﻿WEBVTT

00:00:00.020 --> 00:00:32.610
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:32.610 --> 00:00:34.650
!نه! نه

00:00:34.740 --> 00:00:36.030
.من مادرتم

00:00:36.110 --> 00:00:38.200
.تو یه عوضی هستی
[تمامی صداهای ضبط شده و تصاویر واقعی هستند]

00:00:38.280 --> 00:00:40.640
!اونکارو نکن
[تمامی صداهای ضبط شده و تصاویر واقعی هستند]

00:00:40.640 --> 00:00:41.220
[تمامی صداهای ضبط شده و تصاویر واقعی هستند]

00:00:45.120 --> 00:00:50.130
،چیزی که اینجا داریم تقابل بین خیر و شره

00:00:50.630 --> 00:00:53.340
.و جایی که شر انتخاب کرد کنتیکت بود

00:00:53.340 --> 00:00:56.280
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:01:00.890 --> 00:01:02.430
.اسم من دیوید گلاتزله

00:01:03.770 --> 00:01:07.480
.وقتی یازده سالم بود، توسط شیطان تسخیر شدم

00:01:08.440 --> 00:01:11.170
.فردا در دانبری، کنتیکت یک دادگاه قتل عجیب برگزار میشه‌

00:01:11.190 --> 00:01:13.940
.محوریت این پرونده ادعای تسخیر شیطانیه

00:01:14.990 --> 00:01:17.950
وکیل یک نوجوان اهل کنتیکت
.درتلاشه که این مسئله رو ثابت کنه

00:01:18.950 --> 00:01:20.580
گفتم، "من چرا اینجام"؟

00:01:20.660 --> 00:01:22.790
".و اون گفت، "خب، تو دوستت رو کشتی

00:01:25.290 --> 00:01:28.180
مردی که ماه گذشته به خاطر قتل در کنتیکت بازداشت شد

00:01:28.210 --> 00:01:30.210
میگه که بی‌گناهه

00:01:30.290 --> 00:01:34.380
چون در زمان ارتکاب جرم
.توسط شیطان تسخیر شده بود

00:01:34.460 --> 00:01:35.340
شوخی می‌کنی؟

00:01:35.420 --> 00:01:37.680
.مشروب خوری بوده. چاقوکشی بوده

00:01:37.760 --> 00:01:40.300
.این یه پرونده‌ی ساده‌ست
.واقعاً مسخره‌ست

00:01:41.720 --> 00:01:45.560
،ماجرا درواقع در خونه‌ی انتهای این خیابون شروع می‌شه

00:01:45.640 --> 00:01:47.310
جایی که بچه‌ی 11ساله‌ی زوج بروکفیلد

00:01:47.390 --> 00:01:50.690
.رفتارهای عجیبی از خودش نشون می‌داد

00:01:50.770 --> 00:01:52.570
!بلند شو

00:01:52.650 --> 00:01:56.070
دوست ندارم به عنوان پسر یازده ساله‌ای که
...تسخیر شده بود ازم یاد بشه

00:01:56.150 --> 00:01:57.860
!تو می‌میری

00:01:58.860 --> 00:02:00.450
.اما هرروز باید باهاش روبرو شم

00:02:00.530 --> 00:02:02.090
.نمی‌تونی به فرزند خدا صدمه بزنی

00:02:02.120 --> 00:02:04.120
.عیسی توی جهنم می‌میره

00:02:05.200 --> 00:02:08.120
.هیچ‌وقت دراین باره با کسی صحبت نکردم

00:02:09.460 --> 00:02:11.880
.یه رازه، یه راز سیاه

00:02:11.960 --> 00:02:13.810
...ای پدر ما که در آسمانی

00:02:13.840 --> 00:02:15.800
.نان کفاف ما را امروز به ما بده

00:02:18.590 --> 00:02:20.590
!شما می‌میرید

00:02:20.680 --> 00:02:21.680
.آمین

00:02:21.680 --> 00:02:27.500


00:02:37.070 --> 00:02:39.450
خیلی دوست دارم داستانم

00:02:39.530 --> 00:02:42.410
درباره‌ی تسخیر و قتل

00:02:43.410 --> 00:02:44.450
.و آرنی جانسون رو بگم

00:02:46.660 --> 00:02:49.830
می‌خوام مطمئن شم که خونواده‌م

00:02:49.910 --> 00:02:52.380
.با دقتی که باید باشه به نمایش کشیده بشن

00:02:53.080 --> 00:02:55.920
می‌دونم بعضیا
،یه سری داستان ساختن

00:02:56.420 --> 00:03:00.380
،و بابتش خوشحال نیستم
.برای همین می‌خوام درست ثبت بشه

00:03:18.280 --> 00:03:21.200
.وقتی یازده سالم بود، ساکت بودم

00:03:24.070 --> 00:03:25.160
.زندگی خوب بود

00:03:26.780 --> 00:03:29.950
،با برادرام بازی می‌کردم
.و بهترین دوران زندگیم بود

00:03:33.040 --> 00:03:35.750
.من بچه‌ی وسط بودم

00:03:36.790 --> 00:03:38.630
.سندرم معمول بچه‌های وسط

00:03:40.840 --> 00:03:42.550
.یه برادر بزرگ‌تر به اسم کارل داشتم

00:03:43.050 --> 00:03:44.680
...اون

00:03:44.760 --> 00:03:47.010
برادری نبود که بشه به راحتی
.باهاش همراه شد

00:03:48.060 --> 00:03:50.310
.بعضی‌وقتا شبیه احمقا رفتار می‌کرد

00:03:52.020 --> 00:03:53.520
.زندگی رو سخت کرد

00:03:56.150 --> 00:03:59.230
.الن، اون زمان متفاوت بود

00:04:00.110 --> 00:04:03.070
من و دیوید به پدرم کمک می‌کردیم
.و توی گاراژ کار می‌کردیم

00:04:03.150 --> 00:04:05.410
،و الن واقعاً نمی‌خواست کثیف بشه

00:04:05.490 --> 00:04:07.530
.برای همین بیش‌تر وقتا رو با مادرم بود

00:04:09.990 --> 00:04:12.460
.می‌دونی، می‌تونست کیک بپزه
.می‌تونم در این حد بهتون بگم

00:04:12.540 --> 00:04:15.080
.اما اه، فقط یکم با ما فرق داره

00:04:18.960 --> 00:04:22.300
اون زمان، خودمون یه خونواده‌ی
،کاملاً آمریکایی نمی‌دونستم

00:04:23.760 --> 00:04:26.090
اما می‌تونم بگم که تا جایی که می‌تونستیم
.عادی بودیم

00:04:29.430 --> 00:04:34.100
،همه‌ش زمانی شروع شد که خواهرم، دبی
.یه خونه توی نیوتاون پیدا کرد

00:04:34.190 --> 00:04:37.110
.می‌خواست بره پیش دوست‌پسرش، آرنی زندگی کنه

00:04:38.900 --> 00:04:41.780
.من و دبی خیلی برای باهم زندگی کردن هیجان‌زده بودیم

00:04:41.860 --> 00:04:44.150
.برنامه داشتیم که توی بهار باهم ازدواج کنیم

00:04:44.240 --> 00:04:45.700
.داشتیم کارای اونو انجام می‌دادیم

00:04:47.320 --> 00:04:48.780
.نمی‌تونستیم صبرکنیم. نمی‌تونستیم

00:04:49.600 --> 00:04:52.720
[2ام جولای، 1980]

00:04:53.500 --> 00:04:57.920
در دوم جولای، دبی یه خونه‌ی خیلی خوب
.برای اجاره توی نیوتاون پیدا کرد

00:05:02.170 --> 00:05:04.550
یکم ناراحت بودم که
.دارن از پیشمون میرن

00:05:06.340 --> 00:05:08.470
.یازده سالته، اون خواهر توئه

00:05:09.100 --> 00:05:14.850
،من و برادرای بزرگ‌ترم، الن و کارل
.داشتیم می‌رفتیم توی جابه‌جایی کمکشون کنیم

00:05:25.450 --> 00:05:27.360
.خونه‌ی عجیبی بود

00:05:29.410 --> 00:05:32.080
.یه چیزی درباره‌ش درست نبود

00:05:37.920 --> 00:05:40.290
.به هرکدوم از برادرام یه کار دادم

00:05:40.790 --> 00:05:42.800
،دیوید رو به اتاق خواب مستر فرستادم

00:05:42.880 --> 00:05:46.380
یه جارو بهش دادم و ازش خواستم
.اونجا رو جارو بکشه

00:05:48.720 --> 00:05:50.260
.اونجا تنهاش گذاشتم

00:05:51.180 --> 00:05:55.390
.و بعد کار خودم رو انجام دادم، شستشو و تمیزکاری

00:05:58.480 --> 00:06:01.690
.اما یکم بعد، دیوید دویید بیرون

00:06:02.190 --> 00:06:04.530
ناراحت به نظرمی‌رسید، و دلیلشو نمی‌دونستم

00:06:13.080 --> 00:06:15.660
".دیوید گفت، "مامان، می‌خوام برم خونه

00:06:15.750 --> 00:06:17.670
".اون گفت "نمی‌تونم برم. باید اینو انجام بدیم

00:06:17.750 --> 00:06:20.470
".زمانی که تموم شه، میریم خونه"
".و دیوید گفت‌" می‌خوام الان برم خونه

00:06:22.670 --> 00:06:24.550
،فقط می‌خواستم از خونه بیرون برم

00:06:24.630 --> 00:06:27.380
کلاً از ملک خارج شم و تا جایی که
.می‌تونستم دور شم

00:06:27.470 --> 00:06:30.090
.و ب...به کسی دلیلش رو نگفتم

00:06:50.780 --> 00:06:53.740
.برگشتیم خونه، شام خوردیم، همه‌چی خوب بود

00:06:56.580 --> 00:06:58.080
.مامانم یه آشپز فوق‌العاده بود

00:06:58.580 --> 00:07:01.460
،مجارستانی و ایتالیایی بود

00:07:01.540 --> 00:07:04.170
.برای همین می‌دونست چطور آشپزی کنه

00:07:05.460 --> 00:07:08.970
.اما دیوید روز بدی داشت
.یه چیزی اذیتش می‌کرد

00:07:10.170 --> 00:07:11.680
"و من این‌طوری بودم که" تو چت شده؟

00:07:13.390 --> 00:07:15.100
.یادمه که پشت میز نشسته بودم

00:07:15.680 --> 00:07:18.350
براشون توضیح دادم که
اون روز صبح چه اتفاقی افتاد

00:07:25.820 --> 00:07:27.730
.تنهایی توی اتاق بودم

00:07:34.780 --> 00:07:36.490
.اما می‌تونستم یه چیزی رو حس کنم

00:08:10.230 --> 00:08:12.780
.و بعد منو به سمت عقب روی تخت هول دادن

00:08:23.660 --> 00:08:25.000
.یه تصویر دیدم

00:08:28.250 --> 00:08:31.170
.شبیه لباس شیطان هالووین بود

00:08:31.260 --> 00:08:35.640
.چشماش سیاه بودن، سیاه مطلق، مثل یه تیکه زغال

00:08:36.220 --> 00:08:37.220
.و منو ترسوند

00:08:41.310 --> 00:08:44.270
".دیوید گفت" بعد این موجود حرف زد

00:08:45.810 --> 00:08:49.070
به دیوید گفتم که "این پیکر چی بهت میگه"؟

00:08:49.570 --> 00:08:51.570
".مدام بهم میگه آگاه باش"

00:08:52.780 --> 00:08:54.400
گفتم "آگاه از چی"؟

00:08:54.490 --> 00:08:58.370
".و همه‌ش می‌گفت که "اون روحم رو می‌خواد

00:09:04.910 --> 00:09:08.210
و گفت "می‌خواد بیاد سراغم. این چیزیه که
".مدام بهم میگه

00:09:08.290 --> 00:09:09.790
"باید کمکم کنید"

00:09:09.880 --> 00:09:13.760
"گفتم" دیو، توی کابینت دارو به چیزی دست زدی؟

00:09:13.840 --> 00:09:16.050
".و جواب داد که" نه، این واقعیه

00:09:17.800 --> 00:09:19.970
.اول حرفشو باور نکردیم

00:09:22.310 --> 00:09:23.810
،واکنش مامانم این بود

00:09:23.890 --> 00:09:27.270
.دیروقت بوده"
".شاید داشته خواب می‌دیده

00:09:29.060 --> 00:09:31.150
"جودی گفت "خب، دیگه کافیه

00:09:31.230 --> 00:09:35.820
وقتشه بری توی تخت، یکم استراحت کن
".و صبح دوباره بررسیش می‌کنیم

00:09:46.080 --> 00:09:49.460
.آخرای همون شب، یه حس عجیبی بهم دست داد

00:09:50.670 --> 00:09:52.380
یه تصویر دیدم

00:09:55.090 --> 00:09:56.720
.یه چیزی داشت میومد

00:09:59.050 --> 00:10:00.970
ترسیده بودم

00:10:01.050 --> 00:10:04.020
.چون می‌تونستم ببینم که داره به خونه نزدیک‌تر می‌شه

00:10:20.740 --> 00:10:22.660
.می‌تونی حس کنی که یه چیزی داره نگاه‌ت می‌کنه

00:10:30.080 --> 00:10:31.580
فکر کردم یکی رو دیدم

00:10:44.060 --> 00:10:45.430
...وقتی دوباره نگاه کردم

00:10:47.020 --> 00:10:48.270
.هیچی نبود

00:10:54.730 --> 00:10:58.780
بیش‌تر شب رو باز چشمای باز
.توی تاریکی بیدار موندم

00:11:05.990 --> 00:11:08.250
.جودی برای دیوید نگران بود

00:11:09.160 --> 00:11:14.000
برای همین به پدردنیس زنگ زد
تا بهش خبر بده که چه اتفاقی افتاده

00:11:14.500 --> 00:11:17.630
.ازش خواست که بیاد خونه رو تقدیس کنه

00:11:17.710 --> 00:11:18.870
.خدا نگهدارتون باشه، پدر

00:11:21.010 --> 00:11:22.720
.مامانم مذهبی بود

00:11:24.300 --> 00:11:29.140
به عنوان کاتولیک مجبورمون کرده بود که
آیین نان وشراب و تاییدیه رو بگذرونیم

00:11:30.430 --> 00:11:33.020
.ما به خدا و شیطان باور داشتیم

00:11:34.440 --> 00:11:39.740
،وقتی پدر دنیس به خونه اومد
،با خودش روغن مقدس و یکم آب مقدس

00:11:40.320 --> 00:11:41.570
...و چندتا عود آورد

00:11:41.650 --> 00:11:43.410
...به نام پدر

00:11:43.490 --> 00:11:46.200
،که باهاشون کل خونه رو تقدیس کرد

00:11:46.280 --> 00:11:48.830
.تمامی اتاق‌ها، طبقه‌ی بالا و پایین

00:11:50.580 --> 00:11:52.330
.فکرمی‌کردیم که همه‌چی تموم شده

00:11:52.420 --> 00:11:54.880
...من برعلیه شر دعا می‌کنم که

00:11:54.960 --> 00:11:57.460
.اما این تازه شروعش بود

00:12:07.720 --> 00:12:09.180
!اه خدای من

00:12:09.270 --> 00:12:11.100
.ساعت سه صبح بود

00:12:11.600 --> 00:12:14.000
.یهویی، دیوید داشت با صدای خیلی بلند جیغ می‌زد

00:12:14.020 --> 00:12:17.060
".داره میاد سراغم. داره میاد سراغم. می‌خواد مجازاتم کنه"

00:12:20.990 --> 00:12:22.240
...خونه به لرزش افتاد

00:12:24.030 --> 00:12:26.280
.انگار یکی با کامیون اومده توی خونه...

