﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:20.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:44.852 --> 00:02:46.548
خوبه.

00:02:49.523 --> 00:02:52.516
چطوره رنگِ بیشتری بکار ببری؟

00:03:11.111 --> 00:03:12.340
تونی!

00:03:16.884 --> 00:03:17.874
بله؟

00:03:32.633 --> 00:03:35.501
اسمِ واقعیِ تونی تاکیتانی...

00:03:36.470 --> 00:03:39.167
واقعاً تونی تاکیتانی بود.

00:03:49.183 --> 00:03:50.811
پدرِ تونی

00:03:51.685 --> 00:03:56.755
شُزابورو تاکیتانی، نوازندهِ جاز بود.

00:04:01.128 --> 00:04:04.163
درست پیش از شروع جنگ در اقیانوس آرام

00:04:05.132 --> 00:04:07.931
شزابورو دردسری درست کرد

00:04:08.802 --> 00:04:11.601
و از راهِ دریا از توکیو به چین رفت.

00:04:18.846 --> 00:04:21.577
تاکیتانی سال‌های سختِ جنگ را

00:04:22.016 --> 00:04:24.583
با نواختنِ ترومبون در کلوب‌های شبانهِ شانگهای

00:04:25.052 --> 00:04:27.886
به خوشی پشتِ سر گذاشت

00:04:41.168 --> 00:04:43.569
و وقتی جنگ تمام شد

00:04:44.304 --> 00:04:48.935
پیشینه روابطش با اشخاصِ مشکوک
برای‌ش مشکل‌ساز شد

00:04:49.410 --> 00:04:54.347
او را برای مدتِ طولانی به زندان انداختند.

00:04:59.219 --> 00:05:02.280
اکثر هم‌بندی‌هایش

00:05:03.257 --> 00:05:08.628
بدون هیچ محاکمه‌یی
یکی یکی اعدام می‌شدند.

00:05:23.577 --> 00:05:27.947
اعدام‌‌ها همیشه ساعتِ دو عصر اجرا می‌شدند.

00:05:29.349 --> 00:05:32.808
ممکن بود یک‌روز بدونِ هیچ اخطاری

00:05:33.187 --> 00:05:35.486
او را هم به حیاط بکشند

00:05:35.622 --> 00:05:39.582
و با مسلسل به سرش شلیک کنند.

00:05:43.597 --> 00:05:47.193
آنجا فاصلهِ مرگ و زندگی

00:05:47.501 --> 00:05:51.233
به باریکی تارِ مو بود.

00:06:17.664 --> 00:06:19.633
شزابورو تاکیتانی

00:06:20.467 --> 00:06:24.063
وقتی به ژاپن برگشت
پوست و استخوان بود،

00:06:25.172 --> 00:06:28.438
بهارِ‍۱۹۴۶

00:06:36.650 --> 00:06:41.111
فهمید خانه‌اش در بمباران نابود شده

00:06:41.622 --> 00:06:44.615
و تنها برادر و والدینش هم

00:06:45.259 --> 00:06:47.528
به همان سرنوشت دچار شده‌اند.

00:06:48.862 --> 00:06:52.230
به عبارتِ دیگر، از این پس...

00:06:52.332 --> 00:06:55.528
او در دنیا کاملاً تنها بود.

00:07:24.731 --> 00:07:26.465
عاقبتِ کار،

00:07:26.800 --> 00:07:31.438
با یکی از خویشاوندانِ دورِ مادری ازدواج کرد.

00:07:38.479 --> 00:07:42.579
یک‌سال بعدِ ازدواج‌شان
صاحبِ نوزادِ پسر شدند

00:07:42.983 --> 00:07:46.044
و سه روز پس از تولدِ نوزاد

00:07:46.720 --> 00:07:48.712
مادرش مرد.

00:07:51.258 --> 00:07:53.454
مرگش ناگهانی بود

00:07:55.929 --> 00:08:00.227
همین‌طور مراسمِ سوزاندنش.

00:08:20.287 --> 00:08:23.486
یک سرگرد آمریکایی
که دوستِ تاکیتانی بود

00:08:23.757 --> 00:08:28.224
وقتی داشت مانند یک خویشاوند
برای مرگِ زنش او را دلداری می‌داد

00:08:29.196 --> 00:08:30.462
گفت:

00:08:30.859 --> 00:08:37.730
اسمِ پسرت رو بذار تونی
که هم‌اسمِ من باشه.

00:08:41.441 --> 00:08:45.037
از جایی‌که نفوذِ آمریکایی‌ها
احتمالاً ادامه پیدا می‌کرد

00:08:45.412 --> 00:08:48.507
ایدهِ گذاشتنِ یک اسم آمریکایی روی پسرش

00:08:49.216 --> 00:08:50.909
بد هم نیست،

00:08:51.184 --> 00:08:54.052
شزابورو با خودش اینطور فکر کرد.

00:09:01.795 --> 00:09:04.424
اصلاً بد نیست؛ تونی تاکیتانی...

00:09:09.369 --> 00:09:10.803
خوبه...

00:09:31.291 --> 00:09:35.422
اما بخاطر همان اسمِ آمریکایی

00:09:36.430 --> 00:09:41.300
هروقت تونی خودش را معرفی می‌کرد
مردم با تعجب نگاهش می‌کردند...

00:09:43.136 --> 00:09:46.129
بعضی حتا عصبانی می‌شند.

00:09:51.411 --> 00:09:55.178
به دلایل مختلف تونی تاکیتانی

00:09:55.482 --> 00:09:58.008
پسری گوشه‌گیر بود.

