﻿WEBVTT

00:00:02.042 --> 00:00:12.876
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:14.900 --> 00:00:25.900
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:00:38.792 --> 00:00:39.792
نه، برگرد

00:00:42.042 --> 00:00:44.376
دارم بزرگ‌ترین اشتباه زندگی‌امو می‌کنم

00:00:47.542 --> 00:00:50.917
دیگه نمی‌تونم... دیگه
نمی‌تونم بدون تو زندگی کنم

00:00:56.876 --> 00:01:01.167
ببین، یه پسر مهربون پیدا کردم
تا باهاش بخوابم، باسن به باسن

00:01:06.292 --> 00:01:07.501
چند وقت پیش؟

00:01:12.751 --> 00:01:13.917
سه ماه پیش

00:01:14.126 --> 00:01:15.917
باشه، ولی به‌هرحال نرو

00:01:18.501 --> 00:01:21.167
من اشتباه کردم، الان‌هم دارم اشتباه می‌کنم

00:01:23.751 --> 00:01:28.542
گوش بده... قدش کوتاهه، ولی آدم خوبیه

00:01:29.667 --> 00:01:31.042
‫باهام مهربونه...

00:01:38.667 --> 00:01:40.417
‫به‌هرحال محاله...

00:01:41.751 --> 00:01:42.792
‫نمی‌تونیم...

00:01:58.792 --> 00:02:01.542
نمی‌تونیم بقیه‌ی عمرمونو اینطوری عذاب بکشیم

00:02:17.292 --> 00:02:18.292
‫من...

00:02:23.042 --> 00:02:24.792
دلم نمی‌خواد بهت آسیب بزنم

00:02:29.167 --> 00:02:31.917
نه ولی، نه ولی... نه نه

00:02:37.792 --> 00:02:42.001
اولا اصلا نمی‌فهمم ما
چرا عاشقیم، چرا عاشق همیم

00:02:48.626 --> 00:02:50.792
دلم نمی‌خواد بهت آسیب بزنم، ولی محاله

00:02:50.917 --> 00:02:52.667
من نمی‌تونم بدون تو زندگی کنم

00:02:54.001 --> 00:02:55.667
من نمی‌تونم بدون تو زندگی کنم

00:03:00.251 --> 00:03:03.126
دلم نمی‌خواد بهت آسیب بزنم، ولی محاله

00:03:12.292 --> 00:03:14.417
‫نباید اینجا بمونیم، بریم...

00:03:17.626 --> 00:03:18.626
چرا؟

00:03:29.876 --> 00:03:33.667
بمون، بمون، بمون، خب؟

00:03:48.126 --> 00:03:53.042
‫مسئله الان مرگ نیست،
‫مرگ خودم باعث می‌شه بترسم

00:03:58.667 --> 00:04:00.667
‫مرگ بقیه‌ی آدم‌ها باعث می‌شه گریه‌م بگیره...

00:04:13.917 --> 00:04:15.042
من تشنه‌امه

00:04:38.042 --> 00:04:40.292
آب می‌خوای؟ نداریم

00:04:40.917 --> 00:04:42.626
آب شیر رو بده

00:05:28.792 --> 00:05:31.417
کتاب‌ها پیدا شدن. اما نگاه تو پنهان

00:05:32.042 --> 00:05:35.001
به حالتی می‌ماند، که آتش
 در اون حالت خودشو تغییر می‌ده

00:05:36.792 --> 00:05:39.917
شعله‌های ترس، شمع‌های کلیسا که با برنز آمیخته شدن

00:05:40.042 --> 00:05:43.126
بطور دردناکی کلماتی که برام
 نوشتی رو در آغوش می‌کشم

00:05:43.876 --> 00:05:47.001
روی یه دیوار ترس رو همراه خطا نوشته بود

00:05:47.126 --> 00:05:51.251
تو اون لحظه یه‌جور خشم کل
صورت زیباتو فرا گرفت، آروم و سرد

00:05:51.917 --> 00:05:54.376
‫داخل شعله‌ها: همراه ترس...

00:05:55.167 --> 00:05:56.167
‫همراه درد...

00:05:57.542 --> 00:05:59.376
کلماتی که نوشتی رو در آغوش می‌کشم

00:05:59.501 --> 00:06:02.792
روی یک دیوار نوشته بود:
 "ترس"، "خطا"، "درد" و "تصویر و صدا"

00:06:02.917 --> 00:06:06.292
‫"صدا و تصویر"...

00:06:07.126 --> 00:06:09.292
‫حالتی از خشم اون‌هارو تهدید می‌کنه...

00:06:10.292 --> 00:06:13.917
صورت زیبات، آروم و سرد
پشت شیشه‌ی پنجره‌ی خیس

00:06:14.542 --> 00:06:16.042
‫در داخل سرداب‌ها...

00:07:44.167 --> 00:07:46.042
‫- تمومش کن
‫- نه

00:07:46.917 --> 00:07:48.792
‫تمومش کن! بسه!

00:08:01.251 --> 00:08:02.251
بمون

00:08:10.501 --> 00:08:11.626
بمون

00:08:25.792 --> 00:08:27.542
در پایان این سکانس دیگه
 درد اون حدوحصر نداره

00:08:27.667 --> 00:08:30.917
از کنار ردیف صندلی‌ها که
تو اتاق هستن رد عبور می‌کنه

00:08:31.042 --> 00:08:34.417
جایی که تهیه‌کننده‌ها و
بازیگرهای همکارش نشستن

00:08:34.917 --> 00:08:36.557
به تازگی پیشنهادی برای
 بازی در سر صحنه‌ی سفیدبرفی اثر شارل پرو

00:08:36.667 --> 00:08:38.501
تو سالن کمدی فرانسز گرفته

00:08:38.626 --> 00:08:39.866
‫دختر فیلمنامه‌نویس می‌گه:"قبول کن"

00:08:39.917 --> 00:08:42.917
مدیر برنامه تو راهرو پابه‌پا به دنبالش می‌ره

00:08:43.167 --> 00:08:45.542
‫می‌گه "یه چندساعت بهم وقت بده"
‫و بعدش "ببینم تصمیم بر چی می‌شه؟"

00:08:45.667 --> 00:08:46.792
<i>سفیدبرفی</i> یا <i>سیندرلا</i>؟

00:08:47.001 --> 00:08:49.417
از دید پرو، با خودش به
  فکر می‌کردتصویری از ماری با لباس سفید

00:08:49.542 --> 00:08:51.917
که از پس‌زمینه به وسط جمع پا می‌ذاره

00:08:52.126 --> 00:08:54.792
باشه ولی چطور نقش‌هارو
 تو یه نمایشنامه پخش کنیم؟

00:08:54.917 --> 00:08:57.917
تا جایی که ممکنه عادلانه به
همراه یه سری بازیگر معین‌شده

00:08:58.042 --> 00:09:02.417
اول انجام سفیدبرفی غیرممکن
بنظر می‌رسید... ولی اون کریستا رو برنمی‌گردونه

00:09:02.876 --> 00:09:05.542
از عشقش به کریستا برای
راضی کردن مردم استفاده می‌کنه

00:09:05.667 --> 00:09:08.251
ولی با وجود همه این کار ها
دیگه نمی‌تونه باهاش زندگی کنه

00:09:08.501 --> 00:09:11.042
این تصویر هنر رو لکه‌دار می‌کنه
حس می‌کنه که باید جواب منفی بده

00:09:11.251 --> 00:09:15.542
یه چیزی تحریکش می‌کنه که قبول کنه
ولی، اشکش راه افتاد، گریه می‌کنه، دیگه فایده نداره

00:09:15.667 --> 00:09:19.917
نیمه‌ی گمشده‌ی همدیگه بودن حالا برای
 همیشه از هم جدا افتادن، بقیه‌ی چیزها اهمیتی ندارن

00:09:20.042 --> 00:09:22.917
و بالاخره در نهایت به هنر
باشکوهی که جلوش قرار داره رو رد می‌کنه

00:09:23.042 --> 00:09:28.042
چون حالا دیگه از عشق هم بی‌نصیب
 مونده و اون دیگه براش اهمیت نداشته

00:10:04.167 --> 00:10:06.167
یالا، بیا یه قهوه بخوریم

00:10:06.376 --> 00:10:08.042
‫- نه
‫- یالا

00:10:14.167 --> 00:10:15.167
حالم خوبه

00:10:16.626 --> 00:10:18.667
‫حالم خوبه، حالم خوبه...

00:10:19.167 --> 00:10:22.417
‫- می‌افتی‌ها
‫- هنوز می‌تونم خودم تنهایی راه برم

00:10:22.792 --> 00:10:24.667
بند کفشتو نمی‌بندی؟

00:11:00.917 --> 00:11:01.917
خب؟

00:11:03.417 --> 00:11:04.501
‫خب...

00:11:07.542 --> 00:11:09.251
‫جواب آزمایش مثبته! مثبته!

