﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:15.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:20.312 --> 00:00:23.147
یه دقیقه بیایید اینجا
همین الان راجع به موضوعی که

00:00:23.148 --> 00:00:25.816
چند وقتیه فکرم رو مشغول کرده
یه ایده ای به ذهنم اومد

00:00:25.817 --> 00:00:27.307
در مورد تغییر گام موسیقی

00:00:28.695 --> 00:00:31.437
...از نظر من

00:00:39.206 --> 00:00:42.665
و به نظرم، یکی از اصلی ترین وظایف من

00:00:42.751 --> 00:00:46.665
اینه که از طریق رسانه های جمعی
،متعلق به کودکان

00:00:46.664 --> 00:00:54.001
به آنها کمک کنم تا بتونن از پس بعضی از آن
تغییرات دشواری که در زندگی براشون پیش میاد، بر بیان

00:00:54.012 --> 00:00:57.221
(دو) c برای نمونه، کار راحتیه که از نت

00:01:00.185 --> 00:01:01.185
(فا) f بریم به نت

00:01:02.729 --> 00:01:05.721
اما بعضی از این تغییر گام ها هستند که
انجامشون کار راحتی نیست

00:01:05.899 --> 00:01:10.518
(فا) f مثلا برای رفتن از
(فا دیز) f-sharp به

00:01:10.696 --> 00:01:13.654
باید با کلی مشقت، سر و کله بزنی

00:01:13.991 --> 00:01:16.904
و به نظر من اگر کسی رو داشته باشی که
...تو مسیر این سختی ها کمکت کنه

00:01:17.578 --> 00:01:20.445
...شاید موضوع یه کم زیادی فلسفی شد...

00:01:20.539 --> 00:01:24.828
شاید دارم مسائلی رو کنار هم میگذارم که

00:01:25.377 --> 00:01:30.039
،خیلی با همدیگه همخونی ندارن
...هرچند از نظر خودم کاملا منطقی به نظر میاد

00:01:34.011 --> 00:01:36.878
چهارده سال قبل، یک برنامه تلویزیونی مخصوص کودکان

00:01:36.972 --> 00:01:41.057
پیش نمایش نا امید کننده خودش رو
در شهر پیتسبورگ، شروع کرد WQED در شبکه

00:01:42.019 --> 00:01:43.885
مجری برنامه، فِرد راجرز

00:01:44.062 --> 00:01:47.726
که کشیشی است با علاقه بسیار زیاد به کودکان

00:01:48.066 --> 00:01:51.604
به شدت معتقد است که کودکان، استحقاق بسیار بیشتری
.از برنامه های تلویزیونی دارند

00:02:04.583 --> 00:02:07.325
**!!چه روز زیباییه، تو این محله**

00:02:07.419 --> 00:02:09.205
**!!چه روز زیباییه، واسه ی همسایه**

00:02:09.296 --> 00:02:13.585
**همسایه من میشید !؟**
**میشه همسایه ام بشید !؟**

00:02:14.134 --> 00:02:17.047
**یه روز زیبا که توش، پر شده از محبت**

00:02:17.137 --> 00:02:19.128
**یه روز زیبا که توش، پر شده از محبت**

00:02:19.222 --> 00:02:23.432
**همسایه من میشید !؟**
**میشه همسایه ام بشید !؟**

00:02:24.019 --> 00:02:29.264
دلم همیشه می خواست... یکی مثه شماها
همسایه من باشه

00:02:29.775 --> 00:02:33.611
دلم همیشه می خواست ، جایی زندگی کنم
...که همسایه ام

00:02:33.775 --> 00:02:34.611
...تو باشی

00:02:34.780 --> 00:02:38.739
پس، بیا از این روز خوب، بهترین ها رو بخواهیم

00:02:38.909 --> 00:02:42.277
پس هممون یک صدا
با هم دیگه میخونیم

00:02:42.496 --> 00:02:45.739
**همسایه من میشید !؟**
**میشه همسایه ام بشید !؟**

00:02:45.832 --> 00:02:48.073
**میشه همسایه من بشید !؟**

00:02:49.294 --> 00:02:52.958
لطفا... میشه !؟
لطفا...میشه !؟

00:02:53.757 --> 00:02:57.250
**میشه لطفا همسایه ام بشید !؟**

00:02:58.804 --> 00:03:00.294
- آقای راجرز !؟
- جانم !؟

00:03:00.472 --> 00:03:04.306
- شما کجا زندگی میکنید !؟
- من تو پیتسبورگِ پنسیلوانیا زندگی میکنم

00:03:05.102 --> 00:03:07.309
می خواستی چی ...!؟
ببخشید...!؟

00:03:07.479 --> 00:03:09.561
همه بچه ها در این استودیوی تلویزیونی
جمع شدند

00:03:09.648 --> 00:03:10.729
"کنار " فِرد راجرز

00:03:10.816 --> 00:03:13.774
بزرگسالی که آنها
تنها کسانی هستند که برایش اهمیت دارند

00:03:14.027 --> 00:03:17.816
پاداش او هم, عشق و علاقه ای است که از میلیون ها نفر از
این کودکان دریافت می کند

00:03:18.865 --> 00:03:21.177
- یه چیزی میخواستم بهتون بگم
- چی می خواستی بگی !؟

00:03:21.201 --> 00:03:23.738
- من شما رو دوست دارم
- منم شما رو دوست دارم ... عزیزم

00:03:23.829 --> 00:03:26.287
مرسی که همچین حرف قشنگی رو بهم گفتی

00:03:30.544 --> 00:03:32.501
:کارگردانی داشتیم که یک بار بهم گفت

00:03:32.587 --> 00:03:35.631
...اگر تمام ملزومات ساخت یک برنامه خوب تلویزیونی را یک جا جمع کنیم"

00:03:35.632 --> 00:03:40.461
و دقیقا برعکس همه آنها ، عمل کنیم...
"...به برنامه ((محله آقای راجرز )) خواهیم رسید
(مارگی ویتمر - تهیه کننده برنامه)

00:03:40.470 --> 00:03:45.681
"کیفیت تولید پایین، دکور ساده، بازیگران معمولی...

00:03:47.519 --> 00:03:49.977
...با این همه
!!جواب داد
52
00:03:50,731 --&gt; 00:03:53,849
چون حرفی را میزد که بسیار مهم بود

00:03:57.195 --> 00:03:59.027
عشق" ریشه و اساس همه چیز است"

00:04:00.031 --> 00:04:03.194
...،هر آنچه که در آموزش هست
...در فرزند داری هست

00:04:03.869 --> 00:04:05.780
...و در رابطه ها هست

00:04:07.247 --> 00:04:11.033
موضوع در بودن یا نبودن "عشق" نهفته است

00:04:12.043 --> 00:04:14.831
و هر آنچه که بر صفحه تلویزیون، می بینیم و می شنویم

00:04:14.921 --> 00:04:18.585
بخشی از آن چیزی است که به آن تبدیل خواهیم شد

00:04:21.178 --> 00:04:24.387
نسبت به عشق و محبت بینش خارق العاده ای داشت

00:04:24.890 --> 00:04:28.929
اما هر زمان که بحث فِرد پیش می آید
سوالی که بار ها از خودم می پرسم اینه که

00:04:28.930 --> 00:04:33.686
آیا تلاش او برای اثربخشی بر جامعه آمریکا
(تام جوناد - روزنامه نگار / دوست)

00:04:33.690 --> 00:04:34.930
موفقیت آمیز بود یا نه ؟

00:04:45.035 --> 00:04:49.529
از همه نظر آماده بودم که برای کشیش شدن
به مدرسه علوم دینی برم

00:04:49.915 --> 00:04:53.874
اما سال آخر دبیرستان واسه
یه تعطیلات چند روزه رفتم خانه

00:04:54.044 --> 00:04:57.582
که این وسیله جدیدی که اسمش تلویزیون بود را دیدم

00:05:00.592 --> 00:05:04.631
و میدیدم مردم دارن کیک پای
به سر و صورت همدیگه میزنن

00:05:05.138 --> 00:05:09.598
"!و با خودم گفتم : " این می تونه یک ابزار فوق العاده باشه

00:05:09.935 --> 00:05:12.472
آخه چرا داره اینطوری ازش استفاده میشه !؟

00:05:13.438 --> 00:05:18.023
:به پدر و مادرم گفتم
"فکر نمی کنم الان بخواهم برم مدرسه علوم دینی"

00:05:18.443 --> 00:05:20.775
"فکر می کنم برم به تلویزیون"

00:05:20.946 --> 00:05:25.529
:و آن ها هم جواب دادند
"!صبر کن ببینم، اخه تو که تا حالا از نزدیک ندیدیش"

00:05:28.328 --> 00:05:33.789
در قلب شهر پیتسبرگ واقع شده است WQED ساختمان شبکه

00:05:33.875 --> 00:05:37.368
پدرش راجع به این شبکه جدیدی که
داشت اینجا کارش را آغاز می کرد

00:05:38.129 --> 00:05:39.460
یه چیزهایی بهش گفت

00:05:39.798 --> 00:05:45.132
...قرار بود اسمش را بگذارند
"اسمش را گذاشتند "شبکه آموزشی
(جوان راجرز - همسر فِرد)

00:05:46.001 --> 00:05:48.639
هیچ کس نمی خواست واسه بچه ها برنامه سازی کند

00:05:48.640 --> 00:05:50.850
"من گفتم : " خوب... ما واسه بچه ها یه برنامه نیاز داریم

00:05:50.851 --> 00:05:54.264
بعدش گفتم :" خودم تولیدش می کنم
"و چند تا آهنگ توی پس زمینه پخش می کنیم

00:05:55.146 --> 00:05:59.765
چند تا حلقه فیلم مجانی می گیریم و "
"جوزی، تو هم اجراشون می کنی

00:06:01.278 --> 00:06:04.691
!...بعدش به یک موضوع افتضاح پی بردیم

00:06:05.323 --> 00:06:07.485
اینکه وقتی شما از فیلم های مجانی استفاده می کنید

00:06:08.326 --> 00:06:11.910
این فیلم ها معمولا خیلی آسیب پذیرند
و به راحتی خراب می شوند

00:06:12.873 --> 00:06:18.912
و اگر داشتید پخش زنده انجام می دادید
باید خیلی سریع یک کاری بکنید
فیلمبرداری با چند دوربین انجام می شده و)
(و تصویر سریع میرفت روی دوربین دوم

00:06:18.919 --> 00:06:21.082
یک نفر یک عروسک ببرِ
دستکشی کوچک بهم داده بود

00:06:21.339 --> 00:06:24.832
: منم از وسط ساعت آوردمش بیرون و گفتم

00:06:24.926 --> 00:06:30.012
سلام جوزی ! ساعت 5:02 دقیقه است "
"!!و کریستف کلمب آمریکا رو سال 1492 کشف کرد

00:06:30.181 --> 00:06:31.797
!و بعدش یه راست برگشتم تو ساعت

00:06:32.517 --> 00:06:37.478
اینطوری شد که کلاً کار عروسک گردانی در برنامه ها شروع شد
اصلا قرار نبود از عروسک در برنامه استفاده کنیم

00:06:40.525 --> 00:06:42.937
دلیل اصلی ابتکار استفاده از عروسک در برنامه ها

00:06:43.028 --> 00:06:47.646
همین قرار گرفتن در شرایط ناگهانی
و اجتناب ناپذیر آن لحظه بود

00:06:47.657 --> 00:06:50.820
!!دوست خوبم، دَنیل، ببر راه راهی

00:06:51.870 --> 00:06:54.282
! حال شما ! حال شما

00:06:55.874 --> 00:07:00.127
...مسئله جالبی که وجود داشت این بود که
(جیم راجرز - فرزند فِرد)

00:07:00.128 --> 00:07:04.251
پدر 6 سالگی، 7 سالگی، 8 سالگی یا 9 سالگی خودش را
کاملا به یاد داشت

00:07:04.257 --> 00:07:09.545
آن کودک درونش ، هیچ وقت ازش جدا نشده بود

00:07:09.387 --> 00:07:13.847
من هر بیماری قابل تصوری که
یک بچه میتونست بگیره را گرفته بودم
حتی مخملک

00:07:14.392 --> 00:07:17.555
وقتهایی که به خاطر همین بیماری ها، قرنطینه میشدم

00:07:18.104 --> 00:07:19.720
مدت زیادی را باید در رخت خواب میموندم

00:07:20.732 --> 00:07:25.727
زانوهام را می آوردم بالا و باهاشون
دو تا کوه که روشون با ملحفه پوشیده شده بود می ساختم

00:07:26.196 --> 00:07:29.405
توی تخیلم هر چیزی را به حرکت

00:07:29.574 --> 00:07:31.565
و حرف زدن در می آوردم

00:07:33.662 --> 00:07:36.950
!مجبور بودم کلی سرگرمی واسه خودم درست کنم

00:07:39.209 --> 00:07:41.416
!بگیر ! بگیر

00:07:43.880 --> 00:07:45.621
چی شده...!؟

00:07:45.924 --> 00:07:49.508
با گذشت زمان فرد یک حس نارضایتی از
برنامه "محله بچه ها" پیدا کرد
(مکس کینگ - نویسنده زندگینامه)

00:07:49.594 --> 00:07:52.382
احساس می کرد برنامه یه جورهایی ساده و رو حوضی شده

00:07:52.889 --> 00:07:55.159
و اینکه می گفت واقعا می خواهد روی موضوع
کشیش شدنش تمرکز کند

00:07:55.183 --> 00:07:57.174
واسه همین می خواست مدتی برنامه را متوقف کنه
00:08:00,065 --&gt; 00:08:02,684
"فرد راجرز حکم کشیشی خود را دریافت خواهد کرد"

00:08:02.685 --> 00:08:06.684
حکمش به عنوان "واعظ مسیحیت در تلویزیون" صادرشده بود

00:08:07.487 --> 00:08:10.605
چیزی که برای کلیسا امری غیر عادی تلقی می شد

00:08:13.284 --> 00:08:14.774
در تلویزیون

00:08:14.911 --> 00:08:19.620
فِرد می خواست روی مخاطبین با سن خیلی کم
تمرکز کند

00:08:20.834 --> 00:08:22.416
فکر می کنی این چیه !؟

00:08:22.585 --> 00:08:24.952
- !! شیره
- !!شیره !! عالیه

00:08:28.008 --> 00:08:29.464
در دهه 1950

00:08:29.634 --> 00:08:31.420
گروهی از پژوهشگران بودند

00:08:31.511 --> 00:08:33.093
که در دانشگاه پیتسبرگ

00:08:33.471 --> 00:08:38.633
بر روی آموزش کودکان خردسال، تحقیقاتی را انجام می دادند

00:08:46.818 --> 00:08:50.812
آنها معتقد بودند که پزشکان احتیاج به محلی
برای تحقیقات عملی دارند

00:08:51.656 --> 00:08:54.899
در نتیجه همین تحقیقات، به نتایجی رسیدند
مبنی بر اینکه

00:08:54.993 --> 00:08:58.184
ریشه رفتارهای انسان چطور
از سنین بسیار پایین نشأت می گیرد

00:08:58.204 --> 00:09:00.787
دکتر "بنجامین اسپاک" عضوی از این گروه بود

00:09:02.208 --> 00:09:05.041
دکتر "بِری برِیزِلتون" متخصص معروف اطفال
عضوی از این گروه بود

00:09:05.295 --> 00:09:08.253
اِریک اِریکسون" روانشناس برجسته "
125
00:09:08,339 --&gt; 00:09:09,339
از اعضای این گروه بود

00:09:10.091 --> 00:09:12.002
.و فِرد هم از افرادی بود که در این گروه حضور داشت

00:09:12.177 --> 00:09:15.841
او به عنوان دانشجوی "مارگارت مک-فارلند" در این گروه حضور داشت

00:09:17.474 --> 00:09:20.011
فِرد، من فکر میکنم از دید یک کودک

00:09:20.351 --> 00:09:27.187
،ارتباطِ با تو و برنامه تلویزیونی
یک ارتباط واقعی تلقی میشه
(دکتر مارگارت مک فارلند - روانشناس کودک)

00:09:27.186 --> 00:09:31.151
:به قول فِرد که می گفت
...احساسات یک کودک خردسال"

00:09:31.237 --> 00:09:35.697
"عیناً به قدرتمندی احساسات ما بزرگسالان است...

00:09:36.367 --> 00:09:42.076
به شدت نگاه بنیادینی داشت، میدونم ممکنه خیلی ها این رو بگن
اما اون نگاه شدیداً عمیقی به این موضوع داشت
(الیزابت سیمنز - بازیگر نقش خانم مک فیلی)

00:09:42.206 --> 00:09:43.297
...همیشه احساس می کردم که

00:09:44.296 --> 00:09:46.826
...لازم نیست یه کلاه خنده دار بذارم رو سرم

00:09:47.378 --> 00:09:48.618
...یا از وسط حلقه شیرجه بزنم

00:09:49.589 --> 00:09:51.921
تا بتونم با یک کودک ارتباط برقرار کنم

00:09:53.760 --> 00:09:56.092
واسه همین هم یک سر رفتم به یک کودکستان

00:09:57.097 --> 00:09:59.555
تا به حال هیچ کدام از آن بچه ها را
از نزدیک ندیده بودم

00:10:01.017 --> 00:10:03.054
...رفتم داخل

00:10:03.770 --> 00:10:06.728
بیشترشان چند لحظه ای همینطور خیره شده بودند به من

00:10:07.357 --> 00:10:11.902
که یک پسر بچه ای به اسم "تاچر" شروع کرد به حرف زدن

00:10:11.903 --> 00:10:14.065
:و تمام حرفی که گفت این بود

00:10:15.198 --> 00:10:20.364
"!گوش سگ عروسکیم تو ماشین لباسشویی...از جاش کنده شد "

00:10:21.287 --> 00:10:25.622
!...و بعد سکوت شد
!فقط سکوت مطلق

00:10:25.792 --> 00:10:30.787
:آن لحظه انگار حکم این را داشت که
"!آقای راجر...این برای شما یک امتحانه "

00:10:31.089 --> 00:10:36.092
"آیا هنوز هم می تونی با دنیای بچه ها ارتباط برقرار کنی !؟"

00:10:36.094 --> 00:10:38.631
:و بعد من گفتم

00:10:38.972 --> 00:10:43.766
"بعضی وقت ها، از این اتفاقات واسه اسباب بازی ها میفته... مگه نه...!!؟"

00:10:43.768 --> 00:10:45.884
"گوش هاشون کنده میشه یا پاهاشون کنده میشه"

00:10:45.979 --> 00:10:48.311
"...اما همچین چیزی هیچوقت واسه ما اتفاق نمی افته"

00:10:49.315 --> 00:10:53.650
"!...گوش هامون کنده نمیشه ! دماغمون کنده نمیشه"

00:10:54.070 --> 00:10:55.936
"!...بازو هامون از جاشون کنده نمیشن"

00:10:56.114 --> 00:11:00.826
و چشم های "تاچر" همینطوری
: بزرگ و بزرگ و بزرگتر شد، بعدش پرسید

00:11:00.827 --> 00:11:03.559
یعنی پاهامون هم از جاشون کنده نمیشن !!!؟"

00:11:03.580 --> 00:11:05.116
"!و من گفتم : " نه... نمیشن

00:11:06.791 --> 00:11:09.533
و بلافاصله بقیه بچه ها هم

00:11:09.627 --> 00:11:12.836
...شروع کردن به پرسیدن سؤال
آن هم سؤال های خیلی جدی و سخت

00:11:14.299 --> 00:11:18.418
:انگار که می خواستن بگن
"حالا درب هامون رو واسه تو باز می کنیم"

00:11:18.595 --> 00:11:23.087
"تو از امتحانت سربلند بیرون اومدی...! حالا میتونی بیای داخل"

00:11:26.186 --> 00:11:27.972
و کاری که می خواست انجام بده این بود که

00:11:28.146 --> 00:11:32.310
تمام آموزه هایش در کار تلویزیون را

00:11:33.818 --> 00:11:37.152
با درایتی که به واسطه کشیش بودنش به دست آورده بود

00:11:38.489 --> 00:11:41.231
و پیشینه ای که در حوزه تربیت کودکان داشت
با هم تلفیق کند

00:11:41.534 --> 00:11:43.992
که این در نهایت به " محله آقای راجرز" ختم شد

00:11:52.045 --> 00:11:56.755
محله جایی بود که از شما در مواقعی که

00:11:56.841 --> 00:12:00.675
احساس نگرانی ، ترس یا نا امنی داشتید

00:12:01.346 --> 00:12:06.801
از شما مراقبت می کرد و
احساس امنیت و درک متقابل به شما می داد

00:12:06.809 --> 00:12:10.675
این تعریفی بود که از نگاه فِرد برای "محله" وجود داشت

00:12:14.025 --> 00:12:16.608
...تلویزیون شانس این را داره که بتونه

00:12:17.028 --> 00:12:21.238
...به یک جامعه واقعی

00:12:23.493 --> 00:12:28.200
متشکل از جای جای یک کشور، شکل ببخشه...

