﻿WEBVTT

00:00:00.500 --> 00:00:07.500
<c.colorffbe0f><i>به یاری آزاده کاوسی</i></c>

00:00:07.524 --> 00:00:27.524
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:51.700 --> 00:00:57.220
‫اشیاء، لباس‌ها، هدایای ردوبدل شده
‫همه چی اینجاست.

00:00:58.240 --> 00:01:01.400
‫همه‌اش باید اینجا باشه ولی
‫باز شما هم یه نگاه بیندازید.

00:01:09.040 --> 00:01:12.660
‫این هم طلاها. به‌دقت چک کردیم.

00:01:13.720 --> 00:01:18.060
‫ولی به خاطر این هرج‌و‌مرج و دلخوری‌ها
‫ممکنه کم و کسری باشه که بگید جبران می‌کنم.

00:01:18.720 --> 00:01:24.300
‫ببخشید که یهویی این‌طوری خبر دادم.
‫چند روزه خودم هم نمی‌دونم چیکار می‌کنم.

00:01:25.620 --> 00:01:29.520
‫باشه مهمت ولی کسی بهت چیزی نگفته که.
‫الآن وقت این کارهاست؟!

00:01:29.960 --> 00:01:33.620
‫صبر می‌کردی اول دختر پیدا بشه،
‫بعد می‌فهمیدیم مشکلش چیه.

00:01:33.940 --> 00:01:37.500
‫چه لزومی به این عجله بود که این‌طور
‫بُدو اومدی و این‌ها رو به من میگی؟!

00:01:39.020 --> 00:01:40.480
‫رفتی پیش پلیس؟

00:01:44.415 --> 00:01:45.815
‫تو به من گوش کن.

00:01:45.840 --> 00:01:51.900
‫رضا هم بیاد باهم بریم پلیس. دادخواست بنویسیم
‫و عکسش هم بدیم تا بلافاصله دنبالش بگردند.

00:01:52.220 --> 00:01:56.720
‫- بعدش همه باهم می‌نشینیم و مفصل درباره اتفاق حرف می‌زنیم.
‫- نه دایی.

00:01:58.820 --> 00:01:59.740
‫ممنون.

00:02:00.140 --> 00:02:03.460
‫آدم خوب و فهمیده‌ای هستی ولی
‫دیگه نیازی به این حرف‌ها نیست.

00:02:04.800 --> 00:02:06.700
‫اساساً به‌زور تونسته‌ام جلوت بشینم.

00:02:07.260 --> 00:02:10.220
‫از خجالت، به‌سختی نگاهت می‌کنم.
‫رضا رو هم که اصلاً نمی‌تونم.

00:02:10.800 --> 00:02:13.300
‫هدایا و طلاهاتون رو بگیرید.

00:02:13.640 --> 00:02:16.980
‫نامزدی و ما و این قضیه رو فراموش کنید.

00:02:18.680 --> 00:02:20.620
‫من دیگه همچین دختری ندارم.

00:02:23.340 --> 00:02:25.540
‫اگه سالم برگرده، خودم می‌کشمش!

00:02:26.540 --> 00:02:29.440
‫اگر هم جنازه‌اش برگرده
‫می‌اندازمش جلوی سگ‌ها.

00:02:29.440 --> 00:02:30.800
‫توبه کن مهمت.

00:02:32.180 --> 00:02:35.880
‫هیچ‌کس حق نداره در حق یکی این حرف
‫رو بزنه، حتی اگه پدر طرف باشه.

00:02:36.400 --> 00:02:39.820
‫شرمنده ولی آدم در حق دشمنش هم
‫همچین فکری نمی‌کنه.

00:02:39.820 --> 00:02:41.440
‫چه برسه به دختر خودش.

00:02:41.440 --> 00:02:44.520
‫مادر و پدر که اصلاً نباید
‫نسبت به فرزندش بگه.

00:02:47.160 --> 00:02:48.640
‫با اجازه دایی.

00:02:53.560 --> 00:02:54.620
‫مهمت؟!

00:02:59.820 --> 00:03:02.040
‫خب مشکلش چی بوده؟
‫چرا از خونه فرار کرده؟

00:03:02.380 --> 00:03:03.780
‫اینو نگفت.

00:03:03.920 --> 00:03:08.040
‫منم اصرار نکردم و فشار نیاوردم بهش.
‫تو احوالش رو ندیدی.

00:03:11.380 --> 00:03:12.780
‫به خاطر منه!

00:03:12.920 --> 00:03:15.040
‫چرا به خاطر تو باشه پسرم؟

00:03:15.440 --> 00:03:17.180
‫تو مگه چیکار کردی با دختره؟

00:03:17.180 --> 00:03:20.000
‫با آدمی که فوقش دو دفعه دیدم
‫چیکار می‌تونم بکنم؟

00:03:20.480 --> 00:03:25.000
‫خب منو نخواست دیگه.
‫با اجبار باباش هم فرار کرد. همین.

00:03:25.000 --> 00:03:31.000
‫پسرم تو چقدر به کوچک کردن
‫خودت علاقه‌مندی آخه!؟

00:03:45.500 --> 00:03:46.920
‫بابابزرگ؟

00:03:48.240 --> 00:03:50.040
‫همه‌ی این‌ها رو ما خریدیم؟

00:03:51.120 --> 00:03:53.600
‫بله، ما خریدیم. مگه قرار بود کی بخره؟!

00:03:54.360 --> 00:03:56.440
‫یعنی این کارها همیشه این مدلیه؟

00:03:58.260 --> 00:04:01.280
‫- کدوم کارها؟
‫- همین کارها دیگه.

00:04:02.220 --> 00:04:04.320
‫بعد از به‌هم‌خوردن نامزدی و پس‌دادن حلقه...

00:04:04.780 --> 00:04:07.160
‫هدایای گرفته و داده شده پس گرفته می‌شن؟

00:04:08.040 --> 00:04:11.380
‫بله همین‌طوره. مگه قرار بود چطور باشه؟

00:04:12.200 --> 00:04:15.840
‫- همون داستان گاو مُرد، شراکت تموم شد؟
‫- تقریباً.

00:04:28.260 --> 00:04:31.280
‫عجب. این چیه دیگه؟

00:04:32.600 --> 00:04:33.480
‫رضا؟

00:04:36.540 --> 00:04:38.660
‫رضا یالا پاشو پسرم. دیرمون نشه.

00:04:39.240 --> 00:04:40.580
‫بگیر.

00:04:42.780 --> 00:04:43.880
‫کافیه.

00:04:53.140 --> 00:04:55.860
‫- بابابزرگ می‌خوام یه چیزی ازت بپرسم.
‫- بپرس.

00:04:58.060 --> 00:04:59.900
‫هنوز از اینکه هر روز کلِّه‌ی سحر بیدار بشی...

00:05:00.220 --> 00:05:03.000
‫و واسم همچین صبحونه‌ی خوبی
‫حاضر کنی خسته نشدی؟

00:05:04.060 --> 00:05:07.180
‫راستش من از خوردن خسته شدم
‫ولی تو از حاضر کردن این نه.

00:05:09.080 --> 00:05:11.360
‫- چی شد؟
‫- نون رو یادم رفت.

00:05:20.960 --> 00:05:22.960
‫هان؟ خسته نشدی؟

00:05:23.260 --> 00:05:25.940
‫شدم ولی چیکار کنم؟

00:05:26.900 --> 00:05:27.940
‫آماده نکن.

00:05:28.740 --> 00:05:30.600
‫آماده نکنم چی می‌خوری؟

00:05:31.400 --> 00:05:34.720
‫- از گرسنگی که نمی‌میرم. یه چیزی پیدا می‌کنم.
‫- اون‌طوری نمی‌شه.

00:05:35.160 --> 00:05:37.560
‫هیچی جای یه صبحونه‌ی خوب رو نمی‌گیره.

00:05:37.800 --> 00:05:40.880
‫اون‌طوری نمیشه سر کار رفت. بعدش...

00:05:42.560 --> 00:05:44.120
‫به محض شروع‌کردن کار...

00:05:44.440 --> 00:05:46.760
‫هی به خودت میگی کی ناهار میشه؟

00:05:55.940 --> 00:06:00.960
‫- بعد دیدم جلوی ماشینم یه داگوی آرژانتینیِ هیولا وایساده.
‫- داگوی آرژانتینی چیه دیگه؟

00:06:00.960 --> 00:06:03.540
‫همون نژاد سگ گنده‌ دیگه بابا.

00:06:03.540 --> 00:06:07.120
‫- با چشم‌های کوچک رنگی و گوش‌های شکسته
‫- یادم نمیاد.

00:06:07.320 --> 00:06:08.640
‫ اینو می‌گم دیگه.

00:06:14.540 --> 00:06:15.460
‫این!

00:06:16.020 --> 00:06:18.260
‫- وای. این چیه دیگه؟
‫- داگوی آرژانتینی.

00:06:19.400 --> 00:06:23.240
‫گفتم این حیوون اینجا چیکار می‌کنه؟
‫خیلی آروم نزدیکش شدم. منو که دید...

00:06:23.240 --> 00:06:25.740
‫یه نگاه به من انداخت، یه نگاه به ماشین.

00:06:25.740 --> 00:06:30.420
‫این طوری کرد و پرید توی ماشین و رفت
‫جلو نشست، انگار ماشین باباشه.

00:06:30.980 --> 00:06:34.380
‫با احتیاط رفتم پیشش، خب ترسیدم از هیکلش.

00:06:34.380 --> 00:06:39.800
‫رفتم پشت در. یکی دو تا «هُش» گفتم ولی
‫عین خیالش نبود و تکون نمی‌خورد.

00:06:39.920 --> 00:06:44.440
‫بعد یادم افتاد و رفتم از توی صندوق
‫عقب چماق رو برداشتم.

00:06:44.440 --> 00:06:45.680
‫نزدی که حیوون رو؟

00:06:45.680 --> 00:06:49.880
‫نه بابا چرا بزنم؟ تو هیکل بزرگ
‫این نژاد رو نبین، عین بچه‌‌ان.

00:06:49.880 --> 00:06:53.400
‫دلت نمیاد اصلاً.
‫ولی چون گنده هست آدم می‌ترسه.

00:06:53.680 --> 00:06:58.000
‫خلاصه یکی دو بار با چماق تکونش دادم،
‫ولی باز از جاش جم نخورد اصلاً.

00:06:58.000 --> 00:07:02.980
‫ولی چون اذیت شد، تا دید صندلی
‫عقب خالیه، پرید و طوری عقب خوابید...

00:07:02.980 --> 00:07:06.500
‫- که از شدت بزرگی‌اش صندلی رو نمی‌دیدی.
‫- خب چی می‌خواست؟

00:07:06.500 --> 00:07:08.760
‫راستش پرسیدیم ولی نگفت.

00:07:09.300 --> 00:07:13.080
‫- ولی احتمالاً فکر کرده بود ماشین خودشونه حیوونکی.
‫- یعنی چی ماشین خودش؟

00:07:13.080 --> 00:07:19.180
‫این نژاد اینجاها چیکار داره آخه؟ طبق گفته‌ی «جوشکون» کارگر پمپ‌بنزین، دو‌سه روز پیش یکی با ماشین ولش کرده.

00:07:19.180 --> 00:07:22.840
‫اگه شبیه ماشین من بوده باشه،
‫اینم اشتباه گرفته احتمالاً.

00:07:22.840 --> 00:07:24.520
‫اینا خیلی به صاحبشون وابسته می‌شن.

00:07:24.520 --> 00:07:26.520
‫درسته. سگ‌ها همینطوری‌ان.

00:07:26.840 --> 00:07:32.000
‫دیگه جوشکون رو صدا زدم و گفتم این‌طوری
‫ نمیشه، بیا یه نگاه به این بنداز قربونت.

00:07:32.000 --> 00:07:35.420
‫ اومد و دید و گفت نگران نباش. بسپر به من.
‫چیکار کردیم؟

00:07:35.500 --> 00:07:38.560
‫درها رو بستیم. فقط در عقب سمت شاگرد بازه.

00:07:38.560 --> 00:07:43.720
‫آب‌پاش رو برداشتیم و پاشیدیم عقب.
‫خودش رو زد این‌ور و اون‌ور.

00:07:43.720 --> 00:07:49.960
‫می‌خواست بیاد جلو، می‌پاشیدیم جلو. می‌رفت گوشه، می‌پاشیدیم اونجا.
‫آخرش از در باز، پرید بیرون و رفت حیوون.

00:07:49.960 --> 00:07:54.260
‫- ای بابا
‫- همین‌طوری سوار چند تا ماشین شده و به زور بیرونش کردند.

00:07:55.300 --> 00:07:57.960
‫بعد از ظهری این چه بلایی بود سرمون اومد؟!

00:07:58.200 --> 00:08:00.400
‫- عمو یه چیزی ازت می‌پرسم.
‫- بپرس عمو

00:08:00.780 --> 00:08:04.420
‫- چرا این اتفاقات فقط تو رو پیدا می‌کنن و سراغ ما نمیان؟
‫- یعنی چی؟

00:08:04.840 --> 00:08:10.860
‫گفتم که. تمام اتفاقات عجیب سر تو میاد.
‫ما هم مثل علف، بیخود می‌آییم و میریم.

00:08:10.860 --> 00:08:12.640
‫مگه میشه همچین چیزی آخه؟

00:08:12.640 --> 00:08:17.560
‫قطعاً این مدل اتفاقات برای تو هم پیش میاد
‫ولی متوجه نمیشی.

00:08:17.560 --> 00:08:22.960
‫بابابزرگت می‌دونه من از بچگی همیشه آگاهی بالایی داشتم.
‫اصطلاحاً میگن با شعور بالا.

00:08:22.960 --> 00:08:25.940
‫همیشه این طوری بودم. احتمالاً بخاطر همینه.
‫نمی‌دونم که.

00:09:53.200 --> 00:09:54.240
‫بده.

00:11:10.880 --> 00:11:15.780
‫الحق که حلال‌زاده‌ای. خواستم پیام بدم
‫که زنگ زدی.

00:11:17.400 --> 00:11:19.260
‫سر کار هستم. چه گه دیگه‌ای می‌تونم بخورم؟

00:11:22.500 --> 00:11:25.760
‫بگو به خدا؟ بگو به خدا؟

00:11:26.880 --> 00:11:29.820
‫عجب! از کجا گارسون دختر پیدا کرده؟

00:11:32.100 --> 00:11:34.900
‫فهمیدم.

00:11:35.700 --> 00:11:38.820
‫نه بابا پسر... سردار اون رو از دست نمیده.

00:12:16.860 --> 00:12:19.280
‫پسر درست اومدیم؟ اینجا بود؟

00:12:20.740 --> 00:12:22.760
‫از اینجا بود؟

00:12:30.920 --> 00:12:31.840
‫ممنون.

00:14:14.140 --> 00:14:15.700
‫هنوز لباس‌هاتو در نیاوردی تو؟

00:14:16.140 --> 00:14:18.940
‫- نه، لخت شدم ولی دوباره پوشیدم.
‫- چرا؟

00:14:19.540 --> 00:14:20.820
‫دلم نخواست.

00:14:22.340 --> 00:14:23.580
‫منو نخواست؟

00:14:24.000 --> 00:14:27.620
‫نه امروز فکرم درگیره . دلم شور می‌زنه.
‫دست خودم نیست.

00:14:27.900 --> 00:14:30.640
‫- اتفاق بدی افتاده؟
‫- چیزی نشده.

00:14:31.580 --> 00:14:33.060
‫پس بگیر بشین.

00:14:34.340 --> 00:14:35.500
‫اینو در بیار.

00:14:52.300 --> 00:14:55.140
‫رضا ماجرای تو چی شد پسر؟

00:14:55.540 --> 00:14:57.720
‫- کدوم ماجرا؟
‫- منظورت چیه کدوم ماجرا؟

00:14:57.720 --> 00:15:01.260
‫انقدر گفتی عروسی و نامزدی و
‫فلان که مغزمونو گاییدی.

00:15:01.260 --> 00:15:03.160
‫خیلی وقته خبری هم نیست ازت.

00:15:03.160 --> 00:15:06.200
‫- اون قضیه خیلی وقته تموم شده.
‫- چطور یعنی؟

00:15:06.200 --> 00:15:08.280
‫خیلی وقته تموم شده. کنسلش کردیم.

00:15:08.280 --> 00:15:10.220
‫- قسم بخور.
‫- به خدا.

00:15:10.740 --> 00:15:11.900
‫چرا؟

00:15:12.800 --> 00:15:16.840
‫دلیل خاصی ندارم که بگم.
‫.میشه گفت عدم تفاهم

00:15:17.240 --> 00:15:21.180
‫وقتی دیدیم نمیشه، حرف زدیم
‫و تصمیم گرفتیم توافقی جدا بشیم.

00:15:21.900 --> 00:15:26.000
‫- ای بابا. کی این‌طوری شد حالا؟
‫- خیلی وقته.

00:15:26.840 --> 00:15:30.280
‫- ناراحت شدم.
‫- کاریش نمیشه کرد.

00:15:32.180 --> 00:15:35.060
‫سرت سلامت داداش. خیری توش بوده.

00:15:35.540 --> 00:15:38.280
‫بیخیال پسر. بعداً عدم تطابق بدنی
‫هم پیش می‌اومد.

00:15:38.280 --> 00:15:40.060
‫نیمه‌ی پُر رو باید دید.

00:15:50.540 --> 00:15:52.800
‫ببخشید این موقع مزاحم میشم.

00:15:55.420 --> 00:15:56.620
‫مهم نیست.

00:15:59.880 --> 00:16:01.940
‫میشه بیام تو؟

00:16:04.300 --> 00:16:07.040
‫مریضی؟ رنگت پریده.

00:16:08.280 --> 00:16:09.640
‫نه خوبم.

00:16:10.960 --> 00:16:12.340
‫گرسنه‌ای؟

00:16:13.560 --> 00:16:17.880
‫نه ولی یه لیوان آب بدی خوبه.
‫یه‌کم سرم گیج میره.

00:17:36.380 --> 00:17:37.240
‫بفرما.

00:17:41.140 --> 00:17:42.080
‫بفرما.

00:17:54.400 --> 00:17:55.400
‫رضا؟

00:17:57.900 --> 00:18:00.180
‫رضا پاشو پسرم. دیر نشه.

00:18:10.780 --> 00:18:16.060
‫یه دقیقه رفیق... آخه به خاطر افتادگی چونه، اینطوری حرف میزنه...
‫یه دقیقه میخوام سوالی بپرسم.

00:18:16.060 --> 00:18:20.760
‫گفت ما سازمان ملل متحدیم یا صلیب سرخ؟

00:18:20.760 --> 00:18:23.640
‫گفت شور این قضیه دراومده دیگه رفیق.

00:18:23.760 --> 00:18:31.280
‫گفت سوریه‌ای‌ها به کنار؛ افغانی هست، ازبک هست
‫قرقیز هست، حتی آفریقایی هم هست...

00:18:31.280 --> 00:18:35.500
‫گفت باورت میشه دیروز یکی از رفقا
‫تو ناف آنکارا...

00:18:35.500 --> 00:18:39.400
‫شاهد دعوای سودانی‌ها و موزامبیکی‌ها بوده؟

00:18:39.400 --> 00:18:45.840
‫اینا توی بار تا خرخره خوردن و وسط «تونالی»
‫دو دسته‌ی پنجاه نفری شدند...

00:18:45.840 --> 00:18:50.260
‫و تا صبح دعوا کردن و همدیگرو
‫با مشت و چماق زدن.

00:18:50.260 --> 00:18:57.180
‫پلیس هم هیچ کاری نکرده و تماشا کرده. چرا؟
‫چون مصونیت قضایی داشتند. فرزند دیپلمات بودند.

00:18:57.180 --> 00:19:03.900
‫گفت این چه کاریه برادر؟ دست به شمشیر هم بشن
‫ کسی نباید کاری به موزامبیکی‌ها داشته باشه.

00:19:03.900 --> 00:19:07.600
‫گفت برادر من موزامبیک کجاست آخه؟
‫موزامبیک کجاست؟

00:19:07.600 --> 00:19:15.380
‫گفت بگو دو میلیارد میدیم تو نقشه نشونش بده
‫به خدا نمی‌تونن پیداش کنن. ما هم بدجور می‌خندیدیم.

00:19:15.380 --> 00:19:24.320
‫چای از دهن احمد آقا بیرون پرید، من رو زمین غش کردم
‫مجاهد اینا از خنده پاسور رو ول کردن. از خنده روده‌بُر شدیم.

00:19:24.460 --> 00:19:27.580
‫آدم خیلی خیلی عجیبیه. خیلی خنده‌داره.

00:20:04.800 --> 00:20:07.020
‫- بریم.
‫- شما برید. کاری برام پیش اومد.

00:20:07.140 --> 00:20:09.900
‫- چه کاری؟
‫- ختنه‌سوران پسر مجیده. یه سر می‌زنم.

00:20:09.900 --> 00:20:11.560
‫بیا برسونیمت اگه می‌خوای.

00:20:11.560 --> 00:20:14.420
‫- نه می‌خوام یه‌کم قدم بزنم.
‫- باشه هر طور می‌خوای.

00:20:16.720 --> 00:20:18.560
‫- خیلی دیر نکن.
‫- نه.

00:20:33.100 --> 00:20:34.180
‫رضا؟

00:20:41.460 --> 00:20:43.260
‫- کجا؟
‫- میرم خونه.

00:20:43.900 --> 00:20:45.520
‫- اینا چیه؟
‫- چیزی نیست.

00:20:46.340 --> 00:20:50.400
‫- میخوای خوش باشی؟
‫-  نه بابا، گفتم یه‌کم بچرخم. حوصله‌ام سر رفته بود.

00:20:50.600 --> 00:20:53.840
‫- حوصله‌ات چرا سر رفته؟
‫- اوضاع رو نمی‌بینی؟

00:20:54.400 --> 00:20:56.100
‫اوضاع چیه مگه؟

00:20:56.220 --> 00:21:00.240
‫دلار شده 900 شده. بورس سقوط کرده.

00:21:00.240 --> 00:21:03.560
‫آمریکا به ایران پیام داده.
‫ایران اسرائیل رو تهدید کرده.

00:21:03.780 --> 00:21:07.120
‫- آدم تو این زندگی از چی حوصله‌اش سر میره؟
‫- چرت نگو بابا.

00:21:08.080 --> 00:21:10.200
‫- تو کجا میری؟
‫- کجا رو دارم؟ خونه دیگه.

00:21:10.720 --> 00:21:14.840
‫- ولی اگه غر نزنی، می‌تونیم یه چرخی بزنیم.
‫- باشه.

00:21:19.320 --> 00:21:23.060
‫اینجا خیلی خوشگله پسر.
‫حس خیلی عجیبی به آدم میده.

00:21:24.760 --> 00:21:28.940
‫انگار قراره خدا صدا کنه
‫و بگه خوش اومدی رضا.

