﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:14.976
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:15.000 --> 00:00:18.670
پايان قرن گذشته، اواخر زمستان

00:00:18.670 --> 00:00:22.742
پيتروکزان و آنچيک به خانه ي جذاميان آمدند

00:00:23.590 --> 00:00:30.000
زن سالم به ديدن شوهر بيمار، اما محبوب خود آمد
آنها از ياکوت ها غذا مي آوردند

00:00:30.510 --> 00:00:33.310
پيتروکزين غذا را رها کرد و ترسيده فرار کرد

00:00:33.310 --> 00:00:38.000
آنچيک ماند
زيرا مي دانست هرگز نميتواند برگردد
جهان بيرون براي هميشه بروي او بسته شد

00:00:38.390 --> 00:00:42.070
او هنوز نمي دانست که گرگليج
قبلا سرنوشتش را پذيرفته و مرگن از او باردار است

00:00:45.150 --> 00:00:45.900
آنچيک

00:00:57.000 --> 00:01:00.000
شما متعفن ها هنوز زنده ايد ؟

00:01:00.000 --> 00:01:02.700
حيف نون براي شماها

00:01:03.190 --> 00:01:07.865
مرگن گناه نکن
تو رو هم  خانم  (جذام)  پيدا خواهد کرد

00:01:09.000 --> 00:01:10.268
من ازش نمي ترسم

00:01:10.830 --> 00:01:15.060
هر چي بگي عرقت رو در مياره
(اون تو رو شکنجه خواهد کرد )

00:01:15.110 --> 00:01:19.147
اون دست ها و پاهات رو ميخوره
به زودي تسليم خواهي شد

00:01:20.630 --> 00:01:24.986
من قبلش ميميرم، منتظر نميمونم
 خودم رو حلق آويز خواهم کرد

00:01:28.630 --> 00:01:31.188
شما مي تونيد با زخم زندگي کنيد

00:01:31.830 --> 00:01:35.000
بدتر از آن وقتي است
که خانم  (جذام)  به روح نفوذ مي کند

00:01:35.000 --> 00:01:39.390
وقتي تو رو بردند
 برادرت  بي درنگ گاوها رو گرفت و منو تبعيد کرد

00:01:39.390 --> 00:01:43.150
به همه گفته تو بخاطر من مريض شدي
 همه از من مي ترسن

00:01:43.150 --> 00:01:47.347
اونا به من اجازه ورود به يورت را ندادن
و منو با سگ ها نگه داشتن

00:01:47.830 --> 00:01:50.790
 برادرت به همه گفت که هميشه به تو غذا خواهد داد

00:01:50.790 --> 00:01:53.384
که خيلي برات فرستاده

00:01:54.670 --> 00:01:58.228
مسلما , صبر ميکنيم

00:01:58.750 --> 00:02:02.550
با ديدن اشک هاي من
 کمون عقب نشيني کرد تا نيمي از آن را به من بدهد

00:02:02.550 --> 00:02:06.910
و نيم ديگر را به قول خودش... برايت فرستاده

00:02:06.910 --> 00:02:10.266
ميدونستم دروغ ميگه ولي سکوت کردم
خيلي دور بودي

00:02:11.630 --> 00:02:13.109
 نيمه تو کجاست؟

00:02:13.200 --> 00:02:16.067
چه کاري مي تونستم به تنهايي انجام بدم؟ نه زمين، نه پسر

00:02:16.550 --> 00:02:19.506
پيتروکزان به من پناه داد

00:02:19.600 --> 00:02:25.230
من جايي براي رفتن نداشتم، گرگليج
اما من اونو دوست نداشتم

