﻿WEBVTT

00:00:07.046 --> 00:00:09.719
اگر شخصی با اعتماد به‌نفس
در مسیرِ رویاهایش، پیشروی کند

00:00:09.793 --> 00:00:12.600
و برای به‌دست آوردنِ زندگیِ رویایی خود
تلاش زیادی انجام دهد

00:00:12.641 --> 00:00:16.015
در زمان کوتاهی که حتی تصورش را
هم نمی‌کند، به موفقیت خواهد رسید

00:00:16.040 --> 00:00:18.960
«هنری دیوید ثورو»

00:00:18.984 --> 00:00:28.984
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:43.048 --> 00:00:47.622
«دیو شپل»

00:01:18.794 --> 00:01:21.189
زنده، از واشینگتن دی‌سی

00:01:22.490 --> 00:01:33.601
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:01:33.947 --> 00:01:39.373
"رویاپرداز"

00:01:39.432 --> 00:01:40.432
خیلی‌خب

00:01:43.186 --> 00:01:45.021
...تقریبا ۲۴ سال پیش

00:01:46.439 --> 00:01:49.651
برای اولین‌بار، اومدم روی
استیجِ همین سالن

00:01:52.946 --> 00:01:55.490
داشتم اولین ویژه‌برنامه‌ی
یک‌ساعته‌م رو ضبط می‌کردم

00:01:55.573 --> 00:01:57.367
اسمش «آروم‌آروم بکش‌شون» بود
[ Killin' Them Softly ]

00:01:59.953 --> 00:02:03.331
دوست دخترِ حامله‌م
توی این ردیف، نشسته بود

00:02:03.414 --> 00:02:05.041
الان زنمه

00:02:10.004 --> 00:02:14.134
،بچه‌ای که توی شکمش بود
...یعنی پسر اولم

00:02:15.218 --> 00:02:17.178
الان با خودم گُل می‌کشه

00:02:25.395 --> 00:02:29.774
و فشاری که اون شب روم بود رو
بیش‌تر از هرچیز دیگه‌ای یادمه

00:02:29.858 --> 00:02:32.318
قبل از اجرا، مجبور بودم برم توی خیابون

00:02:32.402 --> 00:02:34.571
و به ملت، بلیطِ مفتی بدم

00:02:34.654 --> 00:02:36.865
چون نمی‌تونستم سالن رو پُر کنم

00:02:37.574 --> 00:02:42.078
وای پسر، ۲۴ سالِ کوتاه، چه تغییراتی
که توی زندگیِ آدم ایجاد نمی‌کنه

00:02:49.919 --> 00:02:53.047
و درست قبلش، پدرم مُرده بود

00:02:53.131 --> 00:02:55.466
اونقدر عمر نکرد که اجراهام رو ببینه

00:02:56.593 --> 00:02:59.596
و وقتی مُرد، غمش وجودم رو
گرفته بود

00:03:00.346 --> 00:03:02.432
فکرنمی‌کردم دوباره بتونم
بخندم یا حتی لبخند بزنم

00:03:03.349 --> 00:03:05.727
و تنها کسی که من رو
از اون حال و هوا درآورد

00:03:05.810 --> 00:03:09.397
خدابیامرز، رفیقِ کمدینم
نرم مک‌دانلدِ کبیر بود

00:03:11.107 --> 00:03:13.443
درسته، دمِ نرم گرم

00:03:14.611 --> 00:03:17.196
و نُرم کاری که کرد که هیچ‌وقت
یادم نمی‌ره

00:03:17.280 --> 00:03:19.866
می‌دونست که من طرفدارِ
پروپاقرصِ جیم کری هستم

00:03:19.949 --> 00:03:21.200
نمی‌خوام زیاد بهش بپردازم

00:03:21.284 --> 00:03:25.204
ولی جیم کری، در حدی با استعداده
که با تمرین و تعلیم، نمی‌شه به گردِ پاش رسید

00:03:25.288 --> 00:03:28.249
.استعداد خدادادی داره
شیفته‌ش بودم

00:03:28.791 --> 00:03:32.170
نُرم هم می‌دونست. بهم زنگ زد
...و گفت «دیوید

00:03:32.253 --> 00:03:34.672
گفت دارم با جیم کری
روی یه فیلمی کار می‌کنم

00:03:35.965 --> 00:03:39.636
می‌خوای ببینیش؟
من هم گفتم معلومه که آره

00:03:39.719 --> 00:03:44.140
و بعد از مُردن پدرم، اولین‌باری بود
که هیجان‌زده می‌شدم

00:03:45.099 --> 00:03:48.937
.اسم فیلمه «مرد روی ماه» بود
من هم خبر نداشتم

00:03:49.604 --> 00:03:52.440
توی این فیلم هم جیم کری، نقشِ
خدابیامرز اندی کافمنِ کبیر که یکی دیگه

00:03:52.523 --> 00:03:54.150
از الگوهای کمدینم بود رو
بازی می‌کرد

00:03:55.485 --> 00:03:59.239
و جیم کری، اون‌قدر توی
اون نقش غرق شده بود

00:03:59.322 --> 00:04:01.407
که به محض بیدار شدن

00:04:01.491 --> 00:04:04.494
...تا موقعِ خواب، با هویتِ اندی کافمن

00:04:05.161 --> 00:04:06.913
زندگی می‌کرد

00:04:06.996 --> 00:04:07.996
من هم نمی‌دونستم

00:04:08.039 --> 00:04:10.333
،وقتی موقع فیلمبرداری «کات» می‌دادن
...این رفیق‌مون همچنان

00:04:12.126 --> 00:04:13.126
توی نقشِ اندی کافمن می‌موند

00:04:13.670 --> 00:04:17.757
جوری که همه‌ی اعضای گروه
اندی صداش می‌کردن

00:04:17.840 --> 00:04:20.134
.من هم نمی‌دونستم
رفتم دیدنش

00:04:20.218 --> 00:04:23.846
و وقتی وارد اتاق شدم و دیدمش
«داد زدم گفتم «جیم کری

00:04:23.930 --> 00:04:25.473
و همه گفتن نه

00:04:28.434 --> 00:04:30.061
اندی صداش کن

00:04:31.229 --> 00:04:32.480
من هم نمی‌فهمیدم

00:04:32.563 --> 00:04:35.566
بعدش اومد سمتم و عجیب و غریب
رفتار می‌کرد، نمی‌دونستم تو نقشِ اندی کافمنه

00:04:35.650 --> 00:04:38.987
«گفت «سلام، چطوری؟
من هم گفتم سلام

00:04:42.115 --> 00:04:43.115
اندی؟

00:04:44.826 --> 00:04:45.826
...حالا

00:04:46.286 --> 00:04:49.247
...از طرفی خیلی خوش‌شانس بودم

00:04:49.330 --> 00:04:51.916
که یکی از بهترین هنرمندانِ
دورانِ خودم رو می‌دیدم

00:04:52.000 --> 00:04:55.295
که توی یکی از چالش‌برانگیزترین
فرآیندهای ممکن، غرق شده بود

00:04:55.378 --> 00:04:57.088
خوش‌شانس بودم که
شاهدش بودم

00:04:58.506 --> 00:04:59.799
...ولی همزمان

00:05:02.218 --> 00:05:03.428
خیلی هم ناامید شده بودم

00:05:06.055 --> 00:05:07.932
چون می‌خواستم جیم کری رو ببینم

00:05:09.350 --> 00:05:13.896
و مجبور بودم کل اون روز رو
وانمود کنم که طرف اندی کافمنه

00:05:15.648 --> 00:05:16.983
مشخصاً جیم کری بود دیگه

00:05:17.066 --> 00:05:19.986
وقتی می‌دیدمش، مغزم
بهم می‌گفت که جیم کریه

00:05:20.862 --> 00:05:25.700
بگذریم، اینا رو گفتم که بگم ترنس‌ها
همچین حسی بهم می‌دن

00:05:39.922 --> 00:05:40.922
شروع شد

00:05:45.219 --> 00:05:48.306
اگه با این فرض اومدین اینجا
...که قراره باز هم

00:05:52.018 --> 00:05:54.729
...با این قشر شوخی کنم...

00:05:56.105 --> 00:05:57.815
اشتباه فکر کردین

00:05:59.358 --> 00:06:01.944
دیگه با این قشر در نمی‌افتم

00:06:03.112 --> 00:06:04.530
به دردسرش نمی‌ارزید

00:06:05.615 --> 00:06:07.200
دیگه درباره ترنس‌ها
کسشعر نمی‌گم

00:06:07.283 --> 00:06:10.453
شاید امشب، سه چهارتا کسشعر
درباره‌شون بگم، ولی در همین حد می‌مونه

00:06:14.123 --> 00:06:15.666
از حرف زدن درباره‌شون
خسته شدم

00:06:17.335 --> 00:06:19.796
می‌خواید بدونید چرا از حرف زدن
درباره‌شون، خسته شدم؟

00:06:19.879 --> 00:06:24.050
چون این قشر جوری وانمود کردن که
انگار برای خنده‌دار بودن، بهشون نیاز دارم

00:06:24.133 --> 00:06:25.426
مسخره‌ست خب

00:06:26.511 --> 00:06:28.554
.به شماها نیازی ندارم که
سوژه جدید دارم

00:06:28.638 --> 00:06:30.723
نمی‌تونید سوژه‌م رو پیش‌بینی کنید

00:06:31.599 --> 00:06:35.186
.دیگه با ترنس‌ها شوخی نمی‌کنم
...می‌دونید می‌خوام چی کار کنم؟ امشب

00:06:35.895 --> 00:06:37.855
با معلول‌ها شوخی می‌کنم

00:06:40.483 --> 00:06:42.860
چون به اندازه‌ی هم‌جنسگرایان
سازمان‌یافته نیستن

00:06:44.112 --> 00:06:45.738
من هم که عاشقِ ضعیف‌کُشی‌ام

00:06:46.489 --> 00:06:50.868
.احتمالا همین الان، ردیفِ آخر یه معلول نشسته
چون معمولاً همون‌جاها می‌نشونن‌شون

00:07:00.670 --> 00:07:03.005
«اومدم به ترنس‌ها بخندم»

00:07:04.090 --> 00:07:06.926
نمی‌دونستم این کاکاسیاه
می‌خواد ما رو مسخره کنه

00:07:07.301 --> 00:07:09.887
«پاشید بریم بابا»

00:07:19.605 --> 00:07:22.525
آره، وقتشه با این معلول‌ها هم
یه‌کم شوخی بشه

00:07:24.193 --> 00:07:26.404
.بذار حسابِ کار دست‌شون بیاد
کون لق‌شون

00:07:27.405 --> 00:07:29.157
یه‌بار رفته بودم کاخ کنگره

00:07:30.741 --> 00:07:32.618
و یه نماینده‌ی کنگره دیدم
که معلول بود

00:07:34.078 --> 00:07:36.956
اسمش «مدیسن کاتورن» بود

00:07:41.961 --> 00:07:44.046
یه جمهوری‌خواهِ اهلِ کارولینای شمالیه

00:07:44.130 --> 00:07:45.673
و شوکه شده بود

00:07:45.756 --> 00:07:48.134
چون دیدمش و گفتم
«سلام، جناب نماینده»

