﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:21.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:23.648 --> 00:00:26.484
‫[مرد] هوم. خوبه.
‫“من که بچه نیستم، عزیز من.”

00:00:26.609 --> 00:00:28.528
‫بچه که نیستم، عزیز من.

00:00:28.653 --> 00:00:30.988
‫“همه‌چی رو درباره خز و خون
‫می‌دونم.”

00:00:31.113 --> 00:00:33.616
‫همه‌چی رو درباره خز و خون
‫می‌دونم.

00:00:33.783 --> 00:00:37.245
‫- “کجا پیش اومد؟”
‫- کجا پیش اومد؟ صندلی عقب؟

00:00:37.370 --> 00:00:40.289
‫- (دختر) چی کجا پیش اومد؟
‫- مهمونی اصلی. مجبورت کرد؟

00:00:40.414 --> 00:00:44.460
‫یک بار دیگه انجامش می‌دیم.
‫“مهمونی اصلی. ببینم، مجبورت کرد؟”

00:00:44.585 --> 00:00:47.338
‫مهمونی اصلی. مجبورت کرد؟

00:00:47.463 --> 00:00:49.006
‫”یا تکیه دادی عقب”

00:00:49.131 --> 00:00:52.134
‫یا تکیه دادی عقب و گفتی هرچه بادا باد.

00:00:52.301 --> 00:00:55.304
‫“یا تکیه دادی عقب و گفتی
‫هرچه بادا باد.”

00:00:55.429 --> 00:00:58.599
‫یا تکیه دادی عقب و گفتی هرچه بادا باد؟

00:00:58.724 --> 00:01:02.478
‫[از بچه‌های تیم بود
‫یا همون یارو با آچارچرخ؟]

00:01:02.645 --> 00:01:06.941
‫از بچه‌های تیم بود،
‫یا همون یارو با آچارچرخ؟

00:01:07.066 --> 00:01:10.653
‫[خوبه. کمی عصبانی‌تر
‫"از بچه‌های تیم بود؟]

00:01:10.778 --> 00:01:14.824
‫از بچه‌های تیم بود،
‫یا اون یارو با آچارچرخ؟

00:01:14.949 --> 00:01:16.993
‫- عالی بود. کات.
‫- [مرد #2] کات.

00:01:23.457 --> 00:01:25.501
‫وینیپگ

00:01:25.626 --> 00:01:28.212
‫وینیپگ

00:01:28.337 --> 00:01:32.300
‫وینیپگ شگفت‌انگیز

00:01:32.425 --> 00:01:36.637
‫سلام به شهر من،
‫سلام به خونه

00:01:36.762 --> 00:01:41.267
‫دنیایی که می‌چرخه و می‌چرخه

00:01:41.392 --> 00:01:43.227
‫وینیپگ

00:01:43.352 --> 00:01:46.397
‫وینیپگ

00:01:46.522 --> 00:01:50.151
‫وینیپگ شگفت‌انگیز

00:01:50.276 --> 00:01:52.570
‫جایی که به‌ آن متعلق ام

00:01:52.695 --> 00:01:54.530
‫و ترانه‌‌ی شاد و بلندش

00:01:54.697 --> 00:01:58.868
‫لبریز از شادمانی‌ست.

00:01:58.993 --> 00:02:04.040
دوستانم اینجان
و چهره‌های مهربان

00:02:04.165 --> 00:02:08.169
‫و مردمی که مشتاق آشنایی‌شانم.

00:02:08.294 --> 00:02:12.673
‫خاطرات، جاهای آشنا

00:02:12.798 --> 00:02:16.886
‫با تابشی تسلی‌بخش

00:02:17.011 --> 00:02:19.680
‫وینیپگ

00:02:19.805 --> 00:02:21.807
‫وینیپگ

00:02:21.932 --> 00:02:26.395
‫وینیپگ شگفت‌انگیز

00:02:26.520 --> 00:02:30.316
‫این‌جا خبری باغ عدن نیست

00:02:30.441 --> 00:02:35.446
‫با این‌حال خانه‌ست، خانه‌ی دلنشین من

00:02:49.585 --> 00:02:52.630
‫[صدای فش‌فش و جغ‌جغ]

00:02:52.755 --> 00:02:55.675
‫- [ صدای جرنگ زنگ ]
‫- [ صدای سوت بخار ]

00:02:58.552 --> 00:03:01.430
‫[ مرد]
.‫همه سوار شن

00:03:05.101 --> 00:03:07.353
‫[صدای جرنگ زنگ]

00:03:11.065 --> 00:03:13.109
‫[ پُف‌پُف موتور بخار]

00:03:26.163 --> 00:03:28.290
‫[ سوت قطار]

00:03:38.259 --> 00:03:40.594
‫وینیپگ

00:03:40.720 --> 00:03:43.514
‫{وینیپگ}

00:03:43.639 --> 00:03:45.558
‫{وینیپگ}

00:03:47.351 --> 00:03:50.020
‫وینیپگ برفی و خوابگرد

00:03:59.321 --> 00:04:02.158
‫خانه‌ی من در تمام عمرم.

00:04:03.159 --> 00:04:05.161
‫در تمام زندگی‌م.

00:04:07.747 --> 00:04:09.290
‫باید ترکش کنم.

00:04:09.665 --> 00:04:11.667
‫باید ترکش کنم.

00:04:13.794 --> 00:04:16.172
‫باید همین حالا ترکش کنم.

00:04:17.631 --> 00:04:20.718
‫اما چطور می‌شه
‫از شهر خودت فرار کنی؟

00:04:20.843 --> 00:04:25.097
‫چطور باید برای چنین کار ترسناکی
‫به قدر کافی هوشیار شد؟

00:04:25.514 --> 00:04:28.267
‫و چطور می‌شه راه فرار رو پیدا کرد؟

00:04:31.353 --> 00:04:34.190
‫بزرگ‌ترین شبکه‌ی راه آهن شهری تمام دنیا.

00:04:34.982 --> 00:04:37.818
‫شریان‌ها. رگ‌های آهنی.

00:04:37.943 --> 00:04:40.362
‫راه‌های فرار.

00:04:40.488 --> 00:04:42.239
‫قطار رویایی.

00:04:42.364 --> 00:04:45.201
‫پُف‌پُف [قطار]. خواب دیدن.

00:04:46.994 --> 00:04:48.871
‫پف‌پف وقت خواب...

00:04:48.996 --> 00:04:51.624
‫بیرون از دامانِ شهر.

00:04:53.125 --> 00:04:56.253
‫دور از دامانی که توسط رود
‫فورکس، رِد (سرخ)

00:04:56.378 --> 00:05:00.049
‫و آسین‌بوان ترسیم می‌شه.

00:05:00.174 --> 00:05:02.885
‫رود فورکس

00:05:03.010 --> 00:05:05.095
‫آسین‌بوان و رود سرخ./i&gt;

00:05:06.388 --> 00:05:08.974
‫رودهایی که جانور و شکارچی رو مانند هم،

00:05:09.099 --> 00:05:11.894
‫به سمت گذرگاه‌های لب آب می‌رونه.

00:05:14.480 --> 00:05:17.817
‫فورکس. دامان

00:05:17.942 --> 00:05:19.902
‫فورکس

00:05:20.069 --> 00:05:21.695
‫دامان

00:05:21.821 --> 00:05:25.407
‫فورکس. دامان

00:05:25.574 --> 00:05:28.536
‫فورکس. دامان

00:05:31.413 --> 00:05:33.874
‫به همین دلیله که ما این‌جا هستیم...
‫درست همین‌جا،

00:05:33.999 --> 00:05:36.460
‫درست در مرکز قاره.

00:05:36.585 --> 00:05:40.047
‫قلبِ قلبِ قاره.

00:05:40.172 --> 00:05:42.424
‫[ سوت قطار ]

00:05:45.761 --> 00:05:49.056
‫دامان تسخیرشده.
‫دامان پشمی.

00:05:49.181 --> 00:05:51.767
‫دامان مادرم.

00:05:54.395 --> 00:05:58.315
‫شریان‌ها.
‫فورکس در زیر فورکس.

00:06:00.276 --> 00:06:02.820
‫بومی‌های کانادا قصه‌ای دارن که می‌گه،

00:06:02.945 --> 00:06:06.282
‫اون‌‌پایین، چندشاخگی‌هایی مخفی وجود داره...

00:06:06.448 --> 00:06:08.367
‫دو رودخونه‌ی مخفی به‌ هم می‌رسن...

00:06:08.492 --> 00:06:11.412
‫درست در زیر آسین بوان و رِد،

00:06:12.538 --> 00:06:16.750
‫و این دو رودخونه‌ی جفت‌شده
‫دارای قدرتی بسیار خارق‌العاده ان.

00:06:20.504 --> 00:06:24.091
‫جانورها، شکارچی‌ها، مسیرهای قایق‌رو

00:06:24.216 --> 00:06:26.135
‫آب و ریل‌کشی‌ها...

00:06:26.260 --> 00:06:28.637
‫دلیل حضور ما در اینجان.

00:06:31.390 --> 00:06:33.183
‫[ صدای سوت ]

00:06:33.309 --> 00:06:36.145
‫ایستگاه رو ترک می‌کنیم.

00:06:36.270 --> 00:06:38.147
‫ایستگاه رو ترک می‌کنیم.

00:06:38.272 --> 00:06:42.318
‫اگر دهه‌ها پیش از این‌جا رفته بودم چطور؟

00:06:42.443 --> 00:06:45.529
‫چی می‌شد؟ چی می‌شد؟

00:06:45.654 --> 00:06:49.158
‫وینیپگ همیشه زمستونه.

00:06:49.325 --> 00:06:51.410
‫همیشه زمستون

00:06:52.661 --> 00:06:54.914
‫همیشه خواب‌آلود

00:06:57.082 --> 00:06:59.043
‫وینیپگ

00:07:00.085 --> 00:07:02.922
‫وینیپگ وینیپگ

00:07:04.131 --> 00:07:06.675
‫[ صدای سوت ]

00:07:06.842 --> 00:07:09.136
‫ریل‌های قطار با ریل‌های تراموا
‫تلاقی می‌کنند،

00:07:09.261 --> 00:07:12.681
‫و از پی اون با خیابون‌ها و کوچه‌ها.

00:07:13.849 --> 00:07:16.018
‫همه‌چیز زیر لایه‌های،

00:07:16.143 --> 00:07:19.021
‫زمان، آسفالت، و برفه.

00:07:19.146 --> 00:07:22.399
‫آیا این شاه‌رگها هنوز سر جای خودشون هستن؟

00:07:22.524 --> 00:07:26.987
‫آیا هرشب بیرون می‌آن و
‫هر سپیده‌دم مدفون می‌شن؟

00:07:27.112 --> 00:07:30.574
‫ما وینیپگی‌ها سرگشته‎ی [احساسات]
‫نوستالژی هستیم،

00:07:30.699 --> 00:07:33.035
‫درواقع هیچوقت اطمینان کامل نداریم.

00:07:33.202 --> 00:07:35.663
‫خودم که نسبت به هیچی مطمئن نیستم،

00:07:35.788 --> 00:07:39.792
‫جز اینکه بعد از یک عمر تلاش
‫و کُلی تلاش نافرجام...

00:07:39.917 --> 00:07:42.753
‫این‌بار دارم برای همیشه می‌رم - دوباره.

00:07:42.878 --> 00:07:44.380
‫[ صدای سوت قطار ]

00:07:45.965 --> 00:07:47.883
‫در سال‌های ابتدایی وینیپگ

00:07:48.008 --> 00:07:51.553
‫راه‌آهن کانادا پسیفیک
‫حامی برنامه‌ی جستجوی گنج سالیانه شده بود.

00:07:51.720 --> 00:07:55.391
‫لازمه‌ی این مسابقه
‫شهرگردی روزانه‌ی شهروندها

00:07:55.557 --> 00:07:57.559
‫و زیر-و-رو کردن خیابون‌ها و محله‌ها بود.

00:07:57.685 --> 00:08:00.688
‫جایزه‌ی نفر اول بلیت یک‌طرفه‌ی قطار بعدی
‫به خارج از شهر بود.

00:08:00.813 --> 00:08:03.565
‫ایده‌ی اصلی این بود که وقتی یک‌نفر تمام روز

00:08:03.691 --> 00:08:07.236
‫شهرش رو از نزدیک تماشا کنه،
‫دیگه دلش نمی‌خواد ترکش کنه.

00:08:07.403 --> 00:08:10.781
‫و بفهمه گنج اصلی در تمام مدت
‫همین‌جا بوده.

00:08:10.906 --> 00:08:12.449
‫و بگید چی؟

00:08:12.574 --> 00:08:15.786
‫هیچ‌کدوم از برنده‌های جستجوی گنج
‫سوار قطار نشدن و جایی نرفتن.

00:08:15.911 --> 00:08:18.163
‫حتی یک‌نفر.
‫صد سال سیاه.

00:08:18.288 --> 00:08:20.958
‫[صدای بوق ماشین ]

00:08:21.083 --> 00:08:24.503
‫خب من به گنج‌بازی نیازی ندارم.
‫بلیت خودم رو دارم.

00:08:24.628 --> 00:08:26.922
‫فقط باید راهم رو از میون شهر بگیرم،

00:08:27.047 --> 00:08:29.717
‫از میون هرچیزی که دیدم و زندگی کردم،

00:08:29.842 --> 00:08:33.053
‫هرچیزی که دوست داشتم و فراموش‌ش کردم.

00:08:33.178 --> 00:08:35.097
‫[ صدای سوت قطار ]

00:08:35.222 --> 00:08:37.975
‫از میون شبنم غلیظ و خزپوشیده،
‫.به طرف حریم [مرزی] شهر

00:08:38.100 --> 00:08:40.853
‫و حالا در راه هستم.
‫سوی بیرون از این‌جا.

00:08:40.978 --> 00:08:43.022
‫بیرون از،

00:08:43.147 --> 00:08:45.691
‫قلبِ قلبِ قاره،

00:08:45.816 --> 00:08:48.861
‫دامان پشمالو، خزپوش، یخ‌زده.

00:08:48.986 --> 00:08:51.655
‫فورکس.
‫حیوانات، شکارچی‌ها.

00:08:51.780 --> 00:08:54.450
‫قایق‌روها، قطارها، و مادر.

00:08:54.908 --> 00:08:57.411
‫ما به‌خاطر این چیزها اینجا ایم.

00:08:57.536 --> 00:08:59.538
‫به‌خاطر این چیزها اینجا موندیم.

00:08:59.663 --> 00:09:02.541
‫به‌خاطر این چیزهاست که من دارم می‌رم.

00:09:02.666 --> 00:09:06.628
‫این‌ها همون چیزهایی هستن که
‫به من کمک می‌کنن تا از اینجا برم.

00:09:07.880 --> 00:09:11.717
‫فورکس، دامان، خزه.

00:09:11.842 --> 00:09:14.970
‫فورکس. دامان. خزه.

00:09:17.973 --> 00:09:20.517
‫گاه-و-بی‌گاه سر-و-کله‌ی مادر
‫در قطار پیدا می‌شه

00:09:20.642 --> 00:09:24.188
‫برای چک کردن مسافرها.

00:09:24.313 --> 00:09:25.564
‫مادر من -

00:09:27.232 --> 00:09:29.818
‫ نیرویی به قوت تمام قطارهای مانیتوبا،

00:09:33.989 --> 00:09:37.076
‫همیشگی مثل زمستون.
‫کهن مثل [بوفالوی] بایسون.

00:09:37.743 --> 00:09:40.454
‫خارق‌العاده مثل خود فورکس.

00:09:40.579 --> 00:09:44.208
‫دامان او - قطبی مغناطیسی‌ست.

00:09:44.333 --> 00:09:48.462
‫مثل مسیری که نمی‌تونم
‫برای مدت طولانی ازش منحرف بشم.

00:09:50.214 --> 00:09:53.175
‫حتما خواب‌آلودگیه که وینیپگی‌ها رو این‌جا
‫نگه می‌داره.

00:09:53.300 --> 00:09:56.303
‫کاش بتونم بیدار بمونم،
‫به جایی که دارم می‌رم توجه کنم

00:09:56.428 --> 00:09:58.555
‫همین‌طور به جایی که قبلا بوده ام،
‫و از اینجا برم.

00:09:59.765 --> 00:10:01.350
‫بیدار بمون.

00:10:01.475 --> 00:10:04.311
‫[زمزمه]
‫بیدار بمون. بیدار بمون.

00:10:18.075 --> 00:10:20.035
‫همین‌طور که خوابیده ایم راه می‌ریم،

00:10:22.704 --> 00:10:24.748
‫همین‌طور که راه می‌ریم، خواب می‌بینیم.

00:10:27.334 --> 00:10:29.628
‫نرخِ خواب‌گردی توی وینیپگ

00:10:29.753 --> 00:10:32.047
‫ده برابر بقیه شهرهای دنیاست.

00:10:33.257 --> 00:10:35.676
‫ما هرجایی که پا بگذاریم،
‫خوابش رو هم می‌بینیم.

00:10:35.801 --> 00:10:38.512
‫و به هرجایی که خوابش رو می‌بینیم،
‫پا می‌گذاریم.

00:10:38.637 --> 00:10:40.889
‫ما همیشه‌ی خدا سرگردونیم.

00:10:42.224 --> 00:10:44.226
‫گیج-و-ویج.

00:10:52.401 --> 00:10:56.280
‫ایستاده در خواب،
‫وینیپگی بودن همانا و شهروند شب بودن همان.

00:10:57.573 --> 00:10:59.533
‫شبِ وینیپگ...

00:11:00.742 --> 00:11:02.744
‫چرا اینجوریه؟

00:11:04.371 --> 00:11:06.415
‫چرا ما این‌قدر خواب‌آلوده ایم؟

00:11:07.040 --> 00:11:10.335
‫آخه چرا نمی‌تونیم چشم‌هامون رو باز کنیم؟

00:11:10.460 --> 00:11:13.213
‫آیا به‌طور استعاری، این ماجرا
‫به چندشاخگی رودخانه‌ها مربوطه؟

00:11:13.338 --> 00:11:16.091
‫یا تاثیر بیومغناطیسی
‫بایسون‌های [منطقه‌ی] ما؟

00:11:16.258 --> 00:11:18.677
‫یا نورهای قویِ شمالی؟

00:11:18.802 --> 00:11:20.470
‫نمی‌دونیم.

00:11:20.596 --> 00:11:22.723
‫می‌خوابیم.

00:11:23.765 --> 00:11:25.475
‫[ وزش باد ]

00:11:25.601 --> 00:11:27.769
‫خواب‌گردی می‌کنیم.

00:11:27.936 --> 00:11:30.272
‫خواب‌گردی می‌کنیم.

00:11:35.777 --> 00:11:38.822
‫روی پله‌های قدیمی ظاهر می‌شیم،

00:11:38.947 --> 00:11:40.782
‫خونه‌های قدیمی...

00:11:40.908 --> 00:11:42.826
‫خونه‌های قدیمی خودمون...

00:11:42.951 --> 00:11:45.370
‫یا [خونه‌ی] عزیزان‌مون...

00:11:45.495 --> 00:11:48.874
‫طبق قانون مدنی، مجاز به حمل کلید
‫[این خونه‌ها] هستیم،

00:11:48.999 --> 00:11:51.335
‫[کلید] خونه‌های رویایی و قدیمی...

