﻿WEBVTT

00:00:05.540 --> 00:00:25.540
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:23.458 --> 00:01:26.669
.بزودی بهار خواهد آمد

00:01:26.712 --> 00:01:29.131
.شکوفه ها جوانه می زنند

00:01:30.590 --> 00:01:33.051
،سپس، تابستان می آید

00:01:34.011 --> 00:01:36.179
،علفزارهای بلند

00:01:36.221 --> 00:01:37.430
.آفتاب

00:01:38.598 --> 00:01:41.518
.سپس پائیز سر می رسد

00:01:42.352 --> 00:01:44.270
.برگ های درختان فرو می ریزند

00:01:45.522 --> 00:01:47.314
...و سپس

00:01:47.356 --> 00:01:48.900
.زمستان

00:01:50.359 --> 00:01:52.278
.بهار

00:01:54.030 --> 00:01:55.114
.تابستان

00:01:56.740 --> 00:01:57.824
.پائیز

00:01:59.618 --> 00:02:00.952
!زمستان

00:02:19.179 --> 00:02:26.269
«پـــیـــنـــــــا»
(فیلیپینا "پینــا" باوش، رقصنده رقص مدرن)
1940-2009

00:09:45.566 --> 00:09:48.777
...البته مواقعی پیش می آید که

00:09:48.819 --> 00:09:52.281
.شما را کاملاً لال می کند

00:09:52.865 --> 00:09:55.701
،تنها کاری که می توانید انجام دهید
.ایما و اشاره هاست

00:09:58.203 --> 00:10:01.373
...کلمات نیز همینجوره. کاری بجز

00:10:02.249 --> 00:10:06.211
.ابراز کردن مسائل انجام نمی دهند

00:10:07.129 --> 00:10:11.008
.اینجاست که، "رقص" مجدداً وارد می شود

00:15:07.333 --> 00:15:08.793
...آشنایی با "پینــا" نهایتاً برایم

00:15:08.794 --> 00:15:10.879
.مثل پیدا کردن زبانی گفتاری بود

00:15:11.379 --> 00:15:13.047
قبلش، من نمی دونستم چطور صحبت کنم

00:15:13.048 --> 00:15:16.801
و بعدش ناگهان، او توانایی
.برای ابراز کردن را به من داد

00:15:16.802 --> 00:15:19.929
...یک لغتنامه
...وقتی شروع کردم

00:15:19.930 --> 00:15:22.348
.خیلی خجالتی بودم
.هنوزم خجالتی ام

00:15:22.973 --> 00:15:24.725
...و بعد از ماه ها تمرین کردن

00:15:25.351 --> 00:15:30.565
...من رو روی صحنه فراخوند و گفت
"!تو فقط باید از خود بیخود بشی"

00:15:30.981 --> 00:15:34.527
.و اون تنها توصیه‌ای بود که طی تقریباً 20 سال بهم کرد

00:17:07.283 --> 00:17:09.826
.پینــا" یک نقاش بود"

00:17:09.868 --> 00:17:14.540
.او معمولاً ما را مورد سؤال قرار می داد

00:17:15.206 --> 00:17:17.167
،و بدین صورت بود که ما تبدیل به رنگ شدیم

00:17:17.208 --> 00:17:18.960
.تا نقاشی هایش رو رنگ آمیزی کنیم

00:17:19.002 --> 00:17:21.254
...برای مثال، او در موردِ

00:17:21.296 --> 00:17:23.256
مـــاه" سؤال کرد؟"

