﻿WEBVTT

00:00:00.141 --> 00:00:03.234
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:03.236 --> 00:00:11.405
‫شرکت مِترۆ-گۆلدوین-مِیِر تقدیم می‌کند
<b>‫«جماعت»، فیلمی ساختۀ کینگ ویدۆر</b>
‫با حضور جِیمز مِری، اِلِنۆر بۆردمَن و بِرت رۆچ

00:00:11.407 --> 00:00:17.883
‫فیلمنامه‌نویسان: کینگ ویدۆر و جان وَن آلْستین ویوِر
‫میان‌نویسی: جۆ فارنْهِم

00:00:17.885 --> 00:00:21.513
‫طرّاحان صحنه: سِدریک گیبِنْز و آرنۆلد گیلِسْپی
‫طرّاح لباس: آندره‌-آنی

00:00:21.515 --> 00:00:25.581
‫تصویربردار: هِنری شارپ
‫تدوینگر: هییو وین
‫آهنگساز: کارل دِیویس

00:00:25.583 --> 00:00:29.363
‫کارگردان: کینگ ویدۆر

00:00:30.691 --> 00:00:37.057
‫بازیگران و نقش‌هایشان:
‫اِلِنۆر بۆردمَن ..... مَری
‫جِیمز مِری ........ جان/جانی
‫بِرت رۆچ .......... بِرت

00:00:37.059 --> 00:00:42.565
‫اِستِل کِلارک .......... جِین
‫دنییِل تاملینسِن ..... جیم
‫دِل هِندِرسِن ......... ریچی

00:00:42.567 --> 00:00:47.981
‫لوسی بۆمانْت............ مادرِ مَری
‫فِرِدی بِرک فِرِدریک ..... پسرک
‫اَلیس میلْدرِد پوتِر ...... دخترک

00:00:48.525 --> 00:00:56.320
‫چهارم ژوئیۀ سال ۱۹۰۰
‫مردم آمریکا در تعطیلات به سر می‌برند! همه‌جا آتش‌بازی‌ست! رژه است!
‫گردش و تفریح است! همه دارند تولّد ۱۲۴سالگی آمریکا را جشن می‌گیرند!

00:01:09.710 --> 00:01:22.823
‫اما پیشامد کوچکی چون اعلام استقلال آمریکا در مقایسه با آن واقعۀ
‫بزرگی که در منزل خانوادۀ سیمْز اتّفاق می‌افتاد، چه اهمّیتی داشت؟

00:01:51.918 --> 00:01:58.625
‫«آوازۀ این پسربچّه یه روز به گوش همۀ دنیا می‌رسه، جناب طبیب.»

00:02:13.640 --> 00:02:17.377
‫«همه‌جور فرصتی جلو پاش می‌ذارم.»

00:02:20.371 --> 00:02:22.403
‫۱۹۰۰

00:02:22.405 --> 00:02:22.684
‫۱۹۰۱

00:02:22.686 --> 00:02:23.020
‫۱۹۰۲

00:02:23.022 --> 00:02:23.208
‫۱۹۰۳

00:02:23.210 --> 00:02:23.441
‫۱۹۰۴

00:02:23.443 --> 00:02:23.608
‫۱۹۰۵

00:02:23.610 --> 00:02:23.840
‫۱۹۰۶

00:02:23.842 --> 00:02:24.075
‫۱۹۰۷

00:02:24.077 --> 00:02:24.309
‫۱۹۰۸

00:02:24.311 --> 00:02:24.543
‫۱۹۰۹

00:02:24.545 --> 00:02:24.743
‫۱۹۱۰

00:02:24.745 --> 00:02:25.011
‫۱۹۱۱

00:02:25.013 --> 00:02:27.287
‫۱۹۱۲

00:02:27.854 --> 00:02:41.835
‫جانی سیمْز به سنّ ۱۲سالگی رسید. او در طول این سال‌ها شعر حفظ کرد،
‫پیانو نواخت و در گروه همسرایی آواز خواند... همچون دورانِ کودکیِ
‫رئیس‌جمهورانِ سابقِ آمریکا، آبراهام لینکۆلن و جۆرج واشینگتِن!

00:02:48.018 --> 00:02:52.813
‫«وختی بزرگ شدی می‌خوای چی کاره شی، شیربرنج؟»

00:02:58.227 --> 00:03:01.988
‫«من تقصیم دارم واعظ کلیسا بشم! درود بر پدر آسمانی!»

00:03:07.728 --> 00:03:11.458
‫«من در نظر دارم وارد عرصۀ گاوچرونی شم.»

00:03:16.403 --> 00:03:19.539
‫«تو چی، جانی سیمز؟»

00:03:23.610 --> 00:03:28.475
‫«بابام می‌گه ‹من› یه روز آدم خیلی مهمّی می‌شم!»

00:03:47.634 --> 00:03:52.099
‫«یا حضرت خدا! دم خونۀ شما وایساد، جانی!»

00:05:00.974 --> 00:05:08.381
‫«حالا باید شجاع و نترس باشی، پهلوونکم...
‫همون‌طور که اگه بابات بود، ازت توقّع داشت.»

00:05:29.396 --> 00:05:41.514
‫وقتی جان به سنّ ۲۱سالگی رسید، به خیلِ ۷میلیونیِ دیگرانی
‫پیوست که باور داشتند نییویۆرک به وجود ایشان نیازمند و متّکی‌ست.

00:05:49.322 --> 00:05:52.419
‫[جان سیمز]

00:06:01.501 --> 00:06:08.975
‫«توی این شهر باید کارِت خیلی درست باشه
‫تا بتونی از باقی مردم جلو بزنی.»

00:06:13.513 --> 00:06:16.816
‫«شاید این‌طور باشه... ولی من دنبال یه فرصتم فقط.»

00:08:05.558 --> 00:08:08.561
‫[جان سیمز – کارمندِ ۱۳۷]

00:08:15.762 --> 00:08:20.233
<b>‫جایزۀ نقدیِ ۱۰۰دلاری! خلّاقیت نشان دهید!</b>
‫شما بنزینی می‌خواهید که با نیازهایتان همساز‌تر باشد.
‫ما آن بنزین را داریم، اما خواهان نامی برایش هستیم.

00:08:20.235 --> 00:08:23.801
‫نام مناسبی برای محصول جدیدمان، سوختِ وسایل نقلیه،
‫پیشنهاد دهید و برندۀ جایزۀ ۱۰۰دلاری شوید.
‫نشانی: نییویۆرک، خیابان پِرل ۳۸۲، دفتر شرکت نفت سیلْوِنییَن

00:08:23.803 --> 00:08:27.173
‫‹سوخت‌سرشاد›
‫‹قازوقیل›

00:09:27.667 --> 00:09:29.902
‫«تر-تمیز می‌کنی، سیمز؟»

00:09:33.172 --> 00:09:35.308
‫«نو-نوار می‌کنی، سیمز؟»

00:09:38.310 --> 00:09:40.480
‫«صاف-صوف می‌کنی، سیمز؟»

00:09:43.049 --> 00:09:45.184
‫«خونه-مونه می‌تکونی، سیمز؟»

00:09:46.652 --> 00:09:52.995
‫«شما مارمولک‌ها این‌قدری این‌جا کار کردین
‫که دیگه حرف زدنتون مثل هم شده!»

00:10:01.601 --> 00:10:08.941
‫«امروز با یه جفت قناری قرار گذاشته‌م بریم شهربازی.
‫می‌خوای تو هم باهامون بیای؟»

00:10:12.545 --> 00:10:15.915
‫«راه نداره، بِرت! شب‌ها سرم توی کتابه.»

00:10:20.526 --> 00:10:26.125
‫«بی‌خیال بابا! این خوشگله‌ها وجناتی دارن که
‫توی صد تا کتاب هم پیدا نمی‌کنی!»

00:10:28.093 --> 00:10:33.299
‫«خب، باشه، می‌آم... ولی بعدش باید بشینم درسم رو بخونم.»

