﻿WEBVTT

00:00:02.160 --> 00:00:06.160
این برنامه حاوی صحنه‌های خشونت‌آمیز
ارجاعات جنسی و نژادپرستی می‌باشد

00:00:24.378 --> 00:00:44.378
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:44.640 --> 00:00:48.439
کریستوفر لی
بلندقد، جذاب، شیک

00:00:48.440 --> 00:00:50.439
خیلی اشرافی
کمی شق‌ورق

00:00:50.440 --> 00:00:52.459
باشکوه
مغرور

00:00:52.460 --> 00:00:54.759
جدی
کمی غیرصمیمی

00:00:54.760 --> 00:00:57.159
شخصیت قدرتمندی داشت

00:00:57.160 --> 00:00:59.599
همیشه از اون بعنوان دراکولا یاد میشه

00:00:59.600 --> 00:01:01.599
چون دراکولای قدرتمندی بود

00:01:01.600 --> 00:01:05.600
هاله‌ای دائمی اطراف اون وجود داشت
که نشونه‌ای از وقار بود

00:01:05.720 --> 00:01:09.119
یجور ابهت ترسناکی داشت
...که آدم با خودش می‌گفت

00:01:09.120 --> 00:01:11.599
" اوه، دیدنش از نزدیک باید خیلی ترسناک باشه "

00:01:11.600 --> 00:01:15.359
گاهی اوقات مردم بهش می‌گفتن
...همیشه نقش‌های شرور بازی می‌کنی

00:01:15.360 --> 00:01:17.399
همیشه نقش منفی بازی می‌کنی...

00:01:17.400 --> 00:01:19.359
اون جواب می‌داد
نه، من نقش انسان‌ها رو بازی می‌کنم

00:01:19.360 --> 00:01:22.919
خیر و شر یجور حالت ذهنیه
بستگی داره شما به کدوم سمت متمایل باشید

00:01:22.920 --> 00:01:25.639
بنظرم روحیه لطیفی داشت

00:01:25.640 --> 00:01:28.279
نکته جالبی که در مورد هیولاها
 ...باید بخاطر بسپارید

00:01:28.280 --> 00:01:30.199
...و مردم اغلب فراموش می‌کنن

00:01:30.200 --> 00:01:33.260
اینه که سایر هیولاها قربانی هستن...

00:01:35.240 --> 00:01:38.260
خوشوقتم
من کریستوفر لی هستم

00:01:40.520 --> 00:01:43.060
خوشوقتم
من کریستوفر لی هستم

00:01:43.400 --> 00:01:45.620
خوشوقتم
من کریستوفر لی هستم

00:01:45.800 --> 00:01:48.180
خوشوقتم
من کریستوفر لی هستم

00:01:49.160 --> 00:01:52.140
خوشوقتم
من کریستوفر لی هستم

00:01:52.720 --> 00:01:55.239
...در تاریخ 7 جون 2015

00:01:55.240 --> 00:01:58.359
در سن 93 سالگی...
 دار فانی رو وداع گفتم

00:01:58.360 --> 00:02:01.519
ممکنه برای برخی
...لحظه تعیین‌کننده‌ای باشه

00:02:01.520 --> 00:02:03.799
اما نه برای من...
ابدا

00:02:03.800 --> 00:02:07.340
تا اون زمان
مردن برای من امری عادی شده بود

00:02:07.840 --> 00:02:10.039
شاید بشه اسمشو گذاشت مال‌التجاره

00:02:11.639 --> 00:02:15.639
« زندگی و مرگ‌های کریستوفر لی »

00:03:29.880 --> 00:03:33.679
...زمانی که در تاریخ 27 می 1922 بدنیا اومدم

00:03:33.680 --> 00:03:37.199
فصل جدیدی از داستان
 ...خانواده اشرافی ایتالیایی بودم

00:03:37.200 --> 00:03:39.159
" خاندان کاراندینی "

00:03:39.160 --> 00:03:43.160
سبقه خاندان کاراندینی
 به قرن دوازدهم برمی‌گرده

00:03:43.640 --> 00:03:47.279
اینجا نشان رسمیِ ما رو می‌بینید
...که در قرن پانزدهم

00:03:47.280 --> 00:03:51.140
توسط فردریک بارباروسا...
امپراتور روم به ما اعطا شد

00:03:51.680 --> 00:03:55.319
دودمان اشرافیِ ما رو
 میشه تا " شارلمانی " ردیابی کرد

00:03:55.320 --> 00:03:57.679
اما بهتره زمان رو با جزییات تلف نکنیم

00:03:57.680 --> 00:03:59.919
...در شجره‌نامه کاراندینی

00:03:59.920 --> 00:04:03.679
میشه فهرستی از سربازان
 ...فرماندهان و سناتورها پیدا کرد

00:04:03.680 --> 00:04:07.660
اما زمان کمی داریم...
و موضوع اصلی " من " هستم

00:04:08.520 --> 00:04:11.359
از این شجره‌نامه بزرگ
...در زمان تولد من

00:04:11.360 --> 00:04:15.039
چند سالی بود که یه نهال در لندن...
 بطرز عجیبی رشد کرده بود

00:04:15.040 --> 00:04:18.119
پدربزرگ مادریِ من
...کنت کاراندینی

00:04:18.120 --> 00:04:20.199
و مادر من
...تنها فرزندش بود

00:04:20.200 --> 00:04:24.020
" کنتسا استل ماری کاراندینی دی سارزانو "

00:04:24.520 --> 00:04:26.399
مادرم زیباییِ خاص
 ...دوران ادوارد رو داشت

00:04:26.400 --> 00:04:29.319
و در جوانی برای خیلی‌ها...
 الهه زیبایی بود

00:04:29.320 --> 00:04:32.999
سوژه خوبی برای نقاشی
 مجسمه‌سازی و حکاکی بود

00:04:33.000 --> 00:04:35.900
محبوب خیلی‌ها بود
اما فقط یک نفر موفق شد

00:04:36.480 --> 00:04:39.919
سرهنگ دوم جفری لی
از تفنگداران سلطنتیِ پادشاه

00:04:39.920 --> 00:04:42.639
قهرمان جنگ بوئر
 ...و جنگ جهانی اول

00:04:42.640 --> 00:04:44.980
و بازمانده نبرد سم...

00:04:47.440 --> 00:04:50.119
اواخر عمر
...کتابی به اسم " ایل‌کاراندینی " بدستم رسید

00:04:50.120 --> 00:04:53.519
...بنظر می‌رسید همگی یاغی بودن

00:04:53.520 --> 00:04:56.599
یجور مافیا برای زمان خودشون...

00:04:56.600 --> 00:05:00.119
اما اگه با دیدگاه بدبینانه
 ...به قضیه نگاه کنیم

00:05:00.120 --> 00:05:02.319
...برای حفظ عنوان به مدت 700 سال

00:05:02.320 --> 00:05:05.279
باید آدمای زیادی رو کشته باشی...

00:05:05.280 --> 00:05:08.439
من در سایه موفقیت
 و طبقه اعیان بزرگ شدم

00:05:08.440 --> 00:05:10.799
...و در کودکی به این فکر می‌کردم

00:05:10.900 --> 00:05:14.799
آیا می‌تونم به موفقیت‌های پیشینیان خودم...
 دست پیدا کنم

00:05:14.800 --> 00:05:17.599
 ذاتا آدم سرگردانی بودم

00:05:17.600 --> 00:05:20.439
مثل پدرم
 ...که وقتی چهار ساله بودم

00:05:20.440 --> 00:05:23.500
از ما دور شد و دیگه برنگشت...

00:05:24.520 --> 00:05:28.520
مادرش خیلی سختگیر بود
 و با تربیت سفت‌وسختی بزرگ شد

00:05:30.220 --> 00:05:34.220
 اون از بعضی جهات
کمی ساده‌لوح بود

00:05:34.280 --> 00:05:38.119
این منم
شبیه یه پسر معمولیم، نه؟

00:05:38.120 --> 00:05:40.119
و از خیلی جهات معمولی بودم

00:05:40.120 --> 00:05:44.079
به همون اندازه مضطرب و متکبر
اما کودکیِ بی‌نظیری داشتم

00:05:44.080 --> 00:05:48.080
وقتی مادرم مجددا ازدواج کرد
دوباره وارد جامعه اعیان شدیم

00:05:48.240 --> 00:05:52.240
ناپدریم جثه کوچکی داشت
اما خیلی قوی بود و اسمش اینگل بود

00:05:53.280 --> 00:05:56.279
اون یه بانکدار
 و اهل زندگیِ تجملاتی بود

00:05:56.280 --> 00:06:00.119
برای جشن وصلت‌شون
...فورا به یه مدرسه شبانه‌روزی فرستاده شدم

00:06:00.120 --> 00:06:03.959
به این امید که از من آدمی بسازن...
 تا در کالج ایتن پذیرفته بشم

00:06:03.960 --> 00:06:06.919
...نمیشه گفت دانش‌آموز ممتازی بودم

00:06:06.920 --> 00:06:10.220
اما میل به سرگرم کردن دیگران...
سراسر وجودمو فرا گرفته بود

00:06:10.920 --> 00:06:14.920
پس شاید تعجبی نداشته باشه
 که سر از تئاتر مدرسه درآوردم

00:06:16.400 --> 00:06:19.839
مادر، اینگل و خواهرم زاندرا
...بار سفر بستن

00:06:19.840 --> 00:06:23.340
تا در اولین شب نمایش " هنری پنجم " در مدرسه...
 حضور داشته باشن

00:06:23.880 --> 00:06:26.479
...و همه با هیجان متفق‌القول بودن

00:06:26.480 --> 00:06:30.480
که آینده درخشانی در انتظار...
 جوان مغروریه که نقش اصلی رو بازی میکنه

00:06:31.360 --> 00:06:34.159
متاسفانه اون پسر من نبودم

00:06:34.160 --> 00:06:38.160
اما عاشق صحنه شدم
 و در عین‌حال آدم کله‌شق و لجبازی بودم

00:06:38.680 --> 00:06:42.199
شاید بهتر بود وقتمو
 ...صرف مطالعه ریاضی می‌کردم

00:06:42.200 --> 00:06:45.679
چون با بحران مالیِ اینگل
 ...همزمان شد

00:06:45.680 --> 00:06:48.319
و باعث شد مسیرم...
 از کالج ایتن جدا بشه

00:06:48.320 --> 00:06:52.320
در عوض، در 14 سالگی
در کالج ولینگتن ثبت‌نام کردم

00:06:53.200 --> 00:06:55.559
...ولینگتن یه مدرسه نظامی بود

00:06:55.560 --> 00:06:59.279
و بنظرم فرقی با
 ...مدارس دولتیِ اون زمان نداشت

00:06:59.280 --> 00:07:01.719
با این تفاوت که...
 باید همه جا رو برق می‌انداختیم

00:07:01.720 --> 00:07:05.220
هنوزم بوی پولیش براسو
مشامم رو آزار میده

00:07:05.920 --> 00:07:09.119
...اگه آدم حساسی باشین

00:07:09.120 --> 00:07:12.479
یا بهتره بگم
...یه روحیه هنری داشته باشین

00:07:12.480 --> 00:07:14.559
...و بعنوان یه مرد

00:07:14.560 --> 00:07:17.700
در سیستم آموزشیِ بریتانیا
 ...تحت فشار قرار بگیرید

00:07:18.200 --> 00:07:20.639
می‌تونه اون روحیه رو درهم بشکنه...

00:07:20.640 --> 00:07:23.479
چون در اون سیستم آموزشی
 ...قوانین اخلاقیِ سختگیرانه‌ای

00:07:23.480 --> 00:07:26.039
در مورد مرد بودن یا نبودن...
 وجود داره

00:07:26.040 --> 00:07:29.679
و بنظرم عمیقا
...البته این فقط تصور منه

00:07:29.680 --> 00:07:32.159
اصلا نمی‌تونست
 ...با این موضوع کنار بیاد

00:07:32.160 --> 00:07:35.300
چون روحیه بسیار زنانه‌ای داشت...

00:07:36.120 --> 00:07:38.879
و...خیلی حساس

00:07:38.880 --> 00:07:42.879
و بنظرم نمی‌دونست چطور
 اون جنبه از شخصیتش رو بروز بده

00:07:42.880 --> 00:07:45.479
چیزی که بعد از فارغ‌التحصیلی از ولینگتن
 ...انتظارمو می‌کشید

00:07:45.480 --> 00:07:47.639
...احتمالا تحصیل در اکسبریج بود

00:07:47.640 --> 00:07:50.119
و بدنبال اون...
 شغلی در دیپلماسیِ بین‌الملل

00:07:50.120 --> 00:07:52.159
عملا برای اون کار تربیت شده بودم

00:07:52.160 --> 00:07:56.160
چون در اون سن، فرانسوی
آلمانی و روسی رو بخوبی صحبت می‌کردم

00:07:56.320 --> 00:07:58.239
اما یه اتفاقی افتاد

00:07:58.240 --> 00:08:02.240
اینگل ورشکسته شد
با ضرر مالیِ 25 هزار پوندی

00:08:03.120 --> 00:08:05.799
مادرم رو ترک کرد
 و در افق محو شد

00:08:05.800 --> 00:08:09.199
هیچوقت پدرش
یعنی پدربزرگم رو نشناختم

00:08:09.200 --> 00:08:11.639
و هیچوقت ناپدریش رو نشناختم

00:08:11.640 --> 00:08:15.119
هردوی اون شمایل‌های پدری
...از زندگیش ناپدید شدن

00:08:15.120 --> 00:08:18.399
و این خیلی از ویژگی‌های شخصیتش رو
 ...توضیح میده

00:08:18.400 --> 00:08:20.799
چون پدری رو کنار خودش نداشت

00:08:20.800 --> 00:08:22.839
...بخاطر تاثیر مادرش بود

00:08:22.940 --> 00:08:25.319
که اون بیشتر با دنیا آشنا شد...

00:08:25.320 --> 00:08:28.579
در 19 سالگی، بدون اینکه
 ...از آینده خودم مطمئن باشم

00:08:28.580 --> 00:08:30.719
سر از پاریس درآوردم...

00:08:30.720 --> 00:08:33.839
بامداد یکی از روزها
دوستم منو با خودش با ورسای برد

00:08:33.840 --> 00:08:36.319
می‌خواست چیزی رو نشونم بده

00:08:36.320 --> 00:08:39.980
وارد میدانی شدیم
 که مملو از جمعیت بود

00:08:41.040 --> 00:08:42.879
...خورشید طلوع کرده بود

00:08:42.880 --> 00:08:45.279
...و متوجه شدم تمام جمعیت

00:08:45.280 --> 00:08:48.020
روی گیوتین وسط میدان تمرکز کردن...

00:08:48.720 --> 00:08:50.999
...همون لحظه مردی رو بیرون آوردن

00:08:51.000 --> 00:08:53.079
یوژن وایدمن...

00:08:53.080 --> 00:08:55.639
شش نفر رو با قساوت به قتل رسونده بود

00:08:55.640 --> 00:08:57.679
...ظرف 30 ثانیه

00:08:57.680 --> 00:09:00.959
پاهاشو بلند کردن، اونا رو بستن
...یه مشت به شکمش کوبیدن

00:09:00.960 --> 00:09:04.639
و اونو با دقت...
 روی دستگاه وحشتناک قرار دادن

00:09:04.640 --> 00:09:08.160
تیغه پایین اومد
 و من نتونستم نگاهمو برگردونم

00:09:08.440 --> 00:09:11.020
حسابی بهم ریختم

00:09:11.560 --> 00:09:15.319
جمعیت رو دیدم که با خوشحالی
 ...دستمال‌هاشون رو در خون فرو می‌کردن

00:09:15.320 --> 00:09:17.860
تا بعنوان یادگاری غم‌انگیز...
 با خودشون ببرن

00:09:18.120 --> 00:09:21.399
...اون شاهد آخرین مراسم اعدام با گیوتین

00:09:21.500 --> 00:09:23.639
در فرانسه بود...

00:09:23.640 --> 00:09:25.980
علاقه عجیبی به مراسم‌های اعدام داشت

00:09:26.680 --> 00:09:30.680
یادگاری‌های اعدام‌ها رو نگه می‌داشت

00:09:31.140 --> 00:09:34.699
این همون طنابیه "
" که فلان مادرمرده رو باهاش دار زدن

00:09:34.700 --> 00:09:36.359
" کی اینو بهت داد؟ "

00:09:36.360 --> 00:09:38.399
" اینو پی‌یرپوینت بهم داد "

00:09:38.400 --> 00:09:40.999
در وصیتم قید می‌کنم "
" اونو به راجر مور بدن

00:09:41.000 --> 00:09:43.199
...یادم میاد نوشت

00:09:43.200 --> 00:09:46.159
طنابی رو که فلان پادشاه "
 ...باهاش حلق‌آویز شده

00:09:46.160 --> 00:09:50.160
و دوستم پی‌یرپوینت اونو بهم داده رو...
 برای تو باقی می‌گذارم

00:09:50.600 --> 00:09:52.940
" مایلم اونو پیش خودت نگه داری

00:09:53.120 --> 00:09:55.399
فکر نکنم هیچوقت
 !بدست راجر مور رسیده باشه

00:09:55.400 --> 00:09:59.119
حالا که بهش فکر می‌کنم
...دوستم می‌خواسته ساده‌لوحی رو کنار بذارم

00:09:59.120 --> 00:10:01.999
تا برای بی‌رحمی‌های جنگ آمادگی پیدا کنم...

00:10:02.000 --> 00:10:05.039
چون چند هفته بعد
...مهمانی تمام شد

00:10:05.040 --> 00:10:08.380
و ناغافل سروکله آلمانی‌ها پیدا شد...

00:10:09.080 --> 00:10:11.039
به لندن برگشتم

00:10:11.040 --> 00:10:14.780
در 3 سپتامبر، چمبرلین اعلام کرد
وارد جنگ شدیم

00:10:15.600 --> 00:10:18.179
از اونجایی که دوست داشتم
 ...خودمو بعنوان یه قهرمان ثابت کنم

00:10:18.180 --> 00:10:20.219
...فورا خودمو به ستاد ارتش معرفی کردم

00:10:20.220 --> 00:10:22.399
که ظاهرا نیازی به من نداشتن...

00:10:22.400 --> 00:10:24.719
...بنابراین یه کار در شهر پیدا کردم

00:10:24.720 --> 00:10:28.299
و در خانه...
 به صدای توپ و خمپاره عادت کردم

00:10:29.100 --> 00:10:31.940
بعد یه خبر بدتر شنیدم

00:10:32.440 --> 00:10:36.440
شنیدم پدر سرکشم با یه تشخیص قطعی
 در بیمارستان بستری شده

00:10:36.920 --> 00:10:38.879
هنوز 60 سالش نشده بود

00:10:38.880 --> 00:10:40.919
...فکر کنم برای اینکه سربلندش کنم

00:10:40.920 --> 00:10:43.679
تصمیم گرفتم
 ...برای ملحق شدن به نیروهامون در جنگ

00:10:43.680 --> 00:10:45.659
دوباره داوطلب بشم...

00:10:47.520 --> 00:10:50.980
طاقت جنگ زمینی رو نداشتم
بخاطر همین به آسمان‌ها رفتم

00:10:54.400 --> 00:10:57.239
شش هفته در دریا
 ...و یک هفته با قطار

00:10:57.240 --> 00:11:00.940
برای آموزش خلبانی به رودزیا رفتم...
دور از آتش دشمن

00:11:01.640 --> 00:11:03.999
آفریقای جنوبی مثل بهشت بود

00:11:04.000 --> 00:11:08.000
در کابین یه هواپیمای دوموتوره تایگرموث
 !احساس زنده‌بودن می‌کردم

00:11:09.200 --> 00:11:11.839
...در یه بعد از ظهر گرم و غبارآلود

00:11:11.840 --> 00:11:14.279
توقف می‌کردیم، می‌چرخیدیم
...و به مسیرمون

00:11:14.280 --> 00:11:16.820
برای تبدیل شدن...
 به یه خلبان تمام‌عیار ادامه می‌دادیم

00:11:17.400 --> 00:11:19.519
...در آخرین پرواز دو نفره

00:11:19.520 --> 00:11:22.900
سرم به شدت داغ شد...
 و از ناحیه چشم چپ نابینا شدم

00:11:23.680 --> 00:11:26.519
تشخیص دادن
 یه عصب بیناییِ غیرقابل‌اعتماد دارم

00:11:26.520 --> 00:11:29.220
رویای پروازم به باد رفت

00:11:29.760 --> 00:11:33.760
بعد از این اتفاق، انتظار داشتم جنگ برام
 ...در یه پست دفتریِ کسالت‌بار خلاصه بشه

00:11:34.520 --> 00:11:37.839
اما ناغافل سر از
 ...یه اسکادران عملیاتی درآوردم

00:11:37.840 --> 00:11:41.340
و وظیفه‌م " جاسوسی " بود...

00:11:41.880 --> 00:11:44.119
بطور میانگین
 پنج ماموریت در روز داشتیم

00:11:44.120 --> 00:11:46.639
...و با هواپیماهای غول‌پیکر پی-40

00:11:46.640 --> 00:11:50.460
همیشه نسبت به هواپیماهای آلمانی...
 برتری داشتیم

00:11:51.080 --> 00:11:53.380
البته بجز یک دفعه

00:11:53.960 --> 00:11:55.599
در تونس بودیم

00:11:55.600 --> 00:11:59.239
در باند آشیانه ایستاده بودم
 و آسمان رو با دقت زیرنظر داشتم

00:11:59.240 --> 00:12:03.240
همین که سرم رو برگردوندم
با دیواری از آتش روبرو شدم

00:12:03.560 --> 00:12:07.560
بالای اون، چهار هواپیمای آلمانی
 مستقیم داشتن به سمت ما می‌اومدن

00:12:08.120 --> 00:12:10.639
با سرعت دویدم
کاملا در معرض دید قرار داشتم

00:12:10.640 --> 00:12:12.879
دنبال جایی برای پناه‌گرفتن بودم

00:12:12.880 --> 00:12:15.719
فاصله بمب‌ها حدود 150 متری بود

00:12:15.720 --> 00:12:18.359
می‌تونستم حرارت‌شون رو حس کنم
 که موهای پشت گردنمو می‌سوزونه

00:12:18.360 --> 00:12:21.239
...بمب آخر در محدوده منفجر شد

00:12:21.240 --> 00:12:23.820
و موج انفجار منو پرتاب کرد...

00:12:24.560 --> 00:12:27.639
ترکش‌های بمب
 ...انگار از یه شات‌گان شلیک شدن

00:12:27.640 --> 00:12:30.839
و دقیقا باسن منو هدف قرار گرفته بودن...

00:12:30.840 --> 00:12:32.599
...ظرف ده دقیقه

00:12:32.600 --> 00:12:35.279
داشتم از بالا و پایین...
 جواب پس می‌دادم

00:12:35.280 --> 00:12:38.439
دو روز نمی‌تونستم بشینم

00:12:38.440 --> 00:12:42.440
و اگر هم می‌تونستم
گمون نمی‌کنم اجازه این کارو بهم می‌دادن

00:12:43.440 --> 00:12:45.639
مقصر این حمله من بودم

00:12:45.640 --> 00:12:47.980
دیگه هیچوقت کوتاهی نمی‌کنم

00:12:49.040 --> 00:12:51.959
بعد از پایان جنگ
 هنوز کارهای مهم زیادی باید انجام میشد

00:12:51.960 --> 00:12:55.119
پست بعدیِ من
...خدمت در اداره ثبت مرکزیِ

00:12:55.120 --> 00:12:57.839
جنایات جنگی و مظنونین امنیتی بود...

