﻿WEBVTT

00:00:00.001 --> 00:00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:11.720 --> 00:00:15.190
‫[ بروس چَتوین یک ماجراجو و نویسنده‌ی
‫اسطوره‌ای بود که در سال 1989 فوت کرد ]

00:00:15.221 --> 00:00:18.721
‫[ فیلم‌ساز ورنر هرتزوگ در آخرین سال‌های
‫زندگی چَتوین با اون همکاری داشته ]

00:00:20.400 --> 00:00:25.262
‫[ این فیلم بر اساس مجموعه‌ای از برخوردهای
‫الهام‌بخش سفرهای چَتوین با هرتزوگ بوده است ]

00:00:58.263 --> 00:01:05.623
‫[ بخش اول، پوست برانتوسور ]

00:01:06.644 --> 00:01:10.184
‫[ بروس چَتوین، در سال 1983 در حال خواندن صفحات
‫کتاب "پاتاگونیا" نوشته‌ی خودش، چاپ شده در 1977 ]

00:01:10.521 --> 00:01:12.023
‫"در اتاق غذاخوریِ مادربزرگم...

00:01:12.189 --> 00:01:13.482
‫یک کابینت شیشه‌ای وجود داشت...

00:01:13.649 --> 00:01:16.193
‫و در اون کابینت، یک تکه پوست

00:01:16.360 --> 00:01:18.154
‫یک تکه پوست کوچیک بود

00:01:18.320 --> 00:01:21.615
‫اما زخیم و با
‫موهای دُرشت و مایل به قرمز

00:01:21.782 --> 00:01:24.452
‫به وسیله‌ی یک سنجاق
‫چسبیده شده بود

00:01:24.618 --> 00:01:27.288
‫روی کارت با جوهری
‫کم‌رمق چیزی نوشته شده بود

00:01:27.455 --> 00:01:29.540
‫اما آن موقع خیلی
‫کودک بودم که بتونم بخونم

00:01:29.707 --> 00:01:33.210
‫این چیه؟
‫یک تیکه از برانتوسور

00:01:35.379 --> 00:01:38.257
‫مادرم اسم دو حیوونِ
‫ماقبل تاریخ رو می‌دونست

00:01:38.424 --> 00:01:39.842
‫برانتوسورها و ماموت‌ها

00:01:40.009 --> 00:01:41.761
‫اون می‌دونست که
‫این ماموت نبوده

00:01:41.927 --> 00:01:44.096
‫ماموت‌ها از سیبری می‌اومدن

00:01:45.765 --> 00:01:47.308
‫برانتوسور‌ها، اونطوری که من فهمیدم

00:01:47.475 --> 00:01:49.101
‫حیواناتی بودن که در
‫طوفان نوح غرق شده بودن

00:01:49.268 --> 00:01:52.146
‫چون خیلی بزرگ بودن
‫نوح نتونست اون‌ها رو سوار کشتی کنه

00:01:52.646 --> 00:01:56.442
‫من حیوانی رو تصور می‌کردم
‫با چنگال‌ها و دندان‌هایِ نیش...

00:01:56.609 --> 00:01:58.694
‫و یه چراغ سبز مخرب توی چشم‌هاش

00:01:58.861 --> 00:02:02.239
‫گاهی وقت‌ها برانتوسور‌ها
‫از طریقِ دیوار اتاق سقوط می‌کردن

00:02:02.406 --> 00:02:04.575
‫و منو از خواب بیدار می‌کردن

00:02:04.742 --> 00:02:08.037
‫این برانتوسور مشخص
‫در پاتاگونیا زندگی می‌کرد

00:02:08.204 --> 00:02:11.082
‫کشوری در آمریکایِ جنوبی
‫که در نقطه‌ی دوری در پایان جهان وجود داشت

00:02:12.416 --> 00:02:15.503
‫هزاران سال پیش از اینکه در
‫یخچال‌های طبیعی سقوط کنه...

00:02:15.669 --> 00:02:18.214
‫در منشوری از یخ آبی
‫به پایین کوه سفر کرد...

00:02:18.380 --> 00:02:20.966
‫و در حالتی عالی
‫در اون پایین قرار گرفت

00:02:21.133 --> 00:02:22.426
‫اینجا، پسرعمویِ مادربزرگ‌ِ من

00:02:22.593 --> 00:02:24.428
‫چارلی میلوارد، ملوان، اون رو پیدا کرد"

00:02:42.696 --> 00:02:45.449
‫به دنبال ردپایِ بروس چَتوین

00:02:45.616 --> 00:02:49.495
‫ما سرانجام به این کشتی
‫غرق شده در پونتا آرناس...

00:02:49.662 --> 00:02:52.414
‫در نوک جنوبیِ آمریکای جنوبی رسیدیم

00:02:53.290 --> 00:02:57.086
‫این کشتیِ داغون شده‌ که
‫چَتوین بیش از چهار...

00:02:57.253 --> 00:02:59.421
‫دهه‌ی پیش ازش عکاسی کرده بود...

00:02:59.588 --> 00:03:03.801
‫و در اولین کتاب خودش،
‫پاتاگونیا، چاپ کرده بود

00:03:05.511 --> 00:03:09.390
‫چندین باری در زندگیِ اون و زندگیِ من
‫[عکس از بروس چَتوین 1976]

00:03:09.557 --> 00:03:12.601
‫مسیرهایِ ما به همدیگه رسیده بود

00:03:12.768 --> 00:03:14.270
‫و نقاطی وجود داشت

00:03:14.436 --> 00:03:18.899
‫مناظری که ما به طور
‫مستقل بررسی کرده بودیم

00:03:19.066 --> 00:03:20.943
‫که برای جفت‌مون ناآشنا بود

00:03:21.110 --> 00:03:24.405
‫بعضی وقت‌ها با سال‌ها فاصله

00:03:25.447 --> 00:03:26.282
‫این کشتی

00:03:26.448 --> 00:03:29.535
‫که هیچوقت به مقصد خودش نرسید...

00:03:29.702 --> 00:03:31.370
‫یکی از این نقاط بود

00:03:33.455 --> 00:03:35.583
‫"چارلی میلوارد، کاپیتان
‫یک کشتیِ تجاری بود...

00:03:35.749 --> 00:03:38.419
‫که در ورودیِ تنگه‌ی
‫ماژلان غرق شده بود

00:03:38.586 --> 00:03:42.131
‫اون زنده موند و در
‫حوالیِ پونتا آرناس مستقر شد...

00:03:42.298 --> 00:03:44.049
‫جایی که یک حیاط
‫تعمیر کشتی راه‌اندازی کرد

00:03:44.216 --> 00:03:47.303
‫چارلی میلواردِ تصور من،
‫فرد بزرگی در میان انسان‌ها بود

00:03:47.469 --> 00:03:49.221
‫بلند قامت، آرام و قوی...

00:03:49.388 --> 00:03:52.183
‫با سبیل‌هایی بزرگ و سیاه
‫و چشمانِ آبیِ نافذ

00:03:53.934 --> 00:03:56.604
‫برانتوسور در سفر خودش از طریق
‫منطقه‌ی استوایی پوسیده شده بود...

00:03:56.770 --> 00:03:59.315
‫و به حالت پوسیدگیِ محضی
‫به لندن رسیده بود

00:03:59.481 --> 00:04:02.818
‫که برای همین بود که شما استخوان‌هایِ
‫برانتوسور رو در موزه می‌دیدین، اما پوست رو نه

00:04:04.778 --> 00:04:06.280
‫خوشبختانه، پسرعمو چارلی...

00:04:06.447 --> 00:04:09.033
‫یه تیکه رو برای
‫مادربزرگم فرستاده بود"

00:04:11.160 --> 00:04:14.121
‫چَتوین نویسنده‌ای بی‌مثال بود

00:04:14.288 --> 00:04:19.835
‫اون داستان‌هایِ اساطیری رو
‫به سفرهایِ ذهنی پیوند می‌زد

00:04:20.002 --> 00:04:24.131
‫و از این منظر ما متوجه شدیم
‫که وابستگی روحی به هم داریم

00:04:24.298 --> 00:04:27.593
‫اون به عنوان نویسنده،
‫من به عنوان فیلم‌ساز

00:04:28.844 --> 00:04:33.349
‫در این فیلم، اینجا، من هم
‫مسیر مشابهی رو دنبال می‌کنم...

00:04:33.515 --> 00:04:37.144
‫برای کاراکترهایی ناآرام،
‫رویاپردازانی عجیب...

00:04:37.311 --> 00:04:41.398
‫و ایده‌هایِ بزرگی در مورد
‫ماهیت وجود انسان

00:04:43.150 --> 00:04:47.071
‫این‌ها مضمون‌هایی بود که
‫ذهن چَتوین رو به خودش مشغول کرده بود

00:04:52.451 --> 00:04:54.286
‫ما هرگز قصد نداشتیم...

00:04:54.453 --> 00:04:57.790
‫که یک فیلم زندگی‌نامه‌ای در مورد
‫بروس چَتوین بسازیم

00:04:58.499 --> 00:05:04.463
‫در پاتاگونیا، ده‌ها
‫داستان عجیب و غریب هست

00:05:04.630 --> 00:05:06.298
‫و ما بعضی از اون‌ها رو دنبال کردیم

00:05:11.762 --> 00:05:16.725
‫از اونجایی که یه تکه
‫پوست برای چَتوین بسیار اهمیت داشت

00:05:16.892 --> 00:05:18.394
‫ما با دوربین خودمون به...

00:05:18.560 --> 00:05:24.400
‫همون غاری که در سال 1895
‫کشف شده بود سفر کردیم

00:05:25.859 --> 00:05:28.779
‫چَتوین به عنوان یک زائر
‫به اینجا اومده بود

00:05:29.822 --> 00:05:33.617
‫کتاب اون این غار رو
‫معروف کرده بود

00:05:34.660 --> 00:05:37.413
‫امروزه تعداد زیادی از گردشگران...

00:05:37.579 --> 00:05:41.292
‫به دنبال این موجود منقرض شده میان

00:06:02.654 --> 00:06:05.490
‫ما خوش‌شانس بودیم که
‫کارین اِبرهارد رو ملاقات کردیم

00:06:05.657 --> 00:06:09.244
‫نتیجه‎‌ی هرمان اِبرهاردِ بزرگ...
‫[کاترین اِبرهارد، نویسنده]

00:06:09.411 --> 00:06:11.329
‫که بقایایِ این...

00:06:11.496 --> 00:06:14.791
‫حیوانِ مرموز ماقبل
‫تاریخ رو پیدا کرده بود

00:06:16.000 --> 00:06:20.463
‫به عنوان یه بچه،
‫اینجا زمین بازیِ ما بود

00:06:20.847 --> 00:06:23.433
‫ما با اسب به اینجا می‌اومدیم

00:06:23.600 --> 00:06:26.353
‫و اون موقع، اینجا
‫یه کشور کاملاً وحشی بود

00:06:26.519 --> 00:06:28.939
‫نه کنترلی، نه پارک رسمی

00:06:29.105 --> 00:06:34.194
‫ما با اسب‌هامون پشت این
‫تکه سنگ‌ها می‌رفتیم

00:06:34.361 --> 00:06:38.198
‫پرسه می‌زدیم، که باعث می‌شد
‫یک صدایِ مخوف ایجاد کنه

00:06:38.365 --> 00:06:41.451
‫و گردشگرهای که توی
‫ورودی بودن رو می‌ترسوند

00:06:41.618 --> 00:06:44.871
‫اونا می‌ترسیدن که بعضی از
‫سنگ‌ها ممکنه فرو بریزه

00:06:45.038 --> 00:06:50.210
‫تا موقعی که دست‌مون رو می‌شد

00:06:50.377 --> 00:06:53.213
‫و اونا تهدیدمون می‌کردن که
‫اسب‌هامون رو ازمون می‌گیرن

00:06:53.380 --> 00:06:55.757
‫که این تنبیه نهاییِ ما بود

00:06:57.384 --> 00:06:58.927
‫و هرمان اِبرهارد؟

00:06:59.094 --> 00:07:02.138
‫هرمان اِبرهارد؟
‫اون با پسرعموهاش به اینجا می‌اومد

00:07:02.681 --> 00:07:05.058
‫طبق یه داستان

00:07:05.225 --> 00:07:07.644
‫سه تایِ اون‌ها وارد اینجا شدن...

00:07:07.811 --> 00:07:13.149
‫و توی شن‌ها، یه چیزی
‫توجهش رو جلب کرد

00:07:14.484 --> 00:07:17.779
‫اون خم شد و اون رو برداشت

00:07:17.946 --> 00:07:19.489
‫یه تیکه پوست بود

00:07:20.323 --> 00:07:26.705
‫و این تیکه پوست
‫پوشیده از موهایِ بلندِ زخیم بود

00:07:26.871 --> 00:07:29.666
‫و تیکه‌های کوچیک
‫استخون روی اون بود

00:07:30.166 --> 00:07:34.504
‫و اونا هیچ نمی‌دونستن
‫که این مال چه حیوونی بوده

00:07:35.463 --> 00:07:40.677
‫با خودشون بردنش

00:07:42.429 --> 00:07:46.182
‫و فکر کردن این می‌تونه مال
‫یه حیوونی باشه که منقرض شده

00:07:46.349 --> 00:07:50.937
‫و، بخاطر اینکه اینجا زمین خشکی
‫بوده، به خوبی باقی مونده

00:07:52.063 --> 00:07:57.736
‫اون‌ها با خودشون بردنش به مزرعه،
‫و به یه درخت آویزونش کردن

00:07:57.902 --> 00:07:59.946
‫و مدت زمانی اونجا آویزون بود

00:08:00.230 --> 00:08:03.316
‫و هر کسی که به اونجا اومد،
‫یه تیکه از اون رو کند

00:08:04.151 --> 00:08:06.570
‫[صدای خوانش بروس چَتوین] "خواهش می‌کنم،
‫می‌تونم یه تیکه از برانتوسور رو داشته باشم

00:08:06.736 --> 00:08:10.198
‫هرگز در زندگیم هیچی چیزی رو
‫به اندازه‌ی اون تیکه پوست نمی‌خواستم

00:08:10.365 --> 00:08:13.577
‫مادربزرگم گفت
‫ممکنه یه روز داشته باشمش

00:08:13.743 --> 00:08:15.203
‫و وقتی اون مُرد، من گفتم

00:08:15.370 --> 00:08:17.247
‫حالا من می‌تونم اون تیکه‌ی
‫برانتوسور رو داشته باشم

00:08:17.414 --> 00:08:19.374
‫اما مادرم گفت که، ها، اون چیز...

00:08:19.541 --> 00:08:22.252
‫متاسفانه انداختیمش دور

00:08:22.419 --> 00:08:24.880
‫چند سالی طول کشید
‫تا ماجرا مرتب بشه

00:08:25.046 --> 00:08:27.424
‫حیوون چارلی میلوارد
‫یه برانتوسور نبود

00:08:27.591 --> 00:08:30.093
‫اما آسیاب‌دندان یا تنبل غول‌پیکر بود

00:08:30.260 --> 00:08:32.888
‫اون هرگز نتونست این گونه
‫یا حتی کل اسکلتش رو پیدا کنه

00:08:33.054 --> 00:08:34.389
‫اما کمی پوست و استخون پیدا کرد...

00:08:34.556 --> 00:08:36.892
‫که توسط سرما، خشکی و نمک...

00:08:37.058 --> 00:08:40.479
‫در غاری در لَست هوپ ساوند
‫در پاتاگونیای شیلی محافظت شده بود"

00:08:44.024 --> 00:08:45.817
‫مثل بروس چَتوین

00:08:45.984 --> 00:08:49.237
‫ما به گورستان پونتا آرناس رفتیم...

00:08:49.404 --> 00:08:53.742
‫در جستجوی گورِ
‫چارلی میلواردِ ملوان

00:08:55.410 --> 00:08:56.786
‫بعدها در زندگی اون

00:08:56.953 --> 00:09:02.876
‫چارلز میلوارد به عنوان
‫کنسول انگلستان در پونتا آرناس انتخاب شد

00:09:03.960 --> 00:09:07.672
‫اون این خونه‌ی تماماً زشت رو
‫برای خودش ساخت

00:09:11.009 --> 00:09:15.847
‫چَتوین به موزه‌ی لاپلاتا
‫در آرژانتین سفر کرد

00:09:16.014 --> 00:09:20.185
‫تقریباً 3000 متر به سمت شمال

00:09:21.144 --> 00:09:25.398
‫اینجا، قطعه‌ی بزرگ
‫باقیمونده از پوست آسیاب‌دندان...

00:09:25.565 --> 00:09:31.613
‫که هرمان اِبرهارد روی درختی برای نمایش
‫آویزان کرده بود به نمایش گذاشته شده

00:09:32.906 --> 00:09:37.619
‫دانشمندان ثابت کردن که این گونه...

00:09:37.786 --> 00:09:40.080
‫تقریباً 10 هزار سال پیش از بین رفته

00:09:40.789 --> 00:09:46.127
‫حوالیِ اون زمان، تنبلِ غول‌پیکر
‫به کلی متقرض شده

00:09:47.462 --> 00:09:51.007
‫به طرز شگفت‌انگیزی،
‫بخشی از مدفوع اون...

