﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:01:34.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:01:34.208 --> 00:01:35.750
‫فانی؟

00:01:35.917 --> 00:01:37.583
‫فانی مورو؟

00:01:40.625 --> 00:01:42.375
‫آلن اوبرتم.

00:01:42.500 --> 00:01:45.667
‫تو نبودی که واسه
‫نشریه مدرسه مقاله می‌نوشتی؟

00:01:45.833 --> 00:01:47.792
‫چرا، خودمم.

00:01:47.958 --> 00:01:51.750
‫با هم به لیسه‌فرانسه نیویورک می‌رفتیم.

00:01:51.917 --> 00:01:55.667
‫جا خوردم اینجا دیدمت...
‫الان چیکار می‌کنی؟

00:01:55.833 --> 00:02:00.583
‫من که... داشتم سر کار می‌رفتم.
‫خودت چیکار می‌کنی؟

00:02:00.750 --> 00:02:03.875
‫زیاد توی راهروی مدرسه می‌دیدمت.

00:02:04.042 --> 00:02:07.500
‫- معلم ادبیات فرانسه‌مون یکی بود.
‫- خانم دوفرن؟

00:02:07.625 --> 00:02:10.167
‫خیلی خانم دوفرن رو دوست داشتم.

00:02:10.333 --> 00:02:13.417
‫«برگ‌های مره بر روی پوست آدمی.»

00:02:13.542 --> 00:02:16.125
‫صداش داره توی سرم پخش می‌شه. وایستا...

00:02:16.292 --> 00:02:20.625
‫«نه آنچه را رخ داده فراموش کرده‌ام،
‫نه داغ پشیمانی‌ای که بر دلم گذاشته.»

00:02:20.792 --> 00:02:22.625
‫شعر ژاک پره‌ور بود.

00:02:22.792 --> 00:02:24.417
‫لهجه پاریسیت خیلی خوبه.

00:02:24.542 --> 00:02:28.167
‫- الان کجا می‌ری؟
‫- سمت دفتر، ولی...

00:02:28.333 --> 00:02:32.417
‫- خونه و محل کارت اینجاست؟
‫- مسیر تو هم این‌طرفیه؟

00:02:32.542 --> 00:02:36.708
‫خوبی نویسنده بودن اینه که آدم
‫ساعات کاریش رو خودش مشخص می‌کنه.

00:02:36.875 --> 00:02:42.125
‫پدرم واسه کمپانی فرانسوی‌ای توی نیویورک کار می‌کرد،
‫برای همین منم مدتی پیشش بودم.

00:02:42.292 --> 00:02:45.000
‫بابای من هم اون زمان توی سازمان ملل بود.

00:02:46.042 --> 00:02:49.542
‫- پس نویسنده‌ای؟
‫- هنوز باورم نمی‌شه اینجا دیدمت.

00:02:49.708 --> 00:02:52.000
‫چقدر دنیا جای کوچیکیه.

00:02:52.208 --> 00:02:54.292
‫ولی آره، نویسنده‌ام.

00:02:54.458 --> 00:02:58.875
‫قرار بود تابستون کتابم رو تموم کنم،
‫ولی بیشتر از انتظارم طول کشید.

00:02:59.042 --> 00:03:01.792
‫قبلا پاریس زندگی می‌کردم.

00:03:01.958 --> 00:03:07.625
‫- اون زمان متأهل هم بودم. داستانش مفصله.
‫- مقاله‌هات خیلی خوندنی بودن.

00:03:07.792 --> 00:03:09.875
‫واقعا لطف داری.

00:03:10.042 --> 00:03:13.208
‫- خونه‌ات هم اینجاست؟
‫- آره، شوهرم اینجا کار می‌کنه.

00:03:13.375 --> 00:03:17.250
‫- کارت چیه؟
‫- توی دفتر مزایده کار می‌کنم.

00:03:18.292 --> 00:03:23.750
‫- پس دیگه اسمت فانی مورو نیست؟
‫- نه، الان خانم فانی فورنیه صدام می‌کنن.

00:03:23.917 --> 00:03:26.500
‫باورم نمی‌شه من رو شناختی.

00:03:26.667 --> 00:03:29.750
‫باید هم بشناسم.
‫اون زمان حسابی خاطرخواهت بودم.

00:03:29.917 --> 00:03:34.375
‫- ولی حالا از این بحث بگذریم.
‫- ببین، اینجا کار می‌کنم.

00:03:34.500 --> 00:03:38.250
‫- جدی؟ خونه من هم همین اطرافه.
‫- مگه پاریس زندگی نمی‌کردی؟

00:03:38.417 --> 00:03:42.625
‫نه، مدام در رفت و آمدم.
‫بیشتر اوقات هم لندن می‌مونم.

00:03:42.792 --> 00:03:47.125
‫حالا این کتابت در مورد چیه؟
‫صبر کن، ساعت ده دقیقه به سه شده.

00:03:47.292 --> 00:03:50.708
‫خیلی خوشحال شدم دیدمت،
‫امیدوارم توی نوشتن رمان‌ت موفق باشی.

00:03:50.875 --> 00:03:53.958
‫اگه دوست داشتی می‌تونیم شام بریم بیرون و...

00:03:54.167 --> 00:03:59.333
‫- یاد دوران خوش گذشته کنیم.
‫- باشه، محل کارم رو که بلدی.

00:03:59.500 --> 00:04:03.833
‫گفتی فامیلی جدیدت چی بود؟ فورنیه؟

00:04:04.000 --> 00:04:06.042
‫خب، خداحافظ خانم فورنیه.

00:04:15.333 --> 00:04:18.875
‫موناکویی‌ها می‌خوان کل ارثیه‌شون رو بفروشن.

00:04:19.041 --> 00:04:22.833
‫از جواهرات و نقاشی‌هاشون گرفته
‫تا لباس‌های مخصوصی که دارن.

00:04:23.000 --> 00:04:25.750
‫- همه رو نوشتی؟
‫- آره.

00:04:25.917 --> 00:04:29.333
‫فقط در حد یک دور مشروب می‌مونیم.
‫قرار نیست زیاد بمونیم.

00:04:29.500 --> 00:04:33.167
.ادگار قبل از اینکه هوا تاریک بشه می‌برتمون خارج از شهر

00:04:33.333 --> 00:04:35.292
‫ولی مگه قرار نبود آخر هفته اینجا بمونیم؟

00:04:35.458 --> 00:04:36.989
‫آره، می‌دونم قربونت برم.

00:04:37.013 --> 00:04:39.958
‫ولی برنارد و کلوئه قراره با پی‌یر هرسانت بیان.

00:04:40.167 --> 00:04:42.708
‫- چقدر خوشگل شدی
‫- ممنون

00:04:42.875 --> 00:04:45.833
.این لباس رو که می‌پوشی خیلی بهت میاد

00:04:46.000 --> 00:04:49.167
‫- چشم همه رو از کاسه در میاره.
‫- به نظرت زیادی...

00:04:49.333 --> 00:04:52.750
‫- بیش از حد سکسی نیست؟ ببین.
‫- بیش از حد سکسی نداریم،

00:04:52.917 --> 00:04:54.583
‫فقط «فخرفروشانه» داریم.

00:04:54.750 --> 00:04:57.667
‫- تازه هدیه ناقابلی هم برات گرفتم.
‫- از دست تو ژان.

00:05:03.958 --> 00:05:08.250
‫- باورم نمی‌شه، خیلی خوشگله.
‫- خیلی دوستت دارم.

00:05:08.417 --> 00:05:11.250
‫- خوشم میاد لوست کنم.
‫- خوب هم بلدی لوسم کنی.

00:05:11.417 --> 00:05:15.208
‫نگران نباش، واسه خودم هم جایزه گرفتم.
‫بیا نشونت بدم.

00:05:21.375 --> 00:05:23.250
‫- اینه؟
‫- آره، نگاه کن.

00:05:23.417 --> 00:05:25.500
‫خودشه.

00:05:25.667 --> 00:05:29.500
‫مجموعه عتیقه‌ی مارکلینه.
‫عین ساعت هم کار می‌کنه.

00:05:29.625 --> 00:05:32.333
‫- هیچ‌وقت بزرگ نمی‌شی.
‫- روحیات کودکیم رو حفظ کردم دیگه.

00:05:32.500 --> 00:05:34.833
‫خب، انگشترت رو دستت کن که بریم.

00:05:35.917 --> 00:05:38.875
‫- نکنه خوشت نیومد؟
‫- نه، صرفا...

00:05:39.042 --> 00:05:42.458
‫چنین جواهرات گرون‌قیمتی
‫واقعا به شخصیت من نمی‌خوره.

00:05:42.583 --> 00:05:44.792
‫شاید اولش نخوره،

00:05:44.958 --> 00:05:48.917
‫ولی بعد اینکه باهات آشنا شدم،
‫توی وجودت شاهدختی رو دیدم،

00:05:49.125 --> 00:05:51.458
‫که تصمیم گرفتم ملکه زندگیم کنمش.

00:05:51.583 --> 00:05:53.042
‫بگیر، حالا دستت کن.

00:05:53.250 --> 00:05:56.875
‫خوب بلدی خرم کنی‌ها.
‫راحت به خواسته‌ات می‌رسی.

00:05:57.042 --> 00:05:58.708
‫آخه خودت زیاد مقاومت نمی‌کنی.

00:05:58.875 --> 00:06:01.458
‫آره، واقعا زود راضی می‌شم.

00:06:01.583 --> 00:06:05.292
‫- حالا انگشتره رو دستت می‌کنی؟
‫- به این لباسه نمیاد.

00:06:05.458 --> 00:06:08.875
‫من که بهت گفتم، واقعا انگشتر قشنگیه...

00:06:09.042 --> 00:06:13.292
‫- ولی راحت نیستم دستم کنم.
‫- همه‌اش بهونه، همه‌اش بهونه.

00:06:13.458 --> 00:06:17.667
‫- ناسلامتی خانم کم کسی نیستی‌ها.
‫- حالا لازم بود آخر هفته مهمونی بریم؟

00:06:17.833 --> 00:06:21.167
‫تو و دوست‌هات که می‌خواین برین
‫شکار کنین. حوصله من سر می‌ره.

00:06:21.333 --> 00:06:24.667
‫می‌تونی استراحت کنی،
‫مطالعه کنی و غذای خوب بخوری.

00:06:24.833 --> 00:06:28.458
‫- باید زن‌هاشون هم تحمل کنم.
‫- فهمیدم منظورت دلفینه.

00:06:28.583 --> 00:06:32.292
‫آدم از خود راضی و مادی‌گراییه.
‫از خودم که در نمیارم.

00:06:32.458 --> 00:06:33.917
‫انقدر غر نزن دیگه.

00:06:34.125 --> 00:06:37.917
‫لطفا انگشتر رو دستت کن.
‫می‌خوام خوشگل‌ترین خانم جمع باشی.

00:06:38.125 --> 00:06:42.500
،این انگشتر مناسب یکی از این خانم‌های شیکه
من هنوزم روحیاتم مثل یک دختر سرکشه

00:06:42.625 --> 00:06:48.333
‫مسئولیت روحیات جنابعالی با منه.
‫می‌خوام فک همه از خوشگلیت روی زمین بیفته.

00:06:48.500 --> 00:06:50.458
‫چون زنی‌ام که شوهر پولدار تور کرده؟

00:06:50.583 --> 00:06:53.333
‫باور کن هیچ‌کس چنین حرفی در موردت نمی‌زنه.

00:06:57.833 --> 00:07:02.000
‫ژان فورنیه و همسر جوون و جذاب‌ش اومدن.
،دختره خیلی خوشگله -

00:07:02.208 --> 00:07:04.417
.و خیلی هم باهوشه -
.موافقم -

00:07:04.542 --> 00:07:06.917
‫- به نظرم خیلی به هم میان.
‫- آره، موافقم.

00:07:07.125 --> 00:07:10.625
‫- ژان واقعا خوش‌شانسه.
‫- و خیلی هم جذاب.

00:07:10.792 --> 00:07:14.875
‫اگه بخوام نظر شخصیم رو بگم،
‫به نظرم خیلی جذابه.

00:07:15.292 --> 00:07:17.750
‫تازه حسابی هم پولداره.

00:07:17.917 --> 00:07:19.875
‫پس چندان گزینه بدی نیست، نه؟

00:07:20.250 --> 00:07:23.792
‫- من شنیدم که می‌گن تاجر درخشانیه.
‫- اصلا کارش چیه؟

00:07:23.958 --> 00:07:28.500
‫- کسی نمی‌دونه منبع درآمد طرف از کجاست.
‫- چی داری می‌گی؟

00:07:28.625 --> 00:07:31.167
‫یعنی کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه است؟

00:07:31.333 --> 00:07:34.667
‫در هر صورت آدم خیّر و محترمیه.

00:07:34.833 --> 00:07:39.542
‫درکش می‌کنم، مثل گتسبیه.
‫خیلی مرموز و پر از معماست.

00:07:39.708 --> 00:07:42.833
‫قبلا... به کسی نگین از من شنیدین‌ها.

00:07:43.000 --> 00:07:47.167
‫قبلا شریک کاری‌ای داشت که یه روز ناپدید شد.

00:07:47.333 --> 00:07:49.000
‫غرق شده بود.

00:07:49.208 --> 00:07:52.708
‫می‌گن خودکشی بوده.
‫یا ممکنه قتل هم بوده باشه.

00:07:52.875 --> 00:07:56.208
‫- در موردش نشنیده بودم.
‫- جدی می‌گم.

00:07:56.375 --> 00:08:00.042
‫هیچ‌کس قضیه رو کامل نمی‌دونه.
‫ولی من فکر می‌کنم...

00:08:00.250 --> 00:08:01.750
‫ادامه ندین.

00:08:01.917 --> 00:08:03.500
‫خب...

00:08:03.667 --> 00:08:07.123
‫قبل اینکه من بیام پاریس
‫این ماجرا سروصدا کرده بود.

00:08:07.147 --> 00:08:09.542
‫روزنامه‌ها نوشته بودن که غرق شده.

00:08:09.708 --> 00:08:13.208
‫ژان هم از مرگش حسابی سود کرد.
‫فقط در همین حد می‌دونم.

00:08:13.375 --> 00:08:16.583
‫- بقیه‌اش شایعاته...
‫- مجله‌های زرد...

00:08:16.750 --> 00:08:20.625
‫- زندگی رو یکم خوشحا‌ل‌کننده‌تر می‌کنن.
‫- موافقم.

00:08:20.792 --> 00:08:23.292
‫فایده‌ای نداره.

00:08:23.917 --> 00:08:27.000
‫ای وای، عجب همسر دست و دل بازی داری.

00:08:27.208 --> 00:08:30.708
‫- خیلی انگشتر قشنگیه.
‫- در واقع دارم بهش باج می‌دم.

00:08:30.875 --> 00:08:35.875
‫براش جواهرات خوشگل و گرون می‌خرم
‫که حاضر بشه باهام به خارج از شهر که ازش متنفره بیاد.

00:08:36.042 --> 00:08:39.167
‫فقط شنا کردن رو دوست دارم.
‫همش همین.

00:08:39.332 --> 00:08:44.333
مادرش از این آدم‌های ماجراجوئه ‫
‫عاشق کایک‌سواری، ماهی‌گیری و حتی شکاره.

00:08:44.500 --> 00:08:47.417
‫ولی این شیطون‌بلا اینطوری نیست.

00:08:47.542 --> 00:08:51.708
‫راستی، آخر همین هفته قراره
‫به خارج از شهر بریم و آهو شکار کنیم.

00:08:51.875 --> 00:08:54.542
‫خیلی خوش می‌گذره‌ها.

00:08:54.708 --> 00:08:57.792
‫- متأسفانه نمی‌تونم بیام.
‫- ما گیاه‌خواریم.

00:08:57.958 --> 00:09:01.417
‫نمی‌دونستم. معذرت می‌خوام.

00:09:01.542 --> 00:09:05.500
‫خب، تعریف کنین ببینم
‫اخیرا چه خبرهای مهمی بوده؟

00:09:05.625 --> 00:09:08.333
‫- رفیق...
‫- بریم نوشیدنی بخوریم؟

00:09:10.625 --> 00:09:15.500
‫- حوصله‌ات سر رفته؟ قراره به حومه شهر بریم.
‫- حومه شهر واقعا زیباست.

00:09:15.625 --> 00:09:19.167
‫ولی آدم رو بیچاره می‌کنه
- ‫دارم کتاب «ملاقات در سامرا» رو می‌خونم.

00:09:19.333 --> 00:09:21.542
‫واقعا حرف نداره.

00:09:23.708 --> 00:09:25.625
‫لطف کردین.

00:09:27.833 --> 00:09:31.958
‫توی خیابون مونتین یکی از
‫هم‌مدرسه‌ای‌های سابقم رو دیدم.

00:09:32.167 --> 00:09:36.417
‫- در جا من رو شناخت.
‫- انقدر خوشگلی مگه می‌شه فراموشت کرد؟

00:09:36.542 --> 00:09:39.625
‫بهم گفت اون زمان خیلی خاطرخواهم بوده.

00:09:39.792 --> 00:09:41.708
‫واقعا چنین حرفی زد؟

00:09:42.958 --> 00:09:47.167
‫از اون موقع مدام دارم
‫به اون روزها فکر می‌کنم.

00:09:47.333 --> 00:09:53.333
‫بهترین و امیدبخش‌ترین روزهای عمرم،
‫زمانی که بود نیویورک بودم.