00:12:57.840 --> 00:13:00.519
...پستی که در ظاهر دفتری بود

00:13:00.520 --> 00:13:04.420
اما چیزی معادل " شکارچیِ نازی‌ها " بود...

00:13:05.160 --> 00:13:09.039
ماجراهایی که در این دوره از سر گذروندم
همگی محرمانه باقی موندن

00:13:09.040 --> 00:13:11.439
می‌تونم یکی دو تا از اونا رو
 ...براتون تعریف کنم

00:13:11.440 --> 00:13:14.159
اما متاسفانه بعدش باید شما رو بکشم...

00:13:14.160 --> 00:13:16.639
ما که اینو نمی‌خوایم، درسته؟

00:13:16.640 --> 00:13:19.879
در طول جنگ
 ...و بلافاصله بعد از اون

00:13:19.880 --> 00:13:22.119
رازهای زیادی...
 در رابطه با کارش وجود داره

00:13:22.120 --> 00:13:25.079
بنظرم بیشتر اون
...مربوط به حفظ اسرار رسمی میشه

00:13:25.080 --> 00:13:27.759
...و این واقعیت که خود لی

00:13:27.760 --> 00:13:30.999
حاضر نبود تحت هیچ شرایطی...
 اونا رو بازگو کنه

00:13:31.000 --> 00:13:33.799
بنظرم همین موضوع
سردرگمیِ زیادی ایجاد کرده

00:13:33.800 --> 00:13:36.239
من یه چیزایی می‌دونم

00:13:36.240 --> 00:13:39.839
چون به زبان آلمانی مسلط بود
...به فرانسوی مسلط بود

00:13:39.840 --> 00:13:43.719
به ایتالیایی مسلط بود
...در خرابکاری‌های زیادی دست داشت

00:13:43.720 --> 00:13:46.879
و پشت خطوط دشمن
...با پارتیزان‌ها همکاری داشت

00:13:46.880 --> 00:13:49.740
و همینطور در ترورهای هدفمند...

00:13:50.480 --> 00:13:52.879
...که البته دولت بریتانیا

00:13:52.880 --> 00:13:54.839
چیزی در این مورد نمی‌دونه...

00:13:54.840 --> 00:13:57.300
خیلی در کارش جدی بود

00:13:58.000 --> 00:14:01.679
چیزایی بود که نمی‌خواست
 ...در موردشون صحبت کنه

00:14:01.680 --> 00:14:04.500
اما تاثیر زیادی روی اون گذاشته بودن...

00:14:05.200 --> 00:14:07.839
من سربسرش می‌گذاشتم
همیشه می‌خواستم زیر زبونشو بکشم

00:14:07.840 --> 00:14:10.900
" از جنگ برام تعریف کن "
" نمی‌تونم، جان "

00:14:11.480 --> 00:14:14.519
بیخیال، از جنگ برام تعریف کن
زود باش

00:14:14.520 --> 00:14:17.039
و همیشه اذیتش می‌کردم

00:14:17.040 --> 00:14:19.660
...یروز در یه رستوران

00:14:20.800 --> 00:14:23.079
...در میدان اسلون نشسته بودیم

00:14:23.080 --> 00:14:26.919
...و اون چند گیلاس شراب زده بود

00:14:26.920 --> 00:14:29.519
...مست نبود

00:14:29.520 --> 00:14:31.399
اما یکم شنگول بود...

00:14:31.400 --> 00:14:33.599
بهش گفتم
...کریس

00:14:33.600 --> 00:14:35.799
الان بهترین موقع‌ست...

00:14:35.800 --> 00:14:39.140
از تجربیاتت در جنگ برام تعریف کن

00:14:39.800 --> 00:14:42.639
گفت، می‌دونی که نمی‌تونم
گفتم، بیخیال

00:14:42.640 --> 00:14:45.879
!من دهنم قرصه
و همینطور مزخرف تحویلش می‌دادم

00:14:45.880 --> 00:14:49.639
تا اینکه بالاخره گفت، جان
کمی به جلو خم شد

00:14:49.640 --> 00:14:52.999
برای اینکه تاثیر حرفاشو بیشتر کنه
بطرف جلو خم شد

00:14:53.000 --> 00:14:55.460
" می‌تونی رازنگهدار باشی؟ "

00:14:56.240 --> 00:14:59.119
منم بطرف جلو خم شدم و گفتم
" بله "

00:14:59.120 --> 00:15:01.079
...و اون گفت

00:15:01.080 --> 00:15:03.660
" !منم می‌تونم "

00:15:04.560 --> 00:15:07.660
« زندگی و مرگ‌های کریستوفر لی »

00:15:10.320 --> 00:15:13.139
مثل خیلی از هم‌نسلان خودم
 ...به لندن برگشتم

00:15:13.140 --> 00:15:15.079
...تا اون زندگیِ غیرنظامی رو پیدا کنم

00:15:15.080 --> 00:15:18.039
که چندان مفیدتر از...
 زندگیِ نظامی هم نبود

00:15:18.040 --> 00:15:19.959
...با کت‌وشلواری آبی

00:15:19.960 --> 00:15:23.199
و نیم پوند ترکش که باید تا ابد
 ...در باسنم حمل می‌کردم

00:15:23.200 --> 00:15:25.299
با آرامش
 ...گزینه‌هام رو بررسی می‌کردم

00:15:25.300 --> 00:15:28.560
و هر دعوت به ناهاری رو...
 با ولع قبول می‌کردم

00:15:29.000 --> 00:15:32.599
یکی از این دعوت‌ها
 از جانب پسرعموی مادرم نیکولو بود

00:15:32.600 --> 00:15:34.999
سفیر ایتالیا در بریتانیای کبیر

00:15:35.000 --> 00:15:37.799
بین گپ‌وگفت
 ...و تعریف‌های مستی

00:15:37.800 --> 00:15:41.759
نیکولو بسادگی گفت
" چرا بازیگر نمیشی، کریستوفر؟ "

00:15:41.760 --> 00:15:44.239
به همین راحتی

00:15:44.240 --> 00:15:47.279
فورا متوجه شدم که حق با اونه

00:15:47.280 --> 00:15:49.879
...قبل از اینکه بتونم جواب رد بدم

00:15:49.880 --> 00:15:53.159
نیکولو با دوستش که در
 ...کمپانی " رنک ارگانیزیشن " کار می‌کرد

00:15:53.160 --> 00:15:54.959
یه قرار ملاقات ترتیب داد...

00:15:54.960 --> 00:15:57.199
...اگه بی‌رحمانه به قضیه نگاه کنید

00:15:57.200 --> 00:16:00.239
میشه گفت پارتی‌بازی
 ...و ارتباط خویشاوندی

00:16:00.240 --> 00:16:03.439
در ورود لی به صنعت سینما...
نقش داشته

00:16:03.440 --> 00:16:05.639
اینطوری همه چی آسون بنظر می‌رسه
...اما بنظرم

00:16:05.640 --> 00:16:09.319
در سال‌های پس از جنگ
...مدت زیادی طول نکشید

00:16:09.320 --> 00:16:12.399
اما صنعت سینمای بریتانیا...
 در اوج خودش بود

00:16:12.400 --> 00:16:16.059
و بنظرم اشتیاق زیادی برای کشف
 ...ستاره‌های جدید در سینما وجود داشت

00:16:16.060 --> 00:16:17.780
بخصوص بعد از جنگ...

00:16:18.320 --> 00:16:20.839
در نتیجه
 ...لی به آموزشگاه بازیگری

00:16:20.840 --> 00:16:24.840
که در اون زمان با نام...
 مدرسه " رنک‌چارم " شناخته میشد نقل‌مکان کرد

00:16:26.640 --> 00:16:28.919
...هدف اصلیِ اونا در آموزشگاه

00:16:28.920 --> 00:16:31.679
...تربیت بازیگران بریتانیایی بود

00:16:31.680 --> 00:16:35.559
به این امید که در آینده...
 تبدیل به ستارگانی بین‌المللی بشن

00:16:35.560 --> 00:16:37.999
...ما رو به شهر ورثینگ فرستادن

00:16:38.100 --> 00:16:41.679
تا در لیست بازیگران...
 یک تئاتر استانی قرار بگیریم

00:16:41.680 --> 00:16:44.439
و باید اقرار کنم
...نکات زیادی در اونجا آموختم

00:16:44.440 --> 00:16:47.079
که در آینده من بعنوان بازیگر...
نقشی حیاتی داشتن

00:16:47.080 --> 00:16:50.119
اولین بار که روی صحنه رفتم
...در نقش روبرتوی خدمتکار

00:16:50.120 --> 00:16:52.199
در نمایش " زیبای پایدار " بود...

00:16:52.200 --> 00:16:55.919
تمام تلاشم رو کردم
مثل یه خدمتکار واقعی دولا و راست می‌شدم

00:16:55.920 --> 00:16:58.479
و مهم‌تر از همه
داشتم بازی می‌کردم

00:16:58.480 --> 00:17:00.759
از جون مایه گذاشتم

00:17:00.760 --> 00:17:04.359
وقتی یکی از شخصیت‌ها گریه می‌کرد
منم همراهش اشک می‌ریختم

00:17:04.360 --> 00:17:08.140
وقتی یکی می‌خندید
 اونقدر می‌خندیدم که صورتم کبود میشد

00:17:08.800 --> 00:17:12.239
به تک‌تک کلمات متن نمایشنامه
 واکنش نشون می‌دادم

00:17:12.240 --> 00:17:16.039
وقتی در پس‌زمینه قرار داشتم
...اداهای مختلفی درمی‌آوردم

00:17:16.040 --> 00:17:18.580
خشم، خنده، شگفتی، خوشحالی...

00:17:19.400 --> 00:17:22.639
پرده اول که تمام شد
کارگردان منو کنار کشید

00:17:22.640 --> 00:17:24.999
معلوم نبود داره می‌خنده
 یا گریه می‌کنه

00:17:25.000 --> 00:17:28.740
اما بهرحال، هیچ شکی برام باقی نگذاشت
 !که گند زدم

00:17:29.280 --> 00:17:32.559
توجه همه رو بخودم معطوف کرده بودم

00:17:32.560 --> 00:17:34.839
...احساساتم جریحه‌دار شد

00:17:34.840 --> 00:17:36.879
و به شدت احساس شرمندگی می‌کردم...

00:17:36.880 --> 00:17:39.879
با این وجود
 در نقدها از من دفاع کرده بودن

00:17:39.880 --> 00:17:43.880
منتقدین بین تمام گروه بازیگری
برای من آینده روشنی پیش‌بینی کرده بودن

00:17:45.280 --> 00:17:47.199
...هر روز در هایبری

00:17:47.200 --> 00:17:50.519
حرکات فیزیکی به سبک استانیسلاوسکی...
 به ما آموزش داده میشد

00:17:50.520 --> 00:17:52.759
تمرین‌هایی مثل شمشیربازی
...جست‌وخیز کردن

00:17:52.760 --> 00:17:56.559
و درحالیکه روی سرمون کتاب می‌گذاشتیم...
طول کلیسا رو طی می‌کردیم

00:17:56.560 --> 00:17:59.959
البته هیچ کارگردانی
 ...علاقه‌ای به استفاده از ما نداشت

00:17:59.960 --> 00:18:02.959
بجز برای پر کردن صحنه...
 یا بدل بازیگران اصلی

00:18:02.960 --> 00:18:06.960
اما در نوع خود مفید بود
 چون لوکیشن فیلمبرداری رو تجربه می‌کردیم

00:18:08.360 --> 00:18:11.399
وقتی اولین نقشم در یه فیلم رو
 بازی کردم 24 ساله بودم

00:18:11.400 --> 00:18:14.759
لطفی که از جانب ترنس یانگ کارگردان
 شامل حالم شد

00:18:14.760 --> 00:18:18.279
کسی که مشکل قد بلندم رو
 ...که اکثرا برام دردسر‌ساز می‌شد

00:18:18.280 --> 00:18:20.759
با نشستن کنار بقیه حل کرد...

00:18:20.760 --> 00:18:23.079
فیلم " کریدور آینه‌ها " بود

00:18:23.080 --> 00:18:26.660
یه دیالوگ داشتم و اونم جمله‌ای طعنه‌آمیز
 در باب بازیگر اصلی بود

00:18:27.240 --> 00:18:30.820
ببین کی اون بالا ایستاده
!جناب لرد بایرون

00:18:33.000 --> 00:18:36.519
تا حدودی، در اون لحظه
قالب من شکل گرفت

00:18:36.520 --> 00:18:39.199
قالب اصلیِ کاراکتر سینماییِ من

00:18:39.200 --> 00:18:42.740
از طبقه مرفه، تحصیل‌کرده
پرحرف و با رفتاری تحقیرآمیز

00:18:43.560 --> 00:18:46.699
بلافاصله بعد از اون
 ...رنک‌ارگانیزیشن تصمیم گرفت

00:18:46.700 --> 00:18:49.159
تا پیشرفت بازیگران جوانش رو...
 تسریع ببخشه

00:18:49.160 --> 00:18:52.799
بجای اینکه نقش‌هایی کوچک
 ...در فیلم‌هایی بزرگ به ما بده

00:18:52.800 --> 00:18:56.639
نقش‌هایی بزرگ در فیلم‌هایی کوچک...
 به ما داد

00:18:56.640 --> 00:18:59.079
البته ایده وحشتناکی بود

00:18:59.080 --> 00:19:02.679
هیچکدوم از ما آمادگیِ بازی
 ...در نقش‌های اصلی رو نداشتیم

00:19:02.680 --> 00:19:04.779
...و اگه بخاطر حضور اجباری

00:19:04.780 --> 00:19:07.679
در نمایش افتتاحیه
 ...در خیابان تاتنهام‌کورت نبود

00:19:07.680 --> 00:19:10.279
مطمئنم همه ما ترجیح می‌دادیم...
 جای دیگری باشیم

00:19:10.280 --> 00:19:14.159
با اینحال اولین باری بود که نقش
 ...آنتاگونیست اصلی رو بعهده داشتم

00:19:14.160 --> 00:19:16.359
!بدمن فیلم...

00:19:16.360 --> 00:19:19.999
متاسفانه تنها چیزی که
 ...شیطانی‌تر از نیت کاراکتر من بود

00:19:20.000 --> 00:19:23.060
اجرای بازیگری بود...
 که اون نقش رو بعهده داشت

00:19:30.640 --> 00:19:33.279
صنعت سینمای بریتانیا
 ...در اون زمان اینطور بود که

00:19:33.280 --> 00:19:36.119
با وجودیکه نقش‌های کمی
 ...بازی می‌کردم

00:19:36.120 --> 00:19:38.820
اما ستاره بخت من درحال طلوع بود...

00:19:39.480 --> 00:19:42.799
" اسکات در قطب جنوب "
...فیلم نسبتا پرخرجی

00:19:42.800 --> 00:19:44.359
محصول ایلینگ بود...

00:19:44.360 --> 00:19:47.839
جان میلز در نقش
 ...کاوشگر افسانه‌ای بازی می‌کرد

00:19:47.840 --> 00:19:50.599
و من یکی از اعضای گروه نگون‌بختش بودم...

00:19:50.600 --> 00:19:53.079
مشابه نقش کاوشگری
 ...که در فیلم داشتم

00:19:53.080 --> 00:19:55.959
خودم هم بزودی...
 طعم سرما رو حس می‌کردم

00:19:55.960 --> 00:19:57.559
متاسفانه همینطوره، قربان

00:19:57.560 --> 00:20:00.559
در آموزشگاه به من گفته شد
...ظاهرم بیش از حد خارجیه

00:20:00.560 --> 00:20:03.079
و قدم بلندتر از اونیه
 ...که ستاره سینما بشم

00:20:03.080 --> 00:20:05.559
و باید قید این شغل رو بزنم...

00:20:05.560 --> 00:20:09.199
دهه 1950 من
 ...در مجموعه‌ای از نقش‌های کوچک

00:20:09.200 --> 00:20:11.279
در فیلم‌های بزرگ خلاصه شد...

00:20:11.280 --> 00:20:14.860
اما نقش‌های کوچک
 در فیلم‌های کوچک هم وجود داشت

00:20:15.520 --> 00:20:18.559
و همینطور نقش‌هایی
 که در تیتراژ ذکر نمی‌شد

00:20:18.560 --> 00:20:21.119
هرچند این سال‌ها
 نقاط اوج هم داشتن

00:20:21.120 --> 00:20:23.079
با ارول فلین دوئل کردم

00:20:23.080 --> 00:20:24.719
اون شمشیرباز بسیار خوبی بود

00:20:24.720 --> 00:20:27.959
ممکنه چند نفر اینو به شما گفته باشن
...اما وقتی کریس این کارو می‌کرد

00:20:27.960 --> 00:20:31.119
به انگشت آسیب‌دیده‌ش
 ...اشاره می‌کرد

00:20:31.120 --> 00:20:33.860
و می‌گفت...
" ارول فلین این بلا رو سرم آورد "

00:20:34.520 --> 00:20:37.439
که در یه صحنه دوئل
 در یه فیلم اتفاق افتاده بود

00:20:37.440 --> 00:20:41.359
...ارول فلین، می‌دونین
شمشیرباز خوبی نبود

00:20:41.360 --> 00:20:45.360
اما اونا نقش‌هایی نبودن
 که براشون از جون مایه بذارم

00:20:46.960 --> 00:20:49.199
فقط یه کار برای امرار معاش بود

00:20:49.200 --> 00:20:52.799
تصوری که از بازیگری در سینما
...بخصوص در بریتانیای اون زمان وجود داشت

00:20:52.800 --> 00:20:56.759
اینکه یک شیوه زندگیِ پر زرق‌وبرق
 ...و تجملاتی رو به نمایش می‌گذاشت

00:20:56.760 --> 00:20:58.839
کاملا نادرسته...

00:20:58.840 --> 00:21:01.079
اون زمان، شاید تا همین امروز
...نمی‌دونم

00:21:01.080 --> 00:21:03.119
...در رابطه با بازیگری

00:21:03.120 --> 00:21:05.999
کمی بدنامی و بی‌اعتباری...
 وجود داشت

00:21:06.000 --> 00:21:08.719
فکر کنم بخشی از وجودش
 ...می‌گفت

00:21:08.720 --> 00:21:11.479
حتما فکر می‌کنی آدم بی‌ارزشیم "
" چون فقط یه بازیگرم

00:21:11.480 --> 00:21:13.819
هرچند که الان
 ...همه چی برعکس شده

00:21:13.820 --> 00:21:17.359
و آدمای زیادی برای بازیگران سینما
 ...سرودست می‌شکنن

00:21:17.360 --> 00:21:19.439
و میگن چه آدمای باحالی هستن...

00:21:19.440 --> 00:21:23.440
اما در زمان پدرم
نظر مساعدی به بازیگرها نداشتن

00:21:23.720 --> 00:21:27.679
همیشه این داستان رو تعریف می‌کرد
...که وقتی میره پیش مادرش

00:21:27.680 --> 00:21:30.759
تا تصمیمش برای بازیگر شدن رو
 ...با اون درمیان بگذاره

00:21:30.760 --> 00:21:34.399
مادرش مثل یه بازیگر
...ژستی ملودراماتیک می‌گیره

00:21:34.400 --> 00:21:37.239
احتمالا پشت دستش رو
 ...روی پیشونی گذاشته

00:21:37.240 --> 00:21:39.279
و گفته...
" یه بازیگر "

00:21:39.280 --> 00:21:43.280
اوه کریستوفر، فکرشو بکن "
" قراره با چه آدمای وحشتناکی آشنا بشی

00:21:43.560 --> 00:21:45.599
صرفا یه کار بود

00:21:45.600 --> 00:21:47.799
کاری که بطور کلی
 ...از اون لذت می‌بردم

00:21:47.800 --> 00:21:50.799
و کاری که به مرور...
 در اون مهارت پیدا کردم

00:21:50.800 --> 00:21:53.199
اما از ساعت 9 صبح تا 6:20 عصر بود

00:21:53.200 --> 00:21:56.319
با ربع ساعت وقت استراحت
و یک ساعت برای ناهار

00:21:56.320 --> 00:21:58.519
صرفا یه کار بود

00:21:58.520 --> 00:22:00.839
و هفت سال کار
 ...بدون پیشرفتی قابل‌ملاحظه

00:22:00.840 --> 00:22:03.039
برای هر کسی نومیدکننده بود...

00:22:03.040 --> 00:22:06.559
اما عامل نومیدیِ من
فقط عدم پیشرفت نبود

00:22:06.560 --> 00:22:08.900
واقعا دلم می‌خواست آواز بخونم

00:22:31.760 --> 00:22:33.919
عشق من به اپرا شکوفا شده بود

00:22:33.920 --> 00:22:36.079
و با حرفه سینماییِ من
 ...که بعد از حدود یک دهه

00:22:36.080 --> 00:22:38.039
...پیشرفت چندانی نداشت

00:22:38.040 --> 00:22:41.439
از یکی از اساتید کالج سلطنتیِ موسیقی...
درخواست کمک کردم

00:22:41.440 --> 00:22:45.340
قبلا بیش از حد بلند و خارجی بودم
وحالا برای این کار زیادی پیر بودم

00:22:46.000 --> 00:22:48.959
...رویای من مرده بود

00:22:48.960 --> 00:22:51.300
مرده، مرده...

00:22:51.880 --> 00:22:53.999
...اما بنظرم اونقدرا بد نبود

00:22:54.000 --> 00:22:56.719
مرگ منو بسوی یه سرنوشت دیگه...
 فرامی‌خوند

00:22:56.720 --> 00:23:00.720
وقتش رسیده بود تا در سینمای مدرن
قاصد مرگ باشم

00:23:01.880 --> 00:23:04.719
...برای درک داستان دراکولای من

00:23:04.720 --> 00:23:08.660
ابتدا باید داستان " همر " رو...
 براتون تعریف کنم

00:23:09.200 --> 00:23:12.479
همر " یه کمپانیِ تولید فیلم "
 ...در اواسط دهه 50 بود

00:23:12.480 --> 00:23:14.799
که حدود دو دهه...
 از تاسیسش می‌گذشت

00:23:14.800 --> 00:23:18.419
اوایل دهه 30 توسط ویلیام هاینز کمدین
 ...تاسیس شد

00:23:18.420 --> 00:23:21.359
که " ویل همر " نام هنریِ اون بود...

00:23:21.360 --> 00:23:24.119
...تولیدات بعد از جنگ همرفیلم

00:23:24.120 --> 00:23:26.399
همگی به بی‌مووی‌ها اختصاص داشتن...

00:23:26.400 --> 00:23:29.279
اون زمان بهشون می‌گفتن
 فیلم‌های سرهم‌بندی‌شده

00:23:29.280 --> 00:23:32.359
با تفکر آینده‌نگری شروع به کار کردن

00:23:32.360 --> 00:23:36.360
با اقتباس از نمایش‌های رادیوییِ محبوب بی‌بی‌سی
 کارشون رو شروع کردن

00:23:37.880 --> 00:23:39.959
...اما در میان این اقباس‌ها

00:23:39.960 --> 00:23:42.479
با یه تهیه‌کننده آمریکایی
 ...بنام رابرت لیپرت آشنا شدن

00:23:42.480 --> 00:23:44.439
وشروع به ساخت
 ...فیلم‌های درجه دو کردن

00:23:44.440 --> 00:23:47.279
که بطور خاص...
 بازار آمریکا رو هدف گرفته بودن

00:23:47.280 --> 00:23:50.119
رابرت لیپرت بازیگران فراموش‌شده آمریکایی رو
... به اونجا می‌فرستاد

00:23:50.120 --> 00:23:52.119
و اونا نقش اول رو
 ...در فیلم‌ها بعهده می‌گرفتن

00:23:52.120 --> 00:23:54.199
که همین باعث فروش اونا در آمریکا میشد...

