﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:15.700
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:03:42.072 --> 00:03:43.905
خانواده‌ی آمایا کی مردند؟

00:03:44.530 --> 00:03:45.863
دو سال پیش

00:04:11.822 --> 00:04:13.447
این اتاق خواب آمایا بود

00:04:34.305 --> 00:04:35.847
!اینجا زنده‌اس

00:04:39.247 --> 00:04:40.830
نمیتونم منتظر شروع بمونم

00:05:21.213 --> 00:05:22.213
من آماده‌ام

00:05:22.297 --> 00:05:24.047
چیزی رو که با هم توافق کردیم رو یادت نره
بدون سیاست

00:05:24.530 --> 00:05:27.155
آره، بدون هیچ ایدئولوژی سیاسی‌ای

00:05:27.988 --> 00:05:29.863
من شروع میکنم، خودتو آماده کن

00:05:30.280 --> 00:05:32.447
1991 تابستان

00:05:32.655 --> 00:05:34.155
نوریا بلمونت، مادرم

00:05:35.072 --> 00:05:37.863
،وقتی که خانواده‌اش، پدر بزرگ و مادر بزرگم

00:05:38.030 --> 00:05:39.780
زیر گرفته شدند و کشته شدند

00:05:41.905 --> 00:05:44.905
توی خونه‌ی خانواده‌اش توی لورت دو مار بود

00:05:45.238 --> 00:05:46.863
در کوستا براوا

00:05:47.697 --> 00:05:50.072
به مامانم گفته شد این یه تصادف بوده است

00:05:57.863 --> 00:05:59.572
اون با خونه

00:06:00.405 --> 00:06:01.863
تنها موند

00:06:02.238 --> 00:06:04.238
و یه تابستان کامل پیش روی اون بود

00:06:08.155 --> 00:06:10.988
دوستان و اقوام سعی کردند به اون آرامش بدن

00:06:11.697 --> 00:06:14.238
اما اون رفت و عاشق یه روسی شد

00:06:25.572 --> 00:06:28.905
دیمیتری روس نبود، اون یه گرجی کصکش بود

00:06:29.655 --> 00:06:31.947
اولین بار، اون چیزی رو که میخواست رو بهش داد

00:06:32.113 --> 00:06:33.697
تا اونو از خودش دور کنه

00:06:36.988 --> 00:06:39.988
اما دفعه‌ی دوم، اون گیج و وحشت زده بود

00:06:41.030 --> 00:06:42.030
اون دوبرابر پرداخت

00:06:46.738 --> 00:06:48.988
بار سوم، اون تا ناموس خوش شانس بود

00:06:50.030 --> 00:06:53.655
یه روز صبح، راننده و محافظ پدرش ظاهر شدند

00:06:54.363 --> 00:06:55.572
اولمو مندازا

00:06:55.780 --> 00:06:58.072
دیدم پدر و مادرت زیر گرفته شده اند

00:06:58.988 --> 00:07:01.655
تو ماشین منتظرشون بودم

00:07:01.947 --> 00:07:03.697
مافیای گرجستان بود

00:07:04.405 --> 00:07:05.780
چیزاتو جمع کن، همین حالا

00:07:05.905 --> 00:07:07.488
هرچی رو که میتونی رو بردار

00:07:15.155 --> 00:07:16.280
منو کجا میبری؟

00:07:16.905 --> 00:07:19.988
حداقل واسه ده سال به کاستا براوا برنگرد

00:07:20.447 --> 00:07:21.780
خونم چی؟

00:07:22.113 --> 00:07:24.738
دفتر مرکزی رئیس یه مافیای گرجستانی میشه

00:07:25.030 --> 00:07:26.322
من با پلیس تماس میگیرم

00:07:26.780 --> 00:07:28.572
اگه این کارو بکنی ،اونا تو رو میکشن

00:07:38.447 --> 00:07:39.447
چیکار میکنی؟

00:07:41.155 --> 00:07:42.655
شنا لازم دارم

00:09:30.197 --> 00:09:33.780
اون با ماشین بابا و مامانش تنها بود

00:09:34.697 --> 00:09:36.155
اون نمیدونست چجوری رانندگی کنه

00:09:36.280 --> 00:09:39.238
اون بلد نبود رانندگی کنه

00:09:42.613 --> 00:09:45.447
و مامانت؟
اونوقت کجا بود؟

00:09:48.447 --> 00:09:50.613
مامانم در لاماکا بود

00:09:50.905 --> 00:09:53.947
اون تو اوج موفقیت‌های موسیقی خودش بود

00:10:23.572 --> 00:10:25.572
من در آخرین آلبوم اون بود که حامله شدم

00:10:29.447 --> 00:10:31.988
پدر بیولوژیکی من، یه غریبه‌ی بی چهره بود

00:10:32.155 --> 00:10:34.697
مامانم اینکه اونو گاییده رو یادشه
اما چیز دیگه‌ای یادش نیست

00:10:36.655 --> 00:10:39.447
اون توی اون زمان، مواد رو ترک کرده بود

00:10:40.072 --> 00:10:42.363
من در بدو تولد نزدیک بود بمیرم

00:10:42.530 --> 00:10:45.363
اونا مجبور شدند دوباره قفسه‌ سینه ام رو باز کنند

00:10:47.030 --> 00:10:48.863
حالا واسه شخصیت مورد علاقه‌ی من

00:10:55.863 --> 00:10:56.905
سلام

00:10:58.530 --> 00:10:59.988
شما لاماکا هستین؟

00:11:01.572 --> 00:11:03.572
من طرفدار آهنگای شما هستم

00:11:05.280 --> 00:11:06.780
خب، درواقع طرفدار شما

00:11:06.905 --> 00:11:08.238
یه طرفدار بزرگ

00:11:12.697 --> 00:11:16.863
مامانم تو یه نگاه فهمید که به این مرد نیاز داره

00:11:30.155 --> 00:11:33.572
ویکتور مندوزا در زندگی ما یه موهبت الهی بود

00:11:37.155 --> 00:11:41.155
پدبزرگ و مادریزرگ من رو وارد کن:
پیو سانتولایا و کاندلا لوپز

00:11:41.322 --> 00:11:43.197
در خانه‌ی روستایی خود، در سویل

00:11:43.447 --> 00:11:45.447
اونا بلافاصله ویکتور رو پذیرفتند

00:11:45.780 --> 00:11:49.155
برای مامان‌بزرگم، اون فرشته‌ای بود
که از سمت خدا فرستاده شده بود

00:11:49.322 --> 00:11:52.238
پدربزرگم با اون مانند پسر نداشته‌اش رفتار کرد

00:12:21.197 --> 00:12:22.447
بزن بریم

00:13:11.238 --> 00:13:12.447
این چیه؟

00:13:12.905 --> 00:13:14.113
هیچی

00:13:15.905 --> 00:13:19.405
انگار بچه‌اش یدفعه اونو ترسوند

00:13:40.863 --> 00:13:44.238
!خفه شو! خفه‌شو

00:13:44.405 --> 00:13:45.572
!خفه‌شو

00:13:46.072 --> 00:13:48.822
!نه! خفه‌شو

00:13:50.905 --> 00:13:52.197
!ماکا! ماکا

00:13:52.447 --> 00:13:53.697
!ماکا

00:13:55.363 --> 00:13:56.363
اشکال نداره

00:13:56.447 --> 00:13:59.072
این صداها منو دیوونه می‌کنند

00:13:59.697 --> 00:14:02.530
!این صداها منو دیوونه می‌کنند

00:14:03.238 --> 00:14:05.572
!اونا منو دیوونه می‌کنند

00:14:10.405 --> 00:14:11.822
ورود

00:14:12.072 --> 00:14:14.822
مامانم از اونا خواست که اون رو متعهد کنند

00:14:24.197 --> 00:14:26.113
خوب میشی، خب؟

00:14:26.697 --> 00:14:27.988
تو خوب میشی

00:14:44.072 --> 00:14:46.947
ویکتور مثل یه بابای مجرد با من موند

00:14:49.322 --> 00:14:51.197
پدربزرگم به اون کمک هزینه داد

00:14:51.905 --> 00:14:54.530
توی شرکت فروش املاک به اون کار داد

00:14:56.863 --> 00:14:58.572
و حتی یکی از خونه‌ها رو بهش داد

00:15:01.822 --> 00:15:03.697
بیا درمورد بچه‌های اهل روسیه حرف بزنیم

00:15:04.072 --> 00:15:05.155
موضوع تو همینه

00:15:13.822 --> 00:15:18.447
با بمباران شدید بیلبائو، از ژانویه 1937

00:15:18.613 --> 00:15:22.363
دولت باسک، بیست هزار کودک رو از
طریق دریا به اروپا منتقل کرده

00:15:22.822 --> 00:15:26.530
در ماه ژوئن، درست قبل از تسخیر
بیلبائو به دست شورشیان

00:15:26.697 --> 00:15:29.697
1500کودک به روسیه فرستاده شد

00:15:29.905 --> 00:15:32.780
!خیلی از بچه‌ها در تبعید به عنوان یتیم بزرگ میشن

00:15:32.905 --> 00:15:36.655
خیلی از والدین عزادار میشن که بچه‌های
خودشون رو تا این فاصله، دور بفرستن

00:15:40.030 --> 00:15:43.072
این جاسینتو مندوزا است
دختر جولیتا د پائولا

00:15:43.155 --> 00:15:44.613
جاسینتو اولین باری که

00:15:44.697 --> 00:15:46.377
نواختن پیانو را شنید عاشق جولیتا شد

00:16:04.905 --> 00:16:08.280
این اون درحال نواختن قطعه
آهنگی‌ـه‌ که توی دوازده سالگی نوشته

00:16:09.905 --> 00:16:13.572
اونا در کودکی توسط KGB استخدام شدند

00:16:13.947 --> 00:16:15.863
جفتشون، به عنوان یه زوج

00:16:15.988 --> 00:16:17.697
پسرای اونا، ویکتور و اولمو هم

00:16:18.488 --> 00:16:21.113
آموزش های نظامی سختی دیدن

00:16:21.572 --> 00:16:22.572
و اونا اون رو دوست داشتند

00:16:22.697 --> 00:16:25.988
ویکتور میگه که زمان بسیار
خوشحال کننده‌ای واسه مندوزاها بود

00:16:26.738 --> 00:16:30.572
پس از فروریختن دیوار برلین، روسیه
نیازی به جاسوسان در اسپانیا نداشت

00:16:31.113 --> 00:16:34.447
بنابراین، ویکتور و اولمو واسه
کار به لورت، شهر مادرم اومدن

00:16:34.863 --> 00:16:36.280
جاسینتو و جولیتا چی؟

00:16:36.447 --> 00:16:38.280
دو سال بعد نقل مکان کردند

00:16:38.863 --> 00:16:40.572
به ساحل نزدیک آلیکانته

00:16:40.822 --> 00:16:43.530
اونا یه ویلا کنار دریا در دِنییا خریدند

00:16:43.780 --> 00:16:45.447
زادگاه جولیتا

00:16:57.863 --> 00:17:03.738
حتی زمزمه‌هایی در باغ شنیده نمیشه

00:17:04.363 --> 00:17:09.447
همه چیز تا صبح از بین رفته

00:17:09.863 --> 00:17:13.280
اگه میدونستی که

00:17:14.155 --> 00:17:17.322
این شب های مسکو

00:17:18.072 --> 00:17:23.322
چقدر واسه من عزیزه

00:17:25.322 --> 00:17:27.572
اون وقت ما اطلاعات کمی درمورد اولمو داریم

00:17:27.697 --> 00:17:29.655
اون از راننده و محافظ بودن دست کشید

00:17:30.030 --> 00:17:31.030
دیگه چی؟

00:17:31.822 --> 00:17:33.322
اون به عنوان ژیگولو کار میکرد

00:17:33.405 --> 00:17:36.197
.واسه جوجه های پولدار
اون ارزشش رو داشت

00:17:36.447 --> 00:17:40.405
اولمو میتونه خودش رو واسه هر
زنی غیر قابل مقاومت جلوه بده

00:17:40.780 --> 00:17:44.572
اون سیصد میلی‌گرم تستوسترون
تو هر سی‌سی از خون خودش داشت
<i><font color = #dda520>تستوسترون نوعی هورمون جنسی</i>

00:17:44.738 --> 00:17:46.197
دو برابر میانگین مقدارش

00:17:46.822 --> 00:17:49.530
بر اساس آزمایش خون -
ناموساً؟ -

00:17:49.738 --> 00:17:50.738
آره

00:17:51.155 --> 00:17:53.905
و تو چقدر داری؟

00:18:00.697 --> 00:18:01.822
چه فکری تو سرته؟

00:18:10.072 --> 00:18:11.197
مارک

00:18:11.947 --> 00:18:13.488
ما تازه شروع کرده‌ایم

00:18:18.697 --> 00:18:20.863
<i><font color = #dda520>من مرده نیستم آمایا زوگازا</i>

00:18:20.947 --> 00:18:24.072
یادم میاد مامانم دست نوشته رو میخوند

00:18:24.447 --> 00:18:25.655
این جاییه که وارد میشی؟

00:18:26.030 --> 00:18:27.030
بله

00:18:28.363 --> 00:18:32.447
من، مارک بلمونت، میتونستم بفهمم
اون کی یه نسخه خطی رو دوست داره

