﻿WEBVTT

00:00:00.380 --> 00:00:10.927
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:22.940 --> 00:00:27.110
،آلفرد هیچکاک
:کارگردان معروف زمانی گفته بود

00:00:27.110 --> 00:00:32.616
دوست دارم به عنوان کسی که میلیون ها نفر را
با تکنیک سینما سرگرم نموده به خاطر آورده شوم

00:00:33.534 --> 00:00:37.037
هیچکاک یا آنطور که خانواده و
دوستان صدایش می زدند هیچ!

00:00:37.079 --> 00:00:44.962
احتمالا در صدر فهرست معروفترین
کارگردان های سینما قرار دارد

00:00:44.962 --> 00:00:48.048
او سبک ویژه ای داشت، معمولا
موضوعاتی یکسان را مکررا تجربه می کرد

00:00:48.048 --> 00:00:50.968
اما این کار را از طریق داستان ها و
شخصیت های متفاوتی انجام می داد

00:00:50.968 --> 00:00:54.012
و میدانست فیلمهایش را چگونه عرضه کند

00:00:54.012 --> 00:00:59.893
بسیاری از بازیگران قدیمی از طریق
فیلمهایی که با هیچکاک ساختند معروف شدند

00:00:59.893 --> 00:01:03.564
و حتی مثلا وقتی درباره آهنگساز معروف
ادوارد هرمن صحبت می شود

00:01:03.564 --> 00:01:06.817
بی درنگ او را به هیچکاک ارتباط می دهند

00:01:07.693 --> 00:01:10.487
اما با گذرسالیان، توجه اشخاص بیشترمتمرکز بر

00:01:10.529 --> 00:01:14.408
چند فیلم معدود از کارهایش بود

00:01:14.408 --> 00:01:19.371
اما با نگاه کردن به فهرست فیلمهایش
گویی می توان تاریخ سینما را مرور کرد

00:01:21.832 --> 00:01:24.168
او در دوره فیلمهای صامت کارش را شروع کرد

00:01:24.209 --> 00:01:25.919
و وقتی که صدا پابه عرصه سینما گذاشت

00:01:25.919 --> 00:01:31.091
با فیلم "حق السکوت" خود را با آن همراه نمود

00:01:31.091 --> 00:01:36.388
حق السکوت" ساخته 1929"
از جهات بسیار فراوانی فیلم شاخصی است

00:01:36.388 --> 00:01:39.850
فیلم مشخص کننده زمان گذر از یک
فناوری به فناوری دیگر بوده

00:01:39.850 --> 00:01:42.269
و پذیریش صدا از سوی هیچکاک

00:01:42.311 --> 00:01:45.272
به روشی تجربی و
قابل توجه را نشان میدهد

00:01:49.526 --> 00:01:54.239
همچنین تم های مختلفی در فیلم  و
موضوعاتی که پوشش داده است وجود دارد

00:01:54.239 --> 00:01:56.617
که بخشی از سینمای هیجکاک به حساب می آیند

00:01:56.617 --> 00:02:00.996
درحالی که" حق السکوت" دهمین فیلم بلند
هیچکاک محسوب می شود

00:02:00.996 --> 00:02:04.124
اما از سوی دیگر ،نه تنها می توان
آن را از بهترین فیلمهای او در نظر گرفت

00:02:04.166 --> 00:02:11.215
بلکه فیلمی دانست که سبک او را گسترش داده و
چشم و گوش سینمایی خاص او را بهینه تر نموده است

00:02:12.174 --> 00:02:17.054
حق السکوت" وبسیاری ازآن فیلمهای اولیه او"
به شیوه های مختلفی

00:02:17.054 --> 00:02:20.057
تولد سبک خاص هیچکاک را رقم زدند

00:02:42.037 --> 00:02:46.333
<font color=#fffc00>هیچکاک شدن
میراث حق السکوت</c>

00:02:53.340 --> 00:02:55.968
حق السکوت" داستان زن جوانی"

00:02:55.968 --> 00:02:58.136
به نام آلیس وایت با بازی آنی آندرا است

00:02:58.136 --> 00:03:03.392
که نقاشی به نام کرو، با بازی سیریل
ریچارد را در دفاع از خود به قتل می رساند

00:03:03.392 --> 00:03:08.564
مردی به نام تریسی با بازی دانلد کالتروپ
که آنها را باهم دیده است از او اخاذی می کند

00:03:08.564 --> 00:03:14.027
اما او دست آخر توسط نامزدش
فرانک وبر با بازی جان لانگدن

00:03:14.027 --> 00:03:16.154
همان کارآگاهی که پرونده قتل به او
سپرده شده ، نجات پیدا می کند

00:03:16.196 --> 00:03:19.241
<i>آلیس....در رو قفل کن</i>

00:03:22.870 --> 00:03:25.789
در نمایش" حق السکوت" که نوشته چارلز بنت بود

00:03:25.789 --> 00:03:29.376
تولولا بنکهد نقش آلیس را بازی می کرد

00:03:29.376 --> 00:03:32.629
نمایش برای اولین بار در سال 1928
در سالن تئاتر گلوب در لندن اجرا شد

00:03:32.629 --> 00:03:36.466
،و ریموند مسی که او هم بازیگر بود
آن را کارگردانی نمود

00:03:36.466 --> 00:03:40.220
بنت گفته بود همه چیزبا حضور هیچکاک

00:03:40.220 --> 00:03:44.516
در یکی از شبهای اجرا، و پس از
آن تقاضای ملاقات با بنت آغاز شد

00:03:44.558 --> 00:03:48.061
او خیلی ساده اعلام کرد که علاقمند به
ساختن فیلم از روی نمایش است

00:03:48.103 --> 00:03:50.814
بنت هم به او گفته بود:با
وکیلم در این مورد صحبت کن

00:03:50.856 --> 00:03:54.151
و او هم این کار را کرده بود

00:03:54.151 --> 00:03:57.029
بنت فیلمنامه اقتباسی" حق السکوت"
از روی نمایشنامه اش را ننوشت

00:03:57.070 --> 00:03:59.990
اعتبار اقتباس فیلمنامه به
آلفرد هیچکاک تعلق گرفت

00:03:59.990 --> 00:04:03.994
و همچنین به بن لیوی برای
نوشتن دیالوگهای نسخه ناطق

00:04:03.994 --> 00:04:07.706
"حق السکوت" ابتدا به عنوان یک فیلم
صامت در نظر گرفته شده بود

00:04:07.706 --> 00:04:09.625
و با ظهور فیلمهای ناطق

00:04:09.625 --> 00:04:12.503
هیچ مجبور بود نسخه
ناطقی از آن رانیز ارائه دهد

00:04:12.503 --> 00:04:15.172
<i>ببخشید آقا، اینجا پر شده،
طبقه بالا جا هست</i>

00:04:16.507 --> 00:04:18.634
<i>به نظرم بهتون گفتم که طبقه بالا جا هست</i>

00:04:19.760 --> 00:04:22.554
<i>ببخشید آقا، جا نداریم،
طبقه بالا... آهای</i>

00:04:22.596 --> 00:04:26.767
هردو نسخه صامت و ناطق بالاخره
اکران شدند

00:04:26.767 --> 00:04:29.728
جالب توجه است بدانیم
بیشتر آثار هیچکاک

00:04:29.728 --> 00:04:32.105
براساس منابع ادبی موجود ساخته می شدند

00:04:32.147 --> 00:04:36.652
مواردی از قبیل، رمان ها،
داستان های کوتاه و نمایشنامه ها

00:04:37.694 --> 00:04:39.905
تنها چندتا ازآنها براساس
فیلمنامه های اوریجینال ساخته شده اند

00:04:39.947 --> 00:04:44.243
مثلا "شمال از شمال غربی" براساس فیلمنامه ای
اوریجینال از ارنست لمان ساخته شد

00:04:44.243 --> 00:04:47.829
او فیلمنامه نویس دیگری بود که
هیچکاک رابطه ای قوی با وی داشت

00:04:47.829 --> 00:04:49.915
در حقیقت ارنست لمان یکبار گفته بود:

00:04:49.957 --> 00:04:56.505
خیلی زود متوجه می شوید که وقتی برای هیچ
می نویسید، درواقع برای یک ستاره می نویسید

00:04:56.505 --> 00:04:59.925
و آن ستاره آلفرد هیچکاک است

00:04:59.925 --> 00:05:04.304
جان مایکل هیز هم برای هیچکاک فیلمنامه
نوشته بود

00:05:04.847 --> 00:05:07.683
و آلما رویل، همسر هیچکاک هم

00:05:07.724 --> 00:05:10.978
در هرکاری او انجام داده بود
سهم به سزایی داشت

00:05:12.813 --> 00:05:14.398
<i>مسخره بازی در نیار آلیس</i>

00:05:14.398 --> 00:05:16.483
<i>ولم کن... ولم کن!</i>

00:05:16.525 --> 00:05:19.611
<font color=#fffc00>آنها درگیر می شوند، آلیس چاقوی نان بری
را برمیدارد و با ترس او را چاقو می زند...</c>

00:05:19.653 --> 00:05:23.031
نوشته ها در فیلمهای هیچکاک مواردی
بسیار اساسی بودند

00:05:23.031 --> 00:05:28.996
و یکی از مهمترین عناصر در موفقیت
فیلمهای هیچکاک به حساب می آمدند

00:05:28.996 --> 00:05:31.915
هیچکاک یکبار گفت: یکی از
بزرگترین مشکلاتم نوشتن است

00:05:31.915 --> 00:05:35.294
و به همین دلیل است که نمیتوانم آنقدرها
فیلم بسازم

00:05:35.294 --> 00:05:39.423
او همچنین با چشمکی اظهار کرد:
خوب البته من به نویسنده هم نیاز دارم

00:05:39.423 --> 00:05:41.508
من آدم بصری ای هستم

00:05:41.508 --> 00:05:46.471
ولی بدبختانه باید به فکر ترسیم
شخصیت ها و دیالوگ ها هم باشم

00:05:47.764 --> 00:05:52.186
طرح داستانی را میتوانم به تصویر بکشم اما از سوی
دیگر بایست شخصیت ها و دیالوگها خوبی هم داشته باشم

00:05:53.854 --> 00:05:58.275
اولین نمایشنامه ای که هیچ از روی آن
اقتباس کرد "سقوط " در سال 1927 بود

00:05:58.275 --> 00:06:01.111
که در همان سال با فیلم
"سست عفاف" دنبال شد

00:06:01.111 --> 00:06:03.322
که بر اساس اثر
گرانقدر نوئل کوارد بود

00:06:03.363 --> 00:06:06.533
و پس از آن در سال 1928
با "همسر دهقان"

00:06:06.533 --> 00:06:11.371
با اینکه فیلمنامه پر از دیالوگ بود،
هیچکاک تمام تلاشش را انجام داد

00:06:11.371 --> 00:06:13.415
تا فیلم را تا جای ممکن بصری بسازد

00:06:15.209 --> 00:06:18.587
و کمترین تعداد میان نویس
ها را مورد استفاده قرار داد

00:06:35.938 --> 00:06:38.482
من جزو مهمونی نیستم جورج!

00:06:40.317 --> 00:06:43.612
آن زمین تمرین بسیار مناسبی
برای فیلم" حق السکوت" بود

00:06:45.531 --> 00:06:50.577
" حق السکوت" در تبلیغات به عنوان اولین
فیلم بلند ناطق سینمای انگلستان معرفی شد

00:06:51.036 --> 00:06:53.997
جان مکسول، تهیه کننده فیلم" حق السکوت"

00:06:53.997 --> 00:06:56.583
برای آن استودیوی
صدابرداری موقتی برپا کرد

00:06:56.583 --> 00:07:00.254
و تجهیزات صدا برداری آر سی ای را
از ایالات متحده وارد کرد

00:07:02.089 --> 00:07:04.925
درطول تحول فیلم از فیلمی صامت به
فیلم ناطق

00:07:04.925 --> 00:07:08.136
تبلیغات فیلم آن را نیمه ناطق
معرفی کردند

00:07:08.178 --> 00:07:14.142
فیلم صامت فیلمبرداری شده بود، اما
تنها حلقه آخر آن ناطق فیلمبرداری شده بود

00:07:14.142 --> 00:07:16.395
<i>خوب ، دیگه رسیدیم</i>

00:07:18.647 --> 00:07:20.524
<i>آپارتمان من اونجاست، اون بالا</i>

00:07:20.566 --> 00:07:23.277
به نظر می رسید در طول تولید فیلم
"حق السکوت"

00:07:23.277 --> 00:07:25.195
یک نسخه ناطق هم تهیه شود

00:07:25.195 --> 00:07:27.865
درحقیقت نسخه صامت فیلم

00:07:27.865 --> 00:07:30.826
پس از اکران نسخه ناطق اکران شد

00:07:30.826 --> 00:07:33.078
<i>عصر بخیر خانم وایت، حالتان چطور است؟</i>

00:07:33.078 --> 00:07:36.039
<i>-خوبم ممنونم
-خیلی وقته که شما رو ندیده ام</i>

00:07:36.039 --> 00:07:39.501
بنابراین در طول فیلمبرداری نسخه صامت
" حق السکوت"

00:07:39.501 --> 00:07:41.503
هیچکاک به نسخه ناطق فکر می کرده

00:07:41.503 --> 00:07:45.007
<i>درسته، خوب من باید برم</i>

00:07:45.007 --> 00:07:46.717
<i>- شب خوش
- شب خوش</i>

00:07:46.717 --> 00:07:47.968
<i>شب خوش فرانک</i>

00:07:47.968 --> 00:07:49.428
<i>خوب عزیزم؟</i>

00:07:50.596 --> 00:07:53.682
<i>من نیم ساعته که اینجا منتظرت هستم</i>

00:07:56.977 --> 00:08:01.356
اولین بخش " حق السکوت" عملا
یک فیلم صامت به حساب می آید

00:08:01.356 --> 00:08:04.359
هیچ دیالوگی ندارد و عملا تصویر خالص است

00:08:04.359 --> 00:08:06.778
و کارآگاهان را در صحنه جنایت نشان می دهد

00:08:09.615 --> 00:08:13.785
در فیلم نمای جالبی از شخصیت منفی
در حال روزنامه خواندن و جود دارد

00:08:13.785 --> 00:08:18.832
هیچ بعد ها نمایی شبیه به آن را در فیلم
"سایه یک شک" بکار  برد

00:08:18.832 --> 00:08:20.709
دوربین به سمت آینه حرکت می کند

00:08:20.709 --> 00:08:23.003
بازهم نمایی که هیچ دوباره سالها بعد

00:08:23.003 --> 00:08:25.964
در فیلم " توپاز" تکرارش می کند

00:08:26.924 --> 00:08:29.009
صحنه اسکاتلند یارد

00:08:29.009 --> 00:08:31.220
که مراحل مختلف دستگیری
شخص منفی را نشان می دهد

00:08:31.261 --> 00:08:32.930
مملو از جزئیات است

00:08:36.433 --> 00:08:42.481
درست شبیه نگاه کردن به یک فیلم مستند

00:08:42.481 --> 00:08:47.569
هیچکاک صحنه دستگیری هنری فوندا در
فیلم" مرد عوضی" ساخت سال 1957 را

00:08:47.569 --> 00:08:52.074
با همان رویکرد مستند وار که جزئیات
مراحل دستگیری را در بر دارد نشان میدهد

00:08:52.616 --> 00:08:55.786
آن فیلم نیز براساس یک
داستان واقعی درست شده بود

00:08:56.912 --> 00:08:59.832
"حق السکوت" پر از نکات خلاقانه است

00:09:00.415 --> 00:09:02.751
اما این مسئله در مورد فیلم" رینگ " هم صادق است

00:09:02.751 --> 00:09:05.337
که کارگردانش آن را
فیلمی هیچکاکی نامیده بود

00:09:06.046 --> 00:09:10.425
در فیلم صحنه ای هست که قهرمان داستان
جک ساندر، بوکسور نو آمده

00:09:10.467 --> 00:09:14.847
در ذهنش تصور می کند زنش را برای
شرکت در تور مسابقات ترک کرده است

00:09:14.847 --> 00:09:18.350
ببینید هیچ چگونه ترس و سوءظن او را

00:09:18.350 --> 00:09:20.894
درمورد علاقه احتمالی زنش
به مردی دیگر تجسم کرده است

00:09:20.936 --> 00:09:23.355
اگر او را تنها بگذارد چه اتفاقی رخ می دهد؟

00:09:25.440 --> 00:09:29.903
"شامپاین" بیشتر فیلمی کمدی با
طنز های بصری جالب توجهی بود

00:09:30.654 --> 00:09:32.614
مردی مست در کشتی

00:09:32.614 --> 00:09:35.868
وقتی کشتی آرام است، به زحمت می تواند
روی پاهایش بایستد

