﻿WEBVTT

00:01:24.074 --> 00:01:28.453
"م» ... شهری در شمالِ ایتالیا»"

00:01:28.477 --> 00:01:39.477
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:42.175 --> 00:01:43.593
چیه؟

00:01:43.760 --> 00:01:45.762
.از طرفِ مارکیز «اُ» است

00:01:46.054 --> 00:01:47.013
همان دخترِ ...؟

00:01:47.180 --> 00:01:50.809
آری. گوش کُنید تا
.کلمه به کلمه‌اش را برایتان بخوانم

00:01:51.643 --> 00:01:54.062
"... امضاء کُننده‌ی این آگهی اعلام میدارد"

00:01:55.188 --> 00:02:00.193
".بدونِ آن که خود بداند، آبستن گشته‌ است"

00:02:01.194 --> 00:02:04.197
"... از پدرِ طفلی که وی اکنون باردار است"

00:02:04.447 --> 00:02:07.200
".تقاضا میشود خود را معرفی نماید"

00:02:07.867 --> 00:02:09.035
"... ما"

00:02:09.494 --> 00:02:10.870
"... به دلایلی خانوادگی"

00:02:11.037 --> 00:02:14.874
".تصمیم گرفته‌ایم با او ازدواج نماییم"

00:02:15.041 --> 00:02:16.793
".«مارکیز «اُ"

00:02:19.212 --> 00:02:21.548
،او بانویی خوش آوازه است

00:02:21.715 --> 00:02:24.759
،مادرِ چندین طفلِ اصیلزاده

00:02:25.343 --> 00:02:28.471
.و دخترِ فرماندارِ ارگ

00:02:29.055 --> 00:02:33.893
،وی در حدودِ 3 سال پیش
... شوهرش، جنابِ مارکی را

00:02:34.352 --> 00:02:37.230
حینِ مسافرتی جاده‌ای
.از دست داد

00:02:38.440 --> 00:02:40.942
... او پس از مرگِ مارکی

00:02:41.109 --> 00:02:44.779
ملکِ ییلاقیش را که تا آن زمان
،در آنجا زندگی مینمود ترک گفت

00:02:45.030 --> 00:02:47.991
،و به همراه دو فرزندش
... به خانه ی

00:02:48.158 --> 00:02:50.452
پدرش، جنابِ فرماندار
.مراجعت کرد

00:02:52.078 --> 00:02:54.164
... اما ناگهان جنگ از راه رسید

00:03:09.512 --> 00:03:12.140
قشونِ روس
... به ارگ وارد شده‌اند

00:03:12.307 --> 00:03:13.933
.و خواهانِ تسلیمِ ما هستند

00:03:14.100 --> 00:03:16.603
اما من قصد دارم با گلوله و فشنگ
.متقابلاً به ایشان پاسخ دهم

00:03:18.021 --> 00:03:21.232
باید چنان عمل کُنم که گویی
.خانواده‌ام در اینجا حضور ندارند

00:03:23.401 --> 00:03:24.944
!«لورنتزو»

00:05:02.459 --> 00:05:05.337
خانم، اجازه دهید بازویم را
.به شما تقدیم نمایم

00:06:24.582 --> 00:06:26.793
.من میروم پزشک خبر کُنم

00:06:27.002 --> 00:06:28.628
.ضرورتی ندارد

00:06:28.795 --> 00:06:31.298
.مارکیز تنها به خواب نیاز دارند

00:06:31.798 --> 00:06:34.217
داروی خواب‌آور
.برای ایشان بهترین علاج است

00:06:38.638 --> 00:06:42.767
،مارکیز، اگر اجازه بفرمایید
.بنده مرخص میشوم

00:06:52.819 --> 00:06:54.029
.«لئوپاردو»

00:06:54.738 --> 00:06:57.490
برو و مقداری چای
.با دانه‌ی خشخاش بیاور

00:07:11.796 --> 00:07:14.257
ما نباید منتظرِ هیچ
.رحم و بخششی باشیم

00:07:14.424 --> 00:07:15.800
!آرایش بگیرید

00:07:33.026 --> 00:07:34.527
.شما شکست خورده‌اید

00:07:35.862 --> 00:07:36.946
!شمشیرتان

00:07:42.118 --> 00:07:44.579
.منتظرِ درخواستِ شما بودم

00:07:56.383 --> 00:07:58.927
اجازه دارم
خانواده‌ام را ببینم؟

00:08:10.230 --> 00:08:11.064
جولیتا» کجاست؟»

00:08:11.231 --> 00:08:12.273
... نمیدانم او

00:08:12.440 --> 00:08:14.150
.ایشان در جای امنی هستند

00:08:14.859 --> 00:08:16.987
من او را به جناحِ چپ
.منتقل نمودم

00:08:17.737 --> 00:08:21.116
.شما به قصر برگردید
.من خودم مراقبِ دخترتان خواهم بود

00:10:21.528 --> 00:10:23.863
،احتراماتِ مرا بپذیرید
.جنابِ فرماندار

00:10:24.823 --> 00:10:28.451
بسیار متأسفم که دلاوری شما
.برایتان به بخت و اقبالی بهتر منجر نگردید

00:10:30.245 --> 00:10:33.498
با من بیعت کُنید و آنوقت اجازه دارید
.به هر کجا که دلتان بخواهد بروید

00:10:35.291 --> 00:10:36.835
.بیعت میکُنم

00:10:44.718 --> 00:10:47.012
.صمیمانه از شما سپاسگزارم

00:10:48.305 --> 00:10:51.391
من امروز بسیار
،رهینِ منتِ روس ها گشته‌ام

00:10:51.725 --> 00:10:55.145
بخصوص به آن
!سرهنگ دومِ جوان

00:10:55.353 --> 00:10:56.646
مگر چه شده است؟

00:10:57.772 --> 00:11:01.026
به من اطلاع دادند که به دخترم
.وقیحانه تجاوز شده است

00:11:02.068 --> 00:11:03.570
گروهی از سربازان
.به وی یورش بُرده بوده‌اند

00:11:05.196 --> 00:11:07.574
،لیکن جنابِ سرهنگ دوم
... با شجاعت ِبسیار

00:11:07.741 --> 00:11:10.035
... شخصاً مداخله نموده

00:11:10.702 --> 00:11:12.370
.و دخترم را نجات داده‌اند

00:11:20.045 --> 00:11:23.840
شما از شرافتِ هنگِ‌مان
.و سیرتِ ملی‌مان پاسداری نموده‌اید

00:11:26.134 --> 00:11:29.679
اما این پست فطرتانی که
نامِ «تزار» را آلوده‌اند چه کسانی هستند؟

00:11:31.389 --> 00:11:33.141
بگویید تا آنان را
.تیرباران کُنم

00:11:35.018 --> 00:11:39.064
،جنابِ ژنرال
.از شما تقاضای مدارا دارم

00:11:40.315 --> 00:11:43.693
چرا که قادر نیستم
.نامِ ایشان را بازگو نمایم

00:11:44.736 --> 00:11:48.615
آخر در کورسوی ضعیفِ
... چراغ‌های محوطه‌ی قصر

00:11:49.658 --> 00:11:53.453
تشخیصِ چهره‌ی ایشان
.غیرِ ممکن بود

00:11:53.620 --> 00:11:54.913
!شگفتا

00:11:56.164 --> 00:11:58.166
،قصر که پیش از حادثه
.در حالِ شعله کِشیدن بود

00:11:59.125 --> 00:12:00.919
... و هر شخصی میتواند

00:12:01.127 --> 00:12:03.713
،حتی در غلیظ ترین تاریکی شب
.از روی صدا، دیگران را تشخیص دهد

00:12:06.925 --> 00:12:07.884
.بسیار خُب

00:12:09.177 --> 00:12:13.682
در هر صورت، چند و چونِ موضوع را
.بی درنگ بررسی نمایید

00:12:14.182 --> 00:12:19.688
عالیجناب، یکی از آن رذل ها
... که توسطِ جنابِ کُنت زخمی گردیده بود

00:12:20.981 --> 00:12:24.651
بوسیله‌ی افرادِ فرمانده
.دستگیر شده است

00:12:25.568 --> 00:12:26.695
!او را بیاورید

00:12:29.906 --> 00:12:31.700
.بگذارید نامِ همدستانش را بگوید

00:12:32.117 --> 00:12:33.994
تمامِ ایشان بایستی
.تیرباران گردند

00:12:59.394 --> 00:13:01.896
.نگران مباشید
.نبرد پایان یافته است

00:13:04.774 --> 00:13:05.942
پس پدرم؟

00:13:06.609 --> 00:13:10.113
،او زنده و سالم و آزاد است
.و میخواهد شما را ببیند

00:13:13.825 --> 00:13:15.910
بانو مارکیز خوب خوابیدند؟

00:13:19.914 --> 00:13:23.460
چای با دانه‌ی خشخاش
.از خوابِ بد پیشگیری میکُند

00:13:37.432 --> 00:13:39.267
!«جولیتا»

00:13:41.227 --> 00:13:42.896
!فرزندِ دلبندم

00:13:50.820 --> 00:13:52.947
.مجبور به تسلیم گشتم

00:13:54.074 --> 00:13:55.533
اما شرافتم
.مصون مانده است

00:13:56.993 --> 00:13:59.663
.روس ها، بسیار نجیبزاده هستند

00:14:03.583 --> 00:14:08.338
،به دستورِ جنابِ ژنرال
... وحشیانی که به تو حمله نمودند

00:14:08.505 --> 00:14:10.215
.تیرباران گشتند

00:14:12.258 --> 00:14:13.468
.پدر

00:14:14.719 --> 00:14:17.013
.من تنها یک آرزو دارم

00:14:17.180 --> 00:14:20.850
آرزو دارم هر چه زودتر
.از منجی‌ام سپاسگزاری نمایم

00:14:23.061 --> 00:14:24.646
.بسیار دیر است

00:14:25.438 --> 00:14:28.650
زیرا قشونِ روس
.در حالِ ترکِ ارگ میباشند

00:14:29.275 --> 00:14:30.193
.کُنت نیز به همچنین

00:14:30.402 --> 00:14:33.029
اما من باید او را دوباره ببینم
.و از وی تشکر نمایم

00:14:33.196 --> 00:14:37.283
مطمئنم در آینده
.فرصتی برای این کار خواهی یافت

00:14:43.999 --> 00:14:46.793
... چند روز بعد

00:14:48.545 --> 00:14:49.796
!مُرده؟

00:14:53.717 --> 00:14:55.969
... خودم با چشمانم دیدم که کُنت

00:14:56.803 --> 00:14:58.346
... زخمی مهلک بر سینه داشت

00:14:58.596 --> 00:15:00.598
و هنگامی که او را
... به روستا منتقل مینمودند

00:15:02.392 --> 00:15:04.436
... درست در همان لحظه‌ای که

00:15:04.602 --> 00:15:07.022
حاملانش او را از شانه هایش گرفته
... و بلند میکردند

00:15:07.188 --> 00:15:08.565
.دمِ آخر را برآورد

00:15:33.423 --> 00:15:38.219
خانواده مجبور گردید قصر را ترک گفته
.و در شهر خانه‌ای اختیار نماید

00:15:49.439 --> 00:15:53.234
.زندگی به روالِ عادیش بازگشت

00:16:14.130 --> 00:16:16.049
!چقدر قشنگ است

00:17:07.642 --> 00:17:09.185
!خانم جان

00:17:35.462 --> 00:17:37.088
چه شده است؟

00:17:41.801 --> 00:17:43.553
.خیلی عجیب است

00:17:45.472 --> 00:17:49.434
آن هم منی که همواره
!در سلامتِ کامل بوده‌ام

00:18:29.349 --> 00:18:31.309
تو را چه میشود، عزیزم؟

00:18:31.768 --> 00:18:33.561
.بیمار می‌نمایی

00:18:38.775 --> 00:18:41.194
... اگر خانمی نزدم می‌آمد

00:18:42.487 --> 00:18:46.491
و میگفت در حالِ تجربه‌ی همین احساسی است
... که اکنون بر خودم مستولی گشته

00:18:47.450 --> 00:18:51.788
قطعاً با خود چنین فکر میکردم
.که محتملاً آن خانم باردار است

00:18:54.249 --> 00:18:55.834
.منظورت را متوجه نمیشوم

00:18:57.085 --> 00:18:59.254
... من اینک درست همان احساسی را دارم

00:18:59.546 --> 00:19:02.716
که هنگامِ انتظار برای
.تولدِ دخترِ دومم داشتم

00:19:04.009 --> 00:19:07.137
شاید قرار است
!شتر‌‌گاو‌‌پلنگ به دنیا آوری

00:19:09.222 --> 00:19:12.100
... و لابد پدرش نیز «مورفئوس» است
[مورفئوس : الهه‌ی خواب در افسانه‌های یونان]

00:19:12.267 --> 00:19:15.145
و یا شاید هم این یکی از همان خواب‌هایی‌ست
.که خودِ «مورفئوس» میسازد

00:19:24.654 --> 00:19:26.072
... اندکی بعد

00:19:37.834 --> 00:19:40.712
،سرهنگ دومِ روس
.جنابِ کُنت آمده‌اند

00:19:40.920 --> 00:19:41.838
!جنابِ کُنت؟

00:19:43.006 --> 00:19:44.507
.آری، جنابِ کُنت

00:19:45.675 --> 00:19:46.593
!محال است

00:19:47.052 --> 00:19:48.470
.حتماً اشتباه میکُنی

00:19:48.678 --> 00:19:50.764
من بطورِ درست و صحیح
.او را دیده و نامش را شنیدم

00:19:50.930 --> 00:19:52.891
ایشان اکنون در اتاقِ انتظار
.منتظر هستند

00:20:06.112 --> 00:20:07.447
.ما را عفو بفرمایید

00:20:08.657 --> 00:20:12.369
قطعاً نمیتوانید
.عمقِ شگفتی و حیرتِ‌مان را دریابید

00:20:13.953 --> 00:20:16.539
ما میپنداشتیم
.که شما مُرده‌اید

00:20:17.540 --> 00:20:18.875
.من زنده هستم

00:20:19.292 --> 00:20:21.211
.آری، من زنده هستم

00:20:24.756 --> 00:20:26.299
حالتان چطور است؟

00:20:26.466 --> 00:20:29.135
بسیار خوب. اما شما چگونه
به زندگی بازگشتید؟

00:20:30.345 --> 00:20:32.347
.شما به من حقیقت را نمیگویید

00:20:32.514 --> 00:20:36.226
خستگی‌ای غریب
.در سیمای شما هویدا است

00:20:36.810 --> 00:20:39.604
اگر اشتباه نکُنم
.شما بیمار هستید

00:20:41.314 --> 00:20:42.774
... راستش، آری

00:20:44.234 --> 00:20:48.279
،«این «خستگی
... همانگونه که شما چنین مینامیدش

00:20:49.197 --> 00:20:52.117
... شاید آخرین نشانه‌ی کسالتی است

00:20:52.283 --> 00:20:54.285
که چند هفته‌ی پیش
.متحمل گردیدم

00:20:54.452 --> 00:20:57.288
اما فکر نمیکُنم
.چیزی بیش از این باشد

00:20:59.165 --> 00:21:00.291
!امید که چنین است

00:21:00.542 --> 00:21:01.876
آیا با من ازدواج میکُنید؟

00:21:08.758 --> 00:21:10.552
متوجه عرضم شدید؟

00:21:11.594 --> 00:21:13.346
آیا با من ازدواج میکُنید؟

00:21:18.143 --> 00:21:19.936
.لطفاً بنشینید

00:21:27.694 --> 00:21:28.862
.ایشان پسرِ من هستند

00:21:43.376 --> 00:21:47.172
به راستی که ما همچنان شما را
... روح خواهیم پنداشت

00:21:47.964 --> 00:21:51.801
مگر آنکه به ما بگویید
!چگونه از گور برخاستید

00:21:55.347 --> 00:21:58.767
شرایط وادارم میسازد
.خلاصه کُنم

00:22:00.560 --> 00:22:03.897
پس از جراحتِ شدیدی
... که از ناحیه‌ی سینه برداشتم

00:22:04.064 --> 00:22:06.066
.به روستا منتقل شدم

00:22:06.232 --> 00:22:10.195
،به مدتِ چندین ماه
.میانِ مرگ و زندگی دست و پا میزدم

