﻿WEBVTT

00:00:39.207 --> 00:00:59.207
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:08.208 --> 00:01:16.000
من درباره برادرم به شما خواهم گفت
برادرم، يوناتان شيردل

00:01:21.083 --> 00:01:26.792
اون تقريبا شبيه يه داستان تخليه
ودرعين حال همش واقعيه

00:01:26.958 --> 00:01:31.292
اما فقط يوناتان و من اون رو ميدونيم

00:01:31.458 --> 00:01:36.500
هرکسي در تمام شهر يوناتان رو دوست داره

00:01:36.667 --> 00:01:44.208
اسم يوناتان در اصل شير بوده
درست مثل مامان و من

00:01:44.375 --> 00:01:50.500
اسم من 'کارل' است
يوناتان من رو 'پيراشکي' صدا ميزنه

00:01:50.667 --> 00:01:57.417
خودش ميگه فقط به خاطر اينه که پيراشکي خيلي دوست داره

00:02:00.000 --> 00:02:06.500
اون روزي که من متوجه شدم که در حال مرگم

00:02:06.667 --> 00:02:11.333
اين رو يکي از خانمهايي که مامانم براش لباس ميدوخت گفت

00:02:29.333 --> 00:02:36.083
چي شده پيراشکي؟ ناراحتي؟
آره

00:02:46.917 --> 00:02:51.583
يوناتان، تو ميدوني که من دارم ميميرم؟

00:02:56.250 --> 00:03:00.042
آره، ميدونم

00:03:00.208 --> 00:03:07.500
چقدر ميتونه ترسناک باشه که بعضي از ما
قبل از اينکه ده سالمون بشه بايد بميريم

00:03:10.750 --> 00:03:16.250
ميدوني چيه پيراشکي؟
من فکر ميکنم که اون بد نيست

00:03:16.417 --> 00:03:21.750
بده که يه جا بيفتي
و نتوني هيچ کاري بکني، اينطور نيست؟

00:03:21.917 --> 00:03:25.500
اون فقط جسمه توست که روي زمين ميمونه

00:03:25.667 --> 00:03:30.750
روح تو به يه جاي ديگه پرواز ميکنه،
يه جاي دور

00:03:30.917 --> 00:03:35.208
کجا؟

00:03:35.375 --> 00:03:42.542
به نانگيالا-
نانگيالا..؟-

00:03:42.708 --> 00:03:50.792
يه جايي فراتر از ستاره ها. زمان هم مثل زمان
قصه هاست

00:03:50.958 --> 00:03:59.292
تو اونجا همه جور ماجرا رو تجربه ميکني
و از دراز کشيدن و مريض بودن بهتره

00:04:00.917 --> 00:04:07.417
توي نانگيالا تو قوي و سلامت ميشي

00:04:48.875 --> 00:04:57.042
ممکنه بعضي شبها از نانگيالا پرواز کني تا بياي من رو ببيني

00:04:57.208 --> 00:05:05.250
و کنار پنجره ميشيني،
مثل يه کبوتر سفيد برفي

00:05:05.417 --> 00:05:10.083
پيراشکي، پاشو عسل جوشونده تو بخور

00:05:12.583 --> 00:05:19.458
يوناتان، من ميترسم
من نميخوام برم نانگيالا

00:05:19.625 --> 00:05:23.417
ميخوام اينجا پيش تو باشم

00:05:30.125 --> 00:05:37.333
تو ممکنه تا نودسالگي زندگي کني
اونوقت من مجبورم تا اون موقع اونجا صبر کنم

00:05:37.500 --> 00:05:42.583
آره، اما حتي اگه من نود سالم هم بشه

00:05:42.750 --> 00:05:50.708
اون براي تو مثل دوروز ميمونه
و تو ميتوني دوروز تنهايي رو تحمل کني، نميتوني؟

00:05:50.875 --> 00:05:57.917
از درختا بالا ميري،
و يه آتيش براي خودت درست ميکني

00:05:58.083 --> 00:06:02.208
ميتوني کنار برکه ماهيگيري کني

00:06:02.375 --> 00:06:11.375
و ناگهان، تا به خودت مياي
من پرواز کنان ميرسم

00:06:11.542 --> 00:06:18.667
محشر نبود که تو قبل از من اونجا بودي، و اول ماهيگيري مي کردي؟

00:06:18.833 --> 00:06:23.208
و من پرواز کنان ميومدم

00:06:23.375 --> 00:06:31.167
راست ميگي، چه فايده داره من نود سال بدون پيراشکي روي
زمين زندگي کنم؟

00:06:35.625 --> 00:06:40.042
خوب، اين چيزيه که ما تصور ميکنيم
اما اين موضوع رو عوض نميکنه

00:07:13.500 --> 00:07:17.875
يوناتان حالا در نانگيالاست

00:07:18.042 --> 00:07:24.792
ما پريديم
من زنده موندم، ولي يوناتان نه

00:07:29.875 --> 00:07:33.417
يوناتان شير عزيزم

00:07:33.583 --> 00:07:39.875
نبايد اسمت واقعا اين مي بود
يوناتان شيردل؟

00:07:40.042 --> 00:07:47.750
وقتي ما در مورد شاه شجاع انگليسي ريچارد شيردل مي خونيم

00:07:47.917 --> 00:07:53.583
من توي مراسم خاکسپاري يوناتان نبودم
من خيلي مريض بودم

00:07:53.750 --> 00:07:57.417
معلم قديمي مدرسه براي اون سخنراني کرد

00:07:57.583 --> 00:08:05.583
خيلي خوب بود که او اون بخش در مورد شيردل بودن رو گفت
واقعا خوب بود

00:08:07.708 --> 00:08:13.958
من ميترسم
نکنه نانگيالا وجود نداشته باشه؟

00:08:14.125 --> 00:08:21.917
که اگر اون يکي از همه چيزهايي باشه که يوناتان ساخته

00:09:08.542 --> 00:09:12.042
يوناتان

00:09:12.208 --> 00:09:15.958
پس اون حقيقت داره

00:09:16.125 --> 00:09:23.250
در نانگيالا، در دره گيلاس

00:09:31.667 --> 00:09:38.958
وقتي که ميرسي، من کنار برکه نشسته ام
و دارم ماهي ميگيرم

00:09:39.125 --> 00:09:46.583
نه...من ديگه نميترسم

00:09:46.750 --> 00:09:53.500
سلام من رو به نانگيالا برسون
من به زودي ميام اونجا

00:12:30.333 --> 00:12:33.458
يوناتان

00:12:35.875 --> 00:12:40.167
يوناتان!

00:12:40.333 --> 00:12:43.458
يوناتان!

00:12:46.375 --> 00:12:52.000
-يوناتان!
-پيراشکي!

00:12:56.750 --> 00:12:59.875
يوناتان

00:13:00.042 --> 00:13:02.375
يوناتان!

00:13:10.500 --> 00:13:17.250
-نگاه کن من ميتونم شنا کنم
-البته که ميتوني، تو حالا توي نانگيالا هستي

00:13:43.375 --> 00:13:49.625
يوناتان، ما خرگوش داريم
اه، اونا خيلي خشگلن

00:13:53.250 --> 00:13:59.958
يوناتان، ميتونم يکيشون رو بيارم بيرون و باهاش بازي کنم؟

00:14:00.125 --> 00:14:04.792
نگاه کن، ما اسب هم داريم!

