﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:30.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:31.190 --> 00:00:35.390
روزي روزگاري
در اعماق آفريقا

00:00:35.460 --> 00:00:37.230
تو يه جنگل انبوه بزرگ

00:00:38.170 --> 00:00:42.360
سرزميني جادويي و جنگلي، وجود داره
که خوشبختانه دست نخورده باقي مونده

00:00:57.650 --> 00:01:00.920
امروز، يه روز بسيار خاص
براي قلب تاريک اين جنگله

00:01:26.910 --> 00:01:28.640
يه زندگي جديد بوجود اومده

00:01:29.550 --> 00:01:31.850
يه پسر بچه فوق العاده بنام اسکار

00:01:33.120 --> 00:01:35.820
حالا مگه اين بچه چي داره
که اينقدر خاصه ؟

00:01:36.190 --> 00:01:39.320
خب، يه چيز واقعاً شگفت انگيز
قراره زندگيِ اين بچه رو تغيير بده

00:01:40.560 --> 00:01:43.190
و داستان ما هم درباره همين موضوعه

00:01:47.590 --> 00:01:54.590
شامپانزه

00:02:04.790 --> 00:02:06.810
در اعماق اين جنگل

00:02:06.890 --> 00:02:09.950
يه دنيايي هست که هيچ کدوم
از ماها، تا حالا اونو نديديم

00:02:10.960 --> 00:02:12.620
دنيايي با اندکي انسان

00:02:12.690 --> 00:02:16.600
ولي با اين اوصاف پر از
غمگيني و شادي

00:02:25.600 --> 00:02:35.600
بلبل جان
.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:03:49.060 --> 00:03:50.580
حدوداً 3 ماه از وقتي که

00:03:50.660 --> 00:03:54.180
اسکار نور و برکت رو همراه خودش
به مادرش تقديم کرد، ميگذره

00:03:54.530 --> 00:03:57.590
تاحالا " ايشا " اينقدر خوشحال نبوده

00:04:02.640 --> 00:04:05.730
دنياي " اسکار " کنار مادرش سپري ميشه

00:04:05.810 --> 00:04:08.500
ولي 35 تا شامپانزه ديگه هم
تو گروه اونا هستن

00:04:08.580 --> 00:04:10.770
که يه خانواده گسترده رو تشکيل ميده

00:04:10.840 --> 00:04:13.440
که هيچوقت هم از همديگه، جدا نميشن

00:04:17.780 --> 00:04:19.550
شايد يه روز "اسکار" هم مثل

00:04:19.620 --> 00:04:21.490
پدر بزرگ پيرش بشه

00:04:21.560 --> 00:04:24.080
ميموني که امسال 50 سالگي ـش رو تموم کرد

00:04:25.190 --> 00:04:27.020
ولي بغير از "اسکار" بچه هاي
ديگه اي هم اينجا هستن

00:04:27.090 --> 00:04:29.690
که درواقع هم بازي هاي "اسکار" به حساب ميان

00:04:29.760 --> 00:04:31.420
کلاً خانواده خوبيه

00:04:31.500 --> 00:04:33.730
ولي بدي ـش اينه که تو قلب جنگله

00:04:50.320 --> 00:04:53.310
ولي " اسکار " تا 20 سالگي بلوغ نميشه

00:04:53.390 --> 00:04:56.250
ولي بالاخره يه روز، مثه اين يارو گندهه ميشه

00:04:56.320 --> 00:05:00.620
ايشون " فردي " هستن
کله گنده و رئيس اينجا

00:05:01.230 --> 00:05:02.920
از ريش سفيدش ميتونين بفهمين

00:05:03.000 --> 00:05:04.990
که چقدر تجربه و دانش داره

00:05:08.400 --> 00:05:10.630
در حال حاضر، "فردي" لمس ناپذيره

00:05:10.700 --> 00:05:12.470
و مثل اکثر ميمونهاي نَر

00:05:12.540 --> 00:05:14.910
نميتونه به ميمون هاي جواني که يه روز

00:05:14.980 --> 00:05:17.880
ميخوان جايگاه اونو بگيرن، اهميت نده

00:05:30.220 --> 00:05:32.950
آره آره. اين چيزا تکراري شده

00:05:36.700 --> 00:05:39.760
بايد عقل درست و حسابي داشته باشي
تا بتوني تو اين جنگل زندگي کني

00:05:39.830 --> 00:05:41.820
جعبه ابزار جنگل ميتونه کمک حالِت باشه

00:05:41.900 --> 00:05:44.740
ولي باز هم بايد به اندازه کافي عقل
داشته باشي که بتوني ازش استفاده کني

00:05:50.010 --> 00:05:53.140
بعضي اوقت بايد از ديگران ياد بگيرين

00:05:53.210 --> 00:05:55.840
مثلاً از خانواده يا دوستان

00:05:58.220 --> 00:06:00.480
ميبينيد ؟ اينطوري

00:06:00.750 --> 00:06:02.480
درست اونجا

00:06:05.930 --> 00:06:08.620
ديگه حتي " روفوز " هم فهميده که بايد چيکار کنه

00:06:10.400 --> 00:06:12.890
ايناهاش. مگس هاي روي چوب

00:06:19.140 --> 00:06:22.600
بالاخره موقع ـش فرا رسيد
اسکار بايد مادرش رو ترک کنه

00:06:30.750 --> 00:06:34.520
براي پسر کوچيک ايشا
امروز، روز استقلال محسوب ميشه

00:06:34.590 --> 00:06:37.680
و روز استقلال، فقط يک بار
براي هر کسي اتفاق ميافته

00:07:00.080 --> 00:07:03.020
خب واسه امروز  کافيه
به اندازه کافي مستقل شد

00:07:15.560 --> 00:07:19.500
خونه جنگليِ "اسکار" يه املاک
واقعي براي يه شامپانزه به حساب مياد

00:07:19.570 --> 00:07:23.630
که خيلي هم باشکوه و با ارزشه
ولي زندگي کردن تو اينجا، واقعاً کار سختيه

00:07:24.670 --> 00:07:27.330
جنگل خودش يه جانداره
نفس ميکشه

00:07:27.410 --> 00:07:29.430
ولي دوست نداره که فاسد بشه
يا توسط افرادي خورده بشه

00:07:52.500 --> 00:07:54.630
پيدا کردن غذا کار هميشگي اوناس

00:07:54.700 --> 00:07:56.430
و همه افراد خانواده در اين امر
به همديگه کمک ميکنن

00:07:56.500 --> 00:07:58.100
از جمله اسکار

00:07:58.670 --> 00:07:59.930
حالا که يه ذره بزرگتر هم شده

00:08:00.010 --> 00:08:02.440
ميتونه خودش تنهايي ماجراجويي کنه
و دنبال غذا بگرده

00:08:04.210 --> 00:08:06.680
ولي وقتي آدم ميتونه سوار يه نفر بشه
ديگه چرا تنهايي بره ؟