00:02:25.230 --> 00:02:28.950
نتونستم فراموشت کنم

00:02:28.950 --> 00:02:31.950
ميخواستم ببينمت
حتي براي  يک بار

00:02:31.950 --> 00:02:34.000
من پشيمان نيستم گرگليج
مطمئنم باور ميکني

00:02:34.000 --> 00:02:34.583


00:02:35.000 --> 00:02:37.270
 کي به ميل خودش و داوطلبانه اينجا ميآد؟

00:02:37.270 --> 00:02:41.625
مردم اذعان کردن که اون بيماره و  تبعيدش کردن

00:02:43.350 --> 00:02:45.870
در بين شما تنها من سالم هستم

00:02:48.870 --> 00:02:53.306
بدن من شاداب، جوان، بدون لکه و خال است

00:02:53.430 --> 00:02:54.180
ببين

00:02:55.180 --> 00:02:59.225
اين شما هستين که منو آلوده کردين، متعفن ها

00:03:00.310 --> 00:03:04.460
 اکنون  دنيا بروي من بسته است

00:03:07.070 --> 00:03:10.389
 چرا هيجان زده شدي؟

00:03:11.550 --> 00:03:15.541
شايد مجبورت کرديم بياي اينجا؟

00:03:16.110 --> 00:03:19.704
شوهرت تو رو اينجا کشونده و رها کرده

00:03:20.270 --> 00:03:28.343
اگر پيدات نکرده بودم، پشه ها تو رو مي خوردن يا از گرسنگي مي مردي

00:03:29.710 --> 00:03:32.224
مردن بهتر از اينجوري زندگي کردنه

00:03:32.830 --> 00:03:35.425
اون براي چي  اينجا اومده؟
که ما رو درمان کنه ؟

00:03:36.190 --> 00:03:38.470
لباسش رو در بيار

00:03:38.470 --> 00:03:42.065
آبت رو بمال به واژنش
 بهش ياد بده

00:03:47.390 --> 00:03:50.743
از چي ميترسي؟

00:03:52.070 --> 00:03:56.221
من همينم
نترس

00:03:56.390 --> 00:04:00.585
احتمالا درباره من از ياکوتي ها شنيدي؟

00:04:01.670 --> 00:04:02.390
شنيدم

00:04:02.490 --> 00:04:05.460
اون جوش اومد ببين داره ميجوشه

00:04:48.150 --> 00:04:51.186
مثل يک روس واقعي

00:04:56.750 --> 00:04:59.750
يک روز صبح، پيرزن کوچک بيرون اومد

00:04:59.750 --> 00:05:03.106
با پنج گاو
و شروع به دوشيدن اونها کرد

00:05:03.200 --> 00:05:05.867
چرا اينجوري صداش ميکردن ؟

00:05:05.900 --> 00:05:09.063
چرا؟
نمي دونم
اين  چيزيه  که صداش مي کردن

00:05:09.830 --> 00:05:13.699
اون نشسته و ناگهان صداي زنگهارومي شنوه

00:05:13.390 --> 00:05:17.349
قيچي از روي ميز افتاد
و شيرريخت

00:05:18.110 --> 00:05:23.422
او به اطراف نگاه کرد و دختري را ديد که در سمت چپ خانه نشسته

00:05:23.950 --> 00:05:26.384
چشمان او مانند سنگ هاي قيمتي

00:05:27.190 --> 00:05:29.704
ابروهايي مانند سمور سياه

00:05:29.790 --> 00:05:32.224
و لب هاي  مثل نقره اش ، بسته بود

00:05:33.270 --> 00:05:37.110
بدن مهتابي او از ميان يک لباس سفيد پيدا بود

00:05:38.110 --> 00:05:42.819
زير لباس شفاف، بدن محبوب مي درخشد

00:05:50.830 --> 00:05:53.710
پس از اون پسر ارباب چشم خونين
چاديت-برگن

00:05:53.710 --> 00:05:56.780
 براي شکار به جنگل تاريک رفت

00:05:56.830 --> 00:05:59.000
 سنجاب خاکستري کنار خانه پيرزن نشسته بود

00:05:59.010 --> 00:06:02.708
- با پنج گاو؟
- آره

00:06:05.550 --> 00:06:10.338
بيتيرشاج
برو بخواب

00:06:10.430 --> 00:06:18.709
امروز درد پاهام بيشتر شده
احتمالا آب و هوا تغيير خواهد کرد