00:09:35.868 --> 00:09:38.996
و وقتی کشتی به شدت درحال تکان خوردن است،
او ثابت قدم راه می رود

00:09:38.996 --> 00:09:41.707
غذایی که در کشتی سرو می
شود هم بخشی ازآن طنز است

00:09:41.707 --> 00:09:44.042
که هیچکاک آن را در آشپزخانه
چیزی درهم و برهم نشان می دهد

00:09:44.042 --> 00:09:47.921
که دست آخر به شکل غذایی اشتها آور
 سر میزها سرو می شود

00:09:49.173 --> 00:09:54.344
 می توان در میان آن فیلمهای اولیه، بذرهای
برخی از فیلمهای بعدی هیچکاک را مشاهده نمود

00:09:54.386 --> 00:09:59.224
بازار مکاره فیلم" رینگ" در فیلمهای" وحشت صحنه"
و "بیگانگان در ترن " نیز انعکاس پیدا می کند

00:09:59.266 --> 00:10:02.603
نمای نقطه نظر مردی که از یک
لیوان شراب میخورد در فیلم" شامپاین"

00:10:02.603 --> 00:10:05.189
را می توان در فیلم"طلسم شده" نیز یافت

00:10:05.189 --> 00:10:08.066
کمدی بزن بکوب موجود در همان فیلم نیز

00:10:08.066 --> 00:10:12.446
در فیلم کمدی دیگری از هیچکاک، یعنی
" آقا و خانم اسمیت" نیز حضور دارد

00:10:12.446 --> 00:10:15.115
صحنه پردازی های تاریخی فیلم"جونو و پیکاک"

00:10:15.115 --> 00:10:19.745
در فیلمهای" حبرنگار خارجی"،"خرابکاری"،
"قایق نجات" نیز وجود دارند

00:10:20.162 --> 00:10:25.083
یک مهمانی بالماسکه در فیلم" غنی و غریب"،
 همتایی مشابه در فیلم " دستگیری دزد" دارد

00:10:26.210 --> 00:10:27.878
<i>در مقابل 9000 هزار</i>

00:10:27.920 --> 00:10:31.632
<i>یک... دو...</i>

00:10:31.632 --> 00:10:33.467
<i>و برای سومین و آخرین بار...</i>

00:10:35.260 --> 00:10:37.971
در فیلم " بازی پوست" صحنه حراجی وجود دارد

00:10:38.013 --> 00:10:40.182
درست مثل صحنه همانند آن در " شمال از شمال غربی"

00:10:40.182 --> 00:10:42.684
<i>22.50...یک</i>

00:10:42.684 --> 00:10:44.686
<i>22.50...دو</i>

00:10:44.686 --> 00:10:46.063
<i>و اعلام آخر...</i>

00:10:46.063 --> 00:10:47.564
<i>1500 تا</i>

00:10:47.564 --> 00:10:50.067
مثالهای فراوانی دیگری وجود دارد

00:10:50.067 --> 00:10:52.569
که برآن تاکید دارند که حساسیت
ها و توانایی های هیچکاک

00:10:52.569 --> 00:10:56.240
درحال شکل گرفتن بود، آن
هم نه تنها در آن سالهای اولیه...

00:10:56.240 --> 00:10:58.408
بلکه در فیلمهایی که بسیار با فیلمهایی که

00:10:58.408 --> 00:11:04.998
بعد ها با آن معروف می شد متفاوت بودند

00:11:04.998 --> 00:11:06.750
ما با آنی اوندرا آشنا می شویم

00:11:06.792 --> 00:11:09.294
<i>خوب خانم اوندرا</i>

00:11:09.336 --> 00:11:13.841
<i>از من خواستی بگذارم نمونه صدایت
را در فیلم ناطق بشنوی</i>

00:11:14.633 --> 00:11:16.760
<i>ولی هیچ، شما نباید این کار را بکنید</i>

00:11:16.760 --> 00:11:20.264
<i>- خوب چرا که نه؟
- خوب آخه من نمیتونم درست صحبت کنم!</i>

00:11:20.305 --> 00:11:23.517
<i>میدونید که دسته پلیس هر لحظه ممکنه
به اینجا برسند؟</i>

00:11:23.559 --> 00:11:25.894
<i>نه، جدی؟ خدای من، خیلی وحشت کرده ام!</i>

00:11:25.894 --> 00:11:28.564
<i>چرا؟ مگه تو زن بدی بوده ای؟ یا کار بدی کرده ای؟</i>

00:11:28.564 --> 00:11:30.524
<i>خوب ، کار بد که نه، فقط...</i>

00:11:30.524 --> 00:11:32.734
<i>- فقط با مردها خوابیدی!
- اوه نه!</i>

00:11:32.734 --> 00:11:35.070
<i>نخوابیدی؟ بیا اینجا، سرجات وایسا</i>

00:11:35.070 --> 00:11:39.867
<i>وگرنه درست از کار درنمیاد! همونطور که
دختره به سربازه گفت!</i>

00:11:39.867 --> 00:11:41.118
<i>خیلی خوب، کافیه</i>

00:11:44.079 --> 00:11:48.041
آنی اوندرا نقش آلیس وایت را بازی میکرد
 آن هم با نامی آینده نگرانه

00:11:48.083 --> 00:11:51.378
درست مثل آلیس در سرزمین عجایب
آنطور که خودش فکر می کند

00:11:51.378 --> 00:11:54.214
اما به جای اینکه در سوراخ خرگوش بیفتد

00:11:54.214 --> 00:11:57.176
با قاتلی درگیر می شود

00:11:57.843 --> 00:12:01.096
و نام فامیلش وایت (به معنی سپید است)
اما اولین بار با لباس سیاه نشان داده می شود

00:12:01.138 --> 00:12:03.348
هرچند پس از آزمون سخت نهایی

00:12:03.390 --> 00:12:07.853
  لباسهایی به رنگ روشن به تن می کند
و آماده شروعی دوباره می شود

00:12:07.853 --> 00:12:11.148
آنی اوندرا که نام واقعی اش آنی اندروکوا بود

00:12:11.148 --> 00:12:13.525
تبار آلمانی و چک داشت

00:12:13.525 --> 00:12:18.155
او در فیلم" اهل جزیره مان" که در
سال 1929 پخش شد نیز بازی کرده بود

00:12:18.155 --> 00:12:23.243
فیلمی که هیچکاک چند ماه پیش
از" حق السکوت" آنرا کارگردانی کرده بود

00:12:23.243 --> 00:12:27.706
" اهل جزیره مان" آخرین فیلم صامت هیچکاک
پیش از ساخت"حق السکوت" بود

00:12:27.748 --> 00:12:30.959
که دارای نماهای بسیار جالبی است

00:12:31.543 --> 00:12:35.714
اما حرفه اوندرا پس از
ظهور فیلمهای ناطق نابود شد

00:12:36.423 --> 00:12:40.052
او به آلمان برگشت و در چند فیلم بازی کرد

00:12:40.052 --> 00:12:43.931
و بعد از ازدواج با بوکسور موفق مکس شملینگ
از بازیگری دست کشید

00:12:44.431 --> 00:12:47.768
مایکل پاول، که بعد نویسنده، کارگردان

00:12:47.768 --> 00:12:51.063
و تهیه کننده فیلمهایی چون" کفشهای قرمز"

00:12:51.063 --> 00:12:53.941
" داستان های هافمن" و " تام چشم چران" شد

00:12:53.941 --> 00:12:58.028
حرفه خود را در در استودیوی
بریتیش اینترنشنال پیکچرز آغاز کرد

00:12:58.028 --> 00:13:00.614
پاول در زندگینامه اش به قلم خود می نویسد

00:13:00.614 --> 00:13:04.826
اگرچه من مدیر بخش عکاسی بودم، هیچ و من
توافق کرده بودیم

00:13:04.868 --> 00:13:09.456
که من شخصا باید از تمامی فیلمهایش
عکس می گرفتم

00:13:09.456 --> 00:13:11.708
من به خیابان الم رفتم تا او را ببینم

00:13:11.750 --> 00:13:15.295
او در حال گرفتن صحنه های
ناطق اضافی ای بین آنی اوندرا

00:13:15.337 --> 00:13:19.550
و سیریل ریچارد
اغوا کننده او در فیلم بود

00:13:19.550 --> 00:13:22.678
آنی لهجه چک داشت داشت که
کاملا قابل تشخیص بود

00:13:22.678 --> 00:13:26.932
بنابراین هیچ بازیگر جوان با استعدادی به نام
جون بری را استخدام کرد

00:13:26.932 --> 00:13:29.768
تا گفتگو های آنی که با لهجه کاکنی بود را
پشت دوربین بگوید

00:13:29.768 --> 00:13:32.771
آن هم وقتی آنی جلوی
دوربین تنها آنها را لب می زد

00:13:32.771 --> 00:13:35.941
ایده دیوانه واری بود! اما جواب داد

00:13:35.941 --> 00:13:39.570
تاوقتی که کسی از این موضع باخبر نشده بود،
جایگزینی ای بی نقص بود

00:13:39.570 --> 00:13:41.822
<i>اوه نه، من اینطوری فکر نمی کنم</i>

00:13:41.822 --> 00:13:46.034
<i>به علاوه، من باید برم خونه</i>

00:13:46.034 --> 00:13:47.911
<i>که اینطور</i>

00:13:47.911 --> 00:13:50.664
مایکل پاول ادامه می دهد:

00:13:50.706 --> 00:13:54.293
هیچ، گفتگوهای  صحنه را با یک جفت
گوشی می شنید

00:13:54.334 --> 00:13:58.046
برایم دست تکان میداد و من هم برایش
دست تکان میدادم و اطرافم را نگاه می کردم

00:13:58.088 --> 00:14:01.258
تا بیینم جک کاکس مدیر فیلمبرداری

00:14:01.258 --> 00:14:03.427
و دوربین عایق صدا شده کجا هستند

00:14:03.468 --> 00:14:08.015
با دقت و آرام در کنار دکور راه می رفتم تا
به جایی که دوربین احتمالا پنهان شده بود برسم

00:14:08.015 --> 00:14:11.852
و جایی مثل گلخانه پیدا می کردم که

00:14:11.852 --> 00:14:14.354
دوربین و تمام گروه فیلمبرداری در آن بودند

00:14:14.354 --> 00:14:16.356
به هر حال دونالد نیم

00:14:16.356 --> 00:14:18.775
کارگردان فیلم" ماجرای پوزایدون"

00:14:18.775 --> 00:14:23.071
درمیان دیگران، دستیار فیلمبردار" حق السکوت" بود

00:14:23.113 --> 00:14:27.201
عوامل بصری و حرکات دوربین همواره برای
هیچکاک دارای اهمیت بودند

00:14:27.201 --> 00:14:30.245
هیچکاک یکبار گفت:
من دیالوگ را خوار نمی شمارم

00:14:30.287 --> 00:14:34.124
اما حس می کنم آن تکنیک لزوما چیزی
سینمایی نیست

00:14:34.166 --> 00:14:39.963
او در کتاب معروف " سینما به روایت هیچکاک"
به فرانسو تروفو گفته بود

00:14:40.005 --> 00:14:42.674
که از نظر او ساخت فیلم صامت

00:14:42.674 --> 00:14:45.802
خالص ترین شکل سینما به حساب می آید

00:14:46.762 --> 00:14:50.265
اما همان هم جلوی تجربه
کردن های هیچکاک رانمی گرفت

00:14:50.265 --> 00:14:55.354
در فیلم" جنایت" در صحنه ای هربرت مارشال
درحال تراشیدن ریش و گوش دادن به رادیو است

00:14:55.354 --> 00:14:58.232
او به شکل جریان سیال ذهن
با خود گفتگو می کند

00:14:58.232 --> 00:15:00.567
کاری که در آن زمان بسیار نوآورانه بود

00:15:00.567 --> 00:15:02.611
<i>مثل خوردن یه جرعه برندی؟</i>

00:15:02.653 --> 00:15:05.322
هیچ برای آن صحنه ارکستری را به کارگرفت

00:15:05.322 --> 00:15:08.450
تا موسیقی زنده ای را پشت صحنه اجرا کنند

00:15:08.450 --> 00:15:12.412
<i>مطمئنم که حق داشتم اون موضوع رو مطرح
کنم، و الان هم احساس اطمینان بیشتری دارم</i>

00:15:12.412 --> 00:15:15.207
<i>ما چطور می دونستیم که کس
دیگه ای برندی رو ننوشیده؟</i>

00:15:15.249 --> 00:15:17.209
<i>شاید کس دیگه ای اونجا
بوده، مسئله اصلی همینه</i>

00:15:17.251 --> 00:15:19.336
<i>کسی که اون برندی رو نوشیده</i>

00:15:21.380 --> 00:15:25.008
آلیس یکی از زنان
موطلایی پیچیده هیچکاک است

00:15:25.050 --> 00:15:29.346
او  یکی از اولین شخصیتهای زن قدرتمند
در فیلمهای هیچکاک بود

00:15:29.346 --> 00:15:31.390
<i>من باید برم خونه</i>

00:15:31.390 --> 00:15:32.975
<i>حتما ترسیدی</i>

00:15:32.975 --> 00:15:34.810
<i>اصلا اینطور نیست</i>

00:15:34.810 --> 00:15:37.521
<i>چیزی بیشتر از یه مرد
واسه ترسوندن من لازمه</i>

00:15:37.521 --> 00:15:40.774
<i>آره! خودمم همین فکر رو می کردم!</i>

00:15:40.774 --> 00:15:43.277
او عاشق دوست پسرش فرانک است

00:15:43.318 --> 00:15:45.279
اما کمی از او خسته شده

00:15:45.320 --> 00:15:49.950
و میخواهد موارد دیگری راهم تجربه کند
از جمله یک هنرمند نقاش را

00:15:49.950 --> 00:15:53.245
او به فرانک دروغ می گوید وبا این فرد
جور می شود

00:15:53.245 --> 00:15:55.831
چیزی که بعد اتفاق می افتد، درواقع سفری است

00:15:55.873 --> 00:15:59.459
که به او ثابت می کند فرانک
مرد مناسبی برایش است

00:16:00.627 --> 00:16:03.755
میتوان این بن مایه را در تمامی کارهای
هیچکاک پیدا کرد

00:16:03.797 --> 00:16:07.634
مثلا در فیلم" وحشت صحنه" ایو که نقشش را
جین وایمن بازی می کند

00:16:07.634 --> 00:16:11.471
عاشق کار آگاهی می شود، آن هم درحالی که
سعی می کند ثابت کند

00:16:11.471 --> 00:16:16.226
مردی که دوستش دارد قاتل نیست،
که البته او واقعا یک قاتل است

00:16:16.935 --> 00:16:21.565
"حق السکوت" درواقع اشاره مستقیمی به فیلم
حرف میم را به نشانه مرگ بگیر" هیچکاک دارد

00:16:21.565 --> 00:16:26.445
که براساس نمایشنامه ای از فردریک نات
بود، که در آن تونی وندیس با بازی ری میلاند

00:16:26.445 --> 00:16:31.158
نقشه کشتن همسر خیانتکارش
مارگو با بازی گریس کلی را می ریزد

00:16:31.200 --> 00:16:35.496
اما وقتی قاتل برای خفه کردن
 قربانی حمله می کند

00:16:35.537 --> 00:16:40.459
مارگو قیچی ای برمیدارد و
به پشت مرد ضربه می زند

00:16:40.501 --> 00:16:43.378
صحنه ای شبیه به همان در فیلم" حق السکوت"

00:16:43.378 --> 00:16:47.508
که در آن آنی اوندرا به مردی که
قصد تجاوز به او را دارد چاقو می زند

00:16:50.010 --> 00:16:52.971
بیننده فکر می کند مارگو شانس آورده
 که از دست قاتل رها شده

00:16:52.971 --> 00:16:56.683
اما همه چیز بر ضد او می شود، آن هم هنگامی
رابطه اش با مارک هالیدی رو می شود

00:16:56.683 --> 00:16:59.019
که رابرت کامینگ نقشش را بازی می کند

00:16:59.019 --> 00:17:03.398
شوهرش تظاهر می کند که قاتل
در پی باج گرفتن از مارگو بوده

00:17:03.440 --> 00:17:05.567
او حس ترحم اعضای هیئت
منصفه را از دست می دهد

00:17:05.609 --> 00:17:08.987
و به جرم قتل محکوم به مرگ می شود

00:17:09.530 --> 00:17:11.949
هرچند بازپرس مسئول پرونده جان ویلیامز

00:17:11.949 --> 00:17:13.784
به کل ماجرا بدبین است

00:17:13.825 --> 00:17:17.704
و به کمک مارک بالاخره موفق می شود
بیگناهی مارگو را ثابت کند

00:17:18.330 --> 00:17:20.707
درست همانند سفر آنی اوندرا در فیلم
"حق السکوت"

00:17:20.707 --> 00:17:23.794
آنچه درمورد گریس کلی و فیلم "حرف میم
را به نشانه مرگ بگیر" به یاد ماندنی است

00:17:23.836 --> 00:17:26.296
تحول او در طول فیلم می باشد

00:17:26.296 --> 00:17:28.549
بهتره یکم اینجا بمونیم و یه چیزی بنوشیم

00:17:28.549 --> 00:17:33.095
تصویر او از زنی باشکوه و جذاب
به زنی آسیب پذیر و شکست خورده تغییر می کند

00:17:33.095 --> 00:17:36.723
<i>چه بلایی سرمن اومده مارک؟</i>

00:17:36.723 --> 00:17:38.934
<i>انگار اصلا هیچ احساسی ندارم</i>

00:17:38.934 --> 00:17:43.397
هیچکاک در اقدامی استادانه کاری می کند که
نسبت به شخصیتی که همدلی برنمی انگیزد

00:17:43.438 --> 00:17:48.527
(چون به هرحال به شوهرش خیانت کرده)
احساس همدلی کنیم!

