﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:20.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:00.700 --> 00:01:03.300
كوه اورست

00:01:03.800 --> 00:01:07.300
8848 متر

00:01:07.300 --> 00:01:12.900
بالاترين نقطه روي زمين

00:01:13.100 --> 00:01:15.200
فريبنده و كشنده

00:01:16.900 --> 00:01:19.800
... در دهه 1920

00:01:19.800 --> 00:01:24.200
بزرگترين چالش باقي مانده عصر طلايي ماجراجويي فتح اين كوه بود

00:01:27.600 --> 00:01:30.800
اورست در لبه بهشت بود

00:01:30.800 --> 00:01:34.700
جايي كه خيلي ها معتقد بودند هيچ انساني نمي تواند جان بدر ببرد

00:01:36.800 --> 00:01:39.100
اما جورج مالري اينطور فكر نمي كرد

00:02:02.100 --> 00:02:08.300
اورست اخرين پيروزي بزرگ هر انسان

00:02:08.300 --> 00:02:11.000
وحشي ترين رويا

00:02:25.600 --> 00:02:29.900
جورج مالري آرزو داشت اولين انساني باشد كه اورست را فتح مي‌كند

00:02:30.000 --> 00:02:33.200
در 8 ژوئن 1924

00:02:33.200 --> 00:02:36.700
جورج مالري و همنوردش سندي اروين

00:02:36.700 --> 00:02:39.600
لباس گاباردين و چكمه هاي هوبنايلد رو پوشيدن

00:02:39.700 --> 00:02:43.000
و آخرين بار در 240 متري پايين قله ديده شدند

00:02:46.900 --> 00:02:50.400
سپس وارد ابرها شدند

00:02:50.600 --> 00:02:53.000
آنها هرگز دوباره زنده ديده نشدند

00:02:56.100 --> 00:03:02.100
خيلي ها باور دارند كه 30 سال قبل از اينكه اورست رسماً فتح بشه

00:03:02.200 --> 00:03:06.900
جورج مالري نخستين كسي بود كه قدم بر روي قله اورست گذاشت

00:03:32.200 --> 00:03:36.100
هفتاد و پنج سال بعد از از بين رفتن مالري و اروين

00:03:36.100 --> 00:03:39.900
كوه نوردي به نام كنراد آنكر در بخشي از صعودش در ارتفاعات اورست

00:03:40.000 --> 00:03:42.900
در پي يافتن جسد آنها بود

00:03:45.700 --> 00:03:47.400
كنراد لطفا بيا

00:03:49.000 --> 00:03:52.200
من در 26/7 هستم ، تمام

00:03:53.700 --> 00:03:55.300
انكر به تنهايي و با دقت مشغول جستجو بود

00:03:56.700 --> 00:03:58.800
كنراد موقعيت شما پايين منطقه جستجو هستش

00:03:58.800 --> 00:04:00.100
بايد بالاتر بيايد ، تمام

00:04:01.700 --> 00:04:03.300
كنجكاو بودم

00:04:03.400 --> 00:04:06.700
ايستادم و در اطرافم چرخيدم

00:04:06.700 --> 00:04:09.900
يك قسمتي از زمين اونچا سفيد بود

00:04:10.000 --> 00:04:13.200
برف نبود رنگش مات بود

00:04:13.300 --> 00:04:18.500
مثل سنگ مرمر نور رو به خودش جذب مي كرد

00:04:30.300 --> 00:04:36.200
وقتي نزديك تر شدم فهميدم كه اين يك جسد

00:04:36.300 --> 00:04:38.900
يكي از پيشگامان كوهنوردي انگلستان

00:04:38.900 --> 00:04:41.200
كه منجمد شده روي دامنه كوه

00:04:46.800 --> 00:04:49.200
براي يك لحظه فكر كردم

00:04:49.300 --> 00:04:54.000
كه از كنارش بگذرم و موضوع رو پيش خودم نگه دارم

00:04:58.800 --> 00:05:02.400
اما اين چيزي بود كه ما به خاطرش اينجا بوديم

00:05:07.400 --> 00:05:10.100
كل گروه به اين محل بيان

00:05:10.200 --> 00:05:13.100
درخواست حضور ضروري اعضاي گروه- تمام

00:05:37.400 --> 00:05:40.200
همين جا ، صبر كن
اين جورج مالري

00:05:41.100 --> 00:05:44.000
واي خداي من
خداي من

00:05:44.900 --> 00:05:47.300
ميبيني
جورج مالري

00:05:47.300 --> 00:05:49.200
خداي من

00:06:07.100 --> 00:06:08.600
جورج مالري و من

00:06:08.800 --> 00:06:14.500
به فاصله 75 سال ، ما در مسيري مشترك قرار گرفتيم

00:06:20.400 --> 00:06:27.400
عمه ام با من تماس گرفت و با صداي ضعيف گفت

00:06:27.500 --> 00:06:32.900
سوزي ، اون ها جسد پدرم رو تو اورست پيدا كردن

00:06:32.900 --> 00:06:35.000
من شگفت زده شدم

00:06:35.000 --> 00:06:36.600
كاملاً شكه شده بودم

00:06:38.100 --> 00:06:41.100
خيلي سنگين بود فهميدن اينكه

00:06:41.200 --> 00:06:46.100
پدر بزرگم كجا بوده و چطور مرده

00:06:49.200 --> 00:06:53.600
بالاي قوزك پايش از چند جا شكسته بود

00:06:53.900 --> 00:06:56.500
كه اين در اورست مرگباره

00:06:56.500 --> 00:07:00.100
دستهاش رو دراز كرده بود و انگشتهاش رو تو زمين فرو برده بود

00:07:00.200 --> 00:07:03.000
تا دوباره سعي كنه

00:07:05.900 --> 00:07:08.400
آخرين باري كه ديده شد ، از يال غربي

00:07:08.400 --> 00:07:11.100
بسمت قله ميرفت

00:07:11.200 --> 00:07:14.100
اما من خيلي دورتر سمت شرقي اونو پيدا كردم

00:07:14.200 --> 00:07:16.500
بنابراين مالري داشته برميگشته

00:07:16.500 --> 00:07:19.700
شايد خودش از قله بر ميگشته

00:07:30.200 --> 00:07:34.000
به خاطر درخشش خيره كننده برف داشتن عينك آفتابي حياتي بوده

00:07:34.100 --> 00:07:35.700
اما عينك توي جيبش بود

00:07:35.900 --> 00:07:38.200
يعني اون موقع هوا تاريك بوده

00:07:44.300 --> 00:07:48.600
مالري و اروين با طنابي از جنس كتان همديگر رو حمايت مي كردند

00:07:57.400 --> 00:08:02.700
اونها كاملا خسته و كوفته بودند و انرژي برايشون نمونده بود

00:08:02.900 --> 00:08:05.000
ذهنشون واضح و درست كار نمي كرد

00:08:45.500 --> 00:08:49.200
مالري پاي چپش روي پايي كه از چند جا شكسته بود انداخت

00:08:49.300 --> 00:08:51.400
تا احساس درد كمتري داشته باشه

00:08:53.400 --> 00:08:56.100
و براي دقايقي در همين وضع بود

00:08:56.100 --> 00:08:59.100
يك ساعت و نيم

00:08:59.100 --> 00:09:01.200
پيش از مرگش رو

00:09:13.600 --> 00:09:15.800
آيا مالري تقريبا سه دهه قبل از اولين صعود رسمي

00:09:16.000 --> 00:09:20.200
به قله رسيده بوده ؟

00:09:25.000 --> 00:09:29.500
ما تونستيم چيزهاي زيادي رو از جسدش كشف كنيم

00:09:29.600 --> 00:09:35.300
اسناد و نامه ها بعد از گذشت 75 سال كاملاً سالم باقي مونده بود

00:09:35.300 --> 00:09:40.500
ساعت مچيش در حالتي كه انگار 5 و 10
دقيقه رو نشون مي‌داد زنگ زده بود

00:09:40.600 --> 00:09:44.800
عينك آفتابي اش تو جليقه اش بود

00:09:45.100 --> 00:09:49.600
و ارتفاع سنجش شكسته بود و كاملا از بين رفته بود

00:09:51.400 --> 00:09:54.600
اما يك چيز خيلي مهم گم شده بود

00:09:54.700 --> 00:09:57.300
عكس همسرش ، روت

00:09:57.300 --> 00:09:59.600
كه به اون قول داده بود اون رو بزاره روي قله

00:10:02.400 --> 00:10:03.800
عكس گم شده بود

00:10:04.100 --> 00:10:07.300
چونكه مالري قله رو فتح كرده بود و اون رو اونجا گذاشته بود

00:10:07.300 --> 00:10:10.300
بالاترين احترام به عشق زندگيش روت

00:10:16.300 --> 00:10:20.100
اخرين باري كه در 240 متري قله ديده شد

00:10:20.200 --> 00:10:23.500
نزديك منطقه دشوار قدمگاه دوم بود

00:10:28.200 --> 00:10:31.700
اگر در سال 1924 مالري موفق به صعود قله شده ...

00:10:31.800 --> 00:10:35.900
اونها از اين برج صخره اي در حدود ارتفاع 8534 متري

00:10:36.100 --> 00:10:37.800
بدون حمايت صعود كردن

00:10:40.400 --> 00:10:44.700
البته هيچ وقت صعود از قدمگاه دوم تاييد نشد

00:10:44.800 --> 00:10:46.500
كه امروزه همه با استفاده از نردبان فلزي

00:10:46.500 --> 00:10:49.200
اين قسمت رو صعود مي كنند

00:10:49.200 --> 00:10:52.200
با استفاده از نردبان چيني ها در سال 1975

00:10:54.400 --> 00:10:56.600
من قصد دارم دوباره به اورست برگردم تا

00:10:56.700 --> 00:10:59.900
تلاش كنم تحت شرايطي بسيار مشابه مالري

00:11:00.100 --> 00:11:03.500
از قدمگاه دوم صعود كنم

00:11:05.800 --> 00:11:10.800
وقتي مالري و اروين به اون جا رسيدن

00:11:10.800 --> 00:11:12.900
دست هيچ بشري تا اون روز به اون صخره بكر نخورده بود

00:11:13.100 --> 00:11:16.800
و اگر تونسته باشن از اون قسمت بالا برن

00:11:16.800 --> 00:11:18.900
شاهكاري باور نكردني را در صعود رقم زدند

00:11:25.300 --> 00:11:28.900
بعضي از مردم

00:11:29.200 --> 00:11:31.500
با ماجراجويي رشد مي كنند

00:11:31.500 --> 00:11:32.900
دنبال خطر مي‌گردن

00:11:33.200 --> 00:11:35.600
و تلاش مي‌كنن محدوديت‌هاي خودشون رو از بين ببرن

00:11:39.200 --> 00:11:41.400
.مالري هم يكي از همين آدما بود

00:11:49.200 --> 00:11:51.900
مالري در منطقه اي در شمال انگلستان رشد كرد

00:11:53.600 --> 00:11:58.300
و اولين صعود مهمش رو در «مابرلي»، دهكده زادگاهش انجام داد

00:12:01.900 --> 00:12:05.400
پدرش كشيش بود

00:12:09.500 --> 00:12:12.500
يك پسر بچه 7 ساله بود وقتي كه

00:12:12.500 --> 00:12:18.400
دزدكي به سقف كليسا صعود كرد

00:12:18.500 --> 00:12:21.000
مي تونيد تصورش رو بكنيد

00:12:22.500 --> 00:12:28.000
اون بزرگترين علاقه زندگشي ، كوهنوردي رو كشف كرد

00:12:50.400 --> 00:12:52.900
من بر اين باورم اشخاصي كه رو به كوهنوردي مي آورند

00:12:52.900 --> 00:12:56.300
سرشتي متفاوت با بقيه ماها دارند

00:12:56.400 --> 00:12:59.900
پدربزگ من حقيقتاً وحشتي از ارتفاع يا پرتگاه

00:12:59.900 --> 00:13:05.000
و چيزهايي از اين قبيل نداشت

00:13:05.300 --> 00:13:10.800
و روشي كه در صعودهاش بكار مي برد شبيه بقيه نبود

00:13:10.900 --> 00:13:13.900
جوري از كوه بالا مي‌رفت انگار تو آغوش گرفتتش

00:13:14.000 --> 00:13:17.800
مثل سيلاب طغيان مي‌كرد و از كوه بالا مي‌رفت

00:13:22.700 --> 00:13:26.600
در سن 19 سالگي و در زمان انقلاب بزرگ فرهنگي

00:13:26.700 --> 00:13:29.700
مالري وارد دانشگاه كمبريج شد

00:13:32.700 --> 00:13:35.500
وقتي در سال 1905 وارد دانشگاه شد

00:13:35.600 --> 00:13:39.000
به سرعت جذب اين جنبش مملو از ايده شد

00:13:39.300 --> 00:13:43.900
شور و هيجان ، روابط جنسي و اجتماعي و محفل هاي مخفي

00:13:45.900 --> 00:13:49.100
اون به وضوح داراي برخي جاذبه هاي قابل توجه بود

00:13:49.300 --> 00:13:52.400
مرتب بودن و فريفتگي شخصيتش چشم ها رو وادار مي كرد

00:13:52.400 --> 00:13:54.300
كه به اون خيره بشن

00:13:58.300 --> 00:14:02.500
ذهنم دائماً در حال طغيان بود

00:14:02.600 --> 00:14:05.000
من باور دارم كه اون هميشه

00:14:06.300 --> 00:14:09.900
يك رويا پرداز بود

00:14:10.000 --> 00:14:15.400
اون در زمان رو ياهاي بزرگ و قدرتمند در كمبريج بود

00:14:15.500 --> 00:14:19.400
و نهايتا روياي به وسعت اورست شكل گرفت

00:14:23.700 --> 00:14:27.000
اين عصر طلايي اكتشاف يود

00:14:27.000 --> 00:14:29.100
مالري با اكتشاف گراني از امريكا ، نروژ و بريتانيا

00:14:29.300 --> 00:14:32.500
به تماشاي ساير نقاط دنيا مي رفت

00:14:32.500 --> 00:14:36.000
مسابقه اي در گرفته بود براي رسيدن به قطب شمال و جنوب