00:22:11.613 --> 00:22:14.824
تنها فکر و اندیشه‌ام
.خانمِ مارکیز بودند

00:22:15.950 --> 00:22:19.204
کلمات قادر نیستند درد و لذتی
... که با دیدنِ تصویرِ ایشان

00:22:19.412 --> 00:22:21.581
به من دست میداد را
.توصیف نمایند

00:22:23.166 --> 00:22:27.504
نهایتاً بهبود یافته
،و به ارتش مراجعت کردم

00:22:27.879 --> 00:22:31.383
لیکن به شدت
.احساسِ بیقراری می‌نمودم

00:22:31.549 --> 00:22:34.511
بیش از یک بار
... در جستجوی قلم برآمدم

00:22:34.678 --> 00:22:35.971
... تا مکنوناتِ قلبی خویش را

00:22:36.471 --> 00:22:39.391
برای شما و خانمِ مارکیز
.افشاء نمایم

00:22:41.017 --> 00:22:43.979
،اما به شکلی غیرِ منتظره ... همراه با
مراسلاتی چند، به «ناپل» فرستاده شده ام

00:22:44.145 --> 00:22:47.148
و خود نیز نمیدانم؛
... «شاید «قسطنطنیه

00:22:47.983 --> 00:22:49.317
... مقصدِ بعدیم باشد

00:22:49.609 --> 00:22:52.862
.«و یا حتی «سن پترزبورگ

00:22:56.157 --> 00:22:57.409
،و در عینِ حال

00:22:57.617 --> 00:22:59.869
دیگر زندگی را
... پس از این

00:23:00.036 --> 00:23:05.000
،غیرِ ممکن می‌یابم
... مگر آنکه به روحِ بی‌قرارم

00:23:05.166 --> 00:23:06.876
.پاسخی صریح داده شود

00:23:07.127 --> 00:23:10.255
و لذا هنگامی که از شهر
... عبور میکردم، قادر نگشتم

00:23:10.422 --> 00:23:12.924
در برابرِ اقدامی برای دستیابی
.به خواسته‌ام، مقاومت نمایم

00:23:13.091 --> 00:23:15.302
.نتوانستم جلوی خود را بگیرم
... و خلاصه اینکه

00:23:15.760 --> 00:23:18.847
امیدِ وافر دارم
... که دستِ بانو مارکیز

00:23:19.055 --> 00:23:20.932
،به دستِ من سپرده شود

00:23:21.391 --> 00:23:24.019
... و محترمانه از شما استدعا دارم

00:23:24.185 --> 00:23:26.021
... بی درنگ پاسخِ مساعد را

00:23:26.479 --> 00:23:28.940
.به من مبذول فرمایید

00:23:36.990 --> 00:23:39.451
... مطمئناً این درخواستِ شما

00:23:41.578 --> 00:23:44.372
که در جدی بودنش
... تردیدی ندارم

00:23:44.539 --> 00:23:46.541
برای ما
.بس مسرت‌آمیز است

00:23:48.251 --> 00:23:52.339
اما دخترم پس از مرگِ شوهرش
... بر آن شده است

00:23:52.797 --> 00:23:55.550
.که دیگر هرگز ازدواج نکُند

00:23:59.262 --> 00:24:03.475
... لیکن از آنجایی که ایشان اخیراً

00:24:03.642 --> 00:24:06.394
... بسیار رهینِ منتِ شما گشته است

00:24:07.270 --> 00:24:09.230
... چندان غیرِ‌ممکن نمی‌نماید

00:24:09.397 --> 00:24:14.152
که از عزمِ خود
.منصرف گردد

00:24:15.570 --> 00:24:16.696
... پس در این ضمن

00:24:16.905 --> 00:24:18.907
... به وی رخصت دهید

00:24:19.074 --> 00:24:22.369
تا در آرامشِ کامل
.به این موضوع خوب فکر کُند

00:24:23.787 --> 00:24:25.538
،جنابِ سرهنگ
... به شما اطمینان میدهم

00:24:26.539 --> 00:24:30.919
،که پاسخِ مهربانانه‌ی‌تان
.برای امیدهای من نهایتِ دلگرمی‌ست

00:24:31.503 --> 00:24:35.173
،و بی‌شک در شرایطی غیر از این
.موجباتِ خرسندی کاملِ مرا فراهم می‌آورد

00:24:36.091 --> 00:24:38.385
تصدیق میکُنم این کمالِ بی نزاکتی
... از سوی من خواهد بود

00:24:38.551 --> 00:24:40.762
که با آن پاسخ
.آرام نگیرم

00:24:41.680 --> 00:24:44.975
... لیکن بنا به دلایلی

00:24:45.141 --> 00:24:48.061
... که قادر به ذکرِ آنها نیستم

00:24:48.228 --> 00:24:52.649
پاسخی قطعی و
.بی نهایت خوشایند را میطلبم

00:24:52.816 --> 00:24:56.319
،اسب هایی که مقرر است مرا به «ناپل» بِبَرند
.از همینک زین و یراق گشته اند

00:24:56.486 --> 00:24:59.489
،لذا استدعا دارم
... اگر قرار است از سوی شما

00:24:59.739 --> 00:25:00.991
... پاسخی مساعد به من داده شود

00:25:01.241 --> 00:25:04.744
اجازه ندهید بدونِ شنیدنِ آن
.اینجا را ترک گویم

00:25:07.664 --> 00:25:11.710
جنابِ کُنت، حسِ امتنانی
... که دخترم نسبت به شما دارد

00:25:12.002 --> 00:25:15.171
به شما این حق را میدهد
،که خوشبین باشید

00:25:16.423 --> 00:25:18.591
.اما نه چندان زیاد

00:25:19.259 --> 00:25:23.346
قطعاً دخترم باید در موضوعی اینچنین
... که سعادتِ آتی‌اش به آن بستگی دارد

00:25:23.596 --> 00:25:25.890
با نهایتِ ملاحظه
.عمل نماید

00:25:26.057 --> 00:25:30.312
لذا ضروری است که ایشان
... پیش از پاسخگویی

00:25:30.562 --> 00:25:33.315
.شما را بیشتر بشناسد

00:25:34.441 --> 00:25:38.486
از شما دعوت میکُنم که پس از
... پایانِ مأموریتتان به اینجا بازگردید

00:25:39.195 --> 00:25:42.073
و چند صباحی
.میهمانِ خانه‌ی ما باشید

00:25:42.657 --> 00:25:46.661
اگر بانو مارکیز فکر میکُند
... میتواند در کنارِ شما سعادتمند شود

00:25:47.037 --> 00:25:48.538
... پس در آنصورت

00:25:48.788 --> 00:25:51.624
،و فقط در آنصورت
... من نیز از شنیدنِ پاسخِ معینی

00:25:51.791 --> 00:25:54.419
که به شما خواهد داد
.مشعوف خواهم گشت

00:25:57.213 --> 00:26:02.385
خود پیشبینی می‌نمودم که ناشکیباییم
.با چنین تقدیری مواجه گردد

00:26:03.762 --> 00:26:07.891
،لذا تا دانستنِ پاسخِ قطعی
.مطلقاً تیره‌روز باقی خواهم ماند

00:26:09.517 --> 00:26:13.521
برای اینکه بهتر متوجه شوید، باید بگویم
... این نقشِ ناشادی را که باید از اکنون

00:26:13.688 --> 00:26:17.567
،بالاجبار بازی نمایم
.صرفاً بخاطر مصلحتِ شما خواهم پذیرفت

00:26:20.195 --> 00:26:21.863
... و اما راجع به آوازه‌ام

00:26:22.364 --> 00:26:27.118
اگر مقرر است شاخصی چنین فریب آمیز
... به حساب آورده شود

00:26:27.535 --> 00:26:29.412
.میتوانم آن را تضمین نمایم

00:26:30.121 --> 00:26:33.625
تنها عملِ ناشایستی
... که از من سر زده است

00:26:34.292 --> 00:26:38.004
پنهان مانده و من در صددِ این هستم
.که آن را اصلاح نمایم

00:26:38.964 --> 00:26:42.217
مختصر اینکه من
.مردی شرافتمندم

00:26:43.468 --> 00:26:47.305
.خواهش دارم حرفم را بپذیرید

00:26:49.265 --> 00:26:51.935
.حرفتان را کاملاً میپذیرم

00:26:52.769 --> 00:26:56.773
من هرگز تا کنون با مردی جوان برخورد
نداشته ام ... که در مدتی به این کوتاهی

00:26:57.273 --> 00:27:01.611
توانسته باشد ویژگی‌های ممتازِ
.شخصیتی فراوانش را اینچنین آشکار سازد

00:27:02.988 --> 00:27:06.533
لیکن برای از میان رفتنِ
... پرده های تردید و بی عزمی

00:27:06.700 --> 00:27:10.495
تنها به مدتی کوتاه
.برای اندیشیدن نیاز است

00:27:11.079 --> 00:27:16.418
پس تا هنگامِ مشورت با خانواده‌ام
... و نیز با والدینِ شما

00:27:16.876 --> 00:27:20.714
امکانِ ارائه‌ی
.هیچ پاسخِ دیگری وجود ندارد

00:27:22.632 --> 00:27:25.176
،والدینم فوت کرده اند
.و من اربابِ زندگی خود هستم

00:27:25.343 --> 00:27:26.761
... البته مردی متمول هستم و

00:27:26.928 --> 00:27:29.347
در هر حال، فرصتی کوتاه
.برای تفکر کردن ضروریست

00:27:29.973 --> 00:27:31.599
... پس لطفاً تا هنگامِ بازگشتِ‌تان

00:27:32.767 --> 00:27:35.061
از پافشاری بیشتر
.خودداری نمایید

00:27:38.732 --> 00:27:42.235
من هر چه توانستم کردم
.تا از این مأموریت معاف گردم

00:27:42.527 --> 00:27:44.612
.اما تماماً بی‌فایده بود

00:27:45.238 --> 00:27:48.491
و اینک یأس و نومیدی
.عذابم میدهد

00:27:53.330 --> 00:27:55.707
اگر کوچکترین شانسی
... وجود داشته باشد

00:27:55.874 --> 00:27:57.917
که شاید بتوانم
... به خواسته‌ام برسم

00:27:58.084 --> 00:27:59.919
عزیمتم را برای یک روز
... و یا بیشتر

00:28:00.086 --> 00:28:02.505
.به تأخیر خواهم انداخت

00:28:05.800 --> 00:28:09.220
،بروید جنابِ کُنت
.به «ناپل» بروید

00:28:09.471 --> 00:28:13.350
و هنگامی که بازگشتید
... ما را از مصاحبتِ خویش بهره‌مند سازید

00:28:14.476 --> 00:28:16.227
.تا ببینیم چه پیش خواهد آمد

00:28:26.780 --> 00:28:30.283
من با امیدهایی فراوان
.به این خانه آمدم

00:28:31.117 --> 00:28:32.994
.اما ظاهراً شتاب‌آمیز بودند

00:28:33.453 --> 00:28:38.917
.شما به درستی میخواهید مرا بهتر بشناسید
... پس من مراسلات را

00:28:39.668 --> 00:28:41.962
... به ستادِ فرماندهی بازخواهم فرستاد

00:28:42.128 --> 00:28:47.592
و دعوتِ مهربانانه‌ی شما را
.خواهم پذیرفت

00:28:50.595 --> 00:28:52.347
... برای من آزارنده خواهد بود

00:28:53.932 --> 00:28:58.228
اگر احساساتِ پُرشوری که از قرارِ معلوم
... نسبت به دخترم دارید

00:28:58.645 --> 00:29:02.607
.شما را به دردسری جدی بیفکند

00:29:05.568 --> 00:29:08.571
اما صلاحِ مملکتِ خویش
.خسروان دانند

00:29:09.656 --> 00:29:11.533
... مراسلاتتان را باز پس بفرستید

00:29:11.783 --> 00:29:15.453
و در اتاقی که برایتان
.در نظر میگیریم، مستقر شوید

00:29:39.978 --> 00:29:40.895
خُب، نظرتان چیست؟

00:29:43.023 --> 00:29:46.318
او نمیتواند مراسلاتش را
... باز پس بفرستد

00:29:46.484 --> 00:29:48.778
«و از رسانیدنِ آنها به «ناپل
... سر باز بزند

00:29:48.945 --> 00:29:51.573
آن هم صرفاً به این علت
... که قادر نشد

00:29:51.740 --> 00:29:53.908
... در عرضِ مدتِ 5 دقیقه مکالمه

00:29:54.534 --> 00:29:58.496
،از خانمی که به سختی او را میشناسد
.برای خواستگاریش پاسخِ مثبت دریافت نماید

00:29:58.955 --> 00:30:00.707
... چنین رفتارِ بی‌ملاحظه ای

00:30:00.915 --> 00:30:03.627
با مجازاتِ زندان
.تنبیه خواهد شد

00:30:03.793 --> 00:30:06.046
،و به علاوه
.اخراج نیز خواهد گشت

00:30:08.465 --> 00:30:10.675
.اما خطری وجود ندارد

00:30:11.134 --> 00:30:13.178
.زیرا لاف و گزافی بیش نبود

00:30:13.345 --> 00:30:16.806
بی‌شک پیش از عودت دادنِ مراسلات
.مجدداً تأمل خواهد کرد