00:11:51.460 --> 00:11:54.254
‫و این نشونی‌های قدیمی و رویایی...

00:11:57.966 --> 00:12:00.761
‫و اون‌هایی که تو این خونه‌های
‫قدیمی زندگی می‌کنن...

00:12:00.886 --> 00:12:04.973
‫همیشه باید به یک خواب‌گرد گم‌شده،
‫پناه بدن.

00:12:05.140 --> 00:12:08.477
‫باید پناهش بدن تا هوش-و-حواس
‫اون سرگشته سر جاش بیاد.

00:12:09.645 --> 00:12:12.314
‫این قانونِ وینیپگه.

00:12:14.816 --> 00:12:18.820
‫این نشونی‌های قدیمی و رویایی...

00:12:18.946 --> 00:12:20.989
‫کلیدها.

00:12:21.573 --> 00:12:23.200
‫کلیدها!

00:12:27.162 --> 00:12:29.039
‫وینیپگ.

00:12:34.419 --> 00:12:36.213
‫خانه.

00:12:41.843 --> 00:12:44.513
‫برعکسِ باقی خواب‌گردها، که با خودشون

00:12:44.638 --> 00:12:46.640
‫یک دسته‌کلید بزرگ دارن،

00:12:46.765 --> 00:12:49.851
‫کلیدهای تموم اون نشونی‌های قدیمی...

00:12:49.977 --> 00:12:53.230
‫من همیشه و همیشه فقط یک کلید
‫با خودم دارم:

00:12:53.355 --> 00:12:55.983
‫کلید پلاک هشتصد خیابان اِلیس.

00:12:59.361 --> 00:13:01.196
‫خانه.

00:13:07.035 --> 00:13:08.620
‫رویاها.

00:13:10.455 --> 00:13:12.666
‫رویا دیدن.

00:13:12.791 --> 00:13:14.501
‫رویا دیدن.

00:13:17.421 --> 00:13:19.715
‫هرشب همون رویای شیرین همیشگی رو
‫می‌بینم...

00:13:19.881 --> 00:13:23.427
‫که برگشتم به خونه‌ی بچگی‌هام.

00:13:23.552 --> 00:13:26.054
‫بزرگ‌ترین خونه‌ی محله بود.

00:13:26.179 --> 00:13:28.056
‫همین‌طور عجیب‌ترین.

00:13:29.683 --> 00:13:32.519
‫هم به این عجیب-و-غریب بودنش می‌نازیدم،
‫هم ازش خجالت می‌کشیدم.

00:13:32.644 --> 00:13:35.063
‫بستگی داشت کی من رو
‫موقع ورود به خونه ببینه.

00:13:35.188 --> 00:13:37.649
‫چون درواقع سه بنا
‫در یکی خلاصه شده بود.

00:13:37.774 --> 00:13:39.943
‫ضایع‌ترینش،
‫یک سالن زیبایی بود...

00:13:40.068 --> 00:13:42.571
‫که مادر و خاله لیل می‌گردوندنش.

00:13:43.322 --> 00:13:47.617
‫یک سوئیت هفت-اتاقه‌ی بی‌در-و-پیکر اون عقب،
‫برای مادربزرگ و خاله...

00:13:49.911 --> 00:13:53.081
‫و اون بالا، چندین اتاق‌خواب بیبی-بومر*
*نسل انفجار جمعیت

00:13:53.206 --> 00:13:55.417
‫برای مادر، پدر، سه خواهر و برادر -

00:13:55.542 --> 00:13:58.920
‫راس، کام، و جَنِت -

00:13:59.046 --> 00:14:01.256
‫و توبی، چیواوای ما...

00:14:01.381 --> 00:14:04.509
‫چیواوای هفت-کفن-پوسونده‌ی ما.

00:14:04.634 --> 00:14:07.054
‫[ وغ وغ سگ ]

00:14:08.889 --> 00:14:11.475
‫یک خونه‌ی مکعبیِ بزرگ.

00:14:11.600 --> 00:14:14.019
‫خونه‌ای به غایت شاد.

00:14:16.146 --> 00:14:20.150
‫ مونده بودم که بزرگ شدن تو
‫یک آرایشگاه چه تاثیری روم گذاشته.

00:14:20.275 --> 00:14:23.445
‫آرایشگاهی که مادرم سال 1940 طراحی کرده بود.

00:14:24.404 --> 00:14:26.281
‫[ صدای تافت مو ]

00:14:26.406 --> 00:14:29.993
‫از اون سر-و-صداها خوشم می‌اومد،
‫مغازه همیشه پر بود از صدای...

00:14:30.118 --> 00:14:32.537
‫حرف‌های خاله‌زنکی، خنده،
‫جر-و-بحث، قیچی‌کاری

00:14:32.662 --> 00:14:34.873
‫صدای تق-و-توق سینی‌های
‫روی زمین افتاده...

00:14:34.998 --> 00:14:38.001
‫زنگوله‌ی در،
‫زنگ خوردن همیشگی تلفن...

00:14:38.126 --> 00:14:39.252
‫جیغ-و-ویغ.

00:14:39.378 --> 00:14:42.631
‫صدای جیغ-و-داد
‫بالاتر از صدای غرش خشک‌کن‌ها.

00:14:42.756 --> 00:14:45.092
‫تندیِ بوی لوسیون همیشه در هوا
‫پیچیده بود،

00:14:45.217 --> 00:14:46.927
‫یا به‌خاطر اسپری‌ها، هوا تار بود.

00:14:47.052 --> 00:14:50.430
‫ابری، ابری، ابری از اسپری‌های مو.

00:14:51.431 --> 00:14:53.809
‫کلاه، کلاه ایمنی.

00:14:54.935 --> 00:14:56.603
‫کوتاه کردن مو.

00:14:56.728 --> 00:14:58.647
‫شکنجه‌ی مو...

00:14:59.022 --> 00:15:01.650
‫کلاه ایمنی.
‫خشک‌ کردن مو.

00:15:01.817 --> 00:15:04.319
‫کلاه ایمنی.
‫روفیدن مو.

00:15:04.778 --> 00:15:07.697
‫سقوط تارهای مو، هنگام روفیدن،

00:15:07.823 --> 00:15:09.991
‫که به زیرزمین می‌رسیدند.

00:15:11.118 --> 00:15:15.497
‫هواکش به طبقه‌ی بالا راه داشت،
‫و صاف به اتاق من می‌رسید.

00:15:15.622 --> 00:15:17.916
‫و تک‌تک واژه‌هایی رو که در گفتگوهای
‫[قلمروی] حکومت زنان

00:15:18.041 --> 00:15:20.669
‫دنبال هم می‌دویدند برای من می‌آورد.

00:15:22.254 --> 00:15:24.256
‫در مدرسه،
‫بوی محصولات آرایشی می‌دادم

00:15:24.381 --> 00:15:27.217
‫پمادهای سنین پیری، لوسیون‌های پیری.

00:15:27.342 --> 00:15:29.845
‫بوی خمیر ذرت و باربیساید می‌دادم...

00:15:29.970 --> 00:15:32.097
‫بوی پودر تالک و کُرست.

00:15:32.222 --> 00:15:36.059
‫[بوی] پالتوها و کیف‌های خزدار،
‫حتی داخل کیف‌ها!

00:15:36.184 --> 00:15:39.187
‫بوی باد-و-بروت و بی‌چارگی زنانه.

00:15:39.354 --> 00:15:42.983
‫من تحت تاثیر این چیزها  قد کشیدم،
‫و شدم اینی که هستم.

00:15:48.029 --> 00:15:50.907
‫این مغازه رو همیشه دوست خواهم داشت.

00:15:54.953 --> 00:15:58.373
‫خانه‌ی مکعبی سفید.

00:15:59.374 --> 00:16:03.044
‫خانه‌ی مکعبی سفید.

00:16:07.048 --> 00:16:09.718
‫دیدن خواب این خونه تمومی نداره.

00:16:11.136 --> 00:16:13.513
‫از وقتی فروختیمش عوض شده.

00:16:15.474 --> 00:16:18.185
‫تو رویاهای من هم مرتب عوض می‌شه.

00:16:20.395 --> 00:16:24.566
‫شکل‌های جدید - آشنا ولی گیج‌کننده.

00:16:24.691 --> 00:16:28.904
کلی نشونی‌های دیگه‌
‫به‌جای پلاک 800 خیابون الیس ظاهر می‌شن.

00:16:29.029 --> 00:16:31.656
‫کوچک‌تر، بلندتر، تیره‌تر...

00:16:31.781 --> 00:16:34.993
‫کوتاه‌تر، قدیمی‌تر، بزرگ‌تر.

00:16:38.246 --> 00:16:41.166
‫اما هیچ‌کدوم [همون] خونه‌ی من نیست.

00:16:42.334 --> 00:16:44.461
‫[ صدای بوق قطار ]

00:16:45.712 --> 00:16:47.172
‫خانه.

00:16:48.006 --> 00:16:49.758
‫خانه.

00:16:49.883 --> 00:16:53.887
‫رویاها شیرین ان،
‫در خانه، در خانه.

00:16:54.513 --> 00:16:58.350
‫اما بیداری چه تلخ، تلخ، تلخ.

00:16:58.767 --> 00:17:00.769
‫[ زوزه‌ی باد ]

00:17:02.270 --> 00:17:03.772
‫تلخی.

00:17:06.107 --> 00:17:09.778
‫تلخی‌ای به شیرینی سردی زمستون‌های ما.

00:17:09.945 --> 00:17:12.280
‫ما [ساکن] سردترین شهر جهان ایم.

00:17:13.615 --> 00:17:18.119
‫این سرما برای آدمی که پذیراش باشه
‫عجب جادویی داره.

00:17:18.620 --> 00:17:23.375
‫این شهر عجب هوای پاک و جون‌بخشی
‫برای کسی که می‌خواد ریه‌هاش رو از اون پر کنه داره

00:17:25.627 --> 00:17:28.338
‫شادی.
‫شادی خیره‌کننده‌ی هوای آزاد.

00:17:28.463 --> 00:17:31.383
‫برای هرکسی که دست‌کش‌هاش رو دست می‌کنه
‫تا اون رو در آغوش بگیره...

00:17:31.508 --> 00:17:35.387
‫و تک‌تک دونه‌های مسرت‌بخش برف رو می‌چلونه.

00:17:38.265 --> 00:17:41.935
‫اون قدیم‌ها تو سال 1906، ما وینیپگی‌ها
‫شهربازی خودمون رو ساختیم...

00:17:46.147 --> 00:17:49.776
‫لونا پارک خودمون،
‫سرزمین‌ رویاهای خودمون.

00:17:50.277 --> 00:17:51.820
‫هیچوقت نمی‌فهمی اما...

00:17:51.987 --> 00:17:54.489
‫مابین خیابون‌های آبرِی و دومینیون
‫در وست اند وینیپگ...

00:17:54.614 --> 00:17:57.367
‫مابین خیابون پورتِج و آسینابوان...

00:17:57.492 --> 00:18:00.495
‫بساط زمین بازی‌های بزرگ و دائمی پهنه،
‫پر از چیزهای عجیب-و-غریب.

00:18:02.289 --> 00:18:04.541
‫ترن هوایی‌های یخ‌زده،
‫چرخ و فلک‌هایی که...

00:18:04.666 --> 00:18:07.669
‫نیمی از سال پوشیده از برف‌ریزه ان.

00:18:08.253 --> 00:18:11.006
‫یک شهربازی برای ما
‫وینپگی‌های زمستانی.

00:18:13.133 --> 00:18:16.011
‫شهربازی‌ای که
‫ما رو خوشحال نگه می‌داره.

00:18:20.223 --> 00:18:22.684
‫مثل رویا. مثل رویا.

00:18:22.851 --> 00:18:26.438
‫باید بیدار بشم،
‫و چشم‌هام رو یک‌جوری باز نگه دارم.

00:18:26.563 --> 00:18:30.567
‫باید از این‌جا برم.
‫باید از این‌جا برم.

00:18:30.692 --> 00:18:32.402
‫چی می‌شه؟

00:18:32.527 --> 00:18:35.572
‫چی می‌شه اگه از رفتنم فیلم بگیرم؟

00:18:35.697 --> 00:18:39.034
‫وقت کارهای افراطیه.

00:18:40.327 --> 00:18:43.371
‫باید شهربازی* خودم رو بسازم.

00:18:43.496 --> 00:18:45.540
‫همون‌جا در پلاک 800، الیس.

00:18:51.880 --> 00:18:53.882
‫برای جشنی که به مناسبت...

00:18:54.049 --> 00:18:56.384
‫65مین سالگرد ازدواج پدر و مادرم
‫برگزار می‌شه...

00:18:56.509 --> 00:18:59.971
‫خونه‌ای که توش بزرگ شدم رو،
‫یک ماه اجاره‌ی ثانویه کردم.

00:19:00.680 --> 00:19:03.850
‫مادر، مثل همیشه پایه بود.

00:19:03.975 --> 00:19:06.811
‫مشتاق بود تا در گذشته‌ی خونه‌ش
‫سرکی بکشه.

00:19:08.063 --> 00:19:11.900
‫چند تا باربر آوردم. با تخفیف مالیاتی.
‫من فیلم‌ساز هستم.

00:19:13.068 --> 00:19:15.195
‫فقط این‌جا می‌تونم به‌طور شایسته،

00:19:15.320 --> 00:19:18.823
‫کهن‌الگوهای تاریخی خانواده‌م رو
‫بازسازی کنم.

00:19:18.948 --> 00:19:22.160
‫فقط در این‌جا می‌تونم جوهر چیزی که

00:19:22.285 --> 00:19:26.164
‫طی این جریان من رو در
‫وینیپگ نگه می‌داره برجسته کنم.

00:19:26.289 --> 00:19:28.333
‫و احتمالا به محض این‌که این برجسته‌سازی

00:19:28.458 --> 00:19:30.960
‫از طریق بازآفرینی [تجربه‌ی]
‫ضبط شده، کامل شه...

00:19:31.086 --> 00:19:34.422
‫می‌تونم خودم رو از قدرت شریر
‫خانواده و شهر خلاص کنم...

00:19:34.547 --> 00:19:36.591
‫و یک‌بار و برای همیشه از این‌جا فرار کنم.

00:19:37.759 --> 00:19:41.137
‫جدا از ضبط کردن همه‌چیز،
‫یک گزارشنامه‌ی دقیق کنار دستم دارم...

00:19:41.262 --> 00:19:43.556
‫و این شیرجه‌ی عجیب به گذشته رو ثبت می‌کنم.

00:19:44.057 --> 00:19:47.394
‫باید حدود 1963 باشه،
‫زمانی که به نظرم...

00:19:47.519 --> 00:19:49.354
‫با احتمال قریب به یقین،
‫کلید تمام خاطرات و احساساتی رو که

00:19:49.521 --> 00:19:53.441
‫تا به امروز من رو از پا انداخته،
‫در خودش پنهون کرده.

00:19:54.776 --> 00:19:58.863
‫در سالن قدیمی خونه، مادر
‫همه‌چی رو می‌گذاشت همون‌جایی که قبلا بود.

00:19:58.988 --> 00:20:01.282
‫تلویزیون قدیمی سیاه‌سفید یک گوشه...

00:20:01.449 --> 00:20:05.787
‫گلدون‌ها، کاناپه‌ی بنجل، مبل راحتی.

00:20:05.912 --> 00:20:08.790
‫یک ماه تموم،
‫باید تو اتاق خواب قدیمی‌م می‌خوابیدم...

00:20:08.915 --> 00:20:12.794
‫هنوز کنده‌کاری حروف "YUG"
‫با خط ناخوانا بالای در بود...

00:20:12.919 --> 00:20:15.130
‫[پس سانتا می‌فهمه که من اینجام]

00:20:16.339 --> 00:20:20.135
‫همه‌چیز مثل بچگی‌هام شده.

00:20:21.136 --> 00:20:23.221
امکان حضور پدرم در این تجربه نبود...

00:20:23.346 --> 00:20:25.849
‫و تصمیم گرفتم از این آزمایش
‫بیرون نگه‌ش دارم.

00:20:25.974 --> 00:20:30.270
‫از 30 سال پیش که مُرد، مادرم بدجوری دلتنگشه
‫و تلاش می‌کنه برای حضور او رای من رو بزنه.

00:20:30.395 --> 00:20:34.190
‫به این توافق رسیدیم که
‫وانمود کنیم مثلا او رو از خاک درآوردیم،

00:20:34.315 --> 00:20:37.861
‫و در سالن پذیرایی زیر یک پشته خاک
‫که زیر قالی پنهون شده خاک کردیم.

00:20:37.986 --> 00:20:41.656
‫انگار که با این کار می‌شد
‫یک‌جورایی تطمیعش کرد.

00:20:45.285 --> 00:20:47.620
‫برای بازآفرینی‌هایی که نگرانم می‌کردن،

00:20:47.746 --> 00:20:49.873
‫بازیگر استخدام کردم تا نقش برادرهام،

00:20:49.998 --> 00:20:51.624
‫و خواهرم رو بازی کنن.

00:20:51.750 --> 00:20:55.086
‫پیدا کردن این بازیگرها سخت نیست.
‫یعنی، من می‌تونم جایگزین‌هایی گیر بیارم

00:20:55.211 --> 00:20:58.465
‫که همسانِ [آشنای ناآشنای]
‫شخصیت‌های اصلی قدیمی باشن.

00:21:00.258 --> 00:21:03.762
‫خواهرم جنت، در سال 1967
‫مدال طلای مسابقات آمریکای شمالی رو داشت...

00:21:03.887 --> 00:21:07.599
‫و حالا عضو تالار مشاهیر ورزشی مانیتوبا شده.

00:21:07.724 --> 00:21:12.479
‫برادرم کامرون، در 1963،
‫وقتی 16 سالش بود مرد.

00:21:12.604 --> 00:21:15.940
‫برادرم راس،
‫همیشه تو دانشگاه شاگرد اول بود.

00:21:16.065 --> 00:21:18.610
‫سگم توبی، 11 سال عمر کرد.

00:21:18.735 --> 00:21:20.612
‫و هیچوقت کاملا تربیت خونگی نشد.

00:21:20.737 --> 00:21:23.823
‫قراره نقشش رو سگ دوست‌دخترم، اسپنکی
‫بازی کنه.

00:21:23.948 --> 00:21:27.494
‫- به‌جای همه‌ بازیگر داشتیم، غیر از مادر.
‫- این‌جا تنها جاییه که خوشخال بودیم.

00:21:27.619 --> 00:21:31.581
‫لحظه آخر، زنی که این‌جا رو به‌م اجاره داد
‫گفت قصد رفتن نداره.

00:21:31.706 --> 00:21:36.211
‫-  این کارش برای من ضدحال بود.
‫- همه‌ی وسایل قدیمی‌مون رو سنگین سبک کردم.

00:21:36.377 --> 00:21:39.130
‫به نظر آزمایش خوبی از آب درمی‌اومد.

00:21:39.255 --> 00:21:42.091
‫چند ساعت اول رو با یک کار آسون شروع کردیم،
‫و همه...