00:23:54.200 --> 00:23:57.159
...همر فیلم‌های خیلی زیادی ساخت

00:23:57.160 --> 00:24:00.399
که آثار نسبتا بدی نیستن...
اما درجه یک هم نیستن

00:24:00.400 --> 00:24:02.599
سروصدای چندانی بپا نمی‌کردن

00:24:02.600 --> 00:24:04.799
...فیلم‌های کم‌خرج کنجکاوی‌برانگیز

00:24:04.800 --> 00:24:07.199
که امروزه بعنوان نئونوآر شناخته میشن...

00:24:07.200 --> 00:24:09.279
از بعضی جهات همینطور بودن

00:24:09.280 --> 00:24:10.999
...اما سوال این بود که

00:24:11.000 --> 00:24:13.039
تا کِی می‌تونن در این مسیر ادامه بدن؟...

00:24:13.040 --> 00:24:16.119
اونا احتیاج به یه قلاب
 و فرمول جدید داشتن

00:24:16.120 --> 00:24:19.260
و اواسط دهه 50 این اتفاق افتاد

00:24:19.760 --> 00:24:22.779
همر همیشه
 ...دنبال یه مرغ تخم‌طلا بود

00:24:22.780 --> 00:24:25.319
و زمانی که دستشون رو
 ...به سمت ژانر وحشت دراز کردن

00:24:25.320 --> 00:24:26.959
بالاخره اونو پیدا کردن...

00:24:26.960 --> 00:24:30.759
اقتباس از " آزمایش کواترماس " بی‌بی‌سی
 ...در سال 1955

00:24:30.760 --> 00:24:32.839
...نشون داد که فیلم‌های ترسناک

00:24:32.840 --> 00:24:35.700
یک گنج نهفته...
 و منبع ثروت هستن

00:24:39.160 --> 00:24:41.639
برای شروع
...چه سوژه‌ای بهتر از

00:24:41.640 --> 00:24:44.380
بارون فرانکنشتاین و مخلوقش؟...

00:24:45.960 --> 00:24:49.119
پیتر کوشینگ بعنوان بازیگر اصلی
 ...و نقش فرانکنشتاین انتخاب شد

00:24:49.120 --> 00:24:51.239
اما چه کسی قرار بود...
 نقش مخلوقش رو بازی کنه؟

00:24:51.240 --> 00:24:54.599
از کجا می‌خواستن فردی قدبلند
 ...با قیافه‌ای عجیب رو پیدا کنن

00:24:54.600 --> 00:24:57.660
که جرات ایفای...
 چنین نقشی رو داشته باشه؟

00:24:58.280 --> 00:25:00.399
!درست حدس زدید

00:25:00.400 --> 00:25:02.939
..." برای " نفرین فرانکنشتاین

00:25:03.040 --> 00:25:07.040
اونا مردی رو داشتن
 ...که اصول اولیه بازیگری رو بلد بود

00:25:07.240 --> 00:25:09.319
...قد بلندی داشت

00:25:09.420 --> 00:25:13.420
همینطور از آگاهی و مهارت لازم...
 در حرکت و میمیک برخوردار بود

00:25:14.200 --> 00:25:17.719
و انگار این نقش
 دقیقا برای لی نوشته شده بود

00:25:17.720 --> 00:25:20.879
بازی در این نقش به این سادگی هم نبود

00:25:20.880 --> 00:25:24.239
از ریسک بالای تبدیل شدن
 به بازیگر نقش هیولا آگاه بودم

00:25:24.240 --> 00:25:26.479
جا افتادن در یک نقش تکراری

00:25:26.480 --> 00:25:28.439
...دوست عزیزم، بوریس کارلوف

00:25:28.440 --> 00:25:32.039
عقیده داشت بازی در این نوع نقش‌ها...
به معنای همیشه مشغول بودنه

00:25:32.040 --> 00:25:35.359
و بعنوان کسی که حدود ربع قرن
...تجربه بازی در نقش هیولا رو داشت

00:25:35.360 --> 00:25:38.119
صلاحیت صحبت...
 در این زمینه رو داشت

00:25:38.120 --> 00:25:41.479
قبل از بازی در نقش
 ...هیولای یونیورسال پیکچرز

00:25:41.480 --> 00:25:45.480
در بیش از هشتاد فیلم بازی کرده بود...
 که اونو در بالاترین سطح قرار میده

00:25:45.640 --> 00:25:48.719
در ضمن، قد بلند
 و قیافه‌ای غیرآمریکایی داشت

00:25:48.720 --> 00:25:50.879
بنابراین نقش رو قبول کردم

00:25:50.880 --> 00:25:53.679
نمی‌تونم بگم موفقیت بوریس رو
 ...برای منم بهمراه داشت

00:25:53.680 --> 00:25:55.919
...اما تجربه رضایت‌بخشی بود

00:25:55.920 --> 00:25:58.839
و فیلم اکران موفقی داشت...

00:25:58.840 --> 00:26:00.839
...تا قبل از نفرین فرانکنشتاین

00:26:00.840 --> 00:26:02.639
...همر زیاد شناخته‌شده نبود

00:26:02.640 --> 00:26:04.919
و وقتی نوشته میشه
...محصولی از همرفیلم

00:26:04.920 --> 00:26:08.759
اونو بخاطر میاریم...
 و تبدیل به کارت ویزیت استودیو شد

00:26:08.760 --> 00:26:12.760
جالب اینجاست که فیلم خوش ساختیه

00:26:13.000 --> 00:26:16.639
اون نقش رو مثل کسی بازی کرد
 که انگار مغزش آسیب دیده

00:26:16.640 --> 00:26:18.519
...در مطبوعات بریتانیا

00:26:18.520 --> 00:26:21.919
بعنوان یه تصادف جاده‌ای توصیف شد...
که چندان بیراه هم نیست

00:26:21.920 --> 00:26:25.039
بعنوان یک مخلوق
...تاثیر عجیبی از خودش باقی می‌گذاره

00:26:25.040 --> 00:26:28.039
چون ظاهر مخوفی داره
...و در عین حال

00:26:28.040 --> 00:26:30.719
نوعی درماندگی در اون دیده میشه...

00:26:30.720 --> 00:26:32.439
...تا حدودی به این دلیل بود

00:26:32.440 --> 00:26:36.220
اما بیشتر به این خاطر بود...
 که از نظر فیزیکی جثه بزرگی داره

00:26:37.400 --> 00:26:40.639
خیلی مهربان بود
...هرچند واقعا وحشتناک بود

00:26:40.640 --> 00:26:42.919
و تا مدتها کابوس می‌دیدم...

00:26:42.920 --> 00:26:46.439
بله، با خشونت و خونریزی
...جنجال‌آفرین شد

00:26:46.440 --> 00:26:49.439
اما با واکنشی مطلوب و بجا...
جنجال‌ها فروکش کرد

00:26:49.440 --> 00:26:53.079
باعث شد همرفیلمز
 ...در سطح بین‌المللی شناخته بشه

00:26:53.080 --> 00:26:56.599
چون با وجود هزینه کم...
در گیشه خیلی موفق عمل کرد

00:26:56.600 --> 00:26:59.959
فیلم سروشکل خوبی داشت
...بازی‌ها درجه یک بودن

00:26:59.960 --> 00:27:02.999
چون بازیگرهای بریتانیایی داشت
...و کسی فیلم رو دست ننداخت

00:27:03.000 --> 00:27:04.959
کسی اونو مسخره نکرد...

00:27:04.960 --> 00:27:07.239
...همه چی سر جای خودش قرار داشت

00:27:07.240 --> 00:27:09.879
و همین باعث شد قانع‌کننده بنظر برسه...

00:27:09.880 --> 00:27:13.559
همکار ناسازگارش پل کرمپه بود

00:27:13.560 --> 00:27:15.900
نمی‌تونم ثابت کنم اونو به قتل رسوندی

00:27:16.400 --> 00:27:18.239
اما اجازه نمی‌دم از مغزش استفاده کنی

00:27:18.240 --> 00:27:20.119
چرا؟
اون که دیگه بدردش نمی‌خوره

00:27:20.120 --> 00:27:22.639
!حماقت نکن...مراقب باش

00:27:22.640 --> 00:27:24.639
!بهش آسیب میزنی

00:27:24.640 --> 00:27:27.319
تا بحال فقط دو زن
 وارد این خانه شیطانی شدن

00:27:27.320 --> 00:27:30.139
!الیزابت...برگرد

00:27:34.000 --> 00:27:36.319
آیا این فیلم منجر به
 نمادین‌ترین نقش من شد؟

00:27:36.320 --> 00:27:39.340
در واقع نه
حداقل نه بطور مستقیم

00:27:48.160 --> 00:27:51.279
بعد از فرانکنشتاین
...نقش خیلی خوبی

00:27:51.280 --> 00:27:54.140
در بازسازیِ پرخرج...
 داستان دو شهر " بدست آوردم "

00:27:55.600 --> 00:27:57.559
فیلم عظیمی بود

00:27:57.560 --> 00:27:59.959
...بتی باکس و رالف توماس

00:27:59.960 --> 00:28:02.279
...که نام‌شون حدود یک دهه

00:28:02.280 --> 00:28:04.399
با بهترین آثار سینمایی
 ...همراه بوده

00:28:04.400 --> 00:28:07.459
این بار برای آخرین
 ...و بزرگ‌ترین فیلم‌شون

00:28:07.460 --> 00:28:09.719
سراغ اثر محبوب چارلز دیکنز رفتن...

00:28:09.720 --> 00:28:13.259
قرار بود در این فیلم
 ...با بازیگرانی مثل درک بوگارد

00:28:13.260 --> 00:28:17.260
و چند اسطوره دیگه که متاسفانه شهرت‌شون...
 در این سال‌ها کاهش یافته هم‌بازی بشم

00:28:20.680 --> 00:28:22.479
...در این فیلم

00:28:22.480 --> 00:28:25.499
...نقش مارکیز اورموند شرور رو داشتم

00:28:25.600 --> 00:28:28.259
یک اشراف‌زاده پست و ظالم...

00:28:33.160 --> 00:28:35.439
...این فیلم هم با استقبال خوبی روبرو شد

00:28:35.440 --> 00:28:38.399
و بالاخره
 ...مقاومت استودیوها رو شکوند

00:28:38.400 --> 00:28:41.439
تا برای نقش‌های مهمتر...
به من اعتماد کنن

00:28:41.440 --> 00:28:45.440
با هیبتی هیولاوار و اشرافی
...که بخوبی تثبیت شده بود

00:28:45.600 --> 00:28:48.859
بالاخره برای
 ...شاه‌نقش کارنامه حرفه‌ایم

00:28:48.860 --> 00:28:50.620
کاندید شدم...

00:28:52.400 --> 00:28:54.719
هشت دقیقه

00:28:54.720 --> 00:28:58.720
فقط هشت دقیقه
و زندگیم برای همیشه تغییر کرد

00:29:00.160 --> 00:29:03.239
مجموع زمانی که
 ...در فیلم اول دراکولا حضور دارم

00:29:03.240 --> 00:29:06.580
فقط هشت دقیقه بود...

00:29:08.200 --> 00:29:10.279
این داستان دراکولاست

00:29:10.280 --> 00:29:13.299
موجودی که هر کس او را لمس می‌کند
محکوم به نابودی است

00:29:15.760 --> 00:29:17.799
دراکولا
...وحشت‌آفرین، خوف‌انگیز

00:29:17.800 --> 00:29:20.879
...موجودی که روزها در تابوت می‌خوابد

00:29:20.880 --> 00:29:24.359
و شب‌ها برمی‌خیزد
 ...تا وحشت خود را

00:29:24.360 --> 00:29:27.500
بر سر بی‌گناهان نازل کند...

00:29:34.520 --> 00:29:36.779
...فکر کنم با همین فیلم دراکولا بود

00:29:36.780 --> 00:29:38.799
که اسمش سر زبان‌ها افتاد...

00:29:38.800 --> 00:29:41.199
هرچند حضور چندانی
 ...در فیلم نداره

00:29:41.200 --> 00:29:43.279
...اما مثل کفن دور فیلم پیچید

00:29:43.280 --> 00:29:45.679
و تاثیر شگفت‌انگیزش رو...
روی اون گذاشت

00:29:45.680 --> 00:29:47.839
...عاشق لحظه ورودش هستم

00:29:47.840 --> 00:29:51.399
چون صحنه به پله‌ها کات می‌خوره...
و اون داره از پله‌ها پایین میاد

00:29:51.400 --> 00:29:54.879
میگه : من دراکولا هستم
ورود شما به خانه‌ام رو خوش‌آمد می‌گویم

00:29:54.880 --> 00:29:56.959
!واقعا عالیه

00:29:56.960 --> 00:29:59.839
!شگفت‌انگیزه
اون معرکه‌ست

00:29:59.840 --> 00:30:02.399
تا حالا شنیدین
 وقتی در موردش صحبت می‌کنه؟

00:30:02.400 --> 00:30:04.319
" باید آتش روشن کنید "

00:30:04.320 --> 00:30:06.959
هرجا می‌رفتم منو می‌شناختن

00:30:06.960 --> 00:30:08.959
و اینم نوعی شهرت بود

00:30:08.960 --> 00:30:11.559
اینو از روی غرور
 ...و خودپسندی نمی‌گم

00:30:11.560 --> 00:30:14.639
اما تا حدودی...
 تبدیل به یه شمایل شده بودم

00:30:14.640 --> 00:30:16.839
...یعنی اهمیتی نداره

00:30:16.840 --> 00:30:19.639
بعد از اون...
 با زندگیم چیکار می‌کردم

00:30:19.640 --> 00:30:23.159
حتی اگه همون زمان
 ...از بازیگری کناره می‌گرفتم

00:30:23.160 --> 00:30:25.239
...برای بقیه عمرم

00:30:25.240 --> 00:30:27.599
:منو با این عنوان می‌شناختن...

00:30:27.600 --> 00:30:31.459
!دراکولا
!ارباب شرور تمام شیاطین

00:30:41.960 --> 00:30:44.559
...وقتی فیلم در تابستان 1958 اکران شد

00:30:44.560 --> 00:30:46.239
سروصدای زیادی بپا کرد...

00:30:46.240 --> 00:30:48.599
ناگهان عکسش
 در طرفدارنامه‌ها چاپ شد

00:30:48.600 --> 00:30:51.159
سوالات زیادی در موردش وجود داشت

00:30:51.160 --> 00:30:54.559
مقاله‌ای در موردش چاپ شد
 ...که اونو با این عنوان خطاب کرده بود

00:30:54.560 --> 00:30:57.079
پسر ترسناک؟
 نه، پسر رویایی

00:30:57.080 --> 00:31:01.080
چون زنان جوان زیادی
شیفته دراکولای اون شده بودن

00:31:01.200 --> 00:31:03.879
چون یه هیولای نامیرا بود

00:31:03.880 --> 00:31:06.639
یکی از شرورترین دراکولاهایی
 که روی پرده رفته بود

00:31:06.640 --> 00:31:09.519
اما در عین حال
به شدت جذاب بود

00:31:09.520 --> 00:31:12.359
چطور میشه
 ...اهریمنی رو نابود کرد

00:31:12.360 --> 00:31:14.439
که ثابت کرده نابودنشدنیه؟...

00:31:14.440 --> 00:31:17.039
تمام کسانی که خواستن
 ...به سلطه اون پایان بدن

00:31:17.040 --> 00:31:19.359
تبدیل به قربانی‌هاش شدن...

00:31:19.360 --> 00:31:22.439
...همر ناگهان تبدیل به جایی شد

00:31:22.440 --> 00:31:25.479
که بقیه برای دیدن فیلم‌هایی خاص...
 سراغش می‌رفتن

00:31:25.480 --> 00:31:27.719
...و نمیشه این واقعیت رو نادیده گرفت

00:31:27.720 --> 00:31:30.639
که همزمان
 ...فیلم‌های دیگه‌ای هم تولید می‌کردن

00:31:30.640 --> 00:31:33.999
اما اون فیلم‌های گوتیک...
محبوبیت خاصی پیدا کرده بودن

00:31:34.000 --> 00:31:36.199
اولین اکران در آمریکا
 ...در نیویورک بود

00:31:36.200 --> 00:31:39.519
و یونیورسال از تمام توانش...
 برای اکران موفق فیلم استفاده کرد

00:31:39.520 --> 00:31:42.759
اولین سفرم به آمریکا بود
 و کاملا تحت‌تاثیر قرار گرفتم

00:31:42.760 --> 00:31:45.820
نه فقط از نیویورک
بلکه از شور و شوق طرفداران

00:31:46.520 --> 00:31:49.159
من و پیتر عزیز
...با اون همه امضایی که دادیم

00:31:49.160 --> 00:31:51.599
دیگه نمی‌تونستیم...
 مچ دست‌مون رو حرکت بدیم

00:31:51.600 --> 00:31:54.719
در اون مقطع، من و آقای کوشینگ
 دوستان خیلی خوبی شده بودیم

00:31:54.720 --> 00:31:57.399
فکر کنم اغلب مردم
 ...به اشتباه فکر می‌کردن

00:31:57.400 --> 00:32:00.799
که ما آدمایی افسرده...
 جدی و خشک هستیم

00:32:00.800 --> 00:32:03.519
اما حقیقت در واقع چیز دیگری بود

00:32:03.520 --> 00:32:06.239
من و پیتر
...از روزی که با هم آشنا شدیم

00:32:06.240 --> 00:32:08.919
بیشتر از هر کار دیگه‌ای...
فقط خندیدیم

00:32:08.920 --> 00:32:12.659
اما در کنار خندیدن
...از اینجور کارها هم می‌کردیم

00:33:10.800 --> 00:33:14.239
...اون و کریس تبدیل به

00:33:14.240 --> 00:33:16.919
...یجور زوج شده بودن

00:33:16.920 --> 00:33:19.279
که اغلب در یه فیلم با هم...
 هم‌بازی می‌شدن

00:33:19.280 --> 00:33:22.919
فکر کنم حدود 17 فیلم بود، درست یادم نمیاد
 تو چندتا فیلم با هم بازی کردن

00:33:22.920 --> 00:33:25.879
!اما مثل لورل و هاردی بودن

00:33:25.880 --> 00:33:29.039
بندرت پیش می‌اومد اونا رو تنها ببینی

00:33:29.040 --> 00:33:31.039
هیچ شباهتی بهم نداشتن

00:33:31.040 --> 00:33:34.519
کاملا با هم فرق داشتن
سبک بازیگری‌شون با هم تفاوت داشت

00:33:34.520 --> 00:33:37.639
شخصیت‌های کاملا متفاوتی داشتن

00:33:37.640 --> 00:33:39.839
اما با هم مچ بودن

00:33:39.840 --> 00:33:41.679
...رابطه خیلی خوبی با هم داشتن

00:33:41.680 --> 00:33:43.679
و احترام زیادی...
 برای یکدیگر قایل بودن

00:33:43.680 --> 00:33:47.479
هر کاری می‌کردن
...حتی اگه اون کار مزخرف بود

00:33:47.480 --> 00:33:49.799
بهش اعتقاد کامل داشتن...

00:33:49.800 --> 00:33:53.460
مثلا اگه در یه فیلم افتضاح بازی می‌کردن
بازم خوب بودن

00:33:54.080 --> 00:33:56.679
همچنان خوب بودن

00:33:56.680 --> 00:33:58.519
می‌دونین چیکار می‌کردن؟

00:33:58.520 --> 00:34:00.900
عاشق کارتون‌های " لونی‌تونز " بودن

00:34:02.000 --> 00:34:04.399
پیتر و کریس
...کنار هم می‌نشستن

00:34:04.400 --> 00:34:07.759
باگزبانی، دافی‌داک و تمام
 ...کلاسیک‌های لونی‌تونز رو تماشا می‌کردن

00:34:07.760 --> 00:34:10.399
و تمام اونا رو بخوبی می‌شناختن...

00:34:10.400 --> 00:34:12.639
مثلا داشتم تلفنی
 ...باهاشون صحبت می‌کردم

00:34:12.640 --> 00:34:15.519
و همونجا یکی از قسمت‌های باگزبانی رو...
 برام اجرا می‌کردن

00:34:15.520 --> 00:34:16.999
معرکه بود

00:34:17.000 --> 00:34:20.279
از برخی جهات
...همر تبدیل به خانواده من شد

00:34:20.280 --> 00:34:23.239
مملو از اتفاقات عجیب‌وغریب
...جروبحث

00:34:23.240 --> 00:34:25.239
...رنجش و نومیدی

00:34:25.240 --> 00:34:28.420
اما همگی در یک فضای گرم و صمیمانه...
 اتفاق می‌افتاد

00:34:29.080 --> 00:34:32.199
اونا تمایل داشتن
 یه گروه ثابت داشته باشن

00:34:32.200 --> 00:34:35.079
مثلا دوست داشتن
 ...همون فیلمبردار همیشگی رو داشته باشن

00:34:35.080 --> 00:34:37.439
...همون آرایشگر و گریمور

00:34:37.440 --> 00:34:40.279
و این تداوم خوبی...
 در کارشون ایجاد می‌کرد

00:34:40.280 --> 00:34:43.759
تمام عوامل صحنه همدیگه رو می‌شناختن
بنابراین همکاریِ خوبی با هم داشتن

00:34:43.760 --> 00:34:46.359
همر تعداد زیادی
...نه اونقدر زیاد

00:34:46.360 --> 00:34:49.319
اما همر تعدادی فیلم خوب ساخت...

00:34:49.320 --> 00:34:52.079
و از خیلی جهات
موفقیت‌های زیادی کسب کردن

00:34:52.080 --> 00:34:55.479
در خلال این دوره
برای استودیوهای دیگه هم کار می‌کردم

00:34:55.480 --> 00:34:59.319
پیشنهادات زیادی داشتم
اما مسیرم هموار شده بود

00:34:59.320 --> 00:35:03.279
ممکن بود به موفقیت برسم
اما با بازی در نقش‌های شرور

00:35:03.280 --> 00:35:07.280
باید قید نقش‌های اول رمانتیک
 و قهرمان فیلم رو می‌زدم

00:35:07.920 --> 00:35:10.839
من خوراک مخاطب و استودیو رو
...تامین کرده بودم

00:35:10.840 --> 00:35:13.839
و تنها چیزی که از من می‌خواستن...
 همین بود

00:35:13.840 --> 00:35:16.919
اما به این معنا نبود
 که جایی برای مانور نداشته باشم

00:35:16.920 --> 00:35:20.920
چون پی برده بودم که انواع مختلفی
 از شرارت وجود داره

00:35:22.760 --> 00:35:26.760
با توجه به محدودیتی که بعنوان شرور داستان
 ...بر من تحمیل میشد

00:35:26.800 --> 00:35:29.980
اما از آزادیِ عملی که در این فضا داشتم...
 راضی بودم

00:35:30.720 --> 00:35:34.199
بعدها در دهه 1960
با " وینسنت پرایس " دوست شدم

00:35:34.200 --> 00:35:36.099
...وینسنت مدتها قبل از شهرت من

00:35:36.100 --> 00:35:39.359
خودش رو بعنوان یک جنتلمن...
 در فیلم‌های ترسناک تثبیت کرده بود

00:35:39.360 --> 00:35:41.439
...و زمانی که سروکله من پیدا شد

00:35:41.440 --> 00:35:45.380
با این خفت روبرو شد...
 که اونو با من اشتباه بگیرن

00:35:46.120 --> 00:35:48.759
مردم توی خیابون جلوشو می‌گرفتن
 ...و می‌گفتن

00:35:48.760 --> 00:35:50.799
" آقای لی، میشه یه امضا به من بدید؟ "

00:35:50.800 --> 00:35:53.759
اما وینسنت چیزی فراتر از
 یه ستاره ژانر وحشت بود

00:35:53.760 --> 00:35:56.999
در زمینه نقاشی، مجسمه‌سازی و آشپزی
 صاحب نظر بود

00:35:57.000 --> 00:35:58.879
...در اوج شهرت

00:35:58.880 --> 00:36:01.879
 بعنوان کارشناس هنری...
 در شرکت سیرز مشغول بود

00:36:01.880 --> 00:36:05.860
وینسنت بخوبی بلد بود
 چطور از زندگی و حرفه‌ش لذت ببره

00:36:06.520 --> 00:36:09.719
از وجهه عمومیش لذت می‌برد
 ...و بخوبی اونو نمایندگی می‌کرد

00:36:09.720 --> 00:36:12.479
اما تلاش چندانی برای شهرت نمی‌کرد...

