﻿WEBVTT

00:00:18.000 --> 00:00:22.000
«مرد سیاه‌پوش»

00:00:22.024 --> 00:00:27.024
قوی‌تر از همیشه باشید
به امید ایرانی آزاد

00:13:10.600 --> 00:13:45.616
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:13:56.640 --> 00:13:58.119
‫نه، نه، فکر نکن.

00:20:49.560 --> 00:20:52.639
‫در سال 1949 سیزده ساله بودم...

00:20:53.680 --> 00:20:56.039
‫سال آخر تحصیلم در گانسو...

00:20:56.200 --> 00:20:59.359
‫در مدرسه کاتولیک پینگلیانگ بود.

00:21:01.920 --> 00:21:06.679
‫جبهه آزادی بخش مردمی به شهر ما اومده بود.

00:21:07.040 --> 00:21:09.279
‫ما فقیر بودیم، واسه همین من ثبت‌نام کردم.

00:21:10.840 --> 00:21:14.519
‫که یه نون‌خور از خانه کم بشه.

00:21:15.280 --> 00:21:17.959
‫پس در هجدهم سپتامبر سال 1949...

00:21:19.480 --> 00:21:21.159
‫من عضو جبهه آزادی‌بخش مردمی شدم.

00:21:21.320 --> 00:21:25.119
‫گروه فرهنگی شماره یازده،
‫ارتش صحرایی اول.

00:21:28.200 --> 00:21:30.519
‫از سال 1949 تا 1957 در صف بودم.

00:21:31.040 --> 00:21:32.959
‫مجموعا هشت سال...

00:21:33.840 --> 00:21:37.439
‫که دو سالش در پکن بود.

00:21:38.320 --> 00:21:42.199
‫کمیسیون مرکزی نظامی جدید یه مدرسه...

00:21:43.000 --> 00:21:45.439
‫برای رهبران موسیقی نظامی افتتاح کرده بود.

00:21:46.880 --> 00:21:50.239
‫هجده ماه اونجا بودم و
‫نمرات خوبی کسب کردم...

00:21:50.400 --> 00:21:53.479
‫برای تربیت معلمی به شانگهای فرستاده شدم...

00:21:54.200 --> 00:21:57.439
‫تا رهبران دیگری رو آموزش بدم.

00:21:58.000 --> 00:21:59.639
‫شش ماه اونجا بودم.

00:22:00.120 --> 00:22:03.159
‫اونجا بود که با پروفسورهای هنرستان
‫ شانگهای آشنا شدم...

00:22:03.680 --> 00:22:06.399
‫از جمله استاد آینده خودم...

00:22:06.560 --> 00:22:12.119
‫رهبر ارکستر و پیانیستی که
‫بعدها بهش شلیک شد...

00:22:12.600 --> 00:22:13.999
‫پروفسور لو هونگ ان.

00:22:14.840 --> 00:22:16.199
‫اون بهم پیانو نواختن رو یاد داد.

00:22:17.880 --> 00:22:21.519
‫ارتش خیلی زود مدرسه رو تعطیل کرد...

00:22:21.760 --> 00:22:24.239
‫و من به جای برگشتن به پکن...

00:22:24.400 --> 00:22:30.079
‫درخواست تدریس در هنرستان شانگهای رو دادم.

00:22:30.240 --> 00:22:31.839
‫استانداردهای بالایی داشتن.

00:22:32.000 --> 00:22:38.079
‫ولی به لطف کار جدیدم فورا قبول شدم...

00:22:39.640 --> 00:22:41.319
‫راهپیمایی سربازان جوان، قطعه اول.

00:22:42.280 --> 00:22:46.599
‫پنج سال اونجا بودم. از 1957 تا 1962.

00:22:46.840 --> 00:22:49.079
‫به مدت سه سال از لحاظ سیاسی پیشرفت کردم.

00:22:49.680 --> 00:22:53.879
‫به عنوان کادر جوان در لیگ جوانان...

00:22:54.720 --> 00:22:56.599
‫فعالانه برای تحقق سوسیالیسم تلاش کردم.

00:22:57.880 --> 00:23:00.639
‫ولی اوضاع به کل تغییر کرد.

00:23:00.800 --> 00:23:02.359
‫می‌خواستم که روی تکنیک کار کنم.

00:23:03.080 --> 00:23:05.119
‫از نظرم خیلی حیاتی بود.

00:23:05.280 --> 00:23:07.959
‫از حزب دور شدم...

00:23:08.120 --> 00:23:10.679
‫سخنرانی‌هاشون برام حوصله‌سربر شده بود.

00:23:10.840 --> 00:23:13.959
‫پس از اون لحظه بود که...

00:23:14.120 --> 00:23:16.479
‫تفکراتمون عوض شد.

00:23:16.920 --> 00:23:18.439
‫می‌گن که برای ساخت موسیقی...

00:23:20.160 --> 00:23:22.359
‫اول از همه نیازه که افکار درستی داشته باشی.

00:23:22.920 --> 00:23:24.759
‫و دانشی از مارکسیسم لنینیسم.

00:23:25.480 --> 00:23:28.759
‫بعد می‌تونی به جهان عرضه بشی...

00:23:28.920 --> 00:23:33.039
‫بخوری و مثل بقیه زندگی کنی.

00:23:33.320 --> 00:23:34.839
‫تکنیک بعدا وارد کار می‌شه.

00:23:35.000 --> 00:23:36.999
‫از نظر من بدون تکنیک...

00:23:37.160 --> 00:23:38.279
‫نمی‌تونی شروع کنی.

00:23:38.440 --> 00:23:40.399
‫پس از حزب جدا شدم...

00:23:40.840 --> 00:23:42.559
‫و دیگه عضوش نشده.

