﻿WEBVTT

00:00:00.800 --> 00:00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:19.410 --> 00:00:23.910
ریچارد ام. نیکسون
نوار 86-9 کاخ سفید

00:00:26.940 --> 00:00:30.740
نوزدهم سپتامبر 1971

00:00:31.570 --> 00:00:33.770
.نیکسون: جین فوندا

00:00:35.580 --> 00:00:38.780
آخه جین فوندا چش شده؟

00:00:40.500 --> 00:00:43.800
واقعا دلم برای هنری فوندا
.که مرد خیلی خوبیه می‌سوزه

00:00:46.990 --> 00:00:48.490
.هنرپیشه‌ی خوبیه

00:00:48.510 --> 00:00:49.910
.خوشگله

00:00:49.930 --> 00:00:51.030
...اما پسر، اون

00:00:51.510 --> 00:00:54.110
.اغلب مسیر اشتباهی رو انتخاب میکنه

00:01:02.260 --> 00:01:05.840
امشب، لاکس به ملاقات یکی از برجسته‌ترین
...ستاره‌های نوظهور هالیوود میره

00:01:05.930 --> 00:01:07.380
.جین فوندا

00:01:07.470 --> 00:01:10.180
جین چند وقته که داری
از لاکس استفاده میکنی؟

00:01:10.260 --> 00:01:12.550
از وقتی اولین نقشم رو
...در تابستون بازی کردم

00:01:12.630 --> 00:01:14.680
...اون موقع فهمیدم که یک ستاره باید

00:01:14.760 --> 00:01:17.050
.پوست خیلی خوبی داشته باشه

00:01:28.380 --> 00:01:29.470
...بنت کرف: فرض میکنم که

00:01:29.550 --> 00:01:33.130
شما یه خانم بسیار دوست‌داشتنی باشین؟

00:01:33.220 --> 00:01:35.930
.جان دالی: درسته

00:01:43.510 --> 00:01:45.260
دیلدانو: خب، با هدف ما همراه میشی؟

00:01:45.340 --> 00:01:48.130
کدوم هدف؟
تو کی هستی؟

00:01:49.370 --> 00:01:51.670
از چیزی که قبلا بودی متنفری؟

00:01:53.300 --> 00:01:55.900
از چیزی که قبلا بودی شرمنده‌ای؟

00:01:57.040 --> 00:01:58.140
.بله

00:02:06.300 --> 00:02:09.380
زنی که کلاه‌خود به سر داره
.هنرپیشه جین فوندا ست

00:02:09.470 --> 00:02:11.260
...هنرپیشه جین فوندا

00:02:11.340 --> 00:02:13.180
.امروز در فرودگاه کلیولند دستگیر شد

00:02:13.260 --> 00:02:15.430
وزارت دادگستری بیان کرده
...که در تلاش برای مشخص کردن این است که

00:02:15.510 --> 00:02:17.220
...آیا خانم فوندا مرتکب

00:02:17.300 --> 00:02:19.380
.آشوب، خیانت یا جرائم بزرگ دیگر شده یا نه

00:02:23.840 --> 00:02:27.130
...هر کشور سالمی، مثل هر فرد سالمی

00:02:27.220 --> 00:02:29.220
...باید در حال انقلاب دائمی باشه

00:02:29.300 --> 00:02:31.050
.تحول دائمی داشته باشه

00:02:33.180 --> 00:02:35.590
فیل داناهیو: شاید شما
...تنها شخصیتی باشین که امروز

00:02:35.680 --> 00:02:37.300
.بر سر زبون تمام مردم کشور هستین

00:02:37.380 --> 00:02:40.300
.دشمنی و خصومت زیادی با شما وجود داره

00:02:40.380 --> 00:02:42.760
برنده جین فوندا
.«به خاطر فیلم «بازگشت به خانه

00:02:47.180 --> 00:02:49.720
جان کارسون: مهمان امشبم
.دختری ـه که بسیار تحسینش میکنم

00:02:49.800 --> 00:02:52.590
خنده‌داره که چطور آدمایی
...که زمانی افراطی خونده میشدن

00:02:52.680 --> 00:02:54.260
.الان به حق دونسته میشن

00:02:56.180 --> 00:02:57.760
...جین فوندا: باید جرات اینو داشته باشین

00:02:57.840 --> 00:02:59.380
...که در مورد تغییرات لازم حرف بزنین

00:02:59.470 --> 00:03:01.590
...و این یعنی به چالش کشیدن ریشه‌ای

00:03:01.680 --> 00:03:05.010
قدرت تجاری که بر تمام
.اقتصاد این کشور سایه انداخته

00:03:07.430 --> 00:03:10.130
لسلی استال: برمیگردی
.و با یک میلیاردر ازدواج میکنی

00:03:10.220 --> 00:03:12.800
...چطور از یک شخصیت به شخصیت دیگه میری

00:03:12.880 --> 00:03:16.090
بدون اینکه در این بین خودتو
در جایی کاملا گم کنی؟

00:03:25.240 --> 00:03:33.840
جین فوندا
در پنج پرده

00:03:46.280 --> 00:03:51.680
بورلی هیلز، کالیفرنیا

00:04:16.590 --> 00:04:21.920 line:20%
سه ساعت تا مراسم گلدن گلوب

00:04:18.220 --> 00:04:19.130
.ببخشید

00:04:27.470 --> 00:04:29.510
.نوشیدن یا ننوشیدن

00:04:30.760 --> 00:04:32.130
.دلم میخواد بنوشم

00:04:34.510 --> 00:04:36.720
.مشکل اینه که فقط شراب سرو میکنن

00:04:36.800 --> 00:04:39.550
جدی؟ شامپاین سرو نمیکنن؟

00:04:39.630 --> 00:04:42.840
.شامپاین و شراب نمی‌نوشم
.فقط ودکا

00:04:42.930 --> 00:04:44.930
...خب، شاید بتونن

00:04:45.010 --> 00:04:47.840
.باید به یکی رشوه بدم

00:04:51.800 --> 00:04:54.680
...میدونی دوباری که اسکار رو بردم

00:04:54.760 --> 00:04:56.340
.خودم آرایش کردم

00:04:56.430 --> 00:04:57.590
شوخی میکنی؟

00:04:57.680 --> 00:05:00.970
...وقتی اسکار رو برای بابام گرفتم

00:05:02.800 --> 00:05:05.930
انگار بچه‌ی لیندبرگ
.تو موهام قایم شده

00:05:06.010 --> 00:05:09.090
.عکسش درست اونجاست

00:05:09.180 --> 00:05:11.970
،خب، دهه‌ی هشتاد بود
.اگه بخوام با خودم روراست باشم

00:05:19.630 --> 00:05:21.300
.باشه، فوندا، سرتو بالا بگیر

00:05:21.380 --> 00:05:23.180
! جین فوندا

00:05:35.360 --> 00:05:40.830 line:20%
مراسم گلدن گلوب، نامزد
بهترین هنرپیشه: فیلم جوانی

00:05:36.510 --> 00:05:38.130
...خانم فوندا

00:05:40.010 --> 00:05:41.430
آره، میشه لبخند بزنین؟

00:05:41.510 --> 00:05:42.760
یه دونه؟
.ممنون

00:05:51.180 --> 00:05:53.760
ونیتی فر چاپ شده؟ -
.بله -

00:05:53.840 --> 00:05:55.970
- شماره‌ی این ماه؟
- .بله، و منم روی جلدشم

00:05:56.050 --> 00:05:59.090
.آره، من که روی جلد نمیرم

00:05:59.180 --> 00:06:02.090
...هیچوقت فکرشو نمیکردم که بتونم

00:06:02.180 --> 00:06:03.800
زنای هالیوود بودن؟
همینه؟

00:06:03.880 --> 00:06:06.340
- ...بهش گفتن زن سال
- سروشیا هم بود؟

00:06:06.430 --> 00:06:07.630
.اصلا اهل هالیوود هم نیست -
.بود -

00:06:07.720 --> 00:06:10.800
.ایرلندی ـه

00:06:10.880 --> 00:06:12.340
- بری لارسون هم بود؟
- .آره

00:06:12.430 --> 00:06:14.930
هلن میرن هم بود؟

00:06:15.010 --> 00:06:17.470
.بله

00:06:17.550 --> 00:06:20.470
.منو انداختن کنار و تو رو راه دادن -
.آره، درسته -

00:06:20.550 --> 00:06:22.220
.منو کنار گذاشتن

00:06:22.300 --> 00:06:25.630
...از سروشیای 21 ساله شروع میشد-
.تقصیر تو ـه -

00:06:25.720 --> 00:06:28.010
.و به من 78 ساله می‌رسید

00:06:28.090 --> 00:06:29.970
.آره

00:06:31.130 --> 00:06:34.260
.خب، اصلا مهم نیست

00:06:35.800 --> 00:06:39.130
بعد از 53 سال دوستی و
...ساختن 11 فیلم با هم

00:06:39.220 --> 00:06:41.720
فکر نمیکنی دارم
بهت مزخرف تحویل میدم، نه؟

00:06:41.800 --> 00:06:44.340
.معلومه که نه

00:06:44.430 --> 00:06:45.840
.من لیاقتشو ندارم

00:06:45.930 --> 00:06:48.680
.درسته. لیاقتشو نداری

00:06:48.760 --> 00:06:51.300
...لیاقتت اینه که رک و راست باهات حرف بزنم

00:06:52.260 --> 00:06:54.800
که به خاطر همین از لس‌آنجلس
.پا شدم اومدم اینجا

00:06:54.880 --> 00:06:57.930
...ببین، برندا، اگر منظورت صحنه‌ی 21 ـه

00:06:58.630 --> 00:07:00.550
...که تو رو زشت صدا میکنن

00:07:00.630 --> 00:07:04.010
ضعیف، و سایه‌ای از
.زیبایی که داشتی

00:07:04.090 --> 00:07:07.720
فقط درک کن که
.یه عبارت شاعرانه‌س

00:07:07.800 --> 00:07:10.090
.تو هنوزم تغییری نکردی

00:07:11.130 --> 00:07:12.930
.باید درک کنی

00:07:13.010 --> 00:07:16.470
شیفتگی و مرموز بودنی که باعث شد
.یک دیوا بشی رو هنوز داری

00:07:28.010 --> 00:07:30.260
...وقتی جین فوندای کوچولو بودی

00:07:30.340 --> 00:07:32.010
...و توی تایگرتیل رود بزرگ میشدی

00:07:32.090 --> 00:07:35.680
رویای هنرپیشه شدن رو داشتی؟
میخواستی این کاره بشی؟

00:07:35.760 --> 00:07:39.430
میخواستم هنرپیشه بشم؟ نه، تا وقتی که
.به بیست سالگی رسیدم این آرزو رو نداشتم

00:07:39.510 --> 00:07:41.430
...نداشتم چونکه وقتی

00:07:41.510 --> 00:07:44.380
...فکر کنم چون در وسط صنعت سینما بزرگ میشی

00:07:44.470 --> 00:07:46.840
...و می‌بینی که آدما

00:07:46.930 --> 00:07:49.380
...دقیقا پشت نقابهاشون چه شکلی هستن

00:07:49.470 --> 00:07:52.340
متوجه میشی که چندان
.علاقه‌ای به هنرپیشه شدن نداری

00:07:53.500 --> 00:07:58.100
پرده‌ی اول
هنری

00:08:02.970 --> 00:08:04.430
...من در سایه‌ی یک

00:08:04.510 --> 00:08:06.760
.شخصیت برجسته‌ی کشوری بزرگ شدم

00:08:06.840 --> 00:08:09.590
.صبر کن ببینم رفیق
.واقعا کار احمقانه‌ای کردی

00:08:09.680 --> 00:08:11.300
.حالا نمیتونی خفه خون بگیری

00:08:11.380 --> 00:08:13.380
...این آگهی میگه به 800 نفر نیاز دارن

00:08:13.470 --> 00:08:15.090
.اونوقت می‌خندی و میگی دروغ میگن

00:08:15.180 --> 00:08:16.720
کدوم یکی دروغگو ـه؟

00:08:16.800 --> 00:08:19.880
...بابام، ارزشهاش

00:08:19.970 --> 00:08:24.300
...میدونین، یه آمریکایی سرسخت

00:08:24.380 --> 00:08:26.590
...با ارزشهای غرب میانه بود

00:08:26.680 --> 00:08:29.970
.عدالت، برابری و انصاف

00:08:30.550 --> 00:08:33.880
برای مظلومین مبارزه کردن
...و به خاطر همین به سمت

00:08:33.970 --> 00:08:37.630
شخصیتهایی مثل تام جود
...در «خوشه‌های خشم» گرایش داشت

00:08:37.720 --> 00:08:42.840
و همینطور فیلم حادثه‌ی آکس-بو
.که در مورد زجرکشی و نژادپرستی ـه

00:08:44.050 --> 00:08:46.800
...مثل «دوازده مرد خشمگین»، خب

00:08:46.880 --> 00:08:49.970
،بدون اینکه اصلا حرفی بزنه
...میدونستم که این فیلمها

00:08:50.050 --> 00:08:52.880
حرفی که هرگز نمیتونه به زبون
.بیاره رو بیان میکنن

00:08:57.220 --> 00:09:00.130
...اون چهره‌ی آمریکا بود

00:09:00.220 --> 00:09:02.220
.چهره‌ای که مردم میخواستن باورش کنن

00:09:04.180 --> 00:09:07.260
...من دختر هنری فوندا بودم، که البته

00:09:07.340 --> 00:09:10.220
...مودب و خوش‌رفتار بودم

00:09:10.720 --> 00:09:12.800
.من دختر در سایه بود

00:09:12.880 --> 00:09:16.590
.تمام چیزایی که حس نمیکردم، بودم

00:09:18.090 --> 00:09:21.090
.از بدنم خوشم نمی‌اومد
.خودمو دوست نداشتم

00:09:21.760 --> 00:09:23.930
.خجالتی بودم

00:09:25.590 --> 00:09:28.010
.تجسم رویای آمریکایی بودیم

00:09:28.090 --> 00:09:29.880
...پولدار، زیبا

00:09:29.970 --> 00:09:31.970
...صمیمی

00:09:32.050 --> 00:09:34.260
اما خیلیش افسانه بود.

00:09:41.930 --> 00:09:44.550
...این تابستون

00:09:44.630 --> 00:09:46.220
.من یازده سالم بود

00:09:47.680 --> 00:09:51.800
برای یک مجله که یادم نمیاد چی بود
.عکس انداختیم

00:09:52.470 --> 00:09:55.050
.اینجا برادرم پیتر و مادرم دیده میشه

00:09:56.550 --> 00:09:59.340
اون موقع مدام به
...مراکز درمانی می‌رفت و می‌اومد

00:09:59.430 --> 00:10:04.050
و وقتی به صورتش نگاه میکنم
...میتونم اضطراب و استرس رو ببینم

00:10:04.130 --> 00:10:06.340
که باعث میشه خیلی، خیلی
.ناراحت بشم

00:10:07.840 --> 00:10:11.260
نمیدونستم چرا اما
.باهاش سر ناسازگاری داشتم

00:10:12.630 --> 00:10:15.930
،طرفدار تیم برنده بودم
...تیم مرد خانواده رو انتخاب کردم

00:10:16.010 --> 00:10:17.630
.یعنی بابام

00:10:18.970 --> 00:10:22.970
.و میشه گفت اونم همیشه کنارمون نبود

00:10:23.470 --> 00:10:27.840
.با زنی خیلی جوونتر از خودش رابطه داشت

00:10:29.130 --> 00:10:30.470
.پیک‌نیک خانوادگی

00:10:31.590 --> 00:10:33.630
...برای من، اون خیلی

00:10:34.340 --> 00:10:36.180
.عکس ناراحت‌کننده‌ایه

00:10:38.800 --> 00:10:40.470
.بیانگر همه چیزه

00:10:50.180 --> 00:10:52.630
.وقتی بچه بودم بیشتر اوقات تنها بودم

00:10:53.340 --> 00:10:56.090
.وقتم رو با بالا رفتن از تپه‌ها صرف میکردم

00:10:56.180 --> 00:10:58.300
.میخواستم تونتو باشم

00:11:00.010 --> 00:11:03.800
...اونوقتها وقتی تبدیل به یک نفر میشدی

00:11:03.880 --> 00:11:06.970
...معناش این بود که مستقل شدی

00:11:07.050 --> 00:11:09.180
.به کسی احساس نیاز پیدا نمیکردی

00:11:11.340 --> 00:11:15.050
اما بعدش از پنجره
...داخل خونه‌ها رو می‌دیدم

00:11:15.130 --> 00:11:17.010
...که مردم سر میز نشستن

00:11:18.300 --> 00:11:22.720
و یادمه که باعث میشد حسی
شبیه خواستن به من دست بده.

00:11:24.260 --> 00:11:27.130
و با خودم میگفتم هر
...چیزی که این حسو بوجود میاره

00:11:27.220 --> 00:11:30.840
،اون چیزی که دارم بهش نگاه میکنم
...اون گرما

00:11:30.930 --> 00:11:35.010
درخشش نور، آدمایی که
...دارن می‌خندن و حرف میزنن

00:11:35.090 --> 00:11:37.340
.هرگز مال من نمیشه

00:11:39.510 --> 00:11:40.800
...هنری فوندا

00:11:40.880 --> 00:11:45.300
.ما شما رو پدر صحنه در سال 1952 می‌نامیم

00:11:45.380 --> 00:11:47.630
به شما این مدال رو تقدیم می‌کنیم
.و از صمیم قلب به شما تبریک میگم

00:11:47.720 --> 00:11:50.010
.ممنون، ممنون از شما آقای آستین

00:11:51.050 --> 00:11:53.510
.باعث افتخارمه
...فقط امیدوارم که

00:11:53.590 --> 00:11:56.880
جین و پیتر من
.واقعا درست‌وحسابی تحت تاثیر قرار بگیرن

00:11:58.090 --> 00:12:01.380
.برای خیلی از آدما یه قهرمان بود

00:12:02.050 --> 00:12:03.090
...اما

00:12:04.260 --> 00:12:07.220
.اینجور مردا همیشه پدرای خوبی نیستن

00:12:08.470 --> 00:12:11.340
.سخت میشه هردوش باشی

00:12:13.380 --> 00:12:15.630
.میخواستم بابا رو خوشحال کنم

00:12:15.720 --> 00:12:18.680
میگفتم دوست داری چه کاره بشم؟
...هر کاری تو بگی انجام میدم

00:12:18.760 --> 00:12:21.010
.چون میخوام عاشقم باشی

00:12:21.090 --> 00:12:22.720
.پیتر درست برعکس بود

00:12:24.220 --> 00:12:25.840
.اگه می‌ترسید، گریه میکرد

00:12:25.930 --> 00:12:28.630
.اگر از دست بابا عصبانی بود، نشون میداد

00:12:29.260 --> 00:12:32.090
.و برای پیتر شرایط خیلی سخت بود

00:12:33.550 --> 00:12:35.880
.نسبت به من خیلی سخت‌تر بهش گذشت

00:12:37.430 --> 00:12:40.720
.راستش برای جین خیلی سخت‌تر بود تا من

00:12:40.800 --> 00:12:44.180
متوجهین، اینطور نبود که پدرم
.آدم دوست‌داشتنی نبود یا نیست

00:12:44.260 --> 00:12:48.680
فقط بدون یه فیلم‌نامه هیچ شخصیتی
...نداشت، که بگه هنری فوندا

00:12:48.760 --> 00:12:52.010
فوندا میگه: دوستت دارم پسرم
.و بعد بتونه شرایط و کنترل کنه

00:12:52.090 --> 00:12:53.930
.بدون فیلمنامه هیچ کاری نمیتونست انجام بده

00:12:54.010 --> 00:12:56.470
یعنی باید یه نقاب به چهره‌ش میزد
.تا بتونه احساساتشو بیان کنه

00:12:57.840 --> 00:13:01.010
جین هیچ راهی برای
.وصل کردن خودش به هنری نداشت

00:13:01.090 --> 00:13:03.970
.به عنوان دخترش راهشو گم کرد

00:13:08.180 --> 00:13:10.840
...بیست یا 21 ساله بودم

00:13:12.130 --> 00:13:14.550
...هنوز تو خونه‌ی پدرم در ساحل مالیبو

00:13:14.630 --> 00:13:16.050
.زندگی میکردم

00:13:19.260 --> 00:13:22.050
...مادرخونه‌م بهم اولتیماتوم داده بود

00:13:22.130 --> 00:13:25.130
گفتش: وقتی پاییز بیاد
.باید از خونه بری بیرون

00:13:26.130 --> 00:13:28.550
چه کار باید میکردم؟

00:13:29.300 --> 00:13:32.970
نیم کیلومتر پایینتر تو ساحل
.خونه‌ی لی استراسبرگ بود

00:13:34.180 --> 00:13:36.430
.مربی بزرگی در زمینه‌ی بازیگری بود

00:13:36.510 --> 00:13:41.300
به آدمایی مثل پاول نیومن و جیمز دین
.و البته مریلین مونرو آموزش داده بود

00:13:42.800 --> 00:13:44.550
...تو ساحل راه افتادم

00:13:44.630 --> 00:13:47.880
.کفشهامو دراوردم تو ساحل شنی راه رفتم

00:13:47.970 --> 00:13:51.260
در پشتی رو زدم
.بعد کفشهامو پوشیدم

00:13:51.340 --> 00:13:52.680
.دعوتم کرد داخل

00:13:53.220 --> 00:13:54.760
...بعدش گفت

00:13:54.840 --> 00:13:59.340
تو کسل‌آورترین
...و معمولی‌ترین دختری هستی که دیدم

00:14:00.720 --> 00:14:03.180
...به جز اینکه وقتی به چشمهات نگاه میکنم

00:14:03.880 --> 00:14:05.720
.کلی چیز توش پنهان شده

00:14:06.380 --> 00:14:08.430
.و منو به کلاسش برد

00:14:12.550 --> 00:14:16.130
...لی بهمون یاد داد چطور

00:14:16.220 --> 00:14:18.180
...به عمق ذهن خودمون شیرجه بزنیم

00:14:19.220 --> 00:14:21.880
به خاطرات حساس
...و لحظات خصوصی‌ـمون سر بکشیم

00:14:22.880 --> 00:14:26.340
تا به شخصیت‌ـمون عمق و معنا
.و جان بیشتری ببخشیم

00:14:29.340 --> 00:14:31.840
.خیلی ترسیده بودم

00:14:31.930 --> 00:14:34.130
.عقب کلاس می‌نشستم

00:14:34.220 --> 00:14:37.590
اگه هیچوقت مجبور به اجرا در
.اون کلاس نمی‌شدم خیلی خوشحال میشدم

00:14:38.430 --> 00:14:41.180
...آخرش، بعد از تقریبا دو ماه

00:14:41.260 --> 00:14:42.800
.لی گفتش، باشه

00:14:42.880 --> 00:14:45.590
.میدونی، فردا نوبت تو ـه

00:14:47.760 --> 00:14:49.300
.کلاس از همیشه شلوغ‌تر شده بود

00:14:49.380 --> 00:14:50.880
...فکر کنم اومده بودن تا

00:14:50.970 --> 00:14:53.340
ضایع شدن دختر هنری فوندا رو ببینن.

