﻿WEBVTT

00:00:00.076 --> 00:00:09.876
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:10.000 --> 00:00:15.000
سفر شگفت‌انکیز
<c.colorff8000> محصول آمریکا در سال 1966 </c>

00:00:20.000 --> 00:00:28.000
این فیلم شما را به جایی می برد که تا به حال هیچ‌کس نرفته است.
هیچ شاهد عینی، چیزی که شما خواهید دید را ندیده است.

00:00:28.500 --> 00:00:37.000
اما در این دنیای ما، جایی که رفتن به ماه به زودی اتفاق خواهد افتاد،
و باورنکردنی‌ترین اتفاقات در اطراف ما در حال رخ دادن هستند،

00:00:37.500 --> 00:00:47.000
یک روز، شاید فردا، رویدادهای خارق‌العاده‌ای که در شُرف دیدن آن‌ها هستید،
می‌توانند رخ دهند، و اتفاق خواهند افتاد.

00:04:04.000 --> 00:04:10.900
سفر شگفت‌انکیز
<c.colorff8000> برنده‌ی اسکار 1966: </c>
<c.colorff8000> بهترین طراحی صحنه </c>
<c.colorff8000> بهترین جلوه‌های ویژه </c>

00:04:11.050 --> 00:04:18.000
<c.colorff8000> نامزد: </c>
<c.colorff8000> بهترین فیلم‌برداری </c>
<c.colorff8000> بهترین صداگذاری </c>
<c.colorff8000> بهترین تدوین </c>

00:04:20.000 --> 00:04:28.000
<c.colorff8000> از روی این فیلمنامه، کتابی با همین نام </c>
<c.colorff8000> توسط «آیزاک آسیموف» نوشته شد. </c>

00:04:44.000 --> 00:04:48.000
<c.colorff8000> موسیقی: </c>
<c.colorff8000> لئونارد روزنمن </c>

00:05:40.000 --> 00:05:44.000
<c.colorff8000> کارگردن: </c>
<c.colorff8000> ریچارد فلایشر </c>

00:05:54.100 --> 00:05:56.950
متاسفم که مجبور شدیم شما را این موقع
بیدار کنیم، آقای «گرانت».

00:05:57.050 --> 00:05:59.950
فکر می‌کردم در تعطیلات هستم.
این کارها برای چیه؟

00:06:00.050 --> 00:06:01.500
نمی‌تونم به شما بگم.

00:06:01.600 --> 00:06:05.050
- کجا داریم میریم؟
- این را هم نمی‌تونم به شما بگم.

00:06:22.950 --> 00:06:25.650
باید داخل بمانید و
منتظر باشید آقای «گرانت».

00:08:02.500 --> 00:08:04.500
کارت شناساییتون لطفا.

00:08:13.200 --> 00:08:15.200
متشکرم.

00:08:43.500 --> 00:08:45.500
- سلام «گرانت».
- ژنرال «کارتر»!

00:08:45.700 --> 00:08:47.000
خوبه که دوباره می‌بینمت.

00:08:47.100 --> 00:08:48.200
- پنتاگون. اینطور نیست ژنرال؟
- درسته.

00:08:48.300 --> 00:08:49.500
فقط توی اون یونیفرم نبودی.

00:08:49.600 --> 00:08:51.200
بیا.

00:08:59.300 --> 00:09:01.550
«بِنِش»؟!
چی شده؟

00:09:02.850 --> 00:09:03.950
طرف مقابل بهش رسید.

00:09:04.950 --> 00:09:07.550
- حالش چقدر بده؟
- آسیب مغزی، توی کماست.

00:09:08.000 --> 00:09:10.000
قبل یا بعد از چیزی که می‌خواست به شما بگه؟

00:09:10.200 --> 00:09:12.100
قبل از اینکه بتونه برای یک کلمه حتی نفس بکشه.

00:09:12.300 --> 00:09:15.300
اون تنها دانشمندیه که پاسخ چیزی که
ما دنبالش هستیمو می‌دونه.

00:09:15.450 --> 00:09:18.800
به همین دلیل باید عملش کنیم.
و به همین دلیل به شما نیاز داریم.

00:09:22.000 --> 00:09:24.500
من؟ من حتی نمی‌تونم یک چسب زخم
روی انگشتم بذارم.

00:09:25.850 --> 00:09:27.800
ایشان جراح هستند. «دووال».

00:09:28.300 --> 00:09:32.000
دکتر «پیتر دووال». فرد برتر مغز کشور.
تا حالا اسمشو شنیدی؟

00:09:32.100 --> 00:09:36.700
- ببخشید، من در مورد جراحان بی‌اطلاع هستم. اون دختره کیه؟
- «کورا پیترسون»، دستیار فنی «دووال».

00:09:36.800 --> 00:09:40.900
- شما به «دووال» و دیگران می‌پیوندی.
- چه کار می‌تونم بکنم؟ جز اینکه شاید از حال برم!

00:09:41.000 --> 00:09:42.000
«مایک»؟

00:09:43.250 --> 00:09:44.250
بله «آلان».

00:09:44.350 --> 00:09:47.800
با «گرانت» آشنا شو.
ایشان دکتر «مایکلز»، رئیس بخش پزشکی هستند.

00:09:47.900 --> 00:09:50.550
- خوشحالم که با ما هستید آقای «گرانت».
- کاش می‌دونستم چرا.

00:09:50.650 --> 00:09:53.350
لطفا بهش بگید کجا جا بهش نیاز داریم.
من چندتا چیز باید بررسی کنم.

00:09:54.200 --> 00:09:56.750
ما برای اهداف امنیتی به شما
نیاز داریم آقای «گرانت».

00:09:57.250 --> 00:10:00.500
- حین جراحی؟
- اونا می‌دونن که در کشتن «بنش» شکست خوردند.

00:10:00.600 --> 00:10:04.250
بخش امنیتی فکر می‌کنه که اونا توی اولین فرصتی که
به دست بیارن دوباره تلاش می‌کنن.

00:10:04.350 --> 00:10:07.450
ما نگران خرابکاری هستیم.
ترور هنگام جراحی.

00:10:07.700 --> 00:10:09.200
ترور هنگام جراحی؟

00:10:09.300 --> 00:10:11.200
- یعنی شما شک دارید به...
- «دووال». درسته.

00:10:11.300 --> 00:10:14.400
خب من مخالفم، درسته که کار کردن
با اون بیشتر اوقات سخته.

00:10:14.500 --> 00:10:17.200
- سخته؟ غیرممکنه!
- این دلیل نمی‌شه که بهش شک کنیم.

00:10:17.300 --> 00:10:19.600
چرا ریسک کنیم؟
حتما دکترهای دیگه‌ای هم هستند.

00:10:19.700 --> 00:10:22.400
«دووال» ماهرترین جراح مغز کشوره
و زمان کافی هم نداریم.

00:10:22.500 --> 00:10:24.100
علاوه بر این، اون همینجا در دسترسه.

00:10:24.200 --> 00:10:26.900
من که فرقشو نمی‌فهمم،
اینکه داره «بنش» را می‌کُشه، یا نجاتش میده.

00:10:27.000 --> 00:10:28.500
من آماده هستم، متوجه خواهم شد.

00:10:28.600 --> 00:10:31.900
مهم نیست که چه اتفاقی می‌افته،
شما باید فقط از دکتر «مایکلز» دستور بگیری.

00:10:32.000 --> 00:10:33.200
- مفهومه؟
- درسته قربان.

00:10:33.300 --> 00:10:35.400
با ما همراه شو. جراحی به زودی شروع می‌شه.

00:10:36.050 --> 00:10:37.050
بعدا میبینمت «مایک».

00:10:38.750 --> 00:10:40.850
تکنسینش خوبه؟ علاوه بر ظاهرش؟

00:10:40.950 --> 00:10:43.000
در وفاداری اون بحثی نیست.

00:10:46.150 --> 00:10:48.500
- من اینو قبول می‌کنم سرجوخه.
- بله قربان.

00:10:51.000 --> 00:10:53.950
قصد کنجکاوی ندارم، ولی این سی‌اِم‌دی‌اِف...
<c.colorff8000> (حروف روی دیوارها) </c>

00:10:54.050 --> 00:10:56.200
تنها حدسی که می‌زنم،
می‌تونه مخفف این باشه:

00:10:56.300 --> 00:10:59.650
بسیج یکپارچه‌ی خانم‌های خلافکار.

00:10:59.750 --> 00:11:02.100
نیروهای بازدارنده‌ی ترکیبی مینیاتوری

00:11:02.750 --> 00:11:04.750
دوباره بگو؟

00:11:10.900 --> 00:11:15.650
ما می‌تونیم هر چیزی را به هر اندازه‌ای که می‌خواهیم کوچک کنیم.
مردم، کشتی‌ها، تانک‌ها، هواپیماها.

00:11:16.150 --> 00:11:19.150
ژنرال، من شایعات غیرقابل‌باوری شنیدم،
ولی این یکی فرق می‌کنه!

00:11:19.250 --> 00:11:23.500
ما می‌تونیم یک ارتش را با تمام تجهیزاتش کوچک کنیم
و اون را توی درب یک بطری قرار بدیم.

00:11:23.600 --> 00:11:26.850
به همین دلیله که بهش می‌گیم
نیروهای بازدارنده ترکیبی مینیاتوری.

00:11:28.300 --> 00:11:30.400
اگه طرف مقابل چیزی شبیه به این داشته باشه!

00:11:30.500 --> 00:11:33.200
دارن.
ولی هردومون یه مشکل داریم...

00:11:33.300 --> 00:11:35.000
عدم کنترل

00:11:35.100 --> 00:11:38.200
ما می‌تونیم چیزها را فقط به مدت
دقیقا شصت دقیقه کوچک کنیم.

00:11:38.300 --> 00:11:42.150
بعد از اون همه چیز شروع می‌کنه به رشد کردن
تا اندازه اصلی.

00:11:42.250 --> 00:11:45.000
- احتمال میدم که «بنش» می‌دونه چطور کنترلش کنه.
- درسته.

00:11:45.100 --> 00:11:46.900
اون می‌خواست «ما» این راز را داشته باشیم، نه اون‌ها.

00:11:47.000 --> 00:11:50.150
- به همین دلیل سعی کردند اونو بکشن.
- احتمالا دوباره تلاش می‌کنن.

00:11:50.250 --> 00:11:52.800
جای تعجب نیست که می‌خواهید در طول جراحی آماده باشم.

00:11:52.900 --> 00:11:54.550
و یک سفر کوتاه با او داشته باشی.

00:12:01.450 --> 00:12:02.650
سفر؟ به کجا؟

00:12:03.150 --> 00:12:06.200
خب، تنها راهی که می‌تونیم به اون لخته برسیم
از داخل خود مغزه.

00:12:06.300 --> 00:12:10.200
بنابراین ما تصمیم گرفتیم که یک تیم جراحی و خدمه را
توی یک زیردریایی قرار بدیم،

00:12:10.300 --> 00:12:14.150
اندازه‌اش را بسیار کوچک کنیم
و اونو به سرخرگ تزریق کنیم.

00:12:15.300 --> 00:12:18.650
- یعنی من دارم همراه اون‌ها میرم؟
- به عنوان بخشی از خدمه، بله.

00:12:19.350 --> 00:12:21.400
صبر کنید...
اون‌ها نمی‌تونن منو کوچک کنن!

00:12:21.500 --> 00:12:25.350
- کوچک‌سازی ما می‌تونه هر چیزی را کوچک کنه.
- ولی من نمی‌خوام مینیاتوری بشم!

00:12:25.450 --> 00:12:27.650
- فقط برای یک ساعت.
- حتی برای یک دقیقه!

00:12:27.750 --> 00:12:31.000
ژنرال «کارتر»، قربان، من واقعا فکر می‌کنم
باید در انتخاب خودتون تجدید نظر کنید.

00:12:31.100 --> 00:12:33.400
فکر نمی‌کنم برای این نوع شغل آدم مناسبی باشم.

00:12:33.500 --> 00:12:35.350
«گرانت»، شما به یک جلسه توجیهی میری.

