﻿WEBVTT

00:00:00.136 --> 00:00:08.236
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:08.260 --> 00:00:14.260
«« زنـدگــيِ خـانـوادگــي »»

00:01:45.700 --> 00:01:47.820
.اينقدر پچ‌پچ نکُنين

00:01:48.300 --> 00:01:49.940
داريم فقط واسه يه دقيقه
.کارو ول مي‌کُنيم

00:02:43.780 --> 00:02:45.690
،دارين چيو تماشا مي‌کُنين
دخترها؟

00:02:46.980 --> 00:02:49.040
اون ماشينِ مدل «اسکودا اُکتاويا» مالِ توئه؟ -
.آره -

00:02:49.060 --> 00:02:51.100
خُب، حالا صاحبِ
!يه اسکورتِ احترام شده

00:03:13.020 --> 00:03:14.690
،«ياچِک»
.بيا بازي‌کُنيم

00:03:15.300 --> 00:03:16.810
.باشه، 13

00:03:27.460 --> 00:03:29.690
،«آقايِ «براون
.لطفاً يه عدد بهم بده

00:03:30.620 --> 00:03:32.450
واسه چي؟ -
.[واسه بازيِ «لوتو»[نوعي قمار -

00:03:32.940 --> 00:03:34.990
،اگه واسه بليتِ بخت‌آزمايي بود
.بهت يه عدد مي‌دادم

00:03:35.060 --> 00:03:36.700
مگه فرقش چيه؟

00:03:36.700 --> 00:03:38.450
!«دوشيزه «باشيا

00:03:39.900 --> 00:03:41.250
.خيله‌خُب، 6

00:03:43.500 --> 00:03:45.220
،«مارِک»
.زود باش يه عدد بهم بده

00:03:45.900 --> 00:03:47.410
.عددِ 17

00:03:49.940 --> 00:03:51.380
.ممنون

00:03:51.380 --> 00:03:56.060
مارِک»، متوجه‌شدي که آدم‌ها»
خيلي به‌ندرت 1 و 49 رو انتخاب مي‌کُنن؟

00:03:56.060 --> 00:03:57.180
... خُب والا

00:03:57.180 --> 00:03:59.840
،اونها مثلِ بازيِ دارت عمل مي‌کُنن
،يعني رويِ مرکز متمرکز ميشن

00:04:00.100 --> 00:04:03.300
،انگار که گوشه‌ها به حساب نميان
.درحاليکه احتمالِ اصابت به گوشه‌ها يکسانه

00:04:04.060 --> 00:04:06.980
.البته، حق کاملاً با توئه
انتخابِ من چي بود؟

00:04:06.980 --> 00:04:08.490
.عددِ 17 -
آخه چرا؟ -

00:04:09.100 --> 00:04:10.220
.منم 6 رو انتخاب‌کردم

00:04:18.460 --> 00:04:19.500
و سهمِ تو؟

00:04:19.500 --> 00:04:21.780
،نه، من اصولِ خودمو دارم
.و ضمناً پولِ خُرد همراهم نيست

00:04:22.580 --> 00:04:24.220
خُب من بهت
.قرض ميدم

00:04:24.220 --> 00:04:25.900
.به‌هر‌حال مي‌بازي

00:04:25.900 --> 00:04:27.890
ما برنده ميشيم و اونوقت
.حسرتشو مي‌خوري

00:04:28.260 --> 00:04:29.820
!عمراً

00:04:35.340 --> 00:04:37.730
.اينجا سالنِ طراحي‌مونه

00:04:45.860 --> 00:04:47.420
.خواهش مي‌کُنم

00:04:50.220 --> 00:04:51.620
.بفرماييد

00:04:55.260 --> 00:04:57.250
،همکارِ عزيز
.لطفاً راهنمايي‌شون کُنيد

00:05:02.900 --> 00:05:05.330
نه، نه. برايِ ديدنِ جزئيات
.بهتره جلوتر بريم

00:05:07.900 --> 00:05:09.300
.از اين طرف، لطفاً

00:05:10.420 --> 00:05:14.300
بطورِ کُلي، ما برايِ تجهيزاتِ حمل‌و‌نقل
.دستگاه‌هايِ مکانيزه طراحي مي‌کُنيم

00:05:19.300 --> 00:05:20.940
.لطفاً بفرماييد

00:05:21.340 --> 00:05:26.790
و اينجا راه‌حلِ فنيِ کاملاً جديدمون
.برايِ دسته‌يِ به‌اصطلاح بلَم در حالِ انجامه

00:05:28.940 --> 00:05:31.850
در اينجا راه‌حل‌هايِ ابتکاري رو
... بسط ميدن

00:05:32.420 --> 00:05:34.300
.برايِ ساختِ پيچِ بلَم‌ها

00:05:35.380 --> 00:05:36.500
چي گفتيد؟ -
... راستش -

00:05:36.500 --> 00:05:38.730
من تويِ اصطلاحاتِ فني
.چندان مهارتي ندارم، مي‌دونيد

00:05:38.980 --> 00:05:40.940
.معذرت مي‌خوام
.پيچ نيست، ميله‌يِ سُربيه

00:05:40.940 --> 00:05:45.610
.مي‌دونيد، ما داريم از پُرسرعت‌ترين فرآوريِ توليدِ فلز استفاده مي‌کُنيم -
.متوجهم -

00:05:46.220 --> 00:05:47.860
.کاملاً روشنه -
.متشکرم -

00:05:47.860 --> 00:05:49.820
.خيلي ازتون متشکرم -
.خواهش مي‌کُنم -

00:05:51.020 --> 00:05:52.450
.بفرماييد

00:05:56.620 --> 00:05:58.210
،ولي به‌هر‌حال، درست گفتمش
اينطور نيست؟

00:05:58.940 --> 00:06:00.060
.آره

00:06:00.980 --> 00:06:02.650
.تو رو مي‌برن به هندوستان
.حالا مي‌بيني

00:06:02.820 --> 00:06:04.250
.خُب آره، البته

00:06:24.740 --> 00:06:26.620
گلابي ميل داري؟
.من 2 تا دارم

00:06:35.460 --> 00:06:37.290
از منزلِ پدر و مادرت آوردي؟ -
.اوهوم -

00:06:39.460 --> 00:06:41.140
واسه يکشنبه
برنامه‌تون چيه؟

00:06:41.140 --> 00:06:42.140
چه‌کسي؟

00:06:42.140 --> 00:06:44.180
.«تو و «کريشتينا

00:06:44.820 --> 00:06:47.850
حالا چرا عينهو همسرياب‌ها
ما رو با همديگه ازدواج ميدي؟

00:06:48.860 --> 00:06:50.180
خُب بالاخره
برنامه‌تون چيه؟

00:06:50.180 --> 00:06:51.450
.نمي‌دونم والا

00:06:51.620 --> 00:06:53.340
احتمالاً «کريشتينا» بخواد
.مطالعه کُنه

00:06:54.060 --> 00:06:55.620
شايد مايل باشين
يه سفر بريد به «ويسوا»؟

00:06:56.940 --> 00:06:58.620
تو هم مياي؟

00:06:58.620 --> 00:07:00.290
.خُب درباره‌اش فکر مي‌کُنم

00:07:03.980 --> 00:07:05.250
.الو، دفترِ طراحي

00:07:07.660 --> 00:07:08.890
.بله، الساعه

00:07:10.740 --> 00:07:12.700
،از امورِ اداري تماس‌گرفتن
.باهات کار دارن

00:07:14.900 --> 00:07:16.540
دليلشو بهت نگفتن؟ -
.نه -

00:07:24.940 --> 00:07:28.490
بفرما، بهتون چي گفتم؟
.لابد به‌همين‌زودي مي‌فرستنش هندوستان

00:08:03.100 --> 00:08:06.030
معذرت مي‌خوام، ولي تماس گرفته‌بودين
.و فکرکردم مي‌خواين منو ببينين

00:08:06.180 --> 00:08:07.370
.بله، يه دقيقه صبر کُن

00:08:11.940 --> 00:08:14.690
.يه تلگرام به‌دستم رسيده که مالِ شماست
.بفرما

00:08:27.940 --> 00:08:29.770
«« زنـدگــيِ خـانـوادگــي »»

00:08:32.460 --> 00:08:34.660
: فيلمنامه و ديالوگ
«کشيشتف زانوسي»

00:08:40.460 --> 00:08:42.610
: با شرکتِ

00:09:06.420 --> 00:09:08.330
: موسيقيِ متن
«وويچيخ کيلار»

00:09:50.140 --> 00:09:52.570
: مديرِ فيلمبرداري
«ويتولد سوبوچينسکي»

00:09:55.380 --> 00:09:58.130
: کارگردان
«کشيشتف زانوسي»

00:10:08.140 --> 00:10:09.940
جوابِ تلگرام رو دادي؟

00:10:09.940 --> 00:10:12.660
نه، قبل از اينکه بخوان جواب رو دريافت‌کُنن
.ما رسيديم اونجا

00:10:14.740 --> 00:10:16.780
،راستي
پدرت چند سالشه؟

00:10:18.140 --> 00:10:19.660
.حدوداً 60 و خُرده‌اي

00:10:19.660 --> 00:10:21.860
.خُب، پس سن‌و‌سالِ چنداني نداره

00:10:23.900 --> 00:10:26.410
آخه مي‌دوني، اون هيچوقت تويِ عمرش
.بطورِ جدي مريض نشده‌بود

00:10:31.140 --> 00:10:32.540
.الان بپيچ به راست

00:10:37.220 --> 00:10:39.780
اينجا چي توليد مي‌کُنن؟ -
.شيشه -

00:10:40.780 --> 00:10:43.580
قبل از جنگ، بلور و ظروفِ شيشه‌ايِ آزمايشگاه
.مي‌ساختن

00:11:32.020 --> 00:11:33.820
.الان برات کمي آب ميارم

00:11:39.260 --> 00:11:41.300
،گوش‌کُن
.برو ببين اوضاع چطوريه

00:11:41.300 --> 00:11:45.480
.ممکنه لازم باشه با ماشين بريم داروخونه يا دکتر
.من اصلاً عجله‌اي ندارم

00:12:48.220 --> 00:12:49.860
کسي خونه نيست؟

00:13:11.860 --> 00:13:14.060
.پس اومدي -
.آره -

00:13:16.420 --> 00:13:18.980
خُب بعدش؟
نمي‌خواي سلامي‌چيزي بگي؟

00:13:19.860 --> 00:13:21.180
.بعد از ظهر بخير

00:13:21.700 --> 00:13:23.450
لابد منظورت
.عصر بخيره

00:13:24.460 --> 00:13:26.050
.نمي‌تونستم زودتر بيام

00:13:26.340 --> 00:13:29.140
همينطوري يه‌حرفي زدم
.که چيزي گفته‌باشم

00:13:29.660 --> 00:13:33.340
،آخه فکر مي‌کردم اگه اصلاً قرار به اومدنت باشه
.به احتمالِ زياد فردا مياي

00:13:33.700 --> 00:13:35.260
چرا «اگه اصلاً»؟

00:13:37.220 --> 00:13:38.810
واقعاً برات
سؤال داره؟

00:13:39.460 --> 00:13:42.690
.بذار دوباره جر‌و‌بحث رو شروع‌نکُنيم
حالِ بابام چطوره؟

00:13:44.260 --> 00:13:45.450
.گرفته خوابيده

00:13:45.900 --> 00:13:47.730
ولي چه اتفاقي براش افتاده؟

00:13:48.100 --> 00:13:51.660
.نمي‌دونم
.يه‌کمي از همه‌چيز

00:13:51.660 --> 00:13:53.810
.دقيق‌تر بگو -
.نمي‌دونم -

00:13:54.860 --> 00:13:57.330
،بهت که گفتم
.هيچي روشن نيست

00:13:58.100 --> 00:14:00.410
خُب علائمش
چي‌ها هستن؟

00:14:01.260 --> 00:14:03.460
،وقتي باهاش صحبت‌کُني
.خودت مي‌بيني

00:14:08.260 --> 00:14:10.010
تويِ اتاقشه؟ -
.آره -

00:15:53.820 --> 00:15:56.490
!آفرينِ سگِ خوب
!آفرينِ سگِ خوب

00:15:59.500 --> 00:16:01.570
!«کاليگاري»
.بيا اينجا

00:16:03.980 --> 00:16:06.620
،اون گاز نمي‌گيره
.ولي شپش داره

00:16:08.100 --> 00:16:10.500
و مي‌دونين، نميشه بابتِ شپش‌ها
.سرزنشش کرد

00:16:10.500 --> 00:16:15.180
آخه اين اطراف کُلي آدم مياد و ميره
.که شپش‌ها مي‌تونسته ازشون بهش سرايت‌کُنه

00:16:16.820 --> 00:16:18.380
!«کاليگاري»
!نه

00:16:24.580 --> 00:16:28.460
ولي دليلي وجود نداره که اينطور با بي‌حيايي
.بهم نگاه‌کُنين