00:08:06.750 --> 00:08:10.180
جدي ميگم، وقتي ميتوني سواري کني
آخه مگه مجبوري پياده بري ؟

00:08:10.420 --> 00:08:12.320
گاز بده مامان

00:08:14.150 --> 00:08:16.420
فردي رهبري گروه براي پيدا کردن
صبحانه رو بر عهده داره

00:08:16.490 --> 00:08:19.190
وقتي يه نفر کنارت هست که ميدونه
بايد کجا دنبال غذا بگردي، خيلي خوبه

00:08:19.630 --> 00:08:23.720
مخصوصاً وقتي که رستوران سر جاي قبليش نيست

00:08:35.910 --> 00:08:39.470
امروز ناهار حتي تو منطقهِ قبليش هم نيست
چه برسه به سر جاي قبليش

00:08:39.550 --> 00:08:41.540
براي پيدا کردن ميوه اونا بايد

00:08:41.620 --> 00:08:44.080
يه عالمه پياده روي کنن

00:08:44.150 --> 00:08:46.180
و يه ريسک جانانه هم بکنن

00:08:52.690 --> 00:08:54.750
فردي ميدونه تنهايي ميوه اي
که الان در دسترس هست

00:08:54.830 --> 00:08:57.520
خيلي از منطقه خودشون دور تره

00:08:57.600 --> 00:09:00.030
خارج از محدوده ايمن

00:09:03.200 --> 00:09:06.470
اين منطقه نسل هاست که
يه زمين جنگ براي ميمون ها محسوب ميشه

00:09:10.480 --> 00:09:13.380
همگي کاملاً هوشيارن

00:09:13.550 --> 00:09:15.950
تا جايي که ميتونن سکوت رو رعايت ميکنن

00:09:27.830 --> 00:09:31.290
فردي اونا رو به سمت دشمن ميبره

00:09:32.800 --> 00:09:35.060
اين برآمدگي ابتداي اين مرز رو نشون ميده

00:09:35.140 --> 00:09:37.730
که متعلق به يه گروه از
شامپانزه هاي دشمنه

00:09:48.980 --> 00:09:51.970
بالاخره ميوه ممنوعه پيدا شد

00:10:12.570 --> 00:10:15.270
هيس، اسکار. هيس

00:10:41.370 --> 00:10:44.930
فردي ميمون هاي دشمن رو ميبينه
که تيم ـش رو محصاره کردن

00:10:48.170 --> 00:10:50.570
تيم دشمن يه رهبر خيلي سرسخت داره

00:10:51.410 --> 00:10:52.840
اِسکار

00:10:53.780 --> 00:10:55.300
او و تيمش خيلي وقته که

00:10:55.380 --> 00:10:57.540
فِرِدي رو تحت نظر دارن

00:11:00.420 --> 00:11:04.750
اُسکار ميره تو بغل ايشا
اونا حتي جرئت تکون خوردن هم ندارن

00:11:11.230 --> 00:11:12.820
دشمن بوي اونارو حس کرده

00:11:18.240 --> 00:11:20.600
اُسکار و بقيه ميمون ها واقعاً در خطرن

00:11:39.860 --> 00:11:44.390
مشت زدن اِسکار يه جور تهديده
ايشا يا بايد فرار کنه يا بميره

00:11:50.140 --> 00:11:52.100
فردي هم همچنان رهبرِ گروهه

00:12:07.120 --> 00:12:09.050
با فرار کردن گروه فردي

00:12:09.120 --> 00:12:11.560
دشمن هاشون يه جورايي برنده شدن

00:12:11.620 --> 00:12:12.990
ولي اين تازه اول راهه

00:12:14.030 --> 00:12:17.960
اِسکار و سربازاش ميخوان
تو جنگ برنده بشن

00:12:18.030 --> 00:12:20.020
نه يه دنبال بازيِ ساده

00:12:25.040 --> 00:12:26.300
جايزه پيروزي

00:12:26.370 --> 00:12:29.640
اينه که ميتونن دقيقاً وسط زمين فردي
و دوستان، درخت فندق بکارن

00:12:31.340 --> 00:12:35.010
بيشه درواقع يه راهي براي بدست
آوردن غذا، تو اين جنگله

00:12:35.080 --> 00:12:37.610
دقيقاً همون چيزي که اِسکار و ارتشش
براي زنده موندن و پيشرفت کردن

00:12:37.680 --> 00:12:40.520
بهش نياز دارن

00:12:55.370 --> 00:12:59.030
ايشا ميدونه که اِسکار تهديد بسيار بزرگي
براي اُسکار بحساب مياد

00:12:59.110 --> 00:13:01.840
اين روهم ميدونه که نزديک بود اونارو زنداني کنن
و خطر از بغل گوششون رد شد

00:13:02.480 --> 00:13:05.740
حالا اون هرکاري ميکنه که پسرش در امان باشه

00:13:19.760 --> 00:13:23.320
اسکار هم به شير مادرشو بجاي غذا ميخوره
و به همون شير قانع ميشه

00:13:24.130 --> 00:13:26.390
و براي اينکه شيرِش خشک نشه

00:13:26.470 --> 00:13:29.630
ايشا بايد از اون فندق هاي
ارزشمند حمحدوده ـشون استفاده کنه

00:13:37.640 --> 00:13:42.100
بيشه هاي باشکوه فندق
همونايي که اِسکار ميخواد

00:13:42.180 --> 00:13:44.550
آخه اينجا هرکسي ميتونه با اين
خاک خوب پيشرفت کنه

00:13:44.620 --> 00:13:46.740
ولي خاک تنها ويژگي اينجا نيست
يه ماده جادويي ديگه هم وجود داره

00:13:48.120 --> 00:13:49.780
اين آب زندگي بخش

00:15:03.100 --> 00:15:06.900
زير اين آبشار، در قلب محدوده فردي

00:15:06.970 --> 00:15:08.590
فصل رسيدگي فندق ها فرا رسيده

00:15:08.670 --> 00:15:11.160
و حالا بايد جشن بگيرن

00:15:22.750 --> 00:15:26.380
فندق ها خيلي خوشمزن، مغز دارن
کسي نميتونه به يه دونه ـشون بسنده کنه

