﻿WEBVTT

00:00:10.500 --> 00:00:13.457
‫«فیلمی ‌که در بیستمین...

00:00:13.500 --> 00:00:16.374
...‫جشنواره‌ی فیلم ونیز

00:00:16.500 --> 00:00:20.499
‫برنده‌ی جایزه‌ی شیر طلایی شد»

00:00:22.000 --> 00:00:32.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:32.100 --> 00:00:42.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:02:12.916 --> 00:02:15.916
‫دیگه زن‌ها دوستمون ندارن

00:02:15.999 --> 00:02:19.082
‫چون ما لباسهای سیاه میپوشیم

00:02:20.124 --> 00:02:23.124
‫"آنهایی که از خدمت فرار میکنند
‫اعدام خواهند شد"

00:02:24.166 --> 00:02:26.999
‫"به اندازه‌ی کافی فساد نیست
"تا تمام شجاعان را دفن کرد

00:02:27.999 --> 00:02:31.999
‫"هر کس در حال
‫حمل اسلحه‌ی گرم دیده شود..."

00:02:32.082 --> 00:02:35.916
"‫"بی‌درنگ اعدام خواهد شد

00:03:34.833 --> 00:03:37.999
‫- حکومت نظامی ‌تموم شده؟
‫- بله، ساعت ۶:۱۰ هست

00:03:39.957 --> 00:03:42.916
‫خوش شانسیم که امروز هوا دوباره ابریه

00:03:43.916 --> 00:03:46.999
‫وقتی ابری باشه
‫نمیتونن راحت روی سرمون بمب بندازن

00:03:49.791 --> 00:03:51.791
‫نوبت ماست

00:04:37.874 --> 00:04:39.749
‫"ما پیروز خواهیم شد"

00:04:55.874 --> 00:04:58.916
‫بیا اینجا
‫صدامون رو نشنیدی؟

00:05:03.749 --> 00:05:05.874
‫فریاد زدن فایده‌ای نداره

00:05:05.957 --> 00:05:08.916
‫اگه آلمانی بلد نباشه که نمیفهمه

00:05:08.999 --> 00:05:12.957
‫ببخشید آقا
‫این نزدیکی‌ها تلفن هست؟

00:05:13.791 --> 00:05:17.874
‫تمام بارهای مشروب فروشی بسته هستن
‫پنچر کردید؟

00:05:17.957 --> 00:05:21.833
‫الان بار چهارمه
‫دیگه لاستیک زاپاس نداریم

00:05:21.957 --> 00:05:26.791
‫همین گوشه یه مغازه‌ی
لاستیک فروشی هست

00:05:26.957 --> 00:05:28.791
‫واقعاً؟
خیلی ممنون

00:05:28.874 --> 00:05:32.708
‫میگه همین گوشه
‫یه مغازه‌ی لاستیک فروشی هست

00:05:32.791 --> 00:05:35.749
‫این پارتیزان‌ها یه میخ دیگه گذاشتن سر راه؟
(پارتیزان: طرفدار و حامی‌های متعصب)

00:05:35.791 --> 00:05:37.874
‫لاستیک زاپاس رو بردار

00:05:38.833 --> 00:05:40.957
‫- سیگار؟
‫- ممنون

00:05:42.916 --> 00:05:43.957
‫مرسی

00:05:44.749 --> 00:05:46.749
‫بپیچید سمت راست

00:05:46.833 --> 00:05:48.666
‫و اولین نبش. برید مستقیم

00:05:48.874 --> 00:05:50.666
‫متشکرم

00:05:51.833 --> 00:05:52.833
‫ممنونم

00:05:52.916 --> 00:05:55.749
‫- اهل ژنو هستید؟
‫- ناپل

00:05:55.791 --> 00:05:56.957
‫آه، ناپل

00:05:57.708 --> 00:06:03.666
‫پارسال همین موقع من در ناپل بودم
‫توی هتل وسویو

00:06:03.708 --> 00:06:07.666
‫پنجره‌های اتاقم رو که باز میکردم
‫دریا رو میتونستم ببینم

00:06:07.749 --> 00:06:12.666
‫یه طرفم مرجلینا و پوسیلیپو بود
و طرف دیگه‌م کاپری و سورنتو

00:06:12.708 --> 00:06:15.833
‫- و خاله ترسا هم اون پایین
‫- درسته

00:06:15.916 --> 00:06:20.708
‫خیلی متأسف شدیم که ناپل رو ترک کردیم
کم کم داشت خوشمون میومد ازش

00:06:20.916 --> 00:06:24.833
‫اما از طرف دیگه
‫همشهری‌هات...

00:06:25.666 --> 00:06:27.833
‫از رفتنمون خوشحال شدن

00:06:28.874 --> 00:06:32.666
‫از فرط خوشحالی
‫شروع کردن به شلیک کردن به طرفمون

00:06:33.708 --> 00:06:36.874
‫راستش من اهل سورا هستم

00:06:37.666 --> 00:06:39.749
‫بین ناپل و رُم قرار داره

00:06:39.833 --> 00:06:42.916
‫پس در واقع،
‫من بیشتر احساس میکنم رُمی ‌هستم تا ناپلی

00:06:43.749 --> 00:06:46.833
‫رُمی‌ها هم بهمون اهمیت نمی‌دن

00:06:47.874 --> 00:06:52.791
‫- شما در رُم مستقر هستید؟
‫- دیگه نه. حالا در میلان هستم

00:06:52.874 --> 00:06:55.708
‫- ازش خوشتون میاد؟
‫- اصلاً

00:06:55.833 --> 00:07:00.624
‫هواش افتضاحه
‫و مردمش هم سرکش هستن

00:07:00.833 --> 00:07:03.791
‫شما ایتالیاییها
‫زیاد این جنگ رو دوست ندارید

00:07:03.874 --> 00:07:05.874
‫ما جنگ رو اصلاً دوست نداریم

00:07:06.666 --> 00:07:11.624
‫این یه جنگ کاملاً ضروریه
شما موافق نیستید؟

00:07:11.708 --> 00:07:13.874
‫بله، اما همه دیدگاه من رو ندارن

00:07:14.624 --> 00:07:17.874
‫دقیقاً. و این شرایط
‫و موقعیتهای خیلی بدی رو فراهم میکنه

00:07:18.624 --> 00:07:21.624
‫- میتونم کمکی بکنم؟
خیر، ممنون -

00:07:21.749 --> 00:07:23.749
‫من دیگه باید برم سر کارم

00:07:23.791 --> 00:07:25.708
‫ممنونم آقای...

00:07:25.749 --> 00:07:27.833
‫گریمالدی
من مهندس هستم

00:07:28.583 --> 00:07:31.833
‫سرهنگ مولر
‫امیدوارم دوباره همدیگه رو ببینیم

00:07:32.583 --> 00:07:34.708
‫منم همینطور

00:09:06.624 --> 00:09:09.708
‫- ساعت چنده؟
‫- تازه ۶. بگیر بخواب

00:09:11.541 --> 00:09:13.666
‫دوباره رفته بودی قمار؟

00:09:13.791 --> 00:09:16.624
‫نگران نباش
‫بعداً با هم حرف میزنیم

00:09:17.500 --> 00:09:18.708
‫کسی تماس نگرفت؟

00:09:19.541 --> 00:09:22.541
‫- بازم باختی؟
‫- یه سؤال ازت پرسیدم

00:09:22.624 --> 00:09:25.500
‫من از کجا بدونم؟
از ماریا بپرس

00:09:42.624 --> 00:09:44.541
‫- ماریا
‫- کیه؟

00:09:44.624 --> 00:09:46.708
‫منم
‫کسی تماس نگرفت؟

00:09:46.749 --> 00:09:50.499
‫چرا اون وکیل، آقای بورگسیو
‫دو بار زنگ زد

00:09:50.541 --> 00:09:52.541
‫- کس دیگه‌ای زنگ نزد؟
‫- نه

00:09:52.541 --> 00:09:55.708
‫- اوه، آره، خانم کاملی
کانتلی. چی میخواست؟ -

00:09:56.500 --> 00:09:59.500
‫گفت به سرهنگ بگید
‫که برادرم آزاد شده

00:09:59.583 --> 00:10:02.583
‫- سلام رسوند و تشکر کرد
آزاد شده؟ مطمئنی؟ -

00:10:02.666 --> 00:10:06.499
‫آره، گفت برگشته خونه

00:10:06.583 --> 00:10:09.624
‫آزاد شده
‫من که این آلمانی‌ها رو درک نمی‌کنم

00:10:09.708 --> 00:10:12.708
‫- یکم قهوه درست کنم؟
نه، بگیر بخواب -

00:10:13.624 --> 00:10:17.583
‫اوه، یه بسته هم رسید
‫گذاشتمش توی اتاق ناهارخوری

00:10:30.499 --> 00:10:32.749
‫"این بسته برای پدرم هست
‫امیدوارم آن را بدستش برسانید"

00:10:44.500 --> 00:10:46.500
‫بازم گوشت خوک

00:11:19.708 --> 00:11:22.500
‫اونا برق رو قطع کردن

00:11:34.666 --> 00:11:39.457
‫والریا، من توی دردسر افتادم
‫باید کمکم کنی

00:11:39.500 --> 00:11:40.666
‫چی میخوای؟

00:11:41.415 --> 00:11:44.541
‫یه چیزی بهم بده که بتونم وثیقه بذارم
‫فقط برای چند روز

00:11:44.666 --> 00:11:48.624
‫دیشب کلی بدهی بالا آوردی

00:11:48.708 --> 00:11:51.499
‫من یه حرومزاده‌ی بدشانسم

00:11:51.541 --> 00:11:56.500
‫بورگسیو ۱۰۰،۰۰۰ لیره
برای پسرش بهم داد

00:11:56.583 --> 00:11:59.457
‫و من همه‌ش رو قمار کردم

00:11:59.500 --> 00:12:03.499
‫میخواستم باهاش ۵۰٬۰۰۰ تایی رو که
بدهکار بودم بدست بیارم

00:12:03.541 --> 00:12:05.541
‫و این قرار بود شب شانس من باشه

00:12:06.499 --> 00:12:08.500
‫آخه شب قبلش رو باخته بودم،

00:12:08.624 --> 00:12:11.666
‫پس دیشب بایستی میبردم

00:12:12.457 --> 00:12:16.415
‫اون حرومزاده‌ی لعنتی
‫برام بدشانسی آورد و همه چیز رو برد

00:12:18.624 --> 00:12:20.583
‫شب خیلی بدی بود

00:12:21.500 --> 00:12:25.415
‫فقط خدا میدونه چی بهم گذشت

00:12:25.666 --> 00:12:28.457
‫انجام این ریسکها
‫بخاطر تو هم هستن

00:12:28.500 --> 00:12:33.374
‫فکر میکنی بخاطر داشتن زنی مثل تو
‫احساس مسئولیت نمی‌کنم؟

00:12:33.583 --> 00:12:36.583
‫و از اینکه زندگی‌ای که استحقاقش رو داری
‫بهت نمیدم احساس بدی ندارم؟

00:12:37.415 --> 00:12:41.500
‫سه ماهه داری این حرف رو میزنی
‫کاملاً میدونم

00:12:42.415 --> 00:12:44.457
‫دیگه نمیتونی خرم کنی

00:12:58.624 --> 00:13:00.415
‫الو؟

00:13:00.457 --> 00:13:01.583
‫عزیزم آقای بورگسیو

00:13:02.415 --> 00:13:05.415
‫نه، اصلاً مزاحم نیستید
‫من یه پرنده‌ی سحرخیزم

00:13:05.583 --> 00:13:07.415
‫خبر؟

00:13:08.415 --> 00:13:11.415
‫همه چیز مرتبه

00:13:12.499 --> 00:13:14.500
‫چی بود؟

00:13:14.583 --> 00:13:17.374
‫دستور رو اجرا کردن؟

00:13:18.374 --> 00:13:19.624
‫نه، هنوز نه

00:13:20.415 --> 00:13:24.583
‫اما امروز همه چیز درست میشه

00:13:26.499 --> 00:13:28.374
‫میدونم

00:13:28.541 --> 00:13:30.457
‫نگرانی‌تون رو درک میکنم

00:13:32.374 --> 00:13:35.457
‫اما جایی غیبت نزنه
‫برو و به همسرت اطلاع بده

00:13:35.541 --> 00:13:38.624
‫به اون زن بیچاره بگو
‫که همه چیز درست میشه

00:13:39.499 --> 00:13:42.290
‫باید به من اعتماد کنید

00:13:43.374 --> 00:13:47.374
‫از صمیم قلب پیگیر این قضیه هستم
‫حتی شبها هم نمیخوابم

00:13:47.457 --> 00:13:49.332
‫باهاش صحبت کردم

00:13:49.457 --> 00:13:52.583
‫امروز نتایجش رو میفهمم
‫هر چی خدا بخواد همون میشه

00:13:53.374 --> 00:13:55.332
‫نگران نباشید

00:13:56.374 --> 00:13:57.583
‫نگران نباشید

00:14:10.374 --> 00:14:13.374
‫والریا
‫موضوع مرگ و زندگیه

00:14:13.499 --> 00:14:18.374
‫باید تا قبل از ظهر ۵۰،۰۰۰ تایی رو که
‫به اون آلمانی کثیف بدهکارم بدم

00:14:18.415 --> 00:14:22.415
‫وگرنه پسر آقای بوگسیو رو
به آلمان میفرسته

00:14:22.499 --> 00:14:24.457
‫به من چه مربوطه؟

00:14:25.332 --> 00:14:28.332
‫یه چیزی بهم بده
‫که فقط واسه ۲روز وثیقه بذارم

00:14:28.374 --> 00:14:31.457
‫تو که قبلاً اون
‫گوشواره‌ی زمرد سبزم رو کش رفتی

00:14:31.541 --> 00:14:34.500
‫همه رو برمیگردونم. قسم میخورم
باور نمی‌کنی؟

00:14:35.290 --> 00:14:38.290
‫- نه
‫- انقدر ظالم نباش

00:14:39.332 --> 00:14:42.499
‫- قسم میخورم دیگه قمار نمی‌کنم
‫- هرکاری میخوای بکن

00:14:42.541 --> 00:14:45.374
‫- من که دیگه دارم میرم
‫- کجا؟

00:14:45.415 --> 00:14:47.541
‫تورین
‫توی یه ایستگاه رادیویی کار پیدا کردم

00:14:48.332 --> 00:14:50.500
‫- چه کاری؟
‫- خوانندگی، احمق!

00:14:51.332 --> 00:14:54.499
‫رقص و بازیگری
‫حداقل یه زندگی رو واسه خودم شروع میکنم

00:14:56.499 --> 00:15:00.415
‫تو نمیفهمی‌ که الان
زمانه‌ی خیلی ناجوریه

00:15:01.290 --> 00:15:03.374
‫پر از خطره

00:15:04.374 --> 00:15:08.290
‫اما من هر کاری میکنم
سرم خیلی شلوغه

00:15:08.541 --> 00:15:12.500
‫دارم چند تا برنامه رو
‫برای نیروهای ارتش سازماندهی میکنم

00:15:13.374 --> 00:15:18.332
‫وقتی جنگ تموم بشه
‫تو رو برای نمایشهای جنگی معرفی میکنم

00:15:18.415 --> 00:15:20.499
‫تمام دوستات بهت حسودی میکنم

00:15:21.290 --> 00:15:23.290
‫تو قول زیاد دادی

00:15:24.290 --> 00:15:28.249
‫یعنی وقتی تمام سرمایه‌م
‫توی جنوب قرار داره، میتونم کاری کنم؟

00:15:28.290 --> 00:15:33.249
‫بازم جنوب! اصلاً دیگه مطمئن نیستم
‫حتى جنوب وجود داشته باشه

00:15:36.499 --> 00:15:38.290
‫خب؟

00:15:40.290 --> 00:15:41.415
‫خب، چی؟

00:15:41.499 --> 00:15:44.499
‫اگه فقط گردنبند
‫و دستبندت رو بهم قرض بدی

00:15:45.290 --> 00:15:47.457
‫و حلقه و سنجاق سینه‌م رو؟

00:15:47.499 --> 00:15:51.332
‫گفتم نه!
‫اصرار فایده‌ای نداره

00:15:53.500 --> 00:15:57.457
‫چرا این حلقه‌ای که بهم دادیش رو
‫وثیقه نمیذاری؟

00:15:58.374 --> 00:16:01.290
‫اونی که یاقوت آسیایی داره

00:16:02.290 --> 00:16:03.457
‫بگیرش

00:16:04.332 --> 00:16:06.290
‫اینو وثیقه بذار

00:16:08.249 --> 00:16:11.374
‫فکر میکنی من نفهمیدم که بدلیه؟
‫احمق!