00:12:39.800 --> 00:12:41.800
دوشیزه «پیترسون» داوطلب شد که همراه بشه.

00:12:41.900 --> 00:12:44.100
همه‌ی تکنسین‌های مرد اینجا
هم همین کارو کردند!

00:12:44.200 --> 00:12:45.900
یه زن توی این ماموریت جایی نداره.

00:12:46.000 --> 00:12:47.800
من اصرار دارم که تکنسین خودمو ببرم.

00:12:47.900 --> 00:12:49.900
شما کسانی را که من تعیین کنم
همراهتون می‌برید.

00:12:50.000 --> 00:12:53.100
به من نگید با کی باید کار کنم،
چه توی این جراحی، چه هر جراحی دیگه.

00:12:53.200 --> 00:12:55.800
من کاری را که فکر می‌کنم بهترینه، انجام میدم.
بدون دخالت کسی!

00:12:55.900 --> 00:12:58.300
دکتر «دووال» سال‌ها به خانم «پیترسون» تکیه کرده.

00:12:58.400 --> 00:13:02.550
و از اونجایی که خود خانم «پیترسون» می‌خواد همراه باشه،
فکر می‌کنم این بهترین کار باشه دکتر «رید».

00:13:02.650 --> 00:13:03.700
خب من با شما مخالفم.

00:13:04.450 --> 00:13:07.800
از اونجایی که شما مسئولید،
ادامه بدید و هر کاری که می‌خواهید انجام بدید.

00:13:07.900 --> 00:13:09.700
ولی من مایلم که مخالفتم با این ثبت بشه.

00:13:09.800 --> 00:13:11.250
«گرانت»، سرهنگ «رید»،
فرمانده عملیات.

00:13:11.350 --> 00:13:13.550
- چطورید؟
- قبلا با رئیس بخش پزشکی ما آشنا شده‌ای.

00:13:13.700 --> 00:13:16.250
- دکتر «دووال»، جراح سر.
- در مورد شما شنیده‌ام دکتر.

00:13:16.350 --> 00:13:17.950
خانم «پیترسون»، دستیار فنی ایشان.

00:13:18.050 --> 00:13:20.300
- چطورید خانم «پیترسون»؟
- و کاپیتان «بیل اونز».

00:13:20.400 --> 00:13:23.700
طراح یک زیردریایی آزمایشی
برای برنامه تحقیق و توسعه نیروی دریایی.

00:13:23.800 --> 00:13:26.300
- از حوزه‌ی کاری خودتون خارج شدید کاپیتان؟
- یه جورایی.

00:13:26.400 --> 00:13:29.900
- حالا شدیم دو نفر.
- «گرانت» به‌طور منحصربه‌فردی برای این ماموریت مناسبه.

00:13:30.050 --> 00:13:33.000
او کارشناس ارتباطاته
و در طول جنگ غواص بوده.

00:13:33.650 --> 00:13:35.900
علاوه بر این، او «بنش» را به این کشور آورده.

00:13:36.400 --> 00:13:38.900
و هر چه افراد کمتری در این مورد بدونن، بهتره.

00:13:39.100 --> 00:13:43.000
در هر صورت، اگه موقع کار مشکلی پیش بیاد،
ارزش «گرانت» را خواهید فهمید.

00:13:43.750 --> 00:13:44.900
باشه «دان».

00:13:51.400 --> 00:13:53.200
اینجا منطقه هدفه.

00:13:53.900 --> 00:13:54.900
دکتر؟

00:13:56.250 --> 00:14:01.800
مغز «بنش». تا جایی که تونستیم اونو
برای جراحی استریوتاکسیک ترسیم کردیم.
<c.colorff8000> (نوعی از جراحی مغز، بدون شکافتن جمجمه) </c>

00:14:02.000 --> 00:14:04.050
لخته درست اینجاست.

00:14:04.750 --> 00:14:08.850
رسیدن به اون بدون آسیب به بافت میانی غیرممکنه،

00:14:08.950 --> 00:14:10.950
که برای «بنش» کشنده خواهد بود.

00:14:11.850 --> 00:14:14.900
تنها راه رسیدن به اون از طریق سرخرگ‌هاست.

00:14:15.850 --> 00:14:18.900
فاز اول کوچک‌سازی زیردریایی همراه با خدمه و تیم جراحیه.

00:14:19.050 --> 00:14:23.300
و تزریق اون‌ها به سرخرگ کاروتید.
<c.colorff8000> (سرخرگی در گردن که خون را به جمجمه و مغز می‌رساند.) </c>

00:14:23.600 --> 00:14:24.750
چقدر کوچک؟

00:14:25.100 --> 00:14:28.850
به اندازه یک میکروب.
ما «بنش» را در هیپوترمی عمیق قرار می‌دهیم.

00:14:29.050 --> 00:14:30.100
چی؟

00:14:30.200 --> 00:14:33.100
اونو تا حدی که با زندگی انسان سازگار باشه منجمد می‌کنیم.

00:14:33.850 --> 00:14:38.450
این کار ضربان قلب، گردش خون و سایر
فرآیندهای فیزیکی اونو کاهش می‌دهد.

00:14:38.800 --> 00:14:40.900
خب، سرهنگ، به خاطر جثه‌ی ما...

00:14:41.200 --> 00:14:44.950
منظورم اینه که، به خاطر کمبود جثه‌ی ما،
ما هنوزم خیلی سریع سفر خواهیم کرد.

00:14:45.650 --> 00:14:47.700
اگه تلاطمی وجود داشته باشه خُرد می‌شیم!

00:14:48.200 --> 00:14:51.400
تنها خطر تلاطم، در قلبه.

00:14:52.300 --> 00:14:53.800
و ما از آنجا عبور نمی‌کنیم.

00:14:54.200 --> 00:14:56.650
وقتی که به سرخرگ کاروتید وارد شدیم،

00:14:57.500 --> 00:15:02.050
داخل سرخرگ‌ها می‌مونیم
تا وقتی که به نقطه‌ی آسیب برسیم،

00:15:02.650 --> 00:15:07.300
جایی که دکتر «دووال» تلاش خواهد کرد
لخته را با پرتو لیزر حل کند.

00:15:12.000 --> 00:15:13.550
ممنون.

00:15:13.850 --> 00:15:18.200
بعد از عمل از طریق سیاهرگ‌ها برمی‌گردیم.

00:15:18.800 --> 00:15:21.700
تا زمانی که به گردن برسیم،
جایی که خارج خواهیم شد.

00:15:22.500 --> 00:15:27.700
درست همین جا. با هیپودرمیک.
<c.colorff8000> (سوزن توخالی که با سرنگ برای تزریق یا استخراج مایعات از بدن استفاده می‌شود.) </c>

00:15:27.850 --> 00:15:30.650
چطور می تونید بفهمید که
هر لحظه زیردریایی کجاست؟

00:15:30.750 --> 00:15:34.800
دکتر «مایکلز» متخصص گردش خون است
و به عنوان ناوبر شما عمل خواهد کرد.

00:15:35.000 --> 00:15:39.400
اون دقیقا می دونه که کجا هستید
و می تونید مستقیما از طریق بی‌سیم با ما ارتباط برقرار کنید.

00:15:39.500 --> 00:15:42.200
علاوه بر این، زیردریایی از انرژی
هسته‌ای استفاده می‌کنه.

00:15:42.300 --> 00:15:45.500
و ما اونو ردیابی خواهیم کرد،
درست مثل هر ردیاب رادیواکتیو دیگه.

00:15:45.600 --> 00:15:47.900
یک تیم از جراحان در کنار شما خواهند بود.

00:15:48.000 --> 00:15:51.300
اونا آماده هستند تا در صورت وقوع هر اتفاقی
فورا شما را خارج کنن.

00:15:51.600 --> 00:15:54.750
در هر صورت، شما باید ظرف شصت دقیقه بیرون باشید.

00:15:54.850 --> 00:15:56.850
بعد از این زمان، شما در خطر حمله هستید.

00:15:56.950 --> 00:16:00.650
حمله؟ از سمت کی؟ یا باید بگم از سمت چی؟

00:16:00.900 --> 00:16:02.550
دفاع طبیعی «بنش».

00:16:02.650 --> 00:16:05.400
گلبول‌های سفید، پادتن‌ها.

00:16:06.150 --> 00:16:09.750
ببین، وقتی شروع به رشد می‌کنید،
به یک تهدید برای بدن تبدیل خواهید شد

00:16:10.200 --> 00:16:11.900
و سیستم دفاعی را تحریک خواهید کرد.

00:16:12.000 --> 00:16:16.800
و ممکنه که عوامل ناشناخته‌ی دیگه‌ای هم وجود داشته باشه.
ما نمی‌تونیم از چیزی مطمئن باشیم.

00:16:16.900 --> 00:16:18.950
سوال دیگه‌ای دارید؟
سایر افراد؟

00:16:19.700 --> 00:16:21.300
- فقط یک سوال ژنرال.
- بله، چیه؟

00:16:21.400 --> 00:16:23.400
از کجا می‌تونم برای برگشت به شهر تاکسی بگیرم؟

00:16:23.500 --> 00:16:26.900
دکتر «مایکلز»، فکر می کنم بهتره که به بخش استریلیزاسیون بروید.
<c.colorff8000> (بخش ضدعفونی کردن) </c>

00:16:27.000 --> 00:16:28.000
بله قربان.

00:16:28.450 --> 00:16:29.900
می‌تونید دنبال من بیایید؟

00:17:00.250 --> 00:17:02.250
آدم تا چه حد می‌تونه برای کشورش فدا کنه؟

00:17:10.800 --> 00:17:12.050
لطفا توجه کنید.

00:17:13.700 --> 00:17:15.400
آماده‌سازی نهایی را انجام بدید.

00:17:26.400 --> 00:17:27.400
قلب.

00:17:31.150 --> 00:17:32.600
چطور به نظر می رسه «هنری»؟

00:17:33.550 --> 00:17:36.000
نبض ثابت نگه داشته شده.
سی و دو بار در دقیقه.

00:17:36.300 --> 00:17:37.700
تنفس.

00:17:38.950 --> 00:17:40.000
«جک»، گزارش بده؟

00:17:40.800 --> 00:17:43.000
تنفس به شِش بار در دقیقه کاهش پیدا کرده.

00:17:43.250 --> 00:17:46.800
تنفسش را بیشتر از این کم نمی‌کنم.

00:17:52.300 --> 00:17:56.000
هایپوترمی.
<c.colorff8000> (کاهش دمای بدن) </c>

00:17:56.350 --> 00:17:57.850
آیا مشکلی دارید دکتر «سایر»؟

00:17:58.500 --> 00:18:01.200
نه قربان. اونو توی دمای بیست و هشت درجه
سانتیگراد نگه داشتیم.

00:18:01.300 --> 00:18:02.900
- وضعیتمون چطوره؟
- بخش پزشکی آماده است.

00:18:03.000 --> 00:18:05.300
سرهنگ، اونها دارن وارد راهرو
استرلیزاسیون میشن.

00:18:36.700 --> 00:18:39.800
<i> لطفا بلافاصله تمام تجهیزات خود را سوار و بررسی کنید. </i>

00:18:58.550 --> 00:19:00.450
این ذره است قربان.

00:19:00.550 --> 00:19:03.250
- همه چیز بار زده شده؟
- همه چیز قربان.

00:19:21.250 --> 00:19:23.050
دکتر «مایکلز»؟

00:19:23.150 --> 00:19:26.050
- بله؟
- این میز نقشه‌های شماست.

00:19:26.150 --> 00:19:29.300
این نقشه‌ها و نمودارها به ترتیب
از چپ به راست هستند.

00:19:29.400 --> 00:19:31.100
- و اینم چک‌لیست شماست.
- خیلی خب.

00:19:31.200 --> 00:19:33.250
من و دکتر «دووال» نمودارها را بررسی می‌کنیم.

00:19:33.350 --> 00:19:34.700
خوبه آقای «گرانت»؟

00:19:35.250 --> 00:19:38.300
- اینجا ایستگاه بی‌سیم شماست.
- اوه خوبه.

00:19:39.100 --> 00:19:41.000
- عصب حرکتی چشم
- متوجهم.