00:14:08.833 --> 00:14:15.042
- اه، اونا خيلي خشگلن
- اين گريم و اين يکي فيالار

00:14:15.208 --> 00:14:21.667
- حدس بزن کدومشون ماله توئه؟
- ماله من؟ اما من حتي اسب سواري هم بلد نيستم

00:14:21.833 --> 00:14:27.167
- خوب تو تونستي شنا کني، نتونستي؟
- آره، اما آيا اسب سواري رو هم ميدونم ؟

00:14:27.333 --> 00:14:32.958
- آره، حدس بزن کدومش براي توست
- شايد سفيده؟

00:14:33.125 --> 00:14:39.625
نه، اشتباه حدس زدي
گريم اسب منه، فيالار براي توست

00:14:39.792 --> 00:14:41.875
اسب خودم...!

00:15:12.250 --> 00:15:15.375
سوفيا!

00:15:17.958 --> 00:15:24.250
خوب، يوناتان برادرت هم بالاخره رسيد، خودشه؟

00:15:24.417 --> 00:15:31.917
- اين سوفيا است.
- من برات يه چيزي آوردم تا بخوري

00:15:32.083 --> 00:15:37.708
تو امشب در خروس طلايي خواهي بود
نمياي؟ کارل رو هم با خودت بيار

00:15:37.875 --> 00:15:43.750
- خوب، دره گيلاس چطور بوده؟
- ما امروز سواري کرديم...

00:15:43.917 --> 00:15:46.917
... و تونستم شنا کنم

00:15:59.833 --> 00:16:07.667
وااا، من محشرم! و تو بهتر به نظر ميرسي!
تو شبيه شاهزاده هايي

00:16:43.292 --> 00:16:49.708
به من گفته بودي اينجا در نانگيالا
از صبح تا شب ماجراجويي خواهيم داشت

00:16:49.875 --> 00:16:57.083
و همين طور در طول شبها
يادت مياد؟ اما اينجا به نظر خيلي آروم مياد

00:16:57.250 --> 00:17:04.083
آره، اما اينجا پر از ماجراهاي است که نبايد باشه
اما نترس

00:17:04.250 --> 00:17:09.125
- به ياد بيار که اسم تو شيردله
- پيراشکي شيردل

00:17:09.292 --> 00:17:13.667
ما بايد تو رو کارل صدا کنيم
اينطوري مردم بهت نميخندن

00:17:21.958 --> 00:17:29.375
- من تاحالا مسافرخونه نرفتم
- چيزي براي ترسيدن نداره

00:17:29.542 --> 00:17:34.208
اين جا فقط آدمهاي خوب هستند

00:17:50.250 --> 00:17:57.542
- يوناتان اينجاست!
- آره، يوناتان اومده اينجا!

00:17:57.708 --> 00:18:03.917
اه نگاه کن، برادران شيردل اينجا هستند
هر دوتاشون!

00:18:04.083 --> 00:18:10.917
اين برادر منه، کارل شيردل
اون بالاخره رسيد

00:18:11.083 --> 00:18:18.292
و همه شما باهاش خوب خواهيد بود
همون طور که تا حالا با من بوديد

00:18:18.458 --> 00:18:25.708
ما دوستاي خوبي براي هم خواهيم بود، اسم من يوسي است
اما مردم من رو خروس طلايي صدا ميکنند!

00:18:25.875 --> 00:18:33.250
و تو هر موقعي که دلت بخواد ميتوني بياي من رو ببيني
اين رو فراموش نکن، کارل شيردل!

00:18:33.417 --> 00:18:38.625
حالا، بيا يکم غذا بهت بدم
بيا!

00:18:41.708 --> 00:18:48.583
اپيغام فردا صبح ميرسه
بعدش ميتوني بياي؟

00:19:09.958 --> 00:19:15.167
- آيا به هوبرت گفتيد؟
- آروم

00:19:18.125 --> 00:19:22.542
خوب، کارل، اسبت رو دوست داشتي؟

00:19:22.708 --> 00:19:27.375
اون زيباترين اسبي است که در تمام هستي وجود داره

00:19:43.625 --> 00:19:48.958
چه چيز خاصي در مورد سوفيا هست؟

00:19:49.125 --> 00:19:57.458
درسته، چه چيز ويژه اي در سوفيا هست
من مدت خيلي زيادي است که در اين مورد متعجبم

00:19:57.625 --> 00:20:04.292
- اون کيه؟
- اون...اون اسمش هوبرته

00:20:04.458 --> 00:20:11.708
و اون لعنتي خيلي خوب ميدونه که چه چيز خاصي
در مورد سوفيا هست

00:21:34.333 --> 00:21:41.042
چي باعث ميشه که اون ها سوفيا رو خاص تلقي کنن
چه چيز خاصي در مورد اون وجود داره؟

00:21:41.208 --> 00:21:48.042
بهم گفتي؟
ما اون رو ملکه کبوتر صدا ميکنيم

00:21:48.208 --> 00:21:52.375
ملکه کبوتر؟

00:22:09.125 --> 00:22:14.708
يوناتان، وقتي اومدي ملاقات من
يکي از کبوتر هاي سوفيا بودي؟

00:22:14.875 --> 00:22:21.333
آره، فقط کبوترهاي سوفيا ميتونن
بر فراز آسمانها پرواز کنن، هرچقدر که دور باشه

00:22:21.500 --> 00:22:27.417
و اون ها تنها کساني هستند که ميتونند
وارد دره گل سرخ بشوند

00:22:27.583 --> 00:22:33.375
نانگيالا به دو دره سبز تقسيم ميشه

00:22:33.542 --> 00:22:38.792
اين جايي که قرار داريم دره گيلاس
و اونجا اون ور

00:22:38.958 --> 00:22:43.417
...آن سوي کوه ها، دره گل سرخ واقع شده.

00:22:43.583 --> 00:22:50.208
تنگيل و سوارانش اونجا رو فتح کردند.
مردم رو هم برده خودشون کردند.

00:22:53.042 --> 00:22:59.333
اما کبوترهاي سوفيا، با پيغام هاشون بر فراز کوه ها و ديوارها پرواز ميکنند

00:23:05.708 --> 00:23:10.333
يوناتان، داري ميري پيش سوفيا؟
اون جا چيکار داري؟

00:23:10.500 --> 00:23:16.875
- من تو کار باغباني کمکش ميکنم
- اون رو ميدونم، يوناتان.

00:23:17.042 --> 00:23:24.333
- و شما براي شکار اومدين؟
- ميخوام يه زوج خرگوش وحشي شکار کنم

00:23:26.000 --> 00:23:30.667
اه، باغبان سوفيا، که اين طور

00:23:37.667 --> 00:23:42.208
چرا اين قدر ناراحتي سوفيا؟

00:23:42.375 --> 00:23:49.375
ويولنتينا رو در حالي که يه خنجر بهش خورده بود پيدا کردم
و پيغام ما لو رفته!

00:23:49.542 --> 00:23:54.417
پس يه خائن توي دره گيلاس هست.

00:23:54.583 --> 00:23:59.875
خدايا شکرت، پالوما داره مياد اينجا!

