﻿WEBVTT

00:00:01.201 --> 00:00:11.200
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:22.000 --> 00:00:27.000
"چرخ"
فیلمی از آبل گانس
محصولِ ۱۹۲۳

00:00:28.988 --> 00:00:31.074
این فیلم را

00:00:31.241 --> 00:00:35.370
به روحِ همسرِ جوانِ مرحومم

00:00:35.537 --> 00:00:38.748
آیدا دنیس که در ۲۷ سالگی
.از دنیا رفت تقدیم می‌کنم

00:00:38.915 --> 00:00:44.504
"چرخ"

00:00:46.047 --> 00:00:50.343
تراژدیِ ایامِ مدرن در یک
.مقدمه و چهار پرده

00:00:59.102 --> 00:01:00.770
نویسنده و کارگردان: آبل گانس

00:01:12.300 --> 00:01:16.500
آقای گابریل ژراوونه
در نقشِ الی

00:01:31.600 --> 00:01:36.800
آقای پیِر ماژنیر
در نقشِ ژاک هرسان

00:01:48.800 --> 00:01:53.050
آقای ژرژ تروف
در نقشِ ماشفر

00:02:23.050 --> 00:02:27.230
آقای سورین مارس
در نقشِ سیزیف

00:02:47.700 --> 00:02:52.000
خانمِ آیوی کلوس
در نقشِ نورما

00:04:56.964 --> 00:05:02.345
"مقدمه"
"یک گرگ و میشِ سرخ"

00:05:31.499 --> 00:05:36.462
خوشبختانه مهندس سیزیف که
در حالِ بازگشت از محلِ کار بود

00:05:36.629 --> 00:05:43.845
آماده بود تا عملیاتِ نجات را در
.این سانحه، کنترل و هدایت کند

00:05:50.017 --> 00:05:55.437
قفل‌های ایمنی رو
.ببندید بزدلای ترسو

00:05:55.438 --> 00:06:05.533
چهل و پنج ثانیه برای مسدود کردنِ مسیرِ
.چهارم که قطارِ ۲۰۲۰ ازش می‌گذره نیازه

00:06:13.833 --> 00:06:27.000
خطوطِ ۲۴۱۴ و ۱۷ و همه‌ی
.علامت‌های "توقفِ کامل" رو ببند

00:08:32.471 --> 00:08:36.183
.مسیر هنوز بازه

00:08:36.350 --> 00:08:44.650
پرچمِ مخابره برای قطارِ ۲۰۲۰ که
.قراره با همه‌ی اینا برخورد کنه بازه

00:08:53.576 --> 00:09:02.251
.یه میله به سوئیچِ پرچمِ مخابره گیر کرده
.قطارِ ۲۰۲۰ داره مستقیم به سمتِ ما میاد

00:10:29.296 --> 00:10:33.425
.قطارِ نجات

00:11:27.688 --> 00:11:29.940
ناگهان در شب

00:11:30.107 --> 00:11:35.529
سیزیف به یاد آورد که زیرِ بوته‌ی
......گلِ سرخ، کنارِ ریلِ قطار

00:12:06.727 --> 00:12:13.192
اون خواهرِ خوبی برای
.پسرِ کوچیکم می‌شه

00:12:16.403 --> 00:12:18.781
.خوشگلم

00:12:45.557 --> 00:12:47.601
سیزیف کودک را برد

00:12:47.768 --> 00:12:49.000
و ناخواسته

00:12:49.001 --> 00:12:54.900
گلِ رزِ آنجا را که در لباسِ
.کودک پنهان شده بود، کَند

00:12:58.946 --> 00:13:01.031
:و این جملات نوشته شدند

00:13:01.198 --> 00:13:04.494
خوشبختانه همیشه یک گلِ رز"
"در چرخ وجود خواهد داشت

00:13:27.850 --> 00:13:32.146
سیزیف پسری داشت به نامِ الی که مادرش
.هنگامِ به دنیا آوردنش از دنیا رفته بود

00:16:58.477 --> 00:17:00.521
.صبح

00:17:59.454 --> 00:18:02.249
فهرستِ اموالِ
.کشف‌شده در تصادف

00:20:10.043 --> 00:20:11.878
،بانوی عزیز

00:20:12.045 --> 00:20:13.255
من مجبور به

00:20:13.422 --> 00:20:14.673
.ترکِ انگلستان هستم

00:20:14.840 --> 00:20:17.884
شما خوب می‌دانید که

00:20:18.051 --> 00:20:22.347
از زمانِ مرگِ شوهرم

00:20:22.514 --> 00:20:26.935
فقر تا چه حد روی من و
.نورمای کوچکم تاثیر گذاشته

00:20:27.102 --> 00:20:31.273
من به امیدِ بزرگ کردنِ دخترم

00:20:31.440 --> 00:20:35.068
باید یک موقعیتِ ساده
.و آبرومند کسب کنم

00:20:46.288 --> 00:20:48.582
پدرش مُرده

00:20:48.749 --> 00:20:52.252
و مادرش در سانحه کشته شده

00:20:52.419 --> 00:20:54.463
.و کسی بالای سرش نیست

00:20:54.629 --> 00:21:00.427
چی به سرِ این یتیمِ بینوا میاد؟

00:22:05.617 --> 00:22:12.999
تو چی سیزیف؟
حرفی نداری؟

00:22:16.336 --> 00:22:17.295
.دارم

00:22:26.888 --> 00:22:30.308
وقتی همه‌ی این گنده‌بکا

00:22:30.475 --> 00:22:34.437
در حالِ دویدنِ بیهوده
و داد زدن بودن

00:22:34.604 --> 00:22:38.650
من با آزاد کردنِ
پرچمِ مخابره

00:22:38.817 --> 00:22:42.028
.از تصادفِ قطارِ ۲۰۲۰ جلوگیری کردم

00:23:00.714 --> 00:23:06.177
پس چیزِ جالبی
برای گفتن نداری؟

00:23:08.847 --> 00:23:09.931
.دارم

00:23:13.852 --> 00:23:18.565
ظاهراً "ماها" عادت
به دیدنِ گل

00:23:18.732 --> 00:23:23.778
بینِ مسیرهای قطار
.....نداریم و با این‌حال من

00:23:26.865 --> 00:23:30.410
.....روی خطِ قطار

00:23:34.289 --> 00:23:35.373
.این گلِ رز رو پیدا کردم

00:23:55.226 --> 00:23:56.811
.اون سیزیف هستش

00:23:56.978 --> 00:24:02.567
بهترین مهندسِ خط. مثلِ قاطر
.لجبازه. اما حضورش واجبه

00:24:11.785 --> 00:24:15.580
با دستاش خیلی
.خوب کار می‌کنه

00:24:15.747 --> 00:24:19.292
پیشرفت‌های کوچیک
اما موثری برای

00:24:19.459 --> 00:24:24.255
موتورهای دفترِ ثبتِ
.اختراعات‌مون رقم می‌زنه

00:24:24.422 --> 00:24:27.676
آروم باش. دردسر
.درست نکن

00:24:39.646 --> 00:24:43.024
،بانوی عزیز

00:24:43.191 --> 00:24:46.987
من مجبور به

00:24:47.153 --> 00:24:49.739
.......ترکِ انگلستان هستم

00:25:00.667 --> 00:25:07.716
تنها مدرکِ حضورِ نورمای
.کوچک در سانحه ناپدید شد

00:25:48.256 --> 00:25:53.261
دوست داری یه برادرِ
کوچولو داشته باشی؟

00:26:02.000 --> 00:26:05.500
.دوست دارم یه قطارِ بزرگ داشته باشم
(به انگلیسی)

00:26:11.905 --> 00:26:16.409
.نمی‌تونه فرانسه حرف بزنه

00:27:40.201 --> 00:27:42.912
با دیدنِ این تصادفِ
ساخته‌شده با اسباب‌بازی

00:27:43.079 --> 00:27:50.170
تصویری متقارن با فاجعه‌ی
.روزِ قبل، بازنمایی شد

00:27:56.467 --> 00:28:02.015
سیزیف احساس کرد
"که "چرخِ زندگی

00:28:02.182 --> 00:28:09.147
با اضافه شدنِ تقدیرِ نورما
.قرار است سنگین‌تر شود

00:28:36.549 --> 00:28:38.343
سال‌ها از پیِ یکدیگر آمدند

00:28:38.509 --> 00:28:42.722
و دو کودک با این تصور که برادر و
.خواهرِ یکدیگر هستند بزرگ شدند

00:28:48.853 --> 00:28:50.980
.اما چرخ می‌چرخد.....می‌چرخد

00:29:17.757 --> 00:29:26.140
"چرخ"
"بخشِ اول"

00:29:28.393 --> 00:29:34.232
"گلِ رزِ راه‌آهن"

00:29:35.275 --> 00:29:36.776
من می‌دانم که جهان"
یک چرخِ عظیم است

00:29:36.943 --> 00:29:39.237
که نمی‌تواند بدونِ له کردنِ
"بعضی‌ها به چرخیدن ادامه دهد
ویکتور هوگو -

00:29:40.238 --> 00:29:45.702
.پانزده سال گذشت

00:29:46.661 --> 00:29:58.100
در سالنِ غذاخوریِ راه‌آهن
.در روزِ پرداختِ حقوق

00:31:12.205 --> 00:31:15.958
.مهندس دوترن شراب می‌نوشد

00:31:16.125 --> 00:31:19.754
.مهندس چامو آب می‌نوشد

00:31:19.921 --> 00:31:23.216
آقای سارمنتِ سوخت‌گیر
.آبجو می‌نوشد

00:31:23.383 --> 00:31:27.387
آقای لگارِ سوخت‌گیر
.شرابِ ورموت می‌نوشد

00:35:30.421 --> 00:35:38.596
سیزیفِ بیچاره چِش شده؟

00:35:55.780 --> 00:35:58.991
واقعاً دلت برای یه احمق

00:35:59.158 --> 00:36:02.620
که پول‌هاشو با قمار از
دست می‌ده می‌سوزه؟

00:36:02.787 --> 00:36:05.081
.فقط نگاهش کن

00:36:05.247 --> 00:36:12.588
لابد فکر می‌کنه یه‌جور مسیحِ
.دائم‌الخمر با یه هاله‌ی نور هستش

00:37:13.566 --> 00:37:23.565
سیزیف، مهندسِ رده‌ی ۱، مقدارِ
.زیادی الکل می‌نوشد

00:38:09.538 --> 00:38:18.255
من (ماشفر)، سوخت‌گیرِ دائم‌الخمری مثلِ این
.باشم؟ اینجوری فقط زندگیمو به خطر میندازم

00:38:44.740 --> 00:38:47.576
"باکره‌ی پیاده‌رو"

00:40:21.837 --> 00:40:28.719
سیزیف در همان نزدیکی در
.خانه‌ای کوچک زندگی می‌کند

00:40:33.098 --> 00:40:39.021
.......در احاطه‌ی راه‌آهن

00:40:51.700 --> 00:40:54.453
......پوشیده در دود

00:41:30.155 --> 00:41:35.160
.به همراهِ پسرش الی
.الی ویولن درست می‌کند

00:42:05.149 --> 00:42:10.279
و نورما. کسی که الی فکر
.می‌کند خواهرش است

00:43:57.469 --> 00:43:59.221
"باکره‌ی پیاده‌رو"

