﻿WEBVTT

00:00:00.776 --> 00:00:08.776
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:10.800 --> 00:00:14.440
‫بریژیت باردو، با شهرتی در خارج از کشور
‫در حد پیکاسو و ژنرال دوگل،

00:00:14.600 --> 00:00:16.790
‫با زندگی عاشقانه‌اش،

00:00:17.100 --> 00:00:19.300
‫و شخصیت بسیار فتوژنیکش

00:00:19.310 --> 00:00:21.310
‫تاثیر خودش را بر زمانه‌اش گذاشت.

00:00:21.330 --> 00:00:22.330
‫«بریژیت، کریسمس مبارک»

00:00:22.400 --> 00:00:25.720
‫کسی که در ۲۲ سالگی ستاره شد،
‫و در چهل سالگی از دنیای سینما کناره گرفت

00:00:25.720 --> 00:00:29.080
‫شخصیت واقعی این سمبل جنسی فرانسوی

00:00:29.240 --> 00:00:31.875
‫و اسطوره‌ی جهانی اروتیسم

00:00:32.200 --> 00:00:33.560
‫مدت‌هاست ناشناخته مانده.

00:00:35.960 --> 00:00:44.114
‫«معمای باردو»

00:00:57.560 --> 00:01:00.641
‫کارگردان:
‫سوفی آگاسینسکی و ژیل نادو

00:01:04.680 --> 00:01:08.080
‫بریژیت باردو کمی شبیه
‫یک مریلین [مونرو] فرانسوی‌ست

00:01:08.193 --> 00:01:10.600
‫جز بخش خودکشی‌اش.

00:01:11.169 --> 00:01:12.520
‫کسی که جلوتر از زمانه‌اش،

00:01:12.880 --> 00:01:15.400
‫می‌خواست به‌شدت، بدون امتیاز یا محدودیت

00:01:15.560 --> 00:01:17.440
‫فقط زندگی کند.

00:01:18.880 --> 00:01:21.760
‫[مارینا ولادی]:
‫او یک موخرمایی کوچولوی جذاب بود

00:01:21.920 --> 00:01:24.947
‫با کمری باریک،

00:01:25.640 --> 00:01:27.480
‫اما...

00:01:28.560 --> 00:01:30.840
‫خیلی فاصله داشت

00:01:31.000 --> 00:01:34.360
‫از چیزی که بعدها وادیم
‫در مقام یک بازیگر از او ساخت.

00:01:38.222 --> 00:01:40.202
‫[برونو گراتزیانی، روزنامه‌نگار]:
‫بریژیت...

00:01:40.230 --> 00:01:42.030
‫یک طلسم خوش‌شانسی بود.

00:01:42.240 --> 00:01:43.700
‫تقریبا از هفده سالگی

00:01:43.760 --> 00:01:47.129
‫روی جلد تمام نشریات بود.

00:01:47.600 --> 00:01:50.740
‫اصلا مشهور نبود.
‫وادیم مشهورش کرد.

00:01:51.941 --> 00:01:56.614
‫«و خدا زن را آفرید»

00:01:59.760 --> 00:02:01.880
در بدترین حالت ممکن؟

00:02:02.280 --> 00:02:05.720
‫ژولیت کریستین هاردی
‫آیا حاضرید این مرد را به عنوان همسر...

00:02:06.480 --> 00:02:08.560
‫انفجار در رسانه‌های بین‌المللی:

00:02:08.720 --> 00:02:11.722
‫«و خدا زن را آفرید»، در سال ۱۹۵۶

00:02:11.880 --> 00:02:14.200
‫کارگردانش، روژه وادیم، را به عرش اعلا برد،

00:02:14.360 --> 00:02:17.600
‫و ستاره‌اش همه‌ی ستاره‌های دیگر را
‫از مد انداخت.

00:02:18.275 --> 00:02:20.365
‫فیلمی بسیار جسور برای زمانه‌اش،

00:02:20.440 --> 00:02:24.320
‫نشان می‌داد که بریژیت باردو در شب عروسی
‫به شوهرش خیانت می‌کند.

00:02:24.520 --> 00:02:27.400
‫این رسوایی در فرانسه موفقیت به ارمغان آورد.

00:02:27.560 --> 00:02:30.080
‫در زندگی واقعی هم این ستاره
‫به خاطر همبازی‌اش روی پرده

00:02:30.240 --> 00:02:32.600
ژان لویی ترنتینیان

00:02:32.696 --> 00:02:34.336
‫شوهرش روژه وادیم را ترک کرد.

00:02:35.160 --> 00:02:37.120
‫خوشبختی چیز دشواریه.

00:02:37.640 --> 00:02:39.220
‫خطرناک؟

00:02:39.880 --> 00:02:41.440
‫محکم بغلم کن.

00:02:44.440 --> 00:02:46.480
‫ما هر دو مثل همیم.

00:02:47.560 --> 00:02:49.680
‫تو می‌تونی دروغ بگی، من نمی‌تونم.

00:02:50.760 --> 00:02:52.460
‫چه کسی بر او مسلط می‌شود؟

00:02:52.960 --> 00:02:54.320
‫چه کسی درکش می‌کند؟

00:02:54.480 --> 00:02:56.700
‫فیلمی از روژه وادیم.

00:02:57.760 --> 00:03:00.260
‫و خدا زن را آفرید

00:03:02.160 --> 00:03:04.600
‫روژه وادیم اسطوره‌ی باردو را آفرید

00:03:04.760 --> 00:03:07.340
‫و ب‌ب تبدیل شد به یک نماد جنسی جهانی.

00:03:08.240 --> 00:03:11.240
‫موفقیتش باعث شد تا
‫در دیوان عالی انگلستان سخنرانی کند

00:03:11.400 --> 00:03:13.300
‫و نامش به فهرست واتیکان راه پیدا کند.

00:03:13.880 --> 00:03:15.360
‫اما هفده سال بعد،

00:03:15.520 --> 00:03:18.680
‫این مشهورترین ستاره‌ی فرانسه
‫سینما را ترک کرد

00:03:18.840 --> 00:03:20.920
‫تا خود را وقف رفاه حیوانات کند.

00:03:24.560 --> 00:03:27.760
‫بعدتر، او که زیباترین زن جهان شناخته می‌شد،

00:03:27.920 --> 00:03:30.920
‫گفت که سه ازدواج اولش
‫و بیش‌تر عشق‌های زندگی‌اش

00:03:31.080 --> 00:03:32.640
‫شکست بوده‌اند.

00:03:34.600 --> 00:03:36.160
‫اما بیایید برگردیم به ابتدای کار.

00:03:36.320 --> 00:03:38.580
‫پس از کنار آمدن با مطبوعات

00:03:38.840 --> 00:03:41.280
‫طی چهار سال اول کارش در موقعیت یک ستاره،

00:03:41.440 --> 00:03:44.080
‫این ستاره‌ی جوان به نظر می‌رسد
‫از کارنامه‌اش غافل شده است.

00:03:44.320 --> 00:03:47.800
‫بیهوده می‌کوشد از زندگی شخصی‌
‫ پرجنب‌وجوش‌اش محافظت کند.

00:03:48.360 --> 00:03:49.440
‫بفرمایید.

00:03:50.840 --> 00:03:51.880
‫نظرت چیه؟

00:03:52.040 --> 00:03:55.080
‫به‌نظرم آدم باید غیرعادی باشه
‫که خوشش نیاد.

00:03:55.240 --> 00:03:57.800
‫در دسامبر ۱۹۵۶ او به فرانسوا شاله

00:03:58.280 --> 00:04:01.380
‫که شروع کارش در سینما را در تلویزیون
‫پوشش می‌داد، اعتماد کرد.

00:04:01.640 --> 00:04:03.660
‫آیا درسته که...

00:04:04.120 --> 00:04:07.166
‫فیلم‌نامه‌ها را از قبل نمی‌خونی؟

00:04:07.400 --> 00:04:09.560
‫اون‌ها رو لحظه‌ی آخر می‌خونی؟

00:04:09.580 --> 00:04:11.620
‫- راستش ...
‫- پس درسته!

00:04:11.720 --> 00:04:13.000
‫البته می‌خونم

00:04:13.160 --> 00:04:15.680
‫چون برام جالبه که بدونم داستان فیلمی

00:04:16.240 --> 00:04:18.060
‫که دارم بازی می‌کنم درباره‌ی چیه.

00:04:18.080 --> 00:04:20.200
‫اما از قبل نمی‌خونم

00:04:20.200 --> 00:04:24.441
‫درست پیش از فیلم‌برداری می‌خونم،
‫نه قبلش،

00:04:24.800 --> 00:04:27.560
‫چون وقتی از قبل روی یک صحنه کار می‌کنم،

00:04:27.720 --> 00:04:30.560
‫درست بازیش نمی‌کنم،
‫خودانگیختگیم رو از دست می‌دم.

00:04:31.320 --> 00:04:32.640
‫در سال ۱۹۵۷

00:04:32.800 --> 00:04:35.400
‫همبازی ب‌ب در «عروس زیادی خوشگله»

00:04:35.560 --> 00:04:37.320
‫مارسل آمون است.

00:04:37.560 --> 00:04:39.680
‫این فیلم پی‌یر گاسپار هیوئیت

00:04:39.840 --> 00:04:42.880
‫به نمایش گذاشتن دارایی‌های بازیگرش است.

00:04:43.032 --> 00:04:45.512
‫می‌دونی چه‌قدر خوشگلی؟

00:04:45.680 --> 00:04:48.520
‫بله آقا، زیاد به خودتون زحمت ندید.

00:04:48.720 --> 00:04:50.040
‫ببخشید.

00:04:50.440 --> 00:04:51.580
‫چه زیباست.

00:04:51.640 --> 00:04:53.340
‫البته، چون او ب‌ب است

00:04:53.400 --> 00:04:56.675
‫و ب‌ب یعنی... بریژیت باردو.

00:04:57.200 --> 00:05:01.563
‫یک روز داشتیم توی یک قلعه
‫فیلم‌برداری می‌کردیم

00:05:01.840 --> 00:05:04.040
‫مشرف بود به رود دوردون،

00:05:04.280 --> 00:05:06.140
‫و بریژیت هنوز جلوی دوربین نیامده بود.

00:05:06.180 --> 00:05:08.460
‫یک روز خیلی گرم تابستان بود،

00:05:08.520 --> 00:05:11.700
‫او با یک شلوار خیلی کوتاه و نیم‌تنه
‫از راه رسید،

00:05:12.120 --> 00:05:15.942
‫حوله زیر بغلش بود و می‌خواست
‫توی دوردون آبتنی کند

00:05:16.560 --> 00:05:18.800
‫ما داشتیم کلاکت می‌زدیم

00:05:18.960 --> 00:05:20.700
‫و کسی که کلاکت دستش بود

00:05:20.900 --> 00:05:22.740
‫مدتی همان‌طور مانده بود

00:05:22.860 --> 00:05:24.820
‫و حالتش این‌طوری بود...

00:05:27.650 --> 00:05:30.595
‫همه داشتند نگاهش می‌کردند

00:05:31.000 --> 00:05:33.720
‫مثل ونوس بوتیچلی بود

00:05:33.880 --> 00:05:35.420
‫که داشت می‌رفت آبتنی.

00:05:35.480 --> 00:05:38.740
‫او خودانگیختگی، شهوت و درعین حال مهربانی

00:05:39.160 --> 00:05:41.400
‫را هم‌زمان از خود ساطع می‌کرد.

00:05:41.560 --> 00:05:45.240
‫باید حرفمو باور کنی، میشل.
‫من دوستت دارم.

00:05:45.520 --> 00:05:47.200
‫خودت تنهایی فهمیدی؟

00:05:48.280 --> 00:05:51.640
‫نه. پاریس به‌ام گفت. ولی راست می‌گه.

00:05:51.800 --> 00:05:54.080
‫ببین، می‌فهمی؟

00:05:54.435 --> 00:05:58.480
‫می‌دونم. توضیحش خیلی سخته، به‌خصوص وقتی

00:05:58.640 --> 00:06:00.480
‫عروس زیادی خوشگله.

00:06:00.640 --> 00:06:02.100
‫او کسی بود که

00:06:02.160 --> 00:06:06.400
‫ازش توانستیم چیزهای هنری جالبی بگیریم.

00:06:06.760 --> 00:06:08.320
‫درواقع از همان اول،

00:06:08.480 --> 00:06:12.000
‫وادیم، او را مثل پیگمالیون،
‫به قالب خاصی شکل داد

00:06:12.000 --> 00:06:14.340
‫و انتظار داشتیم به همان شکل بماند.

00:06:15.160 --> 00:06:18.920
‫همان‌طور که در ابتدا بود،
‫فقط ظاهر می‌شد

00:06:19.080 --> 00:06:20.440
‫و می‌گفت: «سلام.»

00:06:20.600 --> 00:06:22.760
‫همین کافی بود

00:06:22.920 --> 00:06:26.960
‫چون یک جور تازگی انفجاری داشت.

00:06:27.120 --> 00:06:28.760
‫صحنه ۶۳، برداشت ۱۱.

