﻿WEBVTT

00:00:00.400 --> 00:00:10.920
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:18.920 --> 00:00:22.160
‫همچنان با جدّیت ادامه دارد]

00:00:31.880 --> 00:00:34.640
‫[امروزه که مردم بیشتر از
‫قبل وطن‌شان را ترک می‌کنند...]

00:00:34.720 --> 00:00:40.320
‫[فرهنگ و زبان و میراث‌شان به
‫مرور زمان کمرنگ‌تر می‌شود.]

00:00:42.680 --> 00:00:45.360
‫[ایران قرن یازدهم]

00:00:45.400 --> 00:00:52.560
‫[در هر خانوادۀ مهاجر، یک شخص انتخاب
‫می‌گردد تا حافظِ تاریخِ خانواده‌اش باشد.]

00:01:04.400 --> 00:01:08.040
‫ای دوست...

00:01:09.000 --> 00:01:10.880
‫بیا تا غمِ فردا نخوریم؛

00:01:10.880 --> 00:01:13.280
‫وین یک دمِ عمر را...

00:01:13.280 --> 00:01:15.480
‫غنیمت شمریم؛

00:01:16.200 --> 00:01:17.400
‫فردا...

00:01:18.080 --> 00:01:21.400
‫فردا که ازین دیرِ فنا درگذریم؛

00:01:21.600 --> 00:01:26.200
‫با هفت‌هزارسالگان سربه‌سریم.

00:01:28.760 --> 00:01:30.760
‫برو، برو، برو، برو!

00:01:34.000 --> 00:01:35.160
‫بده. بده.

00:01:39.280 --> 00:01:41.280
‫برو بهش بگو
‫کاپیتان‌ها گریه نمی‌کنن.

00:01:41.280 --> 00:01:43.800
‫البته اگه بخواد جام
‫قهرمانی رو ببره بالای سر.

00:01:44.280 --> 00:01:46.280
‫پاشو، بی‌عرضه.

00:01:47.600 --> 00:01:50.280
‫- ببرش بیرونِ زمین! - نه، خوبم.

00:01:51.080 --> 00:01:53.200
‫تیمی، بیا اینجا ببینم!

00:01:53.480 --> 00:01:56.400
‫می‌خوام امروز همه قبل از اینکه
‫برن خونه، پنج دور، دورِ زمین بدوئن.

00:01:56.400 --> 00:01:57.480
‫حالا شروع کنید.

00:01:57.480 --> 00:02:00.880
‫هنوز می‌تونیم روی شما دوتا
‫حساب کنیم که همدیگه رو نکُشید؟

00:02:01.000 --> 00:02:01.880
‫هان؟

00:02:02.800 --> 00:02:05.400
‫خوبه. چون توی ترکیب اصلیِ
‫تیم یه تغییراتی ایجاد کردم.

00:02:05.400 --> 00:02:07.880
‫می‌خوام جفت‌تون به‌عنوان
‫کاپیتان مشترک برید توی زمین.

00:02:09.000 --> 00:02:11.480
‫حالا ده دور، دورِ زمین
‫بدوئید. همین الآن! برید.

00:02:14.800 --> 00:02:18.800
‫[مرکز سرطان خونِ هیوستون]

00:02:30.680 --> 00:02:32.880
‫- چی شده؟ - هیچی.

00:02:32.880 --> 00:02:35.280
‫- کاپیتان مشترک
‫شدم. - تازه‌وارد!

00:02:35.280 --> 00:02:38.000
‫برو جوجه، من خودم
‫یه مدتی کاپیتان بودم.

00:02:38.000 --> 00:02:39.600
‫می‌دونم.

00:02:50.000 --> 00:02:51.480
‫می‌شه یه‌بار دیگه
‫اون داستانه رو...

00:02:51.480 --> 00:02:55.480
‫دیگه خودمم خسته شدم
‫از بس هِی گفتم. بسه.

00:02:55.480 --> 00:02:58.160
‫می‌دونم، اگه می‌شه... لطفاً!

00:02:58.880 --> 00:03:00.560
‫باباش چادردوز بود.

00:03:00.560 --> 00:03:05.960
‫خودشم در ۱۸ مِه ۱۰۴۸ میلادی
‫در نیشابور ایران به دنیا اومد.

00:03:17.080 --> 00:03:18.640
‫نه!

00:03:18.840 --> 00:03:20.840
‫نه!

00:04:34.600 --> 00:04:36.120
‫ستاره‌ها...

00:04:36.600 --> 00:04:38.200
‫دوست‌هاتن؟

00:04:43.000 --> 00:04:45.520
‫برای همینه که درک‌شون می‌کنی؟

00:04:52.320 --> 00:04:55.200
‫بابت پدرت متأسفم، عمر.

00:04:55.200 --> 00:04:57.200
‫دلم براش تنگ شده.

00:05:02.200 --> 00:05:04.520
‫من هیچ‌وقت تنهات نمی‌ذارم، عمر.

00:05:13.400 --> 00:05:15.520
‫نعمت خداست.

00:05:15.520 --> 00:05:18.320
‫وگرنه یه پسر بچه چطور
‫همچین چیزایی می‌دونه؟

00:05:18.520 --> 00:05:20.000
‫می‌تونید پسره رو ببرید.

00:05:20.040 --> 00:05:21.520
‫می‌تونه براتون کار کنه.

00:05:21.520 --> 00:05:25.000
‫- حالا ببینیم چی می‌شه، حالا
‫ببینیم چی می‌شه. - خدا خیرتون بده.

00:05:29.720 --> 00:05:32.800
‫عمر، بیا استاد
‫«امام موفق» رو ببین.

00:05:32.800 --> 00:05:35.000
‫ولی اون یه پسر بچۀ ریزه میزه‌ست.

00:05:35.400 --> 00:05:37.800
‫پسرکی به این کوچیکی
‫چی می‌دونه مگه؟

00:05:37.800 --> 00:05:41.000
‫- نشونش بده، عمر. - همیشه
‫وقتم رو تلف می‌کنی، زن.

00:05:41.000 --> 00:05:42.320
‫چیه؟

00:06:05.720 --> 00:06:07.920
‫یه‌سری از کارهام رو برام می‌کنی.

00:06:08.400 --> 00:06:10.800
‫ولی به‌عنوان
‫شاگردم قبولت می‌کنم.

00:06:12.200 --> 00:06:15.520
‫بهش پول هم می‌دم تا برای
‫خورد و خوراک، کم نیارید.

00:06:15.800 --> 00:06:18.200
‫شما خیلی مهربونید، آقا.

00:06:21.300 --> 00:06:24.100
‫از فردا شروع می‌کنیم.

00:07:18.980 --> 00:07:20.700
‫با استفاده از هندسه،

00:07:20.700 --> 00:07:24.780
‫می‌تونیم مشتق ریشۀ این معادلات
‫رو بگیریم و این مسئله‌ها رو حل کنیم.

00:07:27.300 --> 00:07:30.980
‫حالا دارید اصل پنجم
‫اقلیدسی رو می‌بینید...

00:07:30.980 --> 00:07:32.580
‫عمر.

00:07:33.500 --> 00:07:35.180
‫دنبالم بیا.

00:07:46.700 --> 00:07:50.500
‫سه تا چیز هستن که یه پسر
‫بچه باید یاد بگیره تا مَرد بشه.

00:07:50.980 --> 00:07:54.180
‫تیراندازی، سوارکاری...

00:07:54.780 --> 00:07:56.380
‫و اینکه هیچ‌وقت دروغ نگه.

00:07:56.780 --> 00:07:57.980
‫حسن.

00:07:57.980 --> 00:07:59.300
‫عمر.

00:08:00.500 --> 00:08:03.700
‫باباش جنگجوی خیلی بزرگیه.

00:08:05.580 --> 00:08:09.700
‫بهت چیزهایی یاد می‌ده
‫که توی کتاب‌ها نوشته نشده.

00:08:11.980 --> 00:08:13.700
‫برو.

00:09:49.380 --> 00:09:51.900
‫ببینم، این بَردۀ خوشگل چنده؟

00:10:16.100 --> 00:10:17.500
‫حسن!

00:10:19.500 --> 00:10:21.580
‫وقتی باهات حرف
‫می‌زنم وایستا گوش کن.

00:10:21.620 --> 00:10:23.900
‫یادت نره کی هستی.

00:10:24.500 --> 00:10:26.300
‫اون یه بَرده‌ست.

00:10:28.100 --> 00:10:31.500
‫آیندۀ تو توی دربارـه.

00:10:31.500 --> 00:10:33.380
‫پس به خطر نندازش.

00:10:33.900 --> 00:10:36.100
‫دریا خیلی خوشگله.

00:10:36.380 --> 00:10:39.180
‫ولی هیچ‌کدوم‌تون
‫باهاش ازدواج نمی‌کنید.

00:10:59.900 --> 00:11:01.980
‫تا کِی می‌ری؟

00:11:03.300 --> 00:11:05.780
‫بعد از گذرِ دوتا هلال ماه نو.

00:11:07.100 --> 00:11:10.580
‫بیشتر از دوتا نمی‌شه،
‫حداکثر! (دو ماه)

00:11:19.580 --> 00:11:22.300
‫امشب کلی دوست داری. (ستاره‌ها)

00:11:30.580 --> 00:11:32.780
‫تا حالا شده در مورد من صحبت کنن؟

00:11:36.580 --> 00:11:38.900
‫همیشه می‌کنن.

00:11:45.180 --> 00:11:47.300
‫اون «دُنب‌»ـه.

00:11:51.900 --> 00:11:54.780
‫درخشان‌ترین ستارۀ جهان.

00:11:55.900 --> 00:12:00.180
‫هر بار بهش نگاه
‫می‌کنم، به یاد تو می‌افتم.

00:12:05.180 --> 00:12:07.500
‫می‌ترسم، عمر.

00:12:07.780 --> 00:12:10.180
‫به‌خاطر مردِ توی بازار؟

00:12:11.900 --> 00:12:13.900
‫نمی‌دونم.

