﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:20.143 --> 00:00:21.728
‫<i>آزمایش می‌کنم...</i>

00:00:21.730 --> 00:00:24.315
‫<i>اون دستگاه کوفتیت روشنه؟</i>

00:00:24.649 --> 00:00:25.649
‫<i>آره.</i>

00:00:26.192 --> 00:00:28.902
‫<i>خب، بیا یه کم آروم شروع کنیم. اوم...</i>

00:00:31.030 --> 00:00:33.079
‫این فیلم برگرفته از جلسات مصاحبه
‫بین الیزابت تیلور و ریچارد مریمن

00:00:33.103 --> 00:00:35.301
‫روزنامه‌نگار است که به عنوان تحقیق
‫برای نوشتن یک کتاب انجام شده بود.

00:00:35.326 --> 00:00:37.661
‫<i>بذار فکر کنم. یه لحظه صبر کن.</i>

00:00:39.581 --> 00:00:42.500
‫<i>-یه نوشیدنی دیگه می‌خوای؟
‫-آره. تو چی؟</i>

00:00:44.127 --> 00:00:47.003
‫<i>اسکاچ و سودا برای دوستم.</i>
‫نوارها اخیراً کشف شده است.

00:00:47.005 --> 00:00:48.963
‫<i>جک دنیلز</i>.
‫نوارها اخیراً کشف شده است.

00:00:48.965 --> 00:00:50.466
‫<i>یه نصفه بطری داری؟</i>

00:00:50.466 --> 00:00:53.511
‫<i>♪ اون شبی که شامپاین رو اختراع کردیم ♪</i>

00:00:53.856 --> 00:00:56.823
‫ضبط این نوارها در سال ۱۹۶۴ آغاز شد، زمانی که الیزابت در اوج شهرتش بود.

00:00:56.847 --> 00:00:59.392
‫<i>ببخشید. چی شده؟</i>

00:01:01.268 --> 00:01:03.520
‫<i>اوم... من فقط مجذوب...</i>

00:01:03.521 --> 00:01:06.774
‫<i>پدیده الیزابت تیلور شدم.</i>

00:01:06.775 --> 00:01:08.025
‫<i>اوهوم.</i>

00:01:08.483 --> 00:01:10.986
‫<i>فکر می‌کنی تصویر عمومیت چیه؟</i>

00:01:10.986 --> 00:01:13.030
‫<i>-تصویر عمومی من؟
‫-آره.</i>

00:01:13.031 --> 00:01:14.197
‫<i>اوه.</i>

00:01:17.825 --> 00:01:22.206
‫<i>فکر می‌کنم، یه بانوی غیرقابل اعتماد باشه،</i>

00:01:22.206 --> 00:01:24.542
‫<i>کاملاً سطحی.</i>

00:01:26.251 --> 00:01:28.087
‫<i>خیلی هم خوشگل نیست.</i>

00:01:28.087 --> 00:01:29.671
‫<i>خیلی خوشگل نیست؟</i>

00:01:29.673 --> 00:01:31.924
‫<i>منظورم از درونه.</i>

00:01:31.924 --> 00:01:33.802
‫<i>تصویر درونی‌ش خیلی قشنگ نیست</i>

00:01:35.010 --> 00:01:38.305
‫<i>شاید، به خاطر زندگی شخصیم،</i>

00:01:38.305 --> 00:01:41.099
‫<i>یه چیز نامشروع رو تداعی می‌کنم.</i>

00:01:42.727 --> 00:01:44.771
‫<i>ولی من نامشروع نیستم.</i>

00:01:45.855 --> 00:01:47.563
‫<i>و بی‌اخلاق هم نیستم.</i>

00:01:49.358 --> 00:01:51.403
‫<i>اشتباهاتی کردم.</i>

00:01:52.778 --> 00:01:54.656
‫<i>و تاوانشم دادم.</i>

00:01:55.531 --> 00:01:58.492
‫<i>ولی بازم کافی نیست.</i>

00:01:58.492 --> 00:02:04.290
‫<i>می‌دونم که هیچوقت نمی‌تونم بدهیم رو صاف کنم.</i>

00:02:07.376 --> 00:02:10.711
‫<i>ولی اینا چیزایی نیست که بتونی تو داستان بنویسی.</i>

00:02:18.096 --> 00:02:19.930
‫<i>می‌خوام یه کم درباره</i>

00:02:19.931 --> 00:02:21.889
‫<i>کارت بپرسم، می‌دونی.</i>

00:02:21.889 --> 00:02:25.602
‫<i>فکر می‌کنی خودت حرفه‌ات رو ساختی،</i>

00:02:25.603 --> 00:02:27.562
‫<i>یا اینکه اتفاقی برات پیش اومد؟</i>

00:02:27.562 --> 00:02:29.687
‫<i>منظورت از حرفه‌ام رو ساختم چیه؟</i>

00:02:29.691 --> 00:02:31.567
‫<i>نمی‌دونم منظورت چه جور حرفه‌ایه.</i>

00:02:31.568 --> 00:02:33.360
‫<i>فیلم‌هات.</i>

00:02:33.360 --> 00:02:35.947
‫<i>اوم... خب، راستش...</i>

00:02:36.948 --> 00:02:38.616
‫<i>حرفه من یه جورایی عجیبه.</i>

00:02:39.699 --> 00:02:45.288
‫<i>اوم، می‌دونی، من از ده سالگی تو فیلم‌ها بودم.</i>

00:02:53.866 --> 00:02:56.209
‫بورلی هیلز - کالیفرنیا

00:02:57.883 --> 00:03:01.181
‫<i>من واقعاً بچگی خیلی ایده‌آلی داشتم.</i>

00:03:02.098 --> 00:03:04.681
‫<i>یادمه رفتم به یه مدرسه دولتی</i>

00:03:04.681 --> 00:03:07.103
‫<i>تو کالیفرنیا درست بعد از اینکه به اونجا نقل مکان کردیم.</i>

00:03:07.812 --> 00:03:10.645
‫<i>و بچۀ همه یا دختر یه تهیه‌کننده بود</i>

00:03:10.645 --> 00:03:12.900
‫<i>یا پسر یه کارگردان.</i>

00:03:12.901 --> 00:03:15.401
‫<i>اجتماع خیلی کوچیکیه.</i>

00:03:17.030 --> 00:03:21.574
‫<i>و ما رفته بودیم استودیو، که یه نگاهی بندازیم.</i>

00:03:28.667 --> 00:03:30.167
‫- داریم فیلم می‌گیریم.
‫- دوربین‌ها چطورن؟

00:03:30.168 --> 00:03:31.335
‫همه آماده‌ن.

00:03:31.336 --> 00:03:33.336
‫- باب، نورها چطورن؟
‫- همه تنظیمن.

00:03:33.336 --> 00:03:35.673
‫<i>خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم. خیلی بزرگه،</i>

00:03:35.674 --> 00:03:38.675
‫<i>همه سن‌های استودیو.</i>

00:03:39.425 --> 00:03:40.633
‫<i>و اون موقع، می‌دونی،</i>

00:03:40.637 --> 00:03:43.430
‫<i>شاید همزمان 30 تا فیلم می‌ساختن.</i>

00:03:43.431 --> 00:03:45.514
‫<i>پس پر از زندگی بود.</i>

00:03:45.514 --> 00:03:48.186
‫خیله خب، کات. چاپش کن، جین.

00:03:48.645 --> 00:03:50.604
‫<i>آدم‌هایی که لباس‌های یونانی پوشیده بودن.</i>

00:03:50.604 --> 00:03:52.854
‫<i>آدم‌هایی که لباس کابوی پوشیده بودن.</i>

00:03:53.525 --> 00:03:55.985
‫<i>آدم‌هایی که شبیه میمون لباس پوشیده بودن.</i>

00:03:57.026 --> 00:03:59.360
‫<i>و ستاره‌های سینما.</i>

00:03:59.364 --> 00:04:00.698
‫<i>البته همه، حتی هنرور‌ها هم،</i>

00:04:00.699 --> 00:04:03.824
‫<i>شبیه ستاره‌های سینما به نظر می‌رسیدن. آره.</i>

00:04:03.824 --> 00:04:06.870
‫<i>و بعد تصمیم گرفتم که می‌خوام بازیگر بشم.</i>

00:04:06.871 --> 00:04:08.205
‫<i>و تو...</i>

00:04:08.205 --> 00:04:09.705
‫<i>پدر و مادرت اصلاً مجبورت نکردن؟</i>

00:04:09.705 --> 00:04:11.917
‫<i>اوه، دقیقاً برعکس.</i>

00:04:11.918 --> 00:04:14.211
‫<i>نه، اگه هم کاری کردن، نمی‌خواستن من بازیگر بشم.</i>

00:04:14.211 --> 00:04:15.377
‫<i>به خصوص پدرم.</i>

00:04:15.377 --> 00:04:17.338
‫<i>مادرم بیشتر درک می‌کرد</i>

00:04:17.338 --> 00:04:20.384
‫<i>چون خودش هم بازیگر بود.</i>

00:04:20.384 --> 00:04:22.052
‫<i>ولی من بودم که اصرار داشتم.</i>

00:04:24.096 --> 00:04:25.932
‫لسی بیچاره.

00:04:31.896 --> 00:04:33.648
‫لسی بیچاره.

00:04:34.607 --> 00:04:36.358
‫دختر بیچاره.

00:04:38.194 --> 00:04:39.653
‫<i>من تو مترو گلدن مایر تهیه کننده بودم،</i>

00:04:39.653 --> 00:04:42.740
‫<i>داشتم فیلمی به اسم لسی به خانه برمی‌گردد رو درست می‌کردم</i>

00:04:42.740 --> 00:04:47.161
‫<i>و توش یه نقش دختر بچه بامزه بود.</i>

00:04:47.161 --> 00:04:48.786
‫<i>فرانسیس تیلور، که</i>

00:04:48.788 --> 00:04:51.081
‫<i>یه گالری هنری کوچیک تو هتل بورلی هیلز داشت،</i>

00:04:51.081 --> 00:04:54.334
‫<i>شروع کرد به صحبت با من درباره دختر زیباش،</i>

00:04:54.336 --> 00:04:57.129
‫<i>که از این حرفا تهیه‌کننده‌ها زیاد می‌شنون.</i>

00:04:57.129 --> 00:05:00.007
‫<i>پس خیلی توجه نمی‌کردم.</i>

00:05:00.591 --> 00:05:01.925
‫<i>و اون اومد تو...</i>

00:05:03.470 --> 00:05:05.596
‫<i>واقعاً مثل خورشید گرفتگی بود.</i>

00:05:05.596 --> 00:05:09.309
‫<i>همه کسایی که تو دفتر بودن رو محو کرد.</i>

00:05:10.225 --> 00:05:12.853
‫<i>دستشو گرفتم. بردمش سمت لباس.</i>

00:05:12.853 --> 00:05:15.146
‫<i>ما حتی اونو برای این نقش تست هم نکردیم.</i>

00:05:15.148 --> 00:05:16.858
‫<i>فقط ریسک کردیم.</i>

00:05:17.317 --> 00:05:19.735
‫می‌دونستم لسی من برمی‌گرده خونه.

00:05:20.819 --> 00:05:22.821
‫<i>من و الیزابت از وقتی که تو فیلم</i>

00:05:22.822 --> 00:05:24.447
‫<i> لسی به خانه برمی‌گردد بودیم با هم دوستیم.</i>

00:05:24.449 --> 00:05:26.074
‫<i>این صحبت خیلی وقت پیشه.</i>

00:05:26.076 --> 00:05:27.367
‫<i>پس ما، اِه،</i>

00:05:27.369 --> 00:05:30.038
‫<i>خیلی از زندگیمون رو با هم شریک بودیم، با خوشحالی.</i>

00:05:30.538 --> 00:05:32.081
‫اولین برداشتت چی بود،

00:05:32.081 --> 00:05:34.875
‫اولین باری که الیزابت رو تو صحنۀ فیلم لسی دیدی؟

00:05:34.875 --> 00:05:37.252
‫-راستشو بگم؟
‫-البته.

00:05:37.252 --> 00:05:39.088
‫من کاملاً مات و مبهوتش شدم.

00:05:39.088 --> 00:05:41.757
‫<i>اون یه صورت فوق‌العاده زیبا داره.</i>

00:05:43.759 --> 00:05:45.093
‫خواهش می‌کنم، جو.

00:05:45.095 --> 00:05:46.221
‫چی می‌خوای؟

00:05:46.805 --> 00:05:49.766
‫امیدوارم زیاد نگران لسی نباشی.

00:05:50.225 --> 00:05:52.475
‫<i>چشماش اونقدر خیره‌کننده بود</i>

00:05:52.475 --> 00:05:54.478
‫<i>که فیلمبردار ازش پرسید</i>

00:05:54.478 --> 00:05:58.024
‫<i>که مادرش میشه لطفاً ریملشو پاک کنه.</i>

00:05:58.774 --> 00:06:00.317
‫و اون گفت، من ریمل نزدم.

00:06:00.317 --> 00:06:01.901
‫منظورم مژه‌های بالاشه.

00:06:01.903 --> 00:06:04.987
‫اون زیباترین چیزی بود که تو عمرم دیده بودم.

00:06:09.494 --> 00:06:13.081
‫<i>ایده بازی کردن تو فیلم‌ها</i>

00:06:13.497 --> 00:06:17.543
‫<i>مثل جادویی‌ترین گسترش خیال‌پردازی بود.</i>

00:06:17.543 --> 00:06:19.502
‫- مملکت داره به فنا میره.
‫- چرت و پرت نگو.

00:06:19.504 --> 00:06:21.004
‫- چی گفتی؟
‫- گفتم، چرت و پرت نگو.

00:06:21.004 --> 00:06:23.007
‫<i>نمی‌دونستم که یه شغله.</i>

00:06:23.007 --> 00:06:26.427
‫<i>به ذهنم نمی‌رسید که دارم برای پول کار می‌کنم.</i>

00:06:26.427 --> 00:06:28.012
‫<i>فقط به نظر می‌رسید</i>

00:06:28.012 --> 00:06:31.766
‫<i>یه گسترش واقعی‌تر از خیال‌پردازیه.</i>

00:06:33.350 --> 00:06:34.850
‫زیبا نیست؟

00:06:34.853 --> 00:06:37.730
‫اون جدیده. قبلاً هیچوقت ندیده بودمش.

00:06:37.730 --> 00:06:40.649
‫<i>چطور نقش ولوت براون رو گرفتی؟</i>

00:06:41.526 --> 00:06:44.446
‫<i>اون موقع من با مترو گلدن مایر قرارداد داشتم،</i>

00:06:44.821 --> 00:06:47.531
‫<i>و خیلی دلم می‌خواست این نقش رو بگیرم</i>

00:06:47.531 --> 00:06:49.908
‫<i>چون خود من بود. تمام زندگیم بود،</i>

00:06:49.908 --> 00:06:52.454
‫<i>رابطه‌ام و عشقم به اسب‌ها.</i>

00:06:53.288 --> 00:06:54.872
‫<i>و تهیه‌کننده منو دید،</i>

00:06:54.872 --> 00:06:57.040
‫<i>و گفت، خب، متأسفم الیزابت.</i>

00:06:57.040 --> 00:06:58.750
‫<i>تو خیلی کوچیکی.</i>

00:06:58.752 --> 00:07:00.920
‫<i>می‌دونی، هیشکی باور نمی‌کنه. </i>

00:07:01.670 --> 00:07:05.257
‫<i>ولی، منظورم اینه که، من از درها آویزون می‌شدم تا قدم بلند شه.</i>

00:07:05.257 --> 00:07:07.509
‫<i>هر صبح 40 تا پرش انجام می‌دادم.</i>

00:07:07.509 --> 00:07:11.055
‫<i>صبحونه، ناهار، شام استیک می‌خوردم.</i>

00:07:12.723 --> 00:07:15.016
‫<i>واقعاً خودمو می‌کشیدم،</i>

00:07:15.016 --> 00:07:18.062
‫<i>و تو سه ماه هفت و نیم سانت قد کشیدم.</i>

00:07:18.062 --> 00:07:21.105
‫<i>و پاندرو برمن، تهیه‌کننده، گفت،</i>

00:07:21.107 --> 00:07:24.276
‫<i> با این پشتکاری که داری، عزیزم، نقش مال توئه. </i>

00:07:24.651 --> 00:07:27.903
‫ولوت، تو خیلی جوونی که بعضی چیزا رو بفهمی.

00:07:27.906 --> 00:07:30.365
‫تا حالا واقعاً به چیزی علاقه شدید داشتی؟

00:07:30.367 --> 00:07:32.744
‫- اوه، بله.
‫- اسب‌ها.

00:07:34.829 --> 00:07:35.913
‫حالا آروم باش.

00:07:51.290 --> 00:07:53.151
‫ظهور یک ستاره

00:07:53.807 --> 00:07:55.848
‫<i>الیزابت تقریباً خوش‌قیافه‌ترین</i>

00:07:55.850 --> 00:07:58.394
‫<i>دختر 15 ساله‌ای هست که مردم می‌شناسن.</i>

00:07:58.769 --> 00:08:01.189
‫من تو رو به اسم کشتی مترو گلدن مایر مایر غسل تعمید می‌دم.

00:08:03.149 --> 00:08:05.192
‫<i>اون به زودی تو سینتیا</i>

00:08:05.192 --> 00:08:06.694
‫<i>و</i> زندگی با پدر <i>ظاهر میشه.</i>

00:08:07.653 --> 00:08:08.862
‫<i>الیزابت با مترو گلدن مایر</i>

00:08:08.862 --> 00:08:10.612
‫<i>تو هالیوود قرارداد داره</i>

00:08:10.615 --> 00:08:14.494
‫<i>و تحصیلاتش رو تو مدرسه استودیو مترو گلدن مایر می‌گذرونه.</i>

00:08:17.163 --> 00:08:19.499
‫<i>-از مدرسه خوشت می‌اومد؟
‫-من ازش متنفر بودم.</i>

00:08:24.504 --> 00:08:26.379
‫<i>منظورم اینه که، واقعاً خیلی ناجور بود.</i>

00:08:26.379 --> 00:08:27.879
‫<i>مدرسه استودیو بود؟</i>

00:08:27.882 --> 00:08:30.341
‫<i>که قبلاً کلبه ایروینگ تالبرگ بود</i>

00:08:30.343 --> 00:08:32.595
‫<i>که تبدیلش کرده بودن به مدرسه.</i>

00:08:33.721 --> 00:08:38.307
‫<i>نمی‌دونم. یه چیز خیلی ساختگی داشت</i>

00:08:38.307 --> 00:08:42.812
‫<i>این تلاش برای فشرده کردن تحصیلات.</i>

00:08:43.648 --> 00:08:46.024
‫<i>همش سه ساعت در روز طول می‌کشید،</i>

00:08:46.024 --> 00:08:48.653
‫<i>ولی می‌تونستی هشت ساعت سر صحنه باشی.</i>

00:08:49.070 --> 00:08:50.903
‫- خب، دختر بزرگ من چطوره؟
‫- سلام، بابا.

00:08:50.903 --> 00:08:52.778
‫<i>و تو اون هشت ساعت،</i>

00:08:52.782 --> 00:08:56.618
‫<i>مجبور بودی 10 دقیقه اینجا، 15 دقیقه اونجا درس بخونی.</i>

00:08:56.619 --> 00:08:58.620
‫<i>آره. و بین این زمان‌ها،</i>

00:08:58.620 --> 00:09:00.998
‫<i>باید می‌رفتی و بازی می‌کردی.</i>

00:09:00.999 --> 00:09:05.168
‫<i>پس حافظه‌ات بین شخصیت بازی کردن،</i>

00:09:05.168 --> 00:09:08.086
‫<i>و بعد کشیده شدن به مدرسه،</i>

00:09:08.089 --> 00:09:11.548
‫<i>و تلاش برای برگردوندن مغزت سر جاش</i>

00:09:11.551 --> 00:09:12.841
‫<i>و تبدیل شدن به یه دانش‌آموز تقسیم می‌شد.</i>

00:09:12.844 --> 00:09:14.219
‫<i>کار اصلی روز</i>

00:09:14.220 --> 00:09:15.552
‫<i>بازیگریه.</i>

00:09:15.552 --> 00:09:18.639
‫<i>شرط می‌بندم مال تو هم همینه.</i>

00:09:22.062 --> 00:09:23.562
‫من تحسینت می‌کنم.

00:09:24.105 --> 00:09:26.899
‫ولی می‌ترسم برای من یه کم زیادی نجیب باشی.

00:09:30.695 --> 00:09:32.488
‫<i>یه اتفاق عجیبی برام افتاد.</i>

00:09:32.489 --> 00:09:35.950
‫<i>من، مثل یه بازیگر بچه بودم،</i>

00:09:36.658 --> 00:09:39.033
‫<i>و بعد یهو داشتم بازی می‌کردم،</i>

00:09:39.037 --> 00:09:42.788
‫<i>تو سن 16 سالگی ولی با قیافه 24 ساله،</i>

00:09:42.791 --> 00:09:45.668
‫<i>تو یه فیلم نقش زن رابرت تیلور رو بازی می‌کردم.</i>

00:09:47.586 --> 00:09:48.711
‫<i>چیز وحشتناک اینه که</i>

00:09:48.711 --> 00:09:51.254
‫<i>اولین بوسه واقعی زندگیم رو</i>

00:09:52.048 --> 00:09:55.345
‫<i>یه هفته قبل از اولین بوسه‌م تو فیلم تجربه کردم.</i>

00:09:56.096 --> 00:09:59.514
‫<i>باید بگم بوسه تو فیلم از بوسه واقعیم بهتر بود.</i>

00:10:00.600 --> 00:10:01.932
‫<i>ولی انگار یه جورایی</i>

00:10:01.932 --> 00:10:05.354
‫<i>پرت شده بودم تو دنیای بزرگسالا</i>

00:10:05.355 --> 00:10:09.734
‫<i>که باید مثل یه زن پخته و باتجربه رفتار می‌کردم.</i>

00:10:10.442 --> 00:10:13.738
‫<i>و تو دنیای خودم، یه دختر بچه وحشت‌زده بودم.</i>

00:10:15.865 --> 00:10:17.825
‫<i>تا حالا یه رویا رو دیدی که پا در بیاره؟</i>

00:10:17.826 --> 00:10:20.951
‫<i>خب، من دیدم. یه رویا با پوست هلویی،</i>

00:10:20.951 --> 00:10:23.245
‫<i>موهای مشکی بلند و چشمای آبی درشت</i>

00:10:23.248 --> 00:10:24.498
‫<i>که واقعاً حرف می‌زنن.</i>

00:10:24.499 --> 00:10:26.667
‫<i>قدش یه متر و شصت و پنجه و 50 کیلوئه</i>

00:10:26.668 --> 00:10:29.211
‫<i>از زیبایی فوق‌العاده یه دختر 16 ساله روی جلد مجله.</i>

00:10:29.211 --> 00:10:31.547
‫<i>به زودی در محصول موزیکال کمدی</i>

00:10:31.548 --> 00:10:34.258
‫<i>شاد و رنگی مترو گلدوین مایر، او را می‌بینید:
‫قرار با جودی</i>

00:10:34.259 --> 00:10:36.341
‫تو خوشگل‌ترین دختر سانتا باربارایی.

00:10:36.344 --> 00:10:37.469
‫این که مشخصه.

00:10:37.470 --> 00:10:40.096
‫خیلی ممنون.

00:10:40.096 --> 00:10:41.349
‫و خودتم اینو می‌دونی.

00:10:41.639 --> 00:10:43.307
‫اینم مشخصه.

00:10:45.019 --> 00:10:48.312
‫<i>یعنی، می‌دونی، از خیلی خیلی سن کم،</i>

00:10:48.815 --> 00:10:52.274
‫<i>تو یکی از قوی‌ترین نمادهای</i>

00:10:52.277 --> 00:10:54.110
‫<i>جنسی دنیا بودی.</i>

00:10:54.110 --> 00:10:55.778
‫<i>به خاطر اینه که با اون اسب</i>

00:10:55.778 --> 00:10:57.653
‫<i>وقتی 12 سالم بود بازی کردم.</i>

00:10:57.657 --> 00:10:58.897
‫<i>میشه یه سیگار بهم بدی؟</i>

00:11:00.951 --> 00:11:03.326
‫شب بخیر کارول. شب بخیر.

00:11:05.288 --> 00:11:08.960
‫امشب خیلی خوشگل شدی کارول. واقعاً.

00:11:09.543 --> 00:11:12.171
‫و تو هم، اوم، بزرگ شدی.

00:11:12.172 --> 00:11:13.629
‫ قطعاً همینطوره.