00:18:33.363 --> 00:18:36.155
این اثر یه نویسنده‌ی جوان باسک، آمایا زوگازا بود

00:18:36.238 --> 00:18:37.655
آمایا از قبل وجود داشت

00:18:38.030 --> 00:18:39.863
در خونه‌ی مامانت رو میزنم

00:18:40.030 --> 00:18:41.197
اونو اینجا نوشت

00:18:41.363 --> 00:18:44.155
روی اون میز. اولین رمانش رو

00:18:44.572 --> 00:18:45.572
برنده جوایز زیادی شد

00:18:45.863 --> 00:18:47.155
خیلی زیاد

00:18:48.113 --> 00:18:49.197
بیش از حد ارزش گذاری شده بود

00:18:51.447 --> 00:18:53.697
مامانم مثل یه نوجوان عاشق شد

00:19:10.947 --> 00:19:13.738
این فقط یه بار اتفاق افتاد

00:19:13.905 --> 00:19:15.655
فقط من خیلی دیرتر فهمیدم

00:19:20.280 --> 00:19:21.738
مامانت عاشق اینه که این کار رو توی آب انجام بده

00:19:27.488 --> 00:19:28.488
منم همینطور

00:19:28.822 --> 00:19:29.822
میدونم

00:19:33.447 --> 00:19:34.988
ویکتور منتظر ماست

00:19:36.030 --> 00:19:38.072
ویکتور نتونست مامانم رو وادار کنه منو ببینه

00:19:38.488 --> 00:19:41.363
یا حتی بیمارستان رو ترک کنه تا با ما وقت بگذرونه

00:19:42.405 --> 00:19:43.905
زن بیچاره بی قرار بود

00:19:44.280 --> 00:19:47.947
مخلوطی از وحشت و شرم بود

00:19:48.363 --> 00:19:49.905
و احساس گناه، نه؟

00:19:50.488 --> 00:19:52.072
به خاطر طرد کردن دخترش

00:19:52.613 --> 00:19:54.863
ویکتور گفت اون خودش رو به عنوان یه مادر رد کرده

00:19:56.072 --> 00:20:00.072
بعدش یه شب ویکتور یه ایده‌ی فوق‌العاده داشت

00:20:00.405 --> 00:20:01.530
اینجا جاییه که تو وارد می شوی

00:20:02.655 --> 00:20:03.947
من قبلاً به عنوان یک کودک ظاهر شده بودم

00:20:04.030 --> 00:20:07.613
اما بله، اینجا من شیش سالمه

00:20:07.780 --> 00:20:09.322
من اینو خوب یادمه

00:20:09.697 --> 00:20:12.030
ربکا، مامانت از چی بیشتر می‌ترسه؟

00:20:14.655 --> 00:20:15.655
از من؟

00:20:15.697 --> 00:20:16.738
!نه

00:20:17.113 --> 00:20:19.113
از صداها، درسته؟

00:20:21.113 --> 00:20:24.572
چطوره که با صدات به مامانت برسی؟

00:20:25.488 --> 00:20:28.947
وقتی بفهمه این صدای توئه، و فقط صدای توئه

00:20:29.530 --> 00:20:31.030
به گوش دادن ادامه خواهد داد

00:20:31.738 --> 00:20:32.822
چی باید بگم؟

00:20:33.655 --> 00:20:37.030
ازش بخواه واست آواز بخونه

00:20:51.780 --> 00:20:52.780
سلام، ویکتور

00:20:53.363 --> 00:20:54.697
مامان، من ربکا م

00:20:59.530 --> 00:21:00.530
ربکا

00:21:00.655 --> 00:21:03.863
این صدای توئه؟ -
آره، و این مال توئه -

00:21:05.238 --> 00:21:07.863
صدای قشنگی داری -
تو هم همینطور، مامان -

00:21:09.030 --> 00:21:09.780
ممنون

00:21:10.030 --> 00:21:12.405
واسه همینه که زنگ زدم -
واقعاً؟ -

00:21:12.572 --> 00:21:13.780
برام آواز میخونی؟

00:21:14.655 --> 00:21:16.905
بعدش من با آواز تو خوابم میبره

00:21:23.780 --> 00:21:28.405
دستهات خواب میره

00:21:29.572 --> 00:21:34.155
چشمات، که هنوز صدام رو میشنون

00:21:34.863 --> 00:21:39.238
به روی دنیا بسته میشه

00:21:40.030 --> 00:21:41.863
ربکا

00:21:43.238 --> 00:21:44.863
...ربکا

00:21:44.988 --> 00:21:48.572
بنابراین این کاری بود که چندین شب انجام دادیم و

00:21:49.447 --> 00:21:54.155
ویکتور هم از صدای مامانم لذت برد

00:21:56.280 --> 00:21:57.905
شب بخیر، فرزندم

00:21:57.988 --> 00:21:58.988
خوابش برده

00:22:03.572 --> 00:22:05.947
ویکتور تلفن رو قطع کرد

00:22:10.447 --> 00:22:11.738
ویکتور

00:22:15.238 --> 00:22:17.113
ویکتور خیلی عالیه

00:22:22.113 --> 00:22:23.447
ما خوبیم؟

00:22:23.613 --> 00:22:24.613
بله

00:22:28.113 --> 00:22:30.613
اولمو نزدیکه که برسه، درست همینجا

00:22:31.113 --> 00:22:34.113
در این خانه مزرعه قدیمی باسک در همه مکان ها

00:22:38.822 --> 00:22:40.155
در اون لحظه

00:22:40.322 --> 00:22:42.697
اولمو به دنبال تغییر کامل زندگی خود خواهد بود

00:22:42.947 --> 00:22:44.905
آمایا اتفاقی در مادرید بود

00:22:45.238 --> 00:22:47.030
اون به تازگی یه جایزه گرفته بود

00:22:49.780 --> 00:22:52.405
روز بعدش، اون به اینجا، به مزرعه برمیگشت

00:23:28.030 --> 00:23:30.238
آمایا پنج تا ارگاسم متوالی داشت

00:23:32.280 --> 00:23:37.238
هیشکی تا حالا اینقدر به اون حال نداده بود

00:23:48.030 --> 00:23:49.405
پنج تا ارگاسم پشت هم؟

00:23:50.072 --> 00:23:52.113
هیشکی تاحالا اینقدر به اون حال نداده بود؟

00:23:52.197 --> 00:23:53.530
از کجا میدونی؟

00:23:53.697 --> 00:23:55.238
این اونو سکسی تر میکنه

00:23:56.738 --> 00:23:57.738
خیلی خب، نوبت توئه

00:24:01.072 --> 00:24:02.822
مرسی که منو رسوندی خونه

00:24:04.780 --> 00:24:06.322
من هم دارم میرم

00:24:06.863 --> 00:24:08.822
من چمدونم رو توی چکمه‌ام دارم

00:24:09.447 --> 00:24:10.697
کجا میخوای بری؟

00:24:11.738 --> 00:24:12.738
نمیدونم

00:24:14.030 --> 00:24:15.572
به یه کوه

00:25:01.155 --> 00:25:03.363
گاوها.... مال شمان؟

00:25:03.572 --> 00:25:04.572
نه

00:25:04.947 --> 00:25:08.155
پدر و مادر من الان دیگه پیر شدن
سالها پیش از خودشون رو فروختند

00:25:08.863 --> 00:25:09.947
از گاو ها خوشت میاد؟

00:25:12.030 --> 00:25:13.030
من یه گاو نر ام

00:25:16.280 --> 00:25:18.113
خب، این دره پر گاوه

00:25:26.655 --> 00:25:27.988
اونو میشناسی؟

00:25:29.822 --> 00:25:30.863
نه

00:26:01.697 --> 00:26:03.238
میتونستم اینجا زندگی کنم

00:26:07.488 --> 00:26:09.863
یه دلیلی واسه موندنت پیدا میکنم

00:26:14.780 --> 00:26:16.863
اونا نمیتونن این کارو یه جای دیگه انجام بدن؟

00:26:19.905 --> 00:26:21.197
بذار ببوسند

00:26:22.780 --> 00:26:26.155
در همین حال، ویکتور گام های بلندی برداشت

00:26:28.905 --> 00:26:30.947
ورود

00:26:38.863 --> 00:26:40.988
ماکارنا توی باغ منتظره

00:26:41.738 --> 00:26:43.030
ممنون

00:27:15.238 --> 00:27:18.988
مامانت مثل درخت جادویی میشه

00:27:19.280 --> 00:27:21.488
از خاک بیرون میاد

00:27:22.072 --> 00:27:23.613
میره اتاقش

00:27:24.447 --> 00:27:28.280
دوش میگیره، و لباسی رو که دیروز
واسش آورده بودم رو میپوشه

00:27:28.488 --> 00:27:30.447
که به نظرش شگفت انگیزه

00:27:30.863 --> 00:27:34.447
بعدش همونجا می‌ایسته

00:27:35.447 --> 00:27:37.072
بنابراین شما رودررو خواهید بود

00:27:37.655 --> 00:27:39.155
مادر و دختر

00:28:02.280 --> 00:28:04.280
عصبی هستی؟ -
البته که هستم -

00:28:08.905 --> 00:28:12.447
ویکتور، تو حتی از یه پدر واقعی بهتری

00:28:13.113 --> 00:28:14.405
ویکتور

00:28:14.822 --> 00:28:17.363
تو حتی بهتر از یه پدر واقعی هستی

00:28:17.572 --> 00:28:18.947
میخوام تو رو بابا صدا کنم

00:28:19.863 --> 00:28:21.363
ممنون، دخترم

00:28:26.655 --> 00:28:27.655
سلام

00:28:28.613 --> 00:28:29.613
!مامان

00:28:32.780 --> 00:28:35.155
ویکتور از من میخواد برگردم خونه

00:28:35.322 --> 00:28:36.322
منم همینطور!

00:28:42.988 --> 00:28:45.405
امیدوارم صدام اذیتت نکنه

00:28:45.697 --> 00:28:46.947
البته که نه

00:28:47.738 --> 00:28:49.530
اونوقت مال تو هم منو اذیت نمیکنه

00:29:15.822 --> 00:29:18.280
مامان، صداها چه شکلی هستند؟

00:29:21.322 --> 00:29:22.697
صداها نه

00:29:24.113 --> 00:29:25.572
فقط یکیه

00:29:27.113 --> 00:29:29.530
و چه صدایی داره؟

00:29:30.488 --> 00:29:31.488
مثل یه پسر

00:29:31.988 --> 00:29:33.238
یه پسره

00:29:34.280 --> 00:29:37.905
بعضی وقتا از صداهای مختلف
استفاده میکنه، اما میدونم که اونه

00:29:39.072 --> 00:29:40.155
و اون چی میگه؟

00:29:40.697 --> 00:29:44.572
.اینکه من مامانش نیستم
همش اینو در مقابل من تکرار میکنه

00:29:45.072 --> 00:29:48.322
بهش بگو راست میگه، تو فقط یه بچه داری و اون منم

00:29:49.280 --> 00:29:50.738
بهش بگو عصبانی بشه

00:29:52.405 --> 00:29:56.738
نه، بعدش اون توی خواب من
ظاهر میشه و توی گوشم فریاد میزنه

00:29:57.947 --> 00:29:59.030
الان میتونی صداش رو بشنوی؟

00:30:04.488 --> 00:30:09.363
اون بهم میگه اگه فکر میکنم که
باغبانی حواسم رو ازش پرت میکنه

00:30:09.988 --> 00:30:11.738
من گاگول‌ام

00:30:18.113 --> 00:30:20.988
ویکتور و اولمو جفتشون تصمیم گرفتند
باهم ازدواج کنند و تشکیل خانواده بدن

00:30:21.613 --> 00:30:23.905
دو تا خانواده، هر کدوم یکی

00:30:25.655 --> 00:30:27.697
اولمو و آمایا، توی این چمنزار که

00:30:27.905 --> 00:30:29.072
پر از گاوه با هم ازدواج کردند

00:30:31.197 --> 00:30:33.863
و ویکتور مامانت دورشون پر گاو شده بود

00:30:34.030 --> 00:30:35.363
گاو های مزرعه‌ی بابابزرگ و مامان‌بزرگم

00:30:40.530 --> 00:30:42.697
عروسی‌ها چند سال از همدیگه فاصله داشتن

00:30:42.863 --> 00:30:43.905
شیش سال

00:30:44.197 --> 00:30:45.697
اما ما به این موضوع اهمیت نمیدیم

00:30:46.155 --> 00:30:47.572
من عاشق این جزئیاتم

00:30:48.113 --> 00:30:52.572
توی عروسی ویکتور، من هشت ساله
و توی عروسی اولمو، چهارده ساله بودم

00:30:52.738 --> 00:30:53.947
درست مثل من

00:30:54.322 --> 00:30:55.822
اونجا بود که باهم آشنا شدیم

00:30:56.655 --> 00:30:57.863
در مراسم عروسی گاو

00:31:00.988 --> 00:31:04.197
به عنوان یه دختر کوچیک
با ماشین داماد رفتم سمت جنوب

00:31:05.155 --> 00:31:07.613
به عنوان یه نوجوان، با همون ماشین، به سمت شمال

00:31:07.780 --> 00:31:10.988
این بار با داداش داماد و مامانم

00:31:17.238 --> 00:31:19.947
من هم با مامانم داشتیم میرفتیم شمال

00:31:20.113 --> 00:31:24.488
اون هنوز نفهمیده بود که توی اون عروسی، داماد واقعاً کیه

00:31:25.655 --> 00:31:27.655
این جایی بود که واسه اولین بار باهم آشنا شدیم

00:31:33.863 --> 00:31:37.238
ما نمیدونیم کی ارتباط جولیتا با واقعیت قطع شد

00:31:37.447 --> 00:31:39.905
اون زندگی خودشو تو یه گیجی عمیق سپری کرد

00:31:41.738 --> 00:31:42.738
این چیه؟

00:31:42.822 --> 00:31:44.572
بهش میرسیم

00:31:45.572 --> 00:31:48.655
خانواده‌ی مندوزا، فقط توی مراسم
عروسی پسرشون، المو شرکت کردند

00:31:49.155 --> 00:31:52.738
در عروسی ویکتور، پدربزرگ و مادربزرگ
من هنوز به این افتخار میکردند که

00:31:52.863 --> 00:31:54.822
طرف اونا در جنگ داخلی پیروز شده

00:31:55.947 --> 00:31:57.197
ربکا

00:31:59.155 --> 00:32:00.530
بدون سیاست

00:32:01.280 --> 00:32:02.530
،عزیزم

00:32:02.697 --> 00:32:05.738
امروز به ماکارنا سانتولایا و

00:32:05.863 --> 00:32:07.572
ویکتور مندوزا می‌پیوندیم

00:32:07.738 --> 00:32:10.863
چون اونا در ازدواج مقدس، به هم پیوسته‌اند

00:32:11.572 --> 00:32:12.572
خوش آمدید

00:32:12.738 --> 00:32:16.738
آمایا زوگازا و اولمو مندوزا برای عشق ورزیدن به یکدیگر

00:32:16.863 --> 00:32:20.405
و حمایت از یکدیگر و زندگی مشترک

00:32:20.572 --> 00:32:23.738
تحت قانون در اینجا ازدواج کرده اند

00:32:23.863 --> 00:32:27.155
پدر و مادر من، پدر ژسوس، برادر
پدربزرگم رو اونجا داشتند