00:14:55.760 --> 00:14:58.470
...و بعدش یادمه وقتی اجرام تموم شد

00:14:58.550 --> 00:15:00.720
.لی مدت زیادی سکوت کرد

00:15:01.430 --> 00:15:04.470
و بعدش گفت: میدونی، می‌بینم
.که آدمای زیادی دارن میان اینجا

00:15:05.550 --> 00:15:07.630
.واقعا استعدادشو داری

00:15:10.470 --> 00:15:12.380
...قسم میخورم

00:15:13.130 --> 00:15:17.180
حالم اینطوری بود که انگار سرمو باز کردن
.و همه‌ی پرنده‌ها به بیرون پرواز کردن

00:15:19.720 --> 00:15:21.720
.همگی از صحنه برین کنار

00:15:25.590 --> 00:15:27.090
داین؟

00:15:30.090 --> 00:15:34.220
!نمیتونم تحملش کنم

00:15:35.340 --> 00:15:36.880
...اولین باری که

00:15:36.970 --> 00:15:40.340
،می‌فهمی چی رو دوست داری
...واقعا و حسابی دوستش داری

00:15:40.430 --> 00:15:42.010
...با فکر کردن بهش خوابت میبره

00:15:42.090 --> 00:15:43.550
...و با فکر کردن بهش بیدار میشی

00:15:43.630 --> 00:15:45.180
...اصلا لازم نیست بهش فکر کنی

00:15:45.260 --> 00:15:47.510
و از اینکه شب تنها تو خونه بمونی
...ناراحت نمیشی

00:15:47.590 --> 00:15:49.720
.چون کاری رو داری که واقعا عاشقشی

00:15:58.300 --> 00:16:00.590
...جین فوندا تصمیم گرفته

00:16:00.680 --> 00:16:03.180
در مسیر شناخته‌شده‌ای گام برداره
...که پدر مشهور و برجسته‌ش

00:16:03.260 --> 00:16:04.720
.یعنی هنری فوندا گام برداشته

00:16:04.800 --> 00:16:07.260
...جین به عنوان مدل عکاسی فعالیت میکرد

00:16:07.340 --> 00:16:09.680
تا موقعی که مدرکش رو بگیره
.درآمدی داشته باشه

00:16:10.630 --> 00:16:12.880
.سلام جین -
.سلام چارلی -

00:16:12.970 --> 00:16:16.220
فکر کنم درست موقعی اومدیم
.که داشتی اسباب‌کشی میکردی

00:16:16.300 --> 00:16:17.590
.دقیقا همینطوره

00:16:17.680 --> 00:16:19.760
...جین، فکر میکنی برای یه دختر مهمه

00:16:19.840 --> 00:16:21.430
...که روی پای خودش وایسته

00:16:21.510 --> 00:16:23.470
همچین آپارتمانی برای خودش داشته باشه؟

00:16:25.050 --> 00:16:27.130
...خب، به نظرم

00:16:28.340 --> 00:16:30.260
کمک میکنه که
.از خانواده دور بشی

00:16:30.340 --> 00:16:31.720
.به خصوص به من

00:16:31.800 --> 00:16:34.090
...میدونی، اگر بچه‌ای باشی که پدر یا مادرت

00:16:34.180 --> 00:16:36.380
...همون کاری رو بکنه که تو میکنی

00:16:36.470 --> 00:16:38.930
.اینطوری احساس استقلال بیشتری میکنی

00:16:39.010 --> 00:16:41.130
...حس میکنم

00:16:41.220 --> 00:16:44.590
لازم نیست همیشه دلیل
.و علت کارامو برای همه توضیح بدم

00:16:44.680 --> 00:16:46.590
.امیدوارم پدرم این برنامه رو نگاه نکنه

00:16:46.680 --> 00:16:48.090
.احتمالا نگاه میکنه

00:16:50.220 --> 00:16:52.880
.یه شغل آنی داشتی

00:16:54.340 --> 00:16:57.180
.تو برادوی نمایش اجرا میکردم

00:16:57.260 --> 00:16:59.380
.داشتم تو هالیوود فیلم میساختم

00:17:00.930 --> 00:17:04.800
نامزد جایزه‌ی تونی شده بودم
...و جایزه‌ی انجمن منتقدان درام نیویورک رو

00:17:04.880 --> 00:17:08.930
برای برجسته‌ترین هنرپیشه‌ی
.زن در ژانر درام برده بودم

00:17:10.840 --> 00:17:14.300
خب، نشون میده که برد و من
...داریم روی این نمایش کار میکنیم

00:17:14.380 --> 00:17:17.180
.و یکی از دلایل استقبال مردم هم همینه

00:17:17.260 --> 00:17:19.680
...اما حس نمیکنم

00:17:20.550 --> 00:17:23.260
...حس نمیکنم که بتونم

00:17:23.340 --> 00:17:25.840
کلا با پول نمایش زندگی کنم، میدونین؟

00:17:27.720 --> 00:17:29.760
.حس خنده‌داری ـه

00:17:36.220 --> 00:17:37.970
...در طول اون دوره

00:17:38.050 --> 00:17:40.180
ازم خواسته شد برای کازان
...تست بازیگری بدم

00:17:40.260 --> 00:17:42.600
برای نقش اول زن
...«در فیلم «باشکوه در میان علفها

00:17:42.600 --> 00:17:44.800
.که آخرش نقش به ناتالی وود رسید

00:17:44.880 --> 00:17:46.840
...توی تئاتر بود و کازان

00:17:46.930 --> 00:17:48.880
...صدام کرد تا بیام ردیف جلو

00:17:48.970 --> 00:17:52.050
...و پایین وایستاده بود و بهم نگاه کرد

00:17:52.130 --> 00:17:53.880
و گفت: جاه‌طلبی؟

00:17:53.970 --> 00:17:56.050
!من گفتم: نه

00:17:56.930 --> 00:17:59.050
.حس خیانت به خودم بهم دست داد

00:17:59.130 --> 00:18:02.510
.فقط میخواستم معمولی باشم

00:18:02.590 --> 00:18:05.090
.میخواستم دختر خوبی باشم

00:18:06.260 --> 00:18:08.680
...یه دختر خوب

00:18:08.760 --> 00:18:11.260
.یه دختر جاه‌طلب نیست

00:18:16.550 --> 00:18:19.720
برای یه فصل کامل سریال
...دختر همسایه استخدام شدم

00:18:19.800 --> 00:18:22.930
...یه دختر ساده بودم که تبدیل به هنرپیشه شد

00:18:23.010 --> 00:18:25.180
که توجه همه رو جلب میکرد
...و نقشهای کمدی عاشقانه می‌گرفت

00:18:25.260 --> 00:18:29.220
که اولش با نمایشهای برادوی شروع شد
.و بعدش به ساخت فیلم هم رسید

00:18:33.180 --> 00:18:34.760
.الانشم اون پسر رو لوس کرده

00:18:34.840 --> 00:18:36.220
.پسر، همیشه همین کار رو میکنه

00:18:36.300 --> 00:18:38.840
.فردا دیروقت برمیگرده

00:18:38.930 --> 00:18:41.260
.خب، بذار برگردن

00:18:41.340 --> 00:18:45.340
جورج میشه لطف کنی
و کیف کوچولوی آبیمو بیاری؟

00:18:45.970 --> 00:18:47.510
لطفا؟

00:18:47.590 --> 00:18:49.050
میدونی تو چه فکریم؟

00:18:49.130 --> 00:18:51.340
.هنگ کنگ

00:18:51.430 --> 00:18:54.050
!باشه! خودم میرم میارمش

00:18:54.130 --> 00:18:57.340
!میرم بیرون و خودم میارمش

00:18:59.800 --> 00:19:01.470
.میدونی، کارم خوب بود

00:19:01.550 --> 00:19:02.970
.مشکلی نداشتم

00:19:07.010 --> 00:19:08.470
...میدونستم چطوری بلند حرف بزنم

00:19:08.550 --> 00:19:10.340
...و چشمک بزنم

00:19:21.510 --> 00:19:23.550
.به هتل پلازا رسیدیم دیگه

00:19:23.630 --> 00:19:25.300
.به پلازا رسیدیم کوری

00:19:25.380 --> 00:19:27.510
.یه دقیقه صبر کن، هنوز کارم تموم نشده

00:19:28.180 --> 00:19:29.760
.کوری یارو منتظره

00:19:29.840 --> 00:19:31.430
.بهش انعام بیشتری بده

00:19:31.510 --> 00:19:33.720
پاول بهم بگو از اینکه ازدواج کردیم
.پشیمون نیستی

00:19:33.800 --> 00:19:36.590
بعد از 40 دقیقه؟
.بذار حداقل یه چند ساعتی بگذره

00:19:36.680 --> 00:19:40.590
پاول، اگر ماه‌عسل
.خوب پیش نرفت، یه موقع طلاق نگیریم

00:19:40.680 --> 00:19:42.220
.عوضش بیا همدیگه رو بکشیم

00:19:42.300 --> 00:19:43.630
هر کدوم به یه خدمتکار میگیم
.این کار رو برامون بکنه

00:19:43.720 --> 00:19:45.340
.شنیدم خدمات اینجا حرف نداره

00:19:49.220 --> 00:19:52.260
گاهی‌اوقات متوجه میشی
...که میتونی با همه چی هماهنگ بشی

00:19:52.340 --> 00:19:54.260
.و از همون اول جین همین حالت رو داشت

00:19:54.340 --> 00:19:55.630
...یه چیزی وجود داشت

00:19:55.720 --> 00:19:58.340
.که به طور طبیعی بین‌ـمون رشد کرد و بزرگ شد

00:19:59.050 --> 00:20:01.590
...رابطه‌ی خاصی بینمون برقرار بود

00:20:01.680 --> 00:20:03.430
.و تازه خوش هم می‌گذشت

00:20:05.430 --> 00:20:07.630
...با همه چیز شوخی میکرد

00:20:07.720 --> 00:20:09.470
...اما در عین حال

00:20:09.550 --> 00:20:12.760
.به آدم در مورد تردیدها و شکهاش می‌گفت

00:20:14.680 --> 00:20:16.840
در دوستی‌ـمون بسیار با همدیگه
...روراست بودیم

00:20:16.930 --> 00:20:20.220
.از خشمها و ناامیدیهامون میگفتیم

00:20:21.180 --> 00:20:25.010
و از یک جا این حس به جین دست داد و

00:20:25.090 --> 00:20:28.260
.از عمق وجودش فهمید یه جای کار می‌لنگه

00:20:30.050 --> 00:20:32.180
...آدمای زیادی سعی کردن منو تعریف کنن

00:20:32.260 --> 00:20:34.470
.همه‌شون مرد بودن

00:20:34.550 --> 00:20:37.630
.هیچوقت حس واقعی نداشت

00:20:38.630 --> 00:20:43.010
با خودم میگفتم که فقط میخوام
.از زیر سایه‌ی پدرم بیام بیرون

00:20:43.090 --> 00:20:47.300
شاید اگر به فرانسه برم
...و در دوران موج نو کار کنم

00:20:47.380 --> 00:20:49.510
...بتونم

00:20:49.590 --> 00:20:51.510
.بفهمم واقعا کی هستم

00:20:51.590 --> 00:20:56.380
همیشه به دنبال کسی بودم
.که حسش واقعی باشه

00:21:03.310 --> 00:21:07.110
همین الان توی روکه‌برن بیا پیشمون
بعد از نیس و مونت کارلو

00:21:07.130 --> 00:21:09.730
اینجاس که با فیلمساز رنه کلمنت
.آشنا میشیم

00:21:12.010 --> 00:21:14.910
داره از یک زن زیبا که از سواحل آمریکا اومده
.تست بازیگری میگیره

00:21:14.940 --> 00:21:18.740
...زنی که نیمی گلبرگ رز و نیمی خار ـه

00:21:18.760 --> 00:21:21.060
.ترکیبی از بریجیت باردو و جین مورو

00:21:21.080 --> 00:21:24.180
...یه آدم میتونه این نقش رو پر کنه

00:21:26.970 --> 00:21:30.570
.اسم این معجزه جین فوندا ـه

00:21:32.140 --> 00:21:36.540
لحظه‌ای توی زندگی پیش میاد
که هنرپیشه دست از بازی کردن برداره؟

00:21:37.480 --> 00:21:40.780
.بله، حتما میشه
...نمیتونم بگم چه لحظه‌ای اما

00:21:40.800 --> 00:21:47.500
برای نمونه اغلب اوقات خودمو
...در وضعیت هیجان‌انگیز و حساسی می‌بینم

00:21:47.520 --> 00:21:50.020
.که واقعی ـه

00:21:50.050 --> 00:21:53.550
،زیاد برام پیش میاد
...گریه میکنم و گریه می‌کنم

00:21:53.570 --> 00:21:55.870
...و به خودم تو آینه نگاه میکنم

00:21:55.900 --> 00:22:00.400
:و با خودم میگم
...من همچین کاری تو زندگی انجام میدم

00:22:00.420 --> 00:22:02.820
.باید یادم باشه تو فیلم همینطوری باشم

00:22:04.150 --> 00:22:04.850
میدونی؟

00:22:06.290 --> 00:22:10.190
و وقتی اتفاق می‌افته حس
...خیلی بدی دارم چون فکر میکنم

00:22:10.210 --> 00:22:12.410
.خدایا، هیچوقت حسم واقعی نیست

00:22:12.430 --> 00:22:14.530
.یا شاید همیشه واقعی ـه، نمیدونم

00:22:17.730 --> 00:22:21.330
پرده‌ی دوم
ودیم

00:22:25.010 --> 00:22:27.630
یه شب وقتی برای اولین بار
...به پاریس رسیده بودم

00:22:27.720 --> 00:22:31.550
با یه عده هنرپیشه
...تو خونه‌ی ماکسیم بودم

00:22:32.380 --> 00:22:35.840
.و راجر ودیم اومد داخل

00:22:36.430 --> 00:22:39.010
.میدونستم شهرت و اعتباری برای خودش داره

00:22:39.090 --> 00:22:43.430
با بریجیت باردو ازدواج کرده بود
.و از کاترین دنوو یه بچه داشت

00:22:43.510 --> 00:22:47.760
قبلا فیلم «و خدا زن را آفرید» رو
.کارگردانی کرده بود

00:22:47.840 --> 00:22:50.010
.ستاره‌ی راک بود

00:22:51.090 --> 00:22:53.680
...اومد داخل و بلافاصله حس کردم

00:22:53.760 --> 00:22:55.300
.به خطر افتادم

00:22:55.380 --> 00:22:57.510
...مثل یه شکارچی بود

00:22:57.590 --> 00:22:59.760
...اما جذاب بود

00:22:59.840 --> 00:23:01.630
.سکسی بود

00:23:06.720 --> 00:23:09.970
...به خودم قول دادم که هرگز فیلمی با

00:23:10.050 --> 00:23:12.130
.راجر ودیم نسازم

00:23:13.650 --> 00:23:17.550
آقای راجر ودیم، فکر میکنین کارگردانهایی
...که تا الان با جین فوندا کار کردن

00:23:17.580 --> 00:23:19.980
تونستن هر چی تو چنته داره رو بکشن بیرون؟

00:23:21.650 --> 00:23:25.550
فکر نکنم تا الان این اتفاق افتاده باشه که
.بزرگترین نقش زندگی‌ـشو بازی کرده باشه

00:23:25.770 --> 00:23:28.370
.بهترین نقشش در آینده از راه میرسه

00:23:30.050 --> 00:23:32.800
...توی فیلم رنه کلمنت به اسم

00:23:32.880 --> 00:23:34.380
.له فلن بازی میکردم

00:23:36.880 --> 00:23:38.470
چرا اونطوری داری بهم نگاه میکنی؟

00:23:39.880 --> 00:23:42.180
برات جذابم؟

00:23:42.260 --> 00:23:44.010
...فقط یه صحنه بود

00:23:44.090 --> 00:23:47.340
...که لباس زیر کوچولویی پوشیده بودم

00:23:47.430 --> 00:23:50.010
...و یه پیام

00:23:50.090 --> 00:23:53.880
گرفتم که ودیم تو رستوران منتظره
.و میخواد منو ببینه

00:23:56.300 --> 00:23:59.220
.متوجه شدم که برای دیدنش هیجان‌زده شدم

00:23:59.300 --> 00:24:02.720
...پالتوم رو پوشیدم

00:24:02.800 --> 00:24:04.720
...و با عجله به سمت رستوران رفتم

00:24:04.800 --> 00:24:08.220
.پالتوم باز شد

00:24:10.840 --> 00:24:14.130
.و اون شب به هتلم برگشتیم

00:24:14.930 --> 00:24:18.090
.زیاد خوب نمیتونست انگلیسی حرف بزنه

00:24:18.180 --> 00:24:21.380
شاید اگه میتونست
.هرگز باهاش ازدواج نمیکردم

00:24:24.510 --> 00:24:27.180
...میدونین، ودیم خیلی کاریزماتیک بود

00:24:27.260 --> 00:24:30.800
.به شدت فریبنده و جذاب بود

00:24:32.800 --> 00:24:35.260
...با ودیم تو «شانزه لیزه» قدم میزدی

00:24:35.340 --> 00:24:37.090
مثل این بود که تو خیابون
.با رابرت ردفورد قدم بزنی

00:24:37.180 --> 00:24:39.090
...خب، مردم دوست داشتن

00:24:39.180 --> 00:24:41.840
...ازش امضا بگیرن و

00:24:42.340 --> 00:24:47.130
زندگی‌ـمون با هم پردردسر
.و پر از خوشی و لذت بود

00:24:50.680 --> 00:24:53.260
...اما حالت یه کفش قدیمی و کهنه رو داشت

00:24:53.340 --> 00:24:55.380
.کنار اومدن با این بخش از شخصیتش راحت بود

00:24:55.470 --> 00:24:57.010
!ناتالی

00:24:57.510 --> 00:25:00.550
.هر روز به شهر می‌رفت تا دخترشو ببینه

00:25:08.470 --> 00:25:11.050
.وقتی سه سالم بود جین وارد زندگیم شد

00:25:11.130 --> 00:25:13.220
.یادم میاد که خیلی جوون بود

00:25:13.300 --> 00:25:14.680
.جوونتر از سنش

00:25:15.380 --> 00:25:18.300
.به ندرت مادر اصلیمو میدیدم

00:25:18.380 --> 00:25:21.090
.و جین همیشه حضور داشت

00:25:21.180 --> 00:25:24.220
.و بنابراین خیلی بهش نزدیک شدم

00:25:25.430 --> 00:25:28.550
...در اصل تبدیل به مادر جایگزینم شد

00:25:29.180 --> 00:25:32.380
.و اون بود که منو بزرگ کرد

00:25:34.050 --> 00:25:38.010
به یه مزرعه که بیرون
.پاریس خریده بودم اسباب‌کشی کردیم

00:25:39.260 --> 00:25:41.430
...سروسامون گرفتن در یه جا

00:25:41.510 --> 00:25:44.050
.جذابیت خاصی برام داشت

00:25:45.340 --> 00:25:46.680
...خودمو در حالتی دیدم

00:25:46.760 --> 00:25:49.090
...که متاهلم و خانواده دارم

00:25:49.180 --> 00:25:50.840
.و تو فرانسه زندگی میکردم

00:25:52.550 --> 00:25:53.930
...خب

00:25:54.010 --> 00:25:58.050
.ودیم پر از تناقض و جدال بود

00:25:58.130 --> 00:26:01.590
کلی مشکل وجود داشت
.که تصمیم گرفتم نادیده‌ـشون بگیرم

00:26:04.220 --> 00:26:07.720
.نمیدونستم اعتیاد به قمار و میخوارگی چطوریه

00:26:08.970 --> 00:26:12.970
.اگر شکایت میکردم بهم میگفت بورژوا

00:26:13.760 --> 00:26:17.180
خدای نکرده که نباید
...اصلا نگران پول میشدیم

00:26:17.260 --> 00:26:20.300
...یا در مورد پول شکایت میکردیم

00:26:20.380 --> 00:26:23.260
یا از روابط خارج از زناشویی
.و همچین چیزایی شکایت میکردیم

00:26:24.090 --> 00:26:28.180
وقتی به چیزی علاقه پیدا میکرد
.حسابی روش متمرکز میشد

00:26:28.260 --> 00:26:32.380
...اون موقع، علاقه‌ش به ودیم بود

00:26:32.470 --> 00:26:34.590
.همون چیزی شد که ودیم میخواست

00:26:35.260 --> 00:26:37.630
تا این حد تو رو خوب میشناسه جین؟

00:26:37.720 --> 00:26:40.430
.به نظرم منو بهتر از خودم میشناسه

00:26:41.970 --> 00:26:45.840
هنرپیشه‌های زن
.اغلب نادون هستن

00:26:45.930 --> 00:26:49.380
اغلب در مورد کارایی که
.فکر میکنیم میتونیم انجام بدم کودنیم

00:26:49.470 --> 00:26:51.760
...و این کارگردان ـه که میاد وسط

00:26:51.840 --> 00:26:54.010
و بهمون میگه از ماهیچه‌هایی استفاده کنیم
.که قبلا ازشون استفاده نمیکردیم

00:26:54.090 --> 00:26:56.880
.ودیم همیشه این کار رو میکنه

00:26:56.970 --> 00:26:59.930
میگم من از پسش برنمیام
.و نمیتونم این صحنه رو بازی کنم

00:27:00.010 --> 00:27:03.840
و مجبورم میکنه انجامش بدم
.و میدونن که صحنه‌ی خوبی میشه

00:27:03.930 --> 00:27:07.880
من که از اون اول سعی میکردم
...توسط مردان توصیف و تعریف نشم

00:27:07.970 --> 00:27:11.220
...آخرش کنار مردی بودم که نهایت

00:27:11.300 --> 00:27:14.470
.تعریف و معنای زنانگی بود

00:27:15.260 --> 00:27:18.090
.اون موقع در چنین حالتی بودم

00:27:19.260 --> 00:27:21.630
.میخواستم یه نفر بهم شکل بده

00:27:22.680 --> 00:27:24.130
...میخواستم اون

00:27:24.220 --> 00:27:27.550
.بهم کمک کنه تا یک زن بشم

00:27:33.050 --> 00:27:38.380
دین دی لورنتیس برام یه کتاب کُمیکِ
.فرانسوی معروف به اسم باربارلا فرستاد

00:27:38.470 --> 00:27:41.630
میخواست یه فیلم ازش بسازه
.و منم نقش باربارلا رو بازی کنم

00:27:42.680 --> 00:27:46.800
خب میدونستم که باردو و سوفیا لورن
.پیشنهاد رو رد کرده بودن

00:27:46.880 --> 00:27:49.880
.و منم نمیخواستم انجامش بدم

00:27:49.970 --> 00:27:52.300
...خب، این تصاویر رو نگاه کنین

00:27:53.180 --> 00:27:55.300
.من هیچ ارتباطی با هویت باربارلا نداشتم

00:27:55.840 --> 00:27:59.050
...خب، ودیم، فکر کنم

00:27:59.130 --> 00:28:03.300
آدم شماره‌ی یک طرفدار
.ژانر علمی تخیلی در دنیا بود

00:28:03.380 --> 00:28:08.340
خب، وقتی یه داستان علمی تخیلی دارین
...که موضوعش سکس ـه

00:28:09.380 --> 00:28:13.220
هیچ راهی نداشت که حاضر به ساختن
.این فیلم بشم و اونم کارگردانش باشه

00:28:23.510 --> 00:28:27.180
ودیم میخواست فیلم با یک
.صحنه‌ی لخت شدن فضایی شروع بشه

00:28:31.260 --> 00:28:33.130
...صحنه رو برداشت

00:28:33.220 --> 00:28:35.260
...و برش گردوند

00:28:35.340 --> 00:28:38.760
.آغاز صحنه به طرف سقف و بخش صداگذاری بود

00:28:38.840 --> 00:28:42.970
بعدش یه شیشه‌ی خیلی ضخیم
...اونجا گذاشته بود

00:28:43.050 --> 00:28:45.340
...و من روی بالای شیشه می‌خوابیدم

00:28:45.430 --> 00:28:47.550
.انگار که در فضا معلقم

00:29:03.260 --> 00:29:05.430
.و بعدش باید لخت میشدم

00:29:06.970 --> 00:29:10.970
.مست بودم. برای این کار کلی ودکا خوردم

00:29:11.800 --> 00:29:14.800
.برام خیلی ترسناک بود

00:29:18.930 --> 00:29:23.050
...و صبح روز بعد صدای یه خفاش رو میشنیدیم

00:29:23.130 --> 00:29:24.630
...که اومده پایین

00:29:24.720 --> 00:29:26.380
...بین من و دوربین قرار گرفت

00:29:26.470 --> 00:29:27.880
.که به سقف آویزون بود

00:29:27.970 --> 00:29:30.680
و همه چیزو خراب کرد
.و مجبور شدیم دوباره این کار رو بکنیم

00:29:30.760 --> 00:29:32.090
.خدایا

00:29:32.180 --> 00:29:33.930
...پس با چیزی که مصرف کرده بودم

00:29:34.010 --> 00:29:36.930
.نه تنها مست بودم، خمار هم بودم

00:29:38.470 --> 00:29:40.800
تو یه زن زمینی معمولی هستی؟

00:29:43.010 --> 00:29:44.260
.یه زن معمولیم

00:29:48.510 --> 00:29:51.380
،وقتی الان به فیلم نگاه میکنم
.می‌بینم ازش لذت میبرم

00:29:51.470 --> 00:29:54.050
...خب، به نظرم فقط یه فیلم

00:29:54.130 --> 00:29:57.220
جذاب بود و فکر نکنم
.چندان سکسی به نظر می‌اومد

00:30:02.970 --> 00:30:04.970
.زیاد سوال نمی‌پرسیدم

00:30:05.800 --> 00:30:08.720
.سطحی بودن به نظرم خیلی آسون بود

00:30:08.800 --> 00:30:12.180
.خب، راحت‌تر بود

00:30:13.510 --> 00:30:14.840
...میدونی تقریبا

00:30:16.010 --> 00:30:19.840
چند دهه رو بدون اینکه
.سوالای زیادی بپرسم گذروندم

00:30:21.460 --> 00:30:24.560
جنگ برای ویتنام

00:30:28.340 --> 00:30:29.930
...زمانی بود که تصور میکردم

00:30:30.010 --> 00:30:31.800
...اگر سربازان آمریکایی

00:30:31.880 --> 00:30:34.590
...در جایی مشغول جنگ باشن

00:30:34.680 --> 00:30:37.430
.حتما ما طرف خوب و درست هستیم

00:30:37.510 --> 00:30:41.300
.برام باورنکردنی بود که عکسش درست باشه

00:30:42.800 --> 00:30:45.090
.پدرم در جنگ دوم جهانی جنگیده بود

00:30:45.180 --> 00:30:47.880
.متوجه شدم که بهش خیلی افتخار میکنه

00:30:49.880 --> 00:30:53.930
خب، من در 1959 برای
.ارتش نیرو جذب میکردم

00:30:58.510 --> 00:31:01.880
...یادمه تو 1964

00:31:02.380 --> 00:31:05.130
.ودیم و من تو سنت تروپه بودیم

00:31:05.220 --> 00:31:07.680
...روزنامه رو برداشت و سرخطها رو دید

00:31:07.760 --> 00:31:12.720
در مورد تصویب لایحه‌ی خلیج تونکین
.توسط کنگره نوشته بود

00:31:16.680 --> 00:31:18.090
...ودیم از کوره در رفت

00:31:18.180 --> 00:31:19.970
.شوهرم که اصلا سیاسی نبود

00:31:23.550 --> 00:31:27.220
دارن چه کار میکنن؟
.امکان نداره تو این جنگ برنده بشن

00:31:28.550 --> 00:31:31.050
.کنگره‌ـتون عقلشو از دست داده

00:31:31.720 --> 00:31:35.180
.و منم گفتم: داره حسودیت میشه
...چون شماها برنده نشدین

00:31:35.260 --> 00:31:39.050
.فرانسوی در جنگ با ویتنام نبردن
میدونین دیگه؟

00:31:39.130 --> 00:31:42.840
.اینقدر اطلاعاتم کم بود

00:31:47.470 --> 00:31:51.300
.خیلی به سیمون سینیوره نزدیک بودم

00:31:51.380 --> 00:31:54.970
.یکی از ستاره‌های برجسته سینمای فرانسه بود

00:31:55.800 --> 00:31:57.800
.و یه فعال سیاسی شده بود

00:31:58.430 --> 00:32:02.010
،هنرمندها، نویسنده‌ها
...شاعران و فیلسوفان

00:32:02.090 --> 00:32:05.260
.در جبهه‌ی فعالیت سیاسی بودن

00:32:05.970 --> 00:32:07.720
...سیمون دو بوار

00:32:07.800 --> 00:32:09.590
.ژان پل سارتر

00:32:11.590 --> 00:32:13.550
...به جز با سیمون سینیوره با هیچکدومشون

00:32:13.630 --> 00:32:15.840
.ارتباطی نداشتم

00:32:16.970 --> 00:32:18.510
...اون یه جورایی

00:32:19.180 --> 00:32:21.340
.در جهانی دیگه رو به روم باز کرد

00:32:21.760 --> 00:32:23.880
...اما میدونی، یادمه که با خودم میگفتم

00:32:23.970 --> 00:32:26.760
.من اونقدرام که فکر میکنه باهوش نیستم

00:32:29.090 --> 00:32:30.680
.1968

00:32:32.130 --> 00:32:34.300
.حامله بودم

00:32:34.930 --> 00:32:37.510
...فکر کنم که وقتی یه زن حامله میشه

00:32:38.800 --> 00:32:42.550
بیشتر از همیشه به یک
.اسفنج شباهت پیدا میکنه

00:32:42.630 --> 00:32:48.760
نسبت به چیزایی که اطرافش
.می‌گذره هماهنگتر و آگاهتره

00:32:48.840 --> 00:32:51.470
.نه تنها از اطراف خودش بلکه از دنیا

00:32:54.630 --> 00:32:57.380
از تلویزیون برنامه‌ی
.حمله‌ی تت» رو تماشا میکردم»

00:33:02.800 --> 00:33:06.430
.به اخبار همیشگی از شیکاگو گوش میکردم

00:33:06.510 --> 00:33:08.720
...به هر وسیله‌ی ممکن

00:33:08.800 --> 00:33:10.800
.اینجا جمع میشیم

00:33:11.340 --> 00:33:15.680
.تظاهرات، ضرب‌وشتمها، آشوب و خونریزی

00:33:16.970 --> 00:33:18.510
.به فکر سیمون افتادم

00:33:19.130 --> 00:33:20.550
...تا خونه‌ی روستایی‌ـش

00:33:20.630 --> 00:33:22.010
.که در حومه شهر بود رانندگی کردم

00:33:22.470 --> 00:33:24.380
...و یادمه در رو باز کرد و گفت

00:33:24.470 --> 00:33:26.130
.منتظرت بودم

00:33:26.220 --> 00:33:30.880
گفتش میدونستم که میای
.تا در مورد جنگ حرف بزنی

00:33:44.880 --> 00:33:46.760
...سیمون بهم توضیح داد که

00:33:46.840 --> 00:33:50.260
ویتنامیها هزاران ساله
...که در حال جنگ هستن

00:33:50.760 --> 00:33:54.380
.در برابر مغولها و چینی‌ها

00:33:55.340 --> 00:33:57.050
.همیشه برنده شدن

00:33:59.180 --> 00:34:01.180
...اینکه آمریکا در جنگی شرکت کنه

00:34:01.260 --> 00:34:03.840
...که هزاران کیلومتر از کشور فاصله داره

00:34:03.930 --> 00:34:06.470
...در کشوری که هیچ شناخت و درکی ازش ندارن

00:34:06.550 --> 00:34:08.680
...در برابر مردمی که

00:34:08.760 --> 00:34:11.510
.بیشتر از هر چیز به دنبال استقلال بودن

00:34:15.180 --> 00:34:17.380
به هیچ وجه نمیتونستیم
در این جنگ پیروز بشیم.

