﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:35.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:55.382 --> 00:00:59.044
این فیلم بصورت کامل در بنگال ، هند...

00:00:59.153 --> 00:01:01.348
. بر اساس داستان واقعی ساخته شده...

00:02:36.016 --> 00:02:38.382
داستان این فیلم در مورد عشق اول من هستش

00:02:38.485 --> 00:02:41.612
. در مورد زندگی و بزرگ شدن
من در ساحل یک رودخانه ی عریض

00:02:41.721 --> 00:02:44.417
تجربه عشق اول در همه جا یکسانه

00:02:44.525 --> 00:02:47.050
در آمریکا ، انگلستان...

00:02:47.161 --> 00:02:49.754
. نیوزیلند و تیمباکتو...

00:02:49.863 --> 00:02:53.094
هر چند اونا رودخونه ای مثل رودخونه
ای که در تیمباکتو هست رو نداشته باشن

00:02:53.200 --> 00:02:56.691
اما حال و هوای داستان زندگی من
ممکنه با داستان بقیه فرق داشته باشه

00:02:56.803 --> 00:02:59.397
و داستان زندگی افرادی که
کناره رودخونه زندگی می کنند

00:02:59.506 --> 00:03:01.097
. هم ممکنه با همدیگه فرق داشته باشه ..

00:04:16.883 --> 00:04:20.114
اون یکی از رودخونه های مقدس اونجا بود

00:04:20.219 --> 00:04:24.246
آبش از سرچشمه های هیمالیا تامین میشد

00:04:24.358 --> 00:04:26.825
و در عبور از بنگال رنگ سرخ
مایل به قهوه ای را به خود می گرفت

00:04:28.028 --> 00:04:30.258
رودخونه زندگی های زیادی
رو تو خودش نگه می داشت

00:04:30.364 --> 00:04:33.855
ماهی ها و خرچنگ ها
، لاک پشت ها و پرنده ها

00:04:33.967 --> 00:04:37.925
. و مردمی که تولد ، حیات
و مرگشون روی اون بود

00:04:38.037 --> 00:04:41.870
اون در بین لجن زار و شن سفید

00:04:41.975 --> 00:04:44.409
و زمین های برنج و کنف
هندی به آرامی در جریان بود

00:04:45.446 --> 00:04:47.724
کنف هندی در مرداب هایی (کنف هندی: الياف اين
گياه كه در گوني سازى و غيره كاربرد دارد)

00:04:47.748 --> 00:04:50.029
که حاصل از سیلاب های باران
های فصلی است ، رشد می کنند...

00:04:50.850 --> 00:04:55.753
. قایق هایی با سایزهای مختلف وظیفه ی حمل کنف
ها را از مرداب ها تا کارخانه ها بر عهده دارند

00:04:55.856 --> 00:04:59.723
بعضی از این قایق ها از مکان
های دوری نظیر بوتان و بنگلادش

00:04:59.826 --> 00:05:02.124
و مرزهای برمه...

00:05:02.228 --> 00:05:04.788
از طریق آبراه های منتهی به این
رودخانه به سمت کارخانه ها می آیند

00:05:05.798 --> 00:05:08.289
کارگرها بارهای سنگین خود را حمل می کنند

00:05:08.401 --> 00:05:10.562
به ازای هر بار یک صدف دریایی دریافت می کنند

00:05:10.670 --> 00:05:14.105
صدف های زیاد ، به ازای بارهای زیاد

00:05:14.207 --> 00:05:16.732
علت زندگی ما در هند همین کنف ها بودند

00:05:16.843 --> 00:05:18.742
کل زندگی ما وابسته به کنف ها بود

00:05:20.180 --> 00:05:22.614
پدر من در بخش پرس کنف ها کار می کرد

00:05:22.716 --> 00:05:24.615
اون مرد دوست داشتنی بود

00:05:24.718 --> 00:05:27.652
و بعد از کار او همیشه از
مسیر بازار به سمت خونه میومد

00:05:27.754 --> 00:05:29.721
در حالی که این مسیر
طولانی ترین مسیر ممکنه بود

00:05:29.822 --> 00:05:32.347
اون همه ی مردم رو
دوست داشت و مردم نیز هم

00:05:34.628 --> 00:05:36.789
بادبادک میخوام
...

00:05:54.715 --> 00:05:57.047
همین خوبه

00:05:58.217 --> 00:06:00.184
قیمتش چنده ؟ 4 anna

00:06:05.025 --> 00:06:09.621
روزها یکی پس از دیگری در بنگال سپری می شدند

00:06:09.730 --> 00:06:13.927
در امتداد رودخونه روستاهایی
بودند و مردم آن ها با آداب و رسوم

00:06:14.034 --> 00:06:18.528
خاص خودشون که هزاران سال
قدمت داشت در حال گذران زندگی بودند

00:06:24.645 --> 00:06:27.079
در فصول خشک ، به دلیل
پایین اومدن سطح آب رودخونه

00:06:27.181 --> 00:06:30.547
بوفالوهای تنبل ، درست کنار
دیوار خونمون مشغول چرا می شدند

00:06:30.651 --> 00:06:35.987
بابا ، بابایی

00:06:36.089 --> 00:06:38.717
. خوک های کوچولو ، بیاین
بیاین و هدایاتون رو بگیرید

00:06:38.825 --> 00:06:41.658
. بگیر ، باگی پسره. این برا توه
! بابا
! بابا

00:06:41.762 --> 00:06:43.661
خرکیف شدن بچه ها

00:06:43.764 --> 00:06:47.893
ما پنج تا بچه بودیم
چهار تا دختر ، به همراه برادرم باگی

00:06:48.001 --> 00:06:49.991
که بین ما چهارتا دختر گیر کرده بود

00:06:51.038 --> 00:06:54.006
، خانواده ما خانواده معمولی بود
. درست مثل بقیه خانواده ها

00:06:54.107 --> 00:06:58.976
. هنوز هم فکر می کنم که زندگی در
هند ، یک فصل جالبی از زندگیمون بود

00:06:59.079 --> 00:07:02.536
البته ، در خانواده ما
مادربزرگمون ، پرستارمون

00:07:02.648 --> 00:07:06.175
و تعداد کمی دوستان خانوادگی ، خدمتکاران و
حیوانات خانگی متعدد هم با ما زندگی می کردند

00:07:06.285 --> 00:07:10.688
. اونجا همیشه در حال گپ زدن ،
خندیدن ، پیانو زدن و آواز خوندن بودیم

00:07:10.790 --> 00:07:12.951
واقعا که روزها چقدر زود می گذرند

00:07:13.059 --> 00:07:15.493
مرغابی

00:07:15.595 --> 00:07:18.155
باگی ، بیا اینجا تا تو هم مثل
الیزابت تلفظ کلمات رو یاد بگیری

00:07:18.265 --> 00:07:20.961
.من از کلمات خوشم نمیاد
. من لاک پشت ها رو دوست دارم

00:07:21.068 --> 00:07:23.263
بالاخره که مجبوری یاد بگیری

00:07:23.370 --> 00:07:26.964
. یه مردی رو تصور کن که نتونه بره به
اداره و نتونه نامه بنویسه و روزنامه بخونه

00:07:27.074 --> 00:07:29.132
من نمی خوام شبیه هیچکدوم
از اونایی که تو گفتی بشم

00:07:30.376 --> 00:07:32.867
. بهترین دوست باگی ، کانو بود

00:07:32.979 --> 00:07:34.878
اونا یه زندگی جدایی از ما داشتن

00:07:35.983 --> 00:07:39.509
. باگی از عروسک ها بیزار بود. اون دوست
داشت با لاک پشت ها و مارمولک ها بازی کنه

00:07:40.887 --> 00:07:43.879
ویکتوریا کوچولو خرگوشش رو خیلی دوست داشت
(هاپیتی همه چیزه ویکتوریا بود)

00:07:43.991 --> 00:07:46.960
ویکتوریا ، با هاپیتی چیکار داری ؟

00:07:47.060 --> 00:07:49.960
. هاپیتی نی نیه منه
. اون تازه بدنیا اومده

00:07:50.062 --> 00:07:52.086
. اما اونو هفته پیش بدنیا اورده بودیش که

00:07:52.198 --> 00:07:55.894
نی نیا میتونن هی دوباره و
دوباره بدنیا بیان ، مگه نه ؟

00:07:56.002 --> 00:07:57.992
و اما نفر بعد ، والری

00:07:58.104 --> 00:08:00.162
اما اون از خانواده ما نبود

00:08:00.273 --> 00:08:02.207
پدر اون هم در بخش پرس کنف مشغول به کار بود

00:08:02.308 --> 00:08:05.106
. اون در مدرسه های انگلستان درس می خوند
. اونا خیلی پولدار بودن

00:08:05.211 --> 00:08:08.647
.اون تک فرزند بود
و هر روز برای بازی پیش ما میومد

00:08:08.748 --> 00:08:11.615
آقا و خانم ، عصرتون بخیر
سلام

00:08:11.717 --> 00:08:14.242
سلام ، والری
پدر و مادرت چطورن ؟

00:08:14.354 --> 00:08:17.118
خوبن ، سلام دارن خدمتتون

00:08:17.224 --> 00:08:19.248
. خواهرام از من کوچیکتر بودن

00:08:19.359 --> 00:08:21.258
مورفی و موس ، که خواهرای دوقلوی من بودن

00:08:21.361 --> 00:08:23.556
و خواهر پیانیست من ، الیزابت
!! اوه

00:08:23.664 --> 00:08:25.995
یا ابلفضل!!؟

00:08:26.098 --> 00:08:28.224
اون وروجک های کثیف ، بچه های کین ؟

00:08:28.334 --> 00:08:30.234
جنابعالی

00:08:30.336 --> 00:08:32.600
و این هم مادر زیبای من

00:08:32.705 --> 00:08:35.071
اون عاشق موسیقی بود

00:08:35.174 --> 00:08:39.508
، اونجا همچنین رام سینگ رو با خودمون داشتیم
. دوست بچه ها و محافظ اونا

00:08:39.612 --> 00:08:41.773
..اون اهل پنجاب بود

00:08:41.881 --> 00:08:45.078
، قبل از اینکه سرایدار ما بشه
. اون یک سرباز وطن دوست بود

00:08:46.118 --> 00:08:48.484
اما ننجون (ننه جون) ،
اون مثل یه پل بود تو زندگیه ما

00:08:48.589 --> 00:08:51.080
ما رو از عالم رویا به دنیای واقعی میاورد

00:08:51.191 --> 00:08:53.124
. و همینطور برعکسش...

00:08:53.227 --> 00:08:55.422
. هریت ، بیا اینجا

00:08:55.529 --> 00:08:57.462
. من کفشاتو وسطای پله پیدا کردم

00:08:57.564 --> 00:09:00.828
. اما ، ننجون ، علفا کف پام رو قلقلک
میدن و باعث میشن راهت تر فکر کنم

00:09:00.933 --> 00:09:04.096
. اما اینطوری کرم روده میگیری
. چرا تو مثل الیزابت ، حرف گوش کن نیستی

00:09:04.204 --> 00:09:06.798
. برای اینکه خوب بودن برای اون خیلی آسونه
. برای همین اون خوبه

00:09:06.906 --> 00:09:11.343
ننجون...همیشه مغز ما رو پر
از داستان های عاشقانه می کرد

00:09:11.444 --> 00:09:14.277
"طراحی قفس هایی برای ورود عشق زندگیمان"...

00:09:14.380 --> 00:09:16.814
و من

00:09:16.917 --> 00:09:20.113
به سان اردک زشتی بودم
که گمون میکرد قو هستش...

00:09:20.219 --> 00:09:23.450
"گل رز را ببین ، که چگونه
اندوه معشوق خود را تسلی می دهد"

00:09:23.557 --> 00:09:26.616
"در این راه او تک تک بال
های خونینش را فدا می کند"

00:09:30.130 --> 00:09:33.223
سپس ، همانطور که
همه چیزمان از رودخونه بود

00:09:33.332 --> 00:09:36.199
. اون همچنین یک مرد جوان رو به
وسیله قطار بخار هفتگی برامون آورد...

00:09:39.039 --> 00:09:41.529
! هریت
! والری

00:09:41.641 --> 00:09:43.574
! اون اومد
کی ؟

00:09:43.676 --> 00:09:47.203
! اون آمریکاییه
پسرعموی آقای جان

00:09:47.314 --> 00:09:49.578
. من نشونه های اومدنش
رو توی فنجون چای صبح دیدم

00:09:49.683 --> 00:09:52.763
. من میدونستم. اون هیچوقت بهم دروغ نمیگه
. بیاین. بیاین یه نگاهی بهش بندازین

00:09:52.818 --> 00:09:55.378
. هریت ، پاشو
. نه ، آرومتر

00:09:56.555 --> 00:09:58.681
. من چی
. آرومتر ، بزارید منم برسم

00:09:58.791 --> 00:10:01.316
. اونا به چی دارن نیگا میکنن
. مثل اینکه یکی اومده

00:10:01.427 --> 00:10:03.759
. اون حتما همون غریبه ایه که
ننجون دربارش صحبت می کرد

00:10:06.433 --> 00:10:08.559
. امیدوارم غریبه ی ننجون ورق بازی بلد باشه

00:10:10.537 --> 00:10:12.504
ببینید

00:10:15.442 --> 00:10:17.637
. هی. سرتو بدزد. بیا پایین
. نباید جامون لو بره

00:10:17.744 --> 00:10:19.643
الیزابت
. الیزابت ، بیا پایین

00:10:19.746 --> 00:10:22.373
. بشین

00:10:22.481 --> 00:10:24.813
ما خیلی کم اون آقا رو میشناختیم

00:10:24.917 --> 00:10:27.283
اما ننجون بهمون گفت
که اون از آمریکا اومده...

