﻿WEBVTT

00:00:00.800 --> 00:00:03.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:03.366 --> 00:00:07.078
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:00:13.948 --> 00:00:17.724
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:22.482 --> 00:01:24.359
زوزه تقديم به کارل سالومون

00:01:27.454 --> 00:01:30.622
بهترين اذهان نسل خود را ديدم

00:01:30.623 --> 00:01:33.000
که مغلوب ديوانگي شدند

00:01:33.193 --> 00:01:37.004
درحاليکه برهنه و هيستريک گرسنگي مي کشيدند

00:01:37.363 --> 00:01:40.499
سحرگاهان خود را به کوچه هاي
 کاکاسياه ها مي کشاندند

00:01:40.500 --> 00:01:42.877
درجستجوي مواد مخدري خشمناک

00:01:43.870 --> 00:01:45.904
نوپرستان فرشته صورت

00:01:45.905 --> 00:01:49.274
مشتاق سير ملکوتي باستاني با
دينام ستاره اي

00:01:49.275 --> 00:01:51.425
ماشين شامگاه

00:01:51.544 --> 00:01:54.046
آنها که بي پول و ژنده پوش

00:01:54.047 --> 00:01:56.048
با چشماي گشاد شده و نشئه

00:01:56.049 --> 00:02:00.919
دود و دمشون رو توي  تاريکي آپارتمانهاي
بدون آبگرمکنشون راه مي اندازن

00:02:00.920 --> 00:02:05.368
و بالاي شهر هاي پر از جاز
آويزون ميشن

00:04:08.414 --> 00:04:11.656
خيلي وقتا موقع نوشتن
احساس مي کنم کنترل دست منه

00:04:11.851 --> 00:04:15.628
اونم وقتي درست وسط
گريه هايي صادقانه هستم

00:04:16.022 --> 00:04:18.657
ساير اوقات... بيشتر اوقات اينطور نيست

00:04:18.658 --> 00:04:22.394
مي دونيد... فقط وقت گذراني مي کنم

00:04:22.395 --> 00:04:25.097
چوب مي تراشم... مي دونيد؟
سعي مي کنم يه چيز خوش فرم درس کنم

00:04:25.098 --> 00:04:26.975
مثل بيشتر شعرام

00:04:28.701 --> 00:04:32.938
تنها چند دفعه اي بوده که من
به وضعيت

00:04:32.939 --> 00:04:35.248
کنترل کامل دست پيدا کرده ام

00:04:35.775 --> 00:04:38.243
احتمالا در قطعه زوزه

00:04:38.244 --> 00:04:41.156
يا يکي دوتا لحضه ديگر در
باقي شعر هايم

00:04:46.152 --> 00:04:49.200
شروع ترسم برايم موقعي بود که فکرکردم

00:04:50.657 --> 00:04:54.308
پدرم درباره چيزهايي که من
قرار است بنويسم چه فکري خواهد کرد؟

00:04:54.594 --> 00:04:56.995
وقتي زوزه را مي نوشتم

00:04:56.996 --> 00:04:58.630
وقتي آن را مي نوشتم حدس مي زدم

00:04:58.631 --> 00:05:00.098
که اين چيزي نيست که چاپ بشه

00:05:00.099 --> 00:05:01.233
چون

00:05:01.234 --> 00:05:05.137
دوست نداشتم پدرم آن چيزي که داخلش بود را ببينه

00:05:05.138 --> 00:05:07.606
پس فکر کردم اون چاپ نميشه تا من بتونم.

00:05:07.607 --> 00:05:09.324
هرچيزي دوست دارم رو بنويسم

00:06:05.064 --> 00:06:08.066
بهترين اذهان نسل خود را ديدم

00:06:08.067 --> 00:06:10.217
که مغلوب ديوانگي شدند

00:06:11.170 --> 00:06:14.048
درحاليکه برهنه و هيستريک گرسنگي مي کشيدند

00:06:14.307 --> 00:06:17.242
سحرگاهان خود را به کوچه هاي
 کاکاسياه ها مي کشاندند

00:06:17.243 --> 00:06:19.927
درجستجوي مواد مخدري خشمناک

00:06:22.415 --> 00:06:24.750
نوپرستان فرشته صورت

00:06:24.751 --> 00:06:27.586
مشتاق سير ملکوتي باستاني با
دينام ستاره اي

00:06:27.587 --> 00:06:30.931
ماشين شامگاه

00:06:33.626 --> 00:06:36.128
آنها که بي پول و ژنده پوش

00:06:36.129 --> 00:06:38.196
با چشماي گشاد شده و نشئه

00:06:38.197 --> 00:06:40.766
دود و دمشون رو توي  تاريکي آپارتمانهاي
بدون آبگرمکنشون راه مي اندازن

00:06:42.902 --> 00:06:47.486
و بالاي شهر هاي پر ازموسيقي  جاز
آويزون ميشن

00:06:48.808 --> 00:06:52.444
آنها که از دانشگاه ها با چشماني
 درخشان و زيبا فارغ التحصيل مي شوند

00:06:52.445 --> 00:06:54.346
متوهمين
تراژدي هاي بلاک لايت و آرکانزاس  در ميان

00:06:54.347 --> 00:06:58.363
متخصصين جنگ

00:06:59.385 --> 00:07:02.220
آنها که اخراج شدند
بخاطر ديوانگي

00:07:02.221 --> 00:07:06.407
و چاپ اشعار مستهجن
بر پنجره هاي مغز

00:07:06.659 --> 00:07:09.961
آنها که در اتاقهايي زمخت
زيرپوش به تن کز کرده اند

00:07:09.962 --> 00:07:12.230
اسکناسهاشون رو توي سطلاي آشغال مي سوزونن

00:07:12.231 --> 00:07:15.507
و از ميان ديوار صداي وحشت را مي شنوند

00:07:16.202 --> 00:07:18.336
آنها که در ميانه پشمهاي آلتشون گير کردند

00:07:18.337 --> 00:07:22.580
و از راه لاردو با يه کمربند پر از ماري جوانا
به نيويورک برمي گردند

00:07:22.942 --> 00:07:25.610
اونا که تو هتلاي رنگارنگ آتيش خوردند يا

00:07:25.611 --> 00:07:28.413
تو خيابون پارادايز تربانتين نوشيدند

00:07:28.414 --> 00:07:29.848
مرگ

00:07:29.849 --> 00:07:34.119
يا شب به شب پيکرشون رو
با رويا ها

00:07:34.120 --> 00:07:37.055
با دوا و کابوسهاي بيداري

00:07:37.056 --> 00:07:41.902
الکل و کير و تخمهايي بي پايان تطهير کردند

00:07:50.870 --> 00:07:53.271
عاليجناب مدرکي که مي خواستم ثبت بشه

00:07:53.272 --> 00:07:56.753
چيز خيلي زيادي نيست اما
در اين قضيه بسيار مهم است

00:07:57.176 --> 00:07:59.986
چرا شما در دادگاه حضور نداريد ؟

00:08:00.346 --> 00:08:02.359
چون

00:08:02.748 --> 00:08:04.966
محاکمه من نيست

00:08:05.218 --> 00:08:08.553
هرچند که خيلي دوست دارم ازشون تشکر کنم

00:08:08.554 --> 00:08:10.689
 بخاطر اون شهرتي که برام آوردند

00:08:10.690 --> 00:08:13.191
محاکمه مربوط به ناشر لارنس فرلنگتي  بود

00:08:13.192 --> 00:08:16.094
که بخاطر

00:08:16.095 --> 00:08:18.196
چاپ مواد مستهجن دستگير شده بود

00:08:18.197 --> 00:08:23.068
دوست دارم اولين صفخه از شعر زوزه را به شما
نشان دهم

00:08:23.069 --> 00:08:26.948
اونجا نوشته تمام اين کتابها
در بهشت به چاپ رسيده اند

00:08:27.206 --> 00:08:28.373
و

00:08:28.374 --> 00:08:31.243
اون رو کاملا درک نمي کنم ولي خوب

00:08:31.244 --> 00:08:32.577
اما به هرحال بذاريد اين مدرک ثبت بشه

00:08:32.578 --> 00:08:35.626
که اين کتاب توسط ناشري بنام
فروشگاه لايت پاکت بوک چاپ شده

00:08:35.982 --> 00:08:38.783
اگه آقاي فرلنگتي محکوم بشه
به زندان ميره؟

00:08:38.784 --> 00:08:41.468
اميدوارم اين اتفاق رخ نده
چون خيلي وحشتناک ميشه

00:09:04.243 --> 00:09:05.824
ميشه اسمتون رو بگيد؟ لطفا

00:09:05.878 --> 00:09:07.178
گيل پاتر

00:09:07.179 --> 00:09:09.781
و شما خودتان هم چيزي نوشته ايد؟

00:09:09.782 --> 00:09:11.583
آره کاراي قابل توجهي انجام داده ام

00:09:11.584 --> 00:09:15.930
وقتي درس مي دادم ده سالي توي
ايستگاه ان بي سي کار مي کردم

00:09:15.988 --> 00:09:17.856
مدير خدمات اجتماعي بودم

00:09:17.857 --> 00:09:19.836
مسئول امور تربيتي

00:09:20.092 --> 00:09:21.927
من داستان فاوست را باز نويسي کرده ام

00:09:21.928 --> 00:09:24.496
سه سال طول کشيد تا انجامش دادم
ولي بالاخره تموم شد

00:09:24.497 --> 00:09:26.305
من کتاب" يکي مثل همه" را بازنويسي کرده ام
(  رماني از فيليپ راث)

00:09:28.267 --> 00:09:30.235
اونقدرام که شما فکر مي کنيد خنده دار نيست

00:09:30.236 --> 00:09:31.303
ببخشيد خانم

00:09:31.304 --> 00:09:32.504
خانمها و آقايون

00:09:32.505 --> 00:09:34.706
اين محکمه قضاياي جدي اي رو مورد
توجه قرار داده

00:09:34.707 --> 00:09:36.408
بنابراين لطف کنيد و به شاهدان

00:09:36.409 --> 00:09:37.909
احترامي رو که مي خوايد
به خودتون ارائه بشه رو ارائه کنيد

00:09:37.910 --> 00:09:38.843
بسيار خوب

00:09:38.844 --> 00:09:42.113
آيا به نظر شما کتابي که

00:09:42.114 --> 00:09:46.266
زوزه و اشعار ديگر ناميده ميشه
اصلا شايستگي ادبي داره؟

00:09:47.219 --> 00:09:49.869
به نظرم اصلا شايستگي ادبي نداره

00:09:52.658 --> 00:09:53.892
ادامه بديد

00:09:53.893 --> 00:09:56.227
براي اينکه نوشته شما سبک ادبي داشته باشه
بايد

00:09:56.228 --> 00:09:59.564
.داراي فرم، املاي صحيح ، روان بودن و وضوح و روشني باشه

00:09:59.565 --> 00:10:02.033
در اينجا من منظورم تنها سبک نوشتاري است

00:10:02.034 --> 00:10:04.502
و از لحاظ متن.. هر قطعه ادبي بزرگ

00:10:04.503 --> 00:10:08.406
هرچيزي که بشه اسم اون رو ادبيات گذاشت مي بايست

00:10:08.407 --> 00:10:09.641
داراي غناي اخلاقي باشه

00:10:09.642 --> 00:10:12.087
و به نظرم اين کتاب در اين موارد
کاملا شکست خوره

00:10:12.345 --> 00:10:13.478
که اينطور

00:10:13.479 --> 00:10:15.413
ميتونيد دليل ديگه اي براي شکست
 اين کتاب ارائه کنيد؟

00:10:15.414 --> 00:10:16.481
بله

00:10:16.482 --> 00:10:17.782
استفاده از زبان ناهنجار

00:10:17.783 --> 00:10:20.585
با توجه به کلمات عاميانه اي که
 ايشان استفاده کرده اند

00:10:20.586 --> 00:10:21.753
اشعارشان مسلما در بلاغت شکست خورده اند

00:10:21.754 --> 00:10:24.155
چرا که کلمات عاميانه ايشان

00:10:24.156 --> 00:10:26.925
بسيار زمخت هستند
انگار در گندابروي کنار خيابان افتاده ايد

00:10:26.926 --> 00:10:28.973
وقتي اون چيزا رو مي خونيد

00:10:29.061 --> 00:10:32.075
باور کنيد نتونستم زيادي از اون چيزي بخونم

00:10:33.532 --> 00:10:35.443
 مي تونيد سوالاتون رو بپرسيد

00:10:37.103 --> 00:10:38.650
بفرماييد پايين

00:10:39.772 --> 00:10:42.490
چيزي نيست که شما بخواهيد؟

00:10:42.608 --> 00:10:44.189
بفرماييد بريد

00:10:45.044 --> 00:10:47.212
آقاي الريک نمي خواد از شما بازپرسي کنه

00:10:47.213 --> 00:10:49.363
کارتون با من تموم شد؟

00:10:49.448 --> 00:10:50.665
بفرماييد ديگه

00:10:52.251 --> 00:10:54.901
" نسل بيت" از نظر شما چه معنايي داره؟

00:10:57.123 --> 00:10:59.534
نسل بيت اصلا وجود نداره

00:10:59.825 --> 00:11:03.602
يه چند نفري هستن که
دوست دارن نوشته هاشون چاپ بشه

00:11:05.865 --> 00:11:09.710
چرا نميگي چطور شعر نوشتن رو شروع کردي؟

00:11:11.437 --> 00:11:15.214
شعر نوشتن رو شروع کردم چون
آدم خل و چلي بودم

00:11:15.875 --> 00:11:17.888
و خوب پدرم شاعر بود

00:11:18.377 --> 00:11:21.960
بنابراين شروع کردم مثل اون متون موزوني بنويسم

00:11:22.014 --> 00:11:25.165
بعد رفتم دانشگاه کلمبيا
و عاشق

00:11:25.184 --> 00:11:27.265
جک کرواک شدم

00:11:40.633 --> 00:11:43.818
من تا هجده سالگي سکس نکرده بودم

00:11:44.370 --> 00:11:47.680
نمي تونستم بدن ديگران رو لمس کنم

00:11:48.074 --> 00:11:49.985
به هوس هايم اجازه ظهور بدهم

00:11:50.910 --> 00:11:52.422
احساس مي کردم

00:11:52.912 --> 00:11:54.527
زنجير شده ام

00:11:59.552 --> 00:12:02.202
جک به من اجازه گشوده شدن داد

00:12:02.621 --> 00:12:04.532
او شاعر عاشق پيشه اي است

00:12:05.491 --> 00:12:07.759
به من ياد داد که نوشتن
يک امر شخصي است

00:12:07.760 --> 00:12:11.229
که از خود نويسنده سرچشمه مي گيرد

00:12:11.230 --> 00:12:12.471
از بدنش

00:12:12.631 --> 00:12:14.314
از ريتم تنفس اش

00:12:14.467 --> 00:12:15.741
و از کلام واقعي اش

00:12:18.237 --> 00:12:22.440
درنهايت حس عميقتري از اعتراف بدست آوردم

00:12:22.441 --> 00:12:24.142
نياز داشتم که

00:12:24.143 --> 00:12:28.646
احساساتم را براي او بيان کنم
اما او نمي خواست آنها را بشنود

00:12:28.647 --> 00:12:31.957
بنابراين راهي جديد براي بيان کردن آنها
پيدا کردم

00:12:32.418 --> 00:12:34.363
راهي که اورا شيفته کرد

00:12:35.721 --> 00:12:37.822
اينجاش خوبه

00:12:37.823 --> 00:12:41.126
به من مشروب تعارف شد
که پذيرفتم

00:12:41.127 --> 00:12:43.027
ساندويچي از گوشت خالص خوردم

00:12:43.028 --> 00:12:45.396
ديدم چه ساندويچ عظيمي از
گوشت انساني

00:12:45.397 --> 00:12:46.931
وقتي داشتم آن را مي جويدم

00:12:46.932 --> 00:12:49.309
ديدم که سوراخ کون کثيفي هم به همراهش هست

00:12:49.435 --> 00:12:50.674
اين خيلي خوبه

00:12:51.437 --> 00:12:54.039
خوبه... گوشت و سوراخ کون

00:12:54.040 --> 00:12:54.973
خيلي خوب خيلي خوب

00:12:54.974 --> 00:12:58.318
بعد فهميدم اگر که

00:12:59.912 --> 00:13:02.881
اسرار لطيف

00:13:02.882 --> 00:13:05.216
روحم را در نوشته هايم وارد کنم

00:13:05.217 --> 00:13:08.459
او مي تواند عرياني روحم را کشف کند
و بنابراين

00:13:08.854 --> 00:13:11.556
آن گفتگوي خالصانه جاي صحبتهاي قبلي
را گرفت

00:13:11.557 --> 00:13:15.072
جاي آن نظم گويي اوليه اي
براي پدرم انجام مي دادم

00:13:17.029 --> 00:13:21.340
جک اولين کسي بود که واقعا برايش خود را
عريان کردم و گفتم