00:34:19.590 --> 00:34:22.340
...میدونین، خنده‌داره، یهو

00:34:22.430 --> 00:34:25.680
...بیشتر از هر لحظه‌ی دیگه‌ای حس

00:34:25.760 --> 00:34:27.220
.آمریکایی بودن کردم

00:34:28.590 --> 00:34:30.800
...کاملا برعکس به نظر می‌اومد

00:34:30.880 --> 00:34:32.630
...در عرض چند سال

00:34:32.720 --> 00:34:34.050
...آدمایی که دوستم نداشتن میگفتن

00:34:34.130 --> 00:34:35.720
.برگرد به هانوی و از این چیزا

00:34:35.800 --> 00:34:39.220
...اما حس کردم: نه، نه، نه

00:34:39.300 --> 00:34:42.220
.ما داریم مسیر اشتباهی رو میریم

00:34:42.300 --> 00:34:45.010
...میخوام کنار مردم خودم در کشور خودم باشم

00:34:45.090 --> 00:34:47.380
.و سعی کنم این مسیر رو درست کنم

00:34:49.550 --> 00:34:53.090
.واقعا میخواستم زندگیم یه معنایی داشته باشه

00:34:54.430 --> 00:34:57.300
...اما متاهل بودم و حامله و

00:34:57.380 --> 00:35:01.380
.خدای من، نمیدونستم باید چه کار کنم

00:35:01.470 --> 00:35:05.050
.با خودم گفتم نمیدونم باید چه کار کنم

00:35:05.130 --> 00:35:08.010
...متوجه شد که

00:35:08.090 --> 00:35:11.180
زندگی فقط هنرپیشه و
.خانم خونه‌دار بودن نیست

00:35:12.010 --> 00:35:14.430
...و ودیم بااینکه ترقی‌خواه بود

00:35:14.510 --> 00:35:19.340
درگیر سیاست شد که
.اصلا براش ساخته نشده بود

00:35:20.470 --> 00:35:22.380
...ونسا به دنیا اومد

00:35:22.470 --> 00:35:26.380
.و زایمان بسیار بسیار رنج‌آوری بود

00:35:26.470 --> 00:35:29.800
.از انبرک استفاده کردن و منو پاره کردن

00:35:30.470 --> 00:35:31.880
.کلی خون از دست دادم

00:35:31.970 --> 00:35:35.550
.از افسردگی بعد از زایمان رنج کشیدم

00:35:35.630 --> 00:35:37.720
...بدنم شیر درست نمیکرد

00:35:37.800 --> 00:35:41.260
اون پیوندی که باید
...شکل می‌گرفت بوجود نیومد

00:35:41.340 --> 00:35:43.300
.اتفاق نیفتاد

00:35:43.380 --> 00:35:46.630
...حس کردم که مادر بدی هستم

00:35:46.720 --> 00:35:49.510
 .و وحشت کرده بودم

00:35:50.720 --> 00:35:54.720
.این حس ترس منو غافلگیر کرد

00:35:56.180 --> 00:36:00.300
و میدونین حالا که بهش
.نگاه میکنم می‌فهمم دلیلش چی بوده

00:36:00.380 --> 00:36:01.880
...به این خاطر بود که

00:36:08.340 --> 00:36:10.840
.حرف زدن ازش سخته

00:36:15.010 --> 00:36:18.590
.همیشه مادرم رو به عنوان یک قربانی می‌دیدم

00:36:18.680 --> 00:36:22.180
.زنها همگی قربانی هستن

00:36:23.510 --> 00:36:25.510
...من یک زنم

00:36:25.590 --> 00:36:29.880
.قراره نابود بشم و قراره خرد بشم

00:36:33.380 --> 00:36:37.300
...مادرم زن بسیار پیچیده‌ای بود

00:36:37.380 --> 00:36:41.130
...زن بسیار بسیار زیبایی بود

00:36:41.220 --> 00:36:44.550
.اما همیشه بیمار و ناخوش به نظر می‌اومد

00:36:46.180 --> 00:36:48.260
توی اتاق نشیمن نشسته بودیم
...و دستمو گرفته بود

00:36:48.340 --> 00:36:52.180
.و دستش اینطوری می‌لرزید

00:36:52.260 --> 00:36:54.130
...و

00:36:54.220 --> 00:36:59.130
نمیخواستم حالش بد بشه پس منم
.دستمو اینطوری تکون دادم

00:36:59.220 --> 00:37:02.300
...واقعا سخت بود درک کنم

00:37:02.380 --> 00:37:04.590
.چه اتفاقی داره براش می‌افته

00:37:08.130 --> 00:37:10.680
.بیچاره مامان

00:37:10.760 --> 00:37:15.340
فکر کنم مادرم هرگز نباید با مردی
.مثل پدرم ازدواج میکرد

00:37:15.430 --> 00:37:17.380
.پدرم باهاش مهربون نبود

00:37:18.380 --> 00:37:21.970
پدرم به برادوی رفت تا
.نقش آقای رابرتز رو بازی کنه

00:37:22.880 --> 00:37:26.010
.و ما هم به کانتیکات رفتیم

00:37:26.090 --> 00:37:28.970
...مادرم در اونجا از لحاظ روانی

00:37:29.050 --> 00:37:31.590
.حالش بدتر شد

00:37:32.470 --> 00:37:34.970
...اون موقع ازش خبر نداشتم

00:37:35.050 --> 00:37:37.970
...اما خواهر مدیر صحنه

00:37:38.800 --> 00:37:41.680
...هفت سال بزرگتر از من بود

00:37:41.760 --> 00:37:45.130
.و پدرم عاشقش شده بود

00:37:46.430 --> 00:37:50.090
.معلومه که دوران سختی برای مادرم بود

00:37:51.590 --> 00:37:54.300
...یادمه که سر میز شام نشسته بودیم

00:37:55.470 --> 00:37:58.180
...داشتیم کنسرو گوشت میخوردیم

00:37:58.260 --> 00:37:59.930
...همیشگی نبود

00:38:00.010 --> 00:38:03.880
.اما گاهی‌اوقات کمپوت و کنسرو گوشت میخوردیم

00:38:03.970 --> 00:38:05.180
.خیلی عجیب بود

00:38:06.470 --> 00:38:08.430
...و سر میز نشسته بودیم

00:38:08.510 --> 00:38:10.680
...به مادرم نگاه کردم

00:38:10.760 --> 00:38:13.550
...اشکهاش سرازیر شده بود

00:38:13.630 --> 00:38:15.550
.و روی بشقابش می‌ریخت

00:38:15.630 --> 00:38:19.840
و مادربزرگ و برادرم اونجا بودن
.و هیچکدوم چیزی نگفتن

00:38:24.680 --> 00:38:26.880
...و یادم میاد که یه روز بعدازظهر

00:38:26.970 --> 00:38:29.680
.اونو به بیمارستان بردن

00:38:31.510 --> 00:38:33.470
...آخرین باری که اومد خونه

00:38:33.550 --> 00:38:36.090
...آدمای موسسه رو قانع کرده بود

00:38:36.180 --> 00:38:38.300
که داره بهتر میشه
...و اونا گذاشتن بیاد خونه

00:38:38.380 --> 00:38:40.880
.و یه پرستار هم همراهیش میکرد

00:38:40.970 --> 00:38:44.130
برادرم و من طبقه‌ی بالا بودیم و داشتیم
.بازی میکردیم

00:38:44.800 --> 00:38:46.720
...مامان‌بزرگ صدامون کرد تا بیایم پایین

00:38:46.800 --> 00:38:48.180
.و من نرفتم

00:38:49.130 --> 00:38:52.260
...به پیتر گفتم تو برو تا بذارم برنده بشی

00:38:52.340 --> 00:38:54.130
.اگر تو بری پایین من نمیام

00:38:56.800 --> 00:38:58.630
.دیگه هرگز ندیدمش

00:39:00.130 --> 00:39:04.590
همون روز یواشکی
...یه تیغ از خونه برداشته بود

00:39:04.680 --> 00:39:07.130
.و با اون خودشو کشت

00:39:11.340 --> 00:39:13.130
...یه روز از مدرسه برگشتم خونه

00:39:13.220 --> 00:39:15.970
پدرم و مامان‌بزرگم
...تو اتاق نشیمن نشسته بودن

00:39:16.050 --> 00:39:17.590
...و منو نشوندن و گفتن

00:39:17.680 --> 00:39:20.380
.مادرت به خاطر حمله‌ی قلبی مُرده

00:39:22.260 --> 00:39:24.800
.میتونستم صدای گریه‌ی پیتر رو بشنوم

00:39:24.880 --> 00:39:28.630
و مدام با خودم میگفتم چرا
.نمیتونم گریه کنم؟ هرگز گریه نکردم

00:39:28.720 --> 00:39:31.590
...هرگز گریه نکردم، رو لبه‌ی تختم نشستم

00:39:31.680 --> 00:39:33.380
و با خود میگفتم آخه من چم شده؟

00:39:34.550 --> 00:39:36.130
...و مردم میگفتن

00:39:36.220 --> 00:39:39.130
.خدایا، جین چه بچه‌ی خوبیه

00:39:39.220 --> 00:39:42.300
.خیلی قوی ـه

00:39:42.380 --> 00:39:47.300
پس همین تصدیقی بود بر اینکه
.تمام احساساتمو درونم نگه دارم

00:39:47.380 --> 00:39:49.680
.و همین تبدیل به شخصیت و منشم شد

00:39:52.760 --> 00:39:56.720
برام بسیار بسیار سخت بود
...که این منش رو کنار بذارم

00:39:56.800 --> 00:39:58.840
.زمان خیلی خیلی زیادی برد

00:40:00.260 --> 00:40:02.800
...متوجه شدین یا دیدین

00:40:02.880 --> 00:40:06.010
که پدرتون نسبت به مرگ مادرتون
چه واکنشی داشت؟

00:40:06.090 --> 00:40:08.340
...خب، بابا اومد بیرون خبرها رو داد

00:40:08.430 --> 00:40:11.680
و بعد به نیویورک برگشت
.و به نمایشش ادامه داد

00:40:12.800 --> 00:40:14.630
.بابا همینطوری بود دیگه

00:40:14.720 --> 00:40:16.800
.نمایش باید ادامه پیدا میکرد

00:40:17.310 --> 00:40:19.610
...هنری فوندا ازدواج می‌کند، این هنرپیشه

00:40:19.610 --> 00:40:23.610
سوزان بلانچارد را در خانه‌ی
.همرشتین» به همسری برمی‌گزیند»

00:40:24.260 --> 00:40:27.840
...پدرم منو به ایستگاه یونیون برد

00:40:27.930 --> 00:40:29.380
...با چمدونم

00:40:29.470 --> 00:40:32.800
و منو سوار قطاری به مقصد
.مدرسه‌ی شبانه‌روزی کرد

00:40:34.840 --> 00:40:37.550
.تازه ازدواج کرده بود

00:40:37.630 --> 00:40:40.550
...در نمایشی در برادوی بازی میکرد و

00:40:40.630 --> 00:40:42.840
.در تابستون فیلم می‌ساخت
...یعنی، واضح بود که

00:40:42.930 --> 00:40:46.180
دیگه پیتر و من نمیتونستیم
.تو خونه پیشش زندگی کنیم

00:40:48.430 --> 00:40:51.970
هیچکس باهامون در مورد اتفاقی که برای
.مادرم افتاده بود حرفی نزد

00:40:53.470 --> 00:40:57.050
.از یک مجله‌ی فیلم جریان رو فهمیدم

00:40:57.130 --> 00:41:02.880
،که نوشته بود همسر سابق هنری فوندا
...یعنی فرانسیس دی ویلر فوندا

00:41:02.970 --> 00:41:06.930
گلوی خودشو با یک تیغ
...در موسسه درمانی ریگز بریده و

00:41:14.300 --> 00:41:16.760
،از هر جنبه که بخوایم بهش نگاه کنیم
.موقعیت ناجوری بود

00:41:16.840 --> 00:41:20.760
،و برای بابام
...مدرسه‌ی شبانه‌روزی جای امنی

00:41:20.840 --> 00:41:22.300
...برای ما بود

00:41:22.380 --> 00:41:25.260
.و شر ما رو هم از سرش کم میکرد

00:41:54.220 --> 00:41:56.380
.مثل یک پناهگاه بود

00:41:56.470 --> 00:42:01.180
.تنها چیز باثباتم در زندگیم شد
.هسته‌ی زندگیم شد

00:42:04.050 --> 00:42:05.840
...به خوبی آگاه شدم

00:42:05.930 --> 00:42:08.680
...که چقدر فرق دارم

00:42:08.760 --> 00:42:11.840
.نه به خاطر اینکه پدرم آدم مشهوری بود

00:42:12.930 --> 00:42:15.720
.فقط متفاوت زندگی میکردیم

00:42:18.720 --> 00:42:22.130
.هیچ پیوستگی وجود نداشت

00:42:22.220 --> 00:42:24.430
...سوزان سومین همسرش بود

00:42:24.510 --> 00:42:26.590
.بعد از اونم دو بار دیگه ازدواج کرد

00:42:28.180 --> 00:42:30.430
...دوستان زیادی نداشتم

00:42:30.510 --> 00:42:33.180
که باهاشون مدرسه رفته باشم
.چون اینجا اومدم

00:42:33.260 --> 00:42:36.050
.دوستانی که پیدا کردم از اینجا بودن

00:42:38.380 --> 00:42:39.590
.عاشقش بودم

00:42:40.930 --> 00:42:43.470
.عاشق زیست‌شناسی بودم

00:42:43.550 --> 00:42:44.800
.همینطور عاشق تاریخ

00:42:44.880 --> 00:42:47.130
.عاشق تاریخ رم و یونان بودم

00:42:48.430 --> 00:42:50.300
اینطوری بود که با
...گرسنگی بیماری‌وار آشنا شدم

00:42:50.380 --> 00:42:54.720
فهمیدم که رمیها تا حد توان
...میخوردن و بعدش

00:42:55.760 --> 00:42:57.010
...یه هم اتاقی داشتم

00:42:57.090 --> 00:42:58.550
.کارول بنتلی

00:42:59.590 --> 00:43:02.090
.کارول بهم یاد داد این کار رو بکنم

00:43:02.930 --> 00:43:04.800
...و البته

00:43:04.880 --> 00:43:07.130
...متوجه نبودیم

00:43:07.220 --> 00:43:10.180
،چه کاری رو داریم شروع میکنیم
...متوجه نبودیم که

00:43:10.260 --> 00:43:13.220
...چقدر خطرناکه و چقدر اعتیادآوره

00:43:13.300 --> 00:43:16.510
.و تا چه حد میتونه روی زندگیمون تاثیر بذاره

00:43:16.590 --> 00:43:17.970
.اما از همینجا شروع شد

00:43:19.930 --> 00:43:22.510
...هیچوقت به کسی نگفتیم که

00:43:22.590 --> 00:43:24.050
.این کار رو میکنیم

00:43:24.130 --> 00:43:26.720
.فکر کنم فقط اون و من و رمیها بودیم

00:43:26.800 --> 00:43:29.300
هیچوقت به ذهنم نرسید
.که یکی دیگه هم چنین کاری رو بکنه

00:43:33.300 --> 00:43:36.220
اغلب مادرها مقصر شناخته میشن
...اما در مورد من

00:43:36.300 --> 00:43:38.470
.مقصر بابام بود

00:43:40.260 --> 00:43:41.550
.باعث شرمندگیش میشدم

00:43:41.630 --> 00:43:43.430
...فکر میکرد چاقم

00:43:45.130 --> 00:43:48.380
چون اونطور که اون میخواست
.باشم نبودم

00:43:48.470 --> 00:43:50.590
...میدونستم که دلش نمیخواد اطرافش باشم

00:43:50.680 --> 00:43:52.260
.یا باعث خجالتش میشدم

00:43:52.340 --> 00:43:55.260
.و واقعا اینو به مردم هم میگفت

00:43:55.340 --> 00:43:58.260
...شنیدم که پدرم چیزایی در مورد بدنم میگفت

00:43:58.340 --> 00:44:02.300
که باعث شد از اون موقع
.زندگیم به کلی عوض بشه و بهم بریزه

00:44:04.010 --> 00:44:09.090
و از این گذشته بیشتر
...زنهاش از اختلالهای تغذیه‌ای رنج می‌بردن

00:44:09.180 --> 00:44:10.970
.از جمله مادر خودم

00:44:12.220 --> 00:44:16.220
...پس سایه‌ی خودکشی مادرم

00:44:16.300 --> 00:44:20.220
که یه سال قبل از اینکه
...به اما ویلارد برم اتفاق افتاد

00:44:20.300 --> 00:44:22.510
.چندان ازم دور نشده بود

00:44:35.840 --> 00:44:38.130
.میخوام از این چرخ‌وفلک پیاده بشم

00:44:40.010 --> 00:44:42.880
.از این چیز بوگندو دیگه خسته شدم

00:44:46.340 --> 00:44:47.430
کدوم چیز؟

00:44:49.880 --> 00:44:51.590
.زندگی

00:45:02.550 --> 00:45:06.930
«فیلم «به اسبها شلیک میکنن، مگه نه؟
...اولین فیلمی بود که واقعا

00:45:07.010 --> 00:45:10.300
.یه موضوعی داشت

00:45:10.380 --> 00:45:12.470
...به شکلی استعاره‌ای

00:45:12.550 --> 00:45:14.300
...برای

00:45:14.380 --> 00:45:17.010
.جامعه آمریکا و حرص و طمع بود

00:45:17.930 --> 00:45:20.470
...و بیچارگی آدمایی که

00:45:20.550 --> 00:45:22.180
.پول و امتیاز خاصی نداشتن

00:45:25.090 --> 00:45:26.380
...در طول افسردگی

00:45:26.470 --> 00:45:28.840
...مردم به ماراتنهای رقص می‌رفتن

00:45:28.930 --> 00:45:31.130
.و سعی میکردن همه جور جایزه‌ای رو ببرن

00:45:31.220 --> 00:45:34.090
.و هفته‌ها بدون وقفه می‌رقصیدن

00:45:36.630 --> 00:45:38.970
...این بچه‌ها حقشونه که تشویقشون کنین

00:45:39.050 --> 00:45:40.380
...چون تک‌تکشون

00:45:40.470 --> 00:45:44.180
...دارن با درد، خستگی و فرسودگی میجنگن

00:45:44.260 --> 00:45:47.510
با سختی تلاش میکنن تا
.برنده‌ی این رقابت بشن

00:45:47.590 --> 00:45:50.380
و این همون روش آمریکایی نیست؟

00:45:56.760 --> 00:45:58.340
...قبل از شروع فیلمبرداری

00:45:58.430 --> 00:46:00.680
.سیدنی پولاک بهم زنگ زد

00:46:00.760 --> 00:46:02.720
.اون موقع نمی‌شناختمش

00:46:02.800 --> 00:46:05.840
.شاید اون موقع یه فیلم ساخته بود

00:46:05.930 --> 00:46:09.840
و هرگز یادم نمیره که ازم پرسید
نظرت در مورد فیلمنامه چیه؟

00:46:09.930 --> 00:46:12.880
.بهم بگو چی رو در نظر نگرفتیم

00:46:12.970 --> 00:46:15.550
.اگه چیز مهمی به ذهنت رسید بهم بگو

00:46:15.630 --> 00:46:18.930
...خب، هیچ کارگردانی از جمله شوهرم

00:46:19.010 --> 00:46:20.720
...که چند فیلم باهام ساخته بودن

00:46:20.800 --> 00:46:24.930
...اینطوری باهام حرف نزده بودن

00:46:25.010 --> 00:46:28.340
ازم نظرمو در مورد
.چیزای مهم و عمیق نپرسیده بودن

00:46:28.430 --> 00:46:33.340
...همیشه این حس رو داشتم که

00:46:33.430 --> 00:46:35.220
...اون یک هنرپیشه‌ی جدی ـه

00:46:35.300 --> 00:46:37.720
.که زیر این ظاهر باشکوه دفن شده

00:46:37.800 --> 00:46:39.680
!کار کنین، کار کنین

00:46:39.760 --> 00:46:41.720
به اسبها شلیک میکنن، مگه نه؟
...فیلم غم‌انگیزتری بود

00:46:41.800 --> 00:46:45.880
و لازم بود به بخش
.متفاوتی از خودش برسه

00:46:45.970 --> 00:46:47.510
.و در اون نقش هم عالی بود

00:46:47.590 --> 00:46:52.130
کوچکترین ذره‌ای از
.غرور و تکبر در اجراش دیده نمیشد

00:46:52.220 --> 00:46:54.880
...سیدنی کاری کرد دیده بشم

00:46:54.970 --> 00:46:56.510
.و ارزش داشته باشم

00:46:57.550 --> 00:47:00.050
.و با خودم گفتم آره انجامش میدم

00:47:01.300 --> 00:47:03.430
...خودم رو تبدیل به اون شخصیت کردم

00:47:03.510 --> 00:47:05.590
.به طوری که سابقه نداشت

00:47:07.970 --> 00:47:09.930
.تو استودیو زندگی میکردم

00:47:10.010 --> 00:47:13.930
به نقاشیها و
.عکسهای آدمای دیوونه نگاه میکردم

00:47:14.010 --> 00:47:17.510
.خودمو در پیله‌ی تاریکی پیچیدم

00:47:18.340 --> 00:47:23.090
.یه بچه‌ی شش ماهه و شوهر داشتم

00:47:23.180 --> 00:47:28.130
...اما هنوز به این تکنیک نرسیده بودم که

00:47:28.220 --> 00:47:32.260
چطوری تا جایی که میتونم
...در تاریکی غرق بشم

00:47:32.340 --> 00:47:34.380
.و در عین حال یک همسر و یک مادر باشم

00:47:35.380 --> 00:47:37.590
.باید در این چاله‌ی تاریک می‌موندم

00:47:39.720 --> 00:47:42.930
.حضور مادرمو حس میکردم

00:47:43.720 --> 00:47:47.590
...باید خودمو به حدی میرسوندم که

00:47:47.680 --> 00:47:51.380
حس کنم چرا باید ادامه بدم؟

00:47:53.220 --> 00:47:56.550
.دیگه زندگی هیچ فایده‌ای نداره

00:48:05.550 --> 00:48:06.680
الان؟

00:48:07.880 --> 00:48:09.380
.الان

00:48:22.380 --> 00:48:23.880
.بعدش یه چیزی عوض شد

00:48:26.550 --> 00:48:31.380
کلاه‌گیسم در صحنه‌ی
...به اسبها شلیک میکنن افتاد

00:48:31.470 --> 00:48:35.680
...و موهام درست شبیه موهای باربارلا شد

00:48:35.760 --> 00:48:39.970
.و با خودم گفتم دیگه اون آدم نیستم

00:48:41.800 --> 00:48:44.300
.اولین بار بهم الهام شد با موهام چه کار کنم

00:48:47.090 --> 00:48:49.470
یکی گفت حتی برای موهام
.باید مدیر برنامه بگیرم

00:48:51.090 --> 00:48:53.760
،و پیش آرایشگر ودیم
...پاول مک‌گرگور رفتم

00:48:54.800 --> 00:48:57.800
...که یه سالن آرایش تو گرینویچ ویلیج داشت

00:48:58.800 --> 00:49:01.380
.و گفتم یه کاری بکن

00:49:01.470 --> 00:49:02.840
.کوتاهش کن

00:49:05.800 --> 00:49:09.090
و اونم موهامو طوری کوتاه کرد
.که به مدل کولوت معروف شد

00:49:16.130 --> 00:49:20.220
واقعا گیج شده بودم که فکر خوبیه
.که نقش یه فاحشه رو بازی کنم یا نه

00:49:24.090 --> 00:49:25.930
...قبل از اینکه فیلمبرداری رو شروع کنیم

00:49:26.010 --> 00:49:29.300
به نیویورک اومدم و
...یه هفته رو پیش دخترا و خانمهاشون موندم

00:49:30.340 --> 00:49:34.010
.واقعا وسط اون دنیای تاریک بودم

00:49:35.590 --> 00:49:38.050
...زمختی و سختی در موردشون وجود داشت

00:49:38.130 --> 00:49:40.680
.که دیدنش دردناک بود

00:49:41.550 --> 00:49:46.090
...حتی یه دلال هم بهم نگاه نکرد

00:49:46.180 --> 00:49:47.930
.حتی بهم چشمک هم نزد

00:49:48.010 --> 00:49:51.590
و معناش برام این بود
...که درست عدم اطمینانمو به رخ می‌کشید

00:49:51.680 --> 00:49:53.090
...اونا میدونستن

00:49:53.180 --> 00:49:57.880
.من یه متظاهر پولدار و نازپرورده‌م

00:49:58.680 --> 00:50:01.470
همین بهم انگیزه داد
...تا به آلن پاکولا بگم

00:50:01.550 --> 00:50:04.590
مطمئن نیستم که بتونم
.نقش این شخصیت رو بازی کنم

00:50:04.680 --> 00:50:06.840
و بهتره فی داناوی رو
.برای این فیلم بیارین

00:50:07.630 --> 00:50:09.800
.اومد پیشم و گفت آلن میخوام بکشم کنار

00:50:09.880 --> 00:50:11.680
.نمیدونم دارم چه کار میکنم

00:50:12.340 --> 00:50:14.260
.و فکر کنم به درد این نقش نمیخورم

00:50:14.340 --> 00:50:16.300
.بعید میدونم جواب بده

00:50:17.630 --> 00:50:19.260
.یکی دیگه رو بیار

00:50:21.590 --> 00:50:23.470
.منم گفتم اجازه نمیدم بکشی کنار

00:50:25.430 --> 00:50:27.130
امکان نداشت بدون
.جین فیلم رو بسازم

00:50:27.220 --> 00:50:30.470
...جین ترکیبی شگفت‌انگیز از

00:50:30.550 --> 00:50:32.630
...زنی بود که شجاعت داشت

00:50:32.720 --> 00:50:35.470
...قدرت زیادی هم داشت

00:50:35.550 --> 00:50:39.010
به کنترل شدن توسط یک نفر دیگه
...عادت کرده بود یا

00:50:39.090 --> 00:50:41.180
.جذب این کار میشد

00:50:41.260 --> 00:50:44.430
و فکر میکردم جین
...اون موقع در جایگاهی قرار داشت

00:50:44.510 --> 00:50:47.300
...که بسیار گذرا و مناسب بود

00:50:47.380 --> 00:50:50.680
تا این شخصیت رو که سعی داشت
.زندگی‌ـشو عوض کنه بازی کنه