00:12:29.999 --> 00:12:33.412
محله یک مکان خیالی نیست

00:12:33.836 --> 00:12:36.077
که همه مردم دور همدیگه جمع شده باشن

00:12:36.256 --> 00:12:38.463
و به خوبی و خوشی کنار هم زندگی کنن

00:12:39.384 --> 00:12:43.127
،وقتی شما انسان های مختلف را با عقاید گوناگون
در یک مکان جمع می کنید

00:12:43.221 --> 00:12:46.213
،شما کش مکش خواهید داشت
و این چیزی است که در "محله..." اتفاق می افتد
(جونلی لی - دستیار کارگردان از موسسه فرد راجرز)

00:12:46.349 --> 00:12:49.212
...شما کش مکش می بینید
یک کش مکش واقعی
00:12:49,213 --&gt; 00:12:52,221
((هفته اول از برنامه " محله آقای زاجرز" فوریه 1968))

00:12:52.230 --> 00:12:53.891
!...آهای ترَن! ایست

00:12:54.399 --> 00:12:58.233
!...اسم، درجه و شماره سریالت را اعلام کن

00:12:59.112 --> 00:13:01.729
"جمعه شاهِ سیزدهم"

00:13:02.198 --> 00:13:05.407
"نیروهای مرزی استقرار می نماید"

00:13:05.910 --> 00:13:08.948
"پادشاه در برابر تغییرات می ایستد"

00:13:10.873 --> 00:13:14.958
بین اتفاقات دنیای واقعی

00:13:15.128 --> 00:13:17.244
و آن چیزی که در "محله..." اتفاق می افتد

00:13:17.422 --> 00:13:21.754
به شکل زیر پوستی و غیر قابل انکاری
...تشابه وجود دارد

00:13:23.886 --> 00:13:26.719
در سال 1968 کشور درگیر جنگ است

00:13:26.889 --> 00:13:29.130
او می تواند جنگ را بیشتر از
آنچه ما می توانیم ادامه بدهد

00:13:29.225 --> 00:13:32.684
!!ترسیدم ... میووو
!!ترسیدم ... میووو

00:13:33.062 --> 00:13:34.894
چیزی واسه ترسیدن وجود نداره

00:13:34.981 --> 00:13:39.313
!... البته تا وقتی که یه نفر شروع به تیر اندازی کنه هنریتا

00:13:39.317 --> 00:13:43.776
!!...میییووو مییووووو ! تیر اندازی !!! میو

00:13:45.658 --> 00:13:47.399
این اولین بار بود که او احساس می کرد که

00:13:47.577 --> 00:13:50.569
دارد برای مخاطبینی در سطح ملی برنامه سازی می کند

00:13:50.997 --> 00:13:55.992
جمعه شاه " بسیار مشوش بود از اینکه می دید مردم"
دارند شرایط حاکم بر جامعه را تغییر می دهند

00:13:56.252 --> 00:14:01.622
واکنش او به عنوان حاکم این بود که یک دیوار بسازد

00:14:02.967 --> 00:14:05.675
اوه اوه !! خیلی تیزه ! خیلی تیزه !!

00:14:05.845 --> 00:14:09.759
!ببین چه سیم خاردار تیزی دارم

00:14:09.932 --> 00:14:12.299
اِدگار ! شعاری که به هنگام حمله
سر میدادیم را یادت هست !!؟

00:14:12.477 --> 00:14:15.014
!!! مرگ بر فتنه گر
:)

00:14:15.521 --> 00:14:18.684
!مرگ بر فتنه گر
!مرگ بر فتنه گر

00:14:18.858 --> 00:14:21.475
!ما دلمون نمی خواد چیزی تغییر کنه

00:14:21.652 --> 00:14:23.859
!چون که ما جایگاهمان این بالاست

00:14:23.946 --> 00:14:24.946
!!بله درسته

00:14:25.114 --> 00:14:29.233
...چونکه ما
!...لااقل شما (!) جایگاهتون اون بالاهاست

00:14:29.619 --> 00:14:33.111
باورم نمیشه که چه گستره وسیعی از
موضوعات را پوشش می دادیم

00:14:33.122 --> 00:14:36.490
اِدگار ! اِدگار! فکر می کنی منظورش از
هرگونه آشوب" چی میتونه باشه !؟"

00:14:36.876 --> 00:14:41.961
فِرد هیچوقت دلش نمی خواست کسی فی البداهه حرف های الکی بزنه
یا بی هدف وقت برنامه رو هدر بده
(جو نِگری - بازیگر نقش خدمتکار نِگری)

00:14:41.962 --> 00:14:46.102
چون همیشه دلش می خواست هر قسمت
پیام خاص خودش را داشته باشه

00:14:46.177 --> 00:14:48.965
دلم می خواد تو این محله همیشه آرامش داشته باشیم

00:14:49.514 --> 00:14:52.302
همه مون روزهای سختی رو گذروندیم

00:14:52.683 --> 00:14:55.892
خوب ... منم امیدوارم چیزی که میگی اتفاق بیفته

00:14:55.978 --> 00:14:57.844
برچسب ها رو وصل کردی بهشون !؟

00:14:58.022 --> 00:15:00.354
آره وصل کردم. ببین خوشت میاد !؟

00:15:00.483 --> 00:15:02.941
"مثلا این یکی نوشته " عشق

00:15:03.361 --> 00:15:06.399
بعد اینطوری میفرستیمشون برن تو قلعه

00:15:06.739 --> 00:15:11.493
تا عمو جمعه جان بفهمه که همه محله
دلشون صلح و آرامش می خواد

00:15:11.494 --> 00:15:14.657
!!چترباز ها
!!توپ ها را آتش کنید

00:15:14.831 --> 00:15:16.413
- ! دست نگه دارید جمعه شاه
- خیلی خوب، اون چیه !؟

00:15:16.499 --> 00:15:18.581
اینها سربازهای چترباز نیستند
پیامهای صلح آمیزند

00:15:18.751 --> 00:15:20.333
"نگاه کنید، این یکی نوشته " مهربونی

00:15:20.503 --> 00:15:24.041
- پیام های صلح آمیز !؟
- "همزیستی مسالمت آمیز"

00:15:24.382 --> 00:15:25.502
- صبر کن ببینم
- اون یکی را ببینید

00:15:25.550 --> 00:15:28.884
- این ها همه شون پیام های صلح آمیزند قربان
-!!خوب پس...! جنگ را خاتمه دهید

00:15:29.846 --> 00:15:35.216
- !!جنگ را خاتمه دهید
- !عالیه ! عالیه
225
00:15:35,560 --&gt; 00:15:37,426
!!میوووو !!! عالی شد !! میوووو

00:15:37.520 --> 00:15:41.980
!این تازه هفته اول برنامه بود
!و همه چیز تازه شروع شده بود

00:15:45.653 --> 00:15:48.520
چه روز زیباییه ! تو این محله

00:15:48.614 --> 00:15:50.571
چه روز زیباییه! واسه همسایه

00:15:50.741 --> 00:15:54.905
همسایه من میشی !؟
میشه همسایه ام بشی !؟

00:15:56.914 --> 00:16:00.873
"از همان قسمت های ابتدایی برنامه "محله آقای راجرز

00:16:01.043 --> 00:16:02.875
...تا قسمت پایانی

00:16:03.045 --> 00:16:05.412
هر روز به همان شکل از درب وارد می شد

00:16:07.216 --> 00:16:08.583
!سلام
00:16:08,716 --&gt; 00:16:09,999
!!سلاااام

00:16:10.344 --> 00:16:13.336
و یه لباس راحتی می پوشید که این احساس را برسونه

00:16:13.431 --> 00:16:15.923
که قراره لحظاتی پر از آرامش را کنار همدیگه داشته باشیم

00:16:16.100 --> 00:16:17.135
!اوه

00:16:17.226 --> 00:16:18.967
!کفش هامونو عوض می کنیم

00:16:24.817 --> 00:16:26.603
!اینم یکم غذا واسه ماهی ها

00:16:29.113 --> 00:16:32.231
!تابلوی روی دیوار
به ما میدی خبر تا
اینکه بشیم خبردار !؟

00:16:32.408 --> 00:16:34.615
آقای "مک-فیلی" داره میاد !؟

00:16:34.785 --> 00:16:37.868
من مسئول تدارکات برنامه بودم

00:16:37.955 --> 00:16:41.448
:بعد یه بار فِرد بهم گفت
"می دونم یه وقتی کار بازیگری هم کردی"

00:16:42.460 --> 00:16:45.623
"میخوام نقش آقای پستچی را بدم بهت"

00:16:45.796 --> 00:16:49.084
باید زودتر برم آقای راجرز، کلی بسته دارم که باید تو محله برسونمشون

00:16:49.175 --> 00:16:53.633
خوب ... منم نقش آقای مک-فیلی را تو برنامه گرفتم
(دیدیو نیووِل - بازیگر نقش آقای مک فیلی)

00:16:54.430 --> 00:16:56.671
تِرن به مقصد خانه حرکت کرد

00:16:57.141 --> 00:17:00.259
تا وارد محله قصه ها بشه

00:17:01.687 --> 00:17:04.645
!!اجییی !! مجییی !! لا ترجییییی

00:17:05.316 --> 00:17:07.557
هر اتفاقی در محله قصه ها می توانست بیفته

00:17:08.110 --> 00:17:11.023
اما محله قصه ها واقعی نبود
منظورم اینه که یک مرزی وجود داشت
(بیل آیلر - دوست و همکار )

00:17:11.989 --> 00:17:13.946
فِرد هیچوقت در محله قصه ها ظاهر نمی شد

00:17:14.325 --> 00:17:16.066
اما بازیگر ها و عروسک ها وارد می شدند

00:17:16.661 --> 00:17:20.495
این ساعته ! جایی که "دَنیِل ببر راه راهی " زندگی میکنه

00:17:22.208 --> 00:17:25.371
بعدش قلعه "جمعه شاه سیزدهم" رو می بینیم

00:17:25.711 --> 00:17:30.581
جمعه شاه سیزدهم " یکی از آخرین"
! پادشاهان زورگوی مهربونیه که باقی موندند

00:17:30.675 --> 00:17:32.165
این شخصیت ها برگرفته از

00:17:33.177 --> 00:17:35.839
افراد واقعی زندگی او هستند یا بودند
(جان راجرز - پسر فِرد)

00:17:36.222 --> 00:17:39.931
ملکه "سارا" که خوب قاعدتاً میشد مادر

00:17:40.351 --> 00:17:45.437
!فقط می خواستم بگم همسرم چقدر آدم خوبیه

00:17:45.690 --> 00:17:47.647
!!چطور مگه سارا جون

00:17:48.859 --> 00:17:52.601
هیچ کدوممان نمی خواستیم "عمه" را
در جایگاه "خانم ایلِین" تصور کنیم

00:17:52.602 --> 00:17:55.500
!اما خوب به هر حال برای ماهم تعجب آور بود

00:17:55.658 --> 00:17:57.740
!واسه شروع بگم که ... نقش جادوگر بدجنس را داشت
(ای-لِین کروزیه - خواهر فِرد)
264
00:17:57,827 --&gt; 00:18:00,569
!صداش اومد
!بگیر اینم از آب

00:18:01.038 --> 00:18:02.528
!!چی باید بگم خُب

00:18:04.542 --> 00:18:09.708
توی یک درخت زیبا هم آقای "ایکس، جغد شاخدار" و
هنریِتا، پیشی ملوس" زندگی میکردند"

00:18:09.880 --> 00:18:12.793
میییو میووو چه روز قشنگیه مییووو مییووو توی محله

00:18:14.760 --> 00:18:17.377
و در پایان هر قسمت

00:18:17.847 --> 00:18:20.430
بر می گشتیم به خانه فِرد

00:18:20.683 --> 00:18:24.551
و برای اینکه بچه ها تجربیات آن قسمت را بهتر درک کنند

00:18:24.729 --> 00:18:26.845
آن ها را به زبان شعر براشون می خوند

00:18:27.398 --> 00:18:30.231
من شما رو دوست دارم

00:18:31.068 --> 00:18:34.151
دقیق و عیناً ، همون طوری که الان هستید

00:18:34.530 --> 00:18:39.400
به نظرم شماها...همون طوری که هستید
!همه چیتون عالیه
!من هم دوستتون دارم همینجوری که هستید
275
00:18:39,577 --&gt; 00:18:41,739
و بچه ها احتیاج دارند که این حرف ها رو بشنوند

00:18:41.912 --> 00:18:44.199
و من فکر نمی کنم کسی بتونه رشد داشته باشه

00:18:44.582 --> 00:18:49.916
غیر از اینکه بدونه دیگران او را
دقیقا همان طوری که هست خواهند پذیرفت

00:18:51.047 --> 00:18:52.879
به نظرم او یکی از انسان هایی بود که

00:18:52.965 --> 00:18:55.252
کارشان را خیلی با جدیت انجام می دهند

00:18:55.718 --> 00:18:58.210
و توقع دارند که دیگران هم

00:18:58.387 --> 00:19:02.209
متوجه جدیت کاری که آنها انجام می دهند باشند

00:19:02.224 --> 00:19:05.057
:بعضی وقت ها با خودش می گفت
اصلاً مردم متوجه این میشن که"

00:19:05.144 --> 00:19:07.886
من فقط یه دست و پا چلفتی که نشسته باشه

00:19:08.064 --> 00:19:11.432
"توی یک اطاق نشیمن دهه پنجاهی با پرده های عجیب و غریب، نیستم !؟

00:19:12.443 --> 00:19:17.438
در بوستون تصمیم گرفت WGBH شبکه
"برنامه ای را ترتیب بدهد به اسم " یک روز با آقای راجرز

00:19:17.865 --> 00:19:21.233
یک خانمی آنجا کار می کرد که در بخش "روابط عمومی" بود

00:19:21.410 --> 00:19:24.323
.و برنامه را خیلی دوست داشت
...فکر کنم همکارانش بهش گفته بودند

00:19:25.289 --> 00:19:29.283
می دونید... فکر کنم به نظرشون کار ما خیلی کار ساده ای آمده بوده
مثل کارهای دهه پنجاه

00:19:29.919 --> 00:19:32.331
:و بعد اون خانم گفته بود
"نه...من واقعا می خوام اونو بیارم اینجا"

00:19:32.421 --> 00:19:36.502
"و می خواهم طوری باشه که خانواده ها بتونن بیان و او را ببینن"

00:19:36.509 --> 00:19:39.126
و صفی که برای ورود شکل گرفته بود

00:19:39.470 --> 00:19:44.806
قبل از اینکه حتی درب ها را باز کنند
تا چندین خیابان آن طرف تر کشیده شده بود

00:19:45.935 --> 00:19:48.097
و خیلی زود دهان به دهان پیچید که

00:19:48.187 --> 00:19:50.975
...این آدم، آدم مهمّیه

00:19:53.859 --> 00:19:56.317
!اقای راجرز ! آقای راجرز

00:19:56.487 --> 00:19:59.320
من شما رو همینطوری که هستید دوست دارم

00:20:01.867 --> 00:20:05.280
:یه پسر کوچک آمد پیشش و گفت

00:20:05.830 --> 00:20:09.118
"آقای راجرز چطوری از اون تو اومدید بیرون !!!؟"

00:20:10.292 --> 00:20:12.124
و بعد با آن پسر بچه شروع کرد به حرف زدن

00:20:12.211 --> 00:20:14.168
و توضیح داد که داستان تلویزیون از چه قراره

00:20:14.338 --> 00:20:18.548
و پسر بچه هم همینطوری با دقت گوش می داد
"و می گفت : "اوهوممم...اوهوممم

00:20:19.135 --> 00:20:23.720
و وقتی حرف های فِرد تموم شد
:پسر بچه گفت

00:20:24.348 --> 00:20:28.555
"حالا چطوری می خواهید برگردید اون تو !!!؟"

00:20:33.315 --> 00:20:37.024
همیشه یک بُعد معنوی در کارهاش وجود داشت

00:20:37.194 --> 00:20:41.153
مشخصاً در کارهای مرتبط با تلویزیون اش

00:20:41.490 --> 00:20:43.197
این را بدون اینکه خودش را به عنوان یک

00:20:43.367 --> 00:20:46.985
کشیش معرفی کند انجام می داد

00:20:49.039 --> 00:20:53.160
هیچ وقت لباسی با یقه کشیشی نپوشید
همیشه لباس راحتی می پوشید

00:20:53.169 --> 00:20:57.255
و همیشه طوری اثرگذار راجع به یک موضوع
درس اخلاق می داد که
(پدر روحانی جورج وِرث - کشیش / دوست)
310
00:20:57,256 --&gt; 00:21:00,248
تا به حال هیچ کس دیگری را به این شکل ندیده بودم

00:21:00.426 --> 00:21:05.011
چون موعظه نمی کرد طوری که انگار داره خطابه می خواند

00:21:05.181 --> 00:21:08.799
بلکه یک ارتباط مستقیم با قلب انسان ها بود

00:21:13.731 --> 00:21:16.143
در تمام عمرش به عنوان یک جمهوری خواه شناخته میشد

00:21:16.901 --> 00:21:20.360
و اگر به ارزش هایی که در طول زندگی اش
ارائه می کرد دقت کنید

00:21:20.529 --> 00:21:22.236
میبینید که تمام آن ارزش ها
از ایمانش سرچشمه گرفتند

00:21:22.698 --> 00:21:26.566
نوع اعتقادی که به مسیحیت داشت آنقدر گسترده بود

00:21:26.660 --> 00:21:29.778
که تمام اعتقادات دیگر برایش قابل پذیرش بودند

00:21:30.122 --> 00:21:35.370
در حالیکه هرگز از اعتقادات مسیحی خودش فاصله نمی گرفت

00:21:35.377 --> 00:21:39.245
:فِرد دین را این طور میدید که
باید همسایه ات را دوست داشته باشی و"
"خودت را دوست داشته باشی

00:21:40.424 --> 00:21:43.712
و این رابطه برایش

00:21:43.803 --> 00:21:47.216
عمیق ترین باورمعنوی ای بود
که می توانست به آن عمل کند

00:21:52.436 --> 00:21:56.646
وقتی به دوربین نگاه می کنم
یک نفر را در نظر می گیرم

00:21:58.400 --> 00:22:01.859
،نه که یک شخص خاص را
فقط به طور کلی یک نفر را

00:22:01.946 --> 00:22:04.438
این رابطه بسیار بسیار شخصی است

00:22:07.910 --> 00:22:10.447
فضای بین صفحه تلویزیون

00:22:10.538 --> 00:22:12.950
و حالا هر آن کسی که در حال تماشای آن تصویر هست

00:22:13.332 --> 00:22:15.994
از نگاه من یک عرصه مقدس است

00:22:17.837 --> 00:22:21.580
...اتفاقات زیادی آنجا می افته
اتفاقات بسیار زیادی آنجا می افته

00:22:28.973 --> 00:22:33.592
به عنوان کسی که در تلویزیون کار می کرد
از تلویزیون ... از تلویزیون نفرت داشت

00:22:37.481 --> 00:22:39.722
!...بیا رفیق ! این واسه توئه

00:22:40.693 --> 00:22:43.811
- !!وااای!! اینو ببین
- هی... پس واسه من کو !؟

00:22:44.488 --> 00:22:48.607
در این کشور، یک کودک به اندازه چیزی که
قراره بهش تبدیل بشه ارزش گذاری میشه

00:22:49.159 --> 00:22:52.652
یک روز به یک مصرف کننده بزرگ تبدیل خواهد شد

00:22:53.497 --> 00:22:56.740
هرچه زودتر بتونیم از آنها یک خریدار بسازیم
کار بهتری انجام دادیم

00:22:57.501 --> 00:22:59.742
این موضوع در این کشور، خیلی زیاد دیده میشه

00:23:00.754 --> 00:23:05.300
آقای اِلیسون، فکر میکنم شما نظرات قاطعانه ای را در مورد
بعضی از جوانب این موضوع مطرح کردید
کمیسیون کارنِگی - بررسی قوانین مرتبط با )
(تلویزیون های همگانی - سال 1967
337
00:23:05,301 --&gt; 00:23:10,091
تلویزیون های همگانی میتونند در این زمینه سهیم باشند