00:16:33.220 --> 00:16:34.700
!آخ، لعنتي

00:16:38.300 --> 00:16:39.940
انگار چندان
.موفقيت‌آميز نبود

00:16:40.780 --> 00:16:42.740
من فقط مي‌خواستم
.خجالت‌زده‌تون کُنم

00:16:43.140 --> 00:16:46.580
لابد وسيله‌اي يا چيزي واسه تحويل آوردين؟ -
.نه. «ويتِک» رو آوردم -

00:16:51.500 --> 00:16:53.010
.از آشنايي‌تون خوشوقتم

00:16:53.340 --> 00:16:56.620
،من خواهرش هستم
.«ايزابلا»

00:16:58.620 --> 00:17:00.580
.نه، کثيفه

00:17:02.420 --> 00:17:04.570
.همين‌تازه چيدمش

00:17:06.580 --> 00:17:07.900
.متشکرم

00:17:08.780 --> 00:17:10.130
!«کاليگاري»

00:17:10.620 --> 00:17:13.450
.چقدر سگِ ديوونه‌ايه! نژادش اينطوريه
!«کاليگاري»

00:17:25.820 --> 00:17:27.170
آب قطع‌ـه؟

00:17:27.660 --> 00:17:31.140
نه. الان 2 ساله که
.پمپِ آب خراب‌شده

00:17:31.140 --> 00:17:33.340
نميشه تعميرش کرد؟ -
.البته که ميشه -

00:17:35.380 --> 00:17:38.020
چه خبره؟ مگه کسي غش کرده؟
اين همه آب رو واسه چي لازم‌داري؟

00:17:47.340 --> 00:17:48.660
!«ويت»

00:17:52.980 --> 00:17:54.380
.سلام
حالت چطوره؟

00:17:55.300 --> 00:17:56.700
.عصرت بخير

00:17:58.300 --> 00:18:01.050
.اينم از آب -
.ممنونم -

00:18:10.180 --> 00:18:12.220
.پس داداشِ فراري برگشته

00:18:14.140 --> 00:18:16.260
دست از تظاهر به
.ديوونه‌بازي بردار

00:18:16.540 --> 00:18:19.610
تظاهر؟ من مي‌تونم تظاهر به
... عاقل‌بودن و نُرمال‌بودن هم بکُنم

00:18:21.940 --> 00:18:23.420
.ولي دلم نمي‌خواد

00:18:24.220 --> 00:18:25.860
کافيه؟ -
.آره -

00:18:35.580 --> 00:18:37.810
چرا مهمان‌مون رو
داخلِ خونه دعوت نمي‌کُني؟

00:18:39.540 --> 00:18:41.540
.نه، ممنون
.بايد برم

00:18:41.540 --> 00:18:44.100
برمي‌گردم «ورشو»، و بعدش فردا صبح
.بايد تويِ «خوژوف» باشم

00:18:44.100 --> 00:18:45.780
تويِ «خوژوف»؟ -
.بله -

00:18:45.780 --> 00:18:47.420
چرا؟ -
.بخاطرِ کارم -

00:18:47.820 --> 00:18:49.730
،خدايا
!مردم چطور کار مي‌کُنن

00:18:51.620 --> 00:18:53.690
ولي فعلاً برايِ
.صرفِ چاي بمون

00:18:55.140 --> 00:18:58.500
!خاله جان
.واسه صرفِ چاي مهمان داريم

00:19:04.220 --> 00:19:09.140
حالِ پدرت چطوره؟ -
.خدا مي‌دونه -

00:19:10.460 --> 00:19:12.260
لطفاً از درِ وروديِ اصلي
.بفرمايين داخل

00:19:16.020 --> 00:19:18.250
.يالا ديگه
.بيايين داخل

00:19:20.140 --> 00:19:21.290
!«ويت»

00:19:47.340 --> 00:19:49.100
ايشون يکي از دوستانِ
.دورانِ دانشگاه‌مه

00:19:49.100 --> 00:19:50.370
حالتون چطوره؟

00:19:51.060 --> 00:19:53.810
.و ايشونم خاله جان‌مون هستن -
.خواهش مي‌کُنم، بفرمايين -

00:20:08.580 --> 00:20:10.860
چرا وانمود مي‌کُني که
اطراف رو نگاه نمي‌کُني؟

00:20:14.220 --> 00:20:15.650
.البته که نُرماله

00:20:16.140 --> 00:20:19.290
ويت» درباره‌يِ آشيانه‌يِ خانوادگي‌مون»
هيچي بهت نگفته؟

00:20:21.540 --> 00:20:24.540
!خيلي جالبه
.آخه هر چي نباشه، شما با هم دوست هستين

00:20:25.220 --> 00:20:28.440
،اين مکان، ايامِ بهتري رو به چشم ديده
.قبل از اينکه حالا اينطور مخروبه بشه

00:20:29.940 --> 00:20:32.530
،و اينم مادرِ محبوب‌مون
.خواهرِ تني خاله جان

00:20:33.620 --> 00:20:34.940
،اصلاً بهش شباهتي نداره
مگه نه؟

00:20:36.260 --> 00:20:41.280
.مامان‌مون خيلي زيبايي داره
.فقط باباست که نمي‌تونه بين‌شون تمايزي قائل بشه

00:20:43.220 --> 00:20:45.340
.مخصوصاً تويِ تاريکي

00:20:49.740 --> 00:20:51.970
ميشه بالاخره وسائل و لباس‌هاتو
جمع‌و‌جور کُني؟

00:20:52.260 --> 00:20:53.930
!مي‌بيني که
.با اين دست نمي‌تونم

00:20:54.540 --> 00:20:56.130
مگه حادثه‌اي
اتفاق افتاده؟

00:20:56.820 --> 00:20:58.780
آخه ديدم که بابا هم
.بانداژ شده‌بود

00:20:58.780 --> 00:21:00.420
حادثه؟ -
.آره -

00:21:01.580 --> 00:21:05.490
.حادثه کلمه‌يِ چندان مطلوبي واسش نيست
.فاجعه بود

00:21:07.500 --> 00:21:09.060
پس چرا الان
تويِ بيمارستان نيست؟

00:21:10.780 --> 00:21:12.420
چرا بابا
تويِ بيمارستان نيست؟

00:21:12.420 --> 00:21:14.060
.از خودش بپرس

00:21:14.740 --> 00:21:16.500
.شايد واست توضيح بده

00:21:16.500 --> 00:21:18.970
چه‌کسي داره مداواش مي‌کُنه؟ -
.«دکتر «رومر -

00:21:19.460 --> 00:21:22.500
.آخه اون پيرمرد که عملاً آلزايمر گرفته -
.ولي خيلي‌خوب ورق‌بازي مي‌کُنه -

00:21:22.500 --> 00:21:24.620
منظورم باختنِ هميشگيش
.به باباست

00:21:25.180 --> 00:21:28.100
نمي‌تونين يه دکترِ بهتر و ماهرتر
واسه بابا بيارين؟

00:21:28.100 --> 00:21:30.490
طوري حرف مي‌زني که انگار
.پدرت رو نمي‌شناسي

00:21:31.100 --> 00:21:34.300
احتمالاً «ويت» به‌همين‌زودي
.بابا رو فراموش‌کرده

00:21:34.620 --> 00:21:36.780
لازمه بدوني که «ويت» بيشتر
.يه مهمانِ کم‌پيداست

00:21:36.780 --> 00:21:38.980
الان 6 سال مي‌گذره از وقتيکه
.آخرين بار اينجا اومده‌بود

00:21:39.340 --> 00:21:44.810
،و خيلي زود هم اينجا رو ترک‌کرد
.بخاطرِ اختلافِ‌عقيده و جر‌و‌بحث با بابا

00:21:50.380 --> 00:21:52.460
نمي‌توني بدونِ اين خاطراتِ گذشته
سر کُني؟

00:21:52.460 --> 00:21:54.930
.نه، نمي‌تونم

00:21:56.940 --> 00:21:58.530
،خُب ديگه
.من الان بايد برم

00:21:59.020 --> 00:22:00.770
نه، الان وقتِ
.صرفِ چاي‌ـه

00:22:01.060 --> 00:22:03.380
.ولي آخه جداً مجبورم برم -
.نه، بيا داخل -

00:22:03.380 --> 00:22:04.970
تا چند لحظه‌يِ ديگه
.چاي آماده‌ست

00:22:06.340 --> 00:22:09.620
،نه، لطفاً اگه مي‌توني بمون
.تا وقتيکه چندوچونِ اوضاعِ بابا روشن بشه

00:22:17.620 --> 00:22:19.500
الان نمي‌بايست يه‌نفر کنارِ بابا
مراقبش باشه؟

00:22:21.140 --> 00:22:23.260
،هر موقع بيدار بشه
.خودش خبرمون مي‌کُنه

00:22:24.260 --> 00:22:26.140
،ولي ما مدام در حالِ صحبتيم
.ممکنه صداشو نشنويم

00:22:27.220 --> 00:22:29.380
خُب يالا ديگه، برام تعريف‌کُن که اينجا
.واقعاً چه اتفاقي افتاده

00:22:29.380 --> 00:22:31.460
تويِ تلگرامِ ارساليت نوشته‌بودي که اون
.در وضعيتِ وخيمي قرار داره

00:22:31.460 --> 00:22:33.020
چونکه در وضعيتِ وخيمي
.قرار داره

00:22:33.020 --> 00:22:34.940
.اصلاً سر در نميارم

00:22:34.940 --> 00:22:39.780
چطور يه شخصِ بيمار مي‌تونه
.بدونِ پرستاري به حالِ خودش رها بشه

00:22:40.940 --> 00:22:42.980
خُب لابد ما از بابا
.مراقبت نمي‌کُنيم

00:22:44.420 --> 00:22:45.690
خاله جان، شنيدي؟

00:22:46.020 --> 00:22:48.380
ويت» فکر مي‌کُنه که ما»
.از بابا مراقبت نمي‌کُنيم

00:22:48.700 --> 00:22:50.020
!اوه، واقعاً که

00:22:50.020 --> 00:22:52.820
زمستونِ پارسال
... موقعيکه لوله‌ها از سرما ترکيدن

00:22:52.820 --> 00:22:56.130
،و پدرتون مجبور شد با سطل آب بياره
قلبِ ايشون رنجيده‌خاطر نشد؟

00:22:59.660 --> 00:23:01.700
من الان 2 ماهه که
.خودمو شستشو نکردم

00:23:09.220 --> 00:23:11.420
ولي هيچکس مجبورتون نکرده
.تويِ اين خونه زندگي‌کُنين

00:23:17.300 --> 00:23:22.820
.خُب، بي‌خيال
.خلقياتِ «ويت» اينجوري غيرِ معموله

00:23:23.940 --> 00:23:25.900
در واقع
.ما عاشقِ همديگه‌ايم

00:23:25.900 --> 00:23:28.370
ولي البته به‌شيوه‌يِ افلاطوني
.از راه دور

00:23:30.620 --> 00:23:33.530
بگو ببينم، اون در حالِ حاضر
چه‌جوريه؟ آره؟

00:23:34.260 --> 00:23:35.610
،مراقب باش
.الانه که بيفتي

00:23:36.620 --> 00:23:38.180
.نه، نميفتم

00:23:40.940 --> 00:23:42.770
يالا ديگه! اون در حالِ حاضر
.چه‌جوريه؟ بهم بگو

00:23:44.900 --> 00:23:46.660
خُب آخه من که نمي‌تونم
.دوستِ خودمو لو بدم

00:23:46.660 --> 00:23:49.020
،اوه يالا
!پته‌شو بريز رويِ آب

00:23:49.660 --> 00:23:52.220
.و اونوقت منم همه‌چيزو درباره‌اش بهت ميگم
،همه‌چيزو چغلي مي‌کُنم

00:23:53.420 --> 00:23:56.250
حتي با وجودِ اينکه
.داداش‌مه

00:23:58.580 --> 00:24:04.020
نمي‌توني تصورشو بکُني که اون چقدر
.پسرِ خوب و بانمک و نازنيني بود

00:24:04.740 --> 00:24:06.380
.سوگليِ مامان بود

00:24:07.660 --> 00:24:10.170
و خيلي هم
.سخت‌کوش و مؤدب بود

00:24:10.780 --> 00:24:13.740
و چقدر هم تويِ مراسمِ عشاءِ رباني
.بي‌نقص خدمت مي‌کرد

00:24:14.260 --> 00:24:16.830
مي‌دونستي که اون تويِ
مراسمِ عشاءِ رباني خدمت مي‌کرد؟

00:24:17.740 --> 00:24:19.700
و با حيوانات هم
.خيلي مهربون بود

00:24:20.820 --> 00:24:26.820
،و بعدش به مدرسه‌يِ کاتوليکِ «پياريست» فرستاده شد
.و در اونجا تحتِ تأثيرِ دوستانِ ناباب قرار گرفت