00:30:17.307 --> 00:30:19.142
از این میترسم
.که آنها را پس بفرستد

00:30:19.309 --> 00:30:22.479
به نظر میرسد طبیعتِ خیره‌سر
... و مصممِ وی

00:30:22.646 --> 00:30:25.106
کاملاً به چنین کاری
.قادر باشد

00:30:25.482 --> 00:30:27.859
... برو و او را از این

00:30:28.068 --> 00:30:30.070
عملِ تأسف‌آور
.منصرف کُن

00:30:30.236 --> 00:30:33.073
ممکن است دخالتِ من
،تأثیری معکوس داشته باشد

00:30:33.239 --> 00:30:37.160
و او را در اجرای نقشه‌اش
.مصمم تر سازد

00:30:38.828 --> 00:30:40.538
به نظرِ من نیز
.چنین است

00:30:42.874 --> 00:30:47.462
،اما اگر هم دست روی دست بگذاریم
.مراسلات قطعاً باز پس فرستاده خواهند شد

00:30:49.172 --> 00:30:51.675
او ترجیح میدهد
... بلایی سرِ خود بیاورد

00:30:51.841 --> 00:30:54.302
.تا آن نقشِ ناشاد را بپذیرد

00:30:54.803 --> 00:30:57.389
!چه رفتارِ غیرِ عادی‌ای

00:30:57.555 --> 00:31:00.558
ظاهراً او به قلبِ بانوان
... چنان میتازد

00:31:00.725 --> 00:31:02.978
!که گویی قلعه‌ای هستند

00:31:03.144 --> 00:31:04.312
!بیایید نگاه کُنید

00:31:05.063 --> 00:31:07.482
او دارد اسباب و اثاثیه‌اش را
.از درشکه پایین می‌آورد

00:31:07.691 --> 00:31:09.985
.برویم ببینیم چه میکُند
!بیایید

00:31:31.047 --> 00:31:34.009
... برای کاری که دارید میکُنید

00:31:34.801 --> 00:31:37.387
!میزِ مناسبی را اختیار نکرده‌اید

00:31:37.554 --> 00:31:39.639
میخواهید به اتاقتان بروید؟

00:31:40.640 --> 00:31:43.852
متشکرم، اما کارم
.دیگر تمام شد

00:31:44.561 --> 00:31:45.937
ساعت چند است؟

00:31:49.482 --> 00:31:50.775
.سفرِ خوبی داشته باشی

00:32:03.038 --> 00:32:06.666
جنابِ کُنت، مگر آنکه دلایلِ
... بسیار موجهی داشته باشید، وگرنه

00:32:06.833 --> 00:32:08.209
!دلایلی بسیار الزامی‌آور دارم

00:32:08.918 --> 00:32:10.045
.حرکت کُنید

00:32:12.339 --> 00:32:14.466
میشود کسی را بفرستید
مرا به اتاقم راهنمایی کُند؟

00:32:17.052 --> 00:32:18.970
.برایم مایه‌ی افتخار است

00:32:19.137 --> 00:32:21.431
.شما ترتیبِ اثاثیه را بدهید

00:32:59.552 --> 00:33:00.804
... و تو

00:33:01.471 --> 00:33:04.766
قصد داری
با کُلِ این قضیه چه کُنی؟

00:33:10.188 --> 00:33:12.774
اگر پدر توانسته بود نظرش مبنی بر
... رفتن به «ناپل» را بر او بقبولاند

00:33:12.941 --> 00:33:14.442
.همه چیز درست شده بود

00:33:15.610 --> 00:33:16.778
!«رفتن به «ناپل

00:33:17.862 --> 00:33:19.990
!باید کشیش خبر میکردم؟

00:33:20.281 --> 00:33:25.203
یا او را دستگیر نموده و تحت‌الحفظ
!به «ناپل» گسیل میداشتم؟

00:33:26.287 --> 00:33:29.708
خیر، اما میتوانستید
... تمامِ تلاشِ خود را بکُنید

00:33:29.874 --> 00:33:33.128
و یا با نکوهیدنِ او
.بر تصمیمش تأثیر میگذاردید

00:33:40.302 --> 00:33:44.973
جنابِ کُنت، از حضورتان عفو میطلبم
.که این موضوع را دوباره پیش میکِشم

00:33:46.725 --> 00:33:50.729
من وفاداری و شهامتِ شما را
.بی‌اندازه ارج میگذارم

00:33:51.229 --> 00:33:55.608
میدانم در آن شبی که افرادتان
... قلعه را تسخیر نمودند

00:33:56.484 --> 00:33:59.195
شما جانِ خود را
.بخاطرِ دخترِ من به خطر افکندید

00:33:59.863 --> 00:34:02.866
... بنابراین دلم میسوزد

00:34:03.616 --> 00:34:07.954
که مبادا در پیروی از
... تمایلِ پُر‌شورِتان

00:34:08.413 --> 00:34:09.539
!"تمایل"

00:34:09.706 --> 00:34:13.835
آینده ی نویدبخشِ خود را
.به مخاطره انداخته باشید

00:34:16.171 --> 00:34:18.423
.نمیشود این را "تمایل" نامید

00:34:20.383 --> 00:34:21.635
... میدانید که

00:34:23.303 --> 00:34:25.305
... در مدتِ بیماریم

00:34:25.472 --> 00:34:28.892
بانو مارکیز همواره
.بر بسترِ من حاضر بود

00:34:30.393 --> 00:34:33.730
... من در هذیان‌گویی خویش

00:34:34.856 --> 00:34:38.318
دائماً ایشان را با ذکرِ تصویرِ یک قو
.گیج و سردرگم میساختم

00:34:39.319 --> 00:34:40.654
قو؟

00:34:42.781 --> 00:34:46.284
قویی که هنگامِ کودکی
.در ملکِ عمویم دیده بودم

00:34:47.327 --> 00:34:50.288
خاطره‌ای بخصوص که
.بر من تأثیری ژرف گذارد

00:34:50.538 --> 00:34:52.374
... این قو را من یک بار

00:35:00.048 --> 00:35:02.759
.من شدیداً عاشقِ شما هستم

00:35:15.105 --> 00:35:17.399
.از حضورتان رخصت میطلبم

00:35:39.129 --> 00:35:41.131
چه میتوان کرد؟

00:35:43.008 --> 00:35:45.593
باید گذاشت امور
.روالِ طبیعی خود را طی کُنند

00:35:47.262 --> 00:35:50.307
او روی سفارشِ بستگانش
.حساب میکُند

00:35:50.724 --> 00:35:53.393
وگرنه با فضاحت
.اخراجش خواهند نمود

00:35:54.185 --> 00:35:56.021
نظرت راجع به او چیست؟

00:35:56.187 --> 00:36:00.108
نمیتوانی واکنشی نشان دهی
تا از رُخ دادنِ فاجعه جلوگیری نمایی؟

00:36:00.358 --> 00:36:03.111
،ولی مادرِ عزیزم
.چنین کاری برایم مقدور نیست

00:36:06.406 --> 00:36:09.200
... بسیار متأسفم که حق‌شناسی من

00:36:09.909 --> 00:36:12.620
بایستی به چنین آزمونِ دشواری
.گذارده شود

00:36:13.580 --> 00:36:17.042
اما من تصمیمِ خود را گرفته‌ام
.که تجدیدِ فراش نکُنم

00:36:18.585 --> 00:36:23.048
زیرا قادر نیستم سعادتم را
.برای دومین بار به مخاطره بیندازم

00:36:23.214 --> 00:36:25.759
.لازم به تأملِ بیشتر هم نیست

00:36:30.430 --> 00:36:32.474
... اگر تصمیمت چنین است

00:36:33.391 --> 00:36:35.935
برای کمک کردن به وی
.بهتر است از آن باخبر گردد

00:36:36.895 --> 00:36:39.773
چرا که دریافتِ پاسخی قطعی
.برایش ضرورت دارد

00:36:44.110 --> 00:36:45.904
آیا او را دوست داری؟

00:36:47.155 --> 00:36:48.948
نظرت راجع به وی چیست؟

00:36:49.532 --> 00:36:51.159
... برایم مشخص نیست

00:36:52.285 --> 00:36:54.412
که آیا او را
.دوست دارم یا خیر

00:36:57.707 --> 00:37:00.043
نظرِ خودِ شما چیست؟

00:37:04.589 --> 00:37:06.925
... گیرم که او از «ناپل» بازگردد

00:37:07.092 --> 00:37:10.637
،و اطلاعاتی که در این ضمن
... راجع به او بدست آورده باشیم

00:37:10.804 --> 00:37:14.265
با احساسی که تو همینک
نسبت به وی داری در تضاد نباشد؛

00:37:14.766 --> 00:37:16.393
... اگر وی پس از بازگشتش

00:37:16.559 --> 00:37:19.562
،پیشنهادِ ازدواج را دوباره تجدید کُند
آنوقت جوابِ تو چه خواهد بود؟

00:37:21.231 --> 00:37:23.358
... در آنصورت شاید من

00:37:26.361 --> 00:37:29.531
از آنجایی که او
... به شدت آرزوی مرا دارد

00:37:30.407 --> 00:37:32.242
... اگر بخواهد

00:37:33.410 --> 00:37:37.122
آماده خواهم بود به خاطرِ دِینی که از او
.بر گردن دارم، با وی ازدواج نمایم

00:37:37.288 --> 00:37:39.124
!اوه، «جولیتا»ی عزیزم

00:37:39.624 --> 00:37:42.836
آرزوی همیشگی من این بوده است
.که تو تجدیدِ فراش نمایی

00:37:47.465 --> 00:37:49.718
... اگر «جولیتا» در نظر دارد

00:37:49.884 --> 00:37:52.679
روزی دستِ خود را
... در دستِ جنابِ کُنت بگذارد

00:37:53.096 --> 00:37:54.973
... پس ما باید بی‌درنگ

00:37:55.181 --> 00:37:57.100
دلخوشی کوچکی
... به وی بدهیم

00:37:57.267 --> 00:38:00.228
تا از عواقبِ حماقت هایش
.ممانعت نماییم

00:38:00.770 --> 00:38:04.190
شاید بهتر آن باشد
... چیزی به او بگوییم مبنی بر اینکه

00:38:05.150 --> 00:38:06.901
... «تا هنگامِ مراجعتش از «ناپل

00:38:07.068 --> 00:38:10.238
تو با هیچکسِ دیگری
.نامزد نخواهی شد

00:38:10.405 --> 00:38:13.575
قطعاً میتوانم
!چنین قولی به او دهم

00:38:15.118 --> 00:38:18.455
اما میترسم این امر، موجباتِ قوتِ قلبش نگردد
.و همه‌ی ما را آشفته‌تر سازد

00:38:18.621 --> 00:38:20.123
!این نگرانی را به من واگذار

00:38:20.540 --> 00:38:22.500
،«لورنتزو»
نظرِ تو چیست؟

00:38:23.293 --> 00:38:24.919
... با چنین تضمینِ بی‌ضرری

00:38:25.086 --> 00:38:27.213
میتوان کُنت را
.به رفتن از اینجا واداشت

00:38:27.380 --> 00:38:29.758
!پس چنین کُنید
!همین حالا چنین کُنید

00:38:30.258 --> 00:38:33.303
من خودم اینجا هستم تا برای بارِ دوم
!به این روس تسلیم شوم

00:38:37.891 --> 00:38:41.394
اما چگونه میتوانیم این مطلب را
همین الان به جنابِ کُنت بگوییم؟

00:38:42.687 --> 00:38:44.022
.این را بر عهده‌ی من بگذارید

00:39:03.750 --> 00:39:05.669
!جنابِ کُنت
خبردار شدید که ...؟

00:39:05.835 --> 00:39:07.963
.به اندازه‌ی کافی خبردار شدم

00:39:26.982 --> 00:39:29.025
میشود برایم
درشکه خبر کُنید؟

00:39:29.192 --> 00:39:32.529
،ترسِ من از این است که هیجانِ شدیدتان
... مانع از این شده باشد که موضوع را

00:39:32.696 --> 00:39:33.905
!به هیچ وجه

00:39:34.364 --> 00:39:36.199
هیچ توافقی
... صورت نخواهد گرفت

00:39:36.366 --> 00:39:38.743
در صورتیکه اطلاعاتِ
... استعلام شده درباره‌ی من

00:39:39.452 --> 00:39:43.581
با احساساتی که شما را بر آن داشت
.مرا به این اتاق فرابخوانید، در تضاد باشد

00:39:44.124 --> 00:39:45.458
.با درشکه‌ی من بروید

00:39:46.126 --> 00:39:49.212
نوکر را خواهم گفت برایتان
.اسب‌های تازه‌نفس مهیا سازد

00:39:52.173 --> 00:39:55.385
امیدوارم نامه‌هایم را
.از ستادِ فرماندهی دریافت دارید

00:39:55.802 --> 00:39:59.014
من از کوتاه ترین مسیر
.به «ناپل» خواهم رفت

00:39:59.347 --> 00:40:01.057
در «ناپل» نهایتِ
... تلاشم را خواهم کرد

00:40:01.224 --> 00:40:04.477
«تا از رفتن به «قسطنطنیه
.معاف گردم

00:40:05.687 --> 00:40:09.733
اگر با تأخیراتی
... پیش‌بینی نشده مواجه نشوم

00:40:10.317 --> 00:40:14.362
ظرفِ مدتِ 4 تا 6 هفته
.مراجعت خواهم نمود

00:40:21.745 --> 00:40:24.622
،«خُب، «جولیتا

00:40:25.957 --> 00:40:28.209
اکنون خود را
.بسی سبکبار‌تر احساس میکُنم

00:40:31.212 --> 00:40:33.757
هر چند
... مشتاقانه‌ترین آرزویم

00:40:34.299 --> 00:40:36.885
ازدواج با شما
.پیش از عزیمتم بود

00:40:37.302 --> 00:40:38.511
!ازدواج

00:40:38.678 --> 00:40:40.847
!آری، ازدواج

00:40:44.059 --> 00:40:46.394
آیا عقلتان را
!از دست داده‌اید؟

00:40:47.270 --> 00:40:50.106
روزی خواهد رسید
.که درک خواهید کرد

00:40:51.983 --> 00:40:55.236
تقاضا دارم آنچه اکنون گفتم را
.فراموش نمایید

00:41:11.044 --> 00:41:12.754
.درشکه حاضر است

00:41:18.927 --> 00:41:22.305
.چندین هفته سپری گردید

00:41:39.197 --> 00:41:40.740
.و روز به روز چنین است

00:41:40.907 --> 00:41:44.869
... آری. جداً به نظر میرسد که

00:41:47.539 --> 00:41:51.501
.اما مادر، چنین چیزی ممکن نیست
!محال است

00:41:53.295 --> 00:41:54.963
چه توضیحِ دیگری میتواند
وجود داشته باشد؟

00:41:55.130 --> 00:41:56.589
.نمیدانم

00:41:57.674 --> 00:41:59.926
یک جای کار
!به شدت می‌لنگد

00:42:03.305 --> 00:42:04.681
... چنین خوانده‌ام

00:42:05.181 --> 00:42:07.809
که زنان میتوانند
... نشانه‌های بارداری را

00:42:07.976 --> 00:42:10.937
بی آنکه واقعاً باردار باشند
.ظاهر سازند

00:42:17.193 --> 00:42:19.863
وضعیتِ سلامتی تو
.نگرانم میسازد

00:42:21.531 --> 00:42:23.283
... اگر بیمار هستی

00:42:24.242 --> 00:42:26.411
بایستی پزشک
.معاینه‌ات کُند

00:42:40.342 --> 00:42:42.844
.تشخیصِ‌تان دقیقاً صحیح بود

00:42:43.595 --> 00:42:44.971
منظورتان چیست؟

00:42:45.138 --> 00:42:47.891
.شما در سلامتِ کامل هستید
.و به هیچ پزشکی نیاز ندارید