00:36:12.480 --> 00:36:15.020
هیچوقت نشنیدم
 از چیزی شکایت داشته باشه

00:36:15.640 --> 00:36:18.599
شاید به تنها چیزی که در مورد اون و پیتر
 ...حسادت می‌کردم

00:36:18.600 --> 00:36:20.719
تواناییِ اونا در نادیده گرفتن
 ...وجهه خودشون

00:36:20.720 --> 00:36:22.679
در میان مخاطبین بود...

00:36:22.680 --> 00:36:25.380
من هیچوقت اینطور نبودم

00:36:26.200 --> 00:36:28.439
...فکر می‌کنم برای مدتی طولانی

00:36:28.440 --> 00:36:32.359
طرفداران ژانر وحشت...
هیچ علاقه‌ای به کریستوفر لی نداشتن

00:36:32.360 --> 00:36:34.439
...نه بخاطر نحوه بازیش

00:36:34.440 --> 00:36:38.439
بلکه بخاطر نگرشی...
 که نسبت به بازیِ خودش و این ژانر داشت

00:36:38.440 --> 00:36:41.020
با این کار خودشو دست انداخت

00:36:41.520 --> 00:36:45.019
در بعضی از مصاحبه‌هاش
...فکر کنم اواخر دهه 1960 بود

00:36:45.020 --> 00:36:47.759
گفت که فیلم
" نفرین فرانکنشتاین "

00:36:47.760 --> 00:36:51.119
تنها فیلم ترسناک واقعی بود...
که در اون حضور داشته

00:36:51.120 --> 00:36:54.519
فکر کنم بخاطر همین
 ...نزد هوادارها منفور شد

00:36:54.520 --> 00:36:57.199
...که کمی کنایه‌آمیز بنظر می‌رسه

00:36:57.200 --> 00:36:59.799
...چون منفور بودن تنها چیزی بود

00:36:59.800 --> 00:37:03.180
که کریستوفر لی اصلا دلش نمی‌خواست...
در موردش فکر کنن

00:37:03.760 --> 00:37:06.460
تا اینکه...گیته از راه رسید

00:37:16.800 --> 00:37:19.239
اون نقاش و عکاس بود

00:37:19.240 --> 00:37:21.839
...مدل بالینسیاگا و دیور بود

00:37:21.840 --> 00:37:25.359
و پدرش رییس کارخونه آبجوسازیِ توبورگ...
 در کپنهاگ بود

00:37:25.360 --> 00:37:27.399
...بعد از چند بدشانسی

00:37:27.400 --> 00:37:30.799
بالاخره گذر ما به هم افتاد
...و خوشبختانه مسیرمون

00:37:30.800 --> 00:37:33.300
تا آخر عمر بهم گره خورد...

00:37:43.920 --> 00:37:46.499
در این مقطع
...شهرت من جهانی شده بود

00:37:46.500 --> 00:37:48.799
...و زمانی که فیلم‌سازان بین‌المللی

00:37:48.800 --> 00:37:51.959
از تواناییِ من در صحبت کردن
 ...به چند زبان مطلع شدن

00:37:51.960 --> 00:37:54.119
پیشنهادات بطرفم سرازیر شد...

00:37:54.120 --> 00:37:56.999
یجور خوش‌شانسی بود
...چون بطور غیرمنتظره‌ای

00:37:57.000 --> 00:37:59.039
...مورد حمله هیولایی قرار گرفتم

00:37:59.040 --> 00:38:02.399
که همر اصلا نمی‌تونست...
 تصورشو بکنه

00:38:02.400 --> 00:38:04.779
...بعنوان پناهنده مالیاتی

00:38:04.780 --> 00:38:07.719
انگلستان رو به مقصد سوئیس ترک کرد...

00:38:07.720 --> 00:38:10.319
معیارهای خیلی زیادی برای این کار داشت

00:38:10.320 --> 00:38:13.759
...یجور سنت محافظه‌کارانه

00:38:13.760 --> 00:38:15.799
...و حسادت سیاسی

00:38:15.800 --> 00:38:18.519
...و با این سطح از مالیات

00:38:18.520 --> 00:38:21.940
نمی‌تونست مدت زیادی دوام بیاره...

00:38:22.960 --> 00:38:26.819
در اقدامی کنایه‌آمیز، اولین فیلمی
 ...که قرارداد بازی در اون رو امضا کردم

00:38:26.820 --> 00:38:30.519
بازی در نقش یکی از بزرگ‌ترین...
 کاراکترهای ادبیِ انگلستان بود

00:38:30.520 --> 00:38:33.319
نوبت من بود
 ...که کلاه مخصوص رو بر سر بگذارم

00:38:33.320 --> 00:38:35.599
...و نقش شرلوک هلمز رو بازی کنم

00:38:35.600 --> 00:38:37.980
به زبان آلمانی...

00:38:41.520 --> 00:38:44.239
...علیرغم تسلط کامل من به آلمانی

00:38:44.240 --> 00:38:47.259
تصمیم گرفتن بجای من...
 از صدای دوبلور استفاده کنن

00:39:02.960 --> 00:39:05.700
از آلمان به ایتالیا

00:39:28.160 --> 00:39:30.459
" سرداب خون‌آشام "

00:39:30.460 --> 00:39:33.500
در آویزانو
 و در قلعه بالسورانو فیلمبرداری شد

00:39:34.040 --> 00:39:37.740
فیلم خوبی بود
اما لوکیشن اون فوق‌العاده بود

00:39:39.720 --> 00:39:42.179
بخوبی با قلعه‌های اروپایی آشنا شدم

00:39:42.180 --> 00:39:45.739
چون متوجه شدم
 ...فیلم‌سازانی که می‌خواستن با من کار کنن

00:39:45.740 --> 00:39:48.419
شاید نمی‌خواستن
 ...نقش دراکولا رو بازی کنم

00:39:48.420 --> 00:39:51.620
اما مطمئنا...
 چیزی مشابه اون رو در نظر داشتن

00:39:54.280 --> 00:39:57.599
رفتن به اروپا در 1962
...فکر خیلی خوبی بود

00:39:57.600 --> 00:40:01.119
چون فیلم‌های ترسناک اولیه همر
...و دیگر فیلم‌های ترسناک بریتانیایی

00:40:01.120 --> 00:40:04.799
که در کنار همر رشد کرده بودن
...در فرانسه خیلی مورد احترام بودن

00:40:04.800 --> 00:40:08.359
و همینطور...
 تاثیر زیادی بر سینمای ایتالیا گذاشتن

00:40:08.360 --> 00:40:12.360
اون در فیلم‌های زیادی از سینمای آلمان
 ...فرانسه، ایتالیا و اسپانیا بازی کرد

00:40:12.560 --> 00:40:15.159
فیلم‌هایی که چیز زیادی
 ...راجع به اونا نمی‌دونیم

00:40:15.160 --> 00:40:17.839
...چون هیچوقت به انگلیسی دوبله نشدن

00:40:17.840 --> 00:40:21.439
و اون به زبان فرانسوی یا آلمانی...
 صحبت می‌کنه

00:40:21.440 --> 00:40:24.879
فیلم‌های جالبی هستن
...چون ورژن‌های مختلفی

00:40:24.880 --> 00:40:28.880
از کاراکترهایی هستن...
 که در فیلم‌های همر بازی کرده بود

00:40:29.320 --> 00:40:32.619
البته صنعت سینما در ایتالیا
 ...همیشه دنبال ایده‌های روز بود

00:40:32.620 --> 00:40:35.559
و اینکه چطور می‌تونن...
 نسخه خودشون از اون رو تولید کنن

00:40:35.560 --> 00:40:39.319
یکی از راه‌های خوب برای تولید چنین آثاری
دسترسی به کریستوفر لی بود

00:40:39.320 --> 00:40:42.699
در طول مهاجرت به سوئیس
 ...کنار دریاچه ژنو زندگی می‌کرد

00:40:42.700 --> 00:40:45.279
و مدام به ایتالیا رفت‌وآمد داشت...

00:40:45.280 --> 00:40:47.519
ایتالیا مکان فوق‌العاده‌ای بود

00:40:47.520 --> 00:40:50.359
لوکیشن‌های زیبایی داشت
و همینطور خیلی امکانات دیگه

00:40:50.360 --> 00:40:53.559
و ستاره اصلیِ سینمای وحشت کی بود؟

00:40:53.560 --> 00:40:55.839
کریستوفر لی

00:40:55.840 --> 00:40:58.759
به همین خاطر
 ...رفتم سراغ کریستوفر لی

00:40:58.760 --> 00:41:01.999
و زمانی که با هم ملاقات کردیم...
بلافاصله رفیق شدیم

00:41:02.000 --> 00:41:05.479
...یه مقدار پول جور کردم

00:41:05.480 --> 00:41:08.019
...و بودجه اولیه

00:41:08.020 --> 00:41:11.999
برای " قلعه مردگان زنده " جور شد...

00:41:12.000 --> 00:41:15.220
و اون فیلم ساخته شد

00:41:16.120 --> 00:41:18.660
قلعه مردگان زنده

00:41:19.360 --> 00:41:21.399
...در فضایی از رعب و وحشت

00:41:21.400 --> 00:41:25.400
داستان مردی
 ...که از مرزهای ممنوعه علم گذر کرد

00:41:27.000 --> 00:41:29.419
...تا به جنونی وهم‌آلود

00:41:29.420 --> 00:41:32.959
و شرارتی بی‌پایان...
قدم بگذارد

00:41:32.960 --> 00:41:36.140
با بازیِ خالق فراموش‌نشدنیِ دراکولا

00:41:37.080 --> 00:41:39.959
در میان تجربیاتی
 ...که با فیلم‌سازان اروپایی داشتم

00:41:39.960 --> 00:41:43.960
از همکاری با ماریو باوای ایتالیایی...
 و جس فرانکوی اسپانیایی لذت وافری بردم

00:41:46.200 --> 00:41:48.839
در فیلم‌های زیادی
 ...با جس فرانکو همکاری کرد

00:41:48.840 --> 00:41:52.140
که نشان از احترام و علاقه‌ایه...
 که بین دو طرف وجود داشت

00:41:52.840 --> 00:41:56.839
چندتایی از اونا
 ...در صدر فیلم‌هایی هستن

00:41:56.840 --> 00:41:59.399
که می‌خواد با اونا بیاد آورده بشه...

00:41:59.400 --> 00:42:01.599
...اما جالب اینجاست که

00:42:01.600 --> 00:42:03.999
در مورد فیلم‌های دراکولا
 ...تجدیدنظر کرد

00:42:04.000 --> 00:42:06.300
و در یکی از اونا برای جس بازی کرد...

00:42:07.880 --> 00:42:10.500
!و...حرکت

00:42:21.800 --> 00:42:25.800
ایده اصلی این بود که یه فیلم دراکولایی
 ...بر اساس کتاب اصلی باشه

00:42:25.880 --> 00:42:27.899
...با تاکید بر هیبت مخوف دراکولا

00:42:27.900 --> 00:42:30.959
که همیشه در پایان...
 چند ایده هم به اینجور فیلم‌ها سنجاق میشد

00:42:30.960 --> 00:42:33.839
یکی دیگه از فیلم‌هایی بود
 که در اونا از سیم استفاده میشه

00:42:33.840 --> 00:42:37.519
هرچند پیتر پورتوبلا
 ...یه مستند جالب

00:42:37.520 --> 00:42:39.999
...از نحوه تولید فیلم ساخت

00:42:40.000 --> 00:42:43.380
که در واقع از خود فیلم جالب‌تره...

00:43:11.880 --> 00:43:13.839
...برای فیلم‌سازان اروپایی

00:43:13.840 --> 00:43:15.859
...سکس و مرگ

00:43:15.860 --> 00:43:18.559
با درد و لذت...
پیوندی جدانشدنی دارن

00:43:18.560 --> 00:43:22.279
از نظر انحرافات اخلاقی
...اتهامات زیادی به این فیلم‌ها وارد شد

00:43:22.280 --> 00:43:24.319
اما این صرفا یه شیوه اروپایی بود...

00:43:24.320 --> 00:43:26.299
...تا جایی که میشه بخاطر آورد

00:43:26.300 --> 00:43:29.839
هنر و ادبیات با سکس آمیخته بوده...

00:43:29.840 --> 00:43:33.460
فیلم‌های من در این دوره
حس متفاوتی دارن

00:43:37.120 --> 00:43:40.679
گاهی رویایی، هذیانی
...یا جنون‌آمیز هستن

00:43:40.680 --> 00:43:43.460
دوره‌ای بی‌پروا و خلاقانه برای من بود...

00:43:44.840 --> 00:43:47.479
!یک فیلم معمایی
!یک فیلم هیجان‌انگیز

00:43:47.480 --> 00:43:50.020
!یک فیلم ترسناک

00:43:54.160 --> 00:43:56.279
...فیلم‌های فوق‌العاده‌ای بازی کرد

00:43:56.280 --> 00:43:59.799
و بخصوص از همکاری با ماریو باوا...
 خیلی رضایت داشت

00:43:59.800 --> 00:44:03.800
اما فکر کنم خودش کاملا از این موضوع آگاه بود
 ...که داره به ورطه تکرار میفته

00:44:04.460 --> 00:44:07.879
دوره‌ای که خودش اسمشو گذاشته بود
...دوره گورستان

00:44:07.880 --> 00:44:11.700
چون کاملا در یک کاراکتر گوتیک...
 جا افتاده بود

00:44:18.360 --> 00:44:20.959
...در 22 نوامبر 1963

00:44:20.960 --> 00:44:24.420
گیته، دختر فوق‌العاده‌مون...
کریستینا رو بدنیا آورد

00:44:25.240 --> 00:44:27.319
حالا یک خانواده بودیم

00:44:27.320 --> 00:44:30.839
فکر ترک کردن اونا
...حتی برای مدتی کوتاه

00:44:30.840 --> 00:44:32.879
منو نگران می‌کرد...

00:44:32.880 --> 00:44:35.959
مرگ برام معنای دیگه‌ای پیدا کرده بود

00:44:35.960 --> 00:44:38.660
برای اولین بار
واقعا ازش ترس داشتم

00:44:39.360 --> 00:44:42.879
فکر اینکه زنده نباشم
 ...تا شکوفا شدن کریستینا رو ببینم

00:44:42.880 --> 00:44:45.220
بطور غیرقابل‌تصوری دردناک بود...

00:44:46.080 --> 00:44:48.719
سوئیس جذابیت‌های خودشو
 ...از دست داده بود

00:44:48.720 --> 00:44:51.639
و اگه بخاطر مالیات لعنتی نبود...
می‌خواستیم به خونه برگردیم

00:44:51.640 --> 00:44:53.479
...بالاخره به لندن برگشتیم

00:44:53.480 --> 00:44:56.239
و در آپارتمانی...
 در همسایگیِ آقای کارلوف ساکن شدیم

00:44:56.240 --> 00:44:58.519
...در فیلم‌های بین‌المللی بازی کرده بودم

00:44:58.520 --> 00:45:01.479
اما بنظر می‌رسید...
 هیچ پیشرفتی نداشتم

00:45:01.480 --> 00:45:05.439
کمک هزینه‌هایی که از طرف دولت در دوران
 ...مهاجرت به سوئیس که به من داده شده بود

00:45:05.440 --> 00:45:07.399
همگی به همر تعلق گرفت...

00:45:07.400 --> 00:45:11.400
و بعد از بازگشت احساس کردم
 اصلا اونجا رو ترک نکردم

00:45:11.800 --> 00:45:14.279
اما یه کاراکتر جدید از راه رسید

00:45:14.280 --> 00:45:17.319
...هرچند شخصیت تیره‌وتاری بود

00:45:17.320 --> 00:45:21.320
اما با کاراکترهای تکراری که قبلا...
بازی کرده بودم تفاوت زیادی داشت

00:45:22.080 --> 00:45:26.080
من اولین نفری نبودم
 که شخصیت دکتر فومانچوی خبیث رو بازی میکنه

00:45:26.720 --> 00:45:29.279
قبل از من هفت نفر
 اون شخصیت رو بازی کرده بودن

00:45:29.280 --> 00:45:32.340
از جمله بوریس
در بازگشتی بیادماندنی

00:45:33.640 --> 00:45:37.439
شاید امروزه ساخته شدن چنین فیلمی
 ...غیرقابل‌تصور باشه

00:45:37.440 --> 00:45:39.639
...نه فقط بخاطر ویژگی‌های نژادپرستانه

00:45:39.640 --> 00:45:42.639
بلکه به این خاطر که کاراکتر اصلی
...که یک مرد چینیه

00:45:42.640 --> 00:45:45.620
توسط یک انگلیسیِ سفیدپوست...
 بازی بشه

00:45:46.200 --> 00:45:49.359
فقط می‌تونم بگم
...فومانچو رو به نحوی بازی نکردم

00:45:49.360 --> 00:45:51.439
که از نظر چینی‌ها توهین‌آمیز باشه...

00:45:51.440 --> 00:45:53.959
اما اعتراض اونا
 ...نسبت به این موضوع

00:45:53.960 --> 00:45:57.820
که چینی‌ها بعنوان " خطر زرد " معرفی میشن...
کاملا قابل‌درکه

00:45:58.800 --> 00:46:01.759
در بیش از پنج فیلم
...شخصیت فومانچو رو بازی کردم

00:46:01.760 --> 00:46:03.839
و در کنار اون
...بطور متناوب

00:46:03.840 --> 00:46:06.439
در سری دراکولاهای همر هم
 ...بازی می‌کردم

00:46:06.440 --> 00:46:09.020
که بتدریج...
 از کیفیت فیلم‌ها کاسته شد

00:46:09.640 --> 00:46:13.319
در واقع، این دو فرنچایز
...بقول امروزی‌ها

00:46:13.320 --> 00:46:17.099
بطور متناوب در آثار دهه 60 و 70 من...
ادامه پیدا کردن

00:46:56.640 --> 00:47:00.319
همر که در فکر ساختن
 ...فیلم‌های هنری نبود

00:47:00.320 --> 00:47:02.999
به این نتیجه رسید...
 که به نحوی شیره این فیلم‌ها رو بکشه

00:47:03.000 --> 00:47:05.079
...تا اینکه بالاخره

00:47:05.080 --> 00:47:08.919
بعد از هفت هشت بار
 ...بازسازیِ همون فیلم‌ها

00:47:08.920 --> 00:47:12.239
همون کاری رو کردن
 ...که کمپانیِ یونیورسال کرد

00:47:12.240 --> 00:47:14.879
یعنی بتدریج...
 اونو از صحنه محو کردن

00:47:14.880 --> 00:47:17.939
هر فیلمی که از دراکولا ساخته میشد
...حضور اون کوتاه‌تر میشد

00:47:17.940 --> 00:47:20.719
تا اینکه به " طعم خون دراکولا " می‌رسیم
...که فیلم بدی نیست

00:47:20.720 --> 00:47:23.039
اما انگار بدون دراکولا ساخته شده...

00:47:23.040 --> 00:47:25.919
بنظر میرسه با خودشون گفتن
مجبور نیستیم از اون استفاده کنیم

00:47:25.920 --> 00:47:27.999
اما برادران وارنر
 ...پخش‌کننده فیلم گفت

00:47:28.000 --> 00:47:31.479
نمی‌تونیم بدون کریستوفر لی اونو اکران کنیم...
!این یه فیلم دراکولاییه

00:47:31.480 --> 00:47:34.319
در فیلم‌های مزخرف زیادی
 ...از آثار همر بازی کرده

00:47:34.320 --> 00:47:37.199
که در مورد اونا...
این داستان تکراری رو تحویلت میده

00:47:37.200 --> 00:47:39.679
اینکه یه نفر بهش زنگ میزنه
 ...و میگه

00:47:39.680 --> 00:47:42.279
کریس، باید بیای
 و در نقش دراکولا بازی کنی

00:47:42.280 --> 00:47:45.399
بخاطر عوامل فیلم
 و هزینه‌ای که تقبل کردیم

00:47:45.400 --> 00:47:48.159
...همه، از نجار گرفته تا بقیه

00:47:48.160 --> 00:47:50.399
...تمام اعضای گروه، خانواده

00:47:50.400 --> 00:47:52.559
اگه بازی نکنی...
از هم پاشیده میشن

00:47:52.560 --> 00:47:55.139
برای بازی در اون فیلم‌ها
براش احساس گناه درست می‌کردن

00:47:55.140 --> 00:47:56.679
هیچوقت کم‌کاری نمی‌کرد

00:47:56.680 --> 00:47:58.799
همیشه در اون فیلم‌ها بخوبی ظاهر میشد

00:47:58.800 --> 00:48:00.679
نهایت تلاشش رو می‌کرد

00:48:00.680 --> 00:48:04.279
اما فکر کنم بعد از یه مدت
 ...احساس کرد داره وقتشو تلف می‌کنه

00:48:04.280 --> 00:48:06.559
...و با ادامه نقش‌آفرینی در اون فیلم‌ها

00:48:06.560 --> 00:48:09.119
ارزش فیلم‌های قبلی رو هم...
 لکه‌دار می‌کنه

00:48:09.120 --> 00:48:11.599
در مورد نقش دراکولا
دچار نوعی دوگانگی شده بود

00:48:11.600 --> 00:48:14.199
اون نقش باعث شده بود
...به این شهرت برسه

00:48:14.200 --> 00:48:17.559
اما در عین حال
 ...موضوعی که نمی‌تونست براحتی ازش بگذره

00:48:17.560 --> 00:48:20.719
این بود که اکثرا فکر می‌کردن...
 تواناییش در همین حده

00:48:20.720 --> 00:48:23.959
یبار ازش خواستم
 پوستری رو برام امضا کنه

00:48:23.960 --> 00:48:25.999
...فقط ازش خواستم یه پوستر رو امضا کنه

00:48:26.000 --> 00:48:28.399
و اون پوستر فیلم...
طعم خون دراکولا بود

00:48:28.400 --> 00:48:31.279
وقتی ازش خواستم امضا کنه
...کمی زیر لب غر زد

00:48:31.280 --> 00:48:33.439
و پیامی که نوشت
...این بود

00:48:33.440 --> 00:48:37.439
پیتر عزیز "
" این پیام از زندگیِ دیگری است

00:48:37.440 --> 00:48:41.119
به نقش‌هایی که ایفا کرده بود
 احترام می‌گذاشت

00:48:41.120 --> 00:48:44.759
اما می‌خواست از اونا گذر کنه
 و شروع تازه‌ای داشته باشه

00:48:44.760 --> 00:48:46.959
...شخصا فکر می‌کنم

00:48:46.960 --> 00:48:50.339
می‌تونست تعادل بهتری
 ...در کارهاش ایجاد کنه

00:48:50.340 --> 00:48:53.199
...تا آثار بهتری از خودش بجا بگذاره

00:48:53.200 --> 00:48:55.879
...اما به این معنا نیست که

00:48:55.880 --> 00:48:58.359
از حضور در اون فیلم‌ها...
 احساس شرمندگی کنه

00:48:58.360 --> 00:49:00.999
چون در هیچ فیلمی بازی نکرد
 که بخواد باعث شرمندگیش باشه

00:49:01.000 --> 00:49:03.439
...در این ژانر تبحر خاصی داشت

00:49:03.440 --> 00:49:07.420
و در حوزه فیلم‌هایی که بازی می‌کرد...
پادشاه مطلق بود

00:49:08.400 --> 00:49:10.479
اما این موضوع راضیش نمی‌کرد

00:49:10.480 --> 00:49:12.559
...معمای جالبیه

00:49:12.560 --> 00:49:15.279
...اما فکر می‌کنم تا حد زیادی

00:49:15.280 --> 00:49:18.479
مربوط به خاندان اون باشه
...که انتظارات زیادی از اون داشتن

00:49:18.480 --> 00:49:20.519
درحالیکه داشت...
 نقش شرورها رو بازی می‌کرد

00:49:20.520 --> 00:49:24.319
هردوی ما به یک اندازه
 ...کمبود اعتمادبنفس داشتیم

00:49:24.320 --> 00:49:27.279
که فکر می‌کنم ناشی از
 ...خانواده‌مون باشه

00:49:27.280 --> 00:49:29.719
چون مادربزرگم می‌تونست...
 رفتار سختگیرانه‌ای داشته باشه

00:49:29.720 --> 00:49:32.039
نه اینکه در مورد بازیگری سختگیر باشه

00:49:32.040 --> 00:49:36.019
در واقع بازیگری تنها چیزی بود
 که باعث شد خانواده بهمون افتخار کنن

00:49:36.020 --> 00:49:37.519
...بخاطر تمام چیزایی بود

00:49:37.520 --> 00:49:39.879
که باعث میشد احساس کنی...
" من هیچوقت به اون حد نمی‌رسم "

00:49:39.880 --> 00:49:41.679
...نمی‌تونم این موضوع رو درک کنم

00:49:41.680 --> 00:49:43.959
و خیلی دوست داشتم...
 راجع به اون باهاش صحبت می‌کردم

00:49:43.960 --> 00:49:47.960
یجور حسه که همیشه
 ...در خانواده وجود داشته

00:49:50.360 --> 00:49:53.719
یجور ترس از تمسخر از جانب بقیه...