00:11:15.798 --> 00:11:17.301
‫<i>وقتی مدرسه نبودی،</i>

00:11:17.302 --> 00:11:19.384
‫<i>همیشه یکی پیشت بود،</i>

00:11:19.384 --> 00:11:21.014
‫<i>که مراقبت باشه؟</i>

00:11:22.096 --> 00:11:24.807
‫<i>تو سال‌های نوجوونیم،</i>

00:11:25.268 --> 00:11:29.269
‫<i>مادرم و یه معلم خصوصی همش پیشم بودن.</i>

00:11:29.272 --> 00:11:32.399
‫<i>ولی می‌تونی تصور کنی وقتی تقریباً 18 سالته،</i>

00:11:32.859 --> 00:11:36.738
‫<i>یه پرستار بچه همه‌جا دنبالت باشه.</i>

00:11:37.322 --> 00:11:40.825
‫<i>حتی اجازه نداشتی تنهایی بری سلف غذاخوری.</i>

00:11:43.533 --> 00:11:45.120
‫<i>و فقط وقتی تقریباً 18 سالم شد</i>

00:11:45.120 --> 00:11:48.416
‫<i>اجازه دادن تنهایی برم جایی.</i>

00:11:51.024 --> 00:11:53.197
‫ملاقات با بانو تیلور

00:11:54.089 --> 00:11:55.923
‫<i>الیزابت، وقتی فیلم بازی نمی‌کنی</i>

00:11:55.923 --> 00:11:57.466
‫<i>دوست داری چیکار کنی؟</i>

00:11:58.634 --> 00:12:00.344
‫<i>اوه، رقص و مهمونی</i>

00:12:00.345 --> 00:12:03.052
‫<i>شب‌های جمعه و شنبه، مثلاً.</i>

00:12:03.056 --> 00:12:06.182
‫<i>بازی‌های بیسبال و فوتبال بعدازظهر شنبه‌ها.</i>

00:12:06.182 --> 00:12:08.725
‫<i>اسب‌سواری طولانی با دوستایی مثل جین پاول.</i>

00:12:08.725 --> 00:12:10.048
‫<i>همه اینا خیلی باحالن.</i>

00:12:12.730 --> 00:12:13.730
‫این دختر تا کجا پیش می‌رود؟

00:12:13.964 --> 00:12:15.081
‫دختر جذاب هالیوود

00:12:18.038 --> 00:12:19.498
‫زندگی خصوصی الیزابت تیلور

00:12:19.989 --> 00:12:22.990
‫<i>وقتی تو ام‌جی‌ام بودم و خیلی جوون،</i>

00:12:22.990 --> 00:12:25.408
‫<i>آدمای بخش مطبوعاتی پیشنهاد می‌دادن</i>

00:12:25.412 --> 00:12:26.537
‫<i>که با یکی قرار بذارم.</i>

00:12:26.538 --> 00:12:28.288
‫<i>واسه تبلیغات.</i>

00:12:28.288 --> 00:12:31.542
‫<i>تبلیغات. همش ساختگی بود.</i>

00:12:31.543 --> 00:12:33.000
‫<i>می‌رفتیم بیرون قرار می‌ذاشتیم.</i>

00:12:33.003 --> 00:12:35.879
‫<i>اونقدر پاستوریزه بود که فقط گونه همو می‌بوسیدیم.</i>

00:12:35.879 --> 00:12:38.379
‫<i>می‌دونی؟ یعنی اینقدر جدی بود.</i>

00:12:38.383 --> 00:12:45.557
‫<i>♪ واسه تو، شاید من احمقم ولی باحاله ♪</i>

00:12:46.206 --> 00:12:46.572
‫رومانس الیزابت تیلور

00:12:46.599 --> 00:12:53.605
‫<i>♪ مردم میگن تو با یه اشاره دست منو کنترل می‌کنی ♪</i>

00:12:53.855 --> 00:12:56.984
‫<i>♪ عزیزم، عالیه ♪</i>

00:12:56.985 --> 00:12:59.903
‫<i>♪ اونا فقط نمی‌فهمن ♪</i>

00:12:59.903 --> 00:13:03.115
‫<i>تو واقعاً می‌خواستی ازدواج کنی.</i>

00:13:03.115 --> 00:13:06.076
‫<i>آره، می‌خواستم، چون عاشق عشق بودم.</i>

00:13:06.076 --> 00:13:07.995
‫<i>شیفته عشق بودم.</i>

00:13:08.455 --> 00:13:12.331
‫<i>نقش‌هایی بازی می‌کردم که خیلی رمانتیک بودن.</i>

00:13:12.917 --> 00:13:14.206
‫<i>برداشتی که من دارم اینه</i>

00:13:14.210 --> 00:13:16.336
‫<i>که تو واقعاً آزادیتو می‌خواستی.</i>

00:13:16.336 --> 00:13:19.840
‫<i>کاملاً. ولی خیلی ساده بودم.</i>

00:13:19.841 --> 00:13:22.551
‫<i>تو 18 سالگی با نیک هیلتون آشنا شدم.</i>

00:13:22.552 --> 00:13:24.219
‫<i>باکره بودم.</i>

00:13:24.220 --> 00:13:28.139
‫<i>نه تنها از نظر جسمی، بلکه ذهنی هم باکره بودم.</i>

00:13:29.600 --> 00:13:31.975
‫<i>♪ و من خیلی عاشقم ♪</i>

00:13:31.975 --> 00:13:34.394
‫<i>آماده نبودم بزرگسال باشم.</i>

00:13:34.397 --> 00:13:36.105
‫<i>تو حباب بزرگ شده بودم، حمایت شده بودم.</i>

00:13:36.105 --> 00:13:40.610
‫<i>نتیجه‌ش این بود که اشتباهات وحشتناکی کردم.</i>

00:13:45.158 --> 00:13:46.740
‫<i>عروسی سال هالیوود</i>

00:13:46.743 --> 00:13:48.283
‫<i>تو کلیسای کاتولیک بورلی هیلز،</i>

00:13:48.283 --> 00:13:51.330
‫<i>وقتی ستاره زیبای انگلیسی‌تبار سینما، الیزابت تیلور،</i>

00:13:51.331 --> 00:13:52.413
‫<i>با پدرش میاد</i>

00:13:52.413 --> 00:13:54.456
‫<i>برای ازدواجش با کنراد هیلتون جونیور،</i>

00:13:54.456 --> 00:13:57.168
‫<i>که اوج یه عشقیه که همه بهش علاقه داشتن.</i>

00:13:57.168 --> 00:13:59.086
‫<i>داماد 23 ساله وارث</i>

00:13:59.089 --> 00:14:01.090
‫<i>یکی از ثروتمندترین مردان آمریکاست.</i>

00:14:01.091 --> 00:14:04.176
‫<i>الیزابت، تو 18 سالگی، به خاطر زیبایی و جذابیتش مشهوره.</i>

00:14:04.177 --> 00:14:07.134
‫<i>لباس عروس خیره‌کننده‌ش، که هدیه دوستای استودیوشه،</i>

00:14:07.138 --> 00:14:09.557
‫<i>جمعیت عظیم حاضر تو عروسی رو حسابی شگفت‌زده کرده.</i>

00:14:13.894 --> 00:14:16.855
‫<i>مراسم مثل یه قصه پریون بود.</i>

00:14:16.855 --> 00:14:18.480
‫<i>کامل بود.</i>

00:14:18.480 --> 00:14:22.821
‫با این حلقه، با تو ازدواج می‌کنم.

00:14:24.447 --> 00:14:26.407
‫<i>فکر می‌کردم یه چیزی خود به خود</i>

00:14:26.408 --> 00:14:27.658
‫<i>تو وجودم اتفاق می‌افته.</i>

00:14:27.658 --> 00:14:30.076
‫<i>فکر می‌کردم بالغ میشم...</i>

00:14:30.995 --> 00:14:34.081
‫<i>فقط چون به جای دوشیزه، خانوم شده بودم.</i>

00:14:34.666 --> 00:14:37.543
‫<i>البته، هیچ ربطی بهش نداشت.</i>

00:14:41.172 --> 00:14:44.173
‫<i>بعدش رفتیم، یه مهمونی بزرگ</i>

00:14:48.302 --> 00:14:49.846
‫<i>برای اولین بار تو زندگیم،</i>

00:14:49.846 --> 00:14:51.889
‫<i>دو تا گیلاس شامپاین خورده بودم.</i>

00:14:52.975 --> 00:14:55.225
‫<i>بعدش سه تا گیلاس شامپاین خوردم.</i>

00:14:55.894 --> 00:14:59.230
‫<i>و وقت رفتن شد،</i>

00:14:59.230 --> 00:15:01.692
‫و من هر لحظه بیشتر از قبل وحشت‌زده می‌شدم.

00:15:03.360 --> 00:15:05.864
‫چون واقعاً نمی‌دونستم چی در انتظارمه.

00:15:06.778 --> 00:15:09.197
‫کنراد هیلتون جونیور و الیزابت تیلور سوار کشتی

00:15:09.200 --> 00:15:12.162
‫کوئین مری میشن و سه ماه توی اروپا می‌گردن.

00:15:15.038 --> 00:15:16.874
‫و رفتیم جایی که

00:15:16.875 --> 00:15:18.918
‫شب عروسیمون رو اونجا گذرونده بودیم.

00:15:20.211 --> 00:15:22.336
‫خودمو تو دستشویی حبس کردم،

00:15:22.339 --> 00:15:24.004
‫لباسامو عوض کردم و...

00:15:24.629 --> 00:15:27.551
‫نمی‌خواستم در رو باز کنم، اینقدر ترسیده بودم.

00:15:27.552 --> 00:15:29.971
‫بالاخره در رو باز کردم.

00:15:31.596 --> 00:15:33.389
‫و، اوم...

00:15:33.389 --> 00:15:36.644
‫فکر کنم نیک دید که چقدر ترسیدم.

00:15:38.062 --> 00:15:40.899
‫به هر حال، تا سه روز هیچ اتفاقی نیفتاد.

00:15:44.235 --> 00:15:46.653
‫خب، بسه دیگه.

00:15:50.480 --> 00:15:52.003
‫ماه عسل خوشبخت‌ها

00:15:52.451 --> 00:15:55.620
‫خیلی عالی بود. کلی بهمون خوش گذشت.

00:15:55.620 --> 00:15:56.706
‫ما عاشق اروپاییم.

00:16:05.215 --> 00:16:08.634
‫سلام به همگی. می‌خوام سگ جدیدمو بهتون معرفی کنم، بونکو.

00:16:08.634 --> 00:16:11.095
‫سه ماهشه و یه فرانسوی اصیله.

00:16:11.096 --> 00:16:13.052
‫نمی‌خوای به فرانسوی سلام کنی؟

00:16:13.056 --> 00:16:15.100
‫بونکو. بونکو.

00:16:16.556 --> 00:16:18.523
‫آخرین باری که پاریس را دیدم

00:16:22.163 --> 00:16:23.783
‫اسم رنگ چشمت چیه؟

00:16:24.067 --> 00:16:26.777
‫-آبی تیره.
‫-نه بنفش یا...؟

00:16:26.778 --> 00:16:28.110
‫نه.

00:16:28.113 --> 00:16:31.072
‫اون نظر ژورنالیست‌های رمانتیکه.

00:16:37.706 --> 00:16:40.038
‫آیا فرصت‌های نسبتاً کمی

00:16:40.041 --> 00:16:43.210
‫برای یه بازیگر خوب زن وجود داره که خوب باشه؟

00:16:43.211 --> 00:16:45.043
‫من با استودیو جنگیدم

00:16:45.046 --> 00:16:46.839
‫تا نقش خوب یا یه فیلم خوب بگیرم.

00:16:46.840 --> 00:16:48.258
‫با من بیا.

00:16:48.633 --> 00:16:49.841
‫نمی‌تونستم.

00:16:49.841 --> 00:16:53.052
‫مثل این بود که روی زمین لغزنده راه برم.

00:16:53.052 --> 00:16:55.932
‫مهم نبود چقدر تلاش می‌کردم،

00:16:56.557 --> 00:17:00.686
‫اونا می‌خواستن منو تو نقش دختر جوون و معصوم نگه دارن.

00:17:00.687 --> 00:17:01.937
‫چرا اینقدر ساکتی؟

00:17:01.937 --> 00:17:03.647
‫من یه چالش می‌خواستم،

00:17:03.648 --> 00:17:05.644
‫یه چیزی که معنی داشته باشه.

00:17:05.650 --> 00:17:06.692
‫آره.

00:17:09.612 --> 00:17:11.317
‫دستپاچه‌ت می‌کنم؟

00:17:15.035 --> 00:17:16.661
‫آره.

00:17:17.787 --> 00:17:19.076
‫به نظر میاد از خانواده ایستمن باشی.

00:17:19.076 --> 00:17:21.201
‫- از اونایی؟
‫- اوهوم.

00:17:21.207 --> 00:17:23.288
‫من برادرزاده‌شونم. اسمم جورجه.

00:17:24.000 --> 00:17:25.336
‫منم آنجلام.

00:17:25.336 --> 00:17:28.505
‫اولین باری که یه نقش به اصطلاح بزرگسال بازی کردم

00:17:28.506 --> 00:17:33.178
‫تو فیلم جایی زیر آفتاب با مونتگومری کلیفت بود.

00:17:34.429 --> 00:17:38.015
‫و من کاملاً وحشت‌زده بودم بخاطر مونتی، اول از همه،

00:17:38.016 --> 00:17:40.851
‫می‌دونی، بازیگر تئاتر نیویورک بود،

00:17:40.852 --> 00:17:42.144
‫و من خیلی احساس می‌کردم

00:17:42.144 --> 00:17:45.019
‫که یه نوجوون ناکافی،

00:17:45.019 --> 00:17:47.519
‫یه جور عروسک هالیوودی هستم

00:17:47.525 --> 00:17:50.152
‫که فقط لباس‌های قشنگ پوشیده

00:17:50.153 --> 00:17:53.653
‫و واقعاً بازیگری نکرده به جز با اسب‌ها و سگ‌ها.

00:17:54.115 --> 00:17:56.659
‫من اینجا دارم خوب پیش میرم، مامان.

00:17:58.076 --> 00:17:59.746
‫من اینجا خوشحالم.

00:18:02.207 --> 00:18:03.538
‫کی اونجا پیش توئه، جورج؟

00:18:03.538 --> 00:18:06.375
‫منم، مامان.

00:18:06.375 --> 00:18:10.422
‫جورج خیلی تشویقم می‌کرد، چون باعث نمی‌شد

00:18:10.423 --> 00:18:12.048
‫احساس کنم یه عروسکم.

00:18:12.048 --> 00:18:14.548
‫اون نشون می‌داد که چی می‌خواد

00:18:14.548 --> 00:18:17.846
‫ولی دقیقاً نمی‌گفت چیکار کنیم.

00:18:19.471 --> 00:18:21.721
‫این خوبه. نمی‌خوام خرابش کنم.

00:18:21.726 --> 00:18:24.682
‫وقتی داشتیم صحنه رقص رو بازی می‌کردیم،

00:18:24.688 --> 00:18:29.400
‫- و مونتی میگه، دوستت دارم.
‫- دوستت دارم.

00:18:29.401 --> 00:18:33.067
‫غریزه‌ام این بود که تو چشماش نگاه کنم،

00:18:33.067 --> 00:18:35.067
‫و جورج گفت، نه.

00:18:35.073 --> 00:18:37.865
‫فقط یه حالتی تو صورتت داشته باش،

00:18:37.865 --> 00:18:39.615
‫هر چی که حس می‌کنی.

00:18:41.451 --> 00:18:44.708
‫تو همون پسری هستی که تعجب کردی چرا امشب دعوتت کردم اینجا.

00:18:46.663 --> 00:18:48.250
‫بهت می‌گم چرا.

00:18:49.421 --> 00:18:50.921
‫من عاشق...

00:18:50.922 --> 00:18:52.173
‫دارن ما رو نگاه می‌کنن؟

00:18:56.094 --> 00:18:57.884
‫منم دوستت دارم.

00:18:57.884 --> 00:18:59.384
‫می‌ترسونه منو.

00:19:00.015 --> 00:19:01.766
‫عاشق بازی تو این فیلم بودم.

00:19:02.267 --> 00:19:06.103
‫و فکر کنم گرفتار شدم.

00:19:06.104 --> 00:19:10.480
‫امکان بازیگری رو دوست داشتم.

00:19:10.480 --> 00:19:15.778
‫دوست داشتم که بهم فرصت داده شده شاید یه بازیگر بشم.

00:19:15.778 --> 00:19:19.615
‫و قبولش کردم. به دندون گرفتمش،

00:19:19.615 --> 00:19:21.365
‫مثل یه اسب.

00:19:22.037 --> 00:19:23.538
‫و دویدم.

00:19:24.122 --> 00:19:25.999
‫و به نظر می‌رسید جواب داد.

00:19:29.125 --> 00:19:30.961
‫طرفدارهای مشتاق الیزابت تیلور رو

00:19:30.961 --> 00:19:32.130
‫با مونتگومری کلیفت می‌بینن.

00:19:33.381 --> 00:19:34.923
‫خیلی وقته ندیدمت.

00:19:34.923 --> 00:19:36.467
‫ممنون. حالت چطوره؟

00:19:36.468 --> 00:19:39.303
‫درباره اشتباهات وحشتناکت صحبت کردی.

00:19:39.304 --> 00:19:41.931
‫چه جور چیزهایی بودن؟

00:19:43.141 --> 00:19:44.932
‫خب، فکر می‌کنم...

00:19:44.932 --> 00:19:46.643
‫سعی در عجله کردن،

00:19:46.644 --> 00:19:48.229
‫سعی در به زور هر چیزی رو پیش بردن.

00:19:49.519 --> 00:19:50.939
‫منظورم اینه که هیچی برای گفتن

00:19:50.940 --> 00:19:52.442
‫درباره ازدواج اولم نیست.

00:19:54.144 --> 00:19:56.189
‫باشه، اوم...

00:19:56.240 --> 00:19:58.297
‫الیزابت تیلور به دنبال جدایی از نیک هیلتون

00:19:58.323 --> 00:20:01.365
‫این یه موضوع حساسه، و نمی‌دونم چطور...

00:20:01.365 --> 00:20:02.826
‫چطور باید باهاش برخورد بشه.

00:20:02.826 --> 00:20:05.412
‫نمی‌خوام درباره نیک هیلتون حرف بزنم،

00:20:05.413 --> 00:20:07.163
‫درباره اینکه به شکمم لگد زد

00:20:07.163 --> 00:20:08.957
‫و باعث شد سقط جنین کنم.

00:20:08.958 --> 00:20:11.710
‫این از اون چیزاییه که هیچکس تو دنیا نمی‌دونه.

00:20:11.711 --> 00:20:14.000
‫فکر می‌کنم علاقه زیاد به این موضوع اینه که

00:20:14.005 --> 00:20:16.256
‫بفهمیم تو در مورد

00:20:16.257 --> 00:20:18.343
‫<i>همۀ این چیزا، چی میگی.</i>

00:20:19.344 --> 00:20:20.345
‫<i>آره.</i>

00:20:22.384 --> 00:20:24.596
‫<i>عروسی قشنگ بود.</i>

00:20:25.096 --> 00:20:27.769
‫<i>بعدش سرخوردگی اومد.</i>

00:20:28.353 --> 00:20:30.689
‫<i>البته یه چندتا لب پاره شده هم داشتیم.</i>

00:20:31.690 --> 00:20:34.269
‫<i>ام، ترکش کردم</i>

00:20:34.275 --> 00:20:36.902
‫<i>چون نیک همیشه یا عصبانی بود،</i>

00:20:36.903 --> 00:20:38.613
‫<i>یا نشئه، یا یه چیزی.</i>

00:20:39.239 --> 00:20:41.950
‫<i>نمی‌تونستم واقعاً برگردم به اون زندگی...</i>

00:20:43.115 --> 00:20:46.538
‫<i>با اون همه آزار روحی و جسمی.</i>

00:20:47.663 --> 00:20:50.375
‫<i>و ازدواجمون تموم شده بود دیگه.</i>

00:20:50.400 --> 00:20:55.076
‫پایان زندگی مشترک الیزابت تیلور

00:20:59.673 --> 00:21:02.720
‫<i>به هر حال، بعد از کل این ماجرا،</i>

00:21:02.721 --> 00:21:05.682
‫<i>تو هتل پلازا نیویورک موندم.</i>

00:21:06.221 --> 00:21:09.226
‫<i>اولین جور وقت آزاد و مستقلی بود</i>

00:21:09.227 --> 00:21:11.394
‫<i>که تو کل زندگیم داشتم.</i>

00:21:11.394 --> 00:21:13.730
‫<i>من یه زن مطلقه بودم،</i>

00:21:13.730 --> 00:21:15.150
‫<i>و 19 سالم بود.</i>

00:21:15.605 --> 00:21:18.480
‫<i>رادی و مونتی هم اونجا پیشم بودن.</i>

00:21:18.486 --> 00:21:21.067
‫<i>فقط با رفیقام خوش می‌گذروندیم،</i>

00:21:21.067 --> 00:21:22.740
‫<i>کلی کار دیوونه‌وار می‌کردیم.</i>

00:21:33.913 --> 00:21:35.919
‫<i>اگه می‌خواستم ساعت 9 شب برم اسکیت،</i>

00:21:35.920 --> 00:21:37.921
‫<i>می‌رفتیم.</i>

00:21:37.922 --> 00:21:40.211
‫<i>یا کل روز فقط هات داگ می‌خوردیم.</i>

00:21:40.211 --> 00:21:43.384
‫<i>یه جور رفتار کاملاً بی‌مسئولیت.</i>

00:21:43.384 --> 00:21:45.259
‫<i>مجبور نبودم ساعت درستی بخوابم.</i>

00:21:45.259 --> 00:21:47.515
‫<i>مجبور نبودم هیچ کاری رو درست انجام بدم.</i>

00:21:48.016 --> 00:21:49.557
‫<i>و کلی خوش گذروندم.</i>

00:21:49.557 --> 00:21:52.478
‫<i>و البته رادی و مونتی دوستای فوق‌العاده‌ای بودن،</i>

00:21:52.479 --> 00:21:56.144
‫<i>و خیلی ام، مراقبم بودن.</i>

00:22:00.182 --> 00:22:02.759
‫فیلم‌های شخصی رادی مک دوآل

00:22:08.201 --> 00:22:10.788
‫<i>الیزابت دور و برش رو</i>

00:22:10.788 --> 00:22:12.123
‫<i>با مردای گی پر کرده بود.</i>

00:22:12.663 --> 00:22:15.209
‫<i>مونتگومری کلیفت رو می‌پرستید.</i>

00:22:15.210 --> 00:22:17.375
‫<i>راک هادسون رو دوست داشت.</i>

00:22:17.375 --> 00:22:21.586
‫<i>این رابطه‌ها رو خیلی</i>

00:22:21.586 --> 00:22:24.593
‫<i>عزیز می‌دونست.</i>

00:22:24.594 --> 00:22:27.430
‫<i>اونا هیچ‌وقت قرار نبود بهش نخ بدن،</i>

00:22:29.432 --> 00:22:31.182
‫<i>و فکر کنم واقعاً قدر این رو می‌دونست.</i>

00:22:31.182 --> 00:22:33.227
‫<i>آدمای اطرافش رو می‌دید،</i>

00:22:33.228 --> 00:22:35.979
‫<i>مخصوصاً دوستای نزدیکش،</i>

00:22:35.980 --> 00:22:37.730
‫<i>فکر کنم مونتی کلیفت و راک هادسون،</i>

00:22:37.730 --> 00:22:40.401
‫<i>که پشت این نمای هالیوودی</i>

00:22:40.402 --> 00:22:43.567
‫<i>پنهان شده بودن.</i>

00:22:43.567 --> 00:22:46.240
‫<i>ولی اون موقع حاضر نبودن بیان بیرون
‫(اشاره به علنی کردن گرایش جنسی)</i>

00:22:46.240 --> 00:22:48.365
‫<i>چون اون زمان تو یه دنیای خیلی متفاوتی زندگی می‌کردیم.</i>

00:22:49.201 --> 00:22:50.615
‫<i>اصلاً امکانش نبود.</i>

00:22:50.615 --> 00:22:53.663
‫<i>رادی فکر کنم با ثبات‌ترین دوستم بوده،</i>

00:22:54.288 --> 00:22:56.000
‫<i>طولانی‌ترین دوستم.</i>

00:22:57.288 --> 00:22:59.586
‫<i>باعث میشد حس کنی عزیزی،</i>

00:22:59.586 --> 00:23:02.382
‫<i>همونجوری که واقعاً هستی.</i>

00:23:02.961 --> 00:23:06.720
‫<i>خیلی از دوستام، همیشه یه جورایی...</i>

00:23:07.929 --> 00:23:09.556
‫<i>پناهگاه بودن.</i>

00:23:20.525 --> 00:23:21.692
‫<i>یه روش سنتی</i>

00:23:21.692 --> 00:23:23.192
‫<i>برای خوشامدگویی به سال نو تو لندن</i>

00:23:23.192 --> 00:23:25.363
‫<i>جشن هنرهای چلسی تو تالار سلطنتی آلبرته.</i>

00:23:25.864 --> 00:23:28.528
‫<i>با لباس‌های خیلی فانتزی، سال قدیم رو با رقص بدرقه کردن</i>

00:23:28.528 --> 00:23:30.240
‫<i>بدون احساس پشیمونی زیاد، فکر کنم.</i>

00:23:35.201 --> 00:23:37.851
‫ستاره‌های بریتانیایی نامزد شدند.

00:23:37.875 --> 00:23:40.544
‫<i>همه دوربین‌ها تو فرودگاه لندن روی</i>

00:23:40.545 --> 00:23:42.211
‫<i>دو نفر که خیلی عاشق همن متمرکزن،</i>

00:23:42.211 --> 00:23:45.211
‫<i>مایکل وایلدینگ بریتانیایی و الیزابت تیلور.</i>

00:23:45.759 --> 00:23:47.884
‫خیلی خوشحالم.

00:23:47.884 --> 00:23:51.384
‫منم از دیدنت خوشحالم راستش.

00:23:51.384 --> 00:23:53.390
‫<i>بعد، البته با مایکل آشنا شدم،</i>

00:23:53.391 --> 00:23:56.307
‫<i>و اون... اون یه ثبات‌دهنده عالی بود.</i>

00:23:56.682 --> 00:23:58.480
‫کاری هست که بتونم انجام بدم؟

00:23:58.769 --> 00:23:59.894
‫ببین، من نمی‌دونم مشکلت چیه،

00:23:59.894 --> 00:24:02.025
‫ولی به نظرم حالت خیلی خوب نیست.

00:24:03.230 --> 00:24:05.402
‫<i>یه جورایی از یه افراط رفتم به یه افراط دیگه.</i>

00:24:05.403 --> 00:24:06.862
‫<i>اوه، آره. کاملاً واضحه.</i>

00:24:06.863 --> 00:24:09.698
‫<i>یعنی، مایکل 20 سال از من بزرگتره،</i>

00:24:09.699 --> 00:24:14.912
‫<i>پس، ام، یه کم قضیه نقش پدر بودن هم بود.</i>

00:24:14.913 --> 00:24:16.747
‫چطوری؟ خیلی خوبه که می‌بینمت.

00:24:16.748 --> 00:24:18.874
‫<i>اون نماد آرامش بود،</i>

00:24:18.875 --> 00:24:21.044
‫<i>امنیت، پختگی.</i>

00:24:23.461 --> 00:24:25.298
‫همه با هم حالا!