00:10:27.386 --> 00:10:30.787
، تا همسایمون ، آقای جان...
. که پسر عموش بود رو ببینه

00:10:30.891 --> 00:10:33.188
. اسم اون آقا هم جان بود

00:10:33.292 --> 00:10:35.192
. کاپیتان جان

00:10:35.294 --> 00:10:38.058
. اون خوش قیافست
. مردا رو چه به زیبایی

00:10:38.164 --> 00:10:40.063
. اما اون زیباست

00:10:40.166 --> 00:10:45.229
، چه سرنوشت جالبی
. یه مرد مجرد اومد همسایمون شد

00:10:45.339 --> 00:10:48.865
. اکثر توریست ها ، یا پیر و از
کار افتاده هستن یا با خانمشون میان

00:10:48.974 --> 00:10:51.272
. یه مو قرمز دیگه

00:10:51.377 --> 00:10:54.278
. هریت و والری کم بودن
. یکی دیگه هم اضافه شد

00:10:54.381 --> 00:10:56.280
. این یعنی ، گرفتاریامون بیشتر میشه

00:10:56.383 --> 00:10:59.476
تا قبل از این وارد محوطه ی آقای جان بشن

00:10:59.585 --> 00:11:01.883
. اینطور بنظر میومد که
اون یه مقدار لنگ میزنه

00:11:05.192 --> 00:11:08.388
ننجون ، میدونی چیه ؟
. اون فقط یه پا داره

00:11:08.494 --> 00:11:10.518
. اون دو تا پا داره
. من خودم دیدمشون

00:11:10.629 --> 00:11:13.530
. موش موشی من
. یه دونه از پاهاش مصنوعیه

00:11:13.633 --> 00:11:17.762
، والری ، اومدن الان تو فقط یه معنی میتونه داشته باشه
. اینکه کارمون رو تعطیل کنیم و صحبت های الکی بکنیم

00:11:24.044 --> 00:11:26.205
. خب ، دیگه چه خبر

00:11:26.313 --> 00:11:28.941
. کاپیتان جان یه مجروح جنگیه
. بابای منم همینطور

00:11:29.049 --> 00:11:31.608
. مجروحیت پا خیلی بدتر از مجروحیت چشم هستش
. نه خیرم ، چشم بدتره

00:11:31.717 --> 00:11:34.083
. من قهرمان هارو دوست دارم
. قهرمان ها پاهای مصنوعی ندارن

00:11:34.186 --> 00:11:37.951
. اه ، با یه پا به اون دو برابر افراد عادی
مقرری میدن. در مورد حقوق بازنشستگیش هم همینطوره

00:11:38.057 --> 00:11:39.490
!!چقدر رمانتیکه ؟

00:11:39.593 --> 00:11:42.084
. من امروز یه عنکبوت دیدم
. اون خوش شانسی میاره

00:11:42.194 --> 00:11:45.595
آخه این چجور خوش شانسیه (خوش شانسیه عنه) ؟
. پاهای عنکبوت... یعنی ثروت کلان

00:11:45.699 --> 00:11:48.099
اما چرا اون برگشت ؟

00:11:48.201 --> 00:11:49.394
چرا ؟

00:11:49.502 --> 00:11:50.934
بله ، چرا ؟

00:11:51.036 --> 00:11:53.266
، بچه ها
. کاپیتان جان خیلی شجاع بود

00:11:53.372 --> 00:11:55.840
. کاپیتان جان تا قبل از اینکه
پاش قطع بشه تو جنگ بود

00:11:55.941 --> 00:11:59.432
چرا اون اونجا نموند تا
اون یکی پاش هم قطع بشه ؟

00:11:59.545 --> 00:12:02.013
! ویکتوریا

00:12:02.114 --> 00:12:05.947
. اگر از من بپرسید ، اون باید به مهمونی
(کارمند های عالی مقام هندوستان) دعوت بشه

00:12:06.051 --> 00:12:08.849
. من تو این کار از همتون بهترم
. من از طرف همتون براش نامه می نویسم

00:12:15.027 --> 00:12:18.792
. من بلدم چطور بهشون درخواست بدم. ماه
آوریل ماه مناسبی برای درخواست کردن نیست

00:12:18.898 --> 00:12:20.798
. اما الان که آوریل نیست

00:12:20.900 --> 00:12:23.562
. آدرسش رو اینطوری می نویسم
"از طرف ، والری و بچه های خانه ی بزرگ"

00:12:23.669 --> 00:12:25.636
. نه
"بچه های خانه ی بزرگ و والری"

00:12:25.738 --> 00:12:28.070
. وایستید. یادم رفت اسمش رو بنویسم

00:12:29.443 --> 00:12:31.638
"کاپیتان جان"

00:12:31.744 --> 00:12:33.678
"خانه ی کوچک ما"

00:12:33.780 --> 00:12:37.306
، روستای ما ، بنگال ، هند
!! شرقی ترین جای کره ی زمین

00:12:37.417 --> 00:12:40.529
. من بهش میدم. نه ، من این کار رو انجامش میدم ،
چون مهمونی متعلق به منه و توی خونه ی من برگزار میشه

00:12:40.553 --> 00:12:44.011
. بیاین دنبال من
. بریم کنار دیوار ببینیم چه خبره

00:12:46.159 --> 00:12:50.254
. برای همچین ملاقات مهمی
من باید کفشام رو میپوشیدم

00:12:50.363 --> 00:12:52.661
. نزدیکترین راه ، از طریق دیوار باغمون بود

00:12:52.766 --> 00:12:55.563
اکثر مواقع ، از این راه
به دیدار آقای جان میرفتم

00:12:55.668 --> 00:12:58.102
. خیلی باحال بود

00:12:58.204 --> 00:13:01.503
، بعد از مرگ همسرش
که یک زن جذاب هندی بود

00:13:01.608 --> 00:13:04.701
. مردم های بومی خیلی
همسایمون رو تحویل می گرفتن

00:13:04.810 --> 00:13:07.244
خونش همیشه پر از دوستان هندیش بود

00:13:07.347 --> 00:13:09.975
. و همینطور کتاب هایی به
زبان هندی و موسیقی هندی...

00:13:10.083 --> 00:13:13.711
. اکثر مواقع صدای موسیقی وینا (ساز
دهنی سنتی هندی) از پنجره بازش شنیده می شد

00:13:13.820 --> 00:13:17.619
. اون یه دختر داشت که چند
سالی از من سنش بیشتر بود

00:13:17.723 --> 00:13:20.886
! ملانی! ملانی! ملانی

00:13:22.929 --> 00:13:24.828
. ملانی ، بالاخره برگشتی

00:13:24.931 --> 00:13:27.525
. بله .هریت ، تموم شد
. دیگه از شر مدرسه خلاص شدم

00:13:27.634 --> 00:13:29.567
. الان همه چی تمومم
! سریع

00:13:29.669 --> 00:13:32.034
! بابا
! ملانی ، ملانی

00:13:32.137 --> 00:13:35.698
! بابا
اوه ، ملانی ، ملانی ، ملانی

00:13:35.809 --> 00:13:38.902
چقدر خوشکل شدی
. اما چرا اینقدر لاغر شدی

00:13:39.011 --> 00:13:41.275
تو هم خوشتیپ موندی

00:13:41.380 --> 00:13:43.279
. اما خیلی لاغر شدی

00:13:43.382 --> 00:13:46.442
. خیلی مدته که همو ندیدیم

00:13:53.592 --> 00:13:56.925
، این دخترم ، ملانیه
. از صومعه برگشته. ایشون پسر عموته

00:13:57.030 --> 00:13:59.054
. از آمریکا
حالت چطوره ؟

00:13:59.165 --> 00:14:02.930
. ایشون هم هریته ، اهل اون خونه بزرگه
. سلام ، هریت

00:14:03.035 --> 00:14:05.526
. ببخشید
. من باید برم

00:14:07.473 --> 00:14:09.372
میتونیم با هم قدم بزنیم ؟

00:14:09.475 --> 00:14:11.533
. ملانی ، باهاش برو

00:14:13.379 --> 00:14:16.143
. هر دفعه که احوالپرسی هندیا
رو می بینم بیشتر عاشقون میشم

00:14:16.249 --> 00:14:18.717
. خیلی بهتر از فشردن دست همدیگست

00:14:18.818 --> 00:14:23.551
. مادر ملانی اهل هند بود
. بالاخره یه روزی او این موضوع رو میفهمه

00:14:23.657 --> 00:14:25.818
. من حتی نمیدونستم که دختر داری

00:14:25.925 --> 00:14:29.588
. از فرهنگ غربی که دخترامون رو مگیریم رو
دستمون و حلوا حلوا میکنیمشون ، خیلی بهتره

00:14:29.696 --> 00:14:31.629
. قبول نداری

00:14:31.731 --> 00:14:35.291
آنیل از دوستای قدیمی آقای جان بود

00:14:35.401 --> 00:14:38.495
. که از دوران بچگی اون و
ملانی همدیگرو میشناختن...

00:14:38.605 --> 00:14:42.199
اون پیش خودش فکر می کرد
که یه روزی با ملانی ازدواج میکنه

00:14:42.309 --> 00:14:45.244
و همیشه نگران فاصله
طبقاطیش با ملانی بود...

00:14:45.344 --> 00:14:47.403
. و اینکه این فاصله ها
جلوی ازدواجشون رو بگیره...

00:14:48.447 --> 00:14:51.382
منظورت این بود که هیچ مردی
رو نمی تونی به من نشون بدی که

00:14:51.484 --> 00:14:54.213
بتونه خودشو با بالا رفتن
از طناب نا پدید کنه ؟...

00:14:54.320 --> 00:14:56.287
نه
نچ ، نچ ، نچ

00:14:56.388 --> 00:15:00.154
چه خبر از تخت های میخی هندیا ؟
!!من که تختم راحته ؟

00:15:00.260 --> 00:15:02.455
. من میزبان بدی هستم
ممم

00:15:02.562 --> 00:15:04.961
. من یه نامه براتون دارم

00:15:09.068 --> 00:15:11.628
. این دعوت نامه برای مهمونیه
دیوالی هستش ، همتون دعوتین

00:15:11.737 --> 00:15:15.934
. همیشه با شروع زمستان جشن دیوالی برگزار میشه ،
بهترین زمان برای برگزاری این مهمونی اول زمستانه

00:15:16.041 --> 00:15:19.041
. رام سینگ لامپ ها رو میاره ، و ما قبل
از اومدن مهمونا اونا رو روشن می کنیم

00:15:19.145 --> 00:15:22.324
دیگه اینکه تو جشنمون بستنی سرو می کنیم و تو باغ خونمون
آتیش بازی می کنیم و بعدش ما پیراهن های جدیدمون رو میپوشیم

00:15:22.348 --> 00:15:25.283
. و میرقصیم و مادرم به ما نشان
های (تاج) طلایی و نقره ای میده...

00:15:25.385 --> 00:15:27.284
تشریف میارید ؟

00:15:27.387 --> 00:15:30.185
. خیلی هم عالی
اما دیوالی یعنی چی ؟

00:15:30.290 --> 00:15:32.018
. جشن آتشبازی هندی ها

00:15:32.125 --> 00:15:35.753
. صدها و هزاران لامپ کوچک شعله ور میشن

00:15:42.702 --> 00:15:45.829
. هنوز هم می تونم اون لامپ های
کوچک نفتی رو تو ذهنم تجسم کنم

00:15:45.938 --> 00:15:49.271
. دیوالی یعنی تاج گلی از جنس نورها

00:15:49.376 --> 00:15:51.844
اونا به یاد جنگی بزرگ
چراغ ها را می افروزند

00:15:51.945 --> 00:15:55.641
. یک جنگ قدیمی و بی پایان ، بین خیرو شر...

00:15:55.749 --> 00:15:59.684
، برای هر جانی که در این راه فدا بشه
. چراغی افروخته میشه

00:16:00.720 --> 00:16:05.247
، در تاریک ترین شب ماه اکتبر. میلیون ها
چراغ اقسا نقاط هند رو چراغونی می کنند

00:17:08.654 --> 00:17:12.145
. به عقیده هندی ها ، همه
ی عالم تداعی کننده خدا هستن

00:17:12.257 --> 00:17:16.317
، و چون خدا همه جا هست
پس این طبیعیه که اونا درخت رو بپرستند

00:17:16.428 --> 00:17:18.554
یا سنگ ، یا رودخانه یا...

00:17:18.664 --> 00:17:21.292
. همه ی جهان از یک روح متعالی (خدا) است
«... عالم محضر خداست»

00:17:22.835 --> 00:17:25.099
. همه در خونه ما هیجان زده بودیم

00:17:25.204 --> 00:17:26.762
. کاپیتان جان به مهمونی اومده بود

00:17:26.873 --> 00:17:29.238
. خیلی خجالت میکشیدیم
به سمت باغمون فرار می کردیم

00:17:29.341 --> 00:17:31.673
بلند جیغ میکشیدیم ، خودنمایی می کردیم

00:17:31.777 --> 00:17:34.678
. و همه ی توجهات رو به
سمت خودمون جذب کرده بودیم

00:17:34.781 --> 00:17:37.341
. تا به اون موقع جشن دیوالی
به اون با شکوهی نداشتیم

00:17:40.319 --> 00:17:42.583
!!اینجا ماده سرای هاشمه ؟

00:17:42.688 --> 00:17:47.022
. خیلی ممنون از اینکه به این مهمونی اومدید
. منو بوگی دیگه داشتیم نابود میشدیم

00:17:48.994 --> 00:17:52.657
، اگه زیاد میمونی. یه چند روزی تو جنگل اردو
بزنیم ، تو هم اونجا میتونی به ببر ها شلیک کنی

00:17:52.766 --> 00:17:54.665
. اوه ، چقدر باحال

00:17:54.768 --> 00:17:57.463
اما کو ببر ؟

00:17:57.569 --> 00:18:00.683
ما فشفشه ی مخصوص ویشنو رو که رام
( ویشنو: جلوه ی انسانی ویشنو ، کریشنا است)

00:18:00.707 --> 00:18:02.833
. برای ما آمادش کرد رو روشن کردیم...

00:18:02.942 --> 00:18:05.604
فشفشه درست مثل فوران آتشفشان
از دهانه کوه ، در حال جوشش بود

00:18:05.712 --> 00:18:08.305
. و ما نیز به همراه آن در
حال جوش و خروش بودیم...

00:18:08.413 --> 00:18:10.505
. مثل افسانه بود که به حقیقت پیوسته

00:18:10.616 --> 00:18:12.549
. ننجونمون خیلی خوشحال بود

00:18:12.651 --> 00:18:14.929
اگر چه اونا خیلی کوچکتر از اونی
بودن که دلیل جشن گرفتن رو بفهمن

00:18:14.953 --> 00:18:18.047
. اما به معنای واقعی کلمه
جذب اون مراسم می شدند...

