﻿WEBVTT

00:00:00.223 --> 00:00:17.223
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:46.187 --> 00:00:52.189
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:00:53.190 --> 00:00:58.412
AUTUMN SONATA
سوناتِ پاییزی

00:00:58.433 --> 00:01:00.734
فیلمی از اینگمار برگمان

00:01:01.034 --> 00:01:03.534
با هنرمندی
اینگرید برگمن
(در وداع با سینما)

00:01:03.634 --> 00:01:05.635
لیو اولمان

00:01:06.283 --> 00:01:08.984
لِنا نایمان
هالوار بیورک

00:01:09.008 --> 00:01:12.508
و با دو نقش آفرینی کوتاه توسط
گونار بیورنستراند و ارلاند یوزفسون

00:01:16.437 --> 00:01:18.938
فیلمبردار
سون نیکویست

00:02:25.494 --> 00:02:30.495
موسیقی
قطعاتی از شوپِن، باخ و هَندل

00:02:48.877 --> 00:02:51.278
بعضی وقتها که زنم حواسش  نیست

00:02:52.315 --> 00:02:54.681
بهش خیره می شم

00:02:56.420 --> 00:03:01.085
:اولين باري که پاشو توی اون اتاق گذاشت، گفت

00:03:01.259 --> 00:03:03.728
چقدر قشنگه , دلم میخواد اینجا بمونم

00:03:05.231 --> 00:03:08.326
مدت آشناییمون زیاد طول نکشید

00:03:08.502 --> 00:03:10.697
همدیگه رو تو همایش اسقف ها در " تورندهايم" دیدیم

00:03:10.871 --> 00:03:13.773
اون به عنوان نماینده مطبوعات کلیسا اومده بود

00:03:14.776 --> 00:03:18.873
منم وضعیت اینجا رو، یعنی خونه سازمانی کشيش ها رو بهش گفتم

00:03:19.782 --> 00:03:23.810
بالاخره دل و جرات به خرج دادم و ازش خواستم

00:03:23.987 --> 00:03:25.546
که بعد از کنفرانس به اتفاق همدیگه به اینجا بیایم

00:03:27.224 --> 00:03:31.491
تو راه اینجا بودیم که درخواست ازدواج رو مطرح کردم

00:03:32.531 --> 00:03:39.336
جوابی نداد اما وقتي وارد اتاق شدیم اومد پیشم و گفت

00:03:39.773 --> 00:03:42.368
چقدر قشنگه , دلم میخواد اینجا بمونم

00:03:45.013 --> 00:03:49.974
از اون موقع تا حالا با هم زندگي شاد و بی دغدغه ای رو گذروندیم

00:03:50.419 --> 00:03:53.583
ايوا درباره گذشتش باهام صحبت کرده

00:03:54.424 --> 00:03:59.193
گفت که بعد از دبيرستان به دانشکده رفته

00:03:59.365 --> 00:04:04.235
و با يه دکتر نامزد كرده و سالها باهاش زندگي کرده

00:04:05.805 --> 00:04:09.401
دو کتاب جمع و جور نوشته

00:04:09.844 --> 00:04:13.838
بعدش هم سل گرفته و نامزديش به هم خورده

00:04:14.016 --> 00:04:19.114
و از اسلو به شهر کوچکي در جنوب نروژ اومده

00:04:19.455 --> 00:04:22.448
همون جا هم کار روزنامه نگاري رو شروع کرده

00:04:23.560 --> 00:04:27.895
اين اولين کتابشه , خيلي ازش خوشم مياد

00:04:28.566 --> 00:04:30.432
نوشته

00:04:32.371 --> 00:04:37.640
آدم بايد زندگي کردن رو ياد بگيره"
من هر روز دارم روش کار می کنم

00:04:37.812 --> 00:04:42.045
بزرگترين اشکال کار اينه که خودمو نمي شناسم

00:04:42.217 --> 00:04:43.912
کورمال کورمال می رم

00:04:44.687 --> 00:04:47.714
واقعا کسي پیدا میشه منو همونطور که هستم
و به خاطر خودم دوست داشته باشه؟

00:04:47.891 --> 00:04:51.191
بالاخره شاید اونوقت شهامتشو پیدا کنم
تا نگاهي به خودم بندازم

00:04:52.263 --> 00:04:57.258
"براي من اين احتمال خیلی بعیده

00:05:02.408 --> 00:05:06.072
دلم می خواد يه دفعه هم که شده بهش بگم

00:05:06.246 --> 00:05:10.240
که از صميم قلب دوسش دارم

00:05:11.352 --> 00:05:14.220
اما نمي تونم طوري بگم

00:05:14.390 --> 00:05:18.691
که بهم ایمان بیاره
نمي تونم کلمات مناسبي رو جفت و جور کنم

00:05:45.929 --> 00:05:48.898
برای مادرم نامه نوشتم
مزاحم که نیستم؟

00:05:49.066 --> 00:05:54.870
نه ابدا", بيا تو . بذار راديو رو خاموش کنم-
میتونم بعدا" بیام-

00:05:55.040 --> 00:05:57.304
نه, لطفا" برام بخونش

00:05:58.545 --> 00:06:03.210
مادر عزيزم , ديروز رفتم شهر و بطور اتفاقی اگنس رو ديدم

00:06:03.384 --> 00:06:07.116
داشت به ديدن پدر و مادرش می رفت

00:06:07.289 --> 00:06:09.484
بهم گفت که لئوناردو مرده

00:06:10.359 --> 00:06:15.890
مي دونم حتما خیلی بهت سخت گذشته

00:06:16.066 --> 00:06:18.159
نمی دونم دوست داری برای چند روز يا حتي چند هفته

00:06:18.335 --> 00:06:21.863
به دیدنمون بیای يا نه؟

00:06:22.874 --> 00:06:26.072
قول بده فورا نه تو کار نیاری

00:06:26.245 --> 00:06:29.215
خونه سازمانی محل جاداريه

00:06:29.383 --> 00:06:32.717
براتون اتاق جداگانه با تمام امکانات تدارک دیدیم

00:06:33.321 --> 00:06:37.349
پيانو هم داريم که هر چقدر خواستی باهاش تمرين کني

00:06:37.526 --> 00:06:40.757
فکر کنم دیگه از هتل هم بهتر باشه

00:06:41.364 --> 00:06:43.730
قول بده بیای

00:06:43.900 --> 00:06:47.962
مراقبتون هستیم
و هر طور که بتونيم لوستون می کنیم

00:06:48.139 --> 00:06:51.166
از آخرین باری که همدیگه رو دیدیم خیلی گذشته

00:06:51.343 --> 00:06:53.243
اکتبر که بیاد هفت سالی مي شه

00:06:53.746 --> 00:06:56.715
ارادتمند شما. ويکتور و ايوا

00:06:56.883 --> 00:06:58.784
خیلی خوبه-
مطمئني ؟-

00:07:55.188 --> 00:08:00.286
مامان-
ایوا - دیدی بالاخره اومدم-

00:08:00.461 --> 00:08:04.990
چقدر خوشحالم که اومدی-
آره ولی خیلی مسافرت طولانی بود-

00:08:05.167 --> 00:08:09.969
بله مي دونم-
راستی اينجا چقدر قشنگه-

00:08:10.140 --> 00:08:13.338
زیاد پيشمون ميموني , مگه نه-
حتما همین طوره-

00:08:13.511 --> 00:08:18.643
باورم نمیشه که اومدی-
باید یه پیاده روی حسابی با هم بریم-

00:08:18.817 --> 00:08:22.879
چه چمدوناي سنگيني-
هر چی ساز داشتی آوردي ؟
آره-

00:08:23.056 --> 00:08:25.958
میخوام تا ابد اینجا بمونم-
خیلی عالیه-

00:08:26.126 --> 00:08:29.654
چند تا تمرین پیانو هم بهم میدی مگه نه-
حتما-

00:08:29.831 --> 00:08:32.357
ويکتور کجاست؟-
الان خونه نيست-

00:08:32.535 --> 00:08:36.131
فکر نمي کرديم به اين زودي بياي

00:08:36.940 --> 00:08:39.101
اين اتاقتونه-
خیلی قشنگه-

00:08:40.143 --> 00:08:44.514
چه منظره زيبايي-
حمام هم اينجاست-

00:08:45.951 --> 00:08:52.448
چقدر زيبا و مدرن-
امیدوارم يه جالباسی براي اينجا کافي باشه-

00:08:52.625 --> 00:08:56.323
همه چي عالیه
من واقعا خيلي خستم

00:08:56.497 --> 00:09:01.265
شب و روز آخر رو کنار لئوناردو بودم

00:09:01.436 --> 00:09:04.565
با اينکه دو ساعت یه بار بهش آمپول ميزدن
باز هم درد شديدي داشت

00:09:05.375 --> 00:09:10.110
گهگاه از درد فریاد مي کشيد

00:09:10.281 --> 00:09:11.714
از مرگ نمي ترسيد

00:09:12.684 --> 00:09:17.679
بيرون بيمارستان صدای دریل و چکش کاری می اومد

00:09:17.857 --> 00:09:22.853
آفتاب شدیدی بود و هيچ سايبانی در کار نبود

00:09:23.398 --> 00:09:28.598
سعي کرديم اتاقمونو عوض کنيم
اما اکثراتاقها رو برای بازسازی بسته بودن

00:09:29.638 --> 00:09:33.200
شب که شد، سر و صداها خوابيد
بالاخره پنجره رو باز کردم

00:09:33.376 --> 00:09:38.508
گرمای پشت پنجره مثل ديوار قد علم کرده بود
و هیچ نسیمی  در کار نبود

00:09:40.519 --> 00:09:44.422
غروب که شد دکتر اومد
يکي از دوستان قدیمی بود

00:09:45.925 --> 00:09:48.588
گفت زیاد دوام نمیاره

00:09:49.563 --> 00:09:55.594
گفت هر نیم ساعت یه تزریق داره
که موقع مرگ درد نکشه

00:09:56.838 --> 00:09:59.603
بعدش رفت و پرستار بخش اومد

00:10:01.745 --> 00:10:04.543
بهم گفت بايد یه چيزي بخورم اما گرسنم نبود

00:10:05.883 --> 00:10:08.317
بوي اتاق حالم رو خراب کرده بود

00:10:10.689 --> 00:10:13.123
تاثیر داروی لئوناردو که از بین رفت

00:10:14.661 --> 00:10:19.827
بيدار شد و ازم خواست تا از اتاق برم بيرون

00:10:20.901 --> 00:10:24.838
زنگ زد تا پرستار شیفت شب بياد
اونم با یه آمپول اومد

00:10:27.176 --> 00:10:31.477
يکي دو دقيقه بعد پرستاراومد بیرون و گفت

00:10:32.883 --> 00:10:34.612
لئوناردو مرده

00:10:39.925 --> 00:10:42.257
تمام شب رو در کنار بسترش موندم

00:10:43.629 --> 00:10:46.497
هجده سال دوست بودیم

00:10:46.666 --> 00:10:52.105
سيزده سال با هم زندگي کرده بوديم
حتي يکبار هم همديگرو ناراحت نکرديم

00:10:54.076 --> 00:10:57.137
دو سالی می شد که مي دونست رفتنیه
و اميدي به زنده موندنش نيست

00:10:58.748 --> 00:11:02.617
هر وقت که مي شد یه سر به ویلاش که نزدیکی های ناپل بود مي زدم

00:11:04.788 --> 00:11:10.092
مهربان و بفکر بود و موفقيت من خوشحالش مي کرد

00:11:10.963 --> 00:11:15.367
با هم گپ مي زديم , شوخي مي کرديم
و آهنگ مي زدیم

00:11:16.937 --> 00:11:21.966
به ندرت از بيماريش حرف مي زد
و دلشم نمیخواست ازش بپرسم

00:12:02.927 --> 00:12:05.954
يک روز حسابی نگام کرد

00:12:07.233 --> 00:12:09.896
بعد خنديد و گفت

00:12:11.871 --> 00:12:15.706
سال ديگه همچین روزی من دیگه نیستم

00:12:16.944 --> 00:12:21.541
"اما همچنان با تو و به فکر تو هستم"

00:12:24.954 --> 00:12:29.324
اين حرف رو از روي لطفي که به من داشت مي زد

00:12:29.493 --> 00:12:31.291
اما استعداد نقش بازي کردن رو هم داشت

00:12:32.497 --> 00:12:35.092
منم که تمام مدت غصه نمی خوردم

00:12:35.835 --> 00:12:39.533
قطعا جاش خاليه ولي آه و ناله هم بي فايده است

00:12:39.706 --> 00:12:42.766
خيلي تغيير کردم ؟

00:12:42.943 --> 00:12:47.005
تکون نخوردی -
البته موهامو رنگ مي کنما-

00:12:47.181 --> 00:12:50.015
وگرنه همونم که بودم. نه؟

00:12:50.185 --> 00:12:54.589
اين لباسو تو زوريخ پشت ويترين
یه مغازه دیدم و خريدم