00:14:39.300 --> 00:14:44.500
در سال 1912 كاپيتان اسكات ماجراجوي افسانه اي انگستان

00:14:44.600 --> 00:14:48.500
در تلاش براي اولين پيمايش قطب جنوب درگذشت

00:14:48.500 --> 00:14:51.900
و مالري جزو اشخاصي بود كه از اين تراژدي الهام گرفت

00:14:53.400 --> 00:14:56.000
امپراتوري رو به افول بريتانيا

00:14:56.100 --> 00:14:58.900
بدنبال راهي براي تجديد قوا بود

00:14:58.900 --> 00:15:04.100
بنابراين تمامي توجه ها جلب شد بعنوان آخرين راه حل به اورست

00:15:04.400 --> 00:15:05.700
قطب سوم

00:15:08.900 --> 00:15:13.700
با محاسبات و ارزيابي هاي بعمل آمده مشخص شد اورست مرتفع ترين نقطه كره زمين

00:15:13.800 --> 00:15:17.500
اما هيچ فرد غربي تا بهحال از 40 مايلي به اون نزديك تر نشده بود

00:15:19.400 --> 00:15:23.500
مالري وسوسه كوهي شد كه هيچ وقت نديده بودش

00:15:25.600 --> 00:15:28.800
اورست مرتفع ترين كوه دنياست

00:15:28.800 --> 00:15:32.400
هيچ كس به قله اون نرسيده بود

00:15:32.500 --> 00:15:37.600
وجود همچين چيزي چالشي بود براي مردي كه مي خواست دنيا رو تصاحب كنه

00:15:45.900 --> 00:15:49.500
مالري تنها شيفته اورست نبود

00:15:52.400 --> 00:15:56.900
اون قبلا عاشق روت ترنر 21 ساله شده بود

00:15:59.500 --> 00:16:02.900
براي شروع اونها براي هم نامه مي نوشتند

00:16:05.000 --> 00:16:06.700
"عزيزم"

00:16:06.800 --> 00:16:09.100
من در روياي داشتنتم

00:16:09.100 --> 00:16:12.700
ميخوام لبهات رو ببوسم و تو چشمات خيره بشم

00:16:12.700 --> 00:16:17.100
و تو تو ، تو هميشه با من هستي و در كنارمني

00:16:17.100 --> 00:16:21.400
"محكم و با شكوه
خندان و دوست داشتني

00:16:23.000 --> 00:16:26.100
من نميتونم هيچ لغتي رو پيدا كنم

00:16:26.200 --> 00:16:28.700
كه بتونه حسم رو به تو توصيف كنه

00:16:28.800 --> 00:16:31.200
چيزي كه من واقعا ميخوام اينكه تو بدوني

00:16:31.200 --> 00:16:34.700
بي نهايت دوستت دارم

00:16:34.700 --> 00:16:38.100
«عزيزترين عشق زندگيم»
با عشق، روت

00:16:39.600 --> 00:16:45.500
مادربزرگم و جورج در سال 1914 ديوانه وار عاشق هم بودند

00:16:45.500 --> 00:16:47.000
هر دو اونها آرمان گرا بودن

00:16:47.000 --> 00:16:50.600
و واقعا بهم احساس وابستگي داشتن

00:16:50.600 --> 00:16:56.000
اونها سه روز قبل از شروع جنگ جهاني اول ازدواج كردند

00:16:59.000 --> 00:17:01.900
مالري داوطلب خدمت سربازي شد و براي اولين بار

00:17:01.900 --> 00:17:03.700
با مرگ رو در رو شد

00:17:03.800 --> 00:17:05.200
نبرد "somme"

00:17:05.500 --> 00:17:07.700
به خونين ترين نبرد معروفه

00:17:11.900 --> 00:17:14.900
به جز مرگ اونجا خبري نبود

00:17:14.900 --> 00:17:18.600
زنده بودنم به دفعات مشابه يك هديه نسيبم شد

00:17:20.200 --> 00:17:24.300
مالري شاهد قتل عام بزرگي در جنگ جهاني اول بود

00:17:24.500 --> 00:17:27.900
بعضي از دوستانش

00:17:27.900 --> 00:17:30.300
كشته شدند توسط توپخانه آلمانها

00:17:30.500 --> 00:17:33.100
اون ميدونست كه زندگي اينجا چقدر شكننده است

00:17:33.100 --> 00:17:37.000
و با همه وجودش ميل به زنده بودن داشت

00:17:37.100 --> 00:17:40.000
اون مي خواست به چالش نهايش برسه

00:17:40.100 --> 00:17:43.700
و در دهه ييست اين چالش، كوه اورست بود

00:17:46.700 --> 00:17:48.300
بعد از تمام شدن جنگ

00:17:48.500 --> 00:17:51.000
انجمن سلطنتي جغرافيا در لندن

00:17:51.100 --> 00:17:54.700
براي اعزام اولين تيم به اورست برنامه ريزي مي كرد

00:17:57.500 --> 00:18:01.200
اونها به مالري به خاطر مهارتهاي بي نظيرش در صعود نياز داشتن

00:18:01.300 --> 00:18:05.200
و اون براي تحقق اين رويا به حمايت آن‌ها نياز داشت

00:18:11.700 --> 00:18:16.100
وقتي كه مالري مسئوليت اولين هيئت اعزامي رو به اورست در سال 1921 قبول كرد

00:18:16.100 --> 00:18:20.700
اون از طريق تبت و جبهه شمالي به اورست نزديك شد

00:18:20.700 --> 00:18:24.900
چون نپال مجوز صعود از جبهه ساده جنوبي رو صادر نكرد

00:18:24.900 --> 00:18:29.300
همون جايي كه اولين صعود رسمي اورست
در سال 1953 از آن مسير انجام شد

00:18:31.100 --> 00:18:33.700
پس از گذشت 8 هفته مسافرت

00:18:33.700 --> 00:18:36.100
مالري بالاخره اورست رو جلوي چشمهاش ميديد

00:18:36.100 --> 00:18:38.200
چيزي كه براي مدتي طولاني فكرش رو مشغول كرده بود

00:18:41.100 --> 00:18:46.700
مثل ساختن وحشي ترين رويا
اورست

00:18:46.700 --> 00:18:49.100
يك هيولاي زمخت

00:18:49.200 --> 00:18:52.200
با نيش هاي رعب آور سفيد

00:18:52.300 --> 00:18:55.700
صخره اي بسيار بزرگ كه انگار با برف سفيد رنگ شده

00:18:55.700 --> 00:18:58.000
وقتي كوهنورد ها از هر نقطه اي

00:18:58.100 --> 00:19:01.300
براي اولين بار به اون نگاه مي كنند

00:19:03.000 --> 00:19:04.800
تصويري رو ترسناك تر از اين نمي توانند مجسم كنند

00:19:04.800 --> 00:19:08.000
و بعنوان يك رقيب جدي توصيفش مي كنند

00:19:08.000 --> 00:19:11.700
اون خيلي زيباست ولي در عين حال زشت و ترسناك هم هست

00:19:11.800 --> 00:19:13.700
مثل يك غول

00:19:18.800 --> 00:19:20.100
هيچ نقشه اي وجود ندارد

00:19:20.200 --> 00:19:22.200
هيچ كس اون ناحيه رو نمي شناسه

00:19:22.200 --> 00:19:26.300
سفري كه سال 1921 انجام شده اولين سفر به اونجا بود

00:19:26.300 --> 00:19:29.900
اين ضروري بود كه تيم بتونه مسير رو پيدا كنه

00:19:29.900 --> 00:19:31.600
مسيري كه اون‌ها رو به قله برسونه

00:19:41.600 --> 00:19:44.100
مالري براي ماه ها جستجو مي كرد

00:19:44.200 --> 00:19:47.100
اما مسير ها از ختم شدن به قله طفره مي رفتند

00:19:52.800 --> 00:19:57.000
در نهايت در اواخر آگوست
اون دريافت كه

00:20:09.200 --> 00:20:12.800
از يخچال عظيمي كه به صورت مارپيچ چند مايل ادامه پيدا مي كرد

00:20:12.800 --> 00:20:17.300
اطراف قله هاي غول پيكر ديگري كه نسبت به اورست كوتاه تر بودند

00:20:29.700 --> 00:20:31.200
عزيزم ، روت

00:20:31.200 --> 00:20:34.300
ما راهمون رو به كوه بزرگ پيدا كرديم

00:20:40.700 --> 00:20:46.500
در انتهاي اين دره ديواري از يخ وبرف به ارتفاع 300 متر

00:20:46.700 --> 00:20:50.900
بود كه باعث شد تا مالري اسم گردنه شمالي رو روي اون بذاره

00:20:57.300 --> 00:20:59.700
و از آنجا به بام دنيا

00:21:04.100 --> 00:21:08.000
ما مسيري رو براي رسيدن به قله انتخاب كرديم كه

00:21:08.000 --> 00:21:11.500
براي هر ادم علاقمندي ماجراجويي بزرگيه

00:21:21.000 --> 00:21:24.500
اما هميشه در تابستان با آغاز بادهاي موسمي برف سنگيني مي‌باريد

00:21:24.800 --> 00:21:27.500
كه به سرعت صعود رو غير ممكن مي‌كرد

00:21:27.800 --> 00:21:29.100
اونها بايد به خونه برمي‌گشتند

00:21:35.200 --> 00:21:40.000
اما شش ماه بعد مالري دوباره برگشت

00:21:40.000 --> 00:21:44.300
اين بار با دوربين فيلمبرداري ، تا اورست رو به همه دنيا نشون بده

00:21:49.800 --> 00:21:52.900
اون صعودي رو انجام مي داد كه تا به اون روز هيچ كس تجربه نكرده بود

00:21:59.800 --> 00:22:01.200
اما در اواخر فصل

00:22:01.200 --> 00:22:05.100
براي باربرهاي مالري فاجعه اي رخ داد

00:22:07.500 --> 00:22:10.200
برف خيلي زيادي باريده بود

00:22:10.300 --> 00:22:14.900
اونها روي يك شيب باريك و طولاني يخي بودند

00:22:14.900 --> 00:22:16.400
كه بهمن اومد

00:22:35.200 --> 00:22:37.300
عزيزم ، روت

00:22:37.400 --> 00:22:40.300
هفت مرد شجاع كشته شدند

00:22:40.300 --> 00:22:43.100
و من خودم رو براي هميشه

00:22:43.100 --> 00:22:45.400
سرزنش مي كنم

00:22:45.400 --> 00:22:48.500
و من نمي تونم هيچ جوري درستش كنم

00:22:52.200 --> 00:22:55.600
بعد از اون بهمن ناگهاني ، وقتي جورج به اروپا برگشت

00:22:55.800 --> 00:22:58.500
از صميم قلب نمي خواست به اورست برگرده

00:22:58.500 --> 00:23:01.900
دلش مي‌خواست از خطر دور باشه

00:23:02.400 --> 00:23:04.200
و همچنين از خاطرات اون بهمن

00:23:11.300 --> 00:23:14.200
براي يك دوره طولاني

00:23:14.300 --> 00:23:16.000
بيش از دو سال متوالي اون دور شده بود

00:23:16.000 --> 00:23:18.400
مي خواست پيش همسرو خانواده اش برگرده

00:23:24.100 --> 00:23:26.400
اون‌ها سه تا بچه داشتند

00:23:26.400 --> 00:23:30.500
مادر من دومين دختر جورج مالري بود

00:23:30.500 --> 00:23:34.600
و در اون زمان من واقعا به جاي رسيدم كه

00:23:34.600 --> 00:23:38.600
دلم ميخواست بيشتر در خونه

00:23:38.900 --> 00:23:41.000
و كنار روت باشم

00:23:41.100 --> 00:23:45.100
و به بزرگ كردن بچه‌ها كمك كنم

00:23:50.600 --> 00:23:53.500
اما يك صعود ديگه برنامه ريزي مي شد

00:23:56.400 --> 00:24:00.300
و مالري نوميدانه ميخواست عصوي از اون باشه

00:24:00.300 --> 00:24:02.400
با وجود اينكه روت مخالف بود

00:24:03.500 --> 00:24:06.200
دوستت دارم و دوستم داشته باش

00:24:06.200 --> 00:24:09.300
و اين شاديه كه براي همه عمر كافيه

00:24:09.400 --> 00:24:11.400
اما من نيازت دارم

00:24:11.500 --> 00:24:14.200
ما مي خوايم كه همه عمر با هم زندگي كنيم

00:24:14.300 --> 00:24:18.400
و افكار و شادي ها و غمهامون رو تقسيم كنيم

00:24:18.500 --> 00:24:22.200
و اين در كنار هم امكان پذيره نه به تنهايي

00:24:23.400 --> 00:24:27.400
زمان زيادي سر دوراهي قرار داشتم

00:24:27.500 --> 00:24:29.600
بيهوده تلاش كردم كه از اين وسوسه دور بمونم

00:24:29.700 --> 00:24:33.100
و به جاي اون پيش روت بمونم

00:24:33.100 --> 00:24:35.700
اما خيلي ظالمانه‌ست كه ببينم بقيه ...