00:18:18.158 --> 00:18:22.059
والری و من وانمود می کردیم که
هیچ اطلاعی از حضور او (جان) نداریم

00:18:22.162 --> 00:18:25.528
. اما خیلی خوب میدونستیم که
اون الان حواسش به ماست...

00:18:36.375 --> 00:18:39.310
هندی ها به خدای واحد اعتقاد دارند

00:18:39.412 --> 00:18:43.211
، اما شکل پرستش اونا با همدیگه فرق میکنه...
هر کس با توجه به تجسمی که

00:18:43.315 --> 00:18:46.216
. از خدا داره ، حقیقت
هستی رو عبادت میکنه...

00:18:48.954 --> 00:18:53.914
. به همین دلیله که در سراسر هند معابدی با
شکل و شمایل (تندیس های) متفاوت وجود داره

00:18:54.026 --> 00:18:57.006
از جمله ی این نماد ها ، کالی است
(کالی: خدايي كه زندگي را مي گيرد و مي دهد)

00:18:57.030 --> 00:19:00.275
الهه ای که نه کسی او را زاد و نه او کسی را می زاید
(لم یلد و لم یولد: خدایی که مثل و مانندی ندارد)

00:19:00.299 --> 00:19:03.325
. آفرینش و زادنی که
منتهی به نابودیست است...

00:19:04.369 --> 00:19:08.169
. در اون شب های مخصوص
روستای ما پر از تندیس های کالی بود

00:19:08.274 --> 00:19:12.437
کالی بزرگ که همه ی هندوستان از
محضرش (مونث) تقاضای بخشش و عفو داشتند

00:19:12.545 --> 00:19:14.535
و کل روستا از او تقاضای محافظت...

00:19:14.647 --> 00:19:18.548
. در برابر بیماری ها و
قحطی ها ، می کردند...

00:19:18.651 --> 00:19:21.778
و همچنین درخواست
دوری از وسوسه های شیطانی

00:19:21.887 --> 00:19:24.117
و زاد و ولد خوب و...

00:19:42.575 --> 00:19:44.805
کم کم باید جوراب بچه ی بعدیمو ببافم

00:19:44.911 --> 00:19:46.810
. اما درست کردن تاج رو بیشتر دوست دارم

00:19:46.913 --> 00:19:49.380
تقریبا همه ی بچه ها جوراب دارند

00:19:49.481 --> 00:19:51.381
. اما تعداد کمی از اونا تاج دارند

00:19:58.924 --> 00:20:01.119
سلام ، کاپتن. چه خبرا ؟
. خوبم

00:20:07.532 --> 00:20:09.431
بیا برقصیم ؟
. هریت ، نه ، نه

00:20:09.534 --> 00:20:11.501
. نمیتونی اینجوری کاپیتان رو از ما بدزدیش

00:20:11.603 --> 00:20:14.470
. مشکلی نیست
. جای بسی خوشحالی داره

00:20:14.574 --> 00:20:17.168
. پیشی کوچولو
. من گربه کوچولونیستم

00:20:18.711 --> 00:20:21.873
. هریت ، بیا با من برقص
. من با بقیه نمی تونم برقصم

00:20:21.980 --> 00:20:24.949
. من مرد میشم
. نه ، نه ، نه. من مرد باشم

00:20:34.960 --> 00:20:37.258
میشه با من برقصی ؟

00:20:37.362 --> 00:20:40.820
. اه ، الان نمی تونم
. بابا ، بیا. بیا برقصیم

00:20:40.934 --> 00:20:44.198
. خیلی خب
!! یه روز که بچه دار شدی ، اونوقت بهت میگم

00:20:45.971 --> 00:20:48.667
چرا نمیری از کاپیتان جان پذیرایی کنی ؟

00:20:48.775 --> 00:20:50.674
. من میخوام با مافی برقصم

00:20:58.884 --> 00:21:02.217
. فقط من تونستم درست تموم کنم

00:21:34.920 --> 00:21:39.357
. خیلی از دیدنتون خوشحالم
. کاپیتان جان ، شما باید برقصی

00:21:39.458 --> 00:21:41.824
. بیا
. شرمنده

00:21:44.429 --> 00:21:46.954
. خب ، فقط یه بار دیگه
. یه بار

00:21:47.066 --> 00:21:50.262
! من! من! من -
! من -

00:21:53.740 --> 00:21:55.798
. اوه. برنا

00:22:13.059 --> 00:22:15.619
. اوه. الان دوباره کوکش می کنم

00:22:24.303 --> 00:22:26.327
. داره میره رو بالکن

00:22:26.439 --> 00:22:28.406
. بیا بریم

00:22:28.508 --> 00:22:32.341
ملانی ، تو نمیای ؟

00:22:43.889 --> 00:22:47.620
. پسر بیچاره -
. اون دیگه پسر نیست -

00:22:47.727 --> 00:22:50.807
. آنتونی یه سرباز بود
. اون خیلی شبیه به آنتونیه
(!!یکی از سربازهای شاخ رومی ؟)

00:22:50.896 --> 00:22:52.795
. اون یه شاهزاده است

00:22:55.567 --> 00:22:58.263
. بببخشید. دیگه کم کم داشتم میومدم
میخوای با هم برقصیم ؟

00:22:58.371 --> 00:23:01.601
. بعضی وقتا دوست دارم برقصم
. اما الان حسش نیست

00:23:01.706 --> 00:23:04.573
. میخوام اینجا با هم گپ بزنیم

00:23:07.813 --> 00:23:09.713
. خیلی جالبه

00:23:09.815 --> 00:23:12.147
. من معمولا از مردا بدم میاد

00:23:12.250 --> 00:23:15.879
. همیشه تو فکر اینم - میدونی ؟
- که من باید یک راهبه میشدم

00:23:15.988 --> 00:23:19.047
. همه ی پیشی کوچولو ها همچین فکری میکنند

00:23:19.157 --> 00:23:21.056
!!پیشی کوچولو ؟

00:23:21.159 --> 00:23:24.424
، کریسمس گذشته که به یه مهمونی رفته بودیم
. اونجا همه فکر می کردن من هجده سالمه

00:23:25.864 --> 00:23:28.094
!!بعد از فهمیدنشون ، چه اتفاقی افتاد ؟

00:23:29.134 --> 00:23:31.898
. خیلی احمقانه بود

00:23:32.003 --> 00:23:33.970
. ولی بدم هم نیومد

00:23:35.174 --> 00:23:37.540
. والری ، خیلی باید مواظب خودت باشی

00:23:37.643 --> 00:23:39.542
چرا ؟

00:23:39.645 --> 00:23:43.944
ممم ، چون تو
. یه کوچولو خوشکلی

00:23:45.117 --> 00:23:47.016
زیبا ؟

00:23:47.119 --> 00:23:49.519
. شاید دارم خیالپردازی می کنم

00:23:50.556 --> 00:23:53.319
. شاید موهاته که خوشکلت کرده

00:23:53.425 --> 00:23:56.792
. یا شاید هم چشماته
(چشم های زیبام (فرشته ای

00:23:56.896 --> 00:24:00.228
. (چشمای پیشی (بچه گربه
. که دارن تبدیل به چشم های گربه بالغ میشن

00:24:00.332 --> 00:24:02.664
. بیا بریم به اتاق بغلی و برقصیم

00:24:02.768 --> 00:24:05.635
. من نمی خوام برقصم
. یه سیگار بهم بده

00:24:07.573 --> 00:24:10.541
. اون می خواد سیگار بکشه
. اون دیگه بزرگ شده

00:24:10.642 --> 00:24:13.304
. همه بزرگ میشن ، هریت
. چه بخواهی ، چه نخواهی

00:24:13.412 --> 00:24:15.372
. اگه بزرگ شدن به اینه ،
من صد سال سیاه نمی خوامش

00:25:07.400 --> 00:25:10.233
روز بعدش ، همراه با طلوع خورشید

00:25:10.336 --> 00:25:12.803
تندیس های کالی به آب انداخته میشن

00:25:12.904 --> 00:25:14.803
. که نوید بخش پایان این مراسم تاریخی است...

00:25:14.906 --> 00:25:17.251
اون مجسمه ها از خاک رسی که در
رودخانه وجود داشت ساخته می شدند

00:25:17.275 --> 00:25:19.835
با طراحی و رنگ آمیزی بسیار هنری...

00:25:19.945 --> 00:25:23.244
. بطوریکه شایسته ی
تندیس یک الهه ی زن باشد...

00:25:23.349 --> 00:25:25.816
دینداران با تولید دود خوشبو

00:25:25.917 --> 00:25:28.579
. پایان مراسم را اعلام می کنند...

00:25:28.687 --> 00:25:30.882
در کنار رودخونه یا روی آن

00:25:30.990 --> 00:25:36.292
، پیر و جوان ، فقیر و غنی... آخرین
احترامات را به خدایانشان ادا می کنند

00:25:38.530 --> 00:25:43.263
. کالی ، به جایی که از آن
به وجود آمده بود برمی گردد

00:25:43.368 --> 00:25:46.166
. خاک بر می گردد به خاک

00:26:20.740 --> 00:26:24.539
.عزیزم. برای یه لحظه
اصلا باورم نشد ، تو هستی

00:26:25.578 --> 00:26:28.512
خوشت میاد ؟
. معلومه

00:26:28.613 --> 00:26:31.138
. خیلی شبیه به مادرت شدی

00:26:31.249 --> 00:26:33.182
. خیلی خوشحالم

00:26:33.285 --> 00:26:36.118
. پدر ، از این به بعد میخوام "سری" بپوشم
(جامه ی سنتی زنان هندی)

00:26:36.222 --> 00:26:38.189
. همیشه

00:26:38.291 --> 00:26:40.224
. خیلی هم عالی

00:26:40.326 --> 00:26:42.988
. شبیه به یه پروانه ی کوچولو شدی

00:26:43.095 --> 00:26:45.028
از کرم

00:26:48.366 --> 00:26:51.280
. اوه ، آرزوم اینه که همه منو به اندازه
کلئوپاترا (ملكه ى مصر) دوست داشته باشن

00:26:51.304 --> 00:26:54.568
. من که خوشم نمیاد عین
کلئوپاترا ، همه عاشقم باشن

00:26:54.673 --> 00:26:57.471
. چرا که نه
. هر چه بیشتر ، بهتر

00:26:57.576 --> 00:26:59.737
من میخوام همه ، همه چیزو درباره ام بدونن

00:26:59.845 --> 00:27:03.041
. و اینکه میخوام هزار تا معشوقه داشته باشم

00:27:03.148 --> 00:27:05.810
. عشق یک نفر برای هر شخص کافیه

00:27:05.918 --> 00:27:07.817
منظورت کیه ؟

00:27:07.920 --> 00:27:10.912
بهم بگو ؟
کی ؟

00:27:18.463 --> 00:27:22.489
. آنیل اومده
. ملانی ، اون شخصا واسه دیدن تو اومده

00:27:22.600 --> 00:27:24.533
. ملانی ، برو
. منتظرش نزار

00:27:24.636 --> 00:27:26.762
پدر ، شما هم موافق هستین ؟

00:27:26.871 --> 00:27:29.567
!!من ؟
. نمیدونم

00:27:29.675 --> 00:27:31.665
. وایستید ، وایستید
. بهم نخندین دیگه

00:27:31.777 --> 00:27:33.767
. من همیشه سعی می کنم که مرد واقع بینی باشم

00:27:34.814 --> 00:27:37.509
!! اما نیستید

00:27:37.615 --> 00:27:40.641
، اگر با آنیل ازدواج کنی
. اون همه چیزش رو به پات میریزه

00:27:41.686 --> 00:27:44.086
. در این باره من هیچ فشاری بهت نمیارم

00:27:44.189 --> 00:27:46.350
. اما من دوست دارم که به توصیه شما عمل کنم

00:27:46.458 --> 00:27:48.391
. پس برو بیرون و ببینش

00:27:49.628 --> 00:27:53.028
. نمی تونم -
. اما تو که هر روز داری میبینیش که -

00:27:53.131 --> 00:27:55.599
. اما الان نمیخوام ببینمش

00:27:58.104 --> 00:28:00.299
. پس لااقل یه فنجون چای
تلخ به اون جوونه بدبخت بدم

00:28:00.406 --> 00:28:02.806
. آره ، برو
. برو

00:28:19.158 --> 00:28:22.184
دوست نداری با یه آمریکایی ازدواج کنی ؟

00:28:22.293 --> 00:28:24.386
. من اونارو نمیفهمم

00:28:31.102 --> 00:28:33.832
. بیا ببینم

00:28:33.938 --> 00:28:36.429
مادر ، بنظرت من خوشکلم ؟

00:28:36.542 --> 00:28:40.068
. تو یک صورت کوچولو و جذاب
داری که خیلی با شخصیت نشونت میده

00:28:40.178 --> 00:28:42.772
. و تو چشم ها و موی زیبایی داری

00:28:42.882 --> 00:28:46.078
چرا مردم به یه سریا میگن زیبا
و به یه سریای دیگه میگن زشت ؟

00:28:46.184 --> 00:28:48.084
. هیچ کس زشت نیست

00:28:48.186 --> 00:28:51.700
، اگه بخواهیم بصورت کلی نگاه کنیم. همه ی اونایی
که سورپرایزت میکنن (خوشحالت میکنن)، زیبا هستند

00:28:51.724 --> 00:28:53.988
. نمونش ، ننجون
ننجون ؟

00:28:54.093 --> 00:28:57.186
. اون عالیه
. حالا نوبت هاپیتیه

00:28:57.295 --> 00:28:58.989
. هاپیتی خیلی بامزست

00:28:59.097 --> 00:29:00.997
. ویکتوریا هم همینطوره

00:29:01.099 --> 00:29:03.693
. و بوگی با اون بدن ریزه
میزه ی دوست داشتنیش

00:29:03.802 --> 00:29:06.771
. مادر ، تو خیلی خوشکلی
. با وجود اینکه پیر شدی

00:29:06.872 --> 00:29:09.840
. و همینطور الیزابت
. صد البته ، اون که جوونه

00:29:09.941 --> 00:29:13.069
. بزار اون دستت رو هم ببینم
. و کاپیتان جان

00:29:13.179 --> 00:29:15.078
. کاپیتان جان

00:29:15.181 --> 00:29:18.309
. مادر ، من میخوام بینهایت زیبا جلوه کنم

00:29:18.416 --> 00:29:20.748
[نقل قول هریت]
.زیبا برای او

00:29:20.852 --> 00:29:24.652
من متوجه نبودم که اون پسر در
زندگیش با حقایق تلخ زیادی روبرو شده بود

00:29:24.757 --> 00:29:29.716
. و توی مخیله اش هیچ جای خالی برای
ابراز احساسات یک دختر احمق نداشت...

