﻿WEBVTT

00:01:08.189 --> 00:01:14.592
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:01:16.689 --> 00:01:20.832
نرگسِ سياه

00:03:05.435 --> 00:03:08.855
سيتا، برو به خواهر کِلودا بگو
ميخوام باهاش حرف بزنم

00:03:10.774 --> 00:03:15.778
بنابراين ... ايکس برابر پنج ميشه

00:03:18.866 --> 00:03:20.867
... يا

00:03:20.951 --> 00:03:24.120
مادر روحاني ميخوان با شما صحبت کنن
خواهر کِلودا

00:03:24.204 --> 00:03:26.122
!جوياه

00:03:33.797 --> 00:03:35.798
درس رو ادامه بده

00:03:52.274 --> 00:03:54.525
،خواهر کِلودا

00:03:54.610 --> 00:03:58.070
ما بايد در موپو برنامه‌هامون رو پيش ببريم

00:03:58.155 --> 00:04:00.072
بهش ميگن؛ سَنت فِيس

00:04:00.157 --> 00:04:01.908
سَنت فِيس

00:04:01.992 --> 00:04:05.369
و تو براي مديريت سنت فِيس انتصاب شدي

00:04:05.454 --> 00:04:08.623
من، مادر روحاني؟ -
تو -

00:04:08.707 --> 00:04:12.668
تو جوان‌ترين مدير در انجمن دينيِ ما خواهي بود

00:04:17.341 --> 00:04:19.508
مچکرم، مادر روحاني

00:04:21.678 --> 00:04:24.221
نماينده‌ي موپو يه مردِ انگليسي هست

00:04:25.641 --> 00:04:27.683
بنظر مرد سر سختي مياد

00:04:27.768 --> 00:04:30.645
کمک زيادي بهت نخواهد کرد

00:04:32.689 --> 00:04:35.733
بانويِ عزيز، اسم من دين هست

00:04:35.817 --> 00:04:38.361
من نماينده‌ي ژنرال تودارِي در موپو هستم

00:04:38.445 --> 00:04:41.280
و در اين مقام اين رو براي شما مينويسم

00:04:41.365 --> 00:04:43.950
... ميدونم که ژنرال به شما کاخ قديمي در موپو رو پيشنهاد داده

00:04:44.034 --> 00:04:47.328
تا يک مدرسه و يک درمانگاه
براي بومي‌ها درست کنين

00:04:47.412 --> 00:04:50.456
اين اولين بار نيست که اون چنين ايده‌اي داشته

00:04:50.540 --> 00:04:53.125
اون از من خواست تا درباره‌ي اين محل و مردمش
براي شما توضيحاتي بدم

00:04:54.753 --> 00:04:58.214
اينجا مکانِ راحتي نيست و منطقه‌ي دور افتاده‌ايه

00:04:58.298 --> 00:05:00.466
... ابتدا، شما بايد به شهر "دارجيلينگ" برين

00:05:00.550 --> 00:05:04.011
و بعدش من بايد براي شما اسب و بارکِش
براي بُردنتون به تپه پيدا کنم

00:05:04.096 --> 00:05:06.555
موپو در ارتفاع هشت هزارپايي قرار داره

00:05:06.640 --> 00:05:09.892
ارتفاعِ رشته‌کوهِش تقريبا به اندازه‌ي قله‌ي اورست هست

00:05:09.977 --> 00:05:12.895
مردم به مرتفع‌ترين نقطه‌ي کوه؛ "نانگا دِيوي" ميگن

00:05:12.980 --> 00:05:15.898
"يعني "الهه ي عريان

00:05:17.359 --> 00:05:19.568
من در دره دور از جريانِ وزشِ باد زندگي ميکنم

00:05:19.653 --> 00:05:22.196
همونطور که ژنرال و بقيه مردم هم اونجا زندگي ميکنن

00:05:23.240 --> 00:05:25.992
کاخِ "موپو" در جريانِ وزشِ باد بر روي کوه قرار داره

00:05:26.076 --> 00:05:29.662
اين توسطِ پدرِ ژنرال
براي اقامتِ همسرش در اونجا ساخته شد

00:05:29.746 --> 00:05:32.498
بهش ميگن کاخ
... اما ميتوان گفت که يه تفاوت کوچيک بين

00:05:32.582 --> 00:05:35.543
ذهنيت شما و ژنرال در موردِ کاخ وجود داشته باشه

00:05:35.627 --> 00:05:37.586
به‌ هرحال، هميني که هست

00:05:38.588 --> 00:05:42.049
مردم اينجا هم مثل همه‌ي روستاييانِ کوهستان هستن
ساده و مستقل

00:05:42.134 --> 00:05:45.469
کار ميکنن چون بايست کار کنن
... لبخند ميزنن چون ميخوان لبخند بزنن

00:05:45.554 --> 00:05:48.097
و از هيچکس انتظاري ندارن

00:05:48.181 --> 00:05:51.308
مردها مرد هستن
نه بهتر يا بدتر از هرجايِ ديگه

00:05:51.393 --> 00:05:54.311
زنها زن هستن
بچه‌ها، بچه

00:05:54.396 --> 00:05:58.649
بالا در کوهستان، بالايِ کاخ، ما مرد قديسمون رو داريم

00:05:58.734 --> 00:06:01.402
اون اونجا ميشينه، در کلّ ِ روز در گرما و سرما

00:06:02.446 --> 00:06:04.697
همه‌ي مردم خيلي بهش افتخار ميکنن

00:06:04.781 --> 00:06:07.116
و براش غذا و هدايايِ کوچک ميبرن

00:06:07.200 --> 00:06:10.494
... باد، هفت روزِ هفته در کاخ جريان داره

00:06:10.579 --> 00:06:13.789
پس اگه بايد بياين لباسهاي گرم با خودتون بيارين

00:06:13.874 --> 00:06:17.126
هيچکس براي مدت طولاني اونجا زندگي نکرده
"بجز "آنگو آياه

00:06:17.210 --> 00:06:20.046
که هميشه اونجا بوده و بعنوان يه سرايدار کار ميکنه

00:06:20.130 --> 00:06:22.757
... بعنوان يه سرايدار، اون کمي ناتوانِ اما

00:06:22.841 --> 00:06:26.635
اون با وفاست، با تجربه هست و مناسبِ اون مکان

00:06:27.637 --> 00:06:32.266
تنهايي اونجا زندگي ميکنه
با ارواحِ دورانِ قديم

00:06:36.605 --> 00:06:40.232
!"آياه"! "آياه"

00:06:40.317 --> 00:06:48.074
!"آياه"! "آياه"

00:09:04.961 --> 00:09:07.504
!"آياه" !"آياه"

00:09:07.589 --> 00:09:11.467
اون آقايِ "دين" هست -
آقاي دين رو فراموش کن. اون ما رو پيدا ميکنه -

00:09:12.469 --> 00:09:14.511
حالا گوش کن آياه

00:09:14.596 --> 00:09:19.016
چندتا خانم دعوت کردم
که اينجا در منزلِ بانوان اقامت کنن

00:09:19.100 --> 00:09:24.021
!خانم‌ها!، اوه، مثل گذشته‌ها ميشه

00:09:24.105 --> 00:09:26.357
يه خُرده هم شبيهِ گذشته‌ها نميشه

00:09:26.441 --> 00:09:28.567
اونها به هيچ‌وجه از اون جور خانم‌ها نيستن

00:09:28.652 --> 00:09:32.029
پس قرار نيست بهشون خوش بگذره -
اونها براي خوشگذروني نميان -

00:09:32.113 --> 00:09:34.240
اونها راهبه هستن

00:09:34.324 --> 00:09:36.367
ميدوني راهبه چيه؟

00:09:36.451 --> 00:09:39.370
اونها تمامِ روز رو مثلِ راهبه‌هايي
که سالِ قبل دعوت کرده بودين عبادت ميکنين

00:09:39.454 --> 00:09:43.791
دارم اين خونه رو بهشون ميدم
تا براي مردم مدرسه و بيمارستان درست کنن

00:09:43.875 --> 00:09:46.752
... اما ميدونين اينجا هيچکس مدرسه نميخواد

00:09:46.836 --> 00:09:49.213
و مطمئن هستم بيمارستان هم نميخوان

00:09:49.297 --> 00:09:52.633
چطور ميدونن که چي ميخوان قبل از اينکه امتحانش کنن؟

00:09:52.717 --> 00:09:55.761
مردم همه نوع بيماري‌اي دارن

00:09:55.845 --> 00:09:58.764
اونها بيماري عفونتِ قارچي دارن -
براشون مهم نيست که بيماري عفونتِ قارچي دارن -

00:09:58.848 --> 00:10:01.600
پس بايد براشون مهم بشه و همه‌ي اينها رايگانِ

00:10:01.685 --> 00:10:03.727
دفعه‌ي قبل هم رايگان بود و هيچکس نيومد

00:10:05.146 --> 00:10:07.648
اين دفعه ميان
!آقايِ دين

00:10:07.732 --> 00:10:09.650
... ميري استقبالِشون

00:10:09.734 --> 00:10:11.652
و هرکاري که خواستن رو براشون انجام ميدين

00:10:13.863 --> 00:10:16.615
تو هم همينطور. براشون خدمتکار استخدام کن

00:10:16.700 --> 00:10:19.952
شما دوتا مواظبشون خواهيد بود
تا وقتي که بتونن از خودشون مواظبت کنن

00:10:20.036 --> 00:10:23.247
چي ميخورن؟
!چه ميدونم که راهبه‌ها چي ميخورن؟

00:10:23.331 --> 00:10:25.332
اين رو يادم مياد

00:10:29.045 --> 00:10:31.213
اون صندوق رو ميبيني؟

00:10:35.802 --> 00:10:39.722
سوسيس. اونها سوسيس خواهند خورد

00:10:39.806 --> 00:10:41.974
اروپايي‌ها هرجا که ميرن سوسيس ميخورن

00:10:42.058 --> 00:10:43.976
... اونها وقتي رسيدن سوسيس ميخورن

00:10:44.060 --> 00:10:47.021
تا وقتي که بتونن به آشپز بگن چه چيزِ ديگه ميخوان بخورن

00:10:50.734 --> 00:10:52.443
!حالا يادت باشه؛ آياه

00:10:52.527 --> 00:10:55.404
اگه مشکلي درست کني، بدبخت خواهي شد

00:10:55.488 --> 00:10:57.489
!الان بدبخت هستم

00:11:20.930 --> 00:11:24.600
!يه صومعه در اين خونه
تو چي فکر ميکني؟

00:11:25.935 --> 00:11:28.979
برادرها فقط پنج ماه موندن

00:11:29.064 --> 00:11:31.940
احتمالاً خواهرها هم زياد نميمونن

00:11:36.654 --> 00:11:38.655
خونه در ارتفاعِ نه هزار پايي هست

00:11:38.740 --> 00:11:41.700
خيلي سرده، اما هوا خوبه

00:11:41.785 --> 00:11:46.747
ژنرال "تودا راي" کسي هست که ما رو به موپو دعوت کرده
به ما قول داده هر کمکي ميکنه

00:11:46.831 --> 00:11:49.708
... اون يه کم ترسيد، وقتي فهميد که

00:11:49.793 --> 00:11:53.170
محدود به نظرهايِ سالانه هستيم

00:11:53.254 --> 00:11:56.048
.من اين قانون رو براش توضيح دادم -
.بله، مادر روحاني -

00:11:56.132 --> 00:11:58.050
... برايِ بيش از يک قرن، خدمتِ داوطلبانه

00:11:58.134 --> 00:12:02.054
يک افتخار براي انجمنِ دينيِ ماست

00:12:02.138 --> 00:12:04.306
و توانايي ِ بزرگمون

00:12:04.391 --> 00:12:06.350
دقيقاً

00:12:06.434 --> 00:12:08.352
اون الان ميفهمه

00:12:08.436 --> 00:12:11.980
چيزي هست که بخواي بپرسي؟ -
کي رو قراره با خودم ببرم؟ -

00:12:22.242 --> 00:12:25.744
.يادت باشه، جامعه کلاسِ دخترونه نيست

00:12:25.829 --> 00:12:29.790
.اداره کردنِ خواهرها آسون نخواهد بود
.يا تحت تأثير قرار دادنشون

00:12:31.793 --> 00:12:33.794
حالا، بزار ببينم

00:12:38.925 --> 00:12:43.095
من خواهر "برايني" رو بهت ميدم
تو به تواناييِ اون احتياج داري