00:09:51.174 --> 00:09:53.009
‫به اندازه‌ی یک توپ فوتبال...

00:09:53.176 --> 00:09:55.887
‫تقریباً تازه باقی‌ موندن

00:09:56.513 --> 00:10:01.101
‫خود چَتوین تیکه‌هایِ
‫مدفوع رو...

00:10:01.268 --> 00:10:06.022
‫در موهایِ موجود در غار پیدا کرده بود

00:10:07.148 --> 00:10:09.609
‫این جوریه که
‫حیوون بنظر می‌رسیده

00:10:09.776 --> 00:10:12.571
‫تقریباً 3 متر قد داشته

00:10:16.783 --> 00:10:20.745
‫بروس چَتوین علاقه‌ی زیادی
‫به ما قبل تاریخ داشته

00:10:20.912 --> 00:10:23.331
‫مشخصاً، در مورد دایناسورها

00:10:23.498 --> 00:10:27.627
‫اما بیش از اون، برای
‫شاخه‌هایِ اولیه‌ی تکامل بشر

00:10:27.794 --> 00:10:31.548
‫که تقریباً 60 میلیون سال
‫بعد اتفاق افتاده

00:10:34.092 --> 00:10:39.014
‫اون یکی از معروف‌ترین
‫دیرینه‌شناسان رو ملاقات کرد

00:10:39.180 --> 00:10:40.390
‫ریچارد لیکی

00:10:40.557 --> 00:10:44.519
‫که در کنیا، تونسته بود
‫جمجمه‌ی یک انسان رو استخراج کنه...

00:10:44.686 --> 00:10:48.356
‫که به یک و نیم میلیون سال پیش برمی‌گشته

00:10:49.733 --> 00:10:51.943
‫و به طور کاملاً تصادفی...

00:10:52.110 --> 00:10:54.863
‫چَتوین در آفریقایِ جنوبی...
‫[غار استوارت‌کرانس، 2 فوریه‌ی 1984]

00:10:55.030 --> 00:10:56.740
‫در همون موقع حضور داشته...

00:10:56.906 --> 00:11:00.660
‫وقتی که اولین مدارک
‫استفاده‌ی بشر از آتش

00:11:00.827 --> 00:11:04.164
‫تقریباً یک میلیون سال پیش،
‫کشف شده

00:11:09.544 --> 00:11:12.088
‫چَتوین عاشق این موزه بود

00:11:13.298 --> 00:11:18.595
‫اون عاشق این گونه‌ی خاصِ
‫منقرض شده‌ی آرمادیلوها بود

00:11:19.763 --> 00:11:22.349
‫و برای من، یه بار یه
‫اظهار نظر رمزآلودی...

00:11:22.515 --> 00:11:24.726
‫در مورد یه اختاپوس پرنده کرد...

00:11:24.893 --> 00:11:29.147
‫که من تا وقتی دیدمش متوجه نشدم

00:11:32.275 --> 00:11:35.362
‫کابینِت کوچیک کنجکاوی...

00:11:35.528 --> 00:11:37.364
‫از خانه‌ی کودکیِ بروس...

00:11:37.530 --> 00:11:39.866
‫دیگه وجود خارجی نداره

00:11:40.909 --> 00:11:45.455
‫و پس، وقتی به این اشیاء در کابینت
‫نگاه می‌کردی می‌تونستی ببینی

00:11:45.622 --> 00:11:48.416
‫هر کدوم از اون‌ها داستانی برای بروس داشته
‫[نیکلاس شکسپیر، نویسنده‌ی زندگی‌نامه‌ی چَتوین]

00:11:48.583 --> 00:11:50.669
‫یه جور...

00:11:50.835 --> 00:11:53.421
‫نمادی از اون مکانیه
‫که می‌خواسته ازش بازدید کنه

00:11:53.588 --> 00:11:55.799
‫و خب شما یک نقطه‌ی قطب‌نما داشتید
‫از میون تمام قطب‌نماها...

00:11:55.965 --> 00:11:58.426
‫از نقاطی که اون بعداً بازدید کرده،
‫با یه قطب‌نمایِ ویکتوریایی

00:11:58.593 --> 00:12:02.597
‫شما ماهی داشتید،
‫و قلاب‌هایِ پیکان از پاتاگونیا

00:12:02.764 --> 00:12:04.432
‫از پسرعمو چارلی میلوارد

00:12:04.599 --> 00:12:07.435
‫این شئ رو داشتید...

00:12:07.602 --> 00:12:12.148
‫که تنها شئِ که از کلکسیون
‫بودیلینِش باقی مونده

00:12:12.315 --> 00:12:15.527
‫تنها شئِ که با این دفترچه‌ها اینجاست

00:12:15.694 --> 00:12:18.738
‫و این...

00:12:20.490 --> 00:12:23.118
‫نوشته‌ای اون پایینش داره...

00:12:25.120 --> 00:12:27.997
‫- احتمالاً یه شعاری برای بروسه...
‫- فقط یه لحظه

00:12:31.793 --> 00:12:33.795
‫یه نوشته این پایین داره

00:12:33.962 --> 00:12:36.798
‫"دارم یک سفر طولانی رو آغاز می‌کنم"

00:12:36.965 --> 00:12:40.009
‫این مسافر ویکتوریاییِ یکمی چاق

00:12:40.176 --> 00:12:43.555
‫و این احتمالاً شعارِ خود بروس بوده

00:12:44.639 --> 00:12:47.142
‫زندگیِ اون، به تعبیری

00:12:47.308 --> 00:12:49.978
‫جستجویی...

00:12:50.145 --> 00:12:52.939
‫برای کشورهایی بود که
‫این اشیاء از اونجا می‌اومدن

00:12:53.106 --> 00:12:55.650
‫که شامل همون تیکه
‫پوست هم می‌شه؟

00:12:57.193 --> 00:13:02.031
‫و به همین خاطر... در هجوی
‫از جیسون و پشم زرین

00:13:02.240 --> 00:13:05.202
‫بروس اولین کتاب خودش رو شروع کرد

00:13:05.368 --> 00:13:09.122
‫و سعی کرد که منبع
‫این پوست رو پیدا کنه

00:13:09.289 --> 00:13:12.209
‫برای یه جور، پشم زرین،
‫می‌تونی اینجوری اسمش رو بذاری

00:13:12.375 --> 00:13:15.670
‫یه جور نسخه‌ی کمدی...

00:13:15.837 --> 00:13:19.341
‫که به این شکل خواهد بود...

00:13:19.508 --> 00:13:22.636
‫که تمام داستان‌هاش رو بر مبنای
‫چگونگیِ رسیدنش به اونجا گذاشته بود

00:13:22.803 --> 00:13:27.557
‫و، پس این کابینت
‫ویکتوریایی، پُر از اشیاء بوده

00:13:27.724 --> 00:13:31.520
‫و اگه می‌خواستید که
‫سفر بروس رو ببینید...

00:13:31.686 --> 00:13:33.647
‫برمی‌گرده به کودکی که
‫به دنبال دیدن...

00:13:33.814 --> 00:13:36.191
‫پوست تنبل و قطب‌نما...

00:13:36.358 --> 00:13:38.735
‫و قلاب ماهی از پاتاگونیا می‌گشته

00:13:38.902 --> 00:13:41.196
‫پس هر کدوم از این اشیاء...

00:13:41.363 --> 00:13:44.115
‫یک درامی داشته که بروس رو
‫جذب خودش کرده بوده

00:13:44.282 --> 00:13:46.243
‫و باعث شده بره
‫و دنبال منبع اون بگرده

00:13:46.409 --> 00:13:49.704
‫- فکر می‌کنم یکی از چیزهایی که...
‫- باعث شد به این کتاب عالی ختم بشه...

00:13:49.871 --> 00:13:51.957
‫و در نهایت به کتاب‌های عالی ختم شد،
‫منظورم اینه که، یکی از چیزها

00:13:52.123 --> 00:13:56.002
‫همونطور که من در
‫کتاب‌خونه‌یِ بودیلین کار می‌کردم

00:13:56.169 --> 00:13:57.963
‫دست‌نوشته‌هاش...

00:13:58.129 --> 00:14:00.090
‫اون برای تشکیلات ابر
‫ازشون استفاده می‌کرده...

00:14:00.257 --> 00:14:02.843
‫اینا گیاهان هستن، شماره‌های تلفن

00:14:03.009 --> 00:14:04.302
‫قطعات مکالماتش

00:14:04.469 --> 00:14:06.721
‫یه صحنه‌ی کوهستانی وجود داره

00:14:08.056 --> 00:14:10.851
‫این خودشه که پیش
‫کاپیتان اِبرهراد رفته بوده

00:14:11.017 --> 00:14:14.062
‫توی همون غار آسیاب‌دندان

00:14:14.229 --> 00:14:16.273
‫که پوست تنبل غول‌آسا رو پیدا می‌کنه

00:14:16.439 --> 00:14:18.900
‫این پایان پاتاگونیاست

00:14:20.068 --> 00:14:23.446
‫البته، یجورایی...

00:14:23.613 --> 00:14:28.618
‫توصیف چیزهایِ مشخصی
‫که اون باهاشون برخورد داشت، حقایق

00:14:28.785 --> 00:14:32.414
‫در بخش عاقلانه‌ی منتقدانی که...

00:14:32.581 --> 00:14:35.250
‫اون رو بخاطر
‫داستان‌سرایی سرزنش می‌کردن

00:14:35.417 --> 00:14:37.085
‫کاملاً در اشتباه بودن

00:14:37.252 --> 00:14:40.714
‫بنظر من اشتباه می‌کردن، چون بروس...

00:14:40.881 --> 00:14:42.841
‫حتماً، از حقایق استفاده می‌کرده

00:14:43.008 --> 00:14:45.510
‫اما اون‌ها رو تغییر می‌داده

00:14:45.677 --> 00:14:47.888
‫اما طوری اون‌ها رو تغییر می‌داده...

00:14:48.054 --> 00:14:53.184
‫که حقیقتی فراتر از
‫واقعیت بنظر می‌رسیدن

00:14:53.351 --> 00:14:56.980
‫بروس یکه نیمه‌ی حقیقت رو نگفت

00:14:57.147 --> 00:14:58.732
‫اون یک و نیم حقیقت رو گرفت

00:14:58.899 --> 00:15:02.986
‫اون چیزی که اونجا بود رو
‫تزئین کرد تا حتی واقعی‌تر باشه

00:15:04.779 --> 00:15:09.779
‫[بخش دوم، مناظر روح]

00:15:17.128 --> 00:15:20.128
‫[آوبری، ویلتشایر]

00:15:20.329 --> 00:15:24.666
‫از ابتدا کششی در زندگیِ چَتوین...

00:15:24.833 --> 00:15:27.169
‫برای مناظر مرموز وجود داشت

00:15:27.336 --> 00:15:29.963
‫مناظر از روحش

00:15:30.130 --> 00:15:35.010
‫این سنگ، که برای بعضی،
‫انرژیِ ماوراء‌الطبیعه داشته

00:15:35.177 --> 00:15:38.805
‫بخشی از یک مجموعه‌ی
‫بزرگ نوسنگی...

00:15:38.972 --> 00:15:41.183
‫در آوربری در ویلتشایر رو تشکیل می‌ده

00:15:42.017 --> 00:15:44.895
‫از مدرسه‌ی شبانه‌ روزیِ
‫نزدیک اون در مالبرو

00:15:45.062 --> 00:15:48.899
‫بروسِ جوان تمام وقت
‫با دوچرخه‌اش به اینجا می‌اومد

00:16:15.884 --> 00:16:18.929
‫بخشی از این مجموعه
‫در تپیه‌ی سیلبری

00:16:19.096 --> 00:16:22.432
‫بزرگ‌ترین ساختار نوسنگی در جهانه

00:16:23.600 --> 00:16:26.687
‫این جاییه که اون
‫به نوعی متمرکز بوده

00:16:26.853 --> 00:16:28.897
‫اینجا محور اصلیِ اون بوده

00:16:29.064 --> 00:16:31.650
‫محل اسطوره‌ایِ اون

00:16:31.817 --> 00:16:35.153
‫همه چیز اینجا پژواکی از اینه

00:19:06.888 --> 00:19:08.849
‫خب، اینا هم رو قطع می‌کنن چون...

00:19:09.015 --> 00:19:11.560
‫من فکر می‌کنم نیرو
‫به این سمت می‌ره

00:19:13.103 --> 00:19:14.604
‫می‌شه دوباره بهمون نشون بدی؟

00:19:14.771 --> 00:19:17.524
‫نیرو رو احساس می‌کنی؟
‫مثل الکتریسیته یا...

00:19:17.691 --> 00:19:19.609
‫نه، فقط... رد می‌شن

00:19:19.776 --> 00:19:21.403
‫خب، اگه من الان از این سمت برم

00:19:21.570 --> 00:19:23.947
‫در تئوری از هم عبور می‌کنن

00:19:30.162 --> 00:19:31.079
‫می‌بینی؟

00:19:31.246 --> 00:19:33.248
‫می‌شه بهمون نشون بدی
‫چجوری عبور می‌کنن؟

00:19:33.415 --> 00:19:37.002
‫خیلی ساده‌اس، فقط
‫سرجاشون می‌مونن...

00:19:39.337 --> 00:19:41.339
‫- و می‌تونی ببینی که دارن تکون می‌خورن
‫- آره

00:19:41.506 --> 00:19:43.008
‫خب، اینجا خوبه

00:19:43.175 --> 00:19:45.552
‫می‌‌بینی، هیچ اتفاقی نمی‌افته،
‫اما به محض اینکه شروع کنم راه برم...

00:19:46.636 --> 00:19:48.138
‫اونا بهم می‌رسن

00:19:50.640 --> 00:19:52.976
‫حالا داره شروع می‌کنه
‫به اون سمت بره

00:19:53.143 --> 00:19:56.563
‫چون می‌دونه که...
‫فکر کنم چون نیرو داره از اون سمت میاد

00:19:57.772 --> 00:19:59.691
‫و اونا چه نیروهایی هستن؟

00:20:00.317 --> 00:20:03.778
‫احتمالاً فقط نیروهای مغناطیسی
‫هستن که سرتاسر جهان وجود دارن

00:20:04.696 --> 00:20:08.408
‫کلی از اونا وجود داره،
‫و توی ویلتشار هم کاملاً رایجه

00:20:08.575 --> 00:20:11.286
‫توی ویلتشایر خطوط زیادی
‫ازشون عبور می‌کنه

00:20:11.453 --> 00:20:12.954
‫احتمالاً برای همینه اینجا ساکن شدن

00:20:13.121 --> 00:20:16.208
‫شاید هم اجداد ما
‫می‌تونستن حسش کنن

00:20:16.374 --> 00:20:18.251
‫و برای همینه که اومدن اینجا،
‫کی‌می‌دونه

00:21:07.342 --> 00:21:10.345
‫من یجورایی می‌تونم
‫اون رو اینجا تجسم کنم

00:21:11.763 --> 00:21:14.766
‫می‌دونی، و جوری که به اینجا می‌اومده
‫[الیزابت چَتوین]

00:21:14.933 --> 00:21:17.352
‫می‌تونم ببینم اینجا قدم می‌زنه

00:21:18.937 --> 00:21:21.481
‫فاخته

00:21:24.150 --> 00:21:28.029
‫این الیزابت چَتوینه، بیوه‌ی بروس

00:21:28.196 --> 00:21:31.366
‫اون ما رو به
‫لانتونی پرایوری در ولز آورده

00:21:31.533 --> 00:21:34.494
‫مخفیگاه دوران نامزدی‌شون

00:21:36.538 --> 00:21:38.415
‫مناظر اطراف اینجا...

00:21:38.581 --> 00:21:42.043
‫به یکی از موقعیت‌های ضروری تبدیل شده

00:21:42.210 --> 00:21:45.297
‫جایی که می‌تونسته
‫تعادل درونیش رو پیدا کنه

00:21:46.756 --> 00:21:48.925
‫بروس یه کوچ‌نشین بود

00:21:49.092 --> 00:21:52.887
‫اما همیشه به اینجا کشیده می‌شد

00:21:53.054 --> 00:21:55.598
‫بلک هیلز در ولز

00:21:56.641 --> 00:21:58.601
‫اینجا یه مکانِ رویاییه

00:21:58.768 --> 00:22:00.478
‫منظورم اینه که، این تپه‌ها...

00:22:00.645 --> 00:22:02.022
‫مناظر درونیشه؟

00:22:02.188 --> 00:22:03.898
‫مناظر درونیشه، آره

00:22:04.065 --> 00:22:06.026
‫چشم‌انداز روحش؟

00:22:06.192 --> 00:22:07.485
‫گمون کنم

00:22:07.652 --> 00:22:10.113
‫مناظری از روحش، آره

00:22:12.699 --> 00:22:16.036
‫اما به جز این مناظر ایده‌آل...

00:22:16.202 --> 00:22:19.331
‫که احساسی از خانه
‫و تعلق به اون می‌داد

00:22:19.497 --> 00:22:23.084
‫بروس چَتوین به دنبال
‫چیزهای عجیب و غریب می‌گشت

00:22:24.502 --> 00:22:28.089
‫اون همیشه اولین فیلم بلند من رو دوست داشت
‫[نشانه‌های زندگی، 1968]

00:22:28.798 --> 00:22:31.217
‫در اون، یه قهرمان...