00:17:23.298 --> 00:17:25.591
.من با جسمم آن لغت (ماه) را به نمایش درآوردم

00:17:26.927 --> 00:17:29.429
.تا اینکه او بتونه ببینه و احساسش کنه

00:18:11.260 --> 00:18:15.724
.من به تنهایی در "کــافه مــولر" رقصیدم

00:18:15.765 --> 00:18:19.560
.همه ما چشمانمان رو بسته بودیم

00:18:19.602 --> 00:18:22.605
،وقتی که رقصمان را تکرار کردیم

00:18:22.646 --> 00:18:25.566
.اون احساس دیگه بهم دست نداد

00:18:25.608 --> 00:18:29.778
.احساسی که خیلی برایم مهم بود

00:18:29.820 --> 00:18:32.531
،ناگهان، متوجه شدم

00:18:32.573 --> 00:18:34.492
...تفاوت خیلی زیادی وجود داره که

00:18:34.533 --> 00:18:37.827
،پلک هام بسته شده باشه

00:18:37.828 --> 00:18:41.581
.خواه به پایین نگاه می کردم، یا به اینطرف

00:18:42.665 --> 00:18:45.335
!و اون همه چیز رو تغییر داد

00:18:45.377 --> 00:18:48.796
.فوراً اون حسّ درستم رو بدست آوردم

00:18:50.965 --> 00:18:55.637
علی رغم اینکه، بطور غیرقابلِ باوری
.سخت و مشکل بود

00:18:55.678 --> 00:19:00.642
.ولی کوچکترین جزئیات مهّمه

00:19:00.683 --> 00:19:02.560
...درکل زبانی ـست

00:19:02.602 --> 00:19:04.687
.که می توان خواندش را آموخت

00:19:19.618 --> 00:19:21.495
...ما طیِ 2 هفته

00:19:21.537 --> 00:19:23.163
!"این قطعه را کامل کردیم، "دومینیک

00:19:23.204 --> 00:19:25.749
!سرعتِ مان غیرقابلِ باور بود

00:19:25.791 --> 00:19:28.669
...شگفت آور بود که چطور این ایده

00:19:28.710 --> 00:19:33.464
.فقط از 1 میز و 4 تا صندلی، شکل واقعی به خود گرفت

00:19:33.506 --> 00:19:35.801
.مشخصهِ "پینــا"ست! یادم میاد

00:19:44.267 --> 00:19:46.769
...بعدش، بنگ! صندلی ها -
.دقیقاً -

00:19:46.811 --> 00:19:51.190
!بعدش، بنگ
...رولف" با صندلی ها بازی می کنه"

00:19:51.231 --> 00:19:54.318
.و همه اونا جزئی جدایی ناپذیر از صحنه میشند

00:19:54.359 --> 00:19:56.821
!خیلی زیباست

00:21:35.791 --> 00:21:37.876
1, 2, 3, 4, 5, 6, 7, 8, 9, 10.
!من اومدم

00:22:19.083 --> 00:22:21.543
...مدتِ زیادی نیست که

00:22:21.585 --> 00:22:23.044
.کاتزو اونو" هم ما رو ترک (فوت) کرده"

00:22:24.128 --> 00:22:26.465
..."حدس می زنم الان اون و "پینــا

00:22:26.506 --> 00:22:28.550
...دارن اون بالا در کنارِ هم می رقصند

00:22:28.592 --> 00:22:31.094
!و از روی یک ابر، می پرند روی یه ابرِ دیگه

00:25:25.387 --> 00:25:27.847
.پینــا" نافذترین چشمها رو داشت"

00:25:28.431 --> 00:25:31.350
.هیچکس مثل اون، تابحال منو اونجوری ندیده بود

00:25:32.268 --> 00:25:35.146
،هر تلاش یا وانمود کردن به کاری که می کردم

00:25:35.187 --> 00:25:38.065
.زیرِ نگاهِ خیره اون ناپدید میشد

00:25:38.107 --> 00:25:40.526
...در عوض، اون چیزی دید

00:25:40.567 --> 00:25:42.653
.که من ازش می ترسیدم

00:25:42.694 --> 00:25:45.447
.چون هنوز اون رو نمی دونستم

00:27:36.971 --> 00:27:38.681
پینــا" کی بود؟"

00:27:39.348 --> 00:27:42.518
.او، ظرافت و توانایی رو درهم ترکیب کرد

00:27:43.185 --> 00:27:45.229
...او همچنین، تواناییه دائمِ

00:27:45.271 --> 00:27:47.648
،گوش دادن و تماشا کردن رو در خود داشت

00:27:47.689 --> 00:27:50.985
.و بر همه محدودیت هاش غلبه می کرد
(حدّ و حدودی برای خودش نداشت)

00:27:51.027 --> 00:27:53.279
،به عبارتی، من اون رو همچون خونه‌ای تصور می کنم

00:27:53.320 --> 00:27:57.073
،با اتاق زیر شیرنوانی بزرگ
!که پُر از گنج جواهره

00:31:13.137 --> 00:31:15.723
.پینــا" قرار نبود برقصه"

