﻿WEBVTT

00:00:00.600 --> 00:00:15.354
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:30.958 --> 00:00:33.042
‫- الو؟
‫- ضبط می‌کنه؟

00:00:33.125 --> 00:00:35.417
‫آره! داره میگه: "لطفاً صبر کن".

00:00:37.042 --> 00:00:38.583
‫- اوکی.
‫- شروع شد.

00:00:38.667 --> 00:00:42.042
‫چراغ قرمز روشنه، ضبط داره انجام میشه.

00:00:44.917 --> 00:00:50.125
‫این فیلم همان گفت‌وگویی‌ست که
‫هرگز با مادربزرگ‌های خودم نداشتم.

00:00:51.750 --> 00:00:54.417
‫زنانی که شهادت دادند،
‫ترجیح دادند که ناشناس بمانند.

00:00:54.500 --> 00:00:57.167
‫منم همینو ترجیح میدم،
‫که کسی نشناستم،

00:00:57.250 --> 00:00:58.500
‫تا راحت‌تر حرف بزنم.

00:00:59.292 --> 00:01:02.792
‫نمی‌دونستم که تو این موضوع یه کم خجالتی‌ام.

00:01:03.625 --> 00:01:08.417
‫فکر کن،
‫تو این سن رابطه جنسی داشته باشی!

00:01:08.500 --> 00:01:09.667
‫فکرش رو بکن!

00:01:09.750 --> 00:01:12.833
‫انگار که بار اول آدمه، نه؟

00:01:12.917 --> 00:01:14.083
‫جای زخم‌ها خوب شده.

00:01:14.167 --> 00:01:15.917
‫اگه یه پیرمرد هم پیدا کنم،

00:01:16.000 --> 00:01:19.292
‫عین بخیه به آبدوغ زدنه.

00:01:25.208 --> 00:01:30.042
‫خاطرات یک تنِ سوزان

00:01:38.583 --> 00:01:40.792
‫یه کم باید اصلاحش کنیم.

00:01:40.875 --> 00:01:42.000
‫از این طرف.

00:01:44.000 --> 00:01:45.208
‫حالت چطوره؟

00:01:45.792 --> 00:01:46.792
‫اوکی.

00:01:55.917 --> 00:01:57.250
‫هی، بچه‌ها!

00:01:59.042 --> 00:02:00.667
‫برید اینجا لطفاً.

00:02:36.167 --> 00:02:37.208
‫سکوت.

00:02:37.292 --> 00:02:39.833
‫بریم، آماده ضبط بشین.

00:02:39.917 --> 00:02:41.917
‫بجنبین لطفاً.

00:02:44.917 --> 00:02:46.167
‫بریم.

00:02:54.542 --> 00:02:56.083
‫بیاین این طرف لطفاً.

00:03:37.792 --> 00:03:39.708
‫اوکی، لطفاً سکوت.

00:03:39.792 --> 00:03:42.917
‫عالیه، آماده‌اید؟
‫صدا.

00:03:43.667 --> 00:03:45.458
‫صحنه ۱، پلان ۱، برداشت ۱.

00:03:45.542 --> 00:03:46.917
‫- دوربین؟
‫- آماده‌س.

00:03:47.667 --> 00:03:48.792
‫مرسی.

00:03:50.792 --> 00:03:52.042
‫حرکت!

00:04:24.167 --> 00:04:26.292
‫من یه زن معمولیم،

00:04:26.375 --> 00:04:28.917
‫با آرزوها و هدفای خودم تو زندگی.

00:04:29.167 --> 00:04:31.375
‫بعضیاشون رو محقق کردم، بعضیا رو نه.

00:04:34.000 --> 00:04:36.375
‫امسال میرم تو 71 سال.

00:04:36.458 --> 00:04:38.750
‫میگن ظاهرم به سنم نمی‌خوره، ولی خب...

00:04:38.833 --> 00:04:40.917
‫بدنم که خودش خوب می‌دونه!

00:04:46.667 --> 00:04:48.125
‫زن بودن قشنگه.

00:04:48.208 --> 00:04:51.083
‫خدا رو شکر می‌کنم که مرد به دنیا نیومدم.

00:04:51.167 --> 00:04:52.917
‫واقعاً حس فوق‌العاده‌ایه زن بودن.

00:04:54.417 --> 00:04:55.625
‫ولی...

00:04:55.708 --> 00:04:59.250
‫یه بُعد منفی هم داره، خیلی آسیب‌پذیریم.

00:05:06.833 --> 00:05:10.958
‫یه بخشی از بچگیمو تو مزرعه‌ی بابام گذروندم.

00:05:12.042 --> 00:05:15.500
‫یه جای دورافتاده، بدون آب و برق.

00:05:16.917 --> 00:05:19.833
‫با مامان لباسارو روی تخته‌ی
‫شست‌وشو می‌شستیم.

00:05:19.917 --> 00:05:24.000
‫روزی دو بار توی رودخونه شنا می‌کردیم.

00:05:26.542 --> 00:05:31.583
‫لای خوک‌ها و مرغ‌ها بزرگ شدم.

00:05:31.667 --> 00:05:35.667
‫مامانم ۳۰۰ تا خوک و ۶۰۰ تا مرغ داشت.

00:05:36.167 --> 00:05:38.542
‫اگه یه خوک زخمی می‌شد، سرشو می‌بریدیم

00:05:38.625 --> 00:05:41.458
‫و همه‌ی همسایه‌ها جمع می‌شدن واسه خوردن.

00:05:51.750 --> 00:05:55.125
‫دنیا برام یه جای قشنگ بود.

00:05:55.208 --> 00:05:58.958
‫فکر می‌کردم همه خوبن و دوستم دارن.

00:05:59.375 --> 00:06:03.833
‫البته واسه اینکه مورد قبول باشم،
‫باید یه چیزایی رو به دست می‌آوردم،

00:06:03.917 --> 00:06:06.500
‫و اینجاست که "اما"ها شروع می‌شه.

00:06:07.167 --> 00:06:11.083
‫ولی من یه بچه‌ی ساده و بی‌تجربه بودم.

00:06:14.917 --> 00:06:18.167
‫و هنوزم بعد از این همه سال،

00:06:18.708 --> 00:06:20.083
‫گاهی دوباره همون بچه می‌شم،

00:06:20.167 --> 00:06:22.750
‫می‌فهمی چی میگم؟

00:06:28.792 --> 00:06:32.667
‫من وابسته‌ی هیچ‌کس و هیچ‌چیز نیستم.

00:06:34.417 --> 00:06:37.458
‫دلم می‌خواست با عشق و
‫محبت دوستم داشته باشن.

00:06:37.542 --> 00:06:40.250
‫ولی تو جوونیم، همچین
‫چیزی رو تجربه نکردم.

00:06:41.250 --> 00:06:44.208
‫می‌خواستم اولین تجربه‌ی جنسیم مثل
‫اون چیزی باشه که خواهرا‌م تعریف می‌کردن،

00:06:44.292 --> 00:06:45.750
‫انگار خیلی واسشون لذت‌بخش بوده.

00:06:46.083 --> 00:06:48.167
‫ولی اینم نشد.

00:06:48.542 --> 00:06:52.167
‫می‌خواستم سینه‌های بزرگی داشته باشم،

00:06:53.458 --> 00:06:55.583
‫ولی خب طبیعت یه چیز دیگه خواست.

00:06:55.667 --> 00:06:58.833
‫البته اذیت نشدم؛
‫کوچیک بودن ولی خوش‌فرم.

00:06:59.833 --> 00:07:01.833
‫تازه هنوزم خوش‌فرمن.

00:07:10.917 --> 00:07:13.542
‫من همیشه با شوهرم زندگی کردم.

00:07:14.417 --> 00:07:16.167
‫تا وقتی که فوت کرد.

00:07:17.167 --> 00:07:21.542
‫خیلی هیجان‌زده بود،
‫تو این زمینه زیادی عجله داشت.

00:07:29.542 --> 00:07:34.208
‫الان حدوداً
‫۱۱ یا ۱۲ ساله که تنها هستم،

00:07:34.292 --> 00:07:36.708
‫خودمم و خدای خودم.

00:07:39.167 --> 00:07:41.333
‫این ناچارت می‌کنه آروم بشی.

00:07:44.083 --> 00:07:48.417
‫مگه اینکه یه دیوونه پیدا بشه

00:07:48.500 --> 00:07:50.417
‫و دوباره بیدارم کنه.

00:07:52.042 --> 00:07:55.792
‫ولی من از هیچ‌کس کمک نمی‌خوام،

00:07:57.208 --> 00:07:59.875
‫واسه خاموش کردن آتیشی
‫که از تو داره منو می‌سوزونه!

00:08:03.458 --> 00:08:06.125
‫یه آتش‌نشان!
‫من یه آتش‌نشان لازم دارم!

00:08:13.542 --> 00:08:16.000
‫♪ نمی‌تونم قهوه بخورم ♪

00:08:16.083 --> 00:08:18.542
‫♪ چون قهوه خوابو ازم می‌گیره. ♪

00:08:18.708 --> 00:08:23.208
‫♪ فقط می‌تونم چای (تو) بخورم ♪
‫♪ چون چای (تو) کمکم می‌کنه بخوابم. ♪

00:08:23.292 --> 00:08:27.542
‫♪ و در واقع، چای (تو) خوردم، ♪
‫♪ یه چای با طعمی خیلی شیرین. ♪

00:08:28.250 --> 00:08:30.208
‫♪ می‌تونم کل روز رو ♪

00:08:30.292 --> 00:08:33.292
‫♪ چای (تو) بخورم، ♪
‫♪ چای (تو) بخورم. ♪

00:08:43.917 --> 00:08:47.667
‫از تنهایی زجر کشیدم
‫چون مجبورم کرد

00:08:48.542 --> 00:08:50.875
‫با خودم روبه‌رو بشم،
‫با تاریکی‌های وجودم.

00:09:04.167 --> 00:09:09.292
‫فکر می‌کنم
‫اگه یه نفر زنده باشه،

00:09:10.042 --> 00:09:13.792
‫به رابطه نیاز داره.

00:09:13.875 --> 00:09:15.708
‫ولی خب کسی نبود.

00:09:52.542 --> 00:09:54.958
‫ما وقتی ده سالمون بود همدیگه رو دیدیم.

00:09:55.292 --> 00:09:57.667
‫عاشق هم شدیم

00:09:58.208 --> 00:10:00.917
‫بدون اینکه به هم بگیم.

00:10:03.583 --> 00:10:06.000
‫مامان،
‫همسایه یه لیوان شکر می‌خواد.

00:10:07.125 --> 00:10:09.417
‫- تو پسر تِرِه‌ای؟
‫- آره.

00:10:15.208 --> 00:10:17.458
‫- نصف لیوان کافیه؟
‫- آره.

00:10:17.542 --> 00:10:22.250
‫هفت سال عشق افلاطونی.

00:10:37.542 --> 00:10:42.167
‫♪ نمی‌تونم قهوه بخورم ♪
‫♪ چون قهوه خوابو ازم می‌گیره. ♪

00:10:42.542 --> 00:10:47.292
‫♪ فقط می‌تونم چای (تو) بخورم ♪
‫♪ چون چای (تو) کمکم می‌کنه بخوابم. ♪

00:10:47.667 --> 00:10:52.333
‫♪ برگ چای... ♪
‫♪ این گیاه دارویی. ♪

00:10:52.792 --> 00:10:55.375
‫♪ می‌تونستم کل روز رو... ♪

00:10:55.458 --> 00:10:58.083
‫♪ چای بخورم (تو) ♪
‫♪ چای بخورم (تو). ♪

00:11:09.375 --> 00:11:12.250
‫خیلی مسخره بود که نذاشتن بریم، نه؟

00:11:12.333 --> 00:11:13.792
‫آره، رو مخ بود!

00:11:17.500 --> 00:11:19.833
‫یه تیکه کاغذ بهم داده بود.

00:11:19.917 --> 00:11:24.083
‫تو کاغذ، یه آبنبات بود
‫که خودش خورده بود.

00:11:24.167 --> 00:11:25.458
‫هی، دخترعمو!

00:11:25.542 --> 00:11:27.542
‫بوش محشره!

00:11:27.625 --> 00:11:29.375
‫یه جور آزمایش عشق بود.

00:11:29.458 --> 00:11:32.292
‫مثل یه بوسه از راه دور،
‫یه بوسه مجازی.

