﻿WEBVTT

00:00:00.500 --> 00:00:10.500
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00:11.803 --> 00:00:16.807
« آنتونی جسلنیک »

00:00:16.808 --> 00:00:21.308
« آنتونی جسلنیک »
<c.red>« آتش‌سوزی در بخش زنان و زایمان »</c>

00:00:21.521 --> 00:00:23.022
...حالا

00:00:23.815 --> 00:00:28.087
،زن بهترین دوست‌ـم تازه مسیحی شده

00:00:28.111 --> 00:00:31.364
و ما اصلاً با هم نمی‌سازیم

00:00:32.115 --> 00:00:34.784
،اون روز، زنگ زد بهم که سرم داد بزنه

00:00:35.035 --> 00:00:38.139
بگه من تأثیر افتضاحی روی شوهرش می‌ذارم

00:00:38.163 --> 00:00:41.082
چون بهش بدوبیراه گفته

00:00:41.541 --> 00:00:45.711
«گفتم: «چی؟ هرزه صدات کرد؟

00:00:46.921 --> 00:00:51.676
«گفت: «نه، آنتونی. از کلمۀ ه‌دار استفاده نکرد

00:00:53.011 --> 00:00:55.096
«گفتم: «اُاُ

00:01:04.230 --> 00:01:06.899
«ج‍×ـده صدات کرد؟»

00:01:09.778 --> 00:01:15.074
،گفت: «نه». گفتم: «خب
«پس از دهن من نشنیدتش

00:01:32.634 --> 00:01:37.513
آره، اون تقریباً بهترین جوک
آغازین تمام دوران‌هاست

00:01:39.682 --> 00:01:43.329
،چون حتی اگه تابحال چیزی از من نشنیده باشید

00:01:43.353 --> 00:01:45.146
...که شک دارم

00:01:48.149 --> 00:01:53.611
به اون جوک اول گوش می‌دید و توی
.دل‌تون می‌گید: «اوه، می‌فهمم

00:01:53.822 --> 00:01:56.055
«اون رودست نداره

00:02:03.540 --> 00:02:06.542
خواهرم تازه بچه‌دار شد

00:02:07.418 --> 00:02:11.672
خواهرم بچه‌دار شد تا سعی
کنه رابطه رو نجات بده

00:02:13.466 --> 00:02:16.093
ولی من همچنان باهاش حرف نمی‌زنم

00:02:34.320 --> 00:02:36.173
بچه‌ها، این تا ابد طول می‌کشه

00:02:36.197 --> 00:02:39.325
...آم

00:02:43.538 --> 00:02:49.669
زندگی گاهی اوقات می‌تونه خنده‌دار باشه، خیلی‌خب؟
مثلاً، الان نمی‌تونم وارد جزئیات بشم

00:02:50.545 --> 00:02:57.593
ولی اوایل این هفته، عالی‌ترین
تماس تلفنی عمرم رو دریافت کردم

00:02:58.136 --> 00:03:02.199
و بعد پنج دقیقۀ بعدش، یه
تماس دیگه باهام گرفته شد

00:03:02.223 --> 00:03:05.226
بهم گفتن که بابام بیمارستانه

00:03:06.311 --> 00:03:09.063
«منم گفتم: «آره، همین الان شنیدم

00:03:25.496 --> 00:03:29.792
منظورم اینه، ببینید، نمی‌خوام
تصور اشتباه بهتون بدم، می‌دونید

00:03:30.627 --> 00:03:32.503
من از پدرم متنفر نبودم

00:03:33.046 --> 00:03:35.131
پدرم مرد بدی نبود

00:03:35.590 --> 00:03:43.305
بعنوان مثال، من هیچ‌وقت یه بار هم، نه حتی
یه بار، هیچ‌وقت، هرگز ندیدم بابام، مادرم رو بزنه

00:03:45.099 --> 00:03:48.644
...منظورم اینه، فرز بود و نمی‌شه

00:03:55.526 --> 00:03:58.571
.سرعت رو نمی‌شه یاد داد
اون از اینجا ناشی می‌شه

00:04:07.038 --> 00:04:15.504
یادمه زمانی که 13 سال‌ـم بود، تشخیص داده شد
که مادرم پارکینسون داره و بابام بلافاصله تسلیم شد

00:04:15.546 --> 00:04:18.609
گفت: «من نمی‌تونم با این دست‌وپنجه نرم
،«کنم، من نمی‌تونم این‌جوری زندگی کنم

00:04:18.633 --> 00:04:20.722
و وسایل‌ـش رو جمع کرد ریخت توی ماشین

00:04:20.927 --> 00:04:23.512
،پس، بعنوان یه پسربچۀ 13ساله

00:04:24.013 --> 00:04:29.055
مجبور بودم کسی باشم که آستین‌هام
.رو می‌زنم بالا و می‌گم: «خیلی‌خب

00:04:29.227 --> 00:04:31.437
.به گمونم با بابا می‌رم

00:04:44.242 --> 00:04:47.286
«مثل اینکه مامان احتیاج داره یه مدت تنها باشه

00:04:53.835 --> 00:04:57.087
...و به نظرم، مثل خیلی مردها

00:04:58.256 --> 00:05:03.636
هیچ‌وقت تنها دفعه‌ای که آلت
بابام رو دیدم فراموش می‌کنم

00:05:06.264 --> 00:05:11.352
«گفتم: «بابا، از این‌جور پُخ‌ها برام پیامک نکن

00:05:31.748 --> 00:05:35.459
زمانی که بچه بودم، خانواده‌ام زیاد جابجا می‌شد

00:05:37.045 --> 00:05:39.588
ولی حالا همه‌شون خپل‌ـن

00:05:46.846 --> 00:05:49.722
...واسه اینکه یه ایده بهتون بدم

00:05:49.974 --> 00:05:58.107
واسه اینکه یه ایده از اینکه خانوادۀ من چقدر بی‌عقله
بدم، من حتی بزرگ‌ترین بی‌شعور خانوادۀ خودم نیستم

00:06:00.568 --> 00:06:02.236
یه فامیل دارم

00:06:02.779 --> 00:06:07.741
،همه از این فامیله متنفر بودن
خانوادۀ خودم از این فامیله متنفر بود

00:06:08.034 --> 00:06:12.890
و بعد چند سال پیش، این
فامیل‌ـم از روی اسب افتاد

00:06:12.914 --> 00:06:14.748
و گردن‌ـش رو شکست

00:06:15.333 --> 00:06:19.503
ما همه به این اتفاق بعنوان
حادثۀ سوپرمن» اشاره می‌کنیم»

00:06:30.807 --> 00:06:34.184
چون اون اسبه یه قهرمانه

00:06:47.949 --> 00:06:52.494
زمانی که دبیرستان بودم، دبیرستان‌ـم
یه مستخدم نابینا استخدام کرده بود

00:06:53.788 --> 00:06:56.582
صد در صد کامل نابینا

00:06:57.041 --> 00:07:03.339
و باقی بچه‌ها به شوخی می‌گفتن
که از استمنإ زیاد کور شد

00:07:04.549 --> 00:07:06.568
و اون موقع، باور کردم

00:07:06.592 --> 00:07:09.345
بچه‌ای بیش نبودم، حالی‌ـم نبود

00:07:09.595 --> 00:07:16.894
تازه بزرگ‌تر که شدم، داناتر شدم، متوجه شدم که یه
...حرف خاله‌زنکی بود که قدیما ازش استفاده می‌کردن تا

00:07:17.186 --> 00:07:21.774
سعی کنن توجیه کنن که چرا
همیشه در حال استمنا بود

00:07:39.834 --> 00:07:43.045
یکی از دوست‌های خوب من حملۀ خواب داره

00:07:43.546 --> 00:07:47.299
حملۀ خواب. دیوانه‌وارترین چیزه

00:07:47.758 --> 00:07:52.805
،یه دقیقه، داریم صحبت می‌کنیم
مثلاً، اوضاع کاملاً عادیه

00:07:53.139 --> 00:07:54.992
،و بعد یه مرتبه

00:07:55.016 --> 00:07:56.910
دارم سکس می‌کنم

00:07:56.934 --> 00:08:00.646
...چیزه

00:08:16.621 --> 00:08:18.664
همه اون‌یکی رو گرفتن؟

00:08:26.756 --> 00:08:29.591
اگه اون جوک آخریه رو نگرفتید، نگران نباشید

00:08:30.426 --> 00:08:33.178
جوک بعدی عین همونه

00:08:34.305 --> 00:08:36.499
فقط کندذهنانه‌تر

00:08:41.103 --> 00:08:46.859
یکی از دوست‌های قدیمی‌ـم از دبیرستان
حالا بعنوان دکتر توی اورژانس کار می‌کنه

00:08:47.276 --> 00:08:51.572
یه بار بهم گفت که 25% کارش

00:08:51.614 --> 00:08:55.868
بیرون‌کشیدن اشیای عجیب از کون ملته

00:08:57.036 --> 00:08:59.788
ما دیگه زیاد صحبت نمی‌کنیم

00:09:08.548 --> 00:09:10.883
ولی تمام مدت می‌بینم‌ـش

00:09:17.890 --> 00:09:22.102
،اگه هیچ‌کدوم از دو تا جوک رو نگرفتید
چطور از نتفلیکس سر درآوردید؟

00:09:28.734 --> 00:09:31.361
من لس‌آنجلس زندگی می‌کنم

00:09:31.904 --> 00:09:34.114
جوری که از خداته بتونی

00:09:36.742 --> 00:09:38.327
!آره

00:09:40.288 --> 00:09:42.247
من از مکان‌ـم خوشم میاد

00:09:42.248 --> 00:09:44.833
اون‌قدرا دیوونۀ همسایه‌هام نیستم

00:09:44.834 --> 00:09:52.174
مثلاً، با سه تا خانوادۀ مختلف از «شاهدان
یهوه» توی یه خیابون زندگی می‌کنم
<i>یکی از شاخه‌های یکتاپرستیِ مسیحیت که سعی می‌کنند ]
[ داوطلبانه وقت گذاشته تا مردم را با کلام خدا آشنا کنند</i>

00:09:52.633 --> 00:10:00.500
،و صرف‌نظر از اینکه چندبار بهشون بگم: «نه
:مطلقاً نه»، بازم هفته‌ای دو بار میان و می‌گن