00:31:15.764 --> 00:31:18.184
.تو همیشه حرکاتت رو فراموش می کردی

00:31:18.226 --> 00:31:20.979
!ما قبول نکردیم بدون "پینــا" برقصیم

00:31:21.020 --> 00:31:25.316
،اون، نقش رو قبول کرد
...چون تو اصرار کردی

00:31:25.358 --> 00:31:27.860
تا حرکاتِ درست رو بهم نشون بده؟
!بیخیال

00:31:27.901 --> 00:31:29.653
!ولی حقیقت داره

00:31:30.529 --> 00:31:33.198
.من ازش با اصرار خواستم که برقصه

00:31:33.240 --> 00:31:36.159
این تنها راهی بود که مردم بتونن
!پینــا" رو روی صحنه ببینند"

00:32:39.304 --> 00:32:41.972
من هرگز نمیخواستم
.توی نمایش "کــافه مولــر" برقصم

00:32:43.183 --> 00:32:45.768
...وقتی "پینـــا" ازم خواست نقشش رو برقصم

00:32:46.519 --> 00:32:48.145
"بهش گفتم "باشه

00:32:48.187 --> 00:32:50.314
.ولی هرگز واقعاً یاد نگرفتم

00:32:51.315 --> 00:32:53.859
.ازش میخواستم که برای همیشه برقصه

00:32:54.610 --> 00:32:57.279
اغلب اوقات، رقصش رو
.توی نمایش "کــافه مـولــر" می دیدم

00:32:58.155 --> 00:33:02.367
.میخواستم، اون حسّی رو که اون داره احساس کنم

00:33:03.035 --> 00:33:06.455
،جوری تکون می خورد که انگار گودالی در داخلِ شکمشه

00:33:07.081 --> 00:33:10.250
.گویی که انگار، از مرگ به این دنیا برگشته

00:33:10.292 --> 00:33:13.503
،وقتی امروز روی صحنه میرم

00:33:14.421 --> 00:33:16.506
... سعی می کنم درد کشیدنِ

00:33:17.507 --> 00:33:19.634
.پینــا" رو تصور کنم"