00:24:27.940 --> 00:24:31.980
و به همين دليل تصميم گرفت
.که ديگه ما رو نبينه

00:24:32.380 --> 00:24:34.890
.بيا نگاه‌کُن
.اين «ويتِک»ـه، و اونم من هستم

00:24:35.500 --> 00:24:37.060
انصافاً شبيه به يه
فرشته‌يِ کوچولو نيست؟

00:24:38.020 --> 00:24:40.690
که البته هنوزم در اعماقِ وجودش
.همچنان همونطور مونده

00:24:41.300 --> 00:24:42.900
قطعاً هنوز
.بهمون فکر مي‌کُنه

00:24:42.900 --> 00:24:45.490
حتي مخفيانه
.برامون دعا هم مي‌کُنه

00:24:47.100 --> 00:24:48.980
اون و دعا کردن؟
.غيرِ ممکنه

00:24:48.980 --> 00:24:51.490
آخه يکي از اعضايِ فعالِ
.انجمنِ مکتبِ سکولار»ـه»

00:24:51.860 --> 00:24:53.860
عضوِ فعال؟

00:24:53.860 --> 00:24:55.500
!عضوِ فعال
!«ويت»

00:24:56.260 --> 00:24:57.770
!«بِلا» -
!مراقب باش -

00:24:59.940 --> 00:25:01.610
،خيله‌خُب
.ببين چکار کردي

00:25:02.620 --> 00:25:03.940
... اين خرت‌و‌پرت‌ها

00:25:05.860 --> 00:25:06.930
... همين‌تازه فروخته‌شدن

00:25:07.940 --> 00:25:09.420
.به يه مغازه‌يِ عتيقه‌فروشي

00:25:09.420 --> 00:25:10.770
.ساعت هم همينطور

00:25:11.380 --> 00:25:13.820
.شمعدان‌ها و چراغ‌ديواري‌ها هم همينطور
اونها رو يادت هست؟

00:25:14.220 --> 00:25:15.730
.اونها هم فروخته‌شدن

00:25:18.100 --> 00:25:23.850
،اين قالي‌اي که عادت داشتي روش تاتي‌تاتي کُني هم فروخته‌شده
.و قراره تا يک ماه ديگه، در ازايِ تأمينِ ذغال‌سنگ‌مون مبادله‌بشه

00:25:24.860 --> 00:25:27.370
خُب؟
اين آزرده‌خاطرت نمي‌کُنه؟

00:25:29.620 --> 00:25:31.610
.نه -
نه؟ -

00:25:32.220 --> 00:25:35.020
يا شايد لازم بوده که
نظرِ تو رو هم جويا مي‌شديم؟

00:25:35.540 --> 00:25:37.770
چونکه قانوناً تو هم از اينها
.سهم داري

00:25:39.140 --> 00:25:41.940
... اوه راستي
.بله، مامان هم هست

00:25:42.500 --> 00:25:44.340
مامان هم
.به فروش رفته

00:25:44.340 --> 00:25:46.300
،فقط در ازايِ يه مبلغِ ناچيز
.آخه چندان قديمي نيست

00:25:48.020 --> 00:25:51.930
،خُب اگه دورِ سرش هاله‌يِ نور مي‌داشت
.اونوقت ميشد به‌اندازه‌يِ «مادونا» آبش کرد

00:25:52.780 --> 00:25:55.420
،آخه در حالِ حاضر
شمايل‌ها مُدِ روز هستن، مگه نه؟

00:26:04.060 --> 00:26:06.890
قراره چند تا آمريکايي
.مامان‌مون رو بخرن

00:26:30.860 --> 00:26:32.690
!«بِلا»
!«بِلا»

00:26:33.260 --> 00:26:36.170
چرا مي‌بايست من هميشه تويِ اين خونه
هر کاريو خودم دست‌تنها انجام بدم؟

00:26:36.940 --> 00:26:39.740
.چرا که نه؟ من هيچ مشکلي باهاش ندارم
.تو کارها رو معرکه انجام ميدي

00:26:41.220 --> 00:26:43.540
بِلا»، بهت توصيه مي‌کُنم»
.که با بي‌ادبي جوابمو ندي

00:26:43.540 --> 00:26:46.300
خودتم کاملاً مي‌دوني که تويِ اين خونه
.فقط منم که حمالي مي‌کُنم

00:26:46.300 --> 00:26:49.660
،درحاليکه تو مثلِ يه مهمان، فقط واسه استراحت‌کردن
،سر‌و‌کله‌ات اينجا پيدا ميشه، انگار که به اينجا تعلق نداري

00:26:49.660 --> 00:26:54.700
اونم وقتيکه از ميگساري‌هايِ رسواآميزت تويِ ميخونه
.فارغ ميشي

00:26:59.420 --> 00:27:02.220
تصورِ خاله جان اينه که سبکِ زندگيِ من
.شيک و تجملاتيه

00:27:03.820 --> 00:27:05.780
.بله، البته
.يه سبکِ زندگيِ شيک و تجملاتي

00:27:05.780 --> 00:27:08.620
احتمالاً نمي‌دونين که ايشون
.اصلاً دست به سياه‌سفيد نمي‌زنه

00:27:08.620 --> 00:27:10.340
.چون دوست ندارم

00:27:10.340 --> 00:27:12.420
آره، مي‌دونم چه‌چيزي
.دوست داري

00:27:12.420 --> 00:27:14.850
.درواقع حق با توئه
حالا لازم هست چيزي از باغ برات بيارم؟

00:27:15.500 --> 00:27:17.460
مي‌دوني چرا کار نمي‌کُنه؟

00:27:18.220 --> 00:27:20.020
لازم هست چيزي از باغ
برات بيارم؟

00:27:20.020 --> 00:27:21.580
.کمي شِويد و کاهو

00:27:23.020 --> 00:27:26.140
ازتون عذر مي‌خوام، آقا. ولي مي‌بينيد که تويِ اين خونه
.همه غيرِنرمال هستن

00:27:26.140 --> 00:27:27.460
.حتي سگه هم

00:27:30.460 --> 00:27:33.470
نميشه جلويِ دوست‌هام، درباره‌يِ مسائلِ خصوصيِ خانواده
اينطوري آبروريزي نکُني؟

00:27:33.500 --> 00:27:35.100
به‌هر‌حال اونها
،آدم‌هايِ نرمالي هستن

00:27:35.100 --> 00:27:39.100
و لزوماً نيازي ندارن به دونستن درباره‌يِ
.اسرارِ رقت‌آورِ اين خونه

00:27:39.100 --> 00:27:42.300
،نق‌نق نکُن. هر چي نباشه
.خودت بودي که اين آقا رو آوردي اينجا

00:27:43.100 --> 00:27:46.170
،اگه بخوايم دقيق بگيم
.درواقع اون بود که منو آورد

00:27:46.820 --> 00:27:50.290
پس معلومه که هنوز نتونستي پولِ کافي
.به‌اندازه‌يِ خريدِ يه ماشين دربياري

00:27:50.620 --> 00:27:51.890
.شايد به‌زودي بتونم

00:27:53.060 --> 00:27:54.620
گشنه‌ات نيست؟

00:27:54.820 --> 00:27:56.330
.بيا بردار بخور

00:27:57.660 --> 00:27:59.220
.نه، ميل ندارم

00:27:59.220 --> 00:28:03.790
اون سروصدا چيه؟ -
.يه لحظه صبر کُن. بايد پدرت باشه. الان ميرم ببينم -

00:29:26.700 --> 00:29:28.580
!کاليگاري»، بيا اينجا»
!بيا

00:29:30.260 --> 00:29:31.690
!کاليگاري»، بدو»

00:29:34.180 --> 00:29:35.330
!يالا، بزن بريم

00:29:41.940 --> 00:29:43.660
.باغِ زيبايي داريد

00:29:44.300 --> 00:29:47.500
بابابزرگ دلش مي‌خواست اينجا
.يه «باغِ عدنِ» شگفت‌انگيز داشته‌باشيم

00:29:49.060 --> 00:29:53.850
بنابراين گُل‌هايِ غيرِبومي‌اي از خارج وارد کرد
.که البته طبيعتاً يخ‌زدن و مُردن

00:29:54.900 --> 00:29:56.780
و اينجا هم سابقاً
.کُنجِ عشاق بود

00:30:00.220 --> 00:30:02.130
.و اينم الهه‌يِ عشقه

00:30:04.220 --> 00:30:07.420
اونجا رو مي‌بيني که
رديفِ آپارتمان‌ها قرار داره؟

00:30:07.420 --> 00:30:09.330
اونجا هم قبلاً
.زمين و پارکِ ما بود

00:30:09.820 --> 00:30:11.860
قصد دارن همه‌يِ اينجا رو
.ساختمان‌سازي کُنن

00:30:11.860 --> 00:30:14.740
،ما هم داريم تا جاييکه مي‌تونيم
.تيکه‌تيکه از زمين‌مون مي‌فروشيم

00:30:17.180 --> 00:30:18.690
،راستي
پدرت چکاره‌ست؟

00:30:21.540 --> 00:30:22.690
.خُب بگو ديگه

00:30:24.500 --> 00:30:26.170
نکُنه کشيش باشه، آره؟

00:30:27.260 --> 00:30:29.380
.نه. دهقانه

00:30:33.300 --> 00:30:35.860
،اين يعني اينکه ... کشاورزه
درسته؟

00:30:36.820 --> 00:30:38.330
.آره، دهقانه

00:30:39.700 --> 00:30:41.100
.پس دهقانه

00:30:41.500 --> 00:30:43.300
و لابد هيچکس نيست که
.بهت غُر بزنه

00:30:44.380 --> 00:30:47.660
.ولي «ويت» رو هم هيچکس توبيخ نمي‌کُنه -
.چونکه «ويت» خيلي خاص و استثناييه -

00:30:51.100 --> 00:30:54.100
!«کاليگاري»
!«کاليگاري»

00:30:54.100 --> 00:30:55.610
!يالا
!«يالا «کاليگاري

00:31:28.860 --> 00:31:30.610
بخاطرِ بابا
قفلش مي‌کُني؟

00:31:30.900 --> 00:31:34.050
.ايده‌اش از من نيست
.پدرت خودش ازم خواسته

00:31:36.660 --> 00:31:39.170
پس يعني هنوزم عرق‌خوري مي‌کُنه؟ -
!هنوزم؟ -

00:31:39.900 --> 00:31:42.890
يعني نمي‌دوني که بخاطرِ اعتياد به الکل
تحتِ درمان قرار گرفته بود؟

00:31:44.860 --> 00:31:46.340
خُب الان چطوريه؟

00:31:46.700 --> 00:31:48.450
الان؟
.نمي‌دونم

00:31:51.860 --> 00:31:53.210
منظورت چيه که
نمي‌دوني؟

00:31:54.620 --> 00:31:57.580
،«گوش‌کُن «ويت
.منو از اين بحث‌هايِ جدي معاف کُن

00:31:57.860 --> 00:32:00.320
کارِ من فقط سر‌و‌کله‌زدن با ظرف‌ها و ديگ‌ها
.و ماهيتابه‌ها تويِ آشپزخونه‌ست

00:32:00.340 --> 00:32:02.100
خودت که شنيدي
.بِلا» چي گفت»

00:32:02.100 --> 00:32:06.010
،به‌هر‌حال هروقت پدرت بلند شد
.خودت باهاش حرف‌بزن

00:32:06.620 --> 00:32:08.980
منظورت چيه که «هروقت بلند شد»؟ -
.خُب آخه قراره شام بخوريم -

00:32:09.540 --> 00:32:11.020
!امروز کاهو نداريم

00:32:16.900 --> 00:32:18.660
چرا تويِ تلگرامت
اونهمه دروغ بهم گفتي؟

00:32:18.660 --> 00:32:22.650
واسه اينکه بالاخره متوجه بشي
.تويِ اين خونه مسئوليت داري

00:32:24.300 --> 00:32:26.420
کاليگاري» تمامِ کرتِ کاهوها رو»
.له کرده

00:32:27.340 --> 00:32:28.380
و شِويد هم
.تموم‌شده

00:32:28.380 --> 00:32:31.420
هميشه گفتم که اين سگه رو
.بايد زنجير کرد

00:32:31.860 --> 00:32:33.210
مگه اينکه از رويِ
!نعشِ من رد بشي

00:32:34.900 --> 00:32:37.940
.هرگز با چنين کاري موافقت نمي‌کُنم
... آدم بايد خيلي سنگدل باشه

00:32:37.940 --> 00:32:39.500
که چنين چيزهايي
.پيشنهاد بده

00:32:39.500 --> 00:32:41.250
چه‌کسي تلگرام رو فرستاد؟

00:32:42.700 --> 00:32:43.930
.«بِلا»