00:50:52.380 --> 00:50:54.340
...به کولوت چیزی بخشیدم که

00:50:54.430 --> 00:50:56.800
.خودم قبلا نداشتم

00:50:56.880 --> 00:50:58.760
.آسیب‌ دیده بود

00:50:58.840 --> 00:51:00.840
...توانایی اعتماد کردن رو دیگه نداشت

00:51:00.930 --> 00:51:03.970
.همین زندگی رو براش خیلی سخت میکرد

00:51:04.050 --> 00:51:08.220
...وقتی خودمو در جریان این حس قرار دادم

00:51:08.300 --> 00:51:12.340
.تونستم نقشش رو بازی کنم

00:51:15.220 --> 00:51:17.340
چه تفاوتی وجود داره
...که تو رو یه مدل صدا بزنن

00:51:17.430 --> 00:51:19.380
یا یه هنرپیشه یا یه دختر خیابونی؟

00:51:19.470 --> 00:51:21.510
...به عنوان یه دختر خیابونی موفقی

00:51:21.590 --> 00:51:24.050
چون وقتی دختر خیابونی صدات میزنن
.کنترل دست خودته

00:51:24.130 --> 00:51:27.720
به آلن گفتم میشه
...این صحنه‌های روانکاوی رو

00:51:27.800 --> 00:51:29.630
...در آخر آخر فیلمبرداری کنیم

00:51:31.760 --> 00:51:34.880
وقتی که به طور کامل تو نقش فرورفته باشم؟

00:51:35.930 --> 00:51:37.220
.چیزی نوشته نشده بود

00:51:37.300 --> 00:51:40.340
.چیز خاصی آماده نکرده بودم

00:51:40.430 --> 00:51:43.180
...فقط میخواستم در زمان حال حضور داشته باشم

00:51:43.260 --> 00:51:45.340
.و بذارم همینطوری پیش بره و اتفاق بیافته

00:51:45.430 --> 00:51:48.340
.شروع کردم به بداهه بازی کردن

00:51:48.430 --> 00:51:50.130
...و به مدت یک ساعت

00:51:52.300 --> 00:51:54.010
...یک ساعت بهترین هنرپیشه‌ی دنیا بودم

00:51:54.090 --> 00:51:56.430
...و بهترین عوضی تو دنیا

00:51:57.340 --> 00:51:58.760
...لازم نیست چیزی رو حس کنی

00:51:58.840 --> 00:52:00.840
...لازم نیست به چیزی اهمیت بدی

00:52:00.930 --> 00:52:03.550
...لازم نیست کسی رو دوست داشته باشی

00:52:03.630 --> 00:52:06.760
.اون حس جایی نو در درونم گرفت

00:52:06.840 --> 00:52:10.220
اون موقع بود که فهمیدم
...هرکسی میتونه عوض بشه

00:52:10.300 --> 00:52:12.380
.و وحشی و خشن بشه

00:52:26.470 --> 00:52:30.630
جین فوندا، تازگی
.حسابی همه رو غافلگیر کردی

00:52:30.720 --> 00:52:35.010
به جای اینکه عکست در سواحل سن تروپه
...چاپ بشه در حال حمله کردن

00:52:35.680 --> 00:52:39.090
.به اردوگاه‌های ارتش و بازداشت شدن چاپ میشه

00:52:39.180 --> 00:52:42.470
تا جایی که من میدونم این جین فوندا
.اون جین فوندای سابق نیست

00:52:42.550 --> 00:52:45.010
.فکر کنم حق با شماست، فرق کردم

00:52:46.050 --> 00:52:49.260
،راجر ودیم فرانسوی‌ـست
...یک کارگردان سینما

00:52:49.340 --> 00:52:51.630
.و شوهر جین فوندا

00:52:51.720 --> 00:52:54.430
،خانم فوندا در جنبش صلح
...زمینه‌ی حقوق مدنی

00:52:54.510 --> 00:52:57.760
...تلاش برای کمک به مکزیکی-آمریکاییها

00:52:57.840 --> 00:53:00.380
سرخپوستان آمریکایی و سربازان مخالف
.فعالیت زیادی داشته

00:53:00.470 --> 00:53:02.880
ودیم می‌گوید: خانم فوندا
.بسیار بسیار خوشحال است

00:53:02.970 --> 00:53:05.260
...اما بنا به گفته‌ی او تصمیم گرفته

00:53:05.340 --> 00:53:09.180
،بار گناهان کشورش را به دوش گیرد
.و حس شوخ طبعی خود را کنار بگذارد

00:53:09.260 --> 00:53:10.760
...اینطور که معلوم است

00:53:10.840 --> 00:53:13.260
...به گفته‌ی او روزی او را

00:53:13.340 --> 00:53:14.680
.ژاندارک نامیده

00:53:14.760 --> 00:53:16.510
.می‌گوید که جین هرگز نخندیده

00:53:18.340 --> 00:53:20.930
...میدونستم که باید ودیم رو ترک کنم

00:53:21.010 --> 00:53:25.630
و اون رابطه‌ی سراسر
.خوشگذرونی رو رها میکردم

00:53:25.720 --> 00:53:29.510
...و فکر کنم برای اون خیلی گیج‌کننده بود

00:53:29.590 --> 00:53:32.800
...که همسر مورد علاقه‌ش ترکش کنه

00:53:32.880 --> 00:53:35.840
نه به خاطر یه مرد دیگه
.بلکه به خاطر یک ایده‌ی دیگه

00:53:38.720 --> 00:53:42.010
.اغلب از این شاخه به اون شاخه میره

00:53:42.880 --> 00:53:45.970
میدونی، وقتی چنین رفتاری داری
.متوجه نیستی چه آسیبی به بقیه میزنی

00:53:46.050 --> 00:53:48.180
...با خودت میگی که دیگه از این خسته شدم

00:53:48.260 --> 00:53:51.590
بنابراین میرم دوستای جدید پیدا میکنم
.و زندگی جدیدی میسازم

00:53:52.470 --> 00:53:54.510
.میدونی و ما رو رها کرد

00:53:58.130 --> 00:54:00.550
...از فرانسه برگشتم

00:54:00.630 --> 00:54:03.010
.و به خونه‌ی پدرم رفتم

00:54:03.090 --> 00:54:06.720
.و تبدیل به یک فعال سیاسی شدم

00:54:07.930 --> 00:54:11.340
و پدرم از پنجره‌ی طبقه‌ی
...بالا می‌تونست

00:54:11.430 --> 00:54:14.340
...حیاط رو ببینه و

00:54:14.430 --> 00:54:18.340
شاهد افراد حزب پلنگ سیاه باشه
...که مدام در رفت‌وآمد بودن

00:54:18.430 --> 00:54:21.180
...و بهم گفتش که اگر بفهمم

00:54:21.260 --> 00:54:24.680
!کمونیست شدی خودم میرم تحویلت میدم

00:54:24.760 --> 00:54:29.260
و هنوز پیش اون زندگی میکردم
...و دویدم رفتم تو اتاقم

00:54:29.340 --> 00:54:31.760
.و ملافه رو کشیدم روی سرم

00:54:32.630 --> 00:54:34.840
...از روی ترس این کار رو کردم

00:54:34.930 --> 00:54:38.300
الان اینو میدونم
.اما اون موقع خیلی برام دردناک بود

00:54:39.470 --> 00:54:43.380
اگر جوان خوبی باشین
...باید خودتونو با یکی از سناریوهایی که

00:54:43.470 --> 00:54:45.840
...از قبل برامون تعیین شده تطابق بدین

00:54:45.930 --> 00:54:49.050
یک سناریو خوب و مرتب که
.ما رو به شیوه‌ی زندگی آمریکایی میرسونه

00:54:49.130 --> 00:54:51.260
...و این شیوه میگه که باید خودتونو با

00:54:51.340 --> 00:54:55.220
معیارها و استانداردهای
.افراد در قدرت هماهنگ و همراستا کنین

00:54:55.300 --> 00:54:58.090
.اسمشو گذاشتن استقلال فردی

00:55:15.800 --> 00:55:19.050
فعالیت و کار زیادی
...در مورد ویتنام وجود داشت

00:55:19.130 --> 00:55:22.050
...و همینطور بومیان آمریکا

00:55:22.130 --> 00:55:24.930
...و همینطور برای سیاهان یا همون

00:55:25.010 --> 00:55:26.590
.پلنگهای سیاه

00:55:26.680 --> 00:55:29.800
...چطور با چنین نادونی تونستم

00:55:29.880 --> 00:55:32.010
به سن 32 سالگی برسم؟

00:55:33.220 --> 00:55:34.590
...خیلی احساس گناه میکردم

00:55:34.680 --> 00:55:37.090
...و حس میکردم که یهو

00:55:37.180 --> 00:55:39.840
...و یک شبه تبدیل شدم به یک

00:55:42.130 --> 00:55:43.800
.فعال سیاسی برحق

00:55:50.800 --> 00:55:52.840
...باور عمومی اینه که

00:55:52.930 --> 00:55:55.880
افراد جدیدی که به جنبش می‌پیوندن
.متعصب میشن

00:55:57.550 --> 00:55:59.970
.میدونین رفتارشون عوض میشه

00:56:00.050 --> 00:56:01.300
...و فکر کنم جین مجاب شده

00:56:01.380 --> 00:56:04.300
...که میخواد جلوی جنگ ویتنام رو بگیره

00:56:04.380 --> 00:56:06.180
...و میدونه بهترین کار چیه

00:56:06.260 --> 00:56:07.470
.و چطور باید انجامش بده

00:56:07.550 --> 00:56:08.630
...فکر کنم مردم

00:56:08.720 --> 00:56:10.590
.خیلی در مورد انگیزه‌هام شک و تردید داشتن

00:56:10.680 --> 00:56:12.550
.اگه منم جای اونا بودم شک میکردم

00:56:13.550 --> 00:56:17.510
،من یه ستاره‌ی سینمای پولدارم
...چه اهمیتی برام داره؟ من کی هستم

00:56:17.590 --> 00:56:19.010
که خودمو درگیر چنین جریانی کردم؟

00:56:19.090 --> 00:56:21.550
و از کجا باید بفهمن که هدفم واقعی ـه؟

00:56:23.430 --> 00:56:25.630
...واقعا نمیدونستم چه کار دارم میکنم

00:56:25.720 --> 00:56:28.680
یا چطوری باید از شهرتم
.به طور مناسب استفاده کنم

00:56:28.760 --> 00:56:31.510
.خیلی اتفاقات سریع پیش میرفت

00:56:35.430 --> 00:56:38.720
.هم بی‌اشتها بودم و هم اشتهام زیاد بود

00:56:38.800 --> 00:56:44.720
شاید روزی یک تخم‌مرغ آبپز
.و اسفناج میخوردم، همین

00:56:45.760 --> 00:56:50.130
قرص دکسدرین میخوردم
.که بهم هیجان میداد

00:56:51.130 --> 00:56:53.380
...و خیلی با سرعت کار میکردم

00:56:53.970 --> 00:56:56.180
...و گرسنه‌م میشد

00:56:56.260 --> 00:57:00.010
...در کنار گرفتن این همه اطلاعات جدید

00:57:00.090 --> 00:57:03.300
.که با سرعت بسیاری به سمتم می‌اومد

00:57:03.760 --> 00:57:07.970
امروز اینجا اومدیم از
...سرتاسر کشور

00:57:08.050 --> 00:57:11.510
...تا در یک اعتراض بزرگ در کنار هم باشیم

00:57:11.590 --> 00:57:15.970
تا به ریچارد نیکسون و مشاورانش
...نشون بدیم که

00:57:16.930 --> 00:57:19.380
.اکثریت خاموش دیگه مرده

00:57:20.800 --> 00:57:23.050
...خب من به هر حال با سرعت پیش می‌رفتم

00:57:23.130 --> 00:57:25.510
...اما با خوردن دکسدریون و بدون غذا

00:57:25.590 --> 00:57:29.260
حس میکردم که باید هر چیزی
...به ذهنم میرسه رو بگم

00:57:30.470 --> 00:57:34.010
.تعجب میکنم که کسی می‌فهمید اصلا چی میگفتم

00:57:34.630 --> 00:57:38.680
با خودشون میگفتن وای این زن دیگه کیه؟

00:57:39.800 --> 00:57:42.880
.برنده جین فوندا به خاطر فیلم کولوت

00:57:40.080 --> 00:57:45.580 line:20%
برنده‌ی بهترین هنرپیشه‌ی زن آکادمی 1972
برای فیلم کولوت

00:57:46.340 --> 00:57:49.680
.حواسم اصلا به هالیوود نبود

00:57:49.760 --> 00:57:54.260
.اصلا به کار و حرفه‌م زیاد فکر نمیکردم

00:57:54.340 --> 00:57:56.300
.حواسم اونجا نبود

00:57:57.840 --> 00:58:02.470
یه آدم مغرور و برتر نبودم
...که تو پول غلت بزنه

00:58:02.550 --> 00:58:04.630
.تا یهو برگردم سراغ زندگیم

00:58:04.720 --> 00:58:08.970
فعالیت سیاسی برام
.تمام‌مدت و حیاتی بود

00:58:10.470 --> 00:58:12.090
.تمام مدت در سفر بودم

00:58:12.180 --> 00:58:16.220
...با جنبشهای متفاوتی کار میکردم

00:58:16.300 --> 00:58:18.800
...و زندگیم خیلی پیچیده بود

00:58:18.880 --> 00:58:21.760
.و بسیار بسیار شلوغ و درهم‌وبرهم

00:58:21.840 --> 00:58:25.470
...تمایل داشتم تا آخرین حد توانم پیش برم

00:58:25.550 --> 00:58:28.380
.‏‏‏‏200 درصد، چه خوب بشه و چه بد

00:58:31.840 --> 00:58:33.880
.ونسا حس تنهایی و رها شدن بهش دست داد

00:58:38.550 --> 00:58:41.930
یک شب روی یک حوله
...روی زمین گذاشتمش تا پوشکش رو عوض کنم

00:58:42.010 --> 00:58:46.470
و توی چشمام زل زد
...و میشد تو عمق چشماش خوند

00:58:46.550 --> 00:58:50.380
که داره بهم میگه: آخه تو کجایی؟

00:58:54.090 --> 00:58:55.800
کجایی؟

00:58:55.880 --> 00:58:57.840
چرا هیچوقت پیشم نیستی؟

00:58:57.930 --> 00:59:00.930
.همین حس رو داشتم

00:59:01.010 --> 00:59:02.880
.و مجبور بودم رومو برگردونم

00:59:05.380 --> 00:59:07.550
وحشتناک نیست؟

00:59:08.050 --> 00:59:11.180
.زیاده از حد توانم پیش رفته بودم

00:59:11.260 --> 00:59:13.800
...به شدت نیازمند یک ساختار منظم بودم

00:59:13.880 --> 00:59:17.300
...بدجوری نیاز به راهنمایی داشتم

00:59:17.380 --> 00:59:18.590
...و

00:59:18.680 --> 00:59:21.800
.همیشه برای راهنمایی سراغ مردا میرفتم

00:59:26.040 --> 00:59:31.430 line:20%
پرده‌ی سوم
تام

00:59:23.720 --> 00:59:27.800
...باید متحد باشیم، باید شکست‌ناپذیر باشیم

00:59:27.880 --> 00:59:31.550
...باید قوی باشیم، باید منسجم باشیم

00:59:31.630 --> 00:59:34.840
،باید مبارزه کنیم
...باید با برنامه پیش بریم

00:59:34.930 --> 00:59:39.720
و باید سخت به دنبال این طرح و
.هدف باشیم که فاشیسم رو نابود کنیم

00:59:45.930 --> 00:59:48.340
...تو مرکز شهر تو یه تئاتر بودم

00:59:48.430 --> 00:59:52.050
.که یه یارویی به اسم تام هیدن پیداش شد

00:59:53.380 --> 00:59:54.840
...یکم با هم ارتباط برقرار کردیم

00:59:54.930 --> 00:59:56.680
...و میتونم بگم

00:59:56.760 --> 00:59:59.550
.احساس خاصی بینمون شکل گرفت

00:59:59.630 --> 01:00:02.380
.اون قهرمان جنبش بود

01:00:02.470 --> 01:00:05.050
.بدجوری ترس برم داشته بود

01:00:05.130 --> 01:00:07.880
با خودم میگفتم
.که یه چیزی شیطانی در موردش وجود داره

01:00:07.970 --> 01:00:10.760
.برقی تو چشماش دیده میشه

01:00:10.840 --> 01:00:14.050
...دستش رو روی زانوم گذاشت

01:00:14.130 --> 01:00:19.680
و یه شوک الکتریکی
...در سرتاسر بدنم جریان یافت

01:00:19.760 --> 01:00:24.550
و اومدم خونه و گفتم، اون موقع
...یه همخونه‌ای داشتم و بهش گفتم

01:00:24.630 --> 01:00:28.050
فکر کنم مرد بعدی که میخوام
.باهاش ازدواج کنم رو پیدا کردم

01:00:30.800 --> 01:00:35.050
.اون در شکل‌گیری انجمن چپ نو نقش نداشت

01:00:35.130 --> 01:00:37.050
.یکی از هفت نفر شیکاگو بود

01:00:37.130 --> 01:00:39.800
یکی از مؤسسین انجمن اس.دی.اس بود.

01:00:41.800 --> 01:00:45.130
.وقتی تام پیداش شد فعالیت سیاسی داشتم

01:00:45.220 --> 01:00:49.090
...اما اون تجربه‌ی زیادی داشت، میدونست

01:00:49.180 --> 01:00:52.430
...چطوری بهم کمک کنه این مسیر رو طی کنم

01:00:52.510 --> 01:00:55.340
.بهتر و هوشمندانه‌تر و عمیقتر جلو برم

01:00:56.680 --> 01:01:00.220
.مدت خیلی زیادی در جنبش صلح بودم

01:01:00.300 --> 01:01:04.090
...اما اولین تظاهرات ملی اس.دی.اس

01:01:04.180 --> 01:01:06.590
...بزرگترین تظاهرات تاریخ آمریکا

01:01:06.680 --> 01:01:09.050
.در 1965 بود

01:01:09.130 --> 01:01:15.430
‏‏‏25 هزار نفر که همگی در دهه‌ی بیست
...‏‏زندگی‌شون بودن به اونجا اومده بودن

01:01:15.510 --> 01:01:17.800
.و جین هم یکی از اونا بود

01:01:17.880 --> 01:01:22.720
در کمک کردن به مراکزی که
...به سربازان اجازه میداد

01:01:22.800 --> 01:01:27.430
اطلاعات خودشونو به خواست
 .خودشون درمیون بذارن، نقش داشت

01:01:27.510 --> 01:01:31.470
دقیقا ویتنام کجاست؟
دقیقا چه اتفاقی ممکنه برام بیافته؟

01:01:31.550 --> 01:01:34.010
.از این دست سوالاتی که اهمیت داشت

01:01:34.090 --> 01:01:37.300
پیشنهاد میکرد که خودش
...قبلا اصلا فکر نمیکرده

01:01:37.380 --> 01:01:40.260
.و به بقیه توصیه میکرد فکر کنن

01:01:40.340 --> 01:01:41.470
.و همین کار رو کردن

01:01:43.430 --> 01:01:45.340
...در دانشگاه‌ها پخش شدن

01:01:45.430 --> 01:01:49.380
.و در نهایت هزاران مرد جوان مقاومت کردن

01:01:52.180 --> 01:01:54.800
...جذب تبدیل و تحولش شده بودم

01:01:54.880 --> 01:01:58.340
از یک ستاره‌ی هالیوودی به
.یک ستاره‌ی سیاسی تبدیل شده بود

01:02:04.220 --> 01:02:07.380
چندان پیش نمیاد که یک ستاره‌ی سینما
...خودشو قاطی خیلی از چیزا بکنه

01:02:07.470 --> 01:02:11.800
که ممکنه برای مردم آزاردهنده باشه و شاید
...مهمان بعدی دقیقا شانس این کار رو داشته

01:02:11.880 --> 01:02:13.970
.و به حد اعلی هم انجامش داده

01:02:14.050 --> 01:02:17.130
مطمئنم که میدونین این ستاره
.به تازگی از سفری از ویتنام شمالی بازگشته

01:02:17.220 --> 01:02:18.840
.لطفا به جین فوندا خوشامد بگین

01:02:22.220 --> 01:02:24.680
...این بار حسابی رسانه‌ها و بقیه

01:02:24.760 --> 01:02:27.680
به محض بازگشتت بهت انتقاد کردن و
.حمله کردن

01:02:27.760 --> 01:02:29.970
...اگر فرصت دوباره انجام دادنش رو داشتی

01:02:30.050 --> 01:02:32.010
یه کار دیگه انجام میدادی؟

01:02:35.430 --> 01:02:37.510
...در این دو هفته‌ای که در

01:02:37.590 --> 01:02:41.760
ویتنام شمالی بودم چیزای
.فراواقعی تجربه کردم

01:02:43.760 --> 01:02:46.050
...از «نام پن» به هانوی پرواز کردم

01:02:46.130 --> 01:02:48.470
...از پنجره بیرون رو نگاه کردم و دیدم

01:02:48.550 --> 01:02:50.840
.هواپیماهای آمریکایی مشغول بمباران هستن

01:02:51.760 --> 01:02:53.550
...نیکسون نیروهای زمینی رو برگردونده بود

01:02:53.630 --> 01:02:55.590
...و میگفت که میخواد جنگ رو تموم کنه

01:02:55.680 --> 01:02:57.260
.در حالی که پایانی در کار نبود

01:02:57.340 --> 01:03:00.340
داشت بمباران ویتنام شمالی رو
.بیش از پیش شدت می‌بخشید

01:03:00.930 --> 01:03:03.530
خب، ببینید حملاتی که
...به شمال داریم انجام میدیم

01:03:03.550 --> 01:03:05.850
.به قصد از بین بردن نیروگاه‌ها انجام میشه

01:03:05.880 --> 01:03:07.480
...و

01:03:07.500 --> 01:03:10.800
هنوزم فکر میکنم
.که باید سدهای خاکی رو از بین ببریم

01:03:12.070 --> 01:03:13.470
آیا مردم غرق میشن؟

01:03:13.490 --> 01:03:16.590
.حدود 200 هزار نفر غرق میشن

01:03:16.680 --> 01:03:20.260
تازه داشتیم به این باور می‌رسیدیم
.که قضیه چقدر جدی ـه

01:03:20.340 --> 01:03:24.050
...به نظر می‌اومد که هواپیماهای آمریکایی

01:03:24.130 --> 01:03:27.550
سدهای خاکی ویتنام شمالی رو درست
.در فصل بارانهای موسمی هدف گرفته بودن

01:03:27.630 --> 01:03:31.050
...اگر سدها ضعیف بشن و بشکنن

01:03:31.130 --> 01:03:34.680
یک میلیون نفر یا غرق میشن یا
.از گرسنگی میمیرن

01:03:36.180 --> 01:03:40.220
همیشه دوست داشتم بدونم آدم از چه سازوکاری
.میتونه خودشو به ویتنام شمالی برسونه

01:03:40.300 --> 01:03:43.800
خیلی آدما میگن خب تو چطوری
...اجازه داری بری و بیای

01:03:43.880 --> 01:03:47.550
و چطور حس میکنی حق حرف زدن
در مورد جنگ رو داری؟

01:03:47.630 --> 01:03:49.970
و من هیچ حقی بیشتر از بقیه ندارم، میدونی؟

01:03:50.050 --> 01:03:53.880
.دو سال قبل اصلا نمیدونستم ویتنام کجا هست

01:03:53.970 --> 01:04:00.050
اصلا نمیدونم این فکر از کجا به ذهنش رسیده
...بود که تنهایی بلند شه و بره

01:04:00.130 --> 01:04:02.260
به هانوی؟

01:04:02.340 --> 01:04:04.630
...آیا حاضر بود درست در میانه‌ی آنشلوس

01:04:04.720 --> 01:04:08.550
به برلین بره؟

01:04:10.010 --> 01:04:14.840
به گفته‌ی برخی، شاید
...به دنبال چیزی در درون خودش بود

01:04:14.930 --> 01:04:17.970
.خودشو آزمایش میکرد تا ببینه چقدر شجاعه

01:04:18.050 --> 01:04:21.800
تا بگه من فقط یه زن پرگو
.روی پرده‌ی سینما نیستم

01:04:21.880 --> 01:04:24.970
شاید به یک روانکاو نیاز داشته باشیم
.تا بهمون کمک کنه جواب این سوالو بگیریم

01:04:25.050 --> 01:04:27.300
.مطمئن نیستم

01:04:27.380 --> 01:04:31.760
یا احمقانه‌س یا شجاعانه
.و فکر کنم بخشی از هر دوشه

01:04:40.960 --> 01:04:46.460 line:20%
رادیو هانوی، 1972

01:04:39.600 --> 01:04:41.600
...من جین فوندا در هانوی هستم

01:04:41.630 --> 01:04:43.330
...و دارم با مردانی در کابین

01:04:43.350 --> 01:04:45.750
.فانتوم و بی-52 حرف میزنم

01:04:46.950 --> 01:04:50.650
اگر بهتون واقعا میگفتن
...که قراره چی رو هدف بگیرین

01:04:50.670 --> 01:04:54.570
.حاضر بودین بجنگین و بکشین

01:04:54.600 --> 01:04:58.700
مادرانتون شما رو به دنیا
.نیاوردن و تربیت نکردن تا آدمکش بشین

01:04:59.490 --> 01:05:03.990
.باید خیلی، خیلی تلاش کنیم تا انسان بمونیم

01:05:05.760 --> 01:05:08.380
...سعی داشتین کاری کنین که سربازها

01:05:08.470 --> 01:05:10.680
از دستورات سرپیچی کنن؟

01:05:10.760 --> 01:05:12.430
...نه، من

01:05:13.430 --> 01:05:16.510
میدونستم که نباید از
.یه سرباز بخوای از دستورات سرپیچی کنه

01:05:16.590 --> 01:05:18.510
.کسی که عواقب سرپیچی رو باید بده من نیستم

01:05:18.590 --> 01:05:20.840
...خب، گفتین، این حرف خودِ شماست

01:05:20.930 --> 01:05:23.180
خواهش میکنم به کاری
.که میکنین فکر کنین

01:05:23.260 --> 01:05:27.300
بیمارستانها پر شده از
.بچه‌ها، زنها و افراد مسن

01:05:27.380 --> 01:05:29.680
واقعا کاری که میکنین رو میتونین توجیه کنین؟

01:05:29.760 --> 01:05:34.590
اینطور به نظر نمیاد که دارین
ازشون میخواین از کارشون دست بکشن؟

01:05:36.010 --> 01:05:38.550
.ازشون میخوام بهش فکر کنن

01:05:41.470 --> 01:05:42.630
...و بعد در سفرت عکسی ازت چاپ شد

01:05:42.720 --> 01:05:46.590
...که پشت یک ضدهوایی ویتنام شمالی

01:05:46.680 --> 01:05:50.720
.اگر مال ویت‌کانگ نبوده باشه، مطمئن نیستم
.وایستاده بودی. این کارت یکم بی‌تدبیر بود