00:24:25.632 --> 00:24:27.548
‫<i>اون نماد همه چیزایی بود</i>

00:24:27.548 --> 00:24:30.009
‫<i>که تو خودم بهشون نیاز داشتم.</i>

00:24:34.891 --> 00:24:36.432
‫<i>هیچ مراسم افتتاحیه هالیوودی</i>

00:24:36.432 --> 00:24:37.643
‫<i>نمی‌تونست با این رقابت کنه،</i>

00:24:37.644 --> 00:24:39.557
‫<i>محاصره تالار کاکستون،</i>

00:24:39.557 --> 00:24:41.605
‫<i>وقتی هزاران طرفدار
‫برای یه نگاه کوچیک</i>

00:24:41.605 --> 00:24:44.275
‫<i>به این ستاره‌های جذاب
‫تو روز عروسیشون می‌جنگیدن.</i>

00:24:45.855 --> 00:24:47.111
‫<i>لندنی‌های معمولاً آروم</i>

00:24:47.112 --> 00:24:49.278
‫<i>دور عروس و داماد جدید رو گرفتن
‫چون خوش‌آمدگویان</i>

00:24:49.278 --> 00:24:52.659
‫<i>جلو اومدن تا نگاه بهتری
‫به زوج وایلدینگ بندازن.</i>

00:25:16.557 --> 00:25:18.932
‫<i>من خیلی دلم می‌خواست بچه‌دار بشم.</i>

00:25:19.602 --> 00:25:22.144
‫<i>ولی حداقل اونقدر واقع‌بین بودم که بدونم</i>

00:25:22.144 --> 00:25:24.105
‫<i>آماده نیستم.</i>

00:25:24.105 --> 00:25:25.480
‫<i>من بیست سالم بود،</i>

00:25:25.480 --> 00:25:28.942
‫<i>و خیلی بی‌تجربه بودم.</i>

00:25:28.942 --> 00:25:33.153
‫<i>و تو دنیایی بزرگ شده بودم
‫که خیلی ازم محافظت می‌کرد.</i>

00:25:33.153 --> 00:25:35.159
‫<i>مردم کارها رو برام انجام می‌دادن.</i>

00:25:35.160 --> 00:25:37.115
‫<i>ولی می‌خواستم یه زن خوب باشم.</i>

00:25:37.115 --> 00:25:39.998
‫<i>واقعاً می‌خواستم یه مادر عالی باشم.</i>

00:25:42.334 --> 00:25:43.663
‫<i>یه شخصیت جدید</i>

00:25:43.663 --> 00:25:45.836
‫<i>اولین حضور فیلمش رو تو هالیوود داره.</i>

00:25:45.836 --> 00:25:48.505
‫<i>با مادر زیباش، ستاره ام‌جی‌ام الیزابت تیلور،</i>

00:25:48.506 --> 00:25:50.132
‫<i>که اجرا رو هدایت می‌کنه،</i>

00:25:50.133 --> 00:25:51.884
‫<i>مایکل هاوارد وایلدینگ</i>

00:25:51.884 --> 00:25:54.971
‫<i>خودش رو به تماشاگران بزرگ سینما معرفی می‌کنه.</i>

00:25:55.486 --> 00:25:57.903
‫دختری که همه چیز داشت

00:25:57.932 --> 00:26:00.057
‫<i>بعد برگشتم به ام‌جی‌ام،</i>

00:26:00.727 --> 00:26:03.730
‫<i>و مجبور شدم کارهایی رو انجام بدم که ازشون متنفر بودم.</i>

00:26:04.644 --> 00:26:07.567
‫<i>بهم یه سری آت و آشغال دادن که باید خفه می‌شدم.</i>

00:26:11.738 --> 00:26:14.490
‫<i>الیزابت تیلور در نقش دختر جوون و زیبایی</i>

00:26:14.490 --> 00:26:16.740
‫<i>که بی‌پروا عاشق مردی شد که به سختی می‌شناختش.</i>

00:26:16.740 --> 00:26:19.201
‫<i>تاریکی درونش رازی بود</i>

00:26:19.201 --> 00:26:21.163
‫<i>که هنوز باید کشف می‌کرد.</i>

00:26:21.163 --> 00:26:23.582
‫<i>و این جور چیزا حالم رو بد می‌کرد.</i>

00:26:23.583 --> 00:26:25.538
‫<i>از درون می‌مردم.</i>

00:26:25.960 --> 00:26:28.586
‫<i>چون سال به سال نقدهایی رو می‌خوندم</i>

00:26:28.586 --> 00:26:33.048
‫<i>که می‌گفتن من یه قیافه خوشگل اما بی‌مغز بودم</i>

00:26:33.048 --> 00:26:36.930
‫<i>که معلوم بود نمی‌تونستم یه خط دیالوگ رو هم درست بخونم.</i>

00:26:37.346 --> 00:26:40.391
‫نمی‌تونم فقط وقتی تو می‌خوای روشنش کنم، مثل یه کلید چراغ،

00:26:40.392 --> 00:26:42.101
‫و وقتی نمی‌خوای خاموشش کنم.

00:26:42.102 --> 00:26:45.644
‫<i>یه جور سرکشی تو وجودم شروع شد.</i>

00:26:45.644 --> 00:26:47.980
‫<i>فکر کردم شاید از اون موقع شروع کنم به جنگیدن.</i>

00:26:48.817 --> 00:26:50.567
‫<i>و بعد واقعاً شروع کردم به جنگیدن.</i>

00:26:56.778 --> 00:26:58.409
‫<i>از یه هواپیمای اختصاصی</i>

00:26:58.410 --> 00:27:00.160
‫<i>الیزابت تیلور پیاده شد،</i>

00:27:00.161 --> 00:27:03.623
‫<i>راک هادسون، کارگردان جورج استیونز.</i>

00:27:04.086 --> 00:27:06.671
‫غول

00:27:10.586 --> 00:27:11.672
‫سلام.

00:27:11.673 --> 00:27:13.211
‫وای، لزلی!

00:27:13.211 --> 00:27:15.384
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

00:27:18.096 --> 00:27:19.805
‫<i>فرصت فوق‌العاده‌ای بود</i>

00:27:19.806 --> 00:27:22.517
‫<i>چون شخصیت از 18 سالگی شروع می‌شه</i>

00:27:22.932 --> 00:27:28.105
‫<i>و به یه زن 50 ساله خیلی
‫شیک و مرتب تبدیل میشه.</i>

00:27:29.730 --> 00:27:33.987
‫<i>و این برای بازی کردن سخته اگه 22 سالت باشه،</i>

00:27:34.403 --> 00:27:35.692
‫<i>که من بودم.</i>

00:27:40.410 --> 00:27:42.365
‫- حالت چطوره؟
‫- اوه!

00:27:44.288 --> 00:27:45.413
‫خسته‌ای عزیزم؟

00:27:45.413 --> 00:27:47.788
‫نگران من نباش.

00:27:48.835 --> 00:27:50.875
‫من الان یه تگزاسی سرسخت شدم.

00:27:52.422 --> 00:27:56.048
‫فیلم رو شروع کردم، و باز هم، همه اون بازیگرهای متد
‫(بازیگری درونی - متد استانیسلاوسکی)

00:27:56.048 --> 00:27:59.759
‫<i>که هنوز بهم احساس حقارت میدن،</i>

00:27:59.759 --> 00:28:01.930
‫<i>جیمی دین، کارول بیکر...</i>

00:28:01.931 --> 00:28:04.721
‫- حالا، لوز.
‫- اون یه شخصیت بود.

00:28:04.726 --> 00:28:06.807
‫<i>نقش دخترم رو بازی می‌کرد!</i>

00:28:06.807 --> 00:28:09.814
‫<i>و دو سال از من بزرگتره.</i>

00:28:18.573 --> 00:28:21.159
‫بخورش تا داغه!

00:28:28.375 --> 00:28:30.834
‫<i>من و جورج تو فیلم جایی در آفتاب </i>

00:28:30.835 --> 00:28:32.671
‫<i>خیلی خوب با هم کنار اومده بودیم.</i>

00:28:33.171 --> 00:28:36.632
‫<i>ولی نمی‌دونم، تو این یکی، انگار...</i>

00:28:36.633 --> 00:28:39.509
‫<i>سخته بگم. از اول شروع بدی داشتیم.</i>

00:28:39.969 --> 00:28:41.845
‫<i>فقط اختلاف نظر بود</i>

00:28:41.846 --> 00:28:43.515
‫<i>در مورد شخصیت.</i>

00:28:44.182 --> 00:28:47.226
‫<i>و جلوی همه گروه، همه،</i>

00:28:47.227 --> 00:28:50.354
‫<i>گفت که من هیچوقت بازیگر نمیشم</i>

00:28:50.355 --> 00:28:52.940
‫<i>چون خیلی نگران</i>

00:28:52.941 --> 00:28:55.026
‫<i>خوشگل به نظر رسیدن بودم.</i>

00:28:56.817 --> 00:28:59.653
‫<i>مدام بهم یادآوری می‌کرد که من یه ستاره سینما هستم،</i>

00:28:59.653 --> 00:29:01.490
‫<i>نه یه بازیگر.</i>

00:29:01.490 --> 00:29:03.576
‫<i>مدام برداشت اشتباهی داشت...</i>

00:29:04.365 --> 00:29:07.913
‫<i>از ایده‌های من که
‫با نظراتش جور نبود.</i>

00:29:08.873 --> 00:29:11.288
‫لطفاً به حرف زدن ادامه بده، عاشقشم.

00:29:12.711 --> 00:29:14.375
‫این حرف‌های مردونه‌ست.

00:29:15.086 --> 00:29:17.506
‫لزلی، چطوره یه فنجون قهوه،

00:29:17.507 --> 00:29:19.509
‫یا یه نوشیدنی یا یه چیزی بیاری؟

00:29:23.134 --> 00:29:24.971
‫ حرف‌های مردونه ؟

00:29:26.432 --> 00:29:27.976
‫خدایا رحم کن.

00:29:28.432 --> 00:29:31.644
‫<i>و هیچوقت فکر نکردی
‫کلاس بازیگری بری</i>

00:29:31.644 --> 00:29:32.894
‫<i>یا... نه.</i>

00:29:32.894 --> 00:29:34.314
‫<i>- هیچوقت به این فکر نکردی؟
‫- نه.</i>

00:29:34.315 --> 00:29:36.480
‫<i>تا حالا کلاس بازیگری رفتی؟</i>

00:29:36.480 --> 00:29:38.861
‫<i>نه. من معتقدم که، اوم،</i>

00:29:38.862 --> 00:29:42.114
‫هر تکنیک یا استعدادی که من دارم

00:29:42.115 --> 00:29:45.576
‫تکنیک نیست، غریزه‌ست

00:29:46.536 --> 00:29:48.413
‫می‌دونم خیلی بی‌ادبیه

00:29:49.201 --> 00:29:51.457
‫ولی اصولاً کاملاً حق با من بود!

00:29:51.458 --> 00:29:54.835
‫اگه تو یه صحنه‌ای احساساتی بشم

00:29:54.836 --> 00:29:58.336
‫عرق می‌کنم... عرق واقعی

00:29:58.336 --> 00:30:00.548
‫و لرزشم واقعیه

00:30:01.217 --> 00:30:05.634
‫تلاش زیادی می‌شه تا به نظر بیاد آسونه

00:30:05.634 --> 00:30:08.557
‫کی می‌خوای آروم بگیری و مثل بقیه رفتار کنی؟

00:30:10.432 --> 00:30:11.932
‫هیچوقت!

00:30:13.769 --> 00:30:17.519
‫راک هادسون و الیزابت خیلی به هم نزدیک شدن

00:30:17.525 --> 00:30:20.192
‫وقتی داشتن فیلم غول (Giant) رو می‌ساختن

00:30:20.192 --> 00:30:23.364
‫راک یه ازدواج خیلی علنی کرده بود

00:30:23.365 --> 00:30:26.950
‫تا در واقع میخ آخر رو به تابوت بکوبه

00:30:26.951 --> 00:30:30.201
‫به این شایعه که گی هست

00:30:30.201 --> 00:30:31.951
‫البته همش الکی بود

00:30:31.951 --> 00:30:33.958
‫الیزابت می‌دونست الکیه

00:30:34.625 --> 00:30:36.961
‫راک بهش اعتماد داشت

00:30:37.500 --> 00:30:39.422
‫و اون ازش محافظت می‌کرد

00:30:47.009 --> 00:30:49.971
‫دمای هوا تو سایه 49 درجه بود

00:30:50.557 --> 00:30:52.057
‫داغ داغ بود

00:30:52.057 --> 00:30:55.980
‫ولی ما مثل یه خانواده خیلی به هم نزدیک بودیم

00:30:57.980 --> 00:31:01.230
‫مارفا، تگزاس، فکر کنم ۲۰۰۰ نفر جمعیت داشت

00:31:01.236 --> 00:31:04.192
‫خب ما مثل مریخی‌های واقعی بودیم

00:31:06.153 --> 00:31:07.615
‫همه‌مون خونه‌های کوچولو داشتیم

00:31:07.615 --> 00:31:10.365
‫که یه جورایی روبروی هم بودن

00:31:10.826 --> 00:31:12.663
‫و بعضی وقتا، من و جیمی

00:31:12.663 --> 00:31:16.209
‫تا ساعت ۳ صبح می‌نشستیم و حرف می‌زدیم

00:31:17.085 --> 00:31:19.586
‫اون بهم می‌گفت از بعضی غم‌ها

00:31:19.586 --> 00:31:21.255
‫و ناراحتی‌های زندگیش

00:31:21.256 --> 00:31:25.342
‫و بعضی از عشق‌ها و تراژدی‌هاش

00:31:25.343 --> 00:31:27.634
‫و فرداش سر صحنه، من می‌گفتم

00:31:27.634 --> 00:31:29.054
‫ سلام جیمی

00:31:29.055 --> 00:31:31.096
‫و انگار نمی‌خواست

00:31:31.096 --> 00:31:34.143
‫به روی خودش بیاره که شب قبل

00:31:34.144 --> 00:31:37.307
‫این همه از خودش گفته

00:31:37.313 --> 00:31:40.315
‫و فقط یه تکون سر سرسری می‌داد

00:31:40.316 --> 00:31:42.230
‫و شاید یکی دو روز طول می‌کشید

00:31:42.230 --> 00:31:44.987
‫تا دوباره باهام دوست بشه

00:31:44.988 --> 00:31:46.698
‫یه حبه قند می‌خوای یا دو تا؟

00:31:52.996 --> 00:31:55.076
‫شبی که جیمی کشته شد

00:31:55.076 --> 00:31:56.788
‫ما تو اتاق نمایش بودیم

00:31:56.788 --> 00:31:58.875
‫داشتیم راش‌ها رو (نماهای خام فیلمبرداری شده) می‌دیدیم

00:31:58.875 --> 00:32:02.421
‫و جورج صدا رو قطع کرد

00:32:02.422 --> 00:32:05.883
‫و گفت خانم‌ها و آقایون

00:32:05.884 --> 00:32:07.673
‫یه خبری دارم که باید بگم

00:32:08.470 --> 00:32:10.134
‫جیمی دین مرده

00:32:10.207 --> 00:32:12.365
‫هنرپیشه، جیمز دین در تصادف
‫اتومبیل مسابقه‌ای کشته شد

00:32:12.390 --> 00:32:15.476
‫تو جاده US 466 اتفاق افتاد

00:32:15.477 --> 00:32:18.519
‫یه تصادف از کنار و روبرو بود

00:32:19.230 --> 00:32:22.066
‫کشته شده جیمز بایرون دین بود

00:32:22.067 --> 00:32:25.067
‫D.O.A، یعنی موقع رسیدن به بیمارستان مرده بود

00:32:30.575 --> 00:32:34.412
‫فقط ۲۴ سالش بود. به نظر غیرممکن می‌اومد

00:32:35.038 --> 00:32:36.451
‫همون روز باهاش بودم

00:32:36.451 --> 00:32:39.413
‫تو استودیو با پورشه‌ش می‌چرخیدیم

00:32:40.413 --> 00:32:43.086
‫خیلی سرزنده بود. خیلی پر انرژی بود

00:32:44.297 --> 00:32:46.548
‫نمی‌تونستم باور کنم که مرده

00:32:48.423 --> 00:32:50.009
‫باشه

00:32:52.931 --> 00:32:54.432
‫بعدش

00:32:54.807 --> 00:32:59.269
‫من وارد یه دوره شدم که داشتم بررسی می‌کردم...

00:32:59.688 --> 00:33:02.519
‫اوهوم. زندگی خودمو

00:33:06.990 --> 00:33:09.719
‫شش ماجرای رازآلود حل
‫نشده از مرگ جیمز دین

00:33:11.430 --> 00:33:13.298
‫این حقیقت است.

00:33:13.326 --> 00:33:16.451
‫با مایکل، پنج سال زندگی کردیم

00:33:16.451 --> 00:33:19.499
‫و سه سالش فقط یه جورایی...

00:33:20.625 --> 00:33:22.794
‫یعنی، اصلاً درست پیش نمی‌رفت

00:33:25.836 --> 00:33:27.461
‫اوم...

00:33:28.461 --> 00:33:31.094
‫ناراحتم که یه کم باهاش بد رفتار کردم

00:33:32.432 --> 00:33:34.882
‫فکر کنم یه کم زیادی روش حساس شدم.

00:33:35.471 --> 00:33:38.643
‫من یه کم قوی‌تر از اون بودم

00:33:38.854 --> 00:33:40.192
‫روش غالب شدم

00:33:40.269 --> 00:33:42.730
‫و فکر می‌کردم اونم با من همینطوره

00:33:43.295 --> 00:33:44.682
‫ولی نبود

00:33:45.928 --> 00:33:48.575
‫یه چیزی میخواستم که باهاش بتونم بهش غلبه کنم

00:33:49.317 --> 00:33:51.153
‫طلاق ما دوستانه بود

00:33:51.153 --> 00:33:53.153
‫اگه بشه اسم یه طلاق رو دوستانه گذاشت

00:33:53.153 --> 00:33:55.240
‫درباره بچه‌ها نگران نبودی؟

00:33:55.240 --> 00:33:57.076
‫نگران؟ - تو گفتی بچه‌های من

00:33:57.076 --> 00:33:58.576
‫آدم‌های خیلی خاصی هستن

00:33:58.576 --> 00:34:00.372
‫-منظورت چی بود؟
‫- من عاشق بچه‌هامم

00:34:00.373 --> 00:34:03.913
‫ولی اصلاً نمی‌تونم درباره‌شون حرف بزنم

00:34:03.913 --> 00:34:06.796
‫خیلی حس محافظت دارم

00:34:07.255 --> 00:34:09.590
‫اونا حق دارن که زندگی خصوصی داشته باشن

00:34:14.179 --> 00:34:16.514
‫گفتی اون چه جور زنی بود؟

00:34:17.681 --> 00:34:19.641
‫مگه چند جور زن داریم؟

00:34:20.351 --> 00:34:22.893
‫الیزابت، اون هیچوقت این همه دوست پسر نداشت

00:34:22.896 --> 00:34:24.188
‫می‌دونی، مثل بقیه

00:34:24.188 --> 00:34:27.148
‫اون عاشق می‌شد، ازدواج می‌کرد

00:34:27.150 --> 00:34:28.568
‫و بعد طلاق می‌گرفت

00:34:29.110 --> 00:34:30.527
‫یه بار به الیزابت گفتم

00:34:30.527 --> 00:34:32.112
‫ چرا باید با همه این مردا ازدواج کنی؟

00:34:32.112 --> 00:34:34.864
‫چرا نمی‌تونی فقط معشوقه باشی یا هرچی؟

00:34:35.324 --> 00:34:37.201
‫و اون بهم گفت

00:34:37.202 --> 00:34:39.536
‫ چون می‌خوام عروس باشم

00:34:40.204 --> 00:34:42.998
‫و بعد عشق زندگیش اومد

00:34:42.998 --> 00:34:44.541
‫مایکل تاد

00:34:48.380 --> 00:34:51.047
‫آقای تاد، قصد دارید الیزابت تیلور رو

00:34:51.047 --> 00:34:53.217
‫تو فیلم‌های آینده‌تون بازی بدید؟

00:34:53.217 --> 00:34:54.717
‫اسمش رو نشنیدم

00:34:54.719 --> 00:34:56.552
‫الیزابت تیلور

00:34:56.554 --> 00:34:57.429
‫آها

00:34:57.431 --> 00:34:59.264
‫آها، منظورتون اون بازیگر سینماست؟

00:34:59.264 --> 00:35:00.891
‫بله - آه، بله، بله

00:35:00.891 --> 00:35:03.226
‫خب، من شنیدم الیزابت تیلور

00:35:03.228 --> 00:35:05.603
‫قرار نیست خیلی دیگه مثل یه بازیگر باشه

00:35:05.605 --> 00:35:07.981
‫شنیدم قراره با شما ازدواج کنه

00:35:08.440 --> 00:35:10.775
‫- ها؟
‫- ازدواج با شما، آقای تاد

00:35:10.777 --> 00:35:12.110
‫درست نشنیدم

00:35:12.112 --> 00:35:14.405
‫صداها. هواپیماها.

00:35:16.407 --> 00:35:18.659
‫تهیه‌کننده مایکل تاد زندگی پرباری داشت،

00:35:18.659 --> 00:35:20.161
‫بیشترش تو برادوی بود.

00:35:20.994 --> 00:35:24.373
‫ولی اولین فیلمش، دور دنیا در 80 روز بود

00:35:24.373 --> 00:35:27.085
‫که اسمش رو تو دنیا سر زبون‌ها انداخت.

00:35:27.418 --> 00:35:29.293
‫داری رسماً منو به چالش می‌کشی که

00:35:29.295 --> 00:35:32.257
‫سفری دور دنیا تو 80 روز انجام بدم؟

00:35:34.300 --> 00:35:37.262
‫مایک تاد چطور آدمیه؟

00:35:37.679 --> 00:35:40.347
‫اوه، مایک یکی از...

00:35:40.347 --> 00:35:42.681
‫پرزرق و برق‌ترین آدم‌هایی بود

00:35:42.684 --> 00:35:44.184
‫که تا حالا دیدم.

00:35:44.184 --> 00:35:48.231
‫یه شادی و سرزندگی خاصی تو زنده بودن داشت.

00:35:48.648 --> 00:35:51.775
‫و یه کلاهبردار واقعی بود.

00:35:51.775 --> 00:35:54.610
‫می‌تونست طلای دندونت رو هم بکشه بیرون.

00:35:54.612 --> 00:35:56.822
‫الو؟ بله. چی؟

00:35:57.114 --> 00:35:58.949
‫واسه قایق‌ها ارکستر نمی‌خوام،

00:35:58.949 --> 00:36:00.909
‫گروه موسیقی می‌خوام، با لباس فرم.

00:36:01.661 --> 00:36:03.494
‫تو دوره‌ای که مایک داشت

00:36:03.496 --> 00:36:06.708
‫80 روز رو تهیه می‌کرد، من وارد زندگیش شدم.

00:36:07.500 --> 00:36:09.083
‫مایک رو دیده بودم و می‌شناختمش.

00:36:09.085 --> 00:36:11.128
‫باهاش بودن خوش می‌گذشت.

00:36:11.128 --> 00:36:13.922
‫بهش جذب شده بودم، ولی نه خیلی زیاد.

00:36:15.925 --> 00:36:18.260
‫روز بعد از جدا شدنم از مایکل ویلدینگ،

00:36:18.260 --> 00:36:20.637
‫مایک بهم زنگ زد و گفت باید فوراً منو ببینه.

00:36:20.637 --> 00:36:23.599
‫گفت باید تو مترو گلدن مایر ببینمش.

00:36:23.599 --> 00:36:25.559
‫و مایک اومد تو.

00:36:25.559 --> 00:36:27.268
‫رفتیم تو یه دفتر خالی،

00:36:27.268 --> 00:36:29.771
‫منو یه جورایی نشوند، یه صندلی کشید جلو،

00:36:29.773 --> 00:36:31.690
‫شروع کرد به حرف زدن

00:36:31.690 --> 00:36:33.275
‫و گفت عاشقمه.

00:36:33.275 --> 00:36:35.152
‫و اینکه هیچ شکی توش نیست،

00:36:35.152 --> 00:36:37.237
‫ما قراره با هم ازدواج کنیم.

00:36:37.989 --> 00:36:39.364
‫بهش نگاه کردم،

00:36:39.364 --> 00:36:42.034
‫فکر کنم مثل خرگوشی که به راسو نگاه می‌کنه.

00:36:43.744 --> 00:36:46.329
‫و فکر کردم، می‌دونی چیه؟

00:36:46.331 --> 00:36:48.706
‫فکر کنم راست میگه! منو متقاعد کرد.

00:36:48.708 --> 00:36:51.753
‫اینه که میگم، می‌تونست طلای دندونت رو هم بکشه بیرون!

00:37:02.931 --> 00:37:06.351
‫وقتی با مایک ازدواج کرد، من ساقدوشش بودم.

00:37:06.809 --> 00:37:08.643
‫و من با ادی فیشر ازدواج کرده بودم.

00:37:08.643 --> 00:37:12.356
‫♪ وقتی بیدار میشم به صبح سلام می‌کنم ♪

00:37:12.356 --> 00:37:14.608
‫مایک تاد بهترین دوست ادی بود،

00:37:14.608 --> 00:37:17.860
‫و ما چهار نفر با هم خیلی خوش می‌گذروندیم.

00:37:17.862 --> 00:37:20.030
‫♪ ولی آره، واقعاً ♪

00:37:20.030 --> 00:37:23.909
‫♪ زندگی ساده رو به من بده ♪

00:37:23.909 --> 00:37:27.246
‫الیزابت، اون دیوونه‌وار عاشق مایک تاد بود،

00:37:27.246 --> 00:37:31.583
‫که واقعاً یه آدم جذاب و کاریزماتیک بود.

00:37:31.583 --> 00:37:33.918
‫وقتی مایک حلقه نامزدیم رو خرید،

00:37:33.920 --> 00:37:37.505
‫گفت 29 و هفت هشتم قیراطه،

00:37:37.507 --> 00:37:39.884
‫چون 30 قیراط خیلی زشت و مبتذل می‌شد.

00:37:40.260 --> 00:37:43.054
‫من بهش میگم پیست اسکیت روی یخم.

00:37:43.847 --> 00:37:45.514
‫- چی می‌خوای ازم بپرسی؟
‫- می‌خواستم درباره

00:37:45.514 --> 00:37:47.474
‫بعضی از هدیه‌هایی که بهش دادی بپرسم.

00:37:47.474 --> 00:37:49.018
‫اوه، نمی‌خوام درباره اون حرف بزنم،

00:37:49.018 --> 00:37:51.518
‫ولی وقتی درباره... صدات رو بلند و واضح می‌شنوم

00:37:51.521 --> 00:37:53.396
‫گفتی خانم تیلور؟ منظورت خانم تاده؟

00:37:53.398 --> 00:37:54.898
‫- عذر می‌خوام.
‫- آه، بله.

00:37:54.898 --> 00:37:58.235
‫خب، خانم تاد محبوب‌ترین آدم کل دنیا برای منه.

00:37:58.235 --> 00:37:59.570
‫هیچ رازی توش نیست.

00:37:59.570 --> 00:38:01.989
‫و، خب، من خیلی خوش‌شانسم

00:38:01.989 --> 00:38:05.992
‫که گاهی چندرغازی گیرم میاد،

00:38:05.994 --> 00:38:09.371
‫و فکر می‌کنم هیچ راه بهتری تو دنیا برای خرج کردنش نیست

00:38:09.371 --> 00:38:10.873
‫جز اینکه سعی کنم الیزابت رو لوس کنم.

00:38:10.873 --> 00:38:14.418
‫نمی‌تونی... یه بار یکی گفت، الیزابت لوس شده؟

00:38:14.418 --> 00:38:16.295
‫و من گفتم، هیچ چیز لذت‌بخش‌تری

00:38:16.295 --> 00:38:18.130
‫از تلاش برای لوس کردنش نمی‌شناسم.

00:38:18.130 --> 00:38:19.965
‫فکر نمی‌کنم بتونم، به نظرم.