00:46:57.566 --> 00:47:01.236
اون ژاکوبنِ دغل‌باز
.یه حرومزاده‌ی واقعیه

00:47:01.403 --> 00:47:06.575
اون روز داشت به
.دخترت نخ می‌داد

00:51:47.355 --> 00:51:50.358
وقتِ قطارِ ۶:۷ هستش

00:51:50.525 --> 00:51:53.987
.برو. اول وظیفه

00:52:35.028 --> 00:52:44.412
اگر هر کدوم از شما بخواد نگاهِ بد به دخترِ
.من کنه......از همین الان دارم هشدار می‌دم

00:53:38.800 --> 00:53:43.430
گزارشِ محرمانه درباره‌ی
.مهندسانِ رده‌ی یک

00:53:43.596 --> 00:53:47.100
سیزیف: رفتارِ اون
در سالِ گذشته

00:53:47.267 --> 00:53:49.853
به شدت غیرقابلِ
.درک بوده

00:53:50.019 --> 00:53:52.522
،قمار می‌کرده
مشروب می‌خورده

00:53:52.689 --> 00:53:57.402
و بدونِ هیچ دلیلِ مشخصی
.دعوا می‌کرده

00:53:57.569 --> 00:54:01.406
توجهِ شما رو به
پرونده‌ش جلب می‌کنم

00:54:01.573 --> 00:54:03.700
.آقای بازرس

00:54:17.505 --> 00:54:20.300
چرا از سیزیف عصبانی‌ام؟

00:54:20.467 --> 00:54:22.510
.اصلاً نمی‌دونم

00:54:22.677 --> 00:54:26.639
حتی اگر واقعاً‌ هم کاری کرده بود
.تا این حد عصبانی نمی‌شدم

00:55:27.575 --> 00:55:29.452
،راه‌آهن، چرخ، دود

00:55:29.619 --> 00:55:31.538
چه‌قدر همه‌ش
.تیره و تاریکه

00:55:31.704 --> 00:55:34.749
این زندگیِ پر هیاهو و صنعتیِ
.مدرن، عصبانیم می‌کنه

00:55:42.465 --> 00:55:48.721
ای کاش یه ویولن‌ساز بودم که
در چند قرن پیش زندگی می‌کردم

00:55:49.973 --> 00:55:59.190
و یه همسر هم به
.زیباییِ تو می‌داشتم

01:00:36.592 --> 01:00:41.639
آقای ژاک هرسان، مهندسِ عمران
.و بازرسِ مصالحِ ساختمانی است

01:00:41.806 --> 01:00:45.852
او مقامِ اجتماعیِ بالا
.و ثروتِ زیادی دارد

01:01:13.796 --> 01:01:17.216
هر روز در ۶ ماهِ گذشته

01:01:17.383 --> 01:01:23.139
هرسان بیهوده و بی‌وقفه در
.اطرافِ نورما پرسه می‌زده

01:03:36.939 --> 01:03:44.947
کِی اجازه می‌دی برای ازدواج
باهات با پدرت صحبت کنم؟

01:04:01.380 --> 01:04:03.465
خانواده‌ی ۳ نفره‌ی شما

01:04:03.631 --> 01:04:05.509
.داره توسطِ فقر خفه می‌شه

01:04:05.676 --> 01:04:11.975
پدرت هر روز بیشتر و بیشتر
.توی باتلاق فرو می‌ره

01:04:12.141 --> 01:04:13.976
نورما، ازدواجِ ما

01:04:14.143 --> 01:04:17.605
باعثِ خوشبختیِ
.همه‌ی شما می‌شه

01:07:32.424 --> 01:07:37.346
،سیزیفِ عزیز
اداره‌ی ثبتِ اختراعات

01:07:37.513 --> 01:07:46.000
درخواست کرده طرح‌هایی که برای فرآیندِ
دریچه‌بخارِ متحرک که قول‌شون رو داده بودم رو

01:07:46.010 --> 01:07:49.900
.براشون بفرستم
.پس آماده‌شون کن

01:07:50.067 --> 01:07:54.822
فردا با ۳۰۰ فرانکی که
برای قیمتِ این اختراع

01:07:54.989 --> 01:08:00.327
.روش توافق کردیم میام

01:09:00.387 --> 01:09:02.598
"باکره‌ی پیاده‌رو"

01:10:09.748 --> 01:10:13.544
الی، مگه نگفتم

01:10:13.711 --> 01:10:18.799
کلِ روز رو با
خواهرت نگذرون؟

01:11:16.148 --> 01:11:20.444
تو باید از اینجا
.بری نورما

01:11:20.611 --> 01:11:25.949
بری جایی خیلی خیلی
.دور و هیچوقت بر نگردی

01:12:23.757 --> 01:12:30.556
دیوونه شدی بابا؟
مگه اون چی‌کار کرده؟

01:15:08.755 --> 01:15:16.930
.....دستِ یه کارگرِ پیر
.مثلِ دستِ بقیه‌شون

01:15:21.351 --> 01:15:24.229
همین؟

01:15:30.068 --> 01:15:35.699
پس نتونستی شفاف
.و درست ببینی

01:16:14.905 --> 01:16:19.284
.آن شب
......مثلِ همیشه

01:17:42.742 --> 01:17:46.621
،سیزیفِ عزیز
اداره‌ی ثبتِ اختراعات

01:17:46.788 --> 01:17:53.753
درخواست کرده طرح‌هایی که برای فرآیندِ
دریچه‌بخارِ متحرک که قول‌شون رو داده بودم رو

01:17:53.920 --> 01:17:57.299
.براشون بفرستم
.پس آماده‌شون کن

01:17:57.465 --> 01:18:01.553
فردا با ۳۰۰ فرانکی که
برای قیمتِ این اختراع

01:18:01.720 --> 01:18:06.224
.روش توافق کردیم میام

01:18:37.000 --> 01:18:43.300
.هرسان و همکارش دلیلا
(دلیلا با بازیِ خانمِ گیل کلاری)

01:18:53.396 --> 01:18:59.444
الو.....مدیرِ بخشِ مصالح
با من کار داره؟

01:19:06.284 --> 01:19:11.456
طرح‌ها برای
دریچه‌بخارِ متحرک؟

01:19:11.623 --> 01:19:17.295
.تا فردا تموم‌شون می‌کنم

01:19:17.462 --> 01:19:21.341
.کلِ شب روشون کار می‌کنم

01:21:19.209 --> 01:21:20.710
.شب

01:22:07.966 --> 01:22:09.926
.سپیده‌دم

01:22:53.970 --> 01:22:55.638
،فرزندانِ عزیزم

01:22:55.805 --> 01:23:00.059
من دارم زندگی رو
.به کام‌تون تلخ می‌کنم

01:23:00.226 --> 01:23:04.856
درست‌ترین کار اینه
.که ترک‌تون کنم

01:23:05.023 --> 01:23:10.320
تلاش نکنید دلیلِ رفتنم رو بفهمید
.و لطفاً من رو ببخشید

01:23:10.487 --> 01:23:13.740
هر دوتاتون رو با قلبِ
.بیچاره‌م در آغوش می‌کشم

01:23:13.907 --> 01:23:15.200
.از طرفِ سیزیف -

01:26:12.085 --> 01:26:17.048
بیچارگی و بدبختی داره باعث
می‌شه اون بخواد از پیشِ ما بره

01:26:17.215 --> 01:26:22.387
و من چاره‌ای جز
.ازدواج کردن ندارم

01:27:51.684 --> 01:27:53.519
.قاتل

01:28:36.437 --> 01:28:39.440
همان روز

01:28:39.607 --> 01:28:46.072
هنگامی که غروب، تبِ
.....راه‌آهن را پوشاند

01:29:19.730 --> 01:29:25.736
دیگه حق نداری دامنِ کوتاه و
جورابِ ابریشمی بپوشی. فهمیدی؟

01:31:07.838 --> 01:31:10.216
مشخصه کارم رو
.انجام ندادی

01:31:18.140 --> 01:31:24.800
راستی امروز صبح یه گزارش که درباره‌ت
.داده شده بود رو پیگیری کردم و نابودش کردم

01:31:24.941 --> 01:31:29.068
،گزارشی که می‌گفت قمار می‌کنی
.دعوا می‌کنی و مست می‌کنی

01:31:29.235 --> 01:31:31.487
داستان چیه؟

01:31:51.424 --> 01:31:53.217
"داستان چیه؟"

01:34:09.061 --> 01:34:11.482
،گوش کن هرسان

01:34:11.649 --> 01:34:20.156
می‌خوام ترسناک‌ترین اتفاقی که ممکنه
.برای یه آدم بیفته رو برات تعریف کنم

01:34:29.206 --> 01:34:36.755
اول از همه، برعکسِ چیزی که نورما و الی
.فکر می‌کنن، نورما واقعاً دخترِ من نیست

01:35:19.089 --> 01:35:23.427
سال‌ها جرات نکردم
.چیزی در این‌باره بگم

01:35:23.594 --> 01:35:26.931
.اون فکر می‌کنه من پدرشم

01:35:27.097 --> 01:35:30.142
دونستنِ حقیقت

01:35:30.309 --> 01:35:34.063
مطمئناً خیلی براش
.آزاردهنده می‌بود

01:36:55.894 --> 01:37:04.403
چهره‌ی بی‌سابقه و الهیِ "گلِ رزِ
.راه‌آهنِ" من یه‌دفعه برام آشکار شد

01:38:39.081 --> 01:38:48.424
اصلاً نمی‌دونستم چه چیزی داره درونم
.انقدر موذیانه و نامحسوس بیدار می‌شه

01:40:41.036 --> 01:40:47.084
"رفعِ چین و چروکِ صورت در ۵ دقیقه"

01:42:31.063 --> 01:42:33.815
.یه روز این نقاب افتاد زمین

01:45:46.550 --> 01:45:52.764
.و من عاشقِ نورما شدم

01:46:24.588 --> 01:46:28.300
.نفسِ سیزیف بند آمد

01:46:28.466 --> 01:46:34.139
ضربانِ قلبش به
،شدت بالا رفت

01:46:34.306 --> 01:46:42.105
مانندِ قطارهای گرگ و میش که در
.مه‌های خیال‌انگیز پیش می‌روند

01:46:57.078 --> 01:47:02.918
نمی‌تونی تصور کنی زندگیم از
.اون روز تبدیل به چه جهنمی شد

01:48:00.350 --> 01:48:04.187
و تمامِ شب‌های
.......وحشتناکی که گذروندم

01:50:14.692 --> 01:50:18.780
،متصل به چرخِ زندگی با زنجیر"