00:11:09.376 --> 00:11:14.417
مثبت یعنی... یعنی بچه‌دار می‌شی؟

00:11:14.917 --> 00:11:15.917
آره

00:11:19.126 --> 00:11:19.917
نگهش می‌دارم

00:11:20.042 --> 00:11:21.751
‫- نگهش می‌داریم؟
‫- آره

00:11:22.501 --> 00:11:23.667
نگهش می‌دارم

00:11:28.876 --> 00:11:29.876
چقدر؟

00:11:31.042 --> 00:11:32.042
چقدر؟

00:11:41.167 --> 00:11:43.667
حدود 200تا؟ پولش خوبه

00:11:50.667 --> 00:11:51.667
شروع می‌کنیم

00:13:38.167 --> 00:13:39.792
کلیدهامو کجا گذاشتم؟

00:13:44.792 --> 00:13:45.876
نمای 14، برداشت اول

00:14:07.667 --> 00:14:08.667
بریم؟

00:14:27.792 --> 00:14:30.917
‫- بریم خونه‌ی من؟
‫- بریم خونه‌ی تو

00:16:36.167 --> 00:16:39.376
دست از تنزه و دین‌داری کشیدم و به خودم اومدم و
دیدم وسط جاده‌ای به باطراوتی گل‌ها هستم

00:16:39.501 --> 00:16:43.542
و سرمایی که به جان کتاب‌ها
و عشق‌های در راه رخنه می‌کند

00:17:42.417 --> 00:17:44.167
‫آه، من کاملا...

00:17:53.042 --> 00:17:54.917
‫تو رستوران...

00:17:56.042 --> 00:17:57.167
منتظرت بودم

00:17:59.001 --> 00:18:00.376
و تو نیومدی

00:18:10.792 --> 00:18:12.251
فکر می‌کردم بیای

00:18:20.501 --> 00:18:24.042
من کنار پنجره نشسته بودم و تو نیومدی

00:18:24.417 --> 00:18:25.417
‫اگه می‌دونستم...

00:18:38.042 --> 00:18:39.042
بیخیال، ماری

00:21:17.042 --> 00:21:18.417
مشکل چیه؟

00:21:21.501 --> 00:21:22.917
فکر کنم دیگه بهتره بریم

00:21:24.292 --> 00:21:25.292
وایسا

00:21:26.792 --> 00:21:28.751
حرکت نکن، زنگ می‌زنم تاکسی

00:21:29.542 --> 00:21:31.042
نه، با مترو می‌ریم

00:21:31.626 --> 00:21:34.292
همم... باشه

00:21:42.292 --> 00:21:44.751
‫- داری می‌آی؟
‫- آره

00:21:46.251 --> 00:21:49.292
‫- هی، نگاه
‫- شبیه یه قلعه‌ی مستحکمه

00:23:20.292 --> 00:23:22.167
ساعت پنج صبح

00:23:22.417 --> 00:23:25.542
من داخل یه زیرزمین بتونه
با لامپ‌های نئونی هستم

00:23:25.667 --> 00:23:28.917
روی میز روبه‌روم یه میمون با
یه دست شکسته که غرق خونه دراز کشیده

00:23:29.042 --> 00:23:32.376
‫یه بچه بتازگی به دنیا اومده،
‫ قابله زیر شیر آب می‌شورتش

00:23:33.001 --> 00:23:37.042
تو بغلم می‌گیرمش، تا دارم
کنار یه سینک ظرف‌شویی سرامیکی می‌شینم

00:23:38.126 --> 00:23:40.876
قابله می‌ره و منو با پسرک تنها می‌ذاره

00:23:44.667 --> 00:23:48.292
پسرک با اون خلاء و پوچی عظیمی
 که با خودش می‌آره به من نزدیک می‌شه

00:23:48.417 --> 00:23:52.751
اتفاقی اینجا تنها گذاشته
شده بدون هیچ علاقه‌ای به هیچکسی

00:23:55.417 --> 00:23:57.042
فکر کنم، برم بخوابم

00:23:58.667 --> 00:24:01.251
هنوز اثر داروی بیهوشی مادرش از بین نرفته

00:24:01.501 --> 00:24:05.126
همین الان لبه‌ی دنیا رو لمس کردم

00:24:10.042 --> 00:24:14.251
با بچه تو ماشین یکی از رفقام
 دارم به سمت زایشگاه رانندگی می‌کنم

00:24:14.376 --> 00:24:18.667
ماشین از گوشه‌ بلوار دهوپیتال رو دور می‌زنه

00:24:20.792 --> 00:24:22.667
زندگی از اینجا شروع می‌شه

00:24:23.667 --> 00:24:28.126
این خیابون با درخت‌های
 چنار، این ساختمون‌های اداری

00:24:29.917 --> 00:24:33.667
این شروع یه خاطره‌ست، شروع یه زندگی

00:24:47.126 --> 00:24:51.792
انگار که پوچی بوجود اومده‌ی درونم بخاطر
 ترک کریستا رو داشتم با یه بچه پر می‌کردم

00:24:54.292 --> 00:24:59.292
بچه رو تو بغلم داشتم و همونطور که
به من نگاه می‌کرد تو چشم‌هاش نگاه می‌کردم

00:25:02.167 --> 00:25:04.251
به پیکاسو فکر می‌کنم

00:25:06.917 --> 00:25:11.167
‫وقتی بچه بودم، همیشه بالای تختم تابلویی که...

00:25:11.292 --> 00:25:14.501
توش پیکاسو پسرش رو به
 شکل یه دلقک کشیده بود می‌ذاشتم

00:25:15.751 --> 00:25:19.501
نقاشی‌اش مثل تابلوی
بناپارت داوید نیمه‌کاره‌ست
<c.colorff8080>ژاک لویی داوید</c>

00:25:23.667 --> 00:25:27.667
خواب پیکاسو هم دیدم، بخاطر فیلم آخر گدار

00:25:27.792 --> 00:25:31.167
خواب می‌دیدم... که گدار نقاشی‌های کلاسیک رو

00:25:31.292 --> 00:25:34.501
‫با نقاشی‌های پیکاسو،
‫ ترکیب کرده، بی‌نظیر بود

00:26:23.792 --> 00:26:25.292
نمی‌خوابی؟

00:28:10.167 --> 00:28:12.542
ولی بهم بگو، فیلیپ، اگه
کریستا داره عقلشو از دست می‌ده

00:28:12.667 --> 00:28:18.001
قضیه فقط هروئین نیست، مسئله‌ی
شکست و درموندگی تو زندگیه، نه؟

00:28:20.417 --> 00:28:23.292
‫پس چیزی که اذیتم می‌کنه اینه که تو... تو...

00:28:24.042 --> 00:28:27.417
خبرم می‌کنی که نقش شخصیت‌هایی رو بازی کنم

00:28:28.917 --> 00:28:32.042
‫که از شخصیت من به دورن،
‫ و اینو خیلی خوب می‌دونی

00:28:32.167 --> 00:28:34.626
می‌خوام بگم... پس ربطش چیه؟

00:28:37.751 --> 00:28:41.042
‫و هنوزم چیزی هست که بهم نگفته بودی...

00:28:44.667 --> 00:28:48.126
کریستا، زن خیلی بدجنسیه، نژادپرسته

00:28:54.001 --> 00:28:57.917
تو کافه به یه زن سیاه‌پوست
حمله کرد و با تیغ صورتشو پاره کرد

00:28:58.042 --> 00:28:59.292
آره، واقعیته

00:29:00.542 --> 00:29:04.292
یه روز اینکارو کرد، داشت از درد ترک اعتیاد رنج می‌برد

00:29:05.126 --> 00:29:08.292
کی بهت اینو گفت؟ کسی که تو کافه کار می‌کرد؟

00:29:10.667 --> 00:29:13.792
‫شاید نباید بهت می‌گفتم. این... این...

00:29:14.626 --> 00:29:18.667
صبر کن، بهت می‌گم. طبقه پایین
تو هتل چلسی، توی بار، پال اونجا بود

00:29:18.792 --> 00:29:21.542
‫که بهش گفت "برید بیرون، برید بیرون، پلیس‌ها دارن می‌آن"

00:29:21.667 --> 00:29:24.917
و اون‌ها در رفتن و بعد اندی اومد
 و پول جراحی زن سیاهپوسته رو داد

00:29:25.042 --> 00:29:26.042
چی؟

00:29:26.292 --> 00:29:30.667
اندی پول داد، اندی وارهول
پول جراحی زن سیاهپوسته رو داد

00:29:31.376 --> 00:29:33.542
‫آره، ولی چه اتفاقی افتاد؟ اون...

00:29:34.792 --> 00:29:37.667
‫دوستم گفت که کریستارو تو یه کافه دیده...

00:29:38.542 --> 00:29:42.876
‫که پریده سر یه زن، سیاه‌پوست،
‫ نه سفیدپوست، سیاه‌پوست و...

00:29:44.376 --> 00:29:49.001
به صورتش با یه تکه ظرف
شکسته، یا چه می‌دونم تیغ آسیب زده. خب چرا؟

00:29:50.167 --> 00:29:53.417
‫- چون تو کافه بود؟
‫- ژاک؟

00:29:55.376 --> 00:29:56.376
پس حقیقت داره؟

00:29:57.292 --> 00:30:01.042
نمی‌دونم. من 3 یا 4 سال پیش تو کافه‌ش بودم

00:30:01.167 --> 00:30:03.542
پایین تو هتل محله چلسی با رفیقم گپ می‌زدم

00:30:03.667 --> 00:30:06.792
خب، بعدش، وارهول بود که پول جراحیشو داد

00:30:06.917 --> 00:30:09.417
‫- بعد
‫- آره، ولی چیزی که دلم می‌خواد بدونم...

00:30:09.542 --> 00:30:12.001
اینه که، کریستا یه ترس
 افراطی از سیاه‌پوست‌ها داشته، متوجهی

00:30:13.001 --> 00:30:14.917
‫مثل من، دیوونه‌ست...