00:19:41.100 --> 00:19:42.100
مغز.

00:19:43.500 --> 00:19:44.500
خیر.

00:19:45.000 --> 00:19:49.000
- به کمک نیاز دارید کاپیتان؟
- اوه آره آقای «گرانت». مقداری در زمان صرفه‌جویی می‌کنیم.

00:19:49.100 --> 00:19:50.300
می‌تونید اینو برای من باز کنید؟

00:19:50.400 --> 00:19:51.400
- باشه.
- بذارید اونجا.

00:19:51.500 --> 00:19:53.800
- کجا؟ روی عرشه؟
- آره همونجا.

00:19:56.950 --> 00:20:00.000
- این مواد رادیواکتیوه!
- این سوخت اتمیه.

00:20:00.550 --> 00:20:02.950
- اشکالی نداره که باز بشه؟
- اوه این کاملا امنه.

00:20:03.050 --> 00:20:06.350
یک ذره‌ی رادیواکتیو میکروسکوپی
درونش وجود داره.

00:20:06.450 --> 00:20:08.900
اصلا در حدی بزرگ نیست که با
چشم غیرمسلح دیده بشه.

00:20:09.000 --> 00:20:10.100
- همینه؟
- آره همینه.

00:20:14.300 --> 00:20:18.700
اگه این از اسرار نظامی نیست، چطور یک زیردریایی
با یک ذره‌ی میکروسکوپی کار می‌کنه؟

00:20:18.800 --> 00:20:20.950
خب، اونا نمی‌تونن سوخت هسته‌ای را کم کنند.

00:20:21.450 --> 00:20:24.350
اما زمانی که راکتور به همراه زیردریایی کوچک شد،

00:20:25.300 --> 00:20:28.950
یک ذره میکروسکوپی می‌تونه انرژی کافی برای
فعال کردن اون از خودش خارج کنه.

00:20:29.300 --> 00:20:31.550
این باعث می‌شه برای این کار کاملا مناسب باشه.

00:20:31.650 --> 00:20:33.750
خب از نظر تئوری باید کار کنه.

00:20:34.700 --> 00:20:36.800
اگه کار نکنه کل ماموریت منتفی میشه.

00:20:37.450 --> 00:20:42.850
همونطور که می‌بینید، سوخت تمام این زیردریایی توسط انرژی هسته‌ای
تامین می‌شه. تمام قسمت‌ها به جز بی‌سیم شما.

00:20:42.900 --> 00:20:45.050
در مجموع مثل یک قایق پارویی.

00:20:45.150 --> 00:20:49.100
طراحی شده برای تحقیقات ماهیگیری.
بررسی تخم‌گذاری ماهی‌های اعماق دریا.

00:20:49.950 --> 00:20:52.650
این یادم انداخت که
باید یک پیام رادیویی ارسال کنم.

00:20:57.600 --> 00:21:02.600
پیام آزمایشی از طرف «پروتئوس»، قربان:
«خانم «پیترسون» لبخند زده است.»

00:21:02.700 --> 00:21:06.150
- خب این نشونه‌ی خوبیه.
- دریافت پیام را تایید کنید.

00:21:09.000 --> 00:21:10.450
- کاپیتان؟
- هوم؟

00:21:10.550 --> 00:21:13.450
چطور می‌تونید نقشه‌های منو
از اون بالا دنبال کنید؟

00:21:13.550 --> 00:21:16.100
خب، در حال حاضر برق وصل نیست،
ولی وقتی که وصل شد...

00:21:16.300 --> 00:21:18.050
می‌تونم این نقشه را بگیرم لطفا؟

00:21:18.150 --> 00:21:22.450
...شما کافیه که نقشه را دقیقا اینجا قرار بدید،
و تصویرش روی «تکرار کننده» ظاهر می‌شه.

00:21:22.550 --> 00:21:25.150
- تکرار کننده؟
- آره، اون دستگــ...

00:21:25.600 --> 00:21:26.850
بیا، بهت نشون میدم.

00:21:37.400 --> 00:21:39.300
- اینجا، همین.
- اوه بله.

00:21:39.900 --> 00:21:42.950
به نظر می‌رسه که همه‌ی این کارا خیلی راحت باشن.

00:21:43.200 --> 00:21:46.450
در واقع همینطوره،
اگرچه کنترل‌ها بسیار پیچیده هستند.

00:21:46.550 --> 00:21:48.150
اینجا را نگاه کن.

00:21:48.600 --> 00:21:51.500
یک دکمه و یک سوئیچ برای همه چیز وجود داره.

00:21:54.050 --> 00:21:56.200
شرط می‌بندم اینجا در هر کاری ماهر هستید.

00:21:56.300 --> 00:21:57.350
می‌تونید آشپزی کنید؟

00:21:57.550 --> 00:21:59.050
امروز اکسیژن داریم!

00:21:59.200 --> 00:22:03.400
من به گاز خنده نیاز دارم خانم.
<c.colorff8000> (گاز «دی‌نیتروژن مونوکسید» برای ایجاد توهم و سرخوشی) </c>

00:22:03.500 --> 00:22:05.500
طوری به نظر می‌رسه که
انگار مشتاق نیستی.

00:22:05.600 --> 00:22:07.300
می‌دونید، این یک سفر تفریحی نیست.

00:22:07.600 --> 00:22:09.450
به نظر من خیلی هیجان‌انگیزه.

00:22:10.400 --> 00:22:12.800
ما چیزهایی را خواهیم دید که
هیچ‌کس قبلا ندیده.

00:22:13.450 --> 00:22:15.150
نه فقط یک چیزی زیر میکروسکوپ.

00:22:16.400 --> 00:22:18.400
- فکر کن
- مشکل همینه، من فکر می‌کنم...

00:22:19.100 --> 00:22:22.350
- کوچک شدن!
- شاید عادت کنی که ازش خوشت بیاد.

00:22:23.100 --> 00:22:24.100
ببخشید.

00:22:32.450 --> 00:22:36.500
نسبت به یک خانم جوان، شما با بدترین
اسباب‌بازی‌ها بازی می کنی خانم «پیترسون».

00:22:36.900 --> 00:22:39.200
این به شما یاد میده که دست خودتو کجا نگه داری.

00:22:39.300 --> 00:22:40.300
الان متوجه شدم.

00:22:43.100 --> 00:22:46.700
این می‌تونه یک سلاح کاملا کشنده باشه.
می‌تونه بکُشه، نه اینکه درمان کنه.

00:22:46.800 --> 00:22:49.200
نه توی دستای جراح بزرگی مثل دکتر «دووال».

00:22:49.600 --> 00:22:52.700
پرتو این لیزر تا یک میلیونیم میلی متر قابل تنظیمه.

00:22:53.600 --> 00:22:56.200
می‌دونم که شما مدت زیادی دستیار دکتر «دووال» بودید.

00:22:56.900 --> 00:22:59.000
حتما شما را از گهواره دزدیده!

00:22:59.500 --> 00:23:01.600
از وقتی که درسمو تمام کردم با اون هستم.

00:23:02.050 --> 00:23:04.950
بیشتر از پنج سال پیش منو به اینجا آورد.

00:23:05.150 --> 00:23:09.200
- مدت زیادیه با یک مرد.
- نه وقتی که با کسی مثل دکتر «دووال» کار کنید.

00:23:09.650 --> 00:23:10.700
اون...

00:23:12.500 --> 00:23:13.500
خب...

00:23:22.650 --> 00:23:25.550
- آماده‌سازی برای کوچک‌سازی.
- همه توی جایگاه‌ها لطفا.

00:23:29.150 --> 00:23:32.750
- من هنوز باید چیزیو بررسی کنم.
- صحیح.

00:23:32.850 --> 00:23:36.550
آقای «گرانت»؟ دو تا صندلی زیر میز نقشه‌ها هستن.
اونا را بیرون میارید لطفا؟

00:23:44.200 --> 00:23:45.900
کمربندهای ایمنیتونو محکم کنید.

00:23:46.250 --> 00:23:48.700
خانم «پیترسون»، این صندلی شماست.

00:23:51.950 --> 00:23:55.550
- دکتر اجازه بدید کمک کنم.
- نه نه، همه چیز خوبه. از عهده‌اش برمیام.

00:23:59.900 --> 00:24:01.800
- دکتر؟
- بله «کورا».

00:24:01.900 --> 00:24:03.350
من...

00:24:03.750 --> 00:24:05.350
می‌خواستم بگم که...

00:24:06.200 --> 00:24:08.550
چیه؟ چیزی اشتباه شده؟

00:24:09.200 --> 00:24:12.050
نه چیزی نیست. فقط خواستم بگم...

00:24:13.750 --> 00:24:15.450
ممنون که من را هم همراه کردید.

00:24:16.450 --> 00:24:18.350
ممنون از شما برای اینکه داوطلب شدید.

00:24:50.000 --> 00:24:53.000
خب آقای «گرانت».
می‌تونید بگید که «پروتئوس» آماده است.

00:24:53.250 --> 00:24:56.150
- «پروتئوس»؟ چی هست؟
- اسم این زیردریاییه.

00:24:56.750 --> 00:24:59.400
بهتر از اینه که بهش بگیم «یو 91035»!

00:25:01.950 --> 00:25:04.650
قربان، «پروتئوس» گزارش میده که همه چیز امنه.

00:25:05.400 --> 00:25:07.400
- کوچک‌کننده
- کوچک‌کننده

00:26:22.500 --> 00:26:25.400
- همه‌ی ایستگاه‌ها، آماده‌باش
- همه‌ی ایستگاه‌ها، آماده‌باش

00:26:33.200 --> 00:26:36.200
همه پست‌های پزشکی، آماده‌باش

00:26:52.700 --> 00:26:55.200
بررسی اسکنر.
کامپیوتر نُه، پنج.

00:26:57.950 --> 00:26:59.700
رادار کار می‌کنه.

00:27:03.950 --> 00:27:06.450
به کامپیوتر دستور مثبت شِش، صفر، نُه بدید.

00:27:14.950 --> 00:27:16.700
- فاز یک
- فاز یک

00:28:13.800 --> 00:28:16.100
- سرهنگ؟
- ادامه بدید.

00:28:17.300 --> 00:28:18.900
- فاز دو
- فاز دو

00:29:03.500 --> 00:29:06.250
- ماژول صفر را بالا ببرید.
- ماژول صفر را بالا ببرید.

00:30:24.600 --> 00:30:27.700
- ماژول صفر را پایین بیارید.
- ماژول صفر را پایین بیارید.

00:30:33.650 --> 00:30:35.100
توقف و انتقال.

00:30:37.950 --> 00:30:39.250
اچ‌دی‌آر سر جاشه.

00:30:40.100 --> 00:30:42.800
- ماژول صفر را بالا ببرید.
- ماژول صفر را بالا ببرید.

00:31:26.150 --> 00:31:27.550
ما باید بطور دستی بریم پایین.

00:31:27.650 --> 00:31:30.200
آقای «گرانت» شیرهای القایی یک و دو را باز کنید.
- کجان؟

00:31:30.300 --> 00:31:33.900
- یکی پورت و یکی هم استاربورد.
<c.colorff8000> (اصطلاحاتی برای نامیدن سمت چپ و راست کشتی) </c>

00:31:34.000 --> 00:31:35.900
روی دیوار پشت سرتون.

00:31:38.750 --> 00:31:40.550
- اون یکیو من انجام می‌دم.
- خوبه.

00:31:41.800 --> 00:31:43.550
- آماده‌ای؟
- آره

00:31:45.300 --> 00:31:46.900
- شیر القایی باز شد.
- درسته.

00:31:47.000 --> 00:31:48.450
- شیر باز شد.
- درسته.

00:32:44.600 --> 00:32:45.750
شیرها را ببندید.

00:32:46.900 --> 00:32:48.800
- بسته شد.
- بسته شد.

00:32:49.300 --> 00:32:51.700
درسته. در حال حاضر همین کافیه.

00:33:00.800 --> 00:33:02.800
-نمی‌تونم نفس بکشم!
- دکتر «مایکلز».

