‫فکر کنم صدایی داره میاد.

02:02:50.613 --> 02:02:53.616
‫اندرو؟ اندرو!

02:02:53.617 --> 02:02:57.621
‫- چیه؟
‫- رسیدن، پلیس ها رسیدن.

02:03:01.125 --> 02:03:04.126
‫به نظر میرسه موفق نشدی.
‫دارن با ماشین میان.

02:03:04.128 --> 02:03:07.129
‫- بیرون نگهشون دار!
‫- پلیس رو بیرون نگه دارم؟

02:03:07.130 --> 02:03:12.133
‫این کار شدنی نیست، دوست قدیمی،
‫اما بازم، سعی ام رو میکنم.

02:03:12.134 --> 02:03:15.137
‫فقط یک دقیقه دیگه!

02:03:15.138 --> 02:03:18.140
‫سرشون رو گرم کن!
‫خـواهـش مـیـکـنـم!

02:03:18.640 --> 02:03:20.141
‫یادت باشه:

02:03:20.642 --> 02:03:22.143
‫در زمان قدیم

02:03:22.644 --> 02:03:26.646
‫تلائلویی از جوراب.

02:03:28.150 --> 02:03:30.148
‫آقای تیندل.

02:03:30.150 --> 02:03:32.652
‫- زمان قدیم.
‫- انتظار نداشتیم شما رو اینجا ببینم، آقا.

02:03:32.653 --> 02:03:34.653
‫- شب بخیر گروهبان ترنت.
‫- یک تلائلو

02:03:35.154 --> 02:03:37.157
‫در زمان قدیم.

02:03:37.158 --> 02:03:39.656
‫قبل از تنگ چی؟ نایلون.

02:03:39.658 --> 02:03:41.662
‫قبل از نایلون چی؟

02:03:42.161 --> 02:03:44.161
‫ابریشم.

02:03:44.162 --> 02:03:48.166
‫پس چی میتونه باشه؟
‫چی میتونه باشه؟

02:03:55.675 --> 02:03:57.174
‫ساعت.

02:04:01.178 --> 02:04:06.181
‫ساعت ها ساقه داشتن...

02:04:06.183 --> 02:04:08.187
‫در زمان قدیم.

02:04:18.194 --> 02:04:20.196
‫یک تلائلو.

02:04:23.199 --> 02:04:26.202
‫یک لحظه میبینیش، یک لحظه نه.

02:05:30.927 --> 02:05:33.428
‫چرا یه سری بهش نزنیم؟

02:05:46.942 --> 02:05:48.943
‫بذارین بهش بگم که شما اینجایید.

02:05:53.949 --> 02:05:55.947
‫- اندرو.
‫- همم؟

02:05:55.949 --> 02:05:59.451
‫امکانش هست که من کارآگاه گروهبان ترنت
‫و پاسبان هیگز رو بهت معرفی کنم؟

02:05:59.453 --> 02:06:03.955
‫اوه، بله، البته!

02:06:03.957 --> 02:06:07.460
‫بیایید داخل آقایون.
‫بیایید. بفرمایید.

02:06:07.461 --> 02:06:10.462
‫من

02:06:14.466 --> 02:06:16.968
‫یا بهتره بگم،

02:06:16.969 --> 02:06:21.973
‫بازرس پلادر و پاسبان خوش قیافه.

02:06:25.978 --> 02:06:30.480
‫ممنون، گروهبان،
‫دیگه نیازی به شما نیست.

02:06:30.482 --> 02:06:34.486
‫اشکالی نداره، آقا.
‫بهتره که امن باشی تا متاسف،
‫این چیزیه که من همیشه میگم.

02:06:35.986 --> 02:06:38.989
‫شب بخیر، گروهبان.
‫شب بخیر، آقا.

02:06:40.491 --> 02:06:43.993
‫شب بخیر، پاسبان.

02:06:43.995 --> 02:06:45.995
‫شب بخیر، آقا.

02:07:06.514 --> 02:07:10.517
‫اول از همه فکر کنم میخوای درباره تِآ بدونی.