00:22:31.384 --> 00:22:36.097
‫یه سرباز آلمانیِ جنگ‌جهانیِ دوم
‫در یک عملیات شناسایی...

00:22:36.264 --> 00:22:38.350
‫ناگهانی دیوانه می‌شه...

00:22:38.516 --> 00:22:43.021
‫وقتی که به دره‌ی 10 هزار
‫آسیاب بادی می‌رسه

00:22:44.773 --> 00:22:47.108
‫بروس، در گفتگو‌های ما

00:22:47.275 --> 00:22:49.444
‫خیلی به این صحنه اشاره می‌کرد

00:22:49.611 --> 00:22:53.615
‫اون کلمه‌ی "منظره‌ی منحرف" رو
‫برای اون ابداع کرد

00:23:53.842 --> 00:23:57.303
‫تلاش برایِ غریبگی...

00:23:57.470 --> 00:23:59.431
‫توسط دیگرانی که چَتوین رو
‫می‌شناختن شناخته شد

00:24:00.849 --> 00:24:04.602
‫در استرالیا، پترونلا وارزون مورل
‫[پترونلا وارزون مورل، انسان شناس]

00:24:04.769 --> 00:24:06.271
‫که اون رو تحسین می‌کرد

00:24:06.438 --> 00:24:09.774
‫نامه‌ای به اون نوشت،
‫و نقل و قولی از شاعر ریلکه کرد...

00:24:09.941 --> 00:24:11.985
‫که اینطور خلاصه می‌شه

00:24:13.945 --> 00:24:15.363
‫نامه‌ی من به پایان رسید

00:24:15.530 --> 00:24:18.825
‫"من به یاد کلمات
‫راینر ماریا ریلکه افتادم:

00:24:18.992 --> 00:24:22.370
‫که در پایان تنها شجاعتی
‫که از ما خواسته می‌شود

00:24:22.537 --> 00:24:25.206
‫این است که جراتی برای عجیب‌ترین

00:24:25.373 --> 00:24:28.376
‫مجردترین و غیرقابل توصیف‌ترینی...

00:24:28.543 --> 00:24:30.295
‫که ممکن است با آن
‫روبه‌رو شویم داشته باشیم

00:24:30.462 --> 00:24:32.213
‫خوشحالم که با تو ملاقات کردم"

00:24:35.091 --> 00:24:38.344
‫این تو بودی که این رو براش نوشتی

00:24:38.511 --> 00:24:40.847
‫- بله
‫- برای اون، بله

00:25:30.897 --> 00:25:34.526
‫همینطور که بروس به دنبالِ
‫پوست برانتوسور بود

00:25:34.692 --> 00:25:37.737
‫این پوستی بود که
‫من رو جذب کرده بود

00:25:39.155 --> 00:25:43.284
‫تلاش من بیشتر برای
‫موجودات عجیب و غریب بود...

00:25:43.451 --> 00:25:46.162
‫که علمی تخیلی بودن،
‫که بنظر می‌رسید...

00:25:46.329 --> 00:25:49.499
‫انگار اون‌ها امروز از...

00:25:49.666 --> 00:25:54.045
‫بقایایِ فضا‌پیمایِ بین‌کهکشانیِ
‫هالیوود فرود آمده بودن

00:25:55.630 --> 00:25:58.883
‫این لاشه‌ی هواپیمایِ جنگ ستارگان...

00:25:59.050 --> 00:26:02.595
‫در کوبر پدی به روی خودش
‫گرد و غبار جمع می‌کنه

00:26:06.099 --> 00:26:10.436
‫استرالیا جایی بود که برای اولین بار مسیر ما...
‫[کوبر پدی، استرالیا]

00:26:10.603 --> 00:26:12.564
‫در 1983 به هم رسید

00:26:13.898 --> 00:26:18.111
‫من در حال آماده‌سازیِ فیلمم بود،
‫جایی که مورچه‌های سبز خواب می‌بینند

00:26:18.278 --> 00:26:22.407
‫و بروس چَتوین
‫به دنبال آوازهایِ بومی...

00:26:22.574 --> 00:26:25.326
‫برای کتابش خطوط آهنگی می‌گشت

00:26:25.493 --> 00:26:29.914
‫هر دویِ ما شیفته‌ی
‫اسطوره‌شناسیِ بومی شده بودیم

00:26:31.916 --> 00:26:35.587
‫همونطور که بروس هرگز
‫کتاب خطوط آهنگی رو ضبط نکرد...

00:26:35.753 --> 00:26:38.631
‫من بخشیش رو برای اون می‌خونم

00:26:41.009 --> 00:26:43.344
‫"در سطح زمین

00:26:43.511 --> 00:26:46.639
‫تنها ویژگی‌هایِ موجود
‫حفره‌هایی خاص بودن...

00:26:46.806 --> 00:26:50.768
‫که یک روزی،
‫حفره‌های آب خواهد شد

00:26:50.935 --> 00:26:53.688
‫هیچ حیوان و گیاهی نبود

00:26:53.855 --> 00:26:56.691
‫اما هنوز هم دور حفره‌ها
‫آب جمع شده بود

00:26:56.858 --> 00:26:59.777
‫و توده‌های متخلخلی از مواد اونجا بود

00:26:59.944 --> 00:27:02.780
‫توده‌های سوپ‌هایی ماقبل تاریخی

00:27:02.947 --> 00:27:06.826
‫بی‌صدا، غیرقابل دید،
‫و غیرقابل تنفس

00:27:06.993 --> 00:27:09.787
‫ناهوشیار و نخوابیده

00:27:09.954 --> 00:27:13.041
‫که هر کدوم شامل
‫جوهر زندگی هستن...

00:27:13.207 --> 00:27:16.544
‫یا احتمال تبدیل شدن به انسان

00:27:18.630 --> 00:27:21.424
‫زیر پوسته‌ی زمین، گرچه

00:27:21.591 --> 00:27:25.720
‫صورت‌هایِ فلکی چشمک می‌زدن،
‫و خورشید می‌درخشید

00:27:25.887 --> 00:27:28.806
‫ماه کم‌رنگ بود و می‌درخشید

00:27:28.973 --> 00:27:32.101
‫و تمام اشکال زندگی خوابیده بودن

00:27:32.769 --> 00:27:35.021
‫قرمزیِ مایل به رنگ نخود بیابانی

00:27:35.188 --> 00:27:39.400
‫رنگین‌کمانی روی بال یک پروانه

00:27:39.567 --> 00:27:44.489
‫سبیل‌های سفیدِ
‫پیچ‌خورده‌ی پیرمرد کانگورو

00:27:44.656 --> 00:27:47.617
‫بی‌حرکت مثلِ بذرهایی در بیابان...

00:27:47.784 --> 00:27:51.037
‫که باید منتظر باران سرگردان باشن

00:28:00.038 --> 00:28:05.038
‫[بخش سوم، آوازها و خطوط آهنگی]

00:28:11.265 --> 00:28:14.519
‫در استرالیایِ مرکزی توجه من بیشتر...

00:28:14.686 --> 00:28:16.938
‫معطوف چیزیه که بهش می‌گن، "خطوط آهنگی"
‫[چَتوین در مصاحبه‌ای در سال 1984]

00:28:17.105 --> 00:28:18.773
‫یا "قطعات رویایی"

00:28:18.940 --> 00:28:21.943
‫بومیان استرالیا بر این باور بودن
‫که کل این سرزمین...

00:28:22.110 --> 00:28:23.653
‫پوشیده از آوازه

00:28:23.820 --> 00:28:27.365
‫و این چیزیه که برایِ من
‫کاملاً شگفت‌انگیزه

00:28:27.532 --> 00:28:32.203
‫چون فکر می‌کنم می‌تونه این
‫دید رو به ما بده که چطور زبان

00:28:32.370 --> 00:28:34.997
‫آواز، تفکر، شعر

00:28:35.790 --> 00:28:38.251
‫از اساس چطور شکل گرفتن

00:28:40.712 --> 00:28:43.631
‫من درک یک سفید پوست رو از خطوط آهنگی دارم
‫[گلن موریسون، موسیقیدان، نویسنده]

00:28:43.798 --> 00:28:47.135
‫که از ادبیات و مکالماتی که با
‫مردم بومی داشتم به دست آوردم

00:28:47.301 --> 00:28:49.595
‫بله، من یه موسیقیدانم

00:28:49.762 --> 00:28:52.890
‫و، بروس چَتوین البته...

00:28:53.057 --> 00:28:55.143
‫کلمه‌ی "خطوط آهنگی" رو ایجاد کرد

00:28:55.309 --> 00:28:59.814
‫اون اصطلاح "قطعات رویایی" رو دوست نداشت

00:28:59.981 --> 00:29:03.735
‫و فکر کنم به دنبال
‫پیدا کردن چیزی شاعرانه‌تر بود

00:29:05.194 --> 00:29:08.239
‫مردمان بومی، مخصوصاً
‫در استرالیایِ مرکزی

00:29:08.406 --> 00:29:10.491
‫در سرتاسر یک سرزمین
‫خشک در حرکت بودن

00:29:10.658 --> 00:29:12.910
‫و نیاز به راهی داشتن

00:29:13.077 --> 00:29:15.997
‫که از اِی به بی حرکت کنن

00:29:16.164 --> 00:29:21.210
‫اونا از جی‌پی‌اس‌ها... و چیزایی
‫که شما دارین استفاده نمی‌کردن

00:29:21.377 --> 00:29:23.838
‫پس، از علم حروف استفاده می‌کردن

00:29:24.005 --> 00:29:26.883
‫یک شعر...

00:29:27.049 --> 00:29:30.762
‫یک داستان‌سرایی، که
‫اون‌ها رو از اِی به بی می‌رسوند

00:29:31.345 --> 00:29:33.264
‫- اینا انگار...
‫- داره از هم جدا می‌شه

00:29:33.431 --> 00:29:35.475
‫یک‌سری از یادداشت‌های خطوط آهنگی

00:29:35.641 --> 00:29:37.560
‫این تلاش اون برای
‫ترسیم یکی از خطوط آهنگیِ

00:29:37.727 --> 00:29:41.147
‫بله، می‌تونی صفحه‌ی بعد رو
‫در کنارش قرار بدی؟

00:29:43.775 --> 00:29:44.776
‫و اینجا

00:29:46.819 --> 00:29:49.530
‫خیلی خیلی عجیبه...

00:29:49.697 --> 00:29:51.783
‫سیستم آوردن دانشش در اینجا

00:29:52.909 --> 00:29:53.951
‫آره

00:29:54.118 --> 00:29:56.996
‫توی ترسیم خطوطی که...

00:29:57.163 --> 00:30:00.666
‫با رویاها و ترانه‌ها شکل گرفته

00:30:00.833 --> 00:30:03.211
‫و برای بومی‌ها، البته

00:30:03.377 --> 00:30:07.882
‫این فقط آواز نیست، گرایش
‫در فضاست و در این فضا...

00:30:08.049 --> 00:30:10.718
‫این کل هویت و پیوندیه که
‫اون‌ها با این سرزمین دارن

00:30:10.885 --> 00:30:11.886
‫یه تصویر تماماً گرافیکی از اون

00:30:12.053 --> 00:30:14.597
‫با برخی از بومی‌ها توی یه ماشین می‌ره

00:30:14.764 --> 00:30:16.557
‫و اون‌ها خودشون دارن
‫این خطوط آهنگی رو می‌خونن

00:30:16.724 --> 00:30:20.102
‫اما همینطور که ماشین سریع‌تر می‌ره،
‫سرعت شعر خوندن‌شون هم بالاتر می‌ره

00:30:20.269 --> 00:30:23.189
‫- بله
‫- باید آهنگ‌ها رو سریع‌تر بخونن

00:30:23.356 --> 00:30:25.233
‫فکر کنم بروس
‫کاملاً متوجه نشده بوده

00:30:25.399 --> 00:30:28.027
‫و سعی هم نکرده تظاهر به درک بکنه،
‫که خطوط آهنگی چی بوده

00:30:28.194 --> 00:30:32.782
‫و وقتی من ازش خواستم اون
‫اصوات رو توصیف کنه، سعی کرد

00:30:32.949 --> 00:30:34.575
‫"اوه، یه آه زیبایِ پایینه"

00:30:34.742 --> 00:30:36.744
‫و بعدش... این صدا رو گفت

00:30:36.911 --> 00:30:39.247
‫که فکر کنم شبیه هیچ صدایی
‫که بعداً شنیدم نبود

00:30:39.413 --> 00:30:42.542
‫وقتی بومی‌ها برای من
‫خطوط آهنگی رو می‌خوندن...

00:30:46.420 --> 00:30:52.426
‫نه، من فکر نمی‌کنم که آوازها...
‫[مایکل لیدل پولا، از بزرگان آلیویر]

00:30:52.593 --> 00:30:54.595
‫این چشم‌انداز رو ایجاد کرده باشه

00:30:55.930 --> 00:31:00.268
‫فکر می‌کنم این چشم‌انداز بوده که...

00:31:00.434 --> 00:31:02.228
‫خلق شده...

00:31:03.396 --> 00:31:05.606
‫به وسیله‌ی آلتیرا

00:31:05.773 --> 00:31:08.901
‫و آلتیرا و چیزی که از
‫اون آهنگ‌ها متولد شده

00:31:09.068 --> 00:31:13.739
‫مایکی لیدل داره اینجا از اصطلاحی
‫برای "دریم‌تایم" استفاده می‌کنه

00:31:13.906 --> 00:31:17.952
‫که وجود حیوانات رو در خودش داشته

00:31:18.119 --> 00:31:21.956
‫و باهاش در سفر بودن تا
‫این چشم‌انداز رو ایجاد کنن

00:31:25.459 --> 00:31:30.256
‫حیوانات و درختانی
‫که در این منظره رشد می‌کنن

00:31:34.969 --> 00:31:38.180
‫خب، فکر کنم این خیلی سخته

00:31:38.347 --> 00:31:40.308
‫مرغ بوده یا تخم‌مرغ؟

00:31:40.474 --> 00:31:43.352
‫آواز یا منظره؟

00:31:48.065 --> 00:31:50.776
‫یه راز فوق‌العاده‌اس

00:31:50.943 --> 00:31:54.155
‫و من از فکر کردن
‫بهش هم لذت می‌برم

00:31:54.322 --> 00:31:57.783
‫اونا آوازهایی باشکوه هستن

00:31:57.950 --> 00:31:59.785
‫اونا با شکوه‌اَن...

00:32:02.955 --> 00:32:06.125
‫با شکوه...

00:32:07.543 --> 00:32:10.087
‫روش‌های ارتباطی که...

00:32:10.254 --> 00:32:15.176
‫که با نام‌هایی پوستی اجرا می‌شن

00:32:16.385 --> 00:32:18.930
‫دسته‌هایی مختلف از خطوط آهنگی

00:32:19.805 --> 00:32:22.016
‫و بعدش گذر می‌کنن

00:32:22.183 --> 00:32:24.435
‫چون این تا اونجاییه که
‫من می‌تونم پیش برم

00:32:24.602 --> 00:32:27.188
‫بعدش مردم ازشون استفاده می‌کنن

00:32:28.105 --> 00:32:32.234
‫من می‌دونم و اونا هم می‌دونن

00:32:33.486 --> 00:32:35.696
‫اونا هم باید از اینجا ادامه بدن

00:32:35.863 --> 00:32:37.406
‫من باقیِ اون آواز رو می‌شناسم

00:32:37.573 --> 00:32:40.826
‫اما بعدش دیگه این مسئولیت مردمه
‫که این کار رو انجام بدن

00:32:48.250 --> 00:32:49.794
‫از این سمت میای

00:32:51.504 --> 00:32:53.631
‫و اینجا تموم می‌شه،
‫این همونه

00:32:55.174 --> 00:32:57.843
‫انگار که یکی دیگه می‌ره

00:33:00.846 --> 00:33:03.015
‫و یه جایی اینجاها تموم می‌شه

00:33:08.062 --> 00:33:09.897
‫این می‌ره...

00:33:11.190 --> 00:33:13.234
‫و یکی دیگه هم رفت

00:33:13.401 --> 00:33:17.196
‫ولی زیاد دور نمی‌شه، نه

00:33:17.530 --> 00:33:20.866
‫تا نیمه میاد، تا نیمه، تا نیمه

00:33:21.033 --> 00:33:22.535
‫اینم می‌ره

00:33:22.702 --> 00:33:24.328
‫تموم می‌شه

00:33:25.538 --> 00:33:28.416
‫و یکی دیگه،
‫یه خانواده‌ی دیگه میاد

00:33:30.543 --> 00:33:31.961
‫و همین

00:33:36.257 --> 00:33:37.842
‫هیچی

00:33:44.140 --> 00:33:47.143
‫گاهی وقتا می‌بینی که
‫هواپیما داره می‌ره

00:33:52.982 --> 00:33:57.361
‫هواپیما مثل یه کمانِ
‫بزرگ، همینطور می‌ره

00:33:57.528 --> 00:33:59.071
‫نه

00:34:00.114 --> 00:34:03.242
‫اون باید تا نیمه بره، نیمه

00:34:04.618 --> 00:34:07.830
‫و هواپیما هم توی آسمون
‫خطوط آهنگی از خودش به جا می‌ذاره؟

00:34:07.997 --> 00:34:09.582
‫نه

00:34:09.749 --> 00:34:12.918
‫وقتی که پرواز می‌کنه،
‫می‌ره اونطرف آب‌ها یه جایی

00:34:17.673 --> 00:34:20.801
‫خطوط آهنگی ما راه‌های ما هستن...

