﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:11.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:14.291 --> 00:00:16.833
برگرفته از داستانی کوتاه
به قلم رولد دال

00:00:24.668 --> 00:00:27.584
شکارچی موش

00:00:39.250 --> 00:00:42.458
به هنگام عصر، مرد موش‌گیر
به پمپ بنزین اومد

00:00:42.541 --> 00:00:45.458
آروم و بی‌سر و صدا
از راه ورودی اومد

00:00:45.541 --> 00:00:47.875
صدای قدم‌هاش روی سنگ ریزه‌ها
اصلاً به گوش نمی‌رسید

00:00:47.958 --> 00:00:50.541
یه کوله‌پشتی ارتشی
زده بود روی یه دوشش

00:00:50.625 --> 00:00:53.291
یه کت مخملی قدیمی
با جیب‌های بزرگ پوشیده بود

00:00:53.375 --> 00:00:57.041
دور ناحیه‌ی زانوی شلوار مخملیش رو
با بندهای سفید بسته بود

00:00:57.125 --> 00:00:58.208
آهای؟ -
بله -

00:00:58.291 --> 00:00:59.166
مسئول موش‌ها هستم

00:00:59.250 --> 00:01:02.000
خیلی سریع با چشم‌های سیاه
و کوچیکش، محوطه رو برانداز کرد

00:01:02.083 --> 00:01:03.291
مرد موش‌گیری؟ -
خودمم -

00:01:03.375 --> 00:01:05.291
مردی لاغر و پوست کلفت بود
که صورتی کشیده

00:01:05.375 --> 00:01:06.875
و دوتا دندون زرد داشت

00:01:06.958 --> 00:01:09.375
که مال فک بالایی و بیرون زده بود

00:01:09.458 --> 00:01:12.416
گوش‌هاش باریک و گرد
و نزدیک به پشت سرش بودن

00:01:12.500 --> 00:01:13.875
چشم‌هاش تقریبا مشکی بودن

00:01:13.958 --> 00:01:17.166
ولی وقتی نگاه‌ت می‌کرد
جرقه‌ی زرد رنگی توش بود

00:01:17.250 --> 00:01:19.958
سریع اومدی -
اداره بهداشت تاکید داشت زود بیام -

00:01:20.041 --> 00:01:22.041
اداره بهداشت؟ حالا قراره
تموم موش‌ها رو بگیری؟

00:01:22.125 --> 00:01:23.041
آره -
چطور؟ -

00:01:23.125 --> 00:01:23.958
آره. چطور؟

00:01:24.041 --> 00:01:27.250
.بستگی به نوع و محل‌شون داره
هر موشی یه روشی می‌طلبه

00:01:27.333 --> 00:01:28.625
به‌گمونم بایستی براشون تله بذاری -
چی؟ -

00:01:28.708 --> 00:01:29.625
براشون تله بذار -
تله بذارم؟ -

00:01:29.708 --> 00:01:30.708
مرد موش‌گیر پوزخند زد

00:01:30.791 --> 00:01:32.750
.ما موش‌ها رو اینجوری گیر نمی‌ندازیم
خرگوش که نیستن

00:01:32.833 --> 00:01:34.083
سرش رو بالا گرفت

00:01:34.166 --> 00:01:37.791
هوا رو بو کشید و بینی‌ش
از هر دو طرف تکون می‌خورد

00:01:37.875 --> 00:01:41.250
موش‌ها باهوشن. برای گیر انداختن‌شون
باید ازشون شناخت داشته باشی

00:01:41.333 --> 00:01:43.000
توی این کار، باید موش‌ها رو شناخت

00:01:47.291 --> 00:01:49.625
می‌دونی چی کار می‌کنن؟
نگاه‌ت می‌کنن

00:01:49.708 --> 00:01:52.250
تمام مدتی که داری برای
نابود کردن‌شون راه پیدا می‌کنی

00:01:52.333 --> 00:01:53.416
اونا دارن نگاه‌ت می‌کنن

00:01:53.500 --> 00:01:55.291
توی فاضلاب که نیستن؟

00:01:55.375 --> 00:01:56.958
نه، توی فاضلاب نیستن

00:01:57.041 --> 00:01:59.500
موش‌های فاضلابی گیر انداختن‌شون سخته -
جدی؟ فکر نکنم -

00:01:59.583 --> 00:02:02.666
نباید هم همچین فکری بکنی. دوست دارم
بیفتی دنبال موش فاضلابی و بشینم نگاه‌ت کنم

00:02:02.750 --> 00:02:05.416
می‌خوام بدونم چطوری
می‌خوای گیرشون بندازی

00:02:05.500 --> 00:02:06.666
به‌گمونم بهشون سم می‌خورونم

00:02:06.750 --> 00:02:08.916
حالا دقیقا می‌خوای
سم رو کجا بریزی؟

00:02:09.000 --> 00:02:09.833
توی فاضلاب؟

00:02:09.916 --> 00:02:11.416
موش‌گیر حس هیجان
و پیروزی بهش دست داد

00:02:11.500 --> 00:02:13.208
.آره، می‌دونستم
می‌ریزی توی فاضلاب

00:02:13.291 --> 00:02:15.625
می‌دونی بعدش چی می‌شه؟
سمه شسته می‌شه می‌ره

00:02:15.708 --> 00:02:17.625
.تموم سمت از بین می‌ره
فاضلاب مثل رودخونه‌ست

00:02:17.708 --> 00:02:20.875
خیلی‌خب. آقای موش‌گیر، خودت
چه‌جور موش فاضلابی می‌گیری؟