00:12:54.758 --> 00:12:58.661
رفتم تو فروشگاه و امتحانش کردم کاملا اندازم بود

00:12:58.829 --> 00:13:02.857
به نظر تو هم قشنگه ؟-
آره , خيلي -

00:13:03.035 --> 00:13:07.097
کمکم میکنی چمدونم رو باز کنم
آخه کمردردم کلافم کرده

00:13:08.374 --> 00:13:12.311
مي توني تخته اي پيدا کني که زير تشک بگذاريم

00:13:12.479 --> 00:13:15.847
دیروز یدونه زيرش گذاشتیم

00:13:16.451 --> 00:13:22.016
ايوا , عزيزم , چي شده ؟
چیز بدی گفتم؟

00:13:22.192 --> 00:13:24.854
نه هیچی نیست فقط از ديدنت خيلي خوشحالم

00:13:26.264 --> 00:13:29.825
بيا تو بغلم
مثل وقتي که بچه بودي

00:13:31.136 --> 00:13:34.766
جز اينکه از خودم حرف بزنم کار ديگه اي نکردم

00:13:35.175 --> 00:13:39.112
حالا تو بايد از خودت برام بگي
اوضاع چطوره؟

00:13:39.280 --> 00:13:44.412
خوبه -
زياد خودتونو منزوي نکردين؟-

00:13:44.586 --> 00:13:49.581
نه , تو کليساي ناحيه کار مي کنيم-
که اینطور -

00:13:49.759 --> 00:13:54.754
اغلب تو کليسا ساز مي زنم
ماه قبل يه شب تموم ساز زدم

00:13:54.932 --> 00:14:00.304
درباره هر قطعه اي که مي زدم
صحبت هم می کردم

00:14:00.473 --> 00:14:04.433
کاشکی برا منم بزنی -
خيلي دلم مي خواهد -

00:14:04.611 --> 00:14:06.943
تو لس آنجلس پنج تا کنسرت براي مدرسه ها اجرا کردم

00:14:07.114 --> 00:14:10.175
هر دفعه جلوی سه هزار بچه

00:14:10.351 --> 00:14:15.654
موسيقي مي زدم و با هاشون صحبت مي کردم
نمي دوني چقدر موفقيت آمیز بود

00:14:15.824 --> 00:14:18.157
یه چيزي هست که بايد بهت بگم

00:14:19.028 --> 00:14:20.620
هلنا اينجاست

00:14:30.443 --> 00:14:32.536
چرا بهم نگفتي؟

00:14:33.646 --> 00:14:37.413
اگر مي گفتم نميومدي

00:14:37.584 --> 00:14:39.746
مطمئنم که باز هم ميومدم

00:14:39.921 --> 00:14:41.821
و منم مطمئنم که نميومدي

00:14:42.625 --> 00:14:48.189
مرگ لئوناردو کافي نيست ؟
مجبور بودي لناي بيچاره رو هم اينجا بکشوني

00:14:48.365 --> 00:14:51.301
لنا دو سالی میشه که اينجا زندگي مي کنه

00:14:52.203 --> 00:14:56.470
من و ويکتور ازش خواهش کردیم
اگه دوست داره پیش ما زندگی کنه

00:14:58.210 --> 00:15:01.738
اينو برات نوشته بودم -
هیچ وقت چنین نامه ای به دستم نرسيد -

00:15:01.915 --> 00:15:03.884
شایدم زحمت خوندنش رو به خودت ندادي

00:15:05.386 --> 00:15:09.346
بي انصافي نمي کني ؟ -
چرا , متاسفم -

00:15:12.060 --> 00:15:15.292
به هیچ وجهی امروز آمادگی دیدنشو ندارم

00:15:16.399 --> 00:15:20.838
هلنا آدم فوق العاده ایه

00:15:21.005 --> 00:15:26.774
خيلي مشتاقه که ببينتت -
به نظرم آسايشگاه خيلي براش بهتره -

00:15:26.946 --> 00:15:31.111
اما دلم میخواد پیشم باشه -
مطمئني اگه اينجا باشه براش بهتره ؟ -

00:15:31.284 --> 00:15:34.948
آره , بالاخره یکی هست که ازش مراقبت کنم

00:15:36.057 --> 00:15:42.794
حالش بدتر نشده ؟

00:15:43.333 --> 00:15:47.031
چرا , بالاخره اينم جزئي از بيماريه

00:15:51.276 --> 00:15:52.937
پس بيا بريم و ببينيمش

00:15:56.182 --> 00:15:58.878
مطمئني ؟ -
چاره اي ندارم -

00:16:01.588 --> 00:16:04.820
بعضی ها خیلی بی شیله پیله ان

00:16:05.627 --> 00:16:09.029
منظورت منم ؟-
اگر با نظرم موافقی آره -

00:16:23.515 --> 00:16:26.007
عزيزم لنا

00:16:27.787 --> 00:16:32.521
اغلب به فکرت بودم , هر روز

00:16:38.734 --> 00:16:41.966
هلنا میترسه ازش سرماخوردگي بگيري

00:16:42.139 --> 00:16:46.270
بيست ساله که سرما نخوردم

00:16:48.146 --> 00:16:51.344
چه اتاق قشنگي داري

00:16:51.517 --> 00:16:53.508
درست همون منظره اي که منم از اتاقم مي بينم

00:17:04.733 --> 00:17:07.669
هلنا مي خواد سرشو تو دستات بگیری

00:17:07.837 --> 00:17:11.466
اين طوري ؟

00:17:15.079 --> 00:17:18.948
خوشحالم از اينکه ايوا ازت مراقبت مي کنه

00:17:19.117 --> 00:17:23.680
فکر مي کردم هنوز تو اون آسايشگاه هستي
مي خواستم به ديدنت بيام

00:17:23.856 --> 00:17:25.950
اما اینجوری خیلی بهتره , مگه نه؟

00:17:27.060 --> 00:17:29.256
حالا مي تونيم هر روز با هم باشيم

00:17:31.933 --> 00:17:37.464
درد داري ؟ -
نه -

00:17:40.443 --> 00:17:52.017
موهاتو چقدر قشنگ درست کردي -
به افتخار ورود شماست -

00:17:52.659 --> 00:17:57.893
دوست داري کتاب رو با صداي بلند برات بخونم ؟

00:17:59.267 --> 00:18:03.830
مي تونيم ماشين سواري کنيم
من قبلا اين ورا نیومدم

00:18:08.845 --> 00:18:12.077
چي ؟ -
هلنا مي گه حتما خيلي خسته اید -

00:18:12.250 --> 00:18:14.445
ديگه امروز نبايد زياد تقلا کنيد

00:18:24.365 --> 00:18:26.925
باشه مامان؟

00:18:27.101 --> 00:18:31.300
لنا ساعت مچي داره ؟ -
الان مال خودمو می دم بهت

00:18:31.473 --> 00:18:33.704
اينو يکي از طرفدارام بهم هديه داده

00:18:33.876 --> 00:18:36.937
می گفت که همیشه دیر می کنم

00:18:38.148 --> 00:18:42.347
لنا هم شام رو با ما مي خوره ؟ -
نه , رژيم داره -

00:18:43.288 --> 00:18:47.919
تو بيمارستان زياد از حد غذا مي خورده

00:18:53.767 --> 00:18:55.599
چرا احساس مي کنم تب دارم ؟

00:18:56.838 --> 00:18:58.466
چرا دلم مي خواد فریاد بزنم ؟

00:18:59.908 --> 00:19:04.972
بايد احساس شرمندگی می کردم, کل قضیه همین بود

00:19:05.148 --> 00:19:08.915
يک وجدان گناه کار هميشه يک وجدان گناه کاره

00:19:11.656 --> 00:19:15.593
چقدرعجله کردم که به اينجا برسم , واقعا چه فکری مي کردم؟

00:19:15.762 --> 00:19:19.927
در کمال ناامیدی دنبال چی بودم ؟

00:19:21.168 --> 00:19:24.036
!چه مادر فوق العاده اي

00:19:24.839 --> 00:19:28.901
بايد وقتي که بهش گفتم لنا اينجاست قيافشو مي ديدي

00:19:29.078 --> 00:19:33.482
با اينکه براش غیر منتظره و ناگهاني بود

00:19:33.650 --> 00:19:35.948
یه لبخند مثلا واقعی تحویلم داد

00:19:36.721 --> 00:19:41.955
وقتي پشت در اتاق لنا رسيديم
مثل هنرپيشه ها قبل از ورود به صحنه

00:19:42.127 --> 00:19:46.326
دلهره داشت اما به خودش مسلط بود , اجراش عالي بود

00:19:47.767 --> 00:19:50.328
اصلا چرا اومد اينجا ؟

00:19:50.504 --> 00:19:55.340
بعد از گذشت هفت سال چه انتظاري از اين ديدار داشت ؟
واقعا چه انتظاري داشت ؟

00:19:55.510 --> 00:20:00.949
نمی دونم -
من چه انتظاري داشتم ؟ -
آدم هيچ وقت اميدش رو از دست نمي ده ؟

00:20:01.117 --> 00:20:04.952
فکر نکنم -
!هميشه مادر و دختريم -

00:20:05.656 --> 00:20:09.423
گریه فايده اي نداره
لعنتی

00:20:10.963 --> 00:20:13.898
اونجا  نشسته بود و با چشماي درشتش صاف بهم خيره شده بود

00:20:16.703 --> 00:20:20.640
صورتش رو بين دستام نگه داشتم

00:20:20.808 --> 00:20:23.471
و بطن مریضی رو در ماهيچه هاي گلوش احساس کردم

00:20:25.247 --> 00:20:26.714
!لعنتي

00:20:28.952 --> 00:20:31.614
فکر کن! دیگه نمي تونم با خودم ببرمش تو رختخواب

00:20:31.788 --> 00:20:33.984
و مثل سابق که سه سالش بود آرومش کنم

00:20:42.168 --> 00:20:44.865
اون تن نرم و رنجور

00:20:47.241 --> 00:20:48.869
!لناي منه

00:20:54.216 --> 00:20:55.979
حالا به خاطر خدا هم که شده گريه نکن

00:20:56.852 --> 00:21:00.050
:یه نویسنده ای که اسمشو یادم رفته میگه

00:21:00.223 --> 00:21:03.159
وقتی کار به مراقبت و پرستاری می کشه"

00:21:03.327 --> 00:21:06.092
مثل بختک به جونت میوفته

00:21:06.265 --> 00:21:09.393
"ولی وقتی اسم پرستاری رو از ذهنت کنار بذاری دلت براش تنگ می شه

00:21:10.870 --> 00:21:15.706
فکر مي کني بالغ شده باشم ؟ -
به گمونم بالغ شدن یعنی  -

00:21:15.876 --> 00:21:22.646
کنترل اميد و آرزو . نه اینکه هنوز دلتنگ اونا باشی
واقعا اینجوری فکر میکنی ؟ -

00:21:23.886 --> 00:21:26.081
آره شاید تو دیگه از چیزی متعجب نمیشی

00:21:27.724 --> 00:21:31.786
با اون پيپ کهنه ات چقدر معقول به نظر ميای

00:21:31.963 --> 00:21:37.129
تو کاملا بالغ شدي -
می دونم. چون هر روز از یه چیزی تعجب می کنم -

00:21:37.303 --> 00:21:40.273
مثلا از چی ؟ -
از تو -

00:21:40.440 --> 00:21:45.208
بعلاوه امید و آرزوهای بی استدلالی رو تو ذهنم دارم

00:21:45.379 --> 00:21:48.713
و البته نوعي دلتنگي هم بهش اضافه میشه

00:21:48.884 --> 00:21:51.375
دلتنگي؟ -
دلتنگي براي تو -

00:21:52.054 --> 00:21:54.956
کلمات قشنگي هستن

00:21:55.124 --> 00:21:57.355
اما منظور واقعي رو نمی رسونن

00:21:58.228 --> 00:22:00.856
من با اینجور کلمات بزرگ شدم

00:22:01.031 --> 00:22:05.561
مامان هرگز عصبی، نااميد يا ناراحت نمی شه

00:22:05.738 --> 00:22:09.869
اون آزرده خاطره . تو هم خيلي حرفهای ناگفته همون شکلی داری

00:22:11.011 --> 00:22:13.479
یه جورایی به گرفتاری و کار و این چیزا مربوط  میشه

00:22:14.582 --> 00:22:18.177
اگه وقتی اینجام دلت برام تنگ می شه

00:22:18.354 --> 00:22:21.619
خوب یکم شک برم مي داره
تو که میدونی منظورم چیه -

00:22:21.790 --> 00:22:27.321
نه , اگر مي دونستم هيچ وقت به سرت نمي زد
که همچین چیزی بگی

00:22:28.199 --> 00:22:31.601
بايد یه سری به استیک بزنم

00:22:31.770 --> 00:22:35.537
مامان هميشه فکر مي کنه از آشپزي چيزي بارم نيست

00:22:35.708 --> 00:22:39.337
... مامان فکر مي کنه  تو -
آشپز فوق العاده اي ام . آره ممنون... -

