﻿WEBVTT

00:00:01.559 --> 00:00:15.559

..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:16.583 --> 00:00:19.582
<c.violet>
شش داستان اخلاقی

00:00:20.083 --> 00:00:23.499
<c.violet>
دختری در شیرینی پزی مونسو

00:00:35.750 --> 00:00:37.957
" پاریس ، گوشه ای از خیابان " ویلیه

00:00:38.250 --> 00:00:40.665
،" بسمت شرق ، خیابان " باتینول

00:00:43.125 --> 00:00:44.874
، بسمت شمال

00:00:44.083 --> 00:00:46.332
. خیابان " لویس " و بازارش

00:00:49.875 --> 00:00:51.374
. کافه-ی دام ویلیه

00:00:52.916 --> 00:00:54.874
، سمت چپ خیابان ویلیه

00:00:57.666 --> 00:00:59.374
. مترو

00:00:59.750 --> 00:01:01.374
،" سمت غرب ، خیابان ،" کرسل

00:01:03.416 --> 00:01:05.624
. که به پارک مونسو منتهی میشود

00:01:05.791 --> 00:01:09.207
، منطقه ای متروک ، دربرابر باشگاه شهر

00:01:09.375 --> 00:01:10.624
. خوابگاه دانشجویی

00:01:11.250 --> 00:01:14.332
، وقتی حقوق میخواندم
، هرشب درآنجا غذا میخوردم

00:01:14.875 --> 00:01:18.624
، و " سیلوی " ، کسی که در گالری خیابان مونسو
، کار میکرد

00:01:18.750 --> 00:01:21.165
. و از کنار پارک ، بسوی خانه میرفت

00:01:23.916 --> 00:01:29.124
، من تنها وی را با نگاه میشناختم
، اغلب ، ما در چهارراه یا باشگاه با هم برخورد داشتیم

00:01:29.958 --> 00:01:32.040
. ما پنهانی به یکدیگر مینگریستیم

00:01:33.375 --> 00:01:34.165
! بر نگرد

00:01:34.833 --> 00:01:37.249
. میترسم قد بلندتر از من باشه

00:01:37.416 --> 00:01:40.040
، دوستم ، اسمیت
. تحریکم کرد که شجاع باشم

00:01:40.250 --> 00:01:41.915
. اما من می ترسیدم

00:01:42.250 --> 00:01:44.915
. برو ، از فرصت استفاده کن -
چی ؟ بلندش کنم ؟ -

00:01:45.083 --> 00:01:47.999
. چراکه نه ؟ کسی که نمیفهمه -
. یکی میفهمه -

00:01:51.250 --> 00:01:54.582
. او از آن دسته دخترهایی نبود که بتوان اغفالش کرد

00:01:54.833 --> 00:01:57.207
. و امتحانش برایم سخت بود

00:01:59.791 --> 00:02:02.665
، حس کردم این آمادگی را دارد که

00:02:02.833 --> 00:02:05.624
، استثنایی در قواعدش داشته باشد
. همانگونه که من داشتم

00:02:05.833 --> 00:02:07.207
، ولی ریسک بود

00:02:07.416 --> 00:02:10.749
، و نمیخواستم که سرهم بندی کرده باشم
. برخلاف چیزی که بودم