00:34:20.968 --> 00:34:24.764
‫از کمک ما به سلامت کره‌ی زمین...
‫[شان آنجلس پننژ، مرکز تحقیقات استرهلو]

00:34:24.930 --> 00:34:27.433
‫- چطور؟
‫- وقتی مردمان پیر ما می‌خونن

00:34:27.600 --> 00:34:30.394
‫به اون مکان‌ها نیرو می‌بخشن

00:34:31.353 --> 00:34:35.983
‫و اون مکان‌ها هم در عین حال
‫به اون‌ها نیرو می‌بخشه

00:34:36.150 --> 00:34:39.779
‫مردمان پیر ما ارتباط
‫بسیار بسیار نزدیکی داشتن

00:34:39.945 --> 00:34:42.114
‫و ما هنوز هم، با کشورمون داریم

00:34:42.281 --> 00:34:43.699
‫و...

00:34:43.866 --> 00:34:47.203
‫ببینین، یه چیزی در
‫درون من باور داره که...

00:34:49.288 --> 00:34:51.957
‫وقتی آخرین آواز مرد
‫یا زن خونده می‌شه...

00:34:54.251 --> 00:34:55.920
‫گذر می‌کنه

00:34:56.087 --> 00:34:59.465
‫چه در میان بومی‌های استرالیا باشه

00:34:59.632 --> 00:35:02.093
‫یاد در جنگل‌های آمازون در آفریقا

00:35:02.259 --> 00:35:05.262
‫می‌خواد توی
‫آفریقا باشه، آسیا، هر جایی

00:35:05.429 --> 00:35:08.265
‫یه چیز عمیقی اتفاق می‌افته

00:35:08.432 --> 00:35:12.603
‫من نمی‌دونم چیه،
‫اما فکر می‌کنم خطوط آهنگیِ ما

00:35:12.770 --> 00:35:15.022
‫حدس می‌زنم، یجورایی...

00:35:15.189 --> 00:35:19.819
‫زمین رو به شکل کاملاً مرموزی
‫در کنار هم نگه می‌داره

00:35:22.571 --> 00:35:24.990
‫ما اینجا
‫در مرکز استرهلو هستیم

00:35:25.157 --> 00:35:29.120
‫که به خاطر محقق سرشناس
‫تئودرو استرهلو نامگذاری شده

00:35:29.286 --> 00:35:34.875
‫کسی که ده‌ها صرف جمع‌آوری
‫دانش و آوازهای بومیان کرد

00:35:35.042 --> 00:35:38.212
‫این چیزی بود که
‫بروس چَتوین رو به استرالیا آورد

00:35:39.255 --> 00:35:41.423
‫البته، کتاب بیادماندنیش...

00:35:41.590 --> 00:35:44.885
‫شامل دانش‌هایِ رازآلودیه...

00:35:45.052 --> 00:35:48.055
‫که فقط برای افراد
‫تازه وارد در نظر گرفته شده...

00:35:48.222 --> 00:35:50.724
‫حتی رنگ‌آمیزی روی جلد...

00:35:50.891 --> 00:35:53.394
‫نباید توسط همه دیده بشه

00:35:53.561 --> 00:35:58.941
‫و از ما خواسته شد که تنها بخشی از
‫اون رو خارج از فوکوس نشون بدیم

00:36:00.818 --> 00:36:04.864
‫حالا، که این کتاب
‫در دسترس همگانه

00:36:05.030 --> 00:36:11.245
‫من می‌تونم بخونمش و می‌تونم به
‫دانشی نگاه کنم که نباید برای من باشه

00:36:11.412 --> 00:36:14.039
‫برای من نبوده

00:36:14.206 --> 00:36:17.251
‫مشکلی برای شما ایجاد می‌کنه؟

00:36:17.418 --> 00:36:19.211
‫بله، فکر می‌کنم این یه مشکله

00:36:19.378 --> 00:36:21.589
‫و داره...

00:36:21.755 --> 00:36:24.800
‫به یه مشکل فزاینده تبدیل می‌شه

00:36:27.678 --> 00:36:29.722
‫ببینید، من حدس می‌زنم...

00:36:31.390 --> 00:36:36.103
‫این ماده...
‫فکر می‌کنم، تی‌.جی.اچ. استرهلو...

00:36:36.270 --> 00:36:38.772
‫یک برداشت‌هایی داشته

00:36:38.939 --> 00:36:43.652
‫که این دانش از بین می‌ره

00:36:43.819 --> 00:36:48.908
‫و حالا شکی نیست که
‫بخشی از این فرهنگ بومی...

00:36:49.074 --> 00:36:52.203
‫فرسایش پیدا کرده

00:36:52.369 --> 00:36:55.497
‫اما ما هنوزم اینجاییم

00:36:55.664 --> 00:36:58.876
‫هنوز هم داریم کلی
‫از این شعرها رو می‌خونیم

00:36:59.043 --> 00:37:01.962
‫ما هنوز هم داریم برخی از این
‫مناسک رو هر ساله انجام می‌دیم

00:37:02.129 --> 00:37:06.175
‫ما هنوز هم یه ارتباط
‫عمیق با کشور داریم و...

00:37:06.342 --> 00:37:09.720
‫اما این‌ها... برای مثال
‫برای من هم نیستن

00:37:09.887 --> 00:37:11.931
‫برای دوربین من هم نیستن

00:37:12.097 --> 00:37:13.015
‫بله

00:37:13.182 --> 00:37:17.895
‫خب، خیلی از مطالب این
‫کتاب محدود شده‌اَس

00:37:18.062 --> 00:37:20.147
‫این یک علم محدود شده‌اَس

00:37:20.314 --> 00:37:24.026
‫این سند آواز‌ها رو
‫با جزئیات ارائه می‌ده

00:37:24.193 --> 00:37:28.864
‫بهتون ترجمه‌ی آهنگ‌ها
‫و ترانه‌ها رو می‌ده

00:37:29.031 --> 00:37:33.160
‫- و...
‫- کتاب باید مُهر و موم بشه؟

00:37:34.078 --> 00:37:36.580
‫باید مخفی بشه؟

00:37:37.957 --> 00:37:39.291
‫خب...

00:37:39.458 --> 00:37:40.918
‫باید سوزونده بشه؟

00:37:43.629 --> 00:37:45.589
‫ببینید من اینطور فکر نمی‌کنم

00:37:46.298 --> 00:37:50.886
‫تئودور استرهلو اینجا آدمی
‫علاقمند به دشت و صحرا بنظر میاد

00:37:51.053 --> 00:37:54.890
‫اما با اینکه در هرمانسبورگ
‫استرالیایِ مرکزی بزرگ شده

00:37:55.057 --> 00:37:58.852
‫به عنوان پسر یه مبلغ پروتستان آلمانی

00:37:59.019 --> 00:38:05.693
‫اون به آلمانی، انگلیسی، آراندا، لاتین
‫و زبان یونان باستان تسلط داشت

00:38:06.694 --> 00:38:08.779
‫با آوازهای استرالیایِ مرکزی...

00:38:08.946 --> 00:38:11.699
‫اون کتابی به جا گذاشت، که
‫همونطور که چَتوین فکر می‌کرد

00:38:11.865 --> 00:38:14.827
‫منحصر بفردترین کتابیه
‫که تا به حال نوشته شده

00:38:14.994 --> 00:38:19.623
‫چَتوین اون رو
‫"عالی و یگانه" توصیف می‌کنه

00:38:19.790 --> 00:38:22.501
‫کتاب بر اساس
‫خاطرات روزانه‌ی اونه

00:38:22.668 --> 00:38:25.963
‫اما با فلسفه و ادبیات کهن هم
‫پیوند پیدا می‌کنه

00:38:26.130 --> 00:38:30.342
‫و اساطیر فرهنگ‌های
‫به ظاهر نامرتبط

00:38:31.010 --> 00:38:33.345
‫این همچنین راه چَتوین بود...

00:38:33.512 --> 00:38:39.852
‫از اتصال غیرممکن‌ترین
‫ایده‌ها و برخوردهاش به همدیگه

00:38:40.019 --> 00:38:44.481
‫این تبدیل به منحصر بفردترین
‫سبک داستان‌پردازیِ چَتوین شد

00:38:45.274 --> 00:38:48.110
‫چیزی که من در مورد اون شخص بیاد میارم،
‫نمی‌دونم برای تو هم همینه یا نه

00:38:48.277 --> 00:38:50.362
‫اون مثل یه توپ آتشین بود

00:38:50.529 --> 00:38:55.034
‫که سوسویِ نورش رو به روی
‫دانش‌های مبهم می‌ریخت

00:38:55.200 --> 00:38:57.786
‫در کار متصل کردنِ...

00:38:57.953 --> 00:39:01.165
‫کشورها، آدم‌ها، کتاب‌ها، متون بود

00:39:02.082 --> 00:39:05.669
‫من اغلب فکر می‌کنم شاید اون
‫پیشرو مفهوم اینترنت بوده

00:39:05.836 --> 00:39:08.422
‫اون پیشنهاد ارتباط می‌داد...

00:39:08.589 --> 00:39:10.382
‫نه، اون خود اینترنت بود

00:39:10.549 --> 00:39:13.886
‫- خود اینترنت بود
‫- اون اینترنت بود زمانی که...

00:39:14.053 --> 00:39:16.388
‫عملاً وجود نداشت

00:39:16.555 --> 00:39:19.058
‫اون اینترنت بود

00:39:20.100 --> 00:39:24.271
‫در آلیس اسپرینگر، که دورتر از مرکز استرهلو نیست
‫[آلیس اسپرینگز، استرالیایِ مرکزی]

00:39:24.438 --> 00:39:26.440
‫ما پیتر بارتلت رو ملاقات کردیم

00:39:26.607 --> 00:39:28.442
‫یه مرد کاملاً با سواد

00:39:28.609 --> 00:39:31.153
‫که با بومی‌ها زندگی کرده...

00:39:31.320 --> 00:39:33.864
‫از زمانی که مرد جوانی بوده

00:39:34.031 --> 00:39:36.408
‫اون یکی از سخنران‌های والپیری

00:39:36.575 --> 00:39:40.287
‫و یکی از اعضایِ کاملاً
‫ابتکاریِ این قبیله بوده

00:39:41.663 --> 00:39:44.958
‫اون خطوط آهنگی رو
‫خوانش و بازخوانی کرده

00:39:45.125 --> 00:39:47.211
‫و همونطوری که می‌گه، می‌تونه...

00:39:47.378 --> 00:39:51.840
‫"یه تفسیر هزار صفحه‌ای در موردش بنویسه"

00:39:52.633 --> 00:39:57.888
‫اون به ما در مورد تجربیاتش
‫از آوازهای بومی گفت

00:39:58.555 --> 00:40:01.725
‫برخی از این اجراها که من در دوره‌ی جوونیم شنیدم
‫[پیتر بارتلت، نویسنده]

00:40:01.892 --> 00:40:03.977
‫خیلی قدرتمند بودن

00:40:04.144 --> 00:40:09.400
‫و خب برای من خیلی جای
‫سوال بود که واقعاً چرا...

00:40:09.566 --> 00:40:12.194
‫از واگنر هم برات قدرتمندتر بود...

00:40:12.361 --> 00:40:13.487
‫آره! وقتی تو...

00:40:13.654 --> 00:40:16.407
‫می‌دونی، مردانی بودن
‫که این آوازها رو فریاد می‌زدن

00:40:16.573 --> 00:40:17.491
‫و، می‌دونی، اونا...

00:40:17.658 --> 00:40:22.079
‫و مثل یه رقابت بین ده تا
‫تیم فوتبال بود، می‌دونی؟

00:40:22.246 --> 00:40:25.457
‫و... صداهایی رو می‌شنیدی که...

00:40:25.624 --> 00:40:28.961
‫بهترین آواز خوان‌هایی که
‫می‌تونستن صداهاشون رو...

00:40:29.128 --> 00:40:30.879
‫بالاتر از صدایِ صد تا آدم ببرن...

00:40:31.046 --> 00:40:35.384
‫خیلی با قدرت می‌خوندن و پا می‌کوبیدن،
‫می‌دونی، تمام صدای سازهایِ کوبه‌ای...

00:40:35.551 --> 00:40:36.885
‫که اون‌ها درست می‌کردن

00:40:37.052 --> 00:40:40.305
‫و این خواننده‌های درجه یک رو
‫داشتی که می‌تونستن صداشون رو...

00:40:40.472 --> 00:40:43.350
‫بالای سرشون ببرن و می‌دونی، مثلِ...

00:40:43.517 --> 00:40:47.855
‫خب، آره، نه، و همه‌ی این‌ها
‫توی تاریکی شب با ستاره‌ها اتفاق می‌افتاد

00:40:50.482 --> 00:40:54.695
‫پیتر بارتلت ما رو با مربیِ
‫والپیریِ خودش آشنا کرد

00:40:54.862 --> 00:40:57.114
‫رابین گرانتیس
‫[رابین گرانیتس، بزرگِ والپیری]

00:41:02.494 --> 00:41:05.747
‫تُن... تُن‌ها درست‌اَن

00:41:05.914 --> 00:41:08.292
‫اما کلمات...

00:41:08.459 --> 00:41:10.878
‫- اون‌ها آوازهای زیادی دارن، درسته؟
‫- آره

00:41:11.044 --> 00:41:15.174
‫درست؟ اما کلمات درستی ندارن

00:41:16.800 --> 00:41:19.970
‫آیا متن ترانه‌ها
‫در حال از بین رفتن‌اَن؟

00:41:20.137 --> 00:41:22.389
‫یا باید شک کنیم...

00:41:22.556 --> 00:41:26.351
‫که اون نمی‌خواد همه چیز رو
‫جلوی دوربین ما فاش کنه؟

00:41:26.518 --> 00:41:28.604
‫خب، اون یکی که
‫من می‌خوندم چطور؟

00:41:28.770 --> 00:41:30.647
‫شاید اون یکی
‫برای شما اشتباه باشه؟

00:41:30.814 --> 00:41:32.649
‫اون یکی؟

00:42:46.640 --> 00:42:50.686
‫اینجا کلیسایِ مبلغین در هرمانسبورگه

00:42:50.852 --> 00:42:55.357
‫بروس اینجا به دنبال
‫یک چیز عمیق بود

00:42:55.524 --> 00:42:59.319
‫یک دنیای کامل که در این
‫آوازهای بومی گنجانده شده بوده

00:43:01.405 --> 00:43:02.864
‫بنظر من درست نیست...

00:43:03.031 --> 00:43:06.493
‫که چطور مبلغین تمام فرهنگ
‫این آوازها رو تغییر دادن...

00:43:06.660 --> 00:43:09.871
‫و به تقوایِ لوتری مبدلش کردن

00:43:24.261 --> 00:43:27.889
‫وسایل به زمان پدر تئودر برمی‌گردن

00:43:28.056 --> 00:43:31.184
‫کارل استرهلو، کشیش لوتری

00:43:32.227 --> 00:43:35.981
‫هر چیزی که اینجاست
‫انگار در زمان منجمد شده

00:44:03.982 --> 00:44:08.982
‫[بخش چهارم، جایگزین‌هایِ کوچ‌نشینی]

00:44:09.890 --> 00:44:13.935
‫من همیشه در جستجویِ این
‫نوشته‌ی دست‌نیافتنی بودم

00:44:14.102 --> 00:44:15.437
‫که گفته بود نوشته

00:44:15.604 --> 00:44:19.775
‫که هفت سال از عمرش رو گذاشته
‫تا بنویستش، جایگزین کوچ‌نشینی

00:44:19.941 --> 00:44:23.862
‫که تئوری کلیدیش برای
‫کوچ‌نشینی بود، در مورد رفتن

00:44:24.029 --> 00:44:26.990
‫اینکه چطوره پیاده‌روی تو رو درمان می‌کنه،
‫که باید در موردش باهاش حرف می‌زدی

00:44:27.157 --> 00:44:29.951
‫و کتاب‌خونه به ما اجازه داد
‫تا بهش دست بزنیم

00:44:30.118 --> 00:44:32.162
‫تا بخونیمش و جستجوش کنیم

00:44:32.329 --> 00:44:35.040
‫می‌تونم نشونش بدم...

00:44:35.207 --> 00:44:36.625
‫واقعیه

00:44:37.417 --> 00:44:38.794
‫این...

00:44:38.960 --> 00:44:40.796
‫- به این می‌گن...
‫- تو در موردش تحقیق کردی

00:44:40.962 --> 00:44:42.964
‫من هفت سال در موردش تحقیق کردم

00:44:43.131 --> 00:44:45.300
‫تقریباً می‌شه گفت آخرین تابستونی
‫که اینجا بودم پیداش کردم

00:44:45.467 --> 00:44:46.802
‫اسمش، جایگزین کوچ‌نشین

00:44:46.968 --> 00:44:49.554
‫و این دست‌نوشته‌ای بود که
‫به بروس محول شده بود تا بنویسه...