00:30:15.042 --> 00:30:19.376
اون دختر داستانه، پدرش تو یه
اردوگاه تبعیدی مرد، مادرش تو یه کارخونه کار می‌کرد

00:30:19.501 --> 00:30:23.501
‫که برای آلمان بمب می‌ساخته...
‫این دو نفر به هم برمی‌خورن

00:30:23.584 --> 00:30:27.001
بعدش پدرش جوخه‌ی
هیتلر رو ترک کرد، ول کرد و رفت

00:30:27.417 --> 00:30:29.542
‫ناپدید شد، فکر می‌کنیم که اون‌هایی که فرار کردن...

00:30:29.667 --> 00:30:32.501
‫فرستاده شدن به کمپ تبعیدی، پیش فراری‌ها...

00:30:33.042 --> 00:30:38.042
‫پس یا کشته شده یا بردنش کمپ تبعیدی.
‫این بعلاوه‌ی ماجرای پسرش که به رسمیت نشناختن

00:30:38.167 --> 00:30:42.417
‫درنتیجه، می‌دونی: محرومیت،
‫ هیچ حقی نداره که بره استودیو

00:30:42.542 --> 00:30:47.417
چون اون یکی نمی‌خواست که
بچه‌رو به رسمیت بشناسه، محرومیت و این چیزها

00:30:47.542 --> 00:30:50.751
‫پس، خب، یهو یه
‫لیوان برمی‌داره، می‌شکونتش...

00:30:50.876 --> 00:30:54.042
و فرو می‌کنتش تو صورت زن سیاه‌پوست جوون

00:31:00.626 --> 00:31:02.292
و چطور یکی همچین کاری ازش سر می‌زنه؟

00:31:12.376 --> 00:31:14.667
دیگه بسه، تمومش کن

00:31:46.626 --> 00:31:49.667
وایسا، می‌خوام باهات درباره‌ی شانتال... آکرمن حرف ‌بزنم

00:31:50.251 --> 00:31:53.667
ولی می‌خواستم باهات از ژان
 اوستاش حرف بزنم. چون بنظرم یه نابغه‌ست

00:31:53.792 --> 00:31:58.626
‫بنظرم "فاحشه و مادر" مثل "قاعده‌ی بازی" می‌مونه...

00:32:00.167 --> 00:32:03.042
ژان... ولی ژان درست متوجه‌اش نمی‌شه

00:33:18.917 --> 00:33:21.917
همینه، کریستا. می‌تونیم فیلمبرداری کنیم، می‌دونی

00:33:22.042 --> 00:33:25.792
اوه، فیلیپ عالی شد، کی شروع کنیم؟

00:33:27.042 --> 00:33:29.626
‫همم، خب، من می‌تونم الان شروع کنم ولی...

00:33:32.126 --> 00:33:36.667
بدون تو فیلمبرداریش می‌کنم، چون
من دوستت دارم و سینما زندگی آدمو نابود می‌کنه، می‌دونی

00:33:38.001 --> 00:33:41.792
نه فیلیپ، چرا؟ یه بارهم که
 پول داری بدون من فیلم می‌سازی؟

00:33:41.917 --> 00:33:44.667
چرا باید همیشه تو فیلم‌های کم‌خرج بازی کنم؟

00:33:45.001 --> 00:33:48.542
چی داری...؟ با کی داری فیلمبرداری می‌کنی؟

00:33:48.917 --> 00:33:52.376
از یکی از بازیگرهای مسخره‌ی
 بدردنخورت استفاده می‌کنی، آره؟

00:33:52.501 --> 00:33:55.126
می‌دونی چه آدمی هستی، فیلیپ؟
بشدت بی‌وفا هستی

00:34:46.167 --> 00:34:48.251
می‌دونی چرا دارم اینکارو می‌کنم؟

00:34:50.542 --> 00:34:52.292
تا یه فیلم برای سینما درست کنم

00:34:54.292 --> 00:34:58.917
داروسازی خوندم و بعد انصراف دادم، چرت بود

00:35:10.792 --> 00:35:12.251
نمای 41 برداشت اول

00:35:17.917 --> 00:35:19.417
اوه لعنت بهش، پلیس‌ها

00:35:19.667 --> 00:35:22.501
نه، جنب نخور، جنب نخور

00:35:31.417 --> 00:35:35.501
داری چیکار می‌کنی؟ مسخره‌بازیو تمومش کن

00:35:36.626 --> 00:35:37.751
تمومش کن، گراک

00:35:38.126 --> 00:35:39.792
کات کات کات

00:36:18.126 --> 00:36:19.126
بیدارت کردم؟

00:36:19.167 --> 00:36:21.792
‫- وایسا، اول باید بگم...
‫- اوه آره. باشه

00:36:21.917 --> 00:36:23.917
‫- وزارت هنر
‫- وزارتخونه‌ها

00:36:24.042 --> 00:36:25.542
وزارت هنر

00:36:26.542 --> 00:36:29.876
کارگردان‌ها حین انجام کارن... انجام کارن

00:36:30.251 --> 00:36:34.126
‫- بیدارت کردم، شانتال؟
‫- اوه نه، اصلا خواب نبودم

00:36:34.917 --> 00:36:37.792
اه، بالاخره شد. پول
برای ساخت فیلممو پیدا کردم

00:36:37.917 --> 00:36:40.417
‫- از کجا آوردیش؟
‫- نمی‌تونم بگم

00:36:42.501 --> 00:36:43.501
نشونم بده

00:36:44.417 --> 00:36:46.626
‫هروئین معامله کردم با...

00:36:47.917 --> 00:36:51.251
اه، واسه همین جمعه هفته
پیش اینقدر نگران بنظر می‌رسیدی

00:36:52.167 --> 00:36:56.042
بالاخره اثر بزرگ خودمو می‌سازم،
 می‌دونی، ببین چی‌ها دارم

00:36:57.542 --> 00:36:59.626
کوکائین نداری؟

00:37:00.542 --> 00:37:04.792
<i>هیچ چیز باقی نمونده مگر
 تو و دستان من که به دنبال تو هستن</i>

00:37:05.626 --> 00:37:10.542
<i>و بدنم و قلبم که تو رو صدا می‌زنه</i>

00:37:11.042 --> 00:37:16.042
<i>هیچ چیز باقی نمونده
 مگر تو، دستانت و سینه‌ی لطیفت</i>

00:37:16.792 --> 00:37:20.292
<i>چشمانت، بازوانت، گردنت</i>

00:37:21.167 --> 00:37:23.626
<i>و قلب من که از خود بی‌خود می‌شه</i>

00:37:24.876 --> 00:37:29.167
<i>شب هنگامه، یه شب دیگه بدون تو</i>

00:37:49.417 --> 00:37:52.751
اولین بار که همدیگه‌رو دیدیم، تو
 هتل المپیک بود از این کفش‌های چوبی پوشیده بودی

00:37:52.876 --> 00:37:56.792
دومی بار تو مرکز بازرگانی بود
سومین بار، باز هم تو روتردام بود

00:37:56.917 --> 00:38:00.292
‫- هیچ خاطره‌ای ندارم
‫- دوبار تو روتردام

00:38:00.417 --> 00:38:04.417
تو روتردام همراه یه دختر خوشگل موقرمز

00:38:06.126 --> 00:38:09.292
‫- اوندفعه که می‌گی همراه یه زن بودم؟
‫- همراه بازیگرت بودی

00:38:09.417 --> 00:38:11.792
‫- ان؟ اونی که تو فیلمه؟
‫- ان

00:38:11.917 --> 00:38:13.626
خیلی زیبا و موقره

00:38:18.667 --> 00:38:21.792
‫- آره، اینو خیلی خوب یادم می‌آد
‫- آره نقش دختر مست رو بازی می‌کرد

00:38:21.917 --> 00:38:24.417
‫دارم یه فیلم درباره‌ی
‫مضرات مصرف هروئین می‌سازم...

00:38:24.542 --> 00:38:28.001
وسوسه‌ی درگیری مسلحانه توی یه انقلاب

00:39:06.542 --> 00:39:07.542
ماری

00:39:08.042 --> 00:39:11.667
‫- دارید چیکار می‌کنید؟
‫- داریم فیلم می‌سازیم، خانم

00:39:12.001 --> 00:39:13.292
‫- جدی؟
‫- آره

00:39:14.542 --> 00:39:17.126
داریم یه فیلم می‌سازیم، از
اون‌هایی که هر شب تو تلوزیون می‌بینید

00:39:17.251 --> 00:39:20.542
‫- این نزدیکی‌ها؟
‫- نه، نه تو همین خیابون

00:39:23.167 --> 00:39:26.251
می‌خواستم که با لو آشنا
بشی، نقش گراکو بازی می‌کنه

00:39:28.292 --> 00:39:29.292
این ماریه

00:39:30.126 --> 00:39:32.792
باید دوربین رو بررسی کنم

00:39:48.792 --> 00:39:51.042
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- می‌بخشید؟

00:39:51.167 --> 00:39:56.542
‫- تئاتر بازی می‌کنی؟
‫- تئاتر؟ آره بعضی اوقات

00:40:22.751 --> 00:40:26.417
‫خب، آره. خب...

00:40:30.167 --> 00:40:32.917
پس فقط مجبوری بهم بگی که قضیه چیه

00:40:36.167 --> 00:40:37.917
شرط و شروطی نبود؟

00:40:41.417 --> 00:40:45.917
‫دیگه نمی‌خوای ببینیش،
‫مگه نه؟ دیگه نمی‌خوای ببینیش

00:40:46.042 --> 00:40:47.042
نه

00:40:50.292 --> 00:40:55.501
‫نه، مشکل این نیست،
‫ اون‌هم نیست، بخاطر اون‌هم نیست

00:40:55.792 --> 00:40:57.751
دیگه بحث این چیزها نیست

00:41:00.376 --> 00:41:01.376
این چیزها؟

00:41:15.501 --> 00:41:19.792
نه، بنظرم لازم نیست
همدیگه‌رو زیاد تو زندگی واقعی ببینیم

00:41:21.042 --> 00:41:22.126
‫برای اینکه...