00:42:56.983 --> 00:42:59.027
،خواهش دارم از اینجا بروید
.جنابِ پزشک

00:43:05.617 --> 00:43:07.994
!من اصلاً حوصله‌ی شوخی ندارم

00:43:09.204 --> 00:43:10.914
اما من امیدوارم
... که شما همیشه

00:43:11.081 --> 00:43:14.125
اندک تمایلی به شوخی کردن
.داشته باشید

00:43:14.292 --> 00:43:16.962
این توهین هایتان را
!به اطلاعِ پدرم خواهم رسانید

00:43:17.545 --> 00:43:19.881
.خانم، شوخی نمیکُنم

00:43:20.048 --> 00:43:23.635
حتی حاضرم
... در برابرِ دادگاه

00:43:23.927 --> 00:43:26.054
برای نظری که دادم
!سوگند بخورم

00:43:26.262 --> 00:43:28.473
،اما آخر جنابِ پزشک
این چگونه ممکن است؟

00:43:29.057 --> 00:43:32.185
... فکر نمیکُنم

00:43:32.769 --> 00:43:36.606
در چنین مرحله‌ای، علتِ وضعیتِ جسمانیتان
.نیازی به توضیح داشته باشد

00:44:07.262 --> 00:44:09.014
عزیزم، پزشک چه گفت؟

00:44:12.684 --> 00:44:15.520
آخر چرا چنین آشفته‌ای؟
مگر او به تو چه گفت؟

00:44:17.814 --> 00:44:20.066
گفت که من
... در سلامتِ کامل بوده

00:44:21.526 --> 00:44:23.653
.و طفلی را آبستن هستم

00:44:27.532 --> 00:44:29.909
!ای مردکِ بی‌حیا

00:44:31.286 --> 00:44:33.288
!شارلاتانِ گستاخ

00:44:34.706 --> 00:44:37.500
این اهانت باید
.به اطلاعِ پدرت رسانده شود

00:44:37.667 --> 00:44:39.377
.اهانتی در کار نبود

00:44:40.503 --> 00:44:42.505
.او کاملاً جدی بود

00:44:43.673 --> 00:44:47.927
حتی حاضر بود که این نظرِ جنون‌آمیزش را
.در برابرِ پدرم نیز تکرار کُند

00:44:53.558 --> 00:44:56.478
تو فکر میکُنی
چنین چیزی ممکن است؟

00:44:58.521 --> 00:45:02.359
گویی پیش از هر چیز باید باور کُنم
... که گورها نیز میتوانند بارور باشند

00:45:03.068 --> 00:45:06.029
و یا مُردگان نیز قادرند
!به طفلی حیات بخشند

00:45:13.828 --> 00:45:17.290
،دخترکِ غریبِ من
چه چیز عذابت میدهد؟

00:45:18.792 --> 00:45:21.086
... اگر وجدانت پاک است

00:45:21.962 --> 00:45:26.257
نظرِ تمامِ جماعتِ پزشکان نیز
.نبایستی خاطرت را مکدر سازد

00:45:26.633 --> 00:45:30.679
او یا اشتباه میکُند
.و یا مردی خبیث است

00:45:31.388 --> 00:45:33.390
،در هر صورت
تو را چه پروا؟

00:45:33.556 --> 00:45:34.933
!پروردگارا

00:45:37.769 --> 00:45:40.105
آخر چگونه میتوانم
آرامش داشته باشم؟

00:45:41.064 --> 00:45:44.693
آن هم وقتی که
... ژرف ترین احساساتم

00:45:44.859 --> 00:45:47.404
!بر علیه من هستند؟

00:45:48.530 --> 00:45:51.241
آیا اگر به من میگفتند
... فلان زن چنین علایمی دارد

00:45:51.408 --> 00:45:54.995
نظرِ خودم نیز بر این قرار نمیگرفت
که وی باردار است؟

00:46:06.381 --> 00:46:07.841
!خباثت

00:46:08.633 --> 00:46:09.843
!اشتباه

00:46:09.867 --> 00:46:15.867
بلبل جان
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:46:19.894 --> 00:46:22.063
... آخر چرا باید مردی

00:46:23.440 --> 00:46:27.694
،که سابق بر این
... آنچنان شایسته‌ی ارج و قرب بوده است

00:46:28.695 --> 00:46:32.657
بخواهد عامداً مرا تحقیر کُند؟

00:46:33.241 --> 00:46:35.785
منی که هرگز به او
... آزاری نرسانده‌ام

00:46:35.952 --> 00:46:37.787
منی که او را با اعتمادِ کامل
... به حضور پذیرفتم

00:46:37.954 --> 00:46:41.166
و متقابلاً از وی
انتظارِ برخوردی مشابه داشتم؟

00:46:41.916 --> 00:46:45.378
... در ابتدای سخنانش نشان داد

00:46:45.545 --> 00:46:49.215
که با کمالِ میل آمده است
،تا صادقانه به من کمک کُند

00:46:49.382 --> 00:46:52.969
نه آنکه درد و رنجم را
.افزون‌تر سازد

00:46:55.138 --> 00:46:57.932
،حال که باید از بینِ آن دو فرضیه‌
... یکی انتخاب شود

00:46:58.642 --> 00:47:01.436
اگر استنتاجِ من
... بر اشتباه کردنش باشد

00:47:02.437 --> 00:47:05.982
آیا اصلاً میتوان گفت
... ممکن است که یک پزشک

00:47:06.858 --> 00:47:10.987
،حتی پزشکی کم‌تجربه
در موضوعی اینچنین خطا کُند؟

00:47:12.489 --> 00:47:16.534
با این وجود، هر کدام از آن دو فرضیه
.میتواند صحیح باشد

00:47:20.121 --> 00:47:22.165
.آری، مادرِ عزیزم

00:47:25.919 --> 00:47:27.003
.ممکن است اینگونه باشد

00:47:28.880 --> 00:47:33.426
اما موردِ من آنچنان عجیب است، که شما باید
.اجازه دهید شک و تردیدهای خودم را داشته باشم

00:47:35.095 --> 00:47:36.554
... سوگند میخورم

00:47:37.597 --> 00:47:40.141
زیرا اطمینان‌سازی در این مورد
، بس ضروری است

00:47:40.684 --> 00:47:43.770
سوگند میخورم که به اندازه‌ی کودکانم
.معصوم و بیگناه هستم

00:47:43.979 --> 00:47:47.357
،وجدانم چنان پاک است که حتی وجدانِ خودِ شما
نیز .مادرِ گرامی، نمیتواند پاک تر از آن باشد

00:47:47.524 --> 00:47:50.360
با این وجود، خواهش دارم
... قابله‌ای خبر کُنید

00:47:50.527 --> 00:47:53.363
تا بتوانم از حقیقتِ امر
... مطمئن شوم

00:47:53.530 --> 00:47:56.992
هر چه که میخواهد باشد؛
.و ذهنم اندکی آرامش بیابد

00:47:57.951 --> 00:48:01.121
!وجدانِ پاک و خبر کردنِ قابله؟

00:48:01.287 --> 00:48:03.873
،آری، مادرِ عزیزم
!قابله‌ای خبر کُنید

00:48:04.040 --> 00:48:06.876
همین حالا؛ وگرنه
!سر به جنون خواهم گذارد

00:48:07.877 --> 00:48:09.587
!اوه، خوشم باشد

00:48:09.754 --> 00:48:13.800
اما لطفاً بچه‌ات را
!در خانه‌ی من به دنیا میاور

00:48:19.139 --> 00:48:22.809
،اگر زندگی خطاناپذیرِ من تا کنون
... که بر طبقِ الگوی خودِ شما بوده است

00:48:22.976 --> 00:48:24.894
مستحقِ برانگیختنِ
... حرمتِ شما باشد

00:48:25.061 --> 00:48:27.314
اگر هنوز نیز در اعماقِ قلبِ خود
... احساساتِ مادرانه دارید

00:48:27.480 --> 00:48:31.401
تا مادامی که
... گناه من ثابت نگشته است

00:48:31.735 --> 00:48:35.071
در چنین بزنگاه موحشی
.از من رو برنگردانید

00:48:37.532 --> 00:48:39.993
آخر علتِ آشفتگی تو چیست؟

00:48:41.661 --> 00:48:44.456
صرفاً تشخیصِ پزشک؟

00:48:45.332 --> 00:48:48.376
صرفاً ژرف‌ترین احساساتت؟

00:48:48.543 --> 00:48:49.961
.جز این هیچ، مادر

00:48:50.128 --> 00:48:52.380
!هیچ؟
جولیتا»؟»

00:48:53.298 --> 00:48:55.050
.لحظه‌ای بیندیش

00:48:55.925 --> 00:48:57.510
... اگر دست از پا خطا کرده‌ای

00:48:57.802 --> 00:49:01.973
،هر چقدر هم که برایم دردناک باشد
.دستِ آخر باید ببخشم

00:49:02.682 --> 00:49:05.518
اما اگر قصد داری به منظورِ
... اجتناب از خشم و سرزنشِ مادرت

00:49:05.685 --> 00:49:10.899
از خود قصه‌ای در بابِ
... فجایای غیرِ طبیعی جعل کرده‌

00:49:12.442 --> 00:49:15.654
و خروارها سوگندِ کفرآمیز
... سرِ هم کُنی

00:49:15.820 --> 00:49:19.574
تا از اعتمادِ من
... سوءِ استفاده نمایی

00:49:20.075 --> 00:49:22.577
!بسی وقیح و شرم‌آور خواهد بود

00:49:23.787 --> 00:49:26.289
.و دیگر هرگز دوستت نخواهم داشت

00:49:28.750 --> 00:49:31.211
... باشد که درهای قلمروی پروردگار

00:49:31.378 --> 00:49:35.173
،روزی در برابرم گشوده گردد .همانگونه
که اینک من قلبم را در برابرِ شما گشوده‌ام

00:49:35.674 --> 00:49:38.468
من هیچ چیزی را از شما
.پنهان نکرده‌ام، مادرِ من

00:49:38.635 --> 00:49:39.678
!خداوندا

00:49:41.638 --> 00:49:43.264
!فرزندم

00:49:45.934 --> 00:49:48.103
.چقدر برایت متأسفم

00:49:49.062 --> 00:49:52.440
اما اصلاً معلوم هست
هراسِ تو از چیست؟

00:49:58.446 --> 00:49:59.656
.تو کاملاً بیمار می‌نمایی

00:49:59.823 --> 00:50:01.992
... من در سلامتِ کامل هستم

00:50:02.283 --> 00:50:04.035
،و هیچ چیزم نیست

00:50:04.202 --> 00:50:06.997
به جز این وضعیتِ توضیح ناپذیر
.و غریبی که در آن گرفتار آمده‌ام

00:50:07.163 --> 00:50:10.000
!وضعیت؟
!کدام وضعیت؟

00:50:10.959 --> 00:50:13.712
اگر از حافظه‌ات
... مطمئن هستی

00:50:13.878 --> 00:50:17.090
آیا نبایستی این ترس و هراسِ بسیارت را
جنون‌آمیز دانست؟

00:50:17.257 --> 00:50:19.676
مگر امکانش نیست
... که این احساساتِ درونیت

00:50:19.843 --> 00:50:20.927
در حالِ فریب تو باشند؟

00:50:21.094 --> 00:50:23.847
!خیر، من خودم را فریب نداده‌ام

00:50:24.347 --> 00:50:27.100
... اگر شما فقط قابله را خبر کُنید

00:50:27.350 --> 00:50:30.395
خواهید دید که این حسِ
.موحش و ویرانگر حقیقت دارد

00:50:39.863 --> 00:50:43.700
،بیا دلبندم
.بیا برو دراز بکِش

00:50:44.367 --> 00:50:47.245
!عزیزِ من
!مادرِ گرامی من

00:50:48.038 --> 00:50:50.498
.من عقلم را از دست نداده‌ام

00:50:51.166 --> 00:50:55.629
پزشک به من گفته است
.که آبستن هستم

00:50:56.004 --> 00:50:57.922
... پس قابله را خبر کُنید

00:50:58.089 --> 00:51:01.301
،تا به محضِ اینکه قابله منکرِ این قضیه شود
.دوباره به آرامش برسم

00:51:01.468 --> 00:51:04.012
بسیار خُب، همین الساعه
.دنبالش خواهم فرستاد

00:51:04.179 --> 00:51:07.515
حال که تصمیم گرفته‌ای خود را
!مضحکه‌ی عالم نمایی، چنین میکُنیم

00:51:07.682 --> 00:51:11.853
،و او خواهد گفت که خواب و خیالی بیش نمیبینی
!و عقلت سرِ جایش نیست

00:51:32.832 --> 00:51:35.877
!خونِ جوان، مکارِ عالم است

00:51:36.962 --> 00:51:39.339
من با اینچنین مواردی
.خوب آشنا هستم

00:51:40.966 --> 00:51:43.301
.نیازی به معاینه‌ی بیشتر نیست

00:51:43.843 --> 00:51:46.972
از همینک میتوانم
.تکان خوردنِ طفل را حس کُنم

00:51:48.723 --> 00:51:51.476
تمامِ بیوه های جوان هنگامی که
... در مخمصه‌ای مشابه گرفتار می‌آیند

