﻿WEBVTT

00:00:00.360 --> 00:00:45.360
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:45.440 --> 00:00:46.480
.لعنتی

00:00:46.504 --> 00:00:50.504
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:01:04.480 --> 00:01:09.639
،تا جایی که یادم میاد
.دنیا رو از پشت لنز دوربینم می‌دیدم

00:01:11.079 --> 00:01:15.760
اما هیچ سوژه‌ای مثل اون
.منو مجذوب خودش نکرد

00:01:15.840 --> 00:01:16.880
.نه

00:01:19.960 --> 00:01:23.279
میشه تو لباس پوشیدن کمکم کنی؟
.اون یکی رو ترجیح میدم

00:01:23.359 --> 00:01:25.880
اینو بپوشم؟

00:01:25.960 --> 00:01:28.159
.احساس چاقی می‌کنم

00:01:28.240 --> 00:01:31.559
.اینجا اون، تو جشن تولد ٢٦ سالگیشه

00:01:31.639 --> 00:01:36.760
.ـ نه، خوشم نمیاد
.ـ قشنگ شدی

00:01:36.840 --> 00:01:39.159
.خیلی خوشگله

00:01:43.840 --> 00:01:45.760
.وای

00:01:48.400 --> 00:01:50.040
.بیا قاطی زنها

00:01:52.840 --> 00:01:56.279
.ـ اینا خوردنی هستن
.ـ گل رز

00:01:58.880 --> 00:02:02.999
.ـ درخت آوردی
.ـ  تولدت مبارک

00:02:21.519 --> 00:02:24.440
.شاید فقط به عنوان مهمون دعوت شدم

00:02:25.600 --> 00:02:28.560
.اما مثل همیشه، دوربینم رو آوردم

00:02:30.359 --> 00:02:32.720
.این اولین دیدارمه باهاش

00:02:32.799 --> 00:02:37.280
اون به تازگی از دانمارک
.به خونه بچگیش تو پاریس برگشته بود

00:02:37.359 --> 00:02:40.880
.یه چیزی بگو، لطفا
.دارم میکروفون رو تست می‌کنم

00:02:40.959 --> 00:02:44.600
،اسمم «آپولونیا»ست
،«و ما تو منطقه «شاتو روژ

00:02:44.679 --> 00:02:48.519
،«تو «لاووار مدرن پاریزین
.که یه تئاتره، هستیم

00:02:48.600 --> 00:02:51.600
ـ برای تست صداست؟
ـ آره

00:02:58.919 --> 00:03:01.919
.میخوام ازت فیلم بگیرم

00:03:02.000 --> 00:03:04.679
بمون. چی؟

00:03:04.760 --> 00:03:07.600
.ـ درسته
.ـ آره

00:03:18.200 --> 00:03:21.359
.ـ دو دقیقه سکوت
ـ دو دقیقه؟

00:03:21.440 --> 00:03:24.560
.ـ خیلی زیاده
.ـ خیلی خیلی زیاده

00:03:26.600 --> 00:03:28.839
.باید تمرکز کنم

00:03:46.600 --> 00:03:51.880
،اون، هم آشنا به نظر میرسید
.هم غریبه

00:04:06.760 --> 00:04:10.000
.من تو روستا، توی دانمارک بزرگ شدم

00:04:11.560 --> 00:04:14.040
پدربزرگم عاشق نقاشی بود

00:04:14.119 --> 00:04:18.000
،و به ازای هر ساعت بی‌حرکت نشستن برای اینکه ازم نقاشی کنه
.یه یورو بهم می‌داد

00:04:18.079 --> 00:04:22.120
بهم می‌گفت
.که نقاشی، چیزی برای ابدیته

00:04:22.200 --> 00:04:27.200
هنرمندها از اون قدیم‌قدیم‌ها، پادشاها رو نقاشی و
.جاودانه‌شون میکردن

00:04:27.279 --> 00:04:30.039
اما من علاقه‌ای به پادشاه‌ها نداشتم

00:04:30.120 --> 00:04:35.079
،و تنها ابدیتی که تجربه کردم
.انتظار طولانی بود

00:04:37.560 --> 00:04:41.639
.به جاش، دوربین رو انتخاب کردم

00:04:41.719 --> 00:04:43.279
!دارم فیلم می‌گیرم

00:04:55.800 --> 00:05:00.800
،تو اوایل بیست سالگی، تو مدرسه فیلمسازی
.بهم سپردن یه نفرو به تصویر بکشم

00:05:05.519 --> 00:05:11.479
درباره یه زن جوون که تو یه تئاتر
.تو پاریس بزرگ شده بود شنیده بودم

00:05:13.959 --> 00:05:19.479
کسی که میخواست قدم تو مسیر
.اسطوره‌های تئاتر بذاره

00:05:19.560 --> 00:05:23.079
.پس برای دیدار با آپولونیا رفتم

00:05:45.360 --> 00:05:48.719
،«آپولونیا تو «لاووار مدرن پاریزین

00:05:48.800 --> 00:05:52.959
یه سالن شستشو تو یه محله کارگری
با فرهنگ‌های مختلف زندگی میکرد

00:05:53.039 --> 00:05:57.000
.پدر و مادرش اونجا رو به سالن تئاتر تبدیل کرده بودن

00:05:59.839 --> 00:06:03.959
.هرچند، اون تئاتر روزای بهتری رو به خودش دیده بود

00:06:05.680 --> 00:06:08.440
.خیلی قوی هستی، بابا

00:06:10.159 --> 00:06:13.680
.اینجوریه که معمولا وسایل رو میشکونم

00:06:15.839 --> 00:06:20.639
مگه اسباب و اثاثیه بیشتری نداشتی؟
یه مبل؟

00:06:20.719 --> 00:06:24.680
.ـ اون مال بابام بود
.ـ مال بابات. پس... دیگه نیست

00:06:26.599 --> 00:06:31.479
...مرحله مصادره اموال رو پشت سر گذاشتیم

00:06:32.479 --> 00:06:36.719
اونایی که میان وسایل رو میبرن رو چی میگین؟

00:06:36.800 --> 00:06:40.399
ـ مأموران حکم؟
.ـ طلبکارا؟ نه

00:06:40.479 --> 00:06:44.240
Les huissiers»؟» ـ میگین
.ـ  آره، درسته، همون طلبکارا میشه

00:06:45.120 --> 00:06:47.440
".آره، درسته، همون طلبکارا میشه"

00:06:55.880 --> 00:06:59.880
.منو به داخل دعوت و اجازه داد از همه چی فیلم بگیرم

00:07:06.000 --> 00:07:09.440
...عشقم

00:07:21.440 --> 00:07:24.760
.داشتم امروز صبح فکر می‌کردم

00:07:24.839 --> 00:07:28.479
.باید بهت بگم و به خانمی که داره فیلم‌برداری میکنه

00:07:28.560 --> 00:07:35.159
،هر چی به هم نزدیک‌تر می‌شیم
.من از جایی که میخواستم برم، دورتر میشم

00:07:38.839 --> 00:07:44.680
،این یه... نظر قطعی نیست
.ولی دارم بهت میگم

00:07:46.959 --> 00:07:48.680
.لعنتی

00:07:52.680 --> 00:07:54.800
غذا بخوریم؟

00:07:57.519 --> 00:07:59.479
می‌خوای غذا بخوریم؟

00:07:59.560 --> 00:08:02.519
.مکس» داره باهام کات میکنه»

00:08:04.159 --> 00:08:07.240
چرا نمی‌تونی تو ژانویه قلبمو بشکنی

00:08:07.320 --> 00:08:11.880
تا از ژانویه یا فوریه شروع کنم به نقاشی و

00:08:11.959 --> 00:08:14.680
...و اون موقع غمگین باشم

00:08:14.760 --> 00:08:17.680
ـ برنامه‌ت این بود؟
.ـ برنامه‌م بود

00:08:17.760 --> 00:08:19.320
.خیلی عجیبه، آپی

00:08:23.240 --> 00:08:25.320
.لعنتی... باشه

00:08:29.800 --> 00:08:33.440
...اینکه تونستم با دوربینم از آپولونیا فیلم بگیرم

00:08:33.520 --> 00:08:36.560
...یا آپولونیا منو تو تئاتر خودش درگیر کرد رو

00:08:36.640 --> 00:08:39.239
.هنوز نمی‌دونم

00:08:39.320 --> 00:08:42.759
.خیلی جعبه داری

00:08:50.119 --> 00:08:54.040
ـ اینو میخوای؟
ـ مونالیزا؟

00:08:54.119 --> 00:08:56.440
.اوه، چیز جالبیه

00:09:00.959 --> 00:09:04.599
ـ اون چیه؟
.ـ اون مامانمه

00:09:04.680 --> 00:09:09.400
.اون بابامه، و اون منم
.همون اتاقیه که الان توش هستیم

00:09:21.359 --> 00:09:26.759
پدر و مادرم اسممو آپولونیا گذاشتن
...و خودشون رو روی نوار ویدیویی بتامکس

00:09:26.839 --> 00:09:31.239
...فیلمبرداری و ضبط کردن

00:09:33.680 --> 00:09:37.040
.بیا اینجا بشین

00:09:37.959 --> 00:09:43.119
خیلی باحال بود. تا حالا پدر و مادرم رو
.اینقدر رومانتیک ندیده بودم

00:09:46.920 --> 00:09:48.959
.ـ خداحافظ
ـ همین؟

00:09:53.040 --> 00:09:57.759
:بعد این نوار رو پیدا کردم، و روش نوشته شده
".قبل از ۱۸ سالگی نگاه نکن"

00:09:59.920 --> 00:10:03.239
.ولی خب، وقتی دیدمش که زیر ۱۸ سال بودم

00:10:05.520 --> 00:10:08.359
...این داستان شکل‌گیری «هستی» منه

00:10:08.440 --> 00:10:11.400
ـ خوشحالی، نه؟
.ـ آره

00:10:12.280 --> 00:10:15.560
.یه دایره نارنجی بزرگ

00:10:15.640 --> 00:10:20.800
...می‌تونی تو آینه ببینی‌ش
.و اینجوری بود که خبردار شدم

00:10:20.879 --> 00:10:25.680
.این «منم» که داره فیلم می‌گیره

00:10:27.079 --> 00:10:30.759
.ـ این باباته
.ـ این مامانته

00:10:32.079 --> 00:10:34.599
.اینجا الکساندرا یه بچه داره

00:10:37.400 --> 00:10:43.040
...خنده‌دار اینه که تو اونجا و اونجا هستی

00:10:43.119 --> 00:10:45.200
.ولی درواقع اینجایی

00:10:45.280 --> 00:10:46.959
.اوه، نه

00:10:47.879 --> 00:10:50.359
!این تولدمه

00:10:50.440 --> 00:10:53.879
ـ چی؟
.ـ تولدم

00:10:53.959 --> 00:10:57.879
یه ویدیو از تولدت؟
.واقعا؟ خیلی عجیبه

00:11:12.520 --> 00:11:14.320
!آپولونیا

00:11:49.400 --> 00:11:51.160
.آپولونیا

00:11:52.680 --> 00:11:54.920
چطوری؟

00:11:57.320 --> 00:12:04.040
آپولونیا تو یه تئاتر به دنیا اومد که
.مامان و باباش ساخته بودن

00:12:09.800 --> 00:12:14.160
...دور و برش پر بود از آدمای باحال

00:12:14.239 --> 00:12:18.959
.هنرمندای مخالف، روشنفکرا و  فعالای سیاسی

00:12:29.400 --> 00:12:33.959
،اما وقتی آپولونیا هشت ساله شد
.والدینش از هم جدا شدن

00:12:34.040 --> 00:12:40.719
،چون اجاره‌نامه به اسم پدرش بود
...مادرش سهمشو از

00:12:40.800 --> 00:12:44.999
.تئاتر از دست داد و مجبور شدن برن تو خیابون زندگی کنن

00:12:47.759 --> 00:12:54.560
دکترهای آپولونیا گفتن که غصه و ناراحتی باعث
سرطان تو شکمش شده

00:12:57.400 --> 00:12:59.599
عملش کردن و تومور رو برداشتن ولی

00:12:59.680 --> 00:13:05.119
.بازم گفتن بیشتر از ۱۰ سال عمر نمی‌کنه

00:13:07.400 --> 00:13:12.200
تنها امیدش راهبه‌های بیمارستان بودن که

00:13:12.280 --> 00:13:17.560
.شبها بهش نقاشی‌هایی از زندگی جاودان نشون می‌دادن

00:13:24.400 --> 00:13:27.999
...یه اتفاقی افتاد که آپولونیا و مادرشو

00:13:28.079 --> 00:13:31.160
.برای یه زندگی بهتر کشوند دانمارک

00:13:31.239 --> 00:13:34.800
.اما دانمارک هیچوقت حس «خونه» رو به آپولونیا نمی‌داد

00:13:34.879 --> 00:13:39.200
به محض اینکه ۱۸ ساله شد
برگشت به تئاتری که

00:13:39.280 --> 00:13:44.800
بودجه و وضع مالی داغونی داشت و
.همه جا پر بود از دلالای املاک