00:32:28.197 --> 00:32:31.697
من الان شما را زن و شوهر اعلام می کنم

00:32:42.530 --> 00:32:43.780
دختر قشنگم

00:32:45.280 --> 00:32:46.405
بابا

00:32:46.905 --> 00:32:48.197
مامان

00:32:53.697 --> 00:32:54.697
داماد

00:33:10.530 --> 00:33:14.530
حیف که برادر و خواهرت نمیتونن اینجا باشند

00:33:15.363 --> 00:33:16.363
حیف؟

00:33:16.947 --> 00:33:18.655
من اونا رو هرگز دعوت نمیکردم

00:33:24.488 --> 00:33:27.030
!یه بوس! یه بوس

00:33:27.155 --> 00:33:30.155
!به سلامتی عروس و داماد -
به سلامتی -

00:33:30.322 --> 00:33:31.947
!یه بوس! یه بوس

00:33:32.072 --> 00:33:35.863
!بوس! بوس

00:33:35.988 --> 00:33:38.405
!بوس! بوس

00:34:07.655 --> 00:34:09.780
اولین باری بود که میخواستم تو رو ببوسم

00:34:10.238 --> 00:34:12.113
من هنوز بهت توجه نکرده بودم

00:34:39.572 --> 00:34:43.863
دخترم عزیزم، پاشو

00:34:44.030 --> 00:34:48.072
و به قله‌ی خونه‌ی محافظ‌ات

00:34:48.238 --> 00:34:52.322
خیره شو

00:34:52.488 --> 00:34:57.197
مریم، بانوی کوه آنبوتو

00:34:57.905 --> 00:35:02.322
آمایا‌ ی عزیز، بلند شو

00:35:02.488 --> 00:35:06.197
و آزادانه، روی

00:35:06.405 --> 00:35:10.822
کوه خودت قدم بزن

00:35:11.238 --> 00:35:17.488
استوار در راهت

00:35:22.822 --> 00:35:24.988
بابا -
!ممنون -

00:35:53.113 --> 00:35:54.738
ربکا

00:35:56.988 --> 00:35:59.197
بیشتر از هرچیزی عاشقتم

00:36:14.822 --> 00:36:17.655
ویکتور مندوزا، مدیر فروش

00:36:39.155 --> 00:36:41.988
پدر -
ممنون -

00:36:43.655 --> 00:36:47.363
و تو ویکتور، کجا غسل تعمید داده شدی؟

00:36:47.530 --> 00:36:50.697
.من؟ هیچ جا پدر
من غسل تعمید ندارم

00:37:01.988 --> 00:37:03.530
ببخشید

00:37:06.947 --> 00:37:08.738
کیک رو امتحان نکرد

00:37:09.488 --> 00:37:11.072
بذار زیاده‌روی نکنیم

00:37:11.238 --> 00:37:14.738
فکر میکنم تو حس میکنی که هیچ
مشکلی توی‌ اون وجود نداره

00:37:14.863 --> 00:37:15.863
ولش کن

00:37:15.988 --> 00:37:19.155
برادرم رفت تا بتونه وانمود کنه اونو نشنیده

00:37:19.863 --> 00:37:22.405
وگرنه باید ازدواج رو فسخ کنه

00:37:22.863 --> 00:37:24.655
من غسل تعمید شده‌ام؟

00:37:25.238 --> 00:37:27.905
بله، عزیزم. شدی -
واقعاً؟ -

00:37:28.155 --> 00:37:30.905
اون کی غسل تعمید داده شد؟
یادم نمیاد

00:37:31.072 --> 00:37:34.613
توی بیمارستان
تو پایین بودی

00:37:35.738 --> 00:37:38.488
ما قبل از عمل دوم تو رو غسل تعمید دادیم

00:37:38.655 --> 00:37:40.655
فکر میکردیم داری میمیری

00:37:40.822 --> 00:37:43.447
واسه این بود که مستقیماً به بهشت میری

00:38:53.572 --> 00:38:55.863
ببین، مامان من و تو

00:38:59.697 --> 00:39:01.072
اونا یه ارتباطی دارن

00:39:01.363 --> 00:39:06.113
بابا، چطور هیچوقت به بابا و مامانت اشاره نکردی؟

00:39:07.947 --> 00:39:10.738
هیچوقت حتی منو معرفی نکردی -
مگه نه؟ -

00:39:10.863 --> 00:39:11.863
نگران نباش

00:39:12.030 --> 00:39:13.822
من خودم رو معرفی میکنم

00:39:19.530 --> 00:39:21.072
سلام، بابابزرگ

00:39:22.488 --> 00:39:24.572
ببخشید، من بابابزرگت نیستم

00:39:25.863 --> 00:39:29.613
خب، پسر شما، ویکتور، واسه من شبیه بابا ئه

00:39:33.572 --> 00:39:34.572
جولیتا

00:39:34.738 --> 00:39:36.697
این نوه‌ی شما، ربکا ئه

00:39:36.863 --> 00:39:38.697
و من عروس شما هستم، ماکارنا

00:39:41.905 --> 00:39:44.947
چه خبره؟ -
اون میخواد یه چیزی به ما بگه -

00:39:48.488 --> 00:39:49.780
میخوای لمسشون کنی؟

00:39:53.822 --> 00:39:55.655
هر آهنگی که دوست دارین پخش کنین

00:40:13.613 --> 00:40:16.447
زن بیچاره
اون خیلی زجر کشیده

00:40:27.488 --> 00:40:28.738
....پسرم

00:40:31.238 --> 00:40:35.988
مراقبت از شما بهترین کاریه که
پسرم توی زندگیش انجام داده

00:40:52.113 --> 00:40:55.072
اولمو، این نادیا، سردبیر منه

00:40:56.738 --> 00:40:58.822
.سلام
آمایا چیزای زیادی در مورد شما به من گفته

00:40:58.947 --> 00:41:02.155
مامان من اولمو رو شناخت، اما به آمایا نگفت

00:41:02.322 --> 00:41:03.655
نوریا بلمونت

00:41:03.822 --> 00:41:05.863
وقتی اولمو اسم بلمونت رو شنید

00:41:05.988 --> 00:41:08.488
فهمید که اونو از سالها قبل می‌شناخته

00:41:08.655 --> 00:41:11.197
میتونم قرضش بگیرم؟ -
البته -

00:41:11.363 --> 00:41:14.322
اولمو یادش اومد که آمایا بهش گفت یه بار

00:41:14.530 --> 00:41:16.863
فقط یه بار با سردبیرش، رفت شنا

00:41:17.988 --> 00:41:21.738
مامانم با عروس و داماد در دریا بود

00:42:23.822 --> 00:42:25.572
بعدش چی شد؟

00:42:27.155 --> 00:42:28.447
این خیلی عجیب بود

00:42:29.863 --> 00:42:33.155
.دو تا طوفان
تو هرکدوم از عروسی‌ها یکی

00:42:37.197 --> 00:42:39.405
اما اونا چجوری شروع کردند؟

00:42:40.322 --> 00:42:41.697
آسمان غرش کرد

00:42:46.863 --> 00:42:50.113
و ابرهای بزرگ و سیاه ظاهر شدند

00:42:50.322 --> 00:42:52.072
که با بادهای گرم حرکت میکردند

00:42:56.113 --> 00:42:57.988
مامانم احساس وحشتناکی داشت

00:43:15.988 --> 00:43:19.197
و جالب اینکع یکی از گاو ها گم شد

00:43:19.988 --> 00:43:21.072
بزرگترینشون

00:43:21.238 --> 00:43:22.863
این چیزیه که اولمو گفت

00:43:52.322 --> 00:43:53.822
چه اتفاقی افتاد؟

00:43:54.197 --> 00:43:58.197
...یه نیروی قدرتمندی از راه رسید
نمیدونم از کجا

00:44:06.947 --> 00:44:08.780
واسم نامه نوشتی

00:44:08.988 --> 00:44:11.447
میدونم. یادم ننداز -
اینجا دارمش -

00:44:11.988 --> 00:44:14.238
جرأت نداری بخونیش -
هی -

00:44:14.572 --> 00:44:18.988
افراد زیادی نمیتونن به داشتن یه
نامه عاشقانه‌ی واقعی افتخار کنند

00:44:19.863 --> 00:44:21.363
این قشنگه

00:44:21.822 --> 00:44:23.572
خیلی چیزا رو میگه

00:44:23.822 --> 00:44:25.572
بیشتر از چیزی که فکرش رو کنی

00:44:25.947 --> 00:44:28.197
این پسر صدای قشنگی داره

00:44:31.280 --> 00:44:33.113
چطوری میخوای جواب بدی؟

00:44:40.822 --> 00:44:43.238
واقعاً هیچ امیدی لازم نیست؟

00:44:44.613 --> 00:44:46.072
این همون چیزیه که من حس میکنم

00:44:46.655 --> 00:44:49.863
شاید نباید اونو بفرستی
خب به هرحال

00:44:52.447 --> 00:44:54.613
میخوای بهش امید بدی؟

00:44:58.155 --> 00:45:01.697
ارسالش نکن
جواب اولی رو نداد

00:45:01.947 --> 00:45:03.947
این باعث میشه که نا امید به نظر برسی

00:45:07.155 --> 00:45:08.780
من خودم رو تسلیمش کردم

00:45:09.363 --> 00:45:11.280
ازت ناامید شدم

00:45:11.488 --> 00:45:13.238
و من روی مامانم متمرکز بودم

00:45:13.447 --> 00:45:14.738
...باد می وزد

00:45:14.863 --> 00:45:16.322
چه کسی احساس بهتری داشت؟

00:45:16.488 --> 00:45:19.363
و درونم را درهم میکند...

00:45:19.572 --> 00:45:22.822
من شاخه‌هایی برای دنده‌ها دارم

00:45:22.947 --> 00:45:25.947
و عنکبوتها در گلویم

00:45:26.113 --> 00:45:28.405
من بابام رو متقاعد کردم تا داروهاش رو کاهش بده

00:45:28.947 --> 00:45:31.738
من مامان بیشتری میخواستم و بهش رسیدم

00:45:35.155 --> 00:45:36.697
تا کی اینطوری ادامه داشت؟

00:45:36.863 --> 00:45:38.530
هرکی کار خودش رو میکنه؟

00:45:38.738 --> 00:45:41.405
زمانی که آمایا واسه نوشتن رمان دومش صرف کرد

00:45:41.655 --> 00:45:43.947
نه ماه بود، مثل بارداری

00:45:46.947 --> 00:45:48.905
آمایا از اولمو بچه میخواست

00:45:50.488 --> 00:45:52.155
و اون هم باهاش موافقت کرد

00:45:52.738 --> 00:45:54.822
اما تنها چیزی که از اون بیرون اومد، یه رمان بود

00:47:00.363 --> 00:47:01.655
گرسنته؟

00:47:02.697 --> 00:47:04.405
بیا بریم تو آشپزخونه

00:47:08.905 --> 00:47:12.238
عکس‌های خواهر و برادر آمایا روی اون دیوار بود

00:47:13.238 --> 00:47:16.113
آمایا اونجا نشست و پشتش به اونا بود

00:47:17.238 --> 00:47:18.363
من اونو سرزنش نمیکنم

00:47:19.322 --> 00:47:21.322
اون نمیخواست بهشون نگاه کنه

00:47:23.405 --> 00:47:27.780
برادرش توی مکزیک فراری بود و خواهرش توی زندان بود

00:47:27.947 --> 00:47:30.363
اونا نه نفر رو بین خودشون کشتند

00:47:30.572 --> 00:47:35.030
اونایی که آمایا در اولین رمان
خود، من نمرده‌ام،به زندگی برگردوند

00:47:35.530 --> 00:47:37.447
اون رمان من رو ترسوند

00:47:39.030 --> 00:47:40.655
به نظر من جذاب بود

00:47:41.572 --> 00:47:42.905
این اطراف یه‌سری امواج ایجاد کرد

00:47:43.238 --> 00:47:44.697
بدون سیاست

00:48:03.863 --> 00:48:05.613
پدر و مادرش چه فکری کردند؟

00:48:05.780 --> 00:48:07.863
آمایا بهم گفت که باباش از اون خوشش اومده

00:48:08.613 --> 00:48:10.238
اون فکر میکرد شجاعه

00:48:10.572 --> 00:48:12.988
مادرش شروع به خوندن اون کرد و بعدش متوقف شد

00:48:13.155 --> 00:48:16.238
من متعجب نشدم
قاتلان فرزندانش بودند

00:48:18.863 --> 00:48:20.447
فصل های آخر

00:48:20.613 --> 00:48:22.155
اونا بهترینن

00:48:22.447 --> 00:48:25.280
مامان، با اولمو به اسپانیایی صحبت کن

00:48:26.155 --> 00:48:28.863
ببخشید -
نه، لطفاً -

00:48:29.405 --> 00:48:31.238
من عاشق شنیدن باسکی صحبت کردن شما هستم

00:48:31.488 --> 00:48:32.572
اینو ببین

00:48:32.738 --> 00:48:33.863
بالاخره او لال نیست

00:48:34.030 --> 00:48:35.322
تو نمیفهمی، اولمو

00:48:35.530 --> 00:48:39.155
احتمالاً اون نمیخواد ما رو بفهمه

00:48:39.697 --> 00:48:44.863
این زبان پدربزرگ و مادربزرگ مادری منه، اهل گرنیکا

00:48:45.280 --> 00:48:48.030
اونا در طول جنگ از بمباران نجات پیدا کردند

00:48:48.197 --> 00:48:51.822
پدرم رو توی هفت سالگی به شوروی بردند

00:48:52.113 --> 00:48:56.280
اگه با زبان باسکی با من صحبت
کنین، شاید بتونم یاد بگیرم