00:24:01.792 --> 00:24:07.958
پالوما، آيا خبرهاي خوشحال کننده براي من آوردي؟

00:24:08.125 --> 00:24:13.667
- ديگه نميتونم خبرهاي بد رو تحمل کنم
- چي نوشته؟

00:24:13.833 --> 00:24:19.875
"اوروار ديروز دستگير شده، و در حال حاضر در غار کاتلا زنداني است"

00:24:20.042 --> 00:24:26.667
"يه نفر در دره گيلاس مخفي گاهش رو لو داده،
پيدا کنيد که چه کسي اين کار رو کرده"

00:24:26.833 --> 00:24:32.250
اين نبايد درست باشه
کي ميتونه اين قدر پليد باشه؟

00:24:32.417 --> 00:24:40.208
هنوز نميدونم، ولي خدا بهش رحم کنه وقتي بفهمم کي بوده

00:24:43.292 --> 00:24:47.250
...کارل بيچاره، هيچي از حرفاي ما نميفهمه

00:24:47.417 --> 00:24:52.250
بهش همه چي رو بگو
اون هم بايد بدونه

00:24:52.417 --> 00:24:58.458
بدون اوروار، ديگه آزادي به دره گل سرخ برنميگرده.

00:24:58.625 --> 00:25:06.833
اون مبارزات بر عليه تنگيل رو رهبري ميکرد
اما اون دستگير شده و به غار کاتلا در سرزمين تنگيل برده شده.

00:25:18.500 --> 00:25:21.708
يوناتان

00:25:21.875 --> 00:25:25.417
يوناتان!

00:25:25.583 --> 00:25:30.667
- يوناتان
- هـــــوم، چيه؟

00:25:30.833 --> 00:25:37.042
- کسي در دره گيلاس اين موضوع رو ميدونه؟
- چي رو؟

00:25:37.208 --> 00:25:43.625
کبوترهاي سوفيا، و پيغام هاي محرمانه اش و همه اين چيزا رو؟

00:25:43.792 --> 00:25:49.667
نه، فقط يه نفر هست که به نظر ما قابل اعتماده

00:25:49.833 --> 00:25:53.458
اما ميان اونها يه خائن هست

00:26:28.917 --> 00:26:35.458
پيراشکي، تو بايد براي يه مدت توي مزرعه سوارکاران تنها بموني

00:26:35.625 --> 00:26:42.708
- من بايد برم به دره گل سرخ
- چي داري ميگي؟ واقعا خجالت نميکشي؟

00:26:42.875 --> 00:26:46.292
پيراشکي!

00:26:46.458 --> 00:26:53.792
اگر به سرزمين تنگيل بري، به اون ها اجازه دادي که تو رو هم بگيرن
پس من هم باهات ميام

00:26:57.167 --> 00:27:04.792
من منتظر نميمونم
ممکنه که تو هيچ وقت برنگردي

00:27:36.292 --> 00:27:41.458
پيراشکي...

00:27:41.625 --> 00:27:46.125
من تو رو به خاطر چيزاهاي خطرناکي نميتونم همراه خودم ببرم

00:27:46.292 --> 00:27:54.083
من نزديک ترين آدم به سوفيا هستم
من بايد اوروار رو نجات بدم

00:27:54.250 --> 00:28:00.292
پس چرا سوفيا خودش نميره؟

00:28:00.458 --> 00:28:06.542
ما تحمل از دست دادن اون رو نداريم
اون مبارزات رو رهبري ميکنه و تنگيل اين رو ميدونه

00:28:06.708 --> 00:28:13.667
کسي که اون رو زنده گير بياره 15 تا اسب سفيد جايزه ميگيره

00:28:13.833 --> 00:28:18.500
چقدر براي کسي که اون رو بگيره؟

00:28:57.083 --> 00:29:03.333
چرا تو بايد کارهايي که خطرناک هستند رو انجام بدي؟

00:29:05.625 --> 00:29:12.417
يه چيزايي هست که حتما بايد انجام بشه
هرچند خطرناک باشند

00:29:12.583 --> 00:29:18.292
- چرا؟
- در غير اين صورت تو ديگه انسان نيستي...

00:29:18.458 --> 00:29:22.625
...فقط يه تيکه کوچيک از خاکي

00:29:42.167 --> 00:29:45.292
يوناتان!

00:29:49.375 --> 00:29:55.792
- مطمئني که برميگردي؟
- غصه نخور، مطمئنم.

00:29:55.958 --> 00:30:00.000
من حتي نميدونم کجا داري ميري

00:30:00.167 --> 00:30:07.958
به دره گل سرخ و بعد از اون به سرزمين تنگيل، به
کوه هاي قرون گذشته

00:30:46.833 --> 00:30:52.250
- نه، پرتاب نکن!
- تو اينجا دورتر از خونتون چيکار ميکني؟

00:30:52.417 --> 00:30:57.458
اومدم سوارکاري
و شما اومدي شکار؟

00:30:57.625 --> 00:31:01.458
از قرار معلوم، بله

00:31:04.458 --> 00:31:09.250
از يوناتان خواهش کن بعضي اوقات حواسش به خروس طلايي باشه

00:31:09.417 --> 00:31:13.042
اون براي شکار گرگ ميره توي کوهستان

00:31:42.667 --> 00:31:45.458
سوفيا!

00:31:45.625 --> 00:31:49.417
سوفيا!

00:31:49.583 --> 00:31:57.333
- کارل، اين موقع اينجا چيکار ميکني؟
- هوبرت يه خائنه

00:31:57.500 --> 00:32:01.667
اون ميخواست يکي از کبوترهاي شما رو با تير بزنه

00:32:01.833 --> 00:32:09.333
هرکسي ميتونه باشه، اما هوبرت نه
اون براي آزادي مبارزه مي کنه، درست مثل ما

00:32:09.500 --> 00:32:18.167
- آيا خبري چيزي از يوناتان داري؟
- نه خبر خوبي دارم و نه خبر بدي

00:32:18.333 --> 00:32:26.167
- چرا سراغش رو ميگيري؟
- دلم براش تنگ شده

00:33:00.500 --> 00:33:05.167
- کمک!
- يوناتان!

00:33:05.333 --> 00:33:09.500
آره يوناتان، من دارم ميام

00:33:15.042 --> 00:33:20.250
من اين کار رو ميکنم
من يه تيکه خاک نيستم

00:34:34.292 --> 00:34:38.458
اون تازه اينجا بوده؟

00:34:40.167 --> 00:34:46.583
- منتظر کسي بوده
- منتظر کي ميتونسته باشه؟

00:34:46.750 --> 00:34:50.958
مطمئنا ميفهميم
مگراين که خودش پيداش شه!

00:34:51.125 --> 00:34:57.875
- اون مردک چي جوري جاسوس ميکنه؟
- با کشتن کبوترها

00:35:10.708 --> 00:35:18.583
وقتشه که نشان کاتلا رو روش حک کنيم تا بفهمه که به کجا تعلق داره

00:35:18.750 --> 00:35:23.417
لذتش براي من خواهد بود

00:35:28.667 --> 00:35:34.042
بالاخره اومد!

00:35:36.042 --> 00:35:41.250
- خوب اون بالاخره بايد ميرسيد، اينطور نيست؟
- ...يوسي

00:35:48.792 --> 00:35:53.458
اينو از کبوتري که ديشب کشتم گير آوردم

00:35:56.583 --> 00:36:03.208
شيردل هنوز دستگير نشده، اين رو ميدونيم
صدها نفر صبح تا شب دنبالش ميگردن

00:36:03.375 --> 00:36:07.167
بفهم که کجا قايم شده

00:36:07.333 --> 00:36:12.667
اون يه برادر کوچيک در دره گيلاس داره
که خيلي براش عزيزه

00:36:12.833 --> 00:36:18.917
ما ميتونيم ازش به عنوان طعمه استفاده کنيم، اونوقت ميتونيم
سوفيا و شيردل رو گير بياريم

00:36:19.083 --> 00:36:23.417
چرا اين رو زودتر نگفته بودي؟

00:36:23.583 --> 00:36:28.417
من نميخوام شما به اون پسر بچه آسيب برسونيد
من تا حدودي بهش علاقه دارم

00:36:28.583 --> 00:36:34.625
- اسم رمز رو که فراموش نکردي؟
- "زنده باد تنگيل- ناجي ما"

00:36:34.792 --> 00:36:40.208
تنگيل که وعده اش رو فراموش نکرده
کرده؟

00:36:40.375 --> 00:36:45.292
يوسي - حاکم دره گيلاس

00:36:45.458 --> 00:36:49.917
البته البته
و حالا بايد علامت کاتلا رو هم داشته باشي

00:36:50.083 --> 00:36:53.125
نـــه!