00:13:44.879 --> 00:13:49.599
،هیس! آپولونیا، من تورو می‌شناسم

00:13:49.680 --> 00:13:55.640
،شاهزاده خانم دوست‌داشتنی من
هروه برویل»، پادشاه لاووار»

00:13:56.719 --> 00:14:02.160
خودش الان اینجا نیست
.ولی روحش هست

00:14:02.239 --> 00:14:04.680
!به سلامتی بابا

00:14:04.759 --> 00:14:09.320
.می‌خوام به افتخار آپولونیا شادی کنیم

00:14:09.400 --> 00:14:15.440
.ببین کی اینجاست و بعد نوبت توئه که هورا بکشی
!به سلامتی

00:14:28.239 --> 00:14:32.040
،همیشه آرزوی یه همچین جایی رو داشتم

00:14:32.119 --> 00:14:36.879
دور از زندگی روزمره
.تو روستاهای دانمارک

00:14:36.959 --> 00:14:41.800
اینجا بین شاعرها، بازیگرها، هنرمندا، موزیسینا و

00:14:41.879 --> 00:14:44.359
.و فعالای سیاسی بودم

00:14:45.680 --> 00:14:49.440
.نمی‌تونستم ازش دل بکنم

00:14:49.520 --> 00:14:55.239
انگار وارد یه تئاتر جادویی شده بودم و
.آپولونیا نقش اول رو بازی می‌کرد

00:15:05.879 --> 00:15:07.920
هنوز اینجایی؟

00:15:20.040 --> 00:15:22.479
.اونا خوششون نمیاد فیلمبرداری کنی

00:15:22.560 --> 00:15:26.479
،ببین چقدر با شک نگاه می‌کنن
.دوربین براشون حکم «چشم شور» رو داره

00:15:38.560 --> 00:15:41.879
باهام میای مدرسه؟

00:15:41.959 --> 00:15:45.520
،«اون طرف رود «سن
چهره پاریس، کاملا متفاوت بود

00:15:59.320 --> 00:16:02.440
.همون جایی که پدربزرگم ازش تعریف می‌کرد

00:16:05.160 --> 00:16:08.800
.پادشاه‌ها واقعا اینجا جاودانه شده بودن

00:16:12.400 --> 00:16:16.040
.خیلی وقتا اونو تا مدرسه می‌بردم

00:16:21.400 --> 00:16:23.479
،بیا یه نگاه بنداز

00:16:23.560 --> 00:16:25.479
.«اینم منظره «لوور

00:16:29.560 --> 00:16:32.920
سلام، چطوری؟

00:16:38.200 --> 00:16:42.759
.اونا چریکای جنگل‌های بلاروسن

00:16:58.200 --> 00:16:59.520
.خوبه

00:17:37.279 --> 00:17:42.719
الان روی چی کار می‌کنی؟
پروژه هنریت چیه؟

00:17:42.799 --> 00:17:46.880
پروژه هنری؟
.من این کلمه «پروژه» رو دوست ندارم

00:17:46.959 --> 00:17:52.200
،این یه پروژه نیست
.یه جور «دنباله و مکمل» هست

00:17:52.279 --> 00:17:56.719
.از وقتی به دنیا اومدم شروع شده و هیچوقت نایستاده

00:17:56.799 --> 00:18:03.279
.نمی‌تونم کارمو از «خودم» جدا کنم

00:18:03.360 --> 00:18:07.039
ریسکیه، خیلی از مورخای هنری میگن این کارو نکنم

00:18:07.120 --> 00:18:11.920
.چون نمی‌تونم بین خودم و هنرم فرق بذارم

00:18:13.600 --> 00:18:16.559
.و واقعا هم فرقی نداره

00:18:17.360 --> 00:18:21.279
.سعی می‌کنم گذشته‌ی مادرم رو درک کنم

00:18:24.880 --> 00:18:28.600
«آپولونیا دربارۀ تاریخچه «تبعید
.چیزهای تازه‌ای فهمید

00:18:33.080 --> 00:18:37.440
تونست خونه‌ی چوبی متروکه‌ی مادربزرگش رو
،پیدا و نقاشی کنه

00:18:37.519 --> 00:18:43.440
خونه‌ای که هنوز به شکل شبِ مهاجرت اجباری
،دوران «استالین» از بلاروس به سیبری

00:18:43.519 --> 00:18:46.559
.سرپا مونده بود

00:18:54.840 --> 00:18:57.400
از اونجا به لهستان منتقل شدن

00:19:01.160 --> 00:19:07.200
و الکساندرا، مادر آپولونیا، اولین نسل متولد بلاروس
.بعد از جنگ جهانی دوم بود

00:19:26.479 --> 00:19:30.239
مادر آپولونیا در ۱۸ سالگی
،برای فرار از کمونیسم و داشتن زندگی بهتر

00:19:30.319 --> 00:19:34.360
با یه توریست دانمارکی
.به «دانمارک» فرار کرد

00:19:34.440 --> 00:19:36.799
.اما چیزی که می‌خواست رو اونجا پیدا نکرد

00:19:36.880 --> 00:19:41.559
یه روز عکسی از برج ایفل دید و

00:19:41.640 --> 00:19:44.719
.بدون هیچ پس‌اندازی به پاریس رفت

00:19:44.799 --> 00:19:50.039
،«اینجا با یه هنرمند فرانسوی، «هروه
.پدر آپولونیا آشنا شد

00:20:08.279 --> 00:20:10.160
!پدر

00:20:21.519 --> 00:20:26.880
.بابا! مواظب باش، اون سیم‌ و طنابها خطرناکن
.می‌تونی از به ور دیگه بری

00:20:26.959 --> 00:20:32.440
پدرم روی نمای تئاتر آویزونه و
.داره یه چیزی می‌نویسه

00:20:32.519 --> 00:20:36.519
ببخشید، میشه از یه طرف دیگه برین؟

00:20:37.880 --> 00:20:43.279
بهتره به قانون ۱۹۴۵ اشاره کنیم که می‌گه
هیچ تئاتری نباید تخریب بشه

00:20:43.360 --> 00:20:47.080
.چون تنها جاییه که مردم می‌تونن آزادانه حرفشون رو بزنن

00:21:06.479 --> 00:21:11.600
.سال‌هاست که داریم برای نجات این مکان می‌جنگیم

00:21:11.680 --> 00:21:15.440
ـ ممکنه بیرونتون کنن؟
.ـ آره، هر روز امکانش هست

00:21:15.519 --> 00:21:19.120
.دارن از حکم «انحلال قضایی» ما سواستفاده می‌کنن
[فرآیند فروش دارایی‌ها برای پرداخت بدهی]

00:21:19.200 --> 00:21:22.519
.و حالا می‌خوان ما رو بیرون کنن

00:21:22.600 --> 00:21:27.080
،متوقف کردن این آدما سخته
.چون امکانات زیادی دارن

00:21:27.160 --> 00:21:30.680
.بی‌رحمن و فقط به سود خودشون فکر می‌کنن

00:21:30.759 --> 00:21:36.120
،این یه مکان مهمه که تو محله
.تاریخی» برای خودش داره»

00:21:49.559 --> 00:21:52.959
ـ چی گفت؟
ـ کی؟

00:21:53.039 --> 00:21:55.600
ـ «هِروه». رفته؟

00:21:55.680 --> 00:21:58.959
...نه، فقط کلید رو بهش دادم که

00:21:59.959 --> 00:22:04.200
.در رو ببنده... کرکره رو بده پایین

00:22:07.160 --> 00:22:10.239
حالت خوبه؟ ترسیدی؟

00:22:10.319 --> 00:22:12.319
.نه

00:22:29.120 --> 00:22:34.080
.تو تئاتر آپولونیا اتفاقات زیادی افتاد
.آدم‌های زیادی اومدن و رفتن

00:22:34.160 --> 00:22:37.840
اما یه نفر، به خصوص، به نظر می‌رسید که
.جلب توجه می‌کنه

00:22:46.440 --> 00:22:48.920
...آره، گهه، اما

00:22:48.999 --> 00:22:52.160
!ـ چه سکسیه
.ـ  این خوبه

00:22:52.239 --> 00:22:56.880
.ـ شاید بذارمش رو در
.ـ به «اوکسانا» نگاه کن

00:23:00.680 --> 00:23:04.279
.خیلی خیلی بده

00:23:05.279 --> 00:23:11.239
،اوکسانا اهل اوکراین بود
فقط ۲۵ ساله بود و

00:23:11.319 --> 00:23:14.440
.تو بچگی می‌خواست وارد صومعه بشه

00:23:14.519 --> 00:23:19.279
تو ۱۲ سالگی، برای کلیسای ارتدکس
.نماد و نقاشی دیواری می‌کشید

00:23:19.360 --> 00:23:22.920
،در ۱۴ سالگی
بی‌خدا و فعال فمینیست شد و

00:23:22.999 --> 00:23:26.279
،در اوکراینِ تحتِ کنترل روسیه

00:23:26.360 --> 00:23:29.959
.علیه سرکوب و برای حقوق زنان مبارزه کرد

00:23:30.039 --> 00:23:34.319
.کسی حرفشو گوش نمی‌کرد، پس راهش رو عوض کرد
،«اون سرآغاز «فِمِن

00:23:34.400 --> 00:23:36.880
.یک جنبش انقلابی فمینیستی بود...

00:23:38.600 --> 00:23:43.200
وقتی با دو تا بازوی شکسته
،مجبور به فرار از دست سازمان اطلاعات روسیه شد

00:23:43.279 --> 00:23:47.640
.آپولونیا، به اون و بقیه‌ی گروه «فِمِن» سرپناه داد

00:23:58.440 --> 00:24:01.400
...مطمئنم که فعالای فمینیستی

00:24:01.479 --> 00:24:06.279
.محافظ خوبی در برابر دلالان املاک حریص بودن

00:24:08.400 --> 00:24:12.279
اما این محافظت در برابر دشمنان جدیدی که
،مقر «فِمِن» جذب می‌کرد

00:24:12.360 --> 00:24:15.239
.خیلی دوام نیاورد

00:24:15.319 --> 00:24:20.559
آپولونیا به من گفت
،از اینکه گروه «فمن» رو پناه داده پشیمونه

00:24:21.559 --> 00:24:24.360
...اما در مورد اوکسانا، هرگز پشیمون نبود

00:24:26.600 --> 00:24:30.880
کسی که همون موقع رسیدنش...
.با اخراج از «فمن» روبرو شد

00:24:37.840 --> 00:24:42.840
فکر می‌کنم داستان اوکسانا
تکرار داستان مادر آپولونیا و

00:24:42.920 --> 00:24:45.600
همه کسایی بود که

00:24:45.680 --> 00:24:50.519
،با دست خالی به پاریس
،شهر هنر و آزادی

00:24:50.600 --> 00:24:53.080
.اومده بودن

00:25:01.200 --> 00:25:04.120
!خیلی گوشت دزدیدم

00:25:09.999 --> 00:25:12.039
«سلام «مینویی

00:25:13.039 --> 00:25:16.279
.کلی غذا دزدی کردم

00:25:16.360 --> 00:25:19.479
ـ جدی می‌گی؟
.ـ آره، همه‌ش رو

00:25:19.559 --> 00:25:22.440
."ـ "آپولونیا کوچولو
.ـ اوکسانا

00:25:46.200 --> 00:25:52.360
با گذشت زمان، من و دوربینم
.به بخشی جدانشدنی از تئاتر تبدیل شدیم

00:26:00.959 --> 00:26:05.239
.باشه، گوش کن
.این آخر هفته، درها بازه

00:26:05.319 --> 00:26:10.440
.خیلی شلوغه
.هیچی رو راست و ریست نکردم

00:26:31.039 --> 00:26:34.039
ـ می‌تونم عکس بگیرم؟
.ـ بله، البته

00:26:35.479 --> 00:26:37.719
.این مالِ اوکساناست

00:26:37.799 --> 00:26:41.479
.این‌ها مالِ اوکساناست

00:26:41.559 --> 00:26:44.279
.اونایی که اون پشتن مالِ منه

00:26:46.680 --> 00:26:51.080
.قراره یه بازیِ تاروت باشه
.من با وارونه کردن نقاشی‌ها بازی می‌کنم

00:26:51.160 --> 00:26:54.360
لایه‌های زیادی و داستان‌هایی که دیگه نمی‌تونی ببینید

00:26:54.440 --> 00:26:56.200
...و بعد دوباره ظاهر می‌شن

00:26:58.039 --> 00:27:01.999
.ـ رازهای زیادی
.ـ خوبه

00:27:02.080 --> 00:27:05.880
.کلی راز
.ایده‌ی جالبیه

00:27:05.959 --> 00:27:09.759
.درباره یه «بازی ورق» خیلی بزرگ حرف می‌زنی
چند تا کارت می سازی؟

00:27:09.840 --> 00:27:14.400
.نمی‌دونم. این یه سال طول کشید
.می‌بینی، یه فرآیندِ آهسته‌ست