00:02:11.750 --> 00:02:12.665
بله ؟

00:02:13.250 --> 00:02:14.915
بلند ؟

00:02:14.083 --> 00:02:15.749
. بلندتر از حالت عادی

00:02:15.958 --> 00:02:18.290
. ببین ، من دوست دارم برم دنبالش

00:02:18.666 --> 00:02:20.707
. نه ، برو سر راهش

00:02:20.916 --> 00:02:22.207
سر راهش ؟

00:02:24.458 --> 00:02:27.040
. میدانستم که او چه منظوری دارد

00:02:27.750 --> 00:02:30.999
، ماه می بود
. نزدیک به پایان سال تحصیلی

00:02:36.375 --> 00:02:38.165
. او درهمان نزدیکی زندگی میکرد

00:02:38.625 --> 00:02:40.165
، چندین بار وی را دیده بودیم

00:02:40.500 --> 00:02:43.249
. همراه با سبدی برای تحویل سفارشات

00:02:43.958 --> 00:02:45.499
می بینیش ؟ -
. کامل -

00:02:46.333 --> 00:02:47.457
دیدی گفتم ؟

00:02:47.625 --> 00:02:49.749
. ممکنه همینطرف ها زندگی کنه

00:02:50.416 --> 00:02:51.290
. صبر کن

00:02:51.458 --> 00:02:53.374
. مراقب باش -
. نگران نباش -

00:02:59.625 --> 00:03:01.332
. رفت توی یه مغازه

00:03:13.041 --> 00:03:16.915
. حواسش نیست ، به ما نگاه نمیکنه

00:03:21.541 --> 00:03:22.957
. میرم دنبالش

00:03:35.791 --> 00:03:37.874
، حتی شاید کاری میکردم که دیده نشم

00:03:38.083 --> 00:03:39.707
کمکی میکرد ؟

00:03:41.125 --> 00:03:42.249
. به چنگش میارم

00:03:44.291 --> 00:03:48.915
، من تصمیم خودم را گرفته بودم ، یا همه چیز یا هیچ
. تا اینکه خوشبختی به من لبخند زد

00:03:59.833 --> 00:04:00.915
. اونجارو

00:04:02.333 --> 00:04:03.749
چیه ؟ -
. اونجا -

00:04:05.166 --> 00:04:06.165
. اونجا

00:04:09.125 --> 00:04:10.290
چیه ؟

00:04:12.958 --> 00:04:14.415
. چیزی نشد

00:04:14.708 --> 00:04:16.290
. کاملا" به هم نخوردیم

00:04:18.958 --> 00:04:22.540
، این یکی از اون روزاست
. تقریبا" گردنم داشت می شکست

00:04:22.750 --> 00:04:23.874
. کاش دقت میکردم

00:04:24.000 --> 00:04:25.415
. "گفتم تقریبا

00:04:25.750 --> 00:04:28.207
، تقریبا" ، من خوبم
. صدای ماشین ها خیلی بلنده

00:04:28.375 --> 00:04:30.415
. داشتم از اونطرف میرفتم -
. و من از اونطرف -

00:04:30.958 --> 00:04:34.124
میای بریم کافه ؟

00:04:34.333 --> 00:04:37.582
. من کار دارم ، یه وقت دیگه
. معمولا" همدیگه رو می بینیم

00:04:43.125 --> 00:04:47.374
، در سراسر گفتگوی کوتاهی که داشتیم
، من یک اندیشه در سر داشتم

00:04:47.541 --> 00:04:48.874
. اورا با خود همراه کنم

00:04:49.000 --> 00:04:51.957
، چیزی بگو
، نگران نباش که او چه فکری درسر دارد

00:04:52.083 --> 00:04:54.249
. که چه چیزی خوب نیست

00:04:54.541 --> 00:04:56.457
. ولی پیروزی من آشکار بود

00:04:56.625 --> 00:04:59.957
، باید بگویم
. در آن حادثه ، من چیزی را از خود برجای گذاشتم

00:05:00.333 --> 00:05:01.915
، بنظر ناراضی نمیرسید

00:05:02.083 --> 00:05:05.040
، برعکس
. راضی بنظر میرسید

00:05:05.208 --> 00:05:06.707
. وی هیچ امتناعی نداشت

00:05:06.875 --> 00:05:11.874
، از حالا هر زمان که با وی دیدار کنم
. میتوانم صحبت کنم ، خیلی زود

00:05:15.166 --> 00:05:18.290
. پس کمترین انتظار من ، اتفاق افتاد

00:05:18.541 --> 00:05:22.540
، خوشبختی من
. با بدگواری ، همتراز شد

00:05:22.708 --> 00:05:25.374
، سه روز گذشت
، هشت روز گذشت

00:05:25.500 --> 00:05:26.999
. من اورا ندیدم

00:05:27.708 --> 00:05:29.290
، اسمیت ، بدنبال آزمونی که داشت

00:05:29.916 --> 00:05:32.124
. بسوی خانواده اش بازگشت

00:05:33.375 --> 00:05:34.749
، گرچه من عاشق شده بودم

00:05:34.875 --> 00:05:40.165
، اندیشه-ی دست برداشتن از جستجوی سیلوی
. هرگز در من رخ نداد