00:10:56.822 --> 00:11:03.129
‫«می‌دونی چیه بِرت... برا ماهایی که درگیر کسب و کاریم،
‫خوبه هر چند وقت یه بار بی‌خیال درس و کتاب شیم.»

00:11:05.097 --> 00:11:07.566
‫«آهای تو! بچرخ رو به جلو!»

00:11:23.045 --> 00:11:29.522
‫«این خوش‌گذرونی‌های شبونه، خوب من رو شارژ می‌کنه، داش‌بِرت!
‫باید بیشتر از این‌ها بیاییم سمتش!»

00:12:04.557 --> 00:12:09.328
‫«معرفی می‌کنم: جِین... جان! جان... جِین!
‫مَری... جان! جان... مَری!»

00:12:52.071 --> 00:12:56.542
‫«بیا بریم، مرغِ عشق! همۀ چه‌چه‌هات رو این‌جا نزن!»

00:13:47.626 --> 00:13:53.699
‫«به این جماعت نگاه کن! پپه‌های زبون‌بسته...
‫همه‌شون توی دوری باطل و تکراری افتاده‌ن!»

00:13:58.868 --> 00:14:03.879
‫«این‌قده گَنده‌دماغ نباش، جان! همون‌جوری باش که هستی!»

00:14:11.617 --> 00:14:17.256
‫«بیشترِ آدم‌ها روی مخمن... ولی تو فرق داری.»

00:14:25.898 --> 00:14:29.802
‫[به پاهایتان حالی بدهید!
‫کفش‌هایتان را از کفش‌فروشی بِراکْتِن بخرید.]

00:14:36.108 --> 00:14:42.481
‫«طفلکی این بَبو! حتماً باباش خیال می‌کرده
‫بچّه‌ش یه روز رئیس‌جمهور می‌شه!»

00:14:45.543 --> 00:14:46.785
‫[رفیقت خله.]

00:15:30.629 --> 00:15:32.863
‫[شهربازی «لونا»]

00:15:32.865 --> 00:15:35.367
‫[تونل عشق]

00:16:37.560 --> 00:16:40.866
‫«بگیر بشین! قیافه‌ت ‹تاریخی› نشده... ‹پاک‌مخی› شده!»

00:16:50.743 --> 00:16:54.143
‫«عجبا! اومدیم قایق‌سواری یا آدم‌سواری؟»

00:17:20.636 --> 00:17:23.776
‫«وا... اصلاً جنبۀ بوسیدن نداری.»

00:17:32.484 --> 00:17:36.891
‫[نوک‌به‌نوکند؟ خودتان ببینید!]

00:18:08.550 --> 00:18:11.156
‫«مرتیکۀ گنده... سواد نداری بخونی؟»

00:18:13.125 --> 00:18:14.660
‫[سیگار کشیدن ممنوع]

00:18:17.830 --> 00:18:19.331
‫«نگفته ‹است›!»

00:18:39.551 --> 00:18:44.890
<b>‫تدارک خانم با شما، تدارک خانه با ما!</b>
‫فروشگاه اسباب و اثاثۀ جکسِن اِستِفنِل

00:18:50.896 --> 00:18:53.465
‫«مَری، بیا با همدیگه ازدواج کنیم.»

00:19:10.306 --> 00:19:11.719
<b>‫یوتیکا
‫سیراکییوس
‫رۆچِستِر</b>

00:19:11.721 --> 00:19:13.046
<b>‫سیراکییوس
‫رۆچِستِر
‫بوفالۆ</b>

00:19:13.048 --> 00:19:14.267
<b>‫رۆچِستِر
‫بوفالۆ
‫آبشار نییاگارا</b>

00:19:14.269 --> 00:19:15.921
<b>‫بوفالۆ
‫آبشار نییاگارا</b>

00:19:17.751 --> 00:19:22.795
‫[تازه عروسی کرده‌اند]

00:19:27.833 --> 00:19:30.402
‫«یادت باشه اوّل پردۀ اتاق رو بکشی پایین.»

00:19:42.815 --> 00:19:45.317
‫«گریه نکن مامان! مراسم ختمم که نیومدی!»

00:19:47.586 --> 00:19:54.697
‫«جیمی، تو و ریچی شب‌ها، مثل دو تا داداش خوب،
‫پیش مامان خونه بمونین، باشه؟»

00:20:27.656 --> 00:20:30.562
‫«من که می‌گم تا یه سال دووم داره... شاید هم دو.»

00:20:40.504 --> 00:20:43.373
‫[آگهی: یکی از این خانه‌های نمایشی، نزدیک شماست]

00:20:45.377 --> 00:20:50.415
‫«کار و بارم که سکّه شد،
‫صاحب همچین خونه‌ای می‌شیم، گلم.»

00:20:56.543 --> 00:20:59.306
‫[کوپۀ شمارۀ ۶]

00:21:13.338 --> 00:21:17.309
‫[وقتشه برید لالا–ست‍یک‌فروشی!]

00:21:44.253 --> 00:21:45.738
‫[چی؟!]

00:21:46.705 --> 00:21:50.475
‫«نمی‌خواین اسباب‌بندیلِ خفتیدنتون رو آماده کنم؟»

00:22:12.970 --> 00:22:16.249
‫[خب... باید برم من...]

00:22:18.132 --> 00:22:20.355
‫[بهتره زود برم پس.]

00:22:23.723 --> 00:22:24.843
‫[فعلاً خدافظ.]

00:23:13.392 --> 00:23:18.697
‫«این‌جور که این بنده‌خدا داره به خودش می‌رسه،
‫حتماً می‌دونه امشب قراره توی خوابش راه بره.»

00:23:54.196 --> 00:23:56.568
‫«ایناها! دستِ پدرسوخته‌ش رو شد!»

00:24:08.413 --> 00:24:12.551
‫[«آن‌چه شوهرانِ جوان باید بدانند»، نوشتۀ سیلْوِنِس اِستال]

00:25:41.039 --> 00:25:42.607
‫«مَری! منم، جان!»

00:25:43.633 --> 00:25:45.560
‫[بیا تو.]

00:29:27.746 --> 00:29:29.626
‫[لبخند بزن.]

00:30:08.740 --> 00:30:14.279
‫«تو خوشگل‌ترین دخترِ سراسرِ دنیایی، مَری!»

00:30:54.152 --> 00:30:59.524
‫«عشقم بهت هیچ‌وقت تمومی نداره. درست عین این آبشار.»

00:31:16.841 --> 00:31:20.545
‫شبِ قبل از سال نو ― در خانۀ خودِ آدم

00:31:41.800 --> 00:31:50.809
‫♪ من و عیالم خوشحال هستیم / زندگی‌مون هم حرف نداره ♪
‫♪ خونه‌مون توش آرومه، ولی / بیرونش قطار-تو-قطاره! ♪

00:31:55.747 --> 00:31:59.921
‫«می‌شه بری تختِ تاشو رو جمع کنی؟»

00:32:22.373 --> 00:32:27.982
‫«الانه که مامانم و داداش‌هام سر برسن.
‫بهتره آماده شی... ساعت از شیش گذشته.»

00:32:49.067 --> 00:32:51.503
‫«تو باز کنی بهتره. خونوادۀ خودتن.»

00:34:38.676 --> 00:34:41.482
‫«مامان‌جون رو نمی‌بوسی؟»

00:34:56.728 --> 00:35:01.799
‫«جانی باز یه شیرین‌کاریِ جدید سر هم کرده.
‫راضی‌ش کنین واسه‌تون اجراش کنه.»

00:35:12.343 --> 00:35:15.613
‫«کار خاصّی نیست... فقط دستمه که می‌شکنم.»

00:35:18.983 --> 00:35:23.154
‫«می‌گه می‌خواد بزنه دستش رو علیل کنه، مامان.»

00:35:46.507 --> 00:35:47.982
‫«اینم از این!»

00:35:52.083 --> 00:35:53.521
‫«از چی؟»

00:35:59.353 --> 00:36:00.595
‫«از شیرین‌کاری‌م!»