00:38:23.260 --> 00:38:24.887
‫ما با هم همه جای دنیا سفر کردیم

00:38:24.887 --> 00:38:27.181
‫تا دور دنیا در 80 روز رو تبلیغ کنیم،

00:38:27.181 --> 00:38:29.184
‫و نمی‌تونستیم بیشتر از این خوش بگذرونیم.

00:38:37.489 --> 00:38:39.527
‫مایک تاد به استرالیا رسید

00:38:50.246 --> 00:38:51.663
‫مایک، بعضی از منتقدهات میگن

00:38:51.664 --> 00:38:54.916
‫که بیشتر موفقیتت به خاطر شانسه. قبول داری؟

00:38:54.918 --> 00:39:00.130
‫اوهوم. ثابت می‌کنه که خوش‌شانس بودن خیلی بهتر از باهوش بودنه.

00:39:00.130 --> 00:39:02.465
‫که من یه نمونه زنده‌ش هستم.

00:39:02.467 --> 00:39:05.469
‫و اینکه جمله رو با حرف اضافه تموم کردم ثابتش می‌کنه.

00:39:05.469 --> 00:39:08.639
‫دور دنیا در 80 روز.

00:39:08.639 --> 00:39:10.766
‫برای بهترین فیلم، تهیه‌کننده مایک تاد

00:39:10.766 --> 00:39:12.184
‫اسکارش رو دریافت می‌کنه.

00:39:12.184 --> 00:39:14.311
‫مایک خودآموخته بود.

00:39:14.896 --> 00:39:17.815
‫نه واقعاً از روی کتاب‌ها بلکه از گوش دادن،

00:39:17.815 --> 00:39:19.442
‫از روی کنجکاوی.

00:39:20.318 --> 00:39:24.152
‫برای من، همیشه یه حس ناکافی بودن داشتم

00:39:24.155 --> 00:39:25.822
‫به عنوان یه دانش‌آموز

00:39:25.824 --> 00:39:27.324
‫و به عنوان یه انسان.

00:39:27.826 --> 00:39:32.204
‫با مایک، یاد گرفتم از زندگی بیشتر لذت ببرم،

00:39:32.204 --> 00:39:34.914
‫و خجالت نکشم چون چیزی رو نمی‌دونم، که قبلاً داشتم.

00:39:34.916 --> 00:39:36.291
‫از کنجکاو بودن خجالت نکشم.

00:39:36.291 --> 00:39:38.543
‫اون کنجکاوی یه چیز فوق‌العاده بود.

00:39:38.545 --> 00:39:41.088
‫کنجکاوی یه چیز خیلی عالی بود.

00:39:43.675 --> 00:39:46.342
‫یه بار، داشتم بی‌رحمانه سر به سرش می‌ذاشتم،

00:39:46.344 --> 00:39:49.512
‫و یه عکاس یه عکس گرفت.

00:39:49.514 --> 00:39:51.472
‫مایک، درباره دعواهای علنی شما
‫خیلی سر و صدا شده

00:39:51.474 --> 00:39:53.016
‫- فکر کنم یه چیزی درباره...
‫- چی؟ زبونتو گاز بگیر.

00:39:53.018 --> 00:39:55.561
‫توصیه می‌کنی گاهی یه دعوای حسابی بکنیم؟

00:39:55.561 --> 00:39:57.478
‫ما که آدمای گوشه‌گیری نیستیم.

00:39:57.480 --> 00:39:58.896
‫اگه حرفی داشته باشیم، من میگم هی لیز!

00:39:58.898 --> 00:40:01.025
‫اونم داد می‌زنه هی مایک!

00:40:01.025 --> 00:40:02.608
‫اگه از این یه پرونده درایفوس درست کنی، بدجوری اشتباه کردی.

00:40:02.610 --> 00:40:05.402
‫ولی ما خیلی... خب، ما اونقدر خوشبختیم که...

00:40:05.405 --> 00:40:08.699
‫اصلاً مهم نیست. واقعاً برام مهم نیست بقیه چی فکر می‌کنن،

00:40:08.699 --> 00:40:11.201
‫چون خودمون می‌دونیم.

00:40:13.538 --> 00:40:19.083
‫من قبلاً گاهی عمداً سعی می‌کردم مایک رو دیوونه کنم.

00:40:19.085 --> 00:40:22.128
‫و عاشق این بودم که وقتی از کوره در می‌رفت

00:40:22.130 --> 00:40:23.422
‫و بهم زور می‌گفت،

00:40:23.797 --> 00:40:26.175
‫از درون خوشحال می‌شدم.

00:40:26.175 --> 00:40:28.469
‫چون اون برنده شده بود و من نه.

00:40:28.469 --> 00:40:30.429
‫چه کارهایی می‌کردی؟

00:40:30.429 --> 00:40:32.389
‫اوه، دیر می‌کردم.

00:40:32.389 --> 00:40:35.768
‫عمداً... الکی وقت تلف می‌کردم و دیر می‌رسیدم.

00:40:35.768 --> 00:40:39.146
‫فکر کنم مثل این بود که قدرتمو امتحان می‌کردم.

00:40:39.898 --> 00:40:42.983
‫هر بار، امیدوار بودم و دعا می‌کردم که ببازم.

00:40:43.400 --> 00:40:45.610
‫این واقعاً برات خیلی مهمه، نه؟

00:40:45.612 --> 00:40:47.780
‫قدرت... آره، بهش نیاز دارم.

00:40:47.780 --> 00:40:52.202
‫من به این ویژگی تو یه مرد بیشتر از هر چیز دیگه‌ای نیاز دارم.

00:40:53.202 --> 00:40:55.996
‫چون، خب، خودمو می‌شناسم،

00:40:56.914 --> 00:40:59.501
‫و می‌دونم که سعی می‌کنم از زیرش در برم.

00:41:01.795 --> 00:41:03.420
‫کی قراره بچه به دنیا بیاد؟

00:41:03.420 --> 00:41:04.630
‫راستش دقیق نمی‌دونم.

00:41:04.630 --> 00:41:06.422
‫هنوز پیش دکتر نرفتم.

00:41:06.422 --> 00:41:07.925
‫امروز بعدازظهر می‌رم.

00:41:07.925 --> 00:41:10.260
‫ولی فکر کنم حدود اکتبر باشه.

00:41:10.260 --> 00:41:12.221
‫خب لیز، از خودت نقل قول می‌کنم.

00:41:12.222 --> 00:41:15.056
‫یه بار گفتی ذهن یه بچه رو تو بدن یه زن داری.

00:41:15.056 --> 00:41:17.266
‫- درسته؟
‫- اون موقع 15 سالم بود، آره.

00:41:17.268 --> 00:41:18.851
‫آها، می‌فهمم. خب می‌خواستم بدونم،

00:41:18.853 --> 00:41:21.563
‫حالا که با یه مرد پخته و کارکشته‌ای

00:41:21.563 --> 00:41:23.898
‫مثل آقای تاد ازدواج کردی، فکر می‌کنی یکم بزرگ شدی؟

00:41:23.900 --> 00:41:27.277
‫امیدوارم. وگرنه یه کم عقب مونده می‌شدم، نه؟

00:41:27.862 --> 00:41:30.280
‫خب، خیلی ممنون مایک و لیز،

00:41:30.280 --> 00:41:31.657
‫و برای بچه آرزوی موفقیت می‌کنم.

00:41:31.657 --> 00:41:32.824
‫ببین، با بچه‌ها طرف نیستی.

00:41:32.826 --> 00:41:34.117
‫اون جواب خیلی خوبی بود.

00:41:34.119 --> 00:41:35.954
‫آره، خیلی خوب بود.

00:41:36.538 --> 00:41:38.873
‫این برای خودم بود، نه برای دوربینت.

00:41:45.422 --> 00:41:46.963
‫وقتی لیزا به دنیا اومد،

00:41:46.965 --> 00:41:49.632
‫شبیه همه بچه‌های نارس بود،

00:41:49.634 --> 00:41:51.469
‫یه کم شبیه متوشلخ
‫(اشاره به شخصیت کتاب مقدس که عمر طولانی داشت)

00:41:51.969 --> 00:41:55.014
‫ولی برای مایک، یه معجزه کامل بود.

00:41:55.472 --> 00:41:59.851
‫کاملاً مطمئن بود که اون باهوش‌ترین بچه‌ست

00:41:59.853 --> 00:42:01.978
‫و حتماً اولین

00:42:01.980 --> 00:42:04.606
‫رئیس جمهور زن آمریکا می‌شه.

00:42:04.606 --> 00:42:06.650
‫و البته اولین

00:42:06.650 --> 00:42:09.070
‫رئیس جمهور یهودی آمریکا.

00:42:11.530 --> 00:42:12.905
‫عصر بخیر لیز.

00:42:12.907 --> 00:42:14.992
‫سلام اد. خوبی؟ خوبم.

00:42:14.992 --> 00:42:16.452
‫می‌خوای به فیلم‌سازی ادامه بدی

00:42:16.452 --> 00:42:18.661
‫یا فقط خانه‌داری کنی؟

00:42:18.663 --> 00:42:20.831
‫راستش نمی‌تونم...

00:42:21.791 --> 00:42:23.958
‫اصلاً برام مهم نیست که فیلم بسازم،

00:42:23.960 --> 00:42:25.210
‫اگه بخوای راستشو بدونی.

00:42:25.210 --> 00:42:26.835
‫به نظرم خیلی مهم‌تره

00:42:26.838 --> 00:42:29.672
‫که یه زن خوب باشم تا یه بازیگر بزرگ،

00:42:29.672 --> 00:42:31.342
‫یا هر جور بازیگری.

00:42:34.554 --> 00:42:36.679
‫می‌خواستم کنار بکشم،

00:42:36.681 --> 00:42:38.681
‫و یه فیلم دیگه مونده بود

00:42:38.681 --> 00:42:40.851
‫که طبق قرارداد با استودیو باید می‌ساختم...

00:42:41.353 --> 00:42:43.688
‫گربه روی شیروونی داغ.

00:42:44.606 --> 00:42:48.108
‫تجربه عجیبی برام بود.

00:42:49.527 --> 00:42:52.197
‫و زیاد چیزی ازش یادم نمیاد.

00:42:52.697 --> 00:42:55.032
‫چون، خب، دو هفته بود که سر فیلم بودم

00:42:55.032 --> 00:42:57.117
‫که مایک کشته شد.

00:42:59.119 --> 00:43:01.746
‫مایکل تاد امروز در اوج موفقیتش درگذشت.

00:43:01.748 --> 00:43:04.708
‫امروز، هواپیماش سقوط کرد و منفجر شد تو کوه‌های

00:43:04.708 --> 00:43:07.670
‫30 مایلی جنوب غربی گرنتس، نیومکزیکو.

00:43:07.670 --> 00:43:09.213
‫آقای تاد داشت می‌رفت نیویورک

00:43:09.213 --> 00:43:12.215
‫تا جایزه مرد نمایش سال رو دریافت کنه.

00:43:12.217 --> 00:43:14.967
‫همسرش، الیزابت تیلور، می‌تونست باهاش بره،

00:43:14.969 --> 00:43:17.472
‫ولی سرما خورده بود و موند خونه.

00:43:33.612 --> 00:43:36.032
‫عجیب بود، یه حسی داشتم،

00:43:36.574 --> 00:43:38.992
‫مایک هم همینطور، تو کل دوران ازدواجمون

00:43:39.577 --> 00:43:41.286
‫که قراره یه اتفاقی بیفته.

00:43:41.527 --> 00:43:43.931
‫امروز اجرا نداریم
‫تئاتر به یاد مایکل تاد، امروز بسته است.

00:43:43.956 --> 00:43:46.251
‫این اولین باری بود که من خوشحال بودم.

00:43:47.751 --> 00:43:49.920
‫و اون تقریباً 50 سالش بود

00:43:49.920 --> 00:43:52.755
‫و به من گفت که هیچوقت قبلاً

00:43:52.757 --> 00:43:54.550
‫اینقدر خوشحال نبوده.

00:43:59.097 --> 00:44:01.681
‫و انگار قرار بود یه چیزی بشه.

00:44:01.681 --> 00:44:03.893
‫خیلی خوب بود که باورکردنی نبود.

00:44:05.853 --> 00:44:07.896
‫و وقتی اتفاق افتاد...

00:44:09.648 --> 00:44:11.693
‫اصلاً آماده نبودم.

00:44:15.612 --> 00:44:17.907
‫آماده نبودم برای

00:44:18.407 --> 00:44:20.034
‫مرگ...

00:44:21.286 --> 00:44:25.248
‫کسی که همه اعتمادم رو بهش داده بودم.

00:44:27.166 --> 00:44:30.003
‫واقعاً بیشتر از اونی بود که بتونم تحمل کنم.

00:44:34.715 --> 00:44:37.134
‫من و ادی هر دو رفتیم خونه الیزابت،

00:44:37.135 --> 00:44:40.094
‫و اون جیغ می‌کشید، خیلی وحشتناک بود.

00:44:40.096 --> 00:44:42.181
‫پس من به ادی گفتم، تو بمون.

00:44:42.181 --> 00:44:44.431
‫من بچه‌ها رو می‌برم خونه،

00:44:44.434 --> 00:44:48.271
‫چون الان خبرنگارها دور خونه‌ش جمع شدن.

00:44:51.815 --> 00:44:54.110
‫من کاملاً تو...

00:44:54.818 --> 00:44:59.364
‫یعنی، تقریباً تو یه حالت گیج و منگ بودم.

00:45:00.742 --> 00:45:02.952
‫دیگه نمی‌خواستم کار کنم.

00:45:03.661 --> 00:45:05.954
‫ولی من خیلی...

00:45:06.998 --> 00:45:08.166
‫مرده...

00:45:08.875 --> 00:45:12.503
‫بودم که فکر کردم تنها راهی که می‌تونم...

00:45:12.503 --> 00:45:15.840
‫عقلم رو به دست بیارم

00:45:16.800 --> 00:45:19.094
‫اینه که برگردم و فیلم رو تموم کنم.

00:45:20.260 --> 00:45:21.846
‫باید تمومش می‌کردم.

00:45:23.014 --> 00:45:26.351
‫یکی از اون نره‌خرهای بی‌گردن با بستنی زد بهم.

00:45:27.184 --> 00:45:30.143
‫حالا چرا به بچه‌های گوپر میگی نره‌خرهای بی‌گردن؟

00:45:30.146 --> 00:45:32.898
‫چون بچه‌های برادرت گردن ندارن، واسه همین.

00:45:34.233 --> 00:45:37.362
‫و من بعد دو هفته برگشتم سر کار...

00:45:38.362 --> 00:45:41.282
‫و کم و بیش مثل یه ربات بودم...

00:45:42.909 --> 00:45:44.869
‫تا وقتی که شدم مگی.

00:45:45.369 --> 00:45:47.204
‫و وقتی مگی بودم، می‌تونستم حرف بزنم،

00:45:47.204 --> 00:45:50.458
‫می‌تونستم کار کنم، تا وقتی که می‌گفتن کات .

00:45:54.210 --> 00:45:55.963
‫خیلی تنها میشم.

00:45:56.630 --> 00:45:58.465
‫همه اینجوری میشن.

00:46:00.635 --> 00:46:02.929
‫زندگی با کسی که دوستش داری می‌تونه...

00:46:03.596 --> 00:46:05.931
‫تنهاتر از وقتی باشه که کاملاً تنها زندگی می‌کنی.

00:46:07.726 --> 00:46:09.893
‫وقتی اونی که دوستش داری دوستت نداره.

00:46:19.820 --> 00:46:22.447
‫یه حالت خلسه مانندی داشتم

00:46:22.449 --> 00:46:24.074
‫بعد از مرگ مایک.

00:46:26.994 --> 00:46:31.373
‫فکر کنم واقعاً یه میل قوی داشتم که...

00:46:32.583 --> 00:46:35.128
‫فقط دراز بکشم و تسلیم بشم.

00:46:37.172 --> 00:46:40.090
‫تقریباً مطمئن بود که من...

00:46:40.675 --> 00:46:42.760
‫داشتم به سمت فاجعه می‌رفتم،

00:46:42.760 --> 00:46:44.929
‫و نمی‌تونستم جلوی خودم رو بگیرم.

00:46:46.014 --> 00:46:49.599
‫پس حالا می‌تونید از یه وقفه‌ی واقعاً تازه‌کننده لذت ببرید،

00:46:49.601 --> 00:46:51.268
‫همونطور که ادی فیشر رو براتون میاریم که داره

00:46:51.268 --> 00:46:54.480
‫جدیدترین آهنگش رو برای آرسی‌ای ویکتور می‌خونه،

00:46:54.481 --> 00:46:56.106
‫ بدون تو.

00:46:58.193 --> 00:47:04.280
‫♪ هرگز هیچ عشقی برای من نخواهد بود ♪

00:47:04.282 --> 00:47:07.827
‫♪ بدون تو ♪

00:47:08.744 --> 00:47:10.204
‫بعد از سقوط هواپیمای مایک،

00:47:10.204 --> 00:47:14.125
‫شوهرم، اون تسلی بزرگی برای الیزابت بود.

00:47:15.251 --> 00:47:16.835
‫و بعد اون مجبور شد بره نیویورک،

00:47:16.835 --> 00:47:19.797
‫و بعد اون گفت باید برای کار بره.

00:47:19.797 --> 00:47:21.632
‫ولی در واقع رفت تا با الیزابت باشه،

00:47:21.632 --> 00:47:23.175
‫که من فهمیدم،

00:47:23.175 --> 00:47:26.427
‫و اوه، متوجه شدم که یه چیز

00:47:26.429 --> 00:47:28.056
‫جدی اونجا در جریانه.

00:47:30.809 --> 00:47:32.351
‫ادی فیشر، تو نیویورک،

00:47:32.351 --> 00:47:34.103
‫منو بیرون برده بود،

00:47:34.103 --> 00:47:35.623
‫فکر کنم، دو یا سه بار.

00:47:35.648 --> 00:47:36.329
‫لیز و ادی فیشر به کلاب شبانه می روند.

00:47:39.358 --> 00:47:42.862
‫و بعد همه چی به هم ریخت.

00:47:43.320 --> 00:47:45.322
‫مدت کوتاهی پیش، یکی از روزنامه‌نگارهای هالیوود

00:47:45.322 --> 00:47:48.534
‫خبری درباره جدایی شما و دبی منتشر کرد.

00:47:48.534 --> 00:47:50.619
‫هیچی توش نیست، ولی ترجیح میدم

00:47:50.619 --> 00:47:52.371
‫اصلاً درباره‌ش صحبت نکنم.

00:47:52.603 --> 00:47:53.931
‫چرا ادی قید دبی رو زد؟

00:47:53.956 --> 00:47:55.456
‫ادی فیشر و دبی رینولدز

00:47:55.458 --> 00:47:57.585
‫به نظر می‌رسید یه ازدواج افسانه‌ای دارن.

00:47:58.293 --> 00:48:01.713
‫آهنگ‌های این خواننده هزاران طرفدار عاشق رو جذب می‌کرد،

00:48:01.715 --> 00:48:02.840
‫در حالی که نقش‌های این ستاره در فیلم‌هایی

00:48:02.840 --> 00:48:04.382
‫مثل آواز در باران

00:48:04.384 --> 00:48:07.052
‫بهش لقب عزیز دل آمریکا رو داده بود.

00:48:08.221 --> 00:48:10.931
‫به عنوان یه زوج، به نظر می‌رسید عاشق هم هستن.

00:48:10.931 --> 00:48:13.518
‫آره! کجاست؟ دبی!

00:48:13.893 --> 00:48:15.853
‫اون یه دختر خیلی خیلی فوق‌العاده‌ست.

00:48:15.853 --> 00:48:17.521
‫آشپز بامزه‌ایه. اوهوم.

00:48:17.521 --> 00:48:20.273
‫منظورت آشپز افتضاحه، اینه که واقعاً منظورته.

00:48:20.275 --> 00:48:22.318
‫- صبر کن یه دقیقه.
‫- آره.

00:48:25.237 --> 00:48:28.324
‫من هنوز عاشق خاطرۀ مایک بودم.

00:48:28.742 --> 00:48:30.994
‫داشتم مایک رو زنده نگه می‌داشتم...

00:48:32.579 --> 00:48:35.581
‫با حرف زدن درباره‌ش.

00:48:37.375 --> 00:48:40.835
‫فقط، ادی دوست خیلی خوب مایک بود.

00:48:41.545 --> 00:48:44.715
‫تنها چیزی که مشترک داشتیم، مایک بود.

00:48:44.715 --> 00:48:46.384
‫هوم.

00:48:48.844 --> 00:48:50.887
‫من هیچوقت عاشق ادی نبودم.

00:48:50.889 --> 00:48:53.556
‫ازش خوشم می‌اومد، براش متأسف بودم...

00:48:55.226 --> 00:48:57.768
‫و دوست داشتم باهاش درباره مایک حرف بزنم.

00:48:57.771 --> 00:48:59.688
‫من مریض بودم.

00:49:01.358 --> 00:49:05.195
‫ولی خودم رو تو این دام انداختم. خودم این کارو کردم.

00:49:09.449 --> 00:49:11.282
‫نمی‌تونم چیزی علیه دبی بگم،

00:49:11.284 --> 00:49:13.744
‫ولی اون یه نمایش حسابی راه انداخته بود،

00:49:14.079 --> 00:49:17.373
‫با اون موهای دم اسبی و سنجاق‌های بچه،

00:49:17.373 --> 00:49:21.293
‫و کل ماجرا که انگار یه شوک بزرگ بوده.

00:49:22.460 --> 00:49:25.088
‫یعنی، مردم هیچی از...

00:49:25.090 --> 00:49:28.925
‫ناراحتی‌های شخصی دبی و ادی

00:49:28.927 --> 00:49:30.760
‫که من و مایک می‌دونستیم، خبر نداشتن.

00:49:30.762 --> 00:49:32.179
‫تا جایی که اونا می‌دونستن،

00:49:32.179 --> 00:49:34.641
‫من یه زندگی زناشویی کاملاً خوشبخت رو بهم زده بودم.

00:49:36.601 --> 00:49:39.018
‫در پایان بزرگترین رسوایی هالیوود،

00:49:39.018 --> 00:49:41.438
‫الیزابت تیلور درخشان با ادی فیشر ازدواج می‌کنه

00:49:41.438 --> 00:49:45.150
‫فقط سه ساعت بعد از طلاقش از دبی رینولدز.

00:49:51.614 --> 00:49:53.951
‫درست فکر می‌کنم که بعد از ازدواجت

00:49:53.952 --> 00:49:55.452
‫با، اوم، ادی فیشر،

00:49:55.452 --> 00:50:00.958
‫با دشمنی شدید عمومی مواجه شدی؟

00:50:00.958 --> 00:50:02.230
‫اوه، آره.

00:50:02.264 --> 00:50:03.436
‫ادی بالاخره با لیز ازدواج کرد
‫بعد از جدایی از دبی

00:50:03.460 --> 00:50:07.715
‫خصومت تو چهره‌ها و نامه‌ها و نگاه‌های مردم.

00:50:08.632 --> 00:50:11.635
‫دشمنی عمومی مردم خیلی اذیتت می‌کرد؟

00:50:11.635 --> 00:50:13.012
‫آره، حتماً.

00:50:13.637 --> 00:50:17.306
‫احتمالاً از نظر اونا کم و بیش توجیه‌پذیر بود.

00:50:20.893 --> 00:50:22.311
‫راستش،

00:50:22.313 --> 00:50:24.231
‫من از ازدواجم با اون چیز زیادی یادم نمیاد

00:50:24.231 --> 00:50:26.985
‫به جز اینکه یه اشتباه بزرگ و لعنتی بود.

00:50:27.485 --> 00:50:29.152
‫و اینکه قبل از ازدواج هم می‌دونستم

00:50:29.152 --> 00:50:31.072
‫ولی نمی‌دونستم چطور از زیرش در برم.

00:50:31.530 --> 00:50:33.989
‫شما می‌خواین برین ماه عسل اروپا؟

00:50:33.992 --> 00:50:35.742
‫کجای اروپا؟

00:50:35.744 --> 00:50:37.411
‫یه جایی تو اسپانیا.

00:50:37.411 --> 00:50:40.289
‫- خوشحالی؟
‫- خیلی خوشحالم. ممنون.

00:50:40.289 --> 00:50:41.789
‫ادی، این احتمالاً پرسروصداترین

00:50:41.791 --> 00:50:43.208
‫عروسی تو این مدت طولانیه.

00:50:43.208 --> 00:50:45.545
‫نظر شما دو تا درباره این همه تبلیغات چیه؟

00:50:46.420 --> 00:50:47.670
‫درباره چی؟

00:50:47.672 --> 00:50:50.257
‫درباره همه این تبلیغات مربوط به عروسی؟

00:50:50.257 --> 00:50:52.009
‫خب، فکر نمی‌کنم که این...

00:50:52.010 --> 00:50:54.177
‫ما الان بیشتر به فکر همدیگه هستیم.

00:50:54.179 --> 00:50:55.637
‫می‌فهمم.

00:50:55.637 --> 00:50:58.849
‫از سرعت همه چیز یه کم گیج نشدین؟

00:50:58.849 --> 00:51:01.184
‫- یه کم خسته‌ایم.
‫- درسته.

00:51:01.186 --> 00:51:03.186
‫خیلی خسته‌ایم، ولی
‫حس فوق‌العاده‌ای داریم.

00:51:03.188 --> 00:51:04.730
‫می‌تونه آشپزی کنه؟

00:51:04.731 --> 00:51:06.358
‫اوم، لازم نیست بلد باشه.

00:51:06.858 --> 00:51:08.360
‫کافیه؟

00:51:10.362 --> 00:51:14.032
‫سوال من اینه که آیا اون موقع فکر کردی،

00:51:14.614 --> 00:51:16.324
‫ شاید فوق‌العاده می‌شد

00:51:16.326 --> 00:51:20.204
‫اگه هیچوقت ستاره سینما نمی‌شدم و درگیر...

00:51:20.204 --> 00:51:23.206
‫-موفقیت نمی‌شدم.
‫-آره، حتماً. آره.

00:51:23.208 --> 00:51:25.708
‫فکر می‌کنم یه بخشی از وجودم متأسفه

00:51:25.710 --> 00:51:27.253
‫که تبدیل شدم به...

00:51:27.795 --> 00:51:29.630
‫اوم...

00:51:29.630 --> 00:51:31.382
‫یه ابزار عمومی.
‫(همه‌جا حاضر بودن، از دست دادن فردیت، از دست دادن حریم خصوصی)

00:51:31.382 --> 00:51:34.344
‫می‌دونم باید قدردان باشم. همه اینا رو می‌دونم.

00:51:36.054 --> 00:51:37.471
‫من از شهرت خوشم نمیاد.

00:51:37.472 --> 00:51:42.309
‫از این حس که انگار متعلق به عموم مردمم خوشم نمیاد.

00:51:43.186 --> 00:51:46.690
‫من دوست دارم بازیگر باشم، یا سعی کنم بازیگر باشم.