00:23:43.280 --> 00:23:48.719
‫امکان نداشت که بتونم دیپلم بگیرم.

00:23:49.640 --> 00:23:53.119
‫کل کلاس بابت اعتقاداتم سرزنشم کردن.

00:23:53.880 --> 00:23:57.599
‫روی میز می‌کوبیدن و
‫می‌گفتن که راست‌گرا می‌شم.

00:23:57.960 --> 00:23:58.919
‫فاجعه بود!

00:23:59.080 --> 00:24:03.519
‫پس در اون سال به کل تغییر کرده بودم.

00:24:05.600 --> 00:24:09.479
‫اون مال وقتی بود که
‫اولین سمفونیم رو نوشتم...

00:24:09.640 --> 00:24:11.119
‫اولین جنبش.

00:24:11.280 --> 00:24:14.959
‫من شاگرد پروفسور کو وی بودم...

00:24:15.120 --> 00:24:19.199
‫که خیلی چیزها بهم یاد داد.
‫همیشه مدیونش هستم.

00:24:19.720 --> 00:24:20.799
‫از صمیم قلب می‌گم.

00:24:21.720 --> 00:24:24.159
‫بعد از اتمام اولین جنبش...

00:24:24.320 --> 00:24:27.839
‫به گروه ارکستر رادیو سمفونی پیوستم.

00:24:28.360 --> 00:24:31.799
‫ جای خلاقانه‌ای نبود و خیلی زود پشیمان شدم.

00:24:32.400 --> 00:24:35.839
‫ولی باید می‌موندم، پس روی تکنیکم کار کردم.

00:24:36.040 --> 00:24:37.879
‫سال 1963 بود.

00:24:39.320 --> 00:24:40.959
‫اون سال رو مشغول تولید...

00:24:41.960 --> 00:24:44.679
‫دومین و سومین جنبش سمفمونیم...

00:24:45.000 --> 00:24:47.319
‫و شعر یوننان تن بودم. مجموعا شش جنبش بود.

00:24:48.160 --> 00:24:49.239
‫دو کار بزرگ.

00:24:49.400 --> 00:24:53.119
‫بعدها فهمیدم که من تنها
‫فارغ‌التحصیل چین هستم...

00:24:53.520 --> 00:24:55.359
‫که دو تا اثر بزرگ ارائه کرده.

00:24:55.680 --> 00:24:57.839
‫تا جایی که خودم خبر دارم.

00:24:58.000 --> 00:25:01.439
‫ولی هنوز مطمئن نبودم که بااستعدادم.

00:25:02.600 --> 00:25:06.759
‫در اکتبر 1963 حزب از ما نظر خواست.

00:25:07.280 --> 00:25:10.719
‫گفتند که حرف بزنیم.
‫پس من موظف شدم...

00:25:11.200 --> 00:25:12.399
‫که یه سخنرانی دو ساعته ارائه بدم.

00:25:12.560 --> 00:25:14.999
‫گفتم که کار شما سیاسیه، هنر نیست.

00:25:15.320 --> 00:25:18.999
‫خب، برداشتشون خوب نبود.
‫گفتند که من مخالف حزب هستم.

00:25:19.360 --> 00:25:22.639
‫عده زیادی با من موافق بودن...

00:25:22.880 --> 00:25:25.439
‫ولی حزب من رو از همه راند.

00:25:25.760 --> 00:25:26.919
‫طی مدت شش ماه...

00:25:27.400 --> 00:25:29.279
‫ده جلسه انتقادی برگزار شد...

00:25:29.880 --> 00:25:32.199
‫که همه به من حمله کنن.

00:25:32.360 --> 00:25:34.919
‫از لیگ جوانان اخراج شدم...

00:25:35.160 --> 00:25:37.679
‫از ارکستر رادیو و بالاخره
‫از پکن هم اخراج شدم.

00:25:38.880 --> 00:25:41.599
‫آوریل 1964 شهر رو ترک کردم.

00:25:44.520 --> 00:25:46.919
‫انقلاب فرهنگی در 1966 شروع شد.

00:25:47.440 --> 00:25:50.439
‫در یک آسایشگاه در داتونگ بودم.

00:25:50.600 --> 00:25:52.399
‫دچار نوعی فروپاشی شده بودم.

00:25:52.560 --> 00:25:54.119
‫کابوس می‌دیدم...

00:25:55.240 --> 00:25:56.959
‫شب‌ها فریاد می‌زدم.

00:25:59.120 --> 00:26:00.679
‫توهم داشتم.

00:26:01.800 --> 00:26:05.039
‫من رو فرستادن اونجا و شش ماه بعد...

00:26:05.240 --> 00:26:07.479
‫انقلاب فرهنگی شروع شد.

00:26:08.040 --> 00:26:11.239
‫پس من رو فرستادن بیرون که ازم انتقاد بشه.

00:26:11.360 --> 00:26:13.599
‫وقتی برگشتم ولی پوستر دیدم که نوشته بود...

00:26:13.680 --> 00:26:16.119
‫«مرگ بر وانگ شیلین!»

00:26:16.280 --> 00:26:17.319
‫وحشتناک بود.

00:26:17.880 --> 00:26:19.319
‫وحشت کرده بودم.

00:26:20.160 --> 00:26:22.199
‫مسخره می‌‌شدم. روی گردنم شعار نوشته بودن...

00:26:22.360 --> 00:26:24.039
‫حتی جلسات تمسخر. هر چیزی که فکرش رو بکنید.

00:26:25.560 --> 00:26:26.599
‫سال 1966 بود.

00:26:26.920 --> 00:26:32.039
‫اوضاع به نظر آروم شده بود...
‫پس عضو نگهبانان سرخ شدم...