00:10:04.358 --> 00:10:06.987
از زمانی که بخاطر داشت

00:10:07.294 --> 00:10:11.857
پدرش با گروهِ موسیقی‌اش در سفر بود.

00:10:12.999 --> 00:10:18.461
تنها بودن برای تونی
یک امر طبیعی بود.

00:10:33.387 --> 00:10:38.425
وقتی بچه بود، یک خدمتکار
از او نگهداری می‌کرد

00:10:38.925 --> 00:10:43.226
اما وقتی به دبیرستان رفت،
خودش آشپزی می‌کرد.

00:10:43.830 --> 00:10:48.358
شب‌ها درها را قفل می‌کرد
و به‌تنهایی به خواب می‌رفت.

00:10:49.669 --> 00:10:53.531
فردا خودم شام درست می‌کنم.

00:10:54.474 --> 00:10:56.443
باشه، خداحافظ.

00:10:57.110 --> 00:10:58.578
شب بخیر

00:10:59.079 --> 00:11:00.411
شب بخیر

00:11:16.363 --> 00:11:19.058
هیچ‌وقت حس نکردم خیلی تنهام.

00:11:49.763 --> 00:11:58.297
تونی تاکیتانی

00:12:21.795 --> 00:12:24.629
تو باید در برداشتت تجدید نظر کنی

00:12:24.798 --> 00:12:29.463
فکر می‌کنی کاری به این کارها نداریم
پس مشکلی نیست.

00:12:29.970 --> 00:12:31.563
اما کی می‌دونه سالِ دیگه چه خبره..

00:12:31.671 --> 00:12:35.767
کارت خوبه
ولی من ازش حس نمی‌گیرم.

00:12:36.743 --> 00:12:39.338
این‌جور می‌شی
سگِ نوکرِ کاپیتالیسم.

00:12:39.446 --> 00:12:41.039
زیاده‌روی نمی‌کنی؟

00:12:41.147 --> 00:12:43.810
این منطق اشتباه‌ست.

00:12:44.651 --> 00:12:45.619
کجاش اشتباه‌ست؟

00:12:49.656 --> 00:12:52.556
تونی نمی‌توانست بفهمد

00:12:52.659 --> 00:12:56.052
به چه اعتباری هم‌کلاسی‌هایش
دربارهِ نقاشی‌هایی بحث می‌کردند

00:12:56.162 --> 00:13:00.327
که هنرمندانه یا ایدئولوژیک بودند.

00:13:02.202 --> 00:13:05.434
بنظر او چنین نقاشی‌هایی
فقط ناقص بودند

00:13:05.872 --> 00:13:07.101
و زشت

00:13:07.207 --> 00:13:09.108
و بی‌دقت.

00:13:12.512 --> 00:13:15.107
هیچ‌وقت با زنی رفیق شدی؟

00:13:18.685 --> 00:13:19.914
شدم

00:13:22.722 --> 00:13:24.122
اما به‌هم زدیم.

00:13:30.230 --> 00:13:32.756
تاحالا به ازدواج فکر کردی؟

00:13:34.067 --> 00:13:35.558
هیچ‌وقت

00:13:38.905 --> 00:13:40.237
که اینطور...

00:13:44.044 --> 00:13:46.411
هایاشیدا رفته خونه؟

00:13:46.513 --> 00:13:49.073
نیم‌ساعت پیش رفت.

00:13:49.482 --> 00:13:52.008
فکر کردم با هم نهار می‌خوریم.

00:13:52.752 --> 00:13:53.742
چطور پیش می‌ره؟

00:13:58.325 --> 00:14:00.590
آه، بنظر خوبه، اوکی.

00:14:03.163 --> 00:14:04.825
ببین،

00:14:06.366 --> 00:14:08.665
این محورِ بیضی...

00:14:47.340 --> 00:14:51.937
تونی در کشیدنِ ماشین‌آلات بهترین بود

00:14:52.112 --> 00:14:55.207
جزئیاتی که نقش می‌زد

00:14:55.315 --> 00:15:00.681
از ماشین و رادیو تا موتورهایِ مختلف،
دقیق‌ و واضح‌تر از هر کسِ دیگر بود

00:15:01.421 --> 00:15:03.613
این‌طور بود که تصویرگر شد...

00:15:03.757 --> 00:15:05.521
کاملاً طبیعی بود

00:15:08.928 --> 00:15:12.398
برای نیمه دوم سال بدهکار می‌شیم.

00:15:13.833 --> 00:15:16.769
بله، خب قیمتِ رنگ بالا رفته.

00:15:17.170 --> 00:15:19.401
در موردِ رنگ و کاغذ،

00:15:19.506 --> 00:15:23.566
هزینه‌هامون هم‌زمان با افزایشِ کارکنان
زیاد شده...

00:15:50.036 --> 00:15:53.868
از روی جلدِ مجلات
تا تبلیغاتِ تصویری

00:15:55.008 --> 00:16:00.309
تونی هر کاری مربوط به ماشین‌آلات را
قبول می‌کرد

00:16:01.448 --> 00:16:06.748
کار رضایت‌بخش و پول خوب بود.

00:17:17.857 --> 00:17:19.382
من رفتم،

00:17:23.596 --> 00:17:24.894
می‌رم خونه.

00:17:36.676 --> 00:17:38.640
ببخشید منتظرتون گذاشتم.

00:17:38.812 --> 00:17:39.973
آه، نه.

00:17:40.914 --> 00:17:42.209
بفرمائید داخل.

00:17:43.016 --> 00:17:46.009
بله، تشکر.

00:17:58.064 --> 00:18:01.313
این طرح‌های اولیه است که برام فرستادید

00:18:02.068 --> 00:18:04.003
الف و ب و ج ...