00:11:32.708 --> 00:11:35.917
‫اگه اون آبنباتو خورده بود
‫و بعد من می‌خوردم،

00:11:36.250 --> 00:11:38.958
‫انگار که یه بوسه بود،
‫یه جور رد و بدل شدن حس.

00:11:39.500 --> 00:11:42.417
‫- چت شده؟
‫- هیچی بابا.

00:11:42.833 --> 00:11:45.333
‫با یه حس خاصی اون تیکه کاغذو گرفتم،

00:11:45.417 --> 00:11:47.458
‫چون از اون پسر خوشم می‌اومد.

00:11:49.667 --> 00:11:51.333
‫کسی نمی‌فهمه.

00:11:55.125 --> 00:11:57.042
‫و توی کاغذ نوشته بود...

00:11:57.125 --> 00:11:59.875
‫بیا با هم بریم
‫چرخ‌وفلک سوار شیم.

00:11:59.958 --> 00:12:01.042
‫دارم میام!

00:12:02.917 --> 00:12:04.792
‫با عجله دویدم.

00:12:07.042 --> 00:12:09.417
‫و اون پسره،
‫خوشحال منتظرم بود.

00:12:13.917 --> 00:12:16.583
‫و ما سوار چرخ‌وفلک شدیم.

00:12:16.667 --> 00:12:19.958
‫خیلی کوچیک بود،
‫ولی واسه ما یه دنیای دیگه بود.

00:12:21.417 --> 00:12:23.042
‫صدای تق‌تق‌تق می‌داد،

00:12:23.125 --> 00:12:25.875
‫نمی‌دونم دستی می‌چرخوندنش یا چی.

00:12:30.833 --> 00:12:33.375
‫متصدی چرخ‌وفلک ما رو دید،

00:12:33.458 --> 00:12:36.542
‫خواست یه حالی بهمون بده،
‫ما رو بالای چرخ و فلک متوقف کرد.

00:12:37.417 --> 00:12:39.792
‫اوه، ببین،
‫واسه من این مثل...

00:12:40.542 --> 00:12:42.583
‫ما انگشت کوچیکمونو قلاب کردیم،

00:12:43.583 --> 00:12:44.458
‫و این یعنی...

00:12:45.458 --> 00:12:46.917
‫یه نشونه‌ی عشق.

00:12:49.917 --> 00:12:54.500
‫یه حس عجیبی تو دلم بود،

00:12:54.583 --> 00:12:56.917
‫صورتمم گل انداخته بود و...

00:13:01.000 --> 00:13:03.167
‫وقتی مامانمو دیدم،
‫ای داد بیداد!

00:13:03.875 --> 00:13:05.792
‫راه فراری نداشتم،

00:13:05.875 --> 00:13:09.250
‫چون وقتی رسیدیم پایین،
‫مامانم از قبل اونجا بود.

00:13:09.333 --> 00:13:10.833
‫مثل یه تصادف عجیب.

00:13:10.917 --> 00:13:11.917
‫زود بیا پایین!

00:13:12.917 --> 00:13:15.958
‫اون پسره مثل یه جنتلمن، در رفت،

00:13:16.042 --> 00:13:18.000
‫حتی خداحافظی هم نکرد.

00:13:20.167 --> 00:13:25.875
‫مامانم یه شلاق داشت
‫از اونایی که واسه اسب استفاده می‌کنن!

00:13:28.042 --> 00:13:30.167
‫چه شلاقی هم بود!

00:14:01.708 --> 00:14:04.875
‫نه، حس پیر شدن ندارم،

00:14:06.167 --> 00:14:11.792
‫ولی زندگی...
‫یه جوری آدمو کُند می‌کنه.

00:14:25.167 --> 00:14:27.542
‫یائسگی وحشتناک بود برام.

00:14:29.792 --> 00:14:31.333
‫مودم بالا پایین می‌شد،

00:14:31.417 --> 00:14:33.542
‫تحملم کم شده بود، اعصابم خورد بود،

00:14:34.167 --> 00:14:35.667
‫صبرم هم سر اومده بود.

00:14:41.875 --> 00:14:44.792
‫واقعا دوران یائسگی حالمو بد کرده بود.

00:14:53.167 --> 00:14:55.333
‫میل جنسیم کم شده بود.

00:14:56.792 --> 00:15:00.042
‫آره، حس بدی داشتم.

00:15:03.042 --> 00:15:06.833
‫و خب، معلومه که با کم شدن هورمون‌ها،

00:15:06.917 --> 00:15:11.542
‫پیری شروع می‌کنه خودشو نشون بده
‫و آدمو به چالش می‌کشه.

00:15:15.792 --> 00:15:19.583
‫دیگه باید با یه واقعیت سخت روبه‌رو بشی:

00:15:19.667 --> 00:15:23.750
‫دیگه داری کم‌کم میافتی تو سرازیری.

00:16:02.542 --> 00:16:06.208
‫همیشه به دختر بزرگم می‌گم:
‫"اون روزی که مُردم،

00:16:06.292 --> 00:16:10.042
‫حتما ناخنامو مرتب کن، خواهش می‌کنم."

00:16:10.125 --> 00:16:11.833
‫اون روزی که مُردم،

00:16:11.917 --> 00:16:13.583
‫حتما این کارو بکن...

00:16:13.750 --> 00:16:17.417
‫باید آرایشگرم هم بیاد.

00:16:18.792 --> 00:16:22.500
‫و اصلا نمی‌خوام بسوزوننم،
‫باید سالم بمونم.

00:16:23.292 --> 00:16:25.833
‫و گوشواره‌هامم بنداز به گوشم،

00:16:25.917 --> 00:16:30.333
‫وگرنه اگه اون دنیا دیدمت،
‫حسابتو می‌رسم!

00:16:37.458 --> 00:16:39.417
‫وقتی سن میره بالا،

00:16:40.417 --> 00:16:44.875
‫سعی می‌کنی شرایطو جوری بچینی
‫که تو مراسم خاکسپاریت کلی آدم باشه.

00:16:45.542 --> 00:16:48.708
‫با بالا رفتن سن،
‫مهربون‌تر و اجتماعی‌تر می‌شی،

00:16:49.292 --> 00:16:53.417
‫چون اگه خودتو کنار بکشی،
‫هیچ‌کس سراغتو نمی‌گیره.

00:17:02.333 --> 00:17:05.166
‫دلم می‌خواد مثل مادربزرگم بمیرم.

00:17:05.666 --> 00:17:08.375
‫یه روز نشست رو صندلی راحتیش،

00:17:08.458 --> 00:17:10.458
‫توی اتاق نشیمن خونه قدیمیش،

00:17:10.541 --> 00:17:14.125
‫به مامان گفت:
‫"یه کوکاکولا می‌خوردم بد نبود"،

00:17:14.208 --> 00:17:15.750
‫مامان تعجب کرد.

00:17:16.291 --> 00:17:18.666
‫هشتاد و سه سالش بود.

00:17:19.791 --> 00:17:22.750
‫مامان یه لیوان کوکا براش آورد، خوردش.

00:17:23.500 --> 00:17:25.458
‫مامان رفت دوباره لیوانشو پر کنه،

00:17:25.541 --> 00:17:29.333
‫تا برگشت،
‫مادربزرگ دیگه رفته بود اون دنیا.

00:17:29.417 --> 00:17:30.708
‫همین‌طور، همون‌جا نشسته.

00:17:30.792 --> 00:17:33.333
‫منم دلم می‌خواد همین‌طوری برم.

00:17:33.667 --> 00:17:36.167
‫اگه اصلا بشه همچین چیزی از خدا خواست!

00:18:12.292 --> 00:18:14.667
‫چند وقتیه به خودم می‌گم...

00:18:16.667 --> 00:18:17.792
‫که...

00:18:18.667 --> 00:18:21.667
‫تنهایی داره کم‌کم روم سنگینی می‌کنه.

00:18:35.167 --> 00:18:37.542
‫"چرا نمی‌ریم یه قهوه بخوریم؟"

00:18:56.417 --> 00:18:58.792
‫چرا نمی‌ریم یه قهوه بخوریم؟

00:18:58.875 --> 00:19:01.375
‫واسه چی؟
‫خودم تو خونه قهوه دارم!

00:19:12.417 --> 00:19:17.250
‫پوستت مثل پوست پیاز نازک می‌شه.

00:19:17.333 --> 00:19:20.167
‫چین و چروک‌ها و لک‌های پیری ظاهر می‌شن.

00:19:22.333 --> 00:19:25.333
‫قیافه‌ت تغییر می‌کنه،
‫چشمات گود می‌ره.

00:19:25.417 --> 00:19:26.917
‫یه زمانی چشمام درشت بود.

00:19:50.542 --> 00:19:53.542
‫چقدر پیر شدم!

00:19:57.833 --> 00:20:00.708
‫نه، نه، لابد نور اینجوری نشون می‌ده.
‫آره، تقصیر نوره!

00:20:11.458 --> 00:20:13.750
‫بیشتر از هر چیزی تو این سن،

00:20:13.833 --> 00:20:16.417
‫از این می‌ترسم که یه اتفاقی بیفته،
‫وقتی تنهام،

00:20:16.500 --> 00:20:21.208
‫نتونم به کسی زنگ بزنم،
‫یا کسی جواب نده،

00:20:21.667 --> 00:20:24.083
‫و همون‌طور تنها بمونم.

00:20:24.167 --> 00:20:27.042
‫این یکی از چیزاییه که
‫واقعا ازش وحشت دارم.

00:21:19.292 --> 00:21:20.292
‫من هنوز زندم،

00:21:20.792 --> 00:21:23.917
‫و تا وقتی که زندم،
‫نمی‌خوام مثل یه پیرزنِ زهوار دررفته باشم!

00:21:26.833 --> 00:21:27.917
‫نه!

00:21:46.625 --> 00:21:50.458
‫یه روز، مادربزرگم منو فرستاد
‫که توی خونه‌ی یه خانواده کار کنم.

00:21:50.542 --> 00:21:52.167
‫اون موقع باید حدوداً ۱۱ سالم بوده باشه.

00:21:55.542 --> 00:22:00.208
‫وقتی داشتم کار می‌کردم،
‫دخترارو فرستادن بیرون.

00:22:00.292 --> 00:22:03.292
‫خودشون موندن
‫و منو صدا زدن توی اتاقشون.

00:22:04.833 --> 00:22:06.208
‫اونا دراز کشیدن

00:22:07.292 --> 00:22:10.667
‫و شروع کردن به حال کردن،
‫من فقط نگاه می‌کردم.

00:22:11.167 --> 00:22:12.833
‫خیلی وحشت کرده بودم.

00:22:26.667 --> 00:22:30.208
‫بعدش زنه بهم دستور داد که بشورمش.

00:22:30.708 --> 00:22:32.542
‫گفت: "خوب پایینشو بسابم."

00:22:32.625 --> 00:22:35.833
‫و من با اون دستای کوچیکم
‫شستمش.

00:22:58.458 --> 00:23:00.208
‫هیچ‌وقت به کسی نگفتم.

00:23:01.000 --> 00:23:02.708
‫نه به مادرم، نه به هیچ‌کس دیگه.

00:23:02.792 --> 00:23:04.875
‫نه، اینو فقط توی خودم نگه داشتم.

00:23:11.667 --> 00:23:16.542
‫بعدش، ساکت می‌مونی
‫چون کسی که بهت آسیب زده همیشه میگه:

00:23:17.375 --> 00:23:19.958
‫"تو نمی‌تونی چیزی بگی،
‫هیچ‌کس حرفتو باور نمی‌کنه."

00:23:20.042 --> 00:23:24.042
‫"همه میگن که تو دختر بدی هستی."

00:24:03.042 --> 00:24:08.500
‫وقتی توی کلیسا دعاهایی
‫مثل اعتراف خونده میشه،

00:24:08.583 --> 00:24:09.750
‫باید تکرار کنی:

00:24:09.833 --> 00:24:12.667
‫"Mea culpa, mea culpa,
‫mea maxima culpa"

00:24:12.750 --> 00:24:14.417
‫و به سینه‌ات بزنی.

00:24:16.042 --> 00:24:19.542
‫نمی‌دونم،
‫ولی بعدش از خودم می‌پرسیدم:

00:24:19.625 --> 00:24:21.542
‫من اصلاً چه گناهی کردم؟

00:25:00.458 --> 00:25:03.792
‫ریشه‌های زیادی وجود دارن،
‫معمولاً زیر زمین،

00:25:03.875 --> 00:25:05.708
‫بعضیاشون نامرئی‌ان،

00:25:06.667 --> 00:25:08.792
‫ولی پخش میشن،

00:25:09.042 --> 00:25:10.750
‫تا جایی که یه ریشه می‌تونه

00:25:10.833 --> 00:25:14.000
‫یه خونه رو جابه‌جا کنه
‫یا یه پیاده‌رو رو از جا بلند کنه.