00:21:29.300 --> 00:21:31.320
‫- بیخیال بابا
‫- چرا؟

00:21:32.500 --> 00:21:35.160
‫چه می‌دونم. آدم همچین حرفی میزنه آخه؟

00:21:35.760 --> 00:21:41.460
‫چیه مگه؟ فرض کن اومدیم ملاقات
‫و دست‌بوسی خدا که پدرمون هست.

00:21:42.040 --> 00:21:44.880
‫خیلی غیرعادیه اونم به بچه‌هاش
‫خوش‌آمد بگه؟

00:21:45.720 --> 00:21:48.980
‫نیست ولی چه می‌دونم.

00:21:51.700 --> 00:21:53.380
‫راستش درست میگی.

00:22:13.800 --> 00:22:15.340
‫این هفته میریم دیدنِ بازی.

00:22:15.960 --> 00:22:17.880
‫- واقعا؟
‫- آره.

00:22:18.100 --> 00:22:23.320
‫به عنوان جمع عقاب‌ها (لقب تیم بشیکتاش)
‫ می‌خواهیم یه مینی‌بوس بگیریم و بریم. میای؟

00:22:23.720 --> 00:22:25.980
‫- خوبه. چه روزی؟
‫- یکشنبه

00:22:26.860 --> 00:22:27.900
‫والا خوبه.

00:22:28.440 --> 00:22:30.740
‫- فردا با پدربزرگم حرف می‌زنم و خبر میدم.
‫- باشه.

00:22:31.500 --> 00:22:34.400
‫- یه پلاکارد بزرگ هم داریم آماده می‌کنیم.
‫- چه نوشته‌ای؟

00:22:34.720 --> 00:22:36.320
‫روزهای گذشته‌ی بی‌تو رو گاییدیم.

00:22:37.440 --> 00:22:38.600
‫حلال باشه.

00:22:39.780 --> 00:22:43.560
‫خیلی دلمون تنگ شده بابا.
‫خیلی وقت شده عقاب رو ندیدیم.

00:22:44.080 --> 00:22:48.260
‫دراماتیکش نکنیم. غمناکش نکنیم.
‫خودمونو داخل زمین خالی کنیم.

00:22:48.720 --> 00:22:51.780
‫همینه پسر. ما کسی رو نداریم که.

00:22:52.080 --> 00:22:54.580
‫مثل تو نامزد داشتیم که دلمون تنگ بشه؟

00:23:05.720 --> 00:23:08.200
‫- ما هم دیگه نداریم پسر.
‫- یعنی چی؟

00:23:09.060 --> 00:23:10.920
‫نیست دیگه. نامزدی به‌هم خورد.

00:23:11.120 --> 00:23:12.980
‫- نه بابا؟
‫- باور کن.

00:23:14.220 --> 00:23:17.600
‫- چرا؟
‫- چرا نداره. نشد دیگه.

00:23:18.040 --> 00:23:22.320
‫دیدیم نمیشه، توافق کردیم
‫و متمدنانه جدا شدیم.

00:23:24.880 --> 00:23:26.140
‫می‌خوام بگم...

00:23:26.880 --> 00:23:30.760
‫ولی چون در آینده حقیقت معلوم میشه
‫و گند کار درمیاد، بهتره نگم.

00:23:31.020 --> 00:23:33.380
‫پسر مثل آدم تعریف کن ببینم.

00:23:33.920 --> 00:23:36.280
‫چیزی برای تعریف نیست. منو نخواست.

00:23:36.540 --> 00:23:41.200
‫- یعنی چی نخواست؟
‫- نخواست دیگه. بدون اینکه چیزی بگه فرار کرد رفت.

00:23:41.940 --> 00:23:45.640
‫- چطور فرار کرد و رفت؟
‫- تو هم هی هرچی میگم رو دوباره ازم نپرس.

00:23:45.640 --> 00:23:47.760
‫نه قسم می‌خورم نفهمیدم.

00:23:47.760 --> 00:23:52.000
‫چی‌اش رو نفهمیدی ها؟ میگم نخواست منو.
‫فرار کرد و رفت. چی رو نمی‌فهمی؟

00:23:52.440 --> 00:23:56.120
‫- مگه میشه؟ بچه‌بازیه مگه؟
‫- یه همچین چیزی.

00:24:02.160 --> 00:24:03.760
‫خب برای چی فرار کرده؟

00:24:04.580 --> 00:24:09.120
‫قبل فرار هیچ توضیحی نداد.
‫ولی احتمالاً به خاطر پدرشه.

00:24:10.460 --> 00:24:12.100
‫معلومه کجا رفته؟

00:24:13.040 --> 00:24:16.320
‫گفتن رفته استانبول.
‫اما هیچکس قطعی نمی‌دونه.

00:24:21.880 --> 00:24:26.860
‫تف توش. بابابزرگت چقدر خوشحال بود
‫که تو ازدواج می‌کنی.

00:24:27.300 --> 00:24:31.760
‫من هم بیشتر ناراحت اونم. چیزی نمیگه
‫ولی خیلی تو خودش می‌ریزه.

00:24:31.760 --> 00:24:37.320
‫معلومه می‌ریزه. مثل پیغمبره اون.
‫خدا می‌دونه چقدر ناراحت شده.

00:24:42.620 --> 00:24:45.180
‫بیخیال بابا. دهنش سرویس. فرار کرده که کرده.

00:24:45.680 --> 00:24:49.440
‫وقتی جوونی مثل تو رو نخواست، کون لقش.
‫گورشو گم کنه.

00:24:49.660 --> 00:24:51.140
‫منم همینو گفتم.

00:24:52.100 --> 00:24:54.920
‫این دیگه چیه؟
‫.مملکت شده عین دالاس

00:25:03.980 --> 00:25:06.860
‫- دالاس چی بود؟
‫- چه می‌دونم.

00:25:07.740 --> 00:25:11.820
‫بابام تو چنین موقعیت‌هایی اینو میگه.
‫از اونجا یادمه.

00:25:12.100 --> 00:25:13.320
‫چه موقعیت‌هایی؟

00:25:14.240 --> 00:25:16.880
‫همین موقعیت‌های شاخدار.

00:25:17.680 --> 00:25:19.140
‫حواست هست چی میگی؟

00:25:19.140 --> 00:25:23.220
‫وایسا. اشتباه برداشت کردی.
‫من هیچوقت با اون منظور میگم آخه؟

00:25:23.720 --> 00:25:27.260
‫تو داداش منی بابا. معذرت می‌خوام.

00:25:27.520 --> 00:25:31.640
‫به خدا مگه همچین چیزی میگم آخه من؟
‫تو داداش منی.

00:25:53.880 --> 00:25:59.660
‫بگذریم. اون‌طوری گفتم
‫ولی به این سادگی هم نیست.

00:26:01.100 --> 00:26:02.560
‫چی انقدر ساده نیست؟

00:26:02.840 --> 00:26:05.620
‫همین طوری عشقی بگی من میرم. نمیشه.

00:26:06.840 --> 00:26:10.200
‫- خب چطوری میشه؟
‫- اینش رو دیگه نمیدونم. ولی اون طوری نمیشه.

00:26:11.740 --> 00:26:14.540
‫- چی داری میگی پسر؟
‫- بیخیال.

00:26:26.480 --> 00:26:30.700
‫- این حرف‌ها بین خودمون بمونه. باشه؟ به کسی نگو.
‫- نگران نباش.

00:26:31.540 --> 00:26:36.320
‫فردا اولین کار اینه که از بلندگوهای
‫شهرداری به کل شهر اعلام کنم.

00:26:36.560 --> 00:26:39.760
‫والا از تو بعید نیست.
‫این روزها هر کاری از هر کسی انتظار میره.

00:26:41.380 --> 00:26:47.600
‫اهالی «بویابات»: اینه اینه اینه.
‫در جریان باشید.

00:26:47.600 --> 00:26:54.380
‫نامزدش رو گذاشته و فرار کرده.
‫بگم این طوری؟

00:26:54.640 --> 00:26:55.360
‫بگو.

00:26:56.100 --> 00:26:57.900
‫واقعاً اعلام بکنیم؟

00:26:58.160 --> 00:27:02.100
‫اوضاع که ناجوره. یه‌کمی هم ما ناجورش کنیم.

00:27:02.380 --> 00:27:05.300
‫بکنیم. من که مشکلی ندارم.

00:27:38.680 --> 00:27:42.260
‫گفتم دخترم عزیزم، میگیم
‫رفته به دیدن عمه‌اش...

00:27:42.480 --> 00:27:46.840
‫تو هم بدون ابنکه کسی شک کنه
‫و تا شب نشده برگرد. گفت باشه مامان.

00:27:47.540 --> 00:27:51.380
‫گفت فقط من یه‌کم از بابا میترسم.
‫بذار یه‌کم عصبانیتش کم بشه.

00:27:51.380 --> 00:27:55.080
‫گفت من یه چند روز بیشتر بمونم. گفتم باشه.
‫دو روز بیشتر موند.

00:27:55.580 --> 00:28:02.560
‫دو روز بعد شوهر عمه‌اش از ترمینال سوار ماشین و راهی‌اش کرده.
‫بعدش زنگ زد و گفت من دختر رو راهی کردم. نگران نباشید.

00:28:03.440 --> 00:28:06.980
‫به گفته‌ی راننده، موقع خروج
‫اتوبوس از ترمینال...

00:28:07.120 --> 00:28:13.000
‫گفته زنگ زدن که عمه‌ام رو بردن بیمارستان
‫و باید پیاده شم. بعدشم رفته که رفته!

00:28:15.720 --> 00:28:18.400
‫عمو مهمت چی؟ کاری نمی‌کنه؟

00:28:18.520 --> 00:28:23.040
‫هیچ کاری نمی‌کنه. رمقی هم براش نمونده.
‫آبرو و حیثیتش رفته.

00:28:23.380 --> 00:28:25.320
‫همه‌اش خجالت می‌کشه. از همه فرار می‌کنه.

00:28:26.000 --> 00:28:29.780
‫من اولش ترسیدم که نکنه بره یه جایی
‫خودشو دار بزنه.

00:28:29.780 --> 00:28:35.600
‫هیچی نمی‌خوره. کل روز سر زمین کار می‌کنه.
‫جایی که کنده رو دوباره می‌کنه و شخم می‌زنه.

00:28:36.160 --> 00:28:40.840
‫آدمی به سرسختی کوه الان شده عین دیوونه‌ها.

00:30:25.880 --> 00:30:29.060
‫- پسرم اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- کاری نمی‌کنم.

00:30:29.960 --> 00:30:31.280
‫چرا زود بلند شدی؟

00:30:32.240 --> 00:30:34.080
‫خوابم نبرد.

00:30:35.380 --> 00:30:39.500
‫- پاشو بیا صبحونه درست کنیم. سرما می‌خوری.
‫- باشه میام.

00:30:49.060 --> 00:30:53.140
‫بابابزرگ میشه من یه‌کم بخوابم و بعد بیام؟
‫سرم خیلی درد می‌کنه. این‌طوری نمیشه.

00:30:54.940 --> 00:30:56.360
‫باشه پسرم.

00:30:57.100 --> 00:31:00.620
‫یه‌کم بخواب و استراحت کن.
‫اصلاً می‌خوای امروز سر کار نیا.

00:31:01.400 --> 00:31:03.960
‫یه‌کم بخوابم. بعد ببینم چی میشه.

00:31:04.340 --> 00:31:05.860
‫باشه. سخت نگیر.

00:31:53.160 --> 00:31:54.880
‫خب الآن می‌خوای چیکار کنی؟

00:31:55.480 --> 00:31:56.880
‫- اینجا؟
‫- آره

00:31:57.420 --> 00:32:00.540
‫نمی‌دونم. راستش قبلاً بهش فکرِ نکردم.

00:32:00.980 --> 00:32:04.820
‫حتی نمی‌دونم توی شهر به این بزرگی، کجا
‫باید دنبال یکی گشت و پیدا کرد.

00:32:05.180 --> 00:32:08.440
‫اگه این‌طوری باشه، یه‌کم می‌چرخم و برمی‌گردم.

00:32:08.440 --> 00:32:11.440
‫والا پلیس‌ها گفتند اگه خودش نخواد،
‫پیدا شدنش سخته.

00:32:11.620 --> 00:32:15.000
‫البته اگه بلایی سرش نیومده باشه
‫خدایی نکرده.

00:32:16.080 --> 00:32:17.720
‫راستی کجا می‌مونی؟

00:32:17.860 --> 00:32:20.200
‫یه همکلاسی دانشگاه دارم. پیش اونم.

00:32:20.200 --> 00:32:22.220
‫مشکلی نداری؟ چیزی احتیاج نداری؟

00:32:22.400 --> 00:32:26.420
‫نه ممنون. مشکلمون همینه.
‫شما رو هم اذیت کردم.

00:32:26.600 --> 00:32:29.860
‫این چه حرفیه. هجران دختر
‫و عزیز دل ما هم هست.

00:32:29.860 --> 00:32:35.080
‫از اون روز به بعد، خنده روی لب
‫همه توی خونه خشک شده.

00:32:36.520 --> 00:32:38.560
‫تا یادم نرفته این شماره‌ات رو ذخیره کنم.

00:32:40.160 --> 00:32:42.560
‫- این بود نه؟
‫- آره همونه.

00:32:42.560 --> 00:32:44.560
‫- فامیلی‌ات چی بود؟
‫- اویسال

00:32:44.900 --> 00:32:46.860
‫رضا اویسال

00:32:47.040 --> 00:32:50.000
‫- گفتم که اگه چیزی خواستی تعارف نکن.
‫- باشه.

00:32:51.120 --> 00:32:55.560
‫می‌خوام بگم شب بریم خونه ما
‫ولی اوضاع اینجا رو می‌بینی.

00:32:55.560 --> 00:32:58.440
‫- ممنون. با اجازه‌تون من مرخص بشم.
‫- اختیار داری.

00:34:16.360 --> 00:34:17.720
‫تو دیرت نشده؟

00:34:19.380 --> 00:34:21.040
‫- چرا.
‫- خب؟

00:34:21.780 --> 00:34:23.760
‫- صبحونه می‌خورم. نخورم؟
‫- بلند شو بابا.

00:34:32.400 --> 00:34:35.600
‫چطوری داداش؟ چه خبر؟

00:34:35.800 --> 00:34:38.360
‫هیچ. خوبی بخواهیم تا خوب باشیم.

00:34:40.120 --> 00:34:43.160
‫- شب دیر اومدی.
‫- آره یه‌کم چرخیدم.

00:34:43.880 --> 00:34:44.840
‫کجا؟

00:34:46.580 --> 00:34:51.240
‫این دفعه سمت باکرکوی. بعدشم
‫شب یه‌کمی توی ساحل گشتم.

00:34:52.240 --> 00:34:53.380
‫خوب کردی.

00:34:54.880 --> 00:34:56.040
‫خبری شد؟

00:34:56.900 --> 00:34:57.680
‫نه.

00:35:03.420 --> 00:35:04.440
‫ای گه توش.

00:35:04.960 --> 00:35:06.440
‫چیزی نمیشه. عجله نکن.

00:35:07.720 --> 00:35:11.360
‫معلومه نمیشه. یه محافظ قوی داره.

00:35:24.300 --> 00:35:25.860
‫یاشار یه سوال دارم.

00:35:27.300 --> 00:35:28.900
‫خیلی وقته کنجکاوم.

00:35:29.400 --> 00:35:30.900
‫بپرس برادر. بفرما.

00:35:31.480 --> 00:35:35.200
‫- بدون سوال کردن از کجا بفهمی چطور زندگی می‌کنیم؟
‫- چی؟

00:35:36.360 --> 00:35:38.820
‫ولش کن. سوالت چیه؟

00:35:40.100 --> 00:35:44.440
‫تو الآن با این پسر تو یه دانشگاه
‫و یک کلاس هستید درسته؟

00:35:45.000 --> 00:35:45.820
‫بله.

00:35:48.340 --> 00:35:51.960
‫- اون هر صبح تنهایی میره دانشگاه.
‫- خب؟

00:35:53.880 --> 00:35:55.900
‫ولی تو هر وقت دلت خواست میری.

00:35:56.240 --> 00:35:58.580
‫حتی اصلاً نمیری. درسته؟

00:36:00.800 --> 00:36:01.980
‫درسته.

00:36:03.680 --> 00:36:05.020
‫چطوریه این؟

00:36:07.880 --> 00:36:09.140
‫چطور میشه؟

00:36:13.340 --> 00:36:14.380
‫باشه

00:36:15.580 --> 00:36:19.660
‫- میگم چطور ولی به هیچکس نمیگی باشه؟
‫-زشته، نگو اینطوری.

00:36:20.860 --> 00:36:22.440
‫من دانشگاه نمیرم.

00:36:23.220 --> 00:36:24.100
‫چی؟

00:36:25.340 --> 00:36:28.660
‫یعنی نمی‌خونم پسر.
‫توی دانشگاه پرونده ثبت‌نامی هم ندارم.

00:36:30.640 --> 00:36:32.320
‫این همه سال اینجا چیکار می‌کنی پس؟

00:36:32.420 --> 00:36:34.500
‫- ادای درس خوندن در میارم.
‫- چرا؟

00:36:34.660 --> 00:36:38.040
‫چرا نداره پسر. چون زندگی می‌کنم.

00:36:40.160 --> 00:36:41.460
‫خانواده‌ات می‌دونن؟

00:36:42.500 --> 00:36:45.920
‫دیوونه‌ای تو؟ پدر بفهمه سکته می‌کنه.

00:36:46.400 --> 00:36:47.960
‫قبل مردن دهنم رو سرویس می‌کنه.

00:36:49.660 --> 00:36:52.140
‫چطوری مدیریت میکنی؟ شک نمی‌کنن؟

00:36:53.420 --> 00:36:55.860
‫راستش بعضی وقت‌ها شک می‌کنن ولی...

00:36:56.200 --> 00:37:00.240
‫- ما هم طبق اون جلو میریم.
‫- چطور؟

00:37:03.000 --> 00:37:04.800
‫اینطور بگم خدمت برادرم...

00:37:05.640 --> 00:37:10.440
‫ببین این خونه و همه اون کتاب‌های درسی و
‫عکس‌های دانشگاه الکی هستن

00:37:11.160 --> 00:37:12.240
‫حتی این پسره.

00:37:12.540 --> 00:37:15.480
‫- رشاد؟
‫- آره رشاد.

00:37:15.480 --> 00:37:19.820
‫وقتی با چنین منظره‌ای روبرو میشن،
‫اصلاً شک نمی‌کنن

00:37:20.300 --> 00:37:23.660
‫- رشاد هم نمی‌خونه دهن سرویس؟
‫- نه، رشاد می‌خونه.

00:37:23.760 --> 00:37:26.260
‫فقط طوری وانمود می‌کنه انگار هم دانشگاهیمه.

00:37:26.500 --> 00:37:29.980
‫در قبالش اینجا مفت می‌مونه و می‌خوره.
‫خرجی هم میدم به ابنه‌ای.

00:37:30.620 --> 00:37:31.900
‫مثل رشوه؟

00:37:32.453 --> 00:37:36.966
‫رشوه چیه رضا جان. کسی بخواد از من
‫رشوه بگیره مادرش رو...

00:37:38.620 --> 00:37:40.060
‫اسمشو بذاریم بورسیه.

00:37:41.000 --> 00:37:42.580
‫یه مدل وام.

00:37:43.580 --> 00:37:47.240
‫یه چیزی مثل وام خوابگاهی و اینا.

00:37:49.180 --> 00:37:52.460
‫این خوب شد. با این حساب منم
‫مدیر امور خوابگاهی میشم.

00:37:57.540 --> 00:37:58.960
‫خب بعدش چی؟

00:37:59.400 --> 00:38:01.500
‫بالاخره یه روز لو میره.
‫اون وقت چیکار می‌کنی؟

00:38:01.500 --> 00:38:03.180
‫چی میشه نداره.

00:38:03.320 --> 00:38:08.000
‫ به اونم همون موقع فکر می‌کنیم.
‫الآن قدم به قدم جلو میریم.

00:38:08.546 --> 00:38:13.186
‫استپ بای استپ (قدم به قدم).
‫همون چیزی که بازیکن تیم قهرمان میگه.

00:38:13.540 --> 00:38:16.540
‫مال ما هم همون‌طور.
‫بازی به بازی فکر می‌کنیم.

00:38:17.120 --> 00:38:19.020
‫ولی خب گاهی پدر گیر میده.

00:38:19.020 --> 00:38:25.700
‫هی میگه این دانشگاه مادر به‌خطا تموم نمیشه؟
‫منم در نهایت خونسردی میگم طول کشید و دعوتش می‌کنم.

00:38:25.960 --> 00:38:29.260
‫می‌دونی که یه‌کم خانم‌باز هست دیوث.
‫پرواز می‌کنه و میاد.

00:38:29.740 --> 00:38:33.300
‫مثل یه نوع قرارداد مخفیانه هست بینمون،
‫برای اینکه مادرم رو دک کنه.

00:38:33.700 --> 00:38:35.300
‫بازی برد-برد.

00:38:35.580 --> 00:38:39.980
‫بعدشم وقتی میاد و این نمایش رو می‌بینه،
‫مجبور میشه برگرده.

00:38:40.280 --> 00:38:43.900
‫فکرشو بکن. کدوم احتمال رو
‫والدین دوست دارن باور کنن؟

00:38:44.080 --> 00:38:47.120
‫پدر و مادری هست که فکر کنه بچه‌اش
‫درس نمی‌خونه و سرش کلاه میذاره؟

00:38:50.000 --> 00:38:55.520
‫والا هر کاری می‌خوای بکن ولی زود
‫لو خواهی رفت. وضعیت رو انقدر ساده نگیر.

00:38:56.280 --> 00:38:59.326
‫چی لو میره. گرفتی ما رو؟

00:38:59.980 --> 00:39:01.900
‫اینجا ترکیه هست پسر.

00:39:02.460 --> 00:39:05.100
‫اینجا هرکس، هرچی رو بخواد باور میکنه.

00:39:05.800 --> 00:39:11.420
‫لو هم بره نهایتاً خودشو نابود می‌کنه. نابود هم نکنه
‫گاییدمش، همون موقع بهش فکر می‌کنیم.

00:39:12.320 --> 00:39:14.020
‫این چه آرامشیه پسر؟

00:39:14.260 --> 00:39:20.480
‫طرف اونجا برای درس‌خوندن تو داره خودشو نابود می‌کنه
‫تو اینجا داری ول می‌چرخی. مسخره هم می‌کنی. خوبه والا.

00:39:20.660 --> 00:39:24.926
‫چه تلاش و نابود شدنی؟ از جایی که نشسته
‫ملت رو سرویس می‌کنه.

00:39:26.760 --> 00:39:28.500
‫انگار نمی‌شناسی.

00:39:30.100 --> 00:39:31.720
‫والا نمی‌دونم چی بگم یاشار.

00:39:32.940 --> 00:39:37.120
‫ولی برادر، باید بگم به مصمم‌بودن و اعتماد
‫به نفست حسودی‌ام شد. دمت گرم.