00:41:23.667 --> 00:41:27.042
‫برای اینکه بخاطر بچه خیلی شرایطمون سخته...

00:41:30.876 --> 00:41:33.376
و باید همدیگه‌رو تنها بذاریم

00:41:35.542 --> 00:41:36.792
و

00:41:40.917 --> 00:41:42.042
‫و...

00:41:44.917 --> 00:41:46.292
فقط همین راستش

00:41:51.292 --> 00:41:52.501
چون در غیر اینصورت

00:41:55.251 --> 00:41:56.292
در غیر اینصورت

00:42:08.751 --> 00:42:13.917
‫ولی نه، باز یه راهی پیدا
‫می‌کنیم که همدیگه‌رو ببینیم ولی...

00:42:14.792 --> 00:42:17.501
ولی هنوز خیلی مونده بتونیم به اون حد برسیم

00:42:24.542 --> 00:42:26.917
تقریبا واسه همه همینطوریه

00:45:51.417 --> 00:45:56.001
انقلاب آخرین تقدیر و فرجام
انسان‌هاست. بدون قیدوشرطی

00:46:49.542 --> 00:46:50.542
سلام

00:46:52.001 --> 00:46:54.417
دیگه نمی‌خوای باهام حرف بزنی؟

00:47:01.917 --> 00:47:03.501
من تصمیم گرفتم که ترکت کنم

00:47:06.042 --> 00:47:07.042
چی؟

00:47:24.001 --> 00:47:27.251
‫از بین صندلی‌ها عبور می‌کنه،
‫ جایی که تهیه‌کننده‌ها نشستن

00:47:27.417 --> 00:47:30.417
بازیگرهایی که باهاش کار
می‌کرد بودن، نزدیک بود از حال بره

00:47:31.251 --> 00:47:35.334
بتازگی پیشنهاد بازی سر صحنه‌ی
سفیدبرفی نوشته پرو تو سالن کمدی فرانسز گرفته
<c.colorff8080>شارل پرو</c>

00:47:35.417 --> 00:47:36.751
<i>قبول کن</i>

00:47:42.501 --> 00:47:45.876
مدیر برنامه تو راهرو می‌ره دنبالش

00:47:56.167 --> 00:47:58.167
از دید پرو، تصویر ماری در لباس سفید

00:47:58.292 --> 00:48:00.042
توی ذهنش بوده

00:48:00.167 --> 00:48:04.126
که از پس‌زمینه به وسط جمع پا می‌ذاره

00:48:05.626 --> 00:48:06.792
‫آره، ولی کریستا...

00:48:08.917 --> 00:48:12.501
سفیدبرفی کریستا رو به اون برنمی‌گردونه

00:48:15.042 --> 00:48:17.626
فقط راهیه برای ابراز عشقش

00:48:20.751 --> 00:48:22.042
برای راضی کردن مردم

00:48:23.751 --> 00:48:24.751
‫ولی...

00:48:26.667 --> 00:48:28.917
ولی اون حاضر نیست دوباره
بخاطر سفیدبرفی اون اتفاقات رو از سر بگذرونه

00:48:31.542 --> 00:48:33.518
تصویر هنرو لکه‌دار می‌کنه
می‌کنه، حس می‌کنه باید جواب منفی بده

00:48:33.542 --> 00:48:38.751
‫یه چیزی ترغیبش می‌کنه که انجامش بده،
‫ولی اشکش در اومد، گریه می‌کنه، فایده‌ای نداره

00:48:39.376 --> 00:48:43.167
نیمه‌ی گمشده‌ی همدیگه بودن و الان دیگه
 برای همیشه از هم جدا موندن، بقیه‌ش اهمیتی نداره

00:48:43.292 --> 00:48:47.042
و بالاخره به هنر باشکوه نه می‌گه
 چون باعث می‌شه از عشق بی‌نصیب بمونه

00:48:47.167 --> 00:48:49.126
و دیگه اهمیتی نداشته

00:50:03.667 --> 00:50:06.126
فیلیپ، می‌شه یه دقیقه بیای؟

00:50:10.626 --> 00:50:12.667
بسه! کات

00:50:13.542 --> 00:50:14.542
کات

00:50:27.167 --> 00:50:29.126
آره، این‌ها نامه‌های عاشقونه هستن

00:50:32.542 --> 00:50:33.792
نمی‌فرستمشون

00:50:36.042 --> 00:50:40.792
انگار که برای خودم نگهشون
 داشته بودم، نوشتمشون واسه ماری

00:50:40.917 --> 00:50:44.376
باهاشون واسه خودم اینور اونور پرسه
می‌زنم، خدا می‌دونه، شاید دادمشون بهش

00:50:47.542 --> 00:50:49.042
وقتی باهاش بودی نوشتی؟

00:50:49.376 --> 00:50:52.542
آره، وقتی که باهاش بودم، قبل جدایی‌مون

00:50:55.001 --> 00:50:59.126
همیشه خودم رو تو رابطه یه مسافر در نظر می‌گرفتم، پس

00:50:59.251 --> 00:51:01.042
چیزی رو تغییر نمی‌ده

00:51:01.417 --> 00:51:05.792
‫حسادت مانعم شده بود، ولی
‫ همین تبدیل شد به بی‌اعتنایی، چون...

00:51:07.917 --> 00:51:12.292
چرا حسادت؟ بخاطر کسی ترکت کرد یا تنهایی رفت؟

00:51:12.417 --> 00:51:14.667
حتی قبلش‌هم پای یه یارویی در میون بود

00:51:15.667 --> 00:51:18.042
‫دوست دارم این شکلی فکر کنم...

00:51:19.542 --> 00:51:23.917
باید می‌رفتم خونه، نمی‌تونستم
 اون همه تماس و شلوغی خط تلفن رو تحمل کنم

00:51:24.042 --> 00:51:28.126
حسادت بود که منو می‌کشوند خونه، مثل یه سگ وفادار

00:51:28.876 --> 00:51:29.876
موضوع همینه

00:51:30.292 --> 00:51:35.167
یه رفیق داشتم به اسم فردریک، که
همیشه می‌گفت ‌زن‌ها اول خیانت می‌کنن

00:51:35.292 --> 00:51:38.751
‫اینو بهت می‌گم چون... خب.
‫ می‌دونم زن‌ها حق برابری دارن

00:51:38.876 --> 00:51:43.667
‫- ولی متوجه شدم که این حرف درسته
‫- خودت تجربه‌ش کردی؟

00:51:46.292 --> 00:51:49.626
بگیرش، اگه بعدا باز خواستی، فقط درخواست کن

00:53:08.667 --> 00:53:11.792
سلام رفیق! حالا دیگه طرف آنارشیست‌هایی؟

00:53:21.251 --> 00:53:23.167
همچین چیزی خوشت می‌آد؟

00:53:24.376 --> 00:53:28.417
نه، بلد نیستم چطوری ازش استفاده
 کنم و ممکنه باهاش خودمو بکشم

00:54:21.542 --> 00:54:25.917
رفتم آزمایشگاه که فیلم رو ظاهر کنم و خوب پیش نرفت

00:54:30.376 --> 00:54:35.417
و بالای ساعت نوشتم "زنده باد بی‌قانونی
و دولت ستیزی" و سعی کردم یه تظاهرات شروع کنم

00:54:35.542 --> 00:54:39.292
می‌دونی، همونجا که کارگرها
 منتظر می‌مونن کار گیرشون بیاد

00:54:40.667 --> 00:54:44.376
‫و 4 نفر منو از آزمایشگاه کشیدن بیرون و...

00:54:45.167 --> 00:54:49.792
پرتم کردن تو پیاده‌رو و دروازه رو پشتم بستن

00:55:00.751 --> 00:55:04.292
تاحالا کتاب "دردسر بزرگ" از دنیل کوهن بندیت رو خوندی؟
<c.colorff8080>فعال سیاسی از رهبران جنبش دانشجویی کارگری 1968 فرانسه</c>

00:55:05.126 --> 00:55:06.792
چیزی ازش نخوندم

00:55:09.667 --> 00:55:11.167
الان یه روزنامه‌نگاره

00:55:31.917 --> 00:55:36.292
بیشتر طریقه‌ی جدید استفاده
 از خیال‌پردازی تو این کشوره که حال‌به‌هم‌زنه

00:55:36.417 --> 00:55:38.792
چون تو فقط یه وسیله‌ای که باید وضع

00:55:38.917 --> 00:55:41.917
دنیارو همینطور که هست نگه
 داری، و بعد یه مدت خودتم جزوش می‌شی

00:55:42.042 --> 00:55:45.501
‫خب، موقعیت اجتماعی
‫خودتو داری، این شکلی در امانی و بعدش...

00:55:45.626 --> 00:55:48.501
همینطور مسئله‌ی فقر
هم هست، به چشم دیدی. این مهمه

00:55:48.626 --> 00:55:52.417
به چشم دیدی چقدر از مردم
 پاریس دارن از گشنگی می‌میرن

00:55:57.417 --> 00:55:59.292
<i>متوجه حرف‌هات می‌شم</i>

00:56:12.667 --> 00:56:15.167
‫دارن اونجا فیلمبرداری می‌کنن
‫پشت سرم پلیس‌ها دارن سعی می‌کنن...