00:22:41.248 --> 00:22:44.275
بايد قهوه رو بدون کافئين بخوره

00:22:45.587 --> 00:22:50.582
بايد مدت اقامتمو کم کنم
چهار روز رو میشه یه کاریش کرد

00:22:50.760 --> 00:22:53.321
بعدش هم طبق برنامه ریزی قبلیم میرم آفريقا

00:22:58.903 --> 00:23:03.238
اين باعث ناراحتي شارلوت ميشه
ناراحتی، ناراحتی

00:23:04.009 --> 00:23:09.506
اغلب نمی دونستم که چرا مامان خوب نمي خوابه
گمون کنم الان دليلشو فهمیده باشم

00:23:09.683 --> 00:23:14.519
اگر خوابش نرمال بود
سرزندگیش اطرافيانش رو نابود مي کرد

00:23:14.689 --> 00:23:19.684
بيخوابي يک موهبته که کم و بيش انرژی مازادشو مصرف کنه

00:23:20.963 --> 00:23:26.665
لباس قرمزم رو فقط براي اینکه لج ايوا رو در بيارم می پوشم

00:23:26.838 --> 00:23:30.035
مطمئنم که فکر مي کنه باید عزا دار باشم

00:23:30.642 --> 00:23:35.274
ببين با چه دقتي براي شام لباس مي پوشه

00:23:35.449 --> 00:23:42.356
مي خواد لباسش تداعی کننده يه بيوه تک و تنها باشه

00:23:43.759 --> 00:23:50.359
همش عصبانیم. ويکتور و ايوا که رفتارشون باهام خوب بوده

00:23:50.533 --> 00:23:55.995
ويکتور آدم مهربونيه. خوش به حال ایوای نق نقو

00:23:56.173 --> 00:23:58.734
چشمم آب نمیخوره این دوش درست باشه

00:23:59.945 --> 00:24:01.072
مثل اینکه درسته

00:24:15.030 --> 00:24:18.797
!چه لباس قشنگي -
بهم مياد ؟ -

00:24:18.969 --> 00:24:22.929
يه روزی که رفته بودم دوستمو ببینم بهم گفت

00:24:23.107 --> 00:24:25.632
انگار همین الان از سالن مد اومدی

00:24:25.810 --> 00:24:28.609
لباس قرمز محشری که فقط برازنده توست

00:24:28.780 --> 00:24:32.945
به سلامتي شارلوت.از اینکه با ما هستید بسیار خوشحاليم

00:24:37.392 --> 00:24:39.687
(به انگلیسی)
 الو! تویی پُل؟

00:24:40.312 --> 00:24:42.898
.آره. نه. به هیچ وجه
همین الان شاممون تموم شد

00:24:43.107 --> 00:24:44.275
آره. وقتشه

00:24:44.484 --> 00:24:46.987
توی این کشور ساعت چهار شام میخورند

00:24:48.030 --> 00:24:48.864
چی؟

00:24:49.281 --> 00:24:52.411
یه کنسرت دیگه؟
یه لحظه صبر کن

00:24:53.245 --> 00:24:57.208
بلندتر حرف بزن، صدات رو بد میشنوم
خط خیلی نویز داره

00:24:58.251 --> 00:25:02.006
.یه لحظه صبرکن
کتابچه و عینکم رو می خوام

00:25:02.089 --> 00:25:05.635
(به سوئدی)
ايوا میشه ببینی عینکمو رو میز جا گذاشتم یا نه؟

00:25:06.386 --> 00:25:08.763
کجایی؟
مونته کارلو؟

00:25:08.973 --> 00:25:10.975
مونته کارو داری چیکار میکنی؟

00:25:11.183 --> 00:25:13.478
!نکنه داری با پول های من قمار میکنی

00:25:14.604 --> 00:25:15.772
(به سوئدی)
ممنونم عزیزم

00:25:15.856 --> 00:25:19.736
حالا این دختر قدیمی عینکش
!رو روی بینی اش گذاشته

00:25:20.236 --> 00:25:21.613
...بذار ببینم

00:25:24.825 --> 00:25:27.120
!اوه نه! غیرممکنه

00:25:27.245 --> 00:25:30.166
خیلی خوب میدونی که وقت تعطیلاتمه

00:25:31.083 --> 00:25:34.203
نه. خوب نیست
حتی فکرش هم نمی کردم

00:25:34.211 --> 00:25:37.257
نوشتم: آزاد، آزاد، آزاد

00:25:38.926 --> 00:25:40.887
!گفتی چقدر پول میدن؟

00:25:41.929 --> 00:25:43.724
!خدای مهربون

00:25:46.226 --> 00:25:51.525
،اگه میتونند کنسرتشون روز چهارشنبه
هفده ام برگذار کنند؛ من هستم

00:25:52.693 --> 00:25:57.382
از طرف من بهشون بگو: پشت صحنه یه توالت بذارند

00:25:58.742 --> 00:26:01.754
!نمیخوام توی گلدون ادرار کنم

00:26:03.331 --> 00:26:06.560
اصلا هم برام مهم نیست اون قصر چقدر قدیمه

00:26:06.669 --> 00:26:09.172
قرن نوزدهم

00:26:09.798 --> 00:26:12.802
مواظب خودت باش
زیاده روی هم نکن

00:26:13.761 --> 00:26:15.846
!یادت باشه ما دیگه جوون نیستیم

00:26:17.724 --> 00:26:19.184
میدونی که عاشقتم

00:26:22.988 --> 00:26:27.949
مدیر برنامه هام بود، آدم دوست داشتنیه, تنها دوستيه که برام مونده

00:26:28.128 --> 00:26:33.066
اونو يادت مياد؟ پل رو میگم، الان سي سالی میشه که با هم کار مي کنيم

00:26:34.336 --> 00:26:40.799
چه ساز قدیمیه خوبيه!  چه صداي خوبي! تازه هم کوک شده

00:26:40.977 --> 00:26:42.912
الان واقعا" سرحالم

00:26:44.415 --> 00:26:47.442
لازم نبود نگران باشم -
منظورت چيه مامان ؟ -

00:26:47.619 --> 00:26:51.681
از اينکه بعد از مدتها
دوباره به ديدنت مي اومدم کمی عصبي بودم

00:26:51.857 --> 00:26:54.257
نزديک بود اصلا" نيام

00:26:54.427 --> 00:26:58.023
اين قهوه خاص هم مورد علاقم نیست

00:26:58.198 --> 00:26:59.996
اما وقتي نمي تونم بخوابم، دیگه چیکار می شه کرد ؟

00:27:01.436 --> 00:27:04.304
مي بينم که پريلودهاي شوپن رو کار مي کني

00:27:04.473 --> 00:27:07.203
نمي خواهي چيزي بزني؟ -
الان نه -

00:27:07.376 --> 00:27:12.873
بچه بازی درنیار, اگه برام بزني خيلي کيف مي کنم

00:27:13.050 --> 00:27:16.851
مگه نگفتي دلت مي خواد مامان به صداي سازت گوش کنه

00:27:17.022 --> 00:27:21.653
همش مایه آبرو ریزیه, من تکنيک ندارم

00:27:21.828 --> 00:27:26.732
حتی زحمت یادگیری انگشت گذاری صحیح رو هم به خودم ندادم

00:27:26.900 --> 00:27:29.893
عزيزم ديگه بهونه نيار, بزن دیگه

00:29:24.646 --> 00:29:26.204
ايوا , عزيزترينم

00:29:27.816 --> 00:29:30.945
فقط همين ؟-
خيلي تحت تاثير قرار گرفتم -

00:29:32.188 --> 00:29:34.384
خوشت اومد ؟ -
از تو خوشم اومد -

00:29:35.592 --> 00:29:39.654
منظورتونو نمي فهمم -
يک قطعه ديگه بزن -

00:29:39.831 --> 00:29:42.528
کجای کاراشتباه کردم ؟ -
هيچ جا -

00:29:43.435 --> 00:29:46.837
چندان اهميتي به طرز نواختنم ندادي

00:29:47.007 --> 00:29:51.945
هر کسی یه سبکی داره -
دقيقا. حالا مي خوام تفسیر شما رو بدونم -

00:29:53.014 --> 00:29:59.182
ناراحت شدی -
عصبانیم چون نظرتو درباره این  -

00:29:59.355 --> 00:30:02.688
پریلود نمیگی -
خب حالا که اصرار داري، باشه

00:30:04.194 --> 00:30:07.961
کارت از نظر فني به هیچ وجه بد نبود
هر چند که بايد از خودت اشتیاق بیشتری

00:30:08.133 --> 00:30:12.195
نشون بدیCortotدرنحوه انگشت گذاری

00:30:12.371 --> 00:30:17.241
حالا بیا درباره مضمون اثر صحبت کنيم

00:30:17.911 --> 00:30:22.406
شوپن خيلي هم احساساتي نيست

00:30:22.584 --> 00:30:25.554
احساس کردن با سانتی مانتال بودن خیلی فرق داره

00:30:25.721 --> 00:30:31.888
پريلود از درد مي گه نه از خيال

00:30:32.062 --> 00:30:35.863
بايد آرام ، واضح و خشن بنوازي

00:30:36.033 --> 00:30:37.934
حالا اولين ضربها رو در نظر بگير

00:30:40.806 --> 00:30:43.970
آزارش مي ده اما اینو نشون نمیده

00:30:45.446 --> 00:30:47.539
حالا يه آرامش کوتاه

00:30:50.719 --> 00:30:55.214
که تقريبا بلافاصله از بين مي ره

00:30:55.391 --> 00:30:57.723
دردش سرجاشه

00:31:02.099 --> 00:31:04.568
تمام مدت حالت تنش کامل وجود داره

00:31:05.570 --> 00:31:09.632
شوپن مغرور و احساسی

00:31:09.808 --> 00:31:15.042
زخم خورده و بسیار مردانه بوده
پیرزن بیش از حد احساساتی نبوده

00:31:15.216 --> 00:31:19.414
این پريلود رو طوري باید بزني که زشت به نظر بياد

00:31:19.588 --> 00:31:22.819
نبايد گوشنواز باشه
بايد خارج به نظر برسه

00:31:22.991 --> 00:31:26.450
باید تلاش کنی و به پيروزي برسي

00:31:27.296 --> 00:31:30.061
اينجوری

00:34:05.860 --> 00:34:07.088
متوجه شدم

00:34:09.463 --> 00:34:14.801
از دستم عصباني نباش -
چرا بايد عصباني باشم ؟ اتفاقا" برعکس -

00:34:14.971 --> 00:34:18.168
45سال از عمرم رو با اين پريلودها گذروندم

00:34:18.942 --> 00:34:22.936
هنوز هم رازهای زیادی دارن

00:34:24.749 --> 00:34:27.378
وقتي کوچیک بودم خيلي تحسينت مي کردم

00:34:28.153 --> 00:34:31.179
ولی بعدش از دست خودت و پيانو زدنت خسته شدم

00:34:32.859 --> 00:34:36.091
ولي الان به شکلی متفاوت دوباره تحسينت مي کنم

00:34:37.198 --> 00:34:40.191
پس اميدي هست -
بله , اينطور فکر مي کنم -

00:34:54.286 --> 00:34:57.779
ایوا کجايي ؟ -
اينجام مامان. این بالا -

00:35:06.701 --> 00:35:10.502
لباسامو عوض کردم اگه دوست داری بریم با هم پیاده روی

00:35:11.206 --> 00:35:14.438
اينجا اتاق بچه هست؟-
بله , اين هم اتاق اريکه -

00:35:15.979 --> 00:35:21.282
چطور همین جور گذاشتی بمونه؟ -
اغلب درباره تغیر دادنش صحبت مي کنيم -

00:35:21.452 --> 00:35:28.587
بعضي وقتها ميام اينجا مي شينم و با خودم فکر مي کنم

00:35:28.761 --> 00:35:32.960
بيا بريم -
صبر کن مامان , ببين چه حس خوبی داره اینجا -

00:35:36.237 --> 00:35:39.901
اريک يه روز قبل از تولد چهارسالگیش غرق شد

00:35:40.076 --> 00:35:41.668
البته اينو مي دوني

00:35:42.345 --> 00:35:46.510
اين براي ويکتور خيلي سنگين بود

00:35:46.683 --> 00:35:49.585
من به ظاهر خيلي آه و ناله کردم

00:35:49.754 --> 00:35:53.054
اما باطنا" فکر مي کنم که هنوز زنده ست

00:35:54.059 --> 00:35:56.357
و با هم زندگي مي کنيم

00:35:57.864 --> 00:36:01.426
فقط بايد تمرکز کنم اونوقت پیداش می شه

00:36:02.336 --> 00:36:08.242
یه وقت هایی که داره خوابم می بره نفسش را روي صورتم حس مي کنم

00:36:08.410 --> 00:36:11.039
با دستاش نازم می کنه

00:36:12.015 --> 00:36:15.747
اون تو یه دنیای دیگه زندگي مي کنه
اما با هم ارتباط داریم