01:50:18.947 --> 01:50:23.535
"همواره از یأس به یأس
کیپلینگ -

01:50:31.960 --> 01:50:34.379
به نظرت چی‌کار کنم؟

01:50:35.964 --> 01:50:37.132
برم؟

01:50:38.216 --> 01:50:40.176
خودکشی کنم؟

01:50:49.144 --> 01:50:50.645
هیچوقت نمی‌تونم به نورما

01:50:50.812 --> 01:50:52.772
.درباره‌ی گذشته‌ش بگم

01:50:52.939 --> 01:50:54.941
.این راز، سپرِ محافظِ منه

01:50:55.108 --> 01:50:57.360
نقابیه که حقیقتِ
.عشقم رو پنهان می‌کنه

01:50:57.527 --> 01:50:59.113
نورما اگه حقیقت رو بفهمه

01:50:59.280 --> 01:51:02.907
.به دورترین نقطه‌ی زمین فرار می‌کنه

01:51:25.722 --> 01:51:29.434
،می‌ترسم پیشش باشم

01:51:29.601 --> 01:51:33.313
به جز مواقعی که صورتم
.توسطِ دود، سیاه شده

01:51:33.479 --> 01:51:36.733
اون نمی‌تونه رنجی
که من می‌کشم رو

01:51:36.900 --> 01:51:39.944
پشتِ اون
.نقابِ دود ببینه

01:52:29.994 --> 01:52:34.832
بابات همین الان یه
.اعتراف به من کرد

01:52:41.464 --> 01:52:43.049
قمار و فقر

01:52:43.216 --> 01:52:47.011
.اونو بدبخت کردن

01:52:47.178 --> 01:52:51.015
تو و الی براش
.یه بارِ سنگین هستید

01:52:51.182 --> 01:52:54.102
.اون باید از اینجا دور شه

01:52:54.269 --> 01:52:58.273
.وگرنه اتفاقِ بدی براش می‌افته

01:53:05.947 --> 01:53:12.203
من به اندازه‌ی کافی عاشقِ
.شما نیستم آقای هرسان

01:53:33.558 --> 01:53:37.186
.بازم فکر کن

01:53:37.353 --> 01:53:43.151
فردا برای شنیدنِ
.جوابت میام

01:53:58.875 --> 01:54:01.961
باهاش ازدواج
.نکن نورمای عزیزم

01:54:02.128 --> 01:54:05.715
اون مرد قرار نیست هیچ
.خوبی‌ای برات داشته باشه

01:54:05.882 --> 01:54:09.135
من یه کاری با ویولن‌هام
راه میندازم

01:54:09.302 --> 01:54:12.347
.و ویولن‌هام معروف می‌شن

01:54:12.513 --> 01:54:14.265
.صبر داشته باش

01:54:40.083 --> 01:54:57.000
"پایانِ بخشِ اول"

01:55:02.653 --> 01:55:11.078
"چرخ"
"بخشِ دوم"

01:55:13.664 --> 01:55:19.128
"تراژدیِ سیزیف"

01:55:20.170 --> 01:55:28.053
آن شب، سیزیف در انتظارِ
.ساکت‌ترین زمان برای مرگ بود

01:56:04.506 --> 01:56:10.679
تو برو بخواب. خودم کارِ
.موتورِ قطار رو ردیف می‌کنم

01:59:07.439 --> 01:59:13.070
.پس من توی جهنم هستم
.حتی نمی‌تونم بمیرم

01:59:29.753 --> 01:59:35.050
مهندس سیزیف
.کنترلش را از دست داده

01:59:35.217 --> 01:59:42.891
او سعی کرده خودش را
با قطار به کشتن دهد

01:59:43.058 --> 01:59:47.604
.و اجباراً باید تعلیق شود

01:59:52.401 --> 01:59:56.947
و گفته شده که خودِ آنان"

01:59:57.114 --> 02:00:02.661
"نمی‌توانند خویشتن را از چرخ آزاد کنند
کیپلینگ -

02:01:29.247 --> 02:01:42.761
آقای هرسانِ عزیز، بدین وسیله تصمیمِ خود
.مبنی بر ازدواج با شما را اعلام می‌کنم

02:01:42.928 --> 02:01:51.561
.فردا به دیدنِ پدرم بیاید
از طرفِ نورما -

02:04:29.386 --> 02:04:32.722
سفارشِ ساختِ ۱۰ تا
.ویولن گرفتم

02:05:53.678 --> 02:05:55.305
.روزِ بعد

02:06:18.328 --> 02:06:27.128
گزارشِ هيئتِ کارمندانِ دفتری: اولین
.توبیخِ آقای سیزیف، مهندسِ رده‌ی یک

02:06:27.295 --> 02:06:31.883
او سعی کرد خودش را زیرِ
لوکوموتیوش به کشتن دهد

02:06:32.050 --> 02:06:37.514
و این اقدامات، ممکن است خطراتِ
.دیگری هم برای وی ایجاد کند

02:06:37.680 --> 02:06:44.229
نکته: بازنشستگی پس از
.توبیخِ دوم رسمیت می‌یابد

02:08:54.609 --> 02:09:01.491
شنیدم چی‌کار کردی
.دوستِ طفلیِ عزیزم

02:09:17.382 --> 02:09:25.640
فقط یه راه برای فرار از
.این کابوس هست سیزیف

02:09:40.697 --> 02:09:45.868
بذار من با نورما
.ازدواج کنم

02:10:21.362 --> 02:10:26.826
تو اونو دوست داری. منم دوستش دارم. یه
عالمه به این موضوع فکر کردم و تصمیم گرفتم

02:10:26.993 --> 02:10:32.081
که این دختر رو از خطری که
.تو براش داری نجات بدم

02:10:32.248 --> 02:10:35.460
این تصمیم رو
.نمی‌شه عوض کرد

02:10:39.255 --> 02:10:43.885
نورما هیچوقت قرار نیست مالِ تو
.باشه. شنیدی؟ هیچوقت. هیچوقت

02:10:49.098 --> 02:10:51.184
پس منم درباره‌ی

02:10:51.350 --> 02:10:54.395
گذشته‌ش و عشقِ
.تو بهش می‌گم

02:10:54.562 --> 02:10:56.689
اون‌موقع خودش

02:10:56.856 --> 02:10:59.609
بینِ عشقِ تو و من
.انتخاب می‌کنه

02:11:20.963 --> 02:11:29.597
زود باش. فقط ۴۰ ثانیه وقت دارم که
.مسیر رو برای قطار هموار و آماده کنم

02:13:08.362 --> 02:13:17.538
هرسان پس از خواندنِ نامه‌ی نورما
......حتی یک ثانیه هم تلف نکرد

02:13:56.327 --> 02:14:02.166
آقای هرسانِ عزیز، بدین وسیله تصمیمِ خود
.مبنی بر ازدواج با شما را اعلام می‌کنم

02:14:02.333 --> 02:14:05.169
.فردا به دیدنِ پدرم بیاید
از طرفِ نورما -

02:14:21.519 --> 02:14:28.693
بیرون صبر می‌کنم تا به نورما بگم که توی
.خونه‌ی تو چه خطری تهدیدش می‌کنه

02:14:28.859 --> 02:14:35.199
خودت می‌بینی که از ترسِ تو
.فرار می‌کنه و به خونه‌ی من میاد

02:14:49.880 --> 02:14:52.925
اون‌موقع چی برات
باقی می‌مونه؟

02:14:53.092 --> 02:14:59.223
هیچی به جز شرمِ فاش شدنِ
.دروغی که تا امروز به نورما گفتی

02:14:59.390 --> 02:15:06.188
اما اگه بذاری با من ازدواج کنه، این
.دروغ هیچوقت فاش نمی‌شه

02:15:11.819 --> 02:15:15.906
نه. نه. من خیلی دوستش
.دارم. اون برای منه

02:15:16.073 --> 02:15:21.370
من همه‌چیز رو بهش می‌گم و اون
.همینجا می‌مونه. همه‌چیز رو می‌گم

02:15:27.710 --> 02:15:28.878
.می‌تونی تلاشتو بکنی

02:17:08.853 --> 02:17:14.442
پس برای پولدار شدن و
.خوشبخت شدنت، قبول می‌کنم

02:17:14.608 --> 02:17:20.781
نورمای کوچیکم، باهاش ازدواج
.کن. چون دوستش داری

02:17:30.958 --> 02:17:36.797
ضمناً این برای منم
.بهتره. برای منم بهتره

02:18:39.777 --> 02:18:41.570
.شبِ همان روز

02:18:57.545 --> 02:19:03.050
.به سلامتیِ ازدواجِ نورما

02:19:11.225 --> 02:19:17.356
بهتره که دیگه هیچوقت
.چیزی ازش نشنوم

02:19:17.523 --> 02:19:24.780
هیچوقت. این تنها راه برای
......جلوگیری کردن از

02:20:00.107 --> 02:20:02.985
.....به سلامتیِ پایانِ زندگیِ

02:20:07.156 --> 02:20:09.658
.بدونِ زن بودنم

02:20:25.507 --> 02:20:31.180
سعی می‌کنم خوش‌رفتار
.باشم. آره عزیزای من

02:20:31.347 --> 02:20:36.226
......با یه زیبای "راه‌آهنی" و

02:20:36.393 --> 02:20:40.022
......و با یه جفت پا

02:21:28.404 --> 02:21:33.742
می‌خوام عشق و
شورِ وحشیانه‌مو

02:21:33.909 --> 02:21:39.790
.در چاهِ ماه غرق کنم
.در نورِ مهتابِ سبز

02:23:31.318 --> 02:23:33.153
تو بهشون آب
می‌دی دیگه. نه؟

02:23:41.829 --> 02:23:45.666
قسم بخور هر روز
.غذا بخوره

02:23:51.255 --> 02:23:55.092
قسم می‌خورم. ولی
.زود بیا پیشم عزیزم

02:24:36.258 --> 02:24:42.431
سیزیف منتظر ماند تا روزش برای
راندنِ قطارِ "ای ۱۰۸" سر برسد

02:24:42.598 --> 02:24:48.729
تا نورما را شخصاً
.به شهرِ بزرگ ببرد

02:27:13.040 --> 02:27:16.710
در یک ایستگاه، سیزیف صدایی
.از ۲۰ سال پیش را به یاد آورد

02:27:16.877 --> 02:27:19.880
صدایی که فریاد
.می‌زد: بچه‌دزد

02:27:40.817 --> 02:27:46.364
بخند حرومزاده. فکر کردی
نورما از من فرار می‌کنه؟

02:27:46.531 --> 02:27:53.663
.نه رفیقِ پیرِ تک‌چشمِ قرمزم
.نورما زنده به آغوشِ اون نمی‌رسه

02:28:59.062 --> 02:29:01.940
"مردِ چرخ" و "گلِ رزِ راه‌آهن"

02:29:02.107 --> 02:29:04.234
.قراره با هم بمیرن

02:29:04.401 --> 02:29:07.904
فقط یه‌ذره جرات کافیه تا ظرفِ
.یه لحظه همه‌ش تموم شه

02:30:06.254 --> 02:30:09.466
ماشفر، از اونجایی
که امروز حالم خوبه

02:30:09.633 --> 02:30:12.219
بهت اجازه می‌دم به
.سلامتیِ نورما بنوشی

02:32:01.995 --> 02:32:06.458
ماشفر که ذهنش با
مستی تسخیر شده بود

02:32:06.624 --> 02:32:12.589
فکر کرد که فقط یک علامتِ
.پیشرویِ ساده داده شده است

02:32:21.264 --> 02:32:23.516
.او این‌بار مطمئن بود

02:32:23.683 --> 02:32:26.394
همین الان یک علامتِ
.توقفِ کامل را رد کردند

02:33:25.745 --> 02:33:34.421
"پاریس: شهرِ چوبه‌های دارِ بزرگ و چرخ‌های چرخنده"
بلز ساندرار -

02:34:11.708 --> 02:34:14.794
چرا که نوشته شده که هیچکس
.نمی‌تواند از چرخ فرار کند

