﻿WEBVTT

00:00:20.026 --> 00:00:40.026
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:22.050 --> 00:01:25.809
‫گواهی فوت - کارول هلن مارتی

00:01:25.880 --> 00:01:28.240
‫زن 63 ساله ... آسیب به
‫اندام‌های تحتانی و دست‌ها ...

00:01:33.230 --> 00:01:36.130
‫... گواهی پزشکی قانونی...
‫...مرگ تایید شده است...

00:01:36.750 --> 00:01:39.877
‫نتیجه‌گیری
‫... حلق‌آویز شدن ... مشکوک ...

00:01:43.829 --> 00:01:44.960
‫خودکشی

00:02:32.667 --> 00:02:38.262
‫کی قراره این چیزی رو که من توی این پوشه گم شده،
‫بین اون همه چیز روی صفحه کامپیوترم نوشتم، بخونه؟

00:02:38.287 --> 00:02:43.442
‫چرا همیشه این امید رو دارم که یا بعد از مرگم یا حتی
‫بعد از اینکه دیر شد، درک بشم؟ پس اینجوری شد که...

00:02:46.618 --> 00:02:51.112
[ ‫ ] دختر کوچولوی غمگین

00:02:51.225 --> 00:02:54.852
‫مترجم: اشکان هیدی

00:02:54.960 --> 00:03:00.040
‫[ژان آشاش] چی میتونم
‫بگم که قبلاً نگفته باشم یا...

00:03:00.560 --> 00:03:03.760
‫خیلی دلم میخواد این کارو تموم
‫کنی و از شرش خلاص بشی.

00:03:03.920 --> 00:03:04.840
‫چرا بابا؟

00:03:05.040 --> 00:03:08.280
‫[ژان آشاش] چون مادرت هیچوقت
‫نتونست از شرش خلاص بشه.

00:03:08.480 --> 00:03:09.600
‫همین دیگه.

00:03:10.120 --> 00:03:11.720
‫و فکر میکنم...

00:03:12.720 --> 00:03:16.480
‫در اصل فکر میکنم آینده
‫تو اینجا نیست، جای دیگه‌ایه.

00:03:16.680 --> 00:03:19.600
‫تو داری باری رو به دوش
‫میکشی که لزومی نداره.

00:03:20.000 --> 00:03:23.520
‫مادرت تمام عمرش این بار
‫رو کشید و همین دیوونه‌اش کرد.

00:03:23.680 --> 00:03:28.040
‫فکر میکنم آینده تو، قدرت تو،

00:03:28.200 --> 00:03:30.720
‫انرژی تو جای دیگه‌ای باید خرج بشه.

00:03:30.920 --> 00:03:32.920
‫با بچه‌هاته، تو کارِت،

00:03:33.120 --> 00:03:34.920
‫با آدمایی که دورت هستن.

00:03:35.120 --> 00:03:39.520
‫ اون انرژی نباید تو تلاش
‫ناامیدانه برای فهمیدن چیزی که نیست

00:03:39.680 --> 00:03:42.520
‫چیزی که غیرقابل فهمه
‫ صرف بشه ، چون بی‌معنیه.

00:05:25.160 --> 00:05:27.000
‫لعنتی.

00:05:37.280 --> 00:05:40.600
‫[کارول آشاش] این روزها بیشتر

00:05:40.800 --> 00:05:44.800
‫روی چیزی کار میکنم که بهش
‫میگم پیدایشم، یعنی قبل از خودم.

00:05:45.920 --> 00:05:47.320
‫[مونیک لانژ] باید بیست ماهت بوده باشه...

00:05:47.520 --> 00:05:49.640
‫[مونا آشاش] تو مینوشتی.

00:05:51.200 --> 00:05:52.560
‫[مونیک] میخوام بگم... چون میدونی...

00:05:53.000 --> 00:05:56.840
‫[مونا] آخرین کتابت فقط درباره
‫مادر خودته، که اونم مینوشت.

00:05:57.000 --> 00:05:59.640
‫[مونیک] صبر کن، فکر میکنی چه سالی بود؟

00:05:59.800 --> 00:06:00.880
‫[کارول] 53.

00:06:01.480 --> 00:06:04.160
‫[مونیک] درسته، سال 53 بود.

00:06:14.120 --> 00:06:16.880
‫[کارول] مادرم واقعاً شخصیت
‫باورنکردنی‌ای بود، نه؟

00:06:17.520 --> 00:06:21.560
‫[مونا] برای این کتاب، تو مکالماتت
‫رو با شاهدای زنده دوران بچگیت

00:06:21.720 --> 00:06:24.440
‫روی این ضبط صوت‌ها ضبط کردی.

00:06:31.320 --> 00:06:33.520
‫[مونا] تو تمام مکاتبات مادرت رو خوندی.

00:06:35.481 --> 00:06:38.840
‫هزاران عکس جمع شده تو جعبه‌ها رو مرتب کردی.

00:06:39.320 --> 00:06:41.162
‫دفترچه‌هاش رو خوندی.

00:06:41.240 --> 00:06:43.840
‫تمام یادداشت‌هایی که روی

00:06:43.905 --> 00:06:47.022
‫تقویم‌های کوچیک تو این چمدون
‫نگه داشته بود رو رونویسی کردی.

00:06:54.745 --> 00:06:55.724
‫دوشنبه 15 سپتامبر 1985

00:06:55.765 --> 00:06:58.409
‫من به کارول می‌گم که او واقعاً
‫با من خیلی ارتباط محدودی داره.

00:06:58.450 --> 00:07:00.296
‫حتی فکر می‌کنم که در نوشتن مشکل خواهد داشت.

00:07:00.327 --> 00:07:02.901
‫اون فقط با من از بن‌بست خارج می‌شود.

00:07:06.720 --> 00:07:08.320
‫تو همه چیز رو بایگانی کردی،

00:07:09.200 --> 00:07:14.520
‫نوشته‌های خودت و مادرت،
‫دفترچه‌هاتون، دستنوشته‌هاتون،

00:07:15.720 --> 00:07:17.320
‫معمای چهره‌هات

00:07:18.520 --> 00:07:19.680
‫و صدات.

00:07:22.199 --> 00:07:24.772
‫اما کارول کیست؟

00:07:49.720 --> 00:07:51.160
‫- سلام.
‫- سلام.

00:07:51.920 --> 00:07:53.200
‫بفرمایید داخل.

00:08:01.560 --> 00:08:03.640
‫چای میل دارید، آب، چیزی؟

00:08:03.800 --> 00:08:05.720
‫نه، ممنون، همه چی خوردم.

00:08:06.920 --> 00:08:08.200
‫اوم...

00:08:17.360 --> 00:08:18.680
‫اینجا دفترش بود.

00:08:37.260 --> 00:08:41.208
‫ خانم ماریون کوتیا - برنده اسکار
‫بابت فیلم زندگی گُلگون سال 2007

00:08:42.320 --> 00:08:43.910
‫خب...

00:08:45.600 --> 00:08:49.320
‫این شلوار جین و تی‌شرتشه.

00:08:52.480 --> 00:08:55.920
‫یه ژاکت با شالش آوردم،

00:08:59.600 --> 00:09:01.840
‫کیف دستی‌ش که ست میشه باهاشون.

00:09:03.400 --> 00:09:05.320
‫اینم تقویمش هست،

00:09:06.240 --> 00:09:09.280
‫پاسپورت، کارت شناسایی، کارت بیمه درمانی.

00:09:11.080 --> 00:09:12.800
‫دو تا عینک دارم.

00:09:12.960 --> 00:09:16.200
‫نمیدونم، خودتون بگید کدوم رو ترجیح میدید.

00:09:17.360 --> 00:09:19.760
‫لنز قهوه‌ای خریدم، چون شما چشمای آبی دارید.

00:09:19.920 --> 00:09:21.160
‫اون چشماش قهوه‌ای بود.

00:09:22.080 --> 00:09:23.160
‫عطرش.

00:09:26.480 --> 00:09:30.720
‫اینم، ساعت و انگشترهاش.

00:09:34.920 --> 00:09:36.920
‫این گردنبند رو همیشه مینداخت.

00:09:39.920 --> 00:09:41.080
‫[آهسته] کلاه گیس.

00:10:53.000 --> 00:10:55.320
‫اونجا آینه هست، اگه میخواید برای...

00:10:56.000 --> 00:10:57.400
‫عوض کردن لباس.

00:11:35.960 --> 00:11:37.720
‫کفش‌هاتون رو میخوام.

00:11:38.520 --> 00:11:40.560
‫- چی؟
‫- کفش‌هاتون.

00:13:39.941 --> 00:13:41.695
‫ دختر - کارول آشاش

00:13:41.720 --> 00:13:43.800
‫[ماریون] "مادرم یه معما برام به جا گذاشت.

00:13:44.280 --> 00:13:46.240
‫"داستان رابطه‌مون."

00:13:48.720 --> 00:13:51.520
‫شما دقیقاً داری همون کاری
‫رو میکنی که اون قبلاً کرده بود،

00:13:51.960 --> 00:13:53.720
‫تحقیق درباره مادرت.

00:13:57.200 --> 00:14:00.560
‫مادربزرگم هم کتابی درباره
‫مادر خودش نوشته بود.

00:15:43.840 --> 00:15:47.920
‫[کتلین اوین] بعد از مرگ مادرش،
‫کارول آشاش یه چمدون نگه داشت

00:15:48.080 --> 00:15:50.680
‫که توش تقویم‌ها به صورت
‫درهم و برهم ریخته شده بودند

00:15:50.840 --> 00:15:52.400
‫روی اونا یادداشت می‌کرد

00:15:52.600 --> 00:15:55.200
‫قرارهاش و چند تا جمله که
‫نشون می‌داد چه حالی داره

00:15:55.400 --> 00:15:57.760
‫و عکس‌هایی از زندگی.

00:15:58.120 --> 00:16:02.120
‫یه زندگی که بیشترش وقف
‫کتاب‌ها و نویسنده‌هاشون شده بود.

00:16:02.280 --> 00:16:05.440
‫مونیک لانژ از همون سال‌های دهه
‫۵۰ تو انتشارات گالیمار کار می‌کرد

00:16:05.640 --> 00:16:10.240
‫پله پله بالا رفت، تا یه روز
‫جرأت کرد شروع کنه به نوشتن.

00:16:10.400 --> 00:16:12.480
‫یادمه تو اون دفتر

00:16:12.680 --> 00:16:15.840
‫یه جورایی نامحسوس می‌گفتن که
‫من هیچی حالیم نیست ولی بامزه‌ام.

00:16:16.040 --> 00:16:18.040
‫اون موقع خیلی عجیب و غریب بود.

00:16:18.200 --> 00:16:19.920
‫دهه ۵۰ بود.

00:16:20.080 --> 00:16:23.840
‫همه تو سلف غذا می‌خوردیم، همه دخترا
‫هل می‌دادن که بتونن کنار کامو بشینن.

00:16:24.320 --> 00:16:28.080
‫من ژنه رو می‌شناختم، که
‫خیلی رو زندگیم تأثیر گذاشت.

00:16:29.000 --> 00:16:31.360
‫مارگریت دوراس رو می‌شناختم، ویولت
‫لودوک رو می‌شناختم. نویسندگان فرانسوی

00:16:31.520 --> 00:16:33.800
‫واقعاً دوران خیلی خیلی خوبی بود.

00:16:33.960 --> 00:16:36.080
‫کارول آشاش که الان عکاس شده،

00:16:36.240 --> 00:16:37.960
‫شروع کرد به نوشتن درباره خانواده‌ش

00:16:38.120 --> 00:16:41.800
‫و رازهاش رو تو سال ۲۰۰۸، با کتاب ساحل ترووی

00:16:41.960 --> 00:16:45.640
‫از طریق داستان یه تابلو که نازی‌ها
‫از خونه مادربزرگش دزدیده بودن

00:16:45.800 --> 00:16:47.160
‫موقع اشغال فرانسه، بازگو کرد .

00:16:47.320 --> 00:16:50.240
‫امروز تو انتشارات استوک
‫کتاب "دختر" رو منتشر کرده،

00:16:50.400 --> 00:16:53.600
‫کتابی که با مهربونی و خشونت
‫درباره مادرش حرف می‌زنه،

00:16:53.760 --> 00:16:56.040
‫و زندگی‌ای که باهاش داشته.

00:16:56.240 --> 00:16:58.360
‫زندگی‌ای که توش این شانس
‫فوق‌العاده رو داشته که با

00:16:58.560 --> 00:17:00.920
‫هنرمندها، روشنفکرها و
‫نویسنده‌ها معاشرت کنه.

00:17:01.080 --> 00:17:04.720
‫زندگی‌ای که توش این بدبختی رو
‫داشته که نتونسته فقط یه بچه باشه

00:17:04.920 --> 00:17:07.480
‫که ازش محافظت بشه، به
‫حرفاش گوش بدن، دلداریش بدن.

00:17:08.000 --> 00:17:11.480
‫زندگی‌ای که توش مثل یه سکوت
‫عجیب میوفته وسط گفتگوهای بی‌پایان

00:17:11.680 --> 00:17:15.295
‫و هیجان‌انگیز بزرگسالای خیلی باهوش.

00:17:23.480 --> 00:17:28.880
‫در عین حال، اول می‌خوام این
‫لحظه‌های عالی رو منتقل کنم.

00:17:29.040 --> 00:17:30.680
‫- آره.
‫- عالیه!

00:17:31.120 --> 00:17:32.680
‫- آره.
‫- از این نظر...

00:17:32.840 --> 00:17:36.240
‫تمام جنبه‌های شخصی
‫می‌تونه خیلی جذاب باشه...

00:17:36.400 --> 00:17:37.440
‫غم‌انگیزه.

00:17:37.600 --> 00:17:40.040
‫- غم‌انگیز و جذاب.
‫- آره.

00:17:40.200 --> 00:17:42.080
‫برای خواننده خیلی جذابه.

00:17:42.240 --> 00:17:45.320
‫مادرم واقعاً شخصیت باورنکردنی‌ای داره.

00:17:45.520 --> 00:17:47.080
‫یه شخصیت باورنکردنیه...

00:17:47.680 --> 00:17:51.440
‫ببین، اگه این یه فیلم بود، تیتراژش...

00:17:52.200 --> 00:17:54.160
‫گاهی اوقات انگار فیلمه، ولی خب،

00:17:54.320 --> 00:17:56.120
‫بیا سینما رو کامل فراموش کنیم.

00:17:56.320 --> 00:17:59.000
‫تیتراژ این کتاب باورنکردنیه،

00:17:59.160 --> 00:18:00.400
‫بازیگراش باورنکردنی‌ان.

00:18:01.560 --> 00:18:05.160
‫به ترتیب ظاهر شدن تو این دست‌نوشته،

00:18:05.320 --> 00:18:07.920
‫مونیک لانژ، دیونیس ماسکولو،
‫ نویسنده و ویراستار

00:18:08.080 --> 00:18:09.680
‫ژان ژنه...
‫ نویسنده

00:18:12.760 --> 00:18:15.520
‫نباید این احتمال رو نادیده گرفت

00:18:16.120 --> 00:18:19.640
‫که من یه علاقه خاص به این کتاب دارم

00:18:19.800 --> 00:18:22.240
‫به خاطر تصویر مهربونانه‌ای که از من کشیدی.

00:18:23.400 --> 00:18:27.240
‫بزرگ شدن تو جایی که تو بزرگ
‫شدی، داشتن مادری مثل مادرت،

00:18:27.400 --> 00:18:29.800
‫این خودش یه جور شانس بود.

00:18:30.000 --> 00:18:32.680
‫و چه شانسی! این پاریس دهه ۵۰ بود،

00:18:33.160 --> 00:18:36.640
‫اینکه مونیک لانژ جناح راستی بود،

00:18:36.840 --> 00:18:40.360
‫مارگریت دوراس، که خیلی
‫خوب می‌شناختش، جناح چپی بود.

00:18:40.760 --> 00:18:43.200
‫ما ۲۵ سالمون بود،

00:18:44.189 --> 00:18:46.858
‫دوران سَن ژرمن ده پره بود.
[در قرن بیستم ‫محل اجتماع روشنفکران و مُدِ پاریس بود]

00:18:46.920 --> 00:18:51.520
‫اونجا بود که همه چیزهای
‫سرنوشت‌ساز اتفاق افتاد

00:18:52.960 --> 00:18:57.080
‫تو جوونیمون، تو احساساتمون،

00:18:57.640 --> 00:19:00.920
‫تو باورهامون، تو دیوونگی‌هامون...

00:19:02.320 --> 00:19:07.056
‫ما دیوونه کمونیسم شده بودیم، می‌گفتیم که مردم
[خیابان سن-بنوا محل اجتماعات روشنفکری در پاریس]

00:19:07.240 --> 00:19:10.000
‫حق دارن خودشون تصمیم بگیرن
‫چجوری می‌خوان مبارزه کنن.

00:19:10.600 --> 00:19:12.280
‫مثل همیشه،

00:19:12.480 --> 00:19:14.040
‫درباره‌ش چیزی ننوشتیم.