01:05:50.800 --> 01:05:53.880
چرا رفتی پشت سلاح دشمن نشستی؟

01:05:53.970 --> 01:05:57.220
اون موقع فکر نمیکردم
.ممکنه چه برداشتی ازش بشه

01:05:57.300 --> 01:06:00.970
و متوجهم که چرا
.مردم اینقدر از این عکس مات و مبهوت شدن

01:06:01.590 --> 01:06:05.220
سربازا ازم استقبال کردن
.و برام آواز خوندن

01:06:05.300 --> 01:06:08.220
تاثیر زیادی روم داشت چون
...همون احساساتی رو نشون میدادن

01:06:08.300 --> 01:06:10.550
.که سربازان آمریکایی نسبت بهم داشتن

01:06:10.630 --> 01:06:12.680
...و برای آوازشون دست میزدم

01:06:12.760 --> 01:06:15.760
و همین تصویر
.در تلویزیون آمریکا نشون داده شد

01:06:15.840 --> 01:06:17.130
.آره، درسته

01:06:17.220 --> 01:06:19.510
.خب، در تعجبم که چطوری رفتی اونجا

01:06:21.680 --> 01:06:24.470
...ساده‌لوحم و اشتباه میکنم اما

01:06:24.550 --> 01:06:28.220
.تقصیر خودم بود که اونجا نشستم

01:06:29.510 --> 01:06:32.430
...تصویر جین فوندا

01:06:32.510 --> 01:06:33.970
...باربارلا

01:06:34.050 --> 01:06:35.930
...دختر هنری فوندا

01:06:36.010 --> 01:06:41.130
که پشت ضدهوایی دشمن نشسته بود
.یک خیانت به حساب می‌اومد

01:06:41.220 --> 01:06:44.130
...انگار که ارتش کشوری رو مسخره میکردم

01:06:44.220 --> 01:06:46.130
...کشوری رو مسخره میکردم

01:06:46.220 --> 01:06:48.760
.که بهم این همه امتیاز و برتری داده بود

01:06:51.340 --> 01:06:55.010
همونطور که بارها گفتم
.تا آخر عمر از این کارم پشیمونم

01:06:59.720 --> 01:07:02.090
.من اونجا نبودم
.اگه بودم جلوشو میگرفتم

01:07:02.180 --> 01:07:05.630
اصلا توصیه نمیکردم این کار رو بکنه
.اما نمیشه جلوی رسانه‌ها رو گرفت

01:07:05.720 --> 01:07:10.010
و به محض اینکه این عکس
.گرفته شد همه جا خبرساز شد

01:07:11.050 --> 01:07:16.090
به نظرم این مشکل ناشی از
...توجه به ستاره‌ها و افراد مشهور بود

01:07:16.180 --> 01:07:20.470
وقتی رسانه‌ها ازت استفاده میکنن
...و همین رسانه‌ها نابودت میکنن

01:07:20.550 --> 01:07:23.590
.در رسانه هم اشتباه میکنی

01:07:28.680 --> 01:07:30.930
وزارت دادگستری گفته که
...در تلاش برای تعیین این است که

01:07:31.010 --> 01:07:32.340
...آیا خانم فوندا مرتکب

01:07:32.430 --> 01:07:34.680
.آشوب، خیانت یا جرائم دیگر شده یا نه

01:07:34.760 --> 01:07:37.800
ستاره‌های غیرقابل اعتماد
.سینما برای خودشون اهدافی دارن

01:07:37.880 --> 01:07:41.300
آنچنان در دنیای شهرت خودشون
...منزوی و تنها هستن

01:07:41.380 --> 01:07:45.630
که هیچ درک درستی از درست
.یا غلط بودن یک عمل در زندگی واقعی ندارن

01:07:48.720 --> 01:07:52.470
...به یک شخص خیلی مشهور نیاز داشتن

01:07:52.550 --> 01:07:54.840
...تا نماد جنبش صلح بشه

01:07:54.930 --> 01:07:58.180
...تا یه کار واقعا وحشتناک انجام بده

01:07:58.260 --> 01:08:00.680
.و اون نماد من بودم

01:08:02.370 --> 01:08:03.970
.درست سر بزنگاه

01:08:04.730 --> 01:08:05.830
.آتیش تازه خاموش شده

01:08:05.860 --> 01:08:07.460
.حواس همه به جین فونداست

01:08:08.510 --> 01:08:11.510
جین فوندا به بحث روز
.عموم مردم تبدیل شده

01:08:11.530 --> 01:08:12.780
.مردم رو حسابی ناراحت کرده

01:08:13.380 --> 01:08:15.970
دادخواستی که دست به دست میکنیم
...از وزارت دادگستری میخواد

01:08:16.050 --> 01:08:19.340
جین فوندا رو با تمام توانش
...به دادگاه بکشونه

01:08:19.430 --> 01:08:22.050
.به جرم کمک و یاری رسوندن به دشمن

01:08:22.130 --> 01:08:24.090
.جین فوندا یک دروغگوی کثیف ـه

01:08:24.180 --> 01:08:26.220
.یک آدم دورو و دروغگو ـه

01:08:26.300 --> 01:08:28.760
.منفورترین زن در تمام ایالات متحده‌س

01:08:28.840 --> 01:08:30.880
...آدمای دیگه هم در فیلم هستن که

01:08:30.970 --> 01:08:33.050
ازشون چیزی نمیپرسیم
.مثل میکی ماوس یا لایسی

01:08:33.130 --> 01:08:35.340
...فکر کنم نباید اون کارا رو میکرد

01:08:35.430 --> 01:08:37.880
اون حرفا رو در مورد کشورمون میزد
.و یه راست به کشور برمیگشت

01:08:37.970 --> 01:08:40.840
برام مهم نیست
...که یه زن جوان مهربون ـه

01:08:40.930 --> 01:08:44.010
.یا ستاره‌ی سینماست، خیانت کرده

01:08:44.090 --> 01:08:45.880
.تحقیقات در حال انجامه

01:08:45.970 --> 01:08:48.430
...هنوز به این تصمیم نرسیدن که اونو

01:08:48.510 --> 01:08:50.260
.تحت تعقیب قضایی قرار بدن یا نه

01:08:50.340 --> 01:08:52.380
...و البته، هیچی پیدا نکردن

01:08:52.470 --> 01:08:55.380
.پس اتهام خیانت برطرف شد

01:08:55.470 --> 01:08:59.720
و متوجه نیستن چون عاشق
.آمریکا هستم برگشتم

01:08:59.800 --> 01:09:02.510
تفکرات دموکراتیکی که
...کشورمون براساسش بنا شده

01:09:02.590 --> 01:09:04.680
.مورد نقض قرار گرفتن

01:09:05.550 --> 01:09:07.970
.وظیفه داریم مقاومت کنیم -
.متاسفم جین -

01:09:08.050 --> 01:09:11.680
تفاون بین حرفایی که میزنی
.و اعمالت واقعا منو آزار میده

01:09:12.630 --> 01:09:15.930
همیشه از جین خوشم می‌اومده
...و جراتشو تحسینش میکردم

01:09:16.010 --> 01:09:17.760
.اما نگرانش بودم

01:09:17.840 --> 01:09:23.470
اگه بخوایم به بهترین شکل بگیم
.بدجوری منفور بود

01:09:24.680 --> 01:09:27.430
...خب، آدمایی در سیستم قانونگذاری بودن که

01:09:27.510 --> 01:09:30.630
میگفتن باید زبونش قطع بشه
.یا باید دار زده بشه و یا از این قبیل حرفا

01:09:30.720 --> 01:09:34.260
فکر کنم بخشی به این خاطر بود
.که تاثیرگذاری زیادی داشت

01:09:34.340 --> 01:09:38.050
پس باید تبدیل به یک
.کلیشه میشد تا از شرش خلاص بشن

01:09:41.180 --> 01:09:44.930
دوباره زیر نظر نیکسون
...مک‌کارتیسم به راه افتاد

01:09:45.010 --> 01:09:47.840
و سعی کردن بارهاو بارها
.اعتبار و آبروشو از بین ببرن

01:09:47.930 --> 01:09:50.340
.اگه می‌تونستن می‌کشتنش

01:09:52.090 --> 01:09:56.010
البته نیکسون اون موقع
.از بمباران سدهای خاکی دفاع کرده بود

01:09:56.090 --> 01:09:58.180
...یکی از دلایلی که این کار رو نکرد

01:09:58.260 --> 01:10:01.970
این بود که جین فوندا اینقدر جرات داشت
...که روی یکی از اون سدها وایسته

01:10:02.050 --> 01:10:04.680
...و اتفاقی که می‌افته رو تقبیح کنه

01:10:04.760 --> 01:10:09.300
اگر سدها بمباران میشدن
.صدها هزار روستایی تلف میشدن

01:10:09.380 --> 01:10:12.510
.حاضر بود به خاطر همین بهش حمله بشه

01:10:13.260 --> 01:10:15.300
...به نظرم جین فوندا یکی از

01:10:15.380 --> 01:10:18.630
،شجاع‌ترین زنهای دوران ماست
...احتمالا شجاع‌ترینه

01:10:18.720 --> 01:10:21.970
...از زندگی که کاملا بی‌حاصل و بیهوده بوده

01:10:22.050 --> 01:10:25.010
...و چالشی درش نداشته به زندگی روی اورده

01:10:25.090 --> 01:10:29.220
که سراسر دردسر، استهزاست
.و همین شجاعت خیلی زیادی میخواد

01:10:30.760 --> 01:10:34.130
...به بیشتر کارایی که کردم افتخار میکنم

01:10:34.220 --> 01:10:37.680
.و به خاطر برخی کارام شرمنده‌م

01:10:42.880 --> 01:10:47.380
در هانوی، با تعدادی از
...اسرای جنگی حرف زدیم

01:10:47.470 --> 01:10:51.470
در مورد مسابقات بیسبال گفتیم
.و از تجربیاتشون پرسیدیم

01:10:53.590 --> 01:10:55.720
...اما وقتی اسرای جنگی به خونه برگشتن

01:10:55.800 --> 01:11:00.300
تعداد خاصی از اونا انتخاب شدن
...تا به سرتاسر کشور سفر کنن

01:11:00.380 --> 01:11:02.970
.و در مورد شکنجه حرف بزنن

01:11:03.050 --> 01:11:05.720
اگه خانم فوندا برای
...یه دقیقه هم خیال میکنه

01:11:05.800 --> 01:11:10.010
که آدمایی که دیده و تونسته
...باهاشون به راحتی حرف بزنه

01:11:10.090 --> 01:11:11.930
.باید خودشو برای خیلی چیزا آماده کنه

01:11:12.010 --> 01:11:14.720
.فکر کنم اجبار خیلی کلمه‌ی ملایمی باشه

01:11:14.800 --> 01:11:17.510
.ترجیح میدم از کلمه‌ی شکنجه استفاده کنم

01:11:17.590 --> 01:11:19.760
،فکر میکنم دارن دروغ میگن
...فقط نمیتونن با این واقعیت

01:11:19.840 --> 01:11:23.380
...که مرتکب قتل و کشتار شدن کنار بیان

01:11:23.470 --> 01:11:26.880
باید تا آخر عمر تحملش کنن
...و همینطور باید با این حقیقت زندگی کنن که

01:11:26.970 --> 01:11:28.760
...دارن آگاهانه دروغ میگن

01:11:28.840 --> 01:11:32.010
...شکنجه‌ی اسرای جنگی در سال 1969

01:11:32.090 --> 01:11:35.300
.در ویتنام شمالی به پایان رسیده بود

01:11:35.630 --> 01:11:38.090
.سه سال قبل از اینکه من به اونجا برم

01:11:38.180 --> 01:11:39.760
...این دادگاه شما رو

01:11:39.840 --> 01:11:42.550
.متهم به خیانت به کشور ایالات متحده میدونه

01:11:44.510 --> 01:11:47.840
وقتی به جین حمله شد
.هر کاری از دستش برمی‌اومد انجام داد

01:11:48.680 --> 01:11:52.430
اما جین عادت داشت
.اوضاع رو برای خودش بدتر و بدتر کنه

01:11:52.510 --> 01:11:54.430
...هرگز در تاریخ جنگ پیش نیومده که

01:11:54.510 --> 01:11:57.430
زندانیان جنگ مثل بازیکنان
.فوتبال خوش‌تیپ و سلامت به خونه برگردن

01:11:57.510 --> 01:12:01.050
هرگز در تاریخ جنگ پیش نیومده
...که مردان به خونه برگردن و بتونن

01:12:01.130 --> 01:12:03.590
از هواپیما پیاده شن، سلام نظامی بدن
.و همسرانشون رو بغل کنن

01:12:03.680 --> 01:12:05.430
...و سعی داریم به همدیگه کمک کنیم تا بفهمیم

01:12:05.510 --> 01:12:07.880
چرا از این مردان
.به این طریق سواستفاده میشه

01:12:07.970 --> 01:12:11.090
برای خودمون و اونا هیچ فایده‌ای نداره
.که ازشون قهرمان بسازیم

01:12:11.180 --> 01:12:14.430
 چرا از سربازانی که دچار نقص عضو
شدن و حالا راحت زندگی میکنن قهرمان میسازین؟

01:12:14.510 --> 01:12:17.760
...چرا اون همه مردی که کشته شدن و

01:12:21.510 --> 01:12:23.090
!تو یه خائن بی‌وجدانی

01:12:31.180 --> 01:12:35.800
...خیلی عصبانی بودم که نیکسون

01:12:35.880 --> 01:12:39.800
از اسرای جنگی آزاد شده
...که به خونه برگردونده شده بودن

01:12:39.880 --> 01:12:41.630
...به عنوان یک توجیه استفاده کرد

01:12:41.720 --> 01:12:45.720
تا به جنگ ادامه بده
.و ویتنام شمالی رو با بمب شخم بزنه

01:12:46.680 --> 01:12:50.470
.اصلا نمیدونم اسیر جنگی چه حس و حالی داره

01:12:50.550 --> 01:12:54.430
.اما خوب میدونم که دولت ازشون سواستفاده کرد

01:12:57.880 --> 01:13:03.090
.واقعا دوران پرآشوب و متضادی بود

01:13:04.180 --> 01:13:06.760
...کلی خشم و سرزنش وجود داشت

01:13:06.840 --> 01:13:11.130
...و من خودم واقعا نمیدونستم

01:13:11.220 --> 01:13:16.970
چطوری باید خشمم
.رو به شکلی سازنده بروز بدم

01:13:18.430 --> 01:13:22.340
کلی آدم کشتم و
.با کابوس زندگی میکنم

01:13:22.430 --> 01:13:26.510
.و بعدش در جنگ برای این کشور تیر خوردم

01:13:26.590 --> 01:13:28.510
...سخنرانی ران کویک رو شنیدم

01:13:28.590 --> 01:13:31.590
که در جمع راهپیمایی هزار نفری بزرگی
.نطق کرده بود

01:13:32.630 --> 01:13:35.720
...در طول جنگ ویتنام فلج شده بود

01:13:35.800 --> 01:13:38.510
.و فعال جنبش سربازان شده بود

01:13:38.590 --> 01:13:43.010
گفتش: بدنمو از دست دادم آره، اما
.عقلم سر جاش اومده

01:13:43.090 --> 01:13:46.300
.و با خودم گفتم میتونم یه فیلم ازش بسازم

01:13:52.430 --> 01:13:54.010
.چقدر داغونی

01:13:57.630 --> 01:13:59.720
تو ویتنام زخمی شدی؟

01:13:59.800 --> 01:14:01.220
.آره

01:14:01.300 --> 01:14:04.010
کی زخمی شدی؟

01:14:05.840 --> 01:14:08.680
.خیلی وقت پیش

01:14:10.340 --> 01:14:12.260
.شوهرمم رفته اونجا

01:14:12.340 --> 01:14:14.220
.بدبخت بیچاره

01:14:18.340 --> 01:14:22.050
استودیوها نمیخواستن
.در مورد جنگ فیلمی بسازن

01:14:22.130 --> 01:14:26.510
شش سال زمان برد تا تونستیم
.یه استودیو گیر بیاریم تا فیلم رو بسازه

01:14:27.470 --> 01:14:33.180
هفت سالی میشد که با انجمنِ
.سربازان بازگشته از ویتنام کار میکردم

01:14:36.260 --> 01:14:38.430
...داستان برگشتن اونا به خونه بود

01:14:38.510 --> 01:14:41.130
بعد از تحمل تمام سختی‌هایی
.که کشیده بودن

01:14:41.220 --> 01:14:44.720
!اگه رابطه‌مون تموم شده دیگه تموم شده

01:14:46.010 --> 01:14:48.220
خب، منظورت چیه؟
که حتی نمیخوای تلاشتو بکنی؟

01:14:48.300 --> 01:14:50.970
...منظورم اینه که

01:14:51.050 --> 01:14:53.590
!من به این خونه تعلق ندارم -
...لطفا -

01:14:53.680 --> 01:14:56.180
!و اونا هم میگن به اون بیرون تعلق ندارم

01:14:58.180 --> 01:15:00.380
میدونی، دوست داری بخشی ازش
...باشی و میهن‌پرست باشی

01:15:00.470 --> 01:15:02.050
...و به جنگ میری و

01:15:02.130 --> 01:15:06.550
...هر کاری شده برای این کشور انجام میدی

01:15:08.970 --> 01:15:12.930
...و وقتی به اونجا میرسی

01:15:13.010 --> 01:15:15.550
.وضعیت کاملا متفاوت میشه

01:15:16.680 --> 01:15:18.050
...یعنی

01:15:20.260 --> 01:15:22.180
...خیلی سریع بزرگ میشی

01:15:23.380 --> 01:15:25.970
...چون تنها چیزی که می‌بینی

01:15:26.050 --> 01:15:27.930
.مرگ کلی آدمه

01:15:31.050 --> 01:15:33.470
...سربازانی بودن که با این حس برمیگشتن

01:15:33.550 --> 01:15:35.550
.که اصلا نباید می‌رفتن

01:15:38.590 --> 01:15:40.130
...همینطور مردانی بودن

01:15:40.220 --> 01:15:42.300
...که با اینکه از نظر فیزیکی آسیب دیده بودن

01:15:42.380 --> 01:15:46.630
.باور و اعتقاد راسخی به جنگ داشتن

01:15:50.220 --> 01:15:51.470
...حس میکنم

01:15:51.550 --> 01:15:54.340
...که برای اونا هم به اندازه‌ی سربازان دیگه

01:15:54.430 --> 01:15:55.970
.دلم میسوخت

01:16:04.090 --> 01:16:06.930
...برای مردانی که در ویتنام بودن

01:16:09.800 --> 01:16:11.840
...که من بهشون آسیب زدم

01:16:11.930 --> 01:16:14.880
...و به کسانی که من باعث دردشون شدم

01:16:14.970 --> 01:16:18.840
با حرفا یا کارایی که کردم
...زخمشون عمیق‌تر شد

01:16:18.930 --> 01:16:22.220
.حس میکنم به اونا یه عذرخواهی بدهکارم

01:16:24.470 --> 01:16:27.720
اصلا قصدم این نبود
.که آزارشون بدم یا وضعیت‌ـشونو بدتر کنم

01:16:27.800 --> 01:16:29.470
.درست برعکس

01:16:29.550 --> 01:16:32.590
سعی داشتم بهشون کمک کنم
.به کشتار و جنگ خاتمه بدم

01:16:35.630 --> 01:16:38.010
اما مواقعی بود که بی‌ملاحظه
...و بی‌فکر عمل کردم

01:16:38.090 --> 01:16:41.970
و برای اینکه بهشون آسیب زدم
...واقعا متاسفم

01:16:42.050 --> 01:16:45.470
.و از خودشون و خانواده‌ـشون عذر میخوام

01:16:56.630 --> 01:16:59.220
در زمانی که فیلم بازگشت به خونه رو
...میساختیم

01:16:59.300 --> 01:17:01.470
.مشغول ساخت فیلمهای دیگه‌ای هم بودم

01:17:02.300 --> 01:17:04.930
اما وقت زیادی رو
.با تام در سفر می‌گذروندم

01:17:09.090 --> 01:17:13.550
.تام میگفت: باید وارد عمل بشیم

01:17:13.630 --> 01:17:17.550
.باید با جماعت خاموش حرف بزنیم

01:17:17.630 --> 01:17:19.720
...بیا به 60 شهر سر بزنیم

01:17:19.800 --> 01:17:23.840
.و در طول سه ماه سرتاسر آمریکا رو طی کنیم

01:17:23.930 --> 01:17:27.630
و در عرض چند هفته کمپین
.صلح هندوچین رو درست کردیم

01:17:31.970 --> 01:17:35.130
.تو خونه‌ی مردم می‌خوابیدیم، روی تختهای آبی

01:17:35.220 --> 01:17:38.430
.گاهی‌اوقات در تخت دونفره می‌خوابیدیم

01:17:38.510 --> 01:17:42.930
و در یک مسافرخونه
...در نزدیکی بوفالو بود که

01:17:43.010 --> 01:17:47.510
.که تروی رو حامله شدم

01:17:49.010 --> 01:17:52.970
یادمه به مادر تام، جین
...که در دیترویت بود زنگی زدیم

01:17:53.050 --> 01:17:56.180
.و اونم گفت که باید حتما ازدواج کنیم

01:17:57.340 --> 01:17:59.550
.ما هم به نظرمون حرفش مساوی بورژوازی بود

01:17:59.630 --> 01:18:02.930
گفتش: میخوای چه کار کنی
...وقتی تو برنامه‌ی جانی کارسون میری

01:18:03.010 --> 01:18:06.130
و میخوای در مورد ویتنام حرف بزنی
...و اونا هم میخوان بدونن

01:18:06.220 --> 01:18:10.180
چطوری بدون ازدواج بچه‌دار شدی
.و حرفش منطقی بود

01:18:10.260 --> 01:18:13.430
.راستشو بگم خودمم دوست داشتم ازدواج کنم

01:18:13.510 --> 01:18:16.680
...یه کشیش همجنسگرای کاتولیک پیدا کردیم

01:18:16.760 --> 01:18:21.470
که فکر کنم به خاطر ازدواج ما
...از کلیسا اخراج شد

01:18:21.550 --> 01:18:24.340
.و زندگی ادامه پیدا کرد

01:18:29.550 --> 01:18:31.970
در مورد تروی، نمیخواستیم
...فقط اسم پدرش

01:18:32.050 --> 01:18:35.180
.یا فوندا رو داشته باشه

01:18:35.260 --> 01:18:38.510
میخواستیم اسمی داشته باشه
.که اینقدر مسئولیت با خودش نیاره

01:18:38.590 --> 01:18:43.380
.پس اسمش رو گذاشتیم تروی اوداناوان گریتی

01:18:45.050 --> 01:18:48.300
...پدرومادرم تصمیم آگاهانه گرفتن

01:18:48.380 --> 01:18:52.970
.تا حد ممکن معمولی زندگی کنن

01:18:54.260 --> 01:18:57.630
میدونم به نظر احمقانه میاد
.چون غیرعادی بودن

01:18:57.720 --> 01:19:00.720
برنده جین فوندا
.برای فیلم بازگشت به خونه

01:19:03.800 --> 01:19:07.340
.با یک استیشن واگن به مراسم اسکار رفتیم

01:19:07.430 --> 01:19:10.180
.پدرم زشت‌ترین کت‌شلوار دنیا رو پوشیده بود

01:19:10.260 --> 01:19:14.630
یه تی‌شرت پوشیده بودم
.که طرح تاکسیدو روش چاپ شده بود

01:19:16.300 --> 01:19:19.470
.اصلا مثل یه خانواده‌ی معمولی نبودیم

01:19:19.550 --> 01:19:23.680
انگار که برای تعطیلات
.به سواحل استوایی رفته بودیم

01:19:23.760 --> 01:19:26.630
میدونین انگار در مناطق جنگی
.به تعطیلات رفته بودیم

01:19:27.970 --> 01:19:30.010
...تو یه پناهگاه بمب توی ویتنام

01:19:30.090 --> 01:19:31.970
.یاد گرفتم برم دستشویی

01:19:33.300 --> 01:19:35.130
.منو همه جا دنبال خودشون می‌کشوندن

01:19:36.180 --> 01:19:41.380
...با چریکها بودیم، توی بلفاست در دژ بودیم

01:19:41.470 --> 01:19:44.550
...و یه پسر اومد که انگشت شستش کنده شده بود

01:19:44.630 --> 01:19:48.720
و پدرم یه پارچه برداشت و خونیش کرد
.و گفت این خون تو ـه

01:19:48.800 --> 01:19:51.550
.این خون کوفتی تو ـه
.اینا مردمت هستن

01:19:51.630 --> 01:19:53.050
.پنج سالم بود

01:19:54.930 --> 01:19:57.180
.‏‏سیزده تولد اولم برای ‏‏جمع کردن پول بود

01:19:57.260 --> 01:20:01.260
هر چیزی که نماینده‌ی
...ثروت یا جایگاه اجتماعی بود

01:20:01.340 --> 01:20:04.380
.به شکل تردید و شک دیده میشد

01:20:04.470 --> 01:20:06.880
...اگر همکارام استخر نداشتن

01:20:06.970 --> 01:20:08.880
.پس منم نباید استخر کوفتی داشته باشم

01:20:08.970 --> 01:20:12.510
ترجیح میدم پولشو بردارم
.و بدمش به صندوق حمایت از کارگران مزرعه

01:20:14.380 --> 01:20:17.550
در خونه‌ای که بزرگ شدم
...یه خانواده‌ی دیگه زندگی میکردن

01:20:17.630 --> 01:20:19.300
.و کنارمون بودن

01:20:19.380 --> 01:20:22.300
گاهی‌اوقات ماموران سازماندهی
.روی ایوان می‌خوابیدن

01:20:22.380 --> 01:20:24.590
.یه آدم بی‌خانمان هم زیر خونه می‌خوابید

01:20:24.680 --> 01:20:27.720
...گاهی اوقات که می‌اومدم خونه اون لباس

01:20:27.800 --> 01:20:29.930
.پدرومادرمو پوشیده بود. آره

01:20:30.010 --> 01:20:32.970
.خونه‌ها درست بهم چسبیده بودن

01:20:33.050 --> 01:20:37.510
 یه طرف مامور دولت بود و
.اون طرف دیگه نویسنده‌ی مارکسیستی

01:20:38.380 --> 01:20:42.340
و ما در خونه‌ای زندگی
.میکردیم که پدرم اسمشو آلونک گذاشته بود

01:20:43.340 --> 01:20:45.760
.از خیریه وسایلش رو گرفته بودیم

01:20:45.840 --> 01:20:49.010
.ماشین ظرفشویی و ماشین لباسشویی نداشتیم

01:20:50.010 --> 01:20:52.130
...خیلی

01:20:53.380 --> 01:20:56.760
خیلی خوشحال بودم
.و به خودم خیلی افتخار میکردم

01:21:00.050 --> 01:21:03.590
میخواستم به تام نشون بدم
.که از پسش برمیام

01:21:03.680 --> 01:21:07.380
.نمیخواستم فکر کنه آدم لوس و ننریم

01:21:08.720 --> 01:21:10.970
...بدجوری عاشق هم بودیم

01:21:11.050 --> 01:21:13.840
.در زندگی به دنبال یک هدف بودیم

01:21:14.760 --> 01:21:19.380
اون محله پر شده بود از
.همه جور فعال سیاسی

01:21:20.720 --> 01:21:25.800
واقعا یه نسخه‌ی کوچیک از جامعه‌ی
.ایده‌آل مارکس بود