02:34:15.420 --> 02:34:17.213
.بازگشت

02:34:35.815 --> 02:34:42.363
مردِ چرخ" در تنهایی با"
اندوهِ وصف‌ناپذیرش

02:34:42.530 --> 02:34:45.533
سعی می‌کرد
که عشقش را

02:34:45.700 --> 02:34:49.746
به دوستِ قدیمی و
.مو دودی‌اش منتقل کند

02:35:18.107 --> 02:35:22.779
.این اسمِ جدیدِ قطارمه

02:35:43.383 --> 02:35:46.678
و این قطارِ نورما نام

02:35:46.844 --> 02:35:51.432
گویی درک می‌کرد و با
:زبانِ آهنینش می‌گفت

02:35:51.599 --> 02:35:54.561
همیشه به تو وفادار خواهم بود

02:35:54.727 --> 02:35:58.982
و هنگامی که غمگین باشی، با تو از
.نورمای حقیقی حرف خواهم زد

02:36:08.575 --> 02:36:11.411
و صدای بی‌صدای او را دوباره در
آوازِ چرخ‌هایم و ضربِ تب‌دارِ میله‌هایم

02:36:11.578 --> 02:36:14.497
و آه کشیدن‌های دودی‌ام
.خواهی شنید

02:36:58.333 --> 02:36:59.667
.همان شب

02:37:04.881 --> 02:37:07.967
آقای هرسان، اگه برای
زندگی‌تون ارزش قائلید

02:37:08.134 --> 02:37:09.803
توصیه می‌کنم که هرگز

02:37:09.970 --> 02:37:13.890
نذارید نورما حتی یه کلمه از
چیزایی که بهتون گفتم رو بفهمه

02:37:14.057 --> 02:37:20.146
و در ازدواج‌تون عاقلانه
رفتار کنید تا نورما

02:37:20.313 --> 02:37:22.940
هرگز چیزی از
.گذشته‌ش نفهمه

02:37:23.107 --> 02:37:25.068
.دستورِ من اینه
.بهش عمل کنید

02:37:29.656 --> 02:37:35.953
و سیزیف که قادر به فرار از "چرخِ
عشقِ غیرقابلِ بیانش" نبود

02:37:36.120 --> 02:37:43.670
هر شب بیداری‌های ناامیدانه‌اش را از سر
.می‌گرفت، گویی نورما هنوز آنجاست

02:40:57.530 --> 02:41:00.366
تو احمقی که اینجا
.غذا می‌خوری

02:41:13.588 --> 02:41:17.842
مگه من تو رو به خاطرِ دوست
داشتنِ ویولن‌هات سرزنش می‌کنم؟

02:41:18.009 --> 02:41:20.720
فکر کنم منم عاشقِ
‌.قطارم هستم

02:41:20.887 --> 02:41:23.431
.منم یه‌جور هنرمندم

02:42:15.358 --> 02:42:21.197
نگاه کن. این ابرِ نور
ارزشِ موسیقیِ تو رو نداره؟

02:43:17.753 --> 02:43:21.549
پدرِ عزیزم، چرا جوابِ
نامه‌هام رو نمی‌دی

02:43:21.716 --> 02:43:26.762
و چرا پولی که برات
می‌فرستم رو قبول نمی‌کنی؟

02:43:26.929 --> 02:43:31.017
لطفاً قبولش کن یا
.بده برای الی باشه

02:43:31.183 --> 02:43:34.270
از طرفِ دخترت که باعثِ
.سرافکندگیت هستش

02:43:35.771 --> 02:43:39.900
"سفارشِ پستی. ۵ هزار فرانک"

02:43:45.406 --> 02:43:50.536
گیرنده، یعنی آقای
.سیزیف قبول نکرد

02:44:07.344 --> 02:44:11.515
.ماه‌ها گذشت

02:44:47.802 --> 02:44:50.221
.یک غمِ دیگر

02:45:35.474 --> 02:45:38.352
:آنچه او دید

02:46:06.881 --> 02:46:08.465
.خانه‌ی خالی

02:47:12.738 --> 02:47:16.075
اسرار به راحتی
.فاش می‌شوند

02:48:10.838 --> 02:48:16.677
نورما توی پرونده‌ی رسمیِ
خانوادگی‌مون ثبت نشده؟

02:48:49.376 --> 02:48:54.673
نورما خواهرم نیست؟

02:51:45.552 --> 02:51:55.551
فکری هولناک به ذهنِ الی خطور کرد. فکری
.که خاطراتِ دیگرش، آن را تایید می‌کردند

02:52:23.715 --> 02:52:30.681
می‌خوام عشق و
شورِ وحشیانه‌مو

02:52:30.847 --> 02:52:35.602
.در چاهِ ماه غرق کنم
.در نورِ مهتابِ سبز

02:53:28.071 --> 02:53:32.284
.حتماً یه دلیلِ مهم داشتی

02:53:32.451 --> 02:53:37.205
پنهان کردنِ چنین حقیقتی
.مسئله‌ی مهمیه

02:53:37.372 --> 02:53:41.293
.می‌خوام بدونم
.حق دارم بدونم

02:53:49.635 --> 02:53:52.763
.زمان خیلی سریع گذشت

02:53:52.929 --> 02:53:56.683
اگه حقیقت رو می‌فهمید
.داغون می‌شد

02:53:56.850 --> 02:53:59.728
پس مخفی کردنِ این
راز تبدیل به عادت شد

02:53:59.895 --> 02:54:02.689
و بعدش دیگه
.جرات نکردم بگم

02:54:07.986 --> 02:54:15.619
حالا همه‌ی رفتارهات روشن
.شدن. تو یه دروغگویی بابا

02:54:48.527 --> 02:54:53.031
"رسوایی‌هایی هستند که باید صدایشان قطع شود"
ادیپ شهریار -

02:55:14.678 --> 02:55:16.972
برای ماها

02:55:17.139 --> 02:55:19.433
هیچوقت گلی بینِ ریلِ قطارها نیست

02:55:19.599 --> 02:55:22.894
و اگر زمانی معجزه‌ای بشه

02:55:23.061 --> 02:55:26.648
و چنین چیزی رو ببینیم

02:55:26.815 --> 02:55:31.194
می‌تونیم بهونه‌ای داشته باشیم
.که دستِ کمک دراز کنیم

02:57:15.674 --> 02:57:21.304
"در چرخ... مقید، همواره مقید"
کیپلینگ -

02:57:25.016 --> 02:57:29.646
"باکره‌ی پیاده‌رو"
"جلدِ ۱۵۴"

02:57:45.036 --> 02:57:51.835
.لعنتی. پسر به پدر رفته

03:00:46.051 --> 03:00:52.474
دوست داشتم یه همسر"
"به زیباییِ تو می‌داشتم

03:00:52.640 --> 03:00:56.478
این سخنانِ معصومانه‌ی
روزهای دورِ قدیم

03:00:56.644 --> 03:00:59.939
معنای عمیقاً نگران‌کننده‌ای
........به خود گرفت

03:01:03.943 --> 03:01:07.530
حالا که نورما
داشت باز می‌گشت

03:01:07.697 --> 03:01:12.911
آیا او نمی‌تواند بدونِ
اینکه او رنجیده شود

03:01:13.078 --> 03:01:22.587
ابرازِ علاقه‌ی نامحسوسش را ادامه دهد
تا بلاخره در نهایت عشقش را اعلام کند؟

03:01:43.775 --> 03:01:49.030
و تو دیگه توی این داستانِ
.جذاب، خواهرم نیستی

03:01:49.197 --> 03:01:54.369
تو یه قلبِ باز هستی که با گریه
.به حرف‌های من گوش می‌دی

03:01:54.536 --> 03:02:00.959
چون می‌دونم چنین کلماتی تا حالا به گوش‌هات
......و حواسِ غیرقابلِ توصیفت نخوردن

03:02:03.753 --> 03:02:08.174
و بعد می‌تونم در این
.لباسِ مبدل ستایشت کنم

03:02:16.683 --> 03:02:19.978
شب خیلی مرموز
به کمکم میاد

03:02:20.145 --> 03:02:25.150
تا شبحِ سختِ شاخه‌ها رو
روی پیشونیم نرم کنم

03:02:25.316 --> 03:02:28.611
و تاجی از ستاره
.روی سرِ تو قرار بدم

03:02:48.214 --> 03:02:53.970
و سایه‌ی من در
.سایه‌ی "تریستان" گم می‌شه

03:03:10.570 --> 03:03:12.906
.......من عاشقتم. دیوونه‌ت هستم

03:03:13.072 --> 03:03:17.493
حرف‌های الی رو ببخش. عشقِ
.من قادر به صحبت کردن نیست

03:03:20.997 --> 03:03:23.917
.لکنت داره

03:03:45.605 --> 03:03:48.900
درونم مثلِ یه خونِ آتشین
از دلِ شعله‌ورِ زمین

03:03:49.067 --> 03:03:54.447
تا دلِ درخت‌های آبی
بیدار می‌شه

03:03:54.614 --> 03:03:58.743
و جوری بهم سرگیجه می‌ده
.که حرف‌هام بی‌ربط می‌شن

03:04:28.106 --> 03:04:34.404
خب پیرمرد. معلومه بلدی
.چه‌جوری جوک تعریف کنی

03:04:54.924 --> 03:04:58.803
در چنبرِ چرخ جانِ چندین پاکان"

03:04:58.970 --> 03:05:04.434
"می‌سوزد و خاک می‌شود، دودی کو؟
- خیام

03:05:24.329 --> 03:05:25.621
،الیِ عزیزم

03:05:25.788 --> 03:05:28.333
خواهرِ کوچیکت
.خیلی ناراحته

03:05:28.499 --> 03:05:31.336
،شوهرم خیلی منو دوست داره

03:05:31.502 --> 03:05:34.630
اما من نمی‌تونم همونقدر
.دوستش داشته باشم

03:05:34.797 --> 03:05:37.550
دنیاهای ما خیلی
.با هم متفاوتن

03:05:37.717 --> 03:05:40.845
.آرزو می‌کنم می‌تونستم ببوسمت

03:05:41.012 --> 03:05:44.432
راستی خودم تنهایی دارم
،ویولن زدن یاد می‌گیرم

03:05:44.599 --> 03:05:48.061
چون با این کار احساسِ نزدیک
.بودن به تو بهم دست می‌ده

03:05:59.572 --> 03:06:08.414
هیچوقت برای اینکه کاری کردی که شانسم برای
.خوشبختی با نورما رو از دست بدم نمی‌بخشمت

03:07:25.741 --> 03:07:31.164
پس تو هم دوستش داری الیِ
.بیچاره‌ی من. تو هم دوستش داری

03:08:01.777 --> 03:08:04.447
توی قایق، کنارِ مردی
هستم که ازش متنفرم

03:08:04.614 --> 03:08:06.365
و هر روز، بیشتر از قبل

03:08:06.532 --> 03:08:08.117
.توسطِ عشقش آلوده می‌شم

03:08:08.284 --> 03:08:11.621
دارم برای بارِ دهم برات
،نامه می‌نویسم الیِ عزیزم

03:08:11.787 --> 03:08:12.830
ولی احتمالاً

03:08:12.997 --> 03:08:14.749
.این نامه رو هم پاره کنم

03:08:14.916 --> 03:08:16.667
چون تو هیچوقت
جواب نمی‌دی

03:08:16.834 --> 03:08:18.085
و من با نگاه کردن به
قطارهای رویاییم

03:08:18.252 --> 03:08:19.795
که از کنارِ دریا می‌گذرن

03:08:19.962 --> 03:08:21.005
و گوش دادن به صداشون

03:08:21.172 --> 03:08:25.760
که من رو یادِ صدای راه‌آهن
.میندازن گریه می‌کنم

03:08:25.927 --> 03:08:27.845
.یعنی صدای چرخ

03:09:33.411 --> 03:09:35.871
.نفرین‌ها واقعاً وجود دارند"