00:25:17.583 --> 00:25:19.625
‫احساس گناه هم همینه.

00:25:23.917 --> 00:25:27.792
‫به ما گفتن که به خاطر کلی چیز مقصریم.

00:25:27.875 --> 00:25:31.333
‫ولی هیچ‌وقت یادمون ندادن
‫که چجوری این حس گناه رو کنار بذاریم.

00:25:38.292 --> 00:25:42.542
‫تو سن من، خاطره‌ها مثل فیلم
‫توی ذهنم مرور میشن.

00:25:42.625 --> 00:25:45.083
‫من همیشه طلب بخشش می‌کردم

00:25:45.167 --> 00:25:48.792
‫چون فکر می‌کردم
‫مقصرم که کتک خوردم.

00:25:48.875 --> 00:25:52.833
‫الان که فکرشو می‌کنم
‫خیلی احمقانه و مسخره‌اس.

00:25:52.917 --> 00:25:55.792
‫ولی اون موقع با خودم می‌گفتم:
‫"یا خدا...

00:25:56.292 --> 00:25:58.833
‫آره، من این کارو کردم، اون کارو کردم.

00:25:58.917 --> 00:26:01.708
‫پس حق داشت عصبانی بشه!"

00:26:19.583 --> 00:26:21.208
‫ولی اگه برگردم عقب‌تر،

00:26:21.292 --> 00:26:25.167
‫از وقتی بچه بودم،
‫وقتی که چیزای دیگه‌ای رو تجربه کردم،

00:26:31.792 --> 00:26:34.583
‫و می‌خواستم که حرف بزنم،

00:26:44.708 --> 00:26:47.000
‫اولین چیزی که بهم می‌گفتن این بود:

00:26:47.083 --> 00:26:51.917
‫"تو چی کار کردی که باعث شد
‫پسرعمه‌ات یا عموت اون حسو پیدا کنه؟"

00:26:52.000 --> 00:26:53.583
‫یا "چی کار کردی که اونجوری شد؟"

00:27:08.667 --> 00:27:10.792
‫"حتماً عشوه اومدی."

00:27:43.292 --> 00:27:48.167
‫پس اگه کسی بهت دست درازی کرد
‫یا بهت آسیب زد،

00:27:50.417 --> 00:27:52.625
‫"مطمئناً تقصیر خودته."

00:27:52.708 --> 00:27:56.333
‫"بهتره ساکت بمونی، پس هیچی نگو."

00:28:43.292 --> 00:28:46.167
‫پس همه چی رو توی دلت نگه می‌داشتی.

00:28:47.042 --> 00:28:50.042
‫و با خودت می‌گفتی: "نه،
‫حتماً تقصیر منه..."

00:28:50.125 --> 00:28:52.542
‫حتماً لباس لختی پوشیدم!

00:28:52.917 --> 00:28:54.250
‫حتماً به خاطر همینه یا...

00:28:54.333 --> 00:28:56.583
‫شروع می‌کنی هی تو سرت مرورش کنی،

00:28:56.667 --> 00:28:58.167
‫هی به خودت بگی که مقصری.

00:28:58.250 --> 00:28:59.958
‫و خب معلومه، تقصیر من بود.

00:29:27.042 --> 00:29:30.167
‫یادمه که چندین سال،

00:29:30.542 --> 00:29:35.708
‫واسه اینکه کسی حرفای زشت بهم نزنه،

00:29:35.792 --> 00:29:39.042
‫یا بدتر، یه وقت کسی بهم دست‌درازی نکنه،

00:29:39.542 --> 00:29:42.792
‫سعی می‌کردم خودمو تو دید بقیه تابلو نکنم.

00:29:44.542 --> 00:29:48.125
‫تابلو نبودن یعنی اینکه لباسایی بپوشم

00:29:48.208 --> 00:29:52.458
‫که بلند باشن، سنگین باشن،
‫دکمه‌ها بسته، یقه اسکی...

00:29:53.042 --> 00:29:57.167
‫یعنی انگار یه زره تنم کنم
‫در برابر اونایی که...

00:29:59.417 --> 00:30:01.750
‫می‌خواستن عزتمو زیر پا له کنن.

00:30:39.292 --> 00:30:41.000
‫وقتی بهش فکر می‌کنم،

00:30:41.542 --> 00:30:43.500
‫هنوز ازشون حرصم می‌گیره...

00:30:43.958 --> 00:30:46.083
‫چرا حرفمو گوش ندادن؟

00:30:48.875 --> 00:30:50.792
‫چرا گوش ندادن؟

00:31:18.708 --> 00:31:20.875
‫زمان مثل یه حبابه.

00:31:22.708 --> 00:31:26.167
‫چون زمان خطی نیست.

00:31:27.917 --> 00:31:30.292
‫اینکه خاطرات وجود دارن،

00:31:32.417 --> 00:31:36.500
‫یعنی اینکه
‫یه وقتایی ما تو این حباب چرخ می‌زنیم،

00:31:38.125 --> 00:31:40.208
‫یا توش جا‌به‌جا می‌شیم.

00:31:40.292 --> 00:31:42.375
‫مامان، خوشت اومد؟

00:31:42.458 --> 00:31:44.958
‫چیکار می‌کنی؟ تازه اتوش کرده بودم!

00:31:45.042 --> 00:31:46.583
‫زمان همینه.

00:31:46.667 --> 00:31:48.167
‫کفشاتو دربیار!

00:31:50.917 --> 00:31:55.333
‫حالا که دیگه کار زیادی ندارم،

00:31:55.792 --> 00:31:58.208
‫فقط می‌شینم و گذر زمانو نگاه می‌کنم.

00:31:58.292 --> 00:32:00.750
‫و خب، یه چیزایی هست،

00:32:00.833 --> 00:32:03.625
‫مثل خاطرات،
‫که کم‌کم بیشتر و بیشتر

00:32:03.708 --> 00:32:05.958
‫روزهامو پر می‌کنن،

00:32:06.042 --> 00:32:07.667
‫وقتمو می‌گیرن.

00:32:14.708 --> 00:32:17.042
‫تو این مسیر خاطرات،

00:32:18.042 --> 00:32:20.167
‫آدم یه جورایی این فرصت رو داره

00:32:20.542 --> 00:32:23.292
‫که علفای هرز رو از کناره‌ها بکنه.

00:32:23.833 --> 00:32:25.667
‫تی‌تا، آماده‌ای؟ بریم!

00:32:26.458 --> 00:32:28.792
‫این معنی‌ش این نیست که دوباره درنمیان،

00:32:28.875 --> 00:32:30.167
‫ولی خب،

00:32:31.167 --> 00:32:32.792
‫حداقل یه سروسامونی می‌شه داد.

00:32:38.292 --> 00:32:40.458
‫تصاویر زندگیم از جلو چشمم رد می‌شن،

00:32:40.542 --> 00:32:43.958
‫و حالا یه جورایی
‫با دلتنگی بهشون نگاه می‌کنم،

00:32:44.042 --> 00:32:47.042
‫با یه کم مهربونی،

00:32:47.583 --> 00:32:49.542
‫یا شاید درک بیشتر.

00:32:51.167 --> 00:32:54.583
‫گاهی هم می‌افتم تو تله‌ی

00:32:54.667 --> 00:32:59.000
‫اینکه بخوام سر خاطرات کلک بزنم، می‌فهمی؟

00:33:01.250 --> 00:33:03.458
‫- تموم شد؟ می‌تونم ببینم؟
‫- نه.

00:33:04.042 --> 00:33:08.333
‫بعضی وقتا وقتی به یه خاطره زل می‌زنی

00:33:08.958 --> 00:33:10.875
‫که چندان هم خوشایند نیست و...

00:33:10.958 --> 00:33:12.333
‫- می‌شه؟
‫- نه.

00:33:12.417 --> 00:33:16.500
‫و یه‌دفعه یه درد یا حس بد میاد سراغت.

00:33:16.583 --> 00:33:17.708
‫کلک نزن.

00:33:17.792 --> 00:33:22.000
‫دقیقا به خاطر همینه،
‫چون خاطره تو ذهنش خوب جا افتاده

00:33:24.875 --> 00:33:26.417
‫که منتقلش می‌کنن به بدنش.

00:33:26.500 --> 00:33:27.583
‫اینجا؟

00:33:28.333 --> 00:33:29.875
‫اینجا قایم شدی؟

00:33:29.958 --> 00:33:32.167
‫فهمیدم که با کلمات...

00:33:32.250 --> 00:33:34.542
‫وقتی حرفاشو می‌زنه...

00:33:35.125 --> 00:33:36.917
‫انگار زباله‌ها رو می‌ریزی دور.

00:33:43.292 --> 00:33:46.333
‫کم‌کم یاد گرفتم، می‌بینی؟

00:34:04.875 --> 00:34:07.792
‫نه، نه، لازم نیست.
‫تو خونه واسه خوردن چیزی دارم.

00:34:07.875 --> 00:34:10.542
‫با کسی بیرون نمی‌رم
‫که بخوام مهمون بشم.

00:34:17.875 --> 00:34:20.333
‫من عاشق جعبه‌های فلزیم!

00:34:24.500 --> 00:34:26.625
‫اینکه می‌تونی جنسش رو لمس کنی...

00:34:27.708 --> 00:34:30.000
‫انگار یه دکمه رو فشار می‌دی

00:34:30.083 --> 00:34:31.708
‫و ضبط صوت روشن می‌شه

00:34:32.083 --> 00:34:33.500
‫و شروع می‌کنه به داستان گفتن.

00:34:40.042 --> 00:34:42.167
‫عزیزم، بیا باهاش آشنا شو!

00:34:43.292 --> 00:34:44.167
‫سلام.

00:34:46.583 --> 00:34:48.667
‫بیا ببینش!

00:34:49.417 --> 00:34:50.542
‫چقدر کوچیکه.

00:34:51.417 --> 00:34:53.417
‫- خوبی عزیزم؟
‫- آره!

00:34:53.917 --> 00:34:55.792
‫- وای، چقدر نازه!
‫- آره، آره.

00:34:55.875 --> 00:34:58.208
‫- مواظب باش...
‫- می‌تونم بغلش کنم؟

00:34:58.292 --> 00:34:59.917
‫- اوکی.
‫- می‌تونم بغلش کنم؟

00:35:00.000 --> 00:35:02.917
‫باشه، ولی بیا،
‫یاد می‌دم چطوری باید بگیریش.

00:35:04.792 --> 00:35:06.167
‫ببین، این خواهرتِ.

00:35:09.542 --> 00:35:12.083
‫یادمه وقتی داداشم به دنیا اومد،

00:35:12.167 --> 00:35:16.375
‫مامانم گفت "بگیر"،
‫انگار یه عروسک بهم داده باشه.

00:35:16.625 --> 00:35:19.125
‫ببین این لباسا رو برات خریدم.

00:35:19.833 --> 00:35:21.208
‫باید امتحانشون کنیم.

00:35:22.167 --> 00:35:26.208
‫مامانم یه بار برام کشید که
‫آدما چه شکلی‌ان،

00:35:26.292 --> 00:35:27.667
‫و زن و مرد چه فرقی دارن.

00:35:28.042 --> 00:35:30.000
‫و بچه‌ها چجوری به دنیا میان.

00:35:30.083 --> 00:35:33.125
‫نه، داری چیکار می‌کنی؟
‫اینجوری لباساشو درنیار.

00:35:33.208 --> 00:35:34.583
‫سردش می‌شه.

00:35:34.667 --> 00:35:37.083
‫ولی خب جزئیاتشو نگفت.

00:35:37.792 --> 00:35:41.708
‫و اون داستان دونه کوچیکی که بابا
‫توی مامان می‌ذاره...

00:35:41.792 --> 00:35:44.167
‫من مامانمو مثل یه گلدون می‌دیدم.

00:35:44.583 --> 00:35:46.667
‫- فردا لباساشو تنش می‌کنیم.
‫- تو رو خدا.

00:35:46.750 --> 00:35:47.958
‫ببین و یاد بگیر.

00:35:48.042 --> 00:35:52.958
‫سرشو اینجوری بگیر،
‫بعد آروم دستاتو اینجا بذار.