00:36:53.292 --> 00:36:57.417
آااااخ

00:36:57.583 --> 00:37:04.708
حالا ميدوني که تو يکي از مايي، براي هميشه
و تو يه خائني

00:37:11.583 --> 00:37:16.292
اين مردک
يه غذاي عالي براي کاتلاست

00:37:16.458 --> 00:37:19.667
اسب ها رو بيار بيرون

00:37:29.500 --> 00:37:34.167
نگاه کن، اونا اينجان

00:37:47.833 --> 00:37:52.500
فيالار، خفه شو!

00:38:12.083 --> 00:38:18.792
چند وقته اينجا قايم شدي
جاسوسي ما رو ميکردي؟

00:38:18.958 --> 00:38:24.917
خوب، اهل کجايي؟
دره گيلاس يا گل سرخ؟

00:38:25.083 --> 00:38:29.792
کجا زندگي مي کني؟

00:38:29.958 --> 00:38:34.208
- دره گل سرخ
- خوب خواهيم فهميد

00:38:34.375 --> 00:38:40.792
- توي کوهستان چيکار ميکردي؟
- من فقط داشتم نور مهتاب رو تماشا مي کردم...
- آهان، نور مهتاب

00:38:45.167 --> 00:38:51.250
- پدر مادرت کي هستند؟
- پدر مادرم؟

00:38:51.417 --> 00:38:56.333
- من با پدربزرگم زندگي ميکنم
- اسمش چيه؟

00:38:56.500 --> 00:39:00.250
اسمش چيه؟

00:39:00.417 --> 00:39:05.125
- فقط "بابا بزرگ"
- تو يکم احمقي، اين طور نيست؟

00:39:05.292 --> 00:39:12.542
- کجاي دره گل سرخ زندگي ميکنيد؟
- يه خونه کوچک سفيد...

00:39:12.708 --> 00:39:19.833
اين پدربزرگ و خونتون رو به ما نشون بده

00:39:50.625 --> 00:39:55.583
- رمز عبور
- زنده باد تنگيل - ناجي ما!

00:39:55.750 --> 00:40:01.875
- اين کيه؟
- يه احمق که تو کوهستان پيداش کرديم

00:40:02.042 --> 00:40:07.125
ديشب از دره گل سرخ خارج شده

00:40:07.292 --> 00:40:14.042
- ديشب کي نگهبان بوده؟
- راه رو باز کنيد تا رد شيم

00:40:26.083 --> 00:40:30.250
جلو برو و راه رو به ما نشون بده

00:40:34.792 --> 00:40:38.708
ايست!

00:40:38.875 --> 00:40:43.333
واگن رو بگرد!

00:40:43.500 --> 00:40:50.250
- پدر بزرگت کجاست؟ خيلي دوره؟
- نه خيلي دور نيست

00:41:42.542 --> 00:41:46.792
چرا وايسادي؟

00:41:46.958 --> 00:41:51.417
هي، تو اين پسر بچه رو ميشناسي؟

00:41:51.583 --> 00:41:59.375
اگه زود پدربزرگت رو پيدا نکنيم
ميندازيمت توي غار کاتلا

00:42:25.750 --> 00:42:32.500
کمکم کن! نجاتم بده، بهشون بگو که پدربزرگم هستي

00:42:36.875 --> 00:42:42.875
منظورت چيه؟ اين همه وقت کجا بودي؟

00:42:43.042 --> 00:42:47.417
کجا بودي که با اين سربازها برگشتي؟

00:42:47.583 --> 00:42:51.583
بهتره که مراقب نوه تون باشين

00:42:51.750 --> 00:42:57.958
اون توي کوهستان بود
مجازات اينکار اينجا مرگه

00:42:58.125 --> 00:43:02.375
- کجا؟
- اون اونجا بود

00:43:02.542 --> 00:43:07.208
براي تماشاي نور مهتاب

00:43:08.500 --> 00:43:13.458
تو واقعا اينقدر احمقي پسر؟

00:43:13.625 --> 00:43:19.500
اگه بيشتر مراقب نباشي، ممکنه ديگه نوه اي برات باقي نمونه!

00:43:25.708 --> 00:43:30.375
ديگه تموم شد

00:43:33.167 --> 00:43:39.917
- من واقعا آرزوم بود که پدربزرگم بودي
- خوب، از اين به بعد هستم

00:43:40.083 --> 00:43:44.333
اسم من ماتياسه، تو چطور؟

00:43:44.500 --> 00:43:53.208
اسم من... ماتياس لطفا بزار اسم من يه راز بمونه، اما تو من رو پيراشکي صدا کن

00:44:05.792 --> 00:44:09.375
پيراشکي، بيدار شو

00:44:09.542 --> 00:44:15.625
بيا، ميخوام يه چيزي نشونت بدم
پيراشکي شيردل

00:44:15.792 --> 00:44:21.583
- من هرگز بهت نگفته بودم که اسمم شيردله
- نه، نگفته بودي.

00:44:21.750 --> 00:44:28.417
براي اينکه اسمي است که نميشه توي دره گل سرخ بلند گفت

00:44:44.833 --> 00:44:48.208
خوب، بزار نشونت بدم

00:44:48.375 --> 00:44:50.458
برو پايين

00:44:51.708 --> 00:44:55.875
فقط برو پايين

00:45:00.417 --> 00:45:04.958
نترس

00:45:09.333 --> 00:45:12.458
يوناتان!

00:45:31.875 --> 00:45:37.208
- فکر ميکني بده که من اينجام؟
- نه، پيراشکي

00:45:37.375 --> 00:45:42.042
دلم برات خيلي تنگ شده بود

00:45:44.417 --> 00:45:51.292
تو فرياد کشيدي...فرياد کشيدي کـمک

00:45:51.458 --> 00:45:55.625
چرا فرياد زدي؟

00:45:57.750 --> 00:46:04.458
من کاتلا رو ديده بودم
و اتفاقاتي که اونجا مي افتاد

00:46:04.625 --> 00:46:12.708
يوناتان، من حالا مي دونم که خائن دره گيلاس کيه.
اون يوسيه

00:46:55.083 --> 00:47:02.375
بيانکا من، بر فراز کوه هاي ناگيالا پرواز کن و برو به دره گيلاس

00:47:07.833 --> 00:47:12.708
برو پيش سوفيا و اسم خائن رو بهش بگو

00:47:12.875 --> 00:47:18.333
- بيرون چي کار مي کني پيرمرد؟
- برو پيش پدربزرگ

00:47:18.500 --> 00:47:22.542
امشب هواي خيلي خوبيه

00:47:22.708 --> 00:47:30.542
تو که مي دوني مجازات بيرون بودن بعد از سپيده دم
مرگه، نميدوني؟

00:47:30.708 --> 00:47:39.417
- ضمنا، پسر بچه کجاست؟
- پسر بچه...؟ پسربچه؟

00:47:39.583 --> 00:47:43.708
ايناها، اينجاست!