00:27:14.479 --> 00:27:17.160
چند تا نقاشی
تو مجموعه‌ی کارت تاروتت داری؟

00:27:17.239 --> 00:27:21.200
ـ این بخشی ازشه، ولی تموم نشده؟
...ـ آره، یک، دو

00:27:21.279 --> 00:27:25.360
،سه، چهار، پنج، شش، هفت...
.هشت، نه، ده، یازده، دوازده

00:27:25.440 --> 00:27:29.559
.چند تا نیمه‌کاره هم هستن

00:27:34.239 --> 00:27:37.200
یه متن معرفی کوتاه درباره خودت داری؟

00:27:37.279 --> 00:27:40.799
.آره، می‌تونم ظرف چند روز برات درستش کنم

00:27:40.880 --> 00:27:44.519
.نه، نه چند روز
.همین الان

00:27:44.600 --> 00:27:48.559
.ـ باشه باهات تماس می‌گیرم
.ـ خداحافظ

00:27:52.920 --> 00:27:57.200
خب؟ حرف زدی؟

00:27:57.279 --> 00:28:00.719
،منو می‌شناسی که
.هی پشت هم حرف میزنم

00:28:01.920 --> 00:28:04.519
.به نظر خیلی خسته‌ای

00:28:05.640 --> 00:28:09.400
آره، اما باید هرجور شده
.یه سری چیزا براش بفرستم

00:28:10.559 --> 00:28:14.080
شراب خوبیه، نه؟
.خیلی خوبه

00:28:31.440 --> 00:28:33.719
اوکسانا؟

00:28:33.799 --> 00:28:37.680
اگه مریضی
.باید با یه ژاکت بخوابی

00:28:37.759 --> 00:28:40.479
ـ چرا؟
.ـ چون یخ می‌زنی

00:28:40.559 --> 00:28:44.719
،نه، من اینجوری مریض نیستم
...فقط

00:29:03.799 --> 00:29:07.039
هیچوقت نفهمیدم آتیش‌سوزی که برای
،فمن و آپولونیا پیش اومد

00:29:07.120 --> 00:29:11.279
.عمدی یا اتفاقی بوده

00:29:11.360 --> 00:29:14.319
.اما یه معجزه بود که کسی آسیب ندید

00:29:23.680 --> 00:29:30.080
آپولونیا به نیویورک رفت و
.اوکسانا تو تئاتر موند

00:29:33.080 --> 00:29:38.319
سه ماه گذشت تا دوباره
.اوکسانا و آپولونیا رو ببینم

00:29:40.039 --> 00:29:42.600
!آپی» تو پاريسه»

00:29:42.680 --> 00:29:44.719
.غیرممکنه

00:29:48.360 --> 00:29:51.120
،وقتی اومدم اینجا

00:29:51.200 --> 00:29:53.680
،وقتی در بزرگ رو باز کردم

00:29:53.759 --> 00:29:56.640
،در رو باز کردم و گفتم

00:29:56.719 --> 00:30:01.279
"!آها، آپی اینجاست"
.بوی تو رو کاملا تشخیص دادم

00:30:04.160 --> 00:30:07.799
.ـ اونجا دیوونه‌‌کننده‌ست، اوکسانا
ـ نیویورک؟

00:30:07.880 --> 00:30:11.959
خیلی گرونه و خیلی... شلوغ؟

00:30:12.039 --> 00:30:15.959
.آره، ولی غرق هنره
.هنر زیرزمینی

00:30:18.319 --> 00:30:21.400
شهر که هیچوقت نمی‌خوابه، میدونی؟

00:30:23.680 --> 00:30:26.160
.نیویورک رو دوست داری

00:30:26.239 --> 00:30:30.959
.می‌خوام اونجا زندگی کنم و حرفه‌ای بشم

00:30:31.039 --> 00:30:34.719
الان دوستای زیادی داری؟

00:30:34.799 --> 00:30:37.200
.آره، خیلی

00:30:39.799 --> 00:30:42.319
.آدمای عالی

00:30:50.319 --> 00:30:52.360
!اوه لعنتی

00:30:54.920 --> 00:30:58.080
.چه خواب‌های قشنگی می‌بینم

00:30:58.160 --> 00:31:01.680
...ـ آمریکا! آمریکا
.ـ نه

00:32:05.360 --> 00:32:07.479
!ـ سلام لیا
!ـ سلام آپولونیا

00:32:07.559 --> 00:32:13.160
جمعه گذشته، این مرد
.دو نفر رو حین اجرا با چاقو زد

00:32:13.239 --> 00:32:14.279
!اوه نه

00:32:14.360 --> 00:32:17.840
.یکی رو تو حلق و یکی رو تو قلب زد

00:32:17.920 --> 00:32:20.600
.هر دوشون زنده موندن
.خیلی وحشتناکه

00:32:20.680 --> 00:32:23.400
ـ چطوری؟
.ـ  خیلی شوکه‌م

00:32:23.479 --> 00:32:26.799
ـ خوبی؟
...ـ تمومی نداره

00:32:26.880 --> 00:32:30.759
ـ اونجا بودی؟
ـ آره! من درست کنار

00:32:30.840 --> 00:32:33.479
.اوکسانا بودم

00:32:33.559 --> 00:32:39.519
.اون می‌خواست ما رو بکشه
...اوکسانا، منو

00:32:39.600 --> 00:32:42.640
.جدی‌جدی برای حمله آماده شده بود

00:32:55.160 --> 00:32:59.120
...کم‌کم شکافها سربرآوردن

00:32:59.200 --> 00:33:02.440
.تو تئاتر و با آپولونیا...

00:33:10.400 --> 00:33:13.759
،با اینکه تو حمله کسی نمرد

00:33:13.840 --> 00:33:18.759
اما مبارزه‌ی آپولونیا
.برای موندن تو تئاتر به انتها رسید

00:33:25.840 --> 00:33:31.319
اوکسانا و آپولونیا تا جایی که می‌تونستن
،تو تئاتر موندن

00:33:31.400 --> 00:33:34.239
.اما مجبور شدن کلیدها رو تحویل بدن

00:33:42.239 --> 00:33:44.880
.حالا اوکسانا یه فراری بدون خونه‌ست

00:33:45.840 --> 00:33:50.239
.یه فعال، بدون جنبشش

00:33:51.200 --> 00:33:55.239
.و آپولونیا خونه‌ی بچگیشو از دست داده

00:34:10.560 --> 00:34:14.080
.تو این دیوارها روح دارن

00:34:18.520 --> 00:34:22.480
.دوست ندارم درباره‌ش حرف بزنم
.واقعا ناراحت‌کننده‌ست

00:34:22.560 --> 00:34:25.520
.آره، می‌فهمم

00:34:28.839 --> 00:34:34.879
فقط باعث می‌شه به این فکر کنم که
.چقدر انرژی برای این کار گذاشتم

00:34:36.839 --> 00:34:41.239
.اما من هم آماده‌ی رفتن نیستم

00:34:41.319 --> 00:34:46.000
.مثل یه پرنسس تو یه قصر می‌مونه

00:34:46.080 --> 00:34:50.200
یه زندگی رویایی که
.همه بهش حسرت می‌خورن

00:35:04.080 --> 00:35:07.200
.ولی فکر می‌کنم اینجا داره منو خسته می‌کنه

00:35:57.919 --> 00:36:02.359
آپولونیا، وسایلت رو کِی میاری؟

00:36:02.439 --> 00:36:04.000
.چهارشنبه

00:36:04.080 --> 00:36:07.399
ـ پدرت هم میاد؟
.ـ آره

00:36:11.600 --> 00:36:13.080
ببخشید. ا

00:36:19.759 --> 00:36:21.000
اون چیه؟

00:37:28.600 --> 00:37:31.560
بابا، قراره بچه‌های بیشتری داشته باشی؟

00:37:31.640 --> 00:37:34.560
.شاید

00:37:34.640 --> 00:37:39.719
ـ می‌ترسونتت؟
.ـ نه، اصلا

00:37:42.719 --> 00:37:47.839
،می‌خوام بچه‌های بیشتری داشته باشی
.چون خودم نمی‌خوام بچه‌ دار بشم

00:37:56.000 --> 00:38:01.000
.تو ۲۶ سالته و بچه نمیخوای
.لیا ۳۲ سالشه و اونم نمی‌خواد

00:38:01.080 --> 00:38:06.759
اوکسانا ۲۷ سالشه و
.جالبه اونم نمی‌خواد

00:38:06.839 --> 00:38:10.640
.شاید
.اون هنوز تصمیم نگرفته

00:38:10.719 --> 00:38:14.120
کل نسل شما اینطور فکر می‌کنن؟

00:38:14.200 --> 00:38:17.160
.ـ توی نیویورک، بله
ـ و تو پاریس؟

00:38:21.279 --> 00:38:25.359
.ـ اونا کمتر بهش فکر می کنن
ـ دوستایی داری که بهش فکر کنن؟

00:38:25.439 --> 00:38:30.200
.نه فعلا
.یا آره، اما باهاشون صحبت نمی‌کنم

00:38:31.399 --> 00:38:36.120
ـ چیکار می‌کنی؟
.ـ جیش، ولی اینجا پر از «گزنه»ست

00:38:41.160 --> 00:38:46.439
بچه نخواستن، ربطی به این داره که
نمیخواین پیر بشین؟

00:38:46.520 --> 00:38:50.399
.ـ فکر می‌کنم برای اوکسانا اینطوره
ـ برای اوکسانا چی؟

00:38:50.480 --> 00:38:53.839
...پرسید که بچه نداشتن

00:38:53.919 --> 00:38:57.879
به این ربط داره که نمیخواین پیر بشین؟

00:38:57.960 --> 00:39:01.160
.و من گفتم شاید برای تو

00:39:01.239 --> 00:39:03.080
.شاید

00:39:04.759 --> 00:39:07.359
.آره، شاید

00:39:07.439 --> 00:39:13.480
،مشکل من اینه که اگه بخوام نقاشی کنم
.دیگه نمی تونم

00:39:16.520 --> 00:39:20.000
.این چیزیه که منو خیلی ناراحت می کنه

00:39:28.839 --> 00:39:31.319
امسال امتحان دارم

00:39:31.399 --> 00:39:35.879
م و باید تا جایی که می‌تونم خوب باشم
.تا انتخاب بشم

00:39:37.040 --> 00:39:41.480
برای اینکه بتونم یه نمایشگاه بزرگ
.تو مرکز پاریس داشته باشم

00:39:41.560 --> 00:39:44.080
.این به من کلی ارتباط و فرصت میده

00:39:44.160 --> 00:39:48.080
و فقط تعداد کمی می‌تونن اونجا نمایشگاه داشته باشن؟

00:39:48.160 --> 00:39:54.960
،آره، از بین ۲۰۰ نفر
شاید ۸۰ نفر

00:39:55.040 --> 00:39:56.439
ایده‌ای داری؟

00:39:56.520 --> 00:40:00.399
،داشتم روی تاروت کار می‌کردم
.اما فکر می‌کنم خسته‌کننده‌ست

00:40:01.160 --> 00:40:07.799
تا همین الان هم
.خیلی روی موضوع تاروت کار کردی

00:40:07.879 --> 00:40:09.919
.اما دوستش ندارم

00:40:10.000 --> 00:40:13.560
...ـ اما خیلی بده
.ـ به خاطر همینه که تمومش نمی‌کنم

00:40:13.640 --> 00:40:18.279
.نه، بده که خوشت نمیاد
!آپی

00:40:18.359 --> 00:40:23.439
تموم نکردن کارا
.بدترین مشکلته

00:40:24.719 --> 00:40:29.960
شروط رو یادت باشه و
.یه کاری رو تموم کن

00:40:30.040 --> 00:40:33.480
.آره، تو دوست صمیمی منی
.اینو می دونی

00:40:37.759 --> 00:40:40.600
...دو سال با هم زندگی کردیم مثل

00:40:41.799 --> 00:40:44.359
.دو تا زن...