00:06:28.920 --> 00:06:32.360
‫در سال ۱۹۵۸،
‫«در دل ناملایمات» کلود اتان‌لارا

00:06:32.520 --> 00:06:34.960
‫در کارنامه‌ی بریژیت باردو یک نقطه عطف بود.

00:06:35.120 --> 00:06:37.400
‫او مقابل ژان گابن ظاهر شد،

00:06:37.560 --> 00:06:39.320
‫یک بازیگر سنگین‌وزن در سینمای فرانسه.

00:06:39.480 --> 00:06:41.640
‫نه، دیگه از این پرونده‌ها قبول نمی‌کنم.

00:06:41.800 --> 00:06:43.800
‫و شهادت دروغ دوست‌تان گاستون.

00:06:43.960 --> 00:06:46.840
‫نه، می‌تونیم به‌اش اعتماد کنیم.
‫شاهد دروغین نیست.

00:06:47.000 --> 00:06:50.360
‫حالا فعلا فقط برگرد هتل‌ات.
‫وانمود کن هیچ اتفاقی نیفتاده.

00:06:50.520 --> 00:06:51.960
‫و وقتی پلیس اومد...

00:06:52.680 --> 00:06:55.480
‫اونا می‌آن، چون تو
‫با دوستت نوئه‌می زندگی می‌کنی.

00:06:56.000 --> 00:06:58.920
‫آرام همراه‌شون برو و اسم منو نیار.

00:06:59.320 --> 00:07:03.240
‫و موقعی که ازت پرسیدن وکیل داری یا نه، بگو.

00:07:05.240 --> 00:07:06.760
‫آقای گوبیلوست.

00:07:08.640 --> 00:07:11.520
‫وقتی شنیدی قرار است بریژیت باردو
‫در فیلم بازی کند...

00:07:11.620 --> 00:07:12.880
‫گفتم: با کمال خوشحالی.

00:07:12.980 --> 00:07:16.360
‫آدم‌ها می‌گفتند: «حالا می‌بینی!
‫آن‌قدرها هم خوب نیست.»

00:07:16.370 --> 00:07:17.770
‫گفتم: «درست نیست.

00:07:17.800 --> 00:07:19.860
‫قانع شده‌م که...

00:07:20.350 --> 00:07:23.343
‫ذاتا بازیگره.»

00:07:24.000 --> 00:07:26.360
‫و حق داشتم.

00:07:26.520 --> 00:07:28.440
‫او بااستعداد است، و اولین استعدادش

00:07:28.600 --> 00:07:30.357
‫این است که زیباست.

00:07:32.960 --> 00:07:34.040
‫جدا از زیبایی،

00:07:34.200 --> 00:07:38.320
‫ب‌ب در فیلم کمدی «بابت به جنگ می‌رود»
‫کریستین ژاک محصول ۱۹۵۹

00:07:38.480 --> 00:07:41.320
‫نشان داد که واقعا بااستعداد است.

00:07:41.920 --> 00:07:44.400
‫بریژیت که از ژاک شاریه حامله است،

00:07:44.560 --> 00:07:47.720
‫ازدواج دومی را تجربه می‌کند
‫که توسط رسانه‌ها پوشش داده می‌شود.

00:07:50.480 --> 00:07:53.320
‫لباس عروسی ویشی او، با سنت‌شکنی

00:07:53.480 --> 00:07:55.560
‫الگوی مشهور داستانی را احیاء کرد.

00:07:57.240 --> 00:08:00.840
‫[کریستین برینکور، روزنامه‌نگار]
‫واقعه‌ی ژانویه ۱۹۶۰

00:08:02.160 --> 00:08:05.520
‫که در سراسر دنیا تیتر اول روزنامه‌ها شد

00:08:05.680 --> 00:08:08.895
‫این بود که نماد جنسی جهانی

00:08:09.560 --> 00:08:11.400
‫قرار بود بچه به دنیا بیاورد.

00:08:12.760 --> 00:08:15.120
‫بچه در خانه‌ی بریژیت به دنیا می‌آمد

00:08:15.280 --> 00:08:18.480
‫در خیابان ۷۱ام پل‌دومه‌ی پاریس در منطقه ۱۶

00:08:19.166 --> 00:08:21.160
‫بریژیت هفت‌ماهه حامله بود.

00:08:22.640 --> 00:08:27.272
‫دو ماه وقت داشت که برای زایمان آماده شود.

00:08:28.920 --> 00:08:33.016
‫و پوشش رسانه‌ای آن‌ موقع این‌طوری بود که

00:08:34.240 --> 00:08:37.735
‫۱۸۰ تا ۲۰۰ خبرنگار از سراسر دنیا

00:08:37.920 --> 00:08:41.280
‫از هفت‌ماهگی تا نه ماهگی حاملگی‌اش را

00:08:41.600 --> 00:08:44.200
‫تا یازده ژانویه ۱۹۶۰ پوشش می‌دادند.

00:08:44.360 --> 00:08:46.760
‫او خودش را داخل خانه زندانی کرده بود

00:08:46.820 --> 00:08:49.435
‫بنا به گفته‌ی خودش، مدام از اتاق نشیمن

00:08:49.840 --> 00:08:53.140
‫تا اتاق خواب راه می‌رفت،
‫با کرکره‌های بسته. چرا؟

00:08:53.820 --> 00:08:56.820
‫چون حتی همکارانی را دیدم
‫که لباس راهبه‌ها را پوشیده بودند

00:08:56.880 --> 00:08:58.280
‫تا بتوانند اطلاعات کسب کنند.

00:08:58.440 --> 00:09:02.268
‫دوستانی را دیدم
‫که در پاگرد طبقه‌ی ششم آن ساختمان

00:09:02.416 --> 00:09:04.280
‫خوابیده بودند.

00:09:04.440 --> 00:09:07.188
‫روی پشت‌بام دودکش‌های تقلبی دیدم.

00:09:07.560 --> 00:09:11.040
‫به کمک آن‌ها می‌خواستند به او نزدیک شوند.
‫پس این فضای جنون‌آمیز را

00:09:11.200 --> 00:09:15.280
‫دور این زن می‌دیدی که می‌خواست
‫یکی از مهم‌ترین تجربه‌های زندگی‌اش

00:09:15.440 --> 00:09:16.960
‫را از سر بگذراند

00:09:17.120 --> 00:09:18.840
‫که ازش دریغ می‌شد.

00:09:20.080 --> 00:09:21.200
‫آن‌جاست

00:09:22.400 --> 00:09:25.320
‫ژاک شاریه حالا دیگر می‌داند
‫چه‌گونه بغلش کند.

00:09:25.480 --> 00:09:27.060
‫پانزده ژانویه ۱۹۶۰

00:09:27.520 --> 00:09:29.840
‫نیکلا با آن لباس ساده جذاب است.

00:09:35.440 --> 00:09:36.920
‫اولین گفت‌وگو و بریژیت

00:09:37.080 --> 00:09:39.520
‫به تو لبخند می‌زند، گویی پنج روزت است.

00:09:43.040 --> 00:09:44.380
‫اخبار

00:09:46.840 --> 00:09:48.960
‫در این فضای پراسترس رسانه‌ای

00:09:49.320 --> 00:09:51.960
‫اختلافات میان این زوج
‫خیلی زود خودش را نشان داد.

00:09:52.400 --> 00:09:54.720
‫ژاک شاریه از بازی در «ظهر ارغوانی»
‫انصراف داد.

00:09:54.880 --> 00:09:57.620
‫در طی این حاملگی دشوار کنار بریژیت باشد.

00:09:58.760 --> 00:10:01.360
‫اما بریژیت مخالفت شوهرش را نادیده گرفت

00:10:02.120 --> 00:10:04.280
‫و در «حقیقت» ژرژ کلوزو در نقش

00:10:04.440 --> 00:10:06.360
‫زن بی‌بندوبار حاضر شد.

00:10:07.360 --> 00:10:09.740
‫[ماری ژوزه نات]
‫کلوزو خوش‌شانس بود

00:10:10.000 --> 00:10:11.680
‫که او در فیلمش ظاهر شد

00:10:11.840 --> 00:10:17.007
‫چون نام او باعث شهرت فیلم شد.

00:10:17.960 --> 00:10:20.000
‫کلوزو-باردو. اولین بار بود

00:10:20.160 --> 00:10:24.594
‫که اسم یک کارگردان
‫هم‌اندازه‌ی اسم او در پوستر می‌آمد.

00:10:24.840 --> 00:10:28.486
‫خوشحال می‌شم اسطوره باشم.

00:10:28.760 --> 00:10:32.052
‫ولی فکر نمی‌کنم باشم.

00:10:32.740 --> 00:10:34.400
‫شما را تحت تاثیر قرار نمی‌دهد؟

00:10:34.560 --> 00:10:37.480
‫نه، برای این که تحت تاثیر قرار بگیرم
‫بیش از این چیزها لازم است.

00:10:37.640 --> 00:10:40.400
‫[هانری ژرژ کلوزو]
‫مردم وقتی ازش حرف می‌زدند مرا می‌ترساندند.

00:10:40.460 --> 00:10:42.720
‫فکر کنم خودش هم ترسیده بود.

00:10:42.780 --> 00:10:47.040
‫بله، اولین بار که همدیگر را دیدیم
‫شاید عصبی بودیم

00:10:47.280 --> 00:10:49.970
‫اما بلافاصله رفع شد.

00:10:50.520 --> 00:10:52.400
‫«رفع شد» البته تقلیل ماجراست.

00:10:52.560 --> 00:10:55.800
‫وقتی ژرژ کلوزو برای این که ستاره‌اش را
‫برای صحنه‌ای دشوار آماده کند

00:10:55.960 --> 00:10:57.440
‫به او دو تا سیلی زد.

00:10:57.600 --> 00:10:59.720
‫او هم با سیلی جوابش را داد.

00:10:59.880 --> 00:11:04.593
‫با سیلی جوابش را داد و صحنه را ترک کرد.

00:11:04.880 --> 00:11:06.240
‫به‌نظرم فوق‌العاده‌ست.

00:11:07.960 --> 00:11:11.000
‫طی فیلم‌برداری اتفاق اجتناب‌ناپذیری افتاد:

00:11:11.400 --> 00:11:13.400
‫بریژیت عاشق سامی فری شد.

00:11:13.560 --> 00:11:15.720
‫روزنامه‌ها درباره‌اش نوشتند،

00:11:16.080 --> 00:11:17.680
‫بسیار بی‌انصاف، بی‌رحم

00:11:18.240 --> 00:11:20.640
‫و پست بودند.

00:11:20.800 --> 00:11:25.488
‫به‌نظرم این زن حق داشت هر وقت بخواهد

00:11:25.800 --> 00:11:27.800
‫عاشق هر کسی که بخواهد بشود.

00:11:27.960 --> 00:11:31.060
‫وقتی چیزی درباره‌ی من ندارند بگویند،
‫از خودشان درمی‌آورند.

00:11:31.720 --> 00:11:35.680
‫می‌خواستم این را بگویم
‫چون کم پیش‌ می‌آید فرصتش را پیدا کنم

00:11:36.240 --> 00:11:40.440
‫که چیزی را که می‌خواهم بگویم.
‫همیشه توی نشریات این چیزها می‌آید.

00:11:40.600 --> 00:11:43.200
‫بنابراین می‌خواستم یک چیز بگویم:
‫ای کاش...

00:11:43.360 --> 00:11:44.900
‫کم‌تر درباره‌ام حرف می‌زدند.

00:11:44.960 --> 00:11:47.080
‫رفتار او با همه عالی بود.

00:11:47.240 --> 00:11:51.485
‫هیچ عصبانی نمی‌شد.
‫مثل ستاره‌ها رفتار نمی‌کرد.

00:11:51.880 --> 00:11:53.960
‫بامزه و دوست‌داشتنی بود.

00:11:55.160 --> 00:11:57.640
‫او کسی‌ست که به‌اش احترام می‌گذارم

00:11:57.800 --> 00:12:00.200
‫و ستایش‌اش می‌کنم، و به‌نظرم آدم بزرگی‌ست

00:12:00.360 --> 00:12:04.357
‫چون آن‌ها باهاش خوب نبودند.

00:12:04.440 --> 00:12:08.605
‫عکاس‌ها مدام تعقیبش می‌کردند

00:12:09.776 --> 00:12:13.027
‫یک وقت‌هایی...
‫خب بگذارید زندگی کند.

00:12:13.320 --> 00:12:15.200
‫«بریژیت باردو دلش می‌خواست بمیرد»

00:12:15.260 --> 00:12:16.660
‫ازدواجش با ژاک شاریه،

00:12:16.920 --> 00:12:19.360
‫که مدام در نشریات افشا می‌شد، از هم پاشید.

00:12:19.680 --> 00:12:21.120
‫بریژیت شوهرش را ترک کرد

00:12:21.280 --> 00:12:24.040
‫و پسرش نیکلا را که توسط پدرش
‫بزرگ می‌شد رها کرد.

00:12:25.040 --> 00:12:26.960
‫سامی فری به ارتش اعزام شد.