03:09:36.038 --> 03:09:39.000
"مانندِ انسان‌هایی که کلمه‌ی "بدشانس

03:09:39.166 --> 03:09:41.794
با حروفِ مرموز

03:09:41.961 --> 03:09:45.256
"روی‌شان حک شده
بودلر -

03:11:17.473 --> 03:11:20.184
.تو هم همینطور نورما

03:13:30.356 --> 03:13:35.110
دیگه هیچوقت نمی‌خوام
صداتو بشنوم، فهمیدی؟

03:13:54.505 --> 03:13:58.133
کاملاً دیوونه‌ی اون
.دخترِ "قطاری" شده

03:17:05.904 --> 03:17:09.324
نکته‌ی بد اینه که اگه

03:17:09.491 --> 03:17:12.911
به خاطرِ چشمت مرخص شی

03:17:13.078 --> 03:17:19.835
راننده‌ی قطارِ نورما (منظورش قطارِ سیزیف که
.اسمش نورماست هستش) ژاکوبن می‌شه. لعنتی

03:19:15.367 --> 03:19:20.038
تشخیص‌مان درباره‌ی ضعفِ
عصبِ بینایی تایید شد

03:19:20.205 --> 03:19:23.083
و با وجودِ خواهش‌های
مهندس سیزیف

03:19:23.250 --> 03:19:26.003
ما پافشاری می‌کنیم که درخواستِ
.بازنشستگی‌اش داده و تایید شود

03:19:26.170 --> 03:19:28.714
در این شرایط، ارائه‌ی
.خدمات غیرممکن است

03:21:16.405 --> 03:21:24.121
جوابِ نامه‌هامو نمی‌دید. منم
.اومدم سرزنش‌تون کنم

03:22:22.387 --> 03:22:25.640
من و الی چیزی جز
.آرامش نمی‌خوایم

03:22:25.807 --> 03:22:31.480
تو برگشتی و با خنده‌هات
.بدبختی وارد می‌شه

03:22:31.646 --> 03:22:37.194
نورمای کوچیکم، تو هیچوقت
.نباید برگردی. هیچوقت

03:22:50.916 --> 03:22:53.251
درست نمی‌گم الی؟

03:26:31.136 --> 03:26:35.265
.سلام نورمای عزیزم

03:26:46.943 --> 03:26:53.658
.می‌بینم که منو می‌شناسی
چرا انقدر تند آه می‌کشی؟

03:27:53.468 --> 03:27:57.430
من دارم بیناییم رو
.از دست می‌دم

03:27:57.597 --> 03:28:04.229
بیشتر از ۳۰ یارد رو نمی‌تونم ببینم و
.اونا می‌خوان مجبورم کنن ترکت کنم

03:28:09.484 --> 03:28:15.156
.نه سیزیف

03:28:31.005 --> 03:28:38.722
ترجیح نمی‌دی جای اینکه
ژاکوبن راننده‌ت بشه، بمیری؟

03:28:43.393 --> 03:28:45.603
.....اوه.....آره

03:28:59.451 --> 03:29:07.041
آن‌ها تا غروب گفتگوی
.دلپذیر و مرموزی کردند

03:29:34.444 --> 03:29:37.906
"مرگِ "نورمای قطار

03:30:47.684 --> 03:30:55.275
سیزیف مثلِ یه دیوونه با قطار
.راه افتاد. ببین روی کدوم خطه

03:31:04.450 --> 03:31:11.958
.اینجوری فقط به خودش آسیب می‌زنه
.الان توی ایستگاهِ ۲۲ هستش

03:33:23.840 --> 03:33:28.177
"رنجِ "نورمای قطار

03:34:16.225 --> 03:34:20.730
از من که عصبانی
نیستی نورما؟

03:34:25.000 --> 03:34:28.000
.نه سیزیف

03:34:45.671 --> 03:34:49.217
.خداحافظ پیردختر

03:34:56.390 --> 03:34:59.685
.نورمای قطار" مُرد"

03:38:49.165 --> 03:38:50.666
.مجازات

03:38:59.842 --> 03:39:02.094
گزارش: دومین توبیخِ
.مهندس سیزیف

03:39:02.261 --> 03:39:04.388
در پیِ حادثه‌ی
ایستگاهِ ۲۲

03:39:04.555 --> 03:39:06.182
آقای سیزیف منتقل می‌شود
.و تنزلِ رتبه می‌یابد

03:39:06.349 --> 03:39:10.436
اما به خاطرِ خدماتِ خوبِ گذشته‌اش به راندنِ یک قطار
.در راه‌آهنِ "فونیکولار" در "مونت‌بلان" منتقل می‌شود

03:40:22.216 --> 03:40:23.551
.خداحافظ پیردختر

03:46:12.316 --> 03:46:32.000
"پایانِ بخشِ دوم"

03:46:41.810 --> 03:46:50.527
"چرخ"
"بخشِ سوم"

03:46:52.654 --> 03:46:58.285
"دویدن به سوی پرتگاه"

03:46:59.328 --> 03:47:03.624
"خلاصه‌ی بخش‌های قبل"
در پیِ یک فاجعه در راه‌آهن

03:47:03.790 --> 03:47:08.378
سیزیف، مهندس و راننده‌ی لوکوموتیو، یک دختربچه‌ی
.یتیم به نامِ نورما را در خانه‌اش پناه داد

03:47:08.545 --> 03:47:11.632
او چیزی از گذشته‌ی نورما نگفت

03:47:11.798 --> 03:47:14.593
و او را به همراهِ پسرِ خودش که یک
.ویولن‌ساز است، یعنی الی بزرگ کرد

03:47:14.760 --> 03:47:17.596
الی و نورما فکر می‌کنند
.خواهر و برادر هستند

03:47:17.763 --> 03:47:22.225
به تدریج یکی از آن عشق‌ها که
منشاء تمامِ تراژدی‌های بشری‌ست

03:47:22.392 --> 03:47:25.729
در جانِ سودا زده‌ی
.سیزیف بیدار شد

03:47:25.896 --> 03:47:28.523
عشقی که هیچ زنی
.ستایشش نمی‌کند

03:47:28.690 --> 03:47:32.027
سیزیف با شوهر دادنِ نورما به آقای
هرسان که مدیرِ یک شرکت است

03:47:32.194 --> 03:47:36.907
فکر می‌کند از این کابوسِ
.وحشتناک رهایی یافته

03:47:37.074 --> 03:47:41.161
اما "پسر به پدر می‌رود". بنابراین
حالا این سرطان به جانِ الی افتاده

03:47:41.328 --> 03:47:45.666
و همان شورِ ظالمانه را در این
ویولن‌ساز تشدید می‌کند

03:47:45.832 --> 03:47:49.544
و او در غمِ دوریِ نورما از بهشتِ
.گمشده‌ی خیالی‌شان عذاب می‌کشد

03:47:49.711 --> 03:47:54.841
نورما بی‌توجه به تمامِ اتفاقاتی که پشتِ سر
گذاشته، بدل به ابزارِ چرخِ سرنوشت می‌شود

03:47:55.008 --> 03:47:57.219
که به چرخشش ادامه می‌دهد

03:47:57.386 --> 03:48:01.306
و قلب‌های پدر و پسر و
.شوهر را رنجورتر می‌سازد

03:48:01.473 --> 03:48:06.103
سیزیف، همان "مردِ چرخ" از
راه‌آهنِ بزرگ اخراج شده است

03:48:06.269 --> 03:48:10.899
و در کوهِ پوشیده از
برفی پناه می‌یابد

03:48:11.066 --> 03:48:14.486
که توسطِ تمسخرِ سرنوشت، راننده‌ی
لوکوموتیوی می‌شود که صدای خس‌خس می‌دهد

03:48:14.653 --> 03:48:20.575
و ظاهراً تراژدی در کلبه‌ی کنارِ ستاره‌ها که الی و
.سیزیف در آن زندگی می‌کنند تجلی پیدا می‌کند

03:48:20.742 --> 03:48:23.203
افسوس که نابودی‌ام"
.ناممکن است

03:48:23.370 --> 03:48:26.289
نیک می‌دانم که
هیچ درد و رنجی

03:48:26.456 --> 03:48:28.291
نمی‌تواند آسیبی
.به من زند

03:48:28.458 --> 03:48:31.211
اگر زندگیِ غمناکم در
گذشته نجات یافته بود

03:48:31.378 --> 03:48:33.797
چیزی نبود جز اندوخته‌ای
.برای شرارت‌های بزرگ‌تر

03:48:33.964 --> 03:48:36.216
آه، باشد که سرنوشتم
"تمام و کمال به انجام رسد

03:48:36.383 --> 03:48:37.759
ادیپ شهریار -

03:50:27.953 --> 03:50:31.748
خانه‌ای در ارتفاعِ
سه هزار متریِ دره

03:50:31.915 --> 03:50:38.713
که آوردنِ نامِ نورما
.در آن ممنوع است

03:52:06.051 --> 03:52:13.934
.لعنتی همه‌جاش نشتی داره
.بذار همین بیرون بپوسه

03:53:26.506 --> 03:53:30.927
عزیزای من، مگه من
باهاتون چی‌کار کردم؟

03:53:31.094 --> 03:53:34.931
نکنه نامه‌هام
بهتون نرسیدن؟

03:53:35.098 --> 03:53:41.229
چرا بدونِ اطلاع، خونه‌ی عزیزمون
کنارِ راه‌آهن رو ترک کردید؟

03:53:41.396 --> 03:53:44.899
من دارم مثلِ یه دختربچه
.......رنج می‌کشم و

03:55:33.424 --> 03:55:38.805
اما نورما سکوتِ
.آن‌ها را شکست

03:56:54.464 --> 03:56:56.633
.تعطیلات

03:58:18.798 --> 03:58:25.054
آن معشوقه‌ی سرسختِ سابق
.نیز در تعطیلات بود

03:58:58.671 --> 03:59:04.093
این آقای "کالاسکوپولوس" هستش
.که یک هفته‌ست با همدیگه ازدواج کردیم

03:59:04.260 --> 03:59:11.642
خیلی ثروتمنده. روی معدن‌شناسی تخصص
.و تعصب داره و اصلاً فرانسوی بلد نیست

03:59:11.809 --> 03:59:17.273
.یه "ابلهِ" واقعیه
مگه نه بیبی؟

04:00:14.997 --> 04:00:18.918
آن شب باید سایه‌ی ویولن‌های تولیدِ
.استرادیواریوس" می‌لرزید"

04:01:39.248 --> 04:01:42.126
رازِ شهرِ کرمونا
(شهری که ویولن‌هایش معروف است)

04:01:42.293 --> 04:01:46.214
که در ۲۰۰ سالِ گذشته
.گم شده بود رو کشف کردم

04:01:46.380 --> 04:01:49.717
ایناهاش. این ۵ سال

04:01:49.884 --> 04:01:51.802
.خیلی زجر کشیدم

04:01:51.969 --> 04:01:53.804
.خیلی زجر کشیدم

04:02:06.943 --> 04:02:15.451
به زودی پولدار می‌شیم و تو می‌تونی
.چشم‌هات رو درمان کنی بابا