00:24:35.900 --> 00:24:38.600
بدون من به قله مي‌رسن

00:24:44.300 --> 00:24:47.000
مالري به وضوح روت رو از صميم قلب دوست داشت

00:24:47.000 --> 00:24:51.100
اون معشوقه اي ، شيرين و خونگرم بود

00:24:51.200 --> 00:24:54.500
كه بيانگر تمام جذابيت خونه و خانواده بود

00:24:54.500 --> 00:24:57.100
منطقه كمبريج هم سطح دريا بود

00:24:59.600 --> 00:25:02.500
اما اورست بيانگر تمام هيجان ها

00:25:02.600 --> 00:25:04.700
ماجراجويي ها و روياها و اسرار بود

00:25:07.200 --> 00:25:10.100
اون بر سر دوراهي قرار گرفته بود

00:25:18.400 --> 00:25:22.200
در اوايل 1923 بحران به اوج رسيد

00:25:22.300 --> 00:25:27.200
وقتي مالري براي ارائه ماجراجوي هاش در اورست به امريكا سفر كرد

00:25:31.300 --> 00:25:35.400
در باشگاه مكتشفان نيويورك به نوبه خودش يك ستاره بود

00:25:37.000 --> 00:25:42.300
من فقط ميتونم شنودگان تصور مي كنم كه نيم خيز شدن روي صندلي هاشون وقتي كه

00:25:42.300 --> 00:25:46.400
مالري با اونها راجع به باد گزنده ،

00:25:46.400 --> 00:25:51.400
بي اشتهايي و سرماي شديد مي گفت

00:25:54.000 --> 00:25:57.100
روزنامه نگار نيويورك تايمز از اون يك سوال پرسيد

00:25:57.200 --> 00:26:00.300
چرا اورست رو صعود مي كني ؟

00:26:00.400 --> 00:26:03.300
مالري جوابي داد كه بعدها افسانه شد

00:26:06.300 --> 00:26:10.400
چونكه آنجا هستش

00:26:17.200 --> 00:26:21.500
سه كلمه اي كه احتمالاً معروف تر از خود مالري هستش

00:26:21.600 --> 00:26:25.700
و نشاني از اعتقاد مالري به سرنوشت هستن

00:26:25.700 --> 00:26:29.300
هنوز كسي موفق به صعود از اون نشده

00:26:29.300 --> 00:26:32.700
پس هنوز تلاش زيادي بايد صورت بگيره

00:26:32.700 --> 00:26:35.700
و اون مردي بود كه ارتباط عميقي با كوهستان پيدا كرده بود

00:26:35.700 --> 00:26:38.500
ارتباطي عميق و جادويي

00:26:38.500 --> 00:26:42.600
اون دوبار قبلا اونجا بود و بايد براي سومين بار به اورست بر مي گشت

00:26:48.300 --> 00:26:52.500
تصور مي‌كنم قبول كردن اينكه يه نفر ديگه بخواد
از برنامه‌ي اون استفاده كنه

00:26:52.500 --> 00:26:56.600
و قبل از مالري به قله صعود كنه براي اون خيلي سخت بود

00:26:56.600 --> 00:27:00.200
به هر حال مسير رو خودش طراحي كرده بود و
صعود رو حق خودش مي‌دونست

00:27:00.300 --> 00:27:04.200
از شخصيتي مثل مالري توقع نمي‌رفت اين‌قدر خودخواهانه فكر كنه

00:27:04.300 --> 00:27:08.300
اما همه كوه نورد ها نوعي از خودخواهي رو در اعماق وجودشون دارند

00:27:15.100 --> 00:27:16.900
38 سالگي

00:27:17.100 --> 00:27:19.700
اين آخرين شانس مالري براي غلبه بر كوه بود

00:27:38.200 --> 00:27:41.200
كنراد انكر ، با برنامه صعودش به اورست

00:27:41.300 --> 00:27:43.600
پا جاي مالري مي گذاشت

00:27:43.700 --> 00:27:45.200
در قدمگاه دوم

00:27:49.800 --> 00:27:53.800
كنراد در نظر دارد تا در طول صعود لباس و پوتين‌هايي رو تست كنه

00:27:53.800 --> 00:27:56.500
كه بر اساس اون چيزي كه از جسد مالري پيدا كرده بودند تهيه شده

00:28:01.300 --> 00:28:03.800
با اين لباس هاي شبيه سازي شده

00:28:03.800 --> 00:28:06.400
من اين شانس رو دارم تا به عقب برگردم و ببينم

00:28:06.400 --> 00:28:10.500
كه مالري چطور ميخواست اورست ر و در سال 1924 صعود كنه

00:28:16.600 --> 00:28:19.300
اما مانند مالري ، كنراد هم مردد بود بين

00:28:19.300 --> 00:28:22.300
عشق به خانواده اش و ميل به صود اورست

00:28:23.700 --> 00:28:26.500
خانواده من دلواپس اين سفر بودند

00:28:26.500 --> 00:28:28.900
من به اورست ميرم

00:28:29.200 --> 00:28:31.400
اين كوه كشنده است

00:28:31.500 --> 00:28:32.900
به چه قيمتي ؟

00:28:33.200 --> 00:28:35.500
آيا ارزش اين رو داره كه ديگه بچه هات رو نبيني ؟

00:28:35.600 --> 00:28:37.700
چرا شما به اين كوه ميريد ؟

00:28:37.700 --> 00:28:39.700
آنجا در امان هستيد ؟

00:28:39.800 --> 00:28:41.900
ميدونيد كه دوستتون دارم

00:28:42.200 --> 00:28:43.800
مي‌دونم كه شما هم منو دوست داريد

00:28:43.900 --> 00:28:46.800
تلاش مي‌كردم براي همسرم و فرزندانم توضيح بدم ...

00:28:46.800 --> 00:28:50.000
كه اونجا امنيت دارم و رفتن به اورست چيز بدي نيست

00:28:50.200 --> 00:28:51.600
اتفاقاً كار باشكوهي هم هست

00:28:51.600 --> 00:28:55.600
كه اين‌ها همان جواب هاي بود كه مالري به روت مي‌داد

00:28:57.200 --> 00:29:01.300
من مي‌فهمم همسر يه كوهنورد بودن چه حسي داره

00:29:01.300 --> 00:29:03.500
... حال كسي رو كه همسر كوهنوردش

00:29:03.500 --> 00:29:05.600
به خونه برنمي گرده، درك مي‌‌كنم

00:29:08.300 --> 00:29:10.200
جنيفر قبلا ازدواج كرده بود

00:29:10.300 --> 00:29:14.400
با يكي از بهترين كوهنورد هاي امريكايي به نام الكس لوو

00:29:14.400 --> 00:29:17.600
كه كنراد هم طناب و دوست نزديك اون بود

00:29:20.400 --> 00:29:23.500
فقط چند ماه بعد از كشف جسد مالري

00:29:23.500 --> 00:29:27.600
كنراد و الكس مشغول كوه نوردي بودند و كوهستان يك زندگي ديگر رو از اونها طلب ميكرد

00:29:29.400 --> 00:29:31.300
و ناگهان بهمن روي من و الكس پايين اومد

00:29:31.400 --> 00:29:33.600
ما در هيماليا كوه نوردي مي كرديم

00:29:33.600 --> 00:29:37.500
اون مرد و من 1 متر دورتر از اون بودم

00:29:40.500 --> 00:29:44.700
نگاهش كه مي‌كردي مي‌ديدي كه بار
مسئوليت سنگيني روي دوشش حس مي‌كنه

00:29:44.800 --> 00:29:48.500
دنيايي از گناه و اندوه

00:29:48.500 --> 00:29:52.400
اون تصور مي‌كرد مي‌تونست مانع از مرگ الكس بشه

00:29:56.000 --> 00:29:58.400
يه مدت بعد از اين فاجعه

00:29:58.400 --> 00:30:00.000
ما با همديگه ارتباط پيدا كرديم

00:30:00.000 --> 00:30:04.000
و در نهايت عاشق هم شديم

00:30:04.000 --> 00:30:07.000
من فقط عاشق جنيفر نشدم

00:30:07.300 --> 00:30:08.900
بلكه پسر هاش رو هم دوست داشتم

00:30:10.600 --> 00:30:14.400
جنيفر واقعا كوه نورد ها رو دوست مي داشت براي همين اجازه داد من وارد زندگيش بشم

00:30:14.400 --> 00:30:16.900
بعد ما ازدواج كرديم و من پسر هاش رو به فرزندي قبول كردم

00:30:16.900 --> 00:30:19.900
چونكه اون ميدونه كه اين كار واقعا خطرناكه

00:30:22.800 --> 00:30:26.000
پسر ها وقتي به طبقه پايين اومدم به من نگاه كردند

00:30:26.000 --> 00:30:29.800
واي
خداي من

00:30:30.600 --> 00:30:32.300
اين لباس هالووين منه؟

00:30:32.400 --> 00:30:34.700
يا چيز ديگه اي؟
من ميخوام اينجوري برم اورست

00:30:34.800 --> 00:30:37.500
شما ها به من مي خنديد
شبيه كاراگاه گجت شدي

00:30:37.600 --> 00:30:39.100
حرف منو جدي بگيريد

00:30:39.300 --> 00:30:40.700
مامان ممنون مي‌شه

00:30:40.700 --> 00:30:42.600
فكر مي كنم كه اين شگفت انگيزه كه اون بچه ها

00:30:42.600 --> 00:30:45.300
با لباسي شبيه اين به قله ميرفتند

00:30:47.400 --> 00:30:49.500
آيا شما اورست رو با اين لباس صعود مي كرديد؟

00:30:49.500 --> 00:30:51.800
نه
چي ميپوشيديد؟

00:30:51.900 --> 00:30:53.800
من نميخوام اورست رو صعود كنم

00:31:12.400 --> 00:31:14.300
قبل از شروع صعود اورست

00:31:14.400 --> 00:31:18.000
مالري بايد يك همراه انتخاب مي‌كرد

00:31:18.000 --> 00:31:22.800
در ميان نامزدها يك دانشجوي شيمي 21 ساله بود

00:31:22.900 --> 00:31:27.100
به نام اندرو سندي اروين كه كوه نوردي تازه كار بود-

00:31:30.400 --> 00:31:32.900
عموي بزرگ من سندي اروين در زمان .... زندگي مي كرد

00:31:32.900 --> 00:31:35.500
و اگه جايي موقعيت مناسبي پيدا مي‌كرد

00:31:35.600 --> 00:31:37.000
از دست نمي‌دادش

00:31:37.000 --> 00:31:39.500
اون عاشق تاتر و ماشين بود

00:31:39.500 --> 00:31:41.400
و بيشتر از هر چيزي زنها رو دوست داشت

00:31:41.400 --> 00:31:43.700
و يه رابطه عاشقانه‌ي پر سر و صدا داشت

00:31:43.800 --> 00:31:46.700
و با نامادري بهترين دوستش

00:31:46.800 --> 00:31:49.500
رسوايي بزرگي رو ببار اورد

00:31:52.800 --> 00:31:57.100
اما سندي اروين بهترين و اولين پارو زن مسابقات قايقراني بود

00:31:57.400 --> 00:32:00.400
وقتي به اكسفورد رفت اون رو انتخاب كردند

00:32:00.400 --> 00:32:02.600
براي مسابقه قايقراني بين اكسفورد و كمبريج

00:32:04.700 --> 00:32:08.600
مسابقات سالانه قايقراني از با اعتبار ترين ورزشهاي اون روزها بود

00:32:17.700 --> 00:32:19.200
اونها پيروز شدند

00:32:19.400 --> 00:32:21.600
و چيزي كه مالري در سندي ديد

00:32:21.700 --> 00:32:24.900
توانايي فوق العاده اون در پارو زدن بود

00:32:24.900 --> 00:32:26.900
بخاطر تلاش زيادي كه در گروه انجام مي داد

00:32:27.000 --> 00:32:31.900
و به خودش فراتر از يك ادم معمولي فشار مي اورد

00:32:34.000 --> 00:32:37.200
اما يك دليل ديگه هم براي انتخاب اروين وجود داشت

00:32:37.400 --> 00:32:39.200
مالري به يك آدم فني نياز داشت

00:32:39.400 --> 00:32:43.400
كه ماهر باشه در تجهيزات حياتي اكسي‍ژن در ارتفاعات

00:32:43.500 --> 00:32:46.700
و بر خلاف مالري اروين بسيار ماهر بود

00:32:48.000 --> 00:32:50.700
سندي از هيئت اورست خواست

00:32:50.700 --> 00:32:54.500
كه اون رو در گروه قرار بدن و نقشه ها رو در اختيارش بذارن

