﻿WEBVTT

00:00:14.950 --> 00:00:28.950
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:29.950 --> 00:00:36.050
كلام

00:02:02.700 --> 00:02:03.700
... پدر

00:02:06.700 --> 00:02:08.250
هان، چه خبر است؟

00:02:08.400 --> 00:02:10.250
.يوهانس باز به تپه‌ها رفته است

00:02:10.400 --> 00:02:12.000
.رفته؟ نه

00:02:12.700 --> 00:02:14.200
.من در پي او مي‌روم

00:02:14.450 --> 00:02:16.800
... باشد، من هم با تو مي‌آيم
من هم با تو مي‌آيم

00:02:57.150 --> 00:02:58.350
چه خبر شده؟

00:02:59.700 --> 00:03:01.200
برادر توست -
يوهانس؟ -

00:03:01.400 --> 00:03:02.200
.خير، آندرس

00:03:02.400 --> 00:03:04.500
آندرس؟ پس باز بايد اتفاقي
.براي يوهانس افتاده باشد

00:03:04.650 --> 00:03:06.500
.آري -
.بهتر است با او بروم -

00:03:06.650 --> 00:03:09.950
!آري. بهتر است بروي. مرد بينوا

00:03:10.350 --> 00:03:11.150
يوهانس؟

00:03:11.350 --> 00:03:15.850
آري، آيا احساس نمي‌كني كه او نيازمند ترحم ماست؟
.در 27 سالگي، گرفتار جنوني علاج ناپذير

00:03:16.100 --> 00:03:18.150
.نمي‌دانم. شايد چنين كه هست خوش باشد

00:03:18.400 --> 00:03:19.900
!اين حرف را نزن

00:03:22.400 --> 00:03:23.750
.يادت نرود چيز گرمي بپوشي

00:03:23.900 --> 00:03:25.050
.باشد، باشد

00:03:33.250 --> 00:03:34.700
.پدرت هم آنجاست

00:03:35.100 --> 00:03:36.700
.خوب. من ديگر حاضرم

00:03:37.750 --> 00:03:39.750
.من قهوه درست مي‌كنم و به انتظار شما مي‌مانم

00:03:40.400 --> 00:03:42.150
.بله، فكر مي‌كنم كه خيلي به آن نياز پيدا كنيم

00:04:26.550 --> 00:04:30.950
،نفرين بر شما باد،اي تزويرگران

00:04:33.200 --> 00:04:37.750
، ... تو ... و تو

00:04:41.300 --> 00:04:42.700
،و تو

00:04:45.250 --> 00:04:50.650
،نفرين بر همه‌ي شما باد
!زيرا كه ايمان نداريد

00:04:51.850 --> 00:05:00.450
،نفرين بر همه شما باد،چرا كه به من باور نداريد
،به من كه مسيح بازآمده‌ام

00:05:01.100 --> 00:05:11.750
،كه به فرمان او به سوي شما آمده‌ام
.او كه آسمانها و زمين را آفريده است

00:05:12.950 --> 00:05:20.450
،به راستي، به شما مي‌گويم
.روز داوري نزديك است

00:05:22.200 --> 00:05:30.600
.خداوند مرا پيامبر خويش دانسته

00:05:33.700 --> 00:05:37.800
،نفرين بر آنكه باور ندارد

00:05:39.450 --> 00:05:46.000
زيرا تنها آنان كه مؤمن‌اند

00:05:46.400 --> 00:05:48.900
.به قلمروي بهشت در مي‌آيند

00:05:51.750 --> 00:05:53.950
.آمين

00:06:32.850 --> 00:06:34.050
آيا، يوهانس ...؟

00:06:34.350 --> 00:06:35.000
.آري

00:07:20.100 --> 00:07:23.350
اين كار يعني چه، يوهانس؟

00:07:24.950 --> 00:07:28.000
،من روشنايي جهان هستم

00:07:29.200 --> 00:07:33.200
.اما ظلمت اين را درك نمي‌كند

00:07:35.100 --> 00:07:38.300
،من به خويشتن بازآمده‌ام

00:07:38.800 --> 00:07:43.500
.اما خويشتن مرا بازنمي‌يابد

00:08:17.850 --> 00:08:19.950
شمعدانها آنجا به چه كار مي‌آيند؟

00:08:26.250 --> 00:08:32.350
آن، روشنايي من است كه شايد
.به ظلمت نور بتاباند

00:09:24.750 --> 00:09:26.750
.وضع او خيلي غم‌انگيز است

00:09:27.050 --> 00:09:27.850
.كاملاً ديوانه است

00:09:28.100 --> 00:09:29.000
!ميكل

00:09:29.250 --> 00:09:31.000
.آخر، راه مي‌رود و مي‌گويد كه مسيح است

00:09:31.650 --> 00:09:34.250
آيا هرگز عقلش را دوباره بازخواهد يافت؟

00:09:35.050 --> 00:09:39.200
.آن همه كتابها كه خواند عاقبت او را گيج كردند

00:09:39.400 --> 00:09:40.350
.بلي

00:09:47.050 --> 00:09:48.950
.او نبايد براي مطالعاتش تشويق مي‌شد

00:09:50.650 --> 00:09:53.350
.من چنين كردم چون او استعدادش را داشت

00:09:53.500 --> 00:09:55.600
شما آرزو داشتيد كه يك كشيش
.در خانواده داشته باشيد

00:09:55.850 --> 00:10:00.650
.خير، چنين آرزويي نداشتم
.كشيش‌ها را همه‌جا مي‌توان يافت

00:10:00.900 --> 00:10:05.650
ما نيازمند آن كسي هستيم
.كه بتواند مردم را به جوشش درآورد

00:10:07.050 --> 00:10:11.100
با استعدادي كه يوهانس داشت
... ‌با خود فكر كردم كه اوست آن جرقه‌اي

00:10:11.850 --> 00:10:16.300
،كه مي‌تواند از اينجا، از اين مزرعه
.يكبار ديگر مسيحيت را شعله‌ور كند

00:10:17.500 --> 00:10:24.950
،با تمام وجود دعا كردم كه او چنان كسي شود
!مردي با آواي پيامبران

00:10:25.150 --> 00:10:27.000
يك اصلاح‌گر؟

00:10:27.350 --> 00:10:33.150
.آري، يك بدعت‌گزار
.و من با اشتياق، براي همين دعا كردم

00:10:34.450 --> 00:10:37.800
.اما مي‌بينيد كه نتيجه‌اش چه شد

00:10:41.400 --> 00:10:45.150
.خوب ديگر، بايد به بستر بازگرديم
.شب خوش، پدر

00:10:45.700 --> 00:10:47.700
.شب خوش، پسرم

00:10:48.900 --> 00:10:49.950
.شب خوش، پدر

00:10:50.250 --> 00:10:51.850
.شب خوش، آندرس

00:10:52.100 --> 00:10:54.600
.بهتر است بروم و نگاهي به بذرها بيندازم

00:11:03.750 --> 00:11:07.300
.يوهانس باز مثل گذشته خواهد شد

00:11:08.100 --> 00:11:16.950
همواره اميد داشتم كه او سلامت
.خود را بازيابد و چنين نشده است

00:11:17.200 --> 00:11:18.700
چرا اين حرف را مي‌زنيد؟

00:11:19.100 --> 00:11:23.450
.معجزات ديگر روي نخواهند داد

00:11:24.700 --> 00:11:29.250
،هيچ چيز براي خداوند ناممكن نيست
.تنها اگر ما به دعا از او بخواهيم

00:11:29.450 --> 00:11:33.350
.اينگر، من زياد دعا كرده‌ام

00:11:33.650 --> 00:11:35.400
،پس باز هم بايد دعا كنيد

00:11:36.850 --> 00:11:43.000
زيرا مسيح خود گفته كه دعاي ما را
.اجابت خواهد كرد

00:11:43.250 --> 00:11:49.650
مي‌دانم، اينگر - مي‌دانم - اما تاكنون
دعاهاي من به چه كار آمده‌اند؟

00:11:49.900 --> 00:11:53.250
از كجا مي‌دانيد كه دعايتان بي‌اثر بوده است؟

00:11:55.550 --> 00:12:02.600
.دعا كنيد و باز هم دعا كنيد
... هرچند كه به گمانتان بي‌اثر آيد

00:12:06.200 --> 00:12:08.050
.شب خوش، پدربزرگ عزيز

00:12:08.200 --> 00:12:14.650
.شب خوش، اينگر
.من باز هم كمي اينجا خواهم ماند

00:12:16.400 --> 00:12:17.800
،باشد

00:12:21.300 --> 00:12:22.600
.شب خوش

00:12:36.500 --> 00:12:38.800
.من خيلي دلم براي پدرت مي‌سوزد

00:12:39.500 --> 00:12:41.100
.دل من براي يوهانس مي‌سوزد

00:12:41.300 --> 00:12:44.050
... من هم، اما

00:12:45.250 --> 00:12:46.450
اما چه؟

00:12:46.700 --> 00:12:49.850
شايد يوهانس بيش از همه‌ي ما
،به خداوند نزديك باشد

00:12:50.450 --> 00:12:51.900
... اما پدرت

00:12:52.250 --> 00:12:55.100
.آه من از اين همه خداپرستي او سردرنمي‌آورم

00:12:55.250 --> 00:12:56.950
من فكر مي‌كنم كه تو نسبت به پدرت
.خيلي بي‌انصافي

00:12:57.200 --> 00:12:59.250
.او هم نسبت به من بي‌انصاف است

00:13:00.450 --> 00:13:02.800
.اما، او هرگز تو را سرزنش نكرده است

00:13:02.950 --> 00:13:07.250
.خير، او ساكت مي‌ماند
.اما من مي‌دانم كه به چه مي‌انديشد

00:13:07.900 --> 00:13:09.550
... ،معناي نگاه او را درك مي‌كنم

00:13:09.800 --> 00:13:12.750
وقتيكه من حاضر نمي‌شوم در جرگه‌ي
.مؤمنين پارساي اين مزرعه درآيم

00:13:13.550 --> 00:13:17.650
اما ميكل تو كه به خداوند ايمان داري، نداري؟

00:13:19.150 --> 00:13:22.050
اينگر، تو نظر مرا در مورد اين مسائل
خوب مي‌داني؟

00:13:22.200 --> 00:13:23.800
پس تو ايمان نداري؟

00:13:23.950 --> 00:13:26.200
.حتي به ايمان نيز ايمان ندارم

00:13:27.050 --> 00:13:30.750
.اما تو چيزي ديگر، چيزي مهمتر داري

00:13:30.900 --> 00:13:32.050
چه چيز؟

00:13:32.250 --> 00:13:34.350
.يك دل پاك

00:13:35.950 --> 00:13:38.800
،ايمان به تنهايي كافي نيست

00:13:39.000 --> 00:13:41.200
.اگر در عين حال آدم نيكي نباشي

00:13:42.350 --> 00:13:43.750
.و تو آدم نيكي هستي

00:13:43.950 --> 00:13:45.550
.اما من كه ايمان ندارم

00:13:45.850 --> 00:13:47.300
.خير، اما روزي ايمان خواهي يافت

00:13:47.600 --> 00:13:48.550
آيا اطمينان داري؟

00:13:48.750 --> 00:13:54.700
آري. آنگاه خواهي ديد كه
،هر لحظه قلبت گرمتر خواهد شد

00:13:55.050 --> 00:13:58.500
.و شادتر زندگي خواهي كرد

00:13:58.800 --> 00:14:02.300
از همه چيز گذشته، چقدر شادي
خوب است، چنين نيست؟

00:14:03.200 --> 00:14:06.650
.آري،اينگر، دخترك من، وحالا بايد بخوابيم

00:14:07.050 --> 00:14:08.000
.شب خوش، دختر خانم

00:14:08.250 --> 00:14:10.650
.شب خوش، پسر بزرگ من

00:14:28.350 --> 00:14:30.300
.كارن، اين نانها را جلوي مرغها بريز

00:14:39.800 --> 00:14:41.150
.هر دو گوش كنيد. بايد به من كمك كنيد

00:14:41.400 --> 00:14:42.100
چه كمكي؟

00:14:43.550 --> 00:14:45.950
... خوب، آن و من ... فكر كرديم كه

00:14:46.200 --> 00:14:51.150
،آندرس. نكند كه تو عاشقِ آن
دختر پيتر خياط،شده باشي؟

00:14:51.450 --> 00:14:56.350
چرا؟ مگر اشكالي دارد؟ ها، ميكل؟

00:14:56.900 --> 00:14:59.850
خوب، خودت مي‌داني كه با
.مشكلات زيادي روبرو خواهي شد

00:15:00.650 --> 00:15:01.450
مشكلات؟

00:15:01.600 --> 00:15:03.550
،من چيزي عليه او نمي‌گويم

00:15:03.750 --> 00:15:05.300
... او به راستي دختر خوبي است

00:15:05.450 --> 00:15:06.400
خوب، پس چه؟

00:15:06.650 --> 00:15:08.150
فكر مي‌كني كه پدر چه خواهد گفت؟

00:15:10.500 --> 00:15:14.400
،درست در همين مورد من به كمك شما نياز دارم
.البته اگر بخواهيد كه به من كمك كنيد.همين

00:15:14.800 --> 00:15:19.350
آري، اما پدرِ آن چطور؟ او چه خواهد گفت؟

00:15:20.650 --> 00:15:23.850
... تو مي‌داني كه ايمان آنها با ما تفاوت دارد

00:15:24.400 --> 00:15:26.950
اگر ما يكديگر را دوست داشته باشيم
چيزهاي ديگر چه اهميتي دارد؟

00:15:27.100 --> 00:15:31.500
،البته، ما با تو در اين مورد موافقيم
... ميكل ومن، اما

00:15:32.250 --> 00:15:36.550
اما چه؟ ها، ميكل؟

00:15:36.850 --> 00:15:38.700
.لعنت به من اگر بدانم

00:15:39.350 --> 00:15:41.650
گوش كنيد، آيا مي‌خواهيد كه به من كمك كنيد يا نه؟

00:15:41.900 --> 00:15:43.500
.البته كه به تو كمك مي‌كنيم

00:15:44.750 --> 00:15:47.250
اما چرا خودت كاري نمي‌كني؟
مثلاً با پدرِ آن صحبت نمي‌كني؟

00:15:47.900 --> 00:15:49.500
.اما پيتر اصلاً آدمي نيست كه بشود با او حرف زد

00:15:49.750 --> 00:15:51.350
.برو، دست كم مي‌تواني سعي كني

00:15:53.100 --> 00:15:57.550
.خوب... بله، البته مي‌توانم سعي كنم

00:15:58.450 --> 00:15:59.650
اينگر نظر شما چيست؟

00:15:59.800 --> 00:16:02.050
كار درست همين است. تو سعي كن

00:16:02.450 --> 00:16:05.000
،و من هم با پدرت صحبت مي‌كنم

00:16:06.100 --> 00:16:08.200
.كه البته اين دشوارترين بخش كار خواهد بود

00:16:08.350 --> 00:16:11.050
راستي چنين فكر مي‌كنيد؟
.آري، اما من كوشش خواهم كرد

00:16:11.800 --> 00:16:15.150
خيلي متشكرم،اينگر من اطمينان دارم
.كه شما مي‌توانيد مشكل را حل كنيد

00:16:15.400 --> 00:16:17.400
.و تو هم سعي كن كه مشكل خياط را حل كني

00:16:17.550 --> 00:16:19.800
.همين الان مي‌روم.فعلاً خداحافظ

00:16:20.000 --> 00:16:21.850
.خداحافظ و خير پيش

00:16:24.400 --> 00:16:27.450
.اميدوارم پدر امروز عصباني و ... يك‌دنده نباشد

00:16:27.750 --> 00:16:30.650
.من بيشتر مي‌ترسم كه او اندوهگين شود

00:16:31.600 --> 00:16:33.350
.وقت آن است كه به نيزار بروي

00:16:33.500 --> 00:16:37.750
.حق با توست. خداحافظ. دخترخانم من

00:16:38.000 --> 00:16:39.200
.خداحافظ

00:16:42.700 --> 00:16:44.400
هركس ما را ببيند فكر مي‌كند
.كه تازه عاشق شده‌ايم

00:16:44.550 --> 00:16:45.750
مگر راست نيست، عزيز من؟

00:16:45.900 --> 00:16:47.900
.بس كن، هشت سال از ازدواج ما مي‌گذرد

00:16:50.850 --> 00:16:52.050
.مراقب باش كه كار را خراب نكني

00:16:52.250 --> 00:16:53.600
مگر تا به حال كاري را خراب كرده‌ام؟

00:16:53.800 --> 00:16:55.400
.نه، شايد حرفم درست نبود

00:17:52.250 --> 00:17:56.250
خداي مهربان، خواهش مي‌كنم
.امروز هم به من كمك كن

00:17:58.000 --> 00:18:00.700
.اين نتيجه‌ي بارش باران به روي بام است

00:18:01.300 --> 00:18:05.100
.آه،شماييد پدربزرگ؟ مرا ترسانديد

00:18:05.250 --> 00:18:06.700
واقعاً؟

00:18:07.350 --> 00:18:08.300
شما چيزي مي‌گفتيد؟

00:18:08.450 --> 00:18:12.950
من گفتم رطوبتي كه آنجاست
.نتيجه‌ي باران است.سقف چكه مي‌كند