00:33:02.900 --> 00:33:04.500
-نمی‌تونم نفس بکشم.
- دکتر «مایکلز»!

00:33:04.600 --> 00:33:06.100
باید برم بیرون.

00:33:06.800 --> 00:33:08.150
برای این کار خیلی دیر شده.

00:33:08.250 --> 00:33:09.550
الان باید ادامه بدیم.

00:33:13.250 --> 00:33:14.750
ببخشید.

00:33:16.150 --> 00:33:19.250
من کلاستروفوبیا دارم. من...
<c.colorff8000> (ترس از فضای بسته) </c>

00:33:20.250 --> 00:33:23.400
من حین یک حمله‌ی هوایی توی انگلیس زنده‌به‌گور شدم.

00:33:25.200 --> 00:33:26.450
دو روز.

00:33:27.750 --> 00:33:29.500
فکر می‌کردم از پسش بر اومدم.

00:33:30.900 --> 00:33:32.550
لطفا منو ببخشید.

00:33:34.950 --> 00:33:36.650
من واقعا الان خوبم.

00:33:37.200 --> 00:33:39.900
بیا، وقتی که حرکت کنیم
احساس بهتری پیدا می‌کنی.

00:33:42.800 --> 00:33:44.150
ممنون.

00:33:59.250 --> 00:34:00.900
<i> قفل کنید و نگه دارید. </i>

00:34:02.350 --> 00:34:04.250
- خوبه سرهنگ؟
- خوبه.

00:34:06.000 --> 00:34:08.000
- فاز سه
- فاز سه

00:34:39.850 --> 00:34:42.100
به همه ایستگاه‌ها: شصت دقیقه در حال شمردن.

00:34:42.250 --> 00:34:45.650
- به «پروتئوس» اطلاع بدید که در کوچک‌ترین اندازه هستند.
- بله قربان.

00:34:51.350 --> 00:34:53.450
- کوچک‌ترین اندازه.
- خیلی خب.

00:35:03.200 --> 00:35:05.250
- این هوا حس خوبی داره.
- آره.

00:35:05.750 --> 00:35:08.300
- شما خوبید؟
- بله من خوبم.

00:35:09.500 --> 00:35:12.600
آقای «گرانت»، به اونها بگید که «پروتئوس» روشن شد.

00:35:16.700 --> 00:35:19.850
- «پروتئوس» روشنه قربان.
- باشه «دان»، همه چیز در اختیارته.

00:35:26.250 --> 00:35:28.200
- فاز چهار
- فاز چهار

00:35:29.200 --> 00:35:32.400
- ماژول صفر را بالا ببرید.
<i> - ماژول صفر را بالا ببرید. </i>

00:36:50.600 --> 00:36:52.600
<i> روکش حرارتی را بررسی کنید. </i>

00:36:56.200 --> 00:36:57.450
<i> ردیابی. </i>

00:37:08.800 --> 00:37:10.450
با «پروتئوس» تماس بگیرید.

00:37:12.950 --> 00:37:14.950
- برای تزریق آماده باشید.
- خیلی خب.

00:37:29.800 --> 00:37:31.400
تزریق کنید.

00:37:33.300 --> 00:37:34.350
پست ردیابی.

00:39:49.950 --> 00:39:52.200
حق با فیلسوف‌های قرون وسطی بود:

00:39:52.300 --> 00:39:54.750
«انسان مرکز جهان هستی است.»

00:39:56.500 --> 00:40:00.650
ما در میانه‌ی بی‌نهایت، بین فضای بیرونی و درونی ایستاده‌ایم.

00:40:02.150 --> 00:40:04.350
و هیچ محدودیتی برای هیچکدوم وجود نداره.

00:40:04.900 --> 00:40:07.650
هیچوقت تصور نمی‌کردم که اینطوری باشه.

00:40:08.000 --> 00:40:10.050
همیشه فکر می‌کردم چیزی جز رنگ قرمز نیست.

00:40:10.150 --> 00:40:11.700
فقط با چشم غیرمسلح.

00:40:12.350 --> 00:40:15.600
اون سلول‌های حامل اکسیژن، به جریان رنگ می‌بخشن.

00:40:16.500 --> 00:40:19.050
بقیه‌ی پلاسما بسیار شبیه آب دریاست.

00:40:20.750 --> 00:40:25.250
- اقیانوسی از زندگی
- سراسر، به طول صدهزار کیلومتر.
<c.colorff8000> (طول رگ‌های بدن انسان) </c>

00:40:27.700 --> 00:40:29.350
- دکتر «دووال»؟
- هوم؟

00:40:29.700 --> 00:40:31.350
اینا چی می‌تونن باشن؟

00:40:52.200 --> 00:40:54.550
شبیه ساختار مولکولی پروتئین‌ها هستند.

00:40:55.000 --> 00:40:56.500
موافق نیستم

00:40:57.000 --> 00:41:00.300
- به نظرم باید توقف کنیم و بررسی کنیم.
- نه، وقت نداریم.

00:41:00.800 --> 00:41:04.300
کاپیتان، مسیر فعلی را تا وقتی که
خطری تهدیدمون نمی‌کنه، حفظ کنید.

00:41:26.550 --> 00:41:28.300
سمت چپ، دیواره‌ی سرخرگ.

00:41:29.000 --> 00:41:32.100
- سرعتمون چقدره؟
- پانزده گره
<c.colorff8000> (هر گره حدود دو کیلومتر در ساعت) </c>

00:41:32.200 --> 00:41:34.800
ظرف دو دقیقه باید به شاهرگ اصلی برسی.

00:41:35.300 --> 00:41:38.000
موقع دور زدن، فاصله با دیواره را
در همین حد نگه دار.

00:41:38.100 --> 00:41:40.600
اینطوری با خیال راحت به وسط انشعاب می‌رسی.

00:41:40.700 --> 00:41:41.700
صحیح.

00:41:57.450 --> 00:41:59.300
کاپیتان، مسیر و سرعت خودتو اصلاح کن!

00:41:59.400 --> 00:42:01.750
زیردریایی کار نمی‌کنه.
ما توی نوعی جریان هستیم.

00:42:01.950 --> 00:42:04.650
- اما این امکان نداره.
- نه توی یک رگ بسته، مثل سرخرگ.

00:42:04.750 --> 00:42:07.200
احتمالا یه مشکل توی سیستم‌های کنترلیت وجود داره.

00:42:07.300 --> 00:42:10.700
نه، این یه جریانه.
خیلی قویه، به نظر نمی‌رسه که بتونم ازش رها شم.

00:42:22.300 --> 00:42:24.200
گرداب! خودتونو ببندید!

00:43:45.950 --> 00:43:47.350
کسی صدمه دیده؟

00:43:49.400 --> 00:43:50.550
«کورا»؟

00:43:50.900 --> 00:43:52.700
من حالم خوبه. ممنون دکتر.

00:43:56.900 --> 00:43:58.350
کجاییم؟

00:43:59.200 --> 00:44:01.150
سلول‌ها آبی هستند.

00:44:03.900 --> 00:44:06.500
کاپیتان، قطب‌نمای شما کدوم سمتو نشون میده؟

00:44:06.524 --> 00:44:20.324
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:44:21.250 --> 00:44:23.450
«پروتئوس» از مسیر خارج شده.

00:44:27.250 --> 00:44:30.400
اونا... وارد سیاهرگ گردن شدن!

00:44:31.100 --> 00:44:34.400
نمی‌تونه اینطور باشه.
هیچ ارتباط مستقیمی بین اینا وجود نداره.

00:44:35.350 --> 00:44:36.500
خب، به طور معمول نه.

00:44:36.600 --> 00:44:40.500
مگه اینکه فیستول سرخرگ و سیاهرگ وجود داشته باشه.
<c.colorff8000> (ارتباط غیرطبیعی بین اندام‌ها) </c>

00:44:40.600 --> 00:44:41.600
چی؟

00:44:41.700 --> 00:44:45.800
اتصال غیرعادی سیاهرگ و سرخرگ.

00:44:47.050 --> 00:44:49.350
باید وقتی که «بنش» آسیب دیده
اتفاق افتاده باشه.

00:44:49.450 --> 00:44:52.450
بله، فیستول بسیار کوچکی که
توی آزمایش‌ها نشون داده نمی‌شد.

00:44:53.000 --> 00:44:56.500
- اما به اندازه کافی برای ما بزرگه.
- کاپیتان، می‌تونی به سرخرگ برگردی؟

00:44:56.600 --> 00:44:59.800
نه، نمی‌تونیم با اون جریان مبارزه کنیم.
از نظر فیزیکی غیرممکنه.

00:44:59.900 --> 00:45:02.200
خب، سعی کن بیشتر از این پایین نریم.

00:45:02.300 --> 00:45:03.900
هر کاری از دستم بر بیاد انجام میدم.

00:45:04.000 --> 00:45:06.500
اگه بتونیم به عقب برگردیم،
آیا مسیر دیگه‌ای وجود داره؟

00:45:06.600 --> 00:45:09.400
خب، می‌تونیم توی این مسیر جلو بریم، اما...

00:45:10.300 --> 00:45:12.200
این یعنی عبور مستقیم از قلب.

00:45:12.650 --> 00:45:15.950
نه نه، این کار را هم نمی‌تونیم بکنیم، یادته؟
توی جلسه تصمیم گرفتیم.

00:45:16.050 --> 00:45:18.350
این زیردریایی هرگز نمی‌تونه تلاطم را تحمل کنه.

00:45:18.450 --> 00:45:21.300
بله، صد برابر بدتر از گرداب خواهد بود.

00:45:21.550 --> 00:45:24.150
واقعا عالیه!
می‌تونیم نه بریم جلو و نه برگردیم عقب.

00:45:26.200 --> 00:45:28.000
فقط یه کار می تونیم بکنیم.

00:45:29.500 --> 00:45:30.700
ماموریت را لغو کنیم.

00:45:31.150 --> 00:45:33.400
خب چاره ای نداریم.
باید اونا را بیاریم بیرون.

00:45:34.300 --> 00:45:37.450
نه. هنوز پنجاه و یک دقیقه فرصت داریم.
بذار داخل بمونن.

00:45:38.250 --> 00:45:41.750
ولی امیدی وجود نداره.
نه می‌تونن به عقب برگردن و نه می‌تونن ادامه بدن.

00:45:41.900 --> 00:45:44.650
به شما میگم که هیچ کاری جز بیرون آوردن اونا نمی‌تونیم انجام بدیم.

00:45:44.750 --> 00:45:45.700
نه تا آخرین ثانیه.

00:45:45.800 --> 00:45:48.500
ما باید یه چیزی پیدا کنیم.
چیزی که این اوضاعو بهتر کنه.

00:45:48.700 --> 00:45:52.700
«پروتئوس» گزارش میده که توی سیستم سیاهرگی گیر کرده.
درخواست خارج کردن دادن قربان.

00:45:52.800 --> 00:45:54.350
خب، اینم از این.

00:45:54.700 --> 00:45:56.900
ژنرال به اونا چی بگم؟

00:46:07.200 --> 00:46:08.500
دکتر...

00:46:10.900 --> 00:46:14.550
بدون کشتن «بنش» تا چه مدت می‌تونیم
قلبش را متوقف کنیم؟

00:46:15.850 --> 00:46:19.100
- خب، هر چقدر کوتاه‌تر بهتر.
- می‌دونم می‌دونم، اما حداکثر چقدره؟

00:46:19.300 --> 00:46:21.450
خب، توی این وضعیت کما و با کند شدن همه‌چیز،

00:46:22.300 --> 00:46:24.050
بیشتر از شصت ثانیه نباید بشه.

00:46:24.550 --> 00:46:27.950
با حداکثر سرعت، تنظیم فاصله
برای این مقدار کوچک‌سازی...

00:46:28.750 --> 00:46:32.050
زیردریایی باید دقیقا ظرف پنجاه و هفت ثانیه
از قلب عبور کنه.

00:46:32.150 --> 00:46:34.800
اینطوری فقط سه ثانیه به ما فرصت میده
تا دوباره احیاش کنیم.