00:44:49.721 --> 00:44:51.098
‫وقتی که جوان بود...

00:44:51.264 --> 00:44:55.352
‫بعد از اینکه تحصیلش رو تموم کرد...
‫باستان‌شناسی در ادینبرو

00:44:55.519 --> 00:44:58.188
‫مامور شد این کتاب رو بنویسه

00:44:58.355 --> 00:45:01.149
‫در باب تئوریش در
‫مورد پیاده‌روی و کوچ‌نشینی

00:45:01.483 --> 00:45:04.736
‫البته، منم یه جهان‌بینیِ یکسان داشتم

00:45:04.903 --> 00:45:08.281
‫با زندگیِ کوچ‌نشینی

00:45:08.448 --> 00:45:11.910
‫با از بین رفتن زندگیِ کوچ‌نشینی...

00:45:12.077 --> 00:45:17.290
‫زندگی شهر، زندگی کم تحرک،
‫جاش رو خواهد گرفت

00:45:17.457 --> 00:45:20.669
‫این به این معنیه که
‫تعداد زیادی از آدم‌ها

00:45:20.836 --> 00:45:23.380
‫تکنولوژی

00:45:23.547 --> 00:45:27.175
‫که همه‌شون
‫احتمالاً در حال کار و...

00:45:27.342 --> 00:45:29.720
‫تلاش برای نابودیِ
‫گونه‌ی بشر هستن جاش رو می‌گیره

00:45:29.886 --> 00:45:32.723
‫و اون کاملاً مطمئن بود که...

00:45:32.889 --> 00:45:35.267
‫انسانیت شکننده‌اس

00:45:35.434 --> 00:45:38.520
‫که ما شاید... 100 هزار

00:45:38.687 --> 00:45:42.482
‫یا کمی بیشتر از 100 هزار سال،
‫انسان‌های خردمند بودیم

00:45:42.649 --> 00:45:45.360
‫اما ممکنه دیگه
‫وقت زیادی نداشته باشیم

00:45:46.111 --> 00:45:49.948
‫که ممکنه ناپدید بشیم
‫مثل باقیِ گونه‌هایی که ناپدید شدن

00:45:50.115 --> 00:45:54.661
‫خب، در مورد تئوریِ کوچ‌نشینیِ اون
‫چی فکر می‌کنی، همونطوری که متوجه شدی؟

00:45:54.828 --> 00:45:58.081
‫من یه ارتباط سریع داشتم

00:45:58.248 --> 00:46:02.252
‫چون به نظر من، در
‫تجربیاتم با پای پیاده

00:46:02.419 --> 00:46:06.006
‫منم دقیقاً به همون‌ها رسیده بودم...

00:46:06.173 --> 00:46:08.842
‫همون ایده‌ها، تاثیرها

00:46:09.009 --> 00:46:10.635
‫تجربیات

00:46:14.139 --> 00:46:18.643
‫این‌ها آخرین مردمان کوچ‌نشین
‫تیرا دل فریگو هستن

00:46:18.810 --> 00:46:21.980
‫که تقریباً 100 سال پیش
‫ازشون عکس گرفته شده

00:46:22.147 --> 00:46:25.275
‫بروس چَتوین این
‫عکس‌ها رو دیده بود...

00:46:25.442 --> 00:46:27.694
‫وقتی که در پاتاگونیا بود

00:46:28.361 --> 00:46:34.993
‫برای اون، واضح بود که دیگه
‫ما نمی‌تونیم به دوره‌ی کوچ‌نشینی برگردیم

00:46:35.160 --> 00:46:39.956
‫اما شگفت‌زده بود که
‫انسان‌ها در آفریقای شرقی

00:46:40.123 --> 00:46:43.502
‫جایی که ما به عنوان انسان‌های
‫خردمند از اونجا ریشه می‌گیریم

00:46:43.668 --> 00:46:46.713
‫چیزی حدود 150 هزار سال پیش

00:46:46.880 --> 00:46:49.257
‫طولانی‌ترین
‫مسیرهایی رو طی می‌کردن...

00:46:49.424 --> 00:46:52.302
‫که انسان‌ها قادر به رفتنش بودن

00:46:52.969 --> 00:46:55.806
‫از آفریقای شرقی تا خاورمیانه

00:46:55.972 --> 00:46:58.433
‫در آسیا و سیبری پخش شدن

00:46:58.600 --> 00:47:01.645
‫و از تنگه‌ی برینگ به آلاسکا رفتن

00:47:01.812 --> 00:47:06.191
‫و از اونجا به آمریکا رفتن...

00:47:06.358 --> 00:47:09.569
‫به نقطه‌ی جنوبیِ آمریکای جنوبی

00:47:11.947 --> 00:47:14.241
‫ده هزار سال پیش

00:47:14.407 --> 00:47:19.371
‫بقایاشون رو در غاری در زیر
‫یک سنگ به جا گذاشتن

00:47:19.538 --> 00:47:23.834
‫بروس چَتوین و اون‌ها
‫دورنمایی یکسان داشتن

00:47:25.544 --> 00:47:28.672
‫هنوز هم بازتابی از
‫صدای اون‌ها وجود داره؟

00:47:59.202 --> 00:48:02.914
‫بادهای بی‌پایان هنوز هم هست

00:48:03.081 --> 00:48:05.500
‫و همینطور حیواناتی که شکار کردن

00:48:05.667 --> 00:48:07.878
‫بیشتر هم گواناکو

00:48:23.018 --> 00:48:28.815
‫تصاویر حیوانات زنده،
‫پُر جنب و جوش و واقع بینانه‌اس

00:48:28.982 --> 00:48:33.737
‫اما چگونگی کوچ‌نشینانِ ماقبل تاریخ
‫کاملاً یک راز باقی مونده

00:48:38.825 --> 00:48:40.785
‫این در اینجا می‌تونه رقصنده باشه

00:48:40.952 --> 00:48:44.080
‫ترکیبی بین انسان و غورباقه

00:48:46.291 --> 00:48:50.962
‫غورباقه‌ها بنظر موجودات
‫توتمیک مهم می‌اومدن

00:48:51.129 --> 00:48:54.341
‫دستان این افراد از بین رفته

00:48:54.507 --> 00:48:57.928
‫شاهدی بر حضور مستقیم اون‌هاست

00:48:58.094 --> 00:49:01.681
‫تقریباً شواهدی زنده

00:49:01.848 --> 00:49:03.642
‫اما هر چه بیشتر نگاه کنی

00:49:03.808 --> 00:49:05.393
‫غیرواقعی‌تر...

00:49:05.560 --> 00:49:08.229
‫و رمز‌آلودتر می‌شن

00:50:03.618 --> 00:50:06.913
‫عکس‌ها، ده هزار سال بعد

00:50:07.080 --> 00:50:10.542
‫دیگه غیر قابل توصیف شدن

00:50:10.709 --> 00:50:12.877
‫این یکی به عنوان
‫نمایان‌کننده‌ی یک...

00:50:13.044 --> 00:50:17.799
‫شَمَن توصیف شده که دستان
‫خودش رو کشیده

00:50:17.966 --> 00:50:21.177
‫که داره به مردمانش در مورد
‫یک ماه‌گرفتگی می‌گه

00:50:22.679 --> 00:50:25.890
‫این یکی، یکی از مورد علاقه‌هایِ منه

00:50:26.057 --> 00:50:28.351
‫مرد نقاشی شده در پیش‌زمینه...

00:50:28.518 --> 00:50:32.355
‫قراره روحی در میان زندگان باشه

00:50:34.024 --> 00:50:39.029
‫هیچکس تا امروز نمی‌دونه
‫اینجا چه اتفاقی در حال رخ دادن بوده

00:50:39.195 --> 00:50:44.075
‫بنظر می‌رسه مراسم باشه
‫که توسط مردان برهنه انجام می‌شه

00:50:45.118 --> 00:50:51.041
‫در این یکی، تنها چیزی که ما
‫می‌دونیم اینه که این مردها نمُردن

00:50:51.207 --> 00:50:54.753
‫این شاید اجرای
‫آیینیِ یک مرگ باشه

00:50:57.881 --> 00:51:01.134
‫اینکه معنیِ نقاشیِ صورت و بدن چیه

00:51:01.301 --> 00:51:03.178
‫ما هم نمی‌دونیم

00:51:03.344 --> 00:51:08.933
‫اما اون‌ها نمایان‌گر سیستمی پیچیده
‫از عقاید و مناسک هستن

00:51:33.708 --> 00:51:37.420
‫کوچ‌نشین‌هایی که صورت
‫و بدن‌های اون‌ها نقاشی شده

00:51:37.587 --> 00:51:39.923
‫همیشه بروس چَتوین رو
‫شگفت‌زده می‌کردن

00:51:41.382 --> 00:51:44.969
‫حتی وقتی که چند روز
‫با مرگ فاصله داشت

00:51:45.136 --> 00:51:48.014
‫اون می‌خواست فیلم به تازگی
‫تمام شده‌ی من رو ببینه

00:51:48.181 --> 00:51:52.352
‫در مورد قبایل وودابه در جنوب صحرای بزرگ آفریقا
‫[شبانان خورشید، 1988]

00:51:52.519 --> 00:51:56.064
‫هر ساله، اون‌ها وسط ناکجاآباد
‫همدیگه رو ملاقات می‌کنن

00:51:56.231 --> 00:52:00.110
‫و مردان جوان با زرق و برق فراوان
‫چهره‌های خودشون رو آرایش می‌کنن

00:52:01.111 --> 00:52:04.572
‫اون‌ها برای جلب نظر
‫زن‌ها با هم رقابت می‌کنن

00:52:04.739 --> 00:52:08.493
‫و سفیدی چشم‌ها و
‫دندون‌هاشون رو نشون می‌دن...

00:52:08.660 --> 00:52:12.330
‫که به عنوان بالاترین
‫نشانه‌یِ زیبایی اون‌هاست

00:52:13.414 --> 00:52:17.168
‫این‌ها آخرین تصاویری
‫بودن که بروس دید...

00:52:17.335 --> 00:52:20.213
‫قبل از اینکه به اغماء بره

00:52:33.434 --> 00:52:37.313
‫تمام این فرهنگ‌هایِ قبیله‌ای در
‫آخرین روزهایِ خودشون هستن

00:52:38.565 --> 00:52:43.820
‫بروس در مورد برخورد ناگهانیِ
‫اون‌ها با تمدن غربی نوشته

00:52:46.447 --> 00:52:50.785
‫حالا من می‌خوام بخشی از
‫متن چَتوین در پاتاگونیا رو بخونم...

00:52:50.952 --> 00:52:53.872
‫که در ضبط کردن‌هایِ خودش نخونده

00:52:54.998 --> 00:52:57.542
‫"برنالد دیاز نشون می‌ده

00:52:57.709 --> 00:53:01.296
‫چطور با شهر‌های
‫پُر زرق و برق مکزیک

00:53:01.462 --> 00:53:04.007
‫فاتحان فکر کردن...

00:53:04.174 --> 00:53:08.386
‫که پا به کتاب آمادیس نگذاشتن...

00:53:08.553 --> 00:53:10.847
‫یا تار و پود یک رویا"

00:53:11.639 --> 00:53:14.559
‫حرف‌هایِ اون گاهی
‫نقل و قول می‌شه...

00:53:14.726 --> 00:53:16.811
‫تا این ادعا رو تایید کنه...

00:53:16.978 --> 00:53:20.773
‫که تاریخ آرزویِ تقارن اسطوره رو داره

00:53:21.441 --> 00:53:25.653
‫یک مورد مشابه
‫در مورد خشکیِ ماژلان...

00:53:25.820 --> 00:53:28.781
‫در سن خولیان در 1520 هم صدق می‌کنه

00:53:29.824 --> 00:53:34.412
‫از کشتی اون‌ها غول بزرگی رو
‫دیدن که در ساحل برهنه می‌رقصیده...

00:53:34.579 --> 00:53:37.081
‫می‌رقصیده به هوا
‫می‌پریده و آواز می‌خونده

00:53:37.248 --> 00:53:42.003
‫و در حالی که می‌خونده، خاک و شن رو
‫به سر و صورت خودش می‌ریخته

00:53:42.170 --> 00:53:44.339
‫همونطور که سفید پوست‌ها نزدیک شدن

00:53:44.505 --> 00:53:47.091
‫اون یک انگشت
‫به سمت آسمان بالا برد...

00:53:47.258 --> 00:53:50.803
‫می‌پرسید که آیا
‫اون‌ها از آسمان اومدن

00:53:50.970 --> 00:53:53.556
‫وقتی که اون‌ رو
‫پیش کاپیتان ژنرال بردن...

00:53:53.723 --> 00:53:55.892
‫اون برهنگیش رو با یک...

00:53:56.059 --> 00:53:58.937
‫شنل از پوست گواناکو پوشوند

00:54:01.439 --> 00:54:04.192
‫صورت‌های این مردمان قبیله‌ای...

00:54:04.359 --> 00:54:08.154
‫بنظر شوک مشابه‌ای رو از برخورد...

00:54:08.321 --> 00:54:10.281
‫با یک کشتیِ افسانه‌ای نشون می‌ده

00:54:12.575 --> 00:54:15.995
‫یک نمونه‌ی ماکت
‫دقیق از کشتیِ ماژلان...

00:54:16.162 --> 00:54:19.791
‫در سواحل پونتا آرناس به خشکی نشسته

00:54:19.958 --> 00:54:22.460
‫اما اسطوره هنوز هم ادامه داره

00:54:23.836 --> 00:54:27.423
‫آیا کشتی توسط موج‌های
‫خروشان آورده نشده؟

00:54:28.383 --> 00:54:31.344
‫آیا طوفان اون رو
‫تکون می‌ده و می‌بره؟

00:54:31.511 --> 00:54:37.183
‫آیا طناب‌ها آواز
‫جیغ مانندی در باد می‌خونن؟

00:54:38.476 --> 00:54:42.438
‫آیا این توده‌هایِ یخی
‫اخطار مرگباری هستن...

00:54:42.605 --> 00:54:45.775
‫که سنگ‌ها رو به دور
‫کِیپ هورن جمع کنن؟

00:54:47.694 --> 00:54:51.114
‫آیا فاتحان در ماموریت
‫خودشون که بومیان رو...

00:54:51.281 --> 00:54:54.993
‫به مسیحیت تغییر مذهب
‫بدن شکست خورده بودن؟

00:54:55.159 --> 00:54:59.205
‫یا اینکه فقط یک قول
‫تو خالی باقی مونده بود؟

00:55:08.206 --> 00:55:13.206
‫[بخش پنجم، سفر به انتهایِ دنیا]

00:55:25.398 --> 00:55:28.318
‫در جستجویِ
‫دوباره‌ی مسیر سفر چَتوین

00:55:28.484 --> 00:55:31.529
‫ما از کانال بیگل به شیلی گذر کردیم

00:55:33.281 --> 00:55:37.285
‫اینجا ساختمان
‫گمرک و مهاجرت شیلی...

00:55:37.452 --> 00:55:39.620
‫در ایسلا ناوارینو‍ه

00:55:39.787 --> 00:55:44.417
‫آخرین جزیره‌ی باقیمونده
‫قبل از پایان قاره

00:55:45.710 --> 00:55:48.338
‫چَتوین به دنبال ردپایی...

00:55:48.504 --> 00:55:51.382
‫از مردمان کوچ‌نشینِ پاتاگونیا بود

00:55:57.555 --> 00:56:00.975
‫ما به گروهی از
‫باستان‌شناسان برخورد کردیم...

00:56:01.142 --> 00:56:04.437
‫که در حال حفاریِ
‫یک منطقه‌ی باستانی بودن

00:56:09.859 --> 00:56:15.114
‫این منطقه به صورت پراکنده
‫از قبایل سرگردان پُر بوده

00:56:15.907 --> 00:56:19.160
‫بیش از صدها یا هزاران سال پیش

00:56:19.327 --> 00:56:22.163
‫اون‌ها لایه لایه
‫صدف اینجا رها کردن

00:56:23.081 --> 00:56:26.709
‫که به صورت مبهمی اینجا،
‫در این لایه‌ی مشخص معلومه

00:56:51.401 --> 00:56:53.486
‫جزیره‌یِ ناوارینویِ امروزی...

00:56:53.653 --> 00:56:55.780
‫سعی می‌کنه تاریخ...

00:56:55.947 --> 00:56:58.449
‫کوچ‌نشینان باستانش رو حفظ کنه

00:56:59.075 --> 00:57:02.412
‫این دانش‌آموزان شیلیایی
‫حالا آینده هستن

00:57:02.578 --> 00:57:04.872
‫اون‌ها در حال رژه برای جشن...

00:57:05.039 --> 00:57:08.292
‫روز تاسیس پورتو ویلیامز هستن

00:57:08.459 --> 00:57:10.878
‫تنها محل سکونت در این جزیره

00:57:27.019 --> 00:57:30.606
‫در همین اواخر قرن 19

00:57:30.773 --> 00:57:34.777
‫مردمان اینجا در باغ‌وحشی در
‫پاریس به نمایش گذاشته شدن

00:57:35.903 --> 00:57:38.990
‫تمام اون‌ها بخاطر اپیدمی...