00:51:50.443 --> 00:51:52.737
‫من تو بعضی فیلم‌ها بازی کردم که...

00:51:53.862 --> 00:51:57.989
‫طبق همه قوانین این کار،

00:51:57.992 --> 00:51:59.451
‫نباید بازی می‌کردم

00:51:59.452 --> 00:52:02.286
‫و بهم توصیه شده بود که بازی نکنم.

00:52:02.288 --> 00:52:04.916
‫مثلاً، ناگهان، تابستان گذشته .

00:52:07.043 --> 00:52:09.420
‫بزرگترین نویسنده و شاعر این نسل،

00:52:09.420 --> 00:52:11.170
‫نویسنده اتوبوسی به نام هوس

00:52:11.172 --> 00:52:14.132
‫و گربه روی شیروانی داغ ، بی‌پرده

00:52:14.134 --> 00:52:16.050
‫درباره خواسته‌های قوی یک زن

00:52:16.052 --> 00:52:18.554
‫و نیازهای عجیب یک مرد می‌نویسه.

00:52:19.304 --> 00:52:21.514
‫واقعاً چه اتفاقی افتاد؟

00:52:21.516 --> 00:52:23.099
‫من ناامیدش کردم.

00:52:23.101 --> 00:52:25.268
‫نتونستم جلوی شکستن تار رو بگیرم.

00:52:25.268 --> 00:52:27.603
‫دیدم داره می‌شکنه، ولی نتونستم نجاتش بدم یا درستش کنم.

00:52:27.605 --> 00:52:29.606
‫خب دیگه. حقیقت داره آشکار میشه.

00:52:30.108 --> 00:52:32.860
‫همه بهم توصیه کردن که این کار رو نکنم.

00:52:34.152 --> 00:52:35.195
‫به خاطر موضوعش؟

00:52:35.195 --> 00:52:36.612
‫آره، فقط به خاطر موضوعش.

00:52:36.614 --> 00:52:39.576
‫چون موضوعش خیلی بحث‌برانگیز بود.

00:52:42.871 --> 00:52:45.873
‫الیزابت هیچوقت از چیزهای بحث‌برانگیز نمی‌ترسید.

00:52:45.873 --> 00:52:51.295
‫ ناگهان، تابستان گذشته درباره یه مرد همجنسگرای آشفته بود

00:52:51.295 --> 00:52:53.422
‫که خیلی پنهان‌کار بود.

00:52:54.007 --> 00:52:58.135
‫البته، به خاطر قوانین تولید اون زمان،

00:52:58.135 --> 00:53:02.681
‫همجنسگرایی زیرپوستی فیلم سانسور شده بود.

00:53:02.681 --> 00:53:04.181
‫مردم می‌گفتن، این کار رو نکن،

00:53:04.184 --> 00:53:06.311
‫پایان حرفه‌ات خواهد بود.

00:53:07.478 --> 00:53:11.023
‫پس اگه واقعاً جاه‌طلب بودم درباره حرفه‌ام،

00:53:11.023 --> 00:53:12.942
‫تو بن هور بازی می‌کردم.

00:53:17.364 --> 00:53:20.239
‫شب اسکار. سی و دومین مراسم سالانه جوایز آکادمی.

00:53:20.239 --> 00:53:22.201
‫چارلتون هستون، ستاره بن هور ،

00:53:22.202 --> 00:53:23.619
‫داره انگشتاش رو ضربدر می‌کنه.

00:53:24.536 --> 00:53:26.331
‫الیزابت تیلور و ادی فیشر.

00:53:26.998 --> 00:53:29.833
‫من برای ناگهان، تابستان گذشته نامزد شدم.

00:53:29.833 --> 00:53:32.920
‫تو واقعاً دلت می‌خواست یه جایزه اسکار بگیری.

00:53:32.920 --> 00:53:34.672
‫معلومه!

00:53:35.047 --> 00:53:36.840
‫چه معنایی داشت برات؟

00:53:38.342 --> 00:53:40.844
‫خب، فکر کنم برای من،

00:53:40.844 --> 00:53:44.347
‫یعنی بالاخره صنعت خودم

00:53:44.349 --> 00:53:46.518
‫منو به عنوان یه بازیگر قبول کرده، نه یه ستاره سینما.

00:53:47.768 --> 00:53:50.355
‫و این برام خیلی مهم بود.

00:53:50.730 --> 00:53:52.398
‫بهترین بازیگر زن، سیمون سینیوره،

00:53:52.398 --> 00:53:53.856
‫برای بازی در...

00:53:53.858 --> 00:53:56.193
‫فکر کنم اگه دختر خوبی بودم،

00:53:56.193 --> 00:53:57.695
‫احتمالاً برنده می‌شدم.

00:53:58.905 --> 00:54:01.907
‫اینطور فکر نمی‌کنی، رادی؟

00:54:01.907 --> 00:54:05.661
‫خانم تیلور؟ عزیزم؟
‫بله، آقای مک‌داول.

00:54:05.661 --> 00:54:08.873
‫بله، رندی مک‌نات.

00:54:09.331 --> 00:54:10.791
‫درباره یه فیلمی مثل...

00:54:10.791 --> 00:54:13.043
‫که واقعاً ازش متنفر بودی؟ مثلاً باترفیلد .

00:54:13.043 --> 00:54:14.628
‫خیلی ازش متنفر بودم.

00:54:14.628 --> 00:54:17.380
‫فکر کردم، لعنت بهشون.
‫مجبورم کردن فیلم رو بازی کنم.

00:54:17.382 --> 00:54:18.632
‫نمی‌خواستم.

00:54:18.632 --> 00:54:20.844
‫با تپانچه روی سرم این کار رو کردم.

00:54:21.927 --> 00:54:24.221
‫ باترفیلد 8 با لارنس هاروی

00:54:24.222 --> 00:54:26.181
‫یکی از فیلم‌های مهم الیزابت تیلوره

00:54:26.181 --> 00:54:27.766
‫بعد از مرگ مایک تاد

00:54:27.766 --> 00:54:30.143
‫<i>و جنجال ازدواج بعدیش با ادی فیشر...</i>

00:54:30.143 --> 00:54:31.186
‫به سلامتی ما سه نفر.

00:54:31.186 --> 00:54:32.438
‫<i>که اونم تو فیلم بازی می‌کنه.</i>

00:54:32.438 --> 00:54:34.565
‫یکی برای همه و همه برای یکی.

00:54:34.565 --> 00:54:36.650
‫سوال اینه که کدوم یکی؟

00:54:38.570 --> 00:54:41.405
‫<i>بیشتر منتقدا فکر می‌کنن فیلم افتضاحه.</i>

00:54:41.405 --> 00:54:43.574
‫<i>ولی به عنوان یه مدل و روسپی آزادکار،</i>

00:54:43.574 --> 00:54:46.284
‫<i>مثل همیشه، تو صحنه حکمرانی می‌کنه.</i>

00:54:46.286 --> 00:54:48.327
‫ما-ما هر دو می‌دونیم من چه جور دختری بودم.

00:54:48.329 --> 00:54:50.998
‫- ما هر دو می‌دونیم...
‫- نمی‌خوام بشنوم!

00:54:50.998 --> 00:54:52.416
‫مامان، باید گوش کنی.

00:54:52.791 --> 00:54:54.585
‫مامان، من فرق کردم.

00:54:54.585 --> 00:54:58.505
‫دیروز مردا بودن، یه دنیا پر از مردا.

00:54:58.505 --> 00:55:00.590
‫ولم کن، داری اذیتم می‌کنی!

00:55:00.592 --> 00:55:04.429
‫مامان، قبولش کن! من هرزه‌ترین آدم تاریخ بودم!

00:55:05.804 --> 00:55:07.347
‫<i>خیلی خوب بازی کردی توش.</i>

00:55:07.349 --> 00:55:08.681
‫<i>سعی کردم تا جایی که می‌تونم خوب باشم.</i>

00:55:08.681 --> 00:55:10.184
‫<i>خیلی خوب بازی کردی توش.</i>

00:55:10.184 --> 00:55:11.934
‫<i>دیالوگ‌ها خیلی مزخرف بودن.</i>

00:55:11.936 --> 00:55:15.563
‫<i>یه آشغالی بود که عصبانیم می‌کرد.</i>

00:55:15.565 --> 00:55:18.400
‫<i>و از این عصبانیت، یه جور انگیزه بهم داد.</i>

00:55:18.400 --> 00:55:20.193
‫<i>اون شخصیت یکی از قوی‌ترین</i>

00:55:20.195 --> 00:55:21.780
‫<i>چیزاییه که دیدم بازی کردی.</i>

00:55:22.197 --> 00:55:26.617
‫<i>فوق‌العاده و غم‌انگیز و وحشی و جذاب بودی.</i>

00:55:26.617 --> 00:55:29.371
‫<i>خب، از روی عصبانیت انجامش دادم.</i>

00:55:30.579 --> 00:55:32.414
‫دیشب با هم یه نوشیدنی خوردیم.

00:55:32.414 --> 00:55:35.416
‫- یکی؟
‫- شاید یه دوجین.

00:55:35.418 --> 00:55:38.003
‫و امروز صبح تلو تلو خوران از آپارتمانش بیرون اومدی.

00:55:38.003 --> 00:55:39.422
‫چه دلنشین.

00:55:40.882 --> 00:55:43.385
‫چیز خنده‌داره اینه که حتی یادم نمیاد رفتم اونجا.

00:55:46.596 --> 00:55:48.639
‫بهتر از قرص خوابه.

00:55:51.101 --> 00:55:53.351
‫<i>وقتی با ادی فیشر ازدواج کرده بودی،</i>

00:55:53.353 --> 00:55:55.313
‫<i>خیلی احساس تنهایی می‌کردی؟ اون...</i>

00:55:55.938 --> 00:56:00.943
‫<i>آره، و ادی مطمئن می‌شد که احساس تنهایی کنم.</i>

00:56:01.902 --> 00:56:03.780
‫<i>اوم، ما هیچوقت بیرون نمی‌رفتیم.</i>

00:56:04.155 --> 00:56:05.405
‫نه.

00:56:05.407 --> 00:56:06.782
‫<i>انگار دوست نداشت</i>

00:56:06.782 --> 00:56:08.659
‫<i>با بقیه معاشرت کنم.</i>

00:56:10.202 --> 00:56:12.371
‫<i>مثل این بود که زندانی شده باشم.</i>

00:56:18.460 --> 00:56:22.007
‫<i>شروع کردم به خوابیدن 14 یا 15 ساعت پشت سر هم.</i>

00:56:23.717 --> 00:56:25.509
‫<i>سعی داشتم از همه چیز فرار کنم.</i>

00:56:25.510 --> 00:56:27.679
‫<i>سعی داشتم از زندگی فرار کنم.</i>

00:56:30.849 --> 00:56:33.184
‫<i>ولی یه زمانی اونقدر ناامید بودم</i>

00:56:34.309 --> 00:56:36.896
‫<i>که چندتا قرص خواب خوردم.</i>

00:56:37.813 --> 00:56:40.315
‫<i>عمداً این کارو کردم، با آرامش،</i>

00:56:40.315 --> 00:56:41.693
‫<i>و، اوم...</i>

00:56:43.027 --> 00:56:44.487
‫<i>جلوی چشم ادی.</i>

00:56:46.072 --> 00:56:48.407
‫<i>از زندگی خسته شده بودم.</i>

00:56:48.407 --> 00:56:51.534
‫<i>اون موقع نمی‌تونستم به طلاق فکر کنم.</i>

00:56:51.536 --> 00:56:53.204
‫<i>ترجیح می‌دادم بمیرم</i>

00:56:53.871 --> 00:56:55.706
‫<i>تا اینکه طلاق بگیرم.</i>

00:56:56.248 --> 00:56:58.918
‫<i>آیا... بردنت بیمارستان؟</i>

00:56:59.543 --> 00:57:01.920
‫<i>نه، یه دکتر اومد هتل.</i>

00:57:03.547 --> 00:57:04.840
‫<i>و خدا رو شکر.</i>

00:57:05.300 --> 00:57:07.802
‫<i>خیلی از این کارم شرمنده‌ام.</i>

00:57:08.887 --> 00:57:13.391
‫<i>خودخواهانه‌ترین نوع رفتاره.</i>

00:57:13.891 --> 00:57:18.938
‫<i>چون عواقبش برای بچه‌ها خیلی وحشتناک بود.</i>

00:57:19.731 --> 00:57:21.398
‫<i>به هیچکس جز خودم فکر نمی‌کردم.</i>

00:57:21.398 --> 00:57:23.485
‫<i>واسه همینه که میگم خیلی خودخواهانه بود.</i>

00:57:30.742 --> 00:57:33.242
‫<i>هی، ساعت چنده پسر؟ خیلی دیر نیست.</i>

00:57:33.244 --> 00:57:34.577
‫<i>چنده؟ 11:30.</i>

00:57:34.579 --> 00:57:36.581
‫<i>اوی گِوالت.</i>
‫(اصطلاح یهودی به معنی وای خدای من )

00:57:37.956 --> 00:57:38.916
‫<i>دستگاه روشنه؟</i>

00:57:38.918 --> 00:57:40.583
‫<i>آره، دستگاه روشنه.</i>

00:57:40.585 --> 00:57:42.085
‫<i>باشه.</i>

00:57:43.295 --> 00:57:45.255
‫<i>می‌خوام ادامه بدم.</i>

00:57:45.831 --> 00:57:52.476
‫لیز تیلور قرارداد کلئوپاترا را امضاء کرد.

00:57:53.264 --> 00:57:55.641
‫<i>دستاورد بزرگ انتخاب بازیگر سینما در سال</i>

00:57:55.641 --> 00:57:57.601
‫<i>قراره به یه واقعیت ثبت شده تبدیل بشه.</i>

00:57:58.103 --> 00:57:59.393
‫<i>مناسبتش چیه؟</i>

00:57:59.396 --> 00:58:01.438
‫<i>امضای قرارداد الیزابت افسانه‌ای در هالیوود</i>

00:58:01.438 --> 00:58:03.856
‫<i>برای عجیب‌ترین نقش دوران کاریش،</i>

00:58:03.858 --> 00:58:06.943
‫<i>کلئوپاترا، که شکسپیر درباره‌اش نوشت،</i>

00:58:06.945 --> 00:58:08.445
‫<i> سن نمی‌تونه فرسوده‌اش کنه</i>

00:58:08.445 --> 00:58:11.699
‫<i>و عادت نمی‌تونه تنوع بی‌پایانش رو کهنه کنه. </i>

00:58:12.992 --> 00:58:15.619
‫<i>الیزابت اولین ستاره سینماست،</i>

00:58:15.619 --> 00:58:17.121
‫<i>چه زن چه مرد،</i>

00:58:17.121 --> 00:58:19.998
‫<i>که برای یه نقش تو فیلم یه میلیون دلار بهش پرداخت میشه.</i>

00:58:20.000 --> 00:58:23.585
‫<i>و 10 درصد از کل فروش خالص رو هم خواست.</i>

00:58:23.585 --> 00:58:26.965
‫<i>وقتی پای کسب و کار وسط بود، بی‌رحم بود.</i>

00:58:28.757 --> 00:58:30.634
‫<i>بالاخره از ام‌جی‌ام جدا شدم،</i>

00:58:30.635 --> 00:58:34.596
‫<i>و یکی از اولین کسایی بودم که قراردادای خودمو می‌بستم.</i>

00:58:34.597 --> 00:58:37.891
‫<i>و از معامله با استودیوها لذت می‌بردم.</i>

00:58:38.434 --> 00:58:40.143
‫<i>و تاجر خیلی خوبی بودم.</i>

00:58:41.478 --> 00:58:44.690
‫<i>آیا صنعت سینما هیچوقت باعث میشه</i>

00:58:44.690 --> 00:58:46.400
‫<i>احساس کنی مثل یه تیکه گوشتی؟</i>

00:58:46.400 --> 00:58:48.693
‫<i>قبلاً اینطوری بود.</i>

00:58:48.695 --> 00:58:51.030
‫<i>ولی وقتی می‌تونی خیلی راحت،</i>

00:58:51.030 --> 00:58:54.074
‫<i>برای یه فیلم یه میلیون دلار بخوای و بگیری،</i>

00:58:54.074 --> 00:58:56.161
‫<i>دیگه احساس نمی‌کنی یه تیکه گوشتی.</i>

00:58:57.746 --> 00:58:59.456
‫<i>احساس می‌کنی یه استیک گنده‌ای.</i>

00:59:02.000 --> 00:59:04.668
‫<i>خب، تنها کاری که می‌تونم بکنم اینه که همون سوال رو بپرسم.</i>

00:59:04.668 --> 00:59:06.460
‫<i>چرا فکر می‌کنی</i>

00:59:06.463 --> 00:59:08.340
‫<i>برای یه فیلم بهت یه میلیون دلار میدن؟</i>

00:59:08.797 --> 00:59:12.342
‫<i>فکر می‌کنی... چیز قابل فروشت</i>

00:59:12.344 --> 00:59:14.344
‫<i>چیه؟</i>

00:59:14.346 --> 00:59:17.766
‫<i>راستش بهش فکر نکردم.</i>

00:59:19.184 --> 00:59:20.351
‫<i>بیخیال.</i>

00:59:20.351 --> 00:59:22.186
‫<i>بهت یه میلیون دلار پیشنهاد دادن.</i>

00:59:22.186 --> 00:59:23.646
‫<i>حالا، این بر چه اساسی بود؟</i>

00:59:24.313 --> 00:59:27.023
‫<i>هیچوقت به خودت به عنوان یه نماد جنسی فکر نکردی؟</i>

00:59:27.025 --> 00:59:28.483
‫<i>نماد جنسی؟</i>

00:59:28.485 --> 00:59:31.487
‫<i>نماد جنسی دیگه چه کوفتیه؟ چیه؟</i>

00:59:31.487 --> 00:59:33.739
‫<i>خب، مریلین یه نمونه خوبه.</i>

00:59:33.739 --> 00:59:35.449
‫<i>ولی فکر نمی‌کنم من باشم.</i>

00:59:35.449 --> 00:59:36.534
‫<i>واقعاً فکر نمی‌کنم.</i>

00:59:37.117 --> 00:59:38.619
‫<i>فکر نمی‌کنی تصویر عمومیت</i>

00:59:38.619 --> 00:59:39.952
‫<i>یه نماد جنسیه؟</i>

00:59:39.954 --> 00:59:42.039
‫<i>نمی‌خوام یه نماد جنسی باشم.</i>

00:59:42.456 --> 00:59:43.875
‫یه مرد!

00:59:45.085 --> 00:59:46.878
‫اوه، تویی.

00:59:48.838 --> 00:59:53.760
‫دیروز تو رو به حضور در تالار سلطنتیم احضار کردم.

00:59:55.052 --> 00:59:58.972
‫<i>چون من یه زنم و تو</i>

00:59:58.972 --> 01:00:02.184
‫<i>اوج زندگیم هستم...</i>

01:00:02.184 --> 01:00:07.065
‫<i>سکس، البته، باید تو هر نقشی که بازی می‌کنم وارد بشه.</i>

01:00:07.481 --> 01:00:10.233
‫پس باید بفهمم که احساس می‌کنی آزادی با من

01:00:10.235 --> 01:00:11.860
‫هر کاری که می‌خوای بکنی...

01:00:12.445 --> 01:00:13.445
‫هر وقت که می‌خوای؟

01:00:13.445 --> 01:00:16.907
‫آره، می‌خوام این فهمیده بشه.

01:00:18.909 --> 01:00:20.452
‫<i>خب، این یکی از دلایلیه</i>

01:00:20.452 --> 01:00:25.039
‫<i>که من با این که تو احساس نمی‌کنی یه الهه‌ی سکسی هستی مشکل دارم،</i>

01:00:25.041 --> 01:00:27.291
‫<i>چطور می‌تونی اینجوری ساخته شده باشی</i>

01:00:27.293 --> 01:00:31.797
‫<i>و متوجه نباشی این چه تأثیری روی مردم می‌ذاره؟</i>

01:00:31.797 --> 01:00:34.675
‫<i>شما دو تا خیلی لعنتی</i>

01:00:34.675 --> 01:00:35.967
‫<i>رو این قضیه الهه‌ی سکسی تأکید می‌کنین.</i>

01:00:35.969 --> 01:00:37.760
‫<i>به خدا قسم، قبل از شما،</i>

01:00:37.762 --> 01:00:39.762
‫<i>هیچوقت به الهه‌ی سکسی بودن فکر نکرده بودم.</i>

01:00:39.764 --> 01:00:42.474
‫<i>می‌دونم که یه بازیگرم، و می‌دونم که زنم،</i>

01:00:42.474 --> 01:00:44.518
‫<i>و خیلی به زن بودنم افتخار می‌کنم.</i>

01:00:44.518 --> 01:00:46.186
‫<i>عاشق زن بودنم هستم.</i>

01:00:46.186 --> 01:00:49.063
‫<i>و فکر می‌کنم سکس فوق‌العاده زیباست.</i>

01:00:49.065 --> 01:00:52.233
‫<i>اما تا اونجایی که به الهه‌ی سکسی بودن مربوط میشه،</i>

01:00:52.235 --> 01:00:54.610
‫<i>هیچوقت اینجوری به خودم فکر نکردم.</i>

01:00:54.612 --> 01:00:56.780
‫من یه... من یه زن قوی و مستقلم

01:00:56.780 --> 01:00:58.114
‫<i>من یه زنم. خب...</i>

01:00:58.114 --> 01:00:59.949
‫<i>واقعاً فکر نمی‌کنم خاص باشه.</i>

01:00:59.951 --> 01:01:01.284
‫<i>چرا اینقدر هیجان‌زده شدی؟</i>

01:01:01.286 --> 01:01:03.746
‫<i>چون این حدوداً نوزدهمین باریه</i>

01:01:03.746 --> 01:01:06.414
‫<i>که تو مکالمه پیش اومده!</i>

01:01:06.416 --> 01:01:07.623
‫<i>دیگه پیش نمیاد.</i>

01:01:07.625 --> 01:01:08.918
‫<i>باشه.</i>

01:01:09.878 --> 01:01:11.335
‫<i>ببین، باید بریم،</i>

01:01:11.338 --> 01:01:13.588
‫<i>چون تو باید از در کناری بری.</i>

01:01:13.590 --> 01:01:15.090
‫<i>چی؟</i>

01:01:15.090 --> 01:01:16.592
‫<i>عکاس‌های زیادی اونجان.</i>

01:01:16.592 --> 01:01:18.219
‫<i>من میرم برای ماشین هماهنگ کنم.</i>

01:01:18.969 --> 01:01:20.596
‫<i>دستگاهت خاموشه، مگه نه؟</i>

01:01:20.597 --> 01:01:22.264
‫<i>نه، نیست.</i>

01:01:32.983 --> 01:01:35.570
‫<i>وقتی داشتم کلئوپاترا رو تو انگلیس بازی می‌کردم،</i>

01:01:35.987 --> 01:01:39.072
‫<i>فیلمبرداری تو لوکیشن می‌تونه خیلی یکنواخت باشه چون</i>

01:01:39.074 --> 01:01:41.824
‫<i>باید به آب و هوا تکیه کنی و منتظرش بمونی.</i>

01:01:41.826 --> 01:01:43.369
‫<i>منتظر خداها می‌مونی.</i>

01:01:43.369 --> 01:01:45.746
‫<i>و می‌تونی روزها اونجا بشینی.</i>

01:01:46.664 --> 01:01:48.998
‫<i>ما از سپتامبر شروع کردیم،</i>

01:01:49.000 --> 01:01:52.043
‫<i>و اونا، نمی‌دونم، حدود سه هفته کار کردن</i>

01:01:52.045 --> 01:01:55.172
‫<i>و مجبور شدن هشت ماه یا همچین چیزی ولش کنن</i>

01:01:55.172 --> 01:01:57.842
‫<i>چون یه روز خشک هم نبود.</i>

01:02:01.262 --> 01:02:04.972
‫<i>و، اِم، من تو تخت مریض بودم با چیزی که فکر می‌کردم</i>

01:02:04.974 --> 01:02:07.351
‫<i>می‌دونی، آنفولانزای 24 ساعته‌ست.</i>

01:02:13.858 --> 01:02:16.318
‫<i>تولید حماسی هالیوودی کلئوپاترا</i>

01:02:16.318 --> 01:02:18.070
‫<i>بعد از اینکه بازیگر اصلیش،</i>

01:02:18.070 --> 01:02:20.530
‫<i>الیزابت تیلور، به کلینیک لندن</i>

01:02:20.532 --> 01:02:22.867
‫<i>با ذات‌الریه تهدیدکننده زندگی منتقل شد، متوقف میشه.</i>

01:02:24.369 --> 01:02:27.121
‫<i>من 18 ساعت روی میز عمل بودم.</i>

01:02:27.121 --> 01:02:29.541
‫<i>و در واقع، چهار بار، من...</i>

01:02:30.166 --> 01:02:34.460
‫<i>مرده اعلام شدم و نفس کشیدنم متوقف شد.</i>

01:02:35.672 --> 01:02:37.880
‫<i>و لوله‌هایی تو ریه‌هام بود،</i>

01:02:37.882 --> 01:02:41.677
‫<i>که آشغال‌ها رو بیرون می‌کشیدن و اکسیژن رو تو می‌فرستادن.</i>

01:02:42.302 --> 01:02:46.056
‫<i>و وقتی روی میز، میز عمل، به هوش اومدم،</i>

01:02:46.556 --> 01:02:50.811
‫<i>وقتی سعی کردم جیغ بزنم، هیچ... هیچ صدایی بیرون نیومد.</i>

01:02:50.811 --> 01:02:53.313
‫<i>فقط هوا از یه سوراخ گنده</i>

01:02:53.313 --> 01:02:56.067
‫<i>تو گلوم که بریده بودنش بیرون می‌اومد.</i>

01:03:00.905 --> 01:03:05.074
‫خب، همونطور که می‌دونین، خانم تیلور حالش خوب نبوده.

01:03:05.076 --> 01:03:07.869
‫پس ما سعی کردیم هر چیزی که می‌تونیم رو

01:03:07.871 --> 01:03:09.746
‫بدون حضور اون بگیریم.

01:03:09.748 --> 01:03:12.291
‫<i>الان شما اساساً منتظر اون هستین.</i>

01:03:12.958 --> 01:03:16.085
‫<i>بله. اساساً منتظر خانم تیلور هستیم.</i>

01:03:19.007 --> 01:03:20.592
‫شما سر راه هستین.