00:12:43.179 --> 00:12:45.347
مچکرم مادر روحاني

00:12:48.685 --> 00:12:51.687
خواهر "فيليپا" برايِ باغچه

00:12:54.065 --> 00:12:56.066
"خواهر "بلانچ -
خواهر بلانچ؟ -

00:12:56.151 --> 00:12:58.986
ميدوني بقيه چي صداش ميکنن؟ -
خواهر هاني -

00:12:59.070 --> 00:13:01.947
(آره، هاني (عسل
فکر ميکنم به خواهر هاني نياز پيدا کني

00:13:02.031 --> 00:13:04.324
.اون مردمي هست و تو احتياج داري که مردمي باشي

00:13:12.542 --> 00:13:14.251
"و خواهر "روث

00:13:14.335 --> 00:13:17.504
اما خواهر روث مريضن -
به همين خاطره که ميخوام بره -

00:13:20.967 --> 00:13:23.302
من رو ببخشين که اين رو ميگم
... مادر روحاني، اما

00:13:23.386 --> 00:13:27.222
آيا فکر ميکنين که هدف ما و اون يکي هست؟

00:13:28.975 --> 00:13:31.768
آره، اون يه دردسرِ

00:13:31.853 --> 00:13:34.897
ميترسم که براي تو هم دردسر باشه

00:13:36.399 --> 00:13:38.567
در يه اجتماعِ کوچکتر، شايد اون بهتر بشه

00:13:38.651 --> 00:13:43.489
بهش مسئوليت بدين، خواهر
اون به شدت به دنبالِ اعتباره

00:13:43.573 --> 00:13:46.533
فکر ميکنين اين چيزِ خوبيه که اجازه بديم احساس کنه مهم هست

00:13:47.744 --> 00:13:51.997
... مقداري از اعتبارِ خودتو بهش ببخش
اگه ميتوني

00:13:52.081 --> 00:13:56.210
مادر، آيا شما ناراحت هستين که
من براي اداره‌ي سَنت فِيس انتخاب شدم؟

00:13:56.294 --> 00:13:58.086
بله

00:13:58.171 --> 00:14:02.424
فکر نميکنم آماده‌ي اين باشي
و فکر ميکنم که تنها خواهي بود

00:14:06.429 --> 00:14:09.139
هيچوقت فراموش نکن که ما مأموريم و معذور

00:14:09.224 --> 00:14:11.975
سخت براشون کار کن

00:14:12.060 --> 00:14:16.522
<font color=#FF0000>و يادت باشه رئيسِ همه خادمِ همه هست</c>

00:14:16.606 --> 00:14:18.565
متوجه‌ام

00:14:55.601 --> 00:14:56.645
ايده‌ي خيلي خوبي بود

00:14:59.107 --> 00:15:02.025
يه چيز بگم؛ اونها زمان رو خوب نگه ميدارن

00:15:04.153 --> 00:15:07.114
!حرکت کنين

00:16:08.426 --> 00:16:09.926
!عزيزم

00:16:10.011 --> 00:16:12.888
تمامِ باغچه بيش از حد گياه داره نميدونم از کجا شروع کنم

00:16:15.892 --> 00:16:18.977
لطفاً بياين و به من در جواب دادن
به سوالهايِ "لِمِني"ِ چاق کمک کنين

00:16:19.062 --> 00:16:22.105
خواهر "برايني" رو ميگي؟
آياه، تو بايد اساميِ درست ما رو ياد بگيري

00:16:22.190 --> 00:16:24.274
به هرحال، هنوز بيماران نيومدن

00:16:24.359 --> 00:16:26.652
!نيومدن؟
يه دوازده نفري منتظر هستن

00:16:26.736 --> 00:16:28.654
و هر دقيقه به تعدادشون اضافه ميشه

00:16:45.588 --> 00:16:48.674
حالا، بهشون بگو برن بيرون
و بيا به من در بيرون کردن اونهايي که موندن کمک کن

00:16:48.758 --> 00:16:51.843
خواهر بِلانچ، اين دخترها
در مدرسه‌ي تور‌دوزيِ شما کار ميکنن

00:16:51.928 --> 00:16:53.845
اونها رو ژنرال فرستاده

00:16:53.930 --> 00:16:55.931
قشنگ نيستن؟

00:16:56.015 --> 00:16:58.100
اما خواهر، شما بايد بچه‌ها رو ميديدين

00:16:58.184 --> 00:17:00.185
کلاسِ درس کامل پره

00:17:00.269 --> 00:17:02.187
کوچيکهاشون خيلي بانمک هستن

00:17:02.271 --> 00:17:04.272
بعضي‌هاشون به سختي ميتونن راه برن

00:17:04.357 --> 00:17:06.525
جوزِف آنتوني داره مياد

00:17:06.609 --> 00:17:09.027
آياه، تو بايد قبل از ورود در بزني

00:17:09.112 --> 00:17:11.697
جوزِف آنتوني کيه؟ -
!جوزِف آنتوني کيه؟ -

00:17:11.781 --> 00:17:14.783
اون پسرِ آشپزِ ژنرال هست
قراره مترجمِ شما بشه

00:17:14.867 --> 00:17:16.785
انگليسي صحبت ميکنه

00:17:16.869 --> 00:17:18.787
بيا داخل

00:17:24.627 --> 00:17:27.129
ژنرال تو رو فرستاده؟ -
بله، خانم -

00:17:27.213 --> 00:17:29.464
اون خانم نيست. خواهر هست

00:17:29.549 --> 00:17:31.466
"بگو، بله "لِمِنِي

00:17:31.551 --> 00:17:34.886
... بله لِمِنِي. من صندوق و رختخوابم رو بيرون گذاشتم

00:17:34.971 --> 00:17:36.596
چون بايد اينجا با شما زندگي کنم

00:17:38.266 --> 00:17:40.892
آيا دوست دارين که صندوق
... و رختخوابِ من رو ببينين، خانم

00:17:40.977 --> 00:17:42.936
خواهر... لِمِنِي؟

00:17:43.020 --> 00:17:44.938
نميخواي ببينيشون خاله؟ اونها تازه هستن

00:17:45.022 --> 00:17:48.024
چند سالته؟ -
شش تا يازده ساله -

00:17:48.109 --> 00:17:50.152
!چي گفتي؟

00:17:50.236 --> 00:17:52.279
... ميتونم بخاطر بيارم زمانيکه شش ساله بودم

00:17:52.363 --> 00:17:55.532
... اما پدر و مادرم يازده سال قبل باهم ازدواج کردن

00:17:55.616 --> 00:17:58.160
پس احتمالاً ممکنه حدوداي ده سال داشته باشم

00:17:59.787 --> 00:18:02.748
خواهر، کلاسِ درس لبريز از بچه‌ها شده

00:18:02.832 --> 00:18:04.750
ما هنوز، هيچ بسته‌اي رو باز نکرديم

00:18:04.834 --> 00:18:07.794
هيچکس زبان ما رو نميفهمه
تعدادشون زياد هست و بو ميدن

00:18:07.879 --> 00:18:11.423
نميدونم باهاشون چيکار کنم -
چرا بهشون نميگي که بعداً بيان؟ -

00:18:11.507 --> 00:18:14.843
.با بعضي از بزرگترهاشون شروع کن -
اونها بيرون نميرن، لِمِنِي -

00:18:14.927 --> 00:18:18.638
اوه، چرا نميرن؟ -
به اونها پول داده شده که بيان و بنابراين نميتونن برن بيرون

00:18:18.723 --> 00:18:20.056
!پول داده شده؟

00:18:20.141 --> 00:18:24.978
خواهر، دفتردارِ ژنرال دستور دادن
به هرکس که به درمانگاهِ ما بياد پول بدن

00:18:25.062 --> 00:18:27.063
البته همه‌ي اونها از خداشونِ که بيان

00:18:27.148 --> 00:18:29.483
ببخشيد خواهر، ميتونم يه پيشنهاد بدم -
بله، خواهر؟ -

00:18:29.567 --> 00:18:32.152
مايه‌ي شرمساري نيست که بچه‌ها رو بيرون کنيم؟

00:18:32.236 --> 00:18:35.822
بهشون پول داده شده که بيان -
اما اگه اين دفعه خوششون بياد، ممکن هست دوباره بيان -

00:18:35.907 --> 00:18:38.867
چيکار ميتوني باهاشون بکني؟
بنظر من خيلي کند ذهن هستن

00:18:38.951 --> 00:18:41.495
نميتونن يه کلمه هندي يا انگليسي صحبت کنن

00:18:41.579 --> 00:18:43.371
جوزِف ميتونه

00:18:45.583 --> 00:18:47.584
تو به ما کمک ميکني، نه، جوزِف؟

00:18:47.668 --> 00:18:50.337
برادرها تخته سياه رو تو کلاس جا گذاشتن

00:18:50.421 --> 00:18:52.422
با گچ رنگي روي تخته شکل ميکشم

00:18:52.507 --> 00:18:56.301
و اونها اسم شکل‌ها رو ميگن
و من اسم انگليسيش رو بهشون ميگم

00:18:56.385 --> 00:18:59.262
ميتونم اسم و سنشون رو بگيرم و نام‌نويسيشون کنم

00:18:59.347 --> 00:19:01.056
تو به سختي ميتوني اسم اينو درس بذاري

00:19:01.140 --> 00:19:04.559
ميتوني اينو يه ايده‌ي خيلي معقول صدا کني
مرسي خواهر بلانچ

00:19:33.631 --> 00:19:35.382
گمونم بدونين من کي هستم؟

00:19:36.717 --> 00:19:38.635
شما بايد آقايِ دين باشين

00:19:42.098 --> 00:19:43.598
همينطوره

00:19:44.725 --> 00:19:48.436
و شما بايد خواهري که مديره باشيد

00:19:53.860 --> 00:19:57.112
چه پرهايِ نادري آيا همه‌ي اينها مالِ پرنده‌هايي هستن که شکار کردين؟

00:19:57.196 --> 00:19:59.781
من به پرنده‌ها تير نميزنم

00:20:01.158 --> 00:20:03.451
وقتي به چيزي تير بزني، پاره ميشه، نه؟

00:20:06.747 --> 00:20:09.207
من نماينده‌ي ژنرال هستم
ايشون ورودِ شما به موپو رو خوش‌آمد گفتن

00:20:09.292 --> 00:20:11.209
فهميدم که ميخواستين من رو ببينين

00:20:11.294 --> 00:20:13.420
ميخواستيم در موردِ کار باهاتون حرف بزنيم

00:20:13.504 --> 00:20:16.339
گمان نميکردم ميخواستين در مورد چيز ديگه‌اي با من حرف بزنين

00:20:20.386 --> 00:20:22.304
ببخشيد. گويا اين حرفم درست نبود

00:20:23.389 --> 00:20:26.975
آقايِ دين
... شما ميدونين که ژنرال تودا‌ راي

00:20:27.059 --> 00:20:30.353
اين خونه رو براي بنايِ جديدِ انجمنِ دينيمون بهمون داده

00:20:30.438 --> 00:20:32.355
ما خيلي زياد قدردانِ اين هستيم

00:20:32.440 --> 00:20:34.441
اين بخشندگي زيادِ ايشون رو ميرسونه

00:20:36.027 --> 00:20:39.112
بله. تو از ژنرال خوشت مياد، خواهر

00:20:39.196 --> 00:20:42.782
اون همينطور يه شخصيتِ ممتاز هست -
!واقعا که -

00:20:44.493 --> 00:20:47.245
نميدونم چرا شما اينقدر به من گستاخي مي‌کنيد، آقايِ دين

00:20:47.330 --> 00:20:50.081
من بايد با شما در مورد کار صحبت کنم
چه دوست داشته باشم يا نه

00:20:50.166 --> 00:20:52.167
خب، درموردش حرف بزنين و بهم درسش رو ياد ندين

00:20:55.838 --> 00:20:58.423
جايي نيست که صومعه رو توش بزنين، اين رو ميتونم بهتون بگم

00:20:58.507 --> 00:21:01.676
سخت هست، اما غيرممکن نيست
... هيچ چيز غيرممکن نيس

00:21:01.761 --> 00:21:04.012
اين يه حکمِ با فکر هست؟

00:21:04.096 --> 00:21:07.974
منظورم اينکه آيا شما در تعمق زندگي ميکنين
يا هرچي که صداش ميکنين؟ خلوت مي‌گزينين؟

00:21:09.518 --> 00:21:13.063
انجمنِ دينيِ ما اندکي هم شبيه اون نيست
ما خيلي با مردم ارتباط داريم

00:21:13.147 --> 00:21:17.233
ما قراره يه درمانگاه باز کنيم
يه مدرسه براي کودکان و يه کلاس براي دختران

00:21:17.318 --> 00:21:22.155
خوبه. وقتي که شروع به تدريسِ دخترانِ محلي بکنين
لطف بزرگي به من خواهيد کرد؛ خواهر

