﻿WEBVTT

00:00:10.600 --> 00:00:20.600
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:23.520 --> 00:00:24.776
آماده‌ان که ببیندتون

00:00:24.800 --> 00:00:26.096
ممنون

00:00:26.120 --> 00:00:29.176
ممنون که امروز تشریف آوردید. واقعاً
سپاس‌گزارـم که کارنامک‌تون رو ارسال کردید

00:00:29.200 --> 00:00:31.456
خواهش می‌کنم -
خنده‌دار بود -

00:00:31.480 --> 00:00:33.016
!اوه

00:00:33.040 --> 00:00:34.616
خیلی‌خب، قصدم این نبود

00:00:34.640 --> 00:00:35.696
ولی باشه -
خیلی هم خوب -

00:00:35.720 --> 00:00:42.976
، وضعیت کنونی ما غیرعادی هست، چون زنان زیادی رو ...هیچ
زنی رو این‌جا مشغول‌به‌کار نداریم، عمدتاً به‌علت

00:00:43.000 --> 00:00:45.296
اوه، دعوی آزار جنسی -
دعوی آزار جنسی... -

00:00:45.320 --> 00:00:46.456
بله، بله، بله -
بله -

00:00:46.480 --> 00:00:49.020
حال‌تون خوب‌ـه؟ -
آ... آره. ببخشید، فقط -

00:00:49.400 --> 00:00:52.456
از ایستگاه تا این‌جا رو دویدم، به همین خاطر کمی - گرم‌ـمه. خیلی بابت این هیجان‌زده‌ام...
- آب؟

00:00:52.480 --> 00:00:55.136
آ... نه، نه. نه، نمی

00:00:55.160 --> 00:00:57.776
راست‌ـش، چرا، آب باشه عالی می‌شه -
پس ما دنبال کسی هستیم که -

00:00:57.800 --> 00:01:00.216
در یک محیط رقابتی بتونه گلیم
خودش رو از آب بکِشه بیرون

00:01:00.240 --> 00:01:04.360
احتمالاً ممکنه یه دنبال‌شونده به‌تون بده، ولی، آ...
ما ...این‌جا چندتا دنبال‌کنندۀ نسبتاً خوب داریم، پس، آ

00:01:07.760 --> 00:01:09.176
آره

00:01:09.200 --> 00:01:12.456
به‌هنگام‌سازی وب‌گاه و توئیت‌کردنِ
گهگاهی رو هم شامل می‌شه

00:01:12.480 --> 00:01:14.416
این‌جا نوشته که شما قبلاً
کاری مشابه انجام دادید

00:01:14.440 --> 00:01:16.296
در کافه‌ای که قبلاً -
آره -

00:01:16.320 --> 00:01:17.696
اه، خیلی‌خب

00:01:17.720 --> 00:01:19.220
آم

00:01:21.840 --> 00:01:25.656
ببخشید، ولی فکر نمی‌کنم
کار خیلی خنده‌داری بود

00:01:25.680 --> 00:01:27.816
اوه، نه، ببخشید

00:01:27.840 --> 00:01:30.220
فکر کردم زیرـش بلوز دارم

00:01:31.200 --> 00:01:33.056
آره، خیلی‌خب

00:01:33.080 --> 00:01:35.736
ولی، محض اطلاع - اوه، نه، بی‌شوخی،
در این مورد، یه اتفاق بی‌غل‌وغش بود -

00:01:35.760 --> 00:01:38.256
ببینید، بخوام صادق باشم، کاری که
ممکنه دارید می‌کنید رو درک می‌کنم

00:01:38.280 --> 00:01:40.456
نه، سعی نداشتم... ای‌بابا، گرم‌ـم بود

00:01:40.480 --> 00:01:42.576
من سر این‌جور مسائل شوخی ندارم

00:01:42.600 --> 00:01:44.256
نه، سعی ندارم باهات سکس کنم

00:01:44.280 --> 00:01:45.580
یه نگاه به خودت بنداز

00:01:52.000 --> 00:01:54.140
خیلی‌خب، لطفاً برید

00:01:56.960 --> 00:01:58.460
چی؟

00:01:59.640 --> 00:02:02.500
ولی متوجه نیستید. من به
این احتیاج دارم - لطفاً فقط برید -

00:02:10.920 --> 00:02:12.456
منحرف -
هرزه -

00:02:12.480 --> 00:02:14.060
!عجب

00:02:14.240 --> 00:02:17.260
لطفاً برید -
خودت... لطفاً برو -

00:02:19.280 --> 00:02:20.820
دفتر من‌ـه

00:02:21.560 --> 00:02:23.020
خب؟

00:02:24.720 --> 00:02:26.260
خیلی‌خب

00:02:28.480 --> 00:02:30.700
!آ... ببخشید... وایسا

00:02:45.240 --> 00:02:50.900
سه شب پیش، یه پیتزای خیلی
لوند برای خودم سفارش دادم

00:02:51.560 --> 00:02:53.940
منظورـم اینه، هرزه‌خانم چکه می‌کرد

00:02:56.280 --> 00:02:58.976
و اون «استافد کراست» کوچولوی
، هرزه به‌قدری می‌خواست توـم باشه

00:02:59.000 --> 00:03:03.300
اون هرجاییِ کوچولو رو جوری خوردم که انگار
هیچ ارزشی برام نداشت و عاشق‌ـش بود

00:03:03.840 --> 00:03:06.296
، و اون تقریباً روال شد،
و حالا نسبتاً دیروقت بود

00:03:06.320 --> 00:03:08.816
در نتیجه خودم رو کشوندم
طبقۀ بالا تا برم توی دفترـم

00:03:08.840 --> 00:03:10.016
خب، توی تخت‌خواب‌ـم

00:03:10.040 --> 00:03:12.136
و سعی کنم رو اعداد و ارقام کافه کار کنم

00:03:12.160 --> 00:03:14.376
من یه کافه با مضمون خوکچۀ هندی می‌گردونم

00:03:14.400 --> 00:03:16.776
، ولی پول‌ـش ته کشیده و قراره تعطیل بشه

00:03:16.800 --> 00:03:19.416
مگر این‌که یه چک از آسمون بیوفته پایین، یا
این‌که یه بانک‌دار آب‌ـش رو بپاشه روی کون‌ـم

00:03:19.440 --> 00:03:20.900
و هیچ‌کدوم اتفاق نمیوفته

00:03:21.880 --> 00:03:25.980
و نمی‌خوام با اشارۀ درست‌حسابی، به بانک‌داره
ارج‌وقُرب بدم، بنابراین درباره‌ش حرف نمی‌زنم

00:03:26.400 --> 00:03:29.256
خب، چطور گاهی اوقات آرزو می‌کنم که ای‌کاش
می‌تونستم به نداشتن اخلاقیات اقرار کنم

00:03:29.280 --> 00:03:32.820
و بذارم در ازای ده‌هزار پوند
آب‌ـش رو روی کون‌ـم خالی کنه

00:03:34.080 --> 00:03:36.380
ولی، از قرار معلوم، نباید همچین کاری کرد

00:03:37.200 --> 00:03:38.780
پس

00:03:39.360 --> 00:03:40.860
خیلی‌خب

00:03:41.840 --> 00:03:43.340
نمی‌کنم

00:03:43.560 --> 00:03:46.500
با این‌که همه‌چی رو حل می‌کنه

00:03:46.640 --> 00:03:47.776
نمی‌کنم

00:03:47.800 --> 00:03:49.460
با این‌که می‌تونم

00:03:50.280 --> 00:03:54.296
توی دفترـم دراز کشیدم، اعداد و ارقام کافه شروع
می‌کنه به پریدن، عین نینجاها روـم فرود میاد

00:03:54.320 --> 00:03:58.656
بنابراین برای خودم توجیه کردم که خوبه
یه‌خرده بی‌خیال بشم، ذهن‌ـم رو بهبود ببخشم

00:03:58.680 --> 00:04:02.820
بنابراین، راست‌ـش یه فیلم نسبتاً خوب تماشا
کردم، اسم‌ـش... «دوباره 17سالگی» بود

00:04:03.560 --> 00:04:05.696
با بازی زک افرون که

00:04:05.720 --> 00:04:07.900
جذاب‌ـه

00:04:08.640 --> 00:04:10.296
می‌دونم، ولی

00:04:10.320 --> 00:04:13.333
منظورـم اینه، بی‌شوخی،
واقعاً بازیگر خیلی خوب‌ـیه

00:04:13.334 --> 00:04:14.816
اوهوم

00:04:14.840 --> 00:04:17.500
و صادقانه فیلم می‌تونست
بدتر باشه. یه نگاه بندازید

00:04:18.360 --> 00:04:24.576
:بعد اون تموم شد، من اون‌جا دراز کشیدم، توی فکر «کافه،
اعداد و ارقام، اعداد و ارقام، زک، اعداد و ارقام»

00:04:24.600 --> 00:04:28.296
اوباما» رو گوگل کردم. تا خودم رو به‌روز نگه دارم، می‌دونی» - که در بین حضار داریم‌شون...

00:04:28.320 --> 00:04:31.416
خیلی خوش‌حال‌ام که امروز این‌جام - ...که،
همون‌طور که کاشف به عمل اومد، همچنین -

00:04:31.440 --> 00:04:33.376
عالی‌ـه که تمام

00:04:33.400 --> 00:04:35.500
جذاب‌ـه...

00:04:36.320 --> 00:04:42.256
اون‌جا دراز کشیدم، توی فکر: «کافه، اعداد و ارقام، اعداد و
«ارقام، اوباما، اعداد و ارقام، زک، اوباما، اعداد و ارقام، زک

00:04:42.280 --> 00:04:46.720
، یه‌مرتبه، توی «یوپورن» بودم داشتم یه جلق وحشتناک می‌زدم
[ یک وب‌گاه اشتراک ویدئو در زمینۀ هرزه‌نگاری: YouPorn ]

00:04:48.800 --> 00:04:50.940
و نوع مناسب گنگ‌بنگ رو پیدا کردم

00:04:51.680 --> 00:04:55.256
، حالا، اون واقعاً من رو از رمق انداخت
، در نتیجه رایانه‌م رو گذاشتم کنار، خم شدم

00:04:55.280 --> 00:04:57.940
ماچِ شب‌به‌خیری رو به دوست‌پسرـم
هری دادم، و گرفتم خوابیدم

00:05:02.920 --> 00:05:08.340
صبح روز بعد، بیدار شدم و یه نوشته از هری به
«چشم‌ـم خورد، که نوشته بود: «اون دفعۀ آخر بود

00:05:09.960 --> 00:05:11.820
بخوام روراست باشم، یه‌خرده یکهویی بود

00:05:12.640 --> 00:05:15.940
، نمی‌دونستم داره دفعات رو می‌شمره
ولی خوبه که فهمیدم حواس‌ـش بود

00:05:16.400 --> 00:05:18.296
تمام وسایل‌ـش رفته بود

00:05:18.320 --> 00:05:20.456
و تمام مخلفات توی یخچال

00:05:20.480 --> 00:05:22.656
یه‌خرده از خودخواهی‌ـش هیجان‌زده بودم

00:05:22.680 --> 00:05:24.460
یکهو باز هوس‌ـش رو کردم

00:05:25.240 --> 00:05:27.336
ولی خیال‌ـم راحت شده
بود که یکی‌مون یه کاری کرد

00:05:27.360 --> 00:05:29.176
:قبلاً چیزهایی به‌م می‌گفت مثل

00:05:29.200 --> 00:05:31.616
تو مثل دخترهای دیگه نیستی. تو دوزاری‌ـت»

00:05:31.640 --> 00:05:33.620
«صاف‌ـه...

00:05:37.160 --> 00:05:40.580
«دوزاری‌ـت صاف‌ـه»

00:05:43.120 --> 00:05:48.220
وایسادم خیره شدم به جای دست‌ـم روی دیوار
مال موقعی که توی پریودم سکس سه‌نفره داشتم

00:05:54.120 --> 00:05:55.980
هوم

00:05:57.200 --> 00:05:59.856
من و هری هر 12 تا 18 ماه به هم می‌زنیم

00:05:59.880 --> 00:06:01.740
و زمانی که می‌زنیم، خب

00:06:02.360 --> 00:06:05.936
ای‌کاش می‌تونستم به‌تون بگم که ماجرای
، سکس سه‌نفره‌م معذب‌کننده و مشکل بود

00:06:05.960 --> 00:06:09.660
و همه کمی غمگین و پوچ رفتن
خونه، ولی... دوست‌داشتنی بود

00:06:12.120 --> 00:06:13.420
شرمنده

00:06:14.760 --> 00:06:17.816
این‌که هری چقدر به به‌هم‌زدن‌هامون
متعهده رو تحسین می‌کنم

00:06:17.840 --> 00:06:21.296
یخچال جزء جدیدیه، ولی
همیشه سنگِ‌تموم می‌ذاره

00:06:21.320 --> 00:06:24.700
یه چند باری، حتی کُل آپارتمان رو تمیز کرده

00:06:25.280 --> 00:06:27.100
جوری که انگار صحنۀ جرم‌ـه

00:06:27.920 --> 00:06:32.500
من اغلب به زمان‌بندی‌کردن به‌هم‌زدن‌هامون موقعی که
آپارتمان یه‌خرده نظافت درست‌حسابی لازم داره فکر کرده‌ام

00:06:33.560 --> 00:06:35.580
هیچ‌وقت نمی‌دونم چی قراره
باعث بشه از کوره در بره

00:06:35.960 --> 00:06:37.780
گوش‌به‌زنگ نگه‌م می‌داره

00:06:38.280 --> 00:06:39.820
روی مستراح می‌شینم

00:06:40.280 --> 00:06:42.736
به تمام آدم‌هایی که حالا می‌تونم
باهاشون سکس داشته باشم فکر می‌کنم

00:06:42.760 --> 00:06:45.060
فکروذکرـم سکس نیست

00:06:46.480 --> 00:06:48.700
فقط این‌که نمی‌تونم فکرـش
رو از سرـم بیرون کنم

00:06:50.120 --> 00:06:51.740
انجام‌ـش

00:06:53.080 --> 00:06:54.580
معذب‌کنندگی‌ـش

00:06:55.880 --> 00:06:57.620
تب‌وتاب‌ـش

00:06:58.520 --> 00:07:02.460
لحظه‌ای که پی می‌بری یه نفر

00:07:02.880 --> 00:07:05.980
بدن‌ـت رو می‌خواد

00:07:07.320 --> 00:07:09.260
زیاد احساس‌ـش نه

00:07:10.280 --> 00:07:13.256
گمون کنم حدود یک هفته فرصت
دارم تا هری برگرده، پس

00:07:13.280 --> 00:07:14.780
به‌تره دست‌به‌کار بشم...

00:07:15.280 --> 00:07:18.696
، زیر دوش، بوم، اتاق‌خواب، آرایش
بوم، می‌خوام واقعاً زحمت بکِشم

00:07:18.720 --> 00:07:23.660
، نیم ساعت رو صرف خوشایندبه‌نظررسیدن می‌کنم
و دست‌آخر شگفت‌انگیز به نظر می‌رسم

00:07:25.760 --> 00:07:29.776
منظورـم اینه، به‌ترین حالت بعد از
!یه عمر. یکی از اون روزها! بوم

00:07:29.800 --> 00:07:35.216
، خوشگل! شاداب، پاشنه‌بلند، دامن پوشیدم یه بلوز
نو، یه‌ذره شهوت‌انگیز، توی راهِ نجات کافه‌م

00:07:35.240 --> 00:07:36.540
و، بله، جولان می‌دم

00:07:37.240 --> 00:07:39.976
و می‌تونم یه مَرده رو ببینم که داره
از ایستگاه اتوبوس میاد طرف‌ـم

00:07:40.000 --> 00:07:42.696
واقعاً نمی‌تونه چشم ازـم برداره

00:07:42.720 --> 00:07:46.376
و من جوری راه می‌رم که انگار یه قلم‌مو رفته توی
، کون‌ـم، توی دل‌ـم می‌گم: «آره، براندازـم کن

00:07:46.400 --> 00:07:48.460
«چون مگه این‌که توی خواب ببینی، خپل‌خان

00:07:51.000 --> 00:07:53.416
کافه رو با دوست‌ـم بـو باز کردم

00:07:53.440 --> 00:07:56.136
اون الآن مُرده. تصادفی خودش رو کُشت

00:07:56.160 --> 00:07:58.896
قصدش رو نداشت، ولی کاملاً تصادفی هم نبود

00:07:58.920 --> 00:08:00.376
فکر نمی‌کرد واقعاً بمیره

00:08:00.400 --> 00:08:02.456
فقط فهمید که دوست‌پسرـش
با یکی دیگه می‌خوابید

00:08:02.480 --> 00:08:06.400
و می‌خواست با انداختن خودش روی تخت بیمارستان و با
نذاشتن این‌که تا یه مدت بره ملاقات‌ـش، ادب‌ـش کنه

00:08:06.600 --> 00:08:11.696
تصمیم گرفت وارد یه مسیر پُررفت‌وآمد دوچرخه بشه، می‌خواست
یه دوچرخه بگیره به‌ش، شاید یکی از انگشت‌هاش بشکنه

00:08:11.720 --> 00:08:14.336
ولی اون‌طور که کاشف به عمل اومد، دوچرخه‌ها
سرعت‌شون زیاده و پرتاب‌ـت می‌کنن توی خیابون