00:12:16.100 --> 00:12:18.380
‫هیچ‌وقت نمی‌تونه اذیتت کنه.

00:13:10.500 --> 00:13:15.700
‫- دریای عزیزم، ستاره
‫کوچولوی من. - شکار خوش بگذره.

00:13:20.580 --> 00:13:22.300
‫دریا!

00:13:39.780 --> 00:13:43.980
‫«اول سه طلاق، عقل
‫و دین خواهم گفت»

00:13:43.980 --> 00:13:47.900
‫«پس دختر رز را به زنی خواهم کرد»

00:13:53.700 --> 00:13:55.300
‫از اسبه خوشت میاد!

00:13:56.780 --> 00:13:58.900
‫- می‌دونم ازش خوشت
‫میاد. - آره ازش خوشم میاد.

00:13:58.900 --> 00:14:01.700
‫آرامش‌بخش و شکوهمندـه.

00:14:01.980 --> 00:14:03.580
‫باهات معامله می‌کنم.

00:14:04.780 --> 00:14:07.100
‫دریا رو بهم بده، اسبه رو بگیر.

00:14:10.300 --> 00:14:13.100
‫دریا مال من نیست
‫که بخوام بهت بدمش.

00:14:15.980 --> 00:14:17.780
‫خیلی‌خب.

00:14:25.700 --> 00:14:27.780
‫براش می‌جنگیم.

00:14:27.860 --> 00:14:29.260
‫یعنی...

00:14:30.980 --> 00:14:32.980
‫چی‌کار می‌کنی؟

00:14:34.300 --> 00:14:37.900
‫بابام دریا رو تأیید نمی‌کنه.

00:14:40.100 --> 00:14:42.780
‫- به‌نظرش در شأن
‫خانواده‌مون نیست. - چی؟

00:14:45.700 --> 00:14:48.780
‫بیشتر نگرانِ آیندۀ
‫تو توی دربارـه.

00:14:48.780 --> 00:14:52.500
‫ولی من همچین آرزوهایی ندارم.

00:14:52.500 --> 00:14:55.780
‫اگه نخوام عروسک
‫خیمه‌شب‌بازیِ سلطان باشم چی؟

00:14:56.300 --> 00:15:00.580
‫بابات دیگه سرنوشتت
‫رو برات مشخص کرده.

00:15:08.580 --> 00:15:11.300
‫[چندین سال بعد]

00:15:32.380 --> 00:15:34.900
‫تو هم یه روز سربازِ اینجا می‌شی.

00:15:56.400 --> 00:15:59.720
‫ببخشید عمر، کاری
‫از دستم برنمی‌اومد.

00:16:00.200 --> 00:16:02.000
‫چی شده، مامان؟

00:16:03.120 --> 00:16:04.920
‫اونا دریا رو بردن.

00:16:06.000 --> 00:16:09.720
‫دو روز بعد از اینکه
‫رفتی به یه تاجر فروختنش.

00:16:10.200 --> 00:16:11.920
‫دریا رو فروختن؟

00:16:12.400 --> 00:16:15.320
‫فقط چند روز اینجا بودن.

00:16:15.720 --> 00:16:18.800
‫الان تقریباً سه ماهه که رفته.

00:16:21.000 --> 00:16:24.520
‫عمر، اون بَردۀ همسایه‌مون بود.

00:16:24.520 --> 00:16:27.600
‫کاملاً حق داشتن بفروشنش.

00:16:29.400 --> 00:16:31.520
‫عمر، صبر کن. گوش کن چی می‌گم.

00:16:31.520 --> 00:16:33.200
‫تو هیچ پولی نداری.

00:16:33.520 --> 00:16:36.400
‫امام موفق داره
‫می‌ذاره درس بخونی.

00:16:36.400 --> 00:16:39.000
‫آینده‌ات رو خراب نکن.

00:16:39.320 --> 00:16:42.000
‫آینده‌ام اون دختره.

00:16:50.120 --> 00:16:52.200
‫حتماً پیداش می‌کنیم.

00:16:52.200 --> 00:16:53.600
‫این باید کافی باشه.

00:16:54.120 --> 00:16:56.200
‫می‌خریمش و آزادش می‌کنیم.

00:16:56.520 --> 00:16:59.000
‫تو جنوب و غرب رو بگرد،
‫من شمال و شرق رو می‌گردم.

00:17:01.800 --> 00:17:04.720
‫- خدا پشت و پناهت. - انشاءالله.

00:17:18.100 --> 00:17:20.300
‫سلام، ما اومدیم. آهنگ
‫جدید «امی» رو هم آوردم.

00:17:57.180 --> 00:17:59.700
‫[روستای کوچکی در خراسانِ ایران]

00:19:00.740 --> 00:19:02.740
‫کامران جایی
‫نمی‌ره، همین که گفتم!

00:19:03.140 --> 00:19:05.460
‫این‌قدر از ایرانی‌بودن
‫خجالت می‌کشی؟

00:19:05.460 --> 00:19:07.060
‫ما دیگه جامون اینجاست.

00:19:07.060 --> 00:19:09.340
‫توی آمریکا کسی اهمیت
‫نمی‌ده از کجا اومدی.

00:19:09.340 --> 00:19:11.060
‫اینکه هدفت چیه، مهمه.

00:19:11.060 --> 00:19:12.260
‫اون‌وقت هدفت چیه؟

00:19:12.260 --> 00:19:16.460
‫من عاشق ایرانم ولی
‫همه چیز خیلی فرق کرده

00:19:16.460 --> 00:19:18.740
‫دلم می‌خواد بچه‌هام
‫فرصت رشد داشته باشن.

00:19:18.740 --> 00:19:22.260
‫نمی‌ذارم کامران با توهمِ
‫کشوری سردرگُم بشه

00:19:22.260 --> 00:19:24.260
‫که یه روز شاید اصلاً
‫قبولش نکنن و بندازنش بیرون.

00:19:24.260 --> 00:19:27.060
‫خودت خواسته‌های
‫اون رو قبول کردی؟

00:19:30.740 --> 00:19:34.340
‫- هِی! داشتم گوش می‌کردم.
‫- ولی دیگه گوش نمی‌دی!

00:19:34.340 --> 00:19:36.060
‫منصور!

00:19:41.580 --> 00:19:43.860
‫[از تعطیلات بهاری لذت ببرید]

00:19:44.260 --> 00:19:47.340
‫خیلی‌خب، ببینیم نفر
‫بعدی کیه. آممم...

00:19:47.540 --> 00:19:49.260
‫بابی، حاضری؟

00:19:53.860 --> 00:19:55.860
‫همگی از تعطیلات
‫بهاری‌تون لذت ببری

00:19:55.860 --> 00:19:58.340
‫ولی تکلیف تاریخچۀ
‫تگزاس رو یادتون نره.

00:19:58.340 --> 00:20:02.460
‫اینکه از سال ۱۸۳۶ تا ۱۸۴۵
‫چطور تبدیل به جمهوری شدیم.

00:20:02.460 --> 00:20:06.140
‫ضمناً وقتی برگردین امتحان داریم.

00:20:16.260 --> 00:20:17.660
‫کامران، این چیه؟

00:20:17.660 --> 00:20:19.340
‫معادلۀ درجه سه.

00:20:19.340 --> 00:20:22.340
‫چیزی نیست، خانم تیلور.
‫داشتم خط خطی می‌کردم.

00:20:22.740 --> 00:20:23.460
‫دیگه باید برم.

00:20:23.460 --> 00:20:26.740
‫صبر کن، کامران. می‌خواستم
‫یه چیزی رو به نادر بدی.

00:20:35.660 --> 00:20:37.340
‫عمر بزرگ.

00:20:37.740 --> 00:20:40.940
‫پوسترِ رباعیاتِ عمر خیام‌ـه.

00:20:40.940 --> 00:20:43.540
‫می‌دونم برادرت بهش علاقه داره.

00:20:44.260 --> 00:20:47.060
‫بگذریم... کتابخونه
‫داشت مینداختش دور

00:20:47.060 --> 00:20:50.060
‫و من برش داشتم، چون
‫گفتم شاید نادر خوشش بیاد.

00:20:50.340 --> 00:20:52.100
‫ممنون، خانم تیلور.

00:20:52.100 --> 00:20:53.260
‫خداحافظ.

00:20:54.940 --> 00:20:57.340
‫یه سورپرایز برات
‫دارم، از طرف خانم تیلور.

00:20:57.540 --> 00:20:59.940
‫توی سطل آشغال
‫کتابخونه پیداش کرده.

00:21:00.060 --> 00:21:01.580
‫بهتر از این نمی‌شه!

00:21:09.900 --> 00:21:11.700
‫عمر بزرگ!

00:21:11.700 --> 00:21:15.780
‫این نسخۀ نفیسِ کتاب
‫رباعیاتِ عمر خیام

00:21:15.780 --> 00:21:19.580
‫در سال ۱۹۱۲ که کشتی
‫تایتانیک غرق شد گُم شد.

00:21:19.580 --> 00:21:21.900
‫اثرِ «عمر بزرگ» که در میانِ
‫بسیاری از مردم محبوب است

00:21:21.900 --> 00:21:28.380
‫توسط شرکت نامدارِ صحافیِ «سانگورسکی
‫و ساتکلیف»، رونوشت شده است.

00:21:28.700 --> 00:21:30.900
‫وای! توی لندن.

00:21:31.180 --> 00:21:33.100
‫این یارو انگلیسیه درستش کرده.

00:21:33.220 --> 00:21:35.820
‫اینو حتماً باید به
‫پدربزرگ نشون بدیم.

00:21:40.780 --> 00:21:43.980
‫عمر و حسن دریا رو پیدا کردن؟

00:22:09.100 --> 00:22:10.780
‫خواستۀ خدا بود.

00:22:42.700 --> 00:22:44.180
‫دنبالم نیاید.