00:12:28.120 --> 00:12:31.250
یه جوری بود که انگار یه سفینه‌ی فضایی
روی خونه فرود اومده

00:12:34.370 --> 00:12:37.130
.هرچی که بود، می‌خواست اطلاع بده که حضور داره

00:12:39.170 --> 00:12:41.050
.چراغ‌ها شروع به خاموش و روشن شدن کردن

00:12:43.840 --> 00:12:46.760
.صدای شیشه، افتادن، و شکستن شنیده می‌شد

00:12:48.680 --> 00:12:51.350
،دیوید عصبی شده بود و جیغ می‌زد

00:12:51.430 --> 00:12:53.350
".اینجاست، اینجاست، توی خونه‌ست"

00:12:54.480 --> 00:12:57.480
".دیوید گفت "در رو باز نکنید. شیطانه

00:13:00.270 --> 00:13:03.570
...سروصدا 30، شاید 40ثانیه ادامه داشت

00:13:08.070 --> 00:13:10.030
.و بعد همه‌چی ساکت شد...

00:13:22.550 --> 00:13:24.260
.اوه خدای من

00:13:27.380 --> 00:13:28.380
.من خشکم زده بود

00:13:29.800 --> 00:13:32.310
،خب، ما یه مشکل روحی داریم

00:13:32.390 --> 00:13:35.890
.ام، و نمی‌دونستیم باید باهاش چیکار کنیم

00:13:38.730 --> 00:13:40.610
.می‌دونستیم باید کمک پیدا کنیم

00:13:44.490 --> 00:13:47.150
اون زمان، همسایه‌ی بغلیمون

00:13:47.660 --> 00:13:50.450
.اهل خوندن کارت تاروت و این چیزا بود

00:13:50.530 --> 00:13:52.370
و گفت "می‌دونی، مادرشوهرم گفته بود

00:13:52.450 --> 00:13:55.700
".که چندسال پیش رفته تا یه بازپرس روانی دیدار کنه

00:13:56.210 --> 00:13:57.410
".شاید اونا بتونن کمک کنن"

00:13:57.500 --> 00:13:59.710
".دبی گفت که "من از هرکسی کمک می‌گیرم

00:14:00.250 --> 00:14:02.800
،ما نمی‌خواستیم بذاریم هیچ موجودی

00:14:02.880 --> 00:14:07.340
هیچ ...هیچ روح یا شخصی مارو
.از اون خونه بیرون کنه

00:14:07.930 --> 00:14:09.050
،اون خونه‌ی ما بود

00:14:09.550 --> 00:14:12.640
و می‌خواستیم مطمئن شیم هرچی که اونجا بود رو

00:14:13.140 --> 00:14:15.810
.به یه روشی بیرونش کنیم

00:14:16.600 --> 00:14:20.520
،مهمانان ویژه‌ی امشب ما
کسانین که 32 ساله مشغول شکار ارواح هستن

00:14:20.600 --> 00:14:25.110
بیش از 3هزار پرونده‌ی خانه‌های تسخیرشده و
تسخیر شیطانی رو بررسی کردن

00:14:25.190 --> 00:14:29.070
.و توی جن‌گیری‌های زیادی در دنیا حضور داشتن

00:14:29.150 --> 00:14:32.450
،با دقت گوش کنید و تمرکز کنید

00:14:32.530 --> 00:14:36.200
.خانم‌ها و آقایون، شکارچیان روح، اد و لورین وارن

00:14:45.630 --> 00:14:49.010
وقتی داشتم بزرگ می‌شدم
خیلی به پدرومادربزرگم افتخار می‌کردم

00:14:51.680 --> 00:14:54.470
،اونا رو توی روزنامه و تلویزیون می‌دیدم

00:14:54.560 --> 00:14:56.180
.و این خیلی باحال بود

00:14:56.680 --> 00:14:58.020
،اما از طرف دیگه

00:14:58.520 --> 00:15:04.730
یه بچه‌ی عجیب بودم چون
این پدربزرگ و مادربزرگ عجیب رو داشتم

00:15:06.570 --> 00:15:10.280
حقیقت مسئله اینه که، اینطوری نبود که
،از خواب بیدار شم و بگم

00:15:10.360 --> 00:15:12.450
".من می‌خوام یه شیطان‌شناس باشم"

00:15:13.870 --> 00:15:15.870
.بلکه یه شیطان‌شناس به دنیا اومدم

00:15:16.490 --> 00:15:20.160
وقتی یه پسربچه بودم، از راهبه‌ها
و کشیش‌ می‌پرسیدم که

00:15:20.250 --> 00:15:23.420
"جریان این ارواح، و ماوراطبیعه چیه؟ اونا واقعین؟"

00:15:23.500 --> 00:15:24.960
"واقعاً شیاطین وجود دارن؟"

00:15:25.040 --> 00:15:28.880
و البته، می‌دونید که، کاتولیک بهمون آموزش میده
.که این چیزا واقعی هستن

00:15:28.960 --> 00:15:32.260
.مادربزرگم تجربه‌ی متفاوتی داشت

00:15:33.180 --> 00:15:35.550
...خنده می‌شنوم و -
خنده؟ -

00:15:35.640 --> 00:15:39.180
...کامل متوجه نمی‌شم. می‌تونم بشنومش -
صدای خنده‌ی مذکره یا مونث؟ -

00:15:39.270 --> 00:15:42.060
منظورم اینه که، متوجه نمی‌شم
.که چرا شما اونو نمی‌شنوید

00:15:42.140 --> 00:15:45.610
.صداش خیلی... اون ... اون خیلی بلنده

00:15:45.690 --> 00:15:49.150
،گفت"خب، اگه می‌خوای ببر شکار کنی
".باید بری جایی که ببرها هستن

00:15:49.230 --> 00:15:51.400
.برو به سمت روشنایی، چاریسا

00:15:51.490 --> 00:15:53.530
.من برای کمک اینجام

00:15:53.610 --> 00:15:57.870
...اما به هیچ شهرتی نرسیدن تا این‌که

00:15:57.950 --> 00:16:00.290
،مرد جوانی با خونسردی

00:16:00.370 --> 00:16:03.290
پدر، مادر، چهاربرادر و خواهرش رو به قتل رسوند

00:16:03.370 --> 00:16:05.460
.چون صداها بهش گفتن که انجامش بده

00:16:05.540 --> 00:16:09.630
با اون شروع طاقت‌فرسا یک کتاب پرفروش و فیلم سینمایی
،منتشر شد

00:16:09.710 --> 00:16:11.050
<i>.وحشت در آمیتی‌ویل</i>

00:16:13.680 --> 00:16:17.970
،من و لورین توی صدها و صدها خونه‌ی تسخیر شده بودیم

00:16:18.060 --> 00:16:20.770
.و افراد بی‌شماری درسراسر دنیا مصاحبه کردیم

00:16:21.350 --> 00:16:22.980
،و درمقیاس یک از ده

00:16:23.060 --> 00:16:25.900
.باید بگم که آمیتی‌ویل 10بود

00:16:26.480 --> 00:16:29.940
.وحشت در آمیتی‌ویل همونی بود که بین‌المللی شد

00:16:30.030 --> 00:16:33.360
اونجا بود که پدربزرگ و مادربزرگم
.به صورت جهانی معروف شدن

00:16:33.450 --> 00:16:36.280
.و خب، شماره‌ی دوئه

00:16:39.620 --> 00:16:44.160
خنده‌داره که چنین چیز هولناکی
.می‌تونه به یه مسئله‌ی خیر تبدیل شه

00:16:44.920 --> 00:16:46.250
.ممنون، آقای وارن

00:16:46.330 --> 00:16:49.460
.و بعدش... واقعاً به خونواده‌های زیادی کمک کرد

00:16:50.550 --> 00:16:52.970
کلی نامه دریافت می‌کنیم

00:16:53.050 --> 00:16:56.970
.از افرادی که ... درباره‌ی مشکلاتشون می‌نویسن

00:16:57.050 --> 00:16:57.930
آدرس چیه؟

00:16:58.010 --> 00:17:01.430
،صندوق اداره‌ی پست... ارسال به وارن‌ها، اد و لورین وارن

00:17:01.520 --> 00:17:03.980
،صندوق پستی 41

00:17:04.060 --> 00:17:07.520
مونرو، کنتیکت 06468

00:17:09.980 --> 00:17:11.820
.دبی به وارن‌ها زنگ زد

00:17:13.360 --> 00:17:14.280
.اد جواب داد

00:17:14.360 --> 00:17:17.200
"دبی گفت که کیه و "می‌تونی کمکمون کنی؟

00:17:18.570 --> 00:17:21.240
"اد گفت، "دکتری بوده که دیوید رو معاینه کرده باشه؟

00:17:21.330 --> 00:17:22.240
"گفتیم "نه

00:17:22.330 --> 00:17:24.620
"بعد اد گفت" مشکلی ندارین که یه دکتر با خودم بیارم؟

00:17:31.750 --> 00:17:33.800
.با یه شورلت شوت اومدن

00:17:41.010 --> 00:17:42.720
.اد وارن واقعاً مرد خوبی بود

00:17:44.640 --> 00:17:47.140
.دلگرم کننده و مطمئن بود

00:17:48.100 --> 00:17:50.060
.باعث شد که بیش‌تر احساس امنیت کنیم

00:17:52.320 --> 00:17:56.990
.لورین توی کلماتش خیلی آروم و دقیق بود

00:17:57.070 --> 00:17:58.700
،جودی گفت، " اوه خدای من

00:17:58.780 --> 00:18:01.410
خیلی خوشحالم که اینجایی و خیلی خوشحالم
".که می‌بینمت

00:18:01.910 --> 00:18:04.120
...آه

00:18:04.200 --> 00:18:08.290
.دکتر دیوید رو برد کنار، فشارخون و این چیزا رو بررسی کرد

00:18:08.960 --> 00:18:12.750
از نظر روانی بررسی شد، و ثابت شد
.که کاملاً عادیه

00:18:14.050 --> 00:18:17.840
.دکتر تونی هیچ‌وقت نگفت که عقلمو از دست دادم

00:18:17.930 --> 00:18:19.550
.گفت من یه... بچه‌ی عادی بودم

00:18:22.600 --> 00:18:25.520
.اد و لورین خیلی محتاطانه باهامون صحبت می‌کردن

00:18:28.270 --> 00:18:31.610
،ازمون می‌خواستن که یه سری سوالات رو جواب بدیم
.تا بفهمن چه خبره

00:18:35.280 --> 00:18:36.280
<i>.خیلی‌خب</i>

00:18:36.280 --> 00:18:42.320
صدایی که می‌شنوید از صحبت بین وارن‌ها و گلاتزل‌ها]
[.درتابستان 1980 ضبط شده است

00:18:42.450 --> 00:18:44.620
.دیوید، اسم کاملت رو بگو

00:18:45.290 --> 00:18:48.500
.دیوید مایکل گلاتزل -
خب، چندسالته، دیوید؟ -

00:18:48.580 --> 00:18:50.750
.دوازده -
.دوازده سالته -

00:18:50.830 --> 00:18:52.920
نظرت درباره‌ی همه‌ی این اتفاقات چیه، دیوید؟

00:18:53.500 --> 00:18:55.440
دوست داری تموم شه، درسته؟ -
هوم؟ -

00:18:55.460 --> 00:18:57.010
می‌خوای تموم شه؟ -
اوهوم -

00:18:57.090 --> 00:18:59.340
نمی‌خوای ادامه پیدا کنه، درسته؟ -
.نه -

00:18:59.420 --> 00:19:01.180
.نه. خیلی‌خب

00:19:01.260 --> 00:19:03.760
لورین بهم گفت که
یه صحنه‌ی خشونت‌آمیز اینجا رخ داده

00:19:03.850 --> 00:19:05.820
بیش‌تر از یکی بود -
بیش‌تر از یکی؟ -

00:19:05.850 --> 00:19:07.600
!اوه خدای من، کل شب بود

00:19:07.680 --> 00:19:10.690
خب، پس به عبارت دیگه، خیلی شب
.پرتب‌وتابی بوده

00:19:10.770 --> 00:19:14.150
.اوه، آره، اما ببینید، واقعاً دیگه نمی‌تونیم تحمل کنیم

00:19:14.230 --> 00:19:17.150
ما بهتون دروغ نمیگیم چون
.هرچی کمک که ممکن باشه لازم داریم

00:19:17.230 --> 00:19:19.400
باورکنید که می‌خوایم
.تموم شه

00:19:20.360 --> 00:19:26.080
مامانم خیلی امیدوار بود که
این درمان همه‌چیه

00:19:28.160 --> 00:19:30.040
،می‌خواست که خونواده‌ش برگرده

00:19:30.120 --> 00:19:33.330
و می‌خواست زندگی مثل قبل از این
.اتفاق بشه

00:19:34.960 --> 00:19:37.750
،این مردم دارن این داستانای وحشتناک رو بهمون میگن

00:19:37.840 --> 00:19:41.930
اما ما باید قبل از پذیرفتنش
خودمون تجربه‌شون کنیم

00:19:42.010 --> 00:19:44.390
.خیلی‌خب -
.باید ببینیمش. باید حسش کنیم -

00:19:44.470 --> 00:19:48.560
باید بدونیم که واقعیه قبل از این‌که بگیم
".آره، این خونه تسخیر شده‌ست"

00:19:49.350 --> 00:19:51.310
.امروز به دیوید گفت که روحشو می‌خواد

00:19:52.060 --> 00:19:54.060
درباره‌ی روحت چی گفت؟

00:19:54.650 --> 00:19:57.150
.میگه که روحمو می‌خواد. همین

00:19:58.530 --> 00:19:59.530
الان اینجاست؟

00:20:02.070 --> 00:20:04.870
".اد گفت، "بیاید ببینیم خودشو نشون میده

00:20:04.950 --> 00:20:08.370
اون خیلی قدرت داره، لازم داره
".که ثابت کنه اینجاست

00:20:10.790 --> 00:20:14.500
باید اون چیزی که هست رو
.از طریق مذهب تحریک کنم

00:20:14.580 --> 00:20:17.090
.به عنوان یه مسیحی، از اسم عیسی مسیح استفاده می‌کنم

00:20:17.170 --> 00:20:20.460
.از آب مقدس استفاده می‌کنم
.از صلیب عیسی استفاده می‌کنم

00:20:20.550 --> 00:20:22.380
،حالا، شاید دراماتیک به نظر برسه

00:20:22.470 --> 00:20:26.470
.اما این روشیه که جن‌گیرها و شیطان‌شناس‌ها استفاده می‌کنن

00:20:27.550 --> 00:20:32.310
تا زمانی که بتونم شاهد یه اتفاق فیزیکی باشم
.تحریکش می‌کنم

00:20:33.270 --> 00:20:35.600
،اد گفت، "اگه قدرت داری

00:20:36.520 --> 00:20:38.860
".ازت می‌خوام که سه بار روی میز ضربه بزنی

00:20:48.240 --> 00:20:49.740
...یهویی

00:20:50.290 --> 00:20:53.370
!بنگ! بنگ! بنگ

00:20:54.540 --> 00:20:57.960
انگار یکی پتک رو برداشته و داره سعی می‌کنه
.کف آشپزخونه رو بشکنه

00:21:00.130 --> 00:21:02.260
.کل آشپزخونه شروع به لرزیدن کرد

00:21:03.510 --> 00:21:06.840
.چراغ‌ها سوسو می‌زدن
.همه حسش می‌کردن

00:21:13.390 --> 00:21:16.520
،اد به دیوید نگاه کرد و گفت
"این تورو می‌ترسونه؟"

00:21:17.900 --> 00:21:20.980
".دیوید گفت، "می‌ترسم چون می‌خواد بهم صدمه بزنه

00:21:21.480 --> 00:21:23.740
،چون دارم باهات حرف می‌زنم و تو اینجایی"

00:21:23.820 --> 00:21:25.610
".ما همه قراره برای این مجازات شیم

00:21:28.570 --> 00:21:31.080
.در اون نقطه، لورین داشت راه می‌رفت

00:21:32.370 --> 00:21:37.080
با رفتن توی خونه، اونجا هستم تا از طریق ارتعاشات

00:21:37.170 --> 00:21:39.580
.توی کل اتاق‌های خونه راه برم

00:21:40.460 --> 00:21:42.630
.چون باید یه قانون جذب باشه

00:21:42.710 --> 00:21:44.800
روح باید به یه عضو از

00:21:44.880 --> 00:21:46.720
.اون خونواده‌ جذب بشه

00:21:49.680 --> 00:21:52.010
،به سمت اون خم شد و زمزمه کرد

00:21:52.510 --> 00:21:56.640
".یه توده‌ی سیاه بزرگ کنار اون پسرکوچولو وایساده"

