﻿WEBVTT

00:00:00.273 --> 00:00:11.625
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:42.632 --> 00:00:44.491
و بقیه توی استودیو عکاسی می کنن ؟ ...

00:01:01.932 --> 00:01:04.452
...بعضی ها وانمود میکنن که این یه فیلمه

00:01:04.572 --> 00:01:07.357
در حالی که بقیه به دل جهان واقعی میزنن ...
: و میگن

00:01:07.477 --> 00:01:09.133
" نشون بده چی داری "

00:01:26.593 --> 00:01:29.184
... اونها بخشی از زمان رو انتخاب می کنن

00:01:29.618 --> 00:01:32.948
... با آشفتگی چشم در چشم میشی

00:01:33.564 --> 00:01:37.939
... و امیدوارن با لحظه برخورد کنن ...

00:01:38.501 --> 00:01:42.379
و بعد زندگی رازهاش رو براشون آشکار می کنه...

00:01:46.884 --> 00:01:53.728
این عکاسان ابهام و جنبه های سوررئالِ
...موجود در این آشفتگی رو دریافت می کنن

00:01:54.447 --> 00:01:55.697
... با وجود اینکه می دونن آشفتگی محضه

00:01:56.100 --> 00:01:58.319
اما باز هم به دنبال رمز گشایی از اون هستن ...

00:02:11.567 --> 00:02:15.170


00:02:59.119 --> 00:03:00.817
... من یه کارگردان هنری بودم

00:03:01.482 --> 00:03:03.820
و مدتی با رابرت فرانک کار می کردم ...

00:03:04.316 --> 00:03:08.371
برای من خیلی هیجان انگیز بود
...و من برای اولین بار یه عکاس واقعی رو می دیدم

00:03:08.735 --> 00:03:11.412
خیلی نرم و انعطاف پذیر حرکت می کرد

00:03:12.158 --> 00:03:14.169
انگار که داشت توی باله می رقصید

00:03:15.501 --> 00:03:18.347
و یه چیزهایی توی گوش مدلهاش می گفت

00:03:19.248 --> 00:03:21.089
...دوساعتی فیلم رو ول کردم ورفتم تو خیابون ...

00:03:21.546 --> 00:03:25.489
و بعد ناگهان متوجه شدم که دنیای اطراف من...
یک جهان کاملاً زنده ست

00:03:26.524 --> 00:03:29.436
یکی داره تاکسی می گیره
... دو نفر توی بغل هم هستن

00:03:30.050 --> 00:03:33.249
:و توی ذهن خودم می گفتم
" کلیک ، کلیک ، کلیک "

00:03:34.177 --> 00:03:38.225
و توی مسیر برگشتن به دفتر
... واقعا تصمیمم رو گرفتم

00:03:38.532 --> 00:03:42.006
:وقتی رسیدم ، رئیسم پرسید
" فیلم برداری چطور بود ؟"

00:03:42.126 --> 00:03:44.317
: من گفتم
" خوب بود ، من استعفا میدم "

00:03:44.774 --> 00:03:47.485
: اون گفت
" برای چی ؟ می خوای چیکار کنی ؟"

00:03:47.605 --> 00:03:49.601
: من گفتم
" می خوام عکاس بشم "

00:03:49.721 --> 00:03:51.761
:بعدش یه سوال خیلی مهم پرسید

00:03:51.881 --> 00:03:53.354
" مگه تو دوربین داری ؟"

00:03:53.868 --> 00:03:55.644
: جواب دادم
" نه ، دوربین ندارم "

00:03:55.764 --> 00:03:58.920
:بعد گفت
" خوب ابله، مگه بدون دوربین هم میشه عکاسی کرد؟"

00:03:59.040 --> 00:04:02.002
بعد کشوی میزش رو بیرون کشید و
دوربین "پنتاکس" خودش رو بهم داد

00:04:02.606 --> 00:04:04.603
" تا وقتی خودت دوربین نخریدی از این استفاده کن "

00:04:06.260 --> 00:04:08.297
و این طوری کارِ من شروع شد

00:04:10.673 --> 00:04:14.160
توی خیابون ها سرگردان بودم
و نمی دونستم از چی باید عکس بگیرم

00:04:14.912 --> 00:04:17.953
فقط می دونستم باید اونجا باشم
و زندگی رو تماشا کنم

00:04:18.073 --> 00:04:19.547
... چون واقعا رفتار مردم

00:04:21.220 --> 00:04:22.499
جذبم کرده بود ...

00:04:22.619 --> 00:04:25.483
... یه چیزهایی بود که به نظرم ارزش عکاسی رو داشت

00:04:25.603 --> 00:04:28.917
بعضی از ژست های لحظه ای ...
... بعضی از حرکات

00:04:29.421 --> 00:04:31.102
... درگیری های فیزیکی ...

00:04:37.121 --> 00:04:39.641
...فکر می کنم اون بخشی که برام جذابه اینه که

00:04:41.117 --> 00:04:44.368
به عنوان یه عکاس خیابانی ...
...یه جنس خاص از

00:04:44.680 --> 00:04:47.837
... احساسه که شکل میگیره  ...

00:04:48.641 --> 00:04:52.286
... و تو فکر می کنی و می فهمی که فقط از آدمها عکس نمیگیری ...

00:04:53.044 --> 00:04:56.181
و همین طور از گروهها ...
... بلکه تصویرگر فرهنگ به معنای عام هستی

00:05:04.175 --> 00:05:06.085
تو فقط داری به اتفاقات واکنش نشون میدی ...

00:05:06.265 --> 00:05:09.593
و همزمان در ذهن خودت ...
... به معانی دست پیدا می کنی

00:05:10.312 --> 00:05:11.851
این ژست به خصوص چه معنایی داره ؟

00:05:12.445 --> 00:05:16.589
جنس احساسات این آدم به خصوص چیه ؟

00:05:17.704 --> 00:05:21.423
و به مرور به خودت یاد میدی
که این نشانه ها رو رمزگشایی کنی

00:05:26.420 --> 00:05:29.062
... این زیباییِ این ارتباطهاست

00:05:29.772 --> 00:05:34.240
فقط " من" می تونم این حس رو در " اونها" ببینم

00:05:43.863 --> 00:05:47.088
یه جورایی شبیه رمز گشایی
... از کُدهای فرهنگیه

00:05:47.208 --> 00:05:49.738
که جذابیت زیادی برای یه عکاس داره ...

00:07:06.519 --> 00:07:11.403
من همیشه دوربینم همراهمه
... حداقل یه دوربین همراهمه

00:07:12.494 --> 00:07:16.118
... آدم نمیدونه قراره با چی مواجه بشه ...

00:07:16.238 --> 00:07:18.037
باید مثل سامورایی ها باشی ... بنگ...

00:07:18.157 --> 00:07:20.231
زمانی برای فکر کردن نیست ...
... فقط باید واکنش نشون بدی

00:07:33.183 --> 00:07:36.113
من توی شهر بلگرادِ صربستان به دنیا اومدم و بزرگ شدم

00:07:36.233 --> 00:07:38.150
...یادش بخیر

00:07:38.581 --> 00:07:41.375
... یه جامعه ی آروم و امن بود ...

00:07:44.006 --> 00:07:48.243
... ولی بعد ناگهان همه چیز به هم ریخت ...

00:07:48.856 --> 00:07:50.515
جنگ شروع شد ...

00:07:50.615 --> 00:07:53.319
... مردم همه دیوانه شده بودن

00:07:53.594 --> 00:07:56.600
همه جا اسلحه بود ، جرم و جنایت زیاد می شد ...

00:07:59.429 --> 00:08:05.272
و من وسط این درگیری ها وآشفتگی شروع به عکاسی کردم

00:08:05.372 --> 00:08:08.954
یه جورایی می خواستم دیوانه نشم ...

00:08:09.598 --> 00:08:14.120
به هر حال وقتی دوربین دست شماست
دیگه بخشی از او درگیری نیستید، بلکه فقط نظاره گرید

00:08:23.687 --> 00:08:27.803
در سال 2003 شروع به عکاسی از معتادها
...و خلافکارهای محلی کردم

00:08:27.903 --> 00:08:29.936
توی محله هایی مثل بوشویک و استاویزانت

00:08:35.368 --> 00:08:37.014
قرار بود چه بلایی سرم بیارن ؟

00:08:37.614 --> 00:08:38.894
... نهایتش کشته میشدم ؟ آخرش چی ؟

00:08:46.175 --> 00:08:50.653
یکی دو بار واقعاً توی شرایط ترسناکی گیر افتادم

00:08:51.150 --> 00:08:54.714
دستهام می لرزید
... و سعی می کردم فیلم رو عوض کنم

00:08:54.814 --> 00:08:56.777
... واقعاً میلرزید

00:08:57.342 --> 00:08:59.549
اما بلافاصله که شروع به عکاسی می کردم ...
... کلیک

00:09:01.090 --> 00:09:02.578
و همه چیز برام به آرامش برمیگشت ...

00:09:02.698 --> 00:09:05.196
مثل گرگ ها ...
می تونن ترست رو از دور احساس کنن

00:09:07.344 --> 00:09:08.794
نمی تونی وانمود کنی نترسیدی ...

00:09:11.283 --> 00:09:15.057
آره، زنه توی دستشویی نشسته بود
... و داشت مواد تزریق می کرد

00:09:15.177 --> 00:09:18.648
من میرفتم توی دستشویی ...
... و عکسم رو می گرفتم

00:09:19.069 --> 00:09:21.916
مشکلی با این قضیه ندارم ...
... بدون احساسات

00:09:33.618 --> 00:09:35.981
یه جورایی خودم رو به جای ...
... کسی که از عکاسی میکنم میزارم

00:09:36.101 --> 00:09:37.887
سعی می کنم توی کله شون نفوذ کنم ...

00:09:38.279 --> 00:09:40.123
... و فکر می کنم لهجه م خیلی بهم کمک کرده

00:09:40.449 --> 00:09:43.691
لهجه م براشون آشنا نیست
... شبیه کسایی که ازشون متنفرن نیست

00:09:43.811 --> 00:09:46.638
و برای همین ارتباط برقرار کردن برام راحته ...

00:09:49.252 --> 00:09:51.272
یکی دوبار هم بهم "کراک " تعارف کردن

00:09:51.572 --> 00:09:53.648
: به خصوص یکی بود که همیشه بهم می گفت

00:09:54.118 --> 00:09:55.973
" هی بوگی، کراک می زنی؟ "

00:09:56.638 --> 00:09:59.589
:من هم می گفتم
" من جنبه ندارم، عادت می کنم بعد معتاد میشم "

00:09:59.709 --> 00:10:02.083
:یه بار گفت
" نگران نباش ، کراک اعتیاد نداره "

00:10:02.203 --> 00:10:04.709
" اعتیاد نداره!؟ خفه شو ! یه نگاه به خودت بنداز "

00:10:05.168 --> 00:10:07.114
" حرف چرت و پرت نزن "

00:10:07.362 --> 00:10:08.380
اوه ، ببخشید

00:10:17.166 --> 00:10:18.902
... یکی از این گانگسترها یه بار ازم پرسید

00:10:19.022 --> 00:10:21.263
" بوگی ، دلت از ما با تفنگمون عکس بگیری ؟"

00:10:21.383 --> 00:10:25.197
باورم نمیشدم همچین چیزی بهم گفت ...
" معلومه "

00:10:25.485 --> 00:10:28.736
... و ما توی راهرو و وسط یه پروژه بودیم

00:10:28.856 --> 00:10:31.556
اسلحه رو آماده کرد ...
!و بنگ ! بنگ

00:10:35.232 --> 00:10:37.739
... اون لحظه، واقعاً عکاسی مهم نبود

00:10:37.859 --> 00:10:39.653
مهم این بود که من اونجا بودم ...

00:10:48.044 --> 00:10:51.426
می دونید ، همه میگن یه مرزهایی وجود داره
... که بهتره آدم ازشون رد نشه

00:10:51.923 --> 00:10:53.255
چه مرزهایی ؟

00:10:53.660 --> 00:10:56.402
هرچی بیشتر به عمق ماجرا نفوذ کنی ...
... عکس های بهتری میگیری

00:10:56.735 --> 00:10:59.294
و بعد احساس می کنی که این
... مهم ترین کار توی زندگیه

00:10:59.548 --> 00:11:02.454
و بعد به مرور و در انتها ...
... شاید زندگی ت رو نابود کنه

00:11:02.574 --> 00:11:04.177
برگشتی وجود نداره ...

00:11:12.424 --> 00:11:15.890
اولش فکر می کردم
... این پروژه رو تا انتها ادامه بدم

00:11:16.566 --> 00:11:18.603
ولی از تحملم خارج شد ...

00:11:18.723 --> 00:11:21.344
می رفتم اونجا ...
... و تا چند هفته حالم بد بود

00:11:22.742 --> 00:11:25.041
برای همین دیگه ادامه ندادم ...
... تمام

00:11:28.562 --> 00:11:30.155
... کتاب که تموم شد

00:11:30.703 --> 00:11:33.080
... به چندتا از اونا هدیه ش دادم ...

00:11:33.200 --> 00:11:34.307
! واقعاً دوستش داشتن

00:11:35.184 --> 00:11:38.226
فکر میکنم
حس می کردن یه چیزی فرای زندگیشون ، تصویر شده

00:11:42.552 --> 00:11:44.250
... همون حسی که

00:11:45.153 --> 00:11:47.752
... عکاس ها ممکنه داشته باشن...

00:11:48.627 --> 00:11:52.191
که سالها بعد وقتی خودت دیگه نیستی ...
... می دونی که کتابت هنوز وجود داره

00:11:52.311 --> 00:11:54.241
... و یه نفر ممکنه بهش نگاه کنه ...

00:11:55.506 --> 00:11:56.877
... و حس می کنی ... یه جورایی ...

00:11:58.405 --> 00:11:59.593
جاودانه میشی ...

00:11:59.998 --> 00:12:00.625


00:13:06.102 --> 00:13:08.152
... کسایی که دوربین دست گرفتن

00:13:08.272 --> 00:13:11.717
و دوست دارن تا ...
... نیویورک رو به تصویر بکشن

00:13:12.147 --> 00:13:13.897
... دچار یه مشکل میشن ...

00:13:15.242 --> 00:13:18.833
اینجا شهریه که همه چیز تقریباً ...
... فقط یه بار اتفاق میفته

00:13:26.221 --> 00:13:29.545
... صداها ، حرکت ها

00:13:30.550 --> 00:13:32.787
... جنبش ها ، انرژی ...

00:13:33.635 --> 00:13:35.934
... احساسات ، خطرها ...

00:13:43.364 --> 00:13:47.280
عکاسهای نیویورکی باید تمام این
... فاکتورها رو در نظر بگیرن

00:13:47.998 --> 00:13:52.778
تا بتونن تمام این ...
... تضادها رو به تصویر بکشن

00:13:53.796 --> 00:13:58.419
... و این کار از حد تصور هر کسی خارجه

00:14:01.148 --> 00:14:04.236
پس جای تعجبی نداره که ...
... در این خاک حاصلخیز

00:14:04.356 --> 00:14:08.778
...این همه عکاس وجود داشته باشه...