00:06:27.950 --> 00:06:30.463
و بعد چي شد ؟

00:06:31.710 --> 00:06:33.708
بعد؟
خوب، اون سنجاب خاکستري رو  کنار خونه ديد

00:06:39.590 --> 00:06:41.865
پيرزن با پنج گاو؟

00:06:42.390 --> 00:06:45.106
بله

00:06:45.470 --> 00:06:49.906
شليک کرد و تير به دودکش افتاد

00:06:50.790 --> 00:06:53.348
دويد توي خونه

00:06:53.750 --> 00:06:56.266
دويد داخل خونه
دختر را ديد و از هوش رفت

00:07:00.710 --> 00:07:03.986
از هوش رفت ؟
دانگا، نخواب! لطفا

00:07:05.230 --> 00:07:09.190
پس از اون به زندگي بازگشت
عاشق شد و دويد

00:07:09.190 --> 00:07:12.068
سوار اسبش شد و به خونه اومد

00:07:14.510 --> 00:07:19.790
پدر و مادر عزيز
تو خونه پيرزن با پنج گاو يک دختر زيبا زندگي ميکنه

00:07:19.790 --> 00:07:20.341


00:07:20.710 --> 00:07:24.019
اون دختر رو برام بگيرين

00:07:25.030 --> 00:07:28.386
پدر مرداني  را با نه اسب فرستاد

00:07:30.870 --> 00:07:35.783
آنها با پنج گاو به خانه پيرزن دويدند

00:07:36.310 --> 00:07:41.778
دختر را ديدن و بيهوش شدن

00:07:48.070 --> 00:07:55.226
دانگا دانگا
و بعدش دوباره زنده شدن و عاشق اون  شدن

00:08:06.390 --> 00:08:10.349
دانگا
قبل از پاييز شکاف ها رو به درستي محکم نکردي

00:08:11.150 --> 00:08:14.983
ما از چوب زيادي استفاده مي کنيم اما هنوز سرده

00:08:16.350 --> 00:08:18.628
 پيرزن فراموش کردي که زخم هاي من باز شد

00:08:19.070 --> 00:08:22.221
من نتونستم کار رو تمام کنم و خزه هم به اندازه کافي وجود نداشت

00:08:22.990 --> 00:08:25.946
زمستونم زود اومد

00:08:27.550 --> 00:08:30.461
حق با تو
فراموش کردم

00:08:31.390 --> 00:08:34.223
بيمار
سگ بدبو رو به ياد ميآره

00:08:34.910 --> 00:08:37.389
سرده

00:08:44.070 --> 00:08:46.708
ميخواي برات آب گرم کنم؟

00:08:48.470 --> 00:08:52.065
چيزي براي سوزوندن وجود نداره
 براي تهيه هيزم ميري بيرون ؟؟

00:08:52.510 --> 00:08:54.978
 حالا شما خانم بزرگي
شما دستور ميدي؟

00:08:55.430 --> 00:08:58.342
خدايا اين روزها مردم دنيا چه مي کنن؟

00:09:00.310 --> 00:09:03.985
امروز تعطيله... ماسلنيکا

00:09:06.590 --> 00:09:10.106
يادته، گرگليج ، دقيقا يک سال پيش منو از پدر و مادرم گرفتي

00:09:11.470 --> 00:09:14.470
تو يورت جديد ساختي
گرم، تميز

00:09:14.470 --> 00:09:16.665
همسايه ها به ديدنمون ميومدن

00:09:16.990 --> 00:09:20.824
 خيلي خوشحال، قوي و مشتاق کار بودي

00:09:25.030 --> 00:09:27.100
و حالا ما اينجاييم

00:09:28.790 --> 00:09:31.180
دانگا، به من بگو
معني تعطيلات چيه
؟

00:09:31.270 --> 00:09:34.350
ياکوتي ها براي بازديد ميان

00:09:35.350 --> 00:09:38.068
آتش در يورت ها شعله وره

00:09:38.950 --> 00:09:40.827
مي خندن ، آواز مي خونن

00:09:41.510 --> 00:09:44.707
بوي آب شدن کره و گوشت به مشام مي رسه

00:09:45.070 --> 00:09:48.950
همه بهترين لباس هاشون رو مي پوشن

00:09:48.950 --> 00:09:51.785
تا جايي که مي تونن مي خورن و مي نوشن
- درست مثل عروسي

