﻿WEBVTT

00:00:05.208 --> 00:00:06.956
نخست

00:00:07.080 --> 00:00:10.825
چوب را از چشم خود به در آر

00:00:11.076 --> 00:00:16.777
و سپس پر کاه را از جشم من

00:00:29.428 --> 00:00:34.214
- عیسی پیراهنش را به درآورد
- بذاریم دیگران هم صحبت کنن

00:00:34.798 --> 00:00:38.501
برابر نخستین انسان زانو می‌زند

00:00:41.623 --> 00:00:44.702
و پای خاک‌آلود خود را با پیراهنش پاک می‌کند

00:00:57.811 --> 00:01:02.388
من عیسای کلیسای رسمی نیستم

00:01:05.136 --> 00:01:08.548
که پلیس‌ها و بانکدارها

00:01:08.674 --> 00:01:13.127
قاضی‌ها و جلادها و افسرها و
رؤسای کلیسا و سیاستمداران

00:01:13.335 --> 00:01:16.830
و باقی قدرتمندها تحملش می‌کنند

00:01:18.329 --> 00:01:21.283
من ابرستارۀ شما نیستم

00:01:25.613 --> 00:01:29.192
خفه خون بگیر

00:01:29.691 --> 00:01:34.144
بیا بالا ببینم دهن گشاد

00:01:36.932 --> 00:01:39.096
من سخنران خوبی نیستم

00:01:39.180 --> 00:01:45.380
ولی بگم که اگه دنبال مسیح هستید
این مسیح نیست

00:01:45.714 --> 00:01:50.458
چون مسیح تحمل داشت

00:01:50.541 --> 00:01:57.283
و اگه کسی حرفش رو نقض می‌کرد
بهش نمی‌گشت خفه شو

00:01:57.616 --> 00:02:00.487
نه نمی‌گفت خفه شو

00:02:00.612 --> 00:02:02.609
شلاق برمی‌داشت

00:02:02.776 --> 00:02:05.772
و می‌کوبید به چهرۀ کریه‌شون

00:02:05.856 --> 00:02:08.185
آره مسیح این‌طوری بود

00:02:08.562 --> 00:02:10.059
خوک احمق

00:02:11.267 --> 00:02:15.885
و اگه فقط یکی از شما می‌خواد

00:02:16.010 --> 00:02:17.966
به من گوش کنه

00:02:18.092 --> 00:02:20.380
باید صبر کنه

00:02:20.505 --> 00:02:24.208
تا این تفالۀ عوضی  بره بیرون

00:02:40.315 --> 00:02:41.729
بگذارید نقل قول کنم

00:02:41.814 --> 00:02:47.224
»آن‌ها را از اعمالشان بشناس«
این مهمه

00:02:56.781 --> 00:03:10.195
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:03:11.195 --> 00:03:14.649
مونیخ، خیابان الیزابت سوم

00:03:27.675 --> 00:03:29.963
سلام آقای هرتزوگ

00:03:30.048 --> 00:03:34.917
آقای فون در رکه
امیدوارم آمادۀ اِشغال باشید

00:03:35.083 --> 00:03:36.123
بله آماده‌ایم

00:03:37.372 --> 00:03:42.158
می‌دونید که این آپارتمان برای من
خیلی ارزش خاصی داره

00:03:42.617 --> 00:03:45.779
وقتی سیزده سالم بود این جا زندگی می‌کردم

00:03:45.987 --> 00:03:49.566
با مادرم و دو برادرم

00:03:49.774 --> 00:03:52.062
مهمون‌خونۀ‌کوچک و دنجی بود

00:03:52.147 --> 00:03:54.893
که البته الان بازسازی شده
منظورتون دهۀ پنجاهه بله؟

00:03:55.268 --> 00:03:57.931
سیزده ساله بودم

00:03:58.472 --> 00:04:03.674
عجیب این که سه ماه با
کلاوس کینسکی اینجا زندگی کردم

00:04:03.883 --> 00:04:05.338
واقعا؟

00:04:05.548 --> 00:04:07.919
چند تا اتفاق پشت سر هم باعث شد

00:04:08.170 --> 00:04:12.622
مالک خونه کلارا رایس بود که یه خانم مسن

00:04:12.955 --> 00:04:17.657
با 65 سال سن و موهای نارنجی عجیب بود
و دلش به حال هنرمندای بی‌پول می‌سوخت

00:04:18.116 --> 00:04:22.194
چون خانوادۀ خودش هنرمند بودن

00:04:22.319 --> 00:04:27.313
کینسکی همین نزدیکی‌ها زیر
یه شیروونی زندگی می‌کرد

00:04:27.646 --> 00:04:31.890
و هیچ وسیله‌ای نداشت و اتاقش لخت بود
تا زانو برگ زرد جمع شده بود

00:04:32.141 --> 00:04:35.761
خودش رو یه هنرمند بدبخت نشون می‌داد
و لخت مادرزاد می‌گشت

00:04:36.011 --> 00:04:36.968
لخت مادرزاد؟

00:04:37.260 --> 00:04:38.425
بله وقتی پستچی می‌اومد

00:04:38.758 --> 00:04:44.418
کینسکی، لخت مادرزاد، از لای برگ‌ها
رد می‌شد و می‌رفت امضا می‌کرد

00:04:44.626 --> 00:04:46.082
کجا بود؟

00:04:46.915 --> 00:04:49.703
همین دور و برا

00:04:49.911 --> 00:04:51.492
ولی وقتی این جا بود که دیگه لخت نبود
خدایی نکرده؟

00:04:51.576 --> 00:04:55.238
نه ولی از همون اولین لحظه همه رو می‌ترسوند

00:04:55.613 --> 00:04:59.774
این جا هشت تا مستاجر داشت
خودش رو توی حموم زندانی می‌کرد

00:05:00.482 --> 00:05:02.230
حموم اون‌جاست

00:05:02.563 --> 00:05:06.475
یه در اون جا بود؟
بله می‌خورد به حموم

00:05:06.725 --> 00:05:08.889
اجازه هست؟
بله بفرمایید

00:05:11.469 --> 00:05:15.672
این اتاق دست چپ بزرگ‌تر بود

00:05:16.130 --> 00:05:18.835
بله حموم رو بزرگ کردیم

00:05:19.210 --> 00:05:22.039
ما این جا زندگی می‌کردیم
مادرم و سه تا پسرا

00:05:22.414 --> 00:05:25.202
چهار نفر توی یه اتاق

00:05:25.370 --> 00:05:29.822
تخت تاشو بود
فقیر بودیم و مادرم سعی خودش رو کرد

00:05:31.071 --> 00:05:35.149
که توی معجزۀ اقتصادی بعد از جنگ شرکت کنه ولی نشد

00:05:35.358 --> 00:05:40.809
این حموم کوچکتر بود و
اتاق ما تا این جا می‌اومد

00:05:42.016 --> 00:05:48.633
کینسکی خودش رو دو شب و دو روز
این جا زندانی کرد

00:05:48.966 --> 00:05:51.379
چهل و هشت ساعت

00:05:52.212 --> 00:05:55.874
خشم دیوانه‌وارش که اومده بود، همه چی
رو شکست و خرد کرد

00:05:56.333 --> 00:05:59.786
وان و روشویی و همه چی رو

00:06:00.037 --> 00:06:05.738
انقدر ریز بود که از راکت تنیس رد می‌شد
باورنکردنی بود

00:06:06.071 --> 00:06:12.105
هیچ وقت فکر نمی‌کردم کسی بتونه 48 ساعت
یه ضرب زر بزنه

00:06:12.646 --> 00:06:17.183
آخرش زنگ زدن پلیس ولی گذاشتن
تو حال خودش باشه

00:06:19.139 --> 00:06:24.965
گذاشتنش اونجا توی
اتاقک نگهبان

00:06:25.090 --> 00:06:27.129
اجازه هست؟
بله بفرمایید

00:06:27.421 --> 00:06:30.916
اون موقع اصلاً یه جور دیگه بود
یه راهروی دراز بود

00:06:32.082 --> 00:06:35.827
و این جا یک
دو، سه تا اتاق کوچک بود

00:06:36.035 --> 00:06:37.616
بله

00:06:37.741 --> 00:06:42.318
این جا هم  یه دیوار و
ورودی بوده

00:06:42.611 --> 00:06:45.108
راهرو از این جا رد می‌شد

00:06:45.732 --> 00:06:48.812
و اینی که اینجاست اتاق کینسکی بود

00:06:48.937 --> 00:06:52.807
فقط یه تخت و یه میز آباژور کوچک جا می‌شد

00:06:52.932 --> 00:06:55.345
این همه پنجره‌ش بود
که به اتاق پشتی باز می‌شد

00:06:56.095 --> 00:07:01.921
یه روز کینسکی با سرعت توی راهرو استارت دو زد

00:07:02.587 --> 00:07:06.166
و ما که داشتیم غذا می‌خوردیم یه صدای عجیب شنیدیم و

00:07:06.417 --> 00:07:11.992
وسط صدای انفجار در از لولا دراومد
و خورد کف اتاق

00:07:12.492 --> 00:07:18.776
لابد با تمام سرعت خودش رو کوبیده بود به در و
حالا اون جا وایستاده بود

00:07:19.193 --> 00:07:23.396
موهای آشفته‌ش تکون می‌خورد
کاملاً هیستریک بود و رنگش مثل گچ بود

00:07:23.854 --> 00:07:27.516
دهنش کف کرده بود و این‌طوری می‌کرد

00:07:28.224 --> 00:07:31.178
یه چیزی مثل برگ درخت آروم افتاد بپایین
پیرهنش بود

00:07:31.719 --> 00:07:33.051
فریاداش خیلی گوش خراش بود

00:07:33.134 --> 00:07:36.255
واقعاً می‌تونست گیلاس شراب رو با
صداش بشکونه

00:07:36.673 --> 00:07:43.872
و سه اکتاو بالاتر از حد معمول داد زد
کلارا! خوک!ا

00:07:44.246 --> 00:07:47.201
داستان این بود که کلارا یقۀ پیرهنش رو
خوبِ خوب اتو نکرده بود

00:07:47.659 --> 00:07:53.984
کلارا جای مجانی بهش داده بود
با غذا و شستن لباس‌هاش

00:07:54.401 --> 00:07:58.687
یه روز یه منتقد تئاتر رو شام
دعوت کرده بودن

00:07:59.145 --> 00:08:05.095
یارو گفت  نمایشی که کینسکی توش یه نقش کوچک داشت
رو دیده بود

00:08:05.430 --> 00:08:08.717
و به نظرش کار کینسکی عالی و خارق‌العاده بود

00:08:09.342 --> 00:08:14.627
یهو کینسکی دو تا سیب‌زمینی داغ و قاشق چنگال‌ها
رو پرت کرد توی صورتش

00:08:15.667 --> 00:08:18.080
پرید و داد زد

00:08:18.581 --> 00:08:20.703
عالی نبودم

00:08:20.828 --> 00:08:23.991
خارق‌العاده نبودم

00:08:24.407 --> 00:08:26.862
پرعظمت بودم

00:08:27.112 --> 00:08:29.983
تاریخ‌ساز بودم

00:08:30.317 --> 00:08:34.644
همۀ اینا اون موقع خیلی روی من تأثیر گذاشت

00:08:35.061 --> 00:08:38.973
و اصا باورنکردنی بود که یه روزی باهاش کار کنم

00:08:39.389 --> 00:08:42.218
و پنج تا فیلم بلند بسازیم

00:08:42.303 --> 00:08:44.466
نه اصلاً همچین چیزی توی افق ذهنم نبود

00:08:45.340 --> 00:08:48.295
از بعیدترین فکرهام هم بعیدتر بود

00:08:48.379 --> 00:08:53.081
وقتی این جا بود کلاس بازیگری هم می‌رفت؟

00:08:53.789 --> 00:08:55.703
خودش یاد گرفته بود

00:08:56.202 --> 00:09:00.779
گاهی صداش از توی کمد می‌اومد
ده ساعت یک‌ضرب

00:09:01.655 --> 00:09:04.651
تمرین صدا و بیان می‌کرد

00:09:05.483 --> 00:09:07.771
اصلاً نمی‌شد باور کرد

00:09:08.397 --> 00:09:12.933
وانمود می‌کرد که نابغه‌ایه که یکراست
از آسمونا افتاده پایین

00:09:13.598 --> 00:09:16.636
و استعدادش موهبت و لطف الهیه

00:09:17.095 --> 00:09:22.296
ولی در‌واقع باورتون نمیشه چقدر با خودش تمرین می‌کرد

00:09:22.754 --> 00:09:26.873
اون موقع، سر شعرخوانی‌هاش هنوز
لحن تئاتری مصنوعی

00:09:27.415 --> 00:09:33.075
که دهۀ 50 مد بود رو داشت
یه جور خرخر کردن صدا

00:09:33.534 --> 00:09:36.779
استاد کامل این لحن شده بود

00:09:38.985 --> 00:09:41.108
و چون این جا باهاش زندگی کردم

00:09:41.400 --> 00:09:45.727
می‌دونستم اگه باهاش کار کنم
چی در انتظارم خواهد بود