00:33:19.676 --> 00:33:21.761
...همچنین قدرت و تواناییش

00:33:22.846 --> 00:33:24.848
.و تنهاییش رو

00:35:30.844 --> 00:35:32.303
...چند مرتبه ای

00:35:32.345 --> 00:35:35.764
،نمایشِ "کــافه مـولــر" رو با "پینــا" رقصیدم

00:35:35.807 --> 00:35:39.935
،و موهاش، پشتش، بازوهاش رو می دیدم

00:35:40.603 --> 00:35:42.605
،با چشمهای بسته هم می دونستم

00:35:42.646 --> 00:35:45.899
!که تک تکِ ما رو از همدیگه تشخیص میده

00:35:46.984 --> 00:35:48.652
،اون همه چیزو می دید

00:35:48.694 --> 00:35:50.696
!حتی با چشمهای بسته

00:36:25.604 --> 00:36:28.024
.ما همیشه در حالِ رقصیدن و خندیدن بودیم

00:36:28.065 --> 00:36:29.483
...تا ساعت 4 صبح

00:36:29.525 --> 00:36:31.693
،همیشه با همدیگه بودیم

00:36:31.735 --> 00:36:34.696
.تا برای روزِ بعد یه چیزی ابداع کنیم

00:36:34.738 --> 00:36:37.157
.اون زمان، ابتدای همکاریمون بود

00:36:37.533 --> 00:36:40.786
..."هر روز صبح، توی ایستگاهِ "بارمن

00:36:40.827 --> 00:36:42.328
...برای خوردنِ قهوه و برنامه ریزی

00:36:42.370 --> 00:36:44.080
،باهم قرار میذاشتیم

00:36:44.122 --> 00:36:46.166
.و می رفتیم سراغِ کارِ روزانه

00:36:50.712 --> 00:36:54.715
...وقتی با "پینــا" کار می کردی

00:36:54.757 --> 00:36:56.842
.همیشه احساسی فرا بشری داشتی

00:37:44.931 --> 00:37:46.307
...اینکه در کنارِ "پینــا" یه رقصنده قدیمی باشی

00:37:46.349 --> 00:37:49.227
!احساسِ خوبی داشت

00:37:49.268 --> 00:37:52.730
.خب، سالهای جوانی هم برای خودش خوب بود

00:37:55.483 --> 00:37:59.528
.وقتی به "ووپرتال" اومدم 24 سالم بود

00:37:59.570 --> 00:38:02.698
...ولی در 40 سالگی، هرچه بیشتر و بیشتر

00:38:02.740 --> 00:38:07.160
با خودم فکر کردم، "این همه فضا
"!این همه موقعیت

00:38:07.202 --> 00:38:10.122
،چشمهای "پینــا"، هرکاری که انجام میدادیم رو

00:38:10.163 --> 00:38:13.917
.تبدیل به چیزی بسیار زیباتر می کرد

00:38:14.501 --> 00:38:17.629
اینکه در یک زمانِ ممکن
.هم پیر و هم مثل یه بچه باشی

00:40:52.194 --> 00:40:55.030
..."بعد از یک تمرینِ بد در "ایفیگنیا

00:40:55.071 --> 00:40:58.367
.پینــا" یه کلمه هم باهام حرف نزد"

00:40:58.409 --> 00:41:01.244
،قبل از اجرا

00:41:01.286 --> 00:41:04.831
:اومد پیشم و مثل همیشه گفت
"!لوتزچن» کارت خوب باشه»"

00:41:04.873 --> 00:41:06.958
،و من هم مثل همیشه جواب دادم

00:41:07.000 --> 00:41:08.919
"!پینچن»، لذت ببر»"

00:41:08.960 --> 00:41:12.297
:اون رفت، و از پشتِ در خم شد و گفت

00:41:12.338 --> 00:41:15.508
فراموش نکن"
"!تو باید منو بترسونی

00:41:15.550 --> 00:41:17.593
.درست همون لحظه سرم گیج رفت

00:41:17.635 --> 00:41:21.013
این بیشتر از اون چیزی بود که ساعت ها
.در موردش صحبت کرده بودیم

00:43:05.281 --> 00:43:08.409
،پینــا" خیلی زیبا بود"
.و اجراهای ما رو تماشا می کرد

00:43:08.617 --> 00:43:14.665
توی تمرینات، معمولاً هرروز برمی گشتم و اون رو که پشت
میز نشسته و تمرینات ما رو می بینه رو تماشا می کردم

00:43:15.165 --> 00:43:17.374
.تمامه لحظات عمرش رو در کناره رقصنده ها میگذروند

00:43:17.375 --> 00:43:21.546
گاهی اوقات، درست مثل یه بچه کوچیکی
.که پُر از احساساتی که می تونی داشته باشی، بود

00:44:28.777 --> 00:44:30.236
...گاهی اوقات با خودم فکر می کنم

00:44:30.237 --> 00:44:35.575
پینــا" پشت اون میز می نشست"
،و درواقع بیش از 22 سال منو آموزش داد

00:44:36.201 --> 00:44:38.703
!و اون حتی بیشتر از مدت زمانی بود که خانوادم منو دیدن

00:46:16.548 --> 00:46:19.383
،توی گروه جدید بودم
...و هنوز درک درستی از اینکه

00:46:19.425 --> 00:46:21.010
.پینــا" چطور کار می کنه رو نداشتم"

00:46:21.052 --> 00:46:22.553
.و اون هم توضیحی بهم نداد

00:46:22.971 --> 00:46:24.430
.من خودمو گُم کرده بودم

00:46:25.181 --> 00:46:26.849
...تا اینکه فهمیدم

00:46:26.890 --> 00:46:29.893
.مجبورم خودمو با موهای خودم بالا بکشم

00:51:41.443 --> 00:51:43.737
!این گوشتِ گوساله ست

00:55:16.274 --> 00:55:18.068
صداقت یعنی چی؟

00:55:18.110 --> 00:55:19.987
...حتی وقتی که می رقصیم

00:55:20.028 --> 00:55:22.656
وظیفه ما چیه؟

00:55:23.281 --> 00:55:26.869
پینــا" بهمون یاد داده"
.توی کاری که انجام میدیم، همیشه داوطلب باشیم

00:55:26.910 --> 00:55:29.037
،توی هر ژست و قیافه

00:55:29.079 --> 00:55:31.373
.و توی هر مرحله و هر حرکتی

00:57:14.013 --> 00:57:16.849
...پینــا" میخواست، از بینِ رقصنده هاش"