00:09:55.110 --> 00:10:00.625
شايد امروز بايد روسري که از شما گرفتم رو بپوشم؟

00:10:00.830 --> 00:10:05.139
نه، امروز تعطيلات مهمي نيست

00:10:06.910 --> 00:10:10.901
اون رو براي عيد پاک نگه دار

00:10:22.950 --> 00:10:25.340
آيا بايد تعطيلات داشته باشيم!؟

00:10:31.750 --> 00:10:34.263
تعطيلات

00:10:40.950 --> 00:10:44.030
اونا ديوونه ان
زمستون طولاني پيش روي ماست

00:10:44.030 --> 00:10:47.790
بدون چوب، بدون غذا، و اونا  مي خوان جشن بگيرن

00:10:49.790 --> 00:10:53.862
شما فکر مي کنيد که انجمن چيزي ارسال مي کنه؟
محاله

00:10:54.070 --> 00:10:57.745
براي ما جذاميا گناهه که به فردا فکر کنيم

00:10:58.750 --> 00:11:01.220
بله
گاهي اوقات خدا براي ما حال بهتري مي فرسته

00:11:02.030 --> 00:11:05.150
 موچيلا با پسر سلتيکزان پير ازدواج کرد

00:11:05.150 --> 00:11:07.430
يک زن لاغر و سياه پوست گرفته

00:11:07.430 --> 00:11:10.110
بابتش ده تا گاو پرداخته

00:11:10.110 --> 00:11:12.580
اون خيلي زياده
 پدرم هشت تا براي جومنيجا پرداخت

00:11:13.000 --> 00:11:15.000
براي کي؟

00:11:15.210 --> 00:11:20.388
من روز ازدواج توسط پاپ با اين نام تعميد گرفتم

00:11:20.830 --> 00:11:23.468
و سلبان را تاراس ناميدن

00:11:29.590 --> 00:11:34.869
ميبيني گرگليج
براي مرداي جذامي همه چيز رايگانه
 زنا رو تقريباً رايگان مي گيرن

00:11:34.870 --> 00:11:38.668
براي زن ها پول نمي دن
 مفت استفاده ميکنن

00:11:47.190 --> 00:11:50.980
يادت هست پيرزن
توي کرتمون چطور با داس کار ميکردم ؟

00:11:51.870 --> 00:11:56.701
کرت من وسيع ترين بود

00:11:57.830 --> 00:12:02.459
همسايه ها براي ديدن ميومدن
و حسادت مي کردن

00:12:09.270 --> 00:12:12.738
صبح روز بعد مرگن  پسري به دنيا آورد

00:12:13.030 --> 00:12:17.550
آنچيک نمي‌توانست باور کند که اين پسر گرگليج است

00:12:17.550 --> 00:12:20.302
او بچه را به دنيا آورد و شست

00:12:21.230 --> 00:12:24.859
دانگا ازش پرسيد
مال توِ؟
سپس نگاهش رو برگرداند

00:12:25.670 --> 00:12:28.901
بعد از آن گرسنگي آمد
ياکوتي ها غذا نفرستادن

00:12:29.190 --> 00:12:34.139
سابان پير مرد
مرگن شروع به دزدي مواد غذايي از روستاهاي ياکوتي ها کرد

00:12:34.350 --> 00:12:38.103
يک بار گلوله خورده و با خونريزي برگشت

00:12:38.710 --> 00:12:41.109
خونريزي داشت و پسرش هم مرد

00:12:41.630 --> 00:12:46.590
وقتي آنچيک جسد پسرش رو کنار ورودي يورت مي گذاشت
 دچار هذيان شد

00:12:46.590 --> 00:12:49.990
بالاخره انجمن مقداري غذا فرستاد
تا جذاميان به چشمه برسند

00:12:50.990 --> 00:12:53.106


00:12:50.670 --> 00:12:51.420
بهار

00:12:53.350 --> 00:12:56.790
جذامي ها در بهار اسکله کوچکي روي رودخانه ساختند

00:12:56.790 --> 00:13:01.907
و تورهاي ماهيگيري خود را در درياچه پهن کردند
 و بي وقفه کار کردند

00:13:02.430 --> 00:13:05.110
يک روز، وقتي به خانه برگشتن
متوجه شدن که مرگن رفته

00:13:05.110 --> 00:13:09.390
و همه چيزهاي مهم را با خود برده
 چاقو، ديگ و قايق

00:13:09.390 --> 00:13:13.906
پس از آن او تورها را بريد و جذاميان را به گرسنگي محکوم کرد