00:13:22.101 --> 00:13:24.012
من همجنس گرا هستم

00:13:26.372 --> 00:13:31.082
خيلي زود فهميدم هيچکسي نيست که
واقعا  از شنيدن اين خبراشوکه بشه

00:13:31.377 --> 00:13:34.255
البته مگر اينکه آدم کشته باشي

00:13:34.947 --> 00:13:39.117
افراد هيچوقت از ارائه و نشون دادن احساسات

00:13:39.118 --> 00:13:41.393
شوکه نمي شوند

00:13:45.758 --> 00:13:48.067
من واقعا شعر " زوزه" را براي جک نوشتم

00:13:52.131 --> 00:13:55.266
آنها که خود را در سفري بي پايان
به مترو زنجير کرده اند

00:13:55.267 --> 00:13:58.536
سفري از بتري به برانکس
و نشئه بنزودرين

00:13:58.537 --> 00:14:02.340
تا اينکه سروصداي چرخا و جيع بچه ها
اونارو به خود آورد

00:14:02.341 --> 00:14:06.010
با دهانهاي داغون و لرزان
و آن مغزهاي له شده نمايان

00:14:06.011 --> 00:14:10.815
که همه نبوغشون زدوده شده بود
زير نور ملال آور باغ وحش

00:14:10.816 --> 00:14:13.184
آنها که بي وقفه هفتاد ساعت حرف مي زنند

00:14:13.185 --> 00:14:16.287
از پارکها تا آلونک ها تا بارها و تا
بل ويو

00:14:16.288 --> 00:14:19.098
تا موزه هاي پل بروکلين

00:14:21.193 --> 00:14:24.529
گرداني شکست خورده از
مکالمه گردانان افلاطوني

00:14:24.530 --> 00:14:26.197
از روي پله هاي جلوي خانه پايين پريدند

00:14:26.198 --> 00:14:29.500
از پله هاي اضطراري، از لبه پنجره ها

00:14:29.501 --> 00:14:31.169
از امپاير استيت

00:14:31.170 --> 00:14:33.149
به سوي ماه

00:14:35.474 --> 00:14:38.776
غرغر کنان و جيغ زنان و عق زنان

00:14:38.777 --> 00:14:42.447
زمزمه مي کردن حقايق را
خاطرات و داستانک ها و

00:14:42.448 --> 00:14:47.635
لگدهاي به چشم خورده و
 شوک هاي بيمارستان ها و زندان هاو جنگ ها

00:14:51.257 --> 00:14:54.726
که سيگارها را در واگن ها
واگن ها ... واگن ها روشن مي کردند

00:14:54.727 --> 00:14:59.812
و سروصدا کنان از ميون برف به سمت
مزرعه هاي تنهاي شب بابا بزرگهاشون رفتن

00:15:00.199 --> 00:15:03.501
اونايي که افلاطون، پو، سنت جان مصلوب

00:15:03.502 --> 00:15:05.870
تله پاتي و کابلا رو خوندند

00:15:05.871 --> 00:15:10.717
چونکه جهان  بطوري غريزي
تو کانزاس زير پاهاشون به لرزه در اومده بود

00:15:11.510 --> 00:15:13.645
اونايي که تنهاي تنها تو
خيابوناي آيداهو

00:15:13.646 --> 00:15:16.214
دنبال فرشته هاي خيالي سرخ پوست بودن

00:15:16.215 --> 00:15:19.491
اونهايي که خودشون فرشته هاي
 خيالي سرخ پوست بودند

00:15:19.852 --> 00:15:23.154
اونايي که پريدن تو ليموزين ها با
 راننده هاي چيني اوکلاهما

00:15:23.155 --> 00:15:28.001
به شوق نور زير بارون چراغ هاي
نيمه شب  زمستاني شهر هاي کوچک

00:15:28.961 --> 00:15:31.195
آنها که در وست کوست ظاهر شدند

00:15:31.196 --> 00:15:34.999
با ريش و پشم و شورتهاشون
اف بي آي رو بازجويي کردند

00:15:35.000 --> 00:15:37.368
با چشماي بزرگ صلح جوشون

00:15:37.369 --> 00:15:39.437
با اون پوست تيره چقدر سکسي به نظر مي رسيدند

00:15:39.438 --> 00:15:43.146
جزوه هاي غير قابل فهمي را پخش مي کردند

00:15:44.576 --> 00:15:46.911
آنها که روي بازوهايشان سيگار
خاموش کرده بودند

00:15:46.912 --> 00:15:50.996
و در مقابل که نارکوتيک تنباکوي سرمايه داري مقاومت
مي کردند

00:15:53.585 --> 00:15:57.455
آنها که جزوه هاي کمونيستي در
يونيون اسکوير پخش کرده بودند

00:15:57.456 --> 00:16:00.558
گريه مي کردند و لخت مي شدند آنهنگام که
صداي آژير هاي لوس آلاموس

00:16:00.559 --> 00:16:03.494
برسر آنها و ديوار زوزه مي کشيدند

00:16:03.495 --> 00:16:06.805
و قايق هاي استتن آيلند نيز زوزه مي کشيدند

00:16:08.634 --> 00:16:13.671
که مي گذاشتند توسط موتورسيکلت سواران
قديس مانند گاييده شوند.

00:16:13.672 --> 00:16:16.413
و از شادي جيغ مي کشيدند

00:16:19.445 --> 00:16:24.749
آنها که ساک زدند و برايشان ساک زده شد
توسط فرشته هاي انساني و ملوان ها

00:16:24.750 --> 00:16:28.868
نوازش هاي آتلانتيک و عشق هاي کارائيب

00:16:37.730 --> 00:16:40.847
وقتي پاي ادبيات در ميان است
مشکل اين است که

00:16:41.400 --> 00:16:44.702
نويسنده هاي زيادي هستند که
ايده هاي از پيش پذيرفته شده اي

00:16:44.703 --> 00:16:46.437
درباره اونچه ادبيات بايد باشه دارند

00:16:46.438 --> 00:16:50.641
اما به نظر مياد ايده هاشون

00:16:50.642 --> 00:16:53.144
همه آنچيزي که گفتگوي عادي را

00:16:53.145 --> 00:16:55.386
جذاب مي کند را از آن جدا کرده است

00:16:55.547 --> 00:16:56.714
جنبه هاي همجنسگرايانه

00:16:56.715 --> 00:16:58.249
انزوا

00:16:58.250 --> 00:16:59.450
نورز ها( جنبه هاي رواني)

00:16:59.451 --> 00:17:01.753
جنبه هاي احمقانه

00:17:01.754 --> 00:17:03.121
جنبه هاي پرروگرايانه

00:17:03.122 --> 00:17:06.924
يا حتي بعضي وقتها جنبه هاي مردانگي شان

00:17:06.925 --> 00:17:09.727
چون آنها فکر مي کنند
بايد چيزي بنويسند

00:17:09.728 --> 00:17:12.130
که شبيه نوشته هايي باشد که
ديگران پيش از آنها نوشته اند

00:17:12.131 --> 00:17:13.498
آنهم به جاي اينکه

00:17:13.599 --> 00:17:14.766
نوشته هايي شبيه خودشان بنويسند

00:17:14.767 --> 00:17:17.417
يا چيزهايي که از زندگي خودشان سرچشمه  گرفته

00:17:18.370 --> 00:17:19.570
ما همه ميان خودمان بحث مي کنيم

00:17:19.571 --> 00:17:21.639
و درکي عمومي درباره صحبتهايمان داريم

00:17:21.640 --> 00:17:25.410
ما هرچه دوست داريم به هم مي گوييم
از سوراخ کونهايمان صحبت مي کنيم

00:17:25.411 --> 00:17:26.911
درباره کيرهايمان صحبت مي کنيم

00:17:26.912 --> 00:17:29.847
درباره کساني که شب گذشته ترتيبشان را داديم

00:17:29.848 --> 00:17:32.083
يا آنهايي که قرار است فردا ترتيبشان را بدهيم

00:17:32.084 --> 00:17:34.952
يا اينکه درگير چه جور
رابطه عشقي هستيم و يا...

00:17:34.953 --> 00:17:38.689
يا درباره وقتي که در هتل آمباسادور پراگ
مست کرديم

00:17:38.690 --> 00:17:40.591
و چوب جارو درکونمان فرو کرديم

00:17:40.592 --> 00:17:45.430
منظورم اينه که هرکسي با دوستاش
از اين حرفها مي زنه

00:17:45.431 --> 00:17:46.745
پس

00:17:46.932 --> 00:17:50.601
سوال اينجاست که چه اتفاقي رخ ميده
وقتي تصميم مي گيري

00:17:50.602 --> 00:17:53.912
ميون اونچه به دوستات مي گي
و اونچه به منبع الهامت ميگي تفاوت قايل بشي

00:17:53.939 --> 00:17:56.841
بهترين ترفند اينه که اين
فرق گذاشتن  رو از بين ببري

00:17:56.842 --> 00:17:59.343
تا به منبع الهامت

00:17:59.344 --> 00:18:03.189
همانقدر صريح که با دوستان حرف مي زني
ارتباط برقرار کني

00:18:03.248 --> 00:18:11.166
اينطور به نوشتن  تعهد پيدا مي کني
تا بتوني

00:18:11.356 --> 00:18:13.124
همونطور که

00:18:13.125 --> 00:18:14.535
هستي بنويسي

00:18:15.727 --> 00:18:19.397
آنها که شب و روز سکس کردند

00:18:19.398 --> 00:18:24.735
در باغهاي گل سرخ و علفهاي
پارکهاي عمومي و قبرستان ها

00:18:24.736 --> 00:18:30.185
و اسپرم خود را بر هر آنکسي که
از راه مي رسيد پاشيدند

00:18:30.242 --> 00:18:33.644
آنهايي که بي وقفه سکسکه کردند
سعي کردند غش غش بخندند

00:18:33.645 --> 00:18:38.249
اما دست آخر پشت پارتيشني در
حمامي ترکي به هق هق افتادند

00:18:38.250 --> 00:18:43.287
با فرشته اي بلوند و برهنه که
شمشير بدست آمده بود تا سوراخشان کند

00:18:43.288 --> 00:18:47.133
نوشتن براي من مبدل شد به چيزي مثل
تمرين هاي مديتيشن

00:18:49.661 --> 00:18:52.763
اگر در نيويورک  توي خيابون قدم بزني
و چندتا آپارتمان رو رد کني

00:18:52.764 --> 00:18:56.734
حس عظمت ساختمان ها به شما منتقل مي شود

00:18:56.735 --> 00:19:01.251
و اگر تمامي روز راه بروي
تقريبا گريه ات مي گيرد

00:19:01.440 --> 00:19:05.251
اما تو مجبوري تمام روز راه بروي
پيش از اينکه آن احساس برتو مستولي شود

00:19:06.345 --> 00:19:09.981
منظورم اين است که اگر تمامي روز بنويسي
آن را با تمامي وجودت حس خواهي دکرد

00:19:09.982 --> 00:19:13.690
دربدنت... در احساساتت
دروجدانت

00:19:16.488 --> 00:19:19.332
من اونطوري نمي نويسم

00:19:31.303 --> 00:19:36.047
آنها که عشاق خود را بدست
سه پتياره سرنوشت ازدست دادند

00:19:36.074 --> 00:19:40.385
همان سليطه يک چشم
دلارهاي دگرجنس گرا

00:19:40.412 --> 00:19:43.648
آن سليطه يک چشمي که
ازبيرون رحم چشمک مي زند

00:19:43.649 --> 00:19:47.318
و آن سليطه يک چشم ديگري که
هيچ نمي کند جز آنکه روي کونش بنشيند

00:19:47.319 --> 00:19:52.265
و رشته هاي روشنفکري زرين
دستگاه نساجي هنرمند را پاره کند

00:19:52.925 --> 00:19:56.894
آنکه در خلسه اي و بي قرارانه با بطري اي آبجو

00:19:56.895 --> 00:19:59.564
معشوقه يا پاکتي سيگار

00:19:59.565 --> 00:20:01.966
يا شمعي آميزش کرده و از تخت افتاده است

00:20:01.967 --> 00:20:05.203
و برروي زمين غلطيده و تا
ته هال رفته است

00:20:05.204 --> 00:20:07.471
و دست آخر در کناره ديوار بيهوش شده است

00:20:07.472 --> 00:20:09.640
با تصوير ذهني اي از شاه کسي

00:20:09.641 --> 00:20:12.758
از آخرين انزال وجدانشان دوري کردند

00:20:17.716 --> 00:20:20.952
که در انبوهي از فيلمهاي مبتذل
ناپديد شده بود

00:20:20.953 --> 00:20:22.920
آنهايي که در روياها جاعوض کردند

00:20:22.921 --> 00:20:26.657
يکباره در منهتن بيدار شدند
و خودشان را

00:20:26.658 --> 00:20:30.561
از سردابه هاي خماري
با شراب توکاي مردافکن

00:20:30.562 --> 00:20:33.831
و وحشت روياهاي آهنين خيابان سوم
بيرون کشيدند

00:20:33.832 --> 00:20:37.108
و افتان و خيزان به دفترهاي بيکاري  رفتند

00:20:40.672 --> 00:20:43.608
آنهايي که نمايشنامه هايي خونين
از خودکشي نوشتند

00:20:43.609 --> 00:20:46.143
آن هم در آپارتمان هاي
صخره هاي ساحلي هودسون

00:20:46.144 --> 00:20:49.747
در زير نور آبي ماه هنگام جنگ

00:20:49.748 --> 00:20:53.934
و سرهايشان در فراموشي با برگ غار
تاجگذاري خواهد شد

00:20:54.386 --> 00:20:56.621
آنها که از مغازله کوچه ها
اشک ريختند

00:20:56.622 --> 00:21:00.569
با گاريهايي پر از پياز و موسيقي ناهنجار

00:21:01.059 --> 00:21:04.745
آنها که کارتن ها نشيتند و تاريکي
زير پل ها را تجربه نمودند

00:21:04.830 --> 00:21:09.176
و برخاستند تا در اتاقهاي زير شيرواني
هارپسيکورد بسازند

00:21:15.007 --> 00:21:19.076
آنها که تمام شب تند تند نوشتند و
سروده هاي عاليشان را به جنب و جوش درآوردند

00:21:19.077 --> 00:21:23.024
سروده هايي که در نور زرد صبحگاه
مشتي خط چرت و پرت به نظر آمدند

00:21:23.749 --> 00:21:27.084
آنها که زنده زنده در پيژآمه هاي فلانل
معصوم خود سوختند

00:21:27.085 --> 00:21:28.319
در خيابان مديسون

00:21:28.320 --> 00:21:30.621
ميون انفجار آيه هاي سربي

00:21:30.622 --> 00:21:34.808
و قيل و قال مستانه ي هنگ
 آهنين مد

00:21:34.926 --> 00:21:39.597
و جيغ هاي نيتروگليسريني  پري هاي  تبليغاتي

00:21:39.598 --> 00:21:43.334
و گاز خردل سردبيران باهوش شرور ،

00:21:43.335 --> 00:21:48.488
يا رفتن زير تاکسي هاي مست
ميدون  ابسولوت رياليتي

00:21:52.778 --> 00:21:56.514
به نظر شما شعر زوزه ارزش ادبي دارد؟

00:21:56.515 --> 00:21:57.782
بله

00:21:57.783 --> 00:22:02.153
و به نظرم شما کل مطلب را درک
کرده ايد. درست است؟

00:22:02.154 --> 00:22:03.701
اميدوارم

00:22:04.122 --> 00:22:06.424
دونستن اينکه کسي

00:22:06.425 --> 00:22:09.660
دقيقا شعر معاصر را در کرده
آسان نيست

00:22:09.661 --> 00:22:11.139
اما به نظرم من درکش کردم

00:22:11.263 --> 00:22:14.482
خوب بياييد اين ها را بررسي کنيم

00:22:15.967 --> 00:22:20.037
با روياها، مواد مخدر، کابوسهاي   بيداري

00:22:20.038 --> 00:22:24.588
الکل، و آلت و تخم هايي بي پايان

00:22:25.410 --> 00:22:27.958
اين ها  براي شما چه معنايي دارند.