00:02:20.958 --> 00:02:22.750
موش‌گیر یه قدم به جلو اومد

00:02:22.833 --> 00:02:25.000
صداش آروم و مرموز شد، جوری

00:02:25.083 --> 00:02:27.750
که انگار داشت اسرار حرفه‌ایش رو
افشا می‌کرد

00:02:27.833 --> 00:02:30.916
.باید درک‌شون کنی
می‌دونی، موش‌ها جونده‌ن

00:02:31.000 --> 00:02:33.458
هرچی بهشون بدی می‌جون

00:02:33.541 --> 00:02:36.583
.خب، باید موش فاضلابی گیر بندازی
چی کار می‌کنی؟

00:02:36.666 --> 00:02:39.500
صداش مثل قورباغه‌ها
ولی لطیف و خشن بود

00:02:39.583 --> 00:02:42.666
و به‌نظر می‌اومد که تمومِ
حرف‌هاش رو با لب خیس می‌زد

00:02:42.750 --> 00:02:44.708
جوری که انگار کلماتش
براش خوشمزه بودن

00:02:44.791 --> 00:02:45.875
می‌ری توی کانال فاضلاب

00:02:45.958 --> 00:02:48.416
یه پاکت هم پر از گچ پاریس می‌کنی

00:02:48.500 --> 00:02:51.166
و با خودت می‌بری

00:02:51.250 --> 00:02:53.583
بعدش به سقف کانال
وصلش می‌کنی

00:02:53.666 --> 00:02:56.041
تا آویزون بشه، ولی نه جوری
که به فاضلاب بخوره

00:02:56.125 --> 00:02:58.125
در حدی که دست موش بهش برسه

00:02:58.208 --> 00:02:59.625
کلاد با دقت تمام
به حرف‌هاش گوش می‌داد

00:02:59.708 --> 00:03:03.916
موش میاد، پاکت رو می‌بینه
و سر جاش می‌مونه

00:03:04.000 --> 00:03:06.583
.یه نگاه بهش می‌ندازه
می‌بینه بوی خیلی بدی نمی‌ده

00:03:06.666 --> 00:03:08.166
بعدش چی کار می‌کنه؟ -
می‌جوتش -

00:03:08.250 --> 00:03:11.208
درسته! پاکت رو می‌جوه
و بعد پاره می‌شه

00:03:11.291 --> 00:03:14.708
و دهنش پر از گچ می‌شه

00:03:14.791 --> 00:03:15.625
خب؟

00:03:15.708 --> 00:03:17.000
خب، کارش رو تموم می‌کنه

00:03:17.708 --> 00:03:19.125
می‌کشتش؟ -
کاملا -

00:03:19.208 --> 00:03:21.458
...گچ پاریس -
وقتی خیس بشه، پف می‌کنه -

00:03:21.541 --> 00:03:23.750
وارد مجرای تنفسی موش می‌شه
و پف می‌کنه

00:03:23.833 --> 00:03:26.375
و سریع‌تر از هرچیزی می‌کشتش

00:03:26.458 --> 00:03:28.166
واسه همین باید
موش‌ها رو بشناسی

00:03:28.250 --> 00:03:30.291
آثار غرور و تبکر رو
می‌شد روی صورت موش‌گیر دید

00:03:30.375 --> 00:03:34.291
انگشت‌های لاغرش رو به‌هم چسبوند
و رو به صورتش گرفت

00:03:35.875 --> 00:03:38.250
حالا موش‌هاتون کجاست؟

00:03:38.333 --> 00:03:40.791
کلمه موش رو لطیف و پرطنین گفت

00:03:40.875 --> 00:03:43.000
جوری که انگار کره داشت
توی دهنش آب می‌شد

00:03:43.083 --> 00:03:44.666
توی انبار کاهِ اون سر خیابون

00:03:44.750 --> 00:03:47.125
داخل نیست؟ -
نه، توی انبار کاهه فقط -

00:03:47.208 --> 00:03:51.625
شرط می‌بندم داخل هم هستن و دست‌شون
به خوراکی‌هاتون رسیده و دارن بیماری پخش می‌کنن

00:03:51.708 --> 00:03:54.958
اینجا کسی مریض شده؟ -
یه نگاه به من کرد و بعدش به کلاد -

00:03:55.041 --> 00:03:56.541
همه سالمن -
مطمئنی؟ -

00:03:56.625 --> 00:03:58.250
کاملا -
آدم هیچ‌وقت خبر نداره -

00:03:58.333 --> 00:04:01.083
طرف مقام کارمند اداره بهداشت رو
به خودش داده بود

00:04:01.166 --> 00:04:03.916
بعد از اینکه طاعون خیارکی نداشتیم
نا امید شده بود

00:04:04.000 --> 00:04:07.500
.یادمون نره که موش‌ها توی انبار کاهن
چطور می‌خوای بگیری‌شون؟