00:18:13.100 --> 00:18:15.650
.آه بله! بله، همينطور است

00:18:18.600 --> 00:18:20.600
... اين رماتيسم لعنتي

00:18:21.250 --> 00:18:25.150
چطور؟ قهوه در اين ساعت از روز؟

00:18:25.400 --> 00:18:27.650
.آخر امروز خيلي سرد است، پدربزرگ

00:18:28.550 --> 00:18:35.000
.خوب، خوب، و كيك خانگي
اينها را خودت درست كردي؟

00:18:35.250 --> 00:18:36.500
.شما كه آنها را خيلي دوست داريد، مگر نه

00:18:41.900 --> 00:18:45.700
بگوييد، آيا دنبال اين هستيد؟

00:18:46.050 --> 00:18:51.650
آه، متشكرم، بله. امروز پيپ بلند را
.مي‌خواهم. فقط بايد آن را پر كنم

00:18:51.950 --> 00:18:53.150
.آن را پر كرده‌ام

00:18:53.300 --> 00:18:55.800
اين كار را بلدي؟

00:18:56.900 --> 00:18:58.600
.من هر كاري بلدم

00:19:00.600 --> 00:19:02.350
.به جز زاييدن پسر

00:19:03.550 --> 00:19:06.500
.خوب، خوب ... اين هم براي شما

00:19:06.800 --> 00:19:07.750
.متشكرم

00:19:10.900 --> 00:19:14.300
... گوش كنيد، پدربزرگ

00:19:14.650 --> 00:19:15.600
.بله

00:19:27.650 --> 00:19:31.200
.نعشي در اتاق پذيرايي

00:19:33.650 --> 00:19:35.600
چه مي‌گويي؟

00:19:38.000 --> 00:19:42.000
.يوهانس، ساكت باش و در را ببند

00:19:42.800 --> 00:19:49.950
نعشي در اتاق پذيرايي، تا بدينسان
.پدرم در آسمانها تجليل شود

00:19:56.300 --> 00:20:01.100
.برو، برو يوهانس، برو

00:20:15.000 --> 00:20:16.650
معناي حرفهايش چه بود؟

00:20:17.950 --> 00:20:21.000
چه كسي معناي حرفهاي او را مي‌فهمد، اينگر؟

00:20:25.950 --> 00:20:28.400
يك فنجان ديگر قهوه مي‌خواهيد؟

00:20:29.200 --> 00:20:33.300
.خوب، متشكرم، خيلي كم

00:21:10.200 --> 00:21:13.700
.كشيش جديد بود، به كليسا رفت

00:21:18.750 --> 00:21:21.150
.عجيب است كه هنوز به اينجا نيامده

00:21:22.600 --> 00:21:26.450
.همين روزها خواهد آمد

00:21:34.400 --> 00:21:37.600
.فكر مي‌كنم كه ميكل و آندرس در نيزار باشند

00:21:38.100 --> 00:21:40.250
.آري، ميكل پيش از اينكه شما بياييد رفت

00:21:41.950 --> 00:21:43.700
.به هر حال او خيلي خوب موعظه مي‌كند

00:21:44.250 --> 00:21:46.900
كي؟ كشيش؟

00:21:47.350 --> 00:21:50.150
بله، شايد به همين دليل
.خيلي طول مي‌كشد كه به "آمين" برسد

00:21:50.650 --> 00:21:54.300
... بله، شايد. پدربزرگ

00:21:55.450 --> 00:21:56.150
.بله

00:21:56.400 --> 00:21:57.500
آيا مي‌خواهيد به من كمك كنيد؟

00:21:57.750 --> 00:21:59.700
.حتماً، اگر بتوانم

00:22:01.500 --> 00:22:04.800
... آري، مي‌توانيد.اينطور

00:22:08.300 --> 00:22:11.650
.شما آن، دختر خياط را مي‌شناسيد

00:22:11.900 --> 00:22:14.050
آري، چطور؟

00:22:15.500 --> 00:22:19.400
آيا به نظر شما او مي‌تواند
همسر خوبي براي آندرس باشد؟

00:22:19.600 --> 00:22:21.600
هوم. پس به اين دليل به من قهوه دادي؟

00:22:21.800 --> 00:22:27.900
بله. خوب، نه، واقعاً نه. اما فكر نمي‌كنيد
كه او همسر خوبي بشود؟

00:22:28.700 --> 00:22:31.100
.من مايل به صحبت در اين مورد نيستم

00:22:31.350 --> 00:22:35.100
... چطور شما مي‌توانيد اينقدر

00:22:35.300 --> 00:22:36.100
اينقدر چه؟

00:22:36.300 --> 00:22:39.100
... نمونه‌ي كامل يك مزرعه‌دار متكبر

00:22:41.550 --> 00:22:46.250
منظور من اين است كه كبوتر با كبوتر، باز با باز

00:23:02.200 --> 00:23:05.850
پدربزرگ، من فكر مي‌كنم تنها مسأله‌اي
كه بايد مطرح شود اين است كه

00:23:06.100 --> 00:23:08.000
.آنها همديگر را دوست دارند

00:23:08.650 --> 00:23:11.350
.اينگر، عشق پس از سالها ايجاد مي‌شود

00:23:11.850 --> 00:23:17.300
پدربزرگ عزيز، شما درباره‌ي
،همه چيز اين جهان مي‌دانيد

00:23:17.600 --> 00:23:19.900
.مگر درباره عشق

00:23:20.150 --> 00:23:22.150
... خوب، راستش

00:23:22.550 --> 00:23:28.550
به من بگوييد، آيا شما هيچگاه عاشق شده‌ايد؟

00:23:29.650 --> 00:23:35.650
.من هيچگاه عاشق شده‌ام؟ دست كم ده بار

00:23:36.600 --> 00:23:38.000
.درست همانطور كه فكر مي‌كردم

00:23:38.200 --> 00:23:39.400
چه فكري مي‌كردي؟

00:23:40.150 --> 00:23:43.350
.كه شما هيچگاه واقعاً عاشق نشده‌ايد

00:23:44.600 --> 00:23:48.950
،خوب، تا آنجا كه مي‌دانم
.من به هر حال ازدواج كرده بودم

00:23:49.950 --> 00:23:54.600
... بله، ميان شما و مارن، اما اين كاملاً

00:23:54.850 --> 00:23:56.100
كاملاً چي؟

00:23:57.150 --> 00:23:59.000
.يك پيمان زراعتي بود

00:24:00.500 --> 00:24:09.050
.اينگر، مارن همسر خوبي براي من بود
.او براستي همسر مناسبي براي من بود

00:24:11.800 --> 00:24:13.450
.من را ببخشيد

00:24:22.800 --> 00:24:27.350
پدربزرگ، اگر شما اجازه بدهيد
،كه آندرس با آن ازدواج كند

00:24:27.600 --> 00:24:31.050
من هم قول مي‌دهم كه چيزي به شما بدهم

00:24:31.300 --> 00:24:32.800
.كه خيلي خوشحالتان كند

00:24:32.950 --> 00:24:34.950
و آن چه مي‌تواند باشد؟

00:24:35.200 --> 00:24:38.700
قول مي‌دهم كه براي شام يكشنبه
.مارماهي سرخ شده درست كنم

00:24:42.800 --> 00:24:45.050
.خوب، اينهم پيشنهاد بدي نيست

00:24:49.250 --> 00:24:56.600
و پدربزرگ، من به شما قول مي‌دهم
.كه اينبار بچه يك پسر خواهد بود

00:24:58.450 --> 00:25:00.050
حالا خوشحال هستيد؟

00:25:00.550 --> 00:25:03.250
.اينگر، تو در قول دادن استادي

00:25:03.400 --> 00:25:04.700
خوب، موافقيد يا نه؟

00:25:04.850 --> 00:25:10.950
.اينگر، اينگر، براي خودت دردسر ايجاد كرده‌اي

00:25:11.750 --> 00:25:15.100
خواهي ديد كه آندرس به زودي از
اين بازيهاي خود دست برمي‌دارد

00:25:15.250 --> 00:25:19.000
و ما به سادگي براي او دختر مناسبي
... پيدا خواهيم كرد. كسي كه

00:25:19.250 --> 00:25:23.150
خوب،پس بهتر است كه به شما بگويم

00:25:24.350 --> 00:25:27.050
.آندرس همراه ميكل به نيزار نرفته است

00:25:27.700 --> 00:25:29.700
نرفته؟ -
.نه -

00:25:30.500 --> 00:25:32.050
پس كجا رفته است؟

00:25:34.350 --> 00:25:38.400
.كه اينطور

00:25:43.950 --> 00:25:49.150
.پس دليل قهوه خوردن ما هم اين بود

00:25:49.600 --> 00:25:55.700
،بله، پدربزرگ، اين بود. و وقتي آندرس برگشت

00:25:56.500 --> 00:26:00.400
ما هر دو با هم به او تبريك مي‌گوييم.مگر نه؟

00:26:00.550 --> 00:26:04.650
.پس پيتر خياط امروز صاحب يك داماد مي‌شود

00:26:04.800 --> 00:26:09.350
.و شما هم صاحب يك عروس ديگر مي‌شويد
.يك دختر جوان، شيرين،  خوب و لايق

00:26:09.600 --> 00:26:11.500
.اما اين چيزي نيست كه من خواسته باشم

00:26:12.950 --> 00:26:15.000
.بگوييد كه قبول داريد پدربزرگ

00:26:16.800 --> 00:26:18.850
وقتي كه او بدون گفتن كلمه‌اي به من

00:26:19.650 --> 00:26:23.800
به آنجا رفته است؟

00:26:24.200 --> 00:26:27.900
.و تو اينگر، تو مي‌دانستي و به من چيزي نگفتي

00:26:28.750 --> 00:26:32.900
اين يك توطئه است، توطئه‌ي بچه‌هاي من

00:26:33.550 --> 00:26:35.000
.در پشت سرم

00:26:37.950 --> 00:26:41.550
... نه، لعنت به من اگر

00:26:43.300 --> 00:26:45.150
پدربزرگ، كجا مي‌رويد؟

00:26:48.500 --> 00:26:53.700
چرا مي‌پرسي؟ هيچكدام شما هم
.به من نمي‌گوييد كه كجا مي‌رويد

00:26:58.800 --> 00:27:02.650
... پدربزرگ، پدربزرگ

00:27:04.000 --> 00:27:05.550
!بدون ژاكت پشمي

00:27:10.750 --> 00:27:12.900
.برو خانه، يك فنجان قهوه بنوش

00:27:13.450 --> 00:27:14.250
.چشم

00:27:15.100 --> 00:27:18.800
.و به هانس هم بگو كه به ماديان كاه بدهد

00:27:18.950 --> 00:27:19.850
.چشم

00:27:29.500 --> 00:27:34.850
پس شما اينجاييد. چه شده، پدربزرگ؟

00:27:36.400 --> 00:27:39.600
.مزرعه‌ي بورگن ديگر مثل سابق نيست

00:27:39.900 --> 00:27:41.500
.البته كه هست

00:27:41.650 --> 00:27:46.050
.يوهانس ديگر بهتر نخواهد شد

00:27:46.550 --> 00:27:47.750
از كجا مي‌دانيد؟

00:27:48.850 --> 00:27:51.000
.و ميكل هم ديگر تغييري نخواهد كرد

00:27:51.150 --> 00:27:54.300
!شما چطور آنها را با هم مقايسه مي‌كنيد

00:27:56.050 --> 00:27:57.950
از اين گذشته، مگر ميكل چه كرده است؟

00:27:58.500 --> 00:28:03.400
.تنها به ايمان پدرانش خيانت كرده است

00:28:04.350 --> 00:28:08.350
.ميكل مرد خوبي است
.او خداوند را در قلبش دارد

00:28:09.800 --> 00:28:12.350
... و حالا هم آندرس

00:28:16.750 --> 00:28:19.150
.راستي كه گاهي من شما را هيچ درك نمي‌كنم

00:28:19.550 --> 00:28:22.750
شما چنان رفتار مي‌كنيد كه انگار
.خداوند رهايتان كرده است

00:28:24.000 --> 00:28:25.350
به راستي؟

00:28:26.250 --> 00:28:29.950
،بله، من طاقتم را از دست داده‌ام

00:28:31.700 --> 00:28:34.500
.و تو خوب مي‌داني كه چرا

00:28:35.050 --> 00:28:38.500
زيرا هنگاميكه كنار بستر يوهانس
زانو زديد و دعا كرديد

00:28:38.700 --> 00:28:39.900
.خداوند دعاهايتان را نشنيد

00:28:40.150 --> 00:28:43.650
.خير اينگر، اينجاست كه تو اشتباه مي‌كني

00:28:44.050 --> 00:28:48.250
،تقصير نه از جانب خداوند
.بلكه از طرف خود من است

00:28:48.700 --> 00:28:52.700
،اگر با ايمان به معجزه دعا كرده بودم
.معجزه رخ مي‌داد

00:28:53.800 --> 00:28:58.700
اما من دعا ‌كردم تنها به اين خاطر كه
.فكر ‌كردم امتحانش ضرري ندارد

00:29:00.400 --> 00:29:05.250
زماني كه پدري نتواند از سر ايمان
،براي فرزندش دعا كند

00:29:06.300 --> 00:29:08.950
.معجزه‌اي نيز در كار نخواهد بود

00:29:09.900 --> 00:29:13.300
فكر نمي‌كنيد كه خداوند مي‌تواند
در همه حال معجزه را بيافريند؟

00:29:14.300 --> 00:29:16.200
.من ديگر به اين نكته باور ندارم

00:29:19.100 --> 00:29:21.100
مي‌دانيد كه من چه فكر مي‌كنم؟

00:29:21.500 --> 00:29:26.100
،به گمان من معجزات كوچك بسياري در پنهان
.گرداگرد ما رخ مي‌دهند

00:29:27.450 --> 00:29:33.550
،خداوند دعاي بندگانش را مي‌شنود
.اما معجزات را در سكوت انجام مي‌دهد

00:29:34.000 --> 00:29:36.900
.چرا كه از هياهو بيزار است

00:29:37.400 --> 00:29:39.150
.شايد حق با تو باشد

00:29:40.500 --> 00:29:44.650
.بهتر است بروم پيش مارِن و اينگر كوچك

00:29:44.900 --> 00:29:47.600
.آنها حالا ديگر از مدرسه مي‌آيند

00:29:47.950 --> 00:29:51.300
.بله، بايد وقتش شده باشد

00:29:53.750 --> 00:29:54.550
با من مي‌آييد؟

00:29:54.700 --> 00:29:56.650
.آري، مي‌آيم

00:29:57.900 --> 00:29:59.750
و رماتيسم شما؟

00:30:01.300 --> 00:30:03.450
،رهايش كن

00:30:04.150 --> 00:30:06.550
.من كه هنوز كاملاً چلاق نشده‌ام

00:30:09.600 --> 00:30:11.600
پيتر پترسون - خياط

00:30:11.750 --> 00:30:20.050
،زمان رفتن فرا مي‌رسد
صداي زمستان را مي‌شنوم

00:30:20.450 --> 00:30:25.950
چرا كه پرنده‌اي رهگذر بيش نيستم

00:30:27.400 --> 00:30:33.800
خانه‌ي حقيقي من جاي ديگري است

00:30:34.050 --> 00:30:39.250
،تو هستي، آنِ كوچك من
آيا كسي آنجا بود؟

00:30:40.500 --> 00:30:41.300
.آري، پدر

00:30:41.550 --> 00:30:43.300
پول را گرفتي؟

00:30:44.350 --> 00:30:46.750
.آري، در صندوق مي‌گذارم

00:30:47.050 --> 00:30:48.750
.بسيار خوب، دخترم

00:31:11.150 --> 00:31:14.700
.آن، تو برگشتي
آيا مي‌تواني پرنده‌ها را بيرون ببري؟