00:22:28.580 --> 00:22:29.819
خوب

00:22:30.816 --> 00:22:34.952
اين ها آدم هاي بي ريشه اي هستند
که سراسر ايالات متحده سرگردان هستند

00:22:34.953 --> 00:22:36.261
رويا مي بينند

00:22:36.722 --> 00:22:38.234
مواد مي کشند

00:22:38.423 --> 00:22:40.124
خيلي واضحه ، درست نيست؟

00:22:40.125 --> 00:22:42.969
حتي  بيداريشون مثل
يه کابوسه

00:22:43.362 --> 00:22:45.629
کابوسي پر از ليکور

00:22:45.630 --> 00:22:48.499
و به نظرم لذت بردن

00:22:48.500 --> 00:22:52.584
از مجموعه اي از لذت هاي جنسي
بدون هيچ تبعيضي

00:22:52.604 --> 00:22:56.073
: شما معني اين عبارت ها را
نشئه گان فرشته خوي

00:22:56.074 --> 00:22:58.976
مشتاق سير ملکوتي

00:22:58.977 --> 00:23:02.856
"با دينام پرستاره ي ماشين شب
را درک مي کنيد؟

00:23:03.782 --> 00:23:07.763
آقا شما نمي توانيد شعر را
به نثر ترجمه کنيد

00:23:07.953 --> 00:23:09.720
براي همين است که به آن شعر مي گويند

00:23:09.721 --> 00:23:12.565
اما اين نشئه هاي فرسته خوي
چه کساني هستند؟

00:23:29.474 --> 00:23:32.710
تو آسوشيتد پرس بعنوان
يک مسئول کپي کار مي کردم

00:23:32.711 --> 00:23:36.046
و از عهده خيلي کارها بر مي اومدم

00:23:36.047 --> 00:23:39.183
فقط تو يه آپارتمان 13 دلار اجاره اي
بدون آب گرم زندگي مي کردم

00:23:39.184 --> 00:23:41.959
اونجا پر از معتاد و دزد ها بود

00:23:42.821 --> 00:23:46.657
بنابراين اونجا پر از نقره آلات دزدي
بود

00:23:46.658 --> 00:23:48.626
و مبلهاي قشنگ چوب بلوط

00:23:48.627 --> 00:23:51.744
که از لابي آپارتمان ها دزديده
شده بودند

00:23:53.832 --> 00:23:55.845
يه وقتي شد که

00:23:55.867 --> 00:23:58.936
حس کردم اونجا ديگه خيلي
رو مخه

00:23:58.937 --> 00:24:00.938
بايد از اونجا بيرون مي اومد
مي دونيد از اون ته ته

00:24:00.939 --> 00:24:01.906
بنابراين

00:24:01.907 --> 00:24:04.642
تمام دست نوشته هام رو جمع کردم

00:24:04.643 --> 00:24:06.377
ريختمشون توي ماشين يه رفيق

00:24:06.378 --> 00:24:08.858
که معلوم شد اون هم دزدي بوده

00:24:08.914 --> 00:24:10.614
مي دونيد تو صندوق عقبش

00:24:10.615 --> 00:24:13.918
پر از کت شلوارها، چمدون ها
و نقره آلات دزدي بود

00:24:13.919 --> 00:24:16.520
اون عوضي تو يه خيابون
يه طرفه پيچيد

00:24:16.521 --> 00:24:19.023
که انتهاش يه ماشين پليس
بود

00:24:19.024 --> 00:24:21.834
ماشين رو چرخوند که از اونطرف
بيرون بياد

00:24:21.893 --> 00:24:25.129
که کنترل از دستش در رفت و تصادف کرد
و کاغدها تو هوا پخش شدند

00:24:25.130 --> 00:24:28.110
عينکم گم شد و تمام لباسها
پخش و پلا شدند

00:24:28.800 --> 00:24:30.868
از ماشين بيرون پريدم و دوروبر
رو نگاه کردم

00:24:30.869 --> 00:24:33.471
برگشتم تو ماشين که يادداشت هام
رو پيدا کنم

00:24:33.472 --> 00:24:37.123
نمي تونستم عينکم رو پيدا کنم
خوب بدون اونم کاغذا رو پيدا نکردم

00:24:37.509 --> 00:24:39.376
همه دور ماشين جمع شده بودند

00:24:39.377 --> 00:24:40.778
الم شنگه اي بود که نپرس

00:24:40.779 --> 00:24:42.360
يه الم شنگه واقعي

00:24:45.016 --> 00:24:47.785
آسون ترين راه براي بيرون اومدن
از اون وضعيت

00:24:47.786 --> 00:24:49.320
اينطور که معلوم شد

00:24:49.321 --> 00:24:53.735
رفتن به بيمارستان رواني
خيابون هجدهم بود

00:24:57.095 --> 00:25:01.782
هشت ماهي توي اون ديوونه خونه بودم

00:25:03.168 --> 00:25:04.942
همونجا با کارل سالمون آشنا شدم

00:25:06.171 --> 00:25:08.739
اون هم مدام به پوچي درونش فکر مي کرد

00:25:08.740 --> 00:25:10.457
و مشکلاتي از همين قبيل

00:25:11.009 --> 00:25:14.545
ماه ها نشستيم فکر کرديم که ايا

00:25:14.546 --> 00:25:16.981
مسئولين و دکتر ها

00:25:16.982 --> 00:25:19.517
و درک اونها از واقعيت به در د ما
مي خوره

00:25:19.518 --> 00:25:22.965
و يا اينکه حق با ماست
و يا اينکه بالاخره اوضاع از چه قراره؟

00:25:24.289 --> 00:25:26.824
و کارل کلي مشکل داشت

00:25:26.825 --> 00:25:30.010
چون اون رو تحت درمان با
شوک قرار داده بودند

00:25:30.795 --> 00:25:34.537
من هيچکدوم رو دريافت نکردم
نه دارو و نه شوک

00:25:35.934 --> 00:25:40.985
چون به دکترا قول داده بودم که
دگرجنس گرا مي شم

00:25:41.239 --> 00:25:43.389
و بخاطر همين بود که از اونجا اومدم بيرون

00:25:45.076 --> 00:25:49.262
مادرتون هم تو بيمارستان رواني
بستري شده بود نه؟

00:25:53.885 --> 00:25:57.788
خلاء مسلم انسولين  متازول  الکتريسيته

00:25:57.789 --> 00:26:00.891
 آب درماني  روان درماني

00:26:00.892 --> 00:26:04.662
شغل در ماني
پينگ پونگ و فراموشي

00:26:04.663 --> 00:26:06.697
اونا که در اعتراضي بدون شوخ طبعي

00:26:06.698 --> 00:26:10.200
فقط بطور نمادين يه ميز
 پينگ پنگ رو واژگون کردن

00:26:10.201 --> 00:26:13.648
موقتا به کاتاتونيا (خشک ماندگي ذهني)
پناه بردن ،

00:26:13.772 --> 00:26:18.275
سال ها بعد برمي گردن با کله هاي
واقعا طاس فقط  با کلاه گيسهاي خونين

00:26:18.276 --> 00:26:20.344
و اشک ها و انگشت ها

00:26:20.345 --> 00:26:23.013
بسوي ديوونه ي آشکار محکوم تو بخشها ي رواني

00:26:23.014 --> 00:26:24.882
 شهرهاي ديوونه ي شرق،

00:26:24.883 --> 00:26:30.754
تالارهاي متعفن «پيلگريم استيت
 «راکلند» و «گريستون»

00:26:30.755 --> 00:26:32.723
مادرم نايومي

00:26:32.724 --> 00:26:34.858
مدام درحال رفتن و بيرون اومدن
از بيمارستان رواني بود

00:26:34.859 --> 00:26:36.872
اونم از وقتي من شش سالم بود

00:26:37.028 --> 00:26:42.443
وقتي 21 سالم بودم مجبور شدم
برگه هاي عمل لوبوتومي اش رو امضا کنم

00:26:42.467 --> 00:26:45.584
اون تو بيمارستان پيلگريم استيت درگذشت

00:26:47.472 --> 00:26:50.040
جروبحث با پژواک هاي روح

00:26:50.041 --> 00:26:52.176
راک اند رول  رو  نيمکت تنهايي نيمه شب

00:26:52.177 --> 00:26:55.479
مقبره ي خرسنگي  قلمروهاي عشق

00:26:55.480 --> 00:26:58.665
روياي زندگي   يه کابوس

00:26:59.050 --> 00:27:03.862
بدن هايي که سنگ مي شن به سنگيني ماه

00:27:04.155 --> 00:27:05.789
بالاخره با مادر

00:27:05.790 --> 00:27:07.974
گند مي زنن

00:27:08.193 --> 00:27:10.628
و آخرين کتاب تخيلي

00:27:10.629 --> 00:27:13.905
پرت شد بيرون پنجره ي اجاره اي

00:27:14.165 --> 00:27:17.534
و آخرين در  ساعت چهار صبح بسته شد

00:27:17.535 --> 00:27:22.506
 آخرين تلفن کوبيده شد به ديوار بجاي
 جواب دادن

00:27:22.507 --> 00:27:26.143
و آخرين اتاق مبله  خالي شد

00:27:26.144 --> 00:27:27.745
 از آخرين اثاثيه ي ذهن

00:27:27.746 --> 00:27:32.716
يه گلبرگ رُز پيچيد رو سيم رخت آويز کمد

00:27:32.717 --> 00:27:35.552
و حتي اون خيال

00:27:35.553 --> 00:27:40.740
هيچي نبود جز يه ذره ي اميد بخش توهم

00:27:41.526 --> 00:27:43.403
آه کارل

00:27:43.561 --> 00:27:45.863
وقتي تو در امان نيستي

00:27:45.864 --> 00:27:48.048
من هم درامان نيستم

00:27:48.233 --> 00:27:54.444
و حالا تو واقعا توي سوپ کامل حيواني
 زمان هستي

00:28:51.663 --> 00:28:54.064
بعد از اينکه از بيمارستان رواني در اومدم

00:28:54.065 --> 00:28:56.840
يه دوره ترس رو گذروندم

00:28:57.102 --> 00:28:59.286
حس کردم بايد از نيويورک بيرون برم

00:29:01.539 --> 00:29:04.775
حس واقعي ام را
در برابر

00:29:04.776 --> 00:29:07.756
حس اجتماعي که به من تحميل شده بود
مورد پرسش قرار دادم

00:29:07.779 --> 00:29:09.496
وضعيتي بود که

00:29:09.681 --> 00:29:12.583
بسياري از مردمي که از بيمارستان
بيرون مي اومدن  دچارش مي شدن

00:29:12.584 --> 00:29:14.961
يه جور طرد خودشون

00:29:15.086 --> 00:29:18.203
مي دونيد... طرد دنياي خودشون

00:29:18.823 --> 00:29:21.405
درواقع چاپلوسي براي

00:29:22.293 --> 00:29:25.273
الگوهاي اجتماعي به ظاهر قابل قبول

00:29:26.498 --> 00:29:28.532
اما من مدام عاشق مي شدم

00:29:28.533 --> 00:29:30.634
و مدام درباره آدمهايي که عاشقشون مي شدم

00:29:30.635 --> 00:29:32.469
شعر مي نوشتم

00:29:32.470 --> 00:29:34.051
همشونم مردهاي دگرجنسگرا بودن

00:29:34.906 --> 00:29:37.841
و سراسر کشور رو
با سواري مفتي گشتم

00:29:37.842 --> 00:29:40.744
از دنور با دوستم نيل کسيدي

00:29:40.745 --> 00:29:43.847
و نيل آدم خيلي عصباني اي بود

00:29:43.848 --> 00:29:45.415
خيلي جذاب

00:29:45.416 --> 00:29:48.018
و يه شش هزارتايي دختر

00:29:48.019 --> 00:29:51.397
تو سراسر کشور مي شناخت
که سرگرمش مي کردن

00:29:51.823 --> 00:29:56.806
خيلي خوب

00:29:57.662 --> 00:29:58.842
ببوسيد

00:30:00.632 --> 00:30:03.043
صبر کنيد... يه چيزي روي.... م

00:30:03.368 --> 00:30:04.812
من پاکش مي کنم

00:30:05.236 --> 00:30:06.550
بهتر شد؟-
آره-

00:30:13.611 --> 00:30:16.022
گرفتي؟-
آره گرفتم-

00:30:19.450 --> 00:30:23.320
يه بار من و نيل ساعت چهار صبح رفتيم تو
رختخواب

00:30:23.321 --> 00:30:24.688
خوب شرايط جوري بود

00:30:24.689 --> 00:30:27.567
که نه جايي برا رفتن داشتم
و نه جايي برا خوابيدن

00:30:28.493 --> 00:30:31.337
يادم مياد يکم ترسيده بودم

00:30:31.696 --> 00:30:34.312
مطمئن نبودم چکار بکنم

00:30:34.632 --> 00:30:37.901
روم رو برگردوندم

00:30:37.902 --> 00:30:41.121
بدنم رو سفت کردم و به لبه تخت
چسبيدم

00:30:42.073 --> 00:30:44.291
و اون ديد من چقدر خجالتي هستم

00:30:45.076 --> 00:30:46.977
اون موقع من هنوز

00:30:46.978 --> 00:30:50.823
از نشون دادن احساسم به ديگران
مي ترسيدم

00:30:54.686 --> 00:30:56.620
اون دستشو دور من حلقه کرد

00:30:56.621 --> 00:30:59.465
منو به سمت خودش کشيد

00:30:59.524 --> 00:31:02.826
سرم رو روي سينه اش گذاشت

00:31:02.827 --> 00:31:05.341
و درواقع به من عشق داد

00:31:38.129 --> 00:31:40.264
بعد يه روز نامه اي دريافت کردم

00:31:40.265 --> 00:31:42.299
که بالاخره مي گفت که

00:31:42.300 --> 00:31:44.735
"مانبايد همديگه رو عاشق حساب کنيم

00:31:44.736 --> 00:31:47.352
من سرم به زنم گرمه

00:31:48.606 --> 00:31:50.483
همونقدر که تورو هم دوست دارم

00:31:51.576 --> 00:31:54.693
اينطوري بود که قلبم شکست

00:32:00.418 --> 00:32:01.726
آلن عزيز

00:32:02.153 --> 00:32:04.755
چيزي که توميگي همونيه که من
دارم انجام ميدم

00:32:04.756 --> 00:32:07.424
يا تمام زندگيم دنبال کرده ام

00:32:07.425 --> 00:32:09.393
زندگي اي که حس نزديکي سردرگم ما

00:32:09.394 --> 00:32:12.408
يا من توش نهفته است

00:32:12.463 --> 00:32:16.466
همچنين مي ترسم که نيروي وابستگي
ما به يکديگر هم در اون نهفته باشه

00:32:16.467 --> 00:32:17.701
مي گويم مي ترسم

00:32:17.702 --> 00:32:21.538
"چون نمي دونم چقدر مي تونم از عشق تو
راضي بشم

00:32:21.539 --> 00:32:22.806
منظورم از لحاظ جسمي است

00:32:22.807 --> 00:32:26.410
مي دونم پيش از تو از مردها خوشم نمي اومده

00:32:26.411 --> 00:32:29.960
"و بعضي وقتهام آگاهانه خودم رو
مجبور کردم که همجنسگرا باشم

00:32:30.682 --> 00:32:32.661
براي من خيلي ارزش داري

00:32:33.117 --> 00:32:36.119
"حالا احساس مي کنم ميلي جسماني
به تو رو در خودم تقويت مي کردم

00:32:36.120 --> 00:32:38.065
بخاطر جبران

00:32:38.089 --> 00:32:40.034
همه اون چيزايي که به من دادي

00:32:40.158 --> 00:32:42.035
آلن رک و راست بگم

00:32:42.060 --> 00:32:45.796
چيزي که واقعا مي خوام زندگي کردن باتو
از سپتامبر تا ژوئن

00:32:45.797 --> 00:32:49.166
خريدن يه آپارتمان
داشتن يه دوست دختر و رفتن به دانشگاهه