00:12:27.880 --> 00:12:29.800
‫تک و تنها، در شب تولد ۲۶ سالگی،

00:12:30.160 --> 00:12:31.480
‫ب‌ب رگ دستش را زد

00:12:31.640 --> 00:12:34.720
‫و تعداد زیادی قرص را
‫که در شامپاین حل کرده بود، خورد.

00:12:37.560 --> 00:12:38.920
‫به کما رفت.

00:12:39.160 --> 00:12:40.320
‫دو روز بعد،

00:12:40.480 --> 00:12:43.280
‫با جلیقه‌ای از خواب بیدار شد
‫که مال دیوانه‌ها بود.

00:12:45.640 --> 00:12:48.880
‫او به شکلی عمیق
‫حسادت و بدخواهی زیادی برانگیخت

00:12:50.520 --> 00:12:52.560
‫درنتیجه با این آسیب‌پذیری،

00:12:52.720 --> 00:12:55.637
‫وقتی خسته‌ای،
‫حال بدی داری و احساس تنهایی می‌کنی،

00:12:55.707 --> 00:13:01.059
‫حس می‌کنی که دلت می‌خواهد
‫این دنیای پر از لاشخور،

00:13:01.280 --> 00:13:05.752
‫این دنیای وحشتناک را که

00:13:06.000 --> 00:13:07.877
‫که به‌ات آسیب زده، ترک کنی.

00:13:08.200 --> 00:13:09.280
‫سیلی!

00:13:11.040 --> 00:13:12.440
‫اتاق‌خواب.

00:13:13.960 --> 00:13:15.520
‫بوسه.

00:13:16.760 --> 00:13:18.080
‫حمام.

00:13:19.280 --> 00:13:21.320
‫«تحقیر»

00:13:21.480 --> 00:13:24.854
‫یک قصه‌ی عاشقانه‌ی تراژیک
‫در مکانی شگفت‌انگیز.

00:13:25.240 --> 00:13:27.960
‫[ژان لوک گدار، ژانویه ۱۹۶۵]
‫فقط دو تا مشکل باهاش داشتم،

00:13:28.080 --> 00:13:29.840
‫یکی این که وادارش کنم

00:13:30.000 --> 00:13:33.086
‫دامن بلند بپوشد،

00:13:33.800 --> 00:13:35.400
‫موفق نشدم،

00:13:35.560 --> 00:13:39.444
‫بنابراین بیش‌تر وقت‌ها وادارش می‌کردم
‫روب‌دوشامبر تن‌اش کند،

00:13:39.720 --> 00:13:42.840
‫یا قاب را از سینه به بالا می‌گرفتم.

00:13:43.000 --> 00:13:47.051
‫چون هیچ جور رضایت نمی‌داد
‫از مینی‌ژوپ صرف نظر کند.

00:13:47.680 --> 00:13:48.790
‫درست است.

00:13:48.840 --> 00:13:53.338
‫و دوم این که طره‌های
‫موهاش را کوتاه نگه دارد.

00:13:53.880 --> 00:13:59.034
‫موی بلندش حداقل پانزده سانت است.

00:13:59.920 --> 00:14:04.317
‫به‌اش گفتم:
‫«اگر دو متر روی دست‌هام راه برم،

00:14:04.840 --> 00:14:07.880
‫قبول می‌کنی برای هر سی سانت که من
‫رو دست‌هام می‌رم،

00:14:08.040 --> 00:14:10.840
‫یکی دو سانت موهات را کوتاه کنیم؟»

00:14:11.120 --> 00:14:13.480
‫گفت: «قبوله، چون نمی‌تونی.»

00:14:13.640 --> 00:14:16.721
‫قبول کرد. بعد...

00:14:17.240 --> 00:14:18.480
‫من این کار را کردم.

00:14:25.320 --> 00:14:29.085
‫- عشق.
‫- تاریکی.

00:14:30.241 --> 00:14:31.960
‫سوءتفاهم.

00:14:33.287 --> 00:14:35.200
‫زیبایی کشنده.

00:14:36.280 --> 00:14:37.360
‫کشنده.

00:14:37.520 --> 00:14:39.310
‫«تحقیر»

00:14:39.720 --> 00:14:42.100
‫بعد از موفقیت «در دل ناملایمات» و «حقیقت»،

00:14:42.616 --> 00:14:44.720
‫صحنه‌پردازی عالی ژان‌لوک گدار

00:14:44.880 --> 00:14:46.360
‫منتقدان را قانع کرد

00:14:46.520 --> 00:14:48.880
‫که ب‌ب سرشار از استعداد است.

00:14:49.520 --> 00:14:51.880
‫فکر می‌کنید او توی فیلم‌های بزرگ زیادی
‫بازی کرده؟

00:14:52.040 --> 00:14:55.120
‫نه، به‌نظرم فقط یکی:
‫«و خدا زن را آفرید»

00:14:55.280 --> 00:14:57.840
‫که فیلم بزرگیه و من واقعا دوست دارم.

00:15:00.160 --> 00:15:01.920
‫این می‌شه دومی‌ش.

00:15:02.600 --> 00:15:05.340
‫خبر خوب دوم برای بریژیت در سال ۱۹۶۳.

00:15:05.680 --> 00:15:08.900
‫او با بسکتبالیست فرانسوی‌-برزیلی،
‫باب زاگوری، آشنا می‌شود.

00:15:09.560 --> 00:15:12.140
‫[باب زاگوری]
‫من بعد از «تحقیر» با او آشنا شدم.

00:15:12.300 --> 00:15:13.600
‫توی سن‌تروپه

00:15:14.360 --> 00:15:17.806
‫دوستم ژیکی دوسار برای شام دعوتم کرد.

00:15:18.640 --> 00:15:19.840
‫گفت: «تنها بیا».

00:15:20.760 --> 00:15:24.664
‫من هم رفتم. بعد همراه زنش، آن،

00:15:24.880 --> 00:15:27.260
‫سوار فیات کوچک ۵۰۰ اش شدیم.

00:15:28.000 --> 00:15:29.640
‫بریژیت هم پشت بود.

00:15:30.560 --> 00:15:32.440
‫رفتیم کافه دسار.

00:15:32.880 --> 00:15:34.480
‫همه‌چی خوب پیش رفت.

00:15:35.440 --> 00:15:38.560
‫او خیلی زیاد آرایش کرده بود،
‫بنابراین بعد از سی دقیقه

00:15:38.920 --> 00:15:43.465
‫به‌اش گفتم: «بریژیت، لطف کن و برو بالا

00:15:44.200 --> 00:15:46.940
‫صورتت را بشور و برگرد. آرایش هم نکن.»

00:15:47.960 --> 00:15:49.480
‫وقتی برگشت،

00:15:49.640 --> 00:15:51.640
‫واقعا تحت تاثیر زیباییش قرار گرفتم.

00:15:51.800 --> 00:15:53.480
‫بدون آرایش واقعا باشکوه بود.

00:15:53.640 --> 00:15:55.000
‫این‌طوری عاشقش شدم.

00:15:56.840 --> 00:15:59.680
‫که سه سال طول کشید. خلاصه‌ش این شد:

00:16:00.160 --> 00:16:03.318
‫یک سال شگفت‌انگیز و استثنایی

00:16:03.840 --> 00:16:07.629
‫یک سال نه چندان بد،
‫و سال آخر که واقعا سخت بود.

00:16:08.520 --> 00:16:10.560
‫او می‌تواند گاهی فوق‌العاده باشد.

00:16:10.720 --> 00:16:13.424
‫خودش به‌ام گفت: «من دوقطبی‌ام.»

00:16:13.588 --> 00:16:15.080
‫پایین و بالا دارد.

00:16:15.240 --> 00:16:17.080
‫این اصطلاح را از خودش یاد گرفتم.

00:16:17.240 --> 00:16:19.660
‫وقتی خوش‌روحیه بود، بی‌نظیر بود.

00:16:20.120 --> 00:16:22.760
‫وقتی روحیه‌ش خراب می‌شد،
‫خیلی سخت می‌شد.

00:16:23.480 --> 00:16:26.553
‫از نظر فیزیکی و اخلاقی عاشقش بودم.

00:16:26.840 --> 00:16:29.584
‫عاشق آن زن بودم.

00:16:30.160 --> 00:16:34.067
‫عاشق بریژیت باردو نبودم.
‫صادقانه عاشقش بودم.

00:16:34.680 --> 00:16:36.460
‫La Madrague باشکوه است.

00:16:36.520 --> 00:16:38.680
‫همیشه خانه‌های ساده‌ای هست

00:16:39.040 --> 00:16:42.198
‫خیلی ساده و دنج، که در آن احساس خوبی داری.

00:16:42.480 --> 00:16:44.520
‫خانه‌های گرانقیمتی نیستند.

00:16:44.880 --> 00:16:48.063
‫آپارتمان پل دومه خیلی دلپذیر بود

00:16:48.240 --> 00:16:51.480
‫و من عاشق «بوزاش‌ها»ی [ساختمان‌های قدیمی]
‫حومه‌ی پاریسم.

00:16:51.840 --> 00:16:56.014
‫خیلی خلوت است،
‫ما کنار حیوانات زندگی می‌کردیم

00:16:57.080 --> 00:16:58.820
‫هم برای من خوب بود، هم بریژیت.

00:16:59.560 --> 00:17:01.120
‫بریژیت آشپز قابلی‌ست.

00:17:02.160 --> 00:17:03.600
‫باورتان نمی‌شود.

00:17:03.760 --> 00:17:06.754
‫اما کدبانویی واقعی‌ست،

00:17:07.000 --> 00:17:11.300
‫بسیار وابسته به دوستانش
‫و به مواد غذایی خوب.

00:17:11.720 --> 00:17:16.484
‫او می‌خواست دوستش داشته باشند.

00:17:16.640 --> 00:17:19.080
‫حتی بابت مکان‌هایی که درش زندگی می‌کرد.

00:17:20.520 --> 00:17:23.193
‫یک آشنایی دیگر و شروع یک دوستی طولانی.

00:17:23.505 --> 00:17:27.753
‫بریژیت باردو با طراح جوانی پر از ایده
‫آشنا می‌شود: ژان بوکن

00:17:27.960 --> 00:17:30.840
‫که در سال ۱۹۶۴ آمد به سن‌تروپه
‫تا آن‌جا زندگی کند.

00:17:31.200 --> 00:17:34.680
‫[ژان بوکن]:
‫ماجرای معجزه‌آسای آشنایی من با بریژیت باردو

00:17:34.840 --> 00:17:37.517
‫ما، بی آن‌که کسی را بشناسیم،
‫وارد سن‌تروپه شدیم

00:17:37.680 --> 00:17:40.680
‫و از سر خوش‌شانسی پارچه‌ها جالبی داشتیم.

00:17:40.840 --> 00:17:43.320
‫ماه ژوئن بود و هوا خیلی گرم بود

00:17:43.480 --> 00:17:46.960
‫سه هفته بودیم آن‌جا مستقر شده بودیم
‫که او را پابرهنه دیدم مقابلم ایستاده

00:17:47.120 --> 00:17:52.253
‫شناختمش و گفتم: «اه، بریژیت!»

00:17:52.800 --> 00:17:54.380
‫و او آمد جلو

00:17:55.600 --> 00:17:58.650
‫همراه باب زاگوری، که واقعا ازش خوشم می‌آمد

00:17:58.880 --> 00:18:02.343
‫با هم آشنا نبودیم
‫ولی او بسکتبالیست بزرگی بود

00:18:02.480 --> 00:18:06.156
‫بریژیت آمد جلو و گفت:
‫«من خوشم آمد، و درباره‌ت شنیده‌ام.»

00:18:06.320 --> 00:18:10.358
‫کلی لباس با خودش برد
‫و همه‌چیز را یادداشت کردیم.

00:18:10.560 --> 00:18:14.000
‫گفت: «راننده‌م رو می‌فرستم
‫تا چیزهایی را که لازم ندارم پس بیاره.»

00:18:14.160 --> 00:18:16.920
‫گفتم: «خوشحال می‌شم، خانم.»
‫و یادداشت کردم.

00:18:16.980 --> 00:18:18.520
‫یادم نیست چرا

00:18:18.606 --> 00:18:21.400
‫اما شماره تلفنم را یادداشت کرد.
‫چون هنوز آن موقع

00:18:21.560 --> 00:18:24.940
‫کارت ویزیت نداشتیم. چیز زیادی نداشتیم.

00:18:25.324 --> 00:18:30.018
‫همان روز، دم غروب زنگ زد و گفت:

00:18:30.200 --> 00:18:32.320
‫«ببین، این‌طوری نمی‌شه.

00:18:32.480 --> 00:18:34.000
‫از لباس‌هات خیلی خوشم اومده.

00:18:34.160 --> 00:18:37.240
‫می‌تونی بیای این‌جا یک مجموعه راه بندازی؟»

00:18:39.280 --> 00:18:41.040
‫و ماجرای او این‌طوری‌ست که

00:18:41.400 --> 00:18:45.346
‫توی ماه اکتبر همان سال،
‫عکس‌اش روی مجله‌ی Elle بود

00:18:46.200 --> 00:18:47.880
‫که فوق‌العاده بود، می‌گفت:

00:18:48.040 --> 00:18:52.038
‫«اینا، توی دست‌هام لباس‌های ژان بوکنه.»