00:40:52.200 --> 00:40:56.520
.ـ همه می‌دونن چقدر دوستت دارم
.ـ ما مثل یه زوجیم

00:40:59.040 --> 00:41:02.279
فوق‌العادست. باورنکردنیه، درسته؟

00:41:17.520 --> 00:41:21.279
.اپولونیا با مامانش به یه آپارتمان کوچیک نقل مکان می‌کنه

00:41:23.080 --> 00:41:26.759
جای۴۰۰ متر مربعی‌شون
شده بود ۱۲ متر مربع

00:42:01.239 --> 00:42:06.839
،استادای دانشکده هنرهای زیبا
اوکسانا رو تشویق کردن که اپلای کنه

00:42:06.919 --> 00:42:10.399
درست همون موقعی که
.آپولونیا داشت فارغ‌التحصیل می‌شد

00:42:10.480 --> 00:42:12.839
.دارم از همه کلاسا جا می‌مونم
.وحشتناکه

00:42:29.279 --> 00:42:33.680
خدمات اجتماعی، یه آپارتمان جدید
به آپولونیا و مامانش داد که

00:42:33.759 --> 00:42:37.000
.واسه‌ی همه‌شون تاشون جا داره

00:42:37.080 --> 00:42:40.200
..آپو

00:42:40.279 --> 00:42:43.919
ازم کمک نگرفت
.چون دستام شکسته بود

00:42:44.000 --> 00:42:47.640
.ـ همش جلوی منو میگیره
ـ دستات شکسته‌ن؟

00:42:47.719 --> 00:42:50.879
.آره، تو اوکراین وقتی هر دو تا دستم شکست

00:42:50.960 --> 00:42:54.560
..هنوز کمی ضعیفن، اما

00:42:54.640 --> 00:42:58.680
.آپی خیلی حواسش هست

00:43:19.919 --> 00:43:22.799
می‌تونم بهت این رو نشون بدم که

00:43:22.879 --> 00:43:27.879
یه پیشرفت‌هایی تو زمینه
.درخواست پناهندگی سیاسی داشتم

00:43:27.960 --> 00:43:29.919
الان این کارت رو دارم که

00:43:30.000 --> 00:43:34.200
،بهم اجازه میده تو اروپا سفر کنم
،البته نه با هواپیما

00:43:34.279 --> 00:43:37.160
که خبر خوبیه

00:43:37.239 --> 00:43:43.719
و به من کمی آزادی بیشتری میده
.تا از مرز عبور کنم

00:43:43.799 --> 00:43:46.759
.به خاطرش خیلی خوشحالم

00:43:46.839 --> 00:43:52.279
مهمترین چیزی که فهمیدم اینه که

00:43:52.359 --> 00:43:56.960
.از کشورم فرار کردم و دیگه نمی تونم برگردم

00:43:57.040 --> 00:44:00.520
این که خیلی از خانوادم و همه دوستام و

00:44:00.600 --> 00:44:05.560
.کل زندگی‌ای که ساخته بودم دورم

00:44:05.640 --> 00:44:10.120
اینجا هم خیلی خوشحالم که دوستای جدید و

00:44:10.200 --> 00:44:13.399
،آدمای جدیدی دور و برم دارم

00:44:13.480 --> 00:44:19.279
،اما تو زندگی شخصیم
.کار زیادی نمی‌کنم

00:44:21.359 --> 00:44:23.439
.میشه حدس زد

00:44:26.960 --> 00:44:30.960
با «آپی» هم زیاد وقت نگذروندم

00:44:31.040 --> 00:44:35.319
چون سال آخرش تو دانشکده هنرهای زیباست و

00:44:35.399 --> 00:44:39.120
.همش باید نقاشی کنه

00:45:08.520 --> 00:45:12.879
نقاشیای جدیدتو به استادات نشون دادی؟

00:45:12.960 --> 00:45:16.560
هیجان‌انگیزه
.چون با خودم میارمشون مدرسه

00:45:26.080 --> 00:45:30.160
.ـ نقاشیات خیلی زیاد، به طور چشمگیری تغییر کردن
.ـ خیلی

00:45:30.239 --> 00:45:35.239
ـ نقاشی‌ها تُهی شدن؟
.ـ آره

00:45:35.319 --> 00:45:38.640
ـ از خانواده دور شدیم؟
.ـ آره

00:45:38.719 --> 00:45:42.160
.اما هنوز آدم‌ها رو به تصویر می‌کشیم

00:45:42.239 --> 00:45:46.319
.آره، اما آدم‌ها همه جا هستن

00:45:46.399 --> 00:45:50.359
.ما از خانواده دور شدیم
...ما از

00:45:50.439 --> 00:45:52.919
.نه. می خوام با هم ببینمشون

00:45:58.480 --> 00:46:02.520
...از نظر بصری، به نظر من

00:46:02.600 --> 00:46:05.879
.نسبت به بقیه‌ی نقاشی‌ها ساده‌تره

00:46:05.960 --> 00:46:12.279
،شاید به خاطر اینکه این شخصیت‌ها رو می شناسی
.برای تو غنی باشه

00:46:14.799 --> 00:46:20.279
اما انگار یه کیسه رو خالی کردی و

00:46:21.560 --> 00:46:25.160
.حالا می‌خوای با چیزای دیگه پرش کنی

00:46:25.239 --> 00:46:27.000
.درسته

00:46:31.279 --> 00:46:34.960
،اما این سبک نقاشی رو می‌شناسم

00:46:35.040 --> 00:46:39.120
.قبلا دیدمش

00:46:39.200 --> 00:46:44.560
.اما هیچوقت چیزی مثل اون نقاشی‌های قبلیت ندیده بودم

00:46:44.640 --> 00:46:50.200
...تو یه آدم واقعا پر از

00:46:50.279 --> 00:46:55.160
.پر از ایده‌ای...

00:46:55.239 --> 00:47:02.239
،توش رویا، کابوس، ادبیات، دوست

00:47:02.319 --> 00:47:06.960
.ارتباط با اشیاء هست
،یه دنیاست

00:47:07.040 --> 00:47:13.000
،یه هزارتوی واقعی
.ولی اینجا هزارتو وجود نداره

00:47:13.080 --> 00:47:19.120
...اما ممکنه همه‌ی این نقاشیا یه مرحله باشن

00:47:19.200 --> 00:47:22.919
.خیلی کنجکاوم ببینم بعدش چی پیش میاد

00:47:23.000 --> 00:47:26.359
.ـ پس فکر می‌کنی یه مرحله‌ست
ـ آره، یه مرحله‌ست

00:47:26.439 --> 00:47:31.719
،چون تو اینجوری هستی، پر از ایده
!اما فقط به این محدود نمی‌شی

00:47:31.799 --> 00:47:34.439
.اینه که مهمه

00:47:40.560 --> 00:47:43.480
!«مینویی»

00:47:44.919 --> 00:47:48.480
ـ مامان، با اوکسانا چی کار کنیم؟
ـ چی شده؟

00:47:48.560 --> 00:47:53.359
افسرده شده، بی‌اشتهاست و
.هیچ کاری تو زندگیش انجام نمیده

00:47:53.439 --> 00:47:57.839
.ـ بی‌اشتها، نمی‌دونم
.ـ فقط ۴۰ کیلو وزنشه

00:47:57.919 --> 00:48:00.160
.کاری از دستت بر نمیاد

00:48:00.239 --> 00:48:04.919
...ـ اما باید یه کاری بکنم
.ـ کاری از دستت بر نمیاد

00:48:05.000 --> 00:48:08.200
.از سر کار میام، میاد اینجا میشینه

00:48:08.279 --> 00:48:11.040
...انگار که

00:48:11.879 --> 00:48:17.879
.خیلی مریض بود
.تو خودش بود

00:48:20.160 --> 00:48:23.359
...ـ حرف نمیزد
ـ  فکر نمی‌کنی حالش خوب نباشه؟

00:48:23.439 --> 00:48:27.480
بهم گفت که فهمیده
.دیگه نمی‌تونه برگرده خونه

00:48:27.560 --> 00:48:29.560
.آهان، نمی‌تونه برگرده خونه

00:48:29.640 --> 00:48:32.439
آره، ولی چرا چیزی درست نمی‌کنه؟

00:48:32.520 --> 00:48:37.799
:بهم گفت
".چون افسرده‌ام باید یه چیزی بسازم"

00:48:37.879 --> 00:48:40.480
ـ اینو بهت گفت؟
.ـ آره

00:49:01.399 --> 00:49:04.960
.دارم دیپلمم رو می‌گیرم

00:49:05.040 --> 00:49:08.239
.دارم کارم رو به یه گروه داور خارجی ارائه می‌دم

00:49:08.319 --> 00:49:12.520
یه۲۰ دقیقه باهاشون وقت می‌گذرونم
.تا کارام رو نشون بدم و چیزای دیگه

00:49:12.600 --> 00:49:16.040
.مطمئناً دیپلمم رو می‌گیرم

00:49:16.120 --> 00:49:20.680
اما اونا یه سری دانشجو رو انتخاب می‌کنن که
.به عنوان هنرمندان آینده می‌بیننشون

00:49:20.759 --> 00:49:23.839
.امیدوارم منو انتخاب کنن

00:49:33.560 --> 00:49:35.439
.این رو اینجا می‌ذارم

00:49:47.480 --> 00:49:52.439
،امسال خیلی سخت کار کردم
.اما نقاشی زیادی نیست

00:49:53.640 --> 00:49:57.759
.تقریبا ۲۴ تا نقاشی کشیدم

00:49:57.839 --> 00:50:02.200
.ده تاشون رو به نمایش می‌ذارم

00:50:06.439 --> 00:50:10.759
.نمی‌دونم دوستام چی درموردشون فکر می‌کنن

00:50:18.120 --> 00:50:22.919
.به احتمال زیاد براشون مهم نیست
.فقط مشروب می‌خورن

00:50:23.000 --> 00:50:28.560
.برای کسایی که تو کار هنر نیستن فرقی نمی‌کنه

00:50:34.759 --> 00:50:37.759
...اینم فقط یه نقاشی دیگه‌س

00:50:39.839 --> 00:50:43.719
.مردم حتی نمی‌تونن تفاوت بین اکریلیک و... رو ببینن

00:50:49.000 --> 00:50:52.520
.اما برای من کل زندگیمه

00:50:52.600 --> 00:50:57.799
عجیبه. دارم همه ی اینارو اینجا دعوت می‌کنم و
...براشون غذا درست می‌کنم

00:51:00.640 --> 00:51:05.080
.تا بیان و نقاشی‌هامو ببینن

00:51:50.399 --> 00:51:54.040
.«روش نوشته «تبریک می‌گم

00:51:54.120 --> 00:52:00.439
.اما فعلا بهم تبریک نگین
.هنوز دیپلمم رو بهم ندادن

00:52:04.359 --> 00:52:06.600
.سلام

00:52:10.319 --> 00:52:12.719
.ممنون. خداحافظ

00:52:18.040 --> 00:52:19.879
.وایسا اینجا

00:52:32.000 --> 00:52:34.839
ـ خب؟
ـ چی شد؟

00:52:34.919 --> 00:52:39.919
.اونا فکر کردن شخصیت من از هنر من جالب‌تره

00:52:40.000 --> 00:52:41.680
اینو گفتن؟

00:52:47.319 --> 00:52:51.680
نمی‌دونم اگه یه نقاش مرد بودم هم
همین رو می‌گفتن؟

00:52:51.759 --> 00:52:53.359
چی می‌خوان؟

00:52:53.439 --> 00:52:56.439
.ـ خیلی ناراحت کننده‌ست
.ـ نه

00:52:56.520 --> 00:52:59.399
.چه هنرمند فوق‌العاده‌ای داریم

00:53:02.960 --> 00:53:08.919
ـ معلمت ازت حمایت کرد، درسته؟
ـ من چه کار می‌تونم بکنم؟

00:53:11.719 --> 00:53:16.560
قضیه اینه که اونا بیشتر خودمو دوست دارن
.تا کاری که می‌کنم

00:53:19.080 --> 00:53:22.719
.برای نمایشگاه اصلی انتخاب نمی‌شم

00:53:25.480 --> 00:53:28.520
.فلش‌های آبی رو دنبال کن

00:53:31.120 --> 00:53:35.239
.حالا دیپلمم رو گرفتم و یه زن واقعی شدم

00:53:35.319 --> 00:53:37.919
.آره، دیپلم رو گرفتم

00:53:43.040 --> 00:53:44.600
.بریم

00:53:46.839 --> 00:53:51.839
اونجا حضور داشت؛ با یه دیپلم از
...یکی از بهترین دانشکده‌های هنری در

00:53:51.919 --> 00:53:53.960
،داورها بعنوان بهترین انتخابش نکردن

00:53:54.040 --> 00:53:58.359
اما اینکه آپولونیا دیپلمش رو گرفت
.یه اتفاق مهم بود

00:53:58.439 --> 00:54:02.600
،و برای یه مدت کوتاه
.انگار دوباره به تئاتر خودش برگشته بود

00:54:02.680 --> 00:54:06.680
،همه اومده بودن. استادها
،چندتایی خانواده

00:54:06.759 --> 00:54:10.560
.دوست‌ها و حتی یه موزه‌دار از لس آنجلس

00:54:20.560 --> 00:54:23.239
.و البته، اوکسانا

00:54:32.279 --> 00:54:35.040
...در حالی که چند نفر منتخب

00:54:35.120 --> 00:54:40.279
یه سال وقت داشتن تا نمایشگاه برنده رو
،توی مرکز پاریس آماده کنن

00:54:40.359 --> 00:54:42.480
.آپولونیا باید راه خودش رو برای آینده پیدا می‌کرد

00:55:00.080 --> 00:55:04.399
ـ درباره چی میخوای حرف بزنی؟
.ـ بهم بگو چه خبر شده

00:55:04.480 --> 00:55:06.480
.همه چی عوض شده

00:55:06.560 --> 00:55:10.839
.دیگه تئاتری ندارم
.یه ساله که تعطیل شده

00:55:10.919 --> 00:55:17.000
،همه دوست‌ها و آدمایی که همش می‌دیدمشون

00:55:17.080 --> 00:55:20.560
.بخاطر تئاتر اومده بودن دورم

00:55:22.399 --> 00:55:24.600
.همه چی تموم شده

00:55:24.680 --> 00:55:29.520
.من تو اون تئاتر به دنیا اومدم
.این هویت منه

00:55:32.719 --> 00:55:35.040
.این‌جوری بزرگ شدم

00:55:35.120 --> 00:55:39.120
خب، طبیعتا نمونه کارای زیادی ندارم چون

00:55:39.919 --> 00:55:42.719
.فقط کار زیرزمینی می‌کردم

00:55:42.799 --> 00:55:45.640
اون پنج سال رو صرف این نکردم که

00:55:45.719 --> 00:55:49.919
.با آدمای مهم دوست بشم  و ارتباط برقرار کنم
.تو کل دوران تحصیلم