00:57:16.890 --> 00:57:19.477
.همیشه بهترین ها رو انتخاب کنه

00:57:20.811 --> 00:57:22.396
:یکبار بهم گفت

00:57:22.438 --> 00:57:25.858
"ظرافتت، نقطه قوتت هم هست"

01:07:12.838 --> 01:07:15.216
"برای نمایشِ "ماهِ کامل

01:07:15.258 --> 01:07:19.345
..."پینــا" ازم خواست ژستی از حالتِ "خوشحالی"

01:07:20.054 --> 01:07:23.307
.یا لذتِ تکون خوردن یا حرکت، به خودم بگیرم

01:07:23.891 --> 01:07:26.852
.درخواستش واقعاً برام الهام بخش بود

01:07:26.894 --> 01:07:31.190
،از اجرایی که براش ارائه کردم

01:07:31.231 --> 01:07:33.859
.پینــا" یه پرده کامل از نمایش رو خلق کرد"

01:08:19.486 --> 01:08:21.238
...وقتی "پینــا" ایراداتِ کارو می گفت

01:08:21.279 --> 01:08:23.698
،من همیشه توی گوشه بودم

01:08:23.740 --> 01:08:25.742
.یا پشتِ سرِ یه نفر پنهان میشدم

01:08:25.783 --> 01:08:29.287
شاید بخاطر این بود که احترامِ
.خیلی زیادی براش قائل بودم

01:08:29.329 --> 01:08:31.456
،یکبار مُچمو گرفت

01:08:31.498 --> 01:08:33.958
:و با صدای غمگینی ازم پرسید

01:08:34.000 --> 01:08:36.794
"دیتا»، چرا اینقدر از من می ترسی؟»"

01:08:36.836 --> 01:08:38.713
"!من که کاری باهات نکردم"

01:08:38.755 --> 01:08:40.381
.اون درست می گفت

01:08:40.423 --> 01:08:44.051
.و من به تدریج خجالتم از بین رفت

01:12:17.006 --> 01:12:19.467
:بعضی وقت ها، یه چیزایی مثل این می گفت

01:12:19.508 --> 01:12:21.344
"!برید جستجو کنید"

01:12:21.385 --> 01:12:23.512
.ولی این تنها چیزی بود که می گفت

01:12:23.554 --> 01:12:25.973
،به این معنی بود
،باید به تحقیق و جستجو ادامه بدید

01:12:26.014 --> 01:12:27.808
،بدون اینکه بدونین کجا رو باید بگردین

01:12:27.850 --> 01:12:31.144
.و اینکه آیا جایی که دارید جستجو می کنید درسته یا نه

01:17:00.695 --> 01:17:04.324
!پینــا"، هنوز که هنوزه توی خوابم نیومدی"

01:17:05.033 --> 01:17:08.578
.خواهش می کنم توی رؤیاهام به دیدنم بیا

01:17:08.620 --> 01:17:10.205
،خبرت رو از "دافینز" گرفتم

01:17:10.247 --> 01:17:12.039
که همیشه توی خوابش میری
.و خوابت رو می بینه

01:17:12.081 --> 01:17:13.875
!اینجوری قبول نیست

01:17:13.916 --> 01:17:16.711
!خیلی خوشحال میشم اگر خودت رو نشون بدی

01:17:16.753 --> 01:17:18.838
"منتظرت می مونم، "پینــا

01:18:05.258 --> 01:18:07.343
.پینــا" خیلی زود از پیشمون رفت"