00:07:48.217 --> 00:07:50.636
.نمی‌دونست که می‌شناسمش
...برگشت و

00:07:53.473 --> 00:07:54.807
بعدش راهم رو کشیدم رفتم

00:07:56.309 --> 00:07:58.811
می‌خواستم کاری که من می‌تونم بکنم
و اون نمی‌تونه انجام بده رو ببینه

00:08:01.481 --> 00:08:02.481
با حالتِ بپربپر رفتم

00:08:05.943 --> 00:08:07.153
عصبانی شده بود

00:08:15.828 --> 00:08:17.538
دیگه نماینده نیست

00:08:18.456 --> 00:08:20.291
نمی‌دونم سیاست رو دنبال می‌کنین یا نه

00:08:20.416 --> 00:08:23.336
،نمی‌خوام بامزه‌بازی دربیارم
ولی کرسی‌ش رو از دست داد

00:08:27.173 --> 00:08:28.674
رقابت بدی داشت

00:08:31.010 --> 00:08:33.095
آره، جدی می‌گم

00:08:33.888 --> 00:08:35.264
می‌دونید کجای راه رو اشتباه رفت؟

00:08:35.348 --> 00:08:36.766
باز واسه کنگره، کاندید شده بود

00:08:36.849 --> 00:08:38.893
بعد حرومزاده سعی کرد
یه شخصیتِ جنجالی بشه

00:08:38.976 --> 00:08:41.938
توی همه‌ی پادکست‌های راستگرایان
حضور پیدا می‌کرد و کسشغر می‌گفت

00:08:42.021 --> 00:08:46.651
«مثلا می‌گفت «واشینگتن بدتر از هالیووده

00:08:46.734 --> 00:08:48.194
توی خونه نشسته بودم، پشم‌هام ریخته بود

00:08:49.445 --> 00:08:51.447
«گفت «این آدم‌ها حال به‌هم زنن

00:08:51.531 --> 00:08:54.492
سکس‌های گروهی و سکس‌پارتی می‌گیرن
و مواد می‌زنن

00:08:54.575 --> 00:08:57.537
با خودم گفتم این کاکاسیاه
مثل «جاسی اسمولت» حرف می‌زنه

00:09:01.749 --> 00:09:02.583
دروغ می‌گفت

00:09:02.667 --> 00:09:06.712
شک ندارم که توی واشینگتن
از این کیری‌کاری‌ها می‌کنن‌ها

00:09:06.796 --> 00:09:09.006
ولی بعید می‌دونم با چشم‌های خودش
دیده باشتش

00:09:10.341 --> 00:09:14.512
آخه کدوم کسخلی، یه فلج رو
به سکسِ گروهی دعوت می‌کنه؟

00:09:15.680 --> 00:09:18.641
تا بتونه خبرچینی کنه
و همه رو بفروشه؟

00:09:31.862 --> 00:09:34.824
با خودم گفتم دعوت کردنش به سکس گروهی
فقط یه دلیل داره

00:09:34.907 --> 00:09:36.409
خودتون هم خوب می‌دونید چیه

00:09:36.492 --> 00:09:38.619
«بُکُنید رفقا، من که چیزی حس نمی‌کنم»

00:09:39.579 --> 00:09:41.831
«بیاید این لایحه رو برای آمریکا تصویب کنیم»

00:09:41.914 --> 00:09:43.332
«به نوبت، رفقا»

00:09:48.504 --> 00:09:49.589
وای پسر

00:09:52.258 --> 00:09:53.843
آره، آره

00:09:55.136 --> 00:09:57.888
بقیه معلول‌ها، افراد جدیدی‌ان
که ضعیف‌کُشی‌شون می‌کنم

00:09:57.972 --> 00:09:59.307
...حقیقتش

00:10:00.516 --> 00:10:03.769
سعی دارم میونه‌م با قشرِ ترنس‌ها رو
درست کنم

00:10:03.853 --> 00:10:06.731
چون نمی‌خوام فکر کنن
که باهاشون حال نمی‌کنم

00:10:07.648 --> 00:10:10.568
می‌دونین چطوری می‌خوام
میونه‌م رو درست کنم؟ یه نمایشنامه نوشتم

00:10:11.485 --> 00:10:13.821
چون می‌دونم همجنسگرایان
عاشقِ نمایشن

00:10:16.741 --> 00:10:19.160
نمایشِ غم‌انگیزیه، ولی تکان‌دهنده‌ست

00:10:19.785 --> 00:10:22.330
درباره یه زن ترنسِ سیاه‌پوسته

00:10:23.372 --> 00:10:25.625
که متاسفانه، ضمیرش کاکا‌سیاه‌ست

00:10:32.381 --> 00:10:33.633
اشکِ آدم رو درمیاره

00:10:36.594 --> 00:10:38.554
در آخر نمایش، از فرط تنهایی می‌میره

00:10:38.638 --> 00:10:41.307
چون سفیدپوست‌های لیبرال
نمی‌تونن صداش کنن

00:10:42.642 --> 00:10:43.642
غم‌انگیزه

00:10:47.104 --> 00:10:48.189
...حرف از کاکاسیاه شد

00:10:49.482 --> 00:10:52.234
،روی یه کتابی هم داشتم کار می‌کردم
راست می‌گم

00:10:52.818 --> 00:10:56.405
دارم رمانِ ماجراهای هاکلبری فین رو
بازنویسی می‌کنم

00:10:57.698 --> 00:10:59.241
می‌خوام از دیدِ کاکاسیاه جیم بنویسمش

00:11:01.243 --> 00:11:03.329
اسمش «ماجراهای کاکاسیاه جیم» هست

00:11:04.580 --> 00:11:05.665
رمانش اینجوری شروع می‌شه؛

00:11:05.748 --> 00:11:08.376
هاکلبری فین می‌ره سراغش
«و می‌گه «پس تو کاکاسیاه جیمی

00:11:08.459 --> 00:11:10.920
«اون هم می‌گه «هی، من که گفتم اسمم جیمه فقط

00:11:13.714 --> 00:11:15.549
اسمِ تو چیه کوچولو؟

00:11:15.633 --> 00:11:17.885
هاکلبری فین هستم

00:11:17.968 --> 00:11:21.680
چی؟ هاکلبری؟
این اسم واقعیته؟

00:11:21.764 --> 00:11:22.765
اگه خدا بخواد

00:11:23.724 --> 00:11:25.267
می‌دونی چیه؟

00:11:26.352 --> 00:11:28.104
همون کاکاسیاه جیم صدام کن، طوری نیست

00:11:31.899 --> 00:11:35.277
برام مهم نیست سیاهین، سفیدین
یا چی هستین

00:11:35.361 --> 00:11:37.988
اگه یکی رو دیدین که اسمش هاکلبری بود

00:11:39.156 --> 00:11:40.533
بدونید از شما فقیرتره

00:11:42.952 --> 00:11:46.372
زباله‌ترین اسمِ سفیدپوستی‌ایه
که به عمرم شنیدم

00:11:46.455 --> 00:11:49.417
اگه اسمی دارید که توی مایه‌های
هاکلبریه، شکست روی شاخ‌تونه

00:11:51.210 --> 00:11:53.129
اگه مثلا برم دادگاه
و وکیلم بیاد بگه

00:11:53.212 --> 00:11:57.633
«من هاکلبری فین، وکیلت هستم»
«می‌گم «اوه، اوه. قراره بیفتم زندان

00:12:00.678 --> 00:12:02.430
خدانکنه برم زندان

00:12:03.222 --> 00:12:06.225
ولی اگه رفتم، امیدوارم
برم توی کالیفرنیا محکوم بشم

00:12:07.101 --> 00:12:10.187
چون قبل از حکمِ قاضی، می‌گم
«عالی‌جناب، قبل از اینکه حکم بدی»

00:12:10.271 --> 00:12:11.564
...می‌خوام بدونید که»

00:12:12.398 --> 00:12:14.024
«من خودم رو یه زن می‌دونم

00:12:16.235 --> 00:12:19.447
«بفرستینم به زندانِ زنان»

00:12:22.199 --> 00:12:24.785
و می‌دونید به محض اینکه
رفتم زندان‌شون، قراره چی کار کنم

00:12:24.869 --> 00:12:27.872
زنیکه، دسر میوه‌ت رو بده
تا دندون‌هات رو خرد نکردم

00:12:27.955 --> 00:12:29.999
من هم مثلِ تو دخترم، زنیکه

00:12:31.792 --> 00:12:35.504
بیا این کیرِ دخترونه‌م رو ساک بزن
و ازم توضیح نخواه. من هم دخترم

00:12:56.692 --> 00:12:59.945
می‌دونید، من توی عرصه‌ی نمایش
اعتبار زیادی دارم

00:13:00.029 --> 00:13:04.658
،ولی توی عرصه‌ی کمدی
من رو یه کمدینِ تنبل می‌دونن

00:13:04.742 --> 00:13:08.704
،که خب عجیبه، چون همیشه دارم کار می‌کنم
ولی به این دلیل بهم نمی‌گن تنبل

00:13:08.787 --> 00:13:11.040
بهم می‌گن تنبل، چون بعضی وقت‌ها
...موقع اجرا

00:13:11.123 --> 00:13:14.668
‫۲۵هزارتا تماشاچی دارم
‫و یه جوک می‌گم

00:13:14.752 --> 00:13:17.087
و بعد یه جوری نگاه‌م می‌کنن
انگار که دیوونه‌م

00:13:17.171 --> 00:13:20.090
ولی سه چهار نفر
قهقه می‌زنن

00:13:21.091 --> 00:13:24.011
من هم روی استیج با خودم می‌گم
همین کافیه

00:13:31.143 --> 00:13:33.562
این جوکی که می‌خوام بگم
...از اون جوک‌هاست که

00:13:35.648 --> 00:13:38.817
می‌دونید چیه؟ دوست دارم بگمش
ولی هیچ‌وقت خنده‌دار به‌نظر نمیاد

00:13:39.527 --> 00:13:41.403
.ولی می‌گمش
می‌دونید توی چه کاری، مهارت ندارم؟

00:13:41.487 --> 00:13:44.198
.توی ادا در آوردن
ولی می‌خوام ادا دربیارم

00:13:44.281 --> 00:13:45.991
آماده‌اید؟ خیلی‌خب

00:13:47.618 --> 00:13:48.786
خنده‌تون نمی‌گیره

00:13:50.246 --> 00:13:51.747
خیلی‌خب، بذارید ادا رو دربیارم

00:13:53.082 --> 00:13:54.875
...می‌خوام ادای

00:13:57.670 --> 00:13:59.463
افرادی که توی تایتانیک مُردن رو دربیارم

00:14:04.009 --> 00:14:05.344
نذاشتید حرفم رو تموم کنم

00:14:06.845 --> 00:14:09.848
می‌خوام ادای افرادی که
توی تایتانیک مُردن و وقتی دیدن

00:14:09.932 --> 00:14:12.393
زیردریاییه داره به کشتی‌شون
نزدیک می‌شه رو دربیارم

00:14:19.191 --> 00:14:21.360
.خنده‌داره
خیلی‌خب، بذارید دربیارم

00:14:31.579 --> 00:14:33.247
خیلی‌خب، بریم

00:14:36.792 --> 00:14:40.462
بیاید توی قبرِ دریایی‌مون
بهمون ملحق بشید

00:14:46.635 --> 00:14:48.721
وای پسر، واسه من که خنده‌داره

00:14:48.804 --> 00:14:52.057
گوش کنید، مرگِ خنده‌داریه

00:14:53.475 --> 00:14:55.561
بیست سال دیگه
توی تولد هفتاد سالگی‌م

00:14:55.644 --> 00:14:58.397
با زیردریایی می‌رم که
زیردریاییه رو ببینم

00:15:00.441 --> 00:15:02.151
امیدوارم تا اون موقع
موثر باشه

00:15:05.237 --> 00:15:07.072
...زنم از این جوک متنفره، می‌دونید

00:15:08.365 --> 00:15:13.287
می‌دونستید توی واشینگتن
یه کلاب لختی به اسم «کملات» هست؟