00:22:44.500 --> 00:22:45.900
‫می‌خوام تنها باشم.

00:22:49.500 --> 00:22:51.500
‫پدرش کُشته شده.

00:22:52.300 --> 00:22:53.900
‫بذارید عزاداری کنه.

00:23:12.580 --> 00:23:15.500
‫دریا، دریا، دوست من...

00:23:16.980 --> 00:23:18.900
‫بیا تا غمِ فردا نخوریم؛

00:23:20.100 --> 00:23:22.700
‫وین یک دمِ عمر را غنیمت شمریم؛

00:23:22.700 --> 00:23:24.700
‫- دریا، دریا... - کی هستی؟

00:23:27.380 --> 00:23:28.780
‫صبر کن.

00:23:29.780 --> 00:23:32.180
‫چطور جرئت می‌کنی به من پشت کنی؟

00:23:32.980 --> 00:23:34.500
‫می‌دونی من کی‌ام؟

00:23:37.100 --> 00:23:38.980
‫فوراً جوابم رو بده.

00:23:39.900 --> 00:23:41.780
‫تو...

00:23:43.100 --> 00:23:44.500
‫احتمالاً...

00:23:46.180 --> 00:23:50.180
‫به مهمیِ اون یه دونه ستاره...

00:23:51.300 --> 00:23:53.180
‫باشی.

00:23:56.580 --> 00:23:58.100
‫ولی من نه.

00:23:59.700 --> 00:24:02.500
‫سرنوشت تو اونجا نوشته شده

00:24:04.100 --> 00:24:06.780
‫و یه روز...

00:24:07.700 --> 00:24:11.580
‫تو هم از روزگار محو می‌شی.

00:24:22.180 --> 00:24:24.380
‫دریا، دریا...

00:24:26.500 --> 00:24:28.700
‫ای دوست...

00:24:30.180 --> 00:24:34.500
‫بیا تا غمِ فردا نخوریم؛

00:24:35.180 --> 00:24:37.580
‫وین یک دمِ عمر را غنیمت شمریم؛

00:24:55.380 --> 00:24:57.100
‫با من کار داشتید؟

00:24:58.900 --> 00:25:01.380
‫کتاب زندگی...

00:25:03.580 --> 00:25:06.100
‫ازش چی یاد گرفتی؟

00:25:08.100 --> 00:25:11.380
‫هر چندسالی که توی
‫این کرۀ خاکی بودیم

00:25:13.180 --> 00:25:16.900
‫هر سال یه برگ از «کتاب
‫زندگی» رو ورق زدیم.

00:25:17.380 --> 00:25:19.900
‫تو چند صفحه خوندی؟

00:25:21.500 --> 00:25:23.100
‫۲۵.

00:25:24.500 --> 00:25:26.900
‫من صفحۀ ۵۷ هستم.

00:25:30.500 --> 00:25:32.780
‫دعوتم کردن برم دربار...

00:25:33.500 --> 00:25:35.780
‫و وزیر اعظمِ...

00:25:37.300 --> 00:25:39.780
‫سلطان جدیدِ سلجوقیان بشم.

00:25:51.300 --> 00:25:53.180
‫عمر خیام.

00:25:54.980 --> 00:25:57.500
‫ازت می‌خوام جایگزین من بشی.

00:26:03.700 --> 00:26:05.980
‫صفحات رو با دقت ورق بزن.

00:26:31.900 --> 00:26:33.180
‫ابوریحان بیرونی...

00:26:35.180 --> 00:26:40.500
‫تکنیک‌های ریاضیاتی‌ای کشف کرد تا
‫شروع فصل‌ها رو دقیق محاسبه کنه.

00:26:40.500 --> 00:26:44.580
‫ولی فقط این نبود. خورشید و حرکاتش
‫و خسوف و کسوف رو ثبت کرد.

00:26:44.780 --> 00:26:52.380
‫این کار رو با استفاده از یه
‫وسیله یا ابزار نجومی انجام داد...

00:26:52.380 --> 00:26:54.500
‫به بهش می‌گن «اسطرلاب».

00:26:54.500 --> 00:26:57.180
‫احمد، می‌شه افتخارش
‫رو بهمون بدی؟

00:26:58.500 --> 00:27:03.780
‫همون‌طور که می‌بینید، پشت
‫اسطرلاب تقسیم شده به ربع‌هایی با...

00:27:03.780 --> 00:27:05.980
‫جدول‌های مثلثاتی و نجومی

00:27:05.980 --> 00:27:10.100
‫که ازشون برای پیدا کردنِ
‫موقعیتِ ستارگان و ماه و سیاره‌ها...

00:27:10.100 --> 00:27:12.180
‫که با ستارگان ثابت
‫مرتبط هستند استفاده می‌شه.

00:27:12.580 --> 00:27:13.980
‫در گاه‌شماریِ اسلامی...

00:27:13.980 --> 00:27:17.900
‫شب و روز، هر کدوم به ۱۲
‫بخشِ مساوی تقسیم می‌شن.

00:27:17.900 --> 00:27:22.300
‫به همین دلیل، فقط در خط استوا
‫شب‌ها و روزهامون طول یکسانی دارن.

00:27:24.700 --> 00:27:25.900
‫متوجه شدین؟

00:28:35.380 --> 00:28:36.900
‫عمر...

00:28:39.580 --> 00:28:41.380
‫قوی باش.

00:28:42.580 --> 00:28:45.500
‫هیچ‌وقت از اعتقادت دست نکِش.

00:28:47.180 --> 00:28:50.380
‫من هر چی هستم،
‫به‌خاطر توئه، مادر.

00:28:51.500 --> 00:28:54.220
‫به هر جایی هم که برسم،

00:28:54.260 --> 00:28:58.700
‫ریشه‌اش در عشق و محبت توئه.

00:29:55.900 --> 00:29:58.500
‫خوشحالم دوباره
‫می‌بینم‌تون، استاد.

00:29:59.780 --> 00:30:01.500
‫این همه وقت طول کشیده؟

00:30:03.700 --> 00:30:06.580
‫فقط دو صفحه. (دو سال از عمرش)

00:30:12.900 --> 00:30:14.700
‫اجازه هست؟

00:30:18.580 --> 00:30:21.300
‫فقط یه‌سری شعرـه.

00:30:21.780 --> 00:30:26.300
‫خیلی از عالمین و دانشمندان
‫رو کافر حساب می‌کنن.

00:30:30.980 --> 00:30:34.180
‫سلطان می‌خواد دوباره ببینتت.

00:30:39.500 --> 00:30:41.700
‫ازت خوشش میاد.

00:31:27.300 --> 00:31:29.100
‫اعلی‌حضرت،

00:31:29.100 --> 00:31:34.300
‫فرمانده بیزانس از پاپ تقاضا کرده که
‫نیروهای پشتیبانیِ بیشتری براشون بفرسته.

00:31:34.300 --> 00:31:38.300
‫یکی از جاسوس‌هاشون رو در حالی که
‫تحرکات نیروهاتون رو زیر نظر داشت، گرفتیم.

00:31:45.100 --> 00:31:48.980
‫اعلی‌حضرت، معرفی
‫می‌کنم: عمر خیام.

00:31:48.980 --> 00:31:51.380
‫ریاضی‌دان و منجّم.

00:32:07.500 --> 00:32:09.300
‫تو بودی؟

00:32:10.780 --> 00:32:12.900
‫همونی که اون شب توی بیابون بود؟

00:32:18.580 --> 00:32:22.300
‫شنیدم داری به جَوون‌های مستعد
‫در سرتاسر امپراتوری، تعلیم می‌دی.

00:32:22.580 --> 00:32:26.380
‫بله این افتخار نصیبم
‫شده، اعلی‌حضرت.

00:32:27.100 --> 00:32:29.180
‫بزرگترین خواسته‌ات چیه؟

00:32:30.380 --> 00:32:33.980
‫چیزی جز زندگی‌کردن
‫در سایۀ عظمتِ شما نیست.

00:32:35.100 --> 00:32:38.100
‫و برای پیش‌بُردنِ مطالعاتم.

00:32:40.780 --> 00:32:45.100
‫چیزهایی که اون شب
‫بهم گفتی رو متوجه نشدم؛

00:32:45.380 --> 00:32:46.900
‫در مورد ستاره‌ها.

00:32:50.100 --> 00:32:52.700
‫می‌خوام ناوبرِ فلکی‌ام باشی.

00:32:53.500 --> 00:32:56.900
‫برات رصدخانه درست می‌کنیم تا
‫ستارگان رو مورد پژوهش قرار بدی.

00:33:00.380 --> 00:33:02.580
‫این نهایت لطف و
‫مهربانی شما رو می‌رسونه.

00:33:05.980 --> 00:33:08.380
‫امشب آسمون رو بررسی کن.

00:33:08.700 --> 00:33:11.300
‫تا چند روز دیگه با بیزانسی‌ها
‫وارد جنگ می‌شم. (روم شرقی)

00:33:11.580 --> 00:33:14.100
‫می‌خوام بدونم ستاره‌ها
‫توی نبرد باهام یارن یا نه.

00:33:17.380 --> 00:33:21.500
‫ولی قبلش، استاد قدیمی‌ات امام
‫موفق، تو رو از درباریان می‌کنه.

00:33:27.900 --> 00:33:30.300
‫نمی‌تونم ستاره‌ها رو اون‌طور
‫که شما می‌خواید بخونم.

00:33:30.300 --> 00:33:32.300
‫علم نجوم، طالع‌بینی نیست.

00:33:32.300 --> 00:33:36.500
‫گوش کن ببین چی می‌گم،
‫عمر. با دقت هم گوش کن.

00:33:37.180 --> 00:33:39.180
‫کار ما سخته.

00:33:39.500 --> 00:33:42.980
‫و مسئولیت‌مون در
‫قبال مردم، گسترده‌ست.