00:36:06.698 --> 00:36:13.905
‫«پسر جان، دوست دارم قبل از این که شیرین‌کاریِ جدیدی در بیاری،
‫بدونم بالاخره حقوقت بیشتر شد یا نه.»

00:36:16.641 --> 00:36:21.082
‫«نه... ولی همه بهم می‌گن آیندۀ کاری‌م روشنه.»

00:36:24.979 --> 00:36:27.698
‫«می‌گه بیشتر نشده‌... طبق معمول.»

00:36:30.588 --> 00:36:33.858
‫«می‌گه آیندۀ کاری‌ش روشنه... طبق معمول.»

00:36:42.230 --> 00:36:45.169
‫«گوشِت صابونیه! پاکش کن!»

00:36:52.043 --> 00:36:54.916
‫«گوشش صابونی بود... به خاطر اصلاح.»

00:36:56.778 --> 00:36:59.117
‫«احتمالاً مال دیروزه.»

00:37:37.522 --> 00:37:42.560
‫«این‌طور که معلومه جناب لوله‌کش دوباره این‌جا تشریف داشته.»

00:37:46.564 --> 00:37:48.733
‫«شاید پیش بِرت مشروب پیدا شه.»

00:38:07.852 --> 00:38:09.453
‫«چیزی یادت نرفت؟»

00:38:13.858 --> 00:38:17.298
‫«حواست جمع باشه، عزیزم. نکنه پات روی یخ سُر بخوره!»

00:38:19.093 --> 00:38:23.838
‫«این‌قدر ساده نباش! آخه ‹من› چرا باس پام روی یخ سُر بخوره؟»

00:38:43.818 --> 00:38:46.093
‫«سُر نخوری، عزیزم!»

00:39:18.522 --> 00:39:23.898
‫«وای خدا، ای جانم!
‫یعنی چطور شد فرشته‌ها گذاشتن ‹تو› بیای زمین؟»

00:39:43.014 --> 00:39:47.952
‫«آخه مرد والا و چارشونه و
‫خوش‌قیافه و محترمی مثل تو کجا بود!»

00:39:58.729 --> 00:40:10.478
‫♪ بگو از کدوم وره راه خونه‌م / خوابم گرفته دیگه، خیلی خسته‌م ♪

00:40:04.182 --> 00:40:10.478 line:20%
‫(از ترانۀ معروفی همنام با مصرع اوّل، ‫ساختۀ جِیمْز کَمبِل و رِجینالد کانِلی)

00:40:28.259 --> 00:40:30.861
‫«صَدَرصد یه چی خورتی.»

00:40:33.531 --> 00:40:35.102
‫«صَدَرصد.»

00:40:45.806 --> 00:40:47.278
‫«این‌ژا غصر منه.»

00:42:09.593 --> 00:42:12.533
‫«همه‌ژا رو گشتم. یه قطره هم پِدا نکردم.»

00:42:20.137 --> 00:42:21.972
‫«مانان و داداشات رفتن؟»

00:42:28.412 --> 00:42:32.383
‫«خونواده‌م تو رو درک نمی‌کنن... ولی این چیز مهمّی نیست.»

00:42:40.758 --> 00:42:42.096
‫«‹تو› درکم می‌کنی؟»

00:42:44.068 --> 00:42:46.460
‫[آره، درکت می‌کنم.]

00:43:26.937 --> 00:43:29.240
‫«تو دخترخاموم همه‌چی‌تمومی هستی.»

00:43:32.610 --> 00:43:35.079
‫«چی کا می‌کنی؟ نمی‌تون دسته‌گل به آب ندی؟»

00:43:48.355 --> 00:43:49.660
‫دو ماه بعد

00:44:13.284 --> 00:44:17.221
‫«چرا بهم نگفتی سیفون مستراح خراب شده؟»

00:44:29.266 --> 00:44:32.002
‫«این هم که زهوارش در رفته!»

00:44:46.183 --> 00:44:48.449
‫«می‌شه تو رو خدا ﺑﮕ... ﺑﮕ...»

00:44:53.591 --> 00:44:54.890
‫[مَری!]

00:44:54.892 --> 00:44:56.527
‫[چیه، جان؟]

00:44:57.658 --> 00:45:01.832
‫«می‌شه بگی امروز بیان این لکنته رو درست کنن؟»

00:45:04.174 --> 00:45:05.969
‫[باشه.]

00:45:38.535 --> 00:45:41.205
‫«توی این خونه هیچی درست کار نمی‌کنه!»

00:46:38.429 --> 00:46:41.398
‫«چرا از دستم نگرفتی‌ش؟»

00:47:21.672 --> 00:47:24.508
‫«موهات عینهو جارودستی شده!»

00:47:30.358 --> 00:47:32.419
‫[بهتر شد.]

00:47:40.824 --> 00:47:43.564
‫«من نباشم، خودت می‌تونی کاری کنی؟!»

00:47:48.929 --> 00:47:53.637
‫«خسته و عاصی‌م کردی از این همه ایراد گرفتن‌هات!»

00:47:59.810 --> 00:48:03.183
‫«طوری نیست، مَری!
‫دیگه عیب‌هات رو به روت نمی‌آرم!»

00:48:16.857 --> 00:48:21.465
‫«زبون نداری وقتی چیزی تا لب پُره بهم بگی؟»

00:48:23.797 --> 00:48:27.404
‫«ایّوب هم که باشه جلو تو صبرش سر می‌آد!»

00:48:29.840 --> 00:48:32.643
‫«خودتم همچین قرصِ اعصابی نیستی!»

00:48:43.787 --> 00:48:49.493
‫«اینو از من بشنو: این‌جا خونۀ بخت نیست... زندونِ بخته!»

00:49:05.676 --> 00:49:07.077
‫«جای من این‌جا نیست!»

00:51:42.933 --> 00:51:47.871
‫«ﻓ... فرصت نشد بهت یه چیزی بگم...»

00:51:54.995 --> 00:51:57.647
‫[حامله‌م.]

00:52:07.757 --> 00:52:09.992
‫[حامله؟]

00:52:10.507 --> 00:52:11.528
‫[جدی؟]

00:52:19.670 --> 00:52:21.338
‫[از کِی؟]

00:52:25.709 --> 00:52:26.573
‫[یه ماهه...]

00:52:54.301 --> 00:52:59.976
‫«از این به بعد طور دیگه‌ای باهات تا می‌کنم، عزیز دلم.»

00:53:42.018 --> 00:53:47.791
‫«مَری، تو خوشگل‌ترین دخترِ سراسرِ دنیایی!»

00:54:56.781 --> 00:54:58.792
‫هفت ماه بعد

00:55:02.966 --> 00:55:08.004
‫«باید تا الان دیگه از مریض‌خونه خبر می‌دادن.»

00:55:37.968 --> 00:55:40.103
‫«خب... بابا شدم!»

00:55:46.676 --> 00:55:53.146
‫«وقتی اون ترفیع اصلیه رو گرفتم،
‫لطفت رو جبران می‌کنم، بِرت.»

00:56:08.765 --> 00:56:11.968
‫«می‌دونید همسر من کجاست؟»

00:56:20.874 --> 00:56:23.884
‫«خانم سیمز رو کجا می‌شه پیدا کرد؟»

00:56:27.851 --> 00:56:29.586
‫«زنم کجاست؟»

00:56:32.122 --> 00:56:34.756
‫[بخش شمارۀ ۳]

00:56:34.758 --> 00:56:38.128
‫«جناب طبیب، من آقای سیمزم! جان سیمز! شوهر مَری سیمز!»

00:56:40.597 --> 00:56:44.004
‫«نگران نباش! تا حالا که این‌جا هیچ شوهری سر زا پس نیفتاده!»

00:57:12.595 --> 00:57:18.201
‫[بخش نوزادان شمارۀ ۳
‫ورود ممنوع]

00:57:26.009 --> 00:57:27.614
‫«جان سیمز!»

00:58:21.731 --> 00:58:23.967
‫«آخِی طفلی... ببخشید این‌قدر سختی کشیدی.»

00:59:03.306 --> 00:59:05.375
‫«عینهو توئه، جانی.»