00:17:48.527 --> 00:17:51.655
بینندگان حتی وقتی هنوز از
نیت های جنایتکارانه شوهرش باخبر نشده اند

00:17:51.655 --> 00:17:54.533
با او همراه می شوند

00:17:55.617 --> 00:17:58.704
سالها بعد، تمایلاتی چون

00:17:58.745 --> 00:18:03.083
مثل هوس بازی های آلیس برای جور
شدن با کرو، نقاش فیلم" حق السکوت"

00:18:03.125 --> 00:18:07.129
برای جنت لی در فیلم" روانی" هیچکاک
نتایجی مرگبار به ارمغان می آورند

00:18:07.129 --> 00:18:13.468
اینجا دختر موطلایی ای وجود دارد که چهره فیلمهای
تریلر و همچنین سینما را بالکل تغییر می دهد

00:18:14.761 --> 00:18:17.431
دخترهای موطلایی دیگری
در فیلمهای هیچکاک وجود دارند

00:18:17.431 --> 00:18:23.437
اما فیلم " حق السکوت" آغاز گر یکی
از بی فکر ترین آنها بود

00:18:23.437 --> 00:18:27.983
آلیس و فرانک به کافه لیونز کورنر هال
که مکانی بسیار محبوب در لندن است می روند

00:18:27.983 --> 00:18:30.277
این صحنه بسیار دیدنی است

00:18:30.319 --> 00:18:32.404
آنجا اتفاقی می افتد

00:18:32.446 --> 00:18:34.865
که نبوغ هیچکاک در صحنه پردازی را
نشان می دهد

00:18:34.907 --> 00:18:38.494
<i>فرانک، من یکی از
دستکش هام رو گم کرده ام</i>

00:18:38.494 --> 00:18:41.121
<i>به نظرم اون رو روی یه میز دیگه جا گذاشتم</i>

00:18:50.839 --> 00:18:53.467
<i>- اینه؟
- آره، خیلی ممنون</i>

00:18:53.467 --> 00:18:57.054
<i>می دونستم! دوتا از
انگشتهاش سوراخ داره!</i>

00:18:57.054 --> 00:19:00.265
<i>دوست داری کریسمس بهت یه قیچی
ناخن کوتاه کنی هدیه بدم؟</i>

00:19:00.265 --> 00:19:02.017
<i>چقدرم که تو بامزه ای!</i>

00:19:02.518 --> 00:19:07.689
و بعد او دوباره دستکش هایش را در خانه
مردی که او را کشته جا می گذارد

00:19:07.731 --> 00:19:12.778
وقتی فرانک درحال تحقیق درباره قتل آنها را
پیدا می کند ، کامیابی بزرگی نصیبش می شود

00:19:15.489 --> 00:19:17.407
او می داند این دستکشها مال اوست

00:19:17.407 --> 00:19:20.786
او از یک سو با قایم کردن
شواهد از او حمایت می کند

00:19:20.828 --> 00:19:25.165
و از سوی دیگر آلیس برای تمامی عمر
اسیر او خواهد شد

00:19:25.165 --> 00:19:30.087
از آنجا که او تنها فردی
است که از حقیقت با خبر است

00:19:30.087 --> 00:19:34.383
در فیلم" حق السکوت" هیچکاک حضور
افتخاری خود را در ترن زیرزمینی نشان می دهد

00:19:34.383 --> 00:19:38.387
او پشت سر جان لنگدن نشسته که او نیز
روبروی آنی اوندرا است

00:19:38.387 --> 00:19:41.265
هیچکاک در سال 1926 ، سه سال پیش
"از" حق السکوت

00:19:41.306 --> 00:19:45.811
در فیلم صامتی به نام " مستاجر "
بازی کرده بود

00:19:45.853 --> 00:19:46.937
او زمانی گفته بود

00:19:46.937 --> 00:19:50.816
همه چیز در ساخت اولین تریلرم با
کمبود سیاهی لشکر به وجود آمد

00:19:50.858 --> 00:19:54.903
من در نقش سردبیر درحالی که پشتم رو به
دوربین بود چند ثانیه ای حضور داشتم

00:19:54.945 --> 00:19:58.699
چیز زیادی نبود، اما همان
را هم تمام وکمال بازی کردم

00:19:58.699 --> 00:20:03.328
از آن زمان سعی کرده ام
در تمامی فیلمهایم ظاهر شوم

00:20:03.328 --> 00:20:05.622
آنطور نیست که زیاد علاقمند بازیگری باشم

00:20:05.622 --> 00:20:09.501
اما آن چنان جذبه ای دارد که نمیتوانم
در مقابلش مقاومت کنم

00:20:09.501 --> 00:20:12.171
وقتی اینکار را می کنم، بازیگران، تکنیسین ها

00:20:12.171 --> 00:20:15.007
فیلمبرداران و همگی جمع می شوند

00:20:15.007 --> 00:20:19.803
،تا کار را از آنچه هست برایم مشکل تر کنند
!ولی خوب دیگر نمیتوانم این کار را متوقف کنم

00:20:20.429 --> 00:20:23.265
هیچکاک درباره نقش هایش
:مقابل دوربین گفته است

00:20:23.307 --> 00:20:26.935
آنها سعی می کردن آن نقش ها را تا
جایی که ممکن است کوتاه کنند

00:20:26.935 --> 00:20:34.067
تا او نتواند بیش از حد لازم، از احساس
حقارت بازیگر بودن رنج بکشد!

00:20:34.109 --> 00:20:38.530
او دوست داشت در فیلمهای اولیه اش
به سرعت این حقه را اجرا کند

00:20:38.572 --> 00:20:42.075
تا تماشاچیان فقط او را در فیلم تماشا نکنند

00:20:44.703 --> 00:20:50.834
هیچکاک عاشق قطار بود

00:20:50.834 --> 00:20:54.588
او در فیلم " سایه ای از
شک" در قطاری ظاهر می شود

00:20:54.588 --> 00:20:57.466
در فیلم او با مسافر دیگری ورق بازی می کند

00:20:57.466 --> 00:21:02.554
در فیلم" قضیه پاراداین" با گریگوری پک از
ایستگاه قطار بیرون می آید

00:21:02.554 --> 00:21:10.437
و در فیلم" بیگانگان در ترن" سعی می کند
با محفظه ساز چلویی سوار قطار شود

00:21:10.437 --> 00:21:12.689
<i>واقعا دشوار است که</i>

00:21:12.731 --> 00:21:15.234
<i>آدم مناسبی را برای نقش درخورش پیدا کرد</i>

00:21:16.735 --> 00:21:19.238
<i>میشه از شما خواهش کنم که ازجاتون بلند شید؟</i>

00:21:19.988 --> 00:21:22.491
ترسناک ترین چیز درمورد شخصیت های منفی

00:21:22.491 --> 00:21:25.202
ظاهر دوست داشتنی آنها است

00:21:25.202 --> 00:21:27.454
<i>می دونی بنت، شبیهشه</i>

00:21:27.454 --> 00:21:29.414
<i>کاملا شبیهشه!</i>

00:21:29.414 --> 00:21:32.042
<i>منم دقیقا همین فکر رو می کردم سرجان!</i>

00:21:32.042 --> 00:21:36.255
شخصیتی آگاتا کریستی وار در فیلم
"سوءظن " هیچکاک

00:21:36.255 --> 00:21:39.049
در مورد شخصیت های منفی در رمانهای
کارآگاهی اش می گوید:

00:21:39.049 --> 00:21:42.052
<i>واقعا شگفت زده شدم وقتی که آدم بده
داستان شما...</i>

00:21:42.094 --> 00:21:44.054
<i>آدم بده؟ منظورت قهرمان داستانه؟</i>

00:21:44.054 --> 00:21:46.849
<i>من همیشه قاتل ها رو
قهرمان های داستان می بینم</i>

00:21:46.890 --> 00:21:50.060
به نظر می رسد این گفته دقیقا با
رویکرد هیچکاک

00:21:50.102 --> 00:21:52.396
درمورد آدمهای منفی فیلمهایش
هماهنگ است

00:21:52.396 --> 00:21:54.857
<i>به نظرم دارید وقتتون رو تلف می کنید</i>

00:21:54.857 --> 00:21:57.818
<i>میدونید، اون خانم نه میتونه
بشنوه و نه میتونه حرف بزنه</i>

00:21:57.860 --> 00:22:01.989
کارگردان گفته : شخصیت های شرور
فیلمهای من همیشه جذاب و با ادب هستند

00:22:02.030 --> 00:22:03.615
<i>اجازه هست؟</i>

00:22:03.615 --> 00:22:05.409
<i>- همم؟
- دستها بالا!</i>

00:22:05.409 --> 00:22:08.996
به نظرم اشتباه است که وقتی شخصیت
منفی ای را روی صحنه نشان می دهید

00:22:08.996 --> 00:22:14.835
حتما باید شرورانه لبخند بزند،
سبیلهایش را تاب دهد یا سگی را لگد کند

00:22:14.835 --> 00:22:18.046
در برخی از مشهورترین قتل های انجام شده
در تاریخ جنایی

00:22:18.046 --> 00:22:20.924
مردانی که قتل با آرسنیک برایشان
آنقدر آرام و بی جذبه بوده که

00:22:20.924 --> 00:22:23.468
زنها را با ضربه چیزی سنگین به
سرهایشان به قتل می رساندند

00:22:23.510 --> 00:22:27.639
باید آنقدر جذاب می بودند که بتوانند با
زنهایی که دست آخر به قتل می رساندند جور شوند

00:22:27.681 --> 00:22:30.809
<i>میشه این آقا رو تفتیش کنید؟
مطمئنم که ایشون اعتراضی ندارند!</i>

00:22:31.393 --> 00:22:33.270
<i>نه، اعتراضی ندارم</i>

00:22:33.270 --> 00:22:38.817
هیچکاک گفته بود، در فیلم " حق السکوت" سایه ای که سبیلی را روی صورت نقاش القا می کرد

00:22:38.817 --> 00:22:41.778
درواقع خداحافظی او با
فیلمهای صامت به حساب می آمد

00:22:41.820 --> 00:22:44.364
هیچکاک در به تصویر
کشیدن شخصیت های منفی

00:22:44.364 --> 00:22:47.075
آن هم درست به همان
جذابیت قهرمان هایش استاد بود

00:22:47.075 --> 00:22:49.703
آنها همگی نوعی مایه های
طنز آلود در خود داشتند

00:22:49.703 --> 00:22:52.164
و هرچند دیدشان به دنیا دیدی شرورانه بود

00:22:52.164 --> 00:22:54.583
همواره لبخندی برلب داشتند

00:22:54.583 --> 00:22:56.710
واقعا متاسفم سر جان!

00:22:56.710 --> 00:23:01.590
متاسفانه من خیلی کم از
نمایشنامه نویسی اطلاع دارم

00:23:01.590 --> 00:23:05.135
<i>همیشه فکر می کنم یه دختر به طور
غریزی میدونه کی به یه مرد اطمینان کنه</i>

00:23:05.177 --> 00:23:08.055
<i>بله، البته که میدونه</i>

00:23:08.055 --> 00:23:11.183
<i>تو به من اعتماد داری آلیس؟</i>

00:23:11.183 --> 00:23:14.686
اساسا در فیلم" حق السکوت"
دو نوع شخصیت منفی داریم

00:23:14.728 --> 00:23:17.898
کروی هنرمند، یک شخصیت
منفی واقعا شیک و پیک

00:23:17.940 --> 00:23:21.944
و تریسی باج گیر که شخصیت
منفی بی سروپایی است

00:23:21.985 --> 00:23:26.490
این نیز به یکی از بن مایه های معمول
فیلمهای هیچ مبدل می شود

00:23:26.490 --> 00:23:27.825
به فیلم" حرف میم را به
نشانه مرگ بگیر" توجه کنید

00:23:27.825 --> 00:23:32.287
ری میلاند آداب دان که مغرمتفکر
 توطئه کشتن همسرش است

00:23:32.287 --> 00:23:36.124
و آن آدمکش عجیب و غریبی که استخدام می کند
و نقشش را آنتونی داوسون بازی می کند

00:23:36.124 --> 00:23:40.963
مثالی دیگر از این مورد آقای کروگ از فیلم
" خبرنگار خارجی" است

00:23:40.963 --> 00:23:45.175
کروک سرگذشت پرتنشی دارد که
از زخمی روی گردنش مشخص است

00:23:45.217 --> 00:23:47.594
زخمی که آن را زیر پیراهن
یقه اسکی اش پنهان کرده

00:23:47.636 --> 00:23:50.389
درست برعکس استیون فیشر که نقشش
توسط هربرت مارشال بازی می شود

00:23:50.430 --> 00:23:52.474
کسی که هیچگاه
دستانش را آلوده نمی کند

00:23:52.516 --> 00:23:58.021
مارشال در فیلم" جنایت" نیز در
نقشی دوست داشتنی تر بازی کرده بود

00:23:58.021 --> 00:24:03.360
همچنین جیمز میسون ابریشم پوش
را در برابر زیردست متعهد به خلافش

00:24:03.402 --> 00:24:06.655
که نقشش را مارتین لاندو بازی می کند،
در فیلم" شمال از شمال غربی" در نظر بگیرید

00:24:08.532 --> 00:24:10.576
<i>گند زدی!</i>

00:24:10.576 --> 00:24:12.578
<i>مهم نیست</i>

00:24:12.578 --> 00:24:14.955
<i>این شاهکار رو باهم تموم می کنیم</i>

00:24:14.955 --> 00:24:16.248
<i>ببین ایده اصلی اینه که...</i>

00:24:16.248 --> 00:24:20.919
هنر نقاشی و پیکرسازی در
کارهای هیچکاک مقام ویژه ای دارند

00:24:22.838 --> 00:24:29.178
در " حق السکوت" نقاشی دلقک درباری
تصویری بسیار مهم به حساب می آید

00:24:29.178 --> 00:24:33.974
هیچکاک که خود بسیار هنر
نقاشی و مد را تحسین می کرد

00:24:34.016 --> 00:24:36.518
در فیلمهایش چشمداشت ویژه ای
به نقاشی داشت

00:24:36.560 --> 00:24:39.021
اگر بخواهیم چند مورد را مثال بزنیم

00:24:39.021 --> 00:24:41.690
تابلوی کارلوتا والدز

00:24:41.690 --> 00:24:46.278
درخود نگاره ای که میدج بعدا در
فیلم " سرگیجه" از خودش می کشد

00:24:46.278 --> 00:24:51.742
تابلوی فیلم " ربه کا"، یا تابلویی که مادر برونو در
فیلم" بیگانگان در ترن" نقاشی کرده

00:24:52.201 --> 00:24:55.329
تصویر پدر جون فونتین در فیلم" سوءظن"

00:24:55.329 --> 00:24:57.080
یا تصویری در راهرو که

00:24:57.080 --> 00:25:01.210
بازپرس در صحنه های جداگانه
به شکلی مبهم آن را تماشا می کند

00:25:02.503 --> 00:25:05.589
پرنده هایی که پشت تابلو ها گیر کرده اند
در فیلم" پرندگان"

00:25:06.632 --> 00:25:10.928
جان فورسایت در فیلم" دردسرهری" یک نقاش است

00:25:10.928 --> 00:25:13.889
و هیچ با سالوادور دالی در به تصویر کشیدن

00:25:13.889 --> 00:25:17.100
سکانس رویا در فیلم" طلسم شده"
 همکاری مشترک داشت

00:25:17.726 --> 00:25:20.103
در " حق السکوت" تابلوی دلقک دربار

00:25:20.145 --> 00:25:23.273
تا انتهای فیلم دیدگاه های بسیار مهمی
را ارائه می دهد

