﻿WEBVTT

00:00:09.593 --> 00:00:12.388
.سلام

00:00:12.596 --> 00:00:14.098
.آره

00:00:14.306 --> 00:00:17.351
همین الآن میریم سراغ
.یه ماموریت

00:00:17.560 --> 00:00:19.812
پس باهام میاید؟

00:00:23.899 --> 00:00:25.026
.میاید

00:00:32.575 --> 00:00:33.993
پس دارم تو خیابون میرم،
و یه موجی بهم میخوره

00:00:35.453 --> 00:00:36.620
...هیث، هیث، هیث

00:00:36.829 --> 00:00:38.914
و، مطمئناً، روز بد گفتم،

00:00:39.123 --> 00:00:40.249
.در مورد یه چیزی بهم خبر میرسه... هیث"

00:00:40.458 --> 00:00:41.208
".یه خبری هست

00:00:41.417 --> 00:00:42.543
.روز بعد، ایمیلت بهم میرسه

00:00:45.546 --> 00:00:50.718
.صادقانه فکر میکنم زمین از محورش خارج شده

00:00:50.926 --> 00:00:51.886
فکر میکنم واقعاً چیزی هست

00:00:52.094 --> 00:00:57.433
...که به طور جهانی از تنظیم بودن در اومده

00:00:57.641 --> 00:00:58.809
.با اتفاقی که افتاده

00:00:59.018 --> 00:01:02.730
.من نباید در مورد این با شما حرف بزنم

00:01:02.938 --> 00:01:03.814
...این

00:01:04.023 --> 00:01:05.691
.این نباید ساخته بشه

00:01:05.900 --> 00:01:07.443
.این به گا رفته‌ست

00:01:07.651 --> 00:01:08.944
انگار، این چیزی نیست

00:01:09.153 --> 00:01:10.946
.که الآن باید اتفاق بی‌افته

00:01:14.950 --> 00:01:18.162
...هیث سرزنده‌ترین آدم بود

00:01:18.370 --> 00:01:21.248
و اگه رو حاشیه نبود،
.نظرش رو جلب نمیکرد

00:01:21.457 --> 00:01:25.836
اگه خطری، یه جور خطری درگیر نبود،

00:01:26.045 --> 00:01:28.130
.براش وقتی نداشت

00:01:29.673 --> 00:01:32.009
تو وقتی که داشت تموم
.انرژیش رو مصرف کرد

00:01:32.218 --> 00:01:33.928
.تا خود حاشیه انرژیش رو مصرف کرد

00:01:36.055 --> 00:01:39.183
...بعضی از آدم‌ها... بزرگ‌تر از

00:01:42.103 --> 00:01:43.062
.چیزی هستن که دنیا براشون جا داره

00:01:44.647 --> 00:01:50.647
<c.red>من</c> هیث لجر <c.red>هستم</c>

00:01:50.671 --> 00:02:00.671
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:00.704 --> 00:02:02.414
هیث همیشه این تصور رو داشت

00:02:02.623 --> 00:02:03.999
.که قرار بود به کجا برسه

00:02:04.208 --> 00:02:06.877
این ستاره‌های کوچیک براق رو
روی سقف داشت

00:02:07.086 --> 00:02:08.337
.که گذاشته بوده‌شون تو این خونه‌ی قدیمی

00:02:08.546 --> 00:02:10.923
او گفت، میدونید،
".من قراره اونجا برم"

00:02:11.132 --> 00:02:13.843
گفت "من قراره برم تو
"صنعت فیلم‌سازی

00:02:14.051 --> 00:02:15.553
".و گفتش "من قراره بازیگر فیلم بشم

00:02:17.555 --> 00:02:18.347
هیث عادت داشت

00:02:18.556 --> 00:02:19.682
خواهرش کیت رو دنبال کنه، میدونید،

00:02:19.890 --> 00:02:22.226
.تموم ساخته‌هاش وقتی که تو مدرسه بود

00:02:22.434 --> 00:02:26.897
...هیث تو ردیف جلو مثل این
.برای هر کدومشون

00:02:27.106 --> 00:02:28.190
.میخوام این کار رو کنم"

00:02:28.399 --> 00:02:29.400
".نمیتونم صبر کنم تا وقتی بتونم انجامش بدم

00:02:32.570 --> 00:02:34.029
.تو هر کاری که می‌کرد سرآمد بود

00:02:34.238 --> 00:02:36.448
.شطرنج بزرگترین علاقه‌ش بود

00:02:37.741 --> 00:02:39.702
.خواهش میکنم، بذار فقط یه بازی رو ببرم"

00:02:39.910 --> 00:02:42.997
چرا تو داری، انگار، بهش
"تو این سطح فکر میکنی؟

00:02:43.205 --> 00:02:44.832
تو هنر عالی بود،

00:02:45.040 --> 00:02:46.375
.ورزشکار شگفت انگیزی بود

00:02:46.584 --> 00:02:47.918
.هیث تا ته قضیه رو در می‌آورد

00:02:48.127 --> 00:02:48.794
.مبارز خوبی بود

00:02:51.714 --> 00:02:53.132
گفتگوهایی که در مورد این که

00:02:53.340 --> 00:02:54.842
هیث میخواست مدرسه رو ترک کنه

00:02:55.050 --> 00:02:56.760
.و تو استرالیا سفر کنه رو یادمه

00:02:56.969 --> 00:02:58.846
تو این موقعیت خیلی شُکه شده
.بودم چون که 17 سالش بود

00:02:59.054 --> 00:03:01.348
مثل این بود که سعی کنی
یه اسب نر وحشی رو

00:03:01.557 --> 00:03:02.474
.اون موقع رام کنی

00:03:02.683 --> 00:03:04.476
میتونید باهاشون دوست باشید

00:03:04.685 --> 00:03:07.021
و تا جایی که میتونید پشتیبانیشون کنید
و عاشقشون باشید

00:03:07.229 --> 00:03:09.148
و امیدوار باشید که همه چیز
.به خوبی تموم میشه

00:03:09.356 --> 00:03:12.193
.تو پرت* چیزی برای فرار کردن ندارم
<c.yellow>مرکز ایالت استرالیای غربی</c>

00:03:12.401 --> 00:03:13.277
.من عاشق خانواده‌م هستم

00:03:13.485 --> 00:03:15.196
.عاشق دوستام هستم
.عاشق شهر هستم

00:03:15.404 --> 00:03:18.073
فقط کلی چیزا بیرون از
اون داشت اتفاق می‌افتاد،

00:03:18.282 --> 00:03:19.658
.و من باید یه بخشی ازش میبودم

00:03:19.867 --> 00:03:21.660
هیث و ترور،

00:03:21.869 --> 00:03:23.037
رفتن که دنیا رو فتح کنن،

00:03:23.245 --> 00:03:24.622
.جفتشون

00:03:24.830 --> 00:03:27.499
تا روزی که مدرسه رو تموم کنم صبر کرد

00:03:27.708 --> 00:03:29.126
".و بعدش گفت "بیا بریم به سیدنی

00:03:31.045 --> 00:03:32.630
عیناً اینطوری بود که پریدیم تو اون ماشین

00:03:32.838 --> 00:03:35.341
و پا رو گذاشتیم رو پدال
.و زدیم رفتیم

00:03:35.549 --> 00:03:37.927
.فقط میخواستم که برم اون بیرون و انجامش بدم

00:03:42.723 --> 00:03:44.516
از اون موقع به بعد،
.اوضاع نسبتاً سریع پیش رفتن

00:03:47.394 --> 00:03:48.312
.*میریم به باندی
<c.yellow>ساحلی در استرالیا</c>

00:03:48.520 --> 00:03:49.230
.از اونجا شروع میکنیم

00:03:49.438 --> 00:03:50.356
.با هم می‌چرخیم

00:03:50.564 --> 00:03:51.690
.بیاید تو، دخترها و پسرها

00:03:51.899 --> 00:03:52.983
.چیزی رو که میخواستی گیر آوردی

00:03:53.192 --> 00:03:54.026
...تموم این تست‌های بازیگری رو انجام داد

00:03:54.235 --> 00:03:55.319
...تموم این مصاحبه‌ها رو

00:03:55.527 --> 00:03:56.987
.هیچوقت چیزی نخواست
.فقط انجامشون داد

00:03:57.196 --> 00:04:00.241
.*یه نقش تو یه سریال تلویزیونی آمریکایی گیرش اومد، غرش
<c.yellow>سریال Roar</c>

00:04:00.449 --> 00:04:02.034
.نقش اصلی رو داشت

00:04:02.243 --> 00:04:03.244
!اکشن

00:04:03.452 --> 00:04:04.620
.اگه اونقدر زنده بمونی شانس آوردی

00:04:04.828 --> 00:04:05.871
!عالیه. کات

00:04:06.080 --> 00:04:07.539
.حالا یه بازیگره
.جدی بود

00:04:07.748 --> 00:04:08.916
.به گلد کوست* رفتیم
<c.yellow>شهر ساحلی در ایالت کوئینزلند استرالیا</c>

00:04:09.124 --> 00:04:11.252
تو یه آپارتمان مسکونی بهمون یه
اتاق دو تخته داده بودن

00:04:11.460 --> 00:04:12.628
.که به اقیانوس دید داشت

00:04:12.836 --> 00:04:15.089
پول، به عنوان یه آدم 17 ساله،
.چیز چشمگیری بود

00:04:15.297 --> 00:04:16.340
".واو، بفرما"

00:04:18.926 --> 00:04:19.718
.همه چیز رو به جلو پیش میرفت

00:04:19.927 --> 00:04:20.803
.سلام

00:04:21.011 --> 00:04:21.720
لیزا یه زن واقعی بود،

00:04:21.929 --> 00:04:23.889
.کاملاً با کلاس

00:04:24.098 --> 00:04:25.557
.تحسینش میکرد

00:04:25.766 --> 00:04:26.475
.سریع عاشق هم شدن

00:04:26.684 --> 00:04:27.601
.اون راهنماییش کرد

00:04:27.810 --> 00:04:29.061
.پتانسیل اون رو میتونست ببینه

00:04:29.270 --> 00:04:30.521
لیزا، کجا داری میری؟

00:04:30.729 --> 00:04:33.607
.دستش رو گرفت و کلی در باز کرد

00:04:33.816 --> 00:04:34.733
.از استرالیا دنبالش رفت

00:04:34.942 --> 00:04:36.443
".اون اینطوری بود "بیا لس‌آنجلس

00:04:36.652 --> 00:04:38.028
.عکس احمقانه‌ایه

00:05:05.055 --> 00:05:07.599
هیچوقت نرفتم اونجا که انتظار
.داشته باشم اتفاقی بیفته

00:05:09.143 --> 00:05:10.311
یه جورایی با این نگرش رفتم

00:05:10.519 --> 00:05:12.229
".که "خب، چیزی برای از دست دادن ندارم

00:05:14.565 --> 00:05:16.692
تو یه ساعت غیر معمول رسید،

00:05:16.900 --> 00:05:19.737
و برمیگرده رو به من و با یه
لبخند بزرگ به من نگاه میکنه

00:05:19.945 --> 00:05:21.530
"!و میگه "سلام

00:05:21.739 --> 00:05:22.698
البته، اولین چیزی که متوجه شدم

00:05:22.906 --> 00:05:24.992
.لبخند غول پیکرش بود

00:05:25.200 --> 00:05:29.371
هم اتاقیم، لیزا زین، میدونست،
اونطور که خودش میگفت،

00:05:29.580 --> 00:05:30.622
که اون قرار پاک شه،

00:05:30.831 --> 00:05:33.542
.یعنی تو هالیوود موفق شه

00:05:33.751 --> 00:05:36.045
فکر میکنم اون اولین نفری بود
.که این رو متوجه شد

00:05:37.796 --> 00:05:40.382
سلام. روزت چطور بود؟

00:05:40.591 --> 00:05:41.925
.جالب بود

00:05:43.093 --> 00:05:45.512
یه کتابی هست به اسم تربیت احساسات،

00:05:45.721 --> 00:05:49.350
.و احساس میکنم اون چیزی بود که از لیزا گرفت

00:05:52.728 --> 00:05:55.606
...لیزا اون رو به کارنوال ونیز بود

00:05:58.025 --> 00:05:59.568
...و فیلم 8 میلی‌متری فیلم‌برداری کردن

00:06:01.695 --> 00:06:03.614
...و لباس‌ها رو میپوشیدن

00:06:05.741 --> 00:06:06.909
و، برای من،

00:06:07.117 --> 00:06:08.827
اون قسمتی از چیزی بود که
.به عنوان بازیگر خلقش کرد

00:06:11.705 --> 00:06:13.957
فیلم‌نامه‌ی دوستم رو بهش دادم،
.<i>10 چیز درباره تو که ازشان متنفرم</i>

00:06:17.211 --> 00:06:18.754
فیلم‌نامه رو خوند و گفت،

00:06:18.962 --> 00:06:21.048
".واقعاً نقش پاتریک رو دوست دارم"

00:06:21.256 --> 00:06:23.509
و من گفتم،
"پاتریک شخصیت اصلی نیست؟"

00:06:23.717 --> 00:06:26.720
اون گفت،
آره، پاتریک شخصیت اصلیه"

00:06:26.929 --> 00:06:28.514
".و این نقشیه که من میخوام

00:06:28.722 --> 00:06:31.308
و وقتی از تست بازیگری برگشت،

00:06:31.517 --> 00:06:33.852
".گفت "پاتریک رو گیرآوردم

00:06:34.061 --> 00:06:36.939
و من اینطور بود که
"واقعاً؟ نقش اصلی رو گیرآوردی؟"

00:06:37.147 --> 00:06:41.777
...و اون موقع بود که متوجه شدم هیث

00:06:41.985 --> 00:06:42.778
.متفاوت بود

00:06:42.986 --> 00:06:44.446
.بدون توهین یا هر چیزی

00:06:44.655 --> 00:06:46.240
یعنی، میدونم همه میرن سراغ خواهرت،

00:06:46.448 --> 00:06:48.409
...اما

00:06:48.617 --> 00:06:49.284
.اون کسی رو نداره

00:07:02.256 --> 00:07:03.340
شاید بهتر باشه این که رو
.یه وقت دیگه کنیم

00:07:18.272 --> 00:07:19.773
بعضی اوقات مردم به خاطر

00:07:19.982 --> 00:07:21.775
یه چیزی مشهور میشن،

00:07:21.984 --> 00:07:24.403
فرق نمیکنه که خوش قیافه بودنه
یا استعداده یا زمان بندی یا،

00:07:24.611 --> 00:07:25.904
میدونید، هر چیزی که هست،

00:07:26.113 --> 00:07:28.282
اما اون یه جورایی
.همه چیز رو داشت

00:07:30.576 --> 00:07:33.203
یکی از نیرومندترین چیزها
...برای یه بازیگر

00:07:33.412 --> 00:07:34.997
مخصوصاً برای من،
...صداشونه

00:07:35.205 --> 00:07:36.540
چند باری تو زندگیم،

00:07:36.748 --> 00:07:37.833
...توپ راگبی پرت کردم، پس

00:07:38.041 --> 00:07:40.002
...و خصوصیات جسمانیشون

00:07:40.210 --> 00:07:42.671
و، میدونید، سطح مردونگیشون،

00:07:42.880 --> 00:07:44.840
.و اون تموم اون چیزا رو تو یه نقطه داشت

00:07:53.682 --> 00:07:54.933
یه چندتایی از بچه‌ها بودن

00:07:55.142 --> 00:07:56.185
.که تو یه هتل مونده بودن

00:07:56.393 --> 00:07:58.020
همه لباس‌های خودشون رو داشتن

00:07:58.228 --> 00:07:59.480
و اون همه رو دور هم جمع کرده بود،

00:07:59.688 --> 00:08:02.357
پس تا وقتی که من اونجا برسم،
.پارتی‌ها تو اتاق اون بودن

00:08:02.566 --> 00:08:05.068
<i>10 چیز</i> وقتی بود که اون واقعاً حس کرد

00:08:05.277 --> 00:08:07.529
.که "باشه، این شغل منه

00:08:07.738 --> 00:08:09.198
".حالا من یه بازیگرم

00:08:11.116 --> 00:08:13.243
تا اون موقع، مدیر برنامه‌هاش
.رو داشت، استیو

00:08:13.452 --> 00:08:14.411
با صنعت آشنا بود،

00:08:14.620 --> 00:08:15.829
.اما واقعاً صنعت رو نمیشناخت

00:08:16.038 --> 00:08:18.582
.فقط برای 18 ماه بود که توش بود

00:08:20.626 --> 00:08:21.710
.اویل دوران اشتغال خودم بود

00:08:21.919 --> 00:08:24.004
.میدونید، اون یکی از مشتری‌های اولیه من بود

00:08:24.213 --> 00:08:27.549
دنبال آدم‌هایی میگشت که میتونست
.بهشون اعتماد کنه

00:08:30.177 --> 00:08:31.094
.خونه برای خواب

00:08:35.557 --> 00:08:36.725
.واضح بود

00:08:36.934 --> 00:08:38.936
.این تکبر رو داشت

00:08:39.144 --> 00:08:41.438
پس چند وقته که داری بازیگری میکنی؟

00:08:41.647 --> 00:08:43.232
...حدود

00:08:44.399 --> 00:08:45.901
.20 سال

00:08:46.109 --> 00:08:48.570
چند سالته؟

00:08:48.779 --> 00:08:49.947
.20

00:08:50.155 --> 00:08:52.616
میتونستید بگید که میرفتیم
.که به یه چیزی برسیم

00:08:52.824 --> 00:08:54.076
پس یکی از اون چیزایی که اتفاق می‌افته

00:08:54.284 --> 00:08:56.912
وقتیه که تو یه چیزی تو
یه فیلم خوب باشی،

00:08:57.120 --> 00:08:59.331
.همه بهت همون چیز رو پیشنهاد میدن

00:08:59.540 --> 00:09:01.667
پس اون یه کار عالی

00:09:01.875 --> 00:09:04.962
تو یه فیلم نوجوانانه‌ی رمانتیک کمدی کرد،

00:09:05.170 --> 00:09:07.172
و هر چیزی که، میدونید،

00:09:07.381 --> 00:09:09.299
یه جورایی شبیه <i>10 چیز درباره
تو که ازشان متنفرم</i> بودن

00:09:09.508 --> 00:09:10.884
.سر راهش اومدن

00:09:11.093 --> 00:09:14.805
و، البته، اون دقیقاً چیزی بود که
.نمیخواست برای کار بعد انجام بده

00:09:15.013 --> 00:09:17.516
میخواست که به کارهای یه نگاهی
.کنه و یه چالش جدید پیدا کنه

00:09:19.309 --> 00:09:23.063
.اون لحظه یه قدم بعدی خیلی مهم بود

00:09:23.272 --> 00:09:25.107
باشه، میخوایم دفعه بعد چیکار کنیم؟"

00:09:25.315 --> 00:09:28.610
اگه انتخابی داشته باشیم واقعاً
"میخوایم چیکار کنیم؟

00:09:28.819 --> 00:09:31.071
مردم تو هالیوود دوست ندارن که "نه" بشنون،

00:09:31.280 --> 00:09:32.489
...میدونید

00:09:32.698 --> 00:09:35.409
."و پس من خیلی حال میکردم که بگم "نه

00:09:35.617 --> 00:09:36.702
.اون همیشه خیلی خودمونی بود

00:09:36.910 --> 00:09:40.122
هیچوقت در موردش کج خلقی نمیکرد،

00:09:40.330 --> 00:09:42.165
.اما میدونست که چی رو نمیخواست

00:09:42.374 --> 00:09:44.960
همیشه خیلی قدردان

00:09:45.168 --> 00:09:49.381
.اومدن به خونه‌ای پر از هنر و هنرمندها بود

00:09:51.717 --> 00:09:52.759
.همین الآن دارم فیلم برداری میکنم

00:09:57.014 --> 00:09:58.307
دوربینش رو داشت،

00:09:58.515 --> 00:10:01.143
.و نمیدونست که غیر از خلق یه چیزی چیکار کنه

00:10:01.351 --> 00:10:03.604
فقط برای فیلم برداری از ما و فیلم
.برداری از کاری که میکردیم نبود