00:31:15.850 --> 00:31:18.300
.بله مادر. بايد به آنها آب بدهم

00:31:27.900 --> 00:31:29.250
.به من نگاه كن، آن

00:31:34.050 --> 00:31:36.950
.به نظرم تو گريه كرده‌اي

00:31:38.050 --> 00:31:40.150
آيا كسي را در راه ديده‌اي؟

00:31:40.800 --> 00:31:43.100
.آري، آندرس را در تپه‌هاي شني ديدم

00:31:43.350 --> 00:31:44.950
آندرس از مزرعه‌ي بورگن؟

00:31:45.250 --> 00:31:46.300
.آري

00:31:46.550 --> 00:31:47.900
آيا با او صحبت هم كردي؟

00:31:48.950 --> 00:31:51.400
.آري، آنها صاحب 15 بچه خوك شده‌اند

00:31:51.800 --> 00:31:55.900
اميدوارم آنچه به تو گفتم
.در يادت مانده باشد

00:31:57.100 --> 00:31:58.900
.بله پدر، همه را به ياد دارم

00:31:59.150 --> 00:32:01.700
.مي‌داني كه بايد مراقب خودت باشي

00:32:02.850 --> 00:32:03.700
.بله، پدر

00:32:04.050 --> 00:32:06.850
.و نگذاري كه گناه به تو چيره شود

00:32:07.950 --> 00:32:08.900
.بله، پدر

00:32:09.250 --> 00:32:10.850
.آفرين دخترم

00:32:11.150 --> 00:32:13.000
.آن، كمي هم هيزم با خود بياور

00:32:13.200 --> 00:32:14.200
.بسيار خوب، مادر

00:32:16.250 --> 00:32:19.000
مي‌داني كرستين، به چه فكر مي‌كردم؟

00:32:19.200 --> 00:32:20.100
.خير، پيتر

00:32:20.400 --> 00:32:22.950
،شايد پدر زن مزرعه‌ي بورگن بودن

00:32:23.200 --> 00:32:24.900
.خيلي هم بد نباشد

00:32:25.050 --> 00:32:27.450
آنوقت آن ديگر هيچ كمبودي
.نخواهد داشت

00:32:27.700 --> 00:32:30.800
.من به مزاياي دنيوي فكر نمي‌كردم

00:32:30.950 --> 00:32:31.850
به اين فكر نمي‌كردي؟

00:32:32.100 --> 00:32:33.600
خير، من به چيزي فراسوي
.مزاياي مادي مي‌انديشيدم

00:32:33.750 --> 00:32:35.050
به چه چيزي مي‌انديشيدي؟

00:32:35.300 --> 00:32:39.450
به اينكه اي‌كاش
ما آدمهاي كوچكِ پايين درياچه

00:32:39.750 --> 00:32:42.850
مي‌توانستيم به خاطر عظمت خداوند
.بر مزرعه بورگن پيروز شويم

00:32:43.100 --> 00:32:45.200
.به راستي خيلي خوب مي‌شد

00:32:46.050 --> 00:32:50.250
آيا خيالاتي شده‌اي؟
.خوب، من هم خيالاتي شده بودم

00:32:50.450 --> 00:32:52.400
.اما به سر عقل آمدم

00:32:52.700 --> 00:32:53.650
چطور، پيتر؟

00:32:53.800 --> 00:32:55.750
كشف كردم كه به راستي بيشتر

00:32:56.000 --> 00:32:58.950
به سويه‌ي دنيوي داستان توجه داشتم
.تا به سويه‌ي آسماني آن

00:32:59.200 --> 00:33:01.650
پس چه خوب شد كه خداوند
.چشمان تو را باز كرد

00:33:02.050 --> 00:33:05.150
.آري. دعا بخوانيم و از الطاف او تشكر كنيم

00:34:06.700 --> 00:34:16.050
،تكه‌هاي كوچكِ نان را برداريد
... تا هيچ چيز اصراف نشود

00:34:19.900 --> 00:34:21.000
.وارد شويد

00:34:27.350 --> 00:34:30.450
... روز بخير، داشتم از اينجا رد مي‌شدم

00:34:30.850 --> 00:34:33.250
.خداوند نگهدار شما باد

00:34:33.700 --> 00:34:34.750
ببخشيد چه گفتيد؟

00:34:35.000 --> 00:34:37.250
.خداوند نگهدار شما باد

00:34:39.150 --> 00:34:40.050
.متشكرم

00:34:45.550 --> 00:34:47.450
... شما شايد

00:34:48.350 --> 00:34:50.650
.شما مرا نمي‌شناسيد

00:34:51.800 --> 00:34:53.700
آيا شما پسر صاحبخانه هستيد؟

00:34:54.750 --> 00:34:57.550
.من يك معمار هستم

00:34:57.800 --> 00:34:58.750
!اوه

00:35:00.200 --> 00:35:02.100
.من خانه‌ها را مي‌سازم

00:35:05.350 --> 00:35:10.400
.اما كسي نمي‌خواهد كه در آنها زندگي كند

00:35:11.350 --> 00:35:12.700
نمي‌خواهد؟

00:35:13.350 --> 00:35:16.500
.آنان مي‌خواهند خود خانه بسازند

00:35:18.100 --> 00:35:23.600
،آنان خود خانه مي‌سازند
.با اينكه نمي‌دانند چگونه بسازند

00:35:25.350 --> 00:35:32.150
پس پاره‌اي در كلبه‌هايي ناتمام
،سكني مي‌گزينند

00:35:33.100 --> 00:35:37.000
،پاره‌اي در خانه‌هاي ويران

00:35:37.800 --> 00:35:42.750
.و بيشتر ايشان بي‌خانمان و سرگردانند

00:35:45.800 --> 00:35:51.100
آيا شما از زمره‌ي جويندگان خانه‌ايد؟

00:35:52.450 --> 00:35:55.400
... من كشيش جديد هستم. نام من

00:35:55.650 --> 00:36:01.150
.نام من عيساي ناصري است

00:36:02.450 --> 00:36:07.400
عيسي! چگونه اين را ثابت مي‌كنيد؟

00:36:09.300 --> 00:36:17.600
،تو اي منادي ايمان
!كه خود از ايمان بي‌بهره‌اي

00:36:21.950 --> 00:36:30.550
،مردم به عيساي مرده باور دارند
.ولي به عيساي زنده نه

00:36:32.650 --> 00:36:39.350
،به معجزات من در دو هزار سال پيش باور دارند

00:36:40.300 --> 00:36:44.400
.اما به خود من، اكنون، بي‌اعتقادند

00:36:46.650 --> 00:36:53.400
من باز آمده‌ام تا گواهي باشم

00:36:55.000 --> 00:36:59.500
بر حضور پدر خويش كه در بهشت است
.و معجزه بيافرينم

00:37:00.200 --> 00:37:02.750
.اما معجزه ديگر رخ نخواهد داد

00:37:04.750 --> 00:37:14.100
... و كليساي من بر روي زمين چنين مي‌گويد

00:37:19.100 --> 00:37:23.550
،كليسايي كه به من خيانت كرده است

00:37:24.650 --> 00:37:28.900
.و مرا به نام خودم كشته است

00:37:41.700 --> 00:37:47.700
،من اينجا ايستاده‌ام
.و شما ديگر بار مرا طرد مي‌كنيد

00:37:49.550 --> 00:37:56.900
.واي بر شما اگر مرا بار ديگر به صليب كشيد

00:38:14.200 --> 00:38:16.550
.به راستي وحشتناك است

00:38:31.700 --> 00:38:33.650
.تو هستي، آندرس

00:38:33.900 --> 00:38:35.150
.بله، روز بخير، پيتر

00:38:35.300 --> 00:38:38.900
اينجا كاري داريد؟
آيا براي دوختن لباس آمده‌ايد؟

00:38:40.050 --> 00:38:41.550
.خير، براي اينكار نيامده‌ام

00:38:41.800 --> 00:38:43.250
خوب، پس چه كاري داريد؟

00:38:45.150 --> 00:38:49.050
... خوب، مي‌دانيد
.آن و من، ما يكديگر را دوست داريم

00:38:49.650 --> 00:38:52.000
و من آمده‌ام تا از شما تقاضا كنم
.كه به ازدواج او با من رضايت دهيد

00:38:52.250 --> 00:38:54.900
.و جواب من منفي است
.قطعاً منفي است

00:38:56.750 --> 00:38:58.400
چرا آن را صدا نمي‌كنيد و از خودش نمي‌پرسيد؟

00:38:58.650 --> 00:38:59.700
.خير

00:38:59.950 --> 00:39:00.500
چرا نه؟

00:39:00.750 --> 00:39:02.500
.چون تفاوتي نمي‌كند

00:39:05.350 --> 00:39:06.550
آيا مرا برازنده نمي‌يابيد؟

00:39:06.900 --> 00:39:09.600
،خير، آندرس
.شما به اندازه كافي برازنده نيستيد

00:39:11.050 --> 00:39:12.150
اشكال من چيست؟

00:39:12.900 --> 00:39:16.700
.اشكال شما اين است كه مسيحي نيستيد

00:39:17.600 --> 00:39:18.650
مسيحي نيستم؟

00:39:18.900 --> 00:39:23.650
.نه به آن معنايي كه منظور ما است

00:39:26.700 --> 00:39:29.650
من فكر مي‌كنم كه به اندازه
.شما و كرستين ايمان دارم

00:39:30.000 --> 00:39:33.800
،ممكن است. اما ايمان ما را نداريد

00:39:34.400 --> 00:39:38.550
.و اين چيزي است كه براي من مهم است
،حالا بهتر است كه برويد

00:39:39.000 --> 00:39:40.400
.ما مجلس نيايش داريم

00:39:43.150 --> 00:39:46.150
.خداحافظ. سلام من را به خانه برسانيد

00:39:49.550 --> 00:39:50.150
.خداحافظ

00:39:50.350 --> 00:39:52.100
.به نام خداوند خوش آمديد

00:39:52.500 --> 00:39:55.700
،خوش آمديد. روز بخير
.به نام خداوند خوش آمديد

00:40:02.050 --> 00:40:05.550
.شما هستيد؟ به نام خداوند خوش آمديد

00:40:06.200 --> 00:40:08.350
.بفرماييد داخل و بنشينيد

00:40:12.750 --> 00:40:16.900
.روز بخير، جناب آقاي كشيش
،من پسر بزرگ خانواده هستم

00:40:17.150 --> 00:40:17.950
.ميكل بورگن

00:40:18.650 --> 00:40:21.000
.آه، عجب! روز بخير -
.به مزرعه‌ي بورگن خوش آمديد -

00:40:21.200 --> 00:40:21.700
.متشكرم

00:40:21.950 --> 00:40:23.750
.خواهش مي‌كنم بفرماييد بنشينيد

00:40:24.100 --> 00:40:24.950
.متشكرم

00:40:30.150 --> 00:40:34.500
.فكر نمي‌كنم كسي در خانه باشد
آيا سيگار مي‌كشيد؟

00:40:34.700 --> 00:40:35.900
.خير، متشكرم

00:40:36.700 --> 00:40:38.000
آيا كسي را اينجا ديده‌ايد؟

00:40:38.300 --> 00:40:41.900
.بله، بله. گمان مي‌كنم برادرتان بودند كه ديدم

00:40:42.800 --> 00:40:44.150
آيا شما با يوهانس صحبت كرديده‌ايد؟

00:40:44.400 --> 00:40:44.950
.آري

00:40:45.200 --> 00:40:46.700
.اميدوارم كه شما را نرنجانده باشد

00:40:46.950 --> 00:40:51.650
... نه، نه. اما به نظر كمي

00:40:52.050 --> 00:40:56.050
.بله، ما معمولاً صحبت در مورد او را دوست نداريم

00:40:57.650 --> 00:41:00.550
،اما به شما بايد بگويم
.براي او اتفاقي افتاده

00:41:00.700 --> 00:41:01.750
آيا آنچه رخ داد ... عشق بود؟

00:41:01.950 --> 00:41:04.450
.خير، خير. سورن كيركه‌گارد بود

00:41:04.750 --> 00:41:06.550
چطور ممكن است؟

00:41:06.950 --> 00:41:10.150
.خوب، يوهانس الهيات مي‌خواند -
!عجب -

00:41:10.300 --> 00:41:12.350
... در آغاز همه چيز خوب پيش مي‌رفت

00:41:12.700 --> 00:41:17.150
... اما بعد او در انديشه‌ها و ترديدها درماند

00:41:17.300 --> 00:41:19.000
و سپس آنها دروني شدند؟ -
.آري -

00:41:19.700 --> 00:41:21.950
اين حادثه بايد براي خانواده‌ي شما
.ضربه تلخي بوده باشد

00:41:22.200 --> 00:41:25.950
البته، ناتوان باشي و با نااميدي
،بخواهي كه به او ياري كني

00:41:26.100 --> 00:41:27.850
... اما هيچ كاري از دستت برنيايد

00:41:29.050 --> 00:41:31.550
اين بايد پدر باشد، بهتر است كه
.ديگر در اين مورد صحبت نكنيم

00:41:37.850 --> 00:41:41.450
.روز بخير، جناب آقاي كشيش
.به مزرعه‌ي بورگن خوش آمديد

00:41:41.600 --> 00:41:42.750
.متشكرم

00:41:43.850 --> 00:41:46.150
.روز بخير. خوش آمديد

00:41:46.400 --> 00:41:47.300
.متشكرم

00:41:47.550 --> 00:41:49.950
.اين مارن است و اين هم اينگر كوچك

00:41:50.750 --> 00:41:52.100
آيا بچه‌ي ديگري جز اين دو داريد؟

00:41:52.300 --> 00:41:54.100
.نه هنوز. اما به زودي خواهيم داشت

00:41:54.700 --> 00:41:56.700
!ميكل

00:41:57.750 --> 00:41:59.850
ميل داريد برايتان يك فنجان قهوه بياورم؟

00:42:00.100 --> 00:42:03.500
.خير، متشكرم. باشد براي بعد
.من قرار ملاقاتي دارم

00:42:04.250 --> 00:42:07.050
،خداحافظ، جناب آقاي كشيش
.و متشكرم كه تشريف آورديد

00:42:07.250 --> 00:42:09.350
.باعث سعادت بود. خداحافظ

00:42:09.500 --> 00:42:10.550
.خداحافظ

00:42:11.100 --> 00:42:12.450
.اجازه مي‌دهيد

00:42:12.800 --> 00:42:15.000
.برويد و چيزي بخوريد

00:42:28.750 --> 00:42:30.600
.اين كشيش چقدر دوست داشتني است

00:42:31.400 --> 00:42:37.950
.بله، براي همين به او پول مي‌دهند
آيا آندرس برگشته است؟

00:42:38.450 --> 00:42:39.500
آيا به پدر گفته‌اي؟

00:42:39.650 --> 00:42:44.250
آري. بايد بداني كه پدرت
.چه تصميمي گرفته است

00:42:44.600 --> 00:42:48.600
،طبيعي است كه آندرس بايد زن بگيرد

00:42:49.850 --> 00:42:53.050
.اما زني كه ايمان ما را داشته باشد

00:42:53.300 --> 00:42:54.500
.پس پدر مي‌ترسد

00:42:55.300 --> 00:42:56.200
ترس؟

00:42:56.600 --> 00:42:59.150
ترس از اينكه ايمان آن
،قوي‌تر از ايمان آندرس باشد

00:42:59.450 --> 00:43:02.000
.و پيتر خياط بتواند بر ما پيروز شود

00:43:03.600 --> 00:43:07.750
اينگر، من فكر مي‌كنم كه تو
.حرف مرا مي‌فهمي

00:43:09.550 --> 00:43:11.600
،وقتي من اين مزرعه را تحويل گرفتم

00:43:12.100 --> 00:43:15.500
حتي يك بذر مسيحيت زنده نيز در
.سراسر اين منطقه وجود نداشت

00:43:16.150 --> 00:43:18.550
،من، تنها در برابر همه‌ي آنها
كار را آغاز كردم

00:43:18.700 --> 00:43:24.250
،آنها عليه من در كليسا غوغا به راه انداختند
.هيچكس در جانب من نبود

00:43:25.050 --> 00:43:29.200
از اين مزرعه جنگ آغاز شد
،و تمام آن سالها ادامه يافت