00:32:54.600 --> 00:32:57.700
و ساعت هاي متمادي وقتش رو تو اين اتاق صرف

00:32:57.700 --> 00:32:59.900
پيدا كردن راه حلي براي

00:33:00.000 --> 00:33:03.900
سبكتر و محكمتر ساختن و شكنندگي كمتر تجهيزات اكسيژن مي كرد

00:33:04.000 --> 00:33:08.100
تا كوه‌نوردان بتونند با اطمينان بيشتري از اون ها استفاده كنند

00:33:08.100 --> 00:33:12.600
و اين يك واقعيت كه سندي در رابطه با اين تجهيزات خيلي ماهر بود

00:33:12.600 --> 00:33:15.000
من فكر مي كنم كه كاملا واضحه كه مالري در ذهنش

00:33:15.000 --> 00:33:18.000
بدنبال همچين فرد مفيدي براي صعود مي گشت

00:33:26.900 --> 00:33:29.000
كنراد انكر هم قبلا

00:33:29.000 --> 00:33:33.000
يك كوهنورد جوان انگليسي رو به نام لئو هولدينگ انتخاب كرده بود

00:33:33.000 --> 00:33:37.100
مثل اروين ، لئو هم قوي و جوان بود و يه ورزشكار بالفطره

00:33:37.200 --> 00:33:39.500
و هيچ وقت در ارتفاعات كوه نوردي نكرده بود

00:33:40.900 --> 00:33:43.100
بيست وهفت متر بلندتر از قدمگاه دوم

00:33:43.200 --> 00:33:45.900
كار خطرناكيه در محلي ناشناخته

00:33:51.500 --> 00:33:53.200
... من قطعا نگران روند هم هوايي

00:33:53.200 --> 00:33:54.900
در ارتفاع هستم

00:33:54.900 --> 00:33:57.700
چونكه قبلا در همچين ارتفاعي نبودم

00:33:57.800 --> 00:33:59.300
اگه بخوام صادق باشم

00:33:59.500 --> 00:34:02.300
به نظر خودم آدمي نبودم براي همچين كاري مناسب باشم

00:34:05.800 --> 00:34:07.600
من نمي‌ذارم كنراد مايوس بشه

00:34:07.600 --> 00:34:10.000
و مطمنم كه اروين هم اين فشار رو حس مي كرده

00:34:51.000 --> 00:34:55.900
وضعيت لئو در كوهستان رو نمي‌شد مشخص كرد

00:34:56.000 --> 00:35:00.300
اين چيزي نيست كه بشه با يه آزمايش
توي بيمارستان مشخصش كرد

00:35:00.600 --> 00:35:03.900
و برگردي بگي اوه ، تو در ارتفاع مشكلي نداري

00:35:04.000 --> 00:35:05.300
بعضي افراد واقعا خوبند

00:35:05.600 --> 00:35:07.200
اما ادمهاي متناسبي رو ديدم

00:35:07.200 --> 00:35:09.900
كه از حد عادي هم بهتر بودن
اما گرفتار سردردهاي شديدي شدن

00:35:17.200 --> 00:35:20.800
وقتي كه براي صعود به بلند ترين كوه دنيا با كنراد دعوت شدم

00:35:20.900 --> 00:35:23.100
اون يكي از بهترين كوه نوردهاي هم نسل من بود

00:35:23.100 --> 00:35:25.000
كه اين امتياز بزرگيه

00:35:25.100 --> 00:35:28.400
مثل اروين وقتي كه توسط جورج مالري

00:35:28.600 --> 00:35:31.600
كه بهترين كوهنورد اون دوران بود براي صعود به كوه فتح نشده اورست دعوت شد

00:35:31.700 --> 00:35:33.600
من فقط مي تونم تصور كنم اون چه حسي داشته

00:35:35.100 --> 00:35:39.700
انگار داشتم روي ابرها قدم مي‌زدم

00:35:39.700 --> 00:35:44.100
بايد تا خود قله با هم باشيم

00:35:44.100 --> 00:35:48.800
اگه من بميرم ، مرگي بهتر از اين برام وجود نداره

00:35:48.900 --> 00:35:51.700
در تلاش براي فتح اورست

00:35:55.300 --> 00:36:00.800
در 29 فوريه سال 1924
مالري سفرش رو از ليورپول آغاز كرد

00:36:00.900 --> 00:36:03.400
بعد از اينكه به روت قول برگشت داد

00:36:04.600 --> 00:36:07.400
همچنان كه پدربزرگ، انگلستان و

00:36:07.600 --> 00:36:09.400
مادربزرگم رو ترك ميكرد

00:36:09.600 --> 00:36:13.800
به اون گفت كه عكس اون رو

00:36:13.800 --> 00:36:16.800
روي قله اورست ميذاره

00:36:16.800 --> 00:36:20.700
فكر مي‌كنم كه خيلي مطمئن بود كه به اونجا مي‌رسه

00:36:20.800 --> 00:36:23.700
و عكس رو اونجا مي‌ذاره

00:36:27.000 --> 00:36:29.200
تا چشم هاي دنيا به اون باشه

00:36:29.200 --> 00:36:33.200
مالري و اروين سه هفته براي رسيدن به هند در راه بودند

00:36:47.000 --> 00:36:52.000
در اواخر مارس كاروان اون‌ها سفري 560 كيلومتري رو آغاز كرد

00:37:09.000 --> 00:37:11.500
هشت هزار كيلومتر از هم دوريم

00:37:11.700 --> 00:37:15.500
مالري و روت غالبا براي هم نامه مي نوشتند و

00:37:15.700 --> 00:37:18.800
با پيك سريع اون هارو در سرتاسر دنيا بدست هم مي رسوندند

00:37:18.800 --> 00:37:21.700
بعد از چند ماه بين مالري و روت

00:37:21.700 --> 00:37:23.400
تنش بوجود اومد

00:37:24.700 --> 00:37:28.100
خيلي دلتنگتم

00:37:28.100 --> 00:37:32.700
من ميدونم گاهي وقت ها با هم اختلاف داريم و اين اصلا خوب نيست

00:37:32.800 --> 00:37:34.900
واقعا متاسفم

00:37:35.000 --> 00:37:38.100
من يكم از تو ناراحت بودم

00:37:38.100 --> 00:37:41.900
خيلي ، خيلي دوست دارم عزيزم

00:37:41.900 --> 00:37:43.700
عشقت روت

00:37:47.900 --> 00:37:49.700
عزيزترينم

00:37:49.800 --> 00:37:53.100
بين ما تو اين پاييز مشكلاتي پيش اومد

00:37:53.100 --> 00:37:56.400
وقتي نامه‌هايت را مي خواندم
فكر مي كردم تو كنارم هستي

00:37:56.400 --> 00:37:59.000
اي كاش واقعاً كنارم بودي

00:38:01.100 --> 00:38:05.000
فكر ميكنيم كه بين مالري ، روت و اورست

00:38:05.000 --> 00:38:06.900
يك مثلث عشقي بوجود آمده بود

00:38:07.000 --> 00:38:10.300
وقتي كه خونه بود در كنار روت ، تو روياي اورست بود

00:38:10.300 --> 00:38:13.000
و وقتي كه به اورست ميرفت دلتنگ روت مي شد

00:38:13.000 --> 00:38:16.500
تا اينكه وقتي تا يك حد خاصي به كوه نزديك مي شد

00:38:16.800 --> 00:38:19.100
از اين طلسم رها ميشد

00:38:35.900 --> 00:38:39.900
كاروان انها با 300 بسته كه توسط حيوانها حمل ميشد و 70 باربر

00:38:40.000 --> 00:38:42.300
از تبت در حال عبور بود

00:38:43.900 --> 00:38:48.300
اونها 4 جعبه شامپاين

00:38:48.300 --> 00:38:51.300
و 60 قوطي بلدرچين و جگر غاز تدارك ديده بودند

00:38:54.400 --> 00:38:58.300
در 25 اوريل در ارتفاع 5200 متري

00:38:58.400 --> 00:39:01.400
به اخرين نقطه قبل از اورست رسيدند

00:39:01.500 --> 00:39:03.000
پانگ لا

00:39:14.000 --> 00:39:15.200
پانگ لا نقطه اي كه

00:39:15.300 --> 00:39:18.300
شما براي اولين بار نمايي خيره كننده از اورست رو مي بينيد

00:39:18.400 --> 00:39:20.300
درسته ، و اين چشم اندازيه كه

00:39:20.305 --> 00:39:23.300
از اون پنج تا از بلندترين قله هاي دنيا رو ميبيني

00:39:38.400 --> 00:39:40.000
اون يكي اورسته

00:39:44.100 --> 00:39:45.200
واي

00:39:52.100 --> 00:39:55.100
اون خيلي از بقيه بلند تره ، اينطور نيست ؟

00:39:55.200 --> 00:39:56.400
اره

00:39:58.000 --> 00:40:01.500
اين واقعا منحصر به فرده كه ما تا قبل از اينكه اين بالا برسيم

00:40:01.500 --> 00:40:03.500
از هيچ زاويه‌اي كوه رو نمي‌بينيم

00:40:03.500 --> 00:40:07.000
اون با تمام شكوهش خودش رو نمايان ميكنه

00:40:07.100 --> 00:40:09.400
ميدونم ، چومولانگما ، مادر اله زمين

00:40:09.500 --> 00:40:11.100
كوهي كه ما به اون مييگيم اورست

00:40:11.105 --> 00:40:12.600
به همين سادگي

00:40:19.900 --> 00:40:24.400
اين يه عكس فوق‌العاده است كه 26 اوريل 1924 گرفته شده

00:40:24.405 --> 00:40:26.200
خيلي شگفت انگيزه

00:40:26.200 --> 00:40:30.100
اونجا اورست ، اينجا هم مالري و اروين

00:40:30.200 --> 00:40:33.600
اينها تعداي از شرپاها هستن كه دارن با اونها تسويه حساب مي كنن

00:40:35.300 --> 00:40:38.000
اين دقيقا همين جاست ، درسته ؟

00:40:38.000 --> 00:40:39.200
خيلي نزديكه

00:40:39.200 --> 00:40:41.700
و اونها تواين فلات سه هفته پياده روي كردند

00:40:41.900 --> 00:40:45.300
تا به اين نقطه برسند و بتونن ببيننش

00:40:45.305 --> 00:40:47.700
و هر روز پياده راه ميرفتند

00:40:47.900 --> 00:40:50.900
فكر كنم ، داري به خودمون فكر ميكني كه با جيپ اينجا اومديم

00:40:57.300 --> 00:41:00.200
در 29 اوريل مالري و اروين

00:41:00.200 --> 00:41:04.100
عملياتشون رو از فاصله دوازده مايلي قله

00:41:04.100 --> 00:41:06.000
در كمپ اصلي شروع كردند

00:41:21.300 --> 00:41:25.300
مانند مالري ، كنراد هم به شدت به باربرهاي شرپا تكيه داشت

00:41:25.400 --> 00:41:28.200
كه با ارتفاع خو گرفته بودند

00:41:28.200 --> 00:41:31.300
اما اين كوه هنوز خطرناك بود

00:41:31.400 --> 00:41:35.600
بيش از 200 نفر اينجا كشته شدند كه
تعداد زيادي از اون‌ها، شرپا بودند

00:41:36.400 --> 00:41:38.500
مهم‌ترين چيز ايمنيه

00:41:38.500 --> 00:41:43.700
با ده انگشت دست و ده انشگت پا و يك بيني برگردي

00:41:44.000 --> 00:41:46.600
و دو چشم -
بله دو چشم -

00:41:48.400 --> 00:41:51.600
و اگر در ما نشانه اي از بيماري ديديد

00:41:51.600 --> 00:41:55.600
به ما بگيد برگرديم پايين

00:42:25.400 --> 00:42:27.500
قبل از شروع صعود

00:42:27.500 --> 00:42:32.200
مراسم نيايشي موسوم به «پوجا» برگزار مي شه

00:42:32.200 --> 00:42:36.200
كه ميگه چومولونگما (اورست) مادر الهه زمينه

00:42:36.300 --> 00:42:41.800
كوه براي تبتي ها و شرپاها خداست

00:42:42.000 --> 00:42:45.400
و عبور سلامت از كوه رو در گرو برگذاري مراسم پوجا ميدانند

00:43:10.300 --> 00:43:12.300
هو

00:43:17.100 --> 00:43:18.800
همه موفق باشيد

00:43:21.600 --> 00:43:22.800
خوش اقبال باشيد

00:43:31.600 --> 00:43:34.500
وقتي كه مالري در مسير صعود كوه مقدس (چومولونگما)از صومعةي باستاني عبور مي كرد

00:43:34.500 --> 00:43:36.800
راهبان صومعه

00:43:36.800 --> 00:43:40.400
به گرمي از اون استقبال كردن

00:43:55.400 --> 00:43:58.900
اين اتفاق 83 سال قبل در همچين روزي اتفاق افتاد، 15 مه

00:43:59.100 --> 00:44:01.300
مالري و تيمش به اينجا اومدند

00:44:01.400 --> 00:44:03.500
تا از لاما درخواست دعاي خير بكنند

00:44:11.500 --> 00:44:15.100
لاماي بزرگ از كوه نوردهاي سفيد پوست و عجيب و غريب استقبال كرد