00:15:29.190 --> 00:15:32.090
بايد حتماً يه عالمه برداري

00:15:32.760 --> 00:15:36.090
ولي آخه چطوري ميخواي جابجاشون کني ؟

00:15:36.700 --> 00:15:38.960
بايد خيلي خلاق باشي

00:15:40.070 --> 00:15:43.040
همم. برارشون تو اين يکي دستت

00:15:43.600 --> 00:15:45.470
کسي نگاه نکنه ؟

00:15:48.170 --> 00:15:50.610
فندق هاي خيلي رسيده يه بوي خاصي ميدن

00:15:51.240 --> 00:15:54.240
ولي شکستن ـشون هم کار واقعاً دشواريه

00:15:57.320 --> 00:16:01.150
بايد از يه وسيله مناسب واسه
شکستن ـشون استفاده کني

00:16:15.740 --> 00:16:18.200
آسونتر از چيزيه که بنظر مياد

00:16:18.270 --> 00:16:21.730
همين مهارت ها هست که اين ميمون ها
رو تبديل به استاد اين کارا کرده

00:16:24.040 --> 00:16:27.170
بفرمايد. همم همم

00:16:39.290 --> 00:16:42.750
بعضي اوقات بهترين وسيله براي
بدست آوردن فندق، يه وسيله معمولي نيست

00:16:42.830 --> 00:16:44.850
بلکه يه مامان خوبه

00:16:48.100 --> 00:16:50.090
معامله باحاليه

00:16:50.570 --> 00:16:53.700
ولي مامان فقط چند سال ميتونه کمک کنه

00:16:53.770 --> 00:16:56.970
بعدش بايد خودشون کاراي خودشونو بکنن

00:16:58.950 --> 00:17:02.040
واقعا چقدر سخته

00:17:03.420 --> 00:17:05.710
اسکار داره ياد ميگيره که چطور فندق خورد کنه

00:17:08.820 --> 00:17:11.190
اين چکش يه مشکلي داره

00:17:11.260 --> 00:17:13.350
! فندق رو نمي شکنه

00:17:15.700 --> 00:17:18.860
بله چکش، پس چي

00:17:22.500 --> 00:17:25.030
آهان يه بزرگترشو آورد

00:17:42.390 --> 00:17:44.050
! اينم که شکست

00:17:44.990 --> 00:17:47.150
خوشبختانه ديگه مثل قديما
آتيش روشن نميکنن

00:17:53.170 --> 00:17:56.470
خيله خب، بايد توش فندق باشه

00:18:08.510 --> 00:18:12.420
صبر کن، دارن از سنگ استفاده ميکنن ؟

00:18:12.490 --> 00:18:14.820
کسي چيزي درباره سنگ نگفت

00:18:15.760 --> 00:18:19.250
فهميدم. چون سنگ از چوب سفت تره

00:18:29.800 --> 00:18:33.530
آقاي فندق، ايشون آقاي سنگ هستن

00:18:35.010 --> 00:18:36.800
بيا پيش بابايي

00:18:41.380 --> 00:18:44.940
ايول، بالاخره در اومد

00:18:51.420 --> 00:18:53.020
فندق هاي اسکار ته کشيد

00:18:53.090 --> 00:18:55.930
حالا بايد چکشو ول کنه به امون خدا
و بره بازم فندق بياره

00:18:59.330 --> 00:19:00.860
بچه کوچولو

00:19:01.830 --> 00:19:04.170
يه لحظه ارت چشم برنداشتم

00:19:04.900 --> 00:19:06.390
پسره ي احمق

00:19:17.180 --> 00:19:19.280
بعد از خوردن اون همه فندق

00:19:19.350 --> 00:19:21.980
ديگه کسي نميتونه سر پا وايسه

00:19:22.050 --> 00:19:25.620
آره، حالا وقت استراحت و هضم غذائه

00:19:25.690 --> 00:19:28.320
حتي اسکار کوچولو هم کله پا شده

00:19:33.530 --> 00:19:37.330
ساعت ها وقت ميبره که
بعد از خوردن يه غذاي سنگين
از خواب بيدار شي

00:19:37.400 --> 00:19:40.100
ولي جنگل هيچوقت استراحت نميکنه

00:20:02.530 --> 00:20:03.860
وسط روزف تو اون آفتاب سوزان

00:20:03.930 --> 00:20:07.830
همه مادر و پدرها يه ذره سکوت و آرامش ميخوان

00:20:07.900 --> 00:20:10.200
ولي بچه ها نظر ديگه اي دارن

00:20:10.270 --> 00:20:13.070
مخصوصاً اسکار

00:20:15.640 --> 00:20:17.800
! بياين بالا بچه ها

00:20:28.720 --> 00:20:31.750
يه ميليون درخت تو اين جنگله

00:20:31.820 --> 00:20:34.850
مجبوري رو سر و کله من بازي کني ؟

00:20:41.000 --> 00:20:45.660
من خوابم ! هنوزم خوابم

00:21:20.070 --> 00:21:23.700
ايشاي بيچاره. نگاهش کنين

00:21:23.780 --> 00:21:26.840
دستاش تو دستاي اسکاره

00:21:27.510 --> 00:21:30.070
ولي هيچوقت صبرش ته نميکشه

00:21:31.020 --> 00:21:33.820
اسکار هم ميمون خوش شانسيه

00:21:52.810 --> 00:21:55.500
اِسکار و دوستان تهديد
رشد کرده اي هستن

00:21:57.280 --> 00:21:59.970
غذا هنوز تو منطقه اونا بسيار کميابه

00:22:00.550 --> 00:22:02.310
اگه چيزي تغيير نکنه

00:22:02.380 --> 00:22:05.820
مجبور ميشن يه حرکتي روي
بيشه هاي فندق بزنن

00:22:06.720 --> 00:22:08.580
اگر هم موفق بشن

00:22:08.650 --> 00:22:10.880
فردي و گروهش براي هميشه

00:22:10.960 --> 00:22:13.550
از سرزمين مادري ـشون جدا ميشن

00:22:17.260 --> 00:22:21.320
اِسکار سالخورده زير
فشار ثابت هست

00:22:22.200 --> 00:22:24.800
مردان تيم اسکار خيلي پرقدرت هستن

00:22:24.870 --> 00:22:27.700
و هرکدوم ميتونن ادعاي رهبريت کنن

00:22:27.770 --> 00:22:29.370
و خودش هم اينو ميدونه

00:22:33.280 --> 00:22:36.250
گرومينگ سعي ميکنه اين گروه تقريباً
از هم پاچيده رو همچنان کنار هم نگه داره