00:57:39.157 --> 00:57:41.993
‫و یا کشته شدن توسط
‫مهاجرین سفید‌پوست از بین رفتن

00:57:42.660 --> 00:57:45.580
‫قاتلین اسم این عکس رو...

00:57:45.746 --> 00:57:47.790
‫"در سرزمین عزت گذاشتن"

00:58:00.094 --> 00:58:04.974
‫تعداد زیادی از پاگانس‌ها،
‫سلک‌نامس، کاوسکار

00:58:05.141 --> 00:58:10.688
‫و سایر گروه‌هایِ بومی
‫در این گورستان قبیله‌ای دفن شدن

00:58:22.992 --> 00:58:27.538
‫این پایان یک تمدن
‫بروس چَتوین رو ترسوند

00:58:27.705 --> 00:58:29.582
‫اون نیاز به گفتگو داشت

00:58:29.749 --> 00:58:34.045
‫اون طرفدار سخن گفتن بود
‫انگار با یه اجبار دیوانه‌وار

00:58:34.962 --> 00:58:38.216
‫از نظر من، انگار اون
‫می‌خواست حرف بزنه...

00:58:38.382 --> 00:58:41.302
‫تا مرگ نابهنگام
‫خودش رو به تعویق بندازه

00:58:46.265 --> 00:58:49.310
‫اون همینطور
‫حرف می‌زد و حرف می‌زد

00:58:49.477 --> 00:58:52.188
‫هر چقدر می‌تونست

00:58:52.355 --> 00:58:54.899
‫و همه می‌خندیدن

00:58:55.066 --> 00:58:58.027
‫و این... خیلی خوب بود

00:58:58.194 --> 00:59:01.322
‫خیلی ناراحت کننده بود
‫که زنده نموند

00:59:02.532 --> 00:59:05.660
‫می‌دونی، چون اون... می‌تونم تصور کنم
‫که هنوزم چطور می‌تونست باشه...

00:59:05.826 --> 00:59:08.746
‫منظورم اینه که، کلی کتاب
‫هنوز توی سرش داشت...

00:59:08.913 --> 00:59:10.665
‫که می‌خواست بنویسدشون

00:59:11.457 --> 00:59:13.334
‫هنوز هم صداش رو می‌شنوی؟

00:59:14.168 --> 00:59:17.922
‫می‌تونم، آره، اینکه الان
‫می‌گی، آره می‌شنوم

00:59:18.089 --> 00:59:19.507
‫توی سرم

00:59:19.674 --> 00:59:22.301
‫- آره، می‌تونم
‫- صدای خنده‌اش

00:59:22.468 --> 00:59:24.554
‫- خنده‌اش؟

00:59:24.720 --> 00:59:27.014
‫آره، خنده، آره

00:59:27.181 --> 00:59:29.392
‫- فریادهاش
‫- فریادهاش، آره

00:59:29.559 --> 00:59:32.353
‫می‌خواستم بگم
‫فریادهاش، دقیقاً، آره

00:59:32.520 --> 00:59:35.022
‫اون عاشق جُک گفتن بود

00:59:35.189 --> 00:59:38.818
‫و عاشق ماجراجویی و از این چیزا

00:59:38.985 --> 00:59:42.238
‫- داستان‌سراییش...
‫- منظورم اینه که وقتی به مهمون می‌رفت

00:59:43.030 --> 00:59:46.826
‫و وارد می‌شد همینطور که
‫عقبش می‌اومدم

00:59:46.993 --> 00:59:49.412
‫و بلافاصله می‌رفت...

00:59:49.579 --> 00:59:52.582
‫و بلافاصله آدم‌ها
‫دورش جمع می‌شدن

00:59:53.249 --> 00:59:54.792
‫می‌دونی، اینطوری

00:59:54.959 --> 00:59:57.420
‫با آدم‌هایی که می‌خواست
‫باهاش حرف بزنن

00:59:57.587 --> 01:00:00.381
‫اون می‌رفت توی خونه
‫در حالی که همینطور داشت حرف می‌‌زد

01:00:01.215 --> 01:00:03.259
‫اون یه سخنران بود

01:00:03.426 --> 01:00:05.219
‫منظورم اینه که اون به
‫شخصیت‌ها...

01:00:05.386 --> 01:00:07.346
‫و داستان‌ها علاقه داشت...

01:00:07.513 --> 01:00:11.392
‫و در تقلید و در...

01:00:11.851 --> 01:00:14.061
‫همونطوری که خودت گفتی،
‫این فریادها...

01:00:14.228 --> 01:00:15.980
‫اینطوری بود که انگار یکی
‫می‌خواست اونا رو بریزه توی بطری

01:00:16.147 --> 01:00:20.610
‫چون هم دردآور بودن هم هیجان‌آور...
‫و به نوعی تشویق کننده بود

01:00:21.444 --> 01:00:22.903
‫اون‌ها...

01:00:23.070 --> 01:00:26.240
‫اون‌ها... جوهره‌ی چیزی بودن

01:00:26.866 --> 01:00:31.329
‫آره یادم میاد صداش رو و هر چیزی رو که
‫وقتی همدیگه رو توی ملبورن ملاقات کردیم

01:00:32.246 --> 01:00:36.959
‫تقریباً از همون فرودگاه...
‫شروع کردیم برای هم داستان تعریف کردن

01:00:37.126 --> 01:00:38.419
‫و یه ماراتُن بود

01:00:38.586 --> 01:00:42.131
‫به معنای واقعی کلمه، دو روز و دو شب ماراتُن بود
‫[ملبورن، 1983]

01:00:42.298 --> 01:00:45.551
‫البته وسطش پنج یا
‫شیش ساعت می‌خوابیدیم

01:00:45.718 --> 01:00:48.179
‫لحظه‌ای که همدیگه رو
‫موقع صبحونه می‌دیدیم

01:00:48.346 --> 01:00:50.389
‫اون ادامه می‌داد،
‫منم ادامه می‌دادم

01:00:50.556 --> 01:00:53.434
‫البته سخت بود که
‫سر یه داستان بمونیم...

01:00:53.601 --> 01:00:59.523
‫چون بی‌وقفه حرف می‌زد
‫و راهش برای تقلید صداها...

01:00:59.690 --> 01:01:01.859
‫هنوزم توی گوشمه

01:01:02.026 --> 01:01:04.820
‫یادمه یه داستانی در مورد...

01:01:04.987 --> 01:01:08.032
‫استرالیایِ مرکز، در مورد بومیانش گفت

01:01:08.199 --> 01:01:13.287
‫یه زوج بسیار ثروتمند آمریکایی
‫با یه هواپیمای خصوصی وارد شدن

01:01:13.454 --> 01:01:15.790
‫زنه پاشنه بلند پاش بوده...

01:01:15.956 --> 01:01:19.877
‫از یه بومی عکس می‌گرفته که
‫روی زمین چمباتمه زده بوده، یه پیرمرد

01:01:20.044 --> 01:01:24.048
‫و اون، سرشار از نفرت،
‫به پاهای اون تُف می‌کنه

01:01:24.215 --> 01:01:27.677
‫و زنه بلافاصله متوجه می‌شه،
‫که باید ازش اجازه می‌گرفته

01:01:27.843 --> 01:01:30.471
‫و عذرخواهی می‌کنه
‫و درخواست می‌کنه

01:01:30.638 --> 01:01:33.557
‫"ما می‌تونیم... یه هدیه
‫یا چیزی بهتون بدیم؟

01:01:33.724 --> 01:01:37.812
‫شاید پول نه اما یه چیز کاربردی
‫که بتونی ازش استفاده کنی

01:01:37.978 --> 01:01:39.146
‫چی می‌تونیم برات بفرستیم؟"

01:01:39.313 --> 01:01:42.233
‫و بومی بدون اینکه
‫لحظه‌ای هم مکث کنه می‌گه...

01:01:42.400 --> 01:01:47.113
‫"چهار تا وانت تویوتا"

01:01:48.406 --> 01:01:51.158
‫این طوری بود که بروس تلفظش کرد

01:01:51.325 --> 01:01:54.578
‫و بعدش بلافاصله
‫صدایِ زنه رو تقلید کرد...

01:01:54.745 --> 01:01:57.623
‫که نمی‌دونست
‫دیگه باید چیکار کنه

01:01:59.624 --> 01:02:04.624
‫[بخش ششم، کوله‌پُشتیِ چَتوین]

01:02:07.550 --> 01:02:09.760
‫در پاتاگونیا

01:02:09.927 --> 01:02:13.055
‫کوه‌ها محل رفت و آمد بروس نبوده

01:02:13.222 --> 01:02:14.473
‫اون‌ها محل رفت و آمد من بودن

01:02:14.640 --> 01:02:17.852
‫چون من در کوه‌های
‫باواریا بزرگ شدم

01:02:18.769 --> 01:02:23.023
‫اما کوله‌پُشتیِ چرمیش اینجا
‫نقش مهمی رو ایفا کرد

01:02:23.816 --> 01:02:29.029
‫اون، خودش، هزاران کیلومتر با
‫کوله‌پُشتیش پیاده‌روی کرده بود

01:02:32.074 --> 01:02:33.868
‫من همیشه اینجا می‌نوشم

01:02:37.830 --> 01:02:42.543
‫من فیلم بعدیِ خودم،
‫فریاد سنگ رو در سرو توره ساختم...

01:02:42.710 --> 01:02:46.672
‫و نقش اصلی، به احترام بروس چَتوین
‫[فریاد سنگ، 1991]

01:02:46.839 --> 01:02:49.091
‫که سال پیش مُرده بود

01:02:49.258 --> 01:02:51.927
‫در کل فیلم این رو
‫با خودش حمل می‌کنه

01:02:52.845 --> 01:02:55.765
‫در یک مرحله از تولید فیلم

01:02:55.931 --> 01:02:58.768
‫این برای من اهمیت پیدا کرد

01:03:02.605 --> 01:03:07.777
‫سرا توره، یکی از بزرگ‌ترین
‫چالش‌ها برای کوهنوردهاست

01:03:07.943 --> 01:03:10.905
‫جدا از چهر‌ه‌ی سنگیش

01:03:11.071 --> 01:03:13.949
‫طوفان‌های مواجی داره...

01:03:14.116 --> 01:03:15.868
‫که خطر محسوب می‌شه

01:03:17.495 --> 01:03:20.831
‫یجورایی، فیلم، برای من

01:03:20.998 --> 01:03:23.834
‫باید مربوط به مرگ چَتوین می‌بود

01:03:24.835 --> 01:03:26.629
‫وقتی بروس رو دیدم...

01:03:27.755 --> 01:03:32.134
‫فقط یه اسکلت
‫مونده بود و چشم‌ها...

01:03:32.301 --> 01:03:34.428
‫که می‌درخشید

01:03:35.596 --> 01:03:38.974
‫و الیزابت رفت، و اولین چیزی که اون گفت
‫[آخرین مصاحبه‌ی بروس چَتوین با بی‌بی‌سی]

01:03:39.141 --> 01:03:40.726
‫ورنر، من دارم می‌میرم

01:03:42.186 --> 01:03:45.731
‫و من بهش نگاه کردم و گفتم،
‫"بروس، می‌تونم این رو ببینم"

01:03:46.899 --> 01:03:49.109
‫تقریباً حقیقته

01:03:49.276 --> 01:03:51.070
‫و بعدش گفت...

01:03:51.779 --> 01:03:54.990
‫"می‌خوام همین الان بمیرم،
‫کمکم کن، کمکم کن، کمکم کن

01:03:55.157 --> 01:03:57.701
‫می‌تونی یجوری منو بکشی؟"

01:03:57.868 --> 01:03:59.328
‫و من گفتم

01:04:00.955 --> 01:04:05.209
‫" منظورت اینه که مثلاً
‫سرت رو بکوبم به جایی...

01:04:05.376 --> 01:04:08.379
‫با یه چوب بیسبال یا با تیر بزنمت؟"

01:04:09.672 --> 01:04:14.093
‫و اون گفت... "شاید یجورایی...
‫با دارو یا چیزی"

01:04:14.260 --> 01:04:17.388
‫و من گفتم، "چرا از الیزابت نمی‌خوای؟"

01:04:17.555 --> 01:04:21.058
‫"نه، من نمی‌تونم در این مورد
‫حرف بزنم، اون کاتولیکه"

01:04:22.268 --> 01:04:24.144
‫و...

01:04:25.729 --> 01:04:31.235
‫خب، تنها هدیه‌‎ی من بهش فقط
‫یه اسلحه برای شلیک به خودش نبود

01:04:31.402 --> 01:04:32.987
‫اما بهش فیلم رو نشون دادم

01:04:34.655 --> 01:04:38.576
‫و اون ده دقیقه ازش رو دید
‫و وارد یه حالت از هذیان‌گویی شد

01:04:38.742 --> 01:04:42.913
‫و بعدش ده دقیقه‌ی دیگه رو دید و...

01:04:44.123 --> 01:04:47.042
‫ناگهان برمی‌گشت

01:04:47.918 --> 01:04:51.005
‫و کاملاً هم واضح،
‫سرم فریاد می‌زد

01:04:51.171 --> 01:04:54.383
‫"من باید دوباره برگردم به جاده،
‫من باید دوباره برگردم به جاده"

01:04:55.342 --> 01:04:59.638
‫و به پاهاش نگاه می‌کرد،
‫که دو تا خط شده بودن

01:04:59.805 --> 01:05:02.600
‫و می‌گفت، "اما کوله‌ام خیلی سنگینه"

01:05:03.767 --> 01:05:06.562
‫و من گفتم، "بروس، من
‫می‌تونم کوله‌ات رو حمل کنم

01:05:06.729 --> 01:05:08.772
‫من به اندازه‌ی کافی
‫قوی هستم، من باهات میام"

01:05:09.523 --> 01:05:12.067
‫و... بعدش...

01:05:12.818 --> 01:05:17.072
‫یجورایی، اون ظاهراً،
‫بعد از دور روز... وقتی که من اونجا بودم

01:05:17.239 --> 01:05:21.201
‫خجالت می‌کشید که جلوی من بمیره

01:05:21.368 --> 01:05:24.371
‫و گفت، "می‌شه لطفاً بری؟"

01:05:25.706 --> 01:05:29.209
‫و گفت که، "تو باید..."

01:05:33.923 --> 01:05:35.549
‫می‌تونم نشونش بدم؟

01:05:37.801 --> 01:05:40.095
‫خب، این کوله‌اشه

01:05:40.262 --> 01:05:42.514
‫در حقیقت، الیزابت که
‫داشت به انگلستان برمی‌گشت

01:05:42.681 --> 01:05:44.391
‫توی انگلیس بود،
‫این رو برای من فرستاد

01:05:45.059 --> 01:05:46.727
‫و من ازش استفاده کردم

01:05:46.894 --> 01:05:48.187
‫خیلی ازش استفاده کردم

01:05:49.438 --> 01:05:53.233
‫این فیلم یه حالت از
‫اضطرار رو همراه داره

01:05:53.400 --> 01:05:56.445
‫هر چیزی می‌تونه توی یه
‫مرگ ناگهانی ختم بشه

01:05:57.571 --> 01:06:00.741
‫بروس همیشه فیلم من،
‫فیتزکارالدو رو دوست داشت

01:06:00.908 --> 01:06:06.580
‫جایی که من توش یه کشتی بخار بزرگ رو
‫بر فراز یک کوه حرکت می‌دادم

01:06:06.747 --> 01:06:11.543
‫اون همیشه عاشق این بود که
‫سینما در ناب‌ترین شکل خودش باشه

01:06:12.169 --> 01:06:16.799
‫اینجا، واضحِ که
‫بازیگر من، اشتفان کلواچ

01:06:16.966 --> 01:06:19.343
‫بهترین صخره نورد زمان خودش

01:06:19.510 --> 01:06:22.763
‫به هیچ‌وجه از هیچ ابزار
‫ایمنی استفاده نمی‌کنه

01:06:22.930 --> 01:06:24.765
‫اون از استفاده از هر چیزی امتناع کرد

01:06:24.932 --> 01:06:28.602
‫بدون طناب، کارابین، هیچی

01:07:25.909 --> 01:07:29.705
‫مثل همیشه ابری، می‌دونی که اون برای من اینجاست
‫[آلبرت کاستیلو]

01:07:29.872 --> 01:07:31.498
‫اما می‌دونی...
‫[راهنمایِ کوهستان در فیلم فریاد سنگ]

01:07:31.665 --> 01:07:35.294
‫برای من، فوق‌العاده‌س که من پیش تو
‫اینجام، می‌دونی، واقعاً باعث افتخارمه

01:07:35.461 --> 01:07:39.590
‫و من اینجا زندگی می‌کنم
‫از وقتی که تو فیلم رو از دهه‌ی 90 اینجا ساختی...

01:07:39.757 --> 01:07:42.301
‫آره، اما... من قهرمان داستان نیستم

01:07:42.468 --> 01:07:43.677
‫- تو نیستی؟ خب
‫- نه، نه، نه

01:07:43.844 --> 01:07:47.765
‫قهرمان داستان
‫بروس چَتوینه، این کوله‌پُشتی

01:07:47.931 --> 01:07:49.975
‫- باشه، آره، نه، اما آره
‫- این کوله پُشتیشه

01:07:52.936 --> 01:07:54.563
‫تولید فیلم...