00:26:32.200 --> 00:26:33.519
‫و تنهام گذاشتن.

00:26:33.720 --> 00:26:34.519
‫بعد در سال 1968...

00:26:34.680 --> 00:26:37.359
‫گروه‌های افکار پروپاگاندای مائو تسه‌تونگ...

00:26:37.520 --> 00:26:39.279
‫برگشتن سر کار.

00:26:39.440 --> 00:26:42.279
‫اون سال خشم به اوجش رسید.

00:26:42.440 --> 00:26:44.679
‫بازجویی‌ها وحشیانه بود.

00:26:45.240 --> 00:26:46.839
‫اون سال دندون‌هام...

00:26:47.000 --> 00:26:48.759
‫و شنواییم رو از دست دادم.

00:26:49.160 --> 00:26:51.439
‫شبانه اومدن...

00:26:51.640 --> 00:26:53.279
‫ما رو از روستا به روستا کشیدن...

00:26:54.400 --> 00:26:58.919
‫بین هر بار کتک زدن مجبورمون
‫کردن کیلومترها راه بریم.

00:26:59.240 --> 00:27:01.039
‫خودشون سوار اسب و کالسکه بودن...

00:27:01.200 --> 00:27:02.839
‫ما رو هم پشتشون می‌کشیدن...

00:27:03.000 --> 00:27:04.399
‫درحالی که دست‌هامون رو با طناب بسته بودن.

00:27:04.560 --> 00:27:05.519
‫گاهی اوقات تمام روز...

00:27:05.680 --> 00:27:08.239
‫علامتی رو حمل می‌کردیم که
‫ روش نوشته بود «ضدانقلابی».

00:27:08.520 --> 00:27:11.239
‫حین قدم زدن فکر می‌کردم...

00:27:11.680 --> 00:27:13.599
‫که مجرمم. زندانی سیاسی هستم.

00:27:13.800 --> 00:27:15.959
‫و احساس غرور می‌کردم.

00:27:16.720 --> 00:27:18.759
‫مثل یک شورشی. یک دسامبریست.

00:27:18.920 --> 00:27:20.839
‫و با خودم گفتم که یک روز...

00:27:21.000 --> 00:27:23.599
‫این داستان رو در یک سمفونی نقل می‌کنم.

00:27:24.640 --> 00:27:28.679
‫اینطور بود که سمفونی سوم به ذهنم رسید...

00:27:28.840 --> 00:27:32.239
‫به عنوان یه مجرم که شکنجه می‌شد
‫و ازش بازجوشش می‌شد.

00:27:32.440 --> 00:27:35.919
‫خاستگاه شخصیت زندانی...

00:27:36.160 --> 00:27:39.279
‫در اولین جنبش این بود.

00:27:39.680 --> 00:27:41.759
‫سال 1968 و 1969 در داتونگ بودم.

00:27:41.920 --> 00:27:44.519
‫جنایات تا سال 1969 ادامه داشت.

00:27:44.680 --> 00:27:46.199
‫همه دندان‌هام رو خرد کردن.

00:27:48.240 --> 00:27:49.239
‫بعد از سال 1970...

00:27:49.880 --> 00:27:51.559
‫گروه‌های پروپاگاندا کنار رفتن...

00:27:51.720 --> 00:27:52.999
‫و ارتش اوضاع رو به دست گرفت.

00:27:53.200 --> 00:27:54.959
‫فهمیدن که من کهنه‌سرباز هستم...

00:27:55.160 --> 00:27:56.439
‫و ولم کردن.

00:27:57.200 --> 00:28:00.519
‫مشخصا باید زود داتونگ رو ترک می‌کردم...

00:28:01.000 --> 00:28:04.079
‫امکان نداشت یه دور دیگه
‫شکنجه رو دوام بیارم.

00:28:04.920 --> 00:28:06.879
‫یه گروه تئاتر در جنوب شرغی شانشی...

00:28:07.040 --> 00:28:09.279
‫من رو دعوت کردن و من به تائی‌یوان رفتم...

00:28:09.520 --> 00:28:11.639
‫و یک اپرا نوشتم...

00:28:12.720 --> 00:28:16.199
‫اپرای شانجی‌بانگ برای استان شاشی.

00:28:16.720 --> 00:28:18.439
‫گروه اپرای پکن.

00:28:19.720 --> 00:28:22.639
‫وقتی که متوجه شدن من رهبری بلدم...

00:28:23.120 --> 00:28:24.319
‫مخفیانه صحبت کردیم.

00:28:24.480 --> 00:28:25.959
‫ازشون خواستم که من رو منتقل کنن.

00:28:26.280 --> 00:28:28.399
‫حاضر بودم هر جایی بودن!

00:28:28.560 --> 00:28:32.319
‫گفتن که نگران نباشم و بهش رسیدگی می‌کنن.

00:28:32.480 --> 00:28:34.119
‫اینطوری بود که فرار کردم.

00:28:34.720 --> 00:28:39.359
‫به مدت یک سال مثل یک
‫ ولگرد اطراف شانشی بودن...

00:28:39.960 --> 00:28:41.679
‫مثل یک سگ...

00:28:41.920 --> 00:28:43.799
‫توی کلبه باربرها می‌خوابیدم...

00:28:44.560 --> 00:28:45.879
‫در خانه اپرا.

00:28:47.360 --> 00:28:51.399
‫گروه رقص و تئاتر از توانایی‌های
‫ من خبر داشتن...

00:28:51.560 --> 00:28:54.919
‫ولی هیچ‌کدوم استخدامم نکردن.

00:28:55.240 --> 00:28:57.839
‫باید مثل یک سگ با ترس زندگی می‌کردم!