00:08:14.360 --> 00:08:16.940
سه نفر مُردن. خیلی بی‌شعور بود

00:08:18.440 --> 00:08:20.540
حقیقت رو هیچ‌وقت به پدرمادرـش نگفتم

00:08:21.840 --> 00:08:23.380
به دوست‌پسرـش گفتم

00:08:25.120 --> 00:08:26.540
گریه کرد

00:08:28.040 --> 00:08:29.540
یه عالمه

00:08:31.680 --> 00:08:33.700
خپل‌خان داره نزدیک‌تر می‌شه

00:08:34.080 --> 00:08:35.856
ژاکت گشاد

00:08:35.880 --> 00:08:37.336
صورت چاق

00:08:37.360 --> 00:08:38.940
براندازـم می‌کنه

00:08:39.280 --> 00:08:41.900
انگار از این‌که چقدر جذاب‌ام گیج شده

00:08:42.880 --> 00:08:44.860
انگار که درست نمی‌تونه باور کنه

00:08:45.200 --> 00:08:48.260
واسه یه لحظه نگران می‌شم که قراره از
مرد بی‌چاره یه مجرم جنسی در بیارم

00:08:48.640 --> 00:08:51.980
اوه، اوه، می‌خواد یه چیزی بگه. برو که رفتیم

00:08:52.760 --> 00:08:54.216
به نفع‌ـشه خوب باشه

00:08:54.240 --> 00:08:56.416
داره رد می‌شه. داره رد می‌شه

00:08:56.440 --> 00:09:03.880
دست‌ـش رو میاره سمت دهن‌ـش، و «!سرفه می‌کنه: «قدم‌زنی شرمسارانه اصطلاحی برای مواقعی که یک شخص
با لباس‌های روز قبل خود به خانه ] [ بازمی‌گردد که حاکی از داشتن رابطۀ جنسی برنامه‌ریزی‌نشده است

00:09:07.160 --> 00:09:09.860
دیگه خیلی دیره که برم خونه
و لباس‌هام رو عوض کنم و

00:09:10.560 --> 00:09:12.336
توی کیف‌ـم کفش پاشنه‌کوتاه دارم

00:09:12.360 --> 00:09:14.180
و، بگذریم، چاقالو بود

00:09:16.080 --> 00:09:18.420
و اون رو نمی‌تونه شب‌ها در بیاره

00:09:21.480 --> 00:09:23.056
هری یه‌خرده چاق‌ـه

00:09:23.080 --> 00:09:26.616
آروم می‌زنه روی شیکم‌ـش
، جوری که انگار یه خرس کوچولوئه

00:09:26.640 --> 00:09:29.176
به چیزی که رسیده افتخار می‌کنه

00:09:29.200 --> 00:09:33.460
، شکار کرده، جمع‌آوری کرده
خورده. یه ضربۀ ملایم

00:09:34.560 --> 00:09:36.380
گواه. ضربه، ضربه

00:09:37.680 --> 00:09:39.136
من رو به خنده می‌ندازه

00:09:39.160 --> 00:09:42.176
یه دختر خوشگل یه بار
توی یه مهمونی ازـم پرسید که

00:09:42.200 --> 00:09:48.020
توی دل‌ـم دوست داشتم که هری یه‌خرده شیکم در آورده
بود چون برای زن‌های دیگه از جذابیت‌ـش کم کرده بود

00:09:49.040 --> 00:09:52.780
دوست‌پسرـش یه نهنگ بود که یه گوشه وایساده
بود، جلوی درهای توالت‌ها رو گرفته بود

00:09:53.800 --> 00:09:57.380
از دختره پرسیدم که آیا دوست‌پسرـش وادارـش
نکرده جاهایی که دست‌ـش نمی‌رسه رو براش بشوره

00:09:58.640 --> 00:09:59.980
!یه چک به‌م زد

00:10:01.600 --> 00:10:03.340
یه چکِ واقعی

00:10:04.480 --> 00:10:06.700
که یعنی وادارـش کرده بود

00:10:08.640 --> 00:10:10.816
مرگِ بـو رفت توی روزنامه‌ها

00:10:10.840 --> 00:10:14.660
دختر کافه‌دارِ محلی را یک دوچرخه»
و یک ماشین زیر گرفت

00:10:14.720 --> 00:10:16.100
«و یک دوچرخۀ دیگر

00:10:16.480 --> 00:10:22.540
.یه‌مرتبه کافه مثل توپ صدا کرد. نوشته. گُل
به یادش یادبودهای خوکچۀ هندی‌ای می‌ذاشتن

00:10:22.760 --> 00:10:24.656
بـو به مضمون خوکچۀ هندی معنی داد

00:10:24.680 --> 00:10:28.016
خیلی ریزه و ناز بود و عکس‌های
خوکچه‌های هندی رو زده بود همه‌جا

00:10:28.040 --> 00:10:29.896
، وانمود می‌کردم اون‌جا نیستن

00:10:29.920 --> 00:10:33.500
که گمون می‌کنم کُل تجربۀ کافۀ خوکچۀ
هندی رو یه‌خرده مورمورکننده می‌کنه

00:10:35.200 --> 00:10:37.100
بـو یه‌خرده مثل یه خوکچۀ
هندی به وجود اومده بود

00:10:37.680 --> 00:10:40.376
بدون کمر یا باسن. فقط

00:10:40.400 --> 00:10:41.820
!از بالا تا پایین یکی بود

00:10:42.960 --> 00:10:44.744
ولی خیلی به‌ش میومد

00:10:45.560 --> 00:10:47.140
و خوشگل بود

00:10:48.600 --> 00:10:49.980
اما بدقلق

00:10:51.480 --> 00:10:52.860
حسود

00:10:53.880 --> 00:10:55.180
حساس

00:10:57.320 --> 00:10:58.780
ولی خوشگل

00:10:59.960 --> 00:11:01.540
و به‌ترین دوست‌ـم

00:11:04.240 --> 00:11:06.380
یازده و ده دقیقه در کافه

00:11:07.000 --> 00:11:08.420
ساکت

00:11:08.800 --> 00:11:10.420
به‌طور مرموز و ترسناکی ساکت

00:11:11.160 --> 00:11:16.180
بـو قدیم‌ها همیشه آهنگ می‌ذاشت، بلندبلند طالع‌نامه
می‌خوند، و پاکتِ چیپس توی مایکرووِیو چروکیده می‌کرد

00:11:16.440 --> 00:11:18.376
، قدیم‌ها توی کافه بوی گند می‌پیچوند

00:11:18.400 --> 00:11:22.860
ولی پاکت‌های کوچولو رو تبدیل به جاکلیدی
می‌کرد و می‌دادشون به افرادی که خیلی مؤدب بودن

00:11:25.640 --> 00:11:27.540
یه یارو کنج نشسته

00:11:27.880 --> 00:11:30.660
آبِ شیر می‌نوشه و از پریز برق استفاده می‌کنه

00:11:31.040 --> 00:11:34.020
باید یه چیزی بخره، ولی همین‌که
یه نفر هست هم خیلی خوبه

00:11:34.720 --> 00:11:36.260
داره مطالعه می‌کنه

00:11:36.640 --> 00:11:38.500
راست‌ـش خیلی جذاب‌ـه

00:11:38.960 --> 00:11:40.736
ولی به من نگاه نمی‌کنه

00:11:40.760 --> 00:11:45.260
حتی وقتی عمداً یه خیار می‌ندازم زمین فقط واسه
این‌که یه چیزی واسه دولّاشدن براش داشته باشم

00:11:46.160 --> 00:11:48.176
حتی جو هم پیداش نشده

00:11:48.200 --> 00:11:50.336
جو همیشه ساعت 11 این‌جاست

00:11:50.360 --> 00:11:52.856
پیرپاتال تمام‌عیار، از
انگشت‌های پا به بالا رعشه‌ای

00:11:52.880 --> 00:11:54.256
یکی از نیک‌های روزگار

00:11:54.280 --> 00:11:55.900
!دندون‌های گنده

00:11:56.320 --> 00:11:58.456
، موهای سفید، پوزخند مضحک

00:11:58.480 --> 00:12:01.856
و شادمانی‌ای که به‌ت کشیده می‌زنه
تا این‌که ناخودآگاه به‌ش لبخند بزنی

00:12:01.880 --> 00:12:04.340
حتی اثاثیۀ وامونده هم جو رو دوست داره

00:12:04.600 --> 00:12:10.016
قسم می‌خورم وقتی جو از راه می‌رسه، در داوطلبانه
باز می‌شه، فقط واسه این‌که به طرف یه ورودی بده

00:12:10.040 --> 00:12:11.576
یه‌مرتبه، اون‌جا ظاهر می‌شه

00:12:11.600 --> 00:12:12.936
!ترق

00:12:12.960 --> 00:12:16.296
با زور اون تقریباً لولاهاش رو از جا می‌کّنه

00:12:16.320 --> 00:12:17.700
هیچی

00:12:18.360 --> 00:12:20.700
رقیب جو نمی‌شه

00:12:21.440 --> 00:12:23.060
شکست‌ناپذیره

00:12:23.680 --> 00:12:29.500
، می‌شه صدای نعره‌ش رو در کُل خیابون شنید: «سلام
، نخودشیرین!»، قبل از این‌که شَق‌ورَقانه وارد بشه

00:12:29.501 --> 00:12:31.376
، باد زده موهای سفید بلندش رو برده پشت سرـش

00:12:31.400 --> 00:12:35.176
تنبان شطرنجی پاره، تی‌شرت سفید، بندهای
:شلوار، از بارون خیسِ خالی‌ـه، همه‌ش می‌گه

00:12:35.200 --> 00:12:37.376
.چه جادویی! چه صبح زیبایی»

00:12:37.400 --> 00:12:40.340
راست‌ـش... راست‌ـش نمی‌تونم باهاش
.کنار بیام که بیرون چقدر عالی‌ـه

00:12:41.360 --> 00:12:43.220
خوش‌شانس‌ایم که زنده‌ایم، هان؟

00:12:43.680 --> 00:12:45.260
«خوش‌شانس‌ایم که زنده‌ایم

00:12:46.440 --> 00:12:48.100
نمی‌دونم چی‌کار می‌کنه

00:12:49.080 --> 00:12:50.940
فقط می‌دونم که ساعت 11 میاد

00:12:51.840 --> 00:12:53.140
معمولاً

00:12:54.200 --> 00:12:56.700
به خودم میام می‌بینم
دارم در رو تماشا می‌کنم

00:12:57.480 --> 00:13:01.340
هیچ‌وقت زیاد دقت نکرده بودم که وقتی بـو
این‌جا بود چنین مشتری دائمی بود، ولی حالا

00:13:02.440 --> 00:13:03.936
ولی از طرفی، مشکلی نیست

00:13:03.960 --> 00:13:08.256
چون سایه‌ش رو می‌بینم که داره پنجره رو
، می‌گیره، و منتظر درـم تا شترق باز بشه

00:13:08.280 --> 00:13:11.060
، ولی امروز، زوزه‌کِشان
و آهسته‌آهسته باز می‌شه

00:13:11.400 --> 00:13:13.780
و جو لنگان‌لنگان خودش رو
می‌کِشونه سمت پیشخوان

00:13:14.720 --> 00:13:16.540
من آمادگی این رو ندارم

00:13:18.000 --> 00:13:19.300
«روبه‌راه‌ای، جو؟»

00:13:21.200 --> 00:13:25.260
«آ... آره، آره، جون‌ـم،
آره. آره، روبه‌راه‌ام»

00:13:27.040 --> 00:13:28.620
«چای، جو؟»

00:13:30.120 --> 00:13:32.416
.آ... آره، عزیزـم، آره، با کمال میل. ممنون»

00:13:32.440 --> 00:13:34.136
من

00:13:34.160 --> 00:13:36.100
«من همین پشت‌ام

00:13:37.360 --> 00:13:40.220
چای‌ـش رو دم می‌کنم. شش تا قند

00:13:41.560 --> 00:13:44.740
می‌برم‌ـش بیرون، می‌ذارم‌ـش
روی میز کوچولوـش

00:13:45.120 --> 00:13:48.180
یه سیگاری لوله می‌کنه و
بخارکردن فنجون رو تماشا می‌کنه

00:13:49.520 --> 00:13:51.900
«حالا، اون چیز زیبایی نیست؟»

00:13:54.160 --> 00:13:56.260
مطمئن نیستم چی

00:13:57.160 --> 00:13:58.616
یه سیگاری ازـش می‌خوام

00:13:58.640 --> 00:14:00.216
من سیگاری نیستم. خب، هستم، ولی

00:14:00.240 --> 00:14:01.540
!اوه، خفه

00:14:02.200 --> 00:14:03.980
آم

00:14:05.160 --> 00:14:06.776
«یه سیگاری می‌دی به‌م، جو؟»

00:14:06.800 --> 00:14:10.016
«آب‌نبات، تو جون بخواه. افتخار می‌دی؟»

00:14:10.040 --> 00:14:11.216
«آره، ممنون»

00:14:11.240 --> 00:14:14.096
با انگشت‌های لاغر و
تیره‌ش برام لوله‌ش می‌کنه

00:14:14.120 --> 00:14:16.220
چهار ثانیه طول می‌کشه. کاملاً حرفه‌ایه

00:14:17.120 --> 00:14:18.576
ازـش می‌گیرم‌ـش

00:14:18.600 --> 00:14:20.180
روشن‌ـش می‌کنم

00:14:20.360 --> 00:14:21.860
با هم دود می‌کنیم

00:14:22.280 --> 00:14:26.576
من کنارـش می‌شینم، ما دو تا روی
، این صندلی بچگونه‌های ریزه‌میزه

00:14:26.600 --> 00:14:29.660
، یه‌جورایی واسه جلب توجه‌ان
ولی، حقیقت‌ـش، ارزون‌تر بودن

00:14:31.120 --> 00:14:33.100
اون مضحک به نظر می‌رسه

00:14:35.320 --> 00:14:37.500
«من این صندلی‌ها رو دوست دارم، می‌دونی؟»

00:14:39.880 --> 00:14:41.620
«چی شده، جو؟»

00:14:44.760 --> 00:14:46.220
.اه، دخترـم»

00:14:46.920 --> 00:14:48.420
.دخترـم

00:14:49.520 --> 00:14:51.260
.من آدم‌ها رو دوست دارم

00:14:51.640 --> 00:14:53.260
.من آدم‌ها رو دوست دارم

00:14:54.360 --> 00:14:56.740
«ولی من رو دمغ می‌کنن

00:14:58.320 --> 00:14:59.700
.آره»

00:15:00.240 --> 00:15:02.060
«آره، آدم‌ها ریدمان‌ان

00:15:03.000 --> 00:15:04.536
رو می‌کنه به‌م

00:15:04.560 --> 00:15:07.500
می‌تونم هر خط عمیق صورت‌ـش رو ببینم

00:15:07.880 --> 00:15:10.780
!اوه، نه، عزیزـم. نه»

00:15:11.160 --> 00:15:13.620
.آدم‌ها شگفت‌انگیزـن

00:15:14.480 --> 00:15:20.460
ولی آدم‌ها کِی متوجه می‌شن
«که آدم‌ها تمام چیزی‌ان که داریم؟

00:15:22.920 --> 00:15:25.540
به‌م لبخند می‌زنه، ولی یه‌خرده
احساس خفت‌شدگی می‌کنم

00:15:26.000 --> 00:15:30.660
، بنابراین وانمود می‌کنم که باید کاپوچینوساز رو بشورم
همین‌جوری می‌رم داخل و یه‌خرده سرلوله‌ش رو پاک می‌کنم

00:15:32.520 --> 00:15:34.696
ساعت پنج. خط شمالی

00:15:34.720 --> 00:15:38.940
دارم سعی می‌کنم یه مقاله دربارۀ این‌که چطور
واژۀ «فمنیست» ظاهراً هرزه‌انگارانه شده بخونم

00:15:39.400 --> 00:15:40.656
، سعی می‌کنم فکرـم رو درگیر کنم

00:15:40.680 --> 00:15:43.780
ولی تنها چیزی که به فکرـم میاره یه
مشت فمنیست کوچولوی هرزه‌ست

00:15:45.600 --> 00:15:47.460
آره

00:15:48.240 --> 00:15:50.096
اوهوم

00:15:50.120 --> 00:15:51.656
تودماغی به خودم می‌خندم

00:15:51.680 --> 00:15:55.580
و بعد با یه مرد جذاب چشم‌توچشم می‌شم

00:15:56.360 --> 00:15:57.700
!اوه

00:15:58.400 --> 00:16:01.656
خب، جذاب‌ـه و روزنامه‌ش
رو این‌جاها نگه داشته

00:16:01.680 --> 00:16:04.216
، از بینی به پایین یه‌خرده جَوندگانی می‌شه

00:16:04.240 --> 00:16:07.616
ولی به‌قدر کافی برای یه‌مقدار چشم‌گایش توی مترو خوبه اصطلاحی
برای ارتباط چشمی‌ای: eye-fucking ] [ که با هدفی شهوانی صورت گیرد