00:18:52.440 --> 00:18:55.040
‫و داخل مجله، شش صفحه اختصاص داشت

00:18:55.080 --> 00:18:57.440
‫به لباس‌های من.
‫چون او خیلی محبوب بود

00:18:57.600 --> 00:18:59.560
‫و ناگهان همه ازش دنباله‌روی می‌کردند.

00:19:05.600 --> 00:19:07.560
‫«مدلی برای آرایشگر»

00:19:07.720 --> 00:19:09.800
‫عصر بریژیت باردو بود.

00:19:10.200 --> 00:19:12.640
‫او به مد و هر چیز دیگری جهت می‌داد.

00:19:13.200 --> 00:19:15.920
‫همه‌ی دخترها
‫مثل بریژیت باردو لباس می‌پوشیدند.

00:19:16.080 --> 00:19:19.360
‫با پارچه‌ی ویشی که او خلق کرد،
‫و چیزهایی از این دست.

00:19:19.520 --> 00:19:21.640
‫سرنوشتش غافلگیرکننده بود.

00:19:21.930 --> 00:19:25.624
‫همه می‌خواستند بدانند او کجا چه می‌پوشد.

00:19:26.160 --> 00:19:28.480
‫او فراتر از یک ستاره‌ی سینما بود.

00:19:28.640 --> 00:19:31.918
‫او تصویر یک دوره‌ی تاریخی فرانسه بود.

00:19:32.120 --> 00:19:33.520
‫همه را مسحور می‌کرد.

00:19:34.560 --> 00:19:37.438
‫به‌نوعی شبیه ملکه‌ی فرانسه بود.

00:19:37.640 --> 00:19:41.120
‫وقتی به اسم بریژیت باردو اشاره می‌کردی،
‫به فرانسه اشاره می‌کردی.

00:20:01.000 --> 00:20:02.960
‫در دسامبر ۱۹۶۷،

00:20:03.120 --> 00:20:06.392
‫بریژیت باردو از طرف ژنرال دوگل

00:20:06.640 --> 00:20:08.720
‫به کاخ الیزه دعوت شد.

00:20:09.040 --> 00:20:11.440
‫ب‌ب با لباسی از ژان بوکن

00:20:11.600 --> 00:20:14.120
‫با این لباس هوسار
‫توجه‌ها را جلب کرد.

00:20:15.320 --> 00:20:18.467
‫می‌خواهم یادآوری کنم که آن‌ها مطلقه‌ها را

00:20:18.568 --> 00:20:20.400
‫به کاخ الیزه دعوت نمی‌کردند.

00:20:20.560 --> 00:20:24.871
‫دیدن بریژیت باردو، با آن موی بلوند،

00:20:25.080 --> 00:20:28.180
‫که کت قوباغه‌ای هوسار ناپلئون پوشیده بود

00:20:28.361 --> 00:20:29.860
‫بی‌توجه نماند.

00:20:30.000 --> 00:20:32.120
‫و وقتی دوگل او را دید:

00:20:32.960 --> 00:20:36.500
‫سلام کرد و البته تعظیم کرد و گفت:

00:20:36.656 --> 00:20:38.680
‫«چه خوب، یک سرباز!»

00:20:39.080 --> 00:20:41.200
‫- آیا به فیلم خاصی اشاره کرد.
‫- «زنده‌باد ماریا!»

00:20:41.360 --> 00:20:42.440
‫فیلم را بیش از یک بار دیده؟

00:20:42.600 --> 00:20:46.123
‫نمی‌دانم، اما حداقل یک بار دیده.

00:20:48.040 --> 00:20:49.760
‫دعوتت از بریژیت باردو به الیزه

00:20:49.920 --> 00:20:51.560
‫یک‌جور نقطه اوج بود

00:20:51.720 --> 00:20:55.000
‫برای او که تازه در «زنده‌باد ماریا!»
‫لویی مال در مکزیک جلوی دوربین رفته بود.

00:20:57.680 --> 00:20:59.080
‫تعطیلاتش در برزیل بود،

00:20:59.240 --> 00:21:01.560
‫و اقامتش در نیویورک قبل از فیلم‌برداری،

00:21:01.720 --> 00:21:04.736
‫و دست‌آخر مواجهه‌ی دوستانه با ژان مورو

00:21:05.040 --> 00:21:07.680
‫در ساخت فیلمی که مطبوعات قاره را جمع کرد.

00:21:19.840 --> 00:21:22.600
‫فیلمی می‌خواستم
‫با حضور بریژیت باردو و ژان مورو

00:21:23.320 --> 00:21:26.879
‫به‌نظرم خیلی جذاب آمد

00:21:27.040 --> 00:21:29.920
‫دست‌کم از نظر خودم و بابت یک کنجکاوی شخصی

00:21:30.080 --> 00:21:32.960
‫که فیلمی با این دو بازیگر بسازیم

00:21:33.320 --> 00:21:35.640
‫که هر دو ستایش‌شده‌اند

00:21:35.800 --> 00:21:39.601
‫و ستاره قلمداد می‌‌شوند.

00:21:39.800 --> 00:21:42.280
‫به‌نظرم بریژیت بازیگری فوق‌العاده است

00:21:42.440 --> 00:21:44.800
‫و حتی استثنایی‌ست. بی‌نظیر است.

00:21:44.960 --> 00:21:46.880
‫ژان مورو، درباره‌ی بریژیت چه فکر می‌کنید؟

00:21:47.040 --> 00:21:49.360
‫- بریژیت باردو...
‫- نگاه کن. من این‌جام!

00:21:53.680 --> 00:21:55.480
‫- من هیچی نمی‌گم.
‫- ما از هم...

00:21:55.640 --> 00:21:57.440
‫خوش‌مون می‌آد و سخت با هم کار می‌کنیم

00:21:57.600 --> 00:21:59.880
‫درنتیجه حالا دیگه پیوند مشترکی داریم.

00:22:00.240 --> 00:22:02.760
‫راستش وقتی چهار و ماه و نیم
‫در کنار هم هستیم

00:22:02.920 --> 00:22:04.520
‫آن هم توی یک شرایط سخت،

00:22:04.680 --> 00:22:06.040
‫انگار رفتیم جنگ.

00:22:06.200 --> 00:22:09.281
‫درسته، ما دوستان دوران خدمت هستیم.

00:22:10.960 --> 00:22:14.287
‫البته ژان مورو رقیبش بود.

00:22:15.360 --> 00:22:17.200
‫خیلی بامزه‌ست

00:22:17.360 --> 00:22:20.000
‫چون هر دو می‌خواستند رو به دوربین باشند.

00:22:20.760 --> 00:22:23.480
‫بنابراین اغلب برمی‌گشتند طرف دوربین

00:22:23.640 --> 00:22:26.471
‫و باید صحنه را تکرار می‌کردیم.
‫این بازی‌شان بود.

00:22:27.000 --> 00:22:29.640
‫ما دوست نبودیم. همدیگر را سر صحنه می‌دیدیم.

00:22:29.800 --> 00:22:33.060
‫فکر کنم طی سه ماه فیلم‌برداری
‫فقط یک بار با هم شام خوردیم.

00:22:38.320 --> 00:22:41.045
‫یک رقابت زنانه‌ی دیگر در سال ۱۹۷۱:

00:22:41.200 --> 00:22:43.800
‫البته به‌رغم ظاهرش، خیلی دوستانه‌تر.

00:22:47.760 --> 00:22:50.160
‫کلودیا کاردیناله و بریژیت باردو

00:22:50.320 --> 00:22:53.480
‫در فیلمی از کریستین ژاک به نام
‫«افسانه‌ی فرنچی کینگ»

00:22:54.640 --> 00:22:57.160
‫[کلودیا کاردیناله]:
‫وقتی پیشنهاد دادند که با او

00:22:57.320 --> 00:22:58.560
‫همبازی شوم،

00:22:59.440 --> 00:23:02.080
‫تقابل ب‌ب با ک‌ک بود،
‫بلوند در مقابل موخرمایی.

00:23:02.240 --> 00:23:03.940
‫همه‌ی پاپاراتزی‌ها آن‌جا بودند.

00:23:04.000 --> 00:23:06.360
‫مطمئن بودند مثل گربه‌ها به جان هم می‌افتیم.

00:23:06.760 --> 00:23:08.280
‫ناامید شدند.

00:23:17.560 --> 00:23:20.160
‫من همه‌ی جلوه‌های ویژه‌ی فیلم‌هام را
‫خودم انجام می‌دهم،

00:23:20.320 --> 00:23:23.040
‫چون عاشق کارهای خطرناکم،
‫هرگز از بدل استفاده نمی‌کنم.

00:23:24.855 --> 00:23:26.955
‫و یک صحنه‌ی دعوا داشتیم.

00:23:27.520 --> 00:23:30.235
‫بریژیت گفت: «نه، من این‌ کار را نمی‌کنم.»

00:23:30.480 --> 00:23:32.360
‫یک نفر آمد و لباس او را پوشید.

00:23:32.520 --> 00:23:34.720
‫گفتم: «بریژیت، مسخره می‌شه.»

00:23:35.360 --> 00:23:37.580
‫بنابراین تمرین کردیم. به‌اش نشان دادم،

00:23:38.240 --> 00:23:41.811
‫«من این کارو می‌کنم، تو اون کارو می‌کنی.»
‫با تمرین انجامش دادیم.

00:23:52.080 --> 00:23:56.145
‫او واقعا زن برتر تمام عالم بود.

00:23:56.880 --> 00:24:00.590
‫و حس کردم ازش سوءاستفاده می‌کنند.

00:24:01.360 --> 00:24:04.502
‫و برای همین این‌قدر زود
‫بازیگری را کنار گذاشت.

00:24:05.549 --> 00:24:08.720
‫وقتی بازیگری را کنار گذاشت
‫هنوز خیلی جوان بود.

00:24:11.040 --> 00:24:15.377
‫وقتی برای افتتاح فیلم رفتیم به شانزه‌لیزه،

00:24:16.880 --> 00:24:20.080
‫به‌ام زنگ زد و گفت:
‫«کلودیا، بیا دوباره غافلگیرشان کنیم.»

00:24:20.360 --> 00:24:23.879
‫«یه دامن کوتاه بپوش، یه مینی‌ژوپ.»

00:24:24.680 --> 00:24:27.300
‫بعد خودش با تاکسیدو آمد،
‫مثل مردها لباس پوشیده بود.

00:24:27.760 --> 00:24:32.667
‫وقتی رسیدیم شانزه‌لیزه، همه‌ی عکاس‌ها
‫دهان‌شان باز مانده بود.

00:24:33.167 --> 00:24:35.200
‫صحنه‌ی ۶۴، برداشت اول

00:24:36.320 --> 00:24:38.840
‫من همیشه فیلم‌های درستی انتخاب نکردم

00:24:40.120 --> 00:24:45.061
‫از قلبم پیروی می‌کنم

00:24:46.600 --> 00:24:49.886
‫اگر چیزی را که می‌خوانم دوست داشته باشم،
‫قبول می‌کنم.

00:24:50.000 --> 00:24:53.441
‫گاهی اشتباه می‌کنم، گاهی هم نه.

00:24:58.440 --> 00:25:00.520
‫هر مرد نرمالی معذب می‌شه.

00:25:00.680 --> 00:25:03.840
‫[نینا کامپانز، کارگردان]: بریژیت
‫در میان ستاره‌ها، از همه کم‌تر ستاره بود

00:25:04.200 --> 00:25:07.594
‫چون وقتی مشکلی ایجاد می‌کرد
‫همیشه دلیلش این بود

00:25:07.760 --> 00:25:09.560
‫که از زندگیش ناراضی بود

00:25:09.720 --> 00:25:13.945
‫و گریه می‌کرد. بنابراین مجبور بودند
‫دوباره گریمش کنند.

00:25:14.160 --> 00:25:15.760
‫اما هرگز کج‌خلقی نداشت.

00:25:15.920 --> 00:25:18.920
‫دست‌کم توی فیلم «خرس و عروسک»
‫میشل دویل

00:25:19.080 --> 00:25:22.366
‫هرگز نمی‌خواست ما را آزار بدهد، اصلا.

00:25:22.720 --> 00:25:24.560
‫چرا ناراحتم؟ خب، این دو سال گذشته...

00:25:24.720 --> 00:25:26.240
‫فوق‌العاده نبود.

00:25:27.348 --> 00:25:29.040
‫فیلم‌هام هم خوب نبودند.

00:25:31.400 --> 00:25:32.760
‫زندگی شخصی بریژیت

00:25:32.920 --> 00:25:35.500
‫همیشه روی زندگی حرفه‌ای‌اش تاثیر می‌گذاشت.

00:25:36.600 --> 00:25:37.760
‫ثابت‌قدم در دوستی

00:25:37.920 --> 00:25:40.520
‫ب‌ب سه فیلم دیگر با شوهر اولش کار کرد.