02:07:10.519 --> 02:07:15.021
‫اون زمانی که داشتم نقشه های داپلر رو میچیدم زنگ زد،

02:07:15.022 --> 02:07:18.022
‫و من بهش درباره اون حقه ای که
‫روی من با اسلحه پیاده کردی گفتم.

02:07:18.023 --> 02:07:20.025
‫غافلگیر نشد.

02:07:20.026 --> 02:07:23.026
‫اون بازی هایی که تو انجام میدی رو میدونه

02:07:23.028 --> 02:07:26.531
‫لذتی که از تحقیر کردن آدمای دیگه میبری.

02:07:28.534 --> 02:07:30.534
‫من براش توضیح دادم...

02:07:30.535 --> 02:07:33.537
‫که میخوام باهات یه بازی انجام بدم و باهات بی حساب بشم،

02:07:33.539 --> 02:07:36.542
‫و ازش خواستم که یک جوراب، یک لنگه کفش،

02:07:36.543 --> 02:07:41.043
‫یک مژه مصنوعی و اون دستبندی که...

02:07:41.044 --> 02:07:43.046
‫تو براش خریده بودی رو بهم قرض بده.

02:07:43.548 --> 02:07:46.549
‫و اون از اینکه کمک میکرد خوشحال بود،

02:07:46.550 --> 02:07:48.551
‫و همینطور، هم اتاقی اش جویس.

02:07:53.556 --> 02:07:56.058
‫میخوای که به تِآ تلفن بزنی؟

02:07:57.560 --> 02:07:59.563
‫حالا دیگه باهات صحبت میکنه.

02:08:03.567 --> 02:08:07.067
‫اما تو چیزی نداری که بخوای بهش بگی، درسته؟

02:08:09.072 --> 02:08:11.572
‫اون واقعا معشوقه تو نیست، هست؟

02:08:14.576 --> 02:08:16.578
‫اون بهم گفت...

02:08:16.579 --> 02:08:19.078
‫که یک سالی میشه که شما دوتا با هم...

02:08:19.079 --> 02:08:21.080
‫رابطه جنسی نداشتید.

02:08:22.084 --> 02:08:24.085
‫بعلاوه بهم گفت...

02:08:24.584 --> 02:08:28.586
‫که تو کاملا ناتوانی.

02:08:28.587 --> 02:08:30.591
‫و درواقع، به هیچ وجه،

02:08:31.091 --> 02:08:33.092
‫گزینه ای برای انتخاب کنندگان المپیک بعدی نیستی.

02:08:34.595 --> 02:08:36.596
‫بهت اخطار داده بودم اندرو.

02:08:38.597 --> 02:08:40.600
‫من برای سرگرمی بازی نمیکنم!

02:08:42.600 --> 02:08:44.603
‫مخصوصا...

02:08:45.104 --> 02:08:47.104
‫بازی های تحقیرآمیز.

02:08:49.607 --> 02:08:52.108
‫من خیلی چیزا درباره اون میدونم.

02:09:00.617 --> 02:09:02.620
‫داری کجا میری؟

02:09:04.121 --> 02:09:05.623
‫دارم میرم پالتوی خز مارگاریت رو بردارم.

02:09:07.624 --> 02:09:09.624
‫اون دیگه بر نمیگرده؟

02:09:09.625 --> 02:09:11.627
‫نه.

02:09:19.636 --> 02:09:22.135
‫من همونطور که میخواستم...

02:09:22.136 --> 02:09:24.138
‫زندگی کردم.

02:09:24.140 --> 02:09:27.641
‫میدونی من داشتم درباره اون نوشته هات
‫که گفتی فکر میکردم.

02:09:28.142 --> 02:09:30.144
‫و از نظر من...

02:09:30.645 --> 02:09:34.146
‫داستان های پلیسی تو
‫یک سرگرمی عادی برای انسان های...

02:09:34.148 --> 02:09:36.648
‫مغرور، تاریخ گذشته،

02:09:36.650 --> 02:09:39.653
‫بیزار از زندگی و بی کفایته.