00:51:51.643 --> 00:51:53.853
مدعی هستند که در
!جزیره ای متروک زندگی کرده‌اند

00:51:54.020 --> 00:51:56.064
!خفه شوید -
.نگران مباشید -

00:51:56.314 --> 00:51:59.734
شهزاده‌تان سوار بر اسبِ سپید
!پیدایش خواهد شد

00:51:59.901 --> 00:52:01.277
... قدغن میکُنم که شما

00:52:39.899 --> 00:52:42.193
لطفاً میشود حقیقت را بگویی؟

00:52:43.153 --> 00:52:45.363
بگو پدرِ طفل کیست؟

00:52:46.698 --> 00:52:48.700
.دارم دیوانه میشوم

00:52:49.784 --> 00:52:52.620
!بگو دیگر
!ای شوم‌زاده

00:52:53.621 --> 00:52:56.249
نفرین بر آن روزی باد
!که تو را به دنیا آوردم

00:53:11.765 --> 00:53:13.391
... میخواهم بدانم

00:53:16.061 --> 00:53:19.814
که طبیعت چگونه عمل میکُند؟

00:53:21.608 --> 00:53:25.403
آیا ممکن است آبستن گشت
بی آنکه خود از آن خبر داشت؟

00:53:28.031 --> 00:53:30.992
اما موردِ شما نمیتواند
.چنین چیزی باشد

00:53:31.159 --> 00:53:34.663
خیر، منظورم به عنوانِ
.قاعده‌ای کُلی است

00:53:35.538 --> 00:53:39.417
آیا در طبیعت
چنین پدیده‌ای وجود دارد؟

00:53:41.503 --> 00:53:43.254
... سوای حضرتِ باکره‌ی مقدس

00:53:43.421 --> 00:53:46.591
چنین اتفاقی برای هیچ زنِ دیگری
.بر روی زمین رُخ نداده است

00:53:48.134 --> 00:53:49.511
در خواب چطور؟

00:53:49.970 --> 00:53:51.221
!مزخرف است

00:53:52.263 --> 00:53:54.015
چطور میتوانید
چنین چیزی را باور کُنید؟

00:53:54.182 --> 00:53:55.350
.نمیدانم

00:53:56.267 --> 00:53:58.770
دیگر نمیدانم به چه چیزی
.باید باور کُنم

00:54:00.730 --> 00:54:02.524
!ترکم مکُنید

00:54:03.942 --> 00:54:06.569
.اصلاً سر درنمی‌آورم

00:54:07.570 --> 00:54:11.032
اجازه دهید اوضاع را
.از آنچه هست بدتر نکُنیم

00:54:11.199 --> 00:54:15.245
،آخر چرا گریه میکُنید
در حالی که باید شادی کُنید؟

00:54:15.954 --> 00:54:18.915
گریه کردن برای زمانی است
.که کسی می‌میرد

00:54:19.249 --> 00:54:21.293
حال آنکه قرار است
،کسی متولد گردد

00:54:21.668 --> 00:54:24.129
... یک کودک، کودکی زیبا

00:54:24.379 --> 00:54:27.090
پسری کاکُل‌زری
.یا دختری ملوس

00:54:28.925 --> 00:54:32.470
شما باید بیاموزید
... از زبانِ شورِ مردم پرهیز کُنید

00:54:32.637 --> 00:54:36.057
.و نیز از هرزه‌درآیی‌های جهان
.همین و بس

00:54:38.852 --> 00:54:42.230
زمانی من در موردی مشابه
.به بیوه‌ای جوان کمک نمودم

00:54:43.732 --> 00:54:46.860
به او گفتم هرگز بطورِ همزمان
.کودکانت را به دیگران نشان مده

00:54:47.694 --> 00:54:49.988
و مردم پنداشتند که وی
.سه کودک دارد

00:54:50.363 --> 00:54:52.574
حال آنکه در واقع او
!چهار یا پنج کودک داشت

00:54:56.619 --> 00:54:58.246
.گویی حالم بهتر شد

00:55:00.248 --> 00:55:01.875
لطفاً همین حالا
.از اینجا بروید

00:55:25.940 --> 00:55:27.692
"... جنابِ سرهنگ مایل هستند"

00:55:28.193 --> 00:55:32.072
،تحتِ شرایطِ موجود"
".خانمِ مارکیز این خانه را ترک نماید

00:55:32.238 --> 00:55:36.076
،و بدین وسیله ایشان در جوفِ این نامه" "... تمامی
مدارکِ مربوط به ملکِ مارکیز را ارسال میکُنند

00:55:36.242 --> 00:55:40.413
و امیدوارند خداوند مصیبتِ دیدارِ مجددِ
مارکیز را" ".برای همیشه از ایشان دریغ دارند

00:55:40.622 --> 00:55:42.332
"... از طرفِ"

00:55:44.084 --> 00:55:45.377
".مادرت"

00:55:46.836 --> 00:55:48.505
.کارِ پدر است

00:56:17.993 --> 00:56:19.327
!پدر

00:56:28.003 --> 00:56:30.005
.در را باز کُنید

00:56:40.015 --> 00:56:42.100
.التماستان میکُنم

00:56:45.729 --> 00:56:48.481
به تمامِ مقدسین سوگند
!که من بیگناهم

00:56:51.276 --> 00:56:52.986
.پدر نمیخواهد تو را ببیند

00:56:54.988 --> 00:56:56.573
!برادرِ عزیزم

00:57:09.252 --> 00:57:11.087
!پدرِ دلبندم

00:57:11.254 --> 00:57:13.006
!از اینجا گمشو

00:57:14.341 --> 00:57:15.967
!پدر
!به حرفم گوش دهید

00:57:23.308 --> 00:57:25.560
!پروردگارا

00:57:34.486 --> 00:57:36.154
... عمیقاً متأسفم

00:57:37.530 --> 00:57:39.824
.که تو را وحشت‌زده کردم

00:57:50.043 --> 00:57:52.754
برو و نوه‌هایم را
.از او مطالبه کُن

00:57:54.506 --> 00:57:56.758
.او باید آنها را نزدِ ما بگذارد

00:57:56.925 --> 00:58:00.053
ولی ما اصلاً
.حقِ چنین کاری را نداریم

00:58:00.553 --> 00:58:04.057
خواهش میکُنم چنین صحنه‌ی خشونت‌باری را
!در منزلمان به راه مینداز

00:58:05.350 --> 00:58:07.018
!برو آنها را بیاور

00:58:33.169 --> 00:58:37.257
خواهر، به دستورِ پدرمان
.مجبورم بچه‌ها را با خود بِبَرم

00:58:41.219 --> 00:58:42.595
بچه‌های مرا؟

00:58:49.185 --> 00:58:53.148
به پدرِ بی‌رحمتان بگویید
... مگر آنکه گلوله‌ای از میانِ قلبم عبور دهد

00:58:53.690 --> 00:58:56.234
تا بتواند کودکانم را
.از من بگیرد

00:59:06.328 --> 00:59:10.165
او که از طریقِ مجاهده‌ی دلیرانه
... برای حفظِ کودکانش

00:59:10.373 --> 00:59:14.002
اینک به قدرتِ خویش
... پِی بُرده بود

00:59:14.461 --> 00:59:17.922
قادر گشت خود را
... از این ورطه‌ی عمیقی

00:59:18.131 --> 00:59:21.843
که دستِ سرنوشت، وی را
.به آن افکنده بود، بالا بکِشد

00:59:35.398 --> 00:59:40.070
عقل و خردش به آن اندازه قوی بود
... که در زیرِ فشارِ

00:59:40.236 --> 00:59:44.532
،این موقعیتِ نابهنجار خُرد نگردد
... و به قوانینِ مقدس

00:59:44.741 --> 00:59:48.119
و اسرار‌آمیزِ طبیعت
.گردن گذارد

00:59:54.939 --> 01:00:00.632
میدانم که قانع ساختنِ خانواده‌ام
.به بیگناهیم غیرِ‌ممکن است

01:00:02.550 --> 01:00:05.679
میدانم که اگر
... خواهانِ نابودی نیستم

01:00:06.554 --> 01:00:09.015
.باید به آن تن دهم

01:00:09.766 --> 01:00:11.309
... تصمیم دارم

01:00:11.476 --> 01:00:15.271
،به کُل، به درونِ خودم فرو روم

01:00:15.522 --> 01:00:18.650
... و تمامِ انرژی و توانم را

01:00:18.817 --> 01:00:21.987
به تعلیمِ دو فرزندم
.متمرکز سازم

01:00:22.362 --> 01:00:26.157
و اما سومین فرزندی که خداوند
... به من بخشیده است را نیز

01:00:26.324 --> 01:00:29.577
با تمامی عشقِ مادرانه‌ام
.به خشنودی بسیار خواهم پذیرفت

01:00:32.914 --> 01:00:35.458
اما اندیشه‌ای هست
.که مرا از درون میخورد

01:00:36.835 --> 01:00:41.923
آیا به این موجودِ تازه‌وارد که در
... پاک‌ترین معصومیت بارور گشته است

01:00:42.507 --> 01:00:45.760
،در اجتماع
چگونه برچسبی خواهند زد؟

01:00:56.730 --> 01:00:58.273
!من دیوانه‌ام

01:00:59.858 --> 01:01:02.110
... چگونه میتوانم خود را

01:01:02.277 --> 01:01:05.655
با مردی پیوند دهم
که از من سوءِ‌استفاده کرده است؟

01:01:06.406 --> 01:01:09.826
همان مردی که
!فرومایه ترینِ عالم است؟

01:01:10.452 --> 01:01:13.705
،هر گاه می‌اندیشم که او وجود دارد
... میبینم که وی تنها میتواند

01:01:13.872 --> 01:01:18.001
از دلِ سیاه‌ترین و کثیف‌ترین لجنزار
... بیرون جهیده باشد

01:01:18.168 --> 01:01:19.711
همان جایی که
.بدان تعلق دارد

01:01:21.671 --> 01:01:22.505
"... امض"

01:01:23.089 --> 01:01:24.466
"... امضاء کُننده‌ی این آگهی"

01:01:37.395 --> 01:01:38.730
"... اعلام میدارد"

01:02:22.524 --> 01:02:23.942
!جنابِ کُنت

01:02:26.736 --> 01:02:29.614
چیست؟
به همین زودی برگشتید؟

01:02:30.573 --> 01:02:32.993
... همانگونه که امید داشتم

01:02:33.159 --> 01:02:35.662
«توانستم از رفتن به «قسطنطنیه
.معاف گردم

01:02:37.664 --> 01:02:41.084
حالِ همسرتان
و بانو مارکیز چگونه است؟

01:02:44.879 --> 01:02:47.549
.مرا ببخشید
... کاری ضروری

01:02:47.716 --> 01:02:50.176
وادارم میسازد
.شما را ترک گویم

01:02:50.343 --> 01:02:53.305
پسرم در مصاحبتِ شما
.باقی می‌ماند

01:02:59.019 --> 01:03:01.521
.مایلم بانو مارکیز را ببینم

01:03:03.732 --> 01:03:05.275
... آیا میدانید

01:03:05.734 --> 01:03:09.112
در ضمنِ غیبتِ‌تان چه اتفاقی
در منزلمان افتاده است؟

01:03:12.073 --> 01:03:15.618
،خانمِ مارکیز
... خواهرم

01:03:16.911 --> 01:03:19.873
.طفلی را باردار شده است

01:03:23.627 --> 01:03:24.753
... او سوگند میخورد

01:03:25.003 --> 01:03:28.590
که از زمانِ فوتِ شوهرش
.دستِ هیچ مردی وی را لمس نکرده است

01:03:29.090 --> 01:03:32.177
خودش نیز اصلاً نمیداند
.چگونه آبستن گشته است

01:03:32.385 --> 01:03:34.179
.و بر این امر پافشاری میکُند

01:03:35.221 --> 01:03:38.099
و از آنجایی که شرافتِ
... خانواده‌ی ما را لکه‌دار ساخته

01:03:38.266 --> 01:03:42.020
پدرم ورودِ وی به این خانه را
.قدغن نموده است

01:03:42.479 --> 01:03:44.230
پدرم دیگر نمیخواهد
.هرگز او را ببیند

01:03:45.982 --> 01:03:48.026
او اینک در ملکِ ییلاقیش
.مستقر است

01:03:49.653 --> 01:03:52.739
آخر چرا بر سرِ راهم
!مانع‌تراشی نمودید؟

01:03:53.865 --> 01:03:55.533
قطعاً اگر ما با هم
... ازدواج کرده بودیم

01:03:55.700 --> 01:03:58.536
از تمامی این رسوایی و عذاب
.معاف میگشتیم

01:03:58.703 --> 01:04:02.207
آیا شما تا این اندازه مجنون هستید !که هنوز
هم میخواهید با آن زنکِ مفلوک ازدواج کُنید؟

01:04:03.541 --> 01:04:07.253
او به مراتب از کسانی که
.محکومش میکُنند شایسته‌تر است

01:04:08.213 --> 01:04:12.258
من به بی‌گناهیش
.ایمانی مطلق دارم

01:04:12.634 --> 01:04:14.511
... به نزدِ او خواهم رفت

01:04:14.678 --> 01:04:17.097
تا پیشنهادِ ازدواجم را
.تجدید نمایم

01:04:27.691 --> 01:04:29.818
لطفاً ورودِ مرا
.به بانو مارکیز اعلام دارید

01:04:30.318 --> 01:04:33.530
خانمِ مارکیز درِ خانه را
.به روی هیچکس باز نمیکُنند

01:04:33.697 --> 01:04:36.199
آیا این حکُمِ قدغن نمودنِ
... ورودِ غریبه‌ها

01:04:36.741 --> 01:04:38.827
شاملِ یکی از دوستانِ
خانوادگی ایشان هم میشود؟

01:04:40.161 --> 01:04:42.914
.من از هیچ استثنایی خبر ندارم

01:04:44.165 --> 01:04:46.251
شما کُنت نیستید؟ -
.خیر -

01:04:48.461 --> 01:04:51.423
پس در این صورت در مهمانخانه
... اقامت خواهم کرد

01:04:51.589 --> 01:04:54.509
و از طریقِ نامه، ورودم را
.به بانو مارکیز اطلاع خواهم داد

01:05:47.020 --> 01:05:48.271
!جنابِ کُنت

01:06:05.330 --> 01:06:07.832
!شما دیگر از کجا آمدید؟
آیا ممکن است؟

01:06:07.999 --> 01:06:10.085
.از منزلِ والدینِ‌تان می‌آیم

01:06:11.086 --> 01:06:13.338
.از دروازه‌ی عقبی وارد شدم

01:06:14.089 --> 01:06:17.550
حسی اطمینان‌آمیز داشتم
.که شما مرا خواهید بخشید

01:06:17.801 --> 01:06:20.637
مگر در خانه‌ی پدرم
به شما چیزی نگفتند؟

01:06:20.804 --> 01:06:23.098
.همه چیز را گفتند، محبوبم

01:06:23.807 --> 01:06:26.393
اما من از بی‌گناهی شما
.مطمئن هستم

01:06:28.186 --> 01:06:29.020
!چه؟

01:06:31.564 --> 01:06:33.066
و آنوقت باز هم به اینجا آمدید؟

01:06:33.233 --> 01:06:36.945
،آری آمدم، به رغمِ همه کس و همه چیز
،به رغمِ خانواده تان