00:44:15.200 --> 00:44:17.700
اما اين بدشگون بود

00:44:23.500 --> 00:44:25.300
و لاما در كنار دعاي خير

00:44:25.300 --> 00:44:29.600
درباره صعود اورست به اونها هشدار بسيار جدي داد

00:44:29.700 --> 00:44:31.900
از فاجعه‌اي حرف زد كه در راه بود

00:44:32.100 --> 00:44:34.400
و پيش گويي ميكرد كه شياطين كوه

00:44:34.500 --> 00:44:37.600
تلاش مي‌كنن مانع فتح اورست بشن

00:44:40.700 --> 00:44:43.800
راهب ها ، تصاويري رو كشيده بودند

00:44:43.800 --> 00:44:45.800
كه يكي از اونها خيلي وحشتناك بود

00:44:45.800 --> 00:44:49.300
در اين تصوير خدايان شكم يك مرد غربي رو دريده اند

00:44:49.300 --> 00:44:51.400
و اون رو به جهنم ميفرستند

00:44:53.600 --> 00:44:55.900
قطعا براي مالري هم لحظه وحشتناكي بوده

00:44:56.200 --> 00:44:58.500
مالري مرد خرافاتي نبود
اما فكر مي كنم

00:44:58.600 --> 00:45:02.800
ديدن اين تصاوير تو سومين سفرش براي اون نا خوشايند بوده

00:45:03.500 --> 00:45:06.100
نشانه‌ها و پيگشويي‌ها جوي ايجاد كرده بود

00:45:06.200 --> 00:45:10.300
كه اون رو از محيط اطراف خودش جدا كرده بود

00:45:16.500 --> 00:45:18.300
با وجود نشانه اي بد

00:45:18.400 --> 00:45:22.200
مالري در اون زمان اميدوار بود كه اين بار ميتونه به قله صعود كنه

00:45:24.100 --> 00:45:26.000
هوا خوب بود

00:45:26.000 --> 00:45:29.200
اون برنامه ريزي مي كرد كه در اواسط ماه مي به قله صعود كنه

00:45:29.200 --> 00:45:31.900
تا از شر برف هايي كه با شروع بادهاي موسمي مي باريدن در امان باشه

00:45:45.200 --> 00:45:50.400
در 2 مي 1924 كاروان غول پيكري متشكل از كوهنوردان و باربرها

00:45:50.400 --> 00:45:53.000
از كمپ اصلي خارج شدند

00:46:04.200 --> 00:46:06.100
روت عزيزم"

00:46:06.200 --> 00:46:11.500
هميشه تو رو هم در تصميم‌گيري‌هاي مهم در نظر مي‌گيرم

00:46:11.600 --> 00:46:14.300
من براي شروع حوادث بزرگ مشتاقم

00:46:19.000 --> 00:46:23.300
مالري متوجه شد كه راه غلبه بر اورست

00:46:23.300 --> 00:46:28.400
برپايي کمپ هاي متوالي تقريبا به سبک نظامي هستش

00:46:28.500 --> 00:46:32.200
شما کمپ ها رومستقر ميکنيد و بعد به پايين مي آييد

00:46:32.200 --> 00:46:36.000
استراحت مي کنيد
وبعد دوباره حرکت به بالا

00:46:36.100 --> 00:46:38.300
اين راه هم هوايي شماست

00:46:38.300 --> 00:46:40.300
اون پيشگام اين شيوه است

00:46:40.300 --> 00:46:44.400
و اين سبكي هست كه ما هنوز در اورست از آن استفاده مي كنيم

00:47:05.100 --> 00:47:07.600
كنراد و لئو هم مسير مالري رو دنبال كردن

00:47:07.600 --> 00:47:11.700
از وسط جنگلي از تيغه‌هاي يخي كه به كمپ 3منتهي ميشد

00:47:27.600 --> 00:47:32.500
شما قطعا نميتونيد از زير اين‌ كار ( هم هوايي) در بريد

00:47:32.600 --> 00:47:34.700
اين فقط باعث ميشه که همه کارها واقعا سخت بشه

00:47:37.500 --> 00:47:39.800
اينجاست ، لئو
نهايتا

00:47:40.000 --> 00:47:42.200
كمپ 3 در 1924

00:47:46.000 --> 00:47:51.700
در كمپ 3 ، ارتفاع واقعا تاثيرات نامطلوبش رو نشون ميده

00:47:51.700 --> 00:47:56.400
با هر تنفس شما مقدار خيلي كمي از مولكولهاي اكسي‍ژن رو وارد ريه مي كنيد

00:47:56.400 --> 00:47:57.600
اين موضوع خيلي خطرناكه

00:47:57.600 --> 00:47:59.400
شما اشتهاتون رو از دست ميديد

00:47:59.500 --> 00:48:01.500
و سردرد هاي متعددي رو تجربه مي كنيد

00:48:01.500 --> 00:48:06.400
كارهاي خيلي ساده رو هم به سختي مي‌تونيد انجام بديد

00:48:06.400 --> 00:48:11.600
و هنوز قله اورست 2700 متر بالاتر از شماست

00:48:11.600 --> 00:48:13.100
و تو رو به مبارزه مي طلبه

00:48:26.700 --> 00:48:29.400
جايي در بالاي كمپ2

00:48:29.400 --> 00:48:34.500
مالري و اروين اولين بار با هواي بد روبرو شدند

00:48:34.500 --> 00:48:37.400
طوفان شروع شده بود و دما كاهش پيدا ميكرد

00:48:37.400 --> 00:48:40.500
... و مالري متوجه شد كه

00:48:40.600 --> 00:48:42.800
راه ساده اي براي رسيدن به قله اورست نداره

00:48:45.500 --> 00:48:47.600
اي عزيزترين دختر من

00:48:47.600 --> 00:48:53.700
براي رسيدن به كمپ 3 واقعا به زحمت افتادم

00:48:53.700 --> 00:48:59.800
توده هاي يخ در همه جا هستند ، زير سنگها

00:48:59.800 --> 00:49:03.600
پوتين‌هاي يخ زده‌م محكم به پاهام چسبيده بود

00:49:03.700 --> 00:49:09.300
تو اون وضعيت خيلي دلتنگ شده بودم

00:49:09.400 --> 00:49:12.100
هميشه دوستت دارم ، عزيزترينم

00:49:16.300 --> 00:49:17.400
شروع کنيم ؟

00:49:17.500 --> 00:49:21.700
اره من خيلي مشتاقم ببينم اين وسايل چطور کار مي کنن

00:49:21.700 --> 00:49:23.100
اين رو ببين

00:49:27.100 --> 00:49:29.500
مي توني تصور كني
با اين وسايل صعود کني ؟

00:49:29.500 --> 00:49:30.800
اونها چيز ديگه اي هستند

00:49:32.500 --> 00:49:35.100
خب پس من همه لباس ها رو مي پوشم

00:49:35.100 --> 00:49:37.200
مالري و اروين وقتي در سال 1924 به سمت قله حركت كردند

00:49:37.200 --> 00:49:39.600
هفت لايه لباس پوشيده بودند

00:49:39.600 --> 00:49:43.300
اما تفاوت بزرگي که اينجا وجود داره در نوع کفش هاست

00:49:43.400 --> 00:49:47.200
من ميگم ، مابقي تجهيزات به نظر خيلي خوبن

00:49:47.300 --> 00:49:50.200
اما در مقايسه با کفش هايي که ما اين روزها ميپوشيم

00:49:50.200 --> 00:49:53.600
اين ها رو ببينيد ،ميدوني ، كاملا نامناسب هستند

00:49:58.900 --> 00:50:02.800
کنراد و لئو کت هايي از پارچه گاباردين و کفش هوبنايلد رو پوشيدند

00:50:02.800 --> 00:50:05.400
و ريسک خطرناکي رو در کوهستان انجام دادند

00:50:08.500 --> 00:50:11.300
ما دقيقا در نزديکي نقطه اي هستيم که

00:50:11.300 --> 00:50:16.400
که هفت نفر از باربر هاي مالري جان خودشون رو در بهمن از دست دادند

00:50:16.400 --> 00:50:18.900
اما در سال 1924

00:50:19.200 --> 00:50:23.400
ما همديگه‌رو با طنابي از جنس کتان حمايت مي کرديم

00:50:31.600 --> 00:50:33.600
با استفاده از روش مالري

00:50:33.600 --> 00:50:36.700
کنراد روي شيب تند يخي قدم هاش رو کند تر بر مي داشت

00:50:40.700 --> 00:50:42.500
كوه واقعي يعني اين

00:50:42.600 --> 00:50:43.700
منظورم اينه که اگر پاتون بلغزه

00:50:43.800 --> 00:50:46.300
سيصد متر سقوط مي کنيد به قعر اون

00:50:46.300 --> 00:50:48.300
و ما حالا به تمرکز و دقت نياز داريم

00:50:48.400 --> 00:50:51.700
تو اين شکافها خطر بهمن وجود داره

00:50:53.800 --> 00:50:55.900
وقتي که شما روي لبه ي يک شکاف عميق هستيد

00:50:56.200 --> 00:50:59.300
شكافي رو مي‌بينيد كه زير توده‌اي از برف قرار داره

00:50:59.300 --> 00:51:01.000
با ده‌ها متر عمق

00:51:01.200 --> 00:51:03.800
اما اون‌هايي خطرناك‌تر هستن كه ديده نمي‌شن

00:51:03.900 --> 00:51:06.700
ممكنه وقتي داريد از روي يك پل برفي كه تنها يكي دو متر ضخامت داره عبور مي‌كنيد

00:51:06.800 --> 00:51:09.700
پايين بيفتيد و اين يعني يك مرگ حتمي

00:51:10.500 --> 00:51:13.400
عميقه نه ؟
اره

00:51:17.500 --> 00:51:19.400
من درست روي پل هستم

00:51:20.200 --> 00:51:21.400
سه متر طناب

00:51:22.700 --> 00:51:24.400
مراقب باش ، دوست من

00:51:40.800 --> 00:51:45.300
اين فوق العاده است که اونها به ارتفاع 8534 متري رسيدند

00:51:45.300 --> 00:51:48.400
من ميخوام اساسا از شما دعوت کنم

00:51:48.400 --> 00:51:51.400
که با اين لباس ها وسط جنگل قدم بزنيد

00:51:55.400 --> 00:51:57.000
کارت عالي بود ، لئو

00:51:57.200 --> 00:51:59.600
نه ، کار تو عالي بود کنراد

00:52:02.500 --> 00:52:03.900
آوه

00:52:03.900 --> 00:52:05.600
مثل يابو ام

00:52:11.700 --> 00:52:16.600
در 1924 ، آب و هواي طوفاني گروه مالري رو زمين‌گير كرده بود

00:52:16.700 --> 00:52:19.400
سندي اروين نگران از دست دادن جونش بود

00:52:20.600 --> 00:52:22.800
دهم ماه مي

00:52:22.800 --> 00:52:26.500
شب وحشتناکي رو با باد و برف سپري کردند

00:52:26.600 --> 00:52:29.500
من نميدونم چطوري چادر اونها پا برجا مونده بود

00:52:29.500 --> 00:52:31.400
يک خواب خيلي کوتاه

00:52:31.400 --> 00:52:35.900
و در حدود دو اينچ برف روي تمام وسايل داخل چادرنشسته بود

00:52:36.000 --> 00:52:38.400
سر درد افتضاح امروز صبح

00:52:40.400 --> 00:52:43.700
اروين از ارتفاع زدگي رنج مي برد

00:52:43.700 --> 00:52:48.900
نقش اون به عنوان کوه نورد همراه مالري در هاله‌اي از ابهام قرار گرفته بود

00:52:49.000 --> 00:52:53.800
و شرايط سخت تيم رو مجبور به بازگشت به کمپ اصلي کرد

00:52:56.800 --> 00:52:58.500
وقتي که به اونجا رسيدند

00:52:58.500 --> 00:53:01.800
متوجه شدند که دو نفر از اعضاء تيم مردن

00:53:01.800 --> 00:53:04.100
به جاي همفکري درباره صعود

00:53:04.300 --> 00:53:06.100
اونها رو در کمپ اصلي دفن کردند

00:53:06.300 --> 00:53:09.900
اين براي اروين کاملا عجيب وغريب به نظر ميومده

00:53:12.700 --> 00:53:16.300
يکي از اعضاء ما ناگهان فلج شد

00:53:16.400 --> 00:53:21.000
احتمالا به خاطر يک لخته خون که از انگشتان سرما زدش به مغزش رسيده بود

00:53:21.000 --> 00:53:25.400
مرد بيچاره در نيم مايلي کمپ اصلي مرد

00:53:28.300 --> 00:53:32.100
در همين حال مالري يکي ديگه از پيشنهاد هاي خطرناکش رو براي صعود برنامه ريزي مي کرد