00:29:29.828 --> 00:29:34.788
. فقط الان میتونم متوجه بشم که آقای جان برای
چی اون همه راه رو از خونش کوبید تا بیاد پیش ما

00:29:34.900 --> 00:29:38.060
، مثل همه ی پسرای دیگه که از جنگ برگشتن
او بعد از جنگ سرخورده و گوشه نشین شد

00:29:38.102 --> 00:29:40.570
و در میان مردم کشورش
غریبه ای بیش نبود...

00:29:40.672 --> 00:29:43.470
، تا حدودی تقصیر مردمش بود...
. اما خودش هم بی تقصیر نبود

00:29:43.576 --> 00:29:46.204
، او شجاعانه جنگید
و مردم هم از او تمجید کردند

00:29:46.312 --> 00:29:49.678
.. رژه رفتن ها ، به احتزاز در
آمدن پرچم ها ، لبخند خانم ها و...

00:29:49.782 --> 00:29:53.148
، او احساس غرور میکرد و بسیارهیجان
زده شده بود. یک احساس (حالت) گذرا

00:29:53.251 --> 00:29:55.150
اما بعد از اتمام جنگ

00:29:55.253 --> 00:29:59.019
. قهرمان های دیروز ، مبدل به افرادی می
شوند که برای گذران زندگی فقط یک پا دارند...

00:29:59.124 --> 00:30:02.217
، او قبلا به خودش افتخار می کرد
. اما بعد، همیشه از ترحم دیگران گریزان بود

00:30:28.253 --> 00:30:31.450
. پدر به ما گفته بود که او قراره
برای دیدن پدرم به کارخانه بره

00:30:32.490 --> 00:30:36.357
. اه ، سلام. فقط میخواستم ببینم که
شما چطوری روزاتون رو میگذرونید

00:30:36.461 --> 00:30:39.521
. خب ، اینجا کارگاهیه که
من از بقیه بیگاری می کشم

00:30:40.865 --> 00:30:42.764
اونا با این مواد چیکار میکنن ؟

00:30:42.867 --> 00:30:44.766
کلا بهم بگو که کنف به چه دردی میخوره ؟

00:30:44.869 --> 00:30:47.963
(پادری ها (کفش پاک کن ها -
!! چه کاربرد حیاتی دارن -

00:30:48.073 --> 00:30:50.553
. بالاخره باید یه جوری به ملت
یاد بدیم که پاهاشون رو تمییز کنن

00:30:51.910 --> 00:30:55.606
. اینا فقط شبیه به مویی هستن که از جنس
کتانه چرا همینطوری نگهش نمی دارن ؟

00:30:55.713 --> 00:30:58.580
. جهان از حرکت می ایسته
. تصور کن ، هیچ طناب یا... نداشتیم

00:30:59.684 --> 00:31:02.050
کاپیتان جان از کنف ها خوشش نیومده بود

00:31:02.153 --> 00:31:04.086
. که پدرم اصلا انتظارش رو نداشت...

00:31:04.188 --> 00:31:06.748
. به عقیده پدرم کنف ها خیلی
در زندگی روزمره تاثیرگذار بودند

00:31:06.858 --> 00:31:09.520
او عاشق رشته های کنف بود

00:31:09.628 --> 00:31:13.654
. و هیچ وقت کارگرانی که توده های کنف را
روی سرشان حمل می کردند ، تمام نمی شدند...

00:31:42.794 --> 00:31:45.285
کاپیتان جان از همه جا دیدن می کرد

00:31:45.396 --> 00:31:47.488
. اما هیچ احساس خاصی بهش دست نمی داد

00:31:47.599 --> 00:31:49.498
او بی هدف در کنار رودخونه قدم میزد

00:31:49.601 --> 00:31:52.126
در ساحل رودخونه او یک
دنیای دیگری رو کشف کرد

00:31:52.236 --> 00:31:55.830
، دنیایی که برای او غریب بود...
. با وجود اینکه هزاران سال قدمت داشت

00:31:55.940 --> 00:31:57.964
. اونجا همه چیز در آرامش بود

00:31:58.076 --> 00:31:59.996
مرد ها در زیر درختان
مقدس در حال عبادت بودند

00:32:00.078 --> 00:32:02.979
. و خورشید رو عبادت می کردند...

00:32:03.081 --> 00:32:06.209
. و همیشه و همه جا کودکان با
خوشحالی مشغول بازی کردن بودند

00:32:06.318 --> 00:32:09.343
. و همه زیر سایه ی اعتقاداتشون
با آرامش زندگی می کردند

00:32:09.454 --> 00:32:14.187
اما اگر کاپیتان جان به این فکر می کرد که
مذهب پاسخ اون همه تلاطم و بی قراری هایش است

00:32:14.293 --> 00:32:16.317
. پس چرا او در این باره صحبت نمی کرد...

00:32:16.428 --> 00:32:18.418
او غرق در افکار خودش بود

00:32:18.530 --> 00:32:22.295
، در ذهن خودش سوال هایی رو مطرح می کرد...
. اما هیچ جوابی برای سوالاتش پیدا نمی کرد

00:32:22.400 --> 00:32:25.891
، او همیشه از ما ( دخترا ) دوری می کرد
. و اجازه نمی داد کنجکاویمون گل کنه

00:32:26.938 --> 00:32:28.871
اینجا جاییه که آرومت میکنه ؟
(اینجا خلوتگاهته ؟)

00:32:28.973 --> 00:32:31.635
. خلوت کردن و تمرکز کردن کار خیلی سختی شده

00:32:31.744 --> 00:32:36.443
، من زیاد حال و حوصله ی فلسفه (ی دین و افرینش) و اینجور
مسائل رو ندارم. من تو مسائل مختلف فلسفه ی خودم رو دارم

00:32:38.784 --> 00:32:41.946
!!مثلا ؟ -
.(اوه ، مکتب آسان فهمی (آسان هضم شو -

00:32:42.988 --> 00:32:45.683
. یه نگاهی به اون درخت انجیر با شکوه بنداز

00:32:45.790 --> 00:32:48.987
. وقتی که میبینمش از ته قلبم
اون چیزی که میبینم رو میفهمم

00:32:49.094 --> 00:32:51.084
تا حالا هیچ کار درست و حسابی کردی ؟

00:32:51.196 --> 00:32:53.708
، اه ، جوون تر که بودم کار می کردم
. اما پولش خیلی برام زیاد بود

00:32:53.732 --> 00:32:55.824
. نمیبینی من چقدر پولدارم
!!چقدر پولدار ؟

00:32:55.934 --> 00:32:58.198
مممم ، از نظر تو

00:32:58.302 --> 00:33:00.202
از نظر من

00:33:00.305 --> 00:33:03.865
، برای بیشتر داشتن. به نظر من آدم
باید یاد بگیره که خواسته هاش رو کم کنه

00:33:03.976 --> 00:33:06.000
حرفات یه مقدار تناقض داره ، اینطور نیست ؟

00:33:06.111 --> 00:33:08.010
. شاید حق با توه

00:33:08.113 --> 00:33:12.927
. گوش کن. یه بار دو تا مرد وسط "پل دروازه طلایی" ایستاده بودن [(تنگه ى دروازه ى طلايي (كه
خليج سانفرانسيسكو را به اقيانوس آرام وصل مي كند و بر روى آن پل دروازه ى طلايي قرار دارد]

00:33:12.951 --> 00:33:16.886
. یکی شون از پل پرید پایین و
آروم آروم به سمت خونش شنا کرد

00:33:16.989 --> 00:33:19.509
، اون یکی ترسید که بپره
. اونقدر اون بالا موند تا ذره ذره تلف شد

00:33:20.692 --> 00:33:22.716
بنظرت من باید پریدن رو یاد بگیرم ؟

00:33:24.029 --> 00:33:26.588
، من پسر عموتم
. نه معلمت

00:35:13.906 --> 00:35:16.635
! من کبری میخوام
! من کبری میخوام

00:35:20.112 --> 00:35:23.012
. من بازار رو مثل کف دستم میشناختم

00:35:23.114 --> 00:35:27.413
. من قسمت هایی که اجناس هنری
میفروختن (قلم مو و ...) رو خوب میشناختم

00:35:27.518 --> 00:35:31.783
. و همچنین اطلاع کامل از موقعیت فروشگاه های
لباس داشتم ...کجاها لباس های ابریشمی میفروختن و

00:35:31.889 --> 00:35:35.722
فروشگاهی که در آن سبدهایی
پر از دانه های گیاهی مختلف بود

00:35:35.827 --> 00:35:38.539
. خانم های خانه دار اون دونه هارو آسیاب می کردن
و بعنوان ادویه در غذاهاشون استفاده می کردند...

00:35:38.563 --> 00:35:42.760
، دستفروش هایی که انبه و جوجه میفروختن
و همچنین خربزه درختی و روغن نارگیل

00:35:42.867 --> 00:35:45.613
آبنبات ، فوفل و آب گاازدار... (فوفل: در برخي از كشورهاى
خاور دور و شبه قاره ى هند به عنوان انگيخت گر جويده مي شود)

00:35:45.637 --> 00:35:48.435
. و گاوها که هرجا دلشون می خواست ، میرفتن
(همه جا سرک میکشیدن)

00:35:48.539 --> 00:35:50.473
من یه لحظه چشمم به کاپتان جان افتاد

00:35:50.576 --> 00:35:53.120
. داشت از جلوی یه دکه ای که لوازم
آرایشی میفروخت ، عبور می کرد...

00:35:53.144 --> 00:35:55.043
سرمه برای چشم ها

00:35:55.146 --> 00:35:58.259
پودر های قرمز رنگی که چین و چروک صورت رو
ازبین می بردند و باعث زیبایی صورت می شدند...

00:35:58.283 --> 00:36:01.911
. بطری های عطر یاس و روغن های خوشبو ..

00:36:02.019 --> 00:36:04.317
من همچنین فالگیری رو
میشناختم که هر هفته میومد

00:36:04.422 --> 00:36:07.516
!! و مسیر موفقیت و ثروتمند
شدن رو به همه نشون میداد...

00:36:40.291 --> 00:36:43.036
. من میخواستم بی علاقگی او نسبت به
مسائل مختلف رو یه طوری از بین ببرم

00:36:43.060 --> 00:36:44.959
. می خواستم روش تاثیر بزارم
(دیدش رو عوض کنم)

00:36:45.062 --> 00:36:48.088
. می خواستم بهش بگم که
من شاعر و نویسنده هستم

00:36:52.404 --> 00:36:55.497
. دختر احمق
. نمیتونستم کلمات مناسب رو پیدا کنم

00:37:16.728 --> 00:37:19.662
. برام سواله که بقیه ماهی
ها دارن به چی فکر میکنن

00:37:19.764 --> 00:37:24.029
، مم ، اونا فقط به فکر شنا کردن و وول
خوردنشون هستن ...یا شاید هم فکر کردن

00:37:24.135 --> 00:37:28.572
. اونا باید این کارو بکنن تصور کن که چه احساسی به آدم
دست میده وقتی یهویی یکی از افراد خانواده غیبش بزنه ؟

00:37:28.673 --> 00:37:31.005
. فکرش رو بکن

00:37:31.109 --> 00:37:33.509
. اه ، اونا فقط ماهی هستن
(اونا این چیزا رو نمیفهمن)

00:37:34.545 --> 00:37:36.444
. فقط ماهی هستن

00:37:36.547 --> 00:37:40.574
فقط ماهی ها
فقط پرنده ها
فقط دخترا

00:37:40.685 --> 00:37:43.313
. من نمی تونستم مردها رو درک کنم

00:37:43.421 --> 00:37:46.447
اما به گمونم ، همونطور
که هستن باید اون هارو پذیرفت

00:37:46.558 --> 00:37:49.026
. و تصمیم گرفتم که از
همه چیزش سر در بیارم...

00:37:49.127 --> 00:37:51.424
. میخوام یه چیزی رو بهت نشون بدم
. اون یه رازه

00:37:51.529 --> 00:37:55.828
. البته ، مادر ، بوگی ، والری ،
ننجون و رام سینگ ، رازم رو میدونن

00:37:55.933 --> 00:37:58.766
. این یه رازه
میای ؟

00:37:58.869 --> 00:38:00.836
. باشه

00:38:02.640 --> 00:38:05.108
!! هی ، من پری ام!! من پری ام

00:38:05.209 --> 00:38:07.973
. آهای. بیا اینجا

00:38:08.080 --> 00:38:10.809
. با ننجون بازی کن. باشه

00:38:13.684 --> 00:38:15.810
. اینجا مکان اسرار آمیزه منه

00:38:33.204 --> 00:38:35.171
. اینا شعرهای خودم هستن

00:38:36.640 --> 00:38:38.904
نکن
. اینقدر نزدیک برگه ها نفس نکش

00:38:43.147 --> 00:38:45.138
، رودخانه ای بزرگ"
آری ، رودخانه ای بزرگ

00:38:58.996 --> 00:39:01.476
"رودخانه ای که صدف هایش همچون
ستاره های در آسمان میدرخشند...