00:29:02.360 --> 00:29:04.799
‫ترس از رنگ قرمز پیدا کردم.

00:29:05.000 --> 00:29:06.359
‫توی خوابم حرف می‌زدم.

00:29:07.120 --> 00:29:09.479
‫اگر عکسی از رهبری از حزب می‌دیدم...

00:29:09.680 --> 00:29:10.879
‫بدنم شروع به لرزیدن می‌کرد.

00:29:11.040 --> 00:29:12.599
‫گاهی‌اوقات با دیدن هرکس...

00:29:12.760 --> 00:29:13.759
‫هر انسانی...

00:29:14.600 --> 00:29:18.639
‫بعد اون به مدت دهه‌ها توی خواب حرف می‌زدم.

00:29:19.160 --> 00:29:21.159
‫تا الان، این دو سال اخیر...

00:29:21.320 --> 00:29:23.039
‫با همسرم در کنارم.

00:29:23.200 --> 00:29:24.399
‫من 86 سال سن دارم.

00:29:25.480 --> 00:29:27.439
‫اون درمانی که توی دهه سوم
‫زندگی تجربه کردم...

00:29:27.600 --> 00:29:30.079
‫تا ابد باعث شد کابوس ببیسنم.

00:29:30.920 --> 00:29:32.199
‫و خواهر بزرگ‌ترم.

00:29:33.160 --> 00:29:34.159
‫اون.

00:29:34.880 --> 00:29:36.199
‫عقلش رو از دست داد.

00:29:37.080 --> 00:29:39.839
‫سال 1957 بهش اتهام راست‌گرا بودن زدن...

00:29:40.000 --> 00:29:42.199
‫و به سه سال کار سخت در
‫ سین‌کیانگ محکوم شد...

00:29:42.400 --> 00:29:45.679
‫بعد هم آزاد شد. ولی تحت مراقبت دائمی.

00:29:46.160 --> 00:29:48.319
‫تا هنگام مرگش همچنان روح می‌دید.

00:29:50.200 --> 00:29:53.039
‫برادرم سال 1961 از گرسنگی مرد...

00:29:53.240 --> 00:29:55.319
‫در سه سال «بلای طبیعی».

00:29:55.960 --> 00:29:58.799
‫من تنها کسی هستم که زنده موند.

00:30:02.440 --> 00:30:05.039
‫پس اون تجربه زندانی بودن در سال 1968...

00:30:05.200 --> 00:30:06.959
‫باعث الهام...

00:30:07.120 --> 00:30:10.319
‫اولین جنبش سومین سمفونیم در 1989 شد.

00:30:10.480 --> 00:30:14.519
‫مردم چین رو به چشم صف‌هایی
‫طولانی از زندانی‌ها دیدم...

00:30:14.680 --> 00:30:16.919
‫که پایان نداشتند.

00:30:17.080 --> 00:30:19.999
‫بعد کشتارگاه و نغمه دیوانه آمد.

00:30:20.160 --> 00:30:21.239
‫روانی شده بودم!

00:30:21.400 --> 00:30:24.079
‫مثل خیلی‌های دیگه روانی شدم...

00:30:24.440 --> 00:30:26.319
‫یه سری خودکشی کردن.

00:30:26.480 --> 00:30:28.879
‫وحشت از اعترافات اجباری.

00:30:29.400 --> 00:30:30.639
‫کابوس بود.

00:30:31.840 --> 00:30:33.679
‫دائما خودت رو انکار می‌کردی...

00:30:33.840 --> 00:30:38.079
‫التماس می‌کردی، ولی امکان بخشش وجود نداشت.

00:30:38.240 --> 00:30:40.279
‫کلی دفتر قطور...

00:30:42.480 --> 00:30:45.679
‫از اعتراف برای بازرسی پر می‌کردی.

00:30:46.160 --> 00:30:48.839
‫واسه همین اسم سومین جنبش
‫رو گذاشتم «نغمه‌ی دیوانه».

00:30:49.320 --> 00:30:52.519
‫آثار من مملو از دیوانه‌هاست.

00:30:53.120 --> 00:30:55.439
‫ذهن‌هایی که به فروپاشی نزدیک هستن.

00:30:55.640 --> 00:30:56.759
‫در پنجمین اثر...

00:30:59.360 --> 00:31:00.919
‫مضمون دیوانگیه.

00:31:01.240 --> 00:31:02.919
‫سومین اثر چهار جنبش داره.

00:31:03.440 --> 00:31:05.559
‫اولی بیانگر اسارته.

00:31:05.960 --> 00:31:08.839
‫من مردم چین رو به صورت
‫صفی از متهمان دیدم...

00:31:09.040 --> 00:31:13.159
‫راهپیمایی‌ای به سمت وحشی‌گری...

00:31:13.640 --> 00:31:15.119
‫بدون سر و صدا...

00:31:15.600 --> 00:31:19.719
‫غل و زنجیر شده با
‫چهره‌هایی تار و خاکستری...

00:31:20.160 --> 00:31:23.759
‫که بی سر و صدا در منظره متروک قدم می‌زنن.

00:31:24.240 --> 00:31:26.679
‫اون تصاویر هرگز از ذهنم بیرون نرفت.

00:31:26.840 --> 00:31:29.759
‫مثل متهم در اولین جنبش.

00:31:30.640 --> 00:31:31.839
‫برای دومین جنبش...

00:31:32.240 --> 00:31:35.599
‫صحنه‌ای از کشتارگاه رو انتخاب کردم.

00:31:36.080 --> 00:31:39.279
‫اقدامی بزرگ به شکل سرکوبی مسلحانه.

00:31:39.840 --> 00:31:43.399
‫اون روز من در میدان بودم.