00:04:07.583 --> 00:04:09.833
موش‌گیر یه لبخند مغرورانه زد
و دندون‌هاش رو انداخت بیرون

00:04:09.916 --> 00:04:12.333
دست کرد توی کوله‌پشتی‌ش
و یه جعبه بزرگ درآورد

00:04:12.416 --> 00:04:14.833
مادامی که حرف می‌زد
هی بالا پایینش می‌کرد

00:04:14.916 --> 00:04:17.291
.سمه، سم خاصیه
سم مرگباریه

00:04:17.375 --> 00:04:21.041
اگه اندازه یه قاشق همراه‌ت باشه
و بگیرنت، 6 ماه می‌ندازنت زندان

00:04:21.125 --> 00:04:23.333
این به اندازه‌ایه که
یه میلیون نفر رو می‌کشه

00:04:23.416 --> 00:04:24.750
می‌خوای ببینی؟ -
آره لطفا -

00:04:24.833 --> 00:04:27.000
یه سکه از جیبش درآورد
و باهاش در جعبه رو باز کرد

00:04:27.083 --> 00:04:27.916
بفرما

00:04:28.000 --> 00:04:31.583
با شور و شوق درباره‌ش صحبت می‌کرد
و آوردش جلو که کلاد ببینتش

00:04:31.666 --> 00:04:33.208
ذرته یا جو؟

00:04:33.291 --> 00:04:35.666
جو دو سره که آغشته به سم مرگباره

00:04:35.750 --> 00:04:39.416
یکی از اینا رو بذاری توی دهنت
ظرف سه دقیقه می‌میری

00:04:39.500 --> 00:04:41.541
هیچ‌وقت نمی‌ذارم این جعبه
از جلوی چشمم دور بشه

00:04:41.625 --> 00:04:43.958
...جعبه رو نوازش کرد و یه‌کم لرزوندش

00:04:44.041 --> 00:04:47.083
جوری که جوها به آرومی...
تکون می‌خوردن و خش‌خش می‌کردن

00:04:47.166 --> 00:04:50.458
ولی امروز نه، امروز این رو
به موش‌هاتون نمی‌دیم. نمی‌خورنش

00:04:50.541 --> 00:04:54.833
.واسه همین باید موش‌ها رو بشناسی
موش‌ها شکاکن. خیلی شکاکن

00:04:54.916 --> 00:04:57.458
پس امروز، بهشون جو دو سرهای
سالم و خوشمزه می‌دیم

00:04:57.541 --> 00:04:59.375
که آسیبی بهشون نزنه

00:04:59.458 --> 00:05:02.208
،چاق و چله‌شون می‌کنیم
و باز فردا همین رو بهشون می‌دیم

00:05:02.291 --> 00:05:04.625
پس‌فردا و روز بعدش هم همین‌طور

00:05:04.708 --> 00:05:07.375
اونقدری خوشمزه‌ست که
تموم موش‌های این ناحیه

00:05:07.458 --> 00:05:09.166
به‌زودی میان تا بخورنش

00:05:09.250 --> 00:05:10.083
خیلی هوشمندانه‌ست

00:05:10.166 --> 00:05:13.041
.توی این کار باید باهوش باشی
حتی باهوش‌تر از موش‌ها

00:05:13.125 --> 00:05:14.583
این خیلی نکته‌ی مهمیه

00:05:14.666 --> 00:05:16.791
تقریباً باید مثل موش باشی

00:05:16.875 --> 00:05:18.708
این حرف از دهنم پرید
و نتونستم نگمش

00:05:18.791 --> 00:05:21.416
،نتونستم جلوی خودم رو بگیرم
چون داشتم به یارو نگاه می‌کردم

00:05:21.500 --> 00:05:23.250
تاثیری که روش داشت
غافلگیرکننده بود

00:05:23.333 --> 00:05:24.351
داد زد -
همینه -

00:05:24.375 --> 00:05:26.500
آفرین، حرف قشنگی زدی

00:05:26.583 --> 00:05:29.541
یه موش‌گیر، باید بیش از هرچیز دیگه‌ای
شبیه یه موش باشه

00:05:29.625 --> 00:05:31.166
حتی باید از موش هم
باهوش‌تر باشه

00:05:31.250 --> 00:05:33.958
و این دستآورد آسونی نیست

00:05:34.916 --> 00:05:36.291
.خب، بریم به کارمون برسیم
زیاد وقت ندارم

00:05:36.375 --> 00:05:39.583
بانو لنورا بنسون بهم گفته
هرچه زودتر برم به قصرش

00:05:39.666 --> 00:05:40.750
اون هم با موش‌ها سروکله می‌زنه؟

00:05:40.833 --> 00:05:42.666
همه با موش‌ها سروکله می‌زنن

00:05:42.750 --> 00:05:45.041
موش‌گیر به آرامی
از راه ورودی رفت

00:05:45.125 --> 00:05:47.958
طرز راه رفتنش مثل موش بود

00:05:48.041 --> 00:05:51.625
آهسته، آروم و خونسرد راه می‌رفت
و از زانوهاش خیلی کار می‌کشید