00:49:53.720 --> 00:49:56.959
جالب اینجاست که
 عاشق بازی در نقش دراکولا بود

00:49:56.960 --> 00:49:59.959
وقتی تا این حد
 ...در ایفای یک نقش تبحر داری

00:49:59.960 --> 00:50:01.919
...و بر پره نمایش تسلط داری

00:50:01.920 --> 00:50:05.339
و در مدت زمان کوتاهی
...می‌تونی چنین تاثیری بر مخاطب بگذاری

00:50:05.340 --> 00:50:08.039
معلومه که عاشق بازی در اون نقش میشی...

00:50:08.040 --> 00:50:10.039
...هالیوود بالاخره تماس گرفت

00:50:10.040 --> 00:50:12.959
...هرچند این بار در خاک بریتانیا بود

00:50:12.960 --> 00:50:15.639
...اما قرار بود همکاریِ نزدیکی

00:50:15.640 --> 00:50:19.260
با کارگردان افسانه‌ایِ هالیوود...
 داشته باشم

00:50:20.280 --> 00:50:23.919
بیلی وایلدر تصمیم گرفته بود
 تا فیلمی از شرلوک هلمز بسازه

00:50:23.920 --> 00:50:26.799
او بدرستی
 ...منو برای نقش مایکرافت انتخاب کرد

00:50:26.800 --> 00:50:30.119
یعنی برادر بزرگ‌تر...
 و احتمالا باهوش‌تر هلمز

00:50:30.120 --> 00:50:33.119
حرفام برای باهوش‌ترین فرد انگلستان
 زیادی عجیبه؟

00:50:33.120 --> 00:50:35.199
ادامه بده

00:50:35.200 --> 00:50:37.519
...اونا تو رو کاملا مجاب کردن

00:50:37.520 --> 00:50:40.199
که می‌تونی اونا رو...
 به سمت کمپرسورها هدایت کنی

00:50:40.200 --> 00:50:43.719
درست مثل استفاده از خوک
برای پیدا کردن قارچ

00:50:43.720 --> 00:50:47.079
...بعد از 23 سال و حدود صد فیلم

00:50:47.080 --> 00:50:50.959
بالاخره تونستم...
 چنین تجربه رضایت‌بخشی داشته باشم

00:50:50.960 --> 00:50:52.639
!خیلی جالبه

00:50:52.640 --> 00:50:55.479
کریس به نقش مایکرافت هلمز
 ...افتخار می‌کرد

00:50:55.480 --> 00:50:57.679
...اما چیزی که واقعا مایه مباهاتش بود

00:50:57.680 --> 00:50:59.679
...هرچند توی فیلم عالی بازی می‌کنه

00:50:59.680 --> 00:51:03.479
اما از اینکه بیلی وایلدر اونو استخدام کرده...
بخودش افتخار می‌کرد

00:51:03.480 --> 00:51:05.519
همون چیزی بود که می‌خواست

00:51:05.520 --> 00:51:09.520
بالاخره می‌تونست بگه
" من با یکی از بزرگان کار کردم "

00:51:09.600 --> 00:51:12.359
اوایل دهه 70
...دو نقش به من پیشنهاد شد

00:51:12.360 --> 00:51:16.239
که می‌تونستن بعنوان نقش‌هایی نمادین...
مقابل دراکولا قد علم کنن

00:51:16.240 --> 00:51:20.240
بالاخره قرار بود
 با بهترین مامور مخفیِ بریتانیا مقابله کنم

00:51:21.200 --> 00:51:23.839
...اما قبل از اینکه به اون بپردازیم

00:51:23.840 --> 00:51:27.540
زمان ملاقات با " مرد حصیری " فرا رسیده

00:51:36.520 --> 00:51:39.239
هیچوقت از انتخاب این فیلم
 ...بعنوان فیلم محبوبم

00:51:39.240 --> 00:51:42.239
بین تمام کارهایی که بازی کردم...
خجالت نکشیدم

00:51:42.240 --> 00:51:44.439
دلایل زیادی برای این کار دارم

00:51:44.440 --> 00:51:48.079
اول از همه، داستان فوق‌العاده‌ای داره
 که استادانه روایت میشه

00:51:48.080 --> 00:51:51.780
بدون مجوز کتبی
!نمی‌تونی اینجا فرود بیای

00:51:52.320 --> 00:51:55.199
همونطور که می‌بینید
من یه افسر پلیسم

00:51:55.200 --> 00:51:57.919
...یکی از اهالیِ این جزیره

00:51:57.920 --> 00:52:00.599
شکایتی مبنی بر...
 گم شدن یک دختر رو ثبت کرده

00:52:00.600 --> 00:52:02.719
پس موضوع مربوط به پلیس میشه

00:52:02.720 --> 00:52:04.479
!چه ملک شخصی باشه چه نباشه...

00:52:04.480 --> 00:52:06.999
حالا میشه لطفا یه قایق بفرستین؟

00:52:07.000 --> 00:52:09.300
باید به ارباب بگیم

00:52:10.360 --> 00:52:13.439
آنتونی شفر، نمایشنامه‌نویس بزرگ
...رمانی پیدا کرد

00:52:13.440 --> 00:52:16.719
که میشد از دل اون...
داستان جذابی بیرون کشید

00:52:16.720 --> 00:52:19.540
کپی‌رایت کتاب رو خریدیم
و اون مالکش شد

00:52:37.400 --> 00:52:39.700
عصر بخیر، گروهبان هووی

00:52:40.600 --> 00:52:43.399
می‌بینم که دیدن دختران جوان
شما رو سرحال آورده

00:52:43.400 --> 00:52:45.119
نه، آقا

00:52:45.120 --> 00:52:47.199
این چیزا منو سرحال نمیاره

00:52:47.200 --> 00:52:49.159
اوه، ببخشید

00:52:49.160 --> 00:52:52.740
انسان همیشه باید
 پذیرای تاثیرات روحیه‌بخش باشه

00:52:53.960 --> 00:52:56.679
نقش لرد سامرایل رو به من سپرد

00:52:56.680 --> 00:53:00.319
به شما اطمینان میدم
 که چنین موقعیتی در سینما بندرت پیش میاد

00:53:00.320 --> 00:53:02.879
اینکه نه فقط یک نقش
 ...به شما سپرده بشه

00:53:02.880 --> 00:53:05.319
بلکه بر اساس خصوصیات شما
 ...نوشته شده باشه

00:53:05.320 --> 00:53:07.999
!بخصوص اینکه نقش خوبی هم باشه...

00:53:08.000 --> 00:53:09.839
در این صورت
باید به کارتون ادامه بدید

00:53:09.840 --> 00:53:13.059
مرد حصیری
 ...بسیاری از شاخصه‌های گذشته اون

00:53:13.060 --> 00:53:16.540
بعنوان شمایل ژانر وحشت رو
 ...در خودش داشت

00:53:16.960 --> 00:53:20.079
چون " مرد حصیری " بدون شک...
یه فیلم ترسناکه

00:53:20.080 --> 00:53:22.079
...و البته در مرکز اون

00:53:22.080 --> 00:53:24.199
...لی رو بعنوان بازیگر دارید

00:53:24.200 --> 00:53:27.279
اربابی که در قلعه بالای تپه
 ...زندگی می‌کنه

00:53:27.280 --> 00:53:31.039
و اون فرد از همه‌جا بی‌خبر...
باید با کالسکه به اونجا بره

00:53:31.040 --> 00:53:33.839
شما رو یاد کسی نمی‌اندازه؟
حتما می‌دونید

00:53:33.840 --> 00:53:37.780
شیوه‌ای هوشمندانه
 برای دست‌بردن در تصویر او

00:53:38.440 --> 00:53:40.879
و فکر کنم لی از این موضوع خبر داشت

00:53:40.880 --> 00:53:44.839
اما به این موضوع هم واقف بود
...شفر با وجود مخدوش کردن تصویرش

00:53:44.840 --> 00:53:47.279
...دیالوگ‌های زیبایی براش نوشته

00:53:47.280 --> 00:53:51.280
و ابعاد پیچیده و مرموزی...
 به شخصیتش بخشیده

00:53:51.760 --> 00:53:54.479
کاری رو که پدربزرگم
 ...از روی مصلحت شروع کرد

00:53:54.480 --> 00:53:57.700
پدرم با عشق ادامه داد...

00:53:58.760 --> 00:54:00.719
من رو هم اینطوری تربیت کرد

00:54:00.720 --> 00:54:02.739
...اینکه به موسیقی و تئاتر

00:54:02.740 --> 00:54:05.540
و تشریفات خدایان باستان...
احترام بگذارم

00:54:06.280 --> 00:54:09.580
عاشق طبیعت باشم
 و از اون بترسم

00:54:10.720 --> 00:54:13.399
و اینکه در مواقع ضروری به اون تکیه کنم
 و باعث خشنودیش باشم

00:54:13.400 --> 00:54:16.260
...اون منو -
!تو رو یه کافر بار آورد -

00:54:18.280 --> 00:54:20.239
...ممکنه کافر باشم

00:54:20.240 --> 00:54:22.940
اما امیدوارم یه کافر روشن‌فکر باشم...

00:54:29.280 --> 00:54:32.079
لوکیشن دو فیلم
 چقدر می‌تونن با هم تفاوت داشته باشن؟

00:54:32.080 --> 00:54:35.159
از تپه‌های خاکستری
 ...و آسمان ابریِ سواحل اسکاتلند

00:54:35.160 --> 00:54:37.599
به سواحل آفتابی و درخشان تایلند؟...

00:54:37.600 --> 00:54:41.279
معروفه که فیلم‌های جیمز باند
...تولیداتی پرخرج هستن

00:54:41.280 --> 00:54:45.280
که با گروهی سیار متشکل از صدها نفر...
به مدت چند ماه فیلمبرداری میشن

00:54:45.520 --> 00:54:48.599
تهیه‌کننده‌ها
...آلبرت بروکلی و هری سالتزمن

00:54:48.600 --> 00:54:50.919
...که تا الان ثروت‌شون چند برابر شده

00:54:50.920 --> 00:54:54.839
به لطف کتاب‌های ایان فلمینگ
...پسرعموی ناقلای من

00:54:54.840 --> 00:54:58.319
بله، من و ایان
خیلی با هم صمیمی بودیم

00:54:58.320 --> 00:55:01.399
اینطور که شنیدم
 ...برخی از ویژگی‌های جیمز باند

00:55:01.400 --> 00:55:05.400
بر اساس شخصیت من...
 و تجربیات جنگیِ من شکل گرفته

00:55:05.680 --> 00:55:09.399
البته نمی‌تونستم
 در مورد چنین موضوعی اظهارنظر کنم

00:55:09.400 --> 00:55:11.879
متاسفانه در اون زمان
 ...ایان مرده بود

00:55:11.880 --> 00:55:14.759
و هیچوقت نتونست منو...
 در نقش یکی از کاراکترهاش ببینه

00:55:14.760 --> 00:55:18.559
اما اینجا قرار بود
...مقابل راجر مور قرار بگیرم

00:55:18.560 --> 00:55:21.620
!و عجب زوجی تشکیل دادیم...

00:55:22.360 --> 00:55:24.479
زندگیِ مرفهی داری، اسکارامانگا

00:55:24.480 --> 00:55:27.959
با یه قرارداد میلیون دلاری
از عهده‌ش برمیام، آقای باند

00:55:27.960 --> 00:55:29.999
تو برای هیچ‌وپوچ کار می‌کنی

00:55:30.000 --> 00:55:32.519
آخر سر ملکه
 ...یه تشکر خشک‌وخالی ازت می‌کنه

00:55:32.520 --> 00:55:34.499
و چندرغاز برای حقوق بازنشستگیت...

00:55:34.500 --> 00:55:36.540
بغیر از این
فرقی با هم نداریم

00:55:37.400 --> 00:55:39.159
به سلامتیِ خودمون، آقای باند

00:55:39.160 --> 00:55:41.420
ما بهترین هستیم

00:55:42.640 --> 00:55:46.640
از حضور در فیلم " مردی
...با تپانچه طلایی " هیجان‌زده بود

00:55:48.000 --> 00:55:51.079
چون یه فیلم عظیم هالیوودی
 ...و بین‌المللی بود

00:55:51.080 --> 00:55:53.599
...و آلبرت بروکلی، می‌دونین

00:55:53.600 --> 00:55:56.759
این فیلم بزرگ‌ترین اتفاق براش بود
و از حضور در اون خیلی خوشحال بود

00:55:56.760 --> 00:55:58.839
...و من بهش می‌گفتم

00:55:58.840 --> 00:56:02.319
کریس، نکنه بابت "
" اون پستان سوم خوشحال بودی؟

00:56:02.320 --> 00:56:04.879
" راجع به چی حرف می‌زنی؟ "

00:56:04.880 --> 00:56:08.880
براحتی میشد بری رو اعصابش

00:56:08.960 --> 00:56:11.019
...بازیِ من در اون فیلم

00:56:11.020 --> 00:56:13.799
بعنوان یکی از بهترین
 ...شرورهای باند شناخته میشه

00:56:13.800 --> 00:56:16.559
و هیچوقت نمی‌تونم...
 براحتی از این تمجید بگذرم

00:56:16.560 --> 00:56:19.820
ستاره بخت من طلوع کرده بود
من از راه رسیده بودم

00:56:20.640 --> 00:56:24.640
فکر کنم اولین باری که منتقدین بریتانیایی
 ...از بازیش تعریف کردن

00:56:25.200 --> 00:56:28.799
بخاطر فیلم " مردی با تپانچه طلایی " بود...

00:56:28.800 --> 00:56:30.919
...آدم خیلی حساسی بود

00:56:30.920 --> 00:56:34.799
و منتقدین سال‌ها بود...
 که رفتار بی‌رحمانه‌ای با اون داشتن

00:56:34.800 --> 00:56:37.799
اما حتی اینجا هم
کمی بدشانسی وجود داشت

00:56:37.800 --> 00:56:41.359
چون بالاخره کریستوفر
 ...نقش یکی از شرورهای باند رو بازی کرده بود

00:56:41.360 --> 00:56:44.679
و از نظر من
 ...یکی از بهترین شرورهای باند بحساب میاد

00:56:44.680 --> 00:56:47.799
اما این اتفاق
 ...در فیلمی از باند میفته

00:56:47.800 --> 00:56:50.199
که چندان فیلم خوبی نیست...

00:56:50.200 --> 00:56:52.079
...منظورم اینه که

00:56:52.080 --> 00:56:54.639
در مقایسه با اکثر
 ...فیلم‌های کریستوفر لی

00:56:54.640 --> 00:56:57.879
مردی با تپانچه طلایی...
میلون‌ها دلار فروش می‌کنه

00:56:57.880 --> 00:57:00.859
اما در قیاس با
 ...سایر فیلم‌های جیمز باند تا اون زمان

00:57:00.860 --> 00:57:03.079
تاثیر کمتری داره...
حتی از نظر گیشه

00:57:03.080 --> 00:57:06.639
از اینجور بدبیاری‌های کوچک
 ...همیشه وجود داشت

00:57:06.640 --> 00:57:10.079
حتی زمانی که...
 در اوج خودش قرار داشت

00:57:10.080 --> 00:57:14.080
اما شاید از خیلی جهات
به بخت و اقبال بازیگر مربوط میشه

00:57:14.320 --> 00:57:17.079
بعد از بازگشتم به انگلیس
...تنها چیزی که انتظارم رو می‌کشید

00:57:17.080 --> 00:57:19.879
مرگ‌های دلخراش...
 در سرداب‌های تاریک بود

00:57:19.880 --> 00:57:22.779
و صادقانه بگم
...از اونجایی که همر در حال سقوط بود

00:57:22.780 --> 00:57:25.159
تعداد زیادی از اون فیلم‌ها...
 ساخته نشد

00:57:25.160 --> 00:57:28.039
با توافقی دوجانبه
...موفق شده بودم

00:57:28.040 --> 00:57:30.719
امتیاز بعضی از آثار دنیس ویتلی رو
 ...بدست بیارم

00:57:30.720 --> 00:57:34.719
و امیدوار بودم همر رو تشویق به
 ...ساختن فیلم‌های مدرن‌تری کنم

00:57:34.720 --> 00:57:38.659
تا بتونن با فیلم‌هایی...
 نظیر " جن‌گیر " رقابت کنن

00:57:44.000 --> 00:57:47.439
اولش تمایل چندانی نداشتن
اما بالاخره رضایت دادن

00:57:47.440 --> 00:57:51.220
اقتباسی نصفه‌و نیمه
که باعث خشم ویتلی شد

00:58:18.080 --> 00:58:20.719
این آخرین فیلم من برای همر بود

00:58:20.720 --> 00:58:23.260
پایان یک دوره

00:58:24.800 --> 00:58:27.839
موفق شده بودن ریچارد ویدمارک رو
 ...بعنوان نقش اول بدام بندازن

00:58:27.840 --> 00:58:30.159
...و اون به ترنس‌آتلانتیک پیوست

00:58:30.160 --> 00:58:33.439
که یک دهه قبل با بیلی وایلدر شروع شده بود
...و بالاخره متقاعد شدم

00:58:33.440 --> 00:58:37.180
تمام زندگیمو جمع کنم...
 و به آمریکا نقل‌مکان کنم

00:58:37.840 --> 00:58:41.439
آمریکا، جایی که
...مورد تقدیر و احترام قرار گرفتم

00:58:41.440 --> 00:58:44.380
و هالیوودی که...
 پر از فرصت‌های طلایی بود

00:58:45.080 --> 00:58:47.159
اینجا زندگیِ خیلی خوبی داشت

00:58:47.160 --> 00:58:48.919
...از اون

00:58:48.920 --> 00:58:52.420
زندگی‌هایی نبود...
 که پر از عیاشی و تفریح باشه

00:58:53.600 --> 00:58:55.359
...یه زندگیِ کاری بود

00:58:55.360 --> 00:58:57.799
...چون وقتی به هالیوود اومد

00:58:57.800 --> 00:58:59.479
کاملا مشغول بود...

00:58:59.480 --> 00:59:02.959
دوره پرباری برای کریستوفر بود

00:59:02.960 --> 00:59:04.999
واقعا اینطور بود

00:59:05.000 --> 00:59:08.999
عاشق حضور در هالیوود بود
...و حسابی مشغول بود

00:59:09.000 --> 00:59:11.919
با جک لمون و لی گرانت
 ...کار می‌کرد

00:59:11.920 --> 00:59:14.519
بازیگران واقعی
 ...و ستاره‌های واقعیِ هالیوود

00:59:14.520 --> 00:59:16.759
و واقعا از این کار لذت می‌برد...

00:59:16.760 --> 00:59:19.919
اولین فیلمم
 ...یکی از تولیدات پرخرج یونیورسال بود

00:59:19.920 --> 00:59:22.260
" فرودگاه 77 "

00:59:22.920 --> 00:59:26.399
فیلم‌های فرودگاهی
...یکی از بهترین نمایندگان

00:59:26.400 --> 00:59:29.559
ژانر محبوب و جدید...
سینمای فاجعه بودن

00:59:29.560 --> 00:59:31.919
قالب ساده و تاثیرگذاری داشت

00:59:31.920 --> 00:59:34.839
یه گروه از
 ...ستارگان مشهور قدیم و جدید

00:59:34.840 --> 00:59:37.679
در موقعیت فاجعه‌باری قرار می‌گرفتن...

00:59:37.680 --> 00:59:41.439
لذت این نوع فیلم‌ها
به غیرقابل‌پیش‌بینی بودن اوناست

00:59:41.440 --> 00:59:44.620
اینکه کدوم یک از شخصیت‌ها
 زنده می‌مونن یا می‌میرن

00:59:45.480 --> 00:59:48.879
قرار بود با ستارگان درجه یکی
 هم‌بازی بشم

00:59:48.880 --> 00:59:51.439
جک لمون
الیویا دهاویلند

00:59:51.440 --> 00:59:55.159
جوزف کاتن و...جیمی استوارت

00:59:55.160 --> 00:59:58.199
...همونطور که همگی انتظار داشتن

00:59:58.200 --> 00:59:59.839
من مُردم...

00:59:59.840 --> 01:00:01.839
اما مرگ خوبی بود

01:00:01.840 --> 01:00:04.980
یه مرگ قهرمانانه
یه مرگ جدید

01:00:05.600 --> 01:00:08.719
برای بازی در اون صحنه
یه هفته در محفظه آب تمرین کردم

01:00:08.720 --> 01:00:10.999
و بعد از فیلم
...جایزه‌ای گرفتم

01:00:11.000 --> 01:00:13.260
که از اسکار برام مهم‌تر بود...

01:00:13.960 --> 01:00:16.799
کمربند مخصوص
 ...با سگک مقدس تیم بدلکاران

01:00:16.800 --> 01:00:20.199
به این معنا که یکی از اونا بودی...