00:31:43.640 --> 00:31:45.919
‫حدود ساعت یازده، بلندگوها
‫با صدایی بلند هشدار دادن.

00:31:46.200 --> 00:31:48.199
‫دوچرخه‌ام رو برداشتم و به خونه رفتم.

00:31:49.480 --> 00:31:53.119
‫یعنی اونجا نبودم که شاهد باشم.

00:31:53.280 --> 00:31:54.759
‫ولی صحنه رو تصور کردم...

00:31:55.240 --> 00:31:57.319
‫و توی موسیقیم بیانش کردم.

00:31:58.200 --> 00:32:01.359
‫ارتش پیشروی می‌کرد و تصرف می‌کرد...

00:32:01.520 --> 00:32:03.079
‫و جلوی تانک‌هاشون...

00:32:03.240 --> 00:32:04.879
‫مردم متفرق می‌شدن و می‌دویدن.

00:32:07.440 --> 00:32:09.959
‫به وضوحی که انگار خودم شاهد این صحنه بودم.

00:32:10.640 --> 00:32:14.759
‫بعدها در اشعار لی روئی خوندم...

00:32:14.960 --> 00:32:18.559
‫که اون قتل‌عام رو...

00:32:18.720 --> 00:32:20.839
‫درست مثل تصوراتم تشریح کرده.

00:32:21.640 --> 00:32:24.999
‫دومین جنبشم بیانگر یک حمام خونه.

00:32:26.000 --> 00:32:28.999
‫سومیش یک آداجیوست.

00:32:29.240 --> 00:32:31.199
‫مردمی که روانی شدن.

00:32:31.760 --> 00:32:32.999
‫سکوتی مرگبار.

00:32:34.000 --> 00:32:36.039
‫و سپس نغمه‌ی وحشتناک دیوانه.

00:32:36.800 --> 00:32:40.079
‫چه صدایی داشته باشه؟ دیوانه که نغمه نداره.

00:32:40.480 --> 00:32:41.679
‫عقلش رو از دست داده.

00:32:43.560 --> 00:32:47.319
‫در سکوت اشک و خون می‌ریزه.

00:32:48.120 --> 00:32:51.279
‫برف بدون صدا از آسمان می‌باره.

00:32:51.440 --> 00:32:53.839
‫خون بی‌صدا روی زمین جاریه.

00:32:54.000 --> 00:32:56.999
‫همه‌چیز بدون صدا حرکت می‌‌کنه.
‫برف و خون.

00:32:57.360 --> 00:32:58.599
‫صحنه به این شکله.

00:33:15.040 --> 00:33:19.079
‫انگار که می‌خوای گریه کنی، ولی اشکی نمیاد.

00:33:20.600 --> 00:33:21.759
‫دیوانه شروع می‌کنه به آواز خواندن.

00:33:22.720 --> 00:33:24.079
‫صدایی یکنواخت و ثابت.

00:33:24.240 --> 00:33:25.559
‫جنبش سوم اینطوره.

00:33:25.760 --> 00:33:27.479
‫و بعد جنبش چهارم.

00:33:30.440 --> 00:33:33.439
‫یک خروش بزرگ و معروف.

00:33:33.800 --> 00:33:35.559
‫جمعیتی گسترده و جوشان...

00:33:35.680 --> 00:33:39.119
‫موجی باشکوه و تپنده.

00:33:39.200 --> 00:33:41.239
‫دو بار با جمعیت میدان حرف زدم.

00:33:41.400 --> 00:33:43.359
‫من رو بلند کردن و روی کالسکه گذاشتن...

00:33:45.000 --> 00:33:47.879
‫بهم یه بطری دادن که خالی بود.

00:33:48.040 --> 00:33:50.079
‫فریاد زدن که به سلامتی پیروزی خطبه‌ای بگم!

00:33:52.120 --> 00:33:54.679
‫چقدر ناگهان نبض و تنفس ملت رو احساس کردم!

00:33:55.880 --> 00:33:58.879
‫پس جنبش چهارم صحنه‌ای از جمعیتی عظیمه.

00:33:59.080 --> 00:34:03.439
‫ولی در آخر به زندانی برمی‌گرده.

00:34:03.800 --> 00:34:05.599
‫چون آینده‌ای نمی‌بینم.

00:34:06.280 --> 00:34:09.679
‫به عنوان یه نویسنده نمی‌تونم
‫به ملت امید واهی بدم!

00:34:09.840 --> 00:34:11.639
‫آینده‌ای درخشان رو نقاشی کنم؟

00:34:11.800 --> 00:34:13.239
‫من که آینده درخشانی نمی‌بینم!

00:34:13.720 --> 00:34:15.999
‫به ملت قصه خیالی بفروشم؟

00:34:16.280 --> 00:34:18.119
‫هرگز!

00:34:23.600 --> 00:34:27.119
‫در سال 1991 شوروی سقوط کرد.
‫حزب از بین رفت!

00:34:27.680 --> 00:34:28.919
‫رویدادی تاریخی بود!

00:34:29.160 --> 00:34:30.679
‫خبری محشر!

00:34:31.520 --> 00:34:32.999
‫در چین حق نظر دادن نداشتیم.

00:34:33.680 --> 00:34:35.839
‫گفتم قبوله. با زبان موسیقی سخن می‌گم.

00:34:36.320 --> 00:34:40.119
‫من دید خودم از تاریخ قرن بیستم رو داشتم.

00:34:40.400 --> 00:34:43.599
‫دیدم با دولت متفاوت بود.

00:34:44.120 --> 00:34:45.599
‫می‌تونم بهتون بگم.

00:34:46.120 --> 00:34:49.279
‫کمونیسم در قرن بیستم...