01:06:37.112 --> 01:06:40.407
و حتی به رغمِ
.خودِ دوست داشتنی شما

01:06:41.199 --> 01:06:42.158
!بروید

01:06:42.742 --> 01:06:45.787
،«من همانقدر به بی‌گناهیتان اطمینان دارم،
«جولیتا ... که گویی روحم در سینه‌ی شما منزل داشته

01:06:45.954 --> 01:06:47.789
و از تمامِ حقیقت
.آگاه بوده است

01:06:47.956 --> 01:06:48.790
!دست از سرم بردارید

01:06:48.957 --> 01:06:51.001
من به اینجا آمدم
.تا پیشنهادِ ازدواجم را تجدید نمایم

01:06:51.584 --> 01:06:54.337
اگر شما دستتان را
... در دستم بگذارید

01:06:54.546 --> 01:06:55.964
خوشبخت‌ترین
!مردِ عالم خواهم شد

01:06:56.131 --> 01:06:58.300
.فوراً از اینجا بروید
!به شما امر میکُنم

01:07:01.553 --> 01:07:02.762
... دلبندم ... محبوبم

01:07:02.929 --> 01:07:04.597
!حرفم را نشنیدید؟

01:07:04.764 --> 01:07:06.766
پس لااقل بگذارید رازی را
.در گوشِ‌تان فاش سازم

01:07:06.933 --> 01:07:08.768
!نمیخواهم کلمه‌ای بشنوم

01:07:26.661 --> 01:07:27.871
.عصر بخیر

01:07:31.124 --> 01:07:33.627
آیا مأموریتتان موفقیت‌آمیز بود؟

01:07:33.793 --> 01:07:34.586
.خیر

01:07:37.589 --> 01:07:40.300
تصمیم گرفته‌ام برایش نامه نوشته
.و همه چیز را توضیح دهم

01:07:41.009 --> 01:07:43.428
به زودی تمامِ موضوع را
.روشن خواهم ساخت

01:07:43.595 --> 01:07:44.554
!جنابِ کُنت

01:07:45.472 --> 01:07:48.391
متأسفم که میبینم
... شورِ فراوانتان

01:07:48.558 --> 01:07:51.144
عقل و خرد را
!از سرتان به در کرده است

01:07:51.311 --> 01:07:54.481
اما بایستی بدانید
... که خانمِ مارکیز

01:07:54.648 --> 01:07:57.233
در شرفِ انتخاب نمودنِ
.کسی دیگر است

01:08:06.868 --> 01:08:09.454
امضاء کُننده‌ی این آگهی اعلام میدارد"
".بدونِ آنکه خود بداند، آبستن گشته‌ است

01:08:09.621 --> 01:08:12.186
از پدرِ طفلی که وی اکنون باردار است"
".تقاضا میشود خود را معرفی نماید

01:08:12.582 --> 01:08:16.127
به نظرتان  آیا آن مرد
پیدایش خواهد شد؟

01:08:19.464 --> 01:08:21.132
.بدونِ تردید

01:08:30.183 --> 01:08:31.142
... اینک دیگر میدانم

01:08:32.727 --> 01:08:35.146
.چه باید بکُنم

01:08:38.566 --> 01:08:40.902
امیدوارم شما را
.به زودی زیارت کُنم

01:08:41.069 --> 01:08:42.737
.بسی مایه‌ی مسرت خواهد بود

01:08:50.745 --> 01:08:52.455
این را جنابِ سرهنگ
.فرستادند

01:09:10.515 --> 01:09:12.642
حال چه باید کرد؟

01:09:13.685 --> 01:09:15.603
.او بی‌گناه است

01:09:15.854 --> 01:09:18.815
منظورت چیست؟
بی‌گناه؟

01:09:20.191 --> 01:09:22.360
.در خواب چنین شده است

01:09:22.861 --> 01:09:23.987
!در خواب؟

01:09:25.572 --> 01:09:28.199
و آیا ممکن است که
... چنین اتفاقِ هولناکی

01:09:31.828 --> 01:09:33.121
!ای ابله

01:09:41.504 --> 01:09:43.757
!من دیگر دختری ندارم

01:09:48.303 --> 01:09:52.140
هنگامِ انتشارِ
... شماره‌ی بعدی نشریه

01:10:08.198 --> 01:10:10.408
"... «در صورتیکه بانو مارکیز «اُ"

01:10:11.451 --> 01:10:14.079
در روزِ سومِ همین ماه"
"... و رأسِ ساعتِ 11 ظهر

01:10:14.245 --> 01:10:17.540
در منزلِ پدرشان، جنابِ فرماندار"
"... حضور یابند

01:10:19.042 --> 01:10:22.212
مردی که ایشان در جستجویش هستند"
"... پدیدار گشته

01:10:22.379 --> 01:10:25.048
و خود را به پای ایشان"
".خواهد افکند

01:10:25.256 --> 01:10:28.468
،تو را به خدا به من بگو
!با این میخواهی چه کُنی؟

01:10:40.647 --> 01:10:42.440
!ای موجودِ فرومایه

01:10:50.281 --> 01:10:53.034
!ای سالوسِ مکار

01:10:55.120 --> 01:10:57.914
اگر ده برابر
... بی‌حیایی یک فاحشه را

01:10:58.081 --> 01:11:01.042
با ده برابر حیله گری یک روباه
... جمع زنند

01:11:01.209 --> 01:11:03.086
باز هم به گردِ پای این دختر
!نخواهند رسید

01:11:06.172 --> 01:11:08.425
!با آن چهره‌ی معصوم‌نمایش

01:11:08.967 --> 01:11:11.803
و چشمانش
!که به کروبیان می‌ماند

01:11:12.595 --> 01:11:15.015
اما بالفرض که این
،حقه‌ای بیش نباشد

01:11:15.765 --> 01:11:17.517
آیا امید دارد چه منفعتی
از آن حاصل نماید؟

01:11:17.684 --> 01:11:19.144
چه منفعتی از آن حاصل نماید؟

01:11:19.894 --> 01:11:23.648
بی‌شک قصد دارد این ظاهرسازیش را
.تا به پایان ادامه دهد

01:11:24.774 --> 01:11:28.028
او از هم اکنون، افسانه ای را
... که قرار است خودش و آن مرد

01:11:28.194 --> 01:11:32.407
روزِ سومِ همین ماه و رأسِ ساعتِ 11 ظهر
!برایمان تعریف نمایند، از حفظ بلد است

01:11:32.741 --> 01:11:35.785
: و لابد قرار است من هم بگویم
"!فرزندِ عزیزم، من اصلاً نمیدانستم"

01:11:35.952 --> 01:11:38.788
!دعای خیرِ من با تو بادا"
"!لطفا نزدِ ما بازگرد

01:11:39.539 --> 01:11:41.374
گلوله ای به هر مردی
... حرام خواهم کرد

01:11:41.708 --> 01:11:44.169
که روزِ سومِ همین ماه
!از درِ منزلم پا به درون گذارد

01:11:44.919 --> 01:11:46.588
یا شاید بهتر باشد
... نوکرانم را بگویم

01:11:46.796 --> 01:11:48.089
.او را بیرون بیندازند

01:11:51.551 --> 01:11:56.348
اگر قرار باشد از بینِ این دو امرِ باورنکردنی
... یکی را انتخاب کُنم

01:11:58.099 --> 01:12:01.728
ترجیح میدهم به دستِ اسرارآمیزِ تقدیر
... معتقد باشم

01:12:02.395 --> 01:12:05.398
... تا به پستی و رذالتِ دختری

01:12:05.565 --> 01:12:07.651
که تا پیش از این، رفتاری آنچنان
.کامل و بی نقص داشت

01:12:08.818 --> 01:12:10.487
!خواهش دارم سخنی مگو

01:12:11.529 --> 01:12:14.157
دیگر نمیتوانم تحمل کُنم
!کلمه‌ای راجع به آن بشنوم

01:12:19.454 --> 01:12:23.249
،چند روز بعد
... جنابِ فرماندار

01:12:23.416 --> 01:12:26.294
نامه‌ای از سوی مارکیز
.دریافت نمود

01:12:30.757 --> 01:12:32.592
"... پدرِ محترمم"

01:12:34.177 --> 01:12:37.430
از آنجایی که شما"
"... درِ منزلتان را به روی من بسته‌اید

01:12:38.181 --> 01:12:39.975
"... فروتنانه تقاضا دارم"

01:12:40.558 --> 01:12:43.728
مردی که در روزِ سومِ همین ماه"
"... خود را معرفی خواهد نمود

01:12:45.230 --> 01:12:46.898
"...به خانه‌ی من"

01:12:47.899 --> 01:12:49.609
".فرستاده شود"

01:12:53.947 --> 01:12:55.448
... پس عملاً

01:12:57.784 --> 01:13:01.079
قصدِ او، درخواستِ
.بخشش از ما نیست

01:13:02.122 --> 01:13:05.125
اما اگر کُلِ این ماجرا
... نیرنگی بیش نیست

01:13:06.126 --> 01:13:08.712
پس انگیزه‌ی او
چه میتواند باشد؟

01:13:09.337 --> 01:13:10.171
لورنتزو»؟»

01:13:11.423 --> 01:13:12.841
.هیچ فکری به ذهنم خطور نمیکُند

01:13:14.342 --> 01:13:19.180
به من اجازه میدهی چند روزی
به ملکِ ییلاقی بروم؟

01:13:19.889 --> 01:13:23.852
... تا کشف کُنم آیا مردی که با اسمِ ناشناس

01:13:24.019 --> 01:13:27.314
پاسخِ او را در روزنامه داد
.با وی آشنا است یا خیر

01:13:28.315 --> 01:13:30.567
من او را در موقعیتی
... قرار خواهم داد

01:13:32.319 --> 01:13:35.030
که مجبور شود
.دستِ خود را رو کُند

01:13:42.412 --> 01:13:45.373
نمیخواهم هیچ سر و کاری
.با آن دختر داشته باشیم

01:13:50.378 --> 01:13:52.213
،از این رو
... تو را از هر گونه

01:13:54.257 --> 01:13:56.217
... تماس یا رابطه ای

01:13:57.886 --> 01:13:59.596
... با او

01:14:00.472 --> 01:14:01.890
.منع میکُنم

01:14:24.371 --> 01:14:28.541
لئوپاردو»، اسب ها را برای»
... فردا صبح زین و یراق کُن

01:14:29.250 --> 01:14:31.711
.و مرا به ملکِ ییلاقی بِبَر

01:14:31.878 --> 01:14:33.755
هیچکس نباید از این سفر
.مطلع گردد

01:14:33.922 --> 01:14:35.465
.حتی جنابِ فرماندار

01:14:36.633 --> 01:14:38.301
.چَشم، خانم

01:14:40.512 --> 01:14:42.389
!این هم حق‌السکوتت

01:14:54.734 --> 01:14:58.238
بانو مارکیز امر فرموده‌اند
.به هیچکس اجازه‌ی ورود داده نشود

01:15:00.073 --> 01:15:02.158
خودم از دستورِ ایشان
.باخبر هستم

01:15:02.325 --> 01:15:03.952
... برو به مارکیز بگو

01:15:04.160 --> 01:15:06.371
.همسرِ جنابِ سرهنگ آمده است

01:15:06.830 --> 01:15:09.499
.اتلافِ وقت است، خانم

01:15:09.916 --> 01:15:13.336
بانو مارکیز آرزوی هم‌صحبتی
!با هیچکس را بر روی کره‌ی زمین ندارند

01:15:13.503 --> 01:15:15.422
.اما من مادرش هستم

01:15:15.588 --> 01:15:17.340
!بشتاب
!برو دیگر

01:15:41.156 --> 01:15:42.824
!دخترم

01:16:12.479 --> 01:16:14.356
!مادرِ عزیزتر از جانم

01:16:18.151 --> 01:16:20.320
افتخارِ شادی گرانمایه‌ی
... ملاقاتِ شما را

01:16:20.779 --> 01:16:24.616
به کدامین بخت و اقبالِ
مساعد مدیونم؟

01:16:26.242 --> 01:16:27.494
... من به اینجا آمده‌ام

01:16:29.204 --> 01:16:30.830
... تا از رفتارِ وحشیانه‌ای

01:16:30.997 --> 01:16:35.001
که در بیرون راندنت از منزلمان
.مرتکب شدیم، از تو بخشایش بطلبم

01:16:35.168 --> 01:16:36.503
بخشایش؟

01:16:36.711 --> 01:16:38.880
.آری، بخشایش

01:16:40.215 --> 01:16:43.969
... هنگامی که ما در روزنامه

01:16:44.135 --> 01:16:46.638
پاسخی که به آگهی تو
... داده شد را مشاهده نمودیم

01:16:46.805 --> 01:16:49.140
... من و پدرت

01:16:49.307 --> 01:16:51.059
... به بی‌گناهیت

01:16:51.309 --> 01:16:54.020
.ایمان آوردیم

01:16:55.772 --> 01:16:58.274
... اما باید این را هم بگویم

01:16:59.150 --> 01:17:00.819
... که مردِ موردِ بحث

01:17:01.027 --> 01:17:03.238
... در میانِ شگفتی و مسرتِ فراوانِ ما

01:17:03.405 --> 01:17:06.157
.دیروز شخصاً به منزلمان آمد

01:17:09.369 --> 01:17:10.495
او که بود؟

01:17:13.623 --> 01:17:15.959
"کدام مرد "شخصاً
نزدتان آمد؟

01:17:16.376 --> 01:17:20.046
!همان نویسنده‌ی جوابیه دیگر

01:17:20.422 --> 01:17:24.217
همان کسی که در تقاضایت
.او را خطاب قرار داده بودی

01:17:24.676 --> 01:17:27.220
اما آخر او کیست؟

01:17:29.180 --> 01:17:30.640
او کیست؟

01:17:34.978 --> 01:17:37.439
حدس زدنش را
.به خودت واگذار میکُنم

01:17:37.856 --> 01:17:40.400
... تصور کُن که دیروز

01:17:40.734 --> 01:17:44.029
هنگامی که مشغولِ صرفِ چای و بحث کردن ...
راجع به جوابیه‌ی چاپ شده در روزنامه بودیم