00:23:10.347 --> 00:23:15.342
هرچه مردم آمریکا بیشتر به خود آگاهی می رسند
(رالف الیسون)

00:23:15.853 --> 00:23:17.389
این موضوع هم بهتر نمود پیدا می کند

00:23:18.188 --> 00:23:22.898
ما آنقدری که باید راجع به هویت خودمان اطلاعات نداریم

00:23:23.569 --> 00:23:25.810
اینکه ما چه هستیم و چه تمایزاتی داریم

00:23:26.572 --> 00:23:29.280
بشر چطور از شگفتی هایی که خلق کرده استفاده می کنه !؟

00:23:30.034 --> 00:23:33.527
پاسخ این سوال دقیقاً در بررسی
همین تلویزون های همگانی است

00:23:34.163 --> 00:23:38.327
ما بیشتر از هر چیز می خواهیم
که روح انسان ها را بارورتر کنیم

00:23:38.335 --> 00:23:47.497
و این دقیقاً هدف این کاری است که در حال انجام آن هستیم
تعیین قوانین مرتبط با تلویزیون های همگانی)
و غیر تجاری که بودجه آنها توسط دولت
(تأمین می شود و استفاده تجاری از آنها ممنوع است

00:23:47.760 --> 00:23:51.879
و بعد "نیکسون" رئیس جمهور شد و
تصمیم گرفت که بودجه این کارها را قطع کند

00:23:53.182 --> 00:23:54.968
"PBS سرویس تلویزیون همگانی یا"

00:23:55.059 --> 00:23:57.517
"در همان آغاز کار توسط "ریچارد نیکسون

00:23:57.686 --> 00:24:01.224
.تقریبا در شرف تعطیلی بود
کسی که سیاستش در قبال رسانه ها این بود که

00:24:01.398 --> 00:24:04.311
اگر از نظر سیاسی درست برخورد نکنند

00:24:04.526 --> 00:24:07.609
آن ها را مورد تهدید قرار بدهد
(دیوید بیانکولی - منتقد تلویزیون)

00:24:08.197 --> 00:24:10.609
نیکسون" در تأمین بودجه مشکل داشت"

00:24:10.783 --> 00:24:12.899
مجبور بود بابت جنگ ویتنام دنبال پول باشه

00:24:12.993 --> 00:24:14.984
نسبت به شرایط امروز، مبلغ زیادی به حساب نمی آمد

00:24:15.371 --> 00:24:16.736
اما تصمیم گرفت که بودجه را قطع کند

00:24:17.039 --> 00:24:21.954
در کشاکش این مسائل، فِرد راجرز
اجازه پیدا میکند که به کنگره برود

00:24:22.127 --> 00:24:25.916
تا برای تخصیص یک بودجه 20 میلیون دلاری چانه زنی کند

00:24:26.090 --> 00:24:28.377
را محکم کند PBS تا به نوعی پایه های تلویزیون

00:24:28.717 --> 00:24:32.800
در مقابل " جان پاستوره" سناتوری که تا آن لحظه
مخالفت خودش را

00:24:32.801 --> 00:24:36.590
از جایگاه یک نماینده کنگره، با حملاتی که
به تلویزیون داشت ، علنی کرده بود

00:24:36.892 --> 00:24:39.099
این جلسه ای است که باید در آن
به یک "تصمیم عملی" برسیم

00:24:39.269 --> 00:24:42.478
این جلسه ای است که برای تیتر روزنامه ها برگزار نمی شود

00:24:42.648 --> 00:24:44.514
بلکه برای رسیدن به یک نتیجه مشخص برگزار می شود

00:24:45.150 --> 00:24:49.269
دو روز از ین جلسه گذشته و او
خیلی تحت تاثیر قرار نگرفته

00:24:49.363 --> 00:24:51.354
و اگر آن جلسات را تماشا کرده بودید

00:24:51.490 --> 00:24:52.550
و قرار بود شرط بندی کنید روی

00:24:52.551 --> 00:24:54.700
ماندن یا نماندن تلویزیون های همگانی
جوابتان قطعا باید "نه" می بود

00:24:54.702 --> 00:24:57.615
این غیر قابل تحمله که
تلویزیون های آموزشی" باید برای یک"

00:24:57.788 --> 00:24:59.495
بودجه بخور و نمیر همیشه کشمکش داشته باشند

00:24:59.915 --> 00:25:01.906
خیلی خوب... نفر بعدی کیه !؟

00:25:02.918 --> 00:25:05.250
: سناتور " پاستوره " به همه اعلام کرد که

00:25:05.337 --> 00:25:07.954
"همگی آمدید و متن هایتان را خواندید و من هم گوش کردم"

00:25:08.132 --> 00:25:11.500
"دیگه نمی خوام کسی از روی متن بخونه، دیگه خسته شدم "

00:25:11.593 --> 00:25:14.836
"!!وقتی این را شنیدم با خودم گفتم " اوه اوه... فِرد

00:25:15.139 --> 00:25:17.130
خیلی خوب راجرز! توپ تو زمین شماست

00:25:18.934 --> 00:25:20.973
و من می تونستم در صداش
00:25:21,700 --&gt; 00:25:23,500
تسلط" را بشنوم"

00:25:23.772 --> 00:25:25.479
...سناتور پاستوره

00:25:26.859 --> 00:25:29.647
این به نوعی یک اظهار نظر "فلسفی" بود

00:25:30.029 --> 00:25:32.691
که خواندنش حدود 10 دقیقه طول می کشید

00:25:32.781 --> 00:25:33.987
پس دیگر آن را نمی خوانم

00:25:36.201 --> 00:25:39.785
یکی از ابتدایی ترین مسایلی که یک کودک

00:25:39.955 --> 00:25:42.242
در یک خانواد سالم می آموزد "اعتماد" است

00:25:42.958 --> 00:25:46.747
پس من به کلام شما که فرمودید آن را خواهید خواند
اعتماد می کنم

00:25:47.046 --> 00:25:51.665
.این برای من بسیار با اهمیت است
من عمیقاً برای کودکان اهمیت قائلم

00:25:52.551 --> 00:25:55.669
-...اولین فرزند من
- اگر خودتان بخوانید، بیشتر دوست دارید !؟

00:25:56.638 --> 00:25:58.299
ترجیح میدم راجع بهش صحبت کنم

00:25:58.390 --> 00:25:59.710
-اکر اشکالی نداره
- ایرادی نداره ، آقا

00:26:00.476 --> 00:26:01.887
این پیامی است که من می دهم

00:26:02.061 --> 00:26:06.180
من هر روز برای هر کودک عبارتی را بیان می کنم
که مهم بودن آن کودک را به او نشان می دهد

00:26:06.857 --> 00:26:09.940
"تا به او کمک کنم بفهمد که "او منحصر به فرد است

00:26:10.652 --> 00:26:12.643
من برنامه را اینطور پایان می دهم

00:26:12.988 --> 00:26:17.607
همین که فقط خودت باشی"
"یعنی توانسته ای امروز را به یک روز استثنایی تبدیل کنی

00:26:18.202 --> 00:26:21.194
"هیچ کس دیگری، در تمام دنیا، شبیه تو وجود ندارد"

00:26:21.663 --> 00:26:24.200
"و من تو را دقیقا همانطوری که هستی، دوست دارم"

00:26:24.458 --> 00:26:27.576
،و من تصور می کنم که اگر ما
در تلویزیون های همگانی

00:26:27.878 --> 00:26:31.166
فقط بتوانیم همین موضوع را جا بیندازیم

00:26:31.715 --> 00:26:36.300
که احساسات، "قابل بیان" و "قابل کنترل" هستند

00:26:36.553 --> 00:26:40.339
خدمت بسیار بزرگی انجام داده ایم

00:26:41.100 --> 00:26:43.637
می تونم متن یکی از شعر هایی که

00:26:43.727 --> 00:26:45.559
فکر میکنم خیلی مهم است را براتون بخوانم !؟

00:26:45.729 --> 00:26:46.729
...بله

00:26:47.523 --> 00:26:50.936
این شعر درباره احساس خوشایند "کنترل کردن" است

00:26:51.110 --> 00:26:55.820
که احساس میکنم نیاز است تا کودکان
از وجود آن آگاه باشند

00:26:56.073 --> 00:26:59.566
:و اینطور شروع میشه
"وقتی که خشمگین میشی، اول چه کار می کنی !؟"

00:26:59.743 --> 00:27:02.235
و مصرع اول این شعر
عیناً از زبان یک بچه بیان شده بود

00:27:02.579 --> 00:27:05.116
من از طریق کارهای عروسکی، با بچه ها کار می کنم

00:27:05.290 --> 00:27:09.750
در ارتباطی بسیار شخصی با گروه های کوچکی ازآن ها

00:27:09.920 --> 00:27:12.254
"وقتی که خشمگین میشی، اول چه کار می کنی !؟"

00:27:12.256 --> 00:27:14.966
"!اون وقتی که خشمگین میشی ، می تونی گاز بگیری "

00:27:14.967 --> 00:27:18.761
"وقتی همه دنیا، از نظرت دارن اشتباه میکنن"

00:27:18.762 --> 00:27:22.554
"و هر کاری که می کنی به نظر اشتباه میاد "

00:27:22.558 --> 00:27:24.720
"عالی میشه اگر که، بتونی دست نگه داری"

00:27:25.144 --> 00:27:27.511
"وقتی می خوای کاری کنی که از اساس اشتباه است"

00:27:27.980 --> 00:27:31.314
و بتونی به جاش بری ، یه کار دیگه بکنی

00:27:31.483 --> 00:27:33.440
..."و همیشه به این آهنگ فکر کنی"

00:27:33.610 --> 00:27:37.774
هر وقتی که دلم بخواد... می تونم دست نگه دارم
میتونم دست نگه دارم ... آن وقتی که دلم می خواد

00:27:37.948 --> 00:27:40.406
...می تونم دست نگه دارم، نگه دارم، نگه دارم

00:27:40.617 --> 00:27:43.735
و بدونیم یه چیزی، همیشه تو قلب ماست

00:27:43.912 --> 00:27:48.449
که یاریمون می کنه ... تا بشه تبدیل بشیم
به کسی که می تونیم

00:27:48.458 --> 00:27:51.996
!به نظرم این فوق العاده است
!به نظر من ... این فوق العاده است

00:27:53.672 --> 00:27:56.710
به نظر که همین الان
!...یک 20 میلیون دلاری کاسب شدید

00:28:06.810 --> 00:28:09.598
به راحتی می شه گفت "فِرد راجرز" ستاره این نمایشه

00:28:09.771 --> 00:28:11.478
و اگر بچه ها حق رأی داشتند

00:28:11.648 --> 00:28:15.980
همین فردا تلویزیون های همگانی را توی پول غرق می کردند

00:28:17.654 --> 00:28:19.144
! اوه !! وای

00:28:19.615 --> 00:28:21.982
همه چیز یه جورهایی زیر و رو شد

00:28:22.659 --> 00:28:27.527
می دونی یهو انگار جراید از در و دیوار
می آمدند سراغمون

00:28:27.831 --> 00:28:30.072
عصر به خیر
چند روز پیش من در پیتسبورگ بودم

00:28:30.334 --> 00:28:33.326
برای تهیه یک گزارش تحلیلی راجع به
"مردی به نام "فرد راجرز

00:28:33.462 --> 00:28:36.830
!میوو میووو میووو ! عالیه ! میووو

00:28:37.049 --> 00:28:40.508
آقای راجرز برای 10 عروسک مختلف 10 صدای متفاوت در می آورد

00:28:40.677 --> 00:28:43.669
خوب "مار سر قرمز" سمّیه ... مگه نه !؟

00:28:44.514 --> 00:28:47.552
او نویسنده است، تهیه کننده است
و مجری اصلی این نمایش است

00:28:47.643 --> 00:28:49.054
و واقعا آدم شگفت انگیزی است

00:28:49.853 --> 00:28:51.719
بهترین تعریفی که می تونم داشته باشم اینه که
فرد راجرز

00:28:51.897 --> 00:28:54.559
توانسته اجرا در تلویزیون های همگانی را از
آن لاک بی روحی و نچسب بودن

00:28:54.691 --> 00:28:57.558
و جنبه های منفی دیگری که دارد
خارج کند

00:28:58.153 --> 00:29:00.861
او دارد تنها کاری در دنیا را انجام می دهد که ارزویش را داشته

00:29:01.323 --> 00:29:04.111
و او از هر نظر که نگاه کنید
انسان شادی است

00:29:14.253 --> 00:29:17.416
خودم هم گاهی اوقات از برخوردهاش تعجب میکردم

00:29:18.048 --> 00:29:22.884
برای خود من هم داشتن
یه جورهایی "مسیح دوم " به عنوان پدر، سخت بود

00:29:24.263 --> 00:29:25.924
اگر سر میز شام بودیم

00:29:26.014 --> 00:29:27.880
و او قصد داشت چیزی را بگه

00:29:28.058 --> 00:29:31.926
لزوماً شبیه "آقای راجرز" مطرحش نمی کرد

00:29:32.896 --> 00:29:36.890
با زبون "لیدی ایلِین فیرچایلد" حرف میزد

00:29:37.192 --> 00:29:40.480
...جمعه" بیا اینجا ببینم"
...می خوام باهات حرف بزنم

00:29:40.737 --> 00:29:44.401
این همون مواقعی بود که می فهمیدیم
شخصیت دوم پدره که می خواد صحبت کنه

00:29:44.574 --> 00:29:46.906
!که یه جورهایی بالاخره خودشو خالی کنه

00:29:50.080 --> 00:29:54.369
من و او کودکی ای را گذراندیم
که خیلی اجازه عصبانی شدن نداشتیم

00:29:55.711 --> 00:29:57.577
اجازه نداشتی عصبانیتت را نشان بدی

00:29:59.965 --> 00:30:02.252
و هیچوقت نمی تونستیم همچین کاری بکنیم

00:30:03.927 --> 00:30:07.509
این در وجودمون ایجاد ترس می کرد

00:30:09.766 --> 00:30:12.178
موسیقی اولین زبان من بود

00:30:14.604 --> 00:30:16.971
نسبت به استفاده از کلمات، ترس داشتم

00:30:18.817 --> 00:30:21.058
دلم نمی خواست پسر بدی باشم

00:30:21.945 --> 00:30:24.607
دلم هم نمی خواست با دیگران
راجع به عصبانیتم حرف بزنم

00:30:28.243 --> 00:30:30.575
اما می تونستم آن را از طریق

00:30:31.580 --> 00:30:34.447
نواختن پیانو، ابراز کنم

00:30:35.292 --> 00:30:39.286
از طریق انگشتانم روی پیانو
می تونستم عیناً بخندم یا گریه کنم

00:30:39.463 --> 00:30:42.751
یا به شدت عصبانی باشم

00:30:49.181 --> 00:30:52.139
همیشه احساس کردم که
تو کسی هستی که میتونه

00:30:52.309 --> 00:30:54.926
افکار یا احساسات عمیق انسان ها را درک کنه

00:30:55.437 --> 00:30:59.146
خوب خیلی زمان برد تا منم بتونم اهلی بشم

00:30:59.483 --> 00:31:03.317
سعی می کنم درک کنم دیگران
چطور واسه اهلی شدن تلاش می کنند

00:31:03.653 --> 00:31:05.235
بعضی وقتها کار آسونی نیست

00:31:05.322 --> 00:31:08.155
!...نه... ولی ارزش تلاش کردن را داره

00:31:08.992 --> 00:31:10.949
دَنیل" دقیقاً شخصیت خود فرد بود"

00:31:12.788 --> 00:31:17.703
صدای همه شخصیت ها را خودش در می آورد
"اما فکر میکنم "دنیل

00:31:18.460 --> 00:31:19.996
شخصیت فرد واقعی بود

00:31:22.047 --> 00:31:26.816
شاید بشه راجع به "ساعت ها" حرف بزنم ... یا دوست داشتن

00:31:26.885 --> 00:31:28.375
یا یه چیز هایی مثل اون

00:31:34.059 --> 00:31:38.018
اوه خانم اَبِرلین...به خدا فردا نمیتونم برم مدرسه

00:31:38.480 --> 00:31:39.970
اخه چرا؟! دَنیل !!؟

00:31:40.065 --> 00:31:42.432
چون هیچ چیز رو کامل بلد نیستم

00:31:43.860 --> 00:31:45.976
دَنیل داره به وضوح

00:31:46.446 --> 00:31:49.108
ترس ها، نگرانی ها و احساساتی را بیان می کنه

00:31:49.699 --> 00:31:52.191
که فِرد به عنوان یک کودک آنها را تجربه کرده

00:31:53.036 --> 00:31:54.822
اما خیلی از بچه ها هم آنها را تجربه کردند

00:31:59.209 --> 00:32:02.827
او هیچ وقت فراموش نکرد که یک کودک
چقدر میتونه آسیب پذیر باشه

00:32:03.171 --> 00:32:05.082
می دونی ... تو این موجود کوچولویی هستی که

00:32:05.173 --> 00:32:07.881
هر چیز دیگه ای در دنیا از تو بزرگتره

00:32:08.260 --> 00:32:13.878
و تو باید تمام چیزهایی که برای
زندگی کردن لازم داری را بیاموزی

00:32:14.724 --> 00:32:17.386
فکر می کنم این طرز فکر هیچوقت
از او جدا نشد

00:32:17.477 --> 00:32:20.094
...تمام آن زخم هایی که در زندگی برداشته بود را

00:32:20.439 --> 00:32:24.228
شاید میخواست آن ها را التیام ببخشه

00:32:25.902 --> 00:32:30.690
حتی برای من به عنوان یک بزرگسال این بسیار کار ساده تریست

00:32:30.699 --> 00:32:33.908
: که از زبان دَنیل بگویم

00:32:34.744 --> 00:32:36.610
"...من خیلی ترسیدم"

00:32:38.248 --> 00:32:40.740
"میشه لطفا بیای منو بغل کنی !؟"

00:32:41.293 --> 00:32:44.081
: متوجهید !؟ اما کار خیلی سختیه که از زبان خودم بخواهم بگم

00:32:44.254 --> 00:32:46.535
"من خیلی ترسیدم...میشه لطفا بیای منو بغل کنی !؟"

00:32:46.590 --> 00:32:50.254
بنابراین، فاصله از اینجا تا اینجا

00:32:50.760 --> 00:32:52.842
به نظر خیلی زیاد نمیاد

00:32:53.430 --> 00:32:58.266
اما نتیجه بسیار مفیدی داشت

00:32:58.435 --> 00:32:59.550
حداقل اش را اگر بخوام بگم

00:32:59.978 --> 00:33:03.596
- یه ماشین از روی سر گربه ات رد شد !؟
-...اوهوم

00:33:04.232 --> 00:33:06.564
- بعدش چی شد !؟
-داشت ازش خون میومد

00:33:07.819 --> 00:33:08.980
...اوه

00:33:10.113 --> 00:33:13.572
سعی کردن خوبش کنند...