00:25:24.149 --> 00:25:25.776
<i>بفرما</i>

00:25:25.776 --> 00:25:27.069
<i>اووه!</i>

00:25:27.653 --> 00:25:29.446
<i>واقعا که کارت وحشتناکه!</i>

00:25:32.282 --> 00:25:35.369
در صحنه ای که کرو از آلیس میخواهد
لباسش را عوض کند

00:25:35.369 --> 00:25:38.497
هیچکاک تقریبا از ترفند تفکیک کردن تصویر
استفاده می کند

00:25:38.497 --> 00:25:41.792
نقاش در سمت راست پیانو می نوازد

00:25:41.792 --> 00:25:46.964
درحالیکه ما در جایگاه یک چشمچران، لباس عوض
کردن آلیس در آن سمت دیگر را تماشا می کنیم

00:25:47.631 --> 00:25:51.802
مسئله چشم چرانی عنصر
مهمی، در فیلم" پنجره عقبی" است

00:25:51.844 --> 00:25:56.223
جایی که جیمی استورات از دوربینی برای پائیدن
همسایه هایش استفاده می کند

00:25:56.223 --> 00:26:00.102
در" حق السکوت" لباس  آلیس از رنگ سیاه

00:26:00.143 --> 00:26:03.146
که احتمالا نماد زنی است که بردیگران
کنترل دارد به رنگ سفید تغییر می کند

00:26:03.188 --> 00:26:08.443
که بیشتر به وجه باکره و
دست نخورده بودن او تاکید دارد

00:26:08.443 --> 00:26:10.988
دوربین دو داستان تعریف می کند

00:26:10.988 --> 00:26:15.701
و آنی اوندرا عصبی است، درحالی که
سیریل ریچارد هیجان زده به نظر می رسد

00:26:15.701 --> 00:26:19.454
حاشیه صوتی داستانی سومی را از طریق
موسیقی بیان می کند

00:26:20.998 --> 00:26:25.836
ترانه" خانم امروزی" وضعیت را به واقعی ترین
شکل موجود به تصویر می کشد

00:26:25.878 --> 00:26:30.090
داستانی درباره دخترک زیبا و شیطان و بازیگوش
که سرنوشت ناجوری پیدا می کند

00:26:30.090 --> 00:26:33.844
<i>♪ میگن تو بچه بیقرار و شیطونی هستی ♪</i>

00:26:33.886 --> 00:26:36.180
<i>♪ خانوم امروزی! ♪</i>

00:26:36.972 --> 00:26:40.142
<i>♪ واست یه چشم انداز تاریک، ♪</i>

00:26:40.142 --> 00:26:43.228
<i>♪ یه سرنوشت وحشتناک، پیش بینی شده ♪</i>

00:26:43.228 --> 00:26:46.690
ترانه صحنه را برای آنچه قرار است رخ دهد
آماده می کند

00:26:47.566 --> 00:26:50.777
اما بد نیست تفاوتهای
نسخه صامت و نسخه ناطق

00:26:50.777 --> 00:26:53.405
از همان صحنه را مشاهده کنید

00:26:53.405 --> 00:26:58.035
<i>و این ترانه درباره تو است عزیزم</i>

00:26:58.035 --> 00:27:00.370
<i>نگفتی از لباس من خوشت اومد یا نه!</i>

00:27:00.370 --> 00:27:03.999
این صحنه درسی در مورد آن است که
هیچکاک چگونه

00:27:04.041 --> 00:27:06.084
تکنیک انقلابی صدا را مورد استفاده قرار داد

00:27:06.084 --> 00:27:08.170
<i>نمیتونم زیپش رو بکشم بالا</i>

00:27:08.170 --> 00:27:09.963
<i>یه دقیقه صبر کن</i>

00:27:10.005 --> 00:27:11.840
<i>ببینم این مشکل کجاست؟</i>

00:27:11.882 --> 00:27:16.220
این صحنه که در آن زمان برای خودش
کلی شوکه کننده بود

00:27:16.261 --> 00:27:22.017
بن مایه دیگری که دلمشغولی شخصیت
های فیلمهای هیچکاک بود را نشان می دهد

00:27:22.017 --> 00:27:23.894
سکس!

00:27:24.561 --> 00:27:27.648
هیچکاک گفته بود: نگرش من درباره سکس

00:27:27.648 --> 00:27:31.068
درست شبیه به نگرشم درمورد سایر
جنبه های کاری ام  است

00:27:31.068 --> 00:27:34.029
همواره آن را کمرنگ جلوه می دهم

00:27:34.029 --> 00:27:37.741
باورندارم که زنان را با جنبه های جنسیتی
و سکسی نشان دهم

00:27:37.741 --> 00:27:40.369
این مسئله می بایست در داستان کشف شود

00:27:41.119 --> 00:27:44.873
این گفته کامل در مورد آنچه اینجا بین

00:27:44.915 --> 00:27:47.584
آنی اوندرا و سیریل ریچارد
رخ می دهد صادق است

00:27:47.584 --> 00:27:50.420
هیچکاک هیچوقت در فیلمهایش
صحنه های کاملا برهنه قرار نداد

00:27:50.462 --> 00:27:54.174
البته تا فیلم" دیوانه وار" در سال1972

00:27:54.174 --> 00:27:58.136
هرچند در سال 1960 او مردم کشور را با

00:27:58.136 --> 00:28:00.305
نشان دادن جنت لی در فیلم" روانی"

00:28:00.305 --> 00:28:03.225
با آن کرست سکسی اش
شوکه کرد

00:28:03.267 --> 00:28:07.604
و از همان تصویر برای
پوستر فیلم نیز استفاده نمود

00:28:08.188 --> 00:28:11.191
این یکی از صحنه هایی
بود که هیچکاک می بایست

00:28:11.191 --> 00:28:15.487
برای نسخه ناطق فیلم" حق السکوت"
 دوباره فیلمبرداری می کرد

00:28:15.487 --> 00:28:18.532
در مراسم بزرگداشت
آلفرد هیچکاک در سالن لینکلن سنتر

00:28:18.532 --> 00:28:20.576
سیریل ریچارد بخاطر آورد که :

00:28:20.576 --> 00:28:24.329
در آن صحنه، میکروفن هایی در تمامی
صحنه پنهان شده بودند

00:28:24.329 --> 00:28:27.416
<i>من انجامش میدم!</i>

00:28:27.416 --> 00:28:30.377
و من باید در یکی از آنها صحبت می کردم

00:28:30.419 --> 00:28:32.671
و بعد همینطور که راه می رفتم در دیگری
صحبت می کردم

00:28:32.713 --> 00:28:35.883
بعضی وقتها می بایست وسط جمله ها
موقتا ساکت می شدم

00:28:35.924 --> 00:28:37.301
<i>اینم یه فکریه!</i>

00:28:37.301 --> 00:28:41.430
تا از محدوده یک میکروفون خارج می شدم
و وارد محدوده میکروفون بعدی می شدم

00:28:41.471 --> 00:28:44.766
آن موقع فکر می کردم من و آنی کمی از
فیلمبرداری های چندباره آن صحنه

00:28:44.766 --> 00:28:47.144
گیج شده بودیم

00:28:47.144 --> 00:28:51.356
مشخص شد که هیچکاک در لیوانهایمان
مشروب جین واقعی ریخته بوده

00:28:51.356 --> 00:28:52.941
<i>اوه این مشروب قوی ای است!</i>

00:28:52.941 --> 00:28:56.778
...تا آن صحنه را کمی
واقع گرایانه تر نشان دهد

00:29:01.158 --> 00:29:02.826
<i>بفرما</i>

00:29:09.291 --> 00:29:12.544
حالا به نقطه عطف
داستان نزدیک می شویم

00:29:12.544 --> 00:29:15.506
و پرده برای نمایش
صحنه قتل بالا می رود

00:29:16.465 --> 00:29:20.969
هیچکاک شیوه های مختلفی برای
کشتن قربانی هایش نشان می داد

00:29:21.011 --> 00:29:27.893
که البته بیشتر آنها خفه کردن یا چاقو زدن
را شامل می شد، مثل فیلم"حق السکوت"

00:29:27.893 --> 00:29:31.021
سایر روشها مثل استفاده از چاقو یا
چیزهای تیز

00:29:31.021 --> 00:29:33.023
در فیلمهای بعدی اش مورد استفاده قرار گرفت

00:29:33.023 --> 00:29:37.277
در" جنایت" زنی با یک میله
آتش بهم زن تیز کشته می شود

00:29:38.278 --> 00:29:42.825
در " 39 پله" یک جاسوس از پشت
چاقو می خورد

00:29:43.992 --> 00:29:49.248
در"خرابکاری" سیلویا سیدنی شوهرش را
با چاقوی آشپزخانه می کشد

00:29:49.248 --> 00:29:50.791
در" حرف میم را به نشانه مرگ بگیر"

00:29:50.833 --> 00:29:54.294
گریس کلی، فرد متجاوز را با قیچی می کشد

00:29:55.254 --> 00:30:00.968
در" پنجره عقبی" مردی با ابزارهای تیزی
زنش را تکه تکه می کند

00:30:00.968 --> 00:30:04.096
در نسخه دوم فیلم" مردی که زیاد می دانست"

00:30:04.096 --> 00:30:08.684
که در سال 1956 اکران شد،
مردی از پشت چاقو می خورد

00:30:09.101 --> 00:30:14.648
در" شمال از شمال غربی" نیز
مردی در سازمان ملل چاقو می خورد

00:30:14.648 --> 00:30:18.110
اما در " پرده پاره" استفاده از چاقو

00:30:18.110 --> 00:30:20.863
برای کشتن مامور مخفی آلمان شرقی
با شکست روبرو می شود

00:30:20.863 --> 00:30:24.283
و البته در" روانی"

00:30:25.534 --> 00:30:27.953
جنت لی و مارتین بالزام

00:30:27.995 --> 00:30:33.917
هردو در صحنه های جداگانه ای
تا سرحد مرگ چاقو می خورند!

00:30:33.917 --> 00:30:35.669
<i>مسخره بازی در نیار آلیس!</i>

00:30:35.669 --> 00:30:37.296
هیچکاک درست همانند برهنگی

00:30:37.337 --> 00:30:41.842
در استفاده از خشونت هم با بهترین
سلیقه ممکن دقت لازم را اعمال می کرد

00:30:41.842 --> 00:30:43.886
<i>ولم کن!</i>

00:30:43.886 --> 00:30:46.722
هیچکاک می گفت: مردم مدام از من می پرسند

00:30:46.722 --> 00:30:49.349
چرا اینقدر به جنایت علاقه داری؟

00:30:49.349 --> 00:30:51.685
راستش اصلا اینطور نیست

00:30:51.685 --> 00:30:55.689
من تنها تا وقتی به آن علاقمندم که
روی حرفه ام تاثیر بگذارد

00:30:55.689 --> 00:30:58.901
همزمان، کارگردان که متولد انگلستان بود

00:30:58.901 --> 00:31:00.861
و بخش اعظمی از زندگی
 را در آنجا زندگی کرده بود

00:31:00.861 --> 00:31:05.115
اظهار کرد که جنایت همواره نوعی
شورو علاقه ای انگلیسی در وجودش بوده

00:31:07.326 --> 00:31:11.163
هیچکاک قتل ها را در فیلمهایش از لحاظ
بصری با سبک ویژه ای فیلمبرداری می کرد

00:31:11.205 --> 00:31:18.754
و" حق السکوت" هم از این امر مستثنی نیست.
اما اینجا قتل پشت پرده اتفاق می افتد

00:31:18.754 --> 00:31:21.173
قتل در" حق السکوت" همچنین
قتلی در دفاع از خود است

00:31:21.215 --> 00:31:24.927
که مشابه آن را در" حرف میم را
به نشانه مرگ بگیر" نیز خواهیم دید

00:31:26.845 --> 00:31:30.015
اوندرا اجرای بسیار فوق العاده ای ازنقش را

00:31:30.015 --> 00:31:32.434
هم از لحاظ بیان و هم از
لحاظ زبان بدن ارائه می دهد

00:31:40.817 --> 00:31:43.821
ببینید چطور به نقاشی ای که انگار
دارد به او میخندد حمله می کند

00:31:46.323 --> 00:31:49.159
او درست همانند نورمن
بیتس در فیلم " روانی"

00:31:49.201 --> 00:31:53.789
همچنان که به سمت تماشاگر می آید
مستقیما با او ارتباط برقرار می کند

00:31:54.581 --> 00:31:57.626
هیچکاک از کلوزآپی از چهره اوندرا

00:31:57.626 --> 00:32:00.087
به لانگ شاتی ای از استودیوی نقاشی
دیزالو می کند

00:32:00.921 --> 00:32:05.968
درحالی که تکنیک دیزالو معمولا برای مشخص شدن
 گذشت زمان برای بیننده استفاده می شد

00:32:05.968 --> 00:32:09.721
  اما دراینجا اختلالی در تداوم زمانی وجود ندارد

00:32:09.721 --> 00:32:13.016
به تصویر ثابت شده چهره اوندرا در
زمان دیزالو نگاه کنید

00:32:13.016 --> 00:32:17.229
و آن را با تصویر نورمن بیتس در انتهای فیلم
" روانی" مقایسه کنید

00:32:17.229 --> 00:32:22.276
تاثیر و در نتیجه تصویر القا کننده ای که
بدست می آید تقریبا همسان است

00:32:24.444 --> 00:32:28.907
داستان سرایی بصری
فوق العاده هیچکاک در اینجا

00:32:28.949 --> 00:32:32.953
که او به دنبال قتل بسیار سردرگم به
نظر می رسد، به نهایت خود رسیده است

00:32:36.540 --> 00:32:39.209
انگار هرچیزی او را به یاد آن می اندازد

00:32:41.628 --> 00:32:46.758
هیچکاک عملا سرگیجه جیمی استوارت را
به همان شیوه نمایش می دهد

00:32:46.758 --> 00:32:52.514
در مارنی، شخصیت زن از رنگ
قرمز متنفر است و ما آن را می بینیم

00:32:52.514 --> 00:32:57.019
اما در اینجا او به ما اطلاعات
بصری بیشتری که منعکس کننده

00:32:57.019 --> 00:32:59.271
وضعیت ذهنی آنی
اوندرا هستند ارائه می کند

00:32:59.271 --> 00:33:02.649
او گیج و سردرگم است

00:33:02.649 --> 00:33:05.652
هیچکاک ازموارد تداعی کننده بصری
جالبی استفاده می کند

00:33:05.694 --> 00:33:08.739
تا وضعیت ذهنی آلیس رابیان کند

00:33:08.739 --> 00:33:11.492
جین دی فیلیپس، تاریخ نگار سینما

00:33:11.492 --> 00:33:13.452
در کتابش درباره آلفرد هیچکاک به این مورد

00:33:13.494 --> 00:33:16.538
تحلیل تخیلات اشاره می کند

00:33:16.538 --> 00:33:21.710
ظرف هم زننده کوکتل به ناگهان تبدیل به
چاقویی آخته همچون آلت می شود

00:33:21.710 --> 00:33:26.089
که به اولین سیلاب کلمه کوکتل ضربه می زند

00:33:26.089 --> 00:33:29.134
و هیچ شکی درباره شباهت

00:33:29.134 --> 00:33:31.428
اسلحه کشنده ای که آلیس برای

00:33:31.428 --> 00:33:33.514
دفاع از پاکدامنی اش بکار برده بود

00:33:33.514 --> 00:33:37.851
و اسلحه جنسی که مرد قرار بود
روی آلیس بکار ببرد نمی گذارد

00:33:39.895 --> 00:33:43.649
درک کارگردان از صدا،
موسیقی، و مواردبصری در فیلم

00:33:43.690 --> 00:33:47.653
بسیار استادانه است و در تضاد با
بخش بعدی آن است

00:33:47.653 --> 00:33:50.405
که کاملا فیلمی صامت به حساب می آید

00:33:50.405 --> 00:33:53.367
تکنیک دیزالو روی در ، یاد آور دیگری
در مورد این مطلب است

00:33:53.408 --> 00:33:56.495
که آلیس رابطه ای رویاگونه با زمان دارد

00:33:58.705 --> 00:34:01.458
درست همان زمانی که فکر می کنیم
آلیس در امنیت است

00:34:01.500 --> 00:34:04.294
سایه باج گیر ظاهر می شود

00:34:04.294 --> 00:34:07.798
و البته این موضوع تعلیق ایجاد می کند

00:34:07.798 --> 00:34:11.635
براساس گفته های هیچکاک
اساسی ترین عنصر تعلیق آن است

00:34:11.635 --> 00:34:15.389
که اجازه دهیم تماشاگران بیشتر از
قهرمان داستان آگاهی داشته باشند

00:34:15.389 --> 00:34:19.393
اجازه بدهید آنها بدانند که بمبی زیر
صندلی شخصیت ها است

00:34:19.393 --> 00:34:23.438
اجازه بدهید تماشاگران با
دیدن شخصیت های درامی که

00:34:23.480 --> 00:34:26.900
به دنبال راه حلی هستند که
تماشاگران از آن با خبرند زجر بکشند

00:34:27.484 --> 00:34:31.572
هیچکاک درباره دوران سینمای صامت
گفته بود: آن زمان همه چیز ساده تر بود

00:34:31.572 --> 00:34:35.242
مزاحمی به اسم دیالوگ
وجود نداشت که نگرانش باشیم

00:34:35.242 --> 00:34:38.495
و بازیگری عنصری
بنیادی تر به حساب می آمد

00:34:38.537 --> 00:34:41.248
فضای فیلمسازی آرام تر بود

00:34:42.624 --> 00:34:45.169
مثلا در فیلم" همسر دهقان"
صحنه جالبی وجود دارد

00:34:45.169 --> 00:34:48.797
که بر این حرف او تاکید دارد

00:34:48.797 --> 00:34:54.386
قهرمان داستان که نمی تواند همسری
پیدا کند به صندلی خالی ای خیره شده

00:34:55.053 --> 00:34:58.807
تصاویر شبح وار زنانی که تاکنون
دیده بوده در آنجا ظاهر می شوند

00:34:58.807 --> 00:35:00.559
سپس...