00:32:44.300 --> 00:32:46.450
!نذاريد سگه بياد اينجا -
!«کاليگاري» -

00:32:48.500 --> 00:32:49.770
!کاليگاري»، بيا اينجا»

00:32:50.740 --> 00:32:53.380
!اي بدجنس! برو بيرون
!از اينجا برو بيرون

00:32:53.380 --> 00:32:55.180
گاز که نمي‌گيره؟ -
.نه. ببرش بيرون -

00:32:55.980 --> 00:32:57.490
تا چند لحظه‌يِ ديگه
.بازم برمي‌گرده

00:32:59.300 --> 00:33:00.650
!در رو ببند

00:33:05.420 --> 00:33:07.250
تلگرام رو تو فرستادي؟ -
.آره -

00:33:10.700 --> 00:33:11.850
واسه چي؟

00:33:13.820 --> 00:33:15.650
!وحشي
!آزارگرِ زن‌ها

00:33:19.260 --> 00:33:21.170
لعنتي مي‌خواست
.دستمو گاز بگيره

00:34:01.340 --> 00:34:03.140
.براون» هستم»

00:34:03.500 --> 00:34:04.820
.«سوبوتا»

00:34:06.620 --> 00:34:08.100
.ايشون همکلاسِ دانشگاه «ويت»ـه

00:34:08.620 --> 00:34:11.370
.اوه، از آشنايي‌تون خوشوقتم
.بفرمايين، بفرمايين

00:34:32.260 --> 00:34:33.820
.خواهش مي‌کُنم بفرمايين

00:34:46.460 --> 00:34:48.420
پس شما
همکارِ پسرم هستين؟

00:34:50.100 --> 00:34:52.690
،ياژا» عزيزم، معطل‌نکُن ديگه»
.شام رو آماده‌کُن

00:34:53.500 --> 00:34:55.580
احتمالاً بعد از سفري که داشتين
.گرسنه‌اين

00:34:55.580 --> 00:34:57.250
،«بِلا»
.درست بشين

00:35:00.420 --> 00:35:04.130
پس شما دوستِ مردي هستين
.که سابقاً پسرِ من بود

00:35:05.860 --> 00:35:08.690
لابد غافلگير شدين از اينکه من دارم
.از زمانِ گذشته استفاده مي‌کُنم

00:35:09.060 --> 00:35:11.140
.نه، نه
.اين مرد نمُرده. نه

00:35:11.140 --> 00:35:13.810
،و به لحاظِ قانوني
.هنوز پسرم به حساب مياد

00:35:14.060 --> 00:35:18.210
،و به لحاظِ بيولوژيکي هم
.از پوست و گوشت و خونِ منه

00:35:18.500 --> 00:35:20.140
اينو فقط مامان
.با قطعيت مي‌دونه

00:35:20.420 --> 00:35:23.930
،بِلا»، اينجور خوشمزه‌بازي‌ها رو کنار بذار»
.وگرنه از اتاق بيرون ميشي

00:35:24.300 --> 00:35:26.980
به‌هر‌حال دوستِ شما
،از انجامِ وظايفش امتناع‌کرده

00:35:26.980 --> 00:35:29.540
و بنابراين حق‌و‌حقوقش رو
،از دست داده

00:35:30.780 --> 00:35:32.530
و ديگه پسرِ ما
.محسوب نميشه

00:35:32.780 --> 00:35:34.850
اون فکر مي‌کُنه که
،آزادي رو انتخاب‌کرده

00:35:35.220 --> 00:35:37.210
ولي البته اين
.صرفاً يک توهمه

00:35:38.020 --> 00:35:39.980
او به‌وضوح از منزل
.متواري شده

00:35:40.140 --> 00:35:42.100
«به‌گمونم الان تويِ «خوژوف
زندگي مي‌کُنه؟

00:35:42.100 --> 00:35:43.500
.بله

00:35:47.540 --> 00:35:49.130
دنبالِ چي مي‌گردي؟

00:35:51.900 --> 00:35:53.730
اين آقا
دنبالِ چي مي‌گرده؟

00:35:58.540 --> 00:36:00.220
.برنامه‌يِ حرکتِ قطارها

00:36:00.220 --> 00:36:01.860
قراره کجا بري، جناب؟

00:36:05.140 --> 00:36:07.050
: پرسيدم
قراره کجا بري، جناب؟

00:36:09.660 --> 00:36:11.730
پدر داره با من صحبت مي‌کُنه؟ -
.بله، با تو، جناب -

00:36:13.460 --> 00:36:14.780
.«ورشو»

00:36:15.420 --> 00:36:16.740
اصلاً مگه
اهميتي هم داره؟

00:36:18.260 --> 00:36:20.940
.لزومي نداره عجله‌کُني
.هيچکس درِ خروجي رو بهت نشون نداده

00:36:20.940 --> 00:36:24.090
هر 6 سال يک‌بار مي‌توني تويِ خونه‌اي که
.داخلش بزرگ‌شدي چاي صرف‌کُني

00:36:36.420 --> 00:36:38.250
،معذرت مي‌خوام
.من ديگه واقعاً بايد برم

00:36:38.340 --> 00:36:40.940
برمي‌گردم «ورشو»، آخه بايد فردا صبح
.تويِ «خوژوف» باشم

00:36:40.940 --> 00:36:43.020
.امکان نداره
.الان شام رو مي‌کِشن

00:36:43.020 --> 00:36:44.930
،متأسفم
.ولي واقعاً نمي‌تونم بمونم

00:36:45.180 --> 00:36:47.260
ميشه ازتون
درخواستي بکُنم؟

00:36:47.260 --> 00:36:50.660
،البته اگه برايِ منِ غريبه، منِ پيرمرد
.امکانش باشه که ازتون درخواستي بکُنم

00:36:50.660 --> 00:36:52.460
مي‌خوام ازتون تقاضا کُنم
.که لطفاً بمونيد

00:36:54.340 --> 00:36:56.140
نيازي نيست ازش
.درخواست کُني

00:36:56.620 --> 00:36:58.340
به‌هر‌حال
.جايي نميره

00:36:58.980 --> 00:37:00.170
چطور مگه؟

00:37:00.500 --> 00:37:03.940
چونکه هوا تاريک شده، و ماشينت هم
.چراغ نداره. بگير بشين

00:37:03.940 --> 00:37:05.740
چطور ماشينم چراغ نداره؟ -
.نداره ديگه -

00:37:06.100 --> 00:37:08.770
،هيچي نداره؛ نه چراغ‌جلو
.نه چراغ‌راهنما، و نه چراغ‌ترمز

00:37:09.220 --> 00:37:10.650
مگه چه بلايي
سرشون اومده؟

00:37:11.140 --> 00:37:13.100
من فيوزها رو
.قطع‌کردم

00:37:14.540 --> 00:37:16.290
چيه؟
حرفمو باور نمي‌کُني؟

00:37:17.260 --> 00:37:18.850
من بلدم چطوري
.قطع‌شون کُنم

00:37:22.100 --> 00:37:25.700
،تو اگه مي‌خواي بمون
.من دارم خودمو به قطارِ بعدي مي‌رسونم

00:37:29.060 --> 00:37:30.380
!«ويت»

00:37:31.580 --> 00:37:33.410
اين ادا و اطوارِ نمايشي رو
!بذار کنار

00:37:35.380 --> 00:37:37.370
مگه من دارم
ادا و اطوارِ نمايشي درميارم؟

00:37:37.820 --> 00:37:40.250
تو اين صحنه‌يِ شگفت‌انگيز رو
.واسه بابات خراب‌کردي

00:37:40.700 --> 00:37:43.330
الان 6 سال ميشه که داشت براش
.برنامه‌ريزي و خيال‌پردازي مي‌کرد

00:37:43.500 --> 00:37:45.220
مي‌بيني؟
.تو واقعاً مضحک هستي

00:37:45.980 --> 00:37:48.340
ما رو از اين ادا و اطوارهايِ پوچت
.معاف کُن

00:37:51.820 --> 00:37:53.780
متأسفم، اينها مسائل و موضوعاتِ
.خانوادگيِ ماست

00:37:53.780 --> 00:37:56.260
دوست‌تون نسبت به ما بي‌انصافي کرده
... و من بسيار خوشحالم که

00:37:56.260 --> 00:37:58.500
شما به‌عنوانِ يک شاهدِ بي‌طرف
.اينجا هستين

00:37:58.500 --> 00:37:59.820
.بگير بشين

00:38:08.500 --> 00:38:10.700
اون داره بيشتر و بيشتر
.شبيه من ميشه

00:38:11.820 --> 00:38:13.380
.مخصوصاً الان

00:38:16.340 --> 00:38:17.690
چند سالته؟

00:38:19.900 --> 00:38:22.460
لااقل شما مي‌بايست
.يادت مي‌بود

00:38:24.100 --> 00:38:26.300
ولي من الان به يادِ بابا ميارم
.که چه‌وقت متولد شدي

00:38:28.380 --> 00:38:31.180
،همون موقعي بود که طبقِ قوانينِ دولتي
... ما رو واجدِ شرايط دونستن

00:38:31.180 --> 00:38:33.420
و مي‌خواستن چند تا خانواده‌يِ همين محل رو
.پيش‌مون جا بدن

00:38:33.500 --> 00:38:35.330
.تويِ پائيزِ سالِ 1945

00:38:36.300 --> 00:38:39.050
ولي دکتر به مامان گواهينامه داد
.و گفت که قراره صاحبِ يه دوقلو بشه

00:38:39.460 --> 00:38:42.530
بنابراين «ويت» ما رو از
.هم‌خونه‌هايِ اضافي نجات داد

00:38:43.740 --> 00:38:46.330
هنوزم تا به امروز
.ويت» تنها اميدمون بوده»

00:38:50.060 --> 00:38:53.370
،«گوش‌کُن، «مارِک
.شايد بخواي دست‌هاتو بشوري

00:38:57.780 --> 00:38:59.610
راهنماييش کُن
.دستشويي کجاست

00:39:02.140 --> 00:39:03.700
.راهنماييش مي‌کُنم

00:39:06.620 --> 00:39:07.940
.بيا بريم

00:39:21.460 --> 00:39:23.580
شما از قضيه‌يِ تلگرام
خبر داشتي؟

00:39:27.100 --> 00:39:28.420
.پس داشتي

00:39:30.380 --> 00:39:33.580
چيه؟ يعني «بِلا» منو بدونِ اطلاعِ تو
اينجا کشونده؟

00:39:37.300 --> 00:39:39.450
تصادف کرده بودي؟
چه اتفاقي افتاده؟

00:39:40.340 --> 00:39:42.260
،بهم بگو ديگه
جريان چيه؟

00:39:42.260 --> 00:39:44.500
قضيه دقيقاً چيه؟
قراره بميري يا نه؟

00:39:44.500 --> 00:39:46.140
نياز به کمک داري؟

00:39:46.580 --> 00:39:50.210
.که اينطور. پس نااميدت کردم
.تو به خيالِ مراسمِ تدفين، اينجا اومدي

00:39:56.540 --> 00:39:57.890
.دست بردار

00:39:58.740 --> 00:40:02.180
مي‌خوام بدونم چرا
.به اينجا فراخونده شدم

00:40:02.180 --> 00:40:04.060
و اينکه شما ازم چي مي‌خواين
.و من قراره چکار کُنم

00:40:04.060 --> 00:40:06.370
فعلاً همينقدر کافيه که تو
.اينجا هستي

00:40:11.540 --> 00:40:13.220
اين دور و بر
.کِرم هست

00:40:13.220 --> 00:40:14.650
.کِرمِ صدپا

00:40:14.780 --> 00:40:20.170
،اونها بعد از بارون، مي‌خزن و بيرون ميان
.و «کاليگاري» عاشقِ اينه که ليس‌شون بزنه

00:40:25.020 --> 00:40:26.610
چندش‌آوره، مگه نه؟

00:40:36.460 --> 00:40:41.770
تابحال هيچوقت پوستِ آدم رو
از زيرِ ميکروسکوپ نگاه‌کردي؟

00:40:42.980 --> 00:40:44.940
پُر از چاله‌چوله
.مثلِ دهانه‌هايِ آتشفشان

00:40:47.620 --> 00:40:50.130
.و خيلي هم مشمئز‌کُننده‌ست
.مشمئز‌کُننده

00:40:53.500 --> 00:40:55.860
.دست‌هايِ زشتي هستن -
.مي‌دونم -

00:41:00.220 --> 00:41:01.450
.اهميتي نداره

00:41:02.260 --> 00:41:04.010
.من عاشقِ چيزهايِ کريه هستم

00:41:06.980 --> 00:41:11.130
و اين منو تبديل مي‌کُنه به يه
.انسان‌گرايِ واقعي

00:41:13.220 --> 00:41:14.940
.من عاشقِ انسان‌ها هستم

00:41:19.580 --> 00:41:20.810
متوجهي؟

00:41:23.180 --> 00:41:24.900
.آره، متوجهم

00:41:26.860 --> 00:41:28.770
سعي نکُن مزه بريزي
.و زرنگ‌بازي دربياري

00:41:29.300 --> 00:41:31.660
حتي تصورشو هم نمي‌کُني که اينجوري
.چه چيزهايي از دست ميدي