00:39:06.571 --> 00:39:09.232
همه ی اینا رو خودت تنهایی نوشتی ؟

00:39:09.340 --> 00:39:11.466
از هیچکس کمک نگرفتی ؟

00:39:17.082 --> 00:39:20.573
. هریت ، واقعا خوبه
راست میگی ؟

00:39:25.824 --> 00:39:29.589
اه ، یه وقت دیگه همشون رو میخونم ؟

00:39:47.279 --> 00:39:49.679
. ازش بدم میاد

00:39:49.781 --> 00:39:53.307
. ازش بیزارم
خیلی

00:39:58.823 --> 00:40:02.703
، ( اون کمکش میکنه که از اسب پیاده شه (اون تحویلش
میگیره. فقط بخاطر اینکه والری یه دختر بالغی شده

00:40:19.444 --> 00:40:24.211
. والری ، کاپیتان جان خیلی از تو خوشش میاد
. میتونی باهاش ازدواج کنی

00:40:24.316 --> 00:40:26.613
چی ؟
!!شوهر تک پا ؟

00:40:26.717 --> 00:40:30.084
، اه ، والری
. تو خیلی بیرحمی

00:40:30.188 --> 00:40:32.087
. بیرحم بودن رو دوست دارم

00:40:34.793 --> 00:40:38.091
. نه ، هریت ، شوخی کردم
. من دوستش دارم

00:40:44.001 --> 00:40:48.266
مواقعی که حالم خوب نبود
، روی سقف خونمون می رفتم

00:40:48.372 --> 00:40:51.341
. و خودمو با پرواز دادن
بادبادکم آروم می کردم...

00:40:51.443 --> 00:40:55.606
. اما یکی از اون روزا ، او ناگهان کنارم
ظاهر شد و کمکم کرد که بادبادکم رو هوا کنم

00:40:56.747 --> 00:41:00.649
. اون بهم چسبیده بود
. واقعا خوش گذشت

00:41:00.752 --> 00:41:03.481
. کاپیتان جان و بادبادک

00:41:03.587 --> 00:41:05.486
. احساساتمون در هم آمیخته شده بود

00:41:52.571 --> 00:41:55.630
. مورفی ، میخوام همه ی
لاک پشت هام رو بهت بدم

00:41:55.739 --> 00:41:58.367
. من موس هستم

00:42:04.749 --> 00:42:08.343
. یک درخت انجیر هندی در وسط باغمون داشتیم

00:42:09.721 --> 00:42:13.588
. شاخه زیادی ازش روی زمین منشعب شده بود

00:42:13.692 --> 00:42:15.659
اون درخت درست شبیه به

00:42:15.760 --> 00:42:18.456
. هزار تویی بود که رازهای
زیادی در آن نهفته است...

00:42:19.496 --> 00:42:22.659
. یه چیزی اون داخله
. مطمئنم که دیدمش

00:42:24.269 --> 00:42:27.328
. از اون طرفشه
. مردم اون طرفش شیر میذارن

00:42:33.278 --> 00:42:37.111
. بنا به دلایلی درخت انجیر
خیلی در نزد هندی ها مقدس بود

00:42:37.215 --> 00:42:41.150
در زیرهمچین درختی بود که
شاهزاده گاتاما به عبادت مشغول می شد

00:42:41.252 --> 00:42:43.777
و به درجه های بالایی از
معرفت و خداشناسی رسید...

00:42:43.888 --> 00:42:45.787
. و پیامبر بودا لقب گرفت...

00:42:45.890 --> 00:42:49.347
زنان هندی برای عبادت
به زیر این درختان می آیند

00:42:49.460 --> 00:42:52.088
. و برای فرزندانشان دعای خیر می کنند...

00:44:59.022 --> 00:45:02.980
. نه ، اینقدر هم که میگی جالب نشده
. اما من از این کار خوشم میاد

00:45:03.093 --> 00:45:05.323
اینو از مادرت به ارث بردی

00:45:05.429 --> 00:45:07.328
. و اون هم از مادربزرگت...

00:45:07.431 --> 00:45:09.865
. و همینطور الی آخر...

00:45:10.902 --> 00:45:13.802
چرا منو به یه مدرسه ی غربی
(وابسته به کلیسای کاتولیک) فرستادی ؟

00:45:13.904 --> 00:45:16.304
. چون خون یه غربی تو رگهاته

00:45:17.342 --> 00:45:21.802
. خیلی پیچیدست
. من واقعا نمی دونم تو کدوم سمتی هستی

00:45:21.912 --> 00:45:24.904
. بعضی مواقع احساس میکنم که تو
رو توی دو راهی وحشتناکی قرار میدم

00:45:25.950 --> 00:45:28.850
. شاید بهتر این بود که
تو هیچوقت بدنیا نمیومدی

00:45:28.952 --> 00:45:31.044
. حالا که بدنیا اومدم

00:45:31.155 --> 00:45:33.953
. شاید یه روزی فهمیدم که
واقعا به کدوم سمت تعلق دارم

00:45:38.263 --> 00:45:41.232
"رودخانه در حرکت است بمانند جهان اطراف ما"

00:45:41.331 --> 00:45:44.767
"در غروب و شام گاهان ، در سحرگاه و ظهر"

00:45:44.869 --> 00:45:48.998
"خورشید در تعقیب روز ، همانطور
که شب در تعقیب ماه و ستارگان است"

00:45:49.107 --> 00:45:53.065
"روزها به پایان میرسند
و ما به پایانمان نزدیک"

00:45:53.178 --> 00:45:55.646
. من این شعر رو برای کاپیتان جان نوشتم

00:45:55.747 --> 00:46:00.012
، این مثل بقیه شعرهام نبود. ترسم از
این بود که اون از این شعرم خوشش نیاد

00:46:00.118 --> 00:46:02.896
اما خودم شخصا خیلی از این شعرم راضی بودم
و موقع نوشتنش حال خوشی بهم دست داده بود

00:46:02.920 --> 00:46:05.684
. حالا فرقی نمیکرد که
اون خوشش بیاد یا نه...

00:46:05.789 --> 00:46:09.952
. میخواستم همونطور بیشتر و
بیشتر در وصف رودخانه شعر بگم

00:46:10.060 --> 00:46:11.993
دلم میخواست به کاپتان جان می گفتم که

00:46:12.095 --> 00:46:15.735
. چطوریاست که مردم روحشون وابسته به رودخونه
است همانطور که از نظر جسمی بهش وابسته هستند...

00:46:16.567 --> 00:46:20.003
مردم حوالی رودخانه و مردم روستاهای اطراف

00:46:20.103 --> 00:46:24.251
که در کارخانه کارگری می کنند بعد از روزهای سخت کاریشون کل خستگی
هاشون رو به داخل رودخانه میریزند و از لحاظ جسمی و روانی آرام میشن...

00:46:24.275 --> 00:46:26.868
. و مردها لباس های
کثیفشون رو در اون میشورن...

00:46:26.977 --> 00:46:30.413
پیرمرد ها در ساحل رودخانه آفتاب می
گیرند و از گرمای خورشید استفاده می کنند

00:46:30.515 --> 00:46:33.483
بچه ها در آبش شنا می
کنند و کلی خوش میگذرونند

00:46:33.584 --> 00:46:36.246
و بقیه هم به تماشای اونا میشینن...

00:46:36.354 --> 00:46:40.119
. و به گفتگو و یادگیری درباره
تاریخچه هند و رودخانه می پردازند...

00:46:40.224 --> 00:46:43.803
، میخوام درباره یه چیزهای تکراری و تمام ناشدنی صحبت کنم
کارگرهایی که هر روز بدون غل و غش کارهای تکراری انجام میدن

00:46:43.827 --> 00:46:48.059
مردانی که با مهارت بسیار بالایی
کلبه های آبی خودشون رو جابجا می کنند

00:46:48.165 --> 00:46:51.066
در مورد قایق های (بازاری) که
مخصوص حمل میوه ها و سبزیجات بودند...

00:46:52.103 --> 00:46:56.631
و ماهیگیرانی که وسطای روز زیر
سایه بانهایشان در حال استراحت هستند...

00:46:56.740 --> 00:46:58.852
و قایق هایی که شبیه به کلبه
های اسکیموها (گنبدی شکل) بودند

00:46:58.876 --> 00:47:01.572
ودر اون کلبه های کوچک ،
مردم میخوابیدند ، آشپزی میکردند و...

00:47:01.678 --> 00:47:04.118
حفره هایی که در میان انبوهی
از کاه برنج ساخته می شدند...

00:47:04.716 --> 00:47:06.842
در مورد مسافرت های پرشتاب پرنده ها...

00:47:06.951 --> 00:47:11.354
. و حرکت آرام قایق ها و
زندگی ساده مردم روی آنها...

00:47:11.456 --> 00:47:14.296
من در مورد فلسفه ی وجود پلکان
های بیشماری که اونجا بود کلی فکر کردم

00:47:14.324 --> 00:47:16.952
گام هایی که انسان را از
هیاهو های دنیا دور می کند...

00:47:17.060 --> 00:47:20.174
، گام هایی که بسوی آرام شدن برداشته می شدند... خاصیت
دیگر پله ها این بود که جلوی بالا اومدن آب رو میگرفت

00:47:20.198 --> 00:47:22.222
. من عاشق اون پله ها بودم

00:47:22.333 --> 00:47:26.667
بعضی هاشون تازه ساخته شده بودن ...و تر و
تازه مونده بودن چون زیاد روشون راه نمی رفتند

00:47:26.771 --> 00:47:30.672
و پله های کهنه و قدیمی که
کماکان مورد استقبال قرار می گرفتند...

00:47:30.775 --> 00:47:34.210
پله های اعیانی ، که
متعلق به ثروتمندان بود...

00:47:34.311 --> 00:47:38.212
. و پله های فرسوده واسه اونایی بود که
تو آسموناشون ستاره های کمتری داشتند...

00:47:38.315 --> 00:47:43.343
، و اما پله های باریک و دوست داشتنی
. این پله ها مخصوص معابد بودند

00:47:43.454 --> 00:47:46.718
و پله هایی که قسمت های
مختلف ساحل رو از هم جدا می کرد

00:47:46.823 --> 00:47:50.520
. همان جاییکه که جشنواره های
سنتی در آنها برگزار می شدند...

00:47:51.562 --> 00:47:56.226
روزگار برای آقای نقاش با
رنگ آمیزی ساراسواتی میگذشت

00:47:56.334 --> 00:47:58.666
. رنگ آمیزی تندیس الهه ی دانش و هنر...

00:47:58.770 --> 00:48:02.432
. من از او (الهه هنر) خواستم تا کمکم
کنه که در مقابل کاپتان جان به صرافت نیفتم

00:48:02.540 --> 00:48:04.530
مانند شهرزاد قصه گوی
در داستان هزار و یک شب

00:48:04.642 --> 00:48:07.042
که با هزار حکایت مختلف
دل معشوقش رو بدست آورد...

00:48:07.145 --> 00:48:10.385
. من هم تصمیم گرفتم که دل کاپتان جان
رو با بیان داستان هایی از هند بدست بیارم...

00:48:12.683 --> 00:48:15.675
. من یه ترانه ای در ستایش
سرورمون کریشنا نوشتم

00:48:15.787 --> 00:48:17.845
. تو که چیزی در مورد کریشنا نمی دونی

00:48:17.956 --> 00:48:20.254
. من کلی چیزا رو در موردش می دونم

00:48:20.358 --> 00:48:22.553
!!املاش چطوره ؟

00:48:25.096 --> 00:48:26.995
ااه

00:48:27.098 --> 00:48:29.531
ک - ر - ی

00:48:31.336 --> 00:48:35.431
. ش - ن - ا...

00:48:37.942 --> 00:48:41.604
روزی روزگاری در یک روستای کوچک

00:48:42.980 --> 00:48:46.040
یک همسر (خانم) جوان به
همراه مادرش به به رودخانه ای رفتند

00:48:46.150 --> 00:48:48.911
. تا نوزادی که در شکمش داشت رو
تطهیر کنند و برای سلامتیش دعا کنند...

00:48:51.388 --> 00:48:53.788
. اونا دعاها و گل هاشون
رو پیشکش (خدایان) کردند

00:48:55.592 --> 00:49:00.222
، درست چند ماه بعد
. اونا صاحب یک دختر کوچولو شدند

00:49:00.330 --> 00:49:03.128
. اونا از اینکه نوزادشون
پسر نبود ، خیلی ناراحت بودند

00:49:04.735 --> 00:49:07.602
!! اونا از اینکه نوزادشون
پسر نبود ، خیلی ناراحت بودند

00:49:09.072 --> 00:49:11.506
. هریت ، داستانت خیلی باحاله
. ادامه بده

00:49:13.577 --> 00:49:16.569
. اونا مجبور بودند از همون
موقع به فکر جهاز بچشون باشن

00:49:18.416 --> 00:49:20.577
ما هم باید جهیزیه داشته باشیم ؟

00:49:20.685 --> 00:49:22.743
چی ؟
بچه ها ؟

00:49:22.854 --> 00:49:26.812
. نه ، جهازها
. منظورم تو دنیای واقعیه ، نه داستان

00:49:32.162 --> 00:49:36.531
. خانواده اش مجبور بودند که هر روز سخت کار
کنند تا بتونن جهیزیه دختربچه رو آماده کنن

00:49:50.113 --> 00:49:54.139
، اونا خیلی اون دختر کوچولو رو دوستش داشتند
. و اون تحت مراقبت همه جانبه خانواده بود

00:49:59.357 --> 00:50:01.689
. اون واقعا بچه ی بانمکی بود

00:50:13.236 --> 00:50:15.932
. و خیلی زود اون تو کارا
به خانواده کمک می کرد

00:50:42.266 --> 00:50:45.723
. هر روز ، او بزرگ و بزرگتر می شد

00:50:52.743 --> 00:50:55.337
اون هم استفاده های
خودش رو از رودخانه می کرد

00:50:55.446 --> 00:50:59.211
، و عاشق رودخانه بود...
و زندگیش به حرکت رودخانه وابسته بود

00:51:00.584 --> 00:51:02.848
. تا اینکه به یه دختر بالغ تبدیل شد...

00:51:08.359 --> 00:51:10.919
اون فقط از لحاظ ظاهری دختر زیبایی نبود

00:51:11.028 --> 00:51:13.018
. از لحاظ کمالات هم دختر کاملی بود...