00:43:29.350 --> 00:43:31.750
.تا اينكه مزرعه‌ي بورگن‌ پيروز شد

00:43:31.900 --> 00:43:35.800
و حالا شما از من مي‌خواهيد
كه درهاي خانه‌ام را

00:43:36.050 --> 00:43:39.250
به روي آن مردم ترشروي مقدس‌نماي
،پايين درياچه بگشايم

00:43:39.500 --> 00:43:41.600
... همانها كه همواره عليه من جنگيده‌اند

00:43:41.900 --> 00:43:49.550
.نه، ابتدا من پيش از آن خواهم مرد
مي‌تواني حرف مرا بفهمي اينگر؟

00:43:50.050 --> 00:43:54.600
،آري، پدربزرگ
.اما من به فكر آندرس نيز هستم

00:43:54.900 --> 00:43:59.400
.من آندرس را مي‌شناسم
او پسر خوبي است

00:44:00.300 --> 00:44:03.400
اما ضعيف است و
،زود تحت تأثير ديگران قرار مي‌گيرد

00:44:04.200 --> 00:44:08.650
به همين دليل آنچه او لازم دارد
.زني است كه ايمان او را داشته باشد

00:44:09.050 --> 00:44:11.600
و بايد به زور دختري را كه دوست دارد
.از دست بدهد

00:44:12.650 --> 00:44:15.000
.مراقب حرف زدن خودت باش، ميكل

00:44:15.400 --> 00:44:17.400
.تو حرف پدرت را درست نفهميدي، ميكل

00:44:19.400 --> 00:44:20.900
.آه خداي من، خود او آمد

00:44:34.400 --> 00:44:37.350
خوب، آندرس، از نيزار مي‌آيي؟

00:44:38.500 --> 00:44:41.350
... نه، پدر، من رفته بودم به

00:44:41.600 --> 00:44:46.300
... آه، بله، آه، بله

00:44:48.400 --> 00:44:49.900
!پس تبريك بايد گفت

00:44:52.950 --> 00:44:55.750
چه شده؟ چرا گريه مي‌كني؟

00:44:57.100 --> 00:45:00.450
.او گفت نه، پدر، او گفت نه

00:45:00.700 --> 00:45:01.900
چه مي‌گويي؟

00:45:02.300 --> 00:45:03.500
.او مرا نپذيرفت

00:45:03.650 --> 00:45:04.950
چه كسي تو را نپذيرفت؟

00:45:05.750 --> 00:45:06.850
.پيتر خياط

00:45:07.900 --> 00:45:08.450
!چي آندرس

00:45:08.600 --> 00:45:10.950
پيتر خياط تو را نپذيرفت؟

00:45:11.400 --> 00:45:17.700
،بله، قاطعانه گفت نه
.و بعد هم مرا بيرون كرد

00:45:19.950 --> 00:45:22.650
يعني دختر پيتر خياط را به پسر من نمي‌دهند؟

00:45:22.850 --> 00:45:23.950
.نه

00:45:24.250 --> 00:45:25.550
.و چرا؟ من بايد بدانم

00:45:26.250 --> 00:45:29.450
.زيرا، زيرا من به اندازه كافي برازنده نيستم

00:45:29.700 --> 00:45:31.700
و چرا تو به اندازه كافي برازنده نيستي؟

00:45:33.000 --> 00:45:35.300
.زيرا من ايمان آنها را ندارم

00:45:36.250 --> 00:45:43.050
.فهميدم، فهميدم
پس به اين دليل ما آدمهاي مزرعه‌ي بورگن

00:45:44.100 --> 00:45:46.800
براي جناب پيتر خياط
.به اندازه كافي برازنده نيستيم

00:45:47.950 --> 00:45:53.500
!لعنت به من. پس ما كافريم

00:45:56.150 --> 00:45:58.300
مي‌خواهم بدانم كه آيا پيتر خياط
جرأت مي‌كند

00:45:58.500 --> 00:46:00.100
.اين حرف را جلوي من تكرار كند

00:46:01.900 --> 00:46:06.800
آندرس آيا به راستي عشق تو به آن جدي است؟

00:46:07.650 --> 00:46:09.900
فكر مي‌كنيد كه در غير اينصورت
مي‌گذاشتم او مرا بيرون كند؟

00:46:10.050 --> 00:46:14.450
.جواب معقولي است
.اينگر، كت مرا بده

00:46:15.250 --> 00:46:17.100
.آندرس، حاضر باش

00:46:17.750 --> 00:46:20.000
.ميكل، به هانس بگو اسبها را آماده كند

00:46:20.150 --> 00:46:21.350
.او قبلاً اسبها را آماده‌ كرده است

00:46:21.550 --> 00:46:23.100
.بله، بله، بسيار خوب

00:46:23.550 --> 00:46:26.150
شما بهترين پدري هستيد
.كه من تاكنون داشته‌ام

00:46:26.350 --> 00:46:31.700
.بله، بله، عجله كن
.اميدوارم خداوند مرا كمك كند

00:46:32.050 --> 00:46:33.250
.اين هم براي شما

00:46:34.700 --> 00:46:38.100
.متشكرم. خدا مي‌داند كه او چه فكري كرده

00:46:46.600 --> 00:46:49.150
آيا يك دستمال تميز داري؟
.آه! اينجا هست

00:46:49.400 --> 00:46:50.900
.تو فكر همه چيز هستي

00:46:53.050 --> 00:46:55.150
.يادت باشد كه به ماده خوك سر بزني

00:47:07.850 --> 00:47:10.900
باز هم مي‌گويند كه دوران معجزه
.سر آمده است

00:47:12.400 --> 00:47:13.900
.من بايد بروم و بارها را خالي كنم

00:47:14.150 --> 00:47:16.000
.من بايد ظرفها را بشويم

00:47:32.550 --> 00:47:35.650
،ما كه در خون بره‌ شست و شوي‌مان داده‌اند

00:47:35.900 --> 00:47:41.550
ما مي‌دانيم كه خداوند شگفتي‌ها را
.امروزه نيز ميان ما مي‌سازد

00:47:42.200 --> 00:47:45.400
،آيا اين معجزه نيست، ين سينگ

00:47:45.550 --> 00:47:50.700
كه اينجا نشسته‌اي، اما به رهايي
وعده‌ات داده‌اند؟

00:47:51.100 --> 00:47:55.900
،آيا اين معجزه نيست، كرستين
كه خداوند چنان راه را به تو نمود

00:47:56.050 --> 00:48:01.850
كه راه‌هاي پيشين را رها كردي
و خود را در خدمت او نهادي؟

00:48:02.600 --> 00:48:06.650
،آيا اين معجزه نيست كه من، گناهكار بينوا

00:48:06.900 --> 00:48:12.100
اينجا بايستم و در برابر شما شهادت دهم؟
آيا اين شگفت‌آور نيست؟

00:48:12.250 --> 00:48:16.500
آيا اين با شكوه نيست؟
آيا اين موهبتي بزرگ نيست؟

00:48:17.050 --> 00:48:23.200
.دعا كنيد، سپاس گوييد و ستايش كنيد خداوند را

00:48:27.550 --> 00:48:28.500
.وارد شويد

00:48:35.200 --> 00:48:36.100
.عصر بخير

00:48:36.250 --> 00:48:39.900
.آه! عصر بخير. به جلسه‌ي ما خوش آمديد

00:48:40.100 --> 00:48:43.650
.من نيامده‌ام كه در جلسه‌ي شما شركت كنم

00:48:44.450 --> 00:48:46.800
.من آمده‌ام تا با شما صحبت كنم

00:48:47.850 --> 00:48:50.950
.به هر حال خوش آمديد

00:48:53.800 --> 00:48:54.600
.داخل شويد

00:48:55.500 --> 00:48:57.100
.عصر بخير

00:49:04.350 --> 00:49:05.650
آيا شما تنهاييد؟

00:49:06.550 --> 00:49:09.550
.نه، آندرس با من است

00:49:11.650 --> 00:49:15.400
ما تازه مي‌خواستيم به شهادت
.مِته مارِن گوش دهيم

00:49:18.350 --> 00:49:22.600
... خوب، مارِن، ما همگي آماده‌ايم

00:49:29.000 --> 00:49:34.750
خوب، من تنها مي‌خواهم بگويم كه
براي يكايك شما آرزو مي‌كنم

00:49:35.000 --> 00:49:37.800
،كه خداوند را بيابيد
.همانگونه كه من او را يافتم

00:49:38.250 --> 00:49:40.650
،در حالي كه غرق در گناه بودم

00:49:41.000 --> 00:49:44.250
،به راستي از پا افتاده و در حال سقوط

00:49:45.050 --> 00:49:47.850
،ناگهان نوري را ديدم

00:49:48.000 --> 00:49:51.200
،و اكنون شادترين مخلوق جهانم

00:49:51.350 --> 00:49:56.250
،خداوند را شكر مي‌كنم و سپاس مي‌گوييم
.اين همه‌ي حرف من است

00:49:59.900 --> 00:50:03.050
.اعتراف خوبي بود

00:50:06.650 --> 00:50:09.200
.خواهش مي‌كنم، بنشينيد

00:50:13.350 --> 00:50:16.600
آماده‌ايد كه سرود شماره 13 را بخوانيم؟

00:50:21.750 --> 00:50:30.450
اي گناهكار، گوشهايت را بيش از اين نبند

00:50:31.350 --> 00:50:39.550
آنها را به روي صداي بره‌ باز كن

00:50:40.100 --> 00:50:49.000
گوش كن! صداي او مملو از رحمت است

00:50:49.650 --> 00:50:57.850
بيا و در كنار سينه‌هاي من آرام بگير

00:51:05.700 --> 00:51:07.300
بله، شماره 82

00:51:08.900 --> 00:51:11.200
.خداوند نگه‌دار تو باد

00:51:12.150 --> 00:51:14.150
.الو، بله، باز هم ميكل بورگن هستم

00:51:14.500 --> 00:51:18.500
... هنوز دكتر نيامده‌اند؟ ... شما بايد

00:51:19.700 --> 00:51:22.950
خود ايشان گفتند؟
.پس بايد به زودي اينجا باشند

00:51:23.900 --> 00:51:24.650
چه كسي؟

00:51:25.350 --> 00:51:27.200
.ماما، بله او اينجاست

00:51:27.350 --> 00:51:29.750
اما مي‌گويد كه تا پيش از رسيدن دكتر
.كاري نخواهد كرد

00:51:30.400 --> 00:51:33.350
.بله، از ما خواست كه ميز بزرگي بياوريم

00:51:34.200 --> 00:51:36.150
.كمي صبر كنيد، صداي يك ماشين مي‌آيد

00:51:38.000 --> 00:51:40.550
!بله، خود اوست، خدايا شكر

00:51:41.250 --> 00:51:42.350
.بله، خداحافظ

00:51:43.400 --> 00:51:46.450
.دوباره بفرماييد؟ بله، متشكرم

00:51:46.750 --> 00:51:47.800
.خداحافظ

00:51:58.350 --> 00:51:59.900
.حال اينگر خوب نيست

00:52:00.100 --> 00:52:01.300
چه كسي اين را گفته؟

00:52:01.650 --> 00:52:02.850
.ماما

00:52:03.250 --> 00:52:06.200
خوب، بگذار برويم و ببينيم كه
.چقدر حال او خراب است

00:52:20.200 --> 00:52:24.400
بيانديشيد همه‌يتان

00:52:24.550 --> 00:52:30.400
بشتابيد همه‌يتان

00:52:31.100 --> 00:52:41.600
.داوري خداوند براي همه رستگاري است

00:52:44.300 --> 00:52:47.250
شب خوش، برادران و خواهران

00:52:47.750 --> 00:52:52.550
جلسه‌ي آينده‌ي ما به نام مسيح
،هفته‌ي آينده در چنين روزي

00:52:52.800 --> 00:52:55.800
و در همين خانه به ياري خدا
.برگزار خواهد شد

00:53:05.400 --> 00:53:08.350
.شب خوش، دوستان، شب خوش

00:53:23.950 --> 00:53:25.950
.عصر خوش، آندرس، خوش آمديد

00:53:27.250 --> 00:53:29.700
آن، عزيزم، مي‌تواني بروي
و اجاق را روشن كني؟

00:53:30.600 --> 00:53:31.950
.كنار پدرتان بنشينيد

00:53:33.550 --> 00:53:34.400
.متشكرم

00:53:36.350 --> 00:53:38.000
.عصر خوش، خوش آمديد

00:53:38.200 --> 00:53:39.200
.متشكرم، كرستين

00:53:39.450 --> 00:53:41.000
آيا قهوه ميل داريد؟

00:53:42.000 --> 00:53:42.650
!بد نيست

00:53:44.150 --> 00:53:45.550
آيا مي‌خواهيد كه پيپ خود را پر كنيد؟

00:53:46.750 --> 00:53:47.950
.خوب، تفاوتي نمي‌كند

00:53:52.500 --> 00:53:53.500
و شما آندرس؟

00:53:53.700 --> 00:53:55.300
.خير، متشكرم، حالا نه

00:53:58.800 --> 00:54:01.450
.پيتر، بهاي گوشت خوك افزايش يافته است

00:54:02.000 --> 00:54:04.400
.آري، اما بهاي تخم‌مرغ ديروز پايين آمد

00:54:06.700 --> 00:54:08.400
پيتر، آيا شما خيلي مرغ داريد؟

00:54:08.700 --> 00:54:11.250
فكر مي‌كنم، تقريباً همان مقداري
.كه شما خوك داريد

00:54:11.600 --> 00:54:12.800
.آه! اين هم قهوه

00:54:17.200 --> 00:54:18.700
آن اينجا نمي‌آيد؟

00:54:18.950 --> 00:54:20.200
.فكر نمي‌كنم

00:54:21.000 --> 00:54:22.700
چرا نه؟

00:54:22.850 --> 00:54:24.550
.بهتر است كه نيايد

00:54:24.700 --> 00:54:27.950
فكر مي‌كنم به اين ترتيب
.آسان‌تر در راه خداوند گام بر‌دارد

00:54:28.850 --> 00:54:30.200
شنيديد چه گفت، پدر؟

00:54:30.350 --> 00:54:33.500
در اينصورت تو مي‌تواني
.قهوه‌ات را در آشپزخانه بنوشي

00:54:34.750 --> 00:54:39.000
خوب، بله، من مي‌توانم. نمي‌توانم؟
اگر ... اگر شما اجازه بدهيد. مي‌توانم؟

00:54:39.400 --> 00:54:41.150
.تو به هر حال مي‌تواني بروي

00:54:41.400 --> 00:54:43.150
در اينصورت ما سه نفر
،آنجا قهوه خواهيم نوشيد

00:54:43.400 --> 00:54:45.700
.تا كار شما اينجا تمام شود

00:54:56.750 --> 00:55:01.750
گوش كن پيتر، من در طول راه

00:55:02.650 --> 00:55:07.450
.سعي كردم تا به مسائل از ديد تو نگاه كنم

00:55:09.600 --> 00:55:11.750
خوب و به چه نتيجه‌اي رسيدي؟

00:55:12.700 --> 00:55:16.000
اينكه دليلي ندارد به خاطر
عقايد ديني متفاوت ما

00:55:16.250 --> 00:55:20.000
.بچه‌هايمان رنج بكشند

00:55:20.850 --> 00:55:23.750
آن بايد با كسي كه ايمان ما را
.داشته باشد ازدواج كند

00:55:25.450 --> 00:55:28.300
.ما هم هيچ خيالي نداريم كه او را از خداوند دور كنيم

00:55:31.350 --> 00:55:35.000
.صحبت در اينباره بي‌فايده است

00:55:35.200 --> 00:55:37.000
.تو هرگز عقايد مرا درك نكرده‌اي

00:55:37.900 --> 00:55:41.100
و تو، آيا تو مرا درك كرده‌اي؟

00:55:41.250 --> 00:55:44.750
.من تو را به خوبي درك مي‌كنم
.چون روزي درست همچون تو بودم

00:55:46.200 --> 00:55:48.200
.اما برايت رضايت‌بخش نبود

00:55:48.350 --> 00:55:51.900
،حق با توست، بورگن
.براي من رضايت‌بخش نبود

00:55:53.800 --> 00:55:57.550
من مايل نيستم از تو
يا هركس ديگري بد بگويم

00:55:58.100 --> 00:56:01.850
،اما من نمي‌توانم شماها را تحمل كنم
.لعنت به من اگر كه بتوانم