00:14:08.898 --> 00:14:12.765
چیزی که من بهش میگم ...
... " جامعه ی منفجر شده همشهریان"

00:15:15.758 --> 00:15:19.596
گاهی به نظر میرسه
... توی نیویورک جون سالم به در نمیبری

00:15:21.097 --> 00:15:24.896
و این میتونه به کسایی ...
که واقعاً می خوان جون سالم به در ببرن ، انگیزه بده

00:15:43.148 --> 00:15:46.075
وقتی که برای اولین بار به نیویورک اومدم ...
... سال 1975 بود

00:15:46.195 --> 00:15:48.268
توی نیویورک پُست مشغول به کار شدم ...

00:15:48.388 --> 00:15:50.266
اون زمان ها
...آنالوگ عکاسی می کردیم

00:15:50.386 --> 00:15:53.369
من همیشه دوتا دوربین داشتم ...
... و هردو هم همیشه پر بود

00:15:53.489 --> 00:15:55.067
برای همین هر روز کلی فیلم اضافه میومد ...

00:15:55.499 --> 00:15:57.288
...و این کم کم برام تبدیل به عادت شد

00:15:57.693 --> 00:16:01.454
که قبل از برگشتن به محل کارم ...
... هر روز عصر یه سری به محله ی "الفبا" بزنم

00:16:03.428 --> 00:16:08.442
اون زمان ها محله جنوب غربی ...
... یه جورایی شبیه یه منطقه جنگی بمباران شده بود

00:16:08.892 --> 00:16:12.379
یه عالمه زمین خالی وجود داشت ...
... و یه عالمه خونه ویران شده

00:16:16.165 --> 00:16:22.171
دوره های انسان شناسی بهم کمک کرد
... تا راهم رو پیدا کنم

00:16:22.511 --> 00:16:24.744
و به عنوان یه عکاس توی نیویورک مشغول بشم ...

00:16:24.864 --> 00:16:28.466
سعی میکردم بیشتر از اینکه یه هنرمند باشم
... مردم نگاری کنم

00:16:29.811 --> 00:16:34.133
خیلی علاقه ای به ...
... کاری که خبرنگارها انجام میدادن نداشتم

00:16:34.705 --> 00:16:37.709
که مثلاً بخوام بگم
...ببینید چه مالکانِ شیطان صفتی وجود دارن

00:16:37.829 --> 00:16:40.751
... علاقه من به محیط شهری بود ...

00:16:40.871 --> 00:16:44.211
مردم چطور اونجا زندگی می کنن ...
... و زنده میمونن

00:16:44.668 --> 00:16:48.337
و اینکه چطور از مصالحی که از خرابه ها باقی مونده ...
... حداکثر استفاده رو می برن

00:16:48.872 --> 00:16:53.038
باهاشون ماشین درست می کنن ...
... و باشگاه ورزشی

00:16:58.652 --> 00:17:00.676
و دنبال این جور چیزها می گشتم...

00:17:00.796 --> 00:17:04.894
به نظرم این چیزها می تونست...
...برای هر عکاس خیابانی جذاب باشه

00:17:05.014 --> 00:17:07.317
... و چون همه چیز به صورت لحظه ای در حال تغییره

00:17:07.437 --> 00:17:11.530
باید تلاش کنی تا تمام این لحظه ها رو ثبت کنی ...

00:17:24.379 --> 00:17:28.321
یه پسری هست که کبوترش رو بهم نشون میده
... و نقاشی هاش رو

00:17:28.550 --> 00:17:30.835
بعد نظرم به دیوارنگاره ها جذب شد ...

00:17:31.440 --> 00:17:34.078
گرافیتی  هنریه که با دست انسان انجام میشه ...

00:17:34.393 --> 00:17:38.263
و اگه به خاطر ما نبود ...
... خیلی هاش تا الان نابود شده بود

00:18:09.981 --> 00:18:15.073
تقریباً تمام ماشین های اسقاطی ...
... با گرافیتی های زیبا نقاشی شده بود

00:18:15.193 --> 00:18:19.505
البته ممکن بود پنج ساعت هم صبر کنی ...
... و هیچی نصیبت نشه

00:18:20.219 --> 00:18:23.340
گرفتن عکس از اون قطارها کار آسونی نبود ...

00:18:23.810 --> 00:18:25.598
... قبل از طلوع خورشید بیدار میشدم

00:18:26.264 --> 00:18:28.079
... توی زمستون ، توی یخبندون ...

00:18:29.006 --> 00:18:32.139
و به محله برانکس می رفتم
... و ساعت ها صبر می کردم

00:18:32.398 --> 00:18:35.793
تا قطاری که دلم میخواست از راه برسه ...
... که اغلب نمیرسید

00:18:35.913 --> 00:18:37.086
: و بعضی وقت ها مردم بهم میگفتن

00:18:37.582 --> 00:18:40.664
" هی مارتا ، اینجوری تلف میشی "

00:18:53.154 --> 00:18:57.972
همیشه برام جذاب بوده که یه ...
... پس زمینه ی جالب برای قطارهام پیدا کنم

00:18:58.416 --> 00:19:01.789
دوست نداشتم 10 تا عکس...
... با یه پس زمینه تکراری داشته باشم

00:19:01.909 --> 00:19:05.001
و توی کتاب " هنر مترو" همچین چیزی نمی بینید ...

00:19:05.121 --> 00:19:08.224
چون وقتی می تونستم تصاویری به این زیبایی...
... پیدا کنم

00:19:08.344 --> 00:19:10.511
... و تمام اون پس زمینه های زیبا رو تصویر میکردم ...

00:19:11.125 --> 00:19:14.151
میرفتم و یه پس زمینه جدید پیدا می کردم ...
... و ساعت های بعدی اونجا منتظر می موندم

00:19:19.022 --> 00:19:20.158
... چیزی که مهمه اینه که

00:19:20.406 --> 00:19:24.114
سعی داشتم چیزی رو از دل این تصاویر بیرون بکشم ...
... که شاید برای آیندگان جالب باشه

00:19:24.649 --> 00:19:26.908
... چون وقتی چیزی ناپدید میشه

00:19:27.028 --> 00:19:29.559
تازه حسرت میخوری که چرا ازش عکس نگرفتی ...

00:19:44.531 --> 00:19:45.562
! سلام رفیق

00:19:49.873 --> 00:19:50.865
چطوری ؟

00:19:51.884 --> 00:19:52.576
! خدایا

00:19:53.124 --> 00:19:54.117
چه بد عنق

00:19:54.443 --> 00:19:55.475
بد اخلاق

00:20:01.333 --> 00:20:03.572
کسی که عکسی میگیره

00:20:05.217 --> 00:20:07.254
یا فیلمی پر میکنه

00:20:09.683 --> 00:20:11.793
طبق قانون این حق رو داره ...

00:20:14.757 --> 00:20:18.011
ما باید با پلیس همکاری کنیم

00:20:22.650 --> 00:20:26.045
اگه پلیس ازمون خواست که عقب تر بریم

00:20:26.843 --> 00:20:30.042
باید  بی درنگ عقب تر بریم

00:20:41.368 --> 00:20:43.431
عکاسی دوست داری ؟ -
خیلی زیاد -

00:20:45.030 --> 00:20:48.805
... خوب من الان یه نمایشگاه دارم -
جدی ؟ کجا ؟ -

00:20:48.925 --> 00:20:52.756
خیابان مدیسون بین کوچه 65 و 66

00:20:55.929 --> 00:20:58.802
" اسم نمایشگاهم " پلیس ها خیابانیه

00:20:59.226 --> 00:21:02.268
نمایشگاه از کتابیه که  سال 81 منتشر شد

00:21:02.647 --> 00:21:05.122
همه عکس ها از بخش نهم جنوب شهره ...

00:21:06.321 --> 00:21:09.206
سی سال پیش ...
 وقتی پلیسهای واقعی هنوز وجود داشتن

00:21:39.499 --> 00:21:42.737
... تا حالا کتابی درباره پلیس های خوب ندیدم

00:21:43.168 --> 00:21:46.902
هرچی بوده بیشتر درباره خلافکارها ، معتادا ...
... و عوضی ها بوده

00:21:47.392 --> 00:21:48.985
... فقط رفتارهای بد آدم ها بوده ...

00:21:49.955 --> 00:21:51.979
و نه درباره پلیس های خوب ...

00:21:52.099 --> 00:21:54.603
و البته نمایشگاهی هم ازش ندیدم ...

00:21:55.099 --> 00:21:59.640
و قطعاً کسی تا حالا ...
... نشون نداده که شغلشون چه جوریه

00:21:59.760 --> 00:22:04.154
... تا بدونه پلیس بودن تو نیویورک یعنی چی ...

00:22:04.454 --> 00:22:07.249
... همون اول ها یکی دوتا گشت باهاشون رفتم

00:22:07.921 --> 00:22:11.799
توی شیفت 4 تا 12 شب ...
... گشت های نیمه شب

00:22:13.144 --> 00:22:16.888
... و هنوز گاهی دلم برای صحنه نجات اون دختر بچه

00:22:17.815 --> 00:22:19.878
که مستقیم از پنت هاوس پایین پرید تنگ میشه ...

00:22:19.998 --> 00:22:21.841
من همیشه توی ماشین اول می نشستم ...

00:22:21.961 --> 00:22:24.517
اگه توی ماشین دوم می بودم ...
... اون صحنه رو از دست میدادم

00:22:35.554 --> 00:22:38.837
زمانی که من کار می کردم
... واقعاً کسی دوربین نداشت

00:22:39.301 --> 00:22:41.913
و خیلی سخت بود ...
... تا بتونم نامرئی باقی بمونم

00:22:42.905 --> 00:22:46.248
توی اولین ماموریتم
... یه عده آدم بد بودن

00:22:46.368 --> 00:22:49.748
که پلیس وارد شد ، بهشون دستبند زد ...
... و انداختشون توی ماشین

00:22:50.176 --> 00:22:52.435
:و یکیشون داد زد
" اون جنده که دوربین دستشه رو بندازین بیرون "

00:22:53.505 --> 00:22:55.542
و من گفتم
" این مشکل خودته رفیق "

00:22:56.795 --> 00:22:59.381
می خواستی قانون شکنی نکنی ...
... تا ازت عکس نگیرم

00:23:00.308 --> 00:23:01.783
... پس خفه شو ، فعلاً

00:23:06.912 --> 00:23:09.106
... آره ، ازم میترسیدن ، من یه مادر سخت گیر بودم

00:23:09.981 --> 00:23:11.417
همه شون ازم میترسیدن ...

00:23:13.132 --> 00:23:15.456
یه صحنه بود که
... جفت مجرم ها رو دست بند زده بودن

00:23:15.576 --> 00:23:18.576
و کلی خون و یه پاکت سیگار پال مال ...
... روی زمین بود

00:23:18.876 --> 00:23:21.670
من رفتم تا عکس بگیرم...
... و اون که ایستاده بود روی میز خم شد

00:23:21.790 --> 00:23:24.562
! دوست داشت اون هم توی عکس باشه ...

00:23:28.880 --> 00:23:31.257
... من بیشتر وقتها می ترسیدم

00:23:31.609 --> 00:23:32.758
... خشونت وحشتناک بود ...

00:23:32.878 --> 00:23:35.043
"هی تو "، و بعد " بنگ بنگ"
... و همه چی تموم بود

00:23:36.121 --> 00:23:39.401
یه عکسی بود از یه نفر که با شاتگان ...
... توی شکمش زده بودن

00:23:39.521 --> 00:23:42.731
رنگ این خشونت ...
... در واقع مثل سُس کچاپ قرمز نبود

00:23:42.851 --> 00:23:44.467
بلکه مثل مرگ ، خاکستری بود ...

00:23:44.587 --> 00:23:46.134
... قرار بود یه کتاب باشه

00:23:47.004 --> 00:23:48.075
... فیلم سینمایی نبود ...

00:23:48.675 --> 00:23:49.694
.سریال تلویزیونی هم نبود ...

00:24:10.293 --> 00:24:14.060
افتخار بزرگیه که بتونی
... از آدم ها عکاسی کنی

00:24:14.180 --> 00:24:15.836
و البته بسیار ارزشمند ...

00:24:16.547 --> 00:24:20.961
این تنها راهیه که میشه باهاش ...
زمان رو متوقف کرد

00:24:27.362 --> 00:24:30.718
من دانش آموخته جامعه شناسی
... و مردم شناسی هستم

00:24:31.306 --> 00:24:34.317
و همیشه دوست داشتم برم ...
... توی دل دنیا

00:24:34.591 --> 00:24:38.495
و بعد فهمیدم با یه دوربین میشه این کار رو کرد ...

00:24:39.754 --> 00:24:42.300
این مساله درمورد آتش نشان ها هم صادق بود

00:24:42.420 --> 00:24:44.990
اینکه دوست دارم زندگی اون ها رو هم به تصویر بکشم ....

00:24:46.445 --> 00:24:47.907
: توی کتابم نوشتم

00:24:48.913 --> 00:24:53.679
آنها سربازانی هستند که حاضرند برای بقیه
و برای اموال بقیه جانشان رو فدا کنند

00:24:54.972 --> 00:24:57.400
با این تفاوت که آنها مثل سربازها ...
... کسی را نمی کشند

00:24:57.520 --> 00:24:59.560
آنها زندگی میبخشند...
... نه مرگ

00:25:00.766 --> 00:25:02.464
و این ایده اصلی من بود

00:25:05.585 --> 00:25:08.510
من مردهایی رو دیدم که واقعاً عاشق هم بودن

00:25:08.862 --> 00:25:10.493
... و اون چیزی که برام جذاب بود

00:25:10.613 --> 00:25:13.734
این بود که این احساسات رو فقط میشه ...
توی خط مقدم جبهه دید

00:25:16.452 --> 00:25:19.925
... و من تمام اون احساسات و عشق رو می دیدم

00:25:20.574 --> 00:25:22.602
... و اینکه با هم همکاری می کنن ...

00:25:22.846 --> 00:25:25.510
... و شما هیچ چیز احمقانه ای نمی دیدید

00:25:29.654 --> 00:25:31.228
... شبیه به غول های مهربون بودن

00:25:31.348 --> 00:25:33.434
... به اون دست ها روی سر اون پسر بچه نگاه کنید

00:25:33.554 --> 00:25:34.610
... خیلی تاثیرگذاره

00:25:35.473 --> 00:25:37.980
آدمهایی به این بزرگی ...
... و با اون همه مهربونی

00:25:40.726 --> 00:25:42.084
همیشه من رو تحت تاثیر قرار میده ...

00:25:43.468 --> 00:25:45.989
... اونها کل خانواده رو نجات داده بودن

00:25:46.955 --> 00:25:49.207
... خونه تخلیه شده بود ...