00:09:46.851 --> 00:09:51.969
شوره، فسفر گداخته

00:09:52.053 --> 00:09:56.006
در بول خر خشمگین

00:09:56.090 --> 00:10:00.001
در زهر مار
در تف عجوزه

00:10:00.127 --> 00:10:05.162
در گه سگ
و در فاضلاب مستراح

00:10:05.287 --> 00:10:11.155
در شیر گرگ
در زخم میش
و در خلای مسدود

00:10:11.863 --> 00:10:14.859
در این نوشاب است که

00:10:15.650 --> 00:10:20.353
باید سخن‌چین را بپزی

00:10:20.519 --> 00:10:23.390
در مغز گربه‌ای که
دیگر ماهی نمی‌گیرد

00:10:24.431 --> 00:10:27.968
در کفی که از دهان سگان هار می‌شارد

00:10:28.385 --> 00:10:32.422
که با شاش میمون درآمیخته
در تیغ‌های کنده از خارپشت

00:10:32.671 --> 00:10:35.293
در بشکۀ آب
که انگل در آن می‌خزد

00:10:35.376 --> 00:10:38.955
و موش‌های مرده و دمل چرکیده

00:10:39.164 --> 00:10:43.325
و قارچ در آن می‌درخشند

00:10:43.492 --> 00:10:46.821
در بزاق اسبان و ضمغ داغ

00:10:48.112 --> 00:10:50.359
در این نوشاب است که

00:10:51.524 --> 00:10:57.100
که سخن‌چین باید بپزد

00:10:59.473 --> 00:11:03.427
پرو
قطار از رود اوروباما می‌گذرد

00:11:03.843 --> 00:11:06.881
به اصطلاح، رود سرنوشت کینسکی و من

00:11:07.214 --> 00:11:11.042
می‌خواستم به برخی کارهای مشترکمان
برگردم

00:11:11.334 --> 00:11:14.788
اولین فیلم مشترک ما آگیره
خشم خدا بود

00:11:15.162 --> 00:11:16.743
که این جا شروع شد

00:11:17.160 --> 00:11:20.905
فیلم ششم من بود و 28 سال داشتم

00:11:21.447 --> 00:11:23.944
فیلمنامه را برای کینسکی فرستاده بودم

00:11:24.194 --> 00:11:28.938
دو شب بعد، ساعت 3، با زنگ تلفن بیدار شدم

00:11:29.105 --> 00:11:31.560
اول نفهمیدم چه می‌شنوم

00:11:31.935 --> 00:11:36.595
فقط صدای داد و بی‌داد از پشت خط می‌آمد

00:11:36.887 --> 00:11:38.635
کینسکی بود

00:11:38.844 --> 00:11:42.755
بعد از نزدیک به نیم ساعت، توانستم از لابه‌لای
جیغ و دادش بفهمم که

00:11:43.255 --> 00:11:48.040
از فیلمنامه به وجد آمده بود و می‌خواست
نقش آگیره را بازی کند

00:11:52.494 --> 00:11:57.654
فیلمبرداری آگیره با دو مشکل جدی روبه‌رو شد

00:11:58.070 --> 00:11:59.692
یکی مشکل بودجه بود

00:11:59.777 --> 00:12:00.775
آگیره
خشم خدا

00:12:00.900 --> 00:12:08.432
الان باورم نمیشه فیلم رو فقط با
سیصد و هفتاد هزار دلار ساختیم
(یک میلیارد و سیصد هزار تومان)

00:12:09.765 --> 00:12:13.718
هیچ‌کس علاقه‌ای به تأمین بودجه نداشتیم
و تازه بعدش

00:12:13.968 --> 00:12:19.836
تا سال‌ها کسی حتی نمی‌خواست فیلم رو ببینه

00:12:20.918 --> 00:12:24.039
مشکل دوم کینسکی بود

00:12:24.539 --> 00:12:30.490
اون موقع تازه برنامۀ عیسی رو نصفه ول کرده بود

00:12:30.907 --> 00:12:35.901
توی سالن‌های بزرگ ظاهر شده بود
مثل سالن آلمان توی برلین

00:12:36.233 --> 00:12:39.729
و تماشاگرا پول می‌دادن که
فقط حرفای بی‌معنی بزنه

00:12:40.021 --> 00:12:47.636
مسخره‌ش کرده بودن
حمله‌های بدجور بهش دست داده بود

00:12:48.053 --> 00:12:53.129
با فریاد هضیون گفته بود
و حالا یه عیسای مسخره‌شده و نفهمیده‌شده سر لوکیشن ما بود

00:12:53.339 --> 00:12:57.375
کاملاً توی نقشش رفته بود و باهاش زندگی می‌کرد

00:12:57.666 --> 00:13:02.161
اغلب نمی‌شد باهاش حرف زد چون عین
عیسی جواب می‌داد

00:13:03.617 --> 00:13:07.945
اوایل کارش می‌شد توی همچین حالت‌هایی دیدش

00:13:08.237 --> 00:13:12.648
در نقش فرانسوا ویلو
شاعر فقیر و ولگرد

00:13:13.315 --> 00:13:19.806
بعد در نقش ابله داستایوسکی
و بعدها در نقش پاگانینی

00:13:21.305 --> 00:13:27.589
بدتر این که عاشق فیلمنامه‌ای شده بود که

00:13:28.338 --> 00:13:33.748
اولش با اول فیلم نهایی فرق می‌کرد

00:13:33.957 --> 00:13:39.866
توی متن یه صحنه داشت که روی
کوه یخ توی ارتفاع 5000 متر بود

00:13:40.408 --> 00:13:45.068
صف عظیم خوک‌های ارتفاع‌زده به سمتت میان

00:13:45.568 --> 00:13:51.185
ولی بعدش می‌فهمی که یه دسته ماجراجوی اسپانیایی‌ن

00:13:51.935 --> 00:14:01.049
که 800 یا هزار تا سرخپوست هم همراهشونن

00:14:01.882 --> 00:14:04.046
کل این قسمت از متن حذف شد

00:14:04.546 --> 00:14:10.913
ولی کینسکی با پونصد کیلو
وسایل یخنوردی اومد

00:14:11.371 --> 00:14:20.567
چادر آورده بود، کیسه خواب
چنگک و یخ‌شکن

00:14:20.943 --> 00:14:24.105
خیلی دلش می‌خواست خودش رو
بندازه وسط طبیعت وحشی

00:14:24.688 --> 00:14:27.601
ولی تصوری که از طبیعت داشت مصنوعی بود

00:14:28.059 --> 00:14:31.096
توی جنگلش جای پشه نبود
بارون هم نمی‌اومد

00:14:31.971 --> 00:14:39.712
وقتی جاش رو توی چادرش درست کردیم
بارون گرفت و کینسکی خیس شد

00:14:40.503 --> 00:14:44.164
پس فوری، همون شب اول، شروع کرد به
سخنرانی و مهمل‌بافی

00:14:44.831 --> 00:14:52.447
فرداش روی چادرش با برگ نخل
سقف درست کردیم

00:14:52.863 --> 00:14:59.022
ولی هنوز راحت نبود و رفت
هتل ماچو پیچو

00:14:59.355 --> 00:15:03.142
اون زمان فقط یه هتل هشت اتاقه بود

00:15:03.517 --> 00:15:05.847
این جا هم هیچی نبود

00:15:06.097 --> 00:15:11.382
فقط یه کلبه بود که من توش می‌خوابیدم

00:15:12.090 --> 00:15:14.628
یه زن سرخپوست بومی توش زندگی می‌کرد

00:15:15.502 --> 00:15:17.999
یه کوتولۀ غوزی با 9 تا بچه

00:15:18.374 --> 00:15:23.784
صد صدوپنجاه تا هم خوکچه هندی داشت
که برای خوردن بود

00:15:24.118 --> 00:15:27.779
شبا روی من راه می‌رفتن که اذیتم می‌کرد

00:15:28.238 --> 00:15:33.398
پس رفتم با سرخپوستا
چ450 تا سرخپوست ارتفاعات

00:15:33.772 --> 00:15:38.474
یعنی از ارتفاع 4500 متری
که توی طویلۀ بزرگ اتراق کرده بودن

00:15:39.225 --> 00:15:46.674
تا شعاع 150 کیلومتری هیچ سرپناهی وجود نداشت

00:15:47.215 --> 00:15:50.086
اون جا باهاشون می‌خوابیدم

00:15:50.336 --> 00:15:54.081
دو روز آخر قبل از فیلمبرداری
خیلی به‌هم‌ریخته بود

00:15:54.456 --> 00:15:58.826
سعی کردم نظم رو حاکم کنم و برای همین
دو شبانه‌روز بی‌وقفه کار کردم

00:15:59.326 --> 00:16:02.572
موقع طلوع، قبل از این که برم یک ساعت بخوابم بهشون گفتم

00:16:02.863 --> 00:16:07.566
لطفاً وقتی از سوار قطار میشید من رو بیدار کنید
ولی یادشون رفت

00:16:07.941 --> 00:16:13.642
من رو یادشون رفت و با وحشت دیدم
که قطار داشت می‌رفت

00:16:14.016 --> 00:16:17.554
همه لباسام تنم بود و فقط کقش نپوشیده بودم

00:16:17.762 --> 00:16:22.339
دنبال قطار دویدم
دویست متر پابرهنه روی سنگریزه

00:16:22.590 --> 00:16:28.582
با پای خونی به‌زور رسیدم
به پله و سوار شدم

00:16:29.249 --> 00:16:33.160
اون روز شاید مهم‌ترین روز فیلمبرداری عمرم بود

00:16:35.116 --> 00:16:39.985
وقتی بلاخره به این جا رسیدم
مه غلیظی گرفته بود

00:16:40.236 --> 00:16:44.480
همه جا را ابر گرفته و
باران شدید بود

00:16:45.480 --> 00:16:48.309
یک متر جلوتر را نمی‌شد دید

00:16:48.850 --> 00:16:52.013
پشت کوه کاملاً زیر مه بود

00:16:52.347 --> 00:16:54.219
هیچ جز ابری تیره دیده نمی‌شد

00:16:55.176 --> 00:16:57.798
آشوبی وصف‌نشدنی‌ بود

00:17:02.126 --> 00:17:08.118
تازه کینسکی هم بدجور به مشکل خورده بود

00:17:09.701 --> 00:17:14.528
اول که دید تنها یک نقطه در وسط منظره خواهد بود

00:17:15.111 --> 00:17:17.317
و مرکز توجه نخواهد بود

00:17:17.733 --> 00:17:23.517
می‌خواست با چهرۀ ترسناک از نمای نزدیک بازی کند و
کل ارتش رو رهبری کند

00:17:24.849 --> 00:17:29.967
برایش توضیح دادم که هنوز رهبری این سفر اکتشافی با او نیست

00:17:30.342 --> 00:17:33.338
بلکه گونزالو پیزارو است

00:17:34.130 --> 00:17:36.626
بسیار سخت بود که

00:17:37.168 --> 00:17:41.287
کینسکی در این صحنه مرکز توجه نباشد

00:17:42.038 --> 00:17:48.863
دوم این که من و او درک متفاوتی از منظره داشتیم

00:17:49.570 --> 00:17:53.231
او می‌خواست نما کل منظرۀ بزرگ ماچو پیچو را دربر بگیرد

00:17:53.524 --> 00:17:59.808
با قله و عین فیلم‌های هالیوود

00:18:00.682 --> 00:18:06.841
که منظره نقش پس‌زمینه دارد و در خدمت نمای فیلم است

00:18:07.133 --> 00:18:10.170
این سیستم تبلیغ تلویزیونی است
کارت پستال‌ها این طور هستند

00:18:10.379 --> 00:18:13.375
ولی من نکته‌ای والا در آن منظره می‌خواستم

00:18:13.916 --> 00:18:19.742
که در آن تمام شور و افت‌وخیز و احساس انسان دیده شود

00:18:19.951 --> 00:18:26.068
او درک نمی‌کرد ولی برای من حیاتی بود

00:18:26.484 --> 00:18:31.478
منظره‌ای با خواص بشری

00:18:33.892 --> 00:18:39.593
ولی کینسکی گفت تنها منظرۀ جالب روی زمین

00:18:39.927 --> 00:18:43.838
چهرۀ انسان است

00:18:44.214 --> 00:18:47.626
بعد از فیلمبرداری از صحنه حذفش کردم

00:18:47.751 --> 00:18:51.704
حس می‌کردم این صحنه بدون چهره

00:18:52.079 --> 00:18:55.366
مدت‌ها در ذهن بیننده خواهد ماند

00:18:55.824 --> 00:18:59.861
کینسکی مدام فریاد می‌زد که خودبزرگ‌بینی داری

00:19:00.402 --> 00:19:04.647
من هم می‌گفتم
جفتمون همینیم

00:19:10.682 --> 00:19:14.594
آخرش ساعت یازده بود که هوا باز شد و این جا

00:19:15.010 --> 00:19:20.960
سمت راست، به طرز عجیبی ابرها ثابت ایستاده بودند

00:19:21.253 --> 00:19:26.206
ولی سمت چپ باز شده و
صف آدم‌ها به سمت پایین حرکت می‌کرد

00:19:26.747 --> 00:19:32.115
در حین فیلمبرداری حس عظیمی بهم دست داد

00:19:32.698 --> 00:19:37.275
انگار خدا به من و فیلمم نظر کرده بود

00:19:37.650 --> 00:19:40.063
انگار چیز خارق‌العاده‌ای می‌دیدم

00:19:40.355 --> 00:19:43.477
که هرگز تکرار نمی‌شد

00:19:48.512 --> 00:19:54.504
شاید بتوان گفت دراین روز به قطع
سرنوشتم را فهمیدم

00:20:25.843 --> 00:20:29.713
ششصد متر پایین‌تر از ماچو پیجو
رود اوروباما از محوطۀ اینکاها

00:20:30.046 --> 00:20:34.499
و قلۀ صخره‌ای کنار آن می‌گذرد

00:20:34.957 --> 00:20:37.412
در فصل خشک صخره‌ها عریان است

00:20:37.787 --> 00:20:43.114
ولی ممکن است آب در این جا ناگهان 12 متر بالا بیاید

00:20:48.149 --> 00:20:52.726
این جا همان محل است در هنگام بالا آمدن آب

00:20:53.061 --> 00:20:58.804
از دید من استعارۀ رابطۀ متلاتم ما بود

00:20:58.929 --> 00:21:03.382
اگه می‌خوای یکی پریشون باشه، بذار پریشون باشه

00:21:06.379 --> 00:21:12.288
بگیر لامصب! این مزخرف رو بگیریم تموم شه
فعلاً دوربین خاموش می‌مونه

00:21:12.912 --> 00:21:15.741
داری توهین می‌کنی
باید خواهش کنی

00:21:16.200 --> 00:21:21.901
حتی اگه دیوید لین و برشت هم همچین کاری می‌کردن

00:21:22.026 --> 00:21:26.395
این رو می‌گیری عزیزم
نمی‌گیرم
خواهیم دید

00:21:26.480 --> 00:21:29.185
نمی‌گیرم
خواهیم دید

00:21:32.514 --> 00:21:35.343
اصلاً برام مهم نیست دیوید لین و برشت چی کار می‌کردن

00:21:41.462 --> 00:21:45.664
چرا این بلا را سر خود آوردم؟

00:21:46.081 --> 00:21:49.535
در 15 سالگی کینسکی را در یک فیلم ضدجنگ دیدم

00:21:50.035 --> 00:21:52.490
کودکان، مادران و یک ژنرال

00:21:52.865 --> 00:21:56.735
نقش ستوانی را بازی می‌کند که پسربچه‌ها را
به خد مقدم می‌فرستد