00:25:41.440 --> 00:25:45.030
‫بعد از «لطفا حالا نه!» در سال ۱۹۶۱،
‫روژه وادیم

00:25:45.640 --> 00:25:48.515
‫«عشق روی بالش» را در سال ۱۹۶۲ گرفت

00:25:48.920 --> 00:25:51.240
‫بعد، یازده سال بعد، در سال ۱۹۷۳

00:25:51.400 --> 00:25:53.520
‫«اگر دن‌ژوان زن بود» را کار کرد.

00:25:54.480 --> 00:25:57.100
‫[میشل سابر، بازیگر]:
‫بریژیت «سرباز کوچولو» را دید

00:25:57.240 --> 00:25:59.560
‫و گفت که دلش می‌خواهد
‫یک زن آن نقش را بازی کند.

00:25:59.720 --> 00:26:01.720
‫و این‌گونه اتفاق افتاد.

00:26:02.120 --> 00:26:05.240
‫همیشه به بریژیت آن‌چه می‌خواست می‌دادند.

00:26:06.240 --> 00:26:07.560
‫او خیلی حرفه‌ای بود

00:26:07.720 --> 00:26:11.345
‫و همیشه حالتش این بود که
‫واقعا دلش نمی‌خواهد بازی کند

00:26:12.680 --> 00:26:15.298
‫و درنهایت توقف کرد. مجبور بود.

00:26:15.440 --> 00:26:18.520
‫در چهل سالگی گفت: «تمام شد.»
‫و واقعا دیگر کار نکرد.

00:26:18.680 --> 00:26:21.807
‫چند تا وداع نبود، فقط یکی بود.

00:26:22.480 --> 00:26:23.680
‫واقعا توقف کرد.

00:26:23.840 --> 00:26:26.180
‫چون فکر می‌کنم به‌نوعی آزار می‌دید،

00:26:37.840 --> 00:26:41.388
‫وقتی داشت فیلم «ناشی» را
‫با آنی ژیراردو کار می‌کرد،

00:26:41.800 --> 00:26:44.738
‫باید هر روز به‌اش التماس می‌کردند
‫که بیاید سر کار.

00:26:44.920 --> 00:26:48.160
‫مثل سوفیا لورن خوش‌شانس نبود
‫که کارلو پونتی را داشته باشد.

00:26:48.320 --> 00:26:51.640
‫مسئله اصلی با بریژیت این بود که هیچ‌کس
‫دلش نمی‌خواست ناراحتش کند.

00:26:51.800 --> 00:26:55.033
‫همیشه به‌اش می‌گفتند: «عیب نداره»

00:26:55.200 --> 00:26:58.200
‫اما مسئله این است که به فیلم آسیب می‌زند.

00:26:58.360 --> 00:27:00.600
‫گفت فیلم «ناشی» واقعا آزارش داده.

00:27:00.760 --> 00:27:01.760
‫«اذیت می‌شم

00:27:01.920 --> 00:27:03.760
‫بگذاریدش فردا.»

00:27:03.920 --> 00:27:07.240
‫و آن‌ها گفتند: «عیبی نداره. ادامه نمی‌دیم.»

00:27:07.360 --> 00:27:10.280
‫قضیه این‌طوری بود. بنابراین هر دو فیلم،
‫«لطفا حالا نه!»

00:27:10.440 --> 00:27:13.730
‫و «ناشی» هیچ‌وقت کامل نشدند.

00:27:13.840 --> 00:27:16.830
‫و بعد دوست‌مان وادیم را صدا زد

00:27:17.000 --> 00:27:19.049
‫تا فیلم را کامل کند.

00:27:19.280 --> 00:27:21.631
‫به‌نظرم وادیم می‌خواست او را اغوا کند

00:27:21.840 --> 00:27:24.569
‫یا شاید فقط با او بخوابد.

00:27:24.760 --> 00:27:27.040
‫وادیم موفق نشد، اما بریژیت

00:27:27.200 --> 00:27:29.760
‫نقطه ضعف‌اش وادیم بود
‫و دو بار با او کار کرد

00:27:29.920 --> 00:27:31.800
‫فیلم قبلی را نتوانسته بود تمام کند

00:27:31.960 --> 00:27:33.720
‫پس شاید دوباره آن کار را نکند.

00:27:33.880 --> 00:27:36.400
‫اما بریژیت یک فیلم دیگر را شروع کرد،
‫و بعد از «ناشی»

00:27:36.560 --> 00:27:39.440
‫چون وادیم نتوانسته بود اغوایش کند

00:27:39.600 --> 00:27:42.040
‫تعطیلی بعدش، درست بعد از تمام شدن فیلم،

00:27:42.200 --> 00:27:44.101
‫وادیم با موتورش رفت توی دیوار.

00:27:44.360 --> 00:27:47.880
‫بریژیت باردو در نقش دون‌ژوان
‫کاملا غافلگیرکننده‌ست.

00:27:48.040 --> 00:27:51.680
‫چرا این نقش را قبول کردید؟
‫چی وسوسه‌تان کرد؟

00:27:52.760 --> 00:27:55.020
‫او حالا با من رسمی حرف می‌زند.

00:27:58.080 --> 00:28:00.400
‫خب... منظورتان دقیقا چیست؟

00:28:00.560 --> 00:28:01.560
‫چی وسوسه‌تان کرد؟

00:28:01.720 --> 00:28:03.520
‫چی وسوسه‌تان کرد برای این نقش؟

00:28:03.680 --> 00:28:06.920
‫دون‌ژوان.
‫باید هم بکند. چون دون‌ژوانه!

00:28:07.080 --> 00:28:11.160
‫او فقط می‌تواند آدم‌ها را وسوسه کند.
‫بنابراین تصمیم گرفتم بازیش کنم.

00:28:11.320 --> 00:28:12.520
‫وادیم نمی‌توانست کار کند.

00:28:12.680 --> 00:28:16.455
‫بریژیت در فیلمی ظاهر شد با شخصیت دون‌ژوان،
‫که فیلم خیلی بزرگی نبود.

00:28:16.480 --> 00:28:20.080
‫صحنه‌ای داشت با [جین] برکین
‫که به نظر می‌رسید لزبین است

00:28:20.240 --> 00:28:22.077
‫درنتیجه همه‌ی این‌ها متعصبانه بود.

00:28:22.200 --> 00:28:24.280
‫او با آدم‌هایی کار می‌کرد

00:28:24.440 --> 00:28:28.400
‫که به‌جز گدار و کلوزو،

00:28:28.560 --> 00:28:30.200
‫نمی‌خواستند ناراحتش کنند

00:28:30.360 --> 00:28:33.640
‫درنتیجه برایش کار کردن زیادی آسان بود.
‫حیف بود. نیاز بود کسی هلش بدهد

00:28:33.800 --> 00:28:35.520
‫خیلی چیزها برای ارائه داشت.

00:28:35.680 --> 00:28:39.280
‫مجبور بودید به قربانیان‌تان حمله کنید.

00:28:40.720 --> 00:28:43.120
‫باید چی کار می‌کردم، وادیم؟

00:28:43.520 --> 00:28:45.260
‫کاری را می‌کرد که من ازش می‌خواستم.

00:28:46.800 --> 00:28:48.440
‫شما اغلب با ظاهر شدن‌تان

00:28:48.600 --> 00:28:50.880
‫باعث غوغا می‌شدید. هنوز هم همین‌طور است؟

00:28:51.040 --> 00:28:53.880
‫نه، فکر کنم حالا دیگر جزئی از اثاثیه شده‌م.

00:28:54.240 --> 00:28:55.840
‫نقش سختی بود؟

00:28:56.000 --> 00:28:57.140
‫بله.

00:28:57.300 --> 00:28:58.940
‫تغییر دلپذیری‌ست.

00:29:00.840 --> 00:29:02.320
‫برای قبلی‌ها خوب است.

00:29:02.480 --> 00:29:06.400
‫گفت: «من این صنعت را روزی ترک می‌کنم

00:29:06.560 --> 00:29:10.000
‫که بترسم توی آینه به خودم نگاه کنم.

00:29:10.440 --> 00:29:14.520
‫دلم نمی‌خواد این فکر به سرم راه پیدا کنه
‫که دارم پیر و زشت می‌شم.»

00:29:14.680 --> 00:29:16.600
‫و خیلی عصبی بود.

00:29:16.760 --> 00:29:18.560
‫راست است، بود.

00:29:19.480 --> 00:29:22.240
‫از بازیگری لذت نمی‌برد.

00:29:22.400 --> 00:29:26.000
‫تا جایی که می‌توانست، همیشه می‌خواست
‫فقط یک برداشت بازی کند

00:29:26.160 --> 00:29:28.040
‫چون فکر می‌کرد

00:29:28.200 --> 00:29:30.200
‫تکرارش باعث نمی‌شد بهتر بشود.

00:29:30.360 --> 00:29:32.600
‫براش ملال‌آور بود.

00:29:33.680 --> 00:29:37.600
‫و می‌دانم... خودش به‌ام گفته.

00:29:37.760 --> 00:29:41.880
‫می‌دانم روزی تصمیم گرفت
‫بازیگری را کنار بگذارد

00:29:42.240 --> 00:29:46.509
‫که در «کالینو...» کلاه سرش گذاشت.

00:29:46.680 --> 00:29:50.240
‫این یک گرایش قرون وسطایی بود
‫در برخی نقاشی‌های

00:29:50.400 --> 00:29:51.800
‫ترکی و شرقی.

00:29:52.040 --> 00:29:55.440
‫کلاه‌هایی شبیه کلاه جنتلمن‌های بورژوا.

00:29:57.000 --> 00:30:00.680
‫قشنگ بود. یک کلاه بلند باشکوه سرش بود.

00:30:01.680 --> 00:30:05.240
‫خودش را در آینه دید و گفت: «نه،

00:30:05.400 --> 00:30:07.240
‫نمی‌تونم این کارو ادامه بدم.

00:30:07.400 --> 00:30:10.800
‫نمی‌تونم این شغلو ادامه بدم
‫و خودمو تغییرشکل بدم.

00:30:11.480 --> 00:30:12.960
‫دیگه دلم نمی‌خواد.»

00:30:13.455 --> 00:30:16.000
‫بریژیت باردو، بازیگری را رها کردید.

00:30:16.160 --> 00:30:19.000
‫آیا می‌خواهید خودتان را
‫وقف رفاه حیوانات کنید؟

00:30:19.360 --> 00:30:22.560
‫من بازیگری را رها کردم،
‫ولی سگ‌هام را رها نمی‌کنم.

00:30:24.320 --> 00:30:26.440
‫بجنبید!

00:30:34.560 --> 00:30:38.720
‫در هر آب‌وهوایی،

00:30:38.880 --> 00:30:42.320
‫دوست‌های کوچولویی دارم
‫که گوش‌شان را تیز می‌کنن

00:30:43.360 --> 00:30:47.440
‫تا در حومه‌ی شهر آرژانتین
‫بروند هواخوری.

00:30:47.600 --> 00:30:52.000
‫وقتی سگ‌هام کنارم هستن،
‫آسمان روشن‌تره.

00:30:53.080 --> 00:30:57.240
‫ویشنو بیا این‌جا،
‫می‌یل و نینو شما هم،

00:30:57.400 --> 00:31:00.520
‫یه‌ وقت تو راه گم نشید

00:31:01.640 --> 00:31:03.760
‫ماشوی عزیزم، گم شدی؟

00:31:03.920 --> 00:31:05.920
‫مواظب کارهات باش

00:31:06.080 --> 00:31:09.360
‫اوبی رفته تو باغ همسایه.

00:31:10.240 --> 00:31:13.000
‫[جین مارک ریویه، ترانه‌سرا و آهنگساز]:
‫بریژیت واقعا عاشق خواندن بود،

00:31:13.090 --> 00:31:14.710
‫از بازیگری زیاد کیف نمی‌کرد

00:31:14.840 --> 00:31:18.240
‫آن‌قدر که از رفتن توی استودیو و خواندن.

00:31:18.400 --> 00:31:20.200
‫او حدود چهل فیلم بازی کرد

00:31:20.360 --> 00:31:23.320
‫و حدود نود ترانه خواند.

00:31:24.720 --> 00:31:26.640
‫باردو شو ـ ژانویه ۱۹۶۸

00:31:26.800 --> 00:31:29.960
‫وقتی تو راهم و

00:31:30.440 --> 00:31:33.960
‫لرزش موتور رو حس می‌کنم

00:31:34.120 --> 00:31:38.600
‫میل خاصی دارم

00:31:41.560 --> 00:31:43.600
‫به کسی نیاز ندارم

00:31:43.760 --> 00:31:46.920
‫روی هارلی داویدسون‌ام

00:31:49.480 --> 00:31:51.200
‫کسی رو تایید نمی‌کنم

00:31:51.360 --> 00:31:54.440
‫روی هارلی داویدسون‌ام.

00:31:54.600 --> 00:31:57.760
‫[سرژ] گینزبورگ [موزیسین] آمد
‫و فوق‌العاده بود.