00:25:49.327 --> 00:25:52.537
بعد یکی صدای مادربزرگ رو شنید که از خونه میومد ...

00:25:53.665 --> 00:25:55.382
و رفت و نجاتش داد ...

00:25:58.059 --> 00:26:00.148
... همیشه اتفاقات تلخ هم بود

00:26:01.154 --> 00:26:03.675
همیشه ترجیح میدادم بمیرم تا
... بخوام جلوی کسی گریه کنم

00:26:31.182 --> 00:26:34.133
اینا رو از دست دادیم، 343 نفر

00:28:02.097 --> 00:28:04.539
... من سال 1979 به نیویورک اومدم

00:28:05.427 --> 00:28:09.788
و همراه خودم، سادگی ...
...و حماقت یه جوون

00:28:09.908 --> 00:28:13.027
... که تو حومه شهر بزرگ شده بود رو آورده بودم ...

00:28:13.147 --> 00:28:17.327
برای همین خیلی سریع همه چیز رو به خودم...
جذب می کردم ... مثل اسفنج

00:28:30.604 --> 00:28:35.182
... ناگهان عاشق انرژی این شهر شدم

00:28:37.036 --> 00:28:40.953
عاشق خیابون های اشباع شده از مردم ...
... اونها کی هستن ، چکار می کنن

00:28:51.460 --> 00:28:54.790
عاشق خیابون های پر جمعیت بودم ...
... عاشق خیابون های خالی

00:28:55.913 --> 00:29:00.124
ممکن بود یه چیزی روی زمین نظرم رو جلب کنه ...
... بدون اینکه انسانی وجود داشته باشه

00:29:01.694 --> 00:29:05.058
همیشه به پنجره ها نگاه می کردم ...
... به بانک ها ، کافه ها

00:29:05.574 --> 00:29:08.499
و حسِ میون این گرداب بودن رو دوست داشتم ...

00:29:08.619 --> 00:29:10.431
واقعاً این حس رو دوست داشتم ...

00:29:20.055 --> 00:29:23.741
میدونید چیزی که برای من توی این روش از عکاسی جذابه
... حسی از غافلگیریه

00:29:24.190 --> 00:29:28.219
نه تنها اونی که شما تو دنیای واقعی باهاش مواجه میشید ...
... بلکه اونی که روی فیلم نشون داده میشه

00:29:28.920 --> 00:29:31.519
برای همینه که من خیلی به فیلم علاقه مندم ...

00:29:31.793 --> 00:29:35.357
برام واقعاً مهم نیست چندتا حلقه فیلم ...
... توی هر روز استفاده کنم ... اصلاً مهم نیست

00:29:35.477 --> 00:29:37.212
... قرار نیست مسابقه بدیم ...

00:29:38.191 --> 00:29:42.274
بعضی موقع ها یه عکس از یه سوژه کافیه ...
... و اکثر اوقات ، یه عکس کافی نیست

00:29:42.394 --> 00:29:44.599
... این عکسِ کفش در حال سوختن رو یادمه

00:29:44.719 --> 00:29:47.981
وقتی بهش رسیدم واقعاً ...
... واقعاً باورم نمیشد همچین چیزی وسط خیاباون باشه

00:29:49.022 --> 00:29:52.271
دیگه هیچوقت همچین چیزی ندیدم ...

00:29:52.391 --> 00:29:55.316
:به خودم گفتم
" چندتا حلقه فیلم برام باقی مونده ؟"

00:29:56.047 --> 00:29:58.710
دیدم سه حلقه فیلم دارم ...

00:29:59.233 --> 00:30:01.531
و فکر کنم 7 تا عکس ازش گرفتم ...

00:30:02.445 --> 00:30:03.696
... همه با هم فرق داشتن ...

00:30:03.816 --> 00:30:06.608
این هم یه عابر دیگه ...
... اینجا بیشتر دود داره

00:30:06.728 --> 00:30:08.423
من خیلی از کفش ها عکس گرفتم ...

00:30:20.935 --> 00:30:23.056
... بعضی ها میگن عکس های من بامزه هستن

00:30:23.176 --> 00:30:25.720
خودم اینطور فکر نمی کنم...
... برای همین این حرف خوشحالم میکنه

00:30:26.896 --> 00:30:28.333
با مزه بودن کار آسونی نیست ...

00:30:39.221 --> 00:30:43.126
من هرکاری می کنم تا بتونم
... عکس بعدی رو بگیرم

00:30:43.869 --> 00:30:47.180
احساس می کنم الان اینجام ...
... و بعد باید به جلو حرکت کنم

00:30:48.224 --> 00:30:50.888
و همه اینها غریزی هستن ...

00:30:51.271 --> 00:30:55.241
زمانی که تو خیابون هستم ...
... هر کاری می تونم انجام بدم

00:30:57.060 --> 00:31:00.429
این یه اتفاق خود به خودی نیست ...
.. همه چیز به الهامات من بر می گرده

00:31:00.951 --> 00:31:03.393
... شبیه به نوازندگی موسیقی جازه ...

00:31:04.109 --> 00:31:05.858
... البته باید بگم اصلاً اهل موسیقی نیستم ...

00:31:05.978 --> 00:31:09.436
با این وجود این فرآیند خلق ...
... برام شبیه به همون موسیقیه

00:31:11.975 --> 00:31:16.669
می دونم که برای هر صحنه جذاب ...
چقدر زمان و چندتا حلقه فیلم باید صرف کنم

00:31:17.649 --> 00:31:18.970
... باید شانس خودمون رو امتحان کنیم

00:31:19.090 --> 00:31:21.558
ولی بعضی ها هم میگن
"باید شانس خودتون رو به وجود بیارید "

00:31:22.354 --> 00:31:24.208
و خلق این شانس واقعاً کار سختیه

00:31:33.307 --> 00:31:36.297
... هلن لویت یه زن ریز جثه بود

00:31:36.911 --> 00:31:39.261
که یه دوربین مینیاتوری کوچیک داشت ...

00:31:40.098 --> 00:31:43.767
و به خاطر ظاهر ساده و بی تکلفش
... و چالاکی

00:31:43.887 --> 00:31:47.018
میتونست بدون ذره ای جلب توجه کار کنه ...

00:31:47.707 --> 00:31:50.356
:از نظر بصری میشه به کارهاش یه عنوان داد

00:31:50.427 --> 00:31:53.294
" خاطرات تصویریِ شهر نیویورک"

00:31:53.408 --> 00:32:01.111
با اون تصاویر گرم و چشم نواز از بچه ها ...
... مهاجرها ، گداها

00:32:01.231 --> 00:32:07.737
و تمام این ناامیدی ها ، با زندگی پیوند میخوردن ...
... و با تمام گروههای دیگه اجتماعی به هارمونی میرسیدن

00:32:11.561 --> 00:32:13.741
... لیسِت مودل یه دوربین رول فلیکس داشت

00:32:13.861 --> 00:32:16.732
و چون توی این دوربین ها باید از بالا ...
.. توی ویزور نگاه کنی

00:32:17.737 --> 00:32:22.374
مردم توی عکسهاش غول پیکر ...
... و مثل روح به نظر میرسیدن

00:32:22.494 --> 00:32:28.714
و همیشه در پس زمینه ...
... آسمان خراش های نفرین شده ، اونها رو احاطه کرده بودن

00:32:30.686 --> 00:32:33.950
فیگور ها به نحوی شبیه مجسمه های یادبود میشدن ...

00:32:35.269 --> 00:32:38.324
تهدید آمیز و ...
...گاهی هم جن زده

00:32:38.444 --> 00:32:42.609
شاید احساس ترس به وجود می آوردن ...
ولی نمیشه فراموششون کرد

00:32:45.400 --> 00:32:47.450
پدیده ای به اسم دایان آربوس

00:32:48.808 --> 00:32:53.887
که اگه بخوایم داستانی از میراث عکاسیِ نیویورک ...
... بگیم ، امکان نداره از اون یاد نکنیم

00:32:54.535 --> 00:32:58.250
منحصر به فرد ...
... تکرار نشدنی به معنای واقعی کلمه

00:32:58.370 --> 00:33:03.537
از دید اون
... ابتذال موجود در زندگی هرروزه

00:33:03.657 --> 00:33:09.015
درواقع  منبع اصلی ترس و انحرافه ...

00:33:10.966 --> 00:33:13.774
... او دری زیر پای ما باز می کنه...

00:33:13.894 --> 00:33:18.070
اون با این توهم که همه چیز واقعیه درگیره

00:33:19.214 --> 00:33:25.326
بیشترِ شخصیت های اون در عکس هاش ...
عجیب و روانی به نظر میرسن

00:33:25.626 --> 00:33:30.758
بعد از آربوس عکاسی در نیویورک دیگه هرگز
به شکل قبلش انجام نشد

00:33:35.868 --> 00:33:40.923
در قرن نوزدهم افراد کمی به سبک
... در عکاسی فکر می کرد

00:33:41.043 --> 00:33:46.833
فقط در سالهای آخر قرن نوزدهم افرادی مثل ...
... اشتیگلیتس ، اِمرسون و چند نفر دیگه ظهور کردن

00:33:46.953 --> 00:33:51.168
بعد عکاسی هنری شکل گرفت ...
... مجله ها ، آلبوم ها

00:33:51.288 --> 00:33:55.419
و به مرور می بینیم که همه ...
... تقریباً داشتن از یک سری چیزهای معمول عکاسی می کنن

00:33:55.539 --> 00:33:58.854
درخت ها در غروب خورشید به سبک ...
... نقاشی های ژاپنی

00:33:58.974 --> 00:34:04.052
به صورت موازی ، البته گروهی ...
... عکاسی مستند انجام میدادن

00:34:04.172 --> 00:34:07.852
که البته کسی بهش توجهی نداشت ...

00:34:07.972 --> 00:34:11.699
تعداد زیادی هم عکاس شهری بودند ...

00:34:11.981 --> 00:34:15.644
به عنوان مثال توی گروه فوق العاده ای مثل
"فوتولیگ"

00:34:15.764 --> 00:34:21.953
خیلی ها به صورت تصادفی عکس های جذابی
می گرفتند ، اما هنرمندان واقعی هم حضور داشتن

00:34:22.893 --> 00:34:26.987
فوتولیگ بین سالهای 36 تا 61 شامل
...همکاری بین عکاسان آماتور و حرفه ای بود

00:34:27.107 --> 00:34:29.849
که براساس ایده های واحد اجتماعی ...
... و خلاقیت ها شکل گرفته بود

00:34:46.440 --> 00:34:50.052
من یه مقاله درباره ی فوتولیگ توی روزنامه دیدم

00:34:50.172 --> 00:34:53.823
یه عکس گذاشته بودن ...
... و یه فراخوان برای سمینارشون

00:34:54.128 --> 00:34:59.361
و من به خودم گفتم
" فلسفه ی اینها خیلی شبیه به اون چیزیه که من می خوام "

00:34:59.622 --> 00:35:05.844
تصویری از اینکه مردم چطور زندگی می کنن...
...کجا زندگی می کنن ، چکار می کنن

00:35:07.064 --> 00:35:09.950
... شما چطور با نگاهی انسانی

00:35:10.438 --> 00:35:12.710
زندگی اون آدم ها رو درک می کنید ...

00:35:19.308 --> 00:35:24.596
من رفتم و توی یه دوره پیشرفته ثبت نام کردم ...

00:35:25.372 --> 00:35:29.274
... رقص خیلی کمک کرد
... یه جورایی هنر حرکت و فضاست

00:35:29.394 --> 00:35:32.371
رقص و فضا خیلی با هم مرتبط هستن ...

00:35:32.912 --> 00:35:36.882
فضایی که خلق می کنی...
...و فضایی که توی صحنه است

00:35:38.754 --> 00:35:42.319
و من بلافاصله این این فضا رو از صحنه ...
... به خیابون بردم

00:36:01.941 --> 00:36:06.525
دوربین قرار بود چیزها رو همونطور ...
... که هستن ، تصویر کنه

00:36:10.005 --> 00:36:17.318
مثلاً اینکه مردم توی دهه 50 چجوری بودن ...
...با اون کلاههای بزرگ و دستمال هاشون

00:36:18.159 --> 00:36:21.619
چه لباسهایی میپوشن ...
... کجا زندگی می کنن

00:36:23.018 --> 00:36:27.288
من برای سالهای سال از محله ی
... جنوب شرقی عکاسی می کردم

00:36:29.810 --> 00:36:35.449
در سالهای اوج گیری فوتولیگ
تعداد زیادی از عکاسهای معروف به ما پیوستن

00:36:35.569 --> 00:36:39.458
با مردم ملاقات می کردن ...
... حرف می زدن

00:36:40.597 --> 00:36:42.436
... هنوز هم متوجه نشدم

00:36:42.556 --> 00:36:45.846
که چطور به همین سادگی ...
... بستنش و خرابش کردن

00:36:47.237 --> 00:36:49.757
... اتهام " ضدآمریکایی " بهش زدن ...

00:36:51.113 --> 00:36:54.130
اف بی آی اومد و یه سری لیست همراهشون بود ...

00:36:54.250 --> 00:36:57.473
... و به راحتی همه رو دستگیر می کردن ...

00:36:58.006 --> 00:37:01.584
و مردم به دلیل ترس دیگه به سمتش نرفتن ...

00:37:02.850 --> 00:37:04.626
و همه چی تموم شد ...

00:37:07.151 --> 00:37:11.030
ما هیچوقت راجع به چیزهایی مثل
... کمونیسم و اینها حرف نمی زدیم

00:37:11.150 --> 00:37:14.333
... ولی انگار همواره با ما بوده ...

00:37:15.097 --> 00:37:19.693
چون فلسفه کاری ما به روح افراد فقیر ...
... و کارگرها نزدیک بود

00:37:43.694 --> 00:37:45.783
با این فیلمها می خوای چکار کنی ؟

00:37:45.903 --> 00:37:48.820
نمیدونم
ولی امیدوارم یه روزی خیلی مهم بشه

00:37:50.567 --> 00:37:52.476
شاید تو هم یه روزی خیلی مهم شدی ، کی میدونه ؟

00:37:55.814 --> 00:37:58.412
نیویورک جای بود که من واقعاً دوستش داشتم

00:37:59.418 --> 00:38:02.943
من اهل غرب کانادا هستم
... یه جای آروم و محلی

00:38:03.063 --> 00:38:05.311
... میشه گفت یه جورایی عقب مونده بود ...

00:38:05.431 --> 00:38:08.490
یا میشه بلندپروازی دونستش ...
... یا بازگشت به گذشته ، نمیدونم

00:38:08.610 --> 00:38:12.378
پس به خودم گفتم حالا که قراره شیرجه بزنم ...
... بهتره در عمیق ترین قسمت بپرم

00:38:12.636 --> 00:38:14.961
می دونی چی میگم ...

00:38:15.561 --> 00:38:17.585
برای همین مستقیم به محله ی جنوب شرقی رفتم ...