00:19:15.000 --> 00:19:16.960
‫آدم درباره خوشبختی نمی‌نویسه.

00:19:18.120 --> 00:19:24.120
‫[زمزمه می‌کنه] ... به شدت از
‫جنگ رو برگردوندن و رفتن جلو.

00:19:24.280 --> 00:19:26.320
‫- من فکر می‌کنم که...
‫- اکشن.

00:19:27.000 --> 00:19:28.760
‫این همون دوره بود،

00:19:28.920 --> 00:19:29.920
‫کارول آشاش،

00:19:30.080 --> 00:19:32.320
‫سیاست، ادبیات،

00:19:32.480 --> 00:19:33.800
‫بحث‌های شبانه

00:19:33.960 --> 00:19:35.800
‫با نوشیدن، با سیگار کشیدن،

00:19:35.960 --> 00:19:39.960
‫و بچه‌ها باید خودشون گلیمشون
‫رو از آب می‌کشیدن بیرون.

00:19:40.120 --> 00:19:44.200
‫آره. برای مادرم یا برای دوراس

00:19:44.360 --> 00:19:46.120
‫خیلی واضح بود،

00:19:46.280 --> 00:19:50.760
‫که ما داریم از این جور...

00:19:50.920 --> 00:19:52.360
‫خوشبختی،

00:19:52.510 --> 00:19:56.990
‫به قول دوراس، و شور و شوق لذت می‌بریم.

00:19:57.320 --> 00:19:59.880
‫و بعد، باید به این هم فکر کنیم که،

00:20:00.040 --> 00:20:03.640
‫بعد از جنگ، تو این محیط،

00:20:03.800 --> 00:20:06.440
‫یه اشتیاق دیوونه‌وار به آزادی بود

00:20:06.600 --> 00:20:09.880
‫که هم دیوونه‌وار بود و هم لازم.

00:20:10.040 --> 00:20:13.360
‫خیلی‌ها... خیلی‌ها پشت کردن

00:20:16.240 --> 00:20:19.960
‫به شدت به جنگ و رفتن جلو.
‫به جنگ و رفتن جلو.

00:20:20.120 --> 00:20:22.480
‫من فکر می‌کنم اونا خیلی...

00:20:22.640 --> 00:20:25.880
‫- آزادتر از ما تو سال ۱۹۶۸ بودن.
‫- وای خدا.

00:20:26.040 --> 00:20:29.240
‫من تو عمرم هیچوقت کار به این سختی نکرده بودم

00:20:34.280 --> 00:20:36.200
‫و همین. "ولی..."

00:20:36.360 --> 00:20:41.360
‫"دیوونگی لازمه"، خوبه.

00:20:41.760 --> 00:20:48.801
‫[کارول] من فکر می‌کنم اونا تو سال 1968 خیلی
‫آزادتر از ما هستن، چون خیلی شجاع‌تر هستن.

00:20:49.280 --> 00:20:52.600
‫[پخش مجدد] یچه‌ها، باید از فرصت استفاده کنیم.

00:20:52.760 --> 00:20:54.320
‫[پخش مجدد] [ک. اوین] که یعنی برای یه بچه

00:20:54.480 --> 00:20:56.120
‫نداشتن یه زندگی بچگانه،

00:20:56.280 --> 00:21:01.780
‫و داشتن یه زندگی مثل یه بزرگسالِ کوچیک از سن خیلی کم.

00:21:02.280 --> 00:21:03.800
‫[کارول] من نمی‌تونستم بدونم.

00:21:03.960 --> 00:21:07.000
‫من نمی‌دونستم زندگی بچه‌های دیگه چطوریه.

00:21:07.160 --> 00:21:09.760
‫راستش من خیلی خوش‌شانس بودم

00:21:09.920 --> 00:21:12.200
‫چون این یه غذای فوق‌العاده بود.

00:21:12.360 --> 00:21:18.792
‫پس نمی‌شه گفت ‫که
دانش زودهنگام ‫چیز بدیه،

00:21:19.320 --> 00:21:25.920
‫ولی واقعاً، ‫بازی، ب-الف-زی،
‫تو خونه خیلی کم بود.

00:21:26.560 --> 00:21:29.880
‫[ک. اوین] و شما خیلی زود مجبور شدید

00:21:30.040 --> 00:21:33.120
‫با چیزی که اغلب پیش میاد روبرو بشید؛ رفتن پدر.

00:21:34.401 --> 00:21:36.610
‫ ژان-ژاک سالومون
‫ از چهره‌های شاخص در عرصۀ تاریخ علم در فرانسه

00:21:39.040 --> 00:21:42.000
‫[ژان-ژاک سالومون] اینجام، پر از نصیحت‌های خوب،
‫باتجربه‌تر از همیشه

00:21:42.160 --> 00:21:44.840
‫و تو مخصمۀ نوشتن این نامه برای تو.

00:21:45.520 --> 00:21:48.120
‫التماست می‌کنم، بعد از خوندنش نابودش کن.

00:21:50.720 --> 00:21:52.320
‫هر روز بیشتر درگیر اون
‫چیزی که می‌دونی هستم،

00:21:53.160 --> 00:21:55.760
‫نتونستم جلوی خودمو بگیرم و با یه
‫دکتر که خیلی قبولش دارم صحبت کردم.

00:21:57.560 --> 00:21:59.800
‫منو ببخش ولی همه اینا منو
‫تو یه گودال عمیق انداخته.

00:22:00.480 --> 00:22:03.040
‫اول اینکه، چرا دو ماه صبر کنیم؟

00:22:03.200 --> 00:22:06.080
‫ممکنه نتونی مدت زیادی
‫این موضوع رو پنهان کنی.

00:22:06.760 --> 00:22:09.360
‫دوم اینکه، راه‌هایی هست
‫که نیاز نباشه بری سوئیس.

00:22:09.520 --> 00:22:13.400
‫اگه اینجا بودی می‌شد امتحانش
‫کرد، فکر کنم بدون دردسر.

00:22:13.600 --> 00:22:15.600
‫ولی تو تنهایی، اینقدر دور از من؟

00:22:16.360 --> 00:22:18.880
‫هر روز بیشتر احساس می‌کنم ما دوتا بچه‌ایم.

00:22:19.040 --> 00:22:21.520
‫اگه قیافه منو اینجا می‌دیدی.

00:22:21.720 --> 00:22:24.040
‫گزینه الف، یا میای آلزاس پیش من،

00:22:24.200 --> 00:22:25.920
‫اینجوری خیالم راحت‌تره، بعد تصمیم می‌گیریم.

00:22:26.400 --> 00:22:28.880
‫گزینه ب، یا اگه فکر
‫می‌کنی می‌تونی انجامش بدی،

00:22:29.040 --> 00:22:30.880
‫از روشی که بهم گفتن استفاده می‌کنی.

00:22:31.040 --> 00:22:33.960
‫مهم‌ترین چیز به نظرم اینه که از عمل جراحی

00:22:34.120 --> 00:22:35.680
‫که حتی تو سوئیس هم

00:22:36.640 --> 00:22:38.080
‫منو می‌ترسونه، اجتناب کنیم.

00:22:38.600 --> 00:22:41.080
‫اگه کسی رو می‌شناسی که
‫بتونه این آمپول‌ها رو بهت بزنه،

00:22:41.240 --> 00:22:43.360
‫میگن خیلی مؤثرن.

00:22:44.120 --> 00:22:46.320
‫در این مدت، راه برو، بدو، دراز نکش و غیره.

00:22:46.480 --> 00:22:48.960
‫تا وقتی که...، و الی آخر.

00:22:49.680 --> 00:22:51.800
‫اسمش بنزو-ژینوستریل شماره 5 هست.

00:22:52.000 --> 00:22:54.760
‫روزی دو آمپول تو یه سرنگ به مدت چهار روز.

00:22:54.920 --> 00:22:56.920
‫تزریق عضلانی تو باسن.

00:22:57.080 --> 00:22:59.760
‫چهار تزریق، هر بار دو آمپول. روز نهم،

00:22:59.920 --> 00:23:02.640
‫باید جواب بده، ولی اگه
‫کافی نبود، دوباره شروع کن،

00:23:02.800 --> 00:23:05.240
‫چون بدون عوارض هست، بدون کورتاژ.

00:23:06.120 --> 00:23:08.040
‫خب، تصمیم بگیر.

00:23:09.400 --> 00:23:12.680
‫عزیز دلم، شرمنده‌ام، حالم
‫بده، خجالت‌زده‌ام، منو ببخش.

00:23:13.480 --> 00:23:16.080
‫کاملاً وحشت‌زده‌ام، زود جوابمو بده.

00:23:16.760 --> 00:23:19.240
‫دلم می‌خواد یه ماه آرامش داشته باشیم.

00:23:19.400 --> 00:23:22.320
‫یه ماه که توش بتونم برای
‫این نامه ازت عذرخواهی کنم.

00:23:22.800 --> 00:23:24.160
‫ژان-ژاک.

00:23:25.480 --> 00:23:27.240
‫این نامه رو نابود کن.

00:23:27.960 --> 00:23:31.663
‫گزینه ج. از کی منتظر آخرین دوره‌هات هستی؟
‫[شنبه - 31 می 1952 - فالکنر بورگه - ساعت 6 بعداز ظهر - کارول]

00:23:31.840 --> 00:23:34.000
‫گزینه د.

00:23:34.160 --> 00:23:35.560
‫دوستت دارم.

00:23:37.200 --> 00:23:40.360
‫[ک. اوین] پدر جایگزین یه اسپانیایی بود.

00:23:40.760 --> 00:23:42.880
‫[پخش مجدد] اسمش خوان گویتیسولو بود،

00:23:43.080 --> 00:23:46.840
‫یه پناهنده اسپانیایی ضد ‫فرانکو بود،
از نظر سیاسی فعال،

00:23:47.040 --> 00:23:48.800
‫نویسنده.

00:24:00.061 --> 00:24:04.000
‫مردهایی که زندگی مادرم را تحت تأثیر
‫قرار دادند، همگی نامشان ژان (خوان) بود.

00:24:04.160 --> 00:24:06.760
‫[مونیک لانژ] باید داستان رو براتون یادآوری کنم؟

00:24:10.120 --> 00:24:13.760
‫این داستان یه دختر جوونه که عاشق

00:24:13.920 --> 00:24:15.720
‫مردیه که دوستش نداره.

00:24:16.320 --> 00:24:18.880
‫و فقط آخر کتابه که می‌فهمه

00:24:19.080 --> 00:24:21.920
‫دلیل اینکه دوستش نداره
‫اینه که اون همجنسگراست.

00:24:23.920 --> 00:24:25.480
‫[خوان گویتیسولو] تقریباً یک ساله

00:24:25.640 --> 00:24:27.600
‫که شروع کردم با عرب‌ها معاشرت کردن.

00:24:28.360 --> 00:24:31.840
‫فقط چند هفته طول کشید تا واقعیت رو بفهمم.

00:24:32.000 --> 00:24:35.200
‫تعادلم رو پیدا کردم و به تو نزدیک‌تر شدم.

00:24:36.640 --> 00:24:38.080
‫ولی همینطور فهمیدم

00:24:38.240 --> 00:24:39.920
‫که من کاملاً،

00:24:40.080 --> 00:24:43.040
‫قطعاً و غیرقابل برگشت همجنسگرا هستم.

00:24:45.040 --> 00:24:49.480
‫از اون موقع، حتماً متوجه
‫شدی که رابطه‌مون بهتر شده.

00:24:50.880 --> 00:24:55.080
‫هرچند به شکل متفاوتی،
‫شروع کردم به دوست داشتنت بیشتر از قبل

00:24:55.280 --> 00:24:59.600
‫و به نوعی خوشبختی رسیدم که
‫هیچوقت قبلاً تجربه نکرده بودم.

00:24:59.760 --> 00:25:01.840
‫احساس آرامش می‌کردم،

00:25:02.320 --> 00:25:04.040
‫خوشحال از اینکه زندگیم رو با تو شریک شدم،

00:25:04.240 --> 00:25:07.520
‫از اینکه تو و کارول رو کنارم داشتم.

00:25:08.798 --> 00:25:11.375
‫جمعه 28 آگوست 1970: ساعت 8 شب: خوان مست به خانه
‫برمی‌گردد؛ بعد از اینکه دو بار با مرد خیابانی رابطه داشت.

00:25:11.593 --> 00:25:13.513
‫امروز تو بن‌بستم.

00:25:14.720 --> 00:25:17.520
‫نمی‌تونم چیزی بهت پیشنهاد ‫کنم،
نمی‌تونم قولی بهت بدم.

00:25:17.680 --> 00:25:19.560
‫از واکنشت می‌ترسم

00:25:19.760 --> 00:25:21.360
‫و در خفا، آرزوش رو دارم.

00:25:21.720 --> 00:25:27.704
‫یکشنبه 29 ژوئیه 1973: خوان با یک عرب احمق رابطه داشت.
‫یکشنبه 2 ژانویه 1977: خوان با یک الجزایری رابطه داشت.
‫یکشنبه 5 ژانویه 1981: خوان با یک ترک رابطه داشت.

00:25:27.760 --> 00:25:31.184
‫میدونم که دارم خوشبختی بودن در ‫کنارت رو
که خیلی قویه از بین میبرم.

00:25:31.233 --> 00:25:34.575
‫چهارشنبه 6 ژانویه 1971: خوان با لحن
‫مسخره‌ای از اتاق کناری به من شب بخیر گفت.

00:25:34.720 --> 00:25:36.840
‫میترسم بدون تو زندگی کنم.

00:25:37.680 --> 00:25:40.320
‫صورتت، ظرفیت عشقت،

00:25:40.480 --> 00:25:42.560
‫چشمات، مهربونیت.

00:25:43.360 --> 00:25:45.760
‫هیچوقت به هیچکس اینقدر نزدیک نبودم.

00:25:45.920 --> 00:25:50.240
‫هیچوقت تو عشق با هیچکس
‫به اندازه تو پیش نرفتم.

00:25:53.840 --> 00:25:57.120
‫از این به بعد، موفقیت یا شکست رابطه‌مون

00:25:57.280 --> 00:25:59.920
‫به اراده‌مون برای باهم موندن بستگی داشت.

00:26:00.760 --> 00:26:03.800
‫تَوهُم یه زوج عادی بودن از بین رفته بود

00:26:04.200 --> 00:26:07.960
‫و باید با چالش ساختن
‫چیز جدیدی روبرو میشدیم.

00:26:08.360 --> 00:26:12.600
‫ولی آیا عشق، درک و احترام متقابلی که داشتیم

00:26:12.760 --> 00:26:16.800
‫برای حفظ قدرت پیوندهایی که
‫ضروری میدونستیم کافی بود؟

00:26:17.000 --> 00:26:22.382
‫جمعه 21 فوریه 1986: وقتی به من می‌گویند داستان تخیلی
‫بنویسم، به رنج و عذاب فکر می‌کنم. دیگر باور ندارم.

00:26:22.560 --> 00:26:27.948
‫چه چیزی را خلق کنم، وقتی که همه
‫چیزهایی که مرا ناامید می‌کند، زنده است؟

00:26:28.120 --> 00:26:31.080
‫[کارول] سوال من اینه که
‫چرا... چرا همجنسگراهای

00:26:31.560 --> 00:26:33.360
‫مادر من؟

00:26:33.800 --> 00:26:36.440
‫[پخش مجدد] [کارول] تو، ژنه؟ و خوان!

00:26:36.600 --> 00:26:38.080
‫[پخش مجدد] [دانیل کوردیه] نمیدونم علاقه‌اش
‫ پژوهشگر تاریخ و دلال آثار هنری

00:26:38.240 --> 00:26:40.680
‫به همجنسگراها از کجا میاد، نمیدونم.

00:26:40.840 --> 00:26:42.240
‫[کارول] غیرقابل توضیحه،

00:26:43.200 --> 00:26:45.840
‫اگه یه خودآزاری اساسی نباشه.

00:26:46.560 --> 00:26:49.800
‫[دانیل کوردیه] ولی
‫اون آدم خیلی تأثیرگذاریه.

00:26:51.120 --> 00:26:52.760
‫فکر میکنم زندگی سختی داشته.

00:26:53.360 --> 00:26:57.960
‫خوشبختانه، یه جور شوخ طبعی داشت...

00:26:59.400 --> 00:27:03.040
‫یه جور فاصله. اون کسیه که زندگی سختی داشته.

00:27:03.560 --> 00:27:05.080
‫[کارول] اون تراژیک بود.

00:27:05.240 --> 00:27:06.480
‫اون تراژیک بود.

00:27:06.640 --> 00:27:09.080
‫[دانیل کوردیه] آره، همینه. همینو میگم.

00:27:11.000 --> 00:27:13.440
‫ولی فکر میکنم که، در اصل،

00:27:13.600 --> 00:27:15.967
‫تو گالیمار خیلی راحت بود،
‫ [از معتبرترین و قدیمی‌ترین انتشارات فرانسه]

00:27:16.080 --> 00:27:18.080
‫چون اونجا،

00:27:18.920 --> 00:27:19.920
‫کنار آدمایی گذاشته شده بود

00:27:20.120 --> 00:27:21.400
‫که کاملن، اما واقعاً...