00:21:42.217 --> 00:21:45.887
‫بازیگرها، مادر، و خانم عجیبی
‫که خونه رو ترک نمی‌کرد -

00:21:46.012 --> 00:21:49.766
‫همه به قدر کافی تو سالن پذیرایی قدیمی
‫راحت بودن که جمع شن کنار تلویزیون

00:21:49.891 --> 00:21:52.352
‫تا تنها نمایش تلویزیونی که توی وینیپگ
‫ساخته شده بود رو تماشا کنن.

00:21:52.477 --> 00:21:54.813
‫سعی نکن خرم کنی.

00:21:54.938 --> 00:21:58.817
‫همه‌ش حرف مفته، حرف مفت.
‫فقط حرف زدن بلدی.

00:21:58.942 --> 00:22:00.985
‫این تو بمیری از اون تو بمیری‌ها نیست.

00:22:01.110 --> 00:22:04.614
‫یک سریال تلویزیونی
‫روزانه بود به اسم "LedgeMan"
‫*مرد لبه‌ای

00:22:04.739 --> 00:22:08.660
‫و مادرم از 1956 نقش اصلی زن این سریال بود.

00:22:08.785 --> 00:22:12.247
‫فکر نکن نمی‌دونن تو چقدر ترسو و بچه ای...

00:22:12.413 --> 00:22:15.041
‫و همیشه می‌خواهی لج-و-لجبازی کنی.

00:22:16.960 --> 00:22:19.337
‫خیلی از خودراضی هستی...

00:22:19.462 --> 00:22:23.383
‫باعث شدی زونا بگیرم و از
‫همه‌ی خبرنگارهای اون پایین

00:22:23.508 --> 00:22:25.510
‫توهین و تحقیر بشنوم.

00:22:28.054 --> 00:22:30.723
‫[روای]
‫هرروز عصر که سریال پخش می‌شه،

00:22:30.849 --> 00:22:34.769
‫همون مرد زودرنج،
‫یک حرفی رو عوضی می‌فهمه...

00:22:34.894 --> 00:22:38.147
‫می‌ره لبه‌ی پنجره و تهدید به پریدن می‌کنه.
‫- الان می‌پرم.

00:22:38.273 --> 00:22:40.650
‫و هرروز مادرش می‌آد لب پنجره...

00:22:40.775 --> 00:22:43.278
‫و دلایل زندگی کردن رو به او یادآور می‌شه.

00:22:43.444 --> 00:22:46.781
‫برعکس چیزی که فکر می‌کنی،
‫تو هیچ‌وقت مایه‌ی ناامیدی من نبودی.

00:22:46.906 --> 00:22:48.616
‫مجبورم نکن انجامش بدم.

00:22:48.741 --> 00:22:51.911
‫وقتی تو بچگی مدل هادسون بِی شده بودی،

00:22:52.036 --> 00:22:55.582
‫این‌قدر بهت افتخار می‌کردم که
‫نفسم بند اومده بود.

00:22:55.707 --> 00:22:58.543
‫اون کت شلوار چهارخونه‌ی کوچولو...

00:22:58.668 --> 00:23:01.462
‫یک پارچه آقا بودی.

00:23:01.588 --> 00:23:03.756
‫سعی نکن گولم بزنی.

00:23:03.882 --> 00:23:06.259
‫[ راوی]
‫با پایان هر قسمت...

00:23:06.384 --> 00:23:10.597
‫- دوسِت دارم مامان.
‫- پسرک قانع می‌شد که برگرده داخل.

00:23:10.722 --> 00:23:13.308
‫ولی روز بعد دومرتبه برمی‌گشت همون‌جا.

00:23:13.433 --> 00:23:15.435
‫[ گوینده‌ی تلویزیون ]

00:23:22.775 --> 00:23:26.571
‫[راوی] مادر در مدت زمان 50 ساله‌ی
‫پخش سریال، یک روز رو هم از دست نداد.

00:23:28.031 --> 00:23:30.825
‫و با شگفتی تمام، بعد نیم قرن
‫ایفای نقش تلویزیونی...

00:23:30.950 --> 00:23:33.661
‫ آماده‌ست که
‫نقش خودش رو بازی کنه...

00:23:33.828 --> 00:23:36.205
‫اون هم در این تجربه‌ی هیجان‌انگیز من!

00:23:36.331 --> 00:23:39.000
‫که درواقع نه تنها می‌تونه  [گره‌ی]
‫رازهای خانواده رو باز کنه...

00:23:39.167 --> 00:23:41.461
‫- بلکه می‌تونه یک ژانر کاملا جدید بسازه.
‫- شش، الف، برداشت اول.

00:23:41.586 --> 00:23:45.506
‫- می‌تونم متن رو داشته باشم؟
‫برای او هم بهتره. - البته.

00:23:45.673 --> 00:23:48.676
‫همیشه لجوجانه جلوی
‫نظرات مهم من مقاومت می‌کنه.

00:23:48.843 --> 00:23:51.554
‫فقط برای این‌که نشون بده رئیس کیه،
‫یک جمله رو فراموش می‌کنه...

00:23:51.679 --> 00:23:54.557
‫یا هجاهاش رو پس-و-پیش می‌کنه -
‫هرکاری می‌کنه که برداشت رو نابود کنه.

00:23:54.682 --> 00:23:56.768
‫باشه. با ماشین؟ - آه، متاسفم.

00:23:56.893 --> 00:23:59.646
‫ولی اصلا تصادفی در کار نبوده.

00:23:59.771 --> 00:24:04.025
‫- دوباره بگیریم.
‫- آره، کمی گیج شدم.

00:24:04.192 --> 00:24:06.861
‫می‌دونم این‌ کارها رو می‌کنه که
‫سختش کنه.

00:24:06.986 --> 00:24:10.865
‫ببخشید. متن هی بیشتر و بیشتر
‫داره از دستم درمی‌ره.

00:24:10.990 --> 00:24:14.619
‫سر صحنه می‌جنگیم، ولی انکار او
‫نسبت به گذشته‌ی واقعی...

00:24:14.744 --> 00:24:17.497
‫به شکل معنی‌داری،
‫معنی‌دار شده.

00:24:17.622 --> 00:24:19.791
‫خیلی گویاست.

00:24:19.916 --> 00:24:22.835
‫- آه، می‌شه دوباره بشنومش؟
‫- حتما.

00:24:22.961 --> 00:24:25.296
‫ماه خوبی می‌شه...

00:24:25.421 --> 00:24:28.716
‫ماه فرار بزرگ من -

00:24:28.883 --> 00:24:30.969
‫[ مرد ]
‫خوبه. کات.

00:24:32.845 --> 00:24:35.223
‫[ راوی ]
‫این یک شانس فوق‌العاده‌ست. این ماه.

00:24:35.348 --> 00:24:37.725
‫کی بچگی خودش رو کالبدشکافی می‌کنه؟

00:24:39.978 --> 00:24:44.524
‫اولین سکانس کامل،
‫صاف کردن قالیچه‌ی راهرو بود.

00:24:44.649 --> 00:24:48.027
‫کاری که تو همه‌ی
‫روزهای اعصاب‌خردکن بچگی‌م می‌کردیم.

00:24:48.152 --> 00:24:50.571
‫یک کوهِ درماندگی باورنکردنی،
‫برای همه.

00:24:50.697 --> 00:24:54.242
‫چون درواقع اون قالیچه هرگز صاف نمی‌شد...

00:24:54.367 --> 00:24:56.536
‫مهم نبود چقدر و از کدوم طرف بکشی‌ش.

00:24:56.661 --> 00:24:58.746
‫و مادر هم همیشه از گوشه و کنار غر می‌زد.

00:24:59.414 --> 00:25:01.374
‫بازیگرها اجرای شل-و-ولی داشتن...

00:25:01.499 --> 00:25:03.459
‫آن‌چنان تاثیرگذار نبودن،
‫و من بودم که از پشت دوربین...

00:25:03.584 --> 00:25:06.045
‫به‌جای اون‌ها، به ستوه می‌اومدم.

00:25:06.170 --> 00:25:09.382
‫اسپنکیِ متاثر اومده بود
‫سر راه تا کمک کنه...

00:25:09.507 --> 00:25:11.759
‫درست به شل-و-ولی توبی بود.

00:25:11.884 --> 00:25:15.722
‫ولی این بازآفرینی تقریبا
‫هیچ اطلاعات بدردبخوری برای ما نداشت.

00:25:15.847 --> 00:25:18.224
‫ولی خب، هنوز جواب می‌ده.

00:25:18.349 --> 00:25:20.184
‫[مادر قشنگ دل به کار داده.]

00:25:20.309 --> 00:25:22.729
‫هیچوقت نمی‌شه پشتکار یک مادر وینیپگی رو

00:25:22.854 --> 00:25:25.106
‫دست‌کم گرفت.

00:25:26.524 --> 00:25:27.400
‫[ هو هو چی چی قطار ]

00:25:27.401 --> 00:25:29.235
‫[ هو هو چی چی قطار ]

00:25:31.487 --> 00:25:34.115
‫در سال 1957
‫در پی افتضاح درخت نارون وُلسلی،

00:25:34.240 --> 00:25:36.743
بلبشویی در وینیپگ به راه افتاد.

00:25:36.868 --> 00:25:38.786
‫این درخت وسط خیابان وُلسلی
‫سبز شده بود،

00:25:38.953 --> 00:25:41.205
‫و اطرافش با سنگ و
‫حاشیه‌ی علف احاطه شده بود...

00:25:41.330 --> 00:25:45.043
‫و قبول داشته باشید یا نه،کوچک‌ترین
.پارک دنیا رو برای آدم تداعی می‌کرد

00:25:45.877 --> 00:25:49.255
‫در 1957، شهر گروهی رو
.برای قطع درخت به کار گرفت

00:25:49.380 --> 00:25:52.383
‫نتیجه این شد که،
‫یک دسته از زن‌های مسن محله...

00:25:52.508 --> 00:25:56.929
‫بازو به بازو دور درخت رو گرفتن
‫تا کارگرهای شهر و اره‌ها‌شون رو بتارونن.

00:25:57.388 --> 00:26:01.476
‫طولی نکشید تا پلیس رسید، ماشین‌های گشت
.و همه اومدن سراغ زن‌‌های مسن

00:26:01.642 --> 00:26:05.396
‫شلوغ که شد، یکی از زن‌ها گفت:
‫«اگه می‌خواید این درخت رو قطع کنید...»

00:26:05.521 --> 00:26:07.940
‫«اول باید ما رو تیکه‌تیکه کنید.»

00:26:08.066 --> 00:26:11.778
‫دست‌آخر، مسئله به دست شهردار
‫منتخب جدید، استیون ژوبا حل شد...

00:26:12.361 --> 00:26:15.281
‫که با کادیلاکش سر رسید
‫و کارگرها رو فرستاد خونه.

00:26:15.406 --> 00:26:17.909
‫- [ صدای انفجار ]
‫- در ادامه‌ی هفته، خراب‌کارها...

00:26:18.034 --> 00:26:21.788
‫که طبیعتا برای شهرداری کار می‌کردن،
‫درخت رو با دینامیت ترکوندن.

00:26:23.915 --> 00:26:26.626
‫چی می‌شد؟
‫چی‌ می‌شد اگه شهرداری...

00:26:26.751 --> 00:26:28.753
‫ به خواسته‌های مردم
‫گوش می‌داد؟

00:26:30.671 --> 00:26:30.713
‫1919

00:26:30.714 --> 00:26:32.965
‫1919

00:26:33.091 --> 00:26:36.427
‫[ صدای سوت ]
‫- سربازان درحال بازگشت و پلیس در طرف راست

00:26:37.261 --> 00:26:39.514
‫و کارگرهای ما، در سمت چپ ظاهر شده بودن.

00:26:39.639 --> 00:26:42.683
‫غوغای شکوه‌مندترین
‫لحظه‌ی شهر ما:

00:26:43.184 --> 00:26:45.478
‫اعتصاب سراسری 1919.

00:26:45.603 --> 00:26:49.023
‫نبرد راه‌پیمایان،
‫راه‌پیمایی‌های بزرگ‌شون

00:26:49.690 --> 00:26:52.360
‫موج جمعیت از هر سو می‌رسید،
‫و در مرکز باهم یکی می‌شد.

00:26:52.485 --> 00:26:55.113
‫مرکز کجا؟ در چنین روزی،

00:26:55.238 --> 00:26:58.950
‫در مقابل آکادمی دخترانه‌ی سنت مری.

00:27:01.035 --> 00:27:02.495
‫[ فریاد ]

00:27:02.620 --> 00:27:05.081
‫آکادمی دخترانه‌ی سنت مری،

00:27:05.206 --> 00:27:08.167
‫جایی که شاهدخت‌های لرزون
‫و‌‌ کوچولوی طبقه‌ی متوسط

00:27:08.292 --> 00:27:10.837
‫باعث شدن پدران‌شون از ترس کارگرها
به رعشه بیفتن،

00:27:10.962 --> 00:27:14.132
‫ترس کارگرانی که شاید دست‌آخر،
‫روزی دست‌مزد منصفانه‌ای می‌گرفتن.

00:27:14.257 --> 00:27:17.385
‫اما کارگرها قابل چشم‌پوشی نیستن.
‫نه چوب پاسبان‌ها،

00:27:17.844 --> 00:27:21.055
‫نه سرمایه‌ی بورژوازی،
‫قادر به منحرف کردن مسیر اون‌ها نیست.

00:27:21.514 --> 00:27:24.433
‫روزنامه‌ها از کارگرها با عنوان
‫"بولشِویک‌های متجاوز"ی یاد کردن...

00:27:24.559 --> 00:27:28.521
‫که پدرهای دلواپس دختران رو
‫به جنون پارانویا انداختن

00:27:28.646 --> 00:27:31.357
‫و راهبه‌ها رو علیه اون‌ها شوراندن،
‫اون راهبه‌های همیشه رخوت‌آور...

00:27:31.482 --> 00:27:33.526
‫که به احمقی همون بوقلمون‌هایی که
‫پرورش می‌دادن بودن،

00:27:33.651 --> 00:27:35.695
‫و باد غبغب‌شون
‫به قدُقُدهای وحشت‌زده تبدیل شده بود.

00:27:36.320 --> 00:27:40.116
‫این [اتفاق] سنگ محک جنبش کارگری قاره بود...

00:27:40.241 --> 00:27:41.868
‫این‌جا در وینیپگ.

00:27:41.993 --> 00:27:45.580
‫مردان دلیر در حال انجام کاری بودن
‫که باید انجام می‌شد:

00:27:45.746 --> 00:27:50.084
‫به نسل بعدی یاد دادن ترس دخترونه‌شون رو
.نسبت به رخدادهای ناگزیر کنار بگذارن

00:27:50.209 --> 00:27:53.254
‫[ فریاد مردم ]

00:28:03.347 --> 00:28:05.892
‫[ صدای ناقوس ]

00:28:07.935 --> 00:28:11.397
‫کارگرها.
‫مدرسه‌ی شبانه‌ی کارگرها.

00:28:11.522 --> 00:28:15.193
‫و چندی از مشتاق‌ترین دانش‌آموزها
‫با خواب‌گردی تا پشت سنگرهای خیابونی رفتن

00:28:15.318 --> 00:28:17.361
‫تا معلم‌های جدیدشون رو ببینن.

00:28:17.486 --> 00:28:20.615
‫اون‌ها نمی‌دونن چی می‌خوان،
‫ولی به دستش می‌آرن...

00:28:20.781 --> 00:28:24.911
‫و شهر ما طلایه‌دار
‫جنبش حقوق کارگران خواهد بود...

00:28:25.036 --> 00:28:27.663
‫از حالا به بعد.

00:28:27.788 --> 00:28:29.832
‫[ صدای ناقوس ]

00:28:29.957 --> 00:28:31.792
‫[ هو هو چی چی ]

00:28:31.959 --> 00:28:34.462
‫و هنوزش هم که هنگام شب
‫حوالی آکادمی سنت مری قدم بزنی،

00:28:34.587 --> 00:28:37.590
‫می‌شه روح کارگری رو
‫اون‌ اطراف حس کرد.

00:28:37.715 --> 00:28:40.509
‫هنوز می‌شه فَنس قدیمی وازده رو
‫دید...

00:28:40.635 --> 00:28:43.512
‫که حالا زیر برف مدفونه،
‫ولی روزی قرار بود...

00:28:43.638 --> 00:28:46.641
‫جلوی پیشروی اون
‫بولشویک‌های قهرمان رو بگیره...

00:28:48.726 --> 00:28:51.979
‫حالا یک خواب‌گرد تنها در همون مسیر تاریخی
‫که مهاجمانِ بالاتر از مدرسه

00:28:52.104 --> 00:28:56.108
‫مستقر شده بودن، راهپیمایی می‌کنه.

00:28:57.485 --> 00:28:59.946
‫آیا اون روزهای دورِ جوش-و-خروش رو

00:29:00.071 --> 00:29:02.823
‫خوب یادش هست؟

00:29:02.949 --> 00:29:07.495
‫یا اون هم فقط یک خواب‌گرده که
‫جرنگ‌جرنگ کلید‌های تو جیبش رو درمی‌آره؟

00:29:07.620 --> 00:29:11.457
‫از خیابون سنت مری که
‫درست معلوم نیست.

00:29:11.582 --> 00:29:14.377
‫یا اصلا، شاید مثل من یک مرد نامرئیه.

00:29:14.502 --> 00:29:16.504
‫شاید خود منم.

00:29:27.390 --> 00:29:30.643
‫هرچی بیشتر به آکادمی دخترونه‌ی سنت مری
‫نزدیک می‌شم.

00:29:30.768 --> 00:29:34.313
‫یادم می‌آد که وقتی سه ساله بودم،
‫بیرون از خونه گم شدم...

00:29:34.438 --> 00:29:38.484
‫روی صندلی وانت آشغالی کوچکم بودم،
‫که از محوطه سنت مری سر درآوردم -

00:29:38.609 --> 00:29:41.529
‫که برای پسرها یک محوطه‌ی ممنوعه بود.

00:29:42.947 --> 00:29:47.034
‫طولی نکشید که دخترهای مدرسه‌ای نگران
‫دورم رو گرفتن، نوازشم کردن...

00:29:47.159 --> 00:29:49.078
‫سر به سرم گذاشتن،
‫دستم رو گرفتن...

00:29:49.203 --> 00:29:51.497
‫من رو به بلوزهاشون فشار دادن، بوسیدنم...

00:29:51.622 --> 00:29:53.874
‫و انگار که بر سر من مسابقه‌ای گذاشته بودن،

00:29:54.000 --> 00:29:57.003
‫که با ورود راهبه‌ی بزرگ به پایان رسید.

00:30:05.803 --> 00:30:08.681
‫حالا تعاملات من با دانش‌آموزان
‫ این مدرسه‌ی محصور...

00:30:08.806 --> 00:30:11.475
‫فقط به برخوردهای چشمی کوچک
‫وقت نهار محدود شده.

00:30:11.600 --> 00:30:14.895
‫دخترها دوست دارن تو پارک منسون،
‫روبری خیابون سیگار بکشن.

00:30:16.188 --> 00:30:18.065
‫- [ خنده ]
‫- دخترهای شیطون -

00:30:18.649 --> 00:30:21.402
‫هیچی بیشتر از این
‫باعث جوش آوردن مادرم نمی‌شه.

00:30:22.778 --> 00:30:26.490
‫خب، ماجرای من و دخترهای شیطون
‫مال گذشته‌ست، مادر.