00:48:56.530 --> 00:48:57.988
پس تو خون باسکی داری

00:48:58.947 --> 00:48:59.947
خون؟

00:49:01.613 --> 00:49:03.447
دیگه نمیدونم چه خونی دارم

00:49:12.072 --> 00:49:13.405
مشکلت چیه، اولمو؟

00:49:15.072 --> 00:49:17.613
چرا نمیتونم مرده‌ها رو زنده کنم؟

00:49:18.530 --> 00:49:21.530
چون چیزی که مرده، مرده

00:49:21.697 --> 00:49:23.572
این فقط یه رمان ـه

00:49:24.822 --> 00:49:26.738
خب، من ازش خوشم نمیاد

00:49:30.530 --> 00:49:32.613
باید از گذشته‌ات به من بگی؟

00:49:33.072 --> 00:49:35.572
من تقریباً از روسیه هیچی درموردت نمیدونم

00:49:36.488 --> 00:49:37.572
قبل از اینکه ازدواج کنیم

00:49:39.488 --> 00:49:41.072
گفتیم که هیچوقت اینو نخواهی پرسید

00:49:41.197 --> 00:49:42.530
نه، تو گفتی

00:49:44.488 --> 00:49:46.738
اما طاقت ندانستن رو ندارم

00:49:49.238 --> 00:49:51.613
اون چهارده سال توی اسپانیا، قبل از آشنایی ما

00:49:52.238 --> 00:49:53.905
زندگیت چطور بود؟

00:49:59.322 --> 00:50:01.030
اولمو، من زن تو‌ئم

00:50:01.738 --> 00:50:03.530
و من هم نویسنده هستم

00:50:04.238 --> 00:50:05.905
!بگو چیکار کردی

00:50:06.488 --> 00:50:08.822
تو دیگه کدوم خری هستی؟

00:50:10.863 --> 00:50:12.530
آمایا مشکوک شد

00:50:14.697 --> 00:50:15.905
اولمو میتونست اون رو حس کنه

00:50:16.072 --> 00:50:19.238
فاصله‌ی سردی بین اونا بود

00:50:19.572 --> 00:50:21.822
اما توی تختخواب ، اولمو هنوز اون رو داشت

00:50:27.738 --> 00:50:28.738
از داغی میسوزه

00:50:30.697 --> 00:50:32.613
سکس اونا رو با هم ترکیب کرد

00:50:36.238 --> 00:50:39.238
تا آخرین شبی که باهم گذروندند

00:51:38.030 --> 00:51:39.238
سوزاندن بدن های داغ

00:51:39.405 --> 00:51:40.697
حالا، اونو دوست دارم

00:51:40.947 --> 00:51:42.863
بدون مرگ، فقط زندگی

00:51:43.238 --> 00:51:47.405
درسته، چون من و تو واسه سکس دیوونه میشیم

00:51:47.697 --> 00:51:49.697
این همه‌ی چیزیه که بین ما وجود داره

00:51:52.280 --> 00:51:54.238
این اولین باریه که از هم جدا میشیم

00:51:54.947 --> 00:51:56.655
من فقط یه روز توی بارسلونا خواهم موند

00:51:57.613 --> 00:52:01.197
من میخوام نسخه‌ی خطی رو به نادیا
...بدم و بعدش قرارداد رو امضا کنم و

00:52:02.572 --> 00:52:03.863
هنوز اینجا خواهی بود؟

00:52:06.530 --> 00:52:07.530
چی میخوای؟

00:52:08.072 --> 00:52:09.988
میخوام منتظر من بمونی

00:52:10.947 --> 00:52:13.155
تا بتونیم درمورد رابطه‌مون حرف بزنیم

00:52:15.405 --> 00:52:18.072
بریم بیرون؟
ماه کامله

00:52:31.822 --> 00:52:33.780
من دوست دارم شاخه‌هام رو به شاخه‌هات پیوند بدم

00:52:34.113 --> 00:52:36.113
فردا تمام درخت رو خواهیم داشت

00:52:36.863 --> 00:52:39.863
با تمام خون و حقیقتش

00:52:44.197 --> 00:52:45.197
بیا ادامه بدیم

00:52:52.363 --> 00:52:55.280
صبح اولمو آمایا را به فرودگاه برد

00:52:55.905 --> 00:52:59.738
صبح اولمو آمایا را به فرودگاه برد

00:53:06.280 --> 00:53:08.572
من یه بوسه‌ی خوب واسه خدافظی میخوام

00:53:09.738 --> 00:53:12.947
.یکی از تو
خوب و عمیق

00:53:27.613 --> 00:53:29.155
من ذوق تو رو با خودم میبرم

00:53:52.738 --> 00:53:53.822
اون کیه؟

00:53:54.363 --> 00:53:56.572
بعداً درمورد ورونیکا روسی بهت میگم

00:54:03.405 --> 00:54:06.363
مامان من، رمان اروتیک آمایا رو دوست نداشت

00:54:07.072 --> 00:54:08.988
پس تو اون رو منتشر نمیکنی؟

00:54:09.822 --> 00:54:10.822
نه

00:54:11.405 --> 00:54:12.405
به صلاح خودته

00:54:13.030 --> 00:54:15.947
این یه پله پایین تره
تو بهتر از اینی

00:54:17.738 --> 00:54:18.863
یکی دیگه بنویس

00:54:22.613 --> 00:54:26.738
یه یارو محلی آزادی رو در دست میگیره
اون توی زمین ماست

00:54:26.863 --> 00:54:29.655
اونا ازت میخوان که یه درسی بهشون بدی

00:54:31.488 --> 00:54:32.780
یکی که اون فراموش نکنه؟

00:54:33.197 --> 00:54:37.030
چیز مهمی نیست
...یه زانو، یه دست

00:54:41.030 --> 00:54:42.655
اونوقت میتونی برام بخونی

00:54:48.697 --> 00:54:52.238
،فکر می کردم این یک تصادفه
...اما یک روز اولمو به من گفت

00:54:52.447 --> 00:54:55.947
،مامانم به آمایا گفت که چطور با اولمو
توی خونه‌اش در لورت آشنا شد

00:54:56.572 --> 00:55:00.613
...اولمو به من گفت که دیمیتری گرجی رو دعوت کنم و

00:55:00.780 --> 00:55:01.613
وایسا

00:55:01.780 --> 00:55:04.988
یه چیزی رو کنار گذاشتم تا الان بهت بگم

00:55:05.322 --> 00:55:07.947
وقتی اولمو به مامانم گفت که امروز بعد از ظهر

00:55:08.113 --> 00:55:11.197
راننده و محافظ پدرش بوده که به اون کمک کرده

00:55:13.530 --> 00:55:17.155
معشوق گرجی خودش رو دعوت کرده

00:55:17.322 --> 00:55:20.113
بهش بگو که پیشنهاد جالبی براش داری

00:55:37.822 --> 00:55:41.322
رئیسم داره میاد
پدرت اینجا کاری نداره

00:55:41.530 --> 00:55:43.947
تو هم نداری

00:55:53.405 --> 00:55:54.863
اونو کشته؟

00:55:55.030 --> 00:55:56.238
مثل یه حرفه‌ای

00:55:56.447 --> 00:55:57.447
مثل یک حرفه ای

00:56:05.030 --> 00:56:06.488
وسایلت رو جمع کن، همین حالا

00:56:06.988 --> 00:56:08.447
من تو رو از اینجا خارج میکنم

00:56:16.363 --> 00:56:20.113
ربکا، ما به دلایلی امشب رو انتخاب کردیم

00:56:20.280 --> 00:56:21.738
پس آماده باش

00:56:22.447 --> 00:56:24.447
واسه همه ماه کامله

00:56:37.905 --> 00:56:40.072
ماه بر فراز مدیترانه

00:56:42.363 --> 00:56:44.197
این واسه توئه، جولیتا

00:57:31.738 --> 00:57:32.780
چی شده، مامان؟

00:57:34.738 --> 00:57:36.072
هیچی

00:57:36.780 --> 00:57:38.780
میخواستم یه آهنگ بنویسم

00:57:39.072 --> 00:57:40.863
ماه همیشه الهام بخش من بوده

00:57:42.072 --> 00:57:43.572
اما صداش به من اجازه نمیده

00:57:43.738 --> 00:57:44.863
متوجه نمیشی؟

00:57:45.530 --> 00:57:47.113
من الان هیچکس نیستم

00:57:47.280 --> 00:57:50.738
از وقتی که تو به دنیا اومدی، من لاماکا نبودم

00:57:50.863 --> 00:57:52.655
من حتی یه آهنگ هم ننوشتم

00:58:02.988 --> 00:58:04.863
اونا من رو مجبور کردند که بچه‌ی تو بشم

00:58:04.988 --> 00:58:05.988
نه

00:58:06.238 --> 00:58:07.030
نه

00:58:07.238 --> 00:58:08.363
مامان، این منم

00:58:08.572 --> 00:58:09.405
نه

00:58:09.572 --> 00:58:12.363
!ازت متنفرم مامان! دوباره من رو بکش

00:58:31.322 --> 00:58:32.947
تو قرار نیست به من صدمه بزنی

00:58:33.113 --> 00:58:36.238
مبارزه کن، میتونی اونو شکست بدی

00:59:18.488 --> 00:59:20.863
پدرم بارها دیر اومد

00:59:21.488 --> 00:59:24.405
و گاهی واسه یه فروشنده، این خیلی دیره

00:59:25.405 --> 00:59:26.780
خوبی؟

00:59:26.947 --> 00:59:29.155
اون شب اون بوی عطر میداد

00:59:29.780 --> 00:59:31.488
مامانم هرگز جلوی اون واینستاد

00:59:35.405 --> 00:59:36.947
منو ببخش، عشقم

00:59:38.072 --> 00:59:40.238
من فقط بخاطر بخشش تو زندگی میکنم

00:59:58.613 --> 00:59:59.613
سلام

01:00:00.072 --> 01:00:04.030
دیدن آمایا، من رو یاد تو و عروسی انداخت

01:00:04.363 --> 01:00:05.363
سلام

01:00:05.655 --> 01:00:08.697
آهنگی شنیده میشه

01:00:08.947 --> 01:00:11.572
اما شنیده نشده

01:00:11.947 --> 01:00:16.863
در این شبهای ساکت

01:00:17.738 --> 01:00:20.905
چرا عزیزم

01:00:21.405 --> 01:00:24.363
کج ببین

01:00:24.988 --> 01:00:29.738
سرت رو انداختی پایین؟

01:00:30.155 --> 01:00:34.155
....بیان کردن این سخته

01:00:34.697 --> 01:00:36.238
هنوز هم جواب نمیده؟

01:00:36.905 --> 01:00:38.030
نه

01:00:39.197 --> 01:00:41.697
بابا و مامانم میگن که اون تموم روز برنگشته

01:02:05.405 --> 01:02:07.613
تموم شب رو خواب میدیدم

01:02:07.780 --> 01:02:09.863
چون این تخت اولمو و آمایا ئه

01:02:14.238 --> 01:02:17.863
،از کاری که میکنیم خوشم میاد
جفتمون داستان‌های خودمون رو

01:02:18.155 --> 01:02:19.697
از دلمون میگیم

01:02:23.988 --> 01:02:28.238
درخت خون ما، مخلوط

01:02:35.780 --> 01:02:37.322
دیگه چه مرگشه؟

01:02:37.863 --> 01:02:41.530
امشب که تموم شد، جشن میگیریم

01:02:44.030 --> 01:02:45.280
من میرم دوش بگیرم

01:03:43.822 --> 01:03:46.280
سلام، اولمو
تو توی خونه نخوابیدی

01:03:47.405 --> 01:03:49.280
باید اون رو آسون کنم و چمدون‌هام رو ببندم؟

01:03:57.488 --> 01:03:59.280
کمد لباس از قبل بازه

01:04:00.280 --> 01:04:02.113
پس قسمتت رو خالی کن

01:04:13.947 --> 01:04:16.405
بهت گفتم این دوام نمیاره

01:04:16.988 --> 01:04:19.863
حالم خرابه
مخصوصاً واسه دخترمون

01:04:20.988 --> 01:04:23.655
مامان، بابا، خدافظ

01:04:24.072 --> 01:04:25.863
و از صمیم قلبم ممنونم

01:04:50.030 --> 01:04:51.280
بیا ادامه بدیم

01:04:54.488 --> 01:04:55.488
آماده‌ای؟

01:05:09.113 --> 01:05:12.238
پدرم اولمو رو تشویق کرد که بیاد و با ما زندگی کنه

01:05:23.197 --> 01:05:24.363
ممنون

01:05:28.530 --> 01:05:29.613
درست میشه

01:05:38.988 --> 01:05:40.905
ربکا از اتاقش رفته بیرون

01:05:41.405 --> 01:05:42.822
نیازی نیست، ربکا

01:05:42.947 --> 01:05:44.905
من توی اتاق بغلی میخوابم

01:05:45.072 --> 01:05:47.238
اما اگه مشکلی نداری

01:05:47.822 --> 01:05:51.030
باید کمد لباسمون مشترک باشه

01:05:52.863 --> 01:05:53.863
حتماً

01:05:57.863 --> 01:05:59.155
ممنون ربکا

01:06:54.155 --> 01:06:56.155
اولمو همیشه توی خونه‌ بود

01:06:58.863 --> 01:07:00.863
و پدرم مدام دیر به خونه میومد

01:07:00.988 --> 01:07:01.988
سلام

01:07:10.030 --> 01:07:12.030
و مادرم همیشه به موقع بود

01:07:13.238 --> 01:07:15.613
و با آشپزی آمایا، ما خیلی بهتر غذا خوردیم

01:07:22.405 --> 01:07:23.947
اما آمایا یه چیزی تو کله‌اش داشت

01:07:25.613 --> 01:07:26.655
یه چیز بزرگتر

01:07:27.197 --> 01:07:28.947
وقتی مامانم درمورد اولمو به اون گفت

01:07:29.113 --> 01:07:32.572
آمایا تصمیم گرفت درمورد
مافیای روسیه در اسپانیا بنویسه

01:07:32.738 --> 01:07:34.613
اون سه سال رو صرف تحقیق کرد

01:07:34.947 --> 01:07:38.155
یه روز بعدازظهر، اون آخرین کشفیاتش رو به ما گفت

01:07:38.322 --> 01:07:39.322
تئوری من

01:07:39.488 --> 01:07:43.655
اینه که اولمو مندوزا به عنوان راننده
و بادیگارد والدین تو کار میکرد