01:18:08.428 --> 01:18:10.054
.خیلی غیره منتظره

01:18:11.096 --> 01:18:13.390
،فکر کنم در پایان

01:18:13.432 --> 01:18:15.976
...هرچی داشت، پشت سرش گذاشت

01:18:16.811 --> 01:18:18.603
.و آزادانه رفت

01:18:19.521 --> 01:18:21.941
...بخاطرِ همینه که میخوام

01:18:22.482 --> 01:18:24.276
،این لحظه آرامش بخش

01:18:25.110 --> 01:18:28.280
.و این حسّ بی وزنی رو بهش اهداء کنم

01:20:29.313 --> 01:20:31.398
<i>...من فریاد می زنم</i>

01:20:32.857 --> 01:20:35.360
<i>...گوشهام، وعده رو می شنود</i>

01:20:37.028 --> 01:20:41.199
<i>...ذهنم قدرتِ منه</i>

01:20:41.241 --> 01:20:45.412
<i>...چشمهام، رؤیاها را می بیند</i>

01:20:46.455 --> 01:20:52.293
<i>...افکارم برتره
.و جسمم قدرتمنده</i>

01:23:15.138 --> 01:23:17.600
"به عنوان دختره "دومینیک" و "مالو

01:23:17.641 --> 01:23:20.561
.اولین بچه توی این گروه بودم

01:23:20.603 --> 01:23:23.522
.بزرگ شدم Tanztheater من در

01:23:24.481 --> 01:23:26.441
زندگی بدونِ "پینــا"؟

01:23:26.483 --> 01:23:28.443
.دقیقاً نمی دونم چجوریه

01:24:11.860 --> 01:24:15.238
،وقتی اون اوایل به "ووپرتال" اومده بودم

01:24:15.280 --> 01:24:18.324
.در موردِ یه سری مسائل سردرگم بودم

01:24:18.366 --> 01:24:20.410
...اون (پینــا) خیلی ساده بهم گفت

01:24:21.119 --> 01:24:23.204
!همه اینا برای عشـــقه

01:24:52.191 --> 01:24:57.612
همه آثارش در مورد عشق و درد بود
!همچنین، زیبایی، اندوه و تنهایی

01:24:58.447 --> 01:25:01.073
وقتی من اون رابطه عاشقانه رو با اسب آبی داشتم

01:25:01.074 --> 01:25:04.077
.حدوداً 28 سالم بود که اون اثر رو اجرا کردم

01:25:04.828 --> 01:25:09.332
من حتی به عنوانِ "دختره و اسب آبی
!یا هیولای شیرین" شناخته می شدم

01:25:09.749 --> 01:25:11.917
من سعی می کردم که "پینــا" رو درک کنم

01:25:11.918 --> 01:25:16.089
بفهمم که چرا باید اینقدر به کار کردن
!و کار کردن و کار کردن ادامه بده

01:25:16.297 --> 01:25:18.591
...و به کار کردن ادامه بده
!و همیشه مشغول کار باشه

01:25:29.602 --> 01:25:31.061
..."برای "پینــا

01:25:31.103 --> 01:25:33.355
،محیطِ اطراف خیلی مهم هستن

01:25:33.396 --> 01:25:36.149
...حالا چه ماسه باشه، چه خاک

01:25:36.191 --> 01:25:38.485
...سنگ باشه یا آب

01:25:38.526 --> 01:25:42.197
در هر صورت، شاید حتی کوه یخ و صخره
.روی صحنه نمایش ظاهر بشه

01:25:42.239 --> 01:25:44.992
...وقتی ما برقصیم
...اونا تبدیل میشن به

01:25:45.033 --> 01:25:46.451
.موانع

01:25:46.493 --> 01:25:50.413
،یا باید در برابرشون مقاومت کنی
.یا همراهی شون کنی

01:25:50.455 --> 01:25:52.540
...یا ازشون بالا بری

01:28:19.431 --> 01:28:20.890
...روشی که "پینــا" کار می کرد

01:28:20.891 --> 01:28:23.309
...به همه ما این اجازه رو میداد که

01:28:23.310 --> 01:28:27.981
ناراحت باشیم، خشمگین باشیم
گریه کنیم، بخندیم، فریاد بزنیم

01:28:28.399 --> 01:28:30.483
.از این طریق می تونستیم همه توانایی هامون رو بُروز بدیم

01:28:30.484 --> 01:28:34.862
"مثل این بود که خصوصیاتِ "پینــا
،توی هرکدوم یا همه ما مخفی بود

01:28:34.863 --> 01:28:38.408
،یا اینکه برعکسش
.همه ما بودیم که جزوی از وجودش بودیم

01:33:32.274 --> 01:33:34.943
.پینــا" یک محققِ رادیکال بود"

01:33:34.984 --> 01:33:37.737
.اون نگاه عمیقی به روح و درونمون داشت

01:33:37.779 --> 01:33:41.491
یک موضوع خاص بود که مدام
:در موردش از مون سؤال می کرد

01:33:41.533 --> 01:33:43.993
میل و اشتیاقِ‌تون به چیه؟

01:33:44.035 --> 01:33:47.455
این همه میل و اشتیاق از کجا میاد؟

01:33:47.479 --> 01:34:07.479
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:34:07.503 --> 01:34:27.503
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.