00:35:03.020 --> 00:35:06.356
زنی که دوست دارد
می آید و آنجا می نشیند

00:35:06.356 --> 00:35:09.693
و او می فهمد که آن زن
همانی است که میخواهد

00:35:12.196 --> 00:35:15.324
در فیلم" جنایت" زوجی
به دیدن سر جان می آیند

00:35:15.365 --> 00:35:18.494
و هیچکاک برای آنکه
نشان دهد آنها ترسیده اند

00:35:18.494 --> 00:35:20.579
<i>حالتان چطور است آقای مارکام</i>

00:35:20.579 --> 00:35:24.666
همچنان که مرد به سمت او می آید، هیچکاک
او را وادار می کند روی چیزی نرم قدم بزند

00:35:24.666 --> 00:35:28.712
احتمالا چیزی شبیه به تشک است
تا زمینی سخت و محکم

00:35:28.712 --> 00:35:31.381
- حال شما چطور است سرجان؟
- بفرمائید بنشینید

00:35:31.381 --> 00:35:41.808
هیچکاک بعد از قتل به شکل بصری نشان
می دهد که آلیس در موقعیتی خلسه وار است

00:35:41.808 --> 00:35:45.896
موسیقی روی صحنه، نسخه آرام تری از

00:35:45.938 --> 00:35:50.484
همانی است که سیریل ریچارد
پیش از مرگ با پیانو می نواخت

00:35:50.526 --> 00:35:55.739
هیچکاک کاملا از اهمیت
موسیقی و فیلم آگاه بود

00:35:56.281 --> 00:36:00.536
او ترانه" خانم امروزی" را در اینجا
برای ایجاد فضایی بدبینانه به کار می برد

00:36:00.577 --> 00:36:04.873
انگار که می خواهد به ما بگوید:
می بینید! من که بهتون گفتم!

00:36:07.918 --> 00:36:10.629
در اینجا از صدا استفاده
بسیار خوبی می شود

00:36:11.171 --> 00:36:13.465
آلیس در کوچه ها سرگردان است

00:36:13.465 --> 00:36:16.093
او مردی را می بیند که
در گوشه ای به خواب رفته

00:36:16.093 --> 00:36:19.638
دست او ، مردی را که
کشته بود به خاطرش می آورد

00:36:22.099 --> 00:36:27.104
بعد صحنه با صدای جیغی به تصویر خانم
صاحبخانه کات می شود که جسد را پیدا کرده

00:36:27.104 --> 00:36:31.024
هیچکاک همچنین از صدا استفاده می کند تا
یک برش روایی را بکار گیرد

00:36:31.066 --> 00:36:34.069
درست مثل فیلم" 39 پله"

00:36:34.111 --> 00:36:37.447
در آن فیلم، خانم صاحبخانه
 جسد یک زن را پیدا می کند

00:36:38.907 --> 00:36:43.078
و تصویر بلافاصله به ترنی که سوت کشان
ایستگاه را ترک می کند کات می شود

00:36:43.078 --> 00:36:45.080
و ریچارد هنی سوار آن قطار است

00:36:45.080 --> 00:36:48.876
مردی که اشتباها به آن جنایت متهم می شود

00:36:48.876 --> 00:36:51.545
در فیلم"جوان وبیگناه" دو زن

00:36:51.545 --> 00:36:54.464
جسم بیگناه قربانی ای که امواج به
ساحل آورده اند را پیدا می کنند

00:36:54.464 --> 00:36:56.717
همینکه آن دو شروع به جیغ زدن می کنند

00:36:58.468 --> 00:37:01.346
هیچکاک تصویر را به سرو صدای
مرغان ماهیگیر بالای سرشان کات می کند

00:37:01.346 --> 00:37:04.266
پیش بینی شومی در فیلم" پرندگان"

00:37:04.308 --> 00:37:07.394
زمانی است که جسیکا تندی که
نقش مادر راد تایلور را بازی می کند

00:37:07.436 --> 00:37:09.771
به دیدن یکی از کشاورزان همسایه می رود

00:37:09.771 --> 00:37:13.066
او وارد خانه می شود و می بیند

00:37:13.066 --> 00:37:15.986
تمام فنجان هایی که در آشپزخانه
آویزان هستند شکسته شده اند

00:37:16.028 --> 00:37:20.157
او به سمت اتاق خواب می رود و
مرد بیچاره را مرده پیدا می کند

00:37:20.824 --> 00:37:23.952
کارگردان میتوانست به طور
غریزی او را به جیغ زدن وادار کند

00:37:23.952 --> 00:37:26.413
اما هیچکاک بهتر میداند چه کند

00:37:26.413 --> 00:37:28.790
او به جای جیغ کشیدن،
بدو از خانه خارج می شود

00:37:28.790 --> 00:37:32.503
و اصلا قادر به درآوردن صدایی نیست

00:37:34.755 --> 00:37:38.717
انگار فریادش در
گلو خفه شده است

00:37:38.717 --> 00:37:42.137
و این ما در صندلی هایمان هستیم
که میخواهیم جیغ بزنیم

00:37:42.137 --> 00:37:46.642
چرا که فقدان فریاد در حاشیه صوتی فیلم
بسیار قدرتمند است

00:37:47.351 --> 00:37:51.605
<i>چی فکر می کنی؟ دیشب یه قاتلی همین
دوروبرها بوده</i>

00:37:51.647 --> 00:37:53.982
استفاده دیگری از صدا در فیلم" حق السکوت"

00:37:54.024 --> 00:37:56.068
<i>و اونابهم گفتن پلیس این اطراف
پرسه می زنه</i>

00:37:56.068 --> 00:37:57.778
مربوط به چهچهه پرنده ای است

00:37:57.778 --> 00:37:59.196
که به هیچ اجازه می دهد

00:37:59.238 --> 00:38:03.534
تضاد بین دنیای درونی،
ضربه ای که از آن رنج می برد

00:38:03.575 --> 00:38:06.787
و دنیای بیگناهی که اطرافش
را احاطه کرده را نشان بدهد

00:38:08.413 --> 00:38:11.959
و تمامی این چیزها هم در زیر چشمان
مراقب دوست پسرش فرانک اتفاق می افتند

00:38:11.959 --> 00:38:15.462
و در واقع تصویر قاب گرفته ای
 از او روی دیوار

00:38:15.963 --> 00:38:19.675
از آنجا که هیچکاک کارش را با ساختن
فیلم در دوران سینمای صامت آغاز کرده بود

00:38:19.675 --> 00:38:22.928
به نظر می رسید که او تا درجه بسیار زیادی

00:38:22.928 --> 00:38:27.766
و شاید حتی بیشتر از کارگردان هایی که بعد از او
آمدند، از قدرت بالقوه یک حاشیه صوتی باخبر بوده

00:38:28.475 --> 00:38:32.813
اما نشانی واقعی از نبوغ هیچکاک

00:38:32.813 --> 00:38:34.439
و درک او از اهمیت صدا

00:38:34.773 --> 00:38:38.402
در صحنه خوردن صبحانه در فیلم
 شکل می گیرد

00:38:38.402 --> 00:38:42.739
<i>یه ضربه درست و حسابی و ترو تمیز
به سر ،اونم با آجر واسه خودش یه چیزه!</i>

00:38:42.739 --> 00:38:46.034
<i>یه جورایی یه قتل انگلیسی به
حساب میاد! ولی کشتن با چاقو...</i>

00:38:46.034 --> 00:38:48.787
خبر جنایت در همه جا پیچیده است

00:38:48.829 --> 00:38:52.791
آلیس سر میز صبحانه است
وکسی از او می خواهد یک تکه نان ببرد

00:38:52.833 --> 00:38:53.917
آن هم وقتی که یکی از همسایه ها

00:38:53.917 --> 00:38:56.670
یا شاید هم یکی از مشتریان همیشگی

00:38:56.670 --> 00:38:59.464
دارد برای همه از قتل صحبت می کند

00:39:00.048 --> 00:39:04.845
اما چیزی که می شنویم، هرباری است که
آن زن کلمه" چاقو "را برزبان می آورد

00:39:04.845 --> 00:39:06.221
<i>- ... چاقو
- آلیس</i>

00:39:06.221 --> 00:39:07.598
<i>میشه یه تیکه نون برامون ببری</i>

00:39:07.639 --> 00:39:11.351
باقی دیالوگ های زن عمدا
نا مفهوم هستند

00:39:11.393 --> 00:39:13.896
دختر بیچاره ای که مسئول قتل آن مرد است

00:39:13.937 --> 00:39:15.856
در استفاده از چاقو مردد است

00:39:15.856 --> 00:39:16.982
<i>... اون چاقو</i>

00:39:17.900 --> 00:39:20.068
<i>منظورم اینه اون بهم گفت که
نباید دست بزنم به اون... چاقو!</i>

00:39:21.111 --> 00:39:23.655
و دست آخر وقتی همسایه آن کلمه آخر و بلند
چاقو را به زبان می آورد

00:39:23.655 --> 00:39:26.283
چاقو را می اندازد

00:39:26.283 --> 00:39:28.619
<i>بگیرش... باید یکم بیشتر دقت کنی</i>

00:39:28.619 --> 00:39:30.954
<i>ممکن بود با این کار
کسی رو زخمی کنی</i>

00:39:32.080 --> 00:39:36.043
اما حالا همان صحنه را
در نسخه صامت نگاه کنید

00:39:36.710 --> 00:39:37.836
<font color=#fffc00>یه تیکه نون ببر آلیس</c>

00:39:55.687 --> 00:39:59.358
بازی هیچکاک با کلمه"چاقو"
 در نسخه ناطق

00:39:59.399 --> 00:40:03.195
آغاز گر استفاده از سایر صداهای
مهم در فیلمهای هیچ است

00:40:04.696 --> 00:40:07.825
مثل هردو نسخه فیلم
 " مردی که زیاد می دانست"

00:40:09.034 --> 00:40:10.661
و آن جیغ فراموش ناشدنی

00:40:13.163 --> 00:40:15.666
که به قصد جلوگیری از ترور  زده می شد

00:40:16.875 --> 00:40:21.463
البته جیغ ها علامت تجاری همه
فیلمهای دلهره آور به حساب می آیند

00:40:23.882 --> 00:40:27.928
همینطور انتظار برای شنیدن صدای جیغ
در فیلم" دیوانه وار"

00:40:27.970 --> 00:40:30.597
در صحنه ای که منشی به دفترش باز می گردد

00:40:30.597 --> 00:40:35.769
اما هیچکاک دوربین را در بیرون، درخیابان
نگه می دارد

00:40:35.769 --> 00:40:39.857
ما می دانیم که او به زودی متوجه می شود که
رئیسش خفه شده است

00:40:39.898 --> 00:40:43.235
ما صبر می کنیم و صبر می کنیم

00:40:43.277 --> 00:40:48.448
تا در کمال آرامش، صدای
جیغ هولناکی را بشنویم!

00:40:50.701 --> 00:40:55.247
اما هیچکاک گاهی از صداهایی یکنواخت
 استفاده می کند تا تعلیق ایجاد نماید

00:40:55.247 --> 00:40:59.710
مثل سکانس فوق العاده ای در فیلم"پرده پاره"،
وقتی که پل نیومن

00:40:59.710 --> 00:41:02.087
می فهمد که دارند تعقیبش می کنند

00:41:02.087 --> 00:41:06.008
سعی می کند آنها را با رفتن به درون
یک موزه گمراه کند

00:41:06.008 --> 00:41:09.553
هیچکاک در این صحنه تنها

00:41:09.595 --> 00:41:15.851
 صدای قدم ها روی کف مرمرین گالری را به
حاشیه صوتی فیلم اضافه می کند

00:41:17.477 --> 00:41:23.150
تنها همان صدای ضربان مانند است که
کنش و تعلیق را در فیلم ایجاد می نماید

00:41:24.776 --> 00:41:27.488
درقسمتی دیگر از همان فیلم
سکوت به همان اندازه اهمیت پیدا می کند

00:41:27.488 --> 00:41:30.532
آن هم وقتی نیومن مجبور
به کشتن گرومک می شود

00:41:30.532 --> 00:41:35.245
همان افسر امنیتی آلمان شخصی با بازی
ولفگانک کیلنگ که به دنبال او آمده است

00:41:35.245 --> 00:41:37.581
این قتل در آشپزخانه رخ می دهد

00:41:37.581 --> 00:41:45.464
و برای اینکه راننده تاکسی که بیرون
منتظر است از چیزی باخبر نشود

00:41:45.464 --> 00:41:48.717
نیومن به شدت سعی می کند جلوی
فریاد کشیدن آن مرد را بگیرد

00:41:48.759 --> 00:41:52.804
او و زن بالاخره موفق می شوند مرد را
روی کف آشپزخانه بکشند

00:41:52.846 --> 00:41:56.808
و سرش را در اجاق گاز فرو ببرند

00:42:00.354 --> 00:42:05.150
درواقع همان تلاش برای ساکت نگه داشتن مرد
است که تعلیق ایجاد می نماید

00:42:05.150 --> 00:42:07.569
<i>اینکه شاید کس دیگری
آن شب وارد خانه شده بوده</i>

00:42:07.569 --> 00:42:09.947
<i>-خانم صاحبخونه میگه اینطور نبوده
-دختره میگه نه!</i>

00:42:09.947 --> 00:42:12.241
<i>- اونها تنها بودن
- درسته</i>

00:42:12.241 --> 00:42:14.117
<i>جوابی داری سرجان؟</i>

00:42:14.117 --> 00:42:17.871
رویکرد مشابهی به صدا در
فیلم" جنایت" نیز دیده می شود

00:42:17.871 --> 00:42:19.623
در این صحنه فراز و نشیب
گفتگو ها را مشاهده کنید

00:42:19.623 --> 00:42:22.042
<i>هیچکس دیگه ای نمیتونسته اون
قتل رو انجام بده</i>

00:42:22.042 --> 00:42:24.127
<i>- میگه اونها تنها بودن!
- میگه اونها دعوا می کردن</i>

00:42:24.127 --> 00:42:26.672
<i>- اعتراف کن
- درسته</i>

00:42:26.713 --> 00:42:29.091
<i>جوابی داری سرجان؟</i>

00:42:30.133 --> 00:42:32.052
<i>اون زن به این کار اعتراف نمی کنه</i>

00:42:32.052 --> 00:42:33.971
<i>میگه چیزی یادش نمیاد</i>

00:42:33.971 --> 00:42:36.890
یک رویکرد کاملا انتزاعی که
استفاده کامل را

00:42:36.932 --> 00:42:41.061
از آنچه صدا می تواند ارائه دهد
برای فیلمسازی چون هیچ انجام می دهد