00:59:13.249 --> 00:59:19.956
‫«فقط همین رو می‌خواستم که مجبورم کنه بیشتر تلاش کنم، عزیزم.
‫حالا برا خودم کسی می‌شم... این رو قول می‌دم.»

00:59:30.690 --> 00:59:34.103
‫[می‌دونم.]

00:59:42.946 --> 00:59:55.458
‫۵ سال گذشت. در این میان خانوادۀ سیمز دو اتّفاق مهم را
‫از سر گذراند: خواهرکی به دنیا آمد و حقوق جان ۸ دلار بیشتر شد.

00:59:49.552 --> 00:59:55.458 line:20%
‫(این میزان پول تقریباً برابرست با ۱۲۰ دلار در سال ۲۰۲۰ میلادی)

01:00:10.907 --> 01:00:14.440
‫♪ تک و تنهام، آخ که چقد تک و تنهام... ♪

01:00:26.756 --> 01:00:33.363
‫«توی یکی از گوش‌هام ماسه‌ست...
‫توی اون یکی هم جناب‌عالی‌ای با این ماس‌ماسکت!»

01:00:48.344 --> 01:00:48.845
‫«جااان!»

01:01:31.521 --> 01:01:32.692
‫«فسقلی هم دیگه.»

01:01:35.989 --> 01:01:41.548
‫(صحنۀ جاافتاده: پدر، دخترک را تا پشتِ تیرکِ چوبی برای ادرار
‫همراهی می‌کند. پسرک در کنار مادرش بی‌قرار است و می‌گوید:)

01:01:41.550 --> 01:01:43.566
‫«مامان! سیپ می‌خوام، مامان!»

01:02:53.102 --> 01:02:55.004
‫«نگاه! آتیشت خاموش شد!»

01:03:13.089 --> 01:03:18.861
‫«گردش باشه ارزونیِ خودت!
‫هر روز دارم همون کارهای تکراریِ دیروزی‌م رو می‌کنم!»

01:03:23.232 --> 01:03:29.776
‫«بُغ نکن، عزیزم. همه چیز بالاخره درست می‌شه...
‫کافیه کار و بارم سکّه شه.»

01:03:31.040 --> 01:03:36.916
‫«‹سکّه› شه؟ سکّه‌زنِ کار و بارِت حتماً لاک‌پشته!»

01:03:38.981 --> 01:03:45.458
‫«خب، تقصیر من که نیست!
‫توی صنف کاریِ ما طول می‌کشه آدم به جایی برسه!»

01:03:47.553 --> 01:03:53.433
‫«طول می‌کشه؟ ببین وقتی تو توی خواب و خیالات بودی،
‫بِرت به کجاها که نرسیده!»

01:03:56.899 --> 01:04:02.675
‫«فکر کردی اگه من هم دور و بر رئیس‌رئسا می‌پلکیدم،
‫الان نونم توی روغن نبود‫؟!»

01:04:13.116 --> 01:04:15.783
‫«فکرهای بکری تو سرم دارم!

01:04:15.785 --> 01:04:23.926
‫اون شعارِ تبلیغاتیه، ‹کرور-کرور سرفه›، اون رو من نوشتم!
‫منتها همین شعار رو یکی زودتر برا شرکتِ داروسازیه فرستاد.»

01:04:28.765 --> 01:04:34.637
‫«تو رو خدا بسه... این‌قدر دامبول‌دیمبول نکن.
‫به جاش برو چند تا چوب‌خشک واسه‌م بیار!»

01:04:36.278 --> 01:04:39.875
‫[فروشی، ۳۰ در ۷۰ متر – ۴٬۰۰۰ دلار]

01:04:48.114 --> 01:04:51.687
‫«کار کردنِ ‹من› این‌جوریه!
‫‹من› اون بچّۀ همه‌فن‌حریفم!»

01:05:03.399 --> 01:05:07.036
‫«فرقی نداره چی بشه... عمراً ببینی آخم در بیاد!»

01:05:33.493 --> 01:05:33.963
‫«بیا!»

01:05:35.398 --> 01:05:36.636
‫«ممنون!»

01:05:37.533 --> 01:05:38.601
‫«تشکّر نمی‌خواد!»

01:05:45.541 --> 01:05:46.175
‫«بگیر!»

01:05:58.951 --> 01:06:01.561
‫«بابایی، ما دلمون اسپ‌سواری می‌خوات!»

01:06:21.978 --> 01:06:27.817
‫«امروز حتماً روزِ خوش‌شانسی‌مه!
‫یه شعار تبلیغاتیِ دیگه داره به ذهنم می‌آد!»

01:06:31.320 --> 01:06:36.996
‫«جان، چرا یه بار هم که شده
‫این شعارها رو واسه شرکت‌ها نمی‌فرستی؟»

01:06:47.169 --> 01:06:52.241
‫«‹تردستی! شویندۀ جادوییِ دست!› حرف نداره، مگه نه؟»

01:06:53.977 --> 01:06:57.955
‫[وای، جان! خیلی خوبه. عالیه!]

01:06:59.849 --> 01:07:09.625
‫هر کسی بالاخره به نحوی در عمرش یک بار جایزه‌ای می‌بَرد.
‫و این‌گونه خانوادۀ سیمز مبلغ ۵۰۰ دلار، تماماً یک‌جا، نصیبش شد!

01:07:14.730 --> 01:07:16.163
‫قبض‌های قدیم و جدید ‌ ‌ ۲۲۰ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ خرید برای فسقلی ‌ ‌ ۴۵ دلار
‫خرید برای گل‌پسر ‌ ‌ ۲۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ قسط آخر ‌اثاثیه ‌ ‌ ۸۵ دلار
‫جاروبرقی ‌ ‌ ۷۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ جمع مبالغ: ۴۵۰ دلار
‌

01:07:16.165 --> 01:07:16.456
‫قبض‌های قدیم و جدید ‌ ‌ ۲۲۰ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ خرید برای فسقلی ‌ ‌ ۴۵ دلار
‫خرید برای گل‌پسر ‌ ‌ ۲۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ قسط آخر ‌اثاثیه ‌ ‌ ۸۵ دلار
‫جاروبرقی ‌ ‌ ۷۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ جمع مبالغ: ۴۵۰ دلار
‫ﻟ

01:07:16.458 --> 01:07:16.749
‫قبض‌های قدیم و جدید ‌ ‌ ۲۲۰ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ خرید برای فسقلی ‌ ‌ ۴۵ دلار
‫خرید برای گل‌پسر ‌ ‌ ۲۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ قسط آخر ‌اثاثیه ‌ ‌ ۸۵ دلار
‫جاروبرقی ‌ ‌ ۷۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ جمع مبالغ: ۴۵۰ دلار
‫ﻟﺒ

01:07:16.751 --> 01:07:17.042
‫قبض‌های قدیم و جدید ‌ ‌ ۲۲۰ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ خرید برای فسقلی ‌ ‌ ۴۵ دلار
‫خرید برای گل‌پسر ‌ ‌ ۲۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ قسط آخر ‌اثاثیه ‌ ‌ ۸۵ دلار
‫جاروبرقی ‌ ‌ ۷۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ جمع مبالغ: ۴۵۰ دلار
‫لبا

01:07:17.044 --> 01:07:17.336
‫قبض‌های قدیم و جدید ‌ ‌ ۲۲۰ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ خرید برای فسقلی ‌ ‌ ۴۵ دلار
‫خرید برای گل‌پسر ‌ ‌ ۲۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ قسط آخر ‌اثاثیه ‌ ‌ ۸۵ دلار
‫جاروبرقی ‌ ‌ ۷۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ جمع مبالغ: ۴۵۰ دلار
‫لباس

01:07:17.338 --> 01:07:17.629
‫قبض‌های قدیم و جدید ‌ ‌ ۲۲۰ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ خرید برای فسقلی ‌ ‌ ۴۵ دلار
‫خرید برای گل‌پسر ‌ ‌ ۲۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ قسط آخر ‌اثاثیه ‌ ‌ ۸۵ دلار
‫جاروبرقی ‌ ‌ ۷۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ جمع مبالغ: ۴۵۰ دلار
‫لباس ﺟ