00:21:57.640 --> 00:21:58.640
".شیطانه"

00:22:00.980 --> 00:22:05.070
.برامون حس عجیبی داشت
هیچی نمی‌دیدیم

00:22:07.030 --> 00:22:09.490
.اد و لورین با والدینم صحبت کردن

00:22:10.320 --> 00:22:13.160
.این یه روح نیست"
".یه موجود شیطانیه

00:22:24.800 --> 00:22:26.210
.واقعاً منو ترسونده بود

00:22:26.920 --> 00:22:31.050
کل خونواده ترسیده بودن
چون هیچ ایده‌ای نداشتیم که چه خبره

00:22:33.720 --> 00:22:39.020
پدربزرگم این تصور رو داشت
که تسخیر توی پنج مرحله اتفا میفته

00:22:40.900 --> 00:22:42.440
.با اجازه شروع می‌شه

00:22:44.230 --> 00:22:46.320
یه نفر یه کاری انجام میده

00:22:46.400 --> 00:22:50.450
که به ماوراطبیعه اجازه میده
.تا وارد بشه

00:22:54.910 --> 00:22:57.870
مثل تخته‌ی اوجیا یا جلسه‌ی احضار یا هرچی

00:22:58.370 --> 00:23:00.290
.بعد آلودگی رو دارید

00:23:00.370 --> 00:23:05.920
،اونجاست که ارواح توی خونه هستن
.اما کاملاً براتون خارجی هستن

00:23:06.000 --> 00:23:09.470
فقط یه روح یا یه عزیزی که برای بازدید اومده

00:23:09.550 --> 00:23:11.720
.و می‌خواد بدونید که اونجاست

00:23:11.800 --> 00:23:13.350
.اون... اون عادیه

00:23:14.100 --> 00:23:15.970
بعد مرحله‌ی فشار رو داریم

00:23:16.470 --> 00:23:22.060
اون زمانیه که موجود داره
سعی می‌کنه اراده‌ی شما رو به دست بگیره

00:23:22.150 --> 00:23:25.190
،اما شما انگیزه‌های خیلی تاریک‌تری رو نشون میدین

00:23:25.270 --> 00:23:27.070
.رفتارهای خیلی منفی‌تری

00:23:27.820 --> 00:23:33.450
.درشرایط فوق‌العاده نادر، به سمت مالکیت کامل میره

00:23:34.120 --> 00:23:37.910
.اونجاست که دیگه شما نیستین
کنترلی ندارین

00:23:37.990 --> 00:23:40.870
بدنتون کاملاً توسط یه چیزی
تسخیر شده

00:23:49.590 --> 00:23:52.930
اد از جلسه‌ی اول انقدر حس قوی‌ای گرفته بود

00:23:53.010 --> 00:23:56.140
که متوجه شد دیوید
توی مرحله‌ی فشاره

00:23:57.060 --> 00:23:58.100
اد برامون توضیح داد

00:23:58.180 --> 00:24:03.400
که شیطان باعث می‌شه که دیوید
.کاملاً متفاوت رفتار کنه

00:24:03.900 --> 00:24:07.270
افکارش رو کنترل می‌کنه، از طریق اون
.پیام‌هایی می‌فرسته

00:24:07.860 --> 00:24:10.110
.بی‌ثبات‌تر می‌شه

00:24:15.950 --> 00:24:19.290
.اد وارن بارها این رو دیده بود

00:24:19.370 --> 00:24:21.710
".گفت که "باید با کلیسا ارتباط برقرار کنید

00:24:21.790 --> 00:24:24.790
".مامانم گفت، "اونکارو کردیم. سعی کردیم

00:24:24.880 --> 00:24:27.880
".و اد اومد جلو و گفت، "نه، کمکتون می‌کنم تا انجامش بدین

00:24:29.210 --> 00:24:32.130
".شما باید شروع به ثبت و مستندسازی کنید"

00:24:32.220 --> 00:24:35.930
،و تا اونجا که می‌تونن مدرک جمع کنن
.تا به اسقف اعظم نشون بدن

00:24:36.430 --> 00:24:39.720
و اسقف اعظم بریجپورت تصمیم می‌گیره

00:24:40.310 --> 00:24:42.100
.که با چی طرفیم

00:24:43.350 --> 00:24:45.770
"فکرمی‌کردم، "این چیزا واقعی نیستن.اتفاق نمیفتن

00:24:45.850 --> 00:24:49.480
".فقط توی... کارتون‌ها و فیلم‌هاست"

00:24:51.860 --> 00:24:55.610
اد و لورین بهمون هشدار دادن
.که چقدر مسئله جدیه

00:24:56.700 --> 00:24:58.240
".اون رو ساده نگیرین"

00:24:59.490 --> 00:25:00.660
،از خودتون محافظت کنید"

00:25:02.000 --> 00:25:04.290
چون هیچ‌وقت نمی‌دونید
".که کی می‌تونه اتفاق بیفته

00:25:10.460 --> 00:25:13.590
.مامانم ضبط صوت رو برداشت

00:25:15.550 --> 00:25:19.510
خواهرم یه دوربین پولاروید
از اونایی که عکس فوری می‌گیرن خرید

00:25:21.310 --> 00:25:24.730
،از اون لحظه به بعد
ضبط تمامی اتفاقات رو شروع کردیم

00:25:28.270 --> 00:25:30.440
.توی تعطیلات تابستونی بودیم

00:25:30.520 --> 00:25:32.570
...عصر بخیر، خانم‌ها و آقایون

00:25:32.650 --> 00:25:33.820
.هیچ‌کس نخوابیده بود

00:25:33.900 --> 00:25:36.570
<i>دو نامزد از جمهوری‌خواهان...</i>

00:25:36.660 --> 00:25:38.870
.<i>برای ریاست جمهوری ایالات متحده</i>

00:25:39.370 --> 00:25:43.540
...<i>فرماندار سابق رونالد ریگان از کالیفورنیا. سفیر سابق</i>

00:25:43.620 --> 00:25:46.960
.نوبتی داشتیم از دیوید مراقبت می‌کردیم

00:25:47.500 --> 00:25:49.290
،چه بخوایم چه نخوایم

00:25:49.380 --> 00:25:52.880
مسئولیت ماست که صلح دنیا رو حفظ کنیم

00:25:52.960 --> 00:25:54.880
.چون هیچ‌کس دیگه‌ای نمی‌تونه انجامش بده

00:25:55.840 --> 00:25:57.490
<i>...نمی‌تونیم ادامه بدیم</i>

00:26:00.260 --> 00:26:03.390
.اما بعد دیوید رفتارهای واقعاً عجیبی انجام داد

00:26:07.980 --> 00:26:08.980
!دیوید

00:26:09.440 --> 00:26:10.440
.اوه خدای من

00:26:21.740 --> 00:26:24.450
!تو می‌میری! تو

00:26:24.540 --> 00:26:26.250
کی هستی و چی هستی؟

00:26:26.750 --> 00:26:29.030
.به تو ربطی نداره -
.دیوید -

00:26:33.340 --> 00:26:35.670
.مامانی اینجاست. مامانی اینجاست
زودباش، بیدارشو

00:26:35.760 --> 00:26:38.970
زودباش، پاشو، برو بیرون
از پسرم برو بیرون. از پسرم برو بیرون

00:26:39.050 --> 00:26:41.470
!نه! نه

00:26:41.550 --> 00:26:42.760
.من مادرتم

00:26:42.850 --> 00:26:45.180
.تو یه عوضی هستی

00:26:47.270 --> 00:26:49.100
.تو می‌میری

00:26:54.770 --> 00:26:57.240
!اون‌کارو نکن

00:26:58.570 --> 00:27:01.910
...دیوید، فقط بیدارشو! خدای من! بیدارشو

00:27:01.990 --> 00:27:03.150
.به کشیش زنگ بزن

00:27:03.200 --> 00:27:05.950
بگو که همین الان بیاد خونه -
!از پسرم برو بیرون -

00:27:06.040 --> 00:27:08.010
!نه -
این پسر رو تنها بذار -

00:27:08.040 --> 00:27:08.870
.بیا. بیا

00:27:08.960 --> 00:27:10.800
.دارم سعی می‌کنم
دوباره دستاتو گرفتم

00:27:10.870 --> 00:27:14.040
.حرومزاده‌ی عوضی -
گفتن دعاها رو شروع کنید -

00:27:14.130 --> 00:27:16.840
.ای پدرما، کسی که درآسمانی، نامت مقدس باد

00:27:16.920 --> 00:27:17.920
،ملکوت تو بیاید

00:27:17.960 --> 00:27:20.590
.اراده تو چنان‌که در آسمان است،بر زمین نیز برپا شود

00:27:20.680 --> 00:27:23.890
.نان کفاف ما را امروز به ما بده
و گناهان ما را ببخش چنان‌که ما نیز

00:27:23.970 --> 00:27:26.180
...آنانکه بر ما گناه کردند را می‌بخشیم

00:27:30.980 --> 00:27:32.190
...وحشتناک بود

00:27:32.270 --> 00:27:33.390
.این پسر رو رها کن

00:27:33.440 --> 00:27:35.940
چون یهویی، شروع به جیغ زدن و مبارزه کرد

00:27:36.020 --> 00:27:37.360
.و هیچ‌کس اونجا نیست

00:27:39.360 --> 00:27:42.030
یه جا تونستیم از دست‌هاش فیلم بگیریم

00:27:42.110 --> 00:27:44.530
،که توی هوا یه چیزی رو گرفته بود

00:27:45.240 --> 00:27:49.080
خفه‌ش می‌کرد، و با تموم توانش
فشار می‌داد تا این دستا رو

00:27:49.160 --> 00:27:51.210
از دور گردنش جدا کنه

00:27:53.040 --> 00:27:55.250
این پسر رو ول کن.این پسر رو ول کن

00:27:55.340 --> 00:27:58.050
لرزه به تنمون افتاده بود.

00:27:59.420 --> 00:28:01.090
،خیلی ترسناک بود

00:28:01.170 --> 00:28:03.720
.و نمی‌دونستیم که باید چطور کنترلش کنیم

00:28:11.430 --> 00:28:13.520
،یادمه که داشتم خفه می‌شدم

00:28:13.600 --> 00:28:16.020
اما وقتی بیهوش شدم دیگه هیچی یادم نمیاد

00:28:17.110 --> 00:28:19.690
.یا این‌که اصلاً بیهوش شدم یا چی شد

00:28:19.780 --> 00:28:21.570
.هیچ‌کس اصلاً نتونست اونو جواب بده

00:28:24.110 --> 00:28:26.910
،از نظر ذهنی برای همه خسته کننده بود

00:28:27.910 --> 00:28:30.540
.اما به تدریج بدتر می‌شد

00:28:34.250 --> 00:28:36.040
.از نظر فیزیکی با همه خشونت داشت

00:28:37.170 --> 00:28:39.420
.سعی کرد مادرم و خواهرم رو خفه کنه

00:28:39.500 --> 00:28:41.880
.برای چنددقیقه یا چندساعت ادامه پیدا می‌کرد

00:28:43.260 --> 00:28:45.590
.به صورت شیفتی و نوبتی می‌خوابیدیم

00:28:47.890 --> 00:28:49.760
.نمی‌خواستیم تنها بمونیم

00:28:50.350 --> 00:28:54.810
،می‌دونستیم که اگه تنها بمونیم
.احتمال حمله خیلی زیاد می‌شد

00:29:01.360 --> 00:29:03.650
.از نظر فیزیکی به کل خونواده حمله می‌شد

00:29:03.740 --> 00:29:04.950
.او روحم را احیا می‌کند

00:29:05.030 --> 00:29:09.160
.او ما را به مسیر عدالت  رهبری کرده

00:29:09.240 --> 00:29:11.490
.مدام داشتیم دعا رو می‌گفتیم

00:29:12.500 --> 00:29:16.210
،فکرمی‌کردیم اگه دعا رو بلند و بلندتر بگیم
.اون میره

00:29:19.290 --> 00:29:21.410
سخت‌ترین بخش برای مامانم این حقیقت بود

00:29:21.460 --> 00:29:24.840
.که بابام توی این ماجرا پشتش نبود

00:29:27.430 --> 00:29:28.430
.احساس تنهایی می‌کرد

00:29:30.260 --> 00:29:31.680
،پدرم، در موقعیت

00:29:31.770 --> 00:29:34.350
،فکرمی‌کرد دیوید مشکل سلامت راونی داره

00:29:34.850 --> 00:29:36.350
.فکرمی‌کرد ما داریم بهش پروبال میدیم

00:29:39.060 --> 00:29:42.070
.یه جورایی خودشو دور کرد

00:29:42.150 --> 00:29:46.400
.دوتا شغل داشت و میومد خونه و می‌خوابید

00:29:47.360 --> 00:29:49.990
.اوضاع تغییر کرد
از یه شام خونوادگی عادی

00:29:50.070 --> 00:29:52.620
.تبدیل شدیم به کار مداوم و خونه نیومدنش

00:29:54.000 --> 00:29:57.210
برای بابام یکم زمان برد
.تا متوجه بشه که چه خبر بوده

00:29:57.710 --> 00:30:02.250
.و اون موقع، دیگه خیلی دیر بود

00:30:06.380 --> 00:30:11.010
مامانم به وارن‌ها زنگ زد
و بهشون گفت که چه خبر شده

00:30:11.640 --> 00:30:12.850
.من مادرتم

00:30:12.930 --> 00:30:15.230
.تو یه عوضی‌ای

00:30:15.310 --> 00:30:17.870
!اون‌کارو نکن

00:30:20.310 --> 00:30:23.150
نمی‌دونست کی داره انجامش میده -
چشماش پلک می‌زد؟ -

00:30:23.230 --> 00:30:27.450
.نه هیچی
اونا کاملاً ثابت بودن

00:30:27.530 --> 00:30:30.200
اگه هوشیار بود، چشماش پلک می‌زدن، درسته؟

00:30:30.280 --> 00:30:33.240
منظورتون اینه که وقتی اینکارو انجام داده، هوشیار نبوده؟

00:30:33.740 --> 00:30:36.080
خب، این‌طور فکرمی‌کنم، آره

00:30:36.580 --> 00:30:39.540
.اد و لورین بهمون گفتن که دیوید تسخیر شده بوده

00:30:44.380 --> 00:30:45.920
،بعد از تسخیر

00:30:46.010 --> 00:30:50.760
.هدف نهایی نابودی خانواده و درنهایت، مرگه

00:30:51.390 --> 00:30:57.680
تو کشته می‌شی، یا ... جایی هستی
که یکی دیگه به قتل می‌رسه

00:30:58.180 --> 00:30:59.440
.اتفاق میفته

00:30:59.980 --> 00:31:01.820
پشت الن بود، اینو درآورد

00:31:01.860 --> 00:31:03.610
".و گفت، "از همه متنفرم

00:31:04.110 --> 00:31:07.280
".و اگه کسی بهم نزدیک بشه، می‌کشمت.هرکی

00:31:08.280 --> 00:31:10.320
.همون موقع مامانم وحشت کرد

00:31:10.410 --> 00:31:13.700
فکرمی‌کرد ممکنه پسرش خودش رو بکشه

00:31:15.290 --> 00:31:16.490
.یا مرتکب قتل بشه

00:31:18.330 --> 00:31:20.960
".گفت که، "باید جلوشو بگیریم

00:31:22.670 --> 00:31:25.130
".اد وارن گفت، "شما قطعاً یه جن‌گیر لازم دارین

00:31:29.720 --> 00:31:31.720
.اون احتمالاً ترسناک‌ترین چیز بود

00:31:33.680 --> 00:31:36.970
.ما مثل بخش پلیس ماوراطبیعه هستیم

00:31:37.470 --> 00:31:40.730
.باید فرد خطاکار رو به کلیسا بیاریم

00:31:41.310 --> 00:31:43.520
.باید خطاکاران رو برای جنگیری بیاریم

00:31:44.270 --> 00:31:45.770
،برای همینه که میگم

00:31:46.270 --> 00:31:50.490
،وقتی ارواح شیطانی و خبیث به صورت کثیفی مبارزه می‌کنن

00:31:51.110 --> 00:31:53.360
.شما هم باید همینکارو بکنید

00:31:57.910 --> 00:32:01.040
.کلیسا مثل آب‌نبات مراسم جن‌گیری نمیده

00:32:01.830 --> 00:32:04.920
نمی‌دونستم برای انجام جن‌گیری
چه مقدار کاغذکاری

00:32:05.000 --> 00:32:06.000
.لازمه که انجام بشه

00:32:07.840 --> 00:32:08.920
.مسئله‌ی بزرگیه

00:32:13.840 --> 00:32:16.930
روند درخواست جن‌گیری
توی کلیسای کاتولیک رم

00:32:17.010 --> 00:32:19.060
،لزوماً ساده نیست

00:32:19.140 --> 00:32:21.980
.مخصوصاً زمانی که اد و لورین در اوج خودشون بودن

00:32:22.060 --> 00:32:25.440
به تجربه‌ی من، روحانیون زیادی هستن
که نمی‌خوان با این چیزا طرف بشن

00:32:25.520 --> 00:32:27.570
...نمی‌خوان با نیروهای جهنمی سروکار داشته باشن

00:32:29.360 --> 00:32:31.740
.و می‌ترسن که توی اون خونه‌ها قدم بذارن...