00:51:13.131 --> 00:51:17.829
. هریت ، بهتره مواظب باشی. اگر همون قدر که
میگی دختره خوبیه ، نمی تونی براش شوهر پیدا کنیا

00:51:17.934 --> 00:51:21.597
چرا ، خوبم میتونه. اون
(شوهرش) شبیه به کیه ؟. شبیه آنیل

00:51:21.706 --> 00:51:24.503
دختره چی ؟
. ملانی

00:51:25.643 --> 00:51:27.701
. ملانی و آنیل

00:51:27.812 --> 00:51:29.711
. که اینطور

00:51:29.814 --> 00:51:33.613
. یه روزی اون نزدیک درخت
انجیر قدیمی ، یه مرد جوانی رو میبینه

00:51:37.454 --> 00:51:42.118
، اون پسره خیلی زیبا بود. بطوریکه ملانی تصور میکرد
که او ارباب کریشنا است و از آسمون به زمین اومده

00:51:43.727 --> 00:51:47.458
. در حالیکه پدر ملانی به او می گفت که
مجبوره با پسری که او انتخاب کرده ازدواج بکنه

00:51:48.765 --> 00:51:50.789
. اون یه رسم قدیمی بود

00:51:53.069 --> 00:51:55.230
اون بینهایت ناراحت بود

00:51:55.339 --> 00:51:59.434
. چون اون دلش رو پیش مرد جوانی که
زیر درخت انجیردیده بود جا گذاشته بود

00:52:01.211 --> 00:52:04.180
. اما دخترای هندی هیچوقت
رو حرف پدرشون حرفی نمی زدن

00:52:05.582 --> 00:52:08.244
اون خودش رو برای ازدواج آماده میکرد

00:52:08.352 --> 00:52:11.287
. و تمام تلاشش رو میکرد که
فضای خونشون رو بخوبی تزیین کنه...

00:52:12.322 --> 00:52:14.756
. اندرونی رو با مخلوط مخصوص
آرد برنج بخوبی تزیین کرد

00:52:15.892 --> 00:52:18.486
. دکوراسیون خونشون بخوبی چیده شده بود

00:52:18.595 --> 00:52:21.257
. مهمان ها اومده بودند

00:52:21.365 --> 00:52:23.264
. و ماه داماد هم رسید

00:52:42.687 --> 00:52:44.917
. مادر عروس به داماد خوشامد گفت

00:52:48.625 --> 00:52:50.991
. اون خیلی ناراحت بود

00:53:21.358 --> 00:53:25.088
. اون به دور داماد گردانده می شد تا اینطوری
ریسمان زندگی این زوج به هم گره بخوره

00:53:26.297 --> 00:53:28.389
. داماد زیر روپوشی مخفی شده بود

00:53:29.766 --> 00:53:31.961
. سپس روپوش کنار زده شد

00:53:38.241 --> 00:53:41.870
و بعد از اینکه عروس برگ های
درخت انبه رو از روی چشماش برداشت

00:53:41.978 --> 00:53:44.003
. و چشماش به چهره ی داماد افتاد...

00:53:46.017 --> 00:53:49.679
، ای دل غافل ، اون تازه متوجه شد که. اون همون
مرد جوانی بود که ملانی اون روز دیده بودتش

00:53:56.861 --> 00:53:58.953
. ملانی خیلی خوشحال بود

00:53:59.063 --> 00:54:02.122
. آنیل به ارباب کریشنا
تغییر شکل پیدا کرده بود

00:54:03.234 --> 00:54:06.100
. و ملانی نیز به بانو رادا
تغییر شکل پیدا کرده بود

00:54:08.973 --> 00:54:13.102
رادای واقعی که هزاران
سال پیش زندگی می کرد

00:54:13.209 --> 00:54:15.108
. هم یک دختر معمولی بود...

00:54:15.211 --> 00:54:18.112
. عشق او به خدایان ،
او را تبدیل به الهه کرد

00:54:22.553 --> 00:54:25.783
. او شروع به رقصیدن کرد تا
عشق خودش رو به این شیوه ابراز کنه

00:55:41.598 --> 00:55:43.638
رادا با حرکات چشم و
حرکات دستش به کریشنا می گفت

00:55:43.733 --> 00:55:46.725
"ای کریشنا"

00:55:46.837 --> 00:55:49.582
"تو برای من به زیبایی ابرهای مونسون هستی"
(ابرهای باران زا که هندیان بسیار دوستش می دارند)

00:55:49.606 --> 00:55:51.584
"چشمانت به منزله ی نیلوفرهای
آبی هستند که تازه شکوفا شده اند"

00:55:51.608 --> 00:55:55.442
"کریشنای من"

00:55:55.546 --> 00:55:57.866
"ای کریشنای من ، می خواهم
همیشه زیر سایه ی پر مهرت باشم"

00:56:46.964 --> 00:56:51.093
. بانو رادا دوباره در لباس
نوعروسی به روستا برگشته بود

00:56:55.506 --> 00:56:58.736
. و همینطور ارباب کریشنا به
شکل تازه دامادی دوباره برگشته بود

00:56:58.842 --> 00:57:01.310
نو عروس به همراه مادرش به رودخانه رفتند

00:57:02.445 --> 00:57:05.091
. تا برای نوزاد در راه آرزوی سلامتی
بکنند... (...این داستان ادامه دارد)

00:57:05.115 --> 00:57:07.481
. یادمه گفته بودی که این
داستانت درباره کریشنا هستش

00:57:07.584 --> 00:57:09.483
. اما اون درباره هر دختر بچه ای میتونه باشه

00:57:09.586 --> 00:57:11.986
نتیجه گیری» چطوری نوشته میشه ؟»

00:57:21.883 --> 00:57:24.680
درست همونطور که تلفظش می کنی

00:57:14.992 --> 00:57:18.072
، این داستانت هیچوقت تموم شدنی نیست
. با تولد یه نوزاد دوباره از سر گرفته میشه

00:57:20.798 --> 00:57:24.358
. والری ، اینکارو نکن
. این دفترچه خاطرات منه

00:57:24.467 --> 00:57:27.595
!! والری

00:57:29.773 --> 00:57:32.571
کاپتان جان دقیقا شبیه به آنتونیه"

00:57:32.675 --> 00:57:35.644
"همونیکه باعث مرگ کلئوپاترا شد...

00:57:35.745 --> 00:57:38.145
فقط آنتونی که ، نه

00:57:38.249 --> 00:57:40.360
!!نظرت درباره آنتونیوس چیه؟ ( «آنتونیوس:
یکی از خدایان یونان باستان «خدای زیبایی )

00:57:40.384 --> 00:57:43.863
.[به این گوش کن " هستش Mimosa pudica از لحاظ شخصیتی خیلی شبیه به گیاهه" گیاهی
است که به محض نزدیک شدن: Mimosa pudica] [ موجودات و احساس خطر خودش رو مخفی میکنه

00:57:43.887 --> 00:57:47.015
. اه ، هری
. خواهش میکنم یه گیاه با احساس تر بارمون کن

00:57:52.862 --> 00:57:55.092
. هری ، آروم باش ، آرامشت رو حفظ کن

00:57:57.267 --> 00:57:59.393
!! هیچوقت این کارتون رو فراموش نمی کنم
!! هیچوقت

00:57:59.502 --> 00:58:01.469
. جفتتون برین به جهنم
(میخوام سر به تنتون نباشه)

00:58:04.875 --> 00:58:07.638
. والری ، نباید اون کار رو میکردی
. اون ، رازهاشو اون تو نوشته بود

00:58:08.779 --> 00:58:10.712
. ازت انتظار نداشتم این کار رو بکنی

00:58:10.814 --> 00:58:12.975
. اصلا مهم نیست

00:58:13.083 --> 00:58:15.381
. اصلا مهم نیست که تو
چی راجع به من فکر می کنی

00:58:25.395 --> 00:58:27.294
نمیای با من بازی کنی ؟

00:58:28.399 --> 00:58:30.697
. نه ، نه ، مرسی
چرا نمیای ؟

00:58:30.801 --> 00:58:32.893
. الان حال بازی کردن ندارم

00:58:33.002 --> 00:58:35.470
. اصلا بازیشو بلدی
. البته

00:58:56.726 --> 00:58:58.626
!! ااااه

00:59:04.000 --> 00:59:05.933
. ولم کن

00:59:09.739 --> 00:59:11.639
!! گفتم ، تنهام بزار

00:59:15.846 --> 00:59:17.779
. نمی خوام ببینمت

00:59:17.881 --> 00:59:20.179
. بهم دست نزن

00:59:49.279 --> 00:59:53.044
. والری
والری ، چیکار کردی ؟

00:59:53.149 --> 00:59:55.777
. بهم اجازه نداد دست بهش بزم

00:59:55.885 --> 00:59:57.852
. نذاشت نزدیکش بشم

01:00:39.163 --> 01:00:42.598
. هریت ، هنوز رخت عزاتو از تنت در
نیاوردی که. لااقل کفشی ، چیزی بپوش

01:00:42.699 --> 01:00:44.997
. آخرش کرم رود میگیری

01:00:45.101 --> 01:00:47.399
. بزارید بگیرم
. اصلا برام مهم نیست که چه بلایی سرم میاد

01:00:47.503 --> 01:00:51.131
. حالا کم کم دارم میفهمم که
چرا کلئوپاترا خودش رو کشت

01:00:53.776 --> 01:00:55.743
.(سلام ، روباه ماده (سليطه

01:00:56.914 --> 01:00:58.881
. سلام ، عزیزم

01:01:03.120 --> 01:01:04.882
این کیه ؟

01:01:04.988 --> 01:01:06.682
. کاپیتان جان

01:01:10.626 --> 01:01:14.084
. خب ، بدش به ننجون تا بزارتش
تو قاب و بعنوان یادگاری نگهش داریم

01:01:16.166 --> 01:01:19.566
. باید اینو بگم که ، ما یه کلکسیون
کاملی از خانم ها رو تو خونمون داریم

01:01:19.669 --> 01:01:21.761
. ظاهرا همشون از بلایی
که سرشون اومده نیمه جونن

01:01:21.871 --> 01:01:24.738
، همشون نه
. ویکتوریا حالش خوبه

01:01:24.842 --> 01:01:27.867
. ایناهاش
. حالا دیگه یه پرنسسی

01:01:27.977 --> 01:01:32.072
. این کوچیکتره برا هاپیتیه
. اینو ببر بهش بده تا اون هم یه پرنسس بشه

01:01:32.181 --> 01:01:34.148
. هریت ، الیزابت

01:01:34.250 --> 01:01:36.308
. فکر کنم همه ی این آتیشا
از ننجونه ، درست نمیگم

01:01:36.419 --> 01:01:38.649
. کاپیتان جان رفته

01:01:38.755 --> 01:01:40.654
این همه کولی بازی برای چیه ؟

01:01:40.757 --> 01:01:42.657
. پسربچه ها خیلی بیخیال ترن

01:01:42.759 --> 01:01:45.279
، اگر چیزی باب میلشون نباشه
. ته تهش اینه با یه آبنبات راضی میشن

01:01:45.361 --> 01:01:48.956
. اما دخترا. رفتارشون شبیه به یه
ملکه ای هست که به عشقش نرسیده

01:01:49.066 --> 01:01:53.435
. اونا زود عاشق میشن
. همشون از ته قلب کاپیتان جان رو دوست داشتن

01:01:53.536 --> 01:01:57.973
. میدونم ، اما این واقعا مسخره
، بی معنی و وحشتنناکه!!جان ؟

01:01:58.074 --> 01:02:00.853
. آخه اونا واسه چی اینقدر اخلاقشون بچه
گونست-. اصلا اینطور که میگی نیست -

01:02:00.877 --> 01:02:03.723
، این مسئله شاید یه مقدار بی معنی بنظر بیاد
. اما وحشتناک نیست. خیلی هم خوش یمنه

01:02:03.747 --> 01:02:05.771
!! خوش یمن

01:02:05.883 --> 01:02:09.818
. از این بابت خوش یمنه که اونا عاشق هر
کسی نشدن. کاپیتان جان واقعا لیاقتش رو داره

01:02:11.822 --> 01:02:14.416
!!طوری درباره اش حرف میزنی
که انگار کلکسیون محاسن رو داشت ؟

01:02:14.525 --> 01:02:16.424
تو هم درباره ی مردها همچین فکری میکردی ؟

01:02:16.527 --> 01:02:19.825
، البته. وقتی که همسن هریت بودم
. عاشق بایرون شدم

01:02:19.929 --> 01:02:23.592
. اگه اشتباه نکنم ، بعد از اون والنتینو بود
. بعدش عاشق شیرفروش محلمون شدم

01:02:23.699 --> 01:02:27.032
. اما جان قضیه اش فرق میکنه ، اون
جزئی از خانواده بود. یه دوست خیلی نزدیک

01:02:27.137 --> 01:02:29.367
. شیرفروش هم همینطور بود

01:02:29.473 --> 01:02:32.964
. به گمونم این ابراز احساسات بچه ها به
کاپیتان جان ، برای اون هم خیلی مفید بود

01:02:33.075 --> 01:02:35.008
یه انقلابی درونش ایجاد کرد

01:02:35.111 --> 01:02:37.135
. و همینطور در بچه ها...

01:02:37.246 --> 01:02:39.270
تغییرات در بچه ها ؟
من که عاشقشم

01:02:40.317 --> 01:02:43.513
.من نمیدونستم که سطح فکرم تا این
حد ابتدایی بود ...اگر واقعا بی تمدن هستم

01:02:43.619 --> 01:02:46.064
در قبال تام ، دیک و هری چیکار باید بکنم ؟... (کنایه
به اینکه ، هر کی از راه میرسه دختراش عاشقش میشن)

01:02:46.088 --> 01:02:48.133
(دستات رو بزار تو دستم
(تا منو داری غمی نداشته باش

01:02:48.157 --> 01:02:50.804
. و بهشون اجازه بده با تام ، دیک و هری
(با هر کی که دوست دارن) ازدواج کنن

01:02:50.828 --> 01:02:55.458
. باید دستی دستی به پسرا اجازه بدیم که مخشون
رو بزنن. من که نمی تونم این مسئله رو درک کنم

01:02:55.566 --> 01:02:58.011
. خیلی برام جالبه بدونم که دیگه چه نقشه
هایی تو سرشون دارن (کنایه به ننجون)

01:02:58.035 --> 01:03:00.525
اگر من عاشق مردی
بودم و اون حالش خوب نبود

01:03:00.636 --> 01:03:03.397
. حداقل کاری که از دستم برمیومد
این بود که براش یه دسته گل میبردم...