00:56:15.292 --> 00:56:18.417
از آتیشی که از سمت یکی از سقف
 خونه‌ها زبونه می‌کشه دور بشن

00:56:19.792 --> 00:56:22.417
یه آنارشیست اونجا بود، دختره اون بالا پناه گرفته بود

00:56:22.542 --> 00:56:26.251
یه سروان سر یه سروان دیگه داد می‌زنه

00:56:26.376 --> 00:56:30.042
می‌چسبونتش به دیوار می‌گه

00:56:30.792 --> 00:56:32.917
"از پشتش برو و ببین می‌تونی دستگیرش کنی"

00:56:33.042 --> 00:56:37.667
دارم از پله‌های چوبی
کوچک بالا می‌رم، پر پلیس‌ان

00:56:37.792 --> 00:56:41.542
‫"اینجا چه غلطی می‌کنی؟ با
‫روزنامه‌نگارها برو، تو کم داری"

00:56:41.667 --> 00:56:45.001
‫حقیقتش 2تا روزنامه‌نگار هستن که تلاش می‌کنن...

00:56:45.251 --> 00:56:48.751
تا از لای جمعیت رد بشن

00:56:49.792 --> 00:56:54.042
‫شغل لعنتی! یه پلیس. "چه
‫کارهایی که حاضر نیستن واسه یه خبر بکنن

00:56:54.167 --> 00:56:55.917
‫ای حروم‌زاده‌ها، مارو اینجا گروگان گرفتن"

00:56:56.042 --> 00:57:00.667
‫پلیس می‌گفت "متفرق شید، متفرق شید، متفرق شید"

00:57:01.292 --> 00:57:05.542
از این فرصت استفاده می‌کنم
خودمو به پله‌های آخر می‌رسونم

00:57:05.667 --> 00:57:10.167
و با عجله رفتم تو یه
اتاق زیر شیروونی طبقه شیشم

00:57:10.626 --> 00:57:12.042
یه اتاق زیرشیروونی کوچیک

00:57:12.167 --> 00:57:18.167
ماری اونجاست، سرتاپا سیاه پوشیده

00:57:22.042 --> 00:57:26.917
ماری، موهاش به‌هم‌ریخته بود، لباس‌هاش پاره‌پوره بود

00:57:28.167 --> 00:57:32.792
‫وقتی اومدم داخل گفتم "نترس ماری، منم"

00:57:34.167 --> 00:57:38.792
تو مشتش یه تفنگ سیاه
کوچیک داره که داره خشابشو پر می‌کنه

00:57:39.501 --> 00:57:42.001
‫ماری می‌گه "از کجا بدونم؟"

00:57:56.667 --> 00:57:58.042
از کجا بدونم؟

00:58:23.292 --> 00:58:27.126
‫- به اندازه کافی واسه فیلمبرداری داریم؟
‫- نه، هنوز فیلم نرسیده

00:58:27.251 --> 00:58:29.042
اه! فیلم نرسیده

00:58:29.251 --> 00:58:32.417
بقیه‌ی چیزها هستن، دوربین هست، لوازم هستش

00:58:32.542 --> 00:58:36.417
گمونم پسکال می‌خواد حداقل
یه بار قبلش فیلم رو امتحان کنه

00:58:41.751 --> 00:58:45.251
باید واسه پول به دنیس، تو پاریس زنگ بزنی

00:59:50.417 --> 00:59:53.626
به زودی دیگه هیچی برامون
 باقی نمی‌مونه. ولی من بهت باور دارم

00:59:54.626 --> 00:59:58.667
بهت باور دارم چون الان‌ها دیگه
خیلی چیزها ازهم جداافتاده و منفصل هستن

00:59:58.792 --> 01:00:01.167
داری مواد مخدر رو کنار می‌ذاری،
داری پشت سر می‌ذاریش

01:00:01.292 --> 01:00:03.792
‫ممنون که بهم باور داری چون...

01:00:04.042 --> 01:00:05.667
‫خیلی وضعیت ناجوری بود...

01:00:07.042 --> 01:00:08.876
‫موندن تو اون بیمارستان...

01:00:12.792 --> 01:00:13.792
چطوری بود؟

01:00:14.876 --> 01:00:16.376
دکتر زیاد اونجا بود؟

01:00:17.917 --> 01:00:20.292
فقط یه دکتر ازت مراقبت می‌کرد؟

01:00:20.417 --> 01:00:23.417
‫دکترهای زیادی اونجا بودن...
‫دوران ناخوشایندی بود.

01:00:24.417 --> 01:00:29.417
ولی می‌دونی، هنوز هم بعضی
 وقت‌ها می‌رم دیدنشون، هفته‌ای یکی

01:00:31.126 --> 01:00:34.126
و هنوز هم یه سری دارو می‌گیرم

01:00:38.917 --> 01:00:42.417
دوست داشتم تو هم یکم بهم پول می‌دادی

01:00:44.251 --> 01:00:47.292
پول هم یه چیز دیگه که از من جدا افتاده

01:00:47.667 --> 01:00:51.167
بنظرم خیلی لطف کردی که
 واسه فیلمبرداری موافقت کردی

01:00:51.292 --> 01:00:53.001
اسم فیلم چی بود؟
<i>سیندرلا؟</i> <i>سفیدبرفی؟</i>

01:00:53.126 --> 01:00:55.792
<i>سفیدبرفی</i>
تو فکرت بودم

01:00:57.001 --> 01:01:00.376
‫سفیدبرفی و من جفتمون تحت
‫ درمان سم‌زدایی بودیم، این خیلی...
<c.colorff8080>اشاره به مسموم شدن سفیدبرفی و ترک اعتیاد خودش</c>

01:01:00.501 --> 01:01:03.417
این یکی رو می‌خوای؟ آخریه

01:01:07.542 --> 01:01:09.667
راسته که یه بچه داشتی؟

01:01:11.042 --> 01:01:16.167
با یه دختره، به اسم ماری. یه پسر

01:01:21.292 --> 01:01:23.042
‫می‌دونی، اگه...

01:01:24.792 --> 01:01:28.001
اگه یه چیز باشه که عمیقا ازش پشیمون
باشم اینه که هیچوقت با هم اون کارو نکردیم

01:01:29.167 --> 01:01:34.042
‫آره، موادمخدر رو ترک کردی...
‫و این تصادف جالبیه چون...

01:01:34.376 --> 01:01:37.376
برای من‌هم همینطوره،
همه چیز ازم جدا افتاده‌ن

01:01:37.501 --> 01:01:42.042
هم ماری و هم سفیدبرفی، بیخیال
سفیدبرفی شدم و حالا ازم جداافتاده

01:01:42.167 --> 01:01:43.917
انگار، همه چیز داره از جریان می‌افته

01:01:44.042 --> 01:01:49.667
ازت سپاس‌گزارم واسه اینکه ایندفعه دیگه
تمومه، چیزهایی هستن که دیگه انجامشون نمی‌دم،

01:01:50.751 --> 01:01:54.001
‫- و دیگه این گندکاری‌ها به سر رسیدن
‫- ردیفش می‌کنی

01:01:54.126 --> 01:01:55.126
آره

01:01:55.417 --> 01:01:58.542
چطور پیش می‌ره؟ یه دکتر داری یا چندتا؟

01:01:59.792 --> 01:02:03.251
یه دکتر دارم، هفته‌ای یه بار
می‌رم پیشش، با هم بحث می‌کنیم

01:02:03.376 --> 01:02:05.542
هنوز یه سری آرام‌بخش بهم می‌ده

01:02:10.917 --> 01:02:16.251
و اگه لطفا بتونی بهم یکم پول بدی،
ترجیح می‌دم اگه قراره از کسی بگیرم از تو قرض بگیرم

01:02:16.542 --> 01:02:18.626
واسه همینه یاد من کردی؟

01:02:19.542 --> 01:02:21.667
‫نه، می‌خواستم ازت تشکر کنم واسه...

01:02:22.292 --> 01:02:27.126
نه، حق باتوئه، داشتم زیادی وابسته
 می‌شدم، با این کار خودمو جدا می‌کنم

01:02:27.542 --> 01:02:28.542
بیشتر

01:02:30.792 --> 01:02:33.126
این‌ها بلیطن. دیگه ندارم

01:02:36.542 --> 01:02:37.876
‫مطمئنم الان...

01:02:39.917 --> 01:02:41.667
گمونم دیگه این قضیه تموم شده

01:02:43.376 --> 01:02:44.876
از اینجا می‌رم

01:02:45.792 --> 01:02:48.501
مطمئن نیستم دیگه همدیگه‌رو ببینیم

01:02:48.667 --> 01:02:50.917
خوشحالم که یه بچه داشتی

01:02:51.167 --> 01:02:56.042
ای کاش من باهات بچه‌دار می‌شدم ولی خوشحالم
که حداقل یکیمون تونست انجامش بده. دختر یا پسر؟

01:02:57.042 --> 01:02:58.251
یه پسربچه

01:03:01.501 --> 01:03:02.542
می‌خوای بری؟

01:03:03.001 --> 01:03:05.667
‫- نمی‌خوای اول باهم بخوابیم؟
‫- نه

01:03:09.126 --> 01:03:11.542
دیگه اون کار رو هم نمی‌خوام انجام بدم

01:03:16.292 --> 01:03:17.292
‫ولی...