00:30:26.615 --> 00:30:28.909
‫وقتشه برگردیم سر کار.

00:30:29.076 --> 00:30:33.372
‫برگشتن به کارِ باز کردن گره‌ی
.خودم از این شهر

00:30:35.499 --> 00:30:37.585
‫یکی از صحنه‌هایی که
‫خیلی نگرانش هستم...

00:30:37.752 --> 00:30:40.504
‫بازسازی زمانیه که خواهرم
‫با گوزن تصادف کرده بود...

00:30:40.629 --> 00:30:42.381
‫توی اتوبان، زمانی که از کِنورا برمی‌گشت.

00:30:42.506 --> 00:30:45.051
‫اون‌موقع حس می‌کردم
‫مادرم پیاز داغش رو زیاد کرده.

00:30:45.176 --> 00:30:48.763
‫باید این قسمت رو دوباره ببینم.

00:30:48.888 --> 00:30:52.475
‫تقصیر خواهرم بود؟
‫تقصیر مادرم بود؟

00:30:52.600 --> 00:30:55.353
‫- حرکت.
‫- مادر!

00:30:56.687 --> 00:30:58.606
‫من تصادف کردم.

00:30:58.731 --> 00:31:01.734
‫[مادر]
‫تصادف؟ با ماشین؟

00:31:01.859 --> 00:31:03.402
‫زدم به یه گوزن.

00:31:03.527 --> 00:31:06.238
‫گوزن؟
‫تو بزرگراه؟

00:31:06.364 --> 00:31:09.575
‫اصلا تصادفی در کار نبوده.

00:31:09.700 --> 00:31:12.745
‫بیرون چه‌کار می‌کردی؟

00:31:12.870 --> 00:31:15.456
‫- گفتم که، یه مهمونی ورزشی داشتیم.
‫- اون‌جا تو جنگل...

00:31:15.623 --> 00:31:17.917
‫که پسرها می‌تونن تندتر از تو بدَوَن؟

00:31:19.085 --> 00:31:21.587
‫- بس کن.
‫- گوزنه نمرده بود...

00:31:21.712 --> 00:31:24.924
‫منم همون‌جا وایساده بودم گریه می‌کردم
‫تا یکی نگه داشت.

00:31:25.049 --> 00:31:27.009
‫خب؟ چی می‌خواست؟

00:31:27.134 --> 00:31:29.512
‫کمکم کرد، مادر.
‫آچارچرخ داشت...

00:31:29.637 --> 00:31:33.099
‫- و گوزنه رو هم خلاص کرد.
‫- آره جون خودت.

00:31:33.224 --> 00:31:35.226
‫بریم ببینیم چی شده.

00:31:38.979 --> 00:31:42.233
‫حالا چی داری که برای دفاع از خودت بگی؟

00:31:42.358 --> 00:31:44.568
‫هم خز گوزن هست، هم خون...

00:31:44.693 --> 00:31:46.654
‫و هم غُری، همون‌جوری که گفتم.

00:31:46.779 --> 00:31:48.864
‫من که بچه نیستم، جونم.

00:31:48.989 --> 00:31:51.826
‫کجا پیش اومد؟
‫صندلی پشتی؟

00:31:51.951 --> 00:31:53.828
‫چی کجا پیش اومد؟

00:31:53.994 --> 00:31:57.289
‫مهمونی اصلی.
‫ببینم، مجبورت کرد یا...

00:31:57.415 --> 00:32:01.210
‫خودت دراز کشیدی و گفتی هرچه بادا باد؟

00:32:01.335 --> 00:32:04.338
‫[راوی] مادر - می‌دونه چطوری
‫باید همه‌ی نشونه‌ها رو بخونه.

00:32:04.463 --> 00:32:07.800
‫دروغ‌های نرم
‫برای خواسته‌های پلید.

00:32:07.925 --> 00:32:11.387
‫کار کی بود؟
‫یکی از اون پسرای دونده

00:32:11.512 --> 00:32:13.764
‫یا اون یارو که آچارچرخ داشت؟

00:32:13.889 --> 00:32:16.142
‫مامان، معلوم نیست
‫چی داری می‌گی.

00:32:16.267 --> 00:32:18.185
‫مثل دیوونه‌ها حرف می‌زنی.

00:32:18.352 --> 00:32:20.855
‫حالا می‌بینی چه دیوونه‌ای هستم.

00:32:20.980 --> 00:32:23.190
‫خودم می‌دونم اون بیرون چخبره.

00:32:23.315 --> 00:32:26.152
‫هر شب -
‫همون آش و همون کاسه‌ست.

00:32:26.277 --> 00:32:28.154
‫«درش بیار، بذارش تو»

00:32:28.279 --> 00:32:30.698
‫«بکش بیرون،
‫این‌جوری کن، اون‌جوری کن»

00:32:30.823 --> 00:32:32.575
‫کاسه‌ی صبرم رو لبریز نکن.

00:32:32.700 --> 00:32:35.870
‫[راوی]
‫نشونه‌ها در جلوی چشم پنهون می‌شن.

00:32:35.995 --> 00:32:38.831
‫هیچ دختر پاکی
‫تا بعد از ده شب بیرون نمی‌مونه...

00:32:38.956 --> 00:32:41.041
‫که تازه بعد هم با خون
.روی گل‌گیر برگرده

00:32:41.167 --> 00:32:43.169
‫این زندگی منه، نه تو.

00:32:43.294 --> 00:32:44.837
‫خب، کی این زندگی رو به تو داده؟

00:32:44.962 --> 00:32:47.506
‫- من که نخواسته بودم.
‫- من هم همینطور.

00:32:47.631 --> 00:32:50.634
‫به‌ خدا قسم،
‫اگر می‌تونستم بسپرمت به کسی که...

00:32:50.759 --> 00:32:53.262
‫قابل اعتماد باشه، می‌سپردم.

00:32:53.387 --> 00:32:56.891
‫خب، کاشکی این‌ کار رو کرده بودی.
‫ترجیح می‌دم واگذار شده بودم.

00:32:57.016 --> 00:33:01.020
‫وسوسه‌م نکن.
‫هر شب به قرص‌هام نگاه می‌کنم.

00:33:01.145 --> 00:33:04.648
‫فقط دلم یک بهونه‌ی کوچک می‌خواد.

00:33:04.773 --> 00:33:08.777
‫کار همون یارو با آچارچرخ بوده.

00:33:08.903 --> 00:33:11.071
‫چشمش به خز و خون افتاده...

00:33:11.197 --> 00:33:13.532
‫و کلکش گرفته.

00:33:13.657 --> 00:33:16.744
‫این‌جوری نبود.
‫تو که اون‌جا نبودی.

00:33:16.869 --> 00:33:19.788
‫- به‌ت پول داد؟
‫- نه!

00:33:19.914 --> 00:33:21.916
‫فکر می‌کنی من کی ام؟

00:33:22.082 --> 00:33:24.543
‫اشک‌هایی که برای گوزنه ریختی
‫چه نتیجه‌ای داشت؟

00:33:24.668 --> 00:33:27.880
‫تنها خاصیتش این بود که
‫برای باقی ماجرا آماده‌ت کنه.

00:33:28.005 --> 00:33:29.673
‫[ مویه]

00:33:29.798 --> 00:33:32.885
‫- دیگه هیچ‌وقت نمی‌بینمش.
‫- معلومه که نمی‌بینی.

00:33:33.010 --> 00:33:36.805
‫فقط پنج دقیقه براش کار داره
‫تا بفهمه تو کی هستی.

00:33:36.931 --> 00:33:39.600
‫[راوی]
‫خواهرم زد به یک گوزن و او رو کشت.

00:33:39.725 --> 00:33:43.270
‫مادرم به این حسن تعبیر نگاهی انداخت -
‫چون حسن تعبیر بود.

00:33:43.395 --> 00:33:46.148
‫هرچیزی که توی این شهر رخ می‌ده حسن تعبیره.

00:33:46.273 --> 00:33:49.944
‫مادر تو یک ثانیه
‫معنی خون گوزن و خز رو فهمید...

00:33:50.110 --> 00:33:52.363
‫و یک‌جورایی حق با او بود.

00:33:52.488 --> 00:33:55.115
‫او از خانواده‌ش
‫و رازهاش سر درمی‌آره...

00:33:55.241 --> 00:33:57.660
‫همین‌طور از خواسته‌ها و خجالت‌های ما...

00:33:57.785 --> 00:34:00.329
‫به سادگی خوندن یک روزنامه.

00:34:00.454 --> 00:34:02.414
‫مادر -

00:34:02.540 --> 00:34:05.376
‫شاید حساس‌ترین آدم وینیپگی باشه.

00:34:05.501 --> 00:34:08.796
‫مهم نیست کجا هستم،
‫هرجا باشم حس می‌کنم که نگاهش به منه.

00:34:08.963 --> 00:34:12.967
‫وقتی اون بیرون مشغول خواب‌گردی ام،
‫دستش رو روی شونه‌م احساس می‌کنم،

00:34:13.133 --> 00:34:15.678
‫که من رو به طرف تختم راهنمایی می‌کنه.

00:34:18.806 --> 00:34:22.893
‫فکر نمی‌کنم این موضوع با خواب و بیدار بودن
‫یا زنده و مرده بودنش عوض شه.

00:34:23.018 --> 00:34:25.980
‫او همیشه دقیقا می‌دونه
‫که من در چه حالی ام.

00:34:29.066 --> 00:34:32.611
‫وینیپگی‌ها تو خوندن
‫از پشت سطح مهارت بالایی دارن...

00:34:32.736 --> 00:34:35.114
‫و همین‌طور از زیر پوست شهر خودشون آگاه ان.

00:34:35.739 --> 00:34:40.286
‫در مقیاس کوچک،
‫ما لو پروفِتای عجیب رو داشتیم، دهه‌ی 1930

00:34:40.411 --> 00:34:44.290
‫او وسایلی رو که وینیپگی‌ها می‌ترسیدن مبادا
‫تسخیر شده باشه، جن‌گیری می‌کرد.

00:34:44.415 --> 00:34:47.167
‫یک‌بار شهرداری استخدامش کرده بود
‫تا تراموایی رو که به مسافرها

00:34:47.293 --> 00:34:50.170
‫دلهره می‌داد پاک‌سازی روحی کنه.

00:34:56.677 --> 00:34:59.805
‫سِر آرتور کونان دویله
‫همیشه می‌گفت که

00:34:59.930 --> 00:35:03.142
‫بین شهرهایی که دیده،
‫وینیپگ بیشترین قابلیت‌های حسی رو داره.

00:35:03.684 --> 00:35:06.687
‫احتمالا به‌خاطر دامان،
‫خز، شبنم، و مابقی...

00:35:06.937 --> 00:35:09.023
‫ولی بیشتر از همه به‌خاطر فورکس،

00:35:09.148 --> 00:35:11.442
‫و فورکس‌های زیر فورکس.

00:35:11.567 --> 00:35:13.944
‫بومی‌های کانادا می‌دونستن
‫چطوری چیزی رو که

00:35:14.069 --> 00:35:16.488
‫کونان دویله توی این شهر حس کرده بود،
‫درک کنن.

00:35:16.614 --> 00:35:19.033
‫برای قرن‌ها مرده‌هاشون رو در
‫نزدیک‌ترین فاصله‌ی ممکن

00:35:19.158 --> 00:35:22.036
‫به قوی‌ترین همریزگاه
‫چهار رودخونه‌ی این‌جا دفن می‌کردن -

00:35:22.161 --> 00:35:24.038
‫رِد و آسینابوان

00:35:24.330 --> 00:35:27.041
‫رِد و آسینابوان

00:35:31.503 --> 00:35:34.715
‫در 1920، توماس گلندینگ همیلتون،

00:35:34.840 --> 00:35:37.468
‫پزشک و سیاست‌مدار برجسته‌ی وینیپگی...

00:35:37.593 --> 00:35:41.055
‫به امید ارتباط گرفتن
‫با پسر مرحومش، در خونه‌ش

00:35:41.180 --> 00:35:43.223
‫جلسات به دقت مستند-شده‌ی احضار ارواح
‫برگزار می‌کرد.

00:35:43.349 --> 00:35:46.352
‫این خیال‌پرستی‌های شبانه...

00:35:46.477 --> 00:35:50.606
‫به سرعت به توهمات چسبناک و پفکیِ این‌جا،
‫آب-و-تاب می‌ده -

00:35:50.731 --> 00:35:53.901
‫دوز-و-کلک‌های جنگی که
‫پیوسته در این شهر جاری بوده...

00:35:54.151 --> 00:35:58.155
‫جنگی بین دو دنیا، یکی اونی که
‫وینیپگی‌ها حالا درش زندگی می‌کنن

00:35:58.280 --> 00:36:01.700
‫و یکی اونی که دوست دارن
‫در آینده ساکنش باشن.

00:36:05.162 --> 00:36:08.040
‫کنجکاوی‌-بر‌انگیز-ترین کار
‫در حوزه‌ی فراطبیعی وینیپگ...

00:36:08.165 --> 00:36:11.919
‫برمی‌گرده به مدیومی
‫به اسم گونث لوید در سال 1939...

00:36:12.086 --> 00:36:14.546
‫همون سالی که او
‫چیزی رو پایه گذاشت که سرانجام...

00:36:14.672 --> 00:36:16.924
‫به باله‌ی رویال وینیپگ تبدیل شد.

00:36:17.049 --> 00:36:19.510
‫او چندین جلسه‌ی بدنام احضار برگزار کرد... -

00:36:19.635 --> 00:36:21.929
‫که در اون‌ها بیشتر از حرف زدن،

00:36:22.096 --> 00:36:24.598
‫پیام بی‌قرار ساکنین دیار باقی
...را می‌رقصید

00:36:25.891 --> 00:36:28.310
‫معروف‌ترین جلسه‌ای که او برگزار کرد...

00:36:28.435 --> 00:36:30.646
‫در ساختمان قانون‌گذاری ایالتی بود...

00:36:30.771 --> 00:36:34.191
‫که از قرار،
‫بزرگ‌ترین معبد ماسونی دنیا هم بود...

00:36:34.316 --> 00:36:38.612
‫که با توجه به مشخصات سِری قدیمی
‫در سال 1922

00:36:38.737 --> 00:36:41.073
‫مخفیانه،
‫توسط رهبر ما، رودمن پی رابلین ایجاد شده بود

00:36:41.198 --> 00:36:44.576
‫کسی که کل کابینه‌اش رو
‫ماسون‌های درجه سه تشکیل می‌دادن.

00:36:44.785 --> 00:36:47.454
‫اون هرمس، خدای یونانیه که بالای کاخ ماست،

00:36:47.621 --> 00:36:51.375
‫که با دسته‌ای گندم
‫به شکل پسر طلایی تغییر قیافه داده...

00:36:51.500 --> 00:36:53.627
‫و چشم‌های خواب‌آلوده‌ی ما هیچ‌وقت،

00:36:53.752 --> 00:36:57.589
‫به قدرت ترسناک پاگانی او و حضور نابهنگامش
‫در آمریکایی شمالی مدرن مشکوک نمی‌شه.

00:37:01.593 --> 00:37:03.887
‫حاضرینِ پای میزِ احضارِ اون شب...

00:37:04.012 --> 00:37:06.640
‫محترم‌ترین بزرگان شهر ما بودن...

00:37:06.765 --> 00:37:08.976
‫مِن جمله شهردار کورنیشِ فسادناپذیر...

00:37:09.101 --> 00:37:11.145
‫و ...

00:37:11.270 --> 00:37:14.565
‫خانم‌ها،
‫یا نمایندگان فاحشه‌خونه‌های ممتاز،

00:37:14.690 --> 00:37:16.775
‫زنانی که به‌خاطر ذکاوت سیاسی...‌

00:37:16.900 --> 00:37:19.486
‫و نفوذشون در جامعه،
‫از احترام برخوردار بودن.

00:37:19.611 --> 00:37:23.449
‫خیابون‌های بی‌شماری در مرکز ناحیه‌ی ما
‫به اسم این زنان فوق‌العاده‌ست.

00:37:23.574 --> 00:37:25.951
‫ [ هم‌سرایی، ‫ساز ارگان ]

00:37:36.795 --> 00:37:38.505
‫[ غرش جانور ]

00:38:39.525 --> 00:38:41.902
‫[ چلپ چلپ آب ]

00:38:49.910 --> 00:38:51.912
‫[ ادامه‌ی موسیقی ]

00:39:15.686 --> 00:39:18.272
‫[ چلپ چلپ آب ]

00:40:26.256 --> 00:40:28.467
‫[ غرش جانور ]

00:41:05.921 --> 00:41:08.382
‫[ تق-و-توق پایه‌های میز ]

00:41:22.646 --> 00:41:26.400
‫[ادامه‌ی موسیقی]

00:41:33.407 --> 00:41:33.949
‫[ وزش باد ]

00:41:33.950 --> 00:41:35.534
‫[ وزش باد ]

00:41:37.077 --> 00:41:39.079
‫[پاپ فولکلور]

00:41:47.170 --> 00:41:51.383
‫[ خواننده‌ی زن ]
‫صبحی دمدمی در مانیتوبا

00:41:51.508 --> 00:41:53.719
‫هیچ اتفاق خاصی نمی‌افته

00:41:53.844 --> 00:41:56.096
‫هیچ‌وقت نمی‌افته

00:41:56.263 --> 00:41:58.640
‫[ راوی ]
‫برای آخرین بار در ژانویه...

00:41:58.765 --> 00:42:01.685
‫سردترین و سیاه‌ترین ماه.

00:42:03.603 --> 00:42:06.648
‫سر سیاه زمستون. [زمستون] بی‌پایان.

00:42:06.773 --> 00:42:08.734
‫کاندوم‌ها هم [شل می‌شن و] درمی‌آن.

00:42:08.859 --> 00:42:11.945
‫این‌ چند ماه، ماه‌های اقدامات پرخطر [جنسی]
‫وینیپگ هستن.

00:42:12.112 --> 00:42:14.448
‫نفس آدم جلوی صورتش
‫یخ می‌زنه.

00:42:14.614 --> 00:42:16.950
‫و با یک صدای جرینگ
‫می‌افته جلوی پات.

00:42:17.993 --> 00:42:21.204
‫مرد و سگ،
‫تو خیابون‌ها راه می‌ریم.

00:42:21.329 --> 00:42:24.124
‫سگ راهنمای من در طول زمان.

00:42:25.083 --> 00:42:28.920
‫[خواننده‌ی زن ]
‫من همین‌جوری دوسِش دارم

00:42:29.046 --> 00:42:31.339
‫[راوی] حتی افرادی که تا حالا
‫با برف روبرو نشدن،

00:42:31.465 --> 00:42:34.051
‫می‌تون راه رفتن دَرِش رو تصور کنن.

00:42:34.176 --> 00:42:36.553
‫ردپای آدم می‌مونه،
‫ و سرازیری‌ها.

00:42:36.678 --> 00:42:39.514
‫وقتی روی برف تازه پا می‌گذاری،
‫فشرده‌ش می‌کنی.

00:42:39.639 --> 00:42:41.475
‫روی پیاده‌رو فشرده‌ش می‌کنی...

00:42:41.641 --> 00:42:43.977
‫و وقتی بعدا برف‌های
‫شل-و-ول از بین می‌رن

00:42:44.102 --> 00:42:47.314
‫یک سابقه‌ی قطعی
‫از اون محیط بی‌ثبات به جا می‌مونه.