00:36:15.919 --> 00:36:19.083
حد فاصلي در کار نيست. هیچ ديوارغیر قابل عبوری وجود نداره

00:36:20.492 --> 00:36:25.760
،گاهي فکر مي کنم جائي که پسرکم زندگي مي کنه
حقیقت چه شکلیه

00:36:25.931 --> 00:36:29.026
مي دونم که قابل وصف نیست

00:36:29.202 --> 00:36:32.866
اونجا دنياي احساسات نامحدوده

00:36:33.841 --> 00:36:35.332
مي دوني منظورم چيه ؟

00:36:36.378 --> 00:36:39.871
بنظرم آدم يه مخلوق عجيبه

00:36:40.050 --> 00:36:42.985
يک فکر غير قابل تصوره

00:36:43.153 --> 00:36:47.352
انسان همه چيز هست از برترین گرفته تا پست ترین

00:36:47.525 --> 00:36:51.690
انسان تصوير خداست درونش همه چيز هست

00:36:52.899 --> 00:36:58.429
آدمی زاد آفریده می شه
شياطین هم آفريده میشن

00:36:58.605 --> 00:37:03.634
مقدسين و پيامبران
هنرمندان و بت شکنان همگی آفريده شدن

00:37:03.812 --> 00:37:06.873
همه چيز در راستای هم وجود دارن

00:37:07.049 --> 00:37:11.987
مثل الگوهای عظیمی هستن که دائما عوض میشن

00:37:12.155 --> 00:37:17.116
از طرفی هم، بايد حقيقتهاي بيشماري وجود داشته باشن

00:37:17.295 --> 00:37:20.754
نه فقط يک حقيقت که با حواس گنگمون درکش کنيم

00:37:20.933 --> 00:37:27.841
بلکه همهمه ای از حقيقتها در درون و بيرون روی هم انباشته شدن

00:37:28.909 --> 00:37:32.209
اعتقاد به هر گونه محدوديت صرفا ناشي از ترس و تعصبه

00:37:33.415 --> 00:37:38.183
حد و مرزی وجود نداره, چه برای افکار و

00:37:38.354 --> 00:37:40.084
چه برای احساسات

00:37:41.592 --> 00:37:47.396
این اضطرابه که محدودیت میاره

00:37:47.566 --> 00:37:51.833
رو میزنیHammerklvierوقتي قسمتهای آرام سونات

00:37:52.005 --> 00:37:57.308
بايد زندگی در دنیای بی حد و مرز رو احساس کرده باشی

00:37:57.478 --> 00:38:02.542
مشغولیتی که نمي شه فهمیدش و یا در اون جستجو کرد

00:38:04.787 --> 00:38:07.620
بهتره قبل از اينکه هوا تاريک بشه بريم يه قدمي بزنيم

00:38:32.855 --> 00:38:36.656
فکر مي کنم لنا داره صدا ميزنه , ببخشيد

00:38:39.397 --> 00:38:44.028
فکر مي کنم ايوا خیلی ناراحته

00:38:44.203 --> 00:38:49.141
وقتی از نیرویی که بهش اعتقاد داره برام گفت
وحشت برم داشت. خيلي افکارش مغشوشه

00:38:49.309 --> 00:38:52.245
يه لحظه اجازه بده شارلوت

00:38:52.413 --> 00:38:56.680
تا نظرم رو درباره همسرم بهت بگم

00:38:59.221 --> 00:39:04.251
وقتي از ايوا خواستم باهام ازدواج کنه
گفت دوستم نداره

00:39:04.428 --> 00:39:08.331
منظورت چیه ؟ -
ازش پرسيدم یعنی کس ديگه اي رو دوست داری -

00:39:09.133 --> 00:39:13.434
گفت تا حالا هيچ کس رو دوست نداشته

00:39:13.606 --> 00:39:16.302
اصلا" نمی تونه کسی رو دوست داشته باشه

00:39:20.480 --> 00:39:27.786
من و ايوا سالها اينجا با هم زندگي کرديم
بعدشم اریک به دنيا اومد

00:39:28.390 --> 00:39:34.820
اون وقتها اميدي به بچه دار شدن نداشتيم
مي خواستيم بچه اي رو به فرزندي قبول کنیم

00:39:34.999 --> 00:39:41.496
وقتي ايوا حامله شد یه دفعه تغيير کرد

00:39:41.673 --> 00:39:47.204
خوشحال، آرام و سرزنده بود

00:39:48.515 --> 00:39:51.644
سنگین شده بود و خدا رو خوش نمی اومد با کارهای کلیسا

00:39:51.819 --> 00:39:55.779
یا نواختن پیانو اذیتش کرد

00:39:55.958 --> 00:39:58.324
اون پای پنجره روي صندلي مي نشست
و به بازي نورها روي

00:39:58.494 --> 00:40:01.658
خلیج چشم می دوخت

00:40:04.568 --> 00:40:06.627
اوضاع و احوالمون یه دفعه خوب شده بود

00:40:07.839 --> 00:40:11.331
ببین من خیلی از ايوا بزرگترم

00:40:11.510 --> 00:40:14.947
احساس مي کردم سایه سردی رو زندگیمون افتاده

00:40:15.114 --> 00:40:20.212
:یادمه که اینجوری فکر می کردم

00:40:20.387 --> 00:40:24.222
"بسيار خوب , زندگي من اينطوریه و کاریشم نمیشه کرد"

00:40:29.766 --> 00:40:34.670
اما یه دفعه همه چيز عوض شد

00:40:38.811 --> 00:40:44.773
...منو ببخش اما هنوزم خيلي سخته که

00:40:49.924 --> 00:40:56.661
آره یه چند سالی به برکت وجود اریک زندگي پرباري داشتيم

00:41:00.938 --> 00:41:04.932
بايد ايوا را مي ديدي

00:41:05.110 --> 00:41:08.205
وقتی اريک به دنیا اومد

00:41:08.381 --> 00:41:11.680
من مشغول ضبط  سوناتهاي موتزارت بودم

00:41:11.852 --> 00:41:14.582
حتي يه روز هم وقت آزاد نداشتم -
نه -

00:41:14.755 --> 00:41:17.657
ما بارها و بارها شما را دعوت کرديم

00:41:19.594 --> 00:41:23.224
وقتي اريک غرق شد اون سایه سرد سنگین تر شد

00:41:24.466 --> 00:41:28.665
براي ايوا مسئله فرق مي کرد

00:41:28.839 --> 00:41:34.745
فرق مي کرد ؟ -
احساساتش تحليل نرفته بود -

00:41:34.913 --> 00:41:36.505
يا لااقل اينطور به نظر مي رسيد

00:41:38.284 --> 00:41:45.782
اگه احساس مي کنه که پسرش زنده ست
و کنارشه

00:41:46.995 --> 00:41:49.395
خوب شايد همينطور باشه

00:41:50.232 --> 00:41:53.258
به ندرت در اين مورد حرفي مي زنه

00:41:53.436 --> 00:41:55.837
گمان مي کنم مي ترسه که ناراحت بشم

00:41:56.006 --> 00:41:57.667
در واقع هم همينطوره

00:41:58.976 --> 00:42:01.843
اما به هر حال گفته هايش درست به نظر مي رسن

00:42:03.282 --> 00:42:07.583
من حرفش رو قبول دارم -
آره خب تو يه کشيشي -

00:42:08.388 --> 00:42:14.624
ايمان من در بهبود وضعيتش موثره -
متاسفم که ناراحتت کردم -

00:42:14.795 --> 00:42:18.630
مسئله اي نيست. برخلاف شما و ايوا

00:42:18.800 --> 00:42:22.293
من پرحرف و دمدمی هستم . اين تقصير خودمه

00:42:22.472 --> 00:42:26.102
فکر کنم امشب باید حسابي قرص خواب آور بخورم

00:42:30.682 --> 00:42:34.710
اينجا خيلي آرومه فقط صداي ملايم
باران روی بام خونه به گوش مي رسه

00:42:35.888 --> 00:42:39.120
به چيزي احتياج نداري ؟ -
از اين بهتر نميشه -

00:42:39.292 --> 00:42:43.286
کلوچه, آب معدني , ضبط صوت

00:42:43.464 --> 00:42:47.162
دو تا رمان پليسي، چشم بند و صداگیر برای گوش

00:42:47.336 --> 00:42:50.500
و پتوی مسافرتیم

00:42:50.673 --> 00:42:54.132
دوست داري از اين شکلات سوئيسي خوش مزه ام بخوری ؟

00:42:54.311 --> 00:42:58.942
دو تا هم خواستی بردار -
شکلات دوست ندارم -

00:42:59.117 --> 00:43:02.918
يادم مياد وقتي بچه بودي عاشق شکلات بودي

00:43:03.723 --> 00:43:08.957
هلنا خیلی اهل شکلات بود , من نبودم -
بهتر، براي خودم بيشتر مي مونه -

00:43:09.129 --> 00:43:11.792
شب بخير مامان -
شب بخير کوچولوي من -

00:43:11.966 --> 00:43:16.529
ويکتور آدم خوش قلبیه, بايد مراقبش باشی

00:43:16.705 --> 00:43:22.576
حتما -
با هم خوبین ؟ -

00:43:22.746 --> 00:43:26.205
با هم مي سازين ؟
ويکتور بهترين دوست منه -

00:43:26.384 --> 00:43:29.183
زندگي بدون اون برام غیر قابل تصوره

00:43:30.289 --> 00:43:34.351
اون گفت که دوسش نداشتي -
اون اينو گفت ؟ -

00:43:34.527 --> 00:43:39.295
بله , چطور مگه ؟ -
یکم برام عجیبه -

00:43:39.466 --> 00:43:41.094
مگه اين یه راز بود ؟

00:43:42.704 --> 00:43:46.903
نباید می گفت؟
ويکتور اهل اعتماد کردن و دردودل نیست -

00:43:47.076 --> 00:43:51.980
ما داشتيم درباره تو صحبت مي کرديم -
اگر مي خواي چيزي رو بدوني بهتره از خودم بپرسي -