00:15:16.248 --> 00:15:19.001
هنوز هم هست؟ -
آره -

00:15:19.084 --> 00:15:21.879
.خب، فهمیدم بعد از اجرا کجا برم
...بذارید یه چیزی بهتون بگم

00:15:23.088 --> 00:15:25.174
اون روز، زنم بهت گفت عجیب و غریب

00:15:25.257 --> 00:15:28.761
.می‌دونید، خیلی می‌رم کلاب لختی
عادتیه که دوست دارم

00:15:28.844 --> 00:15:33.766
و زنم، گفت چون تنهایی می‌رم کلاب لختی
آدمِ عجیب و غریبی‌ام

00:15:33.849 --> 00:15:36.226
آیا این عجیب و غریبه واقعا؟

00:15:38.270 --> 00:15:41.607
به‌نظرم از رفتن با رفیق‌هام بهتره

00:15:42.775 --> 00:15:43.776
این واسه من عجیب و غریبه

00:15:43.859 --> 00:15:45.694
هی، بیاید بریم کلاب لختی»

00:15:45.778 --> 00:15:48.530
«و دوستانه و دورهم، کیرهامون رو شق کنیم

00:15:50.866 --> 00:15:53.077
بعدش با ماشین، در سکوتِ کامل بریم خونه»

00:15:53.160 --> 00:15:55.162
و درباره چیزهایی که دیدیم
«و کارهایی که کردیم، حرف نزنیم

00:15:56.288 --> 00:15:58.999
نه، خودم تنها می‌رم

00:16:00.793 --> 00:16:03.837
ولی زنم متوجه نیست که
چرا می‌رم کلاب لختی

00:16:03.921 --> 00:16:05.547
هیچ ربطی به سکس نداره

00:16:05.631 --> 00:16:08.842
،یه ذره واسه ریلکس کردن
تحریک می‌شم، درسته

00:16:08.926 --> 00:16:10.678
ولی بیش‌تر واسه بیرون رفتنه

00:16:11.428 --> 00:16:12.596
موسیقی‌شون رو دوست دارم

00:16:14.974 --> 00:16:16.934
چندتا دختر لخت، بهم حس خوب می‌دن

00:16:17.017 --> 00:16:19.436
ولی قصد ندارم معاشرت کنم
یا با کسی آشنا بشم

00:16:19.520 --> 00:16:22.147
بعضی وقت‌ها که می‌رم کلاب لختی
با خودم کتاب می‌برم

00:16:23.607 --> 00:16:27.152
جدی، کنار استیج می‌شینم
چون نور بهتری برای مطالعه داره

00:16:42.292 --> 00:16:44.878
...یه‌بار رفتم کلاب لختی
خاطره‌ی عجیبیه

00:16:44.962 --> 00:16:46.130
...نمی‌دونم چرا

00:16:46.880 --> 00:16:49.883
ولی رقاصه، اسم واقعی‌ش رو بهم گفت

00:16:51.427 --> 00:16:52.678
می‌دونم. من هم پا شدم رفتم

00:16:54.513 --> 00:16:58.017
«نفهمید چی شد و گفت «چی شده؟
«گفتم «شب به‌خیر دبرا

00:17:04.940 --> 00:17:07.693
خدا زنم رو حفظ کنه، ولی درباره زندگی‌م
برداشت‌های اشتباهی می‌کنه

00:17:08.360 --> 00:17:10.571
«یه‌بار گفت «به‌نظرم شغلِ باحالی داری

00:17:11.613 --> 00:17:14.074
شغلم، صرفا یه شغله

00:17:14.867 --> 00:17:15.909
خودمم که باحالم

00:17:18.746 --> 00:17:20.414
خیلی خطرناکه خدایی

00:17:21.665 --> 00:17:23.000
...می‌دونید، پارسال

00:17:24.543 --> 00:17:28.213
با یکی از بزرگ‌ترین کمدین‌های تاریخ

00:17:28.297 --> 00:17:31.759
یعنی کریس راک، رفته بودم تور کمدی

00:17:31.842 --> 00:17:33.844
پارسال، کامل باهم تور بودیم

00:17:37.890 --> 00:17:39.683
و درست قبل از شروعِ تور

00:17:41.560 --> 00:17:45.731
برای کریس اتفاقی افتاد که برای ما سیاه‌پوست‌ها
ممکنه با حادثه‌ی یازده سپتامبر، برابری بکنه

00:17:49.818 --> 00:17:55.032
ویل اسمیت، توی مراسم اسکار
به کریس، سیلی زد

00:17:55.115 --> 00:17:57.743
و یکی از پشم‌ریزون‌ترین چیزهایی بود
که به عمرم دیدم

00:17:57.826 --> 00:18:01.580
درواقع، اگه مثل من
زنده از تلویزیون دیده باشیدش

00:18:01.663 --> 00:18:03.999
موقع رخ دادنش، مثل من
فکر کردین که فیلم بازی کردن

00:18:05.584 --> 00:18:07.169
،فکرکردم همه‌ش فیلمه
ولی مطمئن نبودم

00:18:07.252 --> 00:18:09.755
.درنتیجه منتظر موندم
کریس رو می‌شناسم دیگه

00:18:09.838 --> 00:18:11.673
نیم ساعت، چهل دقیقه صبر کردم

00:18:11.757 --> 00:18:14.384
وایستادم تا به یه مهمونیِ دیگه بره

00:18:14.468 --> 00:18:17.387
بهش تصویری زنگ زدم و جواب داد

00:18:18.764 --> 00:18:20.265
به محض اینکه جواب داد، گفت

00:18:20.349 --> 00:18:22.851
تو تنها کاکاسیاهی هستی که»
«جواب تلفنش رو دادم

00:18:24.061 --> 00:18:25.521
ظاهرا، اوباما و اوپرا

00:18:25.646 --> 00:18:28.649
و بقیه بهش زنگ زده بودن
که ببینن حالش خوبه یا نه

00:18:33.112 --> 00:18:35.864
.فکر می‌کردم الکیه
نمی‌دونستم

00:18:35.948 --> 00:18:38.367
...ازش پرسیدم. گفتم «چیزه
«گفت «چیه؟

00:18:38.450 --> 00:18:40.119
گفتم درد داشت؟

00:18:41.912 --> 00:18:44.248
گفت آره کاکاسیاه، معلومه که درد داشت

00:18:46.542 --> 00:18:48.377
بعدش فهمیدم واقعی بوده

00:18:48.460 --> 00:18:51.547
بعدش همون موقع بهم برخورد

00:18:52.840 --> 00:18:56.051
.بابت سیلی خوردنش، بهم برنخورد
این یه طرفِ ماجراست

00:18:56.135 --> 00:18:57.970
این‌جاش برام توهین‌آمیز بود که ویل

00:18:58.053 --> 00:19:00.764
بعد از زدنِ کشیده، رفت نشست سرجاش
و از بقیه‌ی مراسم لذت برد

00:19:00.848 --> 00:19:02.015
...پشم‌ریزون بود اصلا

00:19:03.809 --> 00:19:04.977
«ممنون»

00:19:07.980 --> 00:19:09.815
یعنی چی آخه؟

00:19:11.942 --> 00:19:16.071
بعدش کل سال رو تور بودیم
و لحظه‌شماری می‌کردم ببینم

00:19:16.155 --> 00:19:19.324
توی اجراش، درباره‌ی سیلی خوردنش
قراره چی بگه

00:19:19.408 --> 00:19:21.910
،کل سال بهش گفتم
...ولی شبِ ضبط ویژه‌برنامه‌ش

00:19:21.994 --> 00:19:23.829
کریس آدم موذی‌ایه

00:19:23.912 --> 00:19:26.123
تا وقتی نگه، نمی‌فهمی که قراره بگه یا نه

00:19:26.206 --> 00:19:28.000
من هم رفتم که ضبطِ
ویژه‌برنامه‌ش رو ببینم

00:19:28.083 --> 00:19:30.085
توی بالتیمور، توی خیابون
ضبطش کرد

00:19:30.169 --> 00:19:36.383
شماها اهل واشینگتن‌اید
پس با بالیتمور، آشنایی دارید

00:19:39.636 --> 00:19:41.430
همه‌مون می‌دونیم که
این چند سال اخیر

00:19:41.513 --> 00:19:44.850
واشینگتن، شرایطِ خیلی سختی داشت

00:19:45.475 --> 00:19:48.896
متاسفانه، بالتیمور هنوز
شرایطِ خیلی سختی داره

00:19:52.649 --> 00:19:56.278
هرکسی نمی‌تونه بالتیمور رو
عمیقاً درک کنه

00:19:56.361 --> 00:19:58.864
...بالتیمور درحدی به‌گاییه

00:20:01.158 --> 00:20:05.954
که توپاک و مادرش از بالتیمور رفتن اوکلند
که زندگیِ بهتری داشته باشن

00:20:14.963 --> 00:20:18.008
و کریس راک هم از هیچ تلاشی
براشون دریغ نکرد

00:20:18.800 --> 00:20:21.887
،باورم نمی‌شه همچین کاری کرد
ولی مردمِ بالتیمور رو شوکه کرده بود

00:20:21.970 --> 00:20:24.640
.نمی‌دونستم همچین کاری ممکنه
کمدی رو از اینجا شروع کرده بودم

00:20:24.723 --> 00:20:27.559
شوکه‌شون کرد. می‌دونید
با چه حرفی حیرت‌زده‌شون کرد؟

00:20:27.643 --> 00:20:30.479
...به تماشاگرها نگاه کرد و
انتظار نداشتم همچین حرفی بزنه

00:20:30.562 --> 00:20:33.232
.به تماشاگرها نگاه کرد
همه سیاه‌پوست‌های بالتیمور بودن

00:20:38.654 --> 00:20:40.530
حتی سیاه‌پوست‌هایی که
توی بالتیمور پولدارن

00:20:40.614 --> 00:20:43.200
یه ترامای خاصی دارن

00:20:44.368 --> 00:20:49.081
.کریس شوکه‌شون کرد
...رفت جلوی همچین جمعیتی و گفت

00:20:49.164 --> 00:20:55.420
«من، نقشِ قربانی رو نمی‌پذیرم»
...ملت اینجوری شدن

00:20:57.089 --> 00:21:00.676
من هم توی پشت صحنه توی دلم گفتم
«کاکاسیاه، بشین فیلم رو یه‌دور ببین»

00:21:13.563 --> 00:21:15.607
...می‌دونم بگاییه، ولی حقیقتش

00:21:15.691 --> 00:21:18.986
می‌دونید، همه‌چیز خنده‌داره

00:21:19.069 --> 00:21:21.363
تا اینکه سرِ خودتون میاد

00:21:22.781 --> 00:21:25.492
...سه‌ماه بعد از

00:21:25.575 --> 00:21:28.328
حمله‌ی وحشتناکی که
به کریس راک شده بود

00:21:29.997 --> 00:21:32.207
روی استیجِ «هالیوود بول» اجرا داشتم

00:21:33.333 --> 00:21:34.334
...و یه روانی

00:21:36.336 --> 00:21:38.380
از بین تماشاگرها بهم حمله کرد

00:21:38.463 --> 00:21:41.967
باور کنید اگر سرتون بیاد
اصلا نمی‌فهمید که چه اتفاقی افتاده

