﻿WEBVTT

00:00:00.016 --> 00:00:20.016
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:40.040 --> 00:00:41.450
‫واقعا دیوونه شدی.‬

00:00:41.580 --> 00:00:43.230
‫همه چی مرتبه، آروم بگیر.‬

00:00:45.020 --> 00:00:46.626
‫یکی بیدار می‌شه.‬

00:00:46.780 --> 00:00:49.516
‫بس کن. نمی‌تونم تحمل کنم.‬

00:01:25.040 --> 00:01:26.150
‫دوباره همون آش و همون کاسه!‬

00:01:43.550 --> 00:01:45.030
‫شما وجدان ندارید، هان؟‬

00:01:46.700 --> 00:01:49.446
‫پنج و ربعه، چه‌خبرتونه اینجا؟‬

00:01:54.410 --> 00:01:55.410
‫چیزی نیست.‬

00:01:56.033 --> 00:01:58.646
‫تو توهم زدی، آفاناسیچ!‬

00:01:58.940 --> 00:02:00.290
‫بچه رو بیدار نکردید؟‬

00:02:02.000 --> 00:02:03.186
‫خوابه، خداروشکر.‬

00:02:05.300 --> 00:02:06.320
‫فکر کنم باید بلند شم.‬

00:02:15.143 --> 00:02:17.150
‫منم فکر کنم احمالا یه چرت دیگه بزنم.‬

00:02:19.942 --> 00:02:23.796
‫مرده یه دستبند طلا رو برای فروش آورده.‬

00:02:24.380 --> 00:02:26.090
‫و اصلا یادش نمیاد.‬

00:02:26.900 --> 00:02:31.006
‫اون براش دعا گرفته، جادوش کرده.‬

00:02:31.340 --> 00:02:35.653
‫کی، همین گداهه؟ اون پیش ما هم اومده بود،‬
‫صدقه می‌خواست.‬

00:02:36.320 --> 00:02:38.330
‫همونیه که توی نیاپالیمووسکی می‌شینه.‬

00:02:38.946 --> 00:02:42.230
‫خودشه، خود زیریایه.‬

00:02:42.653 --> 00:02:45.680
‫پدرسگ. منو بگو بهش دو گریونا هم دادم.‬

00:02:47.570 --> 00:02:52.276
‫میلتون‌ها وقتی اومدن
زیرزمین، پیش زیریای، خب،‬

00:02:52.550 --> 00:02:55.520
‫اونجا زیرِ زمین یه انبار کامل داره.‬

00:02:56.196 --> 00:03:02.729
‫سکه‌های طلا مال زمان‌های
قدیم، انگشتر با سنگ‌‌های قیمتی.‬

00:03:02.754 --> 00:03:06.269
‫اهان، اون‌وقت به ما می‌رسه
"به خاطر خدا کمک کنید"! آشغال!‬

00:03:06.294 --> 00:03:08.000
‫کاش همسایه‌ها بهم آب‌جوش بدن.‬

00:03:08.990 --> 00:03:11.990
‫دینکا، تو وجدان داری؟ نصف گازو گرفتی.‬
‫همه باید برن سر کار.‬

00:03:12.230 --> 00:03:15.343
‫چه زن آبروبری هستی. الان جوش میاد.‬

00:03:15.470 --> 00:03:17.090
‫باشه، باشه. دارم جا خالی می‌کنم.‬

00:03:17.960 --> 00:03:20.240
‫تامارا، می‌شه از تولیا
بخوای یه کم عجله کنه، هان؟‬

00:03:21.530 --> 00:03:25.363
‫اره اون تازه از شیفت شب اومده، آلکساندر
ایساکیچ.‬ ‫الان می‌ره. همه‌جاش سیاهه.‬

00:03:25.388 --> 00:03:28.820
‫ریخته‌گریه دیگه.‬
‫این جوشونده‌ی عشقه‌س؟ فشارت پایینه؟‬

00:03:29.540 --> 00:03:31.300
‫دیگه پایین‌تر از این
نمی‌شه، حتی لرزشم دارم.‬

00:03:32.480 --> 00:03:34.010
‫من عشقه دوس ندارم.‬

00:03:34.280 --> 00:03:36.410
‫فشارت می‌تونه خیلی بره
بالا، ازش خوشحال نمی‌شی.‬

00:03:36.650 --> 00:03:41.143
‫پیشنهاد می‌کنم جوشونده جینسینگ یا دارچین بخوری.‬
‫یه قاشق چای خوری توی دو تا استکان آب جوش.‬

00:03:41.600 --> 00:03:43.370
‫فشارت میاد بالا، ولی بدون سورپرایز کردنت!‬

00:03:44.570 --> 00:03:47.769
‫الو!‬
‫اها، اومدم، سریع اومدم، دارم میارم.‬

00:03:48.980 --> 00:03:49.980
‫الان چیکار کنیم؟‬

00:03:50.480 --> 00:03:52.250
‫هر دکتری داروی خودشو داره.‬

00:03:52.496 --> 00:03:55.770
‫اما یکی دیگه، ممکنه، نفهمه.‬

00:03:56.000 --> 00:03:59.486
‫نه بابا.‬ ‫به نظر میاد یهودیه.
آخه کی از اینا سردرمیاره؟‬

00:03:59.565 --> 00:04:03.565
‫چرا انقدر خشن، هان؟ اون می‌خواست
بهتون کمک کنه، اون‌وقت شما...‬

00:04:06.830 --> 00:04:07.880
‫برو بابا تو هم...‬

00:04:09.650 --> 00:04:10.650
‫الو؟‬

00:04:11.603 --> 00:04:13.276
‫تواوو، الان!‬

00:04:14.730 --> 00:04:16.560
‫بوریا، با تو کار دارن.‬

00:04:17.330 --> 00:04:18.330
‫یورا!‬

00:04:21.890 --> 00:04:23.957
‫یالا بیا یرون، بچه خودشو خیس کرد.‬

00:04:31.910 --> 00:04:33.440
‫از دست شما حرومزاده‌ها کجا برم آخه؟‬

00:04:37.220 --> 00:04:38.220
‫گاردیف، بفرمایید.‬

00:04:38.390 --> 00:04:39.770
‫تو واقعا داری دیر می‌کنی.‬

00:04:41.420 --> 00:04:42.860
‫بذار غذامو تو آرامش بلمبونم.‬

00:04:53.150 --> 00:04:55.969
‫تموم شد، دیگه رادیو نداریم.‬

00:04:56.960 --> 00:04:58.883
‫دینکا. همه‌ی امیدم به توعه.‬

00:04:59.566 --> 00:05:02.226
‫اون قلدر کلاس شما هنوز هست؟‬

00:05:03.200 --> 00:05:04.972
‫تورین؟ نمی‌دونم.‬

00:05:05.942 --> 00:05:08.483
‫اون، باباش، قلدر نیست، مجروح
جنگیه، پاش رو تو جبهه از دست داده.‬

00:05:08.517 --> 00:05:10.403
‫آنگلینا فیوداروونا، پول بدید.‬

00:05:11.390 --> 00:05:12.390
‫آره، آره.‬

00:05:16.220 --> 00:05:18.110
‫از جعبه سبزیجات نخود بردار.‬

00:05:19.280 --> 00:05:22.880
‫اگه سیب‌زمینی‌هاش مثل دفعه قبل خراب بود‬
‫محض رضای خدا برندار.‬

00:05:23.660 --> 00:05:25.880
‫بهتره بری بازار. بگیر.‬

00:05:33.343 --> 00:05:34.843
‫نمی‌ذاری دو دقیقه به حال خودم باشم!‬

00:05:34.870 --> 00:05:36.558
‫مادربزرگ لعنتی!‬

00:05:36.583 --> 00:05:37.700
‫چه خبر شده؟‬

00:05:41.120 --> 00:05:43.808
‫شوگلف تصادف کرده، توی اسمالنکا.‬

00:05:43.833 --> 00:05:45.566
‫پال کازمیریچ، ماشین تا
پنج دقیقه دیگه می‌رسه.‬

00:05:45.590 --> 00:05:47.780
‫بوریا، ممنونم. من امروز وقتم آزاده.‬

00:05:49.070 --> 00:05:50.600
‫اولین کلاسم ساعت یازده‌ست.‬

00:05:51.410 --> 00:05:52.410
‫آماده شد.‬

00:05:53.090 --> 00:05:56.043
‫و این روزا چی به دخترا یاد می‌دید؟‬

00:05:57.800 --> 00:06:02.793
‫فکر کنم، رواقیون، آره، آره، رواقیون رومی.‬
‫مارکوس اورلیوس.‬

00:06:03.680 --> 00:06:06.560
‫امیدوارم نقل قول های مرتبط
از استالین هم داشته باشه.‬

00:06:07.190 --> 00:06:08.190
‫چطور؟‬

00:06:08.990 --> 00:06:11.420
‫در دوران معاصر، بدون نقل قولی از اون،‬

00:06:12.080 --> 00:06:14.750
‫ نه مارکوس اورلیوس و نه
لوکیوس سِنِکا یه قرون ارزش ندارن.‬

00:06:20.390 --> 00:06:24.320
‫که اینطور! این یعنی چی؟ به چه مناسبت؟‬

00:06:24.595 --> 00:06:28.220
‫امروز برای من یه روز خاصه. قرارداد چاپ کتاب‬
‫واینشتین رو می‌بندیم.‬

00:06:28.401 --> 00:06:30.980
‫این همونیه که تو درباره‌ی راه‌آهن گفتی؟‬

00:06:31.326 --> 00:06:32.326
‫دقیقا.‬

00:06:32.750 --> 00:06:34.190
‫دو سال کاره، ضمنا.‬

00:06:36.530 --> 00:06:38.210
‫اسمش "قطار بخار ما" ست.‬

00:06:39.530 --> 00:06:43.789
‫کتاب علمی به زبان ساده.‬

00:06:44.780 --> 00:06:47.873
‫نکنه قراره با مردا برید میخونه؟‬

00:06:48.080 --> 00:06:51.530
‫معلومه! واینشتین مرد جذاب و اجتماعی‌ایه.‬

00:06:52.100 --> 00:06:54.110
‫زنامون منتظرن که اونا رو برای شنا دعوت کنه.‬

00:06:55.160 --> 00:06:58.833
‫ساشا، تو از لباس من خوشت میاد؟‬

00:07:01.160 --> 00:07:02.570
‫ببرید تا هست.‬

00:07:03.860 --> 00:07:05.330
‫به زودی هیچی نمی‌مونه.‬

00:07:05.870 --> 00:07:08.810
‫نه شیر، نه خامه،‬
‫سلام، رای.‬

00:07:09.410 --> 00:07:10.580
‫سلام، سلام.‬

00:07:11.630 --> 00:07:13.520
‫یه روبل گرون‌تر از مغازه!‬

00:07:13.890 --> 00:07:16.670
‫خب من هم اون رو تا دم در شما
میارم، مادربزرگ، با حمل و نقله.‬

00:07:18.106 --> 00:07:22.010
‫تازه منم که کل روز باندورا
(یه نوع ساز) رو حمل می‌کنم.‬

00:07:24.860 --> 00:07:26.480
‫اون‌وقت پوست من من یه روبل ارزش نداره؟‬

00:07:35.330 --> 00:07:36.330
‫سلام، رای!‬

00:07:37.040 --> 00:07:39.080
‫چکمه‌ها ممکنه برات مناسب باشن؟ نگاشون کن.‬

00:07:39.540 --> 00:07:43.490
‫پسرم توی تابستون رشد کرده. هیچی پاش نمی‌ره.‬
‫در هر صورت باید یه دونه نو بخرم. بدبختیه!‬

00:07:45.770 --> 00:07:47.000
‫به نظر می‌رسه که مناسبه.‬

00:07:51.890 --> 00:07:53.480
‫من برات تخم‌مرغ میارم.‬

00:07:53.750 --> 00:07:54.860
‫پنیرم پیدا می‌کنی؟‬

00:07:56.330 --> 00:07:57.330
‫خب، باشه.‬

00:07:58.520 --> 00:08:00.110
‫تاما یه کیلوش 6 روبله.‬

00:08:00.409 --> 00:08:01.670
‫چی، واقعا بیرون می‌کنن؟‬

00:08:01.774 --> 00:08:07.347
‫دیگه کالخوز نمی‌شه، استادیوم می‌شه.‬
‫می‌گن هرطور شده تا سال نو تمومش می‌کنن.‬

00:08:08.120 --> 00:08:09.950
‫حداقل غرامتی چیزی می‌دن؟‬

00:08:10.700 --> 00:08:13.490
‫دلت خوشه بابا!‬

00:08:13.820 --> 00:08:17.390
‫مزرعه خراب شده، کلبه هم خراب می‌کنند.‬
‫و گاو رو هم باید بفروشیم.‬

00:08:18.620 --> 00:08:21.440
‫فقط قول دادن شناسنامه
با ثبت شهری بهمون بدن.‬

00:08:23.090 --> 00:08:24.590
‫ما که شناسنامه نداریم.‬

00:08:25.233 --> 00:08:27.110
‫خب، پنیرم کو؟‬

00:08:27.530 --> 00:08:33.123
‫من دیگه فکر کردم شما نمیاین. پنجشنبه بیاید.‬
‫میارم، سفید و تازه.‬

00:08:33.530 --> 00:08:36.620
‫با تو چیکار کنم، رای؟ من
روی تو حساب کرده بودم.‬

00:08:36.770 --> 00:08:38.990
‫خب اینجوری شد، تقصیر
منه، چرا عصبانی می‌شید؟‬

00:08:39.093 --> 00:08:41.710
‫این همه‌ش رو با وقاحت تمام گرفت.‬

00:08:42.050 --> 00:08:43.940
‫اونا فکر می‌کنن که هر کاری می‌تونن بکنن.‬

00:08:57.320 --> 00:08:58.940
‫حداقل 5 دقیقه توی آرامش بشینم.‬

00:09:00.350 --> 00:09:01.640
‫تو آشپزخونه دوباره شلوغ پلوغه؟‬

00:09:02.990 --> 00:09:06.396
‫اونا برن به جهنم، همه چی مرتبه، مامان.‬

00:09:14.839 --> 00:09:16.167
‫شیر برای تو.‬

00:09:38.780 --> 00:09:40.520
‫بشین، دختر.‬

00:09:41.420 --> 00:09:42.470
‫مرسی، من می‌ایستم.‬

00:09:42.680 --> 00:09:44.240
‫گفتم، بشن.‬

00:09:46.490 --> 00:09:53.510
‫یه همچین دختر زیبایی باید
بشینه و اینا رو هم بذار وایسن.‬

00:09:54.560 --> 00:09:58.493
‫اینو بگم که اینجا زنای مسن‌تری هم هستن‬
‫که نشستن براشون ضرر نداره.‬

00:09:59.280 --> 00:10:01.460
‫اما به نظر هیچکس قصد نداره جاشو بده.‬

00:10:01.740 --> 00:10:03.420
‫بشینید محض رضای خدا!‬

00:10:20.678 --> 00:10:21.852
‫سلام، دخترا!‬

00:10:22.913 --> 00:10:23.913
‫سلام.‬

00:10:28.892 --> 00:10:30.932
‫این وانشتینتون رو دستگیر کردن. شنیدید؟‬

00:10:32.582 --> 00:10:34.262
‫شب گرفتنش و بردنش به لوبیانکا.‬

00:10:36.632 --> 00:10:37.632
‫از کجا می‌دونید؟‬

00:10:37.952 --> 00:10:39.152
‫تمام تحریریه در جریانن.‬

00:10:39.422 --> 00:10:40.832
‫از صبح دیوونه ‌خونه‌ شده.‬

00:10:41.282 --> 00:10:43.172
‫طبق کدوم بند دستگیرش کردن، مشخص نیست؟‬

00:10:43.742 --> 00:10:45.092
‫طبق بند جهان‌وطنی‌ها.‬

00:10:45.662 --> 00:10:47.252
‫با گوشای خودم توی حیاط شنیدم.‬

00:10:47.538 --> 00:10:52.022
‫ببخشید، «برای اینکه یهودی‌ستیز معرفی نشی،‬
‫بگو یهودی جهان وطنه.»‬

00:10:52.532 --> 00:10:58.888
‫و برای شما، رفیق واسیلنکو، خیلی وقته که زمانش رسیده‬
‫یه چیزهایی رو بفهمید و از این شوخیا دست بردارید.‬

00:10:59.612 --> 00:11:01.412
‫وگرنه مجبور می‌شید بهاش
رو خیلی جدی بپردازید.‬

00:11:02.552 --> 00:11:03.782
‫این یعنی چی؟‬

00:11:04.832 --> 00:11:07.682
‫اما ما رو، کل تحریریه رو،
محکوم می‌کنن به هوشیار نبودن.‬

00:11:07.832 --> 00:11:08.832
‫با کنیاک.‬

00:11:09.632 --> 00:11:13.292
‫و در وهله‌ی اول ای قضیه دامن ویراستار
کتاب رو می‌گیره،‬ ‫آریادنا پتکویچ.‬

00:11:14.472 --> 00:11:19.178
‫شما دو سال تمام با واینشتین بدنام در تماس بودید،‬
‫شونه به شونه، تقریبا هرروز هم‌دیگه رو می‌دیدین.‬

00:11:19.862 --> 00:11:22.292
‫با این حال، ما هرگز هیچ
سیگنالی از شما دریافت نکردیم.‬

00:11:22.412 --> 00:11:25.085
‫کی گفته، اون دختره رو به "اراگوی" برده.‬

00:11:25.742 --> 00:11:26.972
‫وجدانتون کجاست؟‬

00:11:27.962 --> 00:11:29.792
‫تحقیقات تازه شروع شده، و اون‌وقت شما‬

00:11:30.362 --> 00:11:31.832
‫طرف رو تو قبرم گذاشتید.‬

00:11:32.792 --> 00:11:34.052
‫اگر اشتباه باشه چی؟‬

00:11:34.685 --> 00:11:38.522
‫واینشتین، عضو شایسته‌ی
اتحادیه نویسندگان شورویه.‬

00:11:39.812 --> 00:11:43.665
‫کمونیسته. سرباز خط مقدمه. در
جریان تصرف بوداپست مجروح شده.‬

00:11:43.690 --> 00:11:48.663
‫توجه کنید که رفیق پتکویچ چه
پرشور از دشمن مردم دفاع می‌کنه.‬

00:11:50.222 --> 00:11:55.875
‫انگار که اون بهترین دوست یا فامیلشه‬
‫و این سوال به‌وجود میاد که‬

00:11:56.672 --> 00:12:01.612
‫آیا من و شما سازمان
خرابکار رو نادیده نگرفتیم،‬

00:12:01.712 --> 00:12:05.225
‫که در اعماق دفتر تحریریه ما به‌وجود اومد،‬
‫و در اون واینشتین هم حضور داشت؟‬

00:12:05.792 --> 00:12:07.868
‫اون سازمانی که با پنهان شدن
در پشت گردش مالی روزانه،‬

00:12:07.892 --> 00:12:10.632
‫اهداف خرابکارانه‌ش رو با موفقیت انجام داد.‬

00:12:10.649 --> 00:12:13.168
‫چی دارید می‌گید؟‬
‫نکنه ماها خرابکاریم؟‬

00:12:13.193 --> 00:12:15.446
‫چه سازمان‌هایی آخه؟‬

00:12:18.692 --> 00:12:20.702
‫من مثل احمقا پیراهن قشنگه‌مو پوشیدم.‬

00:12:22.352 --> 00:12:24.212
‫چیه از شب همین‌طوری دور خودت می‌چرخی؟‬

00:12:24.752 --> 00:12:29.145
‫همه چی خوبه، همه‌چی خداروشکر.
شیرتم به زودی شیرین می‌شه.‬

00:12:30.212 --> 00:12:33.782
‫منم دویدم که ببینم چرا
دختر کوچولوی من عصبیه.‬

00:12:36.212 --> 00:12:37.572
‫چی شده انقدر زود بیدار شدی، واسیا؟‬

00:12:40.052 --> 00:12:41.052
‫نکنه مستی؟‬

00:12:43.022 --> 00:12:44.102
‫چی شده؟‬

00:12:49.022 --> 00:12:50.022
‫چرا ساکتی؟‬

00:12:53.522 --> 00:12:58.768
‫سوپ کلم داغه، با چربی گوشت خوکه. دختره داشت‬
‫انگشتاشم می‌خورد. چربی گوشته آبداره.‬

00:13:03.212 --> 00:13:07.652
‫به یه ورت بگیر، ناراحت نباش.‬ ‫هر چی
بشه، ما می توانیم بدون اونا زندگی کنیم.‬

00:13:13.022 --> 00:13:15.002
‫برای غذای اصلی کوفته با سیب‌زمینی داریم.‬

00:13:23.312 --> 00:13:24.962
‫چیکار داری با خودت می‌کنی، واسیا؟‬

00:13:26.192 --> 00:13:27.872
‫تو آدم خوبی هستی، برات خوب می‌شه.‬

00:14:09.512 --> 00:14:10.532
‫مامان کلیساست؟‬

00:14:10.771 --> 00:14:14.882
‫پس کجا می‌تونه باشه؟ تا وقتی نظمی که
می‌خواد رو اونجا‬ ‫برقرار نکنه برنمی‌گرده.‬

00:14:20.612 --> 00:14:21.612
‫فردا اخراجم می‌کنن!‬

00:14:22.052 --> 00:14:23.912
‫خدای من! بابت چی؟‬

00:14:33.512 --> 00:14:34.592
‫سر همون قضیه اسارت.‬

00:14:40.082 --> 00:14:41.132
‫یکی خبرچینی کرده.‬

00:14:41.432 --> 00:14:45.842
‫زندگی نذاشتن! چقدر می‌خوان تو رو به خاطر‬
‫این اسارت لعنتی اذیت کنن؟!‬

00:14:45.962 --> 00:14:51.278
‫پاتاپوف منو صدا زد که برم پیشش. رفتم و اونجا
یه مردی‬ ‫کله گنده‌ای از امنیت ملی بود.‬

00:14:53.612 --> 00:14:55.558
‫میگه اینجا ما در 5 دقیقه‌ای مسکو هستیم‬

00:14:56.162 --> 00:14:59.522
‫ولی اسیر سابق داره اینجا برای خودش می‌چرخه.‬

00:15:02.852 --> 00:15:05.912
‫برای تو فاصله‌ی 100 کیلومتری
از مسکو تعیین شده، نه نزدیک‌تر.‬

00:15:08.912 --> 00:15:09.912
‫پس خونه‌م چی؟‬

00:15:10.532 --> 00:15:11.532
‫خونواده‌م چی؟‬

00:15:12.752 --> 00:15:14.372
‫من آدمم یا نه؟‬

00:15:15.992 --> 00:15:18.692
‫دوباره حرف خودشو می‌زنه:
اسیر بودی یا نه، پس حرف نزن.‬

00:15:19.112 --> 00:15:21.032
‫من گفتم تو خودت رفتی جبهه؟‬

00:15:22.982 --> 00:15:24.872
‫اون‌وقت اون گفت این به تو ربطی نداره.‬

00:15:29.432 --> 00:15:31.262
‫لعنت به اول و آخرشون!‬

00:15:35.282 --> 00:15:36.282
‫خب!‬

00:15:37.682 --> 00:15:39.692
‫برای چی غصه می‌خوری، واسیای عزیزم، هان؟‬

00:15:42.422 --> 00:15:44.252
‫نمی‌ریم، یه فکری می‌کنیم.‬

00:15:45.692 --> 00:15:47.492
‫توی شهر برات کار پیدا می‌کنیم.‬

00:15:48.872 --> 00:15:50.732
‫نمی‌شه که اینجور مردی به هیچ دردی نخوره.‬

00:15:53.372 --> 00:15:56.492
‫مامان، بیاید غذا بخورید.
سوپ داغه با چربی خوک.‬

00:15:57.452 --> 00:15:58.742
‫غذا نمی‌خورم.‬

00:15:59.042 --> 00:16:00.122
‫شاید، بعدا.‬

00:16:01.841 --> 00:16:06.200
‫دلم اذیتم می‌کنه.‬

00:16:06.962 --> 00:16:08.372
‫بریز، تو که داری.‬

00:16:08.672 --> 00:16:11.012
‫چه‌خبره، واسیا، تو مستی، نباید...‬

00:16:11.252 --> 00:16:12.962
‫بریز گفتم.‬

00:16:18.542 --> 00:16:20.432
‫شراب روی ودکا، بدتر از این ترکیب نمی‌شه.‬

00:16:30.242 --> 00:16:31.322
‫یه کمم برای من بریز.‬

00:16:32.522 --> 00:16:33.522
‫به خاط گرمی هوا.‬

00:16:48.842 --> 00:16:52.068
‫کشیش جدید اومده، پدر دیمیتری.‬

00:16:53.792 --> 00:16:59.185
‫برای پدر ماکاری یه مشکلی با ریاست پیش اومد‬
‫از کار اخراجش کردن.‬

00:17:00.032 --> 00:17:02.342
‫حالا این جدیده جاش اومده.‬

00:17:03.632 --> 00:17:11.632
‫بدشانسه این پدر ماکاری، مادرش‬
‫یه ماهه افتاده تو تخت و بلند نمی‌شه.‬

00:17:13.852 --> 00:17:15.972
‫وای، خدایا، کمک کن!‬

00:17:16.785 --> 00:17:19.652
‫حالا اون چطوری می‌تونه
کمک کنه که جیب شما پر شه؟‬

00:17:20.942 --> 00:17:21.942
‫در مورد چی حرف می‌زنی؟‬

00:17:22.962 --> 00:17:25.322
‫احمق! خدا جوابت رو می‌ده!‬

00:17:26.162 --> 00:17:27.422
‫الان من احمقم؟‬

00:17:28.592 --> 00:17:30.302
‫این خدای شماست که احمقه!‬

00:17:30.598 --> 00:17:37.905
‫سازنده‌ی بدبختی! بوجودآورنده کثافت! همه
کاراش از رو شکمه!‬ ‫همه‌ش عوضیه! بره گم شه!‬

00:18:11.473 --> 00:18:13.806
‫بدون مرد زاییدم.‬

00:18:17.182 --> 00:18:18.382
‫اون تبعید.‬

00:18:20.402 --> 00:18:25.050
‫من و آلیونکا چطور خودمونو به
اینجا کشوندیم، به این اورال لعنتیشون!‬

00:18:30.092 --> 00:18:33.549
‫با اون کاروان کارگرا که الهی گور به گور شه!‬

00:18:35.852 --> 00:18:37.158
‫قزاقستان.‬

00:18:41.115 --> 00:18:44.942
‫بله، ما فقط حدود دو ساله که
مثل آدم داریم زندگی می کنیم!‬