00:42:41.103 --> 00:42:42.437
<i>جلوی همه ما وایسا</i>

00:42:42.479 --> 00:42:43.689
<i>خودت رو نشون بده</i>

00:42:43.689 --> 00:42:45.107
<i>- وقت تلف کردنه
- پول تلف کردنه</i>

00:42:45.107 --> 00:42:46.233
<i>- دعوا می کردند
- برندی</i>

00:42:46.233 --> 00:42:47.568
<i>دستا خونی بود</i>

00:42:47.568 --> 00:42:49.278
<i>جوابی داری؟ جوابی داری؟</i>

00:42:49.278 --> 00:42:51.446
<i>جوابی داری سرجان؟</i>

00:42:54.324 --> 00:42:57.494
<i>امیدوارم ناراحت نشید اگه من چیزی بخورم</i>

00:42:57.494 --> 00:42:59.788
<i>ولی امروز خیلی عجله داشتم</i>

00:42:59.788 --> 00:43:04.334
یکی از دلمشغولی های بزرگ هیچکاک غذا بود

00:43:04.334 --> 00:43:07.212
هیچکاک گفته بود: سینما تکه ای از زندگی نیست

00:43:07.254 --> 00:43:11.091
تکه ای از یک کیک است

00:43:11.091 --> 00:43:15.304
غذا در بسیاری از فیلمهای هیچکاک ، نقش
مهمی را بازی می کند

00:43:15.304 --> 00:43:19.433
در " حق السکوت" آلیس و فرانک در یک
رستوران باهم دعوا می کنند

00:43:19.433 --> 00:43:24.354
آلیس کرو را با چاقویی می کشد که
در کنار یک قطعه نان قرار داده شده بود

00:43:24.396 --> 00:43:28.233
خبر قتل سر میز صبحانه اعلام می شود

00:43:28.734 --> 00:43:33.363
و بعد ها، فرد باج گیر درحال غذا خوردن
کارهای خود را به هنگام غذا خوردن انجام می دهد

00:43:35.115 --> 00:43:38.285
چند سال پیش در سانتا روزای کالیفرنیا

00:43:38.285 --> 00:43:41.914
در شیشه فروشگاهی، خودم را
از کناره دیدم

00:43:42.456 --> 00:43:44.833
و با وحشت فریاد کشیدم

00:43:44.875 --> 00:43:50.797
هیچکاک یکبار این را در مورد هیکل
فربه اش گفته بود

00:43:50.797 --> 00:43:53.759
بعد از آن خوراک خود را تنها

00:43:53.759 --> 00:43:58.180
به یک شام سه مرحله ای از
پیش غذا، ماهی و گوشت

00:43:58.222 --> 00:44:02.309
با تنها یک بطری از شراب قدیمی
در هر مرحله از آن محدود نمودم

00:44:04.102 --> 00:44:06.522
او در موقعیت دیگری گفته بود:

00:44:06.522 --> 00:44:09.107
به نظر من یک انسان

00:44:09.107 --> 00:44:11.568
تنها با قتل زنده نیست

00:44:11.568 --> 00:44:15.739
او نیازمند محبت، تایید، تشویق

00:44:15.739 --> 00:44:20.285
و بعضی اوقات یک غذای
درست و حسابی است

00:44:20.285 --> 00:44:24.706
غذا در فیلمهایش درست مثل سر میز
غذای خودش فت و فراوان بود!

00:44:24.748 --> 00:44:28.919
در حقیقت خانواده هیچکاک غذای
خود را همراه خود به هالیوود می آوردند

00:44:31.922 --> 00:44:35.425
این شیفتگی به غذا، راه خود را به
پرده سینما باز کرده بود

00:44:35.467 --> 00:44:40.180
هیچکاک دوست داشت شخصیت هایش را درحال
غذا خوردن و بحث درباره آنها نشان دهد

00:44:40.180 --> 00:44:43.725
اما تفاسیر خودش درباره
این موضوع از همه بهتر بود

00:44:43.725 --> 00:44:46.812
و این مسئله هم از تمایلات او برای آشپزی

00:44:46.812 --> 00:44:50.816
و همینطور استفاده بصری از غذا برای
آشکارکردن مواردی چون اغواگری،

00:44:50.816 --> 00:44:54.027
ازدواج، رابطه و قتل برمی خواست

00:44:54.027 --> 00:44:56.113
میدانید، هرچیز اشتها آوری!

00:44:57.239 --> 00:45:02.661
حساسیت او به غذا حتی به
نمایش خشونت نیز راه یافته است

00:45:02.661 --> 00:45:05.289
همانطور که در مشاهداتش بیان شده

00:45:05.330 --> 00:45:07.916
مسلما در استیکی که بیش از حد خام باشد

00:45:07.916 --> 00:45:10.836
درام بسیار زیادی میتوان پیدا کرد!

00:45:13.964 --> 00:45:16.425
<i>این بهترین غذاییه که
از مدتها پیش خورده ام!</i>

00:45:29.021 --> 00:45:33.942
در " پنجره عقبی" گریس کلی
برای جیمی استوارت غدا می آورد

00:45:33.942 --> 00:45:37.821
و به این روش به او پیشنهاد ازدواج می دهد!

00:45:37.821 --> 00:45:40.616
صحنه مشابهی در فیلم" بدنام" وجود دارد

00:45:40.616 --> 00:45:43.827
جایی که اینگرید برگمن، کری گرانت را
برای شام دعوت می کند

00:45:43.869 --> 00:45:47.289
و به کنایه می گوید چقدر خوب است که آدم
غذایش را شیک و مدرن صرف کند

00:45:47.331 --> 00:45:49.541
<i>خوب من تصمیم گرفتم امشب
خیلی شیک و باکلاس غذا بخوریم</i>

00:45:49.541 --> 00:45:53.170
<i>ازدواج با این کارهایی که میشه هر روز انجام داد
چیز فوق العاده ای به نظر می رسه</i>

00:45:53.212 --> 00:45:55.881
و به او درباره زندگی متاهلی کنایه می زند

00:45:55.923 --> 00:45:58.800
اما استوارت و تلما ریتر در " پنجره عقبی"

00:45:58.800 --> 00:46:00.844
بازهم برسر غذا درباره قتل

00:46:00.844 --> 00:46:03.680
و همسایه های روبرو بحث می کنند

00:46:03.680 --> 00:46:06.350
از آنجایی که ما قتل را ندیده ایم

00:46:06.350 --> 00:46:08.936
تنها عکس العملی که ما از جزئیات شنیع

00:46:08.936 --> 00:46:12.231
حدس های تلما ریتر به دست می آوریم

00:46:12.231 --> 00:46:16.151
<i>اون تنها جاییه که میتونسته توش خونها رو بشوره</i>

00:46:16.652 --> 00:46:20.280
از طریق مشاهده جیمی استوارت است که
کم کم اشتهایش را از دست می دهد!

00:46:20.280 --> 00:46:24.868
مشهورترین جمله درمورد غذا در فیلمهای
هیچکاک

00:46:24.868 --> 00:46:30.582
شاید در فیلم" دستگیری دزد" باشد، جایی که گریس
کلی به شکلی معصومانه،یا شاید هم غیر معصومانه!

00:46:30.582 --> 00:46:33.085
با  سبد پیک نیکی  از
کری گرانت می پرسد:

00:46:33.126 --> 00:46:35.295
<i>خوب ران می خوری یا سینه؟</i>

00:46:35.337 --> 00:46:37.589
<i>انتخاب با خودت!</i>

00:46:37.631 --> 00:46:43.846
گفتگوی مشابهی در فیلم" شمال از شمال غربی"
بین اوامری سنت و  گرانت صورت می گیرد

00:46:43.887 --> 00:46:47.224
آن هم وقتی که او در رستوران قطار جلوی
زن نشسته است

00:46:47.224 --> 00:46:51.144
و زن می گوید که هیچوقت با معده خالی درباره
عشق و عاشقی صحبت نمی کند

00:46:51.144 --> 00:46:54.231
<i>من هیچوقت با معده خالی درباره عشق و
عاشقی صحبت نمی کنم</i>

00:46:54.231 --> 00:46:56.150
<i>ولی تو که غذا خوردی</i>

00:46:56.150 --> 00:46:57.943
<i>خوب تو که نخوردی!</i>

00:46:58.986 --> 00:47:01.155
بعدتر، وقتی آنها در کوپه یکدیگر را می بوسند

00:47:01.155 --> 00:47:04.908
گفتگوهای آنها حول محور آن است که
کری گرانت در مورد غذا،

00:47:04.950 --> 00:47:06.493
لباس و زنان سلیقه خوبی دارد

00:47:06.535 --> 00:47:07.911
و همینطور سلیقه خوبی درمورد زنها ...

00:47:08.579 --> 00:47:12.499
فیلم" طناب" به طور کلی درباره غذایی است
که روی صندوقچه ای سرو می شود

00:47:12.541 --> 00:47:15.502
که قربانی قتلی در آن پنهان شده

00:47:15.502 --> 00:47:17.754
یکی از قاتلین مغرورانه اظهار می کند که

00:47:17.754 --> 00:47:19.798
قرار دادن شمعدانی روی جعبه

00:47:19.840 --> 00:47:22.426
آن را به یک محراب تشریفاتی مبدل می کند

00:47:22.467 --> 00:47:25.345
که مهمانان که شامل خانواده

00:47:25.345 --> 00:47:27.806
دوستان و دوست دختر شخص مرده هستند

00:47:27.806 --> 00:47:30.475
در ضیافت قربانی شرکت و غذا خواهند خورد

00:47:30.475 --> 00:47:33.729
<i>فکر می کنم شمعدانی ها
نماد محرابی تشریفاتی هستند</i>

00:47:33.729 --> 00:47:35.481
<i>که میتوان غذا را برای ضیافت قربانی </i>

00:47:35.481 --> 00:47:37.983
<i>روی آن قرار داد</i>

00:47:37.983 --> 00:47:41.570
بعدا در فیلم اشاره می شود
که شخصیت فارلی گرینجر

00:47:41.612 --> 00:47:45.532
آن قاتل دیگر، در خفه کردن
مرغ ها استاد است

00:47:45.574 --> 00:47:49.077
بحث و گفتگو درباره مرگ و قتل معمولا
در فیلمهایی

00:47:49.119 --> 00:47:51.538
مثل " سوءظن" و " بیگانگان در ترن"
معمولا بر سر میز غذا صورت می گیرد

00:47:51.663 --> 00:47:54.208
و همچنین فیلمهای دیگری چون" جنون"

00:47:54.249 --> 00:47:57.836
که در آن تجربه همسر کاراگاه مسئول پرونده
قاتلی که با کراوات می کشد

00:47:57.878 --> 00:48:03.091
در روبرو شدن با خوراکی از آشپزی
مدرن با ظاهری بسیار زننده در طول فیلم

00:48:03.133 --> 00:48:05.010
لایه ای از طنز...

00:48:05.010 --> 00:48:05.928
<i>چه خوشمزه است!</i>

00:48:05.969 --> 00:48:06.929
به جریان پیشرفت تحقیقات اضافه می کند

00:48:07.804 --> 00:48:11.391
ولی مواد تشکیل دهنده اش
 برام یکمی نا آشنا هستن!

00:48:11.391 --> 00:48:14.937
باب راسک قاتل که نقشش
را بری فاستر بازی می کند

00:48:14.937 --> 00:48:20.025
در بازار میوه و سبزیجات کار می کند و یکی
از جسد ها را در کیسه سیب زمینی پنهان می کند

00:48:20.025 --> 00:48:24.446
او بعد ها می بایست یک مدرک را از آنجا
بردارد،سنجاق کراواتش

00:48:24.446 --> 00:48:27.866
که مقتول درحین خفه شدن
چنگ زده بوده

00:48:28.784 --> 00:48:31.328
و البته، غذا در منوی فیلم" روانی" نیز وجود دارد

00:48:31.370 --> 00:48:33.705
<i>تو اصلا غذات رو نخوردی، نه؟</i>

00:48:33.705 --> 00:48:35.707
<i>بهتره برگردم دفتر</i>

00:48:35.707 --> 00:48:39.002
<i>این ساعتهای غذاخوردن اضافی
باعث میشه رئیسم زخم معده جنسی پیدا کنه!</i>

00:48:39.044 --> 00:48:41.755
آن هم از همان صحنه اول که جنت لی و جان گاوین

00:48:41.797 --> 00:48:44.049
در ساعت غذا خوردن باهم دیدار می کنند
تا رابطه جنسی داشته باشند

00:48:44.049 --> 00:48:47.135
تا آخرین غذای زن با نورمن بیتس

00:48:47.135 --> 00:48:49.555
یک ساندویچ ساده و یک لیوان شیر

00:48:49.555 --> 00:48:51.431
که در طول خوردنش او زن را نگاه می کند

00:48:51.431 --> 00:48:55.102
شما... شما مثل پرنده غذا می خورید

00:48:55.102 --> 00:48:58.772
خوب البته شما که متخصص
پرنده هستید باید هم بدونید

00:48:58.772 --> 00:49:03.193
در فیلم" ربه کا" خانم دانورس، خانم
دووینتر دوم را دچار دلهره می کند

00:49:03.235 --> 00:49:05.445
<i>میخواستم بدونم آیا شما منوی غذا
رو تایید می کنید؟</i>

00:49:05.445 --> 00:49:10.492
آن هم با درخواست پرکردن بخشهای خالی
منوی غذا برای پیشنهاد سس موردنظرش

00:49:10.534 --> 00:49:13.036
<i>البته من قسمت سس رو خالی گذاشتم</i>

00:49:13.036 --> 00:49:16.832
در فیلم" قضیه پاراداین" لرد هرفیلد، که
چارلز لاوتون نقشش را بازی می کند

00:49:16.874 --> 00:49:20.711
اظهار می کند که آن تاد
زن بسیار اشتها آوری است!

00:49:20.752 --> 00:49:22.671
<i>شما خیلی اشتها آور به نظر می رسید!</i>

00:49:22.671 --> 00:49:24.173
زن با ظرافت جواب می دهد

00:49:24.173 --> 00:49:28.093
<i>چه تعارف قشنگی، اون هم از طرف
آدم خوراک شناسی مثل شما لرد هرفیلد</i>

00:49:28.093 --> 00:49:31.722
بخشی از توطئه موجود در نسخه دوم فیلم
" مردی که زیاد می دانست"

00:49:31.722 --> 00:49:33.807
در رستورانی در مراکش فاش می شود

00:49:33.807 --> 00:49:39.271
جایی که جیمی استوارت نمیتواند
غذای محلی را به درستی بخورد

00:49:39.271 --> 00:49:42.232
هیچکاک به همه گفته بود از تخم مرغ متنفر است

00:49:42.232 --> 00:49:45.861
تعجبی ندارد که در فیلم
"دستگیری دزد"، جسی رویس لندیس

00:49:45.903 --> 00:49:49.448
سیگارش را در بشقاب
تخم مرغی خاموش می کند

00:49:49.448 --> 00:49:51.617
در فیلم " پرندگان" درجایی اشاره می شود

00:49:51.617 --> 00:49:54.411
که پرندگان درحال انتقام گرفتن از بشر هستند

00:49:54.453 --> 00:49:56.830
آن هم بخاطر اینکه آنها را می خورده اند

00:49:57.581 --> 00:50:01.210
پیش نمایش فیلم" پرندگان" با هیچکاک
درحال خوردن مرغی شروع می شود

00:50:01.251 --> 00:50:05.130
<i>من این روزها خیلی به پرندگان
احساس نزدیک می کنم</i>

00:50:05.130 --> 00:50:07.090
<i>و احساس آنها را درک
کرده ام، آنهم وقتی که...</i>

00:50:08.967 --> 00:50:10.761
<i>فکر نکنم دیگه بتونم غذا بخورم!</i>

00:50:10.761 --> 00:50:12.971
<i>اصلا در مقابل شما کار مناسبی نیست!</i>

00:50:12.971 --> 00:50:17.726
او به طرف مشابهی، فیلم" جنون " را با ایستادن
در مقابل کیسه سیب زمینی ای معرفی می کند

00:50:17.726 --> 00:50:20.103
و وحشت سبزیجات!

00:50:21.230 --> 00:50:23.357
من تاحالا درباره پاچه گوسفند،

00:50:23.398 --> 00:50:26.485
و ران مرغ شنیده بودم، ولی
پای سیب زمینی؟ به هیچ وجه!

00:50:29.112 --> 00:50:32.449
مثالهایی از استفاده خوراکی ها
در فیلمهای هیچکاک هنوز ادامه دارد

00:50:32.449 --> 00:50:38.831
شمول سیستماتیک و تقریبا اجباری
چیزی معمولی چون غذا در سینما

00:50:38.831 --> 00:50:40.707
کاری بود که هیچکاک انجام داد

00:50:40.749 --> 00:50:45.629
و این ترفند دیگری برای درگیر کردن
تماشاگر با داستان و شخصیت هایش بود

00:50:45.629 --> 00:50:51.426
راهی برای برانگیختن اشتها و
و جلب توجه و تهییج کردن ما

00:50:51.426 --> 00:50:54.805
راهی برای بیشتر خواستن ما،
و بازگشت مجدد به سوی او

00:50:54.805 --> 00:50:57.099
و تقاضا کردن بشقاب بعدی!