00:21:26.077 --> 00:21:30.163
همين الان به من گفتيد، آقايِ دين
که شما به خلوت گزيدن اعتقاد ندارين

00:21:33.209 --> 00:21:36.086
ميدونين مردم به اين محل چي ميگن؟

00:21:36.170 --> 00:21:38.129
خانه‌ي زنان

00:21:38.214 --> 00:21:41.049
پدرِ ژنرال اينجا رو برايِ نگه داشتنِ همسرانش استفاده مي‌کرد

00:21:41.133 --> 00:21:44.260
از همين الان اينجا بعنوانِ خانه‌ي سَنت فِيس شناخته خواهد شد

00:21:44.345 --> 00:21:47.472
خواهر، ميشه اون عکس رو بيارين پايين؟

00:21:53.896 --> 00:21:55.981
تا فصلِ بارندگيها بهتون فرصت ميدم

00:22:32.643 --> 00:22:34.644
اوه، خدايِ عزيز. اوه، خدايِ عزيز

00:22:38.774 --> 00:22:41.026
کيه؟

00:22:41.110 --> 00:22:43.236
خواهر برايني

00:22:54.206 --> 00:22:56.207
نميتونم بخوابم

00:23:02.089 --> 00:23:04.883
مشکلي پيش اومده، خواهر؟

00:23:04.967 --> 00:23:07.510
درموردِ خواهر روث هست. الان ديدمش

00:23:07.595 --> 00:23:10.263
حالش چطوره؟ -
مريضه -

00:23:10.347 --> 00:23:13.725
دردِ شديدي در مفصلهاش
... يه دمل رويِ انگشتش

00:23:13.809 --> 00:23:16.019
سردرد داره

00:23:16.103 --> 00:23:18.146
بخاطرِ باده

00:23:18.230 --> 00:23:20.440
و همه‌ي ما خسته بنظر ميايم

00:23:20.524 --> 00:23:22.275
بخاطرِ ارتفاعه

00:23:24.779 --> 00:23:26.821
درمانگاهِ من بيشتر از هميشه شلوغ شده

00:23:27.907 --> 00:23:32.327
اين خونه‌ي بزرگ براي مراقبت
و بازکردن تمامِ وسايل‌ها هنوز آماده نيست

00:23:32.411 --> 00:23:34.412
و لوله‌کشي خونه دوباره خراب شده

00:23:35.498 --> 00:23:37.832
چي فکر ميکني، خواهر؟ -
... شايد آقايِ دين -

00:23:37.917 --> 00:23:40.752
.به هيچ‌وجه. بدونِ آقايِ دينم ميتونيم پيش بريم

00:23:40.836 --> 00:23:42.837
بله، البته

00:23:48.511 --> 00:23:51.513
خوب هستين، خواهر؟ -
البته که خوب هستم -

00:23:51.597 --> 00:23:54.099
دستت رو بهم نشون بده -
من کاملاً خوب هستم -

00:23:58.813 --> 00:24:00.647
پس تو هم اونها رو گرفتي -
چي رو گرفتم؟ -

00:24:00.731 --> 00:24:04.943
لکه‌ها رو. من هم گرفتم
همه‌ي ما اونها رو گرفتيم

00:24:05.027 --> 00:24:07.362
بايد چيزي در آبِ اينجا باشه
که خيلي ناسالم هست

00:24:07.446 --> 00:24:10.115
بومي‌ها ازش مينوشن -
اونها خودشون رو مريض ميکنن -

00:24:11.492 --> 00:24:15.203
آياه خبرِ ژنرال رو داره ژنرال جوان رو ميگم -
اون خيلي مريضه -

00:24:19.500 --> 00:24:21.501
اين طبل‌ها براي اون زده ميشن

00:24:23.546 --> 00:24:25.463
اونها تمام شب تا موقعيکه اون مريضه طبل ميزنن

00:24:28.551 --> 00:24:31.136
اگه بشنوي که ديگه طبل نميزنن، پس اون مُرده

00:25:21.353 --> 00:25:23.313
!شما

00:25:23.397 --> 00:25:25.356
چطورين؟

00:25:25.441 --> 00:25:28.026
اينجا چيکار ميکنين؟

00:25:28.110 --> 00:25:31.029
ببخشيد فِلتيِ‌ پير. من دستي براي از دست دادن ندارم
(منظورش مجازات شدن توسط ژنرال هست)

00:25:31.113 --> 00:25:33.865
من اومدم تا لوله‌کشي شما رو تعمير کنم

00:25:33.949 --> 00:25:36.868
!شما ميبايست يه لوله‌کش مي‌فرستادين -
نزديک‌ترين لوله‌کش در شهرِ دارجيلينگ هست -

00:25:36.952 --> 00:25:39.370
لوله‌کشي يکي ديگه از استعدادهايِ من به حساب مياد -
اين منظورم نبود -

00:25:39.455 --> 00:25:43.291
قسم ميخورم، خواهر. من فقط مجذوبِ اين لوله شدم

00:25:43.375 --> 00:25:46.294
من بايد بخاطرِ اين، خواهر کلودا رو ببينم -
بسيار خب -

00:25:46.378 --> 00:25:49.380
من بودنِ شما در اونجا رو ممنوع ميکنم

00:25:49.465 --> 00:25:51.216
بسيار خب

00:25:59.558 --> 00:26:03.561
ما بايد يه اتاقِ کار بسازيم
و يه مدرسه و پس از اون، يه کليسايِ کوچيک

00:26:03.646 --> 00:26:06.981
يکي بايد يه قفل، رويِ قفسه‌هايِ من بذاره
جرأت ندارم که وسايلم رو باز کنم

00:26:07.066 --> 00:26:11.236
و پنجره‌ها باز نميشن و درها بسته نميشن
و لوله‌کشي کار نميکنه

00:26:14.823 --> 00:26:16.574
بياين داخل، آقايِ دين

00:26:16.659 --> 00:26:18.243
ميتونم الان برم، خواهر؟

00:26:21.872 --> 00:26:23.873
لطفاً بشينيد، آقايِ دين

00:26:28.420 --> 00:26:31.381
قهوه ميل دارين، آقايِ دين؟ -
ميتونين با کمالِ ميل درستش کنين؟ -

00:26:31.465 --> 00:26:35.260
!ميتونم قهوه درست کنم -
ميتونه؟ -

00:26:36.303 --> 00:26:38.221
با کلي سنگ‌ريزه -

00:26:40.015 --> 00:26:44.352
آقايِ دين، جوزِف به ما گفت که
مردم هنوز هم براي اومدن پيشِ ما پول دريافت مي‌کنن

00:26:44.436 --> 00:26:49.065
آه، ژنرال آدمِ عاقليه
... اين فقط تا زمانيه که اومدن به اينجا به يه عادت تبديل شه

00:26:49.149 --> 00:26:51.109
... بذارين اومدن به اينجا براشون به يه عادت تبديل بشه

00:26:51.193 --> 00:26:53.569
اونها يادشون نخواهد اومد که زماني به اينجا نميومدن

00:26:53.654 --> 00:26:56.281
و بتدريج، پول پرداختي به اونها رو قطع ميکنه

00:26:56.365 --> 00:26:58.950
و کم کم، اين يه عادت ميشه که اونها پول نگيرن

00:26:59.034 --> 00:27:00.785
اونها مثلِ بچه‌ها هستن

00:27:00.869 --> 00:27:03.913
اون بهم گفت که ژنرال به اونها دستور داده که بيان

00:27:03.998 --> 00:27:05.957
اونها نميدونن يه دستور چي هست

00:27:06.041 --> 00:27:09.377
پس بايد ياد بگيرن -
چرا؟ -

00:27:09.461 --> 00:27:12.297
همه‌ي ما به تربيت احتياج داريم
شما خودتون گفتين که مثلِ بچه‌ها هستن

00:27:12.381 --> 00:27:14.590
بدونِ تربيت همه‌ي ما مثلِ بچه‌ها رفتار مي‌کنيم

00:27:14.675 --> 00:27:18.511
شما از بچه‌ها خوشتون نمياد؟

00:27:22.933 --> 00:27:24.892
مچکرم خواهر برايني

00:27:42.453 --> 00:27:46.331
حالا که صحبت از دارو شد، خواهر برايني
... اگه به موردي برخوردين که

00:27:46.415 --> 00:27:51.085
بنظرتون خطرناک يا حتي وخيم بود
قبولش نکنين

00:27:51.170 --> 00:27:53.421
يه همچين چيزي ممکن نيست -
عاقلانه خواهد بود -

00:27:53.505 --> 00:27:57.759
اگه موردِ بدي داشتين و کسي بميره همه‌ي مردم بر ضد شما ميشن

00:27:57.843 --> 00:27:59.344
چرا؟

00:27:59.428 --> 00:28:04.098
خب، بايد يادتون باشه که اونها آدمهاي قديمي‌اي هست
... و مثلِ بچه‌هان

00:28:04.183 --> 00:28:06.768
مثلِ بچه‌ها نامعقول هستن

00:28:06.852 --> 00:28:10.188
قبل از اين هرگز دارو نديده بودن
فکر ميکنن اون يه جادو هست، يه نوعِ جديد از جادوگري

00:28:10.272 --> 00:28:13.733
پس يادتون باشه، من بهتون هشدار داده بودم

00:28:13.817 --> 00:28:16.277
ضمناً، حالتون چطوره، همه‌تون؟

00:28:16.362 --> 00:28:19.072
نه خيلي‌خوب
خواهر روث حالش از همه بدتره

00:28:19.156 --> 00:28:21.699
فکر ميکنم مشکل از آبه
آياه گفت که مشکل از آبه

00:28:21.784 --> 00:28:26.329
برعکس، آب خيلي خوبه
اون از داخلِ دارجيلينگ مياد

00:28:26.413 --> 00:28:28.331
خب، بهتره من برم لوله‌کشي رو درست کنم

00:28:28.415 --> 00:28:30.124
!خواهر

00:28:31.877 --> 00:28:34.337
چه اتفاقي افتاده، خواهر؟

00:28:34.421 --> 00:28:36.422
اوه خواهر، اونها يه زن رو آوردن

00:28:36.507 --> 00:28:39.175
اولين مورد بَد ما
اون آغشته به خون بود

00:28:39.259 --> 00:28:42.136
من هرگز چنين چيزي رو به چشمم نديده بودم
اون به احتمالِ زياد سياهرگ يا شاهرگش رو بريده بود

00:28:42.221 --> 00:28:45.556
خيلي وقت گذاشتم تا تونستم خونريزي رو بند بيارم
هيچوقت خونريزي‌اي مثل اين نديده بودم

00:28:45.641 --> 00:28:48.976
اول نميدونستم چيکار بايد بکنم
اما، در نهايت، موفق به بند آوردنش شدم

00:28:49.061 --> 00:28:52.146
همون اول خواهر برايني رو صدا ميکردي
که فوراً ميتونست خونريزي رو بند بياره

00:28:52.231 --> 00:28:54.399
اينجا چيکار ميکني؟
من بهت گفتم در رختخوابت بمون

00:28:54.483 --> 00:28:56.567
فقط ميخواستم مراعاتِ شما رو بکنم، خواهر برايني

00:28:56.652 --> 00:28:59.028
... بهتر ميشد مراعات اون زني که

00:28:59.113 --> 00:29:01.030
تا حدِ مرگ خونريزي ميکرد رو بکنين

00:29:05.661 --> 00:29:08.996
بايد منتظر بمونم؟ -
ما يه لحظه ديگه ميايم -

00:29:09.081 --> 00:29:11.082
فکر کنم تو بهتره به اتاقت برگردي

00:29:19.675 --> 00:29:22.760
خداحافظ خواهر
اميدوارم حالِ مريضتون خوب بشه

00:29:22.845 --> 00:29:24.470
اون کيه؟

00:29:24.555 --> 00:29:27.932
بنظر ساموئِل صداش ميکردن اما نميتونه اينطور باشه، نه؟

00:29:28.016 --> 00:29:29.851
اوه، ساميل، اون يه آدمِ قديميِ خوب هست

00:29:29.935 --> 00:29:33.062
يکي از بهترين کارگرهايِ من
من خيلي از شما ممنونم

00:29:34.440 --> 00:29:35.940
مچکرم

00:29:59.715 --> 00:30:02.675
حالا محلِ باستاني شده يه صومعه‌ي خوب

00:30:31.413 --> 00:30:33.664
سلام خواهر روث، ميرين که قدم بزنين؟

00:30:33.749 --> 00:30:35.374
وقتِ به صدا در آوردنِ زنگ کليساست

00:30:35.459 --> 00:30:37.460
اشتباه ميکنين

00:30:39.254 --> 00:30:42.006
يه ربع ديگه مونده

00:30:47.846 --> 00:30:49.847
مچکرم

00:30:56.897 --> 00:30:59.023
اومدم تا از آقايِ دين بخوام که در اتاقِ آبي منتظر بمونن