00:27:23.880 --> 00:27:25.200
‫... حتی از تراژیک هم بدتر بودن!

00:27:25.640 --> 00:27:28.880
‫و در واقع اون تو اون محیط بود،

00:27:29.080 --> 00:27:32.120
‫تنها نبود.

00:27:32.640 --> 00:27:33.440
‫[کارول] هوم.

00:27:38.200 --> 00:27:40.040
‫میخوام یه بار دیگه بخونمش.

00:27:51.000 --> 00:27:52.920
‫[کارول] اون تعریف میکنه که سرد مزاج بود...

00:27:53.080 --> 00:27:54.560
‫[پچ پچ میکند] قبل از پدرم.

00:27:55.120 --> 00:27:56.240
‫آره، خب...

00:28:00.920 --> 00:28:03.080
‫[پچ پچ میکند] بعد با پدرم اوضاع بهتر شد.

00:28:03.240 --> 00:28:04.560
‫و بعد خیلی زود...

00:28:06.920 --> 00:28:09.320
‫... خیلی زود، بهش خیانت شد.

00:28:09.480 --> 00:28:14.320
‫و این متنیه که بعد از عملش نوشته.

00:28:14.480 --> 00:28:15.920
‫بالاخره فهمیدم،

00:28:16.080 --> 00:28:18.560
‫نه بیماری که داشت...

00:28:18.720 --> 00:28:21.040
‫- رحمش رو درآوردن.
‫- [کارول] رحمش رو درآوردن.

00:28:22.920 --> 00:28:24.640
‫[ماریون پچ پچ میکند] درست همین موقع،

00:28:24.800 --> 00:28:28.120
‫از یه دکتر پرسیدم، چون...

00:28:28.320 --> 00:28:31.600
‫اسمی که گفت نامفهوم بود.

00:28:32.160 --> 00:28:33.880
‫نه، نه، نه، نه، یه جور...

00:28:34.040 --> 00:28:37.480
‫اون از نکروبیوز حرف میزنه.

00:28:39.360 --> 00:28:40.600
‫و...

00:28:40.760 --> 00:28:45.520
‫متن وحشتناکه چون میگه: "در
‫نهایت، رحمم رو از دست دادم..."

00:28:45.680 --> 00:28:48.200
‫[کارول و ماریون] "در
‫نهایت رحمم رو از دست دادم،

00:28:48.360 --> 00:28:51.760
‫حتی اگه این عضو جنسی نیست، خب...

00:28:51.920 --> 00:28:54.840
‫چون، به خاطر استفاده نکردن ازش...

00:28:56.240 --> 00:28:59.040
‫[ماریون پچ پچ میکند] "و یک
‫هفته طول کشید تا بهش عادت کنم،

00:28:59.240 --> 00:29:00.600
‫خوشبختانه داشتم..."

00:29:03.200 --> 00:29:05.520
‫و این دقیقاً شبیه همونه...

00:29:07.680 --> 00:29:10.400
‫به این... خودکشی...
‫- [کارول] خودکشی...

00:29:10.800 --> 00:29:11.880
‫- جسمی...
‫- [کارول] جسمی...

00:29:12.040 --> 00:29:12.920
‫[فلورانس مالرو] آره، دقیقاً.

00:29:13.080 --> 00:29:14.400
‫- که داشت.
‫- [کارول] که داشت.

00:29:14.600 --> 00:29:16.000
‫[فلورانس مالرو] همیشه احساس میکردم

00:29:16.160 --> 00:29:18.120
‫که یه چیزی بود

00:29:18.320 --> 00:29:19.200
‫که حل نشده بود.

00:29:19.360 --> 00:29:20.960
‫[پخش مجدد] [کارول] باورنکردنیه.

00:29:21.979 --> 00:29:25.764
‫یکشنبه 12 دسامبر 1971: فلور به من گفت قبلاً
‫انرژی دیوانه‌واری داشتم. حالا آرام‌ترم.

00:29:25.825 --> 00:29:29.139
‫اون به من گفت که من از تمایلات جنسی خودم دست
‫کشیدم وقتی که کارول شروع به داشتن تمایلات جنسی کرد

00:29:29.177 --> 00:29:32.375
‫این یک احساس واقعی گناهه که
‫سزاواره براش تاوان پس بدی.

00:29:32.400 --> 00:29:36.000
‫نامه‌های دوران نوجوونیم هست
‫که با ماشین تحریر دوباره نوشته.

00:29:36.200 --> 00:29:38.440
‫این یعنی تو وسایلم فضولی میکرده.

00:29:38.600 --> 00:29:39.840
‫[فلورانس مالرو] این رو اصلاً دوست ندارم.

00:29:40.000 --> 00:29:43.800
‫[کارول] نه ولی این... این
‫مثل تجربه جنسی از راه دیگرانه.

00:29:44.000 --> 00:29:46.320
‫[پخش مجدد] [فلورانس ‫مالرو] ولی هرچی بیشتر به،

00:29:46.760 --> 00:29:48.960
‫نمیدونم، مسیر زندگی مونیک فکر میکنیم،

00:29:49.160 --> 00:29:50.880
‫بیشتر مجبوریم بگیم

00:29:51.040 --> 00:29:52.600
‫که مسائل جنسی

00:29:52.800 --> 00:29:56.560
‫اهمیت و پیامدهای...

00:29:56.720 --> 00:29:58.320
‫- [کارول] خب، مخصوصاً با من!
‫- ... وحشتناکی داشته.

00:29:58.480 --> 00:30:01.200
‫نه، منظورم اینه، این جور یکی شدن که ما...

00:30:01.360 --> 00:30:02.320
‫[فلورانس مالرو] کاملاً.

00:30:47.720 --> 00:30:49.520
‫[ماریون، در نقش کارول]
‫منو نابغه میدونه، حسش میکنم.

00:30:49.680 --> 00:30:52.200
‫این عشق به من تو چشمای مادرم هست،

00:30:52.400 --> 00:30:54.800
‫هر روز، هر لحظه.

00:30:55.520 --> 00:30:58.400
‫حتی وقتی پشتم بهشه و جلوش
‫راه میرم، مثل یه سوزش تنده.

00:30:59.040 --> 00:31:01.600
‫خیابون مونتورگی، یکشنبه‌ها
‫روزنامه اومانیته میفروشه،

00:31:02.000 --> 00:31:04.200
‫صفحه اول روزنامه رو به عابرا نشون میده،

00:31:04.360 --> 00:31:07.480
‫من کنارش روی پله ورودی یه ساختمون نشستم

00:31:07.640 --> 00:31:10.400
‫و خوشحالیش رو مثل بارون اکلیل دریافت میکنم.

00:31:11.000 --> 00:31:13.320
‫عاشق منه، منم مست این عشقم.

00:31:13.853 --> 00:31:15.933
‫تو مهمونی های بزرگی که تو
‫خیابون پواسونیر برگزار میشد

00:31:15.960 --> 00:31:17.640
‫همه چسبیده به هم می‌نشستیم

00:31:17.960 --> 00:31:20.640
‫و من همش نگاه مامانم رو روی خودم حس می‌کردم

00:31:20.800 --> 00:31:23.760
‫که هر از گاهی از اون سر میز بهم نگاه می‌کرد

00:31:23.920 --> 00:31:26.680
‫حتی بدون اینکه نگاهش کنم،
‫می‌فهمیدم که بهم افتخار می‌کنه

00:31:26.840 --> 00:31:28.960
‫به خاطر جدی بودن و متانتم

00:31:29.680 --> 00:31:32.800
‫لبخند مامانم و خوشحالیش

00:31:32.960 --> 00:31:34.760
‫من خیلی خاص بودم

00:31:36.600 --> 00:31:40.680
‫یه روز پنجشنبه، مامانم نوشت:
‫"تعریف افسردگی از نظر کارول اینه:

00:31:41.280 --> 00:31:43.880
‫یه غم و غصه‌ای که اگه
‫جلوشو نگیری کش پیدا می‌کنه"

00:31:46.009 --> 00:31:48.845
‫ژوئن ۱۹۹۳ کارول در مورد تأملی
‫پیرامون تربیتش به من گفت

00:31:48.869 --> 00:31:52.188
‫او داستان یک کودکی از هم گسیخته
‫است و خیرمقدمی به مازوخیسم'"

00:31:57.465 --> 00:32:07.986
‫که ژنه منحرف بوده و حالا او تصمیم
‫گرفته دیگر در موردش صحبت نکنه

00:32:08.760 --> 00:32:13.760
‫[ژان ژنه] چیزی که یه کم حالمو بهتر کرد

00:32:13.960 --> 00:32:16.840
‫حس ناامنی بود

00:32:31.280 --> 00:32:33.640
‫ژنه منو دعوت کرد نزدیک
‫هتلش تنهایی ناهار بخوریم

00:32:33.800 --> 00:32:35.760
‫من خیلی به خودم می‌بالیدم، مونیک هم همینطور

00:32:36.800 --> 00:32:39.120
‫خیلی خوشحال بود که به من توجه می‌کنه

00:32:39.760 --> 00:32:41.960
‫ما دو تا عزیزترین آدمای زندگیش بودیم

00:32:42.160 --> 00:32:44.160
‫حتی خوان هم همچین جایگاهی نداشت

00:32:44.800 --> 00:32:47.920
‫رفاقت با ژنه بهترین اتفاقی بود
‫که اون موقع می‌تونست واسم بیفته

00:32:48.080 --> 00:32:51.840
‫من فقط می‌تونستم از خاص بودنش استفاده کنم

00:32:52.000 --> 00:32:54.160
‫مامان فکر می‌کرد این خیلی عالیه

00:32:54.320 --> 00:32:55.960
‫یه شانس باورنکردنی بود

00:32:56.720 --> 00:33:00.440
‫و واقعاً حس می‌کردم که
‫از بودن با من لذت می‌بره

00:33:00.600 --> 00:33:02.280
‫با من می‌خندید

00:33:02.440 --> 00:33:05.080
‫یه جور متفاوت فکر کردن بهم یاد می‌داد

00:33:05.240 --> 00:33:09.800
‫کمکم می‌کرد که سرکش بودنمو
‫قبول کنم و مثل بقیه نباشم...

00:33:10.960 --> 00:33:12.640
‫پیش من خوشحال بود

00:33:12.800 --> 00:33:15.000
‫من استعدادهایی داشتم که مونیک نداشت

00:33:15.160 --> 00:33:16.640
‫من دوباره بهش امید به زندگی می‌دادم

00:33:16.800 --> 00:33:18.680
‫من خیلی بامزه‌تر از اون بودم

00:33:19.840 --> 00:33:22.960
‫یه جور بچگی تو وجودش بود که شبیه من بود

00:33:23.120 --> 00:33:23.920
‫ما می‌تونستیم

00:33:24.120 --> 00:33:27.640
‫منوی جلوی یه رستورانو برگردونیم

00:33:27.800 --> 00:33:32.880
‫یا نمکدونو تو یه گلدون خالی کنیم

00:33:33.080 --> 00:33:36.160
‫من حتی با معشوق اون موقعش، جکی، رابطه داشتم

00:33:36.320 --> 00:33:39.160
‫قبل از رفتن یه سر به ژنه زدم

00:33:39.320 --> 00:33:40.600
‫هنوز از جاش تکون نخورده بود

00:33:41.080 --> 00:33:43.160
‫وسط تخت نشسته بود و سیگار می‌کشید

00:33:43.640 --> 00:33:46.120
‫رفتم از شیر آب حموم پشت سرش

00:33:46.280 --> 00:33:48.160
‫یه قلپ آب بخورم

00:33:48.560 --> 00:33:51.000
‫چراغو روشن نکردم، درو باز گذاشتم

00:33:51.640 --> 00:33:54.240
‫یه چاقو از پشت تو کمرم فرو کرد

00:33:54.960 --> 00:33:58.920
‫"ظاهراً ساک زدنت خوب
‫نیست، جکی میگه گاز می‌گیری

00:33:59.320 --> 00:34:01.240
‫من بهتر از تو بلدم"

00:34:02.280 --> 00:34:05.800
‫رو تختش نشسته، سیگار
‫برگ دستشه، با پیژامه راه راه

00:34:06.320 --> 00:34:09.520
‫بهم میگه که هیچوقت نمی‌تونم تحریکش کنم

00:34:09.670 --> 00:34:11.190
‫من می‌تونم

00:34:11.800 --> 00:34:13.320
‫من مطمئنم که می‌تونم

00:34:14.190 --> 00:34:15.600
‫اون قبول نمی‌کنه

00:34:15.760 --> 00:34:18.630
‫"چرا، نه نه، می‌تونم. امتحان کن"

00:34:18.800 --> 00:34:20.120
‫بلند میشه

00:34:20.710 --> 00:34:24.120
‫و می‌ایسته، به یه شکل عجیبی سرد

00:34:24.710 --> 00:34:28.360
‫از روی شلوارش که زیپ
‫نداره بیضه‌هاشو لمس می‌کنم

00:34:29.040 --> 00:34:32.320
‫"دیدی، حق با من بود، هیچ زنی نمی‌تونه"

00:34:32.760 --> 00:34:34.520
‫[نیکو پاپاتاکیس] شما تنها دختر مونیک هستین؟

00:34:34.670 --> 00:34:36.480
‫[کارول] آره، آره

00:34:36.630 --> 00:34:37.880
‫[پاپاتاکیس] باورنکردنیه

00:34:38.040 --> 00:34:38.800
‫[کارول] چرا؟

00:34:39.230 --> 00:34:40.920
‫[پاپاتاکیس] نه، وقتی آدم یه دختر داره

00:34:41.080 --> 00:34:42.320
‫نمی‌دونم...

00:34:42.920 --> 00:34:48.150
‫عجیبه که روابط اینقدر غیرعادی باشه...

00:34:48.320 --> 00:34:49.520
‫[کارول] چرا "غیرعادی"؟

00:34:49.670 --> 00:34:53.760
‫دو نفر تو دنیا بودن که
‫بیشتر از همه دوستشون داشت

00:34:53.920 --> 00:34:55.480
‫من و ژان

00:34:55.630 --> 00:34:56.560
‫[پاپاتاکیس] همینه

00:34:56.710 --> 00:34:59.720
‫[کارول] پس واسه اون، اینکه من...

00:35:00.280 --> 00:35:03.160
‫مورد توجه ژان قرار بگیرم...

00:35:03.320 --> 00:35:07.160
‫چون وقتی یازده سالم بود،
‫تو هتلش با هم حرف می‌زدیم

00:35:07.320 --> 00:35:10.240
‫مدرسه نمی‌رفتم، درسته که...

00:35:12.920 --> 00:35:16.560
‫من خیلی شانس آوردم که
‫حرفای خیلی خوبی باهاش زدم

00:35:16.760 --> 00:35:18.920
‫ولی خیلی زود باهام بازی کرد

00:35:19.120 --> 00:35:20.840
‫منو به چالش کشید

00:35:21.000 --> 00:35:23.000
‫"تو نمی‌تونی این کارو بکنی..."

00:35:23.480 --> 00:35:26.720
‫و خب یه دختربچه که مغزش هنوز کامل نشده

00:35:27.720 --> 00:35:30.000
‫راحت میشه باهاش بازی کرد

00:35:32.120 --> 00:35:35.160
‫[کارول] هنوز نتونستم همه نامه‌هایی که

00:35:35.320 --> 00:35:38.840
‫به مامانم فرستادی رو بخونم
‫چون دستخطت افتضاحه!

00:35:39.000 --> 00:35:39.840
‫[مرد] ممنون

00:35:41.760 --> 00:35:45.200
‫[کارول] ولی تو چند بار به مامانم

00:35:46.040 --> 00:35:48.160
‫هشدار دادی

00:35:48.760 --> 00:35:50.360
‫که ژنه خطرناکه

00:35:51.920 --> 00:35:54.800
‫[مرد] نه، اون دیوونه بود! دیوونه بود

00:35:54.960 --> 00:35:56.520
‫[کارول] یه آدم منحرف...

00:35:57.920 --> 00:35:59.480
‫می‌دونی که به من آسیب زد؟

00:35:59.640 --> 00:36:00.800
‫ژنه بهم آسیب زد

00:36:00.960 --> 00:36:03.000
‫- [مرد] جدی؟
‫- [کارول] آره

00:36:03.360 --> 00:36:05.760
‫واسه همینه که این سوالا رو می‌پرسم

00:36:05.920 --> 00:36:06.760
‫[مرد] آه!

00:36:08.800 --> 00:36:12.160
‫ولی متأسفانه من اونو نمی‌شناسم

00:36:12.320 --> 00:36:14.240
‫چون مامانت...

00:36:16.240 --> 00:36:17.600
‫شیفته اون شده بود

00:36:17.760 --> 00:36:18.840
‫آره

00:36:19.280 --> 00:36:23.760
‫هر چقدر بیشتر بهش آسیب
‫می‌زدن، بیشتر عاشق مردم می‌شد

00:36:23.920 --> 00:36:25.800
‫خب پس چی میخوای!

00:36:25.960 --> 00:36:28.320
‫اون توسط ژنه خدمت شده!