00:22:36.320 --> 00:22:39.280
و به همه ياد آوري کنه که رئيس کيه

00:22:39.350 --> 00:22:43.050
اگه اون نبود، الان تو گروه
هرج و مرج بپا شده بود

00:22:57.570 --> 00:23:00.840
اين گروه ممکنه تا چند وقته
ديگه پا برجا بمونه

00:23:00.910 --> 00:23:04.170
ولي تا کِي اسکار ميتونه
رو دوستاش حساب کنه ؟

00:23:12.990 --> 00:23:14.040
در غرب

00:23:14.120 --> 00:23:17.820
فصل رسيده شدن يه ميوه ويژه
که زير آبشار هم هست، سر رسيده

00:23:18.590 --> 00:23:20.420
ساکوگلوتي

00:23:20.490 --> 00:23:21.930
اگه راست ميگي اين اسمو 3 بار پشت سر هم بگو

00:23:28.030 --> 00:23:30.660
فردي ميدونه که اين ميوه يه پوئن مثبته

00:23:30.740 --> 00:23:33.230
واسه همين سعي ميکنه که حداکثر اونا رو جمع آوري کنه

00:23:35.840 --> 00:23:39.140
ايشا هم واسه خودش و اُسکار ميوه جمع ميکنه

00:23:51.760 --> 00:23:54.190
يادت باشه قبل از خوردن
ميوه هارو بشوري

00:24:03.370 --> 00:24:05.740
وقتي که شسته شد، ميوه آبدار و تازه ـس

00:24:05.810 --> 00:24:08.400
حالا ميتوني همشو بخوري

00:24:09.140 --> 00:24:12.940
حتي بدون دندون هم ميتوني اونارو بخوري
!! واسه همين پدربزرگ اين ميوه هارو خيلي دوست داره

00:24:13.580 --> 00:24:15.340
خيلي خوشگله

00:24:15.410 --> 00:24:18.250
خوشبختانه هيچ عکس خانوادگيِ
با پدربزرگ ندارم

00:24:19.020 --> 00:24:20.610
چقدر اشتها آور

00:24:23.060 --> 00:24:25.050
وقتي ميوه هارو خورده شد

00:24:25.120 --> 00:24:26.750
ميکننش تو آب و دوباره ميخورن

00:24:29.160 --> 00:24:32.620
واو! چه ساکوگلوتيِ خوبي

00:24:46.110 --> 00:24:50.410
بالاخره يه چيز پيدا شد که اسکار
بتونه اونو بدون کمک مادرش بخوره

00:24:50.480 --> 00:24:54.180
ولي همه تو اين موئندن که غذاي بعدي
قراره از کجا بياد

00:25:04.630 --> 00:25:06.600
وقتي که غال ميوه ها کنده شد

00:25:06.670 --> 00:25:10.070
خانواده فردي ميرن يه جا ديگه
براي پيدا کردن غذا

00:25:10.140 --> 00:25:13.500
مثل ما انسان ها، اونا هم همه چيز خوارن

00:25:14.840 --> 00:25:18.900
ولي تو خوردن گوشت خيلي وسواس دارن
و هر گوشتي رو نميخورن

00:25:42.200 --> 00:25:43.570
ميمون ها

00:25:46.270 --> 00:25:48.540
مردها ميرن شکار

00:25:49.170 --> 00:25:50.660
از هم جدا ميشن

00:25:51.110 --> 00:25:52.630
ميرن تو دِل جنگل

00:25:52.710 --> 00:25:54.740
و ميرن سر جاي خودشون

00:25:55.550 --> 00:25:57.570
فردي اون وسط وايميسه

00:26:02.220 --> 00:26:04.950
اسکار و ايشا هم از کنار
اونارو نگاه ميکنن

00:26:10.600 --> 00:26:14.000
اين ميمون هاي کلوبوس تا حالا
چندين بار شکار شده ان

00:26:15.200 --> 00:26:17.670
کوچکتر و براقتر از شامپانزه ها هستن

00:26:17.740 --> 00:26:19.760
ميتونن رو شاخه هاي باريکتر بپرن

00:26:19.840 --> 00:26:22.830
و همين موضوع باعث ميشه
که شکارشون سخت بشه

00:26:30.680 --> 00:26:31.880
فردي فعلاً صبر ميکنه

00:26:31.950 --> 00:26:33.510
بايد يه نقشه درست و حسابي بکشن

00:26:33.590 --> 00:26:35.650
هر کسي بايد يه نقشي رو ايفا کنه

00:26:42.330 --> 00:26:45.390
يکي يکي، شامپانزه ها تو موقعيت خودشون قرار ميگيرن

00:26:52.570 --> 00:26:55.060
ميمون ها هنوز اونارو نديدن

00:27:02.720 --> 00:27:04.740
حالا بلوکر ها ميرن بالا

00:27:11.290 --> 00:27:13.260
اونا بايد ديده بشن

00:27:13.330 --> 00:27:15.230
و تو يه منظره باز وايسن

00:27:19.370 --> 00:27:20.960
يه بلوکر ديگه

00:27:21.470 --> 00:27:23.060
يه راه فرار ديگه بسته شد

00:27:27.710 --> 00:27:29.670
فردي خيلي با دقت ميره بالا

00:27:30.210 --> 00:27:31.970
اون نبايد ديده بشه

00:27:38.220 --> 00:27:39.710
بعنوان مهاجم

00:27:39.790 --> 00:27:42.880
فردي بايد پنهان باشه
تا وقتي که ميخواد حمله کنه

00:27:52.100 --> 00:27:53.330
عاليه

00:27:58.970 --> 00:28:00.700
حالا نوبت راننده ـس

00:28:00.770 --> 00:28:04.170
ميمون هارو مجبور ميکنه که به سمت مهاجم برن

00:28:24.100 --> 00:28:25.260
آماده

00:28:25.900 --> 00:28:27.090
محکم

00:28:28.600 --> 00:28:29.620
! برو

00:28:39.750 --> 00:28:41.340
! يکي ـشون رو گرفتن

00:28:47.150 --> 00:28:49.550
فردي بهترين ميمون رو واسه خودش برداشت

00:28:53.730 --> 00:28:55.560
بعد از اين حمله اوليه

00:28:55.630 --> 00:28:58.060
تمامي اعضاي گروه دور هم جمع ميشن
که جشن بگيرن

00:29:01.130 --> 00:29:05.160
براي اسکار، الان يه فرصت خوبه
که سر ميز بزرگسال ها بشينه