00:05:41.250 --> 00:05:43.499
، تنها وقت آزاد من ، هنگام غذا خوردن بود

00:05:43.666 --> 00:05:45.582
. بنابرین من شام را کنار گذاشتم

00:05:50.375 --> 00:05:53.665
، زمان شام ، 30 دقیقه بود
، و پیاده روی من ، 3 دقیقه

00:05:53.833 --> 00:05:57.832
، پس فرصت جستجو برای من
. چند برابر بود

00:05:59.458 --> 00:06:02.999
. ولی خیابان ، ضعیفترین احتمال را داشت

00:06:04.416 --> 00:06:08.207
، او براحتی میتوانست در مسیردیگری رفته باشد
، نمیدانستم

00:06:08.416 --> 00:06:11.832
، او چگونه تردد میکند
. میتواند با مترو یا اتوبوس باشد

00:06:12.916 --> 00:06:16.540
، ولی وی نمیتواند برای رفتن به بازار
. توقف کرده باشد

00:06:17.333 --> 00:06:21.290
، من تصمیم گرفتم میدان جستجوی خودم را
. تا خیابان لویس ، گسترش دهم

00:06:24.458 --> 00:06:26.457
، علاوه بر این باید فرض میکردم

00:06:26.625 --> 00:06:30.999
، این گشت های شبانه حرارت ، کندی
. و خستگی ایجاد میکرد

00:06:32.083 --> 00:06:37.790
، نوشیدنی های متنوع و خنک
. همراه با غذاهای مقوی

00:06:38.166 --> 00:06:41.415
، معده-ی من مرا فریب میداد
، خسته از کافه تریا

00:06:41.583 --> 00:06:44.207
. و در آرزوی پیشامد تعطیلی بود

00:06:44.416 --> 00:06:48.332
، فاصله-ی بین دو وعده غذایی
. و وسوسه های فصل توت فرنگی