00:34:49.440 --> 00:34:52.679
‫به عنوان عقیده‌ای مشتاقانه
‫و محبوب شروع می‌شه...

00:34:52.840 --> 00:34:55.119
‫و با خیانتی بی‌رحمانه به پایان می‌رسه.

00:34:55.520 --> 00:34:56.679
‫از دید من اینه.

00:34:56.840 --> 00:34:59.119
‫پس وقتی که شروع کردم به کار
‫کردن روی سمفونی چهارمم...

00:34:59.280 --> 00:35:01.879
‫خودم هم نمی‌دونستم که راجع به چی هستش.

00:35:02.040 --> 00:35:03.159
‫امکان نداشت.

00:35:03.360 --> 00:35:05.279
‫می‌شد که اسمش رو بذارم «بی‌عنوان»؟

00:35:05.320 --> 00:35:06.599
‫قبول کردن.

00:35:06.680 --> 00:35:08.679
‫برای اولین بار رها بودم.

00:35:09.040 --> 00:35:11.119
‫عنوان و محدودیتی وجود نداشت.

00:35:11.280 --> 00:35:12.639
‫می‌تونستم چیزی که دوست دارم رو خلق کنم.

00:35:12.960 --> 00:35:14.639
‫با ضربی آهسته شروع شد.

00:35:17.280 --> 00:35:18.399
‫آهسته و موقر.

00:35:18.560 --> 00:35:21.799
‫درست مثل سمفونی سوم.
‫اما با لحنی متفاوت.

00:35:22.200 --> 00:35:23.199
‫خیلی جالب بود!

00:35:23.720 --> 00:35:25.759
‫اولش فاجعه بزرگی بود!

00:35:26.120 --> 00:35:28.279
‫همراه با فروپاشی کامل.

00:35:28.440 --> 00:35:31.799
‫طرح کلی سمفونی چهارمم این بود.

00:35:33.520 --> 00:35:35.799
‫مشکلاتش از اول نمایش شروع شد.

00:35:36.440 --> 00:35:38.519
‫یک کمیسیون...

00:35:38.680 --> 00:35:41.119
‫با کمی پشتیبانی دولتی بود.

00:35:41.840 --> 00:35:43.839
‫زیاد نبود. هفتاد هزار یوآن.

00:35:45.720 --> 00:35:47.799
‫پس کارم رو شروع کردم.

00:35:47.960 --> 00:35:49.159
‫حین تمرین...

00:35:49.320 --> 00:35:52.479
‫گفتم که عنوانی نداره.
‫ولی...

00:35:55.120 --> 00:35:56.679
‫در مورد موضوعش پرسیدن.

00:35:57.280 --> 00:36:00.759
‫نباید جواب می‌دادم.
‫گفتم که...

00:36:00.920 --> 00:36:02.759
‫قرن بیستم رو پشت سر گذاشتیم.

00:36:03.040 --> 00:36:05.079
‫وقایع تاریخی‌ای رخ دادن.

00:36:05.800 --> 00:36:07.919
‫دو جنگ جهانی.

00:36:10.800 --> 00:36:11.919
‫میلیون‌ها نفر مُردن.

00:36:12.120 --> 00:36:14.559
‫اما همچنان پیشرفت‌های بزرگی
‫ در علم و فناوری داشتیم.

00:36:15.280 --> 00:36:16.319
‫هرچند برای من...

00:36:16.480 --> 00:36:20.039
‫عظیم‌ترین اتفاق قرن بیستم...

00:36:20.200 --> 00:36:22.639
‫آرمان پرشور کمونیسم...

00:36:22.800 --> 00:36:24.079
‫و خیانت بی‌رحمانه‌اش بود.

00:36:24.240 --> 00:36:26.239
‫اشتیاقی پرشور و سپس طردی بی‌رحمانه.

00:36:26.680 --> 00:36:27.759
‫همه شروع کردن به دست زدن!

00:36:29.000 --> 00:36:31.599
‫مشخصا بیانات من گزارش شد.

00:36:31.800 --> 00:36:33.799
‫و فورا ممنون‌الکار شدم.

00:36:35.280 --> 00:36:37.359
‫مدیریت من رو فراخواند...

00:36:38.120 --> 00:36:39.279
‫و توبیخم کرد.

00:36:39.640 --> 00:36:41.239
‫بهم گفتند که...

00:36:41.840 --> 00:36:44.519
‫آثار من چهار هدف اصلی رو نادیده می‌گیره!

00:36:44.880 --> 00:36:46.199
‫پروژه لغو شد!

00:36:46.320 --> 00:36:47.839
‫پیروی کنم و یا دستگیر بشم!

00:36:50.400 --> 00:36:51.959
‫چرا کنسرتو پیانو بنویسم؟

00:36:52.120 --> 00:36:53.719
‫از خشم محض!

00:36:53.880 --> 00:36:58.599
‫به کنسرتو رود زرد اعتراض کردم.

00:36:58.760 --> 00:37:00.279
‫اثری از «گروه چهارگانه» بود.

00:37:00.800 --> 00:37:04.159
‫که برگرفته از کانتات شیان ‌شینگهای بود.
‫البته بهتره بگیم تغییر یافته بود...

00:37:05.040 --> 00:37:07.839
‫و ادای احترامی به مقاومت ضد ژاپنی بود.

00:37:08.000 --> 00:37:09.279
‫اثری زیبا.

00:37:09.680 --> 00:37:11.479
‫بادهایی که زوزه می‌کشیدن...
‫قشنگ بود.

00:37:11.640 --> 00:37:13.919
‫اون رو تبدیل به سرودی برای مائو کردن!

00:37:14.720 --> 00:37:16.999
‫جنبش چهارم ادغام شد.
‫مشرق قرمز است...