00:38:17.705 --> 00:38:22.189
و محله جنوب شرقی ، جای ایدئالی بود ...
... خطر ، مواد

00:38:22.633 --> 00:38:26.994
و اونجا گروههایی از مردم بودن ...
... که راحت میشد شناختشون

00:38:27.549 --> 00:38:31.524
اونجا انرژیِ آزادی ...
...لحظه های تصادفی ، و باز بودن اندیشه حکمرانی میکرد

00:38:31.644 --> 00:38:35.510
و من توی اون فضا به شدت احساس راحتی می کردم ...

00:38:41.755 --> 00:38:46.077
کم کم این عادت به سراغم اومد که ...
... از جلوی خونه م از آدمها عکاسی کنم

00:38:46.197 --> 00:38:49.629
من شروع کردم از ورودی خونه عکاسی کنم ...
... و بعدش از پنجره

00:38:49.749 --> 00:38:53.100
...و من به مرور از کل منطقه عکاسی کردم ...

00:38:53.220 --> 00:38:56.639
منظورم از خیابون چهاردهم تا پل بروکلینه ...
... که منطقه وسیعی میشه

00:38:58.563 --> 00:39:01.671
: اکثر اون آدمها خیابونی بودن

00:39:01.791 --> 00:39:05.484
...مواد فروش ها ، اراذل ، دزدها ، آدم های خوبی هم بودن

00:39:05.604 --> 00:39:09.196
من بعضی وقت باهاشون بازی می کردم
"......"مثلاً می گفتم اگه بگید " سیب" من هم میگم

00:39:09.666 --> 00:39:13.942
و بلافاصله می خندیدن ...
... من هم عکسم رو می گرفتم

00:39:14.062 --> 00:39:17.703
توی عکس ها میدیم که اونها بچه های عادی هستن ...

00:39:18.737 --> 00:39:20.382
... عادی مثل خود ما ...

00:39:22.991 --> 00:39:27.013
میدونید دیگه خود شما مهم نیستید ...
... بلکه شما به عنوان عضوی از جامعه

00:39:27.972 --> 00:39:31.250
: عکاسی برای من معنای زیادی داره

00:39:31.370 --> 00:39:35.263
جاودانه کردن یک نفر در اون لحظه ی عکاسی ...

00:39:35.383 --> 00:39:37.927
...وسیله ای برای بیان آشفتگی سیاسی ...

00:39:38.047 --> 00:39:43.516
و این احتمال که جایی باشی ...
... که در هر صورت دیگه به اونجا نمیرفتی

00:39:58.464 --> 00:40:02.577
ششم یا هفتم آگوست سال 88 مامورای پلیس ...
... ریختن توی پارک میدان تامپکین

00:40:03.142 --> 00:40:05.982
خیلی از کسانی که اونجا بودن شروع کردن به ...
... عکس گرفتن و فیلم پر کردن

00:40:06.102 --> 00:40:08.602
ولی این تنها یه تکه کوچیک از ماجرا بود ...

00:40:08.722 --> 00:40:13.636
من ولی به مدت 3 ساعت و 33 دقیقه فیلم برداری کرده بودم ...
و همه چی رو با امکاناتم تصویر کرده بودم

00:40:13.756 --> 00:40:15.686
... این فیلم برداری حسابی سر و صدا کرد ...

00:40:15.806 --> 00:40:19.473
و من خیلی سریع به تعداد زیادی کانال تلویزیونی ...
... و مصاحبه تلویزیونی دعوت شدم

00:40:19.593 --> 00:40:22.203
از برنامه "اوپرا" گرفته تا شبکه سی ان ان
نیویورک تایمز و همه جا ...

00:40:22.720 --> 00:40:24.835
به ملاقات مردی که زندانی شده بود رفتم ...

00:40:24.955 --> 00:40:27.304
... و اون به جای دادن فیلم ها به پلیس
شورش به وجد آورد

00:40:27.424 --> 00:40:29.217
... چون این شورش پلیس ها بود ...

00:40:29.337 --> 00:40:33.541
برای اولین بار یه دستگاه خونگی فیلم برداری ...
... تبدیل به یه ابزار مبارزه شده بود

00:40:33.661 --> 00:40:39.327
بیانیه های زیادی بر ضد رفتارهای
... غیر قانونی پلیس صادر شد

00:40:39.850 --> 00:40:43.283
این یه نقطه عطف بسیار مهم بود ...
... نیازی نبود که تجهیزات زیادی داشته باشی

00:40:43.403 --> 00:40:47.790
نیازی نبود که فارغ التحصیل هنر از دانشگاه هاروارد باشی ...
... تنها لازم بود مقاوم باشی

00:40:50.107 --> 00:40:53.322
البته خیلی از تصاویر و عکس های من ضد اجتماعی بودن  ...

00:40:53.442 --> 00:40:56.378
چون پلیس رو توی قسمت روشن ماجرا قرار نداده بودم ...

00:40:56.498 --> 00:40:58.995
و به همین دلیل خیلی از پلیس ها اذیت شدن ...

00:40:59.115 --> 00:41:01.985
...ولی درواقع من به روش ضد اجتماعی صدای جامعه ای بودم ...

00:41:02.105 --> 00:41:04.871
...که در مقابل خیلی از سختی ها سکوت کرده بود ...

00:41:19.710 --> 00:41:24.347
به نظر من ، اگه قراره کاری رو انجام بدید ...
... باید یه کار مهم و ارزشمند بکنید

00:41:24.724 --> 00:41:27.440
...برای همین وقتی وارد نیویورک شدم ...

00:41:27.682 --> 00:41:31.834
کاری که انجام می دادم مرتبط با این ایده بود
. و به ای ارزش و اهمیت دست پیدا کرده بود

00:42:24.133 --> 00:42:28.938
...فکر می کنم تعداد عکسهای بد توی دنیا خیلی زیادیه

00:42:29.440 --> 00:42:32.300
... اما برای عکس های خوب همیشه جایگاهی وجود داره ...

00:42:33.180 --> 00:42:36.366
... چون عکس خوب روشنگری می کنه ...

00:42:37.430 --> 00:42:39.271
... سرگرمی داره ، خنده میاره ...

00:42:40.237 --> 00:42:42.065
... تو رو به احساس وا میداره ...

00:42:42.868 --> 00:42:44.918
و یه چیزی برای گفتن درباره...
... دنیای اطرافش داره

00:42:47.480 --> 00:42:50.536
بقیه رو مجبور به واکنش می کنه ...
... مثبت یا منفی

00:42:50.656 --> 00:42:53.225
... و اجازه نمیده بی تفاوت از کنارت بگذرن ...

00:42:54.120 --> 00:42:55.321
. این حرف زدن خیلی مهمه ...

00:42:56.261 --> 00:42:58.820
...باعث میشه بخندی ، گریه کنی یا هرچی ...

00:42:59.682 --> 00:43:02.503
اگه این اتفاق نیفته
...پس عکس معمولی بوده

00:43:03.188 --> 00:43:06.087
عکس باید ارتباط برقرار کنه ...
... در غیر اینصورت بی معناست

00:43:10.379 --> 00:43:12.455
... من خودم تا الان خیلی کار کردم

00:43:12.575 --> 00:43:16.790
پس اگه ببینم چیزی قبلاً عکاسی شده ...
... دیگه به سراغش نمیرم

00:43:17.939 --> 00:43:21.733
و چون با فیلم عکاسی می کنم ...
... نه دیجیتال

00:43:21.853 --> 00:43:24.209
 هر عکس برام یه فرآینده ...

00:43:25.254 --> 00:43:30.539
باید عکس رو بگیرید، حلقه فیلم رو ببینید ...
... صفحه تماسی رو چاپ کنید ، بعد عکس رو چاپ کنید

00:43:31.905 --> 00:43:34.217
من همه این کارها رو خودم انجام میدم ...
... توی خونه

00:43:34.922 --> 00:43:36.436
... توی زیر زمین یه تاریکخونه دارم

00:43:36.556 --> 00:43:39.152
من از 15 سالگی تاریکخونه داشتم

00:43:42.832 --> 00:43:48.506
فکر نمی کنم دوربین های دیجیتال
... سرعت کار رو بالاتر میبرن

00:43:52.327 --> 00:43:55.866
" فرآیند دیجیتال عکس رو می کُشه "

00:43:57.045 --> 00:43:59.585
به عقیده من ، ناکارآمدترین شرایط ...
... برای بیان یه فیگوره

00:43:59.702 --> 00:44:01.281
... همه چیز زیادی ساده میشه ...

00:44:03.730 --> 00:44:05.624
... همه میتونن عکس بگیرن

00:44:07.382 --> 00:44:09.306
ولی همه نمی تونن عکس های خوب بگیرن ...

00:44:11.484 --> 00:44:13.749
... همکارای من خیلی نسبت به ماجرا بدبین هستن

00:44:13.915 --> 00:44:14.872
... کار کردن خیل سخت شده ...

00:44:15.585 --> 00:44:18.173
فیلم به زودی از بین میره ...
... اما سوال مهم اینه که چه زمانی

00:44:19.935 --> 00:44:21.396
اینترنت هم شرایط رو بدتر کرده ...

00:44:22.992 --> 00:44:24.535
همه خیلی راحت همه چیز رو به دست میارن ...

00:44:26.141 --> 00:44:28.817
نیاز مردم به عکس ها خیلی کم شده ...

00:44:29.628 --> 00:44:32.548
میشه گفت که مردم عملاً به عکاس ها نیازی ندارن ...

00:44:35.612 --> 00:44:37.038
... همه چیز توی خیلی راحت پیدا میشه

00:44:37.136 --> 00:44:39.597
یکم ایجوری یکم اونجوری ...
عکستون آماده میشه

00:44:42.135 --> 00:44:43.844
... عکاسی یه فرم دموکراتیک بیان هنریه

00:44:43.972 --> 00:44:44.870
چون در دسترس همه هست ...

00:44:45.881 --> 00:44:48.215
... و فناوری دیجیتال و اینترنت اون رو

00:44:49.050 --> 00:44:51.725
واقعاً دموکراتیک تر کرده ...

00:44:52.204 --> 00:44:53.786
جهانی و به شکل فزاینده ای فراگیر ...

00:44:54.831 --> 00:44:56.091
حالا همه عکاس هستن

00:44:57.952 --> 00:44:59.504
... و ما داریم نوابغ جدیدی رو می بینیم

00:45:00.988 --> 00:45:03.869
نوابغی که از دل این موقعیت کم نظیر بیرون اومدن ...

00:45:04.695 --> 00:45:07.732
می تونید خیلی راحت با گوشی موبایلتون...
... یا هرچیزی عکس بگیرید

00:45:09.387 --> 00:45:12.766
... و نتیجه کارتون همون لحظه جلوی چشمتونه ...

00:45:13.229 --> 00:45:15.700
:به خودشون میگن
" جالبه ، من این کار رو کردم "

00:45:16.072 --> 00:45:17.585
" من میتونم حرفم رو بزنم "

00:45:18.318 --> 00:45:21.369
ولی کارهاشون بازتابی از همون ...
... دنیای دیجیتاله

00:45:21.750 --> 00:45:23.254
که همه درش زندگی می کنیم ...

00:45:23.322 --> 00:45:25.940
خیلی مدرن ، خیلی به روز ...
... خیلی فَشن

00:45:26.760 --> 00:45:28.063
و البته خیلی آشغال ...

00:45:28.522 --> 00:45:29.596
خواهیم دید ...

00:45:30.502 --> 00:45:32.074
... با این وجود فکر می کنم نبوغ ظهور پیدا می کنه

00:45:33.475 --> 00:45:35.057
خیلی منتظر اون لحظه ام ...

00:45:36.981 --> 00:45:38.172
: با خودم فکر می کردم

00:45:38.250 --> 00:45:40.799
هر فشار دکمه شاتر برای من 50 سنت هزینه داره

00:45:41.986 --> 00:45:44.387
و با هر کلیک باید پول پرداخت کنم ..

00:45:44.456 --> 00:45:46.125
بدون احتساب هزینه های بعدی ...

00:45:46.302 --> 00:45:48.542
ولی حالا کلیک ها برام هزینه ای ندارن...

00:45:48.992 --> 00:45:49.538
... به همین دلیل ساده

00:45:50.818 --> 00:45:53.279
چرا نباید از هرچی دلمون میخواد عکس بگیریم ؟

00:45:53.801 --> 00:45:55.960
نه، من دوربین دیجیتال ندارم

00:45:56.649 --> 00:45:58.475
فقط آنالوگ عکاسی می کنم ...

00:45:58.641 --> 00:46:00.956
بهم انگیزه میده ...
... وادار به حرکتم می کنه

00:46:01.459 --> 00:46:02.679
... فکر می کنم

00:46:04.036 --> 00:46:06.283
شاید به این دلیله که چون تا آخرین مرحله ...
... نمی فهمی چکار کردی

00:46:07.030 --> 00:46:11.882
مدام سعی می کنی بهترین کار رو بکنی ...

00:46:12.214 --> 00:46:13.191
من از فوتوشاپ استفاده نمی کنم

00:46:14.333 --> 00:46:15.692
... کلاً از کامپیوتر متنفرم

00:46:15.762 --> 00:46:17.301
... شاید فقط در حد گوگل ، یا ایمیل ...

00:46:17.746 --> 00:46:18.557
نهایتاً همین قدر ...

00:46:18.986 --> 00:46:20.138
... همه چیزش خیلی دقیقه

00:46:20.216 --> 00:46:21.711
و این من رو میترسونه ...

00:46:22.268 --> 00:46:23.059
... واقعاً ترسناکه ...

00:46:23.375 --> 00:46:26.050
من نمیتونم مدام یه هارد اکسترنال برای ...
... ذخیره عکس هام بخرم

00:46:26.187 --> 00:46:27.369
... خودتون که میبیند ، من همه چی دارم

00:46:28.395 --> 00:46:30.367
خونه من می تونه برام نقش یه هارد خیلی خیلی بزرگ
... داشته باشه

00:46:31.514 --> 00:46:33.692
و شاید برم یه خونه دوم بخرم ...
... برای پشتیبانی از خونه اولم

00:46:34.454 --> 00:46:35.528
و تا ابد این کار رو انجام بدم ...

00:46:36.245 --> 00:46:38.784
... من واقعاً ، میدونید ، واقعاً دیوانه ی کارم هستم

00:46:39.644 --> 00:46:41.099
... نمیشه همه چیز رو پنهان کرد ...

00:46:41.597 --> 00:46:42.412
... خوب شاید هم بشه ...

00:46:42.491 --> 00:46:43.477
ولی برای من کار سختیه ...

00:46:46.631 --> 00:46:47.608
عکس ، عکسه

00:46:47.881 --> 00:46:49.112
دیگه چه فرقی میکنه از چه وسیله ای استفاده کنی ؟...