00:42:47.439 --> 00:42:50.859
‫ردپای تو به عنوان یک سابقه‌ی کوچکِ جبرانی
‫[از برف] به جا می‌مونه.

00:42:50.984 --> 00:42:53.862
‫دوست دارم به این چیزها اسم
‫"فسیل‌های برفی" بدم.

00:42:53.987 --> 00:42:57.908
‫البته که 600 میلیون سال دووم نمی‌آرن.
‫فوقش چند ماه دووم بیارن.

00:42:58.033 --> 00:43:01.328
‫ولی درواقع می‌تونی
‫از طریق این فسیل‌ها در طی زمستون

00:43:01.453 --> 00:43:04.498
‫مسیر خودت رو در
‫بالا و پایین پیاده‌رو پیدا کنی.

00:43:04.623 --> 00:43:08.376
‫این راهی برای پیش رفتن
‫و پس رفتن در طی زمستونه.

00:43:10.170 --> 00:43:11.838
‫{وینیپگ}

00:43:12.923 --> 00:43:15.759
‫ما درباره راه‌های عظیم سفید
‫گفت-و-گو می‌کنیم...

00:43:15.884 --> 00:43:17.928
‫مارپیچ‌های برفی -

00:43:18.053 --> 00:43:22.474
‫هزارتویی از اکتوپلاسم که
‫مسیر زندگی ما رو هدایت می‌کنه.

00:43:22.599 --> 00:43:25.352
‫ما حق انتخاب زیادی
‫نسبت به جایی که می‌ریم نداریم...

00:43:25.519 --> 00:43:29.189
‫یا جایی که می‌خوابیم،
‫یا چیزی که احساس می‌کنیم.

00:43:30.482 --> 00:43:33.568
‫شهر چند-نگاشتگی‌های...

00:43:33.693 --> 00:43:37.197
‫روی پوست‌ها،
‫روی پوست‌های زیر پوست‌ها...

00:43:39.616 --> 00:43:42.702
‫چطور می‌شه نشانه‌های این شهر رو
‫رمزگشایی کرد؟

00:43:44.704 --> 00:43:47.332
‫یکی دیگه از قوانین مدنی این‌جا:

00:43:47.457 --> 00:43:49.960
‫ما حق نداریم نشونه‌های قدیمی رو
‫نابود کنیم...

00:43:50.085 --> 00:43:52.254
‫هیچ‌یک از نشونه‌های قدیمی رو.

00:43:52.379 --> 00:43:55.715
‫درعوض، باید حفظ بشن،
‫برای همیشه حفظ بشن...

00:43:55.841 --> 00:43:57.968
‫در گورستان نشانه‌های قدیمی.

00:43:59.136 --> 00:44:02.556
‫فرورفته در لایه‌های وینیپگ.

00:44:03.890 --> 00:44:07.936
‫شهری که سن‌ش تنها چهار سال
‫از مادربزرگ من بیشتره.

00:44:08.061 --> 00:44:11.690
‫گاهی خیلی جوون می‌زنه
‫و گاهی هم خیلی کهن.

00:44:13.275 --> 00:44:17.070
‫ترسناکه.
‫خونه‌ی یک نفر در طول زمان ترسناکه.

00:44:26.288 --> 00:44:30.417
‫همچین که برف شروع می‌شه،
‫احساس هرج-و-مرج شهر رو می‌گیره.

00:44:30.584 --> 00:44:33.378
‫شهری بی‌قانون، اما امن.

00:44:33.503 --> 00:44:36.923
‫برف،
‫همه‌ی خطوط کف خیابون رو پاک می‌کنه،

00:44:37.090 --> 00:44:39.176
‫و هر جنبنده‌ای رو هم همین‌طور.

00:44:39.301 --> 00:44:42.345
‫یک بازی بزرگ ماشین کوبنده (شهربازی)
‫اون بیرون راه می‌افته.

00:44:42.470 --> 00:44:44.264
‫نورها زیبا به نظر می‌آن.

00:44:44.389 --> 00:44:47.434
‫نصف وقت‌ها حتی نمی‌تونی از شیشه‌ی جلو
‫بیرون رو ببینی.

00:44:47.559 --> 00:44:50.937
‫می‌دونی که ممکنه لیز بخوری روی پیاده‌رو،
‫سر بخوری طرف چراغ قرمز...

00:44:51.104 --> 00:44:53.398
‫و پلیس‌ها هم ازت چشم‌پوشی کنن.

00:45:05.452 --> 00:45:07.579
‫توی وینیپگ،
‫باحال‌تر اینه که

00:45:07.704 --> 00:45:10.081
‫از کوره‌راه‌ها تو شهر بچرخیم

00:45:12.167 --> 00:45:16.588
‫شهر یک شبکه‌ی بزرگ
‫از این خیابون‌های غیر-رسمی داره

00:45:16.713 --> 00:45:20.050
‫یک شبکه‌ی حسابی
‫از کوره‌راه‌های باریک و بیان‌نشدنی،

00:45:20.175 --> 00:45:22.969
‫که فریبندگی خودشون رو دارن.

00:45:23.094 --> 00:45:26.806
‫حتی روی نقشه‌ی شهر هم اثری ازشون نیست
‫ولی مردم ازشون باخبرن،

00:45:26.932 --> 00:45:29.434
‫و بیشتر از خیابون‌های قانونی
‫از این‌ها استفاده می‌کنن.

00:45:34.064 --> 00:45:37.025
‫دعوای میون دو تا از
‫شرکت‌های تاکسی‌رانی شهر

00:45:37.150 --> 00:45:40.487
‫این‌طوری حل شد که به یکی حق استفاده از
‫خیابون‌های عادی رو دادن

00:45:40.612 --> 00:45:44.032
‫در حالی که شرکتِ دیگه
‫باید مسافرهاش رو...

00:45:44.157 --> 00:45:46.076
‫در کوره‌ها سوار و پیاده می‌کرد.

00:45:47.744 --> 00:45:51.539
‫داخل این شاهرگ‌های سیاهه که
‫وینیپگ واقعی پیدا می‌شه...

00:45:51.665 --> 00:45:55.460
‫جایی که خاطرات به باورکردنی‌ترین شکل
‫زنده می‌شن.

00:45:55.585 --> 00:45:58.964
‫شبکه‌ی این راه‌ها مثل
،‫یک شبکه شطرنجی

00:45:59.089 --> 00:46:02.759
‫از شهری مخفیه که بالای شهرِ شناخته‌شده
‫جا خوش کرده.

00:46:02.884 --> 00:46:05.929
‫کوره‌راهایی که با نام‌هایی
‫شفاهی به یاد سپرده می‌شن...

00:46:06.054 --> 00:46:10.433
‫بالاتر از خیابون‌هایی با اسم سیاسیون و
‫ توسعه‌دهندگان این خاک، قرار گرفته ان.

00:46:10.558 --> 00:46:12.560
‫کوره‌راه‌ها، پدیده‌های نامشروعی هستند.

00:46:12.686 --> 00:46:14.688
‫که بهتره درباره‌شون صحبت نشه،
‫مایه‌ی خجالت ان.

00:46:14.813 --> 00:46:17.607
‫کفل‌های انتهای خونه به اون‌ها میرسه.

00:46:17.732 --> 00:46:20.527
‫طرفی از خونه که
‫نشون مهمون‌های رودروایسی‌دار نمی‌دیم‌.

00:46:21.611 --> 00:46:24.322
‫مناظری علف‌زده‌ از
‫طردشدگی‌ِ خجالت‌آوری هستن...

00:46:24.447 --> 00:46:26.908
‫مجراهای برداشت پس‌مونده‌ها.

00:46:27.033 --> 00:46:29.911
‫چیزهایی که دیگه قبول‌شون نداریم رو
‫پرت می‌کنیم اون‌جا...

00:46:30.036 --> 00:46:32.789
‫همه‌چیز، و از همه تو چشم‌تر
‫"همون چیز مخصوص وینیپگ"

00:46:32.914 --> 00:46:35.583
‫یک تشک تا-شده با لکه‌های ناجورش -

00:46:35.709 --> 00:46:39.713
‫که به سرعت با برفِ فراموشی‌آور‌
‫ما پوشیده می‌شن.

00:46:41.464 --> 00:46:44.801
‫[ صدای زن در گفتگوی مبهم رادیویی ]

00:46:44.926 --> 00:46:47.762
‫[صدای بچه]
‫من بهترین دوست انسان ام و همین‌طور...

00:46:47.887 --> 00:46:51.182
‫[راوی] داخل کوچه‌ پس‌کوچه‌ها
‫طرز فکرهای عجیبی حکم‌فرماست.

00:46:51.308 --> 00:46:54.352
‫انگار که راهبر
‫مستقیما با تو صحبت می‌کنه.

00:46:54.477 --> 00:46:56.771
‫[ زن روی رادیو ]
‫بله، امروز صبح فهمیدم.

00:46:56.896 --> 00:47:00.233
‫[راوی]
‫رانندگی [قطار] نرم‌تر شده، به نرمی متکا...

00:47:00.400 --> 00:47:03.069
‫یک متکای چاق-و-چله.

00:47:08.700 --> 00:47:10.702
‫بعد هم مورد عجیب خیابون لورت...

00:47:12.078 --> 00:47:14.372
‫یک خیابون نر و ماده.

00:47:14.497 --> 00:47:17.125
‫نصفش خیابون اصلیه و نصفش کوره‌راه.

00:47:19.586 --> 00:47:22.172
‫کسی از لورت حرفی نمی‌زنه.

00:47:25.967 --> 00:47:27.969
‫[ بوق قطار ]

00:47:40.190 --> 00:47:43.985
‫حتما معماری وینیپگ هم غم‌انگیزه...

00:47:44.110 --> 00:47:46.654
‫و ساختار آشفته‌ی این شهر رو می‌رسونه.

00:47:48.573 --> 00:47:52.327
‫پل خیابان آرلینگتون
‫نشان‌گر همین موضوعه...

00:47:52.452 --> 00:47:55.538
‫پوششی عظیم از تیرآهن‌های
پولادی یخ‌بسته

00:47:55.663 --> 00:47:59.584
‫که بالای شبکه
‫بی‌در-و-پیکر راه‌آهن شهر تاق زدن،

00:48:00.877 --> 00:48:03.797
‫جایی که قطارها در مه جفتِ هم می‌شن،
‫چندی غر-و-لند می‌کنن...

00:48:03.922 --> 00:48:05.965
‫و بعد هم طلاقی پُرسر-و-صدا.

00:48:07.592 --> 00:48:10.470
‫این پل،
‫تقریبا 100 سال پیش ساخته شد...

00:48:10.637 --> 00:48:12.764
‫به دست شرکت "ولکان آیرون وُرکسِ" لندن.

00:48:12.889 --> 00:48:17.227
‫اول برای مصر در نظر گرفته شده بود،
‫و قرار بود روی رود نیل تاق ببنده.

00:48:17.352 --> 00:48:20.814
‫ولی خطایی در جزئیات
‫کار رو بر روی رودخونه غیرممکن کرد...

00:48:21.815 --> 00:48:24.442
‫و پل به قیمت بزخری

00:48:24.567 --> 00:48:26.528
‫به وینیپگِ عاشقِ بزخری فروخته شد.

00:48:30.573 --> 00:48:34.452
‫پل به خوبی در خونه‌ی
‫همیشه ورشکسته‌ی خودش جا نیفتاده...

00:48:34.577 --> 00:48:37.080
‫و هروقت فرصت کنه به خواب می‌ره...

00:48:37.205 --> 00:48:41.167
‫هر وقت که دیدن رویای خونه‌ی
‫اصلیِ باشکوه و شادی‌بخش اولیه‌ش ممکن باشه.

00:48:41.292 --> 00:48:43.378
‫و بعد یکی از تیرآهن‌هاش رو شترق، می‌اندازه.

00:48:43.503 --> 00:48:45.630
‫[ صدای آهن]

00:48:47.257 --> 00:48:50.218
‫صدایی که هنگام شب
‫از محوطه بلند می‌شه...

00:48:50.343 --> 00:48:53.596
‫یادآور درد
‫آرتروز یک موجود غول‌پیکره.

00:49:07.277 --> 00:49:10.947
‫و همین‌طور که
‫پل خیابون آرلینگتون خواب نیل رو می‌بینه...

00:49:11.072 --> 00:49:15.076
‫ما یک پدیده‌ی رویاباف بشرساخته‌ی
‫دیگه رو هم در خط افق داریم...

00:49:15.201 --> 00:49:18.955
‫و این یکی منظره‌ای‌ست قلابی:
‫تپه‌ی آشغال

00:49:19.080 --> 00:49:23.251
‫تنها تپه‌ در وینیپگِ هموار...

00:49:23.376 --> 00:49:26.254
‫ساخته شده از نیم‌قرن زباله‌ی ساکنین...

00:49:26.379 --> 00:49:30.592
‫که بعد با علف پوشیده شد و نسل پیش
‫به عنوان پارک جا زدش.

00:49:32.010 --> 00:49:35.555
‫این تپه‌ی عظیم،
‫خونه‌ی بچه‌های سورتمه‌سوار...

00:49:35.680 --> 00:49:38.641
‫رویاهای آشغالیِ کثیف خودش رو
‫ می‌بینه.

00:49:42.479 --> 00:49:44.814
‫برای بچه‌هایی که
‫از روی این تپه سر می‌خورن،

00:49:44.939 --> 00:49:47.859
‫برخورد با تکه‌ای ریل فلزی زنگ‌زده

00:49:47.984 --> 00:49:51.571
‫یا سپر قراضه‌ی ماشینی که
‫برف جابجاش کرده، عادیه.

00:49:57.494 --> 00:49:59.412
‫وینیپگ من.

00:50:03.416 --> 00:50:07.253
‫اواخر دهه‌ی 90  واکنش‌‌های زنجیره‌ای مخوفی
‫ نسبت به تراژدی‌های معماری آغاز شد...

00:50:07.378 --> 00:50:10.673
‫وقتی فروشگاه بزرگ ایتونز در خیابون پونتِج،
‫مثل تایتانیک

00:50:10.798 --> 00:50:13.218
‫به کوه یخ چمن‌زار برخورد کرد و به گل نشست.

00:50:13.343 --> 00:50:15.595
‫- ورشکستگی

00:50:15.762 --> 00:50:18.097
‫حکمرانی ایتونز در مقطعی
‫به جایی رسیده بود که

00:50:18.223 --> 00:50:21.267
‫بالای 65 سنت از هر دلاری
‫که در وینیپگ صرف خرید می‌شد

00:50:21.392 --> 00:50:23.561
‫در همین یک فروشگاه بود.

00:50:23.686 --> 00:50:27.524
‫گفتن این‌که خرده فروشی در وینیپگ
‫به همین مکان محدود می‌شد، اغراق نیست.

00:50:28.441 --> 00:50:30.401
‫بعد از ورشکستگی،
‫شهرداری بی این‌که...

00:50:30.527 --> 00:50:34.489
‫به احیای دوباره‌ی
‫فروشگاه قدیمی فکر کنه...

00:50:34.614 --> 00:50:38.326
‫یک‌باره و به شکلی نابخشودنی
‫تخریبش کرد.

00:50:38.451 --> 00:50:41.412
‫تخریب، یکی از معدود صنایع رشدکرده‌ی
‫شهر ماست.

00:50:41.538 --> 00:50:43.998
‫هنگام شب،
‫صحبت احداث یک استادیوم جدید...

00:50:44.123 --> 00:50:46.668
‫در موقعیت ایتونز سابق
‫مطرح شد.

00:50:46.793 --> 00:50:49.712
‫بر خلاف انتظار،
‫بعد از سال‌ها جنگیدن...

00:50:49.837 --> 00:50:53.466
‫مقاومت، سر باز زدن از ساخت
‫زمین هاکی جدید برای تیم جِتس...

00:50:53.591 --> 00:50:55.718
‫که منجر به پیوستن اون‌ها به [تیم]
‫فونیکس شد...

00:50:55.843 --> 00:50:58.137
‫مجلس شهر ناگهان با شتاب

00:50:58.263 --> 00:51:00.890
‫دست به ساخت چنین سازه‌ای
‫برای وینیپگی‌ها زد.

00:51:01.015 --> 00:51:03.977
‫نتیجه:
‫یک پیست هاکی جدید بدردنخور...

00:51:04.102 --> 00:51:06.187
‫که به درد لیگ دو می‌خورد،
‫با گنجایشی بسیار کم‌تر از...

00:51:06.312 --> 00:51:09.107
‫نیاز حداقلی لیگ ملی هاکی (ان.اچ.ال)...
‫باید یک معجزه رخ بده تا ما دوباره

00:51:09.232 --> 00:51:11.734
‫فرصت بازی کردن در یک
‫لیگ مطرح رو داشته باشیم.

00:51:11.859 --> 00:51:14.821
‫یک تراژدی مضحک با
‫انگیزه‌های سیاسی...

00:51:14.946 --> 00:51:18.324
‫با نام شرکتیِ "اِم تی سنتر".

00:51:19.951 --> 00:51:23.162
‫شک ندارم خاطرات ما این "مرکز خالی*"
‫رو پر می‌کنه.
‫بازی با تلفظ MT*

00:51:23.288 --> 00:51:26.416
‫که هیچ‌چیز تعریفی‌ای
‫...جز تازگی ارزونش نداره

00:51:27.584 --> 00:51:30.253
‫تا اون زمان،
‫این ساختمون جدید نسنجیده،

00:51:30.378 --> 00:51:34.299
‫گوشه‌ای از مرکز شهر بادزده می‌شینه،
‫مثل یک زامبی در کت شلواری جدید اما بی‌ارزش

00:51:34.424 --> 00:51:38.428
‫جامه‌ی آجری‌ش قرار بود کمابیش
‫بزرگداشتی برای ایتونزِ ویران‌شده، باشه.

00:51:38.553 --> 00:51:42.307
‫اما نتیجه، بیشتر شبیه توهینی به
‫فروشگاه بزرگ قدیمی بود،

00:51:42.432 --> 00:51:44.809
‫همینطور توهینی به ما.

00:51:44.934 --> 00:51:47.353
‫[ ترِق و تروق]

00:51:47.478 --> 00:51:49.564
‫و حالا، مصیبت بزرگ:

00:51:49.981 --> 00:51:53.026
‫از وقتی که یک‌هو صاحب دو تا استادیوم بزرگ
‫هاکی شدیم،‌

00:51:53.192 --> 00:51:55.987
‫وینیپگ آرِنای اصلی،
‫[همون] وینیپگ آرِنای قدیمی...

00:51:56.112 --> 00:51:59.657
‫افسانه‌ای‌ترین، خاطره‌سازترین و اسطوره‌ای‌ترین
‫نشون اختصاصی در تاریخ شهرمون

00:51:59.782 --> 00:52:02.994
‫محکوم [به نابودی] شده - محکوم.

00:52:03.119 --> 00:52:07.040
‫درواقع،
‫تخریبش همین حالا هم شروع شده.

00:52:07.165 --> 00:52:09.709
‫50 سال آزگار، این این کلیسای جامع هاکی

00:52:09.834 --> 00:52:12.670
‫وینیپگ و ورزش‌ش رو در خود جا داده بود،
‫همون‌طور که جمجمه مغز رو در خودش جا می‌ده.