00:43:52.149 --> 00:43:56.382
قول مي دهم راستش رو بگم
حالا شلوغش نکن -

00:43:56.554 --> 00:44:00.719
یه مادر طبیعتا" نگران دخترش می شه

00:44:00.893 --> 00:44:05.126
ما با علاقه تمام درباره تو حرف مي زديم

00:44:05.298 --> 00:44:08.962
کاش ملت رو به حال خودشون مي ذاشتي

00:44:09.136 --> 00:44:12.265
فکر مي کنم که زيادی تنهات گذاشتم

00:44:12.441 --> 00:44:17.675
درسته -
بيا تو بغلم. قول بده ازم ناراحت نباشي -

00:44:17.847 --> 00:44:20.442
ناراحت نيستم -
من دوسِت دارم , متوجهی -

00:44:20.618 --> 00:44:21.983
من هم دوسِت دارم

00:44:23.253 --> 00:44:26.348
در هر حال همیشه تنها بودن لطفي ندارد

00:44:27.525 --> 00:44:29.551
در واقع من به تو و ويکتور حسودیم ميشه

00:44:30.429 --> 00:44:35.925
حالا که لئوناردو مرده بدجوری احساس تنهايي مي کنم

00:44:36.103 --> 00:44:38.732
متوجهي که ؟ -
بله -

00:44:38.906 --> 00:44:42.673
دلم که به حال خودم بسوزه یه دقیقه ای اشکم درمیاد

00:44:42.845 --> 00:44:45.610
اين کتاب اصلا"چيز بدي نيست

00:44:45.782 --> 00:44:49.116
نويسنده اش کرتيزنسکيه، می شناسیش ؟

00:44:49.754 --> 00:44:53.281
توی مادريد باهاش آشنا شدم , خل و چل بود

00:44:53.458 --> 00:44:56.621
نمی تونستم جلوی خودمو بگیرم و نگرفتم

00:44:57.630 --> 00:45:01.464
چراغ رو خاموش کنم ؟ -
بله , لطفا -

00:45:03.537 --> 00:45:06.666
صبحونتونو بیارم ؟ -
خودت رو به زحمت نينداز -

00:45:06.841 --> 00:45:10.403
مي خوام لوست کنم -
بسيار خوب , اگه اصرار داري -

00:45:11.380 --> 00:45:15.784
قهوه پررنگ , شير گرم , دو برش نون آلماني با پنير

00:45:15.952 --> 00:45:20.515
يک تکه نون تست شده با عسل

00:45:20.692 --> 00:45:23.526
و آب پرتغال -
تقريبا فراموشش کرده بودم -

00:45:23.696 --> 00:45:25.891
...مي تونم -
همون آب پرتغال خوبه -

00:45:26.065 --> 00:45:29.297
شب بخير عزيزم
شب بخير مامان -

00:45:53.099 --> 00:45:56.091
بهتره یه نگاهي به حسابهام بندازم

00:45:57.036 --> 00:46:00.598
بايد به برامر بگم پول لئوناردو رو به کار بگیره

00:46:02.710 --> 00:46:05.679
خونه هم براي خودش قيمتي داره

00:46:05.848 --> 00:46:09.284
تو هيچوقت به پول اهمیتی نمی دادی

00:46:09.451 --> 00:46:11.477
دغدغه هات فرا تر از این چیزهای مادی بود

00:46:12.822 --> 00:46:15.189
و همه مشکلات رو به عهده شارلوت گذاشتی

00:46:16.827 --> 00:46:23.598
3,735,866 فرانک

00:46:25.772 --> 00:46:29.209
کی فکرشو می کرد این قدر پول داشته باشی؟

00:46:32.280 --> 00:46:35.340
و همه رو براي شارلوت بذاری

00:46:38.387 --> 00:46:40.686
خودم هم یه پس اندازی دارم

00:46:43.226 --> 00:46:46.196
پولامون روهم از پنج ميليون مي زنه بالاتر

00:46:47.331 --> 00:46:49.061
حالا با اين همه پول چی کار کنم؟

00:46:50.135 --> 00:46:54.004
يک ماشين خوب براي ويکتور و ايوا مي خرم

00:46:54.174 --> 00:46:58.202
نمي شه که با اون ماشين قراضه این ور اون ور برن

00:46:58.379 --> 00:47:01.440
دوشنبه می ریم شهر دنبال يه ماشين جدید

00:47:02.017 --> 00:47:07.183
اين کار خوشحالشان مي کنه, منم خوشحال مي شم

00:47:07.356 --> 00:47:12.226
اون خودشو تسلیم کرد

00:47:12.396 --> 00:47:15.127
مرد رغبتی نشون نداد

00:47:17.936 --> 00:47:21.634
چه مزخرفاتی

00:47:22.676 --> 00:47:26.703
آدام واقعا یه احمق بود

00:47:26.881 --> 00:47:29.850
حتی نزديک بود به خاطر من خودکشي کنه

00:47:34.122 --> 00:47:38.719
چطوره براي خودم يک ماشين جدید بخرم
و بنز رو به اونا بدم

00:47:39.262 --> 00:47:43.461
اينطوري مي تونم با هواپیما برم پاريس

00:47:43.634 --> 00:47:49.632
بعدشم اونجا یه ماشين می خرم
و دیگه مجبور نیستم اونهمه راه رو رانندگی کنم

00:47:50.343 --> 00:47:53.279
فردا می رم سراغ راول

00:47:54.014 --> 00:47:59.578
تنبلي من این اواخر مايه آبروريزيه

00:48:57.459 --> 00:48:59.927
چه شده , مامان ؟

00:49:00.630 --> 00:49:04.293
صداي فریادتونو شنیدم اما تو اتاق نبودید

00:49:04.467 --> 00:49:09.668
ببخش که بيدارت کردم, خواب وحشتناکي ديدم

00:49:10.542 --> 00:49:14.411
خوابم يادم نمياد -
میخواید پیشتون بمونم؟ -

00:49:14.580 --> 00:49:19.541
نه ممنون عزيزم , برو بخواب

00:49:19.720 --> 00:49:20.982
باشه

00:49:24.792 --> 00:49:27.921
تو که منو دوست داري , مگه نه ؟ -
البته , تو مادرمي -

00:49:29.431 --> 00:49:31.161
جواب روشني نبود

00:49:41.613 --> 00:49:44.515
دوستم داري ؟ -
عاشقتم -

00:49:44.684 --> 00:49:46.311
واقعا"؟

00:49:46.953 --> 00:49:51.550
من کارم رو موقتا"ول کردم تا بتونم بیشتر با تو و بابا باشم

00:49:51.726 --> 00:49:57.063
به خاطر درد شونت بود که نمیتونستی
شش ساعت در روز تمرین کنی

00:49:57.233 --> 00:50:01.864
پیانو زدنت هم مثل حافظت خراب شد

00:50:02.039 --> 00:50:05.441
یادت رفته ؟ -
... نه , اما ايوا -

00:50:05.610 --> 00:50:07.840
نمی دونم از کدوم یکی بیشتر متنفر بودم

00:50:08.012 --> 00:50:10.811
وقتي که خونه بودی يا وقتي که میرفتی کنسرت

00:50:11.950 --> 00:50:15.819
الان میفهمم که زندگي رو براي من و پاپا جهنم کرده بودي

00:50:15.989 --> 00:50:18.982
من و بابات با هم خيلي خوش بوديم

00:50:19.160 --> 00:50:22.528
همه کار براش مي کردم

00:50:22.697 --> 00:50:28.500
تو بهش وفادار نبودي -
نبودم ؟-

00:50:28.671 --> 00:50:31.800
با جوزف کاملارو راست بودم

00:50:31.975 --> 00:50:34.911
عاشق مارتين شدم هشت ماه باهاش زندگي کردم

00:50:36.514 --> 00:50:42.579
آش دهن سوزی هم نبود -
در هرحال مجبور بودم که بعد از ظهرا پیش بابا بشینم  -

00:50:42.756 --> 00:50:48.787
آرومش کتم و مدام بگم  که تو مثل اون

00:50:48.963 --> 00:50:51.694
دوسش داري و مطمئنا برمیگردی پيشش

00:50:53.602 --> 00:50:57.266
نامه هات رو برايش مي خوندم

00:50:57.440 --> 00:51:01.901
نامه هاي بلند بالا،عاشقانه و سرگرم کنندت که توش

00:51:02.079 --> 00:51:04.173
از سفرهاي جالبت میگفتی

00:51:05.917 --> 00:51:10.321
ما هم مثل احمق ها مي نشستيم نامه هات رو چند بار مي خونديم

00:51:10.490 --> 00:51:15.190
و فکر مي کرديم آدمي جالبتر از تو وجود نداره

00:51:16.530 --> 00:51:20.524
ایوا تو ازم متنفري

00:51:25.809 --> 00:51:32.511
نمي دونم . براي اومدنت خيلي انتظار کشيدم

00:51:32.683 --> 00:51:34.675
نمي دونم چی تو سرم بود

00:51:35.921 --> 00:51:38.914
شايد فکر مي کردم تنها و غمگيني

00:51:39.526 --> 00:51:41.619
خیلی گيجم

00:51:42.630 --> 00:51:47.261
فکر مي کردم بزرگ شدم
مي تونم به راحتی با تو و خودمو

00:51:47.435 --> 00:51:49.801
بيماري هلنا و روزگار کودکيمون کنار بیام

00:51:52.708 --> 00:51:55.177
حالا مي فهمم که همش اوضاع درهمی بوده

00:52:14.302 --> 00:52:18.137
چیزی نیست , بیدار شو

00:52:28.652 --> 00:52:32.089
پیشت مي شينم تا خوابت ببره

00:53:38.706 --> 00:53:42.768
برات مثل عروسکي بودم
که هر وقت فرصت داشتي باهاش بازي مي کردي

00:53:44.713 --> 00:53:49.083
اگر مريض  می شدم یا شیطوني مي کردم منو به پرستار مي سپردي

00:53:51.155 --> 00:53:54.283
خودتو توي اتاق حبس مي کردي و تمرین مي کردي

00:53:54.458 --> 00:53:56.256
و هيچکس هم اجازه نداشت مزاحمت بشه

00:53:57.228 --> 00:53:59.459
منم عادت کرده بودم پشت در وايستم و گوش بدم

00:54:00.466 --> 00:54:05.029
وقتي براي نوشيدن قهوه دست از پیانو زدن ور می داشتی
به اتاقت مي آمدم ببينم واقعا وجود خارجی داری یا نه

00:54:06.173 --> 00:54:10.076
همیشه مهربون بودي اما فکرت جاي ديگه ای بود

00:54:11.513 --> 00:54:14.141
اگر چيزي مي پرسيدم , به ندرت جوابمو مي دادي

00:54:15.785 --> 00:54:17.252
ممنون

00:54:37.278 --> 00:54:39.405
مامان الان می خواد تنها باشه

00:54:39.581 --> 00:54:41.743
برو بيرون و بازي کن , روز خیلی خوبيه

00:54:58.170 --> 00:55:00.765
چون تو خيلي خوشگل بودي , منم دلم مي خواست خوشگل باشم

00:55:01.975 --> 00:55:06.879
هميشه نگران بودم که نکنه ظاهرم رو نپسندي

00:55:08.450 --> 00:55:12.785
خيلي زشت بودم , استخواني با چشمهاي درشت

00:55:12.955 --> 00:55:18.861
لبهاي کلفت و پهنی داشتم از ابرو هم خبری نبود

00:55:19.029 --> 00:55:22.557
دستهام دراز و پاهايم خيلي پهن بود

00:55:22.734 --> 00:55:24.930
اصلا" فکر مي کردم خيلي زننده ام

00:55:26.572 --> 00:55:31.033
يه بار بهم گفتي :تو بايد پسر مي شدي

00:55:31.211 --> 00:55:34.739
و بعد هم خنديدي تا ناراحت نشم

00:55:34.916 --> 00:55:41.289
قطعا" ناراحت شدم. يه روز که چمدونات طبقه پايين بود

00:55:41.458 --> 00:55:45.361
و داشتي با تلفن به زبون خارجي حرف مي زدي

00:55:46.430 --> 00:55:50.697
دعا کردم یه اتفاقي بيفته که جلوی رفتنت رو بگیره

00:55:52.037 --> 00:55:53.698
ولي تو هميشه مي رفتي

00:55:54.907 --> 00:55:58.867
دستاتو دورم حلقه مي کردي و منو مي بوسيدي

00:55:59.046 --> 00:56:04.383
نگام مي کردي و لبخند مي زدي

00:56:04.552 --> 00:56:08.080
بوي خوش اما غريبي داشتي

00:56:08.257 --> 00:56:12.888
خودت هم غریبه بودي
حواست به رفتنت بود ديگه منو نمي ديدي

00:56:14.898 --> 00:56:21.135
بعدش میرفتی، منم فکر مي کردم الانه که بمیرم

00:56:21.406 --> 00:56:25.207
چقدر آزاردهنده بود, ديگه هرگز طعم خوشحالی رو نمی چشیدم

00:56:26.346 --> 00:56:30.511
چطوری مي شد اين درد رو دو ماه تحمل کرد ؟

00:56:41.632 --> 00:56:46.263
تو بغل بابا گريه مي کردم و اونم آروم مي نشست

00:56:46.437 --> 00:56:49.771
و دست مهربونشو رو روي سرم مي کشيد

00:56:49.942 --> 00:56:55.245
همونجوری مدتها مي نشست و پيپ قديميش رو مي کشيد

00:56:56.349 --> 00:57:02.017
بعضی وقتها مي گفت : بيا امشب بریم سينما يا

00:57:02.190 --> 00:57:04.385
با یه بستنی به جای شام موافقی؟

00:57:06.462 --> 00:57:09.863
اما فقط دلم می خواست بمیرم

00:57:14.271 --> 00:57:17.799
روزها و هفته ها به همين حال می گذشت

00:57:18.176 --> 00:57:20.668
من و پدر تنهايي مون رو خوب با هم قسمت کرده بوديم

00:57:22.148 --> 00:57:24.242
حرف زيادي نداشتيم که به هم بزنيم

00:57:24.418 --> 00:57:27.251
منم هيچوقت مزاحمش نمي شدم

00:57:28.990 --> 00:57:31.220
گاهي نگران به نظر مي رسيد , نمي دوستم که

00:57:31.392 --> 00:57:36.058
هميشه بي پوله , اما هر وقت با ادا اطوار بچه گانه بسمتش می رفتم

00:57:36.232 --> 00:57:40.066
چهره اش شاداب مي شد و بعد

00:57:40.236 --> 00:57:44.298
و با دستای رنگ پريده اش کوچولوش نوازشم می کرد

00:57:45.644 --> 00:57:51.345
بعضي وقتها هم با عمو اوتو رو کاناپه می نشستن و برندی می خوردن

00:57:51.651 --> 00:57:54.212
با هم یه چيزایي زمزمه مي کردند

00:57:54.655 --> 00:57:56.885
نمی دونم اصلا" صداي همديگرو مي شنيدند یا نه

00:57:58.159 --> 00:58:01.755
یه موقع هایی هم عمو هري مي اومد و با هم شطرنج بازي مي کردند

00:58:03.265 --> 00:58:06.724
دیگه خيلي خیلی ساکت می شد

00:58:08.138 --> 00:58:11.870
صداي تيک تاک سه تا ساعت مختلف رو می شد شنید

00:58:15.948 --> 00:58:18.178
چند روز قبل اومدنت

00:58:19.019 --> 00:58:21.783
از هيجان تب می کردم

00:58:21.955 --> 00:58:24.891
نگران مي شدم که مبادا واقعا مريض بشم

00:58:25.059 --> 00:58:27.187
چون تو از آدمهاي مريض خوشت نمیومد

00:58:29.398 --> 00:58:33.460
وقتي مي اومدي خيلي خوشحال بودم

00:58:33.636 --> 00:58:38.768
نمي تونستم چيزي بگم
اون وقت بی حوصله می شدی و مي گفتي