00:46:50.162 --> 00:46:52.944
خسته شدم از این آدمهایی که مدام سر این مساله ...
... غر غر می کنن

00:46:53.393 --> 00:46:55.610
چه اهمیتی داره چطور عکس تولید میشه ...
... خود عکس مهمه

00:46:57.881 --> 00:46:59.952
تغییر اجتناب ناپذیره

00:47:01.103 --> 00:47:04.052
به تمام عکس هایی که با تمام این دوربین ها
... گرفته شده نگاه کنید

00:47:04.301 --> 00:47:05.425
چرا فقط عکسمون رو نگیریم ؟

00:47:06.039 --> 00:47:10.223
آیا واقعاً مردم از عکس ها
... همون استفاده ای رو می کنن

00:47:10.438 --> 00:47:13.963
که در گذشته می کردن؟ ...

00:47:16.104 --> 00:47:18.037
مدام به این چیزها فکر می کنم

00:47:28.761 --> 00:47:32.481
ده سالم بود و یکی از دوستام به اسم
...سمی نیکلسون "اومد پیشم "

00:47:33.224 --> 00:47:35.704
"و گفت : " میخوای تجهیزات توی زیرزمین من رو ببینی؟ ...

00:47:36.495 --> 00:47:38.482
"من گفتم : " بدم نمیاد، بزن بریم ...

00:47:41.392 --> 00:47:45.093
... و من رفتم به زیر زمین تاریک و کوچک سَمی

00:47:45.836 --> 00:47:46.943
... یه نور قرمز اونجا بود ...

00:47:47.344 --> 00:47:49.560
بعد اون یه کاری کرد ...
... و عکس ظاهر شد

00:47:51.241 --> 00:47:52.960
من خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم

00:47:53.263 --> 00:47:54.820
... رفتم خونه پیش مامانم

00:47:55.386 --> 00:47:57.544
" و گفتم: " می تونم یه تاریکخونه داشته باشم ؟

00:48:04.387 --> 00:48:05.847
... مثل کاهن ها زندگی می کردم

00:48:06.395 --> 00:48:10.614
یه جایی بین یه آشپزخونه و ...
... و یه تاریکخونه داشتم

00:48:11.388 --> 00:48:13.419
... یه تشک داشتم و روی زمین می خوابیدم ...

00:48:14.192 --> 00:48:16.341
و فقط کنسرو و مرغ یخ زده می خوردم ...

00:48:16.396 --> 00:48:18.107
... و مدام در حال چاپ کردن عکس بودم ...

00:48:18.288 --> 00:48:19.850
فقط دلم می خواست عکس بگیرم ...

00:48:20.304 --> 00:48:21.241
نه هیچ کار دیگه ای ...

00:48:29.850 --> 00:48:31.943
تجاوز به حریم خصوصی دیگران کار راحتیه ...

00:48:33.671 --> 00:48:35.304
... اما حریم خصوصی خیلی مهمه ...

00:48:35.906 --> 00:48:39.000
موقع کار کردن ...
... من همیشه سعی می کنم ارتباط برقرار کنم

00:48:39.500 --> 00:48:41.157
و اجازه بگیرم ...

00:48:43.104 --> 00:48:45.722
حتی درمورد کتاب" گانگسترهای بروکلین " هم
... ازشون اجازه می گرفتم

00:48:52.046 --> 00:48:53.550
این روشی بود که من اونها رو میدیدم...

00:48:54.203 --> 00:48:56.121
و روشی که اونها من رو میدیدن...

00:48:56.796 --> 00:49:00.007
و کم کم حضور من رو نادیده می گرفتن ...

00:49:00.666 --> 00:49:04.392
چون من و دوربینم حس امنیت رو براشون به وجود آورده بودیم ...

00:49:08.933 --> 00:49:11.746
من بهشون عکسها رو می دادم...
... نه فقط عکس های خودشون رو

00:49:12.183 --> 00:49:14.035
بلکه عکس بقیه رو ...

00:49:15.317 --> 00:49:17.590
برای همین اونها می تونستن زندگی بقیه رو هم ببینن ...

00:49:19.641 --> 00:49:21.696
این یه بخشی از واقعیت جامعه ما بود ...

00:49:22.398 --> 00:49:23.774
...به هر حال اونها خیلی نا امید بود ...

00:49:23.946 --> 00:49:25.008
... و عصبانی ...

00:49:25.890 --> 00:49:26.836
... و فقیر ...

00:49:27.953 --> 00:49:30.304
و جامعه براشون هیچ کاری نکرده بود ...

00:49:33.678 --> 00:49:34.717
... من هم عصبانی بودم

00:49:36.367 --> 00:49:37.688
ولی من فرصت های خودم رو داشتم ...

00:49:38.570 --> 00:49:39.484
... من یه شغل داشتم ...

00:49:40.742 --> 00:49:41.656
... راحت زندگی می کردم ...

00:49:43.078 --> 00:49:44.118
ولی اونها هیچی نداشتن ...

00:49:53.177 --> 00:49:56.302
خیابان صدم یه جورایی بدترین محله شهر بود

00:50:00.865 --> 00:50:04.372
اونجا من از یه دوربین قطع بزرگِ لانگهوف 4*5 استفاده کردم ...

00:50:06.000 --> 00:50:06.945
خیلی کلاسیک بود ...

00:50:07.836 --> 00:50:09.585
...و من مثل یه عکاس واقعی بودم ...

00:50:10.282 --> 00:50:13.672
من مخفی بودم ، ناپیدا ...
... با اون پارچه مشکی که روی سرم می کشیدم

00:50:14.899 --> 00:50:16.048
چه صحنه پردازی های فوق العاده ای میشد ...

00:50:27.474 --> 00:50:28.263
... منزلت

00:50:28.990 --> 00:50:31.224
این برای عملِ عکاسی منزلت به وجود می آورد ...

00:50:31.919 --> 00:50:33.599
... اگه من فقط به اطراف می رفتم

00:50:33.904 --> 00:50:37.405
و با دوربین کنون یا نیکون کوچکم فقط کلیک کلیک می کردم...

00:50:37.998 --> 00:50:39.334
خیلی کارهای ضعیفی میشدن ...

00:50:40.467 --> 00:50:41.389
... خیلی کوچک ...

00:50:42.240 --> 00:50:45.075
با دوربین قطع بزرگ شما باید بدونید ...
که دقیقاً از چی عکاسی می کنید

00:50:49.453 --> 00:50:52.789
به همین دلیل لازمه که ...
... با کسایی که ازشون عکس می گیرید ارتباط برقرار کنید

00:50:55.989 --> 00:50:57.192
... این زمانِ معلق شده بود

00:50:57.996 --> 00:50:59.833
" و نه " لحظه قطعی ...

00:51:00.348 --> 00:51:02.395
... فوری و لحظه ای دیگه معنی نداشت ...

00:51:02.504 --> 00:51:04.763
مثل عکس های زیادی که ...
... از خلافکارها میگیرن

00:51:05.545 --> 00:51:08.506
این خیلی فرق داشت ...
... یه تجربه جدید بود

00:51:20.608 --> 00:51:24.710
تو اواخر دهه 70 و اوایل دهه 80 مترو جای وحشتناکی بود

00:51:25.405 --> 00:51:27.702
... همه از کثیفی و جرم شکایت می کردن

00:51:27.780 --> 00:51:29.460
... از تاخیرها ، گرافیتی ها ...

00:51:30.203 --> 00:51:31.096
از همه چی ...

00:51:32.292 --> 00:51:35.432
بچه که بودم کتابهای زیادی درباره شکار بَبر می خوندم ...

00:51:37.644 --> 00:51:40.708
... من جوری توی مترو کار می کردم

00:51:40.810 --> 00:51:43.996
... که شکارچی ها توی مهلکه کار می کردن ...

00:51:44.480 --> 00:51:46.742
... چون ببرها همیشه از پشت حمله می کنن ...

00:51:47.385 --> 00:51:49.072
... برای همین من همیشه آماده بودم

00:51:49.947 --> 00:51:51.955
چون توی مترو همیشه از پشت بهت حمله می کنن ...

00:51:52.721 --> 00:51:54.479
...به من هم حمله کردن

00:52:00.286 --> 00:52:02.318
...من معتاد مترو شده بودم

00:52:02.919 --> 00:52:06.740
که صدای قطار رو میشنیدم که نزدیک میشد ...

00:52:07.233 --> 00:52:09.905
مثل گرگینه می پریدم و عکس می گرفتم ...

00:52:12.176 --> 00:52:15.262
...اکثراً ساعت یک یا دو شب وارد مترو میشدم

00:52:15.957 --> 00:52:17.582
... و معمولاً تا صبح همونجا بودم ...

00:52:18.565 --> 00:52:20.260
... یه جورایی دیوانه وار بود ...

00:52:26.676 --> 00:52:28.574
...معمولاً دوربینم رو جلوی صورتم می گرفتم

00:52:28.622 --> 00:52:30.450
... چون برقرار کردن ارتباط با مردم سخت بود ...

00:52:30.490 --> 00:52:32.544
..."به راحتی نمیشد بری و بگی : " می تونم ازتون عکس بگیرم؟

00:52:32.599 --> 00:52:34.575
همزمان دستم هم توی جیب عقبم بود ...

00:52:35.787 --> 00:52:37.154
... و اگه کسی دودل میشد ...

00:52:37.616 --> 00:52:39.100
... یه آلبوم کوچیک بهش نشون میدادم ...

00:52:39.436 --> 00:52:42.827
یه آلبوم عروسی سایز 12*18 سانتی متری بود ...
.. با یه جلد طلایی

00:52:43.234 --> 00:52:45.460
... که توش نمونه کارهام بود ...

00:52:46.097 --> 00:52:48.550
عروسی  نمادی بود از ...
...ارتباط من و اونها برای گرفتن عکس

00:52:50.535 --> 00:52:52.683
... مترو بعضی وقت ها حسابی ... سکسی بود

00:52:55.556 --> 00:52:58.517
مثل تماشای 10 ثانیه ای لذت بخش ...
... یک زن بود

00:52:59.119 --> 00:53:01.283
زنی که دیگه هرگز توی زندگی نمی بینیش ...

00:53:02.193 --> 00:53:03.575
... گاهی دیو و گاهی دلبر

00:53:04.084 --> 00:53:05.638
حتی بعضی وقت ها ، دیو هم زیبا بود ...

00:53:07.827 --> 00:53:10.217
من طی پروژه های زیادی که داشتم
... متوجه شدم

00:53:10.970 --> 00:53:12.502
مردم از اینکه مورد توجه قرار می گیرن خوشحالن ...

00:53:13.361 --> 00:53:15.041
... و بابت اینکه ازشون عکس گرفتم تشکر می کنن ...

00:53:16.716 --> 00:53:18.190
شاید چون کس دیگه ای بهشون توجه نداشته ...

00:53:51.773 --> 00:53:54.258
نه من دوست ندارم بقیه مثل من باشن
... خدا بخیر بگذرونه

00:53:55.242 --> 00:53:58.000
... فقط فکر کنید 42 تا بروس گیلدون توی خیابون ها پرسه بزنن ...

00:53:58.063 --> 00:54:00.961
شرط می بندم اینجوری عکاسی تو نیویورک ممنوع میشه ...

00:54:01.063 --> 00:54:03.290
! حتی فکر کنم کلاً عکاسی توی خیابون ممنوع بشه

00:54:08.411 --> 00:54:11.021
باید بگم که من اساساً یه عکاس خیابونی هستم

00:54:11.630 --> 00:54:13.779
... من توی بروکلین ، ویلیامزبورگ پبزرگ شدم

00:54:13.841 --> 00:54:16.560
و همیشه از پنجره آپارتمانمون تو طبقه
... دوم بیرون رو تماشا می کردم

00:54:16.638 --> 00:54:19.287
میدیدم زندگی توی خیابون هاست ...
... و من حسابی محوش بودم

00:54:19.916 --> 00:54:21.720
... تلویزیون هم توی کارم موثر بود

00:54:23.829 --> 00:54:26.181
من عاشق فیم نوآر و سایه ها بودم ...

00:54:41.788 --> 00:54:43.663
... وقتی با کسی توی خیابون قدم میزنم

00:54:43.788 --> 00:54:46.093
:اون میگه
نگاه کن این از اون شخصیت هاست که دوست داری

00:54:46.250 --> 00:54:47.828
: و من میگم
" نه این زیادی تمیزه "

00:54:47.937 --> 00:54:50.406
نه اینکه لباسشون طبق مد باشه
... بلکه باید مجلل باشه

00:54:50.462 --> 00:54:53.274
ممکنه شبیه به شخصیت باشه  ولی نیست

00:54:54.276 --> 00:54:56.502
متوجه منظورم میشید ؟ زیادی تمیز و مرتبه ...

00:54:56.861 --> 00:54:59.510
نمیدونم که آیا از قبل برنامه ای براش دارم ...

00:55:00.393 --> 00:55:01.339
ولی پیدا کردن شخصیت خاصی نیست ...

00:55:01.722 --> 00:55:04.847
یه چیزی باید چشمم رو بگیره ...
... یه چیز غیر عادی ، درخشان

00:55:05.418 --> 00:55:07.324
...نه یه چیز عامیانه یا عادی ...

00:55:07.418 --> 00:55:09.410
... بلکه یه چیز خاص ، با جزییات زیاد ...

00:55:09.465 --> 00:55:11.363
... که همه چیز با هم جفت و جور بشه ...

00:55:12.051 --> 00:55:13.294
... یه چیز بی نهایت

00:55:13.504 --> 00:55:15.551
 خودم بی نهایت رو خلق می کنم ....

00:55:15.606 --> 00:55:17.262
...درسته که اونها آدم های عادی هستن

00:55:18.091 --> 00:55:19.778
... ولی من چیزی در اونها کشف می کنم ...

00:55:20.626 --> 00:55:22.908
که ارزش عکس گرفتن داشته باشه ...

00:55:25.806 --> 00:55:29.072
... بله من به معنای واقعی کلمه روی آدم ها می پرم ...

00:55:30.134 --> 00:55:32.141
تا به لحاظ بصری از پس زمینه جداشون کنم ...

00:55:33.254 --> 00:55:35.754
...فلش برای انتقال حس من از خیابون خیلی کمک می کنه

00:55:35.925 --> 00:55:38.042
... استرس ، انرژی ، ...

00:55:38.488 --> 00:55:40.769
 عصبانیت ، تنش در مردم ...

00:55:41.308 --> 00:55:42.949
...البته شما نمی تونید همیشه و از همه عکس بگیرید

00:55:43.004 --> 00:55:44.316
و نه در هر شرایطی ...

00:55:44.885 --> 00:55:47.268
...اگه این رو رعایت نکرده بودم الان اینجا پیش شما نبودم ...

00:55:48.059 --> 00:55:49.668
... احساس می کنم توی خیابون یه کارگردانم

00:55:50.387 --> 00:55:52.356
...و اگه کسی دوست نداشته باشه ازش عکس بگیرم...

00:55:52.449 --> 00:55:53.926
... و راهش رو کج کنه ...

00:55:54.035 --> 00:55:56.817
: با خودم میگم
"اون لعنتی به حرف کارگردان گوش نمی کنه "

00:56:22.590 --> 00:56:24.488
... مساله سر مخفی بودنه

00:56:25.629 --> 00:56:29.450
به نظرم مردم زیادی روی می کنن ...