00:46:34.900 --> 00:46:37.150
انسداد قلب چه مشکلاتی داره؟

00:46:38.500 --> 00:46:40.650
در مقایسه با احیای مجدد، هیچی!

00:46:44.000 --> 00:46:46.800
ما داریم وقت تلف می کنیم سرهنگ.
بیاید همین کارو بکنیم.

00:46:47.200 --> 00:46:48.700
پیام به «پروتئوس»

00:46:49.550 --> 00:46:52.350
- هشدار قرمز قلبی.
- حفظ حداکثر سرعت،

00:46:52.550 --> 00:46:55.550
زیردریایی باید در عرض پنجاه و هفت ثانیه از قلب عبور کنه.

00:46:56.200 --> 00:47:00.250
این به ما سه ثانیه زمان اضافی برای احیا میده.

00:47:00.950 --> 00:47:03.750
برای به حداقل رسوندن تلاطم مجبوریم قلبو نگه داریم.

00:47:04.250 --> 00:47:06.750
برای شوک قلبی آماده شید.
رادار را بردارید.

00:47:08.100 --> 00:47:11.100
«پروتئوس» به سمت ورودی دهلیز راست پیش میره،

00:47:11.900 --> 00:47:15.400
توی این مرحله قلب با شوک الکتریکی متوقف میشه.

00:47:18.700 --> 00:47:20.500
پنجاه و هفت ثانیه

00:47:21.100 --> 00:47:23.250
و اگه بیشتر طول بکشه تا ازش عبور کنیم؟

00:47:23.350 --> 00:47:25.400
ما نمی‌تونیم یک ثانیه بیشتر طولش بدیم.

00:47:26.250 --> 00:47:30.400
کاپیتان، به سمت جریان برو و با اون حرکت کن.

00:47:44.050 --> 00:47:46.800
خب، به نظر می‌رسه خیلی پیچیده باشه.

00:47:47.050 --> 00:47:49.500
ولی وقتی داخل شدیم می‌تونم راهنماییت کنم.

00:47:49.600 --> 00:47:50.600
باشه.

00:48:32.100 --> 00:48:33.400
آماده شوک قلبی.

00:48:39.150 --> 00:48:40.550
کاردیوسکوپ.

00:48:47.750 --> 00:48:49.000
ردیابی.

00:48:59.000 --> 00:49:01.650
گوش کن... قلب.

00:49:01.850 --> 00:49:05.500
- آره. سرعتش خیلی کم شده
- مثل یه توپخونه به نظر می‌رسه.

00:49:06.050 --> 00:49:10.050
کاملا رگباری.
بیشتر از چهل میلیون بار در سال.

00:49:10.550 --> 00:49:13.600
و هر ضربه آدمو از ابدیت جدا می‌کنه.

00:49:20.700 --> 00:49:22.250
- آماده‌باش
- آماده‌باش

00:49:52.200 --> 00:49:53.650
اونا دارن قلبو متوقف می‌کنن!

00:49:53.750 --> 00:49:56.550
وقتی وارد دریچه شدیم، با تمام قدرت!

00:50:09.500 --> 00:50:10.650
بزن!

00:51:36.900 --> 00:51:40.250
بیست و چهار ثانیه مونده
شامل سه ثانیه برای احیا.

00:51:50.200 --> 00:51:51.500
نوزده ثانیه دکتر

00:51:52.050 --> 00:52:00.050
دریچه‌ی سینی باید هر لحظه سمت چپمون پیداش بشه.
<c.colorff8000> (دریچه‌ای بین قلب و سرخرگ ریوی که مانع از بازگشت خون به بطن می‌شود.) </c>

00:52:09.400 --> 00:52:10.550
آماده‌باش برای احیا.

00:52:19.850 --> 00:52:21.550
- ایناهاش!
- بپیچ به چپ!

00:52:25.450 --> 00:52:29.300
- می‌تونی ببینیش کاپیتان؟
- آره. الان میبینمش.

00:52:40.600 --> 00:52:41.700
آماده باشید.

00:52:41.800 --> 00:52:44.900
وقتی که قلب دوباره شروع به کار می‌کنه
باید منتظر یه موج قوی باشیم.

00:52:45.000 --> 00:52:47.000
اگه شروع به کار کنه!

00:52:50.400 --> 00:52:51.500
هشت ثانیه مونده.

00:53:07.800 --> 00:53:08.850
الان!

00:53:35.600 --> 00:53:37.200
اونا توی سرخرگ ریوی هستند.

00:53:37.200 --> 00:53:42.900
خب، وقتی ازش عبور کنن و به حفره پلور برسن، یه مقدار زمانو جبران می‌کنن.
<c.colorff8000> (فضایی بین پرده‌های ریه که هر ریه را از محیط بیرونی جدا می‌کنند.) </c>

00:53:43.000 --> 00:53:44.200
پست تنفس

00:53:44.950 --> 00:53:48.200
- مقدارش چقدره «جک»؟
<i> - برگشته به شِش بار در دقیقه. </i>

00:53:51.850 --> 00:53:54.800
لعنتی! اینو تازه تمیز کرده بودم.

00:54:17.150 --> 00:54:19.100
همه‌ی اینا به یک مکان منتهی میشن...

00:54:20.150 --> 00:54:21.150
ریه‌ها.

00:54:32.450 --> 00:54:35.350
دکتر «مایکلز»، مجرا داره به شدت تنگ میشه.

00:54:35.900 --> 00:54:37.450
بله، ما داریم وارد یک مویرگ می‌شیم.

00:54:38.900 --> 00:54:40.000
سعی کن وسط بمونی.

00:54:46.600 --> 00:54:47.950
دیواره شفافه.

00:54:49.100 --> 00:54:59.150
ضخامتش کمتر از ده میل و پر از منفذه.
<c.colorff8000> (هر میل برابر است با حدود بیست و پنج میکرومتر) </c>

00:55:02.900 --> 00:55:04.050
دکتر بهش فکر کن.

00:55:05.200 --> 00:55:07.900
ما اولین کسانی هستیم که واقعا این اتفاقو می‌بینیم.

00:55:08.550 --> 00:55:09.950
روند زندگی.

00:55:10.700 --> 00:55:13.800
ممکنه من را هم در جریان بذارید که اونجا چه اتفاقی داره می‌افته؟

00:55:13.900 --> 00:55:17.100
اوه، این فقط یک مبادله ساده‌ست آقای «گرانت».

00:55:18.100 --> 00:55:20.750
سلول‌هایی که دی‌اکسیدکربن آزاد می کنن

00:55:21.800 --> 00:55:25.000
در ازای ورود اکسیژن از طرف دیگه.

00:55:26.900 --> 00:55:30.250
- نگو که دارن سوختگیری میکنن!
- اکسیژن‌رسانی

00:55:30.600 --> 00:55:33.500
ما می‌دونستیم که وجود داره
حتی با اینکه هرگز ندیده بودیمش.

00:55:33.700 --> 00:55:35.450
مثل ساختار اتم.

00:55:36.900 --> 00:55:41.250
ولی دیدن یکی از معجزات جهان...

00:55:42.500 --> 00:55:44.950
مهندسی چرخه‌ی یک نفس.

00:55:45.050 --> 00:55:48.300
خب من اسمش را معجزه نمی‌ذارم.
فقط تبادل گازها.

00:55:48.950 --> 00:55:51.800
محصول نهایی پانصد میلیون سال تکامل.

00:55:53.150 --> 00:55:56.400
نمی‌تونی باور کنی که همه‌ی اینا تصادفی هستن؟

00:55:56.500 --> 00:55:59.250
اینکه هوش خلاقانه‌ای در کار نباشه؟

00:55:59.400 --> 00:56:01.100
خب هوش خلاق...

00:56:05.200 --> 00:56:07.000
- آقای «گرانت»...
- چی شده کاپیتان؟

00:56:07.100 --> 00:56:09.550
دارم فشار مخازن شناور را از دست میدم.

00:56:10.250 --> 00:56:13.700
می‌تونی کنترل دستیو بررسی کنی؟
عقب سمت راست.

00:56:13.800 --> 00:56:15.000
خیلی خب.

00:56:22.400 --> 00:56:24.500
فشار مخزن سمت چپ داره کم میشه.

00:56:31.100 --> 00:56:33.350
مدار شیر برقی باید اتصال کوتاه شده باشه.

00:56:37.800 --> 00:56:38.800
آره.

00:56:45.700 --> 00:56:47.500
این مشکل شیرها را حل می‌کنه.

00:56:47.600 --> 00:56:49.900
فکر می‌کنم به خاطر اون شوک الکتریکی
اینطور شده.

00:56:50.000 --> 00:56:52.100
- آیا آسیبی وجود دارد؟
- در مورد شیر، نه.

00:56:52.500 --> 00:56:55.500
اما ما انقدر هوا از دست دادیم که نمی‌تونیم ادامه بدیم.

00:56:57.450 --> 00:56:59.000
چه پیشنهادی داری کاپیتان؟

00:56:59.500 --> 00:57:02.850
هیچ کاری نمی‌تونیم بکنیم.
نمی‌تونیم بدون مخزن‌های پر ادامه بدیم.

00:57:03.550 --> 00:57:06.700
- هوای ذخیره؟
- کافیه برای نفس کشیدن، ولی فقط همین.

00:57:06.800 --> 00:57:07.850
ببخشید.

00:57:13.450 --> 00:57:16.750
فقط چند سلول از یه محفظه‌ی هوای
بزرگ فاصله داریم،

00:57:17.000 --> 00:57:20.900
یکی از آلوئول‌های بی‌شمار ریه،
<c.colorff8000> (کیسه‌های هوایی انتهای نای در پستانداران) </c>

00:57:21.000 --> 00:57:23.900
و نمی‌تونیم هوای کافی برای پر کردن
یه مخزن میکروسکوپی داشته باشیم!

00:57:24.000 --> 00:57:24.850
شاید بتونیم.

00:57:24.950 --> 00:57:29.950
- کاپیتان، آیا توی این زیردریایی اسنورکل هست؟
- بله هست.
<c.colorff8000> (وسیله‌ای برای وارد کردن هوا از سطح آب به زیردریایی) </c>

00:57:30.050 --> 00:57:33.550
آیا می‌تونم بدون آسیب زدن به «بنش» یک
لوله از اون دیواره عبور بدم؟

00:57:33.700 --> 00:57:37.000
با اندازه‌ی فعلی ما، من اینطور فکر می‌کنم، قطعا.

00:57:37.500 --> 00:57:40.700
اگه اون سلول‌ها می‌تونن به هوا برسن،
دلیلی نداره که ما نتونیم.

00:57:41.100 --> 00:57:46.200
تنها کاری که باید انجام بدیم اینه که اسنورکل را برسونیم به
اون تونل هوایی که شما در موردش صحبت می‌کردید،

00:57:46.300 --> 00:57:47.800
و وقتی «بنش» هوا را میده داخل،

00:57:47.900 --> 00:57:50.900
باید فشار زیادی برای هل دادن اکسیژن
به مخزن وجود داشته باشه.

00:57:52.250 --> 00:57:54.000
به نظر شما چطوره کاپیتان؟

00:57:54.400 --> 00:57:57.000
خب، این روش خطرناکیه.

00:57:58.150 --> 00:58:01.700
اگر زمان‌بندی از دستمون خارج بشه،
ممکنه که مخزن‌ها را منفجر کنیم، اما...

00:58:01.850 --> 00:58:03.250
من حاضرم امتحانش کنم.

00:58:03.800 --> 00:58:05.750
فکر می‌کنم باید این کارو انجام بدیم.

00:58:06.900 --> 00:58:08.950
بله حتما. باید امتحانش کنیم.

00:58:09.050 --> 00:58:12.850
یه چیز دیگه. اگه همه جز من
زیردریایی را ترک کنن ایمن‌تره.

00:58:13.250 --> 00:58:14.300
تجهیزات را میارم.

00:58:25.750 --> 00:58:26.750
«کورا»؟

00:58:30.900 --> 00:58:32.800
به نظر می‌رسه که خوب نبسته بودیش.

00:58:32.900 --> 00:58:36.000
- ولی درست انجامش دادم! مطمئنم!
- پس چطور شده که شل شده؟

00:58:36.300 --> 00:58:37.700
هیچ نظری ندارم.