00:37:17.160 --> 00:37:19.559
‫و راهپیمایی‌ای بزرگ و بین‌المللی.

00:37:19.720 --> 00:37:22.039
‫همه برای بزرگی و جلال مائو تسه‌تونگ!

00:37:22.200 --> 00:37:24.079
‫هیچ چیز دیگه اصلی نبود.

00:37:24.560 --> 00:37:26.719
‫اون کنسرتو سرتاسر جهان...

00:37:26.880 --> 00:37:28.279
‫توسط پیانو نوازهای متفاوتی اجرا شده.

00:37:29.160 --> 00:37:31.319
‫باید باهال مخالفت می‌کردم.

00:37:33.040 --> 00:37:34.799
‫اولین هدفم همین بود.

00:37:34.920 --> 00:37:38.439
‫هدف دومم زنده کردن یاد
‫ لو هونگ ان بود...

00:37:38.880 --> 00:37:41.719
‫معلم پیانوی سابقم که سال 1968
‫حزب بهش شلیک کرد.

00:37:43.560 --> 00:37:46.799
‫قبل ورود به هنرستان در شانگهای
‫باهاش درس می‌خوندم.

00:37:47.800 --> 00:37:51.559
‫حدودا 19 یا 20 ساله بودم.

00:37:52.400 --> 00:37:53.719
‫دائم با هم درس می‌خوندیم...

00:37:53.880 --> 00:37:55.359
‫به کنسرت‌هاش می‌رفتم.

00:37:56.240 --> 00:37:58.039
‫سال 1968 کشتنش.

00:37:58.840 --> 00:38:00.759
‫اعدام با جوخه آتش...

00:38:01.240 --> 00:38:03.759
‫بعد از یک محاکمه علنی بزرگ در میدان خلق.

00:38:03.920 --> 00:38:06.359
‫ولی خبرهای وحشتناکش هرگز به گوش من نرسید.

00:38:06.520 --> 00:38:08.719
‫در سال 1968 هنوز بازداشت بودم.

00:38:09.360 --> 00:38:12.399
‫دهه‌ها بعد جزئیاتش رو فهمیدم.

00:38:12.600 --> 00:38:16.639
‫می‌خواستم یک کنسرتو به افتخارش بنویسم.

00:38:17.440 --> 00:38:21.279
‫حدود سال‌های 1971 خبر داشتم،
‫ولی می‌ترسیدم چیزی بنویسم.

00:38:21.840 --> 00:38:26.159
‫جزئیاتش سال 2004 به گوشم رسید.

00:38:26.640 --> 00:38:27.679
‫پس تصمیمم...

00:38:27.840 --> 00:38:31.279
‫بخاطر اون و قطعه رودخانه زرد تحریک شد.

00:38:31.440 --> 00:38:32.599
‫دو هدف داشتم.

00:38:36.240 --> 00:38:38.519
‫چطور می‌تونستم لو هونگ ان رو تشریح کنم؟

00:38:39.600 --> 00:38:41.639
‫اون محکم و استوار بود.

00:38:41.800 --> 00:38:43.719
‫توی زندان کتکش زدن...

00:38:43.880 --> 00:38:46.239
‫فکش در رفت.

00:38:46.560 --> 00:38:48.679
‫وقتی بهش شلیک کردن 49 سالش بود.

00:38:48.840 --> 00:38:50.079
‫یک رهبر ارکستر...

00:38:50.280 --> 00:38:53.519
‫و نمونه بارزی از روشنفکران شانگهای...

00:38:53.680 --> 00:38:55.799
‫که بهشون شلیک شد.

00:38:57.040 --> 00:39:00.559
‫یکی دیگر از دلایلم اون سال‌ها...

00:39:00.720 --> 00:39:02.919
‫این بود که 16 پروفسور هنرستان خودکشی کردن.

00:39:03.440 --> 00:39:06.959
‫گو شنگین، پیانیست معروف...

00:39:07.120 --> 00:39:09.399
‫همراه خانواده‌اش با گاز خودکشی کرد.

00:39:10.240 --> 00:39:14.199
‫لی کویژن هم با گاز خودکشی کرد.

00:39:15.120 --> 00:39:17.319
‫خانواده یانگ. والدین ژائو ژئوسن.

00:39:17.400 --> 00:39:19.599
‫همه خودکشی کردن.

00:39:19.680 --> 00:39:21.879
‫خیلی‌هاشون رو شخصا می‌شناختم.

00:39:22.920 --> 00:39:24.079
‫شکنجه چی؟

00:39:24.960 --> 00:39:28.279
‫از همه بدتر علامت‌گذاری
‫با آهن داغ و سرخ بود.

00:39:29.680 --> 00:39:31.399
‫دودی که از گوشت سوخته بلند می‌شد!

00:39:33.160 --> 00:39:36.439
‫از صدای زیر لرزش ویولن برای
‫ تولید صدای خس‌خس...

00:39:37.120 --> 00:39:39.039
‫و زیلوفون برای...

00:39:39.400 --> 00:39:40.279
‫تولید دود استفاده کردم.

00:39:40.440 --> 00:39:42.519
‫با یک شیپور بزرگ. چوب و برنج...

00:39:42.800 --> 00:39:45.319
‫که ابری مواج درست کنم.

00:39:47.000 --> 00:39:48.359
‫شش ماه زمان برد...

00:39:50.360 --> 00:39:53.679
‫که چیزهای مختلف رو امتحان کنم...

00:39:54.120 --> 00:39:57.119
‫که سوختن گوشت رو در موسیقی شبیه‌سازی کنم.

00:39:58.200 --> 00:40:02.479
‫بخش فاجعه سمفونی چهارمم این بود.