00:10:00.501 --> 00:10:05.312
آنتونی، توروخّدا دست از سنگ»
«پرت‌کردن به خونه‌های ما بکش

00:10:15.531 --> 00:10:17.908
«دین‌ـت رو به من تحمیل نکن»

00:10:23.122 --> 00:10:25.707
و حتی اونا بدترین همسایه‌هام نیستن

00:10:25.791 --> 00:10:32.673
یکی از همسایه‌های دیواربه‌دیوارـم یه
پیرمرد 90ساله‌ست که از آلزایمر رنج می‌بره

00:10:33.549 --> 00:10:43.267
،و هر روز صبح ساعت 9 درـم رو می‌زنه
و ازم می‌پرسه آیا زن‌ـش رو دیدم

00:10:44.143 --> 00:10:45.477
...که یعنی

00:10:46.020 --> 00:10:54.588
هر روز صبح ساعت 9 باید به یه پیرمرد
90ساله که از آلزایمر رنج می‌بره بگم که

00:10:54.612 --> 00:10:59.158
زن‌ـش خیلی وقته که مُرده

00:10:59.533 --> 00:11:01.827
حالا، من به نقل مکان فکر کردم

00:11:02.912 --> 00:11:06.540
به این فکر کردم که فقط
،صبح‌ها درِ خونه‌ام رو باز نکنم

00:11:06.624 --> 00:11:13.380
ولی بخوام روراست باشم، همین‌که لبخند
روی صورت‌ـش رو ببینم ارزش‌ـش رو داره

00:11:29.438 --> 00:11:32.900
آره، بنا به دلیلی، اون جوک
حضار رو خوشحال می‌کنه

00:11:38.155 --> 00:11:42.701
مادربزرگ‌ـم در حال حاضر از زوال عقل رنج می‌بره

00:11:43.077 --> 00:11:45.472
،یادش می‌ره کیه

00:11:45.496 --> 00:11:48.392
با سرگردونی از خونه درمیاد و
به مدت چند ساعت گم می‌شه

00:11:48.416 --> 00:11:50.167
یه مشکله

00:11:50.543 --> 00:11:52.002
...پس کاری که کردم

00:11:52.461 --> 00:11:55.005
اینه که یه زنگوله بستم دور گردن‌ـش

00:11:56.465 --> 00:11:58.610
غیر انسانی به نظر می‌رسه، البته

00:11:58.634 --> 00:12:00.844
ولی مشکل حل شد

00:12:02.221 --> 00:12:04.264
...منظورم اینه، اون وسیله

00:12:04.306 --> 00:12:05.891
خیلی سنگینه

00:12:13.649 --> 00:12:16.068
...اگه الان نمی‌خندید

00:12:18.320 --> 00:12:21.615
مشکل از قوۀ تخیل‌تونه...

00:12:25.494 --> 00:12:29.081
چون نمی‌دونید زنگوله‌ها چقدر می‌تونن
گنده بشن از دست من عصبانی نشید

00:12:37.590 --> 00:12:41.593
یادمه، تقریباً، چند هفته
،بعد از مرگ پدربزرگ‌ـم

00:12:41.927 --> 00:12:47.659
پدرم گنجینۀ عظیمی از پورنوگرافی اعلا پیدا کرد

00:12:47.683 --> 00:12:53.689
روراست بگم، تعداد خجالت‌آوری پورنوگرافی اعلا

00:12:55.024 --> 00:12:57.067
در نتیجه ا نداختم‌ـش گردن پدربزرگ

00:13:09.830 --> 00:13:12.392
پدربزرگ من چند سال پیش مُرد

00:13:12.416 --> 00:13:14.376
ولی مثل یه سلطان مُرد

00:13:14.543 --> 00:13:16.169
حتی کسی ناراحت هم نبود

00:13:16.754 --> 00:13:20.924
پدربزرگ من در چیزی که باید
بهترین حالت ممکن باشه مُرد

00:13:21.217 --> 00:13:28.890
پدربزرگ من توی یه تخت‌آویز، در یه ساحل
توی هاوایی در طول غروب آفتاب مُرد

00:13:29.391 --> 00:13:31.351
من دلم می‌خواد اون‌جوری بمیرم

00:13:32.019 --> 00:13:34.271
از خفگی بمیرم

00:13:35.815 --> 00:13:37.691
آخه باحال به نظر می‌رسه

00:13:40.736 --> 00:13:42.612
...می‌دونید، گاهی اوقات

00:13:43.280 --> 00:13:46.241
گاهی اوقات برام سؤال می‌شه
که آیا می‌تونم کسی رو بکُشم

00:13:46.784 --> 00:13:50.954
مثلاً، توانایی‌ـش رو دارم که
جون یه انسان رو بگیرم؟

00:13:51.330 --> 00:13:52.914
...و بعد یادم میاد

00:13:53.999 --> 00:13:56.126
اوه، آره، دبی
<i>احتمالاً اشاره به شخصیت خیالی «دبی دَوْنِر» از ]
مجموعۀ «پخش زندۀ شنبه شب» دارد که دائماً
[ در حال پخش‌کردن خبرهای بد و انرژی منفی بود</i>

00:13:58.462 --> 00:14:00.213
...چطور

00:14:05.928 --> 00:14:07.763
چطور دبی رو فراموش می‌کنی؟

00:14:10.307 --> 00:14:12.142
اون استثنایی بود

00:14:18.023 --> 00:14:23.570
،حرف از استثنایی شد، چند هفته پیش رفتم دکتر

00:14:23.696 --> 00:14:25.572
فهمیدم که استثنایی‌ام

00:14:26.866 --> 00:14:29.344
رفتم دکتر، یه آزمایش خون ازم گرفتن

00:14:29.368 --> 00:14:31.328
نتایج‌ـم برگشت

00:14:31.537 --> 00:14:36.583
دکتر بهم گفت که گروه خونی‌ـم «اُ منفی»ـه

00:14:37.334 --> 00:14:39.086
می‌دونید اون یعنی چی؟

00:14:39.503 --> 00:14:41.755
یعنی من دومی ندارم

00:14:43.257 --> 00:14:45.634
یعنی من یه اهداکنندۀ جهانی‌ام

00:14:46.051 --> 00:14:52.766
یعنی می‌تونم خون‌ـم رو به هرکس دیگه‌ای
توی دنیا که اون‌ـم اِیدز داشته باشه بدم

00:15:01.233 --> 00:15:02.692
آها

00:15:11.744 --> 00:15:13.847
،من از گفتن این هراسی ندارم

00:15:13.871 --> 00:15:20.752
من تقریباً از تک‌تک دین‌های دنیا متنفرم

00:15:21.086 --> 00:15:23.839
بذارید تکرارش کنم

00:15:25.883 --> 00:15:31.197
من تقریباً از تک‌تک دین‌های دنیا متنفرم

00:15:31.221 --> 00:15:36.059
می‌دونستید یه دین وجود داره
،«به اسم «علم مسیحی

00:15:36.435 --> 00:15:41.917
که اعتقاد دارن حتی اگه بچۀ
خودشون مریض و روبه‌موت باشه

00:15:41.941 --> 00:15:46.194
و تنها کاری که باید برای نجات‌شون
،انجام بدن یه خرده دارو باشه

00:15:46.236 --> 00:15:50.991
اعتقادات‌شون بهشون اجازه نمی‌ده
اون دارو رو به بچۀ خودشون بدن

00:15:52.076 --> 00:15:54.703
تنها دین خوب همونه

00:16:04.630 --> 00:16:08.133
من گفتم: «یه لیوان برام بذارید
«که بتونم مسواک بذارم توش

00:16:21.772 --> 00:16:23.440
،خیلی‌خب، بچه‌ها، گوش کنید

00:16:23.607 --> 00:16:25.817
شوخی‌ها هیچ مشکلی ندارن

00:16:26.110 --> 00:16:31.323
دوست دارم همین الان چند دقیقه وقت بذارم
و دربارۀ چیزی که برای من مهمه صحبت کنم

00:16:31.824 --> 00:16:39.057
و این رو با گفتن این شروع می‌کنم که در حال حاضر افراد زیادی
،وجود دارن که می‌گن استندآپ کمدین‌ها فقط باید بچسبن به کمدی

00:16:39.081 --> 00:16:41.476
و دربارۀ چیز دیگه‌ای حرف نزنن

00:16:41.500 --> 00:16:43.001
من مخالف‌ام

00:16:43.293 --> 00:16:46.773
به نظر من لزومی نداره استندآپ
کمدی همیشه خنده‌دار باشه

00:16:46.797 --> 00:16:50.151
لزومی نداره استندآپ کمدی
همیشه سرگرم‌کننده باشه

00:16:50.175 --> 00:16:53.822
گاهی اوقات، دربارۀ حقیقت‌گویی به قدرته

00:16:53.846 --> 00:16:55.115
،گاهی اوقات

00:16:55.139 --> 00:16:57.701
،دربارۀ خاطرنشان‌کردن اشتباهات دنیاست

00:16:57.725 --> 00:17:00.203
حتی با اینکه ممکنه محبوب نباشه

00:17:00.227 --> 00:17:03.438
پس خواهش می‌کنم، باهام مدارا کنید

00:17:04.148 --> 00:17:10.779
با تمام چیزهای وحشتناکی که در حال حاضر توی آمریکا
...در جریانه، و دقیقاً می‌دونید دربارۀ چی زرزر می‌کنم

00:17:12.656 --> 00:17:18.495
با تمام چیزهای وحشتناکی که در حال حاضر توی این کشور در
جریانه، چیزی که بیشتر از هر چیز دیگه‌ای من رو دیوونه می‌کنه

00:17:18.620 --> 00:17:25.168
آدم‌هایی‌ان که اتفاق‌افتادن تمام این چیزهای وحشتناک رو
می‌بینن، و همچنان سر چیزهای کوچک از خود بی‌خود می‌شن

00:17:25.252 --> 00:17:28.088
امروزه آزاردهنده‌ترین چیز در آمریکا برام

00:17:28.380 --> 00:17:30.608
آدم‌هایی‌ان که تمام این چیزهای
وحشتناکی که در جریانه رو می‌بینن