00:30:59.107 --> 00:31:02.527
از کجا ميدونستين که اون اينجاست؟ -
از کلاسِ درس ديدمشون -

00:31:05.864 --> 00:31:08.407
من يه چيزي برايِ شما آوردم

00:31:21.964 --> 00:31:25.216
اسمش هِرسِمپال هست، اما ما کانچي صداش ميکنيم

00:31:26.385 --> 00:31:29.929
هفده سال سن داره. يتيمه

00:31:30.013 --> 00:31:32.765
و زمانِ ازدواجش فرا رسيده

00:31:32.849 --> 00:31:36.227
هر موقع که خونه ميرم ميبينم که تو بالکن نشسته

00:31:36.311 --> 00:31:39.021
لباس گل منگلي ميپوشه، گل در موهاش ميذاره

00:31:39.106 --> 00:31:41.023
!حسابي دردسر شده

00:31:42.568 --> 00:31:45.778
اگه تا چند ماهِ ديگه ازدواج نکنه
عموش باهاش ازدواج ميکنه

00:31:45.862 --> 00:31:47.905
اما اونقدر بد رفتار ميکنه که هيچکس نميخوادش

00:31:47.990 --> 00:31:50.491
فکر نميکنم ما هم اون رو بخوايم

00:31:51.910 --> 00:31:54.495
چرا اون رو پيشِ ما آوردين؟

00:31:54.580 --> 00:31:57.582
اين شغلِ شما نيست که روح‌ها رو نجات بدين؟

00:31:57.666 --> 00:31:59.625
اينطوري با من صحبت نکنين، آقايِ دين

00:31:59.710 --> 00:32:01.460
ببخشيد

00:32:02.462 --> 00:32:04.463
نميتونه بره جايي کار کنه؟

00:32:05.674 --> 00:32:07.717
اون با هر خونه‌اي مشکل داره

00:32:09.011 --> 00:32:12.013
فکر کنم هيچکس غير از شما طاقتِ نگهداري‌شو نداره

00:32:17.019 --> 00:32:19.979
ميشه از خواهر برايني بخواي که به اينجا بياد، لطفا؟

00:32:23.025 --> 00:32:24.734
کانچي

00:32:39.958 --> 00:32:43.002
کانچي

00:33:19.331 --> 00:33:22.124
مطمئن هستين سوالي نيست
که بخواين از من بپرسين؟

00:33:25.253 --> 00:33:27.254
هيچي

00:33:31.760 --> 00:33:33.678
با من کار داشتين، خواهر؟

00:33:33.762 --> 00:33:36.013
خواهر، من موافقت کردم که اين دختر يه مدتي با ما باشه

00:33:36.098 --> 00:33:38.557
ميتونين جايِ خوابي برايِ اون پيدا کنين؟

00:33:39.685 --> 00:33:43.312
قراره چيکار بکنه؟ -
خواهر هاني ميتونه اون رو به مدرسه‌ي تور دوزي ببره -

00:33:43.397 --> 00:33:45.439
بله

00:33:45.524 --> 00:33:47.942
به آياه بگين بهش کارِ تميزکردنِ خونه رو بده
مشغولش نگه دارين

00:33:52.698 --> 00:33:54.615
بيا بريم

00:34:14.010 --> 00:34:17.263
خب، تشکر -
در موردِ مرگِ ژنرالِ جوان شنيدم -

00:34:17.347 --> 00:34:19.849
آيا ژنرال غصه‌دار هستن؟ -
هيچوقت نميتونين بگين اين مردم چه حالي دارن -

00:34:19.933 --> 00:34:23.477
اسمِ ژنرالِ جديد چيه؟ -
ديليپ. ديليپ راي -

00:34:23.562 --> 00:34:27.231
اون داشت به دانشگاهِ کمبريج ميرفت
حالا اون يه جنگجو شده و تازه ازدواج کرده

00:34:27.315 --> 00:34:30.192
مناسبشه، درسته
اين خاندان راي، نژادِ جنگجويي هستن

00:34:31.111 --> 00:34:32.570
تفنگ

00:34:32.654 --> 00:34:35.281
تفنگ

00:34:35.365 --> 00:34:39.994
ناوِ جنگي

00:34:40.078 --> 00:34:43.330
سر نيزه -
سر نيزه -

00:34:43.415 --> 00:34:47.501
خنجر

00:35:00.098 --> 00:35:02.433
تفنگ -
تفنگ -

00:35:06.354 --> 00:35:10.524
ميدونين، ما بايد يه چيزي رو باهاش مخلوط کنيم

00:35:10.609 --> 00:35:12.234
بيا. بذار يه نگاهي بندازم

00:36:15.340 --> 00:36:17.675
خواهر

00:36:17.759 --> 00:36:19.760
صدايِ ناقوس رو شنيدين؟

00:36:25.600 --> 00:36:29.353
امروزصبح، در کليسا ناگهان حس کردم که شما با ما نيستين

00:36:30.605 --> 00:36:32.815
من به اندازه‌ي کافي سخت در تلاشم -
در تلاشِ چي؟ -

00:36:33.817 --> 00:36:36.068
من قبلاً همه چيز رو در کليسا فراموش ميکردم

00:36:36.152 --> 00:36:39.530
قبلاً احساسِ نور و خوشحالي و نزديکي به خداوند رو داشتم

00:36:39.614 --> 00:36:43.868
بذار بهت کمک کنم
چه چيزي تو رو نگران ميکنه؟

00:36:43.952 --> 00:36:47.413
چيزهايي يادم مياد
... قبل از اينکه به انجمن دينيمون بپيوندم

00:36:47.497 --> 00:36:49.498
چيزهايي که ميخواستم فراموش کنم

00:36:49.583 --> 00:36:53.335
تا الان هيچوقت بهشون فکر نميکردم

00:36:53.420 --> 00:36:57.923
من 21 سال در انجمن بودم و حالا اين افکار به من برگشتن

00:37:00.427 --> 00:37:03.095
فکر کنم بتوني تا فاصله‌ي زيادي رو ببيني

00:37:03.179 --> 00:37:05.848
... من اونجا رو ديد زدم و

00:37:05.932 --> 00:37:08.350
... بعدش نتونستم سيب زميني اي که کاشتم رو ببينم

00:37:08.435 --> 00:37:13.272
و يه مقدار بعد، بنظر ديگه مهم نبود که بکارمش يا نکارمش

00:37:14.774 --> 00:37:19.361
بخاطرِ اين مکان هست
با فضايِ ناشناسِش و آدمهايِ جديد

00:37:21.156 --> 00:37:24.575
امشب بعد از کليسا، با من بمون
و با هم عبادت خواهيم کرد

00:37:24.659 --> 00:37:26.410
و کار کن، خواهر، سخت کار کن

00:37:26.494 --> 00:37:29.246
کار کن تا اينکه از فکر کردن
به چيزهايِ ديگه خيلي خسته بشي

00:37:58.234 --> 00:38:01.403
کان، امروز روزِ باشکوهي نيست؟

00:38:15.669 --> 00:38:18.587
کان، امروز روزِ باشکوهي نيست؟

00:38:28.181 --> 00:38:29.640
مشکل چيه؟

00:38:29.724 --> 00:38:31.976
همه چي -
مخصوصاً چي؟ -

00:38:32.060 --> 00:38:35.354
اوه، هيچي
تو درک نميکني

00:38:36.940 --> 00:38:38.691
درباره‌ي پوله، کان؟

00:38:39.734 --> 00:38:41.986
چه چيز ديگه‌اي ميتونه باشه؟

00:38:42.070 --> 00:38:44.488
دِزموند روزگارِ خوبي در ميشيگان داره

00:38:44.572 --> 00:38:46.782
هفته‌ي قبل خبرش رو شنيدم

00:38:48.076 --> 00:38:49.952
اون يه شريک ميخواست

00:38:50.036 --> 00:38:52.830
و فقط بخاطر اينکه من پسرِ بزرگه هستم
... بايد تمامِ عمرم رو اينجا در ايرلند بمونم

00:38:52.914 --> 00:38:55.874
و وقتم رو اينجا به اين خاطر به بطالت بگذرونم

00:39:02.138 --> 00:39:04.883
من مقدارِ کمي پول گيرم مياد، کان. وقتي که ازدواج کنم

00:39:04.968 --> 00:39:07.011
اين مقدارِ کمي پول نيست که ميخواد، اين يه سرمايه هست

00:39:07.095 --> 00:39:09.054
و بعد اين قرارِ هدر بره

00:39:10.890 --> 00:39:14.268
کلو، بعضي مواقع هوس نميکني که فرار کني؟

00:39:15.687 --> 00:39:18.063
نه، نميخوام اينجا رو ترک کنم

00:39:18.148 --> 00:39:21.233
ميخوام اينطوري بقيه‌ي عمرم رو اينجا بمونم

00:40:32.305 --> 00:40:34.306
!آياه! آنگو آياه

00:41:06.923 --> 00:41:08.924
!آياه! آنگو آياه

00:41:13.888 --> 00:41:16.807
سلام، ژنرال کوچولويِ من

00:41:16.891 --> 00:41:18.892
ميخوام خواهرهايِ روحاني رو ببينم

00:41:26.192 --> 00:41:28.485
چرا بهشون ميگن خادم‌هايِ مَري؟

00:41:28.570 --> 00:41:30.821
آيا اسم خواهرِ ارشد مَري هست؟

00:41:31.865 --> 00:41:34.283
از خودش بپرس. اون داره مياد

00:41:34.367 --> 00:41:36.451
حالا برو. تنهايي باهاش صحبت ميکنم

00:41:46.045 --> 00:41:48.839
صبح بخير -
صبح بخير -

00:41:48.923 --> 00:41:52.843
ميخواستم خواهرِ ارشد رو ببينم -
من خواهرِ ارشد هستم -

00:41:52.927 --> 00:41:56.597
اوه. ميخوام اينجا دانش آموزِ شما بشم

00:41:56.681 --> 00:41:58.682
ميخوام چيزهاي زيادي ياد بگيرم

00:41:58.766 --> 00:42:02.102
ميخوام رياضيات ياد بگيرم؛ تاريخ، شعر و زبان‌ها

00:42:02.187 --> 00:42:05.647
من يه يادداشت از عموم دارم
که از شما ميخواد که من رو بپذيرين

00:42:05.732 --> 00:42:08.859
من خيلي متأسفم
ما فقط به بچه‌ها و دخترانِ جوان آموزش ميديم

00:42:08.943 --> 00:42:12.321
چرا؟ -
صومعه به دانش آموزانِ مرد آموزش نميده -

00:42:12.405 --> 00:42:14.364
اين بي‌احترامي به مردهاست

00:42:14.449 --> 00:42:16.366
ما چنين منظوري نداريم
رسمِ ما اينطوريه

00:42:16.451 --> 00:42:19.912
صومعه برايِ دخترهاست
انجمن اخوت و برادري براي مردهاست

00:42:23.416 --> 00:42:25.417
عيسي مسيح يه مرد بود

00:42:26.961 --> 00:42:30.088
اون جسمِ يک مرد رو داشت

00:42:31.132 --> 00:42:33.133
اما شما احتياجي نيست من رو به عنوانِ مرد حساب کنين

00:42:33.218 --> 00:42:35.844
من فقط به چيزهايِ آموزشي علاقمند هستم

00:42:35.929 --> 00:42:39.598
لطفاً خواهر. من برنامه‌ي کاريم رو روي کاغذ نوشتم
ميشه براتون بخونم؟

00:42:39.682 --> 00:42:43.060
پنج تا هفت صبح: درسِ جبر با خواهرِ رياضي

00:42:43.144 --> 00:42:46.939
هشت تا ده صبح: دين، مخصوصاً دينِ مسيحي
با خواهرِ کتابِ مقدس

00:42:47.023 --> 00:42:48.357
ده صبح: هنر

00:42:48.441 --> 00:42:53.237
يک تا سه بعد از ظهر: فرانسه و روسي
با خواهرانِ فرانسوي و روسي، اگه هرکدوم رو داشتين

00:42:53.321 --> 00:42:56.782
سه تا چهار بعدازظهر: فيزيک با خواهرِ فيزيک

00:44:02.181 --> 00:44:04.182
لطفاً اينجا منتظر باشين، ژنرال

00:44:50.271 --> 00:44:53.357
آيا نميترسين که ژنرالِ جوان رو
با اون دخترِ ديوانه در آسايشگاهتون گذاشتين؟