00:22:01.563 --> 00:22:04.350
مکسیمیلیان شل نیز نقش کوچکی بازی می‌کند

00:22:04.601 --> 00:22:07.306
عاشق می‌شود و تصمیم به فرار می‌گیرد

00:22:07.680 --> 00:22:10.801
برای این کار کینسکی او را فراد صبحش اعدام خواهد کرد

00:22:10.885 --> 00:22:14.297
نترس، سه ساله جنس مخالف ندیدم

00:22:14.339 --> 00:22:16.627
هوی تو! برو بیرون

00:22:17.502 --> 00:22:19.208
مرتیکه

00:22:19.624 --> 00:22:22.704
میای؟ من بیرون منتظرم باشه؟

00:22:23.828 --> 00:22:26.824
خواهش می‌کنم این کار رو برام بکن

00:22:28.822 --> 00:22:34.314
مادران پسرها و سربازها چند ساعتی به خواب می‌روند

00:22:34.524 --> 00:22:38.768
کینسکی هنگام طلوع بیدار می‌شود و طرز بیدار شدنش

00:22:38.977 --> 00:22:41.390
تا ابد از یادم نخواهد رفت

00:22:44.262 --> 00:22:45.801
بله باید بریم

00:22:46.010 --> 00:22:50.713
این لحظه که حالا تکرار می‌شود تأثیر عمیقی بر من گذاشت

00:22:50.838 --> 00:22:54.499
که بعدها نقش تعیین‌کننده‌ای در
زندگی حرفه‌ای من داشت

00:23:01.409 --> 00:23:02.906
بله باید بریم

00:23:10.439 --> 00:23:14.684
عجیب است که حافظه چگونه چنین
چیزی را بزرگ‌تر نشان می‌دهد

00:23:15.017 --> 00:23:18.596
صحنۀ بعدی که دستور تیرباران مکسیمیلیان شل را می‌دهد

00:23:18.930 --> 00:23:21.676
اکنون به نظرم بسیار اثرگذارتر است

00:23:26.004 --> 00:23:27.294
یالا

00:23:32.622 --> 00:23:37.199
اعدامش می‌کنن؟
این ظلمه.. حق ندارید بکشیدش

00:23:37.574 --> 00:23:41.653
حداقل به حرفش گوش کنید
التماس می‌کنیم

00:23:42.443 --> 00:23:47.270
این که قتله
نمیشه که همین‌طوری حکم داد

00:23:47.395 --> 00:23:48.935
تازگی میشه

00:23:59.631 --> 00:24:03.210
فرودگاه لیما

00:24:03.834 --> 00:24:07.787
در  مسیر برگشت به گذشته
به یوستو گونزالز برخوردم

00:24:08.121 --> 00:24:12.823
که راهنمای گردشگران اینجاست و منتظرم بوده

00:24:13.073 --> 00:24:17.485
یکی از سربازهای اسپانیایی اکتشاف آگیره بود

00:24:17.860 --> 00:24:23.935
بیست و پنج سال است که همدیگر را ندیده‌ایم

00:24:29.762 --> 00:24:34.299
سوم اسفند. مشقت سختی متحمل می‌شویم

00:24:34.839 --> 00:24:38.168
مردانمان تب و هذیان دارند

00:24:38.501 --> 00:24:41.247
بیشتری‌ها دیگر نا ندارند
سر پا بایستند

00:24:41.498 --> 00:24:46.242
سرباز یوستو گونزالز جوهرم را خورد
فکر می‌کرد داروست

00:24:47.075 --> 00:24:51.570
دیگر نمی‌توانم بنویسم
دور خود می‌چرخیم

00:25:05.345 --> 00:25:09.048
اینجا در سمت چپ یوستو گونزالز را می‌بینیم

00:25:09.298 --> 00:25:15.541
که  نقش ماجراجویی اسپانیایی و خسته از
تب را بازی می‌کند

00:25:38.306 --> 00:25:43.882
تو تمام صحنه‌های فیلم کینسکی
به شدت خشن بود

00:25:44.091 --> 00:25:47.461
و در عین حال خونسرد و محاسبه‌گر بود

00:25:48.294 --> 00:25:52.664
توی یه صحنه به یه دهکدۀ سرخپوستی
حمله می‌کردیم و می‌سوزوندیمش

00:25:53.288 --> 00:25:59.280
کینسکی به سیاه‌لشگرایی که حواسشون به
غذاها پرت شده بود حمله کرد

00:26:00.571 --> 00:26:06.521
مثل وحشی‌ها می‌زد و با شمشیرش
زد به سر من

00:26:16.843 --> 00:26:20.006
شانس آوردم که کلاه خود آهنی داشتم

00:26:20.422 --> 00:26:26.706
انقدر محکم زد که سرم یه زخم بزرگ برداشت

00:26:26.956 --> 00:26:30.452
بیهوش نشدم ولی خیلی خونریزی داشتم

00:26:34.780 --> 00:26:37.526
و اگه کلاه‌خود نداشتی چی می‌شد؟

00:26:38.068 --> 00:26:40.065
بدون کلاه‌خود ممکن بود بمیرم

00:26:40.523 --> 00:26:42.562
جمجمه‌م نصف می‌شد

00:26:42.979 --> 00:26:46.600
خیلی دقیق زد به کلاه‌خود

00:26:47.099 --> 00:26:54.423
ولی همه‌ش آنی، خشن و کنترل‌نشدنی بود
همه رو می‌زد

00:26:57.628 --> 00:26:59.834
و بعد؟

00:27:00.167 --> 00:27:06.534
بعدش این لک موند
هنوز هم میشه دیدش

00:27:13.942 --> 00:27:19.934
همون شب، بعد از فیلمبرداری، ما سیاه‌لشگرا
داشتیم استراحت می‌کردیم

00:27:20.725 --> 00:27:22.722
یه ذره مشروب خوردیم و داشتیم ورق بازی می‌کردیم

00:27:23.390 --> 00:27:26.635
کلاوس کینسکی سر همین
عصبانی و خشن شد

00:27:27.176 --> 00:27:30.131
معلوم بود می‌خواد نشون بده
آدم قلچماقیه

00:27:30.589 --> 00:27:34.501
پس با وینچستر سه تا گوله
به کلبه‌مون شلیک کرد

00:27:34.959 --> 00:27:40.576
اون تو 45 تا مرد چپیده بودیم که یکی‌مون زخمی شد

00:27:41.160 --> 00:27:46.653
تیر خورد به نوک انگشتش. خیلی خون می‌اومد
و من می‌ترسیدم

00:27:47.070 --> 00:27:50.815
که تیر به بدنش خورده باشه
ولی فقط انگشت وسطش بود

00:27:51.273 --> 00:27:54.727
اسم اون سیاه‌لشگر آرائوس بود

00:27:54.852 --> 00:27:58.555
مسیر گلوله

00:27:58.972 --> 00:28:04.882
گلوله‌ها به صورت اریب از سقف وارد شد و به زمین خورد؟

00:28:05.090 --> 00:28:08.876
نه، مستقیم از توی دیوار زد

00:28:10.500 --> 00:28:12.705
از همه متنفر بود

00:28:12.872 --> 00:28:19.863
غریزی، پیش‌بینی‌نشدنی و خل و چل بود
عادی نبود

00:28:20.613 --> 00:28:24.732
خشن
شیطانی بود

00:28:25.067 --> 00:28:28.562
همیشه مسلح این‌ور و اون‌ور می‌رفت

00:28:32.890 --> 00:28:36.260
یه بار به مرگ تهدیدش کردی

00:28:36.761 --> 00:28:39.257
وقتی می‌خواست قبل از پایان فیلمبرداری بره

00:28:39.507 --> 00:28:42.087
دیگه طاقتت تموم شده بود

00:28:42.712 --> 00:28:44.792
هنوز صحنه‌های زیادی مونده بود

00:28:44.959 --> 00:28:48.288
و ماها چند بار  از خودگذشتگی کرده بودیم؟

00:28:55.530 --> 00:29:01.480
سفری چند روزه از ماچو پیجو در امتداد رود اوروباما

00:29:02.188 --> 00:29:09.471
این‌جا، در تندآب‌های پونگو
فیتزکارالدو را گرفتیم

00:29:10.387 --> 00:29:15.173
در فصل خشک که آب در پایین‌ترین سطح است

00:29:15.506 --> 00:29:18.586
زیاد خطرناک نیست

00:29:35.732 --> 00:29:41.891
کینسکی معجون خاصی از شجاعت
و ترس جسمی بود

00:29:42.807 --> 00:29:46.926
اگه یه زنبور نزدیکش می‌شد ممکن بود
جیغ بزنه و بره توی پشه‌بند

00:29:47.177 --> 00:29:50.714
و درخواست دکتر و آمپول بکنه

00:29:51.464 --> 00:29:56.291
یک بارش رو هیچ وقت یادم نمیره
همین‌جا توی پونگو بود

00:29:57.748 --> 00:30:02.492
تونستیم بالاخره قایق عظیممون رو
تا اینجا سانت به سانت برخلاف مسیر آب بکشیم

00:30:02.784 --> 00:30:08.527
آب این جا ده متر بالا میاد

00:30:09.317 --> 00:30:12.938
و بعدش قیامت میشه

00:30:13.188 --> 00:30:18.556
از چپ و راست60 تا کابل فولادی به صخره وصل کرده بودیم

00:30:18.848 --> 00:30:23.093
تا قایق بتونه خودش رو با وینچ‌ها بالا بکشه

00:30:23.592 --> 00:30:25.714
یازده روز طول کشید تا قایق رو نیم مایل داخل این تندآب‌ها بکشیم

00:30:31.791 --> 00:30:34.578
بعد یه اتفاق غیرمنتظره افتاد

00:30:34.953 --> 00:30:38.740
آب دو متر بالاتر اومد و 14 تا کابل فولادیمون

00:30:39.074 --> 00:30:46.273
که هر کدوم 7 سانت قطرش بود، در یک لحظه پاره شد

00:30:56.678 --> 00:31:03.544
قایق چپ شد و تقریباً افقی روی آب مونده بود

00:31:04.710 --> 00:31:09.537
عجیب‌تر این که یه زن حامله هم سوار بود. زن آشپز بود

00:31:10.245 --> 00:31:12.075
آشپز از ترس جونش

00:31:12.201 --> 00:31:16.362
دنبال یه چیز عمودی می‌گشت که پرید
به یک شقۀ خوک

00:31:16.696 --> 00:31:21.024
محکم گرفته بودش و با خوک تاب می‌خورد

00:31:21.357 --> 00:31:26.226
بعدش البته معلومه که کلی جوک براش ساختن

00:31:26.559 --> 00:31:28.015
کینسکی از این اتفاق خبر داشت

00:31:28.432 --> 00:31:31.844
یه مقدار اینجا فیلمبرداری کردیم
کسی از گروه سوار قایق نبود

00:31:32.219 --> 00:31:36.589
ولی قایق با چنان قدرتی به صخره‌ها پرت شد که

00:31:36.839 --> 00:31:44.912
ستون کشتی مثل در قوطی ساردین گرد شده بود

00:31:45.620 --> 00:31:50.115
لنگر از دیوار فلزی کلفت قایق رد شده بود

00:31:50.447 --> 00:31:54.317
همه می‌دونستن
از جمله کینسکی

00:31:54.693 --> 00:32:02.932
بعد فکر کردم که می‌تونیم با دو تا دوربین روی قایق فیلمبرداری کنیم

00:32:03.099 --> 00:32:07.884
شش نفر داوطلب شده بودن که یهو کینسکی گفت

00:32:08.468 --> 00:32:10.590
اگه تو سوار قایق بشی
منم باهات میام

00:32:10.923 --> 00:32:13.045
تو غرق شی، منم باهات غرق میشم

00:32:30.858 --> 00:32:34.645
ببین، باز نگهش دار
اولش

00:32:41.262 --> 00:32:43.426
این سوزن گرامافون واقعیه؟

00:32:43.551 --> 00:32:48.545
نه سوزن معمولی خیاطیه

00:32:58.866 --> 00:33:03.027
موفق باشی پل

00:33:05.233 --> 00:33:07.397
اگه افتادی می‌گیرمت

00:33:10.228 --> 00:33:11.851
چی شد؟

00:33:13.308 --> 00:33:14.680
پونگو

00:33:14.847 --> 00:33:17.593
داریم توی پونگو می‌ریم

00:33:26.875 --> 00:33:32.908
داشتیم فیلمبرداری می‌کردیم که یه تکون چنان شدید بود که

00:33:33.326 --> 00:33:38.111
دیدم لنز از دوربین پرت شد بیرون

00:33:38.445 --> 00:33:43.230
لنز پرت شد و فیلمبردار، توماس ماوخ، رو سعی کردم بگیرم

00:33:43.439 --> 00:33:46.602
هفت یا ده متر رفت هوا و منم باهاش

00:33:47.018 --> 00:33:50.679
دوربین حدود 20 کیلو وزنشه
روی دوشش گرفته بودش

00:33:51.096 --> 00:33:57.796
با چنان ضربی روی عرشه خورد که دستش پاره شد

00:33:58.296 --> 00:33:59.793
از بین این دو انگشت

00:33:59.919 --> 00:34:05.412
چه بد شد کلاوس که قبل از برخورد قایق
فرار کردی

00:34:05.704 --> 00:34:08.616
هدف همین بود! دیوونه که نیسنم

00:34:09.740 --> 00:34:13.652
پرتاب شدیم جلو و لنز

00:34:14.111 --> 00:34:18.022
همون موقع فرار کردم

00:34:22.975 --> 00:34:24.764
این لنز اینجا پرت شد
همین بود دیگه

00:34:24.889 --> 00:34:26.303
صخره بازم نزدیک‌تر شد

00:34:26.388 --> 00:34:29.716
دویدم عقب و داد زدم
موتور!ا

00:34:29.800 --> 00:34:34.418
بعد ضربه و پرتاب شدی
زمانبندیش دقیق بود

00:34:55.062 --> 00:35:00.138
گاهی هم پیش می‌اومد
که غریزۀ کلاوس بهش می‌گفت

00:35:01.304 --> 00:35:03.759
که دیگه زیاده‌روی کرده

00:35:04.426 --> 00:35:07.880
توی همچین لحظه‌هایی خدا رو شکر ترسو می‌شد

00:35:08.254 --> 00:35:12.415
یه  اتفاق هم توی
ریو نانای افتاد

00:35:12.708 --> 00:35:15.413
که آخرین قسمت فیلمبرداری آگیره بود

00:35:16.079 --> 00:35:23.028
مثل اغلب اوقات، دیالوگاش رو حفظ نکرده بود
و دنبال مقصر می‌گشت