00:16:07.640 --> 00:16:10.500
اون با دهن ریزه‌میزه‌ش به‌م لبخند می‌زنه

00:16:17.000 --> 00:16:18.700
من هم به‌ش لبخند می‌زنم

00:16:21.920 --> 00:16:23.460
اون سرـش رو می‌ندازه پایین

00:16:23.960 --> 00:16:25.260
من سرـم رو می‌ندازم پایین

00:16:28.800 --> 00:16:33.260
و بعد هم‌زمان سرـمون رو میاریم بالا

00:16:33.880 --> 00:16:35.976
یه هرهر ریز می‌کنیم

00:16:36.000 --> 00:16:39.460
افراد دیگۀ توی واگن کم‌کم متوجه می‌شن

00:16:40.520 --> 00:16:43.340
مسحورِ لحظه شدن

00:16:44.880 --> 00:16:46.420
تهوع‌آوره

00:16:47.520 --> 00:16:50.056
مترو توی خیابون «تاتنهام کورت» نگه می‌داره

00:16:50.080 --> 00:16:53.656
و ما جفت‌مون هم‌زمان پا می‌شیم وایمی‌ستیم

00:16:53.680 --> 00:16:55.820
می‌تونم بالا بیارم

00:16:56.400 --> 00:16:59.180
برمی‌گرده به‌م می‌گه: «آم

00:16:59.800 --> 00:17:02.660
«خب، این اتفاق زیاد نمیوفته، مگه نه؟

00:17:06.240 --> 00:17:07.776
:من با یه هرهر وحشتناک می‌گم

00:17:07.800 --> 00:17:09.260
«...نه، نه، چیزه»

00:17:10.560 --> 00:17:14.300
«به، به گمونم خیلی نادره. آره»

00:17:15.200 --> 00:17:18.696
می‌گه ممکنه یه‌خرده احمقانه به نظر
، برسه، ولی این ایدۀ «دیوانه‌وار» رو داره

00:17:18.720 --> 00:17:21.940
و ایدۀ «دیوانه‌وار» اینه
که شمارۀ من رو بگیره

00:17:22.920 --> 00:17:25.580
لحظه رو غنیمت می‌شمریم
و شماره ردّوبدل می‌کنیم

00:17:25.920 --> 00:17:27.380
من از مترو پیاده می‌شم

00:17:27.680 --> 00:17:29.700
یه‌مرتبه ترس هری رو برمی‌دارم

00:17:29.960 --> 00:17:31.940
اون دیگه نخواهد بود

00:17:32.280 --> 00:17:36.540
بانو تخمدان به‌م می‌گه: «بدوبدو کن به مکان
«امن. در مکان امن می‌تونی بچه درست کنی

00:17:36.960 --> 00:17:38.976
.ولی باید تاب بیارم
یخچال هیچ معنایی نداره

00:17:39.000 --> 00:17:40.496
بعداً به‌م پیام می‌ده. تاب بیار

00:17:40.520 --> 00:17:43.780
.توی مترو با یه جوندۀ خوش‌برخورد آشنا شدم
خیلی چیزها دارم که باید قدردان‌شون باشم

00:17:44.240 --> 00:17:46.256
به «سخنرانی زنان» خوش آمدید

00:17:46.280 --> 00:17:48.496
گفتاره تا پنج دقیقۀ دیگر آغاز می‌شود

00:17:48.520 --> 00:17:50.096
لطفاً بلیت‌هایتان را آماده کنید

00:17:50.120 --> 00:17:52.936
خواهرـم رو بیرون تالار سخنرانی پیدا می‌کنم

00:17:52.960 --> 00:17:57.420
عصبی و خوشگل‌ـه و احتمالاً بی‌اشتها، ولی
لباس‌ها روی تن‌ـش خیلی خوب وایمی‌ستن، پس

00:17:58.120 --> 00:18:00.256
مامان دو سال پیش مُرد

00:18:00.280 --> 00:18:02.816
عمل پستان‌برداری دوگانه
داشت ولی هرگز خوب نشد

00:18:02.840 --> 00:18:07.020
به‌طور فوق‌العاده‌ای سخت بود
چون ممه‌های محشری داشت

00:18:07.200 --> 00:18:11.620
قبلاً به من می‌گفت که خوش‌شانس‌ام، چون
مال من هیچ‌وقت «جلوی دست و پا» رو نمی‌گیرن

00:18:12.600 --> 00:18:14.096
، وقتی ازـش می‌پرسیدم منظورـش چیه

00:18:14.120 --> 00:18:18.180
قدیم‌ها با وانمودکردن به درتقلابودن
برای بازکردن درِ یخچال نشون‌ـش می‌داد

00:18:18.640 --> 00:18:20.380
«و بعد نمی‌تونی»

00:18:22.440 --> 00:18:25.620
هیچ مشکلی نیست. دشواری»
«...نداره. برام سؤاله آیا می‌تونم

00:18:26.760 --> 00:18:28.300
«آره»

00:18:29.840 --> 00:18:32.736
یا وانمود می‌کرد قادر
نیست ببینه چی روی زمین‌ـه

00:18:32.760 --> 00:18:36.456
.وامونده کابوس‌ـیه برای خودش، عزیزـم»
.ببخشید، نمی... نمی‌تونم چیزی ببینم

00:18:36.480 --> 00:18:38.256
.روح‌ـمم خبر نداره چی اون‌جاست

00:18:38.280 --> 00:18:39.376
.لعنتی

00:18:39.400 --> 00:18:40.536
چیزه

00:18:40.560 --> 00:18:41.776
چیزی اون‌جاست؟

00:18:41.800 --> 00:18:44.260
نمی‌دونم، ولی می‌دونی
«تو خیلی خوش‌شانس‌ای

00:18:46.960 --> 00:18:49.020
ممه‌های خواهرـم غول‌آساست

00:18:50.440 --> 00:18:52.500
ولی اون تمام خوبی‌های مامان رو به ارث برده

00:18:53.840 --> 00:18:57.896
روش بابا برای دست‌و‌پنجه‌نرم‌کردن با دوتا دختر بی‌مادرـش
این بود که برامون بلیطِ سخنرانی‌های فمنیستی بخره

00:18:57.920 --> 00:19:00.760
و شروع کنه به کردن مادرخونده‌مون، و
سرانجام، دست از خبرگرفتن ازـمون بکِشه

00:19:01.760 --> 00:19:04.060
این سخنرانی‌ها هرسه‌ماه‌یک‌بارـن

00:19:04.280 --> 00:19:06.580
عملاً تنها زمانی‌ان که خواهرـم رو می‌بینم

00:19:07.360 --> 00:19:08.740
خسته به نظر می‌رسه

00:19:09.520 --> 00:19:11.460
توی سالن انتظار می‌شینیم

00:19:15.560 --> 00:19:21.620
من متوجه می‌شم بلوزی که چند سال
پیش «گم» کرده بود تن‌ـمه، پس

00:19:22.600 --> 00:19:24.820
آره، اوضاع وخیم می‌شه

00:19:25.400 --> 00:19:27.700
جون‌ـش واسه این بلوز در می‌رفت

00:19:28.600 --> 00:19:30.780
چشم‌هاش دوخته شده به‌ش

00:19:33.320 --> 00:19:36.260
ولی... و می‌تونم ببینم که
مغزـش داره تیک‌تاک می‌کنه

00:19:36.960 --> 00:19:40.180
تصمیم می‌گیره نگه‌ش داره واسه بعد

00:19:44.040 --> 00:19:45.940
مضطرب‌ـم می‌کنه

00:19:46.400 --> 00:19:47.940
آتو

00:19:50.000 --> 00:19:54.256
داره «کیندل»ـش رو می‌خونه سخت‌افزاری الکترونیکی که برای خواندن: Amazon
Kindle ] [ کتاب الکترونیکی و دیگر رسانه‌های دیجیتال به کار می‌رود

00:19:54.280 --> 00:19:56.620
موهاش رو یه‌خرده تجملاتی درست کرده

00:19:56.960 --> 00:20:00.380
کنجکاوـم بدونم بعد از سخنرانی
قرار داره، یا فقط پریود شده

00:20:00.840 --> 00:20:03.336
همیشه حوالی پریودش یه
کار کمی متفاوت انجام می‌ده

00:20:03.360 --> 00:20:05.576
تنش پیش از قاعدگی خیلی بدی می‌گیره

00:20:05.600 --> 00:20:09.260
مامان قبلاً به‌ش می‌گفت
بحران اعتمادبه‌نفس ماهانه‌ش

00:20:09.880 --> 00:20:11.416
ولی تنش پیش از قاعدگی‌ـه

00:20:11.440 --> 00:20:16.016
تنها راهی که می‌تونه از سر بگذروندش، اینه
که به نحوی جزئی خودش رو به‌کلی تغییر بده

00:20:16.040 --> 00:20:17.696
، یک ماهِ به‌ویژه بد

00:20:17.720 --> 00:20:22.640
در حالی که چیزی نمونده بود اشک‌ـش در بیاد، با «لایکرا»ی کامل
اومد توی آشپزخونه [ نوعی پارچۀ چسبان در لباس‌های ورزشی: Lycra ]

00:20:24.240 --> 00:20:26.380
حتی بابا مجبور شد از اتاق بره بیرون

00:20:26.960 --> 00:20:29.540
مثل این می‌موند که کاندوم پوشیده باشه

00:20:32.320 --> 00:20:36.460
چند روزِ بغرنجی از لحاظ احساسی بود
که دیگه اجازه نداریم درباره‌ش حرف بزنیم

00:20:38.680 --> 00:20:40.780
خیلی بی‌حرکت نشسته

00:20:42.240 --> 00:20:45.100
قطعاً بحران اعتمادبه‌نفس ماهانه داره

00:20:46.120 --> 00:20:50.100
منظورـم اینه، موهاش رو بافته. هر دو سمت
که گره زده شده به نوک، غیرقابل‌تحمل‌ـه

00:20:52.920 --> 00:20:54.420
نمی‌تونم مقاومت کنم

00:21:32.040 --> 00:21:33.256
«موهات قشنگ شده»

00:21:33.280 --> 00:21:35.940
«!گُه نخور»

00:21:37.560 --> 00:21:39.020
!فوق‌العاده

00:21:39.600 --> 00:21:42.016
از کاروبار می‌پرسه و من کمی بدعنق می‌شم

00:21:42.040 --> 00:21:47.016
، به‌ش می‌گم که چند روز دیگه مدت اجارۀ کافه تموم‌ـه مگر
این‌که بتونم اقلاً پنج‌هزار پوند گیر بیارم، که غیرممکن‌ـه

00:21:47.040 --> 00:21:49.896
بنابراین دارم با دست‌کشیدن از تنها چیزی
، که از بـو برام مونده دست‌وپنجه نرم می‌کنم

00:21:49.920 --> 00:21:52.816
تنها چیزی که مانع تبدیل‌شدن من
به یه بردۀ شرکتی مثل اون می‌شه

00:21:52.840 --> 00:21:56.776
.و می‌دونم که همه فکر می‌کردن قراره گُه بالا بیارم
ولی حالا، به نظر میاد از توقعات همه فراتر رفتم

00:21:56.800 --> 00:22:01.300
که قصد نداشتم بگم، همین‌جوری در اومد، و قراره
ازخودمچکری‌ـش چشم‌هام رو از کاسه در بیاره

00:22:02.200 --> 00:22:03.780
ولی همین‌جوری به‌م نگاه می‌کنه

00:22:04.520 --> 00:22:05.980
بدون واکنشی

00:22:06.720 --> 00:22:07.896
من با اصول آشنام

00:22:07.920 --> 00:22:11.660
در نتیجه ازـش دربارۀ کار شغلی بی‌نقصِ
اَبَرمهم‌ـش، زندگی فوق‌العاده‌ش پرسیدم

00:22:12.240 --> 00:22:15.456
به‌م می‌گه که بالأخره به‌ش شغلی در فنلاند
، که به‌ش رؤیای خیس می‌ده پیشنهاد شده

00:22:15.480 --> 00:22:19.780
که می‌خوان در ازای کار کم حقوق زیاد به‌ش بدن و دیگه مجبور نیست کت‌شلوار قدرت بپوشه مدی در
دهۀ ۱۹۸۰ که هدف آن ایجاد: powersuit ] [ اقتدار برای زنان در سِمت‌های اداری یا سیاسی بود

00:22:19.800 --> 00:22:21.176
!عجب»

00:22:21.200 --> 00:22:22.620
«فنلاند

00:22:22.880 --> 00:22:24.136
ولی ردّش می‌‌کنه

00:22:24.160 --> 00:22:26.736
چون شوهرـش می‌گه که به‌خاطر جِیک نباید بره

00:22:26.760 --> 00:22:28.456
.جِیک پسرخونده‌شه
خیلی عجیب‌غریب‌ـه

00:22:28.480 --> 00:22:30.900
احتمالاً بی‌غرضانه، ولی هیچ‌کس
زیاد درباره‌ش حرف نمی‌زنه

00:22:31.120 --> 00:22:33.936
اگه کلیر بیش‌تر از یه روز
نباشه، از خود بی‌خود می‌شه

00:22:33.960 --> 00:22:37.060
و یه قضیه‌ای داره که سعی
می‌کنه با کلیر بره توی وان

00:22:38.120 --> 00:22:39.500
‏‏15 سال‌ـشه

00:22:41.440 --> 00:22:44.020
«به‌ش می‌گم: «اون پسرـت نیست

00:22:44.800 --> 00:22:46.460
«نکته‌ش این نیست»

00:22:47.720 --> 00:22:49.260
«...هوم»

00:22:50.680 --> 00:22:51.856
«قیافه نگیر»

00:22:51.880 --> 00:22:54.260
.من که قیافه نگرفتم»

00:22:54.560 --> 00:22:55.900
!برو

00:22:56.320 --> 00:22:57.780
«این راجع به توئه

00:22:58.880 --> 00:23:00.580
«می‌دونستم این رو می‌گی»

00:23:01.720 --> 00:23:03.896
به‌ش می‌گم که داره اشتباه وحشتناکی می‌کنه

00:23:03.920 --> 00:23:07.336
نباید بذاره بقیه سر راه چیزی
، که واقعاً می‌خواد قرار بگیرن

00:23:07.360 --> 00:23:09.896
و فنلاند چیزـیه که واقعاً می‌خواد

00:23:09.920 --> 00:23:13.180
به‌م می‌گه که، خیلی‌خب، شوهرـش

00:23:13.920 --> 00:23:16.420
بقیه» نیست»

00:23:16.840 --> 00:23:18.700
شوهرـش

00:23:19.560 --> 00:23:21.340
عمرـشه

00:23:22.080 --> 00:23:26.660
بنابراین به‌ش می‌گم که شوهرـش سعی
کرد روز کریسمس من رو دست‌مالی کنه

00:23:30.600 --> 00:23:32.260
نمی‌دونم چرا اون رو گفتم

00:23:32.720 --> 00:23:35.900
حقیقت داره، ولی... مست بود، پس

00:23:36.560 --> 00:23:38.616
، مارتین همیشه مست‌ـه

00:23:38.640 --> 00:23:40.980
که عجیب‌ـه، چون کلیر لب به الکل نمی‌زنه

00:23:41.840 --> 00:23:43.220
یا شایدم عجیب نیست

00:23:44.000 --> 00:23:47.496
ولی مارتین خیلی توی مست‌بودن
وارده و این‌که مست باحال‌ـیه

00:23:47.520 --> 00:23:49.416
، هیچ‌کس نمی‌خواد اقرار کنه که یه مشکلی هست

00:23:49.440 --> 00:23:53.700
چون، اون‌وقت، دیگه نمی‌تونن با مارتینِ مستِ
باحال، شب‌گردی‌های دیوانه‌وار داشته باشن

00:23:58.760 --> 00:24:00.580
مارتین

00:24:03.160 --> 00:24:04.820
یکی از اون مردهاست

00:24:06.080 --> 00:24:10.016
که به‌طور انفجاری از لحاظ جنسی
با همه ناشایست برخورد می‌کنه

00:24:10.040 --> 00:24:12.056
که باعث می‌شه احساس بدی
، به‌ت دست بده، اگه به دل بگیری

00:24:12.080 --> 00:24:14.020
چون فقط داشت «شوخ‌بازی» در میاورد

00:24:14.840 --> 00:24:19.216
، صادقانه، می‌تونی به‌ش بگی می‌خوای بری مستراح
.و اون برمی‌گرده می‌گه: «بلی، بلی، برو مستراح

00:24:19.240 --> 00:24:24.180
، شورت کوچولوـت رو بکِش پایین
«!و من میام تو و می‌کنم‌ـت

00:24:29.320 --> 00:24:31.580
کلیر همیشه سعی می‌کنه یه‌جورایی

00:24:37.440 --> 00:24:40.580
دست‌پاشکسته می‌خنده
که انگار متوجه جوک شده

00:24:41.480 --> 00:24:42.856
که حتی جوک هم نیست

00:24:42.880 --> 00:24:44.736
به «سخنرانی زنان» خوش آمدید

00:24:44.760 --> 00:24:46.416
بابت معطلی متأسف‌ایم

00:24:46.440 --> 00:24:48.336
سخنرانی به‌زودی آغاز می‌شود

00:24:48.360 --> 00:24:51.400
آن دسته از افرادی که خوراکی یا نوشیدنی
دارند می‌توانند در سالن همایش میل کنند

00:24:52.720 --> 00:24:54.220
همین‌جوری زُل زده به‌م

00:24:55.760 --> 00:24:57.420
و بعد گردن‌ـش سرخ می‌شه

00:24:58.640 --> 00:25:00.700
تنها یک بار دیدم چنین اتفاقی بیوفته

00:25:02.080 --> 00:25:03.740
بعد جلوـش رو نگاه می‌کنه

00:25:05.440 --> 00:25:08.740
من نصف ساندویچ‌ـم رو می‌دم به‌ش، که می‌خوره

00:25:09.520 --> 00:25:11.500
شاید بی‌اشتهایی عصبی نداره

00:25:12.120 --> 00:25:13.980
شاید لباس‌ها فقط

00:25:15.680 --> 00:25:17.020
اذیت می‌کنن

00:25:19.040 --> 00:25:22.380
می‌شینیم و منتظر می‌مونیم،
ساندویچ رو می‌خوریم

00:25:23.280 --> 00:25:24.660
نمی‌تونم ذهن‌ـش رو بخونم

00:25:25.520 --> 00:25:27.220
هیچ‌وقت نتونسته‌ام ذهن‌ـش رو بخونم

00:25:28.040 --> 00:25:31.860
، یه کارت از طرف بابا در میاره
می‌ذاردش روی صندلی بین‌مون