00:44:53.441 --> 00:44:56.401
نميخواستيم به ژنرال اهانت کنيم
اون بايد ما رو از دو راهي در بياره

00:44:56.486 --> 00:44:58.487
اينکار رو نميکنه

00:44:59.864 --> 00:45:02.157
شما ممکنه با کانچي به مشکل بر بخورين

00:45:02.241 --> 00:45:05.952
!کانچي؟
جرأتشو نداره

00:45:07.121 --> 00:45:11.333
گذشته از اين، اون پسر يه شاهزاده هست
و اون تنها يه دختره

00:45:11.417 --> 00:45:14.836
باز هم، از دختره انتظار دارم که داستانِ شاهزاده و گدا رو بدونه

00:45:25.139 --> 00:45:27.349
... کِي ژنرال اسناد رو به ما ميده

00:45:27.433 --> 00:45:30.018
خط مرزيِ ما پانصد يارد دورِ ساختمان بود

00:45:30.103 --> 00:45:31.561
درسته

00:45:31.646 --> 00:45:35.524
بنابراين، مردِ مقدس در زمينِ ما زندگي ميکنه -
اون اول اينجا بود -

00:45:35.608 --> 00:45:39.361
آره، اما آقايِ دين
من همه‌ي اينها رو خيلي منحرف‌کننده تشخيص دادم

00:45:39.445 --> 00:45:42.697
منحرف‌کننده؟
آره، نگران کنندست

00:45:42.782 --> 00:45:46.243
اين هوايِ پاک و باد هميشه جريان داره

00:45:46.327 --> 00:45:50.205
و کوه و مردِ مقدسي که اونجا نشسته در تمامِ روز

00:45:50.289 --> 00:45:52.374
و مردمي که ميان تا اون رو ببينن

00:45:52.458 --> 00:45:57.045
اونها از راهِ کنارِ خونه رد ميشن
و توقف ميکنن و ميشينن و به ما خيره ميشن

00:45:57.130 --> 00:45:58.839
ميخواي بابتش چيکار کني؟

00:45:58.923 --> 00:46:00.632
ميخوام شما از ژنرال درخواست کنين
تا از مردِ مقدس بخوان که برن يه جايِ ديگه

00:46:00.716 --> 00:46:04.553
نميتونم اينکار رو کنم. اين مؤدبانه نيست -
فکر نميکنم ژنرال بدونه اون اينجاست -

00:46:04.637 --> 00:46:07.764
اوه، آره، ميدونه
... اون پيرِمرد ژنرال رو يه کم نگران ميکنه

00:46:07.849 --> 00:46:09.766
... مخصوصاً وقتيکه داره شام ميخوره

00:46:09.851 --> 00:46:12.227
يا وقتيکه يه کُت جديد رو امتحان ميکنه
جديد اونم دوخت لندن

00:46:12.311 --> 00:46:14.521
چرا؟

00:46:14.605 --> 00:46:17.190
خب، فکر کنم احساس ميکنه
بايد بره بيرون و همچنين کاري بکنه

00:46:17.275 --> 00:46:19.276
پس اون رو بيرون نميکنه؟

00:46:19.360 --> 00:46:22.195
خب، اين يه کم برايِ ژنرال زشتِ
که عمويِ خودش رو بيرون کنه

00:46:23.197 --> 00:46:24.531
عموش؟

00:46:24.615 --> 00:46:29.202
ژنرال کريشنا راي

00:46:29.287 --> 00:46:31.788
اون چندين عنوانِ خارجي هم داره

00:46:31.873 --> 00:46:34.332
اون پولِ خريدِ اين مکان رو به ژنرال قرض داده

00:46:35.710 --> 00:46:39.171
هيچوقت نشنيدم که صحبت کنه
بقيه ميگن اون خيلي خوب انگليسي حرف ميزنه

00:46:39.255 --> 00:46:41.047
چندين زبانِ اروپايي ديگه رو هم حرف ميزنه

00:46:45.511 --> 00:46:49.139
آيا اون هيچوقت حرف نزده؟ -
من هيچوقت صداش رو نشنيدم -

00:46:49.223 --> 00:46:52.350
کِي غذا ميخوره و ميخوابه؟ -
هيچکس نميدونه -

00:46:52.435 --> 00:46:56.146
اون هميشه اينجا زيرِ اين درخت هست
مردم مايل‌ها راه ميان تا اون رو ببينن

00:47:12.997 --> 00:47:15.749
خب، من واقعاً نميدونم چيکار کنم

00:47:17.168 --> 00:47:18.668
مسيح بود چيکار ميکرد؟

00:47:45.196 --> 00:47:47.697
صبح بخير، ژنرال -
صبح بخير، خواهر هاني -

00:47:50.201 --> 00:47:52.202
صبح بخير، خواهر روث

00:48:40.334 --> 00:48:44.379
اين رو دوست دارين، خواهر روث؟
بهش ميگن نرگسِ سياه

00:48:44.463 --> 00:48:46.923
از فروشگاهِ ارتش و نيرويِ دريايي در لندن اومده

00:48:48.676 --> 00:48:52.512
!نرگسِ سياه
اصلاً از بوش خوشم نمياد

00:48:52.597 --> 00:48:57.100
اوه، خواهر، فکر نميکنين
کمتر رايج هست که بويِ خودمون رو بديم؟

00:49:04.317 --> 00:49:07.152
آيا امروز ژنرالِ جوان رو ديدين؟ -
خبر جديد چيه؟ -

00:49:07.236 --> 00:49:09.154
زمرد سبز. زمردِ سبزِ زيبا

00:49:09.238 --> 00:49:11.865
قشنگ‌ترين سبزي هست که در تمامِ عمرم ديدم

00:49:11.949 --> 00:49:13.950
و در اون ساعت از صبح
حالِ من رو بهم ميزنن

00:49:14.035 --> 00:49:17.454
آيا اين کت‌ها رو ديدين؟
!هر روز از سال يه دونه متفاوت رو ميپوشه

00:49:17.538 --> 00:49:19.414
خوش‌شانسه که هيچوقت خودش لباسهاش رو نميشوره

00:49:19.498 --> 00:49:23.543
ديروز، يه کت به رنگ ذرتِ رسيده
با طرحِ گلها و خطوطِ مواج

00:49:23.628 --> 00:49:27.464
گوشواره هاش ياقوت بودن، به طول سه اينچ
و انگشترهاش فيروزه بودن

00:49:27.548 --> 00:49:29.466
... امروز، کاملاً سبز پوشيده بود و زمردهاي سبز و

00:49:29.550 --> 00:49:32.719
... و کتش يک طرح واقعاً زيبا از خطوط بنفشِ کمرنگ داشت

00:49:32.803 --> 00:49:36.556
کاملاً قلاب دوزي شده بود
درست مثلِ صندليِ مادر بزرگم

00:49:48.277 --> 00:49:50.236
!اوه، مامان بزرگ

00:49:51.238 --> 00:49:53.156
برگرد

00:49:54.909 --> 00:49:58.578
اين زمردهايِ سبز برايِ توست عزيزم وقتي که ازدواج کني

00:50:00.498 --> 00:50:02.415
بفرما

00:50:15.888 --> 00:50:18.932
کان اومده -
!شب خوش، همگي -

00:50:25.773 --> 00:50:27.023
زياد دير نکني، عزيزم

00:50:27.108 --> 00:50:30.694
اميدوارم اونها تا زمستون با هم ازدواج کنن

00:50:39.412 --> 00:50:41.329
کجايي،کان؟

00:50:42.331 --> 00:50:44.249
... اون گفت که بهش نرگسِ سياه ميگن

00:50:44.333 --> 00:50:47.127
که از فروشگاهِ ارتش و نيرويِ دريايي گرفته

00:50:48.254 --> 00:50:49.963
نرگس سياه

00:50:52.091 --> 00:50:55.301
به همين اسم صداش ميکنم
اسم فوق‌العاده‌ايه

00:50:56.303 --> 00:51:00.140
اون خيلي خودبينه، مثه يه طاووس
يه طاووسِ مشکي خوب

00:51:00.224 --> 00:51:03.601
اون سياه نيست -
همشون براي من يک شکل هستن -

00:51:07.648 --> 00:51:10.483
ژنرال، لطفاً نشستن رو صرف کنين
(البته در زبانِ فرانسه)

00:51:48.022 --> 00:51:50.023
فعلِ زمانِ آينده؟

00:52:15.216 --> 00:52:23.139
:::سرودِ ميلاد مسيح:::

00:53:45.514 --> 00:53:48.224
يه چيز برايِ تو -
برايِ من؟ -

00:53:48.309 --> 00:53:50.768
هديه‌ي کريسمس
يالا، بگيرش

00:53:55.608 --> 00:53:57.108
!اوه، کان

00:54:58.671 --> 00:55:01.547
!خواهر کلودا

00:55:03.384 --> 00:55:07.261
خواهر، اجازه دارم تولد مسيح رو به شما تبريک بگم؟

00:55:09.098 --> 00:55:10.807
ممنونم، ژنرال

00:55:10.891 --> 00:55:12.892
اميدوارم امشب از اومدن من ناراحت نشده باشين

00:55:13.894 --> 00:55:16.354
من خيلي مجذوبِ عيسي مسيح هستم

00:55:19.483 --> 00:55:21.609
آيا حرف اشتباهي زدم؟

00:55:22.695 --> 00:55:27.865
نه، اما ما معمولاً اينطور
غير رسمي در موردش حرف نميزنيم

00:55:27.950 --> 00:55:30.118
... و شما بايد

00:55:30.202 --> 00:55:34.038
بايد رسمي باشه و به مانند شما زندگي کنه

00:55:43.298 --> 00:55:45.508
چطور جرأت کردين اينطوري (مست) به اينجا بياين

00:55:45.592 --> 00:55:49.178
چطور جرأت کردين امشب به تشريفاتِ ما بياين

00:55:49.263 --> 00:55:51.681
!شما... شما غيرِ قابلِ بخشش هستين

00:55:51.765 --> 00:55:54.726
وقتي هشيار هستين ناخوشايندين
!و وقتي مست هستين مکروهين

00:56:01.692 --> 00:56:03.192
کاملاً موافقم

00:56:04.361 --> 00:56:09.115
اگه کمي نجابت درونتون وجود داشته باشه
دوباره به نزديکيِ ما نخواهيد آمد

00:56:19.043 --> 00:56:24.338
من نميتونم يه راهبه بشم

00:56:24.423 --> 00:56:30.636
نه، من نميتونم يه راهبه بشم

00:56:30.721 --> 00:56:33.556
نه، من نميتونم يه راهبه بشم

00:56:36.852 --> 00:56:38.561
!کريسمس مبارک

00:56:38.645 --> 00:56:40.980
از صداش خوشم مياد

00:56:41.065 --> 00:56:43.733
خيلي قشنگ و رسا هست

00:56:43.817 --> 00:56:46.778
فکر ميکنم دوست داشتني هست، اينطور فکر نميکنين؟

00:56:48.113 --> 00:56:50.490
شب خوش، ژنرال -
شب خوش، خواهر کلودا -

00:57:14.807 --> 00:57:17.517
بيا داخل

00:57:24.817 --> 00:57:27.819
ميخوام باهات صحبت کنم
بيا و بشين

00:57:32.032 --> 00:57:34.951
بعضي وقتها نگرانِت ميشم

00:57:35.035 --> 00:57:37.745
حس ميکنم اين چيزها شايسته‌ي تو نيست

00:57:37.830 --> 00:57:39.747
از چه نظر؟

00:57:39.832 --> 00:57:43.167
خيلي مريض بنظر مياي و به شدت لاغر شدي

00:57:43.252 --> 00:57:45.628
ميدونم سعي ميکني تحمل کني
... بخاطرِ همه‌ي ما

00:57:45.712 --> 00:57:49.048
اما حس ميکنم که واقعاً بايد بري پيشِ خواهر برايني
و بري پيشِ يه دکتر

00:57:49.133 --> 00:57:51.509
!من نبايد برم پيشِ دکتر
من کاملاً خوب هستم. اين رو ميدونين