00:56:03.000 --> 00:56:05.950
چه چيز ما را نمي‌تواني تحمل كني؟

00:56:06.200 --> 00:56:10.650
بدتر از همه آن اراجيفي است كه
.درباره تغيير كيش مي‌گوييد

00:56:13.600 --> 00:56:16.250
و ديگر چه چيز عليه ما داري؟

00:56:17.050 --> 00:56:21.150
و از اين نكته سردرنمي‌آورم كه چرا
.چهره‌ي همه‌ي شما چنين سوگوار است

00:56:22.100 --> 00:56:25.150
آري، چنانكه من شنيده‌ام

00:56:26.150 --> 00:56:31.050
تو مي‌گويي كه به گونه‌اي روشن
،و شاد از مسيحيت معتقدي

00:56:31.300 --> 00:56:34.650
،در حالي كه ما، ما مرگ پرستان
.كشنده‌ي شادماني هستيم

00:56:34.950 --> 00:56:37.750
،اما اگر تو از زمره‌ي مسيحيان شادمان هستي

00:56:37.900 --> 00:56:41.650
پس چرا هرگاه ما تو را مي‌بينيم
چنين اندوهگين و خسته‌اي؟

00:56:42.400 --> 00:56:44.550
،اما من خود را سبك و آزاد حس مي‌كنم

00:56:44.700 --> 00:56:47.350
چرا كه مي‌دانم مكاني
.در بهشت به انتظار من است

00:56:48.050 --> 00:56:50.650
و بقيه‌ي ما، همه‌ي ما چطور؟

00:56:50.850 --> 00:56:55.400
لابد ما يك راست گرفتار دوزخ
و عذاب جاودانه خواهيم شد؟

00:56:56.550 --> 00:56:58.450
اين اعتقاد توست، مگر نه؟

00:56:58.600 --> 00:57:02.600
،آري. كلمات، كلمات
.اين همه‌ي چيزي است كه تو داري

00:57:03.650 --> 00:57:08.050
،و مرگ برخاست و شروع به صحبت كرد

00:57:08.550 --> 00:57:10.900
.و او را به مادرش سپرد

00:57:12.850 --> 00:57:14.300
مي‌خواهي عكس را ببيني؟

00:57:26.350 --> 00:57:27.950
.تصوير زيبايي است

00:57:33.150 --> 00:57:35.400
.از اينجا بهتر خواهي ديد، آندرس

00:57:41.850 --> 00:57:43.300
آيا باز هم قهوه داريم؟

00:57:43.450 --> 00:57:44.550
.بله، پيتر

00:57:55.450 --> 00:57:56.950
.آن، تو قهوه را ببر

00:58:04.850 --> 00:58:07.900
آه، عزيزم، تو قهوه‌ي ما را آوردي؟

00:58:09.050 --> 00:58:10.800
آن، به نظر تو من باز هم بايد قهوه بنوشم؟

00:58:10.950 --> 00:58:11.750
.آري

00:58:12.000 --> 00:58:17.750
.پس نيمي از فنجان بس است
آيا مادرت در آشپزخانه‌ است؟

00:58:18.600 --> 00:58:20.850
.بله، آندرس هم آنجاست

00:58:22.150 --> 00:58:23.950
.متشكرم، دخترم، متشكرم

00:58:29.750 --> 00:58:35.150
خوب، پيتر، نظرت عوض نشده است؟

00:58:35.650 --> 00:58:37.100
منظورت چيست؟

00:58:37.400 --> 00:58:39.300
.درباره آن و آندرس

00:58:39.800 --> 00:58:43.300
.خير، عوض نشده است
.دست‌كم نه هنوز

00:58:44.600 --> 00:58:46.050
نه هنوز؟

00:59:05.550 --> 00:59:10.500
مورتن، بگو ببينم آيا هنوز
از خداي خود راضي هستي؟

00:59:10.650 --> 00:59:12.300
.بي‌شك

00:59:12.500 --> 00:59:14.550
آيا به راستي هستي؟

00:59:16.800 --> 00:59:18.550
از اين پرسش‌ها چه نتيجه‌اي
مي‌خواهي بگيري؟

00:59:18.800 --> 00:59:23.650
.تو راضي نيستي
.مورتن،نزد ما بيا

00:59:26.450 --> 00:59:28.150
آيا معني حرف‌هايت را مي‌فهمي؟

00:59:28.400 --> 00:59:30.800
.آنگاه روحت آرام خواهد شد

00:59:30.950 --> 00:59:32.200
!هرگز

00:59:32.400 --> 00:59:34.000
.مورتن، مورتن، اين حرف را نزن

00:59:34.200 --> 00:59:36.700
،در آستانه‌ي رفتن از اين جهان
.ديگر بازگشت خيلي دير خواهد بود

00:59:37.000 --> 00:59:38.150
.بيا، بيا و به ما بپيوند

00:59:38.400 --> 00:59:40.050
.لعنت به من اگر چنين كنم

00:59:40.300 --> 00:59:43.550
.مورتن،مورتن، خداوند پروردگار معجزات است

00:59:44.200 --> 00:59:48.700
او تواناست كه تو را از
.بي‌ايماني و خطاهايت نجات دهد

00:59:49.250 --> 00:59:50.900
بي‌ايماني و ...؟

00:59:51.150 --> 00:59:52.900
.بي‌ايماني و خطاهايت

00:59:54.100 --> 00:59:57.100
تو اين حرف را درباره‌ي
ايمان من به زبان مي‌آوري؟

00:59:58.450 --> 01:00:02.450
مي‌داني چه تفاوتي ميان
ايمان من و تو وجود دارد؟

01:00:02.750 --> 01:00:06.750
تو فكر مي‌كني كه مسيحيت يعني
.داشتن قيافه‌اي بدبخت و شكنجه‌ي خويشتن

01:00:07.250 --> 01:00:12.000
اما براي من مسيحيت
.به معناي شادي زندگي است

01:00:13.700 --> 01:00:17.800
ايمان من، شادي زندگي‌ام را از پايانِ
،هر روز به روز ديگر امتداد مي‌دهد

01:00:18.500 --> 01:00:22.500
در حاليكه ايمان تو تنها
.به معناي انتظار مرگ است

01:00:24.000 --> 01:00:30.250
ايمان من گرماي زندگي است
.و ايمان تو سرماي مرگ

01:00:34.400 --> 01:00:43.200
پيتر، يك روز خواهي فهميد
.كه راه ما راه راستين است

01:00:43.900 --> 01:00:46.450
به راستي در پي چه چيز هستيد؟

01:00:47.100 --> 01:00:51.250
.در پي خداوند، و نه چيز ديگر

01:00:51.500 --> 01:00:55.350
خوب، به گوش خوش مي‌نشيند، با اينحال

01:00:55.800 --> 01:00:59.200
ما شما را چون مؤمنان و حتي در جرگه‌ي
،تغيير كيش دادگان نيز نمي‌شناسيم

01:00:59.350 --> 01:01:00.750
... به باور من

01:01:01.000 --> 01:01:02.600
به باور تو ...؟

01:01:02.850 --> 01:01:04.350
.همه‌ي شما روح خود را از كف داده‌ايد

01:01:05.100 --> 01:01:09.250
به باور پيتر خياط ما همگي
... به دوزخ خواهيم رفت

01:01:09.550 --> 01:01:11.150
.آندرس، آندرس

01:01:11.800 --> 01:01:12.350
بله پدر؟

01:01:12.600 --> 01:01:13.550
.به خانه بازمي‌گرديم

01:01:14.300 --> 01:01:15.550
اما ... آيا من آن را مي‌گيرم؟

01:01:15.800 --> 01:01:16.750
.خير

01:01:16.900 --> 01:01:21.550
،و من مي‌گويم آري، تو با او ازدواج خواهي كرد
،لعنت بر شيطان

01:01:21.700 --> 01:01:23.650
تو با او ازدواج مي‌كني، ولو اينكه

01:01:23.850 --> 01:01:26.050
من مجبور بشوم او را با همين دستها
.از اين زندان نجات بدهم. بيا آندرس

01:01:26.350 --> 01:01:27.150
.پدر

01:01:27.400 --> 01:01:28.350
.ما همين حالا مي‌رويم

01:01:29.850 --> 01:01:31.850
.پس شب خوش، پيتر خياط

01:01:32.000 --> 01:01:34.350
مورتن، آيا نمي‌تواني درك كني كه
خشم خداوند را به جان خريده‌اي؟

01:01:34.650 --> 01:01:37.450
.ديگر نمي‌خواهم به اين اراجيف گوش دهم

01:01:37.600 --> 01:01:40.800
،به من گوش نكن
.اما بايد به كلام خداوند گوش دهي

01:01:41.050 --> 01:01:42.650
تو بايد بيشتر از اين
.مورد آزمايش قرار بگيري

01:01:48.950 --> 01:01:52.700
سلام! بله، همين‌جاست. چي؟

01:01:53.300 --> 01:01:56.150
. خير، هنوز نه

01:01:56.900 --> 01:01:58.950
.بله، در حال حركت هستند

01:02:01.100 --> 01:02:02.150
چطور؟

01:02:04.450 --> 01:02:07.350
اوه، واقعاً؟

01:02:08.950 --> 01:02:15.600
.بله، شب خوش. اميدوارم حالشان بهتر شود

01:02:20.200 --> 01:02:22.950
كه بود؟ براي چه كسي آرزوي سلامتي كردي؟

01:02:23.100 --> 01:02:27.400
.به راستي ما در جهان معجزات زندگي مي‌كنيم

01:02:27.750 --> 01:02:28.700
منظورت از اين حرف چيست؟

01:02:28.950 --> 01:02:33.250
درست در آن لحظه‌اي كه به تو مي‌گفتم
،بايد بيش از اين مورد آزمايش قرار بگيري

01:02:33.500 --> 01:02:35.550
.پسرت، ميكل تلفن كرد

01:02:35.800 --> 01:02:36.700
خوب، و بعد؟

01:02:36.850 --> 01:02:40.500
.و گفت كه وضع اينگر بسيار بد است

01:02:40.650 --> 01:02:43.700
.اينگر؟ پس بايد وقت بچه شده باشد

01:02:43.950 --> 01:02:47.000
خير، به گمان من اين چيزي
.بيش از يك حادثه‌ي معمولي است

01:02:47.150 --> 01:02:48.500
.پس بهتر است عجله كنيم

01:02:48.650 --> 01:02:52.650
من به راستي اميدوارم كه اينبار
،خداوند قلب تو را روشن كند

01:02:52.900 --> 01:02:55.150
.هرچند ضربه‌اي كه مي‌زند سخت باشد

01:02:55.700 --> 01:02:58.800
.چه مي‌گويي؟ خداي من

01:02:59.050 --> 01:03:01.750
پس تو اينجا نشسته‌اي
و آرزوي مرگ عروس مرا داري؟

01:03:02.000 --> 01:03:04.650
،آري، اگر راه ديگري نباشد

01:03:04.800 --> 01:03:07.350
.من به نام مسيح اين را مي‌خواهم

01:03:07.550 --> 01:03:09.600
تو مي‌خواهي، مي‌خواهي؟

01:03:09.750 --> 01:03:12.150
مرا رها كن، مورتن، رها كن، مي‌شنوي؟

01:03:12.300 --> 01:03:14.150
آيا پاسخ اين حرف را مي‌داني؟

01:03:14.300 --> 01:03:16.650
!نه، رهايم كن ديگر -
!اين تنها پاسخِ آن است -

01:03:16.900 --> 01:03:19.350
.پدر، جلوي خودتان را بگيريد

01:03:19.700 --> 01:03:23.050
!شاهد باشيد
،ولو اينكه بورگنِ بزرگ و قدرتمند باشي

01:03:23.200 --> 01:03:25.250
.ديگران نيز حقوقي دارند

01:03:25.500 --> 01:03:26.850
.برو به جهنم

01:03:27.200 --> 01:03:28.800
.نه، متشكرم، مايل نيستم كه در پي تو باشم

01:03:31.000 --> 01:03:33.400
!مالك بي‌شعور

01:03:52.200 --> 01:03:52.900
آيا اينها درد زايمان است؟

01:03:53.150 --> 01:03:54.300
.بله، حتماً

01:04:26.950 --> 01:04:28.100
.اينگر

01:04:51.400 --> 01:04:53.200
.مي‌توانيد او را بي‌هوش كنيد

01:04:53.350 --> 01:04:54.150
.چشم، دكتر

01:05:00.050 --> 01:05:02.150
بورگن، مي‌توانيد چراغ را نگه داريد؟

01:05:18.100 --> 01:05:20.500
چه شده؟ چه اتفاقي افتاده؟

01:05:21.300 --> 01:05:24.850
.چيزي نيست، الان بهتر مي‌شود

01:05:46.950 --> 01:05:47.750
نبض او چطور مي‌زند؟

01:05:48.000 --> 01:05:49.200
.خوب نمي‌زند

01:05:49.450 --> 01:05:51.100
.ماسك را بردار

01:05:52.400 --> 01:05:53.500
.بيا به من كمك كن

01:06:00.800 --> 01:06:02.550
.بايد ضربان قلبش را اندازه بگيريم

01:06:11.650 --> 01:06:13.250
.كمي تند مي‌زند

01:06:14.850 --> 01:06:16.000
آيا بچه زنده است؟

01:06:16.200 --> 01:06:21.800
تا به حال، بله. اما ما هنوز
.كارمان را تمام نكرده‌ايم

01:07:13.600 --> 01:07:14.550
آيا حال همسرم خوب مي‌شود؟

01:07:14.800 --> 01:07:19.100
... خواهش مي‌كنم كه حواس مرا پرت نكن
... كمي چراغ را نزديكتر بياور

01:07:34.000 --> 01:07:37.900
خوب ديگر، چراغ را كنار بگذار
.و يك طشت به من بده

01:07:38.800 --> 01:07:40.850
چه اندازه؟ اين خوب است؟

01:07:50.050 --> 01:07:51.250
خوب، چطور است؟

01:07:52.200 --> 01:07:54.200
،كارن، برو و آن طشت كوچك را بياور

01:07:54.450 --> 01:07:56.700
.همان كه همسرم هفته پيش خريد

01:07:57.400 --> 01:08:01.050
پس دكتر اينجاست. ماما چطور؟

01:08:01.450 --> 01:08:02.850
.هر دو اينجا هستند

01:08:03.050 --> 01:08:05.000
بچه چطور است؟

01:08:05.400 --> 01:08:06.750
.بچه در وضعيت غير طبيعي قرار گرفته است

01:08:07.150 --> 01:08:08.350
و اينگر؟

01:08:08.600 --> 01:08:10.600
اگر زندگي او نجات يابد
.بايد سپاسگزار باشيم

01:08:10.750 --> 01:08:12.350
.بفرماييد

01:08:15.800 --> 01:08:17.200
آيا مسئله جدي است، پدر؟

01:08:18.500 --> 01:08:22.250
.آندرس، ما شبي دشوار در پيش داريم

01:08:22.550 --> 01:08:23.450
به راستي؟

01:08:23.750 --> 01:08:26.650
.آري، دعا كن

01:08:27.050 --> 01:08:29.850
.بله پدر. براي هر دو، آن و اينگر

01:08:30.700 --> 01:08:35.050
.براي اينگر. مشكل آن، خودش حل خواهد شد

01:08:35.300 --> 01:08:38.700
اكنون به رختخواب برو
.و به خداوند توكل كن

01:08:40.550 --> 01:08:42.650
آيا نمي‌توانيم با هم دعا بخوانيم، پدر؟

01:08:44.650 --> 01:08:51.500
پسرم، براي مسائلي چنين مهم من
.ترجيح مي‌دهم كه به تنهايي دعا بخوانم

01:08:59.400 --> 01:09:03.800
.هرچه خداوند اراده كند همان خواهد شد

01:09:14.700 --> 01:09:21.250
،آنگاه خداوند خود بازآمد
.با داسِ خود و با ساعت شني

01:09:21.400 --> 01:09:23.250
.بله، يوهانس، بسيار خوب

01:09:25.000 --> 01:09:29.550
از چه در هراسي اي مرد كم ‌ايمان؟

01:09:30.200 --> 01:09:33.850
.من هنوز نزد پدر خويش عروج نكرده‌ام

01:09:34.000 --> 01:09:36.350
.خاموش، يوهانس

01:09:39.450 --> 01:09:45.050
اما در قلمروي خويش او نتوانست
،كاري عظيم را به پايان رساند