02:09:40.653 --> 02:09:42.656
‫حالا میرم اون کت خز رو میگیرم.

02:09:59.673 --> 02:10:02.671
‫خواهی دید.

02:10:02.673 --> 02:10:04.677
‫خواهی دید.

02:10:07.677 --> 02:10:09.180
‫بازرس،

02:10:10.681 --> 02:10:13.684
‫من داشتم در کتابخانه ام کار میکردم...

02:10:13.686 --> 02:10:15.686
‫که صدایی رو شنیدم.

02:10:17.689 --> 02:10:22.191
‫هفت تیرم رو برداشتم...

02:10:22.193 --> 02:10:24.692
‫و به اینجا آمدم...

02:10:24.693 --> 02:10:26.697
‫تا ببینم چه خبره.

02:10:28.197 --> 02:10:31.200
‫و اینجا بود که مرد جوانی...

02:10:31.201 --> 02:10:34.199
‫از پله ها پایین اومد...

02:10:34.201 --> 02:10:38.705
‫و کت خز همسرم در دستش بود.

02:10:39.206 --> 02:10:41.708
‫فریاد زدم که بایستد،

02:10:41.710 --> 02:10:44.712
‫اما توجهی نمیکرد،

02:10:44.713 --> 02:10:48.212
‫و دیوید به سمت در،

02:10:48.214 --> 02:10:51.217
‫تا بتونه فرار کنه.

02:10:51.218 --> 02:10:55.221
‫طبعا، من شلیک کردم.

02:10:56.222 --> 02:10:59.224
‫من پایین رو هدفگیری کردم.

02:10:59.225 --> 02:11:01.727
‫حرفم رو باور کنید، بازرس.

02:11:01.729 --> 02:11:05.230
‫وحشتناک ترین چیز اتفاق افتاد.

02:11:06.649 --> 02:11:09.150
‫زدم کشتمش.

02:11:13.150 --> 02:11:20.821
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

02:11:13.654 --> 02:11:15.655
‫اشکالی نداره، آقا.

02:11:15.656 --> 02:11:17.657
‫خودتون رو بی جهت ناراحت نکنید.

02:11:18.160 --> 02:11:20.661
‫چنین چیزی ممکن بود برای هرکسی اتفاق بیافتد.

02:11:35.674 --> 02:11:37.677
‫نمیتونم بذارم بری.

02:11:39.179 --> 02:11:42.180
‫منظورت چیه؟

02:11:42.181 --> 02:11:45.683
‫بری که... به همه بگی،

02:11:45.685 --> 02:11:47.685
‫امکانپذیر نیست.

02:11:47.686 --> 02:11:51.689
‫کی... به چه کسی میخوام بگم؟

02:11:52.191 --> 02:11:53.690
‫کی دوست داره بدونه؟

02:11:54.193 --> 02:11:58.693
‫یک نفر هم زیاده، حتی مارگاریت.
‫مخصوصا مارگاریت.

02:11:58.219 --> 02:12:05.890
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

02:11:58.694 --> 02:12:01.112
‫میخوای چیکار کنی اندرو؟

02:12:01.113 --> 02:12:04.616
‫بهم شلیک کنی؟
‫دوباری اون بازی دزدی رو انجام بدی؟

02:12:04.618 --> 02:12:07.620
‫- درسته.
‫- دیگه عملی نمیشه.

02:12:05.914 --> 02:12:13.585
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.

02:12:07.620 --> 02:12:11.623
‫نه، چرا نه، شک دارم؟

02:12:11.625 --> 02:12:15.629
‫بخاطر آنچه که
‫من جمعه شب اینجا رو ترک کردم واقعا اتفاق افتاد.

02:12:16.129 --> 02:12:20.131
‫اوه، واقعا چه اتفاقی افتاد؟

02:12:20.132 --> 02:12:22.631
‫من با سرافکندی رفتم خانه...

02:12:22.633 --> 02:12:27.637
‫گیج، کثیف و تحقیر شده.

02:12:27.638 --> 02:12:30.140
‫و تمام شب رو بیدار ماندم.