00:32:49.167 --> 00:32:50.968
و اينه که همه چيز ببينم و
تجربه کنم

00:32:50.969 --> 00:32:54.471
و واقعا دگرجنسگرا بشم.
پس آلن خواهش مي کنم

00:32:54.472 --> 00:32:57.088
به اين موضوع حسابي فکر کن

00:33:07.285 --> 00:33:11.455
اونا که تو مسابقه ي صحرايي هفتاد و دو ساعت
 روندن تا بفهمن  اگه من خيال داشتم

00:33:11.456 --> 00:33:12.856
 يا تو خيال داشتي

00:33:12.857 --> 00:33:16.201
يا اون خيال داشت که جاودانگي رو کشف کنه ،

00:33:17.428 --> 00:33:19.162
اونا که سفرکردن به دنور

00:33:19.163 --> 00:33:20.778
اونا که تو دنور مردن

00:33:21.099 --> 00:33:24.434
اونا که برگشتن به دنور
و بيخود در انتظار موندن

00:33:24.435 --> 00:33:28.672
اونا که  دنور رو پائيدن و
ماتم گرفتن و تنها شدن تو دنور

00:33:28.673 --> 00:33:31.915
و ناگهان رفتن به دور دست
 تا زمان رو پيدا کنن

00:33:32.043 --> 00:33:35.057
و حالا دنور براي قهرمانهاش غمگينه

00:33:39.784 --> 00:33:42.419
ونا که تو کليساهاي قديم ِ نوميدي
 زانو زدن

00:33:42.420 --> 00:33:46.289
و براي رستگاري  شادي و دل هاي
 هم دعا کردن  ،

00:33:46.290 --> 00:33:50.203
تا وقتي که روح براي يه لحظه
 موهاشو نوراني کرد

00:33:50.495 --> 00:33:53.163
ونا که حال کردن با دل بردن از
يه ميليون دختر

00:33:53.164 --> 00:33:55.279
مضطرب تو غروب

00:33:55.333 --> 00:33:57.434
و صبح با چشمهاي سرخ بي خواب

00:33:57.435 --> 00:34:00.003
اما آماده شدن تا حال کنن با دلربايي در طلوع

00:34:00.004 --> 00:34:03.917
لمبرهاي برآمده تو خونه هاي ولنگ و واز
   و لخت  کنار درياچه ،

00:34:05.076 --> 00:34:09.546
اونا که رفتن کلرادو واسه خانم بازي
 تو يه عالمه ماشين دزديده شده اسقاطي شب

00:34:09.547 --> 00:34:13.790
نيل کسدي  قهرمان مرموز اين شعرها

00:34:13.851 --> 00:34:16.386
خروس جنگي و آدونيس ِ دنور

00:34:16.387 --> 00:34:20.223
لخوش با خاطرات همخوابگي هاي
 فراوون با دخترها

00:34:20.224 --> 00:34:23.326
تو پارکينگ هاي خالي و حياط  خلوت
 کافه هاي کوچيک

00:34:23.327 --> 00:34:28.241
 تو رديف صندلي هاي زهوار دررفته ي سينماها ،
 رو قله ها  تو دره ها

00:34:28.299 --> 00:34:31.177
يا با کلفت هاي زشت کنار جاده هاي آشنا

00:34:31.202 --> 00:34:34.751
بالا زدن  دامنها

00:34:35.073 --> 00:34:37.848
به نظرم اين يه زوزه ناشي از درده

00:34:38.109 --> 00:34:40.343
به زبان مجازي انگار
پا روي دمش گذاشته باشند

00:34:40.344 --> 00:34:43.513
اون شاعرانه داره از درد فرياد مي کشه

00:34:43.514 --> 00:34:45.282
و توي کتاب زوزه اعتراضش رو نشون ميده

00:34:45.283 --> 00:34:48.652
و به نظر شما اين کتاب ارزش ادبي
قطعي داره؟

00:34:48.653 --> 00:34:49.867
بله

00:34:49.887 --> 00:34:52.189
در حقيقت فکر مي کنم کتاب به شکلي

00:34:52.190 --> 00:34:55.358
از الفاظ موسيقي جز استفاده مي کنه

00:34:55.359 --> 00:34:57.594
و بگذاريد بگويم

00:34:57.595 --> 00:35:02.866
ايشون از کلماتي استفاده مي کنه که

00:35:02.867 --> 00:35:06.553
در زندگي اش در جاده و
تجربيات پيشينش شنيده

00:35:07.405 --> 00:35:08.638
متشکرم

00:35:08.639 --> 00:35:12.484
خوب شما همه کلمات اين کتاب رو
درک مي کنيد

00:35:12.510 --> 00:35:14.811
به نظرم مفهومشون رو درک مي کنم

00:35:14.812 --> 00:35:16.927
و محتواي کلي شون رو

00:35:17.048 --> 00:35:18.322
که اينطور

00:35:20.585 --> 00:35:24.020
صفحه سيزده

00:35:24.021 --> 00:35:25.329
در خط چهاردهم

00:35:26.591 --> 00:35:29.192
که تو مترو زانو زده زوزه کشيدند

00:35:29.193 --> 00:35:34.471
"از سقف ها پايين کشيده شدند
و آل و اوضاع و دستنوشته هاشون رو تکون دادند

00:35:34.565 --> 00:35:37.834
خوب شما مي فهميد اين پاراگراف
چي مي خواد بگه؟

00:35:37.835 --> 00:35:40.645
بعنوان بخشي از شعر زوزه؟&gt;

00:35:40.671 --> 00:35:42.354
صراحتا نه

00:35:43.508 --> 00:35:46.409
به نظرم ايشون مي خواهد

00:35:46.410 --> 00:35:49.891
نبود شرم در شخصيت مورد
نظرشون رو نشون بده

00:35:50.715 --> 00:35:53.456
اون نسل بعد از جنگ جهاني دوم

00:35:53.985 --> 00:35:56.319
که به خونه برگشتند از جنگ

00:35:56.320 --> 00:36:00.472
بلافاصله بعد از جنگ دانشگاه رفتن
و رفتند سرکار

00:36:00.892 --> 00:36:05.662
شايد اونا توسط امواج جنگ
جابه جا شدند و

00:36:05.663 --> 00:36:08.108
بلافاصله آروم نگرفتند

00:36:08.399 --> 00:36:11.777
خوب حالا پاراگراف بعدي

00:36:16.073 --> 00:36:19.409
که مکيدند و مکيده شدند

00:36:19.410 --> 00:36:23.413
توسط آن فرشته هاي انساني،
دريانوردان

00:36:23.414 --> 00:36:27.284
نوازشگران آتلانتيک و
عشاق درياي کارائيب

00:36:27.285 --> 00:36:31.437
خوب حالا شما مي دونيد مکيدن
و مکيده شدن يعني چه؟

00:36:31.756 --> 00:36:34.338
خوب به نظرم اين کلمات معنا هاي
فراواني دارند

00:36:34.659 --> 00:36:38.028
خوب شما به کلمات اين پاراگراف چه
معاني اي رو تخصيص مي دهيد؟

00:36:38.029 --> 00:36:41.431
در يه سطحي ممکنه به معني اون باشه که
اينها ولگردهايي هستند

00:36:41.432 --> 00:36:45.969
که توسط بادهايي واقعي به جاهايي کشيده شدند

00:36:45.970 --> 00:36:49.348
از سوي ديگر شايد اين کلمات
بار جنسي هم داشته باشند

00:36:50.241 --> 00:36:53.187
در ارتباط با رابطه جنسي دهاني درسته؟

00:36:53.244 --> 00:36:54.756
بله احتمالا همينطوره

00:36:54.845 --> 00:36:56.680
خوب حالا به نظر شما اين کلمات

00:36:56.681 --> 00:36:58.582
براي تبديل شدن اين محتوا

00:36:58.583 --> 00:37:00.450
به يک کار ادبي با ارزش لازم و ضروري هستند؟

00:37:00.451 --> 00:37:02.285
به نظرم درباره اين موضوع قبلا
به توافق رسيديم عاليجناب

00:37:02.286 --> 00:37:04.955
بله آقاي مکيناش ، اگر بخاطر بياوريد

00:37:04.956 --> 00:37:08.369
گفتم اجازه نمي دهم از واژه ضروري
استفاده بشه

00:37:08.559 --> 00:37:11.209
اما مي توانيد بپرسيد:
آيا مرتبط هستند يا نه

00:37:11.596 --> 00:37:15.332
آيااين کلمات براي تبديل اين اثر به اثري داراي
ارزش ادبي مرتبط هستند؟

00:37:15.333 --> 00:37:17.000
بله من اعتقاد دارم هستند

00:37:17.001 --> 00:37:19.913
حالا اگر اين کلمات را بيرون بياوريد

00:37:20.037 --> 00:37:21.972
آيا تصوير شعري خراب مي شود؟

00:37:21.973 --> 00:37:25.075
خوب ايشون بطورغير مستقيم دارن
کاري مي کنن که شما مستقيما ممنوعش کرديد

00:37:25.076 --> 00:37:27.385
ايشون يه متخصص هستند

00:37:27.411 --> 00:37:29.012
ايشون بايد گمانه زني کنند

00:37:29.013 --> 00:37:33.516
نه آقاي مکينتاش متاسفم که
اينجا نميتونم با شما موافق باشم

00:37:33.517 --> 00:37:37.387
اينکه نويسنده ممکن است از
کلمات متفاوت ديگري استفاده کرده باشد

00:37:37.388 --> 00:37:40.156
شما را وارد محدوده گمانه زني
مي کند

00:37:40.157 --> 00:37:41.897
اعتراض مورد قبول است

00:37:42.893 --> 00:37:44.770
کمي جلوتر مي رويم

00:37:47.698 --> 00:37:51.468
اونا که حال کردن با قاپ زدن يه ميليون
دختر

00:37:51.469 --> 00:37:55.572
مضطرب تو غروب  و صبح با چشمهاي سرخ بي خواب

00:37:55.573 --> 00:37:59.676
اما آماده شدن تا حال کنن با دلربايي در طلوع

00:37:59.677 --> 00:38:04.660
لمبرهاي برآمده تو خونه هاي ولنگ و واز
   و لخت  کنار درياچه ،

00:38:08.519 --> 00:38:10.430
خوب سوالتون چيه

00:38:10.554 --> 00:38:13.356
آيا در اينجا کلمه قاپ زدن

00:38:13.357 --> 00:38:14.891
آيا اون

00:38:14.892 --> 00:38:18.295
با نکته ادبي مورد نظر آقاي
گينزبرگ مرتبطه؟

00:38:18.296 --> 00:38:22.949
بله فکر مي کنم استفاده از واژه هاي
خوشايند در

00:38:23.901 --> 00:38:26.619
توصيف اين مساله براي آقاي گينزبرگ
نوعي دورويي محسوب مي شده

00:38:27.071 --> 00:38:30.740
شما همچنين کفتيد که ارزش ادبي
بعضي وقتها  بستگي

00:38:30.741 --> 00:38:34.544
به حيات يک کتاب در طول
زمان داره

00:38:34.545 --> 00:38:37.447
آيا فکر مي کنيد اثر آقاي گينزبرک
در طول زمان زنده باقي بمونه؟

00:38:37.448 --> 00:38:39.582
آخه ايشون از کجا بدونه؟

00:38:39.583 --> 00:38:42.585
اون بيشتر از آدمايي که فکر مي کردند
کتاب برگهاي علف دوام بياره چيزي نمي دونه

00:38:42.586 --> 00:38:45.555
من نظر ايشون رو پرسيدم
دوست دارم درباره اين کتاب نظرشون رو بدن

00:38:45.556 --> 00:38:47.624
ايشون ميگن که ارزش ادبي کتاب

00:38:47.625 --> 00:38:49.693
بستگي به دوام اون در طول زمان داره

00:38:49.694 --> 00:38:51.061
ميخواهم بدونم آيا اين کتاب دوام
مياره؟

00:38:51.062 --> 00:38:52.595
اگر لوتر نيکولز بتونه جواب اين سوالو بده

00:38:52.596 --> 00:38:55.665
اونوقت خداي مهربون يه دستيار پيدا مي کنه
و اونم بايد اون بالا باشه

00:38:55.666 --> 00:38:56.733
چطور مي تونه اينو
پيش بيني کنه

00:38:56.734 --> 00:38:59.202
من نظر ايشون رو بعنوان يه متخصص مي پرسم

00:38:59.203 --> 00:39:00.449
خودم از ايشون مي پرسم

00:39:01.205 --> 00:39:03.446
مي توانيد به اين سوال جواب دهيد؟

00:39:05.276 --> 00:39:07.858
جواب اين سوال يه پيشگويي لازم داره

00:39:09.180 --> 00:39:12.015
به نظرم اين دادگاه توجه مردم رو
بهش جلب مي کنه

00:39:12.016 --> 00:39:15.852
زوزه خواننده هاي بيشتر ي از اونچه که ممکن بود
قبلا داشته باشه پيدا مي کنه

00:39:15.853 --> 00:39:19.889
و مي تونه در تاريخ بعنوان سنگفرشي در مسير
باقي بمونه

00:39:19.890 --> 00:39:22.092
به سمت آزادي بيشتر يا شايد هم کمتر

00:39:22.093 --> 00:39:24.072
در اجازه دادن به اشعاري شبيه به خودش

00:39:38.476 --> 00:39:41.444
شاعري اساسا به معناي

00:39:41.445 --> 00:39:44.391
لفاظي ريتميک احساسه

00:39:45.149 --> 00:39:47.317
و احساس

00:39:47.318 --> 00:39:50.298
تکانه اي است که از درون آغاز مي شود

00:39:50.855 --> 00:39:54.905
مي دونيد مثل يه انگيزه جنسي
تقريبا به همون معني

00:39:55.559 --> 00:39:59.176
خوب اون احساسيه که از ته معده شروع ميشه

00:39:59.630 --> 00:40:03.700
و به سمت سينه ها ميره

00:40:03.701 --> 00:40:06.681
و از دهان و گوش ها خارج ميشه
درسته؟

00:40:08.038 --> 00:40:09.139
و

00:40:09.140 --> 00:40:13.121
مثل يه زمزمه يا غرش يا آه
جلو مياد درسته؟

00:40:13.210 --> 00:40:15.645
بنابراين اگر بخواهي با کلام بيانش کني

00:40:15.646 --> 00:40:18.314
اونم با نگاه کردن به اطراف

00:40:18.315 --> 00:40:21.451
و سعي کردن توصيف اون چيزي
که باعث آه کشيدنت ميشه

00:40:21.452 --> 00:40:23.397
تنها کلمات رو آه بکشي

00:40:23.854 --> 00:40:26.402
خيلي ساده احساساتت رو
به الفاظ تبديل مي کني

00:40:26.690 --> 00:40:30.026
اونا که گردن کميسرها رو گاز گرفتن
 و يا از شادي جيغ کشيدن

00:40:30.027 --> 00:40:33.096
توماشيناي پليس اون هم بدون هيج جرمي

00:40:33.097 --> 00:40:37.477
بجز کارهاي من درآوردي و لواط و مستي

00:40:38.202 --> 00:40:41.838
اونا که رو دو زانو نشستن و
زوزه کشيدن تو زيرگذرها

00:40:41.839 --> 00:40:44.274
و پايين کشيدنشون از سقف

00:40:44.275 --> 00:40:48.325
  آلت تناسلي و دست نوشته هاشون در اهتزاز ،

00:40:53.184 --> 00:40:55.163
وقت نوشتن شعرهام

00:40:55.186 --> 00:40:57.700
دقيقا نمي دونم چه معنايي دارند

00:40:58.322 --> 00:41:00.256
بعد ها خودشون معنا پيدا مي کنند

00:41:00.257 --> 00:41:01.991
بعد از يکي دو سال کم کم مي فهمم

00:41:01.992 --> 00:41:03.293
يه معني روشن پيدا کرده

00:41:03.294 --> 00:41:04.875
به شکلي ناخودآگاه

00:41:05.396 --> 00:41:08.308
معني اش با گذشت زمان
شکل مي گيره ... ميدونيد

00:41:08.365 --> 00:41:10.344
مثل عکسي که به تدريج ظاهر ميشه

00:41:12.169 --> 00:41:14.216
اگه به خودي خود و ناگهاني
نوشته بشن

00:41:15.406 --> 00:41:18.454
يه وقتهايي اصلا نميدونم
معني دارند يا نه

00:41:18.676 --> 00:41:22.225
و يه وقتاي ديگه
کاملا معنا دار هستند

00:41:23.347 --> 00:41:25.360
اون وقته که گريه ام مي گيره

00:41:26.450 --> 00:41:28.429
چون مي فهمم

00:41:29.520 --> 00:41:31.863
که چيزي رو مطرح کرده ام که

00:41:32.022 --> 00:41:33.705
واقعا حقيقت داره

00:41:33.824 --> 00:41:37.527
که ممکنه يه کسي اون رو بخونه

00:41:37.528 --> 00:41:40.804
و شايد قرن ها بعد به گريه بيفته

00:41:40.965 --> 00:41:43.513
درست مثل يه پيشگويي

00:41:44.235 --> 00:41:46.783
چون يه حس مشترک رو تحريک
مي کنه

00:41:47.071 --> 00:41:48.285
منظورم اينه

00:41:49.206 --> 00:41:51.686
کاري که پيشگويي انجام ميده

00:41:51.976 --> 00:41:55.662
دونستن اين نيست که مثلا

00:41:56.013 --> 00:41:58.231
سال 1942 قراره بمبي سقوط کنه

00:41:58.415 --> 00:42:01.117
اون درواقع دانستن و احساس چيزيه

00:42:01.118 --> 00:42:03.393
که کس ديگه اي دانسته و احساس کرده

00:42:03.988 --> 00:42:06.001
اون هم صد سال قبل

00:42:08.058 --> 00:42:10.693
و شايد اون احساس رو با فکر اينکه

00:42:10.694 --> 00:42:13.606
يه نفر صد سال ديگه مي خونتش
به الفاظ بيان کرده

00:42:33.284 --> 00:42:35.518
who crashed through their minds
in jail...