00:58:38.942 --> 00:58:42.674
انگار ايوا از برگشتن مادرش خوشحال نيست

00:58:44.015 --> 00:58:49.478
اون وقت گُر مي گرفتم و قرمز مي شدم و عرق می کردم

00:58:49.923 --> 00:58:54.452
هیچی نمی گفتم
چیزی برای گفتن نداشتم

00:58:55.930 --> 00:59:00.095
چون تو خونه حرف حرفِ خودت بود

00:59:00.269 --> 00:59:04.001
داری غلو مي کني -
بذار حرفمو تموم کنم -

00:59:04.174 --> 00:59:09.306
مي دونم که یکم مستم ولي اگه تو این حال نبودم
چيزي رو که مي خواستم بگم نمی گفتم

00:59:09.480 --> 00:59:13.474
جرات گفتنش رو ندارم چون خجالت مي کشم

00:59:13.652 --> 00:59:18.887
تو مي توني توضيح بدي منم گوش می دم تا متوجه بشم

00:59:19.059 --> 00:59:20.754
این کاريه که هميشه کردم

00:59:25.633 --> 00:59:30.003
دوسِت داشتم مامان, خیلی برام مهم بود

00:59:30.172 --> 00:59:32.698
اما به گفته هات ايمان نداشتم

00:59:33.410 --> 00:59:36.141
گفته هات با حالت چشمات جور در نمي اومد

00:59:37.482 --> 00:59:39.450
میدونی مامان تو صداي قشنگی داري.  وقتي کوچیک بودم

00:59:39.618 --> 00:59:43.054
صدات رو با تمام وجود حس مي کردم

00:59:43.222 --> 00:59:47.182
اما بطور غريزي مي دونستم حرفهايي که مي زني کلیشه ایه

00:59:49.663 --> 00:59:51.756
حرفهات رو نمي فهمیدم

00:59:54.736 --> 00:59:58.468
از همه بدتر اين بود که وقتي عصباني بودي
لبخند مي زدي

00:59:59.175 --> 01:00:01.872
وقتي از پاپا متنفر بودي اونو

01:00:02.045 --> 01:00:07.109
عزيزترين خطاب مي کردي و وقتي از من خسته می شدی

01:00:07.285 --> 01:00:09.344
مي گفتي دختر کوچولوي عزيزم

01:00:25.941 --> 01:00:27.273
چقدر ساکتی

01:00:29.646 --> 01:00:31.080
چي بايد بگم ؟

01:00:32.683 --> 01:00:36.620
از خودت دفاع کن -
مگه فایده ای هم داره ؟ -

01:00:39.024 --> 01:00:42.756
از کجا بايد بدونم ؟ -
منو به خاطر رفتن از خونه -

01:00:42.929 --> 01:00:44.625
و نموندن تو خونه سرزنش می کنی

01:00:46.166 --> 01:00:50.035
اون سالها اوقات بدي داشتم

01:00:52.041 --> 01:00:58.675
کمرم درد مي کرد و نمي تونستم تمرين کنم
و قرارهای مهم به هم می خورد

01:00:58.849 --> 01:01:01.683
زندگیم پوچ  به نظر می اومد

01:01:01.853 --> 01:01:06.553
از اینکه همیشه از تو بابات دور باشم عذاب وجدان داشتم

01:01:07.726 --> 01:01:12.790
تو به طعنه مي خندي ولی من دارم سعي مي کنم صادقانه صحبت کنم

01:01:13.066 --> 01:01:16.298
من فقط می خوام بگم که چه احساسي داشتم

01:01:17.171 --> 01:01:20.335
بهتره یه بار این موضوع رو روشن کنم
چون دیگه لازم نمی بینم دوباره دربارش صحبتی بکنم

01:01:23.946 --> 01:01:25.607
ادامه بده

01:01:30.722 --> 01:01:34.682
تو هامبورگ بودم و سمفونی شماره یک بتهوون رو مي زدم

01:01:34.860 --> 01:01:39.662
خيلي سخت نبود و همه چيز به خوبي پيش مي رفت

01:01:39.833 --> 01:01:43.132
بعد از کنسرت شام رو با رهبر ارکسر خوردم، اسمش اشميز بود

01:01:43.304 --> 01:01:48.299
هميشه اين کار رو مي کرديم
وقتي مدتي از خوردن و نوشيدن می گذشت

01:01:48.477 --> 01:01:52.539
من راضی بودم و آرامش داشتم

01:01:52.715 --> 01:01:57.278
دیگه کمرم درد نمی کرد، اشميز یه بار گفت

01:02:00.225 --> 01:02:02.853
چرا با شوهرو بچت تو خونه نمي موني

01:02:03.028 --> 01:02:06.931
و به جای اینکه مدام خودتو در معرض تحقير قرار بدی

01:02:07.566 --> 01:02:11.094
زندگي آبرومندانه اي رو در پيش نمي گيري؟

01:02:14.709 --> 01:02:19.374
بهش خيره شدم , زدم زير خنده و گفتم

01:02:19.548 --> 01:02:24.009
امشب خيلي بد ساز زدم ؟
گفت : نه

01:02:24.187 --> 01:02:31.220
ولی نمی تونم خاطره هجدهم آگوست 1934 رو از یاد ببرم

01:02:33.899 --> 01:02:38.269
تو شهر لینز بود که با هم سمفوني شماره یک بتهوون رو مي زديم

01:02:39.206 --> 01:02:43.041
تو بيست سالت بود, سالن پر شده بود

01:02:43.211 --> 01:02:46.374
ما قدرتمندانه مي نواختيم و ارکستر هم تحت تاثير قرار گرفته بود

01:02:47.583 --> 01:02:51.452
بعد از کنسرت حضار بلند شدند و کف زدند

01:02:51.621 --> 01:02:53.248
ارکستر غوغا کرد

01:02:58.496 --> 01:03:02.524
بعدش گفت: لباس قرمز ساده ي تابستونی به تن داشتي

01:03:02.701 --> 01:03:04.636
و موهات تا کمرت مي رسيد

01:03:07.640 --> 01:03:10.269
پرسيدم : چطور همه اين چيزها يادته ؟

01:03:11.679 --> 01:03:14.376
اشميز گفت : تو دفتر خاطراتم نوشتمشون

01:03:15.450 --> 01:03:18.477
همه تجربيات مهم رو يادداشت مي کنم

01:03:21.825 --> 01:03:24.487
وقتي برگشتم هتل خوابم نبرد

01:03:26.164 --> 01:03:28.655
ساعت سه صبح به جوزف زنگ زدم

01:03:28.833 --> 01:03:32.167
و گفتم که مي خوام از تور رفتن دست بکشم

01:03:33.239 --> 01:03:37.108
و با تو و بابا تو خونه بمونم
این جوری يه خونواده واقعي می شیم

01:03:41.682 --> 01:03:44.277
جوزف خيلي خوشحال شد

01:03:45.554 --> 01:03:47.682
هر دومون گريه کرديم

01:03:49.592 --> 01:03:51.493
و دو ساعت با هم حرف زديم

01:03:52.263 --> 01:03:55.756
همين دیگه. تابستان بود

01:03:55.934 --> 01:03:58.596
ما خوش بوديم , نه ؟

01:04:04.511 --> 01:04:07.173
تو خوشحال نبودي ؟ -
نه -

01:04:07.347 --> 01:04:09.475
اما مي گفتي بهتر از این نمي شه

01:04:13.756 --> 01:04:15.724
اون جوری می گفتم که خوشحال شی

01:04:21.532 --> 01:04:27.597
یعنی نمایشی بود , حالا تقصير من چي بود ؟

01:04:27.773 --> 01:04:31.972
من چهارده سالم بودم و تو تمام احساسات سرخوردتو

01:04:32.145 --> 01:04:34.706
عليه من بکار گرفتی

01:04:35.916 --> 01:04:38.477
مي خواستي همه کم توجهی هاتو

01:04:38.653 --> 01:04:41.178
نسبت به من جبران کنی

01:04:41.356 --> 01:04:44.326
خواستم از خودم دفاع کنم ولي فرصتشو نداشتم

01:04:44.494 --> 01:04:49.990
اداهاي متفکرانه و لحن صداي نگرانت هميشه خودنمایی می کرد

01:04:50.167 --> 01:04:55.664
و البته کوچک ترین جزئیات هم از زیر دستت در نمی رفت

01:04:56.175 --> 01:04:59.873
من قوز داشتم ولی تو منو با خودت به ژيمناستيک می بردي

01:05:00.046 --> 01:05:03.881
ما با هم تمرين مي کرديم

01:05:04.051 --> 01:05:07.612
فکر مي کردي موهام خيلي بلنده

01:05:07.789 --> 01:05:11.156
اونا رو کوتاه کردي.  من زشت شدم

01:05:11.593 --> 01:05:14.358
بعد به اين فکر افتادي که دندوناي من کج و کوله ست

01:05:14.531 --> 01:05:17.899
ارتودنسی شون کردی
کاملا وحشتناک شده بودم

01:05:18.068 --> 01:05:21.197
گفتي که
ديگه نمي شه با شلوارک اين ور و اون ور برم

01:05:21.373 --> 01:05:26.334
بعد بدون اینکه نظرمو بپرسی دادی برايم لباس دوختن

01:05:26.512 --> 01:05:30.847
نمي تونستم مخالفت کنم, چون نمي خواستم ناراحتت کنم

01:05:32.486 --> 01:05:36.480
برام چند تا کتاب گرفتي

01:05:36.658 --> 01:05:40.561
که نمی فهمیدمشون
می خوندم و می خوندم و مجبور بودم

01:05:40.729 --> 01:05:44.757
باهات دربارشون بحث کنم. حکم زور بود و منم هیچی نمی فهمیدم

01:05:44.935 --> 01:05:48.167
مي ترسيدم يک روز

01:05:48.339 --> 01:05:51.639
حماقتم رو بر ملا کني

01:05:51.810 --> 01:05:55.975
اما یه چيزو خوب فهميدم

01:05:56.149 --> 01:06:00.587
که یک ذره از وجودم رو دوست نداشتي و قبولش نداشتي

01:06:00.754 --> 01:06:05.522
تو وسواس داشتي و منم روز به روز بیشتر می ترسیدم و داغون تر می شدم

01:06:05.694 --> 01:06:10.098
همون چيزايي رو مي گفتم که دلت مي خواست بگم
همون حرکات تو رو تقلید می کردم

01:06:10.266 --> 01:06:13.395
حتي وقتي تنها بودم جرات نداشتم خودم باشم

01:06:13.570 --> 01:06:18.201
چون از هر چیزی که داشتم متنفر بودم

01:06:19.744 --> 01:06:25.651
وحشتناک بود مامان. حتي الانم که فکر اون روزها می افتم

01:06:25.819 --> 01:06:30.416
تمام تنم مي لرزه .وحشتناک بود

01:06:34.596 --> 01:06:40.433
متوجه نبودم که ازت متنفرم
چون متقاعد شده بودم که همديگرو دوست داريم

01:06:40.870 --> 01:06:46.071
نمي تونستم ازت متنفر باشم
و تنفرم به صورت ترسي جنون آميز دراومد

01:06:46.244 --> 01:06:49.236
کابوس می دیدم

01:06:49.414 --> 01:06:51.713
ناخونهامو مي جويیدم

01:06:52.885 --> 01:06:56.413
موهامو مي کندم

01:06:56.590 --> 01:07:00.357
می خواستم فریاد بکشم اما صدای خرخر آرومی ازم در می اومد

01:07:00.528 --> 01:07:02.929
که بيشتر منو مي ترسوند

01:07:03.098 --> 01:07:06.659
طوري که فکر مي کردم ديوونه شدم

01:07:21.788 --> 01:07:24.189
بعد استفان اومد
و تو رو حامله کرد-

01:07:24.358 --> 01:07:29.319
هجده سالم بود .استفان هم بالغ بود
بالاخره یه کاریش می کردیم

01:07:29.497 --> 01:07:35.095
! نه -
ما مي خواستيم  بچه دار بشيم ولی تو همه چیزو خراب کردی-

01:07:35.271 --> 01:07:38.070
اینجوری ها هم نیست  من به بابات قضیه رو  گفتم

01:07:38.275 --> 01:07:44.146
اونم گفت: بالاخره می فهمید
که استفان احمقه

01:07:44.315 --> 01:07:48.980
مگه در جریان بحثهاي ما بودید ؟

01:07:49.154 --> 01:07:54.719
نکنه زير تخت ما قایم شده بودید؟

01:07:54.895 --> 01:07:59.959
تا حالا اصلا غير از خودت به هيچ موجود زنده ی دیگه ای اهميت دادی؟

01:08:00.135 --> 01:08:03.594
مجبورت نکردم که سقط کني

01:08:03.773 --> 01:08:08.939
چطوری مي تونستم باهات مخالفت کنم
من ترسيده بودم و به کمک احتياج داشتم