00:47:46.958 --> 00:47:54.792
دوباره نرفته بودي بيرون که مهتاب رو تماشا کني؟
اسمت چي بود؟

00:47:54.958 --> 00:47:59.333
- پيراشکي...
- پيراشکي.

00:47:59.500 --> 00:48:06.292
به پدر بزرگت بگو که اگر قبل از سپيده دم تو نباشه چه اتفاقي مي افته

00:48:06.458 --> 00:48:11.583
- بيا بريم تو پسر
- هي، پير مرد!

00:48:11.750 --> 00:48:17.667
- ممکنه بدوني شيردل کجاست؟
- من هيچ کس رو با اسم شيردل نمي شناسم

00:48:17.833 --> 00:48:25.292
خوش شانسي، کسي که بهش پناه داده باشه حکم اعدام در انتظارشه

00:48:25.458 --> 00:48:32.167
حکم اعدام اينجا، حکم اعدام اونجا...
اين تنها چيزيه که اون ها هميشه ميگن

00:48:54.333 --> 00:48:57.458
مردم دره گل سرخ!

00:48:57.625 --> 00:49:03.583
از کوه هاي قرون گذشته، بر فراز برکه قرون گذشته

00:49:03.750 --> 00:49:11.542
نجات دهنده شما آمده! تنگيل از کارمانياکا ميخواد چيزي به شما بگه!

00:49:17.708 --> 00:49:26.125
صحبت فرمانرواي مهربان ما از اين قرار است:
او از مردم دره گل سرخ نااميد است

00:49:26.292 --> 00:49:34.458
شيردل هنوز پيدا نشده!
مردم دره گل سرخ اون رو پنهان کردند

00:49:34.625 --> 00:49:39.208
صبر فرمانرواي مهربان ما به آخر رسيده

00:49:39.375 --> 00:49:46.667
او دره گل سرخ را مجازات خواهد کرد
ظالمانه و بي رحمانه

00:49:50.458 --> 00:49:56.792
اما فرمانرواي مهربان ما مجازات را به تاخير خواهد انداخت

00:49:56.958 --> 00:50:03.292
گوش کنيد مردم خوب
او به شما پاداش خوبي خواهد داد!

00:50:03.458 --> 00:50:09.333
بيست اسب سفيد براي کسي که شيردل رو براي او دستگير کنه

00:50:09.500 --> 00:50:14.625
- اون حرومزاده رو خودم دستگير مي کنم
- تو ادب نداري؟

00:50:14.792 --> 00:50:20.000
- نه، نه خيلي زياد
- يوناتان!

00:50:20.167 --> 00:50:28.042
- عقلت رو از دست دادي؟
- من بايد ببينم چه اتفاقي داره مي افته

00:50:32.083 --> 00:50:36.292
فرمانرواي مهربان ما هنوز يک ماموريت ديگر دارند

00:50:36.458 --> 00:50:42.500
هر مردي که ميتونه کار کنه بياد جلو

00:51:17.583 --> 00:51:23.292
- اين مردم رو کجا ميبرن؟
- اون ها رو ميبرن به کارمانياکا

00:51:23.458 --> 00:51:27.208
براي اينکه صخره ها رو بشکنند تا از تنگيل محافظت کنند

00:51:27.375 --> 00:51:36.292
براي قلعه اي که قرار است روي کوه هاي قرون گذشته ساخته شود

00:51:36.458 --> 00:51:43.208
اون ها بايد تا جايي که هيچ نيرويي براشون نمونه کار کنند،
و بعد اون ها روجلوي کاتلا ميندازند

00:51:45.333 --> 00:51:50.000
نــه، نه،نــــــه

00:51:52.583 --> 00:51:58.417
ظالــم، يه روزي تو هم خواهي مرد

00:51:58.583 --> 00:52:02.750
تاحالا بهش فکر کردي؟

00:52:36.958 --> 00:52:42.125
- اين تونل به کجا ميرسه؟
- به اون طرف ديوار

00:52:42.292 --> 00:52:47.708
- وقتي که تموم شه
- و بعد؟

00:52:47.875 --> 00:52:54.500
بعد ما اوروار رو از غار کاتلا نجات ميديم

00:52:54.667 --> 00:52:59.542
يوناتان...کاتلا کيه؟

00:53:13.458 --> 00:53:19.542
عقلتون رو از دست دادين؟ بدون اين که مراقبت کنيد
در اينجا رو باز گذاشتيد؟

00:53:19.708 --> 00:53:25.542
اين رو توي سرت فرو کن:
تا زماني که اين در بسته نيست....

00:53:25.708 --> 00:53:33.542
....هرگز نگذار يوناتان اون پايين باشه
تنگيل حاکم اين شهره

00:53:33.708 --> 00:53:41.000
متاسفم، فراموش کرده بوديم
اينجا خاک زيادي براي مزرعتون هست

00:53:46.375 --> 00:53:50.125
تاريک، در دره گل سرخ بايد شب بشه

00:53:50.292 --> 00:53:55.917
چشاي زيادي اينجا هست که ميخوان چيزي رو ببينند که نبايد ببينند

00:54:43.958 --> 00:54:48.042
چه خبر شده؟

00:54:50.042 --> 00:54:56.167
اينجا چه خبره؟
- خودتون مي فهميد

00:54:56.333 --> 00:55:00.500
- پاشو
- آاااخ

00:55:02.500 --> 00:55:08.958
اينجا شيردلي وجود نداره، اين فقط يه بهونه است که خونه هاي مردم
رو زير و رو کنيد

00:55:09.125 --> 00:55:16.917
ساکت ميشي پيرمرد يا گوش هات رو ببرم يا شايدم
دماغت

00:55:51.458 --> 00:55:58.042
نگاه کن آتيش! عقلت رو از دست دادي که پشم رو انداختي جلوي آتيش

00:55:58.208 --> 00:56:05.375
ساکت شو، يا من راه ديگه اي براي ساکت کردنت پيدا ميکنم

00:56:05.542 --> 00:56:09.333
آيا اينجا رو تميز هم مي کني؟

00:56:09.500 --> 00:56:14.708
چرا آشغال هاتو خودت تميز نميکني پيرمرد

00:56:29.750 --> 00:56:33.917
اون ها دارن ميرن توي اصطبل

00:56:39.292 --> 00:56:45.833
شما به دوتا اسب نياز نداريد
اين جا رو امضا کن

00:56:46.000 --> 00:56:52.708
- تو با خوشحالي مي پذيري که اسبهات رو به تنگيل بدي
- من هيچ احساس خوشحالي ندارم

00:56:52.875 --> 00:56:59.167
چرا ميکني، امشب يه نفر رو ميفرستيم که اسب رو ببره

00:56:59.333 --> 00:57:04.667
اگه ميخو.اهي زنده بموني بايد اون رو با امضاي اين سند تحويل بدي

00:57:04.833 --> 00:57:11.000
تنگيل به سند نياز داره که شما اسب تون رو به ما آزادانه داديد

00:57:11.167 --> 00:57:17.792
خيال مي کنيد الان بايد گريه کنم يا بخندم؟

00:57:17.958 --> 00:57:25.000
- ميتوني خودت رو مثل سربازهاي تنگيل درست کني
- کمکي نميکنه.