00:39:37.380 --> 00:39:42.320
‫بایدم دمم گرم باشه. در توان هر کسی نیست این کارها.
‫جَنم میخواد، جرات می‌خواد.

00:39:42.720 --> 00:39:47.420
‫ملت برای گرفتن حق خودشون خجالت می‌کشن
‫ولی ما اینجا شیطان رو انگشت می‌کنیم. چی میگی تو؟

00:39:47.520 --> 00:39:49.420
‫ریسک می‌کنیم پسر، ریسک.

00:39:50.760 --> 00:39:55.120
‫- این ابنه‌ای رو می‌بینی؟ این رشاد رو؟
‫- خب؟

00:39:55.720 --> 00:39:59.420
‫نبین این‌طوری عصبانی میشم و گیر میدم.
‫پدیده‌ی عجیبیه.

00:39:59.940 --> 00:40:05.900
‫شاگرد اول راهنمایی و دبیرستان بوده. نمی‌دونم رتبه
‫چند کشوره. خیلی خرخونه کثافت.

00:40:06.000 --> 00:40:09.820
‫خدا عقل و هوشی رو که از من و تو دریغ کرده
‫ به این داده ولی...

00:40:10.120 --> 00:40:12.160
‫چیزهای باقی‌مونده‌ی دیگه رو هم دریغ کرده.

00:40:12.600 --> 00:40:15.380
‫وقتی باهاش آشنا شدم، از گرسنگی داشت می‌مرد.

00:40:15.860 --> 00:40:18.980
‫این‌طرف و اون‌طرف می‌پلکید و از فقر
‫تو خیابون می‌خوابید.

00:40:19.080 --> 00:40:23.100
‫فقر هم نه حتی، بلکه نداری و نیستی.
‫مثل بیابون... گاییدمش.

00:40:23.440 --> 00:40:28.400
‫پدرش مرده بود، مادرش هم یه دیوانه‌ی
‫تمام‌عیاره. ولی خب الآن چی شده؟

00:40:29.460 --> 00:40:31.700
‫زیر سایه‌ی من مثل آدم زندگی می‌کنه.

00:40:32.340 --> 00:40:40.620
‫غذا می‌خوره، جای گرم داره و دانشگاه میره.
‫شاید فردا آدم بزرگی بشه. رییس جمهور، وزیر.

00:40:40.960 --> 00:40:43.900
‫کشور برنده خواهد شد. ملت برنده خواهد بود.

00:40:45.600 --> 00:40:47.020
‫این‌طوریاست.

00:40:47.980 --> 00:40:53.760
‫منظورم اینه همینطوری نگو یاشار ولگرد. ما
‫اینجا کار بزرگی داریم می‌کنیم. ثواب می‌کنیم.

00:40:57.060 --> 00:41:00.260
‫ببین توی این زندگی،
‫هر چیزی مسبب چیز دیگه‌ای هست.

00:41:01.120 --> 00:41:03.460
‫هر انسان، بهانه‌ای برای دیگری هست.

00:41:04.620 --> 00:41:08.120
‫کامل نتونستم توضیح بدم ولی
‫شرایطی مشابه همینه.

00:41:18.280 --> 00:41:22.140
‫- برای تو هم می‌ریزم.
‫- به من رحم کن لطفاً. اساساً برای همه ریختی.

00:41:24.900 --> 00:41:26.280
‫این خوب بود پسر.

00:42:01.460 --> 00:42:02.740
‫بی‌شرف.

00:43:06.800 --> 00:43:08.720
‫- این به عقل کی رسید؟
‫- من.

00:43:09.960 --> 00:43:14.360
‫- بفرمایید آقای بازرس.
‫- خلیل چرا به کار این دوستمون رسیدگی نکردی؟

00:43:14.360 --> 00:43:18.660
‫قربان گفتیم پیگیری میشه. گفتیم چون همه توی
‫تاکسیم هستن باید کمی صبر کنه.

00:43:18.800 --> 00:43:21.420
‫انقدر اغراق نکن. زدن یه دکمه انقدر سخته؟

00:43:21.580 --> 00:43:23.780
‫- الآن قربان.
‫- یالا انجام بدین.

00:43:24.400 --> 00:43:25.520
‫میشه این بمونه؟

00:43:25.520 --> 00:43:27.160
‫- بله جناب بازرس.
‫- خیلی خب.

00:43:32.600 --> 00:43:34.320
‫با این دکمه هم جلو میری.

00:43:36.180 --> 00:43:36.980
‫برو.

00:43:41.800 --> 00:43:46.480
‫مظلوم بودن و اذیت کردن رو خیلی دوست دارید.
‫راحت شدی ضایعمون کردی؟

00:43:47.120 --> 00:43:48.960
‫من مشکلی ندارم جناب.

00:44:02.440 --> 00:44:05.200
‫سلام. عافیت باشه.

00:44:05.200 --> 00:44:07.840
‫بیا بیا. مادر زنت دوستت داره.

00:44:15.460 --> 00:44:17.360
‫خیر باشه؟ مهمونیه؟

00:44:18.020 --> 00:44:20.860
‫- پیام دادم. ندیدی؟
‫- نه

00:44:22.540 --> 00:44:25.580
‫آره فرستادی... زود بیا مهمونی داریم.

00:44:25.840 --> 00:44:28.140
‫- بیا بشین.
‫- دست‌هامو بشورم میام.

00:44:28.600 --> 00:44:30.340
‫خانواده‌ات اومدن؟ اینا از کجا اومده؟

00:44:30.560 --> 00:44:32.960
‫نه بابا. خانواده‌ی ما از کجا
‫همچین دلمه‌ای درست کنن آخه؟

00:44:33.160 --> 00:44:35.500
‫اوه اوه. کی پخته این رو؟

00:44:35.900 --> 00:44:38.820
‫- پدربزرگت.
‫- منم می‌خواستم همینو بگم. عین اون شده.

00:44:39.400 --> 00:44:43.260
‫- واقعاً کی پخته؟
‫- به خدا پدربزرگت. داخل داره نماز می‌خونه.

00:44:59.900 --> 00:45:02.660
‫پسرم این قضیه چی میشه این‌طوری؟
‫تا کجا قراره ادامه پیدا کنه؟

00:45:03.420 --> 00:45:04.660
‫نمی‌دونم بابابزرگ.

00:45:06.060 --> 00:45:10.500
‫هر چی می‌خواد بشه، تا هرجا طول بکشه
‫تا این دختر رو پیدا نکنم، برنمی‌گردم.

00:45:12.800 --> 00:45:16.440
‫- پسرم به چیز دیگه‌ای فکر نمی‌کنی نه؟
‫- چی مثلاً؟

00:45:18.160 --> 00:45:21.360
‫مردم میگن از پسر عیوض هیزم‌فروش،
‫اسلحه خریدی.

00:45:21.520 --> 00:45:23.900
‫دیگه چی؟! کی گفته اینو؟

00:45:24.180 --> 00:45:26.660
‫شنیدم دیگه... تا نباشد چیزکی،
‫مردم نگویند چیزها.

00:45:26.800 --> 00:45:30.280
‫من از هیچکس اسلحه نخریدم.
‫از کونشون حرف درنیارن.

00:45:31.800 --> 00:45:34.900
‫- خب اسلحه رو قراره چیکار کنم؟
‫- من چه بدونم؟

00:45:35.100 --> 00:45:37.500
‫قراره کسی رو بزنم؟ من قاتلم؟

00:45:37.920 --> 00:45:42.680
‫پسرم، اونایی که اینو میگن رفقای تو هستن.
‫وقتی همه یه چیزی رو گفتن، ترسیدیم.

00:45:42.820 --> 00:45:46.600
‫گفتیم شاید با اونطور رفتن دختره،
‫غرورت جریحه‌دار شده.

00:45:46.820 --> 00:45:51.640
‫تو به حرف مردم توجهی نکن. اینا به زور هم شده
‫آدم رو مجبور به جنایت می‌کنن. احمقم؟

00:45:51.640 --> 00:45:53.780
‫بابا ما هم باور نکردیم که.

00:45:54.240 --> 00:45:57.620
‫ولی خب منم خواستم بیام با خودت حرف بزنم
‫و از زبون خودت بشنوم.

00:45:57.720 --> 00:46:01.080
‫شنیدی. نگران نباش. همچین اتفاقی نمی‌افته.

00:46:04.080 --> 00:46:05.320
‫باشه پس.

00:46:08.360 --> 00:46:11.920
‫فرض کنیم پیداش کردی. چیکار می‌کنی
‫با این دختره؟ چه حرفی داری باهاش؟

00:46:12.640 --> 00:46:14.680
‫ازش می‌پرسم که آیا بهش بدی کردم؟

00:46:15.420 --> 00:46:19.980
‫میگم من چیکارت کردم که بدون یک کلمه
‫گذاشتی فرار کردی؟

00:46:20.140 --> 00:46:24.600
‫- خب بگی چی میشه؟
‫- منظورت چیه؟ دلیلش رو می‌فهمیم.

00:46:25.160 --> 00:46:29.800
‫من حق ندارم حقیقت رو بدونم؟
‫قراره کل زندگی‌ام رو با علامت سوال بگذرونم؟

00:46:29.800 --> 00:46:34.160
‫من آدم بی‌غرور و بی‌حیثیتی‌ام؟
‫ضمناً من چیکارش کردم؟

00:46:34.720 --> 00:46:41.560
‫باشه، اینکه جرات روبرو شدن باهام رو نداره می‌فهمم.
‫اما حداقل آدم نمی‌تونه یه زنگ بزنه، پیام بده...

00:46:41.680 --> 00:46:46.660
‫و بگه برادر من، من تو رو نمی‌خوام،
‫باهات ازدواج نمی‌کنم، برو به جهنم؟

00:46:46.980 --> 00:46:49.760
‫اگه این‌طوری صادقانه می‌گفت
‫من چیکارش می‌کردم مگه؟

00:46:49.760 --> 00:46:55.520
‫بیخود حرف نزن محض رضای خدا. همچین چیزی میگه آخه؟
‫هیچکس به یکی دیگه همچین حرفی نمی‌زنه. کجا زندگی می‌کنی؟

00:46:55.520 --> 00:46:58.520
‫- پس می‌بینه چی میشه.
‫- چی رو می‌بینه؟

00:46:59.040 --> 00:47:00.880
‫معنی اون مدل گذاشتن و رفتن رو.

00:47:01.120 --> 00:47:03.500
‫- یعنی چطور؟
‫- می‌بینه دیگه.

00:47:03.960 --> 00:47:06.840
‫- پسرم یه‌کم قبل میگفتی مگه من قاتلم؟
‫- بازم میگم.

00:47:07.180 --> 00:47:11.620
‫ولی اگه اینو ازش نپرسم و نگم من چیکارت کردم
‫تا آخر عمر توی دلم می‌مونه.

00:47:12.260 --> 00:47:14.540
‫بعد از این دیگه هیچ کاری نمی‌تونم بکنم.

00:47:16.180 --> 00:47:19.340
‫- تو این حرف‌ها رو اینجا یاد گرفتی؟
‫- کدوم حرف‌ها؟

00:47:19.340 --> 00:47:24.280
‫ - اینطور مرموز حرف زدن رو. بلد نبودی این مدل رو.
‫- چی میگم مگه؟

00:47:31.460 --> 00:47:34.980
‫فهمیدم. برنمی‌گردی.

00:47:35.560 --> 00:47:38.320
‫- نه
‫- باشه. برنگرد ببینیم.

00:47:45.420 --> 00:47:51.880
‫خب چطور پیداش می‌کنی؟ دو ماهه علافی اینجا.
‫هیچ خبری اثری ازش هست؟

00:47:52.660 --> 00:47:53.480
‫نه.

00:47:54.360 --> 00:47:57.080
‫پسرم استانبول یه شهر بیست میلیونیه.

00:47:57.080 --> 00:48:02.240
‫بالا و پایینش معلوم نیست. محشر کبراست
‫اینجا. چاه عمیقه اینجا.

00:48:02.400 --> 00:48:04.520
‫توی این دریای انسان، میشه کسی رو پیدا کرد؟

00:48:05.440 --> 00:48:08.640
‫بهت برنخوره ها ولی تو یه گرم عقل هم نداری.

00:48:08.900 --> 00:48:13.440
‫آدم برای دو کلمه حرف زدن، به این همه بدبختی
‫تن میده؟ ببین حال و روزت رو آخه.

00:48:13.960 --> 00:48:18.860
‫- حال و روزم چشه؟
‫- پسرم از کجا می‌دونی هنوز اینجاست؟ جای دیگه‌ای باشه چی؟

00:48:19.333 --> 00:48:25.113
‫آنکارا هست، ازمیر هست، سامسون هست.
‫دیاربکر، کونیا (قونیه). ترکیه به این بزرگی.

00:48:31.240 --> 00:48:37.040
‫پسرم به من گوش کن. تو هر کاری از دستت
‫برمی‌اومد کردی. درونت آروم و وجدانت پاکه.

00:48:37.600 --> 00:48:39.720
‫از این به بعدش رو دیگه اون می‌دونه.

00:48:40.000 --> 00:48:42.420
‫بالاتر از اون هم تقدیر خداست قطعاً.

00:48:43.240 --> 00:48:48.680
‫وقتی پدر و مادرش هم ولش کردن، درسته تو
‫اینطور دنبال اون سرگردون شدی و راه افتادی؟

00:48:49.340 --> 00:48:57.020
‫بخصوص مصرانه افتادن دنبال دختری که تو رو
‫نمی‌خواد، یه‌کم بیشترش معنی دیگه‌ای داره ها بابا.

00:48:59.040 --> 00:49:05.260
‫بیا ما برگردیم خونه‌مون. با کار و بار و زندگی مشغول میشی
‫و به مرور فراموش می‌کنی. همه چی هم روبراه میشه.

00:49:06.400 --> 00:49:09.720
‫یالا پسرم. برگردیم خونه‌مون.

00:49:27.200 --> 00:49:31.840
‫ببین اولین بار یه چیزی برات تعریف می‌کنم.
‫برگردی یا برنگردی تصمیم خودته.

00:49:32.260 --> 00:49:34.640
‫چیزی که تعریف می‌کنم رو
‫تا زنده‌ای فراموش نکن.

00:49:36.600 --> 00:49:40.480
‫یه سال بعد از وفات پدر خدابیامرزت...

00:49:41.560 --> 00:49:47.000
‫به نظر می‌رسید عادت کردیم
‫...ولی نمی‌خوردیم و شادی نمی‌کردیم

00:49:47.500 --> 00:49:50.880
‫همینطوری زندگی می‌کردیم.
‫به تعبیر درست‌تر، تلاش می‌کردیم که زندگی کنیم.

00:49:51.880 --> 00:49:54.640
‫یه روز توی مغازه نشسته بودم
‫که یه چیزی ذهنمو درگیر کرد.

00:49:54.880 --> 00:49:58.000
‫گفتم ما انقدر گرفتار رنج خودمون شدیم که...

00:49:58.000 --> 00:50:04.180
‫وقت نکردیم احوالی از این دختر بپرسیم که
‫ حالش خوبه یا بده، چیکار می‌کنه تو خونه.

00:50:05.880 --> 00:50:07.540
‫یاد مادرت افتادم.

00:50:08.340 --> 00:50:10.300
‫تازه عروس جوون...

00:50:12.640 --> 00:50:16.000
‫بعد از مرگ خدابیامرز،
‫نخواست بره خونه پدر و مادرش.

00:50:16.360 --> 00:50:18.460
‫هنوز جنازه تشییع نشده بود که اومد پیش من...

00:50:19.740 --> 00:50:23.600
‫گفت بابا اگه اجازه بدی
‫من تا آخر عمرم اینجا بمونم.

00:50:24.180 --> 00:50:27.240
‫گفت می‌خوام پسرمو تو خونه‌ی باباش بزرگ کنم.

00:50:28.160 --> 00:50:31.000
‫گفت فقط منو از یوسفم جدا نکنین...

00:50:31.420 --> 00:50:34.940
‫همه کارهاتون رو انجام میدم،
‫کمک دستتون میشم.

00:50:35.240 --> 00:50:38.800
‫سرافکنده‌تون نمی‌کنم و نمی‌ذارم
‫حرف و حدیثی پیش بیاد.

00:50:39.320 --> 00:50:42.400
‫منم گفتم باشه دخترم. هر طور راحتی.

00:50:46.220 --> 00:50:50.800
‫یه مدت گذشت. تو سه ساله اینا بودی...

00:50:51.640 --> 00:50:53.520
‫یه روز نشوندم جلوم

00:50:53.960 --> 00:50:58.840
‫اول حال و احوالش رو پرسیدم. گفتم خوبی؟
‫مشکلی چیزی نداری؟

00:51:03.200 --> 00:51:05.480
‫ببین اینو هم برای اولین بار بهت میگم.

00:51:07.240 --> 00:51:10.720
‫همون‌قدر که بابات پسرمه، عموت پسرمه...

00:51:11.100 --> 00:51:14.940
‫من الآن به اندازه‌ای که تو رو دوست دارم

00:51:15.460 --> 00:51:23.380
‫اون دختر رو هم بیشتر از اولاد خودم دوست داشتم.
‫همچین دختر جسور و بامعرفت و صاحب توکلی رو.

00:51:25.400 --> 00:51:28.660
‫گفت نه بابا زیر سایه شما هیچ مشکلی ندارم.

00:51:29.640 --> 00:51:36.540
‫اما بعدش گفت زندگی بدون یوسف خیلی سخته برام.
‫جایی که اون نباشه نمی‌تونم نفس بکشم.

00:51:37.100 --> 00:51:42.460
‫گفت می‌خوام یه روز همه چی رو حتی رضا رو
‫بذارم و برم پیش اون.

00:51:48.160 --> 00:51:51.100
‫تعجب کردم. هیچی نتونستم بگم.

00:51:51.900 --> 00:52:00.600
‫تا اون لحظه و اون سنم، توی اطرافیانم
‫.چنین عشق و صداقتی ندیده بودم

00:52:02.640 --> 00:52:05.600
‫از اینجام یه دردی بلند شد. قلبم...

00:52:05.660 --> 00:52:12.840
‫آنچنان از هیجان تپید که نتونستم خودمو نگه دارم
‫و دست‌هاشو گرفتم بوسیدمشون و به صورتم کشیدم.

00:52:14.880 --> 00:52:18.120
‫ولی از اون روز به بعد هم، همه‌اش
‫با این ترس که...

00:52:19.640 --> 00:52:25.500
‫نکنه این زن پاک ما رو ول کنه و
‫تنهامون بذاره زندگی کردم.

00:52:26.680 --> 00:52:31.400
‫به هیچکس هم چیزی نگفتم.
‫می‌گفتم هم چه فایده‌ای داشت

00:52:31.540 --> 00:52:36.560
‫توی این زمانه‌ای که هیچکس جز خودش کسی
‫رو نمی‌بینه و به کسی باور و اطمینان نداره

00:52:36.780 --> 00:52:41.020
‫و تا خرتناق توی گرفتاری‌های شخصی فرو رفته

00:52:41.340 --> 00:52:45.480
‫چنین چیزی رو کی و چطوری درک می‌کرد؟
‫اگه درک بکنه چه کاری ازش ساخته است؟

00:52:49.500 --> 00:52:50.940
‫به هرحال

00:52:51.700 --> 00:52:54.900
‫حول و حوش یه ماه گذشت...

00:52:56.380 --> 00:52:57.680
‫یه روز عصر...

00:52:58.460 --> 00:53:00.760
‫یه بچه دوان‌دوان اومد مغازه...

00:53:01.640 --> 00:53:04.200
‫ولی از در که وارد شد من فهمیدم.

00:53:06.020 --> 00:53:09.520
‫گفت عمو برهان، آسیه خانم خودش رو دار زده.

00:53:15.160 --> 00:53:17.860
‫تو دردانه‌ی همچین مادری هستی پسرم.

00:53:19.120 --> 00:53:24.500
‫دیگه دنبال زنی که تو رو نمی‌خواد، تو رو دوست
‫نداره و عشقش رو از تو دریغ می‌کنه نیُفت.

00:53:25.260 --> 00:53:28.840
‫حتی اصرار نکن که اون رو زن و همسر خودت کنی.

00:53:29.780 --> 00:53:32.240
‫هیچکس از همچین ازدواجی خیر نمی‌بینه.

00:53:34.420 --> 00:53:40.220
‫شرمنده ولی، بمون گفتن برای کسی که
‫می‌خواد بره بی‌اخلاقی و بی‌ناموسیه.

00:55:12.760 --> 00:55:14.220
‫رضا چطوری؟

00:55:14.640 --> 00:55:16.660
‫خوبم. ممنون. تو چطوری؟

00:55:16.860 --> 00:55:20.400
‫- هنوز این اطرافی؟
‫- بله. خیر باشه؟

00:55:20.580 --> 00:55:24.580
‫راستش دیشب یه عملیات ضد فحشا انجام شده.
‫یه عده دختر رو بازداشت کردن.

00:55:24.580 --> 00:55:29.046
‫از بعضی‌ها هم درباره هجران پرسیدن.
‫یکی هم گفته می‌شناسدش.

00:55:29.073 --> 00:55:36.080
‫فقط چون دختره قرصیه، مطمئن نیستن راست میگه یا نه؟
‫میگن بهتره خودتون هم بیاید حرف بزنید.

00:55:38.580 --> 00:55:39.640
‫چی شده؟

00:55:41.400 --> 00:55:47.940
‫راستش الآن گفتنش یه‌کم مضحکه ولی من
‫این دختر رو درست حسابی نمی‌شناسمش.

00:55:48.420 --> 00:55:50.980
‫- کی رو؟ هجران رو؟
‫- بله

00:55:52.060 --> 00:55:56.220
‫درسته ما نامزد بودیم ولی شاید اگه
‫توی خیابون ببینمش، نشناسم.

00:55:56.860 --> 00:56:00.500
‫واقعیتش کلهم دو بار دیدمش.
‫هر دو بار هم دو کلمه حرف نزدیم.

00:56:00.860 --> 00:56:03.100
‫- خب؟
‫- خب که...

00:56:03.100 --> 00:56:09.200
‫اگه الآن پیدا بشه و بگه تو کی هستی
‫من چی باید جواب بدم؟

00:56:09.360 --> 00:56:14.760
‫درسته ولی پسرم تو برای پیدا کردنش چند ماهه
‫ اینجایی. اصلاً تا بحال به این فکر نکرده بودی؟

00:56:16.980 --> 00:56:23.060
‫همچین چیزی یادمه انگار. اون روز تو دستش
‫کتاب اینا بود. کتاب هم اگه نداشت...

00:56:23.740 --> 00:56:27.040
‫حال و هوای دانشجویی داشت
‫یا تیپش اونطوری بود.

00:56:27.300 --> 00:56:29.880
‫نمی‌دونم راستش. کامل یادم نمیاد.

00:56:30.600 --> 00:56:33.960
‫- تو مطمئنی این همون دختره؟
‫- بله مطمئنم.

00:56:35.320 --> 00:56:38.940
‫شاید قضیه‌ی دانشجویی رو قاطی کنم ولی...