00:18:04.237 --> 00:18:07.833
این طرحِ «الف»،

00:18:12.478 --> 00:18:14.106
این «ب»،

00:18:17.016 --> 00:18:18.507
و این «ج»،

00:18:18.985 --> 00:18:21.477
بله، متشکرم.

00:18:21.588 --> 00:18:23.284
«د» و «ه» هم هستند.

00:18:23.389 --> 00:18:25.324
بله، همه رو می‌برم.

00:18:26.425 --> 00:18:28.117
شما جدید هستید، درسته؟

00:18:28.261 --> 00:18:32.614
بله، ایکو کُنوما هستم،
از آشنایی‌تون خوشبختم.

00:18:32.799 --> 00:18:34.365
آه، منم همینطور.

00:18:36.002 --> 00:18:39.097
پس من به این‌ها رسیدگی می‌کنم.

00:18:46.479 --> 00:18:50.127
مثلِ پرنده‌‌یی بود که
به سرزمینی دور پر باز می‌کنه...

00:18:51.684 --> 00:18:54.553
آنچنان طبیعی لباس می‌پوشید

00:18:55.054 --> 00:18:57.930
که انگار در نسیمی خاص
پیچیده شده.

00:19:14.974 --> 00:19:19.435
باز هم چندبار به دفترِ تونی آمد

00:19:21.347 --> 00:19:25.876
تا یک روز تونی او را به نهار دعوت کرد.

00:19:26.986 --> 00:19:30.388
هیچ‌وقت ندیدم کسی مثلِ شما

00:19:30.490 --> 00:19:33.724
اینقدر واضح با ذوق لباس به تن کنه.

00:19:42.035 --> 00:19:45.199
احساس می‌کنم لباس‌ها...

00:19:47.907 --> 00:19:49.808
درونم...

00:19:51.244 --> 00:19:55.511
چیزی رو...

00:19:56.482 --> 00:19:58.917
تکمیل می‌کنه.

00:20:00.386 --> 00:20:02.548
من خودشیفته‌‌ام

00:20:05.358 --> 00:20:08.886
و عاشق اینم که...

00:20:10.330 --> 00:20:14.392
که زیاده‌روی کنم.

00:20:15.735 --> 00:20:20.605
اینطوری تقریباً تمامِ درآمدم رو

00:20:20.707 --> 00:20:23.107
خرجِ لباس می‌کنم.

00:20:26.192 --> 00:20:30.112
من غیر از مایحتاج و رنگ
برای هیچ‌چیز پول خرج نمی‌کنم.

00:21:08.721 --> 00:21:12.307
فکر ‌کنم از دستم در رفته و عاشق شدم

00:21:16.896 --> 00:21:20.089
برای اولین‌بار به ازدواج فکر می‌کنم.

00:21:21.434 --> 00:21:23.626
خب از چه چیزش خوشت می‌آد؟

00:21:25.605 --> 00:21:27.574
چطور بگم...

00:21:29.609 --> 00:21:33.273
انگار بدنیا اومده که قشنگ لباس بپوشه.

00:21:36.649 --> 00:21:37.810
خیلی خوبه!

00:21:41.454 --> 00:21:43.616
شُرابورو و تونی

00:21:43.956 --> 00:21:47.788
فقط دو سه سال یکبار همدیگر را می‌دیدند

00:21:48.895 --> 00:21:51.064
و وقتی حرف‌های لازم را می‌زدند

00:21:51.464 --> 00:21:57.003
دیگر چیزی نداشتند که درباره‌اش صحبت کنند.

00:22:00.039 --> 00:22:05.079
شزابورو تاکیتانی برای پدر بودن ساخته نشده بود

00:22:06.179 --> 00:22:11.547
و تونی تاکیتانی هم برای فرزند بودن.

00:22:22.528 --> 00:22:24.390
در پنجمین قرار

00:22:25.465 --> 00:22:28.526
تونی پیشنهادِ ازدواج داد

00:22:32.872 --> 00:22:38.209
اما او از قبل با مردِ دیگری رابطه داشت

00:22:43.149 --> 00:22:46.847
بعلاوه تونی پانزده سال

00:22:47.286 --> 00:22:49.448
از او بزرگتر بود.

00:23:04.537 --> 00:23:06.775
تقصیرِ من نبود، درسته؟

00:23:29.028 --> 00:23:32.895
«لطفاً اجازه بده درباره‌اش فکر کنم.»

00:23:33.499 --> 00:23:35.229
این پاسخِ او بود.

00:24:00.660 --> 00:24:04.927
تنهایی مثلِ زندان است،

00:24:05.431 --> 00:24:07.093
تونی اینطور حس می‌کرد

00:24:11.771 --> 00:24:14.764
اگر ازدواج با من را رد کند،

00:24:15.675 --> 00:24:18.509
شاید فقط بتوانم بمیرم.

00:24:19.612 --> 00:24:23.982
تونی می‌خواست این را برای‌ش توضیح دهد

00:24:26.886 --> 00:24:28.946
ببخشید اینطور ناگهانی،

00:24:29.555 --> 00:24:32.286
شکی نیست ۱۵ سال تفاوت سنی بین‌مون هست...

00:24:32.391 --> 00:24:35.293
چقدر تنها بوده،

00:24:36.462 --> 00:24:39.955
چقدر گذشته‌اش را باخته...

00:24:48.808 --> 00:24:51.437
و چطور دیدنِ او

00:24:51.811 --> 00:24:54.303
بالاخره باعث شده این را بفهمد.