00:56:29.605 --> 00:56:32.465
می دونید وقتی یه دوربین کوچیک دارید
... خواه نا خواه مخفی میشید

00:56:33.645 --> 00:56:35.122
... همه چیز عوض میشه

00:56:35.373 --> 00:56:37.420
... قوانین بازی عوض میشه ...

00:56:38.168 --> 00:56:40.300
می تونی بدون مشکوک بودن ...
... حسابی نزدیک بشی

00:56:40.355 --> 00:56:42.293
...و بعضی وقتها من اونقدر نزدیک میشم ...

00:56:42.355 --> 00:56:44.287
... که مردم متوجه نمیشن دارم از خودشون عکس میگیرم ...

00:56:44.738 --> 00:56:46.113
... به پشت سرشون نگاه می کنن و میگن ...

00:56:46.605 --> 00:56:48.230
این یارو از چی عکس گرفت ؟ ...

00:56:48.700 --> 00:56:50.060
... مثلاً به این عکس نگاه کنید

00:56:50.755 --> 00:56:52.973
... از این زنه که توی ساحل بود خوشم اومد ...

00:56:53.372 --> 00:56:54.490
...با اون سوتین و لباس زیر ...

00:56:55.521 --> 00:56:56.998
بعد یکی اومد و گفت ...

00:56:57.053 --> 00:56:58.318
 این از چی عکس می گیره ؟...

00:56:58.663 --> 00:56:59.952
و زنه جواب داد از یه چیزی اون طرف

00:57:03.459 --> 00:57:05.342
عکس باحالی شد ...

00:57:06.219 --> 00:57:07.133
... چون...

00:57:08.584 --> 00:57:10.374
... من این صحنه رو دیدم ...

00:57:10.976 --> 00:57:12.353
... و دلم می خواست پرتره ازش بگیرم ...

00:57:12.455 --> 00:57:14.658
چون همونطور که می بینید نصفی از فکش نیست ...

00:57:15.433 --> 00:57:17.441
... رفتم نزدیک و باهاش صحبت کردم ...

00:57:17.676 --> 00:57:18.496
... و ازش پرسیدم ...

00:57:18.551 --> 00:57:20.480
می تونم یه عکس از نزدیک ازت بگیرم ؟

00:57:20.559 --> 00:57:21.535
"و اون جواب داد : " بله البته...

00:57:21.645 --> 00:57:23.505
... به موهای آشفته ش نگاه کنید ...

00:57:24.653 --> 00:57:27.583
دلم می خواست موهام اینجوری بود ...
... البته نه فکم

00:57:28.466 --> 00:57:30.927
شبیه یه پرنده زیبا شده ...

00:57:31.638 --> 00:57:32.654
... می دونید

00:57:32.966 --> 00:57:34.614
... سوژه های من خودشون نیستن...

00:57:34.966 --> 00:57:36.294
... سوژه های من نماد هستن ...

00:57:36.458 --> 00:57:37.349
طبق تفسیر خودم از جهان ...

00:57:38.076 --> 00:57:39.716
بیان برداشت من از دنیا ...

00:57:39.975 --> 00:57:41.897
... و دنیا همیشه برام کامل نیست ...

00:57:44.022 --> 00:57:45.322
... من از کاری که می کنم خوشحالم ...

00:57:45.377 --> 00:57:47.283
...چون فکر می کنم واقعاً کار بدی نمی کنم ...

00:57:47.662 --> 00:57:49.498
... ولی اجازه نمی دم مردم برام شاخ و شونه بکشن

00:57:49.600 --> 00:57:51.248
... یا بهم حمله کنن ...

00:57:51.334 --> 00:57:53.350
... من خیلی از این بچه سوسول ها نیستم ...

00:57:54.203 --> 00:57:56.008
اگه توی چشمهام نگاه کنید ...
... متوجه میشید

00:57:56.079 --> 00:57:57.453
که همچین عادی نیستم ...

00:57:58.328 --> 00:57:59.875
... من خیلی کارهای متفاوتی انجام دادم

00:58:58.093 --> 00:59:00.946
"اسم ویلیام کلاین به نحوی یادآور اسم "پسر بده

00:59:01.117 --> 00:59:04.069
یه دنیای کفرآمیزِ عکاسانه ...

00:59:05.171 --> 00:59:07.828
اون تو دهه 50 به نیویورک اومد ...

00:59:08.882 --> 00:59:11.460
روش کاری او به نحوی خیلی شخصی بود ...

00:59:11.851 --> 00:59:14.421
در آثار او یه ترکیب متضاد از اتفاقات می بینیم ...

00:59:14.867 --> 00:59:16.664
او اطلاعات وسیعی درباره دانش عکاسی داشت ...

00:59:16.727 --> 00:59:19.057
... در عین حال به شدت با این دانش فاصله داشت ...

00:59:19.205 --> 00:59:22.463
...اگه بخوایم جوهره رابطه کلاین با نیویورک رو تعریف کنیم

00:59:22.995 --> 00:59:24.721
... تلخی و تاریکی است ...

00:59:25.346 --> 00:59:29.463
...و همزمان همدردی و هم حسی خالص با اون ...

00:59:31.338 --> 00:59:36.260
رابرت فرانک تصویری کاملاً متضاد از شهر ارائه میده

00:59:36.686 --> 00:59:40.342
...با وجود تصویر روشن و پر از زندگی که ارائه میده

00:59:41.163 --> 00:59:44.882
...که در کمپین ها و غیره در عکس هاش کسانی آواز می خونند ...

00:59:46.155 --> 00:59:48.069
...برخلاف این تصویر ، نیویورک ...

00:59:48.787 --> 00:59:50.868
... جسته و گریخته شهر خرده فرهنگ هاست ...

00:59:51.759 --> 00:59:53.563
شهر نماهای خسته ...

00:59:54.678 --> 00:59:57.517
... کارهای او به شدت دارای قدرت هنری هستن

00:59:57.603 --> 00:59:59.533
که در تکمیل تصویر ما از شهر میان...

00:59:59.650 --> 01:00:02.580
جایی که باید برای هر قدمی که برمیداری ، مواظب باشی ...

01:00:13.108 --> 01:00:14.467
مردم من رو میبینن که  توی جهات
...مختلف  عکاسی می کنم

01:00:14.553 --> 01:00:17.131
و همیشه فکر می کنن که می خوام ازشون عکس بگیرم ...

01:00:17.194 --> 01:00:19.162
... که طبیعتاً خوششون نمیاد ...

01:00:20.124 --> 01:00:21.772
...و هر عکس نامحسوس برام مشکل درست کرده ...

01:00:22.795 --> 01:00:23.546
بیش تر از یکبار...

01:00:24.070 --> 01:00:26.741
... در واقع دوربین مثل یه اسلحه قدرتمند میمونه

01:00:27.703 --> 01:00:29.030
... مثل اینکه بپری یه آینه بگیری جلوشون ...

01:00:29.086 --> 01:00:31.663
... و اگه دور دستت بپیچی و اینکه بری به سمتشون ...

01:00:32.453 --> 01:00:33.383
... توی پیاده روها ...

01:00:34.175 --> 01:00:35.425
 خیلی باهات همکاری نمی کنن ...

01:00:35.722 --> 01:00:37.472
... از یه جایی سعی کردم تمرین کنم

01:00:38.582 --> 01:00:39.262
... اینکه ...

01:00:40.331 --> 01:00:41.168
... نمی دونم شاید ...

01:00:42.168 --> 01:00:43.324
بتونم از خودم دفاع کنم ...

01:00:44.089 --> 01:00:45.872
... من با تجهیزات خیلی زیادی بیرون نمیرم

01:00:45.957 --> 01:00:47.582
ولی خوب تجهیزاتم رو هم مخفی نمی کنم ...

01:00:48.645 --> 01:00:50.879
...یه کیف قدیمی دوربین دارم

01:00:51.677 --> 01:00:54.043
و توی خیابون سعی می کنم ازش مراقبت کنم ...

01:00:54.567 --> 01:00:55.231
همین ...

01:00:55.560 --> 01:00:58.481
یه بار توی یه کوپه قطار با بچه های گرافیتی
... گیر افتاده بود

01:00:59.052 --> 01:01:00.521
اونها یه کلید مخصوص داشتن ...

01:01:01.966 --> 01:01:04.700
و تا وقتی که نقاشیشون تموم نمیشد ...
... کسی اجازه خروج نداشت

01:01:05.448 --> 01:01:07.362
اونها واقعاً بچه بودم ...
... یانکی های واقعی

01:01:07.799 --> 01:01:08.597
سفید پوست ...

01:01:14.999 --> 01:01:16.895
...پلیس سعی کرد من رو از محل دور کنه

01:01:16.950 --> 01:01:18.426
... ولی من گوش نمی کردم ...

01:01:18.497 --> 01:01:21.114
... بعد عصابی شدن و من رو کتک زدن ...

01:01:22.547 --> 01:01:24.435
سرتا پا خونی شده بودم ...
... لباس هام پاره شده بود

01:01:24.482 --> 01:01:25.771
... یه جفت از دندونهام شکست ...

01:01:26.076 --> 01:01:27.380
... یه با یه یارویی بود

01:01:27.529 --> 01:01:28.290
... یادم نیست، شاید 10 سال پیش ...

01:01:29.259 --> 01:01:30.509
... می دونید ،یه جورایی گردن کلفت بود ...

01:01:32.298 --> 01:01:33.142
... با کله تراشیده ...

01:01:33.760 --> 01:01:35.174
... و جای زخم های بزرگ روی سرش ...

01:01:35.244 --> 01:01:36.041
و از اون خشن ها ...

01:01:36.354 --> 01:01:38.401
:من به خودم گفتم
" لعنتی، باید به هر قیمتی یه عکس ازش بگیرم "

01:01:38.784 --> 01:01:39.698
... و عکس رو گرفتم ...

01:01:40.198 --> 01:01:41.471
: بعد اومد جلو خیلی جدی گفت ...

01:01:41.511 --> 01:01:43.455
"یه بار دیگه ببینمت ، دهنت رو سرویس می کنم " ...

01:01:43.949 --> 01:01:45.379
... من هیچی نگفتم

01:01:45.855 --> 01:01:48.082
چون واقعاً توانایی این رو داشت که ...
پرتم کنه توی ویترین مغازه ها

01:01:54.579 --> 01:01:58.586
... این ایده تا حدی قدیمی و غلطه

01:01:59.329 --> 01:02:02.212
چون تعاریف ما از فضاهای ...
... عمومی و خصوصی

01:02:02.276 --> 01:02:04.245
...کاملاً تغییر کرده ...

01:02:05.001 --> 01:02:07.024
...و علتش تکنولوژی جدید ...

01:02:07.094 --> 01:02:09.674
... و رفتارهای جدید اجتماعیه ...

01:02:10.481 --> 01:02:12.028
... ما حالا همه نمایشگاه داریم

01:02:12.418 --> 01:02:15.786
و دلمون میخواد مورد توجه قرار بگیریم ...
... حتی اگه موقت باشه

01:02:16.161 --> 01:02:17.544
و به وسیله رسانه الکترونیکی ...

01:02:18.107 --> 01:02:19.021
... پس این ایده که

01:02:19.083 --> 01:02:20.607
... نباید بری به سمت کسی ...

01:02:20.661 --> 01:02:22.552
... و بدون اجازه دوربین رو توی صورتش بگیری ...

01:02:22.607 --> 01:02:23.709
یکم تاریخش گذشته ...

01:03:11.451 --> 01:03:13.763
...من همیشه از کانال 88 آهنگ های بلوزو جز گوش میدم

01:03:15.248 --> 01:03:16.396
... هر روز ساعت 3 ...

01:03:18.683 --> 01:03:21.612
وقتی دارم توی خیابون راه میرم ...
... باید یه موسیقی متن برام نواخته بشه

01:03:23.616 --> 01:03:26.717
محله ما حالا دیگه پر شده از
... عوضی ها و ولگردهای تازه وارد

01:03:28.624 --> 01:03:30.843
و موسیقی کمک می کنه صداشون رو نشنوم ...

01:03:57.677 --> 01:04:00.325
...من الان 20 ساله اینجا توی خیابون چارلز زندگی می کنم

01:04:00.364 --> 01:04:01.786
... ولی توی دهکده بزرگ شدم ...

01:04:02.036 --> 01:04:04.927
...یه بار تو محله دانستری یه دختر باحال دیدم

01:04:04.989 --> 01:04:07.107
... قیافه ش شبیه این آرتیستها بود ...

01:04:08.138 --> 01:04:10.138
... با اون لباس های عجیب و غریب ...

01:04:10.461 --> 01:04:11.352
و بعد از یه مدت دوست شدیم ...

01:04:12.582 --> 01:04:16.808
...با هم به کلاب راکسی توی دانستری می رفتیم

01:04:17.316 --> 01:04:19.277
... و اون این کوچولو رو بیرون میاورد

01:04:19.746 --> 01:04:22.082
... مینولتا هایمارک " اتوفوکوس " ...

01:04:22.801 --> 01:04:24.356
... خیلی سریع کار باهاش رو یاد گرفتم ...

01:04:24.411 --> 01:04:25.778
انگار عکاس به دنیا اومده بودم ...

01:04:26.091 --> 01:04:27.568
... ولی خوب عکاسی خیلی برام جدی نبود

01:04:27.615 --> 01:04:29.505
... انگار راهی برای خوش گذرونی با اون دختره بود ...

01:04:29.662 --> 01:04:31.483
... و بهار سال 85 بود که ولم کرد و رفت

01:04:31.545 --> 01:04:34.411
پیچوندم و رفت سراغ یه بچه...
...ک...نی که از این شلوارهای تنگ یوگا می پوشید

01:04:35.560 --> 01:04:36.724
خیلی بهم برخورده بود ...

01:04:36.810 --> 01:04:38.272
... می خوام از اون هرزه انتقام بگیرم

01:04:38.327 --> 01:04:40.115
... چون بی هیچ دلیلی دورم انداخته بود ...

01:04:40.218 --> 01:04:41.468
... پس این دوربین رو برداشتم

01:04:42.094 --> 01:04:43.913
...و سعی کردم با سرعت به جایی برسم ...

01:04:43.991 --> 01:04:46.827
... که اون عوضی پشیمون بشه که اینجوری ولم کرده ...

01:04:47.562 --> 01:04:48.750
... اینجوری توی بهار 85

01:04:49.453 --> 01:04:50.408
توی ماه مارچ بود ...

01:04:51.164 --> 01:04:53.172
...به خودم گفتم ، میخوام عکس بگیرم ...

01:04:53.969 --> 01:04:54.828
می خوام عکس بگیرم ...

01:05:11.972 --> 01:05:13.401
... من بعدش پستچی شدم

01:05:14.456 --> 01:05:16.261
... معلم موقت دبیرستان ...