00:32:31.820 --> 00:32:35.370
برای همین می‌تونم بفهمم که مردم کی
سراغ آدمایی مثل وارن‌ها میرن

00:32:35.450 --> 00:32:38.120
.فقط به خاطر این‌که روحانیون ردشون کرده

00:32:38.200 --> 00:32:40.160
.اما به عنوان یک روحانی وظیفه‌ست

00:32:40.240 --> 00:32:43.500
شما برای انجام این کار فرخوانده شدین
و فراخوانده شدین تا به اون آدما کمک کنین

00:32:47.590 --> 00:32:49.960
،با بزرگ شدن توی کلیسای کاتولیک رم

00:32:50.510 --> 00:32:51.880
،فرشته‌ها، شیاطین

00:32:51.970 --> 00:32:55.130
.این چیزا توی سیستم اعتقادی جا افتادن

00:32:55.220 --> 00:32:59.350
اما یه جورایی همیشه واقعیت این نیروهای معنوی رو
.زیرسوال می‌بردم

00:32:59.970 --> 00:33:01.350
برای همین ذهنم بازتر بود

00:33:01.430 --> 00:33:04.520
و دنبال مدرک بودم تا بفهمم
.واقعاً وجود دارن یا نه

00:33:07.310 --> 00:33:09.690
حالا، مردم می‌تونن هرچقدر که می‌خوان مسائل ارواح و

00:33:09.770 --> 00:33:12.740
خونه‌های تسخیر شده و شیاطین رو مسخره کنن

00:33:13.320 --> 00:33:15.280
.اما شیطان واقعاً وجود داره

00:33:15.360 --> 00:33:16.950
،شیاطین زیادی وجود دارن

00:33:17.030 --> 00:33:20.370
و جامعه‌ی شکاک
.بهترین محافظیه که شیطان داره

00:33:20.870 --> 00:33:23.120
...به نام عیسی

00:33:23.790 --> 00:33:24.790
!برو بیرون...

00:33:25.750 --> 00:33:27.790
کار کردن با وارن‌ها

00:33:27.880 --> 00:33:30.460
.واقعاً جذاب، و تاحدودی هیجان‌انگیز بود

00:33:31.300 --> 00:33:34.050
دیدم که چقدر واقعیه و چقدر می‌تونه
.خطرناک باشه

00:33:42.810 --> 00:33:45.690
کلیسا با تمام مدارکی که جمع کرده بودیم متوجه شد که

00:33:45.770 --> 00:33:48.400
.آره، این یه مسئله‌ی جدیه، و کمک لازم دارن

00:33:54.780 --> 00:33:57.660
.یه کاردینال از کلیسای کاتولیک پیداش شد

00:33:57.740 --> 00:34:01.450
.لباسشون کاملاً قرمز بود، و یه پورشه‌ی قرمز می‌روند

00:34:03.750 --> 00:34:05.580
.اوه، بودن توی کلیسا خوبه

00:34:07.580 --> 00:34:09.000
.با خونواده دیدار کرد

00:34:09.580 --> 00:34:13.630
تصمیم گرفتن که ما یه چیزی داریم
.که نیاز داریم درست بشه

00:34:13.860 --> 00:34:16.980
2سپتامبر، 1980]
[یک ماه بعد

00:34:19.260 --> 00:34:24.770
کلیسای کاتولیک به ما اجازه‌ی
.انجام یه جن‌گیری کوچیک رو داد

00:34:28.980 --> 00:34:32.480
.خونواده‌م رو به کلیسای سنت جوزف توی بروکفیلد دعوت کردن

00:34:34.570 --> 00:34:38.200
فکرنمی‌کردم اتفاق بدی بتونه رخ بده
چون توی خونه‌ی خدا هستم

00:34:39.990 --> 00:34:43.740
.کشیش، پدر ویرجولاک، بهمون هشدار داد
،گفت" این جن‌گیری‌ها

00:34:43.830 --> 00:34:47.710
می‌تونن انقدر شدید باشن که
".ممکنه مرگ اتفاق بیفته

00:34:49.420 --> 00:34:51.210
.و اون خیلی وحشتناک بود

00:34:53.170 --> 00:34:54.670
.اما چاره‌ای نداشتیم

00:34:54.750 --> 00:34:55.950
بیاید دعا کنیم

00:34:56.010 --> 00:34:59.010
.به نام پدر، پسر، روح القدس

00:34:59.590 --> 00:35:01.760
.مشابه با ... عشای ربانی شروع شد

00:35:01.840 --> 00:35:05.220
...ای پدر ما که در آسمانی،نام تو مقدس باد

00:35:05.310 --> 00:35:07.810
،فقط یادمه که اونجا، توی کلیسا بودم

00:35:08.890 --> 00:35:11.600
.و این‌که داشتن دعا رو می‌خوندن
اون تموم چیزیه که یادمه

00:35:11.690 --> 00:35:16.150
.نان روزانهٔ ما را امروز به ما عطا فرما
...و گناهان ما را ببخش

00:35:16.230 --> 00:35:19.400
.یهویی، کل اتاق به شدت سرد شد

00:35:25.620 --> 00:35:27.700
.بلافاصله متوجه شدیم که یه مشکلی هست

00:35:27.790 --> 00:35:31.370
...مریم مقدس، مادر خدا، برای ما دعا کن

00:35:31.460 --> 00:35:34.540
.توی چنددقیقه، رفتار دیوید شروع به تغییر کرد

00:35:42.220 --> 00:35:45.640
،شروع کرد به غرغر کردن، خش‌خش کردن
.و کشیش رو با اسم‌های مختلفی صدا می‌کرد

00:35:45.720 --> 00:35:48.060
.حرومزاده، خوک گنده

00:35:48.140 --> 00:35:49.890
.تو می‌میری

00:35:50.810 --> 00:35:52.270
.دیوید تکون خورد و لرزید

00:35:54.440 --> 00:35:55.770
.ویژگی‌هاش تغییر کرد

00:35:58.110 --> 00:36:02.030
می‌بینی که بدنش
از یه طرف به طرف دیگه پرتاب می‌شه

00:36:02.110 --> 00:36:05.490
!لعنت بهتون عوضیا

00:36:08.950 --> 00:36:12.040
،بعد آزاد شد و ... سعی کرد به پدر ویرجولاک حمله کنه

00:36:12.120 --> 00:36:14.210
.برای همین مجبور شدیم روی زمین نگهش داریم

00:36:14.710 --> 00:36:17.210
.یادمه که پاش رو نگه داشته بودم

00:36:18.460 --> 00:36:20.340
اد وارن اون یکی پاش رو نگه داشته بود

00:36:20.420 --> 00:36:23.220
...حالا وقتشه با

00:36:23.300 --> 00:36:26.640
بدنش رو به جهاتی حرکت می‌داد
که شما اصلاً نباید بتونید خم کنید

00:36:27.680 --> 00:36:30.980
،وقتی نگهش داشته بودم
بهش می‌گفتم که چقدر عیسی دوستش داره

00:36:31.770 --> 00:36:34.480
.تو ضعیف هستی
.عیسی خیلی از تو قویتره

00:36:35.060 --> 00:36:37.150
.تو... خیلی ضعیف هستی

00:36:37.230 --> 00:36:40.400
.خدا، این فرزند خداست
.نمی‌تونی به فرزند خدا صدمه بزنی

00:36:40.480 --> 00:36:42.780
.عیسی توی جهنم می‌میره

00:36:42.860 --> 00:36:44.920
.مامانی دوستت داره

00:36:46.160 --> 00:36:48.740
.می‌دونست که این ضربه‌ی نهاییه

00:36:49.330 --> 00:36:52.620
.یه صلیب عیسی لازم داره
می‌تونی بدیش بهم. تقدیس شده‌ست

00:36:52.710 --> 00:36:55.920
آرنی صلیب رو برداشت
و روی پیشونیش قرار داد

00:36:56.000 --> 00:36:58.590
.اون روی سرته

00:36:58.670 --> 00:36:59.920
.می‌تونستی تقلا کردنش رو ببینی

00:37:00.420 --> 00:37:02.610
...به نام عیسی مسیح

00:37:03.670 --> 00:37:06.090
اون لحظه، زبونش انقدر ورم کرده بود

00:37:06.180 --> 00:37:08.550
.که نمی‌تونست نفس بکشه

00:37:08.640 --> 00:37:09.810
.آبی شد

00:37:09.890 --> 00:37:12.060
.همه جیغ می‌زدن. باید تمومش کنیم

00:37:13.520 --> 00:37:16.230
.احساس درماندگی و پوچی می‌کنی

00:37:17.610 --> 00:37:20.610
.با تموم وجودم سر این موجود داد زدم

00:37:20.690 --> 00:37:24.070
".گفتم " این بچه رو تنها بذار. منو بگیر

00:37:24.150 --> 00:37:26.110
".من اینجام. بیا سراغ من"

00:37:29.080 --> 00:37:31.330
حس کردم که یه سرما
تموم وجودم رو فرا گرفت

00:37:31.410 --> 00:37:32.250
.سرمای یخی

00:37:33.700 --> 00:37:37.000
"لورین گفت، " اوه خدای من، چیکار کردی؟

00:37:40.130 --> 00:37:42.420
".اد گفت، "اه، نمی‌تونی... این‌کارو کنی

00:37:42.510 --> 00:37:46.340
.هیچ‌وقت موجودات شیطانی روبه چالش نکشید

00:37:47.050 --> 00:37:48.090
.هیچی نمی‌دونستیم

00:37:48.180 --> 00:37:50.180
.فکرمی‌کرد که داره به دیوید کمک می‌کنه

00:37:52.600 --> 00:37:56.520
".یادمه که پدربزرگم بهش گفت که، "نباید اونو بگی

00:37:56.600 --> 00:38:00.230
اون یه درباز می‌کنه"
".که به تو حمله بشه

00:38:00.770 --> 00:38:01.820
.و حق با اون بود

00:38:04.740 --> 00:38:07.740
.اما ما حس کردیم که تموم شده

00:38:08.570 --> 00:38:10.280
.دیوید جن‌گیری شده بود

00:38:27.880 --> 00:38:30.050
.یادمه که خوشحال بودم

00:38:31.760 --> 00:38:34.970
کلی وقت گذاشتم بیرون بازی کردم

00:38:36.730 --> 00:38:39.850
،سعی کردم بچه‌ی خوبی باشم
.پسر خوبی برای خونواده باشم

00:38:42.820 --> 00:38:44.150
،مامانم آشپزی می‌کرد

00:38:45.110 --> 00:38:46.530
بهمون غذا می‌داد، خوشحال نگه‌مون می‌داشت

00:38:49.030 --> 00:38:52.410
.فکرمی‌کردیم قراره یه شروع جدید داشته باشیم

00:38:55.410 --> 00:38:57.290
.و اون‌طوری پیش نرفت

00:39:11.220 --> 00:39:15.010
،می‌دونستم یه سری چیزای عجیب

00:39:15.100 --> 00:39:18.390
.چیزای شیطانی، توی خونه‌ی گلاتزل درحال رخ دادنه

00:39:19.850 --> 00:39:23.480
.بعضی از مامورهای پلیس شکایات سروصدا گرفتن

00:39:23.560 --> 00:39:25.610
.من کاراگاه این مسئله بودم

00:39:25.690 --> 00:39:28.820
و اد و لورین وارن بخش اداره‌ی پلیس قدیمی

00:39:28.900 --> 00:39:30.400
توی جاده‌ی گریزبریج

00:39:31.740 --> 00:39:35.950
،اد وارن خودش رو به عنوان شیطان‌شناس معرفی کرد

00:39:36.040 --> 00:39:38.540
.و لورین وارن خودش رو به عنوان ماورای ذهنی معرفی کرد

00:39:40.920 --> 00:39:42.920
.لورین ناراحت بود

00:39:43.000 --> 00:39:47.550
،بهم گفت که توی یکی از جن‌گیری‌ها

00:39:47.630 --> 00:39:50.880
آرنی شاین جانسون شیطان رو به چالش کشید

00:39:50.970 --> 00:39:53.800
.تا دیوید گلاتزل رو ترک کنه و اونو بگیره

00:39:53.890 --> 00:39:56.180
.لورین خیلی بابتش ناراحت بود

00:39:56.260 --> 00:40:00.020
".میگه، " نباید اون‌کارو می‌کرد. نمی‌تونی اون‌کارو کنی

00:40:00.100 --> 00:40:02.560
".اون نمی‌دونه که با چی طرفه"

00:40:02.650 --> 00:40:08.070
".و گفت، "من جراحت جدی یا مرگ با چاقو دیدم

00:40:08.570 --> 00:40:11.450
می‌خواست بهمون اطلاع بده که
ممکنه یه جرم رخ بده

00:40:11.530 --> 00:40:13.260
...این‌که اون درواقع
می‌خوام واضح بگم

00:40:13.280 --> 00:40:16.200
".گفت، "به عنوان یه پیشگو این اتفاق رو می‌بینم

00:40:16.780 --> 00:40:20.120
.اون مطمئن بود
عجیب به نظر نمی‌رسید

00:40:20.200 --> 00:40:21.870
.رفتار عجیبی نداشت

00:40:22.750 --> 00:40:26.750
فکرمی‌کردم چیزی که واقعاً باور داره روبازگو می‌کنه

00:40:26.840 --> 00:40:29.090
.و براش ، واقعی بود

00:40:29.170 --> 00:40:33.550
.و خودتون ببینید، ظاهراً، واقعی بوده

00:40:41.100 --> 00:40:45.310
.خواهرم توی بروکفیلد توی بخش نگهداری‌سگ‌ها مشغول به کار شد

00:40:47.190 --> 00:40:48.940
.می‌خواست با آرنی یه زندگی شروع کنه

00:40:50.070 --> 00:40:51.190
.من یه آرایشگر سگم

00:40:51.280 --> 00:40:56.120
.رئیسم الن بونو بود، که با آرنی و من دوست شد

00:40:57.200 --> 00:40:59.410
،من و آرنی باهم یه آپارتمان گرفتیم

00:41:00.040 --> 00:41:02.200
.و درادامه آپارتمان کار اومد و الی آخر

00:41:05.580 --> 00:41:09.750
...اه، واقعاً هیجان داشتیم که می‌تونیم
باهم زندگی کنیم

00:41:09.840 --> 00:41:12.920
می‌تونستیم یه نفس عمیق بکشیم
و بذاریم بعد از

00:41:13.010 --> 00:41:16.760
کل ماجرا و مصیبتی که گذرونیم
اوضاع آروم بشه

00:41:18.600 --> 00:41:22.220
.احساس آرامش می‌کردیم
".مثلاً، " اوه، بالاخره تموم شد

00:41:22.310 --> 00:41:24.640
".تمومه. حالا می‌تونیم آرامش داشته باشیم"

00:41:32.150 --> 00:41:35.360
،یادتون باشه که وقتی شیطان رو به چالش می‌کشید

00:41:36.070 --> 00:41:39.950
.توی اون زمان خاص عمل نمی‌کنه

00:41:40.530 --> 00:41:43.910
،صبرمی‌کنه تا درآسیب‌پذیرترین حالت ممکن باشید

00:41:44.000 --> 00:41:45.790
.و بعد حمله می‌کنه

00:41:48.760 --> 00:41:53.560
16فبریه، 1981]
[پنج ماه بعد از جن‌گیری

00:41:53.920 --> 00:41:56.970
اون روز صبح، من و دبی که بیدارشدیم
خیلی حس خوبی نداشتیم