01:17:44.195 --> 01:17:46.072
مردی که همگی با وی
... به خوبی آشنا هستیم

01:17:46.239 --> 01:17:49.534
نومید و دیوانه‌وار
،به درونِ اتاق هجوم آورد

01:17:50.285 --> 01:17:53.413
و خود را اول به پای پدرت
.و سپس به پای من افکند

01:17:53.580 --> 01:17:56.958
هیچ نمیدانستیم باید چه بکُنیم، پس او را
.مصرانه به حرف زدن و توضیح وادار ساختیم

01:17:57.125 --> 01:17:58.418
... و او به ما گفت

01:17:58.585 --> 01:18:01.671
،که دچارِ عذابِ وجدان شده است

01:18:01.921 --> 01:18:03.632
... زیرا او همان پست‌فطرتی‌ست

01:18:03.798 --> 01:18:06.426
.که از مارکیز سوء استفاده نموده است

01:18:06.593 --> 01:18:09.763
گفت خود نیک میداند
... که این جنایتش شایانِ چگونه مجازاتی‌ست

01:18:10.180 --> 01:18:13.141
... و اگر قرار بر انتقام‌گیری باشد

01:18:13.308 --> 01:18:14.559
... او آمده است

01:18:14.726 --> 01:18:17.020
.تا خود را تسلیم سازد

01:18:20.231 --> 01:18:21.524
او که بود؟

01:18:21.691 --> 01:18:23.985
که بود؟ که بود؟
فقط به من بگویید او که بود؟

01:18:24.152 --> 01:18:28.490
،همانطور که گفتم
،مردی جوان و مبادی آداب

01:18:28.657 --> 01:18:30.450
شخصی که هیچگاه
... به ذهن خطور نمیکرد

01:18:30.617 --> 01:18:33.870
قادر باشد
.دست به چنین عملِ کریهی بزند

01:18:34.037 --> 01:18:36.539
از چیزی که میخواهم بگویم
.وحشتزده مشو، دخترم

01:18:36.706 --> 01:18:40.460
... اما او از طبقاتِ پایینِ اجتماع است

01:18:41.878 --> 01:18:46.091
و لذا به هیچ عنوان، کیفیاتی که وی را
.شایسته‌ی همسری آینده‌ی تو بکُند، دارا نیست

01:18:46.257 --> 01:18:48.885
،مگر چه تفاوتی دارد
مادرِ عزیزم؟

01:18:49.135 --> 01:18:53.431
،اکنون که خود را پیش از انداختن به پای من
... به پای شما افکنده است، پس نمیتواند

01:18:53.598 --> 01:18:54.933
.بکُلی ناشایسته باشد

01:18:55.684 --> 01:18:58.061
اما او کیست؟

01:18:58.853 --> 01:19:00.689
نمیخواهید به من بگویید؟

01:19:01.147 --> 01:19:02.357
... خُب راستش

01:19:04.109 --> 01:19:06.444
... او «لئوپاردو» است

01:19:06.611 --> 01:19:08.405
.نوکرمان

01:19:09.114 --> 01:19:12.117
،همانطور که احتمالاً توجه کرده‌ای
... او را همراهم آورده‌ام

01:19:12.283 --> 01:19:15.078
تا به عنوانِ دامادِ آینده
.به تو معرفی نمایم

01:19:24.170 --> 01:19:25.839
نگرانیت از چه بابت است؟

01:19:26.589 --> 01:19:29.009
مگر به اینکه او باشد
شک و تردیدی داری؟

01:19:35.056 --> 01:19:36.224
چگونه، کجا، کِی؟

01:19:36.391 --> 01:19:38.601
او میخواهد این را
.فقط به خودت فاش کُند

01:19:38.977 --> 01:19:41.813
او گفت شرمساری و عشقِ فراوانی
... که در دل دارد

01:19:43.898 --> 01:19:47.485
،صحبت کردن راجع به این موضوع را
.مگر با تو، برایش غیرِ ممکن میسازد

01:19:47.652 --> 01:19:50.071
اگر مایل باشی
... به اتاقِ انتظار برویم

01:19:50.238 --> 01:19:53.616
همانجا که او اینک
.با قلبی مرتعش منتظرت است

01:19:53.783 --> 01:19:55.160
و ببین آیا میتوانی
... رازِ پنهانش را

01:19:55.327 --> 01:19:57.412
از سینه‌اش بیرون بکِشی؟

01:19:58.747 --> 01:19:59.831
!آه، خداوندا

01:20:01.791 --> 01:20:04.294
... شبی که ارگ فتح گردید

01:20:04.461 --> 01:20:05.587
... او آنجا بود

01:20:06.546 --> 01:20:09.758
همان وقتی که به من
.داروی خواب‌آور خورانده شد

01:20:10.091 --> 01:20:12.010
.وی به من خیره گشته بود

01:20:13.553 --> 01:20:15.138
!پس او بوده است

01:20:20.810 --> 01:20:22.479
آخر چرا به فکرِ خودم
خطور نکرد؟

01:20:22.646 --> 01:20:24.272
!قطعاً کارِ او بوده است

01:20:28.234 --> 01:20:30.111
!ای نامرد

01:20:34.616 --> 01:20:37.619
!ای موجودِ پلید

01:20:41.748 --> 01:20:44.501
استدعا دارم به او
.اجازه‌ی ورود مدهید

01:20:44.960 --> 01:20:47.462
!آه، دخترم

01:20:48.672 --> 01:20:51.883
!آه، دخترِ شگفت انگیزِ خودم

01:20:52.258 --> 01:20:55.387
!و وای بر مادرِ فرومایه‌ی تو

01:20:57.847 --> 01:21:00.600
موضوع چیست، مادر؟

01:21:02.268 --> 01:21:04.104
... میخواهم بدانی

01:21:04.270 --> 01:21:07.774
... تویی که پاک‌تر از فرشتگان هستی

01:21:07.941 --> 01:21:11.319
بدانی که هیچکدام از سخنانی
.که به تو گفتم حقیقت نداشت

01:21:12.028 --> 01:21:15.657
روحِ من آنچنان فاسد است
... که چنین معصومیتی را

01:21:15.824 --> 01:21:17.617
... که از شخصیتِ تو متشعشع است

01:21:17.784 --> 01:21:19.911
.محال میپنداشت

01:21:20.078 --> 01:21:23.957
پس نیاز داشتم این
... حقه‌ی شرم‌آور را اجرا کُنم

01:21:24.124 --> 01:21:26.584
.تا خود را قانع سازم

01:21:29.963 --> 01:21:31.631
!مادرِ عزیزتر از جانم

01:21:32.132 --> 01:21:35.051
نه، از جایم
... تکان نخواهم خورد

01:21:36.720 --> 01:21:38.847
... مگر آنکه بگویی

01:21:39.014 --> 01:21:41.933
.رفتارِ شریرانه‌ی مرا میبخشی

01:21:42.100 --> 01:21:45.312
!آه، ای قدیسه

01:21:45.478 --> 01:21:47.230
!من؟
!شما را ببخشم؟

01:21:47.564 --> 01:21:50.567
.مادر، برخیزید
.التماستان میکُنم

01:21:50.942 --> 01:21:53.194
اما اول به من بگو
... آیا میتوانی

01:21:53.361 --> 01:21:54.863
دوباره مرا
... دوست داشته و محترم بدانی

01:21:55.030 --> 01:21:58.283
همانگونه که پیشتر داشتی؟

01:22:01.911 --> 01:22:03.580
... مادرِ گران‌قدرم

01:22:04.497 --> 01:22:06.499
عشقی که من به شما
... احساس میکُنم

01:22:06.666 --> 01:22:09.002
.هرگز از قلبم نخواهد رفت

01:22:10.253 --> 01:22:14.966
،آخر چه کسی میتوانست حرفم را باور کُند
آن هم در چنان شرایطِ نامتعارفی؟

01:22:15.300 --> 01:22:19.262
و اینک بسیار شادمانم که شما عاقبت
.به بی‌گناهیم ایمان آورده‌اید

01:22:23.808 --> 01:22:25.018
... از حالا به بعد

01:22:28.938 --> 01:22:31.149
... خودم نوکریت را خواهم کرد

01:22:31.316 --> 01:22:32.525
!عزیزترینم

01:22:36.446 --> 01:22:39.115
باید با حضورت خانه‌مان را
.نور‌باران نمایی

01:22:40.325 --> 01:22:43.912
،مادامی که زنده هستم
.دیگر هرگز تو را ترک نخواهم گفت

01:22:45.705 --> 01:22:47.874
به خاطرت تمامِ دنیا را
!به مبارزه خواهم طلبید

01:22:48.959 --> 01:22:52.462
این ننگِ تو برای من
!افتخاری خواهد بود

01:22:53.713 --> 01:22:56.716
فقط کافی‌ست که دوباره
.مرا دوست داشته باشی

01:23:11.564 --> 01:23:13.274
!بسیار خوش‌تیپ است

01:23:14.067 --> 01:23:17.278
!چه حیف که آن مرد، او نیست -
!مادر جان -

01:23:19.322 --> 01:23:21.241
!شاید هم خودش باشد

01:23:21.700 --> 01:23:22.867
.البته مزاح میکُنم

01:23:23.034 --> 01:23:24.411
!مزاح مکُنید

01:23:24.577 --> 01:23:28.623
خدا میداند عاقبت روزِ سومِ ماه و رأسِ ساعتِ 11
ظهر !سر و کله ی چه کسی در منزلمان پیدا خواهد شد؟

01:23:37.090 --> 01:23:39.509
!جداً به «توماسِ قدیس» می‌ماند از حواریونِ مسیح که بخاطرِ شک به معجزه ی زنده شدنِ
مسیح] شهرت دارد و تا خود در زخم‌های مسیح دست نبُرد [.باور نکرد که مسیح زنده شده است

01:23:40.385 --> 01:23:42.721
!آنچنان «توماسِ» شکاکی است که نگو

01:23:43.722 --> 01:23:47.350
قانع کردنش، یک ساعت
!به طول انجامید

01:23:47.684 --> 01:23:49.769
و حالا نشسته
!و دارد گریه میکُند

01:23:51.855 --> 01:23:54.858
به نظرت چه کسی برای گریستن
!بیشترین دلیل را دارد؟

01:23:55.066 --> 01:23:56.318
منظورتان پدر است؟

01:23:56.484 --> 01:23:57.694
!به طفلی می‌ماند

01:23:58.611 --> 01:24:01.740
اگر اشک از گونه‌های خودم نیز
... جاری نشده بود

01:24:01.906 --> 01:24:04.701
،به محضِ اینکه از اتاق پا بیرون گذاشتم
!قاه‌ قاه خنده را سر داده بودم

01:24:04.868 --> 01:24:06.286
تمامش بخاطرِ من؟

01:24:06.453 --> 01:24:07.829
آنوقت مرا بگو
!که اینجا نشسته‌ام

01:24:07.996 --> 01:24:09.331
.همینجا بمان

01:24:12.167 --> 01:24:15.879
اصلاً چرا آن نامه را
به من دیکته نمود؟

01:24:17.172 --> 01:24:19.049
... اگر خودش اینجا نزدِ تو نیاید

01:24:19.215 --> 01:24:21.551
!دیگر نه من، نه او

01:24:21.718 --> 01:24:23.053
!اما آخر مادرِ عزیزم

01:24:23.219 --> 01:24:24.471
!من کوتاه نخواهم آمد

01:24:25.221 --> 01:24:26.890
چرا آن تپانچه را شلیک نمود؟

01:24:27.057 --> 01:24:29.559
!التماستان میکُنم -
!نه، نباید بروی -

01:24:31.561 --> 01:24:35.440
،اگر همین امشب نزدِ تو نیاید
.فردا همراهت این خانه را ترک خواهم گفت

01:24:35.607 --> 01:24:37.817
!اما این بی‌رحمانه و غیرِ‌منصفانه است

01:24:39.486 --> 01:24:41.696
.خاموش باش
!خودش است

01:24:45.283 --> 01:24:47.702
... گویی پُشتِ در است

01:24:49.120 --> 01:24:49.913
و زاری میکُند؟

01:24:50.080 --> 01:24:51.331
.البته

01:24:52.082 --> 01:24:54.542
.میخواهد به او اجازه‌ی ورود دهیم

01:24:54.709 --> 01:24:55.627
!بگذارید بروم

01:24:55.794 --> 01:24:58.463
... جولیتا»، اگر مرا دوست داری»

01:24:59.798 --> 01:25:01.383
!همینجا که هستی بمان

01:25:12.686 --> 01:25:14.437
!پدرِ عزیزم

01:25:15.397 --> 01:25:17.649
!از جایت تکان مخور
!مگر نشنیدی چه گفتم؟

01:25:20.276 --> 01:25:22.278
او به تو یک معذرت‌خواهی
.بدهکار است

01:25:23.530 --> 01:25:25.573
چرا باید آنطور خشن
رفتار میکرد؟

01:25:26.282 --> 01:25:28.118
و چرا باید آنطور
لجاجت به خرج میداد؟

01:25:29.786 --> 01:25:32.455
.من عاشقش هستم
.اما عاشقِ تو نیز هستم

01:25:33.623 --> 01:25:35.917
،برایم محترم است
.اما تو نیز به همچنین

01:25:36.626 --> 01:25:39.296
و اگر قرار باشد از بینِ شما
... یکی را انتخاب کُنم

01:25:39.462 --> 01:25:41.214
.تو را برمی‌گُزینم

01:25:42.590 --> 01:25:44.259
!آه، پروردگارا

01:25:57.522 --> 01:25:59.566
!حتی نمیتواند صحبت کُند

01:26:05.071 --> 01:26:06.281
!پدر

01:26:09.409 --> 01:26:10.618
!آرام بگیرید

01:26:11.703 --> 01:26:13.121
!خواهش میکُنم

01:26:15.915 --> 01:26:17.208
.بنشینید

01:26:22.047 --> 01:26:24.215
!دنده‌ش هم نرم

01:26:25.091 --> 01:26:27.510
.حالا دیگر معقول رفتار خواهد کرد

01:26:36.269 --> 01:26:38.688
،«لئوپاردو»
... به آشپزخانه برو

01:26:38.855 --> 01:26:41.274
و برای جنابِ سرهنگ
.خوراکی سبک مهیا ساز

01:26:41.298 --> 01:27:01.298
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:27:47.590 --> 01:27:50.260
!اینطور قیافه مگیر