00:42:35.519 --> 00:42:37.420
waiting for impossible criminals...

00:42:37.421 --> 00:42:39.222
with golden heads...

00:42:39.223 --> 00:42:42.601
and the charm of reality
in their hearts...

00:42:44.762 --> 00:42:48.072
who sang sweet blues to Alcatraz,

00:42:49.033 --> 00:42:52.835
who demanded sanity trials
accusing the radio of hypnotism...

00:42:52.836 --> 00:42:54.837
and were left with their insanity...

00:42:54.838 --> 00:42:57.283
and their hands and a hung jury..

00:42:59.743 --> 00:43:03.813
who threw potato salad at
CCNY lecturers on Dadaism...

00:43:03.814 --> 00:43:05.782
and subsequently presented
themselves...

00:43:05.783 --> 00:43:07.850
on the granite steps of the madhouse...

00:43:07.851 --> 00:43:11.220
with shaven heads and
harlequin speech of suicide,

00:43:11.221 --> 00:43:14.497
demanding instantaneous lobotomy,

00:43:16.527 --> 00:43:18.294
and who were given instead...

00:43:18.295 --> 00:43:20.663
the concrete void of insulin Metrazol...

00:43:20.664 --> 00:43:23.733
electricity hydrotherapy psychotherapy...

00:43:23.734 --> 00:43:27.385
occupational therapy
pingpong and amnesia,

00:43:31.842 --> 00:43:34.310
and who therefore ran
through the icy streets...

00:43:34.311 --> 00:43:36.145
obsessed with a sudden flash...

00:43:36.146 --> 00:43:38.214
of the alchemy of the use of the ellipse...

00:43:38.215 --> 00:43:42.265
the catalog the meter
and the vibrating plane,

00:43:46.190 --> 00:43:50.593
who dreamt and made incarnate
gaps in Time and Space...

00:43:50.594 --> 00:43:52.895
through images juxtaposed,

00:43:52.896 --> 00:43:55.264
and trapped the arch-angel
of the soul...

00:43:55.265 --> 00:43:57.266
between 2 visual images...

00:43:57.267 --> 00:44:01.404
to recreate the syntax and
measure ofpoor human prose...

00:44:01.405 --> 00:44:04.907
and stand before you
speechless and intelligent...

00:44:04.908 --> 00:44:07.319
and shaking with shame,

00:44:07.778 --> 00:44:10.113
rejected yet confessing out the soul...

00:44:10.114 --> 00:44:12.181
to conform to the rhythm of thought...

00:44:12.182 --> 00:44:14.696
in his naked and endless head,

00:44:17.087 --> 00:44:20.757
the madman bum and angel beat in Time,

00:44:20.758 --> 00:44:23.159
unknown, yet putting down here...

00:44:23.160 --> 00:44:27.005
what might be left to say
in time come after death,

00:44:28.298 --> 00:44:32.969
and rose reincarnate in
the ghostly clothes of jazz...

00:44:32.970 --> 00:44:35.638
in the goldhorn shadow of the band...

00:44:35.639 --> 00:44:40.209
and blew the suffering of
America's naked mind for love...

00:44:40.210 --> 00:44:42.879
into an eli eli lamma lamma...

00:44:42.880 --> 00:44:45.882
sabacthani saxophone cry...

00:44:45.883 --> 00:44:49.619
That shivered the cities
down to the last radio...

00:44:49.620 --> 00:44:52.655
with the absolute heart
of the poem of life...

00:44:52.656 --> 00:44:55.191
butchered out of their own bodies...

00:44:55.192 --> 00:44:58.809
good to eat a thousand years,

00:45:17.081 --> 00:45:18.320
بعد از ترک نيويورک

00:45:18.615 --> 00:45:21.026
يه سالي تو سانفرانسيسکو بودم

00:45:21.051 --> 00:45:24.498
آپارتماني تو نوب هيل گرفتم

00:45:25.289 --> 00:45:27.757
يه شغل خيلي رسمي

00:45:27.758 --> 00:45:30.993
با چند تا منشي داشتم که

00:45:30.994 --> 00:45:32.836
اوايلش خيلي بهم حال مي داد

00:45:33.430 --> 00:45:35.598
از دونستن اينکه از پسش برميام لذت
مي بردم

00:45:35.599 --> 00:45:38.735
 وديگه قالبهاي احتماعي منو نمي ترسوند

00:45:38.736 --> 00:45:42.422
اينکه بتونم هر روز تو دنياي تجارت
دوام بيارم

00:45:44.908 --> 00:45:46.352
اون وقت بود گه با پيتر آشنا شدم

00:46:16.039 --> 00:46:18.007
وقتي با پيتر آشنا شدم

00:46:18.008 --> 00:46:20.317
همه چيز واسم تغيير کرد

00:46:23.514 --> 00:46:26.995
انگاري از آسمون بارون طلا مي باريد

00:46:28.085 --> 00:46:32.829
بالاخره يکي عاشقم شده بود
همونطوري که عاشقش بودم

00:46:33.557 --> 00:46:37.226
و براي اولين بار بود که تو زندگيم
احساس کردم پذيرفته شده ام

00:46:37.227 --> 00:46:38.876
اون هم تمام و کمال

00:46:48.872 --> 00:46:50.439
تو سانفرانسيسکو

00:46:50.440 --> 00:46:53.887
يه سال پيش دکتر هيکز
روان درماني شدم

00:46:55.045 --> 00:46:57.456
قفل کرده بودم . نمي تونستم بنويسم

00:46:58.415 --> 00:47:00.383
هنوز سعي مي کردم آدم نرمالي باشم

00:47:00.384 --> 00:47:02.518
از ديوانه شدن مي ترسيدم

00:47:02.519 --> 00:47:05.521
مي دونسم که قراره
همجنس گرا باقي بمونم

00:47:05.522 --> 00:47:08.104
و يه مشکلي تو وجودم هست

00:47:09.960 --> 00:47:12.161
و دکتر هيکز همش مي گفت

00:47:12.162 --> 00:47:14.564
دوس داري چکار کني؟

00:47:14.565 --> 00:47:17.700
اميال دروني ات چي هستند؟

00:47:17.701 --> 00:47:19.969
بالاخره گفتم

00:47:19.970 --> 00:47:22.271
کاري که دوست دارم انجام بدم اينه

00:47:22.272 --> 00:47:24.674
همه اين چيزا رو کنار بگذارم

00:47:24.675 --> 00:47:25.708
و

00:47:25.709 --> 00:47:27.710
با پيتر يه اتاق کوچک بگيرم

00:47:27.711 --> 00:47:30.555
و خودم رو به نوشتن و

00:47:30.747 --> 00:47:34.750
تفکر و سکس و  ماريجوانا کشيدن و

00:47:34.751 --> 00:47:36.992
هرکاري دوست دارم مشغول کنم

00:47:37.788 --> 00:47:40.802
بعد اون گفت:
پس چرا اين کارا رو نمي کني؟

00:47:43.026 --> 00:47:46.562
خوب گفتم آخه اگر پير بشم

00:47:46.563 --> 00:47:48.664
و شورتم پر از لکه هاي ادرار باشه

00:47:48.665 --> 00:47:51.167
و تو يه خونه مبله زندگي کنم

00:47:51.168 --> 00:47:53.336
و هيشکي دوستم نداشته باشه و

00:47:53.337 --> 00:47:54.770
موهام سفيد بشه

00:47:54.771 --> 00:47:57.340
پول نداشته باشم و همه جا
پراز خرده نون باشه چي؟

00:47:57.341 --> 00:47:58.990
اون گفت

00:47:59.843 --> 00:48:01.544
نگران اين چيزا نباش

00:48:01.545 --> 00:48:05.648
"تو خيلي جذاب و دوست داشتني هستي
و مردم هميشه دوستت خواهند داشت

00:48:05.649 --> 00:48:08.129
شنيدن اين حرف چقدر راحت کننده بود

00:48:09.052 --> 00:48:11.793
خيلي زود فهميدم که اون

00:48:12.055 --> 00:48:13.567
يه تله واسه ترسهام بود

00:48:14.625 --> 00:48:16.172
يه توهم

00:48:18.762 --> 00:48:21.931
کدام ابوالهول سيماني و آلومينيومي

00:48:21.932 --> 00:48:24.433
جمجمه اش را ترکاند

00:48:24.434 --> 00:48:27.551
و مغز و تخيلاتش را بلعيد

00:48:27.938 --> 00:48:32.575
مولاک، انزوا، کثافت

00:48:32.576 --> 00:48:37.024
 قباحت !  آشغالدونيها و دلارهاي دست نيافتني

00:48:37.381 --> 00:48:40.216
بچه ها زير پلکان فرياد مي کشند

00:48:40.217 --> 00:48:42.852
هق هق جوانها در ارتش

00:48:42.853 --> 00:48:45.621
پيرمردهايي که در پارکها
مي گريند

00:48:45.622 --> 00:48:48.524
مولاک مولاک

00:48:48.525 --> 00:48:53.337
کابوس مولاک
مولاک بي عاطفه

00:48:53.563 --> 00:48:55.531
مولاک رواني

00:48:55.532 --> 00:48:59.377
مولاک قاضي سختگير بشر

00:49:02.506 --> 00:49:05.975
من و پيتر مولاک رو وقتي ديديم که
حسابي مواد زده بوديم

00:49:05.976 --> 00:49:09.127
و تو خيابونهاي مرکز شهر
سرگردون بوديم

00:49:09.579 --> 00:49:13.321
اون خداييه که براش قرباني
مي سوزوني

00:49:13.717 --> 00:49:14.865
اما

00:49:14.985 --> 00:49:18.966
تو ذهنم اون چيزي بود که مادرم
رو به ديوانگي کشوند

00:49:20.157 --> 00:49:22.898
پس اين خط رو نوشتم

00:49:22.993 --> 00:49:27.509
مولاک که چشمانش
هزاران پنجره کور مي باشند

00:49:27.631 --> 00:49:29.405
اين کلمه تو ذهنم بود

00:49:31.969 --> 00:49:33.469
و... احساسي هم داشتم.

00:49:33.470 --> 00:49:36.038
DA de de DA de de DA de de DA DA, Hmm?

00:49:36.039 --> 00:49:41.110
خوب تنها کاري که کردم اين بود
که به اطرافم نگاه کردم و کلي پنجره ديدم

00:49:41.111 --> 00:49:43.386
و گفتم اوه پنجره... البته که همينه

00:49:43.413 --> 00:49:45.982
اما چه نوع پنجره اي؟آهان؟ و

00:49:45.983 --> 00:49:47.984
نه فقط اون به دهنم اومد

00:49:47.985 --> 00:49:50.419
مولاک که چشماش.... درسته؟

00:49:50.420 --> 00:49:53.833
مولاک که چشماش... به خودي خود
خيلي قشنگه

00:49:54.324 --> 00:49:55.791
مي دونيد... اما خوب که چي

00:49:55.792 --> 00:49:57.026
مولاک که چشماش... چي؟

00:49:57.027 --> 00:49:59.328
مولاک که چشمهاش

00:49:59.329 --> 00:50:02.498
چيز بعدي که به فکرم اومد احتمالا
اين بود

00:50:02.499 --> 00:50:03.399
هزاران

00:50:03.400 --> 00:50:05.101
خيلي خوب... اما هزاران چي؟

00:50:05.102 --> 00:50:06.869
هزاران کور

00:50:06.870 --> 00:50:09.939
بايد اينو يه جوري تموم مي کردم پس

00:50:09.940 --> 00:50:11.487
بايد مي گفتم پنجره

00:50:16.913 --> 00:50:22.032
مولاک که چشمانش هزاران
پنجره کورند

00:50:23.987 --> 00:50:26.222
مولاک که آسمان خراشهاش

00:50:26.223 --> 00:50:29.965
ايستاده در خيابانهاي طويل
چون يهوادهايي بي پايان

00:50:31.395 --> 00:50:35.706
مولاک که کارخونه هاش خواب مي بينن
 و قارقار مي کنن تو مه

00:50:38.268 --> 00:50:42.614
مولاک که عشقش نفت و سنگهاي قيمتي بي پايانه

00:50:44.207 --> 00:50:47.824
مولاک که روحش الکتريسيته
و بانک است

00:50:48.345 --> 00:50:53.294
مولاک که تقديرش ابري از هيدروژن خنثاس

00:50:54.885 --> 00:50:57.831
مولاک که در آن تنها نشسته ام

00:50:58.522 --> 00:51:02.173
مولاک که روياي فرشتگانش را مي بينم

00:51:04.294 --> 00:51:06.307
ديوانه وار در مولاک

00:51:06.363 --> 00:51:08.740
کيرخواره در مولاک

00:51:09.166 --> 00:51:12.476
بي عاطفه و نامرد در مولاک

00:51:13.236 --> 00:51:16.580
مولاک که چه زود به درون جانم راه يافت

00:51:17.107 --> 00:51:21.726
مولاک که منو ترسونده   نشئه گي
 ذاتي ام رو پرونده

00:51:22.045 --> 00:51:24.354
مولاک که رهايش کردم

00:51:25.248 --> 00:51:27.090
درمولاک بيدار شو

00:51:27.217 --> 00:51:30.197
نور از آسمون موج مي زنه

00:51:32.122 --> 00:51:34.190
مولاک

00:51:34.191 --> 00:51:35.825
آپارتمانهاي روبات

00:51:35.826 --> 00:51:37.805
حومه هاي نامرئي

00:51:37.861 --> 00:51:39.895
گنجينه هاي اسکلتي

00:51:39.896 --> 00:51:41.630
پايتخت هاي کور

00:51:41.631 --> 00:51:43.232
صنايع شيطاني

00:51:43.233 --> 00:51:45.134
ملت هاي متوهم

00:51:45.135 --> 00:51:47.837
ديوانه خانه هاي شکست ناپذير

00:51:47.838 --> 00:51:49.680
آلت هاي گرانيتي

00:51:49.739 --> 00:51:51.854
بمب هاي هيولايي

00:51:52.742 --> 00:51:56.758
کمرشون شکست تا مولاک
 رو بلند کنن ببرن تو بهشت

00:51:57.881 --> 00:52:00.116
پياده روها درختان

00:52:00.117 --> 00:52:02.251
شهر ها رو به بهشت مي رسونن

00:52:02.252 --> 00:52:05.494
بهشتي که وجود داره و اطراف ما
است

00:52:06.223 --> 00:52:07.389
روياها

00:52:07.390 --> 00:52:08.824
پرستش ها

00:52:08.825 --> 00:52:10.565
چراغاني ها

00:52:10.594 --> 00:52:12.061
اديان

00:52:12.062 --> 00:52:15.110
تمامي کشتي پر از  چرت و پرتهاي  پ
رسوز و گداز

00:52:15.365 --> 00:52:17.207
پيشروي ها

00:52:17.434 --> 00:52:19.151
برفراز رودخانه

00:52:19.202 --> 00:52:21.403
لودگيها و تصليبها

00:52:21.404 --> 00:52:23.554
سيل همه شونو برد

00:52:23.573 --> 00:52:25.774
نشئگي ها، تجلي ها

00:52:25.775 --> 00:52:26.976
نا اميدي ها

00:52:26.977 --> 00:52:31.480
ده سال زوزه هاي حيواني و خودکشي ها

00:52:31.481 --> 00:52:35.151
اذهان؛ عشقهاي نو،نسلي ديوانه

00:52:35.152 --> 00:52:37.753
درپاي صخره هاي زمان

00:52:37.754 --> 00:52:40.890
خنده هاي راستين مقدس در رودخانه

00:52:40.891 --> 00:52:42.802
همه را ديدند

00:52:42.926 --> 00:52:46.295
چشمان وحشي، فرياد هاي مقدس

00:52:46.296 --> 00:52:48.030
آنها بدرود گفتند

00:52:48.031 --> 00:52:51.300
از سقف پريدند به سوي تنهايي

00:52:51.301 --> 00:52:52.468
درحال دست تکان دادن

00:52:52.469 --> 00:52:54.503
گل در دست

00:52:54.504 --> 00:52:56.619
پريدن تو رودخونه

00:52:56.806 --> 00:52:58.421
توي خيابون ها

00:52:59.743 --> 00:53:02.912
به نظر من حتي اگر ارزش ادبي داشته باشه

00:53:02.913 --> 00:53:04.813
کاملا قابل چشم پوشيه

00:53:04.814 --> 00:53:07.650
من به اين عقيده ام بر مبناي

00:53:07.651 --> 00:53:08.951
شواهد عيني دست پيدا کردم

00:53:08.952 --> 00:53:10.019
مثلا

00:53:10.020 --> 00:53:14.323
يک کار ادبي بزرگ
يا حتي يک کار ادبي متوسط

00:53:14.324 --> 00:53:18.010
مشخصا از نظر فرم بسيار کار موفقيه

00:53:18.228 --> 00:53:20.930
اما اين شعر تنها يک تقليد ضعيفه

00:53:20.931 --> 00:53:24.400
از فرمي که هشتاد نود سال پيش
توسط والت ويتمن استفاده مي شد