00:35:23.736 --> 00:35:25.983
یهو مثل دیوونه‌ها فریاد کشید

00:35:26.192 --> 00:35:29.271
ای خوک!ا
منظورش دستیار فیلمبردار بود

00:35:29.438 --> 00:35:31.019
»لبخند می‌زنه!ا«

00:35:31.311 --> 00:35:33.350
انتظار داشت در جا اخراجش کنم

00:35:33.725 --> 00:35:40.924
معلوم بود که اخراجش نمی‌کردم وگرنه
کل گروه می‌رفتن

00:35:41.382 --> 00:35:44.878
کینسکی ناگهان خیلی جدی وسایلش رو جمع کرد

00:35:45.336 --> 00:35:49.538
و می‌خواست با قایق تندرو از لوکیشن بره

00:35:49.872 --> 00:35:55.073
می‌دونستم قبل از این سی چهل پنجاه تا قرارداد رو فسخ کرده

00:35:55.324 --> 00:35:57.820
همین تازگی تور تئاترش رو قطع کرده بود

00:35:58.195 --> 00:36:04.895
قرارهای تئاتر رو نابود می‌کرد و
می‌دونستم که اگه بره دیگه رفته

00:36:05.769 --> 00:36:09.472
با  خونسردی رفتم سراغش
در ضمن مسلح نبودم

00:36:10.015 --> 00:36:15.632
و بعدها ماجرا رو عوض کرد که آبروداری کنه

00:36:16.257 --> 00:36:18.962
خلاصه رفتم و گفتم
حق نداری این کار رو بکنی

00:36:19.337 --> 00:36:22.417
فیلم از احساسات شخصی ما مهم‌تره

00:36:23.124 --> 00:36:26.411
حتی از شخصیت‌مون مهم‌تره

00:36:26.869 --> 00:36:31.030
همچین اجازه‌ای نداری
اصلاً راه نداره

00:36:31.489 --> 00:36:35.110
گفت نه همین الان میرم

00:36:35.318 --> 00:36:41.602
بهش گفتم تفنگ دارم و قبل از
این که به اون پیچ برسه

00:36:43.724 --> 00:36:49.051
هشت تا گلوله توی سرش خواهد بود
و نهم‌یش رو هم من می‌زنم

00:36:49.717 --> 00:36:54.628
سریع فهمید که دیگه شوخی نیست

00:36:54.837 --> 00:36:58.540
مثل دیوونه‌ها داد زد پلیس!ا

00:36:59.082 --> 00:37:04.367
ولی نزدیک‌ترین پاسگاه پلیس 500 کیلومتر فاصله داشت

00:37:04.659 --> 00:37:09.153
بعدها مطبوعات نوشتن که از پشت دوربین
با تفنگ مسلح کارگردانی کردم

00:37:12.482 --> 00:37:13.854
معلومه که همچین چیزی نبوده

00:37:13.939 --> 00:37:18.849
ولی روزای آخر فیلمبرداری خیلی منظم شد

00:37:18.933 --> 00:37:22.095
بالاخره هیولا رام شد

00:37:22.429 --> 00:37:28.255
و به قالبی دراومد که دیوانگی و انرژی حقیقیش

00:37:28.755 --> 00:37:32.500
توی قاب تصویر جا می‌شد

00:37:32.875 --> 00:37:36.787
باید از بزدلی و غریزه‌ش قدردانی کنم

00:37:36.995 --> 00:37:39.034
که پایان پرابهت آگیره رو ممکن کرد

00:37:46.816 --> 00:37:52.268
به دریا که برسیم
قایقی بزرگ‌تر خواهیم ساخت

00:37:52.560 --> 00:37:57.887
و با آن به شمال خواهیم راند و
ترینیداد را از سلطنت اسپانیا می‌گیریم

00:38:05.128 --> 00:38:09.747
از آن جا
از راه کورتز به مکزیک می‌رویم

00:38:12.494 --> 00:38:15.906
چه خیانتی خواهد شد

00:38:17.031 --> 00:38:20.859
و سپس تمام اسپانیای نو را در اختیار گرفته

00:38:21.109 --> 00:38:24.354
و تاریخ را به صحنه می‌بریم

00:38:24.688 --> 00:38:27.809
همانسان که دیگران نمایش به صحنه می‌برند

00:38:50.117 --> 00:38:53.404
من، خشم خدا

00:38:54.819 --> 00:38:57.648
دختر خودم عروسم خواهد شد

00:38:59.022 --> 00:39:02.518
و با او ناب‌ترین سلسله را بنیان خواهم گذاشت

00:39:03.351 --> 00:39:05.889
که انسان تاکنون داشته

00:39:06.556 --> 00:39:12.589
با هم بر تمامی این قاره حکومت خواهیم کرد

00:39:19.831 --> 00:39:21.912
خواهیم بالید

00:39:23.993 --> 00:39:26.781
من ، خشم خدا

00:39:28.196 --> 00:39:30.609
که با من است؟

00:39:39.433 --> 00:39:41.721
من باهاش بودم

00:39:42.096 --> 00:39:45.176
به طرز عجیبی من و کینسکی
مکمل هم بودیم

00:39:45.468 --> 00:39:48.297
به نظرم اون همون‌قدر به من احتیاج داشت
که من به اون

00:39:48.755 --> 00:39:53.873
ولی در ملاء عام هیچ وقت نمی‌تونست این رو بپذیره
خیلی اذیتش می‌کرد

00:39:54.166 --> 00:40:00.158
توی شرح حالی که خودش نوشته
که خیلی هم تخیلیه

00:40:00.408 --> 00:40:04.069
من و رابطه‌مون رو توصیف کرده
قسمتاییش رو می‌خونم

00:40:04.361 --> 00:40:09.688
دربارۀ هرتزوگ میگه
آشفتگی، گستاخی، چشم‌سفیدی، خشونت

00:40:10.022 --> 00:40:14.682
حماقت، خودبزرگ‌بینی، بی‌استعدادی
و به همین ترتیب

00:40:14.974 --> 00:40:18.012
در ادامه میگه هرگونه توضیح بیشتر
اتلاف وقت است

00:40:18.304 --> 00:40:22.631
ولی صفحه به صفحه به من برمی‌گرده

00:40:23.006 --> 00:40:26.293
شبیه آدم‌هایی که وسواس دارن

00:40:26.627 --> 00:40:34.076
بعضی قسمت‌های این کتاب رو بهش کمک کردم

00:40:34.451 --> 00:40:40.235
بهش کمک کردم که فحش‌های خیلی رکیک اختراع کنه

00:40:40.527 --> 00:40:45.022
نزدیک این جا زندگی می‌کرد، یه مقدار بالاتر بود
و این جا با هم قدم می‌زدیم

00:40:45.230 --> 00:40:50.016
گاهی روی یه نیمکت چوبی می‌نشستیم و
به منظره نگاه می‌کردیم

00:40:50.515 --> 00:40:54.218
یا پای این درخت می‌نشستیم و فکر می‌کردیم
و یه بار گفت

00:40:54.802 --> 00:40:58.714
ورنر، اگه دربارۀ تو چیز بد ننویسم هیچ‌کس
این کتاب رو نمی‌خونه

00:40:59.006 --> 00:41:03.333
اگه بنویسم که ما با هم خوب بودیم
هیچ‌کس باورش نمیشه

00:41:03.666 --> 00:41:06.911
انگل‌ها همیشه دوست دارن دربارۀ
کثافت بشنون

00:41:07.412 --> 00:41:13.737
من واژه‌نامه آوردم و سعی کردم
فحش‌های بدتر پیدا کنیم

00:41:14.154 --> 00:41:17.941
چند تاش رو استفاده کرد و اغلب یادش می‌افتادیم
و می‌خندیدیم

00:41:18.940 --> 00:41:24.808
با این حال، خیلی از انفجارهای خشم مطلقاً واقعی بود

00:41:25.100 --> 00:41:26.472
دربارۀ هر دومون میگم

00:41:27.180 --> 00:41:30.384
ولی باز هم با هم کار کردیم

00:42:05.260 --> 00:42:09.088
ویتسک را در شهر کوچک تلک
در چک ساختیم

00:42:09.380 --> 00:42:13.250
اوا ماتس بازیگر مقابل کینسکی در نقش ماری بود

00:42:13.958 --> 00:42:18.161
او از معدود زنانی بود که از کینسکی تعریف کرد

00:42:18.495 --> 00:42:20.366
(قیافه هم نداره دلمون خوش باشه)

00:42:20.742 --> 00:42:24.695
اونجا زیر اون طاق‌ها
زیاد فیلمبرداری کردیم

00:42:26.610 --> 00:42:29.397
توی اون میدون هم همین‌طور

00:42:29.856 --> 00:42:35.890
کینسکی خسته از سر فیلمبرداری
نوسفراتو اومده بود

00:42:36.056 --> 00:42:40.759
فقط 5 روز بینشون فاصله بود. یه ذره
موهاش دراومده بود

00:42:41.884 --> 00:42:48.251
و حال‌وهوای غیرعادی، ظریف
و حساسی پیدا کرده بود

00:42:49.374 --> 00:42:53.785
تو چطور دیدیش؟
رفتارش با تو متفاوت بود

00:42:54.202 --> 00:43:00.486
بله اون‌طور خستگی می‌تونه محرکی بشه
که آدم به اوج خودش برسه

00:43:00.861 --> 00:43:04.356
خیلی توی بازیگری حرفه‌ای بود

00:43:04.606 --> 00:43:08.102
حرفه‌ای‌ترین کسی که دیدم

00:43:08.310 --> 00:43:14.302
و بی‌شک از همین استفاده کرد
از همین شکنندگی که گفتی

00:43:14.761 --> 00:43:19.630
که برای ویتسک موهبت بزرگیه

00:43:20.213 --> 00:43:22.793
اگه بتونی توی اون خستگی بهش برسی...

00:43:23.834 --> 00:43:27.662
کاملاً بهش احترام می‌گذاشتم
و احترام متقابل بود

00:43:28.161 --> 00:43:30.991
بی‌صبرانه منتظر بودم باهاش کار کنم

00:43:31.200 --> 00:43:33.655
چون فکر می‌کردم بازیگر دیوونه‌ای باشه

00:43:34.029 --> 00:43:37.400
ولی در عمل دیدم منبع قدرته

00:43:37.609 --> 00:43:40.938
فقط کافیه بخوای ازش استفاده کنی

00:43:44.642 --> 00:43:47.138
می‌دانی چند سال گذشته ماری؟

00:43:48.304 --> 00:43:50.468
دو سال در ویتسانتاید

00:43:52.549 --> 00:43:55.171
و می‌دانی چند سال مانده؟

00:43:58.126 --> 00:44:00.623
باید بروم غذا درست کنم

00:44:01.580 --> 00:44:04.326
شما دو تا صرفاً بازیگر نبودید
بله درسته

00:44:04.618 --> 00:44:11.942
شهود خیلی قوی‌ای بود
خیلی شهودی بازی می‌کرد

00:44:12.692 --> 00:44:17.894
من هم همین‌طور. یه صحنه توی
ویتسک هست که

00:44:18.061 --> 00:44:19.309
ویتسک به ماری میگه

00:44:20.308 --> 00:44:22.596
چه دهان زیبایی داری و هیچ تاول رویش نیست

00:44:22.971 --> 00:44:28.298
فرداش یه تاولسفید وسط لبم زد

00:44:28.590 --> 00:44:33.833
نه قبل از اون لبم تاول زده بود
و نه بعدش هیچ وقت زد

00:44:34.999 --> 00:44:40.742
فرداش دیدش و یه شوخی مبتذل راجع‌بهش کرد

00:44:41.034 --> 00:44:43.156
ولی خیلی اتفاق عجیبی بود

00:44:43.281 --> 00:44:50.522
شدت رابطه‌مون خیلی زیاد بود
یا شاید اون شور داشت

00:44:50.731 --> 00:44:54.809
و من هم داشتم. ولی بیشتر
دیگه نمی‌تونم توضیح بدم

00:44:57.722 --> 00:45:00.343
ماجرای این قسمت فیلم چنین است

00:45:00.719 --> 00:45:03.215
ماری با افسر طبال هم‌بستر می‌شود

00:45:03.590 --> 00:45:09.166
ویتسک که دارد عقلش را از دست می‌دهد
به درستی مشکوک شده است

00:45:11.123 --> 00:45:13.287
این صحنه هم مانند
اکثر قسمت‌های فیلم

00:45:13.703 --> 00:45:17.448
در یک برداشت و بدون کات گرفته شد

00:45:33.680 --> 00:45:35.593
هنوز خودت هستی؟

00:45:38.007 --> 00:45:39.630
واقعا؟

00:45:42.460 --> 00:45:44.666
هیچ نمی‌بینم

00:45:44.791 --> 00:45:48.412
چقدر عجیب شدی فرانتس
دارم می‌ترسم

00:45:49.868 --> 00:45:51.991
هیچ نمی‌بینم

00:45:55.445 --> 00:45:57.484
هیچ نمی‌بینم

00:46:00.772 --> 00:46:04.891
باید بشود دیدش
در دست گرفتش

00:46:04.976 --> 00:46:08.179
چه شده فرانتس؟
مغزت می‌غرد

00:46:08.471 --> 00:46:11.093
بسیارند کسانی که از این کوچه رد می‌شوند

00:46:11.468 --> 00:46:15.671
با هر که دلت خواست راه می‌روی
به من چه ربطی دارد

00:46:16.253 --> 00:46:18.209
این‌طوری...این‌طوری ایستاده بود؟

00:46:24.452 --> 00:46:26.282
این‌طور کرد؟

00:46:28.032 --> 00:46:29.696
کاش من بودم

00:46:29.780 --> 00:46:33.108
من که نمی‌توانم نگذارم کسی به خیابان برود

00:46:33.234 --> 00:46:36.021
یا نگذارم دهان به همراه بیاورند

00:46:36.231 --> 00:46:38.478
و لب‌هایشان را خانه بگذارند

00:46:38.852 --> 00:46:41.890
چه حیف
لب‌های به این زیبایی

00:46:42.431 --> 00:46:45.510
ولی زنبور دوست دارد رویش بنشیند

00:46:48.924 --> 00:46:51.253
کدام زنبور تو را گزیده است؟

00:46:51.837 --> 00:46:56.706
گناه، چنان کلفت و پهن که
لحظه‌ای روی آب نمی‌ماند

00:46:56.997 --> 00:47:01.408
می‌توانستی فرشتگان کوچک را از آسمان
با دود بیرون کنی