00:58:38.450 --> 00:58:39.700
چقدر آسیب دیده؟

00:58:40.250 --> 00:58:42.100
نمی‌دونم دکتر. باید تستش کنیم.

00:58:42.250 --> 00:58:44.550
باید منتظر بمونیم تا سوخت‌گیری تموم بشه.

00:58:45.800 --> 00:58:48.500
نمی‌تونم تصور کنم که چطور ممکنه این اتفاق بیفته.

00:58:48.600 --> 00:58:50.500
دقیق یادمه که محکمش کردم.

00:58:51.000 --> 00:58:53.050
باید موقع گرداب شل شده باشه.

00:58:55.850 --> 00:58:57.650
بهتره هرچه زودتر اینا را بپوشی.

00:59:34.300 --> 00:59:36.550
اونا انتهای بیرونی ریه‌ی چپ متوقف شدن.

00:59:37.500 --> 00:59:39.850
یه تاخیر دیگه، فقط چهل و دو دقیقه باقی مونده.

00:59:40.650 --> 00:59:43.100
کمه، ولی هنوز یه حاشیه‌ی امن وجود داره.‌

00:59:43.350 --> 00:59:46.400
بیا بفهمیم که چه کوفتی معطلشون کرده.
با «پروتئوس» تماس بگیرید.

00:59:46.450 --> 00:59:48.850
باید یه مشکل مکانیکی باشه.

00:59:51.800 --> 00:59:54.200
- فکر می‌کردم که بهت گفتم شِکر را کم کنی.
- اوه؟

00:59:54.700 --> 00:59:57.950
اوه نمی‌تونم کاری کنم براش.
حدس می‌زنم که ضعیفم.

01:00:05.850 --> 01:00:09.200
-نباید جوابشو بدی؟
- الان نه. ما به هوا احتیاج داریم نه احوال‌پرسی.

01:00:09.300 --> 01:00:11.000
بیا دیگه دکتر.

01:01:16.250 --> 01:01:19.650
یادتون بمونه که وقتی رفتید بیرون،
حتما دریچه‌ی پایینی را محکم ببندید.

01:01:19.750 --> 01:01:20.750
باشه.

01:02:55.250 --> 01:02:56.300
پر از سنگه.

01:02:56.700 --> 01:02:58.850
اینا ناخالصی‌هایین که توی ریه جاگیر شدن.

01:02:59.800 --> 01:03:03.900
کربن حاصل از دود و ذرات گرد و غبار.

01:03:04.550 --> 01:03:05.700
خب بهتره  ادامه بدیم.

01:03:06.700 --> 01:03:11.000
مراقب باش! فشار هوای اونجا نسبت به
اندازه‌ی ما خیلی زیاده.

01:03:29.950 --> 01:03:33.100
سعی می‌کنم که از اون طرف دیوار نگهش دارم.
شاید اینطوری بشه.

01:03:33.750 --> 01:03:37.250
- طناب محافظ منو به زیردریایی وصل کنید.
- بذار من انجامش میدم.

01:04:01.900 --> 01:04:05.300
خیلی خب، حالا به محض اینکه رفتم داخل
اسنورکل را وارد کنید.

01:04:06.500 --> 01:04:10.250
منتظر وقفه‌ی بین دم و بازدم باشید.

01:04:14.700 --> 01:04:15.750
الان!

01:05:02.350 --> 01:05:03.400
پر شد.

01:05:32.650 --> 01:05:33.650
اون رفت!

01:05:36.300 --> 01:05:37.350
چه کار کنیم؟

01:06:44.100 --> 01:06:48.700
«تاخیر، به دلیل توقف برای پرکردن هوا.»

01:06:49.950 --> 01:06:55.350
«پیشروی از طریق حفره‌ی پلور.»

01:06:57.300 --> 01:06:58.550
پرکردن هوا؟

01:06:59.100 --> 01:07:02.600
چرا که نه؟
اونا بیشتر از یک میلیارد آلوئول برای انتخاب داشتند.

01:07:12.300 --> 01:07:13.800
و سیم ماشه هم پاره شده.

01:07:13.900 --> 01:07:18.000
یک ترانزیستور هم له شده.
<c.colorff8000> (مهم‌ترین قطعه در مدارهای الکترونیکی برای تقویت سیگنال) </c>

01:07:18.100 --> 01:07:20.150
هیچ راهی برای روشن کردن لامپ لیزر وجود نداره.

01:07:20.250 --> 01:07:22.450
خب، اینم از پایان لیزر.

01:07:23.600 --> 01:07:27.550
- شما باید قطعات یدکی داشته باشی.
- نه برای چیزی که در روی بدنه قرار داشته باشه.

01:07:27.650 --> 01:07:30.100
- اگه شل نشده بود!
- حالا این خارج از موضوعه.

01:07:30.200 --> 01:07:32.900
آیا روش جراحی دیگه‌ای وجود دارد که بتونید امتحان کنید؟

01:07:33.000 --> 01:07:35.000
نه، هیچ راه دیگه‌ای نیست.

01:07:36.900 --> 01:07:39.100
من واقعا دلیل منطقی برای
ادامه‌دادن نمی‌بینم.

01:07:39.700 --> 01:07:41.600
- ولی ما باید ادامه بدیم!
- بدون لیزر؟

01:07:41.750 --> 01:07:44.650
اگه یه ترانزیستور با همین اندازه و توان داشتی

01:07:44.750 --> 01:07:47.500
و یه سیم که به اندازه‌ی کافی نازک باشه،
می‌تونی اونارو به هم وصل کنی؟

01:07:47.600 --> 01:07:49.750
بله، ولی به دقت خیلی بالا نیاز داره.

01:07:51.300 --> 01:07:52.300
یک جراح می‌تونه.

01:07:53.900 --> 01:07:56.150
آره. بله، من می تونم انجامش بدم.

01:07:56.750 --> 01:07:58.300
خب اگه قطعاتش رو داشتم!

01:07:59.100 --> 01:08:03.250
من یه منبع دارم.
تنها کاری که باید بکنیم اینه که ازش استفاده کنیم.

01:08:12.150 --> 01:08:16.050
«گرانت» یه لحظه صبر کن.
مطمئنا قرار نیست که بی‌سیمو از کار بندازی!

01:08:16.400 --> 01:08:18.750
فقط یه ترانزیستور و یه سیمه.
فقط همین.

01:08:18.850 --> 01:08:22.250
که ارتباطاتمونو از بین می‌بره.
ما خودمونو از بیرون جدا می‌کنیم.

01:08:22.450 --> 01:08:25.950
اونا هنوزم می‌تونن مارو با رادار ردیابی کنن،
به خاطر سوخت رادیواکتیو.

01:08:30.350 --> 01:08:33.550
کدومش؟
بی‌سیم یا زندگی «بنش»؟

01:08:37.150 --> 01:08:38.950
به برج مراقبت پیام بدید.

01:08:47.050 --> 01:08:48.500
پیام از طرف «پروتئوس» قربان.

01:08:50.900 --> 01:08:55.900
«استفاده از قطعات بی‌سیم برای تعمیر لیزر.»
<c.colorff8000> (اصطلاحی به معنی از بین بردن یک وسیله برای تعمیر وسیله‌ی دیگر.) </c>

01:08:56.000 --> 01:08:58.300
- دارن چه کار می‌کنن؟!
- «این آخرین پیام ماست.»

01:08:58.400 --> 01:09:02.200
حبس مجرد!
<c.colorff8000> (اصطلاحی حقوقی به معنی زندان بدون ارتباط با جهان خارج) </c>

01:09:02.300 --> 01:09:04.350
اونا الان واقعا به حال خودشونن.

01:09:04.600 --> 01:09:08.200
ما می‌تونیم ردیابیشون کنیم،
ولی این تنها کاریه که می‌تونیم انجام بدیم.

01:09:08.350 --> 01:09:12.050
یه حسی بهم گفته بود که توی این شغل
دارم به سمت اشتباه میرم.

01:09:12.550 --> 01:09:13.700
فضای درونی...

01:09:15.500 --> 01:09:19.800
ترانزیستور کارشو انجام میده،
ولی سیم خیلی ضخیمه.

01:09:20.350 --> 01:09:22.600
- چیز بهتری نداریم.
- بذار ببینم.

01:09:24.850 --> 01:09:26.950
شاید بتوانم به اندازه‌ی کافی نازکش کنم.

01:09:27.350 --> 01:09:30.400
«کورا»، میشه تیغ جراحی شماره یازده
را برام بیاری؟

01:09:30.700 --> 01:09:31.750
بله دکتر.

01:09:49.350 --> 01:09:51.150
مثل دریا موقع طلوع خورشیده

01:09:51.250 --> 01:09:54.050
تا وقتی که همین رنگ بمونه در امانیم.

01:09:54.250 --> 01:09:55.850
ما توی کیسه پلور هستیم.

01:09:56.050 --> 01:09:59.850
این از اصطکاک بین ریه‌ها و قفسه‌ی سینه
اون بالا جلوگیری می کنه.

01:10:00.050 --> 01:10:05.350
وقتی که اون غشاها ملتهب میشن،
ما با سینه‌پهلو و سرفه شدید مواجه می‌شیم.

01:10:05.550 --> 01:10:09.150
سرفه؟ اون فقط با نفس‌کشیدن
می‌تونه یه طوفان درست کنه!

01:10:09.350 --> 01:10:13.400
وضعیت پلورش خوبه. از اینجا به بعد
باید یه قایقرانی ساده باشه.

01:10:13.600 --> 01:10:14.650
بیاید امیدوار باشیم.

01:10:16.450 --> 01:10:19.300
تا الان یه نفر دو بار سعی کرده
این ماموریتو خراب کنه.

01:10:23.950 --> 01:10:24.950
خرابکاری؟

01:10:26.400 --> 01:10:28.100
درست متوجه نمیشم.

01:10:28.200 --> 01:10:31.400
من درست قبل از شروع لیزرو دیدم.
محکم بسته شده بود.

01:10:31.550 --> 01:10:33.600
فکر نمی کنی که این اتفاق یه تصادف باشه؟

01:10:33.700 --> 01:10:37.850
تصادف بیشتر از اینکه طناب ایمنی من
بعد از وصل شدن به زیردریایی قطع شد.

01:10:38.050 --> 01:10:42.300
- مطمئنا به «دووال» مشکوک نیستی.
- اون طناب دستکاری شده بود.

01:10:42.500 --> 01:10:43.650
نمی‌دونم چی بگم.

01:10:44.450 --> 01:10:47.350
خب، می‌دونم که اون به خاطر کارهاش
قابل اعتماد نیست، اما...

01:10:47.450 --> 01:10:50.150
آدم فداکارتری توی تمام حرفه‌ی پزشکی وجود نداره.

01:10:50.250 --> 01:10:52.500
ما همچنان نمی‌دونیم توی ذهن هر کس چی می‌گذره.

01:10:52.600 --> 01:10:54.700
من باور نمی‌کنم.
هر اتفاقی که افتاده تصادف بوده.

01:10:54.800 --> 01:10:56.800
- دوتا پشت سر هم؟
- ممکنه.

01:10:58.350 --> 01:11:00.300
به دیواره‌های جلو نگاه کنید.

01:11:02.450 --> 01:11:06.500
داریم وارد سیستم لنفاوی می‌شیم.
اینا هسته‌های سلولی هستن که یه مجرا ایجاد کردن.

01:11:06.800 --> 01:11:09.800
من همیشه فکر می‌کردم که فقط
یه سیستم وجود داره: گردش خون.

01:11:10.000 --> 01:11:14.700
سیستم لنفاوی مایعات اضافی را از بافت‌ها تخلیه می کنه.

01:11:15.050 --> 01:11:19.350
بدون اون، همه‌ی ما مثل بادکنک می‌ترکیم.

01:11:23.050 --> 01:11:28.100
- به نظر می‌رسه که با ناوبری مشکل خواهیم داشت.
- فقط تا وقتی که از گره‌های لنفاوی عبور کنیم.

01:11:28.300 --> 01:11:30.150
غدد لنفاوی.