00:33:43.580 --> 00:33:45.100
‫مالک جوانه. (مالک = ملکشاه)

00:33:45.100 --> 00:33:48.700
‫وظیفۀ منه تا در
‫تصمیماتش راهنمایی‌اش کنم

00:33:48.700 --> 00:33:51.180
‫و تو کمکم می‌کنی.

00:33:51.700 --> 00:33:53.580
‫اون بهت اعتماد داره.

00:33:53.580 --> 00:33:56.180
‫و اگه فکر می‌کنه می‌تونی
‫از ستاره‌ها طالع رو بخونی

00:33:56.180 --> 00:33:58.780
‫پس تو رو خدا بذار
‫این‌طور فکر کنه.

00:34:00.500 --> 00:34:02.180
‫من دروغ نمی‌گم.

00:34:03.100 --> 00:34:05.180
‫ازت نمی‌خوام دروغ بگی.

00:34:05.180 --> 00:34:09.580
‫دارم می‌گم باید مراقب
‫باشیم، برای مالک.

00:34:10.180 --> 00:34:11.900
‫متوجهی، عمر؟

00:34:12.500 --> 00:34:15.700
‫هر کاری که لازم باشه
‫برای محافظت ازش می‌کنم.

00:34:15.980 --> 00:34:19.180
‫و برای اینکه در دیدِ
‫مردمش قدرتمند نگهش دارم.

00:34:22.700 --> 00:34:25.380
‫رساله‌تون در مورد
‫حکومت‌داری رو خوندم.

00:34:27.900 --> 00:34:34.380
‫«قدرتِ شاهزاده، بستگی
‫به مشاورانش دارد.»

00:34:35.980 --> 00:34:39.780
‫ولی اگه نصیحتی که دریافت
‫می‌کنه حقیقت رو تحریف کنه

00:34:41.380 --> 00:34:43.500
‫باعث نمی‌شه ضعیف‌تر بشه؟

00:35:02.180 --> 00:35:04.100
‫می‌دونستم اینجا پیدات می‌کنم.

00:35:04.500 --> 00:35:06.700
‫- شنیدم داری می‌ری. - حسن.

00:35:07.380 --> 00:35:08.900
‫خبر مهمی دارم.

00:35:08.900 --> 00:35:10.180
‫کجا بودی؟

00:35:10.780 --> 00:35:12.580
‫روحم رو پاک می‌کردم.

00:35:12.980 --> 00:35:14.580
‫به دنبال حقیقت بودم.

00:35:15.900 --> 00:35:18.980
‫تو مرد مذهبی‌ای نیستی،
‫عمر، مردِ علم‌ودانشی.

00:35:18.980 --> 00:35:20.700
‫درک نمی‌کنی.

00:35:20.980 --> 00:35:25.380
‫حقیقت مذهبی، لزوماً دلخواه نیست.

00:35:25.780 --> 00:35:29.380
‫اکثر مردم حتی تکالیف دین
‫خودشون رو انجام نمی‌دن.

00:35:29.380 --> 00:35:32.980
‫اعتقاد راسخ به خدا،
‫تنها حقیقتِ واقعیه.

00:35:32.980 --> 00:35:35.780
‫اگه ایمان کاملاً
‫با منطق برابر بود،

00:35:35.780 --> 00:35:39.580
‫فکر نمی‌کنی افراد بیشتری، عمق
‫اعتقادات‌شون رو زیر سؤال می‌بردن؟

00:35:39.580 --> 00:35:41.980
‫زیادی سؤال می‌پرسی.

00:35:42.300 --> 00:35:44.780
‫مردم رو با کُفر
‫خودت سردرگُم می‌کنی.

00:35:45.100 --> 00:35:46.580
‫کُفر؟

00:35:46.580 --> 00:35:49.900
‫این صحبت های من کفره.

00:35:49.900 --> 00:35:54.580
‫آدم باید اقتدار مطلق رو در
‫مسائل مربوط به ایمانِ مذهبی بپذیره.

00:35:54.780 --> 00:35:59.380
‫اون‌وقت در مسائل مربوط به
‫ایمانِ مذهبی کی اقتدار مطلق داره؟

00:36:00.900 --> 00:36:02.900
‫من به خدا اعتقاد دارم.

00:36:03.180 --> 00:36:05.900
‫ولی من و تو،
‫اعتقادات‌مون متفاوته.

00:36:06.300 --> 00:36:09.900
‫نمی‌تونی به روشِ خودت
‫به خدا اعتقاد داشته باشی.

00:36:09.900 --> 00:36:12.500
‫خدا اهمیتی نمی‌ده که
‫چطور باورش داری،

00:36:12.500 --> 00:36:15.580
‫به شرط اینکه قبلش
‫خودت رو باور داشته باشی.

00:36:15.980 --> 00:36:18.980
‫اسلام با سلطنتِ
‫ملکشاه نابود می‌شه.

00:36:18.980 --> 00:36:20.780
‫نابود می‌شه؟

00:36:21.700 --> 00:36:25.100
‫ایران تحت حکومتِ
‫سلجوقیان به شکوفایی رسیده.

00:36:25.100 --> 00:36:27.580
‫برو تمام مراکز علمی‌ای
‫که ساخته شده رو ببین.

00:36:27.580 --> 00:36:30.900
‫تو عادت کردی که همین‌طور
‫از قدرت سلطان استفاده کنی.

00:36:31.700 --> 00:36:34.500
‫این حرف‌ها از کجا
‫نشئت می‌گیرن، حسن؟

00:36:35.180 --> 00:36:40.180
‫«جست‌وجو و تحصیل علم بر
‫هر مسلمانی فرض و واجب است.»

00:36:41.580 --> 00:36:43.780
‫این حدیث پیامبره.

00:36:43.780 --> 00:36:47.100
‫دعا می‌کنم دیگه هیچ‌وقت
‫گذرمون به هم نیفته.

00:36:47.500 --> 00:36:49.580
‫اگه بیفته، مجبور می‌شم بکُشمت.

00:36:52.900 --> 00:36:55.500
‫جهاد اکبر که بزرگترین جهاده...

00:36:55.700 --> 00:36:57.580
‫غلبه بر نَفْس‌ـه.

00:36:57.580 --> 00:37:00.100
‫خدانگهدار، فرزندِ چادرساز.

00:37:10.700 --> 00:37:12.380
‫اعلی‌حضرت،

00:37:12.580 --> 00:37:16.780
‫با اجازه‌تون عمر خیام رو به
‫دربارِ محترم‌تون معرفی می‌کنم.

00:37:20.180 --> 00:37:21.780
‫چی برای گفتن داری، عمر؟

00:37:27.180 --> 00:37:28.780
‫سخنان حکیمانه.

00:37:28.820 --> 00:37:32.780
‫برای افرادی که به
‫جنگ بیزانسی‌ها می‌رن.

00:37:34.180 --> 00:37:36.500
‫مطمئنم یه چیزی برای گفتن داره.

00:37:43.700 --> 00:37:49.900
‫این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت؛

00:37:50.100 --> 00:37:55.340
‫چون آب به جویبار
‫و چون باد به دشت؛

00:37:55.580 --> 00:38:00.180
‫هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت؛

00:38:01.180 --> 00:38:07.380
‫روزی که نیامده‌‌ست
‫و روزی که گذشت؛

00:38:07.780 --> 00:38:12.580
‫ای بس که نباشیم
‫و جهان خواهد بود؛

00:38:13.300 --> 00:38:17.780
‫نی نام ز ما و نی‌نشان خواهد بود؛

00:38:18.380 --> 00:38:25.780
‫زین پیش نبودیم و نبد هیچ خلل؛

00:38:28.180 --> 00:38:34.380
‫زین پس چو نباشیم همان خواهد بود؛

00:38:52.380 --> 00:38:54.780
‫بالأخره یه نفر رو
‫پیدا کردم که حق می‌گه.

00:38:57.380 --> 00:38:59.500
‫به افتخار عمر خیام.

00:39:23.380 --> 00:39:26.180
‫دستور دادم رصدخانه
‫رو برات بسازن.

00:39:26.380 --> 00:39:27.900
‫اگه اعلی‌حضرت اجازه بدن...

00:39:27.900 --> 00:39:31.300
‫یه جای بی‌عیب و نقص پیدا کردم و
‫فعلاً نیازی به ساختنِ رصدخانه ندارم.

00:39:31.300 --> 00:39:32.380
‫کجا؟

00:39:32.580 --> 00:39:35.180
‫یه منطقۀ قدیمی نزدیکِ اصفهان.

00:39:36.500 --> 00:39:38.700
‫دوست دارم فوراً کارم رو شروع کنم.

00:39:39.300 --> 00:39:40.780
‫باشه.

00:39:41.380 --> 00:39:43.300
‫برای پژوهش‌هات اونجا مال خودت.

00:40:38.300 --> 00:40:39.780
‫عمر، یه سؤال داشتم.

00:40:40.580 --> 00:40:42.500
‫چطور ذهنت می‌تونه...

00:40:42.900 --> 00:40:44.700
‫چیزی رو ببینه که ما
‫حتی نمی‌تونیم بخونیمش؟

00:40:45.180 --> 00:40:50.300
‫هر چی بیشتر یاد می‌گیرم بیشتر
‫می‌فهمم چه چیزهایی رو نمی‌دونم.

00:40:50.980 --> 00:40:52.700
‫اعلی‌حضرت، بفرمائید.

00:41:03.380 --> 00:41:10.180
‫طبق محاسباتم، در هر ۳۰۰ الی
‫۴۴۰ سال یک روز رو از دست می‌دیم

00:41:10.180 --> 00:41:11.500
‫اما...

00:41:11.900 --> 00:41:15.100
‫تقویمی اختراع کردم در
‫تقدیر از بزرگیِ شما...

00:41:15.300 --> 00:41:17.780
‫که زمان رو دقیق‌تر
‫ارزیابی می‌کنه.

00:41:18.980 --> 00:41:22.380
‫مخصوصاً تقویمی که چرخشِ زمین به
‫دور خورشید رو تا یازده رقم اعشاری...