00:57:25.167 --> 00:57:30.042
عزيزم
توي سوپ گريه نکن، پيراشکي کوچولو

00:57:30.208 --> 00:57:35.000
توش به اندازه کافي آب هست

00:57:35.167 --> 00:57:42.458
رمز...
اگه فقط من اون رمز رو داشتم

00:57:42.625 --> 00:57:46.125
چه رمزي؟

00:57:46.292 --> 00:57:53.417
براي اين که بتوني از دروازه رد بشي بايد رمز داشته باشي

00:57:53.583 --> 00:58:01.000
وقتي توي غار بودم اون رو از يوسي شنيدم

00:58:01.167 --> 00:58:09.125
- يادت ميادش؟
- "زنده باد تنگيل - ناجي ما"

00:58:09.292 --> 00:58:13.917
تو يه چيزايي رو ميدوني؟ من واقعا دوست دارم

00:58:27.833 --> 00:58:33.292
تا وقتي دوباره همديگر رو ببينيم مراقب خودت باش ماتياس

00:58:33.458 --> 00:58:40.583
توهم مراقب خودت باش
يوناتان شيردل

00:58:48.292 --> 00:58:53.125
خداحافظ پسر
پدربزرگت رو فراموش نکن

00:58:53.292 --> 00:58:57.958
من فراموشت نميکنم
هيچ وقت!

00:59:06.583 --> 00:59:14.458
- پدربزرگ فکر ميکني ما ميتونيم اوروار رو پيدا کنيم؟
- اميد دارم که موفق ميشين

00:59:21.292 --> 00:59:29.458
اگر يوناتان منتظرم نباشه چي؟

00:59:29.625 --> 00:59:33.375
اگه اون هرگز نتونه خارج شه؟

00:59:57.042 --> 01:00:03.667
هي! پيرمرد اصطبل خاليه، اسبها کجان؟

01:00:03.833 --> 01:00:10.500
اسب هاي من...؟ شما قبلا گرفتينشون لعنتي ها

01:00:10.667 --> 01:00:13.000
چي؟!

01:00:28.333 --> 01:00:33.333
- از مامورهاي دروازه بپرس
- من نميفهمم

01:00:33.500 --> 01:00:40.792
آيا واقعا اين بدبختي منه که شما حتي خودتون هم نميدونيد که چه کاري رو انجام داديد؟

01:02:05.125 --> 01:02:12.500
آبشار کارما
رودخانه اي از قرون گذشته

01:02:16.375 --> 01:02:24.208
خوب حالا بايد يه چيزي بخوريم و بخوابيم
فردا بايد پياده ادامه بديم

01:02:24.375 --> 01:02:31.667
- گريم و فيالار چي ميشن؟
- اونا تا وقتي ما برگرديم جاشون امنه

01:02:43.792 --> 01:02:51.167
اون جا، اونطرف کارمانياکا سرزمين تنگيل قرار داره

01:02:53.208 --> 01:02:57.250
نشستيم کنار آتيش، من و تو

01:02:57.417 --> 01:03:02.333
درتمام زندگي م منتظر اين لحظه بودم

01:03:02.500 --> 01:03:11.042
"کنار آتش در زمان افسانه ها",
يادت مياد که اين رو گفتي؟

01:03:11.208 --> 01:03:17.542
من اون موقع نميدونستم که افسانه هاي
نانگيالا ممکنه بد باشه

01:03:17.708 --> 01:03:23.292
- بايد هميشه اينطور باشه؟
- نه

01:03:23.458 --> 01:03:28.000
وقتي که نبرد آخر تموم بشه...

01:03:28.167 --> 01:03:35.958
...افسانه ها دوباره زيبا خواهند شد و زندگي آسان ميشه

01:03:38.958 --> 01:03:45.417
اما نبرد آخر، پيراشکي، داستان منحوسي خواهد بود

01:03:45.583 --> 01:03:53.667
فقط شامل مرگ ميشه
اين نبرد حتما بايد توسط اوروار رهبري بشه

01:03:53.833 --> 01:03:59.167
من نمي تونم کسي رو بکشم

01:04:00.333 --> 01:04:05.000
مي دونم

01:04:32.917 --> 01:04:37.333
اون چيه اون جا؟!

01:04:37.500 --> 01:04:41.875
يوناتان، مي ترسم

01:04:47.583 --> 01:04:51.958
نگران نباش، نمي تونه بياد اين جا

01:05:06.000 --> 01:05:10.125
اون يه هيولاست

01:05:10.292 --> 01:05:19.333
يه اژدهاي مونث از دوران گذشته
که بيشتر از تنگيل ظالمه

01:05:19.500 --> 01:05:24.167
زماني که شيپور تنگيل به صدا در بياد
اون هر دستوري رو که بگيره انجام ميده

01:05:24.333 --> 01:05:30.042
و مثل يک سگ هار مي شود

01:06:48.625 --> 01:06:53.667
اون بالا اون جا، محل نگهداري تنگيله

01:06:53.833 --> 01:06:58.958
- پس غار کاتلا کجاست؟
- بيا

01:07:18.542 --> 01:07:23.833
محافظان سياه امشب کاتلا رو
به اين جا مي آورند

01:07:24.000 --> 01:07:30.125
به اون خوک بگيد که اين شام آخرش خواهد بود

01:07:30.292 --> 01:07:36.208
اون بالاخره چي گفت؟
اوروار ممکنه بميره اما آزادي هرگز

01:07:36.375 --> 01:07:41.417
خوب، ببينيم همين رو امشب به کاتلا هم ميتونه بگه

01:07:41.583 --> 01:07:48.917
- ما هرگز نمي تونيم از اون جا عبور کنيم، درسته؟
- نه، از دروازه مسي نه

01:07:49.083 --> 01:07:53.917
داستان از يه ورودي ديگه صحبت مي کنه
درست در شمال کوه ها

01:08:08.833 --> 01:08:17.250
آره، اين يکي شه
نمي دونم همون چيزيه که من انتظارشو داشتم...

01:08:17.417 --> 01:08:20.917
اما من ميرم

01:08:21.083 --> 01:08:25.917
راه برگشت سخت و طولاني خواهد بود

01:08:26.083 --> 01:08:30.750
من احتمالا واقعا بازنخواهم گشت

01:08:30.917 --> 01:08:35.667
اگر تو ميري، پس من هم ميرم

01:10:42.125 --> 01:10:48.083
خب خب، اوروار از دره گل سرخ

01:10:48.250 --> 01:10:52.917
جمع سياه پوشان در راه اند

01:10:55.750 --> 01:11:02.208
تنگيل تصميم گرفته که در لحظات پاياني ات يه مشعل همراهت باشه

01:11:02.375 --> 01:11:10.167
پس از نورت استفاده کن تا بتوني کاتلا رو ببيني...
همين يک باري که ملاقاتش ميکني

01:11:30.750 --> 01:11:37.250
- شما کي هستين؟
- يوناتان و کارل شيردل

01:11:37.417 --> 01:11:43.958
- ما اومديم تا تورو آزاد کنيم
- يوناتان، من درباره ات شنيده بودم

01:11:44.125 --> 01:11:49.250
ما از اينجا مي آريمت بيرون

01:12:13.458 --> 01:12:18.792
اون رفته!
فرار کرده به سمت کوه

01:12:18.958 --> 01:12:22.583
زنداني فرار کرده!