00:21:42.050 --> 00:21:43.260
واسه من انگار اسلو موشن بود

00:21:43.343 --> 00:21:45.429
.یارو رو نمی‌شناختم
...نگاه‌ش کردم و گفتم

00:21:45.512 --> 00:21:48.140
«یا خدا، بهم حمله کردن»

00:21:49.349 --> 00:21:53.687
بعد این حرومزاده عصبانی بود
و این شکلی پرید روم

00:21:55.814 --> 00:21:57.065
درسته پیرم، ولی فرزم

00:21:57.149 --> 00:21:59.484
سرِ این حرومزاده رو
با دستم گرفتم

00:21:59.568 --> 00:22:01.695
و هودی‌ش رو کشیدم روی چشم‌هاش

00:22:01.778 --> 00:22:07.326
هنوز می‌تونم سرش رو
توی دستم، حس کنم

00:22:08.535 --> 00:22:09.786
حالت اسفنجی داشت

00:22:11.997 --> 00:22:13.623
موهاش رو بافته بود

00:22:14.458 --> 00:22:16.918
البته نه مثل اون مدل بافتِ خوشگلِ راستافاری

00:22:17.002 --> 00:22:20.130
این مدل بافتِ بی‌خانمان‌های لس‌آنجلس بود

00:22:20.839 --> 00:22:24.343
لای موهاش برگ، چوب
و دربِ بطری بود

00:22:24.426 --> 00:22:25.594
چرب هم بود

00:22:25.677 --> 00:22:27.512
گفتم عوق

00:22:27.596 --> 00:22:29.222
بعدش افتادم

00:22:29.306 --> 00:22:31.475
انداختم روی زمین

00:22:32.184 --> 00:22:34.102
«با خودم گفتم «خیلی شرایط بدیه

00:22:34.186 --> 00:22:36.563
«نمی‌دونم قراره بمیرم یا چی»

00:22:36.646 --> 00:22:39.024
ولی توی اون لحظه‌ی آسیب‌پذیر

00:22:39.107 --> 00:22:42.611
می‌دونید چی به ذهنم خطور کرد؟
چیزی که تاحالا بهش فکر نکرده بودم

00:22:42.694 --> 00:22:45.405
...توی این لحظه به این فکر کردم

00:22:46.865 --> 00:22:48.325
...که بادیگاردها

00:22:50.118 --> 00:22:54.790
نباید سرکار، کفشِ مجلسی بپوشن

00:22:54.873 --> 00:22:55.873
با تو ام تراویس

00:22:57.959 --> 00:23:00.378
این تراویسِ کاکاسیاه
با کفش‌های مجلسی‌ش اومد

00:23:00.462 --> 00:23:04.132
و لیزخورد و افتاد روی پشتش

00:23:04.216 --> 00:23:07.886
گفتم «وای خدا، حالا جفت‌مون
«نقشِ بر زمین شدیم

00:23:07.969 --> 00:23:09.846
«باید خودم حلش کنم»

00:23:09.930 --> 00:23:13.391
دوباره پا شدم و پسره که
زده بودم زمین هم پا شد

00:23:13.475 --> 00:23:18.271
به همدیگه نگاه کردیم و هم‌زمان فهمیدیم
که من ازش گنده‌ترم

00:23:19.481 --> 00:23:21.566
بعدش حرومزاده پا به فرار گذاشت

00:23:21.650 --> 00:23:24.194
من هم رفتم دنبالش، ولی
بعدش گفتم کون لقش

00:23:25.112 --> 00:23:26.863
میکروفن رو بلند کردم

00:23:27.614 --> 00:23:29.741
«گفتم «باید اجرا رو تموم کنم

00:23:30.867 --> 00:23:31.868
درسته

00:23:38.125 --> 00:23:42.504
تا قبل از این قضیه، به مدتِ سه ماه
کریس راک رو مسخره می‌کردم

00:23:43.421 --> 00:23:45.340
و ملت همیشه ازم می‌پرسن

00:23:45.423 --> 00:23:48.176
می‌گن «دیو، اگه جای کریس راک بودی

00:23:48.260 --> 00:23:50.470
و ویل اسمیت بهت سلی می‌زد
«چی کار می‌کردی؟

00:23:50.554 --> 00:23:54.891
.تا امروز، جوابم عوض نشده
«نمی‌دونم چی کار می‌کردم»

00:23:54.975 --> 00:23:57.394
تاحالا توی همچین شرایطی نبودم

00:23:58.478 --> 00:24:02.274
ولی می‌دونم ویل اسمیت
بعدش نمی‌تونست چی کار کنه

00:24:03.024 --> 00:24:06.236
اون هم لذت بردن از بقیه‌ی مراسمه

00:24:10.615 --> 00:24:12.117
گوش کنید

00:24:14.035 --> 00:24:16.830
.حسابی دهنِ پسره رو سرویس کردیم
پاره‌ش کردیم رسماً

00:24:16.913 --> 00:24:19.833
،من که روی استیج بودم البته
داشتم به این فکر می‌کردم چه جوکی بگم

00:24:19.916 --> 00:24:23.587
.ولی داشتن پشت سرِ من، کتکش می‌زدن
جلوی چشم همه

00:24:24.629 --> 00:24:25.797
همه می‌تونستن ببیننش

00:24:25.881 --> 00:24:28.550
من هم روی استیج، داشتم
فکر می‌کردم که چی بگم

00:24:28.633 --> 00:24:32.429
.من هم زبونم بند اومده بود
اون هم من. نمی‌دونستم چی بگم

00:24:32.512 --> 00:24:33.597
کارِ کارما رو ببین

00:24:33.680 --> 00:24:35.724
اون موقع، از بینِ اون همه آدم

00:24:35.807 --> 00:24:38.560
کریس راک، از پشت صحنه اومد

00:24:38.643 --> 00:24:42.564
جلوی دوهزار نفر، اومد سمتم

00:24:43.440 --> 00:24:46.902
:میکروفون رو از دستم گرفت و گفت

00:24:47.944 --> 00:24:49.446
«ویل اسمیت بود؟»

00:24:52.991 --> 00:24:56.912
حاجی، همه از خنده
پخشِ زمین شدن

00:24:59.456 --> 00:25:01.458
من هم مثل کسخل‌ها روی استیج ایستاده بودم

00:25:02.500 --> 00:25:03.710
خیلی عصبانی بودم

00:25:03.793 --> 00:25:07.297
چون با خودم داشتم می‌گفتم
«کاکاسیاه، این حمله‌ی خودمه»

00:25:09.633 --> 00:25:13.178
،سه ماه پیش به تو حمله کردن
حالا طنازیت گل کرده؟

00:25:15.096 --> 00:25:18.308
میکروفون رو از کریس گرفتم
و سعی کردم من هم یه جوک بگم

00:25:18.391 --> 00:25:20.560
ولی جوکم براشون، اصلا خنده‌دار نبود

00:25:20.644 --> 00:25:23.021
نمی‌دونستم چی بگم، گفتم
«مردِ ترنس بود»

00:25:23.104 --> 00:25:24.689
ملت هم اینجوری واکنش نشون دادن

00:25:25.482 --> 00:25:29.569
هو، اینجا لس‌آنجلسه و ما از ترنس‌ها
خوش‌مون میاد. هو

00:25:31.071 --> 00:25:32.739
خیلی حس بدی بهم دست داد

00:25:33.657 --> 00:25:35.242
خیلی حس بدی بهم دست داد

00:25:36.534 --> 00:25:38.119
ولی می‌دونم چرا همچین کاری کرد

00:25:38.703 --> 00:25:42.999
،بایستی اونجا بودین تا درک می‌کردین
ولی وقتی پرید روم

00:25:43.083 --> 00:25:46.044
مثل فیلم‌ها بود اصلا

00:25:46.127 --> 00:25:47.587
این رو تصور کنید

00:25:47.671 --> 00:25:49.339
یه فرد معروف که باهاش
حال می‌کنید رو تصور کنید

00:25:49.422 --> 00:25:52.801
هر شخصِ معروفی که فکرش رو بکنید
توی اون اجرای من بود

00:25:52.884 --> 00:25:56.304
تقریبا بزرگ‌ترین شبِ هالیوود بود

00:25:57.347 --> 00:26:01.142
،و وقتی یارو بهم حمله کرد
سالن خالی شد

00:26:01.726 --> 00:26:04.646
مجبور شدم بعدش، فیلمِ اجرا رو ببینم
تا بفهمم چی شده

00:26:04.729 --> 00:26:06.231
ولی به محض اینکه پرید روم

00:26:06.314 --> 00:26:10.110
جیمی فاکس، اولین کسی بود
که از بین طرفدارها پرید اومد سمتم

00:26:10.193 --> 00:26:13.863
،یه کلاهِ کابوییِ سفیدپوستی سرش بود
انگار که می‌دونست قراره همچین چیزی بشه

00:26:15.907 --> 00:26:18.368
تاحالا ندیده بودم کلاهِ کابویی بپوشه

00:26:19.703 --> 00:26:21.830
جیمی مثل نقش‌ش توی فیلمِ هر یکشنبه کذایی

00:26:21.913 --> 00:26:23.373
افتاده بود دنبال یارو

00:26:23.456 --> 00:26:27.544
.پسره هم فرز بود
خیلی سریع می‌دوید

00:26:27.627 --> 00:26:30.380
قوزک پای جیمی رو شکوند
و به دویدن ادامه داد

00:26:30.463 --> 00:26:33.508
بعدش جان استوارت، مجریِ دیلی‌شو
از پشت صحنه اومد

00:26:33.591 --> 00:26:36.761
و مثل «ابریهودی» پرید روش

00:26:40.890 --> 00:26:44.602
پسره هم دید جان داره میاد
و جا خالی داد و جان نتونست بگیرتش

00:26:44.686 --> 00:26:48.356
پسره فرز بود، برگشت
و درِ خروج اضطراری رو دید

00:26:48.440 --> 00:26:50.567
دوید سمتِ در خروج اضطراری

00:26:50.650 --> 00:26:52.610
درست قبل از اینکه به در برسه

00:26:53.445 --> 00:26:56.364
پاف ددیِ خارکسده از بد بوی رکوردز

00:26:56.448 --> 00:26:59.200
.پرید جلوش
می‌گفت نه، نه

00:27:04.080 --> 00:27:05.081
...پسر

00:27:07.000 --> 00:27:08.543
پافی، حرومزاده‌ـه رو گرفت

00:27:09.711 --> 00:27:11.129
بعد تمام سلبریتی‌ها دویدن سمتش

00:27:11.212 --> 00:27:13.423
چون خودشون رو جای من گذاشته بودن

00:27:13.506 --> 00:27:16.009
و تا می‌خورد، پسره رو کتک زدن

00:27:16.760 --> 00:27:20.263
و می‌دونم کریس از پشت صحنه، داشت با خودش
«می‌گفت «هیچ‌کس به من کمک نکرد