00:35:53.042 --> 00:35:57.292
‫مامان‌بزرگ از این چیزا حرف نمی‌زد.
‫فقط دعا می‌کرد.

00:35:57.375 --> 00:35:59.208
‫آدم و حوا و گناه اولیه.

00:35:59.292 --> 00:36:02.750
‫فردا می‌تونی کمک کنی حمومش کنیم.

00:36:02.833 --> 00:36:05.167
‫ولی می‌خواستم لباساشو امتحان کنم.

00:36:05.250 --> 00:36:07.167
‫فردا، باشه؟
‫من برمی‌گردم.

00:36:07.667 --> 00:36:08.542
‫مامان.

00:36:59.167 --> 00:37:01.500
‫وقتی کوچیک بودم،

00:37:01.583 --> 00:37:03.625
‫بیشتر با دخترای بزرگ‌تر از خودم می‌گشتم.

00:37:03.708 --> 00:37:06.875
‫مامانم می‌گفت باهاشون باشم
‫که بتونم از خیابون رد شم.

00:37:09.333 --> 00:37:10.958
‫اونا داشتن با هم حرف می‌زدن.

00:37:11.042 --> 00:37:14.208
‫من فقط گوش می‌کردم بدون اینکه
‫بفهمم، بعد گفتم: "این دیگه چیه؟"

00:37:14.292 --> 00:37:15.875
‫خیلی ترسیدم، بعدش...

00:37:15.958 --> 00:37:19.250
‫مامان، دیگه نمی‌خوام با دختراي فلور بگردم.

00:37:20.792 --> 00:37:21.750
‫چرا این حرفو می‌زنی؟

00:37:21.833 --> 00:37:23.875
‫نه، نمی‌خوام. اونا بدجورن.

00:37:23.958 --> 00:37:25.083
‫چرا؟

00:37:25.167 --> 00:37:28.792
‫آره، خیلی بد، از اونجا که...
‫اونجا که جیش می‌کنن، خون میاد.

00:37:28.875 --> 00:37:30.167
‫از اونجا.

00:37:32.333 --> 00:37:33.500
‫دستاتو بشور.

00:37:34.083 --> 00:37:35.417
‫بیا سر میز بشینیم.

00:37:56.667 --> 00:37:57.792
‫اوه!

00:38:00.083 --> 00:38:03.833
‫وقتی اولین بار پریود شدم، خیلی ترسیدم.

00:38:04.208 --> 00:38:06.875
‫نمی‌دونم چرا،

00:38:06.958 --> 00:38:08.458
‫فکر می‌کردم رنگش آبیه!

00:38:12.375 --> 00:38:14.542
‫فکر کردم می‌میرم، جدی می‌گم.

00:38:22.167 --> 00:38:23.292
‫ساکت باشین!

00:38:24.542 --> 00:38:25.792
‫سلام دخترا!

00:38:26.125 --> 00:38:28.583
‫اومدم در مورد یه موضوع خیلی مهم حرف بزنم.

00:38:28.750 --> 00:38:31.375
‫لحظه‌ای که دیگه دختر کوچولو نیستین

00:38:31.458 --> 00:38:33.333
‫و خانم می‌شین.

00:38:33.417 --> 00:38:36.167
‫یادمه که بعضی وقتا مامانم

00:38:36.250 --> 00:38:39.208
‫نمی‌تونست نواربهداشتی بخره،

00:38:39.292 --> 00:38:43.208
‫باید با گاز استریل و پنبه
‫یه چیزی درست می‌کردیم

00:38:43.292 --> 00:38:46.167
‫و می‌ذاشتیم بین پاهامون.

00:38:48.042 --> 00:38:51.625
‫خیلی بد بود، وقتی که
‫تو آوریل می‌رفتیم بیرون،

00:38:51.708 --> 00:38:54.333
‫واسه تمرین رژه‌ی خوان سانتا ماریا،

00:38:54.417 --> 00:38:57.083
‫با اون لباسای گرم و عرق‌درآر،

00:38:57.167 --> 00:38:59.292
‫من جوراب شلواری مشکی راهبه‌ها رو می‌پوشیدم.

00:38:59.875 --> 00:39:01.750
‫باید طبل می‌زدم،

00:39:02.417 --> 00:39:04.167
‫ولی نمی‌تونستم درست راه برم،

00:39:04.250 --> 00:39:06.875
‫چون اون چیزی که گذاشته بودم بین پاهام

00:39:06.958 --> 00:39:08.708
‫هی این ور و اون ور می‌رفت تو شرتم!

00:39:08.792 --> 00:39:10.458
‫آخرش چی می‌شد؟

00:39:10.542 --> 00:39:14.375
‫یه گلوله‌ی پنبه و گاز
‫استریل، چسبیده به کمرم!

00:39:14.458 --> 00:39:19.000
‫می‌تونین ۴ تا ۸ ساعت استفاده
‫کنین، بستگی به مقدار خون داره...

00:39:19.083 --> 00:39:22.667
‫ساکت، ساکت دخترا!

00:39:23.333 --> 00:39:24.500
‫اون‌و بده به من!

00:39:24.583 --> 00:39:26.167
‫اون کاغذو بده اینجا!

00:39:36.083 --> 00:39:39.333
‫اون موقع مجبور بودیم این پارچه‌ها
‫رو هم بشوریم، چندش‌آور بود!

00:39:44.208 --> 00:39:48.167
‫کم کم حس می‌کنی شدی مادر تارزان، نه؟

00:39:50.667 --> 00:39:54.500
‫من تغییر خاصی نکردم، همچنان تخت بودم!

00:39:55.250 --> 00:39:59.917
‫می‌دیدم که همه‌ی دوستام
‫کم‌کم سینه‌شون بزرگ شده،

00:40:00.000 --> 00:40:02.750
‫و تو خیابون یه عده متلک بارشون می‌کنن.

00:40:02.917 --> 00:40:06.042
‫منم یه جورایی دلم می‌خواست
‫یکی یه چیزی بهم بگه!

00:40:18.375 --> 00:40:21.500
‫یادمه تو مدرسه، راهبه‌ها در
‫موردش باهامون حرف زدن،

00:40:22.750 --> 00:40:25.792
‫ولی بیشتر شبیه کلاس آناتومی بود!

00:40:39.750 --> 00:40:41.958
‫همه چی تابو بود، سکس هم تابو بود.

00:40:42.042 --> 00:40:45.583
‫نه فقط تو مدرسه، تو خونه و
‫بین پدر و مادرمون هم همین‌طور.

00:40:45.667 --> 00:40:46.667
‫دخترا!

00:40:47.583 --> 00:40:51.667
‫اونا هیچ‌وقت درباره اینکه رابطه
‫با یه مرد یعنی چی حرف نمی‌زدن.

00:40:53.667 --> 00:40:56.167
‫فقط یه سری حرفای کلیشه‌ای می‌زدن...

00:40:56.250 --> 00:40:57.125
‫و اینجا.

00:40:57.208 --> 00:40:58.750
‫…که معنی‌ش این بود:

00:40:59.125 --> 00:41:00.792
‫"حواستون به مردا باشه!"

00:41:01.167 --> 00:41:02.958
‫از چی خنده‌تون گرفته؟

00:41:03.042 --> 00:41:04.417
‫بسه دیگه. چی…؟

00:41:04.500 --> 00:41:06.458
‫ساکت، ساکت!

00:41:07.417 --> 00:41:13.542
‫ترس اینکه یه مرد ممکنه بلایی
‫سرمون بیاره همیشه باهامون بود.

00:41:17.167 --> 00:41:19.458
‫کی رو دیدین؟
‫کی رو دیدین؟

00:41:19.542 --> 00:41:21.417
‫- کی بود؟
‫- دوتا پسر.

00:41:21.500 --> 00:41:23.583
‫خیلی خوشتیپ!

00:41:23.750 --> 00:41:25.958
‫یادمه مامانم،

00:41:27.917 --> 00:41:30.167
‫من تنها دخترش بودم و اون...

00:41:30.917 --> 00:41:34.708
‫خیلی روم حساب باز کرده بود.

00:41:34.875 --> 00:41:38.083
‫ولی من اون چیزی که می‌خواست نبودم.

00:41:38.542 --> 00:41:39.667
‫شنا می‌کردم،

00:41:40.167 --> 00:41:43.958
‫بیسبال بازی می‌کردم
‫و اون همیشه منع‌م می‌کرد.

00:41:44.042 --> 00:41:46.833
‫"عضله‌های مردونه درمیاری!"

00:41:46.917 --> 00:41:49.000
‫این چیزی بود که نگرانش می‌کرد.

00:41:55.958 --> 00:41:58.167
‫خیلی سخت بود که بتونم کنار بذارم

00:41:59.667 --> 00:42:01.042
‫چیزی که بهم یاد داده بودن،

00:42:02.292 --> 00:42:04.625
‫اینکه زن بودن یعنی چی.

00:42:05.542 --> 00:42:08.167
‫خیلی سخت بود که بفهمم

00:42:08.750 --> 00:42:11.958
‫که من فقط یه زن نیستم،
‫یه انسانم.

00:42:12.042 --> 00:42:13.292
‫ته دلم،

00:42:13.375 --> 00:42:16.750
‫من نه زنم، نه مرد،
‫نه سن و سالی دارم،

00:42:17.250 --> 00:42:20.125
‫من همون چیزی‌ام که همه‌ی ما هستیم.

00:42:20.667 --> 00:42:21.875
‫کثافت‌کاری نکن!

00:42:22.792 --> 00:42:24.458
‫قاشق سرو رو بیار.

00:42:24.542 --> 00:42:27.250
‫اون موقع‌ها
‫باید به حرف پدر و مادرت گوش می‌دادی،

00:42:27.333 --> 00:42:29.417
‫راه دیگه‌ای نداشتی.

00:42:30.042 --> 00:42:31.667
‫- اون کشو.
‫- چشم!

00:42:31.750 --> 00:42:34.083
‫ولی من کاملاً تو فاز مخالفت بودم.

00:42:34.167 --> 00:42:36.208
‫دستورات رو انجام می‌دادم
‫ولی با خشم و ناراحتی.

00:42:36.292 --> 00:42:39.208
‫- سینی رو بیار!
‫- دارم میارم، دیگه!

00:42:42.125 --> 00:42:45.375
‫اگه می‌خواستم هر جور
‫که دلم می‌خواد زندگی کنم،

00:42:45.458 --> 00:42:48.125
‫باید یه بهای سنگین می‌دادم،
‫احساس گناه.

00:42:56.417 --> 00:42:57.833
‫غذا چی داریم؟

00:42:57.917 --> 00:43:00.667
‫سیب‌زمینی
‫واسه بچه‌های فضول!

00:43:02.083 --> 00:43:03.792
‫داره میخوره؟

00:43:03.875 --> 00:43:05.875
‫برو، صدات می‌زنم وقتی آماده شد.

00:43:06.292 --> 00:43:08.167
‫"داره میخوره؟!"

00:43:10.250 --> 00:43:12.958
‫گفتم برو، و تو… حواست به کارا باشه.

00:43:13.042 --> 00:43:16.750
‫ولی چرا من؟ همیشه من!
‫چرا اون نه؟

00:43:16.833 --> 00:43:18.167
‫برنج رو بیار!

00:43:23.417 --> 00:43:27.208
‫خیلیا فکر می‌کنن زن بودن
‫یعنی خوش‌لباس و آرایش‌کرده بودن،

00:43:27.292 --> 00:43:29.333
‫همین و بس.

00:43:35.542 --> 00:43:40.208
‫ولی نه، واسه من زن بودن
‫یعنی هم قوی بودن،

00:43:40.292 --> 00:43:43.417
‫هم مهربون و هم پر از احساس.

00:43:43.500 --> 00:43:45.292
‫توی هر کاری که انجام میدیم.

00:43:52.417 --> 00:43:55.000
‫اگه رابطه جنسی داشته باشی،

00:43:55.083 --> 00:43:58.417
‫یعنی باید بهترین معشوقه باشی.

00:44:01.167 --> 00:44:03.917
‫و اگه دشمن باشی، همونطور.

00:44:04.167 --> 00:44:07.167
‫باید یه دشمن قوی و قدرتمند باشی.

00:44:09.958 --> 00:44:14.792
‫تقریباً همه دخترا از بچگی خواب
‫ازدواج و بچه‌دار شدن رو می‌بینن.

00:44:17.583 --> 00:44:20.167
‫واسه اینکه شوهرشونو راضی نگه دارن.