01:21:25.880 --> 01:21:27.630
...همیشه برای شام دعوت میشدم

01:21:27.720 --> 01:21:29.510
.در حالی که از شام خبری نبود

01:21:29.590 --> 01:21:32.510
و میگفتم: متوجه نمیشم پس شام چی شد؟

01:21:32.590 --> 01:21:35.220
.اسپرسو بود
.جین آشپز نبود

01:21:36.760 --> 01:21:39.340
...سوار فولکس واگن کوچولومون میشدیم

01:21:39.430 --> 01:21:41.550
...به پیتزافروشی محلی میرفتیم

01:21:42.430 --> 01:21:44.680
.معرکه بود

01:21:44.760 --> 01:21:46.680
...اما وقتی

01:21:46.760 --> 01:21:49.010
..اون تب شهرت رو ترکیب میکنی

01:21:49.090 --> 01:21:52.010
...با خشم و غضب

01:21:52.090 --> 01:21:55.510
...فعالان ضد جنگ

01:21:55.590 --> 01:22:00.380
.کلی استرس و نگرانی اطراف خونه‌مون بود

01:22:03.090 --> 01:22:06.050
...هرگز اون روز رو یادم نمیره که رفتیم خونه

01:22:06.130 --> 01:22:07.880
...و حتی یک کشو نبود

01:22:07.970 --> 01:22:10.050
که بیرون نباشه و محتویاتش
.بیرون ریخته نشده باشه

01:22:10.130 --> 01:22:12.630
همه چیز از کمدها
.بیرون ریخته و پاره شده بود

01:22:12.720 --> 01:22:14.680
.کاغذها پراکنده بودن
.میزها باز بودن

01:22:14.760 --> 01:22:17.220
.یکی اومده بود خونه‌مون رو زیرورو کرده بود

01:22:17.300 --> 01:22:21.380
...و اینقدر وحشیانه رفتار کرده بودن

01:22:21.470 --> 01:22:25.430
.که فهمیدم برای ترسوندمون این کار رو کردن

01:22:28.470 --> 01:22:31.930
...متوجه شدم که تعقیبم میکنن

01:22:32.010 --> 01:22:34.880
.و چندان سعی نمیکردن خودشونو قایم کنن

01:22:34.970 --> 01:22:39.470
آدمایی با پالتوی بلند
.و عینک تیره بودن

01:22:41.510 --> 01:22:44.760
.اف.بی.آی ونسا رو تا مدرسه تعقیب میکرد

01:22:44.840 --> 01:22:48.050
هر چی بیشتر اونا رو میدیدم
...رفتارم شدیدتر میشد

01:22:48.130 --> 01:22:49.880
خیال میکنین بیخیال میشم؟

01:22:49.970 --> 01:22:51.550
...خب مسئله همینه

01:22:51.630 --> 01:22:53.510
هر بار که مردم خیال میکنن
...باید منو بترسونن

01:22:53.590 --> 01:22:55.680
.از راه اشتباهی وارد میشن

01:22:55.760 --> 01:22:57.720
.چون، نه

01:22:57.740 --> 01:22:59.740
پیروزی در لباس حریم خصوصی
ادعای جین فوندا

01:23:01.880 --> 01:23:07.180
در کنار تام دیدم
...ساختن یک جنبش چه معنایی داره

01:23:08.130 --> 01:23:10.970
.سازماندهی کردن یعنی چی

01:23:13.130 --> 01:23:16.470
...میدونست که باید روی چی تمرکز کنه

01:23:16.550 --> 01:23:20.880
میخواست قدرت رو از
...دست ثروتمندان بزرگ و شرکتها خارج کنه

01:23:20.970 --> 01:23:25.430
،و به دست مردم بسپاره
.همون کاری که دموکراسی باید انجام بده

01:23:25.510 --> 01:23:30.220
.پس کمپین دموکراسی اقتصاد به راه افتاد

01:23:30.300 --> 01:23:35.300
میدونستیم که میخوایم
.پیامی رو در سرتاسر کشور منتقل کنیم

01:23:36.510 --> 01:23:39.380
...سخت بود چون باید کلی پول جمع می‌کردیم

01:23:39.470 --> 01:23:42.050
.و دوران رکود اقتصادی هم بود

01:23:43.550 --> 01:23:47.630
پس تام و من در موردش حرف زدیم و به
...این نتیجه رسیدیم که یه تجارت راه بندازیم

01:23:47.720 --> 01:23:49.970
.تا سرمایه‌ای برای این کمپین بشه

01:23:50.050 --> 01:23:53.470
...در مورد راه‌اندازی رستوران فکر کردیم

01:23:53.550 --> 01:23:56.130
.که آخرش به فاجعه ختم می‌شد

01:23:56.220 --> 01:23:59.760
بعدش فکر کردیم یه کارواش
.راه بندازیم که بیخود از مردم پول نگیره

01:23:59.840 --> 01:24:03.430
.خب، میدونی، هیچ ایده‌ای نداشتیم

01:24:04.430 --> 01:24:09.010
...و بعدش یه روز یهو چیزی به ذهنم رسید

01:24:09.090 --> 01:24:10.930
.ورزش

01:24:11.010 --> 01:24:14.680
اگر از یه چیز خوب سردر می‌اوردم
.بدون شک تمرین و ورزش بود

01:24:17.590 --> 01:24:19.970
.یک دوربین

01:24:20.050 --> 01:24:22.470
.دستگاهی نبود که بشه از روش متن رو خوند

01:24:22.550 --> 01:24:25.220
فیلمنامه رو وقتی
.رو کف اتاق هتل بودم نوشتم

01:24:25.300 --> 01:24:27.470
.خودمون گریم رو انجام دادیم

01:24:27.550 --> 01:24:30.050
.فقط آب و شونه کردیم و بعدش دعا کردیم

01:24:30.130 --> 01:24:32.720
.و بقیه‌ـشو خودتون میدونین

01:24:33.190 --> 01:24:35.890
ورزش با جین فوندا

01:24:35.930 --> 01:24:39.510
...اون ویدئو بیرون اومد و تقریبا یک شبه

01:24:39.590 --> 01:24:43.050
بهترین و شماره‌ی یک فیلمهای
.ساخته شده در خونه شد

01:24:44.630 --> 01:24:46.380
حاضرین ورزش کنین؟

01:24:46.470 --> 01:24:50.180
و صاحب برنامه
.کمپین دموکراسی اقتصادی بود

01:24:50.260 --> 01:24:52.680
...سازمان صاحبش بود نه من

01:24:52.760 --> 01:24:55.050
.و تمام سودش به سازمان میرسید

01:24:55.130 --> 01:24:58.180
.باشه، دو، و عقب دو

01:24:58.260 --> 01:25:01.510
.‏‏‏17 میلیون نسخه ازش فروش رفت

01:25:01.590 --> 01:25:04.720
یک صنعت ساخت ویدئو به راه افتاد
...چون همگی میخواستن

01:25:04.800 --> 01:25:08.430
ویدئوی منو بخرن و
.بارها و بارها ازش استفاده کنن

01:25:08.510 --> 01:25:11.380
...من اولین غیرمهندسی هستم

01:25:11.470 --> 01:25:14.720
.که در تالار مشاهیر ساخت ویدئو ازم یاد شده

01:25:14.800 --> 01:25:17.760
میدونین، اعتبار به راه انداختن
.صنعت ویدئو رو به من دادن

01:25:18.970 --> 01:25:21.380
...زمان بسیار جالبی برام بود

01:25:21.470 --> 01:25:25.430
چون مردم از یه طریق کاملا متفاوت
.باهام آشنا میشدن

01:25:25.510 --> 01:25:30.300
خانمها سراغم می‌اومدن و میگفتن
.که دیگه نیازی نیست قرص خواب بخورن

01:25:30.970 --> 01:25:36.340
یکی دیگه میگفت چقدر
.حس و حالش عوض شده و حس میکنه قویتر شده

01:25:37.840 --> 01:25:41.050
خنده‌داره، وقتی در موردش
.فکر میکنم خودمم همینطوری بودم

01:25:41.130 --> 01:25:45.010
مدت خیلی زیادی
.از اختلال گوارشی رنج می‌بردم

01:25:46.550 --> 01:25:49.720
 هیچکس نمیدونست. یکی از
...مشکلات ناخوشی گرسنگی

01:25:49.800 --> 01:25:52.510
.اینه که یک بیماری انکارگونه‌س

01:25:53.380 --> 01:25:55.760
.مدام برای خودت عذر و بهانه میاری

01:25:57.680 --> 01:26:01.090
...خیلی خسته‌ای و خیلی عصبانی هستی

01:26:01.180 --> 01:26:03.760
.و خیلی از خودت متنفری

01:26:03.840 --> 01:26:05.720
...و متوجه شدم

01:26:05.800 --> 01:26:08.220
...دارم به فضایی بسیار تاریک نزدیک میشم

01:26:08.300 --> 01:26:10.930
...و یا یه راست به طرف نور میرم

01:26:11.010 --> 01:26:13.050
...یا تسلیم تاریکی میشم

01:26:13.130 --> 01:26:14.550
.موضوع مرگ و زندگی ـه

01:26:15.970 --> 01:26:18.130
.یهو دست به کار شدم

01:26:18.220 --> 01:26:21.300
.واقعا خیلی سخت بود

01:26:22.380 --> 01:26:26.050
...به شکلی کنترل بدنمو بدست گرفتم

01:26:26.130 --> 01:26:28.630
.تا بر اعتیادم غلبه کنم

01:26:28.720 --> 01:26:30.930
.درکمو نسبت به خودم عوض کرد

01:26:32.930 --> 01:26:35.800
...فکر کنم توماس جفرسون بوده که گفته

01:26:35.880 --> 01:26:39.510
.انقلاب از ماهیچه‌ها شروع میشه

01:26:41.720 --> 01:26:44.510
...و انقلابی درونم به پا شده بود

01:26:44.590 --> 01:26:47.590
...اما کاملا ناخواسته بود

01:26:47.680 --> 01:26:51.590
.برای پول جمع کردن برای سازمان، ورزش میکردم

01:26:52.720 --> 01:26:55.050
.برای تام بود

01:26:55.760 --> 01:26:59.300
...تیمی حول سیاست

01:26:59.380 --> 01:27:02.300
.و بچه‌ها درست کردن

01:27:02.380 --> 01:27:05.300
...اما اون اعتماد به نفس زیادی نداشت

01:27:05.380 --> 01:27:08.340
در حالی که به نظرم باید
...اون روزا اینطور می‌بود

01:27:08.430 --> 01:27:14.590
و تام مجاب شده بود که هیچکس نمیتونه
.باهاش بحث بکنه و نظرشو عوض کنه

01:27:15.970 --> 01:27:19.010
اینجا مردی وجود داشت
...که باهوش درنظر گرفته میشد

01:27:19.090 --> 01:27:21.800
...ستاره‌ای در یک جنبش بود

01:27:21.880 --> 01:27:24.380
و کتاب هم می‌نوشت، یادم
.نمیاد چندتا کتاب نوشته بود

01:27:24.470 --> 01:27:28.630
...و بعدش من کتاب ورزش جین فوندا رو نوشتم

01:27:28.720 --> 01:27:32.510
و به مدت دو سال کتاب
.شماره‌ی یک نیویورک تایمز شد

01:27:32.590 --> 01:27:37.180
.دو سال تمام

01:27:37.260 --> 01:27:40.180
کتاب ورزش؟

01:27:40.260 --> 01:27:43.880
اگه منم جای اون بودم یه جورایی
.ناراحت و رنجور میشدم

01:27:45.590 --> 01:27:49.340
.فکر میکردم آدم سطحی هستم

01:27:49.430 --> 01:27:52.430
.که به اندازه‌ی کافی باهوش نیستم

01:27:53.590 --> 01:27:56.090
...اما داشتم فیلمهای خودمو تهیه میکردم

01:27:56.180 --> 01:28:00.720
فیلمهایی که به نظرم
.چیزایی که باید گفته می‌شد رو بیان میکردن

01:28:00.800 --> 01:28:02.430
...سلام، من کیمبرلی ولز هستم

01:28:02.510 --> 01:28:04.760
...و به نیروگاه هسته‌ای ونتانا اومدم

01:28:04.840 --> 01:28:07.550
.که شرکت گاز و برق کالیفرنیا صاحبشه

01:28:07.630 --> 01:28:09.550
...سندروم چین داستان

01:28:09.630 --> 01:28:12.220
.یک لاپوشونی در نیروگاه هسته‌ای بود

01:28:16.470 --> 01:28:18.880
.من جک گادلـم
.یه مشکل خیلی جدی داریم

01:28:18.970 --> 01:28:22.680
همه رو به جای امن ببر
.و همونجا نگه‌ـشون دار

01:28:23.470 --> 01:28:25.720
!آلودگی تشعشع

01:28:25.800 --> 01:28:28.430
...بهمون حملات بسیاری شد

01:28:28.510 --> 01:28:30.550
.که چرا چنین فیلمی ساختیم

01:28:30.630 --> 01:28:34.220
اما دو هفته بعد از نمایش فیلم
.اتفاق «تری مایل آیلند» افتاد

01:28:34.300 --> 01:28:36.800
...تمام زنان حامله و بچه‌های کوچیک

01:28:36.880 --> 01:28:40.260
باید تخلیه بشن و تا
...شعاع پنج مایلی دور بشن

01:28:40.340 --> 01:28:43.130
فیلم سندورم چین
...به جین فوندا جایگاه جدیدی

01:28:43.220 --> 01:28:44.590
.در جامعه‌ی آمریکا داده

01:28:44.680 --> 01:28:46.760
.حالا برای خودش یک زن قهرمان شده

01:28:46.840 --> 01:28:49.630
.او کاساندرای هولوکاست هسته‌ایست

01:28:50.380 --> 01:28:53.300
...تعجب‌آوره که مردم این دوره

01:28:53.380 --> 01:28:55.260
...باید حتما میرفتن سندروم چین رو ببینن

01:28:55.340 --> 01:28:57.970
.تا بفهمن چه بلایی داره سرشون میاد

01:28:58.720 --> 01:29:03.720
جین همیشه انگیزه داشت
.که یه راست انگشت بذاره روی اصل موضوع

01:29:03.800 --> 01:29:07.760
در مورد چیزایی که درست نبودن
.با هم هم‌جهت بودیم

01:29:07.840 --> 01:29:11.720
سوال این بود که چطوری
...بریم سراغش

01:29:11.800 --> 01:29:14.340
...و حس کردم اگه حرف بزنم

01:29:14.430 --> 01:29:16.430
.ممکنه تنفر زیادی بوجود بیاد

01:29:16.870 --> 01:29:20.370
نه اینکه نشه با حرف انجامش داد
.و انتخاب جین هم همین بود

01:29:20.380 --> 01:29:22.970
.و قدرت و توان بسیاری هم لازم داشت

01:29:23.050 --> 01:29:25.800
...کلی دشمن برای خودش تراشید، اما وقتی

01:29:25.880 --> 01:29:29.010
یه قدم پا پیش میذاری و با تمام مردم
.حرف میزنی، آخرش به اینجا میرسی

01:29:30.840 --> 01:29:34.970
برای این تحسینش میکنم
...که انجامش داد و پشت‌سرشو هم نگاه نکرد

01:29:35.050 --> 01:29:37.340
.لحن صداش یا حرفاشو عوض نکرد

01:29:37.430 --> 01:29:39.470
...گفتش این چیزی ـه که بهش باور دارم

01:29:39.550 --> 01:29:41.590
این حس رو دارم
.و این حرفا رو میخوام بزنم

01:29:49.260 --> 01:29:51.470
...چهل میلیون زن در دفاتر کار میکنن

01:29:51.550 --> 01:29:54.470
و برای اولین بار در تاریخ
...تازه سازماندهی میشدن

01:29:54.550 --> 01:29:58.010
تازه حرفشون این بود که
...ما مستحق احترام گذاشتن هستیم

01:29:58.010 --> 01:30:00.010
.و برای کار مساوی باید حقوقمون مساوی باشه

01:30:03.590 --> 01:30:05.720
...جین همیشه به دنبال

01:30:05.800 --> 01:30:09.630
...مهمترین مشکل پیش رو بود تا بهش بپردازه

01:30:09.720 --> 01:30:12.510
.و فیلم «9 تا 5» ابداعش بود

01:30:12.590 --> 01:30:15.840
تصمیم داشت یه فیلم در مورد
.زنانی که از نه تا پنج کار میکنن بسازه

01:30:15.930 --> 01:30:19.510
خب، نمیشه همگی دور هم
جمع بشیم و شکایت کنیم؟

01:30:19.590 --> 01:30:21.130
به کی؟

01:30:21.220 --> 01:30:23.970
،یه نگاه بنداز
.تو یه میخونه‌ی صورتی اومدیم

01:30:24.050 --> 01:30:25.840
.بذار یه مشروب دیگه بخوریم

01:30:25.930 --> 01:30:28.380
...همگی میدونستیم که داریم یه کار مهم

01:30:28.470 --> 01:30:30.880
...برای زنان کارمند انجام میدیم

01:30:30.970 --> 01:30:32.380
...چون ما هم با این مسائل روبه‌رو بودیم

01:30:32.470 --> 01:30:34.840
...تجاوز جنسی، حقوق نابرابر

01:30:37.300 --> 01:30:39.010
...اهمیت ساعتهای کاری

01:30:39.090 --> 01:30:42.050
.اهمیت نگهداری از بچه و از اینجور چیزا

01:30:45.510 --> 01:30:48.010
...مامانم از فیلم استفاده میکرد

01:30:48.090 --> 01:30:53.510
.تا سکویی برای ایجاد تغییر و تحول باشه

01:30:55.510 --> 01:30:57.550
.پدرومادرم واقعا کارشون همین بود

01:30:57.630 --> 01:30:59.880
...محکم و استوار ایستاده بودن

01:30:59.970 --> 01:31:03.090
و ماموریتشون این بود
.که هر طور شده به جلو حرکت کنن

01:31:03.180 --> 01:31:06.010
.به همون طرف هم داشتن می‌رفتن

01:31:06.090 --> 01:31:09.220
.پدرومادرم بدون شک راه رفتنی رو رفتن

01:31:19.010 --> 01:31:24.050
هزاران جریب بالای یک کوه
...در سانتا باربارا خریدن

01:31:24.130 --> 01:31:27.260
.و یه اردوگاه تابستونی راه انداختن

01:31:27.340 --> 01:31:29.930
.یعنی واقعا خود زندگی بود

01:31:30.010 --> 01:31:33.800
،بچه‌های کارگران مزرعه
...بچه‌های روسای استودیو

01:31:33.880 --> 01:31:36.630
.بچه‌های انجمن پلنگهای سیاه

01:31:38.720 --> 01:31:41.260
...لارل اسپرینگز یک رویا و فانتزی بود

01:31:41.340 --> 01:31:44.050
.که اونا با هم به واقعیت تبدیلش کردن

01:31:44.130 --> 01:31:46.470
...اگر واقعا طرفدار جنبش باشین

01:31:46.550 --> 01:31:50.090
...متوجه میشین که باید منتقلش کنین

01:31:50.180 --> 01:31:55.090
و دشتها رو آبیاری کنین
.و بذرها رو پرورش بدین

01:31:55.180 --> 01:31:57.930
...همگی با هم نوک قله‌ی کوه بودیم

01:31:58.010 --> 01:32:00.590
.و مجبور به همزیستی بودیم

01:32:00.680 --> 01:32:04.510
و در لارل اسپرینگز بود
.که با لولو آشنا شدم

01:32:07.510 --> 01:32:11.970
لولو وقتی اولین بار به
.اردوگاه اومد شاید 12 سال داشت

01:32:12.050 --> 01:32:15.630
...و خوشحال و سرزنده بود

01:32:15.720 --> 01:32:20.010
بامزه با خنده‌ی دوست‌داشتنی
.که همگی عاشقش بودن

01:32:20.090 --> 01:32:24.260
.دو تا تابستون اومد و بعدش ناپدید شد

01:32:25.840 --> 01:32:29.880
.و وقتی برگشت یه آدم متفاوت بود

01:32:31.050 --> 01:32:36.130
یه مربی موقت بارها و بارها
.بهش تجاوز کرده بود

01:32:36.220 --> 01:32:38.470
.مجبور به سکوت شده بود

01:32:38.550 --> 01:32:43.050
.زندگیش بهم ریخته و آشوبناک بود

01:32:43.130 --> 01:32:46.880
.پدرومادرش عضو گروه پلنگهای سیاه بودن
.پدرش زندانی بود

01:32:46.970 --> 01:32:49.970
.تو مدرسه ناموفق بود

01:32:50.050 --> 01:32:55.220
انگار که یک شعله خیلی کم‌فروغ شده
.بود اما هنوزم می‌تونستی ببینیش

01:32:55.300 --> 01:32:58.680
...و گفتم: بهت میگم چه کار کنی لولو

01:32:58.760 --> 01:33:02.970
...اگر نمره‌هاتو تا حد بی بالا بیاری

01:33:03.050 --> 01:33:07.380
با خودم به لس‌آنجلس و سانتامونیکا
...می‌برمت، جایی که زندگی میکنیم

01:33:07.470 --> 01:33:13.130
و میتونی باهامون زندگی کنی و
...همونجا بری مدرسه

01:33:13.220 --> 01:33:15.130
.البته اگر مادرت اجازه بده

01:33:15.220 --> 01:33:17.380
.و همینطور هم شد

01:33:17.470 --> 01:33:19.340
...نگفتش که میخوام فرزندخونده‌م بشی یا

01:33:19.430 --> 01:33:21.630
میخوام دخترم بشی. همینطوری
...اومد حرفشو زد

01:33:21.720 --> 01:33:24.680
.چون واقعا میخواست بهم کمک کنه

01:33:24.760 --> 01:33:28.880
پس وقتی رسیدم تو خونه‌ـشون زندگی کردم
...و بعدش میدونین

01:33:28.970 --> 01:33:31.220
.یه بچه‌ی دیگه به خونه اضافه شده بود

01:33:35.510 --> 01:33:39.550
.همه چیز به بچگی مادرم برمیگرده

01:33:39.630 --> 01:33:43.760
...فکر کنم وقتی بچه بوده نورش تقریبا

01:33:43.840 --> 01:33:45.680
.خاموش شده

01:33:47.130 --> 01:33:53.220
پس فکر کنم دوست داره دنبال آدمایی ـه
...که در خطر از دست دادن نورشون هستن

01:33:53.300 --> 01:33:55.510
.و میخواد دوباره روشنشون کنه

01:33:58.260 --> 01:34:03.630
نه، مامانم یتیم نبوده اما
.خیلی به یتیم بودن نزدیک شده

01:34:12.340 --> 01:34:15.760
...همیشه میخواستم یه فیلم با بابام بازی کنم

01:34:15.840 --> 01:34:20.050
.و این فیلم به نظر فرصت ایده‌آلی بود

01:34:21.970 --> 01:34:23.880
...براشون فیلم «روی حوض طلایی» رو خرید

01:34:23.970 --> 01:34:27.220
تهیه‌کننده‌ش شد
.و برای پدرش ساختش

01:34:27.300 --> 01:34:33.180
،تا تجربه‌ی عمیقتری باهاش داشته باشه
.تجربه‌ای که قبلا نداشتنش

01:34:34.220 --> 01:34:38.260
ماجرا این بود که با
...یک بابای سختگیر با یک دختر احساساتی

01:34:38.340 --> 01:34:41.090
.آشتی کنه

01:34:41.180 --> 01:34:46.220
،بیشتر از یک فیلمنامه بود
.فرصتی برای دوست داشتن و آشتی بود

01:34:52.010 --> 01:34:53.880
.سلام نورمن

01:34:57.550 --> 01:35:00.130
.نگاش کن -
.تولدت مبارک -

01:35:00.220 --> 01:35:03.760
.این دختر کوچولوی چاق رو نگاه کن ایتل

01:35:03.840 --> 01:35:05.630
!اوه، نورمن

01:35:05.720 --> 01:35:09.470
مثل یه ترکه لاغره، مگه نه؟ -
...حتما -

01:35:09.550 --> 01:35:12.630
کاترین هپبرن و پدرم نقش
...پدرومادرمو بازی کردن

01:35:12.720 --> 01:35:16.300
.و من به شدت وحشت‌زده بودم

01:35:16.380 --> 01:35:21.470
شخصیتها بیش از اندازه بهم
...نزدیک بودن و

01:35:21.550 --> 01:35:23.930
.پدرم در فیلم پدر واقعیم بود

01:35:24.010 --> 01:35:26.970
.اما هیچوقت ازش حرف نزدیم

01:35:27.050 --> 01:35:31.510
.هرگز در مورد این چیزا حرف نمیزدیم

01:35:31.590 --> 01:35:35.630
میشد بهبود نامرئی روابط
.رو به خوبی و روشنی دید

01:35:35.720 --> 01:35:39.630
برای جین، واقعا
.به معنای پاکسازی و تصفیه‌ی روانی بود

01:35:41.590 --> 01:35:45.130
...در فیلم، صحنه‌ی اصلی بین چلسی و پدرش

01:35:45.220 --> 01:35:50.340
صحنه‌ای بود که هر بار
...که می‌خوندمش و هر بار که تمرین میکردمش

01:35:50.430 --> 01:35:53.510
...بسیار بسیار احساساتی میشدم

01:35:53.590 --> 01:35:56.720
.چون به خونه بسیار نزدیک بود

01:35:58.050 --> 01:36:00.760
...میخوام باهات حرف بزنم، من

01:36:02.430 --> 01:36:04.970
...فکر کنم

01:36:05.050 --> 01:36:06.630
شاید تو و من بهتره
...همون رابطه‌ی مهربانانه‌ای

01:36:06.630 --> 01:36:08.130
.که باید با هم داشته باشیم و رو درست کنیم

01:36:09.090 --> 01:36:10.470
منظورت چه جور رابطه‌ایه؟

01:36:12.130 --> 01:36:15.430
.خب، میدونی مثل پدر و دختر

01:36:15.510 --> 01:36:18.720
درست سر بزنگاه به این فکر افتادی، ها؟

01:36:18.800 --> 01:36:20.010
نگران وصیت‌نامه شدی مگه نه؟

01:36:20.090 --> 01:36:21.050
...خب، همه چیزو برای تو میذارم

01:36:21.130 --> 01:36:22.550
.به جز چیزایی که قراره با خودم ببرم

01:36:22.630 --> 01:36:25.510
.میشه بس کنی

01:36:25.590 --> 01:36:28.050
.من هیچی نمیخوام

01:36:28.130 --> 01:36:32.220
به نظر میاد که یه عمره
.من و تو از دست هم عصبانی هستیم

01:36:32.300 --> 01:36:35.840
.نمیدونستم عصبانی هستیم
.فکر میکردم از همدیگه خوشمون نمیاد

01:36:35.930 --> 01:36:39.340
...با دونستن اینکه پدرم دوست نداره

01:36:39.430 --> 01:36:42.880
...بدون تمرین دست به اجرای صحنه‌ای بزنه

01:36:42.970 --> 01:36:46.340
همه چیز باید تا نقطه‌ی آخر
...قبل از اجرا تمرین میشد