00:55:51.239 --> 00:55:54.520
.شاید به خاطر اینکه حواسم به تئاتر بود

00:55:54.600 --> 00:55:56.719
...اما بازار هنر

00:55:56.799 --> 00:56:02.200
.من با هوش و خلاقیتم پیش رفتم، نه با بازار و تجارت
.میشه این‌جوری گفت

00:56:04.680 --> 00:56:08.560
.پس این یه جور نزدیکی با بازاره

00:56:11.279 --> 00:56:14.239
.دیگه تقریبا ۳۰ سالمه

00:56:15.319 --> 00:56:18.600
.شاید باید زودتر شروع می‌کردم

00:56:44.359 --> 00:56:47.839
.پاریس برای آپولونیا، یه بن‌بست به نظر می‌رسید

00:56:48.839 --> 00:56:50.960
.منم علت رفتنشو فهمیدم

00:56:54.879 --> 00:56:59.480
...یه مهمون سابق تئاتر براش یه کار تو نیویورک

00:56:59.560 --> 00:57:03.000
.با یکی از جنجالی‌ترین هنرمندان معاصر پیدا کرد

00:57:03.080 --> 00:57:09.239
،کل روز مشغول تولید آثار هنری‌ای بود
.که اون هنرمند به اسم خودش می‌فروخت

00:57:10.600 --> 00:57:14.879
اون فقط به اندازه‌ای حقوق می‌گرفت که
،جای کوچیکی اجاره کنه

00:57:14.960 --> 00:57:19.080
.جایی که روی زمین بین رنگ‌ها و قلموهاش می‌خوابید

00:57:20.000 --> 00:57:23.759
فکر می‌کنم این همون چیزی بود که پدربزرگم

00:57:23.839 --> 00:57:29.799
،موقع گفتن این ‌که کلکسیون هنری پدرش با غذا و سرپناه خریداری شده
منظورش بود

00:57:29.879 --> 00:57:33.399
.و فهمیدم چرا آپولونیا رفت

00:57:36.919 --> 00:57:39.799
.ازم خواست که باهاش برم

00:57:52.359 --> 00:57:58.080
،آپولونیا توسط موزه‌داری که توی پاریس تو مراسم دیپلمش حضور داشت
.دعوت شد

00:57:58.160 --> 00:58:01.359
.ایزابل تو «بِوِرلی هیلز» زندگی و کار می‌کرد

00:58:03.080 --> 00:58:07.000
ایزابل، آپولونیا رو به
.استفان سیمچوویتز» معرفی کرد»

00:58:07.080 --> 00:58:12.520
تاجری که هدفش خرید بزرگ‌ترین کلکسیون جهان

00:58:12.600 --> 00:58:15.520
.از هنرمندان معاصر آینده‌دار بود

00:58:15.600 --> 00:58:21.600
و چرا فقط «هنر» رو بخره وقتی میشه
خود «هنرمند» رو با قیمت خیلی پایین‌تری خرید؟

00:58:22.680 --> 00:58:27.160
برای آپولونیا، این همون فرصتی بود که
.آرزوش رو داشت

00:58:27.239 --> 00:58:30.399
ـ میدونستی کیه؟
.ـ نمی‌دونستم کیه

00:58:30.480 --> 00:58:32.960
.من اهل فرانسه‌م و تا حالا دربارش نشنیده بودم

00:58:33.040 --> 00:58:37.279
.من فقط راجع به نقاش‌ها اطلاعات دارم، نه دنیای تجارت

00:58:37.359 --> 00:58:43.839
.اما وقتی تو خونش بودم، کلکسیونش رو بهم نشون داد

00:58:46.120 --> 00:58:52.600
.و کارای بهترین هنرمندان معاصر نسل خودم رو داشت

00:58:52.680 --> 00:58:56.480
:بهم گفت
"تو توی یه ماه چند تا نقاشی می‌کشی؟"

00:58:56.560 --> 00:58:59.480
".گفتم: "۱۰ تا
".برات یه استودیو می‌گیرم"

00:58:59.560 --> 00:59:04.000
.این یه معامله‌ی کاملا تجاریه

00:59:04.080 --> 00:59:06.719
ـ سیمچو؟
.ـ سیمچوویتز

00:59:08.640 --> 00:59:15.560
،کاری که این آدم انجام میده
به جز کارای دیگه، اینه که

00:59:15.640 --> 00:59:20.239
،اینه که از هنرمند مراقبت می‌کنه
.مثل یه استودیو فیلمسازی

00:59:20.319 --> 00:59:24.719
.کنار استودیوی من یه نفر به اسم «کور پور» هست
.نمی‌دونم می‌شناسیش یا نه

00:59:24.799 --> 00:59:28.520
.اون یه نقاشه که نقاشیاش رو ۵۰ هزار دلار می‌فروشه
.همسن منه

00:59:28.600 --> 00:59:31.480
.«اون دست‌پروردۀ «سیمچوویتزه
،اون هنرمندها رو وقتی که مشهور نیستن

00:59:31.560 --> 00:59:35.399
،اما خیلی سخت‌کوشن
.زیر بال و پرش می‌گیره

00:59:35.480 --> 00:59:39.359
.بهشون یه استودیو میده
.دقیقا مثل هالیوود

00:59:39.439 --> 00:59:42.040
.یه جای کوچیک داری که توش کار می‌کنی

00:59:42.120 --> 00:59:46.279
،پس اون از اول تا زمانی که هنرمند به شهرت برسه

00:59:46.359 --> 00:59:51.000
.مسئولیت کل حرفه‌ی هنرمند رو برعهده می‌گیره
.اما من هنوز دارم تست میدم

00:59:51.080 --> 00:59:54.200
ریسکش اینه که ممکنه از چشم بیفتم و

00:59:54.279 --> 00:59:57.960
،چون خیلی از نقاشی‌های منو داره
،اگه ازم عصبانی باشه

00:59:58.040 --> 01:00:00.600
.اونا رو ارزون بفروشه

01:00:06.600 --> 01:00:10.640
اون این ساختار رو با فروختن مستقیم آثار هنری "
،که خودش انتخاب کرده

01:00:10.719 --> 01:00:15.319
به یه شبکه‌ی متنوع از مشتریان پولدار
،که به سلیقه‌ش کاملا اعتماد دارن

01:00:15.399 --> 01:00:17.839
".به هم می‌ریزه

01:00:17.919 --> 01:00:23.000
".شیطان حامی دنیای هنر"
.نیویورک تایمز

01:00:32.759 --> 01:00:34.279
عالیه

01:00:37.759 --> 01:00:39.719
.نگام کن

01:01:01.640 --> 01:01:03.839
.ـ سلام، مایکلم
.ـ آپولونیا

01:01:03.919 --> 01:01:07.520
ـ تا کی اینجا می‌مونی؟
.ـ تا آخر ژانویه

01:01:07.600 --> 01:01:10.439
ـ و برمی‌گردی پاریس؟
.ـ آره، ویزام تموم میشه

01:01:10.520 --> 01:01:15.359
...می‌خوایم با «استفان سیمچوویتز» چای بنوشیم و

01:01:15.439 --> 01:01:19.799
.ـ هاروی وینستین
ـ هاروی وینستین؟

01:01:19.879 --> 01:01:23.359
.ـ مواظب خودت باش
.ـ اون اینو گفت. ولی ما داریم چایی می‌خوریم

01:01:23.439 --> 01:01:29.239
اونا قراره یه نامه بدن که من بتونم
...این نمایشگاه فوق‌العاده رو

01:01:29.319 --> 01:01:33.879
عالیه. با اونا قرار می‌ذاری؟
.ـ آره

01:01:33.960 --> 01:01:36.919
.آره. اون آخر ژانویه یه نمایشگاه داره

01:01:37.000 --> 01:01:40.759
ـ کجا؟
.ـ هنوز نمی‌دونم

01:01:49.680 --> 01:01:53.879
.ـ عالیه. کنار یه سگ نقاشیت می‌کنم
.ـ عالی میشه

01:01:55.879 --> 01:01:57.040
.خداحافظ

01:02:22.399 --> 01:02:24.359
.بودجه‌مون

01:02:28.680 --> 01:02:33.879
.پنج هزار دلار از «سیمچو» گرفتیم

01:02:36.839 --> 01:02:39.319
.بعلاوه‌ی ۲۲۰۰ دلار

01:02:41.000 --> 01:02:43.960
.و ۳۹۰۰ دلار به اضافه ۵۰۰ دلار

01:02:44.040 --> 01:02:46.719
.دقیقا همون چیزیه که فکر می‌کردم

01:02:46.799 --> 01:02:48.919
و  ۵۰۰ دلار باقی مونده

01:02:49.000 --> 01:02:53.359
ـ اما چقدرشو استفاده کردیم؟
.ـ ۴۴۳۰ دلار

01:02:53.439 --> 01:02:56.879
.پس ۵۲۰ دلار برامون مونده

01:03:15.719 --> 01:03:18.279
!آه، موم

01:03:26.799 --> 01:03:28.799
.تا الان همه‌چیز روبه‌راهه

01:03:31.359 --> 01:03:35.480
.رنگ‌ها اولویت ما هستن
.اونا برای کارم همه چیزن

01:03:36.719 --> 01:03:41.560
،سعی می‌کنیم با این کارت همه‌چیز رو حساب کنیم
.ولی مطمئن نیستم بشه

01:04:09.560 --> 01:04:14.399
...ـ به نظرم
.ـ سه هفته دیگه مونده

01:04:35.680 --> 01:04:40.239
ـ تموم شد؟
.ـ شاید یه کمیش رو تغییر بدم

01:04:40.319 --> 01:04:43.359
.فوق‌العاده‌ست

01:05:01.560 --> 01:05:05.399
.می‌دونی، هیچ‌کدومشون هنوز تموم نشده

01:05:06.759 --> 01:05:09.319
.این تویی که اینجا خوابیدی

01:05:09.399 --> 01:05:13.759
.ـ من نمی‌خوابم. کل روز کار می‌کنم
.ـ  هیچ‌وقت نمی‌خوابی

01:05:13.839 --> 01:05:18.040
خب، لعنتی، دختر. فکر نمی‌کنم لازم باشه
.کارای جدید شروع کنی

01:05:18.120 --> 01:05:22.279
.دیگه جای خالی نداری
.جیب‌هات پر از پول می‌شه

01:05:22.359 --> 01:05:27.120
امیدوارم خوب پیش بره چون به پولش احتیاج دارم، می‌دونی که؟

01:05:27.200 --> 01:05:28.799
داری مسخره‌م می‌کنی؟

01:05:28.879 --> 01:05:33.879
ـ اسپانسر نداری؟
.ـ قضیه‌ش پیچیده‌ست

01:05:35.200 --> 01:05:40.040
.ـ اون منو اینجا گذاشت و بعد رفت
.ـ آره

01:05:41.480 --> 01:05:44.919
.ـ ناامید نشو
.ـ ناامید نیستم

01:05:45.000 --> 01:05:48.000
.فقط می‌گم ناامید نشو

01:05:48.080 --> 01:05:52.799
.خیلی زحمت کشیدی. یه نمایشگاه فوق‌العاده‌ست
.اکثر آدما یه استراحتی می‌کنن

01:05:52.879 --> 01:05:56.080
.ـ به یه استراحت حسابی احتیاج داری
.ـ آره، حق با توئه

01:07:14.640 --> 01:07:18.839
رنگ‌ها به نظرت چطورن، استفان؟

01:07:18.919 --> 01:07:21.759
.فکر می‌کنم نقاشی‌ها خوبن

01:07:21.839 --> 01:07:26.200
واضحه که سوژه‌هات رو از چیزی که
،مستقیم دور و برته انتخاب می‌کنی

01:07:26.279 --> 01:07:29.600
،پس به یه معنی
..به جاهای دیگه سفر نمی‌کنی

01:07:29.680 --> 01:07:32.719
.به نظرم پسر «تیم بلوم» سوژه‌ی جالبی نیست

01:07:32.799 --> 01:07:36.759
.ـ سوژه برای من همون پسر بچه‌ست
.ـ دقیقا

01:07:36.839 --> 01:07:42.000
.پس یه جورایی تو دنیای هنر جواب می‌ده
...آدما دوست دارن که

01:07:42.080 --> 01:07:44.719
ـ اون کیه؟
«.ـ «تام وان تران

01:07:44.799 --> 01:07:49.200
،پس خوبه که اونا مثل هنرمند می‌مونن
...میشه گفت یه جورایی ذاتا