00:06:49.666 --> 00:06:51.832
، فروشگاه بوی خوش میداد

00:06:52.000 --> 00:06:55.290
، پس از ساعتها نگهداری و تکثیر

00:06:55.458 --> 00:06:59.374
، آسایش بیشتری نسبت به باشگاه
. و بوهای سالن داشت

00:07:10.541 --> 00:07:12.624
، ولی جستجوی من بیهوده بود

00:07:12.750 --> 00:07:14.499
. هزاران نفر در آنجا ساکن هستند

00:07:15.958 --> 00:07:20.457
. آنجا ممکن است پرجمعیت ترین منطقه-ی پاریس باشد

00:07:22.166 --> 00:07:24.124
آیا باید همچنان مقاومت کنم ؟

00:07:24.250 --> 00:07:26.165
آیا باید همچنان بگردم ؟

00:07:27.125 --> 00:07:29.540
، من جوان بودم ، و احمقانه امید داشتم

00:07:30.250 --> 00:07:32.749
، که ناگهان اورا در پشت پنجره ببینم

00:07:33.125 --> 00:07:35.082
، یا بهنگام بیرون آمدن از فروشگاه

00:07:35.250 --> 00:07:39.040
. ویکبار دیگر وی را رو در روی خود ببینم

00:07:40.125 --> 00:07:42.332
، پس تصمیم گرفتم به گشتن ادامه بدم

00:07:54.000 --> 00:07:55.332
، و یافتم

00:07:55.458 --> 00:07:56.332
،" در خیابان " لیبوتوکس

00:07:56.208 --> 00:07:58.582
، یک شیرینی فروشی کوچک

00:07:58.750 --> 00:08:02.082
، جاییکه من به عادت
، بسکوئیت و شیرینی تهیه میکردم

00:08:02.250 --> 00:08:05.457
. که خوراک اصلی من محسوب میشد

00:08:06.958 --> 00:08:09.832
، برو جکی
 برو ، می فهمی ؟

00:08:11.208 --> 00:08:12.707
. بذار کار کنم

00:08:14.541 --> 00:08:15.832
. اوه پسر

00:08:16.666 --> 00:08:17.665
. بی خاصیت

00:08:18.458 --> 00:08:20.457
، تو باید حرف بزنی
. برو لباس بپوش

00:08:20.625 --> 00:08:22.415
. من لخت نیستم

00:08:25.541 --> 00:08:27.207
. چقدر خنگی

00:08:29.458 --> 00:08:30.207
. یه بسکوئیت

00:08:31.291 --> 00:08:32.999
. میره روی اعصابم

00:08:35.166 --> 00:08:36.957
کدو یکی ؟ -
. از اون -

00:08:39.708 --> 00:08:40.832
می برید ؟

00:08:41.625 --> 00:08:42.707
. بله

00:08:45.625 --> 00:08:47.082
. چهل سانتیم

00:09:07.583 --> 00:09:10.374
. بسکوئیت ها بمانند هر شیرینی فروشیِ دیگری بود

00:09:10.958 --> 00:09:13.582
، آنها در یک کارخانه تولید میشوند
. و به هرجایی پخش میگردند

00:09:13.750 --> 00:09:17.749
، ولی در اینجا ، من بدون اینکه توسط سیلوی دیده شوم
، میتوانستم بخورم

00:09:18.166 --> 00:09:22.165
. که شاید غیرمنتظره در لابلای جمعیت پدیدار گردد

00:09:24.500 --> 00:09:28.290
، علاوه براین
، شیرینی خریدن من ، تبدیل به نوعی تشریفات

00:09:28.458 --> 00:09:31.290
. و دختر شیرینی فروش شد

00:09:38.375 --> 00:09:41.665
، در سن من ، چیزی بیزارکننده تر از خرید نبود

00:09:42.458 --> 00:09:47.749
، من دوست داشتم وارد فروشگاه شوم
. بگونه ای که برای اولین بار باشد ، که بدانجا رفته ام

00:09:48.500 --> 00:09:52.790
، ولی من مورد خوشامدگویی و توجه دختری بودم که
. در برابرم بازی میکرد

00:09:53.541 --> 00:09:55.707
. سلام خانم ، یه بسکوئیت

00:10:04.291 --> 00:10:05.374
چهل سانتیم ؟

00:10:28.750 --> 00:10:31.040
. و هنوز نشانی از سیلوی نبود

00:10:31.333 --> 00:10:33.665
آیا او از من دوری میکرد ؟
چرا ، بخاطر خدا ؟

00:10:34.125 --> 00:10:36.415
آیا او در کشور بود ؟
بیمار بود ؟

00:10:36.583 --> 00:10:38.249
مرده ؟
ازدواج کرده ؟

00:10:38.625 --> 00:10:40.624
. هرچیزی ممکن بود

00:10:41.000 --> 00:10:44.665
، تا پایان هفته
. شب زنده داری من ، برحسب عادت بود

00:10:45.125 --> 00:10:46.624
، من بسوی شیرینی فروشی می شتافتم

00:10:47.250 --> 00:10:52.457
، وارد شدن های من ، آهستگی من
. و حالات ویژه-ی من ، مورد توجه بود

00:11:04.625 --> 00:11:05.999
دوتا بسکوئیت ؟

00:11:15.916 --> 00:11:17.040
. لعنت

00:11:17.208 --> 00:11:20.124
. نگران نباش ، بعدا" جارو کن

00:11:21.916 --> 00:11:22.999
. بفرما

00:11:32.375 --> 00:11:34.915
، صبر کنید
. فکر کنم اشتباه شد

00:12:09.416 --> 00:12:13.582
، من به دختر شیرینی فروش ، که به من علاقمند بود
، نگاه طولانی نداشتم

00:12:13.875 --> 00:12:16.124
، ولی میتوانید اسمش را خودبینی بگذارید

00:12:16.291 --> 00:12:19.207
، که درحقیقت ، علاقه-ی آن دختر به من ، طبیعی بود

00:12:19.500 --> 00:12:22.249
، و از زمانیکه وی با معیارهای من
، همخوانی پیدا کرد