00:29:06.370 --> 00:29:08.000
غذا اول به کساني ميدن

00:29:08.070 --> 00:29:11.070
که تو شکار همکاري کردن
و درواقع يه دستمزده

00:29:11.140 --> 00:29:13.170
ولي مهم نيست چقدر تلاش کني

00:29:13.250 --> 00:29:15.910
هميشه يکي براي خيانت کردن هست

00:29:22.620 --> 00:29:24.710
زن ها زياد اهميت نميدن

00:29:24.790 --> 00:29:27.420
وقتي موقع غذا خوردن ميشه

00:29:27.490 --> 00:29:29.460
دخترا هميشه برنده ان

00:29:32.160 --> 00:29:34.000
برو عقب، خرس گنده

00:29:43.980 --> 00:29:46.950
خيلي خوبه که به رژيم خودتون
يه ذره فيبر اضافه کنين

00:29:47.010 --> 00:29:49.240
پس سالاد کنار غذا رو يادتون نره

00:30:02.900 --> 00:30:05.230
مثل هميشه، اسکار  آخر شد

00:30:05.300 --> 00:30:07.420
واسه همين غذا بهش نرسيد

00:30:07.730 --> 00:30:10.330
بازم مجبوره به شير مادرش بسنده کنه

00:30:10.400 --> 00:30:13.700
شايد اون معروف ترين ميمون کوچولو اينجا نيست

00:30:13.770 --> 00:30:17.040
ولي عشقي که مادرش نسبت به اون داره
خيلي خوشحالش ميکنه

00:30:26.020 --> 00:30:30.110
دم دماي صبح، پلنگ ها تو
جنگل شروع ميکنن به پرسه زدن

00:30:30.190 --> 00:30:32.280
اگه ايشا و اسکار جون ـشون رو دوست دارن

00:30:32.360 --> 00:30:34.380
بايد برن بالاي درخت بخوابن

00:30:54.380 --> 00:30:57.940
اين شاخه هاي جوون وانعطاف پذير
خيلي راحت تبديل به سکو ميشن

00:31:05.590 --> 00:31:08.790
و از برگ ها هم ميشه بعنوان
تخت خواب استفاده کرد

00:31:26.010 --> 00:31:28.980
خيلي راحته

00:31:38.890 --> 00:31:42.020
مثل اکثر بچه ها، اسکار هم از خوابيدن بدش مياد

00:32:02.750 --> 00:32:06.840
بالاخره پسر کوچولوي شيطون ايشا خوابش برد

00:32:24.870 --> 00:32:26.900
حتي اگه بچه ها هم بذارن بخوابي

00:32:26.970 --> 00:32:30.430
باز هم يه شانس خوب هست که
به خاطر همسايه ها بيدار بمونين

00:32:36.080 --> 00:32:37.840
...خواهش ميکنم

00:32:44.790 --> 00:32:46.520
شوخي ميکني؟

00:32:49.860 --> 00:32:51.950
ميدونين، قورباقه ها قابل خوردن هستن

00:32:58.100 --> 00:33:00.400
خيلي خب

00:33:49.820 --> 00:33:52.810
ايشا" و "اسکار" به يه روش"
مهيجي از درخت ميان پايين

00:34:04.840 --> 00:34:07.300
اين کارو صبح زود، درست بعد از صبحانه

00:34:07.370 --> 00:34:11.780
که بهترين زمان در روز براي تحکيم کردن
دوستيشان با کمي رسيدگي به خودشان است، ميکنند

00:34:20.650 --> 00:34:24.380
اتحاد در گروه "فردي" هم اکنون، از هر وقت ديگه بيشتره

00:34:25.890 --> 00:34:28.830
اين گروه خيلي کوچک تر از ارتش رقيب "اسکار" ـه

00:34:28.890 --> 00:34:30.920
و همکاريشان بهترين فرصت براي

00:34:31.000 --> 00:34:34.560
محافظت کردن از درختان
اطرافشان براي نسل هاي بعديست

00:34:41.910 --> 00:34:44.740
آينده ي "اسکار" در دستان آن هاست

00:34:52.250 --> 00:34:56.210
در مناطق بسيار دور
"شرقي، دقيقاً در قلمرو "فردي

00:34:56.350 --> 00:34:58.290
يک درخت انجيره که ميوه ميده

00:34:58.360 --> 00:35:00.850
و به سرعت هم ميوه هاش خورده ميشه

00:35:02.530 --> 00:35:04.620
انجير، عامل اصلي و سير زندگي کردن در جنگله

00:35:04.700 --> 00:35:06.660
و ميوه ايست که وقتي چيز ديگه اي براي
خوردن وجود نداره، بسيار خورده ميشه

00:35:35.330 --> 00:35:37.920
دار و دسته ي "اسکار" خودشون
رو براي يه حمله آماده کردن

00:35:39.830 --> 00:35:42.490
آن ها تمام ميوه هاي قلمرو خودشان رو خوردند

00:35:42.570 --> 00:35:45.540
و براي رفع گرسنگيشان از مرض خود رد شدند

00:35:45.970 --> 00:35:48.170
بقيه ي حيوانات هم پراکنده شدند

00:35:59.020 --> 00:36:02.110
حتي اين انجيرها هم مدت زيادي کفاف نميده

00:36:02.190 --> 00:36:04.380
اين تازه هسته ي ميوه ست

00:36:05.160 --> 00:36:06.820
وقتي که زمان موعودش ميرسه

00:36:06.990 --> 00:36:09.430
سعيشون رو ميکنن تا به غنيمت واقعي که درخت بادوم هست

00:36:09.490 --> 00:36:11.020
دست يابند

00:36:17.840 --> 00:36:19.390
هجوم "اسکار" در مرض شرقي

00:36:19.470 --> 00:36:21.500
هيچ خطري براي گروه" فردي" محسوب نميشه

00:36:22.810 --> 00:36:25.970
يه گونه ي جديدي از بادوم در حال رسيدن است

00:36:26.040 --> 00:36:28.070
اينا از قبلي ها به مراتب محکم ترند

00:36:28.150 --> 00:36:30.940
وقتشه که بريم سر تجهيزات سنگين

00:36:32.150 --> 00:36:33.310
!ابزار قدرتمند

00:36:47.070 --> 00:36:50.970
پيروز شدن با اين ابزار تماماً
به کيفيت سنگ شما بستگي داره

00:36:53.340 --> 00:36:57.140
شما هنوز ميتوانين در حالي که اين ها سنگ ها
رو جمع آوري ميکنن، کسي ديگري باشيد

00:37:00.180 --> 00:37:03.200
و "فردي" هم در اين کار خِبره ست

00:37:03.280 --> 00:37:06.380
ولي اون نسبت به ابزارش سر سخته

00:37:06.450 --> 00:37:09.720
اين ها وسيله ي ارتباطه

00:37:09.790 --> 00:37:12.990
پس ميشه خواهشاً نشکنيشون؟

00:37:25.040 --> 00:37:26.470
!اول از همه امنيت

00:37:26.540 --> 00:37:30.170
پس خواهشاً دست و پاهايتان رو
از اصابت به سنگ ها حفظ کنيد