00:41:22.380 --> 00:41:24.500
‫اندازه‌گیری می‌کنه.

00:41:24.500 --> 00:41:25.580
‫تقویم؟

00:41:25.580 --> 00:41:27.700
‫بله، اعلی‌حضرت.

00:41:27.700 --> 00:41:30.380
‫همون‌طور که می‌بینید...

00:41:30.380 --> 00:41:34.380
‫تاریخ تقویم برای سال جدیدمون،
‫از نقطۀ عبور خورشید...

00:41:34.380 --> 00:41:40.700
‫از میانۀ صورت فلکیِ
‫حوت تغییر می‌کنه...

00:41:41.500 --> 00:41:47.180
‫به اولین نقطۀ صورت فلکیِ حمل.

00:41:49.900 --> 00:41:52.300
‫اگه این تقویم درست
‫از آب در بیاد...

00:41:52.300 --> 00:41:54.900
‫تمام مسائل مربوط به
‫قلمروتون رو بهبود می‌بخشه؛

00:41:54.900 --> 00:41:58.780
‫از زمانِ پرداخت مالیات‌ها
‫گرفته تا نمازهای روزانه.

00:41:59.780 --> 00:42:01.180
‫جداً؟

00:42:01.500 --> 00:42:02.700
‫یعنی...

00:42:03.180 --> 00:42:05.300
‫الآن داریم توی زمان
‫اشتباهی نماز می‌خونیم، عمر؟

00:42:05.300 --> 00:42:08.700
‫محاسبات من، تقویم
‫گریگوری رو... (تقویم میلادی)

00:42:08.700 --> 00:42:14.900
‫با داشتنِ انحراف استانداردِ یک روز در
‫هر ۳۰۰ الی ۷۷۰ سال، اصلاح می‌کنه.

00:42:16.500 --> 00:42:19.100
‫با فامیلیِ سلجوقیِ
‫شما معرفی می‌شه.

00:42:20.500 --> 00:42:23.900
‫تقویم جلالی؟

00:42:24.780 --> 00:42:27.900
‫بیا معرفی‌اش کنیم.
‫خوشم اومد. خوشم اومد.

00:42:28.980 --> 00:42:30.580
‫حالا سال‌مون کِی شروع می‌شه؟

00:42:30.580 --> 00:42:31.780
‫نوروز.

00:42:31.980 --> 00:42:32.980
‫اولین روزِ بهار.

00:42:32.980 --> 00:42:37.700
‫دقیقاً با لحظه‌ای که اعتدال بهاری
‫صورت می‌گیره مطابقت داره.

00:42:39.300 --> 00:42:40.980
‫خوبه. عالیه! پس...

00:42:41.180 --> 00:42:42.980
‫بیا بریم تقویم جدیدم
‫رو جشن بگیریم.

00:42:44.380 --> 00:42:46.980
‫هنوز کار دارم، اعلی‌حضرت.

00:42:46.980 --> 00:42:49.780
‫محاسبات باید امتحان بشن تا
‫ببینیم کاملاً دقیق هستن یا خیر.

00:42:49.780 --> 00:42:53.500
‫اون رو می‌شه گذاشت برای بعد.
‫ولی گرسنگی و تشنگیِ من رو نمی‌شه!

00:43:06.980 --> 00:43:08.580
‫عمر کجاست؟

00:43:09.780 --> 00:43:11.500
‫من پیداش می‌کنم.

00:43:41.500 --> 00:43:44.380
‫یه ضیافتِ بزرگ راه انداختن.

00:43:44.780 --> 00:43:46.180
‫می‌دونم.

00:43:46.500 --> 00:43:49.580
‫ملکشاه داره سراغت
‫رو می‌گیره. بیا داخل.

00:43:50.180 --> 00:43:52.700
‫راضی‌ام که پیش ستاره‌ها بمونم.

00:43:54.980 --> 00:43:57.380
‫اون دختره رو اونجا پیدا نمی‌کنی.

00:44:00.500 --> 00:44:02.780
‫همیشه پیداش می‌کنم.

00:44:04.300 --> 00:44:05.700
‫عمر.

00:44:07.180 --> 00:44:09.500
‫سعی کن فراموشش کنی.

00:44:51.000 --> 00:44:52.700
I have a surprise for you.

00:45:10.100 --> 00:45:12.200
If you want, she is yours.

00:45:16.000 --> 00:45:18.800
No, no.

00:45:22.700 --> 00:45:25.600
So it is true what they say
about you and a slave girl?

00:45:27.800 --> 00:45:29.300
Darya?

00:45:30.800 --> 00:45:32.500
Darya...

00:45:32.500 --> 00:45:34.300
Finally we have a name.

00:45:34.300 --> 00:45:35.900
Darya.

00:45:40.700 --> 00:45:44.200
The Byzantines are trying to press
through our western provinces.

00:45:46.500 --> 00:45:49.500
Find out the best time
to meet our day??.

00:46:07.100 --> 00:46:11.400
<font color=BFEFFF> The heart of two lovers
can never be apart from one another.</c>

00:46:11.700 --> 00:46:17.800
<font color=BFEFFF> That's how Darya's love
found its way back to Omar.</c>

00:46:28.800 --> 00:46:30.600
‫باید فرار کنیم!

00:46:48.400 --> 00:46:51.600
Dear God,
please don't let this be a dream.

00:46:52.500 --> 00:46:54.500
Omar, I was sold.

00:46:54.800 --> 00:46:58.800
The news of your great observatory
has spread all over the Empire.

00:46:58.800 --> 00:47:02.200
That's why I came to Isfahan
to try to find you.

00:47:05.100 --> 00:47:06.200
Let's go!

00:48:25.200 --> 00:48:29.700
How could you ask me to leave you,
now that I found you.

00:48:33.300 --> 00:48:35.570
Listen to me carefully, Omar.

00:48:35.800 --> 00:48:38.800
If I do not return now,
they will search for me.

00:48:41.300 --> 00:48:43.600
I am not property of someone.

00:48:46.600 --> 00:48:49.300
I will find Malik
and he will understand.

00:48:49.300 --> 00:48:54.600
I will spend my entire life
in the service if necessary.

00:48:55.600 --> 00:48:57.600
I'll buy your freedom.

00:49:03.900 --> 00:49:06.600
I love you, Omar Khayyam.

00:49:09.700 --> 00:49:10.700
Go.

00:49:11.000 --> 00:49:13.100
And come back swiftly.

00:49:15.500 --> 00:49:17.000
I'll be waiting!

00:49:17.300 --> 00:49:18.900
Darya.

00:49:19.700 --> 00:49:22.400
The brightest star in my universe.

00:49:24.600 --> 00:49:29.900
You have no idea how many times
I see your face in those stars.

00:50:42.300 --> 00:50:43.700
‫عمر؟

00:50:45.380 --> 00:50:47.700
‫می‌شه باهاتون صحبت
‫کنم، اعلی‌حضرت؟

00:50:56.980 --> 00:50:58.500
‫دریا رو پیدا کردم.

00:50:59.900 --> 00:51:00.780
‫خب؟

00:51:02.980 --> 00:51:04.580
‫اعلی‌حضرت...

00:51:06.180 --> 00:51:07.980
‫اگه قرار باشه باهاش ازدواج کنم،

00:51:08.700 --> 00:51:10.300
‫باید بخرمش.

00:51:10.980 --> 00:51:13.780
‫و پولی که بهم دادین رو
‫خرجِ پژوهش‌هام کردم.

00:51:15.300 --> 00:51:16.580
‫عمر.

00:51:16.820 --> 00:51:19.180
‫جیب‌هات رو پُر از
‫طلا و نقره می‌کنیم

00:51:19.180 --> 00:51:21.780
‫تا بتونی بری دریای
‫عزیزت رو بخری.

00:51:24.100 --> 00:51:26.500
‫باید استراحت کنی.

00:51:31.180 --> 00:51:33.500
‫مرغوب‌ترین پارچه‌های
‫ابریشم رو براش بخر.

00:52:07.900 --> 00:52:09.020
‫اعلی‌حضرت...

00:52:14.500 --> 00:52:16.180
‫چی شد؟ عمر کجاست؟

00:52:16.500 --> 00:52:18.580
‫برگشت رصدخانه.

00:52:18.980 --> 00:52:20.180
‫دختره چی؟

00:52:20.380 --> 00:52:23.100
‫به یه تاجر خارجی فروخته شده بود.

00:52:23.780 --> 00:52:25.500
‫نتونستیم پیداش کنیم.

00:52:27.580 --> 00:52:30.300
‫افراد رو آماده کنید.
‫برمی‌گردیم کاخ.

00:53:21.180 --> 00:53:24.180
‫مگه نگفتی اگه دوباره
‫منو ببینی می‌کُشی‌ام؟

00:53:24.180 --> 00:53:27.300
‫ظاهراً همین الآنش هم خیلی‌ها
‫می‌خوان این کار رو بکنن.

00:53:27.300 --> 00:53:30.300
‫زود باش، افراد بیشتری
‫دارن میان سراغت. اینو بپوش.

00:53:36.780 --> 00:53:39.900
‫اسبم رو بردار. برو
‫قلعۀ الموت. پیدات می‌کنم.

00:56:07.400 --> 00:56:10.320
‫نمی‌دونم آخر داستان چی می‌شه.

00:56:46.320 --> 00:56:48.800
‫عاشق این آهنگم.

00:57:04.400 --> 00:57:06.520
‫به‌نظرت من شبیه‌اش هستم؟

00:57:07.920 --> 00:57:09.200
‫یه‌جورایی.

00:57:11.000 --> 00:57:14.600
‫اگه موهام رو صاف کنم،
‫شاید دقیقاً مثل اون بشم.

00:57:14.600 --> 00:57:16.520
‫شرط می‌بندم اصلاً
‫با هم مو نمی‌زنیم.