04:02:36.681 --> 04:02:39.141
.برو بخواب احمق

04:02:45.731 --> 04:02:49.068
ثروتِ هرسان
.به خطر افتاد

04:03:28.733 --> 04:03:35.781
چرخِ دنیا جابجا می‌شه پیرمرد. تو داری سقوط
.می‌کنی. قیمتِ پوند تا ۴۴ پایین اومده. همه ترسیدن

04:03:35.948 --> 04:03:41.871
سریع بیا اینجا و هیچ کارِ خودسرانه‌ای
.نکن. از این بحران نجات پیدا می‌کنیم

04:04:51.649 --> 04:04:54.985
نمی‌دونم چی
.برام مونده توبی

04:04:55.152 --> 04:04:59.657
اما این "حلزونِ" فولادیِ قدیمی
.آروم‌آروم داره قلبم رو لمس می‌کنه

04:04:59.824 --> 04:05:03.285
یعنی من به دنیا اومدم تا
عاشقِ لوکوموتیوها باشم؟

04:05:03.452 --> 04:05:07.873
.نورمای سوم در راهه
.عجب پیرمردِ احمقی‌ام

04:06:22.573 --> 04:06:26.619
.من این اصطلاح‌ها رو می‌شناسم

04:06:26.786 --> 04:06:30.873
.تو مشکلِ مالی داری

04:07:32.685 --> 04:07:36.772
لذتِ آقای کالاسکوپولوس

04:07:36.939 --> 04:07:40.609
از دیدنِ یه سد از
کریستال‌های سنگی

04:07:40.776 --> 04:07:43.445
فقط می‌توانست با لذتِ زنش

04:07:43.612 --> 04:07:46.699
.از دیدنِ هرسان برابری کند

04:08:06.886 --> 04:08:09.680
کاش می‌تونستم
.مجبورت کنم

04:08:26.822 --> 04:08:31.744
من زنم رو دوست دارم و دوباره
.یه آدمِ صادق و شریف شدم

04:08:31.911 --> 04:08:36.749
این شوکه‌ت می‌کنه، مگه نه؟
.وقت به‌خیر

04:09:10.115 --> 04:09:13.327
.عزیزترینم. ساعت ۴ صبحه
.من نابود شدم

04:09:13.494 --> 04:09:18.290
هفت‌تیرم روی میزه و تنها چیزی که باعث می‌شه برای
.خودکشی تردید کنم، عشقِ شدیدم به تو هستش

04:09:18.457 --> 04:09:23.754
خواهش می‌کنم اینو بفهم که از زمانِ
.ازدواج‌مون یه آدمِ جدید در من متولد شده

04:09:23.921 --> 04:09:27.716
،گلِ رزِ راه‌آهنِ" قشنگم"
دیشب موقعِ هذیون‌هام

04:09:27.883 --> 04:09:35.474
مثلِ مرکزِ یه چرخِ سرسخت که سرنوشت رو
معصومانه توی پره‌هاش حمل می‌کنه، بهم ظاهر شدی

04:09:35.641 --> 04:09:38.560
و منم مثلِ بقیه
.گیرش افتادم

04:10:07.923 --> 04:10:11.927
سیزیف و پسرش قرار است در
.مسابقه‌ی "هتلِ مجستیک" شرکت کنند

04:10:12.094 --> 04:10:15.973
مسابقه‌ای که یک تک‌نواز با سازِ
شرکت‌کنندگان اجرا خواهد کرد

04:10:16.140 --> 04:10:18.308
تا ویولن‌سازانِ چیره‌دستی
.انتخاب و برنده شوند

04:10:53.510 --> 04:10:59.016
فقط ۱۵ سنت برای خوشگذرونی؟
.چه خسیسی پسرم

04:12:08.252 --> 04:12:14.925
از سفیدیِ قله‌ها تا رنگ‌های
.پر زرق و برقِ کاخ

04:12:38.615 --> 04:12:42.995
این مکان‌های سطحِ بالا
.جای یه راننده‌ی قطار نیستن

04:12:43.162 --> 04:12:46.999
وقتی تو اینجایی می‌رم با
چشم‌پزشکی که به خاطرِ شغلم

04:12:47.166 --> 04:12:51.128
گفته امروز عصر برم
.پیشش مشورت کنم

04:13:00.012 --> 04:13:02.973
،به کسی چیزی نگفتم
ولی چشم‌هام

04:13:03.140 --> 04:13:07.978
.اخیراً یه‌کم درد می‌کنن

04:16:25.008 --> 04:16:31.348
.پیروزی
.تایید توسطِ ویولن‌سازانِ اصلی

04:16:31.515 --> 04:16:37.687
.این می‌توانست پایانِ رنجِ الی باشد
.یعنی به کف آوردنِ شهرت و ثروت

04:17:40.125 --> 04:17:44.921
من باید حقیقت رو
.بدونم آقا

04:17:45.088 --> 04:17:50.010
.حقیقتِ واقعی
.برای شغلم

04:17:50.177 --> 04:17:52.471
......حتی اگه

04:18:18.330 --> 04:18:20.332
دیگه کاری نمی‌شه کرد؟

04:19:38.410 --> 04:19:43.540
گفتی ویولن؟ آره. خیلی خوشحالم
.بابا. موفق شدم. خدا رو شکر

04:19:48.628 --> 04:19:52.048
خودت چشم‌هات چی شد؟

04:19:57.554 --> 04:20:01.141
.منم مثلِ تو الی. خیلی خوشحالم

04:20:25.415 --> 04:20:28.877
سیزیف که بینایی‌اش را
به تدریج از دست می‌داد

04:20:29.044 --> 04:20:33.173
نورِ ماه را در میانِ تمامِ چیزهای

04:20:33.340 --> 04:20:37.636
فرومایه و ساده‌ای تماشا کرد

04:20:37.802 --> 04:20:41.306
که هرگز در نظرش
.آنقدر زیبا نیامده بودند

04:22:22.282 --> 04:22:31.040
دیگه هیچ شانسی ندارم. ظاهراً تو
.اینو از خیلی وقتِ پیش فهمیده بودی

04:22:57.108 --> 04:22:58.485
،در جستجوی عقیق
.یاقوت و سنگِ کارنلین

04:25:40.563 --> 04:25:46.444
به دیدنِ پدر نرو
.نورما. خواهش می‌کنم

04:26:48.381 --> 04:26:50.633
الی با دیدنِ خلوصِ نورما

04:26:50.800 --> 04:26:55.263
دوباره با وجدانِ پاک
.احساس کرد که برادرِ اوست

04:26:55.430 --> 04:26:58.891
احتمالاً آن احساسِ وحشتناک
.دیگر هیچ‌گاه باز نمی‌گشت

04:26:59.058 --> 04:27:01.644
او شروع به تعریفِ
.زندگی‌اش کرد

04:27:35.053 --> 04:27:37.096
زندگی با شوهرم

04:27:37.263 --> 04:27:39.807
.واقعاً غیرقابلِ تحمل شده

04:27:39.974 --> 04:27:42.060
من هیچوقت اونو دوست نداشتم

04:27:42.226 --> 04:27:44.979
:و فقط یه خواسته دارم

04:27:45.146 --> 04:27:47.899
یعنی برگشتن به خونه‌ی
قدیمیم کنارِ شما ۲ تا

04:27:48.066 --> 04:27:52.028
.که عزیزترین آدم‌های زندگیم هستید

04:28:02.288 --> 04:28:06.584
در او نظر می‌کنی"
و لبخند می‌زنی

04:28:06.751 --> 04:28:11.839
و همزمان با این
لبخند، فکری بی‌رحمانه

04:28:12.006 --> 04:28:18.763
به ذهنت می‌آید که
تمامِ جان و وجودت را

04:28:18.930 --> 04:28:22.975
"از تنفر می‌لرزانَد
گابریله دانونزیو -

04:29:02.598 --> 04:29:05.434
این فکرِ شوم رشد می‌کند"

04:29:05.601 --> 04:29:09.355
.به سانِ هیولایی عظیم
سپس غالب می‌شود

04:29:09.522 --> 04:29:13.067
و تمامِ جانت به این
عفونت مبتلا می‌شود

04:29:13.234 --> 04:29:16.279
و هر آنچه درونت هست

04:29:16.445 --> 04:29:19.824
.بدل به آلودگی می‌شود

04:29:19.991 --> 04:29:23.286
"آه. آیا این باورکردنی‌ست؟
گابریله دانونزیو -

04:30:20.509 --> 04:30:24.388
.سوال‌پیچم نکن نورما

04:30:24.555 --> 04:30:27.892
:حرف‌های پدر رو به یاد داشته باش

04:30:28.059 --> 04:30:32.813
اگه می‌خوای فاجعه‌ای پیش نیاد"

04:30:32.980 --> 04:30:36.943
"دیگه هیچوقت پیشِ ما نیا

04:31:10.434 --> 04:31:15.147
قطارت داره راه
.می‌افته. برو

04:31:54.770 --> 04:32:00.151
می‌دونستم. اون داره به
.شوهرش خیانت می‌کنه

04:32:45.905 --> 04:32:47.031
.عصرِ همان روز

04:33:09.929 --> 04:33:10.846
.شب

04:35:11.967 --> 04:35:14.470
اون اومده بود؟

04:35:25.648 --> 04:35:31.237
پس توی خانواده‌مون
سرطان هست بابا؟

04:35:42.081 --> 04:35:50.589
من و تو چه هیولاهای
.بدبختی هستیم پسرم

04:36:30.254 --> 04:36:33.424
چرخِ اندوه در چاله‌های"
آسمان می‌چرخد

04:36:33.591 --> 04:36:37.219
"و چهره‌ی خدا را با گل و لای خاکپاشی می‌کند
بلز ساندرار -

04:37:30.439 --> 04:37:32.066
،الیِ عزیزم

04:37:32.232 --> 04:37:34.860
یکی از بهترین
ویولن‌هاتو برام بیار

04:37:35.027 --> 04:37:37.738
تا من به یادگیریِ
.ویولن ادامه بدم

04:37:37.905 --> 04:37:41.659
اینجوری یه‌ذره به
.من نزدیک‌تر می‌شی

04:37:41.825 --> 04:37:45.621
چون دیگه جرات
ندارم بهت نگاه کنم

04:37:45.788 --> 04:37:47.289
و تمامِ وقتم رو

04:37:47.456 --> 04:37:49.708
صرفِ پیدا کردنِ توضیحی

04:37:49.875 --> 04:37:52.503
برای رفتارِ تو
.و بابا می‌کنم

04:38:11.647 --> 04:38:21.240
نورمای سوم یا
.عشقِ سومِ سیزیف

04:38:31.041 --> 04:38:33.460
.بیا تحلیلش کنیم توبی

04:38:33.627 --> 04:38:35.963
.مشخصاً سرعتش کم‌تره

04:38:36.130 --> 04:38:39.341
به اندازه‌ی قبلی هم زیبا
.نیست. ولی پاهای خوبی داره

04:38:39.508 --> 04:38:43.804
نورمای قطارِ" قدیمیم روی چنین"
تپه‌هایی چی‌کار می‌تونست بکنه؟