00:10:03.812 --> 00:10:07.941
اون، انگار، همونجا داشت
.یه چیزی رو خلق میکرد

00:10:10.110 --> 00:10:12.446
همیشه بهم میگفت
".دوربینت رو فراموش نکن"

00:10:12.654 --> 00:10:14.698
و منم میگفتم "میخوام بین اینجا تا اونجا از
"چی فیلم برداری کنم؟

00:10:14.906 --> 00:10:18.076
.و اون میگفت "اهمیت نمیدم
".میتونی از پات فیلم برداری کنی

00:10:18.285 --> 00:10:20.912
اما موقع برگشت کلی از
.ویدیوهامون رو تماشا میکردیم

00:10:21.121 --> 00:10:23.749
اون انگار... کنجکاو بود،
و تماشای اونا، و، انگار،

00:10:23.957 --> 00:10:25.375
فکر کردن به این که طوری میتونست
.کارهای متفاوتی انجام بده

00:10:26.918 --> 00:10:27.669
...اینطوری یاد گرفتیم

00:10:27.878 --> 00:10:29.046
...هیچوقت مطالعه نکرد

00:10:29.254 --> 00:10:30.756
.هیچی رو، واقعاً

00:10:30.964 --> 00:10:33.175
.به خودش آموزش میداد

00:10:33.383 --> 00:10:35.093
واقعاً میتونست ببین چیکار میکنه

00:10:35.302 --> 00:10:37.346
.و چطوری بهتر یا متفاوت انجامش بده

00:10:39.848 --> 00:10:40.849
حتی اگه نحوه لبخند زدنش بود

00:10:41.058 --> 00:10:42.100
یا جایی که نگاه میکرد،

00:10:42.309 --> 00:10:45.103
کلی چیزای رو فقط برای خودش درست میکرد،

00:10:45.312 --> 00:10:46.563
.فقط برای آموزش به خودش

00:10:48.857 --> 00:10:50.317
...درسته

00:10:50.525 --> 00:10:52.194
<i>و فوق ویلن‌های شیطانی</i>

00:10:52.402 --> 00:10:53.695
.فوق ویلن‌های شیطانی

00:10:53.904 --> 00:10:55.072
<i>...آدم‌های مرد و زن...</i>

00:10:55.280 --> 00:10:56.615
کی؟

00:10:59.534 --> 00:11:00.911
.گرفتمش، رئیس

00:11:01.119 --> 00:11:01.912
!بیا بریم

00:11:02.120 --> 00:11:04.581
.باشه، ماموریتم به دستم رسید

00:11:04.790 --> 00:11:05.874
.ما کنار روزنه‌ایم

00:11:06.083 --> 00:11:09.961
هیچوقت نمیدونید کی
.اون بیرون منتظره

00:11:10.170 --> 00:11:10.962
.باشه

00:11:20.764 --> 00:11:21.390
.هی

00:11:27.187 --> 00:11:28.230
اونا میدونستن؟

00:12:25.162 --> 00:12:28.707
.باشه، اون اینجا نیست

00:12:28.915 --> 00:12:30.125
.بیاید به گشتن ادامه بدیم

00:12:30.333 --> 00:12:32.002
.این پایین

00:13:13.960 --> 00:13:16.338
.خدای مهربون

00:13:16.546 --> 00:13:17.923
.عجب تلاشی بود

00:13:18.131 --> 00:13:20.258
.خدا رو شکر که جون سالم به در بردم

00:13:20.467 --> 00:13:22.594
این چیه؟ یه پیام؟

00:13:22.803 --> 00:13:24.513
.باید از طرف اون باشه

00:13:24.721 --> 00:13:26.306
...اوه، خدای من

00:13:44.074 --> 00:13:47.410
تست بازیگری <i>میهن‌پرست</i> به ایده
مل گیبسون رسید،

00:13:47.619 --> 00:13:49.913
.که بزرگترین ستاره فیلم استرالیاییه

00:13:50.121 --> 00:13:51.915
اون یکی از الگوهاش بود،

00:13:52.123 --> 00:13:54.793
...و اون عاشق، میدوندی، <i>مکس دیوانه</i> بود و

00:13:55.001 --> 00:13:57.796
.برای اون یه چیز خیلی، خیلی بزرگ بود

00:13:58.004 --> 00:14:01.049
یه تست بازیگری واقعی با
لباس‌ها تو صحنه فیلم برداری

00:14:01.258 --> 00:14:02.384
.با ستاره اصلی بود

00:14:04.094 --> 00:14:05.720
وسط صحنه‌ی دوم بودم

00:14:05.929 --> 00:14:07.138
که باید براشون میخوندم،

00:14:07.347 --> 00:14:09.683
و کلمات مثل "بلهلببل" بیرون می‌اومدن،

00:14:09.891 --> 00:14:12.853
و واسه همین بس کردم و بلند شدم

00:14:13.061 --> 00:14:14.104
".و گفتم "متاسفم. دارم وقتتون رو هدر میدم

00:14:14.312 --> 00:14:17.107
هیث بهم زنگ زد و گفت،

00:14:17.315 --> 00:14:18.733
.سر این یکی بهت زنگ نمیزنن"

00:14:18.942 --> 00:14:20.569
".خوب کار نکردم

00:14:20.777 --> 00:14:22.988
و یه چیزی اونجا به اندازه کافی بود،

00:14:23.196 --> 00:14:25.866
که رولاند امریش و استودیو و مل،

00:14:26.074 --> 00:14:28.410
همه به هم دیگه نگاه کردن و، فکر کنم، گفتن،

00:14:28.618 --> 00:14:29.953
".میدونی، بیا یه تستی کنیم"

00:14:32.038 --> 00:14:35.292
.خب امروز، اولین روز فیلم برداریه

00:14:35.500 --> 00:14:36.793
.اولین روز <i>میهن‌پرست</i> برای منه

00:14:37.002 --> 00:14:38.295
.بهش امید دارم

00:14:38.503 --> 00:14:40.380
سه ماه میگذره از وقتی که
فهمیدم این کار گیرم اومده،

00:14:40.589 --> 00:14:43.008
و بالاخره، بعد از سه
ماه یه گوشه نشستن،

00:14:43.216 --> 00:14:44.092
فکر کردن در موردش،

00:14:44.301 --> 00:14:45.635
.میتونم برم اون بیرون و انجامش بدم

00:14:45.844 --> 00:14:47.220
.همینه

00:14:48.763 --> 00:14:51.016
..پس

00:14:51.224 --> 00:14:52.893
یه چشم بهم میزنم،
.و میره بیرون

00:14:55.562 --> 00:14:57.314
بچه‌ها، بچه‌ها،
.هیث اینجاست، بچه‌ها

00:14:57.522 --> 00:14:58.356
.همه سرحال باشید

00:15:06.197 --> 00:15:07.490
.یه تولید بزرگ بود

00:15:09.034 --> 00:15:11.369
یه خرده ترسناک بود

00:15:11.578 --> 00:15:14.331
که تو یه شهر دیگه بدون هیچ
دوستی باشی،

00:15:14.539 --> 00:15:17.042
.و همینطوری تنها برای خودت بشینی

00:15:17.250 --> 00:15:19.628
.زندگی تنهاییه

00:15:19.836 --> 00:15:20.879
.کات

00:15:21.087 --> 00:15:22.797
واسه همینه که من رو به بیشتر مکان‌ها برد

00:15:23.006 --> 00:15:24.174
.چون که ما بودیم

00:15:30.180 --> 00:15:31.598
همدیگه رو موقع روندن دوچرخه‌هامون

00:15:31.806 --> 00:15:32.682
تو خیابون دیده بودیم،

00:15:32.891 --> 00:15:35.644
.و تبدیل به بهترین دوست‌ها شدیم

00:15:35.852 --> 00:15:39.147
.ما با هم... احساس میکردیم که خونه هستیم

00:15:39.356 --> 00:15:43.193
...میتونستی بگی که اون
.میخواست که یه کار خوب انجام بده

00:15:45.153 --> 00:15:47.572
.هنوز داشت یاد میگرفت

00:15:55.455 --> 00:15:57.916
.من برنمی‌گردم

00:15:58.124 --> 00:16:01.252
.نه، انتظار نداشتم که برگردی

00:16:05.548 --> 00:16:07.676
.اون گیتز یه احمق وامونده‌ست

00:16:09.803 --> 00:16:11.805
.سال‌های زیادی رو تو ارتش بریتانیا صرف کرده

00:16:12.013 --> 00:16:14.516
...پا به پای سربازهای انگلیسی تو محیط‌های باز

00:16:14.724 --> 00:16:15.850
.دیوونگیه

00:16:16.059 --> 00:16:18.103
یه روزی از صحنه فیلم برداری بهم زنگ زد،

00:16:18.311 --> 00:16:19.896
.واقعاً ناراحت

00:16:22.816 --> 00:16:26.111
براش سخت میگذشت،
و داشت تو یه بحران

00:16:26.319 --> 00:16:28.613
.اعتماد به نفس تقلا میکرد

00:16:37.872 --> 00:16:38.790
احتمالاً، تو ذهنش،

00:16:38.999 --> 00:16:40.500
کنار الگوش ایستاده،

00:16:40.709 --> 00:16:42.794
.با مل گیبسون داره بازی میکنه

00:16:43.003 --> 00:16:45.255
برای سه بچه استرالیایی،
.خیلی چیز زیادی بود

00:16:47.924 --> 00:16:49.217
درگیر این ترس میشد که

00:16:49.426 --> 00:16:51.428
میتونه یا نه که چیزایی که

00:16:51.636 --> 00:16:53.847
.اون میخواد ور به انجام برسونه

00:16:54.055 --> 00:16:55.849
تقریباً از هر فیلمی که

00:16:56.057 --> 00:16:58.309
آخرش انجامشون داد،
.بیرون کشیده میشد

00:17:01.771 --> 00:17:04.107
یه جورایی یه راهنماست برای من

00:17:04.315 --> 00:17:05.942
که به خودم شک کنم،

00:17:06.151 --> 00:17:07.318
همیشه فکر کنم که بهتره که انجامش ندم،

00:17:07.527 --> 00:17:08.445
و نمیدونم که چطوری انجامش بدم،

00:17:08.653 --> 00:17:10.363
و من شکست میخورم،

00:17:10.572 --> 00:17:12.490
و این که گولشون زدم،

00:17:12.699 --> 00:17:14.993
و همیشه سعی میکنم
.یه راه بیرون رفتی پیدا کنم

00:17:19.497 --> 00:17:20.999
و اون ازش گذتش،

00:17:21.207 --> 00:17:21.916
.و مل عالی بود

00:17:22.125 --> 00:17:23.334
مل خیلی باهاش سخاوتمند بود،

00:17:23.543 --> 00:17:24.711
و واقعاً زیر پر و بالش گرفتش،

00:17:24.919 --> 00:17:26.963
.و شگفت انگیز بود

00:17:27.172 --> 00:17:28.173
.متاسفم

00:17:28.381 --> 00:17:29.716
.ساکت باش

00:17:29.924 --> 00:17:31.926
.ازت مراقبت میکنم
.حالت خوب میشه

00:17:32.135 --> 00:17:33.470
...پدر

00:17:35.638 --> 00:17:39.267
.متاسفم... در مورد توماس

00:17:43.563 --> 00:17:44.773
مل واقعاً بهش یاد داد

00:17:44.981 --> 00:17:46.191
.چطوری از یه شخصیت وارد و خارج شه

00:17:48.359 --> 00:17:51.613
واقعاً یاد گرفت که چطوری
یه کم آروم باشه،

00:17:51.821 --> 00:17:53.782
به جای این که خودش رو آماده کنه، انگار

00:17:53.990 --> 00:17:56.451
من باید این صحنه رو انجام بدم،"
"و باید این کار رو کنم

00:17:58.369 --> 00:18:01.790
فکر میکنم که مل اولین
.معلمی بود که اون داشت

00:18:01.998 --> 00:18:04.209
هیث عادت داشت بهم بگه
.این چیزی نیست که مل میگه"

00:18:04.417 --> 00:18:05.335
".چیزی که نمیگه

00:18:14.844 --> 00:18:16.096
.خوبه. خوشحالم که کارم تموم شده

00:18:16.304 --> 00:18:17.597
.طولانی بود

00:18:17.806 --> 00:18:20.391
ولی خیلی جالب بود،
و اونا واقعاً آدم‌های برزگی هستن

00:18:20.600 --> 00:18:24.562
.و در عرض دو ساعت به یه پرواز باید برسم

00:18:24.771 --> 00:18:27.190
مل گفته بود
.خب، من با جت خودم میرم"

00:18:27.398 --> 00:18:28.358
"شماها میخواید با من بیاید؟

00:18:28.566 --> 00:18:30.860
مل گیبسون داره ما رو
به جتش دعوت میکنه،

00:18:34.739 --> 00:18:35.740
و، یه هویی، اونجاییم،

00:18:35.949 --> 00:18:37.909
با مل تو جتش،

00:18:38.118 --> 00:18:40.370
.در حال پرواز به لس‌آنجلس

00:18:40.578 --> 00:18:42.413
.قطعاً، فطعاً به لحظه خاص بود

00:18:58.680 --> 00:19:00.682
پس ما همیشه دنبال ماجراجویی‌ها میرفتیم

00:19:00.890 --> 00:19:02.725
و دنبال ماجراجویی بعدی بودیم

00:19:02.934 --> 00:19:04.561
.که هیجان انگیز و جذاب بود

00:19:07.272 --> 00:19:09.149
.یه فیلم رو تموم کرده بود

00:19:09.357 --> 00:19:10.275
.وقت آزاد داشت

00:19:10.483 --> 00:19:12.068
.سال 1999 به جشنواره برنینگ من رفتیم

00:19:20.994 --> 00:19:21.703
.اوه، باحاله

00:19:27.417 --> 00:19:28.418
هیجان زده بودیم،

00:19:28.626 --> 00:19:30.003
.چون هیچی در موردش نمیدونستیم

00:19:31.171 --> 00:19:31.796
.باحاله

00:19:34.674 --> 00:19:37.635
خلاقیتی که اینجا وجود داره

00:19:37.844 --> 00:19:40.638
.و قابلیت این موتور سواری تو صبح، ظهر و شب

00:19:42.265 --> 00:19:43.183
فکر میکنم برنینگ من

00:19:43.391 --> 00:19:44.726
.مکان مورد علاقه هیث روی زمین بود

00:19:49.355 --> 00:19:50.356
یه ویسکی میخوای، ترور؟

00:19:50.565 --> 00:19:51.232
.برای یه ویسکی ممنون میشم

00:19:51.441 --> 00:19:53.026
.ویسکی

00:19:53.234 --> 00:19:55.987
.ویسکی و هات داگ
.خوبه

00:19:56.196 --> 00:19:58.323
یه عده آدم نیمه برهنه بود

00:19:58.531 --> 00:20:00.617
و موزیک رقص 24 ساعت تمام هفته

00:20:00.825 --> 00:20:04.329
.و ما واقعاً خوب جور در اومدیم

00:20:11.461 --> 00:20:14.047
.هیث هر لحظه رو به طور مطلق زندگی میکرد

00:20:20.345 --> 00:20:24.766
همیشه دنبال این بود که از وضعیت
.یه چیزی خلق کنه

00:20:30.438 --> 00:20:31.231
...باحاله

00:20:31.439 --> 00:20:32.523
میبینی؟

00:20:35.902 --> 00:20:37.403
.یه هنرمند بود

00:20:37.612 --> 00:20:39.656
.عاشق رنگ بود
.عاشق نقاشی کشیدن بود

00:20:39.864 --> 00:20:42.742
.دوربین‌ها یکی از بزرگترین علاقه‌هاش بودن

00:20:42.951 --> 00:20:44.869
.روشنایی در دسترس رو میدونست

00:20:45.078 --> 00:20:47.789
سرعت فیلم تو دوربینش رو میدونست،

00:20:47.997 --> 00:20:50.667
و این که میتونست بدون استفاده از
.یه نور سنج تنظیمش کنه

00:20:52.835 --> 00:20:55.630
.دوربین یه بخشی از اون بود

00:21:10.186 --> 00:21:12.313
هیث و من دوستای مشترکی داشتیم،

00:21:12.522 --> 00:21:13.398
.پس از قبل ترتیبش چیده شده بود

00:21:13.606 --> 00:21:16.109
ما با هم ملاقات کردیم،

00:21:16.317 --> 00:21:18.027
.و همین بود

00:21:18.236 --> 00:21:19.028
.همین بود

00:21:20.488 --> 00:21:24.284
همیشه دوربین‌ها دور و اطراف بودن،

00:21:24.492 --> 00:21:25.618
یه دوربین ویدیویی،

00:21:25.827 --> 00:21:28.997
یا یه دوربین پلاروید،
.یا یه فیلم برداری

00:21:29.205 --> 00:21:32.750
وقتی همه این چیزها رو با
هم دیدم شگفت زده شدم،

00:21:35.044 --> 00:21:37.171
...و چقدر عکس

00:21:37.380 --> 00:21:39.674
یعنی، اون داشت همه چیز
.رو مستند سازی میکرد

00:21:41.759 --> 00:21:42.677
با تموم اون لحظه‌هایی که

00:21:42.885 --> 00:21:46.264
توشون بود، احاطه شده بود،

00:21:46.472 --> 00:21:47.765
و بعدش باهاش محصور شده بود،

00:21:47.974 --> 00:21:49.684
و بعدش لحظه بعدی رو ثبت میکنه،

00:21:49.892 --> 00:21:52.437
و لحظه بعدی رو، میدونید،
.و لحظه بعدی رو

00:21:54.105 --> 00:21:55.565
.دست نکشید
...هیچوقت متوقف نشید

00:21:59.944 --> 00:22:02.864
و اونطوری که میتونست تو اون لحظه باشه،

00:22:03.072 --> 00:22:05.450
...و بعدش اون لحظه رو تو دوربین ثبت کنه

00:22:07.118 --> 00:22:12.290
.تو اون لحظه‌ای که درست‌تری هستی گیرت آورده

00:22:12.498 --> 00:22:14.375
.میدونید، واقعاً منو گیر آورده بود

00:22:14.584 --> 00:22:17.170
فکر میکنم چیز زیباییه

00:22:17.378 --> 00:22:20.298
چون که اون میگه، میدونید،
از طریق عکس‌هاش

00:22:20.506 --> 00:22:22.133
".من میبینمت"