01:00:20.200 --> 01:00:22.199
!شروع خیلی خوبی بود

01:00:22.200 --> 01:00:25.439
منظورم اینه که از اون
 ...فیلم‌های فاجعه احمقانه اون دوره بود

01:00:25.440 --> 01:00:28.839
اما موفقیت بزرگی بود
...و از اونجایی که کریس به کار اعتیاد داشت

01:00:28.840 --> 01:00:31.079
...بعد از اون فیلم به کانادا رفت

01:00:31.080 --> 01:00:34.260
تا در فیلمی بنام...
 هجوم سفینه‌فضایی بازی کنه

01:00:37.880 --> 01:00:41.759
و اون فیلم از خیلی جهات
مایه شرمساری بود

01:00:41.760 --> 01:00:45.760
با اینحال، اتفاقات شگفت‌انگیزی در آمریکا
 براش افتاد

01:00:46.640 --> 01:00:49.599
...به نیویورک رفت تا بطور افتخاری

01:00:49.600 --> 01:00:52.479
برنامه شنبه‌شب زنده رو...
 در مارس 1978 اجرا کنه

01:00:52.480 --> 01:00:55.879
خیلی بهم خوش گذشت
...اما بعد از اینکه فهمیدم

01:00:55.880 --> 01:00:59.880
تعداد بینندگان اون شب 35 میلیون نفر بوده...
واقعا شگفت‌زده شدم

01:01:00.920 --> 01:01:04.920
بیشتر از تمام مخاطبینی
 که در تمام مدت کارم داشتم

01:01:05.120 --> 01:01:08.079
اگه قبل از شرکت در برنامه
 ...از این رقم اطلاع پیدا می‌کردم

01:01:08.080 --> 01:01:09.839
مخم سوت می‌کشید...

01:01:09.840 --> 01:01:13.479
حضور من در برنامه باعث شد
 ...توسط آدمای زیادی دیده بشم

01:01:13.480 --> 01:01:17.480
و به سینما و تلویزیون آمریکا
 ...اعلام کردم هنوز زنده‌م

01:01:17.560 --> 01:01:19.719
...و همینطور در دسترس

01:01:19.720 --> 01:01:23.720
شاید بیشتر از اون چیزی...
 که انتظار داشتن همه‌کاره بودم

01:01:24.400 --> 01:01:26.799
با نشون دادن
 ...استعدادهای کمیک خودم به آمریکا

01:01:26.800 --> 01:01:28.679
...تلفن‌ها شروع به زنگ خوردن کردن

01:01:28.680 --> 01:01:31.740
و یکی از اون تماس‌ها از طرف...
استیون اسپیلبرگ بود

01:01:32.760 --> 01:01:35.119
فیلم بعدیش یه کمدی بود

01:01:35.120 --> 01:01:39.120
داستان فیلم در سردرگمی و روزهای
 پس از حمله به پرل‌هاربر آغاز میشه

01:01:39.500 --> 01:01:43.500
در این فیلم با بازیگر افسانه‌ایِ ژاپن
توشیرو میفونه همکاری می‌کنم

01:01:44.400 --> 01:01:46.439
من نقش یه فرمانده زیردریاییِ آلمانی رو
 ...بازی می‌کنم

01:01:46.440 --> 01:01:48.599
که تمام فیلم...
 به زبان آلمانی صحبت می‌کنم

01:01:48.600 --> 01:01:50.839
میفونه نقش همکار بی‌حوصله من رو
 ...بازی می‌کنه

01:01:50.840 --> 01:01:53.319
...یه فرمانده زیردریاییِ ژاپنی

01:01:53.320 --> 01:01:55.999
که البته تمام فیلم...
به زبان ژاپنی صحبت می‌کنه

01:01:56.000 --> 01:02:00.000
نکته جالب این بود که
 ...به زبان مادریِ خودمون بگومگو می‌کردیم

01:02:00.160 --> 01:02:03.220
اما کاملا حرف همدیگه رو می‌فهمیدیم...

01:02:03.840 --> 01:02:05.639
و مشکل همین جا بود

01:02:05.640 --> 01:02:08.079
اصلا ایده بامزه‌ای نبود

01:02:08.080 --> 01:02:11.319
با توجه به موضوع
فیلم شکست خورد

01:02:11.320 --> 01:02:14.279
...فیلم " سریال " هجویه‌ای مدرن

01:02:14.280 --> 01:02:17.799
در مورد بیبی‌بومرهای دهه 1970...
در سن‌فرنسیسکو بود

01:02:17.800 --> 01:02:20.339
من نقش لاکمن رو بازی می‌کردم

01:02:20.340 --> 01:02:22.899
...یک تاجر موفق و محترم محلی

01:02:22.900 --> 01:02:26.900
که آخر هفته‌ها لباس چرم می‌پوشه
...و در جلد " اسکال " فرو میره

01:02:26.960 --> 01:02:30.960
رهبر ترسناک یه دارودسته...
 !موتورسوار همجنس‌گرای محلی

01:02:43.040 --> 01:02:45.439
...سری فیلم‌های عجیب و شگفت‌انگیز من

01:02:45.440 --> 01:02:49.440
با رفتن به استرالیا و بازی در بازگشت...
 کاپیتان شکست‌ناپذیر ادامه پیدا می‌کنه

01:02:49.480 --> 01:02:53.319
من کاملا به قلمرو فاشیست دیوانه شرور
 برگشته بودم

01:02:53.320 --> 01:02:55.919
اما بقیه فیلم واقعا عجیب‌وغریب بود

01:02:55.920 --> 01:02:58.559
!یه ماهی ساختم

01:02:58.560 --> 01:03:01.359
فقط کاپیتان شکست‌ناپذیر
 می‌تونه جلوی منو بگیره

01:03:01.360 --> 01:03:04.079
اگه بتونه نوشخواری رو ترک کنه

01:03:17.600 --> 01:03:21.179
فکر می‌کنین از اینکه بالاخره
 ...در فیلم‌ها آواز خوندم

01:03:21.180 --> 01:03:23.359
واقعا احساس رضایت می‌کردم؟...

01:03:28.800 --> 01:03:31.839
کسی در استعداد
 ...و همه‌کاره بودن اون شک نداشت

01:03:31.840 --> 01:03:34.279
و اینکه تواناییِ انجام...
 کارهای زیادی رو داره

01:03:34.280 --> 01:03:36.919
اما بنظرم اکثر فیلم‌هایی
 ...که از دهه 70 به بعد بازی کرد

01:03:36.920 --> 01:03:40.920
در واقع واکنشی
 ...برای فاصله گرفتن هرچه بیشتر

01:03:41.560 --> 01:03:45.079
از اون فیلم‌های ترسناک بود...

01:03:45.080 --> 01:03:47.439
...کریستوفر علاقه زیادی به بازی

01:03:47.440 --> 01:03:49.559
در نقش‌های بقول خودش کوتاه داشت...

01:03:49.560 --> 01:03:51.359
فیلم رو همراهی نمی‌کرد

01:03:51.360 --> 01:03:55.360
بطرز شگفت‌انگیز و درخشانی
 نشان و تاثیر خودش رو روی فیلم می‌گذاشت

01:03:56.080 --> 01:03:59.399
بجای اینکه با داستان همراه بشه
تاثیر خودشو روی داستان می‌گذاشت

01:03:59.400 --> 01:04:02.039
نقش‌های کوتاه
 ...این اجازه رو بهش می‌دادن

01:04:02.040 --> 01:04:04.439
...تا از فیلمی به فیلم دیگه بره

01:04:04.440 --> 01:04:07.439
گاهی اوقات در آن واحد...
 در چند فیلم بازی می‌کرد

01:04:07.440 --> 01:04:11.220
استعداد من در نقش‌های شرور
خواستار زیادی پیدا کرده بود

01:04:11.960 --> 01:04:15.879
اما باید اقرار کنم
...تمام نقش‌هایی که بازی می‌کردم

01:04:15.880 --> 01:04:18.980
در زمره آثار با کیفیت قرار نمی‌گیرن...

01:04:22.600 --> 01:04:25.759
در شلیک به این خانم جوان
یه لحظه هم تردید نمی‌کنم

01:04:25.760 --> 01:04:28.939
همونطور که می‌شنوی
چاره دیگه‌ای ندارم

01:04:31.280 --> 01:04:34.580
حالا بهتر شد
!دست از پا خطا نکن

01:04:46.720 --> 01:04:49.239
می‌تونم بگم
 ...نیمی از فیلم‌هایی که بازی کرد

01:04:49.240 --> 01:04:51.799
کم‌وبیش فراموش‌شدنی هستن...

01:04:51.800 --> 01:04:54.439
و یبار به من گفت
...دلش برام می‌سوزه

01:04:54.440 --> 01:04:56.479
چون تمام فیلم‌هاشو دیده بودم...

01:04:56.480 --> 01:04:58.759
...بنظرم اون اشتیاق زیادی

01:04:58.760 --> 01:05:00.799
...برای ادامه کار داشت

01:05:00.800 --> 01:05:02.839
کنجکاویِ عجیبی
 برای بازی در فیلم‌ها داشت

01:05:02.840 --> 01:05:06.159
هیچوقت یه فیلم رو
از نظر هنری ارزیابی نمی‌کرد

01:05:06.160 --> 01:05:08.420
نمی‌خواست کنار گذاشته بشه

01:05:09.960 --> 01:05:13.239
...همیشه احساس می‌کرد

01:05:13.240 --> 01:05:15.719
...فیلم بعدی

01:05:15.720 --> 01:05:17.839
فیلم بهتری خواهد بود...

01:05:17.840 --> 01:05:20.759
...بنظرم در طول دوران حرفه‌ایش

01:05:20.760 --> 01:05:23.039
با سختی‌های زیادی دست‌وپنجه نرم کرد...

01:05:23.040 --> 01:05:26.139
و همه چی همیشه اونطور که می‌خواست
 پیش نمی‌رفت

01:05:26.140 --> 01:05:28.079
...این سختی‌ها رو

01:05:28.080 --> 01:05:31.100
با تجربیات دوران جنگش مقایسه می‌کرد...
اما آخرش چی؟

01:05:36.840 --> 01:05:39.779
حدود یک دهه رو
...در آمریکا گذرونده بودیم

01:05:39.780 --> 01:05:42.079
...و من کاملا جا افتاده بودم

01:05:42.080 --> 01:05:45.340
و زندگی مثل همیشه توطئه چید...
 تا منو به کشورم برگردونه

01:05:48.480 --> 01:05:51.439
در لاس‌وگاس
 ...مشغول فیلمبرداریِ " جاکز " بودیم

01:05:51.440 --> 01:05:53.780
که احساس ناخوشی کردم...

01:05:55.600 --> 01:05:59.579
خیلی زود خسته می‌شدم
و راه رفتن برام دشوار می‌شد

01:06:10.320 --> 01:06:12.580
رفتم پیش یه دکتر

01:06:13.840 --> 01:06:16.559
به من گفت
 ...دریچه میترال بطن چپ قلبم

01:06:16.560 --> 01:06:18.799
بدرستی بسته نمیشه...

01:06:18.800 --> 01:06:21.959
اون لحظه به معنای واقعیِ کلمه
 ...متوجه شدم

01:06:21.960 --> 01:06:24.780
قلبم دیگه سر جای خودش نیست...

01:06:29.800 --> 01:06:32.479
به سرعت برگشتیم

01:06:32.480 --> 01:06:35.319
...در لندن به خیابان هارلی رفتم

01:06:35.320 --> 01:06:37.519
و در یک کلینیک خصوصی بستری شدم...

01:06:37.520 --> 01:06:39.479
...جایی که با هزینه‌های گزاف

01:06:39.480 --> 01:06:42.559
و بعد از کلی سیخونک زدن
 ...و معاینه‌های گوناگون

01:06:42.560 --> 01:06:46.020
به این نتیجه رسیدن که جراحی ضروریه...

01:06:46.640 --> 01:06:49.879
من مقابل اون دریچه‌های پلاستیکی
 ...مقاومت کردم

01:06:49.880 --> 01:06:52.279
...چون داستان‌های وحشتناکی شنیده بودم

01:06:52.280 --> 01:06:54.999
که فرد استفاده‌کننده...
ناغافل افتاده و مرده

01:06:55.000 --> 01:06:59.000
بعنوان یه قصه‌گوی کارکشته
 ...و کسی که در مرگ یه خبره بحساب میاد

01:06:59.440 --> 01:07:02.180
راهی بدتر از این برای مردن...
 به ذهنم نمی‌رسید

01:07:02.920 --> 01:07:06.179
به همین خاطر دریچه یه خوک رو
 ...به من پیشنهاد کردن

01:07:06.180 --> 01:07:08.199
و من با کمال‌میل قبول کردم...

01:07:08.200 --> 01:07:12.200
با اینحال تصمیم گرفتن بجای تعویض
!اونو مرمت کنن

01:07:13.600 --> 01:07:16.799
نیمی از زندگیم رو
 ...بعنوان پیام‌آور ترس

01:07:16.800 --> 01:07:18.959
وحشت، تاریکی و خون گذرونده بودم...

01:07:18.960 --> 01:07:21.959
اما اونا به من رحم کرده بودن

01:07:21.960 --> 01:07:24.300
ترسیده بودم

01:07:24.920 --> 01:07:28.899
چند نامه به گیته و کریستینا نوشتم
چون احتمال می‌دادم بمیرم

01:07:28.900 --> 01:07:31.399
...و زمانی که منتظر لحظه موعود بودم

01:07:31.400 --> 01:07:35.400
سراغ چیزی رفتم که همیشه بدادم رسیده...
 و باعث آرامشم شده

01:07:36.640 --> 01:07:39.639
" ارباب حلقه‌ها "
رو بعد از اولین انتشار خوندم

01:07:39.640 --> 01:07:43.579
هر سه جلد بطور متوالی
 ...در طول یک سال منتشر شدن

01:07:43.580 --> 01:07:46.640
و من به معنای واقعی اونا رو بلعیدم...

01:07:47.320 --> 01:07:50.759
...بطور وسواس‌گونه‌ای تا آخر عمرم

01:07:50.760 --> 01:07:53.700
هر سال...
هر سه جلد کتاب رو می‌خوندم

01:07:56.640 --> 01:07:59.740
بطور اتفاقی
 در دهه 50 با تالکین ملاقات کردم

01:08:03.560 --> 01:08:05.359
با دوستانم در آکسفورد بودم

01:08:05.360 --> 01:08:08.219
در میخانه عقاب
...مشغول میگساری بودیم

01:08:08.220 --> 01:08:10.479
که در باز شد و اون وارد شد...

01:08:10.480 --> 01:08:14.480
 از روی عکس پشت کتابش
 اونو شناختم

01:08:14.560 --> 01:08:18.460
بعد از وارد شدن به نحوی سر میز ما اومد
 تا چندتا آبجو بزنه

01:08:19.480 --> 01:08:22.199
فقط تونستم بگم
" خوشوقتم "

01:08:22.200 --> 01:08:24.820
تنها چیزی که تونستم بگم همین بود

01:08:25.520 --> 01:08:29.199
اونقدر سوال در ذهنم بود
...که نمی‌دونستم از کجا شروع کنم

01:08:29.200 --> 01:08:31.919
و واقعا نمی‌دونستم ممکنه به کجا ختم بشه...

01:08:31.920 --> 01:08:35.920
بنابراین فقط لبخند زدم و سر تکون دادم
 و از حضورش لذت بردم

01:08:36.600 --> 01:08:40.140
فقط از اینکه کنارش بودم لذت بردم
 و اصلا پشیمون نیستم

01:08:41.040 --> 01:08:44.879
ممکن بود حرفی بزنم
 ...که باعث ناراحتی یا دلخوریِ اون بشه

01:08:44.880 --> 01:08:47.879
و تا آخر عمرم خودمو نبخشم...

01:08:47.880 --> 01:08:51.220
نه، همین که کنارش بودم
برام کفایت می‌کردم

01:08:51.720 --> 01:08:53.919
خاطره خیلی خوبیه

01:08:53.920 --> 01:08:56.939
...بنابراین قبل از عمل

01:08:56.940 --> 01:09:00.199
...و در بستر بیماری و دوران نقاهت

01:09:00.200 --> 01:09:03.079
در ذهن خودم...
به سرزمین میانه سفر کردم

01:09:03.080 --> 01:09:06.559
...و " یاران حلقه " در کمال مهربانی و وقار

01:09:06.560 --> 01:09:10.140
نقش بسزایی در بهبود من داشت...
و واقعا بهبود پیدا کردم

01:09:14.320 --> 01:09:17.940
بازگشت به لندن
 به معنای دیدار دوستان قدیمی بود

01:09:18.840 --> 01:09:21.079
" عمارتی با سایه‌های بلند "

01:09:21.080 --> 01:09:23.479
در واقع
...یک روایت گوتیک

01:09:23.480 --> 01:09:27.319
با مرگ‌هایی ناگوار...
 و پایانی مضحک بود

01:09:27.320 --> 01:09:30.079
این فیلم
 بازگشت دوباره من به سینما بود

01:09:30.080 --> 01:09:32.919
نه فقط با پیتر
همچنین با وینسنت

01:09:32.920 --> 01:09:36.159
کی می‌تونه به یک دورهمیِ خانوادگی
 جواب رد بده؟

01:09:36.160 --> 01:09:38.419
اونا واقعا جنتلمن بودن

01:09:38.420 --> 01:09:42.420
احترام زیادی
 برای استعداد یکدیگر قایل بودن

01:09:42.440 --> 01:09:44.599
و همینطور برای بقیه عوامل

01:09:44.600 --> 01:09:48.159
و با وجود استعدادی که داشتن
 به شدت متواضع بودن

01:09:48.160 --> 01:09:52.160
بخاطر همینه که به اونا میگیم
" تثلیت مقدس وحشت "

01:09:52.280 --> 01:09:55.119
من با ده سال فاصله
 جوان‌ترین عضو گروه سه نفره‌مون بودم

01:09:55.120 --> 01:09:57.279
وینسنت از نظر روحیه
 جوان‌تر از ما بود

01:09:57.280 --> 01:10:00.319
اما کاملا مشخص بود
 پیتر داره به آخر خط میرسه

01:10:00.320 --> 01:10:04.320
در واقع، پیتر از ده سال قبل که هلن
...همسر عزیزش رو از دست داد

01:10:04.860 --> 01:10:06.879
یجورایی به آخر خط رسید...

01:10:06.880 --> 01:10:10.719
هیچوقت اون آدم سابق نشد
و خودش هم نمی‌خواست بشه

01:10:10.720 --> 01:10:12.599
...از وقتی اونو از دست داد

01:10:12.600 --> 01:10:16.600
فقط زمان رو سپری می‌کرد...
 تا بعد از مرگ دوباره به هم بپیوندن

01:10:16.680 --> 01:10:18.439
خودش رو مشغول می‌کرد

01:10:18.440 --> 01:10:21.079
" با " جنگ ستارگان
...موفقیت بزرگی کسب کرد

01:10:21.080 --> 01:10:23.039
اما فکر نمی‌کنم اهمیتی می‌داد...

01:10:23.040 --> 01:10:26.399
به حرفه‌ای بودن و ایفای نقش
اهمیت بیشتری می‌داد

01:10:26.400 --> 01:10:28.639
...هیچ اهمیتی به جایگاه

01:10:28.640 --> 01:10:30.879
تعریف و تمجید...
یا پول نمی‌داد

01:10:30.880 --> 01:10:34.439
زندگیِ آرامی در بندر ویتستبل
 و کنار دریا داشت

01:10:34.440 --> 01:10:37.860
نقاشی می‌کرد
 و زمان رو می‌گذروند

01:10:38.960 --> 01:10:42.439
...تا اینکه بعد از 23 سال انتظار

01:10:42.440 --> 01:10:45.100
تونست به هلن عزیزش ملحق بشه...

01:10:46.320 --> 01:10:48.999
...واقعا انسان فوق‌العاده‌ای بود

01:10:49.000 --> 01:10:51.620
و دوست من بود...

01:10:53.320 --> 01:10:54.899
...آخرین فعالیتش

01:10:54.900 --> 01:10:57.759
نریشن مستندی در مورد آثار همر...
به همراه من بود

01:10:57.760 --> 01:11:01.759
بتازگی دو روز در کن بودم -
بلندتر بگو -

01:11:01.760 --> 01:11:04.719
بتازگی دو روز در کن بودم

01:11:04.720 --> 01:11:08.219
و استقبال گرمی از من بعمل آوردن -
اونجا چیکار می‌کردی؟ -

01:11:08.220 --> 01:11:10.079
راجع به تو صحبت می‌کردم

01:11:10.080 --> 01:11:12.839
طبق معمول
...و یه نفر به من گفت

01:11:12.840 --> 01:11:15.079
" آقای کوشینگ چطوره؟ "

01:11:15.080 --> 01:11:17.860
من گفتم
" نمی‌دونم "

01:11:19.000 --> 01:11:21.279
تمام دنیا این اتفاق برام پیش میاد

01:11:21.280 --> 01:11:23.599
مردم به من میگن
" آقای کوشینگ چطوره؟ "

01:11:23.600 --> 01:11:26.339
بعضی وقتا به من میگن
" صبح بخیر، آقای کوشینگ "

01:11:28.200 --> 01:11:31.759
بعضی وقتا در مورد آقای پرایس هم
 این اتفاق رخ میده

01:11:31.760 --> 01:11:34.420
همیشه...همیشه

01:11:35.120 --> 01:11:36.959
روز فوق‌العاده‌ای رو با هم گذروندیم

01:11:36.960 --> 01:11:39.719
اما زمان خداحافظی
حس عجیبی داشتم

01:11:39.720 --> 01:11:42.980
می‌دونستم آخرین باریه که اونو می‌بینم

01:11:43.960 --> 01:11:46.260
و همینطور هم شد

01:11:46.760 --> 01:11:49.199
من خودمو نباختم

01:11:49.200 --> 01:11:51.239
واقعا عاشق بازی در فیلم بود

01:11:51.240 --> 01:11:54.319
نه فقط خود فیلم
بلکه تمام روند کار

01:11:54.320 --> 01:11:58.199
از خوندن فیلمنامه گرفته
...تا آشنایی با بقیه عوامل سر صحنه

01:11:58.200 --> 01:12:01.119
آشنایی با بقیه بازیگرها...
تبادل نظر

01:12:01.120 --> 01:12:03.119
توی خونه حوصله‌ش سر می‌رفت

01:12:03.120 --> 01:12:05.279
کاری برای انجام دادن نداشت
بی‌قرار می‌شد

01:12:05.280 --> 01:12:08.559
...در شرایطی قرار داشت

01:12:08.560 --> 01:12:12.119
که هیچ فیلم مهمی بهش پیشنهاد نمی‌شد...

01:12:12.120 --> 01:12:13.839
...به عبارتی

01:12:13.840 --> 01:12:16.479
فقط نقش‌های بدردنخور بازی می‌کرد...

01:12:16.480 --> 01:12:19.119
...اکثر مردم فکر می‌کردن از دنیا رفته

01:12:19.120 --> 01:12:22.039
چون اصلا در جریان اصلیِ سینما نبود...