04:38:43.971 --> 04:38:47.057
خیلی نمی‌تونیم تحقیرآمیز
برخورد کنیم. مگه نه؟

04:39:34.646 --> 04:39:35.939
.من تو رو ستایش می‌کنم نورما

04:39:36.106 --> 04:39:37.483
.من برادرت نیستم

04:39:37.649 --> 04:39:39.985
من تو رو ستایش می‌کنم
نورما. من برادرت نیستم

04:39:40.152 --> 04:39:44.000
و عشق، جوری عذابم می‌ده که هیچ چیزِ
دیگه‌ای نمی‌تونه اینجوری عذابم بده

04:39:44.010 --> 04:39:47.075
و من قبل از مرگم، قلبم رو
.در این ویولن حک می‌کنم

04:39:47.242 --> 04:39:49.912
.بنابراین رازم پنهان می‌مونه

04:39:50.078 --> 04:39:52.372
اما به لب‌هات نزدیک‌تر می‌شه

04:39:52.539 --> 04:39:55.667
و وقتی در گرگ و
میش ویولن بزنی

04:39:55.834 --> 04:39:58.587
آرشه‌ی ویولن رو
روی رازِ من می‌کِشی

04:39:58.754 --> 04:40:04.426
و در حالی که موسیقی می‌زنی
:به خودت خواهی گفت

04:40:04.593 --> 04:40:08.514
"الان کسی از عشق باهام حرف زد؟"

04:40:08.680 --> 04:40:13.268
پس بدونِ اینکه خودت بدونی
.روی قلبِ من خواهی نواخت

04:41:26.049 --> 04:41:29.887
.بابا الان نمی‌ذاره برگردی
.شاید بعداً. خیلی بعداً

04:44:58.762 --> 04:45:00.597
چه چیزای عصبانی‌کننده‌ای
.برام نوشتی نورما

04:45:52.983 --> 04:45:54.818
.شب

04:47:24.741 --> 04:47:28.578
نورما، اینجا شایسته‌ی
.تو نیست. فردا می‌ریم

04:47:39.047 --> 04:47:41.841
دیدنِ رنج کشیدنت
.اذیتم می‌کنه

04:47:42.008 --> 04:47:43.885
خواهش می‌کنم
بذار از هم جدا شیم

04:47:44.052 --> 04:47:46.888
و اجازه بدی من به زندگیِ
.سابقم در راه‌آهن برگردم

04:47:59.609 --> 04:48:03.446
زندگیِ سابقت؟ حتماً دیوونه
.شدی. تو متعلق به منی

04:50:15.703 --> 04:50:16.663
،الیِ عزیزم

04:50:16.830 --> 04:50:18.665
حیوون‌صفتیِ هرسان، جای
.تردید برام باقی نذاشته

04:50:18.832 --> 04:50:20.291
اومدم ازت خواهش کنم
که با بابا حرف بزنی

04:50:20.458 --> 04:50:22.085
تا من بتونم به
.خونه برگردم

04:50:22.252 --> 04:50:23.878
برای جلوگیری از رسوایی
.قراره صبح بریم

04:50:24.045 --> 04:50:25.547
ولی من همه‌چیزمو
.می‌فروشم و بر می‌گردم

04:52:04.646 --> 04:52:05.605
،الیِ عزیزم

04:52:05.772 --> 04:52:07.607
حیوون‌صفتیِ هرسان، جای
.تردید برام باقی نذاشته

04:52:07.774 --> 04:52:09.234
اومدم ازت خواهش کنم
که با بابا حرف بزنی

04:52:09.400 --> 04:52:11.027
تا من بتونم به
.خونه برگردم

04:52:11.194 --> 04:52:12.820
برای جلوگیری از رسوایی
.قراره صبح بریم

04:52:12.987 --> 04:52:14.489
ولی من همه‌چیزمو
.می‌فروشم و بر می‌گردم

04:52:37.887 --> 04:52:40.557
من تو رو ستایش می‌کنم
نورما. من برادرت نیستم

04:52:40.723 --> 04:52:43.476
و عشق، جوری عذابم می‌ده که هیچ چیزِ
دیگه‌ای نمی‌تونه اینجوری عذابم بده

04:52:43.643 --> 04:52:47.313
و من قبل از مرگم، قلبم رو
.در این ویولن حک می‌کنم

04:53:19.095 --> 04:53:20.888
"راه‌آهنِ مونت‌بلان"

04:56:55.000 --> 04:56:57.000
.الی

04:58:22.231 --> 04:58:24.066
.دزد

04:58:28.154 --> 04:58:29.989
.هنرمند

04:59:50.945 --> 04:59:54.782
نگاهم نکن. تو توی
.چشم‌هات زهر داری

05:02:20.427 --> 05:02:21.303
با پسرم چی‌کار کردی؟

05:02:37.069 --> 05:02:39.113
اونو کشتی، آره؟

05:04:30.683 --> 05:04:32.518
الی کجاست؟

05:04:36.500 --> 05:04:38.500
.جواب بده

05:09:10.671 --> 05:09:12.548
مُرده؟

05:09:14.633 --> 05:09:17.177
.نمی......دونم

05:09:27.688 --> 05:09:38.907
گلِ رزِ کوچیکِ راه‌آهن، من تو رو به اندازه‌ی همون
......کسی دوست داشتم که فکر می‌کنی برادرت

05:11:20.000 --> 05:11:21.600
.الی

05:12:35.100 --> 05:12:35.960
.الی

05:12:45.218 --> 05:12:46.261
صدای توبی رو شنیدی؟

05:13:27.302 --> 05:13:28.637
.صدای فریادش رو می‌شنوم

05:13:53.245 --> 05:13:58.291
.صداها راهنمایی‌شان کردند

05:14:57.017 --> 05:14:59.978
.دووم بیار الی
.دارم میام

05:15:09.738 --> 05:15:10.739
.زود باش نورما
.زود باش

05:17:13.361 --> 05:17:16.281
.دارم میام پسرم
.دووم بیار

05:18:27.560 --> 05:18:32.690
بگو چی شد. تو که می‌دونی از
.فاصله‌ی دور نمی‌تونم چیزی ببینم

05:18:53.920 --> 05:19:00.051
اون.......به خاطرِ تو
.مُرد. از اینجا برو

05:20:04.991 --> 05:20:10.371
.اینجا برای منه

05:20:48.618 --> 05:21:08.100
"پایانِ بخشِ سوم"

05:21:18.279 --> 05:21:26.746
"چرخ"
"بخشِ چهارم"

05:21:29.290 --> 05:21:34.754
"سمفونیِ سفید"

05:21:35.797 --> 05:21:40.969
هنگامی که ماه بر فرازِ آن
.....توده‌ی یخ شناور گشت

05:23:26.407 --> 05:23:31.329
.اولین قطارِ صبح

05:23:43.883 --> 05:23:47.387
ما، قاضیانِ این پرونده معتقدیم

05:23:47.554 --> 05:23:51.307
از آنجا که ۲ طرفِ پرونده

05:23:51.474 --> 05:23:54.811
یکدیگر را کشته‌اند

05:23:54.978 --> 05:24:00.191
اقدامِ قانونی باطل
.و بی‌اعتبار است

05:24:22.755 --> 05:24:27.385
♪ توقف. کوهنوردها اومدن ♪

05:27:23.603 --> 05:27:25.605
تو دیگه تمامِ چیزی
.هستی که دارم

05:28:00.014 --> 05:28:06.854
.یک بازدیدکننده در تعطیلات

05:28:18.199 --> 05:28:22.703
من آقای ماشفر، مهندسِ
مشروطِ رده‌ی ۱ هستم

05:28:22.870 --> 05:28:27.834
،و دنبالِ دوستِ قدیمیم
.آقای سیزیف می‌گردم

05:29:33.357 --> 05:29:38.779
اینجاها معلوم می‌شود که
.قدرتِ اسب، کافی نیست

05:30:27.078 --> 05:30:34.752
همچنین معلوم می‌شود که
.ماشفر، کوهنوردِ خوبی نیست

05:32:56.644 --> 05:33:03.317
همدمِ بدی نیست. با قدرتِ ۲۷ درصد
.می‌تونه بیاد بالا

05:33:03.484 --> 05:33:09.406
.دوست دارم توی "صلح" ببینمت
(احتمالاً اسمِ قطارِ ماشفر هستش)

05:33:18.749 --> 05:33:24.880
چه خبر از اونجا؟

05:33:37.977 --> 05:33:43.607
مهندسِ رده‌ی یکِ "صلح" شدم
.و دیگه رئیس محسوب می‌شم

05:33:43.774 --> 05:33:49.280
صداش وزوز می‌کنه و
.سوخت‌گیرم چیزی بارش نیست

05:34:29.361 --> 05:34:35.451
موقعِ اعتصاب‌ها، حتی قطار رو
.بدونِ سوخت‌گیر روندم

05:34:35.618 --> 05:34:39.038
.همه بهم گفتن ناپلئون

05:36:03.455 --> 05:36:06.083
نورما چطوره؟

05:36:13.257 --> 05:36:15.592
.و الی

05:36:51.003 --> 05:36:55.549
اون ۲۷ سالِ دیگه
.بر می‌گرده

05:37:06.643 --> 05:37:13.859
،دقیقاً ۲۷ سال طول می‌کشه تا یخچال‌های طبیعی
.مُرده‌هاشون رو بیخیال بشن و تحویل بدن

05:39:15.272 --> 05:39:21.028
از تراژدیِ قله تا
.ماجراهای کوچکِ دره

05:39:57.898 --> 05:39:58.982
و سپس

05:39:59.149 --> 05:40:01.693
یک روز صبح که همه‌ی
چیزهای حقیر

05:40:01.860 --> 05:40:03.070
شاد بودند

05:40:03.237 --> 05:40:05.739
.......در صلیبِ نورانیِ پنجره

05:45:57.007 --> 05:46:03.430
.حتماً کلِ روز خوابیدم
الان شبه، آره؟

05:46:10.437 --> 05:46:16.401
حتماً می‌تونی یه چیزایی
.ببینی. الان روزه

05:46:44.429 --> 05:46:49.476
.هیچی نمی‌تونم ببینم

05:47:05.325 --> 05:47:12.165
.برو. بدونِ من برو
.اول وظیفه

05:47:12.332 --> 05:47:17.170
.چرخ باید بچرخه

05:47:37.482 --> 05:47:42.195
.حواست به روغنکاریِ قطار باشه

05:49:15.371 --> 05:49:19.626
پس کوه‌ها کجان؟

05:49:29.636 --> 05:49:33.473
چشم‌های او از آن روز
تا پایانِ زندگی‌اش

05:49:33.640 --> 05:49:37.644
چیزی نمی‌دید جز
.سفیدی‌ای برف‌مانند

05:50:05.755 --> 05:50:07.590
.زمستان رسید

05:50:07.757 --> 05:50:10.552
شرکت از سرِ دلسوزی

05:50:10.718 --> 05:50:14.806
کلبه‌ای به سیزیف داد تا با حقوقِ
.بازنشستگیِ اندکش در آن زندگی کند