00:44:20.792 --> 00:44:24.667
‫من شوهر آینده‌ام و بچه‌هامو می‌کشیدم،

00:44:25.417 --> 00:44:26.708
‫به سبک خودم.

00:44:27.750 --> 00:44:32.042
‫فکر می‌کردم اگه از قبل برنامه‌ریزی
‫کنم، همونطوری میشن که می‌خوام.

00:44:33.083 --> 00:44:34.292
‫بیشتر می‌خوای؟

00:44:34.750 --> 00:44:36.583
‫نه عزیزم، مرسی. بریز برام!

00:44:37.042 --> 00:44:41.833
‫می‌خواستم شوهرم آدم کاری باشه،
‫یه کارگر زحمتکش تصورش می‌کردم.

00:44:43.833 --> 00:44:46.625
‫تصور می‌کردم صبح که میره سر کار، می‌بوسمش.

00:44:46.708 --> 00:44:49.958
‫بعد برمی‌گرده، لباساش
‫کثیفه و من می‌شورمشون.

00:44:51.417 --> 00:44:56.167
‫بچه‌ها هم، مرتب و تمیز، منتظر باباشون بودن.

00:44:58.292 --> 00:44:59.917
‫و داستان همینجا تموم می‌شد.

00:45:02.000 --> 00:45:02.917
‫بیا!

00:45:03.000 --> 00:45:07.083
‫اصلاً به این فکر نمی‌کردم که شب‌ها چه خبره.

00:45:07.167 --> 00:45:08.625
‫به حرف مامانت گوش کن!

00:45:09.667 --> 00:45:10.750
‫بیا!

00:45:10.833 --> 00:45:12.708
‫صبر کن، هنوز غذا نخوردم.

00:45:13.542 --> 00:45:15.667
‫آخه بشقابم هنوز دست نخورده‌ست!

00:45:27.083 --> 00:45:29.000
‫خیلی عجیبه، چون

00:45:29.083 --> 00:45:32.125
‫مامانم هیچ وقت چیزی
‫درباره مسائل جنسی بهم نگفت.

00:45:32.583 --> 00:45:35.625
‫فقط یه کتاب داد دستم که هنوزم دارمش.

00:45:35.708 --> 00:45:37.375
‫گفت: "اینو بخون!"

00:45:47.708 --> 00:45:49.042
‫همه چی تابو بود.

00:45:49.917 --> 00:45:53.458
‫سکس مثل یه سیاه چاله بود.

00:45:54.500 --> 00:45:57.000
‫انگار وجود نداشت، ولی آدمو می‌بلعید.

00:46:02.833 --> 00:46:05.792
‫الان که فکر می‌کنم می‌بینم، مامانم
‫نمی‌خواست راجع بهش حرف بزنه،

00:46:05.875 --> 00:46:10.792
‫فقط داشت ترساشو منتقل می‌کرد.

00:46:14.625 --> 00:46:16.292
‫اینم لطفاً.

00:46:16.958 --> 00:46:21.042
‫کل ماجرای سکس، انگار یه جرم بود.

00:46:24.083 --> 00:46:25.167
‫حواست باشه!

00:46:28.333 --> 00:46:30.167
‫خیلی سرکوب شده بودیم،

00:46:30.583 --> 00:46:32.167
‫خیلی زیاد.

00:46:34.042 --> 00:46:36.875
‫دختر خانم سمت راست، خانم وسط.

00:46:36.958 --> 00:46:42.333
‫حتی مردا هم خجالتی بودن و در واقع…

00:46:42.417 --> 00:46:43.583
‫نزدیک‌تر بشید.

00:46:43.667 --> 00:46:46.208
‫اونا هم نمی‌دونستن با دوست‌دختراشون

00:46:46.292 --> 00:46:47.625
‫ چجوری باید رفتار کنن.

00:46:48.417 --> 00:46:50.875
‫- اینم خانم؟
‫- آره، لطفاً.

00:47:06.292 --> 00:47:09.458
‫وقتی جوون‌تر بودم، اندام خوبی داشتم،

00:47:09.542 --> 00:47:11.417
‫کمر باریک،

00:47:12.042 --> 00:47:13.792
‫و پاهای…

00:47:15.292 --> 00:47:18.917
‫خیلی هیجان‌انگیز بود که تجربه کنم

00:47:19.667 --> 00:47:24.750
‫قدرت زنانگی، جذابیت و کشش رو.

00:47:25.792 --> 00:47:27.250
‫ببین، ببین.

00:47:37.417 --> 00:47:39.458
‫- این چیه؟
‫- همش باز شده.

00:47:39.542 --> 00:47:40.917
‫و پر از مو.

00:47:41.000 --> 00:47:42.458
‫مال تو هم همینجوریه؟

00:47:44.792 --> 00:47:49.208
‫می‌بینین؟ همون معصومیت
‫و کمبود اطلاعات.

00:47:49.292 --> 00:47:53.583
‫فکر می‌کردم کلمه "کلیتوریس"
‫مثل "پوبیس" باشه.

00:47:53.667 --> 00:47:56.750
‫فکر می‌کردم این دوتا کلمه
‫به هم ربط دارن.

00:48:05.792 --> 00:48:07.333
‫سال‌ها،

00:48:07.417 --> 00:48:11.542
‫به ما نگفتن که زنا
‫هم می‌تونن میل و کشش رو

00:48:11.917 --> 00:48:13.917
‫ احساس کنن.

00:48:18.833 --> 00:48:21.208
‫با خودم می‌گفتم: "او او!"،
‫اگه حس می‌کردم

00:48:21.542 --> 00:48:23.958
‫بیشتر از یه تپش قلب ساده…

00:48:24.042 --> 00:48:25.000
‫یه چیز دیگه؟

00:48:25.083 --> 00:48:27.958
‫پس حتماً یعنی دارم گناه می‌کنم.

00:48:37.625 --> 00:48:42.208
‫ما زنا، نمی‌تونیم یه مرد
‫جوون و قوی رو ببینیم،

00:48:42.833 --> 00:48:45.208
‫باهاش حرف بزنیم، قدم بزنیم،

00:48:45.292 --> 00:48:46.667
‫بدون هیچ نیت خاصی،

00:48:47.042 --> 00:48:48.292
‫جز اینکه دوسش داشته باشیم.

00:48:48.792 --> 00:48:51.667
‫چون سرنوشت واقعی زنا،

00:48:51.833 --> 00:48:53.083
‫اینه که عشق بورزن.

00:48:53.167 --> 00:48:54.167
‫خانم!

00:48:54.250 --> 00:48:57.500
‫ولی مردا همیشه اینو نمی‌فهمن، آلبرتو.

00:48:57.917 --> 00:49:01.292
‫درسته؟ این چیزیه که تو فکر می‌کنی؟

00:49:01.375 --> 00:49:04.000
‫درسته؟ الویرا!

00:49:09.958 --> 00:49:12.167
‫فکر نکن چون رازمو فهمیدی،

00:49:12.250 --> 00:49:13.792
‫دیگه هر کاری بخوای می‌تونی بکنی.

00:49:14.167 --> 00:49:17.042
‫همیشه باید قایمکی، می‌رفتیم سینما.

00:49:18.292 --> 00:49:22.333
‫وقتی چراغا خاموش می‌شد،
‫می‌شد یه کم لذت برد.

00:49:22.417 --> 00:49:25.250
‫الان بیشتر از همیشه بهت نیاز دارم.

00:49:25.417 --> 00:49:26.667
‫نمی‌فهمم!

00:49:27.292 --> 00:49:29.958
‫هر چی یه مرد جذاب‌تر می‌شه،

00:49:30.042 --> 00:49:31.542
‫دوستاش فراموش می‌شن.

00:49:32.417 --> 00:49:35.667
‫بعدش یه چیزی به اسم عشقو می‌فهمی،

00:49:37.333 --> 00:49:40.292
‫ولی با یه کم ترس و اضطراب.

00:49:43.125 --> 00:49:45.458
‫چون حس‌های عجیبی داری.

00:49:46.292 --> 00:49:47.708
‫سایه‌های بدن‌ها،

00:49:47.792 --> 00:49:50.417
‫که با سایه‌های شب قاطی می‌شن.

00:49:51.083 --> 00:49:54.542
‫یادمه که داشتم می‌رسیدم به…

00:49:55.167 --> 00:49:56.292
‫به…

00:49:57.125 --> 00:49:58.833
‫لعنتی، تو سینما…

00:50:14.792 --> 00:50:16.542
‫اولین خیال‌پردازیم

00:50:17.417 --> 00:50:21.750
‫این بود که یکی موقعی که
‫خودارضایی می‌کنم، غافلگیرم کنه.

00:50:25.292 --> 00:50:27.583
‫اینکه یکی نگاهت کنه،

00:50:27.917 --> 00:50:31.542
‫و اون لذتی که توی صورتت می‌بینه،
‫براش خواستنی باشه.

00:50:37.792 --> 00:50:39.167
‫حس کردن

00:50:40.917 --> 00:50:43.667
‫هیجان توی بدن،

00:50:46.083 --> 00:50:49.583
‫تا جایی که به اوجش برسه.

00:50:51.042 --> 00:50:53.458
‫فکر می‌کنی که الان دیگه منفجر می‌شی،

00:50:53.542 --> 00:50:57.417
‫ولی بازم ادامه پیدا می‌کنه
‫و فکر می‌کنی دیگه طاقت نداری.

00:51:05.042 --> 00:51:08.583
‫تا اینکه می‌رسی به یه لحظه‌ای که…

00:51:09.667 --> 00:51:11.083
‫دنیا محو می‌شه.

00:51:53.542 --> 00:51:57.375
‫آره خب، باشه.
‫قهوه نه، ولی یه پیک رو هستم.

00:52:00.292 --> 00:52:02.167
‫من خیلی وقت شناسم.

00:52:03.292 --> 00:52:05.292
‫فقط ده دقیقه وقت می‌ذارم،

00:52:05.833 --> 00:52:08.167
‫اگه اتفاق غیرمنتظره‌ای بیفته...

00:52:38.667 --> 00:52:40.042
‫عروس و داماد رسیدن!

00:52:51.875 --> 00:52:53.667
‫من با عشق ازدواج کردم.

00:52:53.750 --> 00:52:57.083
‫فکر می‌کردم می‌تونم آسمونو با دستام لمس کنم.

00:52:57.708 --> 00:52:58.583
‫عکس بگیر!

00:52:58.667 --> 00:53:01.750
‫بابام مجبور شد یه برگه رضایت امضا کنه

00:53:01.833 --> 00:53:03.292
‫که بتونم ازدواج کنم.

00:53:12.333 --> 00:53:15.375
‫نسل پدر و مادرم خیلی سخت‌گیر بودن.

00:53:15.458 --> 00:53:17.083
‫من باکره ازدواج کردم.

00:53:18.292 --> 00:53:20.375
‫اصلاً امکان دیگه‌ای وجود نداشت.

00:53:26.542 --> 00:53:27.833
‫اولین رقصم،

00:53:27.917 --> 00:53:30.750
‫با همون پسری بود که باهاش ازدواج کردم.

00:53:31.708 --> 00:53:33.167
‫با اولین دوست‌پسرم،

00:53:34.167 --> 00:53:35.333
‫اولین رقصم بود.

00:53:46.042 --> 00:53:47.750
‫وایسا، مامان داره نگامون می‌کنه.

00:53:52.417 --> 00:53:54.167
‫- همه چی اوکیه؟
‫- آره.

00:53:54.792 --> 00:53:57.208
‫یه کم زیادی خورده.

00:54:20.375 --> 00:54:22.250
‫نقطه‌ضعف یه زن،

00:54:22.333 --> 00:54:24.292
‫اینه که دیوونه‌وار عاشق بشه.

00:54:37.667 --> 00:54:38.667
‫وای خدای من!

00:54:40.042 --> 00:54:42.542
‫یه بار، یه لحظه بابامو دیدم،

00:54:43.417 --> 00:54:45.917
‫نصفه‌نیمه لخت، نمی‌دونم چرا.

00:54:46.000 --> 00:54:47.958
‫سریع خودشو پوشوند،

00:54:48.042 --> 00:54:51.458
‫ولی یه لحظه یه چیز سیاه و پشمالو دیدم.

00:54:51.542 --> 00:54:53.792
‫اینجوری دیگه هیچ سوپرایزی
‫در کار نیست، مگه نه؟

00:54:57.792 --> 00:55:00.917
‫خیلی وحشتناکه، یه مرد لخت!