01:07:43.822 --> 01:07:45.613
تا اطلاعاتی درمورد خانواده‌ات به دست بیاره

01:07:45.947 --> 01:07:47.113
به عنوان جاسوس؟

01:07:47.655 --> 01:07:50.322
اولمو سرباز یه باند بزرگ مافیایی روس بود

01:07:50.488 --> 01:07:54.280
رئیس، پدرش، جاسینتو مندوزا بود

01:07:54.447 --> 01:07:57.488
اون، پسرانش ویکتور و اولمو رو از روسیه فرستاد

01:07:57.655 --> 01:07:59.697
تا توی کوستا براوا یه باند راه اندازی کنند

01:07:59.863 --> 01:08:03.030
اما گرجی‌های لورت دومار هم همینو میخواستند

01:08:03.238 --> 01:08:05.905
اونا واسه از بین بردن اولمو و اخازی از تو

01:08:05.988 --> 01:08:07.488
والدینت رو از سر راهشون برداشتند

01:08:07.655 --> 01:08:08.655
این کاریه که اونا کردند

01:08:08.822 --> 01:08:10.988
مجبورم کردند که به قیمت ناچیز بفروشم

01:08:11.072 --> 01:08:14.572
این به مقر مافیای گرجستان در اون ساحل تبدیل شد

01:08:15.738 --> 01:08:17.738
اگه گرجی‌ها نمیومدن

01:08:17.905 --> 01:08:19.863
اولمو خونه رو نگه میداشت؟

01:08:19.947 --> 01:08:23.613
حتماً. و حالا جاستینو مندوزا اونجا زندگی میکنه

01:08:24.363 --> 01:08:27.863
اگه میدونست که نمیتونه جلوی گرجی‌ها
رو بگیره، چرا دیمتری رو کشت؟

01:08:28.113 --> 01:08:29.113
واسه افتخار و شرافت

01:08:32.197 --> 01:08:34.572
هیچوقت نمیدونستی که ازدواجت....؟

01:08:34.738 --> 01:08:36.488
با یکی از اعضای سازمان جنایی بوده؟

01:08:38.780 --> 01:08:42.113
میدونستم که اولمو یه چیزی رو از گذشته‌اش پنهان میکنه

01:08:42.280 --> 01:08:43.613
اما اون هرگز خطرناک به نظر نمیرسید

01:08:44.655 --> 01:08:47.947
خالکوبی هم داشت؟ -
آره، ازشون خوشم میومد -

01:08:48.197 --> 01:08:52.238
خالکوبی دیدی؟ -
اره، یه چند تایی -

01:08:52.780 --> 01:08:54.060
و به چیزی مشکوک نشدی؟

01:08:55.863 --> 01:08:57.113
ویکتور چی؟

01:08:57.863 --> 01:09:00.530
بابام؟ -
اون خالکوبی داشت؟ -

01:09:01.780 --> 01:09:04.780
فقط یه خالکوبی از صورت مامانم روی شانه‌اش

01:09:08.030 --> 01:09:09.572
شاید واسه پوشوندن یکی دیگه بود

01:09:09.738 --> 01:09:10.780
چی؟

01:09:13.988 --> 01:09:15.572
بیا بریم به عروسی مامانم

01:09:16.030 --> 01:09:18.738
من شخصاً مطمئن شدم که دعوت شدی

01:09:18.863 --> 01:09:19.863
ممنون

01:09:19.905 --> 01:09:21.405
وگرنه ما اینجا نبودیم

01:09:25.905 --> 01:09:28.530
ببخشید! من زیاد خوابیدم

01:09:37.863 --> 01:09:40.238
آخرین باری که تو رو با کت و شلوار دیدم، عروسی‌ات بود

01:09:40.405 --> 01:09:43.238
خیلی خوش تیپ شدی

01:09:49.280 --> 01:09:51.697
این همون کت و شلواره؟ -
آره -

01:09:54.697 --> 01:09:57.030
عروسی همسر سابقته. اون میفهمه

01:10:09.113 --> 01:10:10.113
این چیه؟

01:10:11.072 --> 01:10:13.280
دو تا گاو نر که سرشون رو به هم میکوبند

01:10:14.488 --> 01:10:15.572
تو و ویکتور؟

01:10:42.572 --> 01:10:45.905
کت و شلوار تو و لباس من میخوان برقصند

01:10:48.363 --> 01:10:51.447
اگه روز عروسی اونا بود، چی میگفتند؟

01:10:53.947 --> 01:10:58.197
لباسم میگه، من این کارو میکنم

01:10:59.863 --> 01:11:02.530
کت و شلوار تو چی

01:11:03.863 --> 01:11:05.322
لباسم رو میگیری؟

01:11:09.738 --> 01:11:11.405
بگو انجام میدم، کصخل. این یه بازیه

01:11:13.530 --> 01:11:15.280
من اون بازی رو انجام نمیدم

01:11:22.155 --> 01:11:24.322
این یه بازی واسه این بود که حقیقت رو بهت بگم

01:11:26.697 --> 01:11:28.988
بزرگترین حقیقتی که

01:11:30.405 --> 01:11:31.947
من توی چهار سال گذشته‌ام نگه داشتم

01:11:33.322 --> 01:11:35.072
از 14 سالگی

01:11:37.155 --> 01:11:39.572
منظورت از بزرگترین حقیقت چیه؟

01:11:39.863 --> 01:11:43.447
اولین بار بود -
این که گفتی کسی رو دوست داری؟ -

01:11:44.030 --> 01:11:46.113
بود، اما اینطور نبود

01:11:47.197 --> 01:11:50.488
هیچی نمیخواستم
فقط برای گفتن و بیرون آوردنش

01:11:51.030 --> 01:11:52.030
و چی گفت؟

01:11:53.280 --> 01:11:54.322
چی گفت؟

01:11:57.530 --> 01:11:59.613
من سی سال از تو بزرگترم

01:11:59.988 --> 01:12:01.113
و من عموی تو هستم

01:12:01.280 --> 01:12:05.780
آروم باش عمو اولمو
ما ارتباط خونی نداریم

01:12:05.947 --> 01:12:08.030
ما ارتباط خونی نداریم

01:12:10.447 --> 01:12:11.988
داری با خودت مخالفت میکنی

01:12:12.863 --> 01:12:14.155
تو چیزای بیشتری میخواستی

01:12:24.572 --> 01:12:27.238
به قول خلیل جبران، شاعر لبنانی

01:12:27.405 --> 01:12:29.238
"یکدیگر را دوست داشته باشید

01:12:29.655 --> 01:12:31.947
اما پیوند عشق ایجاد نکنید"

01:12:33.238 --> 01:12:37.863
آمایا، آیا تو نوریا رو به عنوان
همسر قانونی خودت قبول میکنی؟

01:12:37.988 --> 01:12:39.197
میکنم

01:12:39.572 --> 01:12:43.655
نوریا، آیا آمایا را به عنوان همسر
قانونی خود انتخاب می کنید؟

01:12:43.863 --> 01:12:45.197
میکنم

01:12:45.572 --> 01:12:46.863
...نوریا، آمایا

01:12:47.030 --> 01:12:48.363
من هم میکنم

01:12:48.530 --> 01:12:50.530
من اکنون اعلام میکنم که شما با یکدیگر
ازدواج کرده‌اید و به هم پیوسته‌اید

01:13:06.322 --> 01:13:07.572
نمیتونم والدینت رو ببینم

01:13:07.738 --> 01:13:09.488
اونا نمیدونن؟

01:13:10.738 --> 01:13:14.488
چی؟ که کت و شلوار عروسیمون رو پوشیدی؟

01:13:15.905 --> 01:13:18.155
نه، جرأت نکردم بهشون بگم

01:13:18.322 --> 01:13:21.988
اما به زودی با هم به مزرعه میریم و بهشون میگیم

01:13:24.780 --> 01:13:26.863
چه اتفاقی واسه رمان اروتیک‌ات افتاد؟

01:13:28.238 --> 01:13:29.780
الان دارم روی یکی دیگه کار میکنم

01:13:29.947 --> 01:13:31.988
راستش میخواستم باهات تماس بگیرم

01:13:32.155 --> 01:13:35.530
تا درمورد دوران حضورت در مافیای روسیه بپرسم

01:13:42.280 --> 01:13:43.030
میدونم

01:13:43.280 --> 01:13:45.530
روزه‌ی سکوت گرفتی، درسته؟

01:13:53.572 --> 01:13:54.572
سلام

01:13:58.113 --> 01:14:00.655
اون موقع چه حسی نسبت به من داشتی

01:14:01.947 --> 01:14:03.863
از اینکه دوباره منو بوسید خوشم اومد

01:14:10.197 --> 01:14:12.197
من از نگاهت به من خوشم میومد

01:14:14.822 --> 01:14:17.405
دیگه هیچی؟ -
بعدش دیگه نه -

01:14:17.572 --> 01:14:19.863
پس خوشحالم که به تلاشم ادامه دادم

01:14:19.905 --> 01:14:22.238
و اولین چیزی که به ذهنم رسید رو ازت پرسیدم

01:14:27.280 --> 01:14:28.947
قراره چی بخونی؟

01:14:30.322 --> 01:14:32.072
هیچ ایده‌ای ندارم

01:14:32.280 --> 01:14:34.738
فقط یه هفته وقت دارم تا تصمیمم رو بگیرم

01:14:36.655 --> 01:14:38.322
من میخوام سینما بخونم

01:14:38.613 --> 01:14:40.030
در آلیکانته

01:14:41.113 --> 01:14:43.197
اما مدارس خوبی توی بارسلونا وجود داره

01:14:44.822 --> 01:14:47.363
من نمیخوام با دو تا تازه عروس زندگی کنم

01:14:51.238 --> 01:14:52.488
سینما؟

01:14:56.988 --> 01:14:59.822
بله همانطور که گفتم سینما

01:15:02.447 --> 01:15:03.780
میتونیم برقصیم؟

01:15:57.447 --> 01:15:58.447
.... به هر حال

01:15:58.822 --> 01:16:02.072
پاییز اون سال واسه تحصیل در آلیکانته رفتیم

01:16:02.238 --> 01:16:03.655
و هر روز داستان بگایی بود

01:16:08.863 --> 01:16:10.697
که باعث تغییر زندگی ما شد

01:16:28.197 --> 01:16:30.447
اما تو اصرار داشتی که هر آخر هفته بری خونه

01:16:30.613 --> 01:16:32.363
تو به مادرید، و من به بارسلونا

01:16:32.530 --> 01:16:33.988
میدونی مادرم حالش خوب نبود

01:16:34.155 --> 01:16:36.863
دلیلش این بود؟ -
یادت نیست اون چیکار کرد؟ -

01:16:37.530 --> 01:16:41.322
توی هشت ماه، حتی یه آخر هفته رو هم با هم نگذروندند

01:16:42.155 --> 01:16:43.322
ربکا

01:16:43.697 --> 01:16:46.780
هرکدوم از ما، حقایقی داریم که
قبول کردنش واسه اون یکی سخته

01:16:46.863 --> 01:16:49.322
اما قبول کردیم که اینجا اونا رو بگیم

01:16:49.863 --> 01:16:51.405
تو گفتی حقایق پنهانی

01:16:51.780 --> 01:16:53.447
این بیشتر ایده‌ی تو بود تا من

01:16:55.488 --> 01:16:58.238
ادامه بده، حقایقت رو به من بگو

01:16:58.405 --> 01:17:00.197
بعدش من حقایق خودم رو بهت میگم

01:17:03.197 --> 01:17:05.947
توی اون تعطیلات آخر هفته در بارسلونا

01:17:06.613 --> 01:17:09.613
آمایا آخرین کشفیاتش درمورد مندوزا ها رو به من گفت

01:17:10.572 --> 01:17:12.363
چیزایی که تا ناموس ناخوشایند بودند

01:17:12.738 --> 01:17:14.905
در ضمن، تو با دوتاشون بودی

01:17:14.988 --> 01:17:16.030
یکیشون پدرت بود

01:17:16.113 --> 01:17:18.155
لطفاً بابام رو قاطی این داستان نکن

01:17:18.238 --> 01:17:20.363
پدرت در کنار اولمو کار میکرد

01:17:21.280 --> 01:17:22.947
در واقع، اون مافوقش بود

01:17:23.947 --> 01:17:26.113
اونا شروع به پولشویی کردند

01:17:26.280 --> 01:17:29.488
خرید هتل، آپارتمان و خانه‌ی لوکس

01:17:29.905 --> 01:17:32.155
اما از وقتی که جاسینتو مندوزا اومد

01:17:32.322 --> 01:17:35.488
اونا کارای مبهم تری رو توی ویلای
اون توی دِنییا انجام دادند

01:17:35.572 --> 01:17:36.738
منظورت از مبهم چیه؟

01:17:36.822 --> 01:17:38.530
فعالیت های مجرمانه‌ی واقعی

01:17:38.697 --> 01:17:40.613
شاید مارک نباید اینو میشنید

01:17:40.697 --> 01:17:42.072
نه مامان، من میخوام بدونم

01:17:42.947 --> 01:17:44.988
مارک، من میترسم -
میخوام بدونم -

01:17:45.155 --> 01:17:48.613
اونا میدونن که تو باهاشون برخورد میکنی؟ -
اونا کی هستند؟ مندوزا ها؟ -

01:17:48.780 --> 01:17:51.447
نمیدونم -
این داره ترسناک میشه -

01:17:52.738 --> 01:17:53.738
متاسفم

01:17:53.947 --> 01:17:57.113
اما نمیتونم باور کنم که پدرم کسی رو بکشه

01:17:57.488 --> 01:17:58.488
و اولمو؟

01:18:00.197 --> 01:18:03.863
هر دو تا برادر، یه سال رو توی ویلای
پدرشون توی دنییا گذروندند

01:18:04.030 --> 01:18:06.822
سال نود و دو بود. سالی که من و تو به دنیا اومدیم

01:18:07.613 --> 01:18:10.405
ویکتور و اولمو از دستورات رئیسشون پیروی کردند

01:18:10.947 --> 01:18:12.530
مثل سربازان وفادار

01:18:29.155 --> 01:18:32.322
بعدش به طور عجیبی جفتشون
همزمان خونه رو ترک کردند

01:18:32.780 --> 01:18:35.322
و مستقل شدند

01:18:35.780 --> 01:18:37.822
یکی رفت کون بده

01:18:38.280 --> 01:18:41.488
اون یکی تشکیل خانواده داد. خانواده‌ی شما

01:18:42.155 --> 01:18:45.988
اما آخرین کار اونا واسه پدرشون چی بود؟

01:18:51.447 --> 01:18:52.697
تو ادامه بده

01:18:54.155 --> 01:18:56.072
مادرت از کار افتاد

01:19:01.280 --> 01:19:03.280
اون شب صدای آواز اونو توی حموم شنیدم

01:19:09.322 --> 01:19:11.155
من دوست داشتم بهش گوش بدم

01:19:20.197 --> 01:19:24.238
وقتی که صداش محو شد، فهمیدم
که  فقط میتونم صداش رو بشنوم