01:07:17.631 --> 01:07:17.922
‫‫قبض‌های قدیم و جدید ‌ ‌ ۲۲۰ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ خرید برای فسقلی ‌ ‌ ۴۵ دلار
‫خرید برای گل‌پسر ‌ ‌ ۲۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ قسط آخر ‌اثاثیه ‌ ‌ ۸۵ دلار
‫جاروبرقی ‌ ‌ ۷۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ جمع مبالغ: ۴۵۰ دلار
‫لباس جد

01:07:17.924 --> 01:07:18.215
‫‫قبض‌های قدیم و جدید ‌ ‌ ۲۲۰ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ خرید برای فسقلی ‌ ‌ ۴۵ دلار
‫خرید برای گل‌پسر ‌ ‌ ۲۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ قسط آخر ‌اثاثیه ‌ ‌ ۸۵ دلار
‫جاروبرقی ‌ ‌ ۷۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ جمع مبالغ: ۴۵۰ دلار
‫لباس جدﯾ

01:07:18.217 --> 01:07:18.508
‫قبض‌های قدیم و جدید ‌ ‌ ۲۲۰ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ خرید برای فسقلی ‌ ‌ ۴۵ دلار
‫خرید برای گل‌پسر ‌ ‌ ۲۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ قسط آخر ‌اثاثیه ‌ ‌ ۸۵ دلار
‫جاروبرقی ‌ ‌ ۷۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ جمع مبالغ: ۴۵۰ دلار
‫لباس جدید

01:07:18.510 --> 01:07:18.801
‫قبض‌های قدیم و جدید ‌ ‌ ۲۲۰ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ خرید برای فسقلی ‌ ‌ ۴۵ دلار
‫خرید برای گل‌پسر ‌ ‌ ۲۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ قسط آخر ‌اثاثیه ‌ ‌ ۸۵ دلار
‫جاروبرقی ‌ ‌ ۷۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ جمع مبالغ: ۴۵۰ دلار
‫لباس جدید ‌ ‌ ‌ ۵

01:07:18.803 --> 01:07:19.095
‫قبض‌های قدیم و جدید ‌ ‌ ۲۲۰ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ خرید برای فسقلی ‌ ‌ ۴۵ دلار
‫خرید برای گل‌پسر ‌ ‌ ۲۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ قسط آخر ‌اثاثیه ‌ ‌ ۸۵ دلار
‫جاروبرقی ‌ ‌ ۷۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ جمع مبالغ: ۴۵۰ دلار
‫لباس جدید ‌ ‌ ۵۰

01:07:19.097 --> 01:07:19.388
‫قبض‌های قدیم و جدید ‌ ‌ ۲۲۰ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ خرید برای فسقلی ‌ ‌ ۴۵ دلار
‫خرید برای گل‌پسر ‌ ‌ ۲۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ قسط آخر ‌اثاثیه ‌ ‌ ۸۵ دلار
‫جاروبرقی ‌ ‌ ۷۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ جمع مبالغ: ۴۵۰ دلار
‫لباس جدید ‌ ‌ ۵۰ د

01:07:19.390 --> 01:07:19.681
‫قبض‌های قدیم و جدید ‌ ‌ ۲۲۰ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ خرید برای فسقلی ‌ ‌ ۴۵ دلار
‫خرید برای گل‌پسر ‌ ‌ ۲۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ قسط آخر ‌اثاثیه ‌ ‌ ۸۵ دلار
‫جاروبرقی ‌ ‌ ۷۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ جمع مبالغ: ۴۵۰ دلار
‫لباس جدید ‌ ‌ ۵۰ دﻟ

01:07:19.683 --> 01:07:19.974
‫قبض‌های قدیم و جدید ‌ ‌ ۲۲۰ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ خرید برای فسقلی ‌ ‌ ۴۵ دلار
‫خرید برای گل‌پسر ‌ ‌ ۲۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ قسط آخر ‌اثاثیه ‌ ‌ ۸۵ دلار
‫جاروبرقی ‌ ‌ ۷۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ جمع مبالغ: ۴۵۰ دلار
‫لباس جدید ‌ ‌ ۵۰ دلا

01:07:19.976 --> 01:07:20.267
‫قبض‌های قدیم و جدید ‌ ‌ ۲۲۰ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ خرید برای فسقلی ‌ ‌ ۴۵ دلار
‫خرید برای گل‌پسر ‌ ‌ ۲۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ قسط آخر ‌اثاثیه ‌ ‌ ۸۵ دلار
‫جاروبرقی ‌ ‌ ۷۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ جمع مبالغ: ۴۵۰ دلار
‫لباس جدید ‌ ‌ ۵۰ دلار

01:07:20.269 --> 01:07:20.477
‫قبض‌های قدیم و جدید ‌ ‌ ۲۲۰ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ خرید برای فسقلی ‌ ‌ ۴۵ دلار
‫خرید برای گل‌پسر ‌ ‌ ۲۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ قسط آخر ‌اثاثیه ‌ ‌ ۸۵ دلار
‫جاروبرقی ‌ ‌ ۷۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ جمع مبالغ: ۴۵۰ دلار
‫لباس جدید ‌ ‌ ۵۰ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ ﺟ

01:07:20.479 --> 01:07:20.686
‫قبض‌های قدیم و جدید ‌ ‌ ۲۲۰ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ خرید برای فسقلی ‌ ‌ ۴۵ دلار
‫خرید برای گل‌پسر ‌ ‌ ۲۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ قسط آخر ‌اثاثیه ‌ ‌ ۸۵ دلار
‫جاروبرقی ‌ ‌ ۷۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ جمع مبالغ: ۴۵۰ دلار
‫لباس جدید ‌ ‌ ۵۰ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ ﺟﻤ

01:07:20.688 --> 01:07:20.895
‫قبض‌های قدیم و جدید ‌ ‌ ۲۲۰ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ خرید برای فسقلی ‌ ‌ ۴۵ دلار
‫خرید برای گل‌پسر ‌ ‌ ۲۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ قسط آخر ‌اثاثیه ‌ ‌ ۸۵ دلار
‫جاروبرقی ‌ ‌ ۷۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ جمع مبالغ: ۴۵۰ دلار
‫لباس جدید ‌ ‌ ۵۰ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ ﺟﻤﻌ

01:07:20.897 --> 01:07:21.104
‫قبض‌های قدیم و جدید ‌ ‌ ۲۲۰ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ خرید برای فسقلی ‌ ‌ ۴۵ دلار
‫خرید برای گل‌پسر ‌ ‌ ۲۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ قسط آخر ‌اثاثیه ‌ ‌ ۸۵ دلار
‫جاروبرقی ‌ ‌ ۷۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ جمع مبالغ: ۴۵۰ دلار
‫لباس جدید ‌ ‌ ۵۰ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ جمعا

01:07:21.106 --> 01:07:21.314
‫قبض‌های قدیم و جدید ‌ ‌ ۲۲۰ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ خرید برای فسقلی ‌ ‌ ۴۵ دلار
‫خرید برای گل‌پسر ‌ ‌ ۲۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ قسط آخر ‌اثاثیه ‌ ‌ ۸۵ دلار
‫جاروبرقی ‌ ‌ ۷۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ جمع مبالغ: ۴۵۰ دلار
‫لباس جدید ‌ ‌ ۵۰ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ جمعاً

01:07:21.316 --> 01:07:21.523
‫قبض‌های قدیم و جدید ‌ ‌ ۲۲۰ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ خرید برای فسقلی ‌ ‌ ۴۵ دلار
‫خرید برای گل‌پسر ‌ ‌ ۲۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ قسط آخر ‌اثاثیه ‌ ‌ ۸۵ دلار
‫جاروبرقی ‌ ‌ ۷۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ جمع مبالغ: ۴۵۰ دلار
‫لباس جدید ‌ ‌ ۵۰ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ جمعاً ‌ ‌ ۵