00:27:25.185 --> 00:27:29.564
همه از کریس متنفرن

00:27:43.036 --> 00:27:45.997
ببینید، شدت قضیه، از چیزی
که خوندید بیش‌تر بود

00:27:46.081 --> 00:27:47.540
نمی‌دونم چی خوندین

00:27:49.209 --> 00:27:51.252
ولی بچه‌ـه که داشتیم می‌زدیمش

00:27:51.336 --> 00:27:55.215
دست کرد یه تفنگ ۲۲ کالیبر درآورد

00:27:55.298 --> 00:27:56.591
خیلی پشم‌ریزون بود

00:27:56.674 --> 00:28:01.346
همه داشتن جیغ می‌زدن
«وای، تفنگ داره»

00:28:01.429 --> 00:28:04.557
.بعدش من هم ترسیدم
اون عقب بودم‌ها، ولی ترسیدم

00:28:04.641 --> 00:28:07.477
چون می‌دونستم تموم همراهانم، مسلحن

00:28:08.186 --> 00:28:13.566
آره، اگه توی هالیوود بول
این بچه رو می‌کشتن

00:28:13.650 --> 00:28:15.902
...دقیقا کاری که بابتش بهت پول می‌دم، تراویس

00:28:25.036 --> 00:28:26.079
ولی تراویس ترکوند

00:28:26.162 --> 00:28:28.289
تفنگه رو از بچه‌ـه گرفت

00:28:28.373 --> 00:28:31.918
بعدش خواست تیرهاش رو خالی کنه
ولی نتونست

00:28:32.001 --> 00:28:34.462
واسه همین ماشه رو کشید
و بله! تفنگ نبود

00:28:34.546 --> 00:28:36.631
از جلوش، چاقو در اومد

00:28:36.714 --> 00:28:38.716
به‌گمونم بچه‌ـه می‌خواست
بهم چاقو بزنه

00:28:38.800 --> 00:28:40.009
ترسناکه انصافا

00:28:40.093 --> 00:28:42.679
،واسه همین فردا شب
با اینکه اجرا هم نداشتم

00:28:42.762 --> 00:28:45.765
اما تصمیم گرفتم برم روی استیج
و اجرا کنم

00:28:46.975 --> 00:28:51.187
و یه‌نفر از بینِ مردم پرسید
«جریان حمله چی بود؟»

00:28:52.355 --> 00:28:55.066
من هم نمی‌دونستم خبرنگار بین‌شون هست

00:28:56.401 --> 00:29:01.614
فقط گفتم، این کاکاسیاه یه تفنگ داشت
که جنسیتش رو چاقو می‌دونست

00:29:05.702 --> 00:29:08.496
بابت این یه جوک، شیش هفته‌ی تمام
رسانه‌ها بهم پریدن

00:29:08.580 --> 00:29:11.416
.کاری هم با این یارو نکرده بودم
درست نیست خب

00:29:11.499 --> 00:29:12.792
اصلا کارِ درستی نبود

00:29:16.296 --> 00:29:18.465
بعدش «نیویورک پست» رفت زندان

00:29:18.548 --> 00:29:21.426
و با ضارب، یه جوری مصاحبه کرد
که انگار طرف قهرمانی چیزیه

00:29:22.761 --> 00:29:24.137
مصاحبه‌ـه رو خوندم

00:29:24.220 --> 00:29:27.056
و ظاهرا حمله تقصیر خودم بوده

00:29:28.099 --> 00:29:29.684
آره، من تحریکش کردم

00:29:29.768 --> 00:29:30.852
قصد نداشتم

00:29:32.353 --> 00:29:34.230
آخه با بی‌خانمان‌ها
شوخی کرده بودم

00:29:34.939 --> 00:29:38.276
ظاهرا این مردِ جوان
بی‌خانمان بوده

00:29:38.359 --> 00:29:40.820
امکان نداشت بفهمم

00:29:40.904 --> 00:29:41.946
...ولی حقیقتش

00:29:44.449 --> 00:29:47.911
،به عنوان یه بی‌خانمان
بلیطِ صندلی‌ش خیلی گرون بود

00:29:57.712 --> 00:30:03.009
اوه و گفتن چون با لگبت‌ها
شوخی کردم، تحریم شده

00:30:03.092 --> 00:30:05.470
ظاهرا یارو بایسکشوال بوده

00:30:09.015 --> 00:30:11.351
تیترش رو زده بودن
کسی که ادعا می‌کنن»

00:30:11.434 --> 00:30:14.813
به دیو شپل حمله کرده، بایسکشواله

00:30:14.896 --> 00:30:17.273
گفتم ادعا می‌کنیم؟

00:30:18.733 --> 00:30:22.320
.این خوارکسده بهم حمله کرد بابا
بذارید فیلمش رو نشون‌تون بدم

00:30:22.403 --> 00:30:24.489
این که بایسکشواله، ادعاست

00:30:26.199 --> 00:30:30.495
باید با چشم‌های خودم ببینم کیر یکی رو
ساک بزنه، تا مقاله رو باور کنم

00:30:34.290 --> 00:30:36.376
وقتی خبرش رو توی روزنامه‌ها خوندم
وحشت‌زده شدم

00:30:36.459 --> 00:30:39.212
گفتم بایسکشوال؟
ممکن بود بهم تجاوز بشه

00:30:48.263 --> 00:30:50.515
نه، می‌دونین چیه؟

00:30:50.598 --> 00:30:52.475
...خنده‌دار نیست، چون

00:30:54.435 --> 00:30:56.437
بعد از تموم شدن این جریانات

00:30:58.565 --> 00:31:00.066
برگشتم هتل

00:31:00.859 --> 00:31:04.863
تنها بودم، در رو باز کردم
و دیدم زنم تنهایی نشسته

00:31:04.946 --> 00:31:07.615
داشت گریه می‌کرد

00:31:07.699 --> 00:31:11.369
بهش گفتم «وای خدا! تو چته زنیکه؟
«به تو هم حمله کردن؟

00:31:16.875 --> 00:31:18.167
داشت گریه می‌کرد

00:31:18.251 --> 00:31:21.004
...گفت «وای خدا، دیوید

00:31:21.921 --> 00:31:24.591
اگه امشب می‌میردی

00:31:28.177 --> 00:31:30.054
«من و بچه‌ها آواره می‌شدیم

00:31:38.187 --> 00:31:39.731
فهمیدم قضیه جدیه

00:31:39.814 --> 00:31:41.691
رفتم روی تخت، نشستم پیش‌ش

00:31:41.774 --> 00:31:44.027
دست کردم توی کیفم
و یه کلید درآوردم

00:31:44.110 --> 00:31:45.653
که تاحالا نشونش نداده بودم

00:31:46.237 --> 00:31:48.156
«گفت «اوه

00:31:48.239 --> 00:31:49.949
«این کلیدِ چیه؟»

00:31:50.033 --> 00:31:52.410
آروم گذاشتم توی دستش

00:31:53.202 --> 00:31:57.832
گفتم «عزیزم، این کلیدِ صندوقیه
«که توی بانک، اجاره کردم

00:31:59.083 --> 00:32:02.670
اگه خدایی نکرده، اتفاقی برام افتاد»

00:32:02.754 --> 00:32:05.590
«نگرانِ هیچی نباش

00:32:05.673 --> 00:32:08.801
چیزهایی که تو و بچه‌ها لازم دارین»
«توی اون صندوقه

00:32:08.885 --> 00:32:10.511
«فکرِ همه‌جا رو کردم»

00:32:11.304 --> 00:32:13.473
داشت کلیده رو نگاه می‌کرد

00:32:13.556 --> 00:32:17.769
متوجه شدم که فهمیده
داریم درباره چی حرف می‌زنیم

00:32:18.645 --> 00:32:21.356
بعد شدتِ گریه‌ش بیش‌تر شد

00:32:21.439 --> 00:32:24.525
و حقیقتش، من هم
یه‌کم گریه‌م گرفت

00:32:25.276 --> 00:32:27.362
بعدش خیلی محکم
همدیگه رو بغل کردیم

00:32:34.369 --> 00:32:37.664
،می‌دونستید با اینکه سالم و سرحالم
این زنیکه رفت داخلِ صندوق رو نگاه کرد؟

00:32:41.793 --> 00:32:43.294
کی همچین کاری می‌کنه آخه؟

00:32:44.587 --> 00:32:45.797
خدایا

00:32:46.589 --> 00:32:47.924
تازه ازم عصبانی هم شد

00:32:48.007 --> 00:32:51.386
«گفت «دهنت سرویس، دیوید، صندوق رو باز کردم
«گفتم «جدی؟

00:32:52.637 --> 00:32:55.640
«گفت «آره، هیچی هم توش نبود

00:33:00.478 --> 00:33:02.021
«گفتم «هیچی؟

00:33:06.109 --> 00:33:08.528
گفت «فقط دفتری که توش
«جوک‌هات رو می‌نویسی توش بود

00:33:08.611 --> 00:33:10.947
«گفتم «هوف، خیالم راحت شد

00:33:11.990 --> 00:33:13.491
گفتم «ببین عزیزم

00:33:14.117 --> 00:33:16.661
اگه جوک‌هایی که نوشتم رو
عیناً با همون لحن بگی

00:33:16.744 --> 00:33:18.496
«خودت و بچه‌ها، کاملا ساپورت می‌شین

00:33:19.831 --> 00:33:21.249
«جوک‌های خیلی خفنی‌ان»

00:33:29.132 --> 00:33:31.300
برگشت گفت «چه جوک خوبی؟
«این چه کسشعریه؟

00:33:31.384 --> 00:33:33.428
بیا توی قبرِ دریایی‌م»
«بهم ملحق شو؟

00:33:33.511 --> 00:33:35.096
نه، باید گلوت رو تَر کنی

00:33:35.179 --> 00:33:39.517
بیا توی قبرِ دریایی‌م»
«بهم ملحق شو

00:33:47.734 --> 00:33:48.901
وای پسر

00:33:49.861 --> 00:33:50.862
وای پسر

00:33:52.530 --> 00:33:54.198
خیلی وقته ازدواج کردم

00:33:55.366 --> 00:33:59.787
،خیلی کسشعر درباره زنم می‌گم‌ها
ولی خیلی دوستش دارم

00:33:59.871 --> 00:34:02.832
شاید باورتون نشه؛

00:34:02.915 --> 00:34:04.542
ولی من شوهرِ حسودی‌ام

00:34:06.377 --> 00:34:07.377
جدی می‌گم

00:34:08.004 --> 00:34:11.382
.بذارید یه داستانی براتون تعریف کنم
یه‌بار فکر می‌کردم زنم داره بهم خیانت می‌کنه

00:34:11.466 --> 00:34:12.967
آره، کسکش، جدی می‌گم

00:34:15.511 --> 00:34:18.389
یکی از بدترین روزهای زندگی‌م بود

00:34:18.473 --> 00:34:19.682
تحملش رو نداشتم

00:34:19.766 --> 00:34:22.643
بابتش خجالت می‌کشم
ولی می‌تونم تعریفش کنم

00:34:23.311 --> 00:34:24.812
می‌دونین چی کار کردم؟

00:34:24.896 --> 00:34:27.440
...خیلی کار کیری‌ایه، ولی خب
منتظر موندم

00:34:28.399 --> 00:34:30.401
وایسادم تا خوابش بره

00:34:31.402 --> 00:34:33.112
خیلی هم صبر کردم

00:34:34.697 --> 00:34:35.697
آسیاییه دیگه

00:34:35.740 --> 00:34:38.868
.نمی‌دونستم خوابیده یا نه
...همه‌ش نگاه می‌کردم ببینم