00:57:51.593 --> 00:57:54.011
... تو فقط سعي ميکني ثابت کني که

00:57:59.434 --> 00:58:02.061
منظورم اين نبود که گستاخي کنم

00:58:04.231 --> 00:58:06.190
من نميخوابم، همش همين

00:58:08.735 --> 00:58:12.363
اگه نميخوابي، بايد يه دليلي وجود داشته باشه

00:58:12.447 --> 00:58:15.032
نميتوني به من بگي؟

00:58:15.117 --> 00:58:17.493
چيزي تو رو نگران ميکنه؟

00:58:17.578 --> 00:58:20.580
بله. آره، درسته

00:58:21.790 --> 00:58:23.541
من نگرانم

00:58:25.210 --> 00:58:27.211
فکر نميکني بتوني دربارش بهم بگي؟

00:58:33.177 --> 00:58:35.344
دوست دارم بهم بگي، اگه ميتوني

00:58:37.139 --> 00:58:40.766
نميتونم دربارش حرف بزنم ... با هيچکس

00:58:41.768 --> 00:58:44.604
تلاش هم نميکني؟
ميدوني که ميتوني به من اعتماد کني

00:58:44.688 --> 00:58:48.482
تو نميخواستي که من به اينجا بيام
هيچکدوم از شما هرگز من رو اينجا نميخواستين

00:58:50.777 --> 00:58:53.321
فکر نميکني داري ميذاري چيزها ازت دور شن؟

00:58:58.285 --> 00:59:02.371
... فکر ميکنم داري اجازه ميدي که سقوط کني

00:59:02.456 --> 00:59:05.458
همچنين فکر ميکنم که زيادي به آقاي دين فکر ميکني

00:59:09.254 --> 00:59:13.216
... خواهر متوجه هستي داري چيکار ميکني

00:59:13.300 --> 00:59:15.968
چه ريسکي داري براي از دست دادن خودت ميکني؟

00:59:16.053 --> 00:59:20.681
... خواهر، تو بايد
من بايد قبل از اينکه دير بشه بهت بفهمونم

00:59:20.766 --> 00:59:24.060
همه يه جورن، متوجه شدم
که خودِ شما هم وقتي اون رو ميبينين خوشحال ميشين

00:59:28.273 --> 00:59:31.275
اگه اين در ذهنت بود، بهتره بگم که ديوانه شدي

00:59:32.945 --> 00:59:36.072
بهم گوش کن. نميدونم
نميتونم الان تصميم بگيرم درموردِ تو چه اقدامي کنم

00:59:36.156 --> 00:59:40.368
بايد فکر کنم
و از تو هم ميخوام فکر کني

00:59:41.453 --> 00:59:43.371
درباره‌ي آقايِ دين

00:59:44.998 --> 00:59:48.626
با وجود جذابيت و مهربانيش
اون آدم خوبي نيست

00:59:48.710 --> 00:59:52.588
تو بايد بخاطر چيزي که هست بهش فکر کني
و نه اينکه سعي در ستايشِ چيزي که نيست بکني

00:59:53.924 --> 00:59:56.509
وقتي که اون شبِ کريسمس به کليسا اومد مست کرده بود

00:59:58.178 --> 00:59:59.512
ميتونم برم؟

01:00:02.516 --> 01:00:04.684
ميخوام که به مادر روحاني نامه بنويسي

01:00:06.812 --> 01:00:09.939
من به نامه نگاهي نخواهم کرد
و جواب اون هم مربوط به خودِت ميشه

01:00:10.023 --> 01:00:11.774
آيا بايد دو يا سه صفحه نامه بنويسم؟

01:00:11.858 --> 01:00:14.652
ترجيح ميدي الان بايد بنويسم
يا اول کلاسِ درسم رو تموم کنم؟

01:00:18.865 --> 01:00:20.783
ميتوني بري

01:01:33.106 --> 01:01:35.107
اون بسته مالِ منه! بدش به من

01:01:35.192 --> 01:01:38.694
نميتونم لِمِني
من بايد همه‌ي نامه‌ها رو به خواهر کلودا بدم

01:01:38.779 --> 01:01:42.698
اين مالِ منه. بدش به من، بچه‌ي نادان
نميتوني ببيني؟ براي من فرستاده شده

01:01:42.783 --> 01:01:45.493
خودم از شهرِ کلکته سفارشش دادم

01:01:45.577 --> 01:01:48.037
به بقيه ربطي نداره

01:01:54.461 --> 01:01:58.089
خواهر برايني ميدوني چه اتفاقي
برايِ زنجيرِ طلايِ ديگه‌ي اين عطردان افتاده؟

01:01:58.173 --> 01:02:00.549
نه. اين اونجا بود
وقتي ما زمانِ کريسمس آويزونش کرده بوديم

01:02:00.634 --> 01:02:03.302
خوب الان اينجا نيست -
از کانچي بپرس آيا اين رو ديده -

01:02:05.305 --> 01:02:08.391
و اين ... براي دزدي در خانه‌ي من

01:02:08.475 --> 01:02:12.561
اين براي دزدي زنجيرِ برنجي

01:02:12.646 --> 01:02:16.357
اين براي دزدي با چنين روشِ ابلهانه‌اي

01:02:16.441 --> 01:02:21.195
و ... اين براي اينکه دستت رو شد

01:02:39.464 --> 01:02:43.050
اين دختر چيکار کرده؟ -
!اون يه دزده -

01:02:43.135 --> 01:02:48.097
زنجيرِ برنجي رو از کليسا دزديده و به گردنِ کثيفش انداخته

01:02:48.181 --> 01:02:52.893
شلاق زدن رو تموم کن، ژنرال بهادرکوچولويِ من

01:02:52.978 --> 01:02:54.895
تو قراره مردِ بزرگي بشي

01:02:54.980 --> 01:02:57.898
نه مثل عموت، اوه، عزيزم، نه

01:02:57.983 --> 01:03:01.110
مثل پدر بزرگت

01:03:01.194 --> 01:03:02.903
اون يه مرد بود

01:03:02.988 --> 01:03:06.574
!شلاق زدن رو تموم کن و مرد شو

01:03:17.002 --> 01:03:19.920
بلند شو

01:04:16.937 --> 01:04:20.981
منو فراموش نکن -
منو فراموش نکن -

01:04:21.066 --> 01:04:24.985
نخودِ شيرين -
نخودِ شيرين -

01:04:27.197 --> 01:04:30.908
نرگسِ زرد -
نرگسِ زرد -

01:04:32.869 --> 01:04:36.205
شقايقِ ژاپني

01:04:36.289 --> 01:04:40.501
شقايقِ ژاپني

01:04:40.585 --> 01:04:46.048
سوسنِ سفيدِ چيني

01:04:46.132 --> 01:04:50.553
سوسنِ سفيدِ چيني

01:04:50.637 --> 01:04:54.640
گلِ لاله -
گلِ لاله -

01:04:54.724 --> 01:04:56.392
گل پيچک

01:04:58.311 --> 01:05:01.146
دِلفينيوم

01:05:01.231 --> 01:05:04.733
دِلفينيوم -
خواهر هاني -

01:05:04.818 --> 01:05:07.736
ميشه خواهر فيليپا رو برام پيدا کنين، لطفاً؟

01:05:09.072 --> 01:05:11.699
و زمينِ کلم؟ -
گل انگشتانه -

01:05:11.783 --> 01:05:14.868
و لوبياها؟ -
گل پيچک -

01:05:14.953 --> 01:05:18.664
و پيازها؟ -
گلِ لاله -

01:05:18.748 --> 01:05:21.500
و سيب‌زميني‌ها رو؟
همه رو گل کاشتي؟

01:05:24.588 --> 01:05:26.297
نه، کنارِ آسايشگاه رو نکاشتم

01:05:26.381 --> 01:05:30.884
و مقدارِ بيشتري گياه هست
پايين کنارِ استبل، جايي که ديده نميشن

01:05:30.969 --> 01:05:33.178
اما چه بلايي بر سرِ تو اومده. خواهر

01:05:37.142 --> 01:05:39.059
دوست داري بشيني؟

01:05:41.146 --> 01:05:44.148
خواهر، ميخوام که از اينجا منتقل بشم

01:05:46.026 --> 01:05:47.526
منتقل بشي؟

01:05:47.611 --> 01:05:51.030
آره، ميخوام، اگه مايلين
فوراً نامه بنويسين و درخواست انتقال من رو بدين

01:05:52.824 --> 01:05:55.618
اگه مايلين. فوراً اينکار رو بکنين

01:05:56.745 --> 01:05:58.662
اما چرا؟

01:05:58.747 --> 01:06:00.706
من خيلي به اين مکان وابسته شده بودم

01:06:02.542 --> 01:06:05.794
من خيلي درگير کارم شده بودم. من

01:06:05.879 --> 01:06:08.797
خيلي درموردش فکر ميکردم

01:06:08.882 --> 01:06:12.051
فراموش کردم -
چي رو فراموش کردين؟ -

01:06:14.054 --> 01:06:16.096
!اينکه چي هستم

01:06:16.181 --> 01:06:19.600
من داشتم هدف انجمنمون رو فراموش ميکردم

01:06:19.684 --> 01:06:22.895
... من فکر ميکردم تموم شده، متوجهين، و

01:06:22.979 --> 01:06:24.730
من بايد فوراً برم

01:06:28.193 --> 01:06:30.736
اينطور فکر نميکنم

01:06:31.905 --> 01:06:35.532
حالا که ميدونين و متوجه شدين که چقدر خطرناکه
نيازي نيست که برين

01:06:36.534 --> 01:06:38.327
مطمئناً، الان زمانِ موندنه

01:06:38.411 --> 01:06:40.412
جرأت نميکنم بمونم

01:06:41.581 --> 01:06:45.542
فکر ميکنم فقط دو راه برايِ زندگي در اينجا وجود داره

01:06:45.627 --> 01:06:49.129
...يا بايد مثل آقاي دين زندگي کني يا

01:06:49.214 --> 01:06:51.215
يا مثل مرد مقدس

01:06:52.258 --> 01:06:55.260
يا بايد ناديده بگيريش يا خودت رو باهاش وقف بدي

01:06:57.931 --> 01:07:00.516
نه اگه براي خودمون انجامش بديم

01:07:00.600 --> 01:07:02.559
نه

01:07:03.561 --> 01:07:07.773
خب، ما اينجا هستيم و فکر نميکنم
با فرار کردنمون کمکي به اين مطلب بکنيم

01:07:15.156 --> 01:07:18.492
ميدوني اگه درخواست انتقال تو رو بکنم
براي تو سابقه ي بدي ميشه؟

01:07:18.576 --> 01:07:21.286
اونطوري بهتره

01:07:21.371 --> 01:07:23.414
چيزيه که بهش نياز دارم

01:07:25.750 --> 01:07:28.794
!آياه! آياه

01:07:47.170 --> 01:07:47.563
اون چي گفت، آياه؟

01:07:47.647 --> 01:07:49.606
لمني، بهش يه چيزي بدين

01:07:50.608 --> 01:07:52.526
اون برادر کوچولوي او اِم هست

01:07:53.987 --> 01:07:56.196
بايد بهش منگزيم بديم؟

01:07:56.281 --> 01:07:58.991
يا مقداري عصاره‌ي پارافين

01:08:07.167 --> 01:08:10.335
!صد و سه درجه

01:08:10.420 --> 01:08:14.381
اين برايِ يه بچه زياد نيست، نه؟
منظورم اينه، تَب اونها به آساني بالا و پايين ميرن، نه؟

01:08:17.802 --> 01:08:19.762
سه روزي هست که اينطوريه

01:08:19.846 --> 01:08:21.638
امروز صبح اون از خواب بيدار نشد
براي همين آوردش اينجا

01:08:23.141 --> 01:08:27.144
بذارين بخوابه. ببرينش خونه
و در تختخوابتون قرار بدينش و بزارين بخوابه

01:08:33.193 --> 01:08:35.068
چيزي بهش نميدين؟

01:08:35.153 --> 01:08:37.988
کاري نيست که من بتونم انجام بدم

01:08:38.072 --> 01:08:41.742
اما بايد کاري باشه که ما بتونيم انجام بديم

01:08:41.826 --> 01:08:45.913
حداقل چشمهاش رو بشوريم
يا مقداري روغن به شکمش بماليم

01:08:45.997 --> 01:08:49.625
من جرأت نميکنم بهشت دست بزنم، خواهر
فکر نميکنم هيچ دردي احساس کنه

01:08:49.709 --> 01:08:52.461
!نميتوني ببيني چطور داره بهش صدمه ميزنه

01:08:52.545 --> 01:08:54.254
تو از حرفي که آقايِ دين زد ميترسي

01:08:54.339 --> 01:08:57.007
بدون هيچ تلاشي بيخيال زندگي اون بچه شدين -
!کافيه، خواهر -

01:08:58.259 --> 01:09:00.844
من از تو هيچ نظري نخواستم
ميدونم دارم چيکار ميکنم

01:09:02.764 --> 01:09:04.681
بهترين کاري که ميتوني بکني اينه که مجبورش کني بره خونه