01:07:21.525 --> 01:07:21.732
‫قبض‌های قدیم و جدید ‌ ‌ ۲۲۰ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ خرید برای فسقلی ‌ ‌ ۴۵ دلار
‫خرید برای گل‌پسر ‌ ‌ ۲۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ قسط آخر ‌اثاثیه ‌ ‌ ۸۵ دلار
‫جاروبرقی ‌ ‌ ۷۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ جمع مبالغ: ۴۵۰ دلار
‫لباس جدید ‌ ‌ ۵۰ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ جمعاً ‌ ۵۰

01:07:21.734 --> 01:07:21.942
‫قبض‌های قدیم و جدید ‌ ‌ ۲۲۰ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ خرید برای فسقلی ‌ ‌ ۴۵ دلار
‫خرید برای گل‌پسر ‌ ‌ ۲۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ قسط آخر ‌اثاثیه ‌ ‌ ۸۵ دلار
‫جاروبرقی ‌ ‌ ۷۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ جمع مبالغ: ۴۵۰ دلار
‫لباس جدید ‌ ‌ ۵۰ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ جمعاً ۵۰۰

01:07:21.944 --> 01:07:22.151
‫قبض‌های قدیم و جدید ‌ ‌ ۲۲۰ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ خرید برای فسقلی ‌ ‌ ۴۵ دلار
‫خرید برای گل‌پسر ‌ ‌ ۲۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ قسط آخر ‌اثاثیه ‌ ‌ ۸۵ دلار
‫جاروبرقی ‌ ‌ ۷۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ جمع مبالغ: ۴۵۰ دلار
‫لباس جدید ‌ ‌ ۵۰ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ جمعاً ۵۰۰ د

01:07:22.153 --> 01:07:22.360
‫قبض‌های قدیم و جدید ‌ ‌ ۲۲۰ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ خرید برای فسقلی ‌ ‌ ۴۵ دلار
‫خرید برای گل‌پسر ‌ ‌ ۲۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ قسط آخر ‌اثاثیه ‌ ‌ ۸۵ دلار
‫جاروبرقی ‌ ‌ ۷۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ جمع مبالغ: ۴۵۰ دلار
‫لباس جدید ‌ ‌ ۵۰ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ جمعاً ۵۰۰ دﻟ

01:07:22.362 --> 01:07:22.571
‫قبض‌های قدیم و جدید ‌ ‌ ۲۲۰ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ خرید برای فسقلی ‌ ‌ ۴۵ دلار
‫خرید برای گل‌پسر ‌ ‌ ۲۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ قسط آخر ‌اثاثیه ‌ ‌ ۸۵ دلار
‫جاروبرقی ‌ ‌ ۷۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ جمع مبالغ: ۴۵۰ دلار
‫لباس جدید ‌ ‌ ۵۰ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ جمعاً ۵۰۰ دلا

01:07:22.573 --> 01:07:24.740
‫قبض‌های قدیم و جدید ‌ ‌ ۲۲۰ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ خرید برای فسقلی ‌ ‌ ۴۵ دلار
‫خرید برای گل‌پسر ‌ ‌ ۲۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ قسط آخر ‌اثاثیه ‌ ‌ ۸۵ دلار
‫جاروبرقی ‌ ‌ ۷۵ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ جمع مبالغ: ۴۵۰ دلار
‫لباس جدید ‌ ‌ ۵۰ دلار ‌ ‌ ‌ ‌ جمعاً ۵۰۰ دلار

01:07:37.753 --> 01:07:42.194
‫«با دست پر اومده‌م خونه، مَری! پونصد چوق بردیم!»

01:07:47.493 --> 01:07:56.770
‫جناب آقای سیمز، بسیار خرسند هستیم که چکی به مبلغِ ۵۰۰ دلار را
‫برای شما ارسال می‌کنیم. این چک جایزه‌ای است از طرف شرکتمان
‫بابت شعار تبلیغاتی «تردستی، شویندۀ جادویی دست» که برایمان فرستادید.

01:07:56.772 --> 01:08:00.242
‫ اطمینان داریم که این شعار عملکردی عالی خواهد داشت.
‫شرکت تولید موادّ شویندۀ هالَند – هیئت داوران

01:09:27.797 --> 01:09:30.469
‫«تو رو خدا طبیب خبر کنید!»

01:11:57.313 --> 01:12:02.117
‫«برو داخل خونه! نمی‌شه که چون بچّه‌ت مریضه، دنیا از کار بِایسته!»

01:12:49.431 --> 01:12:51.433
‫«مَری! مَری!»

01:12:59.174 --> 01:13:01.777
‫«جانی! بچّه‌مون! جانی! جانی!»

01:13:31.448 --> 01:13:35.886
‫[مامان! مامان! بابایی! بابایی!]

01:13:46.689 --> 01:13:49.391
‫«جان! جان! کجایی؟»

01:14:35.637 --> 01:14:48.584
<b>‫ماه‌ها می‌گذرند... بی‌پایان پشت یکدیگر.</b>
‫جماعتِ مردم همیشه همراهتان می‌خندند،
‫اما فقط یک روز همراهتان می‌گریند.

01:16:02.391 --> 01:16:09.498
‫«این‌طور که می‌بینم انگاری حواست دیگه درست به کار نیست.»

01:16:55.407 --> 01:16:59.047
‫«گور بابای این کار و بار! بسمه دیگه!»

01:17:03.539 --> 01:17:12.764
‫رها کردن شغل، کارِ آسانی‌ست... اما سخت است بیان این مسئله
‫به زنی که بار سنگینی را چنان شیردلانه تحمّل کرده است و می‌کند.

01:17:35.314 --> 01:17:40.522
‫«همه چیز رو واسه گردشِ فردا با همکارهات آماده کرده‌م.»

01:18:14.923 --> 01:18:20.896
‫«فردا سوار کشتی، خوش‌مزه‌ترین ناهار رو ما می‌خوریم.
‫این خط، این هم نشون!»