00:19:59.450 --> 00:20:00.450
‫مامان!‬

00:20:01.245 --> 00:20:04.422
‫مامان، پول بده، ما داریم می‌ریم
سینما ساعت 8 و 20 دقیقه.‬

00:20:05.312 --> 00:20:07.825
‫دختر، چه فیلمی؟‬

00:20:07.954 --> 00:20:09.604
‫اسمش "معلم رقصه".‬

00:21:44.644 --> 00:21:45.644
‫بهتره بشینی.‬

00:21:47.254 --> 00:21:48.254
‫عجله داری؟‬

00:21:54.094 --> 00:21:55.854
‫نمی‌تونم بخوابم، هرکاری
می‌کنم خوابم نمی‌ره.‬

00:21:57.634 --> 00:21:58.774
‫مثل سگ عصبانی‌ای!‬

00:22:04.894 --> 00:22:05.974
‫سر کار شلوغه.‬

00:22:06.904 --> 00:22:08.344
‫قیمت‌ها اومده پایین.‬

00:22:09.514 --> 00:22:11.644
‫74 تا از جیبم دادم.‬

00:22:16.744 --> 00:22:17.824
‫مردم دیوونه شدن.‬

00:22:19.864 --> 00:22:22.234
‫کولکا ملشین زد تو صورت سرکارگر.‬

00:22:24.634 --> 00:22:26.114
‫گفت: ما اینجا برای تو چی هستیم، برده؟‬

00:22:29.464 --> 00:22:34.344
‫برده کدومه، شما طبقه‌ی
کارگرین، چشم و چراغ جامعه.‬

00:22:35.524 --> 00:22:36.844
‫اشراف فعلی.‬

00:22:39.244 --> 00:22:40.804
‫ما کجا اشرافیم، خیر سرمون؟‬

00:22:42.544 --> 00:22:43.594
‫К манде отмычка.‬

00:22:45.124 --> 00:22:46.654
‫ما چه فرقی با برده‌ها داریم؟‬

00:22:53.554 --> 00:22:56.044
‫در واقع، نگه داشتن برده‌ها به شدت ضرردهه.‬

00:23:03.454 --> 00:23:06.540
‫اقتصاد برده‌داری خیلی
خوب مورد مطالعه قرار گرفته.‬

00:23:10.954 --> 00:23:14.020
‫چی شد؟ برده‌ها همه‌ی کارا
رو می‌کنن و اون‌وقت ضررده‌ان؟‬

00:23:16.654 --> 00:23:17.854
‫تو چی فکر می‌کنی؟‬

00:23:19.234 --> 00:23:22.567
‫یک رومی طبقه متوسط ​​چندتا برده داشته؟‬

00:23:23.014 --> 00:23:24.934
‫سه تا، پنج تا، حتی ده تا.‬

00:23:25.354 --> 00:23:26.354
‫این‌طوری هرکدومو‬

00:23:28.684 --> 00:23:30.604
‫باید غذا و کفش و لباس می‌داده.‬

00:23:30.904 --> 00:23:32.044
‫جای خواب فراهم می‌کرده.‬

00:23:33.104 --> 00:23:35.764
‫همه‌ی پولاش بابت اینا می‌رفته. صفر می‌شده.‬

00:23:39.484 --> 00:23:44.577
‫و فقط زمین‌های بزرگی که هزار
تا برده اونجا بوده‬ ‫خب، در کل‬

00:23:45.934 --> 00:23:49.340
‫البته که توی کشاورزی سود می‌دادن.‬
‫اما چقدر سود؟‬

00:23:50.884 --> 00:23:54.344
‫حداکثر 10 12 درصد.‬
‫بیشتر نمی‌شه.‬

00:23:58.224 --> 00:24:00.604
‫خب، مزرعه دولتی یه غوله.‬

00:24:01.564 --> 00:24:03.214
‫پس، یعنی هیچی تغییر نکرده.‬

00:24:07.054 --> 00:24:09.500
‫شما چی، خوابتون نمی‌بره، کازمیریچ؟‬

00:24:10.054 --> 00:24:12.774
‫باید کار کنم، می‌بینی، ما هم برده‌ایم.‬

00:24:15.094 --> 00:24:16.094
‫شعر می‌نویسید؟‬

00:24:16.984 --> 00:24:18.034
‫درباره چی؟‬

00:24:20.794 --> 00:24:21.794
‫چطوری بگم بهت؟‬

00:24:24.784 --> 00:24:26.464
‫شاید، یه کم درباره همه چی.‬

00:24:27.664 --> 00:24:28.774
‫درباره اساس زندگیمون.‬

00:24:29.614 --> 00:24:31.114
‫اینکه ساس‌ها از کجا میان؟‬

00:24:31.954 --> 00:24:34.024
‫چرا مال دخترا طولیه، عرضی نیست؟‬

00:24:34.174 --> 00:24:36.544
‫تعریف خوبیه از موضوع فلسفه:‬

00:24:38.884 --> 00:24:40.174
‫ساس‌ها از کجا میان.‬

00:24:41.314 --> 00:24:44.427
‫آناتولی سرگیویچ ژیخارف.‬

00:24:44.674 --> 00:24:46.984
‫کارگر ریخته گری کارخونه‌ی داس و چکش.‬

00:24:47.344 --> 00:24:49.144
‫زنش توی غذاخوری کار می‌کنه.‬

00:24:50.404 --> 00:24:51.664
‫و پسرش.‬

00:24:52.924 --> 00:24:54.124
‫چیزی برای گفتن نداره.‬

00:24:56.044 --> 00:24:58.777
‫آنا اسپیریدانووا تیشنکا.‬

00:24:59.254 --> 00:25:01.767
‫ننه نورا؟ از اون چی دربیاریم؟‬

00:25:03.454 --> 00:25:04.504
‫یه زنه.‬

00:25:08.357 --> 00:25:10.744
‫بافتنی می‌فروشه؟‬

00:25:11.884 --> 00:25:12.964
‫اون کجا باید بره؟‬

00:25:15.484 --> 00:25:16.714
‫هیچ‌کسو نداره.‬

00:25:17.554 --> 00:25:18.964
‫شوهرش توی کمپ مرده.‬

00:25:20.254 --> 00:25:23.044
‫پسرش بدون هیچ خبری تو جنگ گم شده.‬

00:25:24.520 --> 00:25:26.174
‫ببین، آدم خوبیه!‬

00:25:28.714 --> 00:25:31.264
‫آلکساندر ایساکوویچ دورفمن.‬

00:25:31.880 --> 00:25:35.314
‫دکتره. مرده‌ها رو تو
باتکینسکایا کالبدشکافی می‌کنه.‬

00:25:35.824 --> 00:25:36.824
‫پاتولوژیسته؟‬

00:25:37.114 --> 00:25:38.114
‫دقیقا.‬

00:25:39.364 --> 00:25:42.077
‫همسرشم پزشکه، پزشک کودکان، توی منطقه ما.‬

00:25:42.904 --> 00:25:44.704
‫دخترش یازده سالشه.‬

00:25:48.454 --> 00:25:51.467
‫ولی کی می‌شناستش؟ یهودیه به هرحال.‬

00:25:52.097 --> 00:25:54.994
‫آفاناسیچ برو خودت باهاش ​​سر و کله بزن.‬
‫من دیگه نمی تونم.‬

00:25:55.204 --> 00:25:56.524
‫سرم شلوغه نمی‌بینی؟‬

00:25:57.364 --> 00:25:58.650
‫حداقل یه دقیقه برو.‬

00:25:59.074 --> 00:26:00.544
‫الان، یه دقیقه.‬

00:26:00.814 --> 00:26:03.214
‫این آپارتمان نیست، کاروانسراس.‬

00:26:03.394 --> 00:26:08.280
‫هر شب، پر از مرد مست و خوش‌گذرونه.‬
‫آبروریزی می‌کنن، کارشون به زد و خورد می‌کشه.‬

00:26:08.554 --> 00:26:14.107
‫آره می‌فهمم، اون زن تنهاییه. ولی باید
حدشو بدونه.‬ ‫همسایه‌ها چه گناهی کردن؟‬

00:26:14.340 --> 00:26:17.575
‫واحد 18؟‬
‫خودشه تاتیانا گوساکووا!‬

00:26:17.600 --> 00:26:20.824
‫اون بنگاه دوست‌یابی راه انداخته.‬
‫اره می‌دونیم. شنیدیم.‬

00:26:21.086 --> 00:26:26.134
‫می‌دونید؟ اون‌وقت هیچ‌کاری نمی‌کنید. لطفا درک کنید،‬
‫خانواده من تنها کسایی نیستن که آنجا تو عذابن.‬

00:26:26.374 --> 00:26:28.954
‫اونجا سه تا همسایه هست، بچه هست!‬

00:26:29.254 --> 00:26:33.454
‫ما چیکار می‌تونیم بکنیم؟ اینجا
مدیریت ساختمونه.‬ ‫برید پیش پلیس.‬

00:26:33.994 --> 00:26:36.310
‫یعنی شما از کمک به ما امتناع می‌کنید؟‬

00:26:36.335 --> 00:26:41.042
‫چرا امتناع کنیم؟ ما اقدام می‌کنیم،
صداشون می‌کنیم،‬ ‫باهم صحبت می‌کنیم.‬

00:26:42.424 --> 00:26:43.984
‫من اینو همینجوری ول نمی‌کنم!‬

00:26:47.944 --> 00:26:53.310
‫باید بفرستیمش بره به جهنم، وقتی که مَردم این‌طوری مزاحم‬
‫زندگی هم دیگه می‌شن. چرا باید از یه فاحشه پرستاری کنیم؟‬

00:26:54.364 --> 00:26:57.157
‫از کی؟ از گوساکووا؟‬

00:26:57.604 --> 00:26:58.954
‫آره، خب.‬
‫چه‌طوری می‌ندازیش بیرون؟‬

00:27:00.604 --> 00:27:05.057
‫برادرش ستوان یکم پلیسه،
اون از کسی نمی‌ترسه.‬

00:27:07.684 --> 00:27:08.684
‫عذرخواهی می‌کنم.‬

00:27:09.754 --> 00:27:11.104
‫کجا بودیم؟‬

00:27:19.354 --> 00:27:20.794
‫خانواده پتکویچ.‬

00:27:21.244 --> 00:27:23.344
‫ببخشید، خانواده تورین طبقه اولن؟‬

00:27:25.084 --> 00:27:27.514
‫آره، اونجاست. تورین تو
داره اونجا آفتاب می‌گیره.‬

00:27:31.384 --> 00:27:33.497
‫والنتین، پاشو!‬

00:27:36.064 --> 00:27:37.064
‫صدامو می‌شنوی؟‬

00:27:41.254 --> 00:27:42.334
‫نکنه نشناختی؟‬

00:27:52.894 --> 00:27:53.894
‫چرا اومدی؟‬

00:27:55.024 --> 00:27:59.897
‫رادیو رو آوردم برای تعمیر، تو واقعا از صمیم
قلب‬ ‫خوب با من سلام‌علیک می‌کنی، یا نشناختی؟‬

00:28:02.404 --> 00:28:03.404
‫سیگار داری؟‬

00:28:43.294 --> 00:28:44.294
‫صد گرم بخر.‬

00:28:44.944 --> 00:28:46.894
‫فکر کردی من الان برات می‌رم دنبال ودکا؟‬

00:28:48.784 --> 00:28:50.254
‫اینجا یه گوشه یه نهارخوری هست.‬

00:28:54.184 --> 00:28:55.184
‫حالم بده، دینکا.‬

00:28:58.414 --> 00:28:59.824
‫خدایا، تو به کی رفتی؟‬

00:29:21.544 --> 00:29:23.524
‫منو کجا آوردی؟ با یه مشت مست!‬

00:29:37.714 --> 00:29:38.714
‫بدت اومده نکنه؟‬

00:29:40.954 --> 00:29:43.127
‫ببین چقدر مرد بهت خیره شدن!‬

00:29:44.914 --> 00:29:46.204
‫از طبقه‌ی کارگرن، ضمنا.‬

00:29:47.644 --> 00:29:49.684
‫احمق. فقط همینم مونده.‬

00:29:56.974 --> 00:29:57.974
‫چی شده؟‬

00:29:58.804 --> 00:29:59.854
‫چرا تو حیاط خوابیده بودی؟‬

00:30:03.964 --> 00:30:04.964
‫کافیه.‬

00:30:08.194 --> 00:30:09.244
‫حوصله صحبت ندارم.‬

00:30:09.874 --> 00:30:12.667
‫آنا کجاست؟ دخترت چطوره؟‬

00:30:13.214 --> 00:30:14.626
‫رفته و دخترمم برده.‬

00:30:16.126 --> 00:30:17.296
‫زنیکه نمی‌ذاره ببینمش.‬

00:30:19.366 --> 00:30:20.366
‫خیلی وقته؟‬

00:30:22.426 --> 00:30:23.426
‫شش ماهه.‬

00:30:29.746 --> 00:30:30.866
‫تا خرخره مست کرده بودی نکنه؟‬

00:30:35.926 --> 00:30:36.926
‫تمومش کن!‬

00:30:40.456 --> 00:30:41.456
‫این رادیو چیه؟‬

00:30:43.696 --> 00:30:44.696
‫ "ماسکویچه" .‬

00:30:56.626 --> 00:30:58.286
‫آشغاله، رادیو نیست که.‬

00:31:03.166 --> 00:31:04.166
‫بریم از اینجا.‬

00:31:05.716 --> 00:31:07.216
‫یادم رفته، تو طبقه اول بودی؟‬

00:31:08.866 --> 00:31:09.866
‫دوم.‬

00:31:10.936 --> 00:31:12.256
‫معلم آلمانیه چی؟‬

00:31:13.276 --> 00:31:14.596
‫اونم مثل این‌که تو ورودی شماست.‬

00:31:16.036 --> 00:31:17.642
‫الزا ایوانا؟‬

00:31:19.936 --> 00:31:21.376
‫تو سال 1942 از گشنگی مرد.‬

00:31:23.176 --> 00:31:24.436
‫می‌گن زباله‌گرد شده بوده.‬

00:31:24.766 --> 00:31:25.766
‫بدبخت.‬

00:31:25.936 --> 00:31:27.136
‫زن باحالی بود.‬

00:31:31.996 --> 00:31:33.916
‫من اون‌موقع جبهه بودم،
روی دوتا پای خودم بودم.‬

00:31:35.446 --> 00:31:38.626
‫ساشا روزنباوم چی؟ اون
تو خونه‌ی تو زندگی می‌کرد.‬

00:31:40.216 --> 00:31:41.216
‫خونه بغلی، طبقه پنجم.‬

00:31:42.076 --> 00:31:43.076
‫بدون خبر گم و گور شد.‬

00:31:44.296 --> 00:31:45.296
‫توی جبهه؟‬

00:31:47.329 --> 00:31:48.329
‫پس کجا؟‬

00:31:49.930 --> 00:31:50.930
‫چه حیف.‬

00:31:51.706 --> 00:31:52.786
‫چه پسری بود.‬

00:31:53.926 --> 00:31:55.666
‫شیطون و شوخ.‬

00:31:58.876 --> 00:32:00.646
‫توی کلاس ما چهارده تا پسر بود.‬

00:32:01.186 --> 00:32:02.296
‫و بیست و هفت تا دختر.‬

00:32:06.916 --> 00:32:11.422
‫بنابراین، بدون احتساب لیِف چوخنوف، که به
خاطر‬ ‫معلولیت پذیرفته نشد، فقط دو نفر برگشتن.‬

00:32:12.646 --> 00:32:13.966
‫سرگی تاتاریناف و من.‬

00:32:14.566 --> 00:32:15.566
‫چه وحشتناک.‬

00:32:19.886 --> 00:32:21.446
‫آره، ماشکا سیدرنکو رو هم حساب کن.‬

00:32:22.876 --> 00:32:24.526
‫در نزدیکی یلنیا مرد. پزشک ارتش بود.‬

00:32:28.066 --> 00:32:29.206
‫لیف چوخنوف چی؟‬

00:32:35.446 --> 00:32:37.006
‫توی کالوگا رئیس بود، تو استانداری.‬

00:32:42.736 --> 00:32:44.956
‫میخوای یه محدوده فرکانس
سیزده تا بیست و پنج بهت بدم؟‬

00:32:47.206 --> 00:32:49.276
‫ "صدای آمریکا" رو بدون
پارازیت می‌تونی گوش بدی.‬

00:32:51.706 --> 00:32:52.706
‫گرونه؟‬

00:32:56.116 --> 00:32:59.102
‫چی می‌تونم ازت بگیرم؟ خب، یه بطری‬
‫هم بذار رو اینایی که خریدی برام.‬

00:32:59.326 --> 00:33:02.626
‫پیشنهاد می‌کنم از کتابخونه نوشته‌های
کاترین کبیر و ولتر رو بگیرید.‬

00:33:03.076 --> 00:33:04.456
‫خیلی جالبه.‬

00:33:05.056 --> 00:33:09.076
‫جزئیات منحصر به فردی در
تصویرگری حکومت روسیه داره.‬

00:33:09.976 --> 00:33:14.882
‫بعدش ما آلمانی های بزرگ و
مهمتر از همه هگل رو خواهیم داشت.‬

00:33:22.309 --> 00:33:28.029
‫پال کازیمیریچ، همانطور که شما تکلیف کردید، ما‬
‫"کاندید" و "شاهزاده بابلی" رو خوندیم. عجب شاهکارایی!‬

00:33:28.846 --> 00:33:31.726
‫اگر می‌خواید واقعا حسشون
کنید، فرانسوی یاد بگیرید.‬

00:33:32.716 --> 00:33:37.306
‫نسخه زبان اصلی ولتر یه لذتی داره که با هیچ‌چی
قابل مقایسه نیست.‬ ‫هیچ‌ترجمه‌ای منتقلش نمی‌کنه.‬

00:33:37.376 --> 00:33:38.376
‫...شوخ‌طبعی.‬

00:33:38.986 --> 00:33:42.436
‫سوالات خودشون تنهایی فتنه‌بر‌انگیز
هستن. جو گروه از هم پاشیده.‬

00:33:43.006 --> 00:33:44.946
‫اینا همه‌ش تازه شروع شده.‬

00:33:45.259 --> 00:33:47.566
‫خب من چی‌کاره‌م؟ چی‌کار می‌تونم بکنم؟‬

00:33:48.376 --> 00:33:49.376
‫یعنی چی؟‬

00:33:50.266 --> 00:33:52.026
‫شما عضو حزب کمونیست
اتحاد شوروی هستید یا نه؟‬

00:33:53.596 --> 00:33:56.926
‫تشکیلات کامسامول در
دانشگاه وجود داره یا نه؟‬

00:33:59.536 --> 00:34:02.876
‫و حالا ما از پروفسور پتکویچ
می‌پرسیم، پال کازمیریچ،‬

00:34:03.226 --> 00:34:08.139
‫آیا به نظرتون نمیاد که گروه دوم دانشجو‌های
ادبیات‬ ‫درست جلوی چشماشون داره از هم می‌پاشه؟‬

00:34:08.386 --> 00:34:09.386
‫چه اتفاقی افتاده؟‬

00:34:09.856 --> 00:34:12.702
‫شما که باهاشون درس دارید،
چه احساسی بهشون دارید؟‬

00:34:12.826 --> 00:34:14.716
‫هیچی، همه‌چی مرتبه.‬

00:34:17.446 --> 00:34:18.446
‫البته.‬

00:34:18.886 --> 00:34:20.116
‫از کی دارم می‌پرسم!‬

00:34:23.416 --> 00:34:25.336
‫شما که بین ما دموکرات شناخته‌شده‌ای هستین!‬

00:34:26.506 --> 00:34:27.556
‫کنایه‌تون رو متوجه نشدم.‬

00:34:28.606 --> 00:34:32.119
‫این لیاشکوی شما، این
اعتماد به نفسش از کجا میاد؟‬

00:34:32.866 --> 00:34:33.866
‫از کی سرمشق گرفته؟‬

00:34:34.516 --> 00:34:37.906
‫خب، در واقع، اون اهل یه روستا تو سیبریه.‬
‫بوگوتول، منطقه کراسنویارسک.‬

00:34:38.386 --> 00:34:39.736
‫عضو حزبه، ضمنا!‬

00:34:40.306 --> 00:34:42.792
‫پال کازمیریچ، می‌تونم خدمتتون برسم؟‬

00:34:43.396 --> 00:34:44.596
‫عجله دارم، ببخشید.‬

00:34:44.866 --> 00:34:47.956
‫کی و کجا میتونم شما رو ببینم؟ من
به شدت نیاز دارم باهاتون صحبت کنم.‬

00:34:48.406 --> 00:34:49.406
‫موضوع چیه؟‬

00:34:49.966 --> 00:34:52.906
‫اسم من آلگ روتکوفسکیه. دکتری
دانشگاه دولتی مسکو.‬ ‫فارغ التحصیل فلسفه.‬

00:34:53.206 --> 00:34:54.766
‫من تصادفی به نوشته‌ای از هوسرل برخوردم،‬

00:34:55.876 --> 00:34:57.316
‫«فلسفه به عنوان یک علم دقیق»،‬

00:34:58.118 --> 00:35:00.657
‫و حالا من به شدت به
پدیده‌شناسی علاقه‌مند شدم.‬

00:35:01.036 --> 00:35:02.236
‫کی همچین اجازه‌ای به شما داده؟‬

00:35:03.436 --> 00:35:05.116
‫بابت این کار ازتون تقدیر نمی‌کنن.‬

00:35:07.126 --> 00:35:08.126
‫می‌دونم.‬

00:35:08.206 --> 00:35:10.692
‫ایدئالیسم محضه.‬

00:35:11.086 --> 00:35:12.886
‫و ما و شما در قرن مارکسیسم زندگی می‌کنیم.‬

00:35:15.196 --> 00:35:16.546
‫استاد راهنماتون کیه؟‬

00:35:17.416 --> 00:35:18.416
‫پروفسور سیمیونوف.‬

00:35:19.066 --> 00:35:20.356
‫نیکولای واسیلیویچ؟ متوجه شدم.‬

00:35:21.616 --> 00:35:23.256
‫اون به من پیشنهاد کرد که شما رو پیدا کنم.‬

00:35:23.866 --> 00:35:24.866
‫با چه هدفی؟‬

00:35:25.216 --> 00:35:26.216
‫منظورتون چیه؟‬

00:35:26.806 --> 00:35:30.012
‫شما پیش خود هوسرل درس
خوندید. سال 1913 در گوتینگن.‬

00:35:34.396 --> 00:35:36.016
‫این اطلاعات را از کجا آوردید؟‬

00:35:38.086 --> 00:35:43.066
‫ "بولتن فرهنگستان" سال بیست و
نهم. شماره، اگر اشتباه نکنم، دوم.‬

00:35:46.336 --> 00:35:48.226
‫صحبت کردن در این باره اصلا نمی‌ارزه.‬

00:35:51.076 --> 00:35:52.076
‫تو زمان ما.‬

00:35:54.346 --> 00:35:55.696
‫مبارزه با جهان وطنیه.‬

00:35:57.676 --> 00:35:59.416
‫متوجهید که دارید با دم شیر بازی می‌کنید؟‬

00:36:00.739 --> 00:36:02.326
‫بله، متوجهم، ولی...‬

00:36:03.706 --> 00:36:04.726
‫از من چی می‌خواید؟‬

00:36:06.076 --> 00:36:07.076
‫چندتا سوال بپرسم.‬

00:36:07.636 --> 00:36:10.002
‫درباره هوسرل. درباره پدیده‌شناسی.‬

00:36:11.236 --> 00:36:12.256
‫آلمانی بلدید بخونید؟‬

00:36:13.156 --> 00:36:14.156
‫البته.‬

00:36:14.236 --> 00:36:18.202
‫پس باید متوجه باشید که اون
هوسرله، تاکید روی اولین هجاست.‬

00:36:19.906 --> 00:36:20.906
‫باشه.‬

00:36:23.266 --> 00:36:24.266
‫خواهیم دید.‬

00:36:24.586 --> 00:36:25.696
‫تلفنم رو یادداشت کنید.‬

00:36:29.866 --> 00:36:33.359
‫گ1-95-63‬

00:37:15.466 --> 00:37:17.416
‫چیزی که به من دادید بخونم،‬

00:37:18.676 --> 00:37:22.782
‫به طرز عجیبی جالبه، به
هیچ چیز امروزی شبیه نیست.‬

00:37:23.266 --> 00:37:26.232
‫و عجیب‌ترینش اینه...‬
‫چیه؟‬

00:37:28.756 --> 00:37:31.836
‫زنده‌ست! کاملا معاصره!‬

00:37:33.722 --> 00:37:36.466
‫خودمم همین فکرو می‌کنم. من
رو وارد لیست بازنشستگی کردید؟‬

00:37:40.516 --> 00:37:41.836
‫نه. و اسمش رو چی می‌ذارید؟‬

00:37:42.376 --> 00:37:44.266
‫خب، درباره اسم، راستش
رو بگم، هنوز فکری نکردم.‬

00:37:45.500 --> 00:37:46.500
‫خب، اول از همه،‬

00:37:47.746 --> 00:37:50.519
‫ "مبانی وجودی پدیدارشناسی" .‬

00:37:52.516 --> 00:37:53.516
‫آره، آره!‬

00:37:55.816 --> 00:37:58.456
‫نگاهی به هوسرل از دوران معاصر‬

00:37:59.479 --> 00:38:04.612
‫خب، به طور کلی، کل صورت
مسئله یه‌کم یادآور کتاب سارتره.‬

00:38:05.296 --> 00:38:06.496
‫شما به فرانسوی می‌خونید؟‬

00:38:07.996 --> 00:38:09.046
‫به سختی.‬

00:38:12.586 --> 00:38:14.116
‫اون‌وقت شما می‌دونید که‬

00:38:15.639 --> 00:38:17.806
‫چاپ این عملا غیرممکنه؟‬

00:38:19.726 --> 00:38:21.106
‫حتی نمی‌خوام به این فکر کنم.‬

00:38:22.786 --> 00:38:26.532
‫شهروندان متفکر، خواهش می‌کنم بیاید سر میز.‬
‫شام نمی‌تونه منتظر بمونه.‬

00:38:36.526 --> 00:38:37.816
‫من شما رو تحسین می‌کنم.‬

00:38:45.379 --> 00:38:49.019
‫خب! از این حرفا بگذریم، بهتره یه کم بنوشیم!‬

00:38:49.253 --> 00:38:51.855
‫اوه، نه، نه، نه. من واقعا نمی‌تونم. ببخشید.‬

00:38:51.879 --> 00:38:54.019
‫بوریا، ببخشید، منم حساب
نکن. هنوز باید کار کنم.‬

00:38:54.044 --> 00:38:56.416
‫ای بابا! من که تنهایی نمی‌خورم.‬

00:38:57.266 --> 00:39:00.786
‫پال کازمیریچ، امکانش هست یه شب رو بیخیال
شید،‬ ‫و مثل یه انسان یه کم بخوابید؟‬