01:12:22.040 --> 01:12:24.839
دارم در مورد سال 1995 صحبت می‌کنم

01:12:24.840 --> 01:12:28.519
حدودا از سال 95 تا 98

01:12:28.520 --> 01:12:30.799
دیگه نمی‌خواست
 ...در فیلم‌های ترسناک بازی کنه

01:12:30.800 --> 01:12:32.839
چون قبلا...
انواع اون فیلم‌ها رو بازی کرده بود

01:12:32.840 --> 01:12:34.719
دیگه فیلمی نمونده بود
 که بازی نکرده باشه

01:12:34.720 --> 01:12:38.159
احساس می‌کرد بطور کامل
 ...از توانایی‌هاش استفاده نکرده

01:12:38.160 --> 01:12:41.879
و اون نقش دلخواهش...
 بهش پیشنهاد نمی‌شد

01:12:41.880 --> 01:12:46.780
یبار برای دیدن نمایشم
 در تئاتر سلطنتیِ شکسپیر به استراتفورد اومد

01:12:46.860 --> 01:12:49.199
بعد از نمایش گفت
...بهت حسودیم میشه

01:12:49.200 --> 01:12:51.719
...چون خیلی دوست داشتم

01:12:51.720 --> 01:12:54.519
نقش‌های کلاسیک رو...
 روی صحنه بازی کنم

01:12:54.520 --> 01:12:57.559
به شدت علاقه داشت
 نقش " دون کیشوت " رو بازی کنه

01:12:57.560 --> 01:13:00.959
بنظرم نقش معرکه‌ای براش بود

01:13:00.960 --> 01:13:04.960
می‌تونین اونو تصور کنین
 با پاهای ولنگ‌وباز رو یه اسب پیر نشسته؟

01:13:05.240 --> 01:13:09.140
یا مثلا با زره اسپانیایی
از آسیاب بادی آویزون شده

01:13:09.760 --> 01:13:12.639
بنظرم برای اون نقش ساخته شده بود

01:13:12.640 --> 01:13:15.439
...چون ایده واژگون شدن از آسیاب بادی

01:13:15.440 --> 01:13:18.039
...در قواعد مرسوم شهرت در سینما

01:13:18.040 --> 01:13:20.759
چیزی بود که اون درک می‌کرد...

01:13:20.760 --> 01:13:23.239
...با عدم پذیرش‌های زیادی مواجه شد

01:13:23.240 --> 01:13:25.279
که کسی از اونا خبر نداره...

01:13:25.280 --> 01:13:26.799
...و می‌دونین

01:13:26.800 --> 01:13:30.800
آدم می‌تونه ساعت‌ها بشینه
 و بخاطر چیزایی که بهشون نرسیده تاسف بخوره

01:13:31.280 --> 01:13:33.759
و اون گاهی اوقات بخاطر این موضوع
غمگین می‌شد

01:13:33.760 --> 01:13:36.199
اون حسادت می‌کرد

01:13:36.200 --> 01:13:38.599
به بعضی از بازیگران حسادت می‌کرد

01:13:38.600 --> 01:13:41.140
به مایکل کین حسادت می‌کرد

01:13:42.120 --> 01:13:45.479
بهش می‌گفتم، کریستوفر
چرا به مایکل کین حسادت می‌کنی؟

01:13:45.480 --> 01:13:49.060
مایکل بازیگر فوق‌العاده‌ایه
تو هم بازیگر فوق‌العاده‌ای هستی

01:13:49.560 --> 01:13:51.799
هیچوقت دلیلشو بهم نمی‌گفت

01:13:51.800 --> 01:13:55.620
فقط فکر می‌کرد مایکل کین
 بیشتر مورد توجه قرار گرفته

01:13:56.200 --> 01:14:00.200
اون زمان بطور عمده به سرگرمیِ مورد علاقه‌م
...یعنی آوازخوانی رو آوردم

01:14:00.720 --> 01:14:02.879
و سعی کردم بطور جدی به اون بپردازم...

01:14:02.880 --> 01:14:05.479
بعنوان راوی
 با بند " راپسودی آو فایر " همکاری کرد

01:14:05.480 --> 01:14:07.359
...اولین باری بود که

01:14:07.360 --> 01:14:09.759
با یه بند هوی‌متال معروف کار می‌کنه...

01:14:09.760 --> 01:14:11.999
اونا بند بزرگی بودن
هنوزم هستن

01:14:12.000 --> 01:14:15.359
از پیشگامان سمفونیک و پاورمتال هستن

01:14:15.360 --> 01:14:17.839
...از سبک اونا خوشش می‌اومد

01:14:17.840 --> 01:14:20.559
چون به موسیقیِ مورد علاقه‌ش...
 نزدیک بود

01:14:20.560 --> 01:14:23.239
عاشق واگنر بود
...و از نظرش

01:14:23.240 --> 01:14:26.559
واگنر و هوی‌متال...
 نقاط مشترک زیادی داشتن

01:14:26.560 --> 01:14:29.279
...موسیقیِ قدرتمندی دارن

01:14:29.280 --> 01:14:31.679
داستان‌های فوق‌العاده‌ای
 ...روایت می‌کنن

01:14:31.680 --> 01:14:34.959
و اینطوری بود که با متال آشنا شد...

01:14:34.960 --> 01:14:36.799
شیفته این کار شدم

01:14:36.800 --> 01:14:40.759
چند سال بعد
گروه " شارلمانی پروجکت " رو تشکیل دادم

01:14:40.760 --> 01:14:43.359
که نتیجه‌ش دو آلبوم کامل بود

01:14:43.360 --> 01:14:47.259
کریستوفر قبلا
 در چند آلبوم و پروژه کار کرده بود

01:14:47.260 --> 01:14:49.519
و می‌خواست کارای بیشتری انجام بده

01:14:49.520 --> 01:14:52.439
اینجا بود که ما وارد عمل شدیم، درسته؟

01:14:52.440 --> 01:14:54.519
...پروژه با آلبوم

01:14:54.520 --> 01:14:57.079
" شارلمانی:با شمشیر و صلیب "
...شروع به کار کرد

01:14:57.080 --> 01:15:00.479
و بعد از اون دومین آلبوم هوی‌متال
...که خیلی هوی‌تر بود

01:15:00.480 --> 01:15:02.559
اگه اصطلاحشو درست بگم...

01:15:02.560 --> 01:15:05.159
آلبوم اول
بیشتر سمفونیک‌متال بود

01:15:14.440 --> 01:15:16.439
اول آلبوم سمفونیک رو کار کردیم

01:15:16.440 --> 01:15:18.719
طرفداران به دو دسته تقسیم شدن

01:15:18.720 --> 01:15:21.259
بعضیا بخاطر سمفونیک بودنش
 دوستش داشتن

01:15:21.360 --> 01:15:24.559
اما دسته دوم
...که بیشتر طرفدار سبک متال بودن

01:15:24.560 --> 01:15:26.359
خورد تو ذوقشون...

01:15:26.360 --> 01:15:29.159
!این که متال نیست، سمفونیه

01:15:29.160 --> 01:15:31.479
بایو اونو هوی‌تر اجرا می‌کردیم

01:15:31.480 --> 01:15:33.419
...سر کریستوفر گفت

01:15:33.420 --> 01:15:36.239
این یکی باید هوی‌تر باشه...

01:15:36.240 --> 01:15:40.240
!باید خیلی خیلی هوی‌تر باشه
موسیقی به اندازه کافی قدرتمند نیست

01:15:40.400 --> 01:15:43.919
!ارکستر، قدرت بیشتری لازم داریم
یادتونه گفت قدرتمندتر؟

01:15:43.920 --> 01:15:47.519
" من می‌تونم بلندتر از این بخونم "

01:15:56.320 --> 01:15:58.719
...اما بین آلبوم‌های شارلمانی

01:15:58.720 --> 01:16:00.799
چند سینگل هوی‌متال خوند...

01:16:00.800 --> 01:16:03.599
...ما با هوی‌متال کریسمس شروع کردیم

01:16:03.600 --> 01:16:07.519
و بعد هوی‌متال کریسمس 2...
قطعه جینگل‌هلز

01:16:16.520 --> 01:16:20.520
در جدول بیلبورد آمریکا
به رده 18 رسید

01:16:20.600 --> 01:16:23.479
در جدول تک‌آهنگ‌های بیلبورد آمریکا -
رده 22 -

01:16:23.480 --> 01:16:27.480
وقتی منتشر شد
 ...در آهنگ‌های درخواستی به رده 22 رسید

01:16:27.800 --> 01:16:30.479
و در جدول بیلبورد به رده 18 رسید...

01:16:30.480 --> 01:16:36.380
به این معنی که کریستوفر تبدیل به
 ...پیرترین هنرمند در عرصه موسیقی شد

01:16:36.440 --> 01:16:38.879
...که هیچ آهنگی نساخته

01:16:38.880 --> 01:16:42.159
...و ناغافل در سن 90 سالگی

01:16:42.160 --> 01:16:45.239
سر از جدول موسیقی درمیاره...

01:16:45.240 --> 01:16:48.119
موقع ضبط 91 سال و نیم داشت

01:16:48.120 --> 01:16:51.279
...و تبدیل به پیرترین خواننده‌ای شد

01:16:51.280 --> 01:16:53.639
که وارد چارت میشه...

01:17:07.160 --> 01:17:10.860
...تمام مجلات موسیقیِ دنیا

01:17:11.480 --> 01:17:15.439
از اون بعنوان ستاره هوی‌متال...
 اسم بردن

01:17:15.440 --> 01:17:17.119
درسته؟

01:17:17.220 --> 01:17:21.220
بعنوان کسی که می‌خواد آواز بخونه
 ...کارشو شروع کرد

01:17:22.240 --> 01:17:23.999
...و در پایان

01:17:24.000 --> 01:17:27.599
مورد احترام تمام...
 موزیسین‌های هوی‌متال قرار گرفت

01:17:27.600 --> 01:17:31.119
" یکی از اعضای اصلیِ بند " بلک‌سبث
...تونی آیومی

01:17:31.120 --> 01:17:34.460
در مراسم خدایان طلایی...
جایزه متال‌همر رو به من اهدا کرد

01:17:35.000 --> 01:17:36.899
...فکر می‌کنم اون روز

01:17:36.900 --> 01:17:39.999
خاطره‌انگیزترین روزی بود...
 که در تمام عمرم داشتم

01:17:40.000 --> 01:17:42.919
تولدی دوباره داشت
سرشار از انرژی بود

01:17:42.920 --> 01:17:45.019
...یادم میاد در اتاق رختکن بودیم

01:17:45.020 --> 01:17:47.879
تونی آیومی و سر کریستوفر...
 داشتن صحبت می‌کردن

01:17:47.880 --> 01:17:50.879
یه گفتگوی طولانی در رختکن داشتن

01:17:50.880 --> 01:17:52.879
...سر کریستوفر بهش گفت

01:17:52.880 --> 01:17:55.999
شما هوی‌متال رو اختراع کردید "
" شما پدر متال هستید

01:17:56.000 --> 01:17:59.359
...و تونی آیومی در جوابش گفت

01:17:59.360 --> 01:18:03.360
نه، این شما بودین که با فیلم‌هاتون "
 ...هوی‌متال رو خلق کردین

01:18:03.640 --> 01:18:05.959
" من از فیلم‌های شما الهام گرفتم...

01:18:05.960 --> 01:18:09.159
سر کریستوفر گفت: فیلم‌های من؟
!امیدوارم منظورت فیلم‌های خوبم باشه

01:18:09.160 --> 01:18:12.660
همیشه همینو می‌گفت
" امیدوارم منظورت فیلم‌های خوبم باشه "

01:18:12.920 --> 01:18:16.199
در سال 1998
...من 76 ساله بودم

01:18:16.200 --> 01:18:18.399
...و می‌شد چنین فرض کرد

01:18:18.400 --> 01:18:21.119
که پربارترین سال‌هامو...
 پشت سر گذاشتم

01:18:21.120 --> 01:18:23.919
اما بعد یه اتفاقی افتاد

01:18:23.920 --> 01:18:27.920
یه اتفاق شگفت‌انگیز و غیرمنتظره

01:18:28.000 --> 01:18:30.359
...برای صرف چای

01:18:30.360 --> 01:18:32.679
به هتل بازیل‌استریت...
 در نایتزبریج دعوت شدم

01:18:32.680 --> 01:18:34.399
...میزبانان من

01:18:34.400 --> 01:18:37.679
مدیر مطالعات اسلامی در دانشگاه کمبریج
...اکبر احمد بود

01:18:37.680 --> 01:18:41.239
به همراه دوست کارگردانش...
جمیل دهلوی

01:18:41.240 --> 01:18:43.239
یه سوال از من داشتن

01:18:43.240 --> 01:18:45.580
" از «جناح» چی می‌دونی؟ "

01:18:46.560 --> 01:18:48.239
...جواب دادم

01:18:48.240 --> 01:18:51.319
می‌دونم محمدعلی جناج
...بابای قوم بوده

01:18:51.320 --> 01:18:53.799
...پدر ملت پاکستان

01:18:53.800 --> 01:18:55.799
...حکومتی که در سال 1947 تاسیس کرد

01:18:55.800 --> 01:18:58.679
و تبدیل به اولین فرماندار کل شد...

01:18:58.680 --> 01:19:02.239
تلاش‌های متعهدانه اون باعث شد
...مسلمانان هند

01:19:02.240 --> 01:19:04.119
کشوری جداگانه داشته باشن...

01:19:04.120 --> 01:19:07.359
به عقیده من
...اون مردی فوق‌العاده

01:19:07.360 --> 01:19:09.159
با اراده‌ای قوی...
 و هوش بالا بوده

01:19:09.160 --> 01:19:11.959
در جواب گفتن
" دوست داریم شما نقش جناح رو بازی کنین "

01:19:11.960 --> 01:19:15.839
از نظر موضوع و مسئولیت بزرگی
 ...که بعنوان بازیگر داشتم

01:19:15.840 --> 01:19:19.479
جناح با اختلاف زیاد...
مهم‌ترین نقشی بود که بازی کردم

01:19:19.480 --> 01:19:22.239
بی‌نهایت به این فیلم افتخار می‌کنم

01:19:22.240 --> 01:19:25.879
بهترین نقدهای دوران حرفه‌ایم رو
 دریافت کردم

01:19:25.880 --> 01:19:28.719
به شما یادآوری می‌کرد
 ...که قادر به بازی در نقش‌های اصلی هست

01:19:28.720 --> 01:19:30.959
...رل‌های دراماتیک متعارف‌تر

01:19:30.960 --> 01:19:33.439
...و می‌تونه تفاوت ایجاد کنه

01:19:33.440 --> 01:19:35.399
...تفاوت‌هایی ظریف

01:19:35.400 --> 01:19:38.359
که بازی در نقش سیاسمتداری...
 مثل جناح می‌طلبه

01:19:38.360 --> 01:19:41.359
می‌تونست تمام این‌ها رو
 در نقشی متعارف‌تر به اجرا دربیاره

01:19:41.360 --> 01:19:43.039
...اما می‌دونین

01:19:43.040 --> 01:19:45.819
چون نقش‌های کوتاه زیادی
 ...بازی کرده بود

01:19:45.820 --> 01:19:48.759
مسئولین انتخاب بازیگر...
اونو نادیده می‌گرفتن

01:19:48.760 --> 01:19:51.519
فیلم مورد استقبال منتقدین
 ...قرار گرفت

01:19:51.520 --> 01:19:53.879
اما سینمادوستان اونو تحویل نگرفتن...

01:19:53.880 --> 01:19:57.239
انگار خیلی‌ها نمی‌تونستن بپذیرن
 ...یه انگلیسیِ سفیدپوست

01:19:57.240 --> 01:19:59.839
نقش یک شمایل مهم...
 و تاثیرگذار هندی رو بازی کنه

01:19:59.840 --> 01:20:02.780
عملا نادیده گرفته شد

01:20:03.400 --> 01:20:06.039
اگر این فیلم
...پایان کار من در سینما بود

01:20:06.040 --> 01:20:09.020
پایان کاملا رضایتبخشی بود...

01:20:09.560 --> 01:20:11.559
اما جناح پایان کار نبود

01:20:11.560 --> 01:20:13.559
آغاز یک پایان بود

01:20:13.560 --> 01:20:15.900
!و قرار بود عجب پایانی باشه

01:20:16.640 --> 01:20:21.140
حدود یک دهه قبل، وینسنت
 از یه بازگشت دوباره جادویی لذت برده بود

01:20:21.160 --> 01:20:24.799
بعد از یک دهه بازی در نقش‌هایی
 ...که اغلب در شأن اون نبودن

01:20:24.800 --> 01:20:27.559
...آخرین فیلمش، آخرین نقش‌آفرینیش

01:20:27.560 --> 01:20:30.279
...آخرین لحظه حضورش بر پرده نقره‌ای

01:20:30.280 --> 01:20:33.119
اثری بسیار زیبا بود...

01:20:33.120 --> 01:20:35.759
" ادوارد دست‌قیچی "
...از اولین فیلم‌های

01:20:35.760 --> 01:20:37.879
دو هنرمند بزرگ سینما بود...

01:20:37.880 --> 01:20:40.519
تیم برتن و جانی دپ

01:20:40.520 --> 01:20:43.439
از بخت خوبم
...نه تنها با اونا همکاری کردم

01:20:43.440 --> 01:20:45.959
بلکه اونا رو دوست خطاب می‌کردم...

01:20:45.960 --> 01:20:48.999
اولین فیلم مشترک ما " اسلیپی‌هالو " بود

01:20:49.000 --> 01:20:51.099
...داستان واشینگتن ایروینگ

01:20:51.200 --> 01:20:53.879
از ایکاباد کرین و سوار بی‌سر...

01:20:53.880 --> 01:20:56.639
...سبک ترسناک اما شوخ‌طبعانه فیلم

01:20:56.640 --> 01:21:00.639
مطمئنا برای من آشنا و دلپذیر بود
...اما بر خلاف آثار همر

01:21:00.640 --> 01:21:04.640
خبری از سرهم‌بندی نبود...
و کیفیت در بالاترین سطح قرار داشت

01:21:05.520 --> 01:21:09.520
در چهار فیلم دیگه
 ...با دپ-برتن همکاری می‌کنم

01:21:09.640 --> 01:21:12.439
که همگی فیلم‌های خوبی بودن...

01:21:12.440 --> 01:21:16.940
همچنین برای دو تا از بزرگ‌ترین
 ...فرنچایزهای تاریخ سینما

01:21:17.040 --> 01:21:21.199
در دهه اول هزاره جدید...
انتخاب شدم

01:21:21.200 --> 01:21:25.039
یکی از اونا که از مدت‌ها قبل
بزرگ‌ترین فرنچایز تاریخ سینما بود

01:21:25.040 --> 01:21:27.099
...بعد از همکاری با دوستم، پیتر

01:21:27.100 --> 01:21:30.179
قرار شد در سریِ جدید
..." جنگ ستارگان "

01:21:30.180 --> 01:21:34.980
تحت هدایت خالق اصلیِ اثر، جرج لوکاس...
نقش شرور داستان رو بعهده بگیرم

01:21:35.040 --> 01:21:37.839
در سری فیلم‌های قدیمیِ
...جنگ‌های ستاره‌ای در دهه 70

01:21:37.840 --> 01:21:41.319
لوکاس تعریف تازه‌ای...
 از جلوه‌های ویژه در سینما داشت

01:21:41.320 --> 01:21:43.879
اما اینجا
...در آغاز قرن جدید

01:21:43.880 --> 01:21:46.359
در اقدامی پیشگامانه
 ...با خلق تصاویر دیجیتال

01:21:46.360 --> 01:21:49.020
انقلابی در جلوه‌های ویژه کامپیوتری...
 ایجاد کرد

01:21:49.920 --> 01:21:52.959
کار کردن در فضایی با تکنولوژیِ پیشرفته
 ...هیجان‌انگیز بود

01:21:52.960 --> 01:21:55.940
اما در عین حال...
غریب و ناآشنا بود

01:21:57.640 --> 01:22:00.119
...اغلب اوقات حتی دکوری وجود نداشت

01:22:00.120 --> 01:22:03.239
چه برسه به اینکه...
 بازیگری مقابلت حضور داشته باشه

01:22:03.240 --> 01:22:06.259
...بازی در فضایی خالی و مقابل هیچکس

01:22:06.260 --> 01:22:08.320
چالش‌برانگیز بود...

01:22:08.520 --> 01:22:11.020
اما به چالش کشیده شدن
چیز بدی نیست

01:22:11.560 --> 01:22:15.560
نقطه اوج من در این سه‌گانه
 دوئل من با یودای افسانه‌ای بود

01:22:16.360 --> 01:22:18.599
...مبارزه‌ای خیالی

01:22:18.600 --> 01:22:20.780
با موجودی که وجود خارجی نداشت...

01:22:42.240 --> 01:22:44.199
...خیلی خوب مبارزه می‌کنی

01:22:44.200 --> 01:22:46.199
پادوان پیر من...

01:22:46.200 --> 01:22:48.540
!این تازه اولشه

01:22:49.240 --> 01:22:51.759
منتقدین همیشه با این نوع فیلم‌ها
 ...مهربان نبودن

01:22:51.760 --> 01:22:55.760
اما جرج لوکاس هدیه‌ای به من داد...
 که همیشه بخاطرش سپاسگزارم

01:22:56.440 --> 01:22:59.239
نسل بچه‌هایی
 ...که با این فیلم‌ها بزرگ شدن

01:22:59.240 --> 01:23:01.559
تابحال اسم فیلم‌های همر...
 به گوششون نخورده

01:23:01.560 --> 01:23:04.039
با این کار
...منو از گذشته جدا کرد

01:23:04.040 --> 01:23:08.040
و اجازه داد برای مخاطب مدرن...
چیزی کاملا جدید باشم

01:23:08.800 --> 01:23:11.079
رستاخیز من درحال تبدیل شدن
 ...به یک تجدیدحیات بود

01:23:11.080 --> 01:23:13.079
و هنوز فاصله زیادی تا پایان داشت...

01:23:13.080 --> 01:23:14.999
ناگهان پیشنهادات بطرفم سرازیر شد

01:23:15.000 --> 01:23:18.799
استیون پولیاکوف من رو
برای فیلم " گلوریوس 39 " میخواست

01:23:18.800 --> 01:23:23.300
مارتین اسکورسیزی من رو برای نامه عاشقانه‌ش
 به سینمای صامت " هوگو " استخدام کرد

01:23:23.680 --> 01:23:27.680
اما بزرگ‌ترین هدیه
 از نیوزلند بدستم رسید

01:23:27.840 --> 01:23:29.819
...در تمام دوران حرفه‌ایم

01:23:29.820 --> 01:23:32.999
آرزو داشتم فقط در یه فیلم بازی کنم...