00:24:54.513 --> 00:24:57.347
فقط باعث نشدی بفهمم چقدر تنهام،

00:24:57.450 --> 00:25:02.013
فهمیدم دیدنت چقدر برام مهم بوده

00:25:02.121 --> 00:25:06.183
و توی زندگیم چقدر چنین چیزی رو از دست داده‌م.

00:26:15.161 --> 00:26:19.394
دورهِ تنهاییِ تونی تاکیتانی سر آمده بود.

00:26:22.568 --> 00:26:27.529
به‌محضِ اینکه بیدار می‌شد
دنبالِ او می‌گشت

00:26:28.474 --> 00:26:32.172
وقتی پیکرِ او را خوابیده کنارش می‌دید،
آرام می‌شد

00:26:33.646 --> 00:26:36.810
و وقتی نبود پریشان می‌شد.

00:26:42.021 --> 00:26:44.160
این تنها نبودن

00:26:44.890 --> 00:26:48.793
بنظرِ تونی حتا کمی عجیب می‌آمد

00:26:52.531 --> 00:26:54.898
چون حالا که دیگر تنها نبود

00:26:55.134 --> 00:26:57.873
می‌دید که مدام مضطرب است،

00:26:58.337 --> 00:27:02.274
امکانِ اینکه دوباره تنها بشود

00:27:05.378 --> 00:27:07.711
گاهی وقتی تصورش را هم می‌کرد...

00:27:08.347 --> 00:27:11.415
از ترس عرقِ سرد به بدنم می‌شینه.

00:27:17.056 --> 00:27:21.660
تا سه ماهِ بعد از ازدواج‌شان
این ترس ادامه پیدا کرد،

00:27:25.398 --> 00:27:29.265
اما وقتی کم‌کم به زندگیِ جدیدش عادت کرد

00:27:29.402 --> 00:27:31.198
ترسش هم کم شد.

00:27:31.403 --> 00:27:33.101
برای خودش شخصیتی داره، نه؟

00:27:33.205 --> 00:27:34.901
این یکی شبیهِ...

00:27:35.274 --> 00:27:36.936
این شبیهِ بچه‌ش می‌مونه، درسته؟

00:27:37.042 --> 00:27:38.010
آره...

00:28:06.939 --> 00:28:12.900
هیچ‌چیز نبود که زندگیِ زناشویی را
به کام‌شان تلخ کند.

00:28:16.749 --> 00:28:22.211
او ذاتاً کدبانو بود
و بانشاط به کارِ خانه می‌رسید.

00:28:37.803 --> 00:28:42.332
اما یک مورد بود که تونی را نگران می‌کرد

00:28:43.976 --> 00:28:45.467
اینکه...

00:28:46.579 --> 00:28:49.777
بی‌اندازه لباس می‌خره.

00:29:27.152 --> 00:29:35.417
در برابر لباس به هیچ‌وجه نمی‌توانست
جلوی خودش را بگیرد،

00:29:36.795 --> 00:29:41.733
ناگهان قیافه‌اش تغییر می‌کرد،
حتا صدایش عوض می‌شد.

00:29:47.373 --> 00:29:52.573
بعد از سفرشان به اروپا
مشکل بیشتر شد.

00:29:53.779 --> 00:29:55.941
در طی سفر

00:29:56.515 --> 00:30:01.224
تعداد قابل‌توجه‌ای لباسِ مارک‌دارِ معروف خرید.

00:30:04.056 --> 00:30:06.288
انگار که افسون شده باشد،

00:30:06.393 --> 00:30:10.256
چشمش به هر تکه لباسی می‌افتاد،
به‌راحتی می‌خرید

00:30:10.529 --> 00:30:15.024
تونی هم‌زمان ‌‌دنبالش می‌کرد
تا صورت‌حساب‌ها را بپردازد.

00:30:38.190 --> 00:30:42.775
وقتی به ژاپن برگشتند
این تب فرو ننشست.

00:30:46.198 --> 00:30:50.829
روز به‌روز به لباس‌خریدن ادامه داد.

00:30:54.206 --> 00:30:58.735
ناچار چند گنجهِ بزرگِ لباس سفارش دادند

00:30:59.912 --> 00:31:04.179
علاوه بر آن چند قفسه برای کفش‌هایش،

00:31:07.119 --> 00:31:08.644
با این‌حال کافی نبود

00:31:09.154 --> 00:31:14.252
و مجبور شدند یک اتاق را
تبدیل به انبارِ لباس کنند.

00:31:14.860 --> 00:31:16.158
تنها همین رنگه؟

00:31:16.261 --> 00:31:19.197
بله، فقط سفید دوختند.

00:32:53.525 --> 00:32:57.289
بفرمائید؟
سلام بابا

00:32:57.696 --> 00:32:59.924
آره، خیلی وقته.

00:33:08.307 --> 00:33:10.833
آه، که اینطور...

00:33:32.364 --> 00:33:35.493
لطفاً یک‌دقیقه صبر کنید میزتون آماده بشه.

00:33:37.669 --> 00:33:39.968
داره میزمون رو آماده می‌کنه.

00:33:42.608 --> 00:33:47.442
این‌هم پدرم،
تاحالا موقعِ اجرا ندیده بودیش، درسته؟

00:34:03.095 --> 00:34:08.673
شزابورو همان آهنگی را می‌نواخت
که همیشه درگذشته اجرا می‌کرد

00:34:13.574 --> 00:34:21.085
اما نسبت به آنچه تونی از پدرش به‌یاد داشت
آهنگ به‌نوعی تغییر کرده بود.

00:34:27.553 --> 00:34:30.465
ممکن بود تفاوتی بسیار اندک باشد

00:34:34.693 --> 00:34:36.441
اما به گوشِ او

00:34:36.929 --> 00:34:41.162
این تفاوت اساسی بود.