01:03:21.092 --> 01:03:22.842
‫<i>خبرهای خوب از کلینیک لندن.</i>

01:03:22.844 --> 01:03:25.762
‫<i>ادی فیشر اومده تا همسر زیباش رو</i>

01:03:25.764 --> 01:03:27.639
‫<i>موقع ترخیص از بیمارستان همراهی کنه.</i>

01:03:27.639 --> 01:03:29.056
‫<i>همدردی گسترده‌ای</i>

01:03:29.059 --> 01:03:30.934
‫<i>با لیز تیلور به خاطر بیماریش وجود داشته.</i>

01:03:30.934 --> 01:03:34.063
‫<i>حالا، علاقه به بهبودی او به اوج رسیده.</i>

01:03:34.438 --> 01:03:35.856
‫برین عقب! عقب!

01:03:35.856 --> 01:03:37.815
‫<i>خوشحالیم می‌بینیمتون خانم تیلور. حالتون چطوره؟</i>

01:03:37.817 --> 01:03:39.150
‫<i>چه احساسی دارین؟</i>

01:03:39.152 --> 01:03:41.235
‫<i>یه کم ضعیفم. ممنون.</i>

01:03:41.237 --> 01:03:43.030
‫<i>می‌رین برای یه استراحت طولانی خوب؟</i>

01:03:43.030 --> 01:03:44.782
‫<i>بله. چقدر طول می‌کشه؟</i>

01:03:44.782 --> 01:03:46.282
‫<i>حدود شش ماه.</i>

01:03:46.284 --> 01:03:48.452
‫<i>و بعدش، برمی‌گردین به</i> کلئوپاترا؟

01:03:48.452 --> 01:03:49.744
‫<i>امیدوارم.</i>

01:03:49.746 --> 01:03:51.621
‫<i>موفق باشین.</i>

01:03:51.623 --> 01:03:53.456
‫<i>ممنون. باشه.</i>

01:03:53.458 --> 01:03:56.043
‫<i>باشه. خیله خب.</i>

01:04:06.971 --> 01:04:09.431
‫<i>باید بگم، بعد از اینکه بهبود پیدا کردم،</i>

01:04:10.224 --> 01:04:13.978
‫<i>اونقدر غرق زندگی شده بودم.</i>

01:04:14.813 --> 01:04:17.481
‫<i>همه چیز برام معجزه شده بود.</i>

01:04:19.943 --> 01:04:21.985
‫الیزابت تیلور...

01:04:34.791 --> 01:04:36.916
‫<i>در حال نقاهت از بیماری شدید اخیرش،</i>

01:04:36.918 --> 01:04:38.918
‫<i>الیزابت تیلور تشویق طولانی</i>

01:04:38.920 --> 01:04:39.838
‫<i>از طرف تماشاچی‌ها دریافت می‌کنه.</i>

01:04:39.838 --> 01:04:41.380
‫<i>انتخاب محبوبیه.</i>

01:04:41.840 --> 01:04:46.010
‫<i>باترفیلد 8 چهارمین نامزدی پشت سر هم من بود.</i>

01:04:48.012 --> 01:04:50.681
‫<i>و من جایزه رو بخاطر تراکئوتومیم (عمل جراحی نای) بردم.</i>

01:04:51.431 --> 01:04:54.143
‫<i>-واقعاً اینطور فکر می‌کنی؟
‫-آره، همینطوره.</i>

01:04:54.143 --> 01:04:57.228
‫<i>باید یه جور همدردی بوده باشه،</i>

01:04:57.230 --> 01:05:00.356
‫<i>چون فکر می‌کنم فیلم خیلی خجالت‌آوره.</i>

01:05:00.358 --> 01:05:02.777
‫<i>واقعاً افتضاحه.</i>

01:05:05.362 --> 01:05:07.032
‫اوه!

01:05:10.702 --> 01:05:15.581
‫واقعاً نمی‌دونم چطور قدردانیم رو

01:05:16.916 --> 01:05:19.085
‫برای این و برای همه چیز ابراز کنم.

01:05:21.338 --> 01:05:24.090
‫فکر کنم تنها کاری که می‌تونم بکنم اینه که بگم ممنونم.

01:05:24.797 --> 01:05:26.800
‫از ته دلم ممنونم.

01:05:48.038 --> 01:05:50.056
‫ساخت کلئوپاترا بعد از دو سال از سر گرفته شد.

01:05:53.952 --> 01:05:56.498
‫- الان حالت خوبه؟
‫- آره، خوبم.

01:06:04.713 --> 01:06:06.965
‫تو دومین کارگردانی هستی که روی این فیلم کار می‌کنه.

01:06:07.342 --> 01:06:09.175
‫این یه عملیات نجاته؟

01:06:09.177 --> 01:06:11.596
‫نه، من بهش نمی‌گم عملیات نجات.

01:06:12.429 --> 01:06:14.764
‫<i>من دارم فیلمی به نام کلئوپاترا رو شروع می‌کنم،</i>

01:06:14.766 --> 01:06:16.893
‫<i>و ما داریم از صفر شروع می‌کنیم.</i>

01:06:17.601 --> 01:06:20.938
‫<i>وقتی تولید رو تو رم شروع کردن،</i>

01:06:20.938 --> 01:06:23.856
‫<i>فیلم خیلی از بودجه فراتر رفته بود.</i>

01:06:23.858 --> 01:06:26.110
‫<i>همش از برنامه عقب بود.</i>

01:06:26.110 --> 01:06:29.362
‫<i>یکی از پردردسرترین تولیدهای تاریخ.</i>

01:06:29.364 --> 01:06:33.451
‫<i>تقریباً باعث ورشکستگی فاکس قرن بیستم شد.</i>

01:06:35.161 --> 01:06:37.454
‫<i>و البته، چون فیلم دوباره فیلمبرداری شد،</i>

01:06:37.454 --> 01:06:42.041
‫<i>بیشتر بازیگرای اصلی باید عوض می‌شدن.</i>

01:06:42.043 --> 01:06:45.505
‫<i>اینطوری بود که ریچارد وارد فیلم شد.</i>

01:06:58.309 --> 01:07:00.184
‫<i>یادت میاد اولین باری که</i>

01:07:00.186 --> 01:07:02.813
‫<i>ریچارد رو دیدی؟</i>

01:07:02.813 --> 01:07:04.481
‫<i>ریچارد اومد سر صحنه،</i>

01:07:04.481 --> 01:07:07.818
‫<i>و من تو کل عمرم یه آقای اینقدر مست ندیده بودم.</i>

01:07:09.320 --> 01:07:12.489
‫<i>از سر تا پا داشت می‌لرزید.</i>

01:07:14.451 --> 01:07:17.327
‫مارک آنتونی، چقدر سر وقت اومدی.

01:07:17.327 --> 01:07:19.496
‫اگه نمی‌اومدم، غیرقابل بخشش بود.

01:07:19.496 --> 01:07:21.831
‫<i>اولین باری که اومدم سر صحنه،</i>

01:07:21.833 --> 01:07:23.625
‫<i>یه لحظه خیلی مشخص بود.</i>

01:07:23.626 --> 01:07:26.960
‫<i>من... هر از گاهی، یه عرق‌خوری حسابی می‌کنم.</i>

01:07:26.963 --> 01:07:28.505
‫<i>هر چی دم دستم باشه می‌خورم.</i>

01:07:28.505 --> 01:07:30.675
‫<i>نوشیدنی‌هایی که مردم جا گذاشتن، هر چیزی.</i>

01:07:31.134 --> 01:07:32.342
‫<i>و من تو یکی از این عرق‌خوری‌هام بودم</i>

01:07:32.344 --> 01:07:33.802
‫<i>و نمی‌دونستم قراره کار کنم.</i>

01:07:33.802 --> 01:07:35.219
‫<i>یهو بهم زنگ زدن.</i>

01:07:35.221 --> 01:07:38.099
‫<i>پس با یه وضع افتضاحی رسیدم استودیو.</i>

01:07:39.059 --> 01:07:40.934
‫<i>فکر نکنم دو شب خوابیده بودم،</i>

01:07:40.934 --> 01:07:42.143
‫<i>پس واقعاً داغون بودم.</i>

01:07:42.643 --> 01:07:45.813
‫<i>یه فنجون قهوه سفارش داد</i>

01:07:45.815 --> 01:07:48.317
‫<i>تا یه جوری لرزش دستش رو آروم کنه.</i>

01:07:48.318 --> 01:07:49.568
‫<i>پس یه کم قهوه گرفتم،</i>

01:07:49.568 --> 01:07:51.070
‫<i>ولی نمی‌تونستم به دهنم برسونمش.</i>

01:07:51.070 --> 01:07:52.527
‫<i>پس به الیزابت گفتم،</i>

01:07:52.530 --> 01:07:54.364
‫<i> عزیزم، اینو برام نگه می‌داری؟ </i>

01:07:54.364 --> 01:07:58.034
‫<i>و من بهش قهوه دادم و اون خیلی عصبی</i>

01:07:58.036 --> 01:08:00.204
‫<i>و شیرین و لرزون بود.</i>

01:08:00.204 --> 01:08:02.664
‫و این باعث شد که من خیلی بهش علاقه‌مند بشم.

01:08:02.664 --> 01:08:05.376
‫قلبم یه جورایی براش می‌تپید.

01:08:07.335 --> 01:08:09.170
‫اون نسبتاً با من دوستانه رفتار می‌کرد.

01:08:09.172 --> 01:08:11.382
‫اولین باری که دیدمش، آروغ زد.

01:08:13.300 --> 01:08:15.052
‫درباره مطبوعاتش چی فکر می‌کردی،

01:08:15.052 --> 01:08:17.595
‫اون دختر بد؟

01:08:18.139 --> 01:08:19.720
‫من بخش سرگرمی رو نمی‌خونم

01:08:19.724 --> 01:08:22.015
‫پس نمی‌دونم درباره‌ش چی نوشتن.

01:08:22.018 --> 01:08:24.560
‫فقط یادمه قبل از شروع فیلم کلئوپاترا خیلی عصبانی بودم

01:08:24.560 --> 01:08:26.439
‫به یه دلیل کاملاً متفاوت.

01:08:27.064 --> 01:08:28.564
‫چون من فقط 300 هزار دلار می‌گرفتم

01:08:28.564 --> 01:08:30.359
‫و الیزابت یک میلیون می‌گرفت.

01:08:45.957 --> 01:08:47.585
‫اما من هرگز...

01:08:48.837 --> 01:08:50.255
‫از بند تو رها نخواهم شد.

01:08:52.090 --> 01:08:53.215
‫من هیچ‌وقت فیلمی ازش ندیده بودم

01:08:53.216 --> 01:08:54.884
‫به جز وقتی که یه دختر بچه کوچولو بود.

01:08:55.385 --> 01:08:58.554
‫و فکر می‌کردم اون فقط، به قول معروف، یه ستاره است.

01:08:58.555 --> 01:09:01.430
‫فکر نمی‌کردم اصلاً بتونه بازیگری کنه.

01:09:01.805 --> 01:09:03.184
‫تو زانو خواهی زد.

01:09:03.850 --> 01:09:04.935
‫من چی کار می‌کنم؟

01:09:05.729 --> 01:09:07.310
‫زانو بزن.

01:09:07.313 --> 01:09:10.229
‫و بعد دیدم الیزابت صحنه‌ای رو بازی کرد

01:09:10.233 --> 01:09:12.609
‫که به نظر می‌رسید داره هیچ کاری نمی‌کنه.

01:09:14.237 --> 01:09:15.444
‫بعد میری و راش‌ها رو می‌بینی،

01:09:15.447 --> 01:09:17.488
‫و الیزابت، اون مو به تن آدم سیخ می‌کرد.

01:09:17.488 --> 01:09:18.488
‫خیلی درخشان بود.

01:09:18.783 --> 01:09:21.243
‫و فکر نمی‌کنم بشه یاد گرفت.

01:09:23.828 --> 01:09:25.832
‫هنوز مرخص نشدی.

01:09:31.087 --> 01:09:33.212
‫حالا مرخص شدی.

01:09:36.841 --> 01:09:38.720
‫الیزابت سلطنتیه.

01:09:39.136 --> 01:09:42.430
‫مثل ملکه‌هاست. یه جوری... دوره.

01:09:42.849 --> 01:09:44.640
‫مثل اینکه میگه دست نزن.

01:09:45.060 --> 01:09:46.643
‫این غیرقابل دسترس بودن الیزابته

01:09:46.644 --> 01:09:48.313
‫که اونو هیجان‌انگیز می‌کنه.

01:09:50.104 --> 01:09:52.108
‫فکر کنم رقص تموم شده.

01:10:00.283 --> 01:10:03.827
‫یادمه رفتم رم و یه مجلس شام بود.

01:10:03.828 --> 01:10:08.622
‫ریچارد اونجا بود، و کل اتاق فقط احساس می‌کرد

01:10:08.625 --> 01:10:10.792
‫این گرمای بین اون دو تا رو.

01:10:10.792 --> 01:10:14.462
‫و فکر کنم تنها کسی که متوجه نشد ادی بود.

01:10:19.010 --> 01:10:20.511
‫الیزابت اومد پیشم.

01:10:20.511 --> 01:10:22.220
‫هنوز با ادی ازدواج کرده بود.

01:10:22.220 --> 01:10:24.014
‫و به من گفت، گربه کوچولو،

01:10:24.015 --> 01:10:26.015
‫یه چیزی باید بهت بگم.

01:10:26.015 --> 01:10:27.769
‫و درباره ریچارد بهم گفت.

01:10:28.353 --> 01:10:30.813
‫و واقعاً دیوونه‌وار عاشق ریچارد بود.

01:10:30.814 --> 01:10:33.692
‫هیچ‌وقت قبلاً اینطوری ندیده بودمش.

01:10:34.399 --> 01:10:37.319
‫ادی برگشت کالیفرنیا.

01:10:38.569 --> 01:10:42.323
‫من و ریچارد، ما سعی کردیم

01:10:42.323 --> 01:10:45.828
‫اونچه که خوب در نظر گرفته میشه باشیم، اما جواب نداد.

01:10:47.203 --> 01:10:48.832
‫هنوز وقت هست.

01:10:49.497 --> 01:10:52.877
‫بذار یکی از من بپرسه چی می‌خوام...

01:10:54.127 --> 01:10:56.631
‫با تو در صلح و عشق زندگی کنم.

01:10:58.256 --> 01:11:00.050
‫خیلی سخته درباره‌ش حرف بزنم

01:11:00.051 --> 01:11:02.095
‫چون من ریچارد رو دوست داشتم.

01:11:02.595 --> 01:11:05.389
‫نمی‌خواستم ازدواجش به هم بخوره.

01:11:05.390 --> 01:11:07.475
‫سیبیل یه زن فوق‌العاده‌ست.

01:11:08.935 --> 01:11:11.270
‫نمی‌تونستم جلوی دوست داشتنش رو بگیرم.

01:11:11.270 --> 01:11:13.064
‫یه واقعیت بود.

01:11:13.564 --> 01:11:16.692
‫فکر کنم سیبیل همیشه فکر می‌کرد برمی‌گرده

01:11:16.693 --> 01:11:19.444
‫چون ریچارد قبلاً هم روابطی داشته

01:11:19.444 --> 01:11:21.779
‫و همیشه برگشته بود.

01:11:22.238 --> 01:11:23.323
‫آنتونی!

01:11:23.323 --> 01:11:24.573
‫ولی اونا کاملاً

01:11:24.576 --> 01:11:26.452
‫شیفته همدیگه بودن.

01:11:26.453 --> 01:11:30.957
‫یه رابطه خیلی خیلی خیلی خیلی شدید بود.

01:11:33.460 --> 01:11:34.835
‫مردم می‌گفتن،

01:11:34.836 --> 01:11:36.752
‫ ما اهمیت نمی‌دیم تو زندگی خصوصیشون چیکار می‌کنن،

01:11:36.755 --> 01:11:40.091
‫اما چرا باید همه چیشون رو بریزن رو دایره؟

01:11:40.841 --> 01:11:41.841
‫اما وقتی...

01:11:42.091 --> 01:11:46.889
‫وقتی عکاس‌های مطبوعات مایل‌ها دنبالت می‌کنن

01:11:46.890 --> 01:11:48.805
‫تا یه عکس ازت تو ماشین

01:11:48.805 --> 01:11:50.935
‫موقع رفتن به استودیو یا چیزی بگیرن...

01:11:51.978 --> 01:11:55.520
‫عکاس‌ها لباس کشیش می‌پوشیدن و می‌اومدن دم در.

01:11:55.523 --> 01:11:57.439
‫عکاس‌ها می‌رفتن داخل خونه

01:11:57.442 --> 01:11:59.944
‫با لباس کارگر یا لوله‌کش.

01:12:02.072 --> 01:12:03.907
‫روی بچه‌هام تأثیر گذاشته.

01:12:04.407 --> 01:12:06.158
‫اونا از روزنامه‌نگارها خوششون نمیاد.

01:12:06.618 --> 01:12:08.452
‫یعنی، تنها راه براشون

01:12:08.453 --> 01:12:10.621
‫این بود که ازش یه بازی بزرگ بسازن.

01:12:10.622 --> 01:12:13.537
‫پس وقتی پاپاراتزی از دیوارها می‌اومدن بالا،

01:12:13.541 --> 01:12:15.960
‫ما شلنگ آب رو روشون می‌گرفتیم.

01:12:16.627 --> 01:12:19.212
‫و بچه‌ها کمک می‌کردن، و کلی حال می‌کردن.

01:12:19.212 --> 01:12:20.712
‫این تنها راه بود.

01:12:20.715 --> 01:12:22.341
‫وگرنه، فکر کنم احساس می‌کردن

01:12:22.341 --> 01:12:23.966
‫مثل حیوونای کوچیک شکار شدن.

01:12:25.345 --> 01:12:27.720
‫پس به جاش شد پلیس بازی.

01:12:30.555 --> 01:12:32.810
‫مطبوعات خیلی بدجنس شده بودن.

01:12:32.810 --> 01:12:36.229
‫یادمه وقتی کلمه پاپاراتزی اومد،

01:12:36.229 --> 01:12:39.483
‫فقط به معنی یه مشت آدم بود که همه عکاس بودن

01:12:39.484 --> 01:12:40.899
‫و دنبال الیزابت تیلور می‌گشتن.

01:12:40.902 --> 01:12:42.319
‫یادمه.

01:12:42.319 --> 01:12:45.948
‫مثل دیوونه‌ها دنبال الیزابت تیلور می‌گشتن!

01:12:45.948 --> 01:12:48.702
‫و این شروع پاپاراتزی بود.

01:12:49.993 --> 01:12:51.912
‫<i>دیگه دنبال جذابیت نبودن.</i>

01:12:51.912 --> 01:12:54.497
‫<i>می‌خواستن جذابیت رو نابود کنن.</i>

01:13:04.009 --> 01:13:07.344
‫<i>♪ هیچی جز یه غصه هر روز نیست ♪</i>

01:13:07.345 --> 01:13:09.511
‫<i>♪ هیچی جز یه غصه ♪</i>

01:13:09.514 --> 01:13:11.470
‫<i>♪ هیچی جز یه قطره اشک تو کل راه نیست ♪</i>

01:13:11.474 --> 01:13:13.515
‫<i>♪ هیچی جز یه قطره اشک ♪</i>

01:13:13.518 --> 01:13:16.685
‫<i>♪ عاشق یه آدم بد بودن گناهه، آره ♪</i>

01:13:16.688 --> 01:13:20.064
‫<i>♪ اون منو کاملاً برده ♪</i>

01:13:20.064 --> 01:13:22.859
‫<i>♪ می‌تونم بدستش بیارم؟ ♪</i>

01:13:25.447 --> 01:13:29.283
‫<i>♪ کلی از این غصه‌ها دارم ♪</i>

01:13:29.743 --> 01:13:34.162
‫<i>♪ کلی از این اشک‌ها دارم ♪</i>

01:13:34.162 --> 01:13:36.247
‫<i>♪ غصه‌ها ♪</i>

01:13:36.247 --> 01:13:38.167
‫<i>♪ اشک‌ها ♪</i>

01:13:38.501 --> 01:13:39.710
‫<i>♪ تو کل راه... ♪</i>

01:13:39.711 --> 01:13:41.877
‫<i>تمام ماجرای الیزابت-ریچارد-ادی</i>

01:13:41.880 --> 01:13:44.046
‫<i>تو رم موقع فیلمبرداری</i> کلئوپاترا...

01:13:44.046 --> 01:13:45.759
‫<i>یه کابوس بود.</i>

01:13:46.634 --> 01:13:48.719
‫<i>هیچکس تا حالا همچین چیزی ندیده بود.</i>

01:13:48.720 --> 01:13:51.511
‫<i>یه رسوایی بزرگ جهانی بود.</i>

01:13:51.514 --> 01:13:53.975
‫<i>فکر کنم حتی پاپ هم یه جورایی درگیرش شد.</i>

01:13:57.979 --> 01:14:02.439
‫<i>روزنامه واتیکان یه مطلبی در اومده بود</i>

01:14:02.442 --> 01:14:05.153
‫<i>که می‌گفت من یه زن اونقدر پست و حقیرم</i>

01:14:05.528 --> 01:14:08.988
‫<i>که باید بچه‌هام رو ازم بگیرن.</i>

01:14:08.988 --> 01:14:11.117
‫<i>یه حمله‌ای که واقعاً...</i>

01:14:11.533 --> 01:14:13.078
‫<i>خب، باعث شد بالا بیارم.</i>

01:14:13.103 --> 01:14:14.371
‫مقاله واتیکان به زندگی
‫عاشقانه آزاد لیز حمله کرد.

01:14:14.372 --> 01:14:16.747
‫<i>روز بعدش،</i>

01:14:16.747 --> 01:14:18.332
‫<i>یه نفر اومده بود استودیو</i>

01:14:18.332 --> 01:14:19.832
‫<i>سعی داشت با بمب منفجرم کنه.</i>

01:14:19.832 --> 01:14:23.837
‫<i>پس اف‌بی‌آی ایتالیا پنج روز اونجا بود.</i>

01:14:23.837 --> 01:14:26.925
‫<i>و واقعاً...</i>

01:14:27.966 --> 01:14:29.594
‫<i>یه هفته وحشتناک بود.</i>

01:14:39.688 --> 01:14:42.399
‫<i>تو صحنه ورود کلئوپاترا به رم،</i>

01:14:42.939 --> 01:14:46.984
‫<i>باید با یه پسر بچه روی ابوالهول می‌نشستم.</i>

01:14:48.113 --> 01:14:53.117
‫<i>تو پشت صحنه با ده هزار ایتالیایی عصبانی فیلمبرداری کردیم،</i>

01:14:53.118 --> 01:14:56.828
‫<i>فکر کردم، که روزنامه واتیکان رو خونده بودن</i>

01:14:56.828 --> 01:14:59.707
‫<i>درباره این زن شرور.</i>

01:15:00.457 --> 01:15:03.335
‫<i>و وقتی ابوالهول از زیر طاق رد شد،</i>

01:15:03.336 --> 01:15:07.796
‫<i>به جمعیت گفته بودن داد بزنن کلئوپاترا و دست تکون بدن.</i>

01:15:07.796 --> 01:15:10.216
‫<i>ولی همه ساکت بودن.</i>

01:15:10.216 --> 01:15:13.430
‫<i>هیچکس دست تکون نمی‌داد، و من واقعاً می‌لرزیدم</i>

01:15:13.845 --> 01:15:16.224
‫<i>که نکنه بیان بالا و تیکه پارم کنن.</i>

01:15:16.850 --> 01:15:20.019
‫<i>و یهو، دویدن سمت ابوالهول</i>

01:15:20.020 --> 01:15:22.145
‫<i>و صف رو شکستن...</i>

01:15:22.645 --> 01:15:26.399
‫<i>و شروع کردن داد زدن،</i>
‫ باچیا، لیز! باچیا!

01:15:26.399 --> 01:15:27.609
‫باچیا، لیز!

01:15:27.609 --> 01:15:29.863
‫<i>و شروع کردن برام بوس فرستادن.</i>

01:15:30.738 --> 01:15:33.742
‫<i>و شروع کردن جیغ زدن و تشویق کردن.</i>

01:15:34.993 --> 01:15:39.287
‫<i>و من اونجا نشسته بودم و اشک از صورتم سرازیر بود.</i>

01:15:40.662 --> 01:15:42.582
‫<i>و همه، ریچارد، مادرم،</i>

01:15:42.582 --> 01:15:46.296
‫<i>همه غرق اشک شده بودن.</i>

01:15:47.130 --> 01:15:49.341
‫<i>حتی یه کلمه ناجور هم نبود.</i>

01:15:59.515 --> 01:16:02.145
‫ملکه مردم رم رو تسخیر کرده.

01:16:06.524 --> 01:16:08.524
‫<i>این بهار، رِولون براتون میاره</i>

01:16:08.524 --> 01:16:10.734
‫<i>ظاهر جدید کلئوپاترا رو.</i>

01:16:10.737 --> 01:16:13.279
‫<i>به طرز درخشانی تبدیل شده به هیجان‌انگیزترین</i>

01:16:13.279 --> 01:16:14.863
‫<i>و قابل استفاده‌ترین ظاهر امروزی.</i>

01:16:18.036 --> 01:16:19.536
‫صورتی اسفینکس

01:16:19.537 --> 01:16:23.625
‫باعث میشه همه رنگ‌های صورتی دیگه
‫کاملاً رنگ پریده به نظر برسن.

01:16:25.460 --> 01:16:27.670
‫<i>ده هزار نیویورکی اومدن بیرون</i>

01:16:27.671 --> 01:16:28.921
‫<i>و برادوی رو پر کردن</i>

01:16:28.921 --> 01:16:31.715
‫<i>برای افتتاحیه جهانی</i> کلئوپاترا.

01:16:31.716 --> 01:16:33.676
‫<i>افتتاحیه جهانی</i> کلئوپاترا،

01:16:33.676 --> 01:16:36.095
‫<i>بزرگترین و پرتبلیغ‌ترین افتتاحیه‌ای که تا حالا دیده شده.</i>

01:16:36.095 --> 01:16:38.095
‫<i>تعجب‌آوره؟ این پرحرف و حدیث‌ترین</i>

01:16:38.095 --> 01:16:40.475
‫<i>و گرون‌ترین فیلمیه که تا حالا ساخته شده.</i>

01:16:41.184 --> 01:16:43.600
‫<i>کلئوپاترا وقتی اکران شد بدنام بود.</i>

01:16:43.603 --> 01:16:44.810
‫<i>کاملاً بدنام.</i>

01:16:44.813 --> 01:16:46.270
‫<i>خوب، بد یا معمولی،</i>

01:16:46.270 --> 01:16:48.814
‫<i>تبدیل شده بود به یه فیلمی</i>

01:16:48.817 --> 01:16:51.694
‫<i>با چنان کاریکاتور و بدنامی‌ای</i>

01:16:51.694 --> 01:16:53.112
‫<i>که فکر نمی‌کنم</i>

01:16:53.113 --> 01:16:55.738
‫<i>هیچکس می‌تونست جنگل رو به خاطر وجود درخت‌ها ببینه.</i>

01:16:56.113 --> 01:16:57.323
‫نظرت چیه؟

01:16:57.323 --> 01:17:00.703
‫تو و من با اون قایق شبانه روی نیل بریم.