00:13:14.830 --> 00:13:17.590
فقط يک اميد وجود داشت
آنچيک بايد نزد شاهزاده برود

00:13:17.590 --> 00:13:20.980
تا گاوهايش را پس بگيرد

00:13:21.270 --> 00:13:24.819
شاهزاده يک قايق و يک تور به او داد
به جاي گاو

00:13:25.750 --> 00:13:28.627
 مرگن بلافاصله تورها را بريد

00:13:30.190 --> 00:13:33.870
گرگليج و دانگا تصميم گرفتند  قايق او را ببرند
 تا او در جزيره اش منزوي شود

00:13:33.870 --> 00:13:35.588


00:13:36.070 --> 00:13:38.590
اما او قبلاً يک تير و کمان ساخته

00:13:38.590 --> 00:13:40.626
و مردان ضعيف را به راحتي با تير و کمانش مي راند

00:13:40.910 --> 00:13:43.902
 دانگا ناگهان با  قايق جديد ناپديد شد

00:13:44.150 --> 00:13:49.178
جذاميان گمان کردند که او غرق شده است
 آنچيک دوباره به ديدن شاهزاده رفت

00:13:49.910 --> 00:13:53.219
دومين ديدار آنچيک از شاهزاده

00:15:38.110 --> 00:15:41.022
کمي شير به من بده
 ديگه نميتونم ادامه بدم

00:16:05.950 --> 00:16:08.580
متاسفم براي اين حيوون
اون هم مثل شما خواهد  مرد

00:16:21.510 --> 00:16:24.858
احمق! هيچي اونجا نيست
بريم خونه
آنچيک به زودي گاو رو مياره خونه

00:16:31.670 --> 00:16:34.230
با چشماي خودم دوباره يک حيوون ديدم

00:16:35.070 --> 00:16:37.265
بيچاره سابان زنده نموند تا ببينه

00:17:09.030 --> 00:17:13.625
گرگليج
 قايق و تورهاي ما اونجاس تو اسکله

00:17:38.710 --> 00:17:41.665
دانگا

00:17:43.630 --> 00:17:48.939
کي باور مي کرد که غرق نشده باشه؟

00:17:50.990 --> 00:17:55.427
کي باورش مي شد
ساحره

00:17:55.910 --> 00:18:00.984
 شايد واقعا غرق شده
تو ام قايق رو پيدا کردي و پس آوردي

00:18:01.910 --> 00:18:04.344
آها
و تورها را ترک کرده

00:18:10.710 --> 00:18:14.940
گرگليج ، من مي ترسم

00:18:16.510 --> 00:18:19.068
من مي تونم با بايسوم بخوابم

00:18:19.630 --> 00:18:22.190
نه
حتي شب هم نميخواي تنهاش بذاري؟

00:18:22.190 --> 00:18:25.908
 گاو هم نياز به استراحت داره

00:19:56.830 --> 00:20:00.902
دانگا
زنده اي؟

00:20:01.590 --> 00:20:06.070
- من زنده ام، آنچيک، نفس مي کشم
- خدا را شکر
همونطور که ديدي اومدم ببينمت

00:20:06.070 --> 00:20:08.901


00:20:06.230 --> 00:20:10.710
کجا رفتي؟
ما نگرانت بوديم
 کجا زندگي ميکني؟

00:20:10.710 --> 00:20:13.950


00:20:10.950 --> 00:20:13.383
فرصت نشد

00:20:14.310 --> 00:20:18.861
خيلي وقت پيش بايد ميومدم
اما مجبور شدم ماهي بگيرم و تور بسازم