00:50:58.725 --> 00:51:02.354
<i>شاید کمی شانس
آورده اید که راز شما</i>

00:51:02.396 --> 00:51:05.649
<i>به دستان کسی چون من رسیده است</i>

00:51:05.649 --> 00:51:07.693
<i>میدانید که افرادی وجود دارند</i>

00:51:07.734 --> 00:51:10.571
<i>که از چیزی شبیه به این، پول در می آورند؟</i>

00:51:10.612 --> 00:51:13.365
<i>چه فرصت مناسبی برای باج گرفتن!</i>

00:51:13.365 --> 00:51:17.286
تریسی، فرد باج گیر که نقشش
را دانلد کالتروپ بازی می کند

00:51:17.286 --> 00:51:19.454
بیشتر کارهای تئاتری می کرد

00:51:19.496 --> 00:51:23.000
و نقشهای سینمایی اش بیشتر
در قالب شخصیت های منفی بود

00:51:23.041 --> 00:51:26.962
کالتروپ با هیچکاک در سه فیلم دیگر بازی کرد

00:51:27.754 --> 00:51:29.548
"ندای ال استریت"

00:51:29.548 --> 00:51:30.757
"جنایت"

00:51:32.342 --> 00:51:34.511
و " شماره 17"

00:51:35.762 --> 00:51:38.682
مایکل پاول در زندگینامه اش
 می نویسدکه:

00:51:38.682 --> 00:51:41.894
هیچکاک از پیش تصمیم
گرفته بود که دانلد کالتروپ

00:51:41.894 --> 00:51:46.315
بازیگر پیچیده و فوق العاده،
نقش باج گیر را بازی کند

00:51:46.356 --> 00:51:50.611
کالتروپ از خانواده ای مشهور
و با استعداد تئاتری آمده بود

00:51:50.611 --> 00:51:54.239
او از فیلمها متنفر
 ولی عاشق پول بود

00:51:54.281 --> 00:51:58.911
عقیده ای که اغلب در بازیگری فوق العاده اش
 روی پرده پنهان می شد

00:51:58.911 --> 00:52:03.290
<i>من دیشب همه جا را برای پیدا کردن
آن یکی جفت دستکش جستجو کردم</i>

00:52:05.042 --> 00:52:09.463
<i>ولی خوب البته شما کارآگاه ها بهتر
برای یافتن اینها آموزش دیده اید</i>

00:52:09.463 --> 00:52:12.674
بد نیست برای سرگرمی به نحوه قراردادن
بازیگرها در قاب توسط هیچکاک توجه کنید

00:52:12.674 --> 00:52:16.637
و اینکه چطور آنجا پوستر تبلیغاتی
است که روی آن نوشته " سکس بعدی"

00:52:16.637 --> 00:52:20.015
که به وضوح ارجاعی است به اتفاقی که
باعث همه این ماجراها شده

00:52:20.641 --> 00:52:24.978
کالتروپ تنها باج گیر
در فیلمهای هیچکاک نیست

00:52:25.020 --> 00:52:27.439
برجسته ترین آنها ری میلاند است

00:52:27.481 --> 00:52:31.443
که در فیلم" حرف میم را به نشانه مرگ بگیر"
از مردی برای کشتن زنش اخاذی می کند

00:52:31.485 --> 00:52:35.572
در فیلمهای " اعتراف می کنم"،
 " بیگانگان در ترن" باج گیرهایی وجود دارند

00:52:35.614 --> 00:52:37.991
وحتی در فیلم" ربکا"،
با این جمله معروف:

00:52:38.033 --> 00:52:41.495
<i>اخاذی همچین شغل خاصی نیست!</i>

00:52:41.495 --> 00:52:45.207
جان لانگدن که بازیگر انگلیسی
نقشهای اول در سالهای 1930 بود

00:52:45.207 --> 00:52:47.167
و نقش فرانک را در فیلم بازی کرده

00:52:47.167 --> 00:52:50.504
درباره تجربه اش در فیلم" حق السکوت"
می گوید:

00:52:50.504 --> 00:52:55.092
اصلا یادم نمی آید حس کرده باشم بازی
در این فیلم تجربه ای تاریخی بوده است!

00:52:55.092 --> 00:52:58.929
جان لنگدن هم مثل سیریل ریچارد
درمورد تطابق بازی خود

00:52:58.929 --> 00:53:02.683
با میکروفون ها و تکنیک های صدابرداری جدید
مشکلات فراوانی داشت

00:53:02.683 --> 00:53:06.645
او می گفت: به جز ایجاد گرفتگی در گردنم

00:53:06.687 --> 00:53:11.567
هیچ کمکی به من نکرد تا بتوانم
نقشم را راحت تر از کار در آورم

00:53:11.567 --> 00:53:14.486
اما این تنها فیلم هیچکاک نبود

00:53:14.486 --> 00:53:17.531
که در آن کارآگاه، عشق
را به وظیفه ترجیح می دهد

00:53:18.282 --> 00:53:19.950
<i>چرا به من نمیگی؟</i>

00:53:20.742 --> 00:53:23.704
در " خرابکاری"
سیلویا سیدنی شوهرش را

00:53:23.704 --> 00:53:25.956
بر سر میز شام با یک
چاقوی آشپزخانه می کشد

00:53:25.956 --> 00:53:29.001
تنها یک کارآگاه که عاشق سیلویا سیدنی است

00:53:29.001 --> 00:53:30.836
از این جنایت با خبر است

00:53:30.961 --> 00:53:33.213
وقتی او می خواهد
به پلیس اعتراف کند

00:53:33.213 --> 00:53:35.132
<i>اون مرده</i>

00:53:35.132 --> 00:53:40.804
بمبی خانه اش را با تمامی
مدارک جرم نابود می کند

00:53:40.804 --> 00:53:45.309
<i>اون طور که اون مرد بیچاره همسایه
دیشب مرد</i>

00:53:45.350 --> 00:53:47.144
<i>کمی بدشانسی به نظر میاد</i>

00:53:47.186 --> 00:53:49.771
در تمام مدت روبرو شدن با فرد باج گیر

00:53:49.813 --> 00:53:51.064
<i>شاید از روی خوش شانسی بوده</i>

00:53:51.064 --> 00:53:53.775
آلیس عصبی است، اما
فرانک از او دفاع می کند

00:53:53.817 --> 00:53:57.112
<i>که یک مرد مشکوک... با سابقه ای جنایی</i>

00:53:57.154 --> 00:53:58.739
<i>این دوروبرا دیده شده</i>

00:53:58.739 --> 00:54:01.742
چیزی که در فیلم" حق السکوت" جالب است
آن است که داستان

00:54:01.742 --> 00:54:04.953
از انتخاب گزینه اخلاقی
دستگیری مقصر

00:54:04.995 --> 00:54:08.499
<i>سعی نکن همه چیز رو بندازی گردن من،
اصلا به جایی نمی رسی</i>

00:54:08.499 --> 00:54:10.584
به حمایت از آن مجرم تغییر جهت می دهد

00:54:10.584 --> 00:54:14.379
فرانک حتی تا بدانجا پیش می رود که
تقصیر را به گردن کسی بیندازد

00:54:14.379 --> 00:54:16.215
که اصلا مرتکب جرم نشده

00:54:16.215 --> 00:54:22.054
<i>خوب کمی بدشانسی آورده که اسکاتلند یارد
همین الان داره دنبال اون مرد می گرده</i>

00:54:22.095 --> 00:54:26.433
البته باج گیر آدم حقه بازی است و سابقه
جنایی هم دارد

00:54:26.433 --> 00:54:28.769
اما اون هنرمند رو نکشته است

00:54:28.769 --> 00:54:33.857
از این بابت بیگناه است، اما این مساله باعث
نمی شود که فرانک بی خیالش شود

00:54:36.902 --> 00:54:38.111
هی!

00:54:38.779 --> 00:54:40.823
تعقیب شخصیت منفی در اوج فیلم

00:54:40.864 --> 00:54:44.243
در بریتیش میوزیوم یک کار خالص هیچکاکی است

00:54:44.243 --> 00:54:46.912
شخصیت منفی به روی سقف موزه می رود

00:54:46.912 --> 00:54:50.457
شما دنبال من نیستید،
دنبال اونید ازش بپرسید

00:54:50.457 --> 00:54:52.209
آخه معشوقه اون....

00:54:52.209 --> 00:54:56.380
و در نهایت از بالای سقف به درون
گالری های زیر آن می افتد

00:54:56.380 --> 00:55:00.133
صحنه سقوط در فیلم" حق السکوت" در فیلم
" مردی که  زیاد می دانست"

00:55:00.133 --> 00:55:02.010
در رویال آلبرت هال

00:55:02.010 --> 00:55:04.805
در کوه راشمور در " شمال از شمال غربی"

00:55:04.847 --> 00:55:08.350
 مجسمه آزادی در" خرابکار"

00:55:08.350 --> 00:55:10.853
و سقوط از برج کلیسا در
"سرگیجه" انعکاس پیدا می کند

00:55:10.894 --> 00:55:15.524
حتی در فیلم" جنایت"، قاتل که می داند
رازش قرار است فاش شود

00:55:15.566 --> 00:55:18.110
خودش را در حال انجام
حرکات آکروباتیک دار می زند

00:55:20.696 --> 00:55:25.033
در بسیاری از فیلمهای هیچکاک، تعقیب
عنصری بسیار مهم محسوب می شود

00:55:25.075 --> 00:55:29.663
هیچکاک سلیقه و روش خود در مورد تعقیب را
بیشتر از کتابها بدست آورده بود

00:55:29.663 --> 00:55:33.292
هیچکاک گفته بود:
من از نویسندگانی مثل جان بیوکان

00:55:33.292 --> 00:55:38.046
جی پی پریسلی، جان گالزورزی و
مری بلاک لاندرز

00:55:38.046 --> 00:55:40.632
بیشتر از دیدن فیلمها مطلب استخراج کردم

00:55:41.091 --> 00:55:45.596
از کتابها خوشم میاد، چون پراز
تعقیب و گریز و موارد روانشناسی است

00:55:46.471 --> 00:55:51.143
تعقیب ها در فیلمهای من نتیجه
تکنیکهای مدرن فیلمسازی است

00:55:51.143 --> 00:55:55.397
که با آنچه از این رمان ها
دریافت کرده ام ترکیب شده است

00:55:55.397 --> 00:55:58.317
برای هیچکاک، در ساختار تعقیب ایده آلش

00:55:58.358 --> 00:56:02.446
ضربان و پیچیدگی آن تعقیب
درواقع انعکاس مناسبی از

00:56:02.488 --> 00:56:06.742
شدت روابط بین شخصیت ها
 در فیلم" حق السکوت" است

00:56:07.618 --> 00:56:11.872
به گفته هیچکاک: تعقیب از بسیاری
موارد نتیجه نهایی به حساب می آید

00:56:11.872 --> 00:56:17.252
تعقیب تقریبا 60 درصد ساختار
داستان فیلم را در بر می گیرد

00:56:19.338 --> 00:56:21.840
مایکل پاول می گوید:
وقتی که مسئله تعقیب در خیابان ها پیش آمد

00:56:21.882 --> 00:56:25.469
ایده ای را مطرح کردم که
مدتها بود در ذهنم می پروراندم

00:56:25.469 --> 00:56:29.056
او می گوید: هیچ اجازه نمیداد
تعقیبی معمولی در خیابان ها

00:56:29.056 --> 00:56:31.266
مثل همانکه در فیلم مستاجر بود در
فیلمش مورد استفاده قرار بگیرد

00:56:32.643 --> 00:56:36.605
به او گفتم بیا تعقیب را به جای عجیبی ببریم
که خود به تنهایی مکان سرگرم کننده ای باشد

00:56:37.147 --> 00:56:41.109
من به فکر اوقاتی افتادم که به سالن
مطالعه بریتیش میوزیوم می رفتم

00:56:41.151 --> 00:56:44.738
تا پدربزرگم را ببینم، که تاثیر
بسیار زیادی روی من داشت

00:56:44.738 --> 00:56:48.951
بخصوص تصویر هیکل خمیده او پشت میز که
بلندای قفسه ها او را مثل کوتوله ای کرده بود

00:56:48.951 --> 00:56:53.163
و برفراز سرش سقف مدور شیشه ای بود
که تمامی آن سالن را در بر گرفته بود

00:56:53.163 --> 00:56:55.707
مایکل پاول ادامه می دهد:

00:56:55.707 --> 00:56:58.752
گفتم بیا کاری کنیم که او شبانه
به بریتیش میوزیوم برود

00:56:58.752 --> 00:57:03.090
و در سالنی پر از مومیایی های مصری و
تندیس های مرمری مورد تعقیب قرار گیرد

00:57:03.131 --> 00:57:06.969
از جایی بالا برود و بالاخره گیر بیفتد

00:57:07.010 --> 00:57:12.099
و ازبالای سقف شیشه ای مدور به
درون سالن مطالعه بیفتد و گردنش بشکند

00:57:12.140 --> 00:57:15.352
هیچ که خودش اهل لندن بود

00:57:15.352 --> 00:57:17.187
هیچوقت پایش را به سالن
مطالعه بریتیش میوزیوم نگذاشته بود

00:57:17.187 --> 00:57:19.773
اما قابلیت های موجود
در این ایده را دیده بود

00:57:19.815 --> 00:57:23.986
بنابراین من میتوانم با
فروتنی ادعا کنم که ابداع کننده

00:57:24.027 --> 00:57:30.033
آن نقطه اوجی بودم که هیچکاک از طریق
تعقیب در فیلم" حق السکوت" نشان داده بود

00:57:30.033 --> 00:57:35.455
بدبختانه به هیچکاک اجازه داده نشد
صحنه را آنطوری فیلمبرداری کند

00:57:35.455 --> 00:57:38.792
هیچکاک در فیلم" حق السکوت" ازفوت و فن های
گول زننده ای برای گرفتن آن نماها استفاده کرد

00:57:38.792 --> 00:57:41.753
مخصوصا در سکانس   بریتیش میوزیوم

00:57:41.753 --> 00:57:43.964
هیچکاک به فرانسوا تروفو گفته بود:
ما از تکنیک فرایند شوفتان استفاده کردیم،

00:57:43.964 --> 00:57:49.386
چون در موزه نور کافی
برای فیلمبرداری نداشتیم.

00:57:49.386 --> 00:57:53.348
تهیه کنندگان فیلم" حق السکوت" چیزی در باره
فرایند شوفتان نمی دانستند

00:57:53.390 --> 00:57:57.352
تکنیکی که در آن بخشی از نمای دوربین
با آینه ای پوشانده می شود

00:57:57.853 --> 00:58:00.689
و به ما اجازه می دهد تصویری
را از قطعات مختلفی سرهم کنیم

00:58:00.731 --> 00:58:04.234
و این ترس را داشتیم که ممکن
است به این ایده اعتراض کنند

00:58:04.234 --> 00:58:06.820
این کار بدون اطلاع آنها انجام شد

00:58:06.820 --> 00:58:10.574
درحقیقت جان مکسول، تهیه کننده
" حق السکوت"

00:58:10.574 --> 00:58:12.743
فکر کرده بود فیلمبرداری جلوه های ویژه

00:58:12.743 --> 00:58:16.580
ممکن بود روند تولید را به عقب
بیندازد و بودجه فیلم را افزایش دهد

00:58:16.580 --> 00:58:18.624
هیچکاک درحالی که جلوه های
ویژه را فیلمبرداری می کرد

00:58:18.624 --> 00:58:21.376
 دوربینی در کناری گذاشته بود

00:58:21.418 --> 00:58:24.671
که از نامه ای برای نمای اینسرتی فیلمبرداری
می کرد، آن هم برای اینکه اگر کسی از

00:58:24.671 --> 00:58:28.467
تولید کنندگان بی خبر آمد،
 آن را نشانش بدهند!