01:08:09.113 --> 01:08:13.141
سعي کردم بهت کمک کنم
فکر مي کردم سقط تنها راهه

01:08:13.318 --> 01:08:18.916
تا همين لحظه هم همين اعتقاد رو داشتم
همش زیر سر این تنفرته

01:08:19.091 --> 01:08:22.425
چرا قبلا چيز نگفتي ؟
چون هيچوقت گوش نکردي -

01:08:22.596 --> 01:08:28.093
چون تو رویا سیر می کنی
چون از لحاظ عاطفي ناتوانی

01:08:28.270 --> 01:08:31.637
چون در واقع تو از من و هلنا بدت مياد

01:08:31.807 --> 01:08:34.572
توی خودت زندانی شدی

01:08:34.744 --> 01:08:37.680
هميشه به خودت متکی هستي

01:08:38.015 --> 01:08:40.381
دوستت داشتم , اما فکر مي کردي من مشمئز کننده

01:08:41.386 --> 01:08:46.654
احمق و مایه مصیبتم

01:08:46.826 --> 01:08:49.660
یه جوری برنامه چیدی که تمام عمر بهم صدمه زده باشی

01:08:49.830 --> 01:08:52.765
همونجوری که خودت زخم خورده اي

01:08:52.933 --> 01:08:56.233
تو به هر چیز حساس و ظريفی از وجودم لطمه زدي

01:08:56.404 --> 01:08:59.772
سعی کردی هر چیزی که در وجودم زنده بود خفه کنی

01:09:13.892 --> 01:09:16.054
تو از کينه من حرف مي زني

01:09:18.565 --> 01:09:20.898
در صورتی که تنفرخودت هم دست کمی از ماله من نداره

01:09:25.540 --> 01:09:27.771
تنفرت کم نیست

01:09:30.179 --> 01:09:35.812
من کوچولو ، ظریف  و دوست داشتنی بودم

01:09:35.986 --> 01:09:39.616
تو منو پابند خودت کرده بودي , عشق منو مي خواستي

01:09:39.791 --> 01:09:44.525
همونطور که مي خواستي همه دوستت داشته باشن

01:09:44.698 --> 01:09:47.132
به خیالت کاملا بمن لطف داشتی و

01:09:49.470 --> 01:09:52.962
همه اين کارها رو به نام عشق انجام می دادی

01:09:53.408 --> 01:09:57.310
مدام مي گفتي که من و پاپا و هلنا رو دوست داري

01:09:58.381 --> 01:10:01.977
و تو درآوردن اداي دوست داشتن خبره بودي

01:10:05.823 --> 01:10:08.258
آدمهايي مثل تو خطرناکند

01:10:10.263 --> 01:10:13.426
شماها رو بايد حبس کرد تا آزارتون به ديگران نرسه

01:10:31.556 --> 01:10:33.183
مادر و دختر

01:10:39.798 --> 01:10:44.202
چه ترکيب وحشتناکي

01:10:45.005 --> 01:10:50.137
از احساس ، پریشانی و نابودی

01:10:52.113 --> 01:10:56.881
هر چيزی ممکنه به اسم عشق و دلسوزي انجام بشه

01:11:00.123 --> 01:11:04.493
زخمهای مادر بايد به دخترش منتقل بشه

01:11:06.599 --> 01:11:09.967
و دختر بايد تاوان ناکاميهاي مادر رو بپردازه

01:11:12.472 --> 01:11:16.671
بدبختی های مادرتبدیل به بدبختی های دختر میشه

01:11:18.580 --> 01:11:22.414
ظاهرا" بند ناف هيچوقت بريده نشده

01:11:25.788 --> 01:11:30.192
مامان، این درسته ؟

01:11:33.331 --> 01:11:36.301
بدبختي دختر، موفقیت مادر محسوب میشه ؟

01:11:44.445 --> 01:11:49.975
غم و اندوه من، خوشي پنهان توست ؟

01:12:43.919 --> 01:12:47.184
کمرم درد مي کنه

01:12:49.158 --> 01:12:51.149
اشکال نداره که رو زمین دراز بکشم؟

01:12:53.030 --> 01:12:54.793
دردم فقط اینجوری آروم میشه

01:12:58.870 --> 01:13:01.271
خیلی کم از بچه گی هام یادمه

01:13:02.742 --> 01:13:06.509
يادم نمياد که حتي پدر و مادرم منو لمس کرده باشن

01:13:07.080 --> 01:13:10.482
حالا چه به عنوان نوازش و چه تنبيه

01:13:11.886 --> 01:13:16.324
من از هر چيزی که به عشق مربوط می شد غافل بودم

01:13:16.492 --> 01:13:21.430
ملاطفت، تماس ، صميميت و ملایمت

01:13:25.035 --> 01:13:30.372
فقط از طریق موسيقيه که مي تونم احساساتم رو نشون بدم

01:13:33.646 --> 01:13:36.047
بعضي شبها وقتي خوابم نمي بُرد

01:13:37.851 --> 01:13:40.821
به اين فکر مي افتادم که آیا تا به حال اصلا" زندگي کردم

01:13:42.957 --> 01:13:45.893
آيا همه همینجوری ان ؟

01:13:46.796 --> 01:13:51.530
يا شايد بعضي ها استعداد بيشتري براي زندگي کردن دارن

01:13:52.170 --> 01:13:56.073
يا بعضي ها اصلا" زندگي نمي کنند

01:13:57.776 --> 01:13:59.767
بلکه فقط زنده ان

01:14:03.616 --> 01:14:09.989
بعد ترس میاد سراغم

01:14:10.959 --> 01:14:13.758
ترس ورم می داره و تصوير وحشتناکي از خودم رو مي بینم

01:14:14.997 --> 01:14:17.261
هیچ وقت بالغ نشدم

01:14:18.001 --> 01:14:20.936
فقط صورت و بدنم نشون میدن که سنم زیاد شده

01:14:23.474 --> 01:14:26.069
خاطرات و تجربياتي بهم اضافه شده بود

01:14:27.313 --> 01:14:32.081
اما با این وجود حتی بدنیا نیومده بودم

01:14:35.590 --> 01:14:37.888
هيچ قیافه ای رو به خاطر نميارم

01:14:39.728 --> 01:14:41.491
حتي قیافه خودمو

01:14:43.633 --> 01:14:47.866
بعضي وقتها سعي مي کنم قیافه مادرمو به یاد بیارم

01:14:49.139 --> 01:14:55.636
اما نمي تونم
مي دونم که درشت و سبزه بود و چشمهاي آبي

01:14:56.015 --> 01:15:00.009
دماغ بزرگ و لبهاي کلفت داشت

01:15:01.088 --> 01:15:04.182
اما همه اينها رو نمي تونم کنار هم بذارم

01:15:08.196 --> 01:15:10.757
نمي تونم ببینمش
همون طوری که نمی تونم

01:15:10.933 --> 01:15:15.268
قیافه ی تو ،هلنا یا لئوناردو رو ببينم

01:15:15.639 --> 01:15:18.473
تنها چیزی که از زايمان تو و خواهرت رو يادم هست

01:15:18.643 --> 01:15:24.776
اينه که خيلي درد داشتم

01:15:26.653 --> 01:15:30.112
درد
دردش چجوری بود ؟

01:15:32.426 --> 01:15:34.361
يادم نيست

01:15:38.199 --> 01:15:40.031
...لئوناردو يه بار گفت که

01:15:41.704 --> 01:15:44.833
...نمیدونم اگه الان بود چجوری می گفت

01:15:45.475 --> 01:15:50.106
احساس واقعيت استعداد می خواد

01:15:51.417 --> 01:15:57.482
بيشتر مردم از اين استعداد محرومند و ممکنه تو هم همينطور باشي

01:15:59.827 --> 01:16:04.527
مي دوني منظورش چي بود ؟
گمون مي کنم -

01:16:07.669 --> 01:16:11.333
چقدر عجيبه -
عجيب ؟ -

01:16:12.943 --> 01:16:17.540
هميشه ازت می ترسيدم -
آخه چرا -

01:16:17.782 --> 01:16:21.583
شاید برای اینکه ازت می خواستم که مراقبم باشي

01:16:22.755 --> 01:16:26.385
که منو بغل کني و آرومم کني

01:16:27.461 --> 01:16:29.053
من بچه بودم

01:16:33.134 --> 01:16:35.763
مسئله بچه بودنت واقعا فرقی تو اصل قضیه داشت ؟ -
نه -

01:16:36.538 --> 01:16:38.598
مي فهمیدم که دوستم داري

01:16:39.943 --> 01:16:42.002
منم مي خواستم که دوستت داشته باشم اما

01:16:42.980 --> 01:16:47.042
از توقعاتت مي ترسيدم

01:16:49.121 --> 01:16:53.115
من توقعي نداشتم -
فکر مي کردم که داري -

01:16:55.496 --> 01:16:57.589
نمي خواستم مادرت باشم

01:16:59.233 --> 01:17:02.499
مي خواستم بدوني که منم مثل تو بي پناهم

01:17:04.440 --> 01:17:05.998
اين حقيقت داره؟

01:17:25.499 --> 01:17:28.935
به چي فکر مي کني ؟ -
لئوناردو و هلنا -

01:17:30.639 --> 01:17:31.901
یعنی چی؟

01:17:33.341 --> 01:17:35.173
آخه چرا؟ اونها که خیلی کم همديگرو مي شناختن

01:17:37.180 --> 01:17:42.552
يه روز عيد پاک همه با هم رفته بودیم بورنهولم
تو سه روز بعدش برگشتی-

01:17:42.720 --> 01:17:45.951
قرار بود تو ژنو سمفوني شماره یک بارتوک رو بزنم

01:17:46.124 --> 01:17:51.029
دلم مي خواست در کمال آرامش کنسرت رو با رهبر ارکستر بگذرونم

01:17:52.199 --> 01:17:55.465
پس احتمال داره که زودتر برگشته باشم

01:17:55.736 --> 01:18:00.504
هوا گرفته بود. لئوناردو هم حالش خراب بود
تو هم همین طور

01:18:03.145 --> 01:18:06.912
چرا مي خواهي اينا رو یادم بندازی ؟

01:18:07.117 --> 01:18:08.745
بهت مي گم

01:18:10.354 --> 01:18:14.553
شما پنجشنبه رسيديد . شب خوبي رو با هم گذرونديم

01:18:14.726 --> 01:18:17.753
خنديدم , آواز خونديم و شراب خورديم

01:18:17.930 --> 01:18:20.263
و بازی های قديمی رو انجام دادیم

01:18:21.068 --> 01:18:23.696
هلنا اون موقع زياد مريض حال نبود

01:18:23.871 --> 01:18:25.965
تمام شب رو سرکیف بود

01:18:27.008 --> 01:18:29.170
لئوناردو هم به خاطر اون خوشحال بود

01:18:29.345 --> 01:18:32.974
باهاش حرف مي زد و شوخي مي کرد

01:18:34.551 --> 01:18:37.282
هلنا خودشو غرق در عشق احساس مي کرد

01:18:38.055 --> 01:18:40.717
اونا تا ديروقت با هم نشستند

01:18:42.161 --> 01:18:47.862
فرداش هلنا بهم گفت که لئوناردو اونو بوسيده

01:18:56.945 --> 01:18:58.914
شام مهمون داشتيم

01:19:00.216 --> 01:19:05.450
لئوناردو زياد روی کرده بود و تمام تک نوازیهای باخ رو زد

01:19:07.090 --> 01:19:10.117
از حال عادي خارج بود

01:19:10.295 --> 01:19:13.026
انگار موقر و مهربانتر شده بود

01:19:14.767 --> 01:19:18.363
خارج مي زد اما قشنگ بود

01:19:20.308 --> 01:19:23.505
هلنا تو هواي تاريک و روشن نشسته بود و شاداب بود

01:19:23.678 --> 01:19:25.579
تا به حال همچین چیزی نديده بودم

01:20:20.649 --> 01:20:24.780
من و تو رفتيم قدم بزنيم
تند و تند حرف می زدی

01:20:24.954 --> 01:20:28.823
من در واقع به حرفهات گوش نمي کردم
فکرم پیش اون دو تا بود

01:20:31.795 --> 01:20:36.700
وقتي برگشتيم خونه اونا هنوز همونجا نشسته بودند

01:20:36.869 --> 01:20:43.434
تو رفتي که بخوابي ولی من داشتم طبقه بالا
به لئوناردو کمک مي کردم