00:39:00.976 --> 00:39:02.806
‫من با کمال میل باهات یه گیلاس می‌خورم .‬

00:39:03.196 --> 00:39:04.196
‫منم دستتو رد نمی‌کنم.‬

00:39:04.816 --> 00:39:08.049
‫چقدر خوبه که توی جهان زن‌ها وجود دارن.‬

00:39:08.206 --> 00:39:09.586
‫بدون اونا چیکار می‌کردیم؟‬

00:39:10.396 --> 00:39:14.462
‫می‌رفتیم سر کار و تمام. باید
خودمونو دار می‌زدیم.‬ ‫خب،‬

00:39:17.506 --> 00:39:18.506
‫سلامتی خانما!‬

00:39:25.276 --> 00:39:26.276
‫خیلی خوشمزه‌ست.‬

00:39:27.706 --> 00:39:29.206
‫کتلت مرغ با برنجه.‬

00:39:31.216 --> 00:39:34.502
‫پیشنهاد اکید می‌کنم که ترشی
گوجه‌فرنگی‌ها رو هم امتحان کنید.‬

00:39:34.846 --> 00:39:36.996
‫سبزن، مال بازاره.‬

00:39:37.246 --> 00:39:38.806
‫باید شما رو ناامید کنم، آلگ.‬

00:39:39.796 --> 00:39:44.416
‫فقط کسی می‌تونه به طور جدی تو این کشور‬
‫بره سراغ فلسفه که تعادل روانی نداشته باشه.‬

00:39:46.096 --> 00:39:47.206
‫منظورتون یه دیوونه‌ست؟‬

00:39:48.496 --> 00:39:49.496
‫دقیقا!‬

00:39:50.776 --> 00:39:52.096
‫اینجا یه زمین سوخته‌ست.‬

00:39:53.236 --> 00:39:57.136
‫فلسفه رو از روسیه در سال
1922 با کشتی انداختن بیرون.‬

00:39:57.916 --> 00:40:02.336
‫و سرکوب جمعی، همانطور که عمل نشون داده،‬
‫به دلایلی به شکوفایی فکر کمک نمی کنه.‬

00:40:02.476 --> 00:40:04.516
‫فعالیت تبلیغاتیتون رو
تموم کنید، پال کازمیریچ.‬

00:40:04.846 --> 00:40:07.072
‫اینجوری برداشت می‌شه که به غیر از سرکوب‬
‫هیچ چیز دیگه‌ای وجود نداشته.‬

00:40:07.096 --> 00:40:08.096
‫به نظر تو وجود داشته؟‬

00:40:11.266 --> 00:40:15.019
‫افراد پلید و کم‌سواد، تصمیم
گرفتن دنیا رو بازسازی کنند.‬

00:40:15.899 --> 00:40:18.311
‫اون‌ها هیچی به دست نیاوردن
به غیر از کشتار خونین.‬

00:40:19.992 --> 00:40:20.992
‫کم‌سواد؟‬

00:40:22.602 --> 00:40:24.222
‫لنین فارغ‌التحصیل دانشگاه کازانه.‬

00:40:24.432 --> 00:40:25.842
‫لوناچارسکی آلمان درس خونده.‬

00:40:26.931 --> 00:40:30.282
‫فایده‌ش چیه؟ فیلسوفای مارکسیست،‬
‫همه‌شون نصفه نیمه تحصیل کردن.‬

00:40:31.062 --> 00:40:32.892
‫مارکسیسم فلسفه نیست.‬

00:40:33.765 --> 00:40:35.411
‫اپرت‌هایی به نام روسوئه.‬

00:40:36.492 --> 00:40:37.492
‫روسو چرا؟‬

00:40:37.572 --> 00:40:40.242
‫روسو اولین کسی بود که اعلام کرد‬
‫که انسان بنا بر طبیعتش موجود نیکیه.‬

00:40:42.042 --> 00:40:43.602
‫اما شرایطه که اون رو بد می‌کنه.‬

00:40:45.102 --> 00:40:48.041
‫مهم‌ترین کار تغییر این شرایطه.
خب بفرمایید، تغییرش دادن.‬

00:40:48.942 --> 00:40:51.942
‫بفرمایید، از خودتون پذیرایی کنید.‬
‫کاملا درسته، بهتره از خودتون پذیرایی کنید.‬

00:40:52.452 --> 00:40:55.002
‫فکر کنم از بحث شما اشتهای آدم از بین بره.‬

00:40:55.782 --> 00:40:59.828
‫کلیسا به خودش اجازه‌ی همچین حماقت‌هایی
رو نمی‌ده.‬ ‫یاد داده که در انسان‬

00:41:01.512 --> 00:41:03.432
‫همون‌قدر از شیطان هست که از خدا هست.‬

00:41:04.651 --> 00:41:08.682
‫و اسپنسر در دهه پنجاه قرن گذشته،‬

00:41:09.162 --> 00:41:12.355
‫که سوسیالیسم اون زمان تازه
در حال شکل گیری بود، نوشت:‬

00:41:12.522 --> 00:41:16.122
‫ "سوسیالیستا می خوان از غرایز
سربی رفتار طلایی استخراج کنن."‬

00:41:16.242 --> 00:41:19.575
‫بابا، واقعا بسه دیگه. چقدر کشش می‌دی!‬

00:41:21.768 --> 00:41:23.922
‫بریز. از شما آبی گرم نمی‌شه.‬

00:41:24.351 --> 00:41:25.351
‫سلام.‬

00:41:29.412 --> 00:41:30.412
‫خب.‬

00:41:32.232 --> 00:41:33.232
‫دوباره دور چشمش کبوده.‬

00:41:34.122 --> 00:41:35.122
‫بیا اینجا!‬

00:41:37.092 --> 00:41:38.092
‫چی شده؟‬

00:41:38.412 --> 00:41:39.412
‫دعوا شد؟‬

00:41:39.545 --> 00:41:44.451
‫ول کن، مامان! سرگی شوستوف
کله‌ش رو آورد عقب.‬ ‫تصادفی‬

00:41:44.712 --> 00:41:45.762
‫دستاتو بشور، بشین سر میز.‬

00:41:55.295 --> 00:41:59.755
‫بفرمایید، اینم جر و بحث کوفتی شما!‬
‫امروز فرداس که با مشت بزنن تو چشمش.‬

00:42:00.912 --> 00:42:05.645
‫واقعیت اینه که بوریا فکر می‌کنه روزهایی که‬
‫روشنفکرا تنیس بازی می کردن گذشته.‬

00:42:07.212 --> 00:42:09.702
‫سوسول بازیه. وگرنه یه پسر
تو زندگیش به بوکس نیاز داره.‬

00:42:10.812 --> 00:42:15.965
‫مبارزه، به عنوان آخرین راه‌حل.‬
‫خب، سلامتی ما و شما، تف تو ماتحت اونا!‬

00:42:26.292 --> 00:42:31.831
‫در واقع، بوریا، به عنوان یکی از اعضای حزب،‬
‫گوش دادن به مکالمات ما برات ضرر داره.‬

00:42:33.582 --> 00:42:37.975
‫به هر حال، من در سال 1943
در کورسک به حزب پیوستم.‬

00:42:38.862 --> 00:42:39.862
‫بیا اینجا.‬

00:42:42.672 --> 00:42:44.082
‫در شان توئه.‬

00:42:49.152 --> 00:42:52.611
‫بله، آلگ، قول دادم یه عکس
از هوسرل رو بهتون نشون بدم.‬

00:42:53.052 --> 00:42:54.965
‫زینا لوریه بهت سلام رسوند.‬

00:42:55.374 --> 00:42:57.521
‫حالش چطوره؟‬
‫نصفه نیمه زنده‌س.‬

00:42:57.762 --> 00:43:00.372
‫اونا دارن "مسائل لنینیسم"
استالین رو ویرایش مجدد می‌کنن.‬

00:43:01.122 --> 00:43:06.495
‫باید هر ویرگولی رو ده بار چک کرد.‬
‫یه اشتباه چاپی، خودت میدونی دیگه...‬

00:43:07.842 --> 00:43:09.595
‫پسرش چطوره؟‬
‫آرکاشکا؟‬

00:43:10.512 --> 00:43:12.545
‫خداروشکر، درس می‌خونه.‬

00:43:13.059 --> 00:43:14.059
‫دانشکده حقوق؟‬

00:43:16.510 --> 00:43:18.790
‫می‌بینی، اون‌وقت می‌گن
یهودیا رو هیچ‌جا راه نمی‌دن.‬

00:43:19.765 --> 00:43:21.852
‫پس، مزخرفه، این حرفای تکراری.‬

00:43:22.632 --> 00:43:25.438
‫راه دادن دیگه، اونم نه
هرجایی، دانشگاه دولتی مسکو.‬

00:43:26.017 --> 00:43:28.543
‫ایناهاش، با تمام شکوهش!‬

00:43:29.802 --> 00:43:30.802
‫با یه نوشته.‬

00:43:31.570 --> 00:43:34.130
‫اون منو یه کم لوس کرده بود.‬

00:43:38.022 --> 00:43:41.682
‫یادتون هست که شوپنهاور روی داگرئوتایپ‬
‫(اولین دستگاه عکاسی) چه چهره عبوسی داشت؟‬

00:43:42.585 --> 00:43:45.464
‫اما این یکی چشماش برق می‌زنه.‬

00:43:46.932 --> 00:43:48.432
‫فیلسوف کلاسیک آلمانی.‬

00:43:49.315 --> 00:43:50.475
‫اون، واقعا یه یهودیه.‬

00:43:53.982 --> 00:43:56.862
‫البته از دانشگاه اخراجش
کردن، اگر اشتباه نکنم.‬

00:43:57.762 --> 00:43:58.762
‫سال 1935.‬

00:44:00.072 --> 00:44:01.371
‫به مرگ طبیعی مرد.‬

00:44:03.042 --> 00:44:05.022
‫پدرش کلاه زنونه می‌فروخت.‬

00:44:05.292 --> 00:44:06.402
‫وقتشه که بری.‬

00:44:07.272 --> 00:44:09.282
‫ای بابا، دیر می‌کنم.‬

00:44:10.812 --> 00:44:11.812
‫کجا؟‬

00:44:12.398 --> 00:44:14.862
‫پیش تات میخالنا برای آرد،
تو صف حضور غیاب می‌کنن.‬

00:44:18.845 --> 00:44:20.802
‫شما از حکومت شوروی متنفرید.‬

00:44:23.862 --> 00:44:25.142
‫چه جنگ‌هایی که توشون پیروز شدیم.‬

00:44:27.012 --> 00:44:30.065
‫شوخی نیست.‬
‫اصلا تعدادمون رو نمی‌دونیم.‬

00:44:31.842 --> 00:44:36.688
‫برای یه آلمانی، چهار پنج
تا از خودمون رو گذاشتیم.‬

00:44:36.822 --> 00:44:38.952
‫خب، شما می تونید همان هزینه رو بپردازید‬

00:44:42.642 --> 00:44:43.642
‫و ببازید.‬

00:44:51.972 --> 00:44:53.322
‫یا نکنه زمان تزار بهتر بود!‬

00:44:55.372 --> 00:44:58.628
‫میخالنا، اینجام من، اینجام.‬

00:44:59.695 --> 00:45:02.808
‫نچسب به من، زنیکه. بخدا
قسم الان به میلتون زنگ می‌زنم.‬

00:45:02.833 --> 00:45:05.453
‫من اینجام. هفتاد و ششمیم. بهت گفته بودم.‬

00:45:05.478 --> 00:45:08.562
‫خب، بالاخره پیداش شد.
نمی‌تونستی به موقع بیای؟‬

00:45:08.712 --> 00:45:11.845
‫شما وجدان دارید؟‬
‫اگر دیر کردمم فقط چند دقیقه‌ست.‬

00:45:12.192 --> 00:45:14.745
‫خب. هفتاد و سه نیست. هفتاد و شش اومد.‬

00:45:15.871 --> 00:45:20.677
‫شهروندا، هفتاد و سه نیست. شاهدید؟‬
‫کی هفتاد و چهاره؟‬
‫من!‬

00:45:22.002 --> 00:45:24.356
‫خب، پس فهرستو از نو بنویس که بشی 73.‬

00:45:24.409 --> 00:45:25.609
‫فردا، فردا.‬

00:45:26.832 --> 00:45:28.752
‫فردا! این همه وایسادیم، می‌گه فردا.‬

00:45:29.195 --> 00:45:32.202
‫کجا؟ هیچ‌کس هیچ‌جا نمی‌ره.‬

00:45:33.312 --> 00:45:37.425
‫فردا ساعت هشت باز می‌کنن.
حضور غیاب ساعت هفته.‬

00:45:37.632 --> 00:45:42.905
‫مثل قبل دو کیلو می‌دن
دستت. دو کیلو چیه آخه؟‬

00:45:44.112 --> 00:45:49.091
‫زمان جنگ دو کیلو به این معنی بود‬
‫که خانواده بتونه یه ماهو بگذرونه.‬

00:45:49.752 --> 00:45:52.145
‫که تمام خانواده یک ماه زنده بمونه.‬

00:45:53.262 --> 00:45:54.522
‫توی روستای ما‬

00:45:55.872 --> 00:45:58.651
‫توی تمام جنگ یک گرم آردم نمی‌دادن.‬

00:45:59.082 --> 00:46:00.522
‫مگه شما اونجا غلات نمی‌کاشتین؟‬

00:46:00.581 --> 00:46:04.181
‫می‌کاشتیم، البته که می‌کاشتیم.‬
‫ولی همه‌ش رو تا ذره آخر می‌بردند.‬

00:46:09.252 --> 00:46:11.405
‫فامیلی ما ایوانچوکه.‬
‫اسم و نام پدری؟‬

00:46:12.462 --> 00:46:13.681
‫واسیلی نیکیتیچ.‬

00:46:13.706 --> 00:46:16.406
‫نیکیتیچ. اها. شوهر رای؟‬

00:46:17.562 --> 00:46:21.001
‫آره، زنم گفته بود. یادم
اومد. تو چی بلدی نیکیتیچ؟‬

00:46:21.702 --> 00:46:22.702
‫چی لازمه؟‬

00:46:23.202 --> 00:46:24.202
‫تخصص.‬

00:46:25.512 --> 00:46:27.162
‫دو سال آخر رو روی تراکتور بودم.‬

00:46:27.912 --> 00:46:28.912
‫قبل‌ترش چی؟‬

00:46:29.562 --> 00:46:30.762
‫خب، همه چی رو که نمی‌شه گفت.‬

00:46:31.872 --> 00:46:34.072
‫چوب‌بری می‌کردم و به عنوان
معدنچی توی معدن کار می‌کردم.‬

00:46:34.842 --> 00:46:35.962
‫توی معدن رادیواکتیو هم بودم.‬

00:46:39.222 --> 00:46:41.841
‫خب یه سری مشکل درباره‌ی اسیر شدن داری؟‬

00:46:43.512 --> 00:46:44.512
‫تو جبهه چی؟‬

00:46:44.862 --> 00:46:48.108
‫توی جبهه چی؟‬
‫راننده-مکانیک تی-34 بودم.‬

00:46:51.252 --> 00:46:52.252
‫راننده تانک؟‬

00:46:52.812 --> 00:46:54.462
‫پنجمین ارتش گارد تانک.‬

00:46:56.592 --> 00:46:57.592
‫روتمیستروف؟‬

00:46:58.812 --> 00:46:59.812
‫خودشه.‬

00:47:02.172 --> 00:47:03.522
‫یعنی تو نبرد کورسک بودی؟‬

00:47:05.682 --> 00:47:07.242
‫خب، اونجا برای من همه چی تموم شده.‬

00:47:08.202 --> 00:47:09.582
‫زخم عمیق و ضربه مغزی.‬

00:47:22.422 --> 00:47:23.422
‫بشین، برادر.‬

00:47:25.152 --> 00:47:26.738
‫بشین، منم اونجا بودم.‬

00:47:27.312 --> 00:47:28.312
‫جبهه استپ‬

00:47:28.491 --> 00:47:31.571
‫تیپ هشتم مهندسی، یگان ویژه.‬
‫می‌خوری؟‬

00:47:31.782 --> 00:47:33.062
‫واسه همچین مناسبتی نمی‌شه نخورد.‬

00:47:53.802 --> 00:47:54.822
‫خب، سلامتی ما و شما.‬

00:47:56.562 --> 00:47:57.562
‫و تف تو ماتحت اونا!‬

00:48:11.832 --> 00:48:12.832
‫بفرمایید!‬

00:48:16.272 --> 00:48:17.272
‫کجا؟‬

00:48:18.132 --> 00:48:19.542
‫فهمیدم. الان میایم.‬

00:48:20.705 --> 00:48:22.611
‫لعنتی! بدون سورپرایز نمی‌شه!‬

00:48:22.659 --> 00:48:24.758
‫چی شده؟‬
‫افتادن تو چاه.‬

00:48:24.822 --> 00:48:25.822
‫ای بابا!‬

00:48:25.847 --> 00:48:27.941
‫ووا پراشکین خوابش برد..‬

00:48:29.982 --> 00:48:30.982
‫تو تو معدن بودی؟‬

00:48:31.152 --> 00:48:32.152
‫تو قراغندی.‬

00:48:32.802 --> 00:48:37.575
‫ما که حرفامون باهم تموم نشد.‬
‫تو بشین، حساب کتاب کن.‬
‫تو هم کلاهتو بردار، بریم معدن.‬

00:49:03.612 --> 00:49:04.932
‫برجک تانک جدا شد.‬

00:49:06.792 --> 00:49:07.962
‫من واقعا از حال رفتم.‬

00:49:09.612 --> 00:49:10.812
‫پیش آلمانیا از خواب بیدار شدم.‬

00:49:12.882 --> 00:49:13.882
‫عمل شدم.‬

00:49:15.552 --> 00:49:16.552
‫دکترا، از مرگ نجاتم دادن.‬

00:49:17.714 --> 00:49:18.972
‫دکنرا هم از ما بودن.‬

00:49:20.562 --> 00:49:21.562
‫اسیر بودن.‬

00:49:26.832 --> 00:49:27.832
‫آره، برادر.‬

00:49:31.842 --> 00:49:34.315
‫معلومه به اندازه‌ی کافی کشیدی.‬

00:49:41.382 --> 00:49:42.382
‫باز کن.‬

00:49:49.062 --> 00:49:54.215
‫ووا! زنده‌ای؟ سرت چطوره؟ به نظر
سالم می‌رسه.‬ ‫آره، یه‌کم خراشیدگی داره.‬

00:49:54.582 --> 00:49:55.842
‫شونه‌م در رفته.‬
‫شونه‌ت؟‬

00:49:56.382 --> 00:49:59.922
‫چیزی نیست. الان توی درمونگاه درستش می‌کنن.‬
‫یالا، یالا، یالا، محکم باش.‬

00:50:03.222 --> 00:50:04.222
‫خب پس،‬

00:50:06.822 --> 00:50:08.582
‫شما عجله می‌کنید و بارشو
می‌ذارید رو دوش من؟‬

00:50:10.662 --> 00:50:11.662
‫از الان به بعد،‬

00:50:14.022 --> 00:50:19.201
‫انفجارها رو متوقف می‌کنیم.
ادامه‌ش رو دستی می‌ریم. با کلنگ.‬

00:50:19.918 --> 00:50:24.234
‫در بدترین حالت از چکش
برقی استفاده می‌کنیم...‬

00:50:24.414 --> 00:50:26.544
‫و اصلا عجله نمی‌کنیم. جبران می‌کنیمش.‬

00:50:27.654 --> 00:50:30.020
‫ایجاد نگرانی نکنید، ریاست عصبیه.‬

00:50:30.504 --> 00:50:31.504
‫همه چیز درست می‌شه.‬

00:50:33.654 --> 00:50:35.533
‫وقتی از عهده‌ش براومدید،
وضعیت رو گزارش بدید.‬

00:50:36.984 --> 00:50:38.724
‫و بااحتیاط یشتر، آقایون، با احتیاط بیشتر!‬

00:50:40.974 --> 00:50:43.647
‫شاید بتونیم شما رو تو دانشکده
فنی خودمون ثبت نام کنیم؟‬

00:50:44.904 --> 00:50:46.314
‫برقکار می‌شی.‬

00:50:47.244 --> 00:50:50.957
‫چرا؟ من به خاطرش یکسال تمام رفتم قراغندی.‬

00:50:51.804 --> 00:50:52.804
‫برقکار؟‬

00:50:53.664 --> 00:50:55.194
‫مدرک داری؟‬
‫پس چی.‬

00:51:01.794 --> 00:51:02.794
‫درجه چندی؟‬

00:51:03.144 --> 00:51:04.144
‫چهارم.‬

00:51:18.624 --> 00:51:19.624
‫پاسپورتت همراهت هست؟‬

00:51:20.214 --> 00:51:22.644
‫گواهی دارم. پاسپورت
ندارم. آخه من کالخوزی هستم.‬

00:51:24.024 --> 00:51:26.923
‫بهتر. توی گواهیت در مورد اسارتت ننوشته؟‬

00:51:27.324 --> 00:51:28.324
‫نه.‬

00:51:29.124 --> 00:51:30.983
‫الان می‌ری به بخش منابع انسانی.‬

00:51:31.764 --> 00:51:32.764
‫و توی فرمت‬

00:51:34.134 --> 00:51:35.134
‫درباره‌ی اسارت نمی‌نویسی.‬

00:51:38.274 --> 00:51:41.120
‫یه جورایی اونجا هست.
سازمان امنیت ملی وارد شده.‬

00:51:42.414 --> 00:51:44.640
‫فکر کردی کجا اومدی؟
اینجا سازمان ساخت متروئه.‬

00:51:45.413 --> 00:51:46.744
‫ما خودمون رئیس خودمونیم.‬

00:51:48.762 --> 00:51:52.682
‫چطوری می‌شه خوش نگذروند؟ یه باری از‬
‫روت برداشته می‌شه.‬
‫می‌تونم تصور کنم.‬

00:51:53.694 --> 00:51:54.804
‫واقعا غم‌انگیزه.‬

00:51:55.134 --> 00:51:57.384
‫تقریبا هر صفحه‌ش رفت پیش رئیس.‬

00:51:57.967 --> 00:51:59.464
‫متن رفیق استالینه خب!‬

00:51:59.660 --> 00:52:02.620
‫پس من چیکار باید بکنم؟ همینجوری وایسم؟‬
‫یا به هر حال ویرایشش کنم؟‬

00:52:03.174 --> 00:52:07.820
‫و بعدش، گوش کن، این احمقه، فعال حزب‬
‫اون یهو سر مبارزه با‬

00:52:07.944 --> 00:52:10.374
‫خرابکارا و اغتشاش‌گرا دیوونه شد.‬

00:52:11.424 --> 00:52:15.850
‫این "هوشیاری" اونا فقط اینجا برای منه.‬

00:52:16.044 --> 00:52:17.903
‫جو تحریریه ناسالمه.‬

00:52:17.931 --> 00:52:20.343
‫نفرت انگیزه! یه حسی دارم
که انگار همه اطرافیا خبرچینن.‬

00:52:20.904 --> 00:52:24.774
‫این گورلوف، انگار داره می‌ره
سر کار، هر روز می‌اومد سراغ من.‬

00:52:25.344 --> 00:52:26.907
‫و من حتی نمی‌تونم بفرستمش بره.‬
‫چرا؟‬

00:52:27.397 --> 00:52:29.244
‫چون من یهودیم.‬
‫نه بابا؟!‬

00:52:29.269 --> 00:52:30.269
‫یعنی چی "نه بابا" ؟!‬

00:52:32.124 --> 00:52:33.124
‫بفرمایید.‬

00:52:34.014 --> 00:52:35.818
‫بستنی.‬
‫قاشق!‬

00:52:35.843 --> 00:52:36.893
‫خامه.‬

00:52:40.014 --> 00:52:41.014
‫یه لحظه.‬

00:52:51.504 --> 00:52:52.504
‫اوه، مرسی، یورا!‬

00:52:56.334 --> 00:52:57.714
‫بفرمایید. مرسی.‬

00:52:58.344 --> 00:52:59.394
‫نوش جان.‬

00:53:02.334 --> 00:53:03.334
‫تبریک می‌گم.‬

00:53:03.864 --> 00:53:04.864
‫سلامتی چی بخوریم؟‬

00:53:06.444 --> 00:53:11.663
‫بوریا یه سلامتی محبوب داره. خیلی
مودبانه نیست،‬ ‫ولی شاید مناسب باشه.‬

00:53:13.314 --> 00:53:15.714
‫سلامتی ما و شما، تف تو ماتحت اونا!‬

00:53:17.754 --> 00:53:18.754
‫به جا بود.‬

00:53:18.789 --> 00:53:19.789
‫بریم.‬

00:53:34.764 --> 00:53:37.750
‫اگر تو تراموا یا فروشگاه
کسی به تو بی‌ادبی کنه،‬

00:53:39.157 --> 00:53:41.570
‫ می توانی سر و صدا راه
بندازی، اما من نمی‌تونم.‬

00:53:42.894 --> 00:53:46.020
‫چون‌که اونا بلافاصله قومیت
منو به من یادآوری می کنن.‬

00:53:46.134 --> 00:53:48.540
‫اونا اونقدرام بد نیستن. اغراق نکن.‬

00:53:49.550 --> 00:53:52.765
‫دینکا، تو حتی نمی‌تونی تصورشم بکنی‬
‫که یهودی بودن اینجا چه شکلیه.‬

00:53:53.214 --> 00:53:54.564
‫مثل سیاه‌پوستا تو آمریکاست.‬

00:53:55.734 --> 00:53:58.404
‫تو آپارتمان با همسایه‌ها شانس
باهات یاره، ولی اون بیرون‬

00:53:59.329 --> 00:54:00.954
‫بلافاصله بهت می‌فهمونن که یهودی هستی.‬

00:54:01.349 --> 00:54:04.816
‫اما تو فقط با روشنفکرا سر و کار داری.‬
‫و اونا..‬

00:54:05.244 --> 00:54:09.403
‫عادی به نظر می‌رسن.
بدون تعصبات یهودستیزانه.‬

00:54:12.114 --> 00:54:13.134
‫همه‌جوره هستن.‬

00:54:16.914 --> 00:54:19.850
‫مارینا، همسایه‌ت، معشوقه‌ی جدید پیدا کرده.‬

00:54:20.454 --> 00:54:21.454
‫زن اِشترن؟‬

00:54:22.357 --> 00:54:23.589
‫نه بابا!‬

00:54:25.104 --> 00:54:28.904
‫اونا داشتن از هتل "ناتسیونال" بیرون می‌اومدن و من
با اونا‬ ‫برخورد کردم. مجبور شدیم بهم معرفی شیم.‬