00:55:05.083 --> 00:55:08.167
‫فکر کنم درد داشته باشه،
‫همه اون موهای اون تو!

00:55:11.792 --> 00:55:14.833
‫اون موقع اینجوری فکر می‌کردم.
‫ببینین چقدر خنگ بودم!

00:55:24.458 --> 00:55:27.250
‫هیچکدوم‌مون نمی‌دونستیم باید چیکار کنیم.

00:55:35.583 --> 00:55:37.667
‫چی؟ فرق داشت!

00:57:37.917 --> 00:57:40.250
‫عجیبه، هیچی حس نکردم!

00:57:40.917 --> 00:57:44.500
‫مطمئنی درست انجام دادی،
‫سر جای درست؟

00:57:44.833 --> 00:57:46.875
‫نکنه اشتباهی جایی دیگه بوده؟

00:57:48.292 --> 00:57:50.250
‫نمی‌دونم، فکر نکنم.

00:57:50.333 --> 00:57:52.875
‫- خوب بود برات؟
‫- آره، معلومه.

00:57:55.792 --> 00:57:57.500
‫این "آره، معلومه"

00:57:57.792 --> 00:58:01.750
‫تا سی سالگی باهام بود.

00:58:01.833 --> 00:58:05.208
‫دو تا بچه آوردم، بدون
‫اینکه یه بار لذت ببرم.

00:58:36.042 --> 00:58:40.792
‫تو ماه‌عسلمون، شوهرم خیلی واضح گفت:

00:58:43.042 --> 00:58:44.917
‫"این کارو نکن، اون کارو نکن."

00:58:45.292 --> 00:58:46.500
‫"این کارو دوست ندارم."

00:58:48.083 --> 00:58:50.708
‫"اینجا، من تصمیم می‌گیرم."

00:58:50.792 --> 00:58:52.167
‫اینجا یه لکه هست.

00:58:53.292 --> 00:58:54.542
‫و می‌تونم بگم،

00:58:55.417 --> 00:58:56.542
‫حتی مطمئنم،

00:58:58.792 --> 00:59:03.042
‫که اینا دقیقاً درس‌هایی بود
‫که از پدرش گرفته بود.

00:59:26.417 --> 00:59:30.583
‫تو این شرایط،
‫هم باکره و هم ازدواج‌کرده،

00:59:30.667 --> 00:59:33.708
‫واقعاً پر از حسرت و سرخوردگی بودم.

00:59:40.792 --> 00:59:43.167
‫نه اینکه از ندونستن اذیت بشم،

00:59:43.250 --> 00:59:46.583
‫بلکه دقیقا از این که بدونم ارگاسم چیه

00:59:46.667 --> 00:59:50.167
‫و اینکه می‌تونستم هرچقدر بخوام تجربه‌ش کنم.

00:59:54.542 --> 00:59:57.833
‫این حس سرخوردگی اون‌قدر شدید بود
‫که دیوونه‌م کرده بود،

00:59:57.917 --> 01:00:00.042
‫یه جور وسواس پیدا کرده بودم.

01:00:00.667 --> 01:00:02.167
‫و خودم واسه خودم فراهمش می‌کردم.

01:00:13.042 --> 01:00:16.333
‫یادمه که می‌تونستم خودمو ارضا کنم،

01:00:16.417 --> 01:00:19.625
‫پشت سر هم هفت بار ارگاسم بشم
‫طوریکه نتونم متوقفش کنم، چون...

01:00:19.708 --> 01:00:21.458
‫یه جور جادو بود، نه؟

01:00:23.167 --> 01:00:26.250
‫خود ارضایی

01:00:26.417 --> 01:00:27.667
‫بخشی از زندگی من بود،

01:00:28.292 --> 01:00:30.167
‫در حالی که ازدواج کرده بودم.

01:00:49.667 --> 01:00:55.417
‫بعضی وقتا با شوهرم رابطه داشتم،
‫بعد برمی‌گشتم و خودمو ارضا می‌کردم.

01:01:14.917 --> 01:01:19.583
‫حدود دو سال بعد از ازدواج،

01:01:19.917 --> 01:01:23.125
‫دیگران شروع کردن به پرسیدن:
‫«خب، پس بچه چی؟»

01:01:23.208 --> 01:01:25.875
‫ولی من حس نمی‌کردم که بخوام بچه‌دار بشم.

01:01:32.833 --> 01:01:37.167
‫سه ماهه که باردار بودم، کارمو ول کردم

01:01:37.917 --> 01:01:41.667
‫چون شوهرم دیگه نمی‌خواست کار کنم.

01:01:44.208 --> 01:01:46.000
‫می‌خواستم انگلیسی یاد بگیرم،

01:01:46.083 --> 01:01:49.250
‫ولی اون نه،
‫می‌خواست آشپزی یاد بگیرم.

01:01:55.167 --> 01:01:56.583
‫- داری میری؟
‫- آره.

01:02:00.875 --> 01:02:03.083
‫بار اولی که باردار شدم،

01:02:03.167 --> 01:02:06.875
‫نمیدونستم باید چیکار کنم،
‫پریودم عقب افتاده بود،

01:02:06.958 --> 01:02:08.125
‫و با خودم گفتم:

01:02:08.208 --> 01:02:10.375
‫«عجیبه، چرا پریود نشدم؟»

01:02:10.458 --> 01:02:13.292
‫بعد دیدم شکمم داره بزرگ می‌شه،

01:02:13.375 --> 01:02:15.917
‫سینه‌هامم بزرگ شدن.

01:02:16.292 --> 01:02:18.708
‫حالم بد می‌شد، تهوع داشتم،

01:02:18.792 --> 01:02:20.500
‫همش دلم یه چیزایی می‌خواست.

01:02:21.917 --> 01:02:25.833
‫هیچ‌وقت کسی چیزی در مورد بارداری
‫یا زایمان بهم نگفته بود.

01:02:25.917 --> 01:02:28.167
‫نمیدونستم چی در انتظارمه.

01:02:34.067 --> 01:02:36.442
‫دکتر گفت: «چرا اینجایی؟...

01:02:36.500 --> 01:02:38.792
‫...برو بالا، بچه داره میاد!»

01:02:45.667 --> 01:02:48.167
‫فکر می‌کردم قراره یه پسر داشته باشم.

01:02:49.500 --> 01:02:52.833
‫چند تا از پیرزن‌های خرافاتی
‫با اون روش سوزن امتحانم کردن،

01:02:52.917 --> 01:02:56.333
‫بعضیاشون می‌گفتن:
‫«شکم‌ات شکم پسریه!»

01:03:05.375 --> 01:03:07.625
‫تو اتاق زایمان که بودم،

01:03:07.792 --> 01:03:11.083
‫زنایی رو می‌دیدم
‫که به تخت چنگ می‌زدن، جیغ می‌کشیدن،

01:03:11.167 --> 01:03:12.875
‫و دکترم عصبی شده بود.

01:03:12.958 --> 01:03:15.708
‫با خودم گفتم:
‫«خب، من کی باید جیغ بزنم؟»

01:03:15.792 --> 01:03:16.958
‫باز نگهش دارین!

01:03:20.208 --> 01:03:22.042
‫دکتر، من باید چیکار کنم؟

01:03:22.125 --> 01:03:23.083
‫محکم زور بده.

01:03:24.667 --> 01:03:26.042
‫خیلی محکم‌تر.

01:03:27.542 --> 01:03:30.125
‫زور بزن!
‫برو، برو! محکم‌تر!

01:03:36.958 --> 01:03:39.375
‫و یه دفعه، پوف!
‫سر خورد و بیرون اومد.

01:03:39.458 --> 01:03:41.417
‫و من اصلا، اصلا جیغ نزدم.

01:03:41.500 --> 01:03:42.542
‫خب؟

01:03:43.208 --> 01:03:44.667
‫یه دختره.

01:03:45.292 --> 01:03:47.125
‫تو نمی‌خوایش؟ من که می‌خوام!

01:03:47.208 --> 01:03:48.708
‫نه، نه، اون مال منه!

01:04:00.000 --> 01:04:02.167
‫یه چیز قدیمیه،

01:04:02.542 --> 01:04:05.333
‫ولی در عین حال خیلی قهرمانانه‌ست.

01:04:07.958 --> 01:04:10.250
‫اون موقع‌ها
‫بهتون یه آمپول می‌زدن.

01:04:10.333 --> 01:04:13.250
‫بعدش از اونجا می‌رفتین
‫بیرون، تقریباً مثل آدمای معتاد.

01:04:13.333 --> 01:04:15.667
‫منو بردن خونه،

01:04:15.750 --> 01:04:19.083
‫بعد رفتم پیش همسایه‌ها
‫با بچه‌م توی بغل

01:04:19.167 --> 01:04:22.417
‫که بهشون نشون بدم
‫چی کار کردم، چی از توی من بیرون اومده.

01:04:30.208 --> 01:04:32.667
‫و از اون لحظه، زندگیم کلاً عوض شد.

01:04:32.750 --> 01:04:34.167
‫دیگه همون آدم سابق نبودی.

01:04:35.292 --> 01:04:38.542
‫یه قبل و بعد داره،
‫یه زندگی جدید.

01:05:02.333 --> 01:05:05.625
‫یادمه که یه بحران هویتی رو تجربه کردم.

01:05:08.833 --> 01:05:12.917
‫دیگه یه دختر مجرد نبودم،
‫دیگه فقط یه زن نبودم،

01:05:13.000 --> 01:05:16.792
‫دیگه هیچ چیزی نبودم
‫جز یه مادر با یه بچه.

01:05:20.500 --> 01:05:24.833
‫این حس خوشحالم می‌کرد،
‫ولی سخت هم بود.

01:05:29.917 --> 01:05:31.167
‫احساس می‌کردم

01:05:32.292 --> 01:05:36.875
‫به اندازه کافی قوی نیستم که مادر باشم.

01:05:40.500 --> 01:05:43.292
‫انگار که کوچیک‌تر شده باشم،
‫احساس گم شدن می‌کردم،

01:05:43.375 --> 01:05:46.167
‫انگار که زمین
‫زیر پام خالی شده باشه.

01:05:59.083 --> 01:06:00.625
‫کم‌کم یاد می‌گیری که مادر باشی،

01:06:01.167 --> 01:06:03.542
‫ولی بعدش بچه‌ت

01:06:04.042 --> 01:06:07.042
‫یه عالمه چیز درباره خودت یادت می‌ده.

01:06:16.833 --> 01:06:19.708
‫یه جور عشقیه که نمی‌شه توضیحش داد.

01:06:25.417 --> 01:06:28.917
‫یه رابطه خیلی عمیقه، یه...

01:06:31.125 --> 01:06:33.208
‫یه مسئولیت بزرگه،

01:06:34.042 --> 01:06:36.542
‫چون نمی‌خوای همون

01:06:37.208 --> 01:06:38.917
‫تجربه‌های بد رو تکرار کنه.

01:06:39.542 --> 01:06:41.042
‫بیا بریم بخوابیم.

01:06:42.208 --> 01:06:45.542
‫نمی‌دونی قراره چی بهش منتقل کنی،

01:06:46.042 --> 01:06:48.167
‫مخصوصاً اگه دختر باشه.

01:06:48.542 --> 01:06:51.708
‫مامان، می‌خوام موهات رو درست کنم!

01:06:51.792 --> 01:06:55.417
‫چون توی این کار هیچ مدرکی وجود نداره.

01:06:58.208 --> 01:07:00.542
‫- مشق نداشتی؟
‫- نه.

01:07:02.208 --> 01:07:03.542
‫- مطمئنی؟
‫- آره.

01:08:07.083 --> 01:08:08.167
‫بیا تو!

01:08:10.458 --> 01:08:11.667
‫سلام.

01:08:15.417 --> 01:08:17.292
‫خب...

01:08:19.292 --> 01:08:20.417
‫بیا تو، بیا تو.

01:08:25.917 --> 01:08:29.957
‫یه آبجو خوردیم.

01:08:30.042 --> 01:08:31.207
‫آدرسو راحت پیدا کردی؟

01:08:31.292 --> 01:08:36.875
‫خیلی خوب بود، دستمو گرفت،
‫یه عالمه حرف باهام زد...

01:08:37.542 --> 01:08:40.292
‫آره، چون آدرسو دقیق بهم دادی.

01:08:43.075 --> 01:08:45.775
‫♪ Quedate Amor - Sus Diamantes ♪

01:08:55.292 --> 01:08:57.457
‫بعد بهم گفت:
‫"میشه ببوسمت؟"

01:08:57.542 --> 01:09:00.582
‫منم گفتم: "اَه، نه!
‫دیگه از ما گذشته!