00:12:22.416 --> 00:12:24.207
. سیلویِ من ، تنها ماند

00:12:26.458 --> 00:12:29.082
، اینگونه شد
، چراکه من به سیلوی فکر میکردم

00:12:29.291 --> 00:12:33.457
، که من در راستای پیشبرد روابط با
، دختر شیرینی فروش

00:12:33.583 --> 00:12:37.124
، به همترازی بیشتری رسیدم
. که با هیچ عشق دیگری تجربه نداشتم

00:12:49.125 --> 00:12:50.457
. بله ، یه بسکوئیت

00:12:50.958 --> 00:12:52.457
. و یه رول

00:12:53.166 --> 00:12:55.665
، بذارین ببینم ، اون یکی رو بدین

00:13:01.833 --> 00:13:02.832
، صبر کنید

00:13:03.250 --> 00:13:04.915
بله ، اسمش چی بود ؟

00:13:05.291 --> 00:13:06.957
." کیک " لورن

00:13:09.875 --> 00:13:10.999
چیز دیگه ؟

00:13:11.125 --> 00:13:12.207
. همین

00:13:23.833 --> 00:13:25.040
جداگانه ؟

00:13:27.625 --> 00:13:29.374
، ولی بسکوئیت نه

00:13:32.000 --> 00:13:33.207
، صبر کنید

00:13:33.375 --> 00:13:35.499
. یه شیرینی زردآلویی به من بدین

00:13:48.416 --> 00:13:50.957
. این روزها خیلی درگیر شدم

00:13:51.125 --> 00:13:53.582
. معلوم است که نمیتواند خیلی دور شده باشد

00:13:53.750 --> 00:14:00.915
، و این هم برای گذر زمان خوب بود و هم
. برای بازگشت سیلوی

00:14:09.458 --> 00:14:12.457
، به هرحال بنظر میرسید که این انتقام
. ارزشی برای من نداشت

00:14:12.625 --> 00:14:16.624
. من به آزار دادن دختر شیرینی فروش ، پایان دادم

00:14:16.750 --> 00:14:20.165
، عدم علاقه-ی وی به من ، شوک آور بود

00:14:20.333 --> 00:14:24.499
، ولی او میتوانست به این فکر کند
. که کلا" من به او علاقمندم

00:14:24.750 --> 00:14:27.040
، و برای توجیه خودم
، از دیدگاه من

00:14:27.208 --> 00:14:29.457
. به خودم گفتم که تقصیر او بود

00:14:29.625 --> 00:14:32.457
. او باید می آموخت که با آتش بازی نکند

00:14:35.791 --> 00:14:40.749
، معاشقه-ی من روال روزانه پیدا کرده بود
. در یک جوّ آرام

00:14:41.166 --> 00:14:45.207
. فروتنی اخیر وی ، مرا از سر باز نکرد

00:14:45.375 --> 00:14:48.624
، خوشمزست
. من نمیتونم غیراز کیک ، چیزی دیگه بخورم

00:14:49.666 --> 00:14:50.374
. منم همینطور

00:14:58.333 --> 00:15:00.415
. یکی برات میخرم

00:15:00.583 --> 00:15:01.624
. نه ممنونم

00:15:01.750 --> 00:15:03.082
. بیخیال

00:15:04.875 --> 00:15:06.415
رئیس نیست ؟

00:15:06.625 --> 00:15:07.915
. داره شام درست میکنه

00:15:08.083 --> 00:15:10.374
پس از چی میترسی ؟

00:15:26.416 --> 00:15:29.957
، به این فکر میکنم که دیدن هر روزه-ی این
. شیرینی ها ، باعث میشه تورو زده کنه