01:20:44.911 --> 01:20:47.642
بيرون از اتاق خواب

01:20:47.815 --> 01:20:51.809
ايستاد  نگاهي  بهم کرد و گفت

01:20:53.990 --> 01:20:57.517
می تونی مجسم کنی؟
يه پروانه

01:20:57.694 --> 01:21:00.926
خودش رو به شيشه مي کوبه

01:21:02.801 --> 01:21:07.967
وقتي سراغ هلنا رفتم، تو صندلی اش صاف

01:21:08.140 --> 01:21:11.804
نشسته بود، کاملا آروم و راحت

01:21:12.979 --> 01:21:17.815
کوچکترین اثري از بيماريش در کارنبود

01:21:22.057 --> 01:21:24.390
هرگز قیافشو فراموش نمي کنم، مامان

01:21:29.100 --> 01:21:31.568
هرگز فراموش نمي کنم

01:21:36.174 --> 01:21:38.473
روز بعدش رفتی ژنو

01:21:39.879 --> 01:21:43.213
چهار روز قبل از موعد مقرر

01:21:44.485 --> 01:21:48.047
قبل از رفتن گفتي : از لئوناردو خواستم بمونه

01:21:48.223 --> 01:21:52.388
ظاهرا" برای هلنا بهتره

01:21:52.561 --> 01:21:54.530
بعد لبخند زدي

01:21:56.666 --> 01:22:00.660
لئوناردو ناگهان بي قرار و ناراحت شد

01:22:08.314 --> 01:22:13.184
روز عید پاک زیر بارون حسابی قدم زد
و وقتي برگشت

01:22:13.354 --> 01:22:19.625
به هلنا گفت که داره میره
گفت باز هم همدیگه رو میبینن

01:22:20.696 --> 01:22:25.634
بعد زنگ زد ژنو یه ساعتی باهات حرف زد

01:22:26.937 --> 01:22:30.874
همون شب با آخرين پرواز برگشت

01:22:44.760 --> 01:22:47.558
وسطهای شب با صداي گريه هلنا بيدار شدم

01:22:49.199 --> 01:22:52.362
از درد شديدي در پشت و پاي راستش مي ناليد

01:22:54.205 --> 01:22:57.106
نمی تونست تا صبح درد رو تحمل کنه

01:22:58.777 --> 01:23:01.872
ساعت پنج صبح تلفن زدم تا آمبولانس بیاد

01:23:06.253 --> 01:23:11.021
پس تقصير من بود که هلنا مريض شد ؟ -
آره، فکر کنم -

01:23:15.197 --> 01:23:18.861
...مي خواي بگي که بيماري هلنا -
بله -

01:23:22.639 --> 01:23:27.874
...جدي نمي گي که -
وقتي هلنا يه سالش بود ولش کردي -

01:23:29.715 --> 01:23:32.150
بعدها هميشه منُ اونو تنها مي گذاشتي

01:23:34.287 --> 01:23:38.019
وقتي بيماري هلنا وخيم شد
فرستادیش آسايشگاه

01:23:39.126 --> 01:23:42.096
...اين درست نيست که -
چی درست نیست ؟ -

01:23:44.267 --> 01:23:46.827
مدرکی داری که عکسشو ثابت کنه؟

01:23:49.907 --> 01:23:54.777
بهم نگاه کن مامان , به هلنا نگاه کن

01:23:57.683 --> 01:23:59.947
هیچ بهونه ای نداري

01:24:01.988 --> 01:24:06.790
فقط يه راست و يه دروغ هست

01:24:08.329 --> 01:24:10.696
بخششي تو کار نیست

01:24:11.433 --> 01:24:17.669
نمي توني کلا" تقصيرها رو گردن من بندازي -
هميشه دلت مي خواد برات استثناء قائل بشم -

01:24:19.777 --> 01:24:22.941
براي زندگي يک نوع سيستم تخفيف دهی در نظر گرفتی

01:24:25.684 --> 01:24:30.782
اما يه روزی می فهمی
قراردادهات يک جانبه ست

01:24:32.693 --> 01:24:36.061
مثل بقیه می فهمي که چقدر گناهکاري

01:24:37.999 --> 01:24:39.968
چه گناهي ؟

01:24:45.475 --> 01:24:47.170
ايوا عزيزم

01:24:49.180 --> 01:24:51.876
به خاطر همه کارهاي اشتباهی که کردم منو نمي بخشي ؟

01:24:53.952 --> 01:24:55.886
سعي مي کنم اصلاح بشم

01:24:57.924 --> 01:25:01.520
بايد بهم ياد بدي
با هم صحبت می کنیم

01:25:04.264 --> 01:25:07.598
اما بهم کمک کن
ديگه نمي تونم ادامه بدم

01:25:08.837 --> 01:25:10.965
تنفرت خیلی زیاده

01:25:12.942 --> 01:25:18.678
من نفهميدم .خودخواه و کودک صفت بودم

01:25:22.821 --> 01:25:24.516
بغلم نمي کني ؟

01:25:26.660 --> 01:25:28.628
لااقل به من دست بزن

01:25:31.599 --> 01:25:33.362
! کمکم کن

01:25:36.538 --> 01:25:39.303
! مامان

01:25:42.111 --> 01:25:43.100
! بيا

01:25:44.581 --> 01:25:45.843
! کمکم  کن

01:25:47.484 --> 01:25:49.077
! مامان

01:25:52.291 --> 01:25:53.280
! بيا

01:26:13.499 --> 01:26:16.543
(به انگلیسی)
پُل. خیلی خوبه که اومدی

01:26:16.752 --> 01:26:19.122
طاقت تنهایی رو نداشتم

01:26:19.756 --> 01:26:22.376
نمی دونم.کمی دچار شک شدم

01:26:23.219 --> 01:26:26.439
برخلاف انتظارم دخترم هلنا هم اونجا بود

01:26:26.556 --> 01:26:28.216
خیلی هم مریض بود

01:26:29.351 --> 01:26:31.445
چرا نمیتونه بمیره؟

01:26:36.151 --> 01:26:38.712
فکر می کنی بیرحمانه است که
 همچین حرفی رو بزنم؟

01:26:38.782 --> 01:26:43.243
طفلکی مامان
هول هولکی رفت

01:26:44.555 --> 01:26:49.152
وحشت زده به نظر مي رسيد
یه دفعه پير و خسته به نظرم اومد

01:26:50.496 --> 01:26:55.491
صورتش چروک شده بود و دماغش از گریه قرمز شده بود

01:26:58.439 --> 01:27:00.408
دیگه هيچوقت نمی بینمش

01:27:03.977 --> 01:27:05.763
(به انگلیسی)
!گوش کن! الان نگیر نخواب

01:27:05.855 --> 01:27:08.892
منتقدین همیشه میگن که
من یه نوازنده ی دست و دل بازم

01:27:08.900 --> 01:27:12.020
هیچکس نمی تونه کنسرتوی پیانوی "شومان" رو
 گرم تر از من اجرا کنه

01:27:12.028 --> 01:27:13.689
حتی سوانات بزرگ "برامس" رو

01:27:13.698 --> 01:27:16.792
من به خودم ظلم نمی کنم که؟ ظلم می کنم؟

01:27:17.129 --> 01:27:20.587
بزودي هوا سرد و تاریک مي شه

01:27:22.269 --> 01:27:25.295
بايد برم خونه براي ويکتور و هلنا شام درست کنم

01:27:28.409 --> 01:27:30.275
الان موقع مردن نیست

01:27:32.147 --> 01:27:34.548
از خودکشي مي ترسم

01:27:36.553 --> 01:27:39.318
شايد خدا مي خواد یه روزی ازم استفاده کنه

01:27:40.891 --> 01:27:43.053
بعدا منو از بند رها می کنه

01:27:44.444 --> 01:27:46.412
(به انگلیسی)
پُل! اون روستا رو میبینی؟

01:27:46.738 --> 01:27:49.333
چراغ های خونه ها روشن شده

01:27:49.867 --> 01:27:53.004
مردم آماده ی انجام کارهای شبانه شده اند

01:27:53.413 --> 01:27:55.082
یه عده ایی شام می پزند

01:27:55.917 --> 01:27:58.427
بچه ها هم مشق هاشون رو مینویسند

01:28:00.649 --> 01:28:04.846
(به سوئدی)
احساس می کنم بازنده ام
هميشه دلتنگ خونه ام

01:28:04.921 --> 01:28:06.616
اما وقتي به خونه می رسم

01:28:07.924 --> 01:28:10.985
مي بينم دلم جای دیگه ایه

01:28:11.461 --> 01:28:13.256
...اریک

01:28:14.132 --> 01:28:15.724
داري رو  گونه هام دست می کشی؟

01:28:17.871 --> 01:28:19.702
داري تو گوشم زمزمه مي کني ؟

01:28:21.709 --> 01:28:23.108
الان پیش منی ؟

01:28:25.814 --> 01:28:28.442
هرگز همديگرو ترک نمی کنیم

01:28:29.082 --> 01:28:31.176
(به انگلیسی)
بدون تو من چی کار می کردم؟

01:28:33.254 --> 01:28:35.657
تو بدون من چی کار می کردی!؟

01:28:35.683 --> 01:28:38.103
خودت می دونی که چقدر باید
!با ویلونیستها سر و کله میزدی

01:28:38.886 --> 01:28:40.446
!با اون غرغر زدنهاشون

01:28:40.471 --> 01:28:43.358
و با اون صداهای آزاردهنده ی
سازهاشون موقع تمرین کردن

01:29:03.794 --> 01:29:05.591
چراغ اتاق هلنا روشنه

01:29:07.498 --> 01:29:09.467
حتما ويکتور اونجاست و داره باهاش حرف مي زنه

01:29:10.969 --> 01:29:13.871
چه خوب, لطف داره

01:29:16.008 --> 01:29:18.307
داره بهش مي گه که مادرش رفته

01:29:22.984 --> 01:29:24.953
مادرت گفت دوست داره

01:29:25.621 --> 01:29:29.558
نگران و ناراحت بود و گريه مي کرد

01:29:42.709 --> 01:29:46.008
ايوا رفته بيرون قدم بزنه

01:29:46.613 --> 01:29:49.343
مدتها منتظر بود که مامان رو ببینه

01:29:50.685 --> 01:29:52.915
بسیاراميدوار بود

01:29:53.822 --> 01:29:56.621
دلم نيومد بهش هشدار بدم

01:30:06.671 --> 01:30:09.607
نمي فهمم چی میگی

01:30:12.779 --> 01:30:14.406
... مي گي که مي خواي ؟

01:30:16.317 --> 01:30:19.718
سعي کن آروم حرف بزني

01:30:19.887 --> 01:30:23.415
وگرنه من حرفتو نمي فهمم

01:30:29.133 --> 01:30:31.067
ايوا , زود بيا اينجا

01:30:49.524 --> 01:30:53.154
بعضی وقتها که زنم حواسش  نیست

01:30:53.328 --> 01:30:55.524
بهش خیره می شم

01:30:57.700 --> 01:30:59.430
از موقعی که شارلوت یکدفعه گذاشت و رفت

01:31:00.404 --> 01:31:03.806
حالش اصلا خوش نیست

01:31:03.975 --> 01:31:06.034
خیلی بهم ریخته

01:31:07.914 --> 01:31:09.745
حتی خواب هم به چشماش نیومده

01:31:10.783 --> 01:31:13.582
میگه مادرشو از خودش رونده

01:31:13.954 --> 01:31:16.116
و نمیتونه خودشو ببخشه

01:31:16.524 --> 01:31:20.655
-داری میری بیرون؟
-فقط یه سر تا اداره پست میرم

01:31:20.863 --> 01:31:23.696
میشه این نامه رو هم برام پست کنی

01:31:23.866 --> 01:31:27.633
البته
برای شارلوته؟

01:31:27.804 --> 01:31:31.434
اگه دلت خواست بخونش
دارم میرم یه سر به هلنا بزنم

01:31:37.383 --> 01:31:41.445
مادر عزیزم! متوجه شدم که در حقت بی انصافی کردم

01:31:42.623 --> 01:31:45.752
به جای لطف کردن فقط متوقع بودم

01:31:46.561 --> 01:31:50.328
با کینه ای کهنه و غیر واقعی فقط عذابت دادم

01:31:50.867 --> 01:31:54.304
میخوام که منو ببخشی

01:31:54.738 --> 01:31:58.105
مطمئن نیستم این نامه بدستت برسه

01:31:58.275 --> 01:32:00.471
حتی نمیدونم میخونیش یا نه

01:32:02.347 --> 01:32:04.441
شاید برای همه چیز خیلی دیر شده باشه

01:32:06.485 --> 01:32:11.356
ولی امیدوارم این درک الانم به پوچی کشیده نشه

01:32:12.593 --> 01:32:15.027
بالاخره مروت و بخششی هم در کار هست

01:32:15.797 --> 01:32:20.861
منظورم فرصت مراقبت و توجه به همدیگست

01:32:22.539 --> 01:32:24.440
که به هم کمک کنیم

01:32:25.976 --> 01:32:27.773
و مهربون باشیم

01:32:30.682 --> 01:32:33.982
دیگه هیچوقت نمیذارم از زندگیم بری

01:32:35.788 --> 01:32:37.723
مصمم هستم

01:32:38.792 --> 01:32:42.627
حتی اگه دیر هم شده باشه نا امید نمیشم

01:32:43.865 --> 01:32:46.096
فکر نکنم خیلی دیر شده باشه

01:32:48.938 --> 01:32:52.203
نباید خیلی دیر شده باشه

01:33:16.933 --> 01:33:26.934
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.