00:41:53.220 --> 00:41:54.410
!«بِلا»

00:41:55.100 --> 00:41:59.060
بِلا»! دوباره داري تويِ دستشويي»
از مهمان‌ها پذيرايي مي‌کُني؟

00:42:00.420 --> 00:42:01.980
منظورت چيه که ميگي
دوباره؟

00:42:02.300 --> 00:42:03.970
مي‌بايست بهت
جواب بدم؟

00:42:11.380 --> 00:42:14.210
مي‌دونستي که اين خانم
درواقع فضولِ خونه‌مونه؟

00:42:15.260 --> 00:42:16.610
و خيلي هم
!نديد بديده

00:42:17.260 --> 00:42:19.900
با اين دختر
!حواستو جمع‌کُن

00:42:19.900 --> 00:42:21.890
!نگاهش کُن
!عفريته‌يِ حسود

00:42:33.300 --> 00:42:35.660
.خواهش مي‌کُنم، خواهش مي‌کُنم بشينيد
.خواهش مي‌کُنم

00:42:35.940 --> 00:42:37.340
.متشکرم

00:42:38.780 --> 00:42:40.980
اميدوارم سفره‌يِ محقرمون رو
،به بزرگواري‌تون ببخشيد

00:42:40.980 --> 00:42:44.020
،آخه همسرم رفته خارج
.و کُلِ اين خونه به‌نوعي فلج شده

00:42:46.660 --> 00:42:49.540
،ياژا»، اينقدر وول نخور»
.بگير بشين ديگه

00:42:52.140 --> 00:42:54.860
.کمي شراب هم رويِ ميز بذاريد
.ناسلامتي مهمان داريم

00:42:55.540 --> 00:42:57.180
ولي متأسفانه
.من قراره رانندگي کُنم

00:42:57.180 --> 00:42:59.140
خُب تا فردا صبح
.هوش‌و‌حواس‌تون سرِ جاش مياد

00:42:59.540 --> 00:43:02.420
.نه، من واقعاً بايد برم
.اصلاً دوست‌ندارم دردسرتون بدم

00:43:03.260 --> 00:43:06.220
!بي‌خيال، مهمل نگيد
آخه شب کجا مي‌خوايد بريد؟

00:43:06.700 --> 00:43:10.180
.ما اينجا به‌اندازه‌يِ‌کافي اتاق داريم
.و صبح هم عازم ميشين

00:43:10.340 --> 00:43:12.330
.ياژا»، من يه درخواستي کرده‌بودم»

00:43:12.354 --> 00:43:22.354
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:43:24.420 --> 00:43:27.780
.خُب، لطفاً از خودتون پذيرايي کُنين
.نذارين به‌زور وادارتون کُنم

00:43:27.780 --> 00:43:32.680
.متشکرم -
.چرا اينقدر رودربايستي مي‌کُنين؟ اينجا رو مالِ خودتون بدونين -

00:44:12.540 --> 00:44:14.340
،بهت که گفتم
.من شراب نمي‌خورم

00:44:15.860 --> 00:44:17.450
.اجباري در کار نيست

00:44:19.700 --> 00:44:21.740
،به‌سلامتيِ مهمانان‌مون
.مخصوصاً «مارِکِ» عزيز

00:44:21.740 --> 00:44:23.460
.نوش

00:44:25.060 --> 00:44:28.610
خُب، بابا قراره امروز برامون
.کنسرتِ تگري بره

00:44:29.860 --> 00:44:31.290
چي گفتي؟

00:44:32.500 --> 00:44:33.770
.يه رازه

00:44:34.060 --> 00:44:36.650
.در يه بزمِ عمومي، هيچ رازي وجود نداره
.چيزي که گفتي رو تکرار کُن

00:44:37.060 --> 00:44:40.530
فقط دلواپسِ اين بودم که امروز
.چه در پيش داريم

00:44:41.340 --> 00:44:42.570
.پس دلواپس بودي

00:44:43.660 --> 00:44:45.650
اين دختر
.هميشه ناشاده

00:44:46.020 --> 00:44:47.580
.هميشه آزرده‌ست

00:44:48.940 --> 00:44:50.620
قبلاً براتون تعريف‌کردم
که اون زندان بوده؟

00:44:50.620 --> 00:44:52.140
!بابا

00:44:52.140 --> 00:44:54.420
فقط دارم مي‌پرسم که آيا قبلاً
.اشاره‌اي بهش کردي يا نه

00:44:54.580 --> 00:44:56.300
از ماجراش که
.حرفي نزدم

00:44:56.300 --> 00:44:58.210
خودِ بابا هم يه‌زماني
.زندان بوده

00:44:59.100 --> 00:45:02.410
.راستش همينطوره
.تقريباً 2 هفته

00:45:03.380 --> 00:45:05.180
،به‌اصطلاح
.نوعي اقدامِ پيشگيرانه بود

00:45:06.460 --> 00:45:08.260
.طيِ دوره‌يِ ملي‌سازي

00:45:09.540 --> 00:45:12.190
،اون‌زمان مطابق با قانوني که وضع شده‌بود
.همه رو به زندان مي‌انداختن

00:45:12.260 --> 00:45:14.060
.بخاطرِ ترس از خرابکاري

00:45:16.060 --> 00:45:20.240
پس «ويت» براتون تعريف‌نکرده که اون کارخونه‌يِ مجاور
سابقاً متعلق به ما بود؟

00:45:21.260 --> 00:45:22.410
.نه

00:45:24.220 --> 00:45:27.020
،مي‌دونين، پدر جدِ من
... «آلفرد براون»

00:45:29.620 --> 00:45:32.860
،جزوِ مخالفينِ حکومت بود
... و به همين دليل، به لهستان اومد

00:45:32.860 --> 00:45:35.010
برايِ فرار از
.آزار و اذيتِ مذهبي

00:45:35.540 --> 00:45:37.340
و در اينجا
.کارگاهي راه‌اندازي کرد

00:45:37.340 --> 00:45:39.170
تاريخ بصورتِ دايره‌وار
.تکرار ميشه

00:45:39.420 --> 00:45:41.810
در ابتدا و انتهايِ اين داستان هم
.کارگاه قرار داره

00:45:42.380 --> 00:45:46.480
،کاروکاسبيِ «آلفرد» حسابي رونق گرفت
.طوريکه در آستانه‌يِ مرگش، 20 نفر در استخدامش بودن

00:45:46.940 --> 00:45:52.140
نگاه‌کُنين، اون عکسي‌ست از شرکت
.در ميانه‌يِ قرنِ گذشته، يعني قرنِ 19

00:45:53.980 --> 00:45:55.540
مي‌تونين از نزديک
.يه نگاه بهش بندازين

00:45:56.660 --> 00:46:01.040
بعد از «آلفرد»، پدربزرگم «وُژيميِژ» جانشينش شد
... که واحدِ فرآوريِ سنگِ‌آهن رو به کارخانه اضافه‌کرد

00:46:01.140 --> 00:46:02.730
و حتي بيش از قبل
.توسعه‌اش داد

00:46:05.780 --> 00:46:08.700
و برعکسِ اونچه که در کلاس‌هايِ
... آموزشِ مارکسيسم ياد گرفتيد

00:46:08.700 --> 00:46:10.500
او به‌هيچ‌وجه
.استثمارگر نبود

00:46:15.220 --> 00:46:20.500
و من هم قبل از شروعِ جنگ، شروع‌کردم به
... توليدِ ظروفِ شيشه‌ايِ آزمايشگاه

00:46:23.180 --> 00:46:25.220
... و تجهيزاتِ آزمايشگاهي

00:46:29.060 --> 00:46:32.420
«و حتي از کمپانيِ «زايس گروپ
.گواهينامه هم گرفتم

00:46:34.180 --> 00:46:39.610
و حالا اونها دارن بخشِ توليدِ شيشه‌هايِ ضدِ حرارت رو
.توسعه ميدن

00:46:43.180 --> 00:46:47.010
شيشه‌هايِ ضدِ حرارت
.و عملياتِ حرارتي

00:46:48.180 --> 00:46:49.770
... و کُلي صادرات دارن

00:46:51.940 --> 00:46:53.930
،به هلند
.به فرانسه

00:46:55.260 --> 00:46:58.060
چونکه امروزه
... شيشه‌هايِ ضدِ حرارت

00:46:58.060 --> 00:47:01.050
يه صنعتِ پايه‌اي برايِ هرچيز
... محسوب ميشه

00:47:01.300 --> 00:47:03.100
.حتي در ماهواره‌ها

00:47:03.100 --> 00:47:05.170
!بِلا»، تمومش‌کُن»
!پيانو کوک نيست

00:47:05.780 --> 00:47:09.380
بابا از اولين پيشگامانِ
.آخرين پيشرفت‌هايِ تکنولوژيک بوده

00:47:11.460 --> 00:47:15.170
اين دختر استعدادش رو
.هدر داده

00:47:16.740 --> 00:47:19.020
مادرش هم شديداً
.اهلِ موسيقي بود

00:47:19.020 --> 00:47:21.850
... آره، مامان هم شديداً
!اهلِ موسيقي بود

00:47:29.340 --> 00:47:31.330
بچه‌هايِ من دارن خودشون رو
.هدر ميدن

00:47:31.780 --> 00:47:32.970
.ويت» هم همينطور»

00:47:33.500 --> 00:47:34.730
ولي آخه چرا؟

00:47:34.980 --> 00:47:36.780
،اينطور که مي‌بينم
،شما احتمالاً خبر ندارين

00:47:37.940 --> 00:47:40.140
«اما «ويت
.يه کارشناسِ درجه‌يکه

00:47:40.940 --> 00:47:42.450
،گفتنش لزومي نداره
.«مارِک»

00:48:01.340 --> 00:48:05.170
مشتاقِ آنم که عبور نمايم
... از ميانِ آتش

00:48:05.540 --> 00:48:07.340
همان جايي که برمي‌خيزند
... شعله‌ها

00:48:07.700 --> 00:48:11.300
و غوطه‌ور مي‌گردند
،در ناب‌ترين مغاکِ نيستي

00:48:13.500 --> 00:48:15.250
... و مطهّر در سعادتي

00:48:15.540 --> 00:48:17.370
که نمي‌تواند ارزاني دارد
.زندگاني

00:48:17.620 --> 00:48:20.020
،آتش
... همان عنصرِ لايزال

00:48:20.020 --> 00:48:21.980
که مي‌بخشد
.رهايي و رستگاري

00:48:21.980 --> 00:48:23.940
خُب، نظرت درباره‌اش چيه؟

00:48:25.620 --> 00:48:28.260
.نمي‌دونم، ازش سر در نميارم -
.اهميتي نداره -

00:48:28.940 --> 00:48:30.580
ولي شاعرش کيه؟

00:48:30.860 --> 00:48:31.980
ها؟

00:48:32.540 --> 00:48:35.210
سواتسکي»؟»
بايرون»؟»

00:48:35.540 --> 00:48:36.740
شوپنهاور»؟»

00:48:36.740 --> 00:48:38.460
راستش من از شعر
.خوشم نمياد

00:48:39.220 --> 00:48:41.780
مي‌بيني بابا؟ اون نمي‌دونه
.شاعرش کيه

00:48:43.260 --> 00:48:44.820
.شاعرش خودم هستم

00:48:45.780 --> 00:48:47.850
به‌هر‌حال، موردي واسه شرمندگي
.وجود نداره

00:48:48.100 --> 00:48:49.820
،حق با توئه
.موردي وجود نداره

00:48:49.820 --> 00:48:51.780
چون به هزينه‌يِ خودم
.منتشرش کردم

00:48:52.060 --> 00:48:53.860
هيچکس بابتش
.ضرري نکرده

00:48:54.540 --> 00:48:57.260
،هرچند الان ديگه برخلافِ سابق
.دولت به نويسنده‌ها و شعرا يارانه ميده