00:31:58.400 --> 00:32:01.280
‫این هم یک مثال:

00:32:01.600 --> 00:32:03.800
‫وقتی «بانی و کلاید» آمد،

00:32:05.240 --> 00:32:08.000
‫او به سرژ گفت:
‫«دوست دارم بانی و کلاید کار کنم.»

00:32:08.160 --> 00:32:12.200
‫دو روز بعد ترانه‌اش نوشته شد

00:32:12.600 --> 00:32:16.920
‫و دو روز بعدش ماتالون یک استودیو با دکور

00:32:17.080 --> 00:32:20.640
‫آماده کرد و ویدئو را ضبط کردند.
‫همیشه همین‌طوری بود.

00:32:20.800 --> 00:32:24.600
‫چیزی که درباره‌ی ما ننوشتند

00:32:25.560 --> 00:32:29.840
‫وانمود کردند ما قاتلینی بیرحمیم.

00:32:30.400 --> 00:32:34.720
‫اصلا جالب نیست، اما ما باید

00:32:35.400 --> 00:32:39.040
‫ساکت‌شان کنیم.

00:32:39.200 --> 00:32:42.080
‫بانی و کلاید

00:32:43.960 --> 00:32:47.800
‫بانی و کلاید

00:32:47.960 --> 00:32:49.680
‫تولدش را جشن گرفتیم

00:32:50.560 --> 00:32:54.600
‫و او صورتش را سیاه کرد

00:32:55.960 --> 00:32:57.720
‫و بامزه این که

00:32:58.320 --> 00:33:01.546
‫یک جا به خواهرش میژانو اشاره کردم.

00:33:02.560 --> 00:33:05.200
‫گفتم:
‫«می‌دونی، خواهرت معرکه‌ست.»

00:33:05.840 --> 00:33:07.640
‫او به من سیلی زد.

00:33:07.800 --> 00:33:10.280
‫و گفت: «آره...

00:33:10.440 --> 00:33:13.600
‫میژانو سعی کرد
‫با همه‌ی معشوق‌های من بخوابه.»

00:33:15.200 --> 00:33:18.920
‫من هم گفتم: «برای آخرین بار نگاهم کن.
‫چون دیگه منو نمی‌بینی.»

00:33:20.080 --> 00:33:22.600
‫من رفتم. و ما دوباره دور هم جمع شدیم.

00:33:24.800 --> 00:33:26.240
‫روزنامه را باز کردم

00:33:27.240 --> 00:33:31.440
‫و گونتر ساکس با بریژیت قرار می‌‌گذارد.

00:33:32.080 --> 00:33:34.680
‫براش گل می‌فرستد و از این کارها.

00:33:37.040 --> 00:33:39.800
‫خب دوستم فیلیپ دگزیا با بریژیت
‫زندگی می‌کرد، پس ازش خواستم

00:33:39.960 --> 00:33:41.360
‫وسایلم را جمع کند.

00:33:42.480 --> 00:33:45.840
‫رفتم خیابان پل دومر و وسایلم را گرفتم.

00:33:46.000 --> 00:33:50.680
‫رفتم توی استودیوی کوچک فیلیپ زندگی کنم.

00:33:50.960 --> 00:33:55.240
‫پنج ماه اصلا به‌اش زنگ نزدم.
‫نه اشک و آهی بود. نه چیزی.

00:33:55.400 --> 00:33:57.080
‫به‌اش زنگ نزدم.

00:33:57.400 --> 00:33:59.840
‫بعد از پنج ماه، فکر کردم:

00:34:00.000 --> 00:34:02.080
‫«حالا می‌تونم برگردم سن‌تروپه.»

00:34:02.760 --> 00:34:03.920
‫آمد دیدنم.

00:34:04.240 --> 00:34:09.080
‫دوید طرف من و داد زد: «من احمقم.»

00:34:09.400 --> 00:34:11.360
‫و آخرسر، خب...

00:34:11.520 --> 00:34:14.320
‫عشق یک مسیر است، نمی‌توانی برگردی عقب.

00:34:16.360 --> 00:34:18.880
‫ازدواج سوم باردو
‫با بازیگر بین‌المللی پلی‌بوی

00:34:19.040 --> 00:34:22.680
‫گونتر ساکس، در ۱۴ ژوئیه ۱۹۶۶
‫در حالتی نیمه‌مخفی

00:34:22.840 --> 00:34:25.440
‫جشن گرفته شد.

00:34:25.600 --> 00:34:27.560
‫و مثل آتش‌بازی بود:

00:34:28.120 --> 00:34:29.840
‫بعد از روشنایی اولیه،

00:34:30.000 --> 00:34:31.840
‫بریژیت به‌تدریج سرخورده شد.

00:34:32.000 --> 00:34:36.080
‫گونتر تحت تاثیر قرارش داد.
‫با هم رفتند کازینو

00:34:36.240 --> 00:34:38.800
‫و گونتر شانس آورد

00:34:38.960 --> 00:34:40.320
‫و معادل ۴۵ هزار یورو

00:34:40.480 --> 00:34:43.400
‫برد و رفت براش جواهر خرید.

00:34:43.560 --> 00:34:44.880
‫درواقع او را برنده شد.

00:34:45.040 --> 00:34:48.680
‫بعد می‌خواست بریژیت را غافلگیر کند.
‫با هلی‌کوپتر براش گل فرستاد.

00:34:48.840 --> 00:34:51.360
‫بریژیت تو ابرها بود. فکر می‌کرد گونتر

00:34:51.520 --> 00:34:54.680
‫مثل مسیح نازل شده.
‫اما گونتر از خانواده‌ای بود

00:34:54.840 --> 00:34:56.440
‫وارد جزئیاتش نمی‌شوم

00:34:56.600 --> 00:35:01.280
‫اما از آن پسرهایی بود که فقط برای تفریح

00:35:01.440 --> 00:35:03.120
‫می‌آیند سن‌تروپه.

00:35:03.280 --> 00:35:07.520
‫گونتر در موضع قدرت بود و بریژیت قاعدتا
‫در لحظه‌ی ضعف.

00:35:08.680 --> 00:35:11.560
‫بعد از دو سال زندگی جدا از هم

00:35:11.880 --> 00:35:14.320
‫و ازدواجی پر از بی‌وفایی

00:35:14.480 --> 00:35:17.720
‫بریژیت باردو درنهایت طلاق گرفت
‫و دوباره تنها شد.

00:35:19.200 --> 00:35:21.560
‫مدام مهمانی می‌داد تا همیشه کمی مست باشد

00:35:22.320 --> 00:35:24.360
‫همیشه می‌خواست خودش را مست کند.

00:35:24.520 --> 00:35:27.555
‫برای شاد بودن به آدم‌های دیگر
‫دور خودش نیاز داشت.

00:35:27.760 --> 00:35:31.080
‫وقتی می‌رفتیم به «بوزاش»
‫چهار پنج نفری بودیم

00:35:31.240 --> 00:35:33.200
‫او آشپزی می‌کرد،

00:35:33.360 --> 00:35:35.960
‫همه‌ کار می‌کرد،
‫و مثل یک خانواده بودیم.

00:35:36.120 --> 00:35:39.040
‫اما در سن‌تروپه، وقتی آدم‌هایی مثل
‫بارکلی و دیگران بودند

00:35:39.200 --> 00:35:42.520
‫او باید مست می‌کرد.

00:35:42.680 --> 00:35:44.200
‫درنتیجه مدام مهمانی می‌داد.

00:35:44.360 --> 00:35:46.320
‫کلی مهمانی با کولی‌ها داشت.

00:35:55.720 --> 00:35:57.080
‫در «بوزاش»

00:35:57.240 --> 00:36:01.120
‫پر از اردک و مرغ بود.
‫مثل خانه‌ی سفیدبرفی بود

00:36:01.280 --> 00:36:05.440
‫آدم تحت تاثیر قرار می‌گرفت

00:36:05.600 --> 00:36:08.200
‫از همه‌ی سگ‌ها استقبال می‌کرد.

00:36:08.360 --> 00:36:12.160
‫یک مسابقه‌ی جنون‌آمیز بود
‫برای نجات حیوانات.

00:36:16.000 --> 00:36:17.240
‫ماهی.

00:36:20.960 --> 00:36:22.560
‫بیا، سری به بزها بزنیم.

00:36:22.720 --> 00:36:24.120
‫در «بوزاش» او واقعا...

00:36:24.280 --> 00:36:27.680
‫همان ب‌ب بود که دوست داشتیم.

00:36:27.840 --> 00:36:29.520
‫توی سن‌تروپه هم دوستش داشتیم

00:36:29.680 --> 00:36:31.000
‫اما آن‌جا باید توجه می‌گرفت.

00:36:31.160 --> 00:36:34.440
‫اما در «بوزاش» خودش بود. یک‌جور دیگر بود.

00:36:34.600 --> 00:36:38.200
‫یاد گرفتم که بدون هیچی، کاری انجام بدهم.

00:36:40.040 --> 00:36:43.000
‫- چه‌طوری؟
‫- بدون هیچی.

00:36:43.440 --> 00:36:45.560
‫برای خوشبختی هیچی لازم نیست.

00:36:45.720 --> 00:36:49.120
‫اگر می‌بینی چیزی درست نیست، ولش کن برود.

00:36:49.280 --> 00:36:50.640
‫مثل بازیگری.

00:36:50.800 --> 00:36:53.160
‫باید روی چیز دیگری تمرکز کنی

00:36:53.320 --> 00:36:57.680
‫که برات خوشبختی بیاورد، آرامش و شادی.

00:36:57.840 --> 00:37:00.080
‫او بسیار ساده و باهوش بود.

00:37:00.240 --> 00:37:02.520
‫مردم می‌گویند او یک بلوند است
‫و از این حرف‌ها.

00:37:02.680 --> 00:37:05.680
‫اما او به‌ لحاظ فکری خیلی جذاب است.

00:37:05.840 --> 00:37:08.320
‫حرف احمقانه نمی‌زند.

00:37:08.480 --> 00:37:12.181
‫مردم واقعا خردش کردند.

00:37:12.680 --> 00:37:15.080
‫آیا این فلسفه‌ی ناب است؟

00:37:15.240 --> 00:37:17.480
‫هست.

00:37:17.640 --> 00:37:19.840
‫اما به زندگی بهتر کمک می‌کند.

00:37:20.000 --> 00:37:22.440
‫بریژیت همیشه نفرت دیگران را برمی‌انگیخت.

00:37:22.600 --> 00:37:26.520
‫دلیلش این نبود که بسیار مشهور بود.

00:37:26.680 --> 00:37:28.680
‫مردم ازش متنفر بودند

00:37:28.884 --> 00:37:32.960
‫چون به لحاظ جنسی آزاد بود و از این حرف‌ها.

00:37:33.640 --> 00:37:35.880
‫زندگیش را جهنم کردند.

00:37:36.040 --> 00:37:38.600
‫بنابراین با وجود شکوه، یک مردم‌گریز شد.

00:37:38.760 --> 00:37:42.800
‫دیوانه نشد. مردم‌گریز شد.

00:37:43.200 --> 00:37:46.320
‫او می‌توانست همه‌چیز داشته باشد،
‫و هر مردی که می‌خواست.

00:37:46.480 --> 00:37:49.000
‫همه‌چیز. بعضی وقت‌ها...

00:37:49.560 --> 00:37:52.560
‫مهم است که تمام خواسته‌های خودتان را
‫برای کنار آمدن با زندگی

00:37:52.838 --> 00:37:54.880
‫برآورده کند.

00:37:58.120 --> 00:37:59.920
‫جز باب زاگوری

00:38:00.080 --> 00:38:02.920
‫هیچ‌کدام از پارتنرهاش

00:38:03.080 --> 00:38:05.120
‫را ندیدم که

00:38:05.280 --> 00:38:08.720
‫او را زیر بال خود بگیرند و ازش حمایت کنند.

00:38:08.880 --> 00:38:10.280
‫از او هرگز کسی حمایت نکرد.

00:38:10.440 --> 00:38:12.160
‫و خودش هم نمی‌خواست.

00:38:12.320 --> 00:38:14.840
‫او مسئول بود. «بیا بریم رستوران.»

00:38:15.000 --> 00:38:16.920
‫اگر ایده مال خودش نبود، امتناع می‌کرد.

00:38:17.080 --> 00:38:20.080
‫او هر کاری که کرد
‫همیشه تصمیمش را خودش گرفت.

00:38:20.240 --> 00:38:22.640
‫او اجازه نمی‌داد دیگران شخصیت داشته باشند.

00:38:22.800 --> 00:38:26.920
‫گاهی پسرهایی را انتخاب کرد که لایقش نبودند.

00:38:27.080 --> 00:38:28.280
‫خیلی‌هاشان را دیده‌ام.

00:38:28.432 --> 00:38:32.712
‫بعدا به من زنگ می‌زد و می‌گفت:
‫«انداختمش بیرون. بیا تحویلش بگیر.»

00:38:33.720 --> 00:38:36.600
‫«لخته. یه کاری بکن.» عکاس‌ها بیرون‌اند.

00:38:36.760 --> 00:38:38.440
‫همه‌ی این آدم‌ها

00:38:38.600 --> 00:38:41.400
‫برای شهرتش می‌رفتند سراغش. فقط همین.