00:15:31.583 --> 00:15:34.290
. من فقط یکماهه که اینجام

00:15:34.750 --> 00:15:37.207
. خیلی نمیمونم

00:15:38.041 --> 00:15:40.665
، ماه سپتامبر
." میرم گالری " لافایه

00:15:41.166 --> 00:15:43.207
خیلی اینجا می مونی ؟

00:15:44.000 --> 00:15:45.415
. تا هشت

00:15:47.291 --> 00:15:49.332
شبها چکار میکنی ؟

00:15:52.958 --> 00:15:55.165
میای باهم بریم بیرون ؟

00:15:59.500 --> 00:16:01.415
. من فقط 18 سالمه

00:16:11.458 --> 00:16:14.374
پس پدر و مادرت نمیذارن بری بیرون ؟

00:16:24.541 --> 00:16:26.957
. یه شیرینی زردآلو

00:16:27.125 --> 00:16:29.749
. بهمراه شیرینی سیب

00:16:32.041 --> 00:16:35.374
، امتحانات من تقریبا" تمام شده بود
. میخواستم تعطیلات بروم

00:16:35.875 --> 00:16:37.124
کمک میخوای ؟

00:16:37.833 --> 00:16:40.124
خجالت میکشی ؟
میترسی دیده بشیم ؟

00:16:40.333 --> 00:16:42.957
 ، نه بهیچ وجه
. تا یه ماهه دیگه میرم

00:16:43.875 --> 00:16:46.374
اشکال نداره یه کم با هم قدم بزنیم ؟

00:16:47.208 --> 00:16:49.999
، بیا تو
. میخوام یه چیزی بهت بگم

00:16:54.958 --> 00:16:56.457
من کاری کردم ؟

00:16:56.791 --> 00:16:59.082
. نه ، گفتم که اینطور نیست

00:17:01.875 --> 00:17:03.374
. بیا فردا بریم بیرون

00:17:04.708 --> 00:17:06.165
. تنهام بذار

00:17:06.375 --> 00:17:07.124
چرا ؟

00:17:07.333 --> 00:17:08.957
. من تورو نمیشناسم

00:17:09.708 --> 00:17:11.332
. با هم آشنا میشیم

00:17:11.583 --> 00:17:12.957
انقدر بد بنظر میرسم ؟

00:17:13.750 --> 00:17:15.499
. بهت نمی چسبم

00:17:16.083 --> 00:17:18.749
، میریم سینما

00:17:18.208 --> 00:17:20.415
، شانزه لیزه
تا حالا رفتی ؟

00:17:20.583 --> 00:17:21.915
. باشه ، شنبه

00:17:22.958 --> 00:17:24.249
. شنبه میریم

00:17:24.583 --> 00:17:25.999
. من با دوستام میام

00:17:26.208 --> 00:17:26.957
پسر ؟

00:17:27.166 --> 00:17:30.165
، پسر ، دختر
. اونا احمقن

00:17:31.541 --> 00:17:32.999
برای اینکه شنبه هست ؟

00:17:34.416 --> 00:17:35.749
. نه ، نه بخاطر شنبه

00:17:36.000 --> 00:17:38.124
یه روز دیگه ، پدر و مادرت جلوت رو نمیگیرن ؟

00:17:38.291 --> 00:17:39.707
. نه ، امیدوارم که نه

00:17:39.833 --> 00:17:41.165
خُب ، فردا ؟

00:17:41.333 --> 00:17:44.499
. شام میخوریم ، بعد میریم شانزه لیزه

00:17:44.666 --> 00:17:46.707
، ساعت هشت توی کافه میبینمت

00:17:46.916 --> 00:17:48.874
کافه-ی دام ، باشه ؟

00:17:51.541 --> 00:17:52.665
باید لباس بپوشم ؟

00:17:52.833 --> 00:17:55.415
نه ، همینجوری خوبه ، باشه ؟

00:17:57.458 --> 00:17:59.124
، مادرم خوشش نمیاد

00:17:59.541 --> 00:18:00.707
، ولی تو گفتی

00:18:00.875 --> 00:18:02.457
، آره ، در اصل

00:18:02.958 --> 00:18:04.540
. فرض کن یه دوست دختره

00:18:04.833 --> 00:18:05.999
، نمیدونم

00:18:06.958 --> 00:18:07.665
، شاید

00:18:07.875 --> 00:18:09.249
تو رمانتیکی ؟

00:18:10.291 --> 00:18:11.582
. رمانتیک

00:18:12.625 --> 00:18:14.624
. فردا ساعت 7:30 میام

00:18:14.875 --> 00:18:17.124
، دراصل ما نمیتونیم توی شیرینی فروشی
. با هم حرف بزنیم