01:23:33.000 --> 01:23:36.519
اون می‌دونست " ارباب حلقه‌ها " در مرحله
...پیش‌تولید قرار داره

01:23:36.520 --> 01:23:38.799
و همیشه دلش می‌خواست...
 نقش گندالف رو بازی کنه

01:23:38.800 --> 01:23:42.479
هر سال کتاب‌ها رو می‌خوند
خیلی از این بابت هیجان داشت

01:23:42.480 --> 01:23:44.999
از من خواست
 ...اینترنت رو زیر و رو کنم

01:23:45.000 --> 01:23:47.239
...و یجوری این خبر رو پخش کنم

01:23:47.240 --> 01:23:49.719
که کریستوفر لی...
 مایله در فیلم بازی کنه

01:23:49.720 --> 01:23:52.919
گندالف، سارومان، فرقی نمی‌کنه
فقط کافیه در فیلم باشه

01:23:52.920 --> 01:23:55.959
کریستوفر رو برای نقش سارومان
 در نظر داشتیم

01:23:55.960 --> 01:23:57.999
...نه فقط بخاطر سابقه‌ش

01:23:58.000 --> 01:24:00.799
و اینکه با عشق به فیلم‌های کریستوفر لی...
 بزرگ شدم

01:24:00.800 --> 01:24:02.679
برای اون نقش عالی بود

01:24:02.680 --> 01:24:05.839
در این مورد شکی نیست
...بسختی می‌تونین بازیگری رو پیدا کنین

01:24:05.840 --> 01:24:08.159
که بهتر از اون...
 نقش سارومان رو ایفا کنه

01:24:08.160 --> 01:24:10.999
چیزی که باعث تعجب‌مون شد
...این بود که

01:24:11.000 --> 01:24:13.619
گفتگو اینطور پیش نرفت
 ...که ما بخوایم

01:24:13.620 --> 01:24:17.079
اونو متقاعد به بازی در نقشی بکنیم...
 که براش در نظر گرفته بودیم

01:24:17.080 --> 01:24:20.159
اون به شدت مشتاق بود
چون از طرفداران پروپاقرص تالکین بود

01:24:20.160 --> 01:24:23.599
تا اینکه گفت
خوشحال میشم نقش سارومان رو بازی کنم

01:24:23.600 --> 01:24:25.799
خیلی عالیه
...اما بعد گفت

01:24:25.800 --> 01:24:28.279
برای نقش گندالف به من فکر نکردی؟...

01:24:28.280 --> 01:24:30.399
...که ما اصلا فکر نکرده بودیم

01:24:30.400 --> 01:24:33.039
و باعث شد کمی تردید کنیم...
چون بهش گفتم، واقعا؟

01:24:33.040 --> 01:24:35.639
اون گفت:بله، بیشتر ترجیح میدم
 نقش گندالف رو بازی کنم

01:24:35.640 --> 01:24:39.479
درک می‌کنم چرا بعنوان یه بازیگر
 ...دنبال نقش گندالف بود

01:24:39.480 --> 01:24:41.919
...در حالیکه سارومان

01:24:41.920 --> 01:24:45.239
همه می‌دونیم
 برای نقش سارومان عالی بود

01:24:45.240 --> 01:24:48.199
گفت یه صحنه آماده کردم
می‌تونی از من فیلمبرداری کنی؟

01:24:48.200 --> 01:24:50.359
دوست دارم نقش گندالف رو بازی کنم
مایلم بهتون نشون بدم

01:24:50.360 --> 01:24:52.059
مقابل ما تست داد

01:24:52.060 --> 01:24:55.039
درحالیکه تنها چیزی که نمی‌خواستیم این بود که
 از اون برای نقش گندالف تست بگیریم

01:24:55.040 --> 01:24:57.919
در نقش گندالف خوب بود
اما برای سارومان بهتر بود

01:24:57.920 --> 01:25:01.359
چیزی که در نهایت متوجه شدیم
...این بود که

01:25:01.360 --> 01:25:03.919
گزینه‌های دیگری برای گندالف داشتیم...

01:25:03.920 --> 01:25:06.439
بازیگران دیگری بود که می‌تونستن
 ...نقش گندالف رو بازی کنن

01:25:06.440 --> 01:25:08.319
...و ما با ایان صحبت کرده بودیم

01:25:08.320 --> 01:25:10.599
و مطمئنا بهترین گزینه بود...

01:25:10.600 --> 01:25:13.879
اما هیچ بازیگر دیگری نبود
 که بتونه نقش سارومان رو بازی کنه

01:25:13.880 --> 01:25:15.759
یعنی کریستوفر انتخاب اول ما بود

01:25:15.760 --> 01:25:19.519
...وقتی فهمید قراره در فیلم بازی کنه

01:25:19.520 --> 01:25:22.199
براش مثل رویایی بود...
 که به حقیقت مبدل شده باشه

01:25:22.200 --> 01:25:25.359
به معنای واقعیِ کلمه
خوره ارباب حلقه‌ها بود

01:25:25.360 --> 01:25:27.879
بنابراین آرزوش برآورده شد

01:25:27.880 --> 01:25:30.319
فیلمبرداریِ بسیار سختی داشت

01:25:30.320 --> 01:25:32.759
به چهار دوره فیلمبرداری
 ...در نیوزلند نیاز داشت

01:25:32.760 --> 01:25:35.759
که از صبح زود شروع می‌شد...
 و تمام روز ادامه داشت

01:25:35.760 --> 01:25:39.059
یادم میاد روز اول فیلمبرداریش
 خیلی جالب بود

01:25:39.160 --> 01:25:41.679
...صحنه‌ای در " یاران حلقه " بود

01:25:41.680 --> 01:25:44.999
که سارومان و گندالف
 ...در باغ ایزنگارد قدم می‌زدن

01:25:45.000 --> 01:25:47.679
و با هم صحبت می‌کردن...
فقط خودشون دو نفر بودن

01:25:47.680 --> 01:25:50.919
در یه پارک محلی
 ...در ولینگتن بودیم

01:25:50.920 --> 01:25:53.359
و اون سکانس رو فیلمبرداری می‌کردیم...

01:25:53.360 --> 01:25:55.799
...یادم میاد اون روز اواسط فیلمبرداری

01:25:55.800 --> 01:25:58.439
...زمانی که داشتن صحنه رو آماده می‌کردن

01:25:58.440 --> 01:26:01.559
...ایان اومد پیشم و گفت

01:26:01.560 --> 01:26:04.159
...شاید

01:26:04.160 --> 01:26:06.319
شاید لازم باشه
 با کریستوفر صحبت کنی

01:26:06.320 --> 01:26:09.759
گفتم، جدی؟ چرا؟
اون که داره عالی کار می‌کنه

01:26:09.760 --> 01:26:13.599
و ایان گفت، کریستوفر فکر می‌کنه
 تا پایان روز اخراج میشه

01:26:13.600 --> 01:26:15.919
فکر می‌کنه اجرای افتضاحی داره

01:26:15.920 --> 01:26:18.719
...فکر می‌کنه از اجراش راضی نیستی

01:26:18.720 --> 01:26:21.779
و کاملا مطمئنه تا پایان روز...
اخراج میشه

01:26:21.780 --> 01:26:23.979
شنیدن این حرف
 ...واقعا وحشتناک بود

01:26:23.980 --> 01:26:26.559
اونم وقتی هنوز...
 به نیمه روز نرسیده بودیم

01:26:26.560 --> 01:26:30.079
بعد از اون به کریستوفر اطمینان دادم
 که بازیِ بی‌نقصی داره

01:26:30.080 --> 01:26:32.799
واقعا چنین تزلزلی در مورد اون
 باعث تعجب بود

01:26:32.800 --> 01:26:36.579
برای کسی که در اون مقطع
 ...و در طول چندین دهه

01:26:36.580 --> 01:26:39.119
...در حدود 200-250 فیلم بازی کرده بود

01:26:39.120 --> 01:26:42.159
هنوز هم نگران بود...
 و احساس ناامنی می‌کرد

01:26:42.160 --> 01:26:44.159
...درست مثل این بود که

01:26:44.160 --> 01:26:47.179
اولین باره...
 قراره مقابل دوربین قرار بگیره

01:26:47.280 --> 01:26:49.460
براش همچین حالتی داشت

01:26:49.740 --> 01:26:52.719
دو قسمت اول اکران شد
 و کریستوفر در نقش سارومان عالی بود

01:26:52.720 --> 01:26:54.799
همه عاشق اون کاراکتر شدن

01:26:54.800 --> 01:26:56.939
همه منتظر بودن قسمت سوم اکران بشه

01:26:56.940 --> 01:27:00.839
و لی ما داشتیم تلاش می‌کردیم در تدوین
 بهترین نسخه ممکن رو آماده کنیم

01:27:00.840 --> 01:27:03.279
و فیلم خیلی طولانی بود

01:27:03.280 --> 01:27:06.439
" اولین کات " بازگشت پادشاه
 ...بیشتر از چهار ساعت بود

01:27:06.440 --> 01:27:08.499
و بیش از حد طولانی بود...

01:27:08.500 --> 01:27:11.359
مجبور بودیم تا اونجا که ممکنه
فیلم رو فشرده کنیم

01:27:11.360 --> 01:27:14.619
سکانس‌هایی از اون
 ...در " بازگشت پادشاه " داشتیم

01:27:14.620 --> 01:27:18.139
و بعد از اینکه اونا رو بازبینی کردیم
 ...به این نتیجه رسیدیم که

01:27:18.140 --> 01:27:20.239
نقشی در پیشبرد داستان ندارن...

01:27:20.240 --> 01:27:23.959
مثل این بود که بخوایم
 ...پایان بی‌ربط " دو برج " رو مرتب کنیم

01:27:23.960 --> 01:27:25.919
چون بنظر می‌رسید...
 کمی احتیاج به دستکاری داره

01:27:25.920 --> 01:27:27.820
...بنابراین این تصمیم سخت رو گرفتیم

01:27:27.920 --> 01:27:31.820
" و تمام سکانس‌هایی که در " بازگشت پادشاه
 ...حضور داشت رو حذف کردیم

01:27:31.900 --> 01:27:33.919
با وجودیکه همگی رو...
 فیلمبرداری کرده بودیم

01:27:33.920 --> 01:27:36.499
کریس خیلی از این موضوع کفری شد

01:27:36.500 --> 01:27:38.719
...یادم میاد بهش گفتم

01:27:38.720 --> 01:27:42.679
هی! تو یه نقش اساسی
 در " ارباب حلقه‌ها " داری

01:27:42.680 --> 01:27:45.840
بخشی از " جنگ ستارگان " هستی

01:27:47.000 --> 01:27:49.519
!اینقدر سخت نگیر

01:27:49.520 --> 01:27:53.119
از اینکه در تمام فیلم‌های پرطرفدار روز
 ...حضور داشت

01:27:53.120 --> 01:27:54.999
خیلی هیجان‌زده بود...

01:27:55.000 --> 01:27:57.599
البته تمام فیلم‌هایی که بازی می‌کرد
 عامه‌پسند بودن

01:27:57.600 --> 01:27:59.799
حتی فیلم‌های همر هم
 ...عامه‌پسند و محبوب بودن

01:27:59.800 --> 01:28:02.999
اما هیچکدوم از اونا...
 مثل بلاک‌باسترها پرفروش نبودن

01:28:03.000 --> 01:28:06.019
وقتی با افرادی مثل جرج لوکاس
 ...و پیتر جکسن کار می‌کنی

01:28:06.020 --> 01:28:08.559
یعنی داریم راجع به فیلم‌هایی
 ...حرف می‌زنیم

01:28:08.560 --> 01:28:10.659
...که بودجه بالایی دارن

01:28:10.660 --> 01:28:13.879
و توسط میلیون‌ها نفر...
 در سراسر دنیا دیده میشن

01:28:13.880 --> 01:28:16.119
دیگه قرار نیست از اون بالاتر بری

01:28:16.120 --> 01:28:19.199
و فکر کنم در این مقطع از حرفه‌ش
 ...بسیار هیجان‌زده بود

01:28:19.200 --> 01:28:21.959
می‌تونست بگه
...در کارم موفق بودم

01:28:21.960 --> 01:28:23.960
...اینکه از نقش‌های کوتاه

01:28:24.060 --> 01:28:28.299
در فیلم‌های درجه چندم
 ...اوایل دهه 50 کارمو شروع کردم

01:28:28.300 --> 01:28:33.359
و حالا به سطحی رسیدم
 ...که با کارگردانان درجه یک دنیا کار می‌کنم

01:28:33.360 --> 01:28:35.940
از جمله اسکورسیزی...

01:28:36.680 --> 01:28:39.999
بخوبی از این موضوع آگاه بود
 ...که اونا کارگردانان صاحب‌نامی هستن

01:28:40.000 --> 01:28:43.159
اما انگار فراموش کرده بود
 ...که خودش هم بازیگر صاحب‌نامیه

01:28:43.160 --> 01:28:46.679
و میراث عظیمی
 ...حاصل از چند دهه فعالیت داشت

01:28:46.680 --> 01:28:49.079
و به همین دلیل اونا خواهانش بودن...

01:28:49.080 --> 01:28:52.140
بهرحال موفقیت دیرهنگامی
 برای او بود

01:28:57.840 --> 01:29:00.639
...ارباب حلقه‌ها به حق

01:29:00.640 --> 01:29:02.479
برنده جوایز زیادی شد...

01:29:02.480 --> 01:29:04.959
و بعد از اون
 منم شروع به بردن جایزه کردم

01:29:04.960 --> 01:29:07.039
...متوجه بودم به مرحله‌ای رسیدم

01:29:07.040 --> 01:29:10.359
که فقط به این خاطر که زنده‌ای...
بهت جایزه میدن

01:29:10.360 --> 01:29:13.279
خیلی تحت‌تاثیر قرار گرفتم
و بخاطر تمام اون جوایز سپاسگزارم

01:29:13.280 --> 01:29:16.159
اما تمام اون جوایز
 ...یک عمر دستاورد هنری

01:29:16.160 --> 01:29:18.239
...یک پیام نه چندان مخفی هم دارن

01:29:18.240 --> 01:29:22.319
اینکه دیگه قرار نیست بعنوان بازیگری
 ...تازه‌نفس و آینده‌دار دیده بشی

01:29:22.320 --> 01:29:25.520
و اینکه تا الان...
 هرچی در چنته داشتی رو کردی

01:29:26.800 --> 01:29:29.600
" جایزه دوران بازنشستگی "

01:29:30.680 --> 01:29:33.039
مقام شوالیه برای او اهمیت زیادی داشت

01:29:33.040 --> 01:29:35.959
فقط کمی خورد تو ذوقش
 که از جانب ملکه نبود

01:29:35.960 --> 01:29:38.199
فکر کنم شاهزاده چارلز
مقام شوالیه رو بهش اعطا کرد

01:29:38.200 --> 01:29:40.679
اما با اینحال
 اهمیت زیادی براش داشت

01:29:40.680 --> 01:29:43.039
خیلی براش مهم بود

01:29:43.040 --> 01:29:45.679
...افتخار نائل شدن به مقام شوالیه

01:29:45.680 --> 01:29:49.680
سر کریستوفر لی...
 برای خدماتش در تئاتر و خیریه

01:29:51.360 --> 01:29:54.359
دوست دارین با چه نقشی
 از شما یاد بشه؟

01:29:54.360 --> 01:29:56.039
احتمالا جناح

01:29:56.040 --> 01:29:58.479
...بنظرم اون چالش‌برانگیزترین

01:29:58.480 --> 01:30:01.199
و مهم‌ترین نقشی بود که تابحال بازی کردم...

01:30:01.200 --> 01:30:03.999
البته نقش‌های دیگری هم هستن
" مردی با تپانچه طلایی "

01:30:04.000 --> 01:30:07.079
..." و البته سارومان در " ارباب حلقه‌ها

01:30:07.080 --> 01:30:09.279
" و کنت دوکو در " جنگ ستارگان...

01:30:09.280 --> 01:30:12.759
چیزی که برام مهمه
...اینه که

01:30:12.760 --> 01:30:15.859
...ظاهرا برای تمام نسل‌ها

01:30:15.860 --> 01:30:18.319
...شناخته‌شده هستم

01:30:18.320 --> 01:30:20.199
و هدف اصلی هم همینه...

01:30:20.200 --> 01:30:21.799
بقا

01:30:21.800 --> 01:30:24.119
خیلی ممنون که با ما صحبت کردین

01:30:24.120 --> 01:30:26.039
...بالاخره به مقام شوالیه نائل شدین

01:30:26.040 --> 01:30:28.119
!اما همچنان سلطان وحشت هستین...

01:30:28.120 --> 01:30:30.239
سلطان چی؟

01:30:30.240 --> 01:30:33.140
!وحشت -
دیگه اینو نگو عزیزم، چون نیستم -

01:30:34.160 --> 01:30:37.239
...ولی ما شما رو با این عنوان -
اما من سلطان وحشت نیستم -

01:30:37.240 --> 01:30:41.119
الان 34 ساله
 که در هیچ فیلم ترسناکی بازی نکردم

01:30:41.120 --> 01:30:43.119
میشه اینو مقابل دوربین بگین؟ -
!بله -

01:30:43.120 --> 01:30:44.999
اونوقت همه چی روشن میشه

01:30:45.000 --> 01:30:47.860
لطفا منو با عنوان سلطان وحشت
 خطاب نکنین

01:31:12.760 --> 01:31:16.159
یک روز قبل از مرگش
فکر می‌کردیم قراره به خونه بیاد

01:31:16.160 --> 01:31:19.479
داشت سلامتشو بدست می‌آورد
بنظر سرحال می‌اومد

01:31:19.480 --> 01:31:22.679
فکر کردم میاد خونه
دکتر گفت حالش خوبه

01:31:22.680 --> 01:31:25.639
بنظر سرحال میاد
...و اون شب گفت

01:31:25.640 --> 01:31:27.799
تلویزیون...
 قراره " ارباب حلقه‌ها " رو پخش کنه

01:31:27.800 --> 01:31:30.759
با پرستارها " ارباب حلقه‌ها " رو تماشا می‌کنم

01:31:30.760 --> 01:31:34.279
صحنه‌ها رو براشون توضیح میدم
چون عاشق اون فیلم بود

01:31:34.280 --> 01:31:38.079
اون شب " ارباب حلقه‌ها " رو
...با پرستارها تماشا کرد

01:31:38.080 --> 01:31:41.119
و ما رفتیم خونه
...و توی راه فکر می‌کردیم

01:31:41.120 --> 01:31:43.239
" قراره برگرده خونه "

01:31:43.240 --> 01:31:45.039
...تا اینکه اون شب

01:31:45.040 --> 01:31:47.359
...ناگهان...من خواب بودم

01:31:47.360 --> 01:31:50.399
...کریستینا رو دیدم که خیلی مضطربه

01:31:50.400 --> 01:31:53.159
و گفت...
" پدر فوت شد "

01:31:53.160 --> 01:31:55.599
...خیلی

01:31:55.600 --> 01:31:58.479
...راستش ضربه بزرگی بهمون وارد شد

01:31:58.480 --> 01:32:01.079
...چون فکر می‌کردیم

01:32:01.080 --> 01:32:03.639
راستش من فکر می‌کردم
 تا ابد زنده می‌مونه

01:32:03.640 --> 01:32:06.599
...فکر می‌کردم

01:32:06.600 --> 01:32:09.639
صد سال رو رد می‌کنه...
واقعا اینطور فکر می‌کردم

01:32:09.640 --> 01:32:12.319
شوک بزرگی بود

01:32:12.320 --> 01:32:14.519
فکر می‌کردم
خب، اون الان بیمارستانه

01:32:14.520 --> 01:32:17.639
کمی مشکلات تنفسی داره
اما اون همیشه مشکل داشت

01:32:17.640 --> 01:32:19.980
همیشه یه طوریش بود

01:32:20.520 --> 01:32:23.599
اما یهو از دنیا رفت
به همین سادگی

01:32:23.600 --> 01:32:25.559
با آرامش مُرد

01:32:25.560 --> 01:32:28.380
اصلا درد نکشید
در خواب مُرد

01:32:31.200 --> 01:32:33.239
...از صحنه که بیرون رفتم

01:32:33.240 --> 01:32:35.879
گیته روی پیام‌گیر تلفنم...
پیام داده بود

01:32:35.880 --> 01:32:38.959
چندتا از دوستانم برای نوشیدنی
 ...در رختکن بودن

01:32:38.960 --> 01:32:42.960
و من یهو اشکام سرازیر شد...
 و از بقیه خواستم اتاق رو ترک کنن

01:32:44.720 --> 01:32:46.439
به لندن میرم

01:32:46.440 --> 01:32:48.519
همیشه چیزی در گوشه ذهنم
 ...بهم یادآوری می‌کنه

01:32:48.520 --> 01:32:51.399
باید به کریستوفر زنگ بزنم
...هنوز باورم نمیشه

01:32:51.400 --> 01:32:53.959
برام خیلی عجیبه
...هر دفعه که به لندن میرم

01:32:53.960 --> 01:32:56.639
چیزی به من تلنگر میزنه...
" با کریستوفر تماس بگیر "

01:32:56.640 --> 01:32:58.719
...هنوز با این موضوع کنار نیومدم

01:32:58.720 --> 01:33:01.060
که اون دیگه اونجا نیست...

01:33:03.720 --> 01:33:05.719
...آشنایی با اون

01:33:05.720 --> 01:33:09.479
یکی از مزایای...
 حضور در دنیای سینماست

01:33:09.480 --> 01:33:11.820
خیلی دلتنگشم

01:33:12.600 --> 01:33:16.079
کریستوفر مطمئنا
...یکی از اون افرادی بود

01:33:16.080 --> 01:33:18.500
که احساس می‌کردم بخشی از وجودمه...

01:33:19.440 --> 01:33:22.119
بخش بزرگی از وجودم بود

01:33:22.120 --> 01:33:23.999
...احساس می‌کنم

01:33:24.000 --> 01:33:27.940
باعث افتخارمه
 که اون بخشی از زندگیم بود

01:33:28.640 --> 01:33:30.660
...و

01:33:31.520 --> 01:33:34.380
باعث شد زندگیِ بهتری داشته باشم...

01:33:35.720 --> 01:33:38.020
آخرین باری که کریستوفر رو دیدم؟

01:33:38.640 --> 01:33:41.759
حدودا چهار ماه قبل از مرگش بود

01:33:41.760 --> 01:33:44.519
برای دیدنش
به آپارتمانش در کادوگان‌اسکوئر رفتم

01:33:44.520 --> 01:33:47.319
احساس کردم...نمی‌دونم
احساساتی شدم

01:33:47.320 --> 01:33:49.639
چون داشت راجع به مرگ حرف می‌زد
...و بهش گفتم

01:33:49.640 --> 01:33:51.759
" میشه بس کنی؟ "

01:33:51.760 --> 01:33:53.359
!خدای من، کریس

01:33:53.360 --> 01:33:56.199
نیومدم دیدنت که افسرده بشم

01:33:56.200 --> 01:33:59.239
بعد از اون بود که دوباره
 شوخی رو شروع کرد

01:33:59.240 --> 01:34:01.279
و اون آخرین باری بود که دیدمش

01:34:01.280 --> 01:34:04.679
واقعا دوستش داشتم

01:34:04.680 --> 01:34:07.439
آشنایی با اون
 ...باعث مسرت و افتخارمه

01:34:07.440 --> 01:34:09.780
و بدجوری دلم براش تنگ شده...

01:34:12.640 --> 01:34:15.399
چیزی که واقعا منو تحت‌تاثیر قرار داد
...روز بعدش

01:34:15.400 --> 01:34:17.999
داشتم دنبال چیزی
 ...راجع به اون می‌گشتم

01:34:18.000 --> 01:34:21.359
و نوشته بود
..." کریستوفر لی یک بازیگر " بود

01:34:21.360 --> 01:34:23.999
ظرف 24 ساعت " است " تبدیل به...
بود " شده بود "

01:34:24.000 --> 01:34:26.580
و واقعا قلبم شکست

01:34:32.640 --> 01:34:34.980
خب، اینم از این

01:34:35.600 --> 01:34:37.799
...زمان ما داره به پایان می‌رسه

01:34:37.800 --> 01:34:40.599
و تابوت یبار دیگه منو فرامی‌خونه...

01:34:40.600 --> 01:34:43.259
...امیدوارم شما هم به اندازه من

01:34:43.260 --> 01:34:45.959
از این نبش قبر لذت برده باشید...

01:34:45.960 --> 01:34:48.000
شب خوش

01:34:48.024 --> 01:35:00.024
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:35:00.048 --> 01:35:20.048
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.