00:56:39.620 --> 00:56:43.480
‫خودش بود. ساکت و ازخودراضی.

00:56:44.200 --> 00:56:46.100
‫دو تا کاپوچینو خورد

00:56:46.100 --> 00:56:51.100
‫بعدش هم به خاطر دود سیگارم،
‫چپ‌چپ نگاهم کرد و جاش رو عوض کرد.

00:56:52.140 --> 00:56:58.080
‫به‌نظرم شما درگیر من نشید. اون ییلماز قرمساق
‫رو پیدا کنید. اون وقت همه چی معلوم میشه.

00:56:58.360 --> 00:56:59.700
‫ییلماز کیه؟

00:57:00.932 --> 00:57:04.240
‫- قوّاده. همه‌ی اینا می‌شناسنش.
‫- درست حرف بزن.

00:57:05.960 --> 00:57:12.540
‫حق دارید. اگه یه‌کم آرایش و فلان داشت
‫شبیه بود ولی اون دختر دانشجو بود.

00:57:13.160 --> 00:57:16.460
‫همون اوایل هم دانشگاه رو ول کرد و برگشت.

00:57:17.580 --> 00:57:21.680
‫- کیه این دختر؟
‫- به تو مربوط نیست. تو بگو می‌شناسی یا نه؟

00:57:21.680 --> 00:57:24.420
‫- نمی‌شناسم. اصلاً ندیدم.
‫- گوش کن ییلماز

00:57:24.560 --> 00:57:27.180
‫قبلش بگم بعداً دلخوری پیش نیاد.

00:57:27.300 --> 00:57:34.520
‫اگر فردا روز معلوم بشه این دخترو می‌شناختی
‫اون یکی پات رو هم من می‌شکنم تا آخر عمرت شَل بشی.

00:57:34.600 --> 00:57:36.080
‫حله؟ موافقی؟

00:57:36.080 --> 00:57:38.600
‫جناب بازرس الآن چه لزومی به این کار هست؟

00:57:38.820 --> 00:57:42.380
‫اینجا چیزی مربوط به من نیست که.
‫چرا الکی دروغ بگم آخه؟

00:57:42.880 --> 00:57:45.060
‫اون رو خدا می‌دونه ولی از من گفتن بود.

00:57:45.160 --> 00:57:48.480
‫ضمناً میدونی من بازرس نیستم.
‫دم به دقیقه به من نگو بازرس.

00:57:48.480 --> 00:57:52.060
‫- قسم می‌خورم نمی‌دونستم.
‫- الآن فهمیدی. دیگه نگو.

00:57:52.420 --> 00:57:57.960
‫باشه نمی‌گم. فقط نفهمیدم من خیلی آروم
‫دارم حرف می‌زنم، شما چرا تند شدی؟

00:57:58.800 --> 00:58:00.960
‫این روزها همه چقدر عصبانی‌ان!

00:58:08.120 --> 00:58:12.420
‫برادر، ما قبلاً همدیگرو ملاقات کردیم؟

00:58:21.560 --> 00:58:23.200
‫برادر؟ برادر؟

00:58:26.340 --> 00:58:30.140
‫الآن تو رو یادم اومد.
‫توی کشتی به من دستمال ندادی؟

00:58:31.840 --> 00:58:34.280
‫نمی‌دونم قضیه چیه ولی معلومه ناراحت هستین.

00:58:34.560 --> 00:58:38.640
‫تو دوست خوبی به نظر می‌رسی.
‫ببین من اطرافیانم زیادن.

00:58:38.920 --> 00:58:42.660
‫اگه یه شماره تماس بهم بدی،
‫منم یه پرس‌و‌جویی می‌کنم.

00:58:42.660 --> 00:58:46.740
‫اگه چیزی دستگیرم شد، بهتون خبر میدم.
‫باشه؟

00:58:46.740 --> 00:58:48.140
‫خوبه. ممنون.

00:58:49.040 --> 00:58:50.140
‫دستت درد نکنه.

00:58:53.240 --> 00:58:55.800
‫- با این دختر چه نسبتی دارین؟
‫- از نزدیکامونه.

00:58:56.540 --> 00:58:58.300
‫خب باشه.

00:58:58.400 --> 00:58:59.680
‫خدا به همراهتون.

00:58:59.680 --> 00:59:03.773
‫همون‌طور که گفتم اگه چیزی فهمیدم
‫حتماً تماس می‌گیرم. باشه؟

00:59:04.020 --> 00:59:05.920
‫- ممنون
‫- به سلامت

00:59:16.980 --> 00:59:18.260
‫الو؟

00:59:19.500 --> 00:59:21.780
‫تو راهم... باشه دارم میام.

00:59:30.300 --> 00:59:33.480
‫استاد متوجه شدی آب دریا خیلی سبزه؟

00:59:34.760 --> 00:59:37.580
‫الهی زنده باشی برادر من.

00:59:37.720 --> 00:59:40.700
‫مگه میشه متوجه نباشم؟
‫منم دو روزه به همین فکر می‌کنم.

00:59:41.000 --> 00:59:42.620
‫سر کار نذاشتید که استاد. درسته؟

00:59:42.620 --> 00:59:46.820
‫این چه حرفیه برادر؟
‫من امروز صبح تو ایستگاه گفتم همینو.

00:59:46.820 --> 00:59:51.460
‫گفتم این دریا سبز شده مثل مالدیو.
‫چیکار می‌کنن باهاش؟ رنگش می‌کنن؟

00:59:52.040 --> 00:59:54.660
‫گفتن زلزله میشه و فلان و مسخره کردن.

00:59:55.720 --> 00:59:57.480
‫پس استدلال تو چیه؟

00:59:59.040 --> 01:00:01.620
‫- برکت؟
‫- چه برکتی؟ ماهی؟

01:00:01.760 --> 01:00:03.740
‫نه برادر. چه ماهی‌ای؟

01:00:04.460 --> 01:00:07.960
‫- باکتری.
‫- باکتری چی؟

01:00:08.232 --> 01:00:14.372
‫یه مشتری خاص دارم، پروفسوره. دیگه از
‫کنجکاوی نتونستم صبر کنم و زنگ زدم پرسیدم.

01:00:15.120 --> 01:00:19.560
‫به خاطر یه باکتری به اسم
‫فیتوپلانکتون این‌طوری شده.

01:00:19.560 --> 01:00:20.780
‫عجب

01:00:22.220 --> 01:00:24.860
‫فیتو  پلانک  تون

01:00:24.860 --> 01:00:28.080
‫برادرم درسش رو خوب یاد گرفته.

01:00:28.520 --> 01:00:32.920
‫برادر اینو این‌طوری نگی باور نمی‌کنن
‫احمق‌ها. منم حفظش کردم.

01:00:33.980 --> 01:00:37.460
‫بادهایی که از بیابون‌های آفریقا
‫میان هم تاثیر میذارن.

01:00:38.340 --> 01:00:40.480
‫این بخش‌اش یه‌کم پیچیده هست برادر.

01:00:40.960 --> 01:00:46.680
‫هرسال این‌طوری می‌شده ولی
‫چون زیاد طول نمی‌کشیده، متوجه نمی‌شدن.

01:00:47.260 --> 01:00:50.140
‫امسال هم که هوا خوبه، زیاد طول کشیده

01:00:50.280 --> 01:00:54.880
‫در نهایت گفت چیز خوبیه. دریا خودش
‫رو پاکسازی می‌کنه و فلان.

01:00:55.020 --> 01:00:58.940
‫اینم به معنای فراوانی نعمت و ماهی در
‫سال آینده هست که خب چیز خوبی‌ هست.

01:00:58.940 --> 01:01:01.040
‫خب این همون چیزیه که من میگم دیگه.

01:01:01.500 --> 01:01:02.600
‫خب دیگه.

01:01:02.780 --> 01:01:06.240
‫خب نداره که. جواب درست ماهی هست دیگه؟

01:01:06.380 --> 01:01:10.880
‫برادر تو مهمترین بخش قضیه رو ول کردی
‫و چسبیدی به ماهی. من اونو میگم.

01:01:10.960 --> 01:01:13.040
‫از این نظر نمره‌ کم می‌کنم ازت. میدونی؟

01:01:30.840 --> 01:01:32.480
‫آره. جلوی خونه‌ایم الآن.

01:01:35.020 --> 01:01:39.580
‫باشه. خیابون نیلوفر، پلاک 3.

01:01:45.000 --> 01:01:48.100
‫دختر؟ بیام؟ چیکار کنم؟

01:01:48.300 --> 01:01:51.040
‫- نه ولی خیلی طولش نده.
‫- باشه.

01:02:50.720 --> 01:02:51.460
‫بگیر.

01:03:21.300 --> 01:03:22.240
‫فرید اومده.

01:03:49.460 --> 01:03:52.100
‫یه دفعه دیگه منو بزنی، یه گلوله
‫خالی می‌کنم تو سرت.

01:03:53.340 --> 01:03:54.460
‫چطور میشه؟

01:03:56.200 --> 01:03:59.600
‫حالا می‌بینی. اسلحه جور کردم.
‫وقتی بیاد می‌بینی.

01:04:00.140 --> 01:04:01.020
‫باشه ببینیم.

01:04:03.080 --> 01:04:05.700
‫تو چه جور آدمی هستی هان؟ حیوون!

01:04:07.160 --> 01:04:10.760
‫عصبی‌ام دیگه. مقصر خودتی.
‫اون مواقع باید ازم فاصله بگیری.

01:04:17.520 --> 01:04:21.020
‫ببین فرید. داری زیاده‌روی می‌کنی ها.
‫بد میشه ها!

01:04:21.400 --> 01:04:24.980
‫چی میشه ها؟ چی میشه؟
‫چیکار میکنی؟ بگو ببینم.

01:04:25.700 --> 01:04:29.473
‫تو همینطور ادامه بده. ادامه بده.
‫می‌بینی چی میشه.

01:04:29.506 --> 01:04:30.640
‫هیچ گهی نمی‌خوری.

01:04:30.640 --> 01:04:32.760
‫بازم همینطور کتک می‌خوری
‫و می‌نشینی سر جات.

01:04:33.900 --> 01:04:37.060
‫چی از جون من می‌خوای تو؟
‫چی می‌خوای؟

01:04:37.060 --> 01:04:38.600
‫چی باید بخوام از تو؟

01:04:52.460 --> 01:04:56.060
‫- از پلیس خواستنم
‫- واسه چی؟

01:04:56.760 --> 01:04:59.160
‫- دنبال دختره می‌گردن.
‫- کی؟

01:05:00.220 --> 01:05:02.740
‫- کی؟ گیزم دیگه.
‫- کی دنبالشه؟

01:05:03.080 --> 01:05:04.200
‫نزدیکانش.

01:05:05.380 --> 01:05:10.040
‫یه جوونی همسن و سال ماها.
‫رییس آشناشون دراومده.

01:05:10.400 --> 01:05:13.220
‫- تو رو از کجا پیدا کردن؟
‫- از طریق پریهان.

01:05:13.460 --> 01:05:15.200
‫- کدوم پریهان؟
‫- پریهان دافه.

01:05:15.320 --> 01:05:16.920
‫خب چرا تو رو گفته؟

01:05:19.020 --> 01:05:21.080
‫تو عملیات دیشب اونم گرفتن.

01:05:21.360 --> 01:05:24.780
‫رییس هم تک تک دخترها رو آورده و
‫عکس دختره رو نشون داده.

01:05:25.200 --> 01:05:28.300
‫ با این احمق یکی دو بار تو کافه دیدیمش.

01:05:28.580 --> 01:05:30.240
‫بد آورده بودن به همدیگه.

01:05:30.580 --> 01:05:35.480
‫تا عکس رو دیده گفته می‌شناسمش.
‫شانس آوردیم با اون دانشجوئه اشتباه گرفته.

01:05:35.900 --> 01:05:37.280
‫اونجا قسر در رفتیم.

01:05:42.060 --> 01:05:45.080
‫- گیزم خبر داره؟
‫- نگفتم بهش.

01:06:45.240 --> 01:06:47.640
‫نکن. بدبخت خوابیده.

01:06:58.000 --> 01:06:59.180
‫فرید!

01:07:19.100 --> 01:07:23.520
‫این بی‌شرف رو کاری ندارم. تو چته هان؟
‫اصلاً خجالت نمی‌کشی؟

01:07:23.720 --> 01:07:25.880
‫چی میگی بابا؟ من چیکار کردم الآن؟

01:07:27.320 --> 01:07:28.180
‫چه غلطی کردی تو؟

01:07:29.240 --> 01:07:31.380
‫- فرید نکن.
‫- چی گفتی پفیوز؟

01:07:57.300 --> 01:07:59.160
‫ییلماز کجا میری؟

01:08:25.620 --> 01:08:27.200
‫با فرید توی فیسبوک آشنا شدن.

01:08:27.640 --> 01:08:30.520
‫با منم از طریق فالوورهای مشترکمون
‫آشنا شدیم و حرف زدیم.

01:08:32.180 --> 01:08:37.700
‫گفت باباش می‌خواسته به یک پیرمرد شوهرش بده
‫و این و مادرش مخالفت کردن و کتکشون زده.

01:08:38.140 --> 01:08:41.120
‫گفته بوده که اگه زنش نشی، شکنجه‌ات
‫می‌کنم، حتی بهت تجاوز می‌کنم.

01:08:42.220 --> 01:08:43.320
‫طبعاً ناراحت شدیم.

01:08:43.860 --> 01:08:46.580
‫چیز دیگه‌ای هم به عقلمون نرسید.
‫بس که زیاد پیش میاد این چیزها.

01:08:47.160 --> 01:08:50.080
‫یه روز گفت من نمی‌تونم و می‌خوام فرار کنم
‫و از ما کمک خواست.

01:08:50.280 --> 01:08:52.780
‫اولش خیلی توجه نکردیم.
‫درواقع فاصله گرفتیم.

01:08:53.280 --> 01:08:56.000
‫نتونستیم به دختری که نمی‌دونستیم وجود
‫خارجی داره یا نه اعتماد کنیم.

01:08:56.920 --> 01:09:01.080
‫یه روز دیگه بهم گفت من فردا
‫ گفتیم باشه بیا. فرار می‌کنم ازمیر.

01:09:01.420 --> 01:09:04.800
‫گفتیم اونجا بلایی سرش نیاد. بیاد بشناسیمش
‫و ببینیم چیکار می‌تونیم بکنیم.

01:09:06.660 --> 01:09:08.800
‫یه عصری اومد توی تاکسیم دیدیم همو.

01:09:09.700 --> 01:09:12.080
‫موقع حرف‌زدن، بهش مشکوک شدیم
‫ولی خیلی گیر ندادیم بهش.

01:09:12.480 --> 01:09:18.240
‫گفت از بویابات نه، از آفیون اومده. بعد که کارت
‫ملی‌اش رو دیدم، گفت اونجا دنیا اومدم ولی نمی‌شناسم.

01:09:18.820 --> 01:09:23.260
‫از ترس اینکه یکی بشناسدش یا به پدر و مادرش
‫و پلیس خبر بده، اسمشو عوض کرد به گیزم.

01:09:25.960 --> 01:09:29.140
‫به هر چی قسم می‌خورم که من تقصیری توی
‫ورودش به این جور کارها ندارم.

01:09:30.340 --> 01:09:33.040
‫یه دختره بود باهاش دوست شده بود.
‫اون مخشو زده بود.

01:09:33.540 --> 01:09:35.760
‫فرید دیوث هم تا فهمیده،
‫خودشو انداخته بود وسط.

01:09:37.360 --> 01:09:43.240
‫من تا فهمیدم، مخالفت کردم و مانع شدم ولی
‫فرید چاقو گذاشت رو گلوم و کتکم زد.

01:09:45.320 --> 01:09:49.060
‫وقتی دیدم من به خاطر اون دارم کتک می‌خورم
‫و اون صداش در نمیاد و پشت اون دراومد...

01:09:50.380 --> 01:09:53.040
‫خورد شدم. خیلی زورم اومد.

01:09:56.880 --> 01:10:00.400
‫اون مفعول هر روز منو می‌زد. مسخره
‫می‌کرد و سیلی می‌زد.

01:10:00.760 --> 01:10:05.380
‫ولی اینقدر بهم برنمی‌خورد. اینقدر رنجیده نمی‌شدم.
‫این دفعه دو تایی دست به یکی کردن...

01:10:07.560 --> 01:10:11.280
‫تحقیر کردنشون و مسخره کردن معلولیتم...

01:10:11.620 --> 01:10:13.020
‫انقدر برام سنگین بود که...

01:10:35.400 --> 01:10:36.640
‫من برای اون برادری کردم.

01:10:37.580 --> 01:10:41.080
‫محافظت کردم. توی هر مشکلش، پا پیش گذاشتم.

01:10:49.160 --> 01:10:51.840
‫الآن دارم برمی‌گردم به زادگاهم.
‫دیگه چیزی بهم مربوط نیست.

01:10:53.320 --> 01:10:56.640
‫ولی بازم دلم راضی نشد زیر دست
‫اون بی‌شرف نابود بشه.

01:10:57.360 --> 01:11:01.520
‫نخواستم بلایی سرش بیاد. خواستم به پلیس
‫بگم ولی نمی‌دونستم درسته یا نه.

01:11:02.240 --> 01:11:04.280
‫واسه همین تصمیم گرفتم به تو بگم.

01:15:25.660 --> 01:15:26.860
‫تو کی هستی مردک؟

01:15:30.460 --> 01:15:33.000
‫- بله
‫- چی بله مردک؟

01:15:33.620 --> 01:15:35.200
‫دارم میگم کی هستی؟

01:15:35.760 --> 01:15:37.200
‫تو کی هستی؟ نشناختم؟

01:15:37.686 --> 01:15:41.220
‫- همون بهتر. بشناسی یعنی بابات رو شناختی.
‫- خفه شو مردک.

01:15:42.500 --> 01:15:45.860
‫تو زنگ زدی. زر نزن بگو چی می‌خوای.

01:15:46.560 --> 01:15:49.800
‫وای وای وای. زیادی کنجکاوت شدم پسرکم.

01:15:49.900 --> 01:15:54.600
‫دوست دارم از نزدیک صورت مبارکت رو زیارت کنم.
‫اگه مقدوره یه چایی مهمونت کنم هان؟

01:15:55.360 --> 01:15:57.640
‫باشه. الآن آزادم. کجا بیام؟

01:16:01.760 --> 01:16:02.400
‫الو

01:16:03.820 --> 01:16:06.620
‫باشه. ولی قبلش بگو کی هستی؟

01:16:07.380 --> 01:16:09.280
‫بهتر نیست رو در رو بگم بهت؟

01:16:18.260 --> 01:16:21.600
‫#مشترک مورد نظر در دسترس نمی‌باشد#

01:16:50.040 --> 01:16:53.620
‫- کجا رو نگاه می‌کردی؟
‫- گارسون رو.

01:16:55.500 --> 01:16:57.200
‫بگیر. برای تو گرفتمش.

01:17:08.400 --> 01:17:11.160
‫- چیزی می‌خوای؟
‫- نمی‌خوام.

01:17:14.280 --> 01:17:16.360
‫ببین منو. چای بیار.

01:17:19.720 --> 01:17:21.740
‫خب اگه چیزی نمی‌خواستی چرا
‫گارسون رو نگاه می‌کردی؟

01:17:27.640 --> 01:17:30.620
‫این‌طوری نگاه نکن ها. عصبی نکن آدمو.

01:17:36.940 --> 01:17:39.960
‫نکنه چلاقه برگشته؟ هان؟

01:17:42.520 --> 01:17:45.520
‫جدی می‌پرسم. امروز دو بار زنگ زدم
‫تلفن ابنه‌ای خاموش بود.

01:17:47.780 --> 01:17:50.520
‫نمی‌دونم برگشته یا نه ولی میگه
‫برم پیش خودش.

01:17:51.800 --> 01:17:52.520
‫چرا؟

01:17:53.760 --> 01:17:55.800
‫می‌خواد تو رو به بزرگ‌های ولایتش بفروشه؟

01:18:00.080 --> 01:18:03.860
‫بهش بگو دیوونه‌ام نکنه وگرنه میرم
‫یه آشی براش بپزم یک وجب روغن روش.

01:18:17.060 --> 01:18:18.200
‫چیزی شده داداش؟

01:18:23.740 --> 01:18:26.220
‫داداش چیزی زدی؟ چیه زل زدی؟

01:18:28.900 --> 01:18:30.880
‫مرتیکه با تو ام. نمی‌شنوی؟

01:21:37.600 --> 01:21:41.180
‫با چه رویی اومدی تو؟! ها؟!
‫با چه رویی؟

01:21:41.620 --> 01:21:45.460
‫کارهایی که کردی بس نبود؟

01:21:45.580 --> 01:21:50.040
‫شکنجه‌هات بس نبود؟ بس نبود ها؟

01:21:50.120 --> 01:21:52.760
‫بیا مامان جان. بیا بیا. زود باش.

01:21:52.760 --> 01:21:56.000
‫- تو بمون و اصلاً بیرون نیا.
‫- می‌کشمت. می‌کشمت.

01:21:56.000 --> 01:21:57.920
‫مهمت! ولش کن مهمت!

01:21:58.000 --> 01:22:00.080
‫مهمت ول کن دخترمو.

01:22:00.200 --> 01:22:04.220
‫ولش کن مهمت. ولش کن. ولش کن.

01:22:04.320 --> 01:22:07.266
‫ولش کن... خفه‌اش می‌کنی... ول کن.

01:22:08.406 --> 01:22:09.940
‫آهای همسایه‌ها!

01:22:09.940 --> 01:22:13.820
‫به دادم برسید... ول کن.

01:22:13.880 --> 01:22:19.740
‫آهای همسایه‌ها... ولش کن

01:22:20.200 --> 01:22:22.140
‫ولش کن مهمت.

01:22:22.200 --> 01:22:25.120
‫- کمک کنید.
‫- آروم باش مهمت.

01:22:26.580 --> 01:22:29.120
‫آروم باش مرد.

01:22:30.360 --> 01:22:32.040
‫می‌کشمت.

01:22:33.639 --> 01:22:35.919
‫ولم کن... می‌کشمش.

01:22:43.880 --> 01:22:45.560
‫آروم باش.

01:22:58.600 --> 01:23:00.900
‫باشه. آروم باش.

01:23:01.460 --> 01:23:04.020
‫باشه. بریم خونه. آروم باش.

01:24:07.180 --> 01:24:08.480
‫چه کردی؟

01:24:09.460 --> 01:24:11.020
‫چیکار باید بکنم. اومدم دیگه.

01:24:35.660 --> 01:24:36.540
‫مهمت؟

01:24:42.540 --> 01:24:43.380
‫مهمت؟

01:24:46.980 --> 01:24:47.860
‫مهمت؟

01:24:49.120 --> 01:24:51.740
‫- چیه؟
‫- چیزی شده؟

01:24:56.200 --> 01:24:57.720
‫ نه بابا. چی بشه سر صبحی؟

01:25:01.580 --> 01:25:03.680
‫گفتم عیده. باز کردم یه صدایی تو خونه بپیچه.