00:16:13.332 --> 00:16:16.499
‫هنوز مردی از مادر زاییده نشده
که بتونه والریا رو رو گول بزنه

00:16:18.290 --> 00:16:22.207
‫من هیچوقت چیزی نگفتم

00:16:22.415 --> 00:16:24.374
‫چون یه خانم متشخصم

00:18:09.207 --> 00:18:11.290
‫دوریا؟
تو میتونی بری داخل

00:18:11.374 --> 00:18:15.290
‫- گروهبان یکم هاگمن داخل هستن؟
سرش شلوغه اما میتونید برید داخل -

00:18:32.249 --> 00:18:35.124
‫- اجازه هست؟
‫- بفرمایید

00:18:35.166 --> 00:18:37.249
‫اما یه لحظه بهم وقت بدید

00:18:37.332 --> 00:18:40.290
‫اون یک هفته‌ی پیش
‫بیرون از سن‌جورجیو دستگیر شد

00:18:40.415 --> 00:18:44.249
‫زندان ماراسی منو به اینجا فرستاد

00:18:44.332 --> 00:18:47.332
‫- اسمش؟
‫- کانواری، آلبرتو

00:18:48.290 --> 00:18:51.207
‫- بررسی کنید، لطفاً
‫- همین الان

00:18:51.290 --> 00:18:54.082
‫کانواری، آلبرتو

00:18:55.082 --> 00:18:57.332
‫همون کمونیستیه که
هفته‌ی پیش اعدام شد

00:18:57.374 --> 00:19:02.082
‫نه اون کمونیست نیست
‫شوهر من توی مسائل سیاسی دخالت نمی‌کنه

00:19:02.207 --> 00:19:04.249
‫به جون بچه‌های کوچیکم قسم میخورم

00:19:05.124 --> 00:19:08.166
‫اون گفت که همراه کمونیستها دستگیر شده

00:19:08.207 --> 00:19:13.041
‫اما اگه درگیر مسائل سیاسی نباشه،
آزاد میشه

00:19:13.166 --> 00:19:15.249
‫- اما کِی؟
‫- تصمیمش با من نیست

00:19:15.374 --> 00:19:19.207
‫میتونم ببینمش
و چندتا لباس تمیز براش ببرم؟

00:19:19.290 --> 00:19:22.290
‫باید از مسئول زندان بخواید

00:19:25.166 --> 00:19:26.249
‫ممنونم

00:19:31.207 --> 00:19:34.249
‫- ببخشید، لطفاً
‫- صبر کن. من سرم شلوغه

00:19:34.374 --> 00:19:37.207
‫- خانم‌ها مقدم هستن
‫- خب؟

00:19:38.082 --> 00:19:41.041
‫ما داریم دنبال
ستوان میکل فاسیو میگردیم

00:19:41.124 --> 00:19:43.249
‫اون پنجشنبه‌ی گذشته
در ساونا بازداشت شد

00:19:43.332 --> 00:19:46.124
‫- شما از خانواده‌ش هستید؟
من همسرش هستم -

00:19:46.207 --> 00:19:48.041
‫من مادرش هستم

00:19:48.124 --> 00:19:50.124
‫پسر من هرگز در مسائل سیاسی دست نداشته

00:19:50.207 --> 00:19:54.124
‫اون در آفریقا و آلبانی جنگید
و یه مدال نقره بهش دادن

00:19:54.207 --> 00:19:56.124
‫گفتید میکل فاسیو؟

00:19:56.207 --> 00:19:58.166
‫لطفاً، خانم سیگلنده

00:20:05.207 --> 00:20:08.207
‫ستوان میکل فاسیو
‫پسر آنجلو و ماتیلده ماسوئرو،

00:20:08.290 --> 00:20:12.041
‫زاده‌ی واریگوته
‫در ۸ ژوئن سال ۱۹۱۶؟

00:20:12.082 --> 00:20:13.082
بله

00:20:14.124 --> 00:20:16.207
‫ستوان فاسیو به دلیل اینکه...

00:20:16.290 --> 00:20:22.249
‫عضوی از تشکیلاتی بودن که
‫به نیروهای ما حمله کردن...

00:20:22.290 --> 00:20:26.249
‫و به دلیل مخالفت با
‫دولت قانونی جمهوری ایتالیا بازداشت شدن

00:20:27.041 --> 00:20:28.082
‫این حقیقت نداره

00:20:28.166 --> 00:20:31.249
‫اون بعد از هشتم سپتامبر
‫در ویلای پدرش اقامت کرد

00:20:32.041 --> 00:20:35.249
‫وقتی که باید
‫برای خدمت به ارتش گزارش میداد

00:20:35.290 --> 00:20:39.249
‫یه افسر ایتالیایی نیازی نداره
‫که وظایفش رو بهش دیکته کنن

00:20:39.999 --> 00:20:41.041
‫آروم باش کارلا

00:20:41.166 --> 00:20:45.999
‫این آقای محترم
‫فقط دارن میگن که میکل باید گزارش میداد

00:20:46.082 --> 00:20:49.207
‫شما باید درک کنید
‫اونا فقط چند تا پسر بچه هستن

00:20:49.290 --> 00:20:51.166
‫اتفاقات زیادی افتاده

00:20:51.249 --> 00:20:54.124
‫اون از بابت تمام این چیزا
خیلی ناراحت بود

00:20:54.207 --> 00:20:58.041
‫حال حاضر، زمان خیلی سختی
برای همه‌ست

00:20:58.249 --> 00:21:01.290
‫هر دو طرف باید
‫حرف همدیگه رو بفهمن

00:21:02.041 --> 00:21:06.082
‫تبلیغات تنفرآمیز
روح آدم رو عصبی میکنه

00:21:06.166 --> 00:21:08.124
‫اما امیدتون رو از دست ندید

00:21:08.207 --> 00:21:13.166
‫دوستان آلمانی ما
‫معمولاً خیلی فهمیده هستن

00:21:16.082 --> 00:21:17.957
‫بریم مادر

00:21:21.207 --> 00:21:24.957
‫بهت گفتم نمیتونیم امیدمون رو
به این آدمها ببندیم

00:21:30.957 --> 00:21:32.124
‫خیلی آتیشی‌مزاجه

00:21:32.249 --> 00:21:35.082
‫- قهوه، سرهنگ؟
‫- یه قهوه‌ی واقعی، بله

00:21:35.166 --> 00:21:37.207
‫- اما اگه مثل دفعه‌ی قبلیه...
‫- بله

00:21:37.999 --> 00:21:41.166
‫خیلی خب. ممنون
‫شما همیشه خیلی لطف دارید، خانم

00:21:49.041 --> 00:21:51.957
‫- آقای بورگسیو رو دیدم
‫- خب؟

00:21:51.999 --> 00:21:53.999
‫اون نتونست مبلغ رو بالا ببره

00:21:54.041 --> 00:21:56.999
‫اما یه چیزی بهم داد
‫که ارزشش خیلی بیشتره

00:21:57.082 --> 00:22:00.041
‫یه یاقوت آسیایی
‫که با طلای سفید پُر شده

00:22:00.166 --> 00:22:02.124
‫این به درد من نمیخوره

00:22:02.207 --> 00:22:04.999
‫من گفتم ۵۰٬۰۰۰ تا و فقط همین

00:22:05.041 --> 00:22:08.041
‫- اما این ارزشش خیلی بیشتره
‫- من پول میخوام

00:22:08.124 --> 00:22:12.041
‫- سنگهای قیمتی سرمایه گذاری خیلی خوبی هستن
‫- اما رد پول رو نمیشه گرفت

00:22:12.041 --> 00:22:15.041
‫- یه یاقوت، یاقوته دیگه
من پول میخوام -

00:22:15.082 --> 00:22:18.166
‫انقدر کله‌شق نباش
از کجا گیر بیارم؟

00:22:18.916 --> 00:22:19.999
‫ساده‌ست

00:22:20.124 --> 00:22:23.082
‫اگه ارزش اون حلقه بیشتر از ۵۰،۰۰۰ لیره

00:22:23.166 --> 00:22:26.166
‫بفروشش و بقیه‌ش رو نگه‌دار

00:22:26.249 --> 00:22:29.082
‫خب خیلی بد شد
‫من میخواستم تو داشته باشیش

00:22:29.124 --> 00:22:32.207
‫بالاخره یه روزی ازدواج میکنی،
نمیکنی؟

00:22:32.957 --> 00:22:36.916
‫ یه روزی...
‫قبل از اون خیلی اتفاقا میتونه بیوفته

00:22:36.999 --> 00:22:38.166
‫اینم از قهوه‌تون

00:22:38.957 --> 00:22:40.999
‫پس توافق کردیم

00:22:42.041 --> 00:22:43.957
‫همیشه در خدمتیم

00:22:44.041 --> 00:22:47.041
‫بابت همه چیز ممنونم، گروهبان یکم
‫خدانگهدار

00:22:50.082 --> 00:22:53.082
‫میتونیم به خانم فاسیو کمک کنیم؟

00:22:53.124 --> 00:22:56.082
‫نه، فایده‌ای نداره

00:22:56.166 --> 00:22:58.957
‫و از اون زنه هم خوشم نیومد

00:22:59.124 --> 00:23:00.957
‫من خوشم اومد

00:23:03.916 --> 00:23:07.124
‫یادت باشه
‫من فردا صبح منتظرم

00:23:07.916 --> 00:23:09.041
‫باشه

00:23:25.124 --> 00:23:28.916
‫خانمها
‫من توی اون بار منتظرم

00:23:28.999 --> 00:23:30.874
‫خبرهای خوبی دارم

00:23:54.124 --> 00:23:56.957
‫لطفاً بشینید

00:23:58.916 --> 00:23:59.957
‫بفرمایید

00:24:02.916 --> 00:24:05.916
‫من سرهنگ گریمالدی هستم

00:24:09.166 --> 00:24:13.916
‫انجیل میگه
‫"قضاوت نکنید تا مبادا مورد قضاوت قرار گیرید"

00:24:13.999 --> 00:24:17.124
‫نذارید ظواهر گولتون بزنن، خانم

00:24:17.874 --> 00:24:19.957
‫من اسمم رو بهتون گفتم

00:24:19.999 --> 00:24:23.124
‫اما نپرسید که چرا با
‫آلمان‌ها دوست هستم

00:24:24.874 --> 00:24:27.833
‫درجه‌های آبی نشون میدن
‫که من با افتخار و صداقت...

00:24:27.916 --> 00:24:30.041
‫به کشورم خدمت کردم

00:24:30.124 --> 00:24:34.041
‫کشور ما خیلی تحقیر و لگدمال شده

00:24:34.833 --> 00:24:36.833
‫سه تا قهوه، لطفاً

00:24:36.957 --> 00:24:38.957
‫- قهوه‌ی ناپلی؟
‫- بله

00:24:39.041 --> 00:24:42.082
‫ببخشید که انقدر ناگهانی
بهتون نزدیک شدم

00:24:42.833 --> 00:24:44.999
‫اما زمانه‌ی خیلی خطرناکی شده

00:24:46.041 --> 00:24:48.791
‫من میرم سر اصل مطلب

00:24:48.874 --> 00:24:51.999
‫باید در مورد مسائل حیاتی
با احتیاط برخورد کنم

00:24:52.041 --> 00:24:56.874
‫درست مثل شما در مقابل دیگران

00:24:57.833 --> 00:24:59.874
‫من موضع خودم رو روشن میکنم

00:25:01.874 --> 00:25:05.041
‫با توجه به شرایط

00:25:05.833 --> 00:25:10.833
‫ما باید یه مسیر با احتیاط رو
در پیش بگیریم

00:25:10.916 --> 00:25:13.791
‫گوش کنید، سرهنگ
‫بذارید موضوع رو روشن کنیم

00:25:13.874 --> 00:25:16.791
‫اگه شما میتونید به همسرم کمک کنید
‫فقط بهم بگید چطوری

00:25:16.874 --> 00:25:19.833
‫- کارلا
‫- بذارید بریم سر اصل مطلب

00:25:19.874 --> 00:25:22.999
‫شما پرسیدید که آیا میتونم
به همسرتون کمک کنم یا نه

00:25:23.791 --> 00:25:27.874
‫من میگم
‫ "منم در مقامم یه محدودیتهایی دارم"

00:25:27.957 --> 00:25:34.749
‫اما حالا درست یا غلط
‫اتهامات همسر شما خیلی جدی هستن

00:25:34.833 --> 00:25:38.749
‫یه نفر منتظر منه
‫یه پرونده‌ای که خیلی به همسر شما شبیه هست

00:25:38.874 --> 00:25:41.999
‫امیدوارم بتونم
‫حداقل یه کمک کوچیکی بهش بکنم

00:25:42.082 --> 00:25:45.833
‫ما ایتالیاییها باید به همدیگه کمک کنیم

00:25:45.916 --> 00:25:48.041
‫حتی اگه با هم دشمن باشیم

00:25:48.749 --> 00:25:51.791
‫ببخشید
‫الان برمیگردم

00:25:53.791 --> 00:25:56.749
‫بنظر میرسه آدم خوبی باشه

00:26:08.999 --> 00:26:13.833
‫میتونی راحت باشی
‫پسرت رو نمیفرستن آلمان

00:26:13.916 --> 00:26:18.833
‫بابت تمام کارهایی که کردی
و میکنی ممنونم

00:26:18.916 --> 00:26:21.999
‫اما فکر میکنی آزاد میشه؟

00:26:22.749 --> 00:26:25.999
‫نمیتونیم انتظار زیادی داشته باشیم
‫بیاید فقط خوشحال باشیم که از اینجا نمیره

00:26:26.791 --> 00:26:27.999
‫بعد به بقیه‌ش فکر میکنیم

00:26:29.791 --> 00:26:31.957
‫- من یه پیشنهاد کاری کوچیک دارم
‫- بفرمایید

00:26:31.999 --> 00:26:36.957
‫دوتا خانم در وضعیت مالی بدی قرار دارن

00:26:36.999 --> 00:26:39.999
‫و میخوان یه ارثیه‌ی خانوادگی رو بفروشن

00:26:40.999 --> 00:26:43.749
‫یه یاقوت آسیایی

00:26:44.749 --> 00:26:45.708
‫خیلی قشنگه

00:26:45.791 --> 00:26:47.874
‫یه سنگ فوق العاده فقط ۵۰٬۰۰۰ لیره

00:26:47.999 --> 00:26:51.791
‫پنجاه هزارتا؟
‫از کجا بیارم؟

00:26:51.791 --> 00:26:55.791
‫بخاطر اون ۱۰۰،۰۰۰ لیره که بهت دادم

00:26:55.874 --> 00:27:00.874
‫مجبور شدم خونه‌م رو
‫با شرایط خیلی بدی رهن بدم

00:27:00.957 --> 00:27:01.916
‫درک میکنم

00:27:02.708 --> 00:27:04.999
‫اما میتونم به یه نفر دیگه نشونش بدم

00:27:05.749 --> 00:27:08.957
‫نه زحمت نکشید
‫خداحافظ

00:27:09.708 --> 00:27:11.749
‫- خیلی ممنونم
‫- خواهش میکنم

00:27:25.957 --> 00:27:27.749
‫ببخشید

00:27:27.791 --> 00:27:30.791
‫شما قهوه‌تون رو نخوردید؟
‫قهوه‌ی اصله

00:27:30.874 --> 00:27:33.791
‫ما همیشه توی خونه
‫قهوه‌ی اصل میخوردیم

00:27:34.749 --> 00:27:36.708
‫چند تُن ازش داریم

00:27:36.833 --> 00:27:38.791
‫اهمیت ندید

00:27:38.874 --> 00:27:41.791
‫اون فقط ناراحته
‫ما رو تنها نذارید

00:27:41.874 --> 00:27:43.749
‫نگران نباشید

00:27:43.833 --> 00:27:48.833
‫سرهنگ اگه چیزی احتیاج داشتید...

00:27:48.916 --> 00:27:52.749
‫فکر کردید چون پدر مایکل ثروتمنده،
آزاد میشه

00:27:52.874 --> 00:27:56.874
‫اما تمام آدمهای دیگه‌ای که
بازداشت شدن چی؟

00:27:56.957 --> 00:27:59.916
‫- برای اونا هم پول میدید؟
بذاریدش به عهده‌ی من -

00:28:00.666 --> 00:28:01.791
‫کجا میتونم پیداتون کنم؟

00:28:01.874 --> 00:28:03.833
‫بهمون زنگ بزنید
‫با اسم فاسیو

00:28:03.916 --> 00:28:06.749
‫۸۶۳۸۶

00:28:08.708 --> 00:28:12.624
‫فاسیو... ۸۶۳۸۶

00:28:12.749 --> 00:28:13.874
‫خوبه

00:28:14.708 --> 00:28:19.833
‫امیدوارم به زودی خبرهای خوبی
در مورد پسرتون بدست بیاد

00:28:19.874 --> 00:28:21.624
‫ممنون

00:28:21.957 --> 00:28:23.791
‫خداحافظ

00:28:46.916 --> 00:28:50.624
‫هیچ خبر جدیدی
از آنزیو در دسترس نیست

00:28:50.708 --> 00:28:54.749
‫یک هواپیمای بمب افکن به دست
‫نیروهای ما نابود شد

00:28:54.791 --> 00:28:58.624
‫دو هواپیمای ایتالیایی مفقود شده‌اند

00:28:58.708 --> 00:29:00.708
‫اینها اخباری بودند که...