00:33:13.742 --> 00:33:16.404
نصف روز هم حالش بهتر بود ولی بعدش مُرد

00:33:17.120 --> 00:33:19.452
- بعدش مُرد !؟
- اوهوم

00:33:19.623 --> 00:33:22.206
اوه به نظرم که خیلی ترسناک بوده

00:33:23.293 --> 00:33:28.504
تنها کافی بود که وجود فِرد را در قالب دنیل ببینید

00:33:29.341 --> 00:33:34.634
.تا به این موضوع پی ببرید
می خوام بگم با هم به یک همزیستی رسیده بودند

00:33:34.638 --> 00:33:37.801
هرچند از نظر ظاهری

00:33:38.141 --> 00:33:41.304
دیدن این همزیستی بین یک انسان بالغ
...با یک عروسک دستکشی کوچولوی

00:33:41.561 --> 00:33:45.145
کهنه و یه جورایی بی رنگ و رو
هرچقدر هم عجیب باشه، به هر حال وجود داشت

00:33:45.857 --> 00:33:48.144
میشه منو بغل کنی !؟

00:33:49.778 --> 00:33:52.861
مرسی... اخه واقعا بهش احتیاج داشتم

00:33:55.450 --> 00:33:58.442
بهترم برم تو قفسم اقای راجرز

00:33:58.828 --> 00:34:00.159
باشه دَنیل

00:34:00.497 --> 00:34:04.661
- خیلی پسر خوبیه.... میتونی باهاش حرف بزنی
- باشه دَنیل

00:34:10.173 --> 00:34:13.514
یه دقیقه صبر کنید ...میخوام یه چیزی نشونتون بدم
( از قسمت های ویژه - هفتم ژوئن 1968 )

00:34:13.510 --> 00:34:14.796
باشه
515
00:34:16,221 --&gt; 00:34:17,837
یعنی چی میتونه باشه !؟

00:34:19.558 --> 00:34:22.016
- یه بادکنکه
-! اوه یه بادکنکه

00:34:22.143 --> 00:34:25.010
- میشه لطفا برام بادش کنید !؟
- !معلومه

00:34:30.193 --> 00:34:34.682
خوب... این اولین سال پخشِ
برنامه "محله آقای راجرز" به حساب میاد

00:34:34.698 --> 00:34:38.660
دنیل، ببر راه راهی" و خانم اَبِرلین"
در این صحنه حضور دارند

00:34:38.661 --> 00:34:42.869
و دنیل از او می خواهد که براش یک بادنک را باد کنه
و بعد بگذاره تا بادش خالی بشه

00:34:42.872 --> 00:34:45.364
...با خودت میگی هدف از این صحنه چی میتونه باشه

00:34:49.337 --> 00:34:52.045
...آن ها که چیزی را نمی شنوند
شما چیزی میشنوید !؟

00:34:54.217 --> 00:34:56.254
...می خوام یه چیزی از شما بپرسم

00:34:57.596 --> 00:34:59.928
ترور" یعنی چی !؟"

00:35:02.058 --> 00:35:04.891
چی شد !؟ تو فهمیدی !؟
...یکی میگفت بهش شلیک کردند

00:35:05.937 --> 00:35:08.804
دوستان اجازه بدید تصاویر این اتفاق را تقدیمتون کنیم

00:35:10.066 --> 00:35:12.728
این روزها این کلمه خیلی به گوشِت خورده !؟

00:35:13.403 --> 00:35:17.146
بله... و نمیدونستم معنیش چی میشه !؟

00:35:18.450 --> 00:35:19.861
...خوب

00:35:21.578 --> 00:35:23.285
...یعنی

00:35:25.248 --> 00:35:27.580
وقتی یک نفر به شکل

00:35:29.544 --> 00:35:32.536
غیر منتظره ای به قتل میرسه

00:35:32.797 --> 00:35:34.504
این همون اتفاقیه که افتاده بود... درسته !؟

00:35:34.591 --> 00:35:36.878
اون آقاهه اون یکی آقاهه رو کشت !؟

00:35:37.886 --> 00:35:40.594
مردم خیلی زیادی الان ناراحتند

00:35:41.097 --> 00:35:42.883
و البته از این اتفاق وحشت زده اند

00:35:43.558 --> 00:35:46.141
ترجیح میدم یه وقت دیگه راجع بهش حرف بزنیم

00:35:46.936 --> 00:35:48.392
هر وقتی که تو بخوای
00:35:49,550 --&gt; 00:35:52,392
"فرودگاه لس آنجلس"

00:35:53.068 --> 00:35:56.231
احساس کردم که باید با خانواده های کشورمون

00:35:56.321 --> 00:35:58.062
راجع به "اندوه" صحبت کنم
00:36:02,100 --&gt; 00:36:04,800
"دیدار به قیامت ... بابی"

00:36:06.498 --> 00:36:10.082
که ازشون بخواهم تا بچه هایشان را

00:36:10.335 --> 00:36:14.545
میان تصوراتی که از مرگ و نابودی در ذهنشون هست
به امان خدا رها نکنند

00:36:19.302 --> 00:36:22.260
بچه ها احساسات بسیار عمیقی دارند

00:36:22.597 --> 00:36:24.634
درست همانطوری که پدرها و مادرها دارند

00:36:25.475 --> 00:36:28.342
درست همانطوری که همه دارند

00:36:29.813 --> 00:36:32.771
و تلاش بی حد و حصر ما

00:36:33.274 --> 00:36:35.481
برای درک این احساسات

00:36:35.944 --> 00:36:38.356
و نشان دادن واکنشی مناسب تر به آنها

00:36:39.614 --> 00:36:45.608
چیزی است که به نظر من، مهمترین وظیفه ما در این دنیاست

00:36:51.334 --> 00:36:54.372
او دریافته بود که اگر به معنای واقعی
به دنبال برقراری ارتباط است

00:36:54.546 --> 00:36:58.540
مهمترین ابزار "گوش دادن" است

00:36:59.092 --> 00:37:02.301
:چون اغلب افراد یک چیز در هم و بر همی را اماده میکنند و میگن

00:37:02.846 --> 00:37:07.181
"سلام بچه ها...! بیایید که می خواهیم کارتون بعدی را با هم تماشا کنیم"

00:37:07.726 --> 00:37:11.435
و بیشتر از این نمی توانند بی تفاوت باشند
نسبت که پیامی که آن کارتون

00:37:11.521 --> 00:37:14.980
مثلا میتونه در مورد "جایگاه انسانی" به آن کودک برساند

00:37:27.203 --> 00:37:29.911
خاطرتون هست که چه اتفاقاتی برای
تلویزیون کودکان در حال افتادن بود !؟

00:37:30.415 --> 00:37:32.076
به شدت در حال رشد بود

00:37:32.417 --> 00:37:35.034
و فِرد اساساً با شرایط آن روزهای
تلویزیون مخالفت داشت

00:37:35.211 --> 00:37:40.624
طوری که از عنصر "زمان" کاملاً به شکل دیگری استفاده می کرد

00:37:45.096 --> 00:37:49.841
برای فرد، منشأ لذت در "سکوت" بود

00:38:04.783 --> 00:38:08.026
:فِرد یک زمانسنج پخت تخم مرغ را برداشت و گفت

00:38:08.119 --> 00:38:13.079
!میخواهید بدونید یک دقیقه یعنی چقدر !؟"
"! بشینید... می خواهیم بهتون نشون بدیم

00:38:14.083 --> 00:38:17.292
!و ما همینطوری یک دقیقه کامل نشستیم آنجا

00:38:20.799 --> 00:38:24.166
فضاهای زیادی میبینیم که همه چیز به آهستگی
در آنها اتفاق میفته

00:38:24.635 --> 00:38:27.091
اما هیچکدام آنها، وقت تلف کردن نیستند

00:38:27.639 --> 00:38:29.095
...بدید تو

00:38:31.601 --> 00:38:33.057
...بدید بیرون

00:38:39.317 --> 00:38:43.606
به نظرم "سکوت" یکی از بزرگترین
موهبت هایی است که به ما داده شده

00:38:50.161 --> 00:38:53.620
سوألاتش خیلی مستقیم، ساده و کوتاه اند

00:38:54.290 --> 00:38:55.576
...و بعد همینطور صبر میکنه

00:38:56.459 --> 00:38:58.120
با من مصاحبه ای کرد

00:38:58.628 --> 00:39:03.126
و صورتش را در حدود هفت هشت سانتی صورت من آورد
(یویو ما - دوست فرد)
573
00:39:03,132 --&gt; 00:39:06,466
"...و گفت : "از دیدن شما

00:39:06.845 --> 00:39:09.007
"و بودن در کنار شما... خیلی خوشحالم"

00:39:09.347 --> 00:39:12.214
!...چیزی نمونده بود زَهره تَرَک بشم

00:39:12.976 --> 00:39:17.095
ولی بعدها فهمیدم این دقیقاً کاری است که
بچه ها با بزرگسال ها انجام میدهند

00:39:18.022 --> 00:39:22.812
و بعضی وقتها که مهمان های برنامه جواب میدادند
او هیچ چیزی نمی گفت

00:39:22.986 --> 00:39:24.727
بنابراین آنها هم یکم بیشتر ادامه میدادند

00:39:24.821 --> 00:39:27.859
این یکی از آن شگرد های معرکه در مصاحبه کردن بود

00:39:30.994 --> 00:39:35.989
!باحال بود!باحال بود!خیلی باحال بود
!...من قرار نیست تو دامتون بیفتم ! عالی بود

00:39:46.885 --> 00:39:51.220
...خدمتکار "نِگری" و "افسرکلِمنز" فرمایشات ما

00:39:51.389 --> 00:39:53.346
مثل همیشه "درست" است اعلی حضرت

00:39:53.516 --> 00:39:57.680
افسر کِلمنز میشه به نشانتون یکم از نزدیکتر نگاه کنیم !؟

00:39:57.854 --> 00:40:01.188
فکر کنم دوستان عزیز من بتونن بخوننش
00:40:01,903 --&gt; 00:40:04,700
پُ ل ی س

00:40:04.903 --> 00:40:08.019
...همیشه احساس می کردم که یک مامور پلیس
(فرانسوا کلمِنز - بازیگر نقش افسر کلمِنز)

00:40:08.113 --> 00:40:10.024
خطرناک ترین فرد موجود در یک محله است

00:40:10.699 --> 00:40:14.364
واسه همین هم برای بازی کردن نقش افسر پلیس
به شدت تردید داشتم

00:40:14.537 --> 00:40:17.871
اما همیشه یک بی تفاوتی ای در فِرد بود
که باعث میشد تو هم بی خیال بشی

00:40:18.041 --> 00:40:19.907
: و من هم گفتم
"...آقای راجرز"

00:40:20.293 --> 00:40:23.331
"...مایه ی مباهات بنده است که در برنامه تون حضور داشته باشم"

00:40:23.588 --> 00:40:27.377
"تا وقتی که تداخلی با آواز خواندن من نداشته باشه"

00:40:27.550 --> 00:40:31.760
!!به اندازه کافی برف نشسته رومون !! حالا دیگه میتونیم بریم

00:40:33.222 --> 00:40:37.716
!!!دیگه بیشتر از این برف نمی خواااهیییییم

00:40:38.937 --> 00:40:43.431
!دیگه منو دست می انداخت
!واسه اون قضیه 20 سال تمام منو دست می انداخت

00:40:43.608 --> 00:40:45.440
:بهم میگفت
"!افسر کِلمنز"

00:40:45.944 --> 00:40:50.108
الان داریم در حرفه جنابعالی تداخل ایجاد می کنیم !؟
داریم تداخل می کنیم با کار جنابعالی !؟

00:40:50.406 --> 00:40:53.899
!!خیلی بی رحم بود
:البته این را هم بعدها بهم گفت که

00:40:54.369 --> 00:40:56.610
"واسه همون لحظه بود که ازت خوشم اومد "

00:40:57.121 --> 00:41:00.785
"گفت : "چون حرفت را زدی و نمی خواستی پاچه خواری منو بکنی

00:41:00.959 --> 00:41:03.166
این ها عیناً جملات آقای راجرز بودند
00:41:03,500 --&gt; 00:41:06,200
قسمت 195
نهم ماه مه 1969

00:41:06.756 --> 00:41:08.463
چه حس خوبی میده

00:41:12.261 --> 00:41:15.003
اوه! افسر کلمنز اینجاست
سلام افسر کلمنز... بیایید داخل

00:41:15.098 --> 00:41:17.242
- سلام آقای راجرز... حالتون چطوره !؟
- خوبم ! چرا نمیشینید

00:41:17.266 --> 00:41:18.677
اوه حتماً البته واسه یه لحظه

00:41:18.768 --> 00:41:21.851
از بس هوا گرمه که داشتم رو پاهام یه کم آب میریختم

00:41:21.980 --> 00:41:24.267
-...اوه اره واقعا که گرمه
- میخواهید شما هم به من ملحق بشید !؟

00:41:24.440 --> 00:41:27.432
به نظر که خیلی لذت بخشه
اما آخه حوله ای چیزی ندارم

00:41:27.527 --> 00:41:30.485
-خوب میتونید از حوله من استفاده کنید
-!حتما

00:41:30.655 --> 00:41:33.192
در جاهای مختلف کشور، مردم اغلب نمی خواستن که سیاهپوست ها

00:41:33.282 --> 00:41:35.023
بیایند و در استخرهاشون شنا کنند

00:41:36.202 --> 00:41:38.694
"و فِرد می گفت : " این واقعاً احمقانه است

00:41:40.498 --> 00:41:42.239
امروز بعد از ظهر مشکلی به وجود امده بود

00:41:42.333 --> 00:41:47.670
تعدادی از روحانیون یهودی سفیدپوست و سیاهپوست
وارد این هتل که مخصوص یهودیان است شدند که در نهایت این اتفاق افتاد

00:41:47.672 --> 00:41:51.415
مدیر هتل " جیمز براک" بهشون گفت که
از ملک شخصی آن ها برن بیرون

00:41:51.676 --> 00:41:54.464
و همینطور مواد شوینده شیمیایی را داخل آب استخر میریخت

00:41:54.637 --> 00:41:56.969
تا کاری کند که سیاهپوستان آن جا را سریعتر ترک کنند

00:41:58.307 --> 00:42:01.971
حضور من در برنامه، برای فِرد حکم یک بیانیه را داشت

00:42:03.688 --> 00:42:06.146
!آبِ خنک تو یک روز گرم

00:42:10.194 --> 00:42:14.821
"من فکر می کنم عنصر "اراده
بزرگترین بخش از داستان فرد هست که

00:42:14.822 --> 00:42:18.612
توجه و اعتنای لازم بهش نشده

00:42:22.373 --> 00:42:25.115
آن سطحی از "اراده" که این مرد تقریبا به تمام

00:42:25.960 --> 00:42:30.500
سطوح مختلف زندگی اش، اعم از جسمی و روحی وارد کرد

00:42:33.217 --> 00:42:36.005
و هیچ تجلی دیگری برای آن پیدا نخواهد شد

00:42:36.345 --> 00:42:39.007
"غیر از همان عدد "143

00:42:39.307 --> 00:42:41.844
- این ادرس خونتونه اینجا زدی !؟
- !اوه ... نه

00:42:42.185 --> 00:42:44.768
اون یه معنی خیلی خاصی داره

00:42:45.688 --> 00:42:47.770
- ؟! 143
- ...اوهوم

00:42:49.067 --> 00:42:52.526
"I" ببین کلمه
یک" حرف داره"

00:42:52.904 --> 00:42:56.568
...Love و کلمه
"L-O-V-E"
هم "چهار" حرف داره

00:42:57.200 --> 00:43:00.693
...You و کلمه
"Y-O-U"
هم "سه" حرف داره

00:43:01.871 --> 00:43:05.489
فرد به باشگاه ورزشی پیتسبورگ می رفت

00:43:05.708 --> 00:43:07.619
و 1600 متر را شنا می کرد

00:43:08.586 --> 00:43:11.248
او با سرعتی آرام

00:43:11.339 --> 00:43:14.923
اما حساب شده و معین
شنا می کرد

00:43:15.093 --> 00:43:18.802
بعد یک بار رفت روی ترازو

00:43:20.556 --> 00:43:25.266
و عقربه ترازو دقیقاً رفت روی وزن 143 پوند
(حدود 64.8 کیلوگرم)

00:43:25.937 --> 00:43:28.395
بعد از روی ترازو آمد پایین

00:43:28.731 --> 00:43:31.770
با یک لبخند ریزی که گوشه لبش بود

00:43:31.776 --> 00:43:34.359
...و بهم گفت که وزنش

00:43:34.737 --> 00:43:38.275
...در تمام روز های عمرش

00:43:38.574 --> 00:43:44.612
از اواخر دهه 50 یا اوایل دهه 60
دقیقاً همین 143 پوند بوده است

00:43:46.916 --> 00:43:49.783
الان خیلی وقت ها به این موضوع فکر می کنم

00:43:49.919 --> 00:43:55.224
!...همین داستان وزن 143 پوند
!واسه من که دیوانه کننده است

00:43:55.299 --> 00:43:57.916
!...امتحانش کنید
!من که نمیتونم

00:43:58.970 --> 00:44:02.884
در عدد شناسی شخصی فِرد
عدد جمله " دوستت دارم"، 143 است

00:44:03.141 --> 00:44:07.556
پس وقتی عقربه میره و روی 143 می ایستد

00:44:07.728 --> 00:44:10.937
این خودش یک خصوصیت تایید کننده است

00:44:12.441 --> 00:44:15.650
کلی چیزهای عجیب و غریب هست که نمی خوام بهتون بگم
(نیک تالو - مدیر صحنه)
00:44:16,001 --&gt; 00:44:17,650
!! فقط یکیشو بگو

00:44:18.281 --> 00:44:19.487
!نه

00:44:21.492 --> 00:44:25.577
فردی حکم اون بچه مایه داری را داشت
که تو یه خونه بزرگ زندگی می کنه

00:44:26.414 --> 00:44:31.533
بقیه ما هم انگار همین بچه های درب و داغونی بودیم که
خونه شون اون ورِ کوچه است

00:44:31.961 --> 00:44:34.500
کنار فرد میتونستم کاملا اون طوری که
خودمون هستیم رفتار کنیم

00:44:34.501 --> 00:44:37.585
یک مشت دیوونه بودیم
که همه مون هم موهامون را بلند کرده بودیم

00:44:38.467 --> 00:44:41.425
و همیشه خوش میگذروندیم و
همیشه کارهای خنده دار میکردیم

00:44:41.596 --> 00:44:43.303
...چه خوبه

00:44:51.981 --> 00:44:54.643
خیلی خوب ! اینها مال من نیستن !! واسه کیه این کفش ها !؟

00:44:58.863 --> 00:45:02.323
هر جایی میدیدیم که یک دوربین بیکار افتاده

00:45:02.534 --> 00:45:05.741
من برش می داشتم، شلوارمو میدادم پایین
و از کونم یه عکس می گرفتم

00:45:05.828 --> 00:45:07.284
و بعد دوربین رو میذاشتم سر جاش

00:45:07.371 --> 00:45:11.160
و بعد از مثلا 3 هفته که فیلم دوربین اماده می شد

00:45:11.334 --> 00:45:14.998
و شما می بردیش به فروشگاه فوتومت برای چاپ
...و عکس هات رو تحویل می گرفتی

00:45:15.171 --> 00:45:20.664
یکی یکی عکس ها رو میدیدی که یکیش عکس خاله جودیه
!یکیش عمو فردِ و یکیش هم عکش کون یه بنده خدا

00:45:20.675 --> 00:45:22.667
و یه روز فرد دوربینش را آورده بود توی استودیو

00:45:22.845 --> 00:45:24.506
و داشت باهش عکس می گرفت

00:45:25.014 --> 00:45:28.006
ما هم رفتیم پشت صحنه و از کون من یه عکس گرفتیم

00:45:28.476 --> 00:45:29.807
!و دوربینش را گذاشتیم سر جاش

00:45:30.019 --> 00:45:33.353
دیگه کسی از اون ماجرا حرفی نزد
...تا اینکه چند ماه بعد

00:45:33.648 --> 00:45:35.889
فکر میکنم نزدیک های کریسمس بود

00:45:36.234 --> 00:45:39.317
:که به یکی از بچه ها گفت
" هدیه نیک رو بهش دادید !؟"

00:45:39.695 --> 00:45:44.360
و اون عکس من بود با کونم
!که پوسترش رو چاپ کرده بود

00:45:54.585 --> 00:45:57.373
- !...خیلی ممنونم
- !...قابلی نداره

00:45:57.546 --> 00:45:59.878
- خودت اینو کشیدی !؟

00:46:00.383 --> 00:46:03.671
...من

00:46:03.844 --> 00:46:06.711
من... من یاد ...من یاد "ایکس، آقا جغده شاخدار" افتادم

00:46:06.889 --> 00:46:10.883
وا سه همینم عکسشو تو خونه اش کشیدم

00:46:11.227 --> 00:46:13.013
با این درِ کوچولویی که داره

00:46:13.896 --> 00:46:18.060
...وای اینها که خیلی باارزش اند
واقعا دستت درد نکنه

00:46:18.234 --> 00:46:21.727
- قابلی نداره
- میخوای " ایکس، آقا جغد شاخدار" رو ببینی!؟

00:46:24.949 --> 00:46:28.032
خوشحالی...!؟ این یکم خوشحالت میکنه ... نه !؟

00:46:28.703 --> 00:46:30.910
!...اوه ! سلام علیکم

00:46:32.456 --> 00:46:34.117
!سلام به همه

00:46:34.417 --> 00:46:37.205
!من ایکسم... آقا جغد شاخدار

00:46:37.586 --> 00:46:40.044
!شنیدم عکس منو کشیدی

00:46:41.632 --> 00:46:46.092
این فهرست تمام قسمت هایی است که ما کار کردیم
(قسمت 590 - بیستم فوریه 1976)