00:34:50.676 --> 00:34:54.640
تونی می‌خواست طرفِ پدرش روی صحنه برود...

00:34:55.855 --> 00:34:58.349
پدر، چی اینقدر تغییر کرده؟

00:34:58.650 --> 00:35:01.711
این چیزی بود که دوست‌‌داشت بپرسد.

00:35:29.348 --> 00:35:30.507
چی می‌شه

00:35:34.086 --> 00:35:36.819
اگر خریدهات رو یک‌خرده کمتر کنی؟

00:35:44.563 --> 00:35:47.897
اصلاً نگرانِ پولش نیستم،

00:35:49.178 --> 00:35:52.035
از اینکه قشنگ‌تر می‌شی
خوشحال هم می‌شم

00:35:52.204 --> 00:35:53.001
اما...

00:35:55.707 --> 00:35:59.119
واقعاً به این‌همه لباس احتیاج داری؟

00:36:14.126 --> 00:36:16.165
می‌دونم درست نیست

00:36:17.963 --> 00:36:21.866
اما با اینکه خوب می‌دونم،
دستِ خودم نیست.

00:36:25.671 --> 00:36:27.931
وقتی چیزِ قشنگی می‌بینم،

00:36:28.540 --> 00:36:31.772
نمی‌تونم نخرم‌ش.

00:36:33.078 --> 00:36:34.703
نمی‌تونم مقاومت کنم

00:36:36.181 --> 00:36:40.414
که اون رو نخرم،

00:36:43.855 --> 00:36:45.856
مثل یک‌جور اعتیاد.

00:37:07.379 --> 00:37:08.503
با این‌حال

00:37:09.247 --> 00:37:13.776
قول داد سعی کنه

00:37:15.575 --> 00:37:18.235
از این شیفتگی خلاص بشه.

00:37:36.842 --> 00:37:38.467
برای یک‌هفته

00:37:39.344 --> 00:37:42.473
در خانه ماند

00:37:42.814 --> 00:37:44.908
تا وسوسه نشود

00:37:46.084 --> 00:37:48.019
اما طی این مدت

00:37:49.254 --> 00:37:52.947
دچار این حس شد که
انگار از درون خالی‌ست.

00:38:14.513 --> 00:38:19.351
روزها در اتاقِ لباس‌ها
به لباس‌هایش زُل می‌زد.

00:38:22.254 --> 00:38:25.691
از تماشایِ لباس‌هایش خسته نمی‌شد

00:38:34.733 --> 00:38:39.761
هرچه بیشتر نگاه می‌کرد
بیشتر هوسِ لباسِ نو می‌کرد

00:38:41.606 --> 00:38:46.237
و تا این هوس برانگیخته می‌شد
اختیارش را از دست می‌داد.

00:38:46.344 --> 00:38:49.371
جداً نمی‌تونم جلوی خودم رو بگیرم.

00:38:50.315 --> 00:38:53.251
از طرفی عاشقانه شوهرش را دوست داشت

00:38:55.020 --> 00:38:57.990
و انتقادش را معقول می‌دانست.

00:38:59.758 --> 00:39:02.020
او فقط یک بدن داشت.

00:39:02.828 --> 00:39:06.287
واقعاً احتیاج ندارم...

00:39:08.767 --> 00:39:11.498
این‌همه لباس!

00:39:16.875 --> 00:39:21.779
پس به بوتیکِ موردعلاقه‌اش رفت
و پرسید

00:39:21.947 --> 00:39:26.908
آیا می‌تواند کت و پیراهنی که تازه خریده برگرداند؟

00:39:27.252 --> 00:39:29.153
خیلی متأسفم

00:39:30.055 --> 00:39:31.887
بازهم تشریف بیارید

00:39:55.780 --> 00:40:01.335
بعد از پس‌دادنِ آن یکدست لباس
احساسِ سبکی می‌کرد

00:40:13.265 --> 00:40:17.464
اما وقتی منتظرِ سبز شدنِ چراغ بود

00:40:17.569 --> 00:40:24.332
غیر از کت و پیراهنی که تازه برگردانده بود
نمی‌توانست به چیزِ دیگری فکر کند

00:40:32.751 --> 00:40:37.746
رنگ‌شون، طرح‌شون،

00:40:39.191 --> 00:40:41.419
جنسِ پارچه‌شون...

00:44:06.995 --> 00:44:09.500
هر دندونِ مصنوعی چقدر می‌شه؟

00:44:09.600 --> 00:44:10.359
۷۰،۰۰۰ ین

00:44:10.468 --> 00:44:13.666
۷۰،۰۰۰ ین؟
پس چهارتاش می‌شه ۲۸۰،۰۰۰ ین؟

00:44:14.372 --> 00:44:16.637
وای، نه...

00:44:16.741 --> 00:44:20.542
وقتی بیمه نیست چقدر گرون می‌شه.

00:44:22.947 --> 00:44:24.074
هیساکو،

00:44:26.484 --> 00:44:30.485
هیساکو،
شنیدم کارت رو ول کردی!

00:44:31.923 --> 00:44:33.892
برام قابل‌تحمل نبود.

00:44:36.661 --> 00:44:38.597
پس چطور می‌گذرونی؟

00:44:40.198 --> 00:44:42.360
با پیشخدمتی توی رستورانِ ایتالیایی.