00:53:34.900 --> 00:53:38.400
اما اون اجازه نداد که نشانه اي از درد و رنج تيمش

00:53:38.500 --> 00:53:41.000
در نامه اي که به دختر بزرگش کلر نوشت نمايان بشه

00:53:43.700 --> 00:53:44.900
عزيزم

00:53:44.900 --> 00:53:48.900
امروز زياد باد نمي آد ، يعني هوا گرم و خوبه

00:53:48.900 --> 00:53:51.700
درست همين حالا چاي آماده شده و براي اولين بار

00:53:51.700 --> 00:53:55.600
بعد از مدت‌ها كيك خوردم

00:53:55.600 --> 00:53:59.500
يک روز در ماه اوت بايد يک جشن
کوچيک چاي با هم داشته باشيم

00:53:59.500 --> 00:54:04.900
يه كيك بزرگ و تازه هم مي‌گيريم ... چيز ديگه اي لازم نيست؟

00:54:04.900 --> 00:54:07.100
عجب پدر پرخوري داري

00:54:13.700 --> 00:54:16.000
در حال حاضر اواسط ماه مي هستش

00:54:16.100 --> 00:54:18.500
و به زودي برف ها از راه ميرسند

00:54:19.800 --> 00:54:23.200
اوايل ژوئن هر سال بادهاي موسمي شروع ميشن

00:54:23.400 --> 00:54:25.400
حجم زيادي برف همه جا رو مي پوشونه

00:54:26.400 --> 00:54:28.000
و صعود كردن غير ممكن مي‌شه

00:54:45.700 --> 00:54:49.800
ما همون مشكلاتي رو داشتيم كه
مالري در سال 1924 باهاشون روبرو بود

00:54:49.900 --> 00:54:52.500
در اواخر فصل صعود بوديم

00:54:52.600 --> 00:54:55.700
و اگر تا قبل از آغاز بادهاي موسمي صعودمون رو شروع نكنيم

00:54:55.700 --> 00:54:58.000
مشکلات بسيار جدي پيدا مي کنيم

00:55:05.900 --> 00:55:08.500
شش هزار و هفتصد متر بالاتر

00:55:08.600 --> 00:55:12.000
كنراد و لئو صعود به اورست رو شروع کردند

00:55:17.000 --> 00:55:21.000
اونها در يكي از خطرناك‌ترين قسمت‌هاي كوه بودند

00:55:21.000 --> 00:55:25.800
ديواره اي عظيم از برف و يخ كه منتهي ميشه به گردنه شمالي

00:55:25.900 --> 00:55:27.700
و از اون‌جا مي‌رسه به قله

00:55:56.900 --> 00:56:01.200
با وجود در اختيار داشتن تمام تجهيزات
پيشرفته، ارتفاع لئو رو بشدت آزار ميداد

00:56:03.000 --> 00:56:05.700
اولين باره که من در چنين ارتفاعي هستم

00:56:05.800 --> 00:56:11.300
شما بشكل مايوسانه اي آهسته حركت ميكنيد
اين غير طبيعيه ، آدم باورش نمي‌شه

00:56:11.500 --> 00:56:13.700
دو قدم بر ميداريد
و نفستون ديگه بالا نمياد

00:56:13.800 --> 00:56:15.900
من مطمئنم كه با ارتفاع گرفتن اوضاع وخيم تر ميشه

00:56:33.700 --> 00:56:36.600
با كفش هاي هوبنايلد
و بدون طناب راهنما

00:56:36.700 --> 00:56:39.700
مالري حمله رو به گردنه شمالي شروع كرد

00:56:39.700 --> 00:56:44.100
با قدم هاي بريده بسمت جايي حرکت مي کرد
كه به قول خودش «يه برج يخي عظيم« هست

00:56:46.700 --> 00:56:49.300
رسيدن به گردنه شمالي يه پيروزي بزرگ بود

00:56:49.500 --> 00:56:54.500
... از فتح ديواره يخي و قدم گذاشتن روي اون

00:56:54.600 --> 00:56:57.900
خيلي لذت بردم، انگار دنيا رو بهم داده بودن

00:56:59.800 --> 00:57:01.800
به پايين دره نگاه ميکنم

00:57:01.800 --> 00:57:06.700
اون در حال حاضر از بلندترين قله هاي اروپا و امريکا بالاتر ايستاده

00:57:06.700 --> 00:57:10.600
اما هنوز تا قله 1800 متر باقي مونده

00:57:21.700 --> 00:57:25.900
بر روي گردنه مالري كمپ ديگه اي رو برپا كرد

00:57:26.000 --> 00:57:28.700
كمپ چهارم

00:57:28.700 --> 00:57:32.200
اون در نظر داشت تا کمپ هايي رو در ارتفاع بالاتر برپا کنه

00:57:32.300 --> 00:57:35.900
اين‌ كار باعث مي‌شد فاصله تا قله رو راحت‌تر طي كنه

00:57:37.900 --> 00:57:41.600
سرفه‌كردن مالري تموم نمي شد

00:57:41.600 --> 00:57:45.100
اروين از اسهال رنج مي‌برد

00:57:45.100 --> 00:57:47.100
سرما هم راحت‌شون نمي‌ذاشت

00:57:52.700 --> 00:57:54.400
روت عزيزم

00:57:54.600 --> 00:57:56.000
نميتونم بخوابم

00:57:56.100 --> 00:58:00.700
اين‌قدر سرفه كردم كه دل و روده‌م بهم پيچيده

00:58:00.700 --> 00:58:03.700
بادهاي سهمگين چادرهامون رو مي‌لرزوندن

00:58:03.700 --> 00:58:08.000
احساس مي‌كرديم ممكنه چادرها تا صبح دوام نيارن

00:58:08.000 --> 00:58:11.900
هرگز دشمني به اين سختي و مصصمي نداشتم

00:58:17.600 --> 00:58:19.400
در ارتفاع هفت هزار متري

00:58:19.600 --> 00:58:23.300
کنراد و لئو آخرين بار براي امتحان لباس هاي مالري بيرون اومدند

00:58:24.900 --> 00:58:29.600
ناگهان ، دما به بيست درجه زير صفر کاهش پيدا کرد

00:58:29.700 --> 00:58:31.400
و خطر سرمازدگي شديد اونها رو تهديد ميکرد

00:58:42.300 --> 00:58:44.000
ممنونم ، مينگما

00:58:44.100 --> 00:58:45.000
قابلي نداشت

00:58:53.300 --> 00:58:57.000
من نميتونم تصور کنم با اين کفش ها به 8500 متري برم

00:58:59.300 --> 00:59:01.400
تئوري من اينه

00:59:01.700 --> 00:59:06.000
... تا وقتي حركت مي‌كنن وضع خوبه

00:59:06.100 --> 00:59:09.000
اما وقتي مي‌ايستن مشكل شروع مي‌شه

00:59:09.100 --> 00:59:11.700
و اين روي هم رفته يک بازي متفاوته

00:59:17.700 --> 00:59:19.300
انگشت هاي من يخ ميزنن

00:59:24.700 --> 00:59:29.500
در سال 22 ، يکي از انگشت هاي مالري سرما زده شد

00:59:29.700 --> 00:59:33.000
که بنظرش سرمازدگيش اونقدر ها هم بد نبود

00:59:33.000 --> 00:59:37.800
و بعنوان يک يادداشت جداگونه ميگه

00:59:37.800 --> 00:59:42.000
حتي اگه يه انگشتم رو براي فتح اين قله از دست بدم برام مهم نيست

00:59:43.400 --> 00:59:45.700
و اگر من کفش هاي اون رو داشتم ، احتمالا مي تونستم فکر کنم که

00:59:45.800 --> 00:59:51.100
بهمين دليله که در عصر طلايي اکتشاف قرار داريم

00:59:56.700 --> 00:59:58.100
آه ، که اينطور

00:59:58.100 --> 00:59:59.500
عجله کنيد ، خوشگل هاي من

01:00:02.900 --> 01:00:04.800
واي خدايا

01:00:10.900 --> 01:00:13.200
هواي بد مسير کنراد رو مسدود کرده بود

01:00:13.300 --> 01:00:16.100
و بارش برف‌هاي موسمي به زوذي آغاز مي‌شد

01:00:16.100 --> 01:00:21.000
اون ولئو در خطر به دام افتادن در ارتفاعات اورست بودند
بدون اينکه امکان نجاتشون وجود داشته باشه

01:00:23.800 --> 01:00:26.500
لحظات پر استرسي بود

01:00:26.800 --> 01:00:27.900
چيکار ميکني ؟

01:00:27.900 --> 01:00:30.100
ما در هفته دوم ماه ژوئن وسط بادهاي مزخرف

01:00:30.200 --> 01:00:32.300
در حال صعوديم

01:00:32.300 --> 01:00:36.000
من به جنيفر زنگ زدم و بهش گفتم

01:00:36.000 --> 01:00:40.100
ارزش نداره که تو و خانواده رو تواين شرايط قرار بدم

01:00:40.200 --> 01:00:41.900
و اماده برگشتن به خونه هستم

01:00:44.000 --> 01:00:46.500
پنجره بسته شد
ميدونستم که بادهاي موسمي در راه هستند

01:00:46.800 --> 01:00:50.300
از طريق ماهواره بدنبال تصاوير هواشناسي بودم

01:00:50.300 --> 01:00:51.800
و گفتم : کنراد ، ميدوني چيه؟

01:00:51.800 --> 01:00:53.500
من دارم از کامپيوتر به اين جبهه غول پيکر آب و هوا

01:00:53.800 --> 01:00:56.200
نگاه مي کنم

01:00:56.200 --> 01:00:58.200
اين ها بادهاي موسمي اند

01:00:58.300 --> 01:01:00.200
فقط گفتم کنراد

01:01:00.200 --> 01:01:05.000
اگه به خودت مطمئن باشي، از پسش برمياي

01:01:05.100 --> 01:01:08.600
اما اگر شانسي براي رسيدن به قدمگاه دوم داري

01:01:08.800 --> 01:01:10.200
ميخوام که صعود رو ادامه بدي

01:01:15.800 --> 01:01:17.300
عزيزم

01:01:17.300 --> 01:01:19.600
چه اتفاقي برات افتاده؟

01:01:19.800 --> 01:01:21.900
من در تعجبم

01:01:21.900 --> 01:01:25.400
تو خوب و سرحالي ؟

01:01:25.400 --> 01:01:29.400
همه روح و عشق من تا ابد با تو هستش

01:01:29.400 --> 01:01:31.200
روت

01:01:33.800 --> 01:01:36.300
در اوايل ژوئن 1924

01:01:36.300 --> 01:01:40.100
دو نفر از اعضا تيم مالري
نورتون و سامرول

01:01:40.100 --> 01:01:45.900
اقدام به صعود کردند، اما اورست اونها رو پس زد

01:01:45.900 --> 01:01:49.600
نورتون که به برف کوري مبتلا شده بود به پايين منتقل شد

01:01:49.800 --> 01:01:52.400
... سامرول قبل از اينكه بتونه با سرفه بخشي از حنجره يخ زده اش

01:01:52.400 --> 01:01:55.400
رو بالا بياره، تقريبا داشت خفه ميشد ...

01:01:58.000 --> 01:02:01.100
واضحه ، که زمان برگشتن به خونه بود

01:02:01.100 --> 01:02:04.500
انها ضعيف و خسته بودند

01:02:04.500 --> 01:02:07.900
بادهاي موسمي هم مزيد بر علت بود

01:02:07.900 --> 01:02:10.000
اما مالري زير بار نرفت

01:02:12.400 --> 01:02:14.400
دختر عزيزم

01:02:14.500 --> 01:02:18.500
روي هم رفته دوران بدي رو گذرونديم

01:02:18.500 --> 01:02:22.100
شايد صعود مجدد حماقت محض باشه

01:02:22.100 --> 01:02:25.600
اما چطوري ميتونم از شکارم بگذرم ؟

01:02:25.900 --> 01:02:30.300
از اين کمپ تا قله شش روز راهه

01:02:30.300 --> 01:02:34.100
و شانس ما درمقابل اين موقعيت سخت يک به پنجاه هستش

01:02:34.200 --> 01:02:37.200
اما ما به خودمون افتخار مي کنيم

01:02:37.300 --> 01:02:38.500
عاشق و

01:02:38.600 --> 01:02:40.900
دوست دار هميشگي تو جورج

01:02:57.300 --> 01:03:00.400
سوال بزرگ اينه که چرا جورج مالري

01:03:00.400 --> 01:03:02.500
فکر ميکرد ارزشش اين رو داره که يکبار ديگه ريسک کنه

01:03:02.500 --> 01:03:06.000
من فکر ميکنم اين راهي بود که خودش رو راضي مي کرد که مهمترين دغدغه زندگيش

01:03:06.000 --> 01:03:08.400
رو در واقع با صعود اورست پشت سر بزاره

01:03:08.400 --> 01:03:11.100
و به خونه برگرده و به روت بگه : من موفق شدم

01:03:11.100 --> 01:03:14.100
تموم شد ،حالا ما براي همه عمر پيش همديگه هستيم

01:03:15.300 --> 01:03:19.300
اون اينو ميدونست

01:03:19.300 --> 01:03:21.700
که اگر موفق نشه قله رو صعود کنه

01:03:21.900 --> 01:03:24.200
ديگه نميتونه به اورست برگرده

01:03:24.200 --> 01:03:28.700
غير ممکن بود که بتونه روت رو دوباره تو اون شرايط قرار بده