00:22:25.219 --> 00:22:28.806
هنر بیشتر یه نیاز بود، تقریباً،

00:22:29.015 --> 00:22:33.394
تا توی دنیا زندگی کنی
.و بعدش دنیا رو ثبت کنی

00:22:33.603 --> 00:22:37.398
روش نقاشی میکشید یا
روش قلم میزد،

00:22:37.607 --> 00:22:39.317
یا از مداد شمعی استفاده
.میکرد یا از لاک ناخن

00:22:41.152 --> 00:22:43.905
.میخواست همه‌چیز رو درک کنه

00:22:52.413 --> 00:22:53.748
این تنها راهی که میتونم بهش فکر کنم،

00:22:53.956 --> 00:22:55.375
.با یه دوربین تو دستش

00:22:57.168 --> 00:23:00.088
.هیث اینطوری بود

00:23:04.634 --> 00:23:06.386
رفقاش از پرت،

00:23:06.594 --> 00:23:08.679
اونا خیلی نزدیک، گرم،

00:23:08.888 --> 00:23:13.101
دوست داشتنی، میدونید، گروهی از دوستا بودن

00:23:13.309 --> 00:23:16.896
.و از داشتنشون دور و برش لذت میبرد

00:23:17.105 --> 00:23:19.565
.باشه، 101 به سمت جنوب رو میرم

00:23:19.774 --> 00:23:21.692
اون، انگار، 15 سال رابطه دوستی داشته

00:23:21.901 --> 00:23:24.529
با بچه‌هایی که باهاشون به مهد کودک میرفته

00:23:24.737 --> 00:23:26.197
.که با هم تو دبیرستان فارغ التحصیل شدیم

00:23:26.406 --> 00:23:28.658
.هیث همیشه نزدیک نگهشون میداشت

00:23:30.618 --> 00:23:32.161
من به اندازه کافی خاص
بودم که بهش سر بزنم

00:23:32.370 --> 00:23:35.123
و ببینم زندگیش چطور بود

00:23:35.331 --> 00:23:37.250
و شدیداً فریبنده بود،

00:23:37.458 --> 00:23:38.584
.شدیداً جذاب

00:23:38.793 --> 00:23:40.420
اوه، خدای من، این باید مثل،

00:23:40.628 --> 00:23:43.089
دنیایی باشه که همه
.میخوان توش زندگی کنن

00:23:43.297 --> 00:23:44.674
...کین منرا از استروکز

00:23:46.259 --> 00:23:47.510
فکر میکنم اولین سفر بود،

00:23:47.718 --> 00:23:48.886
دور و ور میروندیم، و اون گفت

00:23:49.095 --> 00:23:50.096
".باید برم خونه‌ی یکی از دوستام"

00:23:50.304 --> 00:23:51.556
در رو میزنه،

00:23:51.764 --> 00:23:52.640
و اون این قیافه‌ی

00:23:52.849 --> 00:23:56.185
.یه کم گستاخانه رو رو صورتش داره

00:23:56.394 --> 00:23:57.186
.در باز میشه

00:23:57.395 --> 00:23:59.897
.نائومی کمپبل در رو باز میکنه

00:24:00.106 --> 00:24:02.024
هنوز عکس‌های نائومی کمپبل رو
روی دیوارم دارم،

00:24:02.233 --> 00:24:03.151
.تو این موقعیت

00:24:04.861 --> 00:24:06.237
دارم نهایت سعیم رو میکنم
که وانموند کنم

00:24:07.572 --> 00:24:09.031
هی، چطوری؟"
".از دیدنت خوشحالم

00:24:09.240 --> 00:24:10.032
و دارم فکر میکنم

00:24:10.241 --> 00:24:11.075
.به گمونم این کاریه که هیث انجام میده"

00:24:11.284 --> 00:24:12.535
.حالا اینطوریه

00:24:12.743 --> 00:24:13.953
".همینطوری میره به خونه‌ی نائومی کمپبل

00:24:17.498 --> 00:24:19.041
!هیث! هیث

00:24:22.628 --> 00:24:24.839
خونه‌ی هیث مشهور به

00:24:25.047 --> 00:24:27.758
داشتن یه جمعی

00:24:27.967 --> 00:24:30.011
از بازیگرای استرالیایی و اینا بود

00:24:30.219 --> 00:24:31.053
.که اونجا زندگی میکردن

00:24:31.262 --> 00:24:33.014
مدیر انتخاب بازیگرها

00:24:33.222 --> 00:24:36.184
و تو یکی از استرالیایی‌هایی هستی"
"که تو خونه‌ی هیث زندگی میکنن؟

00:24:37.852 --> 00:24:41.939
آره، ما تو لس‌فیلز* تو خونه‌ش زندگی میکردیم،
<c.yellow>محله‌ای در لس‌آنجلس آمریکا</c>

00:24:42.148 --> 00:24:43.941
جایی که درها همیشه باز بودن،

00:24:44.150 --> 00:24:46.194
.و مردم می‌اومدن و می‌موندن

00:24:46.402 --> 00:24:50.615
جوئل اجرتون و هیث از همون اول
دوستای نزدیکی بودن،

00:24:50.823 --> 00:24:52.867
.و اون اومد اونجا، و مارتین هندرسون هم اومد

00:24:53.075 --> 00:24:54.118
.همینکار رو کردم

00:24:54.327 --> 00:24:55.286
رز بیرن،

00:24:55.495 --> 00:24:57.455
گرگور جوردن، میدونید،
...همون کارگردانه

00:24:57.663 --> 00:24:59.582
.هیچوقت نمیدونی کی تو خونه‌ی هیث میمونه

00:24:59.790 --> 00:25:02.752
قدم همه‌کس و هرکسی رو چشم بود، میدونید؟

00:25:02.960 --> 00:25:05.588
.روحیه سخاوتمندانه‌ای داشت

00:25:05.796 --> 00:25:08.591
معجزه آساست،
...انرژی

00:25:08.799 --> 00:25:10.801
.اون، با دست‌های باز، مثل همیشه

00:25:11.010 --> 00:25:13.471
این چیز استرالیایی، برای من، مثل این بود که

00:25:13.679 --> 00:25:14.972
آره، یکی اومد، همه بیان، میدونید؟

00:25:15.181 --> 00:25:16.307
.مثل، با هم بودن

00:25:16.516 --> 00:25:18.309
.خوش گذرونی

00:25:18.518 --> 00:25:20.686
.مردم بعضی وقت‌ها مدت خیلی طولانی میموندن

00:25:20.895 --> 00:25:21.687
...این

00:25:21.896 --> 00:25:23.314
یه کم بیشتر از چیزای لازم بود،

00:25:23.523 --> 00:25:24.941
.اما، اما جالب بود

00:25:25.149 --> 00:25:28.069
.دور دنیا گشتی

00:25:28.277 --> 00:25:31.906
یه چند ماهی تو لس‌آنجلس بمونی؟

00:25:32.114 --> 00:25:34.492
اون... خیلی خرج بر میداره،

00:25:34.700 --> 00:25:39.455
.و من هیچ کاری مربوط به شغلم نداشتم

00:25:39.664 --> 00:25:40.456
.هیچی

00:25:40.665 --> 00:25:42.166
.یه جورایی مهم نبود

00:25:44.544 --> 00:25:46.337
.طبقه بالا، یه چندتایی ترن‌تیبل* داشتن
<c.yellow>صفحه پخش موزیک</c>

00:25:46.546 --> 00:25:47.755
.تشکیلات یه دی‌جی رو داشتن

00:25:47.964 --> 00:25:49.632
.بیاید تو. میخوایم این کار رو کنیم"

00:25:49.840 --> 00:25:51.801
چه حسی دارید؟
.فقط خوش بگذرونید

00:25:52.009 --> 00:25:53.302
.این اتاق ضبط منه
.این اتاق خوابمه

00:25:53.511 --> 00:25:55.763
از نیک دریک شنیدید؟
".باید به این گوش کنید

00:25:55.972 --> 00:25:57.598
...پخشش میکنه

00:25:57.807 --> 00:26:00.434
تو این خونه، یه مجموعه بزرگ موزیک داره

00:26:00.643 --> 00:26:01.686
و میتونه یه مهمونی بزرگ داشته باشه

00:26:01.894 --> 00:26:04.355
.و همیشه سر موزیک بمونه

00:26:04.564 --> 00:26:07.149
موزیک قطعاً چیزی بود که درونش بود

00:26:07.358 --> 00:26:08.859
.که... عاشقش بود

00:26:11.988 --> 00:26:13.906
با اون، دوستایی بود تا باهاشون خوش بگذرونی

00:26:14.115 --> 00:26:17.243
.و سفرت رو به اشتراک بذاری

00:26:17.451 --> 00:26:21.330
.تو اشتراک گذاری موفقیت‌هاش خیلی بزرگ بود

00:26:21.539 --> 00:26:23.374
خونه‌ی هیث تو لس‌آنجلس یه جورایی

00:26:23.583 --> 00:26:27.545
یه خونه‌ی دوستانه‌ی مشهور
.به صمیمی بودن، بود

00:26:27.753 --> 00:26:31.132
در واقع، وقتی من اونجا میموندم،

00:26:31.340 --> 00:26:34.969
.آدریان گرنیر تو یکی از اون شب‌ها اونجا بود

00:26:35.177 --> 00:26:37.972
.یه خرده نوشیدنی زدن و ادامه دادن بود

00:26:38.180 --> 00:26:39.599
بعدش اکثراً توهم میزدم

00:26:39.807 --> 00:26:42.768
که اون داره یه خرده تخقیق

00:26:42.977 --> 00:26:45.938
روی عملکرد دوست‌ها میکنه،

00:26:46.147 --> 00:26:47.732
چون هیث اونجا نبود،

00:26:47.940 --> 00:26:49.775
پس، میدونید، "وینی"،
اونطور که گفته میشد،

00:26:49.984 --> 00:26:51.402
.یه جای دیگه مشغول ساختن فیلم می‌بود

00:26:57.450 --> 00:26:59.577
.وقت‌هایی بود که آدم‌ها توش بودن، خودش نبود

00:26:59.785 --> 00:27:01.370
یعنی، یه جایی تو صحنه فیلم‌برداری بود،
رو یه فیلم کار میکرد،

00:27:01.579 --> 00:27:02.413
میدونید، تو اروپا،

00:27:02.622 --> 00:27:04.498
.و خونه‌ش پر بود

00:27:41.077 --> 00:27:42.161
.ما تو پراگ* بودیم
<c.yellow>پایتخت جمهوری چک</c>

00:27:42.370 --> 00:27:44.038
برای اولین بار،
ما واقعاً تو اروپا هستیم،

00:27:44.246 --> 00:27:45.623
.و داریم اونجا زندگی میکنیم

00:27:45.831 --> 00:27:48.709
.برای پیش تولید اونجاییم

00:27:51.545 --> 00:27:52.505
<i>داستان یک شوالیه</i>

00:27:52.713 --> 00:27:54.674
.لحظه‌ی جذابی تو دوران شغلیش بود

00:27:54.882 --> 00:27:56.258
ایمی پاسکال، که اون موقع
شرکت سونی رو میچرخوند،

00:27:56.467 --> 00:27:59.970
واقعاً، واقعاً عاشق هیث
بود و ازش تقدیر میکرد

00:28:00.179 --> 00:28:01.514
.و اون رو توی همه چیز میخواست

00:28:05.017 --> 00:28:05.893
!رو به جلو

00:28:16.278 --> 00:28:19.323
هیث واقعاً مقدار خارق العاده‌ای از بزرگی

00:28:19.532 --> 00:28:20.574
رو به کاراکترهاش میداد،

00:28:20.783 --> 00:28:24.078
حتی تو یه فیلمی که یه جورایی ناشناخته‌یت

00:28:24.286 --> 00:28:25.079
و یه جورایی سبُکه،

00:28:25.287 --> 00:28:26.288
.مثل <i>داستان یک شوالیه</i>

00:28:26.497 --> 00:28:31.168
.خیلی سخته که به استواری اون باشی

00:28:31.377 --> 00:28:32.920
میدونید، اولش،
.یه شُک بود

00:28:33.129 --> 00:28:34.422
.میدونید، خوندمش

00:28:34.630 --> 00:28:37.508
آهنگ "ما تو را به جنب‌وجوش می‌اندازیم" از کوئین*،
شروع به" ".پخش میشه وقتی وارد صحنه میشن
<c.yellow>گروه راک بریتانیایی</c>

00:28:37.717 --> 00:28:39.552
فکر میکنم من تقریباً فیلم‌نامه
رو توی اون صفحه بستم

00:28:39.760 --> 00:28:41.512
چون فکر میکردم، اوه،
این یکی از اون فیلماست

00:28:41.721 --> 00:28:43.139
که داره سعی میکنه که، میدونید،
دوتا چیز رو قاطی کنه،

00:28:43.347 --> 00:28:46.475
اما همینطور که بیشتر خوندم،
.خودش رو توضیح داد

00:28:46.684 --> 00:28:48.519
موزیک راک اند رول تموم
موانعی رو نابود میکنه

00:28:48.728 --> 00:28:50.354
.که ما رو محدود به حقایق تاریخی میکنن

00:28:50.563 --> 00:28:52.148
.میدونید، این یه داستان افسانه‌ایه

00:28:52.356 --> 00:28:53.649
میخوایم مخاطب‌ها بیان تو

00:28:53.858 --> 00:28:55.234
.و منتقل شن

00:29:09.665 --> 00:29:11.625
برای جلسه بازاریابی فیلم <i>داستان یک شوالیه</i>

00:29:11.834 --> 00:29:12.877
.به سونی رفتیم

00:29:13.085 --> 00:29:15.713
رئیس استودیو،
مدیرای استودیو،

00:29:15.921 --> 00:29:17.965
همه‌شون اونجا بودن،
کارشون رو میکردن،

00:29:18.174 --> 00:29:19.717
در مورد فیلم هیجان زده بودن،
در مورد هیث هیجان زده بودن،

00:29:19.925 --> 00:29:20.926
.خیلی در مورد هیث هیجان زده بودن

00:29:24.972 --> 00:29:26.849
.پوستر و کمپین "اون تو را به جنب‌وجوش می‌اندازه" بود

00:29:27.057 --> 00:29:28.851
واقعاً بر اساس هیث داشت ساخته میشد،

00:29:29.059 --> 00:29:31.937
میدونید، تصاویر، صورت هیث،

00:29:32.146 --> 00:29:33.147
قیافه‌ش شبیه یه ستاره موزیک راک،

00:29:33.355 --> 00:29:34.774
و جمله گفته شده،
اون تو را به جنب‌وجوش می‌اندازه."،"

00:29:34.982 --> 00:29:36.484
و تموم اون پوسترها تو سراسر شهر،

00:29:36.692 --> 00:29:38.152
.سراسر لس‌آنجلس

00:29:38.360 --> 00:29:40.488
".اون اینطوری بود که "واو، اون صورت منه

00:29:40.696 --> 00:29:43.073
.پوسترها همه جا بودن

00:29:43.282 --> 00:29:45.534
میدونست که این باعث میشه

00:29:45.743 --> 00:29:47.953
.مورد توجه قرار بگیره

00:29:48.162 --> 00:29:49.747
یه لحظه‌ای بود

00:29:49.955 --> 00:29:52.500
که در مورد این حرف زدن که هیث
شهر به شهر میره

00:29:52.708 --> 00:29:54.627
و در مورد فیلم حرف میزنه،

00:29:54.835 --> 00:29:57.379
و، میدونید، قرار بود
.سلاح مخفی باشه

00:29:57.588 --> 00:30:03.636
!ویلیام

00:30:07.640 --> 00:30:11.727
میتونستم ببینم که بیشتر و بیشتر
ناراحت میشه، میدونید؟

00:30:11.936 --> 00:30:12.937
اون روز پیش هم نشسته بودیم،

00:30:13.145 --> 00:30:14.438
و من یه جورایی، با گوشه چشمم،

00:30:14.647 --> 00:30:16.982
میتونستم بگم داشت خیلی
ناراحت و بی‌قرار میشد،

00:30:17.191 --> 00:30:20.027
و بالاخره بهم یواش گفت لازمه که بره،

00:30:20.236 --> 00:30:21.862
میخواست برای یه ثانیه از اتاق خارج شه،

00:30:22.071 --> 00:30:25.282
"میشه من رو ببخشی؟"
.و بلند شد

00:30:25.491 --> 00:30:27.284
.من دنبالش کردم

00:30:27.493 --> 00:30:29.161
تو دستشویی بود،

00:30:29.370 --> 00:30:31.413
اونجا نشسته بود
و ترسیده بود،

00:30:31.622 --> 00:30:33.582
داشت رو این کار میکرد که میخواست
چه غلطی کنه،

00:30:33.791 --> 00:30:35.042
.سعی میکرد که مثل خودش باشه

00:30:37.211 --> 00:30:38.295
یه چیزی تو استرالیا هست،

00:30:38.504 --> 00:30:40.589
بهش میگن سندروم خشاش بلند، میدونید؟

00:30:40.798 --> 00:30:43.634
...اگه یکی خیلی بلند رشد کنه

00:30:43.843 --> 00:30:45.970
دوباره به اندازه قبلیت قطع میشی،

00:30:46.178 --> 00:30:49.306
و، به عنوان یه استرالیایی،
.اینطوری با بقیه فرق میکنی

00:30:49.515 --> 00:30:51.725
اگه خیلی موفق بشی،

00:30:51.934 --> 00:30:53.018
یه جورایی،
...یه چیزی هست که

00:30:53.227 --> 00:30:54.270
.احساس بدی داری

00:30:56.397 --> 00:30:57.398
یه فروشنده بودن

00:30:57.606 --> 00:30:58.816
و بیرون رفتن و
حرف زدن در مورد فیلم

00:30:59.024 --> 00:31:00.109
و فروختن فیلم،

00:31:00.317 --> 00:31:01.944
یه بخشی از کار بود

00:31:02.152 --> 00:31:04.446
که من فکر میکنم از همه
.چیز کمتر باهاش راحت بود

00:31:04.655 --> 00:31:06.156
.واقعاً، واقعاً سخت براش میگذشت

00:31:06.365 --> 00:31:08.701
...شهرت میخواست

00:31:08.909 --> 00:31:10.744
و بعدش که گیرش آورد،
.نمیخواستش

00:31:12.371 --> 00:31:16.083
رنجیده شده بود،
.و احساس متعلق بودن میکرد

00:31:16.292 --> 00:31:17.668
...تصویر اون، نه تصویر اونا

00:31:17.877 --> 00:31:20.921
.اون، صورتش، قلبش، روحش

00:31:21.130 --> 00:31:24.341
یادمه که بهم گفت،
.من نمیخوام اون یارو بشم"

00:31:24.550 --> 00:31:26.302
هیچ علاقه‌ای به تبدیل
.شدن به اون یارو ندارم

00:31:26.510 --> 00:31:28.596
من اون یارو نیستم،
".و بهتون نشون میدم

00:31:28.804 --> 00:31:31.599
هی، میدونی چیکار کردی؟

00:31:31.807 --> 00:31:33.309
میدونی چیکار کردی؟

00:31:33.517 --> 00:31:35.394
داری بهم گوش میکنی؟

00:31:35.603 --> 00:31:37.396
میدونی چیکار کردی؟

00:31:37.605 --> 00:31:39.273
میدونی چیکار کردی؟

00:31:39.481 --> 00:31:40.608
!به گا دادیش

00:31:40.816 --> 00:31:44.695
اجازه داره وارد کار شه،
نقشش رو بازی کنه،

00:31:44.904 --> 00:31:46.155
.و قلبتون رو بشکونه

00:31:48.365 --> 00:31:51.744
تو فیلم‌نامه‌ی <i>مهمانی هیولا</i>،
احساس کرد که یه سفری وجود داره

00:31:51.952 --> 00:31:56.415
که اون رو به یه مکان دیگه میبره،
.به یه سطح دیگه

00:31:56.624 --> 00:32:02.296
یه چیزی در مورد خودش دید
که مجذوبش کرد،

00:32:02.504 --> 00:32:04.048
که میخواست تجربه‌ش کنه،

00:32:04.256 --> 00:32:05.966
میخواست باهاش بازی کنه،

00:32:06.175 --> 00:32:08.886
.و این بهش یه فرصت بی‌نقص داد

00:32:24.234 --> 00:32:26.654
اون یه نقش مکمله،

00:32:26.862 --> 00:32:27.780
اما اون رو

00:32:27.988 --> 00:32:30.407
بیشتر از هر چیزی تو فیلم یادم میاد،

00:32:30.616 --> 00:32:31.450
.و اون خیلی کار زیادی نکرد

00:32:31.659 --> 00:32:34.370
یه جورایی بی‌روح بود، میدونید؟

00:32:34.578 --> 00:32:36.538
.خیلی بازی‌های شلوغی نکرد

00:32:36.747 --> 00:32:38.582
این قدرت هیث لجره،

00:32:38.791 --> 00:32:42.419
حتی با وجود این که جوون بود،
حتی به عنوان یه نقش مکمل،