00:44:56.581 --> 00:45:01.485
بعد می‌خوام برم مصاحبه برای کار

00:45:04.689 --> 00:45:07.750
این رو نگاه کن

00:45:08.526 --> 00:45:10.995
خانم، سایزِ ۷،

00:45:11.196 --> 00:45:14.496
قد تقریباً ۱ متر و ۶۵،

00:45:14.599 --> 00:45:17.797
سایزِ کفش ۲۳ سانتی‌متر،

00:45:20.605 --> 00:45:23.541
شرایطش یک‌خورده عجیبه

00:45:24.576 --> 00:45:26.943
اما کاملاً به من می‌خوره

00:45:27.779 --> 00:45:32.149
حالا حقوقش رو ببین!

00:45:34.018 --> 00:45:36.044
شاید بهتره مراقب باشی.

00:45:39.657 --> 00:45:42.593
وای...

00:45:43.127 --> 00:45:45.289
چقدر خوشگل!

00:46:35.847 --> 00:46:37.281
ببخشید

00:46:50.929 --> 00:46:53.694
از سیزده زنی که درخواست دادند

00:46:54.933 --> 00:46:59.132
تونی کسی را انتخاب کرد
که بیشترین شباهت را به زنش داشت.

00:47:44.549 --> 00:47:45.539
راحت باشید

00:47:46.250 --> 00:47:47.616
متشکرم

00:47:49.654 --> 00:47:51.953
در واقع کار خیلی ساده‌ست

00:47:54.892 --> 00:47:59.853
هر روز از ساعتِ ۹ تا ۵،
به تلفن‌ جواب می‌دید،

00:48:00.898 --> 00:48:05.927
کارهای من رو تحویل می‌دید،

00:48:06.504 --> 00:48:08.505
موادِ اولیه رو تحویل می‌گیرید،

00:48:09.574 --> 00:48:12.169
یا کپی می‌گیرید.

00:48:15.680 --> 00:48:16.579
بله

00:48:18.282 --> 00:48:21.514
فقط یک شرط هست

00:48:27.625 --> 00:48:29.960
من اخیراً همسرم رو از دست دادم

00:48:33.464 --> 00:48:36.798
هنوز همه لبا‌س‌هایی که ازش مونده دارم

00:48:37.435 --> 00:48:39.404
در واقع همه کاملاً نو هستند

00:48:39.504 --> 00:48:44.772
می‌خوام به‌جای لباس‌کار
اون‌ها رو بپوشید،

00:48:45.309 --> 00:48:50.040
زمانی‌که اینجا سر کار هستید.

00:49:03.561 --> 00:49:05.154
هر روز...

00:49:08.132 --> 00:49:11.159
لباس‌های همسرتون رو؟

00:49:11.936 --> 00:49:13.063
همین‌طوره.

00:49:14.272 --> 00:49:17.538
برای همین اون اندازه‌ها
جزءِ شرایطِ کار بود

00:49:18.142 --> 00:49:20.008
مطمئناً این درخواست عجیبه

00:49:20.111 --> 00:49:22.498
می‌دونم، اما منظورِ دیگه‌یی ندارم

00:49:22.580 --> 00:49:27.380
فقط احتیاج به زمان دارم
تا این واقعیت رو قبول کنم که درگذشته.

00:49:27.652 --> 00:49:30.301
اگر شما با لباس‌های اون باشید

00:49:30.388 --> 00:49:35.572
می‌دونم که واقعیتِ نبودنش
برام قابل‌قبول می‌شه.

00:49:39.230 --> 00:49:40.630
در حقیقت

00:49:41.899 --> 00:49:46.937
درست نمی‌توانست بفهمد
تونی تاکیتانی چه منظوری دارد

00:49:49.340 --> 00:49:52.833
اما بنظر آدمِ بدی نمی‌رسید...

00:49:53.611 --> 00:49:58.340
فکر کنم بخاطر مرگِ زنش
فقط یک‌کم گیج شده

00:49:58.649 --> 00:50:00.242
بعلاوه...

00:50:00.918 --> 00:50:03.715
بیمهِ بیکاری‌اش رو به اتمام بود

00:50:04.489 --> 00:50:07.391
و نیاز به کار داشت.

00:50:24.976 --> 00:50:26.638
می‌فهمم

00:50:27.445 --> 00:50:30.540
در واقع منظورم اینه...

00:50:32.316 --> 00:50:36.795
اونچه گفتید خیلی برام قابلِ درک نیست

00:50:39.690 --> 00:50:43.095
اما فکر می‌کنم بتونم انجام‌ش بدم.

00:50:44.262 --> 00:50:47.389
آه واقعاً؟ ممنونم

00:50:49.000 --> 00:50:50.798
اما قبلش...

00:50:52.436 --> 00:50:56.339
امکان داره...

00:50:56.908 --> 00:51:00.208
می‌تونم لباس‌های همسرتون رو ببینم؟

00:51:01.245 --> 00:51:02.178
البته

00:51:02.580 --> 00:51:06.415
فقط بنظرم باید امتحان‌شون کنم

00:51:06.517 --> 00:51:09.316
تا مطمئن بشم اندازه‌م هستند.

00:51:10.188 --> 00:51:11.315
البته

00:51:25.703 --> 00:51:28.969
من بیرون منتظر می‌مونم،
لطفاً امتحان‌شون کنید.

00:52:41.946 --> 00:52:47.417
ردیف به ردیف روبرو شد
با صدها دست لباسِ زیبا.

00:52:59.664 --> 00:53:04.195
نمی‌توانست به این فکر نکند که
چطور می‌شود کسی بمیرد

00:53:04.468 --> 00:53:09.600
و از خودش این‌همه لباسِ فوق‌العاده بجا بگذارد.

00:53:40.638 --> 00:53:48.510
لباس‌ها و کفش‌ها آنچنان اندازه بودند
که انگار برای او دوخته شده بودند.