01:11:30.850 --> 01:11:33.000
- جهت فعلی را نگه دار.
- خیلی خب.

01:12:33.300 --> 01:12:36.600
کاپیتان، ما داریم جلبک دریایی برداشت می‌کنیم،
یا هر چیزی که اسمشه.

01:12:36.700 --> 01:12:41.300
رتیکولین. باید به زودی از شرشون خلاص شیم.
<c.colorff8000> (نوعی شبکه‌ی محافظ فیبری، تشکیل شده از کلاژن نوع سه) </c>

01:12:41.400 --> 01:12:42.900
خب امیدوارم همینطور باشه دکتر.

01:12:43.050 --> 01:12:46.500
چون اگه این مواد دریچه‌ها را ببندن،
موتورها بیش از حد گرم میشن.

01:13:01.650 --> 01:13:02.750
چی باعث اینا شده؟

01:13:03.400 --> 01:13:06.650
- انگار یه نفر اعلان جنگ کرده.
- دقیقا همینطوره.

01:13:07.700 --> 01:13:13.000
آنتی‌بادی‌هایی که باکتری ها یا هر مهاجم خارجی دیگه‌ای
که سیستمو تهدید می‌کنه را از بین می‌برن.

01:13:32.000 --> 01:13:34.150
ببین، دقیقا شکل اونو به خودش گرفته!

01:13:34.950 --> 01:13:39.350
- مثل دست توی دستکش می‌مونه.
- خیلی دقیق‌تر. مثل دو تا اتم.

01:13:41.850 --> 01:13:43.650
ما با این سرعت به موقع نمی‌رسیم.

01:13:44.350 --> 01:13:47.000
مسیر دیگه‌ای وجود نداره که بتونیم اینا را دور بزنیم؟

01:13:47.150 --> 01:13:48.400
- خیر.
- بله!

01:13:48.500 --> 01:13:50.550
- مسیر مناسب دیگه‌ای نیست.
- چرا هست.

01:13:52.950 --> 01:13:55.100
- می‌تونیم به گوش داخلی بریم.
- آره...

01:13:55.200 --> 01:13:58.000
و از طریق مجرای اندولنفاتیک بریم.

01:13:58.450 --> 01:14:00.000
چرا همین کارو نمی‌کنیم؟

01:14:00.100 --> 01:14:02.850
چون بی‌نهایت خطرناک‌تر از مسیریه که الان می‌ریم.

01:14:04.100 --> 01:14:06.650
می‌دونی وقتی توی گوش باشی،

01:14:06.800 --> 01:14:10.200
هر سر و صدایی توی اتاق عمل فاجعه آمیز میشه.

01:14:10.900 --> 01:14:16.800
با اندازه‌ی کوچک‌شده‌ی ما،
هر ارتعاش داخل گوش یه اثر ویران‌کننده داره.

01:14:16.900 --> 01:14:18.900
خب اونا دارن ما را از بالا دنبال می‌کنن.

01:14:19.000 --> 01:14:22.650
به محض اینکه ببینن ما کجا می‌ریم، مطمئنم که
اقدامات احتیاطی را انجام میدن.

01:14:22.800 --> 01:14:26.400
خیلی خب. بیاید امیدوار باشیم که
متوجه خطر باشن.

01:14:26.550 --> 01:14:28.300
کاپیتان، به شما یه مسیر جدید میدم.

01:14:38.900 --> 01:14:43.050
«پروتئوس» داره می‌پیچه سمت بخش یک‌چهارم، هفت، سه.

01:14:44.250 --> 01:14:46.950
بالاخره. دارن میرن سمت گوش داخلی.

01:14:49.400 --> 01:14:52.450
وقتش رسیده بود که بفهمن راه دیگه‌ای ندارن.

01:14:52.750 --> 01:14:56.750
لطفا توجه کنید.
«پروتئوس» در آستانه‌ی ورود به گوش داخلیه.

01:14:57.300 --> 01:15:01.200
شما نباید راه برید، صحبت کنید، یا هر نوع صدای دیگه‌ای در بیارید.

01:15:01.650 --> 01:15:05.900
تا وقتی که اونا از منطقه‌ی خطر خارج نشدند
باید سکوت مطلق برقرار باشه.

01:15:38.300 --> 01:15:41.300
- چی شده، کاپیتان؟
- همون چیزی که می‌ترسیدم اتفاق بیفته.

01:15:41.600 --> 01:15:44.350
همون چیزایی که ازشون عبور کردیم
که شبیه جلبک دریایی بودن

01:15:44.450 --> 01:15:46.050
- بله رتیکولین.
- هوووم

01:15:46.150 --> 01:15:51.350
خب، دریچه‌های ورودی را بسته.
نیروی محرکه‌ای نداریم.

01:15:52.550 --> 01:15:56.000
- خب فقط یه راه وجود داره.
- چی؟

01:15:57.050 --> 01:16:00.200
ببینم شاید راهی باشه که بتونم دریچه‌ها را پاک کنم.

01:16:15.150 --> 01:16:16.900
فکر می‌کنی چقدر طول می‌کشه؟

01:16:17.000 --> 01:16:18.300
یه مدت طول می‌کشه.

01:16:26.250 --> 01:16:28.100
اگه ما هم کمک کنیم سریع‌تر نمیشه؟

01:16:28.200 --> 01:16:31.100
بله درست میگی.
ما حتا یک دقیقه هم وقت برای تلف کردن نداریم.

01:16:31.200 --> 01:16:33.000
- کمک می‌کنی؟
- اوه بله.

01:16:33.650 --> 01:16:35.350
من همینجا می‌مونم.

01:16:35.800 --> 01:16:38.200
بهتره که از این زمان برای
تعمیر لیزر استفاده کنم.

01:17:26.750 --> 01:17:28.500
با موتورها شروع کن.

01:18:31.450 --> 01:18:36.450
«پروتئوس» هیچ حرکتی از زمان ورود به
یک‌چهارم هفت، چهار، در سطح «دی» نداشته.

01:18:37.550 --> 01:18:39.550
حداکثر بیست و چهار دقیقه باقی مونده.

01:18:40.150 --> 01:18:42.650
این همون چیزیه که نیاز داریم، یه تاخیر دیگه!

01:18:58.700 --> 01:19:01.100
آخرش هندو میشی!

01:19:02.300 --> 01:19:07.300
اونا به همه اَشکال زندگی احترام میذارن، هر چند کوچک.

01:20:40.800 --> 01:20:41.900
کمک!

01:20:42.200 --> 01:20:43.600
لطفا کمک کنید!

01:20:46.700 --> 01:20:48.450
اونجاست!

01:20:49.600 --> 01:20:52.900
اون به فیبرها آسیب می‌زنه.
آنتی‌بادی‌ها هر لحظه ممکنه حمله کنن.

01:21:10.800 --> 01:21:14.600
«گرانت»... فشار... من...

01:21:14.850 --> 01:21:20.850
- من نمی‌تونــ...
- برگرد به زیردریایی. من میارمش بیرون.

01:21:38.600 --> 01:21:40.050
عجله کن!

01:21:44.000 --> 01:21:50.000
- کجان؟
- زیر سلول‌های هنسن.
<c.colorff8000> (سلول‌های بلندی در قسمت حلزونی گوش میانی.) </c>

01:21:50.250 --> 01:21:55.200
اگه پادتنا بهش برسن مثل یه باکتری بهش حمله می‌کنن.

01:22:48.000 --> 01:22:50.350
بازش کن! قبل از اینکه برسن بازش کن!

01:22:50.450 --> 01:22:52.900
تا وقتی که دریچه پر نشه نمی‌تونم.

01:23:23.550 --> 01:23:25.550
دارن سفت میشن!

01:23:25.650 --> 01:23:29.400
لطفا! من... نمیتونم... نفس بکشم.

01:23:33.250 --> 01:23:35.200
نمیتونم...

01:24:15.950 --> 01:24:17.750
کریستالی شدن.

01:24:37.000 --> 01:24:39.800
همه چیز خوبه «کورا». همه چیز خوبه.

01:25:01.350 --> 01:25:03.450
دوباره راه افتادن.

01:25:04.900 --> 01:25:07.500
دوازده دقیقه مونده.

01:25:12.200 --> 01:25:15.550
چه موقعی هم شکر تموم شد!

01:25:17.250 --> 01:25:24.700
- به نظر می‌رسه راه درازی در پیشه.
- باید به زودی به ساقه مغز برسیم.
<c.colorff8000> (قسمت پایینی مغز که نخاع را به مخ و مخچه وصل می‌کند.) </c>

01:25:24.800 --> 01:25:27.000
از اونجا تا محل آسیب‌دیدگی راه زیادی نیست.

01:25:27.150 --> 01:25:31.100
اما وقتمون داره تموم میشه.

01:25:32.400 --> 01:25:34.700
این نور از کجا میاد؟

01:25:35.300 --> 01:25:36.900
از دنیای بیرون.

01:25:37.800 --> 01:25:40.400
از طریق پرده‌ی گوش «بنش» می‌گذره.

01:25:41.200 --> 01:25:43.250
پس ما درست اینجاییم.

01:25:43.500 --> 01:25:53.500
یعنی می‌تونیم به سمت حفره‌ی آراکنویید بریم.
<c.colorff8000> (آراکنویید یا عنکبوتیه کیسه‌ای است شُل و سفیدرنگ که مایع مغزی در آن قرار دارد.) </c>

01:25:57.750 --> 01:26:01.900
«پروتئوس» از گوش داخلی عبور کرده و
الان توی کانال منتهی به مغز قرار داره.

01:26:03.200 --> 01:26:05.850
وقتی قیچی افتاد فکر کردم دارم می‌میرم!

01:26:10.050 --> 01:26:11.900
- این برخلاف میل منه.
- خلاف میل؟

01:26:12.000 --> 01:26:14.800
اینکه منتظر بمونیم تا موقع عملیات.
وقتی که دیگه ممکنه خیلی دیر شده باشه.

01:26:14.900 --> 01:26:18.250
- من تمام تلاشمو برای لیزر به کار بردم!
- تنها چیزی که می‌خوام اینه که...

01:26:18.350 --> 01:26:20.500
فقط دارم ازش می‌خوام که از قبل آزمایشش کنه.

01:26:20.750 --> 01:26:24.350
اگه کار نکنه رفع مشکلش در توان من نیست.

01:26:24.450 --> 01:26:26.850
اما اگرم کار کنه، بازم نمی‌تونیم بگیم که تا کی سالم می‌مونه.

01:26:27.050 --> 01:26:31.900
این موقتا سرهم‌بندی شده، و ما به هر ثانیه استفاده ازش احتیاج داریم.
<c.colorff8000> (اصطلاحی در ترابری دریایی، به معنی تعمیر تجهیزات با وسایل موجود.) </c>

01:26:32.000 --> 01:26:34.450
به همین دلیل نمی‌خوام بار اضافی به مدار وارد کنم.

01:26:34.550 --> 01:26:35.650
با تست‌های غیرضروری!

01:26:35.750 --> 01:26:39.750
- دکتر «دووال»، اصرار دارم که آزمایشش کنی.
- من هیچ کاری در این رابطه انجام نمیدم!

01:26:39.850 --> 01:26:42.950
مسئولیت عملیات بر عهده‌ی منه.
من هم این کارو نمی‌کنم، و این حرف آخر منه.

01:26:43.050 --> 01:26:45.500
خیلی خب. طبق معمول همه چیز را به روش خودت می‌خوای.

01:26:45.600 --> 01:26:47.400
فقط این دفعه ریسک بیشتری وجود داره.

01:26:47.500 --> 01:26:50.800
من کاملا متوجه هستم که چه خطراتی وجود داره دکتر «مایکلز».

01:27:10.250 --> 01:27:12.850
تصور کن اون‌ها درون ذهن انسان هستند!

01:27:53.050 --> 01:27:57.600
«همچنان، تمام خورشیدهایی که راهروهای جهان را روشن می کنند ...

01:27:57.700 --> 01:28:02.250
... در برابر شعله‌ور شدن یک فکر، که شکوهی درخشان را اعلام می کند ...