00:37:39.120 --> 00:37:43.280
شامپانزه ها اينجا گرد هم آمدند تا
بعد از 4000 سال سنگ ها رو بشکنند

00:37:45.090 --> 00:37:48.620
سنگ شکني جزئي از ميراث فرهنگي
و آداب و رسوم گروهه ست

00:37:48.690 --> 00:37:50.850
و از هر نسل به نسل بعد منتقل شده

00:37:50.930 --> 00:37:53.420
مخصوصاً از مادر به فرزندش

00:37:55.870 --> 00:37:58.600
فراگيري براي "اسکار" کاره سختيه

00:37:59.640 --> 00:38:02.300
و اين برميگرده به سال ها قبل از
اين که بتونه يه سنگي مثل اين رو بلند کنه

00:38:04.180 --> 00:38:07.340
و هر روز که ميگذرد، اين کار
مادر را ودار ميکند که به او ياد دهد

00:38:07.410 --> 00:38:09.850
که چگونه در جنگل زندگي کند

00:38:42.650 --> 00:38:46.520
و اين براي سال قبل از اينه که "ايشا" از خود در برابر خطر دفاع کرد

00:39:22.220 --> 00:39:25.210
اين طروفان بزرگ باعث
تحريک شدن نيروهاي "اسکار" ميشه

00:39:53.990 --> 00:39:56.890
براي دسته ي "فردي"، باران کمتر برايشان خوشاينده

00:39:57.690 --> 00:40:00.020
چون شامپانزه ها از خيس شدن متنفرند

00:40:19.080 --> 00:40:21.910
اسکار" تا حد امکان با "ايشا" با ملايمت برخورد ميکنه"

00:40:50.680 --> 00:40:52.580
اسکار" و گروهش"

00:41:00.990 --> 00:41:03.890
طوفان جلوي حمله گرفته

00:41:34.520 --> 00:41:37.040
اين بار، از گوشه کنار حمله کردن

00:41:49.800 --> 00:41:52.000
ايشا" و "اسکار" توي دردسر افتادن"

00:42:11.690 --> 00:42:14.520
ارتش "اسکار" نتونست دوام بياره

00:42:21.770 --> 00:42:24.760
گروه "اسکار" هم در هم ورهم شده ريخته بهم

00:42:37.180 --> 00:42:40.340
در اين شلوغي ها، "اسکار" ارتباطش با مادرش قطع شد

00:42:42.750 --> 00:42:44.850
ايشا" معلوم نيست کجاست"

00:43:12.320 --> 00:43:16.620
"ايشا" به خاطر گروه "اِسکار"
زخمي شد و از گروه خودش جدا شد

00:43:17.160 --> 00:43:19.680
تمام تلاش خودش رو
ميکنه تا به جاي امني بره

00:43:24.060 --> 00:43:26.960
اين جنگلي نيست که بشه به تنهايي
در اين تاريکي توش زندگي کرد

00:43:41.910 --> 00:43:44.780
برخي از دوستاي "ايشا" به دست
پلنگ هاي وحشي ناپديد شدند

00:43:44.850 --> 00:43:48.480
اغلب وقتي که از امنيت گروهشون منحرف شدند

00:44:49.610 --> 00:44:52.110
ايشا" نه ديگه پيش خانوادش"

00:44:53.450 --> 00:44:55.350
و نه پيش پسرش بر ميگرده

00:45:07.330 --> 00:45:10.160
اسکار" نميدونه که مادرش مرده"

00:45:10.870 --> 00:45:12.770
و داره همه جا رو دنبالش ميگرده

00:45:19.380 --> 00:45:23.580
و هر ساعتي که ميگذره، نا اميد تر ميشه

00:45:40.100 --> 00:45:42.830
بدن "اسکار" براي رشد کردن
دائماً به غذا احتياج داره

00:45:43.500 --> 00:45:47.130
داره سعي ميکنه به ياد بياره که مادرش
چه کاري براي زندگي کردنشان ميکرده

00:45:47.570 --> 00:45:49.600
ولي بدون مادر هيچ کاري برايش آسان نيست

00:46:13.000 --> 00:46:14.790
ساعات به روزها تبديل ميشوند

00:46:15.530 --> 00:46:18.060
اسکار بايد زمان کمتري رو به
جست و جو کردن اختصاص بده

00:46:18.140 --> 00:46:20.760
و بيشتر تمرکزش رو روي زنده ماندش بذاره

00:47:29.740 --> 00:47:32.540
گرسنگي، "اسکار" رو به
سمت کندوي زنبور ها ميکشونه

00:47:33.710 --> 00:47:37.580
عسل غذاي خوبيه، ولي اون هميشه بابت
جمع کردنشون به مادرش تکيه کرده بود

00:47:45.790 --> 00:47:49.190
جايي که عسل هست براي اين ميمونهايي که شانه هاشون
کوچيه خيلي گوده، و زنبورها هم از اين کار خوششان نمياد

00:47:55.930 --> 00:47:58.660
گم شدن "اسکار" به نفع گروه "فردي" ـه

00:48:20.390 --> 00:48:22.720
رئيسشون بزرگترين شانه ي عسل رو بر ميداره

00:48:22.790 --> 00:48:24.730
ولي به اندازه ي کافي هم براي بقيه باقي ميمونه

00:48:26.760 --> 00:48:29.200
به جز پسراي کوچولويي که پيداش کردن

00:48:38.880 --> 00:48:41.440
جنگل به نظر ميرسه که به طور
فزاينده اي به محلي خصمانه تبديل شده

00:48:41.510 --> 00:48:43.740
البته براي يه شامپانزه ي جوان و گرسنه

00:48:49.150 --> 00:48:51.250
آرواره هاي تيغ تيغي اين مورچه هاي ارتشي

00:48:51.320 --> 00:48:54.620
ميتونه در عرض يک دقيقه يه قورباغه
يا مارمولک رو از پا در بياره

00:48:55.690 --> 00:48:59.890
اين واقعاً منطقي به نظر مياد که موجودي
رو که ميتونه بخوردت رو بخوري؟

00:49:10.340 --> 00:49:12.810
اسکار" اولين نفريه که گازش ميگيرن"

00:49:12.880 --> 00:49:16.280
بدون وجود مادر، بايد خيلي چيزها رو
سريع تر از شامپانزه هاي ديگه ياد بگيره

00:49:18.050 --> 00:49:19.910
خيلي خب، مرحله ي اول اينه که

00:49:19.980 --> 00:49:23.480
بايد با يه ميله ي ماهيگيري کوچک از
شاخه هاي اطراف مورچه ها رو شکار کرد