00:34:50.129 --> 00:34:52.924
بعدش می‌دونین وقتی مطمئن شدم
که خوابش برده، چی کار کردم؟

00:34:53.549 --> 00:34:54.926
موبایلش رو دزدیدم
[ آیفون ]

00:34:55.593 --> 00:34:57.970
بردمش طبقه پایین و سعی کردم
رمزش رو حدس بزنم

00:34:58.054 --> 00:34:59.347
ببینم می‌تونم بازش کنم یا نه

00:34:59.430 --> 00:35:00.848
نتونستم رمزش رو حدس بزنم

00:35:00.932 --> 00:35:04.018
،بعدش یادم اومد موبایلش آیفونه
قابلیت تشخیص چهره داره

00:35:04.102 --> 00:35:05.915
...درنتیجه قیافه‌م رو اینجوری کردم

00:35:09.482 --> 00:35:11.109
درجا باز شد

00:35:23.121 --> 00:35:26.040
بعد دیدم یکی به اسم ارل
بهش پیام داده

00:35:26.124 --> 00:35:27.750
من هیچکی رو به اسم ارل نمی‌شناسم

00:35:28.626 --> 00:35:30.503
از خواب بیدارش کردم

00:35:30.586 --> 00:35:33.464
«گفتم بیدار شو ببینم، ارل کدوم خریه؟»

00:35:33.548 --> 00:35:36.801
«گفت «دیوید، چی می‌گی؟
«برو خودت رو خر کن زنیکه»

00:35:36.884 --> 00:35:39.387
.قفل گوشیت رو باز کردم»
«ارل کیه دیگه؟

00:35:39.470 --> 00:35:42.056
«گفت «وای خدا، دیوید

00:35:43.224 --> 00:35:45.601
این همون ارله‌ست که گیه»
«و توی آرایشگاه زنونه کار می‌کنه

00:35:45.685 --> 00:35:47.436
«گفتم «کسخل گیر آوردی؟

00:35:47.520 --> 00:35:49.772
«از کجا بدونم این کاکاسیاه گیه؟»

00:35:50.648 --> 00:35:55.069
خیلی خونسردانه گفت
«پیام‌هاش رو بخون و عکس‌هاش رو ببین»

00:35:55.903 --> 00:35:57.530
پیام‌هاش رو خوندم

00:35:58.197 --> 00:35:59.282
هوم

00:36:01.159 --> 00:36:03.995
«این یارو به دختر می‌گه دخمل»

00:36:07.832 --> 00:36:11.335
بعدش عکس‌هاش رو هم
دیدم و باورم نمی‌شد

00:36:11.419 --> 00:36:15.131
.لامصب توی عکسِ ساده، می‌خورد گی باشه
دهنش توی تمامِ عکس‌ها باز بود

00:36:20.595 --> 00:36:22.722
فهمیدم داره راستش رو می‌گه دیگه

00:36:24.015 --> 00:36:25.391
حسِ احمق بودن بهم دست داد

00:36:25.474 --> 00:36:26.934
«گفتم «شرمنده

00:36:27.685 --> 00:36:28.895
«ببخشید»

00:36:28.978 --> 00:36:30.897
«بفرما، این هم از موبایلت»

00:36:30.980 --> 00:36:34.317
«ببخشید، بگیر بخواب. عذرمی‌خوام»

00:36:34.400 --> 00:36:36.027
به‌گمونم به‌خاطر خیانت‌هایی»

00:36:36.110 --> 00:36:39.030
«که بهت کردم، اعتماد به نفسم رو از دست دادم

00:36:43.409 --> 00:36:46.329
«بی‌خیالم نشد که، گفت «نه دیگه بیدارم کردی

00:36:46.412 --> 00:36:48.748
بعدش موبایلم رو از زیر بالش خودش در آورد

00:36:48.831 --> 00:36:50.583
«گفتم «چه کسشعرها؟

00:36:51.959 --> 00:36:54.212
«گفت «این جنده کیه باهاش عکس گرفتی؟

00:36:54.295 --> 00:36:56.047
«گفتم «چطور قفلش رو باز کردی؟

00:36:56.130 --> 00:36:58.299
.گفت «آسون بود، کاکاسیاه
فقط بایستی بینی‌م رو این کار می‌کردم

00:36:58.382 --> 00:37:01.802
«و درجا باز شد
«گفتم «چه کسشعرها؟

00:37:05.598 --> 00:37:08.935
«گفت «این جنده کیه؟
«گفتم «بدش من

00:37:10.937 --> 00:37:14.065
.دختر جون، آروم باش»
این جنده نیست، رفیقمه

00:37:14.148 --> 00:37:15.274
«اسمش دبراست

00:37:20.821 --> 00:37:23.699
اجازه هست با یه داستانِ مفصل
اجرا رو تموم کنم؟

00:37:29.622 --> 00:37:32.500
.داستانِ طولانی‌ایه
فرض کنید اجرام تموم شده

00:37:32.583 --> 00:37:34.877
چون باید برم یه نخ سیگار روشن کنم

00:37:34.961 --> 00:37:37.588
،اجرام تموم نشده‌ها
صرفا فرض کنید تموم شده

00:37:37.672 --> 00:37:39.674
حالا که قراره تظاهر کنیم
ترجیح می‌دم ایستاده تشویقم کنید

00:37:39.757 --> 00:37:41.384
خیلی ممنون، شب‌تون به‌خیر

00:38:11.038 --> 00:38:13.624
ممنون که ایستاده تشویقم نکردید، لاشی‌ها

00:38:13.708 --> 00:38:14.834
خیلی لاشی‌اید

00:38:16.043 --> 00:38:18.796
طوری نیست، یه نخ سیگار می‌خواستم

00:38:20.965 --> 00:38:22.258
حال می‌کنیدها

00:38:28.806 --> 00:38:30.266
خیلی‌خب

00:38:30.349 --> 00:38:34.103
«قبل از ویژه‌برنامه‌ی «آروم‌آروم بکش‌شون
توی ۲۲ سالگی‌م

00:38:35.271 --> 00:38:38.816
شبکه‌ی اچ‌بی‌او بزرگ‌ترین فرصتِ
زندگیم رو توی اون دوران، بهم داد

00:38:38.899 --> 00:38:40.526
بهم گفتن یه ویژه‌برنامه‌ی نیم‌ساعته ببندم

00:38:40.609 --> 00:38:43.237
ولی ویژه‌برنامه هم نبود

00:38:43.321 --> 00:38:44.655
یه اجرای عادی بود

00:38:44.739 --> 00:38:47.658
اسم هم نداشت، اسم برنامه
دیو شپل» خالی بود»

00:38:48.826 --> 00:38:54.540
توی سانفرانسیسکو، توی یه سالنی
به اسم «برادوی استودیوز» ضبطش کردم

00:38:54.623 --> 00:38:57.251
و خب، طبقه‌ی دومِ ساختمون بود

00:38:57.335 --> 00:39:00.838
طبقه پایینش، یه دیسکو بود

00:39:02.089 --> 00:39:04.842
ویژه‌برنامه‌م هم قرار بود نیم‌ساعته باشه

00:39:05.801 --> 00:39:09.263
،آماده شدم، تمرین کردم
خلاصه کارهای لازم رو کرده بودم

00:39:10.056 --> 00:39:13.934
،بعدش شبی که ضبط رو شروع کردم
...بعد از بیست دقیقه

00:39:15.478 --> 00:39:17.021
آهنگه رو هیچ‌وقت یادم نمی‌ره

00:39:17.688 --> 00:39:21.275
صدای آهنگِ دیسکوئه
از طبقه پایین می‌اومد

00:39:21.359 --> 00:39:26.364
صداش واضح می‌اومد. کیر زدن
توی اجرام و واقعا ناراحت شدم

00:39:27.281 --> 00:39:28.574
جوون بودم

00:39:29.617 --> 00:39:32.119
به کاری که داشتم می‌کردم
ایمانِ کامل داشتم

00:39:32.203 --> 00:39:34.663
فکر می‌کردم رویام رو نابود کردن

00:39:35.414 --> 00:39:37.792
،وقتی از استیج اومدم پایین
رفتم طبقه پایین

00:39:37.875 --> 00:39:42.129
،رفتم توی کوچه‌ی پشتِ برادوی استودیوز
جایی که ون‌های تولید پارک شده بودن

00:39:42.213 --> 00:39:45.007
با لگد در رو باز کردم

00:39:45.091 --> 00:39:47.510
و سر تهیه‌کننده‌ها داد زدم

00:39:47.593 --> 00:39:50.930
.توی عرصه‌ی نمایش، عددی نبودم
صرفا یه جوونی بودم که به کارش باور داشتم

00:39:51.013 --> 00:39:53.474
«گفتم «کیر زدید توی همه‌چیز

00:39:53.557 --> 00:39:56.185
«این چه آهنگ کیری‌ایه؟ چه گهی دارید می‌خورید؟»

00:39:56.268 --> 00:39:58.479
یکی اونجا بود که تهیه‌کننده‌ی
کله‌گنده‌ای بود

00:39:58.562 --> 00:39:59.814
اسمش رو نمیارم

00:39:59.897 --> 00:40:03.818
«پا شد و گفت «هی بچه، کسشعر نگو

00:40:04.777 --> 00:40:06.946
«گفت «ما چیزی رو خراب نکردیم

00:40:07.029 --> 00:40:09.198
گفت «با دیسکوئه قرار گذاشتیم

00:40:09.281 --> 00:40:12.118
که آهنگ پخش نکنن
«و زدن زیر قول و قرارشون

00:40:12.201 --> 00:40:15.454
«گفتم «کی زد زیر قرار؟

00:40:15.538 --> 00:40:17.164
بعدش با دست یه یارویی رو
نشونم داد

00:40:17.873 --> 00:40:20.376
.هیچ‌وقت یادم نمی‌ره
طرف یه پیرمردِ سفیدپوست بود

00:40:20.459 --> 00:40:22.503
که تنهایی توی یه ماشینِ
فورد تاروس» نشسته بود»

00:40:24.213 --> 00:40:26.090
«گفت «این زد زیر قرار

00:40:26.173 --> 00:40:28.300
من هم بدون اینکه چیزی بگم

00:40:28.384 --> 00:40:31.011
رفتم سمتِ ماشین فورد تاروسه
و با مشت کوبیدم به پنجره‌ش

00:40:31.095 --> 00:40:33.889
.گفتم «در رو باز کن، بی‌ناموس
«کارت دارم

00:40:33.973 --> 00:40:38.269
پیرمرده یه لحظه نگاه‌م کرد
و طی یک تصمیم عاقلانه، روشن کرد رفت

00:40:40.771 --> 00:40:44.024
من هم توی کوچه، به زمین و زمان
فحش می‌دادم

00:40:45.568 --> 00:40:49.363
دو دقیقه بعدش، دقیقا ۱۲۰ ثانیه بعدش

00:40:49.447 --> 00:40:51.532
نه کم‌تر، نه بیش‌تر

00:40:51.615 --> 00:40:54.952
درهای آشپزخونه‌ی دیسکوئه
که زیرِ برادوی استودیوز بود