00:20:22.830 --> 00:20:25.590
بيتيرشاج، بدو
به گرگليج خبر بده

00:20:26.590 --> 00:20:28.909
 بگو  دانگا برگشته

00:20:29.230 --> 00:20:33.027
گرگليج
دانگا برگشته

00:20:33.910 --> 00:20:36.229
خب ، اونجا چطور بود؟

00:20:36.830 --> 00:20:38.422
راستش اينجا با شما بهتره

00:20:43.430 --> 00:20:45.190
بگو چي شد ؟

00:20:47.190 --> 00:20:48.259


00:20:49.230 --> 00:20:52.461
الان يه گاو داري
شير زياد ميده؟

00:20:52.830 --> 00:20:54.819
خيلي
خيلي

00:20:55.000 --> 00:20:57.268
شايد بهتر بود ناپديد بشم

00:21:00.390 --> 00:21:02.984
وگرنه کي ميدونه شايد گاو نداشتين

00:21:03.510 --> 00:21:06.466
آيا مرگن ميدونه  ما گاو داريم؟

00:21:06.830 --> 00:21:09.219
آره
مي تونيم  از کنار رودخونه ببينيمش

00:21:12.670 --> 00:21:14.786
الان مجروح شده

00:21:15.670 --> 00:21:19.422
يک هفته پيش تير خورده برگشت

00:21:22.510 --> 00:21:25.228
- خونريزي شديدي داشت.
- اينجا؟
- آره

00:21:25.910 --> 00:21:28.147
 بايد مي مرد
 اما اون يک مبارزه

00:21:28.210 --> 00:21:32.110
به من بگو
 اين تو بودي که تصميم گرفتي قايق و تورهامون رو پس بدي؟

00:21:32.110 --> 00:21:40.147
چرا من؟
 من آوردمش اما اين ايده اون بود
اون گفت: دانگا، ما براي چي به دو قايق نياز داريم؟
تور هم زياد داريم

00:21:35.750 --> 00:21:36.670


00:21:41.670 --> 00:21:45.230
و اونا هيچي ندارن
پس ببر، فقيرتر نميشيم

00:21:46.230 --> 00:21:49.350
اگه  پس نمي فرستاد بهتر بود

00:21:49.350 --> 00:21:53.468
اينو نگو
اون در حال مرگه
 خون زيادي از دست داده

00:21:54.270 --> 00:21:56.945
پروردگارا همه ي گناهانش را ببخش

00:22:02.510 --> 00:22:05.788
شما اينجا خوشحاليد
اما ما غمگينيم

00:22:08.950 --> 00:22:10.545
شب بمون
هوا تاريکه و آب مواج

00:22:12.900 --> 00:22:17.741
غير ممکنه! اونجا تنهاست
کسي نيست که حتي بهش آب بده

00:22:18.190 --> 00:22:21.819
اگر فقط زنده بمانيد
 خواهيد ديد همه چيز درست مي شود

00:22:24.350 --> 00:22:27.342
صبح ميري
دانگا، بمون

00:22:27.670 --> 00:22:29.342
اينجا با شما واقعاً خوش ميگذره

00:22:30.350 --> 00:22:35.547
اينجا واقعا جاي خوبي درست کرديد
 خيلي خوبه، گاو هم هست
اما من نمي تونم بمونم

00:22:36.430 --> 00:22:39.590
به زودي دوباره ميام
ما همسايه خواهيم بود

00:22:39.590 --> 00:22:41.581
- اينو بگير

00:23:07.470 --> 00:23:11.109
خوشبختانه ما تونستيم به موقع يونجه رو جمع آوري کنيم

00:23:12.990 --> 00:23:16.744
حيف که نتونستيم کمي خاک روي پشت بام بذاريم
  سوراخ هاشو بگيريم

00:23:18.350 --> 00:23:21.550
مهم نيست... بالاي تخت و روي ميز نشتي نداره

00:23:21.550 --> 00:23:23.590
صبر کن! تموم ميشه

00:23:23.590 --> 00:23:28.030
من ميرم  براي گاو يونجه بياورم
و انبار رو چک کنم

00:23:28.030 --> 00:23:31.022
نگرانم
سقف اونجام ممکنه  چکه کنه
ماهي ها خيس مي شن

00:23:43.030 --> 00:23:45.543
خدا رو شکر

00:23:46.590 --> 00:23:51.789
 به ما گناهکاران رحم کرد و
او را فرستاد تا درد ما را کم کند

00:24:00.110 --> 00:24:02.429
فصل پاييز

00:24:15.430 --> 00:24:17.783
خيلي سرده

00:24:18.550 --> 00:24:24.470
بارون خاک رس کلبه ي مارو کاملا شسته
غير قابل تحمله
خيلي سرده