00:41:57.470 --> 00:41:59.010
.یکم احساس مریضی می‌کردم

00:42:00.050 --> 00:42:02.810
به بریجپورت رفتیم تا خواهرام رو برداریم

00:42:02.890 --> 00:42:05.770
چون برنامه داشتیم که اون آخر هفته رو
.با اونا بگذرونیم

00:42:08.150 --> 00:42:12.860
،ناهار رفتیم پیش الن بونو
باهم چندلیوان شراب خوردیم

00:42:13.360 --> 00:42:17.360
اما می‌تونستی متوجه شی که
الن یکمی مست شده

00:42:17.450 --> 00:42:18.700
،و من به دبی گفتم

00:42:18.780 --> 00:42:20.740
،به دبی نگاه کردم و برگشتم و گفتم

00:42:20.820 --> 00:42:23.410
"دب، چرا نمیریم؟"
فکرمی‌کنم وقت خوبیه که بریم

00:42:23.490 --> 00:42:25.210
".و دخترا رو از این محیط خارج کنیم

00:42:25.250 --> 00:42:27.580
،هیچ اتفاق بدی نیفتاده بود

00:42:27.670 --> 00:42:29.670
اما اون داشت یکم بی‌ادب می‌شد

00:42:29.750 --> 00:42:32.670
.و نمی‌خواستم خواهرام اون اطراف باشن

00:42:33.380 --> 00:42:35.300
از پله‌ها پایین رفتیم

00:42:36.760 --> 00:42:40.590
و شخصاً هیچ‌کدوم از اتفاقات بعدش
رو یادم نمیاد

00:42:47.140 --> 00:42:49.560
.فکرمی‌کنم شاید ساعت هفت یا هشت شب بود

00:42:51.690 --> 00:42:53.440
.و یادمه تلفن زنگ خورد

00:43:00.410 --> 00:43:02.910
الو؟ -
خواهرم پشت تلفن گریه می‌کرد -

00:43:04.540 --> 00:43:09.250
،قبل از این‌که بتونه چیزی بگه
...تصویر یه مرد

00:43:10.330 --> 00:43:11.170
.مرده رو داشتم

00:43:13.670 --> 00:43:15.340
!دیوید، مامانو خبرکن! مامان

00:43:15.420 --> 00:43:19.470
،اتفاق بعدی حدوداً ده ثانیه بعد بود
"مامانم جیغ می‌زد. من این‌طوری بودم که "اوه خدا

00:43:24.140 --> 00:43:27.770
".به بابام گفت " سوار ماشین شو. باید به سگدونی بریم

00:43:29.850 --> 00:43:33.310
.دیوید بهم گفت که الن بونو مرده

00:43:34.570 --> 00:43:36.320
"چطور؟ چی؟ درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟"

00:43:37.360 --> 00:43:40.400
".دیوید گفت، "آرنی شاین جانسون تسخیر شده

00:43:42.160 --> 00:43:44.200
".اون هیولاست. کشتش"

00:43:47.620 --> 00:43:49.750
.از بخش اعزام یه تماس داشتم

00:43:49.830 --> 00:43:52.040
.بهم گفتن که یه چاقوکشی جدی رخ داده

00:43:52.670 --> 00:43:54.590
.داریم تمام نیروها رو خبر می‌کنیم

00:43:56.960 --> 00:44:00.590
دبوراه گلاتزل به واحد‌های گشت‌زنی پلیس گفت که

00:44:01.090 --> 00:44:03.470
.آرنی و الن داشت الکل می‌خوردن

00:44:04.350 --> 00:44:09.810
توی آپارتمان، یه بحث شد
و تبدیل به دعوای فیزیکی شد

00:44:09.890 --> 00:44:14.980
.و توی چمن جلویی ساختمون، حدود 13.15فیت جلوی در اصلی تموم شد

00:44:16.770 --> 00:44:20.610
توی این درگیری، آرنی چاقویی که
توی غلاف داشته رو بیرون کشیده

00:44:21.860 --> 00:44:25.660
.و بارها به الن بونو چاقو زده

00:44:27.330 --> 00:44:29.870
.الن بونو کاملاً مجروح شد

00:44:32.790 --> 00:44:36.090
،دبی گلاتزل، خیلی مضطرب بود

00:44:36.170 --> 00:44:38.670
،گفت که آرنی به جنگل رفت

00:44:38.750 --> 00:44:42.590
و این‌که فکرکرده که
می‌خواد به خونه‌ی خونواده

00:44:42.680 --> 00:44:45.510
توی جاده‌ی اوک‌گرو بره که خیلی دور نیست.

00:44:50.350 --> 00:44:52.640
.این تصویر از آرنی رو داشتم

00:44:54.100 --> 00:44:57.060
و می‌تونستم ببینم که داره
به سمت خونه‌م توی بروکفیلد میاد

00:44:58.650 --> 00:45:02.400
و کاملاً می‌دونستم که
آرنی توسط شیطان تسخیر شده

00:45:09.790 --> 00:45:11.750
.برادرم وحشت کرد

00:45:13.160 --> 00:45:16.710
.با من میز رو به جلوی در کشید

00:45:16.790 --> 00:45:20.050
،در رو قفل کردیم و با میز محکمش کردیم چون اون گفت

00:45:20.130 --> 00:45:21.630
".داره میاد منو بکشه"

00:45:25.880 --> 00:45:29.140
،هیچ‌وقت توی زندگیم از آرنی شاین جانسون نترسیده بودم

00:45:29.220 --> 00:45:30.100
.هیچ‌وقت

00:45:30.180 --> 00:45:33.020
،اما وقتی دیوید گفت که تحت تسخیر شیطانیه

00:45:33.850 --> 00:45:35.480
.با تموم وجود ترسیده بودم

00:45:39.610 --> 00:45:44.030
،راننده آمبولانس، وقتی داشت الن بونو رو به بیمارستان می‌برد

00:45:44.610 --> 00:45:47.610
،مظنونی رو دید که با توضیحات مطابقت داشت

00:45:48.530 --> 00:45:52.870
،به اداره‌ی پلیس زنگ زد
.و بازداشتش کردن

00:45:55.960 --> 00:46:00.790
،اگه راننده آمبولانس نبود
ممکن بود الان من یا برادرم مرده بودیم

00:46:06.340 --> 00:46:09.140
به من ماموریت داده بودن تا
آرنی شاین جانسون رو بررسی کنم

00:46:09.220 --> 00:46:13.140
.اثرانگشتش رو گرفتم
بهش حق سکوت دادم

00:46:14.600 --> 00:46:20.400
به قیافه‌ش می‌خورد که توی دردسر افتاده، درگیر شده
و ژولیده بود

00:46:20.480 --> 00:46:21.730
.اوضاع درست نبود

00:46:23.730 --> 00:46:26.070
.من کاملاً خسته بودم
حتی نمی‌تونستم وایسم

00:46:26.150 --> 00:46:27.280
.روی این نیمکت نشسته بودم

00:46:28.820 --> 00:46:33.290
"و ازش پرسیدم، گفتم، "چرا اینجام؟ جریان چیه؟ چه خبر شده؟

00:46:33.370 --> 00:46:36.460
".و اون گفت، "خب، تو دوستت رو کشتی

00:46:37.250 --> 00:46:38.500
"گفتم، "نکشتم

00:46:39.880 --> 00:46:43.920
.من... من اصلاً حرفشو باور نکردم
".گفتم، "کاملاً اشتباه می‌کنی

00:46:44.000 --> 00:46:46.010
".الن خوبه. از خونه بیرون اومدیم"

00:46:46.090 --> 00:46:49.090
".گفت، "نه، مرده و تو کشتیش

00:46:51.010 --> 00:46:54.140
.گریه‌ای درکار نبود
هیچ "متاسفمی" نگفت

00:46:54.220 --> 00:46:56.310
".فقط گفت "نمی‌دونم چه خبره

00:46:56.390 --> 00:46:59.850
.نمی‌تونست هیچ‌چیزی رو درباره‌ی قتل به یاد بیاره

00:47:02.110 --> 00:47:03.520
.من هیچ‌وقت به کسی صدمه نزدم

00:47:04.480 --> 00:47:05.480
.هیچ‌وقت

00:47:05.570 --> 00:47:08.280
.هیچ‌وقت برای چیزی بازداشت نشدم

00:47:09.070 --> 00:47:11.740
،و اینو بهشون گفتم. و گفتم

00:47:11.820 --> 00:47:14.240
.امکان نداره این کار من باشه"
".آدم اشتباهی رو گرفتین

00:47:20.000 --> 00:47:23.460
توی پرونده‌ی دیوید گلاتزل، وقتی آرنی جانسون درنتیجه‌ی کمک

00:47:23.540 --> 00:47:27.550
،و به چالش کشیدن موجود شیطانی تسخیر شد

00:47:27.630 --> 00:47:28.800
.این یه احتماله

00:47:28.880 --> 00:47:32.930
.توی ادبیات دیدم
"بهش میگن "تناسخ

00:47:33.470 --> 00:47:37.930
و اینجاست که ممکنه یک روح شیطانی
از یک شخص تسخیر شده

00:47:38.020 --> 00:47:40.270
.به کسی که در جلسه‌ی جن‌گیری حضور داره منتقل شه

00:47:43.690 --> 00:47:45.230
یک وکیل مدافع درکنتیکت

00:47:45.320 --> 00:47:48.190
تلاش می‌کنه تا ثابت کنه موکلش
مرتکب به قتل نشده

00:47:48.280 --> 00:47:49.990
چون متهم 19ساله

00:47:50.070 --> 00:47:53.370
گفته که در زمان کشتار
.توسط شیطان تسخیر شده بود

00:47:53.450 --> 00:47:56.080
،آرنی شاین جانسون نوزده ساله

00:47:56.160 --> 00:47:57.950
،بدون هیچ سابقه‌ی خشونتی

00:47:58.040 --> 00:48:01.370
متهم به قتل صاحب‌خانه‌ش، الن بونو، با چاقو شده است

00:48:01.460 --> 00:48:05.250
و ادعا می‌کنه که اون زمان توسط شیاطین تسخیر شده بوده
.و هیچ چیزی رو به یاد نمیاره

00:48:06.880 --> 00:48:09.840
معشوق او، دبوراه گلاتزل، که در زمان اتفاق حضور داشته

00:48:09.920 --> 00:48:12.130
،و کسی که برادر 11ساله‌ش تسخیر شده بود

00:48:12.220 --> 00:48:14.220
.گزارش خودش رو از اتفاق بیان کرده

00:48:14.300 --> 00:48:17.970
ندیدم که هیچ چاقوکشی‌ای صورت بگیره
درست اون وسط بودم

00:48:18.060 --> 00:48:19.430
شاهد چه چیزی بودی؟

00:48:19.930 --> 00:48:23.270
.ام، فقط کلی هل دادن و تنه زدن

00:48:23.350 --> 00:48:24.440
بعد چی؟

00:48:24.940 --> 00:48:27.070
.و یهو، همه‌چی بهم ریخت

00:48:28.190 --> 00:48:30.610
،دبی حس کرد که ثابت می‌شه

00:48:31.280 --> 00:48:35.700
حس خیلی مثبتی داشت که
.قراره تسخیر شیطانی رو ثابت کنیم

00:48:36.280 --> 00:48:38.290
،بعد ازچیزی که همه‌مون پشت سرگذاشتیم

00:48:38.990 --> 00:48:42.080
.باید به همه بگه که شیطان واقعیه

00:48:42.920 --> 00:48:44.920
،وکیل جانسون، مارتین مینلا

00:48:44.960 --> 00:48:47.000
.توی دادگاه هیچ اشاره‌ای به شیاطین نکرد

00:48:47.090 --> 00:48:49.500
،تا زمانی که به گزارش پاتولوژیست

00:48:49.590 --> 00:48:54.550
،گزارش پاتولوژیست خودمون، و بخش کالبدشکافی دست پیدا نکردیم
.نمی‌تونیم کاری کنیم

00:48:55.140 --> 00:48:58.390
.من به ماوراطبیعه اعتقادی نداشتم

00:48:58.470 --> 00:49:04.980
،برای همین قبل از این‌که خیلی درگیر بشم
گفتم که می‌خوام یکم تحقیق کنم

00:49:07.690 --> 00:49:10.280
،اد و لورین وارن بهم گفتن

00:49:10.360 --> 00:49:13.650
".اون خود آرنی جانسون نبوده"

00:49:13.740 --> 00:49:18.700
شیطان بوده که بدنش رو تسخیر کرده"

00:49:19.200 --> 00:49:21.160
".و الن بونو رو کشته

00:49:23.080 --> 00:49:25.920
شریکم فکرکرد که اونا دیوونه هستن

00:49:26.000 --> 00:49:30.050
و گفت، "گوش کن، تا جایی که می‌تونی
".از این پرونده دور بمون

00:49:30.130 --> 00:49:32.010
.اما می‌خواستم بیش‌تر بشنوم

00:49:32.090 --> 00:49:34.800
.از بیرون، شبیه یه خونه‌ی عجیب توی نیوانگلنده

00:49:34.880 --> 00:49:38.470
.و درداخل، شبیه یک مجموعه از فیلم ترسناک هالیوودیه

00:49:38.550 --> 00:49:41.430
.موزه‌ایه که فعالیت‌های ماوراطبیعه رو ثبت می‌کنه

00:49:41.930 --> 00:49:45.350
و اد و لورین وارن میگن
هرچی که می‌بینید از رویدادهای واقعی هستن

00:49:45.440 --> 00:49:49.650
درحال حاضر در ساختمونی هستین که احتمالاً

00:49:49.730 --> 00:49:53.740
.خطرناک‌ترین اقلام غیرطبیعی دنیا رو داره

00:49:55.450 --> 00:49:58.780
پایین توی یه اتاق
یه عالمه وسیله داشتن

00:49:59.280 --> 00:50:03.290
."که شامل یه عروسک می‌شد، که گفته بود"هیچ‌وقت به اون عروسک دست نزنید

00:50:03.370 --> 00:50:05.580
.فکرمی‌کنم اسم عروسک آنابل بود

00:50:06.790 --> 00:50:08.920
.این نوارها رو برام اجرا کردن

00:50:10.340 --> 00:50:12.090
!همونجا بمون

00:50:12.170 --> 00:50:13.710
!نه -
!آره -

00:50:14.460 --> 00:50:16.720
!همونجا بمون

00:50:16.800 --> 00:50:19.760
.وارن‌ها تمامی مدارکی که داشتن رو نشونم دادن

00:50:21.600 --> 00:50:23.100
.چشمات رو باز کن، دیوید

00:50:23.720 --> 00:50:27.850
.و برای من، خیلی معتبر و قابل باور بود

00:50:29.190 --> 00:50:31.730
،به داستان باور داشتم

00:50:31.820 --> 00:50:34.360
،به دفاع باور داشتم

00:50:34.440 --> 00:50:38.780
و همچنین باور داشتم که احتمالاً هیچ وکیل دیگه‌ای توی ایالت نیست

00:50:39.280 --> 00:50:42.450
.که همچین دفاعی ارائه کنه

00:50:44.240 --> 00:50:45.830
".شیطان مجبورم کرد"

00:50:46.410 --> 00:50:50.250
این چیزیه که وکیل مجرم، مارتین مینلا، موقع اومدن موکلش به دادگاه

00:50:50.330 --> 00:50:52.170
.می‌خواد ثابت کنه

00:50:52.250 --> 00:50:58.470
ماهیت دفاعمون چیزیه که
توی انگلیس استفاده شده

00:50:58.550 --> 00:51:03.060
،هیچ‌وقت توی ایالات متحده استفاده نشده
دفاع از تسخیر شیطانی

00:51:03.140 --> 00:51:06.060
،کیفرخواست علیه آرنی جانسون، که درطبقه‌ی بالای این خونه زندگی می‌کرد