01:12:22.750 --> 01:12:27.125
تو! برو به قلعه تنگيل و اين خبر روبده

01:12:27.292 --> 01:12:32.875
همه نگهبان ها رو خبر کنيد
سريع! پل رو ببنديد

01:13:17.333 --> 01:13:21.458
ممنونم، ممنونم، شيردل

01:13:37.083 --> 01:13:43.042
اين لباس ها رو بگير، ما وانمود ميکنيم
که تو يه سربازي و ما زنداني هات

01:13:43.208 --> 01:13:47.125
اون ها بوي گند نفرت و ستم مي دهند

01:13:47.292 --> 01:13:51.500
ما بايد بريم به دره گل سرخ

01:13:51.667 --> 01:13:57.833
همه راه هاي خروجي کارمانياکا را ببنديد
زنداني فرار کرده

01:14:10.333 --> 01:14:13.875
عجله کنين!

01:14:17.000 --> 01:14:22.875
- رمز؟
- "زنده باد تنگيل - ناجي ما"

01:14:23.042 --> 01:14:31.958
دوتا زنداني که حامل اطلاعاتي در مورد
انبار سلاح در دره گيلاس هستند

01:14:32.125 --> 01:14:37.542
راه برين، حقه بازها، يالا!

01:14:47.708 --> 01:14:52.417
چي کار مي کنيد؟ هيچ کس نبايد عبور کنه

01:14:57.083 --> 01:14:59.250
يالا!

01:15:29.083 --> 01:15:35.542
وقتي سربازها حواسشون نيست ميپرم پشت نهر
تو سريع تر برو و به اوروار برس

01:15:35.708 --> 01:15:43.333
- مطمئني؟
- نه، ولي من نميخوام يه تيکه خاک باشم

01:15:48.292 --> 01:15:53.208
وقتي اوروار جايي پناه گرفت ميام دنبالت

01:16:27.417 --> 01:16:33.667
- سوفيا!
- کـــارل، اين جا چي کار مي کني؟

01:16:37.792 --> 01:16:43.667
- يوناتان کجاست؟
- اوروار رو از غار کاتلا نجات داد

01:16:43.833 --> 01:16:48.000
چي؟ توکه جدي نمي گي؟

01:16:48.167 --> 01:16:52.708
اين بهترين خبري بود که مي تونستيم بشنويم

01:16:52.875 --> 01:16:58.792
- دره گل سرخ وضع بهتري خواهد داشت
- کجا ميرويد؟

01:16:58.958 --> 01:17:05.000
يوسي بهمون بهترين جايي رو که ميشه از اونجا از ديوار عبور کرد
را به ما نشون ميده

01:17:05.167 --> 01:17:09.083
- يوسي؟
- بله يوسي

01:17:09.250 --> 01:17:14.167
کارل شيردل...که همه جا حتي اين جا هم هست

01:17:14.333 --> 01:17:18.500
سوفيا، کبوترها چطورن؟ بيانکا؟

01:17:18.667 --> 01:17:25.375
اون هرگز برنگشت
يکي بايد اون رو کشته باشه

01:17:25.542 --> 01:17:31.333
من به طور کامل مطمئنم که يوسي
خائنه

01:17:31.500 --> 01:17:37.708
- من فکر مي کردم که خائن منم
- بهتره مراقب اتهام زدن هات باشي

01:17:37.875 --> 01:17:41.792
- من متاسفم هوبرت
- از يوسي چطور؟

01:17:41.958 --> 01:17:45.667
ازش در مورد ملاقاتش در کوه ها بپرسيد...

01:17:45.833 --> 01:17:51.000
ازش در مورد خيانت به اوروار بپرسيد..

01:17:51.167 --> 01:17:55.333
سينه ات رو به ما نشون بده

01:17:55.500 --> 01:18:00.667
اين مضحکه، ما بايد براي رفتن عجله کنيم

01:18:00.833 --> 01:18:05.417
عجله اي نيست، يوسي

01:18:05.583 --> 01:18:09.167
سينه ات رو نشونمون بده

01:18:11.542 --> 01:18:19.000
خائن! لعنت به تو و همه چيزهايي که بر سر
دره گيلاس آوردي

01:18:33.000 --> 01:18:36.875
نه، هوبرت بزار فرار کنه

01:18:37.042 --> 01:18:44.250
سوفيا، وقتي حاکم دره گيلاس شم مجازاتت ميکنم
مجازات سخت

01:18:44.417 --> 01:18:47.583
آاااا

01:18:47.750 --> 01:18:53.750
يوسي بيچاره، تو ديگه هيچوقت به دره گيلاس برنمي گردي

01:18:53.917 --> 01:18:59.375
و هيچ جاي ديگري
زندگيت در آبشار کارما به پايان ميرسه

01:19:22.083 --> 01:19:28.000
اونها کي ميرسن؟ ما ديگه نمي تونيم اين راز رو بيشتر
از اين نگه داريم

01:19:28.167 --> 01:19:36.542
سواران کوه ها رو رد کردند
اونها امروز عصر يا شب مي رسند

01:19:36.708 --> 01:19:43.458
- ما به هرکسي از دره گيلاس نياز داريم
- هرکسي که بتونه اينجا بجنگه

01:19:43.625 --> 01:19:51.958
- مردم دره گل سرخ گرسنه هستند
- نان و سلاح ها ميرسند

01:20:05.250 --> 01:20:10.958
روز مبارزه! روز آزادي!

01:20:16.083 --> 01:20:20.750
دره رو از مردان تنگيل پاک کنيد...

01:20:20.917 --> 01:20:27.583
- منظورت اينه که بکشنشون؟
- آره، چه منظور ديگه اي ميتونستم داشته باشم؟

01:20:27.750 --> 01:20:35.625
نه،  البته....من نمي تونم کسي رو بکشم، و تو اين رو مي دوني اوروار

01:20:35.792 --> 01:20:40.542
اگه هرکسي اينطوري فکر کنه،
بدي براي هميشه حاکم ميمونه

01:20:40.708 --> 01:20:48.708
اگر هرکسي مثل يوناتان فکر کنه
ديگه بدي نخواهد بود

01:20:48.875 --> 01:20:55.833
-شما کارتون رو به اندازه کافي انجام داديد
- حضور شما به اندازه کافي دلگرم کننده است

01:20:56.000 --> 01:21:03.792
حضور شيردل در بين مردم، خودش الهام بخش شجاعته

01:21:19.917 --> 01:21:25.917
نه، با من بيا پيراشکي

01:21:30.708 --> 01:21:36.000
- خيلي محشره که يه پدربزرگ داشته باشي
- البته که همين طوره

01:21:36.167 --> 01:21:42.417
همينطور اگه نزديکت يه پيراشکي داشته باشي خيلي خوبه

01:21:56.417 --> 01:21:59.250
وقتشه

01:21:59.417 --> 01:22:08.375
پرواز کن، تو حامل پيغامي براي همه کساني هستي که تو رو ميبينن
که اکنون روز نبرد است

01:22:08.542 --> 01:22:12.708
و روز آزادي، اميدوارم

01:22:59.917 --> 01:23:02.958
به پيش

01:23:50.458 --> 01:23:55.417
نمي خوام اون بميره...

01:23:55.583 --> 01:24:00.792
- پس من هم اين کار رو نميکنم
- آره...

01:24:06.667 --> 01:24:09.667
يوناتان!

01:24:09.833 --> 01:24:12.958
يوناتان!

01:24:20.958 --> 01:24:23.750
يوناتان!