00:17:30.632 --> 00:17:36.179
و با این‌حال همچنان به چیزهایی که
اهمیت ندارن واکنش الکی نشون می‌دن

00:17:37.514 --> 00:17:38.974
...بعنوان مثال

00:17:41.935 --> 00:17:44.271
تابحال بچه از دست‌تون افتاده؟

00:17:56.116 --> 00:17:58.994
!تو روح‌ـش، ملت شلوغ‌ـش می‌کننا

00:18:03.832 --> 00:18:06.186
،امروزه توی آمریکا یه بچه رو بندازی

00:18:06.210 --> 00:18:11.756
قسم می‌خورم حتی قبل از اینکه بچه
کف زمین رو لمس کنه ملت قاتی می‌کنن

00:18:16.345 --> 00:18:18.471
و چیز مهمی هم نیست

00:18:19.723 --> 00:18:21.182
از کجا می‌دونم؟

00:18:22.643 --> 00:18:25.645
چون تمام مدت انجام‌ـش می‌دم

00:18:28.565 --> 00:18:30.191
،در حقیقت

00:18:30.442 --> 00:18:32.819
...فکر نمی‌کنم تابحال بچه‌ای رو

00:18:34.571 --> 00:18:35.989
تا آخرش نگه داشته باشم

00:18:45.124 --> 00:18:49.628
،و ممکنه توی دل‌تون بگید: «آنتونی
«چطور می‌تونی یه بچه رو بندازی؟

00:18:50.587 --> 00:18:52.547
تابحال بچه بغل کردید؟

00:18:54.842 --> 00:18:56.426
چطور می‌تونید نندازیدش؟

00:19:01.682 --> 00:19:03.224
خیلی راحته

00:19:04.977 --> 00:19:07.646
یه فرآیند دومرحله‌ایه

00:19:08.981 --> 00:19:10.357
شایدم کم‌تر

00:19:12.025 --> 00:19:16.988
اگه بپرسید: «آنتونی، آخه چرا یه
«نفر باید بذاره بچه‌ش رو بغل کنی؟

00:19:17.447 --> 00:19:19.282
جواب‌ـش ساده‌ست

00:19:20.117 --> 00:19:21.743
کوتاهی

00:19:23.495 --> 00:19:24.871
عاشق‌ـشم

00:19:25.038 --> 00:19:26.373
یه سرگرمیه

00:19:27.666 --> 00:19:32.170
تنها نکتۀ منفی‌ـش، تنها
:ایرادش، اگه نظر من رو بخواید

00:19:32.337 --> 00:19:33.797
خجالت‌زدگی‌ـشه

00:19:34.631 --> 00:19:38.176
ملت وقتی بچه‌شون رو می‌ندازی
...سعی می‌کنن خجالت‌زده‌ت کنن

00:19:39.720 --> 00:19:44.224
حتی با اینکه من تقریباً همیشه...
کاری می‌کنم اتفاقی به نظر برسه

00:19:51.440 --> 00:19:54.067
واسه همین ان‌قدر عالیه. تابحال این‌کارو کردید؟

00:19:54.318 --> 00:19:56.444
...تابحال یه بچه رو انداختید

00:19:58.739 --> 00:20:02.492
و قبل از اینکه کسی ببیندتون
سریع از روی زمین جمع‌ـش کنید؟

00:20:08.415 --> 00:20:09.791
،بی‌شوخی

00:20:10.417 --> 00:20:13.044
بهترین حس دنیاست

00:20:14.922 --> 00:20:19.217
راحت بچه رو پس‌شون می‌دی
و هیچ‌کس متوجه نمی‌شه
<i>[ ایهام: هیچ‌کس داناتر نمی‌شه ]</i>

00:20:20.344 --> 00:20:22.178
...مخصوصاً

00:20:22.429 --> 00:20:23.972
اون بچه‌ـه

00:20:31.063 --> 00:20:33.231
همین آخر هفتۀ پیش برام اتفاق افتاد

00:20:34.441 --> 00:20:36.151
توی یه مهمونی بودم

00:20:36.526 --> 00:20:42.490
،یکی از دوست‌هام اومدم سراغ‌ـم و گفت: «آنتونی
«من باید برم دستشویی. بچه‌ام رو نگه می‌داری؟

00:20:43.742 --> 00:20:45.595
و من راست‌ـش رو می‌گم

00:20:45.619 --> 00:20:47.996
همیشه صد در صد روراست‌ام

00:20:48.205 --> 00:20:52.208
«می‌گم: «آره... یه خرده

00:21:00.592 --> 00:21:04.721
اون بچه رو 30، 45 ثانیه نگه داشتم، رکورد شخصی

00:21:07.641 --> 00:21:09.184
بچه رو انداختم

00:21:11.019 --> 00:21:14.147
سریع قبل از اینکه کسی ببینتم
از روی زمین جمع‌ـش کردم

00:21:14.856 --> 00:21:16.900
و نزدیک هم بود

00:21:18.652 --> 00:21:21.654
باید از سه تا پلکان می‌دوئیدم پایین

00:21:41.842 --> 00:21:46.721
راست‌ـش رو بهتون می‌گم، من واقعاً از روال
کار نظام حقوقی این کشور سر درنمیارم

00:21:47.556 --> 00:21:49.432
به نظرم غیرمنصفانه‌ست

00:21:49.766 --> 00:21:51.684
بی‌خود و بی‌جهت گیج‌کننده‌ست

00:21:52.144 --> 00:21:53.686
یه مثال براتون می‌زنم

00:21:54.146 --> 00:21:59.484
یکی از بچه‌های همسایۀ دیواربه‌دیوارـم توی
ملک‌شون از یه درخت می‌گیره می‌ره بالا

00:21:59.985 --> 00:22:02.005
از روی درخته میوفته

00:22:02.029 --> 00:22:04.906
و میوفته روی حصار من

00:22:05.449 --> 00:22:09.327
حالا به من گفته می‌شه که باید
...یه وکیل واسه خودم بگیرم

00:22:10.245 --> 00:22:12.872
اگه می‌خوام نیمۀ خودم از بچه رو نگه دارم

00:22:27.554 --> 00:22:29.138
اون کجاش انصافه؟

00:22:31.850 --> 00:22:34.561
و خسارت تاکسیدرمی من رو کی قراره بده؟

00:22:46.073 --> 00:22:48.950
من یه خواهرزادۀ دوساله دارم

00:22:49.826 --> 00:22:51.286
،دو سال‌ـشه

00:22:51.870 --> 00:22:59.502
به این زودی 27 بار بابت خوردن پنی‌های
کف زمین پاش به بیمارستان باز شده

00:23:01.088 --> 00:23:03.006
چه وضع‌ـشه؟

00:23:07.219 --> 00:23:08.595
...به خدا

00:23:09.554 --> 00:23:12.098
انگار نمی‌تونم به قدر کافی پنی بندازم زمین

00:23:22.943 --> 00:23:25.361
الان می‌خوام مخ‌تون رو بترکونم

00:23:26.196 --> 00:23:29.532
می‌خوام مغزتون رو از پس کلّه‌تون منفجر کنم. حاضر؟

00:23:31.660 --> 00:23:33.369
من از بچه خوشم نمیاد

00:23:38.125 --> 00:23:40.084
یه دختر 9ساله هست

00:23:40.836 --> 00:23:43.087
یه دختر کوچولوی 9ساله

00:23:43.839 --> 00:23:47.300
...یه دختر کوچولوی 9ساله توی محله‌ام زندگی می‌کنه

00:23:48.051 --> 00:23:49.719
با یه چشم مصنوعی

00:23:52.139 --> 00:23:54.349
زهره‌ترک‌ـم می‌کنه

00:23:55.684 --> 00:23:58.311
لرزه به اندام‌ـم می‌ندازه

00:23:59.229 --> 00:24:03.775
،هر دفعه که من رو می‌بینه
همین‌جوری می‌دوئه دنبال‌ـم

00:24:06.069 --> 00:24:09.072
...تا اینکه چشم‌ـش رو پس بگیره. بدترین

00:24:19.499 --> 00:24:22.710
حالا، اون جوک باحالی برای
شماست، توضیح می‌دم چرا

00:24:24.254 --> 00:24:26.506
ارزش باورنکردنی‌ای داره

00:24:27.048 --> 00:24:29.884
دو تا خنده به بهای یه دونه‌ست

00:24:30.802 --> 00:24:35.181
این فرصت گیرتون میاد تا به چیزی
که گفتم بخندید، که ته خنده بود

00:24:36.224 --> 00:24:43.606
...و بعد یه خندۀ دوم از وقتی که من رو تجسم می‌کنید
که دارم چشم مصنوعی یه بچه رو می‌دزدم گیرتون میاد

00:24:47.152 --> 00:24:49.278
،و خیلی از آدم‌ها وقتی تجسم‌ـش می‌کنن

00:24:49.529 --> 00:24:53.741
فقط من رو می‌بینن که می‌دوئم می‌رم
و از کلّه‌ش می‌قاپم‌ـش و فرار می‌کنم

00:24:54.951 --> 00:24:56.285
اشتباهه

00:24:58.538 --> 00:25:01.874
نباید چشم مصنوعی یه نفر رو قاپید

00:25:02.250 --> 00:25:03.626
می‌دونید چرا؟

00:25:05.253 --> 00:25:07.505
...چون اگه اشتباه حدس بزنید

00:25:18.099 --> 00:25:20.995
اگه اشتباه حدس بزنید، دیگه
یه شوخی دستی بامزه نیست

00:25:21.019 --> 00:25:23.021
توی دردسر میوفتید

00:25:23.730 --> 00:25:25.440
،در حقیقت

00:25:26.775 --> 00:25:29.777
در وهلۀ اول همون‌جوری
چشم‌ـش رو از دست داد

00:25:33.740 --> 00:25:38.369
کاری که باید بکنید، اگه یه
...وقت توی این موقعیت بودید

00:25:40.956 --> 00:25:43.666
بزنید پس کلّه‌ش، محکم نه...