00:54:30.174 --> 00:54:33.593
‫اون نظامیه، یک مرد با شخصیت.‬

00:54:34.314 --> 00:54:38.453
‫و اون، می‌دونی، حداقل بهش اهمیت می‌ده.‬
‫اصلا پلکم نزد.‬

00:54:38.587 --> 00:54:39.778
‫خب تو که مارینا رو می‌شناسی.‬

00:54:40.746 --> 00:54:43.867
‫خیلی حسودیم شد! چطوری اینطورین؟‬

00:54:44.724 --> 00:54:48.183
‫یعنی همه چیز خوب پیش می‌ره؟‬
‫به نظر من که اون زن زشتیه.‬

00:54:50.544 --> 00:54:52.974
‫می‌دونی، گریشای من برام از شوپنهاور خوند.‬

00:54:53.967 --> 00:54:56.514
‫که یه مرد توی یه زن دنبال چی ‌می‌گرده؟‬

00:54:57.204 --> 00:54:59.214
‫و پاسخش واضحه: زنانگی.‬

00:55:00.893 --> 00:55:04.107
‫اما زیبایی مثل یه سسه.
می‌تونه باشه، می‌تونه نباشه.‬

00:55:05.514 --> 00:55:06.514
‫بهم برخورد.‬

00:55:08.664 --> 00:55:09.664
‫دقیقا!‬

00:55:12.204 --> 00:55:13.974
‫احساس می‌کنم که یه سسم.‬

00:55:17.154 --> 00:55:18.594
‫و بابتش خوشحال نیستم.‬

00:55:19.053 --> 00:55:22.140
‫چی می‌گی؟! خوشی زده
زیر دلت. بوریا دوستت داره.‬

00:55:22.194 --> 00:55:23.194
‫درسته.‬

00:55:24.954 --> 00:55:27.804
‫اما توی پونزدهمین سال
باهم بودنمون احساس کردم که‬

00:55:30.564 --> 00:55:33.114
‫انگار یه چیزی کمه.‬

00:55:33.984 --> 00:55:35.514
‫شاید یه‌دونه معشوقه می‌خوای؟‬

00:55:36.870 --> 00:55:39.330
‫نه، منظورم این نیست متاسفانه.‬

00:55:39.963 --> 00:55:41.464
‫پس چی؟‬

00:55:53.050 --> 00:55:54.050
‫نمی‌دونم.‬

00:55:58.344 --> 00:56:00.564
‫شب‌ها بیدار می‌شم و دیگه خوابم نمی‌بره.‬

00:56:03.414 --> 00:56:04.464
‫چرا، نمی‌دونم.‬

00:56:04.854 --> 00:56:06.804
‫یه جور نگرانی مبهمی دارم.‬

00:56:08.934 --> 00:56:09.934
‫مشخص نیست.‬

00:56:13.554 --> 00:56:15.204
‫ترس از آینده‌ست، انگار.‬

00:56:31.404 --> 00:56:32.404
‫بقیه کجان؟‬

00:56:33.384 --> 00:56:35.124
‫پیش خانواده دورفمن تلویزیون می‌بینن.‬

00:56:37.404 --> 00:56:39.277
‫و ژنیا اونجاست؟‬
‫نیومده.‬

00:57:09.417 --> 00:57:12.543
‫تو کدوم بازار یه همچین ماهی‌ای دادن؟‬

00:57:14.754 --> 00:57:16.194
‫بگم چند بود؟‬

00:57:52.524 --> 00:57:53.524
‫سلام!‬

00:58:07.404 --> 00:58:08.404
‫سلام!‬

00:58:09.204 --> 00:58:10.204
‫بقیه کجان؟‬

00:58:10.404 --> 00:58:12.054
‫پیش خانواده دورفمن تلویزیون می‌بینن.‬

00:58:12.776 --> 00:58:13.776
‫مادر خونه‌ست؟‬

00:58:15.444 --> 00:58:17.124
‫فکر کنم یه کم مسته.‬

00:58:25.371 --> 00:58:26.886
‫تامار، بشین، چرا اونجا وایسادی؟‬

00:58:26.911 --> 00:58:30.624
‫آخه باید به پسرم غذا بدم. خدا لعنتشون کنه.‬

00:58:39.553 --> 00:58:42.593
‫یه چندتا دونه به منم بده. خسیس نباش!‬

00:58:43.860 --> 00:58:44.860
‫خب!‬

00:58:56.823 --> 00:58:59.813
‫آلکساندر ایساکیچ، مادرم افتاده، حالش بده.‬
‫توروخدا کمکش کنید!‬

00:59:05.124 --> 00:59:06.124
‫فشارش طبیعیه.‬

00:59:07.434 --> 00:59:09.114
‫آب بیارید، بدید بخوره.‬

00:59:09.264 --> 00:59:10.404
‫هرچی بیشتر، بهتر.‬

00:59:11.634 --> 00:59:15.204
‫بعد ببریدش دستشویی، دوتا انگشت
باید بکنید تو حلقش‬ ‫که بالا بیاره.‬

00:59:16.164 --> 00:59:21.343
‫اینجوری بهتر می‌شه، بعدشم چایی بخوره،‬ ‫خلاصه
بگم، باید نوشیدنی بخوره و بخوره و بخوره.‬

00:59:21.410 --> 00:59:22.439
‫فهمیدم.‬

00:59:22.464 --> 00:59:24.384
‫و صبح از خاله دوسیا‬

00:59:25.374 --> 00:59:26.484
‫یه لیوان آب نمک بخواه.‬

00:59:28.044 --> 00:59:29.844
‫می‌خوای حداقل بذاریمش رو تخت؟‬

00:59:30.114 --> 00:59:31.547
‫بله، بذاریم.‬
‫بذاریم.‬

00:59:33.744 --> 00:59:34.744
‫داریمت.‬

00:59:36.534 --> 00:59:37.764
‫شراب پورت‌وین دارید؟‬

00:59:38.244 --> 00:59:39.663
‫البته که شراب داریم.‬

00:59:40.074 --> 00:59:42.144
‫شراب پورت‌وین هم بد نیست یه لبی بزنه.‬

00:59:59.694 --> 01:00:01.194
‫نائوم کوگان رو دستگیر کردن.‬

01:00:04.644 --> 01:00:05.644
‫رئیس بیمارستان رو.‬

01:00:15.414 --> 01:00:16.944
‫می‌دونی که بعدی کیه؟‬

01:00:18.593 --> 01:00:20.484
‫نه خدا نکنه. چی داری می‌گی.‬

01:00:20.664 --> 01:00:22.884
‫یه مردی حدودا سه سال پیش پیشت اومده بود.‬

01:00:23.617 --> 01:00:27.930
‫مرد تپل خیلی خل و بامزه‌ای
بود. از مورمانسک هم ماهی آورد.‬

01:00:28.250 --> 01:00:30.516
‫یه فیل‌ماهی گنده.‬

01:00:30.800 --> 01:00:31.800
‫کوستکا؟‬

01:00:32.600 --> 01:00:34.806
‫پارسال مرد، از بیماری کبدی.‬

01:00:35.480 --> 01:00:37.946
‫خواهرزاده‌م بود، آخری.‬

01:00:38.420 --> 01:00:40.533
‫خواهرت چی؟‬
‫اون خیلی وقته مرده.‬

01:00:41.420 --> 01:00:44.643
‫یعنی هیچ‌کس؟‬
‫هیچ‌کس. همون‌طور که هست. تو تمام دنیا.‬

01:00:45.920 --> 01:00:48.182
‫شما مگه اهل کاسیموفسکی نیستین؟‬
‫چرا، هستیم.‬

01:00:48.216 --> 01:00:49.896
‫ما همسایه‌تونیم، اهل ایلاتما.‬

01:00:52.340 --> 01:00:53.900
‫به نظر این سرنوشت منه.‬

01:00:55.160 --> 01:00:57.953
‫شوهرم تو اردوگاه چوب‌بری مرد.‬

01:00:59.870 --> 01:01:02.256
‫پسرم بدون تو جنگ مفقود شد.‬

01:01:03.650 --> 01:01:04.910
‫دریغ از یه قبر.‬

01:01:05.390 --> 01:01:06.620
‫ما همسایه‌تونیم، اهل ایلاتما.‬

01:01:29.630 --> 01:01:30.630
‫فیلم چطور بود؟‬

01:01:31.970 --> 01:01:34.010
‫یه‌کم شهرستانی بود، ولی زلدین توش خوب بود.‬

01:01:34.820 --> 01:01:35.990
‫تارزان خیلی جالب تره.‬

01:01:37.460 --> 01:01:38.460
‫قدم بزنیم؟‬

01:01:39.230 --> 01:01:40.230
‫با کمال میل!‬

01:01:40.300 --> 01:01:41.630
‫یه‌کم دوتایی با هم باشیم.‬

01:01:41.840 --> 01:01:43.280
‫فکر می‌کردم ما جدا می‌شیم.‬

01:01:44.900 --> 01:01:46.340
‫نکنه می‌خواستی با کس دیگه‌ای بپری؟‬

01:01:47.120 --> 01:01:48.120
‫ای احمق!‬

01:01:49.370 --> 01:01:52.970
‫من سه سال و نیم صبر کردم ولی از جنگ‬
‫کاملا یه آدم دیگه برگشت.‬

01:01:53.420 --> 01:01:55.730
‫غریبه، دمدمی مزاج، عصبی.‬

01:01:56.600 --> 01:01:57.600
‫ای بابا!‬

01:01:57.661 --> 01:02:01.400
‫تازه شش ماهه که بوریایی
که عاشقش بودم برگشته.‬

01:02:05.000 --> 01:02:06.000
‫تو دوسم داری؟‬

01:02:11.151 --> 01:02:13.791
‫قول یه آپارتمان تو سه ماهه آینده دادن...‬

01:02:16.340 --> 01:02:18.660
‫خونه‌ی تاگانکا رو تو ماه می برای اجاره‬
‫می‌دن. تو بگیر ژوئن.‬

01:02:20.330 --> 01:02:21.740
‫خدایا، یعنی زنده می‌مونیم؟‬

01:02:25.820 --> 01:02:28.166
‫املچنکو ما یه عوضیه، آشغاله.‬

01:02:28.370 --> 01:02:30.380
‫اطرافش باید اینطوری رو نوک پا راه بری.‬

01:02:30.836 --> 01:02:32.051
‫همه‌چی به اون بستگی داره.‬

01:02:32.076 --> 01:02:37.309
‫بوریا عزیزم، یه کم تحمل کن. چی‌کار می‌شه
کرد؟‬ ‫عوضش تصور کن که چه‌ خوب می‌شه.‬

01:02:37.310 --> 01:02:38.840
‫بعدش برای همه‌ی ما.‬

01:02:41.780 --> 01:02:45.080
‫تو می‌خوای پدر مادرتو بیاری خونه جدید؟‬

01:02:47.210 --> 01:02:48.210
‫غیر از این چیکار کنم؟‬

01:02:54.230 --> 01:02:57.623
‫در بهترین حالت واحد دو
خوابه می‌دن. اینم حساب کن.‬

01:02:59.510 --> 01:03:01.640
‫توی یکی پدر مادرت،
توی یکی ما سه تایی با بچه.‬

01:03:01.970 --> 01:03:03.050
‫تات میخالنا توی آشپزخونه.‬

01:03:03.920 --> 01:03:05.200
‫چه فرقی با یه خونه اشتراکی داره؟‬

01:03:10.760 --> 01:03:11.760
‫دینکا،‬

01:03:13.070 --> 01:03:14.070
‫عصبانی نشو.‬

01:03:16.430 --> 01:03:20.463
‫یه سری چیزا هست که باید در موردشون صحبت شه.‬
‫در تعادل، آروم.‬

01:03:23.150 --> 01:03:27.536
‫بوریا، باید بهت هشدار بدم که من توی‬
‫خونه‌ی جدا زندگی نخواهم کرد،‬

01:03:27.561 --> 01:03:29.121
‫اگه مامان بابام توی خونه اشتراکی بمونن.‬

01:03:29.606 --> 01:03:33.170
‫مامان منم توی خونه اشتراکی زندگی می‌کنه،
که چی؟‬ ‫خب بیا اونم ببریم، من آماده‌م.‬

01:03:33.620 --> 01:03:34.780
‫بیا برو تو... لا اله الا الله‬

01:03:41.540 --> 01:03:43.850
‫به نظرم می‌رسه که پدرم رفته رو مخت.‬

01:03:44.720 --> 01:03:46.580
‫به نظرت نمی‌رسه که اون از حد گذرونده؟‬

01:03:47.060 --> 01:03:48.380
‫منو توی موقعیت احمقانه‌ای گذاشته.‬

01:03:49.160 --> 01:03:52.500
‫بگو چیکار باید بکنم وقتی اون‬
‫تبلیغات غم‌انگیز ضد شوروی سر می‌ده؟‬

01:03:53.840 --> 01:03:56.866
‫برم به اتاق دیگه؟ اتاق دیگه‌ای نداریم.‬
‫برم راهرو؟‬

01:03:57.740 --> 01:03:58.790
‫خودمو تو توالت حبس کنم؟‬

01:04:01.850 --> 01:04:02.850
‫من عضو حزبم.‬

01:04:03.833 --> 01:04:04.953
‫اون نباید اینو در نظر بگیره؟‬

01:04:05.420 --> 01:04:06.740
‫این نشونه‌ی اطمینانه.‬

01:04:08.570 --> 01:04:11.060
‫اون تو اردوگاه بوده. بلده سکوت کنه.‬

01:04:12.050 --> 01:04:16.190
‫و اگر اون جلوی تو از این چیزا حرف می‌زنه،‬
‫از انقلاب و مسائل روز،‬

01:04:17.270 --> 01:04:20.780
‫یعنی اون کاملا به تو اعتماد داره.‬
‫نمی‌خوام هیچی در این باره بدونم.‬

01:04:39.560 --> 01:04:41.210
‫رفیق یه لحظه رفته بود. جلو وایساده بود.‬

01:04:42.170 --> 01:04:43.170
‫مرسی.‬

01:04:45.560 --> 01:04:46.670
‫حال همسایه ها چطوره؟‬

01:04:48.320 --> 01:04:49.560
‫تو خونه می‌رید پیشواز سال جدید؟‬

01:04:51.410 --> 01:04:52.700
‫اگر تا اون‌موقع زنده بمونیم.‬

01:04:57.920 --> 01:04:59.510
‫چی شده، آلکساندر ایساکیچ؟‬

01:05:03.680 --> 01:05:04.680
‫بریم یه سیگاری بکشیم.‬

01:05:11.240 --> 01:05:12.770
‫درباره بیروبیجان هیچی نشنیدی؟‬

01:05:14.420 --> 01:05:15.530
‫این یه شایعه از امنیت ملیه.‬

01:05:18.110 --> 01:05:22.090
‫یه پروژه در حال آماده سازیه که بر اساس اون همه‬
‫یهودیا اتحاد جماهیر شوروی به خاور دور تبعید می‌شن.‬

01:05:22.443 --> 01:05:25.490
‫مزخرفه! یه کلمه‌ش رو هم باور نمی‌کنم.‬
‫چرا؟‬

01:05:29.060 --> 01:05:30.740
‫چون که هیتلر قبلا همین کار رو کرده.‬

01:05:32.150 --> 01:05:37.263
‫البته توی این مبارزه با جهان وطنی‬
‫نفرت از یهودیان غالبه،‬

01:05:38.565 --> 01:05:40.280
‫اما تصمیم برای دیپورت کردن‬

01:05:41.692 --> 01:05:42.892
‫رو نمی‌تونن بگیرن.‬

01:05:44.060 --> 01:05:46.686
‫حتی اگه خیلی بخوان هم قدرتشون کمه.‬

01:05:52.533 --> 01:05:55.553
‫چون که در مقابل چشم همه‌ی دنیا‬
‫هم‌ردیف آدولف هیتلر قرار می‌گیرن.‬

01:05:57.606 --> 01:06:00.566
‫شما که می‌دونید، یه مقام امنیتی خیلی احمقه.‬

01:06:01.910 --> 01:06:02.910
‫چطور؟‬

01:06:03.830 --> 01:06:06.140
‫شما فکر می‌کنید توی سازمان
امنیت آدم زرنگ وجود نداره؟‬

01:06:06.273 --> 01:06:07.950
‫نه چرا؟ احتمالا هست.‬

01:06:08.780 --> 01:06:10.970
‫فقط یه مقام امنیتی دنیا رو برعکس می‌بینه.‬

01:06:11.726 --> 01:06:13.430
‫درحالی که دنیا همین شکلی که هست قشنگه.‬

01:06:15.230 --> 01:06:17.600
‫من تمام شب رو با چشمای باز دراز می کشم،‬

01:06:18.560 --> 01:06:22.053
‫به صدای در ورودی گوش
می‌کنم، منتظرم که بیان دنبالم.‬

01:06:22.160 --> 01:06:24.853
‫ساشا، این چه حرفیه!
این‌طوری که ممکنه دیوونه شید.‬

01:06:25.640 --> 01:06:27.146
‫شما سرباز خط مقدمید.‬

01:06:27.860 --> 01:06:32.226
‫بله، پال کازیمیریچ، از 2 جولای 1941 تا‬
‫مارس 1946، در ارتش در حال عملیات بودم.‬

01:06:32.626 --> 01:06:33.626
‫آره، آره.‬

01:06:36.500 --> 01:06:37.580
‫من از اون ترسوهاش نیستم.‬

01:06:38.270 --> 01:06:41.503
‫اگر لازم باشه می‌تونم بزنم تو
صورت کسی، اتفاقم افتاده، آره.‬

01:06:42.380 --> 01:06:43.940
‫ولی یه همچین چیزی رو اصلا به یاد ندارم.‬

01:06:44.180 --> 01:06:45.620
‫ظرف یک ماه و نیم گذشته‬

01:06:46.520 --> 01:06:49.250
‫یه‌سری دکتر رو گرفتن و چه نابغه هایی بودن!‬

01:06:51.230 --> 01:06:55.683
‫ووسی، کوگان، فلدمن، اتینگر.‬

01:06:57.830 --> 01:07:00.543
‫به ازای هر 10 تا یهودی یه روس هم می‌گیرن.‬

01:07:00.723 --> 01:07:02.597
‫آره، وینوگرادوف.‬
‫آره.‬

01:07:03.511 --> 01:07:06.484
‫از ما دوتا پزشک رو گرفتن، جراح رو گرفتن.‬

01:07:07.640 --> 01:07:08.640
‫هر دو یهودی.‬

01:07:09.500 --> 01:07:10.610
‫شماره چهار!‬

01:07:11.330 --> 01:07:12.330
‫بریم!‬

01:07:13.520 --> 01:07:16.250
‫من در بازار سِنی وایساده
بودم تو ایستگاه منتظر تراموا.‬

01:07:17.540 --> 01:07:22.920
‫تراموا داشت می‌اومد. در امتداد مسیر با حروف‬
‫بزرگ با رنگ تازه نقاشی نوشته شده بود:‬

01:07:23.570 --> 01:07:26.450
‫ "تا یهودیا برنگردن
فلسطین، آروم نمی‌نشینیم."‬

01:07:26.783 --> 01:07:30.063
‫توی مرکز شهر وسط روز روشن.‬

01:07:30.377 --> 01:07:31.737
‫واقعا که زشته!‬

01:07:34.430 --> 01:07:37.743
‫تحملش غیرممکنه، پال کازیمیریچ.‬

01:07:38.420 --> 01:07:40.340
‫سوار تراموا شدم و برای همه چیز آماده بودم.‬

01:07:42.260 --> 01:07:43.370
‫اما اونجا همه چی آروم بود.‬

01:07:45.650 --> 01:07:47.510
‫البته که روح و روان مردم داغون شده.‬

01:07:49.820 --> 01:07:52.190
‫ده‌ها سال وحشت نمی‌تونه بدون عواقب باشه.‬

01:07:54.800 --> 01:07:57.530
‫افراد زیادی اطرافمون با
خبرهای بد زندگی می کنن.‬

01:07:58.441 --> 01:08:00.361
‫و وقتی بدبختی یکی دیگه رو
می‌شنون، خوشحال می‌شن.‬

01:08:01.850 --> 01:08:03.250
‫فکر می‌کنن دنیا این‌جوری ساخته شده.‬

01:08:04.770 --> 01:08:08.810
‫اما من و شما افراد تحصیل کرده‌ای هستیم و‬
‫حق نداریم تسلیم روان‌پریشی عموم بشیم.‬

01:08:09.489 --> 01:08:11.450
‫بابا، من نمی تونم تماشا
کنم که تو اذیت می‌شی.‬

01:08:13.550 --> 01:08:16.580
‫شبا نمی‌تونی بخوابی، وضعیت سلامتیت داغونه،‬
‫رنگ به صورتت نیست. آخه برای چی؟‬

01:08:17.630 --> 01:08:19.160
‫من باید کتابم رو تموم کنم.‬

01:08:20.510 --> 01:08:23.390
‫تو خودت گفتی که این ایدئالیسم
محضه و اجازه چاپش رو نمی‌دن.‬

01:08:23.621 --> 01:08:24.621
‫خب که چی؟‬

01:08:26.210 --> 01:08:29.120
‫برای کی اینو می‌نویسی؟‬
‫برای یه سری آدم مثل خودم.‬

01:08:30.320 --> 01:08:32.987
‫ما توی جهان، به هر حال کم نیستیم.‬

01:08:33.180 --> 01:08:35.180
‫چند سال این ادامه داره؟‬

01:08:36.350 --> 01:08:38.750
‫مامان، تو چرا سکوت کردی؟‬
‫چیه، خسته شدی؟‬

01:08:39.230 --> 01:08:41.450
‫شوهرت دیر کرده، سر من خالی می‌کنی؟‬

01:08:41.810 --> 01:08:43.220
‫چیه ناراحت شدی؟‬

01:08:43.460 --> 01:08:44.660
‫تموم کردن این کتاب‬

01:08:46.130 --> 01:08:48.050
‫آخرین دِین من به خداست.‬

01:08:51.890 --> 01:08:53.330
‫این اون چیزیه که از من باقی می‌کونه.‬

01:08:54.890 --> 01:08:59.556
‫سلام شهروندا! فکر می‌کردم
شب رو باید اونجا بگذرونم!‬

01:09:02.870 --> 01:09:03.870
‫بس کن!‬

01:09:05.510 --> 01:09:06.510
‫همه چی مرتبه!‬

01:09:08.000 --> 01:09:09.000
‫چی شده؟‬

01:09:09.620 --> 01:09:12.890
‫توی ایستگاه شروع به ساختن سکو کردن،‬
‫و تکمیل لوله‌کشی ایستگاه...‬

01:09:14.783 --> 01:09:15.903
‫چت شده، هان؟‬

01:09:16.370 --> 01:09:17.510
‫توجه نکن.‬

01:09:18.440 --> 01:09:20.793
‫یه یک‌ بهم ریختم. برو دست و روتو بشور.‬

01:09:35.674 --> 01:09:36.674
‫عصبانی نشو.‬

01:09:38.150 --> 01:09:39.170
‫من می‌خوام کمک کنم.‬

01:09:43.190 --> 01:09:46.640
‫اگر حدود یک ماه و نیم درست
کار می‌کردم، همه چیز تموم شده بود.‬

01:09:48.807 --> 01:09:49.807
‫از کجا بیارمش؟‬

01:09:50.246 --> 01:09:52.780
‫آه، داشتم می‌اومدم همه جا بسته بود.‬

01:09:53.750 --> 01:09:56.060
‫فکر کنم از دفعه قبل کنیاک مونده باشه.‬

01:10:09.186 --> 01:10:11.180
‫آره؟ مادر زن نیست که، طلاست!‬

01:10:19.910 --> 01:10:20.910
‫یه ایده‌ای دارم.‬

01:10:22.130 --> 01:10:24.770
‫بذارید یه اتاق نزدیکی
مسکو اجاره کنم، با یه ایوون.‬

01:10:28.366 --> 01:10:30.226
‫بعد از ترم زمستونی مرخصی داری.‬

01:10:31.156 --> 01:10:32.416
‫کمتر از یه ماهه.‬

01:10:32.776 --> 01:10:34.996
‫می‌تونی دو سه هفته‌ی دیگه
رو با هزینه خودت بگذرونی؟‬

01:10:36.469 --> 01:10:37.469
‫احتمالا...‬

01:10:38.026 --> 01:10:39.046
‫خب پس بشین و بنویس.‬

01:10:40.396 --> 01:10:41.396
‫پولش چی؟‬

01:10:42.286 --> 01:10:43.286
‫من تقبل می‌کنم.‬

01:10:44.206 --> 01:10:45.206
‫من و بوریا.‬

01:10:47.116 --> 01:10:48.996
‫تو که می‌دونی، ما برای
تلویزیون پس‌انداز کردیم.‬

01:10:49.519 --> 01:10:51.085
‫خب، تلویزیون صبر می‌کنه.‬

01:12:27.676 --> 01:12:29.206
‫ببخشید لطفا،‬

01:12:29.536 --> 01:12:31.516
‫خیابون ارتش سرخ، پلاک 3 کجا می‌شه؟‬

01:12:31.906 --> 01:12:33.852
‫سلام! منتظرتون بودم.‬

01:12:37.726 --> 01:12:40.265
‫خب، آپارتمان مسکوی من!‬

01:12:42.046 --> 01:12:43.966
‫شما، به نظر، یخ کردید. چای؟‬

01:12:44.326 --> 01:12:46.085
‫نه، ممنونم، خونتون گرمه.‬

01:12:48.016 --> 01:12:49.606
‫بله، اجاق گاز اینجا مناسبه.‬

01:12:50.386 --> 01:12:51.766
‫فقط باید مرتب هیزم ریخت توش.‬

01:12:57.226 --> 01:12:58.276
‫چاه آب توی حیاطه.‬

01:13:02.296 --> 01:13:03.296
‫سرویس بهداشتی هم‬

01:13:03.616 --> 01:13:04.616
‫توی حیاطه.‬

01:13:07.546 --> 01:13:09.556
‫اینجا، خودتون می‌دونید که وان نداره.‬

01:13:12.256 --> 01:13:15.269
‫اما یه حمام یه محله اون‌ورتر هست.‬

01:13:15.526 --> 01:13:18.665
‫برای آشپزی – اجاق گاز نفتی پریموس هست.‬

01:13:19.336 --> 01:13:21.706
‫نفت سفید رو می‌شه تو ایستگاه بخرید.‬

01:13:21.976 --> 01:13:23.026
‫مرخصی پدرم‬

01:13:23.266 --> 01:13:26.656
‫بعد از ترم زمستونی، آخر ژانویه‌ست.‬
‫یعنی تو فوریه.‬