00:09:53.500 --> 00:09:57.500
‫شلوار جین و پیرهن شرابیش رو یادمه.

00:10:00.417 --> 00:10:05.000
‫با خودم می‌گم چی می‌شد اگه
‫اون موقع ازم درخواست می‌کرد؟

00:10:05.208 --> 00:10:09.667
‫- گمونم الان زندگیم فرق می‌کرد.
‫- چطور؟ دلت یک زندگی متفاوت می‌خواد؟

00:10:09.833 --> 00:10:15.417
‫از ازدواج اولم یه چیزی رو خوب یاد گرفتم:
‫مسئله تعهد و سختکوشی نیست.

00:10:15.542 --> 00:10:19.500
‫زندگی مشترک طاقت‌فرسا نیست،
‫بلکه باید آدم رو به آینده امیدوار کنه.

00:11:05.917 --> 00:11:08.417
‫اخیرا به یک مزایده رفته بودم...

00:11:08.542 --> 00:11:13.875
که ‫توش جواهرات ماری آنتوانت رو
‫به حراج گذاشته بودن.

00:11:14.042 --> 00:11:16.333
‫- تونستی چیزی هم بخری؟
‫- آره.

00:11:16.500 --> 00:11:21.958
‫توی مراسم رقص شاهزاده موناکو هم پوشیدمش.
‫واقعا برد کردم.

00:11:22.167 --> 00:11:25.042
‫من که خوشحالم.
‫البته همه‌اش از جیب من رفت.

00:11:25.250 --> 00:11:28.208
‫- واقعا قراره آهو شکار کنیم؟
‫- معلومه که می‌کنیم.

00:11:28.375 --> 00:11:32.667
‫- فکر نمی‌کنم دلش رو داشته باشم.
‫- خودم هم وقتی حیوانی می‌بینم...

00:11:32.833 --> 00:11:35.792
‫دودل می‌شم که بهش شلیک کنم یا نه.

00:11:35.958 --> 00:11:39.042
‫شلیک کردن به آهویی
‫که صاف توی چشم آدم زل زده،

00:11:39.250 --> 00:11:42.208
‫عین کشتن بچه‌ها می‌مونه.

00:11:56.792 --> 00:12:00.458
‫وای، واقعا حرف نداره.
‫خیلی شراب خوشمزه‌ای دارین.

00:12:00.583 --> 00:12:04.667
‫- این رو واسه شما گرفتم.
‫- متشکرم.

00:12:04.833 --> 00:12:08.292
‫- از سفر آشپزی به ژاپنه.
‫- راستش اهلش نیستم.

00:12:08.458 --> 00:12:12.417
‫خوشمزه است؟
‫آشپزمون آخر هفته مرخصی گرفته بود.

00:12:12.542 --> 00:12:17.917
‫در واقع آشپزمون دیگه نخواست کار کنه.
‫الان دنبال یکی دیگه می‌گردیم...

00:12:18.125 --> 00:12:20.833
‫- تو نظری نداری؟
‫- باورم نمی‌شه.

00:12:21.000 --> 00:12:23.292
‫مطمئنم دستمزد خوبی می‌گیرن.

00:12:23.458 --> 00:12:26.625
‫پی‌یر هم کم آدم رو اذیت نمی‌کنه.

00:12:27.583 --> 00:12:31.667
‫- دلفین رفتارش خوبه، ولی دمدمی‌مزاجه.
‫- خیلی تحسینت می‌کنه.

00:12:32.500 --> 00:12:35.792
‫بد نیست توی کار بهشون کمک کنیم.

00:12:35.958 --> 00:12:38.250
‫کلوئه دوباره ازم پرسید شغلت چیه.

00:12:38.417 --> 00:12:41.500
‫حتی منم که همسرتم نمی‌دونم.

00:12:41.625 --> 00:12:45.917
‫واقعا مسخره است.
‫چرا انقدر همه در مورد شغلم کنجکاون؟

00:12:46.125 --> 00:12:49.458
‫من که هزار بار توضیح دادم.

00:12:49.583 --> 00:12:51.792
‫- می‌دونم، ولی...
‫- گوش کن.

00:12:51.958 --> 00:12:55.833
‫من کارم افزودن به دارایی مردمه.
‫از این واضح‌تر نمی‌تونم بگم.

00:12:56.000 --> 00:12:58.833
‫افراد ثروتمند هم دوست دارن
‫پولدارتر بشن.

00:12:59.000 --> 00:13:02.708
‫کمتر مالیات بدن،
‫بیشتر پولشون رو برای بچه‌هاشون بذارن.

00:13:02.875 --> 00:13:05.500
‫من هم بهشون کمک می‌کنم
‫و به همین ترتیب دستمزدم رو می‌گیرم.

00:13:05.667 --> 00:13:07.750
‫تمام روندش هم قانونیه؟

00:13:07.917 --> 00:13:09.208
‫عه، آره.

00:13:10.042 --> 00:13:11.333
‫اکثر اوقات هست.

00:13:27.000 --> 00:13:31.625
‫سلام فانی، آلنم.
‫آلن اوبرت که قبلا هم‌مدرسه‌ای بودیم.

00:13:31.792 --> 00:13:33.458
‫سلام، حالت چطوره

00:13:33.583 --> 00:13:38.458
‫خوبم، گوش کن،
‫الان نزدیک گالری شمام.

00:13:38.583 --> 00:13:43.208
‫دوست داری امروز، یا یه روزی
‫توی همین هفته بریم ناهار بخوریم؟

00:13:44.125 --> 00:13:48.500
‫آره، امروز می‌تونیم ناهار بخوریم.

00:13:49.292 --> 00:13:52.042
‫عالیه، حرف نداره. گوش کن.

00:13:52.250 --> 00:13:54.208
‫یه جای خوب می‌شناسم.

00:13:54.375 --> 00:13:58.292
‫امروز هوا انقدر خوبه که می‌چسبه
‫آدم توی پارک غذا بخوره.

00:13:58.458 --> 00:14:00.958
‫من هم همین توی فکرم بود.

00:14:01.167 --> 00:14:04.125
‫می‌تونیم ساندویچ بگیریم.

00:14:04.292 --> 00:14:07.667
‫الان جلوی دفترتون هستم.
‫دوازده و نیم تا یک وقت خوبیه؟

00:14:07.833 --> 00:14:09.875
‫حرف نداره. زودی می‌بینمت.

00:14:12.250 --> 00:14:14.917
‫واقعا خونه‌ام همین نزدیکیه.

00:14:16.417 --> 00:14:19.625
‫بگو ببینم، وقتی متأهل بودی
‫صاحب بچه‌ای هم شدی؟

00:14:19.792 --> 00:14:22.667
‫طلاق گرفتم. بچه هم ندارم.

00:14:22.833 --> 00:14:28.125
‫گمون کنم همسرم رو بشناسی.
‫آن سورل بود.

00:14:28.292 --> 00:14:32.958
‫اون هم همون مدرسه می‌اومد.
‫توی تئاتر چکاوک آنوی بازی می‌کرد.

00:14:33.167 --> 00:14:35.292
‫یادم نیومد.

00:14:35.458 --> 00:14:37.000
‫دختر خوشگلی بود.

00:14:38.000 --> 00:14:39.917
‫- در واقع...
‫- چی شد؟

00:14:40.125 --> 00:14:43.833
‫چون شبیه تو بود عاشقش شده بودم.

00:14:44.000 --> 00:14:46.458
‫ولی اوضاع خوب پیش نرفت.

00:14:47.500 --> 00:14:49.625
‫به نظر آدم ساده‌ای می‌اومدی.

00:14:49.792 --> 00:14:51.125
‫متظاهر نبودی.

00:14:51.292 --> 00:14:53.708
‫حتی روم نمی‌شد توی چشم‌هات نگاه کنم.

00:14:53.875 --> 00:14:57.292
‫با این حرفت در عین حال
‫خوشحال شدم و خجالت کشیدم.

00:14:58.667 --> 00:15:00.667
‫دختر پاکی بودی.

00:15:00.833 --> 00:15:06.333
‫زیاد هم به پسرها توجه نمی‌کردم.
‫روی کدوم نیمکت بشینیم؟

00:15:07.500 --> 00:15:10.000
‫- اینجا بشینیم؟
‫- باشه.

00:15:14.125 --> 00:15:17.375
‫خلاصه با آن قرار می‌ذاشتم.

00:15:17.500 --> 00:15:20.958
‫بعد به پاریس نقل مکان کردیم.

00:15:21.167 --> 00:15:23.125
‫ازدواج کردیم.

00:15:23.292 --> 00:15:25.792
‫بعدش هم یکهو سر عقل اومدم.

00:15:27.125 --> 00:15:30.208
‫- چند وقت زن و شوهر بودین؟
‫- خیلی کوتاه بود.

00:15:30.958 --> 00:15:34.625
‫بعد چند سال دیگه نمی‌تونستیم
‫همدیگه رو تحمل کنیم.

00:15:34.792 --> 00:15:39.333
‫اصلا فکرش هم نمی‌کردم
‫چنین آشوبی توی زندگیمون به پا بشه.

00:15:39.500 --> 00:15:44.750
‫بارسلونا که بودم، اصلا دلم نمی‌خواست
‫به پاریس برگردم. واسه همین به لندن رفتم.

00:15:44.917 --> 00:15:48.000
‫الان هم برای کتابم به پاریس برگشتم.

00:15:48.625 --> 00:15:51.458
‫واقعا طلاق زندگیت رو خراب کرد.

00:15:52.583 --> 00:15:57.375
‫همیشه با خودم می‌گفتم
‫دوست داره با نقاش یا شاعری ازدواج کنه.

00:15:57.500 --> 00:16:02.208
‫درست فکر کردی، طرف موزیسین بود.
‫روحیات حساس و وابسته‌ای داشت.

00:16:02.708 --> 00:16:05.125
‫به نظرم خیلی غم‌انگیزه.

00:16:05.667 --> 00:16:10.458
‫شب سال نو بود که ژان
‫ازم خواست چشم و چراغ زندگیش باشم.

00:16:10.583 --> 00:16:12.708
‫نه، از زندگی من گرفتت.

00:16:12.875 --> 00:16:17.708
‫دوست دارم در موردش صحبت کنم‌ها،
‫ولی تصور بدی از خودم دارم

00:16:17.875 --> 00:16:21.792
‫اون زمان خیلی مشکل داشتم،
‫ژان هم حسابی کمک می‌کرد.

00:16:22.333 --> 00:16:24.667
‫- بچه داری؟
‫- نه.

00:16:25.667 --> 00:16:27.000
‫شغل ژان چیه؟

00:16:27.542 --> 00:16:30.417
‫افراد پولدار رو پولدارتر می‌کنه.

00:16:30.542 --> 00:16:31.875
‫چه مهربون.

00:16:33.542 --> 00:16:35.458
‫از کتابت برام بگو.

00:16:35.583 --> 00:16:39.000
‫- واقعا می‌خوای بگم؟
‫- آره.

00:16:39.208 --> 00:16:43.250
‫داستانش توی کلوپ جازی
‫واقع در پاریس رخ می‌ده.

00:16:43.417 --> 00:16:47.167
‫ماجرای خواننده و نوازنده درامیه.

00:16:47.333 --> 00:16:49.625
‫زیاد با اون دنیا آشنایی ندارم.

00:16:49.792 --> 00:16:54.833
‫- من هم تا حالا به چنین کلوپی نرفتم.
‫- شاه‌بلوط می‌خوای؟

00:16:56.750 --> 00:16:59.583
‫یه کیسه لطف کنین.

00:16:59.750 --> 00:17:03.667
‫در واقع کتابم دیدگاه طنزی
‫نسبت به زندگی ارائه می‌ده.

00:17:03.833 --> 00:17:06.583
‫زندگی هر کس پر از اتفاقاته.

00:17:06.750 --> 00:17:10.166
‫- بفرمایید.
‫- زندگی مثل شوخی بی‌رحمانه‌ایه.

00:17:10.333 --> 00:17:12.291
‫یه لحظه اجازه بده.

00:17:12.458 --> 00:17:14.583
‫- بفرمایید.
‫- ممنون.

00:17:14.750 --> 00:17:16.291
‫مثلا خودمون رو ببین.

00:17:16.458 --> 00:17:21.416
‫هم‌مدرسه‌ای بودیم، عاشقت بودم،
‫با همدیگه صحبت نمی‌کردیم...

00:17:21.541 --> 00:17:25.041
‫تا اینکه یه روز اتفاقی،
‫توی یکی از خیابون‌های پاریس دیدمت...

00:17:25.250 --> 00:17:27.416
‫قبول داری واقعا طنزآمیزه؟

00:17:27.541 --> 00:17:29.708
‫یعنی قراره به هم برسیم؟

00:17:29.875 --> 00:17:33.175
‫من و بچه درس‌خون خوشگلی
‫که یقه‌اسکی مشکی می‌پوشید؟

00:17:33.199 --> 00:17:35.000
‫شاید ناامید بشی...

00:17:35.208 --> 00:17:41.125
‫- ولی من توی نخ اون دسته آدم‌ها نیستم.
‫- برای من که همیشه فانی مورو می‌مونی.

00:17:41.292 --> 00:17:45.167
‫همون دختری که کیفش پر از کتاب بود
‫و آنا کارنینا زیر بغلش بود.

00:17:45.333 --> 00:17:48.042
‫ولی الان اسمم فانی فورنیه است.

00:17:48.250 --> 00:17:50.167
‫دست روزگاره دیگه.

00:17:50.333 --> 00:17:52.875
‫آدم اختیاری روی سرنوشتش نداره.

00:17:53.042 --> 00:17:55.833
‫ببخشید، ولی واقعا دیرم شده.

00:17:56.000 --> 00:18:01.792
‫اگه دوست داشتی باز هم می‌تونیم
‫با هم ساندویچ بخوریم.

00:18:01.958 --> 00:18:04.417
‫آره. بهم زنگ بزن.

00:18:07.292 --> 00:18:11.000
‫- چقدر خوب شدی.
‫- خوشحالم می‌بینمت.

00:18:11.208 --> 00:18:12.856
‫مادرزن قهرمانم چطوره؟

00:18:12.880 --> 00:18:16.583
‫واقعا عصبانی شدم.
‫همسایه دائم‌الخمرم اذیتم می‌کرد.

00:18:16.750 --> 00:18:21.292
‫- اصلا فیلم نگیر. خیلی پرواز سختی داشتم.
‫- مثل همیشه بامزه‌ای.

00:18:21.458 --> 00:18:24.500
‫- نیویورک چطوره؟
‫- واقعا دوستش دارم.

00:18:24.625 --> 00:18:27.917
‫- حتی زمستون‌هاش قشنگه.
‫- چقدر قصد داری بمونی؟

00:18:28.125 --> 00:18:34.208
‫فقط امروز هستم. قراره به بریتانی برم
‫تا بعد عمل خواهرم کنارش باشم.

00:18:34.375 --> 00:18:38.042
‫هر موقع هم که میام،
‫باید به زوج عزیزم سر بزنم.

00:18:38.250 --> 00:18:41.167
‫آخر هفته قراره به خارج از شهر بریم.

00:18:41.333 --> 00:18:44.417
‫کایاک‌سواری و پیاده‌روی
‫و کلی شکار می‌کنیم.

00:18:44.542 --> 00:18:46.833
‫واقعا خوش می‌گذره؟

00:18:47.000 --> 00:18:52.500
‫قول می‌دم برگردم. ولی نمی‌دونم
‫چقدر عملش ممکنه طول بکشه.

00:18:52.667 --> 00:18:56.208
‫- مگه توش دمبل داری که انقدر سنگینه؟
‫- واسه سوفی کتاب آوردم.

00:18:56.375 --> 00:19:01.125
‫- کتاب الکترونیکی نمی‌خونی؟
‫- نه، ترجیح می‌دم کتاب فیزیکی دستم باشه.

00:19:01.292 --> 00:19:02.792
‫با دست خودم ورقش بزنم.

00:19:02.958 --> 00:19:05.583
‫- خب، کجا غذا بخوریم؟
‫- یه جای آروم باشه که بتونیم صحبت کنیم.

00:19:05.750 --> 00:19:10.375
‫مطمئنم مامانت هوس جگر چرب
‫و یه لیوان شراب مارگو کرده.

00:19:10.500 --> 00:19:11.591
‫خوب یادت مونده‌ها.

00:19:11.615 --> 00:19:14.667
‫شما هم که دست از زندگی
‫ناسالمتون بر نمی‌دارین.

00:19:14.833 --> 00:19:20.625
‫کاغذ دیواری جدید به اتاق مهمان زدیم،
‫لامپ‌ها رو هم عوض کردیم، چون...

00:19:20.792 --> 00:19:24.000
‫الان زیر تشک تخته‌ای هست؟

00:19:24.208 --> 00:19:27.458
‫مگه ممکنه این مورد رو یادم بره؟

00:19:28.417 --> 00:19:33.250
‫- خوشمزه بود، حتی می‌تونم بگم لذیذ بود.
‫- مامانت خوب خوش‌خوراکه‌ها.

00:19:33.417 --> 00:19:35.417
‫آره، این خصلتم رو همه می‌شناسن.

00:19:36.500 --> 00:19:39.167
‫- کارولین؟
‫- سلام، شبت به خیر. حالت چطوره؟

00:19:39.333 --> 00:19:43.667
‫خوبم، ایشون مادرمه.
‫این‌ها هم کارولین و مارسل هستن.

00:19:43.833 --> 00:19:49.042
‫- توی جزیره کرس باهاشون آشنا شدیم.
‫- امسال تو فکرمون بود به پلی‌نزی بریم.