01:17:00.703 --> 01:17:02.203
‫فقط خودمون دو تا.

01:17:02.203 --> 01:17:03.747
‫آره، فقط خودمون دو تا.

01:17:03.747 --> 01:17:06.126
‫و هزار تا برده که پارو می‌زنن.

01:17:06.917 --> 01:17:09.212
‫از شانس من، یکیشون ادی فیشر خواهد بود.

01:17:12.841 --> 01:17:16.426
‫<i>می‌دونستم کاری که با عاشق شدن به ریچارد می‌کنم اشتباهه.</i>

01:17:17.386 --> 01:17:20.305
‫<i>فقط یه کار می‌تونستم بکنم و اون این بود که...</i>

01:17:20.305 --> 01:17:22.434
‫<i>اوم، ترکش کنم.</i>

01:17:25.729 --> 01:17:27.438
‫<i>من و ادی دوباره با هم بودیم</i>

01:17:27.439 --> 01:17:32.027
‫<i>و بهش گفتم که سعیمو می‌کنم.</i>

01:17:37.698 --> 01:17:39.783
‫<i>ادی، شب‌ها،</i>

01:17:39.783 --> 01:17:42.993
‫<i>می‌نشست و یه تفنگ دستش بود.</i>

01:17:42.996 --> 01:17:46.122
‫<i>هر بار که چشمام شروع می‌کرد
‫بسته شدن و خوابم می‌برد،</i>

01:17:46.122 --> 01:17:49.917
‫<i>دستمو نوازش می‌کرد و
‫می‌گفت، نمی‌کشمت.</i>

01:17:49.917 --> 01:17:52.712
‫<i>بهت شلیک نمی‌کنم.
‫تو خیلی خوشگلی.</i>

01:17:52.712 --> 01:17:54.921
‫<i>تمام شب همین بود.</i>

01:17:57.926 --> 01:17:59.636
‫<i>آخرش از خونه فرار کردم</i>

01:17:59.636 --> 01:18:01.305
‫<i>و رفتم تو یه آپارتمان موندم.</i>

01:18:01.305 --> 01:18:03.099
‫<i>خیلی ترسیده بودم.</i>

01:18:06.810 --> 01:18:10.064
‫<i>و بعدش من و ریچارد
‫یه فیلم دیگه با هم بازی کردیم.</i>

01:18:10.064 --> 01:18:12.314
‫<i>راستش هر دومون این فیلمو،</i>

01:18:12.317 --> 01:18:14.068
‫<i>صادقانه بگم،</i>

01:18:14.069 --> 01:18:16.862
‫<i>فقط واسه اینکه با هم باشیم قبول کردیم،
‫همین دلیل.</i>

01:18:16.863 --> 01:18:18.988
‫<i>اون موقع اعتراف نکردیم.</i>

01:18:20.323 --> 01:18:22.452
‫<i>و اون موقع بود که...</i>

01:18:24.162 --> 01:18:26.331
‫<i>واقعاً، اوضاع خیلی...</i>

01:18:28.166 --> 01:18:31.542
‫<i>ناامیدکننده شد، فکر کنم،
‫واسه همه طرف‌های ماجرا.</i>

01:18:31.961 --> 01:18:36.925
‫<i>پس، ریچارد شروع کرد
‫درباره ازدواج حرف زدن.</i>

01:18:38.051 --> 01:18:42.429
‫<i>با مخالفت شدید همه
‫روبرو شدم.</i>

01:18:42.430 --> 01:18:44.720
‫<i>رادی، مامان و بابام.</i>

01:18:44.724 --> 01:18:46.685
‫<i>بابام بهم گفت فاحشه.</i>

01:18:48.978 --> 01:18:52.854
‫<i>هنوزم احساس گناه می‌کنی درباره‌ش؟</i>

01:18:53.314 --> 01:18:54.943
‫<i>آره.</i>

01:18:55.694 --> 01:18:58.863
‫<i>مخصوصاً درباره
‫بچه‌های ریچارد.</i>

01:18:59.654 --> 01:19:01.448
‫<i>هر دومون همینطوریم.</i>

01:19:02.742 --> 01:19:07.122
‫<i>واسه اینکه همچین درد وحشتناکی
‫بهشون تحمیل کردیم.</i>

01:19:08.707 --> 01:19:12.335
‫<i>نگرانی مذهبی هم داری درباره‌ش؟</i>

01:19:13.127 --> 01:19:17.131
‫<i>یعنی منظورت اینه که فکر می‌کنم
‫مجازات می‌شم؟</i>

01:19:17.131 --> 01:19:19.759
‫<i>آره. تو جهنم؟</i>

01:19:20.635 --> 01:19:22.594
‫<i>فکر نمی‌کنم بتونیم برنامه‌ریزی کنیم</i>

01:19:22.595 --> 01:19:25.515
‫<i>که پاداش بگیریم
‫یا مجازات بشیم</i>

01:19:26.305 --> 01:19:27.890
‫<i>بعدش.</i>

01:19:27.890 --> 01:19:30.728
‫<i>فکر می‌کنم باید
‫تو این دنیا تاوان بدیم.</i>

01:19:30.729 --> 01:19:33.814
‫<i>باید همین الان کفاره بدیم.</i>

01:19:36.943 --> 01:19:38.778
‫<i>کنفرانس خبری نخواهیم داشت.</i>

01:19:42.988 --> 01:19:44.408
‫<i>وقتی دو عاشق رسیدن،</i>

01:19:44.408 --> 01:19:47.036
‫<i>این سیل خبرنگارها و عکاس‌ها بود</i>

01:19:47.037 --> 01:19:48.828
‫<i>که تو فرودگاه منتظرشون بودن.</i>

01:19:48.828 --> 01:19:50.912
‫لیز، هیچ نظری نداری؟

01:19:50.912 --> 01:19:53.000
‫خانم تیلور، واقعاً هیچ نظری ندارید؟

01:19:53.001 --> 01:19:54.585
‫چطوری از اینجا بریم بیرون؟ لطفاً.

01:19:54.586 --> 01:19:57.671
‫<i>تو یه تونل چمدون پناه گرفتن.</i>

01:19:57.671 --> 01:20:01.925
‫<i>در نهایت، پناهگاهی پیدا کردن، ولی فقط موقتی،
‫تو یه بار نزدیک،</i>

01:20:01.926 --> 01:20:04.094
‫<i>خانم تیلور و برتون هنوز ساکت بودن،</i>

01:20:04.095 --> 01:20:06.220
‫<i>هنوز از جواب دادن به سؤال‌ها
‫امتناع می‌کردن.</i>

01:20:06.220 --> 01:20:08.890
‫<i>تو هتل، برتون از دست عکاس‌ها در رفت.</i>

01:20:08.890 --> 01:20:13.479
‫<i>خانم تیلور رفت سمت یه سوئیت هتل
‫که پلیس ازش محافظت می‌کرد.</i>

01:20:14.564 --> 01:20:16.979
‫نظری درباره حرف همسرتون دارید

01:20:16.983 --> 01:20:20.569
‫که گفته حاضر نیست طلاق بگیره؟

01:20:21.694 --> 01:20:24.279
‫نمی‌فهمم منظورش چیه.

01:20:24.282 --> 01:20:26.113
‫وکیل‌های لیز می‌گن شما دارید

01:20:26.117 --> 01:20:28.202
‫یه میلیون دلار می‌خواید
‫به عنوان قیمت طلاق.

01:20:28.203 --> 01:20:30.787
‫قبلاً هم گفتم که، ام، من نمی‌خوام...

01:20:30.787 --> 01:20:32.912
‫اونا خیلی چیزا گفتن.

01:20:32.916 --> 01:20:34.750
‫همه چی داره پیچیده و عوض می‌شه

01:20:34.751 --> 01:20:37.962
‫و طوری نشون داده می‌شه که انگار...

01:20:38.630 --> 01:20:40.296
‫ام...

01:20:40.921 --> 01:20:43.091
‫خیلی واسم گیج‌کننده‌ست.

01:20:44.551 --> 01:20:45.969
‫برنامه‌ای دارید

01:20:45.970 --> 01:20:49.180
‫که با آقای فیشر ملاقات کنید
‫وقتی اینجا هستید؟

01:20:49.180 --> 01:20:51.140
‫- نه.
‫- ما نمی‌دونستیم اینجاست

01:20:51.140 --> 01:20:54.060
‫تا اینکه شما پسرا
‫دیشب بهمون گفتید.

01:20:54.060 --> 01:20:56.939
‫چطوری داره درباره این قضیه
‫ناجور رفتار می‌کنه؟

01:20:57.604 --> 01:20:59.108
‫روزنامه می‌خونی عزیزم؟

01:20:59.109 --> 01:21:01.359
‫هر روز یه چیز متفاوت می‌خونم.

01:21:01.359 --> 01:21:02.987
‫پیشنهاد می‌کنم بخونی. آره.

01:21:05.113 --> 01:21:06.782
‫<i>عصبانی هستم؟ آره.</i>

01:21:06.783 --> 01:21:08.658
‫<i>نه اصلاً، عصبانی نیستم.</i>

01:21:08.658 --> 01:21:11.912
‫این بخشی که الان توش هستم

01:21:11.912 --> 01:21:14.162
‫مثل راه رفتن تو یه کابوسه،

01:21:14.162 --> 01:21:16.542
‫و، ام، ام...

01:21:17.127 --> 01:21:18.502
‫فقط بهش تعلق ندارم.

01:21:18.502 --> 01:21:21.005
‫پس، می‌خوام برم بیرون.

01:21:21.006 --> 01:21:22.421
‫- شما دارید...
‫- همین الان!

01:21:24.551 --> 01:21:28.804
‫<i>شما کلی چیزی دارید که من بهش می‌گم
‫تبلیغات منفی.</i>

01:21:28.805 --> 01:21:30.180
‫<i>براتون مهمه؟</i>

01:21:30.930 --> 01:21:33.265
‫<i>خیلی وقت پیش بیخیالش شدم.</i>

01:21:33.268 --> 01:21:36.478
‫<i>و، احتمالاً، می‌تونستم یه مدیر روابط عمومی
‫استخدام کنم</i>

01:21:36.479 --> 01:21:38.020
‫<i>که تصویرمو درست کنه.</i>

01:21:38.023 --> 01:21:40.354
‫<i>شاید حتی می‌تونستم خودم
‫سعی کنم درستش کنم</i>

01:21:40.358 --> 01:21:42.818
‫<i>با کلی توجیه کردن و این چیزا،</i>

01:21:42.819 --> 01:21:44.444
‫<i>ولی نمی‌خوام این کارو بکنم.</i>

01:21:45.194 --> 01:21:48.782
‫<i>این یه... یه
‫بازی باخته‌ست. نمی‌شه.</i>

01:21:48.783 --> 01:21:51.658
‫<i>مردم از قبل یه تصویر ثابت دارن</i>

01:21:51.661 --> 01:21:55.331
‫<i>مردم می‌خوان باور کنن، چه خوب چه بد.</i>

01:21:56.791 --> 01:21:58.542
‫<i>و اگه سعی کنی توضیح بدی،</i>

01:21:59.210 --> 01:22:02.337
‫<i>خودت رو تو راه گم می‌کنی.</i>

01:22:08.511 --> 01:22:10.470
‫<i>ریچارد برتون و عروسش الیزابت تیلور</i>

01:22:10.470 --> 01:22:13.724
‫<i>بعد از ازدواج تو مونترال به تورنتو برگشتن.</i>

01:22:13.725 --> 01:22:15.140
‫<i>خبرنگارهایی که از این زوج استقبال کردن</i>

01:22:15.143 --> 01:22:16.769
‫<i>تو فرودگاه بین‌المللی تورنتو</i>

01:22:16.770 --> 01:22:18.185
‫<i>به خانم تیلور تبریک گفتن</i>

01:22:18.188 --> 01:22:20.229
‫<i>واسه پنجمین ازدواجش و اونم تشکر کرد.</i>

01:22:21.564 --> 01:22:24.484
‫اوه، فکر کنم بالاخره عشق واقعیش رو پیدا کرده.

01:22:24.484 --> 01:22:26.569
‫فکر کنم الان دیگه آماده‌ست که آروم بگیره.

01:22:26.569 --> 01:22:31.323
‫به نظرم دیگه به اندازه قبل جذاب نیست،

01:22:31.326 --> 01:22:33.828
‫پس پیدا کردن یکی دیگه براش سخت‌تر میشه.

01:22:36.287 --> 01:22:41.042
‫<i>منتظرم که چاق بشم، خیلی چاق، چروک،</i>

01:22:41.042 --> 01:22:44.252
‫<i>موهای خاکستری... افتاده. با لکه‌های کبدی.</i>

01:22:44.255 --> 01:22:46.841
‫<i>همه چی تا دو سال دیگه آویزون میشه.</i>

01:22:48.385 --> 01:22:50.595
‫<i>پس یکی از کوتاه‌ترین ازدواج‌هات میشه.</i>

01:22:53.930 --> 01:22:55.930
‫<i>تو بهم گفتی هر تنی از منو دوست داری.</i>

01:22:55.934 --> 01:22:58.269
‫<i>واقعاً این کارو کردی.</i>

01:23:01.939 --> 01:23:03.692
‫<i>بعد از اینکه ازدواج کردیم،</i>

01:23:04.192 --> 01:23:06.402
‫<i>واقعاً انگار که ما</i>

01:23:06.403 --> 01:23:09.322
‫<i>با نوارهای فولادی به هم وصل شده بودیم.</i>

01:23:11.113 --> 01:23:14.452
‫<i>بالاخره یه آرامشی وجود داشت.</i>

01:23:16.662 --> 01:23:19.622
‫<i>مثل یه سیل طلایی از گرما.</i>

01:23:21.917 --> 01:23:24.587
‫<i>بچه‌ها، اونا ریچارد رو می‌پرستیدن،</i>

01:23:25.005 --> 01:23:27.171
‫<i>چون اون خیلی باهاشون عالیه.</i>

01:23:27.171 --> 01:23:30.135
‫<i>هم‌سن و سال بچه‌ها میشه.</i>

01:23:30.635 --> 01:23:33.345
‫<i>بعضی وقتا فکر می‌کنم اونا از اون بزرگترن.</i>

01:23:34.764 --> 01:23:36.140
‫<i>در مورد بچه‌ها نگران چی بودی؟</i>

01:23:36.140 --> 01:23:37.930
‫<i>خب، چیزای مشخص.</i>

01:23:37.934 --> 01:23:39.810
‫<i>من خیلی زیاد ازدواج کردم.</i>

01:23:40.310 --> 01:23:42.770
‫<i>من زیادی ازدواج کردم.</i>

01:23:44.649 --> 01:23:47.984
‫<i>تا حالا سعی کردی در مورد طلاق</i>

01:23:47.984 --> 01:23:49.609
‫<i>براشون توضیح بدی؟</i>

01:23:49.612 --> 01:23:51.738
‫<i>اوه، آره، البته که توضیح دادم.</i>

01:23:51.738 --> 01:23:54.073
‫<i>منظورم اینه که، اونا احمق نیستن.</i>

01:23:54.073 --> 01:23:56.033
‫<i>بچه‌های خیلی حساسی هستن.</i>

01:23:56.036 --> 01:23:58.787
‫<i>می‌دونستن که من و ادی خوشحال نبودیم.</i>

01:24:05.252 --> 01:24:08.505
‫<i>جالبه، حس حیوونیشون.</i>

01:24:08.506 --> 01:24:10.090
‫<i>اونا کاملاً می‌دونن</i>

01:24:10.091 --> 01:24:12.509
‫<i>که من و ریچارد حالمون خوب میشه،</i>

01:24:12.510 --> 01:24:16.514
‫<i>و ازدواجمون تا 50 سال دیگه هم اینجا خواهد بود.</i>

01:24:18.180 --> 01:24:22.644
‫<i>من دوست دارم که، جوری، خودم نباشم،</i>

01:24:22.645 --> 01:24:24.645
‫<i>بلکه زن ریچارد باشم.</i>

01:24:25.689 --> 01:24:29.024
‫<i>کی از ویرجینیا وولف می‌ترسه؟</i>

01:24:29.027 --> 01:24:30.734
‫<i>ویرجینیا وولف،</i>

01:24:30.737 --> 01:24:32.029
‫<i>ویرجینیا وولف.</i>

01:24:32.029 --> 01:24:36.368
‫کی از ویرجینیا می‌ترسه...

01:24:36.783 --> 01:24:38.493
‫<i>تماشاگران سینما به زودی</i>

01:24:38.493 --> 01:24:40.203
‫<i>الیزابت تیلور و ریچارد برتون رو</i>

01:24:40.203 --> 01:24:42.122
‫<i>تو فیلمی خواهند دید که احتمالاً یکی</i>

01:24:42.122 --> 01:24:45.042
‫<i>از پربحث‌ترین فیلم‌های سال 1966 خواهد بود:</i>

01:24:45.042 --> 01:24:47.252
‫چه کسی از ویرجینیا وولف می‌ترسد؟

01:24:52.300 --> 01:24:54.635
‫<i>من 32 سالم بود</i>

01:24:54.636 --> 01:24:57.180
‫<i>و نقش یه زن 50 ساله رو بازی می‌کردم.</i>

01:24:57.970 --> 01:24:59.390
‫<i>9 کیلو وزن اضافه کردم.</i>

01:24:59.390 --> 01:25:02.100
‫<i>زیر چشم‌هام لاستیک گذاشتم،</i>

01:25:02.100 --> 01:25:03.894
‫<i>زیر گردنم.</i>

01:25:03.895 --> 01:25:05.895
‫<i>یه کلاه گیس خاکستری پوشیدم.</i>

01:25:06.898 --> 01:25:08.649
‫عجب آشغال‌دونی‌ای.

01:25:10.652 --> 01:25:12.234
‫هی، این از کجاست؟

01:25:12.237 --> 01:25:14.779
‫عجب آشغال‌دونی‌ای!

01:25:14.779 --> 01:25:16.238
‫من از کجا باید بدونم؟

01:25:16.238 --> 01:25:18.573
‫اوه، بیا دیگه. از کجاست؟

01:25:18.576 --> 01:25:20.743
‫- تو می‌دونی.
‫- مارتا...

01:25:20.743 --> 01:25:23.787
‫<i>این سخت‌ترین نقشیه که تا حالا بازی کردم.</i>

01:25:26.167 --> 01:25:28.210
‫<i>اما چون کاملاً متفاوته</i>

01:25:28.211 --> 01:25:30.212
‫<i>با هر چیزی که تا حالا انجام دادم،</i>

01:25:31.381 --> 01:25:34.926
‫<i>به یه معنی، یکی از آسون‌ترین کارهاییه که انجام دادم.</i>

01:25:37.554 --> 01:25:40.890
‫<i>من مارتا رو دارم که پشتش قایم بشم،</i>

01:25:41.390 --> 01:25:44.269
‫<i>پس الیزابت تیلور رو گم کردم.</i>

01:25:45.729 --> 01:25:47.938
‫<i>احساس آزادی بیشتری می‌کنم،</i>

01:25:47.939 --> 01:25:50.108
‫<i>بیشتر اهل تجربه‌ام.</i>

01:25:53.069 --> 01:25:54.944
‫<i>چیزا انگار خود به خود میان،</i>

01:25:54.944 --> 01:25:57.863
‫<i>مثل راه رفتن، صدا.</i>

01:25:57.863 --> 01:25:59.867
‫<i>مثل پوست مارتای منه.</i>

01:25:59.868 --> 01:26:02.077
‫هنوزم به نظر میاد بدن خوبی داری.

01:26:02.078 --> 01:26:03.453
‫درسته، داری؟

01:26:03.453 --> 01:26:06.122
‫- مارتا، نجابت اجازه نمیده.
‫- خفه شو!

01:26:06.122 --> 01:26:08.876
‫<i>مارتا بی‌ادبه،</i>

01:26:08.877 --> 01:26:12.755
‫<i>شلخته‌ست، بداخلاقه.</i>

01:26:12.756 --> 01:26:15.171
‫<i>اما لحظه‌هایی هست که یهو،</i>

01:26:15.175 --> 01:26:17.216
‫<i>نقاب می‌شکنه،</i>

01:26:17.801 --> 01:26:20.680
‫<i>و درد رو می‌بینی.</i>

01:26:22.140 --> 01:26:25.685
‫<i>درد بی‌پایان این زن رو.</i>

01:26:28.145 --> 01:26:29.979
‫تو واقعاً یه عوضی هستی.

01:26:29.979 --> 01:26:34.149
‫<i>یه صمیمیتی بین جورج و مارتا هست</i>

01:26:34.152 --> 01:26:36.279
‫<i>که فکر می‌کنم واقعاً خیلی...</i>

01:26:37.154 --> 01:26:39.988
‫<i>عجیب و قویه.</i>

01:26:41.283 --> 01:26:43.033
‫می‌خوای بدونی چی شده، جورج؟

01:26:43.036 --> 01:26:45.703
‫می‌خوای بدونی واقعاً چه اتفاقی افتاده؟

01:26:45.703 --> 01:26:47.037
‫شکست!

01:26:47.037 --> 01:26:50.000
‫بالاخره. نه من، اون.
‫کل این ترتیبات.

01:26:50.001 --> 01:26:53.502
‫می‌تونی تا ابد ادامه بدی،
‫همه چیز قابل کنترله.

01:26:53.505 --> 01:26:55.546
‫برای خودت هزار جور
‫بهونه میاری.

01:26:55.546 --> 01:26:57.421
‫به جهنم. این زندگیه!

01:26:57.425 --> 01:27:00.344
‫شاید فردا اون بمیره،
‫شاید فردا تو بمیری.

01:27:00.345 --> 01:27:03.011
‫انواع و اقسام بهونه‌ها.

01:27:03.014 --> 01:27:06.055
‫بعد یه روز، یه شب،

01:27:06.059 --> 01:27:09.395
‫یه چیزی اتفاق می‌افته، و... می‌شکنه!

01:27:09.395 --> 01:27:13.314
‫می‌شکنه و دیگه برات
‫مهم نیست.

01:27:14.734 --> 01:27:17.859
‫من با تو تلاش کردم،
‫عزیزم. واقعاً تلاش کردم.

01:27:17.862 --> 01:27:20.488
‫بس کن، مارتا.

01:27:20.782 --> 01:27:22.533
‫من واقعاً تلاش کردم.

01:27:23.493 --> 01:27:25.618
‫تو یه هیولایی. واقعاً هستی.

01:27:26.871 --> 01:27:28.956
‫من پر سر و صدام، و بی‌ادب،

01:27:28.957 --> 01:27:30.916
‫و من تو این خونه
‫شلوار می‌پوشم

01:27:30.917 --> 01:27:33.167
‫چون یکی باید این کارو بکنه!

01:27:33.167 --> 01:27:35.630
‫ولی من هیولا نیستم!

01:27:36.506 --> 01:27:37.796
‫نیستم!

01:27:39.134 --> 01:27:40.885
‫<i>فکر می‌کنم آخرش،</i>

01:27:42.886 --> 01:27:46.220
‫<i>هیچوقت خوشحال نمیشن.
‫همیشه آشغال می‌مونن.</i>

01:27:46.224 --> 01:27:47.555
‫<i>همیشه مست می‌مونن.</i>

01:27:47.559 --> 01:27:49.184
‫<i>همیشه به هم تیکه می‌ندازن،</i>

01:27:49.185 --> 01:27:51.020
‫<i>همدیگه رو نابود می‌کنن.</i>

01:27:53.564 --> 01:27:55.149
‫من جذابیت این مشارکت حرفه‌ای

01:27:55.149 --> 01:27:56.774
‫تمام وقت رو می‌بینم،

01:27:56.774 --> 01:27:59.819
‫ولی فکر می‌کنم گاهی اوقات
‫یه جورایی

01:27:59.819 --> 01:28:02.363
‫از نظر زناشویی خفه‌کننده میشه.

01:28:03.033 --> 01:28:04.658
‫از نظر زناشویی؟ نه.

01:28:04.658 --> 01:28:07.327
‫خیلی‌ها فکر می‌کردن
‫تو آخرین فیلمی که ساختیم،

01:28:07.328 --> 01:28:10.787
‫می‌دونی، اون دو تا
‫شخصیت اصلی همیشه

01:28:10.787 --> 01:28:12.247
‫به جون هم می‌افتن،

01:28:12.250 --> 01:28:15.961
‫و... همدیگه رو چنگ می‌زنن، و پاره می‌کنن، و...

01:28:15.962 --> 01:28:19.296
‫خیلی از کسایی که ما رو خوب نمی‌شناختن گفتن، اِه...

01:28:19.796 --> 01:28:23.844
‫ برای شما دو تا سخت میشه، ساختن این فیلم،

01:28:23.845 --> 01:28:26.845
‫چون مشخصه که شما دو تا

01:28:26.845 --> 01:28:29.725
‫آدم‌های خیلی تندخویی هستین
‫و، در واقع، این فیلم

01:28:29.725 --> 01:28:32.854
‫ممکنه بعد از ساعت شیش شب
‫هم ادامه پیدا کنه.

01:28:35.774 --> 01:28:39.443
‫<i>اِه، ما بهشون محل نذاشتیم و زنده موندیم.</i>

01:28:39.444 --> 01:28:41.234
‫<i>الیزابت تو فیلم غالب بود.</i>

01:28:41.237 --> 01:28:44.113
‫ اون برای این فیلم اسکار برد،
‫با تلخی گفت.

01:28:47.283 --> 01:28:50.037
‫ و من نبردم، با همون
‫تلخی اضافه کرد.