01:19:24.405 --> 01:19:27.238
چون در حموم رو باز گذاشته

01:19:31.488 --> 01:19:34.738
دیروقت بود و پدرم از سر کار برنگشته بود

01:19:36.072 --> 01:19:37.613
بخاطر همین بود که اون این کار رو کرد

01:19:37.780 --> 01:19:38.447
مامان

01:19:38.613 --> 01:19:40.572
دلیل اصلی همین بود

01:19:43.197 --> 01:19:44.197
مامان

01:19:45.530 --> 01:19:46.613
!مامان

01:19:47.155 --> 01:19:47.988
!اولمو

01:19:48.155 --> 01:19:50.155
!اولمو، مامانم داره میمیره

01:19:50.322 --> 01:19:51.988
!مامان! مامان

01:19:53.488 --> 01:19:54.488
!اولمو

01:19:55.613 --> 01:19:56.780
!کمکم کن

01:19:59.863 --> 01:20:02.363
اشکالی نداره مامان، اشکالی نداره

01:20:02.863 --> 01:20:04.072
اشکالی نداره

01:20:04.530 --> 01:20:05.863
!یا حضرت عباس

01:20:23.030 --> 01:20:24.905
باید بیرون منتظر بمونی

01:20:27.197 --> 01:20:30.030
پرستار چند تا لباس تمیز بهت میده

01:21:49.738 --> 01:21:51.488
بازم خالکوبی داری؟

01:22:00.530 --> 01:22:01.530
یعنی چی؟

01:22:02.780 --> 01:22:04.613
که من یه سرگردان ابدی هستم

01:22:06.447 --> 01:22:07.447
ازش خوشم میاد

01:22:12.363 --> 01:22:14.280
جای زخم نداری

01:22:18.030 --> 01:22:19.530
زخم منو نمیبینی

01:22:20.072 --> 01:22:21.905
اما میتونی حسش کنی

01:22:39.363 --> 01:22:40.613
درست اینجاست

01:22:43.697 --> 01:22:46.947
دو تا عمل نجات جون، وقتی من بچه بودم

01:22:59.988 --> 01:23:03.572
ویکتور خیلی دیرتر، بعد از
پدربزرگ و مادربزرگم رسید اونجا

01:23:03.738 --> 01:23:06.113
چطور جرات کردی اینقدر دیر بیای؟

01:23:06.197 --> 01:23:08.363
!خودتو ببین
جرأت نداری بهش بگی

01:23:08.530 --> 01:23:10.738
دیر اومدی، چون واسه من کار میکردی

01:23:10.822 --> 01:23:12.530
تو حتی من رو نمیشناسی

01:23:12.697 --> 01:23:14.322
میدونم که به مواد اعتیاد داری

01:23:14.405 --> 01:23:15.780
تو مثل یه فرشته بودی

01:23:15.947 --> 01:23:18.363
که در زندگی دخترمون ظاهر شد

01:23:18.447 --> 01:23:20.822
!حالا خودت رو ببین

01:23:20.988 --> 01:23:22.572
مواد ازت یه شیطان ساخته

01:23:22.738 --> 01:23:24.155
از من یه شیطان ساخته؟ -
آره -

01:23:24.322 --> 01:23:27.280
تو کی هستی که اینو بگی؟

01:23:27.447 --> 01:23:29.780
سالها پیش اخلاقت پوسید

01:23:29.947 --> 01:23:31.447
حرومزاده‌ی کصکش

01:23:31.613 --> 01:23:32.613
بابا

01:23:32.697 --> 01:23:33.697
!بابا

01:23:34.530 --> 01:23:36.613
خواهش میکنم این مزخرفات رو تموم کنین

01:23:37.780 --> 01:23:39.113
التماست می کنم

01:23:44.655 --> 01:23:45.988
من شوهر اونم

01:23:51.697 --> 01:23:52.863
من میرم

01:23:53.530 --> 01:23:54.822
من باهات میام -
ربکا -

01:23:55.405 --> 01:23:57.238
فردا میایم میبینیمش

01:24:09.322 --> 01:24:11.072
بزرگترین حقیقت من رو یادته؟

01:24:11.197 --> 01:24:13.113
بزرگترین حقیقت من رو یادته؟

01:24:18.072 --> 01:24:19.655
خب، بزرگتر شده

01:24:21.363 --> 01:24:22.988
من اغلب در مورد تو خواب می بینم

01:24:23.822 --> 01:24:25.488
نمیتونم جلوش رو بگیرم

01:24:30.613 --> 01:24:31.613
تو چی؟

01:24:44.280 --> 01:24:45.530
...خب

01:24:46.947 --> 01:24:49.113
ما تموم شب رو واسه خودمون داریم

01:25:00.530 --> 01:25:02.030
اون شب چه اتفاقی افتاد؟

01:25:04.113 --> 01:25:05.447
اون شب چه اتفاقی افتاد؟

01:25:09.405 --> 01:25:12.155
یادمه که بعد از اقدام به خودکشی مامانت

01:25:12.613 --> 01:25:13.947
سرد به نظر میومدی

01:25:14.322 --> 01:25:15.405
سرد در رختخواب

01:25:15.572 --> 01:25:18.488
نه، دوران سختی برای خانواده‌ام بود

01:25:19.197 --> 01:25:21.280
...پدرم مجبور شد شغلش رو عوض کنه و

01:25:21.447 --> 01:25:24.072
اون باید آخر هفته‌ها میرفت

01:25:24.363 --> 01:25:26.863
پدربزرگ و مادربزرگم، مامانم رو بردند تا با اونا زندگی کنه

01:25:27.655 --> 01:25:29.280
و دارو‌های اون رو افزایش دادند

01:25:32.530 --> 01:25:34.780
!صبح بخیر! صبحونه

01:25:44.447 --> 01:25:46.113
ممنون عشقم

01:25:46.905 --> 01:25:50.363
من یه برنامه‌‌ی عالی واسه عید پاک دارم

01:25:50.530 --> 01:25:51.738
ناموساً؟ -
آره -

01:25:51.905 --> 01:25:56.863
فقط من و تو، چهار روز تنها توی یه جایی توی پیرنه

01:25:57.030 --> 01:25:59.613
چند تا دهکده‌ی زیبا رو نشونت میدم

01:26:01.530 --> 01:26:02.530
به نظرت خوبه؟

01:26:05.447 --> 01:26:06.447
!بالاخره

01:26:14.322 --> 01:26:16.030
بعد صبحونه

01:26:17.947 --> 01:26:18.947
میخوام دوش بگیرم

01:26:19.113 --> 01:26:20.113
بلشه

01:26:44.905 --> 01:26:47.155
ربکا، این یه سوپرایزه

01:26:49.447 --> 01:26:51.613
میخواستم تعطیلات خوبی رو برات آرزو کنم

01:26:52.113 --> 01:26:54.822
ممنون، طولانی خواهد شد

01:26:55.780 --> 01:26:56.863
چرا اینطوره؟

01:26:57.238 --> 01:26:58.988
من میخوام در پیرنه زندگی کنم

01:27:00.322 --> 01:27:03.905
پیرنه؟ دقیقا کجا؟

01:27:05.197 --> 01:27:07.822
یه خونه نزذیک مونت پردیدو

01:27:09.322 --> 01:27:10.863
تنهایی میری؟

01:27:11.030 --> 01:27:12.988
اونجا با یکی ملاقات میکنم

01:27:15.488 --> 01:27:16.863
یه زن

01:27:17.197 --> 01:27:18.738
یه آشنای قدیمی

01:27:18.905 --> 01:27:19.905
خانم خوش شانسیه

01:27:24.822 --> 01:27:25.947
اوکی

01:27:27.238 --> 01:27:29.113
قرار نبود خدافظی کنی؟

01:27:29.280 --> 01:27:31.280
بدون خدافظی بهتره

01:27:31.697 --> 01:27:35.197
تو زندگی خودت رو توی این سن و
سال خودت داری، من هم مال خودم رو

01:27:35.988 --> 01:27:37.363
کی میری؟

01:27:37.905 --> 01:27:39.322
پس فردا

01:27:41.447 --> 01:27:42.822
دوباره بهت زنگ میزنم

01:27:49.322 --> 01:27:52.863
مامانم، اون دوباره هول شده

01:27:56.072 --> 01:27:57.447
اون به من نیاز داره. متاسفم

01:28:02.405 --> 01:28:03.405
منو ببخش

01:28:04.280 --> 01:28:05.780
عشق بیچاره‌ی من، منو ببخش

01:28:06.488 --> 01:28:07.947
تو منو مریض میکنی

01:28:43.155 --> 01:28:46.655
مارک، تنها چیزی که میدونم، اینه که تو

01:28:47.863 --> 01:28:49.863
بزرگترین حقیقت من هستی

01:28:58.072 --> 01:28:59.072
مارک

01:28:59.155 --> 01:29:00.155
!مارک

01:29:02.738 --> 01:29:03.738
مارک

01:29:04.655 --> 01:29:06.155
تنها چیزی که میتونم بگم اینه که متاسفم

01:29:06.322 --> 01:29:07.655
متاسفم. واقعاً متأسفم

01:29:07.863 --> 01:29:10.530
.نمیدونی چقدر متاسفم
دوستت دارم

01:29:10.738 --> 01:29:11.738
متاسفی؟

01:29:15.572 --> 01:29:18.988
نمیدونم حالا چه بلایی سرمون میاد

01:29:19.155 --> 01:29:21.072
چیزی جز حقیقت بین ما نیست

01:29:21.238 --> 01:29:24.697
آره، بالاخره حقیقتت رو شنیدم

01:29:26.280 --> 01:29:27.780
اما دیگه باورت ندارم

01:29:29.280 --> 01:29:32.113
و همین حالا کارم باهات تموم شد -
نه -

01:29:32.280 --> 01:29:34.322
نه! نه! مارک
خواهش میکنم! مارک

01:29:34.488 --> 01:29:35.905
مارک، نه

01:29:37.155 --> 01:29:39.697
من یه سال بعد از عمل تو کنارت وایستادم

01:29:40.030 --> 01:29:42.613
ما دوسال باهم زندگی کردیم

01:29:42.863 --> 01:29:44.697
تو نمیتونی همینجوری منو ول کنی

01:29:45.072 --> 01:29:46.405
چرا؟

01:29:47.363 --> 01:29:49.655
چون انتخاب کردم که حقیقت رو بهت بگم؟

01:29:49.988 --> 01:29:52.030
!حقیقتی که..... قدیمیه

01:29:52.197 --> 01:29:54.322
مرده -
آره -

01:29:55.947 --> 01:29:57.613
!و تو زنده‌ای

01:29:57.822 --> 01:30:02.488
و ما باید بخشی از این داستان
رو که باهم مینویسیم رو بگیم

01:30:04.447 --> 01:30:05.780
خواهش میکنم

01:30:06.113 --> 01:30:07.613
بقیه‌اش تکان دهنده‌اس

01:30:08.738 --> 01:30:10.447
تمومش کن -
نه -

01:30:10.613 --> 01:30:12.655
من این داستان کیری رو نمیخوام

01:30:12.863 --> 01:30:14.155
همش مال توئه

01:30:35.947 --> 01:30:37.488
خواهش میکنم منو اینجوری ول نکن

01:30:38.072 --> 01:30:40.072
یه مایل دورتر از اینجا، قطار بیلیائو هست

01:30:41.113 --> 01:30:42.530
از اونجا با اتوبوس به مادرید برو

01:30:42.738 --> 01:30:44.905
نه، نه، خواهش میکنم! بمون

01:30:45.072 --> 01:30:46.405
بیا پایان رو باهم بنویسیم

01:30:46.572 --> 01:30:49.863
بعدش میتونی بری بارسلونا و درموردمون فکر کنی

01:30:49.988 --> 01:30:51.155
فکر؟

01:30:51.572 --> 01:30:52.655
آره

01:30:53.447 --> 01:30:58.113
این منو میکشه که به این فکر کنم که
تا کجا پیش رفتی تا به من خیانت کنی

01:32:10.572 --> 01:32:11.572
چی شده؟

01:32:18.322 --> 01:32:19.322
سلام

01:32:19.488 --> 01:32:20.572
سلام

01:32:20.738 --> 01:32:23.863
بیا اینجا، ژیان
یه بوس بزرگ به داداشت بده

01:32:50.363 --> 01:32:51.947
تمومش کردی؟

01:32:53.488 --> 01:32:54.947
درست تا آخر نه

01:32:58.280 --> 01:33:01.738
اونوقت بی ارزشه، مثل اینکه اصلاً وجود نداره

01:33:04.030 --> 01:33:05.280
دیگه وجود نداره

01:33:06.197 --> 01:33:10.238
من شما ها رو تشویق کردم که
داستان‌هاتون رو باهم بنویسین

01:33:11.447 --> 01:33:13.155
در مطالعه‌ی من

01:33:13.863 --> 01:33:17.738
با درخت بزرگ من، پس میتونه
درخت بزرگ داستان شما باشه

01:33:18.072 --> 01:33:19.447
با وجود همه‌ی ما در اون

01:33:19.988 --> 01:33:22.822
تا سایه‌های رابطه‌تون رو از بین ببرین

01:33:23.155 --> 01:33:24.863
و این قرار بود صدمه ببینه

01:33:26.238 --> 01:33:30.988
و باید تمومش کنین، حتی جدا از هم

01:33:37.905 --> 01:33:41.155
ربکا، بهترین کاری که باید بکنی، اینه که هیچ کاری نکنی

01:33:41.322 --> 01:33:43.863
هیچ حرکتی نکنی و به چیزی فکر نکنی

01:33:44.030 --> 01:33:45.697
فقط خودت رو رها کن

01:33:46.488 --> 01:33:51.155
هفته‌ی دیگه، دستت رو میگیریم و میذاریمت توی ماشین

01:33:51.322 --> 01:33:53.488
من چمدونت رو واست میبندم

01:33:53.697 --> 01:33:57.238
همه‌مون، تابستون رو در دنییا، توی
ویلای پدر‌بزرگ و مادربزرگت میگذرونیم