00:25:45.835 --> 00:25:48.337
بچه‌ست، دل‌تون نمی‌خواد بهش آسیب برسونید

00:25:49.839 --> 00:25:51.507
...فقط به قدری محکم که

00:25:52.425 --> 00:25:54.469
اون چشم مصنوعی دلچسب رو به دست بیارید

00:26:02.143 --> 00:26:08.209
به نظرم میاد هرچی که بزرگ‌تر می‌شم، زمانی که
دربارۀ بچه‌ها حرف می‌زنی، زن‌ها بیشتر دلخور می‌شن

00:26:08.233 --> 00:26:10.336
،منظورم شوخی‌کردن دربارۀ بچه‌ها نیست

00:26:10.360 --> 00:26:14.655
منظورم اینه وقتی موضوع
بچه‌ها میاد وسط دلخور می‌شن

00:26:14.948 --> 00:26:19.952
مثلاً، من یه دوست دارم که تازگی‌ها
...فهمیده که نمی‌تونه بچه‌دار بشه

00:26:20.579 --> 00:26:23.372
طبق گفتۀ سازمان حفاظت از کودکان

00:26:31.381 --> 00:26:33.257
...هی، می‌دونستید

00:26:35.385 --> 00:26:40.389
می‌دونستید آدم عادی 9 تا عنکبوت می‌خوره

00:26:40.473 --> 00:26:42.600
هرموقع که براش بپزم؟

00:26:56.323 --> 00:27:00.118
...نمی‌دونم می‌دونید فرضیۀ اشتباه چیه یا نه، ولی

00:27:00.869 --> 00:27:02.787
من یه گربه دارم

00:27:08.752 --> 00:27:12.815
به نظرم باید یه گربۀ ولگرد باشه
،چون هردفعه که می‌ره بیرون

00:27:12.839 --> 00:27:15.943
،بلافاصله می‌دوئه، یه چیزی می‌کُشه

00:27:15.967 --> 00:27:19.113
می‌کِشدش داخل، و می‌ذارتش جلوی پاهای من

00:27:19.137 --> 00:27:23.099
تا یه ماه همچین بساطی
...داشتم و قسم می‌خورم

00:27:23.475 --> 00:27:25.977
رقابتی داشتیما

00:27:35.820 --> 00:27:38.698
،بخوام روراست باشم
اصلاً از گربه خوشم نمیاد

00:27:39.240 --> 00:27:41.576
من بیشتر اهل سگ‌ام

00:27:41.743 --> 00:27:43.262
قدیما یه نژاد «گرِیت دِین» داشتم

00:27:43.286 --> 00:27:45.454
می‌دونید «گرِیت دِین» چیه؟

00:27:45.622 --> 00:27:48.184
یکی از اون سگ‌های گندۀ قدبلندِ استخونی

00:27:48.208 --> 00:27:51.711
«مارمادوک» یه گرِیت دِین بود، «اسکوبی دو»
<i>[ شخصیت‌هایی خیالی از داستان‌های مصور ]</i>

00:27:51.920 --> 00:27:58.009
بهشون می‌گن «نژاد دل‌شکن»، چون
،معمولاً فقط تا هشت سال عمر می‌کنن

00:27:58.218 --> 00:28:01.804
...ولی با رژیم مناسب، ورزش، مراقبت

00:28:02.931 --> 00:28:04.682
من رسوندم‌ـش به چهار سال

00:28:08.353 --> 00:28:09.246
عالی بود

00:28:09.270 --> 00:28:11.772
،سگ دانشگاهی بی‌عیب‌و‌نقصی بود

00:28:12.023 --> 00:28:13.482
واقعاً بود

00:28:21.616 --> 00:28:25.369
اوه، فکر می‌کنید نمی‌تونم یه جوک
حیوانی دیگه بگم؟ خب، کون لق‌تون

00:28:28.748 --> 00:28:30.416
...این رو گوش کنید

00:28:32.544 --> 00:28:36.088
،زمانی که یه بچۀ کوچک بودم
یه لاک‌پشت خونگی داشتم

00:28:36.673 --> 00:28:40.551
یه لاک‌پشت ریزه‌میزه، توی
آکواریوم نگه‌ش می‌داشتم

00:28:40.635 --> 00:28:43.054
بعدش یه تابستون، رفتم اردو

00:28:43.555 --> 00:28:46.432
زمانی که اردو بودم، لاک‌پشته مُرد

00:28:46.641 --> 00:28:49.268
موقعی که اومدم خونه، بابام بهم دروغ گفت

00:28:49.644 --> 00:28:55.691
گفت: «آنتونی، لاک‌پشت‌ـت زنده و
«سالمه. فقط رفت پیش مادرت زندگی کنه

00:28:59.154 --> 00:29:00.947
و من باور کردم

00:29:01.740 --> 00:29:05.701
تا اینکه چند روز بعد، داشتم توی
...حیاط پشتی کندوکاو می‌کردم

00:29:06.828 --> 00:29:08.704
جسد مادرم رو پیدا کردم

00:29:19.174 --> 00:29:22.176
بدترین روز زندگی‌ـم. عاشق اون لاک‌پشت بودم

00:29:28.641 --> 00:29:33.104
.حالا، گوش کنید. ببینید، بچه‌ها
می‌دونم، می‌دونم، خبر دارم که

00:29:33.229 --> 00:29:37.191
حتماً مثل یه ولد زنای سرسختِ
بی‌احساس به نظر می‌رسم

00:29:37.942 --> 00:29:39.568
،در حقیقت

00:29:39.861 --> 00:29:44.615
تنها دفعه توی عمرم که توی جمع گریه کردم

00:29:44.824 --> 00:29:47.159
سر مراسم ختم مادرم بود

00:29:47.702 --> 00:29:51.247
،ممکنه یه ولد زنای سرسختِ بی‌احساس باشم

00:29:51.456 --> 00:29:53.893
...ولی اون به این معنا نیست که

00:29:53.917 --> 00:29:56.294
بازیگر معرکه‌ای هم نیستم

00:30:02.634 --> 00:30:04.885
مادر من زن افسرده‌ای بود

00:30:05.345 --> 00:30:07.680
مادر من زن خیلی افسرده‌ای بود

00:30:08.056 --> 00:30:10.266
،مادر من به قدری افسرده بود

00:30:10.391 --> 00:30:17.315
،که واژه‌های «در صورتی که حادثه‌ای رخ داد
...لطفاً نجات ندید» رو خال‌کوبی کرده بود

00:30:18.191 --> 00:30:21.610
روی تمام بچه‌هاش

00:30:33.456 --> 00:30:38.002
به نظرم مراسم ختم مادرم
حدود ده، یازده سال پیش بود

00:30:38.336 --> 00:30:39.920
،پارسال

00:30:40.088 --> 00:30:42.089
...دادم جنازه‌ش رو از قبر بکِشن بیرون

00:30:43.925 --> 00:30:46.844
تا به یه نزاع حقوقی با خواهربرادرهام فیصله بدم
<i>[ قانونی ]</i>

00:30:47.512 --> 00:30:49.305
کاشف به عمل اومد در اشتباه بودم

00:30:50.723 --> 00:30:51.951
غیرقانونیه

00:30:51.975 --> 00:30:54.310
...نمی‌شه همین‌جوری

00:30:55.061 --> 00:30:57.813
نمی‌شه همین‌جوری اون‌کارو کرد. نه

00:31:04.153 --> 00:31:10.659
حالا، در این مقطع، باید اقرار کنم پدرمادرم زمانی که داشتن
بزرگ‌ـم می‌کردن واقعاً آدم‌های خیلی منطقی‌ای بودن

00:31:10.827 --> 00:31:13.556
مگر اینکه توی اتاق‌خواب‌ـم مواد پیدا می‌کردن

00:31:13.580 --> 00:31:15.289
...اوف

00:31:15.790 --> 00:31:18.376
در اون‌صورت تا چند روز نئشه بودن

00:31:22.547 --> 00:31:24.942
،به نظرم عجیب‌ترین چیز در خانواده‌ام

00:31:24.966 --> 00:31:32.306
.خانوادۀ من نسبت به سکس عجیب‌غریب بود، می‌دونید
من بزرگ‌ترین بچۀ بین پنج تا بچه توی یه خونۀ نقلی بودم

00:31:32.432 --> 00:31:34.201
،زمانی که پدرمادرم می‌خواستن تنها باشن

00:31:34.225 --> 00:31:41.357
ما رو جمع می‌کردن دور هم، می‌گفتن: «بچه‌ها، برید قایم‌باشک
بازی کنید»، و تا یه ساعت درِ اتاق‌خواب‌شون رو قفل می‌کردن

00:31:41.649 --> 00:31:45.152
البته، من همیشه می‌دونستم
...اون‌تو چه خبره. منظورم اینه

00:31:45.653 --> 00:31:47.613
من توی اتاق اونا قایم می‌شدم

00:31:55.747 --> 00:31:58.309
پدرمادر من نسبت به سکس عجیب‌غریب بودن، می‌دونید

00:31:58.333 --> 00:32:02.336
به نظرم خجالت‌زده‌ترین حالتی که تابحال توی عمرم بودم

00:32:02.670 --> 00:32:08.467
زمانی بود که مامان و بابام مچ‌ـم رو در حال
...تماشای پورنوگرافی بردگی هاردکور

00:32:09.594 --> 00:32:11.387
روی دوش‌شون گرفتن

00:32:23.024 --> 00:32:24.900
...و هیچ‌وقت یادم نمی‌ره

00:32:25.443 --> 00:32:28.654
هیچ‌وقت اولین باری که سکس کردم رو یادم نمی‌ره

00:32:28.821 --> 00:32:31.000
،با اون داستان‌هایی که می‌شنوید آشنایی دارید

00:32:31.001 --> 00:32:35.870
دربارۀ بچه‌هایی که بکارت‌شون رو به
پرستار بچۀ جذاب از دست می‌دن؟

00:32:37.288 --> 00:32:39.206
من پرستار بچه‌ـه بودم

00:32:56.015 --> 00:32:58.684
آره، اگه می‌خواستم
می‌تونستم با اون جوک شروع کنم

00:33:04.190 --> 00:33:06.650
من از نژادپرستی خوشم نمیاد

00:33:08.152 --> 00:33:09.487
ممنون

00:33:15.618 --> 00:33:17.203
درک‌ـش نمی‌کنم

00:33:17.829 --> 00:33:19.580
چرا باید تنفر بورزی؟

00:33:19.872 --> 00:33:22.208
چرا باید انتخاب کنی که تنفر بورزی؟

00:33:22.542 --> 00:33:26.879
،چرا باید انتخاب کنی به یه گروه کامل از آدم‌ها تنفر بورزی