00:19:49.208 --> 00:19:52.042
‫مسیر تا اونجا خیلی طولانیه،
‫ولی واقعا کیف می‌ده.

00:19:52.208 --> 00:19:54.500
‫همچنان می‌تونیم تلفنی با هم صحبت کنیم.

00:19:54.667 --> 00:19:56.917
‫آره، اصلا شما هم بیاین.
‫واقعا خوش می‌گذره‌ها.

00:19:57.125 --> 00:20:00.875
‫چندین بار اونجا رفتم.
‫خیلی جای رمانتیکیه.

00:20:01.083 --> 00:20:05.667
‫- خب، دیگه مزاحم نمی‌شیم. شب به خیر.
‫- شبتون به خیر. زودی می‌بینمتون.

00:20:07.750 --> 00:20:12.542
‫آره، پلی‌نزی خوبه. ولی با این جماعت،
‫مخصوصا اون دختره، عذاب خالصه.

00:20:12.708 --> 00:20:17.500
‫- شوهرش در مورد گوگن کتاب نوشته.
‫- من که باهاش کنار نمیام.

00:20:17.625 --> 00:20:20.458
‫- نه به این خاطر که...
‫- من که بهت گفته بودم.

00:20:20.583 --> 00:20:24.667
.طوری که نگاه می‌کنه ‫واقعا وحشتناکه
‫.از تو خوشش میاد

00:20:24.833 --> 00:20:27.625
‫ولی مارسل حسابی شیفته کارولینه.

00:20:27.792 --> 00:20:32.750
‫- جلوی توی استثنا قائل می‌شه.
‫- من که از امثال مارسل بلانک خوشم نمیاد.

00:20:32.917 --> 00:20:34.875
‫کلا باهاشون جور نمی‌شم.

00:20:35.083 --> 00:20:36.542
‫خیلی آدم سمجیه.

00:20:36.708 --> 00:20:40.958
‫واقعا قشنگه که شوهرت
‫عین گنجینه‌ای ازت محافظت می‌کنه.

00:20:41.167 --> 00:20:44.500
‫آره، ولی ژان بعضی وقت‌ها
‫سلطه‌گر هم می‌شه.

00:20:44.625 --> 00:20:48.833
‫وایستا ببینم، پس اگه با
‫مارسل بلانک خیانت نمی‌‌کنی...

00:20:49.042 --> 00:20:50.667
‫با کی می‌کنی؟

00:20:52.583 --> 00:20:56.583
‫میک جگر و آلن دلون که خیلی پیر شدن، پس...

00:20:56.750 --> 00:20:58.708
‫نمی‌دونم کی رو باید بگم.

00:20:59.250 --> 00:21:01.417
‫جگر چرب لذیذم رسید.

00:21:01.542 --> 00:21:04.792
‫- دستت درد نکنه.
‫- خیلی خوشمزه به نظر میاد.

00:21:04.958 --> 00:21:08.708
‫- فردا ساعت چند پرواز داری؟
‫- قراره با قطار برم.

00:21:08.875 --> 00:21:11.083
‫من تو فکرم بود بیشتر بمونم.

00:21:11.250 --> 00:21:13.958
‫در اون صورت باهات به حومه شهر میام.

00:21:14.167 --> 00:21:17.417
‫ژان گفته برنامه از چه قراره؟

00:21:17.542 --> 00:21:21.167
‫- اذیت می‌شی؟
‫- خودم می‌شم، اون که نمی‌شه.

00:21:21.333 --> 00:21:26.250
‫- کلی آدم حوصله‌سربر قراره بیان.
‫- مگه دوست‌های خوبی نداره؟

00:21:26.417 --> 00:21:29.500
‫نه، مشتی آدم پولدار به شدت سطحی‌ان.

00:21:29.625 --> 00:21:33.417
‫دغدغه‌شون پول خرج کردن
‫و اقامت توی بهترین هتل‌هاست.

00:21:33.542 --> 00:21:39.667
‫مثلا اگه من از رم و مادرید صحبت کنم،
‫اون‌ها می‌گن چقدر رستوران‌های اونجا شیکه.

00:21:39.833 --> 00:21:46.042
‫- من هم از پیاده‌روی و شکار خوشم نمیاد.
‫- با دوست‌های خودت برنامه بریز.

00:21:46.208 --> 00:21:48.500
‫نه، ژان خوشش نمیاد.

00:21:48.667 --> 00:21:53.625
‫کارلا و آنتون و دامینیک رو
‫که زیاد نمی‌بینم. پاریس هستن.

00:21:53.792 --> 00:21:57.875
‫- حالا شاید اونقدر هم بد نباشه.
‫- تو هم که همیشه طرفشو بگیر.

00:21:58.083 --> 00:22:01.167
‫دوستت داره دیگه. واقعا شیرینه.

00:22:01.333 --> 00:22:06.833
‫آدم کاریزماتیکیه و هزار سر و گردن
‫از شوهر اولت بهتره.

00:22:07.042 --> 00:22:09.500
‫خوب زندگیت رو جمع کردی.

00:22:09.625 --> 00:22:13.917
‫کامیل، می‌خوام یه چیزی نشونت بدم.
‫مطمئنم خوشت میاد.

00:22:15.333 --> 00:22:16.917
‫بریم ببینیم.

00:22:26.542 --> 00:22:28.167
‫قشنگه، قبول داری؟

00:22:29.208 --> 00:22:32.667
‫مجموعه مارکلین از دهه پنجاهه.

00:22:32.833 --> 00:22:34.542
‫- واقعا باشکوهه.
‫- آره.

00:22:34.708 --> 00:22:37.042
‫از بچگی عاشق قطار بودم.

00:22:37.208 --> 00:22:41.583
‫زمانی که پسربچه‌ای بیش‌تر نبودم،
‫والدین و دوست‌هام اذیتم می‌کردن.

00:22:41.750 --> 00:22:47.500
‫برای اینکه از دستشون فرار کنم،
‫سوار قطاری شدم و رفتم.

00:22:48.375 --> 00:22:49.583
‫و ببین به کجا رسیدم.

00:22:49.750 --> 00:22:54.875
‫سوار قطاری به مقصد ناکجاآباد،
‫وارد تونلی شدم...

00:22:56.042 --> 00:23:00.292
‫مملو از تاریکی، فلاکت و وحشت.

00:23:00.458 --> 00:23:03.833
‫چهره واقعی جهان هستی رو می‌بینم.

00:23:04.042 --> 00:23:08.583
‫روزنه‌‌ای نور در انتهای تونل می‌بینم.

00:23:08.750 --> 00:23:12.542
‫وقتی هم ازش بیرون میام،
‫آدم دیگه‌ای می‌شم.

00:23:12.708 --> 00:23:17.542
‫دیگه اون پسربچه شکننده و ترسو نیستم.

00:23:17.708 --> 00:23:19.208
‫به آدم دیگه‌ای تبدیل شدم.

00:23:20.792 --> 00:23:24.792
‫آزار و اذیت توی کودکی واقعا وحشتناکه.

00:23:24.958 --> 00:23:28.958
‫- مطمئنم خیلی بچه نازی بودی.
‫- آره بابا.

00:23:29.167 --> 00:23:31.167
.نگاش کن

00:23:32.458 --> 00:23:36.292
.پارک قشنگیه، از گالری هم دوره -
.زیباست -

00:23:36.458 --> 00:23:39.750
‫بیشترین دلتنگیم برای پاریس،
‫پارک‌های قشنگشه.

00:23:39.917 --> 00:23:43.042
‫داره دیرم می‌شه. البته اشکالی نداره.

00:23:44.083 --> 00:23:48.625
‫تو رو که توی این لباس یقه اسکی می‌بینم،
‫کل زندگیم جلوی چشم‌هام رد می‌شه.

00:23:48.792 --> 00:23:52.667
‫خودم رو توی مدرسه می‌بینم
‫و تو که توی راهرو قدم می‌زدی.

00:23:52.833 --> 00:23:57.250
‫هر موقع که از جلوم رد می‌شدی،
‫قلبم می‌ایستاد.

00:23:58.292 --> 00:24:02.083
‫- کتابت چطور پیش می‌ره؟ دلم می‌خواد بخونمش
‫- واقعا؟

00:24:02.250 --> 00:24:07.083
‫مدام از تصادف و روزگار صحبت می‌کنی.
‫واسه همین کنجکاو شدم.

00:24:07.250 --> 00:24:09.125
.واقعاً به شانس اعتقاد داری

00:24:09.292 --> 00:24:14.833
‫اگه تصادف نبود، الان با یه سالاد
‫دو نفری توی این پارک ننشسته بودیم.

00:24:15.042 --> 00:24:17.292
‫خیلی وقت بود که دلتنگت بودم.

00:24:38.042 --> 00:24:40.458
‫- چقدر می‌شه؟
‫- سه یورو.

00:24:40.583 --> 00:24:42.667
‫شاعر مورد علاقه‌امه.

00:24:42.833 --> 00:24:45.458
‫خیلی خوب توصیفش می‌کنه.

00:24:45.583 --> 00:24:49.208
‫برای من چیزی بالاتر از شعر نیست.

00:25:13.292 --> 00:25:15.583
‫خسته شدم انقدر هیچ کاری نکردم.

00:25:15.750 --> 00:25:19.333
‫- به نظر کمی عبوس میای.
‫- جدی؟

00:25:19.500 --> 00:25:21.500
‫نه، خوبم.

00:25:22.750 --> 00:25:26.917
‫ببخشید انقدر اذیتت می‌کنم.
‫باور کن عمدی نیست.

00:25:28.042 --> 00:25:30.167
‫وقتی سرم شلوغه
‫تمام تمرکزم روی کارمه.

00:25:30.333 --> 00:25:33.042
‫من که شکایتی ندارم.

00:25:39.750 --> 00:25:41.667
‫نه، بذار روشن بمونه.

00:25:53.583 --> 00:25:56.583
‫متأسفانه قراره بارون بیاد.

00:25:56.750 --> 00:26:01.583
‫واسه همین خواستم بگم خونه‌ام این نزدیکیه،
‫می‌تونیم بریم اونجا و تا غذا درست می‌کنم...

00:26:01.750 --> 00:26:05.292
‫- چند صفحه از کتابم رو بخونی.
‫- خوشحال می‌شم.

00:26:05.458 --> 00:26:08.208
‫حالا آشپزی بلدی یا باید خودم درست کنم؟

00:26:08.375 --> 00:26:11.708
‫راستش غذای زیادی بلد نیستم درست کنم.

00:26:11.875 --> 00:26:17.083
‫- ولی خوب بلدم اسپاگتی بولونیز درست کنم.
‫- دوستش دارم. می‌خوای کمکت کنم؟

00:26:17.250 --> 00:26:20.208
‫معلومه. آشپزی دوست داری؟

00:26:43.292 --> 00:26:45.625
‫چقدر خوشمزه است. این چه شرابیه؟

00:26:45.792 --> 00:26:47.917
‫اصلا نمی‌دونم. هدیه بود.

00:26:49.208 --> 00:26:52.333
‫ژان فقط نوشیدنی‌های گرون می‌خوره.

00:26:53.500 --> 00:26:55.958
‫زندگی توی پاریس رو دوست داری؟

00:26:56.167 --> 00:27:00.333
‫نیویورک رو که خیلی دوست دارم،
‫همیشه هم می‌خواستم اینجا زندگی کنم.

00:27:00.500 --> 00:27:04.375
‫من هم دلم می‌خواست اینجا زندگی کنم،
‫تا اینکه زندگی مشترکم به خاک سیاه نشست.

00:27:04.500 --> 00:27:06.917
‫هر چی نباشه، این شهر پر از تلخیه.

00:27:07.125 --> 00:27:11.917
‫اصلا دلم نمی‌خواست به اینجا برگردم،
‫ولی ببین روزگار به کدوم مسیر آوردتم.

00:27:12.125 --> 00:27:15.875
‫زیبایی شغلم اینه که هر جایی
‫دلم بخواد می‌تونم کار کنم.

00:27:16.083 --> 00:27:21.083
‫توی بوگوتا، مکزیک و حتی مونترال
‫سعی کردم کتاب بنویسم.

00:27:21.250 --> 00:27:23.125
‫آپارتمانت خیلی قشنگه‌ها.

00:27:23.292 --> 00:27:27.167
‫همینطوری گرفتمش. کاملا مبله بود.

00:27:27.333 --> 00:27:30.750
‫شش ماه اجاره رو جلوتر پرداخت کردم.

00:27:30.917 --> 00:27:34.125
‫زندگی ایده‌آل نویسنده‌ها همینه.
‫پر از شادیه.

00:27:35.375 --> 00:27:37.208
‫واقعا خوش‌شانسم.

00:27:37.375 --> 00:27:39.208
‫می‌دونی چیه؟

00:27:39.375 --> 00:27:44.250
‫اگه اتفاقی توی خیابون ندیده بودمت،
‫الان زندگیم خیلی فرق می‌کرد.

00:27:45.542 --> 00:27:46.875
‫چیکار می‌کنی؟

00:27:48.500 --> 00:27:51.875
‫فکر کنم جادوی شراب محسورم کرده.

00:27:52.083 --> 00:27:53.875
‫تو که می‌دونی من شوهر دارم.

00:27:54.625 --> 00:28:00.292
‫عاشقت بودم. یه بار توی مدرسه نیویورک،
‫یه بار هم توی پاریس عاشقت شدم.

00:28:00.458 --> 00:28:05.750
‫واقعا خودخواه بودم.
‫نباید می‌ذاشتم اونطوری پیش بره.

00:28:06.625 --> 00:28:08.042
‫مشکلش چیه؟

00:28:08.208 --> 00:28:11.500
‫چون ازت خوشم میاد،
‫دوست دارم باهات معاشرت کنم.

00:28:11.667 --> 00:28:15.625
‫تازه همیشه دل توی دلم نیست
‫که زودتر ببینمت.

00:28:15.792 --> 00:28:17.250
‫من هم همینطور.

00:28:17.417 --> 00:28:19.500
‫ولی کار درستی نیست.

00:28:20.292 --> 00:28:22.625
‫می‌شه سوالی ازت بپرسم؟

00:28:22.792 --> 00:28:26.583
‫- از رابطه‌ات راضی هستی؟
‫- راستش خودم هم نمی‌دونم.

00:28:26.750 --> 00:28:30.792
‫بعد از زندگی نکبتی که با شوهر اولم داشتم
.به این‌جا رسیدم

00:28:30.958 --> 00:28:34.250
‫بعد ژان پیداش شد.
‫آدم پرانرژی و کاریزماتیکی بود.

00:28:34.417 --> 00:28:38.125
‫بلافاصله دستم رو گرفت
‫و ازم خواست باهاش ازدواج کنم.

00:28:38.292 --> 00:28:39.384
‫لابد حسابی دیوونه‌اته...

00:28:39.408 --> 00:28:42.708
‫ولی بعضی وقت‌ها حس می‌کنم بقیه فکر می‌کنن
‫به خاطر پولش باهاش ازدواج کردم.

00:28:43.542 --> 00:28:45.583
‫- دوستش داری؟
‫- آره.

00:28:45.750 --> 00:28:47.500
‫آره، عاشقشم.

00:28:47.667 --> 00:28:49.875
‫دارم چیکار می‌کنم؟

00:28:51.458 --> 00:28:55.208
‫- تا الان که کاری نکردی.
‫- چرا انقدر بهت فکر می‌کنم؟

00:29:14.792 --> 00:29:17.125
‫- کجا بودی؟
‫- گالری بودم.

00:29:17.292 --> 00:29:19.292
‫زنگ زدم گفتن نبودی.

00:29:19.458 --> 00:29:22.500
‫- ناهارم طول کشید.
‫- گوشیت چی شد؟

00:29:22.667 --> 00:29:25.542
‫تمام مدت روی سایلنت بود.

00:29:25.708 --> 00:29:28.958
‫- اگه کارم فوری بود چی؟
‫- مگه فوری بود؟

00:29:29.167 --> 00:29:30.583
‫نه.

00:29:30.750 --> 00:29:33.542
‫تو که می‌دونی دلم می‌خواد
‫همیشه در دسترس باشی.

00:29:33.708 --> 00:29:37.208
‫اکثر اوقات هم که هستم.
‫فقط حواسم نبود گوشیم سایلنته.

00:29:37.375 --> 00:29:42.792
‫- ببخشید، می‌خواستم بریم ناهار بخوریم.
‫- واسه ناهار کاری رفته بودم.

00:29:42.958 --> 00:29:47.542
‫- با کی؟
‫- یکی که پیشنهاد باکسیا داده بود.

00:29:47.708 --> 00:29:50.167
‫فهمیدم، پس حیف شد.

00:29:50.333 --> 00:29:54.750
‫یه رستوران ژاپنی خوب پیدا کردم.
‫کجا غذا خوردین؟

00:29:55.792 --> 00:29:56.958
‫ها؟

00:29:57.167 --> 00:30:00.500
‫چرا انقدر الکی سختش می‌کنی؟
‫پرسیدم کجا غذا خوردین دیگه.

00:30:00.667 --> 00:30:02.583
‫کافه فیلیپ رفته بودیم.

00:30:02.750 --> 00:30:04.333
‫- کافه فیلیپ؟
‫- آره.

00:30:04.500 --> 00:30:07.375
‫خیلی دوره. این همه راه...

00:30:07.500 --> 00:30:09.583
‫آره، واقعا بیچاره شدیم.