00:05:51.708 --> 00:05:54.625
و قدم‌هاش روی سنگ ریزه‌ها
هیچ صدایی نمی‌دادن

00:05:54.708 --> 00:05:57.833
از روی دروازه پرید توی مزرعه
و رفت به سمت انبار کاه

00:05:57.916 --> 00:06:00.416
و یه مشت جو دو سر
ریخت روی زمین

00:06:00.500 --> 00:06:03.083
فرداش برگشت و همون کار رو
تکرار کرد

00:06:03.166 --> 00:06:06.083
پس‌فرداش و روز بعدش هم
برگشت و همون کار رو کرد

00:06:06.166 --> 00:06:09.500
و بالاخره در روز چهارم، جو دو سرهای
سمی رو ریخت روی زمین

00:06:09.583 --> 00:06:12.958
ولی پخش‌شون نکرد، محتاطانه
تعداد قابل توجهی رو

00:06:13.041 --> 00:06:14.875
توی گوشه‌های انبار کاه قرار داد

00:06:17.375 --> 00:06:19.041
سگ دارین؟ -
آره -

00:06:19.125 --> 00:06:23.000
خب، اگر می‌خواید به‌طرز فجیعی بمیره
بذارید از این دروازه رد بشه

00:06:23.083 --> 00:06:25.166
فرداش اومد که جسدها رو جمع کنه

00:06:25.250 --> 00:06:27.958
.یه گونی قدیمی برام بیارید
واسه جمع کردن‌شون، گونی لازم دارم

00:06:28.041 --> 00:06:31.541
احساس مهم بودن می‌کرد
و غرور وجودش رو گرفته بود

00:06:31.625 --> 00:06:34.875
می‌خواست احساس ناشی از
شکارش رو به نمایش بذاره

00:06:34.958 --> 00:06:37.833
کلاد کیسه آورد و سه‌تامون
از جاده رد شدیم

00:06:37.916 --> 00:06:39.625
موش‌گیر، دور انبار کاه می‌چرخید

00:06:39.708 --> 00:06:42.500
خم شد تا یکی از کپه‌های سمی‌ش رو
بررسی کنه

00:06:42.583 --> 00:06:44.458
...زیر لب گفت -
یه مشکلی پیش اومده -

00:06:44.541 --> 00:06:46.000
صداش لطیف و خشمگین بود

00:06:46.083 --> 00:06:49.500
رفت سمت یکی دیگه از کپه‌هاش
و زانو زد تا دقیق‌تر بررسی‌ش کنه

00:06:49.583 --> 00:06:52.041
یه مشکلی پیش اومده -
چی شده؟ -

00:06:52.125 --> 00:06:55.208
جواب نداد، ولی مشخص بود که
موش‌ها دم به تله نداده بودن

00:06:55.291 --> 00:06:57.416
«گفتم «موش‌های اینجا خیلی باهوشن

00:06:57.500 --> 00:06:58.666
موش‌گیر عصبانی شد

00:06:58.750 --> 00:07:02.208
و این از چهره، حالت بینی‌ش
و قرار دادن دوتا دندون زردش

00:07:02.291 --> 00:07:04.208
روی لب پایینی‌ش مشخص بود

00:07:04.291 --> 00:07:06.791
این کسشعرها رو تحویل من نده -
این رو وقتی داشت نگاه‌م می‌کرد گفت -

00:07:06.875 --> 00:07:09.708
،این موش‌ها مشکلی ندارن
منتها یکی داره بهشون غذا می‌ده

00:07:09.791 --> 00:07:12.541
یه جای دیگه کلی چیز آبدار گیرشون اومده

00:07:12.625 --> 00:07:16.708
هیچ موشی توی دنیا، دست رد به
جوی دو سر نمی‌زنه، مگر اینکه سیر باشه

00:07:16.791 --> 00:07:18.416
موش‌گیر با ناراحتی دور شد

00:07:18.500 --> 00:07:22.000
دوباره خم شد و جو های سمی رو
با یه بیل کوچیک برداشت

00:07:22.083 --> 00:07:24.250
و محتاطانه گذاشت توی جیبش

00:07:24.333 --> 00:07:27.916
کارش که تموم شد، سه‌تایی‌مون
از جاده برگشتیم

00:07:29.125 --> 00:07:31.125
موش‌گیر، پیش پمپ بنزین
ایستاده بود

00:07:31.208 --> 00:07:32.916
الان دیگه چهره‌ی متاثر
و متواضعی به خودش گرفته بود

00:07:33.000 --> 00:07:35.666
افسردگی رو می‌شد
توی چهره‌ش دید

00:07:35.750 --> 00:07:38.083
غرق شکست خوردنش شده بود

00:07:38.166 --> 00:07:39.541
چشم‌هاش فرو رفته بود

00:07:39.625 --> 00:07:42.875
زبون کوچیکش رو به یه طرفِ
دوتا دندون‌هاش می‌مالید

00:07:42.958 --> 00:07:45.083
بهم نگاه کرد و یه نگاه سریع
و زیرچشمی بهم انداخت

00:07:45.166 --> 00:07:46.166
بعدش به کلاد نگاه کرد

00:07:46.208 --> 00:07:48.208
حین نفس کشیدن
بینی‌ش می‌لرزید

00:07:48.291 --> 00:07:51.291
چند باری روی انگشت‌های پاش ایستاد
و به آرومی تاب می‌خورد