01:09:04.766 --> 01:09:06.725
جايي که بايد در کنار خانواده‌اش باشه

01:09:10.563 --> 01:09:12.689
لمني. لمني

01:09:28.581 --> 01:09:30.582
خواهر روث

01:09:32.252 --> 01:09:34.503
امروز صبح همه خيلي دير کردن

01:09:34.587 --> 01:09:36.588
اميدوارم اتفاقي نيفتاده باشه

01:09:40.051 --> 01:09:43.428
جوزِف به پياده‌رو برو و بهشون بگو عجله کنن

01:09:45.598 --> 01:09:48.517
خب، برو -
نميخوام برم -

01:09:48.601 --> 01:09:52.020
تو نميخواي بري؟ -
چرا نميخواي بري؟ -

01:09:52.105 --> 01:09:54.857
!چطور جرأت ميکني اينطور به من جواب بدي
!فوراً برو

01:09:54.941 --> 01:09:57.734
نه، من نميرم -
!جوزف -

01:09:57.819 --> 01:09:59.528
حالا، صاف وايسا

01:09:59.612 --> 01:10:01.697
بهم بگو چه اتفاقي افتاده. ميشنوي؟ -
نترسونش -

01:10:01.781 --> 01:10:04.533
اون يه چيزي ميدونه
جوزف چرا بچه‌ها نيومدن؟

01:10:04.617 --> 01:10:08.412
دخترا جوزف؛ کجا هستن؟ -
اون ميدونه چرا. به ما بگو -

01:10:08.496 --> 01:10:11.540
نميخوام
لمني، مجبورم نکنين بگم

01:10:11.624 --> 01:10:14.293
جوزف تو بايد به ما بگي. لطفا، جوزِف، عزيزم

01:10:14.377 --> 01:10:17.170
.به ما بگو -
!اون بچه کوچولو مُرد -

01:10:17.255 --> 01:10:20.299
واي نه -
برادر کوچولويِ ما مُرد -

01:10:20.383 --> 01:10:23.302
و اونها ميگن يه مرد و لمني بودن که اونو کشتن

01:10:23.386 --> 01:10:25.053
!خواهر کلودا

01:10:25.138 --> 01:10:27.306
هيچکس در درمانگاه نيست -
هيچکدوم از بچه‌ها نيومدن -

01:10:27.390 --> 01:10:29.391
هيچ باغبوني نيومده -
کانچي رفته -

01:10:29.475 --> 01:10:31.768
همچنين ژنرالِ جوان -
هيچ خدمتکاري در اينجا نيست -

01:10:31.853 --> 01:10:34.187
همشون رفتن. هيچکس تو خونه نيست

01:10:35.315 --> 01:10:37.107
تقصير من بود

01:10:37.191 --> 01:10:40.152
چون اون بچه رو دوست داشتم
چون نميتونستم طاقت بيارم ببينم اون داره ميميره

01:10:40.236 --> 01:10:41.820
!من اينکار رو کردم. من کشتمش

01:10:43.656 --> 01:10:47.242
يه بطري بهش دادم که با خودش ببره
مقداري پنبه و يه دونه از قاشق‌هامون رو

01:10:47.327 --> 01:10:49.494
!من اونو کشتم! من اونو کشتم

01:10:49.579 --> 01:10:53.874
آياه، آياه چقدر از اين حرفها درسته؟

01:10:53.958 --> 01:10:56.043
همش درسته. مردم خيلي عصباني هستن

01:10:56.127 --> 01:10:58.670
ما بايد توضيح بديم. يکي بايد به اونها بگه
ما بايد ژنرال جوان رو پيدا کنيم

01:10:58.755 --> 01:11:02.049
مطمئناً اون از دستِ ما فرار نکرده؟ -
نه، اون با کانچي فرار کرده -

01:11:02.133 --> 01:11:04.176
آياه، يه پيغام به روستا ميبري؟

01:11:04.260 --> 01:11:07.804
من؟ نه -
خب، جوزف ميتونه؟

01:11:07.889 --> 01:11:10.515
اون ميتونه بره، اما بهش اجازه نميدن برگرده -
من ميرم -

01:11:10.600 --> 01:11:12.726
رفتن به بيرون از باغ براي هيچکدوم از شما امن نيست

01:11:14.395 --> 01:11:17.189
تو نميتوني بري خواهر. خيلي خطرناکه -
من به اونجا نميرم -

01:11:47.637 --> 01:11:49.638
!تووا

01:11:51.766 --> 01:11:53.517
لباسهام رو بيار، سريع

01:11:58.064 --> 01:12:01.233
خب، کار کي بود؟

01:12:01.317 --> 01:12:03.402
اوه، تو

01:12:06.781 --> 01:12:09.783
آقاي دين، فکر ميکنين اين جديه؟
فکر نميکنين اونها برگردن؟

01:12:10.910 --> 01:12:16.039
خواهر کلودا، نماينده‌ي قبل از من
سوار بر اسبش تو راه رفتن به کارخونه بود

01:12:16.124 --> 01:12:19.876
اون گذاشت اسبش چتري که در جاده باز افتاده بود رو لگد کنه

01:12:19.961 --> 01:12:23.088
يه بچه زيرِش خوابيده بود و کشته شد

01:12:23.172 --> 01:12:26.508
اون فقط يه اتفاق بود
اما اونها همون شب اونو به قتل رسوندن

01:12:29.095 --> 01:12:32.556
سعي نميکنم شما رو بترسونم. اما ميخوام بهتون بفهمونم
که اين ممکنه جدي باشه

01:12:32.640 --> 01:12:34.975
روستا نسبتاً آروم بنظر مياد

01:12:35.059 --> 01:12:37.978
اونها چيزي گفتن؟ -
هيچي -

01:12:38.062 --> 01:12:40.939
به حرفِ من گوش کردن و چيزي نگفتن

01:12:41.024 --> 01:12:44.860
اون زن رو ديدم. اون چيزي که
خواهر هاني حماقت کرد بهش داد رو خوردم

01:12:44.944 --> 01:12:46.278
تو خورديش؟

01:12:46.362 --> 01:12:49.239
ميخواستم بهشون ثابت کنم که بخاطر
خوردنِ اون نخواهم مُرد

01:12:49.323 --> 01:12:51.783
اون فقط روغنِ کرچک بود

01:12:51.868 --> 01:12:54.202
حالا، هيچکدوم از شما نبايد از باغ خارج بشين

01:12:54.287 --> 01:12:56.204
طوري رفتار کنين که اتفاقي نيفتاده

01:12:56.289 --> 01:12:58.331
من ميرم اون پايين و غروب برميگردم

01:13:28.863 --> 01:13:30.215
لمني؟

01:13:49.217 --> 01:13:52.094
اين برايِ چيه؟ -
براي شماست، لمني -

01:13:52.178 --> 01:13:54.554
کي فرستادتش؛ خواهر کلودا؟

01:15:37.491 --> 01:15:40.160
متوجه شدين از وقتيکه اومديم اينجا تغييري در ما ايجاد شده؟

01:15:41.412 --> 01:15:43.914
متوجه تغييري در شما شدم

01:15:43.998 --> 01:15:45.999
آيا فرقي کردم؟

01:15:47.001 --> 01:15:48.960
آره

01:15:50.296 --> 01:15:53.173
خيلي مهربون‌تر شدين
مهربون‌تر؟ -

01:15:53.257 --> 01:15:55.717
شما انسانين

01:15:55.801 --> 01:15:57.761
!انسان

01:15:58.804 --> 01:16:01.598
آره، همه‌ي ما انسان هستيم، نه؟

01:16:05.519 --> 01:16:08.772
وقتي يه دختر بودم، يه مردي رو دوست داشتم

01:16:08.856 --> 01:16:11.733
ما دوران بچگيمون رو با هم در ايرلند گذرونديم
جايي که ازش ميام

01:16:11.817 --> 01:16:14.110
جاي کوچيکي به اسم اِنيسکِلي

01:16:15.571 --> 01:16:19.574
فکر ميکردم
همه معتقدن که ما بايد ازدواج کنيم

01:16:20.743 --> 01:16:22.911
... اما اون جاه‌طلب بود

01:16:22.995 --> 01:16:27.290
... و فهميدم که ميخواد به آمريکا پيشِ عموش بره

01:16:27.375 --> 01:16:29.542
و خيال نداشت که من رو با خودش ببره

01:16:32.171 --> 01:16:34.631
فکر نميکرد که داره کار اشتباهي انجام ميده

01:16:34.715 --> 01:16:36.841
فکر نميکنم هيچوقت به فکر ازدواج بود

01:16:38.302 --> 01:16:41.179
... اما در محل کوچکي مثل اون

01:16:41.264 --> 01:16:44.474
و من نشون دادم که عاشقش هستم

01:16:44.558 --> 01:16:46.559
اول بايد از اونجا فرار ميکردم

01:16:49.021 --> 01:16:51.439
و به همين دليل وارد انجمن شدين؟

01:16:53.025 --> 01:16:56.027
و اگه دست خودت باشه، برنخواهي گشت

01:16:57.029 --> 01:17:02.367
اين روش عجيبي براي گرفتار شدن من بود
اما خدا به روشهاي عجيب عمل ميکنه

01:17:03.703 --> 01:17:06.955
من هم يه کار براي انجام دادن و يه زندگي دارم

01:17:07.039 --> 01:17:09.874
هيچکس در بيرون به هيچ‌وجه نميتونه بفهمه اين يعني چي

01:17:09.959 --> 01:17:11.876
اين شده زندگي من

01:17:11.961 --> 01:17:15.380
همه چيز رو فراموش کرده بودم تا اينکه به اينجا اومدم

01:17:19.760 --> 01:17:23.680
اولين روزي که به اينجا اومدم
بعد از سالها به اون فکر کردم

01:17:25.474 --> 01:17:29.352
يادِ اولين باري که عاشق اون شده بودم افتادم
وقتي که ما بچه بوديم

01:17:31.272 --> 01:17:33.857
ژنرالِ جوان هم، منو به ياد اون انداخت

01:17:35.568 --> 01:17:38.611
حرفهايي که پشت سرِ اون زده ميشد

01:17:39.989 --> 01:17:42.157
... من به اونجا کشيده ميشدم و خوابش رو ميديدم و

01:17:42.241 --> 01:17:47.329
حالا بنظر بايد دوباره در کشمکش و تلخي زندگي کنم

01:17:53.544 --> 01:17:57.172
بفرما. کاملاً تميزه و امروز صبح سرم رو شستم

01:18:00.926 --> 01:18:04.304
زياد سخت نگير، دخترِ خوب

01:18:04.388 --> 01:18:06.848
اينها همه ميگذرن
چيز واقعاً اشتباهي وجود نداره

01:18:08.434 --> 01:18:10.352
... خواهر فيليپا داره ميره

01:18:10.436 --> 01:18:13.813
و امروز صبح يه نامه از مادر روحاني بهم رسيد

01:18:13.898 --> 01:18:16.191
خواهر روث داره انجمن رو ترک ميکنه

01:18:16.275 --> 01:18:18.735
اون نميخواد عهدش رو تجديد کنه

01:18:18.819 --> 01:18:20.153
متأسفم

01:18:20.237 --> 01:18:24.866
... و شما از لحظه‌اي که به اينجا اومديم

01:18:24.950 --> 01:18:27.035
... بعد از هر مشکلي، همه ميگفتن

01:18:27.119 --> 01:18:30.330
از آقايِ دين درخواست کنين، از آقايِ دين درخواست کنين

01:18:30.414 --> 01:18:33.083
کسِ ديگه اي نبود که ازش درخواست کنين

01:18:35.211 --> 01:18:37.712
خب، من مجبور شدم ژنرال جوان رو بپذيرم

01:18:37.797 --> 01:18:40.548
نتونستم مردِ مقدس رو بيرون کنم

01:18:40.633 --> 01:18:45.095
نتونستم جلوي وزش باد و زلال بودن هوا رو بگيرم

01:18:45.179 --> 01:18:47.138
و نتونستم کوه رو پنهان کنم

01:18:48.933 --> 01:18:51.643
ببين، شما بايد از اينجا برين همه‌ي شما، فوراً

01:18:53.479 --> 01:18:56.898
فرار کنيم؟ -
آره، اگه اينطور فکر ميکنين -

01:18:56.982 --> 01:18:59.067
چي، همه ي اينکارها رو ول کنيم، مثلِ برادرها؟

01:18:59.151 --> 01:19:00.819
بله

01:19:02.446 --> 01:19:05.615
بهتون گفته بودم اينجا جايي براي برپا کردنِ صومعه نبود

01:19:05.699 --> 01:19:09.160
يه چيزي در فضايِ اينجا وجود داره
که به همه چيز شدت ميده

01:19:10.538 --> 01:19:13.790
متوجه نيستين؟ همتون بايد برين
!قبل از اينکه اتفاقي بيفته