00:25:31.880 --> 00:25:32.936
احتمالاً هنوز اون‌جاست

00:25:32.960 --> 00:25:35.256
سخنرانی زنان» در حال آغاز است»

00:25:35.280 --> 00:25:37.580
لطفاً وارد سالن همایش شوید

00:25:37.920 --> 00:25:39.616
تالار سخنرانی خیلی بزرگ‌ـه

00:25:39.640 --> 00:25:41.856
می‌ریم جلوی جلو و می‌شینیم

00:25:41.880 --> 00:25:43.380
هنوزم نمی‌تونم ذهن‌ـش رو بخونم

00:25:43.600 --> 00:25:45.100
یه‌مرتبه، برمی‌گرده می‌گه

00:25:47.160 --> 00:25:49.260
«می‌رم به فنلاند بی‌صحاب»

00:25:51.280 --> 00:25:52.620
«باشه»

00:25:54.840 --> 00:25:56.660
«از این کت‌شلوارها متنفرـم»

00:25:58.640 --> 00:26:00.020
«باشه»

00:26:02.120 --> 00:26:05.060
«چقدر واسه نگه‌داشتن کافۀ بـو احتیاج داری؟»

00:26:06.000 --> 00:26:08.980
«حدود پنج‌هزار پوند»

00:26:10.920 --> 00:26:12.380
.باشه»

00:26:12.720 --> 00:26:14.900
.پول رو فردا انتقال می‌دم

00:26:15.880 --> 00:26:18.180
«ولی دیگه نمی‌خوام بیام به این‌ها

00:26:21.160 --> 00:26:22.500
«باشه»

00:26:25.360 --> 00:26:27.660
«و بلوزـم رو پس می‌خوام»

00:26:32.200 --> 00:26:33.860
«باشه»

00:26:35.280 --> 00:26:36.700
«ممنون، کلیر»

00:26:39.360 --> 00:26:40.780
ممنون

00:26:41.240 --> 00:26:43.056
خدای من، ببین‌تون

00:26:43.080 --> 00:26:45.016
خیلی ممنون که اومدید

00:26:45.040 --> 00:26:48.540
از دیدن این‌تعداد چهره در مقابل‌ـم متأثرـم

00:26:49.120 --> 00:26:53.660
امیدوارـم با چیزی که این عصر برای گفتن دارم
حق مطلب رو در خصوص تلاش‌هاتون ادا کنم

00:26:53.880 --> 00:26:57.816
، ولی قبل از این‌که شروع کنم
می‌خوام یه سؤالی ازـتون بپرسم

00:26:57.840 --> 00:27:01.696
همون سؤالی که الهام‌بخش من
شد تا این سخنرانی رو انجام بدم

00:27:01.720 --> 00:27:09.576
همون سؤالی که برای زنان سرتاسر کشور
با، صراحتاً، نتایج شوکه‌کننده مطرح شد

00:27:09.600 --> 00:27:14.380
حالا، شما رو نمی‌دونم، ولی من
به اطمینان خاطر نیاز دارم

00:27:15.320 --> 00:27:17.336
پس

00:27:17.360 --> 00:27:21.180
همون سؤال رو امروز برای
زنان داخل این اتاق مطرح می‌کنم

00:27:21.760 --> 00:27:23.976
، لطفاً دست‌تون رو بالا بیارید

00:27:24.000 --> 00:27:32.000
اگه پنج سال از عمرـتون رو در ازای
به‌اصطلاح بدن بی‌عیب‌ونقص معاوضه می‌کنید؟

00:27:45.640 --> 00:27:48.700
چهارصد تا زن خیره شدن به‌مون

00:27:49.680 --> 00:27:51.140
وحشت‌زده

00:27:52.560 --> 00:27:55.140
ما فمنیست‌های بدی هستیم

00:28:01.080 --> 00:28:05.740
بعد از سخنرانی، کلیر می‌گه که
می‌ره خونه تا با مارتین صحبت کنه

00:28:06.160 --> 00:28:08.940
می‌خوام ازـش بخوام که قبل از رفتن
یه نوشیدنی با من بخوره، ولی

00:28:10.000 --> 00:28:11.700
نمی‌دونم چجوری، پس

00:28:12.640 --> 00:28:16.220
همین‌جوری موهای بافته‌شده‌ش رو تماشا
کردم که توی جمعیتِ بیرون مترو غیب شد

00:28:21.280 --> 00:28:23.060
پیامک از طرف جونده

00:28:23.920 --> 00:28:26.100
«هنوز لبخند روی لب‌هام‌ـه. شکلک خندان»

00:28:26.720 --> 00:28:28.060
اوه، خدا

00:28:29.280 --> 00:28:31.016
«جواب‌ـش رو می‌دم: «الآن آزادی؟

00:28:31.040 --> 00:28:35.260
هست. همدیگه رو می‌بینیم
و خیلی خیلی مست می‌کنیم

00:28:35.640 --> 00:28:37.980
نمی‌تونم دست از زُل‌زدن
به دهن ریزه‌میزه‌ش بردارم

00:28:38.760 --> 00:28:41.820
جوری یه داستان رو داره تعریف می‌کنه
که انگار نمی‌خواد بذاره کلمات خارج بشن

00:28:43.040 --> 00:28:44.540
«...می‌دونی»

00:28:51.960 --> 00:28:54.936
، به‌م می‌گه که خواهرـش ناشنواست

00:28:54.960 --> 00:28:58.660
که روش‌ـش برای مطلع‌کردن من از اینه که
آدم جالب و حساس‌ـیه، که مشکلی نداره

00:28:59.720 --> 00:29:04.580
ولی از طرفی، اون تنها فرد خانواده‌شه
که زبان اشاره یاد نگرفت

00:29:08.600 --> 00:29:12.456
ظاهراً، چون با هم بزرگ شدن، خواهرـش
می‌تونه هوش‌مندانه لب‌خونی‌ـش کنه

00:29:12.480 --> 00:29:14.576
که من رو به فکر می‌بره که تمام
مدت فکر می‌کنه اون چی می‌گه

00:29:14.600 --> 00:29:17.216
چون، از نظر من این‌جوریه

00:29:17.240 --> 00:29:21.016
.بالای پله‌ها، و راست‌ـش گول خورده...»

00:29:21.040 --> 00:29:22.536
.و حتی خبر هم نداشت

00:29:22.560 --> 00:29:24.656
می‌دونی، دو تا، دو تا از دوست‌هام
الآن چی‌کار دارن می‌کنن؟

00:29:24.680 --> 00:29:27.340
«از نظرـم این‌یکی رستوران خوب‌ـیه

00:29:31.440 --> 00:29:34.100
به‌م می‌گه که خواهرـش خیلی غریزی‌ـه

00:29:36.080 --> 00:29:38.540
این‌که چطور می‌تونه
هوش‌مندانه ذهن آدم‌ها رو بخونه

00:29:40.400 --> 00:29:42.620
این‌که چطور قادره ذهن من رو بخونه

00:29:45.640 --> 00:29:47.740
داره صفا می‌کنه

00:29:49.880 --> 00:29:53.016
هری غرایز افتضاحی داره

00:29:53.040 --> 00:29:56.736
یه بار. فکر کنم این ممکنه به‌ترین
کاری باشه که تابه‌حال انجام داده

00:29:56.760 --> 00:29:59.856
، یه بار، توی رستوران بود
راست‌ـش خیلی کم‌روئه

00:29:59.880 --> 00:30:01.136
، توی یه رستوران بود

00:30:01.160 --> 00:30:03.336
دیشب‌ـش یه شب‌گردی قبیحانه با من داشته

00:30:03.360 --> 00:30:06.580
منظورـم اینه، طرف پاتیل بود

00:30:07.520 --> 00:30:10.336
و با این چلمنگ‌های وب‌گاهیِ
خیلی مهم قرار ناهار داشت

00:30:10.360 --> 00:30:12.216
که، یه‌مرتبه، افتاد به جون‌ـش

00:30:12.240 --> 00:30:13.976
وسط‌های پیش‌غذا

00:30:14.000 --> 00:30:15.340
.آره»

00:30:15.400 --> 00:30:17.020
.آره، حال‌ـش داشت خراب می‌شد

00:30:18.560 --> 00:30:20.216
«آره، تقریباً الآن

00:30:20.240 --> 00:30:21.616
پس عذر خودش رو خواست

00:30:21.640 --> 00:30:24.496
، و هری وارد مستراح می‌شه
با دستپاچگی غافل از این‌که

00:30:24.520 --> 00:30:27.096
تمام اتاقک‌ها بسته بودن و
تمام توالت‌های سرپایی پُر بودن

00:30:27.120 --> 00:30:29.256
و نمی‌تونست خودش رو راضی کنه که
خودش رو توی یکی از روشویی‌ها خالی کنه

00:30:29.280 --> 00:30:35.456
پس، با دستپاچگی، با لگد درِ یکی از اتاقک‌ها
رو باز کرد، یه مَرده رو در حال ریدن هویدا کرد

00:30:35.480 --> 00:30:37.300
«!اه»

00:30:38.360 --> 00:30:40.776
!و بعد، بوم

00:30:40.800 --> 00:30:43.776
همه‌ش خارج شد

00:30:43.800 --> 00:30:46.696
سرتاپای این یارو استفراغ کرد

00:30:46.720 --> 00:30:51.656
، صورت‌ـش، سینه‌ش، تخم‌هاش

00:30:51.680 --> 00:30:54.376
پاهاش، روی دیوار

00:30:54.400 --> 00:30:55.776
خیسِ خالی‌ـش کرد

00:30:55.800 --> 00:30:58.860
ولی بعدش، و این به‌ترین قسمت ماجراست

00:30:59.800 --> 00:31:05.816
:در آشفتگی اوضاع، هری برای خودش توجیه کرد ،
اوه، خدا، من الآن روی این یارو استفراغ کردم»

00:31:05.840 --> 00:31:07.096
«قراره به‌م مشت بزنه

00:31:07.120 --> 00:31:08.980
!بنابراین مشت رو گذاشت توی صورت یارو

00:31:19.360 --> 00:31:21.260
زیبا نیست؟

00:31:22.160 --> 00:31:23.696
به‌طور ویژه خوب بود

00:31:23.720 --> 00:31:26.456
چون اولین‌بار که برای من و
بـو تعریف کرد، نمی‌دونست

00:31:26.480 --> 00:31:28.300
«داستان خنده‌داری بود؟»

00:31:31.520 --> 00:31:34.540
دیگه هیچ‌وقت اون‌جوری شنیده نمی‌شه

00:31:34.760 --> 00:31:36.780
«داستان خیلی جدی‌ای بود»

00:31:38.960 --> 00:31:40.700
و رنجیده بود

00:31:43.400 --> 00:31:46.216
بـو عاشق داستان‌های مربوط به پی‌پی بود

00:31:46.240 --> 00:31:48.896
بنابراین درست نمی‌تونست
با جلال این‌یکی کنار بیاد

00:31:48.920 --> 00:31:50.936
، با دهنِ باز خیره شده بود

00:31:50.960 --> 00:31:53.180
هم‌زمان با این‌که براش تعریف می‌کرد
با مسرت فلج شده بود

00:32:03.080 --> 00:32:04.740
، چند هفتۀ پیش

00:32:05.800 --> 00:32:08.220
، وقتی هری فکر کرد من خواب‌ام

00:32:08.960 --> 00:32:12.340
:غلت زد، موهام رو نوازش کرد، و نجوا کرد

00:32:13.520 --> 00:32:15.300
«کجا رفتی؟»

00:32:22.040 --> 00:32:23.860
«کجا رفتی؟»

00:32:27.720 --> 00:32:30.060
فکر می‌کنه به‌ش کم‌توجهی می‌کنم

00:32:31.640 --> 00:32:33.500
ولی وقتی قلب‌ـت

00:32:38.520 --> 00:32:40.260
ای‌کاش فقط من رو می‌کرد

00:32:41.440 --> 00:32:43.380
تمام کاری که می‌خواد بکنه
اینه که عشق‌بازی کنه

00:32:44.160 --> 00:32:45.740
داره من رو حروم می‌کنه

00:32:46.720 --> 00:32:50.136
یه بار داشتم با این یارو سکس
می‌کردم که با هر نفس می‌چپوند

00:32:50.160 --> 00:32:52.340
«!خیلی جوون‌ای»

00:32:52.960 --> 00:32:55.660
«!خیلی جوون‌ای»

00:32:56.760 --> 00:32:58.580
هوم

00:33:04.160 --> 00:33:06.780
تمام مدت به یاد اون می‌زنم

00:33:11.360 --> 00:33:13.100
من این‌روزها خیلی خودارضایی می‌کنم

00:33:14.320 --> 00:33:16.100
مخصوصاً وقتی حوصله‌م سر رفته باشه

00:33:16.840 --> 00:33:18.380
یا عصبانی باشم

00:33:19.440 --> 00:33:20.940
یا دل‌خور باشم

00:33:22.600 --> 00:33:24.340
یا خوش‌حال باشم

00:33:25.760 --> 00:33:27.016
متروی آخر

00:33:27.040 --> 00:33:32.820
سعی دارم جوندۀ مترو رو ببوسم، ولی مثل تمرین
هدف‌گیری با یه هدف متحرک خیلی کوچک می‌مونه

00:33:35.200 --> 00:33:38.256
ازـش پرسیدم دل‌ـش می‌خواد بیاد
مکان من، گفت فردا باید بره سر کار

00:33:38.280 --> 00:33:39.576
من می‌گم می‌تونیم برگردیم مکان اون

00:33:39.600 --> 00:33:40.696
اون گفت صبح زود باید بره سر کار

00:33:40.720 --> 00:33:42.616
من به‌ش می‌گم صبح براش
تاکسی می‌گیرم بره سر کار

00:33:42.640 --> 00:33:43.776
«اون می‌گه: «اون مسخره‌ست

00:33:43.800 --> 00:33:45.580
«من می‌گم: «مشکل وامونده‌ت چیه؟

00:33:46.880 --> 00:33:49.576
اون می‌گه: «هیچی». فقط می‌خواد
دوباره ببیندم، عجله‌ای نیست

00:33:49.600 --> 00:33:52.900
من به‌ش می‌گم که بی‌شعوره. اون
«می‌گه که: «مطمئن نیستم چه خبره

00:33:54.160 --> 00:33:57.980
، به‌ش می‌گم مرد رقت‌انگیزـیه
!و دم نرده‌ها رهاش می‌کنم، ها

00:33:59.760 --> 00:34:03.000
از طرفی هم یه‌خرده عجیب‌غریب‌ـه، چون
جفت‌مون باید از یه پله‌برقی بیایم پایین

00:34:05.500 --> 00:34:09.660
.کون‌ـم رو یه‌خرده یه‌وری می‌کنم
چشم‌هاش رو باز می‌کنم

00:34:11.640 --> 00:34:14.060
وقتی به سکو رسیدم، برمی‌گردم، ولی

00:34:15.320 --> 00:34:16.860
اون رفته

00:34:19.120 --> 00:34:20.980
، انتهای سکو

00:34:21.840 --> 00:34:23.740
، نشسته روی این چیز نیمکت‌مانند

00:34:24.840 --> 00:34:28.100
مست‌ترین دخترـیه که تابه‌حال دیدم

00:34:28.840 --> 00:34:31.100
کلّه چپه شده به سمت جلو

00:34:31.160 --> 00:34:33.220
سینه افتاده بیرون

00:34:33.720 --> 00:34:35.096
کیف ولو شده

00:34:35.120 --> 00:34:39.500
خوش‌تیپ. یه دختر با ظاهر عادی
که مشخصاً فقط یه شب خفن داشته

00:34:40.160 --> 00:34:41.896
متروی آخر میاد

00:34:41.920 --> 00:34:43.336
اون تکون نمی‌خوره

00:34:43.360 --> 00:34:44.816
با آرنج بیدارـش می‌کنم

00:34:44.840 --> 00:34:47.096
، بیدار می‌شه، اما
لنگان‌لنگان سوار واگن می‌شه

00:34:47.120 --> 00:34:48.936
، تلپ می‌شه روی یه صندلی دیگه

00:34:48.960 --> 00:34:51.136
کلّه‌ش هنوز تلوتلو می‌خوره

00:34:51.160 --> 00:34:54.456
اون‌یکی سینه هم حالا افتاده بیرون

00:34:54.480 --> 00:34:56.660
کیف پیچیده دور پاهاش

00:34:57.360 --> 00:34:59.016
ازـش پرسیدم کجا باید پیاده بشه

00:34:59.040 --> 00:35:00.340
و اون می‌گه

00:35:13.440 --> 00:35:15.080
«واترلو»
[ یکی از ایستگاه‌های متروی لندن ]

00:35:18.880 --> 00:35:21.176
عالی. ایستگاه من‌ـه. به‌ش
کمک می‌کنم پیاده بشه

00:35:21.200 --> 00:35:24.500
ازـش می‌پرسم بعدش
کجا باید بره. و اون می‌گه

00:35:30.800 --> 00:35:33.936
«لاندن بریج» پل لندن» یا «لاندن بریج» نام یکی از
پل‌های» ] [ لندن است که بر روی «رودخانۀ تیمز» ساخته شده