00:53:24.401 --> 00:53:27.069
و آيا اسم اون شعر به يادتون مياد؟

00:53:27.070 --> 00:53:30.272
اسم شعر برگهاي علف بود

00:53:30.273 --> 00:53:33.083
ارزش ادبي مي تونه از موضوع
نيز ساطع بشه

00:53:33.777 --> 00:53:36.545
و بنابراين شعر زوزه داراي
جه ارزش ادبي است؟

00:53:36.546 --> 00:53:38.320
به نظرم از لخاظ موضوع کمي با ارزشه

00:53:38.715 --> 00:53:42.351
بيان ايده شعر  تا حدودي
واضح است

00:53:42.352 --> 00:53:45.487
اما ارزش خيلي کمي دارد
پس بنابر اين موضوع اين شعر

00:53:45.488 --> 00:53:47.089
داراي ارزش منفي است

00:53:47.090 --> 00:53:48.357
اصلا ارزشي ندارد

00:53:48.358 --> 00:53:49.632
متشکرم

00:53:50.794 --> 00:53:52.895
ببخشيد به نظرمن شما گفتيد که

00:53:52.896 --> 00:53:55.931
گينزبرگ از سبک والت ويتمن استفاده کرده؟

00:53:55.932 --> 00:53:56.999
از فرم

00:53:57.000 --> 00:53:59.435
فرم کتاب برگهاي علف

00:53:59.436 --> 00:54:01.904
خوب چون گينزبرگ از اين
قالب بندي استفاده کرده

00:54:01.905 --> 00:54:04.473
به نظر شما شعر زوزه

00:54:04.474 --> 00:54:06.442
ارزش ادبي يا

00:54:06.443 --> 00:54:08.320
بهايي ندارد درست است؟

00:54:08.345 --> 00:54:10.546
از لحاظ فرم اين گفته درست است

00:54:10.547 --> 00:54:13.082
چون ادبيات با ارزش معمولا فرم
خودش رو

00:54:13.083 --> 00:54:15.351
در هر فرصت بخصوص
خلق مي کند

00:54:15.352 --> 00:54:17.720
اما منظورتان اين نيست که

00:54:17.721 --> 00:54:20.756
برگ هاي علف والت ويتمن
داري کيفيت لازم نيست درسته؟

00:54:20.757 --> 00:54:22.925
اين ادبيات با ارزشي است

00:54:22.926 --> 00:54:25.227
چون فرم آن توسط والت ويتمن
خلق شده

00:54:25.228 --> 00:54:27.096
خوب همزمان شما مي گوييد چون

00:54:27.097 --> 00:54:29.198
گينزبرگ آن فرم را کپي کرده

00:54:29.199 --> 00:54:32.534
زوزه داراي ارزش يا بهاي ادبي نيست

00:54:32.535 --> 00:54:33.702
درست است

00:54:33.703 --> 00:54:37.139
کار تقليدي هيچوقت
ارزش کار اصلي رو پيدا نمي کند

00:54:37.140 --> 00:54:39.017
والت ويتمن از چه کسي کپي کرده؟

00:54:39.376 --> 00:54:41.389
تا جايي که مي دانم از هيچکس

00:54:41.444 --> 00:54:42.578
اما شما نمي دانيد

00:54:42.579 --> 00:54:45.320
آيا جواب شما  نمي دانم نيست؟

00:54:46.583 --> 00:54:47.925
درست است

00:54:48.018 --> 00:54:49.852
تا جايي که متوجه شدم
برداشت بعدي شما اين است که

00:54:49.853 --> 00:54:51.520
ايده شعر زوزه

00:54:51.521 --> 00:54:54.390
ايده روشني است اما
ارزشي ندارد

00:54:54.391 --> 00:54:56.404
درست گفتم؟

00:54:56.626 --> 00:54:58.794
نتيجه گيري کلي همين است

00:54:58.795 --> 00:55:00.996
شعر زوزه از لحاظ موضوع روشن و اضح است

00:55:00.997 --> 00:55:02.509
ايده شعر واضح است؟-
بله-

00:55:03.533 --> 00:55:06.201
گينزبرگ چه ايده اي را در شعر زوزه مطرح
مي کند؟

00:55:06.202 --> 00:55:09.910
خوب اون زندگي  شوربختانه

00:55:11.941 --> 00:55:13.809
کسي که اسمش يادم نيست... سالمون
رو

00:55:13.810 --> 00:55:16.512
زندگي شوربختانه سالمون رو ستايش
مي کند

00:55:16.513 --> 00:55:19.231
يه ولگرد دنبال کننده دادائيسم

00:55:19.616 --> 00:55:20.924
ولگرد چي؟

00:55:21.084 --> 00:55:23.359
ولگرد دنبال کننده دادائيسم

00:55:24.220 --> 00:55:25.630
او اين را تصوير مي کند؟

00:55:25.722 --> 00:55:27.269
درست است

00:55:27.357 --> 00:55:30.092
و اين تصوير هيچ ارزشي ندارد؟

00:55:30.093 --> 00:55:32.470
نه به مثابه ادبيات

00:55:32.529 --> 00:55:34.371
کارل سالمون

00:55:34.698 --> 00:55:39.180
با هاتم تو راکلند 1 اونجا که از من
 ديوونه تر هستي

00:55:39.969 --> 00:55:44.849
باهاتم  تو راکلند  اونجا که احتمالا
خيلي احساس عجيب غريبي داري

00:55:45.608 --> 00:55:50.522
باهاتم  تو راکلند اونجا که اداي سايه ي
 مادرم رو در مياري

00:55:52.916 --> 00:55:56.952
اهاتم تو راکلند اونجا که با اندام
پرستارات ور مي ري

00:55:56.953 --> 00:55:59.603
اون درنده هاي برانکس

00:56:00.023 --> 00:56:02.057
باهاتم تو راکلند

00:56:02.058 --> 00:56:04.660
اونجا که مي کوبي رو پيانوي کاتاتونيک

00:56:04.661 --> 00:56:06.962
روح معصوم و جاويد است

00:56:06.963 --> 00:56:10.842
و هرگز نبايد گناهکارانه در تيمارستاني
مجهز بميرد

00:56:11.368 --> 00:56:13.068
باهاتم تو راکلند

00:56:13.069 --> 00:56:15.003
ونجا که حتي بيش از پنجاه شوک
هم

00:56:15.004 --> 00:56:17.106
روح تو رو

00:56:17.107 --> 00:56:20.758
هرگز بازنمي گردونه به تن از زيارتش
 از صليب در خلاء

00:56:21.611 --> 00:56:23.011
باهاتم تو راکلند

00:56:23.012 --> 00:56:24.947
اونجا که پزشکها ت رو  متهم مي کني به جنون

00:56:24.948 --> 00:56:27.716
و  انقلاب سوسياليستي يهودي
 رو

00:56:27.717 --> 00:56:31.027
بر عليه فاشيست ملي جلجتا طرح مي کني

00:56:31.855 --> 00:56:33.655
باهاتم تو راکلند

00:56:33.656 --> 00:56:35.991
 اونجا که بهشتهاي لانگ آيلند رو نصف مي کني

00:56:35.992 --> 00:56:38.560
و  مسيح انساني خودت رو زنده مي کني

00:56:38.561 --> 00:56:40.836
از تو قبر ابر انسان

00:56:41.364 --> 00:56:44.366
باهاتم تو راکلند اونجا که
 بيست و پنج هزار رفيق ديوونه با هم

00:56:44.367 --> 00:56:47.069
آخرين بندهاي انترناسيونال

00:56:47.070 --> 00:56:49.880
رو مي خوونن

00:56:50.840 --> 00:56:52.341
باهاتم تو راکلند

00:56:52.342 --> 00:56:54.877
اونجا که بيدار مي شيم از کُما با شوک

00:56:54.878 --> 00:56:58.791
با هواپيماهاي روحمون غرش مي کنيم رو  سقف

00:56:59.048 --> 00:57:01.917
اوناا اومدن تا بمبهاي ملکوتي رو بندازن

00:57:01.918 --> 00:57:04.762
بيمارستان خودش رو نوراني مي کنه

00:57:05.455 --> 00:57:08.435
ديوارهاي خيالي فرو ميريزن

00:57:09.058 --> 00:57:12.471
آي انبوه نحيف بيرون بياين

00:57:13.129 --> 00:57:19.045
آي شوک پولک دوزي شده ي پرستاره ي رحمت
جنگ ابدي اينجاست

00:57:21.738 --> 00:57:26.152
آي پيروزي لباس زيرت رو فراموش کن ما آزاديم

00:57:27.677 --> 00:57:30.112
باهاتم تو راکلند

00:57:30.113 --> 00:57:31.780
در روياهايم

00:57:31.781 --> 00:57:34.650
خيس در اشک قدم مي زني

00:57:34.651 --> 00:57:37.267
از يک سفر دريايي توي بزرگراه
 سرتاسر آمريکا

00:57:37.353 --> 00:57:40.656
به سمت در ِ کلبه ي من تو

00:57:40.657 --> 00:57:42.704
شب وسترن

00:57:45.261 --> 00:57:50.299
تاثير بخش سوم شعر زوزه بر شما چيه؟

00:57:50.300 --> 00:57:53.469
به نظرم تفسير شاعرانه اون

00:57:53.470 --> 00:57:55.704
خط دادائيستي اينه که

00:57:55.705 --> 00:57:58.707
همه چيز مايه ياس آدميزاده

00:57:58.708 --> 00:58:01.710
اينکه همه چيز بايد فراموش و نابود بشه و

00:58:01.711 --> 00:58:04.413
و اينکه زندگي سالمون احتمالا
همين ريتم و شکل رو داشته

00:58:04.414 --> 00:58:06.448
بنابراين  تم هاي مورد استفاده در

00:58:06.449 --> 00:58:09.099
اين بخش واقعي به نظر مي رسن

00:58:09.118 --> 00:58:11.427
پس اين بخش واقعيت يا اعتبار داره

00:58:12.222 --> 00:58:15.991
به نظرم يکم زبونم پيچيد ... تو گفتن
اين حرف

00:58:15.992 --> 00:58:18.627
بايد مي گفتم واضح  به جاي واقعي

00:58:18.628 --> 00:58:21.029
ولي شما تمام مدت شهادت دادن

00:58:21.030 --> 00:58:23.271
 از کلمه واقعيت استفاده کرديد

00:58:23.700 --> 00:58:26.145
به هرحال آقاي کرک. شما تاحالا
کتاب مقدس رو خونديد؟

00:58:26.803 --> 00:58:28.213
بله

00:58:28.538 --> 00:58:30.305
بگوييد ببينم کتاب ايوب را خوانده ايد؟

00:58:30.306 --> 00:58:31.580
بله

00:58:31.908 --> 00:58:35.177
آيا ايوب هم درست مانند زوزه گينزبورگ
فرياد نکشيد؟

00:58:35.178 --> 00:58:36.545
به هيچوجه

00:58:36.546 --> 00:58:40.562
با من موافقيد که ايوب زندگي را
محکوم مي کرد؟

00:58:41.150 --> 00:58:43.919
بله  ايوب شرايط انساني را محکوم مي کرد

00:58:43.920 --> 00:58:47.623
اما اون مثل دادائيست ها رفتار نکرد که

00:58:47.624 --> 00:58:49.625
بخواهد تمام حافظه انساني را

00:58:49.626 --> 00:58:51.527
از هرآنچه نژاد بشري انجام داده
پاک کند

00:58:51.528 --> 00:58:54.496
تا همه چيز از اول آغاز شود

00:58:54.497 --> 00:58:56.064
به شيوه دادائيست ها

00:58:56.065 --> 00:58:57.333
و شما به اين فلسفه اعتقادي نداريد؟

00:58:57.334 --> 00:58:58.233
به هيچ وجه

00:58:58.234 --> 00:59:01.603
اين فلسفه از سال 1922 يا 23 ديگه
به کلي از ميان رفته

00:59:01.604 --> 00:59:03.238
اما اين به اون معني نيست که

00:59:03.239 --> 00:59:05.174
کسي که هنوز به اون فلسفه باور داره

00:59:05.175 --> 00:59:06.241
در اشتباهه... درسته؟

00:59:06.242 --> 00:59:09.244
نه .. ولي اون فلسفه ديگه ادبياتي
 توليد نمي کنه

00:59:09.245 --> 00:59:10.792
خوب ... چه چيزي

00:59:11.281 --> 00:59:13.362
چه چيزي ادبيات توليد مي کنه آقاي کرک

00:59:13.383 --> 00:59:16.685
اينجا بايد به سه اصل نقادي عيني
اشاره کنم:

00:59:16.686 --> 00:59:18.887
فرم، تم يا موضوع و فرصت

00:59:18.888 --> 00:59:20.088
خيلي خوب

00:59:20.089 --> 00:59:22.724
آيا به نظر شما گينزبورگ

00:59:22.725 --> 00:59:24.760
در سفرهاش فرصت اينو داشت

00:59:24.761 --> 00:59:26.695
که زندگي رو نظاره کنه و دربارش
بنويسه؟

00:59:26.696 --> 00:59:28.530
شايد بخش کوچکي اش رو بله

00:59:28.531 --> 00:59:30.265
و اين اون بخشيه که
دربارش مي نوشت؟

00:59:30.266 --> 00:59:31.199
درسته؟

00:59:31.200 --> 00:59:32.301
يک مساله

00:59:32.302 --> 00:59:35.146
جواب سوال من را بدهيد
بله يا خير

00:59:35.805 --> 00:59:39.547
ممم... من...کمي گيج شده ام

00:59:40.276 --> 00:59:42.478
اين بخشيه که درباره اش نوشته

00:59:42.479 --> 00:59:43.378
درسته؟

00:59:43.379 --> 00:59:45.447
نمي تونم بگم آره و يا نه

00:59:45.448 --> 00:59:47.215
ولي شما گفتيد ايشون در سفرهاشون

00:59:47.216 --> 00:59:49.559
درباره بخش کوچکي از جامعه نوشت

00:59:49.852 --> 00:59:51.720
سردرگمي من از اينجا ناشي ميشه

00:59:51.721 --> 00:59:54.856
به نظرم اون سفرها مال سالمون بوده
نه گينزبورگ

00:59:54.857 --> 00:59:56.631
اين پايه و اساس سردرگمي منه

00:59:56.659 --> 00:59:59.561
آره ولي گينزبورگ اين کتاب
رو درباره سالمون مي نوشته

00:59:59.562 --> 01:00:01.330
اين ديدگاه هاي خود اونه

01:00:01.331 --> 01:00:02.639
شما که اون رو خونديد نه؟

01:00:02.732 --> 01:00:04.866
مطمئن نيستم که اون آيا

01:00:04.867 --> 01:00:06.501
اصلا با سالمون آشنا بوده يا خير

01:00:06.502 --> 01:00:09.071
اين مساله خارج از حوزه
تجربيات

01:00:09.072 --> 01:00:10.505
و دانش منه

01:00:10.506 --> 01:00:13.308
شما به کتاب بخاطر اين ارزش ميديد که

01:00:13.309 --> 01:00:14.719
نويسنده شخصي رو که دربارش نوشته
ميشناخته يا نه؟

01:00:14.777 --> 01:00:16.244
دقيقا

01:00:16.245 --> 01:00:19.314
آيا اصلا از زنده بودن کارل سالومون
اطمينان داريد؟

01:00:19.315 --> 01:00:20.490
نه

01:00:20.617 --> 01:00:22.084
پس شما نمي دونيد نه؟

01:00:22.085 --> 01:00:23.258
به هيچ وجه

01:00:24.420 --> 01:00:27.138
شما تاحالا از ولتر چيزي خونديد؟

01:00:27.857 --> 01:00:28.891
يکي از کارهاش رو خوندم

01:00:28.892 --> 01:00:29.958
کنديد

01:00:29.959 --> 01:00:31.660
و نظرتون درباره کنديد چيه؟

01:00:31.661 --> 01:00:34.311
بعنوان يه اثر ادبي؟
خوب کتاب واقعا بزرگيه

01:00:34.330 --> 01:00:36.532
و به نظرتون ولتر سبک چه کسي رو
کپي کرده بود؟

01:00:36.533 --> 01:00:37.399
اوه

01:00:37.400 --> 01:00:38.900
جناب قاضي-
خواهش مي کنم-

01:00:38.901 --> 01:00:40.836
دادستان ميتونه اعتراض کنه

01:00:40.837 --> 01:00:42.611
اگه اعتراضي داشته باشه

01:00:42.939 --> 01:00:45.248
خوب من مي خواهم...