01:33:59.863 --> 01:34:01.697
به خودت وقت بده، ربکا

01:34:01.863 --> 01:34:03.905
فقط به یه دوره نقاهت نیاز داری

01:34:04.405 --> 01:34:07.863
در اواسط آگوست، دوباره احساس انسان بودن میکنی

01:34:07.988 --> 01:34:10.655
ممکنه تجدید نظر کنه و برگرده -
نه -

01:34:11.988 --> 01:34:13.488
من اونو میشناسم

01:34:14.238 --> 01:34:16.322
و دیدم که چجوری به من نگاه میکنی

01:34:16.863 --> 01:34:18.613
پس حتی اونجا هم نرو

01:35:30.030 --> 01:35:31.780
دکتر گفت سیگار نکش

01:35:32.030 --> 01:35:34.113
من نمیکشم، ببین

01:35:44.030 --> 01:35:45.322
این سیگارای بابات بود؟

01:35:46.280 --> 01:35:49.072
آره، و اون بیش از هشتاد سال عمر کرد

01:35:49.530 --> 01:35:51.280
کارش چی بود؟

01:35:52.322 --> 01:35:53.655
تاجر

01:35:53.988 --> 01:35:56.072
آره، قبلاً بهم گفته بودی

01:35:58.113 --> 01:35:59.613
اما چه تجارتی؟

01:36:03.322 --> 01:36:05.072
قاچاق مواد مخدر؟

01:36:05.613 --> 01:36:09.363
آدم؟ تفنگ؟ اعضای بدن؟

01:36:09.572 --> 01:36:10.572
پولشویی؟

01:36:10.738 --> 01:36:13.322
اخازی؟ کتک زدن؟ قتل‌های قراردادی؟‌میدونی

01:36:14.155 --> 01:36:15.488
نمیدونم

01:36:23.155 --> 01:36:24.905
خب، من این خونه رو دوست ندارم

01:36:25.572 --> 01:36:28.697
خب اونطرف رو ببین، دریائه

01:38:05.947 --> 01:38:07.030
سلام

01:38:11.363 --> 01:38:13.613
سلام

01:38:15.947 --> 01:38:17.530
دوباره دارم آهنگسازی میکنم

01:38:18.488 --> 01:38:19.905
لاماکا برگشته

01:38:21.863 --> 01:38:24.863
بالاخره بعد بیست و پنج سال، یه حرفی واسه گفتن دارم

01:38:25.030 --> 01:38:27.113
تموم زندگیت همینه

01:38:33.155 --> 01:38:34.905
و این به لطف اونه

01:38:38.363 --> 01:38:40.197
جفتمون خیلی زجر کشیدیم

01:38:41.822 --> 01:38:44.238
جولیتا باید تموم مدت میدونسته باشد

01:38:44.405 --> 01:38:46.280
پس اون توی خودش پنهان شد

01:38:46.447 --> 01:38:49.572
هر در و پنجره‌ای رو به روی دنیا ببند

01:38:50.447 --> 01:38:51.780
درمورد چی حرف میزنی؟

01:38:53.822 --> 01:38:56.363
اتفاقی که واسه جفتمون توی سالی که به دنیا اومدی افتاد

01:38:57.530 --> 01:38:59.155
عمل من؟

01:39:01.280 --> 01:39:04.155
...اگه اون موقع اونو ملاقات میکردم و بهم حقیقت رو میگفت

01:39:04.363 --> 01:39:05.363
کدوم حقیقت؟

01:39:06.155 --> 01:39:08.072
اون از خواب بیدار می‌شد

01:39:08.322 --> 01:39:11.780
و من از صدای اون بچه‌ی تخم سگ رها می‌شدم

01:39:11.863 --> 01:39:12.863
مامان

01:39:14.405 --> 01:39:15.738
عمل من چی شد؟

01:39:16.197 --> 01:39:18.655
این مادر هرگز درمورد

01:39:18.863 --> 01:39:22.780
چیزی که حالا با جولیتا درمیون
میذاره، با دخترش حرف نمیزنه

01:39:24.322 --> 01:39:26.238
اما من اونو واسه تو خواهم خواند

01:39:35.447 --> 01:39:39.613
راز تاریک و غم انگیز

01:39:40.863 --> 01:39:44.363
که نمیتونم بگم

01:39:46.738 --> 01:39:49.488
با از دست دادن هوشیاری

01:39:50.905 --> 01:39:54.072
تنها کاری که میتونم بکنم اینه که آواز بخونم

01:40:16.405 --> 01:40:21.155
مارک، منو ببخش که بهت ضربه زدم

01:40:27.322 --> 01:40:30.530
اگه مهم نبود، این کار رو نمیکردم

01:40:31.447 --> 01:40:34.738
مامانم میگه که از جولیتا یه پیامی گرفته

01:40:34.947 --> 01:40:38.947
درمورد عملی که توی کودکی داشتم

01:40:41.280 --> 01:40:43.822
از پدرم پرسیدم و اون اینو رد کرد

01:40:44.863 --> 01:40:46.572
اما میتونم بگم که یه مشکلی هست

01:41:00.572 --> 01:41:02.905
میدونستی ربکا بعد از به دنیا اومدن، عمل شده؟

01:41:04.363 --> 01:41:08.363
بهش گفتند که سینه‌اش دوبار بریده شده

01:41:08.905 --> 01:41:11.572
اونا بهش چندین عضو پیوند زدند

01:41:12.613 --> 01:41:16.113
بعد از تصادفمون چک کردم ولی بهت نگفتم

01:41:16.447 --> 01:41:17.863
و اهدا کننده کی بود؟

01:41:22.738 --> 01:41:25.572
یه بچه، بدون هیچ اسمی

01:41:28.947 --> 01:41:32.197
یه روز یه پسر بچه از حومه‌ی

01:41:32.363 --> 01:41:34.238
فقیر نشین مادرید گم شد

01:41:34.947 --> 01:41:37.447
به همین راحتی -
آسون نبود -

01:41:37.613 --> 01:41:41.572
اونا اول مجبور شدند چند تا بچه رو بدزدند

01:41:41.780 --> 01:41:45.322
و خون اونا رو واسه بررسی گروه خونی و آنتی ژن ها

01:41:45.488 --> 01:41:47.322
که باید با ربکا مطالقت داشته باشه رو استخراج کنند

01:41:47.863 --> 01:41:51.113
اینجوری پسری رو که توشو خالی
کرده بودند رو انتخاب کردند

01:41:51.280 --> 01:41:53.280
کی اون بچه رو کشت؟

01:41:54.738 --> 01:41:57.238
پول
پول پدربزرگ ربکا

01:41:57.405 --> 01:41:58.405
کی اونو کشت؟

01:41:59.155 --> 01:42:00.447
ترجیح میدم بذارمش اونجا

01:42:00.613 --> 01:42:02.322
میخوام که بهم بگی -
من نمیخوام -

01:42:07.155 --> 01:42:10.405
بعد از همه‌ی چیزایی که پشت سر گذاشتیم

01:42:11.030 --> 01:42:14.030
حتی نتونستم خودمو مجبور کنم که رمان رو تموم کنم

01:42:16.863 --> 01:42:19.863
بیخیال
بیا بریم بخوابیم، عشقم

01:42:35.572 --> 01:42:37.322
واسه انجام پایان آماده‌ای؟

01:42:39.280 --> 01:42:40.488
بیا انجامش بدیم

01:42:41.863 --> 01:42:43.363
کی شروع میکنه؟

01:42:44.030 --> 01:42:45.030
تو

01:42:45.822 --> 01:42:46.822
درسته

01:42:50.655 --> 01:42:52.488
بعد از ترک تحصیل تو

01:42:52.655 --> 01:42:54.447
...واسه سفر طولانی عید پاک

01:42:55.197 --> 01:42:56.447
یا، دقیق تر

01:42:56.613 --> 01:42:57.905
بعد از دروغ گفتن بهت

01:42:58.072 --> 01:43:01.822
...وسلامتی مامانم رو بهانه‌ای واسه رفتن به مادرید کردم

01:43:02.322 --> 01:43:04.780
حقیقت اینه که من حتی مامانمو ندیدم

01:43:05.822 --> 01:43:09.905
من به خونه‌ی بابام رفتم، فقط برای دیدن اولمو

01:43:11.113 --> 01:43:13.280
من اونقدر درگیر اون شده بودم

01:43:13.447 --> 01:43:18.738
که حتی اهمیت نمیدادم اعصاب بابام خراب میشه

01:43:19.238 --> 01:43:21.072
و روز به روز بد تر می‌شد

01:43:21.238 --> 01:43:23.238
من هرگز صدای اونو اینجوری نشنیده بودم

01:43:24.238 --> 01:43:27.697
!من هرکاری واسه همه انجام میدم
تو چیکار میکنی؟

01:43:27.863 --> 01:43:30.655
همه‌ی اون کوک تو رو میکشه
یه کام بگیر

01:43:30.822 --> 01:43:31.947
کصخل -
کونی -

01:43:33.197 --> 01:43:35.113
دیگه هیچوقت برنگرد -
آره، آره -

01:43:39.072 --> 01:43:40.363
اینجا چیکار میکنی؟

01:43:44.363 --> 01:43:45.613
فقط رانندگی کن، لطفاً

01:43:45.822 --> 01:43:47.697
ربکا رو کدوم گوری میبری؟

01:43:47.863 --> 01:43:48.863
اون رفت توی خودش

01:43:48.988 --> 01:43:50.905
!به هیچ وجه! شما دوتا؟ اصلاً هیچ راه کیری‌ای نداره

01:43:51.072 --> 01:43:53.988
میدونستم
نمیخواستم حتی تصورش کنم

01:43:54.155 --> 01:43:55.697
برو تو -
بابا -

01:43:55.863 --> 01:43:57.822
توضیح میدم، ولی الان نه

01:43:57.947 --> 01:44:00.530
از لینطوری دیدنت متنفرم -
داخل -

01:44:02.405 --> 01:44:03.405
بابا،‌نه! نه

01:44:03.572 --> 01:44:05.613
ویکتور -
بابا، نه لطفاً -

01:44:05.822 --> 01:44:07.947
خواهش میکنم اینکارو نکن -
تو نمیدونی اولمو کیه -

01:44:08.113 --> 01:44:10.405
!بابا، داری اذیتم میکنی -
!تو هیچ نظری نداری -

01:44:12.947 --> 01:44:14.113
آروم باش

01:44:14.280 --> 01:44:15.905
!دعوا نکنین

01:44:16.155 --> 01:44:18.030
نه، نه! بس کن! دعوا بسه

01:44:22.572 --> 01:44:23.572
!کافیه

01:44:23.697 --> 01:44:24.738
! لطفاً

01:44:32.113 --> 01:44:33.447
بابا

01:44:34.072 --> 01:44:35.655
بابا، منو بابت این ببخش

01:44:37.238 --> 01:44:39.530
ولی اون از من قوی تره

01:44:40.155 --> 01:44:41.697
من باید باهاش برم. متاسفم

01:44:41.947 --> 01:44:42.947
!نه

01:44:43.613 --> 01:44:45.697
برو، برو

01:45:03.155 --> 01:45:04.572
میخوای مسئولیتش رو گردن بگیری؟

01:45:08.155 --> 01:45:09.863
از اونجایی که تو منو ول کردی

01:45:09.988 --> 01:45:12.655
مامانم و آمایا با من به پیرنه اومدن

01:45:13.530 --> 01:45:16.405
مارک، باید اسم چینی اونو نگه داریم؟

01:45:16.572 --> 01:45:18.072
من از اسم ژیان خوشم میاد

01:45:18.280 --> 01:45:20.197
من ترجیح میدم یه اسم از اینجا داشته باشه

01:45:21.572 --> 01:45:23.572
آره، شاید بهتر باشه

01:45:24.322 --> 01:45:25.697
کی اونو میاریش؟

01:45:26.030 --> 01:45:27.572
همین تابستون

01:45:29.780 --> 01:45:34.072
در همین حین، پدربزرگ و مادربزرگم هم در راه بودند

01:45:34.780 --> 01:45:37.363
اونا درحال ملاقات با عموی بزرگ من، کشیش بودند

01:45:37.530 --> 01:45:40.113
در صومعه‌ای در هوئسکا

01:45:42.822 --> 01:45:45.530
مادرم خیلی از دست رفته بود، باهاشون رفت

01:45:48.113 --> 01:45:49.947
اون داروهای زیادی مصرف میکرد

01:45:54.405 --> 01:45:56.655
ویکتور -
ماکارنا -

01:45:57.697 --> 01:45:58.863
!ماکا

01:46:33.780 --> 01:46:35.405
قرار من کنسل شد

01:46:37.947 --> 01:46:39.447
منصرف شد؟

01:46:40.905 --> 01:46:43.697
بهش گفتم نرو که نمیام

01:46:44.655 --> 01:46:47.280
اما تو داری میری، نه؟

01:46:48.488 --> 01:46:49.988
به مونت پردیدو

01:46:50.238 --> 01:46:51.572
با من

01:46:52.113 --> 01:46:54.280
...بعد از همه‌چیزایی که پشت سر گذاشتیم

01:46:56.155 --> 01:46:59.197
آره، من باهات خواهم رفت

01:47:09.822 --> 01:47:12.238
میتونی منو تا آخر دنیا ببری

01:47:34.905 --> 01:47:37.988
تدفین مقدس به کندی پیش میره

01:47:38.155 --> 01:47:40.572
و تنها با راهپیمایی تشییع جنازه همراهه

01:47:44.822 --> 01:47:48.447
و برای اعضای  اخوان تریانا...