00:35:33.960 --> 00:35:35.420
«باشه»

00:35:36.680 --> 00:35:39.560
«و بعد، کنت»
یک شهرستان تشریفاتی و غیرشهری ]
[ در ناحیۀ جنوب شرقی انگلستان

00:35:43.480 --> 00:35:46.856
متروها تموم شدن. بنابراین داشتیم یه
متروی زمینی به «لاندن بریج» پیدا می‌کردیم

00:35:46.880 --> 00:35:49.616
، در یه مقطع، داریم راه می‌ریم
با صورت پخش زمین می‌شه

00:35:49.640 --> 00:35:51.260
بلندش می‌کنم، ادامه می‌دیم

00:35:52.320 --> 00:35:53.816
سعی می‌کنم به حرف بگیرم‌ـش

00:35:53.840 --> 00:35:56.336
کلّه‌ش یه جا بند نمی‌شه

00:35:56.360 --> 00:35:58.660
بعد از حدود 45 دقیقه

00:36:00.200 --> 00:36:02.140
‏‏45 دقیقه

00:36:03.320 --> 00:36:05.220
روی یه پله‌برقی‌ایم

00:36:06.080 --> 00:36:07.740
یه استراحت کوچک وجود داره

00:36:08.080 --> 00:36:10.820
:و رو می‌کنه به من و می‌گه

00:36:12.640 --> 00:36:14.180
«ای جان»

00:36:17.560 --> 00:36:20.020
«چه مرد نازنینی هستی»

00:36:30.880 --> 00:36:33.700
متروـش میاد، ولی من ول‌ـش نمی‌کنم

00:36:33.920 --> 00:36:36.776
ازـش پرسیدم ترجیح می‌ده شب
:رو با من بگذرونه، و اون می‌گه

00:36:36.800 --> 00:36:39.620
!چطور جرأت می‌کنی، پسرک ناقلا»

00:36:40.320 --> 00:36:41.576
«!نه

00:36:41.600 --> 00:36:43.900
بنابراین هُل‌ـش می‌دم
سوار واگن بشه، و اون رفته

00:36:44.960 --> 00:36:47.416
ایستگاه رو با این فکر ترک می‌کنم
«که: «یه دونۀ دیگه چیه مگه؟

00:36:47.440 --> 00:36:48.816
می‌رم به یه مِی‌خونه

00:36:48.840 --> 00:36:50.860
یه مِی‌خونۀ «تجاری»ـه

00:36:51.160 --> 00:36:53.660
ملت «تجارت» می‌کنن

00:36:54.600 --> 00:36:57.580
یه عالمه می‌رم بالا و
وانمود می‌کنم که تاجرـم

00:36:59.160 --> 00:37:03.900
یه مرد کچلِ عرقی دم بار از پشت
واژن‌ـم رو می‌گیره توی دست‌ـش

00:37:04.960 --> 00:37:06.740
ولی یه پیک مهمون‌ـم می‌کنه، پس

00:37:14.360 --> 00:37:15.820
در حقیقت مرد خوش‌برخوردیه

00:37:17.680 --> 00:37:20.180
بعد از مدتی، غیب می‌شه

00:37:21.560 --> 00:37:24.220
و مِی‌خونۀ تجاری می‌بنده

00:37:27.720 --> 00:37:29.940
برای تجارت بسته‌ست

00:37:34.720 --> 00:37:36.460
دکان رو می‌بندن

00:37:38.240 --> 00:37:41.176
بـو قدیم‌ها هر موقع که کافه
رو می‌بست این رو می‌گفت

00:37:41.200 --> 00:37:43.336
«!دکان رو می‌بندیم»

00:37:43.360 --> 00:37:44.696
انگار که مست بود

00:37:44.720 --> 00:37:46.020
که بیش‌تر وقت‌ها بودیم

00:37:46.920 --> 00:37:49.216
سرـمون رو می‌گرفتیم بالا، یه
بطری شراب رو سر می‌کشیدیم

00:37:49.240 --> 00:37:54.100
اون یوکللی می‌زد و چندین ساعت
آهنگ‌های قبیح از خودمون در میاوردیم

00:37:55.240 --> 00:37:56.976
♪ یه وقت استراحت دیگه برای ناهار ♪

00:37:57.000 --> 00:38:00.180
♪ یه سقط دیگه ♪

00:38:02.120 --> 00:38:04.296
♪ یه تیکه کیک دیگه ♪

00:38:04.320 --> 00:38:07.936
♪ یه 2 نخ، تُف، یه 20 نخ دیگه سیگار ♪

00:38:07.960 --> 00:38:10.056
♪ و ما خوش‌حال‌ایم ♪

00:38:10.080 --> 00:38:13.336
♪ خیلی خوش‌حال‌ایم ♪

00:38:13.360 --> 00:38:17.260
♪ که زنان امروزی باشیم ♪

00:38:18.120 --> 00:38:20.260
یه‌مرتبه، من دم یه درِ آشنام

00:38:20.400 --> 00:38:22.256
، زنگ رو می‌زنم و زنگ رو می‌زنم

00:38:22.280 --> 00:38:25.260
و می‌کوبم به در، و عین یه بز نعره می‌زنم

00:38:25.560 --> 00:38:28.656
این باید... تجربۀ تحقیرآمیزی باشه

00:38:28.680 --> 00:38:32.860
نصفه‌شب از توی صندوق پستی یه مرد
نعره بکِشی، ولی خودم رو باهاش وفق دادم

00:38:34.040 --> 00:38:35.580
یه چراغ روشن می‌شه

00:38:36.120 --> 00:38:39.140
سایه‌ش رو هم‌زمان با این‌که کشان‌کشان
از پله‌ها میاد پایین می‌بینم

00:38:39.400 --> 00:38:43.580
حتماً سایۀ من رو از پشت در شناخته
چون زبان بدن‌ـش یه‌مرتبه تغییر می‌کنه

00:38:44.640 --> 00:38:46.456
آهسته چفت رو باز می‌کنه

00:38:46.480 --> 00:38:48.540
در رو باز می‌کنه

00:38:51.680 --> 00:38:53.700
قیافه‌ش داغون‌ـه

00:38:55.120 --> 00:38:57.260
دست‌ـم رو می‌ذارم

00:38:58.200 --> 00:39:00.500
درست روی صورت‌ـش

00:39:01.560 --> 00:39:03.140
و یه‌خرده هُل‌ـش می‌دم

00:39:08.920 --> 00:39:12.420
کاری به نظر میاد که هیچ‌وقت فکر
نمی‌کردم با پدرمادرـم بکنم، ولی، آ

00:39:15.080 --> 00:39:16.740
در لحظه احساس درستی داشت

00:39:18.360 --> 00:39:20.296
دم ورودی وایساده

00:39:20.320 --> 00:39:22.260
شورت لنگه‌دار، تی‌شرت

00:39:22.920 --> 00:39:25.220
می‌تونم شکل ممه‌های
مردونۀ کوچولوـش رو ببینم

00:39:26.360 --> 00:39:28.500
«روبه‌راه‌ای، بابا»

00:39:29.880 --> 00:39:32.380
«آم... چه خبر شده؟»

00:39:33.680 --> 00:39:36.260
«اوه، نه، نه! من کاملاً خوب‌ام»

00:39:39.680 --> 00:39:41.100
«خیلی‌خب»

00:39:42.480 --> 00:39:43.900
فقط، آ»

00:39:45.360 --> 00:39:46.820
فقط

00:39:48.120 --> 00:39:49.580
«...آ

00:39:50.600 --> 00:39:52.060
«بله؟»

00:39:53.880 --> 00:39:55.456
.هیچی»

00:39:55.480 --> 00:39:56.696
حتی نمی

00:39:56.720 --> 00:39:57.936
.اوه، گِی [ غیر از هم‌جنس‌گرا
به معنای سرزنده هم هست gay ]

00:39:57.960 --> 00:39:59.736
من فقط، آ

00:39:59.760 --> 00:40:01.576
.اوه، ببخشید

00:40:01.600 --> 00:40:02.940
من فقط

00:40:05.120 --> 00:40:07.656
اوه، به درک. احساس وحشتناکی دارم که

00:40:07.680 --> 00:40:15.496
من یه زن حریصِ منحرفِ خودخواهِ دل‌مُردۀ
منفی‌بافِ فاسدِ مردقیافۀ اخلاقاًسرخورده‌ای هستم

00:40:15.520 --> 00:40:17.700
«که حتی نمی‌تونه اسم خودش رو بذاره فمنیست

00:40:23.680 --> 00:40:25.220
همین‌جوری به‌م نگاه می‌کنه

00:40:30.320 --> 00:40:32.780
خب، آ»

00:40:36.520 --> 00:40:38.660
«تمام اون‌ها رو از مادرـت به ارث بردی

00:40:48.400 --> 00:40:49.860
«باحال بود»

00:40:53.040 --> 00:40:57.340
کنجکاوـم بدونم اگه دخترـش
نبودم از نظرـش جذاب بودم یا نه

00:40:59.840 --> 00:41:02.900
اگه من رو توی اینترنت می‌دیدی»

00:41:06.760 --> 00:41:08.500
«روـم کلیک می‌کردی؟

00:41:14.960 --> 00:41:16.860
«برات زنگ می‌زنم آژانس، عزیزـم»

00:41:19.680 --> 00:41:23.580
هم‌زمان با این‌که برام زنگ می‌زنه آژانس
می‌ذاره توی اتاق نشیمن‌ـش منتظر بمونم

00:41:24.440 --> 00:41:28.260
می‌تونم صدای مادرخونده‌م رو از بالای
پله‌ها بشنوم که سعی داره ساکت باشه

00:41:30.880 --> 00:41:32.376
، وقتی تاکسی میاد

00:41:32.400 --> 00:41:34.576
، آهسته من رو می‌ذاره توـش

00:41:34.600 --> 00:41:36.780
‏‏20 کوئید می‌ده به‌م
[ ‏‏[ پوند

00:41:45.960 --> 00:41:47.620
من توی تاکسی‌ام

00:41:49.440 --> 00:41:51.460
می‌تونم برم هر جایی

00:41:53.200 --> 00:41:57.380
بنابراین به‌ش می‌گم که من رو ببره به

00:41:59.200 --> 00:42:00.980
آپارتمان‌ـم

00:42:02.560 --> 00:42:04.820
از قبل توی فکر این‌ام که چی
رو می‌خوام جست‌وجو کنم

00:42:09.960 --> 00:42:11.536
، برمی‌گردم به آپارتمان

00:42:11.560 --> 00:42:13.900
تلویزیون رو روشن
می‌کنم و یه‌خرده گریه می‌کنم

00:42:14.640 --> 00:42:18.780
رفتم توی فکر این دختره به اسم لیلی که
وقتی مست بودیم یه‌خرده باهاش ور می‌رفتم

00:42:19.040 --> 00:42:21.940
هری خبر نداشت، ولی دخترها حساب نیستن

00:42:23.400 --> 00:42:26.220
به‌ش پیامک می‌دم. فکر کنم خیلی نزدیک بود

00:42:26.520 --> 00:42:28.016
یه‌مرتبه، توی «پورن‌هاب»‌ام [ یک وب‌گاه
اشتراک‌گذاری ویدئوهای هرزه‌نگاری: Pornhub ]

00:42:28.040 --> 00:42:29.576
، در حد یه حولۀ ساحلی خیس‌ام
ولی نمی‌تونم درست تمرکز کنم

00:42:29.600 --> 00:42:31.460
چون دختره روی کون‌ـش خال داره

00:42:33.840 --> 00:42:35.780
بعضی‌هاشون به خودشون زحمت نمی‌دن

00:42:37.840 --> 00:42:39.500
لیلی جواب نداده

00:42:40.680 --> 00:42:44.140
می‌رم توی فکر این یارو موهویجی‌ـه که
تابستون پارسال توی جشنواره باهاش آشنا شدم

00:42:44.960 --> 00:42:47.416
یک ماه بعد از مردن بـو بود

00:42:47.440 --> 00:42:49.736
یه قرص انداخته بودم بالا
و پر کشیده بودم توی جنگل

00:42:49.760 --> 00:42:51.616
بی‌تاب بودم که از دست هری در برم

00:42:51.640 --> 00:42:54.696
، شروع کرد به‌طور بی‌وقفه بغل‌ـم کرد
، به‌م می‌گفت چقدر دوست‌ـم داره

00:42:54.720 --> 00:42:55.976
، ازـم می‌پرسید چقدر دوست‌ـش دارم

00:42:56.000 --> 00:42:57.740
و چک می‌کرد که حال‌ـم خوب باشه

00:42:58.560 --> 00:43:00.180
توی جنگل یه جشن رقص بود

00:43:01.000 --> 00:43:05.536
، و من داشتم هول می‌کردم و
خیلی به صورت‌ـم دست می‌زدم

00:43:05.560 --> 00:43:07.176
و، یه‌مرتبه، اون اون‌جا بود

00:43:07.200 --> 00:43:08.540
موهویجی‌ـه

00:43:09.520 --> 00:43:11.176
به‌م گفت که می‌تونم دنبال‌ـش برم

00:43:11.200 --> 00:43:13.500
و من رو برمی‌گردونه به چادرـم

00:43:14.720 --> 00:43:16.860
مدت خیلی زیادی داشتیم راه می‌رفتیم

00:43:18.080 --> 00:43:20.380
مچ دست‌ـم رو گرفته بود

00:43:21.560 --> 00:43:23.100
خیلی تاریک بود

00:43:23.880 --> 00:43:25.660
نمی‌تونستم سر در بیارم کجا بودیم

00:43:26.920 --> 00:43:29.296
، در یه مقطع، حتی من رو بلند کرد

00:43:29.320 --> 00:43:31.656
، پاهام رو خیلی محکم گرفته بود

00:43:31.680 --> 00:43:35.060
گفت که زیادی ضعیف‌ام که راه
برم و باید به‌ش اعتماد می‌کردم

00:43:36.600 --> 00:43:38.380
سرانجام، وایسادیم

00:43:40.440 --> 00:43:43.740
احساس‌ـش کردم که من رو
به پشت‌ـم دراز کرد توی یه چادر

00:43:45.360 --> 00:43:46.940
و بعد

00:43:49.040 --> 00:43:50.460
اون

00:43:53.320 --> 00:43:56.016
یه رواَنداز کشید روـم و یه
بطری آب گذاشت کنار دست‌ـم

00:43:56.040 --> 00:43:58.060
و بیرون نشست تا من خواب‌ـم برد

00:44:04.360 --> 00:44:07.300
پیش خودم گفتم اقلاً می‌تونست
سعی کنه یه‌خرده دست‌مالی‌ـم کنه

00:44:09.600 --> 00:44:11.380
هیچ‌وقت کامل بی‌خیال اون نشدم

00:44:12.760 --> 00:44:14.816
به‌ش پیام می‌دم، به‌ش
می‌گم که مجرد و حشری‌ام

00:44:14.840 --> 00:44:16.656
اون می‌گه بیرون‌ـه و تا 20 دقیقۀ
دیگه می‌تونه خودش رو برسونه

00:44:16.680 --> 00:44:18.656
، عالی. سریع نصف بطری شراب رو می‌رم بالا

00:44:18.680 --> 00:44:20.540
می‌رم زیر دوش، همه‌چی رو می‌تراشم

00:44:21.200 --> 00:44:23.056
، تصمیم می‌گیرم قراره سطح
کارـم رو یه‌خرده ببرم بالاتر

00:44:23.080 --> 00:44:25.936
یه کار تحریک‌آمیز آسیایی
، انجام می‌دم، ساس‌بند، همه‌چی

00:44:25.960 --> 00:44:27.656
«در رو به روـش باز می‌کنم: «سلام

00:44:27.680 --> 00:44:29.216
بلافاصله می‌ریم توی کارـش

00:44:29.240 --> 00:44:32.536
، بعد از چندتا ورجه‌وورجۀ نسبتاً معمول

00:44:32.560 --> 00:44:36.420
متوجه می‌شم که داره می‌ره سمت سوراخ‌کون‌ـم

00:44:37.360 --> 00:44:41.700
ولی مست‌ام و یه تشکر بابت این‌که توی جشنواره
باهام خوش‌برخورد بود به‌ش بدهکارـم، پس

00:44:42.640 --> 00:44:44.020
جلوـش رو نمی‌گیرم

00:44:44.520 --> 00:44:46.060
هیجان‌زده‌ست

00:44:48.040 --> 00:44:49.660
، صبح روز بعد

00:44:50.200 --> 00:44:52.020
بیدار می‌شم می‌بینم

00:44:52.640 --> 00:44:54.100
، روی تخت نشسته

00:44:54.720 --> 00:44:56.100
، کامل لباس‌پوشیده

00:44:56.720 --> 00:44:58.260
رفته توی بحرـم

00:44:59.240 --> 00:45:01.216
به‌م می‌گه که دیشب باورنکردنی بود

00:45:01.240 --> 00:45:02.900
که از نظرـم اغراق بود

00:45:03.800 --> 00:45:06.896
ولی می‌گه که مخصوصاً
به این خاطر استثنایی بود

00:45:06.920 --> 00:45:08.860
چون هیچ‌وقت در حقیقت نتونسته بود

00:45:11.640 --> 00:45:15.176
کون کسی بذاره...