00:33:27.296 --> 00:33:31.509
فقط به‌خاطر نحوۀ رفتارشون؟

00:33:46.232 --> 00:33:48.150
شماها رو نمی‌دونم

00:33:48.693 --> 00:33:51.362
از نظر من که خیلی کوته‌فکرانه میاد

00:33:55.408 --> 00:33:58.285
...حالا، نژادپرستی، البته

00:33:58.578 --> 00:34:01.830
کم‌کم داره توی این کشور تبدیل به یه معضل می‌شه

00:34:09.964 --> 00:34:12.258
داشتم یه تحقیقی انجام می‌دادم

00:34:13.051 --> 00:34:17.346
فهمیدم که قدیما یکی از اعضای
خاندان‌ـم صاحب برده بود

00:34:17.805 --> 00:34:19.640
باورم نمی‌شد

00:34:20.224 --> 00:34:21.934
برادر خودم

00:34:33.821 --> 00:34:36.240
حتی تحقیق بیشتری کردم

00:34:36.240 --> 00:34:39.368
عمیق‌تر کندوکاو کردم، این رو فهمیدم

00:34:41.454 --> 00:34:43.080
این یه حقیقته

00:34:44.082 --> 00:34:51.672
می‌دونید در حقیقت امروزه برده‌های بیشتری توی
دنیا نسبت به هر مقطع دیگه‌ای در زمان وجود داره؟

00:34:52.090 --> 00:34:58.846
تعداد بیشتری برده در حال حاضر توی دنیا
نسبت به هر دورۀ دیگه‌ای در تاریخ وجود داره

00:34:59.430 --> 00:35:01.890
فکر می‌کنید شغل شما بَده؟

00:35:02.892 --> 00:35:04.518
...تصورِ

00:35:04.519 --> 00:35:06.770
شمردن برده‌ها رو بکنید

00:35:08.523 --> 00:35:12.192
،اگه به این‌یکی هم نمی‌خندید
دیگه نمی‌دونم چه گُهی براتون بخورم

00:35:17.031 --> 00:35:20.200
،من اون جوکه رو امتحان نمی‌کنم
دارم باهاش خودنمایی می‌کنم

00:35:26.916 --> 00:35:32.379
حالا، مشخصه که من خودم رو یه
،شخص نژادپرست به حساب نمیارم

00:35:32.505 --> 00:35:34.006
ولی عصبانی می‌شم

00:35:34.257 --> 00:35:37.635
وقتی ملت بهم می‌گن که من
نمی‌تونم نژادپرستی رو درک کنم

00:35:38.094 --> 00:35:41.347
من نژادپرستی رو بدون مشکل درک می‌کنم

00:35:41.806 --> 00:35:45.184
من یه بار به دست یه گروه نازی لت‌وپار شدم

00:35:45.643 --> 00:35:47.353
آش‌ولاش‌ـم کردن

00:35:47.478 --> 00:35:49.772
،چند هفته بیمارستان بودم

00:35:50.022 --> 00:35:53.692
و عضویت... وحشیانه‌ای بود

00:36:07.665 --> 00:36:09.101
،حالا

00:36:09.125 --> 00:36:11.126
ما خوش‌مون میاد خوش بگذرونیم

00:36:12.336 --> 00:36:22.179
ولی از شوخی گذشته، زمانی که به سطح من می‌رسی باید زمان گفتن
جوک‌هایی که به‌طور طعنه‌آمیزی نژادپرستانه‌ان خیلی مراقب باشی

00:36:23.055 --> 00:36:26.118
،زمانی که کمدین بدی هستی
می‌تونی هرچی می‌خوای بگی

00:36:26.142 --> 00:36:28.036
منظورم اینه، اون آزادی واقعیه

00:36:28.060 --> 00:36:30.854
اون بازنده‌ها رو دیدید، اونا
می‌تونن از زیرش قسر در برن

00:36:35.193 --> 00:36:40.781
،به محض اینکه به سطح من برسی
دیگه مسئولیت داری، می‌دونی؟

00:36:41.073 --> 00:36:45.244
مثلاً، من یه بار توی تلویزیون یه
جوک نژادپرستانۀ طعنه‌آمیز گفتم

00:36:45.494 --> 00:36:51.917
فرداش، یه نامۀ هوادار از یه طرفدار برتری نژادی
سفیدپوست‌ها از جکسنویلِ فلوریدا به دست‌ـم رسید

00:36:52.585 --> 00:36:54.169
هراس‌انگیز

00:36:54.420 --> 00:36:56.380
شروع کرد به تعریف و تمجید ازم

00:36:56.756 --> 00:36:58.882
.خیلی ممنون، آنتونی»

00:36:58.966 --> 00:37:02.511
.ممنون که نژاد سفیدپوست رو کوچک نمی‌کنی

00:37:02.762 --> 00:37:07.391
ممنون که تمام نژادهای دیگه رو
.همون‌جوری که باید، مسخره می‌کنی

00:37:07.767 --> 00:37:16.275
و می‌تونم 100هزار دلار بهت بدم که بیای
جکسنویلِ فلوریدا، یه اجرای خصوصی فقط برای من

00:37:16.317 --> 00:37:19.027
«و رفقای هوادار برتری نژادی سفیدپوست‌ها انجام بدی

00:37:19.487 --> 00:37:21.947
من بلافاصله براش نامه نوشتم

00:37:23.950 --> 00:37:29.723
و گفتم: «مطلقاً نه. تو ضدّ تک‌تک
،چیزهایی هستی که بهش اعتقاد دارم

00:37:29.747 --> 00:37:32.249
«کثافت خسیس

00:37:42.343 --> 00:37:45.888
ببینید، منظورم اینه، من خودم رو
مرد امروزی‌ای به حساب میارم

00:37:46.347 --> 00:37:51.894
،سعی می‌کنم نسبت به تمام نژادها
،فرهنگ‌ها، مذهب‌های مختلف بامدارا باشم

00:37:53.938 --> 00:37:57.483
حالا مذهب زیاد نه، ولی دو تای دیگه رو مطمئناً

00:37:59.318 --> 00:38:01.570
ولی همیشه در بهترین حالت خودم نیستم

00:38:01.862 --> 00:38:03.947
گاهی اوقات مرتکب اشتباه می‌شم

00:38:04.615 --> 00:38:08.827
...بعنوان مثال، هر روز

00:38:11.247 --> 00:38:19.671
هر روز توی لس‌آنجلس، همسایۀ اسپانیایی‌تبارـم سعی
می‌کنه باهام حرف بزنه. من اندازۀ پُخ هم سرـم نمی‌شه

00:38:20.548 --> 00:38:23.485
نود درصد مواقع، مؤدب‌ام

00:38:23.509 --> 00:38:27.805
،لبخند می‌زنم و سر تکون می‌دم، ولی اون روز

00:38:28.139 --> 00:38:31.850
،اون روز، خسته بودم، خمار بودم

00:38:32.018 --> 00:38:36.939
،یه خرده ماری‌جوآنا کشیده بودم
...یه مشت قرص انداخته بودم بالا

00:38:39.066 --> 00:38:41.026
و در بهترین حالت‌ـم قرار نداشتم...

00:38:42.069 --> 00:38:43.779
و از خود بی‌خود شدم

00:38:44.280 --> 00:38:48.575
.گفتم: «هی، بی‌شعور. اینجا آمریکاست

00:38:49.618 --> 00:38:52.037
«من به زبان اشاره صحبت نمی‌کنم

00:39:02.715 --> 00:39:04.633
...حالا، اون

00:39:05.259 --> 00:39:06.844
...اون

00:39:07.053 --> 00:39:09.096
یه جوک باحال از طرف منه

00:39:10.264 --> 00:39:14.852
فکر می‌کنید قراره اسپانیایی‌تبارها رو مسخره
کنم، فرمون رو 180 درجه می‌چرخونم

00:39:16.228 --> 00:39:19.106
...ناشنواها رو با خاک یکسان می‌کنم

00:39:26.322 --> 00:39:28.866
تقریباً بی‌دلیل...

00:39:33.621 --> 00:39:37.416
بچه‌ها، اون‌جور چیزها واقعاً
من رو خوشحال می‌کنه

00:39:38.376 --> 00:39:42.754
چیزهای زیادی توی زندگی وجود ندارن
که همیشه من رو خوشحال می‌کنن

00:39:44.423 --> 00:39:45.799
،یه چیز

00:39:46.425 --> 00:39:48.802
یه چیزی که همیشه خوشحال‌ـم می‌کنه

00:39:49.387 --> 00:39:51.281
عشق می‌کنم وقتی این رو می‌بینم

00:39:51.305 --> 00:39:54.057
...عشق می‌کنم وقتی زوج‌های متأهل مسن

00:39:54.392 --> 00:40:00.480
عشق می‌کنم وقتی زوج‌های متأهل
مسن خیلی نزدیک به هم می‌میرن

00:40:02.983 --> 00:40:04.318
اون رو خیلی دوست دارم

00:40:06.153 --> 00:40:09.907
هرموقع که اون رو توی روزنامه
می‌بینم برش‌ـش می‌دم

00:40:11.242 --> 00:40:18.081
برای من، رمانتیک‌تر از یه
خود-دگرکُشی سنتی وجود نداره
<i>گونه‌ای از خودکُشی که فرد پس از ارتکاب قتل یا در ]
[ هنگام ارتکاب قتل، اقدام به از بین بردن خود می‌کند</i>

00:40:20.459 --> 00:40:21.793
حقیقته

00:40:25.256 --> 00:40:26.924
...در واقع

00:40:29.051 --> 00:40:31.637
،حالا که دارم این رو بلندبلند می‌گم

00:40:32.972 --> 00:40:38.602
احتمالاً دقیق‌تره که فقط بگم
عاشق خود-دگرکُشی‌ام

00:40:42.356 --> 00:40:43.857
چون هستم

00:40:45.067 --> 00:40:49.738
،منظورم اینه، بد برداشت نکنید، بچه‌ها
من از تمام خودکُشی‌ها خوشم میاد

00:40:55.786 --> 00:40:58.372
ولی خود-دگرکُشی دلپسندمه

00:41:00.749 --> 00:41:02.876
من دوست‌هایی دارم که نگران‌ـمن

00:41:04.128 --> 00:41:08.006
می‌گن: «آنتونی، چرا این‌قدر به خودکُشی
«علاقه داری؟ تو که همه‌چی داری

00:41:08.007 --> 00:41:09.424
آره

00:41:09.633 --> 00:41:12.970
همه‌چیز به جز یه اقدام به خودکُشی موفق

00:41:16.474 --> 00:41:24.272
فکر کنم درست بعد از دانشگاه، زمانی که سر یه خط ویژۀ
خودکُشی کار می‌کردم خیلی به خودکُشی علاقه‌مند شدم

00:41:28.652 --> 00:41:30.529
فقط واسه چند روز

00:41:34.116 --> 00:41:37.494
راست‌ـش یه روز و نیم، خیلی
سریع از شرّم خلاص شدن

00:41:39.955 --> 00:41:43.041
.گفتن: «آنتونی، باید عذرت رو بخوایم

00:41:43.459 --> 00:41:46.253
...نصف آدم‌هایی که باهاشون حرف زدی

00:41:47.421 --> 00:41:49.798
«عاقبت مرتکب خودکُشی شدن...