00:57:16.520 --> 00:57:19.120
‫- اون شبیهِ... - منظورت
‫از این حرفا چیه؟

00:57:19.400 --> 00:57:21.320
‫می‌خوام آخر داستان رو بدونم.

00:57:21.320 --> 00:57:24.320
‫دیوونه‌ای؟! بابا می‌کُشَتِت.

00:57:24.320 --> 00:57:26.920
‫حتی نمی‌تونی از پذیرش رد شی.

00:57:26.920 --> 00:57:28.600
‫یه نقشه دارم.

00:57:29.000 --> 00:57:31.320
‫نقشه در واقع خیلی ساده بود.

00:57:31.600 --> 00:57:35.520
‫فُرم سفر کودک زیر سنّ قانونی
‫رو از سایت هواپیمایی پُر کردم.

00:57:36.800 --> 00:57:39.720
‫«نسا» امضای مامانم
‫رو زیر لیست جعل کرد.

00:57:39.920 --> 00:57:42.600
‫از کارت اعتباری‌اش برای
‫خرید یه بلیت آنلاین استفاده کرد

00:57:43.320 --> 00:57:45.720
‫و بعد منو تا فرودگاه رسوند.

00:57:47.000 --> 00:57:51.000
‫جلو جلو هماهنگ کرد که یه راننده
‫توی گمرک لندن منتظرم بمونه.

00:58:54.720 --> 00:58:56.200
‫سلام؟

00:59:22.600 --> 00:59:24.200
‫میلی!

00:59:25.320 --> 00:59:28.320
‫این کیه پیدا کردی؟

00:59:30.920 --> 00:59:33.200
‫چطور اومدی اینجا؟

00:59:35.200 --> 00:59:37.440
‫چطور اومدی اینجا؟

00:59:37.440 --> 00:59:43.600
‫گیتِ اصلی باز بود. در
‫زدم ولی کسی جواب نداد.

00:59:54.520 --> 00:59:57.320
‫بهتره قبل از اینکه
‫یخ بزنی ببرمت داخل.

00:59:59.440 --> 01:00:00.680
‫بفرما.

01:00:00.720 --> 01:00:03.120
‫بیا، میلی. بیا.

01:00:05.600 --> 01:00:08.000
‫آلفرد، مهمون داریم.

01:00:10.400 --> 01:00:12.520
‫یه فنجون چایی دیگه میاری؟

01:00:12.520 --> 01:00:14.200
‫بسیار خب، خانم.

01:00:19.000 --> 01:00:23.600
‫نه. آلفرد، نظرم عوض شد.
‫شکلات داغ دوست داری؟

01:00:23.600 --> 01:00:24.520
‫بله لطفاً.

01:00:24.520 --> 01:00:26.400
‫براش شکلات داغ بیار.

01:00:26.400 --> 01:00:28.000
‫- ممنون. - یه
‫بشقاب دیگه هم بیار.

01:00:28.000 --> 01:00:29.800
‫چشم خانم.

01:00:31.400 --> 01:00:32.920
‫میلی، بیا.

01:00:57.200 --> 01:00:58.720
‫دست نزن.

01:00:59.400 --> 01:01:00.920
‫همۀ اینا مال شمائن؟

01:01:01.320 --> 01:01:04.120
‫خیلی‌هاشون چندین نسله
‫که توی خانواده‌مون بودن.

01:01:04.120 --> 01:01:08.600
‫بعضی‌هاشون حتی کارِ
‫دستِ بابابزرگم بودن.

01:01:09.000 --> 01:01:11.200
‫پس اون واقعاً کتابه
‫رو صحافی کرده.

01:01:11.200 --> 01:01:13.000
‫بله، کرده.

01:01:15.720 --> 01:01:18.400
‫ببین، اینو می‌بینی؟

01:01:19.400 --> 01:01:22.400
‫حتی این قصیدۀ فارسی
‫رو طراحی کرده.

01:01:22.920 --> 01:01:24.520
‫می‌شه ببینمش؟

01:01:24.800 --> 01:01:30.520
‫کتابه سال ۱۹۱۲ با
‫کشتی تایتانیک غرق شد.

01:01:30.520 --> 01:01:32.520
‫ولی مگه ازش یه نسخۀ
‫دیگه درست نکرده بوده؟

01:01:33.520 --> 01:01:35.320
‫یه دونه دیگه هست.

01:01:35.320 --> 01:01:39.000
‫توی موزۀ «فور
‫کونستاندورک» در فرانکفورت.

01:01:39.000 --> 01:01:42.720
‫ولی ۵۵۰ رونوشتِ ناقص
‫دیگه ازش درست کرده.

01:01:44.520 --> 01:01:47.120
‫حتماً هِی گند می‌زده. (دوباره
‫یه رونوشتِ جدید می‌نوشته)

01:01:49.200 --> 01:01:51.920
‫می‌خواسته تمام
‫جزئیاتش درست باشه.

01:01:52.320 --> 01:01:54.520
‫خب، می‌تونم یکی‌شون رو ببینم؟

01:01:57.120 --> 01:01:59.600
‫عه، ممنون، آلفرد.

01:02:01.000 --> 01:02:03.520
‫- کاری باهات
‫ندارم. - ممنون، خانم.

01:02:17.320 --> 01:02:19.800
‫لهجه‌ات به آمریکایی می‌خوره.

01:02:20.800 --> 01:02:23.600
‫با مامان و بابات
‫اومدی انگلستان سفر؟

01:02:23.920 --> 01:02:25.320
‫نه راستش.

01:02:25.520 --> 01:02:27.400
‫فقط برای دیدنِ کتابه اومدم.

01:02:28.720 --> 01:02:31.000
‫چرا این همه راه رو
‫برای دیدنِ کتابه اومدی؟

01:02:31.520 --> 01:02:35.200
‫چون برادرم گفت مهمه
‫که بابابزرگ‌مون بدونه

01:02:35.200 --> 01:02:38.200
‫که مردم هنوز عمر
‫خیام رو یادشونه.

01:02:41.600 --> 01:02:43.000
‫داغه.

01:02:50.600 --> 01:02:54.320
‫اون‌وقت چرا عمر
‫خیام این‌قدر برات مهمه؟

01:02:54.720 --> 01:02:57.720
‫برادرم نادر، «حافظ میراث» بود.

01:02:57.920 --> 01:03:00.800
‫شروع کرد داستان
‫عمر رو برام تعریف کرد

01:03:00.800 --> 01:03:03.200
‫ولی تمومش نکرد.

01:03:03.200 --> 01:03:07.000
‫باید برم ایران تا بقیۀ داستان
‫رو از بابابزرگم بشنوم.

01:03:07.000 --> 01:03:08.520
‫اون خیلی پیره.

01:03:08.520 --> 01:03:10.600
‫حتی از شما هم پیرتره.

01:03:13.920 --> 01:03:17.720
‫برادرت هم باهات
‫سفر کرده انگلستان؟

01:03:17.920 --> 01:03:20.520
‫نه خانم، اون مُرد.

01:03:22.920 --> 01:03:26.200
‫باید باور کنم که تنهایی
‫سفر کردی اینجا؟

01:03:26.200 --> 01:03:30.320
‫خواهرم کمکم کرد تا از
‫پذیرشِ شهر هیوستون رد بشم.

01:03:30.600 --> 01:03:33.400
‫مامان و بابات نگران‌ات نمی‌شن؟

01:03:33.400 --> 01:03:37.120
‫اگه بابابزرگم مثل نادر بمیره چی؟

01:03:37.120 --> 01:03:39.520
‫اون‌وقت داستان از دست می‌ره.

01:03:49.200 --> 01:03:51.120
‫پاشو.

01:03:51.120 --> 01:03:52.720
‫دست‌هات رو بیار جلو.

01:03:53.720 --> 01:03:55.120
‫اون دست.

01:03:55.800 --> 01:03:57.120
‫این دست.

01:04:00.400 --> 01:04:03.600
‫باید دستکش بپوشی،
‫چون اگه نپوشی...

01:04:03.600 --> 01:04:07.600
‫روغنِ دست‌هات، بعد از
‫یه مدت به کاغذِ دست‌ساز...

01:04:08.320 --> 01:04:09.600
‫آسیب می‌زنه.

01:04:18.320 --> 01:04:21.000
‫بیا اینجا بشین روی زمین.

01:04:30.120 --> 01:04:32.920
‫«رباعیات عمر خیام»

01:04:35.000 --> 01:04:40.400
‫«رباعیات عمر خیامِ نیشابوری»

01:04:45.520 --> 01:04:48.720
‫رباعیات یعنی چی؟

01:04:48.720 --> 01:04:52.720
‫رباعی یه کلمۀ باستانیِ
‫عربی برای عدد چهارـه.

01:04:53.000 --> 01:04:56.600
‫اما برای شاعران قرن یازده ایران

01:04:56.600 --> 01:05:00.600
‫رباعی می‌شه چهار خط (مصراع) شعر.

01:05:02.400 --> 01:05:06.000
‫ولی من خیلی سر از شعر در نمیارم.

01:05:06.000 --> 01:05:10.320
‫شعر صرفاً به کلماتی می‌گن
‫که باعث می‌شن از درون...

01:05:11.720 --> 01:05:13.600
‫حس خاصی پیدا کنی.

01:05:14.920 --> 01:05:16.800
‫اشعار عُمَر...

01:05:18.320 --> 01:05:20.920
‫اعتقادات خیلی عمیق
‫رو بیان می‌کردند.

01:05:22.000 --> 01:05:24.600
‫یه روز زندگی‌ات تموم می‌شه

01:05:25.520 --> 01:05:27.320
‫و تنها چیزی که باقی می‌مونه

01:05:27.320 --> 01:05:30.800
‫لحظاتی‌ان که نهایت استفاده
‫رو از زندگی‌ات بُردی

01:05:30.800 --> 01:05:32.520
‫و اگه بخت باهات یار باشه

01:05:33.200 --> 01:05:38.520
‫اون لحظات در زندگیِ افرادی که
‫روشون تأثیر گذاشتی زنده می‌مونن.