00:32:42.628 --> 00:32:45.005
فیلم رو میدزده،
.کل نمایش رو میدزده

00:32:45.214 --> 00:32:47.925
یه جورایی اوضاع رو یه کم عوض کرد،

00:32:48.133 --> 00:32:51.136
و مردم یه جورایی به شکل
متقاوتی دیدنش،

00:32:51.345 --> 00:32:53.681
.یه کم بیشتر به شکل بازیگر دراماتیک

00:32:53.889 --> 00:32:56.475
وقتی <i>اسپایدرمن</i> رو خوندم،
در موردش باهاش حرف زدم،

00:32:56.684 --> 00:32:58.811
و اون تقریباً بدون درنگ گفت

00:32:59.019 --> 00:33:00.020
.اصلاً به نظرم منطقی نمیاد"

00:33:00.229 --> 00:33:02.564
".من نمیتونم پیتر پارکر باشم

00:33:02.773 --> 00:33:03.941
اون همیشه دنبال

00:33:04.149 --> 00:33:06.568
چیزی بود که واقعاً به
چالش میکشیددش

00:33:06.777 --> 00:33:07.903
تا راه‌های تازه رو کشف کنه

00:33:08.112 --> 00:33:10.572
که کاملاً بتونه وارد یه شخصیت بشه

00:33:10.781 --> 00:33:12.199
.و تقریباً غیرقابل تشخصی بشه

00:33:12.408 --> 00:33:15.035
.این چیزی بود که واقعاً هدایتش میکرد

00:33:19.373 --> 00:33:22.292
تو روند انتخاب فیلم این کار رو انجام میده،

00:33:22.501 --> 00:33:24.378
.بیشترش از کسی می‌اومد که کارگردانیش میکرد

00:33:24.586 --> 00:33:26.547
شخار کارگردانی بود

00:33:26.755 --> 00:33:28.632
.که همیشه میخواست باهاش کار کنه

00:33:30.384 --> 00:33:34.221
اون هیث رو پیشنهاد داد،
...خودم

00:33:34.430 --> 00:33:38.225
.خودمون رفتیم به صحرا

00:33:38.434 --> 00:33:40.686
.میدونید، فقط ما دوتا

00:33:43.731 --> 00:33:46.900
هیث اونجا ایستاد،
به دره نگاه کرد،

00:33:47.109 --> 00:33:51.447
و جفتمون شروع به داد زدن کردیم،

00:33:51.655 --> 00:33:55.784
سعی کردیم که بفهمیم چطوری
.صدات امتداد پیدا میکنه

00:33:55.993 --> 00:33:57.578
.فقط تو و صحرا هستی

00:33:57.786 --> 00:34:00.039
.مجبوری که به خودت نگاه کنی

00:34:00.247 --> 00:34:01.707
تصوری که از خودت داری

00:34:01.915 --> 00:34:02.875
وقتی به یه آینه نگاه میکنی

00:34:03.083 --> 00:34:04.334
.به خودت بستگی داره

00:34:04.543 --> 00:34:07.046
هر چیزی رو که میخوای
ببینی رو میبینی،

00:34:07.254 --> 00:34:09.965
.و میتونی هر کسی باشی که میخوای باشی

00:34:12.718 --> 00:34:14.970
اون واقعاً اوایل سفرش بود

00:34:15.179 --> 00:34:18.140
.که به عنوان یه هنرمند خیلی تمرکز میکرد

00:34:20.392 --> 00:34:22.519
بازیگری در مورد یاد گرفتن زندگی اطرافتونه

00:34:22.728 --> 00:34:24.229
.و شخصی که هستید

00:34:24.438 --> 00:34:26.356
میتونید تموم تکنیک‌های
تو دنیا رو یاد بگیرید،

00:34:26.565 --> 00:34:28.233
اما اگه در مورد زندگی و
خودتون چیزی نبدونید،

00:34:28.442 --> 00:34:30.652
.پس گم میشید

00:34:30.861 --> 00:34:32.196
و از اونجایی که ما باید باورش کنیم،

00:34:32.404 --> 00:34:34.031
برای ما، برای مخاطب‌ها تا باور کنن

00:34:34.239 --> 00:34:36.533
که چیزی که اونجا انجام میدی،

00:34:36.742 --> 00:34:39.161
.باید خودت باورش کنی

00:34:39.369 --> 00:34:44.333
.من مسئول مرگ تو نمیشم

00:34:44.541 --> 00:34:47.169
تو چطوری میتونی مسئول مرگ من شی؟

00:34:51.757 --> 00:34:54.426
...من میمیرم اگه خدا بخواد

00:34:55.969 --> 00:34:57.513
آره؟

00:34:59.890 --> 00:35:02.226
اون فیلم یه خرده به بررسی
.درونی پرداخته بود

00:35:02.434 --> 00:35:04.061
.ما همه‌مون از اون فیلم رشد کردیم

00:35:05.979 --> 00:35:09.066
بهم گفت که وقتی کاراکترش رو جمع کردن،

00:35:09.274 --> 00:35:12.402
وسط صحنه فیلم برداری ایستاد

00:35:12.611 --> 00:35:14.947
.و افتاد

00:35:27.584 --> 00:35:30.712
ازم خواسته بودن که یه فیلم به اسم
.<i>ند کلی</i> رو انجام بدم

00:35:30.921 --> 00:35:32.589
یه نقش کوچیک،

00:35:32.798 --> 00:35:36.343
اما به خاطر هیث بهش
.علاقه داشتم

00:35:36.552 --> 00:35:39.388
فکر میکردم که اون وافعاً
.یه بازیگر جوون قویه

00:35:41.223 --> 00:35:45.811
اولین روز سر صحنه رو یادمه،
.هوش از سرم رفته بود

00:35:46.019 --> 00:35:49.565
خیلی سریع یه ارتباط شگفت
انگیز رو احساس کردم،

00:35:49.773 --> 00:35:54.361
اونقدر شدید که یه خرد
.شُک برانگیز بود

00:35:59.700 --> 00:36:01.535
در مورد بازیگری با هم ارتباط برقرار کردیم،

00:36:01.743 --> 00:36:03.912
و اون تلاشی که میکنم رو دید،

00:36:04.121 --> 00:36:05.497
و همینطور کار کردن
با مربی‌های گویش،

00:36:05.706 --> 00:36:07.166
و مربی‌های بازیگری،

00:36:07.374 --> 00:36:08.584
.و میخواست که عوضش کنه

00:36:10.544 --> 00:36:14.464
نزدیکی به کارش همیشه
.خیلی شدید بود

00:36:14.673 --> 00:36:16.425
.صدای آرومی داشت

00:36:16.633 --> 00:36:20.512
.چشم‌های مشتاقی داشت

00:36:23.223 --> 00:36:27.519
تمرکز خیلی زیادی میخواد که این تغییر

00:36:27.728 --> 00:36:30.522
رو به دنیایی که اون احساس میکرد
.هنری تره تبدیل کرد

00:36:32.941 --> 00:36:36.486
.اون واقعاً، حقیقتاً یه هنرمند بود

00:36:36.695 --> 00:36:39.198
استعداد تصویریش رو از عکاسی میدونستیم،

00:36:39.406 --> 00:36:42.868
.اما نمیدونستم که قراره جدی بشه

00:36:46.538 --> 00:36:47.497
بهم زنگ زد،

00:36:47.706 --> 00:36:49.166
و بهم گفت،
مَرد، من این ایده رو  دارم"

00:36:49.374 --> 00:36:50.500
".و میریم که این ویدیو رو بسازیم

00:36:50.709 --> 00:36:53.212
منم فکر میکنم،
.خیلی کارا برای انجام داری"

00:36:53.420 --> 00:36:55.130
چطوری وقت داری که
به من فکر کنی؟

00:36:55.339 --> 00:36:56.340
چطوری وقت داری که در
مورد این فکر کنی؟

00:36:56.548 --> 00:36:58.550
"اصلاً چطوری اهمیت میدی؟

00:36:58.759 --> 00:37:00.010
این چیزی بود که تو سر من میچرخید

00:37:00.219 --> 00:37:01.845
در حالی که اون داشت در
.مورد ایده‌هاش با من حرف میزد

00:37:02.054 --> 00:37:04.223
چطوری؟ چطوری این کار رو میکنی؟"

00:37:04.431 --> 00:37:06.516
چطوری اینقدر فعال میمونی؟
چطوری این همه علاقه‌مند میمونی؟

00:37:06.725 --> 00:37:08.769
چطوری میتونی تموم مدت
"اینطوری بدرخشی؟

00:37:08.977 --> 00:37:10.854
اون همیشه اینطوری بود،

00:37:11.063 --> 00:37:13.607
و خیلی خوشحال بودم که یکی
از اشخاص مورد مطالعه‌ش

00:37:13.815 --> 00:37:15.150
...برای کارگردان شدن بودم

00:37:16.485 --> 00:37:17.361
.و بیا انجامش بدیم

00:37:17.569 --> 00:37:19.446
.بیا یه دوربین برداریم و فیلم برداری کنیم

00:37:22.616 --> 00:37:25.077
.باشه، بیا از چشم‌هات بگیریم

00:37:25.285 --> 00:37:25.911
.خیلی‌خب

00:38:04.283 --> 00:38:05.575
من دارم اجرا میکنم و سعی
میکنم تطبیق سازی کنم

00:38:05.784 --> 00:38:07.703
و دارم سعی میکنم رفیقم
.رو تحت تاثیر قرار بدم

00:38:07.911 --> 00:38:10.330
با وجود این که برای دنیا یه کسیه،
برای من هنوز رفیقمه،

00:38:10.539 --> 00:38:12.666
و دارم سعی میکنم تحت تاثیر قرارش
بدم و پیش ببرمش

00:38:12.874 --> 00:38:13.875
.و اونم داره من رو پیش میبره

00:38:22.676 --> 00:38:25.095
هر چقدر اون بلندتر شد،
.من همونقدر واردش شدم

00:38:35.314 --> 00:38:36.606
اگه میخواد سر من داد
بزنه که چیکار کنم،

00:38:36.815 --> 00:38:37.733
مشکلی ندارم،

00:38:37.941 --> 00:38:40.527
چون بهترین آدم روی زمین

00:38:40.736 --> 00:38:42.529
.داره بهم میگه چطوری بهتر باشم

00:38:45.032 --> 00:38:46.450
کار کردن با یکی از بهترین دوستام

00:38:46.658 --> 00:38:47.659
و انجام یه کار خلاقانه،

00:38:47.868 --> 00:38:49.286
.انگار، چیز بهتری غیر از اون نیست

00:39:01.882 --> 00:39:02.507
.امروز روز بزرگیه

00:39:03.842 --> 00:39:04.926
اونا اینجان، ها؟

00:39:05.135 --> 00:39:06.178
.اون اسکیپه که داره میاد

00:39:14.519 --> 00:39:15.896
.گندش بزنن، رفیق

00:39:16.104 --> 00:39:17.731
اولین نگرانی من

00:39:17.939 --> 00:39:19.733
وقتی شنیدم که میخواست اون نقش رو بازی کنه

00:39:19.941 --> 00:39:22.944
این بود که واقعاً میخواستم یه جورایی

00:39:23.153 --> 00:39:23.987
.بیشتر بازیگر کاراکتر باشه

00:39:25.280 --> 00:39:27.574
فیلیپ سیمور هافمن بیشتر

00:39:27.783 --> 00:39:30.202
از هیث لجر شبیه اسکیپ بود، مثل،
.یه بازیگر جذاب یا هر چیزی

00:39:30.410 --> 00:39:31.328
منم میگم،
یه دقیقه صبر کنید"

00:39:31.536 --> 00:39:33.789
نمیدونم که این قراره
".درست پیش بره

00:39:33.997 --> 00:39:35.624
هیث، اومد تو و با من حرف زد،

00:39:35.832 --> 00:39:37.542
این که چطور واقعاً وارد این کاراکتر میشد

00:39:37.751 --> 00:39:39.086
و شخصیت بهش میداد

00:39:39.294 --> 00:39:43.382
و اون تصمیم گرفت که باید دندون‌هایی
.مثل دندون‌های اسکیپ براش ساخته شه

00:39:43.590 --> 00:39:45.467
به خاطر تو به قبرستون
.برگشتم، رفیق

00:39:45.675 --> 00:39:48.303
تا بتونه احساس کنه که اسکیپه

00:39:48.512 --> 00:39:50.222
.و اونطوری که اسکیپ حرف میزنه، حرف بزنه

00:39:50.430 --> 00:39:53.475
این علاقه به ظاهر و پرداخت

00:39:53.683 --> 00:39:56.269
و جوری که اون کاراکتر به نظر
میاد و حرف میزنه

00:39:56.478 --> 00:39:58.897
و به صورت فیزیکی روی تصویر به نظر میاد،

00:39:59.106 --> 00:40:00.816
یه جورایی مثل یه نقاش بود،

00:40:01.024 --> 00:40:03.485
اما یه جورایی هم علاقه‌ی روانشناسه
.تو کاراکترهاش داشت

00:40:03.693 --> 00:40:04.986
.اوه، جوراب‌های باحالین، مَرد

00:40:05.195 --> 00:40:06.488
.جوراب‌های باحالین، جوراب‌های باحالین

00:40:06.696 --> 00:40:08.031
اگه حس بازی کردن نداری،

00:40:08.240 --> 00:40:09.574
و اگه خیلی جدی هستی،

00:40:09.783 --> 00:40:12.327
احتمال این که خیلی برای
ساخت یه شخصیت

00:40:12.536 --> 00:40:15.872
.خسیس باشید زیاده

00:40:16.081 --> 00:40:16.832
اسکیپ انگبلام

00:40:17.040 --> 00:40:19.459
.و تیم موج سواری زفر

00:40:19.668 --> 00:40:20.502
.اینم هزینه ورودیمون

00:40:20.710 --> 00:40:22.254
حالا، جایزه‌های ما کجان؟

00:40:22.462 --> 00:40:23.672
فکر نمیکنم بهترسه

00:40:23.880 --> 00:40:25.715
.که هیچ تکنیک بازیگری‌ای رو امتحان کنه

00:40:25.924 --> 00:40:27.050
یه حس اطمینانی داشت،

00:40:27.259 --> 00:40:30.262
اما نمیترسید که بره و مانیتور رو چک کنه

00:40:30.470 --> 00:40:32.222
.و بعدش پخش کار رو ببینه

00:40:37.227 --> 00:40:39.771
همیشه میخواست باهاش جست و جو
.کنه و بهش فشار بیاری

00:40:39.980 --> 00:40:42.482
میدونست که وقتی زمانش
.برسه میتونه درست انجامش بده

00:40:42.691 --> 00:40:45.277
خب، هیث خیلی باز و کنجکاو بود

00:40:45.485 --> 00:40:47.821
.و به همه چیز دور و ورش توجه نشون میداد

00:40:50.740 --> 00:40:52.159
.اون کاملاً خودش رو تبدیل کرده بود

00:40:52.367 --> 00:40:54.828
یه کلاه گیس داشت، دندون داشت،

00:40:55.036 --> 00:40:58.248
و همینطوری میرفت تو پوسته‌ی
.دیوونگی یه شخص دیگه

00:41:02.878 --> 00:41:04.963
یه چیزی که فکر نمیکنم
مردم متوجه شن،

00:41:05.172 --> 00:41:07.466
هر چقدر که توی فیلم <i>کوهستان
بروکبک</i> فوق‌العاده بود،

00:41:07.674 --> 00:41:10.677
فیلم <i>اربابان داگ‌تاون</i> رو تموم کرد

00:41:10.886 --> 00:41:14.389
.و اون نقش رو هفت روز بعد داشت بازی میکرد

00:41:14.598 --> 00:41:16.016
.زودباش، همجنسگرای وامونده

00:41:16.224 --> 00:41:20.479
احتمالاً تصور میکردم تو کاراکتر مونده بودم

00:41:20.687 --> 00:41:24.107
وقتی که در مورد کار کردن سر این
فیلم گِی کابویی دست مینداختمش

00:41:24.316 --> 00:41:27.152
...و من گفتم فقط یه

00:41:27.360 --> 00:41:30.614
فقط یه چیز خیلی بد در مورد <i>بروکبک</i> گفتم

00:41:30.822 --> 00:41:33.742
.و این قیافه رو بهم نشون داد

00:41:33.950 --> 00:41:36.953
".من به خودم گفتم "گاله رو ببین

00:41:37.162 --> 00:41:41.583
...و متوجه شدم، من این شکلی بودم

00:41:41.791 --> 00:41:46.546
.و، بعدش دیگه چیزی در موردش نگفتم

00:41:57.724 --> 00:42:00.101
قبل از این که <i>کوهستان بروکبک</i> منتشر شه،

00:42:00.310 --> 00:42:01.478
غیرقابل باور میبود که

00:42:01.686 --> 00:42:07.234
یه تراژدی رمانتیک که دوتا کابوی
گی رو شامل میشه تصور کرد

00:42:07.442 --> 00:42:11.196
.که خیلی شبیه سمبل مردانگی آمریکاست

00:42:32.175 --> 00:42:36.012
این یکی از بزرگ‌ترین بازیگرای مرد زمینه

00:42:36.221 --> 00:42:39.057
.که داره اون کاراکتر رو بازی میکنه

00:42:39.266 --> 00:42:43.436
به این میگن جرئت،
.و به این میگن هنرمند

00:42:48.525 --> 00:42:50.402
وقتی برای انتخاب بازیگر اسمش اومد،

00:42:50.610 --> 00:42:53.363
.یه خرده تردید داشتم

00:42:53.572 --> 00:42:56.032
اون موقع نمیدونستم که بتونه
یه فیلم رو روی دوشش بکشه

00:42:56.241 --> 00:42:59.327
که چیزی بود که تو فیلم
.<i>کوهستان بروکبک</i> بهش نیاز بود

00:42:59.536 --> 00:43:01.371
<i>مهمانی هیولا</i> واقعاً دلیلی بود که

00:43:01.580 --> 00:43:03.915
.من برای <i>کوهستان بروکبک</i> انتخابش کردم

00:43:04.124 --> 00:43:05.000
.این همه تحت تاثیر بودم

00:43:07.752 --> 00:43:09.462
آخرش اینه که،

00:43:09.671 --> 00:43:11.548
ما پیش هم هستیم،

00:43:11.756 --> 00:43:16.469
و کنترلمون رو از دست میدیم،

00:43:16.678 --> 00:43:21.266
تو زمان اشتباه تو مکان اشتباه،

00:43:21.474 --> 00:43:22.267
.بعدش ما مُردیم

00:43:23.768 --> 00:43:25.145
نفرت از خود و پیچیدگی‌ای

00:43:25.353 --> 00:43:26.938
.که از همون اول توجهم رو جلب کرد

00:43:27.147 --> 00:43:28.398
تمام مدت مشت‌هاش رو گره میکرد

00:43:28.607 --> 00:43:30.692
.و دندون‌هاش رو بهم فشار میداد

00:43:32.444 --> 00:43:34.904
هیچ شکی نبود که تو ذهنش

00:43:35.113 --> 00:43:36.906
.اون شخص بود

00:43:37.115 --> 00:43:39.951
اگه بتونید اون کاراکتر
رو درونتون پیدا کنید،

00:43:40.160 --> 00:43:43.038
.پس همون موقع‌ست که موفق شدید

00:43:43.246 --> 00:43:44.456
.این طلاست

00:43:44.664 --> 00:43:46.625
.این... این جادوئه

00:43:48.168 --> 00:43:50.003
انیس، میخوام بسته بشه،

00:43:50.211 --> 00:43:52.297
و میخوام دستش گره خرده باشه،

00:43:52.505 --> 00:43:53.590
و میخوام کلمات

00:43:53.798 --> 00:43:55.759
به صورت اعراضی از درونش بیان بیرون

00:43:55.967 --> 00:43:59.554
و هر حالت بیان احساسات
.باید دردناک باشه

00:43:59.763 --> 00:44:02.515
هیث یه کاراکتری رو بازی کرد
.که خیلی کم حرف میزد

00:44:02.724 --> 00:44:05.101
.این احساسیه که مردم میگیرن

00:44:05.310 --> 00:44:06.311
.واسه همینه که اون بازیگر خوبیه

00:44:06.519 --> 00:44:08.647
کلی دیالوگ تو فیلم داره،

00:44:08.855 --> 00:44:12.025
.اما مثل یه مردی میگه که خیلی کم حرف داره

00:44:12.233 --> 00:44:15.570
...اون فقط باید وقتی اینطوریه
.اون دیالوگ‌ها رو بگه