02:12:32.142 --> 02:12:37.145
‫و صبحش، به اداره پلیس رفتم...

02:12:37.146 --> 02:12:40.148
‫و بهشون گفتم که چه بلایی سرم آوردی.

02:12:40.149 --> 02:12:42.151
‫و یکی از آنها کارآگاه گروهبان ترنت

02:12:42.153 --> 02:12:45.653
‫آه، بله، اون واقعیه.

02:12:45.654 --> 02:12:50.156
‫منو به یک اتاق برد و یه گپ طولانی زدیم،

02:12:50.158 --> 02:12:52.660
‫اما توجه چندانی به حرف هایی که میزدم...

02:12:52.662 --> 02:12:55.162
‫نمیکرد.

02:12:56.165 --> 02:12:59.165
‫و پیش خودم گفتم،

02:12:59.166 --> 02:13:01.168
‫اون کاری در این باره انجام نمیده.

02:13:01.169 --> 02:13:04.170
‫نه، چرا نه؟

02:13:06.174 --> 02:13:09.176
‫تو هم همونطور که من جوابش رو میدونم میدونی.

02:13:09.177 --> 02:13:13.178
‫در نگاه اون من فقط یک رایت هستم که...

02:13:13.179 --> 02:13:16.181
‫شایستگی های مردی که لیاقت آن ها را دارد را میگیرم.

02:13:16.182 --> 02:13:19.684
‫بنابراین ممکنه پلیس همونطور که من گفتم،
‫سری به اینجا بزنه

02:13:19.686 --> 02:13:24.188
‫ولی حتی اگر هم نیایند،
‫هرگز اون داستان دزدی تو رو باور نمیکنند.

02:13:24.190 --> 02:13:27.193
‫دیگه نه.

02:13:27.194 --> 02:13:30.194
‫و همونطور که میبینی، تو باختی.

02:13:32.198 --> 02:13:36.201
‫دیگه نمیتونی منو گول بزنی مایلو.

02:13:36.202 --> 02:13:38.701
‫من حتی یکی از حرفات رو هم باور نکردم.

02:13:38.703 --> 02:13:41.206
‫حقیقته.

02:13:43.208 --> 02:13:46.711
‫- دروغگو.
‫- اگه حرفم رو باور نمیکنی، زنگ بزن گروهبان ترنت.

02:13:48.713 --> 02:13:51.213
‫تو به اینجا میایی و قصدت رو اعلام میکنی...

02:13:51.715 --> 02:13:54.216
‫که همسرم رو از من بدزدی،

02:13:54.218 --> 02:13:56.718
‫تو در کارای مردانه من دخالت میکنی،

02:13:57.722 --> 02:14:03.725
‫من رو یک انسان بی کفایت خطاب میکنی،

02:14:03.726 --> 02:14:08.229
‫و ابداع تمام زندگی ام رو به مسخره میگیری،

02:14:08.231 --> 02:14:11.734
‫سینت جان لرد مریدیو.

02:14:16.238 --> 02:14:18.238
‫خب...

02:14:18.239 --> 02:14:20.239
‫این دفعه همه گلوله ها واقعی اند.

02:14:24.244 --> 02:14:25.746
‫بازی تموم شد، اندرو.

02:14:28.247 --> 02:14:31.751
‫من میرم خونه.

02:14:45.763 --> 02:14:49.767
‫میبینی، مایلو...

02:14:49.768 --> 02:14:52.769
‫من واقعا بازیکن خوبی نیستم.

02:14:52.770 --> 02:14:55.270
‫منظورم اینه که،

02:14:55.775 --> 02:14:59.776
‫هیچوقت یک حقه رو سه بار روی یک نفر اجرا نکن.

02:16:22.853 --> 02:16:25.856
‫اندرو...

02:16:27.357 --> 02:16:30.359
‫یادت نره:

02:16:30.360 --> 02:16:32.861
‫مطمئن باش و بهشون بگو...

02:16:34.863 --> 02:16:38.365
‫که این فقط... یک بازی مسخره بود.