01:05:40.320 --> 01:05:45.720
‫قبلنا بابابزرگم این
‫شعرها رو برام می‌خوند:

01:05:47.600 --> 01:05:49.600
‫ای دل چو حقیقت جهان...

01:05:49.600 --> 01:05:51.400
‫ هست مجاز؛

01:05:51.400 --> 01:05:53.000
‫چندین چه خوری...

01:05:53.000 --> 01:05:55.520
‫تو غم از این رنج دراز؛

01:05:55.520 --> 01:05:59.120
‫تن را به قضا سپار و با درد بساز؛

01:05:59.600 --> 01:06:03.720
‫کاین رفته قلم ز بهر تو ناید باز؛

01:06:13.400 --> 01:06:16.720
‫تنگی مِی لعل خواه و دیوانی؛

01:06:16.720 --> 01:06:18.720
‫سد رمقی باشد...

01:06:19.200 --> 01:06:21.200
‫و نصف نانی؛

01:06:21.920 --> 01:06:23.600
‫وانگه...

01:06:24.800 --> 01:06:28.200
‫من و تو نشسته در ویرانی؛

01:06:30.800 --> 01:06:32.800
‫بیشیست... (بیشی است)

01:06:33.400 --> 01:06:36.400
‫که نیست در خور سلطانی؛

01:07:25.920 --> 01:07:27.200
‫کامران.

01:07:32.520 --> 01:07:35.720
‫۷۳۵۵۱۲۱۲

01:07:56.800 --> 01:07:57.800
‫الو؟

01:07:57.800 --> 01:08:00.720
‫خانم بهشتی، شما
‫منو نمی‌شناسید ولی...

01:08:00.720 --> 01:08:03.400
‫قبل از هر چیز، می‌خوام یه
‫مطلب خیلی مهم رو بهتون بگم.

01:08:03.440 --> 01:08:05.720
‫پسرتون در امانه.

01:08:06.920 --> 01:08:08.560
‫بله، جاش امنه.

01:08:08.560 --> 01:08:13.120
‫اینجاست، توی
‫انگلستان. اومد خونۀ من.

01:08:13.120 --> 01:08:15.000
‫می‌خواست یه کتاب رو ببینه.

01:08:15.000 --> 01:08:16.720
‫ممنونم.

01:08:17.520 --> 01:08:19.520
‫نه، نه، از من تشکر نکنید.

01:08:20.720 --> 01:08:24.000
‫نه، صحیح و سالمه.
‫بهتون قول می‌دم.

01:08:24.000 --> 01:08:25.800
‫اینجا خیلی سرده.

01:08:25.800 --> 01:08:29.520
‫یه نوشیدنی داغ خورد و خوابش بُرد.

01:08:29.520 --> 01:08:31.520
‫شماره‌ام رو بهتون می‌دم.

01:08:45.520 --> 01:08:49.200
‫طراحی‌های کامپیوتری  برای
‫پروژۀ آلاسکایی در چه حالن؟

01:08:49.200 --> 01:08:52.800
‫- هنوز داری طبق برنامه پیش
‫می‌ری؟ - بله رئیس. به موقع می‌رسه.

01:08:53.400 --> 01:08:55.200
‫بهتون قول می‌دم.

01:08:57.400 --> 01:09:00.200
‫داری اینجا الکی
‫وقت‌کُشی می‌کنی، رفیق.

01:09:01.000 --> 01:09:02.400
‫برو خونه.

01:09:02.800 --> 01:09:04.800
‫باید پیش خانواده‌ات باشی.

01:09:04.800 --> 01:09:06.520
‫نیازی نیست.

01:09:08.000 --> 01:09:09.800
‫گوش کن چی می‌گم، منصور.

01:09:09.800 --> 01:09:12.520
‫این یه پروژۀ شش میلیون دلاری‌ـه.

01:09:12.920 --> 01:09:16.000
‫می‌خوام رئیس واحد
‫مهندسی‌ام ذهنش درگیر نباشه.

01:09:16.000 --> 01:09:18.400
‫باید وقت بذاری و
‫حالِت رو خوب کنی.

01:09:19.520 --> 01:09:21.520
‫خوبم.

01:09:22.120 --> 01:09:23.600
‫خوبم.

01:09:33.520 --> 01:09:34.800
‫خوبم.

01:09:43.520 --> 01:09:46.800
‫[روستای کوچکی در خراسان - ایران]

01:11:06.800 --> 01:11:07.800
‫سلام.

01:11:07.800 --> 01:11:10.200
‫ببخشید که فارسی‌ام
‫خیلی خوب نیست.

01:11:11.400 --> 01:11:13.600
‫اشکالی نداره، عزیزم.

01:11:14.120 --> 01:11:17.520
‫راحت‌تره که انگلیسی صحبت کنیم.

01:11:17.520 --> 01:11:21.800
‫مامان بهم گفت وظیفۀ منه که
‫چیزهایی که به نادر گفتید رو یادم بمونه.

01:11:21.800 --> 01:11:24.000
‫یه بخشی از داستان
‫رو الآن می‌دونم.

01:11:24.600 --> 01:11:30.200
‫مهمه که توی دل‌ات حفظش کنی.

01:11:30.200 --> 01:11:37.320
‫تعداد چیزهایی که زندگی بهت ارائه می‌کنه
‫تا اینجا حفظ‌شون کنی، بیش‌ازحد زیاده.

01:11:38.600 --> 01:11:43.320
‫اونچه که روی دل اثر بذاره،
‫هیچ‌وقت فراموش نمی‌شه.

01:11:43.320 --> 01:11:45.920
‫یادم می‌مونه، بابابزرگ.

01:11:47.400 --> 01:11:50.320
‫یکی از دوست‌هام گذاشت اینو
‫قرض بگیرم تا به شما نشون بدم.

01:11:53.000 --> 01:11:56.000
‫باید اینا رو دست‌تون
‫کنید تا کاغذش آسیب نبینه.

01:12:21.400 --> 01:12:23.520
‫چرا حسن جون عمر
‫خیام رو نجات داد؟

01:12:23.520 --> 01:12:25.920
‫خیال می‌کردم دیگه
‫ازش خوشش نمیاد.

01:12:26.520 --> 01:12:35.400
‫حسن و پیروانش به قلعۀ بزرگ
‫الموت حمله کردن و تصاحبش کردن.

01:12:35.400 --> 01:12:39.600
‫اون قلعه توی
‫کوهستان نزدیک رِی بود.

01:12:41.800 --> 01:12:43.000
‫کی هستی؟

01:12:43.320 --> 01:12:44.800
‫عمر خیام.

01:12:44.800 --> 01:12:46.800
‫حسن منو فرستاده.

01:12:47.120 --> 01:12:48.600
‫دنبالم بیا.

01:12:56.600 --> 01:13:00.800
‫حسن رهبر قدرتمندی در فرقه‌ای شد

01:13:00.800 --> 01:13:06.400
‫که با مذهب ملکشاه مخالف بودن.

01:13:09.600 --> 01:13:14.720
‫پیروان حسن نمی‌تونستن
‫حریف ارتش سلطان بشن.

01:13:14.720 --> 01:13:19.800
‫ولی می‌تونستن رعب و وحشت رو در
‫سرتاسر امپراتوری به دل مردم بندازن.

01:13:20.800 --> 01:13:24.920
‫برات عجیبه که این همه پیرو دارم؟

01:13:39.400 --> 01:13:41.800
‫هر کاری ازشون بخوام می‌کنن.

01:13:43.800 --> 01:13:47.200
‫برو برای رضای خدا،
‫از بالای قلعه بپر پایین.

01:13:49.800 --> 01:13:53.800
‫مطمئناً مَردی که می‌تونه ازش
‫بخواد بپره، می‌تونه ازش بخواد نپره.

01:13:54.200 --> 01:13:55.320
‫وایستا!

01:13:55.320 --> 01:13:57.120
‫خیلی ضعیفی.

01:13:57.400 --> 01:14:00.600
‫- افراد کافی برای انجام
‫امر خدا دارم. - امر خدا؟

01:14:01.400 --> 01:14:04.400
‫توی دنیای تو، علم‌ودانش
‫به قدرت ختم می‌شه.

01:14:05.600 --> 01:14:08.320
‫توی دنیای من، ایمان یعنی قدرت.

01:14:39.600 --> 01:14:41.800
‫بهت نیاز دارم، دوست قدیمی.

01:14:43.320 --> 01:14:46.520
‫آدم باهوشی مثل تو به کارم میاد.

01:14:48.400 --> 01:14:50.520
‫نمی‌خوام کاری به
‫این کارها داشته باشم.

01:14:50.520 --> 01:14:54.720
‫هر چی می‌خوای، فقط لب تر کن.

01:14:54.720 --> 01:14:57.120
‫با همدیگه می‌تونیم
‫تحول‌آفرین بشیم.

01:14:58.120 --> 01:15:00.200
‫چه تحولی؟

01:15:00.200 --> 01:15:06.520
‫حسن دستور قتلِ بسیاری
‫از افراد مالک رو داد

01:15:07.320 --> 01:15:10.720
‫تا قدرتش رو تضعیف کنه.

01:15:17.720 --> 01:15:19.600
‫فوراً سالن رو خالی کنید.

01:15:21.600 --> 01:15:24.800
‫کسی حق ورود به اینجا
‫رو نداره مگر اینکه من بگم.

01:15:33.320 --> 01:15:35.000
‫اعلی‌حضرت...

01:15:36.400 --> 01:15:39.000
‫باید باهاتون صحبت کنم.

01:15:40.520 --> 01:15:42.600
‫این ضیافت‌ها...

01:15:43.800 --> 01:15:46.400
‫حکم دعوت‌نامه به قتل رو دارن.

01:15:47.400 --> 01:15:49.520
‫حق نداری این‌طوری
‫باهام صحبت کنی!

01:15:50.000 --> 01:15:52.520
‫مسئول امنیتِ من تویی؟

01:15:52.920 --> 01:15:54.800
‫سلطان‌بودن...