00:47:06.278 --> 00:47:09.565
ماری! دهان سرخی داری

00:47:10.482 --> 00:47:12.271
و هیچ تاول رویش نیست

00:47:12.396 --> 00:47:15.018
فرانتس! اری هذیان می‌گویی
دیدمش

00:47:15.143 --> 00:47:18.846
دو چشم بینا در آفتاب بسیار می‌بیند

00:47:18.971 --> 00:47:22.009
این جا ایستاده بود؟
این‌طوری؟ این‌طوری؟

00:47:22.134 --> 00:47:24.339
دنیاست دیگر

00:47:24.465 --> 00:47:27.170
چند نفر یک جا می‌ایستند

00:47:27.295 --> 00:47:28.293
جرأت داری مرا بزنی فرانتس!ا

00:47:28.377 --> 00:47:31.498
چاقو درون بدنم را به دست تو روی بدنم ترجیح می‌دهم

00:47:49.934 --> 00:47:52.888
چیزی باید رویش باشد

00:47:53.930 --> 00:47:56.385
چیزی باید رویش باشد

00:47:58.050 --> 00:48:00.838
هر انسانی ژرفگاهی است

00:48:02.003 --> 00:48:04.916
درونش را که نگاه کنی
سرت گیج می‌رود

00:48:07.164 --> 00:48:10.327
بی‌گناهی
نشانی روی خود داری

00:48:12.033 --> 00:48:15.820
می‌شناسمش؟ می‌شناسمش؟

00:48:28.139 --> 00:48:31.510
آشنایی شخصی، به قول معروف، نداشتیم

00:48:31.677 --> 00:48:40.291
ولی اون مقدار کمی که سر فیلمبرداری دیدم
خیلی دوستانه بود

00:48:40.791 --> 00:48:47.574
روز آخر فیلمبرداری با کل گروه
عکس دسته‌جمعی گرفتیم

00:48:48.115 --> 00:48:52.401
ناراحت بودم که فیلمبرداری تموم شده
بله گریه کردی

00:48:52.693 --> 00:48:56.563
زودتر رفتم چون گریه‌م بند نمی‌اومد

00:48:56.897 --> 00:49:00.267
یهو صدای پا از پشتم اومد و یکی گفت

00:49:00.434 --> 00:49:02.264
یه لحظه وایسا
کینسکی بود

00:49:02.474 --> 00:49:04.387
من رو بغل کرد و گفت

00:49:04.596 --> 00:49:07.092
اوا! حست رو کامل می‌فهمم

00:49:07.343 --> 00:49:10.588
خیلی خوب بود. خیلی بهم کمک کرد

00:49:10.838 --> 00:49:13.792
واقعاً به این کار نیاز داشتم و اون
تنهام نگذاشت

00:49:14.043 --> 00:49:17.122
باهام تا هتل اومد و تمام مدت بغلم کرده بود

00:49:17.289 --> 00:49:19.161
و می‌دونست

00:49:19.412 --> 00:49:27.235
وقتی رفتم کن
فکر کنم به اشتباه برندۀ این شدم

00:49:27.444 --> 00:49:29.732
نه استحقاقش رو داشتی

00:49:29.900 --> 00:49:35.809
من گرفتمش ولی کلاوس نه. رفتم سمتش و گفتم

00:49:36.100 --> 00:49:39.180
خوب نظرت چیه که این جایزه رو گرفتم؟

00:49:39.721 --> 00:49:44.423
گفت اوا! من فقط به
اون پیاده‌روی‌مون فکر می‌کنم

00:49:44.715 --> 00:49:48.585
از لوکیشن تا هتل که گریه می‌کردی

00:49:49.127 --> 00:49:55.161
خیلی خوب بود. اون جا توی تماشاچی‌ها نشسته بود و

00:49:55.536 --> 00:50:01.986
برام کف می‌زد و می‌گفت بالاخره یه لباس
قشنگ تنت کردی

00:50:02.485 --> 00:50:08.477
از قبل بهش گفته بودم که اگه جایزه بردم

00:50:08.603 --> 00:50:12.973
باید جایزه مشترک باشه، برای اون هم باشه
ولی اون گفت

00:50:13.265 --> 00:50:19.340
من به این آشغالا اهمیت نمیدم
جایزه برای چی بگیرم؟

00:50:19.549 --> 00:50:22.378
خودم می‌دونم نابغه‌ام

00:50:22.586 --> 00:50:24.874
و از این حرفا
گفتم: ما همه این رو می‌دونیم

00:50:25.209 --> 00:50:31.159
تو نیازی به هیچ جایزه‌ای نداری
جایزه فقط ارزشت رو کم می‌کنه

00:50:31.659 --> 00:50:36.528
و می‌کشوندت به سطح رسانه‌ها و این سیرک مسخره‌شون

00:50:36.861 --> 00:50:41.605
خیلی خوشش اومد
از اون به بعد باهام خیلی مهربون شد

00:50:42.147 --> 00:50:47.058
لبم رو بوسید و خیلی طولانی بغلم کرد

00:50:47.474 --> 00:50:50.595
خیلی تحت تأثیر قرار گرفت و درونش فروریخته بود

00:50:51.011 --> 00:50:54.465
چند بار همچین اتفاقایی بین ما افتاد

00:50:55.131 --> 00:51:04.286
همیشه سخته توضیح بدیم چطوری
انسانیت و گرمایی هم توی شخصیتش بود

00:51:04.454 --> 00:51:15.690
که ممکن بود ناگهان به خشمی
غیرقابل تصور تبدیل بشه

00:51:16.273 --> 00:51:20.850
تو به من نگو داد بزنم یا نزنم

00:51:20.976 --> 00:51:25.013
بیا برو تو کونم
صورتت رو له می‌کنم

00:51:25.179 --> 00:51:28.091
شک نکن که می‌کنم

00:51:28.425 --> 00:51:31.296
با من بد حرف بزنی حسابت رو می‌رسم
-بیا بیا

00:51:40.744 --> 00:51:43.324
این دعوا که در کنار فیلم گرفته شده

00:51:43.990 --> 00:51:47.527
با مدیر تولید توانای ما بود
والتر ساکسر

00:51:47.777 --> 00:51:50.815
از عجایب روزگار بود که این بار
من سیبل نشدم

00:51:50.899 --> 00:51:54.602
به تخمم نیست که با رفاقتت
جلق می‌زنی

00:51:55.809 --> 00:51:58.139
برو همون گهت رو بساز

00:51:58.723 --> 00:52:04.049
دعوا به خاطر چیز ساده‌ای بود و
من حوصلۀ دخالت نداشتم

00:52:04.258 --> 00:52:07.503
چون کلاوس نسبت به انفجارهای قبلی خود
زیاد خشن نبود

00:52:09.626 --> 00:52:14.453
من فقط رفتم سراغ چیدن صحنۀ بعد

00:52:14.537 --> 00:52:17.533
باشه دیگه بهت نمیدیم
غذای خوکه، آره همینه

00:52:17.617 --> 00:52:20.156
مجبور نیستی بخوری
چی گفتی احمق عوضی؟

00:52:20.239 --> 00:52:23.818
هر چی دلت می‌خواد بخور

00:52:23.943 --> 00:52:26.897
از زندان هم بدتره کسکش

00:52:27.022 --> 00:52:30.434
تو می‌خوای به من بگی چی بخورم؟
پس غذا بی غذا

00:52:31.725 --> 00:52:34.929
بابا دیوونه است، لاکی

00:52:35.013 --> 00:52:37.468
این ان رو ببرید بیرون بابا

00:52:38.176 --> 00:52:41.297
می‌خوای گه خودت رو بخور

00:52:41.423 --> 00:52:43.670
دیوانه
باید زنجیرش کنن

00:52:43.794 --> 00:52:47.664
دیوانه! دیوونه‌ست
ابله‌

00:52:48.788 --> 00:52:52.158
باید یه کشیده بخوره
باید زنجیرت کنن

00:52:57.778 --> 00:53:00.149
حالا دارم برات خوک نادون

00:53:00.649 --> 00:53:04.810
آخه چطور اجازه میدی همچین کسکشی
تولیدت رو مدیریت کنه؟

00:53:08.349 --> 00:53:09.805
از نظر من که اصلاً وجود نداری

00:53:09.930 --> 00:53:13.674
بهتره این جا عین آدمیزاد رفتار کنی

00:53:13.801 --> 00:53:17.254
باورم نمیشه

00:53:19.377 --> 00:53:23.455
بیا برو تو کنم بابا
داریم فیلم می‌سازیما

00:53:23.580 --> 00:53:27.617
تو رو هم می‌ندازیم همون‌جا که لیاقتش رو داری
ابله

00:53:27.700 --> 00:53:29.490
خفه شو

00:53:29.823 --> 00:53:31.571
اعصابم رو خرد می‌کنی

00:53:31.696 --> 00:53:37.730
این فریادها سرخپوستان را می‌ترساند
و برایشان مشکل بزرگی بود

00:53:38.313 --> 00:53:42.973
چون آن‌ها کشمکش‌هایشان را
به روشی کاملاً متفاوت حل می‌کنند

00:53:43.557 --> 00:53:48.468
انقدر احمقی که نمی‌دونی
کارهات چه نتیجه‌ای داره

00:53:49.674 --> 00:53:51.755
نتیجه‌ش به تخمم هم نیست

00:53:52.421 --> 00:53:54.834
می‌دونم! هیچی به تخمت نیست

00:53:56.915 --> 00:53:59.121
به هر حال  که غرغرهای تو برام مهم نیست

00:54:01.702 --> 00:54:04.698
هیشکی با این غذای خوک دووم نمیاره

00:54:04.907 --> 00:54:07.320
آخه که انقدر احمق میشه؟

00:54:09.859 --> 00:54:12.813
خوب نخور

00:54:13.438 --> 00:54:19.430
می‌فهمی؟ دارم میرم
دیگه نمیشه تحمل کرد

00:54:19.722 --> 00:54:24.216
بیا، همین جا تمومش کنیم
پس بهش بگو خفه خون بگیره

00:54:24.924 --> 00:54:29.210
بابا ولش کنید. هر دو تون
والتر بیا کلاوس رو ببوس

00:54:38.533 --> 00:54:43.985
یکی‌تون باید جرأت داشته باشه تمومش کنه
خوب فیلمبرداری رو شروع می‌کنیم

00:54:45.316 --> 00:54:49.686
باید آماده بشیم
باید دوباره تمرین کنم

00:54:50.019 --> 00:54:56.885
کلاوس، بیا بهت بگم می‌خوام چی کار کنم

00:55:07.915 --> 00:55:15.947
داد و بیدادهای کینسکی باعث شد
سیاه‌لشگرهای سرخپوست متشنج بشن

00:55:16.363 --> 00:55:21.357
از قبیلۀ ماچیگنگاس بودن، مثل این دو، و چندین
تا هم از قبیلۀ کامپاس

00:55:21.690 --> 00:55:29.306
معمولاً خیلی نرم صحبت می‌کنن
و تماس بدنی بسیار لطیف برقرار میشه

00:55:30.055 --> 00:55:36.588
ترسیده بودن. خیلی نزدیک به هم می‌نشستن و
پچ‌پچ می‌کردن

00:55:52.154 --> 00:55:56.107
آخرای فیلمبرداری بود که یکی از رؤسای قبیله‌ها
اومد و بهم گفت

00:55:56.815 --> 00:56:02.350
لابد فهمیدی که ما ترسیده بودیم

00:56:02.600 --> 00:56:06.095
ولی یک لحظه هم از اون دیوانه نترسیدیم که داشت حنجره‌ش
رو پاره می‌کرد

00:56:06.596 --> 00:56:10.133
بلکه از من ترسیده بودن که انقدر ساکت بودم

00:56:10.382 --> 00:56:22.492
یکی از دلیل‌های انفجارهای کینسکی
خودمحوری شخصیتشه

00:56:23.200 --> 00:56:28.693
شاید خودمحوری کلمۀ درستی نباشه
کاملاً شیفتۀ خودشه

00:56:29.027 --> 00:56:34.312
هر وقت اتفاقی جدی می‌افتاد
تبدیل به مشکل بزرگی می‌شد

00:56:34.729 --> 00:56:37.309
چون یهو می‌دید که دیگه مرکز توجه نیست

00:56:37.392 --> 00:56:39.389
که دیگه مهم نیست

00:56:39.764 --> 00:56:46.964
یه بار، یه هیزم‌شکنی رو مار در حال بریدن درخت نیش زد

00:56:47.672 --> 00:56:51.875
بین این همه چوب‌بر توی جنگل، این اتفاق
سه سال یک بار پیش می‌اومد

00:56:52.166 --> 00:56:55.453
اون هم چوب‌برهایی که پابرهنه
با اره برقی توی جنگل کار می‌کردن

00:56:55.704 --> 00:57:02.362
معمولاً مار از بوی گازوئیل و صدای اره برقی فرار می‌کنه

00:57:02.737 --> 00:57:07.523
ولی این مار چوچوپه یهو
دو بار بهش حمله کرد

00:57:08.522 --> 00:57:11.476
این مار از همۀ مارها خطرناک‌تره

00:57:11.852 --> 00:57:17.844
ظرف چند دقیقه باعث  سکتۀ قلبی  میشه

00:57:18.344 --> 00:57:23.837
اره رو انداخت و پنج ثانیه فکر کرد

00:57:24.294 --> 00:57:31.785
بعد اره رو گرفت و پاش رو برید

00:57:32.410 --> 00:57:39.069
جون خودش رو نجات داد چون اردوگاه
و سرم 20 دقیقه فاصله داشت

00:57:40.110 --> 00:57:44.146
وقتی این اتفاق افتاد می‌دونستم کینسکی
باز هذیون میگه

00:57:44.521 --> 00:57:51.720
یه دلیل کوچک پیدا می‌کنه، چون حالا رفته بود توی حاشیه

00:57:51.804 --> 00:57:57.879
یک بار دیگه، هواپیمایی با 6 سرنشین
سر راه به این جا سقوط کرد

00:57:58.129 --> 00:58:02.915
خوشبختانه همه زنده موندن
ولی چند نفر بدجور زخمی شدن