00:30:12.500 --> 00:30:16.708
‫خوبه که این ورزش رو جدی می‌گیری.

00:30:16.875 --> 00:30:20.625
‫آمادگی جسمانی اولویت داره.

00:30:27.667 --> 00:30:29.708
‫- الو؟
‫- منم.

00:30:30.125 --> 00:30:34.250
‫- خوب کردی زنگ زدی. همه‌چی روبه‌راهه؟
‫- نمی‌‌دونم.

00:30:34.875 --> 00:30:39.042
‫تعریف کن ببینم، چی شده؟

00:30:39.208 --> 00:30:41.458
‫نمی‌دونم چرا بهت زنگ زدم.

00:30:41.583 --> 00:30:43.250
‫حالم بده.

00:30:43.417 --> 00:30:47.417
‫من هم صرفا از اینکه
‫صدات رو می‌شنوم خوشحالم.

00:30:48.500 --> 00:30:50.667
‫نمی‌دونم چی باید بگم.

00:30:52.208 --> 00:30:55.042
‫عشقی که خیلی طول نکشیده...

00:30:57.167 --> 00:31:01.417
‫مگه می‌شه چیزی هم گفت؟
‫عشق اول زندگیم بودی دیگه.

00:31:03.375 --> 00:31:06.708
‫- خب؟ کی بهت زنگ زده بود؟
‫- کی؟

00:31:06.875 --> 00:31:09.292
‫همین الان دیگه.
‫به نظر پریشان می‌اومدی.

00:31:09.458 --> 00:31:11.583
‫- آها، بعد تمرین رو می‌گی؟
‫- آره.

00:31:11.750 --> 00:31:16.667
‫یکی از مشتریان بود که مدام
‫نظرش در مورد مزایده عوض می‌شه.

00:31:16.833 --> 00:31:21.417
‫بعضی از آدم‌ها کلا بلد نیستن
‫قاطعانه تصمیم بگیرن.

00:31:23.167 --> 00:31:25.750
‫من تصمیم قاطع می‌گیرم.

00:31:25.917 --> 00:31:28.125
‫بهش هم پایبند می‌مونم.

00:31:38.333 --> 00:31:41.375
‫- متشکرم، چقدر شد؟
‫- سه یورو.

00:31:48.667 --> 00:31:51.917
‫خیلی برام سخته که دروغ بگم.

00:31:52.125 --> 00:31:54.667
‫ولی همچنان دروغ می‌گم، نه؟

00:31:54.833 --> 00:31:56.667
‫متشکرم خانم.

00:31:57.625 --> 00:31:59.208
‫این چیه؟

00:31:59.375 --> 00:32:03.833
‫در مورد کتابم ازم پرسیده بودی،
‫من هم گفتم به شانس اعتقاد دارم.

00:32:04.042 --> 00:32:09.708
‫جمعه قراره قرعه‌کشی بزرگی برگزار بشه
‫که شانس موفقیتش یک در ۱۳۹,۸۳۸,۲۶۰ئه.

00:32:09.875 --> 00:32:14.208
‫درسته ناچیزه،
‫ولی شانس به دنیا اومدن هر آدمی...

00:32:14.375 --> 00:32:17.917
‫یک در چهارصد میلیارده.

00:32:18.125 --> 00:32:20.958
‫پس همینطوریش که جایزه بزرگ زندگی رو بردیم!

00:32:21.167 --> 00:32:27.042
‫انگار مقوله شانس برای آدم‌ها غیرقابل درکه.

00:32:28.958 --> 00:32:31.458
‫آدم نباید شگفتی‌هاش رو هدر بده.

00:32:32.500 --> 00:32:34.875
‫معجزه واقعی حیات خودمونه.

00:32:52.167 --> 00:32:54.625
‫- معشوقه دارم.
‫- جدی؟

00:32:54.792 --> 00:32:59.500
‫باید بهت بگم. اگه ژان بویی ببره،
‫در جا ازم طلاق می‌گیره.

00:32:59.667 --> 00:33:02.625
‫این چه کاریه دارم می‌کنم؟
‫حس می‌کنم خیلی اشتباهه.

00:33:02.792 --> 00:33:07.500
‫- طرف کیه؟ یا نمی‌خوای بهم بگی؟
‫- همون که توی خیابون باهاش آشنا شدم.

00:33:07.667 --> 00:33:10.708
‫در موردش که گفته بودم.
‫همون که به لیسه‌فرانسه می‌اومد.

00:33:10.875 --> 00:33:13.792
‫- چند وقته توی رابطه‌این؟
‫- اونقدری شده که بدونم هوس نیست.

00:33:13.958 --> 00:33:18.958
‫- انقدر جدی شده؟
‫- نباید بذارم روم تأثیر بذاره.

00:33:19.167 --> 00:33:22.500
‫افکار و احساساتم با هم درگیرن.

00:33:22.625 --> 00:33:25.125
‫اینجا داره کتابش رو می‌نویسه.

00:33:25.292 --> 00:33:26.792
‫بذار نصیحتی بهت بکنم:

00:33:26.958 --> 00:33:31.250
‫تا وقتی فرصت داری ترکش کن.
‫وگرنه زندگی مشترکت رو خراب می‌کنه.

00:33:31.417 --> 00:33:35.667
‫واسه خودم بهونه میارم و می‌گم
‫صرفا ماجراجوییه، من که عاشق ژانم.

00:33:35.833 --> 00:33:40.458
‫ولی احساس خاصی به پسره دارم.
‫اصلا درکش نمی‌کنم. همین هم برام ترسناکه.

00:33:40.583 --> 00:33:45.250
‫باید همه‌چیزم رو براش فدا کنم.
‫اون هم عمریه که منتظرم مونده.

00:33:45.417 --> 00:33:49.417
‫جالبه که همه فکر می‌کنن
‫تو و ژان زوج خوشبختی هستین.

00:33:49.542 --> 00:33:52.167
‫بعضی وقت‌ها با خودم می‌گم
‫کاش می‌تونستم همه‌چی رو عوض کنم.

00:33:52.333 --> 00:33:57.333
‫دلم نمی‌خواد چیزی رو فدا کنم.
‫دلم بچه می‌خواد، ولی خیلی می‌ترسم.

00:33:59.375 --> 00:34:00.917
‫چیزی نمی‌شه.

00:34:20.958 --> 00:34:22.667
‫خداحافظ قربونت برم.

00:34:22.833 --> 00:34:25.208
‫- چی قایم کردی؟
‫- هیچی.

00:34:25.375 --> 00:34:29.833
‫- دیدم یه چیزی توی دستته.
‫- هیچی نیست.

00:34:30.042 --> 00:34:32.833
‫- بذار ببینم دیگه.
‫- گفتم هیچی نیست.

00:34:33.042 --> 00:34:37.167
‫- نشونم بده چی قایم کردی.
‫- باشه، نشونت می‌دم.

00:34:37.333 --> 00:34:41.125
‫- این رو قایم کرده بودم.
‫- بلیت لاتاریه؟

00:34:41.292 --> 00:34:43.417
‫از کجا آوردیش؟ خودت خریدیش؟

00:34:43.542 --> 00:34:48.792
‫- چند وقته توش شرکت می‌کنی؟
‫- شنیدم قراره قرعه‌کشی بزرگی بذارن.

00:34:48.958 --> 00:34:50.500
‫قرعه‌کشی بزرگ؟

00:34:50.625 --> 00:34:54.042
‫- اصلا می‌دونی احتمال و شانسش چقدره؟
‫- آره، خیلی کمه.

00:34:54.208 --> 00:34:57.167
‫آدم باید تمام عمرش
‫توی لاتاری شرکت کنه...

00:34:57.333 --> 00:35:00.542
‫- تا یه روز برنده بشه.
‫- یه لحظه بده.

00:35:00.708 --> 00:35:04.750
‫- یکی هم قراره برنده بشه.
‫- همه چنین حرفی می‌زنن.

00:35:04.917 --> 00:35:07.792
‫ولی کلاهبرداریه.

00:35:07.958 --> 00:35:10.417
‫حالا چرا قایمش کرده بودی؟

00:35:12.250 --> 00:35:14.750
‫می‌ترسیدی به عقلت شک کنم؟

00:35:14.917 --> 00:35:18.417
‫قربونت برم، چنین فکری در موردت نمی‌کنم.

00:35:28.583 --> 00:35:29.708
‫روز به خیر.

00:35:30.750 --> 00:35:33.500
‫نه، واسه ناهار بیرون رفته.

00:35:33.667 --> 00:35:37.208
‫نمی‌دونم. گفته بود ممکنه
‫امروز بعد از ظهر بره.

00:35:38.458 --> 00:35:44.708
‫- برام سخته که اینجا با هم باشیم.
‫- مگه خوب نیست؟ اینکه از دفتر دوریم؟

00:35:44.875 --> 00:35:46.875
‫هیچ آشنایی اینجا نداریم.

00:35:52.458 --> 00:35:53.833
‫الو؟

00:35:56.833 --> 00:36:00.958
‫ساندویچ گرفتم و توی پارک نشستم. هوا خوبه.

00:36:01.375 --> 00:36:02.500
‫تنهایی؟

00:36:03.042 --> 00:36:05.125
‫روزنامه‌ام رو که همراهم دارم.

00:36:05.292 --> 00:36:06.500
‫من هم بیام؟

00:36:06.625 --> 00:36:10.500
‫الان دیگه فایده‌ای نداره،
‫غذام تقریبا تموم شده.

00:36:11.375 --> 00:36:13.542
‫باشه، روز به خیر.

00:37:17.375 --> 00:37:19.083
‫قشنگه.

00:37:20.375 --> 00:37:23.250
‫- با دستخط خودت می‌نویسی؟
‫- همیشه.

00:37:23.417 --> 00:37:27.917
‫- بعد به بازخوانی خودم گوش می‌دم.
‫- واقعا فرآیند خلق هنری خارق‌العاده است.

00:37:28.125 --> 00:37:30.792
‫بی‌وقفه مشغول نوشتنم.

00:37:30.958 --> 00:37:33.417
‫از بازخوانی هم خیلی بدم میاد.

00:37:36.833 --> 00:37:38.708
‫به چی فکر می‌کنی؟

00:37:38.875 --> 00:37:43.250
‫- وقتی رفتی نفهمیدم زمان چطور می‌گذشت.
‫- همچنان دلت می‌خواد بری لندن؟

00:37:43.417 --> 00:37:45.292
‫نه، دیگه اونقدر دلم نمی‌خواد.

00:37:45.458 --> 00:37:47.250
‫اونجا کسی منتظرم نیست.

00:37:47.417 --> 00:37:49.958
‫نه خانواده‌ای دارم، نه دوست‌دختری دارم.

00:37:51.292 --> 00:37:55.375
‫اینجا حال بهتری دارم.
‫بیشتر هم دوستش دارم.

00:37:55.583 --> 00:37:59.500
‫قطعا از این بابت باید از تو تشکر کنم.
‫تو باعث شدی اینجا برام ایده‌آل بشه.

00:38:02.458 --> 00:38:06.083
‫راستش، فکر کنم دلم می‌خواد اینجا بمونم.

00:38:09.750 --> 00:38:12.708
‫- حرف بدی زدم؟
‫- نه، اصلا.

00:38:12.875 --> 00:38:17.208
‫- صرفا خیلی آشفته‌ام.
‫- بهت فشار نمیارم.

00:38:17.375 --> 00:38:21.500
‫- می‌دونم.
‫- متأهلی. قرار هم نیست چیزی عوض بشه.

00:38:22.833 --> 00:38:27.458
‫فقط بدون هر تصمیمی خواستی بگیری،
‫من کنارت هستم.

00:38:51.875 --> 00:38:53.333
‫روز به خیر.

00:38:53.500 --> 00:38:55.083
‫بفرمایید.

00:38:56.083 --> 00:38:59.417
‫ایشون ژوزفین، همکارم هستن.
‫بفرمایید بشینید.

00:39:00.917 --> 00:39:02.250
‫بسیارخب.

00:39:03.875 --> 00:39:06.417
‫چه کمکی از دستم بر میاد؟

00:39:10.583 --> 00:39:13.500
‫گمونم همسرم معشوقه‌ای داره.

00:39:13.667 --> 00:39:15.833
‫می‌خوام از این بابت مطمئن بشم.

00:39:16.708 --> 00:39:20.500
‫- چرا چنین فکری می‌کنین؟
‫- دلایل متعدد و جزئی وجود داره.

00:39:21.125 --> 00:39:25.125
‫البته غیرقابل انکار که نیست،
‫ولی احساس می‌کنم قضیه از این قرار باشه.

00:39:26.458 --> 00:39:31.792
‫شاید هم اشتباه می‌کنم.
‫امیدوارم اشتباه باشه، چون دوستش دارم.

00:39:32.000 --> 00:39:34.500
‫ولی باید مطمئن بشم.

00:39:34.625 --> 00:39:38.500
‫- می‌دونین معشوقه احتمالیش کیه؟
‫- نه، راستش نمی‌دونم.

00:39:39.167 --> 00:39:43.542
‫خیلی آقایون چشمشون دنبال همسرمه.
‫چون خانم جذابیه.

00:39:43.708 --> 00:39:45.375
‫حیرت‌انگیز.

00:39:45.500 --> 00:39:47.500
‫فوق‌العاده وسوسه‌انگیزه.

00:39:48.792 --> 00:39:53.083
‫باید همه‌چیز رو درمورد ایشون بدونم.
‫اگه ممکنه عکس هم داشته باشین.

00:39:53.667 --> 00:39:55.292
‫روندش چقدر طول می‌کشه؟

00:39:55.458 --> 00:40:00.458
‫بستگی داره همسرتون چقدر محتاط باشن،
‫ولی معمولا سریع انجام می‌شه.

00:40:01.125 --> 00:40:03.542
‫روی صلاحدیدتون حساب می‌کنم.

00:40:03.833 --> 00:40:06.208
‫واقعا می‌خواین حقیقت رو بدونین؟

00:40:07.417 --> 00:40:08.833
‫معلومه که می‌خوام.

00:40:10.250 --> 00:40:14.583
‫بعضی وقت‌ها روابط انقدر کوتاه‌مدته
‫که همسران متوجه چیزی نمی‌شن.

00:40:14.750 --> 00:40:20.292
‫بعد که چنین لغزشی به وجود میاد،
‫زن و شوهرها می‌تونن ادامه بدن.

00:40:21.667 --> 00:40:23.292
‫آقای فورنیه؟

00:40:24.750 --> 00:40:27.917
‫چی گفتین؟ ببخشید.

00:40:28.125 --> 00:40:29.875
‫تحقیقات رو شروع کنین.

00:40:30.083 --> 00:40:34.292
‫اطلاعات لازم به همراه عکس
‫همسرم رو بهتون می‌دم.

00:40:34.458 --> 00:40:40.167
‫تولدت مبارک ژان.

00:40:44.292 --> 00:40:46.708
‫از همگی ممنونم.

00:40:46.875 --> 00:40:52.375
‫هر چقدر بزرگتر می‌شم، عاقل‌تر نمی‌شم.
‫انگار واسه عقلانیت دستورالعمل وجود نداره.

00:40:53.500 --> 00:40:58.208
‫واسه جشن تولد آندره قراره به ونیز بریم.
‫تو هم میای؟

00:40:58.375 --> 00:41:00.792
‫- ونیز حرف نداره...
‫- ولی؟

00:41:01.000 --> 00:41:05.583
‫ما که صحبت کرده بودیم.
‫قرار بود مرخصی بگیری.

00:41:06.000 --> 00:41:10.875
‫با همسرت صحبت کردم.
‫واقعا خانم معرکه‌ای تشریف دارن.

00:41:11.083 --> 00:41:15.208
‫- همسر تو هم همینطور.
‫- خیلی هم زیبان، قبول داری؟

00:41:15.375 --> 00:41:18.458
‫- قبول دارم.
‫- آره، تولدت مبارک.

00:41:18.583 --> 00:41:21.333
‫- ممنونم که دعوتم کردی.
‫- حرفش هم نزن.

00:41:21.500 --> 00:41:27.917
‫- اینجا رو خودش انتخاب کرده؟
‫- خودمون معمولا به اینجا میایم.

00:41:28.125 --> 00:41:31.500
‫واقعا جفتمون خوش‌شانسیم
‫که انقدر زن‌های خوشگلی داریم.

00:41:32.542 --> 00:41:36.375
‫تا حالا شده از این احتمال بترسی
‫که ممکنه دلباخته کس دیگه‌ای بشه؟

00:41:36.500 --> 00:41:39.667
‫اوایل چنین ترسی داشتم، ولی...

00:41:39.833 --> 00:41:43.625
‫خیانت توی ذات ماریون نیست.

00:41:43.792 --> 00:41:45.917
‫ولی همچنان ممکنهها.

00:41:46.125 --> 00:41:48.500
‫اولیویه وارگون رو یادته؟

00:41:48.667 --> 00:41:53.375
‫مچ همسرش رو گرفته بود
‫که با مشاورش بهش خیانت می‌کرد.

00:41:53.500 --> 00:41:55.375
‫واقعا غم‌انگیز و مسخره بود.

00:41:56.375 --> 00:41:59.583
‫ولی بگذریم، ماریون آدمی نیست
‫که بخواد از احساساتم سو استفاده کنه.

00:41:59.750 --> 00:42:05.917
‫اولا که توی ذاتش نیست.
‫ثانیا نمی‌خواد من رو از دست بده.

00:42:06.125 --> 00:42:09.333
‫توی تخت خواب تصورشون کن...