00:52:12.795 --> 00:52:15.715
‫این ساختمون برای من
‫در حکم سرپرستی مرد بود...

00:52:15.840 --> 00:52:18.801
‫و هرچیز مردونه‌ای که تو بچگی به دست آوردم،
‫محض خاطر این‌جا بود.

00:52:21.804 --> 00:52:25.516
‫اصلا خود من همین‌جا به دنیا اومدم،
‫درست توی همین رختکن.

00:52:25.642 --> 00:52:27.310
‫نگاهش کنید.

00:52:29.312 --> 00:52:33.441
‫وسط مسابقه‌ای بین
‫وینیپگ مارونز و تِرِیل اسموک ایترز.

00:52:33.566 --> 00:52:36.361
‫من قنداق شده بودم
‫و بعد از مسابقه صاف بردنم خونه.

00:52:36.486 --> 00:52:40.198
‫و چند روز بعد برم گردوندن این‌جا
‫تا اولین مسابقه‌ی کاملم رو تماشا کنم.

00:52:40.740 --> 00:52:43.201
‫پدرم روی نیمکت
‫برای وینیپگ مارونز کار می‌کرد.

00:52:43.326 --> 00:52:45.203
‫برندگان کاپ آلان در 1964...

00:52:45.328 --> 00:52:47.872
‫و قهرمان‌های روزگار
‫اوریجینال سیکس...

00:52:47.997 --> 00:52:50.583
‫و همین‌طور
‫برای تیم ملی کانادا...

00:52:50.708 --> 00:52:53.503
‫زمانی که وینیپگ با ترس-و-لرز

00:52:53.628 --> 00:52:56.839
‫میزبان تیم انقلابی
‫و مهیب شوروی بود...

00:52:56.964 --> 00:52:59.467
‫سال‌ها قبل از این‌که ان.اچ.ال
‫اهانت‌آمیز بخواد منت بگذاره و

00:52:59.592 --> 00:53:02.053
‫اولین دوره‌ی "سامیت سریز" رو در 1972 برگزار کنه.
‫مسابقات بین کانادا و شوروی*

00:53:02.178 --> 00:53:05.056
‫این بلیت من برای بازی سوم
‫از اون سری مسابقاته.

00:53:05.181 --> 00:53:07.850
‫یک بازی جفت چهار مساوی و مسخره بود،
‫البته نسبت به مسابقات میخ‌کننده‌ای که

00:53:07.975 --> 00:53:12.230
‫به‌طور معمولا این‌جا در پایتخت بین‌المللی
‫هاکی انجام می‌شد

00:53:12.355 --> 00:53:14.607
‫ان.اچ.ال هیچوقت به ما تو وینیپگ
.‫روی خوش نشون نداد

00:53:14.774 --> 00:53:19.195
‫وقتی سال 1979 به این لیگ اومدیم،
‫بهترین بازیکن‌هامون رو قاپ زدن.

00:53:19.529 --> 00:53:21.739
‫من توی رختکن‌ها بزرگ شدم...

00:53:21.864 --> 00:53:25.076
‫توی بخش بانوان به‌م شیر دادن...
‫[صدای گریه]

00:53:25.201 --> 00:53:28.746
‫و اغلب به عنوان چوب نگه‌دار
‫تیم مهمان مشغول بودم.

00:53:28.871 --> 00:53:31.749
‫اولین سوپراستارم رو توی
‫حموم [تیم] شوروی دیدم...

00:53:31.874 --> 00:53:35.962
‫همچه که آناتولی فیرسوف از بین بخار پدیدار
‫شد، مات-و-مهبوت شدم...

00:53:36.129 --> 00:53:39.006
‫لخت بود و کف صابون
‫نیم‌تنه‌ش رو پوشونده بود.

00:53:39.132 --> 00:53:41.718
‫و بدجوری مجذوبش شده بودم،
‫...یک‌بار

00:53:41.843 --> 00:53:43.720
‫لباس شماره 77 معروفش رو کش رفتم...

00:53:44.345 --> 00:53:46.764
‫بردمش خونه و
‫‌کشیدمش روی تن لختم...

00:53:46.889 --> 00:53:50.101
‫تا چند تا ضربه‌ی اساسی
‫با چاشنی شهوت قایمکی‌م بزنم...

00:53:50.226 --> 00:53:53.604
‫و قبل از اینکه کا.گ.ب بیاد سراغم،
‫بندازمش تو رود فورکس.

00:53:53.730 --> 00:53:56.816
‫نزدیک بود به خاطر تماس پارچه‌ش با بدنم،
‫و ترسی که داشتم، از هوش برم.

00:54:02.780 --> 00:54:05.158
‫روزهای تعطیل، می‌رم استادیوم...

00:54:05.283 --> 00:54:08.202
‫برای لذت غریبی که می‌تونم با
‫خوابوندن صندلی‌ها،

00:54:08.327 --> 00:54:10.371
‫هرکدوم از اون 10 هزار صندلی

00:54:10.496 --> 00:54:14.876
‫تحسین‌ کردن‌شون و
‫بعد دوباره باز کردن‌شون، ببرم.

00:54:15.001 --> 00:54:17.420
‫[ صدای سوت ]

00:54:19.797 --> 00:54:22.216
‫- [ گریه‌ی بچه ]
‫- ادرار.

00:54:22.341 --> 00:54:24.844
‫شیر سینه. عرق.

00:54:25.178 --> 00:54:27.847
‫تثلیث کلیسای جامع هاکی.

00:54:29.348 --> 00:54:33.519
‫این‌ها بوهایی هستن که
‫کل این فضا رو پر می‌کنن...

00:54:33.644 --> 00:54:36.689
‫مهم نیست که چه کُفرکده‌ای
‫قراره به‌جاش سبز شه.

00:54:38.191 --> 00:54:41.360
‫و خیال‌تون راحت باشه،
‫چون قطعا قراره یک کُفرکده باشه.

00:54:42.779 --> 00:54:47.867
‫وقتی تیم ملی در 1970 توسط
‫بروکرات‌های فدرال مثل آب خوردن منحل شد.

00:54:48.034 --> 00:54:50.036
‫پدرم مُرد.

00:54:50.161 --> 00:54:52.872
‫بدون کاری برای انجام دادن، مُرد.

00:54:53.039 --> 00:54:57.043
‫دوست داشتم بگم او با طیب خاطر
‫درست روی یخ استادیوم خودش رو آتش زد.

00:54:57.168 --> 00:55:01.005
‫این‌طوری معرکه می‌شد.
‫ولی ماجرا بی‌سر-و-صداتر از این‌ها بود.

00:55:01.130 --> 00:55:05.134
‫او پشت پُکی از دود سیگارش
‫محو شد و رفت.

00:55:06.928 --> 00:55:11.390
‫حالا ساختمون من شبیه قلبی شده که
‫برف چاک‌چاکش کرده...

00:55:11.516 --> 00:55:14.268
‫و درِش به روی مردمی که
‫اون داخل به پرستش مشغول بودن بسته شده.

00:55:14.393 --> 00:55:17.230
‫اگر ایتونز هیچوقت فرو نریخته بود چطور؟

00:55:17.355 --> 00:55:19.357
‫چی می‌شد؟

00:55:20.107 --> 00:55:22.735
‫ولی یک دسته‌ی عجیب از بازیکن‌ها،

00:55:22.860 --> 00:55:25.071
‫در هفتاد سالگی، هشتاد، نود یا فراتر،

00:55:25.196 --> 00:55:29.242
‫با وجود اولین ضربات توپ تخریب‌گر،
‫به بازی کردن در انبار قدیمی ادامه می‌دن.

00:55:30.409 --> 00:55:33.621
‫اسم تیم سه‌شنبه‌های سیاهه...

00:55:33.746 --> 00:55:36.707
‫در اعتراض به چنین روزی
‫در اکتبر 1929...

00:55:36.833 --> 00:55:39.001
‫روزی که دنیا در اندوه فرو رفت.

00:55:39.126 --> 00:55:41.295
‫بازیکن‌ها قدیمی‌های
‫[تیم] جِتس ان...

00:55:41.420 --> 00:55:44.465
‫یا مارونز، یا دوره‌های قدیمی‌تر -

00:55:44.590 --> 00:55:46.759
‫واریورز (سلحشوران)، ویکتوریاز،

00:55:46.884 --> 00:55:50.471
‫حتی فالکونز (شاهین‌ها) که برنده‌ی اولین
‫مدال طلای هاکیِ کانادا در المپیک شدن...

00:55:50.596 --> 00:55:51.931
‫در آنت ورپ، 1920.

00:55:53.432 --> 00:55:57.728
‫سِس بِرون، در سال 1970 به عنوان
‫ورزشکار قرن اول مانیتوبا شناخته شد.

00:55:58.521 --> 00:56:00.231
‫اولی تِرنبول.

00:56:00.356 --> 00:56:02.859
‫باستر تورستِنسون.

00:56:03.818 --> 00:56:05.444
‫جورج کامبرز کله‌-فرفری.

00:56:07.113 --> 00:56:10.575
‫زامای خندون،
‫که به مصدومیت‌های بی‌شمار سَر معروف بود...

00:56:10.700 --> 00:56:12.618
‫که براش خوشحالی ابدی
‫به یادگار گذاشته بود.

00:56:13.703 --> 00:56:16.122
‫از دیگر خوب‌های کهنه‌کار -
‫بالدی نورثکات...

00:56:16.455 --> 00:56:19.667
‫فرد دانسمور، بهترینِ همه‌ی مارون‌ها...

00:56:19.792 --> 00:56:21.878
‫و بهترین ورزشکار تاریخ مانیتوبا.

00:56:22.003 --> 00:56:26.007
‫تو بچگی، او توی سه خونه‌ی مختلف
‫زندگی کرده بود، همگی در خیابون مین‌تو.

00:56:26.132 --> 00:56:28.735
‫عجیب این‌که، نوعی گواهی
‫برای هم‌زمانی‌های سِری...

00:56:28.759 --> 00:56:31.387
‫در این شهر حکم‌فرماست،
‫همسر آینده‌ی او، مارگارت...

00:56:31.512 --> 00:56:33.973
‫زمان بچگی، توی هر سه تای اون خونه‌ها
‫زندگی کرده بود.

00:56:34.098 --> 00:56:36.309
‫خیلی قبل‌تر از اونی که بخواد
‫با شوهر آینده‌ش روبرو بشه.

00:56:37.643 --> 00:56:39.520
‫بیلی موزینکو، وینیپگی...

00:56:39.645 --> 00:56:43.608
‫و عنوان‌دار سریع‌ترین هتریک
‫در تاریخ ان.اچ.ال، در 21 ثانیه.

00:56:43.733 --> 00:56:47.486
‫و صاحب باشگاه بولینگی معرکه
‫در خیابون نورث مِین.

00:56:47.612 --> 00:56:50.823
‫تو تیم فالکونز،
‫کانی یوهانسون.

00:56:50.948 --> 00:56:54.619
‫فرانکی فردریکسون،
‫خوش‌چهره‌ترین بازیکن فالکونز.

00:56:54.744 --> 00:56:56.203
‫[ هاک وودمن ]

00:56:56.329 --> 00:56:59.373
‫حتی شایعه شده بود که
‫دروازه‌بان بانداژ-داری که بازی می‌کنه...

00:56:59.498 --> 00:57:03.711
‫همون تری ساوچاک مرحومه،
‫که در زمان مرگ مرموزش حوالی سه دهه قبل...

00:57:03.836 --> 00:57:06.881
‫رکورددار همیشگی ان.اچ.ال
‫در تعداد پیروزی و دروازه‌ی بسته بود.

00:57:07.006 --> 00:57:09.342
‫که البته، این امری محاله.

00:57:12.595 --> 00:57:15.681
‫اون‌ها تو رختکن قدیمی درحال تخریب
‫لباس می‌پوشن...

00:57:15.806 --> 00:57:18.100
‫جایی که زمون جوونی‌ بند کفش‌ها
‫رو می‌بستن.

00:57:20.770 --> 00:57:23.481
‫کسی نمی‌دونه سه‌شنبه‌های سیاه چرا
‫درست شده.

00:57:23.606 --> 00:57:26.567
‫خود‌شون هم نمی‌گن.
‫دوست دارم فکر کنم برای اعتراض...

00:57:26.692 --> 00:57:28.736
‫به طمع مضحک لیگ ملی هاکی...

00:57:28.861 --> 00:57:32.907
‫که ورزش رو به شدت برای شهر کارگرها
‫و خواب‌گردها گرون کرد.

00:57:36.369 --> 00:57:40.039
وقت بازی خیال‌بافی می‌کنم،
‫گم‌شده در زمان.

00:57:40.164 --> 00:57:41.749
‫زمان موذی.

00:57:41.874 --> 00:57:44.543
‫وقتی در حال فرار باشی،
‫زمان هم زود می‌گذره.

00:57:54.720 --> 00:57:56.597
‫سوهان بی‌احساس کالبدشکافی...

00:57:56.722 --> 00:57:59.517
‫استخون معابد رو
‫می‌شکنه...

00:57:59.642 --> 00:58:02.228
‫و به خاطرات می‌رسه.

00:58:04.522 --> 00:58:07.942
‫با اندوهی شدید،
‫برای آخرین بار...

00:58:08.067 --> 00:58:09.735
‫و با کلاهی سفت،

00:58:09.860 --> 00:58:12.697
‫با کاری که قبلا یک میلیون بار انجام دادم،
‫خودم رو تسلی می‌دم.

00:58:12.822 --> 00:58:15.449
‫در آب‌ریزگاه معروف ساختمون...

00:58:15.574 --> 00:58:19.203
‫آخرین مردی که در تاریخ درخشان
‫این مبعد، چنین کاری می‌کنه.

00:58:20.204 --> 00:58:21.914
‫تا دقایقی دیگر،

00:58:22.039 --> 00:58:24.083
‫پتک فراموشی بر سر آبریزگاه فرود می‌آد،

00:58:24.250 --> 00:58:27.503
‫و به همون سرعت
‫بر سر دوران بزرگ این ارواح شگفت‌انگیز.

00:58:29.338 --> 00:58:31.424
‫[ صدای آژیر ]

00:58:31.549 --> 00:58:33.551
‫[ صحبت آقایون ]

00:58:36.012 --> 00:58:37.888
‫[ مرد بلندگو به دست ]
‫خیلی خوب، بریم تو کارش.

00:58:38.014 --> 00:58:41.934
‫پنج، چهار، سه، دو، یک.

00:58:42.101 --> 00:58:44.103
‫پناه بگیرید!

00:58:53.487 --> 00:58:55.489
‫[سر-و-صدا و همهمه‌ی مردم]

00:58:55.614 --> 00:58:59.076
‫[ تشویق مردم ]
‫جِتس، به پیش. جِتس، به پیش.

00:58:59.201 --> 00:59:01.287
‫[ ادامه‌ی تشویق ]

00:59:02.830 --> 00:59:05.082
‫[ راوی ]
‫یک‌جور پیروزی عجیب.

00:59:07.126 --> 00:59:10.046
‫فقط بخشی از استادیوم که
‫در 1979 اضافه شده بود...

00:59:10.171 --> 00:59:12.798
‫تا به ورود ان.اچ.ال به شهرمون
‫خوش‌آمد بگه...

00:59:12.965 --> 00:59:16.135
‫با منفجر شدن دینامیت‌ها فرو ریخت.

00:59:17.094 --> 00:59:20.306
‫به نظر من معنی این نشونه اینه که

00:59:20.473 --> 00:59:24.101
‫ما هیچوقت نباید به اون لیگ ملحق می‌شدیم.

00:59:25.978 --> 00:59:28.481
‫کمابیش امید داشتم که این اتفاق

00:59:28.647 --> 00:59:31.150
‫باعث تعلیق حکم اعدام [استادیوم] بشه.

00:59:31.317 --> 00:59:33.027
‫اما نه.

00:59:34.028 --> 00:59:36.030
‫چرا این اتفاق افتاد؟

00:59:36.155 --> 00:59:38.991
‫چطور گذاشتن همچین اتفاقی بیفته؟

00:59:39.158 --> 00:59:41.035
‫این ورزشگاه...

00:59:41.160 --> 00:59:42.953
‫پدر من...

00:59:43.079 --> 00:59:47.083
‫آمفی‌تئاتر پدریِ بازی ما
‫به قتل رسید...

00:59:47.208 --> 00:59:50.544
‫فقط به‌خاطر این‌که
‫جایگاه‌های شیک نداشت.

00:59:50.669 --> 00:59:53.672
‫این‌جا ما به سنت کارگری خودمون
‫افتخار می‌کنیم

00:59:53.839 --> 00:59:56.008
‫و اجازه می‌دیم
‫به زیارتگاه‌مون هتک حرمت بشه.

00:59:56.675 --> 00:59:59.178
‫چون که جایگاه‌های ویژه‌ی شیک-و-پیک نداره.

00:59:59.345 --> 01:00:01.555
‫از دست خودمون خجالت می‌کشم.

01:00:01.680 --> 01:00:03.641
‫خجالت می‌کشم که وینیپگی هستم.

01:00:03.766 --> 01:00:05.518
‫بدرود.

01:00:05.643 --> 01:00:08.437
‫بدرود، پدر عزیزم.

01:00:16.946 --> 01:00:20.157
‫آخرین تجربه در پلاک 800 خیابون الیس.

01:00:20.282 --> 01:00:23.911
‫کم پیش اومده بود که تو
‫دعواهای خانوادگی طرف مادرم رو بگیرم.

01:00:24.036 --> 01:00:27.873
‫باید یک حادثه‌ای رو که باعث شده بود
‫دلسوزی مادر گل کنه، بازبینی کنم...

01:00:27.998 --> 01:00:31.544
‫تا ببینم این مورد هم به همون
‫شکل تحلیل می‌شه یا نه.

01:00:31.710 --> 01:00:33.963
‫[مرد]
‫دوربین... و حرکت.

01:00:34.088 --> 01:00:35.923
‫[جَنِت*]
‫بیدار شو، مادر. پا شو.

01:00:36.048 --> 01:00:38.259
‫بیدار شو، مادر.
‫بیدار شو.

01:00:38.384 --> 01:00:42.638
‫- نه. [مِن و مِن]
‫- مادر، لطفا پا شو.

01:00:42.763 --> 01:00:46.058
‫- چی می‌خواهید؟
‫- باید به ما غذا بدی. خیلی گرسنه ایم.

01:00:46.976 --> 01:00:49.436
‫خب، برید برای خودتون
‫یک‌چیزی درست کنید.

01:00:49.562 --> 01:00:52.898
‫من دیگه جونِ آشپزی کردن ندارم.
‫دوران آشپزی من دیگه گذشته.

01:00:53.023 --> 01:00:55.860
‫- می‌خواهی از گشنگی تلف شیم؟
‫- نمی‌دونم

01:00:55.985 --> 01:00:58.654
‫خب، برید برای خودتون
‫نون تست درست کنید.

01:00:58.779 --> 01:01:00.239
‫نون تست رو سوزوندیم.

01:01:00.364 --> 01:01:03.576
‫هیچی طعم خوبی نداره مگر اینکه
‫تو درستش کنی. همه چی رو می‌ریزیم بیرون.