01:28:07.402 --> 01:28:09.446
... اگر آن شخص

01:28:09.612 --> 01:28:12.365
... از طبقه‌ی ممتاز باشد

01:28:14.034 --> 01:28:16.870
ما همگی، و حتی برادرت
... با ازدواجِ شما

01:28:18.038 --> 01:28:19.914
.موافق خواهیم بود

01:28:20.248 --> 01:28:22.834
و هر کاری که در توانمان باشد
... خواهیم کرد

01:28:23.627 --> 01:28:25.754
.تا خوشبختیت را تأمین نماییم

01:28:27.631 --> 01:28:30.925
اما اگر از طبقه‌ی
... آنچنان پایینی باشد

01:28:32.052 --> 01:28:35.847
که حتی با وجودِ
... کمکِ مالی ما نیز

01:28:36.222 --> 01:28:39.267
به شکلی چشمگیر، همچنان در موقعیتی
... پست‌تر نسبت به تو باقی بماند

01:28:39.434 --> 01:28:41.895
.با عروسی مخالف خواهیم بود

01:28:42.604 --> 01:28:44.856
... میتوانی نزدِ خودمان بمانی

01:28:45.357 --> 01:28:47.275
و ما طفلت را
.به فرزندی خواهیم پذیرفت

01:28:51.029 --> 01:28:54.074
از یک سو، به هیچ وجه نمیخواهم
،قولی که داده‌ام را زیرِ پا بگذارم

01:28:54.658 --> 01:28:56.034
،و از سوی دیگر
... مایلم که فرزندم

01:28:56.201 --> 01:28:58.953
،به هر قیمتی هم که برایم تمام شود
.صاحبِ پدر گردد

01:29:01.289 --> 01:29:04.292
مشروط بر آنکه آن شخص
!فرومایه‌ای تمام عیار نباشد

01:29:08.672 --> 01:29:10.924
.از حضورتان رخصت میطلبم

01:29:20.600 --> 01:29:22.894
شاید اوضاع، چندان هم بد
.از آب درنیاید

01:29:23.520 --> 01:29:28.108
زیرا یک شخصِ عامی، مشکل
.به آگهی روزنامه پاسخ میگفت

01:29:28.525 --> 01:29:32.988
اما سبکِ نوشتارش
!بسیار به کُنتِ دلاورِ ما شباهت داشت

01:29:33.405 --> 01:29:34.614
!خاموش شو

01:29:35.323 --> 01:29:39.536
جنابِ کُنت، شخصی
.ورای سوءظن است

01:29:40.996 --> 01:29:42.622
!آخر چطور جرأت میکُنی؟

01:29:44.165 --> 01:29:45.959
اگر تا این اندازه
!احساسِ اطمینان داری، باشد

01:29:46.584 --> 01:29:50.630
،موضوع بر سرِ "احساس" نیست
.بلکه بر سرِ استنتاجِ منطقی است

01:29:51.589 --> 01:29:55.510
نمیتوان بطورِ همزمان یک خانم را نجات داد
.و در عینِ حال از او سوءاستفاده نمود

01:29:55.677 --> 01:29:57.929
او قطعاً نمیتوانست تمامِ طولِ شب را
... برای خاموش ساختنِ آتش بجنگد

01:29:58.096 --> 01:29:59.806
و از آن سو، دور و برِ
!بسترِ من پرسه بزند

01:30:00.974 --> 01:30:03.852
امکان ندارد کسی که فردا رأسِ ساعتِ 11
... خود را معرفی می‌نماید

01:30:04.019 --> 01:30:05.770
!جنابِ کُنت باشد

01:30:09.566 --> 01:30:14.362
روزِ بعد، موعدِ هراس‌انگیزِ
... سومِ ماه بود

01:30:15.071 --> 01:30:17.032
... مناسب‌تر این است

01:30:18.074 --> 01:30:20.785
.که ما تو را تنها بگذاریم

01:30:20.952 --> 01:30:23.955
خیر، بهتر این است که
.همگی با هم منتظرش بمانیم

01:30:24.372 --> 01:30:27.667
من هیچ رازی ندارم
.که با این شخص در میان بگذارم

01:30:29.044 --> 01:30:31.880
،پس حال که مایل هستی نزدت بمانیم
... جولیتا»ی عزیز»

01:30:32.047 --> 01:30:35.133
.من به خواهشت تسلیم میشوم

01:30:35.550 --> 01:30:38.178
... اما حضورِ پدرت

01:30:38.345 --> 01:30:40.889
،و نیز برادرت
.نمیتواند کارِ درستی باشد

01:31:26.768 --> 01:31:27.686
!جنابِ کُنت

01:31:30.355 --> 01:31:32.774
!در را قفل کُن
!بگو ما خانه نیستیم

01:31:37.904 --> 01:31:39.614
!«خواهش میکُنم، «جولیتا

01:31:42.158 --> 01:31:44.035
مگر ما منتظرِ چه کسی بودیم؟

01:31:44.202 --> 01:31:45.996
!قطعاً منتظرِ او نبودیم

01:31:46.496 --> 01:31:47.998
پس منتظرِ
!چه کسِ دیگری بودیم؟

01:31:48.707 --> 01:31:50.959
!ما چقدر ابله هستیم

01:31:52.335 --> 01:31:54.254
!آخر چه کسی مگر او؟

01:31:59.009 --> 01:32:02.721
!دارم دیوانه میشوم، مادر

01:32:11.604 --> 01:32:14.524
!دخترکِ بداقبالِ من
بیش از این چه میخواهی؟

01:32:15.608 --> 01:32:17.569
... مگر اتفاقی رُخ داده

01:32:17.736 --> 01:32:20.155
که انتظارش را نداشتی؟

01:32:23.366 --> 01:32:26.453
!بانوی عزیز، مهربان و رئوف

01:32:26.619 --> 01:32:28.997
!برخیزید، جنابِ کُنت
!لطفاً برخیزید

01:32:32.751 --> 01:32:34.628
.کاری کُنید آرامش بیابد

01:32:35.211 --> 01:32:37.130
و آنوقت همگی
... آشتی خواهیم کرد

01:32:38.256 --> 01:32:40.842
و همه چیز بخشیده
.و فراموش خواهد شد

01:33:03.907 --> 01:33:05.408
!گُم ‌شوید

01:33:06.034 --> 01:33:07.494
!گُم ‌شوید! گُم‌ شوید

01:33:09.329 --> 01:33:12.832
مرا بگو که آماده‌ی
... دیدنِ ناکسی فرومایه بودم

01:33:15.168 --> 01:33:16.878
... نه دیدنِ

01:33:18.171 --> 01:33:20.006
!خودِ شیطان

01:33:23.510 --> 01:33:24.970
!سرهنگ را خبر کُنید

01:33:28.890 --> 01:33:30.350
... من با این مرد، پدر

01:33:30.976 --> 01:33:33.103
.هرگز نمیتوانم ازدواج کُنم

01:33:41.695 --> 01:33:43.279
مگر چه شد؟

01:33:43.446 --> 01:33:45.490
!مپرس

01:33:51.037 --> 01:33:52.872
... این مردِ جوان

01:33:53.623 --> 01:33:57.002
،از عملی که مرتکب گشته
.صادقانه پشیمان است

01:33:59.379 --> 01:34:01.965
... دعای خیرت را نثارش کُن

01:34:02.716 --> 01:34:05.760
و آنوقت همه چیز
.ختمِ به خیر خواهد شد

01:34:25.113 --> 01:34:28.616
باشد که خشم و لعنتِ پروردگار
!شاملِ حالت نگردد

01:34:31.995 --> 01:34:34.622
میخواهی کِی عروسی کُنی؟

01:34:34.789 --> 01:34:35.749
!فردا

01:34:36.499 --> 01:34:37.709
!فردا

01:34:38.043 --> 01:34:39.919
یا اگر میخواهی
!همین امروز

01:34:42.047 --> 01:34:45.342
از آنجایی که کُنت
... برای جبرانِ خطایش

01:34:45.508 --> 01:34:47.719
چنان حمیتی از خود
... نشان داد

01:34:48.637 --> 01:34:51.973
قطعاً زودترین تاریخِ ممکن را
.ترجیح خواهد داد

01:34:54.517 --> 01:34:56.561
... پس افتخارِ زیارتِ‌تان را

01:34:57.646 --> 01:35:01.524
فردا ساعتِ 11 ظهر، در کلیسای
.سن آگوستین» خواهم یافت»

01:35:02.859 --> 01:35:04.486
.بیا به نزدِ «جولیتا» برویم

01:35:18.166 --> 01:35:22.087
آخر چرا فکر میکُنی که کُنت
!بدترین آدمِ روی زمین است؟

01:35:25.340 --> 01:35:29.219
.جولیتا»، لطفاً توضیح بده»

01:35:33.306 --> 01:35:35.100
.میخواهم تنها باشم

01:35:35.266 --> 01:35:40.730
جولیتا»، مگر فراموش کرده‌ای؟»
.تو قرار است مادر شوی

01:35:42.732 --> 01:35:45.735
اکنون لازم است بیشتر
.به فکرِ خودم باشم تا به فکرِ طفل

01:35:49.239 --> 01:35:52.784
به هیچ روی و هرگز
!با وی ازدواج نخواهم کرد

01:35:53.410 --> 01:35:56.079
ولی تو باید
.به قولت عمل کُنی

01:35:57.706 --> 01:36:00.458
: من با او قراری خواهم گذاشت

01:36:00.917 --> 01:36:04.754
او باید از تمامی حقوقش به عنوانِ شوهر
... دست بشوید

01:36:04.921 --> 01:36:08.591
اما تمامی وظایفی که
.بر عهده دارد را انجام دهد

01:36:10.260 --> 01:36:12.679
این تو را راضی میکُند؟

01:36:24.649 --> 01:36:26.568
... پس من فردا

01:36:26.776 --> 01:36:30.613
ساعتِ 11 ظهر، در کلیسای
.سن آگوستین» حضور خواهم یافت»

01:36:39.331 --> 01:36:41.374
... من در برابرِ قادرِ مطلق

01:36:43.043 --> 01:36:44.252
... شما را

01:36:45.670 --> 01:36:47.756
.به همسری خود میپذیرم

01:36:49.758 --> 01:36:51.635
... من در برابرِ قادرِ مطلق

01:36:52.135 --> 01:36:53.428
... شما را

01:36:54.054 --> 01:36:55.805
.به همسری خود میپذیرم

01:37:23.625 --> 01:37:25.460
،کُنت

01:37:25.627 --> 01:37:29.089
انتظار دارم شما را هر از گاهی
.در منزلم و در کنارِ دخترم ببینم

01:37:29.381 --> 01:37:30.423
.متشکرم

01:37:45.772 --> 01:37:49.484
کُنت در شهر
.آپارتمانی اختیار کرد

01:37:49.651 --> 01:37:53.238
و چندین ماه را
... در همانجا گذرانید

01:37:53.405 --> 01:37:57.283
بدونِ آنکه به عمارتِ فرماندار
.پا بگذارد

01:37:57.450 --> 01:38:00.495
اما پس از غسلِ تعمیدِ
... فرزندِ پسرشان

01:38:00.704 --> 01:38:05.208
او مکرراً به منزلِ ایشان
.دعوت گردید

01:38:41.286 --> 01:38:42.954
.شب بخیر -
.شب بخیر -

01:38:45.415 --> 01:38:46.875
!کُنتس

01:38:48.752 --> 01:38:51.004
اجازه هست چند کلمه‌ای
با شما صحبت کُنم؟

01:39:01.056 --> 01:39:02.807
.لطفاً مهراسید

01:39:03.642 --> 01:39:06.186
نمیخواهم از شما
... تقاضای بخشایش نمایم

01:39:06.353 --> 01:39:08.104
.یا مصدعِ‌تان گردم

01:39:08.938 --> 01:39:11.650
اما بایستی بدانید
... که تحقیرتان نسبت به من

01:39:12.359 --> 01:39:15.236
،برایم هولناک‌ترین مجازات است

01:39:15.904 --> 01:39:18.031
.حتی بدتر از مرگ

01:39:18.907 --> 01:39:21.242
اما عاشقتان هستم
... و همه چیز را

01:39:21.409 --> 01:39:24.412
تا هر وقت که میل داشته باشید
.با من بکُنید، تحمل خواهم کرد

01:39:26.498 --> 01:39:28.249
.اینک دیگر رفعِ زحمت میکُنم

01:39:29.250 --> 01:39:30.585
.شب بخیر

01:40:10.000 --> 01:40:13.670
"من همه چیز را راجع به آن "قو
.به شما نگفته‌ام

01:40:16.798 --> 01:40:20.885
... همان قویی که هنگامِ تب‌دار بودنم

01:40:21.052 --> 01:40:23.430
شما را با ذکرِ تصویرش
.گیج و سردرگم ساختم

01:40:25.432 --> 01:40:27.892
.نامش «تینکا» بود

01:40:28.059 --> 01:40:31.688
،وقتی بچه بودم
.روزی به سویش گِل پرتاب کردم

01:40:32.647 --> 01:40:37.819
،قو به درونِ آب شیرجه رفت و در حالیکه قطراتِ آب او را
شستشو داده بود .سفید و درخشان دوباره به سطحِ آب بالا آمد

01:40:38.069 --> 01:40:40.613
هنگامِ تب‌دار بودنم
.شما را میدیدم

01:40:41.197 --> 01:40:45.368
میدیدم که میانِ امواجِ آتش شناورید
!«و من فریاد برمی‌آوردم : «تینکا

01:40:46.119 --> 01:40:48.413
اما نمیتوانستم توجه شما را
.جلب نمایم

01:40:48.955 --> 01:40:50.540
... در عینِ حال، به نظر میرسید

01:40:50.707 --> 01:40:53.752
که از شنا کردن و گردن افراشتن
.لذتی وافر می‌برید

01:41:01.468 --> 01:41:02.677
!«تینکا»

01:41:05.055 --> 01:41:06.598
!«جولیتا»

01:41:13.313 --> 01:41:15.899
... شما حاضر بودید

01:41:16.566 --> 01:41:21.613
،بخاطرِ اجابت نمودنِ قوانینِ بی‌اساسِ جهان
... هر ناکسِ فرومایه‌ای که از راه میرسید را

01:41:21.821 --> 01:41:23.490
.بپذیرید

01:41:24.366 --> 01:41:26.076
... پس چرا چنان از من میگریزید

01:41:26.242 --> 01:41:28.036
که گویی از شیطان؟

01:41:28.912 --> 01:41:31.790
من هرگز شما را
... همچون شیطان نمیدیدم

01:41:33.124 --> 01:41:36.378
اگر هنگامی که بارِ اول
... چشمم به چشمتان افتاد

01:41:36.795 --> 01:41:40.465
همچون یک فرشته
!به نظرم نمیرسیدید

01:41:47.347 --> 01:41:51.601
... و صفِ طویلی از نوزادانِ روس‌تبار

01:41:51.768 --> 01:41:56.272
.از پی تولدِ اولین کودک آمد
«هاینریش فون کلایست»

01:41:56.296 --> 01:42:16.296
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.