00:42:10.083 --> 00:42:12.833
‫احساس حقارتی که داره رو تصور کن...

00:42:17.458 --> 00:42:19.667
‫خب... به دنیای واقعی برگردیم.

00:42:19.833 --> 00:42:23.333
‫واقعا خوشحالم که امشب...

00:42:23.500 --> 00:42:27.083
‫مجموعه قطارهام رو دیده بودی؟

00:42:27.250 --> 00:42:31.792
‫- معلومه. واقعا تأثیرگذاره.
‫- خیلی قشنگه، قبول داری؟

00:42:32.000 --> 00:42:36.375
‫- اصلا این مکانیک و مهندسی...
‫- باورنکردنیه.

00:43:03.083 --> 00:43:05.833
‫ببخشید، ببخشید.

00:43:08.917 --> 00:43:11.083
‫- روز به خیر.
‫- سلام فابریس.

00:43:11.250 --> 00:43:13.417
‫دو تا لیوان شراب قرمز بیار.

00:43:49.042 --> 00:43:51.375
‫- شما چی می‌خواین؟
‫- آبجو.

00:43:51.500 --> 00:43:52.833
‫الان براتون میارم.

00:44:20.167 --> 00:44:21.875
‫باید با ژان صحبت کنم.

00:44:22.083 --> 00:44:26.917
،یکم زمان برای فکر کردن نیاز دارم
.تا بتونم ترتیب همه‌چی رو بدم

00:44:28.375 --> 00:44:30.042
‫دوستت دارم.

00:44:30.208 --> 00:44:33.167
‫راستش رو بگو، تو هم دوستم داری؟

00:44:33.333 --> 00:44:36.083
‫اولش فکر می‌کردم...

00:44:36.250 --> 00:44:39.875
‫که می‌تونیم صرفا دوست‌هایی باشیم
‫که سابقا هم‌مدرسه‌ای بودیم.

00:44:40.083 --> 00:44:43.292
‫ولی الان دلم می‌خواد همیشه کنارت باشم.

00:44:43.458 --> 00:44:47.208
‫واقعا عیجب بود که انقدر
‫اتفاقی با همدیگه برخوردیم.

00:44:48.833 --> 00:44:50.875
‫من به اتفاقات عجیب باور ندارم...

00:44:51.083 --> 00:44:52.625
‫به تصادف هم ندارم.

00:44:52.792 --> 00:44:57.667
‫از افرادی که متکی به شانسن بدم میاد.
‫چیزی به اسم شانس وجود نداره.

00:44:57.833 --> 00:44:59.583
‫آدم باید خودش همه‌چی رو بسازه.

00:45:00.667 --> 00:45:04.333
‫- متأسفم اینطوری شد.
‫- آره خب، وضع زشتیه.

00:45:04.500 --> 00:45:07.625
‫ولی به ندرت پیش میاد
‫که حقیقت زیبا باشه.

00:45:07.792 --> 00:45:09.042
‫نوشیدنی میل دارین؟

00:45:09.208 --> 00:45:10.792
‫چه‌جور آدمیه؟

00:45:11.000 --> 00:45:14.917
‫- همه‌چی رو توی گزارش نوشتیم.
‫- کنیاک لطف کنین.

00:45:15.292 --> 00:45:18.208
‫خوشحالم اوضاع بهتر شده مامان.

00:45:19.625 --> 00:45:22.542
‫می‌تونی بیای. اتاقت آماده است.

00:45:23.583 --> 00:45:26.583
‫باشه، فعلا باید سر مسائلی تصمیم بگیرم.

00:45:26.750 --> 00:45:28.542
‫بعدا برات توضیح می‌دم.

00:45:28.708 --> 00:45:32.750
‫ژان زودی می‌رسه.
‫دیگه باید قطع کنم. دوستت دارم.

00:45:32.917 --> 00:45:35.708
‫شب به خیر عزیزم. کی بود؟

00:45:35.875 --> 00:45:38.333
‫- مامانم بود.
‫- قراره بیاد؟

00:45:38.500 --> 00:45:39.949
‫آره، چند روز دیگه می‌رسه.

00:45:39.973 --> 00:45:42.708
‫دل تو دلم نیست زودتر بیاد.
‫خیلی خانم خوش‌مشربیه.

00:45:42.875 --> 00:45:45.917
‫دوست داری امشب خونه بمونیم؟

00:45:46.125 --> 00:45:49.292
‫- این هفته کلا دیر برمی‌گشتی.
‫- فکر خوبیه.

00:45:49.458 --> 00:45:53.833
‫البته هنوز یه خرده کار دارم،
‫می‌تونی توی خلوت مطالعه‌ات رو بکنی.

00:45:54.042 --> 00:45:57.667
‫- کارت چطور پیش می‌ره؟
‫- حسابی مشغله دارم.

00:45:57.833 --> 00:46:00.500
‫ببخشید که انقدر پریشونم.

00:46:00.625 --> 00:46:02.500
‫درست می‌شه.

00:46:02.625 --> 00:46:06.833
‫باید با یکی تماس بگیرم.
‫می‌تونی برام کنیاک آماده کنی؟

00:46:07.042 --> 00:46:09.875
‫سوزان، آقا کنیاک می‌خوان.

00:46:11.500 --> 00:46:13.917
‫نه، اون طرف برو. سمت چپ باش.

00:46:17.208 --> 00:46:19.292
‫- الو؟
‫- منم، سلام.

00:46:19.458 --> 00:46:22.708
‫- می‌تونی صحبت کنی؟
‫- آره، مشکلی پیش اومده؟

00:46:22.875 --> 00:46:27.792
‫باید صحبت کنیم.
‫به مشکل غیرقابل حلی خوردیم.

00:46:28.000 --> 00:46:31.417
‫فردا ساعت سه همون جای همیشگی،
‫می‌تونی بیای؟

00:46:31.542 --> 00:46:33.708
‫خوبه. فردا می‌بینمت.

00:46:41.125 --> 00:46:43.583
‫- همه‌چی خوبه.
‫- آره، مشکلی نیست.

00:46:45.583 --> 00:46:48.625
‫امروز داشتم به روزی
‫که همدیگه رو دیدیم فکر می‌کردم.

00:46:48.792 --> 00:46:53.833
‫اولین بار که دیدمت شب سال نو
‫توی فرد فاکس بود.

00:46:54.042 --> 00:46:56.375
‫با اون لباس مشکی...

00:46:56.500 --> 00:47:01.208
‫- تازه طلاق گرفته بودم. حالم بد بود.
‫- هیچ‌وقت بهت نگفتم...

00:47:01.375 --> 00:47:04.500
‫ولی اولین باری که سمتت اومدم...

00:47:04.625 --> 00:47:09.833
‫با تمام وجود امیدوار بودم
‫آدم حوصله‌سربر و احمقی نباشی.

00:47:10.500 --> 00:47:14.417
‫متشکرم سوزان جان.
‫دقیقا هم چنین آدمی نبودی.

00:47:14.542 --> 00:47:16.417
‫مسخت شده بودم.

00:47:18.833 --> 00:47:20.167
‫وفادار بودی.

00:47:20.333 --> 00:47:23.333
‫تمام ویژگی‌های یه زن خوب رو داشتی.

00:47:25.833 --> 00:47:28.000
‫- خوبی؟
‫- آره.

00:47:28.167 --> 00:47:31.625
‫هنوز اون آهنگ توی سرم پخش می‌شه.

00:47:32.167 --> 00:47:33.875
‫چیه؟ گریه می‌کنی؟

00:47:34.708 --> 00:47:36.375
‫نه.

00:47:36.500 --> 00:47:40.583
‫- صرفا یاد گذشته ناراحتم می‌کنه.
‫- ناراحت نشو.

00:47:41.083 --> 00:47:43.000
‫رابطه‌مون که خوب پیش رفت.

00:47:43.167 --> 00:47:46.292
‫کنار تو حس می‌کنم خوشبخت‌ترین آدم دنیام.

00:47:59.542 --> 00:48:04.042
‫دیروز عکس و نشونیش رو پیدا کردم.
‫هیچ اثری نباید به‌جا بمونه.

00:48:04.250 --> 00:48:08.917
‫عین دفعه قبل نشه، کار رو تموم کنین.
‫موفق باشین و خداحافظ.

00:48:09.125 --> 00:48:11.042
‫خودمون هواپیما داریم.

00:48:11.208 --> 00:48:13.708
‫می‌تونیم توی دریا بندازیمش.

00:48:13.875 --> 00:48:17.500
‫- اوضاع زشتیه، قبول داری دراگوس؟
‫- کاملا.

00:48:17.625 --> 00:48:21.833
‫اگه عده‌ای نفس نکشن،
‫دنیا جای بهتری می‌شه.

00:48:22.042 --> 00:48:24.417
‫به بقیه اکسیژن بیشتری می‌رسه.

00:48:24.542 --> 00:48:29.083
‫- کاملا موافقم.
‫- برای همین سخت تلاش می‌کنم.

00:48:29.250 --> 00:48:33.500
‫من که ثروتمند به دنیا نیومدم،
‫پس حق دارم لذت ببرم.

00:48:33.667 --> 00:48:35.667
‫مشکلت رو حل می‌کنیم.

00:48:35.833 --> 00:48:37.917
‫طرف رو حذف می‌کنیم. مگه نه میلوش؟

00:48:38.667 --> 00:48:44.125
‫عجیبه که چندین سال بود خواب نمی‌دیدم،
‫ولی بعد اینکه دوباره دیدمت، خوابم شروع شد.

00:48:44.292 --> 00:48:45.875
‫قبول داری عجیبه؟

00:48:47.000 --> 00:48:49.500
‫دیشب خواب دیدم مکزیک زندگی می‌کنیم.

00:48:49.667 --> 00:48:52.417
‫صرفا به این خاطر که برام
‫ازش تعریف کرده بودی.

00:48:53.667 --> 00:48:57.875
‫زندگی ساده‌ای داشتیم و بچه آورده بودیم.
‫توی بارون قدم می‌زدیم.

00:48:58.083 --> 00:49:02.250
‫وقتی بیدار شدم حالم خیلی خوب بود.
‫هنوز هم خوبه.

00:49:02.417 --> 00:49:05.500
‫خواب‌های یکسان می‌بینیم.
‫فقط تا اینجا پیش می‌ریم.

00:49:07.208 --> 00:49:10.583
‫کتاب شعری که بهم دادی رو
‫چندین بار پشت هم خوندم.

00:49:10.750 --> 00:49:11.833
‫قشنگه، قبول داری؟

00:49:12.042 --> 00:49:17.208
‫همه‌اش با داستان لک‌لکه
‫که روی یخه گریه‌ام می‌گیره.

00:49:17.375 --> 00:49:19.917
‫همه‌مون در نهایت روی یخیم.

00:49:20.125 --> 00:49:22.917
‫اگه از قبل به فکر زمستان نباشیم،

00:49:23.125 --> 00:49:25.500
‫قبل اینکه برف همه‌جا رو فرا بگیره،

00:49:25.625 --> 00:49:27.875
‫محکومیم به اینکه روی یخ گیر کنیم.

00:49:32.125 --> 00:49:34.292
‫ژان آدم فوق‌العاده‌ایه.

00:49:34.458 --> 00:49:38.708
‫اگه قراره آینده‌ای باهاش داشته باشم،
‫می‌خوام باهاش صادق باشم.

00:50:57.875 --> 00:50:59.500
‫فروخته شد.

00:51:00.000 --> 00:51:03.750
‫- مزایده خوب پیش رفت؟
‫- آره ژان، می‌خوام...

00:51:03.917 --> 00:51:09.750
‫بعدا بگو، دیرمون شده.
‫مارک و لیندا توی رستوران منتظرن.

00:51:39.000 --> 00:51:40.042
‫همچنان حرفم سر جاشه.

00:51:40.208 --> 00:51:45.208
‫- طوفان سنت مارتین رو نابود کرد.
‫- شب عروسیمون بود.

00:51:56.417 --> 00:52:00.167
‫ردیفش می‌کنیم...
‫غذای محلی چی بود؟

00:52:16.167 --> 00:52:20.125
‫همینطوریه دیگه.
‫از طرف دیگه، یکی می‌میره.

00:52:20.292 --> 00:52:25.500
‫زندگی همینه دیگه. آدم می‌خوره،
‫می‌خوابه، زندگی می‌کنه و بعد می‌میره.

00:52:38.667 --> 00:52:41.458
‫- حالت خوبه؟
‫- سرم گیج می‌ره.

00:52:42.583 --> 00:52:48.083
‫- کاش همون شراب سفید رو می‌خوردی.
‫- چرا همون موقع بهم نگفتی؟

00:52:48.250 --> 00:52:51.292
‫من شوهرتم، پرستارت که نیستم.

00:52:51.458 --> 00:52:54.500
‫خیلی هم جای قشنگی بود.

00:52:54.667 --> 00:52:56.000
‫قبول داری؟

00:53:09.375 --> 00:53:10.708
‫تموم شد.

00:53:12.167 --> 00:53:13.375
‫مطمئنی؟

00:53:14.542 --> 00:53:16.917
‫اطمینان کامل می‌دم.

00:53:17.583 --> 00:53:21.250
‫تمام وسایلش رو برداشتی؟

00:53:21.417 --> 00:53:24.667
‫دستور کار، کامپیوتر، شماره تلفن؟

00:53:28.500 --> 00:53:32.125
‫خوبه. فردا ساعت سه همدیگه رو می‌بینیم.

00:53:32.292 --> 00:53:34.375
‫همون جای معروفی که جمع می‌شدیم.

00:53:41.417 --> 00:53:43.208
‫آقا رفته؟

00:53:43.375 --> 00:53:47.500
‫قرار بود صبح زود برن،
‫نخواستن شما رو بیدار کنن.

00:53:47.625 --> 00:53:52.250
‫گفته بودن حالتون خوب نیست؟
‫می‌خواین چیزی براتون درست کنم؟

00:53:52.417 --> 00:53:54.667
‫- قهوه می‌خوام.
‫- چشم.

00:54:22.792 --> 00:54:27.250
‫منم، می‌خوام خبری بهت بدم.
‫زود بهم زنگ بزن. بوس.

00:54:29.417 --> 00:54:33.333
‫باید از جواهرات مشتری
‫عربستانیمون عکس‌برداری بشه.

00:54:33.500 --> 00:54:36.625
‫- واسه ناهار چیزی سفارش نمی‌دی؟
‫- خودم یه چیزی خوردم.

00:54:36.792 --> 00:54:38.125
‫ممنون.

00:55:00.667 --> 00:55:05.625
‫سلام عزیزم، می‌خواستم حالت رو بپرسم،
‫آخه چندان روبه‌راه نبودی.

00:55:05.792 --> 00:55:08.333
‫اشکال نداره.
‫قراره با مشتری ناهار بخورم.

00:55:08.500 --> 00:55:10.917
‫- کجا ناهار می‌خورین؟
‫- هنوز مشخص نیست.

00:55:11.125 --> 00:55:14.417
‫باشه، می‌بوسمت. شب می‌بینمت.

00:55:14.542 --> 00:55:17.458
‫امیدوارم حالت بهتر شده باشه.
‫دوستت دارم، خداحافظ.

00:55:19.542 --> 00:55:23.292
‫به جز عکس جواهرات کار دیگه‌ای باید می‌کردم؟

00:55:23.458 --> 00:55:27.583
‫- آها، اجازه بده...
‫- تعدادشون زیاده. باید انتخاب کنیم.

00:55:27.750 --> 00:55:31.542
‫آره، باید بهت می‌گفتم.
‫حواسم نبود.

00:55:32.250 --> 00:55:34.500
‫این خوبه.

00:55:34.667 --> 00:55:38.417
‫- خوبی؟ به نظر حواست پرته.
‫- نه، همه‌چی خوبه.

00:55:39.583 --> 00:55:41.667
‫باید به کسی زنگ بزنی؟

00:55:41.833 --> 00:55:46.750
‫- اشکالی نداره؟ کارم تقریبا تموم شده.
‫- راحت باش. می‌خوای من برم؟

00:55:54.500 --> 00:55:57.667
‫از صبح کلی بهت زنگ زدم، پس کجایی؟

00:55:57.833 --> 00:56:00.667
‫نگرانتم. زنگ بزن.

00:56:33.250 --> 00:56:36.042
‫آلن؟ هستی؟

00:57:40.458 --> 00:57:42.292
‫چی شده عزیزم؟

00:57:42.583 --> 00:57:45.375
‫- هیچی نخوردی.
‫- چی؟

00:57:45.833 --> 00:57:48.750
‫حالت خوب نیست؟
‫به غذات لب هم نزدی.

00:57:48.917 --> 00:57:50.833
‫صرفا خسته‌ام.

00:57:52.000 --> 00:57:54.917
‫خیلی هم ودکا خوردی‌ها.

00:57:56.500 --> 00:57:59.208
‫با معده خالی حالت بد می‌شه.

00:57:59.375 --> 00:58:01.792
‫فکر کنم حالت تهوع دارم.

00:58:36.500 --> 00:58:41.167
‫- حالت خوبه؟
‫- چرا همه حالم رو می‌پرسن؟ گفتم خوبم!

00:58:41.333 --> 00:58:46.000
‫- ببخشید، صرفا فکر کردم...
‫- دیشب بد خوابیدم. همین و بس.

00:58:46.167 --> 00:58:48.042
‫دست از سرم بردار.

00:58:50.292 --> 00:58:52.500
‫- خوب پیش رفت؟
‫- آره.