01:18:47.456 --> 01:18:47.704
‫ﭘ

01:18:47.706 --> 01:18:47.955
‫پا

01:18:47.957 --> 01:18:48.205
‫پاﻧ

01:18:48.207 --> 01:18:48.456
‫پانز

01:18:48.458 --> 01:18:48.707
‫پانزد

01:18:48.709 --> 01:18:48.957
‫پانزدﻫ

01:18:48.959 --> 01:18:49.208
‫پانزدﻫﻤ

01:18:49.210 --> 01:18:49.458
‫پانزدﻫﻤﯿ

01:18:49.460 --> 01:18:49.709
‫پانزدهمین

01:18:49.711 --> 01:18:49.960
‫پانزدهمین ﮔ

01:18:49.962 --> 01:18:50.210
‫ﺎنزدهمین گر

01:18:50.212 --> 01:18:50.461
‫نزدهمین گرد

01:18:50.463 --> 01:18:50.711
‫ﺰدهمین گردش

01:18:50.713 --> 01:18:50.962
‫دهمین گردش ﺗ

01:18:50.964 --> 01:18:51.212
‫همین گردش ﺗﻔ

01:18:51.214 --> 01:18:51.463
‫ﻤﯿﻦ گردش تفر

01:18:51.465 --> 01:18:51.714
‫ﯿﻦ گردش تفرﯾ

01:18:51.716 --> 01:18:51.964
‫ﻦ گردش تفرﯾﺤ

01:18:51.966 --> 01:18:52.215
‫گردش تفریحی

01:18:52.217 --> 01:18:52.465
‫ﺮدش تفریحی ﺳ

01:18:52.467 --> 01:18:52.716
‫دش تفریحی سا

01:18:52.718 --> 01:18:52.967
‫ﺶ تفریحی ساﻟ

01:18:52.969 --> 01:18:53.217
‫تفریحی سالا

01:18:53.219 --> 01:18:53.468
‫ﻔﺮیحی سالاﻧ

01:18:53.470 --> 01:18:53.718
‫ﺮیحی سالانۀ

01:18:53.720 --> 01:18:53.969
‫یحی سالانۀ ﮐ

01:18:53.971 --> 01:18:54.219
‫ﺤﯽ سالانۀ کا

01:18:54.221 --> 01:18:54.470
‫ﯽ سالانۀ کار

01:18:54.472 --> 01:18:54.721
‫سالانۀ کارﻣ

01:18:54.723 --> 01:18:54.971
‫ﺎلانۀ کارﻣﻨ

01:18:54.973 --> 01:18:55.222
‫لانۀ کارمند

01:18:55.224 --> 01:18:55.472
‫ﺎنۀ کارمندا

01:18:55.474 --> 01:18:55.723
‫نۀ کارمندان

01:18:55.725 --> 01:18:55.974
‫ﮥ کارمندان ﺷ

01:18:55.976 --> 01:18:56.224
‫کارمندان شر

01:18:56.226 --> 01:18:56.475
‫ﺎرمندان شرﮐ

01:18:56.477 --> 01:18:56.725
‫رمندان شرکت

01:18:56.727 --> 01:18:56.976
‫مندان شرکت ﺑ

01:18:56.978 --> 01:18:57.226
‫ﻨﺪان شرکت ﺑﯿ

01:18:57.228 --> 01:18:57.477
‫ﺪان شرکت ﺑﯿﻤ

01:18:57.479 --> 01:18:57.728
‫ان شرکت بیمۀ

01:18:57.730 --> 01:18:57.978
‫ن شرکت بیمۀ «

01:18:57.980 --> 01:18:58.229
‫شرکت بیمۀ «ا

01:18:58.231 --> 01:18:58.479
‫ﺮکت بیمۀ «اﻃ

01:18:58.481 --> 01:18:58.730
‫کت بیمۀ «اﻃﻠ

01:18:58.732 --> 01:18:58.981
‫ﺖ بیمۀ «اطلس

01:18:58.983 --> 01:18:59.968
‫بیمۀ «اطلس»

01:19:23.168 --> 01:19:30.299
‫«جان از کارِ الانش خیلی راضیه، بِرت...
‫ولی وفاداری و توانایی‌هاش هم باید قدر دونسته شه.»

01:19:32.832 --> 01:19:34.236
‫[مَری!]

01:19:35.045 --> 01:19:36.196
‫[چیه؟]

01:19:36.198 --> 01:19:38.682
‫[می‌شه ساکت باشی؟ هیس!]

01:19:38.684 --> 01:19:40.851
‫[جان اومد.]

01:19:43.309 --> 01:19:45.063
‫[سلام، جان.]

01:19:46.831 --> 01:19:49.734
‫[سلام، بِرت. چطوری؟]

01:19:59.091 --> 01:20:02.664
‫«بهتره قضیۀ کارِت رو به مَری بگی.»

01:20:07.394 --> 01:20:09.738
‫[بِرت، دربارۀ اون چیزه...]

01:20:10.383 --> 01:20:13.191
‫[- ببینم چی کار می‌تونم بکنم.
‫- ممنون!]

01:20:17.412 --> 01:20:20.415
‫«واسه چی این همه چشم و ابرو می‌اومدین؟»

01:20:23.518 --> 01:20:30.829
‫«اینی که می‌خوام بهت بگم، خبرِ همچین خوبی نیست، مَری.
‫دیروز برا همیشه از شرکت زدم بیرون.»

01:20:38.400 --> 01:20:45.841
‫«تا الان چیزی بهت نگفتم چون...
‫آخه نمی‌دونم کارم درست بوده یا نه.»

01:20:58.653 --> 01:21:04.629
‫«باشه حالا، ناراحتِ اون کارِ قبلی‌ت نباش.
‫تا دلت بخواد کارهای بهتری پیدا می‌شه.»

01:21:11.600 --> 01:21:24.015
‫حق با مَری بود. شغل‌های متنوّع و بسیاری پیدا می‌شد...
‫و جان نیز توانست به راحتی در طول یک هفته، چهارمین شغلش را بیابد!

01:21:36.024 --> 01:21:40.832
‫«شما احیاناً مایل نیستید یکی از این جاروبرقی‌ها رو بخرید؟»

01:21:54.621 --> 01:21:58.680
‫و هر بار همان آش بود و همان کاسه.

01:22:12.597 --> 01:22:15.303
‫«از جاروبرقی فروختن خسته شده‌م.»

01:22:17.936 --> 01:22:20.338
‫«چی؟ گفتی تونستی چند تا بفروشی؟»

01:22:27.512 --> 01:22:33.889
‫«نمی‌خواستم بیشتر از این وقتم رو
‫سرش تلف کنم، مَری. برا همین زدم بیرون.»

01:22:43.795 --> 01:22:50.238
‫«آخه می‌دونی مَری، فایده‌ای نداره آدم بره جاروبرقی بفروشه.
‫همه توی خونه‌شون یکی دارن.»

01:23:06.518 --> 01:23:10.659
‫«مطمئنّی مشکل همیشه از بقیه‌ست... نه از تو؟»

01:23:16.834 --> 01:23:30.368
‫ما هیچ نمی‌دانیم جماعتِ مردم به چه اندازه بزرگ است و
‫به کدام سو روی دارد... تا این که پا از صفوفشان بیرون می‌گذاریم.

01:23:56.167 --> 01:23:58.473
‫«من دنبال یه فرصتم فقط.»

01:24:06.841 --> 01:24:09.444
‫[خیّاطی]

01:24:32.370 --> 01:24:37.479
‫«خیال داری تا آخر عمرت پا رو پا بذاری و سر کار نری؟»

01:24:38.352 --> 01:24:40.000
‫[نه، خیال ندارم.]

01:24:41.217 --> 01:24:47.856
‫«فکر کنم ‹ماییم› که باید واسه‌ت کار جور کنیم...
‫وگرنه از گشنگی رو ‹دستمون› سقط می‌شی.»

01:25:08.306 --> 01:25:14.115
‫«واسه خاطر تو، آبجی، تصمیم گرفتیم دستش رو جایی بند کنیم.»

01:25:29.060 --> 01:25:34.102
‫«جانی! داداش‌هام می‌خوان سر کار ببرنت!»

01:25:39.299 --> 01:25:40.935
‫[نه، مَری.]

01:25:45.476 --> 01:25:48.350
‫«یعنی می‌گی قبول نمی‌کنی؟»

01:25:50.715 --> 01:25:55.523
‫«خودت باید بهتر بدونی، مَری...
‫من کارِ صدقه‌سری از کسی قبول نمی‌کنم.»

01:26:06.813 --> 01:26:12.474
‫«ﮔ... ﮔ... گمونم فردا-پس‌فرداست که کارِ خوبی گیرم بیاد.»

01:26:16.641 --> 01:26:19.971
‫«چند ماهه همه‌ش داری همین رو می‌گی!»

01:26:22.790 --> 01:26:29.824
‫«اگه خواهرمون عقلش می‌رسید،
‫ولت می‌کرد و برمی‌گشت خونه پیش ما.»

01:26:33.791 --> 01:26:41.613
‫«تو هیچ‌وقت هیچ پُخی نبودی، به جز یه آدم چاخان...
‫تا آخر عمرت هم همین باقی می‌مونی!»

01:27:05.423 --> 01:27:08.063
‫«مرتیکۀ لاف‌زنِ بی‌عرضه!»

01:27:18.570 --> 01:27:21.070
‫«مرده و زنده‌ت واسه‌م فرقی نداره!»

01:29:32.033 --> 01:29:36.511
‫«بابا، چرا دیگه اصن باهام بازی نمی‌کنی؟»

01:29:43.280 --> 01:29:44.919
‫«دوس دارم با هم بازی کنیم.»

01:29:52.779 --> 01:29:55.390
‫«مامانی دیگه دوسِت نداره؟»

01:30:04.056 --> 01:30:05.600
‫«‹من› دوسِت دارم.»

01:30:15.884 --> 01:30:20.750
‫«می‌خوام وختی بزرگ شدم، دُرُس مث ‹تو› بشم، بابا.»

01:30:29.608 --> 01:30:34.530
‫«هنوز دوسَم داری، پسرم؟ هنوز به بابات ایمان داری؟»

01:30:36.151 --> 01:30:37.933
‫«آره که دارم، بابایی!»