01:00:46.576 --> 01:00:49.144
راستش نمي خواهم با ايشون مجادله کنم

01:00:49.145 --> 01:00:51.090
ايشون منو آزار مي دهند

01:00:51.748 --> 01:00:54.865
دهانم رو که باز کنم
مشتهاشون به دهانم کوبيده ميشه

01:01:01.557 --> 01:01:04.776
چه مدتي کتاب زوزه رو مطالعه کرديد

01:01:05.695 --> 01:01:07.095
به نظرم دوهفته

01:01:07.096 --> 01:01:08.296
دوهفته؟

01:01:08.297 --> 01:01:10.532
دو هفته حد اکثر زمانيه که واسه اين کار
فرصت مي گذارم

01:01:10.533 --> 01:01:12.968
هرچند درباره اين کتاب
بعد از 5 دقيقه نظرم مشخص شد

01:01:12.969 --> 01:01:15.404
و شما زمان خيلي زيادي  روي کتاب

01:01:15.405 --> 01:01:17.439
کانديد ولتر تمرکز کرديد درسته؟

01:01:17.440 --> 01:01:18.674
دقيقا

01:01:18.675 --> 01:01:20.876
خوب به نظرتون آيا اگر ده سال ديگه

01:01:20.877 --> 01:01:22.811
وقت روي کتاب زوزه صرف مي کرديد

01:01:22.812 --> 01:01:24.646
ممکن بود نظرتون تغيير کنه؟

01:01:24.647 --> 01:01:27.161
کاملا اطمينان دارم که اينطور نمي شد

01:01:29.652 --> 01:01:30.891
سوالهام همين ها بودند

01:01:32.321 --> 01:01:34.790
اونجا که پزشکها ت رو  متهم مي کني به جنون

01:01:34.791 --> 01:01:37.325
و  انقلاب سوسياليستي يهودي رو بر
 عليه فاشيست ملي

01:01:37.326 --> 01:01:40.395
جلجتا طرح مي کني

01:01:40.396 --> 01:01:42.197
با تو ام در راکلند

01:01:42.198 --> 01:01:44.900
 اونجا که بهشتهاي لانگ آيلند رو
 نصف مي کني

01:01:44.901 --> 01:01:50.111
و  مسيح انساني خودت رو زنده مي کني
 از تو قبر ابر انسان

01:01:50.740 --> 01:01:52.674
با تو ام در راکلند

01:01:52.675 --> 01:01:56.678
ونجا که بيست و پنج هزار رفيق ديوونه با هم

01:01:56.679 --> 01:02:00.421
خرين بندهاي انترناسيونال رو مي خوونن

01:02:01.050 --> 01:02:03.118
با تو ام در راکلند

01:02:03.119 --> 01:02:05.287
اونجا که به آغوش مي کشيم

01:02:05.288 --> 01:02:08.405
ايالات متحده رو زير ملافه هامون

01:02:08.424 --> 01:02:10.125
ايالات متحده

01:02:10.126 --> 01:02:13.812
که تمام شب رو سرفه مي کنه
و نمي ذاره که بخوابيم

01:02:14.363 --> 01:02:16.046
با تو ام در راکلند

01:02:16.466 --> 01:02:20.235
اونجا که بيدار مي شيم از کُما با شوک

01:02:20.236 --> 01:02:24.005
با هواپيماهاي روحمون غرش مي کنيم رو  سقف

01:02:24.006 --> 01:02:28.022
اوناا اومدن تا بمبهاي ملکوتي رو بندازن

01:02:28.044 --> 01:02:31.012
بيمارستان خودش را نوراني مي کند

01:02:31.013 --> 01:02:34.630
ديوارهاي تخيلي فرو مي ريزند

01:02:34.650 --> 01:02:38.597
آي انبوه نحيف بيرون بياين

01:02:38.621 --> 01:02:41.957
آي شوک پولک دوزي شده ي پرستاره ي رحمت

01:02:41.958 --> 01:02:44.760
جنگ نهايي اينجاست

01:02:44.761 --> 01:02:46.638
آه پيروزي

01:02:46.729 --> 01:02:48.563
زيرپوشت را فراموش کن

01:02:48.564 --> 01:02:50.281
آزاديم

01:02:51.067 --> 01:02:53.649
با تو ام در راکلند

01:02:53.936 --> 01:02:55.837
در روياهايم

01:02:55.838 --> 01:02:58.540
از سفري دريايي خيس و آبچکان قدم مي زني

01:02:58.541 --> 01:03:00.976
در بزرگراه هاي آمريکا

01:03:00.977 --> 01:03:05.113
اشک ريزان به سوي درهاي کلبه من

01:03:05.114 --> 01:03:07.423
در شبي غربي

01:03:18.261 --> 01:03:20.495
زوزه داراي کلماتي است

01:03:20.496 --> 01:03:23.131
که خودشان به تنهايي ... جناب قاضي

01:03:23.132 --> 01:03:25.634
کاملا مستهجن هستند

01:03:25.635 --> 01:03:28.837
و ديديم که متخصصين ادبيات مختلفي
به اين موضوع شهادت دادند

01:03:28.838 --> 01:03:32.808
که اين کتابها ارزش ادبي ندارند و
کلماتشان

01:03:32.809 --> 01:03:35.755
ضرورتا آنقدر با ارزش نيستند

01:03:37.446 --> 01:03:40.348
اما جالب است که درقانون ما

01:03:40.349 --> 01:03:42.050
ما مي توانيم از شاهدان متخصص

01:03:42.051 --> 01:03:44.886
براي شهادت دادن درباره ارزش ادبي استفاده
کنيم

01:03:44.887 --> 01:03:47.656
اما اجازه نداريم که

01:03:47.657 --> 01:03:50.025
از انسان هايي با دانش متوسط

01:03:50.026 --> 01:03:52.694
استفاده کنيم تا بگويند به هنگام
خواندن کتاب

01:03:52.695 --> 01:03:54.429
آن را درک نمي کند

01:03:54.430 --> 01:03:57.274
اصلا نمي فهمد درباره چيست

01:03:57.633 --> 01:03:59.942
شايد از محدوده درکش خارج است

01:04:00.236 --> 01:04:02.613
مثلا توجه کنيد:

01:04:04.574 --> 01:04:08.658
صريحا بگويم:اين موضوع را در دادگاه
مي گويم که آن را خوانده ام

01:04:09.245 --> 01:04:11.446
اصلا خوب آن را درک نکردم

01:04:11.447 --> 01:04:13.815
در حقيقت خوب که نگاهش مي کنم

01:04:13.816 --> 01:04:16.685
به نظرم بيشترش
چرنديات احساسي است

01:04:16.686 --> 01:04:19.302
البته اگر بخواهم با زبان آقاي گينزبورگ
صحبت کنم

01:04:19.889 --> 01:04:20.998
بنابراين

01:04:21.490 --> 01:04:25.126
اگر فروش کتاب تنها به

01:04:25.127 --> 01:04:26.595
منتقدين مدرن کتاب

01:04:26.596 --> 01:04:28.663
و متخصصين شعر مدرن محدود نشده باشد

01:04:28.664 --> 01:04:31.132
و کتاب به دست عموم
مردم برسد

01:04:31.133 --> 01:04:34.079
که منظور خواننده متوسط است

01:04:34.837 --> 01:04:37.105
دادگاه بايد اين موضوع رو در تعيين اينکه

01:04:37.106 --> 01:04:40.519
آيا زوزه کتاب مستهجني است
درنظر بگيرد

01:04:40.977 --> 01:04:42.694
متشکرم جناب قاضي

01:04:43.713 --> 01:04:44.846
بسيار خوب

01:04:44.847 --> 01:04:46.587
حالا صحبتهاي وکيل مدافع رو مي شنويم

01:04:52.188 --> 01:04:56.101
ديوان عالي ايالات متحده اعلام کرده
مستهجن بودن يک کمه

01:04:56.792 --> 01:04:58.600
به معني

01:04:58.995 --> 01:05:01.997
دارا بودن مفاهيمي است که متمايل به
فساد انگيزي

01:05:01.998 --> 01:05:04.842
از طريق برانگيختن تمايلات
شهوت انگيزانه باشد

01:05:07.670 --> 01:05:11.788
آيا اين کلمه با چيزي که نويسنده
مي خواد بگه مرتبطه

01:05:12.074 --> 01:05:15.555
يا اينکه فقط اون رو نوشته که
کلامش کثيف و آلوده باشه

01:05:15.945 --> 01:05:19.494
او چيزي رو که به کلام مي کشه بعنوان

01:05:19.715 --> 01:05:22.951
آدونيس دنور...
دلخوش به

01:05:22.952 --> 01:05:25.520
همخوابگي هاي
بيشمارش

01:05:25.521 --> 01:05:28.323
اونا که رفتن کلرادو واسه خانم بازي

01:05:28.324 --> 01:05:31.493
تو يه عالمه ماشين اسقاطي شب

01:05:31.494 --> 01:05:36.531
نيل کسيدي،قهرمان پنهان اين شعر

01:05:36.532 --> 01:05:39.410
خروس جنگي و آدونيس ِ دنور

01:05:39.602 --> 01:05:44.039
دلخوش به همخوابگي هاي بيشمارش
با دختران

01:05:44.040 --> 01:05:47.609
درپارکينگ هاي خالي
وحياط خلوت کافه هاي کوچک

01:05:47.610 --> 01:05:50.345
تو رديف صندلي هاي زهوار دررفته ي سينماها

01:05:50.346 --> 01:05:55.350
روي کوه ها يا تو غارها
يا با پيشخدمتهاي زشت رو

01:05:55.351 --> 01:05:59.888
کنار جاده هاي آشنا
بالازدن دامن هاي دختراي تنها

01:05:59.889 --> 01:06:05.160
و مخصوصا تو دستشويي هاي  خيلي سري
پمپ بنزين ها

01:06:05.161 --> 01:06:07.641
و خيابون هاي شهر

01:06:07.797 --> 01:06:10.999
خوب حالا به نظرم ايشون مي تونست بگه که

01:06:11.000 --> 01:06:13.234
قهرمان مخفي اين شعر ها

01:06:13.235 --> 01:06:16.838
اين خروس جنگي
اين آدونيس دنور

01:06:16.839 --> 01:06:20.608
شادان از فتوحات بي شمار

01:06:20.609 --> 01:06:22.156
در هتل والدورف آستوريا

01:06:22.745 --> 01:06:25.480
يا سرميز غذا در رستوران چيسن
يا بعد از يکي دوتا نوشيدني

01:06:25.481 --> 01:06:28.063
تو هتل استورک کلاب به رختخواب ميره

01:06:28.617 --> 01:06:30.852
به نظرم مي تونست اينو بگه

01:06:30.853 --> 01:06:32.887
اما اين اون کسي نيست که

01:06:32.888 --> 01:06:34.969
اون درباره اش مي نويسه

01:06:35.191 --> 01:06:38.001
وظيفه ما نيست که کلمات رو انتخاب کنيم

01:06:38.361 --> 01:06:40.729
آقاي گينزبرگ در تعريف اين قصه

01:06:40.730 --> 01:06:42.630
اون رو همانطوري که مي بينه تعريف مي کنه

01:06:42.631 --> 01:06:44.644
او از کلمات خودش استفاده مي کنه

01:06:45.067 --> 01:06:47.202
کتابهايي هستند که قدرت تغيير

01:06:47.203 --> 01:06:48.818
ذهن آدمها رو دارند

01:06:48.904 --> 01:06:51.554
و توجه ما رو به وضعيت هايي جلب مي کنن

01:06:51.774 --> 01:06:53.074
که جلوي چشم هستند

01:06:53.075 --> 01:06:54.255
اما ديده نشده اند

01:06:55.511 --> 01:06:58.924
حالا اينکه کتاب زوزه
مستهجن است يا نه

01:06:59.181 --> 01:07:02.650
در ارتباط با دنياي ما که با تهديد هاي واقعي
زندگي روبروست

01:07:02.651 --> 01:07:04.630
 از اهميت زيادي برخوردار نيست

01:07:05.054 --> 01:07:06.163
اما

01:07:06.655 --> 01:07:09.090
اما مسئله اينکه چه چيزي
از لحاظ قانوني

01:07:09.091 --> 01:07:12.160
در توصيف اعمال يا احساسات
جنسي

01:07:12.161 --> 01:07:15.230
درادبيات و هنر مجوز استفاده داره
ازاهميت زيادي برخورداره

01:07:15.231 --> 01:07:17.415
آن هم براي يک جامعه آزاد

01:07:17.967 --> 01:07:20.014
هرزگي يعني چي؟

01:07:20.236 --> 01:07:22.078
و تازه براي کي؟

01:07:22.338 --> 01:07:25.440
و اشاره ميشه که چنين مطالبي
براي يک دسته خوانندگان

01:07:25.441 --> 01:07:27.716
مشکوک نامشخصي
خطرناکه

01:07:28.144 --> 01:07:29.511
جالبه که

01:07:29.512 --> 01:07:32.013
چنين استاندارد هاي رو براي سانسور کردن
طلب مي کنه

01:07:32.014 --> 01:07:34.516
به ندرت حس مي کنه

01:07:34.517 --> 01:07:37.258
که سلامت فيزيکي ويا اخلاقي خودش در خطره

01:07:37.820 --> 01:07:39.697
البته هوس سانسور کردن

01:07:39.955 --> 01:07:42.724
به آدمهاي احمق و دورو محدود نميشه

01:07:42.725 --> 01:07:44.169
در بيشتر ماها

01:07:44.360 --> 01:07:46.703
تمايلي هست که با استفاده از آن

01:07:46.962 --> 01:07:49.764
جهان را با ديدگاه هاي خودمان منطبق کنيم

01:07:49.765 --> 01:07:52.901
و تمامي نيروي عقل و سازمان هاي قانوني
را بکار مي گيريم

01:07:52.902 --> 01:07:56.679
تا اين نياز انساني را سرکوب کنيم

01:07:57.239 --> 01:07:59.340
نبردبا سانسور

01:07:59.341 --> 01:08:02.025
با تصميم شما جناب قاضي
آرام نخواهد گرفت

01:08:02.378 --> 01:08:06.291
اما شما يا به متفکران تحصيل کرده ليبرال
ملحق خواهيد شد