00:36:29.280 --> 00:36:30.880
‫بیشتر از خدمت...

00:36:31.040 --> 00:36:32.960
‫

00:36:34.520 --> 00:36:35.640
‫[مرد] و...

00:36:35.800 --> 00:36:37.320
‫ولی اون خودشو فدا کرد!

00:36:37.480 --> 00:36:39.240
‫اون خودشو فدا کرد!

00:36:39.440 --> 00:36:41.640
‫[مرد] ولی اون عاشق این کار بود...

00:36:41.800 --> 00:36:45.400
‫همه کسایی که میشناخت، این یه فرصت بود

00:36:45.560 --> 00:36:46.920
‫که خودشو براشون فدا کنه.

00:36:47.120 --> 00:36:49.360
‫که قربانیشون بشه!

00:36:50.640 --> 00:36:53.160
‫نه اینکه مردم سوءاستفاده کنن، اما...

00:36:53.360 --> 00:36:56.080
‫خودش خودشو به عنوان
‫قربانی پیشکش میکرد، پس...

00:36:56.240 --> 00:36:59.160
‫ازش استفاده میکردن!
شنبه ۳۰ سپتامبر ۱۹۷۲: ساعت ۷ بیدار
‫شدم. موهایم را شستم. ژان ژنه آمد خانه ما برای دستشویی کردن"

00:36:59.320 --> 00:37:01.720
‫اون تسلیم کسایی بود که دوستشون داشت.

00:37:01.880 --> 00:37:02.960
‫کاملاً.

00:37:04.400 --> 00:37:05.680
‫و خب، این بود...

00:37:05.880 --> 00:37:07.680
‫این شگفت‌انگیز بود

00:37:08.057 --> 00:37:14.781
چهارشنبه، 7 مارس 1972
درباره همه چیز حرف می زنیم.
مي ترسم که اون خسته بشه و فکر کنه من احمقم.

00:37:20.720 --> 00:37:22.480
‫[ماریون نجواکنان] و در عین حال خیلی بچگانه،

00:37:22.640 --> 00:37:25.120
‫صورت گردش، خنده‌های بلندش.

00:37:25.289 --> 00:37:29.686
‫شنبه 9 آوریل 1966:
ژان: دختر ‫عوضی‌تون هنوز هم همونقدر احمق هست؟

00:37:31.960 --> 00:37:34.960
‫[پخش مجدد] [کارول]
‫این تمام دوگانگی ژنه است،

00:37:35.120 --> 00:37:39.160
‫یعنی، اون موجودیه

00:37:39.320 --> 00:37:43.480
‫کاملاً درخشان و در عین حال خیلی بچگانه.

00:37:43.640 --> 00:37:46.400
‫صورت گردش، خنده‌های بلندش.

00:37:47.000 --> 00:37:50.560
‫آره، از زن‌ها متنفر بود.

00:37:50.720 --> 00:37:54.600
‫وقتی که زیاد می‌دیدمش، خیلی جوون بودم،

00:37:54.760 --> 00:37:58.000
‫یازده، دوازده سالم بود،
‫پس هنوز دوجنسیتی بودم.

00:37:58.160 --> 00:38:01.960
‫و فکر میکنم منو دوست
‫داشت چون قیافه‌م عربی بود،

00:38:02.120 --> 00:38:03.280
‫یه کم عرب،

00:38:03.440 --> 00:38:07.720
‫و شاید این بهش عبدالله
‫بندباز رو یادآوری میکرد،

00:38:07.920 --> 00:38:10.640
‫که اون موقع خودکشی کرده بود.

00:38:28.480 --> 00:38:31.200
‫ولی عبدالله بخشی از زندگی خصوصی منه

00:38:31.360 --> 00:38:34.960
‫که ترجیح میدم جلوی دوربین درموردش حرف نزنم.

00:38:37.680 --> 00:38:40.040
‫[ماریون، در نقش کارول]
‫هیچوقت عبدالله رو فراموش نمیکنم،

00:38:40.200 --> 00:38:43.680
‫بندبازی که عاشقش بودم و تو ده
‫سالگی میخواستم باهاش ازدواج کنم.

00:38:44.760 --> 00:38:47.920
‫عبدالله از روی طناب افتاد، بدون محافظ.

00:38:48.080 --> 00:38:51.160
‫کمی بعد، دوباره رفت بالا، شاید خیلی زود،

00:38:52.240 --> 00:38:55.480
‫تا یه نمایش رو جلوی چشمای ژنه تمرین کنه،

00:38:55.640 --> 00:39:00.240
‫که پایین نشسته بود و میخواست
‫اون بیشتر و بیشتر پیش بره.

00:39:00.400 --> 00:39:02.240
‫دوباره یه سقوط.

00:39:02.400 --> 00:39:04.440
‫بعد حکم دکترها.

00:39:04.600 --> 00:39:06.680
‫عبدالله دیگه اجازه نداشت ریسک کنه

00:39:06.840 --> 00:39:08.400
‫با اون لباس پر از پولکش

00:39:08.560 --> 00:39:10.840
‫زیر چادر هیچ سیرکی.

00:39:12.520 --> 00:39:14.320
‫اون معمولی شده بود.

00:39:14.840 --> 00:39:18.880
‫این کلمه "معمولی" تو آثار ژنه همه جا هست.

00:39:20.040 --> 00:39:22.160
‫میشنیدم بزرگترها دور و برم پچ پچ میکنن

00:39:22.320 --> 00:39:24.520
‫و به یه تراژدی اشاره میکنن،

00:39:24.920 --> 00:39:27.400
‫مثل یه گزارش از پیش نوشته شده از خودکشیش.

00:39:27.840 --> 00:39:29.480
‫همه نگران بودن.

00:39:32.800 --> 00:39:34.400
‫و بعد، یه شب خودشو دار زد.

00:39:46.040 --> 00:39:49.520
‫[کارول] نه، نمیخوام
‫دردمو اینجوری تعریف کنم.

00:39:49.680 --> 00:39:51.440
‫میخوام توی یه داستان بگنجونمش.

00:39:51.600 --> 00:39:52.400
‫[مرد] آره.

00:39:52.600 --> 00:39:55.400
‫[کارول] من به هر حال بچه‌ی

00:39:55.600 --> 00:39:59.720
‫یه دنیای روشنفکری هستم، و این
‫هم چیزیه که درموردش فکر میکنم،

00:39:59.880 --> 00:40:02.080
‫چطور منو اینجوری به حال خودم گذاشتن؟

00:40:02.240 --> 00:40:03.800
‫چرا؟

00:40:04.800 --> 00:40:06.800
‫و درد من اینجاست.

00:40:07.560 --> 00:40:08.840
‫و به هیچ وجه،

00:40:10.760 --> 00:40:13.240
‫من همه شما رو

00:40:14.120 --> 00:40:18.800
‫توی داستانم نمیکشونم تا هیچی رو توجیه کنم.

00:40:18.960 --> 00:40:21.040
‫فقط چون سؤال من اینه،

00:40:21.200 --> 00:40:24.520
‫چطور یه دختربچه‌ای مثل
‫من، با این همه استعداد،

00:40:24.720 --> 00:40:27.200
‫یه مسیر شکست خورده‌ی
‫اینقدر چشمگیر رو طی کرد؟

00:40:27.360 --> 00:40:28.720
‫همین، همش همینه.

00:40:29.320 --> 00:40:32.560
‫من مرتب با چیزایی که
‫تجربه کردم روح‌زده میشم.

00:40:35.425 --> 00:40:38.745
‫"امروز به چه کسی می‌توانم اعتراف کنم که فکر
‫خودکشی محو شده و غیرممکن است؟ این کار شخص را

00:40:38.769 --> 00:40:41.698
‫در موقعیت دشواری
‫قرار می‌دهد و او را مسئول

00:40:41.722 --> 00:40:44.495
‫اقدام احتمالی من می‌کند؟
‫سکوت، سکوت، سکوت."

00:40:44.520 --> 00:40:46.920
‫[پخش مجدد] [ک. اوین] خورخه
‫سمپرون هم برای نوشتن این کتاب

00:40:47.080 --> 00:40:48.680
‫خیلی مهم بود.

00:40:48.840 --> 00:40:53.040
‫شما رفتین پیشش تا بعضی خاطرات رو چک کنین،

00:40:53.240 --> 00:40:55.120
‫و اون نگاهتون میکرد،

00:40:55.320 --> 00:40:59.680
‫این حس میشه، با یه جور پشیمونی،

00:40:59.840 --> 00:41:02.760
‫و میگفت که یه زمانی شما دیوونه شده بودین.

00:41:03.200 --> 00:41:04.400
‫[کارول] دیوونه؟

00:41:05.000 --> 00:41:07.600
‫- [ک. اوین] حالتون خوب نبود.
‫- چرا که نه.

00:41:07.760 --> 00:41:11.160
‫وقتی نگاهتون میکنه،
من ‫گفتم دیوونه، منظورم این نبود،

00:41:11.320 --> 00:41:13.440
‫ولی آدم حس میکنه که
‫اون شما رو به یاد میاره

00:41:13.600 --> 00:41:16.040
‫مثل یه نوجوون سرکش

00:41:16.320 --> 00:41:20.080
‫که شروع کرده به

00:41:20.520 --> 00:41:24.240
‫دیوونگی کردن، به خودش اهمیت ندادن،

00:41:24.400 --> 00:41:26.320
‫هیچ احترامی برای خود،

00:41:26.480 --> 00:41:27.600
‫برای بدن قائل نبودن.

00:41:27.760 --> 00:41:29.480
‫از یه طرف، میخواست آزاد باشه

00:41:29.640 --> 00:41:33.560
‫و نشون بده که میتونه از مادرش دور بشه.

00:41:33.720 --> 00:41:36.040
‫یه مدتی، کارول آشاش،

00:41:36.200 --> 00:41:38.800
‫شما به خودتون آسیب میزدین.

00:41:40.120 --> 00:41:42.080
‫چاره دیگه‌ای نداشتم.

00:41:49.840 --> 00:41:51.320
‫داستانم رو شروع میکنم

00:41:51.760 --> 00:41:53.800
‫از شونزده سالگیم.

00:41:53.863 --> 00:41:57.440
‫قبل از اون، مثل یه آدم خواب‌گرد عمل
‫میکردم، خیلی مراحل رو سوزونده بودم،

00:41:57.600 --> 00:42:02.080
‫اما درباره ساختن خودم،
‫همش یه پیش‌نویس بزرگ بود.

00:42:03.600 --> 00:42:06.520
‫من درباره خانواده‌ام و
‫خاستگاه اجتماعیم حرف نمی‌زنم،

00:42:06.680 --> 00:42:10.800
‫حتی اگه "آقای فروید" خوب برام
‫توضیح داده که همه چیز از اونجا میاد.

00:42:10.960 --> 00:42:14.640
‫در واقع، تا قبل از می ۶۸،

00:42:15.560 --> 00:42:18.320
‫سرگردونی‌های من کاملاً تنهایی بود،

00:42:18.480 --> 00:42:21.400
‫به جز چند تا برخورد پراکنده

00:42:21.560 --> 00:42:23.720
‫که برای رابطه جنسی داشتم.

00:42:25.200 --> 00:42:28.400
‫و بعد اون ماه می معروف

00:42:28.840 --> 00:42:30.760
‫منو برد

00:42:30.960 --> 00:42:33.040
‫- به رویا، به واقعیت.

00:42:33.240 --> 00:42:35.600
‫به واقعیت خودم.

00:42:36.480 --> 00:42:40.320
‫این ماه می، هدیه قشنگی برای شونزده سالگیم بود.

00:42:40.520 --> 00:42:44.520
‫این ماه به سادگی بهم اجازه
‫داد از شورشم جدا نشم،

00:42:44.720 --> 00:42:47.800
‫چون دنیای بیرون رنگ و بوی منو داشت.

00:42:48.840 --> 00:42:49.760
‫ناراحتیم رو،

00:42:49.960 --> 00:42:53.760
‫اون موقع از طریق سیاست بیان کردم.

00:42:54.120 --> 00:42:56.680
‫وقتی بهش فکر می‌کنم،
‫فعالیت سیاسیم واقعاً الکی بود.

00:42:56.840 --> 00:42:59.160
‫ولی تونسته بودم چندتا نظریه پیدا کنم

00:42:59.320 --> 00:43:02.000
‫که دقیقاً با تنبلیم جور در میومد.

00:43:02.200 --> 00:43:04.760
‫ورود به عرصه سیاست، یعنی
‫دیگه تسلیم وضع موجود نشدن

00:43:04.960 --> 00:43:06.520
‫[ماریون، در نقش کارول]
‫من تقریباً مطمئنم که اگه

00:43:06.680 --> 00:43:09.600
‫همیشه خواستم کار خودمو ‫بکنم،
به خاطر اون ماه کوچیکه.

00:43:09.800 --> 00:43:12.320
‫این اجازه‌ای بود که جامعه

00:43:12.480 --> 00:43:14.800
‫از اون روز به من داد.

00:43:15.560 --> 00:43:19.080
‫من واقعاً خوشحال و مفتخرم

00:43:19.240 --> 00:43:20.800
‫که همچین لحظه‌ای رو تجربه کردم.

00:43:21.000 --> 00:43:24.560
‫تابستون بعدش رو با چرخ زدن
‫تو گروه‌های آنارشیست گذروندم.

00:43:25.960 --> 00:43:27.720
‫برگشتن به دبیرستان غیرممکن بود.

00:43:27.920 --> 00:43:31.600
‫شروع کردم به زندگی با پسری
‫که یه سال از من بزرگتر بود.

00:43:32.000 --> 00:43:34.480
‫می‌خواستم زندگی کنم، ولی نمی‌دونستم چطوری.

00:43:34.640 --> 00:43:37.975
‫میراث فکریم تو این زمینه کمکی بهم نمی‌کرد.

00:43:38.320 --> 00:43:41.600
‫فقط با مرجع‌های اخلاقی پیش ‫می‌رفتم،
.بدون اینکه خودمو رها کنم

00:43:41.800 --> 00:43:43.040
‫به نوعی،

00:43:43.240 --> 00:43:47.920
‫وارد زندگی می‌شدم در حالی
‫که یه کم می‌دونستم که نبایدها چیه،

00:43:48.080 --> 00:43:49.560
‫ولی اصلاً نمی‌دونستم چه باید کرد.

00:43:49.760 --> 00:43:51.400
‫همه چیز تو ذهنم منجمد شده بود.

00:43:51.560 --> 00:43:55.160
‫همه چیز در یک کسالت کامل

00:43:55.360 --> 00:43:57.120
‫و یک غم عجیب متبلور می‌شد.

00:43:57.320 --> 00:44:00.120
‫داشتم منفجر می‌شدم چون غریزی،

00:44:00.320 --> 00:44:01.880
‫- می‌دیدم که به هیچ جا نمی‌رم.

00:44:09.440 --> 00:44:12.600
‫بعد از یک سال ریاضت از اون پسر جدا شدم

00:44:12.760 --> 00:44:17.440
‫وقتی با دنیای معتادای پاریس آشنا شدم.

00:44:17.720 --> 00:44:20.440
‫همین که شروع کردم به مصرف مواد

00:44:20.600 --> 00:44:24.560
‫خیلی از محدودیت‌های فکری رو

00:44:24.720 --> 00:44:26.520
‫که برای خودم کشیده بودم پاک کرد.

00:44:27.560 --> 00:44:31.200
‫اونا آدمایی بودن که تنها مسئله‌شون
‫این بود که حالشون خوب باشه

00:44:31.360 --> 00:44:33.440
‫و چرا نه، همون روز خوشحال باشن.

00:44:33.600 --> 00:44:36.280
‫یه دنیای آزاد برام باز می‌کردن.

00:44:36.480 --> 00:44:37.840
‫محو شده بودم.

00:44:38.040 --> 00:44:39.560
‫می‌خواستم وارد حلقه‌شون بشم،

00:44:39.760 --> 00:44:41.920
‫پذیرفته و قبول بشم.

00:44:44.600 --> 00:44:47.040
‫می‌خواستم بهشون ثابت کنم
‫که می‌تونم خودمو رها کنم،

00:44:47.200 --> 00:44:48.560
‫از همه‌شون دیوونه‌تر باشم.

00:44:48.760 --> 00:44:50.760
‫و این خودشو نشون داد با...

00:44:51.400 --> 00:44:53.200
‫تزریق هروئین،

00:44:53.360 --> 00:44:55.800
‫یا حتی با پولی که بهشون می‌دادم،

00:44:55.960 --> 00:44:57.800
‫اگه به چیزی نیاز داشتن.

00:44:58.520 --> 00:45:01.560
‫یه زوج که تحسینشون می‌کردم
‫نمی‌تونستن اجاره‌شونو بدن.

00:45:01.720 --> 00:45:02.880
‫خب، فرداش،

00:45:03.040 --> 00:45:05.960
‫با کش رفتن چندتا نسخه
‫از ژنه و البته فروختنشون،

00:45:06.160 --> 00:45:08.280
‫براشون ۶۰۰ فرانک آوردم.