00:45:15.200 --> 00:45:17.376
بخوام منصف باشم، آلت درشتی داشت

00:45:17.400 --> 00:45:19.816
، و با این‌که همیشه یکی از فانتزی‌هاش بوده

00:45:19.840 --> 00:45:22.140
هیچ‌کس رو پیدا نکرده
بود که باهاش انجام‌ـش بده

00:45:22.960 --> 00:45:24.740
دست می‌کِشه به موهام

00:45:25.480 --> 00:45:28.380
و با صداقتِ خالصانه ازـم تشکر می‌کنه

00:45:30.080 --> 00:45:31.780
یه‌جورایی متأثرکننده‌ست

00:45:33.320 --> 00:45:35.180
بعدش با مهربونی می‌بوسدم

00:45:36.280 --> 00:45:37.860
من هم می‌بوسم‌ـش

00:45:38.800 --> 00:45:40.500
و بعد می‌ره

00:45:41.960 --> 00:45:44.420
و باقی روز رو با این
سؤال توی ذهن‌ـم می‌گذرونم که

00:45:59.440 --> 00:46:02.140
«من سوراخ‌کون گنده‌ای دارم؟»

00:46:15.840 --> 00:46:19.260
در کافه پنج دقیقه به
یازده‌ست، هنوز توی فکرـش‌ام

00:46:20.640 --> 00:46:22.696
خبری از خواهرـم نشده

00:46:22.720 --> 00:46:24.460
هنوز انتقال نداده

00:46:24.840 --> 00:46:29.300
برام سؤاله که مارتین به قتل رسوندتش و حالا
داره توی شهر جولان می‌ده، دنبال من می‌گرده

00:46:30.040 --> 00:46:31.376
در محکم باز می‌شه

00:46:31.400 --> 00:46:32.776
جو

00:46:32.800 --> 00:46:34.816
«!سلام، نخودشیرین»

00:46:34.840 --> 00:46:36.620
پاهاش زیادی برای بدن‌ـش بلندن

00:46:37.240 --> 00:46:38.656
«!این لعبت رو ببین»

00:46:38.680 --> 00:46:42.536
یه یوکللی می‌گیره بالا که ظاهراً شب
گذشته یه نفر توی مِی‌خونه دادتش به‌ش

00:46:42.560 --> 00:46:44.660
همین‌جوری یه یوکللی داد به‌ش

00:46:45.200 --> 00:46:46.696
می‌گه که یه ترانه نوشته

00:46:46.720 --> 00:46:48.260
«نمی‌خوام بشنوم‌ـش»

00:46:48.440 --> 00:46:52.580
یه یوکللی دیگه می‌گیره بالا
که، ظاهراً، یه نفر دیگه

00:46:53.120 --> 00:46:55.460
توی یه مِی‌خونۀ دیگه دادتش به‌ش

00:46:56.160 --> 00:46:58.580
دیوانه‌واره که دنیا چطور یه‌مرتبه»
«باهات حرف می‌زنه، نه؟

00:46:59.840 --> 00:47:02.136
می‌گه که می‌خواد آهنگ‌ـش رو برام بخونه

00:47:02.160 --> 00:47:04.096
بعد می‌خواد به‌م یادش بده

00:47:04.120 --> 00:47:06.140
تا جفت‌مون بتونیم برای هیلاری بخونیم‌ـش

00:47:06.960 --> 00:47:09.960
به‌ش می‌گم خیلی مشغله دارم و اون پشت
می‌شینم تا این‌که صدای رفتن‌ـش رو بشنوم

00:47:10.800 --> 00:47:12.380
یه‌خرده جرنگ‌جرنگ می‌کنه، ولی

00:47:15.320 --> 00:47:17.020
صدای خوندن‌ـش رو نمی‌شنوم

00:47:21.560 --> 00:47:23.540
قدیم‌ها بچه‌مدرسه‌ای‌ها میومدن به کافه

00:47:24.240 --> 00:47:25.496
بیش‌تر به‌خاطر هیلاری

00:47:25.520 --> 00:47:28.416
، اساساً، من توی کادودادن ریده‌ام
، و دو سال پیش برای تولد بـو

00:47:28.440 --> 00:47:30.016
دستپاچه شدم و یه خوکچۀ هندی براش خریدم

00:47:30.040 --> 00:47:32.216
.اسم‌ـش رو گذاشت هیلاری
و حالا، من گیرـش افتادم

00:47:32.240 --> 00:47:35.016
من هیچ احساسی نسبت به
خوکچه‌های هندی ندارم. بی‌هوده‌ان

00:47:35.040 --> 00:47:40.540
، ولی بـو، هیلاری رو به‌عنوان یه کادو خیلی جدی
گرفت و خیلی زود، همه‌چی مرتبط با خوکچۀ هندی شد

00:47:40.840 --> 00:47:44.656
فکر کنم فقط خیال‌ـش راحت بود که یه
حیوون دیگه داشت که باهاش وقت بگذرونه

00:47:44.680 --> 00:47:49.620
بـو اشاره کرد که وقتی حدوداً پنج
ساله بود از روی هوس بچگانه، از

00:47:51.440 --> 00:47:53.060
جغدها خوش‌ـش میومد...

00:47:54.720 --> 00:47:58.220
برای باقی عمرـش، جغد داشت

00:47:58.840 --> 00:48:00.780
روتختی‌های جغدی

00:48:01.280 --> 00:48:02.456
خودکارهای جغدی

00:48:02.480 --> 00:48:05.256
کتاب دربارۀ جغدها. سفر به پناهگاه جغدها

00:48:05.280 --> 00:48:07.020
از جغدها متنفر بود

00:48:08.080 --> 00:48:10.540
یه جغد به‌ش نشون می‌دادی، از کوره در می‌رفت

00:48:11.200 --> 00:48:13.540
، چیزی که واقعاً دوست داشت
و من از این خبر داشتم

00:48:13.920 --> 00:48:15.500
پیچ‌گوشتی بود

00:48:17.960 --> 00:48:19.820
دیوونه‌ش بود

00:48:20.480 --> 00:48:23.780
چندین ساعت رو صرف بازکردن پیچ چیزی می‌کردیم

00:48:26.880 --> 00:48:28.700
دوباره پیچ‌شون رو می‌بستیم

00:48:30.480 --> 00:48:33.980
تا حدود 10 سالگی با
پیچ‌گوشتی زیر متکاش می‌خوابید

00:48:35.560 --> 00:48:36.940
، به‌ش که فکر می‌کنم

00:48:37.960 --> 00:48:40.420
پیچ‌گوشتی کادوی به‌تری می‌بود نسبت به

00:48:41.560 --> 00:48:42.900
خوکچۀ هندی

00:48:44.840 --> 00:48:46.260
نیم‌روزه

00:48:46.480 --> 00:48:48.460
هنوز خبری از خواهرـم نیست

00:48:49.360 --> 00:48:51.460
مارتین ازـم متنفر می‌شه

00:48:51.920 --> 00:48:55.620
کلۀ اسکاتلندی گنده‌ش رو تصور می‌کنم

00:48:56.640 --> 00:48:59.260
امیدوارـم شل‌وپلی چیزی‌ـش نکرده باشه

00:49:00.080 --> 00:49:02.180
نه، اون هیچ‌وقت همچین
کار شهوت‌انگیزی نمی‌کنه

00:49:03.080 --> 00:49:04.496
شوخی می‌کنم

00:49:04.520 --> 00:49:06.180
شوخی می‌کنم

00:49:08.320 --> 00:49:09.696
ای‌بابا

00:49:09.720 --> 00:49:11.060
خیلی‌خب

00:49:11.200 --> 00:49:14.936
آم... هیلاری چاق و
موهویجی‌ـه با بخش‌های وِزوِزی

00:49:14.960 --> 00:49:16.980
مثل آنی، دخترک یتیم
[ آن شرلی ]

00:49:17.560 --> 00:49:21.220
اگه بزرگ می‌شد و چاق می‌شد
و خوکچۀ هندی بود، که، آ

00:49:21.520 --> 00:49:23.500
خب، کی می‌دونه چی به سرـش میومد

00:49:24.600 --> 00:49:28.416
یه‌جور خز نرم داره که از فرق سرـش زده بیرون

00:49:28.440 --> 00:49:30.296
و افتاده روی چشم‌هاش

00:49:30.320 --> 00:49:32.460
خیلی خفن جلوه‌ش می‌ده

00:49:32.640 --> 00:49:34.820
حالت چهره‌ش خیلی جدی‌ـه

00:49:35.760 --> 00:49:41.780
بـو همیشه می‌گفت که اگه هیلاری عضو یه گروه موسیقی
بود، گیتارزنی می‌بود که موسیقی رو خیلی جدی می‌گیره

00:49:43.400 --> 00:49:45.620
راست‌ـش موسیقی رو جدی می‌گرفت

00:49:46.480 --> 00:49:49.340
هر موقع بـو آهنگی توی کافه می‌ذاشت، اون

00:49:49.350 --> 00:49:53.350
♪ CHVRCHΞS - The Mother We Share ♪

00:50:00.160 --> 00:50:01.860
♪ هیچ‌وقت طرف‌ـت رو نگرفتم ♪

00:50:02.480 --> 00:50:04.700
♪ هیچ‌وقت به‌ت لعن نفرستادم ♪

00:50:05.040 --> 00:50:07.100
♪ دهن‌ـم رو کیپِ کیپ نگه می‌دارم ♪

00:50:07.960 --> 00:50:11.180
♪ تا این‌که بری ♪

00:50:11.480 --> 00:50:14.700
کثافت کوچولوی موذی‌ای هم هست

00:50:15.040 --> 00:50:17.216
بلده درِ قفس‌ـش رو باز کنه

00:50:17.240 --> 00:50:18.940
دیدم‌ـش که این کار رو می‌کنه

00:50:19.360 --> 00:50:22.216
درپوش چوبی کوچولو رو
فشار می‌ده تا این‌که میوفته

00:50:22.240 --> 00:50:23.616
و در تاب می‌خوره باز می‌شه

00:50:23.640 --> 00:50:26.020
بعد خشک‌ـش می‌زنه

00:50:28.560 --> 00:50:30.260
انگار که کاری نکرده

00:50:30.880 --> 00:50:34.816
و بعد، در حقیقت خودش رو برمی‌گردونه

00:50:34.840 --> 00:50:38.016
، و خودش رو میاره پایین روی پیشخوان

00:50:38.040 --> 00:50:43.140
پاهای کوچولوـش لگد می‌زنه، هراَزگاهی به
پشت سرـش نگاه می‌کنه، بررسی می‌کنه

00:50:45.200 --> 00:50:46.700
بررسی می‌کنه

00:50:47.560 --> 00:50:49.860
بیش‌تر وقت‌ها از هیجان یه پی‌پی هم می‌کنه

00:50:58.240 --> 00:51:00.940
، بعد، به محض این‌که رسید به کف

00:51:01.640 --> 00:51:03.060
چهاردست‌وپا می‌ره

00:51:07.280 --> 00:51:11.096
اون‌همه راه رو در طول پیشخوان
می‌ره تا این‌که به پنجره می‌رسه

00:51:11.120 --> 00:51:13.940
، و بعد، وقتی به اون‌جا رسید

00:51:14.480 --> 00:51:16.900
، در شوریدگی آزادی‌ـش

00:51:18.480 --> 00:51:19.940
می‌شینه

00:51:20.960 --> 00:51:22.420
و بیرون رو نگاه می‌کنه

00:51:23.960 --> 00:51:25.820
دنیا رو تماشا می‌کنه

00:51:26.960 --> 00:51:31.460
اگه می‌خواد که با انجام اون کار من فکر کنم
واقعاً عمیق و شاعرانه‌ست، دم به تله نمی‌دم

00:51:32.920 --> 00:51:37.536
ظاهراً، خوکچه‌های هندی به خوکچه‌های هندی
دیگه احتیاج دارن، وگرنه ممکنه از تنهایی بمیرن

00:51:37.560 --> 00:51:40.336
ولی هیلاری هیچ‌وقت به یه جفت احتیاجی
نداشت. بیش‌تر از حد کفایت به‌ش توجه می‌شد

00:51:40.360 --> 00:51:42.496
.مشتری‌ها خیلی دوست‌ـش داشتن
همیشه روی پای یکی بود

00:51:42.520 --> 00:51:45.856
و بـو رو داشت، که هیچ‌وقت تنهاش نذاشت

00:51:45.880 --> 00:51:47.540
همدیگه رو می‌پرستیدن

00:51:48.360 --> 00:51:51.540
صبح روزی که دوست‌پسر بـو
به‌ش گفت که یکی دیگه رو کرده

00:51:53.080 --> 00:51:54.740
از کنار من رد شد

00:51:56.400 --> 00:52:00.300
هیلاری رو از توی قفس‌ـش در آورد و
چندین ساعت باهاش نشست اون پشت

00:52:04.040 --> 00:52:07.576
من یه بار یه داستان از یه
روزنامه برای بـو و هیلاری خوندم

00:52:07.600 --> 00:52:13.096
دربارۀ یه پسر کوچولو که مکرراً مدادِ پاک‌کُن‌دار
، فرو می‌کرد داخل سوراخ‌کون همستر کلاس‌ـش

00:52:13.120 --> 00:52:15.260
چون وقتی چشم‌هاش از حدقه
می‌زد بیرون خوش‌ـش میومد

00:52:15.760 --> 00:52:17.940
فرستاده شد به اردوگاه نوجوانان

00:52:18.280 --> 00:52:22.136
راست‌ـش بلندبلند به‌عنوان یه جوک
خوندم‌ـش، ولی بـو پریشون بود

00:52:22.160 --> 00:52:23.376
چی؟»

00:52:23.400 --> 00:52:25.656
تبعیدش کردن؟

00:52:25.680 --> 00:52:27.660
«ولی، ولی اون به کمک نیاز داره

00:52:28.080 --> 00:52:30.020
شخص تعجب‌آوری بود

00:52:31.240 --> 00:52:34.740
.آره، مداد فرو می‌کرده توی کون یه همستر»
«منظورـم اینه، چی‌کار می‌خوای بکنی؟

00:52:36.280 --> 00:52:41.220
.آره، ولی واضح‌ـه که خوش نیست»
«آدم‌های خوش چنین کارهایی نمی‌کنن

00:52:42.440 --> 00:52:43.740
«حرف حق جواب نداره»

00:52:44.400 --> 00:52:47.900
و، به هر حال، به همین خاطر»
«پاک‌کُن می‌ذاره تهِ مدادها

00:52:51.400 --> 00:52:53.416
چی؟ آ»

00:52:53.440 --> 00:52:55.620
«چی، تا کون همسترها گذاشته بشه؟

00:52:56.240 --> 00:52:58.580
.نه! نه»

00:52:59.120 --> 00:53:00.700
چون

00:53:01.480 --> 00:53:03.060
«آدم‌ها اشتباه می‌کنن

00:53:07.600 --> 00:53:09.420
ولی حالا، بـو رفته

00:53:10.160 --> 00:53:13.140
یه کافۀ مرگ‌ـه، بنابراین دیگه مشتری نداره

00:53:13.960 --> 00:53:16.580
هیلاری مثل یه تنه‌لش می‌شینه توی قفس‌ـش

00:53:17.080 --> 00:53:18.540
به من زُل می‌زنه

00:53:21.280 --> 00:53:22.860
نمی‌دونم باهاش چی کنم

00:53:24.640 --> 00:53:25.696
شش عصره

00:53:25.720 --> 00:53:29.856
دو تا دختر با هیکل یوگایی وارد کافه
می‌شن و از منو «ریزوتو» سفارش می‌دن
[ نوعی برنج ایتالیایی: Risotto ]

00:53:29.880 --> 00:53:34.481
پاکت «تسکو» رو باز کردم، خوراکِ مقرون‌به‌صرفه‌شون رو مایکرووِیو
می‌کنم [ از بزرگ‌ترین شرکت‌های خرده‌فروشی جهان: Tesco ]

00:53:34.760 --> 00:53:39.620
دخترها دارن راجع به این‌که چرا هیچ‌وقت نمی‌خوان بچه بزّان
به‌خاطر تأثیری که روی زندگی جنسی‌شون می‌ذاره حرف می‌زنن

00:53:40.440 --> 00:53:42.100
هنوز خبری از خواهرـم ندارم

00:53:43.080 --> 00:53:45.696
یه پاکت چیپس خالی می‌ذارم توی مایکرووِیو

00:53:45.720 --> 00:53:47.380
چروکیدن‌ـش رو تماشا می‌کنم

00:53:47.960 --> 00:53:49.176
یه‌خرده با گوشی‌ـم ور می‌رم

00:53:49.200 --> 00:53:53.340
.سلام، بـو هستم. در حال حاضر نمی‌تونم بیام پای گوشی
ولی پیغام‌تون رو بذارید و من باهاتون تماس می‌گیرم

00:53:59.160 --> 00:54:01.460
احتمالاً به‌تره یه نفر اون رو قطع کنه

00:54:04.480 --> 00:54:05.936
شروع می‌کنم به پیام‌دادن به جوندۀ مترو

00:54:05.960 --> 00:54:07.616
، عذرخواهی می‌کنم و عذرخواهی می‌کنم

00:54:07.640 --> 00:54:09.580
و سرانجام یه عکس از سینه‌هام براش می‌فرستم

00:54:10.480 --> 00:54:11.696
اون هم یه دونه برام می‌فرسته

00:54:11.720 --> 00:54:14.660
فکر کنم از آلت‌ـشه

00:54:15.680 --> 00:54:19.136
دوست‌پسرـم قبل از هری قدیم‌ها وادارـم
، می‌کرد عکس از واژن‌ـم براش بفرستم