00:07:51.375 --> 00:07:53.916
...و بعدش با یک صدای لطیف و مرموز گفت

00:07:54.000 --> 00:07:55.333
می‌خواین یه چیزی نشون‌تون بدم؟

00:07:55.416 --> 00:07:57.708
مشخصاً سعی داشت که
اعتبارش رو حفظ کنه

00:07:57.791 --> 00:07:59.875
چی؟ -
می‌خواین یه چیز شگفت‌انگیز ببینید؟ -

00:07:59.958 --> 00:08:03.000
دست راستش رو فرو کرد
توی جیب بزرگ کتش

00:08:03.083 --> 00:08:06.625
و یه موش بزرگ و زنده رو آورد بیرون
و با انگشت‌هاش، محکم گرفته بودش

00:08:06.708 --> 00:08:07.625
پناه بر خدا

00:08:07.708 --> 00:08:09.250
بفرما. می‌بینی؟

00:08:09.333 --> 00:08:12.000
یه‌کم خم شده بود
و گردنش رو جلو می‌آورد

00:08:12.083 --> 00:08:15.000
و با موش قهوه‌ایِ بزرگِ توی دست‌هاش
بهمون خیره شده بود

00:08:15.083 --> 00:08:18.083
با انگشت اشاره و شستش
محکم گردن موشه رو گرفته بود

00:08:18.166 --> 00:08:20.500
و سرش رو فشار می‌داد
تا یه‌وقت برنگرده و گازش نگیره

00:08:20.583 --> 00:08:22.416
می‌ری اینور و اونور
موش می‌ذاری توی جیبت؟

00:08:22.500 --> 00:08:24.458
همیشه یکی دوتا موش
همراه خودم دارم

00:08:24.541 --> 00:08:28.083
اون یکی دستش رو کرد
...توی جیبش و از توش یه

00:08:28.166 --> 00:08:30.708
این موش خرماست؟ -
موش‌گیر خِس‌خِس‌کنون خندید -

00:08:30.791 --> 00:08:33.500
ظاهرا موش خرما باهاش آشنا بود
و بی‌حرکت توی چنگش موند

00:08:33.583 --> 00:08:35.875
هیچی مثل موش خرما
یه موش رو سریع نمی‌کشه

00:08:35.958 --> 00:08:38.208
دوتا حیوون رو به‌هم نزدیک کرد

00:08:38.291 --> 00:08:41.541
جوری که بینی موش خرما
با صورت موش، 15 سانت فاصله داشت

00:08:41.625 --> 00:08:44.208
موش خرما، با چشم‌های صورتی روشنش
به موش خیره شده بود

00:08:44.291 --> 00:08:47.000
موش دست و پا می‌زد و می‌خواست
از دست قاتلش فرار کنه

00:08:47.083 --> 00:08:48.208
...بعدش گفت -
حالا -

00:08:48.291 --> 00:08:49.291
تماشا کنید

00:08:51.125 --> 00:08:53.000
یقه‌ی پیراهن خاکی‌ش باز بود

00:08:53.083 --> 00:08:55.500
موش رو برداشت و انداخت
توی پیرهنش

00:08:55.583 --> 00:08:56.708
درست در معرض پوستش
قرارش داد

00:08:56.791 --> 00:08:59.708
کمربندش اجازه نمی‌داد که موش
از کمر به پایین بره

00:08:59.791 --> 00:09:01.375
بعدش موش خرما رو انداخت کنارش

00:09:01.458 --> 00:09:04.333
درجا یک جنبش آشوب‌ناک
توی پیرهنش به وجود اومد

00:09:04.416 --> 00:09:08.000
به‌نظر می‌اومد که موش داره توی
پیرهنش فرار می‌کنه و موش خرما دنبالشه

00:09:08.083 --> 00:09:11.833
شیش هفت باری تکون خوردن
و موش کوچیک به دنبالش موش بزرگ بود