00:45:08.480 --> 00:45:09.560
‫کلاهبرداری.

00:45:09.760 --> 00:45:12.320
‫خدای من، چقدر این کار هیجان‌زده‌م می‌کرد!

00:45:12.520 --> 00:45:13.440
‫این کلمه

00:45:13.640 --> 00:45:16.560
‫مطابق بود با راهی برای
‫واکنش نشون دادن به جامعه

00:45:16.720 --> 00:45:19.240
‫با زندگی کردن شاهانه به خرج اون.

00:45:19.440 --> 00:45:22.160
‫کتاب‌های پلیاد، دست‌نوشته‌ها،

00:45:22.320 --> 00:45:23.760
‫نامه‌های نویسنده‌ها،

00:45:23.920 --> 00:45:25.680
‫حتی یه نقاشی کوچیک از جاکومتی...

00:45:25.840 --> 00:45:28.760
‫تمام سرمایه آرشیوی رو خالی کردم.

00:45:28.960 --> 00:45:31.760
‫از نظر جسمی شروع کردم به آروم شدن.

00:45:31.920 --> 00:45:33.120
‫مشاهده می‌کردم.

00:45:34.480 --> 00:45:37.120
‫و همزمان، شدیداً می‌خواستم پذیرفته بشم.

00:45:37.280 --> 00:45:40.520
‫خیلی عجیبه که همیشه یه
‫احساس گناه بی‌خودی دارم

00:45:40.680 --> 00:45:43.840
‫که باعث میشه در هر موقعیتی،

00:45:44.000 --> 00:45:47.160
‫احساس کنم طرد شدم یا زیر نظرم.

00:45:48.360 --> 00:45:50.440
‫تنها راه برتری پیدا کردن برام،

00:45:50.600 --> 00:45:51.880
‫عشقبازی کردنه.

00:45:52.280 --> 00:45:57.000
‫چند بار شده که یه موقعیتو
‫با عشقبازی کردن حل کردم.

00:45:58.360 --> 00:46:02.200
‫ولی واقعاً نمی‌تونستم به بیکاری عادت کنم.

00:46:02.400 --> 00:46:06.360
‫خودمو مجبور می‌کردم
‫مثل اونا فکر کنم تا تنها نمونم.

00:46:06.560 --> 00:46:08.800
‫اون موقع کلی اسید مصرف کردم.

00:46:08.960 --> 00:46:11.080
‫مثل دیوونه‌ها ترسیدم،

00:46:11.240 --> 00:46:13.040
‫ولی فکر می‌کردم باید

00:46:13.200 --> 00:46:16.040
‫از این ترس رد بشم با مصرف کردن،

00:46:16.400 --> 00:46:17.920
‫با دوباره مصرف کردن.

00:46:18.720 --> 00:46:19.720
‫اما،

00:46:20.920 --> 00:46:22.640
‫فقط یه آرزو داشتم،

00:46:22.800 --> 00:46:27.200
‫اینکه شروع کنم به ساختن چیزی از خودم.

00:46:27.400 --> 00:46:29.480
‫اون موقع بود که با ژان آشنا شدم.

00:46:31.320 --> 00:46:33.040
‫خوشم ازش میومد چون منو می‌خندوند.

00:46:33.240 --> 00:46:36.360
‫با آشپزی کردن دلشو برده بودم. آره.

00:46:37.320 --> 00:46:38.840
‫آخرین دست‌نوشته‌هام رو فروختم،

00:46:39.000 --> 00:46:40.880
‫ژنه و ویولت لدوک رو،

00:46:41.040 --> 00:46:44.680
‫تا هواپیمایی بگیریم که
‫ما رو به نیویورک می‌برد.

00:46:45.320 --> 00:46:47.600
‫اصلاً انتظار نداشتیم

00:46:47.760 --> 00:46:49.560
‫که این شهر اینقدر سرد و یخبندون باشه.

00:46:49.720 --> 00:46:51.400
‫راستش خوشحال بودم،

00:46:51.600 --> 00:46:53.840
‫توی مدرن‌ترین کشور دنیا.

00:46:54.000 --> 00:46:56.840
‫خوشحال بودم چون حق با من بود.

00:46:57.000 --> 00:46:59.080
‫این کشور مال من میشد.

00:47:07.920 --> 00:47:10.120
‫دو ساعت بعد،

00:47:10.760 --> 00:47:13.160
‫حالم کاملاً عوض شد.

00:47:13.320 --> 00:47:14.840
‫گشنم بود.

00:47:15.000 --> 00:47:16.680
‫یه قرون هم نداشتم.

00:47:17.160 --> 00:47:20.080
‫و مخصوصاً، داشتم

00:47:21.360 --> 00:47:25.120
‫از اثر همه مواد مخدری که مصرف کرده بودم

00:47:25.560 --> 00:47:27.200
‫پایین می‌اومدم.

00:47:57.360 --> 00:47:59.760
‫نزدیک یه هتل زندگی می‌کرد.

00:48:00.720 --> 00:48:02.760
‫حدود ساعت سه یا چهار صبح،

00:48:02.920 --> 00:48:05.320
‫پسره برگشت اتاقش که بخوابه.

00:48:05.920 --> 00:48:09.720
‫این احمق می‌خواست با منی که از
‫خستگی مرده بودم رابطه داشته باشه.

00:48:10.280 --> 00:48:11.640
‫خلاصه...

00:48:12.160 --> 00:48:15.000
‫رد کردنش ده برابر خسته‌کننده‌تر بود،

00:48:15.160 --> 00:48:17.440
‫که بهش توضیح بدم شاید فردا حالم بهتر باشه

00:48:17.600 --> 00:48:19.920
‫و همه چیز رو واضح‌تر ببینم.

00:48:20.080 --> 00:48:22.760
‫بهتر بود پاهام رو باز کنم

00:48:23.280 --> 00:48:25.360
‫در حالی که چرت می‌زدم.

00:48:26.240 --> 00:48:29.200
‫اولین تجربه رقت‌انگیز، درست موقع رسیدن.

00:48:29.360 --> 00:48:30.320
‫بی‌خیال!

00:48:30.520 --> 00:48:31.960
‫شروع کردیم به فروختن

00:48:32.120 --> 00:48:34.920
‫هر چیز با ارزشی که تو چمدون‌هامون داشتیم.

00:48:35.840 --> 00:48:38.080
‫یه سری تعهدات جنسی کوچیک

00:48:38.240 --> 00:48:41.200
‫به صاحب‌خونه‌هامون داشتم، ولی خوب بود.

00:48:41.800 --> 00:48:44.680
‫هر روز تو نیویورک می‌چرخیدم.

00:48:44.840 --> 00:48:46.280
‫خیلی قشنگ بود.

00:48:46.640 --> 00:48:48.360
.‫پاریس رو ترک کردم

00:48:48.520 --> 00:48:51.760
‫چون نمی‌تونستم تو اون شهر به هیچی برسم.

00:48:51.960 --> 00:48:55.080
‫تو پاریس خیلی زیاد فکر می‌کنی.

00:48:55.240 --> 00:48:59.320
‫من یه دنیای جدید می‌خواستم
‫که بتونم خودم رو توش بسازم.

00:49:00.120 --> 00:49:03.520
‫اصلاً به مشکلات مالی اهمیت نمی‌دادم.

00:49:03.680 --> 00:49:06.080
‫هر صبح با یک یا دو دلار می‌زدم بیرون.

00:49:06.240 --> 00:49:10.120
‫برای گشت و گذارم کافی بود.

00:49:10.560 --> 00:49:12.880
‫دنبال آشنایی‌های جدید بودم.

00:49:13.040 --> 00:49:16.240
‫امید داشتم به یه جریان زیرزمینی

00:49:16.400 --> 00:49:18.960
‫که از دو سال پیش تو آمریکا
‫در حال شکل‌گیری بود...

00:49:22.000 --> 00:49:26.160
‫اعتراض من بوده و
‫امیدوارم همیشه باشه،

00:49:26.800 --> 00:49:32.320
‫این واقعیت که دنیای کار، زندگی
‫روزمره مردم رو رقت‌انگیز می‌کنه.

00:49:33.320 --> 00:49:38.000
‫ولی تو این زمینه، هیچ کس به
‫اندازه یه آمریکایی رقت‌انگیز نیست.

00:49:38.400 --> 00:49:42.000
‫حتی دنبال این نبودم که
‫گلیمم رو از آب بکشم بیرون.

00:49:42.160 --> 00:49:45.040
‫دنبال کار گشتن برام مایه شرم بود.

00:49:48.120 --> 00:49:52.000
‫رزلین پیشنهاد داد یه کم از
‫این وضع رقت‌انگیز فرار کنم

00:49:52.160 --> 00:49:53.960
‫و یه غذای حسابی بزنم.

00:49:55.320 --> 00:49:58.400
‫صاحب یه رستوران فرانسوی
‫ما رو دعوت کرده بود.

00:49:58.920 --> 00:50:02.480
‫بهم هشدار داده بود که یارو خیلی جالب نیست.

00:50:02.640 --> 00:50:05.480
‫یه مرد حدوداً پنجاه ساله بود،

00:50:06.400 --> 00:50:09.680
‫تازه به دوران رسیده نمونه، از خود راضی.

00:50:10.920 --> 00:50:12.680
‫نشستیم سر میز.

00:50:13.240 --> 00:50:16.040
‫حرف‌هاش اصلاً برام جالب نبود.

00:50:16.200 --> 00:50:18.160
‫فقط به خوردن و نوشیدن فکر می‌کردم.

00:50:18.320 --> 00:50:21.520
‫رزلین بود که مسئول خوش و بش کردن بود.

00:50:23.000 --> 00:50:27.680
‫به لطف یه شراب عالی یه
‫جور کرختی داشت میومد سراغم.

00:50:27.840 --> 00:50:32.560
‫داشتم سست و بی‌تفاوت
‫به محیط اطراف می‌شدم.

00:50:33.040 --> 00:50:37.280
‫بدنم با کالری‌هایی که چند
‫وقتی بود کم داشتم گرم می‌شد.

00:50:38.200 --> 00:50:40.480
‫غذا داشت تموم می‌شد.

00:50:40.640 --> 00:50:45.160
‫یه لحظه از مکالمه شنیدم:

00:50:45.760 --> 00:50:49.000
‫"چرا نریم استودیوی من؟"

00:50:49.160 --> 00:50:52.600
‫و این حرف از طرف صاحب
‫رستوران خطاب به من بود.

00:50:53.920 --> 00:50:55.040
‫بی‌خیال.

00:50:55.920 --> 00:51:00.840
‫حالم خوب بود، از نظر من هر
‫تجربه‌ای ارزش امتحان کردن داشت،

00:51:01.000 --> 00:51:05.280
‫و من دختری بودم که تا مدت‌ها
‫هیچوقت نمی‌تونست نه بگه.

00:51:05.440 --> 00:51:09.040
‫و ترکیب این همه الکل

00:51:09.200 --> 00:51:13.000
‫منو نسبت به پیش‌داوری‌هام
‫بی‌تفاوت کرده بود.

00:51:14.120 --> 00:51:19.280
‫صاحب رستوران بلند شد تا آخرین جزئیات رو...

00:51:20.000 --> 00:51:24.360
‫اون موقع، رزلین یه چیزی شبیه این بهم گفت:

00:51:24.520 --> 00:51:29.480
‫"قبلش ازش پول نخواه، آخرش 20 دلار بهت میده."

00:51:30.800 --> 00:51:32.360
‫و این جمله

00:51:34.040 --> 00:51:36.960
‫تو حالت گیجی من محو شد.

00:51:37.840 --> 00:51:40.480
‫رفتیم استودیوی روبروی رستوران.

00:51:41.680 --> 00:51:44.360
‫همه چیز کاملاً عادی پیش رفت،

00:51:44.520 --> 00:51:49.760
‫فقط اینکه اون دنبال یه رابطه عاشقانه نبود،

00:51:49.920 --> 00:51:55.040
‫ولی این اذیتم نمی‌کرد
‫چون متأسفانه اولین بار نبود

00:51:55.200 --> 00:51:58.680
‫که بدون یه ارتباط واقعی انسانی رابطه داشتم.

00:52:00.160 --> 00:52:02.320
‫نیم ساعت بعد تموم شد.

00:52:02.480 --> 00:52:04.680
‫می‌دونم که به اوج رسیدم.

00:52:05.400 --> 00:52:08.360
‫دستشویی، لباس پوشیدن. و واقعاً،

00:52:09.160 --> 00:52:11.160
‫20 دلار بهم داد.

00:52:12.560 --> 00:52:15.200
‫روزلین دید من خیلی شجاعم،

00:52:15.360 --> 00:52:19.320
‫گفت خودش دفعه اول خیلی
‫بیشتر از من مشکل داشته.

00:52:20.760 --> 00:52:23.080
‫سرم گیج می‌رفت.

00:52:24.560 --> 00:52:28.240
‫تو منهتن قدم می‌زدیم. هوا نسبتاً خنک بود.

00:52:28.960 --> 00:52:31.640
‫و کم کم داشتم هوشیار می‌شدم.

00:52:34.160 --> 00:52:36.160
‫پیشنهاد داد بعدازظهر رو با هم بگذرونیم

00:52:36.320 --> 00:52:40.160
‫چون یه فرصت غیرمنتظره
‫صد دلاری برای هر کدوممون بود.

00:52:40.760 --> 00:52:43.400
‫دو تا مرد تو سفر کاری بودن.

00:52:45.800 --> 00:52:47.040
‫و یهو،

00:52:47.640 --> 00:52:51.240
‫بغض گلومو گرفت.

00:52:51.920 --> 00:52:55.480
‫از خودم حالم به هم میخورد.

00:52:57.120 --> 00:52:59.720
‫فهمیدم که خودمو فروختم

00:53:00.360 --> 00:53:01.240
‫از نظر اخلاقی.

00:53:01.400 --> 00:53:02.800
‫از نظر جسمی برام مهم نبود.

00:53:02.960 --> 00:53:08.480
‫ولی همه نظریه‌هام، طغیانم همه...

00:53:09.640 --> 00:53:12.400
‫با کاری که کردم از بین رفت.

00:53:12.560 --> 00:53:15.360
‫فروختن خودم مشکل نبود.

00:53:15.520 --> 00:53:20.720
‫ولی من تنها کاری رو که

00:53:21.400 --> 00:53:23.520
‫فکر می‌کردم توش آزادم رو خدشه‌دار کردم.

00:53:23.680 --> 00:53:25.160
‫من تازه...

00:53:25.320 --> 00:53:29.280
‫با دنیایی که ازش متنفر بودم همدست شدم.

00:53:30.360 --> 00:53:32.040
‫تو دو ساعت،

00:53:32.480 --> 00:53:34.480
‫همه خشمم رو از بین بردم،

00:53:35.280 --> 00:53:36.960
‫همه مخالفتم رو.

00:53:38.240 --> 00:53:43.080
‫ژان برام توضیح داد که این قیمتیه

00:53:43.760 --> 00:53:47.880
‫که باید واسه آزادیمون بپردازیم، که
‫همه این مهمونی‌ها و خوشگذرونی‌ها،

00:53:48.040 --> 00:53:53.400
‫این نیاز به شادی بی‌حد و
‫مرز، قیمت سنگینی داره.

00:53:54.000 --> 00:53:57.920
‫"دنیا زشته. زندگی خیلی
‫سخته." این چیزی بود که گفت.

00:53:59.280 --> 00:54:00.800
‫و اینکه،

00:54:01.520 --> 00:54:04.800
‫در نهایت، این یه لحظه
‫کوچیک بود که باید می‌گذروندیم

00:54:04.960 --> 00:54:07.680
‫تا بعدش بتونیم راحت زندگی کنیم.

00:54:09.040 --> 00:54:10.760
‫نباید خیال‌پردازی می‌کردم.

00:54:10.920 --> 00:54:14.520
‫اگه می‌خواستیم چیزی

00:54:14.840 --> 00:54:17.240
‫از این جامعه برای خوب زندگی کردن بگیریم،

00:54:17.400 --> 00:54:19.480
‫باید این کارو می‌کردیم.

00:54:20.760 --> 00:54:22.320
‫گفت خودمو گول نزنم،

00:54:22.480 --> 00:54:25.720
‫این شرط لازم برای زندگی آزاده.

00:54:26.240 --> 00:54:27.800
‫همین.

00:54:31.160 --> 00:54:34.840
‫واقعاً چاره دیگه‌ای نداشتم.

00:54:36.720 --> 00:54:40.080
‫هیچوقت به این سؤال فکر نکرده بودم.

00:54:40.240 --> 00:54:42.120
‫چطور از نظر مالی از پسش بربیام؟

00:54:42.280 --> 00:54:43.640
‫فقط زندگی می‌کردم.

00:54:43.800 --> 00:54:45.880
‫این راحتی مالی هم بود

00:54:46.040 --> 00:54:47.600
‫که به خاطر مادرم داشتم،

00:54:47.760 --> 00:54:49.680
‫که همه نیازهامو برآورده می‌کرد.