01:03:30.900 --> 01:03:33.700
عزيزم ... بايد بهت بگم

01:03:33.900 --> 01:03:38.400
سرشار از قدرت و انرژي هستم

01:03:38.400 --> 01:03:41.400
اگر كمي خوش شانس باشم نقشه ام عملي ميشه

01:03:41.500 --> 01:03:44.100
با پيشروي سريع و رسيدن به قله

01:03:54.000 --> 01:03:59.600
مالري حالا اکسيژن مي‌خواست و البته بيش از هر وقت ديگه‌اي اروين رو لازم داشت

01:03:59.600 --> 01:04:02.100
حالا بعد از وخيم تر شدن ارتفاع زدگي اروين

01:04:02.100 --> 01:04:05.100
مالري به اون نياز داشت

01:04:05.200 --> 01:04:08.500
تا بتونه از مهارت فنيش در آخرين حمله استفاده كنه

01:04:10.500 --> 01:04:14.000
اروين استعداد ويژه اي در زمينه اكسيژن داشت

01:04:14.000 --> 01:04:17.200
اون در واقع وسيله جديدي رو ابداع كرده بود

01:04:20.700 --> 01:04:22.500
پنجمين روز ماه ژوئن

01:04:22.600 --> 01:04:26.600
اين دستاورد بزرگيه ، اگر اين ابداع من بتونه

01:04:26.700 --> 01:04:29.400
ما رو به قله برسونه

01:04:29.400 --> 01:04:32.100
اين براي هر كسي خيلي سخته

01:04:32.200 --> 01:04:36.000
انعكاس نور روي برف خيلي شديده

01:04:36.100 --> 01:04:38.600
من براي شروع حركت فردا صبحمون

01:04:38.600 --> 01:04:41.400
دو تا دستگاه اكسيژن آماده كردم

01:04:44.500 --> 01:04:48.000
اينها اخرين كلماتي هستند كه توسط سندي اروين نوشته شده

01:04:50.400 --> 01:04:51.800
همراه اون خودش ميخواست كه

01:04:52.000 --> 01:04:54.100
همراه مالري باشه

01:04:54.200 --> 01:04:57.300
... مطمئنم اون تمام تلاشش اين بود كه

01:04:57.300 --> 01:05:01.400
موقع برگشتن از كوه، سالم باشه

01:05:01.500 --> 01:05:05.100
... تصور نمي‌كنم اون حتي به اين موضوع كه

01:05:05.100 --> 01:05:06.800
ممكنه بميره، فكر كرده باشه

01:05:07.000 --> 01:05:09.500
من فكر مي كنم اون باور داشت كه فنا ناپذيره

01:05:13.400 --> 01:05:15.100
در صبح روز ششم ژوئن

01:05:15.200 --> 01:05:19.300
... اودل، كوهنورد پشتيبان

01:05:19.400 --> 01:05:22.100
از مالري و اروين در هنگام ترك گردنه شمالي عكس گرفت

01:05:27.100 --> 01:05:30.300
چه كسي توان اينو داشت تا اونها رو از رسيدن به چنين فتحي منصرف كنه

01:05:30.300 --> 01:05:35.600
اون‌هم وقتي در زنديكي همچين دستاورد بزرگي بودند

01:05:39.100 --> 01:05:43.800
... فقط كسي كه همچين تجربه‌اي داشته

01:05:43.800 --> 01:05:48.600
مي‌تونه درك كنه چرا نمي‌شه از اين تجربه دست كشيد

01:05:58.100 --> 01:06:00.200
هيچ چيزي روي قله اورست وجود نداره

01:06:00.300 --> 01:06:03.200
چراغ جادوي طلايي اونجا وجود نداره

01:06:03.200 --> 01:06:06.300
خب ، پس چرا ما اينكارو ميكنيم؟

01:06:06.400 --> 01:06:08.200
بدنبال افتخار هستي

01:06:08.200 --> 01:06:12.300
ميخواي حس ايستادن روي بام دنيا رو تجربه كني

01:06:16.100 --> 01:06:20.800
فكر اينكه مي‌تونه بر برف‌هاي موسمي غلبه كنه مثل قمار كردن بود

01:06:20.800 --> 01:06:23.600
اما كنراد تصميمش رو گرفت و از همون
مسير مالري به قدمگاه دوم رفت

01:06:26.400 --> 01:06:30.500
ما روز 10 ژوئن حمله نهايي به قله رو شروع كرديم

01:06:30.500 --> 01:06:32.100
... فكر مي‌كنم روز پنجم ژوئن

01:06:32.200 --> 01:06:35.400
ديرترين تاريخي بود كه كسي قبل از
بارش‌هاي موسمي از كوه صعود كرده بود

01:06:35.400 --> 01:06:37.900
... ابرهايي كه در زمينه آسمان ديده مي‌شدند

01:06:38.100 --> 01:06:39.500
علامت شروع باد‌هاي موسمي بودند

01:06:39.500 --> 01:06:43.400
صداي اون بادها هنوز از گوش ما بيرون نرفته بود

01:06:43.400 --> 01:06:46.500
اما هنوز تا اون شروع بادها فرصت داريم

01:07:12.900 --> 01:07:15.400
اين كار به شكل مسخره‌اي خسته‌كننده‌ست

01:07:15.400 --> 01:07:18.400
... مثل اين مي‌مونه كه بخواي اداي مايكل رو در بياري

01:07:18.400 --> 01:07:21.700
يه قدم بر ميداري
و ديگه نمي‌توني سرت رو بالا نگهداري

01:07:50.500 --> 01:07:52.700
واقعيت نداره ، اينطور نيست ؟

01:07:52.800 --> 01:07:55.300
انگار روح از بدنت جدا مي‌شه

01:08:07.800 --> 01:08:10.900
در 7 ژوئن جان نوئل فيلمبردار

01:08:11.000 --> 01:08:14.700
آخرين تصاوير رو از مالري و اروين ميگيره

01:08:18.600 --> 01:08:22.700
در حالي كه سه هزارو دويست متر بالاتر از اون همراه باربرهاشون

01:08:22.800 --> 01:08:24.800
در حال ورود به منطقه مرگ هستند

01:08:24.800 --> 01:08:26.600
جايي كه اكسيژني وجود نداره

01:08:26.600 --> 01:08:28.900
اين باعث مي‌شه امكان فعاليت بدني طولاني وجود نداشته باشه

01:08:31.700 --> 01:08:35.000
در منطقه مرگ
ارتفاع 7900 متري

01:08:35.200 --> 01:08:41.000
... مرحله مرگ بافت‌ها شروع مي‌شه

01:08:41.300 --> 01:08:43.000
يك نفر ميميره

01:08:47.300 --> 01:08:50.600
هيچ شانس نجاتي در اين ارتفاع براي انسان وجود نداره

01:08:50.700 --> 01:08:52.600
انگار تو وقت اضافي قرار داري

01:08:57.800 --> 01:09:02.300
كنراد و لئو هم وقتي وارد منطقه مرگ شدند از اكسيژن استفاده كردند

01:09:02.300 --> 01:09:04.600
همونطور كه مالري و اروين قبل از اونها اينكارو كردند

01:09:15.300 --> 01:09:16.500
همين الان داشتم فكر مي‌كردم

01:09:16.600 --> 01:09:19.500
اوه ، منطقه مرگ
اينجا اونقدر ها هم بد نيست

01:09:19.600 --> 01:09:22.700
يه‌دفعه اولين جنازه رو ديديم

01:09:22.800 --> 01:09:28.500
درست كنار مسير افتاده بود

01:09:28.600 --> 01:09:30.100
و اين حقيقتي بود

01:09:30.300 --> 01:09:33.100
آدم كجا از كنار جنازه‌ها رد مي‌شه؟

01:09:33.300 --> 01:09:34.500
... غير از منطقه‌ي جنگي

01:09:34.600 --> 01:09:36.700
هيچ‌كس دلش نمي‌خواد شاهد همچين صحنه‌هايي باشه

01:09:36.700 --> 01:09:38.500
جو سنگيني اون بالا وجود داره

01:09:38.600 --> 01:09:40.700
هيچ كس نميتونه براي بهتر كردنش كاري انجام بده

01:09:40.700 --> 01:09:42.400
نمي‌شه جنازه‌ها رو منتقل كرد پايين

01:09:49.600 --> 01:09:53.700
ارتفاع منطقه مرگ
تقريبا 600 متر پايين‌تر از قله است

01:09:53.800 --> 01:09:57.500
مالري و اروين اخرين كمپشون رو برپا كردند

01:10:00.300 --> 01:10:03.000
اين يادداشتي هست كه مالري براي جان نوئل فيلمبردار نوشت

01:10:03.000 --> 01:10:06.800
تا پايين منتظر بمونه و از لحظه فتح فيلم بگيره

01:10:08.700 --> 01:10:09.900
نوئل عزيز

01:10:09.900 --> 01:10:13.700
احتمالا نزديك هاي صبح فردا حركت
مي‌كنيم تا از هواي صاف استفاده كنيم

01:10:13.700 --> 01:10:15.700
مراقب ما باش

01:10:15.700 --> 01:10:18.600
چه وقتي از صخره‌هاي زير هرم رد مي‌شيم

01:10:18.600 --> 01:10:21.400
و چه وقتي كه ساعت 8 شب به بالاي خط افق مي‌رسيم

01:10:23.400 --> 01:10:26.000
واضحه كه منظورش 8 صبحه

01:10:30.900 --> 01:10:32.100
اون خسته بود

01:10:32.400 --> 01:10:34.600
اون سه ماه درگير اين صعود بود

01:10:34.700 --> 01:10:37.900
و الان بيشتر از سه روز رو در منطقه مرگ گذرونده بود

01:10:57.900 --> 01:11:00.600
ما ميدونستيم كه شروع بادهاي موسمي نزديكه

01:11:00.700 --> 01:11:04.900
فقط دوازده ساعت فرصت داريم

01:11:04.900 --> 01:11:07.800
قبل از اينكه دير بشه بايد كار رو انجام بديم

01:11:08.900 --> 01:11:11.700
وقتي من بيدار شدم خيلي عصبي بودي

01:11:11.700 --> 01:11:14.900
قبل از اينكه ساعت زنگ بزنه
و هد لايت هامون رو روشن كنيم

01:11:14.900 --> 01:11:17.200
تمام لباس‌ها رو بپوشيم

01:11:17.400 --> 01:11:20.400
وقتي از چادر بيرون مياي انگار وارد پيست اسكي شدي

01:11:20.400 --> 01:11:21.800
من آماده حركت بودم

01:11:22.400 --> 01:11:24.600
لئو خيلي هيجان زده بود

01:11:24.600 --> 01:11:27.000
انرژي قله به اون كمك مي كرد

01:11:27.100 --> 01:11:29.700
... احتمالاً شبيه وضعيتي كه مالري و اروين

01:11:29.700 --> 01:11:31.800
در روز صعود به قله داشتند

01:11:31.800 --> 01:11:34.100
... وقتي كه ما اونجا با اولين شيب

01:11:34.100 --> 01:11:36.000
مسير قله اورست رو به رو شديم

01:11:52.800 --> 01:11:56.900
روز 8 ژوئن 1924 رو مجسم مي كردم

01:11:59.000 --> 01:12:02.900
اونها سردشون بود
و شب رو با بيقراري خوابيدن

01:12:05.200 --> 01:12:08.800
بي اشتهايي هم به اينها اضافه شده بود

01:12:08.900 --> 01:12:12.600
و به شدت اب بدنشون رو از دست داده بودند

01:12:12.700 --> 01:12:14.700
بدن هاشون بي‌رمق شده بود

01:12:14.700 --> 01:12:17.700
كم كم تمركزشون رو از دست مي دادند

01:12:17.700 --> 01:12:21.200
و انجام كارهاي ساده بطرز شگفت آوري طاقت فرسا شده بود

01:12:37.500 --> 01:12:39.600
هشت‌هزار و پانصد و سي متر

01:12:39.700 --> 01:12:42.500
بيشترين ارتفاعي كه انساني تا اون زمان بهش رسيده

01:12:42.500 --> 01:12:48.000
حتي حمل يك كپسول اكسيژن اضافي بسيار سخته

01:12:48.000 --> 01:12:51.300
و وارد مسيري شدن كه هيچ انساني تا به حال به اون پا نگذاشته

01:12:51.500 --> 01:12:52.900
و وقتي كه شما اولي هستيد

01:12:52.900 --> 01:12:55.500
اين حس بهتون غالب ميشه كه

01:12:55.600 --> 01:12:57.600
اين يك چالش خيلي بزرگه

01:13:07.700 --> 01:13:09.300
... در موردش فكر كن

01:13:09.500 --> 01:13:13.000
دلواپسي ، ترس ، و وحشت

01:13:13.100 --> 01:13:16.500
كه با سرخوشي تركيب شده‌ن

01:13:16.600 --> 01:13:20.900
همه اين مسائل اونها رو به تحرك وا ميداشت

01:13:20.900 --> 01:13:25.800
و باعث ميشد باوجود درد و رنجي كه داشتند سريع پيش برن

01:13:35.100 --> 01:13:38.800
... مالري و اروين از جبهه شمالي به سمت

01:13:38.800 --> 01:13:40.800
خط الراس قله صعود ميكردند

01:13:40.800 --> 01:13:43.000
جايي كه قدمگاه دوم مسيرشون رو سد كرده بود

01:13:48.200 --> 01:13:52.100
ما طبق برنامه ريزيمون قبل از طلوع آفتاب به خط الراس رسيديم