01:13:26.836 --> 01:13:29.266
‫و اگر بتونیم به توافق برسیم،
نیمه ماه مارس هم هست.‬

01:13:30.436 --> 01:13:33.736
‫می‌خوام حداقل یک ماه و نیم
بی سر و صدا بنشینه و کار کنه.‬

01:13:34.846 --> 01:13:35.846
‫شما اینجا رو اجاره کردید؟‬

01:13:36.286 --> 01:13:37.286
‫من اینجا مستقر شدم.‬

01:13:38.746 --> 01:13:40.396
‫مزیت اصلیش ورودی مجزاست.‬

01:13:42.046 --> 01:13:43.786
‫ورودی صاحب‌حونه اون طرف خونه‌ست.‬

01:13:44.026 --> 01:13:45.026
‫صاحب‌خونه کیه؟‬

01:13:45.916 --> 01:13:46.966
‫راننده وانته.‬

01:13:47.896 --> 01:13:48.896
‫آدم خوبیه.‬

01:13:49.786 --> 01:13:51.346
‫زنش ، راستش رو بگم یه‌کم‬

01:13:52.696 --> 01:13:54.942
‫شلوغه. اما قابل تحمله.‬

01:13:55.936 --> 01:13:57.736
‫و البته، شما به من پول نمی‌دید،‬

01:13:58.576 --> 01:14:00.256
‫به صاحب‌خونه می‌دید. من باهاش صحبت می‌کنم.‬

01:14:02.993 --> 01:14:08.073
‫شما یه گیلاس کنیاک می خواید؟ یکی از دوستام‬
‫آورده، ولی متأسفانه، نمی تونم بخورمش.‬

01:14:08.113 --> 01:14:09.933
‫نه مرسی، نمی‌خورم.‬

01:14:10.666 --> 01:14:12.659
‫خودتون کجا قراره برید؟‬

01:14:12.940 --> 01:14:18.373
‫من می‌رم پیش مادرم در روستوف-نا-دانو، اون‬ ‫اونجا
منتظر منه. وقتشه که پایان نامه‌ام رو تموم کنم.‬

01:14:19.006 --> 01:14:20.006
‫موضوعتون چیه؟‬

01:14:20.716 --> 01:14:21.716
‫اسلاووفیل‌ها.‬

01:14:23.416 --> 01:14:26.862
‫خومیاکف، آکساکوف، سامارین.‬

01:14:26.986 --> 01:14:28.126
‫این که خیلی جالبه!‬

01:14:28.549 --> 01:14:29.906
‫خب چطوری بگم!‬

01:14:31.396 --> 01:14:35.709
‫باید اونا رو افشا کنی،
اما اونا آدمای بدی نبودن.‬

01:14:36.239 --> 01:14:38.356
‫من شخصا اونا رو جذاب می‌دونم.‬

01:14:42.586 --> 01:14:43.586
‫می‌خواید سیگار بکشید؟‬

01:14:50.342 --> 01:14:52.546
‫می‌تونم ازتون خواهش
کنم یه سیگارم به من بدید؟‬

01:14:52.868 --> 01:14:53.868
‫بله، البته.‬

01:14:59.416 --> 01:15:00.766
‫چرا نباید الکل بخورید؟‬

01:15:00.976 --> 01:15:02.116
‫من سل داشتم.‬

01:15:03.016 --> 01:15:04.016
‫شدید.‬

01:15:05.086 --> 01:15:06.086
‫از نوع واگیردارش.‬

01:15:07.486 --> 01:15:08.486
‫ارتش من رو قبول نکرد.‬

01:15:09.166 --> 01:15:11.056
‫پدرم رفت جبهه و من و مادرم‬

01:15:12.466 --> 01:15:14.885
‫رفتیم اورال، استرلیتاماک.‬

01:15:15.779 --> 01:15:17.096
‫اونجا من رو درمان کردن.‬

01:15:18.046 --> 01:15:20.559
‫اما از اون موقع مشکلات کبدی دارم.‬

01:15:21.472 --> 01:15:24.406
‫اما نگران نباشید، من
خیلی وقته واگیری ندارم.‬

01:15:25.006 --> 01:15:27.016
‫چرا بعد از سل سیگار می‌کشید؟‬

01:15:28.816 --> 01:15:29.816
‫بیخودی!‬

01:15:31.775 --> 01:15:33.222
‫باباتون زنده‌ست؟‬

01:15:35.956 --> 01:15:36.956
‫نه!‬

01:15:37.396 --> 01:15:38.416
‫نزدیک پراگ کشته شد.‬

01:15:39.039 --> 01:15:42.639
‫ششم می، دو روز مونده به پایان جنگ.‬

01:15:42.664 --> 01:15:43.664
‫چه وحشتناک!‬

01:15:52.932 --> 01:15:54.081
‫وقتشه برم.‬

01:15:54.106 --> 01:15:56.176
‫من توی روستوف یکی
رو با فامیلی شما می‌شناختم،‬

01:15:56.926 --> 01:15:58.426
‫یان یوزفویچ پتکویچ.‬

01:15:58.996 --> 01:16:00.736
‫استاد دانشگاه ورشو.‬

01:16:01.726 --> 01:16:02.726
‫اون‌ها هم‬

01:16:03.736 --> 01:16:05.536
‫سال 1915 اینجا رو به مقصد روستوف ترک کردن.‬

01:16:06.466 --> 01:16:07.466
‫اون یه لهستانی بود.‬

01:16:08.176 --> 01:16:09.316
‫ما اصالتا لهستانی هستیم.‬

01:16:09.646 --> 01:16:13.546
‫پدر پدربزرگ من کریستوف پتکویچ به عنوان‬
‫یه شرکت کننده در قیام 1963 به سیبری اومد.‬

01:16:14.356 --> 01:16:15.916
‫ما از نوادگان لهستانی های تبعیدی هستیم.‬

01:16:16.576 --> 01:16:19.006
‫پدرم توی ایرکوتسک به دنیا اومد.‬
‫شما خیلی خوشگلید.‬

01:16:21.316 --> 01:16:23.986
‫کجا بودید خدا لعنتتون کنه؟
10 دقیقه مونده. نمی‌رسیم.‬

01:16:29.987 --> 01:16:31.667
‫سال نو پیشاپیش مبارک!‬
‫سال نو پیشاپیش مبارک!‬

01:16:34.906 --> 01:16:36.346
‫اینم اونایی که دیر کرده بودن!‬

01:16:36.646 --> 01:16:39.259
‫سال نو پیشاپیش مبارک!‬
‫سال نو پیشاپیش مبارک!‬

01:16:39.284 --> 01:16:43.892
‫خب بالاخره! عالیه! اوه، چکش!‬
‫بایان فراموش نکرده! فورا می‌برمش.‬

01:16:44.085 --> 01:16:47.065
‫آنگلینا فیوداروونا!
خاچاپوری گرمه، فقط ببریدش.‬

01:16:47.090 --> 01:16:51.603
‫زینوچکا، عزیزم! الان خوب شد، با کلمشو‬
‫داشتیم و الانم با پنیرش اومد.‬

01:16:55.533 --> 01:16:56.876
‫اوه، خب تموم شد، ما همه رسیدیم.‬

01:16:58.306 --> 01:17:01.692
‫چشمای زینوچکا هیچ‌جوره آرایش نمی‌شد،‬
‫برای همین مجبور شدیم یه‌کم صبر کنیم.‬

01:17:01.717 --> 01:17:04.503
‫چی چرت و پرت می‌گی تو، هان؟‬
‫خب.‬

01:17:06.316 --> 01:17:07.979
‫خب. خب. خب. خب. خب. خب. خب.‬

01:17:08.004 --> 01:17:09.856
‫سر میز، سر میز، سر میز، سر میز، سر میز!‬

01:17:11.296 --> 01:17:12.766
‫خب، گیلاسا رو مرتب کنیم.‬

01:17:13.396 --> 01:17:15.457
‫خب، ساشا، بگیر.‬

01:17:18.766 --> 01:17:19.766
‫سال نو مبارک!‬

01:17:21.453 --> 01:17:22.573
‫سال نو مبارک!‬

01:17:27.180 --> 01:17:28.180
‫سال نو مبارک!‬

01:17:28.631 --> 01:17:29.631
‫سانیا!‬

01:17:29.656 --> 01:17:31.376
‫تو سال جدید برای آرزوی موفقیت می‌کنم، پسرم!‬

01:17:31.576 --> 01:17:32.576
‫سال جدید مبارک!‬

01:17:44.536 --> 01:17:45.536
‫گریشا بیا سر میز!‬

01:17:47.686 --> 01:17:48.686
‫آخماتووا!‬

01:17:49.336 --> 01:17:52.009
‫بچه‌ها از پترزبورگ برام
فرستادن، فقط باید پسش بدیم.‬

01:17:52.096 --> 01:17:56.202
‫سال خوبی نبود. باید جوری اون
رو بدرقه کنیم که دیگه برنگرده.‬

01:17:56.416 --> 01:17:59.955
‫سالی عادی‌ای بود، بدتر از بقیه
نبود. کانال ولگو-دون افتتاح شد،‬

01:18:00.646 --> 01:18:03.292
‫تیم ما در المپیک به خصوص در رشته‬
‫ژیمناستیک عملکرد خوبی داشت.‬

01:18:04.066 --> 01:18:07.565
‫در کل المپیک شطرنج رو با برتری زیادی بردیم.‬

01:18:08.039 --> 01:18:09.592
‫و چه ایستگاه‌های مترویی رو افتتاح کردیم.‬

01:18:09.616 --> 01:18:12.046
‫نووا-اسلابودسکی، بلاروسکی!‬

01:18:12.796 --> 01:18:14.086
‫یکی از یکی مجلل‌تر!‬

01:18:14.326 --> 01:18:17.705
‫این طوریه، ولی دنیا
بیشتر از قبل نگران‌کننده‌ست.‬

01:18:18.766 --> 01:18:20.716
‫یه حسی مثل اینکه ابرا در حال جمع شدنن.‬

01:18:22.096 --> 01:18:24.406
‫بلوای کره هیچ‌جوره تموم نمی‌شه.‬

01:18:25.186 --> 01:18:28.666
‫انگلیسی ها بمب اتمی منفجر
کردند، آمریکایی ها - بمب هیدروژنی.‬

01:18:29.416 --> 01:18:32.266
‫ژنرال آیزنهاور که یه نظامیه به
عنوان رئیس جمهور انتخاب شد.‬

01:18:32.926 --> 01:18:34.759
‫چی‌کار می‌کنن اونجا، منتظر جنگن نکنه؟‬

01:18:34.892 --> 01:18:36.886
‫خب بیاید سلامتی یه چیزی بنوشیم، هان؟‬

01:18:37.185 --> 01:18:40.126
‫طبق تقویم چینی سال گذشته‬

01:18:40.486 --> 01:18:42.985
‫سال اژدها بود، و امسال سال مار.‬

01:18:43.156 --> 01:18:46.589
‫مارای چینی اخیراً یه
جورایی با ما مهربون نیستن.‬

01:18:46.802 --> 01:18:48.436
‫من یه حساب سرانگشتی کردم و واقعا ترسیدم.‬

01:18:49.396 --> 01:18:53.776
‫در قرنی که هستیم، تمام سالهای مار‬
‫برای روسیه یه جورایی فاجعه‌آمیز بودن.‬

01:18:54.646 --> 01:18:59.012
‫سال 1905 اولین انقلاب، بعدی
سال 1917، و دوتا انقلاب دیگه.‬

01:19:00.016 --> 01:19:02.989
‫سال 1929، نابودی کشاورزی خصوصی و قحطی.‬

01:19:03.736 --> 01:19:05.326
‫سال 1941 رو خودتون می‌دونید.‬

01:19:05.862 --> 01:19:11.682
‫بیایید بنوشیم تا لااقل سال 1953
برامون یه نفس راحتی بیاره.‬

01:19:12.022 --> 01:19:15.418
‫همه رو شمردی، خب به
جهنم، بهتره اصلا چیزی ندونیم.‬

01:19:15.982 --> 01:19:19.922
‫می‌شه یه کم الویه بذارید؟ شما،‬
‫آنگلینا فیوداروونا، الویه‌هاتون حرف نداره.‬

01:19:20.525 --> 01:19:22.186
‫شما اصلا سیب زمینی اضافه نمی کنید، درسته؟‬

01:19:22.392 --> 01:19:26.865
‫اصلا، با سیب‌زمینی الویه نیست، می‌شه‬
‫غذای اغذیه فروشیای عمومی!‬

01:19:27.436 --> 01:19:28.956
‫حالا غذای اغذیه فروشیای عمومی بده مگه؟‬

01:19:29.836 --> 01:19:31.306
‫فکر می‌کنید که بد نیست، گریشا؟‬

01:19:31.756 --> 01:19:33.769
‫خردل رو بدید بیاد، لطفا..‬

01:19:37.165 --> 01:19:41.019
‫اخ جون! ژله‌ی گوشت رو
نمی‌تونم نخورم. گوشت خوکه؟‬

01:19:41.566 --> 01:19:44.505
‫خدا خیرت بده، بوریا! معلومه که گوشت گاوه!‬

01:19:45.886 --> 01:19:46.886
‫و بعدش چی داریم؟‬

01:19:48.923 --> 01:19:54.743
‫غاز شکم‌پر. همه‌ی این میز رو مامان درست کرده.‬
‫ولی برای چای، شیرینی ناپلئونی منو داریم.‬

01:19:54.976 --> 01:19:56.056
‫امروز که برامون ساز می‌زنی؟‬

01:19:56.282 --> 01:19:57.529
‫بذار بخورم.‬

01:20:02.686 --> 01:20:04.636
‫من آخرین باری که ارمیتاژ
بودم، از این خوشم اومد.‬

01:20:06.136 --> 01:20:08.609
‫از فیلم Sun Valley
Serenade. جاز فوق‌العاده‌ایه!‬

01:20:09.586 --> 01:20:13.365
‫چاتانوگا، گلن میلر. بازم گلن
میلر از نواختن محروم شد.‬

01:20:13.696 --> 01:20:15.346
‫دوباره برای موسیقی جاز زمان سختیه.‬

01:20:16.696 --> 01:20:19.219
‫رپرتوار خیلی ضعیفه، برای کودناست.‬

01:20:21.136 --> 01:20:23.455
‫چرا بهشون اجازه نمی‌دن؟‬
‫مشکل جاز چیه؟‬

01:20:23.926 --> 01:20:26.079
‫خب، آمریکا دشمن اصلیه‬

01:20:26.896 --> 01:20:28.636
‫به نظرم تو ماه مارس یه تور ریگا بریم.‬

01:20:29.302 --> 01:20:31.546
‫اونجا از نظر رپرتوار آزادترن.‬

01:20:31.726 --> 01:20:34.052
‫بیاید، بچه‌ها. با زینکا برای
تعطیلات مرخصی بگیرید.‬

01:20:34.079 --> 01:20:36.613
‫حتما هم اجازه می‌دن. ما ماه
آپریل ایستگاه رو باید تحویل بدیم.‬

01:20:41.850 --> 01:20:44.520
‫ببین چه دودی راه انداخته.‬

01:20:45.330 --> 01:20:47.190
‫حداقل پنجره رو باز کن.‬

01:20:47.215 --> 01:20:50.610
‫خانم‌ها، یه کم پیراشکی شیرین.‬

01:20:53.310 --> 01:20:54.390
‫بفرمایید!‬

01:20:56.010 --> 01:20:57.930
‫سال نو مبارک!‬

01:21:00.123 --> 01:21:04.729
‫بخور، بخور، دوسیا! اوف، اینجا یک‬
‫خروار دود داری، نمی توانی نفس بکشی.‬

01:21:05.490 --> 01:21:06.630
‫سال نو مبارک، تامارا!‬

01:21:07.710 --> 01:21:08.710
‫اوه، باشه بابا!‬

01:21:11.490 --> 01:21:14.070
‫تقصیر من که نیست. فر اینجا اینجوریه.‬

01:21:19.110 --> 01:21:22.036
‫چه دودی! می‌شه اینجا از دود خفه شد.‬

01:21:23.030 --> 01:21:26.450
‫بذارید براتون پنجره باز کنم.‬
‫اگه هممون مریض شیم چی؟‬

01:21:27.090 --> 01:21:28.500
‫پنجره خودتو باز کن!‬

01:21:29.100 --> 01:21:30.180
‫یه سیب بده!‬

01:21:39.870 --> 01:21:41.040
‫مامان، کجا موندی؟‬

01:21:49.800 --> 01:21:50.910
‫توگو داهومی،‬

01:21:52.080 --> 01:21:54.510
‫گابون.‬
‫از دلالا خیلی سخت‌تر به دست میاد.‬

01:21:55.440 --> 01:21:56.730
‫مستعمره‌ها گرون‌ترینن.‬

01:21:58.140 --> 01:21:59.140
‫آقایون،‬

01:21:59.370 --> 01:22:02.050
‫می‌شه همه اینا رو بذارید بعد از غاز؟‬

01:22:02.820 --> 01:22:04.186
‫سرد می‌شه...‬

01:22:04.211 --> 01:22:06.250
‫اومدیم، اومدیم، آنگلینا فیوداروونا.‬

01:22:07.920 --> 01:22:08.920
‫کامرون.‬

01:22:09.960 --> 01:22:10.960
‫گینه.‬

01:22:12.450 --> 01:22:13.530
‫مامانت گفت که تو‬

01:22:13.970 --> 01:22:16.620
‫تمبر جمع می‌کنی و من یادم اومد که‬
‫مال منم یه جایی هست.‬

01:22:16.800 --> 01:22:18.360
‫بقایای فروخته نشده این مجموعه.‬

01:22:21.360 --> 01:22:25.480
‫مامان ما یه زن امروزی بوده.‬
‫از اسمولنی فارغ التصیل شده.‬

01:22:26.310 --> 01:22:31.110
‫و او با سویتاپولک میرسکی رابطه داشته.‬
‫اتفاقا شاهزاده‌م بوده.‬

01:22:31.156 --> 01:22:32.379
‫با اون زبان‌شناسه؟‬

01:22:33.150 --> 01:22:34.150
‫نه بابا!‬

01:22:35.196 --> 01:22:38.370
‫اون ستوان گارد سواره نظام سلطنتی بود.‬

01:22:39.060 --> 01:22:40.740
‫هنگ اعلیحضرت.‬

01:22:42.390 --> 01:22:45.283
‫توی جنگ داخلی سال 1920
کشته شد. خدا رحمتش کنه.‬

01:22:47.820 --> 01:22:49.020
‫دینکا همه چیو قاطی پاطی کرد.‬

01:22:51.346 --> 01:22:54.120
‫من واقعا توی اسمولنی درس خوندم.‬

01:22:56.340 --> 01:22:58.080
‫اما فارغ‌التحصیل دانشگاه یکاترینم.‬

01:23:00.120 --> 01:23:02.490
‫تو مسکو.‬
‫پدرم به مسکو منتقل شد و ما جا به جا شدیم.‬

01:23:03.600 --> 01:23:05.400
‫و داستان خاصی هم با میرسکی نداشتم.‬

01:23:06.510 --> 01:23:07.950
‫دنبالم بود، آره،‬

01:23:09.030 --> 01:23:12.043
‫باهاش رفتم بالشوی تئاتر،
ولی هیچ‌وقت فرصتی بهش ندادم.‬

01:23:12.068 --> 01:23:16.974
‫من دهم می‌رم، یعنی از‬
‫یازدهم خونه خالیه.‬

01:23:17.740 --> 01:23:21.240
‫پال کازمیریچ، امیدوارم که کارکردن اونجا‬
‫برای شما خوشایند باشه.‬

01:23:22.710 --> 01:23:23.710
‫ممنونم، آلگ.‬

01:23:24.236 --> 01:23:27.960
‫اتفاقا دوازدهم آخرین امتحانمه،‬
‫و شبش می‌تونم برم اونجا.‬

01:23:28.786 --> 01:23:29.786
‫شما روستوف می‌رید؟‬

01:23:31.530 --> 01:23:32.530
‫پیش مادرم، به زادگاهم.‬

01:23:33.240 --> 01:23:37.786
‫تا جایی که می‌دونم، روستوف
آزمون سختی برای شکمه.‬

01:23:39.390 --> 01:23:41.370
‫جالبه، البته، ولی ریسکیه.‬

01:23:42.240 --> 01:23:44.780
‫دوستای من از دانشگاه روستوف بودن.‬

01:23:45.450 --> 01:23:47.745
‫و قطعا آبجو و خرچنگ...‬

01:23:47.770 --> 01:23:49.920
‫من البته یه خاطر این داستانا نمی‌رم.‬

01:23:50.640 --> 01:23:55.590
‫پدربزرگ من قزاق دون بوده،
روستای موروزوفسکایا‬ ‫ناحیه‌ی دوم دون.‬

01:23:56.130 --> 01:24:00.550
‫اما برای من، متاسفانه، آبجو قدغنه‬
‫و به خرچنگام حس خاصی ندارم.‬

01:24:01.590 --> 01:24:06.330
‫شما می‌دونید که ما توی روستوف،‬
‫توی محاوره "خرچنگ" رو جمع می‌بندیم؟‬

01:24:06.780 --> 01:24:07.780
‫یعنی چه‌جوری؟‬

01:24:08.730 --> 01:24:11.543
‫مثلا می‌گیم:‬

01:24:12.921 --> 01:24:17.974
‫«"بریم خرچنگ‌ها بخوریم" یا
"تو، از کجا این خرچنگ‌ها آوردی؟"‬

01:24:17.999 --> 01:24:20.080
‫پسرمون ما رو از خونه انداخت بیرون.‬

01:24:21.000 --> 01:24:23.346
‫او یه عالمه مهمون اونجا داره.‬

01:24:24.473 --> 01:24:28.170
‫مهم‌تر از همه گفت: "زودتر از 5 خونه نیاید."‬

01:24:28.710 --> 01:24:31.056
‫شما نظرتون چیه؟ ما باید
بریم تو خیابون قدم بزنیم؟‬

01:24:31.081 --> 01:24:32.860
‫پسره مردی شده.‬

01:24:33.390 --> 01:24:35.790
‫اون باید یه سری روابط
عاشقانه‌ی اجتماعی داشته باشه.‬

01:24:36.960 --> 01:24:38.790
‫الان دیگه بهش می‌گن "خونه خالی".‬

01:24:39.930 --> 01:24:40.930
‫نشنیدی؟‬

01:24:42.283 --> 01:24:46.920
‫خونه خالی، واحد یا اتاقی که
می‌شه در نبود پدر مادر دختر آورد.‬

01:24:47.250 --> 01:24:48.250
‫از این خونه‌های روسپی‌ها؟‬

01:24:48.402 --> 01:24:50.209
‫اون دیگه بستگی به دخترش داره.‬

01:24:51.300 --> 01:24:52.946
‫آنگلینا فیوداروونا، نگران نشید.‬

01:24:53.820 --> 01:24:55.830
‫ما تا صبح نمی‌مونیم، سر موقع می‌ریم!‬

01:24:55.920 --> 01:24:59.546
‫ما صندوقمون خالیه، زینا.‬

01:24:59.700 --> 01:25:03.666
‫تات میخالنای ما رفته پیش
خواهرش به روستای ریزان.‬

01:25:03.840 --> 01:25:06.080
‫چی می‌گی به من؟ من
سیب‌زمینی گندیده نمی‌خوام.‬

01:25:06.870 --> 01:25:08.010
‫اون می‌گه: همینه که هست!"‬

01:25:08.520 --> 01:25:12.613
‫من می‌گم: "این کثافتو از اینجا ببر." ‬ ‫اون
بدون فکر، همینجوری با آرامش به من نگاه کرد،‬

01:25:13.080 --> 01:25:14.200
‫ "تو چی هستی؟ آدم خاصی هستی؟"‬

01:25:14.820 --> 01:25:18.253
‫سیب‌زمینی رو پرت کردم تو
صورتشو و رفتم به یه مغازه دیگه.‬

01:25:19.470 --> 01:25:22.790
‫واقعیتشو بگم، هرجا اینو بشنوم
دوس دارم بزنم تو پک و پوز یارو.‬

01:25:24.240 --> 01:25:26.006
‫آره، من آقازاده‌م!‬

01:25:26.460 --> 01:25:28.200
‫بیخودی عصبانی می‌شی، گریشا!‬

01:25:28.890 --> 01:25:32.056
‫جمله‌ی "تو چی هستی؟ آدم خاصی هستی؟"‬

01:25:33.390 --> 01:25:35.100
‫ایدئولوژی ملی ماست.‬

01:25:36.120 --> 01:25:41.860
‫رویای دست‌نیافتنی ملت روسیه برابریه.‬
‫ نه برابری شهروندی.‬

01:25:42.313 --> 01:25:45.750
‫نه حق رای، نه نامزد شدن برای ما مهم نیست.‬

01:25:47.400 --> 01:25:50.970
‫ما نگران اینیم که همسایه‌ی ما
مثل ما برای ناهار خورش داشته،‬

01:25:52.710 --> 01:25:57.076
‫و اگر گوشتی توش شناور باشه، اما تو مال ما‬
‫نباشه، پس اون کلاهبردار، رذل و دزده.‬

01:25:58.110 --> 01:26:00.600
‫بنابراین برای ما برابری
مهم نیست، یکسان سازی مهمه.‬

01:26:01.950 --> 01:26:06.823
‫ما مثل هیچ‌کس دیگه توی این دنیا صبوریم،‬
‫چیزایی رو می‌تونیم تحمل کنیم که‬

01:26:07.560 --> 01:26:08.700
‫بقیه به خوابم نمی‌بینن.‬

01:26:09.510 --> 01:26:11.340
‫فقط سه تا چیز رو تحمل نمی‌کنیم:‬

01:26:12.540 --> 01:26:15.840
‫هوش، زیبایی و استعداد فرد دیگه‌ای رو.‬

01:26:16.403 --> 01:26:21.083
‫پال کازمیریچ، ناراحت نشید، ولی اگه
منظور هوش شماست‬ ‫تحمل کردنش واقعا سخته.‬