00:41:50.591 --> 00:41:53.010
.منم گفتم: «بچه‌ها، اون که انصاف نیست

00:41:53.636 --> 00:41:56.490
«اکثرشون اشتباه گرفته بودن

00:41:56.514 --> 00:41:59.016
...منظورم

00:42:05.648 --> 00:42:08.483
:الان منظورم اینه

00:42:09.360 --> 00:42:11.403
که همه‌تون باید به من اعتماد کنید

00:42:12.446 --> 00:42:19.953
وقتی بهتون می‌گم من از خودکُشی خودم خبر دارم و برای همیشه
اولویت‌ـم خود-دگرکُشی‌ـه همه‌تون باید حرف‌ـم رو باور کنید

00:42:21.539 --> 00:42:23.290
چون دیگه چی داری؟

00:42:23.832 --> 00:42:28.587
خودکُشی به کمک دکتر؟
اون چرند ضعیف رو جمع کنید از اینجا ببرید

00:42:30.589 --> 00:42:32.340
گیر آوردی ما رو؟

00:42:33.551 --> 00:42:35.403
خودکُشی در نوجوانی؟

00:42:35.427 --> 00:42:37.804
خودکُشی در نوجوانی؟ نه

00:42:38.055 --> 00:42:41.183
...دانشگاه مهمه. من فقط

00:42:42.726 --> 00:42:46.104
من فقط به خود-دگرکُشی علاقه
دارم. خود-دگرکُشی بهترینه

00:42:52.236 --> 00:42:55.113
مثل اینکه حرف‌ـم رو باور نمی‌کنید

00:42:56.615 --> 00:42:58.075
عیب نداره

00:42:58.284 --> 00:42:59.743
من حرفه‌ای‌ـم

00:43:00.286 --> 00:43:02.454
تماشا کنید بهتون می‌قبولونم

00:43:04.456 --> 00:43:07.811
می‌شنوید دوست‌تون جف تازگی خودکُشی کرده

00:43:07.835 --> 00:43:10.378
تنها فکرتون ویرانیه

00:43:10.379 --> 00:43:15.092
اوه، خدای من، چی‌کار می‌تونستم»
«بکنم که دوست‌ـم جف رو نجات بدم؟

00:43:15.426 --> 00:43:19.447
می‌شنوید دوست‌تون جف اول
زن‌ـش رو کُشته و بعد خودش رو

00:43:19.471 --> 00:43:20.949
:توی دل‌تون می‌گید

00:43:20.973 --> 00:43:24.392
آخ‌آخ، مسخره‌بازی توی کار جف نیست، هان؟»

00:43:31.775 --> 00:43:34.361
!تو روح‌ـش، جف

00:43:37.698 --> 00:43:40.200
.نمی‌دونستم گنده‌بک وجودش رو داشت

00:43:42.578 --> 00:43:45.831
.قدیم‌ندیما باید احترام بیشتری به جف می‌ذاشتم

00:43:46.999 --> 00:43:48.226
.جف رئیس بود

00:43:48.250 --> 00:43:50.502
«اون کثیف‌کاری رو تمیز نمی‌کرد

00:44:01.180 --> 00:44:02.848
...اون

00:44:03.641 --> 00:44:05.684
...فقط یه دلیله

00:44:07.227 --> 00:44:11.398
.که چرا خود-دگرکُشی خیلی عالیه...
بچه‌ها، گوش کنید چی می‌گم

00:44:12.441 --> 00:44:14.609
...خود-دگرکُشی

00:44:14.652 --> 00:44:19.072
عملاً یه جنایت بدون قربانیه

00:44:22.618 --> 00:44:24.119
...اجازه

00:44:24.328 --> 00:44:27.372
اجازه داری زن‌ـت رو بکُشی

00:44:27.831 --> 00:44:30.518
اجازه داری شوهرت رو بکُشی

00:44:30.542 --> 00:44:35.589
باید متأهل باشی، وگرنه
...خُل به نظر می‌رسی، ولی

00:44:38.133 --> 00:44:41.511
،اجازه داری همسرت رو به قتل برسونی...

00:44:41.845 --> 00:44:45.390
مادامی که بلافاصله بعدش خودت رو بکُشی

00:44:46.350 --> 00:44:50.562
بعدش کاری از دست‌شون
برنمیاد. یربه‌یرـید، بالاتر از قانونی

00:45:01.073 --> 00:45:03.783
این حضار امشب چه مرگ‌ـشه؟

00:45:07.246 --> 00:45:11.082
یعنی می‌خواید بهم بگید افرادی
بین‌تون‌ان که هنوز مرددن؟

00:45:13.210 --> 00:45:20.800
منظورتون اینه همین الان افرادی اینجا هستن که هنوز
حرف‌ـم رو باور ندارن که خود-دگرکُشی دومی نداره؟

00:45:26.265 --> 00:45:27.599
خیلی‌خب

00:45:29.226 --> 00:45:32.520
پس به این چشم بهش نگاه کنید

00:45:34.231 --> 00:45:36.399
دارید توی خیابون قدم می‌زنید

00:45:36.608 --> 00:45:39.295
یه نفر میاد سمت‌تون و با
مشت می‌کوبه توی صورت‌تون

00:45:39.319 --> 00:45:42.405
بدون شک شکایت می‌کنید

00:45:42.823 --> 00:45:45.176
،ولی اگه دارید توی خیابون قدم می‌زنید

00:45:45.200 --> 00:45:48.536
،یه نفر بیاد سمت‌تون، با مشت بکوبه توی صورت‌تون

00:45:48.829 --> 00:45:50.580
،یه قدم بره عقب

00:45:51.039 --> 00:45:54.584
...و بعد با مشت بکوبه توی صورت خودش

00:46:08.724 --> 00:46:12.602
.«روز خوبی داشته باشی، قربان»
درسته؟

00:46:15.355 --> 00:46:18.275
حتی واسه دوست‌هات‌ـم
قضیه رو تعریف نمی‌کنی

00:46:22.613 --> 00:46:24.489
...خود-دگرکُشی

00:46:30.913 --> 00:46:32.289
!خفه

00:46:41.340 --> 00:46:44.277
خود-دگرکُشی یه جنایت بدون قربانیه

00:46:44.301 --> 00:46:47.512
مادامی که بچه‌ای از خودتون به جا نذارید

00:46:48.931 --> 00:46:50.682
باید اونا رو هم بکُشید

00:46:57.147 --> 00:47:00.025
درسته، تمام مدت داشتم
می‌رفتم به اون سمت‌وسو

00:47:06.615 --> 00:47:08.074
،حالا

00:47:08.617 --> 00:47:12.037
همه‌تون رو با این تنها می‌ذارم

00:47:12.538 --> 00:47:15.809
و اگه امشب به هر طریقی
،نسبت به من دودل بودید

00:47:15.833 --> 00:47:18.460
،در اون‌صورت خواهش می‌کنم
....بچه‌ها، خواهش می‌کنم

00:47:19.253 --> 00:47:22.964
اجازه بدید متحیرتون کنم

00:47:30.848 --> 00:47:32.640
...چند ماه پیش

00:47:33.600 --> 00:47:38.333
چند ماه پیش، یکی از دوست‌هام رو بردم سقط کنه

00:47:38.334 --> 00:47:43.068
اگه قراره هم‌رأی بشید، همین الان بشید

00:47:45.153 --> 00:47:49.199
این یه داستان خیلی طولانی، خیلی واقعیه

00:47:51.743 --> 00:47:58.249
دوست‌ـم رو بردم سقط کنه. نگران
نباشید، بچه‌ها، بچۀ من نبود، مهم نبود

00:48:05.340 --> 00:48:07.759
نمی‌دونم تابحال اون‌کارو کردید یا نه

00:48:07.843 --> 00:48:11.596
تابحال کمک کردید کسی سقط کنه. لطف بزرگیه

00:48:11.847 --> 00:48:14.349
لطف بزرگیه که در حق کسی بکنی

00:48:14.349 --> 00:48:16.327
،لطف آسونی نیست

00:48:16.351 --> 00:48:18.686
به‌هیچ‌وجه لطف آسونی نیست

00:48:19.062 --> 00:48:23.691
...اشتباه برداشت نکنید، از من «پروچویس»‌تر وجود نداره، ولی بازم
<i>«پروچویس» که به‌طور تحت‌الفظی «طرفدار حق انتخاب» ]
[ ترجمه می‌شود، اشاره به «طرفدار حق سقط جنین» دارد</i>

00:48:24.192 --> 00:48:28.405
،تمام مدتی که داشتم رانندگی می‌کردم
.توی دل‌ـم می‌گفتم: «لعنتی

00:48:29.031 --> 00:48:31.533
...باید راه بهتری وجود داشته باشه که

00:48:31.617 --> 00:48:33.993
«مطالب جدید به ذهن‌ـم برسه

00:48:44.963 --> 00:48:46.524
،و، آره

00:48:46.548 --> 00:48:51.404
.آره، همین الان گفتم که طرفدار حق سقط جنین‌ام
اون به این معنا نیست که طرفدار سقط جنین‌ام

00:48:51.428 --> 00:48:53.680
چاره‌های دیگه‌ای دارید

00:48:53.680 --> 00:48:58.226
اگه بچه‌ت رو نمی‌خوای، بازم
می‌تونی بچه‌ت رو به دنیا بیاری

00:48:58.393 --> 00:49:02.605
...رهاش کنی جلوی هر آتش‌نشانی‌ای در کشور

00:49:03.523 --> 00:49:05.692
اونا برات زیرش می‌گیرن...