00:56:02.646 --> 00:56:03.409
حال‌تون خوبه؟

00:56:03.514 --> 00:56:07.315
بعد از مدتی، تونی تاکیتانی آمد
تا ببیند او در چه حال است...

00:56:07.418 --> 00:56:12.314
پرسید:
برای چی گریه می‌کنید؟

00:56:12.423 --> 00:56:13.721
حال‌تون خوبه؟

00:56:16.393 --> 00:56:17.918
متأسفم

00:56:20.998 --> 00:56:22.626
متأسفم

00:56:26.504 --> 00:56:27.904
فقط...

00:56:29.773 --> 00:56:32.265
واقعاً نمی‌فهمم...

00:56:35.112 --> 00:56:36.205
شاید...

00:56:38.782 --> 00:56:43.220
هیچ‌وقت...

00:56:45.122 --> 00:56:49.287
این‌همه لباسِ قشنگ یکجا ندیدم.

00:56:53.063 --> 00:56:54.395
واقعاً متأسفم

00:56:55.799 --> 00:56:58.291
فکر کنم گیج شدم

00:57:00.371 --> 00:57:01.634
ببخشید

00:57:24.328 --> 00:57:29.357
بفرمائید، برای یک‌هفته
لباس و کفش انتخاب کنید و ببرید

00:57:35.673 --> 00:57:36.936
و اضافه کرد...

00:57:37.541 --> 00:57:39.737
شاید هوا سرد بشه

00:57:40.344 --> 00:57:43.041
چطوره یک کت هم انتخاب کنید.

00:57:43.914 --> 00:57:46.008
تونی تاکیتانی این‌طور گفت.

00:57:50.087 --> 00:57:54.889
یک کتِ کشمیریِ تیره انتخاب کرد
که بنظر گرم می‌رسید

00:57:56.026 --> 00:57:58.791
و مثلِ پر سبک بود

00:58:00.965 --> 00:58:05.596
در تمامِ عمرش، چنین کُتی نپوشیده بود.

00:58:43.707 --> 00:58:48.902
لباس‌ها مثلِ سایه‌هایی سرگردان از زنش بودند

00:59:09.333 --> 00:59:10.761
سایه‌هایی که

00:59:11.268 --> 00:59:15.428
زمانی از گرمایِ نفسی پُر بودند

00:59:16.206 --> 00:59:19.397
و همراهِ زنش حرکت می‌کردند.

00:59:26.717 --> 00:59:31.073
اما آنچه الآن روبرویش بود

00:59:32.423 --> 00:59:34.819
از زندگی تهی شده بود،

00:59:35.292 --> 00:59:40.763
بنظر حجمی از سایه‌ها بود
که هر لحظه رنگ می‌باخت.

01:00:02.820 --> 01:00:03.899
آنچنان که تونی...

01:00:05.322 --> 01:00:07.616
با نگاه‌کردن به این

01:00:09.293 --> 01:00:13.060
دارم کم‌کم خفه می‌شم.

01:00:36.620 --> 01:00:39.715
متأسفم اما وضعیت تغییر کرده

01:00:43.060 --> 01:00:47.120
هرچی بردید خونه، برای خودتون نگه دارید

01:00:53.103 --> 01:00:57.231
فقط لطفاً تمامِ ماجرا رو فراموش کنید،

01:01:00.477 --> 01:01:03.555
خواهش می‌کنم به کسی چیزی نگید.

01:01:29.406 --> 01:01:31.065
ـ صبح‌بخیر
ـ صبح‌بخیر

01:01:31.108 --> 01:01:33.634
خیلی ناجورند.

01:01:33.777 --> 01:01:36.804
این لکه‌ها هیچ‌وقت پاک نمی‌شند.

01:01:37.981 --> 01:01:41.782
دوباره لباس‌ مارک‌دار پوشیدی

01:01:43.454 --> 01:01:45.218
بافتِ ابریشمه

01:01:45.322 --> 01:01:48.121
گرون بنظر می‌رسه

01:01:48.225 --> 01:01:50.785
باید ۱۰۰،۰۰۰ ین بیشتر باشه

01:01:50.894 --> 01:01:55.628
چطوری می‌تونی این‌همه لباسِ گرون بخری؟

01:01:55.732 --> 01:01:57.860
نمی‌تونم بگم

01:01:58.001 --> 01:02:01.096
اگر هم می‌تونستم

01:02:02.339 --> 01:02:04.601
شما باور نمی‌کردید.

01:02:06.343 --> 01:02:08.073
یعنی چی!

01:02:24.762 --> 01:02:28.763
تونی بالاخره
با یک فروشگاهِ لباسِ دست‌دوم تماس گرفت

01:02:28.866 --> 01:02:32.796
که آمدند و همهِ لباس‌ها را بردند.

01:02:41.512 --> 01:02:46.719
تونی گذاشت انباری
همان اتاقِ لباس‌های قبلی،

01:02:47.484 --> 01:02:51.419
مدت‌ها خالی بماند.

01:03:02.032 --> 01:03:06.169
حتا احساساتی که زمانی داشت

01:03:06.770 --> 01:03:09.997
بتدریج فراموش کرد.

01:03:18.549 --> 01:03:21.478
خاطراتش کم‌کم تغییر کرد،

01:03:21.685 --> 01:03:24.113
مانند مِهی که در باد حرکت می‌کند

01:03:24.488 --> 01:03:28.648
با هر تغییر مبهم‌تر شد.

01:03:37.668 --> 01:03:39.899
دو سال پس از مرگِ زنش

01:03:40.170 --> 01:03:44.301
پدرش، شزابورو تاکیتانی
از سرطانِ کبد مرد.