00:44:18.865 --> 00:44:20.450
من دوست ندارم که
بازیگر به مانیتور نگاه کنه،

00:44:20.659 --> 00:44:23.703
چون فکر میکنم بازیگر برای دیده شده

00:44:23.912 --> 00:44:27.207
و مانیتور برای فیلم سازهاست
که بهش نگاه کنه،

00:44:27.415 --> 00:44:28.500
برای بیننده‌ها که بهش نگاه کنن،

00:44:28.708 --> 00:44:30.627
و وقتی که این بازیگرها
به خودشون نگاه میکنن،

00:44:30.835 --> 00:44:31.795
.بازی کردنشون رو به هم میزنه

00:44:32.003 --> 00:44:33.129
.خیلی واضحه

00:44:33.338 --> 00:44:36.466
هیچوقت کسی نبود که با من سر
این یکی بحث کنه،

00:44:36.675 --> 00:44:38.927
...اما هیث تنها شخصیه که

00:44:39.135 --> 00:44:40.804
.همینطوری میمومد سمت دوربین

00:44:41.012 --> 00:44:43.431
اولش، یه خرده عقب کرد میکردم،

00:44:43.640 --> 00:44:45.725
یا باید میگفتمش یا به
.هر حال نگاه میکرد

00:44:45.934 --> 00:44:47.769
.به نظر نمیاد که از خودش آگاهی داشته باشه

00:44:47.977 --> 00:44:49.187
.فقط بهتر میشد

00:44:49.396 --> 00:44:53.775
برداشت پشت برداشت،
.سعی میکرد که به یه هدفی برسه

00:44:53.983 --> 00:44:56.319
یه هدفی بود که سعی میکرد بهش برسه،

00:44:56.528 --> 00:44:58.071
.و وقتی بهش میرسه، زیباست

00:45:03.076 --> 00:45:06.538
میشل هم بازیگر و شخص با استعدادیه،

00:45:06.746 --> 00:45:08.665
خیلی باهوش، برای
.نقشش طبیعیه

00:45:12.627 --> 00:45:13.420
بازی‌ای که اونا دارن،

00:45:13.628 --> 00:45:16.548
رابطه اونا تو فیلم،

00:45:16.756 --> 00:45:17.674
.خیلی به یاد موندنیه

00:45:19.676 --> 00:45:21.761
داریم صحنه سورتمه سواری
رو فیلم برداری میکنیم،

00:45:21.970 --> 00:45:23.263
و من به تهیه کننده نگاه میکنم،

00:45:23.471 --> 00:45:26.599
به هماهنگ کننده بدلکاری نگاه میکنم، و
".آره، این یه سورتمه سواریه"

00:45:31.730 --> 00:45:33.022
.و غل میخورن

00:45:33.231 --> 00:45:36.609
از جایی که ما نگاه میکردیم خیلی معلوم نبود،

00:45:36.818 --> 00:45:38.361
اما دختره آسیب دیده بود،

00:45:38.570 --> 00:45:40.113
و وقتی به بیمارستان رسیدیم،

00:45:40.321 --> 00:45:41.823
هیث رو دیدیم که یه جورایی
دستش رو نگه داشته بود،

00:45:42.031 --> 00:45:43.616
سعی میکرد آرومش کنه،

00:45:43.825 --> 00:45:47.078
و خیلی واضح بود که بهش علاقه داشت،

00:45:47.287 --> 00:45:48.913
.پس همینطوری نسبتاً سریع اتفاق افتاد

00:45:51.958 --> 00:45:54.377
میگفت،
".میخوام که با میشل آشنا شی"

00:45:54.586 --> 00:45:55.587
اینطوری من رو بقل میکنه

00:45:55.795 --> 00:45:59.007
که یه جورایی کاملاً وارد روح من میشه

00:45:59.215 --> 00:46:00.675
.و من رو فشار میده

00:46:00.884 --> 00:46:01.634
هیچوقت اینطوری

00:46:01.843 --> 00:46:04.471
به دست کسی که قبلاً اصلاً
.ندیده بودمش فشار داده نشده بودم

00:46:04.679 --> 00:46:05.972
انگار این طور بود که،
"...اوه، از دیدنت خوشحالم"

00:46:06.181 --> 00:46:08.057
.این لهجه‌ی شیرینی که داره

00:46:10.810 --> 00:46:12.020
".اون گفت "برات یه سوپرایز دارم

00:46:14.606 --> 00:46:16.441
".دارم پدر میشم"

00:46:16.649 --> 00:46:17.609
.شاد بود

00:46:17.817 --> 00:46:19.152
.خیلی هیجان زده بود

00:46:21.321 --> 00:46:22.197
میدونید، بعد از <i>بروکبک</i>،

00:46:22.405 --> 00:46:23.865
.واقعاً شروع به اتفاق افتادن کرد

00:46:24.073 --> 00:46:27.702
قرار بود یه فیلم مهم باشه،

00:46:27.911 --> 00:46:30.747
.و اونی نبود که از اتاق بره بیرون

00:46:30.955 --> 00:46:33.333
یه سطحی از کمال بود

00:46:33.541 --> 00:46:36.711
که این چیزی بود که میتوسنت
.ازش بر بیاد

00:46:36.920 --> 00:46:38.713
!میشل
!با هم

00:46:38.922 --> 00:46:40.965
شگفت انگیزه که این فیلم

00:46:41.174 --> 00:46:43.468
.مرزهای زندگیم رو چقدر گسترش داد

00:46:43.676 --> 00:46:47.472
.کاملاً معجزه آساست

00:46:47.680 --> 00:46:48.681
هیث زندگی رو عمیق‌تر

00:46:48.890 --> 00:46:50.892
.از هر کسی که تا حالا دیدم حس کرد

00:46:51.100 --> 00:46:55.897
.همه چیز رو عمیق‌تر قبول میکرد

00:46:56.105 --> 00:46:57.482
یه شب تو خونه‌ی هیث بود،

00:46:57.690 --> 00:46:58.691
یه کم شراب،

00:46:58.900 --> 00:47:00.318
و بعدش یه اتفاق‌هایی افتاد،

00:47:00.527 --> 00:47:01.986
و بعدش جلوی پیانو بودیم،

00:47:02.195 --> 00:47:03.947
و، میدونید، داشتیم
خوش میگذروندیم

00:47:04.155 --> 00:47:06.115
.و صبح شد

00:47:06.324 --> 00:47:08.618
خونه رفت، دیر خوابید،

00:47:08.827 --> 00:47:10.745
بیدار شد، یه هیاهو بیرون بود،

00:47:10.954 --> 00:47:12.539
.صدای در

00:47:12.747 --> 00:47:16.167
اینجا نوشته
یه پیانوی بزرگ از طرف هیث لجر،"

00:47:16.376 --> 00:47:19.254
".هدیه به بن هارپر

00:47:19.462 --> 00:47:20.547
.همونجا بهش زنگ زدم

00:47:20.755 --> 00:47:22.590
"تو دیوونه‌ای. داری چیکار میکنی؟"
میدونید؟

00:47:22.799 --> 00:47:25.176
.برای یه پیانوی بزرگ فرستادی"

00:47:25.385 --> 00:47:26.886
...انگار، این
".نمیتونی این کار رو کنی

00:47:27.095 --> 00:47:31.432
.نه، رفیق"
".باید تو باشی

00:47:31.641 --> 00:47:33.351
و چی میتونی بگی؟

00:47:33.560 --> 00:47:34.853
...چی میتونی بگی

00:47:35.061 --> 00:47:36.563
به جز "ممنونم"؟

00:47:36.771 --> 00:47:38.523
.پس چند هفته بعد، زنگ میزنه

00:47:38.731 --> 00:47:41.317
اون پیانو رو یادته؟"

00:47:41.526 --> 00:47:44.320
میخوام یه لالایی برای دخترم بنویسم

00:47:44.529 --> 00:47:48.074
".که وقتی به دنیا بیاد بتونیم براش بزنیم

00:47:48.283 --> 00:47:49.158
.خیلی‌خب

00:47:49.367 --> 00:47:51.536
.هیچوقت اینقدر عمیق بهم اعتماد نشده بود

00:47:51.744 --> 00:47:53.288
هیچ چیزی ازم خواسته نشده بود

00:47:53.496 --> 00:47:54.831
.که این همه با ارزش بوده باشه

00:48:01.296 --> 00:48:06.801
♪ طلوع خورشید صبح
بال‌هاش را باز کرد ♪

00:48:07.010 --> 00:48:13.099
♪ در حالی که ماه
در آسمان آویزان بود ♪

00:48:13.308 --> 00:48:19.230
♪ دریا را در دستش گرفت ♪

00:48:19.439 --> 00:48:24.986
♪ و همه چیز به خوبی و خوشی
در چشم‌هایش تمام شد ♪

00:48:28.865 --> 00:48:34.245
♪ تموم چیزی که میتوانم به تو بدهم ♪

00:48:34.454 --> 00:48:40.752
♪ برای همیشه با توست که نگهش داری ♪

00:48:40.960 --> 00:48:46.549
♪ هر روز صبح با یک رویا بیدار شوی ♪

00:48:46.758 --> 00:48:53.264
♪ و همه چیز به خوبی و خوشی
در چشم‌هایت تمام شد ♪

00:48:53.473 --> 00:49:00.146
♪ و همه چیز به خوبی و خوشی
در چشم‌هایش تمام شد ♪

00:49:00.355 --> 00:49:05.193
♪ و همه چیز به خوبی و خوشی در... ♪

00:49:13.618 --> 00:49:15.078
♪ چشم‌هایش تمام شد ♪

00:49:21.209 --> 00:49:23.920
بیشتر تبدیل شد به یه پدر تا یه هنرمند،

00:49:24.128 --> 00:49:26.756
...و گفتن این در مورد هیث

00:49:26.965 --> 00:49:28.049
.همینه

00:49:28.257 --> 00:49:30.343
...یعنی، این
.چیز بزرگیه

00:49:35.431 --> 00:49:37.600
.واقعاً خیلی عوض شد

00:49:37.809 --> 00:49:39.560
.واقعاً زمان هیجان انگیزی بود

00:49:39.769 --> 00:49:41.771
اون بیرون بود تا هر کار ممکنی رو کنه

00:49:41.980 --> 00:49:44.732
تا یه پدر خوب باشه، و، میدونید، یه شریک خوب

00:49:44.941 --> 00:49:47.193
و تموم چیزایی که همه‌مون
.آرزو داریم میتونستیم باشیم

00:49:47.402 --> 00:49:50.780
به اون نقطه رسید که
.من یه بچه دارم"

00:49:50.989 --> 00:49:52.198
زندگیم عوض شده، و صبر کنید،

00:49:52.407 --> 00:49:53.616
".باید مسئول سرنوشت خودم باشم

00:49:53.825 --> 00:49:56.035
.هیث پدر فوق العاده‌ای بود

00:49:56.244 --> 00:50:00.665
خیلی بهش عشق میورزید،
.و دیدنش خیلی زیبا بود

00:50:00.873 --> 00:50:02.834
یه پدر بودن، انگار،

00:50:03.042 --> 00:50:05.420
مورد علاقه‌ترین چیزی بود
.که تا حالا انجام داده بود

00:50:08.131 --> 00:50:10.049
.اون گفت که داره به نیویورک میره

00:50:10.258 --> 00:50:12.301
.فکر میکردم میخواست به شهر بره

00:50:12.510 --> 00:50:14.220
.میشل برنامه برای بروکلین داشت

00:50:15.805 --> 00:50:17.557
با اون شخصیتی که اون داشت،

00:50:17.765 --> 00:50:19.642
.اونم عاشق بروکلین شد

00:50:22.478 --> 00:50:23.813
گفتش،
.من عاشق میشل هستم"

00:50:24.022 --> 00:50:25.356
.عاشق دنیایی هستم که داریم میسازیم

00:50:25.565 --> 00:50:28.651
".عاشق محله هستم

00:50:28.860 --> 00:50:30.111
.یه خونه‌ی زیبا پیدا کردن

00:50:30.319 --> 00:50:32.447
این حس منتقل میشد، انگار،
.پیشگام ساخت و ساز بروکلین بود

00:50:34.032 --> 00:50:35.283
گشت زدن تو خیابون‌های نیویورک

00:50:35.491 --> 00:50:36.576
.با ماتیلدا رو شونه‌هاش

00:50:36.784 --> 00:50:38.369
...یعنی، اون وقتی بود که اون

00:50:38.578 --> 00:50:39.704
.اون کاملاً خوشحال بود

00:50:39.912 --> 00:50:42.373
هر روز صبح با اینا بیداری شدن،

00:50:42.582 --> 00:50:44.042
...اون لبخند، این

00:50:44.250 --> 00:50:46.044
.این... روزت رو روشن میکنه

00:50:46.252 --> 00:50:47.211
واقعاً میکنه

00:50:47.420 --> 00:50:51.340
.و شدیداً به جفتشون افتخار میکم

00:51:07.690 --> 00:51:09.650
یه نسخه اولیه از یکی از کارهام رو بهش دادم،

00:51:09.859 --> 00:51:11.360
.به اسم <i>دو طرف تفنگ</i>

00:51:11.569 --> 00:51:12.653
دنبال کارهای ویدویی افتاده بود،

00:51:12.862 --> 00:51:13.863
و دنبال کارهای کارگردانی افتاده بود،

00:51:14.072 --> 00:51:14.906
و دنبال کار با دوربین افتاده بود،

00:51:15.114 --> 00:51:15.990
...و اون

00:51:16.199 --> 00:51:17.283
.خیلی هیجان زده کرده بودش

00:51:17.492 --> 00:51:20.745
بعدش یه تماس تو یه
.وقت غیر عادی گرفتم

00:51:20.953 --> 00:51:21.996
.میخوام یه ویدیو انجام بدم"

00:51:22.205 --> 00:51:24.123
.این کار برای من خیلی ارزش داره

00:51:24.332 --> 00:51:26.000
"نظر در مورد آهنگ "حسرت صبح" چیه؟

00:51:26.209 --> 00:51:29.337
و من گفتم،
هیث، فوق العاده میشه،"

00:51:29.545 --> 00:51:30.797
.و من تنهات میذارم

00:51:31.005 --> 00:51:33.341
میام اونجا و هر کاری رو
".که بخوای انجام میدم

00:51:34.425 --> 00:51:35.593
.در حال ضبط

00:51:55.363 --> 00:51:58.741
و اون واقعاً میدونست که دقیقاً
میخواد چیکار کنه،

00:51:58.950 --> 00:52:03.579
اما چیزی که شگفت زده‌م کرد این بود که
.چطوری همه چیز رو تحت کنترل داشت

00:52:03.788 --> 00:52:07.500
.هیث یه آدم تکِ ذاتی بود

00:52:07.708 --> 00:52:10.461
کار نورها رو میکرد، کار رنگ‌ها رو میکرد،
...تکسچرها

00:52:13.548 --> 00:52:15.383
.به رقص آرایی کمک میکرد

00:52:15.591 --> 00:52:19.095
خیلی براش مهم بود،
.این یه ویدیوی رقص نبود

00:52:19.303 --> 00:52:20.680
.نمیتونست چیزی باشه که شما قبلاً دیده باشید

00:52:30.314 --> 00:52:32.859
.با دلبستگیش به دوربین شگفت زده شده بودم

00:52:33.067 --> 00:52:34.861
انگار، شماره‌ها رو میشمرد

00:52:35.069 --> 00:52:38.239
.و، میدونید، و دیافراگم و زاویه بندی رو

00:52:38.447 --> 00:52:40.074
.دیدش رو تحت کنترل داشت

00:52:56.966 --> 00:52:57.884
اون تلاش کرد که

00:52:58.092 --> 00:52:59.510
بهترین موزیک ویدیویی که
من تا حالا داشتم رو

00:52:59.719 --> 00:53:01.762
.تو 23 سال کار موزیکم بسازه

00:53:06.309 --> 00:53:07.476
"ویدیوی "حسرت صبح

00:53:07.685 --> 00:53:09.270
اینجا فیلم برداری شد،
.رادیوی کوچیک، مرکز شهر

00:53:09.478 --> 00:53:13.399
یه اتاق عایق صدا داشت،
.نه خیلی بزرگ، نه خیلی کوچیک

00:53:13.608 --> 00:53:15.526
.یه ایستگاه رادیویی غیرقانونی داشتن

00:53:15.735 --> 00:53:18.571
نمایش‌هایش زیرزمینی رو برای
گروه‌های زیرزمینی انجام میدادن،

00:53:18.779 --> 00:53:20.948
.و دقیقاً تو حاشیه بود

00:53:21.157 --> 00:53:23.659
یه غرفه عکس داشت،
.و یه چندتایی عکس گرفتیم

00:53:23.868 --> 00:53:27.079
دائماً یه چیز باحال دیگه رو نشون میداد،

00:53:27.288 --> 00:53:29.874
اما، یعنی، باید در مورد رادیو
کوچولو میدونستم، میدونید؟

00:53:30.082 --> 00:53:31.667
.این کار منه

00:53:37.757 --> 00:53:39.008
"وقتی ویدیوی "حسرت صبح

00:53:39.217 --> 00:53:40.218
رو برای اولین بار دیدم،

00:53:40.426 --> 00:53:41.844
با خودم فکر کردم،

00:53:42.053 --> 00:53:45.431
این پسر قراره یه زندگی رو
پشت دوربین داشته باشه،

00:53:45.640 --> 00:53:46.557
.همونطور که جلوش داره

00:53:54.607 --> 00:53:56.692
هیث تصمیم گرفته بود که میخواست

00:53:56.901 --> 00:54:02.031
کمپانی فیلم سازی خودش رو
.با من تاسیس کنه

00:54:02.240 --> 00:54:03.574
تموم آدم‌هایی که ملاقات کرده بود،

00:54:03.783 --> 00:54:08.829
مت کسی بود که بهمش اعتماد کرده
.بود و در واقع ازش یاد گرفته بود

00:54:09.038 --> 00:54:11.082
این حقیقت که ما تصمیم گرفته
...بودیم این کار رو با هم بکنیم

00:54:11.290 --> 00:54:14.001
فکر میکنم برای خیلی‌ها یه
سوپرایز بزرگ بود، در واقع

00:54:14.210 --> 00:54:16.545
برای کسایی که هیث باهاشون کار میکرد،

00:54:16.754 --> 00:54:18.756
کسایی که تو استودیوها بهش
.پیشنهادهایی میدادن

00:54:20.299 --> 00:54:22.301
وقتی تصمیم گرفتیم که
یه دفتر برای "توده" گیر بیاریم،