00:49:06.902 --> 00:49:08.278
حقیقته

00:49:10.113 --> 00:49:11.531
حقیقته

00:49:13.325 --> 00:49:14.993
قانونه

00:49:18.288 --> 00:49:22.167
اگه نظر من رو بخواید، اونا از
قبلِ 11 سپتامبر قهرمان بودن

00:49:29.049 --> 00:49:31.551
یه جوک نیویورکی کوچک باحال واسه شماها

00:49:35.430 --> 00:49:36.764
...حالا

00:49:42.437 --> 00:49:45.148
حالا ملت گوش می‌کنن این داستان رو تعریف می‌کنم

00:49:45.482 --> 00:49:48.776
،و همیشه دقیقاً یه چیز می‌گن

00:49:49.945 --> 00:49:52.572
.عجب، آنتونی، تو دوست خوبی هستی»

00:49:54.366 --> 00:49:57.994
،اون‌جوری به یه نفر کمک می‌کنی
«آنتونی. تو دوست خوبی هستی

00:49:58.120 --> 00:49:59.871
کون لق‌تون. نه، نیستم

00:50:01.039 --> 00:50:02.790
من دوست خوبی نیستم

00:50:03.417 --> 00:50:05.168
من دوست فوق‌العاده‌ای‌ـم

00:50:06.086 --> 00:50:07.795
فرق‌ـش رو می‌دونید؟

00:50:08.255 --> 00:50:11.132
دوست‌های فوق‌العاده ساعت شش صبح پا می‌شن

00:50:11.633 --> 00:50:14.302
دوست‌های فوق‌العاده با ماشین میان درِ خونه‌تون

00:50:14.553 --> 00:50:16.364
دوست‌های فوق‌العاده سوارتون می‌کنن

00:50:16.388 --> 00:50:19.265
و بعد می‌برن‌تون سقط کنید

00:50:20.142 --> 00:50:21.851
...دوست‌های خوب

00:50:22.352 --> 00:50:25.271
دوست‌های خوب فقط از بچه‌تون نگه‌داری می‌کنن

00:50:38.035 --> 00:50:42.372
حالا، من خیلی به این فکر کردم، خیلی

00:50:42.789 --> 00:50:46.167
،و هنوزم نمی‌دونم اگه بچۀ من بود

00:50:46.334 --> 00:50:48.670
واسه نگه‌داشتن‌ـش بحث می‌کردم؟

00:50:49.296 --> 00:50:51.566
به اون ضرب‌المثلی که همیشه استفاده
،می‌کنن فکر می‌کنم، می‌دونی

00:50:51.590 --> 00:50:56.427
اگه یه روزی بچه‌ت یه هنرمند»
«بزرگ از کار درآد چی؟

00:50:57.429 --> 00:50:59.722
من به اون رقابت احتیاجی ندارم

00:51:06.938 --> 00:51:09.232
ملت ازم می‌پرسن: «چجوری بود؟

00:51:09.316 --> 00:51:12.819
«بردن دوست‌ـت واسه سقط چجوری بود؟

00:51:13.195 --> 00:51:14.946
حوصله‌سربر بود

00:51:16.490 --> 00:51:20.076
...نمی‌دونم چرا فکر می‌کردم قراره باحال و مهیج باشه

00:51:23.622 --> 00:51:28.519
ولی بهم اعتماد کنید، تنها کسی...
که اون روز از من مأیوس‌تر بود

00:51:28.543 --> 00:51:31.170
بچه‌ـه بود، خیلی‌خب؟

00:51:37.636 --> 00:51:39.554
خیلی حوصله‌سربر بود

00:51:40.430 --> 00:51:48.438
دو ساعت و نیم توی سالن انتظار یه کلینیک سقط خودم
بودم و خودم، داشتم از بی‌حوصلگی دیوونه می‌شدم

00:51:48.980 --> 00:51:53.318
نمی‌دونم تابحال توی سالن انتظار
...یه کلینیک سقط بودید یا نه، ولی

00:51:54.402 --> 00:51:56.613
مجله‌ها تعریفی ندارن

00:52:00.992 --> 00:52:04.495
بنا به دلیلی اونجا پُر بچه‌ست

00:52:10.502 --> 00:52:13.463
منظورم اینه، من فکر می‌کردم بچه‌ان

00:52:13.964 --> 00:52:16.192
کاشف به عمل اومد فقط شبح بودن

00:52:16.216 --> 00:52:18.611
...یه تفاوتی هست

00:52:18.635 --> 00:52:21.220
یه جورایی، می‌دونی؟...

00:52:26.434 --> 00:52:29.437
آره، بهترین بخش داستان همون‌جاست

00:52:32.065 --> 00:52:34.108
ولی من تازه وسط‌هاش‌ـم

00:52:36.862 --> 00:52:39.364
پس مدت زیادیه که توی این سالن انتظارم

00:52:39.573 --> 00:52:45.203
،و به قدری کسل‌ام که بعد از مدتی
،ذهن‌ـم شروع می‌کنه به کنجکاوی

00:52:45.537 --> 00:52:51.250
و شروع می‌کنم به فکرکردن دربارۀ دوست‌ـم و
دربارۀ اینکه پشت اون درها چی بهش می‌گذره

00:52:51.543 --> 00:52:53.711
،و بعد تقریباً بلافاصله

00:52:54.129 --> 00:52:56.381
برش‌می‌گردونم سمت خودم

00:53:01.970 --> 00:53:07.743
و توی دل‌ـم می‌گم: «آنتونی، زمانی که
از اون اتاق درآد چی می‌خوای بهش بگی؟

00:53:07.767 --> 00:53:11.205
باید به یه چیز قشنگ واسه گفتن فکر
«کنی. باید یه برنامه‌ای داشته باشی

00:53:11.229 --> 00:53:15.942
،چون نمی‌خوام بهتون دروغ بگم
موقعی که رفت تو، گند زدم

00:53:17.027 --> 00:53:20.738
چیز قشنگی آماده نکرده بودم، برنامه‌ای نداشتم

00:53:20.947 --> 00:53:22.925
،دکتر اسم‌ـش رو صدا کرد

00:53:22.949 --> 00:53:24.283
،پاشد وایساد

00:53:24.534 --> 00:53:28.287
برگشت که برای بار آخر بهم
نگاه کنه و من دستپاچه شدم

00:53:28.580 --> 00:53:33.710
«فقط گفتم: «آم... برو دخل‌ـش رو بیار

00:53:38.632 --> 00:53:41.676
به اون افتخار نمی‌کنم، می‌دونی؟

00:53:41.843 --> 00:53:44.595
اون رو یه شکست محض به حساب میارم

00:53:45.680 --> 00:53:50.184
بدترین قسمت‌ـش مطمئناً مشت
دوستی بود، الان دیگه می‌دونم

00:53:55.732 --> 00:53:59.110
و، آره، جوری بهم نگاه کرد
...که انگار بی‌شعورم، ولی

00:53:59.486 --> 00:54:01.195
اون کیه که قضاوت کنه؟

00:54:10.330 --> 00:54:12.331
ولی حالا فشار روی منه

00:54:13.041 --> 00:54:16.419
به یه چیز قشنگ فکر کنم
که وقتی دراومد بهش بگم

00:54:17.003 --> 00:54:18.755
ولی توش وارد نیستم

00:54:19.547 --> 00:54:21.549
تخصص‌ـم اون نیست

00:54:22.342 --> 00:54:26.345
به چیزهای قشنگ واسه گفتن به ملت
در زمان درموندگی‌شون فکر کنم

00:54:26.972 --> 00:54:32.018
نزدیک‌ترین گزینه‌ای که توی ذهن
:خودم تونستم بهش برسم این بود

00:54:32.686 --> 00:54:35.188
«هی، وزن کم کردی؟»

00:54:36.481 --> 00:54:37.815
می‌دونم

00:54:38.650 --> 00:54:39.984
می‌دونم

00:54:42.028 --> 00:54:45.198
ببینید، به اون‌ـم افتخار نمی‌کنم، خیلی‌خب؟

00:54:45.490 --> 00:54:47.575
اون به‌دردنخوره

00:54:48.034 --> 00:54:51.496
اون رو نمی‌تونم به دوست‌ـم بگم. اون به‌دردنخوره

00:54:52.163 --> 00:54:55.374
با این تفاوت که من رو به خنده انداخت

00:54:57.627 --> 00:54:59.605
و اون‌موقع بود که متوجه شدم

00:54:59.629 --> 00:55:02.381
...دارم ریز با خودم می‌خندم

00:55:03.550 --> 00:55:05.593
...توی سالن انتظار...

00:55:08.138 --> 00:55:10.306
یه کلینیک سقط

00:55:11.766 --> 00:55:14.602
به خودم میام، بس می‌کنم، بالا رو نگاه می‌کنم

00:55:14.811 --> 00:55:17.688
یه زوج رو می‌بینم که اون‌ور
اتاق صاف روبروم نشستن

00:55:18.648 --> 00:55:22.401
،مَرده از روی انزجار روـش رو می‌کنه اون‌ور
جوری که انگار می‌خواد باهام درگیر بشه

00:55:22.944 --> 00:55:25.696
:وله زنه خم می‌شه جلو و می‌گه

00:55:26.156 --> 00:55:28.282
«هی، آنتونی، طرفدار پروپاقرص‌ـم»

00:55:33.246 --> 00:55:37.792
که همیشه قدرش رو می‌دونم. هیچ‌وقت زمان
...بدی واسه اون نیست. به معنای واقعی کلمه

00:55:38.543 --> 00:55:40.795
هر دورۀ سه‌ماهه‌ای خوبه...