01:20:15.394 --> 01:20:19.147
همه نزديکِ من کمين کردن

01:20:19.231 --> 01:20:23.318
شايد فرشته‌هاي مقدس اينجا ساکن بشن
و ما رو در صلح حفاظت کنن

01:20:55.309 --> 01:20:57.519
خواهر، اونجا هستي؟

01:21:10.407 --> 01:21:13.451
خواهر! ازم ميخواي بقيه رو بيدار کنم؟

01:21:20.292 --> 01:21:24.212
نميتوني بهم دستور بدي
ديگه نميتوني کاري باهام بکني

01:21:24.296 --> 01:21:27.298
ميدونم چيکار کردي
ميدونم که انجمن رو ترک کردي

01:21:27.383 --> 01:21:30.218
فقط ميخوام جلويِ کاري
که بخاطرش افسوس خواهي خورد رو بگيرم

01:21:30.302 --> 01:21:34.097
خواهر فيليپا چند روز ديگه برميگرده
ميخوام تو رو هم با اون بفرستم

01:21:34.181 --> 01:21:38.351
اين چيزيه که دوست دارين انجام بدين
من رو برگردونين و جلوي حرف زدنم رو بگيرين

01:21:38.435 --> 01:21:40.478
!اين همه‌ي چيزي هست که دوست دارين انجام بدين

01:22:04.169 --> 01:22:07.046
ميدوني که اين درست نيست

01:22:07.131 --> 01:22:09.257
چرا ما بخوايم تو رو برخلافِ خواستت در اينجا نگه داريم؟

01:22:09.341 --> 01:22:12.885
چون همتون به من حسادت ميکنين
!مخصوصاً خودت

01:22:17.266 --> 01:22:19.601
حداقل تا صبح صبر کن

01:22:21.729 --> 01:22:24.230
منم هم باهات صبر ميکنم

01:24:30.357 --> 01:24:31.858
!خواهر

01:24:39.199 --> 01:24:41.576
!آياه، بيدار شو -
چي شده؟ -

01:24:41.660 --> 01:24:42.952
چه اتفاقي افتاده؟

01:24:43.036 --> 01:24:45.288
!در موردِ خواهر روثه
!جلوش رو بگير! ديوونه شده

01:24:45.372 --> 01:24:47.749
!اوه، تقصيره منه. همش تقصيره منه -
بي‌ربط نگو، هيچ ربطي به تو نداره -

01:24:51.420 --> 01:24:53.379
نميشه جلويِ آدمهاي ديوونه رو گرفت
بايد تنهاشون گذاشت

01:24:53.464 --> 01:24:56.132
ممکنه خودش رو بکشه -
اگه واقعاً ديوونه شده، پس اين مهم نيست -

01:24:56.216 --> 01:24:59.594
!همه‌ي شما، خونه رو بگردين! بايد جلوش رو بگيريم

01:24:59.678 --> 01:25:02.263
!خواهر روث! خواهر روث

01:25:02.347 --> 01:25:04.307
ما بايد فانوس بياريم

01:25:05.434 --> 01:25:06.934
!خواهر روث

01:25:09.354 --> 01:25:11.773
!خواهر روث! خواهر روث

01:25:11.857 --> 01:25:16.110
خواهر روث -
خواهر روث -

01:25:16.195 --> 01:25:18.321
خواهر روث

01:25:28.207 --> 01:25:30.792
جوزِف! ازش بپرس اون رو ديده

01:25:30.876 --> 01:25:33.503
اوه، نه، لِمِني، ما نميتونيم اينکار رو بکنيم

01:25:33.587 --> 01:25:37.089
اما، جوزِف ممکنه هر اتفاقي براي لِمِني بيفته
ممکنه آسيب ببينه

01:25:37.174 --> 01:25:40.843
اين براش يه چيز کوچيک خواهد بود، لِمِني

01:25:40.928 --> 01:25:42.845
اون متوجهش نخواهد شد

01:27:17.232 --> 01:27:19.233
عصر بخير

01:27:24.489 --> 01:27:26.449
خواهر روث؟

01:27:27.826 --> 01:27:30.703
بيشتر از اين نميتونستم دووم بيارم

01:27:30.787 --> 01:27:33.623
انجمن رو ترک کردم. بي خيالِ تعهداتم شدم
رابطه‌ام با اونها رو تموم کردم

01:27:34.666 --> 01:27:36.417
متوجهم

01:27:37.669 --> 01:27:40.087
خب، ميتونم ترتيبِ موندن شما در مهمانسرا رو بدم

01:27:40.172 --> 01:27:42.089
الان شاگردم رو ميفرستم

01:27:42.174 --> 01:27:44.675
صبح، اسب و بارکش ميگيرم
تا شما رو به دارجيلينگ ببره

01:27:48.347 --> 01:27:50.306
من عاشق شما هستم -
... شما -

01:27:52.100 --> 01:27:54.060
خب، اگه اينطوره، ميتونين فراموشش کنين

01:27:59.107 --> 01:28:01.651
... متأسفم خواهر روث، خيلي متأسفم، اما

01:28:01.735 --> 01:28:04.320
ببينين، بذارين برگردونمتون به کاخ

01:28:04.404 --> 01:28:06.405
زياد دير نشده
خواهر کلودا دوستِ شماست

01:28:06.490 --> 01:28:08.449
ديشب در موردتون با من حرف زد
ميخواد بهتون کمک کنه

01:28:08.533 --> 01:28:11.118
اون از من متنفره. همشون از من متنفرن

01:28:11.203 --> 01:28:13.037
شما تنها کسي هستيد که با من مهربون بودين

01:28:13.121 --> 01:28:15.289
من؟ من به سختي يه کلمه با شما صحبت کردم -
آره صحبت کردين -

01:28:15.374 --> 01:28:17.750
وقتي که من جلويِ خونريزيِ مرگبارِ اون زن رو گرفته بودم

01:28:17.834 --> 01:28:19.794
شما گفتين که ممنونين -
!من گفتم؟ -

01:28:19.878 --> 01:28:23.255
بعش وقتي جلوي من رو در هال گرفتين
... گفتين که

01:28:23.340 --> 01:28:24.966
هرچي گفتم، منظورِ خاصي نداشتم

01:28:25.050 --> 01:28:26.592
از وقتي به اينجا اومدين، همتون ديوونه شدين

01:28:26.677 --> 01:28:29.178
!بقيه رو ديوونه کردين، اما بيخيالِ من بشين

01:28:31.556 --> 01:28:33.975
به دارجيلينگ ميرين يا نه؟ -
! نه -

01:28:34.059 --> 01:28:35.977
پس بايد برگردين به کاخ -
نه -

01:28:36.061 --> 01:28:38.479
برميگردين يا اينکه خودم ميبرمتون

01:28:39.731 --> 01:28:43.150
برو و با خواهر کلودا حرف بزن. اون تو رو آورد اينجا
ميتونه دوباره تو رو برگردونه

01:28:43.235 --> 01:28:45.444
!خواهر کلودا، خواهر کلودا

01:28:45.529 --> 01:28:47.905
ميدوني در موردِت چي ميگه؟ -
هرچي ميگه، درسته -

01:28:47.990 --> 01:28:51.492
!اين رو ميگي چون عاشقش هستي -
!من عاشق هيچکس نيستم -

01:28:51.576 --> 01:28:56.497
!کلودا! کلودا

01:28:56.581 --> 01:28:59.250
!کلودا! کلودا

01:29:15.600 --> 01:29:17.601
الان بهتري؟

01:29:26.319 --> 01:29:30.281
بسيار خب. من ميرم

01:29:30.365 --> 01:29:33.826
به اين ميگن يه دخترِ خوب
سعي کن يه کم بخوابي

01:29:34.828 --> 01:29:37.747
صبح، از خواب بيدار ميشي
و از اينکه خودت رو اينقدر به حماقت زدي ناراحت ميشي

01:29:39.124 --> 01:29:41.876
يالا. من باهات بيام -
تنها ميرم -

01:29:43.086 --> 01:29:46.964
تو همچين کاري نميکني -
يا تنهايي ميرم يا اصلاً نميرم -

01:29:49.760 --> 01:29:51.260
هرجور دلت ميخواد

01:30:27.255 --> 01:30:30.382
صبح شده، لِمِني

01:30:31.676 --> 01:30:35.471
اوه، آره جوزِف صبح شده
ساعت چنده؟

01:30:35.555 --> 01:30:38.390
به ساعتِ خاله، پنج و چهل و پنج دقيقه

01:30:42.395 --> 01:30:44.522
روزِ خوبيه، لِمِني

01:30:44.606 --> 01:30:48.776
... مردم اين رو
پرواز از برفها صدا ميکنن

01:30:50.403 --> 01:30:54.031
جوزِف اگه خواهر برايني دنبالم ميگشت من در کليسا هستم

01:36:22.235 --> 01:36:24.570
چي ميخواين، ژنرال؟

01:36:33.705 --> 01:36:37.791
خواهر، ميدونين من اخيراً اينجا نبودم

01:36:37.876 --> 01:36:40.127
و عميقاً بابتِ خواهر روث متأسفم

01:36:40.211 --> 01:36:44.298
ممنونم
چيز ديگه‌اي هم هست؟

01:36:44.382 --> 01:36:49.052
از دستِ من عصباني هستين
لفطاً از دستِ من عصباني نباشين

01:36:49.137 --> 01:36:51.930
من کارِ خيلي اشتباهي انجام دادم
اما از قصد اينکار رو نکردم

01:36:52.015 --> 01:36:55.058
يه کم دير نيست که در مورد اين دارين با من حرف ميزنين؟

01:36:55.143 --> 01:36:59.062
چرا يه کم ديره

01:36:59.147 --> 01:37:01.899
قصد ندارم باز هم کارِ اشتباهي انجام بدم

01:37:01.983 --> 01:37:05.152
دارم باهوش و معروف بودن رو ول ميکنم

01:37:05.236 --> 01:37:07.696
ميخوام درست مثلِ اجدادم بشم

01:37:07.780 --> 01:37:10.032
اونها جنگجو و شاهزاده بودن

01:37:10.116 --> 01:37:12.367
... اونها فروتن و شجاع و مؤدب بودن

01:37:12.452 --> 01:37:14.411
و اونها هيچوقت خيانت نکردن

01:37:15.622 --> 01:37:18.874
اين دليليه که به محض اينکه بهش فکر کردم
... پيشِ شما اومدم

01:37:18.958 --> 01:37:21.001
تا بهتون بگم چيکار کرده بودم

01:37:22.879 --> 01:37:24.379
بايد الان بهم بگي؟

01:37:24.464 --> 01:37:27.299
لطفاً خواهر؟ -
خب، چيکار کرده بودي؟ -

01:37:32.180 --> 01:37:37.434
خواهر کلودا، نميدونم چطور بهتون بگم
پس از آقايِ دين پرسيدم

01:37:37.519 --> 01:37:40.646
و اون گفت بگم
... اين داستانِ شاهزاده

01:37:42.774 --> 01:37:44.691
و گدا بود

01:38:41.249 --> 01:38:43.917
گفته بودين تا فصلِ بارندگيها بهمون وقت ميدين

01:38:44.002 --> 01:38:46.753
هنوز که بارون نباريده

01:38:46.838 --> 01:38:49.256
اونها با شما اون پايين چيکار کردن؟

01:38:49.340 --> 01:38:53.051
من به يه صومعه با مسئوليتِ کمتر فرستاده شدم

01:38:53.136 --> 01:38:56.722
من بعنوان خواهرِ مسئول جايگزين شدم

01:38:56.806 --> 01:39:00.517
توانايي تحمل اون رو دارين؟
يه آفريده‌ي کله شقِ لجوج مثلِ شما؟

01:39:02.478 --> 01:39:04.813
اين چيزيه که احتياج دارم

01:39:04.897 --> 01:39:08.650
انتظار دارم روزي هزار بار اين رو به خودم يادآوري کنم

01:39:08.735 --> 01:39:11.695
نميتونم ظرفِ يه دقيقه عوض شم، مثلِ ژنرالِ جوان

01:39:13.531 --> 01:39:16.450
اما بايد خيالم به من يادآوري کنه

01:39:16.534 --> 01:39:19.202
شما من رو با بيشتر از يه خيال ترک ميکنين

01:39:22.206 --> 01:39:24.374
يه لطف ديگه به من ميکنين؟

01:39:25.501 --> 01:39:27.753
ميدونم ترجيح ميدين اينکار رو نکنين

01:39:27.837 --> 01:39:29.755
البته که انجام ميدم

01:39:29.839 --> 01:39:32.799
از قبر مراقبت ميکنين؟

01:39:32.884 --> 01:39:34.635
باشه

01:39:38.640 --> 01:39:50.108
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.