01:47:49.030 --> 01:47:51.113
ما همه باهم برابریم! به سمت بهشت

01:48:03.780 --> 01:48:04.822
سلام

01:48:05.030 --> 01:48:07.322
خونه‌ای؟ -
چرا؟ -

01:48:07.488 --> 01:48:09.197
وارد گوگل مپ شو

01:48:09.447 --> 01:48:12.072
بنابراین میتونی یه مدتی با من بیای سفر

01:48:12.447 --> 01:48:13.905
...فعلاً نمیتونم. من

01:48:14.072 --> 01:48:15.863
این یه جاده توی لریدا ئه

01:48:16.322 --> 01:48:18.322
بین الویفر و جمالس

01:48:22.988 --> 01:48:24.238
الویفر

01:48:25.905 --> 01:48:26.988
میتونی ببینیش؟

01:48:27.155 --> 01:48:28.738
آره، میتونم ببینمش

01:48:28.863 --> 01:48:30.447
مناظر شگفت انگیزیه

01:48:30.863 --> 01:48:32.738
کاش اینجا بودی

01:48:36.863 --> 01:48:37.947
حالا میتونم گاو نر ها رو ببینم

01:48:40.030 --> 01:48:41.030
گاو نر ها

01:48:52.655 --> 01:48:54.280
اینجا چه خبره؟

01:48:55.238 --> 01:48:56.655
نمیدونم

01:49:08.155 --> 01:49:10.155
یالا دیگه، فقط ازم سبقت بگیر

01:49:11.030 --> 01:49:13.530
اونا کی‌ان؟ -
یه مدتیه که پشت سرمونن -

01:49:15.447 --> 01:49:16.905
اونا ما رو تنها نمیذارن

01:49:17.072 --> 01:49:18.863
اونا و ماشین پر زرق و برقشون

01:50:08.155 --> 01:50:09.322
به نظر مشکوک میزنن

01:50:13.030 --> 01:50:14.447
یه جای کار مشکل داره، ربکا

01:50:17.072 --> 01:50:18.488
!ترمز کار نمیکنه

01:50:25.322 --> 01:50:26.322
!مارک

01:50:35.447 --> 01:50:36.447
!مارک

01:50:37.613 --> 01:50:39.863
مارک، خوبی؟

01:51:05.697 --> 01:51:07.197
عشقم

01:51:16.655 --> 01:51:18.072
حالت چطوره؟

01:51:18.738 --> 01:51:19.738
مارک

01:51:20.530 --> 01:51:21.697
!مارک

01:51:21.947 --> 01:51:23.155
من زنده‌ام

01:51:26.280 --> 01:51:27.988
آمایا، عشقم

01:51:28.655 --> 01:51:30.530
بهم جواب بده -
آمایا -

01:51:30.863 --> 01:51:32.738
آمایا، باهام حرف بزن

01:51:32.863 --> 01:51:33.988
آمایا

01:51:34.155 --> 01:51:35.905
مارک چه مشکلی داره؟

01:51:44.405 --> 01:51:45.405
...چه؟

01:51:56.780 --> 01:51:57.988
...من

01:51:59.030 --> 01:52:00.738
...اونجا

01:52:27.905 --> 01:52:29.822
...من

01:52:30.447 --> 01:52:31.947
...اونجا

01:52:37.113 --> 01:52:38.113
!مارک

01:52:38.238 --> 01:52:39.238
!مارک

01:52:40.072 --> 01:52:41.072
!مارک

01:52:43.113 --> 01:52:44.488
!مارک! مارک

01:52:45.405 --> 01:52:46.405
!مارک

01:52:46.655 --> 01:52:47.280
مارک

01:52:47.447 --> 01:52:49.738
ربکا، یادم نمیاد که اونجا بوده باشی

01:52:49.822 --> 01:52:51.197
آره، هرگز بهت نگفتم

01:52:51.697 --> 01:52:52.697
!مارک

01:52:53.572 --> 01:52:54.863
!کمک! کمک

01:52:55.280 --> 01:52:56.863
!اینجا! اینجا

01:52:57.030 --> 01:52:58.030
!مارک

01:52:58.363 --> 01:52:59.363
!مارک

01:53:00.322 --> 01:53:02.655
لطفاً راه رو باز نکن
به مجروحان دست نزنید

01:53:05.905 --> 01:53:07.905
مارک! باهام حرف بزن

01:53:10.655 --> 01:53:13.447
مراقب باشید. مراقب باشید

01:53:14.197 --> 01:53:17.363
نه، میخوام پیش پسرم باشم

01:53:17.530 --> 01:53:18.947
یا ابلفضل -
مارک -

01:53:19.113 --> 01:53:20.113
یا حضرت عباس

01:53:20.280 --> 01:53:21.280
یا حضرت عباس

01:53:28.447 --> 01:53:29.447
اولمو

01:53:39.405 --> 01:53:41.322
مارک کجاست؟

01:53:44.155 --> 01:53:45.155
مارک

01:53:48.863 --> 01:53:50.488
گرفتمش

01:53:51.363 --> 01:53:52.738
!آمایا

01:53:53.988 --> 01:53:54.988
!آمایا

01:53:55.072 --> 01:53:56.988
اشکالی نداره، نفس بکش

01:54:05.405 --> 01:54:06.655
!آمایا زندس

01:54:06.822 --> 01:54:07.822
اون زندس

01:54:07.863 --> 01:54:09.697
مارک، آمایا زندس

01:54:10.155 --> 01:54:12.280
به مامانت میگم

01:54:15.405 --> 01:54:16.988
نوریا، نوریا

01:54:17.155 --> 01:54:18.780
آمایا زندس

01:54:18.905 --> 01:54:20.655
ربکا -
آره -

01:54:21.780 --> 01:54:25.697
اولمو پدر مارکه

01:55:07.697 --> 01:55:09.113
آمایا خوب میشه

01:55:10.280 --> 01:55:11.822
فقط دستش شکسته

01:55:12.655 --> 01:55:13.697
و نوریا؟

01:55:14.155 --> 01:55:16.030
اون توی آمبولانس مرد

01:55:22.572 --> 01:55:24.113
بیچاره مارک

01:55:28.447 --> 01:55:31.655
نوریا به من گفت تو پدر مارکی

01:55:38.363 --> 01:55:39.905
میدونستی؟

01:55:40.447 --> 01:55:41.655
نه

01:55:57.863 --> 01:55:59.238
پدربزرگ؟

01:56:02.405 --> 01:56:04.113
اینجا چیکار میکنی؟

01:56:05.280 --> 01:56:08.197
یه تصادف. به یه گاو زدیم

01:56:11.072 --> 01:56:12.155
متاسفم

01:56:13.447 --> 01:56:16.030
هیچ کاری نمیتونیم واسه اون انجام بدیم -
نه -

01:56:16.322 --> 01:56:18.738
نه اینو نگو
باید یه چیزی باشه

01:56:18.947 --> 01:56:21.155
اون به پیوند چند تا عضو نیاز داره

01:56:21.322 --> 01:56:23.030
و اون فقط چند ساعت وقت داره

01:56:23.197 --> 01:56:25.697
آره، پیوند جون خیلیا رو نجات میده

01:56:25.863 --> 01:56:27.697
تو یکی از اونایی

01:56:27.863 --> 01:56:31.863
همسرم به پیوند عضو نیاز داره
معتقدم که یه زن مرده

01:56:31.988 --> 01:56:34.363
من میتونم هرچقدر که لازم‌ باشه پرداخت کنم

01:56:34.530 --> 01:56:36.738
هیچ کاری نمیتونیم واسه اون انجام بدیم

01:56:36.863 --> 01:56:38.655
اما تو میتونی پسره رو نجات بدی؟

01:56:45.322 --> 01:56:47.447
مارک گروه خونیش چیه؟

01:56:50.405 --> 01:56:51.447
او منفی

01:56:54.863 --> 01:56:56.072
او منفی

01:57:06.655 --> 01:57:08.405
میرم واسش یه اهدا کننده پیدا کنم

01:57:09.072 --> 01:57:10.280
چطور؟

01:57:11.405 --> 01:57:12.988
قراره کی رو پیدا کنی؟

01:57:14.655 --> 01:57:16.947
من به بار این کار رو واسه اون انجام دادم
!بابابزرگ

01:57:18.155 --> 01:57:19.447
حالا من این کار رو واسه اون انجام میدم

01:57:23.447 --> 01:57:24.655
ربکا

01:57:29.488 --> 01:57:32.072
من تو رو بیشتر از هرچیزی توی این دنیا دوست دارم

01:59:17.697 --> 01:59:18.697
آره

01:59:18.863 --> 01:59:20.155
پیوند جون خیلیا رو نجات میده

01:59:20.322 --> 01:59:21.572
پیوند جون خیلی‌ها رو نجات میده

01:59:21.780 --> 01:59:22.822
تو یکی از اونایی

01:59:22.947 --> 01:59:24.655
تو یکی از اونایی

01:59:24.988 --> 01:59:26.863
من یه بار واسه اون انجام دادم

01:59:27.155 --> 01:59:28.655
حالا هم این کار رو واسه اون انجام میدم

01:59:35.822 --> 01:59:40.780
موسیقی، احساسات ناشی از برادری رو منعکس میکنه

01:59:41.197 --> 01:59:44.738
چون از مرگ و همچنین صلح صحبت میکنه

01:59:45.155 --> 01:59:46.155
الو؟

01:59:46.447 --> 01:59:49.363
این بابا‌ی اولمو مندوزا ئه؟ -
آره -

01:59:50.738 --> 01:59:51.447
بانوی تنهایی ما

01:59:51.530 --> 01:59:53.863
با اینکه حجاب عزا بر سر داره، اما خیره کننده به نظر میاد

01:59:54.030 --> 01:59:56.113
اون به سمت صدای راهپیمایی اون قدم بر میداره

02:00:21.613 --> 02:00:24.488
همونجوری که از مرگ صحبت میکنه
همچنین از صلح هم صحبت میکنه

02:00:39.738 --> 02:00:40.780
بانوی تنهایی ما

02:00:40.863 --> 02:00:43.030
با اینکه حجاب عزا بر سر داره، اما خیره کننده به نظر میاد

02:00:43.113 --> 02:00:44.905
اون به سمت صدای راهپیمایی اون قدم بر میداره

02:01:33.363 --> 02:01:34.738
ربکا

02:01:36.363 --> 02:01:38.363
تو در مسیر درستی قرار داری

02:01:40.280 --> 02:01:42.905
با اونا، به بدترین چیزا فکر کن، و حق با توئه

02:01:54.822 --> 02:01:57.072
به بدترین ها فکر کن و حق با توست

02:02:02.072 --> 02:02:03.155
آمایا

02:02:04.322 --> 02:02:05.488
آمایا

02:02:06.572 --> 02:02:09.155
ویکتور و اولمو اون بچه رو کشتند، مگه نه؟

02:02:11.155 --> 02:02:15.155
.خواهش میکنم بهم بگو
کدومشون این کار رو کرد؟

02:02:18.530 --> 02:02:20.572
هیشکی نمیدونه کی چیکار کرده

02:02:21.863 --> 02:02:25.863
اما آره، از بین اونا یکیشون اون بچه رو کشت

02:02:27.613 --> 02:02:31.238
پس این آخرین کاری بود که برای پدرشون کردند؟

02:02:39.572 --> 02:02:40.613
آره

02:02:44.905 --> 02:02:46.280
متاسفم

02:02:46.488 --> 02:02:49.613
من دیگه چیزی واسه گفتن ندارم

02:02:49.780 --> 02:02:51.947
که به این داستان اضافه کنم

02:02:53.405 --> 02:02:55.947
متاسفم، من دیگه چیزی واسه اضافه کردن به داستان ندارم

02:03:34.030 --> 02:03:37.488
شماره بیست و یک، یکی از بهترین ویلا‌های جهانه

02:03:40.405 --> 02:03:41.613
من دارم میرم

02:04:12.072 --> 02:04:13.738
تو یه پرنده‌ی شیش ماهه‌ای
<i><font color = #dda520>همون ضرب المثله‌ئه که یعنی خیلی عجله داری</i>

02:04:36.822 --> 02:04:40.488
چی روی شونه‌ات خالکوبی شده؟
یه عقاب؟

02:04:41.572 --> 02:04:43.238
حتی یادم نیست

02:04:44.655 --> 02:04:46.780
بعد از اینکه با مامانم آشنا شدی، اونو پوشوندی

02:04:47.697 --> 02:04:49.113
من از طرفداران لاماکا بودم

02:04:49.280 --> 02:04:50.363
درسته

02:04:52.822 --> 02:04:55.113
و یه روز اتفاقی بهش برخوردی

02:04:56.155 --> 02:04:59.697
من توی کالسکه‌ام بودم
دوران نقاهتم بعد عملم بود

02:05:00.155 --> 02:05:03.155
و تنها با یه نگاه، جفتتون چیزی رو
که نیاز داشتیین رو پیدا کردین

02:05:03.322 --> 02:05:05.072
و زندگی مشترک رو شروع کردین

02:05:07.697 --> 02:05:09.155
این چیزیه که همیشه به من میگفتی

02:05:10.988 --> 02:05:12.863
واقعا تصادفی بود؟

02:05:15.030 --> 02:05:16.697
واقعاً طرفدار لاماکا بودی؟

02:05:19.822 --> 02:05:22.822
نه، شدم

02:05:23.280 --> 02:05:27.863
من شروع به گوش کردن موزیک های
اون کردم، درحالی که پوشکتو عوض میکردم

02:05:37.030 --> 02:05:38.530
و پدربزرگم؟

02:05:39.530 --> 02:05:42.197
چطور اون اجازه داد

02:05:42.488 --> 02:05:45.155
با مامانم زندگی کنی؟

02:05:53.488 --> 02:05:55.488
اون هرگز نمیدونست کی این کار رو کرده

02:05:57.655 --> 02:05:59.280
پول داد تا ندونه

02:06:07.530 --> 02:06:11.363
باید پول زیادی داده باشه، چون
هیشکی توی خانواده نمیدونست

02:06:16.113 --> 02:06:17.822
...تا اینکه جولیتا

02:06:18.780 --> 02:06:20.947
مامانت به من گفت

02:06:27.863 --> 02:06:29.280
چطور تونستی

02:06:29.488 --> 02:06:32.738
با من و مامانم زندگی کنی، اونم بعد کاری که کردی؟

02:06:39.363 --> 02:06:41.363
اون پسر جونش رو به تو داد

02:06:43.322 --> 02:06:46.488
من میخواستم اونو از طریق تو بزرگ کنم

02:06:48.738 --> 02:06:50.613
چون احساس پشیمونی کردی؟

02:06:51.072 --> 02:06:53.488
اما خیلی زود تو رو مثل دخترم دوست داشتم

02:06:55.613 --> 02:06:56.863
حس میکردم پدر هستم

02:07:00.738 --> 02:07:02.988
بعد من عاشق مامانت شدم

02:07:07.530 --> 02:07:10.405
...چیزی که من هنوز نمیدونم اینه که کدوم

02:07:10.905 --> 02:07:13.072
یکی از دو تا داداش پسره رو کشتند

02:07:19.613 --> 02:07:20.613
من این کارو کردم

02:07:34.738 --> 02:07:36.072
خب، ممنون

02:07:37.322 --> 02:07:38.405
بابا

02:07:39.863 --> 02:07:42.072
واسه مراقبت از من از بچگی

02:08:47.238 --> 02:08:48.322
سلام

02:08:48.780 --> 02:08:49.780
مارک

02:08:50.155 --> 02:08:51.155
سلام

02:08:51.179 --> 02:09:11.179
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

02:10:08.850 --> 02:10:15.850
به مادر من

02:10:19.025 --> 02:10:36.025
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.