00:51:06.140 --> 00:51:07.850
.در 19مارچ برگزار می‌شه

00:51:07.930 --> 00:51:10.560
.درحال حاضر، سه پرونده توی انگلیس محاکمه شدن

00:51:10.650 --> 00:51:12.940
.دو اتهام به آتش‌زنی، یکی تجاوز

00:51:13.020 --> 00:51:17.440
.حکم درهمه‌ی پرونده‌ها، بی‌گناه به دلیل تسخیر شیطانی

00:51:17.940 --> 00:51:20.280
،در 15سال حرفه‌ی خبرنگاریم

00:51:20.360 --> 00:51:23.330
این عجیب‌ترین داستانی بود که
توی زندگیم پوشش داده بودم

00:51:23.410 --> 00:51:24.870
،لورین و اد وارن

00:51:24.950 --> 00:51:28.210
به عنوان دانشجویان و سخنران‌های قدیمی
.مسائل اسرارآ‌میز شناخته می‌شن

00:51:28.790 --> 00:51:32.250
وارن‌ها استدلالشون اینه که
نفوذ موجود شیطانی در جانسون بوده

00:51:32.330 --> 00:51:33.880
.که اون رو به کشتن سوق داده

00:51:33.960 --> 00:51:38.010
کل موضوع تسخیر شیطان از نظر یک خبرنگار

00:51:38.090 --> 00:51:40.090
.به شدت سخته

00:51:40.180 --> 00:51:43.050
.اه، چون شما نمی‌تونید ثابتش کنید

00:51:43.140 --> 00:51:44.970
.نمی‌تونید ردش کنید

00:51:45.060 --> 00:51:49.350
بهترین کاری که به عنوان خبرنگار می‌تونید انجام بدین
تلاش برای پیدا کردن حقایقه

00:51:50.980 --> 00:51:54.820
،شش روز بعد از چاقوکشی
.من به وارن‌ها معرفی شدم

00:51:58.030 --> 00:51:59.190
.مقدمات رو آماده کردیم

00:51:59.280 --> 00:52:01.910
قراربود اجازه بدن که
چندتا نوارصوتی داشته باشم

00:52:01.990 --> 00:52:05.660
و این‌که آزادم که اگه خواستم بتونم اینا رو

00:52:05.740 --> 00:52:07.540
.توی ایستگاه‌های رادیویی قرار بدم

00:52:08.370 --> 00:52:10.460
.ظهربخیر. مایک الن هستم

00:52:10.540 --> 00:52:13.380
واین‌نیوز یه سری نوارهای نسبتاً دراماتیکی به دست آورده

00:52:13.460 --> 00:52:16.960
که گفته می‌شه با کل ماجرای چاقوکشی در بروکفیلد
..."معروف به "شیطان مجبورم کرد

00:52:17.050 --> 00:52:18.050
.ارتباط داره

00:52:18.550 --> 00:52:21.380
.به نام پدر، پسر، روح القدس

00:52:21.470 --> 00:52:23.180
.بهت دستور میدم که این پسر رو ترک کنی

00:52:23.260 --> 00:52:26.850
.صلیب درست روی پیشونی تو قرارداره
.نمی‌تونی به فرزند خدا صدمه بزنی

00:52:26.930 --> 00:52:29.140
.عیسی توی جهنم می‌میره

00:52:29.220 --> 00:52:31.340
.مامانی دوستت داره

00:52:33.150 --> 00:52:37.190
و انتظار داشتم که کلی تماس تلفنی دریافت کنیم

00:52:37.270 --> 00:52:39.360
"که مردم بگن "چرا اینو پخش کردین؟

00:52:39.440 --> 00:52:40.650
".شما وحشتناکید"

00:52:41.740 --> 00:52:44.740
"اما بیش‌تر تماس‌ها این بودن که، "کی می‌خواید دوباره پخشش کنید؟

00:52:47.280 --> 00:52:50.080
،از سراسر کشور نامه می‌گرفتم

00:52:50.160 --> 00:52:53.920
از پیشگو‌ها و... و مردم توی زمینه‌های ماوراطبیعه

00:52:54.000 --> 00:52:55.880
.که خدماتشون رو بهم پیشنهاد می‌دادن

00:52:55.960 --> 00:52:59.800
"بعد می‌رسیم به ناباورها که می‌گفتن "شوخیتون گرفته؟

00:52:59.880 --> 00:53:01.880
".الکل بوده. چاقوکشی بوده"

00:53:01.970 --> 00:53:03.430
".این یه پرونده‌ی ساده‌ست"

00:53:03.510 --> 00:53:06.140
اصلاً چرا برای این وقت می‌ذارید؟"
".واقعاً مسخره‌ست

00:53:06.760 --> 00:53:08.440
،توی بازدید از منطقه‌ی قتل

00:53:08.470 --> 00:53:11.560
هیچ‌کدوم از همسایه‌ها، از جمله یک کشیش که
توی پرونده نقش داشته

00:53:11.640 --> 00:53:12.770
.نمی‌خواستن درباره‌ش صحبت کنن

00:53:13.270 --> 00:53:18.860
.با کشیش‌هایی که توی به اصطلاح، جن‌گیری‌ها حضور داشتن تماس گرفتم

00:53:19.440 --> 00:53:23.240
خب چیزی که بهشون گفتن این بود، "ببینید، ادعاهایی هست

00:53:23.820 --> 00:53:27.490
،که در طول این مراسم، اثاثیه توی اتاق پرواز می‌کردن

00:53:27.570 --> 00:53:30.660
".و شناوری مشاهده شده

00:53:30.740 --> 00:53:34.580
،اه، تنها چیزی که ازتون می‌خوام اینه که فقط بگید"

00:53:34.660 --> 00:53:36.670
".اون مزخرفه، اتفاق نیفتاده

00:53:36.750 --> 00:53:40.300
".و بعد می‌تونیم هرکدوم راه خودمون رو بریم
اون رو نگفتن

00:53:41.550 --> 00:53:44.420
"اد، به کسی که میگه "هیچ‌کدوم از اینا رو باور ندارم

00:53:44.510 --> 00:53:47.590
چی داری بگی؟

00:53:47.680 --> 00:53:49.360
.خب، امیدوارم که توی هیئت منصفه نباشید

00:53:50.680 --> 00:53:54.480
می‌تونیم با چندین سوابق پرونده‌ی دیگه
از این پرونده حمایت کنیم

00:53:54.560 --> 00:53:57.770
،پرونده‌هایی که باهاشون درگیر بودیم
و بدون هیچ شکی ثابت می‌کنن

00:53:57.850 --> 00:54:00.730
.که اون پدیده غیرطبیعی اینجا رخ داده

00:54:13.660 --> 00:54:15.410
.توی عکس‌ها خیلی خوشحال به نظرمی‌رسن

00:54:16.920 --> 00:54:18.500
خب، نمی‌تونم دراینباره چیزی بگم

00:54:19.670 --> 00:54:23.340
اما وقتی اون درها بسته بودن
یه نیمه‌ی متفاوت هم وجود داشت

00:54:23.420 --> 00:54:24.920
.می‌تونم دراین حد بهتون بگم

00:54:28.130 --> 00:54:30.640
.خیلی با یه خونواده‌ی آمریکایی خوشحال و عادی فاصله داشتیم

00:54:30.720 --> 00:54:32.140
.مادرم دستورکار خودشو داشت

00:54:32.220 --> 00:54:35.480
،اگه اوضاع طبق خواسته‌ش پیش نمی‌رفت
عصبانی می‌شد

00:54:37.730 --> 00:54:40.690
جلوی مردم، سعی می‌کرد خودش رو مثل یه قدیس نشون بده

00:54:40.770 --> 00:54:45.030
.اما اصلاً حتی به واقعیت نزدیک هم نبود

00:54:45.610 --> 00:54:47.860
اصلاً به کلیسا و این چیزا نمی‌رفت

00:54:47.950 --> 00:54:49.410
.تا زمانی که ماجرای دیوید اتفاق افتاد

00:54:49.490 --> 00:54:51.870
،و زمانی که لورین وارن وارد تصویر شد

00:54:51.950 --> 00:54:53.450
اونجا بود که همه اومدن جلو و گفتن

00:54:53.540 --> 00:54:55.640
.اه، باید نوارشونه‌ای بپوشیم"
".باید روسری بپوشیم

00:54:55.660 --> 00:54:56.660
...و

00:54:56.710 --> 00:54:57.830
.باور نمی‌کردم

00:55:00.000 --> 00:55:03.380
.15سالم بود که برادرم تسخیر شد

00:55:05.510 --> 00:55:08.170
،هیچ‌وقت جلوی دوربین و این چیزا صحبت نکردم

00:55:08.260 --> 00:55:13.810
و فقط می‌خواستم حقیقت مشخص بشه
.چون یه مرد بی‌گناه کشته شده

00:55:14.680 --> 00:55:17.060
و می‌خوان با "شیطان مجبورم کرد" جمعش کنن؟

00:55:17.600 --> 00:55:21.190
.این خیلی با واقعیت فاصله داره
می‌دونم چون زندگیش کردم

00:55:22.060 --> 00:55:25.740
14جولای، 1980]
[هفت ماه قبل از قتل الن بونو

00:55:31.990 --> 00:55:35.200
.بیرون بودم، و اد و لورین رسیدن

00:55:37.330 --> 00:55:40.250
"اد وارن میگه، "اینجا چه خبره؟

00:55:40.330 --> 00:55:43.540
".و گفتم، "راستش، فکرمی‌کنم خونواده‌م دیوونه‌ن

00:55:47.920 --> 00:55:49.800
.یادمه که اونو به اد وارن گفتم

00:55:53.890 --> 00:55:57.970
.اول نمی‌دونستم که برنامه‌ی اد و لورین وارن چی بود

00:55:59.980 --> 00:56:03.560
،فقط عقب نشستم و نگاه کردم
و اوضاع برام قابل پذیرش نبود

00:56:03.650 --> 00:56:05.440
اگه تو مسئولش بودی چیکار می‌کردی؟

00:56:05.520 --> 00:56:07.200
پشت میز آشپزخونه نشستن تا درباره‌ی

00:56:07.230 --> 00:56:08.360
مشکلات دیوید حرف بزنن

00:56:08.940 --> 00:56:10.340
از این چیزا خوشت نمیاد، درسته؟

00:56:10.400 --> 00:56:11.650
.نه -
نه؟ -

00:56:11.740 --> 00:56:12.740
،انگار داشتن می‌گفتن

00:56:12.820 --> 00:56:16.160
".خب، اون می‌تونه بهت فحش بده، بهت تف کنه"

00:56:16.240 --> 00:56:18.750
".مثل یه وحشی غرش کنه و غرغر کنه"

00:56:19.750 --> 00:56:20.750
،و مشکلم این بود که

00:56:20.830 --> 00:56:24.420
چرا وقتی ما اونجا نشسته بودیم
درباره‌ی موضوع حرف می‌زدن؟

00:56:26.040 --> 00:56:29.010
.بچه‌ها رو می‌فرستادین بیرون، طبقه‌ی پایین، پی یه کاری

00:56:29.090 --> 00:56:33.090
.اما می‌خواستن که مطمئن شن ما می‌شنویمش، و شنیدیم

00:56:33.890 --> 00:56:36.350
.مثل این‌که هدایتشون کنی که چیکار کنن

00:56:36.430 --> 00:56:38.770
وقتی دیوید نبود
چه کارایی انجام می‌داد؟

00:56:39.270 --> 00:56:41.700
.تف، فحش، فحش دادن -
خیلی فحش داد -

00:56:41.730 --> 00:56:44.770
فحش به کشیش؟ -
...و من. آره، یه عالمه بود -

00:56:44.850 --> 00:56:47.440
فکرنمی‌کنید دیوید انقدر باهوشه
که اونو از خودش بسازه؟

00:56:48.020 --> 00:56:51.530
چندروز بعد، دیوید داشت همونکارا رو انجام می‌داد

00:56:51.610 --> 00:56:52.900
.کلمه به کلمه

00:56:54.030 --> 00:56:56.710
.خیلی‌خب، پسر -
حرومزاده‌ی عوضی -

00:56:56.740 --> 00:56:57.990
!مجازاتت می‌کنم

00:56:58.790 --> 00:56:59.660
.دیوید، تمومش کن

00:56:59.740 --> 00:57:01.830
!تو لایق مرگی

00:57:01.910 --> 00:57:05.000
!لیاقت زندگی کردن رو نداری -
دیوید، دیوید، آروم باش -

00:57:05.830 --> 00:57:07.210
!تو می‌میری

00:57:07.750 --> 00:57:09.880
.هرزه‌ی عوضی آشغال

00:57:11.970 --> 00:57:15.050
،درابتدا، وارن‌ها خیلی میومدن

00:57:15.140 --> 00:57:16.720
.مثل روزای عادی

00:57:16.800 --> 00:57:18.760
.فکرمی‌کنم هفته‌ی اول، هرروز اومدن

00:57:18.850 --> 00:57:22.020
.مامانی اینجاست. مامانی اینجاست
زودباش، بیدارشو. زودباش، بلند شو

00:57:22.100 --> 00:57:24.270
هرشب دوربین‌هارو آماده می‌کردن

00:57:24.350 --> 00:57:26.620
از پسرم برو بیرون -
میکروفون‌ها آماده می‌شد -

00:57:26.650 --> 00:57:29.480
!نه! نه -
من مادرتم -

00:57:29.520 --> 00:57:31.610
.تبدیل به یه نمایش شد

00:57:31.690 --> 00:57:34.280
!اونکارو نکن

00:57:36.280 --> 00:57:40.290
!دیوید! فقط بلندشو
خدای من! زودباش بلند شو

00:57:41.080 --> 00:57:45.370
به جای متمرکز کردن انرژی روی
.کمک به دیوید، ضبطش می‌کردن

00:57:47.420 --> 00:57:49.460
.می‌دونید، همه‌چی می‌تونست متفاوت انجام بشه

00:57:51.380 --> 00:57:53.420
یه روز عصر یه حادثه رخ داد

00:57:53.510 --> 00:57:56.010
که مادرم داشت سر دیوید داد می‌زد

00:57:56.090 --> 00:57:59.100
.که تمومش کن، و تمومش کن، و آروم باش، بشین

00:57:59.180 --> 00:58:01.220
.و اونم در جواب خیلی چیزا بهش گفت

00:58:01.260 --> 00:58:03.180
.هرزه‌ی عوضی آشغال

00:58:03.220 --> 00:58:05.600
.و یهویی، پدرم اومد

00:58:05.690 --> 00:58:07.710
!تو لیاقت زندگی کردن نداری -
...دیوید -

00:58:07.730 --> 00:58:08.650
!بلند شو

00:58:08.730 --> 00:58:09.730
صدای "سیلی" اومد

00:58:10.360 --> 00:58:12.120
.برو اونجا و بشین

00:58:12.150 --> 00:58:13.820
.گفتم که بسه

00:58:13.900 --> 00:58:16.150
کافیه! دیگه بسه. باید تموم شه

00:58:16.240 --> 00:58:21.490
.و البته، شیطان نشست و خیلی ساکت شد

00:58:22.490 --> 00:58:24.790
برای همین خوشحال شدم که حداقل
.به پدرم گوش می‌کنه

00:58:27.210 --> 00:58:29.580
...خب، یه ثانیه. یه ثانیه وقت

00:58:31.460 --> 00:58:34.920
شب قتل، من و بابام داشتیم بیرون کار می‌کردیم

00:58:35.010 --> 00:58:36.300
.و مادرم جیغ زد

00:58:37.880 --> 00:58:41.260
.باید به سگدونی بریم"
".یه اتفاقی افتاده. دبی هیستریک شده

00:58:41.350 --> 00:58:42.810
.باید بریم -
باشه -

00:58:51.770 --> 00:58:54.780
".رسیدیم اونجا و دبی گفت، "اوه یه دعوای بد اتفاق افتاد

00:58:54.860 --> 00:58:57.030
".الن چاقو خورد. اونجاست"

00:58:59.030 --> 00:59:02.910
دیدم که الن به پهلو افتاده. اون موقع بود که رفتم سمتش
و چرخوندمش

00:59:02.990 --> 00:59:04.200
...یادتون باشه که 15سالم بود

00:59:04.290 --> 00:59:07.250
.نمی‌دونستم باید چیکار کنم
هیچ‌وقت با همچین چیزی طرف نبودم