01:26:22.110 --> 01:26:27.913
‫چرا به جای مستی ناب،
باید به یه روضه درباره‌ی‬

01:26:27.938 --> 01:26:30.000
‫عیوب خودمون گوش بدیم؟‬

01:26:31.064 --> 01:26:33.300
‫بهتره به سلامتی خوشگلامون بنوشیم‬

01:26:35.220 --> 01:26:39.173
‫به سلامتی بانوهایی که
اینجا حضور دارن! هوراا!‬

01:26:41.718 --> 01:26:44.357
‫خب، این درسته!‬

01:26:48.086 --> 01:26:49.086
‫شهروندا!‬

01:26:49.320 --> 01:26:53.888
‫زینکا یک موفقیت باورنکردنی به دست آورده!‬
‫الان توضیح میدم. در سطح بین المللی.‬

01:26:53.913 --> 01:26:55.110
‫چرت و پرت گفتنو بس کن.‬

01:26:55.573 --> 01:26:58.050
‫مامان من بهت راجع به کوزنتسوا گفته بودم،‬
‫نینا نیکالاونا،‬

01:26:58.650 --> 01:27:01.530
‫ویراستاری که پیش ما
می‌شینه، یه خبرچین پیر و دزده.‬

01:27:01.980 --> 01:27:06.713
‫اون الان مشغول ویراستاری یه کتابی درباره گارسیا
لورکاست.‬ ‫نویسنده‌ش کمونیست اسپانیایی، مندوساست.‬

01:27:06.900 --> 01:27:09.190
‫یه سیاه سوخته‌ی عنق و ساکتیه.‬

01:27:09.360 --> 01:27:10.590
‫اتفاقا خیلی خوبم می‌نویسه.‬

01:27:11.036 --> 01:27:14.236
‫اینجارو گوش کن. کوزنتسوا
اجازه نمی‌ده کسی بهش نزدیک شه.‬

01:27:14.261 --> 01:27:16.830
‫و زینا اونجا دستیارشون
بود، تو کارا کمکشون می‌کرد.‬

01:27:17.130 --> 01:27:21.231
‫مزخرفه. خب، فقط یه سری اطلاعات در‬
‫مورد شخصیتا و جنگ داخلی اسپانیا بود.‬

01:27:21.256 --> 01:27:25.649
‫کتاب رفت برای چاپ. کارگردان
ووسکرسنسکی کنیاک درآورد،‬

01:27:26.370 --> 01:27:27.990
‫و این اسپانیاییه ساکت بود،‬

01:27:29.010 --> 01:27:32.736
‫ساکت بود و سهو دهنش رو با
لهجه خیلی وحشتناکی باز کرد:‬

01:27:33.210 --> 01:27:39.740
‫ "می‌خوام به سلامتی زینایدا
لوره، زیباترین زن مسکو بخورم."‬

01:27:39.765 --> 01:27:42.097
‫"لوریو"، گفت "لوریو"!‬

01:27:42.360 --> 01:27:45.540
‫کوزنتسوا چشماش داشت از حدقه می‌زد بیرون!‬

01:27:46.170 --> 01:27:48.540
‫خب به سلامتی موفقیت زینا!‬
‫به سلامتی موفقیت!‬

01:27:48.606 --> 01:27:49.606
‫آره!‬

01:27:50.400 --> 01:27:52.680
‫خب، یالا!‬

01:27:53.766 --> 01:27:55.575
‫خب، ...‬

01:28:23.550 --> 01:28:26.436
‫شهروند پتکویچ، پال کازمیریچ!‬

01:28:26.509 --> 01:28:27.509
‫منم!‬

01:28:32.790 --> 01:28:33.790
‫شما بازداشتید.‬

01:28:34.693 --> 01:28:35.693
‫بلند شید.‬

01:28:38.940 --> 01:28:39.940
‫اسلحه دارید؟‬

01:28:42.510 --> 01:28:47.318
‫شما بهتر از من می‌دونید که
اسلحه‌ای اینجا نیست‬ ‫و نمی‌تونه باشه.‬

01:28:47.343 --> 01:28:48.363
‫آروم باشید.‬

01:28:51.540 --> 01:28:52.540
‫دستور اینجاست.‬

01:28:53.850 --> 01:28:54.850
‫برای بازداشت.‬

01:28:55.290 --> 01:28:56.290
‫و برای جستجو.‬

01:28:56.970 --> 01:28:57.970
‫شاهدا بیان تو!‬

01:28:59.880 --> 01:29:00.880
‫فعلا بشینید.‬

01:29:02.400 --> 01:29:03.400
‫سال نو مبارک!‬

01:29:04.440 --> 01:29:05.610
‫همه‌ی حضار‬

01:29:06.390 --> 01:29:07.830
‫می‌خوام مدارکتون رو نشون بدید.‬

01:29:08.730 --> 01:29:10.410
‫و غریبه‌ها‬
‫لطفا اینجا رو ترک کنید.‬

01:29:12.120 --> 01:29:13.860
‫ما برای سال نو اومدیم.‬

01:29:14.806 --> 01:29:18.533
‫ممکنه که برای شما رسم باشه
که با شناسنامه برید مهمونی!‬

01:29:18.900 --> 01:29:19.900
‫آروم باشید!‬

01:29:20.490 --> 01:29:22.980
‫خب، هرکسی که شناسنامه باهاش نیست،‬

01:29:23.550 --> 01:29:26.290
‫اسم، فامیلی و نام پدریش رو اعلام کنه.‬

01:29:26.910 --> 01:29:28.590
‫محل زندگی، محل کار.‬

01:29:29.280 --> 01:29:31.086
‫یلیسیف، شروع کنید.‬

01:29:36.120 --> 01:29:38.766
‫دینا، رساله رو بدید به من.‬

01:29:39.030 --> 01:29:40.030
‫کدومو؟‬

01:29:42.570 --> 01:29:43.570
‫همون که مال منه.‬

01:29:46.380 --> 01:29:47.380
‫البته.‬

01:29:53.940 --> 01:29:54.940
‫کجا؟‬

01:29:55.376 --> 01:29:57.203
‫ببخشید، من باید رساله‌ی آلگ رو بهش بدم.‬

01:29:57.244 --> 01:29:59.110
‫چی می‌تونم از خودم بهش بدم؟‬

01:29:59.990 --> 01:30:05.803
‫غذا لازم نیست، اونجا بهتون غذا می‌دن.‬
‫یه تعدادی لباس زیر، دستمال و صابون.‬

01:30:08.250 --> 01:30:09.250
‫ارکستر اوتوسف.‬

01:30:13.486 --> 01:30:15.240
‫زینیدا کنستانتینوونا لوری.‬

01:30:17.700 --> 01:30:19.080
‫تو انتشارات دولتی کار می‌کنم.‬

01:30:20.460 --> 01:30:21.460
‫آدرسمم همونه.‬

01:30:23.490 --> 01:30:24.840
‫اولگ دمیتریویچ روتکوفسکی.‬

01:30:26.640 --> 01:30:29.550
‫این رسالمه، برای بررسی
به پروفسور پتکویچ دادمش.‬

01:30:31.020 --> 01:30:36.840
‫روستای اودینتسوو، منطقه مسکو،
ترتیا کراسنوآرمیسکایا، خونه 34.‬

01:30:37.920 --> 01:30:38.920
‫چه مزخرفی!‬

01:30:39.491 --> 01:30:41.284
‫دکترای دانشگاه دولتی مسکو.‬
‫بیرون!‬

01:31:00.700 --> 01:31:04.451
‫می‌شه با چکمه روی کتابام راه نرید؟‬
‫آروم باشید!‬

01:31:13.484 --> 01:31:14.484
‫جالبه!‬

01:31:16.990 --> 01:31:18.460
‫دست کی تو کاره؟!‬

01:31:23.716 --> 01:31:24.850
‫دست تو نیست، بوریا؟‬

01:31:29.020 --> 01:31:31.913
‫عقلتون سر جاشه، پال کازمیریچ؟‬

01:31:38.800 --> 01:31:39.800
‫خب، ببخشید!‬

01:31:42.700 --> 01:31:43.750
‫قوی باش، کازیمیریچ!‬

01:31:57.610 --> 01:32:00.476
‫همسایه‌ها، خداحافظ برای همیشه.‬

01:32:03.670 --> 01:32:04.670
‫یالا، یالا!‬

01:32:06.010 --> 01:32:07.010
‫خداحافظ!‬

01:32:25.480 --> 01:32:26.480
‫شما آخرین نفرید؟‬

01:32:27.473 --> 01:32:34.798
‫خب، یه خانمی هست که اسما رو لیست می‌کنه.‬
‫از حیاط برید بیرون به سمت در ورودی.‬

01:32:50.170 --> 01:32:52.420
‫ببخشید، اسما رو شما لیست می‌کنید؟‬

01:32:55.360 --> 01:32:56.886
‫فامیلیتون؟‬
‫پتکویچ.‬

01:33:02.680 --> 01:33:04.630
‫شماره‌تون 133 هست.‬

01:33:05.140 --> 01:33:10.380
‫فقط یادتون باشه: برای اسم‌نویسی باید‬
‫از شب قبل، حوالی ساعت ده بیاید.‬

01:33:10.690 --> 01:33:14.030
‫و ساعت 12 برای حضور غیاب بیاید. اون‌وقت‬
‫کسی اسم شما رو خط نمی‍زنه.‬

01:33:14.320 --> 01:33:16.960
‫سریع از اینجا برید بیرون، پلیس ممکنه بیاد.‬

01:33:21.580 --> 01:33:22.580
‫شماره‌تون چنده؟‬

01:33:22.930 --> 01:33:24.400
‫127.‬

01:33:26.170 --> 01:33:28.690
‫کی صد و سی و دوئه؟‬
‫منم، خانم.‬

01:33:30.250 --> 01:33:31.670
‫من بعد شمام.‬
‫باشه.‬

01:34:18.700 --> 01:34:19.820
‫من برای یه مدت کوتاهی می‌رم.‬

01:35:10.390 --> 01:35:11.390
‫من پشتشم.‬

01:35:14.350 --> 01:35:15.350
‫به نظر یه کم رفتیم جلو.‬

01:35:16.630 --> 01:35:18.040
‫به هرحال 2 می‌بنده.‬

01:35:18.850 --> 01:35:19.850
‫انقدر زود؟‬

01:35:20.140 --> 01:35:21.140
‫نمی‌رسیم.!‬

01:35:21.522 --> 01:35:22.522
‫کی می‌دونه؟‬

01:35:24.340 --> 01:35:25.390
‫کیت رو گرفتن؟‬

01:35:27.160 --> 01:35:29.380
‫بابام، پدرم. از شما کی؟‬

01:35:29.770 --> 01:35:30.770
‫پسرمو.‬

01:35:31.150 --> 01:35:32.980
‫می‌خوام یه‌کم پول بهش بدم.‬

01:35:34.030 --> 01:35:35.030
‫می‌دونید اون کجاست؟‬

01:35:35.650 --> 01:35:37.420
‫می‌دونیم. تیشینا ماتروسکایاست.‬

01:35:38.170 --> 01:35:39.170
‫این دیگه چیه؟‬

01:35:39.520 --> 01:35:40.660
‫اسم زندانه اینه؟‬

01:35:42.910 --> 01:35:43.910
‫اره، زندان!‬

01:35:44.532 --> 01:35:45.532
‫بابای تو کجاست؟‬

01:35:46.960 --> 01:35:49.660
‫هیچی نمی‌دونم. شب گرفتنش،
بردنش به، فکر کنم، لوبیانکا.‬

01:35:52.827 --> 01:35:53.832
‫کجا می‌بریدش؟‬

01:35:53.857 --> 01:35:54.967
‫چیکار دارید می‌کنید؟‬

01:35:55.193 --> 01:35:59.633
‫من فقط داشتم سوال می‌کردم.‬
‫ولم کنید.‬

01:36:02.050 --> 01:36:03.050
‫فامیلیتون؟‬

01:36:03.130 --> 01:36:04.480
‫آنتون نیکولاویچ ژوراولف.‬

01:36:08.650 --> 01:36:10.670
‫نام خانوادگی؟‬
‫گریگوری ایوانوویچ کاتریلف!‬

01:36:10.700 --> 01:36:12.596
‫ماتروسکایا تیشینا. اینم 20 روبل.‬

01:36:15.250 --> 01:36:17.356
‫نام خانوادگی؟‬
‫پاول کازیمیرویچ پتکویچ.‬

01:36:18.910 --> 01:36:19.910
‫نداریم.‬

01:36:20.260 --> 01:36:21.833
‫برو دیگه!‬
‫اون کجاست؟‬

01:36:27.149 --> 01:36:28.910
‫بعدی، بعدی، فامیلیتون؟‬

01:36:40.540 --> 01:36:41.540
‫کیتون رو گرفتن؟‬

01:36:46.930 --> 01:36:47.930
‫پدرم.‬

01:36:48.970 --> 01:36:49.970
‫کی دستگیر شد؟‬

01:36:51.970 --> 01:36:52.970
‫بامداد امروز.‬

01:36:54.970 --> 01:36:55.970
‫کجاست، نمی‌دونی؟‬

01:36:57.790 --> 01:36:59.350
‫بردنش، هیچی نگفتن.‬

01:37:02.530 --> 01:37:05.656
‫خب این‌کار رو کن. سه‌شنبه بیا.‬
‫شیفت کریواروچکوئه. کمکت می‌کنه.‬

01:37:06.370 --> 01:37:08.470
‫دوشنبه، حدودا 10 عصر اسم‌نویسی کن.‬

01:37:09.550 --> 01:37:10.570
‫از صبح حول و حوش 8 بیا.‬

01:37:11.530 --> 01:37:12.530
‫اسمت چیه؟‬

01:37:13.780 --> 01:37:15.386
‫آریادنا!‬
‫چی؟‬

01:37:15.910 --> 01:37:16.910
‫دینا!‬

01:37:18.760 --> 01:37:19.760
‫اسم منم ایوانه.‬

01:37:38.793 --> 01:37:40.090
‫ژاکت خاکستریمو پیدا نکردم.‬

01:37:40.210 --> 01:37:41.783
‫اون کثیفه.‬
‫بده‌ش.‬

01:37:43.240 --> 01:37:44.770
‫کثیفه.‬
‫بده، می‌گم!‬

01:38:12.550 --> 01:38:13.550
‫می‌دونم چیکار کنم.‬

01:38:14.560 --> 01:38:16.900
‫تو باباتو دوس داری. مزاحمت نمی‌شم.‬

01:38:17.920 --> 01:38:19.480
‫راه باز، جاده دراز.‬

01:38:23.240 --> 01:38:27.326
‫من تقریبا 16 سال تو این خانواده زندگی کردم،‬

01:38:28.270 --> 01:38:32.603
‫اما نمی‌دونستم که خیال می‌کنن خبرچینم.‬
‫خدافظ!‬

01:39:13.900 --> 01:39:14.920
‫ولش کن!‬

01:39:16.630 --> 01:39:18.510
‫شماره‌تون چنده؟‬
‫98.‬

01:39:22.270 --> 01:39:23.500
‫شماره‌تون چنده؟‬
‫42.‬

01:39:27.280 --> 01:39:28.280
‫اجازه بدید ، لطفا!‬

01:39:32.980 --> 01:39:34.515
‫شماره‌تون چنده؟‬
‫25.‬

01:39:34.540 --> 01:39:37.800
‫پس من پشت شمام.‬
‫من ندیده بودمت. نمی‌ذارم بیای تو.‬

01:39:38.500 --> 01:39:40.646
‫منم شما رو ندیدم.‬
‫برو بیرون.‬

01:39:40.671 --> 01:39:44.770
‫این چه برخوردیه؟! من دیشب
ساعت 10 اومدم برای اسم‌نویسی‬

01:39:44.980 --> 01:39:48.666
‫ساعت 12 هم اسم نوشتم.‬
‫این زنه که لیستو می‌نوشت کجاست؟‬

01:39:48.820 --> 01:39:50.128
‫به نظرم گالینا ویکتاروونا بود.‬

01:39:50.153 --> 01:39:52.053
‫هیچ زنی رو نمی‌شناسم، رات نمی‌دم و تمام.‬

01:39:52.078 --> 01:39:54.860
‫گالینا ویکتاروونا کجاست؟ لیست کجاست؟‬

01:39:54.940 --> 01:39:55.990
‫اونجا پیش اون آقاهه.‬

01:39:57.310 --> 01:39:58.583
‫63، گفتم که.‬

01:39:59.620 --> 01:40:01.493
‫لیست پیش شماست؟‬
‫چی می‌خواید؟‬

01:40:01.720 --> 01:40:04.186
‫لیست کجاست؟ گالینا ویکتاروونا کجاست؟‬

01:40:04.390 --> 01:40:06.365
‫امروز نیست. مریض شده.‬

01:40:06.390 --> 01:40:11.278
‫لیستی وجود داره یا نه؟ پس برای چی دیشب‬
‫ساعت 10 اومدم برای اسم‌نویسی؟‬

01:40:11.303 --> 01:40:13.630
‫و بعدش اسمم رو نوشتم توی لیست.‬
‫چرا سر و صدا راه انداختی؟‬

01:40:14.193 --> 01:40:15.193
‫لیست اینجاست.‬

01:40:15.760 --> 01:40:17.460
‫شماره‌ت چنده؟‬
‫26.‬

01:40:17.993 --> 01:40:18.993
‫26.‬

01:40:21.250 --> 01:40:23.156
‫خب بیا. 26. بارادوک، درسته؟‬

01:40:23.181 --> 01:40:28.120
‫چه بارادوکی؟ پتکویچ!
چشماتو باز کن و ببین چی نوشته.‬

01:40:28.270 --> 01:40:29.270
‫سر من داد نزن.‬

01:40:30.328 --> 01:40:34.228
‫من ازت نمی‌توسم. اینجا همه چی منظمه. دقیقه.‬
‫ایناهاش نوشته "بارادوک"!‬

01:40:34.360 --> 01:40:36.160
‫و هیچ پتکویچی اینجا نیست.‬

01:40:36.640 --> 01:40:37.810
‫کلاهبردار!‬

01:40:38.590 --> 01:40:44.516
‫حالا حالتونو جا میارم. می‌رم پیش پلیس.‬
‫شماره می‌فروشید؟‬

01:40:44.800 --> 01:40:46.930
‫سر پول؟‬
‫چته، نرمال نیستی!‬

01:40:47.413 --> 01:40:49.219
‫اصلا چی می‌گی اینجا؟‬
‫جمع کن کاسه کوزتو!‬

01:40:49.266 --> 01:40:50.946
‫رفیق ستوان...‬
‫آروم باش!‬

01:40:51.294 --> 01:40:52.524
‫جاتون کجاست؟‬

01:40:53.214 --> 01:40:55.134
‫به زودی از حیاط می‌ندازمت بیرون!‬

01:40:59.544 --> 01:41:00.544
‫شماره‌ت چنده؟‬

01:41:04.044 --> 01:41:05.044
‫26.‬

01:41:05.274 --> 01:41:06.274
‫جات کجاست.‬

01:41:10.014 --> 01:41:11.014
‫برید کنار.‬

01:41:13.401 --> 01:41:14.401
‫کجا؟‬

01:41:16.014 --> 01:41:17.807
‫کی 25ئه؟‬
‫من.‬

01:41:18.534 --> 01:41:20.934
‫یعنی اینکه این شهروند 26ئه.‬

01:41:21.924 --> 01:41:22.924
‫سوالی هست؟‬

01:41:29.364 --> 01:41:30.804
‫پاول کازمیریچ پتکویچ.‬

01:41:53.733 --> 01:41:54.869
‫تو لیفورتوائه.‬

01:41:54.894 --> 01:41:57.090
‫مهم‌ترین کار اینه که از عقده‌ی زنی که‬
‫شوهرش ترکش کرده خلاص شی.‬

01:41:57.114 --> 01:42:00.394
‫تو ترک نشدی، آزاد شدی.
همه‌ی مردا الان مال توئن!‬

01:42:02.394 --> 01:42:06.320
‫باید مثل جوونی، دوباره حس کنی یه زن خوشگلی.‬

01:42:06.834 --> 01:42:07.914
‫از زندگی لذت ببری.‬

01:42:08.034 --> 01:42:11.094
‫به کی داری می‌گی؟ من حتی یادم
رفته چطوری به دور و برم نگاه کنم.‬

01:42:12.474 --> 01:42:14.904
‫برای من یه مرد چیز غریب و دوریه.‬

01:42:16.194 --> 01:42:17.194
‫چرنده.‬

01:42:17.904 --> 01:42:20.144
‫تو حتی متوجه نمی‌شی که بال‌های
پروازت چه‌طور رشد می کنن.‬

01:42:21.084 --> 01:42:23.274
‫تو تئاتر، تو کنسرت، تو رستوران...‬

01:42:24.216 --> 01:42:25.482
‫فقط احمق نباش.‬

01:42:26.154 --> 01:42:27.774
‫باید یه ذاهی به زندان پیدا کنم.‬

01:42:28.194 --> 01:42:29.194
‫تو لفورتوا.‬

01:42:32.274 --> 01:42:33.274
‫خب، دخترا‬

01:42:34.226 --> 01:42:36.624
‫چقدر هوا اینجا خفه‌ست؟
چیه؟ پنجره باز نمی‌شه؟‬

01:42:54.684 --> 01:42:56.244
‫شنیدم که شما به مشکل برخوردید، آریادنا.‬

01:43:03.834 --> 01:43:04.834
‫بله.‬

01:43:07.104 --> 01:43:08.214
‫چیش براتون جالبه؟‬

01:43:10.524 --> 01:43:11.784
‫پتکویچ، برو کمیته حزب.‬

01:43:14.124 --> 01:43:17.477
‫چه‌خبره؟ ببخشید.‬
‫خودش نمی‌تونست بیاد؟‬

01:43:18.114 --> 01:43:19.794
‫تحقیقات تازه داره بیشتر می‌شه.‬

01:43:20.844 --> 01:43:22.674
‫اما ما نمی‌تونیم منتظر پایانش باشیم.‬

01:43:24.114 --> 01:43:26.934
‫تا جایی که مشخصه، اتهامش خیلی سنگینه.‬

01:43:27.174 --> 01:43:30.384
‫وحتی صحبت درباره‌ی همکاری‬
‫با سرویس های اطلاعاتی خارجیه.‬

01:43:30.744 --> 01:43:34.084
‫به همین دلیل، شهروند پتکویچ، ما شما رو‬

01:43:34.764 --> 01:43:37.194
‫عضوی از خانواده دشمن مردم،‬

01:43:38.004 --> 01:43:39.024
‫اخراج می‌کنیم.‬

01:43:41.904 --> 01:43:44.214
‫اون نمی‌تونه شما رو بپذیره، سرش شلوغه.‬

01:43:44.544 --> 01:43:49.017
‫من هشت ساله اینجا کار می‌کنم. شاید رئیس،‬
‫خوشحال شه که من رو برای عرض خداحافظی بپذیره.‬

01:43:49.042 --> 01:43:50.184
‫نیکالای میخالیچ سرش شلوغه.‬

01:43:51.504 --> 01:43:52.914
‫سلام، نیکالای میخالیچ.‬

01:43:53.248 --> 01:43:54.854
‫اون وحشیه، منو زد!‬

01:43:54.895 --> 01:43:58.616
‫گورلوف به من گفت که دارم اخراج می‌شم.‬
‫تصمیم گرفتم که بیام رئیسم رو ببینم.‬

01:43:58.641 --> 01:44:00.444
‫برید بیرون از اینجا!‬
‫آروم باشید.‬

01:44:02.454 --> 01:44:03.744
‫تنها چیزی،‬

01:44:04.284 --> 01:44:07.314
‫که باهاش می‌تونستیم
وضعیت شما رو آسون‌تر کنیم،‬

01:44:08.844 --> 01:44:10.464
‫دادن درخواستی‬

01:44:11.454 --> 01:44:14.094
‫مبنی بر استعفای شما با میل شخصی بوده.‬

01:44:15.564 --> 01:44:17.784
‫این برای سابقه کاریتون بهتره.‬

01:44:19.914 --> 01:44:21.624
‫من مسئولیتش رو قبول می‌کنم.‬

01:44:24.684 --> 01:44:25.704
‫خدافظ، لیوفکا!‬

01:44:26.274 --> 01:44:27.274
‫کارت ورودت!‬

01:44:31.374 --> 01:44:32.394
‫حتی تو هم در جریانی!‬

01:44:38.034 --> 01:44:39.034
‫خدافظ!‬

01:45:03.474 --> 01:45:04.474
‫دینکا!‬

01:45:17.717 --> 01:45:18.832
‫دینکا!‬

01:45:22.434 --> 01:45:24.854
‫سلام، رای!‬
‫وای، دیگه نمی‌تونم!‬

01:45:27.204 --> 01:45:28.524
‫چی شده، رای؟‬

01:45:32.130 --> 01:45:36.296
‫همه‌ش بدبختی! همه‌ش بدبختی!‬

01:45:40.194 --> 01:45:43.254
‫توی ماه پنجم سقط شد. فکر کردم خودمو بکشم.‬

01:45:43.854 --> 01:45:45.084
‫بیچاره تو!‬

01:45:45.744 --> 01:45:49.254
‫چطوری کمکت کنم؟ هیچجوری نمی‌تونم!‬
‫فقط می‌تونم همدردی کنم.‬

01:45:49.524 --> 01:45:50.634
‫تو چطوری زنده‌ای اصلا؟‬

01:45:52.914 --> 01:45:53.914
‫همینو بگو!‬

01:45:55.254 --> 01:45:57.354
‫واسکا پیش شوهرت تو مترو کار می‌کنه.‬

01:45:58.194 --> 01:46:01.307
‫هیچی بهمون نمی‌دن، فقط از
راه بستنی یه کوپکی می‌رسه.‬

01:46:02.304 --> 01:46:07.750
‫ما الان دیگه مسکویی هستیم. پاسپورتمون مثل
پاسپورت‬ ‫بقیه مردمه. تو تاگانکا زندگی می‌کنیم.‬

01:46:08.310 --> 01:46:11.290
‫یه لونه‌ی 14 متری دادن بهمون برای چهار نفر.‬

01:46:11.784 --> 01:46:16.324
‫اشکالی نداره. باهاش کنار میایم.
لونه‌هه رو دادن. کلبه رو گرفتن.‬