00:58:28.467 --> 00:58:32.554
وقتی ماکسول فیلم را دید،
 فوق العاده تعجب کرد

00:58:34.097 --> 00:58:37.684
شکل دهی به داستان در
مکانی خاص، راهی هوشمندانه

00:58:37.726 --> 00:58:40.354
برای درگیر کردن
بینندگان با شخصیت ها بود

00:58:40.395 --> 00:58:44.691
در فیلم" خرابکار"، این حقیقت
که برخورد نهایی بین قهرمان

00:58:44.691 --> 00:58:48.070
و شخصیت منفی روی مجسمه آزادی
شکل می گرفت

00:58:48.070 --> 00:58:51.365
با طرح داستانی که درمورد
خیانتکاران

00:58:51.365 --> 00:58:53.992
واساسا نبرد برای آزادی است،
گره خورده

00:58:53.992 --> 00:58:58.080
در" شمال از طریق شمال غربی"
برخوردی از همان نوع

00:58:58.080 --> 00:59:00.958
در بالای کوه راشمور صورت می گیرد

00:59:00.958 --> 00:59:02.876
که آن نیز مکانی
مناسب محسوب می شود

00:59:02.918 --> 00:59:05.462
چرا که فیلم درباره رازهای
مسئولین حکومتی است

00:59:06.338 --> 00:59:09.007
" وحشت صحنه" فیلمی
درباره نقش بازی کردن است

00:59:09.007 --> 00:59:13.887
شخصیت منفی در این فیلم بازیگری است، که نقش
قربانی را به شکل قانع کننده ای بازی می کند

00:59:13.929 --> 00:59:17.140
او در حقیقت قاتلی روانی است

00:59:17.933 --> 00:59:24.690
بنابراین هنرهای دراماتیک،
نقشی اساسی در داستان دارند

00:59:24.690 --> 00:59:28.277
عناصر اصلی فیلم" مامور مخفی" در
سوئیس می گذرند

00:59:28.277 --> 00:59:32.322
بنابراین هیچکاک صحنه ای را درون یک
کارخانه شکلات سازی صحنه پردازی می کند

00:59:32.322 --> 00:59:35.784
ابتدای فیلم" خبرنگار خارجی" در هلند می گذرد

00:59:35.784 --> 00:59:39.663
بنابراین هیچکاک با بازیگوشی از آسیابهای بادی
به عنوان ابزاری در داستان استفاده می کند

00:59:40.289 --> 00:59:44.251
بسیاری از یادبودهای تاریخی به شکلی
فراموش نشدنی با سینمای هیچکاک گره خورده اند

00:59:44.251 --> 00:59:49.047
این موارد شامل: رویال آلبرت هال
در هر دو نسخه" مردی که زیاد می دانست"

00:59:49.089 --> 00:59:51.592
پل تاور بریج در فیلم" دیوانه وار"

00:59:51.633 --> 00:59:54.428
و پل گلدن گیت در" سرگیجه" می باشند

00:59:54.428 --> 00:59:57.514
شهرهایی واقعی مثل خلیج بودگا
در فیلم"پرندگان"

00:59:57.514 --> 01:00:00.726
به اندازه خود فیلمها نمادین شده اند

01:00:02.728 --> 01:00:04.313
<i>سلام</i>

01:00:04.313 --> 01:00:07.649
<i>خیلی کم شما رو صبح
به این زودی دیده ام</i>

01:00:07.649 --> 01:00:10.068
<i>اومدید فرانک رو ببینید؟</i>

01:00:10.068 --> 01:00:11.445
<i>نه</i>

01:00:12.237 --> 01:00:15.782
<i>میخوام بازرس والس رو ببینم لطفا</i>

01:00:15.782 --> 01:00:18.994
در " حق السکوت" آلیس
می خواهد اعتراف کند

01:00:18.994 --> 01:00:21.914
<i>خوب فکر کنم میخواید بهش بگید
کی اینکارو کرده خانم!</i>

01:00:21.914 --> 01:00:24.666
هیچکاک در اینجا به دقت قیافه و لباس
او را طراحی کرده است

01:00:24.708 --> 01:00:25.667
<i>بله</i>

01:00:25.709 --> 01:00:27.753
او لباسی به رنگ روشن پوشیده است

01:00:27.794 --> 01:00:31.673
و دیگر لباس سیاه اول فیلم
را به تن ندارد

01:00:31.673 --> 01:00:35.511
لباس ها نیز بخش مهمی از
زبان هیچکاک به حساب می آمدند

01:00:35.552 --> 01:00:38.222
"سرگیجه" فیلمی است که
در حد افراط ز این بابت استفاده کرده است

01:00:38.263 --> 01:00:40.265
چرا که درواقع بخشی از طرح داستانی
به حساب می آمده

01:00:40.265 --> 01:00:43.435
<i>بهتره چیزی رو که مجبورم همین الان بگم</i>

01:00:43.435 --> 01:00:46.355
وقتی که آلیس درحال اعتراف کردن است

01:00:46.355 --> 01:00:48.941
<i>چیزی که میخوام بگم اینه که...</i>

01:00:48.941 --> 01:00:51.276
<i>- من کسی بودم که...
- یه لحظه صبر کنید لطفا...</i>

01:00:51.276 --> 01:00:52.069
تلفن زنگ می زند

01:00:52.110 --> 01:00:52.861
<i>الو؟</i>

01:00:52.861 --> 01:00:56.156
آلیس به نوعی، درست
همانند خود فیلم...

01:00:56.156 --> 01:00:57.950
با صدای زنگ تلفن نجات پیدا می کند

01:00:57.950 --> 01:01:01.370
<i>بله، گوشی رو نگهدار، میشه شما به این
خانم رسیدگی کنید؟ من کارم یکم طول می کشه!</i>

01:01:01.370 --> 01:01:02.996
سینما برنده می شود

01:01:02.996 --> 01:01:03.872
بله قربان!

01:01:03.914 --> 01:01:06.583
زنگ تلفن باعث می شود فرانک آلیس
را به بیرون ببرد

01:01:06.625 --> 01:01:08.794
و او را از اعتراف کردن به حقیقت نجات دهد

01:01:08.836 --> 01:01:14.967
و میگذارد مردم فکر کنند که تریسی،
یا همان باج گیر درواقع قاتل است

01:01:14.967 --> 01:01:17.719
<i>پس پیداش کردید خانم!</i>

01:01:17.761 --> 01:01:19.471
<i>بهتون گفت کی این کار رو کرده؟</i>

01:01:20.931 --> 01:01:22.933
<i>بله</i>

01:01:22.933 --> 01:01:27.146
<i>بهتره حواست رو جمع کنی،
وگرنه کارت رو از دست میدی پسرم!</i>

01:01:27.146 --> 01:01:31.483
این یک پیچش کنایی است.
و شاید هم یک حکم حبس ابد برای زن!

01:01:32.109 --> 01:01:36.280
آیا او واقعا دوست دارد تحت
شرایط عادی با این مرد زندگی کند؟

01:01:36.280 --> 01:01:38.866
ولی خوب، مگر چه حق انتخاب دیگری دارد؟

01:01:38.866 --> 01:01:43.871
هیچکاک گفته بود که در اصل پایان
دیگری برای این فیلم درنظر گرفته بود

01:01:43.871 --> 01:01:47.749
او گفته بود پس از تعقیب و مرگ شخصی
که باج خواهی می کرد

01:01:47.791 --> 01:01:49.459
قرار بود دختر دستگیر شود

01:01:49.501 --> 01:01:54.131
و مرد جوان همان کارهایی را
انجام می دهد که در اول فیلم دیده ایم

01:01:54.173 --> 01:01:58.218
او را دستبند می زند، کارهای دفتری
اداره پلیس را و سایر موارد را انجام می دهد

01:01:58.218 --> 01:02:01.638
و بعد او را با همکار قدیمی اش
در دستشویی می بینیم

01:02:01.680 --> 01:02:05.184
و او بدون اینکه از ماجرا با خبر
باشد از همکارش می پرسد

01:02:05.184 --> 01:02:07.144
امشب با دوست دخترت بیرون می روی؟

01:02:07.144 --> 01:02:10.731
و مرد هم جواب می دهد:نه امشب
یکراست به خانه می روم

01:02:10.731 --> 01:02:13.317
و فیلم به همین شیوه تمام می شود

01:02:13.317 --> 01:02:16.528
اما تهیه کننده ها گفتند که این پایان
بسیار افسرده کننده است

01:02:16.528 --> 01:02:20.991
در نمایشنامه در پایان مشخص می شود که
نقاش مشکل قلبی داشته

01:02:20.991 --> 01:02:25.829
و بخاطر آن مرده است
و روی چاقو افتاده است

01:02:25.829 --> 01:02:30.626
ما تابلوی دلقک را در موقعیت
های مختلفی در فیلم مشاهده می کنیم

01:02:30.667 --> 01:02:33.253
وقتی که آلیس وارد
استودیوی  نقاش می شود

01:02:33.253 --> 01:02:36.256
از پنجره بیرون را نگاه
می کند و پلیسی را می بیند

01:02:36.256 --> 01:02:38.967
بعد به تابلوی نقاشی
نگاه می کند و می خندد

01:02:38.967 --> 01:02:42.721
این دلقک سنتی دربار استخدام شده
بوده تا جامعه را به تمسخر بگیرد

01:02:42.763 --> 01:02:44.556
آلیس وقتی به پلیس می خندد

01:02:44.556 --> 01:02:47.559
خود را با تابلوی نقاشی یکی می بیند

01:02:47.559 --> 01:02:51.021
چرا که درواقع او به فرانک می خندد

01:02:51.021 --> 01:02:55.150
بعد از جنایت، آلیس نقاشی
را پاره می کند چرا که می داند

01:02:55.150 --> 01:03:00.197
انگشت اتهام دلقک همواره
به سوی خودش بوده است

01:03:01.448 --> 01:03:04.618
اما این دلقک اکنون به چه می خندد؟

01:03:04.618 --> 01:03:08.080
آن هم در انتهای فیلم؟
آیا به وضعیت کنایه آمیز آلیس می خندد؟

01:03:08.121 --> 01:03:10.332
به عشق می خندد؟ به مسئولین می خندد؟

01:03:10.374 --> 01:03:14.545
شاید هم به ما تماشاچیان می خندد

01:03:17.923 --> 01:03:22.261
وضعیت کنایه آمیز انتهای فیلم نیز
به نوعی امضای هیچکاک به حساب می آید

01:03:22.302 --> 01:03:26.765
پایان کنایی در فیلم" جنایت"، جایی
که آنچه قاتل را به قتل وا می دارد

01:03:26.765 --> 01:03:29.685
حفظ  راز معشوقه اش بوده

01:03:29.685 --> 01:03:32.855
<i>قتل ناگهانی برای ساکت کردن زنی</i>

01:03:32.855 --> 01:03:37.734
<i>که رازش را می دانسته و میخواسته آن
را برای زنی که مرد دوست داشته فاش کند</i>

01:03:37.734 --> 01:03:40.320
<i>این هم ملودرامی براری شما سرجان!</i>

01:03:40.320 --> 01:03:44.283
همان رازی که آن ازن
از قبل از آن با خبر بوده

01:03:44.283 --> 01:03:47.661
پایان های کنایی دیگری را می توان
در فیلم " دیوانه وار" مشاهده نمود

01:03:47.661 --> 01:03:49.997
آقای راسک، شما که کراوات نبسته اید!

01:03:50.038 --> 01:03:51.331
<i>آقای راسک</i>

01:03:52.833 --> 01:03:54.877
<i>شما کراوات نبسته اید</i>

01:03:55.794 --> 01:03:59.965
و در فیلم" دستگیری دزد"
اوه ، مادر واقعا عاشق اینجا میشه!

01:03:59.965 --> 01:04:08.307
پس تو اینجا زندگی می کنی؟
اوه مادر واقعا عاشق اینجا میشه!

01:04:08.307 --> 01:04:10.517
و یا در فیلم" بیگانگان در ترن"

01:04:10.517 --> 01:04:12.895
تو گای هینز نیستی؟

01:04:12.895 --> 01:04:17.024
معذرت می خوام، ولی
شما گای هینز نیستید؟

01:04:17.024 --> 01:04:21.361
سوالی که از همان ابتدای فیلم،
موتور طرح داستانی را به جریان انداخت

01:04:24.281 --> 01:04:28.327
"حق السکوت" در تبلیغات به عنوان
اولین فیلم ناطق انگلیسی معرفی شد

01:04:28.827 --> 01:04:34.374
مایکل پاول نوشته: فیلم یک موفقیت
کامل بود و هیچکاک را به قله ها رساند

01:04:35.083 --> 01:04:38.504
تمام فضا و تعلیق های فیلم "مستاجر"

01:04:38.504 --> 01:04:41.381
به همراه چند ترفند با استفاده از صدا

01:04:41.423 --> 01:04:46.595
فیلم تمام جذابیت های یک فیلم صامت
را به همراه تعلیق در خود داشت

01:04:47.179 --> 01:04:51.517
وقتی فیلم به هالیوود رسید، هیچ
با سیلی از پیشنهاد ها روبرو شد

01:04:51.517 --> 01:04:56.396
اما او هنوز آماده رفتن نبود

01:04:56.396 --> 01:05:01.235
آلفرد هیچکاک گفته بود: به
نظرم یکبار کسی به من گفت

01:05:01.276 --> 01:05:03.403
تصور شما از خوشبختی چیست؟

01:05:03.445 --> 01:05:06.698
و من گفتم: یک افق خالی

01:05:06.740 --> 01:05:10.035
بدون ابر و بدون تاریکی

01:05:10.035 --> 01:05:11.703
بدون هیچ چیز!

01:05:11.745 --> 01:05:14.248
این گفته بسیار از کسی که

01:05:14.289 --> 01:05:16.208
پشت سرش چنان میراثی از
تصاویرمتحرک برجای گذاشته

01:05:16.208 --> 01:05:19.628
 غیر منتظره است

01:05:19.628 --> 01:05:22.756
اما به نظر می رسد منظور
هیچکاک در اینجا آن بوده

01:05:22.798 --> 01:05:26.343
که ایده اش از خوشبختی
یک پرده خالی است

01:05:26.343 --> 01:05:29.429
جایی که او بتواند تصویر
دلخواهش را خلق کند

01:05:30.305 --> 01:05:33.809
و با فیلم" حق السکوت"
و آن فیلمهای اولیه

01:05:33.809 --> 01:05:37.020
به نظر میرسد هیچ ، استفاده
از صدا را مشروعیت بخشید

01:05:37.020 --> 01:05:41.358
اما از سوی دیگر قدم
بزرگی برای سینما برداشت

01:05:43.610 --> 01:05:49.199
او کارش را ادامه داد و یکی از شگفت انگیزترین
 حرفه های سینمایی را از آن خود کرد

01:05:49.199 --> 01:05:52.119
و آن فیلمهای اولیه بود که
فضا را برایش فراهم کرد

01:05:52.119 --> 01:05:55.581
و تمامی فیلمهایی را که هیچ
بعد ها ساخت را باهم مرتبط کرد

01:05:57.332 --> 01:05:59.793
در فیلمهایش دختران موطلایی را داریم

01:05:59.835 --> 01:06:04.506
زنان یا مردان خطاکار، آدمهای منفی

01:06:04.506 --> 01:06:08.343
کارآگاه ها، تعقیب

01:06:08.343 --> 01:06:10.304
طنز

01:06:11.096 --> 01:06:13.015
غذا

01:06:13.015 --> 01:06:14.892
جاسوس ها

01:06:14.892 --> 01:06:20.564
چشم چرانی، تعلیق

01:06:20.564 --> 01:06:22.566
جنسیت

01:06:23.567 --> 01:06:24.943
قنل

01:06:27.029 --> 01:06:30.741
زبان سینمایی منحصر به فرد، و دست آخر
مک گافین را داریم

01:06:30.782 --> 01:06:37.331
چیزی که محرک طرح داستانی است،
اما چندان هم اهمیت ندارد

01:06:37.331 --> 01:06:41.001
تعداد کمی از فیلمسازان می توانند ادعا کنند
که نشانی تجاری هستند

01:06:41.043 --> 01:06:46.507
اما هیچکاک نشانی تجاری بود و همواره نیز
باقی خواهد ماند

01:06:52.513 --> 01:06:55.974
فرانسوا تروفو گفته: وقتی من فیلمی را
کارگردانی می کنم

01:06:55.974 --> 01:06:59.061
و متوجه می شوم با صحنه ای مشکل دارم

01:06:59.061 --> 01:07:03.273
اگر به هیچکاک فکر کنم،
همواره راه حلی می یابم

01:07:05.567 --> 01:07:09.029
شکی نیست که بیشتر
فیلمسازان به هیچکاک مدیون هستند

01:07:09.822 --> 01:07:13.575
و ما به عنوان تماشاچی نیز به او مدیونیم

01:07:13.742 --> 01:07:16.328
اگر گفته تروفو را کمی
تغییر دهیم باید بگوئیم:

01:07:16.328 --> 01:07:18.914
اگر در دیدن فیلمی که
تماشا می کنید مشکلی دارید

01:07:18.914 --> 01:07:23.335
می توانید همیشه با دیدن مجدد
فیلمی از هیچکاک تسلی پیدا کنید

01:07:24.294 --> 01:07:26.839
شک نداشته باشید فیلم به شما
یادآوری می کند

01:07:26.839 --> 01:07:36.306
هنر سینما چه اندازه
می تواند تاثیر گذار باشد

01:07:36.330 --> 01:07:48.330
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:07:48.354 --> 01:08:08.354
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.