01:09:01.667 --> 01:09:04.042
‫"اصلاً این چه حرفیه،
‫اجازه گرفتن واسه بوسیدن؟

01:09:04.125 --> 01:09:06.207
‫"بوسیدن یه چیز طبیعیه، همین."

01:09:06.292 --> 01:09:09.292
‫واقعاً عجیبه،
‫که آدم اجازه بوسیدن بخواد!"

01:09:11.167 --> 01:09:15.292
‫بعدش هم هی بهم زنگ می‌زد.
‫هنوزم با هم بیرون می‌ریم.

01:09:15.667 --> 01:09:18.167
‫و حدس بزن چی؟
‫الان شش ساله باهمیم.

01:09:22.542 --> 01:09:24.792
‫رفتم پیش دکتر و بهش گفتم:

01:09:24.875 --> 01:09:26.957
‫باید یه سری آزمایش بدم.

01:09:27.042 --> 01:09:30.207
‫یه دوست پسر دارم، با هم چند تا
‫نوشیدنی خوردیم و بعد با هم خوابیدیم.

01:09:30.292 --> 01:09:31.667
‫چی؟ تو این سن؟

01:09:31.750 --> 01:09:34.292
‫آره دخترجون، یادداشت کن.

01:09:34.375 --> 01:09:37.917
‫وقتی به سن من رسیدی،
‫همین کارو کن و حالشو ببر.

01:09:38.000 --> 01:09:39.207
‫تلخ و ناراحت نباش.

01:09:41.000 --> 01:09:42.957
‫انگار که از شیطون حرف زده باشم.

01:09:43.042 --> 01:09:45.375
‫دکتر، باید یه سری آزمایش بدم.

01:09:45.457 --> 01:09:48.542
‫یه دوست پسر دارم، با هم چند تا
‫نوشیدنی خوردیم و بعد با هم خوابیدیم.

01:09:48.707 --> 01:09:50.417
‫حتی اگه...

01:09:51.750 --> 01:09:53.542
‫یه کم از فرم افتاده باشم،

01:09:54.917 --> 01:09:59.917
‫تو رابطه‌ی فیزیکی و صمیمی،
‫هنوزم کاملاً

01:10:00.417 --> 01:10:02.042
‫رو فرم و قبراقم.

01:10:03.167 --> 01:10:05.792
‫و هنوز می‌تونم حس کنم

01:10:08.792 --> 01:10:11.958
‫زیاد؛ شاید همون‌قدر که قبلاً حس می‌کردم.

01:10:12.042 --> 01:10:13.417
‫گهگاه، گهگاه هم نه.

01:10:13.792 --> 01:10:15.208
‫ولی مهم نیست.

01:10:15.292 --> 01:10:17.333
‫و قشنگیش اینه که

01:10:17.417 --> 01:10:22.750
‫دیگه اون وسواس قبلی رو ندارم که
‫چیزی رو که ازش محروم بودم تجربه کنم.

01:10:23.375 --> 01:10:25.917
‫رابطه‌های سنتی،

01:10:26.000 --> 01:10:29.042
‫و یه سری چیزای دیگه
‫مثل سکس دهانی.

01:10:29.667 --> 01:10:31.292
‫خیلی دوسش دارم.

01:10:31.375 --> 01:10:34.167
‫خیلی، خیلی، خیلی لذت‌بخشه.

01:10:34.792 --> 01:10:37.458
‫مقدمات رابطه.

01:10:37.542 --> 01:10:39.375
‫خیلی ازش لذت می‌برم.

01:10:39.458 --> 01:10:41.250
‫الآن که سنم بالاتر رفته.

01:10:41.333 --> 01:10:44.792
‫بعد از این همه سال
‫که هیچ‌وقت ارضا نداشتم.

01:10:45.167 --> 01:10:49.583
‫حالا که می‌دونم لذت واقعی چیه،
‫خیلی خوبه.

01:10:49.667 --> 01:10:52.875
‫البته نه اینکه
‫خیلی وحشی باشم،

01:10:52.958 --> 01:10:55.458
‫که همش بخوام و چند بار پشت سر هم، نه.

01:10:55.833 --> 01:10:57.292
‫بحث از اینجا شروع می‌شه که:

01:10:57.583 --> 01:10:59.875
‫"مطمئن نیستم، یه کم چاق شدم،

01:10:59.958 --> 01:11:01.458
‫سینه‌هام افتاده.

01:11:01.542 --> 01:11:02.750
‫خجالت می‌کشم.

01:11:02.833 --> 01:11:05.708
‫چراغو خاموش کن، تو تاریکی بهتره."

01:11:06.750 --> 01:11:10.125
‫اولین باری که لباسامو درآوردم،
‫یه حس عجیبی داشتم...

01:11:10.208 --> 01:11:12.292
‫آره، خیلی استرس داشتم.

01:11:25.917 --> 01:11:28.292
‫همه‌ی چراغارو روشن نکردم،

01:11:28.458 --> 01:11:30.958
‫ولی یه کمی نور بود،

01:11:31.042 --> 01:11:34.792
‫که بشه دید چی کار داریم می‌کنیم،
‫با کی و چجوری.

01:11:36.417 --> 01:11:38.958
‫اگه بخوام واضح‌تر بگم...

01:11:39.375 --> 01:11:41.167
‫دیگه میشه فیلم پورن.

01:11:49.833 --> 01:11:52.750
‫ما هر چهارشنبه همدیگه رو می‌بینیم.

01:11:52.833 --> 01:11:55.333
‫خوش می‌گذرونیم، موسیقی گوش می‌دیم.

01:11:55.875 --> 01:11:59.333
‫خوبه،
‫چون معمولاً تنها هستم،

01:11:59.917 --> 01:12:02.167
‫و آزادی زیادی دارم.

01:12:04.250 --> 01:12:05.792
‫بهش میگم: "ببین،

01:12:06.792 --> 01:12:08.292
‫این فکرو از سرت بیرون کن

01:12:09.042 --> 01:12:10.833
‫که یه رابطه جدی بخوای

01:12:10.917 --> 01:12:13.292
‫و با من زندگی کنی."

01:12:15.000 --> 01:12:17.417
‫این مساویه با مرگ هر رابطه‌ای.

01:12:18.542 --> 01:12:19.833
‫این ازدواجه.

01:12:20.958 --> 01:12:24.083
‫می‌خوای جادوی یه رابطه رو از دست بدی؟

01:12:24.167 --> 01:12:25.167
‫ازدواج کن!

01:12:26.583 --> 01:12:29.792
‫وقتی فقط با هم در ارتباطین، عاشقین،

01:12:30.333 --> 01:12:32.292
‫همیشه مرتب و خوشبو میان.

01:12:32.375 --> 01:12:36.042
‫نه لباس زیر چرک دارن، نه پاشون بوی بد میده،

01:12:36.125 --> 01:12:37.583
‫نفسشون همیشه تازه‌ست.

01:12:38.875 --> 01:12:41.667
‫ولی ازدواج کن ببین چی میشه...
‫نه بابا، بی‌خیال!

01:12:43.542 --> 01:12:47.292
‫شبا خر و پفشون مثل دریل برقی میشه.

01:12:48.458 --> 01:12:50.375
‫عرق می‌کنن، اصلاً براشون مهم نیست.

01:12:50.958 --> 01:12:53.042
‫اگه نفخ داشته باشن، راحت ولش می‌کنن.

01:12:53.125 --> 01:12:55.208
‫عاشقا این کارا رو نمی‌کنن.

01:12:55.292 --> 01:12:56.917
‫نه، اینجوری نه.

01:13:03.917 --> 01:13:09.042
‫تو نمی‌خوای پرستار من بشی،
‫چون آخرش اونجا می‌رسیم،

01:13:09.375 --> 01:13:12.083
‫منم اصلاً دوست ندارم پرستار تو باشم.

01:13:12.708 --> 01:13:14.458
‫پس تا می‌تونیم خوش بگذرونیم!

01:13:14.542 --> 01:13:17.958
‫- کلیداتو داری؟
‫- کلید، کیف پول، همه چی.

01:13:18.042 --> 01:13:21.083
‫هرکی خونه‌ی خودش،
‫همه چی سر جای خودش!

01:13:29.875 --> 01:13:32.125
‫انگار تازه همدیگه رو دیدیم.

01:13:33.417 --> 01:13:35.833
‫دقیقاً همون حس.

01:13:35.917 --> 01:13:37.542
‫یه عالمه ذوق و شوق تو دل.

01:13:37.625 --> 01:13:40.833
‫وقتی میری حموم،
‫چون می‌دونی بعدش چی قراره بشه.

01:13:40.917 --> 01:13:42.750
‫وااای، چه دوش لذت‌بخشی!

01:13:50.750 --> 01:13:52.917
‫وقتی بهم میگه:

01:13:53.000 --> 01:13:55.042
‫"دیشب چطور بود؟ محشر بود!"

01:13:55.125 --> 01:13:58.750
‫یه حس برق گرفتگی
‫از سر تا پام رد میشه.

01:14:05.500 --> 01:14:08.167
‫این قشنگ‌ترین دوره‌ی زندگی منه،

01:14:08.250 --> 01:14:10.458
‫چون کاملاً آزادم.

01:14:19.167 --> 01:14:21.167
‫اکثر مردم اینجوری فکر می‌کنن:

01:14:21.250 --> 01:14:23.000
‫"نه بابا، تو این سن دیگه نه،

01:14:23.083 --> 01:14:25.500
‫از این چیزا گذشتیم،
‫دیگه اون هیجان رو ندارم."

01:14:26.042 --> 01:14:28.708
‫وای نه، چقدر آدمای ناامید و تلخ!

01:14:33.458 --> 01:14:35.583
‫ولی من فکر می‌کنم
‫بدن یه زن...

01:14:36.083 --> 01:14:38.083
‫همیشه گرما داره.

01:14:46.917 --> 01:14:49.417
‫مشکل اینه که این گرما...

01:14:49.917 --> 01:14:53.792
‫با تحقیرها و سرکوب‌ها خاموش میشه،

01:14:54.417 --> 01:14:56.792
‫مثل این که روش
‫آب یخ بریزن.

01:14:56.875 --> 01:14:57.917
‫یه لیوان بریز برام.

01:15:06.542 --> 01:15:07.792
‫چقدر خوشگلی!

01:15:10.458 --> 01:15:12.042
‫یه زن...

01:15:12.917 --> 01:15:16.542
‫هیچ‌وقت از درون حس زنده
‫بودنش رو از دست نمی‌ده.

01:15:16.917 --> 01:15:18.042
‫بفرما عزیزم.

01:15:22.667 --> 01:15:24.208
‫- خوب بود؟
‫- عالی.

01:15:24.292 --> 01:15:27.333
‫هیچ‌وقت نیازش
‫به بوسه، آغوش، نوازش از بین نمیره،

01:15:27.792 --> 01:15:30.833
‫هیچ‌وقت.

01:15:38.417 --> 01:15:42.333
‫اون مرحله‌ی میانی...
‫دختر جوون، مادر،

01:15:42.417 --> 01:15:45.250
‫کدبانو...
‫اون سخت‌ترین بخشش بود.

01:15:45.333 --> 01:15:47.667
‫- امروز چطور بود؟
‫- خوب، گفتم که!

01:15:47.750 --> 01:15:50.417
‫چون دیگه اون دختر بچه‌ی معصوم نبودم.

01:15:50.500 --> 01:15:52.542
‫آروم باش! بچه اینجاست.

01:15:52.625 --> 01:15:56.667
‫یه کم بیشتر حواسم به خطر بود.

01:15:58.208 --> 01:15:59.208
‫می‌خواستم آماده کنم...

01:15:59.292 --> 01:16:01.208
‫باید خیلی مراقب می‌بودم.

01:16:03.917 --> 01:16:06.208
‫بچه داشت چهار دست و پا می‌رفت،

01:16:06.292 --> 01:16:08.625
‫یه انگشتش رو کرد توی باند.

01:16:09.917 --> 01:16:13.042
‫اونم خواست بچه رو بزنه

01:16:13.125 --> 01:16:15.458
‫بعد بهم گفت:
‫"ولم کن، وگرنه نوبت توئه!"

01:16:15.542 --> 01:16:17.500
‫بزن دیگه، اگه مردشی!