00:24:26.470 --> 00:24:29.860
جاي شما خوب گرم و خشکه

00:24:36.950 --> 00:24:40.862
من هميشه مي گم با هم بودن بهتره

00:25:16.230 --> 00:25:19.983
چرا دسته هاي ماهي خشک را باز کردي

00:25:19.990 --> 00:25:23.982
داشت کپک ميزد
مجبور شديم اونارو  بخوريم

00:25:24.150 --> 00:25:28.347
بذار کپک بزنه
مال تو که نيست

00:25:30.110 --> 00:25:34.704
شما بايد هزينه استفاده از تورهاي من رو هم پرداخت کنيد

00:25:34.630 --> 00:25:36.541


00:25:37.630 --> 00:25:40.063
تورها مال ما بودن

00:25:41.350 --> 00:25:44.184
 بودن
حالا مال من هستن

00:25:45.070 --> 00:25:49.267
اگر من اونارو پس نمي دادم
 الان نداشتيد؟

00:25:54.390 --> 00:25:57.143
بالاخره خودت اومدي دنبالشون
گرگليج

00:26:04.990 --> 00:26:07.343
سوزن رو بده من

00:26:45.710 --> 00:26:50.821
اونو  ببخش
  مي خواست کاملاً تغيير کنه
ولي جگرش رو سوراخ کردن

00:26:51.070 --> 00:26:56.030
و همونطور که همه مي دونن
 همه بدي ها تو کبده
( باعث عصبانيتش شده )

00:26:56.030 --> 00:27:00.310
صبر کن وقتي تابستون بياد
به جزيره برمي گرديم

00:27:00.310 --> 00:27:03.540
نمي دونم به تابستون برسيم يا نه

00:27:20.350 --> 00:27:23.870
چرا ساکتي؟
چرا ناراحت نميشي ؟

00:27:23.870 --> 00:27:30.307
عزيزم من نميتونم اينجا
مثل کلبه ي خودمون راحت باهات صحبت کنم

00:27:29.550 --> 00:27:31.859


00:27:31.710 --> 00:27:35.463
اينجا آدماي زيادي هستن
و قلب از گوش‌ها خوشش نمياد
( عشق دوست ندارد بيش از حد شنيده شود )

00:27:36.390 --> 00:27:39.108
بگو  منو دوست ندارن

00:27:39.990 --> 00:27:42.948
حوصله سر بر
بدتر از توندرا

00:27:43.950 --> 00:27:47.863
بهشون مهرباني کن
بلافاصله حالت بهتر ميشه

00:27:49.070 --> 00:27:50.822
من هميشه اين کارو ميکنم

00:27:51.950 --> 00:27:56.340
اگر همسايه نداشتيم
 عاشق درخت مي شدي

00:27:59.350 --> 00:28:02.659
تابستون برميگرديم کرت

00:28:03.670 --> 00:28:06.025
کي مي دونه تا تابستون چه اتفاقي مي افته

00:28:06.550 --> 00:28:12.307
زمستون طولانيه
 شايد پاهام کاملاً پوسيد و از بين رفت

00:28:42.070 --> 00:28:45.830
ضايعات تو بهار خشک مي شه و با آفتاب مي سوزه

00:28:45.830 --> 00:28:49.870
بهتر بود مثل قبل
خزه ها رو تو شکاف ها فرو ميکردي و
مقداري گل رس ميريختي روش

00:28:50.870 --> 00:28:51.338


00:28:59.710 --> 00:29:03.270
 گاو رو از يورت  بيرون ميندازم

00:29:04.630 --> 00:29:07.939
ما سوراخ و آخور نداريم

00:29:09.030 --> 00:29:11.668
هميشه بو خواهد داد

00:29:15.550 --> 00:29:19.269
بايد براي گاوشون طويله بسازن

00:29:19.870 --> 00:29:21.700
چي شده؟

00:29:23.710 --> 00:29:27.747
به خاطر يک گاو همه ما از بوي تعفن اينجا خواهيم مرد

00:29:32.710 --> 00:29:33.665
چکار بايد بکنيم؟

00:29:38.350 --> 00:29:42.581
گرگليج
 بياييد اونو بسازيم
شايد اينجوري بهتر باشه

00:29:42.910 --> 00:29:46.184
درسته
 بيايد اونو بسازيم

00:29:47.110 --> 00:29:51.146
فردا با گرگليج شروع مي کنيم

00:30:49.470 --> 00:30:53.109
دانگا
ما احتمالا به اينجا نقل مکان کنيم

00:30:58.990 --> 00:31:04.188
دلخور نباش
ما مثل همسايه ها زندگي مي کنيم

00:31:04.830 --> 00:31:08.266
ميخواستم مثل قبل با هم باشيم

00:31:14.190 --> 00:31:16.418
دلخور نباش...