00:48:58.660 --> 00:49:01.330
،خلاصه من بجاي اينکه شاعر بشم
.کارخونه‌دار شدم

00:49:10.300 --> 00:49:12.580
برو از اتاقم تويِ طبقه‌ي‌ِبالا
.پيپ‌م رو بيار

00:49:13.820 --> 00:49:16.180
قرار نيست سيگار و پيپ رو
.همزمان بکِشي

00:49:17.100 --> 00:49:18.820
پس اين يکي رو
.از پيشم دور کُن

00:49:27.620 --> 00:49:29.610
.از تو که نخواستم بري
.تو اينجا مهمان هستي

00:49:45.260 --> 00:49:47.220
احتمالاً خيلي
.خسته‌اين

00:49:47.940 --> 00:49:50.610
همين‌الان رختخواب رو براتون
.آماده مي‌کُنم

00:50:26.020 --> 00:50:27.580
.نخورش، پدر

00:50:29.500 --> 00:50:30.820
چرا نه؟

00:50:31.740 --> 00:50:34.460
تو چه حقي داري که بخواي منو
از چيزي قدغن کُني؟

00:50:34.700 --> 00:50:36.820
لابد مي‌خواي بگي
.حقِ پسري دارم

00:50:37.740 --> 00:50:40.020
ولي خودت اين حق رو
.قبلاً فسخ کردي

00:50:40.260 --> 00:50:41.690
منظورت چيه که
فسخ کردم؟

00:50:43.140 --> 00:50:46.580
،به‌نظرت چيزهايي که پسرت عاشق‌شونه
بايد همون چيزهايي باشه که خودت عاشق‌شوني؟

00:50:47.020 --> 00:50:49.820
،عشق به اين باغ، به اين خونه‌يِ ويرانه
به کاشي‌هايِ خط‌خطيِ حمام؟

00:50:51.340 --> 00:50:53.630
در غيرِ اينصورت آدم نمي‌تونه عاشقِ چيزي باشه
غير از تو و علائقت؟

00:50:53.700 --> 00:50:54.970
.نه، نمي‌تونه

00:50:58.100 --> 00:51:00.250
پس با اين حساب
.من يه پسرِ متمرد هستم

00:51:01.100 --> 00:51:02.770
البته که فکرمي‌کُنم تو
.يه پسرِ متمرد هستي

00:51:03.820 --> 00:51:06.780
،و تو هم دوست‌داشتي که اينطور باشي
.ولي خودتو خيلي دست‌بالا مي‌گيري

00:51:07.740 --> 00:51:10.300
مي‌دونم که آخرش
.برمي‌گردي پيشِ ما

00:51:10.300 --> 00:51:13.450
از کجا مي‌دوني؟
چرا پيشگويي مي‌کُني که من مي‌بازم؟

00:51:14.380 --> 00:51:15.610
.اين خيلي سنگدلانه‌ست

00:51:15.900 --> 00:51:19.020
مي‌دونم، چون خودم هم يه‌زماني
.دلم مي‌خواست از اينجا فرار کُنم

00:51:21.060 --> 00:51:24.050
منم يه‌زماني دلم مي‌خواست از اين خونه
.و از اين جمعِ آدم‌ها، بزنم بيرون

00:51:26.180 --> 00:51:27.690
.و تو شبيه خودمي

00:51:28.020 --> 00:51:29.580
سريع مي‌پري به
.نتيجه‌گيري

00:51:30.140 --> 00:51:31.890
تو ميگي که من کاملاً
.شبيهت هستم

00:51:32.220 --> 00:51:35.380
ولي لابد اين سؤال ارزشِ پرسيدن داره
.که آيا من دلم مي‌خواسته شبيهت باشم يا نه

00:51:35.460 --> 00:51:38.180
و خودتم قطعاً مي‌دوني که من
.چنين‌چيزي نمي‌خواستم

00:51:38.460 --> 00:51:41.180
هر آدمي
.محدوديت‌هايِ خودشو داره

00:51:41.180 --> 00:51:42.860
و قادر نيست از ظرفيتِ خودش
.پيشي بگيره

00:51:42.860 --> 00:51:46.380
نه «ويت»، تو قدرتِ اراده‌يِ بشر رو
.خيلي دست‌بالا مي‌گيري

00:51:46.660 --> 00:51:48.780
تو قدرتِ فرد رو
.دست‌بالا مي‌گيري

00:51:49.140 --> 00:51:51.780
واقعاً اينه اون مارکسيسمي که
تويِ دانشگاه ياد گرفتي؟

00:51:52.820 --> 00:51:56.700
،تو از انسانِ مجزا و منفرد
،و شخصيت و نيرويِ اراده صحبت مي‌کُني

00:51:58.220 --> 00:52:00.660
و کُلِ پيش‌زمينه‌ها رو
: ناديده مي‌گيري

00:52:00.660 --> 00:52:04.370
،پيش‌زمينه‌هايِ اجتماعي، طبقاتي، بيولوژيکي
.تاريخي و غيره رو

00:52:05.300 --> 00:52:06.490
.همينطوره

00:52:07.700 --> 00:52:10.090
همينطوره. به همين دليل
.پيش‌زمينه‌هام رو تغيير دادم

00:52:11.300 --> 00:52:14.290
.نه، تاريخ تغييرش داده
.تو خودت تنهايي اين کارو نکردي

00:52:14.860 --> 00:52:18.250
فراموش نکُن که به‌هر‌حال تو هميشه
.در موقعيتِ ممتازي قرار داشتي

00:52:20.700 --> 00:52:22.740
از همون دورانِ بچگيت
.آموزشِ زبان انگليسي ديدي

00:52:22.820 --> 00:52:25.140
و حتي برايِ يکي‌دو سال
.معلمه‌يِ خصوصي داشتي

00:52:25.140 --> 00:52:27.780
مي‌توني خودتو مقايسه‌کُني با
يه پسرِ معموليِ روستايي؟

00:52:28.020 --> 00:52:31.010
آره، ولي کاملاً فراموش‌کردي که تويِ دانشگاه
،فقط با پولِ بورسيه گذران کردم

00:52:31.020 --> 00:52:34.940
و با غذاهايي تغذيه مي‌کردم که
... «بچه‌هايِ روستايي‌اي مثلِ «مارِک

00:52:34.940 --> 00:52:36.210
از والدين‌شون
.دريافت مي‌کردن

00:52:36.500 --> 00:52:41.050
،هرچند قبلاً عادت‌نداشتم که مثلِ اون
... ساعت 5 صبح بلند بشم تا اجاق رو روشن‌کُنم

00:52:41.300 --> 00:52:43.690
و با خوردنِ هفته‌اي 6 بار
.سوپِ سيب‌زميني سر کُنم

00:52:44.100 --> 00:52:47.010
هرگز جسارتِ چنين کاري رو نداشتي
.اگه ما هنوز صاحبِ کارخونه و پولدار بوديم

00:52:50.020 --> 00:52:53.010
مي‌دوني، درک مي‌کُنم که چرا
... بايد الان اينو بگي، اما

00:52:55.660 --> 00:52:57.890
من نسبت بهت
.صاحبِ يک برتريِ اساسي هستم

00:52:58.100 --> 00:52:59.370
چه‌چيزي؟

00:52:59.780 --> 00:53:01.660
ديگه اشتياقي ندارم که
.قانعت کُنم

00:53:03.460 --> 00:53:05.340
.تو شديداً خودخواهي

00:53:05.940 --> 00:53:10.010
،تمامِ چيزي که مي‌خواي اينه که فقط خودتو نجات بدي
.و هيچ‌چيزِ ديگه‌اي برات اهميت نداره

00:53:10.060 --> 00:53:13.100
ولي متوجه نيستي که داري
.برايِ خودت، دام پهن مي‌کُني

00:53:13.100 --> 00:53:14.820
چون نمي‌توني بدونِ ريشه‌هات
.زندگي‌کُني

00:53:14.820 --> 00:53:17.580
،دست بردار، من خيلي‌ها رو مي‌شناسم که همينجورين
،و فوق‌العاده هم موفق هستن

00:53:17.660 --> 00:53:20.490
بدونِ نگاه به گذشته زندگي‌مي‌کُنن
.و کُلي ترقي و پيشرفت دارن

00:53:21.260 --> 00:53:22.530
ترقي؟

00:53:22.740 --> 00:53:24.570
اصلاً تو مي‌خواي
تا کجا صعود کُني؟

00:53:25.180 --> 00:53:29.060
،تو يه مهندس هستي، شايد حتي يه مهندسِ توانا
.البته اگه دوستت دروغ نگفته باشه

00:53:29.060 --> 00:53:32.100
ولي بعدش چي؟
.شايد نهايتاً يه‌روز مدير بشي

00:53:33.500 --> 00:53:35.540
يادت مياد من چطور با مديرها
رفتار مي‌کردم؟

00:53:36.500 --> 00:53:41.140
ويت»، وانمود نکُن که دنبالِ پيشرفت در»
.شغل و حرفه‌ات هستي و تنها تمرکزت رويِ همينه

00:53:41.340 --> 00:53:42.770
.اين قطعاً حقيقت نداره

00:53:43.780 --> 00:53:45.660
تنها نيرو محرکه‌يِ تو
.نفي و انکاره

00:53:46.220 --> 00:53:48.730
تو جوري زندگي مي‌کُني که بتوني ثابت‌کُني
.من در اشتباهم

00:53:49.660 --> 00:53:53.700
تا من رو نقض‌کُني، و همينطور
.بِلا»، خاله‌ات، و اين خونه رو»

00:53:57.300 --> 00:54:02.010
،اما موقعيکه ما ديگه نباشيم
.احساسِ خلاءِ عظيمي بهت دست خواهد داد

00:54:47.140 --> 00:54:49.130
.برو کمي چوب بيار
.بايد اجاق رو روشن‌کُنيم

00:54:52.420 --> 00:54:54.490
.اينجا چوب به‌اندازه‌يِ‌کافي هست

00:54:54.780 --> 00:54:56.660
.لطفاً برو بيارش

00:55:03.300 --> 00:55:04.940
از کجا بايد بيارم؟

00:55:05.580 --> 00:55:07.010
.از کارگاه

00:55:13.340 --> 00:55:15.380
،معذرت مي‌خوام
.کليدِ کارگاه رو لازم دارم

00:55:16.900 --> 00:55:19.410
... از تويِ پنجره
.برو داخل

00:55:22.020 --> 00:55:24.450
.جدي ميگم. از تويِ پنجره برو
.الان نشونت ميدم

00:55:25.100 --> 00:55:27.820
بِلا»، من تو رو فرستاده‌بودم»
که چي رو بياري؟

00:55:29.620 --> 00:55:31.850
.پيپت رو -
.حالا ديگه بهش نيازي نيست -

00:55:32.300 --> 00:55:35.860
ويت» رو ول‌کُن و برو در شستنِ ظرف‌ها»
.به خاله‌ات کمک بده

00:55:35.860 --> 00:55:38.220
،و در اين ضمن
.من با «مارِک» گپ مي‌زنم

00:55:38.220 --> 00:55:40.970
«پس بابا مي‌خواد با «مارِک
.گپ بزنه

00:55:42.020 --> 00:55:43.340
واقعاً؟

00:55:59.020 --> 00:56:00.660
،خُب چه خبر
مارِکِ» عزيز؟»

00:56:02.220 --> 00:56:04.340
گويا شما مي‌خواستين
.باهام گپ بزنين

00:56:04.820 --> 00:56:06.300
.بله، بله، بله

00:56:11.580 --> 00:56:13.540
شما بايد زياد
مسافرت کرده‌باشين؟

00:56:13.740 --> 00:56:15.490
.بله، همينطوره

00:56:16.620 --> 00:56:18.930
،من به هندوستان رفتم
.در واقع چندين بار

00:56:19.820 --> 00:56:23.180
،احتمالاً برات عجيب‌غريب به‌نظر مياد
،چون اون ايام رو به ياد نداري

00:56:23.180 --> 00:56:26.500
همون زمانيکه شخص مي‌تونست يه قطار بگيره
... يا حتي سوارِ هواپيما بشه

00:56:26.500 --> 00:56:28.300
و بره هر جاييکه
،دلش مي‌خواد

00:56:28.300 --> 00:56:29.780
.مثلاً به هندوستان

00:56:31.620 --> 00:56:34.010
پدرِ من چندان
.مسافرت نرفته‌بوده

00:56:35.060 --> 00:56:36.570
.خيلي اشتباه کرده

00:56:37.060 --> 00:56:38.620
،خُب آره
.همينطوره

00:56:39.980 --> 00:56:43.460
راستي شايد اينو بدونيد که اگه خوش‌شانس باشيم
... و همه‌چيز طبقِ روال پيش بره

00:56:43.460 --> 00:56:45.580
ممکنه شرکت‌مون برايِ ساختِ يه يارد
... يا همچين‌چيزي

00:56:45.660 --> 00:56:47.900
تويِ هندوستان يا پاکستان
.قرارداد ببنده

00:56:47.900 --> 00:56:49.620
... و خُب اونوقت

00:56:49.620 --> 00:56:51.340
.محشره

00:56:52.460 --> 00:56:55.930
... بله، اونوقت ما هم اين شانس رو داريم
.که بريم اونجا

00:57:48.740 --> 00:57:51.780
کِي اين اتفاق افتاده؟ -
.همين پريروز -

00:57:54.060 --> 00:57:55.860
غير از پدر
کسي صدمه نديد؟

00:57:56.780 --> 00:57:58.850
کارگرها
.روزِ مرخصي‌شون بود

00:58:00.380 --> 00:58:03.210
و حالا قراره چه اتفاقي بيفته؟ -
.سؤالاتِ احمقانه نپرس -