00:09:11.916 --> 00:09:15.000
با هر چرخش، به‌هم
نزدیک‌تر می‌شدن

00:09:15.083 --> 00:09:17.708
تا اینکه بالاخره به پست هم خوردن

00:09:17.791 --> 00:09:20.500
و بین‌شون درگیری پر سر و صدایی
به‌وجود اومد

00:09:20.583 --> 00:09:23.750
طی این اتفاقات، موش‌گیر
اصلا تکون نمی‌خورد

00:09:23.833 --> 00:09:26.041
پاهاش باز و دست‌هاش شل بودن

00:09:26.125 --> 00:09:29.166
و به آرومی به چره‌ی کلاد
نگاه می‌کرد

00:09:30.041 --> 00:09:33.750
در نهایت دستش رو کرد توی پیرهنش

00:09:33.833 --> 00:09:35.500
و موش خرما رو درآورد

00:09:35.583 --> 00:09:37.958
با اون یکی دستش
موش مُرده رو بیرون آورد

00:09:38.041 --> 00:09:41.250
دور پوزه‌ی موش خرمای سفید
ردهایی از خون بود

00:09:42.500 --> 00:09:44.791
گفتم: خیلی از این قضیه
خوشم نمیاد

00:09:44.875 --> 00:09:47.791
باهات شرط می‌بندم تاحالا
همچین چیزی ندیدی

00:09:47.875 --> 00:09:49.166
ندیدم

00:09:49.250 --> 00:09:51.916
یکی از همین روزها، یه موش کثیف
شکمت رو گاز می‌گیره

00:09:52.000 --> 00:09:55.833
کلاد این حرف رو بهش زد و انگار که اون
از این اتفاق استقبال می‌کرد و باز داشت مغرور می‌شد

00:09:55.916 --> 00:09:58.041
می‌خواین یه چیز شگفت‌انگیزتر ببینید؟

00:09:58.125 --> 00:10:01.208
چیزی که تا با چشم خودتون نبینید
باور نمی‌کنید؟

00:10:01.291 --> 00:10:03.833
نگران‌تر از قبل
به کلاد نگاه کردم

00:10:05.875 --> 00:10:06.875
آره

00:10:07.458 --> 00:10:09.583
موش‌گیر موش مُرده رو
برگردوند توی یکی از جیب‌هاش

00:10:09.666 --> 00:10:10.916
و موش خرما رو گذاشت
توی اون یکی جیبش

00:10:11.000 --> 00:10:15.000
و دست کرد و یه موش زنده‌ی دیگه درآورد

00:10:15.083 --> 00:10:15.916
خدای من

00:10:16.000 --> 00:10:18.291
همیشه یکی دوتا موش
با خودم حمل می‌کنم

00:10:18.375 --> 00:10:20.041
توی این کار، باید
موش‌ها رو بشناسی

00:10:20.125 --> 00:10:22.708
و اگر می‌خوای بشناسی‌شون
باید همراهت باشن

00:10:22.791 --> 00:10:26.375
این یکی یه موش فاضلابیِ پیره
و به‌شدت هم باهوشه

00:10:26.458 --> 00:10:30.000
می‌بینم که همیشه نگاه‌م می‌کنه
و براش سواله که می‌خوام چی کارش کنم

00:10:30.083 --> 00:10:31.416
می‌بینینش؟ -
متاسفانه -

00:10:31.500 --> 00:10:32.750
پرسیدم: چی کارش می‌خوای بکنی؟

00:10:32.833 --> 00:10:36.166
حس می‌کردم از رونماییِ قبلی‌ش
بیش‌تر قراره حالم به‌هم بخوره

00:10:36.250 --> 00:10:39.333
یه تیکه بند بهم بده -
کلاد بهش بند داد -

00:10:39.416 --> 00:10:41.791
موش‌گیر یکی از پاهای موش رو
باهاش بست

00:10:41.875 --> 00:10:44.666
موش دست و پا می‌زد
اما موش‌گیر سفت گرفته بودش

00:10:44.750 --> 00:10:46.291
داخل میز دارین؟

00:10:46.375 --> 00:10:48.333
گفتم: نباید موش رو بیاری داخل

00:10:48.416 --> 00:10:50.791
خب، به یه میز یا یه سطح صاف
نیاز دارم

00:10:50.875 --> 00:10:54.125
رفتیم سمت پمپ بنزین
و موش‌گیر، موش رو گذاشت روش

00:10:54.208 --> 00:10:57.708
بند رو به یه میله بست
تا موش نتونه فرار کنه

00:10:57.791 --> 00:11:00.250
اولش مشکوکانه خم شد
و دیگه حرکتی نکرد

00:11:00.333 --> 00:11:02.583
شاهد موش بزرگِ خاکستری‌ای بودیم
که چشم‌هاش مشکی بودن

00:11:02.666 --> 00:11:06.166
و دم فلس مانندش، روی سطح فلزی
تکون می‌خورد

00:11:06.250 --> 00:11:08.750
،نگاه‌ش به سمت موش‌گیر نبود
اما زیرچشمی نگاه‌ش می‌کرد

00:11:08.833 --> 00:11:10.416
می‌خواست بدونه چه خوابی براش دیده

00:11:10.500 --> 00:11:14.166
موش‌گیر چند قدم رفت عقب
و موش، درجا آروم گرفت

00:11:14.250 --> 00:11:15.625
روی پاهاش نشست

00:11:15.708 --> 00:11:17.958
و شروع به لیسیدنِ
خز خاکستری رنگِ سینه‌ش کرد

00:11:18.041 --> 00:11:20.583
بعد با پنجه‌هاش پوزه‌ش رو خاروند

00:11:20.666 --> 00:11:23.875
اصلا نگرانِ بقیه مردهایی
که نزدیکش ایستاده بودن، نبود

00:11:23.958 --> 00:11:26.333
...موش‌گیر گفت -
چطوره یه شرطی ببندیم؟ -

00:11:26.416 --> 00:11:27.875
گفتم: نه ممنون

00:11:27.958 --> 00:11:31.375
واسه تفریح شرط ببندیم -
روی چی می‌خوای شرط ببندی؟ -