00:29:00.791 --> 00:29:02.583
‫سلام، خانم پینا

00:29:02.666 --> 00:29:04.624
‫میخوام یه معامله باهاتون بکنم
یه یاقوت آسیایی

00:29:04.749 --> 00:29:09.583
‫مال مادرم بود
‫تک تکه، فقط ۱۰۰٬۰۰۰ لیره

00:29:09.624 --> 00:29:11.749
‫خیلی قشنگه
اما نمیتونم

00:29:11.833 --> 00:29:14.833
‫میتونی نصفش رو الان بهم بدی
‫نصفش رو بعداً

00:29:14.874 --> 00:29:18.666
‫خیلی دوست دارم اما نمیتونم
‫زمانه‌ی سختی شده

00:29:18.791 --> 00:29:22.791
‫خب بکنیمش ۵۰،۰۰۰ تا
‫و تو بدهی‌هام رو صاف کن

00:29:22.833 --> 00:29:25.666
‫نباید منو وسوسه کنید
‫واقعاً نمیتونم

00:29:25.749 --> 00:29:28.624
‫تونستم یکم گوشت پیدا کنم

00:29:28.666 --> 00:29:29.791
‫سلام

00:29:30.624 --> 00:29:32.624
‫چی شده؟

00:29:32.708 --> 00:29:35.749
‫فقط یه موضوع کاری کوچیک
‫خدافظ، میکل

00:29:35.874 --> 00:29:37.666
‫خدافظ

00:29:45.583 --> 00:29:48.749
‫معامله‌ی خیلی خوبیه
یه یاقوت آسیایی

00:29:48.874 --> 00:29:51.666
‫فقط یه نگاه بهش بکنید

00:29:51.749 --> 00:29:54.708
‫- قشنگه
‫- هشتاد هزار لیره

00:29:55.583 --> 00:29:57.624
‫خیلی قشنگه
‫اما علاقه‌ای ندارم

00:29:57.874 --> 00:30:00.624
‫متأسفم، نه

00:30:00.708 --> 00:30:03.583
‫- مطمئنید؟
‫- متأسفم

00:30:03.666 --> 00:30:05.624
‫اما خیلی قشنگه

00:30:09.749 --> 00:30:11.624
‫ارزون میفروشمش

00:30:11.666 --> 00:30:14.541
‫یه یاقوت آسیایی

00:30:15.541 --> 00:30:18.583
‫متعلق به یه زن یهودیه
‫مجبور شد بفروشتش

00:30:18.666 --> 00:30:22.666
‫- هفتاد هزار لیره میفروشه
نه، ممنونم علاقه‌ای ندارم -

00:31:03.791 --> 00:31:05.708
‫ما تا ساعت ۲ تعطیلیم

00:31:05.749 --> 00:31:08.749
‫من یکی از دوستان خانم اولگا هستم
‫باز کنید، لطفاً

00:31:09.541 --> 00:31:12.624
‫- اون داره غذا میخوره
‫- بهش بگید یه دوست قدیمی ‌اومده

00:31:12.708 --> 00:31:13.749
‫کیه؟

00:31:15.666 --> 00:31:17.500
‫اولگا، منم

00:31:18.583 --> 00:31:19.708
‫امانوئل

00:31:31.666 --> 00:31:33.541
‫چطوری پیدام کردی؟

00:31:33.583 --> 00:31:36.541
‫چند روز پیش رفتم سراغ یکی از دوستات
‫به اسم اولینا

00:31:36.583 --> 00:31:40.541
‫چند روز پیش؟
‫اون ۳ هفته پیش اینجا رو ترک کرد

00:31:40.624 --> 00:31:44.666
‫می‌خواستم زودتر بیام
‫اما سرم خیلی شلوغ بود

00:31:44.749 --> 00:31:46.624
‫میتونم تصورش رو بکنم

00:31:46.708 --> 00:31:48.708
‫پس حالا چرا اومدی؟

00:31:51.499 --> 00:31:55.500
‫خیلی از دیدنت خوشحالم
‫فکر کردم تو هم همین احساس رو داری

00:31:55.541 --> 00:31:56.666
‫واقعاً؟

00:31:57.666 --> 00:32:01.541
‫- میدونم اشتباه کردم
درسته، اشتباه کردی -

00:32:03.666 --> 00:32:07.499
‫- پس خدافظ
‫- اولگا، هوا داره سرد میشه

00:32:07.541 --> 00:32:09.624
‫- خانم ورا
امانوئل -

00:32:11.583 --> 00:32:13.499
‫چه سورپرایزی

00:32:13.541 --> 00:32:15.541
‫حالتون چطوره؟
‫چی شد که به جنوا اومدید؟

00:32:15.624 --> 00:32:18.624
‫خونه‌مون در لیورنو منفجر شد،
واسه همین فرستادنم اینجا

00:32:18.708 --> 00:32:21.499
‫چرا بهم نگفتی امانوئل اینجاست؟

00:32:21.541 --> 00:32:23.500
‫- چیزی خوردی؟
‫- نه، راستش

00:32:23.541 --> 00:32:26.457
‫- برای ناهار پیشمون بمون
‫- نمیخوام مزاحم بشم

00:32:26.500 --> 00:32:28.666
‫این چه حرفیه
‫بیا

00:32:29.499 --> 00:32:33.500
‫کلی حرف با هم داریم
‫چند ساله که ندیدمت

00:32:34.583 --> 00:32:35.583
‫از نظر تو اشکالی نداره؟

00:32:35.666 --> 00:32:38.457
‫من؟
رئیس اونه

00:32:39.708 --> 00:32:42.666
‫خیلی خب، پس

00:32:43.457 --> 00:32:44.583
‫باهام بیا

00:32:50.666 --> 00:32:53.500
‫بذار بشینم
اولگا

00:32:53.541 --> 00:32:57.500
‫- سلام، خانمها
‫- غذا رو بیار، لطفاً

00:32:59.415 --> 00:33:03.500
‫چیکار می‌کردی؟
‫کجاها بودی؟

00:33:03.541 --> 00:33:04.666
‫اینجا و اونجا

00:33:05.457 --> 00:33:06.541
‫یه بار بالا،
یه بار پایین

00:33:07.415 --> 00:33:09.499
‫درسته. یه بار بالا
‫یه بار پایین

00:33:10.500 --> 00:33:14.457
‫اما شما بنظر سرحال میاین
‫خانم ورا

00:33:14.500 --> 00:33:16.500
‫- اوه، بد نیستم
کار و بار چطوره؟ -

00:33:16.583 --> 00:33:21.500
‫خوب نیست. ساعت ۹ که حکومت نظامی ‌میشه
‫همه خیلی نگران میشن

00:33:21.541 --> 00:33:23.457
‫میدونم

00:33:23.541 --> 00:33:27.415
‫تو چطور؟
‫البته به جز قمار کردن

00:33:27.457 --> 00:33:30.415
‫گذاشتمش کنار
کم و بیش

00:33:30.499 --> 00:33:33.374
‫الان یه مرد صاف و صادقم

00:33:33.457 --> 00:33:35.374
‫نگو بابا!

00:33:35.415 --> 00:33:37.583
‫- جواهرات میخرم و میفروشم
‫- مثل قبلنا

00:33:40.374 --> 00:33:43.500
‫نه، اونطوری نه

00:33:45.415 --> 00:33:49.374
‫حالا اینا رو میفروشم

00:33:50.374 --> 00:33:52.374
‫چقدر قشنگه!

00:33:55.415 --> 00:33:56.541
‫بذار ببینم

00:34:00.583 --> 00:34:02.374
‫خیلی قشنگه

00:34:04.541 --> 00:34:06.499
‫بده ببینم

00:34:07.541 --> 00:34:09.500
‫فوق‌العاده‌ست

00:34:12.583 --> 00:34:15.541
‫یه یاقوت آسیاییه

00:34:15.583 --> 00:34:20.499
‫الآن زمان خوبی برای خریدشه
‫مردم نیاز به فروختن اشیاء دارن

00:34:20.541 --> 00:34:24.541
‫لیره داره ارزشش رو از دست میده
‫اما سنگهای قیمتی نه

00:34:24.583 --> 00:34:28.415
‫قشنگه
‫اما قیمتش چنده؟

00:34:28.499 --> 00:34:31.374
‫زیاد نیست. ۵۰،۰۰۰ لیره

00:34:31.500 --> 00:34:34.332
‫متعلق به زن یه کله‌گنده‌ست

00:34:34.374 --> 00:34:36.500
‫شوهرش توی سیسیل مونده

00:34:36.583 --> 00:34:40.332
‫- اما ۵۰،۰۰۰ لیره...
‫- من میخرمش

00:34:40.374 --> 00:34:43.374
‫- تو؟
‫- به من نمیفروشیش؟

00:34:43.499 --> 00:34:47.500
‫اما خانم ورا و این خانم
ازش خوششون اومده

00:34:47.541 --> 00:34:51.500
‫- اگه اولگا خوشش اومده...
یه چک برات مینویسم -

00:34:51.541 --> 00:34:53.500
‫- به من اعتماد نداری؟
موضوع این نیست -

00:34:54.332 --> 00:34:56.290
‫پس چی؟

00:34:59.374 --> 00:35:01.457
‫خیلی وقته ندیدیش؟

00:35:02.457 --> 00:35:05.332
‫- بله
‫- از زمان لیورنو؟

00:35:05.415 --> 00:35:08.374
‫بله، بعدش رفتیم به لا اسپزیا

00:35:08.415 --> 00:35:12.374
‫اون خیلی عوض شده
‫همیشه بداخلاقه و بحث و جدل میکنه

00:35:12.415 --> 00:35:15.374
‫اگه مثل یه خواهر دوستش نداشتم...

00:35:16.499 --> 00:35:19.332
‫میخوای خانم ورا هم امضاش کنه؟

00:35:30.415 --> 00:35:31.500
‫ببخشید

00:35:37.499 --> 00:35:39.332
‫امانوئل

00:35:42.332 --> 00:35:43.499
‫بیا اینجا

00:35:48.415 --> 00:35:51.249
‫اگه خانم ورا
‫یا یکی از اون دخترا خریده بودش

00:35:51.332 --> 00:35:53.290
‫پول رو میگرفتی

00:35:53.499 --> 00:35:55.374
‫پس چرا پول رو از من قبول نمیکنی؟

00:35:56.499 --> 00:36:00.457
‫چرا با اینکه میدونستی بدلیه
‫برام چک نوشتی؟

00:36:06.499 --> 00:36:10.415
‫بیا این ۳۰٬۰۰۰ لیره
‫تمام پول نقدی هست که دارم. کافیه؟

00:36:12.500 --> 00:36:15.290
‫چرا این کار رو واسه من میکنی؟

00:36:18.415 --> 00:36:20.374
‫نمیدونم

00:36:23.249 --> 00:36:25.290
‫یا شاید هم میدونم

00:36:25.332 --> 00:36:27.332
‫تو بدجوری به من ضربه زدی

00:36:28.290 --> 00:36:31.207
‫اما ما روزهای شادی هم با هم داشتیم

00:36:32.332 --> 00:36:34.457
‫تنها روزهای زندگیم

00:36:35.290 --> 00:36:37.457
‫من با خاطره‌ی اون روزها زندگی کردم

00:36:41.290 --> 00:36:43.166
‫نه. از اینجا برو!

00:36:44.332 --> 00:36:46.374
‫برو

00:36:46.499 --> 00:36:50.207
‫و هیچوقت برنگرد

00:36:50.290 --> 00:36:52.290
‫خانم‌ها، به سالن بیاید

00:37:07.374 --> 00:37:10.374
‫بانک ۱۰,۰۰۰ لیره پول داره

00:37:10.415 --> 00:37:14.166
‫شرطهاتون رو ببندید
‫یه بار دیگه

00:37:14.249 --> 00:37:16.415
‫- بانک
‫- شرطی نیست

00:37:29.166 --> 00:37:30.207
‫کارت

00:37:30.290 --> 00:37:32.249
‫کارت
‫بانک شد ۹ هزارتا

00:37:33.124 --> 00:37:35.374
‫خوش به حال بانک
‫به این میگن باکارا (نوعی بازی ورق فرانسوی)

00:37:36.332 --> 00:37:39.207
‫۱۹،۵۰۰

00:37:39.290 --> 00:37:42.207
‫شرط هاتون رو ببندید

00:37:43.124 --> 00:37:46.124
‫- بانک
‫- شرطی نیست

00:37:57.207 --> 00:38:00.166
‫بانک شد ۸هزارتا

00:38:02.374 --> 00:38:05.166
‫هنوز یه بانک مونده

00:38:06.166 --> 00:38:10.124
‫بیا این پولت
‫بگیرش

00:38:10.207 --> 00:38:13.249
‫نگران نباشید. چیزی نیست

00:39:45.166 --> 00:39:48.999
‫این پیام رو بفرست
‫"مسئول کوکِ پیانو رسید"

00:40:42.999 --> 00:40:45.916
‫ایست، وگرنه شلیک میکنم

00:41:01.082 --> 00:41:04.999
‫فکر کردم میتونم بهت اعتماد کنم،
‫اما اشتباه میکردم

00:41:05.082 --> 00:41:09.207
‫خودت که میدونی چقدر مهم بود که
دِلا رُوِره رو زنده بگیریم

00:41:10.999 --> 00:41:13.082
‫حالا یه جسد چه به دردمون میخوره؟

00:41:14.082 --> 00:41:17.082
‫من دستورات صریحی رو بهت دادم

00:41:18.874 --> 00:41:20.957
‫- من اونا رو انجام دادم
‫- این کافی نیست

00:41:21.041 --> 00:41:23.999
‫تو باید حواست رو جمع میکردی
‫که به درستی انجام بشن

00:41:24.082 --> 00:41:27.874
‫ما نمی‌دونستیم اون کجا به زمین میشینه
منم نمیتونستم در یک آن همه جا باشم

00:41:27.957 --> 00:41:31.124
‫تو همیشه خوب بهونه میاری
‫اما یاد نگرفتی ازم اطاعت کنی

00:41:31.916 --> 00:41:35.041
‫یه سرباز شجاع
‫مثل یه جنایتکار ناچیز کشته شد

00:41:35.957 --> 00:41:39.999
‫اگه اینطوری نمرده بود
‫بالاخره به طریقی مشابه میمرد

00:41:40.874 --> 00:41:42.874
‫منظورت چیه؟

00:41:45.124 --> 00:41:49.041
‫میتونستیم اونو با یکی از ژنرال‌هامون که
توسط پارتیزان‌ها اسیر شدن معاوضه کنیم

00:41:49.124 --> 00:41:51.124
‫میتونستیم اونو گروگان بگیریم

00:41:51.874 --> 00:41:53.874
‫کاری که تو کردی غیرقابل‌بخششه

00:41:53.957 --> 00:41:56.124
‫من دیگه هیچ اشتباهی نمیخوام

00:41:59.957 --> 00:42:03.916
‫اجساد دِلا رُوِره و همدست‌هاش رو
به فاصله‌ی خیلی دوری از ژنو بسوزونید

00:42:03.957 --> 00:42:05.957
‫اونا باید ناشناخته باقی بمونن

00:42:06.041 --> 00:42:09.833
‫و سربازهایی که مسئول این کار هستن
باید به جبهه‌ی شرقی فرستاده بشن

00:42:09.916 --> 00:42:11.082
‫بله قربان

00:42:11.957 --> 00:42:15.916
‫همه جا شایعه کن که
‫ما دِلا رُوِره رو دستگیر کردیم

00:42:16.041 --> 00:42:17.957
‫بله قربان

00:42:18.916 --> 00:42:21.082
‫یه اتفاقی باید بیفته

00:42:21.957 --> 00:42:24.874
‫یه نفر سعی میکنه بیاد نجاتش بده

00:42:28.082 --> 00:42:29.957
‫میتونی بری

00:43:42.874 --> 00:43:44.791
‫اجازه هست؟

00:44:01.874 --> 00:44:02.916
‫الو؟

00:44:03.041 --> 00:44:06.791
‫الو؟
‫میخواستم با خانم فاسیو صحبت کنم

00:44:08.749 --> 00:44:09.833
‫خودم هستم

00:44:10.749 --> 00:44:12.957
‫من سرهنگ گریمالدی هستم

00:44:13.916 --> 00:44:16.749
‫گریه نکنید
‫خبرهای خوبی دارم

00:44:18.749 --> 00:44:20.833
‫من پرونده‌تون رو به مرکز فرستادم

00:44:20.916 --> 00:44:22.916
‫واقعاً؟

00:44:23.999 --> 00:44:25.874
‫شما باید قوی باشید

00:44:26.874 --> 00:44:29.957
‫رویه‌ی ساده‌ای نیست

00:44:30.874 --> 00:44:32.957
‫چی میگید؟

00:44:33.874 --> 00:44:35.957
‫من یکی رو میشناسم...

00:44:36.708 --> 00:44:39.916
‫که متأسفانه...
‫اما خوشبختانه برای ما...

00:44:39.999 --> 00:44:41.957
‫فقط خیلی حریصه

00:44:53.666 --> 00:44:54.874
‫جداً؟

00:44:56.957 --> 00:45:01.749
‫خیلی خب
‫توی همون کافه‌ی قبلی میبینمتون

00:45:01.874 --> 00:45:04.749
‫زود میبینمتون

00:45:16.874 --> 00:45:18.708
‫ببخشید دیر کردم

00:45:18.791 --> 00:45:21.666
‫- حتماً تماس من باعث تعجبتون شد
‫- اصلاً

00:45:22.874 --> 00:45:26.833
‫منظورم اینه که احتمالاً انتظار نداشتید
‫که انقدر زود منو ببینید

00:45:28.666 --> 00:45:33.666
‫اما از وقتی که دیروز شما
‫و مادرشوهرتون رو ترک کردم،

00:45:34.624 --> 00:45:38.708
‫به هیچی به جز اینکه
‫چطور به شما کمک کنم فکر نکردم

00:45:38.874 --> 00:45:42.791
‫دست به کار شدم
و چند تا تماس گرفتم

00:45:42.833 --> 00:45:46.833
‫نمیخوام لاف بیام
‫اما آدمهای زیادی رو میشناسم

00:45:47.708 --> 00:45:48.666
خب؟

00:45:48.833 --> 00:45:52.791
‫خب؟
‫خب، این ساده نیست

00:45:52.874 --> 00:45:54.874
‫کمی ‌زمان میبره

00:45:55.749 --> 00:45:57.666
‫و کلی پول

00:45:57.749 --> 00:46:01.791
‫شما اصلاً نمیدونید
‫این آلمانیها چقدر طماع هستن

00:46:02.666 --> 00:46:04.624
‫میتونم تصورش رو بکنم

00:46:14.749 --> 00:46:19.624
‫این ۱۰۰,۰۰۰ لیره
فعلاً کافیه؟

00:46:19.666 --> 00:46:20.708
‫البته

00:46:20.791 --> 00:46:23.541
‫فوراً تحویلشون میدم

00:46:23.624 --> 00:46:24.791
‫شما همینجا منتظر بمونید

00:46:25.624 --> 00:46:27.791
‫امیدوارم خبرهای خوبی براتون بیارم

00:46:27.833 --> 00:46:30.833
‫جایی نرید خانم
‫ایمان داشته باشید

00:46:31.583 --> 00:46:33.749
‫به دوستی من ایمان داشته باشید

00:46:37.833 --> 00:46:39.833
‫- تلفن کجاست؟
‫- اون پشت

00:46:42.583 --> 00:46:43.791
‫"اتاق شماره‌ی ۲۵"

00:46:49.624 --> 00:46:52.541
‫یک لحظه، سرهنگ
‫بعد در خدمتتون هستم

00:47:19.583 --> 00:47:20.708
‫صبح بخیر

00:47:20.791 --> 00:47:23.500
‫سرهنگ، چه سورپرایزی

00:47:23.583 --> 00:47:27.624
‫چی شده که به چنین
‫جای ناخوشایندی اومدید؟ چیزی شده؟

00:47:28.791 --> 00:47:30.708
‫بله، متأسفانه

00:47:31.500 --> 00:47:35.749
‫دیروز شما گفتید
این جنگ کاملاً ضروریه

00:47:36.541 --> 00:47:41.500
‫و منم گفتم موافقم
‫اما همه دیدگاه من رو ندارن. یادتونه؟

00:47:41.583 --> 00:47:42.541
‫بله

00:47:42.624 --> 00:47:46.666
‫خب یک خویشاوند جوان...
‫از اقوام دور، از طرف مادری...