01:25:32.340 --> 01:25:33.660
‫دخترم دست بابات رو ببوس.

01:25:36.000 --> 01:25:38.200
‫عیدت مبارک عزیزم.

01:25:43.100 --> 01:25:44.240
‫آفرین بهت.

01:25:47.380 --> 01:25:49.600
‫- عیدت مبارک.
‫- تو هم همینطور.

01:31:20.420 --> 01:31:21.740
‫بلند شو دخترم.

01:31:22.600 --> 01:31:24.500
‫پاشو سر جات بخواب.

01:31:26.420 --> 01:31:29.620
‫پاشو مامان جان.

01:31:43.660 --> 01:31:47.200
‫هجران؟ خوابی؟

01:34:10.320 --> 01:34:12.760
‫دخترم دیدم تو نیومدی، من اومدم.

01:34:19.640 --> 01:34:20.560
‫هجران؟!

01:34:21.700 --> 01:34:24.560
‫چیکار کردی با اینجا؟ عین دسته گل شده.

01:34:24.760 --> 01:34:26.860
‫کی این همه کار رو انجام دادی؟

01:34:27.060 --> 01:34:30.000
‫فکر می‌کردم داری سرتو گرم می‌کنی برای خودت.

01:34:30.340 --> 01:34:33.160
‫اولش همینطوری شروع کردم ولی
‫بعدش نتونستم دوام بیارم.

01:34:33.320 --> 01:34:35.960
‫تا گفتم بذار اینم درستش کنم
‫اونم درست کنم که دیگه این‌طوری شد.

01:34:35.960 --> 01:34:37.960
‫خدایی خیلی خوب شده.

01:34:40.520 --> 01:34:43.440
‫- دستت درد نکنه.
‫- نوش جان.

01:34:44.500 --> 01:34:45.800
‫چایی‌ات رو هم بردار.

01:34:57.900 --> 01:35:01.020
‫کی می‌دونه خدابیامرز اگه زنده بود
‫چقدر خوشحال می‌شد.

01:35:02.400 --> 01:35:06.280
‫هیچوقت جرات نکردم بپرسم.
‫ ننه چطوری مرد؟

01:35:07.220 --> 01:35:11.180
‫درست مثل زندگی کردنش.
‫بی سر و صدا رفت بیچاره.

01:35:12.840 --> 01:35:17.960
‫گفتم شب اول رمضانه. شاید روش نشه
‫واسه سحری چیزی بخواد، غذا آوردم.

01:35:18.360 --> 01:35:22.360
‫سینی آماده کردم و اینجا گذاشتم.
‫اونم اینجا خواب مونده بود.

01:35:23.140 --> 01:35:27.600
‫گفتم مادر بلند شو غذا آوردم.
‫گفته بودی روزه می‌گیرم، یه لقمه بخور.

01:35:28.260 --> 01:35:31.720
‫وقتی بلند نشد، فکر کردم خوابه.
‫اینجاشو تکون دادم.

01:35:32.040 --> 01:35:34.820
‫دست که زدم، سرش افتاد به جلو.

01:35:36.600 --> 01:35:39.160
‫بدون مزاحمت، بدون اینکه وبال کسی باشه.

01:35:39.420 --> 01:35:41.940
‫کفنش هم حاضر کرده و تو کمد گذاشته بود.

01:35:42.400 --> 01:35:45.800
‫به خاطر اون کووید لعنتی هم،
‫همون روز خاک شد.

01:35:46.460 --> 01:35:48.980
‫هیچکس نتونست بیاد. مراسم هم نگرفتن.

01:35:49.680 --> 01:35:55.500
‫بابات و آخوند و چند نفر دیگه نمازش رو خوندن.
‫بعد از نماز ظهر هم کنار بابابزرگت دفنش کردیم.

01:35:56.080 --> 01:35:57.680
‫انسان همینه دخترم.

01:35:58.440 --> 01:36:01.320
‫همینطور که اینجا نشستی، یهو می‌بینی رفتی.

01:36:11.180 --> 01:36:14.100
‫این همون دختره نیست که پارسال
‫تو سریال تپه بازی می‌کرد؟

01:36:14.900 --> 01:36:15.660
‫خودشه

01:36:16.300 --> 01:36:21.060
‫ولی نمی‌گفتی نمی‌شناختم. بوتاکس کرده.
‫دماغمش هم عمل کرده.

01:36:21.060 --> 01:36:24.440
‫عجب گهی بالا آورده. چه صورت خوشگلی داشت.
‫الآن انگار نفرین شده.

01:36:38.440 --> 01:36:41.040
‫مامان یه چیزی میگم ولی بد برداشت نکن.

01:36:42.480 --> 01:36:44.060
‫بگو دخترم. چرا بد برداشت کنم؟

01:36:45.760 --> 01:36:51.060
‫موقع تمیز کردن اینجا به ذهنم رسید.
‫راستش یه‌کم هم با فکر اون تمیزش کردم.

01:36:51.540 --> 01:36:56.420
‫نمی‌دونم چی میشه ولی اگه بشه با
‫بابا صحبت کنی و نظرش رو بدونی.

01:36:58.200 --> 01:36:59.940
‫درباره چی باید حرف بزنم؟

01:37:01.560 --> 01:37:03.860
‫میشه من از این به بعد اینجا زندگی کنم؟

01:37:09.100 --> 01:37:10.920
‫این وضعیت، درست‌بشو نیست.

01:37:11.700 --> 01:37:15.360
‫یه‌کم دور باشم، همه آروم میشن.
‫آب از آسیاب می‌افته شاید.

01:37:15.960 --> 01:37:17.200
‫بیشتر از همه بابام.

01:37:18.420 --> 01:37:20.220
‫خیلی فشار کشیده بیچاره.

01:37:21.700 --> 01:37:25.040
‫آخه با خونه به این بزرگی
‫چه لزومی داره دخترم؟

01:37:25.520 --> 01:37:28.880
‫درسته اینجا رو درستش کردی. باز میای
‫اینجا نفسی تازه می‌کنی ولی...

01:37:29.160 --> 01:37:31.500
‫نمی‌دونم اینجا مستقر شدنت چطوری بشه.

01:37:32.580 --> 01:37:34.600
‫منم به خاطر همین میگم دیگه مامان.

01:37:34.960 --> 01:37:38.140
‫به قول خودت خونه به اون بزرگی
‫ولی حبس شدیم موندیم توش دیگه.

01:37:38.480 --> 01:37:41.200
‫نمی‌تونیم نفس بکشیم. انگار هر روز
‫داره تنگ‌تر میشه.

01:37:41.600 --> 01:37:45.860
‫یه نگاه به حال و روز «منکشه» بنداز.
‫بچه نه شادی داره و نه جنب و جوش.

01:37:45.860 --> 01:37:51.980
‫حال و روز تو هم که معلومه. همه‌اش توی فکر و
‫خیال و ترس داریم دست و پنجه می‌زنیم.

01:37:52.140 --> 01:37:55.740
‫با کوچکترین صدای در، زهر ترک میشیم.
‫چیزی زمین می‌افته، دلمون می‌ریزه.

01:37:55.860 --> 01:37:58.480
‫واسه اینکه صدایی درنیاد، چایی هم
‫هم نمی‌زنیم دیگه.

01:38:01.680 --> 01:38:03.880
‫چی میگی؟ حرف می‌زنی با بابا؟

01:38:14.980 --> 01:38:17.740
‫- خوش اومدی.
‫- سلامت باشی.

01:38:32.440 --> 01:38:35.580
‫- سالاد هم حاضره. من برم دیگه.
‫- باشه دخترم.

01:38:39.660 --> 01:38:41.620
‫مشق‌هاتو تموم کردی جانم؟

01:38:42.160 --> 01:38:45.740
‫ریاضی رو تموم کردم. الآن هم دارم
‫تعلیمات اجتماعی می‌نویسم.

01:38:46.360 --> 01:38:47.560
‫آفرین.

01:39:13.240 --> 01:39:15.260
‫چی شده یه دونه‌ام؟ چرا گریه می‌کنی؟

01:39:17.480 --> 01:39:18.760
‫چی شده دختر؟

01:39:19.560 --> 01:39:21.380
‫بابا داره مامان رو کتک می‌زنه.

01:39:45.980 --> 01:39:47.980
‫اصلاً نترس باشه؟ من اینجام.

01:39:47.980 --> 01:39:50.480
‫مشق‌های تعلیمات اجتماعی رو ننوشتم.

01:39:50.480 --> 01:39:54.600
‫- باشه، فردا باهم می‌نویسیم.
‫- نمیشه. فردا اولین کلاسه.

01:39:54.740 --> 01:39:59.060
‫پس باهات میام مدرسه و با معلمت حرف می‌زنم
‫ و اجازه می‌گیرم فرداشب باهم می‌نویسیم.

01:39:59.060 --> 01:40:01.700
‫- باشه.
‫- الآن هم بخواب. من برم پیش مامان

01:40:01.700 --> 01:40:03.040
‫باشه.

01:40:23.640 --> 01:40:27.220
‫- خوبی؟ هنوز درد می‌کنه؟
‫- خوبم. خوبم دخترم.

01:40:28.300 --> 01:40:31.140
‫همه چی رو مرتب کردم و گذاشتم سر جاش.

01:40:31.420 --> 01:40:33.140
‫دستت درد نکنه.

01:40:34.240 --> 01:40:38.000
‫- من دیگه برم تا نیومده و منو ندیده باز.
‫- باشه.

01:40:38.800 --> 01:40:40.560
‫چیزی شد صدام کن باشه؟

01:40:40.820 --> 01:40:43.580
‫نه دیگه حرصش رو خالی کرد.
‫چیزی نمیشه.

01:40:55.600 --> 01:40:57.320
‫چیزی شده جوون‌ها؟

01:40:59.780 --> 01:41:01.780
‫جوون‌ها با شمام. نمی‌شنوید؟

01:41:01.940 --> 01:41:03.780
‫- چرا شنیدیم...
‫- خب؟

01:41:04.000 --> 01:41:05.780
‫نه. چی قراره بشه؟

01:41:06.320 --> 01:41:09.020
‫برید خونه‌هاتون. ملت خوابن. دردسر نشه.

01:41:09.260 --> 01:41:11.300
‫- چه دردسری مثلاً؟
‫- برو بچه.

01:41:11.920 --> 01:41:14.040
‫نصف شبی داستان درست نکنین برام.

01:41:15.260 --> 01:41:16.740
‫مهمت چی شده؟

01:41:18.520 --> 01:41:21.800
‫چیزی نیست عمو سلیمان.
‫با جوون‌ها داشتم حرف می‌زدم.

01:41:32.280 --> 01:41:33.380
‫بابا؟

01:41:39.000 --> 01:41:40.560
‫دیگه دست به مادرم نزن.

01:41:41.480 --> 01:41:44.520
‫- اگه چیزی هست به من بگو.
‫- تو رو می‌کشمت.

01:41:45.680 --> 01:41:47.860
‫همینجا خفه‌ات میکنم و چالت می‌کنم.

01:41:48.100 --> 01:41:50.480
‫هرچی دوست داری بکن ولی دیگه اون زن رو نزن.

01:42:04.460 --> 01:42:05.440
‫چطوری یوسف؟

01:42:05.440 --> 01:42:09.480
‫خوبم آبجی. مامانم اینا می‌خوان
‫باهات حرف بزنن.

01:42:09.480 --> 01:42:11.080
‫درباره چی؟

01:42:11.080 --> 01:42:13.260
‫نمی‌دونم چیزی نگفتن.

01:42:13.400 --> 01:42:17.560
‫- دیگه کی هست؟
‫- عمه ملک و صاحب کار آبجی دردانه.

01:42:17.560 --> 01:42:21.340
‫ببین دخترم بدون هیچ حرف اضافه
‫یه راست میرم سر اصل مطلب.

01:42:21.820 --> 01:42:23.720
‫یه معلم بازنشسته هست.

01:42:23.820 --> 01:42:28.100
‫منظورم از بازنشستگی اونقدر هم سن بالا نیست.
‫حول و حوش پنجاه ساله. خیلی هم خوبه.

01:42:28.340 --> 01:42:32.140
‫باتجربه هست و درد و رنج رو می‌فهمه.
‫آدم خوبیه.

01:42:32.420 --> 01:42:38.320
‫لازم نیست بگم آدم متمدنیه بعد از این همه سال
‫معلمی کردن و خدمت کردن به کشور.

01:42:38.520 --> 01:42:42.580
‫آدمی که این همه بچه تربیت کرده باشه،
‫بدش چی می‌تونه باشه آخه؟

01:42:43.506 --> 01:42:50.126
‫برای اینکه بیکار نباشه، یه کتابفروشی
‫باز کرده تا سرش گرم باشه. وگرنه سرحاله.

01:42:50.540 --> 01:42:54.400
‫زنش تقریباً هشت سال پیش سر زایمان مرد.

01:42:54.520 --> 01:42:56.840
‫بچه زنده موند. الآن کلاس اوله.

01:42:57.020 --> 01:43:01.940
‫یه دختر بزرگ هم داره که توی ازمیر دانشجوئه.
‫ولی ما با اون کاری نداریم.

01:43:02.100 --> 01:43:03.560
‫اینجاش خیلی مهمه.

01:43:04.260 --> 01:43:06.420
‫همه اینایی که گفتم یه طرف...

01:43:06.600 --> 01:43:12.700
‫تو اول طرف رو ببین. رو در رو باهاش آشنا شو
‫حرف بزن بینیم احساست چی میگه و نظرت چیه؟

01:43:12.860 --> 01:43:17.000
‫چشمت طرفو می‌گیره یا نمی‌گیره.
‫ببین خوشت میاد یا نمیاد.

01:43:17.220 --> 01:43:22.340
‫مهم هم همینه. ما هرچی بگیم بیخوده، دروغه.
‫راست هم باشه، تا یه جایی جوابه.

01:43:23.060 --> 01:43:25.660
‫از من بپرسی، میگم راحت میشی.

01:43:25.660 --> 01:43:29.920
‫شاید یه‌کم دختر کوچکه سختت باشه
‫ولی اونم فکر نمی‌کنم.

01:43:30.080 --> 01:43:33.840
‫این همه سال، خیلی زحمت کشیده تا
‫مثل دسته گل تربیتش کنه.

01:43:34.740 --> 01:43:38.520
‫مهمتر از همه این که، اصلاً فکر نکن من بعد
‫قراره تو همه چیز دخالت کنه

01:43:38.660 --> 01:43:43.440
‫و بگه این‌طوری بشین این‌طوری پاشو یا
‫بهت گیر بده و حسادت کنه.

01:43:43.880 --> 01:43:48.560
‫دیگه تو این سن هم حال و حوصله اینو نداره
‫که هر شب بهت گیر بده و اذیت کنه.

01:43:48.640 --> 01:43:53.680
‫مخلص کلام این که اگه برای آشنایی بله بگی
‫بهش خبر خواهیم داد.

01:43:54.280 --> 01:43:57.700
‫در زمان و مکان مناسبی همو می‌بینید
‫و حرف می‌زنید.

01:43:57.700 --> 01:44:01.200
‫بعدش تو می‌شینی حساب و کتاب می‌کنی
‫و تصمیمت رو می‌گیری.

01:44:01.340 --> 01:44:06.340
‫از من می‌پرسی، نیازی به فکر کردن نیست.
‫هم تو خلاص میشی و هم خانواده‌ت.

01:44:06.480 --> 01:44:09.960
‫اگه خدا بخواد، یه سال دیگه هم بچه‌دار میشی
‫و همه‌ عادت میکنن و تموم میشه.

01:44:09.960 --> 01:44:14.940
‫یه سال بعدش هم همه فراموش کردن.
‫اساساً این دنیای پر عبرت چی داره آخه.

01:44:15.060 --> 01:44:22.260
‫با برد پیت هم ازدواج کنی، نهایتاش یکی دو سال
‫فرق داره. همه عین هم هستن. همه مزه کدو میدن.

01:44:22.360 --> 01:44:28.140
‫دیدی با آنجلینا جولی چی شدن دیگه؟
‫خوب و بد همه قاطی میشن و در نهایت میرن.

01:44:43.860 --> 01:44:45.060
‫چی میگی مامان؟

01:44:51.420 --> 01:44:53.060
‫چیزی نمیخوای بگی؟

01:44:54.400 --> 01:44:57.920
‫چی بگم دخترم؟ نای چیزی گفتن مونده برام؟

01:45:00.920 --> 01:45:02.480
‫بابام خبر داره؟

01:45:05.700 --> 01:45:06.780
‫داره؟

01:45:09.740 --> 01:45:10.840
‫اون چی میگه؟

01:45:18.000 --> 01:45:19.340
‫حرف بزن خب.

01:45:20.200 --> 01:45:24.840
‫چیزی از شما نمیخوام. فقط می‌خوام بدونم
‫راضی به این کار هستید یا نه؟

01:45:26.680 --> 01:45:29.160
‫گفت به من ربطی نداره. هر کاری
‫خودش دوست داره بکنه.

01:45:54.300 --> 01:45:55.960
‫میدونی گاهی به چی فکر می‌کنم؟

01:45:56.960 --> 01:46:01.280
‫این که خونه، ماشین، مغازه و
‫همه چی رو بفروشم...

01:46:01.940 --> 01:46:04.680
‫بریم توی یه روستای کوچک اطراف اژه.

01:46:05.220 --> 01:46:08.300
‫البته نه لزوماً اون اطراف. آنتالیا هم میشه.

01:46:09.340 --> 01:46:14.340
‫چه می‌دونم. «کاستامونیا»، «توکات»...
‫بزنم به سیم آخر «تونجلی» هم میشه.

01:46:15.280 --> 01:46:17.120
‫کافیه یه روستای آرامش‌بخش باشه.

01:46:18.360 --> 01:46:21.640
‫قبلاً یه عکس توی اینترنت دیدم...

01:46:21.860 --> 01:46:24.700
‫اول فکر کردم تصویری از بهشته. بعد دیدم...

01:46:25.560 --> 01:46:28.000
‫یه جاییه به اسم «آواجیک» توی تونجلی.

01:46:29.026 --> 01:46:33.586
‫دیگه «آرتوین» هست، «هوپا»،
‫«آراویب» و «یوسف‌اوی»

01:46:34.240 --> 01:46:37.580
‫ بعد از فارغ‌التحصیلی، خدمت اجباری‌ام رو
‫اونجا بودم.

01:46:39.240 --> 01:46:42.620
‫بابا همه جای مملکت، مثل بهشته.
‫بالاخره یه جایی پیدا میشه دیگه.

01:46:43.540 --> 01:46:46.880
‫مساله اصلی این نیست.
‫این بهانه هست بیشتر.

01:46:48.820 --> 01:46:52.020
‫مساله اصلی، اراده‌ی بلند شدن و رفتنه.

01:46:55.500 --> 01:46:58.820
‫اگه بخوام اونجا هم می‌تونم همین کار
‫رو بکنم. یه مغازه باز می‌کنم...

01:46:59.180 --> 01:47:01.800
‫نشد هم یه کار دیگه می‌کنم.
‫اون هم نشد...

01:47:01.940 --> 01:47:04.580
‫دامداری و مزرعه داری هست.

01:47:04.580 --> 01:47:08.580
‫این کارها دیگه مثل قبل سخت نیست.
‫خیلی آسون‌تر و متفاوت‌تره.

01:47:11.300 --> 01:47:15.400
‫ماه می پارسال، یادته رفته بودم تشییع
‫جنازه دایی نورالدین؟

01:47:16.700 --> 01:47:17.880
‫- آره
‫- اوهوم

01:47:18.380 --> 01:47:20.240
‫اونجا توی راه...

01:47:20.720 --> 01:47:25.600
‫یه روستایی دیدم که توی مزرعه کار می‌کرد.
‫زدم کنار و یه‌کم تماشا کردم.

01:47:25.775 --> 01:47:28.735
‫یه تی‌شرت چسبان پوشیده بود با شلوارک
‫ و کفش اسپرت.

01:47:28.760 --> 01:47:32.960
‫یه جوونی بود خوشتیپ‌تر و خوش‌هیکل‌تر
‫از آدم‌های شهری اینجا.

01:47:33.720 --> 01:47:36.980
‫ماشین رو زده کنار و
‫موزیک رو باز کرده.

01:47:37.300 --> 01:47:40.520
‫به تنهایی داشت حال می‌کرد.
‫خیلی عجیب بود. خوشم اومد.

01:47:40.640 --> 01:47:45.860
‫موزیک فانتزی و آرابسک هم نبود ها. صدای خود
‫نشاط ارتاش بود که با این بیشتر حال کردم.

01:47:47.040 --> 01:47:48.000
‫چی بود؟

01:48:05.100 --> 01:48:08.520
‫به به. بگذریم.

01:48:08.520 --> 01:48:10.420
‫نمیگم حتماً این‌طوری باشه.

01:48:10.420 --> 01:48:15.500
‫لازم نیست مزرعه داری یا باغداری کنیم.
‫من فقط مثال زدم.

01:48:15.633 --> 01:48:20.273
‫وگرنه به چیزهای دیگه‌ای که تو
‫هم خوشت بیاد...

01:48:20.300 --> 01:48:22.060
‫و خودت رو درگیر کنی
‫هم می‌تونیم فکر کنیم.

01:48:22.220 --> 01:48:24.900
‫مثلاً می‌تونیم عایشه رو
‫اونجا بفرستیم مدرسه.

01:48:25.245 --> 01:48:28.765
‫مثلاً یه مدرسه کوچک دولتی که
‫با بچه‌های خلق درس بخونه.

01:48:28.860 --> 01:48:32.200
‫پیاده میره و میاد و از شر سرویس
‫مدرسه خلاص میشه.

01:48:32.200 --> 01:48:36.580
‫یعنی زندگی رو از زاویه دیگه‌ای تجربه میکنه.
‫از سمت نرمالی یاد می‌گیره.

01:48:39.540 --> 01:48:42.520
‫هست همچین جا و کاری
‫که دوست داشته باشی؟

01:48:44.980 --> 01:48:48.540
‫- بچگی داشتم ولی الآن یادم نمیاد.
‫- نیست یعنی؟

01:48:49.840 --> 01:48:52.140
‫نه. چیزی به ذهنم نمی‌رسه.

01:48:52.340 --> 01:48:54.580
‫باشه مشکلی نیست.

01:48:54.720 --> 01:48:58.840
‫تو هم به خانه‌داری ادامه میدی و توی خونه
‫که حوصله‌ات سر رفت، میای کمکم می‌کنی.

01:48:59.040 --> 01:49:03.500
‫اگه خواستیم صحافی کنیم،
‫میای توی مغازه وایمیستی. نه؟

01:49:03.800 --> 01:49:07.480
‫آره میام. گفته بودم که توی
‫شهرستان ما یه بقالی بود...

01:49:07.780 --> 01:49:10.540
‫که چند سال من کارهاش رو راست و ریست کردم.

01:49:10.540 --> 01:49:13.660
‫دمتم گرم. پس برای تو هم
‫یه مغازه بقالی باز می‌کنیم.