01:36:46.430 --> 01:36:53.090
تصمیم گرفتم که یه خط رو نگه دارم
...که وقتی آخرین بار ازش کلوزآپ میگیرم بگم

01:36:53.180 --> 01:36:55.760
...چون میخواستم

01:36:55.840 --> 01:36:59.260
.یه کار غیرمنتظره بکنه
...نمیدونستم قراره چطوری واکنش نشون بده

01:36:59.340 --> 01:37:01.550
.اما صحنه‌ی احساسی میشد

01:37:01.630 --> 01:37:03.550
.میخوام دوستت باشم

01:37:03.630 --> 01:37:06.590
.دستمو دراز کردم و بازوشو لمس کردم

01:37:06.680 --> 01:37:09.970
این یعنی قراره بیشتر اینجا بیای؟

01:37:10.050 --> 01:37:12.300
.برای مادرت خیلی خوب میشه

01:37:12.380 --> 01:37:14.010
...و دستشو بلند کرد

01:37:14.680 --> 01:37:17.340
...اما دیدم

01:37:18.300 --> 01:37:21.510
...اشکهاشو توی چشمهاش دیدم

01:37:23.680 --> 01:37:27.470
.و میدونی، برام یک دنیا ارزش داشت

01:37:28.550 --> 01:37:34.090
.پدرش دوستش داشت
...فقط نمیتونست این سه کلمه رو بیان کنه

01:37:34.180 --> 01:37:35.800
.واقعا تراژدی بود

01:37:35.880 --> 01:37:41.510
.اما در چشماش و در صورتش هنوزم بروزش میداد

01:37:42.760 --> 01:37:46.470
و برنده، هنری فوندا
.برای فیلم روی حوض طلایی

01:37:49.130 --> 01:37:53.830
جوایز آکادمی 1982
بهترین بازیگر: روی حوض طلایی

01:37:56.430 --> 01:38:01.930
بابا، خیلی خوشحالم
.و بهت افتخار میکنم

01:38:06.930 --> 01:38:11.130
.روی حوض طلایی فقط یک فیلم نیست
...وسیله‌ای برای نزدیک شدن مادرم

01:38:11.220 --> 01:38:13.760
.به خانواده‌ـشه

01:38:13.840 --> 01:38:19.550
شاید چون که حس میکرد
.بخشهای دیگه‌ی خانواده‌ش در برزخ بودن

01:38:21.720 --> 01:38:25.840
...میدونین، خواهرم خیلی بیشتر از من

01:38:25.930 --> 01:38:29.180
.در ارتباط داشتن با مادرم مشکل داشت

01:38:29.260 --> 01:38:32.220
...یادمه که با تروی تازه به دنیا اومده

01:38:32.300 --> 01:38:34.510
...از بیمارستان برگشتیم

01:38:34.590 --> 01:38:38.590
.و ونسا با خوشحالی بهش خیره شده بود

01:38:39.430 --> 01:38:43.300
اما خیلی واضح و روشن بود
.که اون پسر فرق داره

01:38:43.930 --> 01:38:46.300
.اون شاهزاده بود

01:38:47.760 --> 01:38:50.180
...ونسا می‌دید که من

01:38:50.260 --> 01:38:56.880
تروی رو با خودم جاهایی
.میبرم که اونو نبردم

01:38:58.430 --> 01:39:02.180
و می‌دید که دارم
...با پدر تروی زندگی میکنم

01:39:03.930 --> 01:39:09.880
.در حالی که خبری از پدر خودش نبود
.و نمیتونم بگم که شرایط براش سخت نبوده

01:39:09.970 --> 01:39:15.010
مشکل جین اینه که
...مجبور بود مادر بودن رو یاد بگیره

01:39:17.510 --> 01:39:21.220
.چونکه تجربه‌ش نکرده بود
...تجربه‌ش این بود که

01:39:21.300 --> 01:39:23.680
...بیاد پایین به مهمونها شب‌بخیر بگه

01:39:23.760 --> 01:39:26.090
و برگرده طبقه‌ی بالا
.و همون بچه‌ی کوچولوی ایده‌آل و بی‌نقص باشه

01:39:26.180 --> 01:39:29.880
و بااینکه مادرش دوست‌داشتنی بود
.اما به شدت افسرده بوده

01:39:29.970 --> 01:39:33.720
حتما اونم در زمان بچگی
...این ناراحتی رو حس کرده

01:39:33.800 --> 01:39:39.380
.اثرات خودشو گذاشته
.یه مادر و مراقب ذاتی نبود

01:39:39.470 --> 01:39:43.510
اصلا هیچگونه تمرین و آموزشی
.در هوش هیجانی نداشت

01:39:45.130 --> 01:39:47.430
...مادرم نمونه‌ی خوبی از اینکه

01:39:47.510 --> 01:39:50.550
...یک رابطه‌ی سالم باید چطوری باشه نبود

01:39:50.630 --> 01:39:52.760
.پدرمم نبود

01:39:52.840 --> 01:39:56.470
هیچکدوممون علاقه‌ی چندانی
.به بیان کردن احساساتمون نداشتیم

01:39:56.550 --> 01:40:03.550
زندگی‌ـمون بیشتر و بیشتر
.از همدیگه فاصله می‌گرفت

01:40:04.970 --> 01:40:06.300
...یک بار تام گفت

01:40:06.380 --> 01:40:08.380
...اگر جین و من کنار هم باشیم

01:40:08.470 --> 01:40:10.550
.یه جای برنامه‌ریزی‌ـمون اشکال داشته

01:40:11.680 --> 01:40:16.050
.فکر کنم آخرش هیچکدوممون خوشحال نبودیم

01:40:17.130 --> 01:40:19.430
...زندگی با یک چهره‌ی برجسته

01:40:19.510 --> 01:40:21.090
...که

01:40:21.180 --> 01:40:23.630
استودیوی فیلمسازی داره
...و روابط عمومی و گسترده‌ای داره که

01:40:23.720 --> 01:40:26.840
شبانه‌روز کار میکنن تا
...زندگی‌ـشو بزرگتر کنن

01:40:26.930 --> 01:40:30.680
.تبدیل به یک چیز تصنعی میشه
...خونه میشه دکور صحنه

01:40:30.760 --> 01:40:33.510
...یهو اتاق خواب هم میشه جزیی از دکور صحنه

01:40:33.590 --> 01:40:35.430
.بچه‌ها هم دکوری میشن

01:40:35.510 --> 01:40:36.430
زندگی کجاست؟

01:40:39.510 --> 01:40:42.130
.فراخوان هالیوود رو حس میکرد

01:40:42.220 --> 01:40:45.510
.همین برام آزاردهنده بود

01:40:47.590 --> 01:40:50.380
.مشروب میخوردم و دنبال زنهای دیگه بودم

01:40:52.050 --> 01:40:54.970
...آماده نبودم شوهر کسی باشم

01:40:55.050 --> 01:40:59.380
.که مشغول و سرگرم هنرپیشه بودن ـه

01:41:01.050 --> 01:41:03.800
.خیلی به جین سخت میگرفت

01:41:03.880 --> 01:41:06.840
.فکر کنم خیلی تنها بود

01:41:06.930 --> 01:41:10.840
همینکه نمیتونست این واقعیت
.رو قبول کنه و بپذیره تبدیل به نقطه ضعفش شد

01:41:10.930 --> 01:41:15.470
پس فکر کنم تصمیم
.گرفت قبولش کنه و بپذیردش

01:41:17.760 --> 01:41:20.630
...عاشق یکی شده بود

01:41:22.930 --> 01:41:27.130
.و من متوجه شدم

01:41:31.430 --> 01:41:35.180
...واقعا یهو زیرپام خالی شد چونکه

01:41:35.260 --> 01:41:39.260
.هرگز زندگی بدون تام رو تصور نکرده بودم

01:41:40.760 --> 01:41:45.430
.اگر با تام هیدن نباشم یعنی هیچکس نیستم

01:41:47.340 --> 01:41:51.880
در این لحظه که برای یک هنرپیشه
.بحرانی بود، تنها شده بود

01:41:51.970 --> 01:41:54.590
...وقتی هنوز زیبا، جذاب و دوست‌داشتنی هستی

01:41:54.680 --> 01:41:57.260
اما مردا دیگه نمیخوان
.باهات بازی کنن

01:41:57.340 --> 01:42:00.430
وقتی ردفورد داشت
...فیلم عقابهای قانونی رو میساخت

01:42:00.510 --> 01:42:03.840
و دبرا وینگر نقش رو گرفت
...و جین نتونست

01:42:03.930 --> 01:42:07.050
.گفتش خدایا، پس اتفاق افتاد

01:42:07.130 --> 01:42:10.680
ردفورد برام نمی‌جنگه یا
...استودیو منو نمیخواد

01:42:10.760 --> 01:42:13.880
.اونا یه ستاره‌ی جوان و زیبا میخوان

01:42:13.970 --> 01:42:17.220
.واقعا زمان سختی بود

01:42:17.300 --> 01:42:21.430
.خیلی تاریک و دردناک بود

01:42:22.760 --> 01:42:24.680
...و بعدش یکی از دوستام اسم یک

01:42:24.760 --> 01:42:28.220
...ذهن‌خوان باورنکردنی رو بهم داد

01:42:28.300 --> 01:42:29.880
...که

01:42:29.970 --> 01:42:31.970
...آینده رو پیش‌بینی میکرد

01:42:32.050 --> 01:42:35.090
.یعنی دقیقترین چیزا رو به آدم میگفت

01:42:35.180 --> 01:42:41.430
.بهم گفتش که پول می‌بینه
.پول بسیار زیاد

01:42:44.470 --> 01:42:48.760
و بعدش گفت زمین می‌بینه، تا
.جایی که چشم کار میکنه زمین می‌بینه

01:42:52.180 --> 01:42:54.300
.البته منظورش تد ترنر بود

01:42:55.300 --> 01:42:56.550
...کلماتی که اغلب اوقات برای

01:42:56.630 --> 01:42:58.800
توصیف رابرت ادوارد ترنر سوم
...استفاده میشه

01:42:58.880 --> 01:43:00.470
...عبارتند از جنجال‌برانگیز

01:43:00.550 --> 01:43:01.470
...عجول

01:43:01.550 --> 01:43:02.550
...پر زرق‌وبرق

01:43:02.630 --> 01:43:03.630
...جنجال‌برانگیز

01:43:03.720 --> 01:43:04.630
...جاه‌طلب

01:43:04.720 --> 01:43:05.930
...رقابت‌جو

01:43:06.010 --> 01:43:06.720
.و جنجال‌برانگیز

01:43:06.800 --> 01:43:09.010
.حتما همینطوره

01:43:10.720 --> 01:43:12.880
.بهترین توصیه اینه که اصلا کاری انجام ندی

01:43:14.220 --> 01:43:16.010
اگه کاری نکنی هیچوقت
.هم به دردسر نمی‌افتی

01:43:17.220 --> 01:43:21.220
اما از اون طرف اگه کاری نکنی
.هیچوقت به هیچ جا نمیرسی

01:43:23.050 --> 01:43:25.130
.قلب ضعیف که یه خانم زیبا گیرش نمیاد

01:43:28.790 --> 01:43:32.990
پرده‌ی چهارم
تد

01:43:33.010 --> 01:43:34.760
...روز بعد از

01:43:34.840 --> 01:43:38.260
...اعلام طلاقم از تام هیدن، تلفن زنگ خورد

01:43:38.340 --> 01:43:40.680
...و یه نفر با لهجه‌ی جنوبی

01:43:41.220 --> 01:43:43.260
گفتش: دوست دارین با من برین بیرون؟

01:43:43.340 --> 01:43:45.970
.و من گفتم خب الان دچار حمله‌ی عصبی شدم

01:43:46.050 --> 01:43:48.720
.شش ماه دیگه بهم زنگ بزن

01:43:49.470 --> 01:43:52.590
و دقیقا شش ماه بعد
.تد ازم خواست باهاش بیرون برم

01:43:53.430 --> 01:43:55.380
...تد نابغه بود

01:43:55.470 --> 01:43:56.510
...میلیاردر بود

01:43:56.590 --> 01:43:58.130
...کارآفرین بود

01:43:58.590 --> 01:44:00.720
.اما خوشگل هم بود

01:44:01.130 --> 01:44:05.510
واقعا مرد خوش‌تیپی بود
.و خیلی خیلی سکسی بود

01:44:07.130 --> 01:44:09.130
...در قرار اول

01:44:09.220 --> 01:44:10.340
...اونطوری که

01:44:10.430 --> 01:44:12.630
...بهم نگاه میکرد

01:44:12.720 --> 01:44:15.470
.حس میکردم که داره منو میخوره

01:44:17.260 --> 01:44:19.630
...داره منو می‌بلعه

01:44:20.430 --> 01:44:22.760
.و تمام بدنم مورمور شده بود

01:44:23.430 --> 01:44:25.180
بعدش بهم گفت میدونی
...زیاد تو رو نمیشناسم

01:44:25.260 --> 01:44:28.220
پس یه سر رفتم سی.ان.ان
.تا آرشیو تو رو بیرون بکشم

01:44:28.300 --> 01:44:30.430
.یه کپه پرونده به این اندازه ازت وجود داشت

01:44:31.430 --> 01:44:34.380
.بعدش گفت سراغ آرشیو خودم رفتم

01:44:34.470 --> 01:44:37.970
.و مال من این اندازه بود
.مال من از مال تو بزرگتره

01:44:38.260 --> 01:44:41.590
خب، تا وقتی که به رستوران رسیدیم
...که تنها 15 دقیقه باهامون فاصله داشت

01:44:41.680 --> 01:44:44.220
.حس کردم یه سونامی تمام وجودمو دربرگرفته

01:44:45.970 --> 01:44:47.550
...وقتی منو برگردوند

01:44:47.630 --> 01:44:51.930
دم در گفتش میتونم بغلت کنم؟

01:44:52.010 --> 01:44:56.930
و بغلم کرد و گفتش
.باید بهت بگم که من خرد و نابود شدم

01:44:58.090 --> 01:45:04.380
تد از صمیم قلب یه آدم
.پولدار، قدرتمند با امتیازات ویژه نبود

01:45:04.470 --> 01:45:08.630
...یه پسربچه بود که دوست داشت بازی کنه

01:45:09.840 --> 01:45:12.930
...و نبوغ آزاد و رهایی داشت

01:45:13.010 --> 01:45:16.180
.که همین باعث شد من جذبش بشم

01:45:21.050 --> 01:45:25.050
.تد عاشقش بود
.هرگز ناامیدش نکرد

01:45:25.130 --> 01:45:28.090
.تد معرکه بود وامونده

01:45:28.180 --> 01:45:32.090
.حالا شما رو زن و شوهر اعلام میکنم
.میتونی عروس رو ببوسی

01:45:36.680 --> 01:45:38.680
!باشه

01:45:40.630 --> 01:45:43.590
.عروسی‌ـشون خیلی خنده‌دار بود

01:45:43.680 --> 01:45:48.220
تنها عروسی بود که بعدش
.سوار اسب شدیم و رفتیم شکار قرقاول

01:45:53.550 --> 01:45:57.680
هیچوقت قرار دوممون
.اینجا در مونتانا رو یادم نمیره

01:45:57.760 --> 01:46:02.010
یادمه داشت رانندگی میکرد و از پنجره‌ی
...جیپ به یه پرنده اشاره کرد که

01:46:02.090 --> 01:46:04.130
داشت تو ارتفاع زیاد پرواز میکرد
...و به زحمت دیده میشد

01:46:04.220 --> 01:46:06.300
...و گفتش که چه پرنده‌ایه

01:46:06.380 --> 01:46:09.840
و حتی گفت این پرنده
.چطور آشیونه درست میکنه

01:46:09.930 --> 01:46:12.510
.و با خودم گفتم میتونم عاشق این مرد باشم

01:46:12.590 --> 01:46:14.470
...خیلی روشن و واضح بود

01:46:14.550 --> 01:46:18.590
...با زمین ارتباط داشت

01:46:18.680 --> 01:46:20.590
...و با موجودات زنده

01:46:20.680 --> 01:46:23.630
...و، و

01:46:23.720 --> 01:46:25.130
.منم همینطور بودم

01:46:29.550 --> 01:46:32.180
...تو کوه‌های سانتا مونیکا بزرگ شده بودم

01:46:32.260 --> 01:46:34.930
...و تمام حیوانات کوچیک رو میشناختم

01:46:35.010 --> 01:46:40.550
و حشرات، راسوها، کایوتها
.رو میشناختم و دوستشون داشتم

01:46:41.430 --> 01:46:43.510
...خونه‌ی چندان خوشحالی نداشتم

01:46:43.590 --> 01:46:45.590
.همونجا بود که خوشحالی رو پیدا کردم

01:46:47.130 --> 01:46:50.130
...هر دومون بچه‌ی خودکشی بودیم

01:46:50.220 --> 01:46:52.380
.پس همدیگه رو خوب درک میکردیم

01:46:53.130 --> 01:46:56.760
.اونم مثل من در طبیعت آرامش پیدا میکرد

01:46:57.930 --> 01:47:01.720
،هر روز سواری میکردیم
.روزی سه، چهار یا پنج ساعت

01:47:01.800 --> 01:47:04.840
.و پیاده‌روی میکردیم و ماهیگیری

01:47:04.930 --> 01:47:06.930
.میدونین، کلی ماجرا داشتیم

01:47:08.630 --> 01:47:11.550
جین اگه بگم دست از
ساختن فیلم برداشتی، درست گفتم؟

01:47:11.630 --> 01:47:12.880
...آره، وقتی با

01:47:12.970 --> 01:47:14.550
تد آشنا شدم
...میخواستم بذارمش کنار

01:47:14.630 --> 01:47:16.470
اما وقتی با تد آشنا شدم
.دیگه تصمیمم تایید شد

01:47:16.550 --> 01:47:19.050
اول ازدواج به تد گفتش
...که من از کار دست میکشم

01:47:19.130 --> 01:47:21.180
.اما تو هم باید از دخترا دست بکشی

01:47:21.260 --> 01:47:24.930
یعنی میگی مزرعه‌داری میتونه
جای هیجان فیلم ساختن رو بگیره؟

01:47:25.010 --> 01:47:26.260
.تد میتونه

01:47:30.970 --> 01:47:32.720
این از طرف تو ـه جف؟

01:47:32.800 --> 01:47:34.720
!خدایا، حتما پول زیادی براش دادی

01:47:40.680 --> 01:47:42.260
...فکر میکردم یه فاجعه میشه

01:47:42.340 --> 01:47:45.220
...که ما بچه‌های آزادی‌خواه و شلخته

01:47:45.300 --> 01:47:48.510
.و چپ‌گرا وارد خانواده‌ی اون بشیم

01:47:49.260 --> 01:47:51.050
.و خیلی خوب با هم جفت‌وجور شدیم

01:47:54.590 --> 01:47:56.720
...از مردانی که در زندگیم بودن

01:47:56.800 --> 01:48:01.220
چیزای زیادی یاد گرفتم، اما
.بیشتر از همه از تد یاد گرفتم

01:48:01.300 --> 01:48:04.130
...وسعت دیدش خیلی زیاد بود

01:48:04.220 --> 01:48:06.930
.و وسعت دید من کم بود

01:48:07.010 --> 01:48:09.550
.پس خیلی خوب باهم جفت‌وجور بودیم

01:48:10.630 --> 01:48:12.220
...ازدواج

01:48:12.300 --> 01:48:15.430
.حیرت‌آور و جالبی بود

01:48:15.510 --> 01:48:20.260
،چونکه اونا نگاه مشترکی به دنیا داشتن
...جهان‌بینی یکسانی داشتن

01:48:20.340 --> 01:48:22.050
.و کنجکاو بودن

01:48:22.130 --> 01:48:26.260
و خیلی خوب بود در اون دوره‌ی
...دلتنگ‌کننده بیرون از هالیوود باشی

01:48:26.340 --> 01:48:28.380
.جایی که به دنبال خوشی و سرزندگی بود

01:48:28.470 --> 01:48:29.630
.عالی بود

01:48:30.680 --> 01:48:34.680
.اما میدونی در آخر چندان دوام نداشت

01:48:36.940 --> 01:48:41.540
مونتانا
مزرعه‌ی فلاینگ دی

01:48:41.550 --> 01:48:42.930
سلام مارتا

01:48:44.300 --> 01:48:47.180
خوبم، تو ماشینم دارم
...به مزرعه‌ی مورد علاقه‌ی شوهر سابقم

01:48:47.260 --> 01:48:49.380
.در مونتانا میرم

01:48:59.430 --> 01:49:01.010
.به نظرم خیلی خوش‌تیپ شدی

01:49:01.090 --> 01:49:03.050
.ها، فکر نکنم -
.عالی شدی -

01:49:03.720 --> 01:49:06.010
.تو هم خوشگلی

01:49:11.220 --> 01:49:13.300
واقعا؟

01:49:13.380 --> 01:49:15.130
پیر شدن خیلی سخته، مگه نه رفیق؟

01:49:15.220 --> 01:49:16.010
.آره خیلی

01:49:17.880 --> 01:49:19.800
این درخت خیلی خوشگله. تا حالا شده
...با دوست‌دخترای مختلفت زیرش بشینی

01:49:19.880 --> 01:49:22.010
.نه

01:49:23.260 --> 01:49:26.380
.اون درخت تو ـه

01:49:28.930 --> 01:49:29.680
.از دیدنت خوشحالم

01:49:29.760 --> 01:49:31.590
.منم همینطور

01:49:38.930 --> 01:49:39.970
.آره

01:49:41.220 --> 01:49:43.050
.خب، اینجا کلی بهمون خوش گذشت

01:49:44.930 --> 01:49:46.300
میشه یه دقیقه رییس‌بازی دربیارم؟

01:49:46.380 --> 01:49:47.180
.حتما

01:49:47.260 --> 01:49:48.510
.این فکر خوبی نیست

01:49:48.590 --> 01:49:49.510
چرا؟

01:49:49.590 --> 01:49:50.880
...چون وقتی میای اینجا به پشت

01:49:50.970 --> 01:49:52.380
.کلی قاب عکس برمیخوری

01:49:52.470 --> 01:49:54.050
...باید برشون گردونی

01:49:54.130 --> 01:49:57.430
...و بعضیاشون باید اینطرفی باشن و اوه

01:50:02.090 --> 01:50:04.510
.ده سال شگفت‌انگیز داشتیم

01:50:04.590 --> 01:50:08.590
...اما مجبور بودم بخشی از خودمو قایم کنم

01:50:08.680 --> 01:50:10.840
.تا اونو خوشحال نگه دارم

01:50:10.930 --> 01:50:15.380
وقتی من تو لس‌آنجلس بودم
.و اون توی آتلانتا بهم زنگ میزد

01:50:15.470 --> 01:50:19.630
...و میگفت دارم آب میشم

01:50:21.300 --> 01:50:25.380
وقتی از چیزی
...که دوستش داره دور میشه

01:50:25.470 --> 01:50:27.220
...و تنها میشه

01:50:27.300 --> 01:50:30.340
حس میکنه که داره
.کوچیک و کوچیکتر میشه

01:50:30.970 --> 01:50:34.430
.خیلی عمیق و جدی ـه

01:50:35.470 --> 01:50:37.720
.تد نباید تنها باشه

01:50:37.800 --> 01:50:40.720
...و بنابراین تمام زندگیم

01:50:40.800 --> 01:50:43.800
.باید حول اون ادامه پیدا میکرد

01:50:45.590 --> 01:50:49.470
به ندرت پیش می‌اومد
.که بتونم به یک کنفرانس برم

01:50:49.550 --> 01:50:52.680
برای رفتن به کنفرانس زنان در پکن
.واقعا مجبور شدم باهاش مذاکره کنم

01:50:53.300 --> 01:50:58.090
کنفرانس قاهره، که کنفرانس سازمان ملل
.در مورد جمعیت و توسعه بود

01:50:58.180 --> 01:51:01.260
...سازمانی به نام کمپین جورجیا رو شروع کردم

01:51:01.340 --> 01:51:03.930
...که برای پیشگیری از حاملگی نوجوانان بود

01:51:04.010 --> 01:51:07.430
.و برام اهمیت خیلی زیادی داشت

01:51:07.510 --> 01:51:10.470
اما کارای زیادی بود
.که میخواستم انجام بدم اما نمیتونستم

01:51:12.680 --> 01:51:16.550
همین طور که در ده سالی
...که با هم گذروندیم جلوتر می‌رفتم

01:51:18.180 --> 01:51:21.130
.بیشتر و بیشتر فمینیست میشدم

01:51:21.220 --> 01:51:25.430
...و بنابراین تمرکزم بیشتر و بیشتر

01:51:25.510 --> 01:51:27.510
.روی قدرت دادن به زنان جلب میشد

01:51:27.930 --> 01:51:31.900
اما سخت میشه یک فمینیست کامل باشی
.وقتی ازدواجت درست از آب درنمیاد

01:51:33.220 --> 01:51:37.050
...هیچکدوم از ازدواجهام دموکراتیک نبودن

01:51:38.380 --> 01:51:41.430
چون خیلی نگران خوشحال
.و راضی کردن طرف مقابل بودم

01:51:42.050 --> 01:51:45.300
باید یه شکل خاصی می‌بودم تا
.منو دوست داشته باشن

01:51:45.380 --> 01:51:47.180
...باید شکل خاصی می‌بودم

01:51:47.260 --> 01:51:49.430
.و برای هر کدومشون متفاوت بودم

01:51:50.380 --> 01:51:54.510
...میخواستم به شکل جین کامل زندگی کنم

01:51:55.180 --> 01:51:57.590
.جین واقعی و کامل

01:51:59.050 --> 01:52:04.300
امیدوار بودم که تد مشکلی
...باهاش نداشته باشه، چون

01:52:04.380 --> 01:52:07.840
واقعا دوستش داشتم
.و امیدوارم بودم همیشه کنارش بمونم

01:52:07.930 --> 01:52:10.340
.اما آخرش اینطوری نشد

01:52:12.260 --> 01:52:16.470
وقتی شما و جین جدا شدین
چه تاثیری روی شما گذاشت؟

01:52:17.220 --> 01:52:18.800
...خیلی

01:52:18.880 --> 01:52:20.260
...سخت بود

01:52:22.630 --> 01:52:24.010
...فکر میکردم که

01:52:26.760 --> 01:52:28.510
.اشتباه ـه

01:52:28.590 --> 01:52:31.880
.جون سالم به در بردم، اونم همینطور

01:52:31.970 --> 01:52:33.430
...اما

01:52:34.720 --> 01:52:38.970
...حس میکنم وقتی با اون بودم خوشحالتر بودم

01:52:39.050 --> 01:52:40.680
.تا بعدش

01:52:44.590 --> 01:52:48.510
...وقتی در جایگاه خودت آروم میگیری

01:52:48.590 --> 01:52:50.550
.میتونی حسش کنی

01:52:50.630 --> 01:52:53.720
...تمام خودتو

01:52:53.800 --> 01:52:55.430
:در برگرفتی

01:52:55.510 --> 01:52:56.880
...خشمت رو

01:52:56.970 --> 01:52:58.680
...مهربانی‌ـت رو

01:52:58.760 --> 01:53:00.380
.قدرت قضاوتت رو

01:53:00.470 --> 01:53:03.010
...هر چیزی که شخصیتت رو شکل میده

01:53:03.090 --> 01:53:07.050
از جمله این واقعیت که تو شاید از مردانی که
.باهاشون ازدواج کردی قویتر و باهوشتر باشی