00:47:46.791 --> 00:47:50.624
‫یه آدم رذلیه که...

00:47:50.708 --> 00:47:53.500
‫دیدگاه من رو در این زمینه نداره

00:47:53.708 --> 00:47:57.541
‫پدرش یه حقوقدان معروفه
‫مادرش هم از طبقه‌ی اشرافیه

00:47:57.624 --> 00:48:02.583
‫اون از نسل آدمهای گریبالیدی‌ـه،
‫اما ندای وظیفه رو نشنیده

00:48:02.666 --> 00:48:05.666
‫به ندای کشورش پاسخ نداده

00:48:05.791 --> 00:48:10.500
‫و اجازه داده که دستگیر بشه
منظورم اینه که بازداشت شده

00:48:10.583 --> 00:48:13.749
‫قراره که به آلمان دیپورتش کنن
‫البته، کاملاً قانونی

00:48:14.499 --> 00:48:16.624
‫چرا نخواسته در کنار ما بجنگه؟

00:48:16.749 --> 00:48:19.624
‫اینطوری فوراً آزاد میشد

00:48:20.499 --> 00:48:22.666
‫- چرا؟
‫- بله، چرا؟

00:48:23.541 --> 00:48:26.541
‫- میخواید بدونید؟
‫- کنجکاوم

00:48:28.499 --> 00:48:29.708
‫از روی غرور

00:48:30.499 --> 00:48:32.708
‫اون پسر احساس غرور وحشتناکی داره

00:48:33.666 --> 00:48:37.457
‫اینو از پدربزرگش به ارث برده
‫گفت که...

00:48:37.500 --> 00:48:41.500
‫ "اگه من در کنار
سربازان آلمانی خودمون بجنگم

00:48:41.624 --> 00:48:47.457
‫انگار دارم این کار رو میکنم
‫تا از بازداشتگاه اسرای جنگی دوری کنم.

00:48:47.541 --> 00:48:52.457
من نمیخوام که
‫هم‌قطارهای آلمانی شجاع ما فکر کنن...

00:48:53.499 --> 00:48:54.666
‫که من بزدل هستم"

00:48:55.624 --> 00:49:00.457
‫- ببینم چکار میتونم بکنم
‫- میتونید با سروان اشرانتز صحبت کنید؟

00:49:00.500 --> 00:49:03.541
‫من نیازی ندارم
‫که با کسی صحبت کنم، دوست عزیز

00:49:03.583 --> 00:49:05.457
‫همراه من بیاید

00:49:08.541 --> 00:49:09.583
‫از اینطرف

00:49:13.499 --> 00:49:17.457
‫- اسمش چیه؟
‫- ویتوریو بورگسیو

00:49:17.499 --> 00:49:20.457
‫اطلاعات این فرد رو بهم بده

00:49:32.457 --> 00:49:35.415
‫این میگه که اون علاوه بر فراری بودن...

00:49:35.499 --> 00:49:38.499
‫در فعالیتهای غیرقانونی هم دست داشته

00:49:38.541 --> 00:49:41.541
‫اگه قرار باشه که
‫هر چیزی رو که پلیس میگه باور کنیم...

00:49:41.624 --> 00:49:44.457
‫عزیز من،
‫من خودم پلیس هستم

00:49:44.500 --> 00:49:47.624
‫خب اگه تمام پلیسها مثل شما بودن...

00:49:48.457 --> 00:49:50.415
‫من به چاپلوسی اهمیتی نمیدم

00:49:51.457 --> 00:49:54.500
‫این بورگسیو در ژنو میمونه

00:49:54.583 --> 00:49:56.541
‫اون در لیست انتقالی‌هاست

00:49:56.624 --> 00:49:59.457
‫- از لیست درش بیار
‫- بله قربان

00:49:59.500 --> 00:50:03.415
‫مشکل حل شد
‫اون اینجا میمونه. خوشحال شدی؟

00:50:03.457 --> 00:50:06.499
‫شما خیلی خوش شانس هستید
‫که میتونید کارهای خوبی انجام بدید

00:50:06.541 --> 00:50:09.457
‫متأسفانه اغلب این اتفاق نمیفته

00:50:09.457 --> 00:50:12.415
‫من خبر رو به پدر و مادر بیچاره‌ش میدم

00:50:12.499 --> 00:50:16.415
‫بذارید ازتون تشکر کنم
‫و از طرف اونا براتون دعا کنم

00:50:16.457 --> 00:50:18.457
‫من از تشکر و دعا خوشم نمیاد

00:50:18.500 --> 00:50:21.583
‫- امیدوارم بازم بهمون سر بزنید
‫- حتماً

00:50:22.415 --> 00:50:24.415
‫و ممنونم، سرهنگ

00:50:45.415 --> 00:50:47.415
‫خبرهای خوبی دارم

00:50:47.499 --> 00:50:50.583
‫فقط باید یه تلفن بزنم
الان برمیگردم

00:51:02.332 --> 00:51:05.500
‫آقای بورگسیو، لطفاً
سرهنگ هستم

00:51:08.332 --> 00:51:09.499
‫آقای بورگسیو؟

00:51:10.332 --> 00:51:11.457
‫پیروزی

00:51:11.541 --> 00:51:13.499
‫نه، ویتوریو، نه

00:51:13.541 --> 00:51:16.499
‫پیروزی برای ویتوریو

00:51:17.332 --> 00:51:21.290
‫اون از اینجا نمیره
‫و ممکن هم هست آزاد بشه

00:51:21.374 --> 00:51:23.499
‫وقتی ببینمتون بهتون میگم

00:51:23.541 --> 00:51:26.499
‫خبرهای خوب رو به همسرت بده

00:51:26.541 --> 00:51:29.500
‫نه، من از تشکر و دعا خوشم نمیاد

00:51:30.332 --> 00:51:32.374
‫به زودی میبینمت، دوست من

00:51:39.332 --> 00:51:41.500
‫خانم، حال همسرتون خوبه

00:51:42.457 --> 00:51:46.290
‫راه طولانی و پیچیده‌ست

00:51:46.457 --> 00:51:48.457
‫اما به آزادی ختم میشه

00:51:48.499 --> 00:51:51.457
‫همسر من همین الانش هم آزاده
‫سرهنگ عزیزم

00:51:52.415 --> 00:51:57.290
‫دیروز در پشت گورستان استاگلینو
‫به اون شلیک کردن

00:51:59.249 --> 00:52:00.207
‫شلیک کردن؟

00:52:03.457 --> 00:52:06.500
‫- پس چرا ما...
بله، واقعاً چرا؟ -

00:52:08.249 --> 00:52:12.374
‫- همراه ما بیاید
‫- حتماً یه اشتباه هولناک رخ داده

00:52:18.374 --> 00:52:21.207
‫چه مدته که شما این مرد رو میشناسید؟

00:52:22.290 --> 00:52:24.374
‫حدود ۳ یا ۴ ماه پیش باهاش آشنا شدم

00:52:25.207 --> 00:52:28.374
‫داشتم در موندوی
‫نمایشنامه‌ی انتقادی اجرا می‌کردم

00:52:28.499 --> 00:52:31.207
‫من هنرپیشه‌ی مهمی‌ هستم

00:52:31.290 --> 00:52:34.290
‫اما زمانه‌ی سختی شده
‫و باید زیاد تلاش کرد

00:52:34.499 --> 00:52:39.290
‫- و اگه آدم استعداد داشته باشه...
‫- خلاصه‌ش کنید

00:52:39.499 --> 00:52:42.290
‫چطور با این مرد آشنا شدید؟

00:52:43.249 --> 00:52:45.207
‫بهتون که گفتم
در موندوی

00:52:45.290 --> 00:52:47.457
‫داشتم بعد از یه نمایش
‫به همراه دوستانم به خونه میرفتم

00:52:48.207 --> 00:52:51.332
‫برای شام به رستوران رفته بودیم،

00:52:51.415 --> 00:52:54.290
‫و بعد اون حکومت نظامی ‌لعنتی
‫شروع شد

00:52:54.374 --> 00:52:57.374
‫یه ماشین گشت
‫میخواست ما رو بازداشت کنه

00:52:57.415 --> 00:52:59.415
‫اما سرهنگ پادرمیونی کرد

00:52:59.499 --> 00:53:02.415
‫- کدوم سرهنگ؟
‫- اون

00:53:03.207 --> 00:53:06.207
‫آه، تو هم سرهنگ هستی؟

00:53:07.249 --> 00:53:09.249
...‫بعداً

00:53:11.415 --> 00:53:14.249
‫- بعداً توضیح میدم
‫- درسته

00:53:14.332 --> 00:53:16.207
‫ادامه بدید

00:53:16.415 --> 00:53:19.374
‫- اون ما رو به هتل‌مون رسوند
‫- بعد؟

00:53:20.415 --> 00:53:24.124
‫خب همه چیز پشت سر هم اتفاق افتاد

00:53:24.332 --> 00:53:27.207
‫مجبورم کرد شغلم رو کنار بذارم

00:53:27.249 --> 00:53:30.207
‫- ادامه بدید
‫- منو به ژنو آورد

00:53:31.332 --> 00:53:35.207
‫بهم قول داد دنیا رو نثارم میکنه
‫"همین که جنوب آزاد بشه..."

00:53:35.290 --> 00:53:37.207
‫کارش در چه مورده؟

00:53:37.290 --> 00:53:40.374
‫حقیقت رو بهم بگید
‫به نفع خودتونه

00:53:41.166 --> 00:53:45.207
‫من فقط میدونم
تلفنهای زیادی بهش میشه

00:53:45.290 --> 00:53:48.166
‫کسان زیادی به دیدنش میان
‫همینطور بسته‌های پستی

00:53:48.207 --> 00:53:50.207
‫چه بسته‌هایی؟

00:53:50.290 --> 00:53:54.374
‫لباس، غذا
‫و کلی گوشت خوک و گاو

00:53:54.415 --> 00:53:58.374
‫انقدر گوشت خوردم
که جوش زدم. ببین

00:53:59.124 --> 00:54:00.374
‫خانم میتونن برن

00:54:01.207 --> 00:54:02.374
‫از این طرف

00:54:08.124 --> 00:54:09.374
‫بیارشون

00:54:43.207 --> 00:54:47.249
‫این مرد رو میشناسید؟

00:54:55.249 --> 00:54:58.124
‫چرا جوابش رو نمیدید؟

00:54:58.290 --> 00:55:01.290
‫چرا بهش نمیگید منو میشناسید؟
من چیزی برای مخفی کردن ندارم

00:55:02.082 --> 00:55:04.166
‫سرهنگ، بذارید توضیح بدم

00:55:05.166 --> 00:55:09.207
‫شاید من اشتباه کردم... اصلاً اشتباه کردم
 ‫اما برای دلیل خوبی

00:55:09.249 --> 00:55:11.290
‫من کارم رو با خانم دِ دومینیسیس
شروع کردم

00:55:12.082 --> 00:55:15.041
‫بیاید جلو، خانم
‫اون طبقه بالای خونه‌ی من میشینه

00:55:15.082 --> 00:55:19.124
‫یه روز روی پله‌ها دیدمش که خیلی ناراحت بود
‫پسرش رو دستگیر کرده بودن

00:55:19.290 --> 00:55:23.249
‫با یه مادر اندوهگین مواجه شدم،
دیگه چیکار میتونستم بکنم؟

00:55:24.041 --> 00:55:28.082
‫بهش گفتم
من سعی‌م رو برای کمک میکنم

00:55:28.166 --> 00:55:30.166
‫- درست نمیگم خانم؟
‫- بله

00:55:30.290 --> 00:55:33.082
‫بعدش بقیه هم اومدن پیشم

00:55:33.166 --> 00:55:36.207
‫با درخواست‌هاشون دستپاچه شده بودم

00:55:36.290 --> 00:55:39.249
‫با مشکلات و رنج هاشون

00:55:40.124 --> 00:55:41.290
‫چیکار میتونستم بکنم؟

00:55:42.041 --> 00:55:46.999
‫سعی کردم کمکشون کنم
اما هیچوقت کافی نبود

00:55:47.082 --> 00:55:49.082
‫اول میخواستن عشقهاشون رو پیدا کنن

00:55:49.207 --> 00:55:53.124
‫بعد نامه بفرستن
‫و بعد بسته بفرستن

00:55:54.082 --> 00:55:59.082
‫بعد خواستن جلوی رفتنشون
به آلمان رو بگیرم

00:55:59.999 --> 00:56:02.249
‫و بعد حتی اینکه آزادشون کنم

00:56:02.999 --> 00:56:05.082
‫چیکار باید میکردم؟
شما بگید

00:56:05.999 --> 00:56:08.166
‫خودتون رو جای من بذارید

00:56:08.249 --> 00:56:11.124
‫سعی کردم کمکشون کنم

00:56:12.249 --> 00:56:16.124
‫بعد با اون حقیقت وحشتناک روبه‌رو شدم

00:56:16.207 --> 00:56:20.082
‫اینکه ۱۰ نفری توی یه سلول میخوابن
مثل اسب از جاشون بلند میشن

00:56:20.166 --> 00:56:23.124
‫اینکه اونها رو میزنن و شکنجه میکنن

00:56:23.166 --> 00:56:27.999
‫و میذارنشون توی قطار
و به ماتاوسن میفرستن

00:56:28.166 --> 00:56:30.082
‫و منم صدام درنیومد

00:56:30.957 --> 00:56:33.957
‫دلش رو نداشتم که بهشون بگم

00:56:35.166 --> 00:56:38.041
‫ترجیح میدادی بهت بگم؟

00:56:38.166 --> 00:56:39.957
‫نه

00:56:40.957 --> 00:56:43.082
‫بهتر بود میذاشتم امیدوار بمونن

00:56:43.166 --> 00:56:47.082
‫فقط من حقیقت رو میدونستم

00:56:50.999 --> 00:56:53.957
‫- بذارید اونا برن
‫- بله قربان

00:56:53.999 --> 00:56:56.207
‫آزادید که برید

00:57:06.124 --> 00:57:07.957
‫همراهم بیا

00:57:25.041 --> 00:57:27.124
‫حالا بهم بگو کدوم رو ترجیح میدی

00:57:27.916 --> 00:57:30.166
‫میتونی به عنوان یه سرهنگ
‫سعی به...

00:57:30.916 --> 00:57:33.916
‫خرابکاری مُقرره‌ی جنگ آلمان...

00:57:33.957 --> 00:57:36.041
‫و مداخله در امور افسرهای آلمانی بکنی

00:57:36.124 --> 00:57:38.957
‫یا میتونی حقیقتاً "امانوئل باردون" باشی

00:57:38.999 --> 00:57:42.166
‫پسر "لاته لویجی" و "ترسا کامارانو"،

00:57:42.916 --> 00:57:45.957
‫متولد سوم مِی
سال ‌۱۸۹۴ در سورنتو

00:57:46.041 --> 00:57:48.957
‫و به اتهام کلاه‌برداری...

00:57:49.041 --> 00:57:52.833
‫و جعل هویت یک افسر محاکمه بشی

00:57:52.957 --> 00:57:56.916
‫این یه انتخابه؟
‫در این صورت ترجیح میدم بکشینم

00:57:56.957 --> 00:58:00.166
‫برای مورد دوم
‫حداقل ۳ سال میرم زندان

00:58:01.999 --> 00:58:04.124
‫"جعل هویت یه افسر"
یه جوکه

00:58:04.166 --> 00:58:10.082
‫بند ٤٩٨ یه جریمه‌ی بین ۱۰۰۰ تا ۱۰٬۰۰۰ لیره
‫براش تعیین میکنه

00:58:10.124 --> 00:58:14.874
‫این بند ۳۱۰ هست که
یکم دردسرسازه

00:58:15.124 --> 00:58:18.082
‫که برمیگرده به جرایم مرتکب شده
‫در طول زمان جنگ

00:58:18.166 --> 00:58:21.874
‫اما این جنگ خجسته
‫یه روز باید تموم بشه

00:58:21.957 --> 00:58:25.124
‫و مثل دفعه‌ی قبل یه عفوی در کار هست

00:58:36.041 --> 00:58:38.957
‫تو قبلاً یه افسری بودی
‫که وسیله‌ی نقلیه داشته

00:58:39.041 --> 00:58:42.833
‫بخاطر بدهی و اختلاس
از ارتش اخراج شدی

00:58:42.957 --> 00:58:45.999
‫بعد ٤ بار به دلیل کلاه‌برداری...