00:58:03.740 --> 00:58:05.250
.جوابش با خودته

00:58:23.980 --> 00:58:26.180
،«راستي «مارِک
.يادت رفته درِ ماشين رو قفل‌کُني

00:58:27.620 --> 00:58:29.740
خُب که چي؟ واقعاً نگرانِ اون
ابوقراضه هستي؟

00:58:30.420 --> 00:58:35.080
خواه ابوقراضه باشه يا نه، هميشه آدم‌هايي وجود دارن
.که اطراف رو سرک بکِشن

00:58:55.100 --> 00:58:58.300
کارگاه بيمه بود؟ -
!بيمه -

00:58:59.020 --> 00:59:02.460
اگه بيمه بود که پدرت
.تو رو اينجا نمي‌کِشوند

00:59:04.420 --> 00:59:06.300
پس اين تو بودي که منو
.فراخوان کردي

00:59:08.100 --> 00:59:10.300
،خيله‌خُب
.«بفرما، «ويت

00:59:11.700 --> 00:59:14.060
حالا بايد ازم
.درخواستِ بخشش کُني

00:59:14.660 --> 00:59:16.330
.اونم جلويِ شهود
.يالا

00:59:18.140 --> 00:59:20.780
و مي‌دوني چطور اتفاق افتاد؟ -
.بِلا»، از اتاق برو» -

00:59:22.820 --> 00:59:24.860
مي‌دوني چطور
اتفاق افتاد؟

00:59:24.860 --> 00:59:26.850
،بهت که گفتم
.از اينجا برو بيرون

00:59:27.340 --> 00:59:30.220
ولي «ويت» مي‌بايست بدونه که
.به چه دليل قراره بهمون کمک‌کُنه

00:59:31.060 --> 00:59:33.370
ويت» هنوز نمي‌دونه که تو چرا»
.زندان رفته‌بودي

00:59:33.820 --> 00:59:35.900
يک سال حبسِ تعليقي
.بخاطرِ اهانت به مقامات

00:59:35.900 --> 00:59:37.410
.و نه فقط اين

00:59:37.700 --> 00:59:39.180
.و روسپيگري

00:59:39.660 --> 00:59:42.860
خيله‌خُب، الان واست ميگم
.که چه اتفاقي افتاد

00:59:44.380 --> 00:59:46.850
بابا تويِ کارگاه
.مشروبِ قاچاق توليد مي‌کرد

00:59:47.460 --> 00:59:48.970
بطورِ مخفيانه
.و بدونِ اطلاعِ خاله

00:59:49.420 --> 00:59:51.540
.و خُب ديگه، دچارِ احتراق شد -
.داري دروغ ميگي -

00:59:53.820 --> 00:59:57.860
.دست بردار، بابا
.وقتي اتفاق افتاد، من اونجا بودم

01:00:09.820 --> 01:00:11.650
رختخوابِ بچه‌ها رو
.تويِ اتاقم بنداز

01:00:12.660 --> 01:00:14.540
.خودم تويِ ايوان مي‌خوابم

01:00:18.900 --> 01:00:21.130
.خيله‌خُب، ديگه کافيه
.ديگه کافيه

01:00:46.900 --> 01:00:48.220
.از اينجا برو بيرون

01:01:41.500 --> 01:01:44.140
،پايانِ من ديگه نزديکه
.«ويت»

01:01:46.820 --> 01:01:48.010
... پدر

01:01:55.500 --> 01:01:58.460
،کُلي چيزها هست که دلم مي‌خواست برات بگم
.ولي حالا ديگه اهميتي نداره

01:02:02.100 --> 01:02:03.420
.گوش‌کُن

01:02:03.420 --> 01:02:07.650
امروز بهم گفتي خيلي خوبه که
من اينجا هستم، درسته؟

01:02:10.140 --> 01:02:11.460
.پس گوش‌کُن

01:02:16.580 --> 01:02:17.980
،من مي‌تونم بمونم
باشه؟

01:02:22.540 --> 01:02:25.210
... يا اگه دلت مي‌خواد

01:02:26.420 --> 01:02:29.250
،مي‌دوني
... به‌زودي ازدواج مي‌کُنم

01:02:33.500 --> 01:02:35.650
و در واقع، تو مي‌توني بياي
.باهامون زندگي‌کُني

01:02:38.660 --> 01:02:40.220
اونوقت ديگه اينقدر
.تنها نمي‌موني

01:02:43.020 --> 01:02:44.210
نظرت چيه؟

01:02:44.420 --> 01:02:46.380
دلت مي‌خواد؟
.يه چيزي بگو

01:02:48.180 --> 01:02:49.410
.بگو ديگه

01:02:51.220 --> 01:02:52.450
.نه

01:02:54.420 --> 01:02:55.650
.بهم جواب بده

01:02:56.260 --> 01:02:58.410
من ترحم و دلسوزيِ تو رو
.نمي‌خوام

01:03:00.660 --> 01:03:01.930
.گُمشو

01:03:03.500 --> 01:03:05.700
تو مثلِ يه موش
.از منزلِ خودت فرار کردي

01:03:09.180 --> 01:03:11.010
بهت گفتم
.برو گُمشو

01:03:15.340 --> 01:03:20.570
تو هميشه
.برام الهام‌بخش بودي

01:03:59.700 --> 01:04:02.340
عابرينِ پياده بطورِ روزانه"
".از اين تقاطع‌ها بهره‌مند مي‌گردند

01:04:02.660 --> 01:04:06.290
طبقِ برنامه‌يِ زمانبندي، تکميلِ فعاليت‌ها"
".حدوداً در 3 ماهه‌يِ اولِ سالِ آينده مي‌باشد

01:04:06.340 --> 01:04:08.700
بنابراين بايد تا بهار"
".صبر کرد

01:04:10.980 --> 01:04:14.340
اکنون 121مين شناورِ ساخته‌شده"
"... «در کارخانه‌يِ کشتي‌سازيِ «شچچين

01:04:14.340 --> 01:04:15.940
و اولينِ شناور"
"... از 21 شناوري که

01:04:15.940 --> 01:04:19.180
،به سفارشِ مالکِ کارخانه يعني «ناوگانِ درياييِ لهستان» است"
".راه‌اندازي گرديد

01:04:19.180 --> 01:04:21.330
همچنين کشتيِ باري بنامِ"
"... «طغيانگرِ سيلِزي»

01:04:21.860 --> 01:04:25.860
در حضورِ نمايندگانِ پُرشماري از مردمي که"
"... «برايِ دفاع از حقِ لهستان بر منطقه‌يِ «سيلِزي

01:04:25.860 --> 01:04:28.060
چندين بار اسلحه بدست گرفته‌اند"
".به آب انداخته‌شد

01:04:28.340 --> 01:04:31.620
اينک کشتي‌هايِ 32 هزار تُنيِ جديدِ لهستان"
"... از اسکله‌هايِ کارخانه‌يِ کشتي‌سازيِ «شچچين» خارج مي‌شوند

01:04:31.620 --> 01:04:34.700
تا برايِ شکوه ناوگانِ تجاريِ لهستان"
".خدمت نمايند

01:04:34.700 --> 01:04:38.360
اخيراً در «سيلِزي»، بازديدي توسطِ نمايندگانِ"
"... کارخانه‌دارانِ هندوستان انجام گرديد

01:04:38.380 --> 01:04:41.260
با هدفِ خريدِ برخي"
".تجهيزاتِ صنعتيِ تکميل‌شده

01:04:41.260 --> 01:04:43.860
ميهمانان از کوره‌هايِ ذوبِ ما"
"... بازديد کردند

01:04:43.860 --> 01:04:47.740
و چرخه‌يِ توليدِ اين باکيفيت‌ترين فولاد را"
".بادقت مشاهده نمودند

01:04:47.740 --> 01:04:50.860
،آنان مشتاقانه نه فقط به نتايجِ توليد"
"... بلکه همچنين به استانداردها

01:04:50.860 --> 01:04:52.820
و شرايطِ کاريِ کارخانه‌هايِ کشورمان"
".علاقه‌مند گرديدند

01:04:52.820 --> 01:04:56.100
ايشان طيِ شماري مباحثات با"
"... نمايندگانِ صنعتِ ذوب‌آهنِ ما

01:04:56.100 --> 01:04:58.770
به بسياري موضوعاتِ ذينفع"
".برايِ هر دو طرف، دست يافتند

01:04:59.140 --> 01:05:04.630
«در آخرين روزِ بازديد، ميهمانان بر بنايِ يادبودِ قهرمانانِ «سيلِزي"
".دسته‌هايِ گُل قرار دادند

01:05:07.300 --> 01:05:09.300
،زيرِ بارشِ سنگينِ باران"
"... يکي از مسابقاتِ قهرمانيِ اروپا

01:05:09.300 --> 01:05:10.660
«در استاديومِ «لژيا»يِ «ورشو"
".آغاز گرديده است

01:05:10.660 --> 01:05:14.150
اين مسابقه بينِ «استاندارد ليِژ» از بلژيک"
".و «لژيا ورشو» مي‌باشد

01:05:25.460 --> 01:05:26.810
چرا بستيش؟

01:05:27.220 --> 01:05:29.100
بازش کُن، وگرنه اينجا
.خفه ميشيم

01:05:29.620 --> 01:05:31.770
نکُنه مي‌خواي
دزد بياد داخل؟

01:05:32.380 --> 01:05:35.820
چي؟ مگه اينجا چه‌چيزي
واسه دزديدن هست؟

01:05:36.900 --> 01:05:41.260
.تو هم درست شبيه خواهرت هستي
.اونم هميشه در و پنجره‌ها رو باز ميذاره

01:05:42.100 --> 01:05:45.700
ولي اميدِ اون به اينه که شايد
.يه‌نفر بياد بدزدش

01:05:45.980 --> 01:05:47.620
ولي تا اينجا که ظاهراً هيچکس
.اونو نمي‌خواد

01:05:47.620 --> 01:05:49.690
.بيا بهت حوله بدم

01:06:01.460 --> 01:06:03.130
مامان اغلب بهت
نامه مي‌نويسه؟

01:06:04.180 --> 01:06:06.980
اغلب؟
.مرتباً ماهي يک‌بار مي‌نويسه

01:06:08.340 --> 01:06:10.730
اخيراً درباره‌يِ
چه‌چيزهايي نوشته؟

01:06:11.220 --> 01:06:13.580
اخيراً؟
.درباره‌يِ همون چيزهايِ هميشگي

01:06:14.180 --> 01:06:17.660
.اونم مثلِ تو خيلي دنبالِ کار و باره
.انگار که تو از اون به ارث بردي

01:06:17.660 --> 01:06:19.300
کِي قراره برگرده؟

01:06:19.300 --> 01:06:20.780
برگرده؟

01:06:22.300 --> 01:06:25.450
!برگرده
به کجا؟ به اين بيغوله؟

01:06:25.780 --> 01:06:28.170
به اين ويرانه؟
به اين قحطي‌کده؟

01:06:28.580 --> 01:06:30.460
اصلاً کي بهت گفته که
قراره برگرده؟

01:06:30.940 --> 01:06:32.170
.پدر

01:06:32.500 --> 01:06:34.060
!آره جونِ خودش

01:06:35.260 --> 01:06:41.810
پدرت هميشه اين رؤيا رو داره که يگانه کسِ مادرته
.و تصور مي‌کُنه که برايِ مادرت خيلي مهمه

01:06:43.780 --> 01:06:45.860
،ولي حرفِ منو باور کُن
.من بهتر مي‌دونم

01:06:45.860 --> 01:06:48.690
مامان تويِ اين نامه چي نوشته؟ -
.از کارهايي نوشته که هميشه انجام ميده -

01:06:49.380 --> 01:06:54.010
،و درباره‌يِ دو جفت جوراب
... چند تا پيراهنِ دوخته‌شده از اليافِ مصنوعي برايِ فروش

01:06:54.460 --> 01:06:56.930
: و نهايتاً اينکه
".«از راه دور مي‌بوسمت. «زولا"

01:06:58.820 --> 01:07:00.810
الان اين اسم
،خيلي مُدِ روز شده

01:07:01.260 --> 01:07:03.930
،منظورم واسه رويِ صحنه‌ست
.نه تويِ زندگيِ واقعي

01:07:04.900 --> 01:07:07.100
اون هميشه مي‌دونست چطور بايد
.مُدِ روز بود

01:07:07.940 --> 01:07:09.930
مگه چيزِ اشتباهيه؟ -
.نه -

01:07:11.100 --> 01:07:13.170
فقط اينکه بستگي داره
.به هزينه‌يِ کي باشه

01:07:14.900 --> 01:07:16.700
،درباره‌يِ چي صحبت مي‌کُني
خاله جان؟

01:07:17.700 --> 01:07:20.060
،تو کاملاً احمقي
.درست مثلِ پدرت

01:07:20.380 --> 01:07:23.450
حالا چي مي‌خواي بگي؟
لابد اينکه من چقدر به مادرت مديونم؟