01:07:49.279 --> 01:07:51.759
.خوشم اومد

01:07:55.520 --> 01:07:58.399
.نقاشی‌ها رو دوست دارم

01:07:58.480 --> 01:08:02.520
،می‌خوام با خریدن بیشتر کارها جلو برم

01:08:02.600 --> 01:08:06.000
اما سوال اینه که از نظر منطقی
.چطور باهاش برخورد کنیم

01:08:12.480 --> 01:08:16.599
.خیلی استرس‌زا بوده
.معمولا تو یه دوره چهار تا نقاشی می‌کشم

01:08:16.679 --> 01:08:21.080
حالا ۱۰ تا کشیدم، می‌دونی؟
...پس مثل این می‌مونه که

01:08:22.319 --> 01:08:27.040
دارم تلاش می‌کنم به یه سطح دیگه‌ای از...
.توانایی‌هاییم برسم

01:09:07.599 --> 01:09:09.880
.اونجا وایسا

01:09:09.960 --> 01:09:12.319
.فکر می‌کنم خیلی خوبن

01:09:13.720 --> 01:09:15.720
.خوبه

01:09:24.760 --> 01:09:27.599
وکیل داره؟

01:09:27.679 --> 01:09:29.800
.نه

01:09:30.720 --> 01:09:33.439
ـ اصلا با مطبوعات در ارتباطی؟
.ـ نه

01:09:37.720 --> 01:09:40.200
.این معامله‌ست

01:09:43.080 --> 01:09:45.479
.این معامله‌ست

01:09:48.800 --> 01:09:51.479
می‌شه لطفا اونو خاموش کنی؟

01:10:02.479 --> 01:10:07.399
آپولونیا اجازه نمایشگاهشو گرفت
.و همه آدمای مهم اومدن

01:10:09.200 --> 01:10:11.679
میتونم ژست بگیرم یا نظر دیگه‌ای داری؟

01:10:13.960 --> 01:10:17.960
.سیمچوویتز» حتی تونست یه منتقد هنری مهم رو بیاره اونجا»

01:10:20.920 --> 01:10:24.319
به نظر می‌رسه بالاخره درها
.به روی آپولونیا باز شدن

01:10:26.080 --> 01:10:27.519
.بریم

01:10:29.000 --> 01:10:32.040
.واقعا دارم سعی می‌کنم خودمو کنترل کنم

01:10:32.120 --> 01:10:34.920
.حالا تو هم جزئی از چرخه‌ی صنعت هنری شدی

01:10:44.080 --> 01:10:49.639
فهمیدی چی گفت؟
.الان دیگه انگار یه ماشین تولیدی هستم

01:10:49.720 --> 01:10:55.120
.دیگه برای هیچ‌کدوم از دوستام باحال نیستم
.عوضی

01:10:55.200 --> 01:10:58.479
.راسته

01:11:06.439 --> 01:11:08.840
!سال نو مبارک

01:11:08.920 --> 01:11:11.800
.لی»، این هالیووده»

01:11:27.000 --> 01:11:30.359
اون منتقد هنری چی در مورد نقاشی‌هات فکر می‌کنه؟

01:11:32.279 --> 01:11:35.399
.راستش حرف جالبی زد

01:11:35.479 --> 01:11:41.559
گفت که همه‌ی کارها رو بی‌روح کشیدی

01:11:42.319 --> 01:11:44.439
...و دیگه

01:11:45.559 --> 01:11:52.519
،اون علاقه‌ای که تو کارهای قدیمت نسبت به آدما داشتی
.تو اینا نیست

01:11:52.599 --> 01:11:55.359
.همون اول متوجهش شد

01:11:55.439 --> 01:12:01.359
:ازش پرسیدم
«...اگه همه چی خراب بشه»

01:12:01.439 --> 01:12:06.200
"اگه یه کار اشتباه کردم، لطفاً بهم میگی؟"

01:12:06.279 --> 01:12:10.080
"در آینده، اگه یه کار اشتباهی کردم، لطفاً بهم میگی؟ "

01:12:10.160 --> 01:12:14.639
"بهم هشدار میدی؟ "

01:12:14.720 --> 01:12:18.359
:گفت
«.دیگه خیلی دیره. تو الان گیر افتادی»

01:12:18.439 --> 01:12:23.200
،اون نمی‌تونه بگه من چی کار کنم

01:12:23.279 --> 01:12:27.239
".چون باهاشون قرارداد بستم

01:12:27.319 --> 01:12:30.519
".الان تو دردسر افتادم"

01:12:30.599 --> 01:12:33.040
:بعدش پرسیدم

01:12:34.040 --> 01:12:36.880
"پس باید چیکار کنم؟"

01:12:40.679 --> 01:12:42.760
.ببخشید

01:13:03.080 --> 01:13:05.760
:ازش پرسیدم
«چه کاری می‌تونم بکنم؟»

01:13:05.840 --> 01:13:08.679
:و بهم جواب داد

01:13:08.760 --> 01:13:11.800
...تنها راه نجات"

01:13:14.679 --> 01:13:17.479
".اینه که واقعا خوب باشی...

01:13:24.040 --> 01:13:27.679
.نمی‌دونم چطوری می‌تونم یه نقاش خوب بشم

01:13:53.000 --> 01:13:55.800
...اگه با تو کار کنم، فکر می‌کنم باید

01:13:55.880 --> 01:14:00.920
سعی کنم نظر اروپایی‌ها رو

01:14:01.000 --> 01:14:04.639
.هم جلب کنم
می‌فهمی چی می‌گم؟

01:14:04.720 --> 01:14:07.599
منطقی به نظر میاد؟
تو چی فکر می‌کنی؟

01:14:08.599 --> 01:14:12.279
.فکر می‌کنم دنیا اساساً خیلی بزرگه

01:14:12.359 --> 01:14:17.599
.فکر می‌کنم... فقط کار خودت رو انجام بده
.دنیا بزرگه

01:14:17.679 --> 01:14:18.599
.آره

01:14:19.720 --> 01:14:22.840
همه چی بستگی به تمرین داره

01:14:22.920 --> 01:14:26.639
.اینکه مطمئن شی خودت و کارت خوب هستین

01:14:26.720 --> 01:14:29.599
.ـ اینکه برای خوب شدن کارت، وقت بذاری
.ـ آره

01:14:39.160 --> 01:14:40.559
.نگام کن، آپولونیا

01:14:48.000 --> 01:14:52.599
.برو اونجا
...بعدش هم برو تو اون گوشه

01:15:01.720 --> 01:15:05.040
،کنار اون ماشینای اتوماتیک
دوربینای اتوماتیک وایسا، باشه؟

01:15:06.920 --> 01:15:09.399
.بیا اینجا

01:15:10.160 --> 01:15:13.239
.عالیه. نگام کن

01:15:13.319 --> 01:15:15.639
.بیا

01:15:17.279 --> 01:15:19.319
.می‌خوام یه کاری کنیم

01:15:19.399 --> 01:15:23.120
.خیلی دوست دارم یه عکس کنار اون چیزا داشته باشم

01:15:23.200 --> 01:15:25.960
ـ مامان، چطوری؟
.ـ  آه عالی

01:15:26.920 --> 01:15:27.960
الو؟

01:15:32.679 --> 01:15:35.080
ـ سلام، چطوری؟
.ـ سلام، واو

01:15:35.160 --> 01:15:37.720
.یادته من کی هستم؟ قبلاً همدیگه رو دیدیم

01:15:37.800 --> 01:15:39.760
ـ اسمت چیه؟
.ـ آدا

01:15:39.840 --> 01:15:42.239
ـ داستانت چیه؟
.ـ یه نقاشم

01:15:42.319 --> 01:15:44.679
.می‌خواستم استودیوت رو ببینم

01:15:44.760 --> 01:15:48.160
.بیا، می‌خوام از تو هم عکس بگیرم
.اینجا وایسا

01:15:52.960 --> 01:15:55.399
.ـ خوشحالم دیدمت
.ـ آپولونیا

01:15:55.479 --> 01:15:57.679
.خوشحالم دیدمت

01:16:01.800 --> 01:16:05.639
مشکلت با من چیه؟
چرا این زیبارو رو فراموش می‌کنم

01:16:05.720 --> 01:16:08.720
،چون آدم مهمی هستی
.پس همه رو از یاد می‌بری

01:16:16.279 --> 01:16:18.840
.می‌خوام ژست بگیرم

01:16:18.920 --> 01:16:23.960
.می‌خوام جلوی این لخت بشم

01:16:24.880 --> 01:16:27.239
.عکسو بگیر
.عکاس بزرگی هستی

01:16:27.319 --> 01:16:30.359
.ـ آخه اگه لخت بشی، دستگیر می‌شیم
.ـ خوشم میاد

01:16:30.439 --> 01:16:32.760
.من نه

01:16:33.720 --> 01:16:37.479
می‌خوای؟ واقعا می‌خوای؟

01:16:37.559 --> 01:16:41.319
ـ اینجا یه باغ خصوصیه، نه؟
.ـ منو نگاه کن

01:16:41.399 --> 01:16:44.720
.نه، نیست
.جای عمومیه

01:16:44.800 --> 01:16:47.279
.لعنت به آمریکا

01:16:47.359 --> 01:16:52.599
.می‌خوام لخت شم
.لی»، بیا لخت شیم»

01:16:52.679 --> 01:16:56.920
.بیا اینجا و یه پرتره لخت ازم بگیر

01:17:15.960 --> 01:17:19.720
.اینجا، خود واقعیش بود
.عریان، اما چون مجسمه‌ای استوار

01:17:19.800 --> 01:17:22.679
به عقیده‌ی من، چیزی که در اینجا شاهدش بودم

01:17:22.760 --> 01:17:27.439
این بود که آپولونیا
،به جای فروختن روحش

01:17:27.519 --> 01:17:30.920
از کالبد خودش سپری ساخت تا

01:17:32.679 --> 01:17:35.840
.به رهایی دست پیدا کنه

01:17:43.800 --> 01:17:48.319
.آمریکا را ترک کرد و به دنیای قدیم برگشت

01:17:59.399 --> 01:18:02.639
حدس می‌زنم خیلی اتفاقی بود که
.سر از اینجا درآورد

01:18:02.720 --> 01:18:04.080
.زادگاه من

01:18:07.800 --> 01:18:11.559
همین‌طور با دوست‌پسر جدیدم، اندرس، آشنا شد
.که تو مراحل فیلم‌برداری کمکم کرد

01:18:19.000 --> 01:18:24.000
.گاهی اوقات مرز باریکی بین اتفاق و سرنوشت وجود داره

01:18:26.439 --> 01:18:29.639
.به هر حال، حالا اون این‌جا بود

01:18:32.599 --> 01:18:35.599
جایی که سال‌ها پیش، اون و مادرش

01:18:35.679 --> 01:18:39.639
.تلاش بیهوده‌ای برای ساختن یه زندگی داشتن

01:18:39.720 --> 01:18:43.840
همون جایی که اولین بار «طرد شدن» رو تجربه کرد

01:18:43.920 --> 01:18:48.679
چون همیشه اونا رو غریبه به حساب می‌آوردن و

01:18:50.880 --> 01:18:54.559
.و جایی بین بقیه نداشتن

01:19:03.120 --> 01:19:07.559
.دانمارک برگشتم و کلی استرس دارم

01:19:08.439 --> 01:19:11.239
.دیگه تو یه دنیای خیالی نیستم

01:19:11.319 --> 01:19:16.359
الان تو محیطی‌ام که می‌شناسمش و

01:19:16.439 --> 01:19:18.840
.دیگه غریبه نیست

01:19:18.920 --> 01:19:23.840
.پس واسه تخیل اصلاً خوب نیست

01:19:25.319 --> 01:19:29.080
دیگه نمی‌تونم تو قصه‌های زندگی
یا اینجور چیزا غرق بشم

01:19:29.160 --> 01:19:33.439
چون این آدما رو خوب می‌شناسم و
.ازشون متنفرم

01:19:35.160 --> 01:19:40.319
.نفرت» یه محرک هنری خیلی خوبیه»

01:19:40.399 --> 01:19:45.120
.یه کم با «نفرت» نقاشی می‌کشی و عالی میشه

01:19:48.880 --> 01:19:50.080
...آره

01:19:50.160 --> 01:19:54.760
اون گفته بود که تنها راه بیرون رفتن
.واقعاً خوب بودنه

01:19:54.840 --> 01:19:58.160
اما توی چی؟
و از نظر کی؟

01:19:58.239 --> 01:20:02.239
شاید این همون دیدگاهی باشه که
.باهاش می‌جنگید

01:20:03.160 --> 01:20:07.479
اینکه آدم غریبه باید خودش رو وفق بده
.تا طردش نکنن

01:20:11.040 --> 01:20:16.439
،ولی اگه دیگه از آتیش نترسی
.می‌تونی خودت آتیش به پا کنی