01:03:44.948 --> 01:03:47.780
. بوگی
. بوگی

01:03:47.884 --> 01:03:49.511
چیکار داری میکنی ؟

01:03:49.620 --> 01:03:52.281
به چی زل زدی ؟

01:03:52.388 --> 01:03:54.355
. کبری

01:03:57.026 --> 01:03:59.654
منظورت اینه که اون تو یه مار واقعی هست ؟

01:03:59.763 --> 01:04:04.462
. ما باید به بابا بگیم. هر وقت که داخل
باغ مار دیدیم ، باید به بابا اطلاع بدیم

01:04:04.568 --> 01:04:06.729
. بوگی. دارم با تو حرف میزنم

01:04:06.837 --> 01:04:08.861
تا حالا دیدیش ؟
بهش دست زدی ؟

01:04:08.972 --> 01:04:11.236
. فقط بهش ضربه زدم

01:04:11.341 --> 01:04:13.604
. مستقیم برو خونه و این موضوع رو اطلاع بده

01:04:13.709 --> 01:04:15.609
. من نمی تونم باهات بیام. کار دارم

01:04:15.711 --> 01:04:17.611
. صاف برو پیش ننجون

01:04:17.714 --> 01:04:20.012
. من ننجون رو دوست ندارم
. من کبری رو دوست دارم

01:04:20.116 --> 01:04:22.016
. گفتم پاشو

01:05:34.691 --> 01:05:36.658
. گپال
بله ؟

01:06:30.480 --> 01:06:32.379
. تو نمی خوای با من حرف بزنی

01:06:33.517 --> 01:06:35.848
!! تو همیشه تو خونه بزرگه هستی

01:06:36.886 --> 01:06:40.548
. خب ، الان که اینجا هستم
. یه لحظه هم بزور می تونم ببینمت
(قاچاقی هم نمیشه نیگات کرد)

01:06:43.393 --> 01:06:46.623
. تو و پدرت خیلی با هم جور هستین

01:06:46.729 --> 01:06:49.163
. بعضی مواقع احساس می کنم که مزاحمتون هستم

01:06:53.903 --> 01:06:56.463
. مهم نیست
. بهتره که برم

01:07:01.044 --> 01:07:03.876
کجا می خواهی بری ؟

01:07:03.979 --> 01:07:07.380
. هر جا ...از چین ، تا پرو

01:07:08.851 --> 01:07:13.982
اینجا با بقیه جاها فرق نداره ؟
- . نه. هیچ فرقی با بقیه جاهایی که رفتم نداشت -

01:07:14.091 --> 01:07:16.525
. من گند میزنم به همه چیز

01:07:16.626 --> 01:07:18.752
. هیچ جوره هم نمی تونم جلوش رو بگیرم

01:07:18.862 --> 01:07:21.573
. (من یه مسافرم (هر جا که میرم ، احساس
غربت می کنم میدونی معنیش چی میشه ؟

01:07:21.597 --> 01:07:23.496
. یک مسافر غریب

01:07:25.968 --> 01:07:28.232
. والری پیش خودش فکر میکنه
که بهم درس های زیادی داده

01:07:28.337 --> 01:07:30.703
، میدونی چیه
. هیچکدومشون تو کتم نمیرن

01:07:30.807 --> 01:07:33.275
!! نمیتونم قبول کنم که پاهام منو محدود کنند

01:07:33.376 --> 01:07:35.776
. من هم مثل بقیه یه مرد عادی هستم

01:07:37.280 --> 01:07:40.544
کجا میتونی یه کشوری رو پیدا
کنی که همه ی مرداش تک پا باشند ؟

01:07:40.649 --> 01:07:42.810
بهم نگو من

01:07:48.125 --> 01:07:50.183
. خواهش میکنم منو ببخش

01:07:50.293 --> 01:07:52.659
. من ...منظوری نداشتم

01:07:54.531 --> 01:07:56.657
. همیشه اینطور نیست

01:07:56.767 --> 01:07:59.702
. بعضی مواقع کنترلم رو از دست میدم

01:07:59.803 --> 01:08:03.203
هی از خودم میپرسم و میپرسم و (... که چی
باعث میشه اینطوری کنترلم رو ازدست بدم اما)

01:08:05.976 --> 01:08:07.943
. ببین...واقعا متاسفم

01:08:09.078 --> 01:08:12.206
. اصلا نمی فهمم چی دارم میگم
. سردرد خیلی بدی دارم

01:08:15.451 --> 01:08:17.350
کمکی از دستم بر میاد ؟

01:08:19.488 --> 01:08:21.455
!!واقعا کسی میتونه ؟

01:08:24.861 --> 01:08:26.953
. من پیش خودم فکر می
کردم که تو ازم بدت میاد

01:08:31.234 --> 01:08:33.133
همینطوره ؟

01:08:35.371 --> 01:08:37.737
. این تو نیستی که من ازش خوشم نمیاد

01:08:39.008 --> 01:08:40.907
پس کیه ؟

01:08:49.419 --> 01:08:51.318
کیه؟

01:08:51.421 --> 01:08:53.320
. خودم

01:08:57.227 --> 01:09:00.252
داشتم از یه سری
چیزای جدیدی سر در میاوردم

01:09:00.362 --> 01:09:04.355
. اما حس کنجکاویه نوجوانیم بهم
اجازه نمی داد که خودم رو عقب بکشم...

01:09:04.467 --> 01:09:08.527
. اون قضیه حس کنجکاویه
والری رو هم برانگیخته بود

01:09:08.638 --> 01:09:11.128
فقط ملانی بود که میتونست
جلوی خودش رو بگیره

01:09:11.240 --> 01:09:15.437
. دخترای هندی خیلی بیشتر اهمیت عشق رو درک می
کردند... (تو دلشون هر کسی رو راه نمی دادند)

01:09:15.544 --> 01:09:18.843
، اما وقتی کسی رو تو قلبشون راه دادند
. تا ابد به عشقشون وفادارند

01:09:19.882 --> 01:09:23.113
تو این باغ ها همه چیز چقدر زود گذشته بود

01:09:23.220 --> 01:09:26.188
.. تا به خودمون اومدیم دیدیم که کلی
از دوران کودکیمون فاصله گرفتیم...

01:09:27.958 --> 01:09:29.925
. و با شتاب دنبال عشق زندگیمون می گشتیم...

01:09:56.253 --> 01:09:58.220
. ملانی

01:10:58.648 --> 01:11:03.607
. ملانی ، شبیه آهویی شده بود که به
دام افتاده و بی هدف داره دست و پا میزنه

01:11:03.719 --> 01:11:05.983
آیا دلیل فرار ملانی خجالتی بودنش بود ؟

01:11:06.088 --> 01:11:08.180
، کاپیتان جان
بی حوصله و ناراحت

01:11:08.290 --> 01:11:10.250
. دوباره کلی فکر های منفی
تو سرش جولان می دادن...

01:11:10.292 --> 01:11:13.318
من ، با اون دسته گلی که
با کلی زحمت آمادش کرده بودم

01:11:13.430 --> 01:11:15.329
. منتظر شانس خودم بودم...

01:11:15.432 --> 01:11:18.559
. والری ، خیلی بی قراری می کرد

01:11:27.944 --> 01:11:30.378
تو دیگه نمی خوای منو ببینی

01:11:30.480 --> 01:11:32.379
. ولی با این حال من اومدم...

01:11:41.991 --> 01:11:44.050
. رفتار بی ادبانه ای باهات داشتم

01:11:45.161 --> 01:11:47.060
. همینطوره

01:11:48.264 --> 01:11:50.163
. من سرت داد زدم

01:11:50.266 --> 01:11:52.893
. بله

01:11:55.471 --> 01:11:57.370
. ولی باز هم اومدی

01:12:00.075 --> 01:12:02.042
. بله

01:12:14.590 --> 01:12:16.557
. ااه

01:12:24.968 --> 01:12:29.063
- با مشاهده ی اون بوسه - هونطور
مات و مبهوت اونجا مونده بودم

01:12:29.172 --> 01:12:31.605
. و درد شدیدی رو تو قلبم حس می کردم

01:12:32.709 --> 01:12:35.007
اون اولین بوسه ی من بود

01:12:35.111 --> 01:12:37.602
. اما نصیب یه نفر دیگه شده بود

01:12:37.714 --> 01:12:39.613
. تحملش خیلی برام سخت بود

01:12:45.889 --> 01:12:47.947
. دیگه گریه نکن

01:12:49.258 --> 01:12:51.316
. تو نباید گریه کنی

01:12:53.829 --> 01:12:55.990
من دارم میرم ، اما

01:13:03.506 --> 01:13:07.236
. من واسه رفتنت گریه نمی کنم...

01:13:08.377 --> 01:13:11.312
. من بخاطر اون دارم گریه می کنم

01:13:11.414 --> 01:13:13.313
اون ؟

01:13:14.616 --> 01:13:16.516
منظورت چیه ؟

01:13:19.922 --> 01:13:22.686
منظورم... با هم بودنمونه

01:13:22.792 --> 01:13:24.691
. توی باغ...

01:13:25.727 --> 01:13:28.992
، همه مون خوشحال بودیم
. تو هم یکی از ما بودی

01:13:30.532 --> 01:13:33.092
نمی خواستم چیزی عوض بشه

01:13:33.203 --> 01:13:35.865
. اما شده...

01:13:35.972 --> 01:13:38.462
نمی خواستم اون خوشیا تموم بشه

01:13:38.574 --> 01:13:40.473
. اما شده...

01:13:41.510 --> 01:13:43.477
. من همیشه اون روزها رو تو رویاهام می دیدم

01:13:44.614 --> 01:13:46.581
. که رویام با تو به حقیقت پیوست

01:13:57.726 --> 01:14:00.966
. من نمیخوام که اینجوری رویام به واقعیت
برسه (منظورش ناراحتی و دلخوریه ته داستانه)

01:14:43.805 --> 01:14:45.772
. هریت

01:14:55.685 --> 01:14:57.652
. هریت

01:15:07.596 --> 01:15:09.495
. هریت

01:15:09.598 --> 01:15:11.497
. بیا اینجا

01:15:17.773 --> 01:15:20.606
. بعد از دیوالی همه چیز تغییر کرده

01:15:20.710 --> 01:15:23.770
، خیلی شوخ و شنگ بودم. اما از اون به
بعد بی حال و نزار یه گوشه ای افتاده ام

01:15:23.880 --> 01:15:26.507
. ننجون میگه اینا دردهای بلوغه

01:15:26.615 --> 01:15:28.548
. شاید حق با ننجونه

01:15:28.650 --> 01:15:30.549
. من نمی دونستم بزرگ شدن درد داره

01:15:30.652 --> 01:15:33.985
هریت ، تو چقدر درباره ی زندگی می دونی ؟

01:15:34.090 --> 01:15:38.287
زندگی ؟ اه ، منظورت مراحل رشد و
بزرگ شدن از کودکی تا بزرگسالیه ؟

01:15:38.394 --> 01:15:40.589
. همه چیز

01:15:40.697 --> 01:15:43.460
. اما انواع مختلفی از عشق
(دوست داشتن) وجود داره

01:15:43.565 --> 01:15:47.899
. نه ، فقط یه عشق وجود داره
. هیچ فرقی هم بین کلئوپاترا و تو وجود نداره

01:15:48.003 --> 01:15:49.902
کلئوپترا بچه داشت ؟

01:15:50.005 --> 01:15:52.131
. البته که داشت
. چند تایی بودن

01:15:52.241 --> 01:15:54.675
. هیچوقت به این موضوع فکر نکرده بودم

01:15:54.776 --> 01:15:56.834
. بچه دار شدن به تناسب اندام ضرر می رسونه

01:15:56.945 --> 01:15:58.844
. نه با اون شدتی که تو میگی

01:15:58.947 --> 01:16:01.541
. اتفاقا برای قوای حسی
و ادراکی خیلی هم خوبه

01:16:01.650 --> 01:16:03.549
. درست مثل عشق عمل می کنه

01:16:03.652 --> 01:16:06.951
، هریت ، چند هفته ی بعد
. بچه جدیدمون به دنیا میاد

01:16:08.056 --> 01:16:11.536
، وقتی که برفی (اسب) داشت کره شو بدنیا میاورد.
تو چشماش ترس رو حس می کردم و اون خیلی زجر می کشید

01:16:11.560 --> 01:16:13.671
. مادر ، من نمی دونم چرا این
همه سختی رو به جون میخری

01:16:13.695 --> 01:16:15.890
. من عاشق پدرتم

01:16:15.998 --> 01:16:18.022
. بیا اینجا

01:16:18.133 --> 01:16:20.100
بچه دار شدن از مردی که واقعا عاشقش باشی

01:16:20.202 --> 01:16:23.399
، خیلی ارزشمنده...
. دینمون هم خیلی توصیه کرده

01:16:23.506 --> 01:16:25.838
. باعث ارزشمندی زن میشه

01:16:25.942 --> 01:16:28.172
، هریت ، همانطور که میدونی
با بزرگتر شدن دخترها

01:16:28.278 --> 01:16:30.712
. بدنشون آماده ی بچه دار شدن میشه...