00:58:52.667 --> 00:58:55.958
‫خیلی‌خب. من که می‌رم استراحت کنم.

00:58:56.167 --> 00:59:00.375
‫- رنگش عین گچ سفید شده.
‫- اخیرا خیلی زیاد مشروب می‌خوره.

00:59:00.500 --> 00:59:03.750
‫- توی حال خودش نیست.
‫- صرفا کم‌خوابی دارم.

00:59:03.917 --> 00:59:05.958
‫- خیلی کار می‌کنه.
‫- چیزی نمی‌شه.

00:59:06.167 --> 00:59:09.208
‫- معلومه که نمی‌شه قربونت برم.
‫- واقعا عجیب شدی.

00:59:09.375 --> 00:59:14.958
‫- وقتی مشروب نمی‌خوری راحت می‌خوابی.
‫- حالم خوبه. مریض که نیستم.

00:59:15.167 --> 00:59:19.833
‫- اگه بخواین ادامه بدین دیگه هیچی نمی‌گم.
‫- بیا تنهاش بذاریم.

00:59:20.000 --> 00:59:25.500
‫- بریم بیرون هوایی بخوریم.
‫- آره، بذارین من هم نفس بکشم.

00:59:28.250 --> 00:59:33.500
‫- خیلی وقته اینطوری شده؟
‫- نه، کارش زیاد شده. صرفا خسته است.

00:59:33.667 --> 00:59:38.250
‫- می‌خوام باهاش صحبت کنم.
‫- آره، بهترین تصمیم ممکن همینه.

00:59:46.958 --> 00:59:50.333
‫- چی شده؟
‫- نمی‌خوام در موردش صحبت کنم.

00:59:50.500 --> 00:59:54.792
‫- معلومه یه چیزیت هست.
‫- نمی‌خوام بگم.

00:59:54.958 --> 01:00:01.208
‫بسه. حداقل به من بگو چی شده.
‫خیلی در حق ژان بی‌انصافی می‌کنی‌ها.

01:00:01.375 --> 01:00:04.292
‫واقعا لیاقتش این رفتار نیست.

01:00:04.458 --> 01:00:06.292
‫منظورت چیه؟

01:00:06.458 --> 01:00:10.083
‫اگه بگم درکم نمی‌کنی،
‫فقط ازم متنفر می‌شی.

01:00:10.250 --> 01:00:12.542
چونکه معشوقه داری؟

01:00:14.375 --> 01:00:16.583
‫چرا چنین حدسی زدی؟

01:00:16.750 --> 01:00:19.292
‫احمق که نیستم.

01:00:19.458 --> 01:00:25.500
‫این اواخر حسابی عصبی شدی.
‫ژان به پای کار کردنت گذاشته.

01:00:25.667 --> 01:00:30.750
‫ظاهرت عوض شده، ورزش می‌کنی.
‫مشخصه دیگه.

01:00:30.917 --> 01:00:33.500
‫خب، طرف کیه؟

01:00:33.625 --> 01:00:38.625
‫- مطمئنا طرف اندازه ژان آدم بزرگی نیست.
‫- چند ماه پیش شروع شد.

01:00:38.792 --> 01:00:43.000
‫اتفاقی توی خیابون دیده بودمش.
‫قبلا هم‌مدرسه‌ای بودیم.

01:00:43.208 --> 01:00:45.708
‫دلت میاد به یکی مثل ژان خیانت کنی؟

01:00:45.875 --> 01:00:50.667
‫درست نیست با آدم بدبختی مثل شوهر اولت،
‫به چنین مرد فوق‌العاده‌ای خیانت کنی.

01:00:50.833 --> 01:00:52.542
‫نه که این خودش خیلی خوبه؟

01:00:52.708 --> 01:00:56.000
‫رابطه زناشوییتون که خوبه،
‫شوهرت ازت راضیه...

01:00:56.208 --> 01:01:01.083
‫ولی اگه بهش بگی می‌خوای ترکش کنی،
‫کلا از زندگیت می‌ره.

01:01:01.250 --> 01:01:04.000
‫دست خودم که نبود.

01:01:04.208 --> 01:01:06.500
‫وقتی لیسه‌فرانسه درس می‌خوندم،
‫خاطرخواهم بود.

01:01:06.625 --> 01:01:10.417
‫- شاید بلایی سرش اومده.
‫- یعنی چی؟

01:01:10.542 --> 01:01:14.167
‫کی حاضره اذیتش کنه؟
‫چنین شاعر نازنینی رو اذیت کنه؟

01:01:14.333 --> 01:01:19.458
‫هیچی توی آپارتمانش نیست.
‫همه‌چی رو برده.

01:01:19.583 --> 01:01:23.333
‫اگه انقدر مردد بود،
‫شهامت گفتنش رو نداشت؟

01:01:23.500 --> 01:01:26.792
‫- خودت جرئت می‌کنی به پلیس گزارش بدی؟
‫- بهشون زنگ زدم.

01:01:26.958 --> 01:01:30.667
‫ولی ازم اسمم رو پرسیدن.
‫واسه همین تلفن رو قطع کردم.

01:01:30.833 --> 01:01:33.500
‫اگه اتفاقی براش افتاده باشه...

01:01:33.667 --> 01:01:37.208
‫به نظرت به سردخانه سر بزنم؟

01:01:37.375 --> 01:01:42.667
‫- به نظرم می‌تونی اونجا دنبالش بگردی.
‫- بس کن. سردخونه که نیست.

01:01:42.833 --> 01:01:45.667
‫من نمی‌خواستم هیچ تصمیمی بگیرم.
‫ژان هم نباید متوجه بشه.

01:01:45.833 --> 01:01:51.333
‫ماجرا از این قراره: من به عنوان زنی متأهل،
‫واقعا کنارش احساس خوشبختی می‌کردم،

01:01:51.500 --> 01:01:56.792
‫ولی وقتی تهدید کردم که می‌خوام
‫ژان رو ترک کنم، یکهو غیبش زد.

01:01:56.958 --> 01:02:00.125
‫نمی‌تونی همین حرف‌ها رو به ژان بزنی؟

01:02:00.292 --> 01:02:03.542
‫نه، ژان همینطوریش
‫رفتارش عین بچه‌های لوسه.

01:02:03.708 --> 01:02:05.333
‫اینجا بودین؟

01:02:06.083 --> 01:02:09.792
‫- چه بحثیه که انقدر جدیه؟
‫- بین خودمونه.

01:02:09.958 --> 01:02:14.833
‫خب، در همین حین که صحبت می‌کردین،
‫فکر بکری به سرم زد.

01:02:15.000 --> 01:02:18.875
‫جک و ریتا پرسکات از دوست‌های خوبمون
‫توی آمریکا هستن.

01:02:19.083 --> 01:02:23.708
‫می‌خوان مراسم تجدید ازدواجی
‫توی شیکاگو برگزار کنن.

01:02:23.875 --> 01:02:27.167
‫خیلی ایده رمانتیکیه.
‫به نظرم ما هم باید انجام بدیم.

01:02:27.333 --> 01:02:32.208
‫مادرت هم اینجاست، پس فرصت خوبیه.
‫قبول داری؟

01:02:32.375 --> 01:02:34.500
‫- ها؟
‫- ها یعنی چی؟

01:02:34.625 --> 01:02:38.708
‫- چندین ساله با هم زن و شوهریم.
‫- خیلی فکر قشنگیه.

01:02:39.500 --> 01:02:41.917
‫قربونت برم، چرا هیچی نمی‌گی؟

01:02:42.125 --> 01:02:46.833
‫اینطوری نگرانت می‌شم‌ها.

01:02:47.000 --> 01:02:50.750
‫- به نظرت کار کلیشه‌ای نیست؟
‫- قبول دارم، خیلی آمریکاییه.

01:02:50.917 --> 01:02:55.625
‫- ولی مهم نیست. به نظرم کار قشنگیه.
‫- موافقم.

01:02:55.792 --> 01:02:59.333
‫من و بابات هم که بروکلین بودیم،
‫توی چنین مراسمی شرکت کردیم.

01:02:59.500 --> 01:03:00.917
‫واقعا تأثیرگذار بود.

01:03:01.125 --> 01:03:05.625
‫راست می‌گی، خیلی قشنگه.
‫ببخشید رفتارم اینطوریه.

01:03:05.792 --> 01:03:11.500
‫حالا لازم نیست مهمونی مجللی بگیریم.
‫فقط چند تا دوستمون رو دعوت کنیم کافیه.

01:03:11.625 --> 01:03:13.875
‫من که از الان لباسم رو انتخاب کردمم.

01:03:15.375 --> 01:03:21.167
‫مفتخریم که امروز در خدمت شما هستیم.
‫قراره مراسم تجدید ازدواجی برگزار کنیم.

01:03:34.958 --> 01:03:39.167
‫عشق به شدت مقوله‌ای پیچیده است.
‫دل آدم رحم و مروت سرش نمی‌شه.

01:03:39.333 --> 01:03:43.125
‫عشق کاملا متکی به احساساته،
‫احساساتی که خودجوش مسیر خودشون رو می‌رن.

01:03:43.292 --> 01:03:48.375
‫بعضی نیمه‌های گم‌شده همدیگه رو پیدا می‌کنن.
‫اگه اسم این خوشبختی نیست، پس چیه؟

01:03:48.500 --> 01:03:53.167
‫- به نظرم چنین مراسماتی الزام‌آوره.
‫- وای، به نظرم واقعا فوق‌العاده است.

01:03:59.292 --> 01:04:03.250
‫به سلامتی تازه‌عروس‌های قدیمیمون.

01:04:03.417 --> 01:04:08.917
‫مراسم عروسیمون روی قایقی
‫توی سواحل دالماسی بود.

01:04:09.125 --> 01:04:12.917
‫اون روز حسابی دریازده شدیم.
‫اصلا شگون نداشت.

01:04:13.125 --> 01:04:16.792
‫- ولی هنوز با همدیگه‌ایم.
‫- هنوز هم حالت تهوع داریم.

01:04:16.958 --> 01:04:19.917
‫چنین مراسماتی خیلی ناراحتم می‌کنن.

01:04:20.125 --> 01:04:22.833
‫ما یه دختری در همسایگی خودمون داشتیم
‫که قرار بود ازدواج کنه.

01:04:23.000 --> 01:04:27.625
‫داماد توی کلیسا قالش گذاشت.
‫کل خانواده دختره هم حضور داشتن.

01:04:27.792 --> 01:04:32.792
‫آره، داماد بی‌شرفش،
‫بدون هیچ دلیلی گذاشت و رفت.

01:04:32.958 --> 01:04:38.792
‫یک ماه بعد توی پاناما، کاشف به عمل اومد
‫با بازیگر پورنی ازدواج کرده.

01:04:38.958 --> 01:04:43.250
‫- جدی می‌گم.
‫- مردم اغلب از ازدواج وحشت دارن.

01:04:43.417 --> 01:04:48.583
‫این مسئله بین آقایون بیشتر رایجه.
‫واسه همین پیش میاد که جا بزنن.

01:04:48.750 --> 01:04:51.583
‫- ظاهرا دیگه.
‫- من مستندی دیده بودم...

01:04:51.750 --> 01:04:54.833
‫در مورد افرادی که ناپدید می‌شن.

01:04:55.000 --> 01:04:58.333
‫امروزه دیگه با سند و مدرک
‫می‌شه گفت علتش چیه.

01:04:58.500 --> 01:05:00.083
‫فضایی‌ها می‌دزدنشون.

01:05:00.250 --> 01:05:04.838
‫بهت قول می‌دم هیچ آدم بی‌شرفی که
‫روز عروسی جا می‌زنه رو فرار می‌کنه...

01:05:04.862 --> 01:05:06.583
‫توسط فضایی‌ها دزدیده نشده.

01:05:06.750 --> 01:05:11.125
‫- اصلا امکان نداره.
‫- امروزه همه‌چی ممکنه.

01:05:11.292 --> 01:05:15.458
‫اصلا شاید شریک سابق ژان
‫الان توی سفینه‌ای فضایی باشه.

01:05:15.583 --> 01:05:18.875
‫مگه جنازه‌اش توی دریاچه‌ای پیدا نشد؟

01:05:19.083 --> 01:05:23.292
‫یا هنوز مشخص نیست؟
‫خیلی ساله که گم شده...

01:05:23.458 --> 01:05:28.917
‫تازه ماجراش هم خیلی مرموز بود.
‫شاید الان یه جایی توی فضا باشه.

01:05:29.125 --> 01:05:35.125
‫- نه اینکه بغل فاحشه پانامایی نشسته باشه.
‫- شریک ژان هم ناپدید شده؟

01:05:35.292 --> 01:05:39.792
‫آره، توی روزنامه هم گفته بودن.
‫یکهو غیبش زد.

01:05:39.958 --> 01:05:45.625
‫مطبوعات که می‌گن ممکنه
‫یکی به جانش سوء قصد کرده باشه.

01:05:45.792 --> 01:05:50.500
‫اخیرا هم گزارش شده بود
‫که جنازه طرف رو پیدا کردن.

01:05:50.625 --> 01:05:56.375
‫پلیس هیچ مدرکی پیدا نکرد.
‫فکر نمی‌کنم پرونده بسته شده باشه.

01:05:56.500 --> 01:06:01.625
‫من که می‌گم فضایی‌ها آدم‌ها رو می‌دزدن،
‫دولت هم لاپوشونی می‌کنه.

01:06:03.083 --> 01:06:07.292
‫خیلی خوبن. واقعا دوست‌های خوبی داری.

01:06:07.458 --> 01:06:11.458
‫- عجب شبی، عجب روزی بود.
‫- خیلی خوب کردی اومدی.

01:06:11.583 --> 01:06:15.000
‫- الان هم دیگه تنهاتون می‌ذارم.
‫- شب به خیر.

01:06:15.208 --> 01:06:17.083
‫شب به خیر عزیز دلم.

01:06:17.250 --> 01:06:22.500
‫خیلی خسته‌ام. فقط شراب سفید
‫و شامپاین خوردم، باید برم دوش بگیرم.

01:06:22.667 --> 01:06:27.667
‫تونستیم مراسم درخوری برگزار کنیم،
‫دوست‌های نازنینمون هم شرکت کردن.

01:06:27.833 --> 01:06:30.958
‫همه می‌گفتن خوشگل‌تر از همیشه شدی.

01:06:31.167 --> 01:06:33.625
‫- قند تو دلت آب شده بود.
‫- آره، چون خانمی مثل تو دارم.

01:06:33.792 --> 01:06:38.542
‫- تا حالا انقدر مشروب نخورده بودی.
‫- تا حالا انقدر خوشحال هم نبودم.

01:06:38.708 --> 01:06:41.792
‫- می‌شه یه اعترافی بکنم؟
‫- اعتراف؟

01:06:43.250 --> 01:06:46.750
‫این چند ماه اخیر خیلی کارهای احمقانه کردم.

01:06:47.958 --> 01:06:53.167
‫انقدر مشغله داشتم که انگار
‫قوه تصمیم‌گیریم از کار افتاده بود.

01:06:53.333 --> 01:06:56.667
‫همیشه یا تحت فشار و اذیت بودم،
‫یا کنارت نبودم.

01:06:56.833 --> 01:06:58.875
‫ولی دیگه تموم شدم.

01:06:59.083 --> 01:07:04.625
‫اشتباه کردم، همین رو می‌خواستم بگم.
‫الان حس می‌کنم انرژی سابقم برگشته.

01:07:06.167 --> 01:07:08.500
‫من هم بهش فکر کرده بودم.

01:07:08.667 --> 01:07:12.208
‫به نظرم وقتشه دوباره
‫به اینکه بچه‌دار بشیم، فکر کنیم.

01:07:13.625 --> 01:07:15.250
‫چقدر عالی.

01:07:15.417 --> 01:07:18.250
‫- وای که چقدر خوش‌شانسم.
‫- نه، من خوش‌شانسم.

01:07:18.417 --> 01:07:21.750
‫تو که به شانس و تصادف اعتقاد نداشتی.

01:07:21.917 --> 01:07:24.958
‫چون باورم دارم خودم
‫خوشبختی خودم رو رقم می‌زنم.

01:07:33.333 --> 01:07:34.708
‫ژان؟

01:07:34.875 --> 01:07:36.583
‫بله؟

01:07:36.750 --> 01:07:41.125
‫ملت داستان‌های عجیبی در مورد
‫شریک سابقت سر هم می‌کنن.

01:07:41.292 --> 01:07:44.167
‫همون که چند سال پیش ناپدید شده بود.

01:07:44.333 --> 01:07:47.125
‫تو هم شنیدی؟ کی بهت گفت؟

01:07:47.292 --> 01:07:49.958
‫این ژیل داستان‌های احمقانه سر هم می‌کرد.

01:07:50.167 --> 01:07:53.375
‫می‌گفت فضایی‌ها آدم‌ها رو می‌دزدن.

01:07:53.500 --> 01:07:59.167
‫- به ناپدید شدن دوستت هم اشاره کرد.
‫- ژیل واقعا آدم بی‌شعوریه.

01:07:59.333 --> 01:08:03.875
‫طرف دائم‌الخمره، عقل درست و حسابی نداره.
‫مدام از فضایی‌ها حرف می‌زنه.

01:08:04.083 --> 01:08:08.625
‫شنیدم این مسئله اون زمان
‫خیلی سروصدا کرده بود.

01:08:08.792 --> 01:08:13.250
‫- حتی می‌گفتن احتمال داره کشته باشنش.
‫- صرفا یکی دو هفته بود.