00:58:46.916 --> 00:58:50.833
‫محکوم شدی. همچنین موارد مالی
‫و خرید و فروش مواد

00:58:50.916 --> 00:58:52.957
‫و حتی ازدواج با دو زن!

00:58:55.082 --> 00:58:57.874
‫اگه توی ارتش میموندی

00:58:57.957 --> 00:59:01.041
‫امروز یه یونیفرومِ
واقعی سرهنگ رو میپوشیدی

00:59:01.791 --> 00:59:03.999
‫حتی شاید یه ژنرال

00:59:05.124 --> 00:59:08.957
‫هاگمن، همدست باردون اعتراف کرد

00:59:09.874 --> 00:59:10.916
چی؟

00:59:11.041 --> 00:59:14.916
‫گروهبان یکم والتر ‌هاگمن اعتراف کرد

00:59:15.957 --> 00:59:17.999
‫پس مجازاتش کنید

00:59:49.957 --> 00:59:50.999
‫بیا

00:59:53.833 --> 00:59:55.957
‫گوش کن
‫من میخوام کمکت کنم

00:59:56.916 --> 00:59:59.791
‫جدا از بقیه‌ی موارد

00:59:59.957 --> 01:00:01.957
‫ازت خوشم میاد

01:00:01.999 --> 01:00:04.749
‫- میتونم یه چیزی بگم؟
‫- بگو

01:00:04.791 --> 01:00:07.749
‫منم از شما خوشم میاد
‫جدا از بقیه‌ی موارد

01:00:14.749 --> 01:00:18.791
‫باردون
‫یه پیشنهاد برات دارم

01:00:28.999 --> 01:00:32.874
‫البته دِلا رُوِره سابقه‌ی فوق العاده‌ای داره!

01:00:32.957 --> 01:00:34.916
‫با دختر یه ژنرال ازدواج کرده

01:00:34.999 --> 01:00:39.874
‫عمه‌ش مارکویسه بارینو در سال ۱۹۲۸ مُرده
‫تمام اموالش رو براش گذاشته

01:00:39.957 --> 01:00:43.666
‫مظنون هست که یکی از اعضای فراماسون باشه
‫و عموش کشیش کاتولیک رُم هست

01:00:43.749 --> 01:00:45.833
‫این چیزا منو میخندونن

01:00:45.916 --> 01:00:48.833
‫من یه آدم خودساخته‌م

01:00:48.916 --> 01:00:51.749
‫گوش کن، اینجا نوشته...

01:00:51.833 --> 01:00:55.708
‫که اون انگلیسی، فرانسوی
‫و آلمانی رو خیلی روان صحبت میکنه

01:00:55.791 --> 01:00:57.749
‫من چند کلمه فرانسوی بلدم

01:00:57.791 --> 01:01:00.916
‫شرطتون رو ببندید، آقایون
‫تمام شرطها بسته شدن

01:01:01.833 --> 01:01:03.749
‫تمام شرطها بسته شدن، ها؟

01:01:03.833 --> 01:01:06.791
‫دلیل تمام بدبختیهای منو میدونی؟
‫قمار

01:01:06.874 --> 01:01:09.749
‫همیشه میبازم
‫همینطور پول میدم

01:01:09.791 --> 01:01:11.708
‫و هیچوقت تقلب نکردم

01:01:11.749 --> 01:01:15.916
‫امیدوارم من اولین نفری نباشم
که خلاف این رو پیدا کنم

01:01:17.874 --> 01:01:20.749
‫اینکاری که ما میکنیم
بازی نیست، سرهنگ

01:01:58.749 --> 01:02:00.833
‫درود بر هیتلر، سرهنگ دوم

01:02:08.624 --> 01:02:09.749
‫بیا

01:02:13.833 --> 01:02:16.708
‫رهبر ارشد جوخه رو صدا بزن

01:02:17.791 --> 01:02:21.833
‫اگه یه نفر اینجا در سانتاویتوره
‫منو بشناسه چی؟

01:02:21.916 --> 01:02:25.624
‫من که شک دارم. خلافکارهای عادی
‫با زندانی‌های سیاسی قاطی نمیشن

01:02:25.708 --> 01:02:28.583
‫منظورم اونا نبود

01:02:29.666 --> 01:02:33.624
‫داشتم در مورد نگهبانها
‫و کشیشها حرف میزدم

01:02:33.708 --> 01:02:36.541
‫اونا معمولاً از یه زندان
‫به یه زندان دیگه منتقل میشن

01:02:36.666 --> 01:02:41.583
‫کشیش‌ها اجازه‌ی کار در
‫مقاطع سیاسی رو ندارن

01:02:41.708 --> 01:02:44.833
‫من بهشون اعتماد ندارم
‫همه‌شون جاسوس هستن

01:02:45.708 --> 01:02:47.583
‫بقیه چی؟

01:02:48.708 --> 01:02:50.541
‫درسته

01:02:50.624 --> 01:02:53.791
‫اگه اتفاقی افتاد
سریع به من اطلاع بده

01:02:54.541 --> 01:02:55.791
‫خدا کمکمون کنه

01:03:00.791 --> 01:03:04.624
‫این زندانی رو بگیر
‫اما اسمش رو ثبت نکن

01:03:04.708 --> 01:03:06.666
‫نه اثر انگشتی و نه عکسی

01:03:06.791 --> 01:03:08.749
‫اونو تحت نظارت بگیرین
و جدا از بقیه

01:03:09.541 --> 01:03:12.624
‫مطمئن بشید که
‫با تمام احترام باهاش رفتار بشه

01:03:12.708 --> 01:03:15.624
‫- بله قربان
‫- خیلی خب، پس

01:03:16.583 --> 01:03:17.708
‫همراهم بیاید

01:03:26.666 --> 01:03:28.541
‫دنبالم بیاید

01:03:33.749 --> 01:03:38.583
‫ممکنه دیگه نبینمتون
‫پس الان ازتون تشکر میکنم

01:03:39.500 --> 01:03:42.541
‫برای تمام لطفی که توی این
...‫موقعیت خفت‌بار

01:03:42.791 --> 01:03:45.666
‫بهم کردید

01:03:45.708 --> 01:03:49.749
‫هر افسر آلمانی دیگه‌ای بود
‫همین کار رو میکرد

01:03:49.791 --> 01:03:51.708
‫دوست دارم این حرفتون رو باور کنم

01:03:52.708 --> 01:03:56.624
‫سلامم رو به
‫ژنرال کسرلینگ برسونید، وقتی دیدینش

01:03:57.624 --> 01:04:00.500
‫بهش بگید چون فقط الان
‫در جهت مخالف همدیگه قرار داریم...

01:04:00.583 --> 01:04:03.708
‫دلیل نیست که من کمتر تحسینش کنم
‫یا کمتر بهش احترام بذارم

01:04:04.499 --> 01:04:06.624
‫حتماً، آقای...

01:04:12.749 --> 01:04:14.708
‫دنبالم بیاید، لطفاً

01:05:34.624 --> 01:05:37.457
‫کی اومده مگه؟
‫شاهِ ایران؟

01:07:00.499 --> 01:07:02.499
‫- کجا؟
‫- باسو پیاوه

01:07:02.500 --> 01:07:05.415
‫- کِی؟
‫- جولای ۱۹۱۸

01:07:05.499 --> 01:07:08.290
‫"جنگ انقلاب"

01:07:08.332 --> 01:07:11.374
‫- کدوم یگان؟
‫- صد و سی و یکمین دسته‌ی آولینو

01:07:11.499 --> 01:07:14.500
‫سربازهای بزرگی داره
‫آفرین

01:07:15.415 --> 01:07:18.415
‫- تختم رو مرتب میکنید؟
الان یکی رو خبر میکنم -

01:07:27.374 --> 01:07:29.499
‫- هواش رو داشته باش
‫- بسیار خب

01:07:30.249 --> 01:07:33.249
‫آب، قربان

01:07:40.457 --> 01:07:42.457
‫بانچلی، بیا بیرون

01:08:01.374 --> 01:08:03.374
‫- تختش رو درست کن
‫- کمکم کن

01:08:03.457 --> 01:08:06.290
‫زحمت نکشید قربان
‫یه نفر دیگه رو هم میارم

01:08:12.415 --> 01:08:14.290
‫سرده، ها؟

01:08:15.332 --> 01:08:19.249
‫اگه زیاد اینجا میمونی
‫تقاضای یه سلول دیگه رو بکن

01:08:19.332 --> 01:08:21.415
‫طبقه‌ی همکف خیلی مرطوبه

01:08:22.207 --> 01:08:24.249
‫ممنون بابت نصیحت

01:08:24.374 --> 01:08:26.207
‫میشه؟

01:08:27.249 --> 01:08:30.249
‫من ارسیتیده بانچیلی هستم

01:08:30.332 --> 01:08:34.249
‫- خانواده‌ی پنبه سازها؟
نه، ‌ای کاش اینطور بود -

01:08:34.374 --> 01:08:37.249
‫من فقط یه حروفچین بیچاره‌م

01:08:38.207 --> 01:08:41.207
‫- خیلی وقته اینجایی؟
‫- هشت ماه

01:08:41.332 --> 01:08:43.207
‫توی مسائل سیاسی دست داشتی؟

01:08:43.290 --> 01:08:46.207
‫اینجا همه توی مسائل سیاسی
دست داشتیم

01:08:46.415 --> 01:08:49.332
‫- ژنرال دِلا رُوِره
‫- لعنت به من!

01:08:50.374 --> 01:08:52.207
‫ببخشید

01:08:52.332 --> 01:08:55.415
‫شما تازه از بیرون اومدید
‫اوضاع چطوره؟

01:08:58.415 --> 01:09:01.374
‫- کمکش کن تختش رو آماده کنه
‫- خیلی خب

01:09:03.374 --> 01:09:07.207
‫- وسایلم کجان؟
‫- توی انباری

01:09:07.249 --> 01:09:10.290
‫- اما بهشون احتیاج دارم
بگو چی لازم داری -

01:09:10.332 --> 01:09:14.166
‫دمپایی‌هام، پیژامه‌م
‫چند تا پیرهن و شال‌گردن پشمی

01:09:14.332 --> 01:09:17.374
‫- و وسایل اصلاحم
‫- میارمشون قربان

01:09:58.290 --> 01:10:01.082
‫ژنرال دِلا رُوِره اینجاست!

01:10:01.166 --> 01:10:04.082
‫اون با "بادوگلیو"ئه
‫از جنوب

01:10:05.124 --> 01:10:08.332
‫ژنرال دِلا رُوِره اینجاست!

01:10:13.332 --> 01:10:16.082
...د-ل-ا

01:10:16.166 --> 01:10:19.124
ر-و-ر-ه

01:10:19.249 --> 01:10:21.290
‫- دِلا رُوِره
‫- صبر کن

01:10:29.082 --> 01:10:30.290
‫آه، یکی از افراد بادوگلیو

01:10:37.124 --> 01:10:39.249
‫"همه چیز برای پسرت ماریو
"تموم شده‌ست

01:10:39.332 --> 01:10:42.166
‫"زندگی یه شوخیه"

01:10:42.207 --> 01:10:46.041
‫"دشمنان ملعون میخوان اعدامم کنن"

01:10:48.999 --> 01:10:53.082
‫ "سرت رو بالا بگیر
‫پسرت هیچوقت نترسید"

01:10:58.124 --> 01:11:00.124
‫ "اسم من روتیلیو کاستلینی‌ـه"

01:11:00.207 --> 01:11:03.041
‫ "هر کسی که این را میخواند...

01:11:03.082 --> 01:11:06.999
...لطفا به خانواده‌م اطلاع دهد

01:11:07.041 --> 01:11:09.124
‫که من اعدام شده‌م"

01:11:09.166 --> 01:11:13.124
‫"سلام من را به همه برسانید
‫خداحافظ، عزیزانم!"

01:11:22.041 --> 01:11:24.124
‫"هیچوقت فکر نمیکردم...

01:11:24.249 --> 01:11:27.082
‫مُردن انقدر ساده باشه"

01:11:40.957 --> 01:11:43.041
‫چیزهایی که خواسته بودید قربان

01:11:43.124 --> 01:11:46.249
‫لطفاً یه نگاهی بندازید و امضاء کنید

01:12:03.916 --> 01:12:05.166
‫اینهایی که محکوم شده بودن
کی بودن؟

01:12:05.916 --> 01:12:09.041
‫جوونهایی که با پارتیزانی‌ها همکاری میکردن

01:12:09.124 --> 01:12:12.124
‫- همه‌شون کشته شدن؟
هر چهارتاشون -

01:12:12.207 --> 01:12:15.916
‫- به خانواده‌شون اطلاع داده شده؟
‫- بله، توسط کشیش

01:12:15.957 --> 01:12:18.166
‫- کشیش کیه؟
‫- دون لویجی گاوینو

01:12:18.916 --> 01:12:21.999
‫اما آلمانی‌ها بهش اجازه نمیدن
به این قسمت بیاد

01:12:34.041 --> 01:12:38.041
‫- ساونا، من هیچی نگفتم
‫- منم همینطور

01:12:38.124 --> 01:12:41.874
‫من کالاندرینو هستم، کمپانی هفتم
‫کسی اونجاست؟

01:12:42.082 --> 01:12:44.957
‫کالاندرینو، برادر وندتا

01:12:45.082 --> 01:12:47.124
‫بیرون میبینمت

01:12:58.082 --> 01:13:00.082
‫ژنرال دِلا رُوِره!

01:13:03.916 --> 01:13:05.916
‫ژنرال دِلا رُوِره!

01:13:07.833 --> 01:13:09.082
‫صدام رو میشنوی؟

01:13:09.999 --> 01:13:11.916
‫عصر بخیر، ژنرال

01:13:11.999 --> 01:13:15.916
‫برادر من یه تلگرافچی در آفریقا بود

01:13:16.041 --> 01:13:17.916
‫میکلوزی، فاستو

01:13:18.041 --> 01:13:19.999
‫اونو یادتون میاد؟

01:13:23.874 --> 01:13:25.041
‫ژنرال

01:13:25.791 --> 01:13:29.041
‫ژنرال دِلا رُوِره
‫برادرم رو یادتون میاد؟

01:13:30.082 --> 01:13:32.874
‫بله، یادمه

01:13:33.833 --> 01:13:38.957
‫ژنرال، کنار دیوار حرف بزنید
‫وگرنه صداتون درست نمیرسه

01:13:42.082 --> 01:13:44.874
‫بله، یادمه

01:13:45.874 --> 01:13:48.957
‫ژنرال
‫اونا کی میان؟

01:13:49.999 --> 01:13:53.041
‫آمریکاییها دارن وقت رو تلف میکنن

01:14:09.082 --> 01:14:11.749
‫آنتونیو!