00:54:53.040 --> 00:54:55.320
‫داشتم وارد یه واقعیت عجیب می‌شدم،

00:54:56.120 --> 00:54:58.080
‫واقعیت دروغ،

00:54:59.000 --> 00:55:01.240
‫سازش کامل

00:55:01.400 --> 00:55:04.320
‫و به نوعی، ناامیدی عمیق.

00:55:05.040 --> 00:55:07.680
‫و من تا آخر این راه رو رفتم.

00:55:07.840 --> 00:55:10.520
‫تبدیل شدم به یه روسپی خیلی خوب.

00:55:11.840 --> 00:55:14.680
‫نقشه ساده بود: می‌رفتم تو بهترین هتل،

00:55:14.840 --> 00:55:17.680
‫از پذیرش می‌پرسیدم آقای فلانی اینجاست،

00:55:17.840 --> 00:55:21.320
‫با شنیدن جواب منفی که
‫مشخص بود، قیافه می‌گرفتم

00:55:21.480 --> 00:55:24.040
‫و بعد با صبر و حوصله می‌نشستم

00:55:24.320 --> 00:55:27.200
‫روی مبلی که بتونم همه رفت و آمدها رو

00:55:27.600 --> 00:55:29.840
‫زیر نظر بگیرم.

00:55:30.960 --> 00:55:32.280
‫اِم...

00:55:32.960 --> 00:55:35.760
‫بعد از نیم ساعت،

00:55:36.760 --> 00:55:38.600
‫یکی رو پیدا می‌کردم.

00:55:41.480 --> 00:55:43.640
‫یه زندگی دوگانه داشتم.

00:55:43.920 --> 00:55:47.680
‫چند تا زندگی داشتم و
‫نمی‌تونستم باهاشون کنار بیام،

00:55:47.840 --> 00:55:49.320
‫ولی آخرش،

00:55:50.640 --> 00:55:52.320
‫برام غیرممکن بود

00:55:52.600 --> 00:55:56.120
‫که زندگی روسپی‌گریم رو

00:55:57.320 --> 00:55:58.800
‫با زندگی

00:56:00.040 --> 00:56:02.360
‫دختر روشنفکرها یکی نکنم.

00:56:04.280 --> 00:56:06.240
‫اگه بخوام

00:56:07.040 --> 00:56:09.800
‫رفتارم رو تو این سال‌ها تحلیل کنم...

00:56:14.040 --> 00:56:17.360
‫می‌تونم بگم که داشتم یه مسیر

00:56:18.280 --> 00:56:19.920
‫خودکشی رو طی می‌کردم.

00:56:48.137 --> 00:56:52.531
‫تاریخ 16 آوریل 1973: باغچه را درست می‌کنم. گل‌های ‫اطلسی را.
.نه، کارول، آنطور که ژان می‌گوید فاحشه نیست

00:56:58.012 --> 00:57:02.330
‫تاریخ ۱ سپتامبر ۱۹۷۴ کارول به ما می‌گه جالبه که برای
‫بازیگر شدن می‌شه با خوابیدن با دیگران پول درآورد

00:57:02.960 --> 00:57:04.400
‫[مرد] من جزئیاتی می‌دونم،

00:57:04.600 --> 00:57:07.160
‫- ولی نمی‌دونم آیا اونا...
‫- [کارول] خب؟

00:57:07.360 --> 00:57:10.467
‫[مرد] نمی‌دونم، اون موقع می‌گفتن،

00:57:10.800 --> 00:57:12.920
‫مردد هستم که بگم بهتون، شاید.

00:57:13.080 --> 00:57:14.800
‫[کارول] نه، نه، چون...

00:57:15.000 --> 00:57:17.280
‫[مرد] که ژنه شما رو مجبور کرد خیابونی بشید...

00:57:17.440 --> 00:57:19.960
‫[پخش مجدد] [کارول] نه نه. نه.

00:57:20.320 --> 00:57:21.960
‫جالبه، چرا؟

00:57:22.120 --> 00:57:24.080
‫[مرد] نمی‌دونم، یکی اون موقع بهم گفت.

00:57:24.680 --> 00:57:26.680
‫دلیلش این بود که در نهایت، من این کارو کردم.

00:57:27.320 --> 00:57:28.240
‫[مرد] بله.

00:57:28.400 --> 00:57:31.560
‫عجیبه، باورنکردنیه.

00:57:32.000 --> 00:57:33.240
‫من این کارو کردم ولی بعدتر.

00:57:33.400 --> 00:57:36.400
‫- و فکر می‌کنم که...
‫- و ژنه هیچ نقشی نداشت؟

00:57:36.600 --> 00:57:37.760
‫نه.

00:57:37.920 --> 00:57:39.920
‫ولی همدست بود...

00:57:40.080 --> 00:57:45.000
‫من خیلی زود با ژاکی رابطه داشتم. واقعاً.

00:57:45.160 --> 00:57:48.440
‫که مادرم هم یه جورایی همدست بود... که این درست نیست...

00:57:48.600 --> 00:57:51.360
‫واقعاً، من 11... 12، 13 سالم بود!

00:57:51.560 --> 00:57:55.360
‫پس به نظرم خیلی زود بود.

00:57:55.560 --> 00:57:58.400
‫و... ولی جالبه، این قضیه.

00:57:58.840 --> 00:58:01.560
‫[مرد] به هر حال، این شایعه‌ای بود که پخش شده بود.

00:58:02.160 --> 00:58:04.320
‫من روسپی‌گری کردم.

00:58:05.480 --> 00:58:07.760
‫که کار خوبی نیست...

00:58:07.920 --> 00:58:08.880
‫[مرد] نه.

00:58:09.040 --> 00:58:11.160
‫که انجام بدی! همین.

00:58:12.560 --> 00:58:15.760
‫[مرد] ولی من فکر می‌کردم این واقعاً کار ژان ژنه بود...

00:58:15.920 --> 00:58:17.680
‫- ببینید...
‫- بله؟

00:58:17.840 --> 00:58:20.400
‫[مرد] شما این کارو نمی‌کردید اگه ژان دور و اطرافت نبود!

00:58:20.560 --> 00:58:22.520
‫خب، نمی‌دونم.

00:58:22.680 --> 00:58:24.680
‫کاملاً موافقم.

00:58:25.600 --> 00:58:27.080
‫ولی چرا اینو می‌گید؟

00:58:27.240 --> 00:58:29.040
‫کاملاً موافقم، ولی...

00:58:29.200 --> 00:58:32.000
‫[مرد] چون اون عادت داشت مردم رو به چالش بکشه،

00:58:32.160 --> 00:58:33.760
‫به مبارزه دعوتشون کنه،

00:58:33.920 --> 00:58:37.240
‫تا جایی که ممکن بود اونا
‫رو تو تناقض‌هاشون پیش ببره،

00:58:37.400 --> 00:58:40.600
‫به قول معروف، تو خیالات خودش.

00:58:41.320 --> 00:58:46.160
‫اون عبدالله رو به این سمت
‫کشوند، تا جایی که می‌تونست.

00:58:46.320 --> 00:58:49.880
‫اون جکی رو به جایی رسوند که
‫هلش داد... همینطوری آدما رو خرد کرد!

00:58:50.040 --> 00:58:51.160
‫تمام عمرش همین کار رو کرد!

00:58:51.320 --> 00:58:53.160
‫منو وقتی بچه بودم واقعاً خرد کرد.

00:58:53.320 --> 00:58:57.080
‫این یکی از دلایلی بود که باعث
‫شد من از راه درست منحرف بشم.

00:58:57.240 --> 00:58:58.440
‫[مرد] بله، البته.

00:58:58.600 --> 00:58:59.720
‫همین.

00:59:05.240 --> 00:59:08.160
‫مامانم می‌دونست؟

00:59:08.320 --> 00:59:10.240
‫که ژنه منو...

00:59:10.400 --> 00:59:12.760
‫منظورم اینه که، این خیلی وحشتناکه!

00:59:13.120 --> 00:59:16.160
‫[مرد] نمی‌دونم. واقعاً
‫نمی‌تونم با اطمینان بگم.

00:59:18.800 --> 00:59:21.320
‫نه، مستقیماً این اتفاق نیفتاد،

00:59:21.480 --> 00:59:22.680
‫ولی،

00:59:22.880 --> 00:59:29.520
‫به خاطر اینکه دزدی و بزهکاری و
‫این چیزها رو ارزشمند جلوه می‌داد،

00:59:29.680 --> 00:59:31.880
‫من هیچ فکر دیگه‌ای به ذهنم
‫نمی‌رسید جز انجام این کارها.

00:59:32.080 --> 00:59:34.160
‫[مرد] اون یه آدم سوءاستفاده‌گر هم بود.

00:59:34.320 --> 00:59:35.680
‫کاملاً.

00:59:36.080 --> 00:59:39.320
‫چرا مامانم منو با اون تنها گذاشت؟

00:59:39.480 --> 00:59:41.760
‫[مرد] اون آنقدر ژنه رو تحسین می‌کرد

00:59:41.920 --> 00:59:44.800
‫که حاضر بود هر کاری رو
‫قبول کنه. واقعاً هر کاری رو.

00:59:44.960 --> 00:59:46.080
‫این دیوونگیه.

00:59:46.240 --> 00:59:47.160
‫آره.

00:59:48.680 --> 00:59:50.160
‫خب...

00:59:50.320 --> 00:59:55.160
‫این دوگانگی منه، که: من حسابی از دست ژنه عصبانی‌ام،

00:59:55.320 --> 00:59:56.680
‫اون آشغاله.

00:59:56.880 --> 00:59:58.800
‫- [مرد] آره، نه بابا.

00:59:58.960 --> 01:00:01.760
‫[کارول] همینه. و در عین حال، می‌دونم که

01:00:01.920 --> 01:00:05.320
‫من شاید یه جور هوش دارم

01:00:05.480 --> 01:00:07.120
‫که توسط ژان شکل گرفته.

01:00:07.280 --> 01:00:09.920
‫- [مرد] بله.
‫- آره! همینه.

01:00:10.080 --> 01:00:13.960
‫و واقعاً مامانم، وسط همه اینها،

01:00:14.120 --> 01:00:16.000
‫یه بازی عجیب انجام می‌ده.

01:00:16.160 --> 01:00:19.160
‫[مرد] آره، رابطه مادر و دختر تو این موارد...

01:00:19.360 --> 01:00:22.080
‫[کارول] این یکی دیگه خیلی عجیبه!

01:00:22.240 --> 01:00:23.600
‫- آره...
‫- [مرد] بله، اینجا...

01:00:34.048 --> 01:00:37.118
‫یکشنبه 27 مه 1973: زندگی کردن
‫یعنی زنده ماندن بعد از مرگ یه بچه. ژان ژنه

01:00:37.143 --> 01:00:40.381
‫قرص فلاژیل. شروع مصرف آمفوتریسین

01:00:40.415 --> 01:00:43.455
‫انگشت عفونت کرده. تمام شب رو درد می‌کشم

01:00:57.080 --> 01:00:58.880
‫ منو درک نکردن.

01:00:59.040 --> 01:01:01.920
‫اونها نویسنده بودن، چه مرد چه زن.

01:01:02.240 --> 01:01:05.160
‫من همیشه مردها رو قبل از زن‌ها
‫قرار می‌دم چون دوستشون دارم.

01:01:05.320 --> 01:01:07.920
‫اینجوریه، این یه چیز جسمیه.

01:01:08.320 --> 01:01:10.320
‫اونها در من نفوذ می‌کنن.

01:01:10.480 --> 01:01:12.320
‫حس می‌کنم منو پر می‌کنن.

01:01:12.480 --> 01:01:14.400
‫این خیلی کوتاه طول می‌کشه.

01:01:14.560 --> 01:01:17.200
‫اینقدر کم طول می‌کشه که من زیاد ادامه ندادم

01:01:17.360 --> 01:01:19.240
‫که اینجوری پر بشم.

01:01:19.400 --> 01:01:22.000
‫خیلی خالی بودن منو یادم می‌آورد.

01:01:30.320 --> 01:01:32.440
‫الان برام سخت نیست که به خودم بگم

01:01:32.600 --> 01:01:35.920
‫که من یه آشغالم و همیشه ناتوان.

01:01:46.360 --> 01:01:48.880
‫چند تا هست، نوئمی؟

01:02:10.320 --> 01:02:14.080
‫[خبرنگار] چهار، سه، دو، یک.

01:02:14.240 --> 01:02:16.680
‫فرانسوا میتران به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد.

01:02:52.514 --> 01:02:59.188
‫ او مثل ماشین‌های پلیس است، خودش را عادی نشان می‌دهد.
‫عــــــــــادی

01:03:00.000 --> 01:03:02.640
‫ دو، سه! آره!

01:03:07.560 --> 01:03:10.000
‫تولدت مبارک...

01:03:13.320 --> 01:03:18.120
‫تولدت مبارک، مونا

01:03:18.320 --> 01:03:21.240
‫تولدت مبارک، الیو

01:03:21.440 --> 01:03:22.960
‫[کارول] خب، بسه دیگه، نه؟

01:03:24.080 --> 01:03:25.214
‫ اتفاقی نیست...

01:03:25.240 --> 01:03:29.200
‫که من بیش از 30 سال با پدر بچه‌هام موندم.

01:03:29.760 --> 01:03:32.800
‫با مرتب کردن خونه‌ام تعادل پیدا می‌کردم،

01:03:32.960 --> 01:03:35.480
‫- جارو کردن، گردگیری.

01:03:35.760 --> 01:03:37.960
‫این نیاز که بیرون مرتب باشه،

01:03:38.160 --> 01:03:41.040
‫در حالی که از درون احساس می‌کنم به هم ریخته‌ام،

01:03:41.521 --> 01:03:44.233
‫با تکیه بر سختگیری در مقابل

01:03:44.301 --> 01:03:46.360
‫هر چیز بی‌نظمی که تجربه کردم.

01:03:48.320 --> 01:03:51.600
‫آیا من در ظاهر خیلی همرنگ جماعت شدم،

01:03:51.920 --> 01:03:54.640
‫برای جبران نداشتن نقاط مرجع؟

01:03:59.320 --> 01:04:01.640
‫آره، یه روز انگشتات اینجوری گیر کرد.

01:04:01.800 --> 01:04:03.920
‫تو... خیلی خیلی درد داشتی.

01:04:04.280 --> 01:04:06.160
‫گریه کردی. آه اوپس!

01:04:06.320 --> 01:04:09.320
‫چون باید فقط کشو رو اینجوری بگیری.

01:04:09.480 --> 01:04:11.120
‫نباید انگشتاتو اینجوری بذاری...

01:04:11.280 --> 01:04:12.960
‫باید دستگیره رو بگیری.

01:04:14.520 --> 01:04:17.720
‫آفرین! همه چیو فهمیدی.

01:04:18.000 --> 01:04:21.240
‫اینجوری باید انجامش بدی. اینطوری به خودت آسیب نمی‌زنی.

01:04:24.520 --> 01:04:27.280
‫[برنار پیوو] ولی همرنگ جماعت شدن برای شما یه بیماری بده؟

01:04:28.320 --> 01:04:30.600
‫در هر صورت، یه بیماری بدبختیه.

01:04:32.160 --> 01:04:34.320
‫و چرا یه بیماری بدبختیه؟

01:04:34.520 --> 01:04:36.360
‫چون جلوی وجود داشتن شما رو می‌گیره.

01:04:38.080 --> 01:04:41.200
‫چون آدمایی که واقعاً همرنگ جماعت هستن زندگی نکردن.

01:04:41.400 --> 01:04:45.007
‫[ب. پیوو] اموال آدمو همرنگ جماعت می‌کنه، جمع کردن اموال، ثروت‌ها.

01:04:45.120 --> 01:04:47.000
‫در طول زندگی، آدم وابسته می‌شه

01:04:47.200 --> 01:04:49.440
‫نه فقط به آدما، به اشیاء هم وابسته می‌شه،

01:04:49.600 --> 01:04:51.480
‫به خاطرات، به عکس‌ها، به...

01:04:51.680 --> 01:04:53.000
‫این بد نیست،

01:04:53.160 --> 01:04:54.480
‫ولی همیشه باید بتونی بدون اونها سر کن

01:04:54.680 --> 01:04:57.240
‫آره، ولی شما اینجا بدون اونا نمیتونید سر کنید، چون...

01:04:57.440 --> 01:05:00.560
‫آره، البته، چون اونا الان اینجان. ولی روزی که دیگه نباشن...

01:05:01.040 --> 01:05:02.400
‫- مهم نیست؟
‫- آره.

01:05:02.600 --> 01:05:04.760
‫میدونید، اون جمله قشنگ کوکتو که قبلاً

01:05:04.920 --> 01:05:06.040
‫تو یه مجله ای نقل کردم:

01:05:06.200 --> 01:05:08.160
‫"اگه خونه آتیش بگیره چی رو با خودت میبری؟"

01:05:08.320 --> 01:05:09.160
‫"من آتیش رو با خودم میبرم."

01:05:10.680 --> 01:05:11.440
‫قشنگه.

01:05:11.640 --> 01:05:12.800
‫[ب. پیوو] خیلی قشنگه.