00:11:31.458 --> 00:11:34.250
می‌تونم بدون استفاده از دست‌هام
اون موش رو بکشم

00:11:34.333 --> 00:11:36.458
دست‌هام رو می‌کنم
توی جیبم اصلاً

00:11:36.541 --> 00:11:39.250
به‌نظر می‌اومد که موش‌گیر
می‌خواست چند پوند کاسب بشه

00:11:39.333 --> 00:11:42.625
به موشی که قرار بود بمیره نگاه کردم
و یه‌کم حالم به‌هم خورد

00:11:42.708 --> 00:11:44.625
به‌خاطر کشته شدنش نه

00:11:44.708 --> 00:11:47.166
بلکه به‌خاطر اینکه قرار بود
به نحو خاصی کشته بشه

00:11:47.250 --> 00:11:49.333
اون هم با شوق و ذوق مفرط

00:11:51.750 --> 00:11:54.000
بدون استفاده از دست؟ -
بدون استفاده از دست، سر یا پا -

00:11:54.083 --> 00:11:55.708
می‌خوای روش بشینی -
فشارش نمی‌دم -

00:11:55.791 --> 00:11:57.583
نشون‌مون بده -
قبلش یه پوند باهام شرط ببندید -

00:11:57.666 --> 00:11:59.500
.احمق نباش
چرا شرط ببندیم؟

00:11:59.583 --> 00:12:01.208
چقدر شرط می‌بندی؟ -
هیچی -

00:12:01.291 --> 00:12:03.166
خیلی‌خب، پس شدنی نیست

00:12:03.250 --> 00:12:05.625
وانمود کرد که می‌خواد بند رو باز کنه -
سر یه شیلینگ باهات شرط می‌بندم -

00:12:05.708 --> 00:12:07.666
حالت تهوع توی شکمم
داشت بیش‌تر می‌شد

00:12:07.750 --> 00:12:10.375
ولی این کار یه جذبه‌ی خاصی داشت

00:12:10.458 --> 00:12:12.875
فهمیدم که اصلا نمی‌تونم تکون بخورم

00:12:12.958 --> 00:12:13.958
تو هم شرط می‌بندی؟ -
نه -

00:12:14.000 --> 00:12:15.708
می‌خوای واسه چس شیلینگ
این کار رو بکنم؟

00:12:15.791 --> 00:12:17.750
نمی‌خوام انجامش بدی -
پولت کجاست؟ -

00:12:17.833 --> 00:12:19.625
کلاد یه شیلینگ
گذاشت روی پمپ بنزین

00:12:19.708 --> 00:12:22.500
موش‌گیر دوتا شیش پنسی درآورد
و گذاشت جفت پول کلاد

00:12:22.583 --> 00:12:23.416
شرطمون سرجاش

00:12:23.500 --> 00:12:24.750
من و کلاد رفتیم عقب

00:12:24.833 --> 00:12:27.458
،موش‌گیر رفت جلو
دست‌هاش رو گذاشت توی جیبش

00:12:27.541 --> 00:12:29.916
و فقط بالاتنه‌ش رو
به موش نزدیک کرد

00:12:30.000 --> 00:12:31.583
موش خم شده و هوشیار بود

00:12:31.666 --> 00:12:34.250
به‌نظرم می‌اومد که می‌خواست
مشت بزنه توی صورت موش‌گیر

00:12:34.333 --> 00:12:36.041
اما بعدش ازش دور شد

00:12:36.125 --> 00:12:38.500
با قد خم، به عقب
قدم برمی‌داشت

00:12:38.583 --> 00:12:40.708
تا اینکه فشار بند رو حس کرد

00:12:40.791 --> 00:12:42.916
موش‌گیر به موش
نزدیک‌تر شد

00:12:43.000 --> 00:12:45.583
با صورت و چشمش
...زیر نظرش داشت، یکهویی

00:12:45.666 --> 00:12:48.291
موش وحشت کرد -
موش وحشت کرد و یه تکون سریع خورد -

00:12:51.166 --> 00:12:54.875
بنده اونقدر تند کشیده شد
که باعث شد پاش از جا در بره

00:12:54.958 --> 00:12:56.458
دوباره تا جایی که بند اجازه می‌داد

00:12:56.541 --> 00:12:59.416
،به سمت لبه‌ی پمپ بنزین خم شد
سیبیل‌های موش می‌لرزید

00:12:59.500 --> 00:13:01.291
بدن خاکستریش از شدت ترس
سفت شده بود

00:13:01.375 --> 00:13:04.750
در این لحظه، موش‌گیر
صورتش رو خیلی آروم

00:13:04.833 --> 00:13:05.958
به جلو می‌برد

00:13:06.041 --> 00:13:09.166
می‌خواستم فریاد بزنم و بگم
تمومش کنه، اما نمی‌تونستم حرف بزنم