00:59:07.750 --> 00:59:11.000
.و یادمه که چهارتا زخم چاقو دیدم. ام، چهارتا بود

00:59:12.290 --> 00:59:15.840
.نفس‌نفس می‌زد
"همه‌ش می‌گفتم که "الن تحمل کن

00:59:20.890 --> 00:59:23.680
خب، می‌دونی، می‌خوای چیکار کنی؟

00:59:23.760 --> 00:59:27.850
.انگار که گیر افتادی

00:59:27.930 --> 00:59:29.980
...می‌دونید که چی میگم؟ فقط

00:59:31.060 --> 00:59:34.570
،حسی نیست که بخوام... می‌دونید
راستش، اصلاً درباره‌ش حرف نمی‌زنم

00:59:34.650 --> 00:59:38.440
...چیزیه که نمی‌خوام به یاد بیارم، چون این‌طوریه که

00:59:38.530 --> 00:59:42.570
.نمی‌تونی به کسی کمک کنی. می‌دونید، هیچ کاری نبود که بتونم انجام بدم

00:59:43.490 --> 00:59:45.990
.ناراحت کننده‌ست که ببینی یکی اون‌طوری می‌میره

00:59:51.170 --> 00:59:52.580
،قتل الن بونو

00:59:52.670 --> 00:59:55.590
.حتی فکرشم نمی‌کردم که به دیوید ارتباط داشته باشه

00:59:56.960 --> 00:59:59.220
.هیچ‌چیز شیطانی‌ای وجود نداره

01:00:00.590 --> 01:00:03.430
آرنی خیلی نسبت به دبی
سلطه‌گر بود

01:00:05.350 --> 01:00:07.310
گمانه‌زنی‌ها و شایعاتی بود

01:00:07.390 --> 01:00:09.810
.که دبی با الن بونو رابطه داشته

01:00:11.190 --> 01:00:14.810
یادمه که دبی گلاتزل به
اداره‌ی پلیس اومد

01:00:15.400 --> 01:00:17.860
و گفت، "من یه شایعه شنیدم که

01:00:18.360 --> 01:00:23.070
،این قتل سر یه مثلث عشقی بوده

01:00:23.160 --> 01:00:28.450
".یه مثلث بین من و الن بونو، اه با آرنی شاین جانسون

01:00:28.540 --> 01:00:32.210
"و گفت، "این‌طورنیست
".گفت، "من با الن بونو رابطه داشتم

01:00:32.290 --> 01:00:33.330
،اون تموم شده بود"

01:00:33.420 --> 01:00:37.050
".و این ماجرای چاقوکشی، و قتل هیچ ربطی به اون نداره

01:00:37.880 --> 01:00:40.760
فردا توی دانبری، کنتیکت، یک محاکمه‌ی قتل عجیب
.درجریانه

01:00:40.840 --> 01:00:43.720
.محوریت این پرونده ادعای تسخیر شیطانیه

01:00:43.800 --> 01:00:45.350
.گزارشی از جیم ون سیکل

01:00:46.300 --> 01:00:49.140
آیا شیطان فردا در دانبری کنتیکت، دراین دادگاه باستانی

01:00:49.220 --> 01:00:50.890
حاضر خواهد شد؟

01:00:51.480 --> 01:00:53.730
ممکنه که درجایگاه قرار بگیره؟

01:00:54.690 --> 01:00:57.520
.نمی‌دونستم که محاکمه داره شروع می‌شه

01:00:58.020 --> 01:01:01.530
و توی روز اول محاکمه، والدینم بهم پول دادن

01:01:01.610 --> 01:01:05.620
تا بتونم مدرسه رو بپیچونم
و برم هرکاری که می‌خوام انجام بدم

01:01:06.200 --> 01:01:10.870
،ترسیده بودن که من توی داستان درگیر بشم

01:01:12.500 --> 01:01:13.790
...چون می‌دونستم که

01:01:15.920 --> 01:01:17.290
.همه‌ش ساختگیه

01:01:38.310 --> 01:01:41.610
ما، به عنوان خونواده، فکرمی‌کردیم آرنی بی‌گناه شناخته می‌شه

01:01:43.110 --> 01:01:46.320
چون قراربود کشیش و وارن‌ها

01:01:46.410 --> 01:01:49.700
،و تمامی مدارکی که جمع کرده بودیم

01:01:49.780 --> 01:01:52.080
فایل‌های صوتی، تصاویر رو داشته باشیم

01:01:52.160 --> 01:01:57.330
و بتونیم به دادگاه نشون بدیم
که آرنی مرتکب قتل نشده

01:01:57.420 --> 01:02:00.920
.و ام، تسخیر شده بوده، چون هیولا رو به چالش کشیده

01:02:03.550 --> 01:02:07.300
دادگاه برای گناه مجرمانه روی

01:02:07.390 --> 01:02:08.890
.حداکثرمجازات اصرار داشت

01:02:08.970 --> 01:02:11.720
این موردیه که رسانه

01:02:11.810 --> 01:02:16.440
و وارن‌ها، از نظر مالی برای خودشون وقت زیادی رو صرف

01:02:16.520 --> 01:02:19.770
.تبلیغات کردن

01:02:19.860 --> 01:02:23.150
اما تا اونجایی که به من مربوطه، این یه

01:02:23.230 --> 01:02:26.240
امرعادی برای اتفاق افتادن
.یک قتله

01:02:26.320 --> 01:02:30.700
بیرون اومدیم و گفتیم
،اینا یه سری حرف احمقانه‌ست

01:02:30.780 --> 01:02:36.500
که ما سعی داشتیم
یه پرونده قتل ساده رو پوشش بدیم

01:02:36.580 --> 01:02:41.290
.اگه آرنی به قتل محکوم بشه، از 25سال تا ابد حکم می‌گیره

01:02:45.300 --> 01:02:48.430
.ورود به دادگاه واقعاً سخت بود

01:02:48.510 --> 01:02:49.890
.اینکه توی جایگاه قرار بگیری

01:02:52.510 --> 01:02:54.270
هیچ‌کس نمی‌دونست
که باید انتظار چیو بکشه

01:02:54.350 --> 01:02:57.270
تقریباً انگار... یه رویارویی داشت اتفاق میفتاد

01:02:57.350 --> 01:03:01.310
مارتین مینلا با دفاع از تسخیر شیطانی جلو اومد

01:03:01.400 --> 01:03:04.360
و قاضی رابرت کالاهان باید حکم صادر می‌کرد

01:03:04.440 --> 01:03:06.570
.که این مسئله رو می‌پذیره یا نه

01:03:07.650 --> 01:03:10.110
.بخوام صادقانه بگم، بررسی واقعیت بود

01:03:11.530 --> 01:03:14.790
.من برای اولین بار توی دادگاه قرار گرفتم

01:03:14.870 --> 01:03:16.290
.مواجهه با حکم 25سال تا ابد

01:03:17.620 --> 01:03:20.120
و سورئال بود. اوم

01:03:24.500 --> 01:03:28.760
باورداشتم که موکلم
قراره توی دادگاه موفق بشه

01:03:29.380 --> 01:03:34.510
هیئت منصفه اعتبار و صحت ماجرا رو بررسی می‌کنه

01:03:34.600 --> 01:03:36.640
،نه تنها از نظر ایمان باور داشتم

01:03:36.720 --> 01:03:41.060
بلکه به مدارک فیزیکی و شهادت هم باور داشتم

01:03:41.600 --> 01:03:44.440
.و فکرمی‌کردم ذهنشون رو براین اساس می‌چینن

01:03:45.020 --> 01:03:46.730
.اما هیچ‌وقت به اونجا نرسید

01:03:47.490 --> 01:03:50.740
قاضی به حرف‌ها و بحث‌ها گوش داد و گفت که

01:03:50.820 --> 01:03:54.620
.تسخیر شیطانی دفاع قابل‌قبولی نیست

01:03:54.700 --> 01:03:57.450
.درمورد این پرونده و دردادگاه‌های ایالات متحده غیرمرتبطه

01:03:57.540 --> 01:03:58.830
این یک علم نیست

01:03:58.910 --> 01:04:02.790
و اجازه نمیده هیچ مدرکی
از تسخیر شیطانی و شیاطین ارائه بشه

01:04:03.290 --> 01:04:05.590
جیم ون سیکل، اخبار4، دانبری

01:04:07.460 --> 01:04:08.590
.داغون شده بودم

01:04:10.630 --> 01:04:14.050
.و می‌تونستم صدای آه و ناله‌ی خونواده رو بشنوم
".مثل، "اوه‌خدای من

01:04:14.550 --> 01:04:17.850
توی دادگاه، باید دستت رو روی کتاب مقدس بذاری
و به کتاب مقدس قسم بخوری

01:04:18.350 --> 01:04:20.430
،این مشکلی نداره. اما به جز اون

01:04:20.520 --> 01:04:24.020
.اونا به هیچ ماوراطبیعه یا شیطانی باور ندارن

01:04:25.650 --> 01:04:26.980
خب این چطور می‌خواد جواب بده؟

01:04:27.820 --> 01:04:29.070
،درست جلوی من

01:04:29.570 --> 01:04:34.820
،پنج یا شیش کشیش کاتولیک همزمان بلند شدن

01:04:34.910 --> 01:04:36.780
،تقریباً انگار از قبل تمرین شده بود

01:04:36.870 --> 01:04:39.580
.و باهم بیرون رفتن و دیگه هیچ خبری ازشون نشد

01:04:39.660 --> 01:04:43.040
.و کلیسا دیگه درباره‌ی این پرونده نظری نداد

01:04:44.630 --> 01:04:46.170
.حس می‌کردم که رها شدم

01:04:47.300 --> 01:04:50.130
.هیچ‌وقت فرصتشو نداشتم که کل حقیقت رو بگم

01:04:51.550 --> 01:04:56.220
...اما اونا هیچ‌وقت به حقیقت اجازه نمیدن، برای همین
حس بازندگی می‌کردم

01:04:56.970 --> 01:04:58.350
حالا چیکار کنیم؟

01:04:58.970 --> 01:05:01.730
.دادگاه دانبری فردا ادامه پیدا می‌کنه

01:05:08.610 --> 01:05:13.320
تبدیل به پرونده‌ی خیلی سختی
برای دفاع یا بحث شده بود

01:05:14.360 --> 01:05:18.950
چون خواهرش اظهاراتی رو با پلیس امضا کرده بود

01:05:19.040 --> 01:05:21.870
.که می‌گفت دیده آرنی به الن چاقو زده

01:05:21.950 --> 01:05:23.790
و اگه نمی‌تونستی بگی، "آره، اما این‌کارو

01:05:23.870 --> 01:05:27.380
"،فقط به خاطر تسخیر شیطانی انجام داده
"و تنها جمله شد "بهش چاقو زد

01:05:30.210 --> 01:05:32.880
مارتین مینلا بهم گفت که تنها چیزی که
واقعاً می‌تونیم انجام بدیم

01:05:32.970 --> 01:05:34.430
.اینه که بگیم دفاع از خود بوده

01:05:36.390 --> 01:05:39.100
".و گفت ،" این درخواستیه که می‌خوایم ارائه بدیم

01:05:40.310 --> 01:05:43.560
.این‌طوری یعنی مقصر قتل نیستی، و غیرعمد بوده

01:05:45.690 --> 01:05:49.190
.مشکل اینه که دفاع از خود محدودیت داره

01:05:49.690 --> 01:05:52.230
،به عبارت دیگه، اگه کسی بیاد سراغتون

01:05:52.320 --> 01:05:56.950
شما یک یا دوبار می‌تونید چاقو بزنید، نه چندبار

01:05:57.030 --> 01:05:58.700
،چون اگه این‌کارو کنید

01:05:59.740 --> 01:06:02.040
.دفاع از خود کلاً حذف می‌شه

01:06:04.000 --> 01:06:07.080
این‌که یهویی به دفاع از خود اشاره کنیم

01:06:07.170 --> 01:06:11.050
،درحالی از اول مطرح نشده بود

01:06:11.130 --> 01:06:13.630
.مطمئناً غیرعادی به نظرمی‌رسید

01:06:14.670 --> 01:06:18.220
اون تنها راهی بود که ممکن بود

01:06:18.300 --> 01:06:19.800
.25سال حبس نگیرم

01:06:21.180 --> 01:06:22.680
.مجبور شدم توی جایگاه قرار بگیرم

01:06:24.560 --> 01:06:26.480
یه جورایی سخت بود

01:06:26.560 --> 01:06:28.730
چون واقعاً هیچی از اتفاقات رو
یادم نمیومد

01:06:29.770 --> 01:06:31.440
.و اون چیزی بود که بهشون گفتم

01:06:32.730 --> 01:06:33.820
فکرمی‌کنم همه این حس رو دارن

01:06:33.900 --> 01:06:37.530
که از خیلی جهات
این داستان واقعاً تاسف‌باره

01:06:37.610 --> 01:06:40.120
اما درعین حال، یکی مرده

01:06:40.200 --> 01:06:44.120
.و یکی مقصر اون مرگه، و عدالت باید انجام بشه

01:06:57.470 --> 01:06:59.470
.تنش توی خونواده زیاد بود

01:07:00.510 --> 01:07:04.350
،خواهرم... از محکوم شدن به قتل وحشت کرده بود

01:07:04.430 --> 01:07:06.890
.و باقی زندگیش رو توی زندون سپری کرد

01:07:09.480 --> 01:07:13.270
.منو به دادگاه بردن
اتاق پر شده بود

01:07:14.230 --> 01:07:17.950
.قاضی اومد، و نظر نماینده‌ی هیئت منصفه رو گرفت

01:07:19.990 --> 01:07:21.910
.خیلی عصبی و وحشت زده بودم

01:07:25.490 --> 01:07:29.540
حکم در درجه‌ی اول بی‌گناهی در قتل نبود

01:07:29.620 --> 01:07:32.130
.بلکه گناهکار در قتل غیرعمد می‌شد

01:07:34.750 --> 01:07:36.420
.بعد به صدور حکم رسیدیم

01:07:37.260 --> 01:07:40.300
.حرفای قاضی کالاهان رو تا همین امروز یادمه

01:07:44.560 --> 01:07:48.020
".چاره‌ای ندارم جز این‌که حداکثر مجازات رو بهت بدم"

01:07:48.100 --> 01:07:51.730
ده تا بیست سال حبس"
".در یک زندان فوق امنیتی

01:07:54.940 --> 01:07:59.030
،وقتی حکم صادر شد، دبی از جا پرید و گفت

01:07:59.780 --> 01:08:02.910
".کلاهان، تو مریضی، روانی‌ای"

01:08:03.990 --> 01:08:06.330
.و بعد با گریه شروع به دویدن کرد

01:08:09.540 --> 01:08:12.170
،وقتی از دادگاه خارج می‌شدم

01:08:12.250 --> 01:08:16.750
،دبی از دوربین‌ها رد شد
و اومد پیش من تا بوسم کنه

01:08:20.760 --> 01:08:23.430
و به دبی گفتم، "می‌خوام زندگیت رو ادامه بدی

01:08:23.510 --> 01:08:25.600
".چون تکلیف زندگی من معلوم نیست

01:08:26.600 --> 01:08:28.270
".این‌طوری تو هنوز یه زندگی داری"

01:08:29.060 --> 01:08:31.690
.گریه کرد
".گفت " تو دوسم نداری

01:08:31.770 --> 01:08:34.400
".گفتم، "دوستت دارم. برای همین بهت آزادی میدم

01:08:35.060 --> 01:08:36.770
".گفت، "نه، هیچ‌وقت ترکت نمی‌کنم

01:08:39.400 --> 01:08:41.280
...همیشه از همون اول گفتم

01:08:42.610 --> 01:08:43.660
.آرنی بی‌گناهه

01:08:47.450 --> 01:08:49.080
.اون تا جهنم رفته و برگشته

01:08:57.750 --> 01:08:59.510
.مامانم خیلی بابتش ناراحت بود

01:09:00.760 --> 01:09:03.760
.می‌دونست که تحت تسخیر شیطانی بوده

01:09:05.300 --> 01:09:06.970
.اون فرد بی‌خشونتی بود

01:09:07.470 --> 01:09:10.020
.حس وحشتناکی برای آرنی داشت

01:09:11.060 --> 01:09:13.730
.مامانم می‌خواست که داستان تعریف بشه

01:09:15.400 --> 01:09:18.290
می‌خواست حقیقت رو بگه، و می‌خواست
.مردم بدونن که چه خبر بوده