00:46:46.304 --> 00:46:48.136
این ها هم فیلم قسمت هاست

00:46:50.057 --> 00:46:54.221
در آن مقطع زمانی، احساس می کرد که
به اندازه کافی برنامه تولید کرده است

00:46:54.312 --> 00:46:56.053
و از اینجا به بعد دیگه به تکرار می رسد

00:46:56.147 --> 00:46:58.764
این ها تمام برنامه های مختلفی هستند که پخش شدند

00:47:00.151 --> 00:47:02.939
برنامه های ضبط شده ای که روی نوار ضبط کرده ایم

00:47:03.612 --> 00:47:07.355
او می نوشت، اجرا می کرد
آواز می خواند و آهنگ سازی میکرد

00:47:07.491 --> 00:47:11.328
و این واقعاً انرژی زیادی ازش گرفته بود
و نیاز داشت که مدتی استراحت بکنه

00:47:11.329 --> 00:47:15.288
هفته بعد شروع میکنیم به نشان دادن همه این قسمت ها

00:47:15.458 --> 00:47:18.075
تا همه بتونن مسیری که تا اینجا طی کردیم راببینند

00:47:18.252 --> 00:47:19.583
من که بی صبرانه منتظر میمونم

00:47:20.296 --> 00:47:22.128
بیایید یه نگاهی به این یکی بندازیم

00:47:22.298 --> 00:47:25.131
وقتی به تمام آن قسمت های تولید شده فکر میکنید

00:47:25.509 --> 00:47:28.340
کلی داستان هست که میتونید راجع بهشون حرف بزنید
اینطور نیست !؟

00:47:28.346 --> 00:47:31.839
در آینده چه چیزی در انتظار فِرد راجرزه !؟
با خبر هستم که
(آقای راجرز محله را ترک میکند)

00:47:31.932 --> 00:47:33.593
می خواهید تولید برنامه "محله..." را

00:47:33.684 --> 00:47:35.800
تا بهار امسال متوقف کنید

00:47:36.312 --> 00:47:38.849
خوب این کار زمانی را در اختیارمون میگذاره تا

00:47:39.023 --> 00:47:41.980
بتونم کاری را که مدت هاست
قصد انجامش را داشتم، انجام بدم
00:47:57,500 --&gt; 00:47:59,830
"دوست های قدیمی ، دوست های جدید"

00:47:59.835 --> 00:48:01.542
"سلام "کیتی
"سلام "فِرد

00:48:03.172 --> 00:48:05.755
جان، صبر کن این پالتو را بهت نشون بدم

00:48:07.343 --> 00:48:11.632
تصمیم داشت یک برنامه برای "ساعات اوج بیننده" تهیه کنه

00:48:11.847 --> 00:48:15.841
برای همین هم بودجه ای دریافت کرد برای ساخت
"برنامه "دوست های قدیمی ، دوست های جدید

00:48:17.061 --> 00:48:21.806
همیشه برام سوال بود که چی میشه که گاهی
بعضی ها با تمام مشکلات پیش رویشون مبارزه می کنند

00:48:22.400 --> 00:48:26.438
و بعضی ها هم با درماندگی در برابر مشکلاتشون خورد میشن

00:48:26.904 --> 00:48:28.110
فردا" برای من چه حسی داره !؟"

00:48:28.197 --> 00:48:31.861
...همینقدر... احساس میکنم همینقدرم

00:48:32.368 --> 00:48:33.858
هیچ احساسی نسبت به فردا ندارم

00:48:33.953 --> 00:48:36.910
در اینجا، احساس برای من یک چیز مرده است

00:48:38.165 --> 00:48:41.532
به طرز فوق العاده ای نسبت به دیگران
در پذیرش قرار داشت

00:48:41.752 --> 00:48:43.743
به طرز وحشتناکی در پذیرش قرار داشت

00:48:46.048 --> 00:48:49.507
دلش میخواست با بزرگترها هم کلام بشه
یه جورهایی عروسک ها را گذاشته بود کنار

00:48:50.177 --> 00:48:52.544
اما... از آن برنامه ها چیزی را دیده بودید !؟

00:48:53.764 --> 00:48:57.974
...این احساس که این ساز، یک مکان است

00:49:01.230 --> 00:49:03.938
که یک کشور است

00:49:05.734 --> 00:49:09.068
...که یک جاییست که میخواهی بری

00:49:10.072 --> 00:49:12.234
تا چیزی را به زبان بیاری

00:49:17.246 --> 00:49:19.829
خوب این چه ارتباطی با دنیای ما پیدا میکنه !؟

00:49:21.917 --> 00:49:25.080
من مثلا هیچ فروشگاهی را نمیشناسم که این شکلی باشه

00:49:25.629 --> 00:49:27.916
یا هیچ برنامه تلویزیونی که
این حال و هوا را داشته باشه

00:49:29.258 --> 00:49:32.048
این حس و حال یک گل را تداعی می کنه

00:49:32.094 --> 00:49:35.085
یا حس وحال یک بچه را

00:49:35.764 --> 00:49:39.601
هیچ کسی جز فِرد فکر ساخت همچین برنامه ای را
برای بزرگسالان را نمی کرد

00:49:39.602 --> 00:49:41.138
((برداشت نوزدهم))

00:49:42.229 --> 00:49:47.144
از اشعار و سخنانی که در ستایش شعر و موسیقی
برای ما فرستادید بسیار ممنونم

00:49:47.818 --> 00:49:50.480
حقیقتاً در ساخت این برنامه، برای ما الهام بخش بودید

00:49:50.821 --> 00:49:52.687
در برنامه بعد با شما خواهم بود

00:49:53.741 --> 00:49:58.201
اما نتوانست آن ارتباط را با مخاظب بزرگسال تلویزیون

00:49:58.287 --> 00:49:59.887
به شکلی که خودش توقع داشت، بر قرار کنه

00:50:04.627 --> 00:50:08.712
یادم میاد یک بار روزنامه را باز کردم
...و خبری را خواندم راجع به بچه ای که

00:50:09.423 --> 00:50:11.915
با یک حوله بسته شده دور گردنش
از روی پشت بام پریده بود پایین

00:50:12.134 --> 00:50:16.626
چون می خواست اَدای "سوپرمن" را در بیاورد
(مجروح شدن کودک از چند ناحیه به خاطر تقلید از سوپرمن)

00:50:16.972 --> 00:50:19.339
و مشابه آن، اتفاقات زیاد دیگری هم افتاده بود

00:50:19.517 --> 00:50:23.636
حتی بعضی از بچه ها به خاطر شدت جراحات، فوت کرده بودند
من این خبر را برای فِرد خواندم

00:50:24.355 --> 00:50:28.313
خیلی براش سنگین بود
چون فکر میکرد در برنامه هایش تمام حرفهایی که

00:50:28.483 --> 00:50:33.690
برای رشد بچه ها لازم بوده را قبلا زده
اما این موضوع اتفاق جدیدی بود

00:50:33.697 --> 00:50:34.937
خیلی کم پیش می آمد که فِرد عصبانی بشه

00:50:35.032 --> 00:50:37.069
اما این بار به شدت عصبانی بود

00:50:37.159 --> 00:50:41.370
از اینکه چطور بعضی ها کاری میکنند که یک بچه کوچک
اینطور موضوعی برایش مشتبه بشود

00:50:41.372 --> 00:50:48.021
و عصبانی بود که رسانه ای دارد این کار را انجام میدهد
که خود او هم در آن مشغول به کار است
00:50:48,048 --&gt; 00:50:49,010
...این میشه
00:50:50,048 --&gt; 00:50:51,010
"!سوپرمن "

00:50:51.048 --> 00:50:52.163
آره ... سوپرمن
00:50:52,164 --&gt; 00:50:54,200
!! و تو هم میشی ...بتمن

00:50:55.302 --> 00:50:59.591
دیگر خسته شده ام از اینکه افرادی که مدت هاست

00:50:59.682 --> 00:51:01.889
دغدغه های اصلی کودکان را کنار گذاشته اند

00:51:02.476 --> 00:51:05.264
درباره نیازهای واقعی کودکان نظر میدهند

00:51:05.854 --> 00:51:08.095
من" به شما میگم که کودکان به چه نیاز دارند"

00:51:09.483 --> 00:51:12.521
آنها به بزرگترهایی احتیاج دارند
که از آنها

00:51:13.195 --> 00:51:16.859
در برابر قالب های زندگی روزمره محافظت کنند

00:51:20.369 --> 00:51:22.861
: همون لحظه بود که فرد گفت

00:51:23.247 --> 00:51:25.705
"نظرت چیه که یک هفته راجع به ((ابَرقهرمان ها)) صحبت کنیم !؟"

00:51:26.208 --> 00:51:29.200
"...راجع به همین ((خود شبیه انگاری)) به آن ها"

00:51:30.588 --> 00:51:34.252
خیلی سریع دوباره با همان برنامه برگشتیم

00:51:45.852 --> 00:51:47.059
!آنا" مراقب باش"
... دلم نمیخواد صدمه

00:51:47.146 --> 00:51:50.855
!فکر کنم دارم پرواز میکنم ! فکر کنم... ! دارم پرواز می کنم

00:51:51.066 --> 00:51:55.025
- چه کار داری می کنی !؟
- !آنا میخواست سعی کنه پرواز کنه

00:51:55.279 --> 00:51:58.897
آخه دامن جادووییم رو تنم کرده بودم
!داشتم میرفتم توی هوا

00:51:59.074 --> 00:52:02.237
!بله ! ولی داشتی پَرت میشدی پایین ! ممکن بود بدجوری صدمه ببینی

00:52:02.578 --> 00:52:03.909
!بله ! درسته ... آنا

00:52:04.079 --> 00:52:07.242
باید خیلی مراقب این داستان های "ابَرقهرمانی" باشید

00:52:08.751 --> 00:52:11.459
با همه بچه ها خوش رفتار بود

00:52:12.296 --> 00:52:15.584
...اصل ماجرا هم همین بود به نظرم
منظورم اینه که بعضی از بچه ها

00:52:15.758 --> 00:52:18.591
بودند که واقعاً شیطان را درس می دادند
یا خیلی شر بودند

00:52:18.927 --> 00:52:22.261
"!فرد هیچوقت نمی گفت : "این عجب تخم جنّیه ! بندازینش بیرون

00:52:22.431 --> 00:52:25.263
!میدونید... میخوام بگم اگه من بودم اینکارو می کردم

00:52:25.601 --> 00:52:28.764
:فرد همیشه میگفت
...این دنیای بیرونیِ زندگی بچه هاست

00:52:28.937 --> 00:52:32.726
...که تغییر کرده
ذات بچه ها تغییری نکرده

00:52:33.275 --> 00:52:36.142
متوجه شد که هنوز کارش تمام نشده

00:52:36.570 --> 00:52:41.115
من فرد راجرز هستم و میخوام باهاتون
راجع به "تخیّل کردن" صحبت کنم
(این برنامه : آقای راجرز و اَبَرقهرمان ها)

00:52:41.116 --> 00:52:44.359
وقتی برنامه وارد مرحله بعد میشه
در دهه 1980 قرار داریم

00:52:44.453 --> 00:52:45.739
که قرار است هر هفته یک موضوع اصلی داشته باشد

00:52:45.829 --> 00:52:48.446
!...مثلاً یک هفته راجع به موضوع مرگ

00:52:48.707 --> 00:52:52.450
"اوه! سلام بچه ها ! میخواهیم یک هفته درباره مرگ صحبت کنیم"
00:52:52,500 --&gt; 00:52:53,960
"وقتی حیواناتمون میمیرند"

00:52:53.962 --> 00:52:55.248
!یا موضوع طلاق

00:52:55.339 --> 00:52:57.296
بعضی آدم ها با هم ازدواج میکنند
و بعد از یک مدتی

00:52:57.466 --> 00:52:59.457
آنقدر از دست همدیگه ناراحت میشن

00:52:59.551 --> 00:53:01.758
که دیگه دلشون نمی خواد با هم زن و شوهر باشن

00:53:02.137 --> 00:53:07.348
"در مورد " گم شدن بچه ها
!!پسر!! این خیلی دل و جرأت می خواد

00:53:09.812 --> 00:53:13.806
!...کمک ! کمک ! کمک ! کمک
!خواهش میکنم... یکی کمک کنه

00:53:24.993 --> 00:53:28.782
یک برگه کاغذ بود که به طور اتفاقی توجهم را جلب کرد

00:53:31.500 --> 00:53:36.836
و او در این برگه، راجع به اینکه چطور
دیگه نمیتونه ادامه بده نوشته بود

00:53:37.673 --> 00:53:41.500
که فکر میکرد دیگه قادر به انجام درست این کار نیست

00:53:41.510 --> 00:53:45.469
"خودم را مسخره کردم که خیال میکنم باز هم میتونم بنویسم !؟"

00:53:46.181 --> 00:53:50.470
"...با خودم موندم شاید دارم آب در هاون می کوبم"

00:53:51.353 --> 00:53:54.891
"...تا وقتی دوباره شروع به نوشتن نکنم، نمیفهمم"

00:53:56.483 --> 00:53:58.724
"چرا دیگه به خودم اعتماد ندارم !؟"

00:53:59.486 --> 00:54:03.696
"بعد از این همه سال... این بار هم به بدی همیشه است"

00:54:06.326 --> 00:54:10.705
"این عرصه مرد نبرد میخواهد، و اینجاست که باید کارم را شروع کنم"
(در سال 1984 Cliff Gladwin اشاره به داستانی درباره)

00:54:10.706 --> 00:54:13.038
"شروع کن فرد...شروع کن"

00:54:14.710 --> 00:54:19.670
اما هرگز به کسی این اجازه را نده"
"که بگوید کاری که تو کردی، کار ساده ای بود

00:54:19.673 --> 00:54:21.163
"...چون کار ساده ای نبود"

00:54:27.723 --> 00:54:32.217
یک بار که با هم رفته بودیم به متروی نیویورک

00:54:32.394 --> 00:54:35.557
تمام بچه هایی که توی آن واگن پر جمعیت و شلوغ بودند

00:54:36.231 --> 00:54:38.563
"...شروع کردند به خواندن آهنگ "محله

00:54:51.747 --> 00:54:56.366
میشه گفت احتمالا یک شخصیت کارتونی بوده
!که تونسته پا به دنیای واقعی بگذاره

00:54:57.085 --> 00:54:58.085
منم میشه بزنم !؟

00:54:59.296 --> 00:55:01.253
!اسکیت هامو آوردم
!میتونم امتحان کنم

00:55:08.597 --> 00:55:10.804
- دیگه چه کار می خوای بکنی !؟
- "رقص "مون واک

00:55:10.974 --> 00:55:13.432
- مون واک !؟
- !یاد گرفتی ... آره

00:55:14.144 --> 00:55:17.637
مردم طوری او را به عنوان
یک چهره عمومی مهم قبول داشتند که

00:55:17.815 --> 00:55:21.183
از او توقع داشتند راجع به
مسائل مهم روز صحبت کند

00:55:21.652 --> 00:55:25.316
به همین خاطر هم، فِرد به راحتی به سمتی
فراتر از یک چهره عمومی، سوق داده شد

00:55:25.489 --> 00:55:30.029
خُب میدونید... زمین، اسم جایی است که
همه آدم ها در آن زندگی می کنند

00:55:30.494 --> 00:55:33.862
و ماه هم اسم جایی است که

00:55:34.456 --> 00:55:35.946
فضانوردان میخوان به آن جا سفر کنند

00:55:36.625 --> 00:55:40.835
هر وقت که درگیر یک بحران ملی یا بین المللی میشدیم
(سوزان استمبرگ - روزنامه نگار)

00:55:41.338 --> 00:55:45.081
همیشه نقش من این بود که بهش زنگ بزنم و
با او مصاحبه رادیویی بکنم

00:55:46.134 --> 00:55:49.422
به بچه هامون راجع به اخبار روز، چی باید بگیم !؟

00:55:49.596 --> 00:55:52.088
اخبار اتفاقاتی که بسیار سخت هستند
اتفاقاتی که بسیار فاجعه بار هستند

00:55:52.474 --> 00:55:57.058
خلبان فضاپیما "مایک اسمیت" را می بینیم که توسط
کریستا مک-آلیف" استاد هوا و فضا همراهی میشه"

00:55:57.145 --> 00:55:59.807
کریستا در حال تمرین کردن دروسی است که
از فضا قرار است تدریس کند

00:56:00.315 --> 00:56:04.525
صبح به خیر. من کریستا مک-آلیف هستم
زنده از فضاپیمای چلنجر

00:56:04.695 --> 00:56:07.357
این دروس به طور سراسری
.از تلویزیون های همگانی پخش خواهد شد

00:56:07.447 --> 00:56:10.405
...پنج...چهار...سه

00:56:10.492 --> 00:56:14.030
...دو...یک ... پرواز

00:56:14.204 --> 00:56:19.199
فضاپیمای شاتل در 25 امین ماموریت خود
از زمین جدا می شود و برج های پرواز را ترک می کند

00:56:19.293 --> 00:56:21.079
چلنجر ، اعمال نهایت قدرت موتور

00:56:21.336 --> 00:56:23.077
دریافت شد. اِعمال نهایت قدرت موتور

00:56:30.012 --> 00:56:31.502
!...خدای من ! نه

00:56:36.018 --> 00:56:40.057
چطور این مسئله را برای بچه ها مطرح کنیم
که آنها بتونن آن را درک کنند !؟

00:56:44.526 --> 00:56:47.860
و جواب فرد به این سوال این بود که
همیشه به بچه ها بگوییم

00:56:48.196 --> 00:56:51.188
...که ما، پدران و مادران آنها
همیشه از آن ها مراقبت خواهیم کرد

00:56:52.576 --> 00:56:54.988
گاهی اوقات برای من دادن چنین پیامی

00:56:55.162 --> 00:56:56.994
به عنوان مادر یک کودک خردسال، کار خیلی سختی بود

00:56:57.080 --> 00:56:59.741
بعضی وقت ها احساس می کردم که دارم دروغ میگم

00:56:59.832 --> 00:57:01.712
می دونستم که چیزهایی در این دنیا وجود داره

00:57:01.792 --> 00:57:05.374
که من نمی توانم فرزندم را از آن ها محافظت کنم

00:57:06.048 --> 00:57:09.211
گاهی اوقات، مجبوریم که با فجایع دست به گریبان بشیم

00:57:09.551 --> 00:57:11.713
تا بتوانیم اهمیت عشق را درک کنیم

00:57:13.347 --> 00:57:17.432
عشق چیزی است که ما را در این مسیر پر تلاطم
در کنار هم نگه می داره

00:57:23.774 --> 00:57:26.607
"چه روز زیباییه تواین محله"

00:57:26.777 --> 00:57:29.769
"...چه روز زیباییه واسه همسایه"

00:57:29.863 --> 00:57:34.232
می دونید... باید کار دشواری باشه که فرد راجرز باشی

00:57:34.409 --> 00:57:38.279
با تمام آن مأموریت هایی که در ذهنت داری

00:57:38.456 --> 00:57:41.080
و بعد کسانی را ببینی که اَدات را در میارن

00:57:41.083 --> 00:57:45.418
همیشه دلم می خواست تو یه خونه
! مثل خونه تو زندگی کنم، رفیق

00:57:46.088 --> 00:57:49.877
!شاید وقتی تو خونه نباشی، یواشکی بیام تو

00:57:50.050 --> 00:57:52.587
با یه زنی ازدواج کردم که میگفت مایه داره

00:57:52.761 --> 00:57:55.093
!منم همه پولشو خرج کردم و زنیکه رو ول کردم رفت

00:57:55.263 --> 00:57:59.382
میشه همسایه من... میشه همسایه من... میشه همسایه من بشی !؟

00:58:02.104 --> 00:58:05.597
اِدی مورفی" برنامه "محله آقای رابینسون" را درست کرد"

00:58:05.774 --> 00:58:08.141
و یادم میاد وقتی همدیگه رو دیدیم

00:58:08.318 --> 00:58:10.355
دست هاش را انداخت دور من

00:58:10.445 --> 00:58:13.858
:همان اولین باری که من رو دید و گفت
"!!...اقای راجرز واقعی"

00:58:14.116 --> 00:58:16.778
...این آقای راجرزه که

00:58:17.244 --> 00:58:19.110
- !سمت چپ ایستاده
- آره سمت چپ ایستاده

00:58:19.287 --> 00:58:20.487
حالا بگید چه واکنشی به آن ها نشان دادید !؟

00:58:21.123 --> 00:58:22.830
خوب بعضی هاشون خیلی با مزه نبودند

00:58:23.000 --> 00:58:26.413
ولی فکر میکنم که خیلی از آن ها

00:58:26.962 --> 00:58:29.420
این کار را از روی حُسن نیت انجام داده اند

00:58:30.298 --> 00:58:34.383
دارم میرم یه محله جدید، جاییکه
!یه دوست جدید واسه خودم پیدا کردم