01:07:54.730 --> 01:07:59.068
‫پُر از سختی بود
‫که جزوی از داستان شد

01:07:59.818 --> 01:08:02.905
‫این طوفان‌ها بود که بیشتر از
‫همه چیز ما رو آزار می‌داد

01:08:07.076 --> 01:08:12.998
‫و بعد از 10 تا 12 روز طوفان هولناک،
‫یه نور شفاف داشتیم

01:08:13.165 --> 01:08:16.794
‫یه آسمان تماماً صاف
‫صبحگاهی و من گفتم...

01:08:16.960 --> 01:08:18.921
‫با هلیکوپتر بریم اون بالا

01:08:19.088 --> 01:08:20.881
‫هفته‌ها طول می‌کشید
‫اگه می‌خواستیم پیاده بریم

01:08:21.048 --> 01:08:22.925
‫با هلیکوپتر رفتیم

01:08:23.801 --> 01:08:25.427
‫این اشتباه رو کردیم که...

01:08:25.594 --> 01:08:29.264
‫تیم نجات ذخیره
‫در ابتدا پرواز نکرد

01:08:29.431 --> 01:08:32.267
‫هلیکوپتر ما رو
‫پیاده کرد و بعدشم رفت

01:08:32.434 --> 01:08:38.065
‫و بعدشم یه طوفان باورنکردنی
‫ما رو درگیر خودش کرد

01:08:38.232 --> 01:08:40.484
‫در کمتر از یه دقیقه...

01:08:40.651 --> 01:08:43.779
‫سبیل‌هایِ من یخ زده بود

01:08:43.946 --> 01:08:46.990
‫بیست درجه زیر صفر بود

01:08:47.157 --> 01:08:50.410
‫شاید یه طوفان 200 کیلومتری بود

01:08:51.036 --> 01:08:53.872
‫وقتی که تونستیم یخ رو بشکافیم

01:08:54.039 --> 01:08:56.125
‫درست مثل یه بشکه نوشیدنی

01:08:56.291 --> 01:08:58.085
‫و خزیدیم و رفتیم اون تو

01:08:58.252 --> 01:09:01.338
‫و 55 ساعت...

01:09:02.256 --> 01:09:05.134
‫دو روز، دو شب، و یه نصفه روز

01:09:05.300 --> 01:09:06.927
‫یه چیزی توی همین
‫مایه‌ها اونجا بودیم

01:09:07.094 --> 01:09:09.972
‫و طوفانی بود که
‫همه جا رو سفید کرده بود

01:09:10.139 --> 01:09:14.351
‫من نمی‌تونستم توی این
‫فاصله حتی تو رو هم ببینم

01:09:14.518 --> 01:09:15.978
‫و کیسه خواب هم نبود؟

01:09:16.145 --> 01:09:18.647
‫هیچی، نه چادری، نه غذایی

01:09:18.814 --> 01:09:20.899
‫من دو تا شکلات کوچولو داشتم...

01:09:21.066 --> 01:09:23.610
‫و همون اول تقسیمش کردم

01:09:25.279 --> 01:09:28.365
‫اما بازم... موضوع این
‫نیست، من قهرمان نیستم

01:09:28.532 --> 01:09:30.450
‫- نه، می‌دونم، اما...
‫- بروس چَتوین...

01:09:30.617 --> 01:09:33.996
‫یه چیزی در مورد کوله‌ات
‫بهم گفتی اون موقع، چه اتفاقی افتاد؟

01:09:34.163 --> 01:09:37.666
‫من تمام مدت روی
‫این کوله نشسته بودم

01:09:37.833 --> 01:09:41.587
‫- و... ازم محافظت کرد در مقابل...
‫- آره، آره

01:09:41.753 --> 01:09:44.047
‫چون وقتی می‌شینی دمای
‫بدنت خیلی میاد پایین...

01:09:44.214 --> 01:09:46.758
‫- روی یخ
‫- روی یخ، آره

01:09:47.843 --> 01:09:51.138
‫اما بقیه می‌گن،
‫"این زندگیت رو نجات داد"

01:09:51.305 --> 01:09:56.018
‫نه، این چرته چون اون دوتای دیگه
‫روی یخ نشسته بودن

01:09:56.185 --> 01:09:58.103
‫- و اونا نمردن
‫- آره

01:09:59.062 --> 01:10:02.441
‫و بعدش اونا سعی کردن بیان سمت ما

01:10:02.608 --> 01:10:04.026
‫- و اونا...
‫- امکانپذیر نبود

01:10:04.193 --> 01:10:06.195
‫نه، خب، سعی‌شون رو کردن

01:10:06.361 --> 01:10:08.780
‫اما به وسیله‌ی یه بهمن سقوط کردن

01:10:08.947 --> 01:10:13.368
‫و یکی‌شون بشکن زد و دستکش‌های
‫خودش رو در آورد و انداخت

01:10:13.535 --> 01:10:18.749
‫و انداختش توی طوفان و از پیشخدمت
‫خواست که هزینه‌ی کاپوچینوش رو بده!

01:10:20.125 --> 01:10:22.127
‫پس، اونا مجبور شدن
‫که اون رو بیارن پایین

01:10:22.294 --> 01:10:26.340
‫بعد از 55 ساعت،
‫تونستیم کمی آسمون رو ببینیم

01:10:26.506 --> 01:10:30.844
‫هلیکوپتر تونست که ما رو بکشه بیرون

01:10:34.223 --> 01:10:39.603
‫از اون موقع به بعد کوله‌پُشتیِ بروس
‫برای من بیشتر از یه خاطره‌اس

01:10:40.479 --> 01:10:43.982
‫هم بروس هم من هر دو
‫با پای پیاده دنیا رو کاوش کردیم

01:10:44.149 --> 01:10:45.525
‫من، شخصاً

01:10:45.692 --> 01:10:48.111
‫با اعتقاد به قدرت راه رفتن

01:10:48.278 --> 01:10:50.948
‫از مونیخ تا پاریس رو پیاده رفتم

01:10:51.114 --> 01:10:54.076
‫به عنوان یه زائر که الگوم...

01:10:54.243 --> 01:10:57.246
‫لوته آیزنر رو از مرگ نجات بدم

01:10:57.871 --> 01:10:59.831
‫خاطرات من از این راهپیمایی...

01:10:59.998 --> 01:11:04.127
‫با عنوان راهپیمایی به روی یخ منتشر شد

01:11:04.294 --> 01:11:08.465
‫و بروس غالباً کتاب من رو توی
‫کوله‌اش با خودش حمل می‌کرد

01:11:08.632 --> 01:11:13.595
‫این ارزشی داره که
‫نمی‌شه توصیفش کرد

01:11:15.472 --> 01:11:17.516
‫بروس همیشه از کلام من خوشش می‌اومد

01:11:17.683 --> 01:11:19.309
‫وقتی که بهش می‌گفتم

01:11:19.476 --> 01:11:24.314
‫"دنیا خودش رو به اونایی که
‫پیاده سفر می‌کنن نشون می‌ده"

01:11:26.315 --> 01:11:31.315
‫[بخش هفتم، کبرا ورده]
‫[کبرا ورده: نام فیلمی از ورنر هرتزوگ]

01:11:44.710 --> 01:11:48.130
‫در طول اولین
‫برخوردهامون رو استرالیا

01:11:48.297 --> 01:11:52.718
‫من به بروس در مورد علاقه‌ام
‫به ساخت فیلم بلندی گفتم...

01:11:52.884 --> 01:11:56.221
‫که بر اساس کتابش،
‫شهریار اویدا باشه

01:11:56.388 --> 01:12:01.059
‫یه قانون شکن برزیلی که به
‫سواحل آفریقای جنوبی پا می‌ذاره

01:12:01.435 --> 01:12:05.605
‫و تبدیل به بزرگ‌ترین تاجر
‫برده‌ی زمان خودش می‌شه

01:12:09.901 --> 01:12:11.737
‫یه تماس از بروس داشتم...

01:12:11.903 --> 01:12:14.740
‫یه سال یا چند وقت بعدش، و گفت...

01:12:14.906 --> 01:12:16.992
‫"دیوید بویی می‌خواد
‫حقوق فیلمت رو بخره"

01:12:17.159 --> 01:12:21.288
‫و من گفتم، "خدای من! نه، نه، نه!
‫دیوید بویی نه!

01:12:21.455 --> 01:12:24.207
‫من باید این کار رو بکنم"
‫و بلافاصله رفتم دنبالش

01:12:24.374 --> 01:12:26.209
‫و حقیقتش تو کشف کردی

01:12:26.376 --> 01:12:28.420
‫و من اولین باره که اینجا می‌بینم

01:12:28.587 --> 01:12:30.839
‫تو اینو پیدا کردی،
‫فیلمنامه‌ی من، اینجا

01:12:31.006 --> 01:12:33.675
‫این فیلمنامه‌ی تو با
‫حاشیه‌نویسی‌هایِ بروس در سراسرشه

01:12:33.842 --> 01:12:35.510
‫که هیچوقت برام نفرستاد

01:12:35.677 --> 01:12:37.971
‫هرگز این کار رو نکرد،
‫هیچوقت برام نفرستادنش

01:12:38.138 --> 01:12:39.639
‫اینجا، می‌تونی ببینی...

01:12:39.806 --> 01:12:43.685
‫حتی اسامی هم حاویِ حاشیه نویسی‌اَن

01:12:43.852 --> 01:12:46.980
‫بعدش، برای مثال، اینجا

01:12:50.025 --> 01:12:52.444
‫پُر از حاشیه‌نویسیه

01:12:52.611 --> 01:12:55.197
‫فکر می‌کنی که اینا کمکت می‌کردن؟

01:12:55.364 --> 01:12:56.907
‫نمی‌دونم

01:12:57.074 --> 01:12:58.742
‫من نخوندم‌شون، من...

01:12:58.909 --> 01:13:02.287
‫این اولین باریه که توی کل
‫زندگیم اینا رو توی دستم می‌گیرم

01:13:02.454 --> 01:13:06.708
‫اولین باریه که این حاشیه‌نویسی‌ها رو
‫روی فیلمنامه‌ام می‌بینم

01:13:07.834 --> 01:13:09.920
‫می‌خوام یکی از چیزهایی که
‫بروس برات نوشته رو بخونم...

01:13:10.087 --> 01:13:13.632
‫وقتی که به تماشایِ فیلمت می‌ره

01:13:13.799 --> 01:13:18.720
‫تو رو به عنوان مجموعه‌ای از
‫تناقضات توصیف می‌کنه

01:13:18.887 --> 01:13:21.515
‫خیلی سفت سخت،
‫اما در عین حال آسیب پذیر

01:13:21.681 --> 01:13:25.352
‫محبت آمیز و دور از دسترس،
‫ریاضت کش و نفسانی

01:13:25.519 --> 01:13:28.855
‫که با فشارهایِ روزمره‌ی
‫زندگی سازگاری نداره

01:13:29.022 --> 01:13:30.816
‫اما به صورت کارآمدی کار می‌کنه...

01:13:30.982 --> 01:13:33.110
‫تحت شرایطی بسیار خاص

01:13:33.276 --> 01:13:34.986
‫اون همچنین تنها کسیه که...

01:13:35.153 --> 01:13:38.031
‫من می‌تونم باهاش مکالمه‌ی
‫رو در رو داشته باشم

01:13:38.198 --> 01:13:41.910
‫در مورد چیزی که من بهش می‌گم،
‫"جنبه‌ی مقدس راه رفتن"

01:13:42.077 --> 01:13:44.454
‫بنظر میاد که تو رو
‫به عنوان یه برادر در نظر داره

01:13:45.622 --> 01:13:47.874
‫یجورایی، آره، و...

01:13:48.041 --> 01:13:50.544
‫می‌دونی، اون موقع خیلی بیمار بود...

01:13:50.710 --> 01:13:52.421
‫که نمی‌تونست سفر کنه

01:13:52.587 --> 01:13:54.381
‫وقتی که ازش دعوت کردم

01:13:54.548 --> 01:13:55.882
‫گفت، "نه من نمی‌تونم سفر کنم"

01:13:56.049 --> 01:14:00.637
‫و بعدش گفت، "یکم
‫بهتر شدم، اما ویلچر نیاز دارم"

01:14:01.888 --> 01:14:03.056
‫من در جواب بهش نوشتم...

01:14:03.223 --> 01:14:07.602
‫"بروس، ویلچر توی جایی که ما داریم
‫فیلمبرداری می‌کنیم کمکی نمی‌کنه

01:14:07.769 --> 01:14:12.482
‫خیلی ناهمواره، اما من
‫بهت چهارتا تخت ننو می‌دم...

01:14:12.649 --> 01:14:14.067
‫و یه نفر هم که بیارتت"

01:14:14.234 --> 01:14:15.944
‫منظورم اینه که، از این
‫سایه‌بون‌های خیلی بزرگ دارن

01:14:16.111 --> 01:14:18.113
‫که پادشاه‌ها با خودشون می‌بردن

01:14:18.280 --> 01:14:21.366
‫و تو رو بالای سر خودشون می‌برن

01:14:21.533 --> 01:14:24.786
‫و یجورایی بروس نمی‌تونست
‫در مقابلش مقاوت بکنه

01:14:24.953 --> 01:14:27.622
‫اون اومد، وضعیت نسبتاً خوبی هم داشت

01:14:27.789 --> 01:14:29.215
‫و مشاهده کرد...

01:14:29.382 --> 01:14:30.550
‫حقیقتش داشت راه می‌رفت

01:14:30.717 --> 01:14:32.010
‫هیچوقت هم از اون تخت استفاده نکرد

01:14:33.094 --> 01:14:38.016
اون شاهد لحظاتی دیوانه کننده
با 800 زن جنگجو بود

01:14:38.183 --> 01:14:42.228
منظورم اینه که ما اون‌ها رو
...به مدت شش هفته تحت آموزش نظامی

01:14:42.395 --> 01:14:44.731
توسط یک بدلکار ایتالیایی قرار دادیم

01:14:44.898 --> 01:14:46.357
دیوانگی محض بود

01:14:46.524 --> 01:14:49.861
،لحظه‌ای بود که در اون
،این زنان جوان درنده

01:14:50.028 --> 01:14:53.531
و بسیار بسیار فصیح
و بسیار سرسخت قرار داشتن

01:14:53.698 --> 01:14:57.494
حقوق‌شون با یک روز تأخیر پرداخت شد
و تقریباً شورش به پا شد

01:14:58.161 --> 01:15:02.248
‫و یه طغیان باورنکردنی
‫داشت اتفاق می‌افتاد

01:15:02.415 --> 01:15:05.084
‫و یکی از مسئولان تولید
‫اون‌ها رو پرت کرد بیرون

01:15:05.251 --> 01:15:07.295
‫و بعدش، منظورم اینه که...

01:15:07.462 --> 01:15:08.796
‫خیلی خطرناک شد

01:15:08.963 --> 01:15:11.716
‫برو کنار! حمله! حمله!

01:15:11.883 --> 01:15:17.472
«بروس در کتابش با عنوان «من اینجا چه می‌کنم
به این حادثه اشاره می‌کنه

01:15:17.639 --> 01:15:21.434
...اون من رو به عنوان "یادبود عقل

01:15:21.601 --> 01:15:24.771
"در مجموعه‌ای از شکست‌های عصبی
توصیف می‌کنه

01:15:25.563 --> 01:15:27.857
،بعد از اینکه آشوب رو آروم کردم

01:15:28.149 --> 01:15:31.611
:بروس می‌نویسه
...ورنر که خسته شده بود، به من می‌گه"

01:15:31.778 --> 01:15:35.323
"این فقط یک نمایش بود

01:15:36.282 --> 01:15:40.370
‫بروس کلاوس کینسکی رو
‫به عنوان فرد بالغی توصیف می‌کنه...

01:15:40.537 --> 01:15:41.955
‫با موهایِ بلندِ سفید

01:15:42.121 --> 01:15:43.456
‫و اغلب، بعد از اینکه بروس مُرد

01:15:43.623 --> 01:15:46.251
‫ما تصور می‌کنیم اگه
‫زنده می‌بود چطور می‌شد؟

01:15:46.417 --> 01:15:49.379
‫این تصویر از کلاوس کینسکی
‫در کبرا ورده به ذهن ما می‌رسید

01:15:49.546 --> 01:15:51.130
‫که احتمالاً یکم شبیه اون می‌شد

01:15:51.464 --> 01:15:54.008
‫نه! نذارید فرار کنه!

01:15:54.175 --> 01:15:57.679
‫- جلوش رو بگیرید! جلوش رو بگیرید!
‫- عقب وایسین! عقب وایسین!

01:15:57.845 --> 01:15:59.847
‫زنش الان خفه‌اش می‌کنه، عقب بمونین

01:16:07.188 --> 01:16:09.524
‫خب، کینسکی بخصوص سخت بود

01:16:09.691 --> 01:16:14.654
‫آخرین فیلم‌مون بود و کینسکی
‫دیگه غیر قابل کنترل شده بود...