00:40:55.035 --> 00:40:57.663
و درش می‌خورد توی کوچه
یهو باز شد

00:40:57.746 --> 00:41:01.792
همون پیرمرده با دوتا قلچماق
همون‌جا ایستاده بود

00:41:01.876 --> 00:41:04.753
با دوتا قلچماق ایستاده بود و خونسردانه

00:41:04.837 --> 00:41:06.338
نگاه‌م می‌کرد

00:41:06.422 --> 00:41:08.132
«گفت «هی، بیا اینجا

00:41:09.091 --> 00:41:10.468
«می‌خوام باهات حرف بزنم»

00:41:11.469 --> 00:41:13.888
توی اون سن، چیزی
از خیابون بارم نبود

00:41:14.555 --> 00:41:18.517
ولی بعدها فهمیدم که اینا
مافیایی‌های روس بودن

00:41:19.435 --> 00:41:21.896
نمی‌دونم از مافیای روسیه
چی‌ها می‌دونید

00:41:21.979 --> 00:41:25.065
ولی همون‌ها دنزل واشینگتن رو
توی فیلم «روز تعلیم» کشتن

00:41:30.779 --> 00:41:32.990
تمام تهیه‌کننده‌ها هم می‌دونستن
که با کی‌ها در افتادم

00:41:33.073 --> 00:41:35.826
«گفتن «دیو، نرو داخل

00:41:35.910 --> 00:41:37.161
«گفتم «کس نگید بابا

00:41:37.244 --> 00:41:40.956
رفتم توی آشپزخونه و پشت سرم
درها رو بستن

00:41:41.040 --> 00:41:43.751
.فضای اونجا هم تاریک بود
بنده همون موقع فهمیدم

00:41:43.834 --> 00:41:47.755
کسخل نیستم که، فهمیدم
توی وضعیتِ بدی افتادم

00:41:47.838 --> 00:41:49.215
ولی باید درک کنین

00:41:49.298 --> 00:41:52.593
به کاری که می‌کردم ایمان داشتم
و کیرم هم نبود

00:41:52.676 --> 00:41:55.012
هی بهشون بد و بی‌راه می‌گفتم

00:41:55.095 --> 00:41:57.097
می‌گفتم گه زدن به زندگی‌م

00:41:57.181 --> 00:42:01.352
پیرمرده باورش نمی‌شد که
اینقدر دارم بددهنی می‌کنم

00:42:02.686 --> 00:42:05.314
حرفم که قطع شد، جلوی دهنم رو گرفت

00:42:05.397 --> 00:42:07.233
«گفت «گوش کن بچه‌جون

00:42:08.442 --> 00:42:10.110
«رفیق‌هات بهت دروغ گفتن»

00:42:11.278 --> 00:42:12.863
«گفت «یه قراری گذاشتیم

00:42:13.572 --> 00:42:16.283
«ولی رفقات، پولم رو ندادن»

00:42:17.368 --> 00:42:21.121
،بعدش که این حرف رو زد
فهمیدم توی آشپزخونه گیر افتادم

00:42:26.168 --> 00:42:29.964
فهمیدم داره حقیقت رو می‌گه دیگه
و این یعنی من اشتباه می‌کنم

00:42:30.047 --> 00:42:34.260
همون موقع که فهمیدم
داشتم اشتباه می‌کردم

00:42:34.343 --> 00:42:37.096
برای اولین‌بار، ترسیده بودم

00:42:38.055 --> 00:42:42.893
می‌دونید، این که فکر کنید
کاملا حق با شماست هم چیزِ جالبیه

00:42:43.811 --> 00:42:47.481
می‌تونید از اینکه حق با شماست
سرمست بشید

00:42:47.565 --> 00:42:49.316
واسه همین گی‌ها این‌قدر بدجنسن

00:43:02.621 --> 00:43:03.789
ولی جا نزدم

00:43:03.872 --> 00:43:06.083
اگه بودین، بهم افتخار می‌کردین

00:43:06.166 --> 00:43:07.960
ترسیده بودم، ولی جا نزدم

00:43:08.043 --> 00:43:11.130
«گفتم «خب جناب، عذرخواهی می‌کنم

00:43:11.880 --> 00:43:15.259
ولی حالا مهم نیست که»
چرا اون موسیقی رو پخش کردین

00:43:15.342 --> 00:43:16.719
«زندگی‌م خراب شده دیگه

00:43:17.761 --> 00:43:21.640
پیرمرده با حالتِ ترحم نگاه‌م کرد

00:43:22.433 --> 00:43:26.770
بعدش اومد سمتم و آروم
دستش رو گذاشت روی لپم

00:43:26.854 --> 00:43:31.191
که خب ناموسا متضادِ مردونگیه

00:43:32.276 --> 00:43:35.738
ایستاده بودم و اینجوری به دستِ یارو
که روی لپم بود، نگاه می‌کردم

00:43:41.910 --> 00:43:46.123
«بعد گفت «تو یه مرد واقعی هستی

00:43:46.915 --> 00:43:48.584
بعد زد روی لپم

00:43:49.627 --> 00:43:50.794
البته آروم

00:43:52.129 --> 00:43:55.049
بعدش درها رو باز کردن

00:43:55.758 --> 00:43:58.218
نور از کوچه اومد توی آشپزخونه

00:43:58.302 --> 00:44:00.304
و زنده از اونجا خارج شدم

00:44:00.387 --> 00:44:03.515
زنده موندم تا به تلاشم
ادامه بدم

00:44:04.475 --> 00:44:05.976
و همون لحظه

00:44:06.060 --> 00:44:08.729
یکی از با ارزش‌ترین درس‌های
زندگی‌م رو یاد گرفتم

00:44:08.812 --> 00:44:10.814
و باید به شما هم بگم

00:44:10.898 --> 00:44:12.232
درسه این بود؛

00:44:13.067 --> 00:44:17.529
توی زندگی‌تون، در هر لحظه‌ای

00:44:17.613 --> 00:44:22.076
،قوی‌ترین رویای اون لحظه
بر اون لحظه، غلبه می‌کنه

00:44:22.159 --> 00:44:26.330
من رویاپردازِ خیلی قدرتمندی هستم

00:44:27.331 --> 00:44:29.208
دروغ نمی‌گم

00:44:33.837 --> 00:44:37.299
،از وقتی ۱۴ سالم بوده
هر شب، رویای همچین شبی رو

00:44:37.383 --> 00:44:39.510
توی سرم می‌پروروندم

00:44:39.593 --> 00:44:43.180
و حالا که ۵۰ سالم شده
دارم تجربه‌ش می‌کنم

00:44:43.263 --> 00:44:46.558
رویاهام خیلی قوی هستن

00:44:48.727 --> 00:44:51.063
امروز، کل واشینگتن رو گشتم

00:44:51.146 --> 00:44:53.273
و قبلا که می‌اومدم این شهر
فقیرِ فقیر بودم

00:44:53.357 --> 00:44:56.860
و امروز، همه‌ش مردم
باهام سلام احوالپرسی می‌کردن

00:44:56.944 --> 00:45:01.073
،انگار شخصاً می‌شناختنم
من هم حس می‌کردم می‌شناسم‌شون

00:45:01.156 --> 00:45:05.285
بعدش به خودم گفتم
«وای خدا! دیو، عجب رویای قوی‌ای»

00:45:06.120 --> 00:45:07.830
...ولی خب بعضی وقت‌ها

00:45:10.666 --> 00:45:14.420
بعضی‌ وقت‌ها حس می‌کنم
یه آدمِ عادی‌ام

00:45:15.879 --> 00:45:17.798
خودِ خودمم

00:45:17.881 --> 00:45:21.552
ممکنه گل بکشم، برم دیسکو
و خجالتی باشم

00:45:22.886 --> 00:45:26.723
ولی بعدش اون طرف رو نگاه می‌کنم
و یه فردی رو می‌بینم که هیچکی نمی‌شناستش

00:45:26.807 --> 00:45:29.726
ولی این یارو، کل هفته رو جون کنده بود
و بطریِ مشروب رو کامل خریده بود

00:45:29.810 --> 00:45:34.106
بعد زنیکه‌ی پیشخدمت
براش موئت می‌بره

00:45:35.065 --> 00:45:36.942
با خودم می‌گم طرف ایرانیه

00:45:37.025 --> 00:45:39.862
از این رقص‌های ایرانیِ عجیب و غریب
اجرا می‌کنه

00:45:39.945 --> 00:45:42.656
شیش‌تا جک و جنده هم سر میزشن
چون مشروب زیاد داره

00:45:42.739 --> 00:45:46.160
همه‌شون هم می‌گن
«جونم، سینا. جونم، سینا»

00:45:46.243 --> 00:45:49.204
من هم اونور رو نگاه می‌کنم
«و می‌گم «یا خدا

00:45:49.913 --> 00:45:51.748
«من توی رویای این یاروئم»

00:45:52.708 --> 00:45:56.211
مطمئنم فرداش رفیق‌هاش بهش می‌گن
«هی، دیشب دیسکو خوش گذشت؟»

00:45:56.295 --> 00:45:58.630
اون هم می‌گه «عالی بود! بطریِ کامل خریدم

00:45:58.714 --> 00:46:02.426
دیو شپل هم اون سر دیسکو نشسته بود
«نگاه‌م می‌کرد و پشم‌هاش ریخته بود

00:46:05.429 --> 00:46:08.265
زندگی همینه دیگه

00:46:08.932 --> 00:46:14.271
باید اون‌قدر عاقل باشی که بفهمی
کِی توی رویای خودت، زندگی می‌کنی

00:46:14.354 --> 00:46:19.067
و باید اون‌قدر متواضع باشی، که وقتی
توی رویای یکی دیگه‌ای، بپذیریش

00:46:21.361 --> 00:46:22.446
...واسه همین

00:46:23.780 --> 00:46:28.327
واسه همین، توی قضیه‌ی ویل اسمیت
و کریس راک، بی‌طرفم

00:46:29.077 --> 00:46:31.371
چون شماها، اونا رو
افراد برجسته‌ای می‌دونید

00:46:31.455 --> 00:46:34.875
ولی واسه من، رفیق‌های رویاپردازمن

00:46:35.626 --> 00:46:40.297
،نمی‌تونم طرفِ هیچ‌کدوم‌شون رو بگیرم
چون با جفت‌شون هم‌ذات‌پنداری می‌کنم

00:46:40.797 --> 00:46:42.549
من ویل اسمیتم

00:46:42.633 --> 00:46:45.469
من همونی‌ام که دیگه بُریده

00:46:45.552 --> 00:46:48.055
و توی گوشِ اونی که درباره من یا عزیزانم

00:46:48.138 --> 00:46:51.433
کسشعر بگه، یه سیلی می‌خوابونم

00:46:52.226 --> 00:46:53.519
کریس راک هم هستم

00:46:54.144 --> 00:46:57.940
من همونی‌ام که می‌تونه
جلوی کلُ دنیا، چَک بخوره

00:46:58.649 --> 00:47:02.569
و خونسردی‌ش رو حفظ کنه
تا بگایی به‌بار نیاره

00:47:03.904 --> 00:47:09.201
این یه کارِ مردونه‌ست

00:47:10.494 --> 00:47:12.579
مردها، خط قرمز ایجاد می‌کنن

00:47:12.663 --> 00:47:14.665
رعایتش می‌کنن

00:47:14.748 --> 00:47:17.292
و محکش می‌زنن

00:47:17.376 --> 00:47:20.546
و هیچ مردی، مثل مردهای ترنس

00:47:20.629 --> 00:47:21.755
خط قرمزها رو محک نمی‌زنه

00:47:35.310 --> 00:47:39.106
وقتی یه رفیقِ رویاپرداز می‌بینم
بهش ادای احترام می‌کنم