01:15:55.200 --> 01:15:58.120
‫فراتر از برگزاریِ
‫جشن‌های بریز و بپاش...

01:15:58.720 --> 01:16:00.920
‫و شکارچیِ خوب بودنه.

01:16:00.920 --> 01:16:05.000
‫باید به مرجیعتِ
‫تقلید احترام بذارید.

01:16:07.400 --> 01:16:09.600
‫عُلَما هر چی می‌خوان دارن.

01:16:09.600 --> 01:16:12.720
‫از خزانه‌مون مبالغ قابل
‫توجهی به مساجد اهدا می‌کنیم.

01:16:12.720 --> 01:16:14.920
‫حماقت نکنید...

01:16:16.800 --> 01:16:18.520
‫اعلی‌حضرت!

01:16:19.320 --> 01:16:23.200
‫دشمنان‌تون منتظر این
‫نیستن که اشتباه کنید.

01:16:25.200 --> 01:16:27.400
‫بذار حرکت‌شون رو بزنن.

01:16:27.400 --> 01:16:29.120
‫می‌کُشن‌تون.

01:16:30.120 --> 01:16:34.520
‫ازت مشورت نخواستم...

01:16:35.520 --> 01:16:37.400
‫پیرمرد!

01:17:06.720 --> 01:17:09.600
‫از جونِ من چی می‌خوای...

01:17:10.600 --> 01:17:13.200
‫- ...حسن؟ - ملکشاه
‫بهت اعتماد داره.

01:17:13.200 --> 01:17:15.200
‫می‌تونی بهش نزدیک شی.

01:17:17.720 --> 01:17:20.720
‫- نه! - مردم رنج
‫کشیدن و گمراه شدن.

01:17:20.720 --> 01:17:22.520
‫دورۀ مالک تموم شده.

01:17:22.520 --> 01:17:25.920
‫این کار رو نمی‌کنم.

01:17:26.400 --> 01:17:28.400
‫فکر می‌کنم بکنی.

01:17:35.920 --> 01:17:38.320
‫دریا در ازای ملکشاه.

01:17:39.800 --> 01:17:41.600
‫چطور پیداش کردی؟

01:17:41.600 --> 01:17:44.800
‫بابام در واقع باهوش‌تر
‫از جفت‌مون بود.

01:17:47.000 --> 01:17:51.000
‫سفارش کرده بود ببرنش چون از
‫ضعفِ ما در برابر این دختر می‌ترسید.

01:17:51.920 --> 01:17:56.400
‫خب، استاد عمر، این
‫مسئله رو چطور حل می‌کنی؟

01:17:56.720 --> 01:17:59.520
‫از این روش، هیچ‌وقت به
‫خواسته‌ای که از من داری نمی‌رسی.

01:18:00.120 --> 01:18:02.520
‫جون اون در ازای دریا.

01:18:04.400 --> 01:18:08.320
‫مطمئناً دریا رو بیشتر
‫از ملکشاه دوست داری.

01:18:12.720 --> 01:18:18.200
‫من به یه دوست خیانت نمی‌کنم!

01:18:19.800 --> 01:18:21.520
‫می‌تونی از اینجا بری.

01:18:21.520 --> 01:18:23.600
‫راه خروج از قلعه رو نشونش بدید!

01:18:53.100 --> 01:18:55.780
‫باید می‌دونستی هیچ‌وقت
‫به کسی خیانت نمی‌کنه.

01:18:56.100 --> 01:18:58.100
‫از شخصیت اون به دورـه.

01:18:59.300 --> 01:19:00.980
‫چرا اون رو انتخاب کردی؟

01:19:01.980 --> 01:19:04.380
‫چرا عاشق من نشدی؟

01:19:07.980 --> 01:19:09.500
‫حسن؟

01:19:11.500 --> 01:19:13.580
‫ممنون که گذاشتی بره.

01:19:14.300 --> 01:19:16.580
‫وقتی بفرستنش توی کوهستان،

01:19:16.580 --> 01:19:19.180
‫چشم‌هاش رو می‌سوزونن و می‌کُشنش.

01:19:20.180 --> 01:19:22.300
‫چطور تونستی این کار رو بکنی؟

01:19:22.300 --> 01:19:24.380
‫چطور جرئت کردی؟

01:19:30.300 --> 01:19:31.780
‫عمر!

01:19:34.180 --> 01:19:35.380
‫نرو.

01:19:35.380 --> 01:19:38.100
‫- فرار کن! تله‌ست! - نه!

01:19:53.380 --> 01:19:54.900
‫دریا!

01:20:14.180 --> 01:20:16.180
‫زن‌ها رو خبر کن.

01:21:22.400 --> 01:21:24.400
‫امام موفق رو پیدا کن!

01:21:30.200 --> 01:21:32.200
‫- استاد عمر! - ملکشاه کجاست؟

01:21:32.200 --> 01:21:34.320
‫- توی نبرد. - واحد
‫ششم لشکر رو آماده کن.

01:21:49.920 --> 01:21:56.200
‫افراد ملکشاه بالأخره با
‫دشمن‌شون روبه‌رو شدن.

01:22:00.800 --> 01:22:03.400
‫اونا یه گروه مسیحی بودن

01:22:03.400 --> 01:22:09.520
‫که یه ارتش کوچیک تشکیل دادن و به
‫خودشون «جنگجویان صلیبی» می‌گفتن.

01:22:13.400 --> 01:22:17.520
‫اولین صلیبیون، با متحد
‫شدن با ارتش بیزانس...

01:22:17.520 --> 01:22:20.920
‫در راهِ تسخیر اورشلیم،

01:22:20.920 --> 01:22:24.720
‫سپاهیانِ سلجوق رو شکست دادند

01:22:24.720 --> 01:22:30.920
‫و از سرزمینی که امروزه به
‫اون ترکیه می‌گن عبور کرد.

01:22:37.200 --> 01:22:43.600
‫سربازان مسیحی، یعنی جنگجویان
‫صلیبی، اون‌قدر وحشی بودن...

01:22:43.600 --> 01:22:48.920
‫که تمام مسلمان‌ها و
‫یهودی‌های شهر مقدس رو کُشتند

01:22:48.920 --> 01:22:54.120
‫قبل از پایه‌گذاریِ
‫پادشاهیِ لاتینِ اورشلیم.

01:23:17.400 --> 01:23:22.320
‫عمر در لحظات سرنوشت‌سازی
‫در تاریخ دین زندگی کرد

01:23:22.320 --> 01:23:27.120
‫که سرزمین‌های اسلامی به
‫قدرتی جدید چشم باز کردن

01:23:27.120 --> 01:23:29.320
‫که تا قرن‌ها...

01:23:29.320 --> 01:23:36.600
‫به مردم الهام‌بخشِ جنگیدن برای
‫سرزمین‌شون در راهِ دین و ایمان‌شون شد.

01:24:17.400 --> 01:24:22.920
‫طولی نکشید که ملکشاه و
‫آوازه‌اش در تاریخ محو شد

01:24:22.920 --> 01:24:28.200
‫چون که امپراتوریِ
‫شکننده‌اش، از هم پاشید.

01:24:40.000 --> 01:24:41.920
‫حسن چی شد؟

01:24:41.920 --> 01:24:48.920
‫به نام «پیرمردِ
‫کوهستان» شهرت گرفت.

01:24:49.120 --> 01:24:55.600
‫به همراه آدمکُش‌های بی‌سروصداش
‫از سایه‌ها حکمرانی می‌کرد.

01:24:55.600 --> 01:24:58.520
‫بهشون می‌گفتن «حشاشین».

01:24:59.520 --> 01:25:04.000
‫واژۀ اساسین (آدمکُش)
‫از اونجا اومده.

01:25:04.400 --> 01:25:06.000
‫عمر چی؟

01:25:06.000 --> 01:25:10.400
‫عمر دیدگاه‌هاش در
‫مورد زندگی و جهان

01:25:10.400 --> 01:25:13.920
‫توی مجموعه‌ای از
‫اشعار ماندگارش نوشت

01:25:13.920 --> 01:25:20.000
‫که به تمام زبان‌های
‫اصلی ترجمه شد.

01:25:20.000 --> 01:25:22.200
‫استاد بزرگِ یادگیری!

01:25:22.720 --> 01:25:25.120
‫این پسر خانواده نداره.

01:25:25.920 --> 01:25:28.920
‫از ارباب‌های
‫قبلی‌مون قایمش کردیم

01:25:28.920 --> 01:25:33.400
‫ولی هر چی سنّش می‌ره
‫بالاتر، قایم‌کردنش سخت‌تر می‌شه.

01:25:34.120 --> 01:25:38.400
‫اگه پیداش کنن، به‌عنوان
‫بَرده می‌فروشنش.

01:25:39.120 --> 01:25:41.520
‫شاید بتونه شاگرد شما بشه.

01:25:57.320 --> 01:25:59.000
‫اسمت چیه؟

01:26:00.320 --> 01:26:01.800
‫«دنب».

01:27:14.800 --> 01:27:17.600
‫این میراث ماست.

01:27:17.600 --> 01:27:19.520
‫- منظورتون اینه که...؟ - درسته.

01:27:19.520 --> 01:27:21.800
‫مال عمر بود،

01:27:21.800 --> 01:27:23.520
‫مال دریا بود.

01:27:23.520 --> 01:27:26.720
‫الآن هم که مال توئه.

01:27:26.720 --> 01:27:31.800
‫متعلق به تو و بچه‌هات...

01:27:31.800 --> 01:27:34.600
‫و بچه‌های بچه‌هاته.

01:27:41.120 --> 01:27:48.400
‫یادت باشه؛ عمر به واسطۀ
‫اشعارش معروف نشد.

01:27:48.800 --> 01:27:53.800
‫به واسطۀ داستان
‫زندگی‌اش معروف شد.

01:28:31.600 --> 01:28:49.280
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.