00:58:36.596 --> 00:58:39.054
...ببینم بلدید اسمشو بگید
"!فاحشه"

00:58:39.516 --> 00:58:43.009
بعضی هاشون بودند که آنچنان

00:58:43.478 --> 00:58:48.769
از روی حسن نیت برنامه نمی ساختند
و اگر با فلسفه برنامه های فرد شوخی می کردند

00:58:49.276 --> 00:58:51.859
تنها مواقعی بود که از کار آن ها رنجیده خاطرمیشد

00:58:52.529 --> 00:58:56.147
!! PBS مبارزه ستاره های

00:58:57.367 --> 00:59:00.325
!مردم با هیجان بی حد و حصر فریاد میکشند

00:59:00.495 --> 00:59:03.829
همینطور که آقای راجرز وارد رینگ میشه
!اوه ! نگاه کنید

00:59:03.999 --> 00:59:08.084
فرد در اکثر مواقع احساس شوخ طبعی خاصی داشت

00:59:08.420 --> 00:59:12.334
!این طرف میدان این بچه است که مشخصا هیکل ردیفی هم داره

00:59:12.507 --> 00:59:14.168
اما آقای راجرز چطوره !؟

00:59:14.509 --> 00:59:18.343
کارشناسان نسبت به مَرد بودنش
اظهار شک و تردید کردند

00:59:19.347 --> 00:59:21.088
فرد هم داشت همراه بقیه ما تماشا می کرد

00:59:21.183 --> 00:59:22.548
و همه داشتند می خندیدند

00:59:22.726 --> 00:59:27.846
و من یه لحظه با خودم گفتم شاید داره
به اون "فِرِدی تپل کوچولو" فکر میکنه

00:59:30.025 --> 00:59:32.062
درست قبل از سن بلوغ

00:59:32.152 --> 00:59:36.066
خیلی در دوست پیدا کردن کارش راحت نبود...فکر نمیکنم

00:59:36.740 --> 00:59:41.200
از آن بچه هایی بود که پتانسیل خوبی واسه اذیت کردن داشت

00:59:41.369 --> 00:59:45.363
معمولا با خودم میگم که اگر آن
...فِردی کوچولوی تپل" نبود"

00:59:45.707 --> 00:59:47.789
هیچوقت آقای راجرزی به وجود می آمد !؟

00:59:47.918 --> 00:59:51.536
می تونید قدرت ضرباتی که
از سمت بچه روانه میشه را احساس کنید

00:59:51.713 --> 00:59:55.081
ببینید چه اتفاقی داره میفته !؟
!!یه عروسک در آورده

00:59:55.258 --> 00:59:56.464
!!اوه اینجا رو نگاه کنید

00:59:56.551 --> 00:59:59.714
!داره بچه رو با جمعه شاهِ محبوب کتک میزنه

00:59:59.888 --> 01:00:01.674
!و اینجاست که آشپز فرانسوی را مغلوب میکنه

01:00:10.732 --> 01:00:12.018
!...صدای خنده

01:00:12.192 --> 01:00:15.734
وقتی یه پسر بچه بودم، عادت داشتم
یکی مثل این را پخش کنم

01:00:15.737 --> 01:00:19.499
میدونید، احساس می کردم که بزرگترهایی که
اطراف من بودند، بِهم فشار می آوردن

01:00:19.500 --> 01:00:21.075
تا به کسی تبدیل بشم که هنوز تواناییش را نداشتم

01:00:21.076 --> 01:00:23.568
"مثل یک ادم بزرگ رفتار کن"
بهم همچین حرف هایی میزدن

01:00:24.204 --> 01:00:27.037
خوب از این میترسیدم که وقتی
سعی ام را می کنم بهم بخندند

01:00:27.457 --> 01:00:29.368
واسه همین هم یه صفحه مثل این را پیدا کردم

01:00:29.459 --> 01:00:31.621
که میتونستم پخش صدای خنده را شروع کنم

01:00:31.795 --> 01:00:34.787
و یا آن را متوقف کنم، هر وقت که اراده می کردم

01:00:35.924 --> 01:00:38.632
به عنوان کسی که متنفر بود
از اینکه دیگران بهش بخندند

01:00:39.094 --> 01:00:43.258
احساس خوبی داشتم از اینکه ببینم
لااقل این خنده ها را میتونم کنترل کنم

01:00:45.308 --> 01:00:46.719
...فکر میکنم

01:00:47.602 --> 01:00:51.596
کسانی که تلاش می کنند

01:00:52.482 --> 01:00:55.850
تا کاری کنند که شما خودتان را
از آن چه که هستید کمتر ببینید

01:00:56.278 --> 01:00:58.110
به نظرم خبیث ترینِ افراد هستند

01:00:58.280 --> 01:01:01.818
دلم همیشه می خواست، جایی زندگی کنم
که همسایه ام تو باشی

01:01:01.992 --> 01:01:06.111
پس، بیا از این روز خوب، بهترین ها رو بخواهیم

01:01:06.955 --> 01:01:10.789
پس حالا که با همیم... با همدیگه می خونیم

01:01:11.126 --> 01:01:13.618
**همسایه من میشی !؟**
**میشه همسایه ام بشی !؟**

01:01:14.337 --> 01:01:17.329
:از فرد یک نقل فوق العاده ای هست که می گفت

01:01:17.591 --> 01:01:18.797
!اوه چه سخته

01:01:18.884 --> 01:01:20.841
...مهمترین آموزه ای که میتوان داشت"

01:01:20.927 --> 01:01:25.091
این است که توقع اشتباهات را داشته باشی
و اگر اتفاق افتادند، آن ها را بپذیری

01:01:25.265 --> 01:01:27.757
"و با یأس و ناامیدی حاصل از آنها، مقابله کنی

01:01:28.310 --> 01:01:32.099
سلام همسایه! یکم با زیپ لباسم مشکل داشتم

01:01:32.647 --> 01:01:37.517
اول بند کفش هام رو میبندم
و بعد دوباره زیپ لباسمو امتحان میکنم

01:01:38.361 --> 01:01:41.353
و فِرد این را هم متوجه شده بود که

01:01:41.448 --> 01:01:43.359
یک مرحله عمیق تری هم وجود داره

01:01:44.826 --> 01:01:46.863
یک چیزی را میدونید خانم اَبِرلین !؟

01:01:46.953 --> 01:01:48.193
چیه دَنیل !؟

01:01:48.663 --> 01:01:51.496
...با خودم داشتم یه فکری می کردم

01:01:51.666 --> 01:01:53.373
راجع به آقای اسکانکِ !؟

01:01:53.543 --> 01:01:55.659
یه چیزیه مربوط به اشتباهات

01:01:55.754 --> 01:01:56.994
چی هست !؟

01:01:57.672 --> 01:02:02.087
داشتم با خودم فکر می کردم نکنه منم اشتباهی ام !؟

01:02:03.803 --> 01:02:05.385
نکنه تو اشتباهی باشی !!!؟

01:02:05.555 --> 01:02:08.673
می خوام بگم آن روز در استودیو نشسته بودم

01:02:09.184 --> 01:02:11.050
...و داشتم این مکالمه رو گوش می دادم

01:02:12.229 --> 01:02:16.894
:و با خودم گفتم
...باورم نمیشه فرد اینطور شجاعتِ"

01:02:18.235 --> 01:02:20.021
"بیان چنین موضوعی دارد...

01:02:20.862 --> 01:02:24.856
...بعضی وقت ها با خودم میگم نکنه من زیادی اهلی ام

01:02:25.659 --> 01:02:30.654
گاهی وقت ها با خودم میگم نکنه خودم هم اشتباهی باشم

01:02:31.164 --> 01:02:35.374
اخه میدونم شبیه
هیچ کسِ دیگه
نیستم

01:02:36.044 --> 01:02:40.709
وقتی که خوابم یا اینکه حتی
توی بیداری

01:02:40.882 --> 01:02:45.877
گاهی با خودم خیال میکنم
نکنه که من اَلکی باشم

01:02:46.263 --> 01:02:50.257
آخه شبیه
هیچس کس دیگه ای... نیستم

01:02:51.101 --> 01:02:55.971
من که فکر میکنم تو همینطوری که هستی
عالی هستی

01:02:56.064 --> 01:02:57.064
واقعاً... !؟

01:02:57.107 --> 01:03:01.351
واقعا باید بهت بگم
!معلومه

01:03:01.528 --> 01:03:05.146
...خانم اَبرلین داره چیزی را به دَنیل میگه

01:03:05.824 --> 01:03:08.191
که فِرد خودش دلش می خواست به زبان بیاره

01:03:08.576 --> 01:03:11.659
نه تنها به خودش در دوران کودکی، بلکه به همه بچه ها

01:03:11.746 --> 01:03:16.206
تو الکی نیستی
تو اشتباهی نیستی

01:03:16.543 --> 01:03:18.534
...تو دوست منی

01:03:18.712 --> 01:03:21.374
و بعد تو با خودت میگی : "خوب شد دیگه... الان دنیل میخواد بگه

01:03:21.548 --> 01:03:23.108
"!آخیش مرسی ! حرف هات خیلی حالمو خوب کرد"

01:03:23.425 --> 01:03:27.919
-(با خودم میگم نکنه اشتباهی ام... (دنیل
-(من فکر می کنم تو همینطوری که هستی عالی هستی... (خانم اَبرلین

01:03:28.096 --> 01:03:31.589
- (من شبیه هیچ کس نیستم... (دنیل
-(واقعا میخوام بهت بگم... ( خانم اَبرلین

01:03:31.766 --> 01:03:36.636
...و بعد با خودم گفتم : "ممنونم فرد
...از اینکه یادمون انداختی

01:03:36.813 --> 01:03:41.932
"که فراموش کردن تردید ها... آنقدرها هم کار ساده ای نیست"

01:03:41.936 --> 01:03:46.646
،اما تو میتونی آن ها را به زبان بیاری
تا تنها ترس های تو به حساب نیان

01:03:46.823 --> 01:03:49.299
و بعد از آن، دیگر من کنار تو خواهم بود

01:03:49.300 --> 01:03:51.529
دنیل:) مگه نمیگن هرکی قویه شکست نمی خوره!؟)

01:03:51.619 --> 01:03:53.610
وقتی که خوابی
وقتی بیداری

01:03:53.747 --> 01:03:57.456
- (من شبیه هیچ کس نیستم... (دَنیل
- (میدونم که تو اَلکی نیستی... (خانم اَبرلین

01:03:57.625 --> 01:04:02.620
- (من شبیه هیچ کس نیستم... (دَنیل
- (تو اشتباهی نیستی... تو دوست منی... (خانم اَبرلین

01:04:05.133 --> 01:04:09.297
من فکر میکنم که تو عالی هستی

01:04:09.471 --> 01:04:11.838
دقیقا به همین شکلی که هستی

01:04:12.015 --> 01:04:13.301
همین قیافه ای که هستم !؟

01:04:13.391 --> 01:04:14.631
!اره

01:04:14.809 --> 01:04:16.140
همین شکلی که حرف میزنم !؟

01:04:16.227 --> 01:04:17.638
!خوب معلومه

01:04:17.812 --> 01:04:19.678
همین طوری که بقیه را دوست دارم !؟

01:04:19.773 --> 01:04:23.355
!به خصوص این یکی که حتما

01:04:27.405 --> 01:04:30.943
...تمام درّه ها

01:04:32.952 --> 01:04:35.694
...تمام درّه ها

01:04:35.872 --> 01:04:38.113
به بلندی تبدیل خواهند شد
(بخشی که از کتاب "اشعیا" یکی از پیامبران بنی اسراییل)

01:04:38.291 --> 01:04:39.998
در بین کودکان مخاطب برنامه
بچه های سیاهپوست هم وجود داشتند

01:04:40.502 --> 01:04:44.496
آن ها شخصیت سیاهپوستی را در برنامه می خواستند
که باعث سرافکندگی شان نشه

01:04:44.672 --> 01:04:48.506
بنابراین اگر معلوم میشد که من همجنسگرا هستم
این یک رسوایی بزرگ به حساب میامد

01:04:48.885 --> 01:04:51.252
و این چیزی نبود که در شأن این نژاد باشه

01:04:51.846 --> 01:04:53.803
بار این حرف برای همیشه روی شانه های من باقی ماند

01:04:54.307 --> 01:04:59.302
...این احساس که میدونی زنده ای

01:05:02.649 --> 01:05:04.515
!"خیلی خوب بود "فرانسوا

01:05:04.700 --> 01:05:07.480
"یک مرتبه رفتم به یک "مشروب فروشی مخصوص همجنسگراها
به اسم "پِلِی-پَن" توی مرکز شهر

01:05:07.570 --> 01:05:09.311
!...اوه خدا ! که چقدر هم حال داد

01:05:09.489 --> 01:05:12.698
اما یه نفر این خبر را به گوش
مسئولین برنامه "اقای راجرز" رساند

01:05:12.784 --> 01:05:15.902
:و ایشان هم ازم پرسید که
تو رفته بودی مرکز شهر به آن بار!؟

01:05:16.079 --> 01:05:20.242
"و من هم گفتم که : "بله
"و او جواب داد : " از این به بعد دیگه نمیتونی بری آنجا

01:05:20.375 --> 01:05:24.334
...می خواستم یک فیلمی را نشونتون بدم ... خیلی خوب
!تصویرِ در تصویر را میبینیم

01:05:26.548 --> 01:05:29.212
اینجا خانم "کِلمِنز" را میبینید که توی خونه شون نشسته

01:05:29.217 --> 01:05:32.710
در سال "1968" من ازدواج کردم
!البته که خوب... احمق نیستم

01:05:33.221 --> 01:05:36.758
!این هم یه عکس از شاه به همراه ملکه شون

01:05:38.900 --> 01:05:42.729
:اگر عُموم از ماجرای من با خبر میشدن بهم گفته بود
"...دیگه نمیتونی در برنامه حضور داشته باشی"

01:05:42.730 --> 01:05:45.643
حامیان مالی برنامه
"یعنی "جانسون و جانسون" و " سیرز

01:05:46.109 --> 01:05:50.600
نمیتونستن از سیاهپوستی که به شکل علنی
اظهار همجنسگرایی کرده حمایت کنن

01:05:50.613 --> 01:05:54.572
و فِرد آمادگی از دست دادن آن بازار را نداشت

01:05:55.618 --> 01:05:58.360
ازدواج من، به طرز فاجعه باری شکست خورد

01:05:59.581 --> 01:06:02.073
و من فهمیدم این مسئله با "دعا و ثنا" حل نمیشه

01:06:04.294 --> 01:06:06.581
در نهایت فِرد با این موضوع کنار آمد

01:06:07.797 --> 01:06:12.462
فکر می کنم فرانسوا شاید یه کم زود به دنیا آمده بود
01:06:13,001 --&gt; 01:06:15,050
...و البته هر دوی شما کلی دوست های همجنسگرا داشتید

01:06:15.054 --> 01:06:17.546
!...اوه بله ! آره واقعا...! خیلی زیاد

01:06:21.561 --> 01:06:23.914
باید من را ببخشید که این سوال را میکنم
اما میخوام یه چیزی ازتون بپرسم

01:06:23.938 --> 01:06:27.602
ممکنه گستاخانه به نظر بیاد اما حتی
یک لحظه هم من چنین قصدی ندارم

01:06:29.944 --> 01:06:31.605
شما تمایلات جنسیتون عادیه !؟

01:06:31.946 --> 01:06:34.066
منظورم اینه که ، از نظر جنسی تمایلاتتون عادیه!؟
...میخوام بگم ... شما
983
01:06:34,365 --&gt; 01:06:35,901
واقعا همونطوری که نشان میدید هستید !؟

01:06:36.034 --> 01:06:38.196
قبل از هرچیز باید بگم که "نه" اون همجنسگرا نیست

01:06:38.453 --> 01:06:40.785
:به همه آن هایی که ازم میپرسن میگم
"نه اون همجنسگرا نیست"

01:06:40.872 --> 01:06:44.456
اما وجه دیگه این موضوع اینه که
من به اندازه کافی باهاش وقت گذروندم

01:06:44.792 --> 01:06:48.456
که اگه اون... اگر نشونه ای ازهمجنسگرایی داشت
!من حتما دست به کار می شدم

01:06:49.797 --> 01:06:52.129
!نخیر...! نه تا جاییکه من خبر دارم

01:06:53.092 --> 01:06:58.462
فکر میکنم هر کسی که فرد را میدید
میدونست داره به کسی نگاه میکنه که

01:06:59.140 --> 01:07:02.633
نمیتونه با هیچ کس دیگری او را مقایسه بکنه

01:07:02.727 --> 01:07:06.721
...در وجود تو یک بخشی هست که از بین نرفته

01:07:06.981 --> 01:07:08.312
!...مرسی دَنیل

01:07:08.483 --> 01:07:10.190
- ...آن کودکی توئه
- اوهوم

01:07:10.610 --> 01:07:11.691
...خیلی خوب

01:07:11.778 --> 01:07:12.778
!ازش خوشم میاد

01:07:12.820 --> 01:07:14.151
...میدونم

01:07:14.447 --> 01:07:15.447
!خداحافظ

01:07:15.532 --> 01:07:18.445
این یکی از ان تاثیراتی بود که من از فرد گرفتم

01:07:20.161 --> 01:07:22.698
!اون معرکه است...وای

01:07:22.789 --> 01:07:26.327
من به یقین شکل دیگری از انسانیت را
...در وجود او دیدم

01:07:28.200 --> 01:07:29.713
...مطمئنم شما هم آن شایعاتی که

01:07:29.714 --> 01:07:34.752
میگفت فرد جزو نیروهای ویژه "نیروی دریایی" بوده
و کلی آدم کشته را شنیدید

01:07:34.842 --> 01:07:39.131
فرد عضو نیروهای ویژه "نیروی دریایی" بوده !؟
فرد خالکوبی داشته !؟

01:07:39.556 --> 01:07:42.423
و اینکه این لباس ها را میپوشیده تا

01:07:42.517 --> 01:07:44.383
!خاکوبی هاش را بپوشونه

01:07:45.353 --> 01:07:48.141
فرد در یک خانواده ثروتمند به دنیا آمده بود

01:07:49.107 --> 01:07:51.690
حتی بلد نبود یک "پیچ گوشتی" را دستش بگیره

01:07:52.110 --> 01:07:54.692
!!...کشتن یه مشت آدم که جای خود داره

01:07:55.029 --> 01:07:59.694
...این حرف ها برای من نمونه دقیقی از آدم هایی است

01:07:59.784 --> 01:08:03.402
که فرد را با تمام آن رفتار های
...خارج از عرف و منحصر به فردی که داشت

01:08:03.746 --> 01:08:08.300
:می دیدند و خیلی محکم و اساسی میگفتند
"!خوب... همچین چیزی غیر ممکنه"

01:08:08.301 --> 01:08:10.300
"!...باید همینطوری باشه که ما میگیم"

01:08:10.378 --> 01:08:15.963
:یک سؤال جهانی راجع به فِرد وجود داره که
"آیا اون واقعا در زندگی واقعیش هم همینطوری بود !؟"

01:08:15.964 --> 01:08:17.798
"!و جواب اینه که : "بله

01:08:19.220 --> 01:08:21.086
!فرانسوا کلمنز...! سلام... خوش آومدی

01:08:21.180 --> 01:08:22.341
ممنون... چه خبر !؟

01:08:22.432 --> 01:08:24.469
من خوبم... تو چه کارها میکنی !؟

01:08:24.559 --> 01:08:26.015
...پاهام خسته شده بود، واسه همین

01:08:26.102 --> 01:08:28.434
گفتم یکم بذارمشون توی آب

01:08:28.771 --> 01:08:30.011
اینجوری بهتر میشن !؟

01:08:30.189 --> 01:08:31.679
آره ! تو هم می خوای امتحان کنی !؟

01:08:31.774 --> 01:08:32.774
!حتماً

01:08:32.859 --> 01:08:34.816
:توی برنامه یه جمله ای داشت که میگفت

01:08:34.902 --> 01:08:37.234
"تو رو همینطوری که هستی دوست دارم"

01:08:37.947 --> 01:08:41.906
یک روز بهش گفتم :
"فرد... مخاطبت توی این جمله من بودم !؟"