01:14:11.833 --> 01:14:14.957
‫- بیرون ندیدمت
‫- از پله‌ها افتادم

01:14:15.041 --> 01:14:17.833
‫- زخمی‌ شدی؟
آره -

01:14:19.791 --> 01:14:24.041
‫قربان، من ستوان کارلو میریا میدا هستم

01:14:24.874 --> 01:14:26.999
‫و منم نماینده کارلو فراسینتی هستم

01:14:27.749 --> 01:14:31.916
‫ما در لا اسپزیا توسط آلمانها
دستگیر و محکوم شدیم

01:14:32.708 --> 01:14:34.749
‫در خدمتیم قربان

01:14:44.874 --> 01:14:46.916
‫من ژنرال دِلا رُوِره هستم

01:14:47.916 --> 01:14:49.916
‫قوی باشید، بچه‌ها

01:16:18.833 --> 01:16:20.749
‫- عصر بخیر
‫- فابریزیو کجاست؟

01:16:20.791 --> 01:16:23.833
‫با قطار ساعت ۵:۱۰ دقیقه میاد
‫باهام بیا

01:16:55.666 --> 01:16:58.708
‫- خبری نشد؟
‫- امروز اونو به سن‌ویتوره بردن

01:16:58.833 --> 01:17:01.541
‫همراه با سرهنگ مولر

01:17:01.624 --> 01:17:03.583
‫اسمش رو ثبت نکردن

01:17:03.666 --> 01:17:07.666
‫توی بلوک ۵، طبقه‌ی همکف، سلول ۳۹ ـه

01:17:07.749 --> 01:17:10.708
‫- مطمئنیم که خودشه؟
‫- البته. و آلمانیها هم مطمئنن

01:17:10.833 --> 01:17:13.749
‫- چطوری شناختنش؟
منتظرش بودن -

01:17:14.541 --> 01:17:17.708
‫- اونا همه جا جاسوس دارن
اصلاً جای تعجب نداره -

01:17:17.749 --> 01:17:20.583
اونا ۱۰ ماه پیش هم‌پیمان ما بودن -
‫- هم‌پیمان‌های موسولینی
‫رهبر فاشیست ایتالیایی؛ نخست وزیر ایتالیا ۱۹۲۲-۱۹۴۳

01:17:20.708 --> 01:17:22.791
‫این چیزی رو عوض نمیکنه

01:17:23.583 --> 01:17:26.666
‫باید حین سفر از ژنو به میلان
‫آزادش کنیم

01:17:26.708 --> 01:17:30.541
‫- ممکنه کشته بشه
‫- باید باهاش ارتباط برقرار کنیم

01:17:30.666 --> 01:17:32.541
‫کار ساده‌ای نیست

01:17:32.666 --> 01:17:35.624
‫نگهبانهایی که میشناختیم
‫منتقل شدن

01:17:35.708 --> 01:17:39.500
‫بازم باید به هر قیمتی که شده
باهاش ارتباط برقرار کنیم

01:17:39.624 --> 01:17:41.583
‫چرا فابریزیو انقدر دیر کرده؟

01:17:41.666 --> 01:17:44.624
‫ایستگاه قطار فقط ۱۰ دقیقه
‫با اینجا فاصله داره

01:17:44.708 --> 01:17:48.749
‫- شاید میخواسته قدم بزنه
‫- آناماریا قراره با دوچرخه‌ش بره دنبالش

01:17:49.500 --> 01:17:52.708
‫- شاید اصلاً سرنوبیو رو ترک نکرده
اگه اینطور بود، بهمون میگفت -

01:17:53.500 --> 01:17:55.583
‫- دیر شده
‫- آناماریا اومد

01:18:17.541 --> 01:18:18.666
‫آناماریا اومد

01:18:22.541 --> 01:18:24.499
‫- فابریزیو کجاست؟
دستگیر شده -

01:18:24.583 --> 01:18:26.583
‫- کجا؟
‫- نزدیک پیزا کستلو

01:18:26.624 --> 01:18:29.666
‫توی یه حمله گرفتنمون
‫سعی کرد فرار کنه

01:18:30.457 --> 01:18:33.666
‫اما دوچرخه‌ش گیر کرد
‫توی ریل ترامرا و افتاد زمین

01:18:34.624 --> 01:18:39.457
‫فاشیستها با چند نفر دیگه
انداختنش توی یه کامیون

01:18:39.499 --> 01:18:40.624
‫زندانی‌های زیادی اونجا بودن؟

01:18:41.457 --> 01:18:44.457
‫حدود ۸۰نفر،
‫سه کامیون پُر

01:18:44.499 --> 01:18:47.583
‫- میدونی کجا بردنشون؟
‫- نه، کامیون رو تعقیب کردم

01:18:47.666 --> 01:18:53.624
‫دیدم یه کیف از کامیونی که فابریزیو
‫سوارش بود افتاد زمین. هیچکس متوجه نشد

01:18:53.708 --> 01:18:56.624
‫- اونو برداشتم و اومدم اینجا
‫- خوبه

01:18:56.666 --> 01:18:59.624
‫احتمالاً مثل همیشه اونا رو به
‫سربازخونه‌ی کانتوره بردن

01:19:00.415 --> 01:19:01.457
‫به زودی میفهمیم

01:19:01.541 --> 01:19:04.624
‫با یه تیر دو نشون
‫اول سرهنگ، بعد فابریزیو

01:19:05.415 --> 01:19:09.500
‫اما برعکسِ سرهنگ
‫اونا فابریزیو رو اتفاقی گرفتن

01:19:09.583 --> 01:19:12.457
‫خودشون هنوز نمیدونن
‫هیچکس اونو نمیشناسه

01:19:12.500 --> 01:19:16.583
‫اونو به اردوگاه کار زندانیها میبرن
‫راحت میتونیم آزادش کنیم

01:19:16.666 --> 01:19:20.499
‫ممکنه امشب آزاد بشه
اسنادش آماده هستن

01:19:20.583 --> 01:19:23.541
‫بهتره امیدوار باشیم
‫اما باید بدترین شرایط رو در نظر بگیریم

01:19:23.624 --> 01:19:26.500
‫اول از همه
‫باید پیداش کنیم

01:19:26.583 --> 01:19:29.583
‫بعد باید تمام فعالیتهای
‫اون سربازخونه رو کنترل کنیم

01:19:29.666 --> 01:19:32.500
‫- کی مسئول اون بخشه؟
‫- ویرجیلیو

01:19:32.541 --> 01:19:35.541
‫پسر باهوشیه
‫اما بهش بگو مراقب باشه

01:19:35.624 --> 01:19:36.624
‫بریم

01:19:42.374 --> 01:19:43.583
‫تو جلو برو

01:21:18.374 --> 01:21:21.332
‫- چی شده؟
‫- شش تا زندانی جدید برات آوردم

01:21:21.415 --> 01:21:23.332
‫بفرستشون بالا

01:21:53.249 --> 01:21:55.374
‫چرا باید این ساعت بیارنت بالا؟

01:21:55.415 --> 01:21:59.249
‫اسم من پیترو ولری ـه
‫توی یه حمله ما رو گرفتن

01:21:59.415 --> 01:22:03.374
‫نُه نفر از ما رو اینجا آوردن
‫نمی‌دونم چرا

01:22:11.207 --> 01:22:13.374
‫توی این ساعت چیکار میکنن؟

01:22:36.374 --> 01:22:39.166
‫- صبر کن. کمکت میکنم
‫- ممنون

01:22:42.207 --> 01:22:45.207
‫نگران نباش
‫اونا همه چیز رو میارن

01:22:55.415 --> 01:22:57.249
‫چی شده؟

01:22:58.166 --> 01:23:01.290
‫نُه تا زندانی جدید
‫توی یه حمله گرفتنشون

01:23:01.415 --> 01:23:03.332
‫کی هستن؟

01:23:05.249 --> 01:23:06.415
‫مراقب باش!

01:23:14.374 --> 01:23:16.249
‫بیا

01:23:28.583 --> 01:23:29.750
‫باردون عزیزم،

01:23:29.875 --> 01:23:33.708
‫تو این فرصت رو داری تا چیزی رو که
‫قولش رو بهت داده بودم به دست بیاری

01:23:33.791 --> 01:23:35.750
‫آزادی و یک پاداش

01:23:36.791 --> 01:23:40.625
‫دیشب ۹ نفر رو به سن ویتوره آوردن

01:23:40.708 --> 01:23:43.667
‫می‌دونم. منم شنیدم
‫بهم خبر دادن

01:23:43.833 --> 01:23:47.625
‫به یکیشون میگن "فابریزیو"

01:23:48.708 --> 01:23:53.625
‫این یه اسم رمزی
برای رهبر نیروی مقاومته

01:23:53.667 --> 01:23:56.583
‫ما مطمئنیم که فابریزیو یکی از اوناست

01:23:59.833 --> 01:24:02.791
‫- تو باید شناساییش کنی
‫- من؟

01:24:02.875 --> 01:24:06.542
‫وقتی سرهنگ دِلا رُوِره میرسه
...اولین وظیفه‌ش اینه که

01:24:06.625 --> 01:24:08.791
‫با فابریزیو ملاقات کنه

01:24:08.875 --> 01:24:12.583
‫تا نقشه‌های جنگ پارتیزانی‌ها رو
‫هماهنگ کنه

01:24:12.667 --> 01:24:16.708
‫در سرنوشت تو مقدر شده
‫که به اینجا بیای

01:24:19.625 --> 01:24:21.583
‫بله، اما...

01:24:21.833 --> 01:24:24.625
‫من چطور اونو بشناسم؟

01:24:24.708 --> 01:24:28.625
‫نگران نباش
‫اون هویت خودش رو فاش میکنه

01:24:29.542 --> 01:24:32.750
‫و وقتی این کار رو کرد
‫میخوای محکومش کنم؟

01:24:34.625 --> 01:24:37.667
‫تو فقط باید بهم بگی اون کیه

01:24:39.708 --> 01:24:41.750
‫در ژنو تو بهم گفتی...

01:24:41.833 --> 01:24:46.500
‫من یه طعمه برای اردک‌ها هستم

01:24:47.583 --> 01:24:50.667
‫حالا میخوای برات اسلحه هم باشم

01:24:51.750 --> 01:24:55.791
‫برای این وظیفه...

01:24:56.583 --> 01:25:01.625
‫تو یک میلیون لیره
‫و اجازه‌ی ورود به سوییس رو میگیری

01:25:05.708 --> 01:25:07.667
‫وظیفه‌ت حتی ساده‌تر هم میشه

01:25:07.750 --> 01:25:11.542
‫دوتا از نُه نفر اونها
‫خیلی سریع آزاد میشن

01:25:11.625 --> 01:25:17.542
‫اونا واقعاً کسایی هستن که ادعا میکنن
‫مأمورین دولتی هستن

01:25:17.583 --> 01:25:21.542
‫پس فقط هفت نفر رو داری
که از بینشون انتخاب کنی

01:25:26.625 --> 01:25:29.500
‫اونو به سلولش برگردون

01:25:59.667 --> 01:26:01.542
‫سوپ

01:26:26.458 --> 01:26:28.375
‫منم آرایشگر هستم

01:26:28.500 --> 01:26:31.583
‫اگه بهم احتیاج داشتی
‫اسمم بانچلیلی‌ـه

01:26:31.667 --> 01:26:35.583
‫ممنون. امیدوارم لازم نباشه
منو اشتباهی اینجا آوردن

01:26:46.542 --> 01:26:47.458
‫سوپ

01:26:48.542 --> 01:26:50.334
‫درخواست‌ها!

01:26:50.458 --> 01:26:53.583
‫- چی میخوای؟
‫- دو بسته سیگار

01:26:55.542 --> 01:26:58.542
‫- تو چطور؟
‫- یکم سوپ

01:27:15.417 --> 01:27:17.375
‫صبح بخیر، قربان

01:27:20.583 --> 01:27:22.375
‫صبح بخیر، دوست من

01:27:22.500 --> 01:27:23.583
‫قهوه برای شما

01:27:24.334 --> 01:27:27.542
‫- قهوه‌ی اصل؟
‫- بله، از طرف رئیس زندان

01:27:27.625 --> 01:27:30.292
‫میخواست شخصاً بیاد اینجا

01:27:30.375 --> 01:27:32.542
‫اما اجازه‌ی ورود
‫به بخش زندان سیاسی رو ندارن

01:27:33.334 --> 01:27:35.334
‫آلمانی‌ها حتی به اون هم اعتماد ندارن

01:27:35.417 --> 01:27:37.458
‫- به تو اعتماد دارن؟
‫- نه

01:27:37.500 --> 01:27:40.334
‫اما بهمون احتیاج دارن
‫تعدادشون کمه

01:27:40.417 --> 01:27:43.292
‫پس اگه به چیزی احتیاج داشتید...

01:27:43.334 --> 01:27:46.292
‫یه آرایشگر باشه، بد نیست
‫امکانش هست؟

01:27:46.334 --> 01:27:47.458
‫البته

01:27:48.417 --> 01:27:50.458
‫بانچلیلی رو صدا میزنم

01:29:18.375 --> 01:29:21.250
‫- صبح بخیر، سرهنگ
‫- صبح بخیر

01:29:22.375 --> 01:29:25.167
‫- تو هم آرایشگر هستی؟
‫- اگه بهم اعتماد داشته باشید

01:29:25.209 --> 01:29:26.375
‫دارم

01:29:27.292 --> 01:29:31.250
‫امیدوارم پشیمون نشید
زیاد این کار رو نمیکنم

01:29:38.334 --> 01:29:40.125
‫ممکنه؟

01:29:54.292 --> 01:29:55.375
‫بدینش به من

01:29:57.334 --> 01:29:59.292
‫خوب خوابیدید، قربان؟

01:30:00.167 --> 01:30:01.250
‫بله

01:30:01.334 --> 01:30:03.292
‫- تخت‌تون نرمه؟
‫- بد نیست

01:30:03.334 --> 01:30:07.167
‫تخت‌های ما مثل تخته هستن

01:30:08.125 --> 01:30:09.334
‫اما من اهمیتی نمیدم

01:30:10.084 --> 01:30:13.292
‫کم میخوابم
‫اما عوضش بیشتر زندگی میکنم

01:30:13.375 --> 01:30:17.292
‫دادگاه نظامی ‌آلمان
‫حکم مرگم رو اعلام کرده

01:30:18.125 --> 01:30:21.292
‫میگن من یه قطار مهمات رو منفجر کردم

01:30:24.250 --> 01:30:27.250
‫اما انگار منو فراموش کردن

01:30:27.375 --> 01:30:31.042
‫الان ۳ماهه که منتظر اعدام هستم

01:30:31.334 --> 01:30:33.125
‫متأسفم

01:30:33.209 --> 01:30:36.125
‫شاید نمیتونن یه آرایشگر دیگه پیدا کنن

01:30:39.292 --> 01:30:41.125
‫متأسفم

01:31:00.084 --> 01:31:03.084
‫"باد از سمت غرب می‌وزد"

01:31:14.292 --> 01:31:16.292
‫کِی اینو گرفتی؟

01:31:20.250 --> 01:31:22.209
‫امروز صبح

01:31:22.209 --> 01:31:24.167
‫از کی؟

01:31:26.209 --> 01:31:28.125
‫از کی؟

01:31:33.125 --> 01:31:35.084
‫همون آرایشگر
بانچلیلی

01:31:35.209 --> 01:31:39.125
‫لعنتی. میشناسمش
‫اون ترجیح میده بمیره تا حرف بزنه

01:31:39.209 --> 01:31:42.042
‫چیکار باید بکنم؟

01:31:42.125 --> 01:31:45.250
‫آروم باش
‫با یه یادداشت دیگه جوابش رو بده

01:31:46.001 --> 01:31:49.250
‫بگو بهش اعتماد نداری
‫فابریزیو رو مجبور کن که خودش رو لو بده

01:31:54.209 --> 01:31:59.000
‫براش بنویس،
"بیا منتظر باد بیاستیم تا فروکش کنه"

01:31:59.042 --> 01:32:01.125
‫یادداشت رو به بانچلیلی بده
‫و صبر کن

01:32:38.125 --> 01:32:41.042
‫باز کنید. باز کنید

01:32:42.958 --> 01:32:45.000
‫باز کنید. در رو باز کنید

01:32:55.958 --> 01:32:58.958
‫یالا!
‫بمب‌هاتون رو بندازید!

01:32:59.000 --> 01:33:00.125
‫من نمیترسم!

01:33:01.001 --> 01:33:03.042
‫در رو باز کنید

01:33:04.000 --> 01:33:06.958
‫باز کنید!

01:33:16.000 --> 01:33:17.916
‫باید آرومشون کنیم

01:33:18.000 --> 01:33:22.042
‫باید اونا رو آروم کنیم
در رو باز کن

01:33:27.125 --> 01:33:30.042
‫دوستان

01:33:30.916 --> 01:33:33.001
‫من ژنرال دِلا رُوِره هستم

01:33:35.000 --> 01:33:38.084
‫کمی ‌وقار و خودداری
‫از خودتون نشون بدید

01:33:39.084 --> 01:33:41.042
‫مثل یه مرد رفتار کنید

01:33:42.916 --> 01:33:45.084
‫به این خوکها نشون بدید

01:33:46.125 --> 01:33:48.125
‫که از مرگ هراسی ندارید

01:33:48.916 --> 01:33:51.042
‫این اونا هستن که باید بترسن

01:33:51.875 --> 01:33:54.001
‫هر بمبی که میفته

01:33:54.084 --> 01:33:57.000
‫اونها رو به پایان نزدیک‌تر میکنه

01:33:57.875 --> 01:34:00.875
‫و ما رو به آزادی نزدیک‌تر

01:34:27.000 --> 01:34:30.833
‫زنم به ملاقاتم اومد
‫زن بیچاره

01:34:30.958 --> 01:34:34.791
‫پسرمون رو هم با خودش آورده بود
‫خیلی بزرگ شده

01:34:34.875 --> 01:34:38.000
‫یه پسر خوش قیافه
‫اینو نمیگم چون پسر خودمه

01:34:38.042 --> 01:34:41.916
‫چه اتفاقی براشون میفته؟
‫دیگه نمیبینمشون

01:34:45.001 --> 01:34:47.791
‫انقدر بالا پرتشون نکن

01:35:16.875 --> 01:35:18.916
‫بذارید بقیه وارد بشن

01:35:50.916 --> 01:35:53.708
‫- اونا شش نفرن
‫- خوبه

01:35:58.708 --> 01:35:59.750
‫بایست!

01:36:09.708 --> 01:36:10.875
‫ادامه بدید

01:36:12.916 --> 01:36:14.750
‫حرکت کنید!

01:36:17.958 --> 01:36:22.708
‫چطور مردی که سالهای زیادی رو
‫در زندان سپری کرده...