00:55:49.846 --> 00:55:54.559
چند دقیقۀ بعد، یه پرستار از
،اتاق درمیاد، میاد طرف من

00:55:54.893 --> 00:56:00.898
:یه سری مدارک می‌ده دست‌ـم و می‌گه
«هی، شما واسه سقط جسیکا اینجائی؟»

00:56:01.316 --> 00:56:04.277
و در این مقطع، خیلی کسل بودم

00:56:09.666 --> 00:56:12.678
:با تمام سرعت پاشدم وایسادم و گفتم

00:56:12.702 --> 00:56:14.954
«وایسا! منظورت فراوا درمانی نیست؟»

00:56:26.925 --> 00:56:30.219
و یه مدت خندیدم

00:56:34.015 --> 00:56:35.534
،منظورم اینه

00:56:35.558 --> 00:56:38.311
سر اون‌یکی گردن‌ـم از خنده
خم شد به سمت عقب

00:56:41.439 --> 00:56:46.027
اگه دربارۀ پرستاره کنجکاوید، نگران
،نباشید، اون یه حرفه‌ای محض بود

00:56:46.111 --> 00:56:47.778
به‌هیچ‌وجه نخندید

00:56:55.120 --> 00:56:58.247
بنابراین یه مقدار زمان دیگه توی
،این سالن انتظار برام باقی مونده

00:56:58.373 --> 00:57:03.669
:و بالأخره به ذهن‌ـم خطور می‌کنه
.آنتونی، واقعاً آدم افتضاحی هستی»

00:57:04.546 --> 00:57:08.799
و هرگز قرار نیست به یه چیز قشنگ
.واسه گفتن به دوست‌ـت فکر کنی

00:57:09.217 --> 00:57:14.323
پس چرا فقط یه هدیه براش نگیری، یه
.هدیه براش بگیری که حال‌ـش رو بهتر کنه

00:57:14.347 --> 00:57:17.308
«اون‌جوری، مجبور نیستی چیزی بگی

00:57:17.767 --> 00:57:22.229
ولی واسه کسی که تازه
سقط کرده چی می‌گیری؟

00:57:22.897 --> 00:57:24.649
روح‌ـمم خبر نداشت

00:57:26.317 --> 00:57:28.069
در نتیجه گوگل‌ـش کردم

00:57:30.947 --> 00:57:32.448
می‌شه اون رو گوگل کرد

00:57:33.783 --> 00:57:35.201
جواب داد

00:57:35.452 --> 00:57:41.082
یه وبسایت ظاهر شد و خوشحال هم هستم
که بهش نگاه انداختم. واقعاً کمک‌ـم کرد

00:57:41.124 --> 00:57:42.875
،چون اولین فکرم

00:57:43.084 --> 00:57:45.855
سکۀ یادبود، وجود نداره

00:57:45.879 --> 00:57:47.672
آره

00:57:51.259 --> 00:57:54.762
کاشف به عمل اومد که در
واقع هیچ‌وقت وجود نداشته

00:57:56.014 --> 00:57:57.890
حتماً توی خواب دیدم‌ـش

00:58:00.143 --> 00:58:02.019
:فکر دوم‌ـم

00:58:02.103 --> 00:58:03.622
گُل

00:58:03.646 --> 00:58:05.606
گُل همیشه خوبه، درسته؟

00:58:06.065 --> 00:58:09.485
نه، نه بر طبق این وبسایت

00:58:09.944 --> 00:58:12.131
:این وبسایت زده بود
.براش گُل نگیرید»

00:58:12.155 --> 00:58:14.967
،گُل بیشتر نشانۀ عاشق‌پیشگیه

00:58:14.991 --> 00:58:17.428
بعدش باید ببرت‌شون خونه، بذارت‌شون توی آب

00:58:17.452 --> 00:58:20.496
«در چنین روزی این سختی رو بهش ندید

00:58:20.705 --> 00:58:22.349
،بر طبق این وبسایت

00:58:22.373 --> 00:58:28.295
گُل بدترین هدیه‌ایه که می‌تونی واسه یه
نفر درست بعد از اینکه سقط کرده بگیری

00:58:28.922 --> 00:58:31.298
حالا، من اون روز به اون توصیه عمل کردم

00:58:31.758 --> 00:58:34.010
هنوز فکر نمی‌کنم بهش باور داشته باشم

00:58:34.344 --> 00:58:41.368
احساس می‌کنم همه‌مون می‌تونیم سر این اتفاق نظر داشته باشیم که
بدترین هدیه‌ای که می‌تونی بعد از اینکه یه نفر سقط کرد براش بگیری

00:58:41.392 --> 00:58:44.687
جعبۀ بردنی‌ـه
<i>[ مانند ظرف یک‌بارمصرف که برای بردن غذا با خود استفاده می‌شود ]</i>

00:58:47.315 --> 00:58:50.568
یه چیز بدتر به فکرتون برسه، من‌ـم
جوک وامونده رو تغییر می‌دم

00:58:52.153 --> 00:58:55.281
جواب «جعبۀ بردنی»ـه

00:58:56.908 --> 00:58:59.118
اون نامناسبه

00:58:59.202 --> 00:59:05.291
اون یه سطل آب سرد روی روز سقطه. نه

00:59:08.044 --> 00:59:11.023
بر طبق این وبسایت، تنها یه هدیه‌ست

00:59:11.047 --> 00:59:16.510
تنها یه هدیه واسه کسی
که تازه سقط کرده مناسبه

00:59:16.844 --> 00:59:21.015
و اون... شیره‌دارـه

00:59:25.144 --> 00:59:28.958
می‌دونید شیره‌دار چیه؟

00:59:28.982 --> 00:59:31.400
چون من مجبور شدم اون پُخ رو هم گوگل کنم

00:59:31.943 --> 00:59:36.382
اگه نمی‌دونید، شیره‌دار یه گیاه صحراییه

00:59:36.406 --> 00:59:39.301
عین کاکتوسه، گیاهیه که نیاز به آب نداره

00:59:39.325 --> 00:59:43.662
گیاهیه که مواد غذایی‌ـش رو
از هوا می‌گیره. اون رو بدید بهش

00:59:44.414 --> 00:59:46.582
«من گفتم: «مطلقاً نه

00:59:46.916 --> 00:59:49.710
من هرگز اون‌کارو با دوست‌ـم جسیکا نمی‌کنم

00:59:50.086 --> 00:59:56.550
هیچ‌وقت نمی‌رم بگم: «اوه، بفرما، جسیکا. این‌ـم از یه
«چیز دیگه که هرگز مجبور نیستی ازش مراقبت کنی

01:00:11.566 --> 01:00:14.276
من هرگز اون‌کارو نمی‌کنم. مگه هیولام؟

01:00:16.821 --> 01:00:18.864
در نتیجه هیچی براش نگرفتم

01:00:19.949 --> 01:00:22.886
اون سرانجام از پشت اون درها اومد بیرون

01:00:22.910 --> 01:00:25.639
چیزی بهش ندادم، چیزی بهش نگفتم

01:00:25.663 --> 01:00:28.999
،فقط پاشدم وایسادم، بغل‌ـش کردم

01:00:29.000 --> 01:00:31.729
کمک‌ـش کردم تا دم ماشین
بیاد، رسوندم‌ـش خونه

01:00:31.753 --> 01:00:34.338
،روی کاناپه‌ش کنارش نشستم

01:00:34.464 --> 01:00:36.817
مدتی که داشت گریه می‌کرد در آغوش‌ـش گرفتم

01:00:36.841 --> 01:00:38.843
اون روز دوست فوق‌العاده‌ای بودم

01:00:39.135 --> 01:00:43.824
به قدری دوست فوق‌العاده‌ای بودم که حتی
،ساعت‌ها بعد از اینکه دست از گریه کشید

01:00:43.848 --> 01:00:48.394
...آروم شد و برای همیشه ماجرا رو فراموش کرد

01:00:54.734 --> 01:00:57.611
،من هنوز کنارش بودم...

01:00:57.820 --> 01:01:00.239
داشتم تمام این جوک‌ها رو می‌نوشتم

01:01:05.787 --> 01:01:07.246
،حالا

01:01:07.747 --> 01:01:09.790
بخش مورد علاقۀ من

01:01:09.791 --> 01:01:17.888
دربارۀ تعریف یه داستان 15دقیقه‌ای واقعی راجع به بردن
دوست‌ـم برای سقط که اجراهام رو باهاش به پایان برسونم

01:01:17.889 --> 01:01:21.051
واکنش‌های مختلفیه که از حضار گیرم میاد

01:01:21.344 --> 01:01:27.558
بعضی‌ها می‌خندن، بعضی‌ها چندش‌شون
می‌شه، بعضی‌ها آشکاراً دلخور می‌شن

01:01:27.642 --> 01:01:29.852
،و حقیقت اینه که، بچه‌ها

01:01:30.353 --> 01:01:32.855
اونا از نظر من هیچ فرقی ندارن

01:01:37.527 --> 01:01:43.741
ولی بهترین واکنش، دل‌پسند‌ترین واکنشی که تابحال
از این داستان گیرم اومده، همین چند هفته پیش بود

01:01:44.033 --> 01:01:50.748
یه زنه خیلی با اعتمادبه‌نفس از انتهای تئاتر
.بلند می‌شه و نعره می‌زنه: «عذر می‌خوام

01:01:51.040 --> 01:01:53.000
،عذر می‌خوام، آنتونی

01:01:53.126 --> 01:01:57.296
«ولی کجای سقط ان‌قدر خنده‌داره؟

01:01:58.005 --> 01:01:59.715
،و من گفتم: «خانم

01:02:00.341 --> 01:02:02.468
«همین الان برات تعریف کردم

01:02:04.137 --> 01:02:07.306
خیلی ممنون از همه. حضار معرکه‌ای بودید

01:02:20.000 --> 01:02:27.333
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

01:02:27.400 --> 01:02:30.450
<c.red>« به افتخار جسیکا، با عشق »</c>

01:02:30.451 --> 01:02:33.401
<c.red>« نوشته و اجراشده توسط آنتونی جسلنیک »</c>