00:18:17.250 --> 00:18:20.290
، اینجوری عمل میکنیم
، من یه کیک سفارش میدم

00:18:20.791 --> 00:18:23.832
، اگه مشکلی نبود ، دوتا بده

00:18:24.666 --> 00:18:27.665
، بعدش ما ساعت 8 ، توی کافه همدیگه رو می بینیم
بریم ؟

00:18:30.291 --> 00:18:32.207
. بدون اشتباه ، تکرار کن

00:18:33.583 --> 00:18:35.999
، من دوتا کیک بهت میدم
. یعنی آره

00:18:36.416 --> 00:18:38.290
. خوبه ، حالا من میرم

00:18:38.875 --> 00:18:40.332
. اول من میرم

00:18:40.833 --> 00:18:42.040
اسمت چیه ؟

00:18:42.458 --> 00:18:43.915
." خداحافظ " ژاکلین

00:18:44.541 --> 00:18:45.624
. بفرما

00:18:45.791 --> 00:18:47.249
. من به چیزی که خواستم رسیدم

00:18:47.458 --> 00:18:50.915
، ولی اوضاع بگونه ای جدی بود
. که نمیتوانستم روی آن حسابی بکنم

00:18:51.250 --> 00:18:55.207
، این دختر ، فاقد آن سادگی
. برای آرامش وجدان من بود

00:18:56.916 --> 00:18:58.415
من باید چه میکردم ؟

00:18:58.875 --> 00:19:00.290
، من داشتم پاریس را ترک میکردم

00:19:00.458 --> 00:19:02.749
. پیش از اینکه اتفاق بیشتری رخ دهد

00:19:05.041 --> 00:19:08.165
، من دلواپسی های دیگری نیز داشتم
، روز بعد ، پنجشنبه

00:19:08.291 --> 00:19:10.790
. من امتحان شفاهی داشتم و قبول شدم

00:19:11.416 --> 00:19:13.374
. تقریبا" سر قرار حاضر نشدم

00:19:13.500 --> 00:19:15.624
. ولی هیچ یک از دوستان ، آن اطراف نبودند

00:19:15.750 --> 00:19:17.915
. و اندیشه ای از شب تنهایی

00:19:24.958 --> 00:19:26.082
. یه بسکوئیت

00:19:49.041 --> 00:19:50.040
حال شما ؟

00:19:50.791 --> 00:19:53.165
چی شده ؟ صدمه دیدین ؟

00:19:53.333 --> 00:19:55.874
. یه در رفتگی ، که سه هفته دارمش

00:19:56.083 --> 00:19:57.374
. چه سخت

00:19:57.958 --> 00:19:59.499
. عجیب نبود که ندیدمت

00:19:59.666 --> 00:20:02.874
، دیروز دیدمت
. ولی گمت کردم

00:20:04.333 --> 00:20:05.582
جدی ؟

00:20:05.708 --> 00:20:06.999
. بریم اینجا

00:20:07.166 --> 00:20:09.290
. در یک لحظه ، تصمیم خود را گرفتم

00:20:09.458 --> 00:20:10.499
چیزی خوردی ؟

00:20:10.708 --> 00:20:12.249
. یه ذره

00:20:12.500 --> 00:20:13.665
. حرارت منو گرسنه میکنه

00:20:13.875 --> 00:20:14.874
. حق داری

00:20:15.000 --> 00:20:16.457
میخوای با هم بخوریم ؟

00:20:16.625 --> 00:20:20.040
، چرا که نه ؟ یه دقیقه دیگه برمیگردم
. من طبقه-ی دومم

00:20:20.791 --> 00:20:21.999
. صبر میکنم

00:20:30.250 --> 00:20:31.749
، آن یک دقیقه ، 15 دقیقه شد

00:20:31.958 --> 00:20:34.874
، من فرصت این را داشتم که
. شتابزده عمل کنم

00:20:35.541 --> 00:20:39.874
، من سیلوی را یک روز از سر باز کردم
، تا در شب دیگر ببینمش