01:46:17.214 --> 01:46:18.214
‫بگیرش.‬

01:46:22.044 --> 01:46:23.044
‫بخور.‬

01:46:24.234 --> 01:46:25.234
‫پلمبیره.‬

01:46:28.224 --> 01:46:29.224
‫70 روبله.‬

01:46:30.954 --> 01:46:31.954
‫بگیر.‬

01:46:34.704 --> 01:46:35.704
‫خودت چطوری؟‬

01:46:38.484 --> 01:46:39.534
‫خب، همه چی تقریبا نرماله.‬

01:46:49.554 --> 01:46:50.694
‫دیگه داره دیرت می‌شه.‬

01:46:51.984 --> 01:46:52.984
‫به موقع می‌رسه.‬

01:46:53.994 --> 01:46:56.004
‫مامان، تو کجایی؟‬
‫الان میام، پسرم.‬

01:46:57.054 --> 01:46:59.047
‫دارم میام، الان پا می‌شم.‬

01:46:59.574 --> 01:47:00.574
‫ولش کن اونو.‬

01:47:01.584 --> 01:47:03.144
‫اون خسته‌ست. بذار بخوابه.‬

01:47:06.504 --> 01:47:09.310
‫پدرت، بوریا، زنگ زد.‬

01:47:10.704 --> 01:47:12.744
‫می‌خواد یکشنبه ببینتت.‬

01:47:13.944 --> 01:47:14.944
‫نمی‌رم.‬

01:47:16.734 --> 01:47:17.734
‫چرا؟‬

01:47:29.634 --> 01:47:30.634
‫اون ما رو ول کرده.‬

01:47:32.334 --> 01:47:33.334
‫و خدافظ!‬

01:47:35.934 --> 01:47:37.404
‫چی داری می‌گی؟‬

01:47:38.934 --> 01:47:40.404
‫احمقانه‌ست.‬

01:47:40.674 --> 01:47:42.414
‫مامان، داره دیرم می‌شه.‬
‫به درک!‬

01:47:43.254 --> 01:47:49.674
‫اون پدرته! و البته که دوستت داره!‬ ‫ارتباط
من با اون نباید به تو ربطی داشته باشه.‬

01:47:50.964 --> 01:47:54.414
‫من یه روزی می‌میرم، ولی
ارتباط تو با پدرت می‌مونه.‬

01:47:55.264 --> 01:47:58.457
‫ساشا، عزیزم، تو دیگه بزرگ شدی،‬

01:47:58.974 --> 01:48:03.494
‫"…و در خدمت سرویس های اطلاعاتی‬
‫خارجی، روح و جسم خود را فروختند."‬

01:48:03.744 --> 01:48:08.950
‫و ماموران مزدور آنها بودند.‬
‫بیشتر اعضای گروه تروریستی‬

01:48:08.975 --> 01:48:14.635
‫- ووسی، ب. کوگان، تلمن، گرینشتین،‬
‫اتینگر و دیگران -‬

01:48:14.994 --> 01:48:17.274
‫توسط سرویس جاسوسی آمریکا خریده شده بودند.‬

01:48:17.604 --> 01:48:20.634
‫آنها توسط شاخه‌ای از سرویس‬
‫اطلاعاتی آمریکا استخدام شده بودند،‬

01:48:20.874 --> 01:48:25.294
‫سازمان یهودی بین المللی
بورژوازی-ناسیونالیستی "جوینت".‬

01:48:27.997 --> 01:48:33.714
‫با تکیه بر گروهی از
ملی‌گرایان بورژوای فاسد یهودی،‬

01:48:34.044 --> 01:48:38.297
‫جاسوسان حرفه ای و تروریست های‬
‫ "جوینت"  به دستور و تحت رهبری سرویس‌های‬

01:48:38.322 --> 01:48:41.827
‫اطلاعاتی آمریکا فعالیت های
خرابکارانه خود را آغاز کردن.‬

01:48:41.852 --> 01:48:43.768
‫در خاک شوروی.‬

01:48:43.793 --> 01:48:47.234
‫همانطور که ووسی تحت بازداشت
در جریان تحقیقات نشان داد،‬

01:48:47.604 --> 01:48:53.090
‫او دستور نابودی پرسنل برجسته اتحاد جماهیر‬
‫شوروی را از ایالات متحده دریافت کرده بود.‬

01:48:53.394 --> 01:48:57.887
‫این بخشنامه از طرف سازمان جاسوسی-تروریستی‬
‫به ایشان داده شده است..."‬

01:48:57.912 --> 01:48:59.514
‫نذارید اینو بشنوم!‬

01:49:00.324 --> 01:49:04.304
‫برای چی اینا رو می‌خونید؟
اینا همه‌ش دروغه، چرنده!‬

01:49:04.494 --> 01:49:07.344
‫من این آدما رو می‌شناسم،
ووسی، گرینشتین، کوگان!‬

01:49:07.854 --> 01:49:12.340
‫اینا پزشکای فوق‌العاده‌ای هستن. و در مورد‬
‫وینوگرادوف هم باید بدونید که‬

01:49:13.164 --> 01:49:15.384
‫اون پزشک شخصی رفیق استالینه!‬

01:49:16.014 --> 01:49:18.294
‫اینها همه کار مامورای امنیتیه!‬

01:49:18.647 --> 01:49:21.684
‫وزارت اطلاعات! این افراد حدو رد کردن!‬

01:49:22.254 --> 01:49:25.940
‫اونا زندگی هزاران نفر رو نجات
دادن. چه "جوینت" کوفتی‌ای، آخه؟‬

01:49:26.844 --> 01:49:30.430
‫اون‌وقت من چرا باید حرف شما رو باور کنم،‬
‫و نه حرف روزنامه "پراودا" رو؟‬

01:49:32.724 --> 01:49:33.834
‫حداقل به خاطر اینکه‬

01:49:36.234 --> 01:49:41.094
‫من از دوم ژوئیه 1941
تا مارس 1946 جبهه بودم.‬

01:49:41.904 --> 01:49:45.350
‫زخمی شدم و تقدیرنامه‌های جنگ رو دارم.‬

01:49:49.404 --> 01:49:53.810
‫آخه من چی رو به تو احمق عقب‌مونده ثابت کنم؟‬

01:50:04.194 --> 01:50:05.874
‫کله یهودی!‬

01:50:08.964 --> 01:50:09.964
‫ببخشید!‬

01:50:16.914 --> 01:50:19.724
‫اصلا تو برای چی اومدی اینجا؟‬
‫خودم یه‌جوری درستش می‌کردم.‬

01:50:20.350 --> 01:50:21.350
‫اون شوهر منه.‬

01:50:22.044 --> 01:50:24.764
‫من نمی‌تونم وقتی تو داری از این
زندان به اون زندان می‌ری خونه بشینم.‬

01:50:25.554 --> 01:50:26.554
‫وای، حالم بده.‬

01:50:27.214 --> 01:50:28.474
‫اونجا نیمکت هست.‬

01:50:31.764 --> 01:50:32.764
‫راه بدید لطفا.‬

01:50:33.704 --> 01:50:37.924
‫اجازه بدید. همین‌جا وایسا.
کسی بلند شد، بشین.‬ ‫از دستش نده.‬

01:50:41.244 --> 01:50:42.684
‫فراموش نکردید که، من پشت سرتون بودم.‬

01:50:42.894 --> 01:50:44.454
‫هنوز اونقدر خرفت نشدم.‬

01:50:45.444 --> 01:50:49.430
‫چقدر دیگه اون می‌خواهد ناهار بخوره؟‬
‫چقدر دیگه باید صبر کنیم؟‬

01:50:50.154 --> 01:50:51.474
‫هنوز 17 دقیقه مونده.‬

01:50:52.134 --> 01:50:54.294
‫باید یه چیزی بخوره دیگه، اونم آدمه.‬

01:50:54.967 --> 01:50:56.407
‫من می‌رم پیش مادرم.‬

01:50:56.734 --> 01:51:00.622
‫این چه بی‌احترامی‌ایه؟ ناهارشو بخوره خب.‬
‫نمی‌تونستن کس دیگه‌ای رو بذارن؟‬

01:51:00.647 --> 01:51:06.690
‫خانم، ساکت شو. دردسر درست نکن.‬
‫این زندان لفورتوا یکی از بدتریناست.‬

01:51:07.204 --> 01:51:08.794
‫می‌گن "سوخانوفکا" بدتره.‬

01:51:13.321 --> 01:51:14.441
‫خیلی حالم بده.‬

01:51:16.834 --> 01:51:17.974
‫اجازه بدید، لطفا.‬

01:51:19.414 --> 01:51:20.414
‫ببخشید، ببخشید.‬

01:51:25.654 --> 01:51:28.413
‫تحمل کن، تحمل کن، تحمل کن، مامان!‬

01:51:29.884 --> 01:51:32.850
‫یه کم تحمل کن! الان نمی‌تونم. نوبت ماست.‬

01:51:32.897 --> 01:51:33.897
‫برو، دختر!‬

01:51:41.854 --> 01:51:42.854
‫نوبت منه.‬

01:51:43.654 --> 01:51:44.654
‫بعدی.‬

01:51:44.787 --> 01:51:47.567
‫پال کازمیریچ پتکویچ.‬

01:51:49.504 --> 01:51:50.504
‫زنده‌ای؟‬

01:51:51.664 --> 01:51:53.314
‫بهتر شدم. چی شد اونجا؟‬

01:51:58.084 --> 01:51:59.084
‫پول رو گرفتن.‬

01:52:00.154 --> 01:52:01.154
‫اون اینجاست.‬

01:52:13.654 --> 01:52:16.640
‫خب، سرنوشته دیگه! عجله داری؟‬

01:52:18.904 --> 01:52:21.623
‫بله. می‌تونم یه‌کم صبر کنم.‬

01:52:21.904 --> 01:52:24.274
‫پس صبر کن، صبر کن. اینطوری که نمی‌شه.‬

01:52:24.484 --> 01:52:25.954
‫تحقیقات تو چه مرحله‌ایه؟‬

01:52:26.704 --> 01:52:27.994
‫چطور قرار ملاقات بگیرم؟‬

01:52:28.744 --> 01:52:29.974
‫حالش چطوره؟‬

01:52:30.334 --> 01:52:32.074
‫چرا نمی‌تونم اطلاعات گیر بیارم؟‬

01:52:32.614 --> 01:52:35.640
‫واقعا سیستم این‌طوری طراحی شده، که...‬

01:52:36.184 --> 01:52:40.834
‫آدم رو کور و کر کنه، که نذاره درست فکر کنه‬
‫مثل یک تکه بی‌جون با جریانی که هست حرکت کنه؟‬

01:52:43.894 --> 01:52:46.894
‫موقع چرخیدن مواظب باش،
ممکنه بدجوری لیز بخوری.‬

01:52:50.464 --> 01:52:53.183
‫بیا نتیجه‌گیری نکنیم. تو یه زن بالغی.‬

01:52:54.904 --> 01:52:56.614
‫چی می‌گی، من هیچی نمی‌گم.‬

01:52:57.814 --> 01:52:58.814
‫تو به من کمک کردی.‬

01:52:59.743 --> 01:53:01.114
‫خب بگو، مگه این عادیه؟‬

01:53:02.434 --> 01:53:06.027
‫یه ماه از دستگیریش گذشته،‬
‫و تنها اطلاعاتی که تونستیم گیر بیاریم،‬

01:53:06.052 --> 01:53:07.544
‫اینه که اون تو لفورتوائه.‬

01:53:13.564 --> 01:53:15.064
‫باشه، یه بار دیگه هم بهت کمک می‌کنم.‬

01:53:17.734 --> 01:53:18.774
‫و بابت این چی گیر من میاد؟‬

01:53:22.864 --> 01:53:23.864
‫خب، پس لازم نیست.‬

01:53:30.784 --> 01:53:34.294
‫متوجهی که، هیچ مرد نرمالی نمی‌تونه‬
‫از یه همچین زن زیبایی بگذره.‬

01:53:39.304 --> 01:53:40.474
‫ضمانت‌نامه بانکی می‌دم.‬

01:53:51.484 --> 01:53:52.484
‫لعنت بهت!‬

01:54:05.164 --> 01:54:06.214
‫فامیلیت پتکویچ بود؟‬

01:54:07.894 --> 01:54:09.394
‫پاول کازمیراویچ پتکویچ.‬

01:54:12.814 --> 01:54:13.814
‫سال تولد؟‬

01:54:14.944 --> 01:54:15.944
‫1891.‬

01:54:17.104 --> 01:54:19.097
‫جرمشو نمی‌دونی؟‬
‫هیچ ایده‌ای ندارم.‬

01:54:21.034 --> 01:54:22.034
‫تلفنت رو بنویس.‬

01:54:30.874 --> 01:54:31.874
‫کارت چیه؟‬

01:54:32.674 --> 01:54:34.834
‫دو هفته‌ست بی‌کارم. اخراجم کردن.‬

01:54:36.004 --> 01:54:37.004
‫به خاطر پدرت؟‬

01:54:37.144 --> 01:54:38.144
‫بله.‬

01:54:40.954 --> 01:54:42.194
‫خیلی وقت بود اونجا کار می‌کردی؟‬

01:54:43.354 --> 01:54:44.354
‫8 سال.‬

01:54:45.874 --> 01:54:46.874
‫چه سمتی داشتی؟‬

01:54:48.034 --> 01:54:49.114
‫ویراستار نشریه دولتی.‬

01:54:52.324 --> 01:54:53.324
‫حالا چیکار می‌خوای بکنی؟‬

01:54:56.764 --> 01:54:57.874
‫چی‌کار می‌تونم بکنم؟‬

01:54:58.444 --> 01:54:59.444
‫دنبال کار می‌گردم.‬

01:55:03.484 --> 01:55:04.604
‫باشه، اگر بفهمم، زنگ می‌زنم.‬

01:55:09.514 --> 01:55:13.187
‫دیوونه‌اید، اگه یه همچین چیز
قشنگی رو بفروشید. نمی‌دم.‬

01:55:15.904 --> 01:55:20.083
‫دیوونه‌ای، میخالنا؟ با چی زندگی کنیم پس؟‬
‫ما یه‌دونه حقوقم نداریم.‬

01:55:21.244 --> 01:55:23.134
‫خب، به غیر از تو، که
اونم پولشو ما باید بدیم.‬

01:55:23.494 --> 01:55:28.353
‫از کجا می‌دونید، زمونه چه‌طور می‌شه؟‬
‫شاید صد برابر بدتر شد. اون‌وقت بفروش.‬

01:55:30.754 --> 01:55:31.774
‫حرف زدن بسه.‬

01:55:32.914 --> 01:55:33.914
‫بذار رو میز.‬

01:55:37.804 --> 01:55:38.804
‫اونم نقره‌ست.‬

01:55:40.234 --> 01:55:44.224
‫مامان، من اصلا هیچی ندارم که قربونی کنم،‬
‫به جز این انگشتر و گوشواره ارزون قیمت.‬

01:55:45.184 --> 01:55:46.184
‫اها، نه.‬

01:55:49.834 --> 01:55:51.454
‫ساعت جام سوئیس.‬

01:55:53.854 --> 01:55:54.854
‫این که دزدیه!‬

01:55:56.374 --> 01:55:57.374
‫چی می‌گی؟‬

01:55:58.354 --> 01:56:03.000
‫بوریا از کسی دزدی نکرد. اون رو از‬
‫بازار گراتس خرید. از اتریش.‬

01:56:03.994 --> 01:56:05.464
‫اون‌وقت تو بدون ساعت چی‌کار می‌کنی؟‬

01:56:05.884 --> 01:56:07.984
‫مگه من مَردم؟ ساعت برا چیمه؟‬

01:56:13.804 --> 01:56:17.417
‫فکر می‌کنم که اینو بشه خوب فروحت.‬

01:56:18.844 --> 01:56:19.844
‫کجا؟‬

01:56:20.584 --> 01:56:21.784
‫نمی‌دونم.‬

01:56:22.414 --> 01:56:23.414
‫موزه.‬

01:56:25.324 --> 01:56:28.264
‫شوهر اینکا کراپاوتسکایا تو موزه پوشکین‬
‫کار می‌کنه. من می‌شناسمش.‬

01:56:28.804 --> 01:56:32.194
‫مامان، خب، می‌دونی که، ما قیمت واقعی‬
‫رو نداریم و نمی‌تونیمم که داشته باشیم.‬

01:56:32.877 --> 01:56:37.144
‫اما نگران نباش، من حدودا ظرف دو سه ماه دیگه‬
‫می‌رم سر کار. مطمئنم.‬

01:56:40.534 --> 01:56:42.327
‫حافظه‌م از کار افتاده!‬

01:56:43.114 --> 01:56:45.904
‫یادته که سال 1949 یه زنی
رو با خودت از کار آوردی؟‬

01:56:46.504 --> 01:56:49.210
‫و ما برای پدرت پارچه کت‌شلواری خریدیم؟‬

01:56:49.830 --> 01:56:52.744
‫آره، راس می‌گی! فومینا
لاریسا ایگوروونا از بخش مالی.‬

01:56:53.314 --> 01:56:55.873
‫همون آشغاله. خبرچینم بود تازه.‬

01:56:56.074 --> 01:57:00.375
‫الان دیگه مهم نیست. پدرتم رفت‬
‫به کیسلاودسک. برای استراحت.‬

01:57:00.400 --> 01:57:02.914
‫و بعدشم مستقیم رفت سر کلاس. و...‬
‫و چی؟‬

01:57:03.994 --> 01:57:08.567
‫کت وشلوار دوخته نشد. متریالش رو می‌شه
فروخت.‬ ‫پاشو، میخالنا. پارچه تو صندوقه.‬

01:57:10.054 --> 01:57:12.424
‫آره، اگر اون زمان تو
چیستاپول از ما دزدی نمی‌شد،‬

01:57:14.584 --> 01:57:18.510
‫ما الان نقره‌های نهارخوری رو می‌فروختیم و‬
‫تو آرامش زندگی می‌کردیم.‬

01:57:19.144 --> 01:57:21.657
‫حدود 4 ماه، یا شایدم نصف سال رو.‬

01:57:22.984 --> 01:57:25.114
‫و یه چیزی برای فرستادن
بسته‌ها به پدرت داشتیم.‬

01:57:25.234 --> 01:57:26.464
‫کی از شما دزدی کرد؟‬

01:57:27.244 --> 01:57:28.244
‫از کجا بدونیم؟‬

01:57:30.634 --> 01:57:33.574
‫توی زمان تبعید، چاقو و
چنگال و قاشق غذاخوری.‬

01:57:34.264 --> 01:57:38.750
‫حتی لباس عید پاک صاب‌خونه‌ها رو هم با
خودشون بردن.‬ ‫صاب‌خونه‌ها خیلی نارحت بودن.‬

01:57:40.864 --> 01:57:42.230
‫این چیه؟‬

01:57:44.494 --> 01:57:45.494
‫دستکش.‬

01:57:46.504 --> 01:57:47.504
‫مال توئه؟‬

01:57:48.094 --> 01:57:49.094
‫مال منه.‬

01:57:50.164 --> 01:57:51.274
‫چقدر شاهکاره.‬

01:57:55.534 --> 01:57:57.094
‫اونجا بادبزنم باید باشه.‬

01:58:15.994 --> 01:58:17.344
‫کسی نمی‌تونه جلوت مقاومت کنه!‬

01:58:30.484 --> 01:58:31.924
‫چقدر خوبه بیکاری.‬

01:58:35.014 --> 01:58:36.014
‫بیا یه‌کم بشینیم.‬

01:58:40.954 --> 01:58:41.954
‫بیا.‬

01:58:44.074 --> 01:58:45.334
‫چیز دیگه برای فروش،‬

01:58:48.364 --> 01:58:51.290
‫اینه که توش زمرد و الماسه.‬

01:58:53.944 --> 01:58:55.444
‫بردنش به فروشگاه بی‌فایده‌ست.‬

01:58:57.514 --> 01:59:01.114
‫اونا علاقه‌ای به سنگ ندارن،
فقط طلا. اما اگه به فرد بفروشیم،‬

01:59:02.464 --> 01:59:04.114
‫می‌شه پول خوبی ازش درآورد.‬

01:59:07.294 --> 01:59:11.767
‫در واقع، تو یک خانواده آبرومند،
من باید این حلقه رو به تو بدم..‬

01:59:11.944 --> 01:59:13.714
‫مامان، برای فکر کردی من کیم؟‬

01:59:14.494 --> 01:59:16.954
‫بابام زندانه، اون‌وقت من
تو انگشتر جدید بدرخشم؟‬

01:59:23.524 --> 01:59:24.604
‫پس بذاریم برای فروش.‬

01:59:25.024 --> 01:59:26.314
‫تو تانیا کلیماشکینا رو می‌شناسی؟‬

01:59:28.204 --> 01:59:29.224
‫کم و بیش آشناییم.‬

01:59:30.724 --> 01:59:32.584
‫اون به نظرم، یه دختری با رفتار آزاده.‬

01:59:34.624 --> 01:59:35.624
‫آها، نه اونجوری نیست.‬

01:59:36.874 --> 01:59:37.954
‫مردا گله می‌کنن.‬

01:59:39.664 --> 01:59:40.664
‫اما خوششون میاد.‬

01:59:52.294 --> 01:59:54.880
‫و از منم حدودا 7 سال کوچیکتره.‬

01:59:57.274 --> 02:00:00.947
‫یه نگاهی بنداز. پایان‌نامه
در مورد چرنیشفسکیه.‬

02:00:01.834 --> 02:00:02.834
‫ "چه باید کرد؟"‬

02:00:03.184 --> 02:00:06.097
‫خب، این خیلی «چه باید کرد؟» نیست،‬
‫بیشتر روزنامه نگاریه. "ساورمینیک".‬

02:00:07.024 --> 02:00:09.630
‫باید تو سالن کنفرانس بشینیم؟‬
‫با کمال میل.‬

02:00:10.613 --> 02:00:12.933
‫اگه تو قبولش کنی، من خودم
باهاش در مورد قیمت صحبت می‌‌کنم.‬

02:00:13.414 --> 02:00:14.884
‫قول دادن پول خوبی بدن.‬

02:00:16.204 --> 02:00:17.204
‫بیا ریسک کنیم.‬

02:00:19.933 --> 02:00:21.009
‫مرسی، زینا!‬

02:00:21.034 --> 02:00:22.924
‫اون خودش مطمئناً هیچ چیز ارزشمندی نمی‌نویسه.‬

02:00:23.704 --> 02:00:25.483
‫جای شکرش باقیه که خودشم اینو می‌دونه.‬

02:00:27.244 --> 02:00:29.314
‫می‌خواد مدرک دکتراش رو بگیره.‬

02:00:30.214 --> 02:00:31.714
‫باباشم پولشو داره.‬

02:00:33.094 --> 02:00:34.727
‫خب، دیگه چی می‌خوای؟‬

02:00:39.964 --> 02:00:40.964
‫چطوری؟‬

02:00:41.194 --> 02:00:42.194
‫بهتری؟‬

02:00:45.064 --> 02:00:46.264
‫در مورد پدرم هیچی نمی‌دونیم.‬

02:00:47.374 --> 02:00:48.754
‫چیزی از اونا درنمیاد.‬

02:00:49.954 --> 02:00:51.064
‫مادر بی‌قراره.‬

02:00:51.874 --> 02:00:53.120
‫خب! مردا چی؟‬

02:00:55.534 --> 02:00:56.734
‫خدایا، کدوم مردا؟‬

02:00:58.470 --> 02:00:59.510
‫همه‌ش چرندیات.‬

02:01:00.020 --> 02:01:01.130
‫چرندیات و خرافات.‬

02:01:05.510 --> 02:01:10.196
‫می‌دونی چیه؟ بریم یه لبی
تر کنیم. بریم بریم، مهمون من.‬

02:01:11.720 --> 02:01:12.720
‫بریم.‬

02:01:13.880 --> 02:01:15.350
‫حلقه‌ی قشنگیه.‬

02:01:16.940 --> 02:01:19.400
‫زمرده؟ ممکنه که برش دارم.‬

02:01:20.030 --> 02:01:21.530
‫چقدر براش می‌خواید؟‬

02:01:22.160 --> 02:01:23.510
‫در نهایت، مارینا،‬

02:01:24.410 --> 02:01:28.029
‫شوهر شما، رئیس صنفه.‬
‫بذار قیمت رو تعیین کنه.‬

02:01:29.330 --> 02:01:31.850
‫امیدوارم، اون شرایط ما رو درک کنه.‬

02:01:32.847 --> 02:01:35.810
‫اوه، چی دارید می‌گید؟ مارک رو نمی‌شناسید؟‬
‫آدم کاملا قابل اطمینانیه.‬

02:01:36.620 --> 02:01:39.230
‫دوستم، ایرینا، یه حلقه خرید.‬

02:01:39.590 --> 02:01:42.080
‫خیلی خوشش اومد. انگشترش واقعا قشنگ بود.‬

02:01:43.310 --> 02:01:47.990
‫کار عجیبی بود. برلیان دو قیراطی و کوچک‌ترم
داشت.‬ ‫ازش پرسیدم: "می‌خوای قیمتشو بگیرم؟"‬

02:01:49.086 --> 02:01:52.653
‫اون گفت: "من این افرادو
می‌شناسم. نمی‌شه بهشون شک کرد."‬

02:01:54.149 --> 02:01:55.910
‫و بعدش به هرحال خواست که قیمت بگیره.‬

02:01:57.410 --> 02:01:59.570
‫آوردمش به مغازه‌م،‬

02:02:00.260 --> 02:02:01.430
‫جواهرو نگاه کردم،‬

02:02:02.480 --> 02:02:05.180
‫و بعد مشخص شد که جواهر کلا فیکه.‬

02:02:07.130 --> 02:02:08.690
‫اینو برای چی تعریف کردی؟‬

02:02:10.400 --> 02:02:12.740
‫همینجوری، یه همچین وضعیه.‬

02:02:14.510 --> 02:02:17.216
‫خودت چطوری؟ داری کنار میای؟‬

02:02:17.780 --> 02:02:18.780
‫نه.‬

02:02:19.670 --> 02:02:24.036
‫به نداشتن حقوق عادت ندارم. دنبال کارم.‬
‫دنبال کارای موقتیم.‬

02:02:25.040 --> 02:02:26.930
‫فنجون قشنگیه. مارک کوزنیتسوفه؟‬

02:02:27.220 --> 02:02:29.010
‫نه، گاردنره.‬

02:02:31.010 --> 02:02:32.300
‫واقعا گاردنره.‬

02:02:34.100 --> 02:02:36.080
‫خوشگله، احتمالا برش می‌دارم.‬

02:02:41.960 --> 02:02:42.980
‫من یه مشکلی دارم.‬

02:02:49.220 --> 02:02:53.883
‫ماشا، خدمتکارم مدام آنفولانزا می‌گیره.‬
‫زمین خونه‌م سه هفته‌ست کثیفه.‬

02:02:54.137 --> 02:02:57.620
‫آنگلینا فیوداروونا، ممکنه تاتیانا
میخالنای شما قبول کنه بیاد؟‬