01:20:16.519 --> 01:20:20.479
«می‌خوام به خاطر «سَنتْ هانْس
.رو جادوگرها کار کنم

01:20:20.559 --> 01:20:24.239
.ـ بد نیست
.ـ شش پرتره از زن‌های مختلف

01:20:24.319 --> 01:20:27.880
.خیلی شبیه... خیلی... ظریف و دقیق

01:20:27.960 --> 01:20:32.599
،مثل جادوگرهایی با کلاه و این چیزا نیستن
متوجهی؟

01:20:32.679 --> 01:20:36.840
...ـ اما بازم، درباره‌ی
.ـ فکر نمی‌کنم جادوگرها کلاه داشته باشن

01:20:36.920 --> 01:20:41.399
.ـ فکر کنم دیزنی سرشون کلاه گذاشت
.ـ دیزنی سرشون کلاه گذاشت

01:20:45.479 --> 01:20:48.319
.خیلی منطقیه

01:20:49.319 --> 01:20:50.679
.بذار جادوگرها جمع بشن

01:21:08.239 --> 01:21:10.559
،یک سال بعد از فارغ‌التحصیلی

01:21:10.639 --> 01:21:14.559
تعداد انتخاب‌شده‌ای از کلاس آپولونیا
آثار خودشون رو

01:21:14.639 --> 01:21:18.519
تو یه نمایشگاه بزرگ و معتبر تو مرکز پاریس
.به نمایش گذاشتن

01:21:18.599 --> 01:21:24.359
اما آپولونیا نمایشگاه کوچیک خودشو
.درست روبروی اون ترتیب داده بود

01:21:24.439 --> 01:21:28.840
ـ اینجوری جواب میده؟
.ـ البته

01:21:28.920 --> 01:21:31.599
نقاشی‌ها خوبن؟

01:21:32.599 --> 01:21:36.120
...بعداً در موردش صحبت می‌کنیم

01:21:36.200 --> 01:21:39.439
.نمایشگاه خوب نیست

01:21:39.519 --> 01:21:45.920
تمومش کن. میشه انتقاد کرد
.بدون اینکه بگم همه چی بده

01:21:51.080 --> 01:21:54.040
.خیلی تند کار می‌کنی

01:21:55.319 --> 01:22:00.720
...بعضی از نقاشی‌ها هنوز چند هفته‌ای

01:22:02.359 --> 01:22:04.599
.زمان و توجه کافی نیاز دارن...

01:22:14.519 --> 01:22:18.319
.خیلی خسته‌م و این تو کارام مشخصه

01:22:18.399 --> 01:22:22.679
،سال پیش می‌تونستم ده تا نقاشی بکشم
...اما الان

01:22:22.760 --> 01:22:29.120
.چاق شدم، جوش زدم. حالم بده
.افتضاح نقاشی می‌کنم، اشتباه زیاد دارم

01:22:29.200 --> 01:22:31.359
.مسخره‌ست

01:22:31.439 --> 01:22:35.920
.ـ به کسی نگی
ـ چیو؟

01:22:36.000 --> 01:22:39.120
.اینکه روی نقاشی‌ها وقت کافی نذاشتم

01:23:45.080 --> 01:23:46.760
.قشنگه

01:23:46.840 --> 01:23:49.479
.تو این یکی شیشه‌ست

01:24:01.239 --> 01:24:05.760
.ـ  به نظر میاد حال مادربزرگ تو بیمارستان خوبه
ـ امروز دل‌درد داشت؟

01:24:05.840 --> 01:24:09.439
،بهم گفت وقتی مسکن‌ها رو نمی‌خوره

01:24:09.519 --> 01:24:13.200
.درد داره

01:24:13.279 --> 01:24:16.960
باید از وقت گذروندن با مادربزرگ
.نهایت استفاده رو کنیم

01:24:17.040 --> 01:24:18.599
.آره

01:24:18.679 --> 01:24:23.479
.جدی می‌گم
...حتی اگه حرف بدی بزنه

01:24:23.559 --> 01:24:27.599
.باید بخندونیمش

01:24:29.200 --> 01:24:34.920
منظورم اینه که شاید مادربزرگ
.شیمی‌درمانی رو رد کنه

01:24:35.000 --> 01:24:37.399
.مادربزرگ

01:24:37.479 --> 01:24:42.200
به چی فکر می‌کنی؟

01:24:42.279 --> 01:24:44.479
.راستش، به هیچی

01:24:47.080 --> 01:24:49.479
.کنجکاوم. مطمئن نیستم

01:24:49.559 --> 01:24:52.679
.باید یه حرفه‌ای داشته باشی

01:24:52.760 --> 01:24:59.639
می‌دونستی که یک سال و نیم پیش
یه هنرمند حرفه‌ای شدم؟

01:25:00.679 --> 01:25:04.559
اگه خودت قبولش کنی و

01:25:04.639 --> 01:25:08.760
،اگه این هدف زندگیت باشه

01:25:08.840 --> 01:25:11.519
.من مشکلی ندارم

01:25:11.599 --> 01:25:15.599
.آدم مجبور نیست تو زندگی به همه چی برسه

01:25:15.679 --> 01:25:21.160
اینکه بچه ندارم، اذیتت می‌کنه؟

01:25:21.239 --> 01:25:26.279
.نه، اذیتم نمی‌کنه، آپولونیا
چطور می‌تونه اذیتم کنه؟

01:25:26.359 --> 01:25:31.559
.انتخاب خودته که زندگی و خانواده تشکیل ندی

01:25:31.639 --> 01:25:34.679
.انتخاب خودته
.نمی‌تونم مجبورت کنم

01:25:35.760 --> 01:25:37.519
درسته؟

01:25:39.639 --> 01:25:44.439
.دیگه ۱۸ ساله نیستی

01:26:09.319 --> 01:26:13.319
،دیروز با مادربزرگم همین بحث رو داشتیم

01:26:13.399 --> 01:26:17.399
.اون گفت اشکالی نداره بچه نداشته باشم

01:26:17.479 --> 01:26:20.880
.واقعاً این رو گفت
متوجهی؟

01:26:22.960 --> 01:26:26.840
:چیزهای خوبی که برای زندگی‌مون تصمیم گرفتیم

01:26:26.920 --> 01:26:30.880
.نه خانواده، نه بچه
.فقط هنر و خلق اثر

01:26:30.960 --> 01:26:32.639
..آره، خیلی

01:26:32.720 --> 01:26:37.559
این تنها راه بقا
.تو این دنیای مردسالاره

01:26:39.439 --> 01:26:42.040
.ـ آره
.ـ آره

01:26:44.000 --> 01:26:47.559
ـ می‌خوای بری دانشگاه؟
.ـ هنرهای زیبا

01:26:47.639 --> 01:26:52.359
.ـ تبریک می‌گم
ـ آره، چون به تحصیلات نیاز دارم

01:26:52.439 --> 01:26:55.519
.روحیه و بلندپروازی خیلی خوبی دارم

01:26:55.599 --> 01:27:01.120
.ـ اما تحصیلات، یه کم بیشتر، بهتره
.ـ عالی

01:27:01.200 --> 01:27:05.559
ـ  به مامانت زنگ زدی؟
.ـ دو روز پیش، خیلی کوتاه

01:27:05.639 --> 01:27:07.720
چقدر؟

01:27:07.800 --> 01:27:10.000
.ـ پنج دقیقه
ـ پنج دقیقه؟

01:27:10.080 --> 01:27:16.439
.آره، زنگ می‌زنم
.برای سال نو زنگ می‌زنم که تبریک بگم

01:27:26.000 --> 01:27:30.399
.ممنون که برای شب کریسمس ۲۰۱۶ اومدی

01:27:51.040 --> 01:27:55.599
خیلی وقت‌ها فکر می‌کردم
.دیگه وقت خاموش کردن دوربینه

01:27:56.639 --> 01:28:00.920
...اما همیشه ادامه می‌دادم
.می‌گفتم یه کمی بیشتر

01:28:01.000 --> 01:28:05.639
هر چند باردار بودم و فیلمبرداری
به خاطر بوی تینر و رنگ که

01:28:05.720 --> 01:28:10.359
،باعث حالت تهوع می‌شه، سخت‌تر می‌شد
.اما ادامه می‌دادم

01:28:16.639 --> 01:28:20.760
.سال‌های زیادی‌ست که دنبالم بودی

01:28:20.840 --> 01:28:25.720
،همزمان، منم دنبالت بودم
.دنبال شیوه‌ی زندگیت

01:28:25.800 --> 01:28:30.639
.ـ آره
ـ حالا می‌بینم ثبات پیدا کردی

01:28:32.080 --> 01:28:36.920
.باردار هستی
.بچه و خانواده داری

01:28:38.080 --> 01:28:44.080
منم باید... البته نه بچه
،اما اون تعادل رو پیدا کنم

01:28:44.160 --> 01:28:49.960
،یعنی با بدنم خلق کنم
...حالا که

01:28:51.679 --> 01:28:56.120
ـ  به چی فکر می‌کنی؟
..ـ به این فکر می‌کنم که

01:28:57.359 --> 01:29:01.279
...به این فکر می‌کنم که همیشه

01:29:01.359 --> 01:29:04.519
.که همیشه با اندامم مشکل داشتم

01:29:11.239 --> 01:29:13.279
...چون

01:29:13.359 --> 01:29:17.599
.با یه بدن مریض بزرگ شدم

01:29:20.479 --> 01:29:26.200
بعد اصلاً نمی‌خواستم نقاشی کشیدنم

01:29:26.279 --> 01:29:28.720
.وابسته به داشتن یه «بدن» باشه

01:29:28.800 --> 01:29:33.639
.نه «زن» باشم
.نه «جنسیت» داشته باشم

01:29:36.200 --> 01:29:42.679
،اما خب برای نقاشی به بدنت نیاز داری
.پس دیگه نباید نادیده‌اش بگیرم

01:29:45.800 --> 01:29:48.960
.باید از خودم مراقبت کنم

01:29:56.000 --> 01:29:59.239
.نمی‌تونم موقع نقاشی کردن، یه زن باشم
.این وحشتناکه

01:29:59.319 --> 01:30:01.599
...باید بتونم

01:30:02.880 --> 01:30:04.960
.که اینطوری باشم...

01:30:06.200 --> 01:30:07.760
.آره

01:30:36.519 --> 01:30:40.439
...اگه یه روزی آرزوی مادر شدن داشتم

01:30:41.960 --> 01:30:45.279
.هیچوقت اینجوری تصورش نمی‌کردم

01:31:54.000 --> 01:31:56.639
.عجیب به نظر می‌رسم

01:32:02.559 --> 01:32:06.679
،هیچوقت فکر نمی‌کردم که خلق یه زندگی

01:32:06.760 --> 01:32:09.880
.ممکنه به قیمت جون خودم تموم شه

01:33:05.800 --> 01:33:08.160
ـ «لیا»؟
.«ـ سلام «اپی

01:33:08.239 --> 01:33:12.920
.ـ سلام! خیلی خوشحال شدم صداتو شنیدم
.ـ منم خوشحالم

01:33:13.000 --> 01:33:17.239
ـ بهتری؟
.ـ آره، بهترم

01:33:17.319 --> 01:33:19.880
.آره، حالم خوبه

01:33:19.960 --> 01:33:23.200
ـ هنوز تحت عمل جراحی هستی؟
.ـ نه

01:33:23.279 --> 01:33:28.319
.دارم خوب میشم، همه چی خوبه

01:33:28.399 --> 01:33:31.559
خلاصه‌اش اینکه معجزه بود

01:33:31.639 --> 01:33:38.519
.چون ۸۵ درصد از کسایی که شرایط منو داشتن مردن

01:33:38.599 --> 01:33:41.479
.ـ سخته
.ـ خیلی سخته

01:33:41.559 --> 01:33:46.920
.ـ من اینجام با لوکای کوچولو
ـ صدای لوکاست؟

01:33:47.000 --> 01:33:50.519
.خیلی ناز به نظر میاد
.صداش هم خیلی قشنگه

01:33:50.599 --> 01:33:53.800
.آره، باید ببینیش

01:33:53.880 --> 01:33:56.679
.ـ حتما
.ـ باید ببینیش

01:33:56.760 --> 01:34:01.000
.ـ خیلی بهت فکر کردم
.ـ ولش کن

01:34:01.080 --> 01:34:04.519
.رو بهبود تمرکز کن

01:34:07.599 --> 01:34:13.040
لیا»، چیزی از کما یادت میاد؟»

01:34:13.120 --> 01:34:15.080
.آره

01:34:20.359 --> 01:34:23.840
...یه سری تصاویر زنده

01:34:25.080 --> 01:34:28.840
.واقعا زنده بودن...