01:28:02.350 --> 01:28:05.800
... کم‌نور می‌شوند: ذهن بی‌نهایت انسان.»

01:28:05.900 --> 01:28:09.000
بسیار شاعرانه بود آقایان.
وقتی از روح رد شدیم به من خبر بدید.

01:28:09.150 --> 01:28:13.150
روح؟ ذهن محدود نمی‌تونه بی‌نهایت را درک کنه.

01:28:13.250 --> 01:28:16.200
و روحی که از جانب خدا می‌آید بی‌نهایت است.

01:28:16.300 --> 01:28:18.200
بله، ولی وقت ما بی‌نهایت نیست!

01:28:18.300 --> 01:28:22.900
- اگه محاسبات من درست باشن...
- دکتر، اون چیه اون روبرو؟

01:28:27.550 --> 01:28:31.050
خودشه! این محل آسیبه. همین نقطه‌ی تیره.

01:28:33.300 --> 01:28:35.850
- بهتره آماده شیم.
- وقت نداریم.

01:28:35.950 --> 01:28:39.850
نمی‌فهمم چطور باید عمل کنیم و
قبل از اینکه زمانمون تموم بشه از اینجا خارج بشیم.

01:28:40.000 --> 01:28:42.550
کاپیتان بهتره که به سمت نقطه‌ی خروج برید.

01:28:43.850 --> 01:28:46.150
نقطه خروج؟ چی میگی؟

01:28:46.250 --> 01:28:48.450
فقط شِش دقیقه وقت داریم.
به سختی می‌تونیم خودمونو برسونیم.

01:28:48.550 --> 01:28:49.700
صبر کن کاپیتان.

01:28:51.100 --> 01:28:55.500
- اگه بیش از حد بمونیم چی میشه؟
- وقتمون که تموم بشه شروع می‌کنیم به رشد کردن.

01:28:55.600 --> 01:28:58.000
بعدش ظرف چند ثانیه زیردریایی بزرگ میشه،

01:28:58.100 --> 01:29:00.100
و به یک خطر برای سیستم تبدیل میشه.

01:29:00.200 --> 01:29:03.000
بعدش گلبول‌های سفید هجوم می‌یارن تا اونو از بین ببرن.

01:29:03.100 --> 01:29:04.550
مثل هر مهاجم دیگه.

01:29:06.800 --> 01:29:09.600
کاپیتان چقدر طول می‌کشه تا از اینجا
به نقطه خروج برسیم؟

01:29:09.700 --> 01:29:10.900
حدود دو دقیقه.

01:29:11.000 --> 01:29:13.150
پس همچنان چهار دقیقه وقت دارم تا عمل کنم.

01:29:13.250 --> 01:29:16.250
تنها کاری که در انجامش موفق میشی
اینه که ما را به دام بندازی!

01:29:16.350 --> 01:29:18.150
من با این کار مخالفم.

01:29:18.250 --> 01:29:20.000
کاپیتان فورا به نقطه خروج برگرد.

01:29:20.100 --> 01:29:21.450
خیلی خب.

01:29:24.300 --> 01:29:26.300
«گرانت» چه کار می‌کنی؟ نیرو از بین رفت!

01:29:30.600 --> 01:29:33.000
دکتر «دووال» لیزرو بردار.

01:29:38.500 --> 01:29:40.000
«گرانت» مسئول این ماموریت منم.

01:29:40.100 --> 01:29:42.600
تو وظیفه داری که از من دستور بگیری،
نه اینکه دستور بدی.

01:29:42.700 --> 01:29:44.000
متاسفم، شرایط تغییر کرده.

01:29:44.100 --> 01:29:46.500
تا جایی که من اختیار دارم، هیچ چیزی تغییر نکرده!

01:29:46.600 --> 01:29:48.050
الان باید از اینجا بریم.

01:29:48.150 --> 01:29:50.550
این برای همه‌ی ما خودکشی محضه.
من نمی‌ذارم اون شروع به کار کنه!

01:29:50.650 --> 01:29:53.500
دکتر «مایکلز»، شما توی شرایطی نیستی که تصمیم بگیری.

01:29:53.600 --> 01:29:56.150
«دووال» تو نمی‌تونی از پسش بر بیای.
من مطلقا ممنوعش می‌کنم.

01:29:56.250 --> 01:29:58.100
من به شما و هیچ‌کس دیگه‌ای اجازه نمیدم
که این وسیله را ترک کنه!

01:29:58.200 --> 01:30:00.200
من تمام تلاشم را برای نجات «بنش» انجام میدم.

01:30:15.550 --> 01:30:17.850
احمق! نمی‌بینی چه کار کردی؟

01:30:17.950 --> 01:30:20.350
به اون یک فرصت عالی
برای کشتن «بنش» دادید.

01:30:20.450 --> 01:30:21.600
- من قبول ندارم.
- چرا که نه؟

01:30:21.700 --> 01:30:23.850
به خاطر این‌همه چرندیاتش در مورد خدا و روح؟

01:30:24.000 --> 01:30:28.500
استتار! تا ضریب هوشی زودباورها را کور کنه
و هویت واقعی خودشو مخفی کنه.

01:30:28.650 --> 01:30:31.300
یه متعصب که کشتن «بنش» تنها هدفشه!

01:30:31.500 --> 01:30:32.900
و اینو الان شما ممکن کردی.

01:30:33.100 --> 01:30:36.500
من قبلا با متعصب‌ها روبرو شدم
و «دووال» با این الگو مطابقت نداره.

01:30:37.500 --> 01:30:39.750
کاپیتان من میرم اونجا.
شاید بتونم کمک کنم.

01:30:39.850 --> 01:30:42.950
یادت باشه که ما حداقل دو دقیقه
وقت می‌خوایم تا خارج شیم.

01:32:05.550 --> 01:32:06.900
چطور به نظر می‌رسه دکتر؟

01:32:08.100 --> 01:32:10.750
اگه بتونم فشار رگ‌های اصلی را کم کنم...

01:32:19.050 --> 01:32:20.850
دکتر کافیه.

01:32:21.250 --> 01:32:24.200
اگه بتونم این عصب مرکزیو تمیز کنم،
ممکنه که کافی باشه.

01:32:37.750 --> 01:32:40.300
کاپیتان به نظر می‌رسه دریچه‌ی خروج مشکل داره.

01:32:40.800 --> 01:32:43.000
- منظورت چیه؟
- مایعات دارن ازش رد میشن.

01:32:43.100 --> 01:32:44.800
فکر کنم بهتره یه نگاهی بهش بندازی.

01:32:47.000 --> 01:32:49.600
مایع؟ هیچ مایعی نباید وجود داشته باشه...

01:32:50.100 --> 01:32:52.800
بله، زیر دریچه معلومه.

01:33:31.600 --> 01:33:32.750
باید کافی باشه.

01:33:34.100 --> 01:33:35.550
نگاه کن!

01:33:36.800 --> 01:33:39.750
- داره میره سمت اعصاب!
- نمی‌فهمم.

01:33:39.850 --> 01:33:42.050
لیزر. لیزرو بده!

01:33:46.500 --> 01:33:48.100
پَهن‌ترین پرتو را بده.

01:33:48.200 --> 01:33:49.200
با نهایت قدرت!

01:33:59.000 --> 01:34:00.200
کار کشتی تمومه.

01:34:01.500 --> 01:34:04.750
خودمون باید بریم بیرون.
راه سریعی برای خروج وجود داره؟

01:34:05.250 --> 01:34:07.900
- دکتر «مایکلز» چطور؟
- گلبول سفید!

01:34:12.450 --> 01:34:15.950
باید اونا را بیرون بیاریم.
اونا کشتی و هر چیزی که توی اونه را می‌بلعن.

01:34:16.050 --> 01:34:18.500
هردوتون اینجا بمونید.
اگه می‌تونید معطلشون کنید.

01:34:38.550 --> 01:34:40.050
چی شد؟

01:34:40.300 --> 01:34:42.900
دکتر «مایکلز» دیوونه شده.

01:34:43.000 --> 01:34:45.550
- دیوونه چیزی نیست!
- «گرانت» کمک! منو بیار بیرون.

01:34:45.900 --> 01:34:49.150
اینو سریع بپوش. اگه پنجره بشکنه
قفل هوا را از دست می‌دیم.

01:34:49.300 --> 01:34:51.350
«گرانت» کمک! من گیر کردم! کمکم کن!

01:34:59.300 --> 01:35:01.100
«گرانت» نمی‌تونم...

01:35:01.300 --> 01:35:04.250
نمی‌تونم دستامو بیارم بیرون.
منو از اینجا بیار بیرون.

01:35:04.650 --> 01:35:06.800
دستام گیر کردن.

01:35:07.100 --> 01:35:10.000
نمیتونم دستامو... تکون بدم.

01:35:10.700 --> 01:35:13.100
نمیتونم دستامو تکون... بدم.

01:35:13.450 --> 01:35:17.000
نمیتونم دستامو تکون بدم.
منو بیار بیرون! منو از اینجا بیار بیرون!

01:35:28.000 --> 01:35:30.150
بیارم بیرون! بیارم بیرون!

01:35:39.000 --> 01:35:40.800
بیا، فایده‌ای نداره!

01:35:54.600 --> 01:35:57.600
- کار لیزر تمومه.
- گفته بودی که یه راه خروج سریع وجود داره.

01:35:57.700 --> 01:36:00.250
می تونیم عصب بینایی را
تا گوشه‌ی چشم دنبال کنیم.

01:36:21.950 --> 01:36:23.200
وقت تموم شد.

01:36:23.700 --> 01:36:25.450
ما باید فورا اونارو بیاریم بیرون.

01:36:25.550 --> 01:36:30.250
این یعنی کشتن «بنش». با توجه به چیزی که می‌دونیم،
ممکنه که اونا عملیاتو تموم کرده باشند.

01:36:31.850 --> 01:36:33.400
لعنت بهش!

01:36:36.200 --> 01:36:39.650
توجه کنید لطفا!
شما بلافاصله «پروتئوس» را خارج خواهید کرد.

01:36:40.400 --> 01:36:42.050
رادار را بردارید.

01:36:43.300 --> 01:36:49.950
برای ترفیناسیون آماده باشید.
<c.colorff8000> (سوراخ کردن جمجمه با مته.) </c>

01:37:08.050 --> 01:37:11.050
پالس‌های نور. در راه به سمت مغز.

01:37:12.050 --> 01:37:15.550
به چشم نزدیک می‌شیم.

01:37:31.250 --> 01:37:32.850
دست نگه دار دکتر!

01:37:33.000 --> 01:37:34.400
چیه؟

01:37:34.500 --> 01:37:38.150
این تصویری که روی رادار می‌بینیم
ممکنه که فقط همون ذره‌ی رادیواکتیو باشه.

01:37:38.250 --> 01:37:40.750
ممکنه که «پروتئوس» قبلا نابود شده باشه.

01:37:40.850 --> 01:37:42.300
می‌خوای چی بگی؟

01:37:42.400 --> 01:37:45.200
اگه من جای اونا بودم
و زمانم هم داشت تموم میشد،

01:37:45.300 --> 01:37:48.500
قبل از اینکه به اندازه‌ی خطرناک رشد کنم
کشتی را رها کرده بودم.

01:37:49.050 --> 01:37:52.850
و از چند دقیقه‌ی باقی‌مونده برای خروج از
سریع‌ترین راه ممکن استفاده می‌کردم.

01:37:52.950 --> 01:37:54.300
به تنهایی.

01:37:55.250 --> 01:37:57.600
در امتداد عصب بینایی تا چشم.

01:37:58.850 --> 01:38:00.450
سی ثانیه صبر کنید.

01:38:19.750 --> 01:38:21.500
لام، سریع!

01:38:29.450 --> 01:38:31.300
اون درو باز کن لطفا!

01:40:25.000 --> 01:40:35.000
سازندگان این فیلم مدیون بسیاری از پزشکان، تکنسین‌ها و پژوهشگرانی هستند،
که دانش و بینش آنها به هدایت این محصول کمک کرد.

01:40:35.024 --> 01:40:49.624

..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:40:49.648 --> 01:41:03.648
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.