01:36:22.791 --> 01:36:26.750
‫نمیتونه حتی یه یادداشت کوچیک رو
بدون اینکه گیر بیفته بفرسته؟

01:36:26.833 --> 01:36:30.667
‫حالا دیگه نقشه‌مون نابود شد

01:36:31.708 --> 01:36:34.875
‫باید کاری کنم بانچلیلی حرف بزنه

01:36:35.875 --> 01:36:37.958
‫از این کارا متنفرم

01:36:40.833 --> 01:36:44.708
‫- اونو توی سلول تنها بذارید
‫- بله قربان

01:36:53.625 --> 01:36:54.791
‫بفرمایید

01:36:57.625 --> 01:36:58.875
‫بشینید

01:37:07.750 --> 01:37:09.833
‫- سیگار؟
‫- نه، ممنون

01:37:12.875 --> 01:37:15.708
‫بانچلیلی عزیز
‫شما محکوم به مرگ شدید

01:37:15.791 --> 01:37:17.833
‫وقت زیادی ندارید

01:37:17.875 --> 01:37:21.583
‫من یه فرصتی بهتون پیشنهاد میدم
‫که خودتون رو نجات بدید

01:37:21.791 --> 01:37:25.750
‫سرهنگ دِلا رُوِره
‫اعتراف کرده که یک یادداشت به شما داده

01:37:29.791 --> 01:37:31.750
‫این

01:37:34.750 --> 01:37:37.625
‫بهم بگید برای چه کسی بوده

01:37:37.708 --> 01:37:39.667
...‫و من بهتون قول میدم

01:37:39.791 --> 01:37:44.625
‫که حکم مرگ‌تون رو
به ۳۰ سال زندان تغییر بدم

01:37:46.750 --> 01:37:50.667
‫و هر دو میدونیم که
جنگ انقدرها طول نمیکشه

01:37:50.750 --> 01:37:53.583
‫اما من از هیچی خبر ندارم قربان

01:37:53.667 --> 01:37:56.625
‫وقتی از حیاط اومدم
‫یه نفر یادداشت رو بهم داد

01:37:56.750 --> 01:37:59.708
‫بله و تو توی کفشت قایمش کردی

01:37:59.750 --> 01:38:02.708
‫میخواستم پسش بدم به ژنرال

01:38:02.791 --> 01:38:06.791
‫بانچلیلی، نه تو احمقی نه من

01:38:07.750 --> 01:38:11.667
‫میدونم که یادداشت برای تو نبوده

01:38:12.542 --> 01:38:14.667
ژنرال داشته ازت سواستفاده میکرده

01:38:14.750 --> 01:38:17.625
‫که بدش به یکی دیگه

01:38:19.708 --> 01:38:20.833
‫کی؟

01:38:21.625 --> 01:38:24.625
‫کسی چه میدونه؟
‫به من که نگفت

01:38:24.750 --> 01:38:26.667
‫چرا ازش نمیپرسی؟

01:38:26.750 --> 01:38:30.542
‫چرا انقدر کله شقی؟

01:38:30.583 --> 01:38:33.791
‫خودت میدونی که واسه به حرف آوردنت
‫یه راه‌هایی بلدیم

01:38:34.500 --> 01:38:36.667
‫- خودت میدونی
‫- میدونم

01:38:37.708 --> 01:38:41.667
‫اما نمیتونید کسی رو مجبور کنید
‫چیزی رو که نمیدونه بگه

01:38:42.708 --> 01:38:46.667
‫سرهنگ، من زن و بچه دارم
امروز دیدمشون

01:38:47.542 --> 01:38:49.708
‫من تنها کسی هستم که دارن

01:38:50.583 --> 01:38:54.500
‫فکر نمیکنید اگه میدونستم
‫بهتون میگفتم؟

01:38:55.708 --> 01:38:59.458
‫دارم برای آخرین بار ازت میپرسم

01:38:59.542 --> 01:39:04.500
‫کاری نکن از روشهایی استفاده کنم
که برخلاف اصول اخلاقیم باشه

01:39:04.542 --> 01:39:07.625
‫ای کاش میتونستم حرفتون رو باور کنم

01:39:16.750 --> 01:39:18.708
‫بریم بانچلیلی

01:39:37.583 --> 01:39:39.417
‫بیا تو

01:39:43.625 --> 01:39:46.417
‫کنتس دِلا رُوِره اینجا هستن
(کنتس: همسر یک کنت)

01:39:47.667 --> 01:39:50.583
‫- کجا؟
‫- بیرون منتظر هستن

01:39:51.708 --> 01:39:53.667
‫بفرستش داخل

01:40:24.542 --> 01:40:26.417
‫سرهنگ مولر؟

01:40:26.625 --> 01:40:28.458
‫خودم هستم

01:40:29.667 --> 01:40:32.375
‫بفرمایید بنشینید، کنتس

01:40:34.458 --> 01:40:37.417
‫حتماً از دیدنم تعجب کردید

01:40:37.500 --> 01:40:39.583
‫من زیاد شگفت زده نمیشم

01:40:40.375 --> 01:40:44.334
‫عالیجناب توصیه کردن
که بیام شما رو ببینم

01:40:44.417 --> 01:40:48.375
‫گفتن شما درک میکنید
و کمک میکنید

01:40:48.458 --> 01:40:51.458
‫البته تا جایی که
در حیطه‌ی وظایفم باشه

01:40:51.542 --> 01:40:54.375
‫اما بذارید سؤالی ازتون بپرسم

01:40:54.500 --> 01:41:00.375
‫منابع ما بهمون اطمینان دادن که شما
‫و بچه‌هاتون در سوییس هستید

01:41:00.583 --> 01:41:04.334
‫پس من باید نتیجه بگیرم
که شما به ایتالیا برگشتید

01:41:04.500 --> 01:41:06.334
‫نگران نباشید

01:41:06.375 --> 01:41:10.334
‫نگران نباشید
متهم‌تون نمیکنم

01:41:10.375 --> 01:41:12.417
‫فقط میخواستم...

01:41:12.500 --> 01:41:16.458
‫شجاعت و از خودگذشتی‌تون رو
‫تحسین کنم

01:41:17.334 --> 01:41:19.500
‫من فقط کاری که باید رو
دارم انجام میدم

01:41:19.625 --> 01:41:23.458
‫نیومدم بابت همسرم
‫چیزی درخواست کنم

01:41:23.500 --> 01:41:27.334
‫چون بی‌فایده‌ست،
‫و تازه همسرم هم با این کار موافقت نمیکنه

01:41:27.417 --> 01:41:33.292
‫فقط به این امید اومدم
که بتونم ببینمش

01:41:33.375 --> 01:41:35.500
‫فقط برای چند دقیقه

01:41:36.292 --> 01:41:37.542
‫باور کنید

01:41:38.334 --> 01:41:41.500
‫خیلی متأسفم که نمیتونم
‫درخواستتون رو عملی کنم

01:41:41.583 --> 01:41:46.292
‫اما وقتی که زندانیها در دوره‌ی بازجویی هستن
‫اجازه‌ی ملاقانی ندارن

01:41:46.375 --> 01:41:48.417
‫من درخواست ملاقات نکردم

01:41:48.500 --> 01:41:52.292
‫فقط اینکه برای چند دقیقه ببینمش

01:41:52.458 --> 01:41:56.417
‫کنتس
‫من احساس‌تون رو درک میکنم

01:41:56.458 --> 01:41:58.417
‫و اینو ثابت میکنم

01:41:58.500 --> 01:42:02.334
‫شما ممکنه همسرتون رو ببینید
و حتی باهاش حرف بزنید

01:42:02.417 --> 01:42:05.458
‫اما قبلش در موردش فکر کنید

01:42:05.542 --> 01:42:10.250
‫ژنرال دِلا رُوِره برای
‫اتهامات جدی‌ای بازداشت شدن

01:42:10.292 --> 01:42:14.334
‫اون آروم و ساکته
‫مثل یه سرباز رفتار میکنه،

01:42:14.458 --> 01:42:16.417
‫اینو بهتون اطمینان میدم

01:42:17.250 --> 01:42:20.417
‫میدونید چه چیزی بهش قدرت
‫و شجاعت میده؟

01:42:21.334 --> 01:42:25.292
‫دونستن اینکه نه تنها وظیفه‌ش رو
به عنوان یه سرباز انجام داده

01:42:25.375 --> 01:42:29.334
‫بلکه بدونه جای کسانی رو که دوست داره امنه
‫و از اینجا دور هستن

01:42:31.292 --> 01:42:33.375
‫پس حالا من میپرسم،

01:42:33.417 --> 01:42:39.209
‫فکر میکنید دیدن شما از پشت یه پنجره
‫اونم برای چند دقیقه...

01:42:39.292 --> 01:42:44.250
‫دیدن چهره‌ی نگران شما
...و این خطری که کردید

01:42:44.292 --> 01:42:46.375
‫موجب دلگرمیش میشه؟

01:42:47.292 --> 01:42:51.209
‫یا ترجیح میدید یه اثر منفی
بر روحیه‌ش بذاره؟

01:42:52.458 --> 01:42:55.292
‫به عنوان یه دوست باهاتون صحبت میکنم

01:42:55.417 --> 01:43:00.292
‫من عمیق‌ترین تحسین و احترام رو
‫برای ژنرال دارم

01:43:00.334 --> 01:43:05.375
‫و پشیمونم که این جنگ
‫ما رو مقابل همدیگه قرار داده

01:43:06.458 --> 01:43:10.375
‫نصیحت من رو قبول کنید
و به ملاقاتش نرید

01:43:10.417 --> 01:43:14.375
‫این، اونو خیلی ناراحت میکنه
من مطمئنم

01:43:15.375 --> 01:43:18.417
‫بذارید فکر کنه جاتون به همراه...

01:43:19.375 --> 01:43:21.334
‫بچه‌هاتون امنه

01:43:23.209 --> 01:43:26.250
‫اگه دوست دارید
‫یه نامه براش بفرستید

01:43:26.417 --> 01:43:32.250
‫بهش میگم که عالیجناب
به من دادش

01:43:32.375 --> 01:43:36.167
‫عالیجناب این دروغ کوچیک رو میبخشن

01:43:37.334 --> 01:43:41.292
‫بهتون قول میدم که نامه باز نمیشه

01:43:47.250 --> 01:43:49.334
‫شاید حق با شما باشه

01:43:50.209 --> 01:43:52.167
‫اگه دوست دارید،

01:43:52.375 --> 01:43:56.209
میتونید چند تا لباس براش بفرستید

01:43:56.375 --> 01:43:58.375
‫و یه چیزی برای خوردن

01:43:59.250 --> 01:44:02.125
‫متأسفانه غذای اینجا...

01:44:02.292 --> 01:44:04.209
‫زیاد خوب نیست

01:44:06.125 --> 01:44:07.209
‫ممنونم

01:44:32.084 --> 01:44:33.250
‫بانچلیلی

01:44:55.209 --> 01:44:58.292
‫لعنت به اونا!

01:44:58.375 --> 01:45:02.125
‫ژنرال، من چیزی نگفتم

01:45:03.125 --> 01:45:06.250
‫اما مطمئن نیستم
‫که دفعه‌ی بعد بتونم تحمل کنم

01:45:06.292 --> 01:45:08.125
‫خیلی وحشتناک بود

01:45:09.292 --> 01:45:11.292
‫چرا حرف نمیزنی؟

01:45:11.334 --> 01:45:14.209
‫چرا تو باید برای کس دیگه‌ای
‫تقاص پس بدی؟

01:45:14.292 --> 01:45:16.084
‫ژنرال

01:45:16.167 --> 01:45:20.292
‫خدایا! دیگه نمیفهمم دارم چی میگم

01:45:21.334 --> 01:45:23.125
‫ژنرال

01:45:27.084 --> 01:45:30.250
‫- شما می‌دونید فابریزیو کیه؟
‫- نه

01:45:51.084 --> 01:45:53.292
‫یکم از این بخور

01:47:16.084 --> 01:47:20.167
‫آنچلیلی، یکم سوپ بخور
حالت رو بهتر میکنه

01:47:33.250 --> 01:47:36.084
‫بانچلیلی خودش رو کُشت

01:47:36.125 --> 01:47:40.000
‫بانچلیلی مُرده
در رو باز کنید

01:47:40.084 --> 01:47:43.001
‫میخوام با سرهنگ مولر صحبت کنم!

01:47:43.125 --> 01:47:45.250
‫بانچلیلی مُرده

01:47:52.001 --> 01:47:54.001
‫همه‌ش تقصیر توئه

01:47:54.084 --> 01:47:56.167
‫اگه انقدر احمق نبودی...

01:47:56.209 --> 01:47:58.209
‫اونا یادداشت رو پیدا نمی‌کردن

01:47:59.000 --> 01:48:01.000
‫و ما حالا میفهمیدیم فابریزیو کیه!

01:48:01.084 --> 01:48:04.001
‫حالا عوضش یه جسد دیگه
‫روی دستمون مونده

01:48:04.125 --> 01:48:06.167
‫حالا برو

01:48:07.000 --> 01:48:09.125
‫من اونجا برنمی‌گردم

01:48:10.042 --> 01:48:12.084
‫تا الان دیگه همه میدونن...

01:48:12.167 --> 01:48:14.958
‫که بانچلیلی شکنجه شده بوده
و اینکه خودکشی کرده

01:48:15.001 --> 01:48:19.001
‫باور نمیکنن من ژنرال دِلا رُوِره باشم

01:48:19.084 --> 01:48:22.958
‫منو میکُشن!
‫شاید اصلاً خود نگهبان‌ها بکُشنم!

01:48:23.001 --> 01:48:26.042
‫اونا طرف خودشون هستن

01:48:26.125 --> 01:48:29.084
‫چنین اتفاقی نمیفته

01:48:29.167 --> 01:48:32.209
‫تو به عنوان یه قربانی برمیگردی

01:48:33.958 --> 01:48:35.958
‫و یه قهرمان

01:48:42.125 --> 01:48:44.042
‫از اینجا ببرینش

01:49:22.001 --> 01:49:24.916
‫اونا ژنرال دِلا رُوِره رو شکنجه کردن

01:49:25.000 --> 01:49:27.958
‫اونا ژنرال دِلا رُوِره رو شکنجه کردن

01:50:22.042 --> 01:50:26.875
‫قاتل‌ها! قاتل‌ها!

01:50:50.000 --> 01:50:54.084
‫یه نامه و بسته براتون اومده، قربان

01:50:56.000 --> 01:50:58.833
‫نامه برای من؟

01:51:01.958 --> 01:51:03.958
‫بازش کن

01:51:13.916 --> 01:51:16.875
‫یه عکس داخلشه
‫باید زن و بچه‌هاتون باشن

01:51:23.958 --> 01:51:25.833
‫چی نوشته؟

01:51:34.916 --> 01:51:37.916
‫من نمیبینمش
‫تو بخونش

01:51:39.001 --> 01:51:41.791
‫از ژنو فرستاده شده

01:51:41.875 --> 01:51:46.001
‫"جیانی عزیز،
‫امیدوارم این چند کلمه به دستت بره

01:51:46.833 --> 01:51:48.916
‫کنسولگری ما،
‫بهم اطلاع داد که دستگیر شده‌ای

01:51:49.001 --> 01:51:51.042
‫من خبر را به بچه‌ها دادم

01:51:51.833 --> 01:51:54.833
‫اونا خیلی خوب بودن
‫گریه نکردن

01:51:54.875 --> 01:51:56.001
‫منم همینطور

01:51:56.833 --> 01:52:00.916
‫ما نامه‌ای را که بعد از ۸ سپتامبر
‫نوشته بودی، خواندیم

01:52:01.000 --> 01:52:03.958
‫و حرف‌هایت را یادمان است

01:52:04.001 --> 01:52:07.000
‫وقتی نمیدانی کدام راه را انتخاب کنی

01:52:07.001 --> 01:52:10.000
‫سخت‌ترین راه را انتخاب کن

01:52:11.875 --> 01:52:15.001
‫حال پسرها خوب است
‫در درس‌شون هم موفق هستن

01:52:15.042 --> 01:52:17.001
‫من بهشون افتخار میکنم

01:52:17.791 --> 01:52:21.042
‫در تمام مدت، در هر وضعیتی
‫هر اتفاقی که بیفته

01:52:21.833 --> 01:52:24.042
‫ما همیشه در کنارت هستیم عزیزم

01:52:25.958 --> 01:52:30.958
‫برات دعا میکنیم
‫و تو رو در ذهن و قلبمون نگه میداریم

01:52:31.001 --> 01:52:34.916
‫خداوند هرگز اجازه نخواهد داد
که ما از دیدن هم محروم بشیم

01:52:36.000 --> 01:52:39.833
‫من و پسرها عشق و محبت مون رو
‫برات میفرستیم

01:52:39.916 --> 01:52:41.750
‫بیانکا ماریا"

01:52:45.001 --> 01:52:46.916
‫عکس رو نشونم بده

01:52:47.000 --> 01:52:49.791
‫پسرهای قشنگی هستن، قربان

01:52:56.833 --> 01:52:58.791
‫اونا رهبر فعالیتهای سیاسی فاشیست
‫در میلان رو کُشتن

01:52:58.875 --> 01:53:01.791
‫اوه، خدایا!
‫چه اتفاقی برای ما میفته؟

01:53:04.916 --> 01:53:06.958
‫اونا رهبر فعالیتهای سیاسی
‫در میلان رو کشتن

01:53:09.916 --> 01:53:12.750
‫اونا رهبر فعالیتهای سیاسی
در میلان رو کشتن

01:53:51.417 --> 01:53:54.459
‫- کامراتا گائتانو داکوستا
حاظر در میان ما -

01:54:05.375 --> 01:54:10.334
‫ما باید یک جستجوی
‫بزرگ خانه به خانه انجام بدیم

01:54:10.375 --> 01:54:13.292
‫میلان شهر پر مشغله‌ایه

01:54:13.375 --> 01:54:17.417
‫پیدا کردن و تبعید کردن مردم
‫میتونه وضع مملکت رو مختل کنه

01:54:18.167 --> 01:54:23.126
‫ما نمیتونیم اجازه بدیم بهترین افرادمون
در قلب میلان به کمین مردم بشینن

01:54:23.209 --> 01:54:26.292
‫جنگ پارتیزانی‌ها یه واقعیته

01:54:26.417 --> 01:54:28.375
‫انتقام فقط وضعیت رو بدتر میکنه

01:54:28.417 --> 01:54:31.375
‫پس میخواید هیچ کاری نکنیم

01:54:32.167 --> 01:54:34.375
‫و منتظر بمونیم تا کُشته بشیم؟

01:54:35.126 --> 01:54:38.417
‫اگه این مشکل برای سربازهای آلمانی بود،
مطمئناً شما جور دیگه‌ای فکر می‌کردید

01:54:39.167 --> 01:54:41.334
‫شاید همین الان داره
اقداماتی صورت میگیره

01:54:41.375 --> 01:54:46.209
‫من به سرفرماندهی
‫در جبهه‌ی جنوب غربی اطلاع دادم

01:54:46.334 --> 01:54:50.292
‫سرفرماندهی نیروی دفاع
‫و مرکز فرماندهی کل هیتلر

01:54:51.209 --> 01:54:53.167
‫منتظر دستورات هستم

01:55:24.209 --> 01:55:26.292
‫دفتر سرهنگ مولر

01:55:26.375 --> 01:55:29.209
‫ستوان ارشد هفتیگ صحبت میکنه

01:55:30.209 --> 01:55:31.334
‫بله همین الان

01:55:32.209 --> 01:55:33.375
‫سرهنگ،

01:55:34.250 --> 01:55:36.209
‫سرفرماندهی نیروی دفاع هستن

01:55:44.167 --> 01:55:46.126
‫سرهنگ مولر صحبت میکنه

01:55:46.417 --> 01:55:49.084
‫ممنونم
‫صبح بخیر فیلد مارشال

01:55:50.209 --> 01:55:52.042
‫بله متوجه هستم

01:55:55.334 --> 01:55:57.292
‫اون موافق نیست

01:56:05.334 --> 01:56:08.375
‫اون میگه تلافی کردن
اثر معکوس داره

01:56:16.126 --> 01:56:18.042
‫اون دستورات رو انجام میده

01:56:27.084 --> 01:56:28.292
‫اسم ۲۰ نفر نفر رو بنویس

01:56:28.334 --> 01:56:30.292
...‫کنار اسم هر کدوم

01:56:31.084 --> 01:56:33.250
‫مشخصات، شغل،
‫اتهام و حمکش رو بنویس

01:56:33.334 --> 01:56:35.209
‫بله قربان

01:56:39.084 --> 01:56:41.334
‫اعدام فردا، در حیاط زندان...