01:03:21.417 --> 01:03:23.876
تو اینجایی، من بهت فکر می‌کنم

01:03:28.167 --> 01:03:31.501
برای سال‌ها کاری که باید رو انجام ندادیم

01:03:34.667 --> 01:03:38.501
می‌تونیم باهم زندگی کنیم دیگه. بالاخره
حالا که غیرممکنه

01:03:42.001 --> 01:03:43.626
اگه برگردم چی؟

01:03:45.001 --> 01:03:46.792
بازم با ماری می‌مونی؟

01:03:49.667 --> 01:03:51.167
نه، با ماری دیگه تمومه

01:03:51.417 --> 01:03:54.376
نه، حرفتو باور نمی‌کنم
ماری واسه‌ت خیلی خوبه

01:03:54.501 --> 01:03:58.626
نه، رابطه‌مون چندماه دووم آورد
بخشی از 20سالگیش رو صرف من کرد

01:03:58.751 --> 01:04:02.876
و ترکم کرد، احتمالا با
یه بابایی که پول‌وپله داشته

01:04:05.917 --> 01:04:07.292
بهت می‌آد

01:04:08.667 --> 01:04:12.876
می‌بینی، حق داشتم بخرمش
خوشحالم واسه‌ت یه ژاکت خریدم

01:04:20.042 --> 01:04:21.751
دیگه کم‌کم داره گرمم می‌شه

01:04:41.292 --> 01:04:43.251
حس خوبی داره

01:04:52.876 --> 01:04:54.292
‫می‌دونی...

01:04:56.251 --> 01:04:59.501
بنظرم، سخت‌ترین بخش راهو رفتی
از اینجا به بعدش مشکلی نیست

01:04:59.626 --> 01:05:00.626
ممنونم

01:05:03.792 --> 01:05:06.876
اینجا هر نیم ساعت یه تاکسی می‌آد

01:05:08.042 --> 01:05:12.251
اینجوری بهتره. کی باید ایستگاه باشی؟

01:05:12.376 --> 01:05:17.167
قطارم نیم ساعت دیگه راه می‌افته
خیلی خوب می‌شه اگه ازش جا نمونم

01:05:18.542 --> 01:05:21.167
دلم می‌خواست یکم بیشتر اینورها بمونی

01:05:23.917 --> 01:05:25.542
درهرصورت ممنونم

01:05:26.876 --> 01:05:32.292
‫اینجوری بهتره، اینجوری زندگی کردن...
‫حالا می‌تونیم بریم دیدن همدیگه، این خوبه

01:05:35.001 --> 01:05:37.167
تو این ایستگاه هیچ تاکسی‌ای نیست

01:05:38.917 --> 01:05:40.792
باید یه ایستگاه دیگه پیدا کنیم

01:05:42.792 --> 01:05:43.792
اومد

01:05:44.501 --> 01:05:46.251
‫- نه
‫- نه، گرفتنش

01:05:49.292 --> 01:05:52.501
بالاخره یکی می‌آد
بیا 5 دقیقه دیگه صبر کنیم

01:05:53.501 --> 01:05:54.667
وقت داریم

01:05:58.376 --> 01:06:00.417
ممکنه یه روز بچه‌تو ببینم؟

01:06:12.792 --> 01:06:15.417
خب، آره، امروز
نه، اون دیگه

01:06:15.917 --> 01:06:16.917
‫بذار بگم...

01:06:19.126 --> 01:06:20.126
‫امروز...

01:06:22.417 --> 01:06:26.542
مجبورم اقرار کنم که اگر به
جای کریستا، ماری رو پیدا می‌کردم

01:06:28.292 --> 01:06:32.667
و اگر کوچکترین شکی به
رابطه‌ش با یه فیلمنامه‌نویس می‌کردم

01:06:32.792 --> 01:06:36.376
سعی می‌کردم که این راز رو در سینه‌م

01:06:36.501 --> 01:06:39.917
به آغوش بگیرم، همون قلبی که
 باهاش کریستا رو به آغوش می‌گرفتم

01:06:46.417 --> 01:06:47.417
‫ماری...

01:06:48.876 --> 01:06:49.876
‫ماری...

01:06:52.042 --> 01:06:53.917
‫ماری... و بچه‌مون...

01:06:54.167 --> 01:06:55.501
چی داشتم می‌گفتم؟

01:06:55.917 --> 01:06:58.792
‫این خیابون پر از درخت چنار،
‫اون ساختمون‌های اداری بزرگ

01:06:58.917 --> 01:07:02.542
این‌ها سرآغاز خاطره‌ن، سرآغاز یه زندگی

01:07:02.667 --> 01:07:06.876
‫و بعدش... وقتی دوباره بچه‌مون رو دیدم...

01:07:11.001 --> 01:07:16.376
بعدش، بااحتیاط انگشت‌هاتو
 شمردم که ببینم همه سر جاشون‌ان

01:10:33.167 --> 01:10:34.917
ولادت

01:10:35.042 --> 01:10:39.167
همینجوری اومد ماری، همینجوری همدیگه‌رو دیدیم

01:10:39.292 --> 01:10:42.501
‫شاید ساعت 3 صبح بود و پشت سرمون...

01:10:42.626 --> 01:10:44.626
‫در ورودی آپارتمان داشت بسته می‌شد...

01:10:44.751 --> 01:10:46.292
و داشتیم می‌رفتیم تو ماشینش

01:10:46.542 --> 01:10:50.042
منو تو ماری، آره

01:10:50.251 --> 01:10:54.417
و منو با ماشین می‌بره سمت خونه‌ی
خودش فقط بعنوان یه یارویی که برده خونه

01:15:55.417 --> 01:15:57.792
‫<i>خارق‌العاده‌، شگفت‌انگیز...</i>

01:15:58.292 --> 01:16:02.417
‫<i>خارق‌العاده‌، شگفت‌انگیز...</i>

01:17:08.417 --> 01:17:10.042
خارق‌العاده‌، شگفت‌انگیز

01:17:10.417 --> 01:17:12.667
شگفت‌انگیز، شگفت‌انگیز، شگفت‌انگیز

01:17:12.792 --> 01:17:16.751
‫یادم نمی‌آد خارق‌العاده مذکره و شگفت‌انگیز مونثه یا...

01:17:16.876 --> 01:17:20.626
خارق‌العاده مونثه و
شگفت‌انگیز مذکره، شگفت‌انگیزه

01:17:21.417 --> 01:17:24.542
‫خارق‌العاده، شگفت‌انگیز!
‫شگفت‌انگیز، شگفت‌انگیز!

01:17:25.126 --> 01:17:27.126
اوه، نگاه، عجب مرد خارق‌العاده‌ای

01:17:28.042 --> 01:17:30.376
یا شاید یه مرد شگفت‌انگیز؟

01:17:31.251 --> 01:17:36.167
‫خارق‌العاده، شگفت‌انگیز!
‫شگفت‌انگیز، شگفت‌انگیز، شگفت‌انگیز!

01:17:48.542 --> 01:17:49.667
‫عشق...

01:18:02.917 --> 01:18:06.542
 <i>او ساعات زیادی را زیر نور آفتابی سپری کرد</i>
برداشت اول

01:18:16.792 --> 01:18:19.542
نباید تو سکانس 81 به هم می‌زدیم؟

01:18:28.542 --> 01:18:30.042
اوه، این شگفت‌انگیزه

01:18:31.417 --> 01:18:34.042
‫مثل سکانس 24 می‌مونه که
‫ تو ساحل یه دریای ‌آروم بودیم...

01:18:34.167 --> 01:18:36.751
و خیلی سرد بود و رفتیم داخل یه کافه

01:18:36.834 --> 01:18:38.542
چرا اونو فیلم نگرفتیم؟

01:18:39.626 --> 01:18:43.001
سه تایی همراه بچه بودیم. شفت‌انگیز بود

01:18:43.542 --> 01:18:44.626
خارق‌العاده

01:18:50.292 --> 01:18:52.751
‫کلی وقت که بدون دیدن تو گذشت...

01:18:53.876 --> 01:18:54.876
شگفت‌انگیزه

01:18:59.417 --> 01:19:00.501
خارق‌العاده‌

01:19:05.167 --> 01:19:06.167
‫منظورم اینه...

01:19:07.167 --> 01:19:08.667
تو ترکم نکرده بودی؟

01:19:13.292 --> 01:19:14.292
‫اوه، راستی...

01:19:16.376 --> 01:19:19.917
می‌دونی، یه نامه به خودم نوشتم درمورد بچه

01:19:21.792 --> 01:19:24.292
‫- "هیچوقت بهش درکونی نزن"
‫- جدی؟

01:19:27.251 --> 01:19:28.251
چرا؟

01:19:28.292 --> 01:19:30.251
حس کردم شگفت‌انگیز می‌شه

01:19:31.417 --> 01:19:33.792
جدی؟ خارق‌العاده می‌شه

01:19:40.542 --> 01:19:44.376
‫او ساعات زیادی را زیر نور آفتابی سپری کرد، ببخشید...

01:19:45.542 --> 01:19:46.792
‫ژاکتم...

01:19:52.667 --> 01:19:55.751
چه احساسی داری؟
اونجوری بهتره؟

01:19:57.042 --> 01:20:00.542
از بهتر رسیدیم به بهترین؟ خارق‌العاده‌ست

01:20:01.167 --> 01:20:03.501
‫- شگفت‌انگیزه
‫- شگفت‌انگیزه

01:20:04.042 --> 01:20:05.126
خارق‌العاده

01:20:06.876 --> 01:20:07.917
خارق‌العاده

01:20:12.417 --> 01:20:14.167
گفتش که باید جابجا بشیم؟

01:20:15.917 --> 01:20:16.917
شگفت‌انگیزه

01:20:27.417 --> 01:20:29.042
‫- وایسا...
‫- چیه؟

01:20:29.667 --> 01:20:31.792
‫- خارق‌العاده‌ست
‫- چی؟

01:20:34.876 --> 01:20:37.542
‫- شگفت‌انگیزه
‫- چی شگفت‌انگیزه؟

01:20:38.542 --> 01:20:40.126
‫همه چی، همه چی، خارق‌العاده‌ست...