00:38:41.560 --> 00:38:43.440
‫او هم خیلی زود می‌فهمید.

00:38:43.600 --> 00:38:45.440
‫زود متوجه می‌شد.

00:38:45.600 --> 00:38:48.720
‫چون اگر با باردو باشی، عکس‌ تو هم
‫می‌رود روی جلد مجله‌ها.

00:38:50.240 --> 00:38:53.040
‫مثل استثنایی در میان این همه عاشق غم‌انگیز،

00:38:53.200 --> 00:38:56.440
‫دنیس کارویل کمدین

00:38:56.600 --> 00:38:59.920
‫یک دوره‌ی کوتاه با بریژیت باردو که هنوز
‫دنبال عشق بود زندگی کرد.

00:39:00.600 --> 00:39:03.320
‫آن‌ها در رستورانی در سن‌تروپه
‫با هم آشنا شدند.

00:39:03.480 --> 00:39:05.600
‫[دنیس کارویل]: دیدم با هم جوریم.

00:39:05.760 --> 00:39:09.960
‫آن موقع خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم.
‫خیلی جوان بودم.

00:39:10.480 --> 00:39:16.240
‫سه روز بعد به هم زنگ زدیم

00:39:16.920 --> 00:39:19.440
‫و من رفتم به «La Madrague»

00:39:19.920 --> 00:39:22.440
‫یک جوان را تصور کنید...

00:39:22.600 --> 00:39:27.480
‫بریژیت باردو بازیگری را رها کرده بود.
‫دهه‌ی ۱۹۸۰ بود.

00:39:27.640 --> 00:39:29.040
‫در آن‌جا،

00:39:29.200 --> 00:39:32.200
‫همه‌چیز استثنایی بود.

00:39:32.360 --> 00:39:35.040
‫خودم را نیشگون می‌گرفتم که مطمئن بشوم
‫خواب نیستم.

00:39:40.320 --> 00:39:41.720
‫بجنبید!

00:39:41.880 --> 00:39:44.440
‫با خانه‌اش آشنا شدم

00:39:44.600 --> 00:39:47.560
‫و با سگ‌هاش.
‫آن موقع سگ شکاری داشت.

00:39:47.720 --> 00:39:49.760
‫گربه هم همه‌جا بود.

00:39:51.400 --> 00:39:54.480
‫نمی‌دانستم عاشق یک اسطوره شدم یا یک زن.

00:39:54.640 --> 00:39:57.000
‫ولی نتیجه یکی بود.

00:39:57.600 --> 00:40:02.680
‫عاشقش شدم و می‌پرستیدمش.

00:40:03.880 --> 00:40:06.520
‫هر وقت یک وجه فوق‌العاده‌ی جدیدش را

00:40:09.040 --> 00:40:11.480
‫می‌دیدم، تکان می‌خوردم.

00:40:11.640 --> 00:40:13.560
‫زیاد کنارش نبودم.

00:40:13.720 --> 00:40:16.760
‫قبل از این که سر کار بروم، به من گفت:
‫«خوب کار کن.»

00:40:16.920 --> 00:40:18.760
‫برام یادداشت می‌گذاشت

00:40:18.920 --> 00:40:22.880
‫همه‌جا. روی داشبورد ماشین.

00:40:23.040 --> 00:40:26.080
‫روی بالش...

00:40:26.240 --> 00:40:28.880
‫نیاز داشت به‌اش عشق بورزند و عشق بورزد.

00:40:29.040 --> 00:40:32.960
‫نیاز داشت به مردی متکی باشد.
‫فقط همین.

00:40:33.120 --> 00:40:36.480
‫انگار بیش‌تر عاشق عشق بود
‫تا مردهایی که باهاشان بود.

00:40:36.640 --> 00:40:39.520
‫اما جوابش را فقط خودش می‌داند.

00:40:43.372 --> 00:40:45.800
‫بیا.

00:40:46.960 --> 00:40:49.240
‫فکر می‌کنم زن خیلی تنهایی بود

00:40:49.400 --> 00:40:52.000
‫که تنهایی را دوست نداشت.

00:40:52.160 --> 00:40:54.400
‫به دوست‌هاش محتاج بود.

00:40:54.560 --> 00:40:57.480
‫شخصیت خیلی سختی داشت.

00:40:57.640 --> 00:40:59.520
‫اغلب عصبانی می‌شد

00:40:59.680 --> 00:41:05.000
‫اما همچنان به دوست‌هاش احتیاج داشت.

00:41:05.160 --> 00:41:09.520
‫همیشه باهاشان تماس می‌گرفت تا جبران کند.

00:41:09.680 --> 00:41:11.960
‫اما بله، خیلی تنها بود.

00:41:12.120 --> 00:41:15.720
‫حتی آن‌طور که دوست‌هامان می‌گفتند

00:41:15.880 --> 00:41:17.880
‫یک وجه افسرده داشت.

00:41:19.960 --> 00:41:25.240
‫بریژیت همیشه شاد و خوش‌بین بود.

00:41:25.400 --> 00:41:29.960
‫اما گاهی افسرده می‌شد
‫و دوران سختی را

00:41:30.120 --> 00:41:33.480
‫در زندگی می‌گذراند. برای زنی چنین حساس

00:41:33.640 --> 00:41:37.240
‫این طبیعی‌ست.

00:41:37.400 --> 00:41:39.920
‫او حالا از رفاه حیوانات دفاع می‌کند

00:41:40.080 --> 00:41:42.680
‫چون فکر می‌کرد انسان‌ها بزرگ نیستند.

00:41:42.840 --> 00:41:44.800
‫ما مقابل سفارت نروژ هستیم.

00:41:44.960 --> 00:41:46.160
‫بریژیت این‌جاست.

00:41:46.320 --> 00:41:48.280
‫احتیاجی نیست که بگویم فضا چگونه‌ست.

00:41:48.440 --> 00:41:51.480
‫فوق‌العاده‌ست. تقاضایی که بریژیت دیروز
‫در کانال TF1

00:41:51.640 --> 00:41:54.400
‫در برنامه خبری روژه گیکل مطرح کرد
‫به‌شدت شنیده شد.

00:41:54.560 --> 00:41:56.880
‫با این که در پاریس باران می‌آید
‫اما همه‌ این‌جایند.

00:41:56.900 --> 00:41:58.780
‫هنوز هم آدم‌ها دارند می‌آیند. عالی‌ست.

00:41:58.880 --> 00:42:01.280
‫ممنون از همه‌ی آن‌هایی که آمدند.

00:42:01.800 --> 00:42:03.280
‫بریژیت و بچه‌فک.

00:42:03.440 --> 00:42:06.560
‫دست‌هاش را دورش حلقه کرده.
‫این محبوب‌ترین عکسش است.

00:42:06.720 --> 00:42:08.680
‫این یک بچه‌فک است.

00:42:09.200 --> 00:42:11.473
‫که آن‌ها می‌کشندش.

00:42:11.800 --> 00:42:13.920
‫ازش پرسیدم کدام عکس را دوست دارد

00:42:14.080 --> 00:42:18.600
‫بعد از مرگش مردم با آن به یادش بیاورند،
‫یا روی جلد نشریات باشد،

00:42:18.760 --> 00:42:21.120
‫گفت «همین یکی، چون...

00:42:21.480 --> 00:42:25.880
‫سمبلی‌ست از تلاشی
‫که برای جان حیوانات کرده‌ام.»

00:42:27.160 --> 00:42:32.200
‫«و تنهایی او روی یخ، مثل تنهایی منه.»

00:42:32.360 --> 00:42:34.400
‫این بچه محشره.

00:42:36.240 --> 00:42:37.280
‫همینه دیگه.

00:42:37.800 --> 00:42:40.240
‫می‌کشنش تا اسباب‌بازی پرشده درست کنن

00:42:40.400 --> 00:42:42.240
‫از بچه‌فک‌ها.

00:42:42.400 --> 00:42:46.240
‫یا کت خز برای احمق‌هایی که می‌پوشن.

00:42:46.600 --> 00:42:47.600
‫همینه دیگه.

00:42:51.480 --> 00:42:53.000
‫ما می‌گیرم‌شون.

00:42:54.200 --> 00:42:57.400
‫نمی‌توانیم فراموش کنیم که بریژیت
‫سه قانون را

00:42:57.920 --> 00:43:01.080
‫برای تصویب به پارلمان اروپا برد:

00:43:01.400 --> 00:43:05.520
‫در حمایت از حیوانات، و به‌ویژه اسب‌هایی که
‫برای انتقال

00:43:05.680 --> 00:43:07.120
‫در شرایطی غیرقابل تحمل بودند.

00:43:07.280 --> 00:43:11.760
‫که در آن اسب‌هایی که از شرق به کشتارگاه‌های
‫فرانسه منتقل می‌شدند

00:43:12.080 --> 00:43:16.960
‫پیش از کشتن، بیهوش می‌کردند.

00:43:17.120 --> 00:43:19.360
‫او شکایت می‌کند چون دوباره اتفاق می‌افتد.

00:43:19.520 --> 00:43:21.600
‫بچه‌فک‌ها و تجارت خز.

00:43:30.600 --> 00:43:33.640
‫او یک مادر بود برای حیوانات سراسر دنیا،

00:43:33.800 --> 00:43:36.320
‫شاید چون واقعا نمی‌خواست مادر شود.

00:43:36.480 --> 00:43:38.040
‫کارهای فوق‌العاده‌ای کرد.

00:43:38.200 --> 00:43:41.400
‫وقتی نحوه‌ی کشتن حیوانات را
‫در کشتارگاه‌ها محکوم کرد

00:43:41.560 --> 00:43:44.880
‫با جنبه‌ی جنسی‌ای که در آن دخیل است،

00:43:45.160 --> 00:43:46.680
‫جرات کرد درباره‌ی

00:43:46.840 --> 00:43:50.600
‫همه‌ی چیزهای زشتی بگوید
‫که ما مسئولش هستیم.

00:43:50.760 --> 00:43:55.280
‫قبول کرده‌ایم که گوشتی را بخوریم
‫که به شکل انبوه تولید می‌شود

00:43:55.440 --> 00:43:58.160
‫باید قبول کنیم که نفرت‌انگیز است.
‫من شکارچیان را ترجیح می‌دهم

00:43:58.320 --> 00:44:00.360
‫که دست‌کم مستقیم با حیوانات سروکار دارند

00:44:00.420 --> 00:44:03.640
‫نسبت به ما که پشت کسانی قایم شده‌ایم
‫که برای ما می‌کشند.

00:44:03.700 --> 00:44:05.500
‫و حیوانات در شرایط وحشتناکی هستند.

00:44:05.760 --> 00:44:08.360
‫بنابراین باردو برای این کار آدم کاملی بود.

00:44:10.640 --> 00:44:14.920
‫بریژیت باردو یک بنیاد حمایت از حیوانات
‫تاسیس کرد

00:44:15.080 --> 00:44:16.280
‫و خیلی علنی

00:44:16.440 --> 00:44:18.760
‫از بی‌توجهی رهبران سیاسی انتقاد کرد.

00:44:19.350 --> 00:44:20.750
‫باز هم یک زن

00:44:20.840 --> 00:44:24.140
‫اما دفاع از رفاه حیوانات
‫برای رضایت از زندگی کافی نیست.

00:44:24.200 --> 00:44:26.560
‫در سال ۱۹۹۲ چهارمین ازدواجش را

00:44:26.680 --> 00:44:29.560
‫با برنار دورمال، یکی از بستگان جبهه ملی،
‫اعلام کرد

00:44:29.720 --> 00:44:31.920
‫که توجه رسانه‌ها را به خود جلب کرد.

00:44:32.360 --> 00:44:36.880
‫آن‌ها در یک مهمانی در سن‌تروپه با حضور
‫ژانی و ژان‌ماری لوپن با هم ‌آشنا شدند.

00:44:37.031 --> 00:44:39.825
‫[ژانی لوپن] من موقع غذا خوردن

00:44:39.960 --> 00:44:43.720
‫متوجه نشدم. چون ده‌ها نفر بودیم.

00:44:43.920 --> 00:44:45.680
‫اما وقتی داشتیم می‌رفتیم

00:44:45.840 --> 00:44:48.080
‫جلوی در با هم روبه‌رو شدیم

00:44:48.240 --> 00:44:51.400
‫و بریژیت داشت برای خداحافظی
‫با همه روبوسی می‌کرد

00:44:51.560 --> 00:44:54.760
‫او این کار را راحت و خوشحال انجام داد.
‫جو عالی بود.

00:44:54.920 --> 00:44:56.914
‫و در انتهای صف

00:44:57.040 --> 00:45:00.860
‫آدم‌هایی که منتظر بودند با بریژیت باردو
‫خداحافظی کنند، برنار را دیدم

00:45:00.870 --> 00:45:03.110
‫که با فروتنی پرسید: «پس من چی؟»

00:45:03.260 --> 00:45:05.500
‫او برگشت و با لبخند گشاده گفت:

00:45:05.520 --> 00:45:07.340
‫«تو هم بوس گیرت می‌آد.»