01:05:17.479 --> 01:05:19.308
... پیک لیموناد یخ زده ...

01:05:20.598 --> 01:05:21.902
... عکاس تورها ...

01:05:31.529 --> 01:05:33.724
و کلی شغل مسخره دیگه رو امتحان کردم ...

01:05:33.794 --> 01:05:35.716
... ولی همیشه دوربینم همراهم بود ...

01:05:36.427 --> 01:05:38.732
...که باعث میشد درگیر روتین زندگی نشم ...

01:05:39.998 --> 01:05:41.755
... این عکس رو توی تابستون 86 گرفتم

01:05:42.098 --> 01:05:44.419
... از تو کیوسک لیموناد فروشی ...

01:05:45.161 --> 01:05:47.731
... به خاطر اون سگه خیلی عکس رو دوست دارم ...

01:05:49.021 --> 01:05:51.692
... یه عکس خیلی معروف هم از سیندی کرافورد گرفتم

01:05:51.786 --> 01:05:54.217
..."زمانی که توی توالت های باشگاه "ام کی

01:05:54.288 --> 01:05:55.771
نظافت چی بود ...

01:05:56.109 --> 01:05:58.812
... رفتم توالت رو تمیز کنم ...

01:05:59.255 --> 01:06:01.286
... دیدم این تیکه ی خوشگل اونجا وایساده ...

01:06:03.674 --> 01:06:05.658
"اوه چه دلبری  ... میشه یه عکس ازت بگیرم ؟"...

01:06:05.841 --> 01:06:09.385
خوب یه جورایی هم جا خورده بود ...
... هم خوشش اومده بود

01:06:09.612 --> 01:06:11.175
و من این صحنه رو توی توالت گرفتم ...

01:06:13.860 --> 01:06:15.042
... دبی میزووار

01:06:15.659 --> 01:06:16.651
... خیلی باهاش حال می کنم ...

01:06:17.011 --> 01:06:18.253
... لارنس فیشبورن

01:06:18.590 --> 01:06:19.933
عاشق لارنسم ...

01:06:20.292 --> 01:06:22.926
... هنوزم نمیدونم چرا یه مدت باهام می پرید

01:06:23.136 --> 01:06:24.995
این عکس رو همون زمان گرفتم ...
... ازم خوشش میومد

01:06:28.755 --> 01:06:30.989
این هم ران ، از گروه ران دی ام سی ...
.. من رو سوار ماشینش کرد

01:06:31.052 --> 01:06:32.435
و یه دوری زدیم ...

01:06:33.434 --> 01:06:35.661
و یه دوره از ران دی ام سی عکاسی کردم ...

01:06:36.192 --> 01:06:38.348
... بچه بیاین بریم توی غروب عکس بگیریم

01:06:38.684 --> 01:06:39.997
خیلی زیبایی شناسانه ست ...

01:06:50.075 --> 01:06:52.106
... داندی وایت ، اسطوره گرافیتی

01:06:52.247 --> 01:06:54.341
من با همه این آدمها می پریدم ...

01:06:55.083 --> 01:06:56.903
یه جورایی میدونستن که من هستم ...

01:06:57.154 --> 01:07:00.521
... و حالا در ویلای گروه رپ اسونگالی هستیم

01:07:01.200 --> 01:07:02.778
... آقای راسل سیمونز ...

01:07:05.654 --> 01:07:08.677
من خیلی از لباست خوشم میاد...
برای همین می خوام باهات مصاحبه کنم

01:07:09.318 --> 01:07:11.123
... مهم ترین ومعروفترین عکسم

01:07:11.803 --> 01:07:13.365
احتمالاً عکس وارهول و بسکیاته ...

01:07:13.920 --> 01:07:15.092
... رفتم به گالری شیفراتزی

01:07:15.631 --> 01:07:18.107
که آثار وارهول و بسکیات بود ...

01:07:19.819 --> 01:07:21.631
... اونجا زفیر و ریوولت رو دیدم

01:07:21.921 --> 01:07:24.069
که دوتا هنرمند مهم توی کار گرافیتی هستن ...

01:07:24.460 --> 01:07:27.671
من خیلی باهاشون حال می کردم ...

01:07:28.132 --> 01:07:29.859
... بعد یهو وارهول و بسکیات رو دیدیم

01:07:29.953 --> 01:07:31.320
... که اون طرف خیابون می رفتن ...

01:07:32.094 --> 01:07:32.984
: و من اینجوری پریدم اون طرف

01:07:34.711 --> 01:07:36.563
" عیبی نداره یه عکس سریع بگیرم ؟ "

01:07:37.039 --> 01:07:37.836
... یا یه چیزی توی همین مایه ها ...

01:07:38.039 --> 01:07:39.008
و اونها همینجوری ثابت موندن ...

01:07:39.156 --> 01:07:40.368
... بسکیات قبلاً من رو دیده بود ...

01:07:40.500 --> 01:07:42.008
خیلی خوش برخورد بود ...

01:07:42.078 --> 01:07:43.001
... و اونها اینجوری که میبینید وایسادن ...

01:07:44.009 --> 01:07:45.384
...به دوربین نگاه کردم و قاب رو بستم

01:07:45.463 --> 01:07:46.611
" و گفتم " ممنون رفقا ...

01:07:47.220 --> 01:07:50.775
اینجوری بود که من دوتا عکس متصاد
... از اون هنرمند معروف گرفتم

01:07:51.627 --> 01:07:52.713
در کمتر از یک دقیقه ...

01:07:52.939 --> 01:07:54.666
و این نقطه عطفی بود در
... فعالیت حرفه ای من

01:07:56.314 --> 01:07:57.416
نمی دونم ، فعالیت حرفه ای!؟ ...

01:08:02.791 --> 01:08:04.712
... من خیلی از این کار خوشم میاد

01:08:04.791 --> 01:08:06.462
... یه روز اینجایی، یه روز اونجایی ...

01:08:07.807 --> 01:08:08.837
... آره رفیق ...

01:08:09.057 --> 01:08:09.940
... از خواب بیدار میشم

01:08:11.557 --> 01:08:13.776
... و همیشه سعی می کنم توی کل روز نخوابم ...

01:08:14.658 --> 01:08:15.737
... شلوارم رو می پوشم

01:08:16.026 --> 01:08:18.136
... تماس هام رو می گیرم و میزنم بیرون

01:08:18.979 --> 01:08:20.049
... برنامه ریزی میکنم

01:08:20.198 --> 01:08:21.979
قضیه برای من خیلی جدیه ...

01:08:22.534 --> 01:08:24.050
... باید همیشه آماده باشم ...

01:08:24.136 --> 01:08:27.261
... چون یه عکس عالی میتونه توی فروشگاه اتفاق بیفته ...

01:08:27.362 --> 01:08:28.269
که خیلی وقتها هم اتفاق میفته ...

01:08:29.777 --> 01:08:32.509
...عکاسی خیابانی برای من مثل رادیو میمونه

01:08:32.564 --> 01:08:34.314
موزیک هاش هیچوقت تمومی نداره ...

01:08:34.806 --> 01:08:36.814
هیچ دلیلی نمیبینم که دوربینم رو همرام نبرم ...

01:08:36.924 --> 01:08:38.369
... چون به همین راحتیه

01:08:40.341 --> 01:08:41.669
... و اگه اینقدر راحت نباشه ...

01:08:41.755 --> 01:08:43.278
پس زیادی بار همراهمه ...

01:08:43.341 --> 01:08:45.036
یعنی که شغلم رو اشتباهی انتخاب کردم ...

01:09:22.269 --> 01:09:24.581
برای من عکاسی یواشکی
... خیلی کار دشواریه

01:09:24.691 --> 01:09:26.012
... بدون اینکه سوژه متوجه بشه ...

01:09:26.254 --> 01:09:27.395
... بعضی وقتها اینجوری عکاسی می کنم

01:09:27.473 --> 01:09:29.316
ولی برای من ...
...خیلی کار دشواریه

01:09:29.402 --> 01:09:32.074
...که بری و به یه فرد کاملاً غریبه برسی...

01:09:32.145 --> 01:09:33.996
... و قانعش کنی که دوز و کلکی نداری ...

01:09:47.476 --> 01:09:49.422
...سال 77 به ارتش پیوستم

01:09:49.539 --> 01:09:51.734
... و مدام به خودم قول می دادم که اگه به آمریکا برگردم ...

01:09:51.805 --> 01:09:53.618
یه روز هم بدون عکاسی هدر ندم ...

01:09:53.844 --> 01:09:55.640
و تابستان 1980 برگشتم ...

01:09:55.789 --> 01:09:57.094
و به قولم وفا کردم ...

01:09:57.157 --> 01:09:59.024
... که زندگی توی دوره جدید رو عکاسی کنم ...

01:09:59.266 --> 01:10:00.165
... و از اون تاریخ تا الان

01:10:00.235 --> 01:10:01.977
حتی یه روز هم بدون دوربین نبودم ....

01:10:02.032 --> 01:10:03.157
از اون روز تا همین امروز ...

01:10:08.556 --> 01:10:10.431
... توی بروکلین شروع کردم از گروهها عکاسی کنم

01:10:10.502 --> 01:10:12.760
... گروههای جوان گرافیتی کار و رَپر ...

01:10:12.830 --> 01:10:16.517
من فهمیده بودم که روانشناسی عکاسی برای من چیه ...

01:10:17.932 --> 01:10:18.838
...همیشه یه آلفا هست

01:10:18.916 --> 01:10:21.205
و من همیشه قبل از عکاسی ...
... سوژه هام رو بررسی می کنم

01:10:21.261 --> 01:10:23.651
و به خاطر سابقه نظامی که دارم ...
... می دونم هوشیار بودن چقدر مهمه

01:10:23.729 --> 01:10:25.338
و اینکه بتونی یه رهبر باشی ...

01:10:25.698 --> 01:10:28.886
برای همین اول سعی می کنم اون آلفا رو پیدا کنم...
... حالا یه مرد یا یه زنه

01:10:29.339 --> 01:10:31.815
...و می دونم که اول از همه باید به اون نزدیک بشم ...

01:10:31.871 --> 01:10:33.534
قبل از اینکه بخوام از بقیه عکس بگیرم ...

01:10:34.082 --> 01:10:35.581
... معمولاً آلفا یه مرده

01:10:36.099 --> 01:10:37.832
که بیشترین جواهرات رو داره ...

01:10:37.895 --> 01:10:38.834
خیلی واضحه ...

01:10:39.217 --> 01:10:41.951
باید اول پیش اون برم ...
... این یه جور مراسمه

01:10:42.342 --> 01:10:43.420
... و بعد بهش می گم ...

01:10:43.498 --> 01:10:45.671
" من ازت خوشم اومده و این همه قدرت و نیرو که داری "

01:10:45.733 --> 01:10:48.382
و اینکه چقدر آدم باحال و قدرتمندی هستی ...

01:10:48.436 --> 01:10:50.186
و اون هم میگه...
" آره معلومه "

01:10:53.038 --> 01:10:54.913
بعد عکسش رو میگیرم ...
... جوری که تمام اینها معلوم باشه

01:10:54.968 --> 01:10:56.304
و بعد براش میبرم ...

01:10:56.593 --> 01:10:58.718
و اون عکس رو به بقیه نشون میده ...
و میگه ببینید چه باحاله

01:10:58.937 --> 01:11:00.523
و اون موقع است که بقیه وارد میشن ...

01:11:03.301 --> 01:11:04.582
... اونها بهم لقب " موعظه گر " رو دادن

01:11:04.711 --> 01:11:05.750
چون همیشه اونجام ...

01:11:09.262 --> 01:11:12.528
من تو سن 17 سالگی به ارتش رفتم
... و تو 20 سالگی برگشتم

01:11:12.931 --> 01:11:14.294
... وقتی برگشتم چیزهای خیلی زیادی دیدم

01:11:14.364 --> 01:11:16.536
که قبل از اون ندیده بود ...

01:11:16.888 --> 01:11:19.443
برای اولین بار با فاحشه ها روبرو شدم ...
... بی خانمان ها رو دیدم

01:11:19.591 --> 01:11:21.474
و یه جورایی تصمیم گرفتم ازشون عکس بگیرم ...

01:11:24.880 --> 01:11:27.638
میرفتم بیرون و فقط هم عکس نمی گرفتم ...
... یه جور حس کنجکاوی بود

01:11:27.716 --> 01:11:30.122
برام جای تعجب بود که چرا خونه ندارن ...

01:11:30.201 --> 01:11:32.490
... دلم می خواست به زندگی عادی برشون گردونم ...

01:11:32.583 --> 01:11:33.709
و فقط 20 سالم بود...

01:11:34.263 --> 01:11:36.474
پس یه جورایی "مصلح خیابونی " شدم ...

01:11:36.545 --> 01:11:38.130
و برای خودم دلایلی زیادی داشتم ...

01:11:39.068 --> 01:11:40.419
... اولش یکم سخت بود

01:11:41.202 --> 01:11:42.444
... یه عکسی از یه فاحشه گرفتم

01:11:42.507 --> 01:11:44.413
... که با یه مرد مذهبی مشغول بود ...

01:11:44.460 --> 01:11:46.116
و چون بدون اجازه و یواشکی وارد شده بودم ...

01:11:46.610 --> 01:11:48.078
... زنه شروع کرد به جیغ زدن ...

01:11:48.468 --> 01:11:51.649
... و مشتری ها بدون پول دادن فرار کردن ...

01:11:52.197 --> 01:11:55.750
نگهبان ها و واسطه ها دویدن و اومدن ...

01:11:56.485 --> 01:11:57.329
: من فقط گفتم

01:11:57.407 --> 01:11:59.775
... با تمام احترام و قبل از اینکه بریزید سرم ...

01:11:59.845 --> 01:12:01.345
.. بزارید اول توضیح بدم ...

01:12:01.423 --> 01:12:02.876
که من کیم و شغلم چیه ...

01:12:03.463 --> 01:12:05.838
: بعد از توضیح من رئیسه گفت

01:12:06.298 --> 01:12:08.673
" می دونی چیه ، ازت خوشم اومد "

01:12:09.166 --> 01:12:12.900
" هر وقت دلت خواست بیا اینجا و عکس بگیر "

01:12:12.994 --> 01:12:15.314
" فقط یادت نره قبلش اجازه بگیر "

01:12:15.901 --> 01:12:19.127
و از اون زمان بود که فهمیدم
... اجازه گرفتن موقع عکاسی چقدر مهمه

01:12:19.627 --> 01:12:21.628
... من همیشه متهم هستم و بهم انتقاد میشه

01:12:21.714 --> 01:12:23.894
که کارهای من زیادی صحنه پردازی داره ...

01:12:23.964 --> 01:12:26.597
ولی من فقط قبل از عکاسی اجازه میگیرم ...

01:12:26.714 --> 01:12:27.690
... با تمام احترام "

01:12:27.987 --> 01:12:30.621
"من جمیل شابیز هستم، می تونم یه عکس ازتون بگیرم ؟ ...