01:09:45.300 --> 01:09:50.150
.چرا كه آنان به او ايمان نداشتند

01:09:50.800 --> 01:09:54.700
.به اتاق خودت برو، برو و بخواب

01:10:07.450 --> 01:10:08.550
خوب، ميكل؟

01:10:08.800 --> 01:10:10.150
.بچه هم‌اكنون به دنيا آمد

01:10:10.300 --> 01:10:13.250
آيا پسر بود، همانطور كه
اينگر به من قول داده بود؟

01:10:13.800 --> 01:10:15.400
.آري، او يك پسر بود

01:10:15.650 --> 01:10:18.950
... كه اينطور، مي‌بيني خداوند

01:10:19.350 --> 01:10:23.400
.او آنجاست، در طشت، چهار تكه شده

01:10:24.600 --> 01:10:29.500
آه! ميكل، تنها اگر مي‌توانستي
.به درگاه خداوند دعا كني

01:10:30.300 --> 01:10:31.700
.شما مي‌توانيد چنين كنيد، پدر

01:11:10.550 --> 01:11:13.850
چه مي‌كني، يوهانس؟

01:11:14.800 --> 01:11:16.500
آيا او را نديدي؟

01:11:17.350 --> 01:11:18.150
چه كسي را؟

01:11:18.550 --> 01:11:19.600
خداوند را؟

01:11:20.050 --> 01:11:21.650
خداوند را؟

01:11:23.250 --> 01:11:30.550
.مردي با ساعت شني و داس
.او بچه را با خود برد

01:11:31.800 --> 01:11:36.550
.اگر به من ايمان داشتيد، اينگونه نمي‌شد

01:11:37.600 --> 01:11:40.350
.اكنون ديگر از من كاري ساخته نيست

01:11:40.700 --> 01:11:43.750
!خداوندا! خداوندا

01:11:47.150 --> 01:11:52.700
،نياز تو چقدر بزرگ بايد باشد
تا به من گوش دهي؟

01:11:52.900 --> 01:11:58.750
يوهانس، عزيز من، اگر مي‌خواهي
كه به پدرت لطفي كني

01:11:58.900 --> 01:12:00.600
.به اتاق خود بازگرد

01:12:12.250 --> 01:12:16.500
.نگاه كن، نگاه كن

01:12:17.450 --> 01:12:18.900
چه چيز را؟

01:12:20.400 --> 01:12:26.000
.او را نمي‌بيني؟ او آنجاست

01:12:26.800 --> 01:12:27.750
چه كسي؟

01:12:40.800 --> 01:12:47.850
مردي با داس، او بازگشته است
.تا اينگر را نيز با خود ببرد

01:12:48.050 --> 01:12:50.700
.ساكت شو، مرد

01:12:52.700 --> 01:12:55.900
آيا هنوز مرا باور نداري؟

01:12:56.400 --> 01:13:05.750
.يوهانس، خير، خير، اين جنون است
... اما اكنون

01:13:06.050 --> 01:13:08.750
جنون چيست و عقل كدام است؟

01:13:09.800 --> 01:13:17.550
.تو داري به خداوند نزديكتر مي‌شوي
.اما بهاي آن براي تو يك كلمه است

01:13:17.700 --> 01:13:23.000
.نه، نه، گم شو

01:13:25.800 --> 01:13:31.400
،در خارستانها به دنبال انگور مي‌گردند

01:13:32.200 --> 01:13:36.000
.و از تاكستانها درمي‌گذرند

01:13:36.650 --> 01:13:44.000
،گم شو، به اتاقت برگرد
.يا اينكه مرا نيز ديوانه خواهي كرد

01:14:01.650 --> 01:14:02.950
.پدربزرگ

01:14:03.750 --> 01:14:06.700
خوابت نبرده، مارن كوچكم؟

01:14:07.050 --> 01:14:08.300
.نه، خوابم نبرد

01:14:08.450 --> 01:14:09.250
... اما

01:14:09.500 --> 01:14:11.100
.آخر شما خيلي بلند حرف مي‌زديد، پدربزرگ

01:14:11.250 --> 01:14:13.350
آه، پس بيدارت كردم؟

01:14:13.750 --> 01:14:15.750
.بله، اما جاي ما هم عوض شده است

01:14:16.000 --> 01:14:16.950
عوض شده؟

01:14:17.200 --> 01:14:21.350
.تخت‌هاي ما را در اتاق شما گذاشته‌اند
مي‌دانيد چرا؟

01:14:21.550 --> 01:14:22.300
.نه

01:14:22.450 --> 01:14:24.300
.براي اينكه قرار است برادر كوچكي پيدا كنيم

01:14:25.150 --> 01:14:26.750
چه كسي اين را به تو گفته؟

01:14:27.350 --> 01:14:28.550
.مادر

01:14:29.900 --> 01:14:31.950
خوب، آيا خوشحالي؟

01:14:32.700 --> 01:14:35.800
راستش، من يك خواهرِ
.كوچك را ترجيح مي‌دادم

01:14:35.950 --> 01:14:40.100
اما مادر گفت كه به شما قول داده
.يك برادر كوچك بياورد

01:14:41.150 --> 01:14:42.650
اين حرف را او زد؟

01:14:42.900 --> 01:14:47.950
بله. و مي‌دانيد چه شده؟
.مادر حالا خيلي بيمار است

01:14:48.100 --> 01:14:51.450
بله و به همين دليل هم خداوند اراده كرده

01:14:51.700 --> 01:14:55.300
.كه برادر كوچك اينبار نيايد

01:14:55.600 --> 01:14:56.900
او اراده كرده؟

01:14:57.050 --> 01:15:00.000
.بله، و حالا به بستر برو

01:15:00.250 --> 01:15:05.050
.و از خداوند بخواه كه حال مادرت را خوب كند

01:15:05.550 --> 01:15:07.350
.بله، ولي او اينكار را نخواهد كرد

01:15:07.550 --> 01:15:08.550
نخواهد كرد؟

01:15:08.750 --> 01:15:11.050
.نه، او امشب خواهد مرد

01:15:11.500 --> 01:15:14.300
اين چيست؟ چه مي‌گويي؟

01:15:14.500 --> 01:15:18.800
اين را عمو يوهانس گفته، و بعد عمو
.يوهانس مادر را از مرگ بيدار خواهد كرد

01:15:19.050 --> 01:15:22.000
.مثل آن مرد در انجيل، مي‌داني

01:15:22.250 --> 01:15:24.050
اين مهملات چيست؟

01:15:24.450 --> 01:15:26.300
.اين حرف عمو يوهانس است

01:15:27.100 --> 01:15:29.850
.خوب، فهميدم

01:15:30.450 --> 01:15:34.800
،اما حالا مارن كوچكم
.بهتر است بروي و راحت بخوابي

01:15:35.100 --> 01:15:36.400
.بله، پدربزرگ

01:15:36.600 --> 01:15:38.050
.شب خوش، عزيز دلم

01:15:38.300 --> 01:15:39.900
.شب خوش، پدربزرگ

01:16:00.250 --> 01:16:01.800
.ديگر تحملش را ندارم

01:16:03.150 --> 01:16:05.000
.قوي باش، پسرم

01:16:05.300 --> 01:16:07.250
به روشني مي‌بينم كه چگونه
.به سوي پايان پيش مي‌رود

01:16:07.400 --> 01:16:08.600
پايان؟

01:16:09.650 --> 01:16:10.500
!پدر

01:16:10.750 --> 01:16:11.200
.بله

01:16:11.400 --> 01:16:13.400
.نمي‌توانم از دست دادن او را تحمل كنم

01:16:13.600 --> 01:16:17.800
به اميد خداوند او را
.از دست نخواهي داد، ميكل

01:16:18.900 --> 01:16:19.450
.پدر

01:16:19.700 --> 01:16:20.350
.بله

01:16:20.550 --> 01:16:21.600
... اگر اينگر بميرد

01:16:23.300 --> 01:16:25.700
آيا قول مي‌دهي كه آنقدر زنده بماني

01:16:26.250 --> 01:16:30.550
،تا آندرس و آن ازدواج كنند
تا بچه‌هاي من خانه‌اي داشته باشند؟

01:16:31.750 --> 01:16:38.900
.نبايد چنين شود
.خدايا! اينگر را از ما نگير

01:16:47.500 --> 01:16:51.350
.بيا پيش او برويم. من با تو خواهم آمد

01:16:53.000 --> 01:16:55.250
.شما قوي هستيد، پدر پير من

01:16:55.500 --> 01:17:00.950
آري، آخر خداوند را با خود همراه دارم.بيا

01:17:33.400 --> 01:17:36.000
عمو، آيا مادر به زودي خواهد مرد؟

01:17:37.400 --> 01:17:40.350
دختر كوچك، تو چنين مي‌خواهي؟

01:17:40.650 --> 01:17:44.550
آري، زيرا پس از مرگش، تو او را
بيدار خواهي كرد. چنين مي‌كني؟

01:17:44.800 --> 01:17:47.450
.بايد بگويم كه اين كار ديگر شدني نيست

01:17:48.100 --> 01:17:49.200
چرا؟

01:17:50.000 --> 01:17:52.900
.ديگران به من اجازه نمي‌دهند

01:17:53.200 --> 01:17:54.900
پس چه بر سر مادر خواهد آمد؟

01:17:56.300 --> 01:18:00.150
.آنگاه مادرت به بهشت خواهد رفت

01:18:00.550 --> 01:18:03.250
.اما من اينگونه نمي‌خواهم

01:18:04.650 --> 01:18:06.150
،دختركم

01:18:07.650 --> 01:18:13.800
تو نمي‌داني كه مادري
.در بهشت داشتن به چه معناست

01:18:14.450 --> 01:18:17.350
آن بهتر از داشتن او در اينجا
روي زمين است؟

01:18:17.650 --> 01:18:21.000
.خودت مي‌تواني ببيني كه اينطور است

01:18:21.900 --> 01:18:23.550
!چه حرف بي‌معنايي

01:18:23.800 --> 01:18:28.350
اگر ما دچار مشكل بشويم، ديگر مادري
.نخواهيم داشت كه از ما مراقبت كند

01:18:30.050 --> 01:18:38.100
كودكي كه مادري در بهشت دارد
.دچار مشكل نمي‌شود

01:18:38.900 --> 01:18:46.900
،وقتيكه كه مادر كسي بميرد
.از آن پس مادرش هميشه با او خواهد بود

01:18:48.050 --> 01:18:50.650
.اما اگر زنده باشد هم او را خواهد داشت

01:18:51.000 --> 01:18:58.100
اما آنگاه او بسياري چيزهاي ديگر هم
.خواهد داشت كه بايد مراقب آنها نيز باشد

01:18:59.550 --> 01:19:03.050
،آري، او بايد شير گاوها را بدوشد
.زمين را بشويد و همه‌جا را تميز كند

01:19:03.200 --> 01:19:05.850
.مرده‌ها كه از اين كارها نمي‌كنند

01:19:06.100 --> 01:19:07.050
.البته

01:19:07.850 --> 01:19:11.450
اما باز هم من ترجيح مي‌دهم
.كه تو او را از مرگ بيدار كني

01:19:11.700 --> 01:19:12.900
ترجيح مي‌دهي؟

01:19:13.100 --> 01:19:16.300
بله، چون در اين حالت ما
.مي‌توانيم او را حفظ كنيم

01:19:16.650 --> 01:19:18.550
.آه، فرزند

01:19:19.600 --> 01:19:21.450
نمي‌خواهي او را از مرگ بيدار كني؟

01:19:22.150 --> 01:19:26.400
.مي‌خواهم، تنها اگر ديگران بگذارند

01:19:26.850 --> 01:19:29.600
.نگران ديگران نباش

01:19:31.800 --> 01:19:34.050
.چقدر من خوشحالم

01:19:34.300 --> 01:19:35.350
خوشحالي؟

01:19:35.600 --> 01:19:39.250
بله. من را به رختخواب مي‌بري؟

01:19:39.650 --> 01:19:44.750
بله، و يكي از فرشتگان پدرم را
مأمور مي‌كنم

01:19:45.150 --> 01:19:48.550
.كه تمام شب مراقب تو باشد

01:19:48.850 --> 01:19:51.950
و آيا ما را مثل هميشه تقديس خواهي كرد؟

01:19:52.100 --> 01:19:55.000
.آري، چنين مي‌كنم

01:20:12.000 --> 01:20:16.350
و او كودكان كوچك را

01:20:17.150 --> 01:20:18.350
.در آغوش گرفت

01:20:18.500 --> 01:20:23.600
دستهايش را گرد آنان حلقه كرد
.و آنها را تقديس نمود

01:21:09.700 --> 01:21:14.300
.خدايا، مرگ را بر ما نفرست

01:21:41.050 --> 01:21:42.500
... خوب، بورگن

01:21:43.550 --> 01:21:46.000
.نه، نه، چيزي نگوييد دكتر

01:21:46.250 --> 01:21:47.550
.خطر رفع شد

01:21:48.400 --> 01:21:50.900
چي؟ به راستي؟

01:21:51.700 --> 01:21:57.450
.او خوابيده است، و به هر تقدير مشكلي پيش نخواهد آمد

01:22:10.050 --> 01:22:13.650
.دعاي بي‌پايان و سپاس

01:22:14.200 --> 01:22:16.850
.آري، كار دشواري بود

01:22:17.750 --> 01:22:22.450
.به راستي چنين بود، دكتر. خيلي متشكرم

01:22:23.500 --> 01:22:25.250
.و حالا نوبت قهوه است

01:22:25.400 --> 01:22:28.750
.بله، البته، دكتر

01:22:30.750 --> 01:22:34.100
... كارن، كارن، براي ما

01:22:34.300 --> 01:22:37.250
.اينگر حالش خوب است، او نجات پيدا كرد

01:22:37.400 --> 01:22:40.650
.حالا براي ما قهوه بياور، قهوه مرغوب

01:22:45.300 --> 01:22:48.750
دكتر، مي‌توانم او را ببينم؟

01:22:49.000 --> 01:22:51.200
.بله، اما بي سر و صدا

01:22:51.450 --> 01:22:52.600
.خيلي آرام

01:22:56.250 --> 01:22:57.200
.شب خوش

01:22:58.200 --> 01:23:02.950
.شب خوش، آقاي كشيش، و باز هم خوش آمديد

01:23:03.150 --> 01:23:04.000
.متشكرم، متشكرم

01:23:04.250 --> 01:23:04.900
آيا شما ايشان را مي‌شناسيد؟

01:23:05.050 --> 01:23:06.900
،بله، من آقاي دكتر را مي‌شناسم

01:23:07.050 --> 01:23:08.500
.ماشين ايشان را كنار در ديدم

01:23:08.650 --> 01:23:10.500
.به همين دليل آمدم تا ببينم چه خبر است

01:23:10.650 --> 01:23:11.500
.شب خوش آقاي دكتر

01:23:12.650 --> 01:23:17.600
،محبت كرديد آمديد. خوب مي‌دانيد
... عروس من ... او

01:23:17.850 --> 01:23:18.850
... او بايد

01:23:19.050 --> 01:23:21.200
... بله، فكر مي‌كنم كه ايشان در انتظار

01:23:22.050 --> 01:23:25.850
.بچه مرد، اما او حالش خوب است

01:23:26.300 --> 01:23:27.050
.عجب

01:23:27.250 --> 01:23:29.500
.خوب، كت خود را درآوريد، آقاي كشيش

01:23:29.800 --> 01:23:31.900
.بنشينيد، قهوه را الان مي‌آورند

01:23:32.150 --> 01:23:33.750
.متشكرم، اما من بايد به خانه برگردم

01:23:33.900 --> 01:23:37.400
.خوب، مي‌توانيد با آقاي دكتر برويد

01:23:37.650 --> 01:23:38.950
.بله، البته

01:23:40.150 --> 01:23:44.550
.بنشينيد، من مي‌روم يك نگاهي بيندازم

01:24:34.000 --> 01:24:39.100
.همچون يكي از فرشتگان خداوند در خواب است
.بفرماييد، دكتر