00:13:09.250 --> 00:13:12.750
مطمئن بودم که قراره یه اتفاقِ
به‌شدت ناخوش بیفته

00:13:12.833 --> 00:13:16.291
،یه اتفاق شرورانه و ظالمانه
اما باید می‌دیدمش

00:13:16.375 --> 00:13:19.666
فاصله بین سرهاشون
از یک دست هم کم‌تر بود

00:13:19.750 --> 00:13:22.458
موش، ترسیده و پر تنش
بدنش رو صاف کرده بود

00:13:22.541 --> 00:13:23.916
موش‌گیر هم دچار تنش شده بود

00:13:24.000 --> 00:13:27.500
اما تنش‌ش فعال و ناشی از آمادگی برای انجامِ
یک کار خطرناک بود. مثل یه فنر مکانیکی آماده بود

00:13:27.583 --> 00:13:30.125
لبخند داشت روی صورتش می‌نشست

00:13:30.208 --> 00:13:32.041
بعدش یهویی به موش حمله کرد

00:13:32.125 --> 00:13:33.166
درست شبیه به حمله‌های مار بود

00:13:33.250 --> 00:13:36.000
سرش رو برد جلو و حمله‌ای برنده انجام داد

00:13:36.083 --> 00:13:38.184
که از ماهیچه‌های پایین تنه
نشات می‌گرفت

00:13:38.208 --> 00:13:40.750
و یه نگاه اجمالی به دهن بازش انداختم

00:13:40.833 --> 00:13:41.875
دو دندون زردش

00:13:41.958 --> 00:13:45.208
و صورتش به‌خاطر تلاش برای باز کردن دهنش
از ریخت افتاده بود

00:13:45.958 --> 00:13:47.875
دیگه نمی‌خواستم بیش‌تر از این
چیزی ازش ببینم

00:13:47.958 --> 00:13:50.291
چشم‌هام رو بستم و وقتی بازشون کردم

00:13:50.375 --> 00:13:51.416
موشه مُرده بود

00:13:51.500 --> 00:13:54.041
و موش‌گیر داشت پول رو
می‌ذاشت توی جیبش

00:13:54.125 --> 00:13:55.750
و تف می‌کرد تا دهنش تمیز بشه

00:13:57.750 --> 00:13:59.875
شیرین‌بیان رو از همین درست می‌کنن

00:13:59.958 --> 00:14:03.875
کارخونه‌های بزرگ و شکلات‌سازها
با خونِ موش، شیرین‌بیان درست می‌کردن

00:14:03.958 --> 00:14:06.083
یه‌کم خونِ موش
هیچ ضرری نداره

00:14:08.791 --> 00:14:10.541
به‌شدت چندش‌آوری

00:14:10.625 --> 00:14:13.083
ولی خب دفعات زیادی خوردیش

00:14:13.166 --> 00:14:16.250
آب‌نبات و شیرین‌بیان
از خون موش درست می‌شه

00:14:16.333 --> 00:14:18.458
.دیگه یه کلمه دیگه هم حرف نزن
ممنون

00:14:18.541 --> 00:14:21.291
می‌ذارنش توی قابلمه‌های بزرگ
تا جوش بیاد و قل‌قل کنه

00:14:21.375 --> 00:14:23.416
و بعدش مردها با ملاقه‌های بلند
همش می‌زنن

00:14:23.500 --> 00:14:25.958
این یکی از بزرگ‌ترین اسرارِ
کارخونه‌های شکلات‌سازیه

00:14:26.041 --> 00:14:29.875
،و هیچ‌کس ازش خبر نداره
البته به جز موش‌گیرهایی که تامین‌شون می‌کنن

00:14:29.958 --> 00:14:32.875
و متوجه شد که دیگه
تمایلی به توجه کردن بهش نداریم

00:14:32.958 --> 00:14:36.083
چهره‌هامون حالت خصمانه و خشک
و عصبانی به خودش گرفته بود

00:14:36.666 --> 00:14:39.458
دیگه حرفی نزد و راه‌ش رو کشید رفت

00:14:39.541 --> 00:14:44.125
درحالی که آهسته، آروم و خونسرد
راهش رو کشید و رفت، نگاه‌ش می‌کردیم

00:14:44.208 --> 00:14:47.083
و قدم‌هاش روی سنگ ریزه‌ها
هیچ صدایی نمی‌دادن

00:15:00.375 --> 00:15:01.375
عجیبه

00:15:02.083 --> 00:15:04.041
موش‌ها هیچ‌وقت
جو دو سرهای سمی رو نخوردن

00:15:05.375 --> 00:15:09.291
بایستی یه مواد مغذی
توی انبار کاه باشه

00:15:09.316 --> 00:15:20.427
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:15:25.750 --> 00:15:28.916
در اواخر دهه چهل، دال در کلبه ویستریا
در آمرشام زندگی می‌کرد و درآنجا

00:15:29.000 --> 00:15:31.958
مجموعه داستان‌های کوتاه
سگ‌های کلاد را نوشت

00:15:32.041 --> 00:15:34.500
سپس با الهام از آن منطقه و ساکنینش

00:15:34.583 --> 00:15:36.666
داستانش موش‌گیر را
در این داستان گنجانده

00:15:36.690 --> 00:15:48.690
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.