01:01:03.701 --> 01:01:06.036
‫یا بالا می‌آریم.
‫اون پایین [تو شکم] نمی‌مونه.

01:01:06.162 --> 01:01:08.998
‫من دیگه هیچ غذایی رو یادم نمی‌آد.

01:01:09.123 --> 01:01:11.375
‫دوران آشپزی من گذشته.

01:01:11.500 --> 01:01:13.669
‫خب هرچی برای خودت درست کردی،
‫باهم می‌خوریم.

01:01:13.794 --> 01:01:16.714
‫نه.
‫چیزی که مال منه، مال منه.

01:01:16.839 --> 01:01:18.924
‫ما مرغ عشقه رو با خودمون آوردیم.

01:01:20.426 --> 01:01:21.635
‫چی چی شد؟

01:01:22.720 --> 01:01:26.473
‫- مرغ عشقه رو آوردیم.
‫- چطور جرئت کردید!

01:01:26.599 --> 01:01:29.059
‫- به‌ت گفته بودیم.
‫- ما سعی کردیم بچه‌ی خوبی باشیم. - آه.

01:01:29.185 --> 01:01:31.729
‫- گوش نکردی.
‫- آه.

01:01:31.854 --> 01:01:35.816
‫- برو بگیرش، مامان.
‫- آها، لطفا ازم دورش کنید.

01:01:35.941 --> 01:01:38.611
‫- کثافتت رو بپاش به سرش.
‫- اوه!

01:01:39.945 --> 01:01:41.655
‫[ جیغ پرنده ]

01:01:41.780 --> 01:01:44.491
‫[راوی]
‫مادرم همیشه ترس عجیبی از پرنده‌ها داشت.

01:01:44.617 --> 01:01:46.994
‫نمی‌دونم دلیلش چی بود.
‫از موی کثیف هم همین‌طور.

01:01:47.119 --> 01:01:49.455
‫یادمه یه بار تو واررود، مینه‌سوتا بودیم...

01:01:49.622 --> 01:01:52.458
‫رفته بودیم دیدن چند تا از دوستان،
‫که یک مرغ مینای 75 ساله داشتن...

01:01:52.625 --> 01:01:56.670
‫که دایره واژگان خوبی داشت
‫و می‌تونست آزادانه تو خونه پرواز کنه.

01:01:56.795 --> 01:02:00.341
‫روی شونه‌ی مادرم نشست،
‫مادرم هم زد چسبوندش به زمین.

01:02:00.466 --> 01:02:03.761
‫نابودش کرد - [خنده]
‫با یک ضربه کار حیوون رو ساخت.

01:02:03.886 --> 01:02:06.472
‫حیوون 75 سال شاد و خرم زندگی کرده بود...

01:02:06.597 --> 01:02:09.183
‫و یک‌هو زندگی‌ش این‌طوری به فنا رفت.

01:02:09.308 --> 01:02:11.352
‫آه!

01:02:11.477 --> 01:02:15.606
‫- ازم دورش کنید.
‫- اگه برامون میت‌لوف درست کنی صداش می‌زنم.

01:02:15.731 --> 01:02:18.442
‫- همین حالا.
‫- آه!

01:02:19.652 --> 01:02:21.820
‫این هم از یک چیز دیگه برای کتابچه‌م.

01:02:24.823 --> 01:02:29.036
‫[ شیهه اسب ]

01:02:29.161 --> 01:02:31.956
‫پارک ویتیِر، 1926.

01:02:32.081 --> 01:02:33.601
‫- [ چهچه ]
‫- اوایل زمستون...

01:02:33.666 --> 01:02:35.793
‫اولین گزش سوزناک سرما.

01:02:36.585 --> 01:02:39.088
‫وقتی یک سنجاب، با کابل برق سوخت
‫

01:02:39.213 --> 01:02:40.881
آتشی در میدان اسب‌دوانی بلند شد

01:02:41.006 --> 01:02:44.343
‫[شیهه‌ی اسب]
‫اسب‌ها با ترس و وحشت -

01:02:44.468 --> 01:02:46.053
‫وحشیانه از آتش فرار می‌کردن...

01:02:46.178 --> 01:02:48.180
‫آخرین مسابقه، برای نجات از مرگ

01:02:48.305 --> 01:02:51.767
‫به سوی گزش بی‌رحم سرما.

01:02:51.892 --> 01:02:54.561
‫هیچ راهی برای فرار از شعله‌ها نداشتن،
‫مگر حرکت به سوی رود سرخ.

01:02:54.687 --> 01:02:58.274
‫شنا کردن در جریان.
‫شنا کردن. ستیزه با جریان...

01:02:58.399 --> 01:03:02.361
‫جریانی که با تکه‌های تیز یخ
‫مسدود شده بود.

01:03:02.528 --> 01:03:05.906
‫یخ شروع به بالا اومدن می‌کنه.
‫مرگبار.

01:03:06.031 --> 01:03:09.451
‫به شکل ترسناکی، همه‌چیز لخته می‌شه.
‫اسب و یخ توی هم گیر می‌کنن.

01:03:09.576 --> 01:03:13.455
‫درهم‌فشردگی اسب و یخ کپه‌ می‌شه،
‫و فلج می‌کنه...

01:03:13.580 --> 01:03:16.500
‫قفل می‌کنه،
‫تک تک اسب‌ها سر جای خودشون قفل شدن،

01:03:16.625 --> 01:03:19.253
‫از ترس، با گردن برجسته،
‫و کله‌ی آشفته.

01:03:23.799 --> 01:03:26.552
‫سرها کل زمستون همین‌طوری موندن -

01:03:26.677 --> 01:03:28.679
‫پنج ماه - سمتِ رود فورکس،

01:03:28.804 --> 01:03:31.682
‫مثل 11 شوالیه روی یک
‫صفحه شطرنج سفید و بزرگ.

01:03:31.807 --> 01:03:34.351
‫یک نگرگاه تماشایی.

01:03:34.476 --> 01:03:36.687
‫ما با اندوه خو گرفته بودیم

01:03:36.812 --> 01:03:39.732
‫و این موضوع هم به سادگی
‫با دیگر روزهای ما یک‌کاسه شد.

01:03:41.358 --> 01:03:45.321
‫ "هولی اسنوشو کلاب" به سرعت شروع به
‫گشت-و-گذار اطراف کله‌ی اسب ها کرد...

01:03:45.446 --> 01:03:47.573
‫و مهمونی‌های کوچکی رو اون‌جا ترتیب داد.

01:03:48.157 --> 01:03:50.576
‫پرسه‌زن‌های زمستونی فورا
‫سراغ کله‌ها اومدن...

01:03:50.743 --> 01:03:53.245
‫اغلب در قالب ولگردی‌های عاشقونه.

01:03:53.370 --> 01:03:58.334
‫عشاق جمع می‌شدن تا بین کله‌ها -
‫یا حتی روشون - پیکنیک راه بندازن...

01:03:58.459 --> 01:04:01.587
‫یا زیر گنبد مهتابی شهر ما
‫ماچ-و-بوسه کنن.

01:04:01.712 --> 01:04:03.672
‫کله‌ی اسب‌ها همیشه یخ‌زده‌ست.

01:04:03.797 --> 01:04:05.758
‫با همون حالت وحشت‌زدگی‌ای که داشتن...

01:04:06.300 --> 01:04:10.346
‫نوعی طردشدگی‌ که
‫برای عشاق جوان وینیپگی معنای آشکاری داره.

01:04:10.804 --> 01:04:14.099
‫شهر در پاییز پیش رو از
‫سیل عظیم زاد-و-ولدها به وجد می‌آد.

01:04:14.224 --> 01:04:16.518
‫انسان‌های زاییده از اسب.

01:04:17.186 --> 01:04:19.188
‫شادی.

01:04:24.526 --> 01:04:26.195
‫[ شیپور فیل ]

01:04:26.320 --> 01:04:29.198
‫وقتی زمین مسابقه‌ای درکار نبود
‫تا عطش شهر برای شرط‌بندی رو رفع کنه...

01:04:29.323 --> 01:04:32.868
‫وینیپگی‌ها به شرط‌بندی غیرمجاز
‫و قاچاقی رو آوردن:

01:04:32.993 --> 01:04:36.080
‫کارناوال پسر طلایی، که در
‫کلاب شبانه‌ی پَدِل‌ویل برگزار می‌شد...

01:04:36.205 --> 01:04:39.792
‫که بالای فروشگاه نوپای هادسون بِی
‫در خیابون پورتیج قرار داشت...

01:04:39.958 --> 01:04:43.128
‫خواهر کوچولوی ایتونز، در پایین خیابون.

01:04:44.463 --> 01:04:45.881
‫مراسم پسر شایسته!

01:04:46.006 --> 01:04:49.385
‫مردها زیبا ان،
‫شرط‌بندی سنگینه.

01:04:50.636 --> 01:04:53.514
‫از جهت دیگه شهردار کورنیش فسادناپذیر
‫قانون محلی ما رو قبول نداره...

01:04:53.639 --> 01:04:57.851
‫و هنگام این رقابت‌های زننده
‫تک و تنها بر یگانه کرسی قضاوت می‌نشینه.

01:04:57.976 --> 01:05:00.646
‫او پسر طلایی رو انتخاب می‌کنه،
‫و بخت و اقبال مشتری‌هایی رو که

01:05:00.771 --> 01:05:03.649
‫بنده‌ی قمار شدن، رقم می‌زنه.

01:05:04.817 --> 01:05:07.236
‫بدوبدو، بدوبدو، بدوبدو.

01:05:07.361 --> 01:05:10.072
‫خودنمایی برای شهردار.

01:05:10.656 --> 01:05:12.991
‫خودنمایی برای وینیپگ.

01:05:13.117 --> 01:05:15.160
‫همه‌ی باتجربه‌ها.

01:05:16.245 --> 01:05:19.748
خانم‌ها فقط با لباس کرینولین مخصوص دادگاه،
لطفا.

01:05:21.041 --> 01:05:23.710
‫ظهور زندگی شبانه‌ی
‫مدرن وینیپگ.

01:05:24.711 --> 01:05:27.965
‫یک نفر باید چه‌کار کنه که پسر طلایی بشه؟

01:05:31.093 --> 01:05:33.387
‫زیبایی چیه؟

01:05:33.512 --> 01:05:35.764
‫کی می‌دونه؟

01:05:37.015 --> 01:05:38.851
‫این تصمیم با شهرداره.

01:05:40.602 --> 01:05:42.020
‫مِیل.

01:05:43.188 --> 01:05:44.940
‫انتخاب فرد خوشبخت.

01:05:45.065 --> 01:05:47.276
‫برگزیده.
‫پسر طلایی.

01:05:54.616 --> 01:05:56.994
‫دوران شهردار کورنیش در 1940
‫ به پایان رسید...

01:05:57.119 --> 01:06:00.664
‫وقتی رسوایی ماجرای تعداد بالای پسرهای طلایی

01:06:00.789 --> 01:06:03.750
‫که توی شهرداری صاحب شغل‌های طلایی شده بودن،
‫سر به فلک کشید.

01:06:03.876 --> 01:06:08.046
‫سال‌های فساد کورنیشی که به
‫"روزهای ژله‌ی پرتقالی"معروف شده بود...

01:06:08.172 --> 01:06:10.215
‫زمانی که شهر با آهنگی
‫به ورجه ورجه افتاده بود،

01:06:10.382 --> 01:06:12.926
‫که با دسری ساده ولی همیشه خوشمزه
‫کوک شده بود...

01:06:13.051 --> 01:06:15.846
‫و در پدل‌ویل به عنوان
‫دسر اختصاصی سرو می‌شد.

01:06:15.971 --> 01:06:18.724
‫ژله. فقط ژله‌ی پرتقالی.

01:06:20.392 --> 01:06:22.978
‫ترنجبین شباهنگام،
‫که میان دندون‌ها فوران می‌کنه...

01:06:23.103 --> 01:06:26.190
‫و به طرف بخش‌های دورافتاده دهن می‌ره
‫و به مرکزش برمی‌گرده...

01:06:26.315 --> 01:06:30.360
‫آه، چرخه‌ای بی‌پایان.
‫چرخه‌ی ژله‌ی پدل‌ویل.

01:06:32.029 --> 01:06:35.908
‫شرط‌بندی در پدل‌ویل،
‫اون کاخ شرارت پرتپش زمونه...

01:06:36.033 --> 01:06:39.161
‫در دهه‌های بعدی
‫به سرعت افول کرد.

01:06:39.286 --> 01:06:42.247
‫پروروندن همچین شور-و-شوقی
‫برای مسابقه‌ی پیپ-کشی

01:06:42.372 --> 01:06:44.625
‫که در دهه‌ی 50 هر هفته برگزار می‌شد
‫مشکل بود.

01:06:44.750 --> 01:06:47.711
‫و توی دهه‌ی 60 دیگه
‫تقریبا چیزی ازش باقی نمونده بود،

01:06:47.836 --> 01:06:50.047
‫مگر خاطرات روزگاری شیرین‌تر.

01:06:53.300 --> 01:06:57.387
‫این روزها، نگران فروشگاهم.

01:06:57.513 --> 01:07:00.766
‫حتی پیدا کردن خواب‌گردها هم
‫سخت شده.

01:07:00.933 --> 01:07:05.062
‫- برای آخرین بار می‌رم طبقه‌ی پنجم -
‫[صدای زنگ]

01:07:05.187 --> 01:07:07.356
‫خبری از مشتری دیگری نیست.

01:07:07.481 --> 01:07:09.775
‫جایی که هادسون بِی به تالار مشاهیر
‫همیشه آواره‌ی مانیتوبا

01:07:09.900 --> 01:07:12.444
‫فضایی رو اجاره می‌ده...

01:07:12.569 --> 01:07:15.113
‫تالاری که می‌تونم توش خواهرم رو پیدا کنم...

01:07:15.239 --> 01:07:17.616
‫و البته، فرد دانسمور.

01:07:17.741 --> 01:07:21.078
‫آه، فرد، چرا تالار مشاهیر همیشه

01:07:21.203 --> 01:07:24.748
‫ستون‌های خاطره‌انگیزش رو روی همچین یخ نازکی
‫بند می‌کنه؟

01:07:25.624 --> 01:07:29.545
‫تالار مشاهیر ورزشی مانیتوبا، از وقتی که
‫اسمش رو شنیدم، بارها جابجا شده.

01:07:29.670 --> 01:07:32.798
‫هربار که به یک ساختمون جدید منتقل می‌شه،
‫ساختمون ورشکسته می‌شه.

01:07:32.923 --> 01:07:35.592
‫[تالار] باید بنرها و عکس‌هاش رو
‫بزنه زیر بغلش

01:07:35.717 --> 01:07:38.262
‫و تا یک خونه‌ی جدید خواب‌گردی کنه.

01:07:38.387 --> 01:07:40.472
‫نگران هادسون بی ام.

01:07:41.890 --> 01:07:44.059
‫تکلیف تن‌پوش‌های "بِی" چی می‌شه؟

01:07:44.184 --> 01:07:46.061
‫تن‌پوش‌هایی که تو تن بازیکن‌های پدرم
‫مندرس شدن...

01:07:46.186 --> 01:07:50.274
‫تن‌پوش‌های راه‌راه معروفی که از 1670 ِ

01:07:50.399 --> 01:07:52.150
‫سرمایه‌ی تجار خز ما بودن؟

01:07:52.276 --> 01:07:55.070
‫برای شورای شهر ممکن نیست که
‫این ساختمون رو از بین ببره.

01:07:55.195 --> 01:07:58.323
‫جرئت ندارن که دومرتبه دست
‫به چنین جنایتی بزنن.

01:07:58.448 --> 01:08:00.993
‫خب، چرا که نه؟
‫اون‌ها که قبلا هم جنایت کردن...

01:08:01.118 --> 01:08:03.161
‫و پشیمون هم که نیستن.

01:08:03.287 --> 01:08:05.163
‫اگه دوباره همچین کاری کنن چی؟

01:08:05.330 --> 01:08:06.999
‫تکلیف چیه؟

01:08:07.124 --> 01:08:09.209
‫[ صدای سوت ]

01:08:11.044 --> 01:08:12.963
‫بیدار شو!

01:08:13.088 --> 01:08:16.174
‫باید آخرین دیدار رو از استخر شربروک عزیزت
‫بکنی...

01:08:16.300 --> 01:08:18.385
‫که همین حالا هم دو سومش بسته‌ست.

01:08:18.510 --> 01:08:20.053
‫این‌جا سال 1937 ساخته شد...

01:08:20.178 --> 01:08:22.514
‫به عنوان دل‌خوشکنکی در دوران رکود بزرگ...

01:08:22.639 --> 01:08:26.018
‫در این مجموعه سه استخر
‫در یک ساختمون وجود داره...

01:08:26.184 --> 01:08:28.437
‫ولی به صورت طبقه‌بندی عمودی،
‫روی هم...

01:08:28.562 --> 01:08:32.566
‫فکر می‌کنم در نوع خودش توی دنیا تک باشه.

01:08:32.691 --> 01:08:34.109
‫و بر اساس جنسیت تفکیک شده.

01:08:35.485 --> 01:08:37.613
‫همین‌طور بر اساس عمق.

01:08:40.824 --> 01:08:43.368
‫خانواده‌ها تو سطح اصلی شنا می‌کردن.

01:08:43.493 --> 01:08:45.912
‫طبقه‌ی همکف.

01:08:46.038 --> 01:08:50.042
‫یک سطح عمیق‌تر، طبقه‌ی پایین

01:08:50.167 --> 01:08:51.460
‫مختص دخترها بود.

01:08:53.670 --> 01:08:55.130
‫و عمیق‌ترین سطح

01:08:55.255 --> 01:08:59.009
‫در عمیق‌ترینِ زیرزمین‌ها...

01:08:59.134 --> 01:09:01.511
‫برای پسرها بود.

01:09:01.637 --> 01:09:03.096
‫فقط پسرها.
‫[خنده‌ی پسرها]

01:09:03.221 --> 01:09:05.557
‫وسط بخار و نمناکی.

01:09:09.269 --> 01:09:12.856
‫کلاس پنجم که بودم، از طرف
دوست‌های صمیمی مدرسه‌م

01:09:12.981 --> 01:09:15.651
‫برای شنای روز شنبه به استخر دعوت شدم،
‫وقتی رسیدیم، یهویی دیدم که،

01:09:15.776 --> 01:09:18.403
‫دوست‌هام خیال ندارن برن تو آب.

01:09:20.614 --> 01:09:23.784
‫در عوض،َ لخت کردن تا کل روز

01:09:23.909 --> 01:09:26.078
‫توی رختکن بپر بپر کنن.

01:09:26.244 --> 01:09:28.830
‫کوچولوهای شیطون، تو خلسه‌ی روز شنبه‌شون

01:09:28.955 --> 01:09:31.541
‫من رو دوره کردن، و می‌خواستن من هم
‫لخت بشم...

01:09:31.667 --> 01:09:33.627
‫خیلی جوگیر شده بودن،

01:09:33.752 --> 01:09:36.296
‫تهدید کردن که من رو زیر کمون
‫شاش‌شون غرق می‌کنن،

01:09:36.421 --> 01:09:39.966
‫تا وقتی که منم به رقص پُرپرزشون
‫ملحق شدم.

01:09:40.092 --> 01:09:42.719
‫با اعضای کوچکِ گوشتالو...