01:08:42.535 --> 01:08:44.947
:و یه نگاهی بهم انداخت و گفت
"...بله"

01:08:45.246 --> 01:08:48.113
"من "دو" ساله که دارم این را به تو میگم"

01:08:48.291 --> 01:08:50.783
"...و تو امروز بالاخره صدامو شنیدی"

01:08:51.461 --> 01:08:56.210
و همون لحظه خودم را انداختم توی آغوشش
...و شروع کردم به...گریه کردن

01:08:56.215 --> 01:08:59.108
و اون لحظه، لحظه ای بود که
من" فهمیدم چقدر او را دوست دارم"

01:08:59.109 --> 01:09:02.924
"برای گفتن "دوستت دارم
راه های خیلی زیادی هست

01:09:03.765 --> 01:09:08.100
"برای گفتن اینکه "تو برای من اهمیت داری
راه های خیلی زیادی هست

01:09:08.269 --> 01:09:11.271
هیچ مردی هیچ موقع اینطور
به من نگفته بود که من رو دوست داره

01:09:11.272 --> 01:09:13.815
...من تمام عمرم واقعاً احتیاج داشتم به شنیدنش
...پدرم هیچ وقت بهم نگفت

01:09:13.816 --> 01:09:15.602
پدر ناتنیم هم هیچ موقع این حرف را بهم نزد

01:09:16.903 --> 01:09:21.692
برای همین هم از آن لحظه به بعد
...واسه من یه جورایی حکم پدر را پیدا کرده بود

01:09:23.284 --> 01:09:25.366
خیلی بهت افتخار میکنم فرانسوا

01:09:25.453 --> 01:09:26.614
!اوه ... خواهش میکنم فِرد

01:09:27.288 --> 01:09:28.369
...بذار کمکت کنم

01:09:28.456 --> 01:09:29.742
متشکرم

01:09:30.625 --> 01:09:32.582
...کسانی که در زندگیشون

01:09:32.710 --> 01:09:36.795
...چالش های بزرگی داشتند

01:09:37.340 --> 01:09:40.429
آن ها کسانی هستند که من رو
واقعا تحت تأثیر قرار می دهند
01:09:40,430 --&gt; 01:09:41,765
مثلاً کی !؟

01:09:44.430 --> 01:09:48.765
"مصاحبه ای داشتم با پسر کوچکی به نام "جف اِرلنگِر

01:09:49.769 --> 01:09:54.900
"این نامه رو نوشتیم چون قرار بود "جف
یک عمل پیوند نخاع داشته باشه
(هاوارد و پَم اِرلنگر - پدر و مادر جف)

01:09:54.900 --> 01:09:56.557
...و بگذارنش توی
چی میگفتن بهش !؟ یه نگهدارنده ...!؟

01:09:56.651 --> 01:09:57.732
یه کلاهک و نگهدارنده اش

01:09:57.819 --> 01:10:01.528
یه نگهدارنده فلزی دور بدنش و کلاهکی که
روی شانه هاش نصب میشد و همه به هم متصل میشدند

01:10:01.656 --> 01:10:03.238
آره... از بالا تا پایین بدنش

01:10:03.658 --> 01:10:05.820
ممکن بود نتونه زنده از زیر عمل بیرون بیاد

01:10:05.993 --> 01:10:09.156
:و واسه همین هم بهش گفتیم
"دلت میخواد چه کار کنی !؟"

01:10:09.664 --> 01:10:12.326
قراره عمل خیلی سختی را"
...پشت سر بگذاری واسه همین هم

01:10:12.500 --> 01:10:15.458
می خواهیم قبل از شروع عمل، یه کار
به خصوص و ویژه انجام بدیم

01:10:15.545 --> 01:10:17.161
!آقای راجرز

01:10:17.255 --> 01:10:18.916
!سلام ... جف

01:10:19.966 --> 01:10:21.832
- خیلی خوشحالم که میبینمت
- !سلام

01:10:22.009 --> 01:10:24.341
خیلی ازت ممنونم که امروز اومدی اینجا

01:10:24.846 --> 01:10:26.883
میشه به دوست های من بگی

01:10:27.348 --> 01:10:30.056
چی باعث شده که به این ویلچر احتیاج پیدا کنی !؟

01:10:30.518 --> 01:10:31.518
...حتما

01:10:31.686 --> 01:10:36.647
خوب... وقتی حدوداً هفت ماهه بودم

01:10:37.191 --> 01:10:42.186
یک... یک تومور در سرم پیدا شد که

01:10:42.363 --> 01:10:48.029
که به عصب هایی که به دست ها و پاهام
فرمان می دهند صدمه زد

01:10:48.202 --> 01:10:49.363
که اینطور

01:10:50.538 --> 01:10:55.999
و وقتی که چهار سالم بود روی ویلچیر نشستم

01:10:56.169 --> 01:10:59.662
- پس اولین بار اون موقع بود ... وقتی چهار سالت بود
- اوهوم...اوهوم

01:10:59.922 --> 01:11:03.040
قبل از شروع برنامه به جف گفت که
...قراره با هم کمی حرف بزنیم

01:11:03.217 --> 01:11:04.417
و بعد با همدیگه یه آهنگ بخونیم

01:11:04.469 --> 01:11:06.836
"!فکر کنم گفت : "ممکنه یه آهنگ با هم بخونیم

01:11:07.013 --> 01:11:08.469
چون من یه جورهایی غافلگیر شدم

01:11:08.556 --> 01:11:10.200
"چی !؟...جدی جدی میخوان آهنگ بخونن !؟"

01:11:10.224 --> 01:11:13.387
...آخه میدونی... ! کلاً
!!حتی نگفتن چه آهنگی

01:11:13.895 --> 01:11:17.058
!من "خودت" را دوست دارم

01:11:17.732 --> 01:11:20.565
...نه لباسی که میپوشی

01:11:20.943 --> 01:11:24.186
...نه مدلی که موهاتو درست می کنی

01:11:24.572 --> 01:11:27.439
...بلکه خودت را دوست دارم

01:11:28.034 --> 01:11:30.867
همونطوری که الان هستی

01:11:31.287 --> 01:11:34.871
اون طوری که توی اعماق قلبت هستی

01:11:35.249 --> 01:11:38.537
نه اونطوری که به ظاهر دیده میشی

01:11:38.711 --> 01:11:41.078
!نه این صندلی با کلاس ات

01:11:41.756 --> 01:11:44.748
که نسبت به خود تو خیلی بی ارزشه

01:11:46.260 --> 01:11:49.878
اما این خود تویی که من دوستش دارم

01:11:50.765 --> 01:11:53.632
همه وجودت را

01:11:54.227 --> 01:11:57.595
...پوستت را
...چشمانت را

01:11:57.772 --> 01:11:59.763
...احساساتت را

01:11:59.982 --> 01:12:03.771
همه احساسات قدیمی و جدیدت

01:12:04.445 --> 01:12:07.779
امیدوارم یادت بمونه

01:12:08.491 --> 01:12:12.985
حتی زمانی که غمگین و دل گرفته ای

01:12:13.746 --> 01:12:16.113
که من خود تو را دوست دارم

01:12:16.457 --> 01:12:20.826
تو را ... خودت را ...خود تو را

01:12:22.922 --> 01:12:25.004
خود تو را

01:12:25.633 --> 01:12:29.171
...من دوست دارم

01:12:29.846 --> 01:12:31.553
"و من واقعا تو را دوست دارم "جف

01:12:31.639 --> 01:12:32.639
!...ممنونم

01:12:32.682 --> 01:12:35.674
و حتما وقت هایی هست که احساس دلگیری می کنی

01:12:35.768 --> 01:12:36.849
...اوهوم

01:12:37.019 --> 01:12:39.199
!البته من که الان اصلا همچین احساسی ندارم

01:12:39.200 --> 01:12:40.813
!منم همینطور

01:12:41.482 --> 01:12:43.393
...خیلی خوشحالم که امروز اومدی اینجا

01:12:43.484 --> 01:12:44.484
!متشکرم

01:12:44.569 --> 01:12:47.482
:یادمه از یکی از عوامل صحنه که آن جا بود پرسیدم

01:12:47.655 --> 01:12:50.113
"خوب...چیزه... نظرت چی بود !؟ به نظرت خوب بود !؟"

01:12:50.283 --> 01:12:51.819
"!اوه این خیلی خوبه...خیلی خوبه"

01:12:53.494 --> 01:12:55.986
او عملش را انجام داد و زنده هم موند

01:12:56.539 --> 01:13:01.123
قطعا آقای راجرز در نوع شخصیتی که
جف" پیدا کرد، تأثیر گذار بود"

01:13:01.168 --> 01:13:03.000
آن ادراکی که نسبت به خودش پیدا کرد

01:13:04.130 --> 01:13:07.293
مشخصه که الان یک قدرتی در شما وجود داره

01:13:08.050 --> 01:13:13.213
می خوام بگم وقتی اولین بار برنامه را شروع می کردید
این قدرت به این شکل وجود نداشت

01:13:15.141 --> 01:13:19.135
خوب.... شاید حرفم یه مقداری رُک به نظربیاد
ولی خودم چنین حسی ندارم

01:13:27.486 --> 01:13:32.071
انتظار داشتم تمام کسانی که خودشان را در معرضِ

01:13:32.241 --> 01:13:36.235
...برنامه سازی های کلان برای کودکان قرار می دهند

01:13:38.331 --> 01:13:42.370
آن میزانی از احترام را برای کودکان قائل می شدند
...که من قائل بودم

01:13:46.839 --> 01:13:51.878
چون همه چی در دلقک بازی و بادکنک بازی خلاصه نمیشه
01:13:56,200 --&gt; 01:13:59,878
...و بسیاری از برنامه های تلویزیون هم، الان افتضاح اند

01:14:00.478 --> 01:14:02.719
یعنی چی که با من موافق نیستی...!!!؟؟

01:14:05.775 --> 01:14:09.361
بعضی از برنامه های تلویزیون
هم صداهاشون خیلی بلنده و هم ترسناکند

01:14:09.362 --> 01:14:12.229
و میبینید که همه دارند به هم تیر اندازی میکنند
...یا همدیگه را میزنند

01:14:12.740 --> 01:14:15.323
خوب میدونید... واسه این جور مواقع
یه راه حل خوب وجود داره

01:14:15.910 --> 01:14:20.245
هر وقت این برنامه های ترسناک را دیدید
!...میتونید تلویزیون را خاموش کنید

01:14:22.708 --> 01:14:26.997
باید به بچه هامون کمک کنیم تا
هر چه بیشتر این موضوع را درک کنند

01:14:27.463 --> 01:14:30.922
که مسائل بسیار اساسی زندگی

01:14:31.300 --> 01:14:34.463
با چشمِ سر، قابل رؤیت نیستند

01:14:35.096 --> 01:14:36.427
متشکرم

01:14:37.556 --> 01:14:38.887
بسیار متشکرم از شما

01:14:39.767 --> 01:14:41.257
...هرچه سنّش بیشتر میشد

01:14:41.769 --> 01:14:45.888
پایبندی به عقایدش، برایش اهمیت بیشتری پیدا می کرد

01:14:46.065 --> 01:14:49.228
شاید به همین دلیل هم بود که
عصبانیتش را بیشتر بروز میداد

01:14:49.402 --> 01:14:52.144
عصبانیت از این که دیگران کارش را خیلی جدی نمی گرفتند

01:14:52.321 --> 01:14:57.780
...درکش نمی کردند
آن عمقی که در برنامه هایش بود را درک نمی کردند

01:15:00.121 --> 01:15:02.283
...از لباس دنیلی که

01:15:02.748 --> 01:15:05.786
مهربان و آرام و خجالتی بود خارج شد

01:15:07.336 --> 01:15:09.498
و به سمت "جمعه شاه" بودن گرایش پیدا کرد

01:15:09.880 --> 01:15:14.841
درست انجام ندادید... دوباره سعی کنید
و این بار درست انجامش بدید

01:15:15.344 --> 01:15:18.462
جمعه شاه" دریچه ای عالی برای درک"
شخصیت آن روزهای فرد نبود !؟

01:15:18.639 --> 01:15:21.097
...برای درک اراده محکم و جاه طلبی هاش

01:15:21.559 --> 01:15:26.479
بنده به عنوان پادشاه، باید مطمئن باشم
همه چیز دارد طبق روال پیش می رود

01:15:26.480 --> 01:15:28.642
!بدرود به هر دوی شما

01:15:28.816 --> 01:15:34.400
آن تندی ای که در رفتارش پیدا شده بود
راهی بود برای رسیدن به خواسته هایی که داشت

01:15:34.447 --> 01:15:36.688
فرد راجرز برای هرچیزی که آن را واقعا می خواست

01:15:36.824 --> 01:15:41.988
حاضر بود هر کاری بکنه تا به دستش بیاره

01:15:46.333 --> 01:15:48.370
الان وقت این است که دست به کار بشیم

01:15:49.378 --> 01:15:53.172
"و کاری کنیم که "اخلاقیات
جذاب تر به نمایش در بیایند

01:15:53.173 --> 01:15:55.915
"توی این به اصطلاح "هزاره جدید

01:15:56.635 --> 01:15:58.421
...این

01:16:00.848 --> 01:16:03.510
این وظیفه اصلی است که به دوش همه ماست

01:16:03.900 --> 01:16:07.098
منظورم حرف های خوشبینانه و دمِ دستی نیست

01:16:07.188 --> 01:16:08.553
...دارم راجع به

01:16:08.731 --> 01:16:13.818
اقدامات عملی برای رسیدن به
اخلاقیات واقعی" حرف میزنم"

01:16:13.819 --> 01:16:15.856
...کاری کنیم مردم برای همدیگه ارزش قائل بشوند

01:16:16.822 --> 01:16:18.904
...به هزاران راه مختلف

01:16:19.366 --> 01:16:23.074
!به جای اینکه یکسره در حال کتک زدن همدیگه باشند

01:16:23.411 --> 01:16:27.332
می خوام بگم به نظر من که اصلاً خنده دار هم نیست

01:16:27.333 --> 01:16:29.370
چه چیزی دنیا را واقعاً تغییر میده !؟

01:16:30.044 --> 01:16:34.038
...تنها چیزی که دنیا را به معنای واقعی تغییر میده

01:16:34.882 --> 01:16:37.715
...این است که یک نفر به این باور برسد

01:16:38.385 --> 01:16:41.548
...که می شود از عشق سرشار شد

01:16:42.098 --> 01:16:43.930
...و آن را با دیگران تقسیم کرد

01:16:47.353 --> 01:16:49.060
!...کارِت عالیه

01:16:56.737 --> 01:16:59.946
"!پدر هیچ موقع پیش نمیامد که بگه : ببینید چه کار کرده ام

01:17:00.116 --> 01:17:02.198
" نگاه کنید ! به نظرتون فوق العاده نیست !؟"

01:17:02.576 --> 01:17:06.865
تنها باری که دیدم یه چیزی شبیه این جمله را بگه

01:17:07.039 --> 01:17:09.576
وقتی بود که با یک گوریلی به اسم "کوکو" مصاحبه کرده بود

01:17:14.130 --> 01:17:16.542
!...آره
!این صدای خوشحالیشه

01:17:16.632 --> 01:17:17.632
واقعاً...!؟

01:17:17.800 --> 01:17:19.086
!...آره خِرخِر میکنه

01:17:19.176 --> 01:17:20.792
یعنی اینجوری !؟

01:17:21.262 --> 01:17:23.424
بهم یاد میدی چطوری صداشو در بیارم !؟

01:17:26.225 --> 01:17:28.200
...واسه خوش آمد گفتن به یه نفر

01:17:28.201 --> 01:17:32.009
و اینکه بهش بگی خوشحالی...، راه باحالی نیست !!؟

01:17:32.106 --> 01:17:36.942
...اتفاق عجیبی به نظر می رسید

01:17:37.194 --> 01:17:41.563
اما بعد با خودت میگی هر چی هست
یک چیز جادویی آنجا داره اتفاق میفته

01:17:42.074 --> 01:17:44.281
چی !؟ عشق !؟
01:17:44,282 --&gt; 01:17:46,281
...دوست... دارم
01:17:46,280 --&gt; 01:17:48,281
دیدن تو رو...دوست دارم

01:17:49.290 --> 01:17:50.872
...خیلی خوب بود

01:17:50.958 --> 01:17:51.958
"!ممنونم "کوکو

01:18:04.471 --> 01:18:09.463
...چیزهای خیلی زیادی واسه فکر کردن هست
مگه نه ...!؟

01:18:11.001 --> 01:18:13.688
بذار راجع به موضوعی که الان
سه ساعته داریم بحث میکنیم بپرسم

01:18:13.689 --> 01:18:16.932
آقای راجرز و جامعه "خودشیفته ای" که
...با حرف هاش بوجود آورد

01:18:17.109 --> 01:18:19.396
...چون به همه بچه ها گفت که شما مهم هستید

01:18:19.486 --> 01:18:22.695
باورتون میشه این طرز فکرش، یک نسل را نابود کرد !؟

01:18:22.781 --> 01:18:24.818
...این انسان زیانبار و نابکار

01:18:25.284 --> 01:18:26.900
...منتقدین حرفشون این بود

01:18:27.661 --> 01:18:29.618
تو به همه بچه ها گفتی که "
"آن ها ((خاص و منحصر به فرد)) هستند

01:18:29.997 --> 01:18:32.989
و برای منحصر به فرد شدن و خاص بودن"
" هیچ تلاشی نیاز نیست بکنند

01:18:33.334 --> 01:18:35.168
"ریشه مشکلات کشورمون هم امروز در همینه"

01:18:35.169 --> 01:18:37.212
"ریشه مشکلات بچه ها هم امروز در همینه"

01:18:37.213 --> 01:18:40.376
اون به بچه ها نگفت که اگر آدم خاصی نیستید
پس باید سخت تلاش کنید

01:18:40.549 --> 01:18:44.008
و حالا تمام آن بچه دارن بزرگ میشن
...و یِهو به خودشون میان که
:تقصیر ها به گردن آقای راجرز است)
(چرا جوانان ما اینقدر حق به جانب اند!؟

01:18:44.094 --> 01:18:47.007
هی صبر کن ببینم...! آقای راجرز بهم دروغ گفته بود"
"من که واسه خودم کسی نشدم

01:18:47.848 --> 01:18:52.500
مطمئنم آن زمان فِرد نقد ها را میشنید
(!جنایت های آقای راجرز : او مییووو مییوووو به ما دروغ گفت، میووووو)

01:18:52.499 --> 01:18:55.480
اما دغدغه او حق به جانب شدن بچه ها نبود

01:18:55.481 --> 01:18:56.812
و اگر به این معتقد نباشید که

01:18:57.566 --> 01:18:59.728
که هر انسانی ارزشمند به دنیا می آید

01:19:00.861 --> 01:19:02.852
...احتمال بسیار زیاد

01:19:03.364 --> 01:19:06.355
...علیه اساسی ترین اندیشه دین مسیحیت موضع گرفته اید

01:19:06.367 --> 01:19:10.952
اینکه شما فرزند دوست داشتنی پروردگار هستید

01:19:11.705 --> 01:19:13.616
سلام آقای راجرز
دیدن شما برای من یک افتخاره

01:19:13.707 --> 01:19:15.197
سلام . من هم از دیدن شما خیلی خوشحالم
!...متشکرم

01:19:15.376 --> 01:19:17.617
من به عنوان یک خردسال برنامه شما را میدیدم

01:19:17.711 --> 01:19:19.293
من اجازه نداشتم که به پیش دبستانی برم

01:19:19.463 --> 01:19:23.707
چون یک معلولیتی داشتم و هر روز مادرم
...من را می نشاند پای برنامه شما

01:19:23.884 --> 01:19:26.843
- !...واسه همین هم متشکرم
- عزیز دلم... بیایید بغلتون کنم
1201
01:19:26,844 --&gt; 01:19:28,426
...به خاطر آموزش های پیش دبستانیم

01:19:28.427 --> 01:19:31.766
من هم از شما ممنونم که امروز الهام بخش من هستید

01:19:31.767 --> 01:19:35.886
در انتهای آخرین سخنرانی فِرد
در جشن پایان سال تحصیلی

01:19:36.063 --> 01:19:39.977
او گفت که منظورش از جمله
شما منحصر به فرد هستید" چه بوده است"

01:19:40.567 --> 01:19:43.559
...و البته اینکه در نهایت این جمله چه معنایی دارد

01:19:44.405 --> 01:19:51.286
اینکه شما هیچ زمانی نیاز به
انجام هیچ کار "فوق العاده ای" ندارید