01:16:34.167 --> 01:16:39.292
‫وقتی تو شرایط خشونت
‫خانگی و تعرض قرار می‌گیری،

01:16:40.167 --> 01:16:43.542
‫اولش فکر می‌کنی
‫فقط واسه تو اتفاق افتاده،

01:16:43.625 --> 01:16:45.000
‫فکر می‌کنی یه مورد خاصی.

01:16:45.917 --> 01:16:49.875
‫ولی بعدش می‌فهمی
‫که این‌طور نیست.

01:16:50.875 --> 01:16:53.167
‫که خیلیا دارن همینو تجربه می‌کنن.

01:17:19.667 --> 01:17:20.917
‫شوهرت اومده بود.

01:17:22.583 --> 01:17:24.125
‫باید می‌دیدی چه گریه‌ای می‌کرد.

01:17:24.417 --> 01:17:27.583
‫هیچ‌وقت فکر نکرده بودم
‫یه روز زن مطلقه بشم،

01:17:28.292 --> 01:17:30.750
‫هیچ‌وقت بهش حتی فکر نکرده بودم.

01:17:33.667 --> 01:17:37.667
‫مامانم می‌اومد و می‌گفت:
‫"ببخشش، بدبختو."

01:17:40.708 --> 01:17:42.167
‫چطوری عزیزم؟

01:17:45.042 --> 01:17:48.125
‫بهش گفتم: "بابا،
‫این‌جوری شد، اون‌جوری شد..."

01:17:48.208 --> 01:17:51.375
‫گاهی آدم عصبانی می‌شه،
‫بدون این‌که بفهمه چیکار می‌کنه.

01:17:53.417 --> 01:17:56.500
‫نه بابا، می‌ترسم
‫همین بلا رو سر بچه هم بیاره.

01:17:57.750 --> 01:18:00.375
‫می‌خوام طلاق بگیرم،
‫نمی‌خوام ذره‌ذره بمیرم.

01:18:01.250 --> 01:18:04.875
‫بهت گفته بودم نگیرش،
‫آدم درستی نیست.

01:18:06.042 --> 01:18:07.375
‫گوش نکردی به من.

01:18:08.667 --> 01:18:09.667
‫حالا...

01:18:12.667 --> 01:18:13.667
‫حالا،

01:18:14.625 --> 01:18:16.792
‫تحمل کن، اینم قسمتته.

01:18:18.792 --> 01:18:20.875
‫تحمل کن، اینم قسمتته.

01:18:27.917 --> 01:18:30.500
‫۱۷ سال تو وحشت زندگی کردم،

01:18:31.667 --> 01:18:34.417
‫تجاوزهای همیشگی،

01:18:34.500 --> 01:18:36.542
‫هیچ‌وقت نفهمیدم چرا.

01:18:40.167 --> 01:18:41.667
‫بزرگ شدم

01:18:42.042 --> 01:18:46.167
‫بدون این‌که بدونم یا بفهمم

01:18:47.042 --> 01:18:50.042
‫که ممکنه شوهر آدم هم به آدم تجاوز کنه.

01:18:53.667 --> 01:18:57.250
‫بعد فهمیدم
‫که رکورد زدم،

01:18:58.375 --> 01:19:02.875
‫چون هر وقت که می‌خواست،
‫هر جا که می‌خواست، هر جور که می‌خواست...

01:19:02.958 --> 01:19:09.000
‫هیچ حد و مرزی نداشت،
‫با هر کسی هم بود.

01:19:13.667 --> 01:19:15.792
‫ولی من مریض شدم،

01:19:16.292 --> 01:19:17.917
‫حالم روزبه‌روز بدتر شد.

01:19:20.667 --> 01:19:25.083
‫دکتر گفت
‫باید درمان بشم،

01:19:25.542 --> 01:19:27.667
‫وگرنه ممکنه بمیرم.

01:19:28.667 --> 01:19:31.500
‫ولی به نظرم لطف خدا بود.

01:19:31.583 --> 01:19:34.458
‫شاید عجیب باشه،
‫ولی اون لحظه همین حسو داشتم.

01:19:37.625 --> 01:19:41.417
‫بعد که حالم خیلی بد شد، تصمیم گرفتم

01:19:42.292 --> 01:19:44.750
‫خودمو... رها کنم... بمیرم.

01:19:46.417 --> 01:19:49.500
‫با خودم گفتم
‫اگه این‌جوری بمیرم،

01:19:49.583 --> 01:19:51.208
‫دیگه مقصر نیستم.

01:19:54.083 --> 01:19:55.625
‫و همین شد.

01:19:55.708 --> 01:19:58.708
‫دیگه نرفتم دکتر
‫و حالم بدتر شد.

01:19:58.792 --> 01:20:01.917
‫بوی وحشتناکی می‌دادم.

01:20:02.542 --> 01:20:05.417
‫سرطان دهانه رحم داشتم.

01:20:06.167 --> 01:20:08.042
‫با این حال...

01:20:08.417 --> 01:20:10.083
‫اون هنوزم بهم تجاوز می‌کرد.

01:20:12.667 --> 01:20:15.042
‫یادمه همون روزی که از بیمارستان مرخص شدم

01:20:15.542 --> 01:20:18.208
‫دوباره بهم تجاوز شد.

01:20:18.292 --> 01:20:20.500
‫بعد از این که عمل هیسترکتومی
‫(برداشتن رحم) داشتم.

01:20:27.875 --> 01:20:31.958
‫به خاطر اون تجاوز، مجبور شدم
‫فردای عمل دوباره برگردم بیمارستان.

01:20:37.042 --> 01:20:39.208
‫یه سری اتفاقا یهویی می‌افتن،

01:20:39.292 --> 01:20:42.417
‫یه روز یه دوست قدیمی که دکتر بود رو دیدم.

01:20:43.917 --> 01:20:46.667
‫خیلی وقت بود همدیگه رو ندیده بودیم.

01:20:46.750 --> 01:20:49.208
‫اون یادش بود که تو
‫دانشگاه باهام هم‌کلاس بود،

01:20:49.292 --> 01:20:53.250
‫ولی حالا داشت تصویر ذهنیشو
‫مقایسه می‌کرد با زنی که جلوش بود،

01:20:53.333 --> 01:20:55.333
‫رنگ‌پریده، لاغر، مریض.

01:20:57.792 --> 01:21:00.750
‫با هم یه قهوه خوردیم، بعدش یهو کم آوردم.

01:21:00.833 --> 01:21:03.125
‫همه چی رو براش تعریف کردم.

01:21:08.792 --> 01:21:11.417
‫راستش، دیگه نمی‌خواستم زنده بمونم.

01:21:11.500 --> 01:21:14.917
‫حتی واسه بچه‌هام هم اون لحظه دلیلی نداشتم.

01:21:15.000 --> 01:21:17.500
‫فکر می‌کردم بدون من حالشون بهتره.

01:21:17.583 --> 01:21:18.667
‫الان برمی‌گردم!

01:21:20.458 --> 01:21:21.708
‫عزیزم، کجا میری؟

01:21:21.792 --> 01:21:24.292
‫- اِ، کجا میری؟
‫- یه کاری دارم.

01:21:25.215 --> 01:21:27.835
‫هرزۀ عوضی!

01:21:34.917 --> 01:21:36.667
‫دو بار عمل شدم.

01:21:38.667 --> 01:21:40.667
‫همه چی درست میشه.

01:21:40.750 --> 01:21:44.917
‫خیلی ناراحت و افسرده از
‫بیمارستان اومدم بیرون، چون...

01:21:47.458 --> 01:21:50.042
‫انگار حتی تو کاری که می‌خواستم
‫انجام بدم هم موفق نشده بودم.

01:21:50.125 --> 01:21:51.500
‫نشد که بمیرم.

01:21:52.542 --> 01:21:53.917
‫زنده موندم.

01:21:58.167 --> 01:22:02.667
‫اما همیشه یه انرژی، یه چیزی، یه روحیه...

01:22:03.167 --> 01:22:04.292
‫نمیدونم چی بود.

01:22:06.792 --> 01:22:11.417
‫از نظر جسمی نابود شده بودم،

01:22:12.167 --> 01:22:13.875
‫ولی از نظر روحی...

01:22:14.958 --> 01:22:16.250
‫یه چیزی...

01:22:16.333 --> 01:22:17.917
‫- کجا بودی؟
‫- هیجا.

01:22:18.000 --> 01:22:20.542
‫... که باعث شد قوی‌تر بشم.

01:22:40.667 --> 01:22:43.208
‫شروع کردم قدم‌هایی بردارم،

01:22:43.292 --> 01:22:46.375
‫جاهایی برم که قبلاً نرفته بودم.

01:22:57.417 --> 01:23:01.292
‫شروع کردم از بچه‌هام و خونه‌م محافظت کنم.

01:23:01.667 --> 01:23:02.833
‫آره.

01:23:03.167 --> 01:23:07.042
‫حتی سقفی که بالای سرمون بود رو حفظ کنم.

01:23:08.625 --> 01:23:10.667
‫باید بهش بگین اینجا رو امضا کنه.

01:23:10.750 --> 01:23:13.833
‫و با کمک عزیزانم...

01:23:16.542 --> 01:23:17.792
‫موفق شدم.

01:23:19.417 --> 01:23:22.875
‫موفق شدم و دوباره سر پا شدم.

01:23:24.667 --> 01:23:25.792
‫اینجا رو امضا کن.

01:23:40.542 --> 01:23:42.792
‫یه نقطه عطف بود.

01:23:43.708 --> 01:23:47.708
‫یه فرصت واسه این که
‫دوباره کنترل زندگیمو بگیرم.

01:23:47.792 --> 01:23:48.792
‫امضا کرد!

01:23:57.667 --> 01:24:01.167
‫این یه دوره از زندگیمه که باید فراموشش کنم،

01:24:01.250 --> 01:24:03.625
‫اما واقعیت اینه که نمی‌خوام.

01:24:04.167 --> 01:24:06.667
‫شاید به خاطر اینه که قوی‌ترم کرد.

01:24:22.625 --> 01:24:25.625
‫مثل ققنوس از خاکسترام بلند شدم.

01:24:26.417 --> 01:24:28.042
‫و این فوق‌العاده بود.

01:24:28.417 --> 01:24:30.375
‫بالاخره احساس آزادی کردم.

01:24:30.458 --> 01:24:33.458
‫دیگه نه مال پدر و مادرم بودم، نه مال شوهرم.

01:24:43.292 --> 01:24:47.417
‫دوباره شجاعتمو پیدا کردم،
‫شوق زندگی رو حس کردم.

01:24:53.833 --> 01:24:57.292
‫و قشنگ‌ترین قسمت این ماجرا اینه که...

01:24:58.042 --> 01:25:00.917
‫وقفه‌ای که بینش افتاد، پایانشو خراب نکرد.

01:25:04.417 --> 01:25:06.792
‫و حالا، دوباره لبخند می‌زنم،

01:25:07.417 --> 01:25:10.667
‫راحت و بی‌پرده درباره این چیزا حرف می‌زنم،

01:25:11.958 --> 01:25:14.417
‫و این حتی باعث افتخارمه.

01:25:27.042 --> 01:25:28.667
‫حس کردن این آزادی،

01:25:29.917 --> 01:25:31.500
‫آزادی اینکه همونی باشی که قلبت می‌خواد،

01:25:31.583 --> 01:25:34.708
‫آزادی‌ای که سن، جنسیت، هیچ حد و مرزی نداره،

01:25:34.792 --> 01:25:38.458
‫رهایی از باری که همیشه
‫مجبور بودیم تحمل کنیم،

01:25:38.542 --> 01:25:42.167
‫فقط به این خاطر که مردیم یا زنیم.

01:25:47.292 --> 01:25:50.167
‫اگه یه پری مهربون بیاد و بگه

01:25:50.250 --> 01:25:52.833
‫می‌تونه منو به هر زمانی از زندگیم برگردونه،

01:25:52.917 --> 01:25:54.958
‫هر لحظه‌ای که بخوام،

01:25:56.167 --> 01:25:58.875
‫ازش می‌خواستم آرزومو عوض کنه.

01:25:58.958 --> 01:26:02.792
‫چون واقعیت اینه که همین
‫الان، درست همین‌جا، خوبم.

01:26:06.542 --> 01:26:07.667
‫چون آره،

01:26:08.167 --> 01:26:11.292
‫همین حالا، و گوش شیطون کر،

01:26:12.333 --> 01:26:14.042
‫بالاخره خوشحالم.

01:26:28.333 --> 01:26:46.042
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:26:46.066 --> 01:26:58.066
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.