01:34:29.840 --> 01:34:33.279
.تجربه‌هایی با آدمای زندگیم

01:35:00.439 --> 01:35:02.720
.پیشم بمون

01:35:04.840 --> 01:35:10.080
.اولین چیزی که یادم میاد اینه که «آندرس» کنارمه

01:35:11.399 --> 01:35:14.559
و حس می‌کنم ناراحته
.و داره گریه می‌کنه

01:35:14.639 --> 01:35:19.000
بعد بهم گفت
.فکر می‌کرد منو از دست داده

01:35:20.439 --> 01:35:22.760
.آره... اوه عزیزم

01:35:23.920 --> 01:35:26.679
.الان خیلی دور به نظر میاد

01:35:26.760 --> 01:35:31.000
.خیلی سخت بود، آپولونیا
.خیلی خیلی سخت

01:35:33.040 --> 01:35:37.720
ـ دوست‌پسر جدید داری؟
.ـ آره. شاعر و مجسمه‌سازه

01:35:38.720 --> 01:35:42.519
،یه دختر هفت ساله داره
.منم مادرخونده‌ش هستم

01:35:42.599 --> 01:35:48.800
.تبریک میگم، اپی! عالیه
.خانواده خیلی مهمه

01:35:50.040 --> 01:35:53.720
.فکر نکنی که دنباله‌رو تو هستم

01:36:00.399 --> 01:36:04.599
،بعد از ۳۶ تا عمل جراحی

01:36:04.679 --> 01:36:08.000
بدون رحم، بدون تخمدان

01:36:08.080 --> 01:36:11.479
با عصب‌های آسیب‌دیده و عضلات شکمی پاره شده

01:36:11.559 --> 01:36:13.760
به زندگیم تو طبقه‌ی پنجم

01:36:13.840 --> 01:36:17.559
.با دو بچه‌ی اضافه و یه نوزاد برگشتم

01:36:17.639 --> 01:36:20.760
حق بلند کردن هیچ چیزی
.سنگین‌تر از یه بچه رو ندارم

01:36:20.840 --> 01:36:23.760
.یه دوربین جدید و سبک‌تر خریدم

01:36:23.840 --> 01:36:27.040
ـ «لیا»، این دوربین جدیده؟
!ـ آره

01:36:27.120 --> 01:36:30.679
باحاله، نه؟
می‌خوای امتحانش کنی؟

01:36:30.760 --> 01:36:35.479
.این عکس رو گرفتم
.این یکی خیلی قدیمیه

01:36:35.559 --> 01:36:38.319
...این یه کسیه که «لیا» می‌شناسه

01:36:39.760 --> 01:36:44.239
،به محض اینکه تونستم
،رفتم استانبول آپولونیا رو ببینم

01:36:44.319 --> 01:36:49.080
هرچند به زور، چند متر رو
.بدون درد شدید می‌تونستم راه برم

01:37:03.479 --> 01:37:07.200
آپولونیا اولین نمایشگاه انفرادی بزرگش رو

01:37:07.279 --> 01:37:12.080
...با یه خانم گالری‌دار مشهو هم‌نسل خودش

01:37:14.519 --> 01:37:16.920
.و البته یه سقط جنین شروع کرده بود

01:37:19.399 --> 01:37:20.359
.سلام

01:37:22.359 --> 01:37:27.840
.نقاشی‌ها تموم نشده‌ن
.بدترین کاریه که تو زندگیم کردم

01:37:27.920 --> 01:37:32.040
،وقتی تو گالری نقاشی‌ها رو می‌بینم
.خیلی واضحه

01:37:32.120 --> 01:37:34.239
.نور که بهش می‌تابه

01:37:35.679 --> 01:37:39.239
می‌تونی یه نقاشی با خودت بیاری؟

01:37:41.880 --> 01:37:45.160
نه؟ گفتی نه؟

01:37:46.519 --> 01:37:50.040
.ـ منم کار و زندگی دارم
.ـ آره

01:37:53.319 --> 01:37:56.439
...بی‌ادب نباش

01:37:57.439 --> 01:38:01.439
.ـ باشه، پس خداحافظ
.ـ خداحافظ، می‌ذارم بری

01:38:01.519 --> 01:38:03.639
.احمق

01:38:21.599 --> 01:38:25.000
.خیلی نامنظمه
.مثلاً همین یکی

01:38:25.080 --> 01:38:30.120
.اگه هنوز فکر می‌کنی لازمه، می‌تونی تغییرش بدی
.تا پنج‌شنبه وقت داریم

01:38:48.840 --> 01:38:52.399
.باید تا دوشنبه تمومش کنم

01:38:53.399 --> 01:38:55.760
...به هر حال

01:38:58.399 --> 01:39:01.880
ـ بعداً می‌بینمت؟
.ـ آره

01:39:03.800 --> 01:39:06.720
.«خداحافظ، «لیا
.خداحافظ، دوربین

01:39:57.639 --> 01:40:01.040
عالیه، نه؟

01:40:05.519 --> 01:40:09.479
.چندتا ایراد جزئی داره که باید درستشون کنم

01:40:12.960 --> 01:40:15.399
.خوبه

01:40:19.160 --> 01:40:21.880
!نمایشگاه خوبیه

01:40:55.040 --> 01:40:56.880
"همه چی از کجا شروع شد؟"

01:40:56.960 --> 01:41:00.080
"چی باعث شد با اندام زنانه ارتباط بگیری؟"

01:41:00.160 --> 01:41:04.279
چطوری مدل‌هات رو انتخاب می‌کنی؟"
"آیا کارهات بازتاب‌ شخصیت‌شونه؟

01:41:04.359 --> 01:41:07.720
،همون‌طور که تو پرتره‌هات می‌بینیم"
زن‌ها رو از کلیشه‌های اجتماعی بیرون می‌کشی

01:41:07.800 --> 01:41:10.679
".و از نظر جسمی آزادشون می‌کنی

01:41:10.760 --> 01:41:14.080
"زن امروزی رو چطور تعریف می‌کنی؟"

01:41:14.800 --> 01:41:19.519
.به نظر می‌رسه نقاشی‌هام تاثیرگذارن

01:41:23.080 --> 01:41:24.800
!چی؟

01:41:26.080 --> 01:41:32.519
.آپولونیا به عنوان هنرمند پیشرو در هنر معاصر معرفی شد

01:41:44.000 --> 01:41:46.120
.بهار زن‌ها شده

01:41:52.399 --> 01:41:54.040
.«ـ سلام «لیا
.ـ سلام

01:41:55.200 --> 01:41:59.720
.می‌خواستم بهت بگم اوکسانا مُرده

01:42:04.720 --> 01:42:07.920
...سه روز غیبش زده بود

01:42:08.000 --> 01:42:11.040
.ـ خودش رو دار زد
!ـ نه

01:42:12.800 --> 01:42:17.200
.می‌خواست بمیره
.این دفعه موفق شد

01:42:18.559 --> 01:42:23.160
.جسدش پیش پلیسیه
...بعد از کالبدشکافی

01:42:23.239 --> 01:42:29.479
نمی‌دونیم مادرش می‌خواد جسدش
.به اوکراین منتقل بشه یا نه

01:42:31.920 --> 01:42:36.120
...ـ نمی‌دونم چی بگم. خیلی
...ـ نه

01:42:42.880 --> 01:42:47.840
آپولونیا رنگ سفید به صورت اوکسانا زده بود

01:42:47.920 --> 01:42:52.519
،تا پوست تیره‌اش که دیگه هیچ نشانی از زندگی نداشت
.رنگ زندگی بگیره

01:43:11.720 --> 01:43:16.639
همش می‌خوام بهش زنگ بزنم یا بنویسم

01:43:16.720 --> 01:43:19.840
.و فقط بهش بگم همه چی خوبه

01:43:19.920 --> 01:43:23.160
.همه چی مرتبه
.فقط برگرد بیا

01:43:23.239 --> 01:43:27.120
.همه چی رو آماده کردم

01:43:31.319 --> 01:43:36.120
.موهاتو درست کردم
.لباس تنت کردم

01:43:38.359 --> 01:43:41.200
.یه کوزه خاکستر برات پیدا کردم

01:43:42.479 --> 01:43:45.559
...فقط همین الان برگرد

01:43:47.160 --> 01:43:50.160
.از خانوادت مراقبت کردم

01:43:50.239 --> 01:43:53.479
...خوششون اومد اینجا باشن

01:43:55.920 --> 01:43:59.200
...همه چی الان تمومه
.تورو خاک کردیم

01:43:59.279 --> 01:44:05.000
.الان همه چی خوبه. دیگه لازم نیست بترسی
.همه چی درست میشه

01:45:49.519 --> 01:45:53.439
.فقط باید نقاشی بکشم

01:45:53.519 --> 01:45:55.359
.به آرومی

01:45:56.479 --> 01:46:01.040
.برام مهم نیست مردم چی فکر می‌کنن
.نقاشی منه

01:46:02.040 --> 01:46:04.559
.دوست‌دخترمه

01:46:06.040 --> 01:46:08.040
..اون

01:46:08.920 --> 01:46:11.279
هم‌نفسم مُرد و

01:46:11.359 --> 01:46:14.200
.تنهام گذاشت

01:46:54.720 --> 01:46:59.800
آپولونیا یه آپارتمان مخصوص هنرمندا
.تو قسمت اعیان‌نشین شهر گرفت

01:47:01.279 --> 01:47:05.800
،برخلاف مادرش
.اسم خودش رو تو قرارداد اجاره نوشت

01:47:17.120 --> 01:47:20.679
.ـ قایق ما
.ـ بالکن ما

01:47:24.279 --> 01:47:28.559
فکر می‌کنم این آپارتمان رو
.اوکسانا بهمون داد

01:47:28.639 --> 01:47:35.120
.چون درست روز ختمشه که بهمون زنگ زدن

01:48:01.479 --> 01:48:05.279
نگاه کن شلوار «عزالدین» رو

01:48:05.359 --> 01:48:08.559
.دارن دنبالم می‌گردن

01:48:18.800 --> 01:48:20.399
.سلام

01:48:20.479 --> 01:48:23.559
ـ چطوری؟
ـ چطوری؟

01:48:24.840 --> 01:48:27.639
فکر می‌کنی یه پلنگ خال‌دارم؟
!مواظب باش. آرایشم

01:48:59.599 --> 01:49:03.760
شش سال بعد از اینکه تو مدرسه
،مدال طلا رو بهش ندادن

01:49:03.840 --> 01:49:08.040
آکادمی فرانسه به آپولونیا
معتبرترین جایزه‌‌ای رو داد که

01:49:08.120 --> 01:49:11.800
.فقط به بهترین هنرمندان میدن

01:49:11.880 --> 01:49:17.040
یه اقامت یک ساله تو رم تو «ویلای مدیچی» که پادشاه‌ها

01:49:17.120 --> 01:49:20.599
برای اِسکان هنرمندایی که
.اونا رو جاودانه می‌کردن، ساختن

01:49:24.120 --> 01:49:29.960
شاید آپولونیا از همون موقع که راهبه‌ها
،بهش کمک کردن تا از مرگ فرار کنه

01:49:30.040 --> 01:49:32.800
،می‌دونست تصویری که تو ذهن داریم
.دنیای ما رو می‌سازه

01:49:43.319 --> 01:49:47.239
اون می‌خواست حق اینو داشته باشه که

01:49:47.319 --> 01:49:50.840
تو دنیایی که خودش ساخته
.آزادانه زندگی کنه

01:49:54.319 --> 01:49:58.399
،هیچ سوژه‌ای به چشمم به اندازه‌ی اون جالب نبود
.این رو گفتم

01:49:58.479 --> 01:50:02.000
.انگار می‌دونستم چی دارم فیلمبرداری می‌کنم

01:50:02.080 --> 01:50:06.519
.اما حقیقت اینه که هیچوقت هیچ کنترلی نداشتم

01:50:06.599 --> 01:50:10.120
.سوژه مدام در حال حرکت بود

01:50:13.960 --> 01:50:16.720
و ۱۳ سال طول کشید تا بفهمم

01:50:16.800 --> 01:50:21.920
یه دوربین به سمت خودِ زندگی
.نشونه گرفته‌م

01:50:23.519 --> 01:50:24.840
بزرگ‌تر

01:50:24.920 --> 01:50:27.559
سخت‌تر و زیباتر از چیزی که

01:50:27.639 --> 01:50:30.239
.تا حالا فکر می‌کردم

01:50:34.760 --> 01:50:38.679
،وقتی خودم رو لب مرز «بودن» پیدا کردم

01:50:38.760 --> 01:50:42.519
.هیچی جز «زندگی» و «عشق» نمی‌دیدم

01:50:44.120 --> 01:50:46.720
اما زندگی تموم می‌شه و

01:50:46.800 --> 01:50:50.679
،اون چیزی که باقی می‌مونه
.چیزیه که از خودمون جا می‌ذاریم

01:50:52.559 --> 01:50:55.840
.و یه نقاشی، چیزی متعلق ابدیته

01:50:58.479 --> 01:51:01.439
.سالم با ترک‌های ریز

01:51:01.519 --> 01:51:04.920
.ثبت یه زندگی‌ای که زیسته شده

01:51:08.559 --> 01:51:11.880
،پادشاه‌ها هم برات مهم نبودن
،آپولونیا

01:51:11.960 --> 01:51:16.040
،واسه همین به جای اونا
.ملکه‌ها رو جاودانه می‌کنی

01:51:23.519 --> 01:51:27.279
.آپولونیا، دیگه دوربین رو خاموش می‌کنم

01:51:27.303 --> 01:51:37.303
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.