01:08:13.417 --> 01:08:17.417
‫بعدش مردم شروع کردن
‫به انگ و تهمت زدن.

01:08:17.542 --> 01:08:20.500
‫- مثلا چی می‌گفتن؟
‫- چی بگم؟

01:08:20.667 --> 01:08:22.875
‫در مورد کسب و کار ما
‫حرف و حدیث می‌ساختن.

01:08:23.082 --> 01:08:26.832
‫کامیل جان، باور کن طرف
‫عقل و منطق درست و حسابی نداره.

01:08:27.000 --> 01:08:29.917
‫می‌گفتن من اختلاس کردم. من!

01:08:30.125 --> 01:08:32.917
‫جلوی دهن مردم رو نمی‌شه گرفت کامیل...

01:08:33.125 --> 01:08:36.332
‫طرف صرفا ناپدید شد.

01:08:36.792 --> 01:08:38.917
‫نظرت در مورد این چیه؟

01:08:39.125 --> 01:08:41.750
‫بد نیست.

01:08:41.917 --> 01:08:46.000
‫- آلن هم دوستش داشت.
‫- هنوز بهش فکر می‌کنی؟

01:08:46.207 --> 01:08:49.332
‫چون ولم کرده و رفته
‫فقط وقتی عصبانی‌ام یادش میفتم.

01:08:49.500 --> 01:08:51.917
‫ضمنا به این خاطر که به ژان هم خیانت کردم.

01:08:52.125 --> 01:08:57.167
‫- مطمئنی ژان خبر نداره؟
‫- آره، کاملا مطمئنم.

01:08:57.332 --> 01:09:01.000
‫ضمنا مطمئنی این ناپدید شدن پسره
‫اصلا مشکوک نیست؟

01:09:01.207 --> 01:09:04.792
‫آره، من که مثل تو نیستم،
‫در مورد همه‌چی شک و شبهه ندارم.

01:09:04.957 --> 01:09:08.917
‫عین بابا خیلی مهربونم
‫و با مشکلاتم کنار میام.

01:09:09.125 --> 01:09:13.207
‫من رو یاد اون یارو می‌ندازی
‫که فکر می‌کرد بشقاب‌پرنده‌های واقعی‌ان.

01:09:13.375 --> 01:09:15.417
‫مامان...

01:09:15.542 --> 01:09:20.832
‫حال آلن خوبه. صرفا کمی ترسیده.

01:09:21.000 --> 01:09:22.917
‫چرا انقدر سوال می‌پرسی؟

01:09:23.125 --> 01:09:26.542
‫نمی‌خوام انقدر پیش خودم فکر و خیال کنم.

01:09:26.707 --> 01:09:31.917
‫پس انقدر رمان‌های جنایی نخون
‫که فکر و ذکرت داستان‌های ترسناک نباشه.

01:09:33.542 --> 01:09:36.167
‫[تاجری ناپدید شده است]

01:10:59.375 --> 01:11:02.500
‫[بازجو/کارآگاه دلونی]

01:11:13.542 --> 01:11:15.250
‫متشکرم.

01:11:15.417 --> 01:11:17.375
‫کتابت رو تموم کردی؟

01:11:17.500 --> 01:11:20.083
‫دیدم مادرت روی تراس داشت می‌خوندش.

01:11:20.250 --> 01:11:23.458
‫انقدر تمرکز کرده بود که شوکه شدم.

01:11:23.583 --> 01:11:26.750
‫- چه کتابی بود؟
‫- از آثار سیمنون بود.

01:11:26.917 --> 01:11:31.625
‫کلا توی زندگیم یه کتاب خوندم،
‫از همون هم خوشم نیومد.

01:11:31.792 --> 01:11:35.125
‫داستان‌های کارآگاهی رو خیلی
‫پرزرق و برق می‌نویسن.

01:11:35.292 --> 01:11:38.083
‫ولی توی واقعیت اونقدر شکوه و ابهت ندارن.

01:11:38.250 --> 01:11:41.250
‫فقط تو فیلم‌ها و کتاب‌ها
‫آدم‌های احمقی نیستن.

01:11:41.417 --> 01:11:45.833
‫- تا حالا کارآگاهی استخدام کردی؟
‫- آره، واسه کارم بود.

01:11:46.000 --> 01:11:50.667
‫- کلی آدم ناجور توی دنیای تجارت وجود داره.
‫- آره، موافقم.

01:12:19.292 --> 01:12:23.250
‫آقای فورنیه معرفیتون کرده بود.
‫ژان فورنیه رو می‌گم.

01:12:23.417 --> 01:12:27.750
‫گفته بودن اگه مورد خیانت باشه،
‫شما کارآگاه خوبی هستین.

01:12:27.917 --> 01:12:31.958
‫ایشون کمی مشکلات زناشویی داشتن.
‫خیلی با احتیاط پیگیرش بودن.

01:12:32.167 --> 01:12:35.750
‫احتیاط برای من از اهمیت بالایی برخوداره.

01:12:35.917 --> 01:12:41.417
‫ما روندی کارآمد و محتاطانه دنبال می‌کنیم.
‫آقای فورنیه شاهده.

01:12:41.542 --> 01:12:45.417
‫من فکر می‌کنم شوهرم داره بهم خیانت می‌کنه.

01:12:45.542 --> 01:12:48.500
‫می‌خواستم از این بابت مطمئن بشم.

01:12:48.667 --> 01:12:51.250
‫باید اطلاعاتی در اختیارمون بذارین.

01:12:51.417 --> 01:12:55.167
‫- نشونی، اگر ممکن بود عکس هم بدین.
‫- چشم.

01:12:55.333 --> 01:13:00.125
‫بسیارخب، دفعه بعد همراه خودم بیارم؟

01:13:00.292 --> 01:13:03.333
‫واسه جلسه بعدیمون بیارم؟

01:13:03.500 --> 01:13:08.208
‫ضمنا می‌خواستم بپرسم
‫که برای حل پرونده چقدر زمان می‌خواین.

01:13:08.375 --> 01:13:10.333
‫و اینکه هزینه‌اش چقدر می‌شه؟

01:13:10.500 --> 01:13:13.000
‫نرخ ما ساعتی چهارصد و پنجاه یوروئه.

01:13:13.208 --> 01:13:15.917
‫خب، مبلغ کمی نیست...

01:13:16.125 --> 01:13:20.292
‫تا بخواین دنبال یکی،
‫یا همسر آقای فورنیه بگردین.

01:13:20.458 --> 01:13:25.333
‫دفاتر دیگه با نرخ کمتر هم داریم،
‫ولی کیفیت کار ما رو ندارن.

01:13:25.500 --> 01:13:28.583
‫زمانی که برای حل پرونده می‌خوایم،
‫بستگی به خود فرد داره.

01:13:28.750 --> 01:13:30.625
‫درسته، متوجه شدم.

01:13:30.792 --> 01:13:34.500
‫- سوال دیگه‌ای ندارین؟
‫- نه، همه رو پرسیدم.

01:13:34.667 --> 01:13:36.708
‫فعلا سوالی ندارم. دستتون درد نکنه.

01:13:36.875 --> 01:13:39.500
‫به زودی باهاتون تماس می‌گیرم.

01:13:39.625 --> 01:13:44.250
‫- پس... بنده دیگه رفع زحمت کنم.
‫- زحمتی که نذاشتین.

01:13:45.625 --> 01:13:48.625
‫- دستتون درد نکنه و خدانگهدار.
‫- خداحافظ.

01:13:54.500 --> 01:13:55.583
‫الو؟

01:13:55.750 --> 01:13:59.375
‫آقای فورنیه، هنری ون دلونی‌ام.
‫چند لحظه وقت دارین صحبت کنین؟

01:13:59.750 --> 01:14:01.292
‫بله، می‌شنوم.

01:14:01.458 --> 01:14:05.500
‫خانمی به دفترم اومده بود
‫که می‌گفت شما فرستادینش.

01:14:05.667 --> 01:14:10.917
‫احوال پریشان و مشکوکی داشت.
‫به نظر می‌اومد می‌خواد تحقیقات کنه.

01:14:13.000 --> 01:14:16.541
‫موهای صاف به رنگ شاه‌بلوطی داشت
‫و عینک طلایی زده بود.

01:14:16.565 --> 01:14:18.125
‫بهش که چیزی نگفتی؟

01:14:18.292 --> 01:14:22.375
‫مسلما نگفتم. کار درستی نبود.
‫برای همین فورا با خودتون تماس گرفتم.

01:14:22.500 --> 01:14:25.417
‫ایشون خیلی در مورد روند کار ما کنجکاو بودن.

01:14:25.542 --> 01:14:29.583
‫مطمئن بودم که قرار نیست باهامون تماس بگیره.
‫خلاصه خواستم در جریان باشین.

01:14:29.750 --> 01:14:33.500
‫- آره، ولی حرفی بهش زدین؟
‫- هیچی نگفتم.

01:14:33.625 --> 01:14:37.458
‫به نظر می‌اومد خبر داره
‫که شما ما رو استخدام کرده بودین.

01:14:39.458 --> 01:14:42.625
‫اگه چیزی نگفتی که خوبه.

01:14:43.750 --> 01:14:47.083
‫ممنون که مطلعم کردی. خدانگهدار.

01:14:51.875 --> 01:14:57.417
‫منظورم این لامپ بود.
‫واسه تغییر دکور اتاق می‌خواستم بگیرمش.

01:14:57.542 --> 01:15:00.917
‫- بد نیست.
‫- فکر کنم مامانم هم خوشش بیاد.

01:15:01.125 --> 01:15:03.625
‫- قراره زیاد بمونه؟
‫- من که نمی‌دونم.

01:15:03.792 --> 01:15:07.542
‫- توی پاریس که بهش خوش می‌گذره.
‫- در طول روز مشغول چه کاریه؟

01:15:07.708 --> 01:15:10.917
‫به موزه‌ها و عتیقه‌فروشی‌ها می‌ره.
‫بریم اونجا رو هم ببینیم.

01:15:11.125 --> 01:15:17.125
‫دوست داره قدم بزنه و سرش به کار خودش باشه.
‫همیشه اینطوری بوده.

01:15:17.292 --> 01:15:19.500
‫- روز به خیر خانم.
‫- سلام.

01:15:20.792 --> 01:15:24.000
‫خب، بذار ناهار رو سفارش بدیم.
‫بعد تعریف کن ورسای چه خبر بود.

01:15:24.208 --> 01:15:25.958
‫باید حرف بزنیم.

01:15:26.167 --> 01:15:28.292
‫ای وای. چقدر لحنت جدی بود.

01:15:28.458 --> 01:15:32.917
‫ازت می‌خوام تا حرفم تموم نشده، هیچی نگی.

01:15:33.125 --> 01:15:35.917
‫- باشه.
‫- واقعا زندگیت فراز و نشیب‌های بدی داره.

01:15:36.125 --> 01:15:39.792
‫- ناپدید شدن آلن...
‫- آخ، اون بحث رو ول کنیم.

01:15:39.958 --> 01:15:43.750
‫- ...اصلا منطقی نیست.
‫- چطور به این نتیجه رسیدی؟

01:15:43.917 --> 01:15:45.750
‫از همون اول ماجرا...

01:15:45.917 --> 01:15:50.500
‫این چرندیات آدم‌فضایی‌ها
‫داشت ذهنم رو درگیر می‌کرد.

01:15:50.667 --> 01:15:52.500
‫دیوانه شدی؟

01:15:52.667 --> 01:15:57.125
‫خلاصه نشستم و حسابی روش فکر کردم،
‫تا اینکه...

01:15:57.292 --> 01:16:00.333
‫- مامان، اذیتم نکن.
‫- خودم دارم می‌گم «چرندیات» دیگه.

01:16:00.500 --> 01:16:04.500
‫خلاصه، توی مراسم که بودم،
‫یکهو بحثی افتاد وسط که در مورد...

01:16:04.625 --> 01:16:09.500
‫ناپدید شدن شریک کاری ژان بود...

01:16:09.625 --> 01:16:11.125
‫مثل آلن غیبش زده بود.

01:16:11.292 --> 01:16:15.917
‫جسدش رو پیدا کردن.
‫یا حداقل فکر می‌کردن پیداش کردن.

01:16:16.125 --> 01:16:18.750
‫می‌گن خودکشی بوده.
‫من که از جزئیاتش خبر ندارم.

01:16:18.917 --> 01:16:23.500
‫من خبر دارم. ژان از ناپدید شدن طرف
‫حسابی سود کرده بود.

01:16:23.625 --> 01:16:24.667
‫که چی؟

01:16:24.833 --> 01:16:29.208
‫دقیقا عین آلن غیبش زد.
‫این اتفاق به نفع ژان هم بود.

01:16:29.375 --> 01:16:34.458
‫اون زمان بحث خودکشی، آدم‌ربایی
‫یا حتی قتل مطرح بود.

01:16:34.583 --> 01:16:36.708
‫الان حرفت چیه؟

01:16:36.875 --> 01:16:37.882
‫متوجه دو مورد شدم:

01:16:37.906 --> 01:16:40.667
‫جان انگیزه و علاقه کافی
‫برای انجام این کار داشته.

01:16:40.833 --> 01:16:42.958
‫دیگه این بحث رو وسط نکش.

01:16:44.167 --> 01:16:47.320
‫شده با خودت بگی شاید
‫ژان از خیانتت خبر داشت؟

01:16:47.344 --> 01:16:48.583
‫مامان جان...

01:16:48.750 --> 01:16:50.917
‫- حتی شک نکرده بود؟
‫- نه، هیچی!

01:16:51.125 --> 01:16:53.417
‫- کسی رو فرستاده بود تعقیبت کنه؟
‫- چطوری؟

01:16:53.542 --> 01:16:56.333
‫- مثلا کارآگاه خصوصی استخدام کنه.
‫- دیگه داری چرت و پرت می‌گی.

01:16:56.500 --> 01:17:01.083
‫- مطمئنم یکی رو استخدام کرده بود.
‫- از کجا؟

01:17:01.250 --> 01:17:06.708
‫یه کارت توی کشوی میزش پیدا کرده بودم.

01:17:06.875 --> 01:17:09.917
‫- رفتی وسایل شخصیش رو گشتی؟
‫- تا دفتر کارآگاهه رفتم.

01:17:10.125 --> 01:17:15.583
‫گفتم ژان بهم گفته خیلی بهش توی
‫مورد خیانت کمک کرده بود.

01:17:15.750 --> 01:17:19.375
‫طرف گفت روی پرونده زوج‌ها کار می‌کنیم.

01:17:19.500 --> 01:17:21.583
‫باورم نمی‌شه این حرف‌ها رو ازت می‌شنوم.

01:17:22.583 --> 01:17:25.833
‫- مثل روز روشنه دیگه.
‫- چی روشنه؟

01:17:26.000 --> 01:17:32.250
‫- می‌گی ژان کلک آلن رو کنده؟ دیوانه شدی؟!
‫- حداقل ارزش داره در موردش تحقیق کنی.

01:17:32.417 --> 01:17:35.292
‫ببخشید، دیگه اشتهام کور شد.

01:17:41.417 --> 01:17:42.625
‫یه لحظه وایستا.

01:17:42.792 --> 01:17:46.292
‫- گوش کن چی می‌گم.
‫- نه، دیگه حوصله ندارم!

01:17:46.458 --> 01:17:49.542
‫فرضا من دارم به مردی که دوستم داره،

01:17:49.708 --> 01:17:51.750
‫و می‌خواد باهام بچه‌دار بشه، خیانت می‌کنم.

01:17:51.917 --> 01:17:56.500
‫آره، دارم با یکی از آشناهای قدیمیم،
‫به ژان خیانت می‌کنم. به قول تو...

01:17:56.667 --> 01:17:59.500
‫ژان هم فهمیده
‫و یکی رو دنبالم فرستاده...

01:17:59.625 --> 01:18:02.167
‫- بعدش هم آلن ناپدید می‌شه.
‫- دقیقا همینه دیگه!

01:18:04.167 --> 01:18:07.708
‫- چرا اینجوری نگاهم می‌کنی؟
‫- ها، منظورت چیه؟

01:18:08.875 --> 01:18:12.042
‫- خیلی عجیب نگاهم کردی.
‫- نه بابا.

01:18:12.208 --> 01:18:16.875
‫- مطمئنی خودت عذاب وجدان نداری؟
‫- نه، چرا داشته باشم؟

01:18:17.083 --> 01:18:19.208
‫وایستا. دیگه نمی‌تونم.

01:18:20.708 --> 01:18:23.750
‫از دویدن روی تردمیل که بهتره.

01:18:27.083 --> 01:18:31.125
‫به محل کارت زنگ زدم،
‫گفتن با مامانت رفتی ناهار بخوری.

01:18:31.292 --> 01:18:36.708
‫- بحثمون شد.
‫- چی شده بود؟

01:18:36.875 --> 01:18:40.125
‫خودت که می‌شناسیش.
‫بعضی وقت‌ها خیلی خیالاتی می‌شه.

01:18:40.292 --> 01:18:42.792
.همه‌ش هم بخاطر اون سریال‌ها و رمان‌های جناییه

01:18:42.958 --> 01:18:45.208
‫به نظرت حالش داره بدتر می‌شه؟

01:18:45.375 --> 01:18:50.750
‫بعضی وقت‌ها که یادش می‌ره داروهاش رو بخوره،
‫خیلی شکاک می‌شه.

01:18:50.917 --> 01:18:55.250
‫- خیلی هم شکاک می‌شه.
‫- به نظرم باید داروهاش رو بخوره.