01:03:59.990 --> 01:04:03.984
از خودش فقط ترومبون‌اش را بجا گذاشت

01:04:04.494 --> 01:04:07.459
و انبوهی از صفحاتِ قدیمیِ جاز.

01:04:19.877 --> 01:04:22.605
صفحه‌ها بویِ نمور می‌داد

01:04:22.880 --> 01:04:27.371
طوری‌که تونی باید گاه‌به‌گاه
پنجرهِ اتاقِ لباس‌ها را باز می‌گذاشت.

01:04:30.053 --> 01:04:33.490
به این منوال یک‌سال گذشت.

01:04:43.367 --> 01:04:47.896
اما انبوهِ صفحه‌هایی که ارث برده بود

01:04:51.541 --> 01:04:56.639
تونی برای قیمت‌گذاری
به یک فروشگاهِ صفحهِ دست‌دوم زنگ زد

01:05:01.251 --> 01:05:03.777
چون بسیاری از صفحه‌ها نایاب بودند

01:05:03.887 --> 01:05:05.979
قیمت‌شان بسیار بالا درآمد

01:05:06.390 --> 01:05:09.585
اما برایِ او مهم نبود.

01:06:27.571 --> 01:06:30.570
وقتی انبوهِ صفحه‌ها ناپدید شد،

01:06:32.109 --> 01:06:33.873
تونی تاکیتانی

01:06:34.377 --> 01:06:37.609
دیگر بالاخره

01:06:38.615 --> 01:06:40.647
کاملاً تنها شد.

01:07:17.888 --> 01:07:19.389
من می‌رم خونه

01:07:19.489 --> 01:07:23.688
یک‌کم دیگه بمون
یک سؤالی ازت داشتم.

01:07:23.794 --> 01:07:25.285
باشه

01:07:36.706 --> 01:07:38.698
تونی تاکیتانی هستید، درسته؟

01:07:40.110 --> 01:07:41.078
بله

01:07:44.381 --> 01:07:45.799
جمعِ خوبی‌یه

01:07:56.560 --> 01:07:58.265
موضوع اینه که...

01:08:00.363 --> 01:08:02.623
شاید تعجب کنید،

01:08:05.802 --> 01:08:10.740
من همون کسی هستم
که اِیکو اون‌موقع دست‌به‌سر کرد.

01:08:16.346 --> 01:08:19.974
شنیدم عروسک ناگهانی مرد.

01:08:23.353 --> 01:08:25.916
اون عروسک دردسر بود!

01:08:32.162 --> 01:08:34.265
اون دردسر نبود...

01:08:36.233 --> 01:08:37.957
و من فراموش کردم

01:08:44.307 --> 01:08:46.973
ضمناً دیگه نگو «اون عروسک»

01:08:49.312 --> 01:08:51.474
پس بی‌احساس هم هستی

01:08:52.282 --> 01:08:54.681
درست مثلِ نقاشی‌هات...

01:09:38.395 --> 01:09:40.154
هر چند وقت یکبار،

01:09:41.364 --> 01:09:44.525
آن زنِ ناشناس را به‌خاطر می‌آورد

01:09:45.035 --> 01:09:47.570
که در اتاقِ لباس‌های قبلی

01:09:47.771 --> 01:09:52.209
وقتی داشت لباس‌هایی را می‌دید
که زنش بجا گذاشته

01:09:52.409 --> 01:09:54.002
آن‌طور گریه می‌کرد.

01:10:01.051 --> 01:10:08.614
صدای هق‌هق‌اش
در ذهنش زنده می‌شد:

01:10:09.326 --> 01:10:19.964
هیچ‌وقت...
این‌همه لباسِ قشنگ یکجا ندیدم.

01:10:23.106 --> 01:10:26.838
دلش نمی‌خواست به‌یادش بیاید

01:10:27.610 --> 01:10:32.947
اما با اینکه همه‌چیز را فراموش کرده بود

01:10:34.517 --> 01:10:40.851
به‌طرز عجیبی، هرگز نتوانست
خاطرهِ آن زن را از ذهنش پاک کند.

01:11:00.810 --> 01:11:03.177
هی راستی، دستکش...

01:11:05.548 --> 01:11:08.609
دو جفت دستکش گرفتم

01:11:08.718 --> 01:11:11.745
آهان خوبه
یکی‌ش رو می‌دم به تو

01:11:11.855 --> 01:11:13.585
کدوم رو می‌خوای؟
زرشکی یا زرد؟

01:11:13.690 --> 01:11:14.919
فرق نمی‌کنه

01:11:15.025 --> 01:11:16.960
نه...

01:11:17.060 --> 01:11:17.993
خودت انتخاب کن

01:11:18.094 --> 01:11:21.292
نمی‌شه من انتخاب کنم

01:11:21.398 --> 01:11:25.802
واقعاً فرق نمی‌کنه
زرد یا زرشکی...

01:11:26.002 --> 01:11:27.300
مطمئنی؟

01:11:27.404 --> 01:11:28.599
آره، خوبه.

01:11:28.705 --> 01:11:32.437
آه راستی،
زرشکی رنگه...

01:11:32.542 --> 01:11:37.947
چهار انگشت یکجاست

01:11:38.681 --> 01:11:40.809
واقعاً مهم نیست

01:11:41.551 --> 01:11:43.986
راستش اصلاً نمی‌خوام‌شون

01:11:44.287 --> 01:11:48.122
هی، حرفت خوب نبود.

01:11:48.258 --> 01:11:49.590
آهای...

01:11:49.614 --> 01:12:09.614
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:12:09.638 --> 01:12:29.638
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

01:13:28.358 --> 01:13:33.690
بر اساسِ داستانی از
هاروکی موراکامی