00:54:22.510 --> 00:54:23.970
مطمئن شدیم که جایی باشه

00:54:24.178 --> 00:54:25.638
.که هیث بتونه حریم خصوصیش رو حفظ کنه

00:54:25.846 --> 00:54:26.889
نمیخواستیم کسی بدونه

00:54:27.098 --> 00:54:29.350
.که این دفتر جدید هیث لجره

00:54:29.558 --> 00:54:32.436
از در پشتی با موتورسیکلتش وارد میشد،

00:54:32.645 --> 00:54:34.647
البته، با کلاه ایمنی رو سرش

00:54:34.855 --> 00:54:36.107
.و انگار تو خونه میبود

00:54:36.315 --> 00:54:38.484
توده" اسم باحالیه،"

00:54:38.693 --> 00:54:40.778
.چون قرار نیست که انحصاری باشه

00:54:40.987 --> 00:54:43.489
همه این قابلیت رو دارن
.که داستانشون رو بگن

00:54:45.950 --> 00:54:47.827
.و اونا تموم کف یه ساختمون رو داشتن

00:54:48.035 --> 00:54:50.079
میدونید، به محض این که
از اون پله‌ها بالا میری،

00:54:50.288 --> 00:54:52.748
.میرفتید توی، انگار، غوغای خلاقیت

00:54:59.088 --> 00:55:02.091
هیث یه شعار کوچیک داشت،
".و میگفت "خودت باش

00:55:02.300 --> 00:55:06.554
یه چیز شگفت انگیز انجام بده،
فریم یه خرده به هم بزن،

00:55:06.762 --> 00:55:08.306
...با سیستم خیلی پیش نرو

00:55:08.514 --> 00:55:10.808
.یه چیزی رو امتحان کن

00:55:11.017 --> 00:55:12.518
عشق عمیق ما به موزیک،

00:55:12.727 --> 00:55:16.897
ایده‌هامون رو برای داشتن یه
.کمپانی موزیک ترقیب میکنه

00:55:17.106 --> 00:55:17.732
.با گروه‌هایی کار میکنم

00:55:17.940 --> 00:55:18.774
موزیک ویدیوهایی رو کارگردانی میکنم،

00:55:18.983 --> 00:55:22.903
.و یه کمپانی مستقل رو اداره میکنم

00:55:23.112 --> 00:55:25.573
توده، و با تعدادی از دوستام هست

00:55:25.781 --> 00:55:29.327
.که همه‌شون خالق‌های جوونی هستن

00:55:29.535 --> 00:55:32.121
دوست من، گریس، یه ضبط داره انجام میده،

00:55:32.330 --> 00:55:34.707
مثل این که، یه حالت خیلی
سطح ساده از ضبط تکی،

00:55:34.915 --> 00:55:36.834
...تو اتاق خوایش

00:55:49.180 --> 00:55:52.099
و من بهش ایمیل زدم و گفتم،
دوستم چقدر باحاله؟"

00:55:52.308 --> 00:55:54.352
".به این آهنگش گوش کن

00:55:54.560 --> 00:55:57.521
و، عیناً تو، حدود، 25 ساعت، یه جواب گرفتم

00:56:00.608 --> 00:56:01.484
.فوق العاده‌ست"

00:56:01.692 --> 00:56:03.027
"میتونی منو در تماس باهاش قرار بدی؟

00:56:03.235 --> 00:56:06.238
و من یه جوری بودم، انگار،
".چی؟ اوه، آره، باشه، حتماً"

00:56:21.629 --> 00:56:25.049
عیناً یک یا دو ماه بعد،
.اون تو یه هواپیما به سمت لس‌آنجلس بود

00:56:25.257 --> 00:56:28.094
خیلی سریع از شنیدن صداش گذشت

00:56:28.302 --> 00:56:30.554
.و خواست که بره به یه استودیو برای ضبط

00:56:33.015 --> 00:56:34.100
میدونم

00:56:34.308 --> 00:56:36.769
که توده هنوز یه کمپانی تازه بود،

00:56:36.977 --> 00:56:38.479
و تقریباً احساس میکنم، یه جورایی،

00:56:38.687 --> 00:56:41.107
.اونا هم براش آماده نشده بودن

00:56:41.315 --> 00:56:43.317
اینطوری بود که یه دقیقه
داشتیم ایمیل میزدیم،

00:56:43.526 --> 00:56:44.402
و دقیقه بعدی،

00:56:44.610 --> 00:56:45.653
یه دختر 17 ساله از استرالیا

00:56:45.861 --> 00:56:48.906
.با یه گیتار دم دره

00:56:51.075 --> 00:56:53.702
یه تماس از مت آماتو داشتم

00:56:53.911 --> 00:56:57.623
.که میپرسید میتونم به دفتر توده بیام

00:57:01.293 --> 00:57:04.505
.قرار بود یه گفت و گو با هیث داشته باشم

00:57:04.713 --> 00:57:07.007
آره، یه هفته دیگه اینجاست"

00:57:07.216 --> 00:57:11.929
.و ما یه آلبوم کامل و یه ویدیو درست میکنیم

00:57:14.390 --> 00:57:16.851
و اون چندتایی از آهنگ‌ها رو داره،
".اما نه همه‌شون رو

00:57:17.059 --> 00:57:18.936
.بحثی نداشتم
".بیاید همین الآن انجامش بدیم"

00:57:20.229 --> 00:57:23.899
هیث بهش مدل داد،
لوکیشن‌ها رو پیدا کرد،

00:57:24.108 --> 00:57:25.443
استوری برد براش درست کرد،

00:57:25.651 --> 00:57:28.362
و من فقط میگفتم،
".آره، عالی به نظر میاد"

00:57:28.571 --> 00:57:29.738
.بهش اعتماد داشتم

00:57:29.947 --> 00:57:31.657
.میدونستم که این تصور رو داشت

00:57:42.960 --> 00:57:46.630
آخرش کاری که کرد یه جورایی
توسعه دادن آهنگ‌هاش بود

00:57:46.839 --> 00:57:49.216
.و یه جورایی بداهه پردازی کردن

00:57:50.676 --> 00:57:52.094
هیث خیلی زیاد قسمتی

00:57:52.303 --> 00:57:54.597
از اون جلسات با گریس و کارلوس بود

00:57:54.805 --> 00:57:58.684
.و، یعنی، خودش تامین مالی میکرد

00:57:58.893 --> 00:57:59.935
هیث یه روزی اومد

00:58:00.144 --> 00:58:02.146
.که ببین آهنگ چطوریه

00:58:02.354 --> 00:58:03.647
.داشتیم رو یه آهنگ کار میکردیم

00:58:05.941 --> 00:58:08.819
یه خواننده مرد میخواستیم،
و اون اونجا بود،

00:58:09.028 --> 00:58:11.197
و من گفتم،
چرا هر چی که به ذهن نمیرسه رو انجام نمیدی،"

00:58:11.405 --> 00:58:14.241
مثلاً، چندتایی برداشت داشته باش

00:58:14.450 --> 00:58:16.577
".و ببین چی میشه

00:58:16.785 --> 00:58:19.497
و هیث تماماً مضطرب شد،
...اما اون

00:58:19.705 --> 00:58:21.957
تو اون لحظه تقریباً تبدیل
.به یه کاراکتر شد

00:58:25.085 --> 00:58:26.253
و تموم این شخصیت رو به خودش گرفت

00:58:26.462 --> 00:58:28.339
.و این تُن صدای عمیق شگفت انگیز رو داشت

00:58:47.358 --> 00:58:48.192
بعدش، میگفت که،
خوب بود؟"

00:58:48.400 --> 00:58:49.235
"خوب در اومد؟

00:58:49.443 --> 00:58:50.778
منم گفتم،
".البته که هست"

00:58:50.986 --> 00:58:52.571
.اون نمیتونست کار اشتباهی کنه

00:59:18.430 --> 00:59:23.477
انرژی هیث رو به صورت کاملاً
.بدون محدودیت توصیف میکنم

00:59:23.686 --> 00:59:28.440
.با چیزایی کاملاً متفاوت مشغول میشد

00:59:28.649 --> 00:59:29.608
.اینطوری بود

00:59:29.817 --> 00:59:30.859
...کلی انرژی داشت

00:59:31.068 --> 00:59:32.695
کلی فکر،
کلی کار برای انجام،

00:59:32.903 --> 00:59:34.238
.کلی خلاقیت

00:59:34.446 --> 00:59:36.073
.وقتی چنین احساس خوبی داری، نمیخوابی

00:59:37.825 --> 00:59:41.954
خیلی ساعت‌ها رو بیدار بود،
...انگار که 50 سالش بود

00:59:42.162 --> 00:59:45.874
.بر اساس سال‌هایی که بیدار سپری میکرد

00:59:46.083 --> 00:59:47.209
داستان‌هایی که از تموم
.آدم‌های متفاوت شنیدم

00:59:47.418 --> 00:59:48.460
میگم که،
مَرد، اون کار رو با تو هم کرد؟"

00:59:48.669 --> 00:59:49.795
این موقع هم به تو زنگ میزد؟

00:59:50.004 --> 00:59:51.005
"اون کار رو کرد؟

00:59:51.213 --> 00:59:52.756
با چند نفر این کار رو میکرد؟

00:59:52.965 --> 00:59:55.467
روزانه خیلی با هم حرف
میزدیم، میدونید، پشت تلفن

00:59:55.676 --> 00:59:56.802
.اگه تو یه شهر نبودیم

00:59:57.011 --> 00:59:59.638
اگه چیزی به ذهنش میرسید،

00:59:59.847 --> 01:00:02.683
صبح بهم با یه ایده بهم زنگ میزد،

01:00:02.891 --> 01:00:06.895
.و یه جورایی، میدونید، یه کم وسواسی میشد

01:00:08.063 --> 01:00:09.898
...نصف شب، یکی صبح

01:00:10.107 --> 01:00:11.775
و این خط ثابتش بود،
میدونید،

01:00:11.984 --> 01:00:12.860
اون زمانی که، میدونید،

01:00:13.068 --> 01:00:13.986
وقتی مردم هنوز خط ثابت داشتن،

01:00:14.194 --> 01:00:16.155
!پس اونقدر بلند صدا میداد، مثل، رینگ

01:00:21.076 --> 01:00:22.453
.هیثه

01:00:22.661 --> 01:00:26.582
...میگه
"هی، مَرد، میشه بهت زنگ بزنه، ساعت هشت؟"

01:00:28.459 --> 01:00:29.835
...یا سر صبحونه می‌اومد

01:00:30.044 --> 01:00:31.920
.برای صبحونه، ساعت شیش می‌اومد

01:00:32.129 --> 01:00:33.714
بیرون خونه‌م منتظر میموند،

01:00:33.922 --> 01:00:36.133
از ساعت 5:30، 6،

01:00:36.342 --> 01:00:37.509
.آماده رفتن

01:00:37.718 --> 01:00:40.387
...بدون هیچ پیامی، هیچ تماسی

01:00:40.596 --> 01:00:41.347
".فقط "من دم درم

01:00:41.555 --> 01:00:43.891
.صبحانه‌مون رو به هم میزد

01:00:51.774 --> 01:00:53.484
.هیچوقت نمیخوابید
...هیچوقت اسـ

01:00:53.692 --> 01:00:55.694
...ایمیلش

01:00:57.655 --> 01:01:01.075
ایمیلش
همین دور و ورا"

01:01:01.283 --> 01:01:04.078
تو یه چیزی یه چیزی دات کام" بود

01:01:05.412 --> 01:01:06.205
.و همیشه بود

01:01:18.967 --> 01:01:19.968
همیشه تعجیب میکنی

01:01:20.177 --> 01:01:23.847
.که اگه مردم مرگشون رو حس میکنن

01:01:24.056 --> 01:01:26.684
آدم‌های خاصی این قدرت رو دارن

01:01:28.268 --> 01:01:30.729
.و اگه کسی داشت، خودش بود

01:01:45.828 --> 01:01:47.287
در مورد نیک دریک حرف زدیم،

01:01:47.496 --> 01:01:50.416
یه موسیقی دان که کاملاً
بهش علاقه داشت

01:01:50.624 --> 01:01:51.625
و میخواست داستانش رو بگه،

01:01:51.834 --> 01:01:53.961
این که چطور مُرد

01:01:54.169 --> 01:01:56.130
.و روند خلق موزیکش

01:02:01.260 --> 01:02:03.679
.همه چیز در مورد نیک دریک بود

01:02:03.887 --> 01:02:06.140
.هیث...، یعنی، اون رفته بود

01:02:08.142 --> 01:02:10.310
تموم وقت همه چیز
.در مورد نیک بود

01:02:10.519 --> 01:02:12.146
.یعنی، تموم کارهاش رو داشت

01:02:12.354 --> 01:02:13.480
.مصاحبه‌ها رو داشت

01:02:13.689 --> 01:02:15.399
.کاملاً توی نیک دریک غوطه ور شده بود

01:02:19.987 --> 01:02:21.447
همیشه موزیک می‌نواخت

01:02:21.655 --> 01:02:24.116
و در مورد تصاویری که تو این موزیک
.میذاشت حرف میزد

01:02:26.410 --> 01:02:28.620
همینطور بیشتر و بیشتر شد

01:02:28.829 --> 01:02:29.830
.و تبدیل به یه علاقه بزرگی براش شد

01:02:36.295 --> 01:02:38.589
همیشه این توجه رو برای هنرمندها داشت،

01:02:38.797 --> 01:02:42.217
آدم‌هایی که تو، حدود، 27
سالگی فوت کرده بودن،

01:02:42.426 --> 01:02:44.511
مثل کرت کوبین
و جنیس جاپلین

01:02:44.720 --> 01:02:45.554
.و یه لیست کامل از این آدم‌ها

01:02:47.306 --> 01:02:50.184
تو سن جوونی، میگفت،
".فقط از این آدم‌ها خوشم میاد"

01:02:51.268 --> 01:02:52.060
.عجیب بود

01:02:53.520 --> 01:02:56.023
یادمه میگفت،
.کلی کار دارم که اجام بدم"

01:02:56.231 --> 01:02:58.317
.احساس نمیکنم که خیلی وقت داشته باشم

01:02:58.525 --> 01:03:00.319
فکر نمیکنم که خیلی زنده بمونم،
...پس

01:03:00.527 --> 01:03:01.528
.نمیدونم چرا

01:03:01.737 --> 01:03:03.655
".باید این چیزها رو الآن انجام بدم

01:03:15.375 --> 01:03:16.418
به گمونم آخرین ماجرامون با هم

01:03:16.627 --> 01:03:18.712
یه جورایی زندگی عشقشی رو شرح میده،

01:03:18.921 --> 01:03:20.881
درگیریش با عشق و رابطه

01:03:21.089 --> 01:03:22.299
و دارن رقابت میکن،

01:03:22.508 --> 01:03:25.302
.هم زندگی حرفه‌ای و هم زندگی خصوصیش

01:03:25.511 --> 01:03:27.930
به نظرم، یه جورایی مثل
یه شمشیر دو لبه‌ست،

01:03:28.138 --> 01:03:29.890
چون یه قسمتی از تو میخواد تو خونه بمونه

01:03:30.098 --> 01:03:31.600
و برای بقیه زندگی هیچ کاری نکنه،

01:03:31.809 --> 01:03:32.810
اما به محض این که به اون موقعیت میرسی،

01:03:33.018 --> 01:03:34.770
.میخوای بری بیرون و شروع به کار کنی

01:03:34.978 --> 01:03:35.771
یه شیفتگی

01:03:35.979 --> 01:03:38.857
.و اعتیادی به سبک زندگی هست

01:03:39.066 --> 01:03:42.528
هیث یه چیزی به اون نقش آورد،

01:03:42.736 --> 01:03:45.948
و مربوط به قسمت ستاره فیلم نیست

01:03:46.156 --> 01:03:47.616
.که اضافه کرده بود

01:03:47.825 --> 01:03:50.786
قابل باور بودن و آسیب پذیری

01:03:50.994 --> 01:03:52.788
.تو نقشش بود

01:03:52.996 --> 01:03:59.002
همیشه میتونست کشمکش یا درگیریش رو

01:03:59.211 --> 01:04:00.963
تو هر نقشی که بازی میکنه نشون بده

01:04:01.171 --> 01:04:03.715
.که باعث میشد به بازیش شخصیت داده شه

01:04:06.552 --> 01:04:08.053
.با دخترها نه

01:04:09.388 --> 01:04:10.138
.بله، رابی

01:04:10.347 --> 01:04:11.598
.نه -
!رابی -

01:04:11.807 --> 01:04:13.934
.تو بچه‌های من رو با خودت نمیبری

01:04:14.142 --> 01:04:16.395
روابط اتفاق می‌افتن،
.روابط به هم میخورن

01:04:16.603 --> 01:04:17.813
اگه هنوز تجربه‌ش نکردید،

01:04:18.021 --> 01:04:19.231
نمیدونید چطوری باهاش سازگار
شید و از عهده‌ش بر بیاید

01:04:19.439 --> 01:04:21.608
و بعدش شما در نقش پدر هستید،

01:04:21.817 --> 01:04:22.943
در نقش شریک زندگی،

01:04:23.151 --> 01:04:24.987
و دارید کارهایی رو میکنید
.که کاملاً درست نیستن

01:04:31.994 --> 01:04:34.997
فیلم <i>من آنجا نیستم</i> واقعاً
هنر تفلید زندگی

01:04:35.205 --> 01:04:38.125
.از یه راه زیبایِ دردناکه

01:04:42.629 --> 01:04:43.714
احساس میکنم درگیر

01:04:43.922 --> 01:04:46.633
دادن تموم توجهی که میخواست

01:04:46.842 --> 01:04:48.260
.به میشل و ماتیلدا بود

01:04:48.468 --> 01:04:50.762
به هم خوردن رابطه‌شون
.به اندازه کافی سخت بود

01:04:50.971 --> 01:04:54.600
...واقعاً احساس کردم
برای میشل،

01:04:54.808 --> 01:04:57.436
.خیلی اتفاق‌ها براش پیش اومده بود

01:05:00.522 --> 01:05:02.691
.واقعاً مایه دل شکستگی و ناراحتی بود

01:05:04.568 --> 01:05:06.695
اوضاع برای هیث داشتن
.از هم میپاشیدن

01:05:06.904 --> 01:05:10.699
تموم ایده‌ی این که سرنوشتت رو کنترل کنی،

01:05:10.908 --> 01:05:13.493
سرنوشتت رو طراحی کنی،

01:05:13.702 --> 01:05:17.706
از هم پاشیده شدن بخشی از این طرح نبود

01:05:17.915 --> 01:05:19.333
.و نمیتونست کنترلش کنه

01:05:22.169 --> 01:05:26.256
پس کم خوابیش و نیاز به خوابش

01:05:26.465 --> 01:05:27.925
.تاثیر بزرگی روش داشت

01:05:29.843 --> 01:05:32.971
باید خواب دارویی میکرد،

01:05:33.180 --> 01:05:34.389
.که برای بدنش خوب نبود

01:05:40.062 --> 01:05:41.772
.تو نیویورک دیدمش

01:05:41.980 --> 01:05:44.775
چند سالی بود که ندیده بودمش،

01:05:44.983 --> 01:05:48.403
و... هیث... عوض شده بود،

01:05:48.612 --> 01:05:49.947
اما اونطوری که عوض شده بود،

01:05:50.155 --> 01:05:52.866
یه جورایی، انگار، من رو یه
خرده نگران کرده بود، میدونید،