00:49:25.360 --> 00:49:29.420
مرحله دوم اينه که، مليه رو
بندازي بينشون و منتظر نيش بموني

00:49:30.090 --> 00:49:33.830
و آخر سر، مرحله ي سوم
!اينه که، مورچه ها بيان روي چوب

00:49:34.230 --> 00:49:35.720
!بعدش بخوري و لذت ببري

00:49:42.710 --> 00:49:45.180
!پسرا! خيلي تنده

00:49:54.450 --> 00:49:55.780
اين ناشي از زيرکيه

00:49:55.850 --> 00:49:56.950
اونا لب هاتون رو نيش ميزنن

00:49:57.020 --> 00:49:59.550
ولي حداقلش بقيه در امان ميمونن

00:50:10.070 --> 00:50:12.060
اسکار" فاصله ش رو حفظ ميکنه"

00:50:12.670 --> 00:50:16.110
ولي شايد اگر يه موقع ديگه
نوک برگ ها رو بچينه امن تر باشه

00:50:36.760 --> 00:50:39.490
اسکار رفته رفته داره وزن از دست ميده

00:50:39.560 --> 00:50:41.000
و چون کسي هم نيست که بهش رسيدگي کنه

00:50:41.070 --> 00:50:42.560
سخت تر و سخت تر ميشه تا ساس ها و
(نوعي حشره که بيشتر به جاهاي تاريک و مخصوصاً لاي چوب ميرود)+

00:50:42.630 --> 00:50:44.760
و حشرات ديگه رو روي پوستش نگه داره

00:50:50.710 --> 00:50:53.230
ديگه وقت پذيرفتن حقيقت ساده ست

00:50:54.010 --> 00:50:55.910
ايشا" هرگز بر نميگرده"

00:50:57.080 --> 00:50:59.310
اسکار" بايد مادري جديد پيدا کنه"

00:51:01.820 --> 00:51:05.810
ولي بد به حالش، چون اکثر
ماده ها بچه هاي خودشون رو دارند

00:51:05.890 --> 00:51:08.120
و ديگه قادر به کمک کردن
به کسي ديگري نيستند

00:51:18.140 --> 00:51:21.130
اسکار پشت سر هم از جاهاي گوناگون طرد ميشه

00:51:34.820 --> 00:51:37.150
حتي پيدا کردن دوست هم به نظر سخت مياد

00:52:04.180 --> 00:52:05.670
اين يعني نا اميدي

00:52:07.450 --> 00:52:11.150
اسکار" و افرادش ممکنه که در آن روز"
جان خيلي هاي ديگر رو هم گرفته باشند

00:52:47.360 --> 00:52:49.490
دشمن باز گشته

00:52:49.560 --> 00:52:52.150
آنها کليه ي غذاهاي قلمروي خوذ را خورده اند

00:52:52.230 --> 00:52:55.200
و اکنون غذاهاي "فردي" رو ميدزند
تا بتواند تعداد افرادش را حفظ کند

00:53:03.170 --> 00:53:06.440
براي "اِسکار"، چيزي جز يه شخص باحال نيست

00:53:12.050 --> 00:53:15.140
بي تابي از جمله ارتش "اِسکار" در حال رشد کردن است

00:53:15.950 --> 00:53:18.290
ميخواهند که به درخت بادوم برسند

00:53:20.460 --> 00:53:23.120
و خيلي از آنها به رهبر شدن علاقه دارد

00:53:45.220 --> 00:53:47.710
اسکار" به هر دري زده"

00:53:47.790 --> 00:53:49.650
ولي همچنان تنهاست

00:53:56.730 --> 00:53:59.630
فقط يه شامپانزه ست که نزديکش نرفته

00:54:00.100 --> 00:54:01.290
اون "فردي" ـه

00:54:17.180 --> 00:54:19.150
با پيروي کردن از رهبر

00:54:19.650 --> 00:54:21.480
اسکار"، حداقلش يه غذايي"
براي خوردن پيدا ميکنه

00:54:21.550 --> 00:54:23.850
و تمرين ميکنه که چه چيزي براي خوردن امنه

00:54:24.760 --> 00:54:28.090
در حال حاضر، بقاء تنها مسئله ست

00:54:36.200 --> 00:54:38.790
فردي" براي تحملش شناخته شده نيست"

00:54:39.800 --> 00:54:42.000
ولي "اسکار" کسي نيست که اعتراض کنه

00:54:42.710 --> 00:54:45.540
اين يه تجربه ي جديدي براي هردوشون محسوب ميشه

00:54:56.450 --> 00:55:00.150
يه پذيرايي مهربانانه چيزي فراتر از آرزوي "اسکار" بود

00:55:07.060 --> 00:55:08.500
وقتي کسي در طرف "فردي" ميره

00:55:08.570 --> 00:55:12.130
بايد بپذيره و اون رو در مورد برداشتن مواد مختلف
و آماده کردن مواد غذايي از آن مواد راهنمايي کنه

00:55:22.450 --> 00:55:24.210
شايد نوع تربيت افراد بزرگ

00:55:24.280 --> 00:55:26.580
بهترين نمونه نباشه

00:55:26.650 --> 00:55:28.880
ولي کي هست که بهشون بگه

00:55:29.690 --> 00:55:32.090
يا بگه با دوستش که کنارش نشسته دعوا بگيره؟

00:56:25.810 --> 00:56:28.180
"همينطور که روزها ميگذره، رابطه ي "اسکار" و "فردي

00:56:28.250 --> 00:56:30.580
شروع به تغيير کردن ميکنه

00:56:31.380 --> 00:56:34.150
تا اينکه يه اتفاق فوق العاده ميفته

00:56:35.520 --> 00:56:38.150
فردي" به "اسکار" اجازه ميده تا بره روي پشتش"

00:56:38.220 --> 00:56:40.450
دقيقاً همانطور که مادر اين کار رو ميکنه

00:56:52.670 --> 00:56:55.600
اين يه نشانه از يه چيز واقعاً باور نکردنيست

00:56:57.740 --> 00:57:00.010
فردي"، "اسکار" رو به فرزندي قبول ميکنه"

00:57:17.860 --> 00:57:21.060
فقط هدايت کردنش به سمت بادوم ها به "اسکار" کمکي نميکنه
(منظور: لقمه را آماده گذاشتن در دهان به کسي در رشد کردن کمکي نميکند)

00:57:21.830 --> 00:57:23.490
ولي فعلاً که "فردي" داره اين کار رو ميکنه

00:57:23.570 --> 00:57:26.830
و اول از همه هر بادومي رو که
ميشکونه به دوست جديدش ميده