01:05:26.120 --> 01:05:28.760
‫خب، من میرم سراغ کمیک.

01:05:37.480 --> 01:05:41.400
‫[مونا] مامانم موقع چای خوردن صبح خیلی سر و صدا میکرد.

01:05:43.000 --> 01:05:45.640
‫آه، فکر کردم الان یه استراحت کوچیک داریم.

01:05:46.560 --> 01:05:47.920
‫[مونا] نه.

01:05:51.560 --> 01:05:55.920
‫- بعد، جرعه رو تو دهنش نگه میداشت.

01:05:56.640 --> 01:05:58.200
‫و بعدش قورت میداد.

01:06:19.372 --> 01:06:20.932
‫- من از این صدا متنفر بودم.

01:06:21.920 --> 01:06:24.080
‫خب پس چرا تکرارش میکنی؟

01:06:30.160 --> 01:06:32.600
‫تولدت مبارک...

01:06:32.800 --> 01:06:34.800
‫تولدت مبارک...

01:06:35.000 --> 01:06:36.640
‫مبارک...

01:06:36.840 --> 01:06:38.560
‫تولدت مبا...

01:06:38.760 --> 01:06:41.400
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن.

01:06:41.560 --> 01:06:44.240
‫نوبت توئه. بیا، دنبالم بیا...

01:06:49.960 --> 01:06:51.360
‫اَم، استرام، گرام،

01:06:51.560 --> 01:06:53.440
‫پیک و پیک و... گیج شدم.

01:06:53.600 --> 01:06:54.720
‫ کولِگرام!

01:06:56.960 --> 01:06:58.440
‫[کارول] اَم، استرام، گرام، لورا!

01:06:58.640 --> 01:07:02.640
‫تولدت مبارک

01:07:06.280 --> 01:07:07.424
‫- [کارول] بزن!

01:07:07.464 --> 01:07:09.807
‫ تاریخ جمعه ۲۶ اوت ۱۹۹۴
‫مونا دوباره اگزما گرفته است

01:07:09.840 --> 01:07:12.040
‫[کارول] آفرین، نمیتونم با کیک تو دستم دست بزنم...

01:07:12.076 --> 01:07:16.160
‫مشــکلِ خودشــه!

01:07:18.129 --> 01:07:19.535
‫[مونا] تو همیشه برام تعریف میکردی

01:07:19.560 --> 01:07:22.111
‫یه خاطره‌ای رو که عجیب بهش افتخار میکردی.

01:07:25.200 --> 01:07:27.120
‫[ماریون، در نقش کارول] تو یک سالت بود.

01:07:27.280 --> 01:07:29.760
‫گذاشتمت روی میز تعویض تا تمیزت کنم.

01:07:30.800 --> 01:07:32.160
‫زیرسیگاری نداری؟

01:07:32.320 --> 01:07:34.600
‫شیشه سرم فیزیولوژی رو

01:07:34.760 --> 01:07:37.600
‫با الکل 90 درجه اشتباه گرفتم و ریختم تو چشمات.

01:07:37.760 --> 01:07:39.560
‫شروع کردی به جیغ زدن.

01:07:39.720 --> 01:07:42.080
‫وقتی فهمیدم چه گندی زدم،

01:07:42.240 --> 01:07:45.920
‫شیشه الکل رو برداشتم و ریختم تو چشمای خودم،

01:07:46.120 --> 01:07:48.360
‫تا همون دردی رو حس کنم که تو حس کردی.

01:07:51.200 --> 01:07:53.760
‫[مونا] چرا این درد رو به اشتراک گذاشتی؟

01:07:57.320 --> 01:08:00.840
‫خیلی زود بهم گفتی که مادرت توسط چند تا پسر

01:08:01.040 --> 01:08:03.480
‫تو یه گاوبازی تو خیابون‌های
‫پامپلونا مورد تجاوز قرار گرفته.

01:08:04.960 --> 01:08:06.920
‫این داستان بخشی از بچگی من بود.

01:08:08.800 --> 01:08:12.440
‫تو دهن تو، پامپلونا مثل یه
‫افسانه اساطیری به نظر میرسید.

01:08:14.200 --> 01:08:15.680
‫درست مثل اینکه هرا بود

01:08:15.840 --> 01:08:19.618
‫که هفائستوس رو به خاطر زشتیش از پنجره پرت کرد بیرون...

01:08:20.680 --> 01:08:25.040
‫... و پنلوپه بود که شب‌ها،
اون ‫چیزی رو که روز بافته بود باز میکرد،

01:08:25.120 --> 01:08:26.720
‫و مومو هم بود،

01:08:26.880 --> 01:08:28.560
‫که توسط چند تا پسر بهش تجاوز شد

01:08:28.720 --> 01:08:31.160
‫موقع یه گاوبازی تو خیابون‌های پامپلونا.

01:08:34.000 --> 01:08:34.920
‫وقتی بچه بودم،

01:08:35.310 --> 01:08:37.600
‫این کلمه آهنگین همراه با تصاویر مبهم

01:08:37.760 --> 01:08:40.470
‫یه گاو خونین و پسرهای جوونی

01:08:40.640 --> 01:08:43.430
‫که تو کوچه‌های اسپانیا به
‫مادربزرگ جوونم حمله میکردن

01:08:43.640 --> 01:08:45.430
‫باعث میشد احساسات عجیب

01:08:45.640 --> 01:08:47.310
‫و رمانتیکی تو من به وجود بیاد.

01:08:49.350 --> 01:08:51.390
‫شبح آزارهایی که تو تحمل کردی

01:08:51.553 --> 01:08:55.441
‫بعدش به شکل موذیانه‌تری روی بچگی من سایه انداخت،

01:08:55.680 --> 01:08:59.240
‫اونقدر که امروز میفهمم چقدر

01:08:59.390 --> 01:09:01.520
‫با این فکر ناگفته بزرگ شدم که این برای منم اتفاق میفته.

01:09:02.200 --> 01:09:04.140
‫چون همیشه اتفاق میفتاد.

01:09:04.310 --> 01:09:08.080
‫و اینکه واقعاً یه فاجعه نبود، بلکه یه سرنوشت محتوم بود.

01:09:08.270 --> 01:09:10.390
‫یه مرحله اجباری برای بزرگ شدن.

01:09:20.390 --> 01:09:24.080
‫از بچگیم، خاطرات خوش اقامت‌های مکررمون رو

01:09:24.240 --> 01:09:28.633
‫تو خونه خوان تو مراکش یادمه، جایی
‫که نصف وقتش رو اونجا زندگی میکرد.

01:09:30.560 --> 01:09:33.470
‫تو سیزده سالگی،
‫همجنسگرا بودن خوان رو فهمیدم

01:09:33.640 --> 01:09:37.040
‫و بهتر فهمیدم که امیر کیه،
‫کسی که همیشه میشناختمش

01:09:37.200 --> 01:09:40.667
‫و با برادر و خانواده‌ش تو اون خونه زندگی میکرد.

01:09:40.695 --> 01:09:43.223
‫یکشنبه ۱۷ آوریل ۱۹۹۴:
خوان ‫مثل یک سلطان زندگی می‌کند.

01:09:43.247 --> 01:09:45.982
 امیر ‫برده رویاپرداز. زن‌ها مشغولِ
‫تمیز کردن و جارو کردن هستند.

01:09:46.600 --> 01:09:49.381
در قلب مدینه، این خوشحالی فراتر از زمان،

01:09:49.560 --> 01:09:54.392
ناشی از وابستگی امیر به خوان بود
.و به طور غیرمستقیم به ما نیز سرایت می‌کرد

01:09:55.096 --> 01:09:58.109
‫شنبه ۱۹ اکتبر ۱۹۹۱: یکشنبه سعی میکنم
‫اضطرابم در مورد مراکش رو به امیر توضیح بدم.

01:09:58.160 --> 01:10:01.400
‫مسلماً، من عاشق این بخش مراکشی بچگیم بودم.

01:10:03.040 --> 01:10:04.840
‫من پدربزرگم رو دوست داشتم.

01:10:06.080 --> 01:10:07.320
‫و اونم همینطور.

01:10:11.280 --> 01:10:12.640
‫ولی تو چهارده سالگی،

01:10:13.240 --> 01:10:15.480
‫تو یکی از سفرهامون به مراکش،

01:10:16.600 --> 01:10:19.240
‫امیر هر شب میومد تو اتاقم

01:10:20.040 --> 01:10:22.560
‫و من نمیتونستم بگم نه.

01:10:29.320 --> 01:10:32.160
‫وقتی بهت گفتم، از هم پاشیدی

01:10:32.960 --> 01:10:35.640
‫و تو بهم میگی که میدونستی
‫این اتفاق برام میفته،

01:10:36.160 --> 01:10:38.480
‫که برای تو هم همین اتفاق افتاده.

01:10:39.960 --> 01:10:42.200
‫چون زنها توی خانواده ما نفرین شدن.

01:10:46.000 --> 01:10:50.040
‫بعداً خوان ترجیح داد راحتی
‫زندگیش با امیر در مراکش رو حفظ کنه

01:10:50.240 --> 01:10:52.440
‫به جای گوش دادن به اعترافات من،

01:10:52.640 --> 01:10:55.760
‫و به نوعی به من پیشنهاد
‫کرد که مثل تو سکوت کنم.

01:11:02.800 --> 01:11:04.400
‫من فراموش نمیکنم

01:11:04.600 --> 01:11:08.520
‫و رابطه‌ام با خوان رو به خاطر
‫رابطهای که با امیر داره قطع میکنم.

01:11:10.720 --> 01:11:15.080
‫خیلی زود فهمیدم که تو هم داری
‫رفتار دوپهلوی مادرت رو تکرار میکنی.

01:11:15.240 --> 01:11:19.320
‫تو نمیتونی از امتیاز
‫رابطه‌ت با خوان دست بکشی

01:11:19.480 --> 01:11:22.040
‫به خاطر سوءاستفادهای که از دخترت شده.

01:11:32.320 --> 01:11:35.400
‫مونا، تو حقیقت رو به خوان گفتی،

01:11:35.560 --> 01:11:38.920
‫پس یه کم خودت رو راحت کردی، نه؟

01:11:39.680 --> 01:11:43.640
‫و من، یه فاحشه سابق، مگه
‫راه درازی رو طی نکردم؟

01:11:44.840 --> 01:11:47.720
‫تو فکر میکنی همه ارتباطات
‫من با خوان حقیرانه‌ست.

01:11:47.880 --> 01:11:49.960
‫انگار که من اتفاقی که
‫برات افتاده رو انکار میکنم.

01:11:50.120 --> 01:11:55.320
‫من بهت گفتم که نباید امیر
‫و خوان رو با هم قاطی کنی.

01:11:55.960 --> 01:11:59.160
‫ولی در واقع،
‫من دوباره لال شده بودم،

01:11:59.320 --> 01:12:00.280
‫چون واقعاً

01:12:00.480 --> 01:12:03.320
‫رفتار خوان با تو افتضاحه.

01:12:04.240 --> 01:12:05.080
‫[پخش مجدد] و من،

01:12:05.280 --> 01:12:09.000
‫من وسط این ماجرام،
‫توی سکوت همیشگیم،

01:12:10.760 --> 01:12:15.960
‫که همه توانم رو گذاشتم
‫تا بچه‌هام رو تربیت کنم.

01:12:17.760 --> 01:12:20.680
‫و من وسط این ماجرام، با گذشته‌های

01:12:20.840 --> 01:12:23.760
‫که هر سه نفرشون اجازه دادن اتفاق بیفته،

01:12:24.160 --> 01:12:27.800
‫پدرم، مادرم و خوان.

01:12:28.320 --> 01:12:31.840
‫تثلیث شومی که نمیذاره فریاد بزنم.

01:12:32.040 --> 01:12:34.240
‫و من وسط این ماجرام

01:12:34.400 --> 01:12:37.680
‫و خسته شدم از اینکه هیچی نباشم.

01:12:37.880 --> 01:12:39.760
‫یه آشغال توی چشمهای تو.

01:12:40.160 --> 01:12:43.640
‫یه آدم پست که با دشمن همکاری کرده.

01:12:44.200 --> 01:12:46.160
‫و من وسط این ماجرام،

01:12:46.320 --> 01:12:47.800
‫با اتفاقاتی که تحمل کردم

01:12:48.200 --> 01:12:50.400
‫که فکر میکنم جدیتر بودن

01:12:50.560 --> 01:12:52.240
‫از چیزهایی که تو تجربه کردی.

01:12:52.440 --> 01:12:54.680
‫این یه رقابت نیست،

01:12:55.600 --> 01:12:58.074
‫و بد و بدتر هم نیست،

01:12:58.240 --> 01:13:02.120
‫ولی تو کمتر از من تنهایی
‫در برابر این سه دیوونه،

01:13:02.920 --> 01:13:05.640
‫خوان، پدرم و مادرم.

01:13:21.200 --> 01:13:22.320
‫چرا؟

01:13:22.680 --> 01:13:27.440
‫چرا من اونها رو محکوم نکردم
‫همونطور که تو منو محکوم میکنی؟

01:13:27.640 --> 01:13:29.640
‫چرا اونها منو کشتن؟

01:13:31.840 --> 01:13:35.520
‫من یه موجود مسخره و مضحکم.

01:13:36.040 --> 01:13:41.320
‫من یه آشغال ابدی هستم توی
‫چشمهای کسایی که باید والدینم باشن،

01:13:41.760 --> 01:13:44.030
‫توی چشمهای کسی که دخترمه.

01:13:45.920 --> 01:13:50.320
‫تو فکر میکنی من بی ارزشم
‫چون با دشمن همکاری کردم.

01:13:51.120 --> 01:13:52.600
‫چون گفتم،

01:13:52.920 --> 01:13:56.640
‫توی یه شام که تو هم اونجا بودی،
‫که خوان آدم خوبیه.

01:13:56.800 --> 01:13:57.800
‫آره.

01:13:59.280 --> 01:14:03.160
‫دوگانگی و تناقض من همینجاست.

01:14:05.240 --> 01:14:10.520
‫من واقعاً فکر میکنم
‫خوان هم آدم خوبیه

01:14:11.120 --> 01:14:13.320
‫و هم یه عوضی، همونطور که تو میگی.

01:14:13.640 --> 01:14:15.320
‫من واقعاً فکر میکنم

01:14:16.320 --> 01:14:20.080
‫که مادرم هم یه عوضیه
‫و هم آدم خوبیه

01:14:20.360 --> 01:14:25.200
‫و پدرم هم یه عوضیه
‫و هم آدم خوبیه،

01:14:25.360 --> 01:14:30.640
‫و من نتیجه این تثلیثم.
‫ سه‌گانه‌باوری

01:14:32.280 --> 01:14:33.596
‫پس...

01:14:34.529 --> 01:14:35.760
.یه اشتباهم

01:14:38.160 --> 01:14:41.280
‫من نمیتونم جبران کنم

01:14:43.080 --> 01:14:45.280
‫کاری که امیر با تو کرد.

01:14:46.040 --> 01:14:53.595
‫ من نمیتونم کینه‌ای که
‫نسبت به من داری رو از بین ببرم.

01:14:55.840 --> 01:14:58.120
‫و من وسط این ماجرام،

01:14:59.480 --> 01:15:04.840
‫و دلم میخواد زبونم رو ببرم

01:15:05.000 --> 01:15:07.920
‫تا خودم رو مجبور کنم ساکت بمونم،

01:15:09.800 --> 01:15:17.200
‫که باعث میشه بمیرم،
‫مثل یه گل که پژمرده میشه.

01:15:33.242 --> 01:15:39.258
‫مترجم: اشکان هیدی

01:15:41.160 --> 01:15:45.160
‫[صداهای دور] چونه چونک، چونه چونک

01:15:45.320 --> 01:15:49.080
‫هر کی بخنده یه پس گردنی میخوره

01:16:14.560 --> 01:16:19.400
‫نه نه،
‫من تازه یادم اومد.

01:16:20.640 --> 01:16:23.200
‫تو میخواستی... لعنتی من یه راهنمایی شنیدم،

01:16:23.360 --> 01:16:26.560
‫نمیدونم مستقیم به من گفتی یا...

01:16:27.880 --> 01:16:31.120
‫تو میخواستی من
‫یه کار خاصی انجام بدم، نه؟

01:16:31.280 --> 01:16:34.400
‫نه. لعنتی، داشتم
‫خواب میدیدم، بیخیال.

01:16:35.600 --> 01:16:36.920
‫چرت و پرت!

01:16:40.280 --> 01:16:43.120
‫آره، عکسها.

01:16:54.560 --> 01:16:55.720
‫ مادرم ‫و مادر مادرش.

01:16:55.920 --> 01:16:56.920
‫مادرم و مادرش.

01:16:57.080 --> 01:16:59.480
‫[مونا] مادربزرگم و مادرش.
‫ تو و مادرت.

01:16:59.680 --> 01:17:02.080
‫- مادر مادرت و مادرش.
‫- [ماریون] مادر مادرش.

01:17:02.280 --> 01:17:04.920
‫- [مونا] مادر مادر مادرش.
‫- مادر مادر مادرش و...