00:58:03.165 --> 00:58:08.450
پیام‌های رادیویی نامفهوم  و خیلی درهم‌ریخته بود

00:58:09.158 --> 00:58:11.613
و کینسکی دید که کسی بهش نیاز نداره

00:58:11.988 --> 00:58:16.232
پس سر این که صبح قهوه‌ش ولرم بوده قاطی کرد

00:58:16.608 --> 00:58:22.142
ساعت‌ها سر من داد می‌کشید. از این فاصله
باورنکردنی بود

00:58:22.559 --> 00:58:26.554
نمی‌دونستم چطور آرومش کنم
ولی یه فکری به سرم زد

00:58:26.888 --> 00:58:32.756
رفتم به کلبه‌ام که توش یه شکلات رو
چند ماه بود قایم کرده بودم

00:58:33.172 --> 00:58:36.209
سر همچین چیزی تا حد مرگ با هم می‌جنگیدیم

00:58:36.460 --> 00:58:41.245
برگشتم سراغش و رفتم درست جلوی صورتش شکلات رو خوردم

00:58:41.536 --> 00:58:44.990
ناگهان ساکت شد
اصلاً باورش نمی‌شد

00:58:45.615 --> 00:58:52.481
آخرای فیلمبرداری سرخپوستا
بهم پیشنهاد کردن کینسکی رو برام بُکُشن

00:58:52.648 --> 00:58:54.854
گفتن
می‌خوای برات بکشیمش؟

00:58:55.146 --> 00:58:59.348
و منم گفتم
نه تو رو خدا! برای فیلمبرداری لازمش دارم

00:58:59.640 --> 00:59:02.220
بسپریدش به خودم

00:59:02.553 --> 00:59:05.258
اون موقع قبول نکردم ولی
خیلی جدی گفتن

00:59:05.675 --> 00:59:09.503
اگه می‌خواستم بدون شک
می‌کشتندش

00:59:09.670 --> 00:59:15.829
در جا از منصرف کردن سرخپوستان پشیمان شدم

00:59:16.328 --> 00:59:22.279
پیشنهاد خلاص شدن از کینسکی
را این رئیس قبیله داد

00:59:28.689 --> 00:59:37.136
از خشم سرخپوستان نسبت به کینسکی
برای این صحنه استفاده کردم

00:59:50.830 --> 00:59:56.572
کینسکی فکر می‌کرد که با سرخپوستان
احساس نزدیکی می‌کند، ولی چنین نبود

00:59:56.864 --> 01:00:02.149
می‌خواست وانمود کند که به
فرزندان طبیعت

01:00:02.398 --> 01:00:07.226
و در نتیجه خود طبیعت
نزدیک است

01:00:11.805 --> 01:00:16.341
بین من و کینسکی شکافی
پُـــرنشدنی بود

01:00:17.131 --> 01:00:19.128
که به حسش به طبیعت برمی‌گشت

01:00:19.420 --> 01:00:22.874
خودش رو به شکل مرد طبیعی
درمی‌آورد

01:00:23.208 --> 01:00:29.076
به نظرم تمام حرف‌هایی که دربارۀ جنگل می‌زد
بیشتر ادا بود

01:00:29.326 --> 01:00:35.069
تمام چیزهای این اطراف رو شهوت‌انگیز می‌دونست
ول هیچ وقت نزدیکش هم نشد

01:00:35.152 --> 01:00:42.226
ماه‌ها توی اردوگاه موند ولی
یک بار هم پا توی جنگل نگذاشت

01:00:42.768 --> 01:00:49.052
یه بار تا 30 متری جنگل نفوذ کرد
و به درختی برخورد که سقوط کرده بود

01:00:49.343 --> 01:00:52.672
و خوب عکاس هم باید باهاش می‌رفت

01:00:52.881 --> 01:00:56.751
که صد تا عکس ازش بگیره
که داره با لطافت درخت رو بغل می‌کنه

01:00:57.126 --> 01:01:01.703
و باهاش جماع می‌کنه

01:01:02.328 --> 01:01:07.945
ژست و متعلقات براش از همه چی مهم‌تر بود

01:01:08.196 --> 01:01:12.733
وسایل کوهنوردیش براش مهم‌تر از
خود کوه بود

01:01:12.982 --> 01:01:17.184
شلوار استتار جنگلی که
ایو سن لورن براش دوخته بود

01:01:17.311 --> 01:01:20.265
از همۀ جنگل‌ها مهم‌تر بود

01:01:20.597 --> 01:01:28.546
از این نظر، کینسکی از حماقت طبیعی به مقدار
خوب برخوردار بود

01:01:31.085 --> 01:01:37.160
اختلاف نظر ما در فیتزکارالدو بیش از پیش نمایان شد

01:01:40.465 --> 01:01:43.148
معلوم بود که داریم با خود طبیعت مقابله می‌کنیم

01:01:43.658 --> 01:01:47.139
و وقتی یه ضربه بهش می‌زنی، طبیعت هم جوابت رو میده

01:01:47.350 --> 01:01:53.126
شکوهش به همینه. باید بپذیریم که از ما خیلی قوی‌تره

01:01:53.636 --> 01:01:58.115
کینسکی همیشه میگه طبیعت پر از عناصر شهوانیه

01:01:58.326 --> 01:02:03.104
ولی برای من بیشتر از شهوانیت، پر از قباحته

01:02:05.809 --> 01:02:08.093
طبیعت اینجا پست و زننده است

01:02:08.703 --> 01:02:15.078
من این جا چیز شهوانی نمی‌بینم، فساد و خفقان می‌بینم

01:02:15.987 --> 01:02:18.071
خفگی و نزاع برای بقا و رشد

01:02:18.382 --> 01:02:24.058
و پوسیدن و مردن

01:02:25.367 --> 01:02:31.043
البته که بدبختی فراوونه، ولی همون بدبختی‌هایی که همه جا هست

01:02:31.354 --> 01:02:34.037
درختان این جا بدبختن

01:02:35.345 --> 01:02:40.223
پرنده‌ها هم همین‌طور. فکر نمی‌کنم دارن آواز می‌خونن، فقط دارن از درد جیغ می‌کشن

01:02:55.301 --> 01:03:02.973
وقتی به چیزای اطرافمون دقیق‌تر نگاه می‌کنم، هارمونی خاصی می‌بینم

01:03:03.483 --> 01:03:06.964
هارمونی قتل جمعی و فراگیر

01:03:09.570 --> 01:03:14.947
ولی این حرف رو همراه با تحسین میگم

01:03:15.158 --> 01:03:18.639
نه این که از جنگل متنفر باشم؛ عاشقشم، خیلی دوستش دارم

01:03:18.750 --> 01:03:21.932
ولی دوست داشتنی که می‌دونم اشتباهه

01:03:22.911 --> 01:03:27.364
عجیب این که به زبون بی‌زبونی
به درک متقابل رسیده بودیم

01:03:27.573 --> 01:03:31.193
که حتی هذیان گفتن‌هاش رو هم شامل می‌شد

01:03:31.651 --> 01:03:41.763
گاهی خودش می‌فهمید که حملۀ عصبی
لازم داره

01:03:42.055 --> 01:03:48.381
اغلب تحریکش می‌کردم، حرفی می‌زدم
که منفجر بشه

01:03:48.922 --> 01:03:52.709
می‌دونستم که بعدش یک ساعت و نیم
یک‌بند داد می‌زنه

01:03:52.959 --> 01:03:56.996
کنج دهنش انقدر کف جمع می‌شد

01:03:57.453 --> 01:03:59.159
تا بالاخره خودش رو خالی کنه

01:03:59.535 --> 01:04:06.609
توی همچین لحظه‌هایی بود که دیوانگی
آگیره ظاهر می‌شد

01:04:06.984 --> 01:04:12.310
می‌دونستم که حالا باید لحنش ساکت و خیلی خطرناک باشه

01:04:13.018 --> 01:04:19.052
کینسکی طور دیگه‌ای فکر می‌کرد
می‌خواست آگیره شروع کنه به فریاد زدن

01:04:19.344 --> 01:04:23.089
و خودش رو خائن بزرگ و خشم خدا اعلام کنه

01:04:23.422 --> 01:04:28.333
ته دلش حرفم رو می‌فهمید و امیدوار بود
تحریکش کنم

01:04:28.542 --> 01:04:32.203
که اول غرغرهاش رو بکنه

01:04:32.329 --> 01:04:36.074
و بعد بتونیم صحنه رو بگیریم

01:04:36.199 --> 01:04:40.610
خائن بزرگ منم
کس دیگری نیست

01:04:42.775 --> 01:04:47.935
هر کسی که حتی به فرار فکر کند
به 198 تکه بریده خواهد شد

01:04:49.142 --> 01:04:54.885
و بعد آن‌قدر زیر پا له می‌شود که از
باقی‌مانده‌اش بشود برای رنگ کردن دیوار استفاده کرد

01:05:00.754 --> 01:05:03.500
هر که یک دانه ذرت

01:05:03.625 --> 01:05:06.079
و یک قطره آب بیشتر از جیره‌اش بردارد

01:05:07.537 --> 01:05:11.740
به مدت 155 سال زندانی خواهد بود

01:05:17.442 --> 01:05:21.895
اگر من، آگیره، بخواهم پرندگان مثل برگ از درخت بیفتند

01:05:22.020 --> 01:05:25.557
پرندگان از درختان خواهد افتاد

01:05:29.594 --> 01:05:31.841
منم خشم خدا

01:05:33.298 --> 01:05:36.835
زمین زیر پایم مرا می‌بیند
و می‌لرزد

01:05:42.412 --> 01:05:47.530
هر که در پی من و رودخانه بیاید
غنایم بی‌بدیل خواهد گرفت

01:05:56.562 --> 01:05:59.017
ولی هر که بگریزد

01:06:18.078 --> 01:06:22.031
کینسکی گاهی به‌واقع فکر می‌کرد من دیوونه‌ام

01:06:23.239 --> 01:06:28.649
معلومه که این حرف نادرسته. من عاقلم، یعنی از نظر
پزشکی دیوونه نیستم

01:06:29.481 --> 01:06:34.183
ولی شاید از حرفش منظور مشخصی داشته

01:06:34.351 --> 01:06:37.638
با هم که بودیم مثل دو تودۀ حساس  بودیم
(اصطلاح بمب هسته‌ای)

01:06:38.346 --> 01:06:42.965
که وقتی به هم می‌خورن
ترکیبی خطرناک به‌وجود میاد

01:06:43.257 --> 01:06:46.044
چیزی که خاصیت انفجاری عظیم داره

01:06:47.169 --> 01:06:52.496
من عصبانی می‌شدم ولی عقلم رو هیچ‌وقت
از دست نمی‌دادم

01:06:52.828 --> 01:07:00.652
یه بار جدی برنامه‌ریزی کردم
با کوکتل مولوتوف  بهش توی خونه‌ش حمله کنم

01:07:00.903 --> 01:07:07.810
ولی ژرمن شپردش با شجاعتش این اجازه رو بهم نداد

01:07:08.685 --> 01:07:15.427
با این که فاصله‌مون رو حفظ می‌کردیم ولی
هر وقت وقتش بود

01:07:15.552 --> 01:07:16.842
باز سراغ هم می‌رفتیم

01:07:18.545 --> 01:07:18.837
ورنر کجاست؟

01:07:22.287 --> 01:07:25.572
تام لادی
ها پس تو تام لادی هستی

01:07:29.660 --> 01:07:33.489
در جشنوارۀ فیلم تلورید در کلورادو همدیگر را دیدیم

01:07:33.739 --> 01:07:37.525
تا آن جا سه فیلم با هم ساخته بودیم

01:07:37.984 --> 01:07:40.106
مدتی بود یکدیگر را ندیده بودیم

01:07:40.522 --> 01:07:42.478
و مشتاق این دیدار بودیم

01:07:42.686 --> 01:07:47.097
هر چند که کمی پیش‌تر از نقشۀ قتلش
صرف نظر کرده بودم

01:07:47.675 --> 01:07:49.092
می‌خواستم بکشمش

01:07:49.671 --> 01:07:52.086
من هم می‌خواستم بکشمش

01:07:52.664 --> 01:07:58.073
بگو
نمی‌شناسمش. هیچ وقت ندیدمش و هیچ‌وقت باهاش کار نکردم

01:07:58.651 --> 01:08:01.066
خوش‌وقتم
حالت چطوره؟

01:08:01.372 --> 01:08:04.060
همدیگه رو قبلاً دیده بودید؟
نه تازه آشنا شدیم

01:08:04.166 --> 01:08:06.055
فقط تو میدون جنگ دیده بودمش

01:08:06.634 --> 01:08:10.047
تو میدون جنگ خود زندگی

01:08:11.151 --> 01:08:13.445
دیوونه است
برای همینه که با هم کار می‌کنیم

01:08:13.619 --> 01:08:16.034
وگرنه هیچ وقت با هم نمی‌کردیم

01:08:17.637 --> 01:08:21.023
چرا با هم کار می‌کنید؟
چون دیوونه است

01:08:21.601 --> 01:08:24.016
و منم هستم. ایرادی نداره

01:08:24.595 --> 01:08:27.010
بهترین ترکیب دیوونه‌هاییم

01:08:29.584 --> 01:08:32.704
تا جایی که بشه پیش میریم

01:08:33.575 --> 01:08:35.398
برای همین اصلاً نیازی نیست بهش  بگم

01:08:36.568 --> 01:08:42.974
تا وقتی خرد نشدم قطع نکن
خودش تا تهش رو می‌گیره

01:08:46.147 --> 01:08:52.154
نمیشه چیزایی که واقعاً اتفاق می‌افته رو کارگردانی کرد
نمیشه. مسخره است

01:08:53.132 --> 01:08:57.942
و من به این میگم نبوغ
به این شیوۀ کارگردانی

01:08:58.520 --> 01:09:02.532
می‌تونم درونش رو ببینم
مثل آب توی سینک

01:09:03.210 --> 01:09:06.922
و می‌دونم درونش چی هست و چیش رو میشه
بالفعل کرد و

01:09:07.201 --> 01:09:12.909
و چی رو میشه بیان کرد باهاش
انرژیش رو می‌دونم

01:09:15.483 --> 01:09:18.896
و به اصطلاح دیوونگی‌ش یا هر چی که اسمش هست
رو می‌شناسم

01:09:20.472 --> 01:09:24.883
و می‌دونیم چطور زنده‌ش کن
بهش جون بدم

01:09:26.459 --> 01:09:29.872
برای همینه که وقتی باهام کار می‌کنه
احساس امنیت می‌کنه چون می‌دونه