01:08:06.315 --> 01:08:08.983
يا با تصميم ديگر خود

01:08:08.984 --> 01:08:11.168
برآتش حماقت بنزين خواهيد ريخت

01:08:12.988 --> 01:08:14.899
بگذاريد نور همه جا را فراگيرد

01:08:16.125 --> 01:08:18.434
بگذاريد صداقت حکمفرما شود

01:08:19.128 --> 01:08:20.962
بگذاريد ديگر از

01:08:20.963 --> 01:08:24.740
نابودکنندگان فرضي اخلاقيات فرار نکنيم

01:08:25.801 --> 01:08:29.043
بگذاريد درکي صادقانه وجود داشته باشد

01:08:33.142 --> 01:08:35.792
آقايان همه مطالب گفته شد؟

01:08:36.812 --> 01:08:38.723
گفته شد جناب قاضي

01:08:40.149 --> 01:08:41.661
گفته شد

01:09:13.015 --> 01:09:14.630
بسيار خوب

01:09:20.022 --> 01:09:21.466
برخيزيد

01:09:29.331 --> 01:09:33.101
تعدادي کلمات در شعر زوزه استفاده
شده اند

01:09:33.102 --> 01:09:36.271
که درحال حاضر خشن و
بي پروا به نظر مي رسند

01:09:36.272 --> 01:09:38.373
در برخي دواير جامعه ما

01:09:38.374 --> 01:09:42.060
و در ساير بخش ها جزو
گفتگوهاي روزمره محسوب مي شوند

01:09:42.211 --> 01:09:44.379
نويسنده کتاب زوزه

01:09:44.380 --> 01:09:46.648
اين کلمات را استفاده کرد
چون باور داشت

01:09:46.649 --> 01:09:50.151
تصوير مورد نظرش نياز به قرار داده شدن
در اين مشخصه ها دارد

01:09:50.152 --> 01:09:54.088
مي گويند اين کلمات ضروري نيست و

01:09:54.089 --> 01:09:58.833
و کلمات ديگري هست که براي
ذوق هاي سليم خوشايند ترند

01:09:59.195 --> 01:10:03.998
جواب اين است که زندگي بر يک فرمول
نمي چرخد

01:10:03.999 --> 01:10:06.067
تا همه براساس آن عمل کنند

01:10:06.068 --> 01:10:08.946
و با يک الگوي خاص مطابقت داشته باشد

01:10:10.039 --> 01:10:12.073
حتي دونفر هم کاملا شبيه به هم نيستند

01:10:12.074 --> 01:10:14.622
ما همه از يک شکل ساخته شده ايم

01:10:14.710 --> 01:10:17.019
اما الگوهاي متفاوتي داريم

01:10:17.112 --> 01:10:19.747
ايا آزادي بيان و انتشار وجود خواهد داشت

01:10:19.748 --> 01:10:22.150
اگر نويسنده دايره لغاتش را

01:10:22.151 --> 01:10:24.485
به تعابير بيهوده و بي خطر
کاهش دهد؟

01:10:24.486 --> 01:10:28.356
نويسنده بايد در تعامل با مطلبش
واقعگرا باشد

01:10:28.357 --> 01:10:30.725
و اجازه بيان افکارش

01:10:30.726 --> 01:10:33.206
و ايده هايش را با کلام خود
داشته باشد

01:10:33.596 --> 01:10:36.431
در ارتباط با کلماتي که
گفته شد مستهجن به نظر مي رسند

01:10:36.432 --> 01:10:38.633
بهتر است اين شعار لاتين را به خاطر آوريم

01:10:38.634 --> 01:10:40.868
"Honi soit qui mal y pense"

01:10:40.869 --> 01:10:44.138
شر نصيب آن که شرورانه مي انديشد

01:10:44.139 --> 01:10:46.908
آزادي بيان و انتشار

01:10:46.909 --> 01:10:49.344
جزو ذاتي ملت هاي آزاده هستند

01:10:49.345 --> 01:10:53.581
اگر مي خواهيم آزاد باقي بمانيم
بايد اين آزادي ها را حمايت کنيم

01:10:53.582 --> 01:10:56.562
هم به شکل فردي و هم بعنوان يک ملت

01:10:57.486 --> 01:11:00.822
بنابر اين نتيجه مي گيرم که کتاب
زوزه و شعرهاي ديگر

01:11:00.823 --> 01:11:04.304
براستي داراي اهميت اجتماعي  است

01:11:04.426 --> 01:11:07.167
و به نظر من اصلا مستهجن نيست

01:11:07.296 --> 01:11:09.776
متهم بيگناه شناخته مي شود

01:11:34.657 --> 01:11:37.967
لحضه تعيين کننده پيشرو در
شاعري وقتي برايم رخ داد

01:11:38.427 --> 01:11:40.762
که فهميدم چقدر بامزه  خواهد بود

01:11:40.763 --> 01:11:42.730
که در وسط يک شعر طولاني

01:11:42.731 --> 01:11:44.744
بگويم

01:11:45.200 --> 01:11:47.335
آنها که اجازه دادند از کون گاييده شوند

01:11:47.336 --> 01:11:49.170
و از خوشي فرياد زدند

01:11:49.171 --> 01:11:51.439
آن هم به جاي  اينکه بنويسم
از شدت درد جيغ کشيدند

01:11:51.440 --> 01:11:53.508
تضادي که اينجا وجود داره اينه که

01:11:53.509 --> 01:11:56.411
مخاطب آمريکايي انتظار داره اينجا
درد جاکم باشه

01:11:56.412 --> 01:11:58.246
به جاي اون:
از خوشي فرياد زدند

01:11:58.247 --> 01:12:00.581
که خوب واقعا حقيقت داره

01:12:00.582 --> 01:12:02.493
دقيقا صد درصد

01:12:03.285 --> 01:12:06.299
باز خطي تو شعرم هست که ميگه

01:12:07.890 --> 01:12:10.892
آنها که مکيدند و مکيده شدند
توسط فرشتگان  انسان گونه

01:12:10.893 --> 01:12:12.694
ملاحان... نوازشگران

01:12:12.695 --> 01:12:14.810
آتلانتيک و عشاق کارائيب

01:12:16.932 --> 01:12:18.466
اين اعترافي بود از

01:12:18.467 --> 01:12:21.652
واقعيت اساسي لذت همجنس گرايي

01:12:22.705 --> 01:12:25.549
اين مساله از نظر

01:12:25.941 --> 01:12:27.709
بيان عمومي

01:12:27.710 --> 01:12:30.793
احساسات، شور  و اشتياق و نظريات
يه جور سد شکني محسوب مي شد

01:12:31.080 --> 01:12:32.354
که

01:12:33.515 --> 01:12:37.719
دوست نداشتم پدرم و خانواده ام
اون رو ببينند

01:12:37.720 --> 01:12:41.337
و حتي براي نشرش هم دودل بودم

01:12:47.296 --> 01:12:49.571
اين شعر  به شکل نادرستي بعنوان يک شعر

01:12:49.665 --> 01:12:52.145
تبليغ همجنسگرايي معنا شد

01:12:52.267 --> 01:12:55.503
در حقيقت اين شعر بيانگر

01:12:55.504 --> 01:12:58.518
صراحته ... اون هم در هر چيزي

01:12:59.842 --> 01:13:03.411
اگر شما عاشق پا باشيد
درباره پا مي نويسيد

01:13:03.412 --> 01:13:06.280
اگر ديوونه بازار سهام باشيد

01:13:06.281 --> 01:13:09.984
مي تونيد درباره بالا پايين رفتن منحني هاي

01:13:09.985 --> 01:13:12.294
نمودار شرکت استاندارد اويل بنويسيد

01:13:13.555 --> 01:13:16.991
وقتي يه چند نفري درباره

01:13:16.992 --> 01:13:18.960
همجنس گرايي صراحت نشون مي دهند

01:13:18.961 --> 01:13:20.542
يخ ماجرا شکسته مي شه

01:13:21.096 --> 01:13:25.009
اونوقت مردم آزاد ميشن درباره هرچيزي
صريح باشن

01:13:26.568 --> 01:13:28.877
اين از نظر اجتماعي مفيده

01:13:37.513 --> 01:13:39.788
همجنسگرايي يه شرايطه

01:13:40.449 --> 01:13:42.984
و بخاطر اينکه اون منو  منزوي کرد

01:13:42.985 --> 01:13:44.852
يا از همون اول از ديگران جدا کرد

01:13:44.853 --> 01:13:49.123
به شکل يه کاتاليزور براي خود آزمايي
من عمل کرد

01:13:49.124 --> 01:13:50.636
يا

01:13:51.226 --> 01:13:55.071
درکي با جزئيات از
محيطم و

01:13:55.597 --> 01:14:01.012
دلايل تفاوت ديگر آدمها

01:14:02.871 --> 01:14:04.952
و تفاوت خودم

01:14:23.025 --> 01:14:26.727
مقدس ! مقدس! مقدس! مقدس! مقدس

01:14:26.728 --> 01:14:30.331
مقدس ! مقدس! مقدس! مقدس! مقدس

01:14:30.332 --> 01:14:34.416
مقدس ! مقدس! مقدس! مقدس! مقدس

01:14:34.837 --> 01:14:37.419
دنيا مقدس است

01:14:37.639 --> 01:14:40.141
روح مقدس است

01:14:40.142 --> 01:14:42.189
پوست مقدس است

01:14:42.311 --> 01:14:44.358
بيني مقدس است

01:14:44.580 --> 01:14:48.683
زبان و آلت و
دستان و مقعد مقدس

01:14:48.684 --> 01:14:50.451
همه چيز مقدس است

01:14:50.452 --> 01:14:52.420
همه کس مقدسند

01:14:52.421 --> 01:14:54.322
همه جا مقدس است

01:14:54.323 --> 01:14:56.891
هر روزي بي نهايت است

01:14:56.892 --> 01:14:59.167
هرمردي يک فرشته است

01:14:59.194 --> 01:15:01.896
ولگرد به اندازه فرشته خداوند مقدس است

01:15:01.897 --> 01:15:07.869
ديوانه  به اندازه تو مقدس است
تو روح من مقدسي

01:15:07.870 --> 01:15:09.504
ماشين تحرير مقدس است

01:15:09.505 --> 01:15:11.239
شعر مقدس است

01:15:11.240 --> 01:15:12.840
صدا مقدس است

01:15:12.841 --> 01:15:14.709
گروه موسيقي د هيرارز مقدسند

01:15:14.710 --> 01:15:17.190
خلسه مقدس است

01:15:17.613 --> 01:15:18.846
پيتر مقدس

01:15:18.847 --> 01:15:20.121
آلن مقدس

01:15:20.215 --> 01:15:21.363
سالمن مقدس

01:15:21.483 --> 01:15:22.722
لوسين مقدس

01:15:22.885 --> 01:15:24.397
کرواک مقدس

01:15:24.486 --> 01:15:27.500
هانکي مقدس باروز مقدس کسيدي مقدس

01:15:28.023 --> 01:15:31.834
خسته هاي ناشناس مقدس و
گدايان رنج کشيده

01:15:31.994 --> 01:15:35.304
مقدس باد فرشتگان انساني ترسناک

01:15:36.431 --> 01:15:39.479
مقدس باد مادر روحاني در ديوانه خانه

01:15:40.369 --> 01:15:44.316
مقدس باد کيرهاي پدربزرگان کنزاس

01:15:45.240 --> 01:15:47.720
مقدس باد ناله هاي ساکسيفون

01:15:47.843 --> 01:15:50.425
مقدس باد  آخرالزمان

01:15:50.712 --> 01:15:54.315
مقدس باد گروههاي جز نوپرستان ماريجوانا

01:15:54.316 --> 01:15:57.228
صلح و دوا و طبل

01:15:57.719 --> 01:15:59.630
مقدس باد زمان در بينهايت

01:15:59.888 --> 01:16:01.935
ابديتي مقدس در زمان

01:16:02.391 --> 01:16:04.336
مقدس باد اردکها در فضا

01:16:04.726 --> 01:16:06.739
مقدس باد بعد چهارم

01:16:06.929 --> 01:16:09.579
مقدس باد پنجاهمين سرود اينترناسيونال

01:16:09.798 --> 01:16:12.209
مقدس باد فرشته  در خداي مولوک

01:16:12.801 --> 01:16:14.382
مقدس باد دريا

01:16:14.469 --> 01:16:16.016
مقدس باد صحرا

01:16:16.471 --> 01:16:19.349
مقدس باد راه آهن
لکوموتيو

01:16:19.474 --> 01:16:20.775
مقدس باد بصيرت ها

01:16:20.776 --> 01:16:23.051
مقدس باد توهم ها

01:16:23.345 --> 01:16:25.028
مقدس باد معجزه ها

01:16:25.414 --> 01:16:27.248
مقدس باد تخم چشم

01:16:27.249 --> 01:16:28.488
مقدس باد هاويه

01:16:30.352 --> 01:16:31.762
بخشايش مقدس

01:16:33.288 --> 01:16:34.630
رحم و بخشش

01:16:35.023 --> 01:16:36.501
اعانه

01:16:36.825 --> 01:16:38.167
ايمان

01:16:38.193 --> 01:16:39.360
مقدس

01:16:39.361 --> 01:16:40.669
ماها

01:16:40.896 --> 01:16:42.204
تن ها

01:16:42.631 --> 01:16:43.848
رنج وعذاب

01:16:44.366 --> 01:16:45.708
جوانمردي

01:16:46.969 --> 01:16:52.707
مقدس باد مهرباني هاي غير طبيعي فوق العاده
عالي هوشمندانه

01:16:52.708 --> 01:16:55.518
روح

01:17:07.623 --> 01:17:12.401
سلام بابا مرده به خانه پرواز مي کنم

01:17:12.601 --> 01:17:13.601
با کمک آلن گينزبرگ، جک کرواک  در سال 1955 ناشري براي
کتاب خودش بنام جاده پيدا کرد
همان سال آلن زوزه را نوشت<font color=#00FF00></c>

01:17:12.661 --> 01:17:16.972
سلام فقير چان... تنهاي تنهايي

01:17:17.132 --> 01:17:22.903
سلام بابا بزرگ
ميدونم کجا ميرم

01:17:22.904 --> 01:17:27.375
بابا مرده... ديگه گريه نکن

01:17:27.376 --> 01:17:31.846
مامانم اونجاست.. اون زير زيرا

01:17:31.847 --> 01:17:36.250
داداش مرده لطفا حواست به
خريداي فروشگاه باشه

01:17:36.251 --> 01:17:40.955
عمه پيره مرده صداي غرغرات رو مي شنوم

01:17:40.956 --> 01:17:45.593
عموپيره مرده استخونات رو مي بينم

01:17:45.594 --> 01:17:51.339
اوه خواهر مرده چه قشنگ ناله مي کني

01:17:51.633 --> 01:17:56.980
اوه بچه مرده ها بريد
نفساتون رو در کنيد

01:17:57.406 --> 01:18:00.975
پستوناي گريون مرگتون رو راحت تر مي کنه

01:18:00.976 --> 01:18:06.425
درد رفته... اشکا بريد استراحت کنيد

01:18:06.615 --> 01:18:11.118
مرگ نابغه. کارهنريت به پايان رسيده

01:18:11.119 --> 01:18:14.455
مرگ عاشق... بدنت ديگه فاسد شده

01:18:14.456 --> 01:18:18.959
بابا مرده... دارم ميام خونه

01:18:18.960 --> 01:18:23.647
پيشواي مرده..حرفات راست بود

01:18:23.665 --> 01:18:28.069
آق معلم مرده واقعا ازت متشکرم

01:18:28.070 --> 01:18:32.573
که به من الهام بخشيد اين ترانه بلوز رو بخونم

01:18:32.574 --> 01:18:35.576
بوداي مرده...باتو بيدار ميشم

01:18:35.577 --> 01:18:39.092
دارماي مرده... ذهنت جديده

01:18:39.414 --> 01:18:43.065
انجمن بودايي مرده( سانگا) ما درستش مي کنيم

01:18:43.118 --> 01:18:45.996
درد و رنج متولد شده است

01:18:46.221 --> 01:18:49.372
حماقت مرا بي کس و کار کرده است

01:18:49.758 --> 01:18:54.328
حقايق اشکبار را نميتوانم مورد تمسخر قرار دهم

01:18:54.329 --> 01:18:59.016
باباي مرده يکبار ديگر بدرود

01:18:59.034 --> 01:19:02.947
تولد تو به ما بيماري ندادي

01:19:03.438 --> 01:19:06.006
قلبم هنوز...

01:19:06.007 --> 01:19:09.624
همانظور که زمان خواهد گفت