01:28:55.251 --> 01:28:56.710
‫<i>الیزابت تیلور برتون</i>

01:28:56.711 --> 01:28:59.212
‫<i>بزرگترین مُبلغ شوهرش بود.</i>

01:28:59.212 --> 01:29:00.837
‫<i>جمعیت پیاده‌روهای بیرون تئاتری رو</i>

01:29:00.840 --> 01:29:03.300
‫<i>که برتون داشت نقش اصلی‌ش رو</i>

01:29:03.301 --> 01:29:05.260
‫<i>تو اکووس پیش‌نمایش می‌داد پر کرده بودن.</i>

01:29:05.261 --> 01:29:06.886
‫<i>اونا منتظر لیز بودن.</i>

01:29:06.886 --> 01:29:10.225
‫<i>من هنوزم از پدیده این جمعیت‌ها متعجبم.</i>

01:29:10.640 --> 01:29:12.725
‫<i>چیزیه که فکر می‌کردم</i>

01:29:12.725 --> 01:29:15.270
‫<i>وقتی من و الیزابت
‫ازدواج کردیم تموم میشه،</i>

01:29:15.270 --> 01:29:19.234
‫<i>ولی به جاش بزرگتر و بزرگتر
‫شد، نه کمتر و کمتر.</i>

01:29:21.734 --> 01:29:23.779
‫<i>فکر می‌کنم یه جایی،</i>

01:29:23.779 --> 01:29:26.488
‫<i>یه شخصیت سوم مرموز به وجود اومد،</i>

01:29:26.948 --> 01:29:29.283
‫<i>که ترکیبی از ما دو تا با هم بود.</i>

01:29:29.283 --> 01:29:32.747
‫<i>شما دو تا یه صنعت بزرگید.</i>

01:29:33.997 --> 01:29:35.375
‫<i>فکر کنم همینطوره.</i>

01:29:35.957 --> 01:29:38.962
‫<i>روش وحشتناکیه که بهش نگاه کنیم.</i>

01:29:39.229 --> 01:29:40.604
‫برتون با لیز چه کرد که هیچ
‫مرد دیگری جرأتش را نکرد؟

01:29:40.630 --> 01:29:43.796
‫<i>وقتی برای مدت طولانی
‫زیادی تو چشم مردمی،</i>

01:29:43.800 --> 01:29:47.761
‫<i>چیزای زیادی هست
‫که نمایشیه.</i>

01:29:48.345 --> 01:29:49.845
‫اولین باری که الیزابت رو دیدم بازی کنه،

01:29:49.845 --> 01:29:52.305
‫فکر کردم، خیلی عجیبه،
‫داره هیچ کاری نمی‌کنه.

01:29:52.305 --> 01:29:54.978
‫- می‌دونی، و...
‫- خیلی‌ها این رو گفتن.

01:29:55.685 --> 01:29:57.185
‫وقتی راش‌ها رو دیدم، فهمیدم

01:29:57.188 --> 01:29:58.689
‫یه چیز فوق‌العاده‌ای
‫داره اتفاق می‌افته.

01:29:58.689 --> 01:30:01.189
‫اولین باری که با الیزابت کار کردم،

01:30:01.192 --> 01:30:03.694
‫فکر کردم، هیچ کاری نمی‌کنه.

01:30:03.694 --> 01:30:05.904
‫- بعد راش‌ها رو دیدم...
‫- خیلی‌ها این رو گفتن.

01:30:05.904 --> 01:30:08.113
‫راش‌ها رو دیدم...

01:30:08.113 --> 01:30:10.993
‫ هیچ کاری نمی‌کنه.
‫بعد راش‌ها رو دیدم،

01:30:10.993 --> 01:30:13.787
‫و فهمیدم داره خیلی
‫کارها انجام میده.

01:30:14.328 --> 01:30:16.206
‫<i>فکر می‌کنم کاری که من کردم اینه که</i>

01:30:16.207 --> 01:30:19.377
‫<i>عمداً یه خط جداکننده
‫کشیدم.</i>

01:30:19.792 --> 01:30:23.796
‫<i>اون شخصیتی که خانواده‌م می‌شناسن</i>

01:30:23.796 --> 01:30:25.716
‫<i>واقعیه.</i>

01:30:27.719 --> 01:30:30.345
‫<i>ولی اون الیزابت تیلور دیگه،</i>

01:30:30.345 --> 01:30:32.599
‫<i>اون معروفه،</i>

01:30:33.975 --> 01:30:37.269
‫<i>واقعاً هیچ عمق
‫یا معنایی برای من نداره.</i>

01:30:37.270 --> 01:30:40.854
‫<i>یه کالاست که
‫پول درمیاره.</i>

01:30:43.318 --> 01:30:45.569
‫<i>یکی گوشت و خونه</i>

01:30:45.569 --> 01:30:47.572
‫<i>و یکی سلفونه.</i>

01:30:50.742 --> 01:30:53.743
‫تو دنیایی که جذابیت از مد افتاده
‫و واقعیت مد شده،

01:30:53.743 --> 01:30:55.787
‫دو بازمانده از دوران درخشان

01:30:55.787 --> 01:30:57.787
‫<i>نه تنها دووم میارن بلکه شکوفا میشن.</i>

01:30:57.791 --> 01:31:00.332
‫<i>الیزابت تیلور و ریچارد برتون.</i>

01:31:00.335 --> 01:31:02.377
‫این همه دعوا و مرافعه چیه دیگه؟

01:31:02.377 --> 01:31:04.587
‫نمیشه یه مجله سینمایی رو برداری

01:31:04.587 --> 01:31:08.131
‫که توش از دعواهای لیز و دیک (اسامی مستعار الیزابت تیلور و ریچارد برتون) حرف نزده باشه.

01:31:08.134 --> 01:31:12.261
‫من فکر می‌کنم دعوا کردن یکی از بهترین تمرین‌هاست

01:31:12.261 --> 01:31:15.765
‫واسه با هم بودن تو زندگی زناشویی.

01:31:16.225 --> 01:31:18.268
‫من حمله نمی‌کنم،

01:31:18.269 --> 01:31:22.439
‫اوم، به اون نقطه ضعف تو شکمش.

01:31:22.439 --> 01:31:24.149
‫- غبغبم رو میگی.
‫- وقتی اون حمله می‌کنه...

01:31:24.149 --> 01:31:25.442
‫غبغب‌هات.

01:31:25.443 --> 01:31:27.359
‫تو که خیلی خوب این کارو کردی.

01:31:27.362 --> 01:31:29.319
‫اون یه کم شکم گنده داره.

01:31:29.322 --> 01:31:31.488
‫- من هیچوقت...
‫- منم جای جوش‌های صورتشو دارم.

01:31:31.488 --> 01:31:33.283
‫فکر می‌کنی اون بهت زور میگه؟

01:31:33.783 --> 01:31:36.787
‫- شوخی می‌کنی دیگه!
‫- تو زندگی واقعیتون.

01:31:36.787 --> 01:31:39.997
‫چارلز! حتماً داری شوخی می‌کنی!

01:31:40.000 --> 01:31:41.457
‫آره، همینطوره.

01:31:41.457 --> 01:31:44.627
‫- فکر می‌کنی تو بهش زور میگی؟
‫- من فکر می‌کنم...

01:31:44.627 --> 01:31:49.841
‫اگه کسی تو این خونه زن ذلیل باشه، اون منم.

01:31:50.551 --> 01:31:52.220
‫اوه! ماما میا!

01:31:54.970 --> 01:31:58.059
‫<i>اون شب چیز با معنی‌ای هم گفته شد؟</i>

01:31:58.462 --> 01:31:59.667
‫نه زیاد

01:32:01.537 --> 01:32:02.930
‫زیادن

01:32:02.966 --> 01:32:04.457
‫جلسات ساعت 10 شب

01:32:05.868 --> 01:32:07.600
‫چند تا ودکا تونیک، هم آره

01:32:14.492 --> 01:32:16.161
‫<i>اوضاع خوب پیش نمی‌رفت.</i>

01:32:16.661 --> 01:32:19.662
‫<i>اولین بار توی قایق تفریحیشون دیدم.</i>

01:32:19.662 --> 01:32:22.832
‫<i>داشتن شامپاین و کنیاک می‌خوردن،</i>

01:32:22.832 --> 01:32:27.587
‫<i>و من دیدم که چطور از نظر احساسی سقوط کرد.</i>

01:32:27.587 --> 01:32:30.796
‫<i>دیدم که چطور از نظر جسمی تحلیل رفت.</i>

01:32:30.800 --> 01:32:35.845
‫<i>همه چی تاریک شد، شبیه چه کسی از ویرجینیا وولف می‌ترسد؟ شد.</i>

01:32:39.835 --> 01:32:41.020
‫آیا تا حالا حسادت کردی؟

01:32:41.787 --> 01:32:42.755
‫با اشتیاق

01:32:43.354 --> 01:32:45.689
‫<i>خدا رو شکر، اونم همینطوره.</i>

01:32:45.845 --> 01:32:46.947
‫خیلی بده

01:32:47.006 --> 01:32:49.158
‫هر دومون خیلی زودجوش هستیم.

01:32:49.185 --> 01:32:50.546
‫انگار بمب اتم منفجر شده

01:32:51.694 --> 01:32:54.073
‫برگرد اینجا!

01:32:54.073 --> 01:32:56.198
‫برگرد اینجا، تو!

01:32:56.201 --> 01:32:58.912
‫من هنوز بهت اجازه مرخص شدن ندادم!

01:33:05.251 --> 01:33:08.377
‫<i>ولی فقط این حقیقت که ما همدیگه رو دوست داریم</i>

01:33:08.380 --> 01:33:11.131
‫<i>یه پناهگاهه.</i>

01:33:11.131 --> 01:33:14.176
‫<i>و من خیلی جور... نمی‌دونم،</i>

01:33:14.176 --> 01:33:18.014
‫<i>فکر نمی‌کنم تا حالا واقعاً سعی کرده باشم تنها باشم.</i>

01:33:22.685 --> 01:33:24.604
‫<i>اوم،</i>

01:33:25.563 --> 01:33:28.024
‫<i>اگه من بهت بگم، الیزابت تیلور، </i>

01:33:28.608 --> 01:33:31.903
‫<i>فکر می‌کنی می‌تونی دقیقاً بهم بگی</i>

01:33:33.404 --> 01:33:35.198
‫<i>اون کیه؟</i>

01:33:38.618 --> 01:33:39.827
‫<i>می‌دونم</i>

01:33:39.828 --> 01:33:42.412
‫<i>که تا اینجا، تنها چیزی که به دست آوردم</i>

01:33:42.412 --> 01:33:44.581
‫<i>اینه که یه ستاره سینما شدم</i>

01:33:44.582 --> 01:33:48.667
‫<i>که یکی دو بار تونسته</i>

01:33:48.670 --> 01:33:52.340
‫<i>یه کار نسبتاً قابل قبول تو بازیگری انجام بده.</i>

01:33:53.171 --> 01:33:56.261
‫<i>من از اونی که هستم راضی نیستم.</i>

01:33:56.926 --> 01:33:59.345
‫<i>از کاری که کردم راضی نیستم.</i>

01:34:00.220 --> 01:34:01.975
‫<i>می‌خوام پیشرفت کنم.</i>

01:34:03.184 --> 01:34:04.269
‫<i>اوهوم.</i>

01:34:07.145 --> 01:34:08.773
‫<i>وای، فکر کنم...</i>

01:34:10.274 --> 01:34:12.609
‫<i>فکر کنم لیستم تموم شد. هوم؟</i>

01:34:13.028 --> 01:34:16.654
‫<i>فکر کنم لیستم تموم شد. چه خوب.</i>

01:34:18.613 --> 01:34:20.033
‫<i>عزیزم، یه نوشیدنی می‌خوای؟</i>

01:34:20.033 --> 01:34:22.286
‫<i>بذار اون دستگاه کوچولوتو خاموش کنیم؟</i>

01:34:22.287 --> 01:34:23.328
‫<i>آره.</i>

01:34:23.328 --> 01:34:25.537
‫<i>از اینجا قطع کن. رونویسی رو متوقف کن.</i>

01:34:25.537 --> 01:34:27.957
‫<i>رونویسی رو متوقف کن.</i>

01:34:36.634 --> 01:34:38.301
‫<i>امروز، خبر پخش شد.</i>

01:34:38.301 --> 01:34:39.970
‫<i>لیز تیلور داشت شهر رو ترک می‌کرد</i>

01:34:39.970 --> 01:34:42.514
‫<i>بعد از جدایی از ریچارد برتون.</i>

01:34:42.515 --> 01:34:43.805
‫<i>خبرنگارها و عکاس‌ها</i>

01:34:43.805 --> 01:34:45.475
‫<i>تنها دو راه خروجی ممکن رو محاصره کرده بودن.</i>

01:34:45.475 --> 01:34:48.479
‫<i>احتمالاً یکی از عمومی‌ترین اتفاقات بود</i>

01:34:48.479 --> 01:34:50.854
‫<i>از زمانی که آنتونی برای اولین بار با کلئوپاترا ملاقات کرد.</i>

01:34:50.854 --> 01:34:52.229
‫<i>این زوج الان دارن...</i>

01:34:52.233 --> 01:34:53.899
‫<i>خانم تیلور و آقای برتون،</i>

01:34:53.902 --> 01:34:55.819
‫<i>برای جشن گرفتن نامزدی مجددشون،</i>

01:34:55.819 --> 01:34:58.654
‫<i>یه کنفرانس خبری شبیه رئیس جمهورها برگزار کردن،</i>

01:34:58.654 --> 01:35:00.323
‫<i>خواستن که تو زندگی جدیدشون تنها بذارنشون.</i>

01:35:00.323 --> 01:35:02.326
‫<i>برتون‌ها لایق همه این توجهات هستن</i>

01:35:02.327 --> 01:35:05.328
‫<i>چون یه فرمول مقدس هالیوودی رو تکمیل می‌کنن.</i>

01:35:05.328 --> 01:35:09.082
‫<i>باید یه کار بدی کرده باشن که ما بتونیم ببخشیمشون.</i>

01:35:09.082 --> 01:35:11.502
‫<i>اون مختصر و مفید جدایی رو تأیید کرد.</i>

01:35:11.502 --> 01:35:15.130
‫درسته که از لیز تیلور جدا شدین؟

01:35:15.131 --> 01:35:17.966
‫- بله.
‫- طلاق می‌گیرین؟

01:35:17.966 --> 01:35:19.760
‫<i>آقا و خانم جان وارنر،</i>

01:35:19.761 --> 01:35:21.345
‫<i>که البته همون الیزابت تیلور هستن</i>

01:35:21.345 --> 01:35:24.180
‫<i>و ششمین شوهرش از هفت ازدواجش،</i>

01:35:24.180 --> 01:35:27.435
‫<i>اونقدر خوش می‌گذروندن که مدت اقامتشون رو تمدید کردن...</i>

01:35:32.578 --> 01:35:34.885
‫تیلور و وارنر طلاق گرفتند

01:35:39.613 --> 01:35:42.448
‫لیز تیلور حالا درگیر مبارزه با مواد است

01:35:43.828 --> 01:35:47.752
‫لیز برای ترک مواد مخدر و
‫الکل به مرکز توان‌بخشی رفت.

01:35:53.461 --> 01:35:54.962
‫<i>عصر بخیر.</i>

01:35:55.380 --> 01:35:58.425
‫<i>سلام. اوه، اینا چقدر قشنگن؟</i>

01:36:01.140 --> 01:36:02.265
‫<i>من در بورلی هیلز، کالیفرنیا هستم،</i>

01:36:02.300 --> 01:36:04.466
‫در سال 1985 الیزابت در مصاحبه‌ای
‫با خبرنگار دومنیک دان شرکت کرد

01:36:04.493 --> 01:36:05.764
‫<i>هتل بورلی هیلز،</i>

01:36:05.765 --> 01:36:08.975
‫<i>و میخوام با خانم الیزابت تیلور مصاحبه کنم.</i>

01:36:10.478 --> 01:36:12.185
‫<i>یه بار یه چیزی بهم گفتی</i>

01:36:12.188 --> 01:36:14.729
‫<i>الیزابت، هیچوقت فراموش نکردم.</i>

01:36:14.733 --> 01:36:16.693
‫<i>یکی از اون شب‌های دیروقت بود.</i>

01:36:17.402 --> 01:36:22.488
‫<i>تو بهم گفتی، میدونی،
‫بعضی وقتا یادم نمیاد</i>

01:36:22.488 --> 01:36:25.367
‫<i>کی بود که معروف نبودم. </i>

01:36:25.368 --> 01:36:28.703
‫<i>خیلی ترسناکه. فکر می‌کردم
‫وقتی یه جورایی بازنشسته بشم</i>

01:36:28.703 --> 01:36:30.997
‫<i>کمتر میشه.</i>

01:36:32.042 --> 01:36:35.127
‫<i>حالا، بذار یه چیزی درباره بتی فورد ازت بپرسم.</i>

01:36:35.127 --> 01:36:37.212
‫<i>اون قضیه چطور پیش اومد؟</i>

01:36:37.212 --> 01:36:39.881
‫<i>خانواده‌ام مداخله کردن.</i>

01:36:39.881 --> 01:36:41.759
‫<i>نمی‌دونم اگه بدونی... آه، من...</i>

01:36:41.760 --> 01:36:43.719
‫<i>من یکی از اون گروهم.</i>

01:36:43.720 --> 01:36:45.011
‫<i>اوه، باشه.
‫- همه چیزشو می‌دونم.</i>

01:36:45.011 --> 01:36:47.264
‫<i>حیرت‌انگیزه، نه؟</i>

01:36:47.265 --> 01:36:49.100
‫<i>وحشتناکه،</i>

01:36:49.559 --> 01:36:50.894
‫<i>تحقیرآمیزه،</i>

01:36:51.394 --> 01:36:53.479
‫<i>اوم... احساس خیانت کردی؟</i>

01:36:53.479 --> 01:36:58.024
‫<i>نه. فهمیدم که حتماً خیلی دوستم دارن.</i>

01:36:58.024 --> 01:36:59.274
‫<i>و ازشون دلخور نشدم.</i>

01:36:59.277 --> 01:37:01.279
‫<i>نشدی؟ نه.</i>

01:37:01.904 --> 01:37:05.448
‫<i>پر از احساس گناه و شرم بودم.</i>

01:37:06.951 --> 01:37:08.868
‫<i>ببین، من قرص خواب</i>

01:37:08.868 --> 01:37:12.872
‫<i>هر شب زندگیم رو
‫برای 35 سال می‌خوردم.</i>

01:37:12.872 --> 01:37:17.417
‫<i>به جایی رسیده بودم که
‫یک یا دو تا پرکودان (نوعی مسکن قوی)</i>

01:37:17.420 --> 01:37:18.962
‫<i>با الکل قاطی می‌کردم</i>

01:37:18.962 --> 01:37:21.256
‫<i>تا بتونم برم بیرون.</i>

01:37:22.216 --> 01:37:25.260
‫<i>حالا، حتماً اونجا حسابی سر و صدا به پا کردی.</i>

01:37:25.261 --> 01:37:27.261
‫<i>قبلاً هیچوقت یه سلبریتی اونجا نرفته بود.</i>

01:37:27.261 --> 01:37:29.640
‫<i>تو اولیش بودی؟ آره.</i>

01:37:30.225 --> 01:37:32.768
‫<i>برات سخت بود جلوی اون آدما حرف بزنی؟</i>

01:37:32.769 --> 01:37:34.435
‫<i>اولش، آره.</i>

01:37:34.435 --> 01:37:37.604
‫<i>اولش، حس می‌کردم دارم مصاحبه می‌دم.</i>

01:37:38.189 --> 01:37:40.649
‫<i>بعد همه اون موانع رو شکستم</i>

01:37:40.652 --> 01:37:42.403
‫<i>و حقیقت رو گفتم.</i>

01:37:42.404 --> 01:37:45.447
‫<i>و مثل یه پیاز، همیشه</i>

01:37:45.448 --> 01:37:47.908
‫<i>تا هسته اصلی پوست کنده می‌شد.</i>

01:37:55.457 --> 01:37:57.835
‫<i>من این حس رو می‌گیرم، فقط
‫این حس، اوم،</i>

01:37:57.836 --> 01:37:59.795
‫<i>رضایت یا یه چیزی</i>

01:37:59.796 --> 01:38:02.006
‫<i>که مثل یه مرحله جدید جدید...</i>

01:38:02.006 --> 01:38:04.091
‫<i>- امیدوارم یه مرحله نباشه.
‫- از زندگیه.</i>

01:38:04.091 --> 01:38:05.926
‫<i>یه شروع تازه.</i>

01:38:05.926 --> 01:38:08.011
‫<i>این اولین</i>

01:38:08.011 --> 01:38:12.055
‫<i>دوره طولانی تو زندگیته که تو...</i>

01:38:12.890 --> 01:38:14.100
‫<i>آره.</i>

01:38:14.100 --> 01:38:15.853
‫<i>یه قدم بزرگه، نه؟</i>

01:38:15.854 --> 01:38:17.520
‫<i>هست.</i>

01:38:17.563 --> 01:38:19.457
‫تنهایی ترسناک نبود.

01:38:19.479 --> 01:38:20.564
‫<i>آره.</i>

01:38:20.567 --> 01:38:22.399
‫<i>برای شناخت خودته، نه؟</i>

01:38:22.402 --> 01:38:25.613
‫<i>آره، و اینکه از خودم خوشم میاد.</i>

01:38:26.113 --> 01:38:29.451
‫<i>و اینکه از تنها بودن با خودت نترسی.</i>

01:38:30.201 --> 01:38:32.162
‫<i>و فکر می‌کنم به همین خاطره که...</i>

01:38:32.578 --> 01:38:34.037
‫<i>می‌تونم بیشتر ببخشم.</i>

01:38:37.751 --> 01:38:40.042
‫مبارزه کن! با ایدز بجنگ!

01:38:40.045 --> 01:38:43.130
‫اقدام کن! مبارزه کن!
‫با ایدز بجنگ!

01:38:43.131 --> 01:38:45.381
‫<i>راک هادسون 59 ساله</i>

01:38:45.381 --> 01:38:48.385
‫<i>فاش کرد که به شدت
‫از ایدز بیماره.</i>

01:38:48.386 --> 01:38:51.470
‫<i>وقتی راک علنی کرد،
‫خیلی شجاعانه بود.</i>

01:38:52.930 --> 01:38:55.560
‫<i>راک رو درست قبل از مرگش دیدم.</i>

01:38:56.019 --> 01:38:57.935
‫<i>اصلاً نمی‌دونست کجاست.</i>

01:38:57.935 --> 01:39:01.439
‫<i>و وقتی ازش پرسیدم
‫درد داره یا نه،</i>

01:39:01.439 --> 01:39:04.234
‫<i>واقعاً نمی‌فهمید چی میگم.</i>

01:39:04.984 --> 01:39:07.613
‫ایدز یه انگ وحشتناک بود.

01:39:08.073 --> 01:39:10.948
‫مثل این بود که، این مشکل اوناست.

01:39:10.948 --> 01:39:12.576
‫<i>بذار خودشون حلش کنن. </i>

01:39:12.577 --> 01:39:16.662
‫<i> اونا یعنی جامعه همجنسگرا.</i>

01:39:17.332 --> 01:39:19.667
‫<i>اگه جامعه همجنسگرا نبود</i>

01:39:19.667 --> 01:39:22.042
‫<i>هالیوودی وجود نداشت.</i>

01:39:22.045 --> 01:39:24.171
‫<i>و به عنوان انسان،</i>

01:39:24.171 --> 01:39:28.885
‫<i>ما نسبت به همنوعمون یه
‫مسئولیت خاصی داریم.</i>

01:39:30.845 --> 01:39:32.304
‫<i>هیچکس نمی‌خواست درباره‌ش حرف بزنه،</i>

01:39:32.305 --> 01:39:34.390
‫<i>هیچکس نمی‌خواست
‫درگیرش بشه.</i>

01:39:34.390 --> 01:39:36.725
‫و این منو اونقدر عصبانی کرد

01:39:36.725 --> 01:39:39.020
‫که بالاخره با خودم فکر کردم،

01:39:39.813 --> 01:39:43.148
‫ لعنتی، خودت یه کاری بکن.

01:39:43.149 --> 01:39:44.399
‫دیشب تو هالیوود،

01:39:44.399 --> 01:39:46.694
‫بیش از یک میلیون دلار

01:39:46.694 --> 01:39:48.028
‫<i>برای کمک به قربانیان ایدز جمع شد.</i>

01:39:48.029 --> 01:39:49.613
‫<i>الیزابت تیلور</i>

01:39:49.613 --> 01:39:51.238
‫<i>این مراسم پر از ستاره رو</i>

01:39:51.238 --> 01:39:53.908
‫<i>به یاد دوست قدیمیش، راک هادسون، ترتیب داد.</i>

01:39:54.368 --> 01:39:55.993
‫<i>الان خیلی درگیر</i>

01:39:55.993 --> 01:39:57.328
‫<i>کار برای تحقیقات ایدز شدی.</i>

01:39:57.328 --> 01:39:59.162
‫اسم سازمانی که

01:39:59.162 --> 01:40:00.332
‫رئیسشی چیه؟

01:40:00.332 --> 01:40:03.127
‫- امفار.
‫- امفار. معنیش چیه؟

01:40:03.127 --> 01:40:05.462
‫بنیاد آمریکایی تحقیقات ایدز.

01:40:05.462 --> 01:40:08.631
‫<i>الیزابت کل حرفه‌ش رو</i>

01:40:08.631 --> 01:40:10.966
‫<i>وقف ایدز کرد.</i>

01:40:10.969 --> 01:40:12.636
‫<i>کمک کرد امفار رو تأسیس کنن،</i>

01:40:12.636 --> 01:40:15.849
‫<i>بعد بنیاد ایدز الیزابت تیلور رو تأسیس کرد.</i>

01:40:16.725 --> 01:40:19.600
‫من فکر می‌کنم یه دلیلی واسه مشهور بودن هست.

01:40:19.600 --> 01:40:23.939
‫یه دلیلی که میشه ازش
‫استفاده‌های سازنده کرد،

01:40:24.564 --> 01:40:27.818
‫چون شهرت می‌تونه یه چیز خیلی منفی باشه.

01:40:27.819 --> 01:40:29.484
‫و اگه نتونی اونو برگردونی

01:40:29.487 --> 01:40:32.573
‫و به نفع خودت ازش استفاده کنی،
‫چه فایده‌ای داره که داشته باشیش؟

01:40:35.326 --> 01:40:38.078
‫چقدر عجیب احساس سرزندگی می‌کنم.

01:40:39.412 --> 01:40:42.957
‫یه چیزی، یه آرامشی تو وجودت هست

01:40:42.957 --> 01:40:46.086
‫که خیلی قشنگه.

01:40:46.087 --> 01:40:50.381
‫الان، منظورم اینه که، زندگی
‫رو خیلی هیجان‌انگیز می‌بینم.

01:40:50.381 --> 01:40:54.926
‫اونقدر چیز هست که باید انجام بدم،
‫اونقدر چیز هست که باید یاد بگیرم.

01:40:54.929 --> 01:40:56.845
‫و الان دارم این کارو می‌کنم.

01:40:56.845 --> 01:40:58.850
‫اگه بخوام جایی برم، میرم.

01:40:59.390 --> 01:41:03.020
‫اگه چیزی باشه که بخوام
‫یاد بگیرم، الان یادش می‌گیرم.

01:41:03.020 --> 01:41:05.854
‫من به هیچکس تعهدی ندارم...

01:41:06.858 --> 01:41:08.442
‫جز خودم.

01:41:08.443 --> 01:41:10.027
‫و به خودت وفادار باش
‫(اشاره به نقل قولی از شکسپیر).

01:41:10.028 --> 01:41:11.944
‫این تنها کاریه که باید بکنم.

01:41:25.404 --> 01:41:30.082
[‬ الیزابت تیلور: نوارهای گمشـده ]

01:41:30.106 --> 01:41:42.106
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:41:42.130 --> 01:42:02.130
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.