01:49:14.620 --> 01:49:18.140
‫بی دردسر و ریسک. بخر و بفروش.

01:49:18.140 --> 01:49:20.140
‫مایع ظرفـشویی بیاد و کبریت بره.

01:49:20.660 --> 01:49:22.660
‫چی شد؟ اینجا رو که خیلی دوست داشتی؟

01:49:23.760 --> 01:49:27.220
‫- باز هم دوست دارم.
‫- پس برای چی میخوای بری؟

01:49:29.820 --> 01:49:33.200
‫گاهی ذهنم چیز میشه...
‫یعنی همه‌اش این‌طوریه...

01:49:33.700 --> 01:49:35.040
‫که قراره عمر، همه‌اش توی یه جای ثابت...

01:49:35.400 --> 01:49:41.280
‫که معلومه فردا چی قراره بشه و همه
‫چی تکراری هست، طی بشه؟

01:49:42.560 --> 01:49:46.760
‫گاهی، صبح بلند میشم و یهو می‌بینم
‫این همون صبح دیروزیه

01:49:46.920 --> 01:49:49.400
‫صبحِ دیروزی، همون صبح فرداست
‫و اونم یه صبحیه تو سال آینده.

01:49:50.620 --> 01:49:52.540
‫ظهرها هم همینطور.
‫عصرها هم.

01:49:53.240 --> 01:49:54.840
‫مخصوصاً قبل از خواب.

01:49:55.260 --> 01:49:57.680
‫گاهی اونقدر مغزم قاطی میکنه که
‫گمان می‌کنم دارم دیوونه میشم.

01:49:58.120 --> 01:50:01.300
‫با خودم میگم دارم به همون چیز فکر
‫می‌کنم ولی اون دیشب بود آخه.

01:50:01.820 --> 01:50:06.660
‫نمی‌دونم امروز چندم ماهه ولی یه
‫روز کاملاً متفاوته. دو ماه قبل هم...

01:50:06.800 --> 01:50:10.580
‫همین بود، دو سال پیش هم. باز دو ماه دیگه
‫همین میشه، دو سال دیگه هم همینطور.

01:50:23.700 --> 01:50:25.100
‫بیخیال بابا.

01:50:25.980 --> 01:50:28.840
‫بیخیال. ول کن. پیچیده‌ست.
‫روحیه‌ام رو خراب می‌کنه.

01:50:29.040 --> 01:50:31.880
‫یعنی ربطی به اینجا نداره.

01:50:32.460 --> 01:50:34.300
‫چه ربطی میتونه داشته باشه آخه این‌طوری؟

01:50:34.860 --> 01:50:36.620
‫بهشت اصلی همینجاست.

01:50:37.380 --> 01:50:42.660
‫زیبا، ساکت، متمدن.
‫سرزمین دیوژن کَلْبی هست ها.

01:50:43.880 --> 01:50:47.400
‫دوستهام اینجان، دوستدارانم، آشناهام.

01:50:48.020 --> 01:50:52.280
‫اما مهمتر اینه که تو اینجایی.

01:51:03.780 --> 01:51:07.320
‫من به تو چیزو گفته بودم؟

01:51:07.380 --> 01:51:09.040
‫اونجا قراره اینطور نباشه؟

01:51:10.380 --> 01:51:11.400
‫چی نباشه؟

01:51:12.100 --> 01:51:15.180
‫- گفتی این عمر با چیزهای تکراری طی میشه
‫- آره

01:51:15.940 --> 01:51:18.960
‫- میگم اونجا هم این‌طوری نمیشه مگه؟
‫- کجا؟

01:51:19.640 --> 01:51:20.960
‫جایی که بریم.

01:51:25.360 --> 01:51:26.480
‫چی شد؟

01:51:28.740 --> 01:51:30.380
‫خیلی خوشم اومد.

01:51:31.120 --> 01:51:33.040
‫الآن که گفتی جایی که بریم.

01:51:34.160 --> 01:51:36.160
‫یعنی تفکرم رو حمایت کردی.

01:51:36.820 --> 01:51:39.020
‫شریک شدی و شوهرت رو کمک کردی.

01:51:39.780 --> 01:51:42.900
‫یه زن سالم، یه همسر قابل اعتماد
‫و یه رفیق خوب این کار رو می‌کنه.

01:51:43.880 --> 01:51:48.180
‫حتی خودشم هم خوشش نیاد
‫به افکار شوهرش اهمیت میده.

01:51:49.920 --> 01:51:53.140
‫بله... اونجا هم اونطوری میشه.

01:51:53.320 --> 01:51:56.800
‫همینطوره

01:51:57.660 --> 01:51:59.620
‫«کشور جدیدی نمی‌توانی پیدا کنی»

01:51:59.620 --> 01:52:04.080
‫«دریای دیگری نمی‌توانی پیدا کنی.
‫هرجا بروی، این شهر دنبال تو خواهد آمد.»

01:52:04.340 --> 01:52:09.100
‫«دوباره در همان خیابان ها سرگردان خواهی شد.
‫در همان محله پیر خواهی شد.»

01:52:09.320 --> 01:52:13.013
‫«باز در همان خانه‌ها موهایت خاکستری خواهد شد.»
‫[شعرِ کنستانتینوس کافاویس]

01:52:14.580 --> 01:52:16.200
‫از این خلاصی نیست.

01:52:17.860 --> 01:52:20.640
‫نیست ولی باز باید یه کاری کرد.

01:52:20.820 --> 01:52:24.620
‫یه حمله ای باید کرد.
‫یه حرکتی باید زد.

01:52:24.780 --> 01:52:27.080
‫وگرنه بدون انجام کاری، آدم خلاص نمیشه.

01:52:29.620 --> 01:52:32.660
‫درسته یه‌کم خودفریبی به نظر میاد ولی...

01:52:34.380 --> 01:52:37.920
‫چه اشکالی داره؛ اگه فایده‌ای داره،
‫آدم بتونه خودش رو گول بزنه.

01:52:38.040 --> 01:52:41.160
‫حتی اگه لازم باشه، می‌تونه به خودش
‫دروغ هم بگه، نظم رو به هم بزنه.

01:52:41.160 --> 01:52:43.160
‫باید بتونه عادت‌ها رو تکه‌پاره کنه.

01:52:44.120 --> 01:52:46.060
‫مثلاً صبح سر کار نره.

01:52:46.300 --> 01:52:49.640
‫چه می‌دونم، ناهار رو نصف شب بخوره.

01:52:49.740 --> 01:52:53.020
‫بچه‌ها رو نفرسته مدرسه. به هرحال
‫باید یه کاری بکنه.

01:52:53.600 --> 01:52:57.240
‫باید یه کاری بکنه.
‫باید یه کاری بکنه.

01:53:00.400 --> 01:53:05.980
‫اینو میگی ولی اونجا هم برای خودش یه
‫نظمی خواهد داشت، مثل هرجای دیگه.

01:53:06.300 --> 01:53:09.240
‫آفرین. درسته. خیلی درسته.

01:53:09.860 --> 01:53:10.760
‫بله

01:53:11.240 --> 01:53:14.320
‫اونجا هم برای خودش یه نظمی خواهد داشت.
‫باریکلا. قطعاً خواهد داشت.

01:53:14.460 --> 01:53:17.640
‫حیوانات هم درون یک نظم مشخص زندگی
‫می‌کنن. چرا؟ چون مجبورن.

01:53:17.780 --> 01:53:18.960
‫خیلی درست میگی.

01:53:19.260 --> 01:53:22.340
‫نظم، گریزناپذیره.
‫مجبوری و بایدی هست.

01:53:22.900 --> 01:53:23.760
‫ولی...

01:53:24.406 --> 01:53:29.933
‫چیزی که می‌خوام بگم یا درستش چیزی که میخوام بگم
‫ولی به خودم نمیتونم ‌بفهمونم دقیقا این نیست.

01:53:30.200 --> 01:53:34.780
‫در این مورد تو حق داری، اون جداست.
‫اما چیزی که می‌خوام بگم...

01:53:35.260 --> 01:53:38.420
‫اینه که توی این حالتی که حوصله نداری یا دلت می‌گیره

01:53:38.600 --> 01:53:43.180
‫یا مثل من احساس سنگینی می‌کنی،
‫باید یه کاری بکنی.

01:53:43.300 --> 01:53:47.740
‫یه حمله، یه تغییر ایجاد کردن.

01:53:48.620 --> 01:53:53.620
‫منظور درست همینه ها. تغییر
‫ایجاد کردن... توانستن.

01:53:53.880 --> 01:53:59.400
‫دارم از تلاش برای رهایی از اون
‫احساسات بد و غلط حرف می‌زنم.

01:53:59.520 --> 01:54:03.420
‫من اینطور فکر می‌کنم. یه‌کم قبل‌تر
‫اشتباه تعریف کردم. تو حق داشتی.

01:54:04.120 --> 01:54:06.500
‫وگرنه... البته خب.

01:54:06.800 --> 01:54:12.300
‫اگه امکان داشت توی جایی که هستی و بدون به هم زدن
‫نظم، تغییری ایجاد کنی من هیچ مشکلی ندارم.

01:54:12.300 --> 01:54:13.980
‫چه نیازی به این همه زحمت هست؟

01:54:14.760 --> 01:54:17.580
‫ولی نمیشه... نمیشه.

01:54:18.500 --> 01:54:23.513
‫بدون انجام چیزی، بدون تغییر چیزی
‫این مصیبت ابداً تموم نمیشه.

01:54:27.060 --> 01:54:29.620
‫وگرنه حرفت درسته.

01:54:29.880 --> 01:54:32.660
‫اونجا هم نظمی برپا خواهد شد
‫حتی اگر همون قبلی نباشه.

01:54:32.780 --> 01:54:36.860
‫اونجا هم ناهار خورده خواهد شد، شام درست خواهد شد.
‫حمام خواهد شد و لباس شسته خواهد شد.

01:54:36.860 --> 01:54:40.000
‫بچه‌ها مشق خواهند نوشت.
‫انجام خواهد شد که خواهد شد.

01:54:40.880 --> 01:54:43.240
‫درست میگی. ولی منم درست میگم.

01:54:45.540 --> 01:54:49.780
‫چون که بدون انجام کاری، بدون تغییر چیزی
‫بدون هیچ حرکتی...

01:54:50.300 --> 01:54:52.440
‫به طور قطع این حس نمیره.

01:54:52.620 --> 01:54:55.733
‫اینجای انسان، مثل سنگ جا خوش می‌کنه.

01:55:26.020 --> 01:55:27.560
‫میدونی این چه نوع حسیه؟

01:56:29.720 --> 01:56:32.300
‫- توالت کجا بود؟
‫- اونجا

01:56:38.860 --> 01:56:41.060
‫- یه سر به عایشه بزن
‫- باشه

01:57:34.440 --> 01:57:35.860
‫یکی زنگ زد.

01:57:36.580 --> 01:57:40.420
‫مامانم زنگ زده. این اواخر
‫مدام زنگ می‌زنه.

01:57:42.860 --> 01:57:43.740
‫خودشه.

01:57:48.980 --> 01:57:52.360
‫- زنگ نمی‌زنی بهش؟
‫- فردا. الآن نمی‌کِشم.

01:57:55.100 --> 01:57:59.420
‫عایشه داره کیف می‌کنه. دو تا
‫دوست پیدا کرده بازی می‌کنه.

01:58:05.800 --> 01:58:08.120
‫- خوبی؟
‫- خوبم خوبم.

01:58:09.400 --> 01:58:13.340
‫یه‌کم مست‌ام ولی خیلی خوشحالم.

01:58:14.340 --> 01:58:15.880
‫تو نگران من نباش.

01:58:19.820 --> 01:58:21.420
‫چرا خوشحال نباشم آخه؟

01:58:22.620 --> 01:58:25.480
‫تو روبروم هستی. دخترم با
‫دوست‌هاش بازی می‌کنه.

01:58:25.860 --> 01:58:27.160
‫می‌خوریم و می‌نوشیم.

01:58:27.400 --> 01:58:30.513
‫یه مرد دیگه چی می‌تونه از این زندگی بخواد؟

01:58:48.620 --> 01:58:50.240
‫چرا از مادرت خوشت نمیاد؟

01:58:52.000 --> 01:58:55.640
‫هم ضعیفه و هم لاغر.
‫از این آدم‌ها خوشم نمیاد.

01:58:58.540 --> 01:59:01.380
‫- بابات چی؟
‫- بابام چی شده؟

01:59:02.080 --> 01:59:03.580
‫اون رو چرا دوست نداری؟

01:59:05.160 --> 01:59:07.640
‫بابام رو دوست دارم ولی
‫اون منو دوست نداره.

01:59:53.240 --> 01:59:55.440
‫- می‌خوای؟
‫- آره

02:00:03.080 --> 02:00:04.360
‫عایشه خوابید؟

02:00:05.380 --> 02:00:07.000
‫اصلاً بیدار نشد که بچه.

02:00:07.660 --> 02:00:09.860
‫پس بدون مسواک‌زدن خوابوندی؟

02:00:10.460 --> 02:00:12.560
‫امروز هم این‌طوری باشه.
‫چیزی نمیشه که.

02:00:14.140 --> 02:00:15.820
‫از خستگی سرم گیج میره.

02:00:17.460 --> 02:00:21.460
‫منم ولی خوب شد. خیلی وقت
‫بود بیرون می‌رفتیم.

02:00:22.740 --> 02:00:24.560
‫شب یه‌کم زیاده‌روی کردم؟

02:00:25.200 --> 02:00:28.000
‫- چی رو؟
‫- مشروب رو. حرف زدن رو.

02:00:28.440 --> 02:00:31.700
‫حس کردم یه‌کم حرف مفت می‌زنم
‫ولی نتونستم خودمو کنترل کنم.

02:00:32.680 --> 02:00:35.140
‫نه. حرف زدی دیگه.

02:00:37.520 --> 02:00:42.200
‫اینطور مواقع حس می‌کنم تحقیر می‌کنی.
‫تحقیر که نه، سرزنش می‌کنی.

02:00:42.760 --> 02:00:44.380
‫یه ذره هم واسه این پرسیدم.

02:00:44.520 --> 02:00:47.360
‫- مگه میشه همچین چیزی؟ چرا سرزنش؟
‫- نمی‌دونم.

02:00:47.860 --> 02:00:50.420
‫مست هم که باشم، همه‌اش
‫متوجه این میشم.

02:00:51.100 --> 02:00:52.580
‫اغراق می‌کنی باز.

02:00:55.660 --> 02:00:57.620
‫گاهی فقط حوصله‌ام سر میره.

02:00:58.506 --> 02:01:02.920
‫بی‌حوصله هم نه، فقط حرف‌هاتو نمی‌فهمم.
‫ولی اون طور که میگی نیست.

02:01:04.280 --> 02:01:06.740
‫- باشه من می‌خوابم.
‫- باشه منم دارم میام.

02:01:06.920 --> 02:01:08.620
‫- مراقب باش سرما نخوری.
‫- باشه.

02:02:00.600 --> 02:02:05.160
‫- به نظرم تو قبل خواب مخصوصاً سیگار می‌کشی.
‫- چرا باید این کار رو بکنم؟

02:02:05.760 --> 02:02:10.740
‫- تا بغلت نکنم. میدونی که از بوش بدم میاد.
‫- بغل می‌کنی دیگه.

02:02:12.160 --> 02:02:14.980
‫طاقت نمیارم خب... کاش بتونم.

02:02:26.040 --> 02:02:29.080
‫برگرد رو به من.
‫یه چیزی می‌خوام بپرسم.

02:02:43.540 --> 02:02:45.460
‫هیچ به مردهای دیگه نگاه می‌کنی؟

02:02:47.420 --> 02:02:48.800
‫اینو از کجا درآوردی؟

02:02:48.940 --> 02:02:51.680
‫از هیچ جا. به ذهنم رسید پرسیدم.
‫نگاه می‌کنی؟

02:02:53.020 --> 02:02:54.140
‫تو چی فکر می‌کنی؟

02:02:55.140 --> 02:02:59.120
‫- نمی‌دونم. گاهی اینطور حس می‌کنم.
‫- مثلاً کِی؟

02:03:00.140 --> 02:03:01.540
‫مثلاً امشب.

02:03:02.320 --> 02:03:07.420
‫- یه یارو تو رستوران کل شب نگاهت می‌کرد.
‫- خب؟

02:03:08.640 --> 02:03:10.620
‫خب‌اش رو تو باید جواب بدی.

02:03:11.540 --> 02:03:13.640
‫یکی منو نگاه کرده منو مقصر می‌دونی؟

02:03:14.120 --> 02:03:16.260
‫- نه اینطور نیست.
‫- پس چطوره؟

02:03:16.940 --> 02:03:20.840
‫اگه اینقدر رفته رو مخت، به جای من
‫از اون یارو می‌پرسیدی خب.

02:03:20.980 --> 02:03:23.040
‫اگه لازم هم بود، یه دونه می‌زدی تو دهنش.

02:03:27.640 --> 02:03:29.380
‫گاهی خیلی بی‌رحم میشی.

02:03:30.460 --> 02:03:31.420
‫چطور؟

02:03:32.500 --> 02:03:34.900
‫چون یه‌کم حسادتم گل کرد، چیا که نگفتی.

02:03:35.460 --> 02:03:39.200
‫یعنی چی می‌رفتم می‌زدم تو دهن طرف؟
‫می‌زدم چی میشد؟

02:03:39.720 --> 02:03:42.300
‫معنی این نادانی‌ها، دوست‌داشتن زیاده؟

02:04:13.440 --> 02:04:14.800
‫چی شده عایشه؟

02:04:15.320 --> 02:04:17.660
‫من یه خواب بد دیدم.

02:04:18.480 --> 02:04:20.600
‫- چی دیدی؟
‫- یه چیز بد.

02:04:22.180 --> 02:04:25.140
‫- بیا ببینم.
‫- تو نمی‌تونی بیای؟

02:04:31.560 --> 02:04:33.540
‫الآن که بیدار شده، مسواک بزنه.

02:04:35.600 --> 02:04:38.100
‫بال شکسته‌اش هم داشت خوب میشد.

02:04:38.780 --> 02:04:41.140
‫روزی از روزها طوفان بزرگی شد

02:04:41.680 --> 02:04:44.020
‫و برگ‌ همه درخت‌ها ریخت.

02:04:44.560 --> 02:04:47.600
‫فقط برگ‌های درخت کاج موندن.

02:04:47.880 --> 02:04:52.120
‫درختان بید، بلوط و چنار
‫زشت به نظر می‌رسیدند.

02:04:52.220 --> 02:04:54.260
‫و از خودشان خجالت می‌کشیدند.

02:04:54.680 --> 02:04:59.320
‫پرنده پر شکسته زیر سایه درخت کاج،
‫زمستان راحتی سپری کرده بود.

02:04:59.900 --> 02:05:02.560
‫با گرم‌شدن هوا، دوستانش آمدند.

02:05:02.820 --> 02:05:05.700
‫دوستانش با سالم‌یافتن او...

02:05:30.240 --> 02:05:31.160
‫خوابیدی؟

02:05:34.740 --> 02:05:35.500
‫نه.

02:05:39.320 --> 02:05:40.760
‫می‌خوام یه اعتراف بکنم.

02:05:44.400 --> 02:05:46.520
‫من گاهی مخفیانه تعقیبت می‌کنم.

02:05:50.620 --> 02:05:51.660
‫چرا؟

02:05:52.840 --> 02:05:56.520
‫چرت نگو. آدم زنش رو برای
‫چی تعقیب می‌کنه؟

02:05:59.780 --> 02:06:01.680
‫اینو باید از تعقیب‌کننده پرسید.

02:06:05.500 --> 02:06:06.980
‫لااقل به درد خورد؟

02:06:08.280 --> 02:06:13.440
‫نمی‌دونم ولی چیزی نشد.
‫فکر هم نمی‌کردم چیزی بشه.

02:06:14.840 --> 02:06:18.880
‫- چرا تعقیب می‌کنی اونوقت؟
‫- به خاطر تو.

02:06:22.360 --> 02:06:26.340
‫چی حس می‌کنی، تو فکر چی هستی.
‫چی از ذهنت می‌گذره. هیچی نمی‌دونم.

02:06:27.300 --> 02:06:30.760
‫نگران میشم و مثل سگ تعقیب می‌کنم.
‫چشم ازت برنمی‌دارم...

02:06:30.960 --> 02:06:34.360
‫ولی نیست. هیچی نمی‌تونم پیدا کنم
‫و هیچی نمی‌بینم.

02:06:36.220 --> 02:06:37.580
‫زنم هم این‌طوری بود.

02:06:38.720 --> 02:06:41.080
‫هیچی رو نمی‌کرد.
‫هیچی نمی‌گفت.

02:06:41.920 --> 02:06:44.220
‫به روش نمی‌آوردم ولی خیلی
‫کنجکاو و نگران می‌شدم که...

02:06:45.240 --> 02:06:46.660
‫چی فکر می‌کنه و چیکار می‌کنه...

02:06:47.240 --> 02:06:51.220
‫نسبت به من چه حسی داره؟ دوستم داره
‫یا نه؟ ازم متنفره یا نه؟

02:06:55.120 --> 02:06:59.740
‫کاش آدم اصلاً نگران این چیزها نباشه.
‫اصلاً درگیرش نشه.

02:07:02.700 --> 02:07:04.200
‫واسه همین تعقیب می‌کنم.

02:07:05.080 --> 02:07:08.660
‫اینکه چیکار می‌کنی؟
‫کسی دیگه تو ذهنته؟

02:07:09.000 --> 02:07:12.340
‫اینکه با یکی قرار می‌ذاری و می‌بینیش؟
‫کاری می‌کنی؟

02:07:15.760 --> 02:07:17.840
‫تعقیب کردن به کنار، باز این خوبه.

02:07:18.740 --> 02:07:21.700
‫هر کاری کنیم، موبایلت رو چک می‌کنم.
‫ پیام‌هات رو نگاه می‌کنم.

02:07:23.540 --> 02:07:27.180
‫وقتی غرورم می‌شکنه و خجالت‌زده
‫میشم، گیر میدم به عایشه.

02:07:27.740 --> 02:07:32.120
‫به خیال اینکه چیزی دیده یا می‌دونه
‫و میگه، چشم به دهنش می‌دوزم.

02:07:33.960 --> 02:07:38.280
‫مسلماً بچه تعجب میکنه و هیچی از
‫حرف‌هام نمی‌فهمه. زل می‌زنه بهم.

02:07:40.200 --> 02:07:42.320
‫بعدش انقدر از خودم عصبانی میشم
‫و خجالم می‌کشم که نگو.

02:07:44.360 --> 02:07:48.380
‫قسم می‌خورم که دیگه همچین کاری نخواهم کرد
‫و توبه می‌کنم و به خودم قول میدم.

02:07:51.380 --> 02:07:54.060
‫با عذاب وجدان این، باهات خوش رفتاری می‌کنم.

02:07:54.560 --> 02:07:58.060
‫هدیه می‌گیرم. می‌برم رستوران.
‫گاهی زیاده‌روی می‌کنم.