01:53:12.090 --> 01:53:17.680
وقتی زمانش رسید
...که بهش بگم: تد دیگه فایده نداره

01:53:17.760 --> 01:53:20.550
...مگر اینکه تغییراتی بوجود بیاریم

01:53:20.630 --> 01:53:22.470
...تو ماشین بودیم و

01:53:23.970 --> 01:53:27.090
...تمام اکسیژن ماشین تموم شد و فهمیدم

01:53:27.180 --> 01:53:28.880
.قرار نیست تغییری اتفاق بیافته

01:53:30.840 --> 01:53:32.760
.خیلی بد بود

01:53:32.880 --> 01:53:34.800
...و

01:53:34.880 --> 01:53:37.800
...میتونستم صدایی رو بشنوم که میگفت

01:53:37.880 --> 01:53:41.090
.خدایا، فوندا بیخیال
...اون خوش‌تیپ و بامزه‌س

01:53:41.180 --> 01:53:45.090
جذابه. میدونی شاید
.دیگه مجبور نباشی کار کنی

01:53:45.180 --> 01:53:48.470
.خوشحال باش، زود باش دیگه

01:53:48.550 --> 01:53:52.760
و اونطرف دیگه یه صدای نازکتر
...و کم‌رمق‌تر بود که میگفت

01:53:52.840 --> 01:53:55.800
...اگر بمونی

01:53:55.880 --> 01:53:59.470
...هرگز نمیتونی خود واقعی‌ـت باشی

01:53:59.550 --> 01:54:03.840
.هرگز نمیتونی کامل باشی

01:54:04.960 --> 01:54:10.260
پرده‌ی پنجم
جین

01:54:25.180 --> 01:54:28.880
.دینا، مخلوط‌کنم سوخت

01:54:30.550 --> 01:54:35.130
...بعد از تد ترنر همه چیز بدجور

01:54:35.220 --> 01:54:38.590
.ساکت بود

01:54:38.680 --> 01:54:43.010
.احتمالا بزرگترین نقطه‌ی عطف زندگیم بود

01:54:43.090 --> 01:54:45.680
...این مرد رو ترک کرده بودم

01:54:46.260 --> 01:54:49.010
...و یک بخش از وجودم بسیار غمگین بود

01:54:49.090 --> 01:54:52.090
...و بخش دیگه بهم میگفت

01:54:52.180 --> 01:54:54.340
.همه چیز درست میشه

01:54:54.430 --> 01:54:58.050
نیازی به یک مرد ندارم
.تا حالم خوب باشه

01:54:59.090 --> 01:55:02.430
.همین بود و دیگه هرگز برنگشتم

01:55:04.760 --> 01:55:08.010
.مشکل اینه که مشکل رو درک نمیکنی

01:55:08.090 --> 01:55:11.180
.موضوع شخصی نیست

01:55:11.260 --> 01:55:16.840
هنوزم مثل 40 سال قبل
.باهام رفتار میشه و دیگه نمیخوام آروم بشینم

01:55:16.930 --> 01:55:21.510
متوجه نیستی که تا
چه حد رفتارت توهین‌آمیزه؟

01:55:21.590 --> 01:55:26.550
.شاید منم اینطوری باشم آره
.بله، در موردش حرف زدیم

01:55:26.630 --> 01:55:28.340
...کار کار

01:55:28.430 --> 01:55:30.630
...بهت میگم داریم چه کار میکنیم

01:55:30.720 --> 01:55:34.130
.برای زنایی که آرتروز دارن ویبراتور میسازیم

01:55:35.720 --> 01:55:38.510
...باشه، خدایا

01:55:38.590 --> 01:55:41.760
هفتادوهشت سالمه و یه صحنه
.تو رختخواب با سم الیوت دارم

01:55:41.840 --> 01:55:43.680
خیلی خوبه، نه؟

01:55:43.760 --> 01:55:44.880
.کلی هم خوش گذشت

01:55:52.430 --> 01:55:55.050
...پائولا واینستین که بهترین دوستمه

01:55:55.130 --> 01:55:58.930
بهم زنگ زد و گفت که زانوکس
...که اون سال تهیه‌کننده اسکار بود

01:55:59.010 --> 01:56:02.430
.میخواست یه جایزه بهت بده

01:56:02.510 --> 01:56:05.260
و منم گفتم نمیتونم، دیگه
.کار نمیکنم

01:56:05.340 --> 01:56:06.510
...گفتش: خفه شو

01:56:06.590 --> 01:56:08.050
...ورا ونگ یه لباس برات درست میکنه

01:56:08.130 --> 01:56:09.880
.و سالی هرشبرگر هم موهاتو کوتاه میکنه

01:56:11.590 --> 01:56:13.090
...بیرون اومدم

01:56:13.180 --> 01:56:15.380
میتونستم صدای نفس‌های
...تماشاچی‌ها رو بشنوم

01:56:15.470 --> 01:56:17.010
.چون خیلی خوشگل شده بودم

01:56:17.630 --> 01:56:21.130
و بلافاصله بهم پیشنهاد
.فیلم خویشاوند هیولا داده شد

01:56:24.010 --> 01:56:26.470
...میدونی، فکر کردم که

01:56:26.550 --> 01:56:30.260
مردم به خاطر جنیفر لوپز
...حتما به تماشاش میان

01:56:30.340 --> 01:56:33.050
اما میخوان جین فوندا رو کشف کنن
.یا دوباره پیداش کنن

01:56:38.720 --> 01:56:42.090
.متاسفم، فکر کردم که خوشبوکننده‌ی هواست

01:56:43.510 --> 01:56:45.430
...جین باید بهت بگم که خیلی

01:56:45.510 --> 01:56:48.300
.برات خوشحالم. این اتفاق واقعا معرکه بوده

01:56:48.380 --> 01:56:51.920
،و فکر میکردم که بعد از این سری نمایش
...دوست داری یکم استراحت کنی

01:56:51.920 --> 01:56:53.220
!اما مثل اینکه اینطور نیست

01:56:53.300 --> 01:56:56.760
...ببین، من سفیر برند لوریل هستم

01:56:56.840 --> 01:56:58.760
...البته برای زنان مسن، اما هرگز

01:56:58.840 --> 01:57:01.130
.کسی به سن من سفیر یک برند نشده

01:57:01.220 --> 01:57:04.010
دارم با مارگارت مید رقابت میکنم
...و منو مجبور میکنن که

01:57:04.090 --> 01:57:09.050
.کرم دست و صورت و روغن معطر به خودم بمالم

01:57:09.680 --> 01:57:12.630
هرگز فکرشو نمیکردم
.هنوزم این کار رو بکنم

01:57:12.720 --> 01:57:16.010
...اگر بهم میگفتین که قراره به این سن برسم

01:57:16.090 --> 01:57:17.510
...و هنوزم کار کنم

01:57:17.590 --> 01:57:20.180
.حسابی گیج و مبهوت میشدم

01:57:20.260 --> 01:57:22.510
!جین! جین! جین

01:57:24.590 --> 01:57:26.470
...یه جورایی شگفت‌زده شدم که

01:57:26.550 --> 01:57:28.800
...تونستم چنین دوران حرفه‌ای داشته باشم

01:57:28.880 --> 01:57:30.630
.و اینقدر سرم شلوغ باشه

01:57:30.720 --> 01:57:31.840
!خدایا

01:57:31.930 --> 01:57:34.180
...یعنی نمیتونم خانمی باشم که -
!لیونا -

01:57:34.260 --> 01:57:37.760
.ما دیگه اعتماد مردم رو نداریم

01:57:38.220 --> 01:57:39.720
!خب برش گردون

01:57:40.050 --> 01:57:42.590
فراموش کردم، یادم رفت
.که آهسته برم متاسفم

01:57:42.680 --> 01:57:45.470
حالا دوباره دارم
.با باب ردفورد فیلم میسازم

01:57:46.430 --> 01:57:48.180
.خیلی سرش شلوغه

01:57:48.260 --> 01:57:50.630
.اینقدر که نمیتونه یه جا بند بشه

01:57:50.720 --> 01:57:52.340
.توجه بیشتری از من به خودش جلب میکنه

01:57:52.430 --> 01:57:53.840
برای سوشی حاضری؟

01:57:53.930 --> 01:57:55.840
.بله حاضرم

01:57:55.930 --> 01:57:59.680
،گریس و فرانکی وقتی پیداش شد
.زمانش درست و به موقع بود

01:57:59.760 --> 01:58:02.680
...میتونستم بخشی از زندگی‌ـمون رو بازی کنیم

01:58:02.760 --> 01:58:04.550
...در پروژه‌ای که

01:58:04.630 --> 01:58:06.380
.حرف دلمون رو میزنه

01:58:06.470 --> 01:58:08.840
...زنان پیر، افراد مسن

01:58:08.930 --> 01:58:11.180
.آدمای همجنسگرا، و آدمای معمولی مسن

01:58:11.260 --> 01:58:13.130
چطوری باید به بچه‌هام توضیح بدم
...که مادربزرگشون

01:58:13.130 --> 01:58:15.130
برای مادربزرگای دیگه
اسباب‌بازی جنسی درست میکنه؟

01:58:15.220 --> 01:58:16.840
.خب، من میگم بهشون چی بگی عزیزم

01:58:16.930 --> 01:58:19.630
بهشون بگو یه چیزایی برای
.آدمایی مثل خودمون درست میکنیم

01:58:19.720 --> 01:58:22.510
...زندگی‌ـش درست جلوی چشم ما بوده

01:58:22.590 --> 01:58:27.380
و هر چی پیرتر شده، بیشتر
.بهمون نشون داده چه شخصیتی داره

01:58:27.470 --> 01:58:29.550
.از بودن جلوی چشم بقیه نمیترسه

01:58:29.630 --> 01:58:34.180
خسته و ذله شدیم از
.بس آدمایی مثل شماها ما رو تحقیر کردن

01:58:34.260 --> 01:58:37.220
.پایان سخنرانی -
...داره بهمون میگه -

01:58:37.300 --> 01:58:41.340
.که در آرامش در آن شب خوب آرام نمی‌گیره

01:58:41.430 --> 01:58:44.590
و بعدش ادامه بده و
.بیا پایین و اجازه بده زانوهات بیشتر خم بشه

01:58:44.680 --> 01:58:46.510
عالیه، و بعدش
.دوباره برو بالا

01:58:46.590 --> 01:58:47.550
...پس میتونم از بازوهام

01:58:47.630 --> 01:58:49.090
...میتونی از هر دوش کمک بگیری

01:58:49.180 --> 01:58:50.340
...خوشحالم که

01:58:50.430 --> 01:58:52.760
.با توجه به سنم خوب به نظر میام

01:58:54.510 --> 01:58:58.680
.اما جراحی پلاستیک هم داشتم، دروغ نمیگم

01:59:00.590 --> 01:59:04.680
در درجه‌ی اول متنفرم
...که این نیاز رو داشتم تا

01:59:04.760 --> 01:59:06.720
...خودمو از نظر جسمانی تغییر بدم

01:59:06.800 --> 01:59:08.760
.تا احساس خوبی داشته باشم

01:59:11.510 --> 01:59:13.430
...ای کاش که اینطوری

01:59:13.510 --> 01:59:15.300
.نبودم

01:59:15.380 --> 01:59:18.380
.چهره‌های پیر رو دوست دارم

01:59:18.470 --> 01:59:23.130
.عاشق چهره‌های پر چین‌وچروکم
.عاشق چهره‌ی ونسا ردگریوـم

01:59:23.220 --> 01:59:26.260
.ای کاش شجاعتر بودم

01:59:26.340 --> 01:59:28.970
...اما

01:59:29.050 --> 01:59:30.930
.همینی‌ام که هستم

01:59:39.470 --> 01:59:43.470
...سن کمتر وابسته به زمان ـه

01:59:43.550 --> 01:59:48.550
و بیشتر به روحیه و تمایل به زندگی
.بستگی داره

01:59:50.510 --> 01:59:54.260
.در سن بیست سالگی خیلی پیر بودم

01:59:56.090 --> 01:59:59.720
یعنی، شاید آدمایی که اون موقع
!منو میشناختن میگفتن: چی؟

02:00:00.720 --> 02:00:05.300
...اما از نظر روحی خیلی پیر بودم

02:00:05.380 --> 02:00:07.760
.آینده‌ای نداشتم

02:00:07.840 --> 02:00:09.680
...در تاریکی مطلق بودم

02:00:09.760 --> 02:00:11.760
.آدم خیلی ناراحتی بودم

02:00:13.220 --> 02:00:15.180
.هیچ خوشی نداشتم

02:00:17.550 --> 02:00:20.840
.واقعا نمیدونستم کی هستم

02:00:20.930 --> 02:00:25.840
خیلی طول کشید تا بتونم
.خط داستانی خودمو پیدا کنم

02:00:27.510 --> 02:00:30.880
افراد کمی تا این حد
.تونستن مثل اون روم اثر بذارن

02:00:30.970 --> 02:00:33.800
...تمام زندگیش مشغول جنگیدن با

02:00:33.880 --> 02:00:36.340
...عدم اطمینانش بوده

02:00:36.430 --> 02:00:38.680
.به دنبال پیدا کردن ارزش خودش بوده

02:00:38.760 --> 02:00:42.510
.و این سفر هنوز براش ادامه داره
...فکر کنم تا ابد این راه رو

02:00:42.590 --> 02:00:46.800
ادامه میده اما هیچکس از اون شجاعتر
.نیست تا باهاش روبه‌رو بشه

02:00:49.720 --> 02:00:51.680
...وقتی مُردن بابام رو دیدم

02:00:51.760 --> 02:00:53.380
...حس کردم که

02:00:53.470 --> 02:00:55.430
.پشیمونی‌های زیادی داره

02:00:56.590 --> 02:01:00.050
...من نمیخوام وقتی به پایان زندگی میرسم

02:01:00.130 --> 02:01:03.510
پشیمونیهای زیادی داشته باشم و میدونم
...پشیمونی از کارایی که کردم نیست

02:01:03.590 --> 02:01:07.300
.از کارایی ـه که نکردم

02:01:07.380 --> 02:01:10.840
.این آغاز آخرین پرده‌ی نمایش منه

02:01:10.930 --> 02:01:13.260
برای اینکه بدونم
...چطوری باید جلو برم

02:01:13.340 --> 02:01:15.550
.باید بدونم که کجا بودم

02:01:17.130 --> 02:01:19.970
.بیاین ببینیم

02:01:26.800 --> 02:01:29.090
.اون مادربزرگمه

02:01:29.180 --> 02:01:31.800
.این خونه‌ای که بابام بزرگ شده

02:01:32.630 --> 02:01:34.840
...اگر واقعا برگردی

02:01:34.930 --> 02:01:37.550
...و سعی کنی بفهمی واقعا کی بودی

02:01:37.630 --> 02:01:41.550
.باید بفهمی پدرومادرت کی بودن

02:01:41.630 --> 02:01:45.380
...چرا واقعا نتونستن بهت نگاه کنن

02:01:45.470 --> 02:01:48.340
...با چشمانی پر از عشق تو رو ببینن

02:01:48.430 --> 02:01:52.840
تا بتونی بازتاب چشمان پر از
.عشقت رو در چشمانشون ببینی

02:01:52.930 --> 02:01:57.930
چرا چشماشونو با نوار چسب بسته بودن؟
...چرا خودشیفتگی اونا رو کور کرد

02:01:58.010 --> 02:02:00.880
تا نتونن واقعا شما رو ببینن؟

02:02:02.340 --> 02:02:07.090
پدرومادر اونا کی بودن؟
...چرا پدرومادرشون

02:02:07.180 --> 02:02:08.800
این رفتار رو باهاشون داشتن؟

02:02:21.180 --> 02:02:24.930
.در سال 2000 شروع به نوشتن خاطراتم کردم

02:02:25.010 --> 02:02:28.930
خاطراتم رو به مادرم تقدیم کردم
...چون فکر میکردم که منو مجبور میکنه

02:02:29.010 --> 02:02:32.300
.تا به شخصیت اون پی ببرم

02:02:34.340 --> 02:02:38.630
متوجه شدم که مادرم مرکز
.توجه مهمونیها بوده

02:02:38.720 --> 02:02:42.680
همگی دوست داشتن دوروبر مادرم باشن؟ واقعا؟

02:02:42.760 --> 02:02:48.590
.خدای من! و واقعا مردها عاشقش بودن

02:02:49.720 --> 02:02:54.680
و پدرش، پدربزرگم از طرف
...خانواده‌ی خودش گفت

02:02:54.760 --> 02:02:59.010
.خب، همگی میخواستیم به مادرت نزدیک باشیم
.مثل سنگ سخت بود

02:02:59.090 --> 02:03:03.800
...من میگفتم: مادرم؟ خیلی

02:03:03.880 --> 02:03:08.590
.با تصویری که از مادرم داشتم متفاوت بود
.واقعا منو حیرت‌زده کرد

02:03:10.720 --> 02:03:14.970
تمام این داستانهای متضاد
...به سمتم اومدن و همیشه حس میکردم که

02:03:16.590 --> 02:03:21.510
...حتما دوران بچگی سختی داشته و

02:03:21.590 --> 02:03:24.550
...با کمک یک وکیل تونستم سوابق پزشکی مادرم

02:03:24.630 --> 02:03:28.340
از موسسه‌ای که زمان خودکشیش
...در اون بستری بوده گیر بیارم

02:03:32.090 --> 02:03:34.680
...از سوابق پزشکیش فهمیدم که

02:03:34.760 --> 02:03:37.720
،از افسردگی جنون‌آمیز رنج می‌برده
.همچین اسمی روش گذاشته بودن

02:03:37.800 --> 02:03:40.970
.امروز بهش میگن دوقطبی

02:03:41.050 --> 02:03:43.550
...و یه زندگی‌نامه‌ی کوچولو هم وجود داشت

02:03:43.630 --> 02:03:46.760
حتما ازش خواسته بودن
.داستان زندگی خودشو بنویسه

02:03:47.970 --> 02:03:50.680
.چه موهبتی

02:03:50.760 --> 02:03:54.130
...یهو انگار

02:03:54.220 --> 02:03:56.680
!هیچ ربطی به من نداشت

02:03:56.760 --> 02:04:00.090
به خاطر این نبود
.که من دوست‌داشتنی نبودم

02:04:01.680 --> 02:04:05.380
به خاطر اتفاقهایی بود که
...براش افتاده بود، دوران بچگی

02:04:05.470 --> 02:04:08.880
...بسیار، بسیار، بسیار سختی داشته

02:04:08.970 --> 02:04:15.800
طوری که اونو به شکل اساسی
.و بنیادی خرد کرده، نابودش کرده

02:04:17.630 --> 02:04:22.880
فکر کنم تعیین‌کننده‌ترین
...لحظه‌ی زندگی مادرم

02:04:22.970 --> 02:04:26.130
.مرگ مادرش بوده

02:04:26.160 --> 02:04:27.840
اوگدنزبرگ نیویورک

02:04:27.840 --> 02:04:31.050
...مادرم در 1950 مُرد

02:04:31.130 --> 02:04:35.590
.و هرگز تمایلی نداشتم تا به اینجا بیام

02:04:36.130 --> 02:04:40.970
...و الان زمان بسیار مناسبی ـه که بیام

02:04:41.050 --> 02:04:43.630
.و به آرامگاهش سر بزنم

02:05:06.340 --> 02:05:09.180
.داستان زندگی‌ـشو تموم کردم

02:05:10.340 --> 02:05:14.260
و تنها چیزی که میخواستم این بود
...که اونو در آغوشم بگیرم

02:05:14.340 --> 02:05:16.930
.و بگم خیلی ببخشید

02:05:17.010 --> 02:05:21.970
...واقعا متاسفم، متاسفم که

02:05:22.050 --> 02:05:24.050
.بیشتر دوستت نداشتم، نمیدونستم

02:05:24.050 --> 02:05:28.180
واقعا متاسفم که مجبور بودی
.این همه سختی رو پشت‌سر بذاری

02:05:28.260 --> 02:05:29.970
.لطفا منو ببخش

02:05:42.930 --> 02:05:47.680
ناتوانی‌ـشون در عشق ورزیدن
...به این خاطر نبوده که تو ارزش

02:05:47.760 --> 02:05:52.930
دوست داشتن نداشته باشی، بلکه
.به این خاطر بوده که آسیب‌دیده و زخمی بودن

02:05:57.760 --> 02:06:00.050
.و بعدش میتونی ببخشی

02:06:08.930 --> 02:06:13.130
...این درد از نسلی به نسل دیگه منتقل میشه و

02:06:13.220 --> 02:06:16.760
.یکی باید این چرخه رو بشکنه

02:06:18.880 --> 02:06:22.840
یکی از دلایلی که میخواستم
...کتابمو بنویسم این بود که

02:06:22.930 --> 02:06:25.970
...میخواستم دخترم بدونه

02:06:26.050 --> 02:06:29.380
...چرا مادر بهتری براش نبودم

02:06:29.470 --> 02:06:32.340
.و مشکل و مسئله اصلا از طرف اون نبوده

02:06:36.970 --> 02:06:40.090
...خیلی غمگین میشم

02:06:41.590 --> 02:06:47.340
وقتی فکر میکنم اون مادری
.که دخترم نیاز داشت نبودم

02:06:50.680 --> 02:06:55.180
و قبول کردن این مسئله خیلی سخته چون
...بسیار دردناکه

02:06:55.970 --> 02:06:59.970
.اما به نظرم هیچوقت خیلی دیر نیست

02:07:02.760 --> 02:07:05.720
...الان چیزایی بینمون وجود داره

02:07:05.800 --> 02:07:09.300
که قبلا وجود نداشت
.و فکر کنم هر دو حسش میکنیم

02:07:09.970 --> 02:07:12.590
.از اعماق وجود همدیگه رو دوست داریم

02:07:14.590 --> 02:07:18.180
.امیدوارم که بتونه منو ببخشه

02:07:24.590 --> 02:07:29.510
،و خوش‌شانسم که خانواده‌ی خودمو
.خانواده‌ی بزرگمو دارم

02:07:30.050 --> 02:07:34.130
.و روابطی دارم که الان خیلی دموکراتیک‌تره

02:07:35.510 --> 02:07:41.090
اما وقتی پیش دوستان خانمم هستم
.بیشتر حس میکنم خودمم

02:07:41.180 --> 02:07:45.590
...مثل خیلی از مردم یه جورایی حس میکردم که

02:07:45.680 --> 02:07:50.090
...بالاخره یه روزی بازنشسته میشم و

02:07:50.180 --> 02:07:52.220
.اما این اتفاق قرار نیست بیافته

02:07:54.010 --> 02:07:55.930
هنرپیشه جین فوندا
...به استندینگ راک سفر کرده

02:07:56.010 --> 02:07:58.760
تا ناهار روز شکرگزاری رو
.در کنار معترضان صرف کنه

02:07:58.840 --> 02:08:03.340
این نبرد تنها برای استندینگ راک نیست
.برای همه‌س

02:08:04.340 --> 02:08:07.340
اگر زندگی‌ــت معنایی نداشته باشه
.خوشحال بودن خیلی سخته

02:08:08.300 --> 02:08:12.090
مردم به مذهب رو میارن چون
...بهشون معنا و مفهوم میده

02:08:12.180 --> 02:08:14.970
.اما من یه فعال سیاسیم

02:08:15.050 --> 02:08:19.130
!هی، هی
!دونالد ترامپ باید بره

02:08:19.220 --> 02:08:21.260
.اما ما در یک دوران جدید هستیم

02:08:21.340 --> 02:08:25.300
وقتی فاجعه‌ای اتفاق می‌افته باید
.به خیابونها بیایم

02:08:27.880 --> 02:08:34.090
نباید مجبور به انتخاب بین محیط‌زیست و
.اقتصاد بشیم. این انتخاب اشتباه و غلطی ـه

02:08:34.180 --> 02:08:36.760
...هنرپیشه جین فوندا و لیلی تاملین

02:08:36.840 --> 02:08:39.130
از جمله افرادی هستن
...که به جمع معترضین پیوستن

02:08:39.220 --> 02:08:41.630
.و همراه با معترضان راهپیمایی میکنن

02:08:42.930 --> 02:08:44.300
.با من تکرار کنین

02:08:44.380 --> 02:08:46.970
.من قسم میخورم که مقاومت کنم

02:08:47.050 --> 02:08:48.930
.من قسم میخورم که مقاومت کنم

02:08:49.010 --> 02:08:52.930
از اون فعالان سیاسی نیست
.که خودشو قایم کنه

02:08:53.720 --> 02:08:56.340
.مقاومت در اعماق وجودشه

02:08:56.430 --> 02:09:01.430
هیچ چیز نمیتونه جلوی این بخش از وجودش رو
.بگیره، چون از همین بخش نیرو میگیره

02:09:01.930 --> 02:09:03.680
...اجازه نمیدن وارد بشیم

02:09:03.760 --> 02:09:06.840
!اما بازم میتونیم پولمون رو بکشیم بیرون

02:09:09.260 --> 02:09:12.010
.یک انرژی جنبشی پایان ناپذیر داره

02:09:12.090 --> 02:09:13.800
.دست بردار نیست

02:09:13.880 --> 02:09:16.680
.ماموریت داره

02:09:16.760 --> 02:09:20.180
...همین باعث میشه که افکار بد

02:09:20.260 --> 02:09:23.720
.به سراغش نیاد

02:09:23.800 --> 02:09:29.180
گاهی‌اوقات میخوام بگم
.که مجبور نیستی چیزی رو به کسی ثابت کنی

02:09:29.260 --> 02:09:33.880
لازم نیست همیشه اینقدر
.سخت و مداوم به خودت فشار بیاری

02:09:33.970 --> 02:09:35.680
...اما

02:09:35.760 --> 02:09:40.050
...همینیه که هست و

02:09:40.130 --> 02:09:45.340
راستشو بگم منم نمیخوام هیچ بخشی
.از وجودشو تغییر بدم

02:09:50.300 --> 02:09:52.590
بخش بسیار زیادی از زندگیم رو
...با این حس گذروندم

02:09:52.590 --> 02:09:54.590
.که اگه بی‌نقص نباشم هیچکس دوستم نداره

02:09:56.300 --> 02:09:58.050
...و بعدش

02:09:58.130 --> 02:10:03.550
فهمیدم که تلاش برای بی‌نقص بودن
.یک راه و مسیر سمی و کشنده‌س

02:10:03.630 --> 02:10:05.430
.ما بی‌عیب نیستیم

02:10:05.510 --> 02:10:08.590
...باید سایه‌ـمون رو دوست داشته باشیم

02:10:08.680 --> 02:10:12.970
و باید سایه‌هامون رو
.بپذیریم و در آغوش بگیریمشون

02:10:15.840 --> 02:10:19.840
و گاهی‌اوقات همون قدری که داریم
.خوب و کافیه

02:10:21.840 --> 02:10:25.840
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.

02:10:25.840 --> 02:10:29.840
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.