00:20:40.375 --> 00:20:43.374
، ولی انتخاب من فراتر از اینها بود
. اخلاق

00:20:43.541 --> 00:20:46.957
، با پیدا شدن سیلوی
، دیدار دیگران ، ناپسند بود

00:20:47.166 --> 00:20:48.457
. گمراهی

00:20:48.625 --> 00:20:50.124
، نشانی از حقیقت

00:20:50.333 --> 00:20:52.582
، اشتباهی دیگر

00:20:52.750 --> 00:20:54.457
. یا آنگونه که من در یک زمان دیدم

00:20:58.291 --> 00:21:00.332
، برای پیچیده کردن شرایط

00:21:00.500 --> 00:21:02.124
، باران شرروع به باریدن گرفت

00:21:02.333 --> 00:21:04.374
. که در حقیقت ، نجاتبخش من بود

00:21:13.416 --> 00:21:16.749
. دقیقا" سر ساعت هشت

00:21:23.708 --> 00:21:25.582
، نمیتونی پیاده بری
. من یه تاکسی میگیرم

00:21:25.750 --> 00:21:28.332
، لازم نیست
. من پیاده میام

00:21:28.500 --> 00:21:29.540
جدی ؟

00:21:32.958 --> 00:21:34.749
. خیابان خلوت بود

00:21:34.916 --> 00:21:38.082
، اگر دختر شیرینی فروش بیرون می آمد
. میتوانست مارا ببیند

00:21:38.333 --> 00:21:40.290
. تصور یک بُزدل را داشتم

00:21:40.416 --> 00:21:42.957
. او خیلی از احساس من دورتر بود

00:21:43.125 --> 00:21:46.749
، جرأت برگشتن نداشتم
. و در بی پایانی قدم میزدم

00:21:47.041 --> 00:21:50.207
، آیا او ما را دید
یا که در کافه به انتظار نشسته ؟

00:21:50.375 --> 00:21:52.249
. هرگز نخواهم فهمید

00:21:57.208 --> 00:22:00.499
. پیروزی سیلوی را از پیش ، پیش بینی میکردم

00:22:01.166 --> 00:22:03.415
. همان شب خیلی تاریک دریافته بودم

00:22:03.583 --> 00:22:05.790
، میدونی
، من سرگرم بودم

00:22:05.958 --> 00:22:08.999
، نمیتونم آدمایی که جلوی در پرسه میزنن رو
. تحمل کنم

00:22:09.250 --> 00:22:11.374
. آره ، شاید تو ندونی

00:22:11.583 --> 00:22:13.999
. ولی پنجره-ی خونه-ی من رو به خیابون باز میشه

00:22:14.166 --> 00:22:15.415
. من همه چی رو دیدم

00:22:16.166 --> 00:22:18.749
، من لحظه ای به خود لرزیدم
. ولی او همچنان ادامه داد

00:22:18.916 --> 00:22:20.290
. تو بیزاری

00:22:20.916 --> 00:22:23.165
. من تقریبا" احساس گناه میکردم

00:22:23.750 --> 00:22:26.207
، با اینهمه
. نمیتونستم سرت داد بزنم

00:22:26.416 --> 00:22:29.749
، شاید تو بخوای معده-ی خودت رو با اون بسکوئیتها
. از بین ببری

00:22:29.916 --> 00:22:30.874
. اونا خیلی خوبن

00:22:31.041 --> 00:22:33.165
. میدونم ، امتحانشون کردم

00:22:34.416 --> 00:22:36.290
. من تمام خطاهای تورو میدونم

00:22:37.416 --> 00:22:38.749
تو چی میخوری ؟

00:22:41.250 --> 00:22:42.832
. شیرینی سرآشپز

00:22:44.041 --> 00:22:46.332
، ما شش ماه بعد ازدواج کردیم

00:22:46.500 --> 00:22:50.124
. و مدتی در خیابان لوبوتکس زندگی کردیم

00:22:50.148 --> 00:22:55.148

..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:55.172 --> 00:23:00.172

بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.