01:19:51.287 --> 01:19:54.400
"که به واسطه آن، دیگران به شما "عشق بورزند

01:19:54.832 --> 01:19:57.824
...موضوع تنها ایمان داشتن به این است که

01:19:58.252 --> 01:20:01.620
...پروردگار، وجود شما را با نیکی سرشته است

01:20:03.925 --> 01:20:07.587
میدونید ... راه های خیلی زیادی برای
گفتن جمله "دوستت دارم" هست

01:20:07.761 --> 01:20:10.253
در حقیقت می خواهم به آن دفعاتی فکر کنم

01:20:10.431 --> 01:20:15.850
که انسان هایی را دیدم که در تلاش بودند
...تا عشقشان را به دیگران نشان بدهند
خیلی خوب

01:20:15.853 --> 01:20:17.719
برنامه شماره 1765

01:20:18.188 --> 01:20:20.429
این آخرین سکانس از آخرین برنامه

01:20:20.607 --> 01:20:23.599
در آخرین روزِ...آخرین روزِ ضبط برنامه است

01:20:23.944 --> 01:20:26.527
از داخل استودیوی برنامه
"محله آقای راجرز"

01:20:26.864 --> 01:20:31.324
اینکه بدونی زنده ای... چقدر حس خوبیه

01:20:31.452 --> 01:20:35.616
اینکه بدونی از درون... داری بزرگتر میشی
چقدر خوشحالت میکنه

01:20:35.789 --> 01:20:39.532
و وقتی بیدار میشی و آماده ای تا که بگی

01:20:39.793 --> 01:20:43.411
امروز می خوام یه روز پر از انرژی بسازم

01:20:44.214 --> 01:20:46.797
...چقدر حس خوبیه

01:20:46.967 --> 01:20:49.584
...یه حس فوق العاده

01:20:50.888 --> 01:20:52.970
!اینجا مصادره شده

01:20:53.390 --> 01:20:56.702
- !اوه... اینجا مصادره شده
- !شما دو روز وقت دارید که اینجا رو ترک کنید

01:20:56.726 --> 01:20:58.138
!!خیلی خوب... ممنونم !! به امید دیدار

01:21:00.814 --> 01:21:03.476
!...عالی بود

01:21:03.984 --> 01:21:06.817
...قدیم ها خیلی چیز عجیبی نبود که

01:21:07.821 --> 01:21:10.740
که آدم هایی مثل فرد را دور و برِ خودتون ببینید

01:21:10.741 --> 01:21:14.325
الان دیگه توی تلویزیون
جایی برای آدم های فرهیخته باقی نمونده

01:21:14.703 --> 01:21:17.570
خوب باید قرارهای ثابت بذاریم
باز دور هم جمع بشیم

01:21:17.998 --> 01:21:20.490
آره... سه شنبه چطوره !؟

01:21:22.503 --> 01:21:25.541
آخه دوشنبه ها تقریباً همه رو یادم میره

01:21:25.714 --> 01:21:28.251
واسه همین سه شنبه ها میبینمشون یادم میان دوباره

01:21:57.746 --> 01:22:00.534
ما موفق شدیم... باورت میشه !؟
...بالاخره موفق شدیم

01:22:00.707 --> 01:22:02.118
!ممنون

01:22:04.211 --> 01:22:06.828
وقتی به طور جدی ساخت برنامه را متوقف کرد

01:22:07.214 --> 01:22:09.876
احساس کردم که افسرده شده باشه

01:22:11.885 --> 01:22:13.671
و وقتی این موضوع را بهش گفتم

01:22:15.180 --> 01:22:20.766
:و او بهم گفت که
"خوب... راستش دلم برای همبازی هام تنگ شده"

01:22:29.570 --> 01:22:32.904
- مشکلی نیست
- خوبه... صفحه را از کادر خارج کن

01:22:34.324 --> 01:22:42.120
تصمیم گرفتیم که فرد را بیاریم تا یک
برداشت کوتاه درباره حادثه یازده سپتامبر بگیریم

01:22:42.124 --> 01:22:45.082
:خیلی حالش بد بود و من بهش گفتم
"فرد ... چی شده !؟"

01:22:45.252 --> 01:22:47.914
:و او جواب داد
"...اصلاً نمیدونم"

01:22:48.755 --> 01:22:51.174
" این کارها چه فایده ای میتونه داشته باشه!؟"

01:22:51.175 --> 01:22:53.462
:و یادم میاد که گفتم

01:22:54.094 --> 01:22:56.756
"فرد...! چطور میتونی همچین حرفی بزنی!؟"

01:23:02.019 --> 01:23:05.808
وقتی با وحشت فوق العاده
حادثه یازدهم سپتامبر مواجه شد

01:23:06.940 --> 01:23:09.602
فکر میکنم این برایش مثل یک زنگ خطر بود

01:23:10.527 --> 01:23:14.771
داشت متوجه این میشد که موضوع
خیلی فراتر از این حرف هاست

01:23:16.450 --> 01:23:21.445
برای غلبه بر پلیدی
...همیشه باید "بدون توقف" تلاش کرد

01:23:22.956 --> 01:23:27.244
:یادمه با خودم گفتم
...خیلی خوب... الان وقتشه که"

01:23:27.294 --> 01:23:30.286
...بهش انگیزه و انرژی بدی

01:23:30.464 --> 01:23:34.298
...چون...او الان متوجه نیست که این کار چقدر مهمّه

01:23:34.468 --> 01:23:37.300
"!مردم به حرف های تو گوش می کنند"

01:23:37.304 --> 01:23:38.465
خیلی خوب

01:23:43.185 --> 01:23:46.098
فارغ از اینکه هر کدام ما مشخصاً چه شغلی داشته باشیم

01:23:46.480 --> 01:23:49.142
...به ویژه در دنیای امروزمان

01:23:49.858 --> 01:23:55.773
همه ما موظف هستیم که یک "تیکون عولَم" باشیم

01:23:55.822 --> 01:23:58.814
"مصلحان جهان خلقت"

01:24:00.202 --> 01:24:05.750
از شما "تشکر" می کنم بابت تمام تلاشی که
در هر کجا که هستید انجام می دهید

01:24:05.751 --> 01:24:08.166
...تا شادی و سرزندگی و امید

01:24:08.168 --> 01:24:12.036
...و ایمان و گذشت و عشق را

01:24:12.589 --> 01:24:16.502
برای همسایگانتان و برای خودتان به ارمغان بیاورید

01:24:35.529 --> 01:24:38.112
فرد علاقه ای به دکتر رفتن نداشت

01:24:38.907 --> 01:24:42.866
او مدت بسیار زیادی از دردهای شکمی رنج میبرد
یعنی برای چندین سال

01:24:43.245 --> 01:24:46.203
اوه... اون چیه اون پایین !؟

01:24:49.251 --> 01:24:53.540
یه نگاه به داخل آکواریوم بندازید
یه ماهی مرده نمی بینید!؟

01:24:53.547 --> 01:24:57.100
ماهی مرده به اون ماهی ای میگن که
...شنا نمیکنه

01:24:57.101 --> 01:24:59.260
یا نفس نمیکشه... یا کلا هیچ کاری انجام نمیده

01:24:59.261 --> 01:25:01.137
اون پایین را نگاه کنید... دیدید !؟

01:25:01.138 --> 01:25:06.058
نگاه کنید... چی می بینید !؟
آره... همون جاست... مگه نه !؟

01:25:06.059 --> 01:25:07.470
...بهم گفت که بیماره

01:25:08.061 --> 01:25:11.803
من هم از پشت تلفن
آهنگِ "ساراباند" از باخ را برایش نواختم

01:25:11.804 --> 01:25:15.811
مثل فرستادن یک پیغام کوچک عاشقانه است

01:25:23.410 --> 01:25:25.401
وقتی بیماریش شدت گرفته بود

01:25:25.912 --> 01:25:29.075
خیلی از "خوب مردن" حرف میزد

01:25:30.584 --> 01:25:34.919
از مردن با امیدواری

01:25:35.255 --> 01:25:37.087
...امید های زنده

01:25:42.262 --> 01:25:45.199
:قبل از اینکه به "کما" بره بهم گفت

01:25:45.200 --> 01:25:50.965
"تو فکر میکنی من از بندگان مطیع خدا (گوسفندان) بودم !؟"
(در انجیل گوسفند نماد انسان های نیک و مطیع خداست)

01:25:50.964 --> 01:25:53.200
و ما میدونستیم که منظورش از این حرف چیه
...چونکه

01:25:53.201 --> 01:25:56.681
چند وقتی بود که راجع به روزهای آخر زندگی
در انجیل، مطالعه میکرد

01:25:56.776 --> 01:25:59.187
درباره سنجش اعمال توسط خداوند

01:25:59.780 --> 01:26:02.522
در نهایت خداوند قضاوت خواهد کرد

01:26:02.658 --> 01:26:08.998
که کدامیک از بندگانِ مطیع(گوسفندان) و کدامیک از بندگانِ سرکش (بزها) بوده اند
در انجیل جدایی انسان های خوب و بد در قیامت)
(به جدایی گوسفندان از بزها توسط چوپان تشبیه شده

01:26:08.999 --> 01:26:10.867
و من فکر میکنم که این نیاز همیشه در وجود ما هست

01:26:10.957 --> 01:26:15.372
...برای دوست داشته شدن
برای اینکه طوری باشیم که به ما عشق بورزند

01:26:17.964 --> 01:26:20.171
: یک لحظه سکوت برقرار شد و بعد گفتم

01:26:20.258 --> 01:26:25.343
فرد... اگر تو دنیا فقط یک بنده خوب و مطیع وجود داشته باشه"
"...آن یک نفر تویی

01:26:43.990 --> 01:26:46.197
خوب ... به نظر من این یه جور دعوتنامه است

01:26:47.160 --> 01:26:48.696
"همسایه من میشی !؟"

01:26:49.663 --> 01:26:53.327
...دعوتنامه ای برای اینکه

01:26:54.501 --> 01:26:57.209
کسی به تو نزدیک بشه

01:26:57.379 --> 01:27:02.839
میدونید... من فکر میکنم در همه انسان ها
تمایل شدیدی به دوست داشته شدن وجود دارد

01:27:02.843 --> 01:27:08.700
و تمایل شدیدی وجود دارد که بداند
لایق دوست داشته شدن" هست"

01:27:10.684 --> 01:27:14.097
و در نتیجه، بزرگترین کاری که ما
...می توانیم انجام بدهیم

01:27:14.896 --> 01:27:17.433
...این است که به همگان کمک کنیم تا بفهمند

01:27:18.567 --> 01:27:24.906
که دوست داشتنی اند...
و لایق عشق ورزیده شدن هستند
01:27:33,001 --&gt; 01:27:35,906
"مراسم یادبود "فِرد راجرز
(سوم مه 2003)

01:27:41.715 --> 01:27:44.967
آن طرف خیابانی که مراسم فرد در حال برگزاری بود
یک سر و صدایی به پا شده بود

01:27:44.968 --> 01:27:50.139
و افرادی ایستاده بودند با تابلوهایی که روش نوشته بود
"خداوند از همجنس گرا ها متنفره"

01:27:50.140 --> 01:27:55.227
و من جلوتر رفتم و شروع کردم با آن ها به صحبت کردن
چون اگر فرد هم بود، همان کار را می کرد

01:27:55.228 --> 01:27:59.311
گفتم : " شما دارید فرد را محکوم میکنید !؟
"منظورتون اینه که فرد همجنس گرا بود !؟

01:27:59.398 --> 01:28:00.600
الان چه خبره اینجا...!؟

01:28:00.601 --> 01:28:04.684
و آنها می گفتند که : "نه ... نه ... موضوع اینه که
"...او همجنس گرا ها را تحمل کرده بود

01:28:04.685 --> 01:28:08.991
یعنی خودشون در برابر تاب آوردن شخص دیگری
داشتند بی صبری نشان می دادند

01:28:08.992 --> 01:28:13.281
و آنچه که آن روز بیشتر از هرچیزی
...برای من تکان دهنده بود

01:28:13.455 --> 01:28:15.446
حضور بچه ها در آن جمع بود

01:28:15.540 --> 01:28:20.751
...بچه هایی که مشخص بود به زور آورده شده بودند آن جا

01:28:20.921 --> 01:28:23.913
تا کنار پدر و مادرهاشون بایستند
و آن تابلو ها را تکان بدهند و فریاد بزنند

01:28:24.299 --> 01:28:29.089
و آن بچه ها بسیار غمگین و ناراحت به نظر می آمدند

01:28:29.346 --> 01:28:32.338
آن بچه ها به شدت کلافه و خسته به نظر می آمدند

01:28:32.599 --> 01:28:36.467
این طور به نظر میرسید که باهاشون بد رفتاری میشه
و این به شدت ناراحت کننده بود

01:28:36.686 --> 01:28:39.599
...و من میدونم که اگر فرد همچین چیزی را میدید

01:28:39.773 --> 01:28:42.764
آن لحظه برایش حکم مرگ واقعی را داشت
01:28:42,773 --&gt; 01:28:45,764
"خداوند از آمریکا متنفر است"

01:28:59.543 --> 01:29:03.002
نمی دونم اگر فرد الان هنوز حضور داشت
...نسبت به

01:29:03.171 --> 01:29:04.957
...اتفاقاتی که در این مدت افتاده

01:29:05.632 --> 01:29:10.469
و ظاهراً هم ما را از مسیرمون عقب نگه داشته
چه احساسی می توانست داشته باشه!؟

01:29:10.470 --> 01:29:11.585
...و با خودم میگم امکان داشت

01:29:11.680 --> 01:29:15.469
خیلی ساده عروسک بَبرِش را بگذاره کنار و بیاد بنشینه خونه

01:29:16.309 --> 01:29:18.016
...و حتی فکر تلاش کردن را هم به سرش راه نده

01:29:19.062 --> 01:29:22.474
خوب ... اون آدمی نبود که تسلیم این شرایط بشه

01:29:22.815 --> 01:29:25.631
اما مواجه شدن با این شرایط
...واقعا کار طاقت فرسایی است

01:29:25.652 --> 01:29:28.519
...من فکر میکنم اون برای اصلاح کردنِ

01:29:29.906 --> 01:29:35.492
اصلاح کردن این شکاف، تلاشش را می کرد

01:29:39.040 --> 01:29:41.156
...برای پیدا کردن یک راه مؤثر

01:29:43.044 --> 01:29:46.535
برای پیدا کردن یک چیز مثبت
تلاشش را می کرد

01:29:46.548 --> 01:29:50.166
وقتی یک پسر بچه بودم و درباره
چیزهای ترسناک چیزی میشنیدم

01:29:50.343 --> 01:29:54.763
: مادرم بهمون میگفت که
"همیشه بگردید دنبال کسانی که میخوان کمکی بکنند"
1329
01:29:54,764 --&gt; 01:29:59,267
"همیشه یک نفر که قصد کمک کردن داشته باشه را پیدا می کنید"

01:29:59.269 --> 01:30:03.512
من فکر میکنم ادم های خیلی زیادی شبیه
فرد راجرز" در اطراف ما هستند"

01:30:03.511 --> 01:30:07.522
خیلی بیشتر از اون چیزی که ما می خواهیم باور کنیم

01:30:07.903 --> 01:30:10.110
: در پاسخ به این سوال که

01:30:10.405 --> 01:30:12.692
"اگر فِرد راجرز بود، چه کار میکرد !؟"

01:30:13.283 --> 01:30:16.241
باید بگم که، این سوالی نیست که شما بتونید جواب بدید

01:30:17.871 --> 01:30:23.240
: مهمترین سؤالی که وجود داره ... اینه که
((اگر شما باشید، چه کار می کنید...!؟))

01:30:23.242 --> 01:30:25.961
از زمانی که شما بسیار کوچک بودید

01:30:25.962 --> 01:30:30.331
در کنارتان کسانی را داشتید که
...به شما لبخند زدند تا لبخند زدن را بیاموزید

01:30:30.884 --> 01:30:34.752
کسانی که
با شما صحبت کردند تا صحبت کردن را بیاموزد

01:30:35.555 --> 01:30:38.047
با شما آواز خواندند تا آواز خواندن را بیاموزید

01:30:38.934 --> 01:30:41.471
و به شما عشق ورزیدند، تا عشق ورزیدن را بیاموزید

01:30:41.937 --> 01:30:44.645
: وقت هایی که سخنرانی میکرد معمولاً می گفت

01:30:44.773 --> 01:30:51.069
حالا... به یکی از کسانی که برای رسیدن تا اینجا"
"...در مسیر زندگی بهتون کمک کرده، فکر کنید

01:30:51.070 --> 01:30:55.062
"...برای یک دقیقه... میخوام براتون زمان بگیرم "

01:30:55.075 --> 01:30:57.493
بیایید چند لحظه را بگذاریم

01:30:57.494 --> 01:31:02.612
برای به یاد آوردن آن انسان های
فوق استثنایی در زندگیمون

01:31:04.584 --> 01:31:05.584
...اممممم

01:31:06.127 --> 01:31:08.368
...بعض هاشون ممکنه دقیقاً همینجا باشند

01:31:09.631 --> 01:31:11.747
...بعضی هاشون ممکنه جایی بسیار دورتر از اینجا باشند

01:31:12.926 --> 01:31:15.293
...بعضی هاشون ممکنه حتی الان در بهشت باشند

01:31:15.596 --> 01:31:20.590
فارغ از جایی که الان حضور دارند
شما در عمق وجودتون میدونید که

01:31:20.767 --> 01:31:24.759
آن ها همیشه، بهترین ها را برای شما می خواستند

01:31:24.938 --> 01:31:29.272
آنقدر شما برایشان اهمیت داشتید که
در مقیاس و مقدار نمی گنجد

01:31:29.275 --> 01:31:32.358
و شما را تشویق به "درست بودن" کردند

01:31:32.570 --> 01:31:36.652
تا بهترینِ آنچه که در توانتان هست...باشید
01:31:47,629 --&gt; 01:31:49,628
میشه بگید به کی فکر می کردید !؟

01:31:49.629 --> 01:31:51.296
..."مادرم"

01:31:51.297 --> 01:31:55.632
اینکه من الان اینجام به خاطر کارهایی است
که "پدربزرگم" انجام داد

01:31:55.885 --> 01:32:00.004
"یک خانمی بود به اسم "وایوا
که قدیم ها از من مراقبت می کرد

01:32:00.098 --> 01:32:03.225
وقتی که خیلی کوچک بودم
او پرستارمون بود

01:32:03.226 --> 01:32:04.967
...من به "فِرد" فکر کردم

01:32:06.312 --> 01:32:07.312
شما چطور !؟
01:32:07,650 --&gt; 01:32:09,312
...مادرم

01:32:25.665 --> 01:32:26.905
!...ممنونم

01:32:32.672 --> 01:32:37.667
اینکه بدونی زنده ای... چقدر حس خوبیه

01:32:38.053 --> 01:32:42.718
اینکه بدونی از درون... داری بزرگتر میشی
چقدر خوشحالت میکنه

01:32:42.891 --> 01:32:46.384
و وقتی بیدار میشی و آماده ای تا که بگی

01:32:46.728 --> 01:32:50.517
امروز می خوام یه روزِ... پر از انرژی بسازم

01:32:50.940 --> 01:32:55.400
...چقدر حس خوبیه
...یه حس فوق العاده

01:32:55.570 --> 01:32:59.234
این احساس که میدونی
که با همدیگه دوستیم

01:32:59.407 --> 01:33:02.399
:لطفاً خوش آمد بگویید به
"!جفری اِرلنگر"

01:33:09.751 --> 01:33:13.210
- !خیلی از دیدنت خوشحالم
- !...ممنونم . من هم از دیدن شما خوشحالم

01:33:13.379 --> 01:33:16.917
!!...اوه ! چقدر غافلگیر شدم

01:33:16.941 --> 01:33:28.941
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:33:28.965 --> 01:33:40.965
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

01:33:42.408 --> 01:33:45.571
میتونی کمک کنی امروز به یک روز استثنایی تبدیل بشه

01:33:45.662 --> 01:33:48.654
فقط اینطور که خودِ واقعی ات باشی

01:33:48.748 --> 01:33:53.493
"هیچ کس دیگری، در تمام دنیا، شبیه تو وجود ندارد"

01:33:53.586 --> 01:33:58.205
و دیگران میتونند تو را همون طوری که هستی، دوست بدارند

01:33:58.299 --> 01:34:00.461
"!تو منحصر به فردی"