00:40:03.480 --> 00:40:05.639
‫باید شکنجه‌های دیگه رو
‫هم شبیه‌سازی می‌کردم.

00:40:06.120 --> 00:40:07.919
‫کتک خوردن لو هونگ این.

00:40:09.120 --> 00:40:10.399
‫چه چیزی می‌تونست این رو توضیح بده؟

00:40:11.920 --> 00:40:13.759
‫تجربه کتک خوردن؟

00:40:14.000 --> 00:40:16.479
‫به جنگل گراز وحشی از اپرای پکن فکر کردم...

00:40:17.320 --> 00:40:20.119
‫یک شخصیتی توش هست،
‫لین چونگ...

00:40:21.040 --> 00:40:23.319
‫که توی سلول زندانش شلاق می‌خوره.

00:40:25.160 --> 00:40:29.839
‫از جلوه‌های کوبه‌ای
‫ اپرای پکن استفاده کردم...

00:40:30.000 --> 00:40:31.119
‫کاملا بهش می‌اومد!

00:40:32.240 --> 00:40:35.079
‫تونستم شکلی مدرن از صدا خلق کنم...

00:40:39.040 --> 00:40:42.599
‫که رنج لو در زندان رو شبیه‌سازی کنه.

00:40:42.920 --> 00:40:44.999
‫می‌خواستم میله‌های زندان رو نشون بدم.

00:40:46.440 --> 00:40:47.839
‫قفس آهنی!

00:40:49.360 --> 00:40:51.159
‫از همون قالب‌ها استفاده کردم...

00:40:53.480 --> 00:40:55.399
‫برای زنجیرها...

00:40:55.560 --> 00:40:57.719
‫نوت‌های بم پیانو.

00:40:57.880 --> 00:40:58.959
‫همه این‌ها...

00:40:59.120 --> 00:41:03.279
‫برای شبیه‌سازی وحشت زنجیر شدن در زندان.

00:41:28.840 --> 00:41:33.999
‫♪ من رو از کجا می‌شناسی؟ ♪

00:41:34.200 --> 00:41:39.479
‫♪ پدرم رو هم می‌شناختی؟ ♪

00:41:43.720 --> 00:41:48.319
‫♪ بله، پدرت رو می‌شناختم. ♪

00:41:49.120 --> 00:41:53.959
‫♪ همون‌طور که همیشه تو رو می‌شناختم. ♪

00:41:55.000 --> 00:41:56.999
‫♪ ولی انتقامی که به دنبالش هستم... ♪

00:41:57.440 --> 00:41:59.839
‫♪ دلایل دیگری نیز دارد. ♪

00:42:00.240 --> 00:42:02.799
‫♪ روحم همچنان زخم‌های... ♪

00:42:04.760 --> 00:42:08.679
‫♪ ضربات باستانی را حمل می‌کند... ♪

00:42:10.720 --> 00:42:14.719
‫♪ ضرباتی به دست بقیه... ♪

00:42:14.880 --> 00:42:19.839
‫♪ و یا به دست خودم. ♪

00:42:37.720 --> 00:42:40.119
‫♪ ای انتقام‌جو... ♪

00:42:41.400 --> 00:42:46.239
‫♪ درد یتیم و بیوه را احساس می‌کنی؟ ♪

00:42:47.080 --> 00:42:50.319
‫♪ اشتیاق... ♪

00:42:52.960 --> 00:42:56.639
‫♪ عدالت... ♪

00:42:56.800 --> 00:42:57.999
‫♪ همه‌ی این آرمان‌ها... ♪

00:42:58.160 --> 00:43:01.679
‫♪ که ما را از گذشته راهنمایی می‌کنند... ♪

00:43:01.840 --> 00:43:03.839
‫♪ اکنون چیزی جز پایه نیستند... ♪

00:43:04.000 --> 00:43:14.359
‫♪ سکه‌هایی که الان بی‌ارزش شدند. ♪

00:43:23.960 --> 00:43:25.839
‫ ♪ انتقامی که به دنبالش هستم... ♪

00:43:26.280 --> 00:43:28.279
‫♪ دلایل دیگری نیز دارد. ♪

00:43:28.880 --> 00:43:34.079
‫♪ روحم همچنان زخم‌های... ♪

00:43:34.960 --> 00:43:37.679
‫♪ ضربات باستانی را حمل می‌کند... ♪

00:43:37.840 --> 00:43:42.199
‫♪ ضرباتی به دست بقیه... ♪

00:43:42.360 --> 00:43:45.639
‫♪ و یا به دست خودم. ♪

00:45:31.200 --> 00:45:33.759
‫♪ برای عشق، برای عشق... ♪

00:45:34.360 --> 00:45:40.439
‫♪ برای عشق، برای عشق! آها! ♪

00:45:47.200 --> 00:45:54.639
‫♪ شمشیر کبود بر انقام‌جو و دشمنانش فرود آمد! ♪

00:46:21.840 --> 00:46:29.079
‫♪ ظالم از ظالم پیروی می‌کند... ♪

00:46:29.680 --> 00:46:34.999
‫♪ چند نفر را بر عرش خواهیم دید؟ ♪

00:46:37.160 --> 00:46:44.599
‫♪ یکی عاشق شمشیر بود... ♪

00:46:45.360 --> 00:46:54.119
‫♪ و تنها نیز نبود. ♪

00:47:12.840 --> 00:47:17.959
‫♪ بر دو نفر ظلم شد.  ♪
‫♪ جزای دو نفر برای یک نفر... ♪

00:47:20.880 --> 00:47:26.199
‫♪ ظالم‌ خونخوار دیگری را به پایین کشیدند! ♪

00:48:59.230 --> 00:49:06.230
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:49:06.254 --> 00:49:16.254

بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.