01:24:39.350 --> 01:24:40.450
.متشكرم

01:24:40.950 --> 01:24:44.300
.مثل يك معجزه است

01:24:46.550 --> 01:24:48.450
.مرا ببخشيد بورگن عزيز

01:24:48.950 --> 01:24:51.350
من نمي‌خواهم احساسات
.ديني شما را جريحه‌دار كنم

01:24:51.500 --> 01:24:53.400
اما حالا كه همه‌ چيز
،به خوبي و خوشي تمام شده

01:24:53.750 --> 01:24:54.850
.بد نيست كمي سر به سر شما بگذارم

01:24:55.350 --> 01:24:57.750
كدام يك از اين دو به گمانِ
:شما امشب كاراتر بود

01:24:58.050 --> 01:25:00.150
دعاي شما يا معالجه‌ي من؟

01:25:01.750 --> 01:25:05.100
.الطاف پروردگار، دكتر عزيز

01:25:05.650 --> 01:25:08.300
،"در حاشيه ماييم و كار با اوست"
.چنانكه راهبان كهن مي‌گفتند

01:25:09.400 --> 01:25:11.650
شايد شما نيز به معجزات
اعتقاد داريد، آقاي كشيش؟

01:25:11.950 --> 01:25:14.850
،اعتقاد؟ طبيعي است كه معجزات امكان‌پذيرند

01:25:15.100 --> 01:25:16.750
چرا كه خداوند آفريننده‌ي همه‌ي‌ چيزهاست

01:25:16.900 --> 01:25:18.350
،و بنابراين هر چيزي براي او امكان پذير است

01:25:18.500 --> 01:25:19.800
... اما -
اما؟ -

01:25:20.100 --> 01:25:22.250
اما از سوي ديگر هرچند خداوند
،مي‌تواند معجزات را بيافريند

01:25:22.500 --> 01:25:24.500
.چنين نمي‌كند -
چرا چنين نمي‌كند؟ -

01:25:24.750 --> 01:25:27.050
،زيرا معجزات ناقض قوانين طبيعت هستند

01:25:27.300 --> 01:25:29.250
و طبيعتاً خداوند قوانين
.خويش را نقض نخواهد كرد

01:25:29.450 --> 01:25:31.050
اما درباره معجزات مسيح چه مي‌گوييد؟

01:25:31.300 --> 01:25:33.700
.آنها مواردي كاملاً ويژه بودند

01:25:33.850 --> 01:25:37.950
"پس مي‌بينيد. "مواردي كاملاً ويژه

01:25:38.100 --> 01:25:42.000
به عبارت ديگر اين خداوند قابل اطمينان شما
.مي‌تواند در كارها مشكل ايجاد كند

01:25:42.250 --> 01:25:43.600
!خواهش مي‌كنم، كشيش عزيز من

01:25:43.850 --> 01:25:46.100
.اين نكته در مورد دكترها مضحك است

01:25:46.350 --> 01:25:49.150
همواره ايمان در چشم آنها داراي
.كمترين اهميت است

01:25:50.800 --> 01:25:51.600
.بفرماييد، دكتر

01:25:52.950 --> 01:25:59.900
.خداوند همراه تو باشد
.خداوند به تو بركت دهد و نگه‌دار تو باشد

01:26:01.200 --> 01:26:05.450
خداوند نور سيماي خويش را بر تو بتاباند

01:26:05.650 --> 01:26:07.750
و به تو مرحمت فرمايد

01:26:08.600 --> 01:26:12.450
خداوند نور سيماي خويش را بر تو بتاباند

01:26:12.700 --> 01:26:17.650
.و به تو آرامش عنايت فرمايد. آمين

01:26:21.950 --> 01:26:23.100
چه كسي بود؟

01:26:24.600 --> 01:26:28.350
.يوهانس بود، بچه‌ها را تقديس مي‌كرد

01:26:29.150 --> 01:26:30.050
به راستي؟

01:26:30.450 --> 01:26:36.200
... بله. شما چه بسا مي‌دانيد، آقاي كشيش
فكر مي‌كنم كه او را ديده‌ايد، اينطور نيست؟

01:26:37.700 --> 01:26:40.200
... مرا ببخشيد، اما فكر نمي‌كنيد كه

01:26:40.500 --> 01:26:45.150
منظور من اين است كه آيا براي
... خود او بهتر نيست كه در خانه‌ي

01:26:46.350 --> 01:26:52.500
پسر من تا زمانيكه من در مزرعه‌ي
.بورگن هستم با من اينجا خواهد ماند

01:27:16.000 --> 01:27:17.850
.جدا از اين، حال يوهانس بهتر خواهد شد

01:27:18.250 --> 01:27:18.950
آيا به راستي چنين فكر مي‌كنيد؟

01:27:19.200 --> 01:27:22.250
تنها بايد صبر كنيد تا يك ضربه‌ي
،رواني به او وارد شود

01:27:22.400 --> 01:27:26.050
اين ضربه محتويات ناخودآگاه او را
.كه فوران كرده است فرومي‌نشاند

01:27:26.300 --> 01:27:28.950
پس شما فكر مي‌كنيد كه او به وضع
سابق خود باز خواهد گشت؟

01:27:29.100 --> 01:27:31.500
... بله، درست مثل سابق

01:27:32.000 --> 01:27:34.000
،ديديد آقاي كشيش

01:27:34.200 --> 01:27:36.300
.دكترها هم به معجزه اعتقاد دارند

01:27:36.700 --> 01:27:40.850
من به معجزاتي اعتقاد دارم
.كه علم من به من آموخته

01:27:41.650 --> 01:27:43.750
.خداوند امكان آنها را داده است

01:27:44.300 --> 01:27:45.900
.آري، ما هم اميدواريم كه اينطور باشد، بورگن

01:27:46.600 --> 01:27:51.250
من يك لحظه مي‌روم بيمار را ببينم
.و بعد با هم خواهيم رفت

01:27:51.900 --> 01:27:53.500
.من آماده‌ام

01:28:01.950 --> 01:28:05.250
بورگن عزيز، از صميم قلب
.به شما شادباش مي‌گويم

01:28:05.450 --> 01:28:07.000
.بسيار ممنونم، آقاي كشيش

01:28:07.150 --> 01:28:10.500
آيا شما براي كاري كه خداوند امشب
برايتان انجام داد سپاسگزار نيستيد؟

01:28:10.650 --> 01:28:12.800
.مطمئن باشيد كه سپاسگزارم، آقاي كشيش

01:28:13.050 --> 01:28:15.000
.لحظات دشواري را گذرانديد

01:28:15.200 --> 01:28:19.600
آري دشوار بودند. آن لحظات را
.فراموش نخواهم كرد

01:28:20.150 --> 01:28:22.550
.اين را نيز درك مي‌كنم

01:28:29.300 --> 01:28:30.500
.متشكرم

01:28:38.450 --> 01:28:40.050
خوب، آقاي دكتر؟

01:28:40.550 --> 01:28:42.000
.او راحت خوابيده است

01:28:44.850 --> 01:28:46.300
.و اكنون شما نيز مي‌توانيد به بستر برويد

01:28:47.050 --> 01:28:47.850
.شب خوش

01:28:50.150 --> 01:28:53.200
و از طرف مزرعه‌ي بورگن از شما
.بابت محبت‌تان تشكر مي‌كنم

01:28:53.400 --> 01:28:58.800
كارن، يادت باشد كه كريسمس
.براي آقاي دكتر دوتا غاز بفرستيم

01:28:59.000 --> 01:29:02.850
من كه دامپزشك نيستم، آنها
.بر اثر معالجه‌ي من خواهند مرد

01:29:06.700 --> 01:29:07.550
خوب، با من مي‌آييد؟

01:29:07.800 --> 01:29:10.100
.بله، البته، شب خوش، بورگن

01:29:18.100 --> 01:29:20.100
حال اينگر چطور است؟

01:29:20.350 --> 01:29:24.500
بهتر است، آندرس. خيلي بهتر
از آنچه كه فكر مي‌كرديم

01:29:25.650 --> 01:29:26.450
.چه خوب

01:30:00.250 --> 01:30:06.150
.او دوباره اينجاست، مردي با ساعت شني

01:30:07.250 --> 01:30:11.000
.او براي اينگر بازگشته است

01:30:11.250 --> 01:30:14.050
.يوهانس، برو بخواب

01:30:17.900 --> 01:30:24.150
بنگريد، اكنون در حال گذشتن
.از ميان ديوار است

01:30:24.550 --> 01:30:26.550
.اين نور چراغ ماشين دكتر است

01:30:26.700 --> 01:30:29.000
.اينگر اكنون خوابيده است

01:30:29.400 --> 01:30:32.050
.زندگي‌اش ديگر در خطر نيست

01:30:41.050 --> 01:30:48.650
- گوش كنيد - صداي داس است
.به خطا قطع كرده است، به خطا رفته است

01:30:48.900 --> 01:30:51.600
.اين دكتر است، ماشين خود را بيرون مي‌برد

01:30:54.100 --> 01:31:03.200
متوقف شو، بازگرد، مي‌شنوي؟

01:31:04.900 --> 01:31:13.450
.تو موظفي. او نرفته است. پس برو

01:31:13.700 --> 01:31:18.550
.در ساعت ايمان ناگزيري كه او را برگرداني

01:31:18.800 --> 01:31:21.650
.گوش كن يوهانس، ديگر بس است

01:31:51.700 --> 01:31:55.500
او مرد

01:31:57.150 --> 01:31:58.100
چه؟

01:32:01.000 --> 01:32:03.250
.او ناگهان در خواب مرد

01:32:03.700 --> 01:32:08.900
،اينگر مرد، دروغ مي‌گويي
.حتماً دروغ مي‌گويي

01:32:09.200 --> 01:32:10.900
.تو عصبي هستي

01:32:11.200 --> 01:32:15.200
.آخر دكتر همين چند لحظه‌ي پيش آنجا بود

01:32:15.400 --> 01:32:16.800
.بياييد و خودتان ببينيد

01:33:02.150 --> 01:33:05.800
احساس كردم كه در ميان بازوانم
.سخت و سرد مي‌شود

01:33:07.650 --> 01:33:12.350
ديدم لبهايش كبود و چشمانش
.بي‌حالت و بي‌نور مي‌شوند

01:33:17.150 --> 01:33:22.250
.خداوند داد و خود نيز گرفت

01:33:23.950 --> 01:33:29.300
.مبارك باد نام او

01:33:29.550 --> 01:33:31.400
به دكتر تلفن كنيم؟

01:33:32.500 --> 01:33:36.000
آندرس، اگر فكر مي‌كني كه او مي‌تواند
.مردگان را زنده كند، برو و تلفن كن

01:33:54.500 --> 01:33:55.500
.اينگر

01:34:05.050 --> 01:34:07.850
.خير، ايشان چند دقيقه پيش از اينجا رفتند

01:34:09.350 --> 01:34:14.700
... بله، مي‌توانيد به او بگوييد
... مي‌توانيد به او بگوييد كه

01:34:15.650 --> 01:34:19.650
.كه او هم‌اكنون مرد ... اينگر

01:34:21.000 --> 01:34:23.500
.متشكرم. خداحافظ

01:34:29.300 --> 01:34:35.500
.خداوند داد و خود نيز گرفت

01:34:59.950 --> 01:35:04.800
.او نمرده بلكه در خواب است

01:35:06.350 --> 01:35:10.950
به راستي چنين فكر مي‌كني؟
آيا مي‌خواهي خوابيدن او را ببيني؟

01:35:23.450 --> 01:35:27.250
.جايي كه او را خوابانده‌ايد به من نشان بده

01:35:28.450 --> 01:35:35.000
اگر ايمان داشتيد شكوه و جلالِ
.خداوند را مشاهده مي‌كرديد

01:35:55.950 --> 01:36:01.850
.خداوند داد و خود نيز گرفت

01:36:07.550 --> 01:36:13.450
.من مسيح هستم و از سوي خداوند آمده‌ام

01:36:13.700 --> 01:36:17.450
و با او در ميان ابرهاي بهشت

01:36:20.000 --> 01:36:23.150
.خواهم ماند

01:36:24.150 --> 01:36:26.150
!آندرس! آندرس

01:36:44.000 --> 01:36:44.950
آيا او مرده است؟

01:36:45.100 --> 01:36:48.550
.نه، پدر، او نمرده است

01:36:48.800 --> 01:36:52.700
.حتي اين لطف نيز از ما دريغ شده است

01:37:35.600 --> 01:37:39.200
.ميكل، پسرم

01:37:43.350 --> 01:37:45.300
چرا بايد او بميرد؟

01:37:45.450 --> 01:37:47.300
چرا بايد از هم جدا شويم؟

01:37:47.450 --> 01:37:51.200
.اين خيلي بي‌معناست... خيلي بي‌معناست

01:37:51.350 --> 01:37:52.550
.ميكل، تو مي‌داني چرا

01:37:52.800 --> 01:37:55.700
چه چيز را مي‌دانم؟ تنها مي‌دانم كه

01:37:55.850 --> 01:37:57.850
همه‌ي آنچه را مي‌پرستيدم و عزيز مي‌داشتم

01:37:58.250 --> 01:38:05.200
اكنون در زمين جاي مي‌گيرد
.تا بپوسد، بپوسد و بپوسد

01:38:12.150 --> 01:38:14.850
:گواهي فوت
نام: اينگر بورگن، خانه‌دار

01:38:15.100 --> 01:38:16.550
تاريخ فوت: 13 آگوست 1925

01:38:16.800 --> 01:38:18.600
"ثبت شده در كليساي بخش "هوسباي
سي.جي.هوين - 1925/8/14

01:39:00.550 --> 01:39:04.150
.مرا جستجو مي‌كنيد و نخواهيد يافت

01:39:04.400 --> 01:39:07.450
آنجا كه من هستم، هيچ يك از شما
.نمي‌تواند بيايد

01:39:11.750 --> 01:39:12.900
!يوهانس

01:40:50.400 --> 01:40:53.650
همسر وفادار و مادر عزيزمان
(اينگر بورگن (كجائر

01:40:53.900 --> 01:40:56.300
.را از دست داديم
،ميكل بورگن

01:40:56.450 --> 01:40:58.700
مارن، اينگر كوچك

01:41:00.050 --> 01:41:03.150
عروس و همسر برادر عزيزمان

01:41:03.400 --> 01:41:07.000
اينگر بورگن، با ايمان به نجات دهنده‌ي
مقدس خود عيسي مسيح

01:41:07.150 --> 01:41:10.350
.به آرامش ابدي دست يافت

01:41:10.500 --> 01:41:13.000
.همگي در مزرعه‌ي بورگن او را از دست داديم

01:41:13.150 --> 01:41:15.700
مورتن بورگن
آندرس بورگن

01:41:24.500 --> 01:41:29.850
،ليكن من به شما مي‌گويم تا بشنويد
،دشمنان خود را دوست بداريد

01:41:30.000 --> 01:41:34.500
.با آنانكه با شما دشمني مي‌ورزند به نيكي رفتار كنيد
،آنان را كه به شما دشنام مي‌دهند بيآمرزيد

01:41:34.650 --> 01:41:38.650
و براي كساني كه با شما
.به عداوت رفتار مي‌كنند دعا كنيد

01:41:39.750 --> 01:41:42.650
و هر كسي كه بر گونه‌ي تو سيلي ‌زد

01:41:42.800 --> 01:41:44.400
.گونه‌ي ديگر خود را نيز به سوي او برگردان

01:41:57.200 --> 01:42:01.500
اگر بخواهيم در كليسا صندلي
.پيدا كنيم ديگر بايد برويم

01:42:02.250 --> 01:42:03.350
.آري، كرستين

01:42:06.950 --> 01:42:10.300
آيا هنگامي را كه مورتن بورگن
به اينجا آمد به ياد داري؟

01:42:10.600 --> 01:42:12.050
آري، چطور؟

01:42:13.350 --> 01:42:15.350
.من او را به سختي رنجاندم

01:42:15.900 --> 01:42:18.600
به نظر من اين مورتن بورگن بود
.كه تو را رنجاند

01:42:18.750 --> 01:42:23.650
شايد او نيز چنين كرد، اما گناه من
.بيشتر بود

01:42:25.350 --> 01:42:30.600
كرستين، من بايد گونه‌ي ديگر را
.به سوي او برمي‌گرداندم

01:42:31.100 --> 01:42:33.300
آيا بيش از حد بر خود سخت نمي‌گيري؟

01:42:33.550 --> 01:42:40.200
:خير، به ياد بياور كه مسيح چه گفته است
"براي چه به كليسا مي‌روي؟"

01:42:40.450 --> 01:42:45.400
با برادر خود آشتي كن، سپس بيا"
".و پيشكشت را تقديم كن

01:42:49.400 --> 01:42:56.600
و اكنون بايد برويم. ما به مزرعه‌ي
.بورگن خواهيم رفت