01:05:54.993 --> 01:05:56.745
...و من بهش نگاه کردم و فکر کردم

01:06:00.415 --> 01:06:02.584
با یه خرده نگرانی، میدونید؟

01:06:16.932 --> 01:06:19.101
چندتایی با هم دوران سختی داشتیم،

01:06:19.309 --> 01:06:21.353
.مثل، غم‌های زندگی

01:06:26.191 --> 01:06:28.986
.موزیک کاملاً التیام بخشه

01:06:31.154 --> 01:06:34.908
موزیک براش یه راهی
.برای التیام بود

01:06:36.451 --> 01:06:38.870
نیک، میشه <i>رودخانه‌ی زندگی</i> رو بزنی؟

01:06:41.248 --> 01:06:42.416
.بفرما

01:06:42.624 --> 01:06:44.751
<i>رودخانه‌ی زندگی</i>

01:06:44.960 --> 01:06:49.214
اگه از هیث میپرسیدید که کی بود،

01:06:49.423 --> 01:06:51.800
بهتون میگفت که یه بازیگر بود

01:06:52.009 --> 01:06:53.593
یه فیلم ساز بود،

01:06:53.802 --> 01:06:55.012
.و یه برادر بود

01:06:55.220 --> 01:06:57.472
.اون برای من، و خیلی‌ها یه برادر بود

01:07:00.851 --> 01:07:02.853
به گمونم دوست بودن با هیث،

01:07:03.061 --> 01:07:05.605
کسی به این اندازه بزرگ و سخاوتمند،

01:07:05.814 --> 01:07:08.066
و... قهرمان اکشن

01:07:08.275 --> 01:07:10.318
...و تموم این چیزا

01:07:10.527 --> 01:07:14.948
این حقیقت که اون بزرگی
رو توی قلبش داشت

01:07:15.157 --> 01:07:19.661
و باعث شده بود که برای
خودش یه اصل فعال بشه،

01:07:19.870 --> 01:07:22.039
...به من هم قدرت خاصی داده بود

01:07:28.170 --> 01:07:30.547
.و همیشه من رو تشویق میکرد

01:07:30.756 --> 01:07:31.840
انگار، یه موج رو میدیدم که می‌اومد،

01:07:32.049 --> 01:07:33.050
و اون میگفت،
"...از سقوط کردن نترس"

01:07:37.345 --> 01:07:40.807
.و این جنبه‌ی بود مهمی از این که هیث کی بود

01:07:42.225 --> 01:07:45.395
.اون چنین ترسی رو نداشت

01:07:50.192 --> 01:07:51.359
میخواست که اولین فیلمش رو کارگردانی کنه،

01:07:51.568 --> 01:07:54.529
که اسمش <i>گامبی وزیر</i>* بود، در مورد یه بازیکن شطرنج،
<c.yellow>اسم حرکتی در شطرنج</c>

01:08:00.285 --> 01:08:02.662
.علاقه‌ش به شطرنج، میدونید، افسانه‌ای بود

01:08:04.539 --> 01:08:07.167
.همیشه فکر میکردم پنج حرکت جلوتر از منه

01:08:07.375 --> 01:08:10.378
وقتی که 10 یا 11 سالش بود،

01:08:10.587 --> 01:08:13.715
.شکست دادنش نسبتاً سخت بود

01:08:16.176 --> 01:08:18.303
یه بازیکن شطرنج فوق العاده بود،

01:08:18.512 --> 01:08:20.222
.و چیزی بود که هر روز انجام میداد

01:08:20.430 --> 01:08:22.099
فرقی نمیکرد با هم بودیم
یا جدا از هم،

01:08:22.307 --> 01:08:25.769
.یا آنلاین شطرنج بازی میکردیم یا رو در رو

01:08:28.355 --> 01:08:32.442
هیث سعی داشت به مقام استاد بزرگی برسه

01:08:32.651 --> 01:08:37.072
و فقط چند امتیاز از رسیدن
.به هدفش فاصله داشت

01:08:38.406 --> 01:08:41.368
وقتی اون داستان رو خوند،
<i>گامبی وزیر</i> رو،

01:08:41.576 --> 01:08:44.538
فکر کرد، این میتونه یه فیلم
به اندازه درستی باشه

01:08:44.746 --> 01:08:47.624
.که بتونه یه امتحان کنه و کارگردانیش کنه

01:08:48.708 --> 01:08:50.418
در مورد یه بازیکن جوون شطرنجه

01:08:50.627 --> 01:08:54.714
.که به مواد مخدر و قرص اعتیاد داره

01:08:56.258 --> 01:08:57.717
اون داستان رو درک کرده بود،

01:08:57.926 --> 01:09:00.387
.از درون

01:09:00.595 --> 01:09:02.139
میخواست از شطرنج

01:09:02.347 --> 01:09:05.809
به عنوان یه استعاره از
زندگی دختره استفاده کنه

01:09:06.017 --> 01:09:09.020
.و چیزی برای گفتن داشت

01:09:09.229 --> 01:09:11.022
خیلی بازیگرها هستن که میخوان کارگردانی کنن

01:09:11.231 --> 01:09:14.693
که تقریباً بازیگر/کارگردان هستن،

01:09:14.901 --> 01:09:22.826
اما اون این قابلیت رو داشت
که ایده‌هاش رو جوری بنویسه

01:09:23.034 --> 01:09:28.456
که بتونه تبدیل به یه داستان
.مناسب فیلم تبدیل کنه

01:09:28.665 --> 01:09:30.041
تنها وقتی که زنده هستم

01:09:30.250 --> 01:09:34.045
و زندگی میکنم و بیان احساسات میکنم
و احساس میکنم و چیزی رو شرح میدم،

01:09:34.254 --> 01:09:35.714
وقتیه که رو صحنه هستم،

01:09:35.922 --> 01:09:38.675
."اون زمان بین "اکشن" و "کات

01:09:38.884 --> 01:09:40.051
من به هیث زنگ زدم،

01:09:40.260 --> 01:09:42.095
و گفتم، میدونید،
.این اتفاق داره می‌افته"

01:09:42.304 --> 01:09:44.472
دارن فیلم بعدی بتمن رو سر هم میکنن

01:09:44.681 --> 01:09:47.392
و جوکر قراره ویلن بشه،

01:09:47.601 --> 01:09:49.352
"و، میدونی، علاقه‌ای داری؟

01:09:49.561 --> 01:09:50.812
و اون رو یادمه، میدونید،

01:09:51.021 --> 01:09:53.648
...اینطوری بود
بدون هیچ مکثی،

01:09:53.857 --> 01:09:55.609
.گفت که، "کاملاً

01:09:55.817 --> 01:09:56.860
.میخوامش
...چطوری من

01:09:57.068 --> 01:09:58.069
میدونی، چیکار کنیم؟

01:09:58.278 --> 01:09:59.654
.سوار هواپیما  میشم
.پرواز میکنم

01:09:59.863 --> 01:10:01.072
".میخوام با کریس ملاقات کنم
.میدویند

01:10:01.281 --> 01:10:02.324
میشه من رو با کریس"
"نولان تو یه اتاق بذاری؟

01:10:02.532 --> 01:10:05.368
قبلاً این دنیای که خلق کرده بود ور دیدم،

01:10:05.577 --> 01:10:06.912
تو فیلم <i>بتمن آغاز می‌کند</i>،

01:10:07.120 --> 01:10:09.039
و میدونستم که این فرصت

01:10:09.247 --> 01:10:11.416
برای یه ورژن جدید از جوکر هست،

01:10:11.625 --> 01:10:12.792
و اون من رو هیجان زده کرد،

01:10:13.001 --> 01:10:14.044
و همینطور هم فوراً
.میدونستم چیکار کنم

01:10:14.252 --> 01:10:17.047
پس یه ماه زمان داشت،
.به زور دو ماه

01:10:17.255 --> 01:10:20.091
همون موقع شروع کرد که
.کاراکتر رو به خودش بگیره

01:10:20.300 --> 01:10:23.011
شیش ماه تو یه اتاق خودم
رو به دور از همه زندونی کردم،

01:10:23.220 --> 01:10:24.304
.و یه جورایی این حس عجیب درونم شکل گرفت

01:10:24.512 --> 01:10:27.015
مثل یه دیوونه اطراف راه میرفتم،

01:10:27.224 --> 01:10:28.433
و یه وضعیت پیدا میکردم،
.یه حالت ایستادن رو پیدا میکردم

01:10:28.642 --> 01:10:30.769
پیدا کردن صداش خیلی مهمه،

01:10:30.977 --> 01:10:32.020
چون وقتی که صدا رو پیدا میکنی،

01:10:32.229 --> 01:10:35.148
.نفس درون صداش رو هم پیدا میکنی

01:10:35.357 --> 01:10:37.234
.میگفت، مَرد، جوکره‌ها

01:10:37.442 --> 01:10:40.153
جک نیکلسون نقش جوکر رو
.انجام داده بود، مَرد

01:10:40.362 --> 01:10:44.282
من گفتم،
چطوری از عهده‌ش بر میای،"

01:10:44.491 --> 01:10:47.827
بدون این که یه ورژن از
کار جک انجام بدی؟

01:10:48.036 --> 01:10:51.831
یعنی، اصلاً چطوری حرف
"...میزنی یا میخندی یا

01:10:52.040 --> 01:10:53.583
اونجا نشسته بودم، راه میرفتم،
فقط فکر میکردم،

01:10:53.792 --> 01:10:54.876
و یه هویی شنیدم،

01:10:55.085 --> 01:10:56.211
میدونی چطوری"

01:10:56.419 --> 01:10:58.088
"این زخم‌ها گیرم اومده؟

01:10:58.296 --> 01:10:59.589
من اینطوریم... بهش نگاه میکنم،

01:10:59.798 --> 01:11:01.007
و یه جورایی راه میره،
پیراهنش رو نگه داشته،

01:11:01.216 --> 01:11:04.427
"و میگه، "پدرم یه الکلی و یه آدم شرور بود

01:11:04.636 --> 01:11:06.346
...و اینطوری بهم نگاه میکنه، و

01:11:06.554 --> 01:11:08.431
مَرد، لرزش تو تموم بدنم راه افتاده،

01:11:08.640 --> 01:11:10.600
و اون این مونولوگ کوچک رو برام میگه،

01:11:10.809 --> 01:11:13.687
"چرا اینقدر جدی؟"
.تموم میکنه

01:11:13.895 --> 01:11:15.313
من اینطوری بودم،
"...یا"

01:11:15.522 --> 01:11:16.147
.و پریدم تو خیابون

01:11:16.356 --> 01:11:18.066
!همه چیز رو بیرون ریختم

01:11:18.275 --> 01:11:19.150
تو سینه‌ش مشت میزنم

01:11:19.359 --> 01:11:20.360
و میگه،
".به کسی نگو"

01:11:22.487 --> 01:11:24.906
به سمت من برمیگرده،

01:11:25.115 --> 01:11:30.161
"و میگه، "چرا اینقدر جدی، پسر؟

01:11:30.370 --> 01:11:31.705
.با چاقو میاد سراغم

01:11:31.913 --> 01:11:34.207
"چرا اینقدر جدی، پسر؟"

01:11:37.002 --> 01:11:39.754
.چاقو رو توی دهنم میذاره

01:11:39.963 --> 01:11:44.676
".بذار یه لبخند رو اون صورت بذاریم"

01:11:44.884 --> 01:11:46.136
...و

01:11:49.472 --> 01:11:50.932
چرا اینقدر جدی؟

01:11:51.141 --> 01:11:55.312
وقتی داشتیم اون صحنه
رو فیلم برداری میکردیم

01:11:55.520 --> 01:11:57.105
که به مهمونی میاد،

01:11:57.314 --> 01:11:59.441
یه جمعیتی اونور دوربین بودن،

01:11:59.649 --> 01:12:00.859
.و یه جمعیتی اینور دوربین

01:12:01.067 --> 01:12:03.486
...خیلی جمعیتی بزرگی بود، پس

01:12:03.695 --> 01:12:05.739
.انتظار این رو نداشت که این همه بزرگ باشه

01:12:05.947 --> 01:12:09.200
گفت که،
.مثل اینه که میری سر صحنه نمایش"

01:12:09.409 --> 01:12:11.036
.برای این همه آدم آماده نشده وبدم

01:12:11.244 --> 01:12:12.620
"چطوری این نقش رو بازی کنم؟

01:12:12.829 --> 01:12:13.830
و من گفتم،
...خب"

01:12:14.039 --> 01:12:16.291
خب، تو یه روان پریشی،

01:12:16.499 --> 01:12:19.085
.پس اونا تماماً اسباب بازی‌های تو هستن

01:12:19.294 --> 01:12:21.212
".با اسباب بازی‌هات بازی میکنی

01:12:23.423 --> 01:12:26.509
.عصر بخیر، خانم‌ها و آقایان

01:12:29.471 --> 01:12:32.557
.ما سرگرمی امشب هستیم

01:12:34.559 --> 01:12:36.936
.من فقط یه سوال دارم

01:12:37.145 --> 01:12:39.939
هاروی دنت کجاست؟

01:12:50.408 --> 01:12:51.826
میدونی هاروی کجاست؟
میدونی کیه؟

01:12:52.035 --> 01:12:53.036
اون یه نشونه‌ی دیگه‌ای بود

01:12:53.244 --> 01:12:54.704
.از بازیگری که هیث لجر تبدیل بهش شده بود

01:12:54.913 --> 01:12:57.082
میتونست پوچیش رو نمایش بده،

01:12:57.290 --> 01:12:59.501
و فکر میکنم مفهومش از جوکر

01:12:59.709 --> 01:13:02.420
یه جورایی بهش تموم حالت‌های
این قضیه رو نشون داد،

01:13:02.629 --> 01:13:05.006
و اون خودش تو تریلر گریم انجامش داد،

01:13:05.215 --> 01:13:06.508
.و خیلی ساده بود

01:13:06.716 --> 01:13:09.094
تموم چیزی که بود، فقط، انگار،
یه لایه از پنکیک سفید گریم

01:13:09.302 --> 01:13:11.805
.و یه کم لکه‌ی رژ رب قرمز بود

01:13:12.013 --> 01:13:13.223
قسمت‌های مصنوعی روی لب می‌اومدن

01:13:13.431 --> 01:13:14.474
و روی لب رو میگرفتن،

01:13:14.682 --> 01:13:17.185
پس تقریباً تا وسط دهن بودن،

01:13:17.394 --> 01:13:18.561
و، البته، وقتی حرف میزنی،

01:13:18.770 --> 01:13:20.271
قسمت‌های پر شده‌ی این
قطعه‌های مصنوعی

01:13:20.480 --> 01:13:21.689
شل میشدن،

01:13:21.898 --> 01:13:23.817
و آخرین کاری که هیث میخواست
انجام بده این بود که برگرده

01:13:24.025 --> 01:13:26.361
و 20 دقیقه، یا نیم ساعت دیگه وقت صرف کنه

01:13:26.569 --> 01:13:30.281
تا سعی کنه لب‌های رو
دوباره بچسبونه سر جاش،

01:13:30.490 --> 01:13:32.659
...پس برای هم لیس میزد
...لب‌هاش رو لیس میزد

01:13:34.369 --> 01:13:35.870
...خیلی زیاد

01:13:36.079 --> 01:13:38.540
و بعدش، کم کم، اون تبدیل به یه
.بخشی از کاراکتر شد

01:13:43.378 --> 01:13:45.713
میدونست که یه چیزی داره
.که شگفت انگیزه

01:13:45.922 --> 01:13:47.090
تموم سعیش رو براش کرده بود،

01:13:47.298 --> 01:13:48.383
.و در واقع از کار داشت لذت میبرد

01:13:48.591 --> 01:13:49.551
همه،

01:13:49.759 --> 01:13:51.428
هر تکنسین صدایی،
هر تهیهه کننده‌ای،

01:13:51.636 --> 01:13:53.346
با کاری که تو فیلم <i>شوالیه تاریکی</i>
.کرده بود تحت تاثیر قرار گرفته بودن

01:13:53.555 --> 01:13:56.641
مردم سریع حرکت میکردن،

01:13:56.850 --> 01:13:58.059
سعی میکردن که یه نظر به روی صحنه بندازن،

01:13:58.268 --> 01:14:00.437
چون وقتی که میدونست روی صحنه‌ست،

01:14:00.645 --> 01:14:01.813
.واقعاً روی صحنه‌ست

01:14:02.021 --> 01:14:05.692
برای اولین بار، به عنوان
یه بازیگر، احساس کرد

01:14:05.900 --> 01:14:09.070
که چیزی مثل این شده بود که،
.من غیرقابل دست یابی هستم"

01:14:09.279 --> 01:14:10.947
هر صحنه‌ای که انجام
میدم با هر بازیگر دیگه‌ای،

01:14:11.156 --> 01:14:13.575
مهم نیست که چقدر شگفت انگیزن،

01:14:13.783 --> 01:14:17.036
".من صحنه‌ها رو کنترل و هدایت میکنم

01:14:17.245 --> 01:14:18.788
خیلی اعتماد به نفس داشت،

01:14:18.997 --> 01:14:20.206
.و خیلی نسبت به نقش افتخار میکرد

01:14:20.415 --> 01:14:22.625
.خیلی هیجان زده بود که فیلم منتشر بشه

01:14:22.834 --> 01:14:26.963
اون... اولین بار تو یه مدت طولانی بود که

01:14:27.172 --> 01:14:31.468
در مورد چیزی هیجان زده بود. میگفت،
".این نقش رو من ترکوندم"

01:14:31.676 --> 01:14:34.053
...تو اوضاع رو عوض کردی
.برای همیشه

01:14:34.262 --> 01:14:35.722
پس چرا میخوای من رو بکشی؟

01:14:38.516 --> 01:14:40.143
!من نمیخوام بکشمت

01:14:40.351 --> 01:14:42.270
من بدون تو چیکار کنم؟

01:14:42.479 --> 01:14:43.354
برام سراغ غارت رئیس‌های اراذل اوباش؟

01:14:43.563 --> 01:14:45.440
.نه، نه

01:14:45.648 --> 01:14:46.524
.نه

01:14:46.733 --> 01:14:50.278
...نه، تو
.تو منو کامل میکنی

01:14:50.487 --> 01:14:52.614
.تو یه آشغالی که برای پول آدم میکشه

01:14:52.822 --> 01:14:53.448
.مثل یکی از اونا حرف نزن

01:14:53.656 --> 01:14:55.158
...نیستی

01:14:55.366 --> 01:14:57.452
.حتی اگه دوست داری که باشی

01:14:59.037 --> 01:15:00.497
...برای اونا، تو یه عجیب الخلقه هستی

01:15:00.705 --> 01:15:02.540
.مثل من

01:15:02.749 --> 01:15:03.875
وقتی کار نمیکرد،

01:15:04.083 --> 01:15:06.878
میومد رو صحنه و کریس رو
نگاه و مشاهده میکرد،

01:15:07.086 --> 01:15:08.505
چون خیلی شیفته‌ی

01:15:08.713 --> 01:15:10.089
میدونید، کریس به عنوان یه کارگردان شده بود،

01:15:10.298 --> 01:15:12.133
و میخواست تا جایی که میتونه ازش

01:15:12.342 --> 01:15:13.968
در مورد چیزی که میساخت و
.کاری که میکرد یا بگیره

01:15:15.261 --> 01:15:16.930
خیلی از مردم دوست دارن فکر کنن

01:15:17.138 --> 01:15:20.266
که برای فعالیت شدیدی بود،

01:15:20.475 --> 01:15:21.893
اما اون از صحنه خارج میشد،

01:15:22.101 --> 01:15:25.396
و حرف میزدیم، و میخندیدیم و جک میگفتیم،

01:15:25.605 --> 01:15:29.901
...و کلی خوش میگذروندیم که ببیشتر از

01:15:30.109 --> 01:15:32.612
بیشتر از آبرومندانه بودن

01:15:32.820 --> 01:15:34.322
.برای هنرمندهای سخت کوش، بود

01:15:36.157 --> 01:15:39.577
بیشترین سرگرمی‌ای بود که
با یه کاراکتر داشتم،

01:15:39.786 --> 01:15:40.578
.بدون شک

01:15:40.787 --> 01:15:42.872
...خلاقیت، اون

01:15:43.081 --> 01:15:44.666
.خیلی غیر قابل باور بود

01:15:52.423 --> 01:15:54.467
کریسمس بود،
و تموم خانواده

01:15:54.676 --> 01:15:55.969
دارن این شام بزرگ فوق العاده
.رو با هم میخورن

01:15:56.177 --> 01:15:59.639
اومد و سوپرایزمون کرد،
.و عاشق این کار بود

01:16:01.599 --> 01:16:05.687
چندتایی عکس تو نقش جوکر نشون داد

01:16:05.895 --> 01:16:08.147
.و، یعنی، کاملاً تحت تاثیر قرار گرفته بودم

01:16:08.356 --> 01:16:09.607
نمیتونستم باورش کنم

01:16:09.816 --> 01:16:11.818
و فقط بهش گفتم،
میدونید،

01:16:12.026 --> 01:16:13.444
.این شگفت انگیزه"