01:24:23.917 --> 01:24:30.125
يوناتان شيردل
بيرون از اينجا بهت نياز دارن

01:24:31.375 --> 01:24:35.542
فيالار اينجاست

01:24:43.000 --> 01:24:47.500
پس خواهيم رفت

01:28:38.375 --> 01:28:41.500
ما پيروز ميشيم

01:28:41.667 --> 01:28:45.125
ماتياس

01:28:45.292 --> 01:28:49.458
ماتياس، اونها فرار کردند
ما پيروز شديم

01:29:30.458 --> 01:29:36.333
کاتلا اومد، عقب نشيني کنيد

01:29:43.417 --> 01:29:47.042
برو! برو!

01:33:52.417 --> 01:34:00.292
ما پيروز شديم، اما ارزش زندگي آدم ها چي ميشه؟

01:34:00.458 --> 01:34:09.208
- ميخوام برم پيش پدر بزرگ
- پدربزرگ...مي دوني... اون...

01:34:10.958 --> 01:34:19.292
پيراشکي، ماتياس جونش رو در راه آزادي دره گل سرخ
از دست داده

01:34:31.125 --> 01:34:39.792
تا وقتي کاتلا وجود داره، ما نمي تونيم براي مرده ها سوگواري کنيم
يا آزادي مون رو جشن بگيريم

01:34:39.958 --> 01:34:44.708
اون شيپور رو بده به من، تا کاتلا رو توي غارش زنجير کنم

01:34:44.875 --> 01:34:53.875
نه، من بايد اين کار رو بکنم، از وقتي که اين شيپور رو گرفتم
ديگه ازش نميترسم

01:34:54.042 --> 01:35:00.292
- همتون رو در دره گيلاس ميبينم
-ما هم همينطور، اميدوارم

01:35:09.500 --> 01:35:13.667
کاتلا از اين راه رفته

01:36:03.958 --> 01:36:08.625
اون راهش رو به غار پيدا ميکنه

01:36:53.167 --> 01:36:57.833
- شيپور
- حالا بايد چي کار بکنيم؟

01:37:01.375 --> 01:37:05.542
بيا، بايد از اين جا بريم

01:37:20.542 --> 01:37:23.708
کاتلا!

01:37:43.000 --> 01:37:48.375
هيچ راه ديگه اي نداريم

01:37:48.542 --> 01:37:51.125
بيا!

01:38:19.958 --> 01:38:25.917
هيولا! دستت به پيراشکي نخوره
بهش دست نزني

01:38:28.000 --> 01:38:32.167
پيراشکي، مشعل رو بگير

01:39:13.417 --> 01:39:21.208
اين جا داستان هايي هست که نبايد باشه.. حالا منظورم رو ميفهمي؟

01:39:23.458 --> 01:39:28.250
من ديگه پدربزرگ ندارم..

01:39:28.417 --> 01:39:35.917
- فکر ميکني الان ماتياس کجاست؟
- اون توي نانگيليما ست

01:39:36.083 --> 01:39:41.583
- همون جايي که الان ماتياس اون جاست؟
- آره

01:39:41.750 --> 01:39:47.917
مطمئنم که اون توي يه مزرعه کوچک در دره سيب زندگي ميکنه

01:39:48.083 --> 01:39:54.083
الان اون جا، فصل چيدن سيب هاست
ما بايد اون جا باشيم تا کمک اش کنيم

01:39:54.250 --> 01:40:00.750
اون براي بالا رفتن از نردبون پيره
ما مي تونيم اون جا بمونيم

01:40:00.917 --> 01:40:08.792
...توي مزرعه ماتياس...در دره سيب... در نانگيليما

01:40:08.958 --> 01:40:13.625
... و تو چيدن سيب ها کمک اش کنيم

01:40:15.417 --> 01:40:19.583
چي شده يوناتان؟

01:40:24.167 --> 01:40:28.333
هوا داره تاريک ميشه

01:40:30.500 --> 01:40:34.667
يه آتيش درست کن

01:40:38.500 --> 01:40:43.083
کارل شيردل...

01:40:48.250 --> 01:40:54.917
پيراشکي...يه چيزايي هست که ميخوام بهت بگم

01:40:55.083 --> 01:40:58.208
چي؟

01:41:02.833 --> 01:41:10.417
کاتلا من رو سوزوند
من به زودي به طور کامل فلج ميشم

01:41:10.583 --> 01:41:18.125
نميتونم پاهام رو تکون بدم و به زودي بازو هام رو هم نمي تونم

01:41:18.292 --> 01:41:25.125
فکر نمي کني اگه يه کم استراحت کني خوب ميشي؟

01:41:25.292 --> 01:41:29.958
نه پيراشکي
اهرگز خوب نميشه

01:41:34.458 --> 01:41:39.083
فقط اگه برم به نانگيليما خوب ميشه

01:41:39.250 --> 01:41:44.958
اگر بري نانگيليما خوب ميشي؟

01:41:49.833 --> 01:41:53.417
يادت مياد...

01:41:53.583 --> 01:41:57.958
...وقتي خانه ما آتش گرفته بود و ما پريديم پايين؟

01:41:58.125 --> 01:42:03.125
من تو رو روي پشتم گذاشته بودم و بعد اومدم نانگيالا

01:42:03.292 --> 01:42:08.500
من هرگز فراموش نم کنم

01:42:08.667 --> 01:42:13.000
من فکر مي کنم...

01:42:13.167 --> 01:42:17.083
...شايد ما بتونيم يه بار ديگه خودمون رو پرت کنيم

01:42:17.250 --> 01:42:21.458
تو و من...

01:42:21.625 --> 01:42:25.792
...از بالاي صخره به پايين

01:42:29.083 --> 01:42:33.750
اگر ما اين کار رو بکنيم ميريم به نانگيليما؟

01:42:35.083 --> 01:42:38.250
آره...

01:42:38.417 --> 01:42:45.250
فکرشو بکن
ما ميتونيم پرت شيم توي نانگيليما

01:42:45.417 --> 01:42:51.000
ماتياس حتما عافلگير ميشه

01:42:51.167 --> 01:42:58.542
- گريم و فيالار چي ميشن؟
- اون ها هم توي نانگيليما منتظر ما هستند

01:42:58.708 --> 01:43:05.750
اون ها از آتش کاتلا مردند
فقط جسم شون باقي مونده

01:43:05.917 --> 01:43:11.083
يوناتان، من تو رو روي کولم ميزارم

01:43:11.250 --> 01:43:18.000
تو يه بار اين کار رو براي من کردي
حالا من اين کار رو ميکنم تا عادلانه باشه

01:43:21.667 --> 01:43:26.667
- شهامت اين کار رو داري پيراشکي شيردل؟
- آره

01:43:26.833 --> 01:43:32.917
ميخوام تا زماني که هوا کامل تاريک باشه پيشت بمونم

01:43:35.708 --> 01:43:40.875
من شهامتش رو خواهم داشت، در غير اين صورت يک تکه از خاکم

01:43:45.000 --> 01:43:52.542
پيراشکي شيردل...ترسيدي؟

01:43:52.708 --> 01:43:57.292
نه...

01:43:57.458 --> 01:44:06.708
آره، اما با اين وجود انجامش ميدم.
همين الان اين کار رو ميکنم...و ديگر هرگز نخواهم ترسيد

01:44:10.708 --> 01:44:15.042
يوناتان! من نور رو ميبينم

01:44:15.208 --> 01:44:21.458
نانگيليما . من نور را ميبينم! من نور را ميبينم!

01:44:29.359 --> 01:44:40.359
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:44:40.383 --> 01:44:51.383
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.