00:54:19.160 --> 00:54:20.416
هر جا که بودم

00:54:20.440 --> 00:54:21.776
روزی 10 یا 11 بار

00:54:21.800 --> 00:54:27.016
قبلاً می‌رفتم و مجبور بودم حمله‌ور بشم توی ،
توالت معلولین، یه عکس جذاب از واژن‌ـم بگیرم

00:54:27.040 --> 00:54:28.980
که روی‌هم‌رفته کار راحتی نیست

00:54:29.800 --> 00:54:32.940
مخصوصاً که همیشه از زاویۀ نگاه کِرم می‌خواست

00:54:34.280 --> 00:54:35.700
اوهوم

00:54:37.920 --> 00:54:43.180
بیش‌تر وقت‌ها عین این می‌مونه که
یه نفر یه قرص کوچولوی نون رو

00:54:43.680 --> 00:54:45.060
چپکی انداخته

00:54:46.080 --> 00:54:48.260
کفِ زمین یه سلمانی

00:54:57.160 --> 00:54:58.940
بعد یه عکس ازـش گرفته

00:55:00.680 --> 00:55:06.100
یک صبح وسوسه‌انگیز، ازـم خواست که از
بخش‌های موردعلاقۀ بدن‌ـم براش عکس بفرستم

00:55:06.240 --> 00:55:08.100
می‌رم به مستراح معلولین

00:56:14.520 --> 00:56:17.540
اوه، اون خیلی جذاب‌ـه. یکی
دیگه بفرست، هرزۀ زیبا

00:57:26.440 --> 00:57:29.136
حالا، یه چیز قبیحانه بگو
که خودت رو شوکه کنه

00:57:29.160 --> 00:57:30.376
یه عکس دیگه برام بفرست

00:57:30.400 --> 00:57:32.860
اوه، خدا، دارم کف‌دستی می‌زنم

00:57:34.200 --> 00:57:36.340
من رو از رمق می‌نداخت،
ولی باید انجام‌ـش داد

00:57:37.160 --> 00:57:39.700
نباید مجبورـشون کنی چشم‌چرونی کنن

00:57:39.880 --> 00:57:42.536
رئیس درِ مستراح معلولین رو زد

00:57:42.560 --> 00:57:45.340
اون صبح چهارمین باری بود که می‌رفتم

00:57:46.280 --> 00:57:49.260
«آم... اون‌تو همه‌چیز مرتب‌ـه؟»

00:57:50.840 --> 00:57:52.220
استرالیایی‌ـه

00:57:53.960 --> 00:57:56.016
.آ... آره»

00:57:56.040 --> 00:57:58.460
«من فقط... من، من عفونت مثانه دارم

00:57:59.880 --> 00:58:02.136
.اوه، نه، چرخ‌ریسکِ بی‌چاره»

00:58:02.160 --> 00:58:05.536
.اوه، زن‌ـم تمام مدت مثانه‌ش عفونت می‌کنه

00:58:05.560 --> 00:58:07.416
.آب کرنبری، دوای دردت اونه

00:58:07.440 --> 00:58:09.860
چند سطل ازـش. برات از غذاخوری بگیرم؟

00:58:13.240 --> 00:58:14.540
هان؟

00:58:16.560 --> 00:58:18.260
آهای؟

00:58:20.280 --> 00:58:21.900
«داری گریه می‌کنی؟

00:58:29.960 --> 00:58:31.780
می‌خوام دست از موزُدایی بکِشم

00:58:33.480 --> 00:58:35.296
یه بار با یه مَرده آشنا شدم که گفت

00:58:35.320 --> 00:58:37.780
می‌گم گفت، راست‌ـش بیش‌تر به هوار می‌خورد

00:58:38.120 --> 00:58:41.140
که چقدر پشمِ پُر دوست داره

00:58:43.040 --> 00:58:45.340
و این‌که چقدر توی این دوره‌زمونه کمیاب شده

00:58:46.920 --> 00:58:49.176
، با این‌که اون موقع ناشایست بود

00:58:49.200 --> 00:58:51.060
یه دوست خانوادگی توی مراسم ختم مامان

00:58:58.360 --> 00:59:00.180
من رو سرشار از چیزی کرد

00:59:01.440 --> 00:59:02.900
امید

00:59:05.200 --> 00:59:06.660
آرامش خاطر

00:59:08.120 --> 00:59:09.740
نمی‌دونم

00:59:10.920 --> 00:59:13.140
نمی‌تونم خودم رو راضی کنم که عملاً بلند کنم

00:59:14.520 --> 00:59:16.296
زنگ زدم به جوندۀ مترو

00:59:16.320 --> 00:59:18.256
با یه بطری شراب میاد به کافه

00:59:18.280 --> 00:59:20.176
می‌نوشیم‌ـش. به‌م نجوا می‌کنه

00:59:20.200 --> 00:59:21.620
آم

00:59:26.600 --> 00:59:30.420
«من آلت گنده‌ای دارم»

00:59:33.960 --> 00:59:35.260
من می‌گم

00:59:36.000 --> 00:59:37.420
«واقعاً؟»

00:59:38.640 --> 00:59:40.260
اون می‌گه

00:59:41.400 --> 00:59:42.820
«آره»

00:59:45.400 --> 00:59:46.860
من می‌گم

00:59:47.400 --> 00:59:52.340
.خب، به اون می‌گن شانس»
«چون منم واژن گنده‌ای دارم

00:59:55.560 --> 00:59:57.020
اون می‌گه

01:00:07.360 --> 01:00:08.900
«معرکه»

01:00:12.600 --> 01:00:14.136
پشت پیشخوان سکس می‌کنیم

01:00:14.160 --> 01:00:16.536
خیلی استخونی‌ـه، تمام گوشه‌هاش

01:00:16.560 --> 01:00:18.580
مثل سکس‌کردن با یه نقاله می‌مونه

01:00:21.960 --> 01:00:23.256
آب‌ـش نمیاد

01:00:23.280 --> 01:00:25.940
، می‌گه که من زیادی پُرتنش‌ام
حالا معنی‌ـش هرچی که هست

01:00:28.040 --> 01:00:30.096
، چراغ‌ها رو خاموش کردیم
پس حالا خیلی تاریک‌ـه

01:00:30.120 --> 01:00:34.460
شلوارـش رو می‌کشه بالا، سعی داره تلفن‌ـش رو
پیدا کنه، ببینه دوست‌هاش بعداً می‌رن بیرون یا نه

01:00:35.200 --> 01:00:38.780
شال‌گردن بته‌جقه‌ای صورتی
و ارغوانی‌ـش رو انداخته

01:00:39.560 --> 01:00:41.340
عین خانم‌ها شده

01:00:42.760 --> 01:00:44.296
، لی‌لی می‌کنه سمت پنجره

01:00:44.320 --> 01:00:45.656
، تکیه می‌زنه به لبۀ پنجره

01:00:45.680 --> 01:00:48.420
تلفن‌ـش رو روشن می‌کنه، بعد جیغ می‌زنه

01:00:48.560 --> 01:00:50.336
با صدای خیلی نازک

01:00:50.360 --> 01:00:54.660
نور تلفن‌ـش باعث شده بود چشم‌های
هیلاری توی تاریکی به‌صورت قرمز برق بزنه

01:00:54.880 --> 01:00:57.900
احتمالاً وقتی داشتیم سکس می‌کردیم
پرسه‌زنان اومده بود دم پنجره

01:00:58.400 --> 01:01:00.696
برای یه لحظه، به واکنش‌ـش می‌خندم

01:01:00.720 --> 01:01:02.816
ولی هیلاری تکون می‌خوره
و اون دوباره جیغ می‌زنه

01:01:02.840 --> 01:01:05.616
هیلاری سعی می‌کنه بدوه طرف من، ولی
هول می‌کنه، و یه‌جورایی از پهلو لیز می‌خوره

01:01:05.640 --> 01:01:07.376
میوفته روی شکم‌ـش و یه‌خرده دست‌وپا می‌زنه

01:01:07.400 --> 01:01:09.896
ولی جوندۀ مترو قرمزی می‌بینه و به‌ش لگد می‌زنه [
ایهام: ولی جوندۀ مترو خون جلوی چشم‌هاش رو می‌گیره ]

01:01:09.920 --> 01:01:12.160
به پرواز در میاد و با یه صدای
تالاپ کوبیده می‌شه به دیوار

01:01:16.560 --> 01:01:19.180
اون همین‌جوری به کپۀ
خزی روی زمین خیره می‌شه

01:01:21.080 --> 01:01:23.376
ولی هیلاری یهویی جُم می‌خوره، و باعث می‌شه
، اون از جاش بپّره و دوباره به‌ش لگد بزنه

01:01:23.400 --> 01:01:25.100
و هیلاری به اون‌طرف اتاق به پرواز در میاد

01:01:31.320 --> 01:01:32.780
من نمی‌تونم تکون بخورم

01:01:35.680 --> 01:01:37.140
به بـو فکر می‌کنم

01:01:38.480 --> 01:01:40.380
به بازی‌کردن‌شون با هم فکر می‌کنم

01:01:42.400 --> 01:01:45.056
جوندۀ مترو هول می‌کنه، یه چیزی
راجع به موش‌هراسی مِن‌مِن می‌کنه

01:01:45.080 --> 01:01:47.900
به‌ش می‌گم می‌تونه بره و غیب می‌شه

01:01:52.440 --> 01:01:55.100
هیلاری دمر شده، ولی پشت‌ـش به من‌ـه

01:01:56.480 --> 01:01:58.140
شبیه یه

01:01:59.320 --> 01:02:00.620
یه گلولۀ خزداره

01:02:01.760 --> 01:02:03.540
هنوز زنده‌ست، ولی

01:02:04.680 --> 01:02:06.940
برـش می‌گردونم به قفس‌ـش و یه‌خرده می‌شینیم

01:02:10.920 --> 01:02:15.296
به یارو بی‌شعوره پیام می‌دم. جواب می‌ده، می‌گه
، که دوست‌دختر داره، که اون‌شب خیلی مست بود

01:02:15.320 --> 01:02:18.560
که خیلی خوش‌حال می‌شه به طریقی ناجنسی وقت
بگذرونه. متأسف‌ـه اگه امید واهی به‌م داد

01:02:19.680 --> 01:02:21.456
برای دوست‌پسر سابق‌ـم
یه عکس از واژن‌ـم می‌فرستم

01:02:21.480 --> 01:02:22.896
برای هری یه عکس از واژن‌ـم می‌فرستم

01:02:22.920 --> 01:02:25.296
به لیلی پیام می‌دم. هنوز
خبری از خواهرـم نیست

01:02:25.320 --> 01:02:26.496
هیلاری تکون نمی‌خوره

01:02:26.520 --> 01:02:30.660
.سلام، بـو هستم. در حال حاضر نمی‌تونم بیام پای گوشی
ولی پیغام‌تون رو بذارید و من باهاتون تماس می‌گیرم

01:02:31.280 --> 01:02:33.700
هیلاری داره این صدای
وحشتناک خایش رو در میاره

01:02:35.160 --> 01:02:39.016
، از توی قفس‌ـش درـش میارم
می‌ذارم‌ـش روی پام، نوازش‌ـش می‌کنم

01:02:39.040 --> 01:02:40.420
دست برنمی‌داره

01:02:40.960 --> 01:02:42.500
برـش می‌گردونم سر جاش

01:02:43.520 --> 01:02:45.216
«می‌رم مِی‌خونۀ «ربیت اند وینزلو

01:02:45.240 --> 01:02:48.460
.بیرون یه سیگار دود می‌کنم
سه نفر دم در داشتن می‌خندیدن

01:02:49.400 --> 01:02:52.500
می‌تونم موهای سفید و بندهای
شلوار رو از لابه‌لای جمعیت ببینم

01:02:53.520 --> 01:02:55.060
می‌تونم صداش رو بشنوم

01:02:58.080 --> 01:03:00.660
یه نفر گذاشته با یوکللی‌ـش بیاد روی صحنه

01:03:01.840 --> 01:03:03.700
داره آهنگ‌ـش رو می‌خونه

01:03:04.560 --> 01:03:06.580
مردم دارن می‌خندن و دست می‌زنن

01:03:07.760 --> 01:03:09.700
از بیرون به‌ش گوش می‌دم

01:03:10.720 --> 01:03:13.536
، دربارۀ سفری با قطاره
که یه بار توی ایرلند کرد

01:03:13.560 --> 01:03:15.536
که درـش با یه مَرده آشنا شد
که برای همه داستان‌هایی از

01:03:15.560 --> 01:03:19.936
عشق و زادگاه، و عشق‌وعاشقی
، و ماجراجویی تعریف می‌کرد

01:03:19.960 --> 01:03:22.456
، و زنان زیبا و مردان زیبا

01:03:22.480 --> 01:03:26.016
، و مادران و دختران، و پدران و پسران

01:03:26.040 --> 01:03:29.660
هیولاها و پری‌ها، و مهمونی‌ها و آرزوها

01:03:30.720 --> 01:03:32.380
تمام شِرووِرهای معمول

01:03:33.640 --> 01:03:36.936
کُل صحنه عین چیزی از یه «رام‌کام» تهوع‌آوره
[ ژانر کمدی رمانتیک ]

01:03:36.960 --> 01:03:38.580
ولی داره می‌ترکوندش

01:03:39.680 --> 01:03:41.380
بعدش می‌ره دم بار

01:03:42.320 --> 01:03:44.140
همه نوشیدنی مهمون‌ـش می‌کنن

01:03:45.160 --> 01:03:46.940
طرف به شغل احتیاجی نداره

01:03:48.440 --> 01:03:51.020
متوجه می‌شم که یادم رفت چای
ارل گری» هیلاری رو به‌ش بدم»

01:03:52.280 --> 01:03:54.336
ده‌ونیم اون شب

01:03:54.360 --> 01:03:56.580
می‌کوبم و می‌کوبم و زنگ رو می‌زنم

01:03:57.760 --> 01:04:00.220
سایه‌ش رو از بالای پله‌ها می‌بینم، ولی

01:04:01.080 --> 01:04:02.660
در رو باز نمی‌کنه

01:04:04.720 --> 01:04:06.376
، برمی‌گردم به آپارتمان

01:04:06.400 --> 01:04:08.296
مشخص‌ـه که هری این‌جا بوده

01:04:08.320 --> 01:04:10.780
تلویزیون رفته. به بو می‌خوره که ریده باشه

01:04:11.760 --> 01:04:14.176
.اون قبلاً هیچ‌وقت توی آپارتمان عن نمی‌کرد
خیلی نسبت به‌ش عجیب‌غریب بود

01:04:14.200 --> 01:04:15.940
قبلاً می‌رفت مِی‌خونۀ اون‌ور خیابون

01:04:19.200 --> 01:04:21.140
می‌شینم روی کاناپۀ راه‌راه‌ـم

01:04:22.160 --> 01:04:23.540
لپ‌تاپ‌ـم رو باز می‌کنم

01:04:24.800 --> 01:04:28.776
، مقعدی، گنگ‌بنگ، بالغ، ک‍×ـرهای گنده

01:04:28.800 --> 01:04:32.536
، سینه‌های کوچک، هنتای، آسیایی، نوجوان

01:04:32.560 --> 01:04:36.336
، میلف، باسن‌های گنده، گِی، لزبین

01:04:36.360 --> 01:04:40.016
، چهره‌ای، فتیش، جوون و پیر، قورت‌دادن

01:04:40.040 --> 01:04:42.216
خشن، چشم‌چرونی، درملأعام

01:04:42.240 --> 01:04:44.016
یه‌مرتبه، آفتاب آروم‌آروم
داره در میاد و من غصه‌دارـم

01:04:44.040 --> 01:04:45.896
، امروز مدت اجاره تمومه
هنوز خبری از خواهرـم نیست

01:04:45.920 --> 01:04:47.856
آپارتمان رو ترک می‌کنم -
سلام، بـو هستم -

01:04:47.880 --> 01:04:50.340
تابلوی تعطیل رو می‌ذارم بیرون کافه

01:04:54.000 --> 01:04:56.060
سه دقیقه از 11 گذشته

01:04:57.200 --> 01:04:58.740
هنوز نیومده

01:05:02.120 --> 01:05:04.216
‏‏11 و ده دقیقه، در یهو باز می‌شه

01:05:04.240 --> 01:05:10.416
روبه‌راه‌ای، بابا غنوش، من رو ببخش. یه‌خرده دیر کردم، ولی» «یه داستان
صبح‌گاهی برات دارم یا چی. این رو گوش کن [ نوعی پیش‌غذای عربی: Baba ghanoush ]

01:05:10.440 --> 01:05:12.340
به‌ش می‌گم خفه شه و در رو ببنده

01:05:13.400 --> 01:05:15.260
سردرگم به نظر می‌رسه، ولی انجام‌ـش می‌ده

01:05:21.880 --> 01:05:23.980
«چرا میای این‌جا، جو؟»

01:05:27.320 --> 01:05:28.700
«چی؟»

01:05:30.320 --> 01:05:32.900
در رو قفل می‌کنم، کرکره‌ها رو می‌کِشم

01:05:34.600 --> 01:05:36.700
«چرا میای این‌جا، جو؟»

01:05:38.600 --> 01:05:41.460
.آ... چای، عزیزـم»

01:05:42.600 --> 01:05:44.180
«خانم‌هام رو ببینم

01:05:46.360 --> 01:05:48.060
هیلاری تکون نمی‌خوره

01:05:49.480 --> 01:05:51.140
.عیب نداره، جو»