02:08:00.240 --> 02:08:05.820
‫متوجهش میشی. معلومه که متوجه میشی.
‫بدون اینکه صداشو دربیاری می‌پرسی چیزی شده؟

02:08:06.560 --> 02:08:08.320
‫گاهی شک می‌کنی.

02:08:09.300 --> 02:08:12.140
‫بله. معلومه شک می‌کنی.

02:08:12.940 --> 02:08:14.840
‫مثل جنّی. خیلی تیزبین هستی.

02:08:16.660 --> 02:08:20.060
‫منم می‌زنم به ندونستن و میگم نه چیزی نشده.

02:08:20.660 --> 02:08:23.780
‫میگی اخیراً خیلی خوب شدی. خبریه؟

02:08:24.360 --> 02:08:28.880
‫وانمود می‌کنم چیزی نشده و
‫منظورت رو نمی‌فهمم.

02:08:33.400 --> 02:08:35.020
‫به قول احمد کایا...

02:08:35.960 --> 02:08:39.220
‫از هر طرف نگاه کنی تناقضه.
‫از هر طرف نگاه کنی حماقته.

02:08:40.120 --> 02:08:41.900
‫چه تناقض و حماقتی؟!

02:08:43.340 --> 02:08:48.400
‫تناقض در مقابل این هیچی نیست.
‫این بی‌حیثیتی، ننگ و پستی تمام هست.

02:08:51.880 --> 02:08:53.020
‫ چیکار می‌کنم؟

02:08:55.600 --> 02:08:57.000
‫دارم چیکار می‌کنم؟

02:09:11.120 --> 02:09:11.980
‫هجران؟

02:09:14.720 --> 02:09:17.540
‫هجران با این وضع چیکار باید بکنیم؟

02:09:20.940 --> 02:09:22.520
‫چی رو چیکار می‌کنیم اورهان؟

02:09:23.600 --> 02:09:24.920
‫یعنی چی چی رو؟

02:09:26.180 --> 02:09:28.020
‫میگم این‌طوری چیکار قراره بکنیم؟
‫نمی‌فهمی؟

02:09:33.040 --> 02:09:35.100
‫خب چیکار کنیم؟
‫چی می‌خوای؟

02:09:51.680 --> 02:09:53.180
‫- اینو خاموش کن.
‫- خوبه این‌طوری.

02:09:53.180 --> 02:09:54.720
‫خاموشش کن. چشم‌هام می‌سوزه.

02:10:05.680 --> 02:10:12.780
‫هجران؟ خیلی وقته دیگه نمی‌تونم خودم و این وضعیت
‫رو تحمل کنم. واسه همین زود باید کاری بکنیم.

02:10:13.180 --> 02:10:16.260
‫- خب بگو انجام بدیم. چی می‌خوای؟
‫- چی می‌خوام؟

02:10:16.520 --> 02:10:18.740
‫چی نمی‌خوام. همه رو می‌دونی خودت.

02:10:18.920 --> 02:10:24.320
‫سر شب گفتم که. زندگی با تو در یه روستای
‫کوچک. انتظار خیلی زیادی هم ندارم.

02:10:24.500 --> 02:10:27.560
‫اصلاً و ابداً هم نمی‌خوام عاشقم باشی یا دیوونه‌ام.

02:10:28.400 --> 02:10:33.780
‫تنها انتظارم دوست داشتنمه. اینکه وقتی نگاهم میکنی،
‫چشم‌هات برق بزنه. اگه نه، بد نگاهم نکنی.

02:10:34.020 --> 02:10:38.940
‫اینکه هر از گاهی چیزهای خوبی از ته دلت بهم بگی.
‫باورم کنی و بهم اعتماد کنی.

02:10:40.860 --> 02:10:44.140
‫تنها چیزی که توی این زندگی می‌خوام اینه.
‫کاش دست من بود، ولی نیست.

02:10:45.080 --> 02:10:49.120
‫وقتی هم این‌طوری میشه، دیوونه میشم.

02:10:49.120 --> 02:10:53.260
‫یه چیزی درونم بزرگ و بزرگ میشه
‫و باد می‌کنه.

02:10:53.400 --> 02:10:56.360
‫بعدش هرچی میگی عصبی میشم.
‫هر کارت، رو مخم میره.

02:10:57.820 --> 02:10:59.060
‫مثلاً حال الانت.

02:10:59.600 --> 02:11:02.520
‫وقتی مثل دیوار زندان میشی و اینطور
‫نگاه می‌کنی، دیوانه میشم.

02:11:02.520 --> 02:11:06.680
‫همه‌اش کمین کردی که بینمون دعوایی بشه
‫یا اختلافی پیش بیاد.

02:11:07.160 --> 02:11:10.900
‫همه‌اش می‌ترسم یه روز نتونم جلوی
‫خودمو بگیرم و بزنم توی دهنت.

02:11:11.080 --> 02:11:13.940
‫بزن. بزن جلوی خودتو نگیر.

02:11:16.800 --> 02:11:18.140
‫اینو می‌خوای نه؟

02:11:18.360 --> 02:11:25.180
‫می‌دونم اینو می‌خوای. بزنم تا بدتر و پست‌تر بشم.
‫تا توی وضعیت شرم‌آورتری بیفتم. ولی نمیگی...

02:11:25.360 --> 02:11:31.080
‫اورهان نکن. بدتر نشو. اینو اصلاً نمیگی.
‫درک نمی‌کنی شاید مریضه یا خسته هست.

02:11:31.673 --> 02:11:35.653
‫یعنی اصلاً به فکرت نمی‌رسه نیمه‌ی پُر رو ببینی
‫درک کنی و کوتاه بیای.

02:11:35.780 --> 02:11:38.140
‫نمیگی باشه الآن بخوابیم. فردا حرف می‌زنیم.

02:11:38.140 --> 02:11:40.426
‫نمیگی داری از چی حرف می‌زنی
‫و چرا داریم اینها رو میگیم.

02:11:40.480 --> 02:11:43.356
‫فوراً بهم می‌پری. کافیه یه اشتباهی بکنم.

02:11:43.380 --> 02:11:47.320
‫کافیه یه حرف بدی بزنم، یه گافی بدم،
‫یه دعوا و بحرانی بشه.

02:11:48.360 --> 02:11:50.560
‫گفتن اینکه من دوستت دارم،  اگر هم نه
‫اینطور فرض می‌کنم...

02:11:50.720 --> 02:11:56.040
‫تو شوهر منی، بزرگ منی از گوشه‌ی مغزت
‫هم عبور نمی‌کنه. اصلاً نمیگی اینو.

02:11:58.080 --> 02:11:59.420
‫رفتی یه گوشه...

02:11:59.800 --> 02:12:03.140
‫و برای برپا شدن بلوا دعا می‌کنی.

02:12:53.220 --> 02:12:54.480
‫باشه الآن میاد پایین.

02:12:57.460 --> 02:12:59.180
‫بدو عزیزم سرویس اومد.

02:13:05.900 --> 02:13:09.620
‫مراقب باش، می‌افتی.

02:13:18.940 --> 02:13:21.860
‫- من میرم.
‫- به‌سلامت.

02:13:25.460 --> 02:13:28.580
‫- برای شام چیزی خواستی، زنگ بزن.
‫- باشه.

02:13:42.620 --> 02:13:45.320
‫عزیزم؟ چطوری دخترم؟

02:13:45.400 --> 02:13:47.380
‫خوبم مادر. ممنون
‫تو چطوری؟

02:13:47.380 --> 02:13:51.100
‫خوبم دخترم، خوبم. ما هم مشغولیم.

02:13:51.220 --> 02:13:52.440
‫منکشه چیکار می‌کنه؟

02:13:52.440 --> 02:13:54.280
‫هیچی. مدرسه هست.

02:13:54.280 --> 02:13:56.840
‫منتظرم بیاد بریم پیش خاله اینا.

02:13:57.120 --> 02:13:59.080
‫تو چه خبر دخترم؟ خوبی؟

02:13:59.280 --> 02:14:00.580
‫خوبم شکر.

02:14:00.580 --> 02:14:01.780
‫آقا اورهان چطوره؟

02:14:02.400 --> 02:14:05.460
‫اونم خوبه. گرفتار کار و بار.

02:14:05.460 --> 02:14:08.880
‫خوبه دخترم. بهترینش کار کردنه.

02:14:09.540 --> 02:14:12.120
‫- دخترم؟
‫- بله مادر؟

02:14:13.460 --> 02:14:16.700
‫عزیزم دلمون برات خیلی تنگ شده.
‫همسایه‌ها و همه...

02:14:16.700 --> 02:14:19.620
‫مامان زنگ در رو می‌زنن. کار مهمی نداری
‫میشه بعداً باهات تماس بگیرم؟

02:14:19.740 --> 02:14:21.380
‫باشه دخترم. باشه.

02:14:21.720 --> 02:14:25.140
‫- گفتم صداتو بشنوم. بعداً حرف می‌زنیم.
‫- باشه.

02:15:00.240 --> 02:15:01.540
‫خوش اومدی.

02:15:07.780 --> 02:15:10.460
‫- چی شده عایشه جان؟
‫- چیزی نشده.

02:15:11.720 --> 02:15:14.340
‫- چرا گریه می‌کنی؟
‫- گریه نمی‌کنم.

02:15:23.860 --> 02:15:25.080
‫عایشه اومد؟

02:15:25.480 --> 02:15:27.920
‫یه‌کم قبل اومد ولی خیلی عصبانیه.
‫چیزی شده؟

02:15:28.160 --> 02:15:32.300
‫از مدرسه زنگ زدن و گفتن یکی از دوست‌هاش
‫کرونا گرفته. مدرسه 15 روز تعطیله.

02:15:32.400 --> 02:15:34.340
‫تازه باز شده بود که. این چه وضعیه؟

02:15:34.340 --> 02:15:36.040
‫منم نفهمیدم ولی کاری نمیشه کرد.

02:15:37.073 --> 02:15:40.033
‫- تو چیکار می‌کنی؟
‫- تمیزکاری. چطور مگه؟

02:15:40.220 --> 02:15:42.040
‫هیچی. همینطوری پرسیدم فقط.

02:15:43.280 --> 02:15:45.360
‫شام بریم بیرون؟ بعدشم پیاده‌روی؟

02:15:45.360 --> 02:15:47.780
‫- نه، حسش نیست.
‫- پس می‌دویم.

02:15:48.040 --> 02:15:49.700
‫دویدن هم نمی‌خوام.

02:15:49.900 --> 02:15:52.740
‫- باشه. پس شب می‌بینمت.
‫- باشه.

02:15:57.920 --> 02:15:59.000
‫ببین چی میگم...

02:15:59.840 --> 02:16:02.980
‫به مادربزرگ عایشه قول داده بودم
‫توی تعطیلات تابستون ببرمش

02:16:04.880 --> 02:16:07.460
‫الآن که وضعیت این‌طوری شد ببرمش.
‫نظرت چیه؟

02:16:08.620 --> 02:16:10.240
‫میشه. خود دانی.

02:16:10.920 --> 02:16:15.580
‫از اونجا هم میریم ییلاق. یه سری تعمیرات
‫و خرده‌کاری هست که انجام میدم.

02:16:16.160 --> 02:16:18.220
‫کمی هم استراحت می‌کنم و به خودم میام.

02:16:19.420 --> 02:16:24.880
‫تو هم تک‌و‌تنها می‌مونی و درباره همه چیز
‫دوباره فکر می‌کنی و تصمیم می‌گیریم.

02:16:25.880 --> 02:16:27.100
‫چه تصمیمی؟

02:16:29.600 --> 02:16:33.120
‫منظورت چیه؟ قراره این شکلی ادامه بدیم؟

02:16:38.000 --> 02:16:40.480
‫منظورم از تصمیم‌گیری، مجبور کردن
‫ تو به چیزی نیست.

02:16:41.080 --> 02:16:43.000
‫یا دعا نمی‌کنم اتفاق بدی بیفته.

02:16:44.220 --> 02:16:50.080
‫تنها چیزی که می‌خوام، روبراه شدن همه چیز طبق
‫خواسته طرفین هست. کسی سربار اون یکی نباشه.

02:16:50.320 --> 02:16:53.260
‫بعدش هر طور تو بخوای، همون کار رو می‌کنیم.

02:16:53.340 --> 02:16:55.560
‫هر چی بگی طبق همون عمل می‌کنیم.
‫من به همه‌اش راض‌ام.

02:16:55.560 --> 02:16:59.080
‫فقط این شکنجه تموم بشه. بیشتر از
‫این پژمرده نشیم.

02:16:59.820 --> 02:17:03.120
‫لباس‌هات اینجاست. جوراب‌هات هم.

02:17:03.580 --> 02:17:08.180
‫یادت نره زود زود عوض کنی. مخصوصاً وقتی
‫بازی می‌کنی و عرق می‌کنی. باشه؟

02:17:08.300 --> 02:17:10.520
‫باشه ولی یه‌کم زیاده‌روی نمی‌کنی؟

02:17:10.520 --> 02:17:14.660
‫- چی رو؟
‫- من که هرچی میگی انجام میدم. میدونی.

02:17:14.815 --> 02:17:19.455
‫- حق با توئه. ولی چون مهمه دوباره تکرار می‌کنم.
‫- باشه.

02:17:19.480 --> 02:17:21.960
‫- فراموش نکن. باشه؟
‫- باشه.

02:17:24.340 --> 02:17:25.020
‫بریم.

02:17:25.280 --> 02:17:27.520
‫- رسیدید، خبر بده.
‫- باشه.

02:17:27.640 --> 02:17:28.780
‫به‌سلامت.

02:17:31.220 --> 02:17:32.300
‫اورهان؟

02:17:42.560 --> 02:17:44.900
‫- سفر بی خطر.
‫- ممنون.

02:17:51.200 --> 02:17:52.360
‫بریم دخترم.

02:17:54.840 --> 02:17:55.880
‫آروم.

02:20:11.640 --> 02:20:12.560
‫جانم؟

02:20:13.200 --> 02:20:14.180
‫خواب بودی؟

02:20:14.720 --> 02:20:16.920
‫نه توی بالکن بودم. دیر شنیدم.
‫چی شده؟

02:20:17.440 --> 02:20:19.820
‫چیزی نشده. گفتم ببینم خوبی؟

02:20:21.000 --> 02:20:23.140
‫خوبم. جای نگرانی نیست.

02:20:23.980 --> 02:20:25.100
‫تو چه کردی؟

02:20:25.840 --> 02:20:28.680
‫هنوز اینجام. خیلی اصرار کردن
‫نتونستم چیزی بگم.

02:20:29.360 --> 02:20:31.000
‫شب اونجا می‌مونی؟

02:20:31.340 --> 02:20:34.440
‫آره. فردا میرم ییلاق.

02:20:34.580 --> 02:20:36.920
‫باشه. عایشه چطوره؟

02:20:37.380 --> 02:20:42.440
‫خوبه، یه‌کم قبل خوابید. اومدم حیاط هوا بخورم.
‫و قبل خواب، صداتو بشنوم.

02:20:44.340 --> 02:20:45.320
‫هستی؟

02:20:46.440 --> 02:20:47.500
‫اینجام.

02:20:48.420 --> 02:20:49.440
‫چیزی نگفتی.

02:20:50.540 --> 02:20:51.440
‫چی بگم؟

02:20:53.280 --> 02:20:57.800
‫- خواستم صداتو بشنوم جمله سوالی نیست که.
‫- چی؟

02:20:58.900 --> 02:21:00.640
‫بیخیال. شوخی می‌کنم.

02:21:01.960 --> 02:21:03.820
‫انگار نمی‌خوای حرف بزنی.

02:21:04.880 --> 02:21:08.580
‫- دیروز نتونستم بخوابم. سرم درد می‌کنه.
‫- چرا نخوابیدی؟

02:21:09.220 --> 02:21:11.380
‫نمی‌دونم. گاهی پیش میاد. میدونی که.

02:21:12.300 --> 02:21:13.160
‫بله

02:21:14.460 --> 02:21:16.780
‫- برو بخواب پس.
‫- باشه.

02:21:18.140 --> 02:21:20.580
‫- مشکلی نیست نه؟
‫- مثلاً؟

02:21:21.160 --> 02:21:24.580
‫- چه می‌دونم. تنهایی بترسی و...؟
‫- نه. نگران نباش.

02:21:26.060 --> 02:21:28.860
‫- پس شب بخیر.
‫- شب خوش.

02:21:53.820 --> 02:21:55.400
‫شرمنده مزاحم شدم.

02:21:58.880 --> 02:22:00.020
‫مهم نیست.

02:22:02.840 --> 02:22:06.660
‫میشه بیام تو؟
‫می‌خوام درباره چیزی حرف بزنیم.

02:22:30.560 --> 02:22:33.840
‫- راحتی؟
‫- خوبم. ممنون.

02:22:35.360 --> 02:22:37.540
‫چی می‌خوری؟ چی بیارم برات؟

02:22:38.740 --> 02:22:39.400
‫آب.

02:22:41.160 --> 02:22:43.380
‫چایی هست. بخوای می‌تونم قهوه هم بیارم.

02:22:44.140 --> 02:22:47.500
‫- نه ممنون. آب کافیه.
‫- باشه.

02:24:07.720 --> 02:24:08.640
‫بفرما.

02:24:11.620 --> 02:24:12.540
‫بفرما.

02:24:22.620 --> 02:24:23.740
‫هجران؟

02:24:26.000 --> 02:24:27.040
‫هجران؟

02:24:28.860 --> 02:24:30.300
‫هجران؟ دخترم؟

02:24:40.420 --> 02:24:41.200
‫خوبی؟

02:24:44.200 --> 02:24:46.660
‫خوبم خوبم. باز خواب موندم.

02:24:46.660 --> 02:24:48.660
‫خوب شده دیگه. استراحت کردی.

02:24:49.960 --> 02:24:53.620
‫دیدی تب‌ات هم افتاده.
‫آب سرکه کارساز بوده.

02:24:53.760 --> 02:24:57.000
‫همینطور یکی دو روز استراحت کنی
‫خوب خوب میشی ایشالا.

02:24:57.440 --> 02:25:01.640
‫ببین این قرص‌ها رو هم بابات فرستاد.
‫این قرص همه رو امسال نجات داده.

02:25:02.200 --> 02:25:06.700
‫گفت تا خوب نشده مصرف کنه.
‫بلندشو اینو بخور.

02:25:06.820 --> 02:25:07.780
‫یالا

02:25:28.660 --> 02:25:29.380
‫چی شد؟

02:25:31.180 --> 02:25:34.340
‫چیزی نیست. ساعت چنده؟

02:25:35.000 --> 02:25:39.100
‫- نزدیکای دو. چطور؟
‫- همینطوری پرسیدم.

02:25:41.220 --> 02:25:44.600
‫هوا خوبه. میگم بریم بیرون یه‌کم
‫صورتت آفتاب ببینه.

02:25:44.660 --> 02:25:48.180
‫دو روزه اینجا افتادی. خمیر هم درست می‌کنم.

02:25:48.860 --> 02:25:50.240
‫- باشه.
‫- خیلی خب.

02:25:50.420 --> 02:25:54.060
‫من آماده‌اش کنم بیام. منتظر باش ولی.
‫بلند میشی سرت گیج میره.

02:25:54.060 --> 02:25:55.140
‫- باشه دخترم؟
‫- باشه.

02:25:55.140 --> 02:25:57.140
‫پس من آماده می‌کنم بیام.

02:27:45.320 --> 02:27:46.720
‫من میرم قهوه‌خونه.

02:27:47.240 --> 02:27:49.540
‫- چایی دم کردم.
‫- اونجا می‌خورم.

02:27:53.300 --> 02:27:54.940
‫- چیزی لازمه؟
‫- نه.

02:28:00.280 --> 02:28:01.940
‫یه‌کم هم ما خوش‌گذرونی کنیم.

02:28:09.500 --> 02:28:11.180
‫می‌تونی خم بشی؟ بذارم جلوت؟

02:28:11.360 --> 02:28:14.900
‫خوبه این‌طوری. تو هم استراحت کن.
‫خیلی خسته شدی.

02:28:15.280 --> 02:28:17.660
‫به خدا خسته شدم.

02:28:18.940 --> 02:28:20.920
‫چایی خیلی خوب شده. دستت درد نکنه.

02:28:21.320 --> 02:28:25.120
‫نوش جان. نیم ساعته گذاشتم دم
‫بیاد. بایدم خوب بشه.

02:28:25.560 --> 02:28:27.820
‫از اینا هم بخور کامت شیرین بشه.

02:28:34.640 --> 02:28:38.160
‫- این دوباره شروع شده؟
‫- من اینو ندیدم.

02:28:38.460 --> 02:28:44.280
‫این ازش استقبال نشد، جمعش کردن.
‫دوباره پخشش می‌کنن. بذار اینم ببینم.

02:28:45.820 --> 02:28:49.540
‫آها این خوبه.

02:29:07.000 --> 02:29:09.180
‫چی شد؟

02:29:09.820 --> 02:29:14.820
‫چیزی نشد. یه‌کم احساساتی شدم.

02:29:15.500 --> 02:29:16.820
‫برای چی؟

02:29:19.080 --> 02:29:20.680
‫همینطوری.

02:29:21.440 --> 02:29:23.760
‫یاد چیزهایی که سر تو اومد، افتادم.

02:29:29.180 --> 02:29:30.920
‫یه چیزی می‌پرسم مامان.

02:29:34.160 --> 02:29:35.980
‫از اون پسره خبری داری؟

02:29:37.420 --> 02:29:38.440
‫کدوم؟

02:29:40.280 --> 02:29:42.600
‫همون رضا که نامزد کرده بودیم.

02:29:44.780 --> 02:29:46.780
‫چی شد الآن یاد اون افتادی؟

02:29:47.940 --> 02:29:49.540
‫امروز توی خواب دیدمش.

02:29:50.960 --> 02:29:54.960
‫- کی؟ پسره؟
‫- آره. وقتی بیدارم کردی، داشتم خواب می‌دیدمش.

02:29:57.280 --> 02:29:58.800
‫خیره ایشالا.

02:30:00.380 --> 02:30:03.060
‫قبل جدایی اومد خونه آقا اورهان.

02:30:04.160 --> 02:30:09.000
‫نشست و یه لیوان آب خواست. منم تا برم
‫و بیارم، دیدم خوابیده.

02:30:10.160 --> 02:30:12.480
‫یه همچین چیز آشفته‌ای بود.

02:30:16.840 --> 02:30:18.680
‫چیزی نمیگی؟

02:30:20.760 --> 02:30:22.060
‫چی بگم دخترم؟

02:30:23.220 --> 02:30:25.840
‫پرسیدم که خبری ازش داری؟

02:30:26.840 --> 02:30:27.480
‫آهان.

02:30:29.660 --> 02:30:34.640
‫وقتی بیمارستان بستری بودم، عمو
‫و زن‌عموش اومده بودن برای ملاقات.

02:30:35.060 --> 02:30:38.580
‫اونها گفتن از زندان اومده بیرون
‫و کار می‌کنه.