05:50:14.973 --> 05:50:18.226
او شب‌های سرد و درازِ
زمستان را در آنجا گذراند

05:50:18.393 --> 05:50:21.062
و به نظر می‌رسید که رنگِ پریده‌اش

05:50:21.229 --> 05:50:23.815
.در حالِ بیرون آمدن از قلمروی سایه‌هاست

05:51:01.895 --> 05:51:05.398
نورما که از نابیناییِ
کاملِ سیزیف بی‌خبر بود

05:51:05.565 --> 05:51:11.237
هر چند وقت یکبار می‌آمد
.تا پیرمرد را از دور ببیند

05:51:11.404 --> 05:51:15.533
اما وقتی سیزیف به سوی او می‌چرخید
.جانش لبریز از ترس می‌شد

05:51:18.912 --> 05:51:26.669
و این رنج و درد بر
.او هم خراب می‌شد

05:51:53.029 --> 05:51:58.409
:سپس روزی مهم فرا رسید
.روزِ سالگردِ مرگِ الی

05:53:20.783 --> 05:53:23.036
.فکری واحد

05:55:39.005 --> 05:55:47.930
"باید صلیب را حمل کنیم؛ قبل از اینکه صلیب، ما را"
کلودل -

05:57:07.260 --> 05:57:08.594
.اون کور شده

05:58:54.033 --> 05:58:57.828
،سپس هنگامِ گرگ و میش
.زمانِ دعا رسید

06:00:41.474 --> 06:00:43.476
.غروب

06:02:10.062 --> 06:02:15.359
باید خودمونو سفت بچسبیم
.پسر. پول‌مون داره تموم می‌شه

06:04:18.190 --> 06:04:20.234
.شب

06:06:11.428 --> 06:06:14.098
.بلاخره رسیدم

06:09:14.236 --> 06:09:19.950
آن شب، توبی چیزهای
لذتبخشِ بسیاری

06:09:20.117 --> 06:09:26.290
که پژواکش طنین‌انداز
.می‌شد را برای الی تعریف کرد

06:09:43.765 --> 06:09:46.310
.روزِ بعد

06:09:57.988 --> 06:10:03.118
کفشم کجاست توبی؟

06:10:55.420 --> 06:11:00.258
.پس یه نفر اینجاست

06:11:18.276 --> 06:11:26.785
نورمای سوم داره میاد. عجب صدایی
.داره. برای قلب خیلی خوبه توبی

06:13:32.577 --> 06:13:37.457
سیستمِ روغنکاری رو
قشنگ پاکسازی کن

06:13:37.624 --> 06:13:40.585
.و خوب ازش مراقبت کن

06:13:40.752 --> 06:13:45.423
صدای نارضایتیِ نورمای
.کوچیکم رو دارم می‌شنوم

06:18:48.059 --> 06:18:52.814
.هیچ غریبه‌ای نیاد اینجا. هیچکس
.من می‌خوام تنها باشم

06:18:52.981 --> 06:18:56.359
.تنها......کاملاً تنها
.تنها هم می‌میرم

06:19:08.997 --> 06:19:10.582
همان شب

06:19:10.748 --> 06:19:16.921
نورما با اشک به مزارِ الی رفت که بگوید تا
.چه حد از بازگشت به خانه خوشحال است

06:19:47.410 --> 06:19:49.787
.روزها به همین‌سان گذشتند

06:19:49.954 --> 06:19:52.040
نورما از ترسِ بیرون شدن

06:19:52.206 --> 06:19:55.251
.به سکوتش ادامه داد

06:20:38.670 --> 06:20:42.256
نورما با وجودِ اندوهش

06:20:42.423 --> 06:20:47.011
اگر "گلِ رزِ راه‌آهن" را

06:20:47.178 --> 06:20:49.722
با تمامِ جوانی و شادی‌اش

06:20:49.889 --> 06:20:54.352
مجبور می‌کرد به وجودش بازگردد

06:20:54.519 --> 06:20:58.606
شاید می‌توانست کمی شادی

06:20:58.773 --> 06:21:03.277
به چهره‌ی غم‌زده و
.رنگ‌پریده‌ی سیزیف بازگردانَد

06:21:14.956 --> 06:21:17.625
سیزیف ناخودآگاه و به تدریج

06:21:17.792 --> 06:21:23.047
.به حضورِ مبهمِ نورما عادت کرد

06:21:23.214 --> 06:21:28.302
گاهی اوقات هم با
.شورشی ناگهانی

06:22:07.091 --> 06:22:12.096
لیوانمو فراموش کردی توبی؟

06:24:13.718 --> 06:24:18.681
افرادِ پیر، عاشقِ تعریف و
.توضیحِ معجزات هستند

06:27:28.537 --> 06:27:30.373
.تحولات

06:31:03.752 --> 06:31:06.130
.اولین حرف‌هایشان

06:31:47.630 --> 06:31:55.971
قطاری که داره میاد، "ژاندارک" هستش
یا "نورمای سوم" توبی؟

06:32:04.438 --> 06:32:11.987
.نورمای سوم" هستش بابا"
.کمپرسورش درست کار نمی‌کنه

06:32:38.055 --> 06:32:46.522
عملاً یه مشت بچه راننده‌شون
.......شدن. بنابراین

06:32:55.155 --> 06:33:02.037
.جهشِ نهایی غیرِ منتظره بود

06:33:02.204 --> 06:33:07.251
نورما آمده بود تا
.برای همیشه بماند

06:33:43.620 --> 06:33:47.207
او یک رازِ دلگرم‌کننده‌ی
دیگر نیز

06:33:47.374 --> 06:33:48.917
:از سیزیف فهمید

06:33:49.084 --> 06:33:52.296
پنجاه هزار فرانکی که

06:33:52.463 --> 06:33:53.630
الی برای

06:33:53.797 --> 06:33:56.967
کشفِ رازِ کرمونا گرفته بود
.به دستِ سیزیف رسیده بود

06:33:57.134 --> 06:33:59.428
اما او کلِ مبلغ را

06:33:59.595 --> 06:34:02.014
به اتحادیه‌ی راهبرانِ
،منطقه داده بود

06:34:02.181 --> 06:34:05.726
به این امید که جسدِ
.الی را پیدا کنند

06:34:11.732 --> 06:34:14.109
راهبران، شب و روز

06:34:14.276 --> 06:34:19.031
یخچال‌های طبیعیِ خطرناک را
.بیهوده جستجو می‌کردند

06:34:19.198 --> 06:34:23.243
نورما حالا می‌توانست
به سیزیفِ نابینا بگوید

06:34:23.410 --> 06:34:27.748
که راهبران دستمزدشان را
.واقعاً به دست آوردند یا نه

06:35:00.155 --> 06:35:05.285
و سیزیف حالا فهمید
که در ۲۰ سالِ گذشته

06:35:05.452 --> 06:35:08.956
آن تصادفِ ساختگی
با اسباب‌بازی‌ها

06:35:09.122 --> 06:35:12.709
بازآفرینیِ فاجعه‌ی روزِ
.قبلِ همان روز بوده

06:35:25.973 --> 06:35:29.560
و سرنوشتِ او پیوندی جدایی‌ناپذیر

06:35:29.726 --> 06:35:32.437
با آن عروسکِ بلوندِ کوچک داشته

06:35:32.604 --> 06:35:37.192
و مجبور بوده عروسک را
کنارِ خود نگه دارد

06:35:37.359 --> 06:35:42.155
تا زمانی که آن فاجعه‌ی قطار
.با آخرین نفس پایان یابد

06:36:06.388 --> 06:36:12.603
از سیاه به سفید از طریقِ
.رنگین‌کمانِ پایان‌های طوفانی

06:36:14.271 --> 06:36:21.361
و مانندِ پایانِ افسانه‌ها، آن‌ها نیز
.کنارِ هم با خوشحالی زندگی کردند

06:36:23.280 --> 06:36:33.279
چرا که میله‌های چرخ

06:36:34.541 --> 06:36:44.540
اکنون با لبخندهای
.نورما تزئین شده بود

06:36:49.097 --> 06:36:55.562
.روزِ تولدِ نورما رسید

06:37:27.344 --> 06:37:31.264
همزمان با جشنواره‌ی راهبران
.در صبحی بسیار نشاط‌آور

06:39:50.779 --> 06:39:57.285
در اولین روزِ زمستان، قبل از اینکه
کوهِ بلند، غیرقابلِ عبور شود

06:39:57.452 --> 06:40:07.212
راهبران و دخترانِ گونه‌صورتی
:در این منطقه یک رسم دارند

06:40:07.879 --> 06:40:10.966
سپیده‌دم هنگامِ بالا رفتن
از کوه، آخرین درختی

06:40:11.133 --> 06:40:13.844
که قبل از دسترسی به یخچالِ
طبیعی پیدا می‌کنند را می‌سوزانند

06:40:14.010 --> 06:40:15.846
.و دورش می‌رقصند

06:40:16.012 --> 06:40:18.598
سپس به بالاترین
.قله می‌روند

06:41:34.883 --> 06:41:39.721
خانمِ نورما، از اونجایی که
قراره زمستون رو در اینجا

06:41:39.888 --> 06:41:43.099
دور از دنیای بیرون و
دغدغه‌هاش بگذرونید

06:41:43.266 --> 06:41:48.188
فکر کردیم شما هم امروز
.بیاید و باهامون برقصید

06:42:25.934 --> 06:42:29.604
.یه‌ذره آرایش کنم میام

06:44:13.666 --> 06:44:19.672
دو بار سرت رو
.تکون دادی نورما

06:44:19.839 --> 06:44:24.386
پس امروز خوشحال نیستی؟

06:44:28.598 --> 06:44:33.770
.خوشحال نیستم بابا. شادم

06:44:33.937 --> 06:44:36.898
.اینا فرق دارن

06:44:37.065 --> 06:44:39.734
.شادی، ملایم‌تر و غمگین‌تره

06:45:59.105 --> 06:46:05.778
هنگامی که آخرین بارقه‌های آتشِ
درختِ قربانی خاموش شد

06:46:05.945 --> 06:46:10.825
.رقصِ گرد در برف بلندتر شد

06:48:20.788 --> 06:48:23.291
.و همه‌چیز چرخیدن گرفت

06:48:23.458 --> 06:48:26.628
حتی ابرها که

06:48:26.794 --> 06:48:30.632
سایه‌ی سفیدِ کوه‌ها هستند

06:48:30.798 --> 06:48:33.885
رقصِ غم‌انگیزِ ابدیِ چرخ را

06:48:34.052 --> 06:48:36.971
.در میانِ قله‌های بلند اجرا کردند

06:49:15.677 --> 06:49:21.974
ارتفاعِ ۴۳۰۰ متر در
.فلاتِ کوچیکِ مونت‌بلان

06:49:22.141 --> 06:49:28.564
هیچ راهبری، رقص در
.چنین ارتفاعی رو ندیده

06:50:07.520 --> 06:50:15.361
توبی، چرخ هنوز
داره می‌چرخه؟

06:51:32.146 --> 06:51:35.817
سیزیف به آرامی
.زندگی را ترک می‌کرد

06:51:35.983 --> 06:51:40.655
مانندِ پرتویی از نورِ خورشید که در
.گرگ و میش، پنجره را ترک می‌کند

06:52:11.727 --> 06:52:16.315
روحِ سیزیف پر گرفت

06:52:16.482 --> 06:52:19.735
و نورمای کوچک را در حالی که

06:52:19.902 --> 06:52:23.573
.به چرخیدنِ چرخ کمک می‌کرد، نوازش کرد

06:52:23.597 --> 06:52:35.597

..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

06:52:35.621 --> 06:52:47.621

بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.