01:16:13.653 --> 01:16:15.613
این، مثل این میمونه که،
.کار رو به یه سطح دیگه برده باشی

01:16:15.822 --> 01:16:16.990
.انگار، برای این نامزد اسکار میشی

01:16:17.198 --> 01:16:18.533
".همین الآن بهت میگن

01:16:18.741 --> 01:16:19.909
.و اون فقط لبخند زد

01:16:21.995 --> 01:16:23.162
هیث خیلی در مورد

01:16:23.371 --> 01:16:25.540
نقشش به عنوان جوکر تو
.<i>شوالیه‌ی تاریکی</i> خوشحال بود

01:16:25.748 --> 01:16:28.084
از اونطوری که پیش میرفت

01:16:28.293 --> 01:16:31.421
و چیزایی که به کاراکتر
.اضافه کرده بود راضی بود

01:16:35.174 --> 01:16:36.259
بعد از شام بود،

01:16:36.467 --> 01:16:38.845
و یه جورایی، انگار،
یه لحظه خم شد

01:16:39.053 --> 01:16:41.014
و گفت،
اوه، راستی،"

01:16:41.222 --> 01:16:42.974
".با خودم میبرمت لندن

01:16:43.182 --> 01:16:45.268
"و منم اینطوری بودم که، "چی؟
"و مامانم اینطوری بود که، "چی؟

01:16:46.894 --> 01:16:49.689
".اوه، نه، بازم شروع شد"

01:16:49.897 --> 01:16:52.525
وقتش شده بود که خواهر کوچیکش رو ببره،

01:16:52.734 --> 01:16:55.486
.به دنیای سرگرمی معرفیش کنه

01:16:57.280 --> 01:16:59.532
.هیث تو بهترین موقعیت زندگیش بود

01:16:59.741 --> 01:17:02.702
یه بچه داشت که بهش علاقه
.میورزید و عاشقش بود

01:17:02.910 --> 01:17:05.496
.فیلم‌هایی که میخواست رو داشت میساخت

01:17:05.705 --> 01:17:08.583
.نقشه‌های بزرگی برای آینده‌ش داشت

01:17:11.753 --> 01:17:12.879
در عرض سه هفته،

01:17:13.087 --> 01:17:14.547
شروع به فیلم برداری با تری گیلیام کردم،

01:17:14.756 --> 01:17:15.757
...و من واقعاً هر کاری میکـ

01:17:15.965 --> 01:17:18.593
هویج خرد میکردم و غذا رو سرو میکردم

01:17:18.801 --> 01:17:21.346
.تو فیلم گیلیام

01:17:21.554 --> 01:17:24.349
...واقعا، واقعاً عاشق طرف بودم، و برای همین

01:17:24.557 --> 01:17:27.101
آره، دارم روی فیلم <i>دکتر پارناسوس، مردی
که به شیطان رو دست زد</i> کار میکنم،

01:17:27.310 --> 01:17:29.646
و بعدش می‌افتم زمین، میمیرم،

01:17:29.854 --> 01:17:30.980
برای یه سال،

01:17:31.189 --> 01:17:32.649
.و به خواب زمستونی میرم

01:17:32.857 --> 01:17:34.692
<i>دکتر پارناسوس، مردی
...که به شیطان رو دست زد</i>

01:17:34.901 --> 01:17:37.445
تونستم باهاش برای دو هفته کار کنم،

01:17:37.654 --> 01:17:40.490
تو سرمای استخون سوز لندن،
تو تموم فیلم برداری‌های شبانه،

01:17:40.698 --> 01:17:41.783
.تو تموم شکوهش

01:17:41.991 --> 01:17:44.869
...رو پل بلکفرایرز بودیم

01:17:45.078 --> 01:17:46.913
.سرمای زننده‌ای بود

01:17:47.121 --> 01:17:49.999
بیشتر شب رو روی پل میگذروند،

01:17:50.208 --> 01:17:51.334
بارون روش پاشیده میشد،

01:17:52.835 --> 01:17:54.837
.پس خیلی خیس میشد

01:17:55.046 --> 01:17:56.422
.مطمئن نیستم که اون باعث کمکش شده بود

01:17:58.716 --> 01:18:01.511
کلی از تیم فیلم داشتن با سرما
و اینجور چیزا سر و کله میزدن،

01:18:01.719 --> 01:18:04.597
اما فقط یادمه که جری گفت

01:18:04.806 --> 01:18:06.349
.اون نیروی یه اسب رو داره

01:18:06.557 --> 01:18:08.893
.فکر کنم این چیزیه که گفت

01:18:11.604 --> 01:18:12.855
.بدنش خسته بود، میدونم

01:18:13.064 --> 01:18:14.148
.خسته بود

01:18:14.357 --> 01:18:17.151
یه آنفولانزای بد گرفته بود و
.اون باعث خستگیش شده بود

01:18:21.489 --> 01:18:23.991
.تو یه آپارتمان میموندیم

01:18:24.200 --> 01:18:26.828
بیدار میشدم، میدیدم
دور و ور میچرخه،

01:18:27.036 --> 01:18:28.871
و بعضی وقت‌ها میومد تو اتاق من

01:18:29.080 --> 01:18:31.833
و این گفت و گو رو داشتیم

01:18:32.041 --> 01:18:35.169
که دارو خوابی واقعاً به
.خوابیدنش کمک نمیکرد

01:18:40.007 --> 01:18:41.134
بعضی وقت‌ها، اون میگفت،

01:18:41.342 --> 01:18:43.970
یه جورایی بهم سخت میگذره، میدونی،"

01:18:44.178 --> 01:18:45.555
آخر روز بخوابم

01:18:45.763 --> 01:18:47.432
".و در مورد چیزی فکر نکنم

01:18:49.016 --> 01:18:50.143
فشارهایی که تو زندگیش بود رو میشناختم،

01:18:50.351 --> 01:18:52.311
.میدونستم که مریض بود

01:18:52.520 --> 01:18:54.188
.میدونستم که التهاب ریه داشت

01:18:54.397 --> 01:18:57.191
میدونستم که این پروازهای طولانی از
.لندن به نیویورک رو داشت

01:18:57.400 --> 01:18:59.610
.کارمون تقریباً تو لندن تموم شده بود

01:18:59.819 --> 01:19:05.199
اون من و دستیارش، ناتان،
رو جلوتر فرستاده بود

01:19:05.408 --> 01:19:06.492
تا آپارتمان رو

01:19:06.701 --> 01:19:09.495
برای وقتی که همه‌مون قرار
...بود اونجا باشیم آماده کنیم، و

01:19:22.258 --> 01:19:24.677
اصلاً صبح باهاش حرف نزده بودم

01:19:24.886 --> 01:19:26.137
و خیلی کم پیش میومد

01:19:26.345 --> 01:19:28.014
.و داشتم نگران میشدم

01:19:28.222 --> 01:19:31.100
هی پیام میفرستادم، میگفتم،
هی، چه خبره؟"

01:19:31.309 --> 01:19:32.351
کجایی؟
"چه اتفاقی داره می ‌افته؟

01:19:35.146 --> 01:19:37.607
و، صادقانه بگم، اون بهم تقریباً
تو هر وضعیتی که بود

01:19:37.815 --> 01:19:40.193
...پیام میداد یا زنگ میزد

01:19:40.401 --> 01:19:43.529
...هر وضعیتی غیر از این که

01:19:43.738 --> 01:19:45.156
...میدونید

01:19:48.075 --> 01:19:51.329
و من گوشی بلک‌بریم رو رو میز گذاشتم

01:19:51.537 --> 01:19:53.331
...و،

01:19:53.539 --> 01:19:55.082
...یه جورایی بهش زل زدم

01:19:59.670 --> 01:20:01.339
و بعدش زنگ زد،

01:20:01.547 --> 01:20:05.760
و مسئول تبلیغاتش بود، مارا باکسباون،

01:20:05.968 --> 01:20:08.304
.و، داشت گریه میکرد

01:20:11.682 --> 01:20:13.226
و من به پدرش زنگ زدم،

01:20:13.434 --> 01:20:14.519
و گوشی پدرش خاموش بود،

01:20:14.727 --> 01:20:15.728
و به مادرش زنگ زدم،

01:20:15.937 --> 01:20:18.105
و سعی داشت اطلاعاتی به دست بیاره،

01:20:18.314 --> 01:20:20.608
پس به یکی از دوستامون
تو نیویورک زنگ زدم،

01:20:20.817 --> 01:20:22.860
تا ببینم میتونه بره به خونش،

01:20:23.069 --> 01:20:24.487
و اون میگفت،
ترو، همونجام"

01:20:24.695 --> 01:20:26.197
".و نمیتونم برم تو

01:20:26.405 --> 01:20:29.742
...و وقتی همه چیز مشخص شد

01:20:31.828 --> 01:20:32.620
پیام‌های بیشتر از آدم‌ها متفاوت

01:20:32.829 --> 01:20:34.080
.شروع به اومدن کردن

01:20:34.288 --> 01:20:37.250
من میگم، "نه، نه، نه، نه،
".یکی داره سر به سرم میذاره

01:20:37.458 --> 01:20:39.752
و واقعاً به تلفنش زنگ زدم،
.و رفت رو پیام گیر

01:20:39.961 --> 01:20:42.421
میخواستم بگم،
.خواهشاً بهم زنگ بزن"

01:20:42.630 --> 01:20:44.674
".خوهشاً بهم زنگ بزن
میدونید،

01:20:44.882 --> 01:20:46.008
.اما همینطوری خشک شدم و قطع کردم

01:20:48.511 --> 01:20:50.930
از یکی از دوستامون تماس داشتم،

01:20:51.138 --> 01:20:57.395
و همون موفع، میدونستم که
.یه اتفاق وحشتناک افتاده بود

01:20:59.522 --> 01:21:02.984
.چند باری به گوشیش زنگ زده بودم

01:21:07.655 --> 01:21:10.700
.دنیا قبل از این که ما بدونیم متوجه شده بود

01:21:10.908 --> 01:21:12.702
.برای بقیه زندگیم با من میمونه

01:21:12.910 --> 01:21:13.911
به گونم خیلی فرقی با کسی

01:21:14.120 --> 01:21:16.455
که یه بچه رو از دست میده

01:21:16.664 --> 01:21:18.499
یا کسی رو یه هویی
...از دست میده، نداریم

01:21:18.708 --> 01:21:19.667
تنها تفاوت

01:21:19.876 --> 01:21:21.878
اینه که ما احساساتمون رو

01:21:22.086 --> 01:21:22.962
.جلوی همه بیان میکنیم

01:21:25.214 --> 01:21:26.090
اون پسر م بودم،

01:21:26.299 --> 01:21:29.468
و یه لحظه برای کل دنیا بود،

01:21:29.677 --> 01:21:31.596
و یه لحظه خصوصی برای ما،

01:21:31.804 --> 01:21:34.223
اما چیزی بود که باید به اشتراک میذاشتیم

01:21:34.432 --> 01:21:37.268
...و به اشتراک گذاشتن اون
تو کل دنیا،

01:21:37.476 --> 01:21:38.394
خیلی سخت بود، میدونید؟

01:21:40.813 --> 01:21:44.775
.خیلی روز غم انگیزی بود
.همین طور بود

01:21:47.570 --> 01:21:49.697
.من فقط بلند شدم و رفتم خونه

01:21:51.407 --> 01:21:52.241
.قایم شدم

01:22:01.709 --> 01:22:04.712
روزی که مُرد داشتم یه
.موزیک ویدیو ثبت میکردم

01:22:07.173 --> 01:22:11.093
.من تو ایوکلیر واقع در ویسکانسین بودم، با جاستین، که از بون ایور* ـه
<c.yellow>یک گروه موسیقی ایندی فولک آمریکایی</c>

01:22:11.302 --> 01:22:14.847
.دیدم که، انگار، 35 تا پیام رو گوشیم داشتم

01:22:17.391 --> 01:22:19.852
چیزی شنیدم که به نظر گریه بود،

01:22:21.938 --> 01:22:22.897
و مت بهم گفت

01:22:23.105 --> 01:22:24.982
که دوستش هیث فوت کرده،

01:22:25.191 --> 01:22:27.944
و برای یه مدت طولانی بغلش کردم

01:22:28.152 --> 01:22:29.362
و فقط بهش گفتم،
هر کاری که میخوای انجام بدی، مَرد،"

01:22:29.570 --> 01:22:31.739
".ما اینجا برای تو هستیم

01:22:31.948 --> 01:22:33.282
این فردی که تازه باهاش آشنا شده بودم

01:22:33.491 --> 01:22:36.243
.یه فرد خیلی مهمی براش رو از دست داده بود

01:22:36.452 --> 01:22:39.580
دیگه جریان در مورد ساخت
.یه موزیک ویدیو بون ایور نبود

01:22:39.789 --> 01:22:44.794
این حالا فرصت ما برای با مت بودن

01:22:45.002 --> 01:22:47.171
.برای غمش بود

01:22:48.255 --> 01:22:52.134
.سه روزی بود... بیداری

01:22:54.512 --> 01:22:56.180
شدیداً ناراحت بودم،

01:22:56.389 --> 01:22:57.890
.اما هیث نمیخواست که من ناراحت باشم

01:22:58.099 --> 01:23:01.602
میخواست که تموم وقت لبخند بزنم،

01:23:01.811 --> 01:23:07.566
و احتمالاً چیز بیشتر از این تو
زندگیم نمیتونست بهم بده،

01:23:07.775 --> 01:23:09.902
.و من خیلی خوش شانسم

01:23:40.433 --> 01:23:41.142
تو این سه روزی که

01:23:41.350 --> 01:23:42.560
.با مت سپری کردم

01:23:42.768 --> 01:23:45.938
.پنج سال آینده زندگیم رو به دست آوردم

01:23:46.147 --> 01:23:47.982
تموم این کلمات رو شروع به نوشتن کردم،

01:23:48.190 --> 01:23:49.233
بعضی از این چشم اندازهایی

01:23:49.442 --> 01:23:51.152
که مت یه جورایی بهم

01:23:51.360 --> 01:23:53.821
در مورد بزرگ شدن هیث تو استرالیا گفته بود

01:23:54.030 --> 01:23:56.824
و کلمات تبدیل به یه آهنگ شدن

01:23:57.033 --> 01:23:57.783
".و من اسمش رو گذاشتم "پِرت

01:24:07.001 --> 01:24:08.377
هنوز سخته وقتی مردم در موردش حرف میزنن،

01:24:08.586 --> 01:24:11.172
...و مردم پیش بینی‌هایی میکنن که چطور

01:24:11.380 --> 01:24:12.965
.اون بازه زمانی طی شد

01:24:13.174 --> 01:24:14.050
...این، میدونید

01:24:14.258 --> 01:24:16.719
این چیزی که مردم انجام میدم، میدونید؟

01:24:16.927 --> 01:24:19.138
ورژن‌هایی از داستان رو میگن

01:24:19.346 --> 01:24:22.475
که مناسب و بدون اشتباه به نظر میاد

01:24:22.683 --> 01:24:26.312
.و، میدونید، و داستان خوبی هم هستن

01:24:26.520 --> 01:24:30.399
واقعیت اینه که،
اون تماماً شابد بود،

01:24:30.608 --> 01:24:33.194
و عاشق زندگی بود

01:24:33.402 --> 01:24:36.822
و با یه مشکلاتی دست و پنچه نرم میکرد

01:24:37.031 --> 01:24:41.202
.اما نمیخواست غیر از رو به جلو به جایی بره

01:24:43.746 --> 01:24:46.832
.دلش شدیداً زیبا بود

01:24:47.041 --> 01:24:51.337
.بدون ترس عشق میورزید و دلش رو باز میکرد

01:24:51.545 --> 01:24:53.047
دنیا رو جوری میدید

01:24:53.255 --> 01:24:55.883
که بقیه ما نمیدیدیم

01:24:56.092 --> 01:24:58.511
و یه جوری که بقیه ما نمیتوسنیم

01:24:58.719 --> 01:25:02.556
و زمان و مکان براش اصلاً
.هیچ معنایی نداشت

01:25:04.225 --> 01:25:05.434
اون روشنایی رو اطرافش داشت،

01:25:05.643 --> 01:25:06.435
هر جا که میرفت،

01:25:06.644 --> 01:25:07.770
.به مردم میدرخشید

01:25:07.978 --> 01:25:08.854
.زندگیشون رو بهتر میکرد

01:25:10.106 --> 01:25:11.023
زندگی همه ما به خاطر

01:25:11.232 --> 01:25:12.566
این که اون اطرافمون
...بود بهتر بود

01:25:12.775 --> 01:25:15.361
.و هنوز هم در موردش حرف میزنیم

01:25:33.963 --> 01:25:34.880
ما خوش شانسیم

01:25:35.089 --> 01:25:37.550
که کلی از جنبه‌های زندگیش رو پر کرده بود،

01:25:37.758 --> 01:25:39.468
این که نه تنها بهش افتخار میکرد،

01:25:39.677 --> 01:25:42.096
بلکه برای دختر کوچولوش،
ماتیلدا هم باقی مونده

01:25:42.304 --> 01:25:44.098
که بابایش چی بود

01:25:44.306 --> 01:25:47.268
.و چطور خلاق و هنرمند بود

01:25:47.476 --> 01:25:49.228
.تموم تصاویر ازش هست

01:25:49.436 --> 01:25:53.023
این فیلم‌ها هست که میتونه تماشاشون کنه

01:25:53.232 --> 01:25:56.068
.و به کسی که پدرش بود افتخار کنه

01:25:56.277 --> 01:25:58.863
شک ندارم که میتونست

01:25:59.071 --> 01:26:02.992
کلی اجرای خارق العاده‌ی دیگه بکنه

01:26:03.200 --> 01:26:05.244
.و اون هدیه‌ها رو به دنیا بده

01:26:07.663 --> 01:26:10.207
به چینی، ما بهش میگیم "خدا حسود است"،

01:26:10.416 --> 01:26:13.544
یه شخص که خیلی استعداد داره
.که حتی خدا هم بهش حسودی میکنه

01:26:16.088 --> 01:26:20.176
مسیری که تو زمان خیلی
کوتاهی طی کرده بود،

01:26:20.384 --> 01:26:21.969
.خارق العاده بود

01:28:31.223 --> 01:28:33.225
به این نگاه میکنید و با خودتون فکر میکنید

01:28:33.434 --> 01:28:34.560
شاید یه نفر"

01:28:34.768 --> 01:28:38.689
یه فیلم تزئینی در مورد
"زندگی من یه روزی درست میکنه؟

01:28:38.897 --> 01:28:41.317
شاید امسال نه،
اما 10 سال دیگه؟

01:28:43.027 --> 01:28:45.863
.بهش فکر نکردم، نه

01:28:46.071 --> 01:28:47.865
نکردم، و،

01:28:48.073 --> 01:28:51.744
فکر میکنم یه فیلم
.خیلی حوصله سر بر بشه

01:28:51.768 --> 01:29:11.768
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:29:11.792 --> 01:29:31.792
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.