00:31:18.470 --> 00:31:22.030
بيا به زودي برف مياد

00:31:24.590 --> 00:31:27.820
ما بايد مقداري يونجه روي پشت بام بذاريم

00:31:34.670 --> 00:31:38.625
عشق

00:34:04.470 --> 00:34:09.470
دانگا! بيتيرشاج
 بيايد ، وقت خوابه

00:34:09.470 --> 00:34:12.985
 سر و صدا کردن بسه
فردا بايد دوباره کار کنيم

00:34:14.750 --> 00:34:17.069
بيا بريم، بريم

00:34:20.950 --> 00:34:22.939
بيا بريم

00:34:24.190 --> 00:34:28.908
اون به بقيه امر و نهي ميکنه

00:34:29.150 --> 00:34:33.230
چه خوب که به اينجا نقل مکان کرديم

00:34:33.230 --> 00:34:35.743
الان استخوانم بهتر شده

00:34:37.870 --> 00:34:39.939
و بعدش چي ميشه ؟

00:34:41.670 --> 00:34:45.389
اگر دست از دزدي برنداره
اونو خواهند کشت

00:34:46.030 --> 00:34:50.340
اونو مي کشن و ثروتش به ما ميرسه

00:35:01.750 --> 00:35:06.628
داري از من غافل ميشي
 منو تنها ميذاري

00:35:06.990 --> 00:35:09.218
بيا مرگن

00:35:09.870 --> 00:35:14.067
تو فقط دوست داري سکوت کني
و من عاشق صحبت کردن هستم

00:35:17.310 --> 00:35:21.904
چطور مي تونم خشگل خودمو  فراموش کنم؟

00:35:23.190 --> 00:35:30.310
ببين چجوري هستي ؟
مثل يک سگ تو آخور
نه براي خودتي و نه براي ديگران

00:35:35.630 --> 00:35:40.986
به اونا بگو فردا به يک يورت مشترک برن

00:35:41.070 --> 00:35:44.823
وگر نه ، گاو رو بيرون مي کنم يا مي کشم

00:35:45.750 --> 00:35:48.468
و خونه رو آتيش ميزنم

00:35:50.230 --> 00:35:52.790
فردا بايد حرکت کنند

00:35:53.590 --> 00:35:56.707
نه... نميتونم بهشون بگم

00:36:00.070 --> 00:36:03.664
اگه بخواي الان هم ميتونم بسوزونمش

00:36:03.990 --> 00:36:07.949
به اوناميگم، ميگم
تو چجور زني هستي؟

00:36:08.630 --> 00:36:10.666
يک مرد هرگز يک زنو نميفهمه

00:36:11.000 --> 00:36:13.266
خفه شو
 برو و  بهشون بگو

00:39:21.630 --> 00:39:24.780
آتش
آتش

00:39:25.230 --> 00:39:27.219
آتش

00:40:32.430 --> 00:40:36.466
گرگليج

00:40:42.310 --> 00:40:45.221
بيتيرشاج آنچيک رو صبح پيدا کرد

00:40:45.590 --> 00:40:48.150
يک کنده درخت روي او افتاده
تنه اش له شده بود

00:40:48.150 --> 00:40:51.267
و چيزي زنده و خيس بين پاهايش حرکت مي کرد

00:40:51.750 --> 00:40:53.468
اون يک بند ناف بلند را گاز گرفت و بريد

00:40:54.390 --> 00:40:57.266
بيتيرشاج

00:45:55.030 --> 00:46:00.864
در حالي که کودکي در آغوش داشت
 از يورت بيرون آمد

00:46:01.110 --> 00:46:04.227
يک خرس چاق از خواب بيدار شد و اونو دنبال کرد

00:46:04.670 --> 00:46:09.670
وقتي به کنار رودخونه رسيد، بچه رو داخل قايق گذاشت و از ساحل هل داد

00:46:09.670 --> 00:46:14.821
 يخ شکست و قايق دور شد

00:46:14.845 --> 00:46:34.845
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:46:34.869 --> 00:46:54.869
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.