01:30:52.464 --> 01:30:56.094
‫«کار نشد نداره، پسرم! بهشون نشون می‌دیم با کی طرفن!»

01:31:32.301 --> 01:31:34.153
‫[تابلۆ: آپارتمان اجاره‌ای!]

01:31:34.155 --> 01:31:34.537
‫به ۱۰۰

01:31:34.537 --> 01:31:34.919
‫به ۱۰۰ ﮐ

01:31:34.919 --> 01:31:35.301
‫به ۱۰۰ کا

01:31:35.301 --> 01:31:35.683
‫به ۱۰۰ کار

01:31:35.683 --> 01:31:36.065
‫به ۱۰۰ کارﮔ

01:31:36.065 --> 01:31:36.447
‫به ۱۰۰ کارگر

01:31:36.447 --> 01:31:36.829
‫به ۱۰۰ کارگر ﻧ

01:31:36.829 --> 01:31:37.211
‫به ۱۰۰ کارگر ﻧﯿ

01:31:37.211 --> 01:31:37.593
‫به ۱۰۰ کارگر نیا

01:31:37.598 --> 01:31:37.980
‫به ۱۰۰ کارگر نیاز

01:31:37.982 --> 01:31:38.364
‫به ۱۰۰ کارگر نیازﻣ

01:31:38.366 --> 01:31:38.748
‫به ۱۰۰ کارگر نیازﻣﻨ

01:31:38.750 --> 01:31:39.132
‫به ۱۰۰ کارگر نیازمند

01:31:39.134 --> 01:31:39.516
‫به ۱۰۰ کارگر نیازمندﯾ

01:31:39.518 --> 01:31:39.900
‫به ۱۰۰ کارگر نیازمندیم

01:31:55.394 --> 01:32:01.116
‫«باس هر جور که شده کار پیدا کنم! به خدا زن و بچّه دارم!»

01:32:03.736 --> 01:32:06.361
‫«مگه ماها نداریم؟!»

01:32:12.433 --> 01:32:12.825
‫به ۱۰۰ کارگر نیازمندیم
‫برای کارهای خدمات شهری

01:32:12.827 --> 01:32:13.074
‫ﻪ ۱۰۰ کارگر نیازمندیم
‫برای کارهای خدمات شهری

01:32:13.076 --> 01:32:13.323
‫۱۰۰ کارگر نیازمندیم
‫برای کارهای خدمات شهری

01:32:13.325 --> 01:32:13.572
‫۱۰ کارگر نیازمندیم
‫برای کارهای خدمات شهری

01:32:13.574 --> 01:32:13.822
‫۱ کارگر نیازمندیم
‫برای کارهای خدمات شهری

01:32:13.824 --> 01:32:14.071
‫کارگر نیازمندیم
‫برای کارهای خدمات شهری

01:32:14.073 --> 01:32:14.321
‫ﺎرگر نیازمندیم
‫برای کارهای خدمات شهری

01:32:14.323 --> 01:32:14.556
‫رگر نیازمندیم
‫برای کارهای خدمات شهری

01:32:14.558 --> 01:32:14.790
‫گر نیازمندیم
‫برای کارهای خدمات شهری

01:32:14.792 --> 01:32:15.025
‫ﺮ نیازمندیم
‫برای کارهای خدمات شهری

01:32:15.027 --> 01:32:15.228
‫نیازمندیم
‫برای کارهای خدمات شهری

01:32:15.229 --> 01:32:15.511
‫ﯿﺎزمندیم
‫برای کارهای خدمات شهری

01:32:23.505 --> 01:32:28.510
‫«کی بلده با توپ شیرین‌کاری کنه؟
‫باید چشم مردم رو به تابلۆی تبلیغاتی‌ش بندازه.»

01:32:33.529 --> 01:32:34.982
‫[مؤسّسۀ توظیف «آتلانتیک»]

01:32:49.205 --> 01:32:52.100
‫[من همیشه خوشحالم چون در «کبابیِ اِشنیدِر» غذا می‌خورم]

01:32:56.737 --> 01:32:59.716
‫[من همیشه خوشحالم چون در «کبابیِ اِشنیدِر» غذا می‌خورم]

01:33:50.548 --> 01:33:53.426
‫«امروز تونستم کار پیدا کنم، مَری...»

01:33:57.397 --> 01:34:00.100
‫«...فردا هم باز می‌رم سر کار...»

01:34:11.531 --> 01:34:18.353
‫«پول زیادی نیست، مَری... ولی این اوّل راهه!
‫با جون و دل کار می‌کنم... بهت قول می‌دم.»

01:34:41.599 --> 01:34:44.535
‫«بیرون منتظرتیم، آبجی.»

01:34:54.190 --> 01:34:58.360
‫«هنوز دلت می‌گه باید بری، مَری؟»

01:35:03.195 --> 01:35:05.200
‫[باید برم، جان.]

01:35:08.851 --> 01:35:16.262
‫«باشه، هر چی تو بگی، مَری... ولی من همیشه
‫عاشقت می‌مونم و عرق می‌ریزم تا باز دلت رو به دست بیارم.»

01:35:26.592 --> 01:35:30.901
‫«واسه‌ت شام درست کردم. توی تنورۀ اجاقه.»

01:35:33.652 --> 01:35:37.000
‫[خیلی ممنون، مَری. خوب کردی.]

01:35:47.440 --> 01:35:51.809
‫«جوراب‌هات رو رفو کردم و لباس‌هات رو هم شستم.
‫توی گنجه گذاشتمشون.»

01:35:54.252 --> 01:35:57.419
‫[خیلی ممنونم. لطف کردی.]

01:36:05.511 --> 01:36:08.648
‫«همین‌ها بود فکر کنم. خداحافظ، جان.»

01:36:10.607 --> 01:36:12.733
‫[خداحافظ، مَری.]

01:37:00.239 --> 01:37:04.677
‫«شما نمی‌دونین چی می‌گم...
‫جان همیشه به من وابسته بوده و تکیه کرده...»

01:37:08.047 --> 01:37:13.129
‫«...باید خاطرم جمع شه هیچ کم و کسری‌ای نداره.»

01:37:13.673 --> 01:37:17.264
‫[باید برگردم ببینمش.]

01:37:43.077 --> 01:37:50.444
‫«برگشتم که بگم اگه شب‌ها بعد از کار اومدی خونه و
‫دیدی دلت گرفته‌ست، می‌تونی بیای به پسرمون سر بزنی.»

01:38:03.560 --> 01:38:12.636
‫«ممنون، مَری. نظرت چیه همین امشبه رو
‫من و تو و پسرمون بریم تماشاخونه یه نمایش ببینیم؟»

01:38:15.446 --> 01:38:22.086
‫«آخه می‌دونی... برگشتنی که خیال می‌کردم
‫همه چیز بینمون درست می‌شه، رفتم سه تا بلیت خریدم.»

01:38:27.334 --> 01:38:31.672
‫[نیازی نبود. خیلی ممنونم ازت.]

01:38:35.276 --> 01:38:36.978
‫[یه چیز دیگه، قبلِ رفتنت...]

01:39:18.115 --> 01:39:20.032
‫[خوبه؟]

01:39:23.039 --> 01:39:26.143
‫«نمی‌دونی چقدر بهت می‌آد، مَری.»

01:40:10.589 --> 01:40:13.913
‫شرکت ضبط صفحۀ ویکتور
‫آهنگ «تو سراپا خوبی‌ای» از جانی ماروین
‫نوازندۀ یوکِلِلی و گیتار و کلارینِت: اَندی سانِلّا

01:41:18.864 --> 01:41:21.700 line:20%
‫(نمایشی در گونۀ وودویل)

01:41:42.454 --> 01:41:50.322
<b>‫تردستی</b>
‫شویندۀ جادویی دست
‫دنیا را پاک می‌کند!

01:42:41.071 --> 01:42:45.626
‫پایان

01:42:51.006 --> 01:42:59.667
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

01:43:14.321 --> 01:43:28.325
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.