01:07:23.780 --> 01:07:25.300
،خُب آره
.کُلي چيزها رو بهش مديونم

01:07:25.300 --> 01:07:28.370
،اين بيغوله‌يِ در حالِ فروپاشي
.اين تباهي، و اين دست‌هايِ پينه‌بسته رو

01:07:28.740 --> 01:07:30.860
واقعاً؟ -
.آره، همينطوره -

01:07:36.300 --> 01:07:40.180
،فکرمي‌کردم که اگه خودشو جمع‌و‌جور کُنه
.مي‌تونم يه‌روز بهش ملحق بشم

01:07:40.820 --> 01:07:47.580
،اون جوون‌تر بود، خوشگل‌تر بود
.و جربزه و استعدادش رو داشت، مي‌دوني

01:07:54.180 --> 01:07:56.460
پدرت همه‌چيز رو
.درباره‌يِ اون مي‌دونست

01:07:58.500 --> 01:08:00.410
ولي تمامِ اينها
.فقط هيجان‌زده و تحريکش مي‌کرد

01:08:03.940 --> 01:08:07.770
راستش تو واقعاً
.خيلي زياد شبيه پدرتي

01:08:24.660 --> 01:08:26.570
.شب بخير
.چراغ رو خاموش مي‌کُنم

01:08:51.700 --> 01:08:53.850
متأسفم که
.منتظرت گذاشتم

01:09:10.180 --> 01:09:16.360
و راستش ضمناً مي‌بايست
... ازت عذرخواهي کُنم بابتِ تمامِ اتفاقاتي که

01:09:17.020 --> 01:09:19.410
امروز مجبور شدي
.شاهدشون باشي

01:09:27.740 --> 01:09:29.300
.«اهميتي نداره، «ويت

01:09:29.660 --> 01:09:33.050
احتمالاً ازم دلخور هستي
... بابتِ اينکه تويِ تمامِ اين سال‌ها

01:09:36.140 --> 01:09:38.370
درباره‌يِ خانواده‌ام هيچي برات
.تعريف نکرده‌بودم

01:09:41.340 --> 01:09:42.980
،الان ديگه ديروقته
.بيا بگيريم بخوابيم

01:10:10.820 --> 01:10:13.540
،تويِ طبقه‌يِ‌پايين يه چراغ‌قوه هست
.ولي آب قبلاً تموم‌شده

01:10:49.900 --> 01:10:50.940
خُب؟

01:11:24.580 --> 01:11:26.780
اوه، «بِلا» کوچولو
.حوله‌کوچولوش رو گُم‌کرده

01:11:28.300 --> 01:11:30.690
بذار بکِشيمش بيرون
.بدونِ اينکه بيدار بشه

01:11:33.860 --> 01:11:38.140
ببين پيشي ملوسک‌مون
.چطور خُرخُر مي‌کُنه

01:11:38.380 --> 01:11:41.100
حالا «مارِک» کوچولو
... کنارِ «بِلا» کوچولو دراز مي‌کِشه

01:11:41.740 --> 01:11:43.860
و به‌آرومي
.خوابش مي‌بره

01:11:44.940 --> 01:11:46.660
بِلا» کوچولو خوابيده؟»

01:11:47.060 --> 01:11:48.460
خوابيده؟

01:12:12.900 --> 01:12:14.170
.تويِ باغ منتظرم

01:12:16.020 --> 01:12:17.930
مي‌توني از لايِ پنجره
.بياي بيرون

01:12:18.460 --> 01:12:20.420
ولي حواست به
.خاربوته‌ها باشه

01:15:37.580 --> 01:15:38.860
خُب؟

01:15:38.860 --> 01:15:40.450
به چي نگاه مي‌کُني؟

01:15:41.380 --> 01:15:42.610
!خوک

01:16:34.300 --> 01:16:36.610
،با احتياط رانندگي کُن
.چون هنوز يه‌کم مستي

01:16:38.740 --> 01:16:40.090
.نگران نباش

01:16:44.540 --> 01:16:48.010
.هي ببين
من گفتم : "متأسفم"؟

01:16:49.540 --> 01:16:51.420
من بهت گفتم : "متأسفم"؟
يا اينکه نگفتم؟

01:16:51.420 --> 01:16:52.940
.نه، موضوع اين نيست

01:16:52.940 --> 01:16:56.270
،"نه، من بهت گفتم : "متأسفم
و اين ديگه پايانِ ماجرا ميشه، مي‌دوني؟

01:16:57.980 --> 01:16:59.460
آخه داشتي
چي بهم مي‌گفتي؟

01:16:59.460 --> 01:17:03.060
.با احتياط رانندگي کُن، چون هنوز يه‌کم مستي"
".لباس بپوس، چون ممکنه سرما بخوري

01:17:03.180 --> 01:17:06.820
آخه تو چته؟ بهتر نبود درعوض
فقط با مُشت مي‌کوبيدي تويِ صورتم؟

01:17:06.820 --> 01:17:08.730
دل و جگرش رو نداري؟

01:17:09.020 --> 01:17:13.230
،لابد يادت مياد که از زمانِ خوابگاه دانشگاه
.من هيچ رازي ازت مخفي نمي‌کردم

01:17:13.540 --> 01:17:17.030
.تو همه‌چيزو درباره‌يِ من مي‌دوني
،من برات تعريف‌کرده‌بودم که کس‌و‌کارم کي هستن

01:17:17.060 --> 01:17:18.940
و اونوقت تو
.هرگز هيچي نگفتي

01:17:18.940 --> 01:17:21.540
،وقتيکه اون تلگرام رو دريافت‌کردي
... من با خودم گفتم : لعنتي

01:17:21.540 --> 01:17:24.140
،من هم بايد همراهش برم
.بايد حتماً اون خونه رو ببينم

01:17:24.140 --> 01:17:25.860
ولي همينکه واردِ اينجا شدم
.سيرک شروع شد

01:17:25.860 --> 01:17:29.580
!«بِلا»، «ويت»، داداش، «کاليگاري»
!واقعاً عجب خونه‌اي، خدايِ من

01:17:29.580 --> 01:17:31.340
،پدرِ پيرت بيماره
،خاله‌ات از پا افتاده

01:17:31.340 --> 01:17:33.540
و اونوقت تو چکار مي‌کُني؟
... از خودت سلبِ‌مسئوليت مي‌کُني و پا به فرار مي‌ذاري

01:17:33.540 --> 01:17:35.060
چونکه بهشون ذره‌اي
.علاقه نداري

01:17:35.060 --> 01:17:37.190
حالا لازمه اينقدر بلند
داد بزني؟

01:17:37.540 --> 01:17:39.130
.بايدم بزنم

01:17:39.500 --> 01:17:41.620
اينجا تويِ اين خونه باهام
چطور رفتار کردي، داداش، ها؟

01:17:41.980 --> 01:17:44.330
اصلاً هميشه باهام چطور رفتار کردي؟
!... عينهو

01:17:44.700 --> 01:17:45.930
.بدرود، داداش

01:17:48.700 --> 01:17:50.580
و مي‌خوام يه چيزِ ديگه هم
: بهت بگم

01:17:50.820 --> 01:17:53.290
هروقت برگشتي
... «به «خوژوف

01:17:53.780 --> 01:17:56.340
،ديگه با همديگه دوستي‌اي نداريم
.چونکه بهش گند زدي

01:17:56.640 --> 01:18:01.630
،اصلاً مي‌دوني، تو هميشه آدم‌خوبه بودي
.هميشه آدم‌بهتره بودي، هميشه مافوق‌تر بودي

01:18:01.860 --> 01:18:03.050
... درحاليکه من

01:18:04.220 --> 01:18:05.460
... راستي -
چيه؟ -

01:18:05.460 --> 01:18:07.180
مي‌توني ماشين رو با استارت روشن‌کُني
يا هُلش بدم؟

01:18:07.180 --> 01:18:08.700
.نه، ممنونم

01:18:08.700 --> 01:18:10.900
و ضمناً از طرفِ من
.به خواهرت خداحافظ بگو

01:18:11.580 --> 01:18:14.780
،به جهنم! حتي بهت نميگم که چرا چنين اتفاقي افتاد
.و بينِ ما چي پيش اومد

01:18:14.780 --> 01:18:16.620
.چونکه درک نمي‌کُني
اصلاً چيزي هم هست که بتوني درک‌کُني؟

01:18:16.620 --> 01:18:18.060
.شايد باشه -
چه‌چيزي؟ -

01:18:18.060 --> 01:18:19.290
!چه‌چيزي؟ عمراً
!بدرود

01:18:41.180 --> 01:18:43.770
بِلا»، حاضري همراهم بياي»
به «خوژوف»؟

01:18:45.860 --> 01:18:46.980
به کجا؟

01:18:46.980 --> 01:18:48.650
.به منزلِ من
.به يه خونه‌يِ نرمال

01:18:50.220 --> 01:18:51.620
.اوه، خيلي محبت داري

01:18:54.420 --> 01:18:56.060
.باشه، ميام

01:19:02.820 --> 01:19:04.140
.پس لطفاً سوار شو

01:19:06.980 --> 01:19:08.540
با خودت چه فکري کردي؟
چه فکري؟

01:19:09.300 --> 01:19:13.210
که فقط کافيه سوت بزني
و من بيفتم دنبالت؟

01:19:13.860 --> 01:19:15.500
فکر کردي من هيچکسيو ندارم
که همراهش برم؟

01:19:17.820 --> 01:19:19.220
سوار شو
.و بزن به چاک

01:19:19.900 --> 01:19:21.220
.خداحافظ

01:21:43.060 --> 01:21:44.420
.لباست پاره‌ست

01:21:44.420 --> 01:21:47.700
خودم واست
.وصله‌اش مي‌کُنم

01:21:50.420 --> 01:21:51.540
.بيا

01:22:36.340 --> 01:22:38.380
چرا داري
بيدارش مي‌کُني؟

01:22:40.100 --> 01:22:41.530
.مي‌خوام خداحافظي کُنم

01:22:45.060 --> 01:22:48.050
پس داري ميري؟ -
.آره -

01:22:50.460 --> 01:22:52.890
بابا، «ويت» مي‌خواد باهات
.خداحافظي کُنه

01:22:54.220 --> 01:22:57.100
جواب نميده، چونکه فکر مي‌کُنه
.پيک‌مون داره در مي‌زنه

01:22:59.380 --> 01:23:00.730
.برو داخل

01:23:11.380 --> 01:23:16.510
اوه، مست و پاتيله. لابد ديشب بي‌خبر
.رفته سراغِ گنجه‌يِ مشروبات و بهشون ناخنک زده

01:23:17.420 --> 01:23:19.250
احتمالاً کليدها رو
.جا گذاشته‌بودي

01:23:19.660 --> 01:23:21.140
.آره، همينطوره

01:23:35.140 --> 01:23:37.210
!«ويت»! «ويت»

01:24:10.780 --> 01:24:12.010
!«ويت»

01:24:14.340 --> 01:24:18.410
بهت ميگم اگه بخواي بموني
... و مديريتِ کارگاه رو بر عهده بگيري

01:24:18.740 --> 01:24:22.260
اونوقت در عرضِ 6 ماه، استطاعتِ خريدِ
.يه ماشين واسه خودتو پيدا مي‌کُني

01:24:25.220 --> 01:24:26.570
.آره

01:24:34.180 --> 01:24:35.690
.گوش‌کُنين

01:24:36.340 --> 01:24:37.900
ازتون تقاضا دارم
.لطفي بکُنين

01:24:39.260 --> 01:24:40.620
جداً ازتون
... تقاضا دارم

01:24:40.620 --> 01:24:42.210
هر اتفاقي هم که
... رُخ بده

01:24:42.540 --> 01:24:45.290
،برام نامه ننويسين
،برام تلگرام نفرستين

01:24:45.980 --> 01:24:47.900
جوريکه انگار
... من ديگه مُردم

01:24:47.900 --> 01:24:50.410
يا رفتم
.يه جايِ ديگه

01:24:52.380 --> 01:24:54.850
... آستينت
.الانه که بيفته پايين

01:24:57.580 --> 01:24:59.090
بذار واست
.رفوش کُنم

01:25:00.140 --> 01:25:02.050
.نه، نيازي نيست
.متشکرم

01:25:08.100 --> 01:25:09.780
... و به‌هر‌حال

01:25:09.780 --> 01:25:11.420
به‌گمونم احتمالاً به‌زودي
.برم خارجِ کشور

01:28:12.838 --> 01:28:29.738
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:28:30.862 --> 01:28:46.462
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.