00:47:39.189 --> 00:47:41.733
حتی اگر رویاش رو درک نکنم

00:47:41.817 --> 00:47:44.111
وقتی یه رویاپرداز ببینم، متوجه می‌شم

00:47:44.194 --> 00:47:47.447
و من رویاپردازهای قدرتمندِ زیادی
توی زندگی‌م دیدم

00:47:47.531 --> 00:47:48.949
...هیچ‌کدوم قدرتمندتر از اونی

00:47:50.742 --> 00:47:53.537
....که اسمش

00:47:55.414 --> 00:47:56.707
لیل ناز اکس هست، نبوده

00:48:00.961 --> 00:48:04.631
.این کاکاسیاه رو توی یه پارتی دیدم
اصلا نمی‌شناختمش

00:48:04.715 --> 00:48:08.302
،ولی به محض اینکه واردِ پارتی شد
فهمیدم که توی رویای اونم

00:48:10.929 --> 00:48:13.098
هرکی که توی پارتی بود، رویاپرداز بود

00:48:13.181 --> 00:48:14.182
همه معروف بودن

00:48:14.266 --> 00:48:15.767
ولی وقتی این کاکاسیاه اومد داخل

00:48:15.851 --> 00:48:18.186
.مثل سی‌تری‌پی‌او، لباس پوشیده بود
برق می‌زد

00:48:22.733 --> 00:48:26.153
.همه هم می‌گفتن «وای خدا، اومد
«لیل ناز ایکس اومد

00:48:26.236 --> 00:48:28.113
من نمی‌شناختمش، و نمی‌دونم چرا

00:48:28.196 --> 00:48:30.907
اما بینِ اون همه رویاپرداز
اومد سمتِ من

00:48:34.578 --> 00:48:37.456
و گفت «سعی کردم واسه موزیک ویدئوم
«ازت استفاده کنم

00:48:37.539 --> 00:48:40.751
.نمی‌دونستم چی کسشعر می‌گه
«گفتم «چی؟

00:48:41.877 --> 00:48:43.253
«کدوم موزیک ویدئو؟»

00:48:43.337 --> 00:48:45.130
اون هم اینجوری نگاه‌م می‌کرد

00:48:46.423 --> 00:48:48.759
«بعد گفت «خودت می‌دونی
و بعدش رفت

00:48:51.678 --> 00:48:54.890
وقتی دیدم رفت، با خودم گفتم
...پسر»

00:48:55.724 --> 00:48:58.226
«این کاکاسیاه توی رویای قوی‌ایه

00:49:03.357 --> 00:49:04.941
می‌دونین یادِ چی افتادم؟

00:49:05.025 --> 00:49:07.027
یادِ دورانِ دبستان افتادم

00:49:07.110 --> 00:49:10.155
یادتونه توی دبستان، معلم می‌پرسید
که می‌خوایم چی کاره بشیم؟

00:49:10.238 --> 00:49:13.867
تیمی، وقتی بزرگ شدی»
«می‌خوای چی کاره بشی؟

00:49:14.618 --> 00:49:16.036
تیمی یه‌جوری رفتاری می‌کرد که انگار می‌دونه

00:49:16.119 --> 00:49:18.872
«پا شد و گفت «می‌خوام آتش‌نشان بشم

00:49:18.955 --> 00:49:22.918
«معلمه هم گفت «تیمی، این رویای خیلی قشنگیه

00:49:23.001 --> 00:49:24.795
ولی تیمی از ته دلش نگفته بود

00:49:24.878 --> 00:49:26.713
تیمی چون به آتیش علاقه داشت

00:49:26.797 --> 00:49:29.341
گفت می‌خواد آتش‌نشان بشه

00:49:32.844 --> 00:49:36.640
وقتی ۱۴ سالش شد، یه روانیِ آتش افروز شد

00:49:36.723 --> 00:49:39.643
مثل کارکشته‌ها با نفت سفید و کبریت
بازی می‌کرد

00:49:39.726 --> 00:49:43.397
بعدش یه شب با رفیق‌هاش
رفت مرکز شهر و با آتیش ور می‌رفت

00:49:43.480 --> 00:49:44.898
که زد یه انبار رو سوزوند

00:49:44.981 --> 00:49:47.150
خبر نداشت که ۱۳تا کارگر مهاجرِ السالوادوری

00:49:47.234 --> 00:49:48.902
توی انبار بودن

00:49:48.985 --> 00:49:51.321
و درنتیجه گیر افتادن
و توی آتیش مُردن

00:49:51.405 --> 00:49:52.489
غم‌انگیز نیست؟

00:49:53.907 --> 00:49:55.200
حادثه بوده دیگه

00:49:56.576 --> 00:49:59.788
،کلا ۱۴ سالش بوده دیگه
ولی خب سیاه‌پوسته

00:49:59.871 --> 00:50:02.082
واسه همین مثل بزرگ‌سال‌ها
محاکمه‌ش کردن

00:50:02.165 --> 00:50:04.793
درنتیجه تیمی حبسِ ابد خورد

00:50:04.876 --> 00:50:06.920
رویا به تعویق افتاد، بوق بوق

00:50:14.678 --> 00:50:16.096
«تو چی، بیلی؟»

00:50:16.179 --> 00:50:19.099
بیلی، وقتی بزرگ شدی»
«می‌خوای چی کاره بشی؟

00:50:19.182 --> 00:50:20.934
بیلی پاشد و گفت

00:50:21.017 --> 00:50:25.105
«می‌خوام رئیس‌جمهورِ ایالات متحده بشم»

00:50:25.188 --> 00:50:27.524
...معلمه هم گفت «وای خدا، بیلی

00:50:27.607 --> 00:50:31.236
«رویای فوق العاده‌ای داری

00:50:32.446 --> 00:50:33.989
بیلی واقعا چنین رویایی داشت‌ها

00:50:34.614 --> 00:50:36.408
بیلی همه کارها رو
به نحو احسن انجام می‌ده

00:50:36.491 --> 00:50:39.870
حرومزاده، نمره‌هاش بالا
و عضوِ شورای دانش‌آموزی بود

00:50:39.953 --> 00:50:41.788
واسه اینکه رزومه‌ی
پُر پَر و پیمونی داشته باشه

00:50:41.872 --> 00:50:44.291
.فعالیت‌های فوق برنامه هم انجام می‌داد
مثلا عضو گروهِ کُر بود

00:50:44.374 --> 00:50:46.293
توی مسیر رئیس‌جمهور شدن بود

00:50:46.376 --> 00:50:48.587
ولی سالِ اول دبیرستان، رید

00:50:48.670 --> 00:50:51.047
‫۱۶ سالش که بود، دوست دخترش رو حامله کرد

00:50:51.923 --> 00:50:54.551
و مجبور شد واسه امرار معاش
ترک تحصیل کنه

00:50:55.594 --> 00:50:58.764
ولی از بختِ خوبش، شعبه محلی والمارت
نیاز به نیرو داشت

00:51:00.807 --> 00:51:02.350
‫۲۰ سالش که شد

00:51:02.434 --> 00:51:05.020
حرومزاده شد دستیارِ مدیر والمارت

00:51:05.103 --> 00:51:06.980
جوون‌ترین کارکنِ اون شعبه‌ست

00:51:07.063 --> 00:51:10.192
با خودش گفت «وای خدا، اگه تا چهار سال دیگه
همین فرمون رو برم

00:51:10.275 --> 00:51:11.985
«می‌تونم مدیر بشم

00:51:12.068 --> 00:51:14.738
و اگه همین فرمون رو برم، ۶ سال بعدش»

00:51:14.821 --> 00:51:16.698
«می‌تونم مدیر داخلی بشم

00:51:16.782 --> 00:51:20.076
و سه‌تا شعبه‌ی والمارت رو
تحت کنترلم داشته باشم

00:51:21.453 --> 00:51:24.790
.آدمی هم هست که تصویر کلی رو می‌بینه
می‌دونست تهِ این مسیر چیه

00:51:25.499 --> 00:51:26.708
درنتیجه خودکشی کرد

00:51:40.889 --> 00:51:42.265
«تو چی؟»

00:51:42.849 --> 00:51:44.976
«تو بزرگ شدی، می‌خوای چی کاره بشی؟»

00:51:45.894 --> 00:51:47.437
«نمی‌گم»

00:51:48.271 --> 00:51:50.899
«چون نمی‌خوام بچه‌ها بهم بخندن»

00:51:51.775 --> 00:51:53.610
«بذار بخندن، به‌درک»

00:51:53.693 --> 00:51:55.320
«رویای تو مال خودته»

00:51:56.530 --> 00:51:58.782
«رویاهات رو گردن بگیر، تا واقعی بشن»

00:51:58.865 --> 00:52:01.034
«با صدای بلند و با افتخار بگو»

00:52:01.117 --> 00:52:03.537
وقتی بزرگ شدی، می‌خوای چی کاره بشی»

00:52:03.620 --> 00:52:04.996
«لیل ناز ایکس؟

00:52:07.999 --> 00:52:10.460
اون کاکاسیاه هم بلند شد
و جلوی کل بچه‌ها گفت

00:52:11.795 --> 00:52:14.297
«می‌خوام گی‌ترین کاکاسیاهِ تاریخ بشم»

00:52:15.882 --> 00:52:17.217
می‌خوام یه موزیک ویدئو بسازم»

00:52:17.300 --> 00:52:20.387
که توش از یه میله میام پایین
و می‌رم توی جهنم

00:52:20.470 --> 00:52:23.640
،و کیر شیطان رو ساک می‌زنم
ساعت ده هم از "بی‌ای‌تی" باید پخش بشه

00:52:23.723 --> 00:52:26.017
«تا همه‌ی بچه‌ها بیدار باشن و ببیننم

00:52:29.813 --> 00:52:32.482
به‌طرز شوکه‌کننده‌ای، این تنها
رویایی بود که واقعی شد

00:52:43.451 --> 00:52:45.203
...واسه همین امشب

00:52:45.829 --> 00:52:47.163
...توی شهری‌ام

00:52:47.247 --> 00:52:50.709
که رویاهای به وقوع‌پیوسته‌م رو
توش ساختم، حضور دارم

00:52:50.792 --> 00:52:54.254
چون می‌خواستم بهتون بگم
که محقق شدن

00:52:54.337 --> 00:52:59.050
و خواستم ازتون تشکر کنم
که من رو به این نقطه رسوندین

00:53:04.139 --> 00:53:07.392
آره، دارم رویای قوی‌ای رو
زندگی می‌کنم

00:53:07.475 --> 00:53:11.730
هر دفعه که میام توی این شهر
و جلوتون می‌ایستم

00:53:11.813 --> 00:53:16.151
با خودم می‌گم «وای خدا
«این اصلا رویای من نیست

00:53:16.234 --> 00:53:20.488
رویای شماست و باعث افتخارمه
که توش حضور دارم

00:53:20.572 --> 00:53:23.366
خیلی ازتون ممنونم، مردم واشینگتن دی‌سی

00:53:23.450 --> 00:53:25.285
دفعه‌ی بعدی می‌بینم‌تون

00:53:25.309 --> 00:53:35.309
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.