01:09:31.448 --> 01:09:34.861
عمیق‌ترین ویژگی‌هاش رو زنده می‌کنم

01:09:35.439 --> 01:09:37.854
جلوی دوربین

01:09:38.091 --> 01:09:41.545
نوسفراتو - شبح شب

01:10:24.578 --> 01:10:28.198
ورود گستاخانۀ مرا ببخشید

01:10:28.614 --> 01:10:31.194
کنت دراکولا هستم

01:10:32.860 --> 01:10:35.023
می‌شناسمت

01:10:35.606 --> 01:10:39.227
دفترچه خاطرات جاناتان را خوانده‌ام

01:10:40.350 --> 01:10:44.137
از آن روز که با تو بوده
نابود شده

01:10:44.429 --> 01:10:47.341
او نخواهد مرد
بله می‌میرد

01:10:49.840 --> 01:10:55.708
مرگ برای آنان که انتظارش را ندارند
بی‌رحمانه است ولی مرگ همه چیز نیست

01:10:56.872 --> 01:11:01.033
ناتوانی در مردن بی‌رحمانه‌تر است

01:11:01.243 --> 01:11:06.486
کاش در عشق میان تو و جاناتان سهیم بودم

01:11:08.526 --> 01:11:13.977
هیچ در این دنیا نمی‌تواند به آن برسد
حتی خدا

01:11:15.101 --> 01:11:19.428
حتی اگر جاناتان دیگر مرا نشناسد
نیز فرقی نمی‌کند

01:11:19.845 --> 01:11:25.755
من می‌توانم همه چیز را عوض کنم
نزد من بیا و هم‌پیمانم شو

01:11:26.129 --> 01:11:30.790
تا همسرت و من رستگار شویم

01:11:32.247 --> 01:11:35.701
نبود عشق

01:11:36.451 --> 01:11:39.738
پست‌ترین درد است

01:11:41.528 --> 01:11:44.857
رستگاری تنها از خود ما ریشه می‌گیرد

01:11:46.897 --> 01:11:49.019
و دل قوی دار که

01:11:49.976 --> 01:11:54.637
بعیدترین‌ها هم بر ذهن من اثر نخواهد داشت

01:12:04.459 --> 01:12:09.244
تک‌تک موهای سفید سرم
به‌خاطر کینسکی‌ه

01:12:17.485 --> 01:12:23.103
[عکاس]
آره دلم براش تنگ میشه
گهگاه دلم براش تنگ میشه

01:12:23.437 --> 01:12:28.722
لحظه‌هایی هست که توی ذهنم
کینسکی کاملاً زنده است

01:12:29.305 --> 01:12:34.881
محیطی درست می‌کرد که بی‌قید
و شرط حرفه‌ای عمل کنیم

01:12:35.089 --> 01:12:41.039
به نورپردازی ایراد می‌گرفت و می‌گفت عوضش کنیم

01:12:41.291 --> 01:12:48.990
سر فیلمبرداری پستخونۀ ایکیتوس رو قشنگ یادمه

01:12:49.239 --> 01:12:56.022
یه چیزی سر جاش نبود
گفت یه آیینه اضافه کنیم

01:12:56.106 --> 01:12:58.893
و مثل همیشه حق با اون بود

01:12:59.228 --> 01:13:05.012
هیچ‌وقت ایراد اشتباه نمی‌گرفت

01:13:05.178 --> 01:13:08.799
وقتی 25 نفر سر صحنه بودن
می‌تونست حس کنه که

01:13:08.924 --> 01:13:12.919
یکی اون ته داره پچ‌پچ می‌کنه

01:13:13.086 --> 01:13:14.834
بله و بعدش صد در صد شروع می‌کرد
به داد و بیداد

01:13:15.333 --> 01:13:21.076
حضورش جنبه‌های حیوانی داشت.

01:13:21.576 --> 01:13:27.069
ازش یه چیز خاص یاد گرفتم
از حضور جسمیش

01:13:27.361 --> 01:13:30.898
بعدش اسمش رو گذاشتم
مارپیچ کینسکی

01:13:31.190 --> 01:13:32.813
وارد شدن به کادر از پشت دوربینه

01:13:33.187 --> 01:13:36.058
اگه از کنار وارد بشی و
نیم‌رخت رو نشون بدی

01:13:36.433 --> 01:13:40.678
و بعد  رو به دوربین وایستی
تنشی به‌وجود نمیاد

01:13:40.844 --> 01:13:42.925
اون یه روشی درست کرد

01:13:43.342 --> 01:13:48.585
کنار سه‌پایه می‌ایستاد
پاش رو می‌چرخوند

01:13:49.002 --> 01:13:54.245
و این‌طوری بدنش ناخودآگاه
با چرخش طبیعی وارد تصویر می‌شد

01:13:54.496 --> 01:13:59.614
اگه تو دوربین باشی، درست
کنارت می‌ایسته

01:13:59.989 --> 01:14:03.318
و با چرخش وارد قاب میشه

01:14:03.485 --> 01:14:07.646
این‌طوری تنش مرموز و آزاردهنده‌ای ساخته میشه

01:14:27.206 --> 01:14:29.578
بیا برای سربازا سازی بزن

01:14:45.934 --> 01:14:50.013
یادمه وقتی از هلی‌کوپتر فیلمبرداری همزمان می‌کردیم

01:14:50.429 --> 01:14:53.425
همین‌طوری روی اون سکو چرخید

01:14:54.923 --> 01:15:01.456
روی سکو این کار رو کرد که خیلی خطرناک بود

01:15:03.164 --> 01:15:06.992
چون روی درختا بودیم و ارتفاع
خیلی بیشتر از 35 متر بود

01:15:07.200 --> 01:15:13.733
همه چی داشت تاب می‌خورد و
تا اون بالا کشیده بودنش

01:16:20.322 --> 01:16:22.777
باورم نمیشه

01:16:23.361 --> 01:16:26.440
اونجا اوکایالی‌ه

01:16:27.980 --> 01:16:31.517
تمام رود از پونگو داس مورتس به بعد مال ماست

01:16:31.643 --> 01:16:35.346
می‌دونستم! می‌خوایم برای قطار تونل بسازیم

01:16:35.471 --> 01:16:36.677
نه

01:16:37.968 --> 01:16:40.839
کشتی رو از روی کوه می‌کشیم

01:16:40.964 --> 01:16:43.628
و کون‌برهنه‌ها کمکمون می‌کنن

01:16:43.794 --> 01:16:46.249
آخه چطوری می‌خوایم این کار رو بکنیم؟

01:16:46.334 --> 01:16:48.747
همون‌طوری که  گاو از ماه پرید
(جملۀ بی‌معنی)

01:16:49.621 --> 01:16:52.700
اغلب بدون حرف زدن
همدیگه رو درک می‌کردم

01:16:52.867 --> 01:16:55.779
مثل حیوانات

01:16:56.155 --> 01:17:04.561
و انقدر به هم نزدیک شدیم که
جاهامون عوض می‌شد

01:17:04.853 --> 01:17:08.056
وقتی شروع کردیم جیسون روبارد
فیتزکارالدو بود

01:17:08.266 --> 01:17:11.553
و میک جگر وردستش
رو بازی می‌کرد

01:17:11.761 --> 01:17:15.340
جیسون انقدر مریض شد که مجبور شدیم
با هواپیما بفرستیمش آمریکا

01:17:15.882 --> 01:17:18.836
و دکترا برگشتن رو براش
قدغن کردن

01:17:15.882 --> 01:17:18.836
بنابراین، حالا که نمی‌تونم عاشق تو باشم

01:17:15.882 --> 01:17:18.836
تا روزهای خوشی رو برات رقم بزنم

01:17:15.882 --> 01:17:18.836
مصممم که شروری باشم
که روزهای خوشت رو از نفرت پر کنه

01:17:15.882 --> 01:17:18.836
ویلبر

01:17:15.882 --> 01:17:18.836
انتخاب قطعی من تویی

01:17:15.882 --> 01:17:18.836
ما یه اپرا توی ایکیتوس می‌خوایم

01:17:15.882 --> 01:17:18.836
موسیقی برای روح شما
بیاید و به ما بیپوندید

01:18:38.450 --> 01:18:43.860
این کلیسا تعطیل می‌مونه تا یه سالن اپرا
توی شهر باز بشه

01:18:47.980 --> 01:18:49.977
من سالن اپرا می‌خوام

01:18:51.101 --> 01:18:53.057
سالن اپرام رو می‌خوام

01:18:54.389 --> 01:18:56.927
یه سالن اپرا باید داشته باشم

01:18:58.509 --> 01:19:03.295
کلیسا تعطیله تا یه سالن اپرا
توی شهر باشه

01:19:04.669 --> 01:19:07.498
سالن اپرای خودم رو می‌سازم

01:19:08.290 --> 01:19:10.953
یه اپرا می‌سازم

01:19:11.328 --> 01:19:13.199
من اپرا می‌خوام

01:19:32.053 --> 01:19:41.500
می‌دونستم اگه نباشه باید خودم جای
بدن و نقشش باشم

01:19:41.792 --> 01:19:50.531
خیلی خدا رو شکر می‌کنم که مجبور به این کار
نشدم و کینسکی خودش اومد

01:19:50.823 --> 01:19:55.276
از برکات خدا بود که اون کار رو ساختیم
واقعاً خوشحالم

01:19:56.024 --> 01:20:00.477
توی نیویورک که دیدمش
خیلی خوب بود

01:20:00.727 --> 01:20:06.262
حالم خیلی خراب بود و یه شامپاین
باز کرد و گفت

01:20:06.720 --> 01:20:10.549
می‌دونستم ورنر! می‌دونستم من
فیتزکارالدو میشم

01:20:10.715 --> 01:20:13.628
فیتزکارالدو منم و تو نقشش رو بازی نمی‌کنی

01:20:13.796 --> 01:20:15.709
چون من خیلی از تو بهترم

01:20:15.876 --> 01:20:18.164
معلومه که حق با اون بود

01:20:18.498 --> 01:20:22.951
ولی وقتی آوردمش اینجا و
شیب تند زمین رو دید

01:20:23.243 --> 01:20:29.069
دلسرد شد و فکر کرد
به خدا که این کار عملی نیست

01:20:29.236 --> 01:20:31.565
در جا فهمید

01:20:31.690 --> 01:20:37.265
برنامه این بود که یک کشتی بخار آمازونی را
ذره ذره روی آن چیزی که آن‌جاست بکشیم

01:20:39.182 --> 01:20:41.928
اون صخره قرمزه رو می‌بینی؟

01:20:42.012 --> 01:20:43.510
آره می‌بینم

01:20:44.051 --> 01:20:45.964
فکر کنم خودشه

01:20:46.340 --> 01:20:51.999
خوب، دیگه اگه بیشتر بریم می‌خوریم به سنگ‌ها

01:20:53.123 --> 01:20:55.661
شاید اون شیب چیز خاصی به نظر نیاد

01:20:55.788 --> 01:20:57.993
ولی سرنوشت من به اون بنده

01:20:59.283 --> 01:21:08.147
عجیب این که، کینسکی بعدش منفی‌ترین نیرویی شد که

01:21:08.813 --> 01:21:12.600
برای شکست یا تغییر پروژه تلاش می‌کرد

01:21:13.807 --> 01:21:18.093
وقتی رود بالا اومد و توی کلبه نشسته بودم

01:21:18.510 --> 01:21:22.796
و رود رو تماشا می‌کردم که تمام روز
بالاتر و بالاتر می‌اومد

01:21:23.546 --> 01:21:29.164
یهو چند نفر از طرف کینسکی اومدن
توی کلبه‌ام

01:21:29.456 --> 01:21:32.077
چایی آورده بودن که بگن

01:21:32.493 --> 01:21:38.736
آروم باشیم و فکر کنیم چه میشه کرد

01:21:39.028 --> 01:21:42.981
گفتم
منظورت چیه؟ این جا تنها کسی که آرومه منم

01:21:43.605 --> 01:21:49.432
کینسکی می‌خواست من رو از
دیوونه‌بازی‌هام نجات بده

01:21:50.639 --> 01:21:56.590
واضح بود که کینسکی که از همه قدرتمندتر بود
اون هم من رو تنها گذاشت

01:21:56.756 --> 01:22:06.910
همه تنهام گذاشته بودن و هفته‌ها
تنهایی سخت بود

01:22:07.411 --> 01:22:12.405
هیچ‌کس دیگه طرف من نبود
دیگه کسی به فیلم اعتقادی نداشت

01:22:12.862 --> 01:22:16.982
هیشکی. حتی یه نفر

01:22:17.856 --> 01:22:26.304
وقتی کشتی با کلی زحمت مکانیکی و حرکتی
یه ذره تکون خورد

01:22:26.555 --> 01:22:33.878
کینسکی بالاخره شروع کرد به انرژی گذاشتن

01:22:34.545 --> 01:22:38.248
و اشتیاق نشون دادن به داستان

01:22:42.868 --> 01:22:45.823
خیلی ناراحت بودم که تا آن لحظه مشارکتی نکرده بود

01:22:45.989 --> 01:22:50.150
ولی فقط یک فکر بود که به من امید می‌داد

01:22:50.360 --> 01:22:55.270
در همۀ فیلم‌هایی که با هم کار کردیم، تنها
چیزی که حساب می‌شود

01:22:55.645 --> 01:22:59.931
تصویری است شما روی پرده می‌بینید

01:23:11.584 --> 01:23:13.539
محکم‌تر بکشید

01:23:19.159 --> 01:23:21.614
باور نمیشه! داره کار می‌کنه

01:23:22.113 --> 01:23:26.566
حرکت می‌کنه! حرکت می‌کنه!ا

01:23:38.303 --> 01:23:39.593
مواظب باش

01:23:44.373 --> 01:23:47.112
از نظر من که بازیگر خیلی بزرگی بود

01:23:47.366 --> 01:23:52.399
و توانایی دگرگون شدنش رو

01:23:53.153 --> 01:23:54.095
خیلی دوست داشتم

01:23:54.886 --> 01:23:55.933
کار باهاش خیلی سخت بود

01:23:57.344 --> 01:24:01.080
یادمه وقتی قرار بود توی فیلمت کار کنه

01:24:02.333 --> 01:24:05.072
همه، بازیگرای زن و مرد، بهم می‌گفتن

01:24:05.512 --> 01:24:08.364
یا خدا! قراره با کلاوس کار کنی!ا

01:24:08.755 --> 01:24:10.850
اصلاً نمیشه باهاش کار کرد

01:24:11.314 --> 01:24:13.154
کاملاً دیوونه است

01:24:13.844 --> 01:24:16.937
خله. نمی‌تونی باهاش کار کنی
غیرممکنه

01:24:20.045 --> 01:24:24.081
چیزی داشت که خیلی دوست داشتم
گرمی خیلی زیاد

01:24:24.321 --> 01:24:24.919
و طنز شیرین و به جا

01:24:25.034 --> 01:24:30.167
توی حدود 160 فیلمی که بازی کرد
حتی لبخند هم نزد

01:24:31.520 --> 01:24:35.256
ولی با تو آدم دوست‌داشتنی
و گرمی بود که خیلی مهربون بود