00:45:07.360 --> 00:45:12.100
‫و فکر کردم برنار خیلی تکان خورد
‫که او برگشت طرفش

00:45:12.240 --> 00:45:14.120
‫و باهاش حرف زد

00:45:14.280 --> 00:45:17.520
‫به‌خصوص که همچی حرفی زد.

00:45:17.680 --> 00:45:22.040
‫کمی احمقانه‌ست، ولی گونه‌هایش را
‫به‌نرمی بوسید.

00:45:22.200 --> 00:45:24.800
‫برنارد او را تا ماشین همراهی کرد

00:45:24.850 --> 00:45:29.058
‫و نمی‌دانم چی به هم گفتند

00:45:29.420 --> 00:45:31.980
‫اما روز بعد، برنار چمدانش را بست

00:45:32.250 --> 00:45:35.450
‫و رفت به La Madrague
‫و هرگز آن‌جا را ترک نکرد.

00:45:35.450 --> 00:45:36.670
‫هجده سال پیش بود.

00:45:36.739 --> 00:45:38.760
‫براش خرید می‌کرد

00:45:38.860 --> 00:45:41.784
‫بسته‌هاش را حمل می‌کرد

00:45:41.979 --> 00:45:44.378
‫با ماشینش می‌رفت دنبالش

00:45:44.600 --> 00:45:47.463
‫و بریژیت ناخودآگاه به خودش گفته:

00:45:47.670 --> 00:45:50.650
‫«خانه‌ی سرایداری خالیه. سرایدار ندارم.

00:45:50.840 --> 00:45:53.900
‫می‌تونه اون‌جا زندگی کنه.»
‫و او همین کار را کرد.

00:45:54.000 --> 00:45:59.440
‫و به‌مرور به هم نزدیک شدند.
‫نمی‌دانم چه اتفاقی افتاد.

00:45:59.600 --> 00:46:03.600
‫برنار خودش را مهم کرد

00:46:03.760 --> 00:46:06.640
‫و از آن‌جا که همه‌چیز بریژیت را آزار می‌دهد
‫و حوصله‌اش را سر می‌برد،

00:46:06.800 --> 00:46:11.163
‫گفت: «این کارها رو تو بکن.»

00:46:11.280 --> 00:46:15.560
‫پس این کارها را او انجام داد.
‫و از آن‌جایی که ایده‌های خاصی داشت،

00:46:15.760 --> 00:46:18.880
‫به دامش انداخت. دست‌آخر کار بریژیت این شد

00:46:18.880 --> 00:46:22.300
‫که در برخی عکس‌ها
‫با آدم‌هایی از راست‌های افراطی دیده شد

00:46:22.444 --> 00:46:23.884
‫ولی این ایده‌های بریژیت نبود.

00:46:23.940 --> 00:46:25.700
‫او چپ‌گرا هم نیست، اما...

00:46:25.880 --> 00:46:29.380
‫و بعد مطبوعات شروع کردند به گفتن
‫حرف‌های نیش‌دار درباره‌ی برنار.

00:46:29.740 --> 00:46:31.820
‫بریژیت باردو به عناوین روزنامه‌ها بازگشت

00:46:31.880 --> 00:46:35.160
‫برای نوشته‌هایی که با ایده‌هایی از
‫جبهه ملی همخوانی داشت،

00:46:36.600 --> 00:46:38.600
‫او که وسواس حمایت از حیوانات داشت،

00:46:38.760 --> 00:46:41.440
‫در خاطراتش در سال ۱۹۹۶

00:46:41.600 --> 00:46:44.760
‫از سنت مسلمانان در ذبح گوسفند
‫در عید قربان انتقاد کرد

00:46:44.920 --> 00:46:46.600
‫انجمن‌های ضدنژادپرستی

00:46:46.760 --> 00:46:49.440
‫ازش شکایت کردند

00:46:49.800 --> 00:46:52.680
‫بریژیت باردو که بارها بابت تحریک
‫به نفرت نژادی محکوم شده بود،

00:46:52.840 --> 00:46:55.040
‫در دادگاه حاضر شد.

00:46:55.200 --> 00:46:56.360
‫در کتاب تازه‌اش،

00:46:56.520 --> 00:46:59.080
‫از اسلامی شدن فرانسه، تنوع دیدگاه،

00:46:59.240 --> 00:47:02.400
‫ذبح گوسفندها در عید قربان انتقاد کرد

00:47:02.560 --> 00:47:04.080
‫زوال اروپا

00:47:04.240 --> 00:47:07.020
‫او با اشاره به اشغال سن‌برنار در پاریس

00:47:07.180 --> 00:47:09.940
‫به هجوم کسانی که
‫«کلیساهای ما را آلوده می‌کنند»

00:47:10.000 --> 00:47:11.160
‫انگ زد.

00:47:11.720 --> 00:47:14.480
‫فریادی در سکوت که ضدنژادپرست‌ها را
‫زخمی می‌کند.

00:47:15.240 --> 00:47:18.997
‫بریژیت باردو وقتی متن دفاعیه را شنید
‫به گریه افتاد

00:47:19.080 --> 00:47:22.360
‫گفت که نفرت را تحریک نمی‌کند
‫و فقط اعتقادات خودش را دارد.

00:47:23.600 --> 00:47:25.440
‫من فقط یک بار بریژیت را دوباره دیدم

00:47:25.600 --> 00:47:29.800
‫موقعی که جشنواره تلویزیونی در سن‌تروپه
‫برگزار شد.

00:47:30.120 --> 00:47:32.560
‫نمی‌دانم برای چی آمد،

00:47:32.720 --> 00:47:37.120
‫به نظرم روز پایانی بود

00:47:37.280 --> 00:47:40.120
‫که با شوهرش آمد. رفت روی سن

00:47:40.280 --> 00:47:43.760
‫به‌نظرم، برای اهدای جایزه.

00:47:43.920 --> 00:47:47.360
‫هوش کردند و من اذیت شدم.

00:47:47.520 --> 00:47:51.240
‫بعدش رفتم برای احوال‌پرسی.

00:47:51.400 --> 00:47:55.040
‫اما چه می‌شود کرد؟ مردم این‌طوری‌اند.

00:47:55.200 --> 00:47:58.680
‫فکر می‌کنم آن موقع در مطبوعات
‫یک دعوای حقوقی در جریان بود.

00:47:58.840 --> 00:48:01.400
‫او خیلی ناراحت است، حالش خوب نیست.

00:48:01.560 --> 00:48:03.560
‫مردم به‌اش احترام نمی‌گذارند.

00:48:03.720 --> 00:48:06.160
‫دعواهای وحشتناکی می‌کند.

00:48:06.465 --> 00:48:10.575
‫می‌خواهد دنیا را عوض کند.
‫حق دارد آرمان‌گرا باشد.

00:48:10.833 --> 00:48:13.160
‫ولی خیلی سخت است.

00:48:13.320 --> 00:48:17.605
‫این که مسلمان‌ها کشتن گوسفند را
‫در عید قربان متوقف کنند

00:48:17.760 --> 00:48:20.560
‫و مردم از رها کردن حیوانات در جاده‌ها
‫دست بردارند

00:48:20.720 --> 00:48:22.160
‫نیاز به آموزش دارد.

00:48:22.320 --> 00:48:27.195
‫باید به جوان‌ها آموزش بدهیم،
‫که به آدم‌ها احترام بگذارند

00:48:27.960 --> 00:48:30.600
‫به خودشان احترام بگذارند، و به حیوانات.

00:48:30.760 --> 00:48:33.260
‫باید از خودمان شروع کنیم.
‫اگر به خودت احترام نگذاری،

00:48:33.320 --> 00:48:36.000
‫برای نگهداری از حیوانات هم
‫وقت صرف نخواهی کرد.

00:48:36.160 --> 00:48:38.400
‫بنابراین او نبرد فوق‌العاده‌ای را
‫پیش می‌برد

00:48:38.420 --> 00:48:41.220
‫چون اشتیاقش به همین چیزهاست.
‫اما او تنها بود

00:48:41.220 --> 00:48:42.620
‫و تاوانش را داد.

00:48:42.640 --> 00:48:46.200
‫چون پالتوپوستی را که به‌اش هدیه داده بودند
‫از پوست پلنگ و گورخر

00:48:46.200 --> 00:48:49.634
‫پوشید. خودم آن خز را تن‌اش دیدم.

00:48:49.720 --> 00:48:52.880
‫بعد دیگر نمی‌خواستش،
‫چون حیوانات را می‌کشتند.

00:48:53.040 --> 00:48:55.720
‫گوشت نمی‌خورد، گیاه‌خوار شده.

00:48:55.880 --> 00:48:59.240
‫این انتخاب اوست، و من با خوشحالی
‫به آن احترام می‌گذارم.

00:49:07.280 --> 00:49:09.440
‫خیلی نگران خودش بود.

00:49:09.600 --> 00:49:12.220
‫زن‌های زیبا فکر نمی‌کنند زیبا هستند

00:49:12.380 --> 00:49:15.960
‫حتی اگر آدم‌ها مدام این را به‌شان بگویند.
‫این در سمپوزیوم افلاطون آمده.

00:49:16.560 --> 00:49:21.583
‫الکیبیادس [سیاستمدار یونانی] می‌گوید:
‫«اگر چه زیباست،

00:49:21.760 --> 00:49:24.100
‫اما هرگز به اندازه‌ی کافی زیبا نیست.»

00:49:24.360 --> 00:49:25.860
‫هر کسی هر چه بیش‌تر

00:49:25.920 --> 00:49:28.800
‫زیبایی‌اش را درک می‌کند، کم‌تر زیباست.

00:49:29.560 --> 00:49:31.680
‫به‌ویژه از نظر خودش.

00:49:32.520 --> 00:49:36.427
‫بنابراین باردو همیشه می‌خواست مطمئن شود.

00:49:40.360 --> 00:49:44.080
‫اسطوره‌ی باردو، تعبیری که از آن متنفر است.

00:49:44.240 --> 00:49:47.600
‫واقعا ازش بیزار است. یک بار به من گفت:
‫«بیا بس کنیم

00:49:48.390 --> 00:49:52.270
‫«این حرف را که من یک اسطوره‌ام.
‫من یک دخترم، دختری مثل بقیه‌ی دخترها.

00:49:52.280 --> 00:49:55.455
‫دلم نمی‌خواهد در قبرستان دریایی
‫سن‌تروپه دفن شوم.

00:49:55.634 --> 00:49:59.802
‫چون دلم نمی‌خواهد والدینم که آن‌جا دفن‌اند،

00:50:00.080 --> 00:50:02.200
‫و وادیم دوست قدیمی خوبم،

00:50:02.560 --> 00:50:06.160
‫بابت تعرض آدم‌های دیوانه اذیت شوند.

00:50:06.245 --> 00:50:11.000
‫که روی قبرهای ما نشانه بگذارند
‫و فرقه‌های بیمارگونه در اطراف نام‌مان

00:50:11.020 --> 00:50:12.920
‫و بیش‌تر اسم من درست کنند.

00:50:12.920 --> 00:50:15.740
‫بنابراین خودم را آماده کرده‌ام
‫که در La Madrague دفن شوم.»

00:50:17.160 --> 00:50:18.160
‫همین.

00:50:18.200 --> 00:50:20.320
‫نمی‌دانم موفق خواهد شد یا نه.

00:50:20.350 --> 00:50:21.870
‫در ساحلی متروک

00:50:24.240 --> 00:50:25.960
‫صدف‌ها و سخت‌پوستان

00:50:28.320 --> 00:50:31.020
‫که فکر کرده بودند حسرت پایان تابستان
‫را بخورند.

00:50:32.400 --> 00:50:34.240
‫مدتی پیش از آن‌جا رفته بودند.

00:50:34.400 --> 00:50:36.760
‫La Madrague را اهدا کرد

00:50:36.920 --> 00:50:38.800
‫به موسسه‌اش. گفت:

00:50:38.960 --> 00:50:41.480
‫«این‌جا خانه‌ی من نیست.
‫خانه‌ی حیواناتم است.»

00:50:41.671 --> 00:50:45.523
‫اما به دلیل مشکلات مالی، و برای تداوم

00:50:46.000 --> 00:50:48.226
‫و دوام بنیادش،

00:50:49.200 --> 00:50:51.680
‫می‌خواهد La Madrague را تبدیل کند به موزه.

00:50:51.840 --> 00:50:56.818
‫گفت: «این‌ خانه یک خانه‌ی کوچک
‫یک ماهیگیر نیست

00:50:56.920 --> 00:50:59.760
‫که تزئینش کرده‌ام و کنار دریا قرار دارد،

00:50:59.920 --> 00:51:01.960
‫پنجاه سال تمام دنیا را مجذوب کرده».

00:51:02.120 --> 00:51:05.320
‫دست‌کم حالا با ده یورو می‌توانند
‫بیایند آن را ببینند.

00:51:05.680 --> 00:51:08.920
‫و مرا زیر درختان زیتونم در باغ
‫دفن خواهند کرد.»

00:51:25.440 --> 00:51:28.598
‫«معمای باردو»

00:51:28.739 --> 00:51:34.840
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.