01:16:31.747 --> 01:16:33.805
. این اتفاق برای تو هم داره میفته

01:16:33.915 --> 01:16:36.475
برای من ؟
. بله ، هریت

01:16:37.519 --> 01:16:40.833
(... من همیشه آرزو میکنم که کاش یه پسر جنگلی بودم و هر
وقت دلم میخواست میتونستم به گشت و گذار برم ( به دریا و

01:16:40.857 --> 01:16:42.790
. من دلم میخواست که یک جهانگرد می بودم

01:16:42.892 --> 01:16:44.950
. متنفرم از اینکه اینطوری (دختر) هستم

01:16:45.061 --> 01:16:48.496
، هریت ، من اگه جای تو بودم. میرفتم و
حسابی با بوگی بازی میکردم و خوش میگذروندم

01:16:48.597 --> 01:16:51.589
. بازی ؟ میخوام بازی کردن رو بزارم کنار

01:18:28.431 --> 01:18:30.398
. بوگی

01:18:35.037 --> 01:18:36.936
. کانو

01:18:48.351 --> 01:18:50.443
. کانو
. کانو

01:18:51.620 --> 01:18:53.553
! کانو

01:19:14.709 --> 01:19:16.609
. کانو

01:19:16.712 --> 01:19:19.805
! کانو
! کانو

01:19:53.115 --> 01:19:55.345
. بوگی
. بوگی

01:19:55.451 --> 01:19:57.418
. بوگی ، بوگی ، بوگی

01:23:23.191 --> 01:23:25.158
. ممنون

01:23:29.798 --> 01:23:31.765
. به سلامتی بچه ها

01:23:34.269 --> 01:23:38.797
. ما از اینکه یه بچه ای شاهد مرگ بچه ی
دیگه ای بود و هیچ کاری نکرد ، جشن بگیریم

01:23:38.908 --> 01:23:41.068
. بخاطر اینکه از زیر مسئولیتش
شانه خالی کرد و فرار کرد

01:23:42.577 --> 01:23:44.544
. اونارو داخل مدرسه هامون حبس میکنیم

01:23:45.581 --> 01:23:48.777
. باید ها و نباید های
مسخرمون رو به خوردشون میدیم

01:23:49.885 --> 01:23:52.297
بعدش اونارو به جنگی میفرستیم
که خودمون آتیشش رو روشن کردیم

01:23:52.321 --> 01:23:54.845
. و اونا تاب و توان ایستادگی
در برابر دشمن رو ندارند...

01:23:54.956 --> 01:23:58.119
، اونا هیچ زره و محافظی ندارند
. در نتیجه به راحتی به چنگ میرن

01:23:58.227 --> 01:24:00.422
. ما باعث کشتار جمعی بی گناهان میشیم

01:24:01.496 --> 01:24:04.158
در صورتی که دنیا برای بچه هاست
. (دنیای واقعی (بدون جنگ

01:24:05.201 --> 01:24:08.067
، اونا از درختها بالا میرن
. تو علفها غلت میزنن

01:24:08.169 --> 01:24:10.136
اونا با حشرات خو میگیرن

01:24:10.238 --> 01:24:12.570
. و به سبکبالی پرنده ها هستند...

01:24:13.743 --> 01:24:16.711
. اونا عاشق حیوانات هستند
. اونا چیزی برای خجالت کشیدن ندارند

01:24:17.747 --> 01:24:19.942
. در اصل اونا هستن که میدونن
چی اهمیت داره و چی نداره

01:24:20.982 --> 01:24:23.542
یه موشی که متولد میشه

01:24:23.651 --> 01:24:27.171
. یا یه برگی که داخل برکه ای میفته... (کلا
میخواد بگه که دنیا از دید بچه ها خیلی زیباست)

01:24:27.789 --> 01:24:30.781
اگر فقط بچه ها تو این دنیا بودن

01:24:51.947 --> 01:24:53.914
. هریت ، سعی کن یه چیزی بخوری

01:24:57.619 --> 01:24:59.586
چه چیزی رو قایم کردی ؟

01:25:03.459 --> 01:25:05.426
. نمیتونیم اونو نگه داشته باشیم

01:25:08.963 --> 01:25:11.021
. هیچ دلیلی نداره که این
وسایل رو نگه داشته باشیم

01:25:11.132 --> 01:25:13.464
. این کار واقعا بی رحمیه ، خیلی زننده است

01:25:13.569 --> 01:25:15.695
. اینکه اینجا بشینیم و سیب
زمینی سرخ کرده بخوریم

01:25:15.805 --> 01:25:18.000
. در حالیکه روح بوگی هنوز از این خونه نرفته

01:25:18.107 --> 01:25:20.405
. و ما طوری رفتار کنیم
که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده

01:25:20.509 --> 01:25:22.476
. نه ، اصلا اینطور نیست

01:25:22.578 --> 01:25:24.898
. تنها کاری که میکنیم اینه که
یه جوری با نبودنش کنار بیایم

01:25:27.049 --> 01:25:29.210
. مادر ، من میدونستم
که اون نزدیک کبری میشده

01:25:31.086 --> 01:25:33.053
. در جریان بودم

01:25:38.093 --> 01:25:41.255
، این قضیه تقصیر اون نبود
. مقصر کاپتانه

01:25:41.362 --> 01:25:44.842
، اگر تمام فکر و ذکرش طرف اون (جان) نمیرفت.
یادش نمیرفت که این موضوع رو به ما اطلاع بده

01:25:45.533 --> 01:25:48.513
. تو همون نگاه اول فهمیدم که که این بشر
چیزی جز گرفتاری برای ما به بار نمیاره

01:25:48.537 --> 01:25:51.369
!! مادر من ، خواهش میکنم

01:25:57.179 --> 01:25:59.146
!! من نمی تونم

01:25:59.248 --> 01:26:01.716
. نمیتونم

01:26:03.853 --> 01:26:05.820
. نمیتونم

01:26:11.192 --> 01:26:13.091
. (چرا ، میتونی (باید بتونی

01:26:41.122 --> 01:26:44.387
. بوگی ، بوگی ، بوگی ، بوگی

01:26:54.736 --> 01:26:56.703
بوگی کجا رفته ؟

01:26:59.575 --> 01:27:02.169
. بوگی رفته به بهشت

01:27:02.278 --> 01:27:06.111
. اون یه فرشته کوچولوه -
. من بال هامو بهش قرض دادم -

01:29:13.908 --> 01:29:15.876
. بوگی

01:29:15.978 --> 01:29:18.411
. بله. بوگی

01:29:22.550 --> 01:29:24.450
ملانی ، ما چکار باید بکنیم ؟

01:29:26.555 --> 01:29:28.454
. بپذیریم

01:29:30.859 --> 01:29:33.884
چی رو ؟ -
. همه چیز -

01:29:34.930 --> 01:29:37.898
تو دوست نداری مردی
باشی که فقط یک پا داره

01:29:37.999 --> 01:29:40.490
. اما تو فقط یک پا داری...

01:29:40.601 --> 01:29:42.568
من دوست ندارم

01:29:43.772 --> 01:29:45.739
چی رو دوست نداری ؟

01:29:47.476 --> 01:29:50.070
. مهم نیست

01:29:50.179 --> 01:29:53.170
چرا باید همیشه ، در همه ی
مسائل با هم جدل داشته باشیم ؟

01:29:57.085 --> 01:29:59.610
، بنظر من که
. اون کارم ، جدل نبود

01:29:59.720 --> 01:30:01.744
. یه سرکشی آنی بود

01:30:03.791 --> 01:30:06.259
. خب ، من فکر می کردم که مشکل از من بود

01:30:06.360 --> 01:30:09.090
. حالا که دارم بیشتر فکر
می کنم ، میفهمم که حق با توه

01:30:17.706 --> 01:30:20.799
. ملانی ، من دیگه احساس غریبه بودن نمی کنم

01:30:30.251 --> 01:30:32.218
. هریت گم شده

01:30:34.957 --> 01:30:39.120
. خیلی چیزای ناگفته مونده بود
که ، فراموش کرده بودم به بوگی بگم

01:30:39.228 --> 01:30:41.924
. و دیگه هم نمی تونستم بهش بگم

01:30:42.030 --> 01:30:45.192
. ماهیگیر ها منو دیده بودن که
همراه با جریان آب در حرکت بودم

01:30:46.335 --> 01:30:49.565
. بعدش ، اونا بودن که با
قایقشون منو به زندگی برگردوندند

01:30:49.670 --> 01:30:52.901
گرمم کردند و بهم پیشنهاد
دادن که منو تا خونه میرسونند

01:30:53.007 --> 01:30:55.168
. اما من خودداری کردم...

01:31:34.415 --> 01:31:36.541
. مردم فکر کردند که من مرده ام

01:31:41.022 --> 01:31:42.955
. اه ، من که همچین فکری نکردم

01:31:43.057 --> 01:31:45.617
، میتونی مثل یه دختر خوب ، آتیش بهم برسونی
هری ، میشه ؟

01:31:51.465 --> 01:31:53.432
. (گمون نمی کنم تو ازون
دخترا باشی (دخترای قرطی

01:32:06.280 --> 01:32:09.613
، مردم دوستت دارن
. فقط بخاطر اینکه تو جون سالم بدر بردی

01:32:09.718 --> 01:32:11.742
من چکار باید بکنم ؟

01:32:12.853 --> 01:32:15.344
. باید دوباره از نو شروع کنی

01:32:15.456 --> 01:32:18.016
میدونی نظر من چیه ؟

01:32:18.125 --> 01:32:20.183
بنظر من هر اتفاقی که برات افتاده

01:32:20.295 --> 01:32:23.059
، توسط هر شخصی که ملاقاتش میکنی...
هر شخصی که برات مهمه

01:32:23.165 --> 01:32:27.612
. اون اتفاقات یا به تدریج تو رو از پا درت میارن ، یا باعث تولد دوباره
تو میشن... (منظورش اینه که باید از تجربیات خوب و بد زندگی درس گرفت)

01:32:27.636 --> 01:32:30.433
. یادمه یه نفر دیگه هم همچین چیزی بهم گفته

01:32:30.538 --> 01:32:32.836
. اون باید خیلی عاقل بوده باشه

01:32:33.875 --> 01:32:36.309
. اه ، یادم اومد
. اون ویکتوریا کوچولو بود

01:32:38.513 --> 01:32:42.004
(تا حالا تجربه مرگ داشتی ؟ (مرگ احساسی
. دو یا سه بار

01:32:42.117 --> 01:32:45.237
قول میدی که به کسی نگی ؟ (... منظورش
حرفها و اتفاقاتیه که بینشون بوده یا قراره)

01:32:46.755 --> 01:32:49.087
. قول

01:32:59.066 --> 01:33:01.033
. هری ، تا حالا به این موضوع فکر کردی

01:33:01.135 --> 01:33:05.697
. یکی از شعر های خوبت تا چهار
هزار سال هم میتونه تازگیش رو حفظ کنه

01:33:08.377 --> 01:33:10.435
. کاپتان جان ، من دوستت دارم

01:33:21.156 --> 01:33:24.283
، حالا بوسم میکنی
. مثل همون بوسه ای که از والری گرفتی

01:33:29.464 --> 01:33:31.955
. بیا بریم
. من تا خونه می رسونمت

01:33:37.438 --> 01:33:41.601
. هی. کمکم میکنی رو پام وایستم
. در جریانی که ، من فقط یه پا دارم

01:33:42.644 --> 01:33:45.272
، کاپتان جان
شما از همه بیشتر به کی اهمیت میدین ؟

01:33:45.380 --> 01:33:48.143
. به همه

01:33:57.124 --> 01:33:59.615
. بادهای بهاری شروع به وزیدن کردند

01:33:59.728 --> 01:34:04.131
، فصل شادی ها، جشن های تاریخی. فصلی
که میل زوج خواهی رو تو مردان تقویت میکنه

01:34:04.232 --> 01:34:06.860
. هندو ها اومدن فصل جدید رو جشن میگیرن

01:36:35.650 --> 01:36:37.617
. هریت

01:36:37.719 --> 01:36:39.686
. ملانی و والری

01:36:47.194 --> 01:36:49.093
ننجون کجاست ؟ -
. تو خونه ی زمستونیه -

01:36:49.196 --> 01:36:51.322
. ننجون -
. ننجون. سریع -

01:36:51.432 --> 01:36:55.265
. بچه ما ، بچه ما ، بچه ما ، بچه ما

01:36:55.369 --> 01:36:57.427
. ننجون ، لازمت دارن
. اون داخل

01:36:57.538 --> 01:36:59.768
!! بچه ی ما ، بچه ی ما

01:37:00.842 --> 01:37:02.809
. این نامه ها از آمریکا اومدن

01:37:13.488 --> 01:37:15.752
. کاپیتان جان -
. کاپیتان جان -

01:37:15.857 --> 01:37:19.817
. اون همیشه وفاداره (کلمه ای لاتین که شعار تفنگداران
دریایی آمریکا است). اون هنوز تو کار تجارت سیبه

01:37:19.928 --> 01:37:21.895
چه نوع سیبی ؟

01:37:21.996 --> 01:37:25.556
. شبیه همین سیبیه که میخوریم
سیب فرانسوی و

01:37:25.666 --> 01:37:28.106
، فقط کافیه یه بار بچشیدش
. دیگه اصلا مزه اش رو فراموش نمیکنید

01:37:29.037 --> 01:37:31.095
!!منتظر سوال بعدیت هستما ؟

01:37:31.206 --> 01:37:34.140
مزه اش چقدر خوبه ؟
. خیلی خوشمزه است

01:37:35.243 --> 01:37:37.404
. حالا پاشو برو داخل
خونه تابستونی و بازی کن

01:37:37.512 --> 01:37:39.570
. پاشو عزیزم

01:37:58.632 --> 01:38:00.531
!! یه کاکل زریه دیگه

01:38:06.174 --> 01:38:08.141
هیس

01:38:11.612 --> 01:38:13.704
. نه ، نه ، نه
. شما باید منتظر بمونید

01:38:30.297 --> 01:38:32.458
ده دقیقه ی پیش اون بدنیا نیومده بود

01:38:32.566 --> 01:38:34.678
. و فردا ما اونو بعنوان یه فرد جدید می
پذیریم... (از فردا باعث سرگرمی ما میشه)

01:38:34.702 --> 01:38:36.828
در حالیکه ما دیروز -
. دیروز غمگین -

01:38:36.937 --> 01:38:39.735
. اما امروز
. آره امروز

01:38:39.841 --> 01:38:43.276
. یه بچه ی جدید اومده بینمون
.. بچه و ما

01:38:43.377 --> 01:38:47.074
. رودخانه ی بزرگ و کل
دنیا و همه چیزی که درونشه...

01:38:55.290 --> 01:38:58.019
. رودخانه در حرکت است بمانند جهان اطراف ما

01:38:58.125 --> 01:39:01.253
. از غروب تا شامگاهان ، از سحرگاه تا ظهر

01:39:01.363 --> 01:39:05.423
، خورشید در تعقیب روز
. همانطور که شب در تعقیب ماه و ستارگان

01:39:05.533 --> 01:39:08.457
. روزها به پایان میرسند
و ما به پایانمان نزدیک

01:39:08.481 --> 01:39:28.481
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:39:28.505 --> 01:39:48.505
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.