01:24:36.010 --> 01:24:38.050
شگفت‌انگیز بود

01:24:38.790 --> 01:24:39.787
محجوب بود

01:24:40.001 --> 01:24:41.043
خیلی خجالتی بود

01:24:41.997 --> 01:24:44.377
بله خیلی خجالتی بود

01:24:45.675 --> 01:24:50.224
و هیچ‌وقت حرف بدی به من نمی‌زد

01:24:51.476 --> 01:24:57.108
برعکس، خیلی مؤدب و شیرین بود

01:24:57.962 --> 01:25:01.998
برام یادداشت‌های کوتاه و پرمحبت می‌نوشت

01:25:02.152 --> 01:25:05.190
که می‌گذاشتشون توی اتاقم

01:25:06.343 --> 01:25:08.982
جمله‌های خیلی زیبا و قشنگ

01:25:09.437 --> 01:25:14.271
ولی یادمه که از چیزای عجیبی می‌ترسید

01:25:15.723 --> 01:25:20.956
و یادمه توی هتل که می‌خواستیم
با هم ناهار بخوریم

01:25:21.909 --> 01:25:24.248
با خودش یه بطری الکلی می‌آورد و

01:25:24.703 --> 01:25:27.940
به همه چی الکل می‌زد. به بشقاب
لیوان و همه چی

01:25:29.892 --> 01:25:32.132
که تمیز کنه
بله که همه چیز تمیز  باشه

01:25:33.384 --> 01:25:40.114
و همین‌طور لمس آدما. بعدش دستش رو با الکل می‌شست

01:25:40.868 --> 01:25:42.908
یه ذره شبیه مایکل جکسون بود

01:25:43.113 --> 01:25:46.151
پولم به قایق خیلی بزرگ که نمی‌رسه

01:25:43.657 --> 01:25:46.070
پولم به کشتی خیلی بزرگ نمی‌رسه

01:26:09.600 --> 01:26:13.011
یادمه که اون موقع داشتیم توی
اتاقی فیلمبرداری می‌کردیم

01:26:13.591 --> 01:26:15.006
که یه حیوون کوچک توش بود

01:26:16.185 --> 01:26:20.195
و داشت دیوونه می‌شد چون باید این
حیوون کوچک رو بغلش می‌گرفت. یادته؟

01:26:20.576 --> 01:26:27.978
سرش رو کرد توی دوربین و داد کشید
یادت میاد؟

01:26:28.558 --> 01:26:30.971
توی اتاق خواب بود

01:26:33.547 --> 01:26:36.060
فکر کنم به خاطر این بود که باید بهش دست می‌زد

01:26:36.740 --> 01:26:39.253
بله. یه توله پلنگچه بود

01:26:41.530 --> 01:26:44.941
و داد رو چند ثانیه بعد از استوپ کردن دوربین زد

01:26:45.821 --> 01:26:46.538
خوشبختانه

01:26:46.719 --> 01:26:47.635
شکر خدا

01:26:48.714 --> 01:26:50.928
اون روز کاملاً هیستریک شده بود

01:26:52.207 --> 01:26:58.911
یادمه هر شب که از سر فیلمبرداری برمی‌گشتیم

01:26:59.092 --> 01:27:00.507
و داشتیم از آمازون می‌اومدیم

01:27:03.083 --> 01:27:06.893
یه کتاب کوچک دستت بود. این طوری

01:27:07.673 --> 01:27:08.889
بله یه دفترچه

01:27:10.167 --> 01:27:13.877
داشتی همه چی رو می‌نوشتی
مال تو بود

01:27:14.458 --> 01:27:17.869
یادمه کلاوس خیلی خیلی حسودیش می‌شد

01:27:18.150 --> 01:27:19.865
چون خارج از این داستان بود

01:27:20.345 --> 01:27:21.461
یادت میاد؟
بله

01:27:22.440 --> 01:27:24.654
و می‌ترسید که نمی‌دونه من چی می‌نویسم

01:27:24.735 --> 01:27:30.940
دقیقاً! چون براش مرموز بود
جزوش نبود

01:27:31.620 --> 01:27:32.836
این رو یادم مونده

01:27:34.414 --> 01:27:38.723
کتابت رو یادمه. نمی‌شد خوندش
چون خیلی کوچک بود

01:27:39.403 --> 01:27:44.810
دست‌خط عادیم همون اندازۀ معموله
ولی اندازه‌ش رو میکروسکوپی کردم

01:27:45.091 --> 01:27:46.007
خیلی عجیبه

01:27:48.384 --> 01:27:48.802
باور‌نکردنی بود

01:27:49.581 --> 01:27:51.994
یادم نیست. بعد چاپش کردی؟

01:27:52.575 --> 01:27:56.784
هیچ وقت چاپش نکردم
حتی جرأت ندارم بخونمش

01:28:00.949 --> 01:28:03.779
این رو خیلی خوب یادمه

01:28:04.070 --> 01:28:08.939
عکسی گرفتید تا از روش
نقاشی بکشن

01:28:09.148 --> 01:28:14.682
این لحظه‌ایه که اولین بار نقاشی رو دید

01:28:15.099 --> 01:28:18.927
می‌بینید که لحظه‌های آرومی هم
بین ما بود

01:28:19.428 --> 01:28:22.549
ولی اینجا یهو حالش عوض شد

01:28:22.965 --> 01:28:26.752
یهو حس کرد یه جای نقاشی مناسبش نیست

01:28:27.127 --> 01:28:30.165
منفجر شد و مثل وحشی‌ها فریاد کشید

01:28:30.498 --> 01:28:32.288
بله ظرف یک ثانیه همه چیش عوض می‌شد

01:28:32.495 --> 01:28:37.072
می‌تونست سریع
کن فیکون بشه

01:28:37.614 --> 01:28:43.524
دوقطبی‌ای که مدام بروز می‌کرد

01:28:46.146 --> 01:28:49.391
این شد پوستر کار

01:28:49.642 --> 01:28:54.095
اولش هیچ‌کس باور نمی‌کرد که کشتی رو از کوه بالا کشیدیم

01:28:54.262 --> 01:28:58.215
اثباتش رو تو تولید کردی و
همچنین فیلم

01:28:58.423 --> 01:29:03.541
بله این مدرک سیاه‌وسفیدشه روی کاغذ

01:29:03.709 --> 01:29:07.911
استعارۀ خیلی خوبیه
هنوز هم نمی‌دونم استعاره از چیه

01:29:08.286 --> 01:29:11.032
ولی می‌دونم استعارۀ خیلی خوبیه

01:29:11.657 --> 01:29:14.320
این یکی، کوبرا ورده، پایان

01:29:14.945 --> 01:29:19.522
این جا داری به کینسکی نشون میدی
که توی این صحنه چطوری راه بره

01:29:20.147 --> 01:29:23.393
بله جلوی این مرد فلج

01:29:24.059 --> 01:29:30.467
بچگیش فلج اطفال گرفته بود و
برای فیلم انتخابش کردی

01:29:31.634 --> 01:29:35.878
وقتی برای کلاوس بازی می‌کردی خیلی زیبا بود

01:29:36.003 --> 01:29:41.788
گاهی جامون رو عوض می‌کردیم. من
هم می‌تونستیم این نقش رو بازی کنم

01:29:42.080 --> 01:29:44.743
برای فیتزکارالدو هم خوب بودی

01:29:44.826 --> 01:29:47.989
توی واقعیت که خودشی

01:29:48.198 --> 01:29:49.987
این رو واقعاً خیلی دوست دارم
این‌طوری شد چون شاید

01:29:50.070 --> 01:29:54.439
حضور دوربینت رو حس کرد

01:29:54.856 --> 01:29:58.559
یا شاید واقعاً می‌خواست بزندت

01:30:03.096 --> 01:30:13.292
اینم تویی در حال هدایت هشتصد
زن جنگجوی آمازون

01:30:13.542 --> 01:30:18.827
بله مثل سگ گله و طبق معمول
بدون بلندگو

01:30:19.161 --> 01:30:20.991
همیشه در حال دویدن

01:30:21.492 --> 01:30:24.446
کینسکی هم خیلی خاص بود
ولی یه جور دیگه

01:30:24.820 --> 01:30:28.441
اون همه رو می‌کشید به یه سمت و
من کنار هم نگهشون می‌داشتم

01:30:29.107 --> 01:30:35.141
کارت همینه و به خوبی انجامش دادی

01:30:35.349 --> 01:30:39.136
مکمل خوبی برای هم بودیم
چون من گله رو متحد می‌کردم

01:30:39.345 --> 01:30:41.633
و اون مثل آهنربا جذبشون می‌کردم

01:30:42.050 --> 01:30:45.920
توی این عکس میشه دیدش

01:30:47.586 --> 01:30:52.704
این جا نقش رهبر شورش علیه شاه رو بازی می‌کنه

01:30:53.037 --> 01:30:57.823
با تمام انرژی عظیم و دیوانه‌واری که داشت

01:30:59.945 --> 01:31:02.567
پیتون مقدس رو از معبد گرفتن

01:31:02.651 --> 01:31:05.647
باید برگردیم
هیشکی زنده ازش رد نمیشه

01:31:05.772 --> 01:31:08.643
مزخرفه؛ من توی میهن خودم
مار بودم

01:31:08.768 --> 01:31:09.933
برو کنار

01:31:36.902 --> 01:31:40.689
بگیریدش

01:31:41.397 --> 01:31:44.892
جلو نرو
الان زناش خفه‌ش می‌کنن

01:31:52.675 --> 01:31:56.961
در این صحنه که کبرا ورده، تاجر برده، در حال تلاش
برای فرار جان می‌دهد

01:31:57.169 --> 01:32:01.996
آخرین روز فیلمبرداری ما بود

01:32:02.746 --> 01:32:05.575
کینسکی را به‌هیچ‌وجه
نمی‌شد کنترل کرد

01:32:05.951 --> 01:32:10.945
از همین جا در نقش پاگانینی رفته بود
که پروژۀ شخصی خودش بود

01:32:11.277 --> 01:32:15.438
و این باعث شد حس آزاردهنده‌ای را
به فیلم من بیاورد

01:32:15.564 --> 01:32:19.559
حسی توهین‌آمیز که کاملاً
برایم ناشناخته بود

01:32:20.891 --> 01:32:26.009
کینسکی سال‌ها به من اصرار می‌کرد
که پاگانینی را کارگردانی کنم

01:32:26.468 --> 01:32:31.586
ولی من هر بار نپذیرفتم چون
به نظرم فیلمنامه‌اش قابل ساخت نبود

01:32:31.878 --> 01:32:35.873
دست آخر فیلم را به تنهایی ساخت

01:32:36.414 --> 01:32:40.367
نمی‌خواستم همکاری‌هایمان را ادامه دهیم

01:32:40.618 --> 01:32:43.072
مسیرمان جدا شد

01:32:43.406 --> 01:32:49.607
در سال 1991 در خانه‌اش در فرانسیسکو
فوت کرد

01:32:49.815 --> 01:32:54.642
از رمق افتاد. انگار سوختش را به ته رسانده بود

01:33:00.470 --> 01:33:03.591
چنان شور و شدتی توی این صحنه گذاشت

01:33:03.798 --> 01:33:09.957
که همین برای ته کشیدنش کافی بود

01:33:10.125 --> 01:33:13.911
این رو باید اول فیلمبرداری می‌گرفتیم

01:33:14.494 --> 01:33:20.695
به هر حال از رمق افتاد
مثل شهاب محو شد

01:33:20.987 --> 01:33:24.648
بعدش دیگه خاکستر بود

01:33:25.565 --> 01:33:29.725
من این‌طور حس می‌کردم
و خودش هم همچین حرفی بهم زد

01:33:30.017 --> 01:33:32.265
گفت دیگه بیشتر نمی‌تونیم بریم

01:33:32.557 --> 01:33:35.386
دیگه نیستم

01:35:13.895 --> 01:35:17.390
گاهی دلم می‌خواهد دوباره
در آغوشش بکشم

01:35:17.640 --> 01:35:23.799
ولی فکر کنم چنین رویایی دارم چون
در یکی از فیلم‌های قدیم این صحنه را دیده‌ام

01:35:24.673 --> 01:35:27.711
دوستیم
با هم شوخی می‌کنیم

01:35:27.836 --> 01:35:30.541
انگار که از اول این‌گونه بوده است

01:35:48.478 --> 01:35:50.891
مال همدیگر بودیم

01:35:51.058 --> 01:35:54.221
آمادۀ همراهی تا ته خط

01:35:55.137 --> 01:35:58.923
خود را در جنگل می‌بینم که در یک قایق می‌رفتیم

01:35:59.174 --> 01:36:01.380
تمام جهان از آن ما بود

01:36:01.587 --> 01:36:05.998
ولی انگار کلاوس می‌خواهد پروازکنان برود

01:36:06.124 --> 01:36:12.698
نباید متوجه می‌شدم که روحش بود که می‌خواست بپرد؟

01:36:15.363 --> 01:36:19.816
سپس او را با یک پروانه می‌بینم
لطیف    ظریف

01:36:20.482 --> 01:36:22.978
حشرۀ کوچک نمی‌خواهد فرار کند و هیچ ترسی ندارد

01:36:23.312 --> 01:36:28.930
گاهی فکر می‌کنم که کلاوس به پروانه‌ای تبدیل شد

01:36:29.389 --> 01:36:33.965
هر چه بر ما سنگینی می‌کرد
دیگر نیست

01:36:35.006 --> 01:36:37.835
و با این که ذهنم مخالف است

01:36:38.127 --> 01:36:40.540
چیزی از عمق وجودم
به من می‌گوید

01:36:40.833 --> 01:36:44.662
می‌خواهم این‌گونه
در یادم بماند
...this is the way I'd like to keep
him in my memory.

01:36:45.822 --> 01:37:01.625
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.