01:12:33.488 --> 01:12:35.464
...لبخندشون بازتابیه از احترامی که بهشون گذاشتم

01:12:35.879 --> 01:12:37.637
...پس وقتی که لبخندشون رو توی عکس میبینم ...

01:12:37.723 --> 01:12:39.629
متوجه میشم که موفق شدم اون فضای خوب رو خلق کنم ...

01:12:39.707 --> 01:12:41.824
...فضایی که توش اونها راحت هستن ...

01:12:42.019 --> 01:12:44.387
و به همین دلیل من هم حس خوبی پیدا می کنم ...

01:13:37.127 --> 01:13:39.057
... من تو حومه شهر فیلادلفیا متولد شدم

01:13:39.284 --> 01:13:40.737
... دقیق یادمه چند سالم بودم ... 8 سال ...

01:13:41.167 --> 01:13:43.284
... کلاس سوم بودم و داشتم می رفتم خونه ...

01:13:44.136 --> 01:13:46.479
" و به خودم گفتم :" باید از اینجا فرار کنیم

01:13:47.386 --> 01:13:48.644
... و همیشه همین قصد رو داشتم

01:13:48.762 --> 01:13:50.668
... همیشه دلم می خواست آزاد باشم ...

01:13:50.793 --> 01:13:52.957
و می خواستم به نیویورک بیام ...

01:13:53.074 --> 01:13:54.801
با وجود اینکه یه بچه بودم ...

01:13:57.528 --> 01:14:00.685
وقتی به نیویورک اومدیم
... و من کلی توی پارک مرکزی راه می رفتم

01:14:01.716 --> 01:14:05.114
... و همیشه دنبال اتفاقات بزرگ می گشتم ...

01:14:05.364 --> 01:14:07.536
...که پشت بقیه اتفاقات مخفی شده بود...

01:14:16.076 --> 01:14:17.388
... هنوز عاشق خیابون هستم

01:14:17.435 --> 01:14:18.364
... معمولاً توی خیابون ها می چرخم

01:14:18.552 --> 01:14:20.325
کار کردن توی خیابون خیلی چالش برانگیزه ...

01:14:20.896 --> 01:14:22.732
و سخت ترین نوع عکاسی ...
... درواقع ، عکاسی خیابونیه

01:14:24.582 --> 01:14:26.129
چون باید همیشه سرپا باشی ...

01:14:26.675 --> 01:14:28.761
چون وقتی توی خیابون هستی ...
... به راست می پیچی

01:14:28.871 --> 01:14:29.855
... و یه معجزه داره رخ میده ...

01:14:30.660 --> 01:14:32.042
... ممکنه به چپ بپیچی

01:14:32.105 --> 01:14:33.816
و هیچی نباشه ...

01:14:34.867 --> 01:14:37.089
... خیلی مهمه که بتونی لحظه ها رو شکار کنی

01:14:37.151 --> 01:14:38.672
... و چون من یه عکاس قدیمی هستم ...

01:14:38.758 --> 01:14:40.367
... هنوز آنالوگ عکاسی می کنم ...

01:14:41.297 --> 01:14:43.938
علاوه بر اون به اصلاح قاب اعتقادی ندارم ...

01:14:44.980 --> 01:14:47.660
معتقدم که عکس باید توی خود دوربین خلق بشه ...

01:14:52.018 --> 01:14:53.996
... برای این کار زن بودن خیلی سخت تر از مرد بودنه

01:14:54.114 --> 01:14:55.144
واقعاً این رو لمس کردم ...

01:14:55.543 --> 01:14:59.599
...و بیشتر از همه مشکلاتش توی این حرفه مشخص میشه ...

01:15:00.615 --> 01:15:03.802
... توی شروع کار ممکنه همه چی از تحملت خارج بشه ...

01:15:04.481 --> 01:15:07.968
و البته توانایی های فیزیکی هم مطرحه ...

01:15:09.294 --> 01:15:11.387
... ولی به نظر من ، عکاس زن خیابانی بودن

01:15:11.450 --> 01:15:12.887
مزایایی هم داره ...

01:15:13.036 --> 01:15:14.645
... چون مثلاً من میتونم به خیابون برم ...

01:15:14.716 --> 01:15:16.184
... در هر خونه ای رو بزنم ...

01:15:16.646 --> 01:15:17.622
و راحت برم داخل ...

01:15:18.029 --> 01:15:20.005
... به اندازه یه مرد نمی تونم تهدیدآمیز باشم

01:15:29.521 --> 01:15:32.403
بیشتر اوقات خود سوژه ها بهت نشون میدن
... که عکس باید چطوری باشه

01:15:32.677 --> 01:15:34.287
و برات خلقش می کنن ...

01:15:34.779 --> 01:15:38.052
من از مفاهیم سخته شده و ایده های تکراری
... پیروی نمی کنم

01:15:39.162 --> 01:15:40.748
... و سعی نمی کنم همه چیز رو کنترل کنم ...

01:15:41.217 --> 01:15:43.388
همه چیز باید توسط خود سوژه مشخص بشه ...

01:15:44.100 --> 01:15:46.467
... خیلی سخته که به اون ارتباط لازم

01:15:46.569 --> 01:15:48.468
... دست پیدا کنی ، ولی من تمام سعی ام رو می کنم ...

01:15:49.014 --> 01:15:50.905
تا عکس های به یاد ماندنی خلق کنم ...

01:15:51.179 --> 01:15:54.155
... دنبال قصه ها نرید ، اون مال فیلماست

01:15:57.652 --> 01:16:00.777
عکس ها باید قانع کننده و خودبسنده باشن ...

01:16:03.800 --> 01:16:06.441
... مطمئن نیستم که عکس هام تغییری توی جامعه به وجود بیارن

01:16:06.745 --> 01:16:08.831
... ولی به نظرم میاد که چیزهایی رو به مردم میگن ...

01:16:08.909 --> 01:16:10.714
و دانششون رو درباره زندگی و جهان بالا میبرن ...

01:16:13.441 --> 01:16:15.433
... فکر می کنم توی دنیای هنر مدرن

01:16:15.542 --> 01:16:18.027
... واقعیت چندان مورد پسند نیست ...

01:16:18.751 --> 01:16:19.887
... این ها مستند هستن

01:16:20.340 --> 01:16:21.348
... و من این رو نمی پسندم

01:16:22.075 --> 01:16:24.450
... چون خودم با این روش کار می کنم ...

01:16:24.974 --> 01:16:25.973
... و عاشقون هستم ...

01:16:26.482 --> 01:16:28.145
تمام زندگی م رو وقف این کار کردم ...

01:16:28.708 --> 01:16:29.865
... من عاشق

01:16:30.342 --> 01:16:31.849
عکس های هستم که درباره آدم ها هستن ...

01:16:32.740 --> 01:16:33.912
و البته حیوانات ...

01:16:35.498 --> 01:16:36.818
... درباره انسان ها یا حیوانات فرقی نداره

01:16:38.170 --> 01:16:41.163
... دنیای تزیینی امروز ، به المان های تزیینی علاقه داره ...

01:16:41.248 --> 01:16:44.163
و عکس های این سبکی چندان با خواسته های تزیینی جور نیست ...

01:16:46.804 --> 01:16:49.265
... تعداد خیلی زیادی عکاس های مستند عالی هستن

01:16:49.500 --> 01:16:51.531
که تا حالا کسی کارشون رو ندیده ...

01:16:52.289 --> 01:16:53.406
خیلی ناراحت کننده ست ...

01:16:54.790 --> 01:16:57.501
... چون واقعاً اون سبکی از عکاسیه که من دوست دارم

01:16:58.384 --> 01:17:02.001
کاملاً درباره واقعیته  ...

01:17:07.013 --> 01:17:09.591
عکاسی خیابانی دقیقاً اون چیزی نیست
... که همه درباره ش حرف می زنن

01:17:09.669 --> 01:17:11.669
... این یه پروژه زمان منده ...

01:17:12.607 --> 01:17:15.950
... و بعضی وقتها باقی موندن توی این سبک واقعاً سخته...

01:17:16.803 --> 01:17:17.826
... هر روز تعداد عکاس ها کمتر میشه

01:17:18.397 --> 01:17:21.545
... اونهایی که یه لنز 35 میلی متری برمی دارن و عکاسی می کنن

01:17:22.804 --> 01:17:24.054
در تمام عمرشون ...

01:17:47.340 --> 01:17:48.325
... هرچی پیرتر میشم

01:17:48.403 --> 01:17:50.715
... اهمیت این موضوع رو بیشتر و بیشتر حس می کنم ...

01:17:50.965 --> 01:17:53.130
اینکه دارم چکار می کنم ...
... و مردم چی رو دوست دارن

01:17:53.294 --> 01:17:55.505
... بهشم میگیم ارائه درست محیط انسانی ...

01:17:55.575 --> 01:17:57.138
و جایگاه انسان در اون ...

01:17:58.624 --> 01:18:01.226
... نشون دادن زندگی و جهان همانطور که هست ...

01:18:02.914 --> 01:18:05.609
... و این برای عکاسانی مثل ما رسالت به وجود میاره ...

01:18:05.672 --> 01:18:07.946
... که صادقانه عکاسی کنیم ودیدگاهمون رو عوض نکنیم ...

01:18:08.016 --> 01:18:10.016
تا در آگاه سازی جامعه شریک باشیم ...

01:18:14.141 --> 01:18:16.829
من دارم به روش خودم زندگی رو تصویر می کنم ...

01:18:26.643 --> 01:18:28.987
فکر کنم این اولین حلقه عکسیه
... توی زندگی گرفتم

01:18:30.190 --> 01:18:31.143
اها خودشه ...

01:18:33.675 --> 01:18:35.886
... دقیقاً برمیگرده به سال 66

01:18:37.670 --> 01:18:38.857
درست وسط خیابون ...

01:18:40.451 --> 01:18:42.139
... فکر کنم عکاسی به حالت شما برمیگرده

01:18:42.217 --> 01:18:44.100
اگه حالت خوب باشه عکس های خوب همه جا هستن ...

01:18:44.194 --> 01:18:46.397
و اگه مودت مناسب نباشه ...
... همه توی اتوبوس به نظرت دیوانه میان

01:18:46.937 --> 01:18:48.741
... یا عوضی یا احمق ...

01:18:49.437 --> 01:18:52.163
و اگه حالت خوب باشه و لبخند روی لبت ...
... می بینی که

01:18:52.257 --> 01:18:54.616
 مردم اون لبخند رو بهت بر میگردونن ...

01:18:56.436 --> 01:18:58.202
:برای من هر عکسی باید یه نشان داشته باشه

01:18:58.897 --> 01:19:00.249
"! تنها در نیویورک گرفته شده "

01:19:07.765 --> 01:19:09.093
... بعضی وقت ها از خونه میزنم بیرون

01:19:09.441 --> 01:19:12.409
و بعد میبینم قبل از اینکه حتی به منهتن...
... برسم سه حلقه فیلم مصرف کردم

01:19:13.209 --> 01:19:14.522
همیشه همه چیز در حال تغییره ...

01:19:14.928 --> 01:19:16.240
... همیشه یه چیز جدید وجود داره ...

01:19:16.326 --> 01:19:17.771
... یه نور جدید ، آدم های جدید ...

01:19:18.194 --> 01:19:21.092
...من فقط سعی می کنم تا همه چیز رو همونطور که هستن تصویر کنم ...

01:19:22.866 --> 01:19:24.147
... بدون چرت و پرت گفتن ...

01:19:25.420 --> 01:19:26.694
بدون قضاوت کردن دیگران ...

01:19:27.475 --> 01:19:30.787
و من هروز بیشتر نسبت به کارم هیجان زده میشم ...

01:19:32.287 --> 01:19:33.850
! و هرروز بیشتر و بیشتر عکاسی می کنم

01:19:34.413 --> 01:19:36.788
... مدام فکر می کنم زمان زیادی برام نمونده

01:19:38.466 --> 01:19:39.685
منظورم زمان من روی زمینه ...

01:19:42.779 --> 01:19:46.045
... خیابان می تونه چیزی شبیه به نیروانا باشه

01:19:46.912 --> 01:19:48.076
... نه خود خیابان ...

01:19:48.670 --> 01:19:50.409
بلکه زندگی در جریان در خیابان ...

01:19:50.511 --> 01:19:51.854
... و اینکه خیابان تو رو به کجا می بره ...

01:19:53.370 --> 01:19:54.823
مهم اینه ...

01:19:56.050 --> 01:19:56.995
... همه چی اون بیرونه

01:19:58.604 --> 01:19:59.659
... من به سمتش می رم ...

01:20:00.503 --> 01:20:02.011
... و باید سعی کنم درست تصویرش کنم ...

01:20:02.683 --> 01:20:04.722
و هنوز دارم سعی می کنم درست تصویرش کنم ...

01:20:08.644 --> 01:20:10.933
... عکاسی یعنی ارائه توصیف

01:20:11.473 --> 01:20:13.113
...اون فقط محیط اطراف رو توصیف می کنه ، همین ...

01:20:13.176 --> 01:20:15.855
ما دوربین رو هدایت می کنیم ...
... دکمه رو فشار میدیم و اون برامون توصیفش می کنه

01:20:16.285 --> 01:20:19.144
...ولی یه اتفاق دیگه می افته ، یه چیز خیلی شخصی ...

01:20:20.047 --> 01:20:21.898
... با وجود اینکه این فقط یه ماشینه

01:20:21.984 --> 01:20:23.945
... و فقط یه کسری از ثانیه رو ثبت می کنه ...

01:20:24.632 --> 01:20:28.070
ما به عنوان نوع بشر ...
... یه معنایی از ورای اون دریافت می کنیم

01:20:28.438 --> 01:20:31.602
یه ارتباط رمزآلود با تمام چیزهایی که اطراف ما هستن ...

01:20:37.462 --> 01:20:40.009
... و من خیلی خوشحالم که خیابون رو انتخاب کردم

01:20:40.124 --> 01:20:43.132
جایی که طبیعت زودگذر محیط اطراف بغل دستمه ...

01:20:43.437 --> 01:20:49.148
و خوشحالم که به همین دلیل ...
... زندگی هرروزه یه چیز غیرعادی بهم ارائه می کنه

01:20:53.971 --> 01:20:55.572
یک تکه از لحظه رو ...

01:21:00.385 --> 01:21:02.494
... که در یک هزارم ثانیه ظاهر میشه ...

01:21:05.432 --> 01:21:07.182
... اگه این رو بپذیری

01:21:08.377 --> 01:21:10.042
موفق خواهی شد ...

01:21:12.080 --> 01:21:13.767
... البته خیلی ها این رو قبول ندارن که

01:21:13.845 --> 01:21:16.892
که درهای دنیا به همین آسونی به روشون باز شده ...

01:21:17.095 --> 01:21:18.228
پس نمیبیننش ...

01:21:18.298 --> 01:21:20.080
برای اینکه دنبالش نمی گردن ...

01:21:35.702 --> 01:21:37.522


01:21:39.347 --> 01:21:48.502
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.