01:09:42.844 --> 01:09:44.262
‫و بی‌مو.

01:09:44.388 --> 01:09:46.598
‫چرا؟

01:09:46.723 --> 01:09:48.392
‫چرا؟ چرا؟

01:09:48.517 --> 01:09:50.268
‫چرا فقط نریم شنا کنیم؟

01:09:52.813 --> 01:09:54.940
‫وقتی به طرف استخر
‫مخصوص پسرها می‌رفتم،

01:09:55.107 --> 01:09:57.275
‫استخرِ زیر استخرِ زیر استخر...

01:09:57.401 --> 01:09:59.861
‫همه‌ش به یاد فورکسِ زیر فورکس بودم...

01:09:59.986 --> 01:10:01.947
‫و قدرت جادویی‌ش که به من چیره شده بود.

01:10:02.072 --> 01:10:05.158
‫هرچی که پایین‌تر می‌رفتم،
‫یک‌چیزی تو سینه‌م تکون می‌خورد.

01:10:05.283 --> 01:10:07.285
‫جریانی از نیرو.

01:10:07.452 --> 01:10:10.247
‫همیشه حرفش بود که
‫آبِ استخرِ پسرها...

01:10:10.372 --> 01:10:12.624
‫از فورکسِ زیر فورکس می‌آد.

01:10:12.749 --> 01:10:15.460
‫من این شایعه رو باور داشتم.

01:10:15.585 --> 01:10:18.964
‫دو تا اسختر پایینی
‫حالا دیگه تعطیل شده...

01:10:19.131 --> 01:10:21.133
‫از سال 1966.

01:10:24.136 --> 01:10:26.054
‫چرا؟

01:10:28.724 --> 01:10:31.643
‫چی می‌شد؟ چی می‌شد؟

01:10:33.353 --> 01:10:35.355
‫- [ دستورِ بی‌صدا ]
‫- [ صدای شلیک ]

01:10:35.480 --> 01:10:38.775
‫"روزِ اگر" - 19 فوریه، 1942

01:10:38.900 --> 01:10:41.194
‫سپیده‌دم، پنج هزار نازی...

01:10:41.319 --> 01:10:44.030
‫به وینیپگ هجوم آوردن و حکومت نظامی
‫اعلام کردن.

01:10:44.156 --> 01:10:46.074
‫افسرهای فاشیست شهردار کوئین،

01:10:46.199 --> 01:10:48.702
‫نخست‌وزیر بِرَکن،
‫کل کابینه‌ش رو دستگیر کردن.

01:10:48.827 --> 01:10:50.662
‫معلم‌های مدرسه و
‫سیاست‌مدارها به یک اندازه

01:10:51.246 --> 01:10:53.498
‫در لوِر فورت گریِ تاریخی ما زندانی شدن...

01:10:53.665 --> 01:10:56.877
‫که ناگهان به یک اردوگاه کار اجباری
‫با پرچم صلیب شکسته بدل شد.

01:10:57.002 --> 01:11:01.089
‫تا پیش از ظهر، خیابون پورتج به
‫"هیتلرشترازه" تغییر نام داد.

01:11:01.923 --> 01:11:04.509
‫اسم وینیپگ هم شد "هیملِراشتَد"

01:11:04.634 --> 01:11:08.388
‫شهروندها خوار-و-خفیف شدن
‫و آزار دیدن.

01:11:08.513 --> 01:11:10.390
‫چی می‌شد؟ چی می‌شد؟

01:11:10.515 --> 01:11:12.517
‫چی می‌شد؟

01:11:12.684 --> 01:11:15.645
‫از یک بیراهه زمانی حرف می‌زنم.

01:11:15.771 --> 01:11:19.024
‫برای ما تو وینیپگ،
‫که زمان باهامون شوخی زیاد کرده...

01:11:19.149 --> 01:11:22.360
‫این بیراهه به طرز
‫وحشتانکی باورکردنی بود.

01:11:23.069 --> 01:11:24.946
‫5000 نازی،

01:11:25.071 --> 01:11:27.282
‫درواقع داوطلب‌های انجمن روتاری
‫بودن...

01:11:27.407 --> 01:11:30.035
‫و لباس‌هاشون رو از هالیوود
‫قرض کرده بودن...

01:11:30.160 --> 01:11:32.496
‫و "روز اگر" موفقیت بزرگی بود

01:11:32.621 --> 01:11:34.998
‫تا وینیپگی‌ها از ترس برای اوراق قرضه‌ی جنگی

01:11:35.123 --> 01:11:37.334
‫هزینه زیادی بکنن.

01:11:37.459 --> 01:11:39.836
‫کلمه‌ی "اگر" برای وینیپگی‌ها...

01:11:39.961 --> 01:11:41.838
‫وحشتناکه.

01:11:41.963 --> 01:11:45.634
‫تو وینیپگ، هرروز "روز اگر"ه.

01:11:45.759 --> 01:11:49.095
‫و آدم وقتی قطارش رو عوض می‌کنه،
‫باید مراقب باشه...

01:11:49.221 --> 01:11:51.264
‫تا خط اشتباهی رو سوار نشه.

01:11:51.389 --> 01:11:53.725
‫تا توی چرخه‌ی سرگردونی نیفته.

01:11:53.850 --> 01:11:55.894
‫تا ابد.

01:11:56.061 --> 01:11:59.272
‫برای همینه که اگر کسی واقعا
‫می‌خواد به جای مد نظرش برسه...

01:11:59.397 --> 01:12:01.358
‫به شهربازی‌ش...

01:12:01.483 --> 01:12:04.444
‫باید بیدار بمونه...

01:12:05.028 --> 01:12:07.030
‫قبل از اینکه طبیعت خشم‌آلود
‫ سرزمین آبا و اجدادی‌ش...

01:12:07.155 --> 01:12:09.074
‫یک کلک جدید براش سوار کنه.

01:12:09.908 --> 01:12:11.743
‫طبیعت خشمگین.

01:12:12.118 --> 01:12:15.372
‫یک‌باره، گله‌های چمن‌زار دومرتبه
‫بر سر ما فرود می‌آن.

01:12:15.497 --> 01:12:18.124
‫از پای گیاهان ارتفاعات سیلور،

01:12:18.250 --> 01:12:21.837
‫نعره‌ی سوزناک بین دو جانور
‫درحال جفت‌گیری بلند می‌شه...

01:12:22.337 --> 01:12:24.631
‫شاید هم دو بوفالوی همجنسگرا -
‫که باید به‌خاطر روح دوگانه‌شون...

01:12:24.756 --> 01:12:26.591
‫به دست قبلیه‌ی اوجیب‌وا قربونی بشن...

01:12:27.092 --> 01:12:30.637
‫یک رَمِش عظیم بوفالویی
‫به سوی شهربازی جرقه می‌خوره

01:12:30.762 --> 01:12:32.973
‫اون‌ها زمین بازی رو زیر سم‌هاشون
‫لگدمال می‌کنن...

01:12:33.098 --> 01:12:36.268
‫و تا ده دقیقه‌ی بعد
‫همه‌چیز خاک یکسان می‌شه.

01:12:38.436 --> 01:12:41.273
‫بعد، رمش سومی هم بود...

01:12:41.398 --> 01:12:45.110
‫این یکی رو مردان فراموش‌شده
‫ما رقم می‌زنن، کهنه‌سربازهای جنگ جهانی اول.

01:12:47.195 --> 01:12:49.197
‫بومی‌های کانادا به‌شون ملحق شدن،

01:12:49.322 --> 01:12:52.158
‫همون صفوف جمعیت‌زده‌ی
‫دل‌شکسته‌ و بیرون‌رانده‌شده‌ی ما.

01:12:52.284 --> 01:12:55.287
‫این افراد به قصد تخریب
‫شهربازی وارد شدن...

01:12:55.412 --> 01:12:59.457
‫و هرقدر شادی‌ای که می‌تونستن
‫رو جارو کردن و بردن، چون لازمش داشتن.

01:13:00.125 --> 01:13:03.795
‫هر تکه‌ای از وسایل بازی رو - ترن هوایی،
‫کلوپ بازی، چرخ-و-فلک...

01:13:04.170 --> 01:13:06.965
‫تا آخرین تکه‌ی شادی -

01:13:07.924 --> 01:13:11.595
‫مثل برق از جا کندن،
‫مثل مرد گرسنه‌ای که بشقابش رو لیس می‌زنه.

01:13:11.720 --> 01:13:15.181
‫این ارواح از-یادرفته،
‫خانواده‌های از-یادرفته، قبایل از-یادرفته...

01:13:15.307 --> 01:13:17.350
‫خودشون و این غنائم عجیب رو برداشتن...

01:13:17.475 --> 01:13:20.478
‫و به خونه‌های مخفی‌شون
‫در بالای بام ها رفتن تا

01:13:20.604 --> 01:13:24.149
‫تا با این نخاله‌ها، شهربازی
‫خودشون رو به بهترین شکل ممکن بسازن.

01:13:24.316 --> 01:13:27.777
‫دور از چشم. دور از ذهن.
‫نامرئی.

01:13:27.903 --> 01:13:30.155
‫تا همین امروزش هم اون‌جان.

01:13:30.989 --> 01:13:32.991
‫تا همین امروزش هم اونجان.

01:13:33.992 --> 01:13:36.161
‫- [ طبیعت خشمگین ]
‫- [ غرش بوفالو ]

01:13:42.709 --> 01:13:46.212
‫از اون‌جایی که حلبی‌آباد و زاغه‌نشینی
‫همیشه در وینیپگ ممنوع بوده...

01:13:46.338 --> 01:13:48.089
‫طبیعتا این مورد تو شهرهای دیگه
‫بیشتر به چشم می‌خوره.

01:13:48.214 --> 01:13:51.968
‫این‌جا هنوز قانونی وجود داره که
‫بی‌خانمان‌ها نباید جلوی چشم باشن..

01:13:52.093 --> 01:13:54.638
‫و باید روی سقف‌های شهر باشن،
‫بالاسر ما.

01:13:54.763 --> 01:13:57.390
‫شهربازی‌ای بومی، بالای ابرها.

01:13:57.515 --> 01:13:59.893
‫شهربازی بومی.

01:14:00.018 --> 01:14:02.437
‫شهربازی از-یادرفته.

01:14:04.314 --> 01:14:07.692
‫مردم از-یادرفته.
‫شهربازی.

01:14:10.028 --> 01:14:12.030
‫شهربازی.

01:14:20.538 --> 01:14:24.167
‫حالا تقریبا به مرز شهر رسیدم.
‫زمان داره از دست می‌ره.

01:14:24.292 --> 01:14:25.919
‫واقعا دارم می‌رم.

01:14:26.044 --> 01:14:28.254
‫وینیپگ بدون من چه شکلی؟

01:14:28.380 --> 01:14:30.715
‫کی مراقب آه و افسوس‌های اونه؟

01:14:33.009 --> 01:14:35.679
‫همچین که دارم می‌رم، باید به او فکر کنم.

01:14:36.805 --> 01:14:39.307
‫"وینیپگ سیتیزن " یک روزنامه‌ی اشتراکی بود.

01:14:39.432 --> 01:14:42.519
‫که طی اعتصاب 1919
‫حرف دل کارگرها رو می‌زد...

01:14:42.644 --> 01:14:45.563
‫تنها روزنامه‌ی اشتراکی هرروزه‌ی دنیا.

01:14:45.730 --> 01:14:48.775
‫می‌دونم که این روزنامه،
‫صفحه‌ی 3 با عکس دختر نداشت...

01:14:48.900 --> 01:14:52.654
‫ولی اگر هم داشت،
‫زن خوشگلی از توش در نمی‌اومد.

01:14:52.779 --> 01:14:54.698
‫بلکه یک زنِ...

01:14:54.823 --> 01:14:57.409
‫سیتیزنی [متناسب با روزنامه] بود.

01:14:57.534 --> 01:15:00.829
‫یک رفیقِ نگران،
‫غمگین اما قوی.

01:15:00.954 --> 01:15:03.248
‫اون‌قدر قوی که خودش رو
‫از صفحات جوهری جدا کنه...

01:15:03.415 --> 01:15:05.667
‫و به  بلندای بلند شهر ما بره...

01:15:05.792 --> 01:15:09.295
‫تا از ساکنین شهربازی مرتفع
‫ما مراقبت کنه.

01:15:09.421 --> 01:15:11.464
‫و از اون بالا در شهربازی...

01:15:11.589 --> 01:15:14.342
‫درحالی که از بالا فورکس رو در برگرفته،
‫می‌تونست تمام خرابی‌ها رو...

01:15:14.467 --> 01:15:16.344
‫جبران کنه.

01:15:16.469 --> 01:15:19.723
‫در طی اولین سفر در زمانِ وینیپگ.

01:15:19.848 --> 01:15:23.059
‫با یک اشاره‌ی دست،
‫می‌تونست ایتونز رو احیا کنه...

01:15:23.184 --> 01:15:26.438
‫و تیم جِتس،
‫و استادیوم رو، که خونه‌ی قدیمی من بود.

01:15:26.563 --> 01:15:29.399
‫یک بیشه‌ی آروم برای
‫سه‌شنبه‌های سیاه پیدا می‌کرد...

01:15:29.524 --> 01:15:31.776
‫برای اون آدم‌های قدیمی فوق‌العاده...

01:15:31.901 --> 01:15:34.279
‫و اسم خیابون مین‌تو رو به
‫فرد دانسمور تغییر می‌داد...

01:15:34.404 --> 01:15:36.698
‫هر سه طبقه‌ی استخر شِربروک
‫رو بازگشایی می‌کرد.

01:15:36.823 --> 01:15:39.117
‫دختر شهروند (سیتیزن)*
‫یک نهال تازه،

01:15:39.284 --> 01:15:41.453
‫درست وسط خیابون وُلسلِی می‌کاشت.

01:15:41.578 --> 01:15:44.789
‫با یک اشاره‌ی دست،
‫دوباره پدل‌ویل رو زنده می‌کرد...

01:15:44.914 --> 01:15:47.751
‫خاکستر پارک ویتیر رو می‌گرفت،
‫اسب‌هامون رو نجات می‌داد...

01:15:47.876 --> 01:15:50.754
‫و دخترهای مدرسه‌ای‌مون رو خوش‌فکر
‫و سلامت بار می‌آورد...

01:15:50.879 --> 01:15:54.591
‫و یک‌بار دیگر تابلوی کلیفورد
‫رو روشن می‌کرد.

01:15:54.716 --> 01:15:58.136
‫او مراقب شهر می‌بود -
‫شهر من، وینیپگ من.

01:15:58.887 --> 01:16:01.765
‫او دامان تازه‌ی این شهر می‌شد،
‫و بعد...

01:16:01.890 --> 01:16:04.434
‫می‌فهمیدم که حالا می‌تونم از این‌جا برم.

01:16:04.559 --> 01:16:06.436
‫و شهر رو به دست او بسپرم...

01:16:06.561 --> 01:16:09.022
‫امن، آرام، دوست‌داشتنی.

01:16:09.147 --> 01:16:12.067
‫بعد به جایی می‌رفتم
‫که توش خبری از ارواح نیست.

01:16:16.321 --> 01:16:18.740
‫- [ بوسه‌ها ]
‫- ارواح!

01:16:18.865 --> 01:16:21.284
‫چطوری یک آدم می‌تونه بدون ارواحش زندگی کنه؟

01:16:21.409 --> 01:16:24.162
‫اصلا شهر بدون ارواحش چیه؟

01:16:24.287 --> 01:16:25.497
‫ناشناخته.

01:16:26.247 --> 01:16:28.291
‫ناشناخته.

01:16:28.416 --> 01:16:30.126
‫ناشناخته.

01:16:30.251 --> 01:16:32.420
‫[ صدای سوت ]

01:16:36.341 --> 01:16:38.927
‫نمی‌دونم این آزمایش با مادرم چه کرد.

01:16:39.052 --> 01:16:42.138
‫مهر او به برادر فوت‌شده‌م کامرون،
‫بالا گرفت.

01:16:42.263 --> 01:16:44.349
‫او چهل سال پیش مرد.

01:16:44.474 --> 01:16:46.935
‫یا شاید دلباخته‌ی برندون شد،
‫که نقش برادرم رو بازی می‌کرد.

01:16:49.687 --> 01:16:52.315
‫حالا میونه‌ی ما با هم بهتره.

01:16:52.440 --> 01:16:54.192
‫آره.

01:16:54.317 --> 01:16:56.528
‫حالا که تو رفتی.

01:16:56.694 --> 01:16:59.322
‫خیلی دوست نداشتم نزدیک کسی باشم.

01:17:01.282 --> 01:17:03.118
‫چرا؟

01:17:03.243 --> 01:17:06.287
‫راحت نبودم.

01:17:06.412 --> 01:17:09.082
‫حالا راحتی؟

01:17:09.207 --> 01:17:11.501
‫به گمونم هستم.

01:17:11.626 --> 01:17:14.879
‫- من هم همین‌طور.
‫- [صدای باد]

01:17:15.046 --> 01:17:17.799
‫این روپوش یخ‌زده به‌نظر چسبناک می‌آد.

01:17:17.924 --> 01:17:21.386
‫مهم نیست. مهم نیست.

01:17:23.847 --> 01:17:26.099
‫[راوی]
‫کی زنده‌ست؟

01:17:26.224 --> 01:17:28.476
‫کی زنده‌ست؟

01:17:28.601 --> 01:17:30.603
‫دیگه اصلا کی زنده‌ست؟

01:17:32.772 --> 01:17:36.192
‫به یاد آوردنش سخته.
‫گاهی -

01:17:36.317 --> 01:17:38.403
‫گاهی فراموش می‌کنم.

01:17:39.571 --> 01:17:42.407
‫فراموش می‌کنم که برادرم کامرون مرده.

01:17:44.033 --> 01:17:47.453
‫فراموش می‌کنم از وقتی که 27 سالم بود،
‫پدرم مرد.

01:17:49.247 --> 01:17:51.541
‫از یک طرف،
‫وقتی دلت خیلی برای جایی تنگ می‌شه...

01:17:51.666 --> 01:17:54.919
‫پس‌زمینه‌ی عکس‌ها مهم‌تر
‫از آدم‌های داخل عکس می‌شه.

01:17:56.296 --> 01:17:59.924
‫پذیرایی قدیمی که بیشتر
‫وقت بیداری‌مون رو توش می‌گذروندیم...

01:18:00.091 --> 01:18:03.761
‫دراز کشیدن روی کاناپه، جلوی تلویزیون.

01:18:03.928 --> 01:18:05.930
‫من و پدر و مادرم...

01:18:07.849 --> 01:18:09.976
‫که روی کاناپه دراز کشیده بودیم...

01:18:10.101 --> 01:18:13.062
‫دراز کشیدن روی کاناپه...

01:18:13.188 --> 01:18:16.065
‫دراز کشیدن روی کاناپه...

01:18:17.150 --> 01:18:19.694
‫خانه‌ای بزرگ.

01:18:21.196 --> 01:18:24.574
‫خانه‌ی چهارگوش سفید.

01:18:24.699 --> 01:18:26.701
‫[ صدای باد ]

01:18:26.725 --> 01:18:36.725
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:18:36.749 --> 01:18:46.749
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

01:20:00.628 --> 01:20:02.505
‫[ پایان ]