01:13:56.000 --> 01:13:57.900
بي نهايت شگفت انگيزه

01:14:30.600 --> 01:14:34.900
ساعت 12:50 دقيقه روز 8 ژوئن ، 1924

01:14:34.900 --> 01:14:39.200
كوهنورد پشتيبان نوئل اودل
مالري و اروين رو

01:14:39.300 --> 01:14:41.100
از لا به لاي ابر ها ديد

01:14:44.600 --> 01:14:49.000
چشم هام خيره شده بود به اون نقطه ريز سياه رنگ

01:14:49.100 --> 01:14:53.300
در نزديكي كمپ نهايي در هرم آخر

01:14:53.300 --> 01:14:55.900
يه‌كم ديگه بايد بالا مي رفتيم تا به اونجا برسيم

01:14:55.900 --> 01:15:00.700
اونها براي اينكه زمان رو از دست ندهند
سريع حركت مي كردند

01:15:00.800 --> 01:15:05.400
بعد يك تصوير بكر سحر آميز

01:15:05.600 --> 01:15:08.300
در بين ابرها محو شد

01:15:14.000 --> 01:15:16.600
مالري و اروين گم شدند

01:15:18.900 --> 01:15:21.900
و هيچ ردي از اونها پيدا نشد

01:15:21.900 --> 01:15:23.800
در انتظار دستور

01:15:26.100 --> 01:15:29.200
فيلم بردار تيم ، جان نوئل ، به جاي ثبت جشن صعود

01:15:29.300 --> 01:15:33.800
مشغول فيلم گرفتن بود تا ردي از اونها پيدا كنه

01:15:37.900 --> 01:15:42.400
چند روز بعد پتوهايي رو پيدا كردن كه به
شكل صليب روي برف پهن شده بودند

01:15:42.700 --> 01:15:46.300
نشانه‌اي از خبري وحشتناك

01:15:46.300 --> 01:15:50.800
مالري و اروين نا پديد شدند
و اون‌ها رو مرده به حساب آوردن

01:16:06.800 --> 01:16:11.800
خانم مالري
هرشل هاوس، كمبريج

01:16:11.800 --> 01:16:16.300
هيات با ناراحتي عميق خبر بدي رو از

01:16:16.400 --> 01:16:20.300
گروه اعزامي به اورست دريافت كرده

01:16:20.400 --> 01:16:22.300
همسرتون كشته شده

01:16:22.400 --> 01:16:24.200
آخرين صعود

01:16:24.300 --> 01:16:27.800
هيات بي‌نهايت با شما و خانواده‌تون احساس همدردي مي‌كند

01:16:32.300 --> 01:16:35.100
وقتي روت اين خبر رو رديافت كرد ، غروب بود

01:16:35.100 --> 01:16:37.700
و تصميم گرفت كه اون شب اين خبر رو به بچه هاش نده

01:16:37.800 --> 01:16:39.200
چون آماده خوابيدن مي‌شدند

01:16:39.300 --> 01:16:41.200
در واقع اين موضوع وحشتناك رو

01:16:41.200 --> 01:16:43.100
با خودش به تختخواب برد و خوابيد

01:16:43.100 --> 01:16:47.000
صبح روز بعد وقتي بچه ها بيدار شدند
اونها رو صدا كرد توي تخت خودش

01:16:47.000 --> 01:16:49.400
تا اين خبر وحشتناك رو به اونها بده

01:16:51.100 --> 01:16:55.900
روح جورج مهياي يك زندگي جديد شده

01:16:55.900 --> 01:17:00.400
و جايي كه رفته خيلي زيباست

01:17:00.400 --> 01:17:04.300
من به طور قاطع مي دونستم كه اون نميتونست شكست رو بپذيره

01:17:04.400 --> 01:17:08.300
و با رشادت خودش رو قرباني كرد

01:17:08.400 --> 01:17:12.000
و اگر اينطور نبود

01:17:12.000 --> 01:17:14.100
همچين افتخاري به دست نمي‌آورد

01:17:18.800 --> 01:17:24.900
با اين فاجعه عصر طلايي اكتشاف به پايان رسيد

01:17:25.000 --> 01:17:29.200
كل كشور و پادشاه در سوگ قهرمان از دست رفته شان بودند

01:17:32.800 --> 01:17:35.300
اين بايد يك روز غير عادي بوده باشه

01:17:35.400 --> 01:17:39.900
صبح اون روز در تمام بريتانيا ناقوص ها به صدا اومدند

01:17:40.000 --> 01:17:43.600
مراسم يادبودش در كليساي سنت پل برگزار شد

01:17:43.800 --> 01:17:46.600
نيمكت‌هاي كليسا مملو از جمعيت سوگوار بود

01:17:46.800 --> 01:17:48.900
به احترام مالري چندين سخنراني انجام شد

01:17:54.500 --> 01:17:59.800
مالري انساني بود كه به افسانه بدل شد

01:17:59.800 --> 01:18:06.300
مردم زيادي به اين باور رسيدند كه او به قله‌ي اورست رسيده

01:18:06.400 --> 01:18:12.100
اما براي رسيدن به قله او ابتدا بايد به قدم‌گاه دوم صعود آزاد مي‌كرد

01:18:14.400 --> 01:18:20.300
... در روز 14 ژوئن هيئت ما به قدم‌گاه دوم رسيد

01:18:20.400 --> 01:18:26.300
اين ديواره‌ي صخره‌اي هولناك بن مالري و قله قرار داشت

01:18:28.900 --> 01:18:32.200
شرپاها طناب‌هاي ثابت را در آوردند
و نردبان‌هاي نصب شده رو برداشتند

01:18:32.300 --> 01:18:36.300
تا وضعيت قدم‌گاه دوم رو مانند سال 1924 بکنند

01:18:42.300 --> 01:18:49.600
هدف امروز ، جمع كردن نردبان و اقدام به صعود آزاد است

01:18:49.900 --> 01:18:52.400
بدون كمك گرفتن از نردبان چيني‌ها

01:19:20.200 --> 01:19:21.900
در تمام مدت اين برنامه

01:19:21.900 --> 01:19:25.700
ميدونستم كه بايد در نيم ساعت

01:19:25.900 --> 01:19:30.100
از اين نوار صخره اي در ارتفاع 8620 متري پايين بيام

01:19:30.200 --> 01:19:33.300
بايد اين كار رو به همون روشي مي‌كردم كه مالري و ايروين انجام دادند

01:19:33.300 --> 01:19:36.100
بدون استفاده از نردبان با اون روبرو شدند

01:19:36.200 --> 01:19:41.100
بدون استفاده از طناب
اون‌هم جايي كه نشانه‌اي از انسان وجود نداشت

01:19:41.200 --> 01:19:44.100
سرتا سر جبهه شمالي اورست در ديد شماست

01:19:44.200 --> 01:19:47.300
و تمام مسير برگشت تا يخچال مركزي رونگ‌بوك رو از اونجا مي‌بينيد

01:19:49.300 --> 01:19:52.000
يك منظره با ارتفاع2300 متر

01:19:52.100 --> 01:19:54.100
خدايا ، من اينجا چه كار مي كنم ؟

01:20:08.100 --> 01:20:09.700
درست شبيه مالري و اروين

01:20:09.900 --> 01:20:12.200
من و لئو هم مثل انجمن برادري اخوت

01:20:14.500 --> 01:20:16.300
با طناب بهم متصل شده بوديم

01:20:32.200 --> 01:20:34.500
تصور كنيد

01:20:34.500 --> 01:20:40.200
در 8 ژوئن 1924

01:21:17.100 --> 01:21:18.100
واي

01:21:29.300 --> 01:21:30.800
خوبي؟

01:21:31.000 --> 01:21:32.400
اره

01:21:32.500 --> 01:21:33.700
پسر

01:21:33.700 --> 01:21:36.300
چي شد ؟

01:21:36.300 --> 01:21:37.600
پام رو بدجايي گذاشتم

01:21:40.400 --> 01:21:43.000
نتونستم خودم رو نگهدارم

01:21:43.100 --> 01:21:46.100
واقعاً‌ ممكن بود از لبه‌ بيفتم پايين

01:21:46.200 --> 01:21:48.300
و لئو رو هم با خودم به بكشم پايين

01:21:48.400 --> 01:21:52.100
و به عمق 2100 متري يخچال رونگ‌بوك سقوط كنيم

01:21:54.200 --> 01:21:55.800
فكر كنم يه‌كم شوكه شد

01:21:56.000 --> 01:21:58.300
و زمان زيادي طول کشيد تا

01:21:58.300 --> 01:22:01.500
خودش رو جمع‌و جور كنه و تصميم بگيره چه‌كار بايد بكنه

01:22:01.600 --> 01:22:03.600
فكر كنم ، دست‌كم بيست دقيقه طول كشيد

01:22:04.600 --> 01:22:07.100
مي خواي رو شونه هام وايسي؟

01:22:08.500 --> 01:22:10.400
مي‌خوام يه بار ديگه تلاش كنم

01:22:14.300 --> 01:22:19.200
كار من اين بود كه
به قدمگاه دوم صعود كنم

01:22:19.300 --> 01:22:23.200
مي‌دونستم كه بايد از يه زاويه‌ي ديگه امتحانش كنم

01:23:39.700 --> 01:23:41.300
خوبه

01:23:41.300 --> 01:23:42.500
يه قدم بلند

01:24:12.300 --> 01:24:14.300
فكر كنم رسيدم، لئو

01:24:14.400 --> 01:24:15.700
فكر كنم تونستم

01:24:56.300 --> 01:24:59.800
بعد از 8 سال شب ها بيدار موندن من

01:24:59.800 --> 01:25:06.000
و 30متر صعودي که من انجام داده بودم

01:25:06.200 --> 01:25:07.800
من به قدمگاه دوم رسيدم

01:25:19.400 --> 01:25:20.600
نميتونم نفس بكشم

01:25:24.400 --> 01:25:28.800
متوجه شدم انگشتام كاملا بي حس شده بود

01:25:28.800 --> 01:25:31.400
بيشترين ترسي رو
در اين بين تجربه كردم

01:25:31.400 --> 01:25:34.900
نگراني از منجمد شدن انگشت‌هام بود

01:25:35.000 --> 01:25:38.300
نگران بود كه مي‌تونم به قدمگاه دوم برسم

01:25:38.300 --> 01:25:40.000
بايد با حداكثر سرعت ممكن مي‌رفتم

01:25:48.300 --> 01:25:51.400
به مالري فكر مي كردم

01:25:51.500 --> 01:25:54.000
صعود ما به قدمگاه دوم

01:25:54.000 --> 01:25:58.600
باعث شد امكان صعود براي بقيه هم فراهم بشه

01:26:02.600 --> 01:26:05.100
سابقا اين طور فكر مي كردم كه صعود به قدمگاه دوم

01:26:05.300 --> 01:26:08.700
براي كوه نوردان اون زمان امكان پذير نبوده

01:26:08.700 --> 01:26:11.500
اما الان چنين تصوري ندارم

01:26:11.600 --> 01:26:14.900
اونها قطعا توان انجام اين كار رو داشتند

01:26:17.300 --> 01:26:21.700
قدمگاه دوم چيزي نبود كه مانع اون‌ها بشه

01:26:46.500 --> 01:26:49.100
مصمم بودند

01:26:49.300 --> 01:26:53.600
و اگر باقدرت و سريع حركت مي كردند

01:26:53.600 --> 01:26:56.000
بخت رسيدن به قله رو داشتند

01:26:59.000 --> 01:27:01.100
عزيزم

01:27:01.400 --> 01:27:05.700
در تصورم تو را مي‌بينم كه رهسپار قله اي

01:27:05.800 --> 01:27:09.100
مي‌دانم كه مي‌تواني به روياي شيرينت تحقق ببخشي

01:27:28.400 --> 01:27:31.500
اگر ما به فاصله حدود 180 متري

01:27:31.500 --> 01:27:33.600
از قله اورست برسيم

01:27:33.700 --> 01:27:37.700
... بايد بريم

01:27:37.800 --> 01:27:42.000
... حتي اگه امكان برگشت نداشته باشيم

01:28:35.000 --> 01:28:38.700
هشت سال بعد از اينكه من جسد جورج مالري رو پيدا كردم

01:28:38.700 --> 01:28:41.500
اين دايره كامل شد

01:28:46.900 --> 01:28:50.600
چند ساعت قبل از اينكه بادهاي موسمي راهمون رو ببندند

01:28:50.600 --> 01:28:54.000
لئو و من به قله صعود كرديم

01:28:57.800 --> 01:29:02.200
... و تونستيم نشون بديم كه اينها ممكن بود

01:29:02.200 --> 01:29:05.700
آخرين قدم هاي مالري و اروين باشه

01:29:17.000 --> 01:29:22.300
آيا اين روز صعود به قله است؟

01:29:22.500 --> 01:29:27.100
چقدر عالي و ساكته

01:29:27.200 --> 01:29:33.000
دشمن رو شكست داديم؟

01:29:33.100 --> 01:29:35.600
خودمون تنها؟

01:29:35.624 --> 01:29:55.624
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:29:55.648 --> 01:30:15.648
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.