01:20:49.417 --> 01:20:52.542
منظورت از شگفت‌انگیز چیه؟ چی شگفت‌انگیزه؟

01:20:56.376 --> 01:20:59.292
‫خارق‌العاده‌ست! خارق‌العاده‌ست!

01:21:00.292 --> 01:21:03.167
‫- چی خارق‌العاده‌ست؟
‫- همه چی شگفت‌انگیزه

01:21:04.042 --> 01:21:05.042
‫وایسا...

01:21:20.042 --> 01:21:21.042
شگفت‌انگیزه

01:21:21.667 --> 01:21:22.667
خارق‌العاده‌ست

01:21:24.376 --> 01:21:25.876
اوه، راستی، راستی، راستی

01:21:26.167 --> 01:21:29.376
‫یهو به خودم اومدم دیدم تو
‫یه ساحل بشدت احمقانه‌م...

01:21:29.792 --> 01:21:35.001
مثل فرانسوی‌ها تو
مسافرت‌هاشون لباس پوشیدم. شانسم زد

01:21:36.417 --> 01:21:38.376
‫و داشتم با خودم می‌گفتم...

01:21:38.792 --> 01:21:40.667
‫- خارق‌العاده‌ست!؟
‫- شگفت‌انگیزه!

01:21:44.042 --> 01:21:45.626
ببین، یادت افتادم

01:21:46.542 --> 01:21:48.917
این... وایسا

01:21:53.417 --> 01:21:54.792
یه بالشتک

01:21:57.292 --> 01:22:01.501
تو چیزی واسه من نداری؟ نمی‌خوام مجبورت کنم

01:22:03.667 --> 01:22:07.042
‫- یه بالشتک؟
‫- آره، واسه هدیه دادن

01:22:07.167 --> 01:22:08.917
کاری که دوست داری رو بکن

01:22:23.292 --> 01:22:28.001
خارق‌العاده‌ی زیبا
خارق‌العاده مونثه یا مذکر؟

01:22:28.126 --> 01:22:31.542
‫- خارق‌العاده مذکره
‫- پس مذکره، درنتیجه شگفت‌انگیز مونثه؟

01:24:15.126 --> 01:24:16.126
‫باشه بزن بریم...

01:24:18.251 --> 01:24:19.251
چی؟

01:24:19.417 --> 01:24:21.917
اون یکی؟ چی؟

01:24:22.751 --> 01:24:24.126
‫باشه...

01:24:24.751 --> 01:24:28.292
پس فیلمبرداری می‌کنیم
اتاق خواب چشم‌انداز دریا داره

01:24:28.917 --> 01:24:33.876
و داره برای بچه‌ش لباس می‌بافه، حله؟

01:24:34.626 --> 01:24:38.542
چی؟ ولی فیلیپ، هنوز
 اون تیکه مونده که من می‌گم

01:24:38.792 --> 01:24:45.167
"یه سورپرایز برات دارم"
و تو در جواب می‌گی

01:24:47.917 --> 01:24:52.417
"ماری یه بچه داره"
ترجیح می‌دم یه خواب اروتیک برات تعریف کنم

01:24:52.751 --> 01:24:54.251
این شکلی بود

01:24:57.501 --> 01:25:02.042
ولنتینا، ماری و کریستا 4ماه
 از 20سالگی‌شون رو صرف من کردن

01:25:03.042 --> 01:25:06.667
و بعد برگشتن پیش یه مایه‌دار تو پلازا

01:25:06.792 --> 01:25:09.292
کل روز رو تلوزیون می‌دیدن

01:25:09.876 --> 01:25:12.917
دلم می‌خواست غافلگیرشون کنم، مخفیانه برم

01:25:14.167 --> 01:25:15.292
هیچوقت صدای اومدنمو نشنیدن

01:25:15.417 --> 01:25:20.292
دلم می‌خواست از پشت غافلگیرشون
 کنم و اون سوراخ کون کوچکشون رو ببوسم

01:25:20.417 --> 01:25:23.501
تو اتاق یه هتل کوچک تو محله چلسی بودیم

01:25:26.126 --> 01:25:28.292
هیچوقت کسی رو راه نمی‌دادیم داخل

01:25:30.542 --> 01:25:34.542
‫بنظرم به لباس‌های کهنه‌ی من اصلا اهمیت نمی‌دادن:

01:25:36.292 --> 01:25:39.542
‫بیا بریم یه جا دیگه،
‫اینجا حس و حال خوبی نداره

01:25:39.667 --> 01:25:41.667
اه فکر می‌کنی اینجا حس و حال ناخوشایندی داره؟

01:25:41.792 --> 01:25:44.376
یه سری تماشاچی دارن می‌بینن

01:25:46.376 --> 01:25:50.542
خیلی وقته دارن تماشا می‌کنن؟
 اونایی رو می‌گم که اونجا نشستن

01:25:58.042 --> 01:26:02.126
چون "ساعات زیادی رو زیر نور
 آفتابی سپری می‌کرد" خب، بخاطر این کار مرد

01:35:45.792 --> 01:35:48.751
خب! عروسک یه دلقک تو کشوئه

01:41:37.792 --> 01:41:40.167
‫خیلی عاشق سایه‌ت بودم...

01:41:43.167 --> 01:41:47.167
‫اینکه یه سایه بین سایه‌ها باشی... رها و جدا...

01:41:47.917 --> 01:41:50.292
‫یه سایه بین...

01:42:29.417 --> 01:42:32.626
همینجوری داشتم رد می‌شدم، ندیدمت

01:42:33.626 --> 01:42:37.626
اوه نه، یعنی چرا. جدی؟

01:42:37.876 --> 01:42:38.917
داره تمرین می‌کنه

01:42:52.417 --> 01:42:53.876
بارها خوابت رو دیدم

01:42:54.001 --> 01:42:57.042
کلی راه رفتم، کلی حرف زدم، با سایه‌ت خوابیدم

01:42:57.167 --> 01:42:59.167
اینقدر زیاد که دیگه چیزی ازت باقی نموند

01:42:59.917 --> 01:43:03.542
چیزی که ازم باقی مونده
تنها یه سایه‌ بین سایه‌های دیگه‌ست

01:43:05.042 --> 01:43:10.292
سایه‌ای که می‌آد تا توی زندگی تو به آرامش برسه
زندگی‌ای که در اون وجود خورشید بیش از حده

01:43:11.042 --> 01:43:12.042
دزنوس
<c.colorff8080>شعری از رابرت دزنوس</c>

01:43:59.917 --> 01:44:06.917
‫متوجه شدم که فقط داشت
‫صبر می‌کرد تا صدای دوربین...

01:44:09.167 --> 01:44:12.501
می‌تونیم دوباره انجامش بدیم
مطمئنم هنوز دارن فیلمبرداری می‌کنن

01:44:13.751 --> 01:44:16.542
صدابرداریِ مراسم یادبود

01:44:18.001 --> 01:44:19.001
دوربین

01:44:27.126 --> 01:44:30.042
‫"بارها خوابت رو دیدم، کلی راه رفتم

01:44:30.251 --> 01:44:32.917
کلی حرف زدم، با سایه‌ت خوابیدم

01:44:33.042 --> 01:44:36.251
اینقدر زیاد که دیگه چیزی ازت باقی نمونده

01:44:36.376 --> 01:44:38.417
چیزی که ازم باقی مونده یه سایه‌ست

01:44:38.542 --> 01:44:43.167
‫سایه‌ای که می‌آد تا توی زندگی تو به آرامش برسه
‫زندگی‌ای که در اون وجود خورشید بیش از حده"

01:44:43.917 --> 01:44:44.917
دزنوس

01:53:05.167 --> 01:53:07.542
واسه قیمت یه ماشین، تصور کن

01:53:08.042 --> 01:53:11.792
‫خودم شخصا رویای اینو
‫می‌بینم که تو یه ماشین با پسرم باشم و...

01:53:12.126 --> 01:53:13.126
‫و...

01:53:17.501 --> 01:53:21.292
‫زنم و یه دوربین تو صندلی پشتی، می‌فهمی،

01:53:21.542 --> 01:53:27.501
همینطوری بی‌هدف رانندگی کنی و تو جنگل چندتا
نما بگیری، همونطور که تو با دخترت انجام می‌دی

01:53:33.667 --> 01:53:35.667
مثل وقت‌هایی که تعریف می‌کنی، برای مثال

01:53:35.792 --> 01:53:39.667
‫چندوقت پیش می‌خواستم از
‫پسرم فیلم بگیرم، گفتم بشینه رو یه...

01:53:40.251 --> 01:53:41.417
رو یه صندوق

01:53:43.626 --> 01:53:47.542
‫ولی مادرش گفت:
‫"نه، دلم نمی‌خواد ازش فیلم بگیری"

01:53:48.667 --> 01:53:50.501
‫خب، نظر تو چیه:

01:53:50.626 --> 01:53:53.792
بذار بگیم شاید وقتی رفت مهدکودک

01:53:54.042 --> 01:54:01.542
‫شاید بتونم با بچه‌های مادرهای
‫اونجا خودمونی بشم و سرخود کارمو بکنم...