02:30:50.920 --> 02:30:52.500
‫بابابزرگش مرده نه؟

02:30:55.000 --> 02:30:56.700
‫تو از کجا میدونی؟

02:30:58.780 --> 02:31:01.200
‫یه بار به صفحه فیسبوکش سر زده بودم.
‫اونجا دیدم.

02:31:07.740 --> 02:31:10.200
‫چشمهام سنگین شدند. من دیگه بخوابم.

02:31:11.060 --> 02:31:15.180
‫باشه. من تا بابات بیاد اینو ببینم.

02:31:22.560 --> 02:31:24.500
‫- هجران؟
‫- ها؟

02:31:27.620 --> 02:31:28.520
‫...الآن

02:31:29.540 --> 02:31:31.180
‫گفتم چون شاید عصبانی بشی

02:31:31.740 --> 02:31:35.160
‫یا بد برداشت کنی نگفتم بهت ولی...

02:31:36.820 --> 02:31:39.580
‫وقتی اینا رو گفتی، درست نیست نگم.

02:31:41.260 --> 02:31:45.180
‫امروز... وقتی خواب بودی اون اومد.

02:31:46.500 --> 02:31:50.160
‫- کی؟
‫- پسره دیگه. رضا.

02:31:51.320 --> 02:31:56.420
‫یه مغازه سمت «کاستامون» باز کرده.
‫به زودی نقل مکان می‌کنه اونجا.

02:31:56.740 --> 02:32:01.460
‫گفت می‌خواد قبل رفتن باهات
‫رو در رو حرف بزنه.

02:32:01.920 --> 02:32:03.920
‫اما نگفت چرا.

02:32:05.020 --> 02:32:09.160
‫گفت نگران نباشید. کسی رو اذیت نمی‌کنم.
‫گفت نیم ساعت کفایت می‌کنه.

02:32:10.160 --> 02:32:13.760
‫گفت اگر هم نخواد، سرش سلامت. مشکلی نیست.

02:32:14.640 --> 02:32:16.920
‫من نگفتم که میشه یا نمیشه.

02:32:17.580 --> 02:32:20.940
‫گفتم قول نمیدم ولی شاید بپرسم ازش.

02:32:21.300 --> 02:32:25.080
‫چون باهات راحت نبودم، نخواستم بگم.

02:32:28.240 --> 02:32:29.380
‫فقط...

02:32:30.960 --> 02:32:32.620
‫این بچه همه‌اش حالت رو می‌پرسید.

02:32:34.180 --> 02:32:36.160
‫مدام از زندان نامه می‌نوشت.

02:32:37.760 --> 02:32:40.700
‫من نخواستم چیزی بگم چون ترسیدم
‫تو عصبانی بشی...

02:32:41.060 --> 02:32:43.300
‫یا به گوش آقا اورهان برسه
‫و آرامشتون به هم بخوره.

02:32:46.440 --> 02:32:49.360
‫- بابام از این خبر داره؟
‫- نه.

02:32:50.440 --> 02:32:54.180
‫بابات چیزی در رابطه با تو نمی‌پرسه.

02:32:55.500 --> 02:32:57.680
‫والا من باز نمی‌خواستم اینو بهت بگم.

02:32:58.360 --> 02:33:01.660
‫تو که اینا رو گفتی، نخواستم
‫بارش رو دوشم باشه.

02:33:08.900 --> 02:33:10.420
‫نامه‌ها رو چیکار کردی؟

02:33:38.940 --> 02:33:42.300
‫- خوش اومدین.
‫- ممنون پسرم. حالت چطوره؟

02:33:42.460 --> 02:33:46.980
‫- خوبم ممنون. شما چطورین؟
‫- خوبیم شکر. خدا بدترش رو نده.

02:33:48.520 --> 02:33:49.500
‫خوش اومدی.

02:33:50.200 --> 02:33:52.940
‫- ممنون. غم آخرت باشه.
‫- ممنونم.

02:33:54.480 --> 02:33:58.880
‫من یه‌کم توی بازار کار دارم. اگه اجازه بدی تا
‫شما حرف می‌زنید، من برم اونا رو حل کنم.

02:33:58.880 --> 02:34:02.100
‫بعد هم باید به مینی‌بوس برسیم.
‫دیر نکنیم.

02:34:02.200 --> 02:34:03.520
‫باشه. نگران نباش.

02:34:03.960 --> 02:34:09.600
‫خب پس شما بشینید. تو هم تموم شدی
‫زنگ بزن و بیا. خیلی دیر نکن. برای تو هم خرید داریم.

02:34:09.700 --> 02:34:10.460
‫باشه.

02:34:11.540 --> 02:34:13.840
‫به عمو و زن عموت خیلی سلام برسون پسرم.

02:34:13.840 --> 02:34:16.840
‫- چشم. شما هم به عمو مهمت سلام برسونید.
‫- باشه باشه.

02:34:26.660 --> 02:34:27.340
‫بفرما.

02:34:37.020 --> 02:34:40.080
‫- چی می‌خوری؟
‫- چایی و آب.

02:34:40.540 --> 02:34:43.320
‫- گرسنه‌ای؟ چیزی می‌خوای؟
‫- نه ممنون.

02:34:50.940 --> 02:34:53.000
‫- من سفارش بدم و بیام.
‫- باشه.

02:35:21.640 --> 02:35:25.020
‫- تسلیت میگم. بابابزرگت رو از دست دادی.
‫- ممنون.

02:35:26.120 --> 02:35:28.600
‫پدر و مادرت رو هم زمان بچگی
‫از دست دادی هان؟

02:35:29.140 --> 02:35:31.320
‫بله هر دو رو با فاصله‌ی کم0.

02:35:31.780 --> 02:35:35.160
‫- یادت میاد؟
‫- زیاد نه. خیلی کوچولو بودم.

02:35:36.580 --> 02:35:39.860
‫با یه ژاکت قهوه‌ای دکمه‌ی چوپانی
‫برای واکسیناسیون بُرده بودنم.

02:35:40.240 --> 02:35:43.900
‫فقط اینو به صورت غیرخیالی یادم میاد.
‫ولی گاهی قاطی می‌کنم.

02:35:44.360 --> 02:35:46.060
‫چی رو قاطی می‌کنی؟

02:35:46.600 --> 02:35:49.780
‫این که واقعی بود یا توی خواب دیدم.

02:35:50.960 --> 02:35:52.460
‫عکسشون رو داری؟

02:36:04.520 --> 02:36:08.300
‫میگن دنبال یه چیزی بگردی، پیدا نمیشه ها.

02:36:31.440 --> 02:36:34.560
‫- دکمه‌ی چوپانی چیه؟
‫- چی؟

02:36:35.860 --> 02:36:38.740
‫گفتی با ژاکت دکمه‌ی چوپانی برده بودنت.

02:36:40.020 --> 02:36:42.080
‫این چیزها هستن مثلِ...

02:36:42.720 --> 02:36:45.400
‫- مثل چی؟
‫- اینطور...

02:36:46.620 --> 02:36:50.620
‫از یه تنه‌ی بزرگ درخت به
‫شکل دایره بریده شده

02:36:50.920 --> 02:36:55.780
‫البته کاملاً دایره نه ولی وسطش اینطور
‫عریض و کناره‌هاش باریکه.

02:36:57.520 --> 02:36:58.820
‫خیلی نفهمیدم.

02:36:59.380 --> 02:37:04.180
‫نخ یا طناب از توش رد میشه
‫یا بسته میشه.

02:37:06.000 --> 02:37:08.600
‫بیخیال خودتو اذیت نکن. همینطوری
‫پرسیدم که حرفی زده بشه.

02:37:29.320 --> 02:37:34.040
‫- این یارو چیکار داره می‌کنه؟
‫- منم اونو نگاه می‌کردم. از صبح همینطوره.

02:37:34.780 --> 02:37:37.120
‫یا یه مشکلی داره یا مریضه.

02:37:42.420 --> 02:37:44.260
‫راستی یادم رفت بگم...

02:37:44.920 --> 02:37:46.480
‫ممنونم که اومدی.

02:37:47.800 --> 02:37:52.400
‫تا چند روز دیگه دارم میرم. اگه نمی‌اومدی،
‫شاید دیگه هیچ وقت نمی‌دیدمت.

02:37:53.280 --> 02:37:56.240
‫که اینطور. چرا داری میری؟

02:37:57.400 --> 02:38:02.360
‫دلیل خاصی هم نداره. فقط دیگه
‫نمی‌خوام اینجا بمونم.

02:38:03.480 --> 02:38:05.720
‫چرا نمی‌خوای اینجا بمونی؟

02:38:06.560 --> 02:38:11.100
‫مخصوصاً صبح‌ها وقتی بیدار میشم، ندیدن
‫پدربزرگم خیلی فشار میاره روم.

02:38:12.380 --> 02:38:16.100
‫تا قبل از سربازی، یه روز هم نبود که نبینمش.

02:38:17.340 --> 02:38:21.400
‫نمی‌تونم بدون اون مغازه رو باز کنم
‫یا قبل از خواب، صداشو نشنوم.

02:38:22.780 --> 02:38:26.000
‫چه بدونم. هیچ رقمه نمی‌تونم
‫به نبودنش عادت کنم.

02:38:28.960 --> 02:38:30.620
‫ایشالا که خیره.

02:38:44.160 --> 02:38:46.700
‫یه روز عصر داشتم با رفقا می‌رفتم بیرون...

02:38:47.980 --> 02:38:50.760
‫بابابزرگم جلوی در دستمو گرفت
‫و یه عکس بهم داد

02:38:52.160 --> 02:38:58.500
‫اینو ببین. دختر دوست دوران
‫سربازی بابای خدابیامرزته.

02:38:58.640 --> 02:39:00.720
‫گفت اگه خوشت اومد، خبر کن.

02:39:01.980 --> 02:39:07.100
‫منم گفتم بابابزرگ شوخی می‌کنی؟
‫تو این زمونه از روی عکس همسر انتخاب می‌کنن؟

02:39:08.280 --> 02:39:09.840
‫اونم گفت پس از کجا انتخاب میشه؟

02:39:10.500 --> 02:39:17.060
‫گفتم چه بدونم. آدم آشنا میشه، حرف می‌زنه
‫یه چیزی داریم به نام تمدن.

02:39:18.706 --> 02:39:21.200
‫گفت اگه قرار بود با دیدن و
‫حرف زدن، شناخت ایجاد بشه

02:39:21.513 --> 02:39:24.433
‫هیچکس خیانت نمی‌دید و
‫هیچکس طلاق نمی‌گرفت.

02:39:24.560 --> 02:39:27.400
‫هیچ برابری حقوقی از بین نمی‌رفت.

02:39:28.900 --> 02:39:32.860
‫گفت باز تو فکرهاتو بکن. اگه نخواستی
‫مجبورت نمی‌کنیم که.

02:39:38.360 --> 02:39:42.280
‫عکسو گرفتم. اما از خجالت پیش
‫اون نتونستم نگاه کنم.

02:39:43.660 --> 02:39:48.540
‫شب موقع برگشتن از قهوه‌خونه یادم افتاد.
‫زیر یه تیر چراغ برق، نگاهش کردم.

02:39:49.800 --> 02:39:53.820
‫صورتت رو اولین بار، اونجا
‫زیر نور چراغ برق دیدم.

02:39:54.980 --> 02:39:59.320
‫اولین بار اون موقع، صدای درونمو شنیدم.
‫دردی از شکمم بلند شد.

02:40:00.340 --> 02:40:02.140
‫اون شب تا صبح نخوابیدم.

02:40:03.340 --> 02:40:04.740
‫مدام به تو فکر کردم.

02:40:10.200 --> 02:40:13.600
‫دو سه روز بعد اومد گفت چی میگی؟
‫بریم خواستگاری دختره؟

02:40:14.220 --> 02:40:18.180
‫گفتم باشه. دختره خیلی خوشگله.
‫حال و هوای متفاوتی داره.

02:40:18.440 --> 02:40:20.480
‫کی نمی‌خواد با این ازدواج کنه آخه؟
‫ولی نتونستم بگم...

02:40:20.660 --> 02:40:24.680
‫چشم‌های این دختر دوردست رو
‫نگاه می‌کنن. نزدیک رو نمی‌بینن...

02:40:25.500 --> 02:40:29.700
‫مخصوصاً یکی مثل منو اصلاً نمی‌بینن.
‫ببینه هم اصلاً نمی‌خواد.

02:40:30.100 --> 02:40:31.640
‫چطور می‌تونستم اینو بگم؟

02:40:35.860 --> 02:40:38.420
‫خدا برای بعضی از بنده‌هاش،
‫روی دیگه‌اش رو نشون داده.

02:40:39.300 --> 02:40:42.800
‫اینو بابابزرگ می‌گفت. به ما هم اینو نشون داد.

02:40:44.140 --> 02:40:51.380
‫کاش همه چی زندگی مطابق میل ما بود.
‫ولی نشد. من بعد هم نمیشه احتمالاً.

02:40:52.840 --> 02:40:57.440
‫ ولی باز هم آدم ناراحت میشه.
‫با اینکه می‌دونه نمیشه، امیدوار میشه.

02:40:59.240 --> 02:41:01.620
‫من باعث همه درد و رنج‌هات شدم.

02:41:03.240 --> 02:41:07.240
‫زندگی‌ات به خاطر من سیاه شد.
‫جوونی‌ات به خاطر من نابود شد.

02:41:07.940 --> 02:41:10.080
‫به خاطر من از خونه‌ات فرار کردی.

02:41:11.280 --> 02:41:14.240
‫ولی دیگه کاری نمیشه کرد.
‫کاریه که شده.

02:41:17.000 --> 02:41:21.160
‫من باز خواستم اینها رو بگم
‫و بدونی چطور فکر می‌کنم.

02:41:22.500 --> 02:41:24.120
‫خواستم حلالم کنی.

02:41:37.060 --> 02:41:37.820
‫این مال توئه.

02:42:24.420 --> 02:42:28.060
‫- چی شد دخترم؟
‫- چیزی نیست.

02:42:28.960 --> 02:42:31.380
‫تو برو. من یه‌کم قدم می‌زنم و میام.

02:42:33.260 --> 02:42:35.640
‫- باشه فقط دیر نکن.
‫- باشه.

02:49:36.220 --> 02:49:39.760
‫- عیدتون مبارک
‫- عید شما هم مبارک.

02:49:40.120 --> 02:49:41.640
‫ممنونم. می‌بینمتون.

02:50:21.540 --> 02:50:24.820
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- صبحونه درست می‌کنم. تو چه کردی؟

02:50:24.820 --> 02:50:26.820
‫هیچی. طبق معمول.

02:50:27.380 --> 02:50:31.160
‫قاب گوشی که خریده بودم، یادم
‫رفته بود. به اون سر زدم.

02:50:38.120 --> 02:50:42.100
‫- کنترل رو ندیدی؟
‫- روی میز تلفن بود.

02:50:46.880 --> 02:50:48.820
‫این کنترل با من مشکلی داره؟

02:50:49.580 --> 02:50:50.760
‫چی شد؟

02:50:51.200 --> 02:50:54.680
‫یه‌کم قبل نبود اونجا. از تو
‫که پرسیدم ظاهر شد.

02:50:56.060 --> 02:50:58.980
‫ممکنه. اونجاست ولی نمی‌دونم
‫ چرا دیده نمیشه.

02:51:10.620 --> 02:51:15.040
‫- هنوز تبریک عید نگفتیم.
‫- یه‌کم کار دارم. تموم کنم میام.

02:51:38.435 --> 02:51:41.841
‫برادرزاده یعنی این. اولین کارش توی
‫صبح عید، تماس با عموش هست.

02:51:41.865 --> 02:51:43.256
‫عیدت مبارک عمو جان.

02:51:43.280 --> 02:51:46.160
‫- تو هم همینطور عمو. عید همگی مبارک.
‫- راه افتادین؟

02:51:46.380 --> 02:51:49.500
‫نه بابا. هنوز زوده.
‫الآن از نماز برگشتم.

02:51:49.820 --> 02:51:52.440
‫برای موبایل قاب جدید انداختم. گفتم
‫اولین کار اینه به تو زنگ بزنم.

02:51:52.440 --> 02:51:57.320
‫خوب کردی. ببین زن عموت و بچه‌ها
‫همگی منتظرن ها. برای نهار می‌رسین؟

02:51:57.493 --> 02:52:01.500
‫تا بعد از ظهر برسیم باز خوبه ولی فکر کنم
‫تا عصر طول بکشه. باید به پدر زن سر بزنیم.

02:52:01.500 --> 02:52:04.340
‫آهان. چه کار کنیم دیگه؟
‫باید منتظر بشیم نوبتمون برسه.

02:52:04.340 --> 02:52:08.400
‫ولی سر مزار نرید. اونجا رو باهم میریم.
‫لازم شد فردا میریم.

02:52:08.400 --> 02:52:10.280
‫باشه باشه نگران نباش.

02:52:10.960 --> 02:52:12.600
‫سنگ‌هاش خوب شده؟
‫خوب کار کردن؟

02:52:12.600 --> 02:52:16.740
‫خیلی خوب شده. خوشت میاد.
‫نور به قبرش بباره.

02:52:17.120 --> 02:52:21.340
‫ولی بازم میگم اگه خوشت نیومد، دوباره
‫درستش می‌کنیم. تعارف نکن.

02:52:21.340 --> 02:52:24.580
‫نه پسرم. نگران نباش. هرچی
‫توی عکس دیدی همونه.

02:52:24.900 --> 02:52:27.620
‫- زیباترین قبر اینجا شد به خدا.
‫- خوبه پس.

02:52:28.200 --> 02:52:31.660
‫- باشه پس. نزدیک شدید تماس بگیر.
‫- باشه. تماس می‌گیریم.

02:52:31.826 --> 02:52:34.386
‫- مراقب باشید ها.
‫- نگران نباش. فعلاً خداحافظ.

02:52:40.800 --> 02:52:42.240
‫کجا موندی پس؟

02:52:46.820 --> 02:52:50.060
‫گفتم حاضر بشم تا بعد از
‫صبحونه معطل نشیم.

02:52:57.160 --> 02:52:58.020
‫چی شد؟

02:53:05.840 --> 02:53:07.560
‫عیدت مبارک.

02:53:09.000 --> 02:53:10.040
‫تو هم همینطور.

02:53:14.480 --> 02:53:15.640
‫وایسا. چیکار می‌کنی؟

02:53:16.900 --> 02:53:18.520
‫مگه میشه؟ باباتم مگه؟

02:53:19.120 --> 02:53:24.240
‫درست میگی ولی چه می‌دونم. چون مامانم
‫همه‌اش دست بابامو می‌بوسه یادم مونده.

02:53:25.100 --> 02:53:28.100
‫نه این‌طوری نیست. تقریباً هم‌سن هستیم.

02:53:29.000 --> 02:53:30.820
‫هرچند منم نمی‌فهمم...

02:53:33.360 --> 02:53:36.960
‫بذار این دفعه، اینطور باشه. دفعه
‫بعدی رو یاد می‌گیریم.

02:53:46.080 --> 02:53:47.640
‫عیدت مبارک باشه.

02:53:51.340 --> 02:53:52.460
‫تو هم همینطور.

02:53:56.380 --> 02:54:01.460
‫- بیا صبحونه بخوریم. دیرمون میشه.
‫- تو بشین. من دست‌هامو بشورم.

02:54:02.540 --> 02:54:03.600
‫هجران؟

02:54:09.220 --> 02:54:10.640
‫من تو رو خیلی دوست دارم.

02:54:15.120 --> 02:54:16.800
‫به اندازه‌ای زیاد که نمی‌تونم بگم.

02:54:24.320 --> 02:54:25.140
‫من هم.

02:54:27.000 --> 02:54:28.500
‫من هم تو رو خیلی دوست دارم.

02:54:55.980 --> 02:54:57.280
‫به چی فکر می‌کنی؟

02:55:00.900 --> 02:55:03.940
‫یعنی این دفعه بابام قبول می‌کنه و می‌بخشه؟

02:55:07.180 --> 02:55:11.160
‫روزهاست دارم به این فکر می‌کنم.
‫کاش بعد این همه مدت، دیگه طولش نده.

02:55:12.700 --> 02:55:16.000
‫من فکر نمی‌کنم این دفعه طولش بده
‫ولی...

02:55:19.540 --> 02:55:24.520
‫ناراحتی من و آب شدن خودش به کنار،
‫گرفتاری مادر و منکشه رو کجای دلم بگذارم.

02:55:25.080 --> 02:55:29.160
‫مگه ممکنه آدم نسبت به بچه‌اش و
‫خانواده‌اش این قدر کینه داشته باشه؟

02:55:32.340 --> 02:55:37.753
‫به نظرم تو دیگه خودتو ناراحت نکن.
‫می‌بخشه. خواهی دید. هرچی باشه باباته.

02:55:39.320 --> 02:55:44.040
‫اگه این دفعه هم نبخشه،
‫دفعه‌ی بعدی رو مجبوره.

02:55:45.320 --> 02:55:47.760
‫وقتی این به دنیا اومد،
‫اسم اونو می‌ذاریم

02:55:47.873 --> 02:55:51.973
‫و میدیم بغلش و میگیم بیا مهمت خان،
‫این دفعه هم نمیخوای ببخشی؟

02:55:52.100 --> 02:55:56.820
‫اون وقت چیکار می‌کنه؟ میگه نه نمی‌خوام؟
‫اونو دیگه سخته بگه.

02:55:57.800 --> 02:56:00.040
‫تو دیگه به نظرم به این چیزها فکر نکن.

02:56:00.580 --> 02:56:03.400
‫وقتی فکر میکنی چی میشه؟
‫فایده‌ای داره برات؟

02:56:03.580 --> 02:56:06.720
‫مشکلی از رفتار اون حل می‌کنه؟
‫هیچی نمیشه.

02:56:06.940 --> 02:56:08.620
‫تو می‌مونی و ناراحتی‌ات.

02:56:09.760 --> 02:56:13.440
‫ضمناً منم دیگه به این چیزها اجازه نمیدم.
‫تو دو نفری.

02:56:13.700 --> 02:56:17.000
‫اگه ما از درد و غصه یه بار متاثر میشیم
‫تو دو بار متاثر میشی.

02:56:17.240 --> 02:56:20.860
‫اونطوری نمیشه. دیگه باید
‫بیشتر مراقب باشی.

02:56:28.440 --> 02:56:29.400
‫چی شد؟

02:56:32.940 --> 02:56:33.960
‫چیزی نیست.

02:56:36.180 --> 02:56:37.780
‫چرا اونطور نگاه کردی؟

02:56:40.140 --> 02:56:41.800
‫تو رو نگاه کردم. نمی‌تونم؟

02:56:45.060 --> 02:56:46.020
‫می‌تونی.

02:57:04.560 --> 02:57:08.900
‫- دیشب یه خواب دیدم.
‫- خیر باشه؟

02:57:08.924 --> 02:57:20.924
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

02:57:20.948 --> 02:57:40.948
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.