01:09:21.400 --> 01:09:24.700
درکنار من مادر بچه‌ای نشسته
که یک زمانی تسخیر شده بود

01:09:24.780 --> 01:09:26.740
.و حالا اینجاست که داستانش رو برامون بگه

01:09:26.820 --> 01:09:28.870
حالتون چطوره؟ -
خوشحالیم که اینجایی -

01:09:31.120 --> 01:09:32.750
.بگو که امروز دیوید چطوره

01:09:33.250 --> 01:09:35.880
.خب، دیگه تسخیرشده نیست
از تسخیر خارج شده

01:09:35.960 --> 01:09:37.840
درسته. کاملاً عادیه؟

01:09:37.920 --> 01:09:40.800
...کاملاً عادی، و ام

01:09:40.880 --> 01:09:42.630
.آرنی هنوز یه عالمه مشکل داره

01:09:42.720 --> 01:09:46.220
.یه مرد جوان هست که درحال حاضر توی زندونه

01:09:46.300 --> 01:09:50.970
اون درحال گذروندن حبس 10تا 20سال برای قتلیه

01:09:51.470 --> 01:09:54.140
.که درواقع مسئول انجامش نبوده

01:09:54.640 --> 01:09:59.690
.بعد از محاکمه، مادرم به... هالیوود رفت

01:10:06.280 --> 01:10:07.660
.همه با یه جت پرواز کردیم

01:10:09.620 --> 01:10:13.450
یه لیموزین اومد دنبالمون
و برای شام با دیک کلارک رفتیم

01:10:17.370 --> 01:10:19.420
،داشت لذت می‌برد. خیلی هیجان‌زده بود

01:10:19.500 --> 01:10:22.760
.و نمی‌تونست این اتفاقات رو باورکنه

01:10:24.590 --> 01:10:27.800
.اما اد و لورین یه دستورکار داشتن

01:10:29.640 --> 01:10:31.810
".گفتن، " شما میلیونر می‌شید

01:10:34.230 --> 01:10:37.060
وارن‌ها بهم گفتن که
.قراره یه کتاب منتشر کنن

01:10:37.560 --> 01:10:39.440
،قبلاً نویسنده رو آماده کرده بودن

01:10:39.520 --> 01:10:42.070
فکرمی‌کنم قبلاً یه کتاب دیگه هم
.براشون نوشته بود

01:10:43.690 --> 01:10:46.240
آقای بریتل رو آوردن
،تا باهامون صحبت کنه

01:10:47.200 --> 01:10:50.280
.و اونا... یه سری سوال پرسیدن

01:10:50.370 --> 01:10:51.700
".اد گفت، "ترسناکش کن

01:10:51.780 --> 01:10:54.830
گفت، "اما من با افراد بررسی کردم، و گفتن
".این اتفاق نیفتاده

01:10:54.910 --> 01:10:58.500
.اد گفت،" ترسناکش کن
".مردم جذب می‌شن. ترسناک رو می‌خرن

01:10:59.000 --> 01:11:01.130
.اد و لورین وارن کنترل رو به دست گرفتن

01:11:03.130 --> 01:11:06.380
شیش ماه بعد، وارن‌ها با برگه‌ها پیداشون شد

01:11:06.470 --> 01:11:09.220
"و مامانم گفت، "باید وکیل بگیریم؟

01:11:09.300 --> 01:11:11.430
".و لورین گفت، "نه عزیزم

01:11:11.510 --> 01:11:14.060
آژانس ویلیام موریس"
".یه طبقه‌ی کامل وکیل داره

01:11:14.140 --> 01:11:17.270
.آره، دارن
اما برای اونا نیست. برای شماهاست

01:11:20.060 --> 01:11:22.110
سلام؟ -
سلام، لورین؟ جودی

01:11:22.190 --> 01:11:23.730
.سلام، جودی -
حالت چطوره؟ -

01:11:23.820 --> 01:11:24.690
.خوبم، عزیزم

01:11:24.780 --> 01:11:26.900
هنوز چیزی پیدا نکردی؟ -
چی، عزیزم؟ -

01:11:26.990 --> 01:11:29.780
درباره‌ی کتاب؟ -
همه‌چی عالیه -

01:11:29.860 --> 01:11:30.910
.باشه، خوبه

01:11:30.990 --> 01:11:34.990
.چون شما کلی برای این کار زحمت کشیدین
این همه تراژدی رو پشت سر گذاشتیم

01:11:35.080 --> 01:11:37.500
.و باید بگم،ما هم مثل شما پول رو لازم داریم

01:11:39.790 --> 01:11:43.210
،پدر و مادرم 4.500دلار دریافت کردن

01:11:44.340 --> 01:11:47.970
.اما اد و لورین وارن 81هزار دلار و خرده‌ای دریافت کردن

01:11:49.630 --> 01:11:52.220
.هنوز دارن با فیلم‌های "احضار" پول درمیارن

01:11:55.390 --> 01:11:57.770
لورین بهم گفت که با این معامله‌ی کتاب

01:11:57.850 --> 01:11:59.440
.قراره یه بچه‌ی پولدار بشم

01:12:03.230 --> 01:12:04.820
.و اون دروغ بود

01:12:07.740 --> 01:12:10.240
.وارن‌ها از طریق ما کلی پول درآوردن

01:12:11.030 --> 01:12:14.160
.اگه بتونن ازتون سود ببرن، این‌کارو می‌کنن

01:12:16.120 --> 01:12:17.830
.اون معامله رو رد نمی‌کنن

01:12:19.750 --> 01:12:20.950
وقتی مادرم متوجه شد

01:12:21.000 --> 01:12:23.960
،که ازشون فریب خورده

01:12:25.420 --> 01:12:26.670
.باورش رو از دست داد

01:12:27.840 --> 01:12:29.170
،اونا توی کارشون خوب بودن

01:12:29.260 --> 01:12:32.260
و می‌دونستن که چطور با مردم صحبت کنن
و می‌دونستن چطور مردم رو بازی بدن

01:12:34.720 --> 01:12:36.350
.کلاهبردارهای واقعاً خوبی بودن

01:12:41.600 --> 01:12:44.690
.برادرم دیوید سرکل مصیبت احساس گناه می‌کرد

01:12:45.360 --> 01:12:50.190
دلش شکسته بود چون می‌دونست که
.آرنی بی‌گناه بود

01:12:54.780 --> 01:12:58.160
بدون حمایت دبی، هیچ‌وقت نمی‌تونستم
.این زمان رو پشت سر بذارم

01:12:59.290 --> 01:13:00.790
.این حمایت بهم امید داد

01:13:02.080 --> 01:13:03.830
،بعد، توی 1985

01:13:05.130 --> 01:13:07.920
.توی زندون باهم ازدواج کردیم

01:13:09.050 --> 01:13:11.550
.واقعاً خوشگل شده بود
درخشان بود

01:13:13.130 --> 01:13:16.100
.نمی‌تونستم برای بغل کردنش صبرکنم
عالی بود

01:13:19.380 --> 01:13:21.880
[آرنی شاین جانسون در 1986 از زندان آزاد شد]

01:13:22.520 --> 01:13:28.120
او و دبی گلاتزل تا زمان مرگش در 2021]
[درکنار هم ماندن

01:13:30.190 --> 01:13:34.240
،کل این مسئله زندگیم رو تغییر داد
منو بیش‌تر به دین نزدیک کرد

01:13:36.660 --> 01:13:37.870
.من تسخیر شده نیستم

01:13:38.530 --> 01:13:40.120
،هیچ‌وقت جن‌گیری نداشتم

01:13:41.040 --> 01:13:44.500
،اما تسخیر نشدم
.و می‌دون که چطور باید از خودم محافظت کنم

01:13:45.000 --> 01:13:48.920
،می‌دونم چه دعاهایی رو باید بگم
برای همین کاملاً تحت کنترلم

01:13:49.460 --> 01:13:51.000
.ایمانم منو قوی نگه می‌داره

01:13:52.090 --> 01:13:55.340
.برای همین همه‌چی خوب به نظرمی‌رسه
زندگی به جلو حرکت می‌کنه

01:13:58.640 --> 01:14:02.520
فکرمی‌کنم کل این پرونده
روی کل خونواده تاثیر گذاشته

01:14:04.690 --> 01:14:06.150
.همه رو زخمی کرد

01:14:09.190 --> 01:14:14.950
کل زندگی‌هامون رو زیرو رو کرد
.و صحبت درباره‌ش سخته

01:14:15.030 --> 01:14:16.660
...بیش از چهل سال گذشته

01:14:18.450 --> 01:14:21.790
اما مارو تغییر داد...

01:14:23.160 --> 01:14:27.500
.و اثرات طولانی مدتی روی کل اعضای خونواده داشته

01:14:30.840 --> 01:14:33.760
.درنقطه‌ای هستیم که اساساً همه‌مون پراکنده شدیم

01:14:33.840 --> 01:14:36.300
.واقعاً دیگه هیچ‌کدومم حرف نمی‌زنیم

01:14:44.730 --> 01:14:46.140
...دیدن عکس‌ها

01:14:47.900 --> 01:14:53.820
،دوباره باعث ترسیدن و ناراحتیم می‌شن
چون این یه پسر یازده‌ ساله‌ست

01:14:53.900 --> 01:14:57.280
.که تا این اتفاق، بچگی‌ عادی‌ای داشت

01:15:00.070 --> 01:15:01.910
.باید هرروز باهاش روبرو شم

01:15:07.120 --> 01:15:10.380
خب، این داستان، می‌خواید بدونید که
.کی حقیقت رو میگه

01:15:16.260 --> 01:15:20.010
بعد از این‌که والدینم مردن، من و همسرم
.وسایلشون رو بررسی کردیم

01:15:20.840 --> 01:15:24.100
.مادرم همه‌چی رو نوشته بود
اون او‌سی‌دی داشت

01:15:26.930 --> 01:15:30.600
.روی یه تیکه کاغذ، تقویم یا هرچی
کلی یادداشت نوشته بود

01:15:35.070 --> 01:15:36.740
روی یکی از این یادداشت‌ها گفته بود

01:15:36.820 --> 01:15:39.740
".خب، خونواده امشب داروشون رو خوردن، و همه‌چی خوب بود"

01:15:40.240 --> 01:15:42.320
،همون‌طور که داشتیم به وسایل نگاه می‌کردیم

01:15:43.490 --> 01:15:46.540
.متوجه شدیم که خیلی بیش‌تر از یه داروئه

01:15:50.870 --> 01:15:54.670
فهمیدیم که توی غذامون
سامینکس قرار می‌داد

01:15:56.420 --> 01:15:59.590
و برای مدت طولانی‌ای به خورد
.کل خانواده می‌داده

01:16:00.680 --> 01:16:03.050
.بعضی از افراد هرجایی خوابشون می‌بره

01:16:03.140 --> 01:16:05.890
اما یه تنش ساده دیشب بیدار نگهتون داشته؟

01:16:05.970 --> 01:16:10.560
.امشب سامینکس بخورید و بخوابید
سامینکس مطلقاً عادت‌ساز نیست

01:16:10.640 --> 01:16:16.150
فقط دوتا قرض سامینکس بخورید
و خواب 100درصدی راحت داشته باشید و سرحال بیدارشید

01:16:16.230 --> 01:16:20.400
.یادمه که مادرم شام رو سرو می‌کرد
کاسه‌ش همیشه از ما جدا بود

01:16:20.490 --> 01:16:23.160
.پس اگه اسپاگتی داشت، همه از کاسه می‌خوردن

01:16:23.240 --> 01:16:24.240
.اون مال خودش رو جدا می‌خورد

01:16:24.320 --> 01:16:26.240
"مثلاً، "بیش‌تر می‌خوای؟
".و اون می‌گفت، "نه، کافیه

01:16:28.790 --> 01:16:34.460
فکرمی‌کنم مادرم از سامینکس
برای کنترل همه‌ی پسرا و پدرم استفاده می‌کرد

01:16:36.590 --> 01:16:40.170
،آخر روز، اگه همه خسته و بی‌رمق می‌شدن

01:16:40.760 --> 01:16:43.840
.حدس بزنید؟ همه استراحت می‌کنن و می‌شینن. و هیچ مشکلی نداریم

01:16:46.510 --> 01:16:50.140
.اما سامینکس اثرات طولانی مدت داشت

01:16:50.850 --> 01:16:55.980
.تغییر حال، افزایش وزن و توهمات

01:16:57.900 --> 01:16:59.400
خیلی ممکنه که

01:17:00.110 --> 01:17:04.530
برادرم دیوید انقدر درطول سال‌ها از این مواد خورده

01:17:04.620 --> 01:17:06.070
.که یه سری چیزا می‌دیده

01:17:06.160 --> 01:17:07.440
.می‌کشمت

01:17:08.540 --> 01:17:10.540
.عیسی توی جهنم می‌میره

01:17:11.080 --> 01:17:12.800
.یا حداقل فکرمی‌کرده که می‌بینه

01:17:14.080 --> 01:17:16.420
.می‌کشمت، حرومزاده

01:17:16.920 --> 01:17:20.590
...بین دیوید، آرنی، و برادرم الن

01:17:22.090 --> 01:17:24.640
.همه‌شون قربانی بودن

01:17:24.640 --> 01:17:27.840


01:17:28.350 --> 01:17:30.560
.مادرم به خونواده مواد نمی‌داده

01:17:31.480 --> 01:17:35.350
.مامانم به خوبی ازمون مراقبت کرد

01:17:37.310 --> 01:17:40.070
،حقیقت اینه وقتی یازده سالم بود

01:17:41.190 --> 01:17:45.990
،توسط یک روح شیطانی تسخیر شدم
می‌دونید که چی میگم

01:17:47.450 --> 01:17:50.870
.حقیقت اینه
دلیلی ندارم که درباره‌ی چیزی دروغ بگم

01:17:50.870 --> 01:17:56.320
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

01:17:56.540 --> 01:17:59.340
مثل بابام، میرم یه آشغال می‌خرم و درستش می‌کنم

01:18:00.130 --> 01:18:02.840
.مشغول می‌مونم. کار می‌کنم

01:18:04.630 --> 01:18:07.640
چون دستای بیکار
.کار شیطان رو انجام میدن

01:18:07.640 --> 01:18:23.800
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

01:18:24.990 --> 01:18:30.200
<i>♪ لورین توی اتاق زیرشیرونی راه رفت
و می‌دونستم می‌خواد یه چیزی بگه ♪</i>

01:18:30.280 --> 01:18:35.330
<i>♪ گفت یه چیزی بهمون ملحق شد
مستقیم از خود جهنم ♪</i>

01:18:36.920 --> 01:18:42.130
<i>♪ مردها با چهره‌های سیاه
کراوات‌های زرد پوشیدن ♪</i>

01:18:42.210 --> 01:18:47.300
<i>♪ گردن‌هاشون رو نگه داشتن
و آسمون‌هارو زیرسوال می‌برن ♪</i>

01:18:48.590 --> 01:18:53.520
<i>♪ و آه، در فاصله‌ی نه چندان دور
درمیان شب مه آلود ♪</i>

01:18:54.060 --> 01:18:59.100
<i>♪ اد به قبرهای قدیمی نزدیک می‌شه
و یه زن لباس سفید پوشیده ♪</i>

01:19:03.280 --> 01:19:08.360
<i>♪ برای پسرهای کوچولو و دخترهای کوچولو
امیدوارم که با دقت گوش بدین ♪</i>

01:19:08.450 --> 01:19:13.330
<i>♪ از اون خونه و
ارواح روی تپه دور بمونید ♪</i>

01:19:15.040 --> 01:19:16.620
<i>♪ و ارواح ♪</i>

01:19:17.580 --> 01:19:18.670
<i>♪ روی تپه ♪</i>

01:19:20.130 --> 01:19:21.710
<i>♪ و ارواح ♪</i>

01:19:22.880 --> 01:19:23.960
<i>♪ روی تپه ♪</i>

01:19:25.760 --> 01:19:26.840
<i>♪ ارواح ♪</i>

01:19:27.880 --> 01:19:29.130
<i>♪ روی تپه ♪</i>