01:54:03.042 --> 01:54:06.667
عجیبه که همیشه این‌چیزها
 چطور به مادره ربط پیدا می‌کنه

01:54:07.417 --> 01:54:11.876
یه‌جور شخص بین خودت و بچه‌ت

01:54:12.126 --> 01:54:15.751
که بهت اجازه می‌ده یا
نمی‌ده که از بچه‌ت فیلم بگیری

01:54:16.417 --> 01:54:17.667
‫یه‌جور...

01:54:19.376 --> 01:54:23.667
‫عجیبه که مادر اینجاست که...
‫اینکه همه اجازه‌ها باید از اون گرفته بشه

01:54:23.792 --> 01:54:27.542
نمی‌گم بده، ولی بنظرم یه‌کم عجیبه

01:54:28.792 --> 01:54:32.667
‫اه منظورت اینه حتی بدون... بدون...

01:54:35.542 --> 01:54:38.417
چرا... چرا اصلا باید بری از اون بپرسی که "می‌تونم

01:54:38.542 --> 01:54:42.126
‫این فیلمو... از بچه‌مون که بالای صندوقه بگیرم"

01:54:45.126 --> 01:54:48.167
خب، ازش می‌پرسم چون
بنظرم تو فرانسه، می‌دونی

01:54:48.292 --> 01:54:52.667
‫بچه‌ها همیشه مسئولیتشون با مادره
‫و بهش تکیه می‌کنن، با این وجود، تربیت کردنشون...

01:54:52.792 --> 01:54:57.167
‫بنظرم، اگه یه مادر بطور غریزی...

01:54:57.792 --> 01:55:02.751
ولی وقتی داری از بچه‌ی خودت
 فیلم می‌گیری، مسئله دوباره تربیت کردن توئه

01:55:03.501 --> 01:55:06.126
نیازی به یه واسط واسه همچین چیزی نیست

01:55:08.292 --> 01:55:12.167
تو، برای مثال، اولین نمایی که از دخترت فیلم گرفتی

01:55:12.292 --> 01:55:14.751
چطوری تونستی؟ با چه روشی

01:55:15.042 --> 01:55:18.042
‫یادم نمی‌آد. خب...از فیلم "زن گریان" بود

01:55:18.167 --> 01:55:22.292
ولی اینکه از کدوم نمای "زن گریان" بود رو یادم نمی‌آد
<c.colorff8080>ژاک دوایون، کارگردان، که خودش توی این فیلم بازی هم کرده</c>

01:55:22.417 --> 01:55:25.792
خب، روشم این بود که مردم رو از اونجا دور کنم

01:55:25.917 --> 01:55:29.626
یه دوربین مخفی کار گذاشتم
 که به پرسروصدایی این نبود

01:55:30.876 --> 01:55:34.792
یه میکروفون اینجا گذاشتم و فکر می‌کردم

01:55:35.126 --> 01:55:38.501
اینطوری کمتر اذیت می‌شه

01:55:39.167 --> 01:55:43.542
مزاحم‌ها رو از اونجا دور کردم
 و به خودم اومدم دیدم باز کنارمه

01:55:43.751 --> 01:55:49.167
پس نقشه این بود که، گمونم، وقتی
مزاحمی نبود و خودمون دوتا تنهایی بودیم

01:55:49.501 --> 01:55:52.542
با خودم گفتم اینطوری
خوشحالش می‌کنه و کمتر می‌ترسونتش

01:55:52.667 --> 01:55:54.917
‫- منظورت از مزاحم عوامل فنیه؟
‫- آره، بعد...

01:55:57.167 --> 01:56:00.417
‫فکر کنم تونست، ولی می‌دونست...

01:56:00.917 --> 01:56:03.917
سه سالش بود و می‌دونست
که داریم فیلمبرداری می‌کنیم، گمونم

01:56:05.376 --> 01:56:07.792
‫فقط بین خودمون 2تا بود،
‫نه هیچکس دیگه، هیچکس نگاهمون نمی‌کرد

01:56:07.917 --> 01:56:10.417
بقیه، عوامل نبودن

01:56:10.917 --> 01:56:14.917
پس واسه همین بود که واسه
اون این شکلی یه‌کم راحت‌تر بود

01:56:15.042 --> 01:56:19.792
موندم تو این لحظه‌ی دلواپسی‌مون

01:56:19.917 --> 01:56:22.667
‫منظورم خودم و خودش،

01:56:23.167 --> 01:56:30.126
‫موندم که آیا واسه صحبت کردن،
‫بغل کردن همدیگه وضعیت یه‌کم راحت‌تر نبود؟

01:56:30.251 --> 01:56:34.167
چون هنوزم هم من هم اون کلی تلاش می‌کردیم

01:56:34.292 --> 01:56:38.167
‫وقتی که دوربین داشت فیلم
‫می‌گرفت اون می‌دونست که داره می‌گیره...

01:56:39.917 --> 01:56:42.667
و بنظرم خیلی خوب با این کنار اومد

01:56:42.876 --> 01:56:46.542
و راستش دوباره داشتیم
همدیگه‌رو می‌دیدیم، پس بد نبود

01:56:46.667 --> 01:56:48.167
پس من‌هم انجامش می‌دم

01:56:48.542 --> 01:56:52.917
‫از پسرم فیلم می‌گیرم چون،
‫ می‌دونی، حالا دیگه عشق زندگیمه

01:56:56.251 --> 01:56:58.167
می‌دونی، همینطور که قبلا عاشق یه زن بودم

01:56:58.292 --> 01:57:02.167
‫و بعدش اینجا، مثلا... وایسا،
‫داشتم یه چیزی با خودم می‌گفتم، وایسا...

01:57:02.292 --> 01:57:05.167
رو یه دستمال کاغذی نوشتمش

01:57:07.001 --> 01:57:10.292
‫"می‌خواستم باهات راجع‌به
‫تربیت بچه‌ها صحبت کنم ولی عاشق شدم

01:57:10.417 --> 01:57:12.792
‫می‌دونی، بازیگری که داشت
‫ نقش ماری رو تو این فیلمه بازی می‌کرد..."

01:57:14.292 --> 01:57:16.417
می‌بینی، اعصاب آدمو خورد می‌کنه

01:57:16.626 --> 01:57:18.126
یه تیکه‌هایی رو نخوندی

01:57:18.292 --> 01:57:20.792
"نمی‌تونی بهش بگی که عاشقشی؟"

01:57:37.501 --> 01:57:41.042
هی، ژاک نمی‌خوای ان رو ببری؟

01:57:41.292 --> 01:57:45.376
یه دختر از دل مردمه، یه عروسک، نگاه کن

01:59:38.876 --> 01:59:41.626
خب جواب بده ژاک، می‌خوای تو فیلمت باشه آره یا نه؟

01:59:41.751 --> 01:59:45.417
خب اگه تو نمی‌خوای، خودم
 نگهش می‌دارم، می‌دونی، سر صحنه

02:00:11.542 --> 02:00:13.792
داری می‌آی، ژاک؟ ما داریم می‌ریم

02:01:57.501 --> 02:02:01.667
<i>من همان شوالیه‌ی کوچکم</i>

02:02:02.167 --> 02:02:06.167
<i>چشمانم دوخته به آسمان</i>

02:02:07.251 --> 02:02:11.376
<i>نباید به خودم واهمه راه بدم</i>

02:02:26.751 --> 02:02:31.167
<i>من همان شوالیه‌ی کوچکم</i>

02:02:31.667 --> 02:02:35.917
<i>در زیر پاهایم، زمین</i>

02:02:43.126 --> 02:02:49.626
<i>به دیدنت می‌آم، به دیدنت می‌آم</i>

02:04:05.626 --> 02:04:10.251
الان ماری کجاست؟ قرار
نبود واسه سکانس آخر اینجا باشه؟

02:07:37.751 --> 02:07:41.917
‫بله، اون فکر‌ می‌کنه: "ماری مرده، بله از پنجره پریده پایین"

02:07:42.042 --> 02:07:46.876
و من می‌خوام میشل روکار رییس جمهور بشه

02:07:47.667 --> 02:07:54.126
الان وزیر کشاورزیه
امروز 22ام نوامبر 1984 هست

02:10:08.917 --> 02:10:13.376
‫خب، بعنوان راهنمایی والدین زیر
‫ یه صفحه که ورقش نزده بود نوشته بود:

02:10:13.501 --> 02:10:18.667
‫"دیگه به خودکشی فکر نمی‌کنم
‫زندگی بلنده، می‌دونی، باید زندگی کنم"

02:10:20.042 --> 02:10:21.292
باید زندگی کنم

02:10:38.126 --> 02:10:39.501
ماری مرده

02:10:40.626 --> 02:10:42.292
مرده، مرده، مرده

02:10:55.042 --> 02:10:58.501
بچه‌رو با خودم نگه
داشتم، می‌دونی، نگهش می‌دارم

02:11:23.542 --> 02:11:26.167
‫از اونجایی که هنوز توی خواب‌ها و ریاهام با منه...

02:11:33.126 --> 02:11:35.876
نمی‌دونم به بچه چی بگم یا چیکار کنم

02:11:39.292 --> 02:11:41.376
چون خیلی خواب ماری رو می‌بینم

02:12:00.792 --> 02:12:04.917
پسرم تو اتاق بغلیه، خیلی نیست که از مدرسه اومده

02:12:08.292 --> 02:12:09.792
الان خوابه

02:12:09.816 --> 02:12:15.816
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

02:12:16.400 --> 02:12:24.400
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.