01:16:15.446 --> 01:16:19.158
‫و یه سری کارها رو انجام
‫نمی‌داد خیلی خشن شده بود

01:16:19.325 --> 01:16:23.079
‫منظورم اینه که، خشونت
‫فیزیکی هم بود که غیر مجازه

01:16:23.246 --> 01:16:24.789
‫من طرفدارش نیستم

01:16:24.956 --> 01:16:27.083
‫و بروس شاهد برخی از اون‌ها بود

01:16:27.250 --> 01:16:32.297
‫نه همه‌اش رو، چون اون فقط
‫دو تا سه هفته یا همچین مدتی موند

01:16:33.131 --> 01:16:36.050
‫فکر می‌کنم سردرگُم شده بود

01:16:36.217 --> 01:16:38.303
‫فکر کنم وحشت کرده بود...

01:16:38.469 --> 01:16:42.348
‫از قدرت خام احساسات...

01:16:42.515 --> 01:16:44.350
‫و رذالت...

01:16:44.517 --> 01:16:47.562
‫و... یه شخصیتی...

01:16:47.729 --> 01:16:51.482
‫که فقط تویِ رمان‌ها وجود داره

01:16:52.650 --> 01:16:56.237
‫و، البته، کاملاً هم خوشحال شده بود...

01:16:56.404 --> 01:17:00.033
‫که از یه پادشاه
‫واقعی استفاده کرده بودم

01:17:00.867 --> 01:17:02.744
‫پادشاه انزین

01:17:02.910 --> 01:17:06.289
‫با کل 450 افراد همراهش

01:17:06.456 --> 01:17:10.335
‫کسانی که حامل
‫تختش و سایه‌بون‌هاش بودن

01:17:10.501 --> 01:17:13.171
‫و باهاش طبل می‌زدن
‫و حرکت می‌کردن...

01:17:13.338 --> 01:17:15.131
‫و این فوق‌العاده بود

01:17:15.298 --> 01:17:19.844
‫و بروس گفت "این چیزی بود که من
‫آرزو داشتم یه بار توی زندگیم ببینم"

01:17:20.011 --> 01:17:23.264
‫من گفتم، "تو موفق شدی،
‫و این توی فیلم خواهد بود...

01:17:23.431 --> 01:17:25.475
‫این قراره توی فیلم باشه"

01:17:47.705 --> 01:17:49.707
‫یه پادشاه دیگه هم بود

01:17:49.874 --> 01:17:52.126
‫یک پادشاه کوچک از المینا

01:17:52.293 --> 01:17:54.379
‫و اون کنجکاو مطالعه کردن...

01:17:54.545 --> 01:17:57.882
‫کتاب بروس بود، شهریارِ اویدا

01:17:58.049 --> 01:17:59.884
‫پس، بروس اون رو بهش داد

01:18:00.051 --> 01:18:02.470
‫و بعد از سه روز، پادشاه

01:18:02.637 --> 01:18:04.847
‫اون یکی پادشاه، برگشت و...

01:18:20.571 --> 01:18:25.243
‫یجورایی سرش رو به چپ و راست
‫می‌چرخوند و یه جوری نگاه می‌کرد

01:18:25.410 --> 01:18:27.328
‫و به اون نگاه می‌کرد و

01:18:27.495 --> 01:18:30.832
‫و بروس گفت که، "خب، حالا؟"

01:18:31.916 --> 01:18:33.835
‫و پادشاه بهش نگاه کرد...

01:18:34.001 --> 01:18:39.090
‫و اون گفت که، "آقای چَتوین
‫کتاب خوبی نوشتین"

01:18:40.717 --> 01:18:41.759
‫این تمام چیزی بود که گفت

01:18:41.926 --> 01:18:44.887
‫و بروس خیلی خیلی
‫خوشحال شد

01:18:46.222 --> 01:18:48.933
‫بروس موقعی که توی
‫غنا بود خیلی بیمار بود

01:18:49.100 --> 01:18:54.063
‫اما قدم می‌زد و... لذت می‌برد

01:18:54.230 --> 01:18:55.440
‫و فقط بعداً که...

01:18:55.606 --> 01:18:59.485
‫به مرحله‌ی آخرینِ بیماریِ...

01:18:59.652 --> 01:19:00.987
‫خودش رسید

01:19:03.364 --> 01:19:04.490
‫و همون موقع هم...

01:19:04.657 --> 01:19:07.952
‫فکر کنم وقتی
‫لوهنگرین رو کار می‌کردم

01:19:08.119 --> 01:19:11.247
‫اون هنوزم وضعیت خوبی داشت

01:19:11.414 --> 01:19:14.667
‫با همسرش به بایرویت رسید

01:19:14.875 --> 01:19:17.544
‫جایی که من لوهنگرین رو
‫به روی صحنه بردم

01:19:18.170 --> 01:19:20.672
‫هنوزم خیلی ظاهر خوبی داشت

01:19:20.839 --> 01:19:24.176
‫بدون شک، و بعضی
‫از زن‌ها در نیویورک...

01:19:24.343 --> 01:19:28.305
‫اون رو "به شکل هشدار دهنده‌ای
‫خوش‌تیپ" توصیف می‌کردن

01:19:28.472 --> 01:19:30.641
‫"به شکل هشدار دهنده‌ای خوش‌تیپ"

01:19:30.808 --> 01:19:34.019
‫و، البته، برای هر دو جنسیت

01:19:34.186 --> 01:19:36.730
‫مرد و زن از اون خوش‌شون می‌اومد

01:19:37.856 --> 01:19:41.568
‫من شخصاً، و اون خودش می‌گفت،
‫من نزدیک و دور بودم

01:19:41.735 --> 01:19:43.612
‫من همیشه یه فاصله‌ای رو
‫باهاش رعایت می‌کردم

01:19:43.779 --> 01:19:46.156
‫ما با این کار خیلی راحت بودیم

01:19:46.323 --> 01:19:49.159
‫یه زنی رو یادم میاد که
‫باهاش رابطه‌ای کوتاه داشت

01:19:49.326 --> 01:19:52.412
‫اون گفت که، "اون به دنیا اومده بود
‫تا همه چیز رو اغوا کنه

01:19:52.579 --> 01:19:54.623
‫مهم نبود که مرد باشی یا زن...

01:19:54.790 --> 01:19:56.792
‫یا یه جونور یا برگ درخت

01:19:56.959 --> 01:19:58.752
‫اون می‌خواست اغوا کنه"

01:19:59.586 --> 01:20:02.130
‫من اهمیتی نمی‌دم که...

01:20:02.297 --> 01:20:06.051
‫یه نفر دوجنس‌گرا یا همجنس‌گرا باشه

01:20:06.218 --> 01:20:10.264
‫هیچ ارتباطی به من نداره

01:20:10.430 --> 01:20:11.640
‫بروس بروسه

01:20:13.641 --> 01:20:18.641
‫[بخش هشتم، کتاب به پایان می‌رسد]

01:20:20.357 --> 01:20:22.317
‫چقدر برای شما پیچیده شد...

01:20:22.484 --> 01:20:25.445
‫که بدونید اون با
‫مردها هم رابطه داشته؟

01:20:26.613 --> 01:20:28.615
‫پیچیده نبود،
‫مشکلی نبود

01:20:29.700 --> 01:20:32.619
‫منظورم این بود که، می‌دونید،
‫چون واقعاً...

01:20:32.786 --> 01:20:36.790
‫خللی در رابطه‌مون ایجاد نمی‌کرد

01:20:37.583 --> 01:20:40.002
‫منظورم اینه که... برامون اهمیتی نداشت

01:20:41.086 --> 01:20:45.173
‫بعد اون گاهی وقتا، برای آخر
‫هفته اونا رو دعوت می‌کرد...

01:20:45.340 --> 01:20:47.509
‫یا یه چیزی مثل این،
‫و اونا آدم‌هایِ خوبی بودن

01:20:48.677 --> 01:20:50.929
‫خب...

01:20:51.096 --> 01:20:54.558
‫من هیچوقت فکر این رو
‫نکردم ازش طلاق بگیرم

01:20:54.725 --> 01:20:56.643
‫منظورم اینه که،
اصلاً بحثش پیش نیومد

01:21:06.945 --> 01:21:10.282
‫هنوز هم در روزهایِ
‫ابتدایِ ایدز بود...

01:21:10.449 --> 01:21:14.578
‫وقتی که بروس چَتوین
‫ویروس رو گرفت

01:21:14.745 --> 01:21:15.954
‫در اون زمان

01:21:16.121 --> 01:21:18.665
‫آگاهیِ زیادی در مورد خطرات...

01:21:18.832 --> 01:21:21.501
‫به تازگی شروع
‫به گسترش کرده بود

01:21:27.049 --> 01:21:30.719
‫اون پیاده زیارتی در کوه آتوس کرد...

01:21:30.886 --> 01:21:34.389
‫و به آیین ارتدوکس یونانی گروید

01:21:36.433 --> 01:21:37.976
‫خاکستر اون در کنار...

01:21:38.143 --> 01:21:40.395
‫یک کلیسایِ ارتدوکس دفن شد...

01:21:40.562 --> 01:21:44.650
‫به رویِ یک دماغه‌ی
‫مشرف به دریایِ اژه

01:22:14.096 --> 01:22:15.347
‫من این مکان رو به یاد دارم

01:22:15.514 --> 01:22:20.185
‫قبلاً اینجا می‌نشستیم و به
‫باغ بیرون نگاه می‌کردیم

01:22:21.687 --> 01:22:23.605
‫خب می‌دونید اینجا...

01:22:23.772 --> 01:22:26.650
‫یکی از جاهایی خیلی
‫خوشایند برای اومدن بود

01:22:30.153 --> 01:22:33.031
‫خیلی ناراحت کننده‌ست
‫که بروس اینجا نیست

01:22:41.623 --> 01:22:46.753
‫این ظاهراً، آخرین خطیه که می‌نویسه

01:22:48.714 --> 01:22:52.175
‫"مسیح یک عبایِ بی‌همتا پوشیده"

01:22:52.342 --> 01:22:54.928
‫- "مسیح یک عبایِ بی‌همتا پوشیده"
‫- "یک عبایِ بی‌همتا"

01:22:56.138 --> 01:22:58.849
‫- پایان داستان
‫- پایان داستان

01:22:59.016 --> 01:23:01.643
‫هیچوقت دیگه چیزی ننوشته

01:23:01.810 --> 01:23:04.521
‫منظورم اینه که،
‫به الیزابت می‌گفته که بنویسه

01:23:04.688 --> 01:23:09.651
‫اما این آخرینِ آخرین نوشته‌ایه
‫که ما ازش داریم

01:23:13.113 --> 01:23:13.947
‫خب

01:23:18.452 --> 01:23:20.162
‫کتاب به پایان می‌رسه

01:23:30.172 --> 01:23:33.842
‫در حالی که در مورد
‫خطوط آهنگی در استرالیا تحقیق می‌کرد

01:23:34.009 --> 01:23:37.637
‫بروس می‌دونسته که
‫بیماریِ سختی گرفته

01:23:39.806 --> 01:23:41.850
‫صفحات پایانیِ کتابش...

01:23:42.017 --> 01:23:46.063
‫حس یک سفری رو داره
‫که داره به پایان می‌رسه

01:23:49.566 --> 01:23:51.943
‫اون در مورد این ایده حرف می‌زنه

01:23:52.110 --> 01:23:54.571
‫که وقتی نزدیک به مرگ هستیم

01:23:54.738 --> 01:23:56.656
‫برخی از مردم بومی یک
‫سفر طولانی رو شروع می‌کنن...

01:23:56.823 --> 01:23:59.117
‫به سمت نقطه‌ی ابتدایی که
‫در اونجا به دنیا اومدن

01:23:59.284 --> 01:24:03.205
‫و... این برایِ من

01:24:03.371 --> 01:24:05.540
‫پیام اصلی...

01:24:05.707 --> 01:24:07.125
‫از کتاب خطوط آهنگیه

01:24:07.292 --> 01:24:11.254
‫و من فکر می‌کنم پیامیه که
‫ارزش بسیار زیادی...

01:24:11.421 --> 01:24:12.881
‫برای بروس در اون نقطه داشته

01:24:13.048 --> 01:24:15.092
‫فکر کنم به دنبال راهی
‫برای مُردن بوده

01:24:15.258 --> 01:24:17.677
‫این چیزیه که، فکر می‌کنم توی
‫کتاب داره در مورش بحث می‌شه

01:24:17.844 --> 01:24:22.516
‫اینه که سارتر نگاه می‌کنه...
‫به دنبال راهی برای زندگی کردن بوده

01:24:22.682 --> 01:24:24.434
‫چَتوین به دنبال راهی
‫برای درست مُردن بوده

01:24:24.601 --> 01:24:28.230
‫و من فکر می‌کنم
‫چیزی در مورد این صحنه

01:24:28.396 --> 01:24:30.482
‫با اون در مورد
‫این موضوع صحبت کرده

01:24:30.649 --> 01:24:32.651
‫در غیر اینصورت اون هرگز
‫کتاب رو اینطوری به پایان نمی‌رسوند

01:24:34.569 --> 01:24:39.741
‫اینطور به نظر میاد که انگار بروس
‫داشته مرگ رو توصیف می‌کرده

01:24:39.908 --> 01:24:44.121
‫مرگی درست، که خودش
‫دوست داشته اونطور بمیره

01:24:45.831 --> 01:24:49.543
‫می‌شه آخرین قسمت
‫کتاب رو بخونی، لطفاً؟

01:24:49.709 --> 01:24:51.503
‫بله، و من باهات موافقم

01:24:51.670 --> 01:24:55.257
‫من فکر می‌کنم این
‫در مورد بروس و مرگشه

01:24:56.049 --> 01:24:57.926
‫"همینطور که در دفتر خودم می‌نویسم...

01:24:58.093 --> 01:25:00.178
‫عرفا باور دارن که مرد ایده‌آل...

01:25:00.345 --> 01:25:03.181
‫باید با قدم‌هاش خودش رو
‫به یه مرگ درست برسونه

01:25:03.932 --> 01:25:06.434
‫کسی که آمده، برمی‌گرده

01:25:06.601 --> 01:25:11.064
‫در میان بومی‌های استرالیا،
‫راه‌های مشخصی برای برگشت وجود داره

01:25:11.231 --> 01:25:14.526
‫یا بهتره بگیم با آواز خوندن راه خودتون رو
‫به جایی که بهش تعلق دارین پیدا می‌کنین

01:25:14.693 --> 01:25:16.611
‫به محلی که شکل گرفتین

01:25:16.778 --> 01:25:20.574
‫فقط در اون وقته که شما می‌تونید،
‫تبدیل به اجدادتون بشین

01:25:21.324 --> 01:25:25.704
‫مفهومی کاملاً شبیه
‫دستور مرموز هراکلیتوسه

01:25:25.871 --> 01:25:28.623
‫فانی‌ها و جاودان‌ها
‫در مرگ خودشون زنده‌ان

01:25:28.790 --> 01:25:30.458
‫و در زندگی یکدیگر مُرده

01:25:32.627 --> 01:25:34.045
‫لیمپی جلوتر حرکت می‌کنه

01:25:34.212 --> 01:25:36.381
‫ما روی نوک انگشتامون دنبالش کردیم

01:25:36.548 --> 01:25:38.300
‫آسمان گداخته بود

01:25:38.466 --> 01:25:41.178
‫و سایه‌های تیز و تُند
‫در طول مسیر افتاده بودن

01:25:41.803 --> 01:25:44.264
‫قطره‌ای آب از روی صخره فرو چکید

01:25:45.307 --> 01:25:47.767
‫در یک لحظه، سه تخت
‫بیمارستان وجود داشت

01:25:47.934 --> 01:25:50.437
‫با فنرهای مشبک و بدون تشک

01:25:50.604 --> 01:25:53.064
‫و به روی اون‌ها، سه مرد
‫در حال مرگ قرار داشتن

01:25:53.648 --> 01:25:55.400
‫اون‌ها تقریباً اسکلت بودن

01:25:55.567 --> 01:25:58.028
‫ریش و موهاشون از بین رفته بود

01:25:58.195 --> 01:26:00.197
‫یکی اونقدر قدرت داشت
‫که دستش رو تکون بده

01:26:00.363 --> 01:26:02.365
‫یکی دیگه، فقط برای اینکه چیزی بگه

01:26:02.532 --> 01:26:03.909
‫وقتی که شنیدن لیمپی کیه

01:26:04.075 --> 01:26:06.745
‫هر سه با هم لبخند زدن

01:26:06.912 --> 01:26:08.622
‫همون پوزخند

01:26:08.788 --> 01:26:11.416
‫آرکادی دست‌هاش رو
‫جمع کرد و تماشا کرد

01:26:11.917 --> 01:26:14.085
‫ماریان زمزمه کرد
‫"اون‌ها فوق‌العاده نیستن؟"

01:26:14.252 --> 01:26:16.838
‫دستش رو در دستان
‫من گذاشت و فشار داد

01:26:17.005 --> 01:26:18.715
‫بله، اون‌ها خوب‌اَن

01:26:18.882 --> 01:26:20.175
‫اون‌ها می‌دونستن به کجا می‌رن

01:26:20.342 --> 01:26:23.178
‫و به سایه‌ی مرگ لبخند می‌زدن"

01:26:58.179 --> 01:27:04.179
‫[ بروس چَتوین در سن 49 سالگی
‫در 18 ژانویه 1989 درگذشت ]

01:27:04.203 --> 01:27:24.203
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:27:24.227 --> 01:27:44.227
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.