01:17:05.120 --> 01:17:06.720
‫- [مونا] من، تو و مادرت.
‫- [ماریون] مادرش.

01:17:06.920 --> 01:17:11.320
‫[صداها روی هم]
‫... مادر مادر مادرش.

01:17:11.480 --> 01:17:13.480
‫و مادر مادر مادر.

01:17:13.640 --> 01:17:14.440
‫[مونا] تو.

01:17:14.640 --> 01:17:15.840
‫[ژ. آشاش] مشکل من امروز اینه،

01:17:16.000 --> 01:17:17.920
‫که من اصلاً توی این ماجرا جا نمیگیرم.

01:17:18.120 --> 01:17:19.960
‫- من توی این ماجرا وجود ندارم.

01:17:20.160 --> 01:17:22.920
‫- [مونا] چطور؟
‫- من وجود ندارم.

01:17:23.280 --> 01:17:27.520
‫همه از خوان حرف میزنن، از
‫ژنه، از سمپرون، از همه اینا.

01:17:27.680 --> 01:17:30.320
‫من احساس میکنم از همه اینا
‫فقط رد شدم

01:17:30.520 --> 01:17:32.080
‫به عنوان همراه،

01:17:32.520 --> 01:17:38.600
‫ولی من یه مرد قدرتمند که روی
‫کارول تسلط داشته باشه نیستم.

01:17:39.320 --> 01:17:43.640
‫من اینجوری نیستم. یعنی
‫حس نمیکنم اینجوری باشم.

01:17:46.000 --> 01:17:48.680
‫با این حال اون 33 سال
‫از عمرش رو با من گذروند،

01:17:48.840 --> 01:17:50.640
‫یعنی بیشتر از نصف عمرش.

01:17:56.160 --> 01:17:59.400
‫اما میدونی، من واقعاً غایب بودم.

01:17:59.560 --> 01:18:02.040
‫من از همه این چیزها گذشتم، بدون...

01:18:04.080 --> 01:18:06.000
‫بدون اینکه نقشم رو ایفا کنم.

01:18:07.480 --> 01:18:12.920
‫این منو به ترسو بودن خودم
‫برمیگردونه، درسته، درسته، میدونم.

01:18:27.200 --> 01:18:29.720
‫- [ک. اوین] توی خانواده شما،

01:18:30.200 --> 01:18:33.240
‫مردها میان و میرن، و خدا
‫میدونه چقدر زیادن و چقدر مهمن.

01:18:33.400 --> 01:18:36.040
‫اول بچه دار میشن.

01:18:36.200 --> 01:18:40.240
‫اما این واقعاً چیزیه که شما نوشتید

01:18:40.400 --> 01:18:44.720
‫از مادر به دختر، از نسلی به نسل دیگه.

01:18:45.400 --> 01:18:47.880
‫[کارول] فعلاً فقط من و مادرم هستیم

01:18:48.040 --> 01:18:48.880
‫که درباره این موضوع نوشتیم

01:18:49.040 --> 01:18:53.800
‫و امیدوارم این جور مادرسالاری رو متوقف کرده باشم

01:18:54.180 --> 01:18:55.587
‫که باعث میشه مردها

01:18:55.640 --> 01:18:59.008
‫- یه کم، کَم اهمیت باشند.
‫- [ماریون] یه کم، کم اهمیت.

01:19:17.480 --> 01:19:19.600
‫[ماریون، در نقش کارول]
‫چند روزه که دارم مینویسم.

01:19:19.760 --> 01:19:23.720
‫نظم تنهایی، همراه با حقیقت تنهاییم.

01:19:23.880 --> 01:19:26.080
‫بدون شک من مسئولشم،

01:19:26.240 --> 01:19:29.080
‫ولی به خودم قول دادم
‫توی این دفترها شکایت نکنم.

01:19:29.240 --> 01:19:32.120
‫یه جمله از دوراس توی اینترنت خوندم.

01:19:32.280 --> 01:19:33.200
‫میگه:

01:19:33.360 --> 01:19:36.400
‫"من فقط در دو حالت میتونم از خودم رها بشم:

01:19:36.560 --> 01:19:38.800
‫"با فکر خودکشی و با فکر نوشتن."

01:19:38.960 --> 01:19:41.560
‫عوضی، اون کلید رو داره.

01:19:41.720 --> 01:19:44.480
‫من هنوز ندارمش. توی این سن و سال.

01:19:44.640 --> 01:19:47.720
‫آره، ولی قبل از اون هیچکس
‫توی خانوادش نمینوشت.

01:19:47.880 --> 01:19:49.440
‫- اطراف من، چرا.

01:19:49.600 --> 01:19:52.360
‫سانسور یا عقده همینجاست.

01:20:49.280 --> 01:20:50.640
‫[مونیک] کارول،

01:20:50.800 --> 01:20:53.320
‫درباره کتابت، اون روز بهم گفتی که دوباره خوندیش

01:20:53.480 --> 01:20:55.677
‫و به نظرت خیلی بد بود.

01:20:57.600 --> 01:21:00.280
‫نباید به خاطرش به خودت شک کنی.

01:21:00.440 --> 01:21:04.219
‫نزدیک یک سال و نیمه که دارم مدارکم
‫رو برای بازنشستگی مرتب میکنم.

01:21:04.520 --> 01:21:05.760
‫شوکه شدم،

01:21:05.960 --> 01:21:09.377
‫از تعداد کتابها و فیلمنامه‌هایی
‫که به نتیجه نرسیدن.

01:21:10.560 --> 01:21:12.920
‫بعضیهاشون شاید به خاطر بی عدالتی،

01:21:13.080 --> 01:21:15.661
‫ولی بقیه واقعاً بد بودن، خام بودن.

01:21:16.603 --> 01:21:19.828
‫از چیزهایی که به نتیجه ‫نرسیدن هیچ تلخی ندارم.

01:21:21.560 --> 01:21:24.240
‫این چیزیه که منو ساخته
‫یا خراب کرده، نمیدونم،

01:21:24.400 --> 01:21:26.640
‫ولی این باعث شده که
‫من اینجوری باشم که هستم.

01:21:28.520 --> 01:21:30.760
‫زندگی من ممکنه مثل یه سری شکست به نظر برسه،

01:21:30.920 --> 01:21:32.840
‫ولی من اینجوری حسش نمیکنم.

01:21:34.080 --> 01:21:37.120
‫اگه قرار بود دوباره انجامش بدم،
‫فکر میکنم دوباره همین کار رو میکردم.

01:21:43.160 --> 01:21:44.960
‫فقط از یه چیز پشیمونم،

01:21:45.320 --> 01:21:47.400
‫اون نبود باورنکردنی اعتماد به نفسه

01:21:47.560 --> 01:21:49.280
‫که در طول زندگیم دنبالم بوده

01:21:49.480 --> 01:21:51.760
‫و راستش رو بخوای، هنوز هم ولم نکرده.

01:21:53.320 --> 01:21:55.360
‫و، نمیخوام تو هم ازش رنج ببری.

01:21:55.520 --> 01:21:57.640
‫چون اشتباه میکنی،
‫همونطور که من اشتباه کردم.

01:21:59.520 --> 01:22:03.160
‫من از روی کوری بهت باور ندارم،
‫تو هر روز منو شگفت زده میکنی.

01:22:05.240 --> 01:22:07.360
‫خوشحالم وقتی میبینم مثل
‫من واکنش نشون نمیدی

01:22:07.520 --> 01:22:09.480
‫چون نمیخوام باری روی دوشت باشم.

01:22:11.400 --> 01:22:14.360
‫وقتی به خاطر تو گیر
‫میکنم، فکر نمیکنم جدی باشه.

01:22:15.360 --> 01:22:18.480
‫ولی اگه هر چیزی از من آزارت بده، مریض میشم.

01:22:24.287 --> 01:22:31.615
‫تاریخ چهارشنبه ۴ می ۱۹۹۴:
کوپ ‫[یا گروه] خیلی ابزاری با من رفتار ‫می‌کند
.در رابطه با کارم، تقریباً حتی ‫از شنیدن صدای من هم متنفر است

01:22:39.728 --> 01:22:45.281
‫تاریخ یکشنبه ۲۲ سپتامبر ۱۹۹۱: بلو بلو
‫کافارد. نوشتن سخت است. با سختی کمتر از مردن

01:22:58.680 --> 01:23:00.120
‫[کارول] میبینی، همش اینجوریه،

01:23:00.280 --> 01:23:01.840
‫داره روز به روز دارو بیشتری مصرف میکنه.

01:23:02.040 --> 01:23:04.960
‫اون... وحشتناکه، داره سقوط میکنه.

01:23:05.160 --> 01:23:08.120
‫[پخش مجدد] وحشتناکه، وحشتناکه.

01:23:08.280 --> 01:23:10.640
‫اون خودش رو رها کرده...

01:23:14.805 --> 01:23:20.013
‫تاریخ چهارشنبه ۳ می ۱۹۹۴
‫مرگ معنای بیشتری از زندگی‌ام نخواهد داشت... می‌خواهم بمیرم

01:23:43.760 --> 01:23:47.840
‫[مونا] تمام عمر، مادرت نوشت که میخواد بمیره،

01:23:48.440 --> 01:23:49.760
‫مثل تو.

01:23:54.680 --> 01:23:57.200
‫مثل اون، تو به ارث بردی

01:23:57.400 --> 01:24:00.640
‫مالکیت ساختمونی رو که همه ما توش زندگی میکردیم،

01:24:02.040 --> 01:24:03.560
‫و تو فروختیش.

01:24:04.160 --> 01:24:07.160
‫همه رو توی بورس سرمایه گذاری کردی.
‫بورس سقوط کرد.

01:24:07.320 --> 01:24:09.120
‫و همه چیز رو از دست دادی.

01:24:42.920 --> 01:24:44.800
‫[ماریون، در نقش کارول] من مسئول تنهاییم هستم،

01:24:44.960 --> 01:24:46.000
‫تحملش خیلی سخته.

01:24:46.160 --> 01:24:48.160
‫چی منو زنده نگه میداره؟ نوشتن.

01:24:48.320 --> 01:24:52.760
‫چه تجملی. این تجمل رو نگه میدارم!
‫فقط همین برام مونده.

01:24:52.920 --> 01:24:55.440
‫هیچوقت نتونستم مثل بقیه باشم.

01:24:55.600 --> 01:24:59.800
‫آینده نگر، موفق، حقوق بگیر،
‫کاشتن گذشته ای که میوه میده،

01:24:59.960 --> 01:25:01.120
‫امتیاز بازنشستگی،

01:25:01.280 --> 01:25:03.400
‫جمع کردن چیزهای ارزشمند
‫به همه معانی کلمه،

01:25:03.560 --> 01:25:06.000
‫روابط و پیوندهایی رو حفظ می‌کنم.

01:25:06.160 --> 01:25:09.240
‫من خوب بلد نیستم این بازی رو
‫انجام بدم و همین منو هیجان‌زده می‌کنه.

01:25:09.600 --> 01:25:12.680
‫من مثل پنلوپه هستم که مدام
‫روز قبل رو زیر سؤال می‌بره

01:25:12.840 --> 01:25:14.200
‫و هر ثانیه همه چیز رو خراب می‌کنه.

01:25:14.360 --> 01:25:16.960
‫در نتیجه، هیچ مدرکی از چیزی
‫که فکر می‌کردم ساختم نیست

01:25:17.120 --> 01:25:18.440
‫حتی با اثبات عدد 9

01:25:18.600 --> 01:25:21.520
‫از طریق رفتار بچه‌هام که ازم فرار می‌کنن.

01:25:21.680 --> 01:25:23.680
‫حتی عشقم به اونا هم باورکردنی نیست.

01:25:53.480 --> 01:25:56.800
‫ [کارول]
‫دنبال کار می‌گردم، تو هیچی نداری...

01:25:56.960 --> 01:25:58.760
‫[مرد] چه نوع کاری؟

01:25:58.920 --> 01:26:02.680
‫[کارول] هر چی باشه، چون
‫خب... مشکلات مالی دارم.

01:26:04.680 --> 01:26:07.200
‫[مرد] آره، ولی تخصصت تو چیه؟

01:26:08.240 --> 01:26:10.640
‫[کارول] نمی‌دونم. می‌تونم بنویسم،

01:26:10.800 --> 01:26:13.400
‫می‌تونم عکاسی کنم و این چیزا.

01:26:13.560 --> 01:26:16.240
‫ولی راستش همیشه یه جورایی کنار موندم...

01:26:16.440 --> 01:26:21.360
‫من هیچوقت واقعاً... تا الان یه جوری گذروندم،

01:26:21.520 --> 01:26:25.160
‫می‌دونی، من واقعاً شغل مشخصی ندارم.

01:26:25.320 --> 01:26:28.560
‫[مرد] آره ولی وقتی کار پیدا می‌کردی، چه جور کارهایی بود؟

01:26:28.720 --> 01:26:32.920
‫[کارول] عکاس صحنه بودم. نویسنده‌ی سایه هم بودم.

01:26:34.560 --> 01:26:37.440
‫ولی همیشه یه جورایی کار خودمو کردم.

01:26:41.240 --> 01:26:43.200
‫[مرد] این یکی رو مطمئنم!

01:26:43.360 --> 01:26:45.840
‫[کارول] و مشغول بزرگ کردن بچه‌هام بودم.

01:26:46.000 --> 01:26:47.320
‫[مرد] چند سالشونه؟

01:26:47.480 --> 01:26:50.040
‫[کارول] امم... 25 و 30 سالشونه.

01:26:50.200 --> 01:26:53.840
‫[مرد] آها! رابطه‌ت باهاشون چطوره؟

01:26:54.320 --> 01:26:56.160
‫هنوز نکشتنت، همینم خوبه!

01:26:56.320 --> 01:26:59.800
‫[کارول] هنوز منو نکشتن، ولی حس می‌کنم دلشون می‌خواد!

01:26:59.960 --> 01:27:02.760
‫- [مرد] آره، این طبیعیه!
‫- [کارول] همینه.

01:27:22.800 --> 01:27:25.600
‫الو؟ بله؟

01:27:29.320 --> 01:27:32.080
‫[مرد] باشه، خداحافظ.

01:28:03.680 --> 01:28:07.040
‫به حرف‌های استیونسون فکر می‌کنم

01:28:07.200 --> 01:28:11.800
‫درباره مردی که می‌نوشت و بعد
‫از یه ارث، مستمری‌بگیر شده بود

01:28:12.320 --> 01:28:16.520
‫و می‌دونست که خریدن هر سیگار
‫برگ چند دقیقه از عمرش کم می‌کنه،

01:28:16.680 --> 01:28:19.960
‫تا روزی که دیگه هیچی نداشته باشه.

01:28:21.640 --> 01:28:24.520
‫بعدش، می‌دونست که خودکشی می‌کنه.

01:28:25.920 --> 01:28:29.920
‫فقط چند تا جمله بود که
‫فکر کنم دو سال پیش خوندم.

01:28:31.240 --> 01:28:34.520
‫و از خودم می‌پرسم شاید
‫این شرط‌بندی درست باشه.

01:28:36.000 --> 01:28:37.560
‫اسمش اینه...

01:28:38.200 --> 01:28:39.920
‫... خسته شدن.

01:28:50.640 --> 01:28:53.320
‫[مونا] و یه شب، تو کتابخونه بزرگت،

01:28:55.160 --> 01:28:56.760
‫خودتو دار زدی.

01:28:56.784 --> 01:29:16.784
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:29:16.808 --> 01:29:36.808
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

01:31:05.080 --> 01:31:08.160
‫♪ جنیس جاپلین: "دختر کوچولوی غمگین" ♪

01:31:21.440 --> 01:31:26.040
♪اونجا بشین ♪

01:31:29.320 --> 01:31:32.760
♪ انگشتات رو بشمار ‫♪

01:31:33.800 --> 01:31:36.040
♪دیگه چی ♪

01:31:36.200 --> 01:31:41.800
♪ دیگه چه کاری می‌شه کرد؟ ‫ ♪

01:31:41.960 --> 01:31:45.880
♪ و می‌دونم چه حسی داری ♪ ‫

01:31:46.040 --> 01:31:51.400
♪ می‌دونم حس می‌کنی که تموم شدی ♪ ‫

01:31:51.560 --> 01:31:56.720
‫ ♪ آه، اونجا بشین ♪

01:31:58.080 --> 01:32:03.080
‫♪ بشمار ♪
‫♪ آه، انگشتای کوچیکت رو بشمار ♪

01:32:03.240 --> 01:32:06.320
‫♪ دختر کوچولوی ناراحت من ♪

01:32:06.480 --> 01:32:12.720
‫♪ اوه، دختر کوچولو، دختر کوچولوی غمگین ♪

01:32:19.147 --> 01:32:22.793
[ ماریون کوتیار ]

01:32:22.833 --> 01:32:25.642
[ ماریون کوتیار ]
در: دختر کوچولوی غمگین

01:32:25.761 --> 01:32:30.456
:فیلمی از
[ مونا آشاش ]

01:32:30.974 --> 01:32:37.029
:براساس زندگی، نوشته‌ها و صدای
[ کارول آشاش ]