02:02:58.460 --> 02:02:59.960
‫بذار من زمینتو بشورم.‬

02:03:00.560 --> 02:03:01.560
‫یعنی چی؟‬

02:03:01.820 --> 02:03:02.820
‫به ازای پول؟‬

02:03:02.930 --> 02:03:03.980
‫خب، مجانی که نه!‬

02:03:06.440 --> 02:03:07.440
‫باشه.‬

02:03:07.760 --> 02:03:08.760
‫کِی؟‬

02:03:09.530 --> 02:03:10.530
‫شده همین فردا.‬

02:03:12.380 --> 02:03:14.433
‫دینکا، تو رو پای تلفن می‌خوان.‬

02:03:18.200 --> 02:03:19.200
‫بفرمایید.‬

02:03:20.264 --> 02:03:23.610
‫دینا، ایوانم. موفق شدم یه چیزی بفهمم.‬

02:03:25.040 --> 02:03:26.040
‫چی؟‬

02:03:27.680 --> 02:03:28.680
‫پای تلفن نه.‬

02:03:29.240 --> 02:03:31.280
‫فردا ساکولنیکی هستم. ساعت یک بیا پارک.‬

02:03:31.533 --> 02:03:36.266
‫ساعت سیزده. حوضای پوتیایوسکی.‬
‫یادت موند؟ حوض دوم.‬

02:03:43.310 --> 02:03:46.190
‫مارینا، می‌شه فردا نیام، پسفردا بیام؟‬
‫یه کار غیرمنتظره‌ای پیش اومد.‬

02:03:47.660 --> 02:03:50.450
‫باشه پسفردا. این همه وایسادیم،‬

02:03:52.190 --> 02:03:53.780
‫یه روز دیگه‌‌م روش.‬

02:03:54.440 --> 02:03:58.953
‫من حلقه و فنجون رو برمی‌دارم. با من بیا.
مارک‬ ‫خونه‌ست. اون قیمت‌گذاری می‌کنه.‬

02:03:59.810 --> 02:04:01.220
‫همونجا بهت پولشو می‌دم.‬

02:04:46.820 --> 02:04:49.100
‫چی شده، عقل از سرت پریده دینکا؟‬

02:04:49.670 --> 02:04:50.750
‫یه ربع به سه‌ست!‬

02:04:51.950 --> 02:04:53.480
‫ما که فعلا گشنه نموندیم.‬

02:04:55.490 --> 02:04:56.900
‫می‌خوای تمام شبو بشینی؟‬

02:04:57.170 --> 02:04:58.650
‫چیه، صدای ماشین تایپ نمی‌ذاره بخوابی؟‬

02:04:59.030 --> 02:05:00.030
‫نه.‬

02:05:02.330 --> 02:05:03.330
‫ما عادت داریم.‬

02:05:04.580 --> 02:05:05.996
‫باید یه کم بخوابی.‬

02:05:07.340 --> 02:05:08.600
‫یه سیگار بده.‬

02:05:19.670 --> 02:05:20.780
‫باشه، می‌تونم برم بخوابم.‬

02:05:23.960 --> 02:05:27.350
‫مامان، باید باهاش کنار بیای. من سه
ماهی باید‬ ‫با چرنیشفسکی سر و کله بزنم.‬

02:05:29.060 --> 02:05:30.060
‫حوصله سربره؟‬

02:05:30.470 --> 02:05:31.700
‫به طرز غیرمعمولی جالبه.‬

02:05:32.870 --> 02:05:35.120
‫بدبخت بیشتر از بیست سال
تو اردوگاه کار اجباری بوده.‬

02:05:39.380 --> 02:05:40.760
‫یعنی بابات حالش چطوره؟‬

02:05:45.200 --> 02:05:47.390
‫اوف، مامان گریه کردن
فایده‌ای نداره. اونا آدم نیستن.‬

02:05:51.170 --> 02:05:54.456
‫چخبره اونجا؟ دوباره توی
راهرو چه اتفاقی افتاده؟‬

02:06:04.070 --> 02:06:05.330
‫سریع برید تو اتاقتون.‬

02:06:05.450 --> 02:06:07.690
‫هیچ دلیلی برای ول‌گشتن
نصفه‌شبی توی آپارتمان وجود نداره.‬

02:06:19.143 --> 02:06:21.140
‫اینا برای شما اینجام، آلکساندر ایساکیچ؟‬

02:06:21.560 --> 02:06:22.560
‫بله.‬

02:06:23.150 --> 02:06:24.150
‫اومدن دنبالم.‬

02:06:28.340 --> 02:06:29.360
‫نگران نباشید.‬

02:06:30.080 --> 02:06:32.660
‫حداقل، این انتظار لعنتی تموم شد.‬

02:06:34.100 --> 02:06:35.100
‫یالا، یالا.‬

02:07:04.580 --> 02:07:05.580
‫سلام.‬

02:07:10.220 --> 02:07:11.570
‫چقدر خوشگلی تو، هان؟‬

02:07:17.540 --> 02:07:18.540
‫می‌شه ببوسمت؟‬

02:07:20.660 --> 02:07:22.070
‫برای این منو خبر کردی؟‬

02:07:22.670 --> 02:07:24.290
‫الان برمی‌گردم می‌رم.‬

02:07:25.490 --> 02:07:26.840
‫فقط بدون داد و هوار، باشه؟‬

02:07:27.680 --> 02:07:30.440
‫ببخشید، یه کم مستم. ترفیع درجه‌ی یکی از‬
‫بچه‌ها رو جشن گرفته بودیم.‬

02:07:32.870 --> 02:07:34.670
‫چرا این‌طوری به من زل زدی، هان؟‬

02:07:35.630 --> 02:07:37.460
‫من الان خودم برمی‌گردم و می‌رم.‬

02:07:40.025 --> 02:07:43.730
‫هی، چیکار می‌کنی؟ نترس،
نترس. هیچ‌جا نمی‌رم. من اینجام.‬

02:07:45.980 --> 02:07:48.306
‫هی، گریه نکن. ببخشید، خیلی خرم.‬

02:07:50.398 --> 02:07:51.918
‫همه‌چی رو الان برات توضیح می‌دم. بریم.‬

02:07:51.950 --> 02:07:52.950
‫کجا؟‬

02:07:53.780 --> 02:07:54.780
‫بچرخیم.‬

02:07:55.373 --> 02:07:56.373
‫بریم.‬

02:07:58.400 --> 02:07:59.840
‫مهم‌ترین چیزی که تونستم بفهمم‬

02:08:01.400 --> 02:08:04.340
‫تحقیقات تقریباً تموم شده، دادگاه عملا‬
‫امروز فردا برگزار می‌شه.‬

02:08:05.090 --> 02:08:06.090
‫دادگاه؟‬

02:08:06.750 --> 02:08:07.836
‫خب، یه جلسه ویژه‬

02:08:09.020 --> 02:08:10.020
‫برای تصمیم‌گیری.‬

02:08:11.750 --> 02:08:16.563
‫ما چیکار باید بکنیم؟ اونها فقط حکم رو اعلام
می‌کنن‬ ‫و تمام؟ ما حتی اون رو نمی‌تونیم ببینیم؟‬

02:08:18.320 --> 02:08:20.210
‫اتهام پدرت خیلی سنگینه.‬

02:08:20.353 --> 02:08:21.513
‫خرابکاری و فعالیت ضد انقلابی.‬

02:08:22.400 --> 02:08:23.400
‫بدتر از این نمی‌شه.‬

02:08:24.230 --> 02:08:25.580
‫براش حداقل ده سالی می‌برن.‬

02:08:26.210 --> 02:08:27.210
‫ده سال؟‬

02:08:28.190 --> 02:08:31.220
‫بابت چی؟ اون تحمل نمی‌کنه. پیره.‬

02:08:31.596 --> 02:08:32.596
‫بستگی به شرایط داره.‬

02:08:33.413 --> 02:08:35.450
‫کمپ‌ها متفاوتن. یکی با
اون‌یکی خیلی فرق داره.‬

02:08:40.010 --> 02:08:41.430
‫ده سال!‬

02:08:43.160 --> 02:08:46.970
‫این تازه بدترین حالتش نیست. این به شما بستگی‬
‫داره که اون چند بار بسته و پول دریافت کنه.‬

02:08:48.230 --> 02:08:50.303
‫من و مامان سعیمون رو می‌کنیم.‬

02:08:53.120 --> 02:08:55.340
‫الان مهم‌ترین چیز اینه که مشخص کنیم،‬
‫کجا می‌فرستنش و کی.‬

02:08:56.510 --> 02:08:57.696
‫هرچیزی که بتونم رو می‌فهمم.‬

02:09:02.360 --> 02:09:03.360
‫مرسی ازت.‬

02:09:09.320 --> 02:09:10.490
‫خب، تو چقدر خوشگلی!‬

02:09:12.890 --> 02:09:14.630
‫الان حوصله‌ی تعریف و تمجید ندارم.‬

02:09:25.580 --> 02:09:26.580
‫تو دیوونه‌ای؟‬

02:09:27.200 --> 02:09:30.518
‫این‌کارا چیه؟ مگه متجاوزی؟‬

02:09:30.543 --> 02:09:32.060
‫داری سعی میکنی منو فلج کنی؟‬

02:09:34.003 --> 02:09:35.003
‫درد داشت؟‬

02:09:35.028 --> 02:09:37.280
‫آره، وحشی، چقدر هم!‬

02:09:41.030 --> 02:09:42.410
‫زنم شو، احمق!‬

02:09:43.520 --> 02:09:44.600
‫انقدر سریع؟‬

02:09:46.250 --> 02:09:47.300
‫مگه چقدر خوردی؟‬

02:09:48.320 --> 02:09:49.320
‫مزخرفه.‬

02:09:54.440 --> 02:09:56.120
‫من نمی دونستم که همچین زنایی هم وجود دارن.‬

02:09:57.650 --> 02:09:58.650
‫چجور زنایی؟‬

02:10:02.300 --> 02:10:03.300
‫اینجوری!‬

02:10:25.946 --> 02:10:27.180
‫سانیا، بیدار شو.‬

02:10:29.300 --> 02:10:30.410
‫چی شده؟‬

02:10:31.263 --> 02:10:32.303
‫پسرم تب داره.‬

02:10:32.750 --> 02:10:34.190
‫فقط همینو کم داشتیم.‬

02:10:36.380 --> 02:10:40.073
‫میخالنا، باید بری داروخونه. فقط دو تا‬
‫دونه قرص آسپیرین داریم.‬

02:10:40.310 --> 02:10:43.010
‫توی آشپزخونه چه‌خبره؟‬
‫بلندگو واسه خودش هوار می‌زنه.‬

02:10:43.250 --> 02:10:46.250
‫عسل داریم؟‬
‫اون پایین حدودا 4 قاشق هست.‬

02:11:05.164 --> 02:11:08.690
‫خدایا، 38.6. این که تا عصری به 39 می‌رسه.‬

02:11:11.074 --> 02:11:12.484
‫سریع برو تو تخت من.‬

02:11:18.745 --> 02:11:21.074
‫وای، یعنی واقعا مرده؟‬

02:11:24.060 --> 02:11:25.954
‫وای، عزیزم!‬

02:11:30.634 --> 02:11:33.153
‫رفیق استالین ما!‬

02:11:37.864 --> 02:11:42.186
‫عزیزم! مریض شده! وای چقدر دلم براش میسوزه!‬

02:11:58.737 --> 02:12:02.216
‫چطوری ما بعد از این زندگی کنیم؟‬

02:12:05.143 --> 02:12:06.482
‫حالا چیکار کنیم؟‬

02:12:10.864 --> 02:12:12.577
‫رفیق استالین!‬

02:12:14.484 --> 02:12:17.045
‫ویساریونیچ عزیز ما!‬

02:12:22.114 --> 02:12:25.320
‫وای، حالا ما بعد از تو چی می‌شیم، عزیز ما!‬

02:12:26.534 --> 02:12:27.954
‫عشق ما!‬

02:12:34.165 --> 02:12:35.165
‫تومکا!‬

02:12:40.920 --> 02:12:43.147
‫چقدر دلم براش می‌سوزه!‬

02:12:43.807 --> 02:12:46.744
‫چرا اینجوری داد میزنه، انگار ننه‌ش مرده.‬

02:12:47.564 --> 02:12:48.824
‫نشنیدید، مگه؟‬

02:12:49.864 --> 02:12:52.294
‫دیشب رفیق استالین مرد!‬

02:12:52.864 --> 02:12:53.864
‫من که کر نیستم.‬

02:12:54.424 --> 02:12:55.984
‫پسرم مریضه.‬

02:13:00.554 --> 02:13:04.860
‫استر داویدوونا! بچه 38.6 درجه تب داره.‬
‫میای ببینی؟‬

02:13:04.914 --> 02:13:06.980
‫باشه، تقریبا 15 دقیقه دیگه.‬

02:13:36.244 --> 02:13:37.244
‫و واقعا...‬

02:13:38.704 --> 02:13:40.474
‫حالا بدون اون چی می‌شه؟‬

02:13:40.624 --> 02:13:42.094
‫دیگه کارمون تمومه.‬

02:13:45.694 --> 02:13:47.794
‫می‌ریم سیبری.‬

02:13:48.424 --> 02:13:49.424
‫چرا؟‬

02:13:51.874 --> 02:13:54.202
‫آمریکاییا اینجا رو بمب‌بارون می‌کنن.‬

02:13:54.874 --> 02:13:56.734
‫چرا مزخرف می‌گی؟‬

02:14:01.744 --> 02:14:02.854
‫حالا می‌بینی!‬

02:14:06.184 --> 02:14:07.184
‫ولی برای اینا،‬

02:14:08.224 --> 02:14:09.224
‫مهم نیست!‬

02:14:10.654 --> 02:14:12.004
‫برای ما مهم نیست؟‬

02:14:12.484 --> 02:14:14.434
‫این مزخرفات چیه می‌گی، جادوگر خرفت؟‬

02:14:15.034 --> 02:14:17.584
‫بچه‌م 38.6 درجه تب داره.‬

02:14:19.864 --> 02:14:23.430
‫خب برو و خبر برسون که من مثل تو عوضی نیستم.‬

02:14:36.964 --> 02:14:39.184
‫خدا رو هزار مرتبه شکر،
که اون مردک شرور رو برد.‬

02:14:44.854 --> 02:14:46.564
‫پدر ما که در آسمان‌هایی...‬

02:14:59.391 --> 02:15:00.391
‫دراز بکش.‬

02:15:01.714 --> 02:15:03.784
‫ریه‌هاش تمیز هستند، غدد لنفاویش بزرگ شده‌ن.‬

02:15:04.414 --> 02:15:06.047
‫یه دونه قرص آسپرین بدین.‬

02:15:06.124 --> 02:15:07.124
‫دادم بهش.‬

02:15:07.294 --> 02:15:08.927
‫نوشیدنی، نوشیدنی و نوشیدنی.‬

02:15:09.694 --> 02:15:12.127
‫شیر و عسل، چای با تمشک. تا حد امکان زیاد.‬

02:15:13.234 --> 02:15:16.444
‫عفونتم ممکنه باشه، خب
اینم پس‌فردا مشخص می‌شه.‬

02:15:17.460 --> 02:15:18.549
‫بهش سر می‌زنم.‬

02:15:18.574 --> 02:15:19.574
‫خیلی ممنون.‬

02:15:20.554 --> 02:15:22.580
‫ممنون.‬
‫استر داویدوونا، چقدر تقدیمتون کنم؟‬

02:15:22.605 --> 02:15:25.600
‫چی دارید می‌گید؟ من
از همسایه‌ها پول نمی‌گیرم.‬

02:15:25.804 --> 02:15:26.804
‫یه فنجون قهوه؟‬

02:15:27.604 --> 02:15:29.050
‫با کمال میل!‬
‫بفرمایید بشینید.‬

02:15:57.754 --> 02:15:58.754
‫به چی زل زدی؟‬

02:15:59.974 --> 02:16:00.974
‫دارم پول در میارم.‬

02:16:02.404 --> 02:16:03.404
‫کارت طول می‌کشه؟‬

02:16:05.404 --> 02:16:06.634
‫حدود 10 دقیقه.‬

02:16:07.294 --> 02:16:08.434
‫لباسمم باید عوض کنم.‬

02:16:08.854 --> 02:16:09.854
‫رای نهایی اومد.‬

02:16:10.804 --> 02:16:11.804
‫همون‌طوری که فکر می‌کردم.‬

02:16:15.214 --> 02:16:16.214
‫10 سال؟‬

02:16:19.294 --> 02:16:20.294
‫دیگه تو مسکو نیست.‬

02:16:22.474 --> 02:16:23.474
‫کجاست؟‬

02:16:23.644 --> 02:16:24.644
‫تو راه سیبری.‬

02:16:26.794 --> 02:16:28.520
‫در کل، باید نشست و تو آرامش صحبت کرد.‬

02:16:30.597 --> 02:16:32.804
‫می‌خوای بیای پیش ما؟‬

02:16:33.424 --> 02:16:34.424
‫تو خیابون منتظر می‌مونم.‬

02:16:39.574 --> 02:16:40.574
‫برو کنار!‬

02:16:53.314 --> 02:16:55.734
‫همه‌ اونا می‌رن تو سالن؟ مگه این کی اوناست؟‬

02:16:56.494 --> 02:17:01.210
‫از کنار تابوتش عبور می‌کنن و بعدش چی؟‬
‫مگه اون فامیلشونه؟‬

02:17:03.304 --> 02:17:04.304
‫اینو نگو.‬

02:17:05.104 --> 02:17:06.104
‫صاحابشونه.‬

02:17:09.694 --> 02:17:13.307
‫اون‌ها عادت کردن که اون‌قدری که از صاحباشون‬
‫می‌ترسن، بهشون احترام نذارن.‬

02:17:15.604 --> 02:17:16.604
‫این تو خون اوناست.‬

02:17:49.924 --> 02:17:51.084
‫بعد از حیاط صف سریع‌تر می‌ره.‬

02:17:59.233 --> 02:18:00.634
‫چرا عضو سازمان امنیت ملی شدی؟‬

02:18:01.954 --> 02:18:04.007
‫از چیش خوشت اومد؟‬

02:18:09.844 --> 02:18:12.004
‫بعد از جنگ باید یه جایی می‌رفتم سر کار.‬

02:18:14.464 --> 02:18:16.654
‫جنگ رو با درجه افسری ستوان یکمی تموم کردم.‬

02:18:18.664 --> 02:18:21.184
‫دوست نداشتم که به کارخونه‌ی کیروف برگردم.‬

02:18:22.684 --> 02:18:24.324
‫به محض این که از ارتش خارج شدم، سریع رفتم‬

02:18:24.844 --> 02:18:26.734
‫به استان آرخانگلسک، خانواده‌م اونجا بودن.‬

02:18:29.584 --> 02:18:30.694
‫مشخص شد که‬

02:18:33.094 --> 02:18:34.834
‫همه‌ی خانواده‌م از گشنگی به خاطر جنگ مردن.‬

02:18:36.724 --> 02:18:38.837
‫مادرم، پدرم، مادربزرگم، برادرم‬

02:18:40.264 --> 02:18:41.524
‫و هر دو خواهرم.‬

02:18:43.684 --> 02:18:46.844
‫پدربزرگم زودتر تو قطار مرد. وقتی‬
‫که اموالمون رو مصادره کردن.‬

02:18:50.014 --> 02:18:51.014
‫هیچ‌کس نمونده بود.‬

02:18:52.267 --> 02:18:53.654
‫نزدیک بود دیوونه شم.‬

02:18:55.414 --> 02:18:56.464
‫اموالتون رو مصادره کردن؟‬

02:19:00.059 --> 02:19:01.226
‫ما اصالتا تامبوفی هستیم.‬

02:19:03.694 --> 02:19:06.774
‫ایوان کوزمیچ پریاخین، پسر یه کشاورز.‬

02:19:07.114 --> 02:19:10.967
‫استان تامبوف، منطقه بوندارسکی،‬
‫روستای کریواپالیانه.‬

02:19:14.824 --> 02:19:19.550
‫زمانی که من شش سالم بود، ورشکست شدیم،‬
‫اموالمون رو مصادره کردن و فرستادنمون شمال.‬

02:19:19.631 --> 02:19:20.631
‫صبر کن.‬

02:19:26.794 --> 02:19:28.264
‫تو چطوری زنده موندی؟‬

02:19:36.064 --> 02:19:39.944
‫سال 1939 پدرم پاسپورتم رو‬
‫به عنوان پسر بزرگش گرفت.‬

02:19:41.764 --> 02:19:42.764
‫با رشوه گرفت.‬

02:19:46.699 --> 02:19:49.277
‫آخرین خوکمونو داد.‬

02:19:51.574 --> 02:19:52.574
‫گفت:‬

02:19:53.734 --> 02:19:55.714
‫ "یه جوری برو، که انگار اصلا اینجا نبودی."‬

02:20:00.574 --> 02:20:02.014
‫خب، منم اومدم پترزبورگ.‬

02:20:07.504 --> 02:20:10.677
‫آها، حالا باید بریم اونجا.‬

02:20:32.430 --> 02:20:35.624
‫سلام، پترونا. شهروند پتکویچ،‬
‫لباستون در بیارید، برید داخل اتاق.‬

02:20:58.894 --> 02:20:59.894
‫اونجا.‬

02:21:03.270 --> 02:21:06.665
‫پترونا تمیزکاریتون رو بعدا تموم کنید.‬
‫من یه جلسه‌ی مهم دارم، البته یکیم نیست.‬

02:21:14.946 --> 02:21:16.696
‫خب، اولین کار.‬

02:21:19.356 --> 02:21:20.766
‫هب. این آدرس محل اردوگاهه.‬

02:21:22.476 --> 02:21:24.696
‫ساختمان شماره 16. نزدیک ایرکوتسک.‬

02:21:26.766 --> 02:21:27.766
‫و کپی رای دادگاه.‬

02:21:35.346 --> 02:21:36.996
‫اون اصالتا از ایرکوتسکه.‬

02:21:38.676 --> 02:21:40.696
‫اون اونجا به دنیا اومد و بزرگ شد.‬

02:21:42.222 --> 02:21:43.804
‫مامان بابا اونجا بودن.‬

02:21:47.826 --> 02:21:48.826
‫قایمش کن.‬

02:21:55.116 --> 02:21:58.109
‫خیلی دوره. احتمالاً خیلی گرونه.‬

02:21:59.796 --> 02:22:02.162
‫چیکار باید بکنیم؟ با مامان بریم ایرکوتسک.‬

02:22:07.176 --> 02:22:09.676
‫هرکاری. بخور، بنوش، بگرد.‬

02:22:32.706 --> 02:22:33.726
‫تو اینجا زندگی می‌کنی؟‬

02:22:34.506 --> 02:22:35.506
‫نه.‬

02:22:36.126 --> 02:22:37.296
‫این یه آپارتمان دولتیه.‬

02:22:39.786 --> 02:22:40.866
‫سلامتیت، عزیزم.‬

02:23:20.676 --> 02:23:21.726
‫با من ازدواج می‌کنی؟‬

02:23:26.016 --> 02:23:27.016
‫چرا؟‬

02:23:33.306 --> 02:23:35.106
‫چونکه من ازت ده سال بزرگ‌ترم.‬

02:23:36.936 --> 02:23:39.816
‫وقتی پنجاه ساله بشم، می‌شم جای مادربزرگت.‬

02:23:40.026 --> 02:23:41.736
‫و تو یه مرد جوون چهل ساله‌ای.‬

02:23:42.156 --> 02:23:45.802
‫بابا همه‌ش مزخرفه، اینها خرافاته. چی می‌گی؟‬

02:23:49.026 --> 02:23:50.026
‫تو زن نداری، مگه؟‬

02:23:52.026 --> 02:23:53.026
‫چرا.‬

02:23:53.706 --> 02:23:54.816
‫زن دارم و یه دختر.‬

02:24:02.256 --> 02:24:03.456
‫همه‌شون رو به خاطرت ول می‌کنم.‬

02:24:04.116 --> 02:24:05.116
‫شک نکن.‬

02:24:08.616 --> 02:24:09.616
‫لازم نیست.‬

02:24:16.596 --> 02:24:18.966
‫اولین بار که دیدمت واقعا ناراحت شدم.‬

02:24:20.886 --> 02:24:24.819
‫امکان نداره یه دختری انقدر زیبا باشه.‬

02:24:26.346 --> 02:24:27.576
‫فکر کردم توهم زدم.‬

02:24:28.566 --> 02:24:31.952
‫نزدیکتر اومدم: نه، واقعاً،
اون مثل فرشته زیباست.‬

02:24:32.796 --> 02:24:33.796
‫آخه چرا؟‬

02:24:34.476 --> 02:24:35.796
‫چرا دخترا این‌جورین؟‬

02:24:37.266 --> 02:24:39.216
‫برای مردا فقط یه دردسر اضافه‌ست.‬

02:24:40.746 --> 02:24:42.192
‫خب، حالا مستم شدم.‬

02:24:43.896 --> 02:24:44.896
‫دیوونه!‬

02:24:52.056 --> 02:24:53.556
‫خب، بالاخره می‌تونم ببوسمت؟‬

02:24:54.876 --> 02:24:55.876
‫فقط بدون دعوا.‬

02:25:38.916 --> 02:25:40.436
‫من هیچ‌وقت نمی‌خواستم یه زن خراب باشم.‬

02:25:42.446 --> 02:25:46.176
‫این تصویر، یه زن در وسط
که مردای مختلف دورش می‌پلکن،‬

02:25:47.646 --> 02:25:48.876
‫هیچ‌وقت من رو جذب نکرده بود.‬

02:25:52.206 --> 02:25:54.816
‫من آرزو داشتم که یکی باشه و
من رو واقعی دوس داشته باشه.‬

02:25:56.799 --> 02:25:58.816
‫و البته منم اونو دوس داشته باشم.‬

02:26:03.186 --> 02:26:04.236
‫واقعیش چطوریه؟‬

02:26:07.446 --> 02:26:09.066
‫توضیحش بی‌فایده‌ست.‬

02:26:10.476 --> 02:26:13.176
‫یا درونت هست.‬

02:26:14.856 --> 02:26:16.636
‫یا نه.‬

02:26:30.793 --> 02:26:31.833
‫دوسم داری؟‬

02:26:35.175 --> 02:26:36.175
‫تو نمی‌بینی؟‬

02:26:44.196 --> 02:26:45.196
‫درست انجامش می‌دی.‬

02:26:48.246 --> 02:26:51.546
‫چون فقط با عشقه که می‌شه توی
این کشور وحشتناک دووم آورد.‬

02:26:51.570 --> 02:27:03.570
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

02:27:03.594 --> 02:27:15.594
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.