01:18:55.417 --> 01:18:59.542
‫- حالا نسبت به چی شکاک شده بود؟
‫- خیلی رمان جنایی می‌خونه.

01:19:09.917 --> 01:19:12.500
‫رفتم دوش گرفتم. کاری داری؟

01:19:12.625 --> 01:19:16.375
‫می‌خواستم ببینم الان کمتر شکاکی یا نه.

01:19:16.500 --> 01:19:18.583
‫من شکاک نیستم.

01:19:18.750 --> 01:19:21.458
‫ژان می‌دونست داری بهش خیانت می‌کنی.

01:19:21.583 --> 01:19:25.083
‫- داروهات رو مرتب مصرف می‌کنی؟
‫- حواسم هست.

01:19:25.250 --> 01:19:28.292
‫بعضی وقت‌ها یادت می‌ره بخوری.
‫واسه همین اثر نمی‌ذارن.

01:19:28.458 --> 01:19:33.833
‫درست، ولی عدم اطمینان من
‫علتش داروهام نیست.

01:19:34.708 --> 01:19:38.792
‫با وجود این علاقه مفرطی که به ژان داری،
‫خیلی برام عزیزی.

01:19:38.958 --> 01:19:43.500
‫- خواهشا بی‌خیال موضوع بشو.
‫- من که کارآگاه حرفه‌ای نیستم.

01:19:43.667 --> 01:19:48.375
‫می‌خوام برای فردی باتجربه توضیحش بدم
‫تا ببینم نظر اون چیه.

01:19:48.500 --> 01:19:51.458
‫- مثلا واسه کی؟
‫- نمی‌دونم.

01:19:52.625 --> 01:19:55.708
‫فکر کنم باید بری به پلیس گزارش بدی.

01:19:55.875 --> 01:20:00.333
‫تو رو خدا بگو که شوخی می‌کنی.
‫برم به پلیس بگم خیانت کردم؟

01:20:00.500 --> 01:20:02.125
‫یه نگاه به خودت بنداز.

01:20:02.292 --> 01:20:07.333
‫تمام فکر و ذکرت شکار، ماهی‌گیری،
‫پیاده‌روی و خوش‌گذرونیه.

01:20:07.583 --> 01:20:10.667
‫اصلا نباید اشتباهی صورت بگیره دراگوس.

01:20:10.833 --> 01:20:13.667
‫- می‌خوام عین حادثه جلوه کنه.
‫- حادثه؟

01:20:13.833 --> 01:20:15.917
‫باید بی‌عیب و نقص باشه.

01:20:16.125 --> 01:20:19.833
‫- طرف کیه؟ چه حادثه‌ای باشه؟
‫- حادثه شکار.

01:20:20.042 --> 01:20:24.625
‫من توی دل جنگل می‌برمش.
‫تو هم اونجا منتظر بمون.

01:20:24.792 --> 01:20:29.458
‫همون لحظه که دیدیش بهش شلیک کن.
‫پیش میاد شکارچی‌ها اشتباه کنن.

01:20:29.583 --> 01:20:31.708
‫می‌گیم شکارچی فکر کرده بود حیوانی رو دیده.

01:20:31.875 --> 01:20:37.500
‫دقیقا، می‌گیم فکر کرده گوزن بزرگی دیده.
‫شکارچی‌ها خیلی راحت اشتباه می‌کنن.

01:20:37.625 --> 01:20:40.375
‫ممکنه پلیس بخواد خیلی سوال بپرسه.

01:20:40.500 --> 01:20:44.750
‫بهت تفنگ با مجوز می‌دم.
‫باقی موارد رو خودم ردیف می‌کنم.

01:20:44.917 --> 01:20:49.625
‫مجوز شکار داشتی، حادثه ناگواری رخ داد،
‫خودت هم خیلی ناراحت شدی.

01:20:49.792 --> 01:20:53.875
‫خب؟ باید تفنگ خودت باشه، نه مال من.

01:20:54.083 --> 01:20:55.417
‫متوجه شدی؟

01:20:55.542 --> 01:21:01.375
‫بعدش عذرخواهی می‌کنی.
‫پلیس نمی‌تونه بازداشتت کنه، حادثه بود...

01:21:01.500 --> 01:21:02.625
‫دراگوس.

01:21:02.792 --> 01:21:06.292
‫درسته من بیرون گود می‌مونم،
‫ولی هوات رو دارم.

01:21:06.458 --> 01:21:08.542
‫آره، ولی یه مشکلی وجود داره.

01:21:08.708 --> 01:21:11.417
‫من تا حالا با تفنگ تیراندازی نکردم.

01:21:11.542 --> 01:21:13.792
‫- تا حالا تیراندازی نکردی؟
‫- نه.

01:21:13.958 --> 01:21:16.208
‫اشکال نداره. کمکت می‌کنم.

01:21:16.375 --> 01:21:21.875
‫نه، اصلا یه فکر بهتر.
‫خودم تیر رو می‌زنم، بعد تفنگ رو بهت می‌دم.

01:21:22.083 --> 01:21:26.292
‫در نهایت باید تفنگ دست خودت باشه،
‫متوجه حرفم شدی؟

01:21:26.458 --> 01:21:29.958
‫دراگوس، در هر صورت،
‫این زنه باید حذف بشه.

01:21:30.167 --> 01:21:35.417
‫زیان‌آوره، خطرناکه، پرمدعا
‫و آدم فضولیه. واسه همین باید حذف بشه.

01:21:35.542 --> 01:21:39.958
‫- کی نقشه رو عملی کنیم؟
‫- خیلی زود شروع می‌کنیم.

01:21:40.167 --> 01:21:44.375
‫- باید تو نقطه خوبی از جنگل قایم بشی.
‫- ولی خودت تیر رو می‌زنی؟

01:21:44.500 --> 01:21:48.875
‫من تحت مسئولیت تو با تیر می‌زنمش.

01:21:49.083 --> 01:21:52.667
‫کار خودت می‌شه، موافقی؟

01:21:52.833 --> 01:21:57.708
‫- بعدش پیش برادرت برمی‌گردی؟
‫- می‌خواستم به بخارست برم...

01:21:57.875 --> 01:22:00.790
‫تا اینکه زنگ زدی.
‫الان هم یک هفته‌ای اینجام.

01:22:00.814 --> 01:22:02.708
‫از طرفم بهش سلام برسون.

01:22:07.125 --> 01:22:10.667
‫- هیچی رو فراموش نکردی؟
‫- پی‌یر و دلفین؟

01:22:10.833 --> 01:22:12.542
‫اونجا می‌بینیمشون.

01:22:33.542 --> 01:22:36.167
‫خیلی مشتاقم زودتر به شکار بریم.

01:22:36.333 --> 01:22:39.250
‫فکر کنم کامیل هم دوست داره بیاد.
‫شما هم میاین؟

01:22:39.417 --> 01:22:42.542
‫امیدوارم این بار از دفعه قبل
‫موفقیت‌آمیزتر باشه.

01:22:42.708 --> 01:22:46.792
‫- عاشق شکار حیوانم.
‫- ما تنها چیزی که شکار می‌کنیم...

01:22:46.958 --> 01:22:50.542
‫- محصولات عتیقه است.
‫- بخورین، بخورین.

01:22:50.708 --> 01:22:54.250
‫- نوش جان.
‫- چقدر خرچنگ لذیذیه.

01:22:55.500 --> 01:22:59.500
‫- شما عتیقه‌فروشی نمی‌رین؟
‫- دوست دارم، ولی باید اینجا بمونم.

01:22:59.667 --> 01:23:03.750
‫- من که دنبال میز بودم.
‫- کلی عتیقه‌فروشی خوب این اطرافه.

01:23:03.917 --> 01:23:06.750
‫شک ندارم می‌شه یه خوبش رو پیدا کرد.

01:23:06.917 --> 01:23:09.708
‫ولی باید حسابی گشت خانم.

01:23:09.875 --> 01:23:12.042
‫اصلا دنیاش فرق داره.

01:23:12.208 --> 01:23:15.917
‫- آدم وقتی واردش می‌شه، همه‌چی یادش می‌ره.
‫- دقیقا.

01:23:16.125 --> 01:23:19.500
‫این استعدادش رو از باباش
‫که ماهی‌گیری ماهری بود به ارث برده.

01:23:19.667 --> 01:23:22.250
‫از بچگی یاد گرفتم با حشره مصنوعی،
‫ماهی بگیرم.

01:23:22.417 --> 01:23:25.542
‫من که متوجه نشدم.

01:23:25.708 --> 01:23:28.333
‫- پس واسه ناهار می‌بینیمت؟
‫- فکر نکنم.

01:23:28.500 --> 01:23:30.958
‫ولی عصر با هم غذا می‌خوریم.

01:23:31.167 --> 01:23:36.167
‫خب، حواستون به تیرهاتون باشه.
‫با ساچمه درشت نباید آهو شکار کرد.

01:23:36.333 --> 01:23:40.083
‫ساعت چنده؟ وایستین، وایستین.
‫باید قرصم رو بخورم.

01:23:40.250 --> 01:23:43.458
‫دیدی همیشه حواسم هست؟
‫ندیدی کجا گذاشتمشون؟

01:23:43.583 --> 01:23:44.958
‫توی کیفت نیست؟

01:23:45.167 --> 01:23:48.875
‫ای وای، نکنه پاریس جا گذاشتمشون؟

01:23:49.083 --> 01:23:53.333
‫- چهار روز قراره اینجا بمونیم‌ها.
‫- خیلی‌خب، در این صورت...

01:23:53.500 --> 01:23:56.500
‫- حالا منجر به مرگ که نمی‌شه.
‫- برمی‌گردیم پاریس.

01:23:56.667 --> 01:24:01.625
‫- چهار روز که می‌تونم دووم بیارم.
‫- واقعا لازم نیست.

01:24:01.792 --> 01:24:05.625
‫- معلومه که مهمه. به ادگار می‌گیم بیاره.
‫- اصلا خوشش نمیاد.

01:24:05.792 --> 01:24:07.542
‫بذار خودم برم. کجا گذاشتیشون؟

01:24:07.708 --> 01:24:11.167
‫توی جیب کتم بودن. معذرت می‌خوام.

01:24:11.333 --> 01:24:16.625
‫- اشکال نداره. تا از شکار برگردین میام.
‫- می‌خوای واسه خودت آهنگ آرامش‌بخش بذار.

01:24:16.792 --> 01:24:21.417
‫ادگار رانندگیش خیلی آرومه.
‫راحت می‌تونم توی راه آهنگ گوش بدم.

01:24:21.542 --> 01:24:26.167
‫- گفتی کتت کجاست؟
‫- روی تخته. ممکنه توی کوله‌پشتیم هم باشه.

01:24:26.333 --> 01:24:29.167
‫- پیداش می‌کنه.
‫- پیداش می‌کنم.

01:24:29.333 --> 01:24:32.542
‫- بیا بریم.
‫- خوب بگردی‌ها.

01:24:32.708 --> 01:24:34.083
‫خداحافظ عشقم.

01:25:21.500 --> 01:25:23.292
‫بفرما. این واسه شماست.

01:25:23.458 --> 01:25:25.750
‫- ممنون.
‫- قابلی نداشت.

01:25:27.625 --> 01:25:29.417
‫خب، بریم.

01:25:43.750 --> 01:25:46.792
‫- باید این طرفی بریم.
‫- خب.

01:25:59.375 --> 01:26:04.208
‫کامیل، فکر کنم اینجا بهتر باشه.
‫این جنگل رو عین کف دستم بلدم.

01:26:17.375 --> 01:26:22.250
‫این جنگل الهام‌بخش شاعران بوده،
‫به شدت توی...

01:26:22.417 --> 01:26:28.958
‫آثارشون نقش کلیدی داشته.
‫ولی آهو و گوزن کم داره.

01:26:29.167 --> 01:26:33.292
‫خیلی وقت بود از شهر خارج نشده بودم.
‫نمی‌دونم چطوری تا اینجا میاین.

01:26:33.458 --> 01:26:35.750
‫اگه تنها بودم صد بار گم می‌شدم.

01:27:05.917 --> 01:27:09.708
‫باید واسه کاری برم،
‫تا یک ساعت دیگه برمی‌گردم.

01:28:12.667 --> 01:28:17.167
‫صادقانه بخوایم بگیم،
‫کی حاضره چنین چیزی بخره؟

01:28:17.333 --> 01:28:19.917
‫کسایی که از شکار لذت می‌برن؟

01:28:20.125 --> 01:28:22.375
‫واسه خونه‌های روستایی قدیمی مناسبه.

01:28:22.500 --> 01:28:24.708
‫یا واسه باشگاه سوارکاران.

01:29:11.458 --> 01:29:12.792
‫بله؟

01:29:16.417 --> 01:29:19.500
‫فانی، اینجا خوب آنتن نمی‌ده.

01:29:19.667 --> 01:29:25.583
‫راست می‌گفتی، آلن فرار نکرده بود.
‫یه بلایی سرش آورده.

01:29:26.083 --> 01:29:27.292
‫منظورت چیه؟

01:29:27.458 --> 01:29:29.125
‫الان خونه آلنم.

01:29:29.292 --> 01:29:32.958
‫داروهات رو پیدا کردم،
‫بعد یه سر تا آپارتمانش رفتم.

01:29:33.167 --> 01:29:37.458
‫حرف‌هات ذهنم رو درگیر کرده بود.
‫راست هم می‌گفتی.

01:29:37.583 --> 01:29:40.125
‫هر کسی خونه‌اش رو خالی کرده...

01:29:40.292 --> 01:29:44.500
‫خبر نداشت یه بخش مخفی‌ای
‫واسه پیش‌نویس کتابش داشته.

01:29:44.625 --> 01:29:50.042
‫امکان نداشت بدون این نسخه جایی بره.

01:29:50.208 --> 01:29:51.917
‫جونش به این پیش‌نویس بسته بود.

01:29:52.125 --> 01:29:54.333
‫من که اصلا جا نخوردم.

01:29:55.583 --> 01:29:58.208
‫هنوز فکر می‌کنی ممکنه
‫کار ژان بوده باشه؟

01:29:58.375 --> 01:30:02.625
‫من که نمی‌تونم چیزی رو ثابت کنم.
‫باید به پلیس گزارش بدی.

01:30:15.500 --> 01:30:16.875
‫سیگارت رو بنداز.

01:30:21.667 --> 01:30:23.625
‫تفنگت رو بده ببینم.

01:30:29.375 --> 01:30:33.625
‫ولی آخه... من ژان رو می‌شناسم.
‫درسته عیب و ایراد داره.

01:30:34.750 --> 01:30:38.042
‫ببین، الان برمی‌گردم.
‫باید صحبت کنیم.

01:30:38.208 --> 01:30:40.667
‫بعدا می‌بینمت، باشه.

01:30:56.958 --> 01:30:58.542
‫ژان، نه...

01:31:03.833 --> 01:31:05.917
‫آهو بود؟

01:31:06.125 --> 01:31:07.917
‫فکر کنم آدم بود.

01:31:08.125 --> 01:31:10.792
‫ای وای، مطمئنی؟

01:31:10.958 --> 01:31:14.958
‫- نه، آدم بود.
‫- مطمئنی آهو نبود؟

01:31:15.167 --> 01:31:17.167
‫آهو...

01:31:17.333 --> 01:31:19.583
‫خدا لعنتش کنه، چی بود؟

01:31:19.750 --> 01:31:21.750
‫بدبخت شدیم، بدبخت شدیم...

01:31:29.083 --> 01:31:33.458
‫- باید کمک خبر کنیم.
‫- لازم نیست. مرده.

01:31:33.583 --> 01:31:36.292
‫خدایا، باورم نمی‌شه...

01:31:36.458 --> 01:31:38.708
‫وحشتناکه.

01:31:38.875 --> 01:31:42.083
‫از بین شاخه درخت‌ها دیدم
‫یه چیزی داشت تکون می‌خورد.

01:31:44.500 --> 01:31:46.917
‫- حادثه بود.
‫- تصادفی بود.

01:31:47.125 --> 01:31:49.417
‫ای وای... خدایا.

01:31:49.542 --> 01:31:51.167
‫باورم نمی‌شه.

01:31:51.191 --> 01:31:59.191
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

01:31:59.292 --> 01:32:03.667
‫به این نتیجه رسیده بود که نمی‌توان
‫با ضرس قاطع، آینده را پیش‌بینی کرد.

01:32:03.833 --> 01:32:08.917
‫چرا که احتمال حیات هر آدمی،
‫یک در چهارصد میلیارد است.

01:32:09.125 --> 01:32:11.542
‫پس جان هر آدمی در نوع خود،
‫معجزه‌ای است.

01:32:11.708 --> 01:32:16.167
‫هر موجود جان‌‌داری،
‫پیش‌تر لاتاری حیات را برنده شده بود.

01:32:16.333 --> 01:32:19.042
‫نباید این معجزه را هدر داد.

01:32:19.208 --> 01:32:23.583
‫این حیات تا پایان تصمیمات
‫درست و اشتباهمان ادامه دارد.

01:32:23.750 --> 01:32:26.917
‫جهان به قدری وسیع و بزرگ است...

01:32:27.125 --> 01:32:29.833
‫که هر احتمالی در آن وجود داشته باشد.

01:32:30.042 --> 01:32:32.500
‫و خوش‌‌شانس بودن صرفا
‫از اهمیت بالایی برخوردار است،

01:32:34.125 --> 01:32:38.250
‫بهتر است آدم زیاد فکرش را
‫درگیر شانس و اقبال نکند.