01:56:42.084 --> 01:56:44.084
‫اجرا میشه

01:56:44.334 --> 01:56:46.250
‫خداحافظ سرهنگ

01:56:47.126 --> 01:56:48.334
‫خداحافظ

01:57:22.250 --> 01:57:26.126
‫این لیست آماده‌ست، قربان
‫میخواید ببینیدش؟

01:57:30.250 --> 01:57:34.209
‫- چرا فقط ۵ تا یهودی بین‌شون هست؟
دستورات دیروز برگشت داده شدن -

01:57:34.250 --> 01:57:37.084
‫فقط زن‌ها و بچه‌ها موندن

01:57:40.209 --> 01:57:44.042
‫ژنرال دِلا رُوِره رو به لیست اضافه کن

01:57:44.126 --> 01:57:47.126
‫و ۹ نفری رو که دیروز دستگیر کردیم

01:57:47.209 --> 01:57:50.167
‫اما چیز زیادی از توقیف اونها مشخص نیست

01:57:50.250 --> 01:57:53.001
‫فقط کاری رو که گفتم بکن

01:57:53.250 --> 01:57:55.084
‫اینم لیست

01:57:58.126 --> 01:58:00.084
‫اما اینجا ۱۰ اسم هست

01:58:00.167 --> 01:58:05.001
‫اولیویرو اسکاتی رو حذف کن
اون دیروز آزاد شد

01:58:07.126 --> 01:58:09.126
‫دفتر سرهنگ مولر

01:58:11.001 --> 01:58:13.250
‫از دفتر اسقف اعظم‌ـه، قربان

01:58:16.250 --> 01:58:19.126
‫متأسفانه سرهنگ اینجا نیستن

01:58:36.542 --> 01:58:38.667
‫اگه واقعاً دارن ما رو به آلمان میبرن

01:58:38.750 --> 01:58:41.667
‫چرا نگفتن وسایلمون رو بیاریم؟

01:58:41.750 --> 01:58:43.709
‫اما ازت بازجویی هم نمیشه

01:58:44.459 --> 01:58:46.584
‫فقط یه بازرسی معمولیه

01:58:46.667 --> 01:58:49.709
‫- هویت‌مون رو بازبینی میکنن
‫- منم همین رو گفتم

01:58:50.459 --> 01:58:53.417
‫لعنتی
‫ما یه شب دیگه هم اینجا بودیم

01:58:53.501 --> 01:58:56.626
‫اعتراف کن، دیگه کم کم داشتی
‫نگران میشدی

01:58:56.750 --> 01:58:58.667
‫اما هیچکس نمیخواست چیزی بگه

01:58:59.459 --> 01:59:00.667
‫دارن ما رو واسه کار میفرستن

01:59:01.501 --> 01:59:03.459
‫من میگم دارن ما رو به آلمان میفرستن

01:59:03.542 --> 01:59:09.667
‫اگه اینطور بود
‫میگفتن وسایلمون رو بیارن، اما نگفتن

01:59:10.459 --> 01:59:12.626
‫این یعنی زود برمی‌گردیم

01:59:46.626 --> 01:59:50.376
‫- حتی ژنرال هم اینجاست
پس به آلمان نمیریم -

01:59:50.459 --> 01:59:52.667
‫چرا؟
اونم نمیتونه کار کنه؟

01:59:53.459 --> 01:59:56.626
‫آلمانی‌ها هیچ اهمیتی به
‫ژنرال‌های ایتالیایی نمیدن

01:59:56.709 --> 01:59:58.501
‫درسته؟

01:59:58.542 --> 02:00:02.417
‫شاید قراره روی یه خط آهن
یا جاده کار کنیم

02:00:02.542 --> 02:00:06.584
‫حتماً بعد از این همه انفجارها
به کارگر نیاز دارن

02:00:06.667 --> 02:00:10.501
‫و ازمون هم بازجویی نمیشه

02:00:14.417 --> 02:00:16.584
‫ژنرال
‫شما باید یه کاری انجام بدید

02:00:16.626 --> 02:00:18.584
‫چکار میتونم بکنم؟

02:00:45.542 --> 02:00:49.626
‫من که بهتون گفتم، اما باور نکردید
میخوان برای کار بفرستن‌مون

02:00:50.417 --> 02:00:53.459
‫ما فکر کردیم میخوان برای اینکه
‫یه فاشیست کشته شده، 10 نفرمون رو بکشن

02:00:53.584 --> 02:00:55.542
‫اما حالا ۲۰ نفر اینجاست

02:00:55.626 --> 02:00:58.459
‫ژنرال به ما اهمیتی نمیده

02:00:58.542 --> 02:01:01.584
‫نمی‌فهمیدید؟
‫اون مثلاً یه قهرمانه

02:01:02.417 --> 02:01:04.667
‫ما بخاطر اون اینجاییم

02:01:05.376 --> 02:01:08.542
‫و بقیه هم که در بین‌تون هستن
وانمود میکنن که قهرمانن

02:01:08.626 --> 02:01:13.417
‫میتونستید تا حالا آزاد شده باشید
‫اما نشدید!

02:01:13.501 --> 02:01:16.459
‫فکر کردید با انداختن چند تا بمب...

02:01:16.501 --> 02:01:20.542
‫و کشتن ۸ تا آلمانی، جنگ رو میبرید؟

02:01:20.626 --> 02:01:23.626
‫خب، من که کاری نکردم
چرا باید تقاص پس بدم؟

02:01:24.334 --> 02:01:28.501
‫این وظیفه‌ی ژنراله که یه قهرمان باشه
‫واسه همین بهتون پول میدن

02:01:29.584 --> 02:01:35.417
‫در واقع، من سهمم رو بهتون دادم
‫من یه مالیات دهنده‌م

02:01:35.501 --> 02:01:41.334
‫نیازی نیست انقدر سخت بگیری
...فقط چند روز کار میکنیم و

02:01:41.376 --> 02:01:43.459
‫نه، من هیچ کاری نکردم

02:01:43.542 --> 02:01:46.334
‫در رو باز کنید
میخوام برم بیرون

02:01:46.459 --> 02:01:48.334
‫باید از خودت خجالت بکشی

02:01:48.376 --> 02:01:51.293
‫چرا؟ چون نمیخوام بمیرم؟

02:01:51.376 --> 02:01:53.417
‫- من هیچ کاری نکردم
‫- ما هم همینطور!

02:01:53.542 --> 02:01:56.459
‫- اما شماها یهودی هستید
‫- درسته

02:01:59.501 --> 02:02:03.417
‫خودت رو خسته نکن‫
‫میگی هیچ کاری نکردی...

02:02:03.501 --> 02:02:05.542
‫درسته
‫هیچ کاری نکردم

02:02:05.584 --> 02:02:09.376
‫مشکل همینجاست
‫هیچ کاری نکردی

02:02:09.417 --> 02:02:12.501
‫چرا؟ ۵ ساله که دنیا در جنگه

02:02:12.584 --> 02:02:16.584
‫میلیونها نفر کشته شدن
صدها شهر تخلیه شدن

02:02:17.334 --> 02:02:18.584
‫و تو هیچ کاری نکردی

02:02:19.376 --> 02:02:21.334
‫باید یه کاری میکردی

02:02:21.417 --> 02:02:24.542
‫یا با اینطرف یا با اون طرف

02:02:24.626 --> 02:02:28.334
‫تو میخواستی بین دو طرف قرار بگیری
‫و هیچ کاری نکنی

02:02:28.417 --> 02:02:30.376
‫و فقط به فکر کسب و کارت باشی

02:02:30.459 --> 02:02:34.293
‫در واقع، تو بهم گفتی
...‫در حالی که بقیه داشتن میمُردن

02:02:34.417 --> 02:02:37.376
‫سودهای کلانی کردی
‫خیلی راحت

02:02:37.459 --> 02:02:40.584
‫حالا می‌فهمم چرا نمیخوای
‫بدون اینکه کاری انجام داده باشی...

02:02:41.334 --> 02:02:42.584
‫اعدام بشی

02:02:43.334 --> 02:02:45.376
‫- خودت چیکار کردی؟
کار زیادی نکردم -

02:02:45.459 --> 02:02:48.417
‫اما وظیفه‌م رو انجام دادم
‫چون فقط همین مهمه

02:02:48.501 --> 02:02:51.251
‫انجام وظیفه‌ت به هر قیمتی

02:02:51.334 --> 02:02:54.376
‫اگه همه این کار رو کرده بودن
‫شاید ما اینجا نبودیم

02:03:41.293 --> 02:03:43.251
‫برادران یهودی من

02:03:43.501 --> 02:03:48.293
‫الان برای ما هیچ امیدی نیست

02:03:49.334 --> 02:03:51.293
‫بیاید برای خدا دعا کنیم

02:04:23.417 --> 02:04:27.209
‫ای پدر ما که در بهشت هستی...

02:04:56.209 --> 02:04:59.293
‫کی فکرش رو میکرد
‫ما اینجا همدیگه رو ببینیم؟

02:04:59.376 --> 02:05:03.168
‫من زمان زیادی
‫منتظر مسئول کوک پیانو شدم

02:05:04.376 --> 02:05:07.376
‫نمیگم که یه تحویل‌دار بانک هستم

02:05:07.459 --> 02:05:09.417
‫اما بهتر از اینم نیستم

02:05:10.168 --> 02:05:11.459
‫هیچوقت یه سرباز نبودم

02:05:12.209 --> 02:05:15.251
‫اما خودم رو مسئول هزاران انسان دیدم

02:05:15.417 --> 02:05:19.376
‫قادر به تحمل مسئولیت عظیمی ‌بودم

02:05:19.459 --> 02:05:23.293
‫چون باور داشتم که دارم
‫برای یک دنیای بهتر میجنگم

02:05:24.293 --> 02:05:27.293
‫یعنی زنده میمونیم که ببینیمش؟
‫بقیه زنده میمونن؟

02:05:27.376 --> 02:05:29.293
‫فکر کنم

02:05:37.459 --> 02:05:41.376
‫ببخشید ژنرال
‫میخوام برای همسرم یه پیغام بفرستم

02:05:41.417 --> 02:05:45.126
‫اما هیچ کاغذ و قلمی ‌نیست

02:05:45.417 --> 02:05:49.251
‫میخوام بخاطر اینکه ترکش کردم
‫ازش بخوام منو ببخشه

02:05:49.334 --> 02:05:51.334
‫برای اینکه اون و بچه‌هام رو تنها گذاشتم

02:05:52.168 --> 02:05:55.293
‫میخوام برای زجر دادنش
‫ازش تقاضای بخشش کنم

02:05:55.376 --> 02:05:57.417
‫و بهش بگم که قوی باشه

02:05:58.168 --> 02:06:01.209
‫میخوام بهش بگم که همیشه
‫اون و بچه‌ها رو دوست داشتم

02:06:01.293 --> 02:06:03.334
‫حتی اگه نمیتونستم نشونش بدم

02:06:04.376 --> 02:06:08.334
‫و برای پس گرفتن پولم از مکانیک

02:06:08.376 --> 02:06:12.334
‫و اینکه دوچرخه رو به برادر جولیا دادم

02:06:13.126 --> 02:06:16.334
‫باید اون رو پس بگیره
‫و به قیمت خوبی بفروشتش

02:06:16.376 --> 02:06:20.376
‫و وقتی اوضاع بهتر شد

02:06:21.168 --> 02:06:23.251
‫باید بچه‌ها رو ببره
که پدر و مادرم رو ببینن

02:06:23.334 --> 02:06:26.209
‫اونا هیچوقت نوه‌هاشون رو ندیدن

02:06:40.251 --> 02:06:41.334
‫پیپرنو، ساموئله

02:06:46.251 --> 02:06:48.168
‫اونتانی، ماریو

02:06:49.293 --> 02:06:51.251
‫آلبرتینی، لوچیانو

02:06:55.168 --> 02:06:57.126
‫سینیگالیا، لئونه

02:06:58.376 --> 02:07:00.293
‫پاسکالیا، آنتونیو

02:07:02.251 --> 02:07:04.251
‫کوهن، داویده

02:07:06.168 --> 02:07:08.084
‫مارکونی، پائولو

02:07:10.084 --> 02:07:12.084
‫لجی، آبله

02:07:13.209 --> 02:07:15.168
‫فانارو، داویده

02:07:19.126 --> 02:07:21.168
‫دی‌کاستارو، جوزفه

02:07:23.293 --> 02:07:26.334
‫جوانی براچوفورته دِلا رُوِره

02:08:02.376 --> 02:08:04.251
‫برید

02:08:12.334 --> 02:08:15.168
‫خب؟ اون حرف زد؟

02:08:16.043 --> 02:08:17.334
‫میدونی کیه؟

02:08:18.043 --> 02:08:21.126
‫- کی؟
‫- منظورت چیه؟ فابریزیو؟

02:08:21.209 --> 02:08:23.001
‫یکی از اوناست؟

02:08:23.084 --> 02:08:25.168
‫حتماً با تو حرف زده

02:08:25.209 --> 02:08:29.168
‫در طول همچین شبی
‫یه مرد به همنشین‌هاش اعتماد میکنه

02:08:30.168 --> 02:08:32.126
‫تو از کجا میدونی؟

02:08:33.084 --> 02:08:36.001
‫تا حالا چنین شبی رو گذروندی؟

02:08:36.251 --> 02:08:39.043
‫اون حرف زد یا نه؟

02:08:39.126 --> 02:08:41.084
‫میدونی اون کیه؟

02:08:44.168 --> 02:08:47.043
‫مداد دارید، سرهنگ؟

02:09:22.001 --> 02:09:25.960
...‫لطفاً این حرفها رو به

02:09:26.043 --> 02:09:28.043
‫کنتس دِلا رُوِره برسونید

02:09:37.084 --> 02:09:38.251
‫باز کن

02:09:39.168 --> 02:09:41.043
‫باز کن

02:09:41.960 --> 02:09:45.126
"‫"آخرین افکارم همگام با تو هستن
"زنده باد ایتالیا"

02:09:48.126 --> 02:09:49.960
‫باردون

02:09:58.168 --> 02:09:59.960
‫باز کن

02:10:03.960 --> 02:10:05.084
‫ببین!

02:10:06.084 --> 02:10:09.251
‫چیکار میکنی؟
‫میخوان اونا رو بکُشن

02:10:36.084 --> 02:10:39.126
‫آقایون
...‫در این لحظات آخر

02:10:39.168 --> 02:10:43.084
‫ما خانواده‌هامون رو به خاطر میاریم
‫کشورمون رو،

02:10:43.959 --> 02:10:45.168
‫و اعلیحضرت شاه

02:10:45.959 --> 02:10:47.084
‫زنده باد ایتالیا!

02:10:59.209 --> 02:11:01.168
‫ما اشتباه کردیم، قربان

02:11:01.959 --> 02:11:04.084
‫قرار بود ۱۰ مَرد اعدام بشن

02:11:05.126 --> 02:11:07.960
‫اشتباه از من بود، ستوان

02:11:09.084 --> 02:11:10.960
‫همه‌ش تقصیر منه

02:11:25.917 --> 02:11:27.959
‫پروردگارا، آن‌ها را به آرامش ابدی برسان

02:11:28.001 --> 02:11:29.917
‫و باشد تا نور جاویدان بر روی آن‌ها بتابد

02:11:30.001 --> 02:11:32.960
‫خداوند آن‌ها را بیامرزد، آمین

02:11:33.126 --> 02:11:35.084
‫خداوندا، من از ته قلبم
در راه تو گریه کردم

02:11:35.168 --> 02:11:37.709
‫پروردگارا، صدایم را بشنو

02:11:37.709 --> 02:11:41.709
‫بگذار تا گوش‌های تو
ندای التماس مرا بشنوند

02:11:42.000 --> 02:11:49.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

02:11:49.100 --> 02:11:55.000
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.