01:42:57.000 --> 01:42:58.100
به كليسا نخواهيم رفت؟

01:42:58.250 --> 01:43:02.250
.خير، به مزرعه‌ي بورگن مي‌رويم
آن، آيا آماده‌اي؟

01:43:02.750 --> 01:43:03.850
.آري، پدر

01:43:20.250 --> 01:43:22.000
(اينگر بورگن (كجائر

01:43:22.300 --> 01:43:24.800
تولد: 24 ژانويه 1896
فوت: 13 آگوست 1925

01:44:13.400 --> 01:44:22.900
چه شاد است، چه شاد است
روحي كه آرامش يافته است

01:44:23.600 --> 01:44:33.700
هيچكس روز را نمي‌شناسد
مگر لحظه‌ي غروب خورشيد

01:44:34.500 --> 01:44:44.800
صبح خوش، صبح خوش؛ چه بسيار پرندگان
كه اين آواز را بر شاخسارها مي‌خوانند

01:44:45.350 --> 01:44:56.300
اما شامگاهان از قفس، نظاره‌ي
خورشيد رفته مي‌كنند

01:44:57.000 --> 01:45:07.500
،چه بسيار گلهاي كرنش‌گر
رقصان و عطرآويز در سپيده دم

01:45:08.100 --> 01:45:19.250
اما شامگاهان خميده و خرد شده
در زير طوفان تگرگ

01:45:20.100 --> 01:45:30.500
،چه بسيار كودكان
بازي‌كنان در سرخي تابان سپيده دم

01:45:31.150 --> 01:45:41.850
كه شامگاهان آرام و خاموش
درون تابوت خفته‌اند

01:46:04.450 --> 01:46:06.400
.تشييع جنازه بزرگي خواهد شد، پدر

01:46:07.650 --> 01:46:08.800
.آري

01:46:18.050 --> 01:46:19.900
.كشيش بايد بيايد ديگر

01:46:20.600 --> 01:46:21.550
.بله

01:46:26.700 --> 01:46:28.700
شايد بهتر باشد كه بگذاريم

01:46:29.400 --> 01:46:31.650
.قهوه‌ي خود را بنوشند

01:46:31.950 --> 01:46:33.000
.بله

01:47:11.900 --> 01:47:17.200
خوب، اينگر، ديگر بايد سرپوش را
.بر تابوت تو بگذاريم

01:47:17.600 --> 01:47:20.250
!ميكل! پدر

01:47:24.050 --> 01:47:28.000
.ميكل، بگذار اول كشيش دعا بخواند

01:47:28.300 --> 01:47:31.250
بله، بله، ما بايد او را با احترام كامل
.رهسپار كنيم

01:47:36.150 --> 01:47:42.300
آه! بايد كشيش باشد. آيا بايد به ديگران
بگوييم كه داخل شوند؟

01:47:44.050 --> 01:47:47.800
.ميكل، تو مرا خواهي كشت

01:47:47.950 --> 01:47:50.300
.بسيار خوب، پس صبر مي‌كنيم

01:48:05.050 --> 01:48:09.800
.صبح به خير، بورگن. او اينجاست

01:48:11.050 --> 01:48:14.000
.به يقين بايد حكمتي در اين كار باشد

01:48:14.250 --> 01:48:16.350
.وگرنه هرگز رخ نمي‌داد

01:48:16.750 --> 01:48:18.750
.اين كلامي است از سر ايمان

01:48:30.000 --> 01:48:31.300
.صبح به خير، بورگن

01:48:43.850 --> 01:48:45.200
،به ياد داشته باشيد، ميكل بورگن

01:48:46.000 --> 01:48:48.150
.كه حتي درد نيز مي‌تواند زيبا باشد

01:48:48.550 --> 01:48:50.700
،آري. و همه‌ي آن زيبايي، دكتر

01:48:50.950 --> 01:48:52.400
.به طرز هراساننده‌اي مهم است

01:49:09.100 --> 01:49:10.750
خبري از يوهانس نشده است؟

01:49:11.950 --> 01:49:14.450
،ما همه جا را در پي او جستجو كرديم

01:49:15.300 --> 01:49:18.100
اما هيچكس از او نه نشانه‌اي ديده
.و نه خبري شنيده است

01:49:21.150 --> 01:49:23.150
.پس ما بايد آماده‌ي بدترين‌ها باشيم

01:49:24.500 --> 01:49:27.450
.شايد به ياري خداوند آرامش پيدا كرده باشد

01:49:36.000 --> 01:49:37.200
مي‌توانم ديگران را به داخل بياورم؟

01:49:38.500 --> 01:49:40.000
ممكن است كه من چند كلام‌ بگويم؟

01:49:49.050 --> 01:49:55.100
،مرگ دروازه ابديت است، و اين بانوي جوان

01:49:55.450 --> 01:50:00.800
كه در اينجا آرميده، از ميان آن گذشته
.و عزيزانش را پشت سر نهاده است

01:50:03.050 --> 01:50:08.200
ما سوگواريم زيرا كه تنها به رنج خويشتن
.‌مي‌انديشيم و به آنچه خود از كف داده‌ايم

01:50:09.350 --> 01:50:13.100
اما در مورد او هيچ موجبي بر اندوه
.وجود ندارد

01:50:13.650 --> 01:50:16.600
،پس، سپاسگزار باشيد، براي خاطراتتان

01:50:16.950 --> 01:50:19.400
،خاطرات روشن و شادتان

01:50:19.750 --> 01:50:23.400
،از روزهايي كه با او گذرانده‌ايد
و براي اميد روشن و پاكي كه

01:50:23.550 --> 01:50:27.000
.به زندگي تازه‌ي او داريد

01:50:29.400 --> 01:50:37.100
و به تو، ميكل بورگن، مي‌گويم كه اگر

01:50:37.800 --> 01:50:42.200
زندگي‌ات را با خاطره‌ي او همراه كني

01:50:43.000 --> 01:50:45.700
و اگر فرزندانت را چنان بار آوري
،كه آرزوي او بود

01:50:46.850 --> 01:50:49.800
،آنگاه شما كه چنان به هم عاشق بوديد

01:50:50.650 --> 01:50:56.650
يكديگر را بازخواهيد يافت و از آن پس
.ديگر جدايي را نخواهيد ديد

01:50:59.550 --> 01:51:02.000
.اكنون در سكوت به درگاه خداوند دعا كنيم

01:51:14.000 --> 01:51:15.100
.آمين

01:51:20.700 --> 01:51:23.650
.بابت كلمات محبت آميزتان متشكرم، آقاي كشيش

01:51:24.050 --> 01:51:25.350
.كاري نكردم كه از من تشكر كنيد

01:51:37.000 --> 01:51:38.950
.پدر، نگاه كنيد

01:51:46.550 --> 01:51:50.450
پيتر، شما به اينجا آمديد؟

01:51:50.600 --> 01:51:54.050
.مورتن بورگن، مرا ببخشيد كه سرزده آمدم

01:51:54.300 --> 01:51:55.800
آيا با من دست مي‌دهيد؟

01:51:56.200 --> 01:51:58.350
.اما اين من بودم كه شما را زدم

01:51:58.500 --> 01:52:01.650
اين من بودم كه كلام نجات دهنده‌يمان را
.فراموش كردم

01:52:01.800 --> 01:52:03.300
.از او مي‌خواهم كه مرا عفو كند

01:52:03.550 --> 01:52:05.300
.و تو نيز مورتن مرا ببخش

01:52:06.050 --> 01:52:09.700
.همه‌ي اينها ديگر اهميتي ندارد

01:52:09.950 --> 01:52:12.900
خير، چنين نيست، زيرا حرفي دارم كه بايد
،در كنار اين تابوت بگويم

01:52:13.200 --> 01:52:16.400
حرفي كه همه‌ي شما بايد بشنويد

01:52:16.650 --> 01:52:20.500
.پيش از آنكه اينگر را از اينجا ببرند

01:52:21.550 --> 01:52:24.400
،مي‌دانم كه منظور نيكي داري، پيتر
.اما به قدر كافي اينجا صحبت شده است

01:52:24.650 --> 01:52:27.150
.من آمده‌ام تا آنچه را كه بايد، بگويم

01:52:27.500 --> 01:52:32.150
.جاي اينگر نبايد خالي بماند

01:52:33.600 --> 01:52:35.750
.آن، بيا اينجا

01:52:37.500 --> 01:52:39.200
آن را همراه خود آورده‌ايد، پيتر؟

01:52:39.350 --> 01:52:40.850
.آري، او اينجاست

01:52:41.650 --> 01:52:43.250
.اجر شما تنها با خداوند است

01:52:43.500 --> 01:52:45.350
.اكنون او براي هميشه به تو تعلق دارد

01:52:46.650 --> 01:52:47.600
.آن

01:52:47.800 --> 01:52:52.550
اكنون ديگر نجات دهنده‌ي خويش را دارم و
.هرگز از او جدا نخواهم شد

01:52:52.950 --> 01:52:57.650
.آه، پيتر، مرا دلگرم كردي

01:52:58.050 --> 01:53:00.550
.با او مهربان باش

01:53:02.700 --> 01:53:05.550
اكنون آن، تو چون نور خورشيدي
.در زندگي همه‌ي ما

01:53:05.950 --> 01:53:07.250
.متشكرم، آندرس

01:53:12.700 --> 01:53:13.550
.اينگر

01:53:27.950 --> 01:53:35.050
.خداوندا سپاس، عاقبت اشك آمد

01:53:48.250 --> 01:53:50.700
.كارن، بيا

01:53:55.350 --> 01:53:57.500
.زيرا ديگر همه چيز به پايان رسيده است

01:54:11.800 --> 01:54:13.600
.خداحافظ، اينگر

01:54:15.250 --> 01:54:19.500
،براي همه چيز از تو سپاسگزارم
.زيرا همه چيز با تو زيبا بود

01:54:22.550 --> 01:54:29.250
.ما به زودي يكديگر را خواهيم ديد
.آري، ميكل، ما باز يكديگر را خواهيم ديد

01:54:31.150 --> 01:54:37.950
.خداحافظ، اينگر. خداوند روح تو را شاد كند

01:54:42.200 --> 01:54:44.350
.با مادرت خداحافظي كن

01:54:44.900 --> 01:54:46.250
.خداحافظ، مادر

01:54:52.400 --> 01:54:57.200
.او چيزي نمي‌فهمد. خيلي كوچك است

01:55:01.300 --> 01:55:08.250
.و ما هم، كشيش، ما هم چيزي نمي‌فهميم

01:55:08.700 --> 01:55:10.550
.راست مي‌گويي، بورگن

01:55:17.650 --> 01:55:21.250
.خداحافظ، اينگر، و متشكرم

01:55:24.050 --> 01:55:27.250
.آندرس، سرپوش

01:55:27.750 --> 01:55:32.450
.نه او را از من نگيريد. ما را از هم جدا نكنيد

01:55:32.700 --> 01:55:34.400
!نه! ميكل، نه

01:55:36.150 --> 01:55:40.350
.بيا، ميكل، روح او ديگر با خداوند است

01:55:41.250 --> 01:55:43.900
.اينجا نيست، نمي‌تواني آنرا ببيني

01:55:44.750 --> 01:55:48.700
اما جسم او اينجاست. من جسم او را نيز
.دوست دارم

01:55:49.800 --> 01:55:57.950
قوي باش و وداع كن. تو پسر خانواده‌ي
.بورگن هستي

01:56:05.800 --> 01:56:11.850
.خداحافظ، عزيز كوچك من

01:56:14.100 --> 01:56:16.650
.خداحافظ، دخترك من

01:56:37.750 --> 01:56:38.950
!يوهانس

01:56:40.650 --> 01:56:41.900
.بله، پدر

01:56:42.950 --> 01:56:49.350
پدر؟ آيا گفتي پدر؟ چشمانت مانند گذشته
.شده است

01:56:50.300 --> 01:56:53.400
يوهانس، آيا عقل خود را دوباره بازيافته‌اي؟

01:56:54.550 --> 01:56:57.150
.آري، عقلم را دوباره بازيافتم

01:57:17.550 --> 01:57:20.600
هيچ يك از شما به اين فكر نيفتاد

01:57:20.750 --> 01:57:25.050
كه از خداوند بخواهد تا اينگر را بازگرداند؟

01:57:25.300 --> 01:57:28.750
.يوهانس، حالا نسبت به خداوند كفر مي‌گويي

01:57:30.000 --> 01:57:36.900
خير، اين شماييد كه با ايمان نابسنده‌ي خويش
.نسبت به خداوند كفر مي‌گوييد

01:57:52.550 --> 01:57:58.150
.اگر به درگاهش دعا مي‌كرديد، او مي‌شنيد

01:57:58.550 --> 01:58:00.000
اين چه كاري است؟

01:58:00.150 --> 01:58:02.650
اينجا ايستاده‌ايد و در برابر جسد زن من
.فرياد مي‌كشيد

01:58:03.600 --> 01:58:06.950
... برادرم

01:58:09.400 --> 01:58:13.650
چرا ميان اين مؤمنان، يك نفر نيست
كه ايمان داشته باشد؟

01:58:30.050 --> 01:58:38.050
اينگر، تو بايد بپوسي، زيرا كه زمانه
.پوسيده است

01:58:39.400 --> 01:58:41.250
.سرپوش را بگذاريد

01:58:42.200 --> 01:58:44.500
.عجله كن، عمو

01:58:46.900 --> 01:58:49.000
... كودك

01:58:52.350 --> 01:58:53.800
... كودك

01:58:56.750 --> 01:59:00.150
.اين عزيزترين در قلمروي بهشت

01:59:00.550 --> 01:59:01.950
.آخر كمي عجله كن

01:59:04.000 --> 01:59:07.500
آيا تو ايمان داري كه من مي‌توانم چنين كنم؟

01:59:08.100 --> 01:59:09.600
.آري، عمو

01:59:11.850 --> 01:59:17.750
ايمان تو بزرگ است، چنان مي‌شود
... كه تو مي‌خواهي

01:59:21.900 --> 01:59:24.300
،پس به مادرت بنگر

01:59:25.200 --> 01:59:30.450
،آنگاه كه نام مسيح را به زبان آورم
.او برخواهد خاست

01:59:36.850 --> 01:59:41.100
.اي مرده، به من گوش كن

01:59:41.550 --> 01:59:42.850
.او مجنون است

01:59:49.650 --> 01:59:54.350
آيا اين جنون است كه بخواهيم
زندگي را حفظ كنيم؟

01:59:55.700 --> 01:59:56.450
!يوهانس

02:00:03.450 --> 02:00:05.450
.به خداوند ايمان داشته باش

02:00:14.000 --> 02:00:20.400
يا عيسي مسيح، اگر امكان دارد

02:00:21.700 --> 02:00:28.500
،به او اجازه بده تا به زندگي بازگردد
،كلام را به من بسپار

02:00:30.250 --> 02:00:36.100
.كلامي كه مرده را زنده مي‌كند

02:00:38.000 --> 02:00:39.650
،اينگر

02:00:42.400 --> 02:00:49.100
... به نام عيسي مسيح به تو مي‌گويم

02:00:51.100 --> 02:00:52.700
!برخيز

02:01:46.100 --> 02:01:47.300
... اينگر

02:02:13.650 --> 02:02:16.400
.اينگر دخترك من

02:02:37.250 --> 02:02:41.400
.مورتن، او هنوز همان خداي آشناي كهن است

02:02:41.700 --> 02:02:45.950
.خداي الياس، جاودانه و همواره يكسان

02:02:50.650 --> 02:02:55.200
.آري، جاودانه و همواره يكسان

02:02:58.150 --> 02:02:59.850
بچه؟

02:03:04.250 --> 02:03:05.450
آيا زنده است؟

02:03:07.300 --> 02:03:09.300
.آري، اينگر

02:03:11.500 --> 02:03:15.750
.او با خداوند زندگي مي‌كند

02:03:19.750 --> 02:03:21.050
با خداوند؟

02:03:28.950 --> 02:03:31.200
با خداوند؟

02:03:32.200 --> 02:03:39.650
.آري، اينگر. من ايمان تو را يافته‌ام

02:04:11.050 --> 02:04:13.700
.اكنون زندگي براي ما آغاز مي‌شود

02:04:16.250 --> 02:04:21.200
... زندگي، آري

02:04:26.800 --> 02:04:27.750
.زندگي

02:04:29.100 --> 02:04:30.250
.آري

02:04:35.300 --> 02:04:36.650
.زندگي

02:04:38.650 --> 02:04:48.650
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.