01:05:51.760 --> 01:05:53.340
.درک می‌کنم

01:05:54.200 --> 01:05:55.900
«تو هیچی‌ـت نیست

01:05:57.960 --> 01:06:02.060
، بلوزـم رو در میارم، سینه‌بندم رو باز
می‌کنم آهسته می‌ذارم‌شون روی پیشخوان

01:06:03.800 --> 01:06:05.500
به‌م خیره می‌شه

01:06:06.800 --> 01:06:08.340
، می‌رم جلو

01:06:08.880 --> 01:06:10.660
سینه‌های جوون‌ـم رو به‌ش نشون می‌دم

01:06:12.280 --> 01:06:13.860
یه‌خرده این‌پااون‌پا می‌کنه

01:06:14.760 --> 01:06:16.660
حالت نفس‌کشیدن‌ـش عوض می‌شه

01:06:18.280 --> 01:06:19.620
به لرز افتاده

01:06:21.480 --> 01:06:23.460
دست‌ـش رو میاره بالا

01:06:25.480 --> 01:06:27.816
نُه صبح اون روز، دم درِ خونۀ خواهرـم

01:06:27.840 --> 01:06:29.500
مارتین از بالا به‌م نگاه می‌کنه

01:06:29.760 --> 01:06:31.220
«درود بر شما»

01:06:31.920 --> 01:06:33.300
«کلیر این‌جاست؟»

01:06:34.040 --> 01:06:35.340
«بلی»

01:06:35.880 --> 01:06:38.660
سعی می‌کنم ازـش رد بشم برم تو، ولی نمی‌ذاره

01:06:39.040 --> 01:06:40.816
کلیر میاد دم در

01:06:40.840 --> 01:06:42.620
چتری‌ـش رو فر کرده

01:06:44.680 --> 01:06:47.656
یه جوکِ به‌زیبایی‌ساخته‌شده
درباره‌ش ارائه می‌دم

01:06:47.680 --> 01:06:49.176
ولی می‌پّره به‌م

01:06:49.200 --> 01:06:52.296
به‌م می‌گه باید دست از حرف‌زدن با آدم‌ها جوری که
انگار دارم یه روتین استندآپ اجرا می‌کنم بردارم

01:06:52.320 --> 01:06:54.340
که بعضی چیزها هیچ خنده‌دار نیستن

01:06:56.360 --> 01:06:57.780
من می‌خندم

01:06:59.840 --> 01:07:01.300
و بعد نمی‌خندم

01:07:02.640 --> 01:07:04.580
و بعد گلوـم خشک می‌شه

01:07:05.960 --> 01:07:08.020
هیچ‌کس واسه یه مدت کوتاه چیزی نمی‌گه

01:07:10.320 --> 01:07:12.100
«پول رو انتقال ندادی»

01:07:14.640 --> 01:07:16.060
«نه»

01:07:18.440 --> 01:07:20.140
«نمی‌ری فنلاند»

01:07:22.160 --> 01:07:23.460
«نه»

01:07:25.600 --> 01:07:27.340
«این چرا هنوز این‌جاست؟»

01:07:29.520 --> 01:07:31.340
«اون دست‌مالی‌ـت نکرد»

01:07:32.120 --> 01:07:34.140
«!سعی خودش رو کرد»

01:07:36.920 --> 01:07:39.140
«گفت که بیش‌تر برعکس بود»

01:07:41.440 --> 01:07:42.940
چی؟»

01:07:43.880 --> 01:07:45.620
«ولی اون حقیقت نداره

01:07:46.640 --> 01:07:48.460
«چطور می‌تونم باورـت کنم؟»

01:07:49.560 --> 01:07:51.376
چی؟ آ... چطور»

01:07:51.400 --> 01:07:52.776
«...خب، چون من خواهـ

01:07:52.800 --> 01:07:55.060
«بعد از کاری که با بـو کردی»

01:08:05.960 --> 01:08:07.700
.اون تقصیر من نبود»

01:08:11.600 --> 01:08:13.260
.پسره من رو می‌خواست

01:08:15.720 --> 01:08:17.300
.پسره من رو می‌خواست

01:08:19.560 --> 01:08:20.940
«...پس

01:08:25.400 --> 01:08:26.940
الآن 11 و ربع‌ـه

01:08:27.840 --> 01:08:29.140
جو داره می‌لرزه

01:08:30.520 --> 01:08:32.740
من توی زاویۀ کاملاً درست سینه‌باز وایسادم

01:08:33.760 --> 01:08:35.820
دست‌ـش همین‌طور داره میاد بالا

01:08:36.440 --> 01:08:37.936
تا این‌که روی چشم‌هاش قرار می‌گیره

01:08:37.960 --> 01:08:39.860
اوه! آ»

01:08:43.640 --> 01:08:45.900
«لباس‌ـت رو تن‌ـت کن، عزیزـم

01:08:48.480 --> 01:08:50.020
«چی؟»

01:08:51.440 --> 01:08:53.460
«لباس‌ـت رو تن‌ـت کن»

01:08:55.960 --> 01:08:57.380
.عیب نداره، جو»

01:08:58.960 --> 01:09:00.660
«قضاوت‌ـت نمی‌کنم

01:09:02.720 --> 01:09:04.100
آره، آ»

01:09:04.880 --> 01:09:07.260
.من برای چای‌ـم میام این‌جا، عزیزـم

01:09:09.280 --> 01:09:10.900
.و برای این‌که تو رو ببینم

01:09:12.640 --> 01:09:15.940
«اون اتفاقِ غم‌انگیزی
بود که برای دوست‌ـت افتاد

01:09:22.960 --> 01:09:24.380
«تو ضعیف‌ای»

01:09:26.560 --> 01:09:28.740
آره، اون شاید حقیقت داشته باشه، ولی، آ»

01:09:30.200 --> 01:09:31.900
«من دیگه می‌رم

01:09:33.000 --> 01:09:36.380
.اوه، بی‌خیال، جو، بمون. توروخّدا»

01:09:38.120 --> 01:09:40.020
«من تقریباً نصف تو سن دارم

01:09:42.800 --> 01:09:44.180
وایمی‌سته

01:09:45.360 --> 01:09:48.860
دست‌هاش رو از روی چشم‌هاش
میاره پایین و بالأخره به‌م نگاه می‌کنه

01:09:53.960 --> 01:09:55.860
.برو خونه، عزیزـم»

01:09:57.600 --> 01:10:00.220
متأسف‌ام، ولی

01:10:01.040 --> 01:10:02.820
«این باب علاقۀ من نیست

01:10:05.440 --> 01:10:07.980
همین‌که از کنار من رد
می‌شه دست‌ـش رو می‌گیرم

01:10:08.240 --> 01:10:11.820
لاغره ولی ورم‌کرده. پوست‌ـش توی
چنگ‌ـم پژمرده می‌شه. حال‌به‌هم‌زن‌ـه

01:10:14.560 --> 01:10:16.420
یه‌خرده روی صندلی جو می‌شینم

01:10:17.320 --> 01:10:19.260
یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسۀ اون مَرده

01:10:21.800 --> 01:10:25.216
دندون‌های هیلاری دوباره دارن
خاییده می‌شن، قرچ‌قرچ می‌کنن

01:10:25.240 --> 01:10:28.296
صداش غیرقابل‌تحمل‌ـه.
خایش بی‌امانِ بی‌وقفه‌ست

01:10:28.320 --> 01:10:31.140
وقتی درد داشته باشن یا پریشون
باشن اون کار رو می‌کنن، یا وقتی

01:10:32.080 --> 01:10:33.540
نمی‌تونم به‌ش گوش بدم

01:10:34.600 --> 01:10:36.100
از قفس‌ـش درـش میارم

01:10:37.400 --> 01:10:39.980
جسم کوچک‌ـش رو در سینۀ لخت‌ـم نگه می‌دارم

01:10:41.720 --> 01:10:43.540
می‌تونم پنجه‌هاش رو حس کنم

01:10:45.040 --> 01:10:46.536
استخون‌هاش احساس خمیده‌بودن می‌دن

01:10:46.560 --> 01:10:49.340
و تنفس‌ـش ضعیف‌ـه، ولی
دندون‌هاش می‌خورن به هم

01:10:51.240 --> 01:10:52.620
نمی‌تونم

01:10:54.400 --> 01:10:56.860
از بخش نرم‌ـش توی صورت‌ـش نگاه می‌کنم

01:11:00.040 --> 01:11:02.980
فروکردنِ انگشت‌ـم رو تصور می‌کنم
تا چشم‌هاش از حدقه بزنه بیرون

01:11:05.040 --> 01:11:07.500
نه، اون رو تصور می‌کنم.
انجام اون کار رو تصور می‌کنم

01:11:09.960 --> 01:11:12.200
و در حالی که دست‌ـم از روی
بدن‌ـش داره می‌ره پایین، من

01:11:14.760 --> 01:11:16.100
من

01:11:19.280 --> 01:11:23.416
اولین‌بار که دادم‌ـش به
بـو، به‌قدری ریزه‌میزه بود که

01:11:23.440 --> 01:11:26.176
گذاشتم‌ـش توی این جعبۀ کادوی کوچولو
که از یه کارت‌فروشی مزخرف خریده بودم

01:11:26.200 --> 01:11:29.456
، همین‌جوری نشست روی یه تیکه پنبه
از لای بخش نرم‌ـش نگاه می‌کرد

01:11:29.480 --> 01:11:31.056
مضحک بود

01:11:31.080 --> 01:11:33.136
این توپِ پرزیِ کوچولوی بیش‌ازحدهیجان‌زده

01:11:33.160 --> 01:11:35.580
همین‌جوری می‌شینه توی دست‌ـت

01:11:37.400 --> 01:11:39.100
قیافۀ بـو

01:11:41.040 --> 01:11:43.860
قیافۀ بـو وقتی اون جعبه رو باز کرد

01:11:43.880 --> 01:11:47.140
نیش‌ـش تا بناگوش باز شد

01:11:47.400 --> 01:11:48.616
این یه»

01:11:48.640 --> 01:11:49.856
این... تو

01:11:49.880 --> 01:11:51.256
این یه خوکچۀ هندی‌ـه؟ چی؟

01:11:51.280 --> 01:11:52.700
«تو... این چیه؟

01:11:54.080 --> 01:11:55.780
.نمی‌دونم»

01:11:57.320 --> 01:11:59.020
«یه چیزی برای مهر‌وَرزی؟

01:12:02.280 --> 01:12:03.740
من دارم گریه می‌کنم

01:12:06.040 --> 01:12:07.780
با انگشت‌هام محکم گرفتم‌ـش

01:12:09.640 --> 01:12:11.060
ولی نمی‌تونم

01:12:13.400 --> 01:12:15.580
می‌تونم احساس کنم که چقدر ترسیده

01:12:17.440 --> 01:12:19.260
که چقدر درد داره

01:12:20.600 --> 01:12:22.180
ولی نمی‌تونم

01:12:24.720 --> 01:12:26.620
محکم در آغوش گرفتم‌ـش

01:12:28.400 --> 01:12:30.460
محکم‌تر در آغوش می‌گیرم‌ـش

01:12:32.360 --> 01:12:35.576
محکم‌تر در آغوش می‌گیرم‌ـش تا این‌که خردشدن
استخون‌هاش در مقابل سینه‌م رو احساس می‌کنم

01:12:35.600 --> 01:12:37.300
و خایش متوقف می‌شه

01:12:44.640 --> 01:12:46.380
هیچ صدایی نمیاد

01:12:49.880 --> 01:12:51.340
و اون در امان‌ـه

01:12:59.040 --> 01:13:00.620
خیلی‌خب، لطفاً برید

01:13:02.520 --> 01:13:03.940
چی؟ ولی

01:13:04.320 --> 01:13:07.060
ولی متوجه نیستید. من به
این احتیاج دارم - لطفاً فقط برید -

01:13:14.200 --> 01:13:15.256
منحرف -
هرزه -

01:13:15.280 --> 01:13:16.660
!عجب

01:13:16.840 --> 01:13:19.620
لطفاً برید -
خودت... لطفاً برو -

01:13:20.320 --> 01:13:21.980
دفتر من‌ـه

01:13:22.280 --> 01:13:23.580
خب؟

01:13:25.120 --> 01:13:26.860
خیلی‌خب

01:13:29.560 --> 01:13:30.940
!وایسا

01:13:39.200 --> 01:13:40.940
چی به خنده‌ت انداخت؟

01:13:43.320 --> 01:13:44.660
چی؟

01:13:45.240 --> 01:13:46.900
توی کارنامک‌ـم

01:13:47.400 --> 01:13:48.696
گفتی خنده‌دار بود

01:13:48.720 --> 01:13:51.540
آم... تو صاحب تنها کافه
برای خوکچه‌های هندی‌ای

01:13:54.280 --> 01:13:56.580
صحیح، خیلی‌خب، اون دقیقاً... صحیح، خیلی‌خب

01:13:57.600 --> 01:13:58.736
آره، ولی اون به خنده‌ت انداخت؟

01:13:58.760 --> 01:14:00.656
آره، به گمونم. هیچ‌وقت فکر
نمی‌کردم خوکچۀ هندی

01:14:00.680 --> 01:14:02.176
کافه با مضمون خوکچۀ هندی بود -
اوه، صحیح -

01:14:02.200 --> 01:14:03.860
آره. آره -
اون با عقل جور در میاد -

01:14:10.000 --> 01:14:12.900
اگه می‌نوشتم اون کافه رو
به گا دادم تا نابود بشه چی؟

01:14:14.040 --> 01:14:15.660
که خانواده‌م رو به گا دادم؟

01:14:16.080 --> 01:14:17.776
که دوست‌ـم رو با گاییدن
دوست‌پسرـش به گا دادم؟

01:14:17.800 --> 01:14:19.336
که احساس زنده‌بودن
نمی‌کنم مگر این‌که کرده بشم

01:14:19.360 --> 01:14:22.816
احساس کنترل‌داشتن نمی‌کنم مگر این‌که سکس کنم، چون
سکس‌کردن باعث می‌شه درک‌ـم از واقعیت رو از دست ندم

01:14:22.840 --> 01:14:25.736
و سکس‌کردن آدم‌ها رو تا جایی که
تونستم دنبال‌ـش بگردم تماشا کرده‌ام

01:14:25.760 --> 01:14:29.496
و می‌دونم که بدن‌ـم، جوری که الآن
هست، واقعاً تنها چیزـیه که دارم

01:14:29.520 --> 01:14:32.620
، و زمانی که پیر و نکردنی بشه
ممکنه اون رو هم به فنا بدم

01:14:32.960 --> 01:14:36.256
و بعد، بعضی وقت‌ها، آرزو می‌کنم که
ای‌کاش نمی‌دونستم گایش وجود داره

01:14:36.280 --> 01:14:40.100
چون، به‌نحوی، هیچی بدتر از این
نیست که یه نفر نخواد من رو بکنه

01:14:40.160 --> 01:14:41.776
که من همه‌چی رو به گا دادم

01:14:41.800 --> 01:14:45.060
ولی این‌دفعه، این‌دفعه،
من واقعاً نـ... من صادقانه

01:14:51.200 --> 01:14:53.660
می‌دونی، همه یه‌ذره چنین احساسی دارن

01:14:55.720 --> 01:14:57.900
و فقط در موردش حرف نمی‌زنن

01:15:00.360 --> 01:15:02.820
یا این‌که من بدجوری تنهام

01:15:05.160 --> 01:15:07.020
که اصلاً خنده‌دار نیست

01:15:12.240 --> 01:15:14.100
اون واقعاً شایسته نبود

01:15:18.880 --> 01:15:20.220
درست‌ـه، آره

01:15:22.600 --> 01:15:23.900
ببخشید

01:15:25.040 --> 01:15:27.700
ببین

01:15:29.840 --> 01:15:35.260
سه ماه پیش، من توی یه مهمونی
به سینۀ یه همکار دست زدم

01:15:35.840 --> 01:15:37.580
نه برای اولین‌بار

01:15:38.160 --> 01:15:43.176
اعتبار کسب‌وکاری که کُل عمرـم
مشغول‌ـش بوده‌ام رو از بین برده

01:15:43.200 --> 01:15:46.100
و من رو کاملاً از خانواده‌م طرد کرده

01:15:48.320 --> 01:15:49.780
چرا انجام‌ـش دادی؟

01:15:50.240 --> 01:15:52.060
اشتباهِ

01:15:52.320 --> 01:15:54.060
وحشتناکی بود

01:15:56.400 --> 01:15:59.180
آدم‌ها اشتباه می‌کنن -
آره، همین‌طوره -

01:16:02.080 --> 01:16:04.500
به همین خاطر پاک‌کُن می‌ذارن تهِ مدادها

01:16:05.120 --> 01:16:07.980
اون یه جوک‌ـه؟

01:16:13.320 --> 01:16:14.820
نمی‌دونم

01:16:21.240 --> 01:16:23.700
این مصاحبه رو دوباره آغاز کنیم؟

01:16:27.600 --> 01:16:29.100
باشه

01:16:41.040 --> 01:16:44.420
ممنون که تشریف آوردید. واقعاً سپاس‌گزارـم
که کارنامک‌تون رو ارسال کردید

01:16:45.520 --> 01:16:46.696
خواهش می‌کنم

01:16:46.720 --> 01:16:48.616
خنده‌دار بود

01:16:48.640 --> 01:16:50.140
!کون لق‌ـت

01:17:23.080 --> 01:17:24.740
!متشکرـم

01:17:29.788 --> 01:17:39.788
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:17:40.160 --> 01:17:41.700
ممنون

01:17:44.920 --> 01:17:46.300
!متشکرـم

01:17:46.324 --> 01:17:58.324
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.