00:57:26.900 --> 00:57:29.070
همونطور که مادرش ميکرد

00:57:29.140 --> 00:57:31.470
خيلي دارن به هم ديگه نزديک ميشن

00:57:56.370 --> 00:57:59.200
از وقتي که "ايشا" غيبش زده اين
بهترين غذايي بود که "اسکار" خورد

00:58:08.910 --> 00:58:11.110
گروه منتظر رهبرشه

00:58:11.180 --> 00:58:13.310
ولي "فردي" يه برنامه ي جديدي داره

00:58:19.090 --> 00:58:21.390
اينه که آن زمان که "اسکار" يتيم شد
و آموزش ديدن هاش متوقف شد

00:58:21.460 --> 00:58:23.120
را دوباره شروع کنه و اون رو آموزش بده

00:58:23.790 --> 00:58:27.920
اون با يه شامپانزه ي حرفه اي و باهوش
طرفه که ميتونه خيلي چيزها بهش ياد بده

00:58:53.560 --> 00:58:56.050
دوباره دوره ي فراگيري
مهارت هاي جنگل شروع شده

00:59:03.230 --> 00:59:06.860
هرجا که "فردي" ميره، "اسکار" هم دنبالش ميره

00:59:11.840 --> 00:59:15.240
و هرکاري که "فردي" ميکنه، "اسکار" هم تقليد ميکنه

00:59:24.320 --> 00:59:27.950
اين پسر کوچولوي ما داره به سرعت
مهارت هاي جنگل رو فرا ميگيره

00:59:42.570 --> 00:59:46.130
ممکنه که دنياي "فردي" شيرين شده
باشه و اين رو مديون دوست جديدشه

00:59:46.210 --> 00:59:50.480
ولي تعهدي که به "اسکار" داره باعث شده
که از پاسباني دادن مرض ها باز بمونه

00:59:52.950 --> 00:59:55.080
همه از تغييري که در ارتباطش
به وجود آمده آگاه شدن

01:00:06.930 --> 01:00:10.460
اِسکار" و دار و دستش هم اکنون از مرز رد شدند"

01:00:10.530 --> 01:00:14.730
به اين شدت به سرزمين "فردي" بدون مخالفت کردن وارد نميشن

01:00:14.810 --> 01:00:17.470
و قصد دارند که تمام و کمال از غذاهاش استفاده کنند

01:00:25.050 --> 01:00:28.040
سربازها قبل از اينکه تحت فشار
قرار بگيرند بايد خوب تغذيه کنند

01:00:29.490 --> 01:00:32.010
درخت بزرگ انجير در حال غارت شدنه

01:00:33.920 --> 01:00:36.720
اين غذايي ست که گروه "فردي" براي
زنده ماندن بهش تکيه کرده بودند

01:00:38.630 --> 01:00:42.000
ولي "اِسکار" به نيازهاي دشمن خودش اهميتي نميده

01:00:45.270 --> 01:00:48.140
به خاطر عدم مقاوت در مرز، تشويق شدند

01:00:48.210 --> 01:00:51.400
و مزاحمان هم اکنون بدون اجازه کاملاً
به سرزمين "فردي" وارد شدند

01:00:54.010 --> 01:00:56.810
ولي دررديف هاي مختلف، مخالفت در حال افزايشه

01:00:57.680 --> 01:01:01.210
قدرت بدني اين ارتش خودش يه سؤاله

01:01:01.280 --> 01:01:03.910
ولي اين وحدت بين افراد تيم ميتونه شکسته بشه

01:01:05.290 --> 01:01:07.020
اِسکار" بايد حواسش رو جمع کنه"

01:01:25.840 --> 01:01:28.280
فردي" به طور کامل به "اسکار" اختصاص داده شده"

01:01:29.780 --> 01:01:32.770
اين نر با بالاترين رتبه در حال
نظافت پايين ترين رتبه ست

01:01:33.920 --> 01:01:36.350
اين يکي از لحظات شگفت آوره

01:02:04.780 --> 01:02:07.510
تا چند هفته ي پيش، "اسکار" هيچي نداشت

01:02:08.950 --> 01:02:11.110
ولي الان به خوبي غذا ميخوره
و کاملاً بهش عشق ورزيده ميشه

01:02:11.760 --> 01:02:15.690
و ناجي او آخرين کسي ست که
انتظار همچين کاري از او ميرود

01:02:58.640 --> 01:03:00.830
رقبا کاملاً غذا خورده و استراحت کرده اند

01:03:06.540 --> 01:03:09.940
اسکار" و افرادش در دسترس درخت بادوم اند"

01:03:12.950 --> 01:03:16.080
زمان يک تهاجم کامل رسيده

01:03:57.460 --> 01:03:59.450
دامادهاي "فردي" هم متحد با او شدند

01:04:01.130 --> 01:04:02.890
ميدونه که دردسر درحال نزديک شدنه

01:04:02.970 --> 01:04:06.560
و براي اولين بار در هفته، عصبي شده

01:04:13.540 --> 01:04:17.540
،دوستي نياز به سرمايه گذاري داره
و اون حواسش کلاً جاي ديگه ست

01:04:21.480 --> 01:04:24.540
اسکار" احساس ميکنه که توجه "فردي" نسبت بهش کم شده"

01:04:28.690 --> 01:04:31.680
فردي" بايد به تيمش اين"
اطمينان رو بده که هنوز رهبره

01:04:31.760 --> 01:04:34.920
و اين قدرت رو براي متحد کردن و رهبري گروه رو داره

01:04:42.840 --> 01:04:44.530
اسکار" پاک گيج شده"

01:04:44.610 --> 01:04:48.370
اون يکي از والدينش رو از دست داده و اينطور که
به نظر ميرسه داره اون يکي رو هم از دست ميده

01:05:18.880 --> 01:05:20.670
رقبا نزديک شدن

01:05:30.020 --> 01:05:33.180
اسکار" و گروه احساس خطر ميکنن"

01:05:47.770 --> 01:05:50.000
يه چيزي چشم "فردي" رو گرفته

01:05:59.520 --> 01:06:01.310
اسکار" حمله کرد"

01:06:04.960 --> 01:06:06.650
تلاش هاي آخر شروع شده

01:06:19.600 --> 01:06:21.800
گروه "فردي" نميتونند فرار کنند

01:06:27.810 --> 01:06:29.300
مجبورند که مبارزه کنند

01:06:29.380 --> 01:06:31.610
ولي بعضي از افراد "اِسکار" عقب نشيني کردند

01:06:37.020 --> 01:06:39.010
فردي" حملات رو رهبري ميکنه"

01:06:49.730 --> 01:06:52.170
فردي" و "اِسکار" شاخ به شاخ شدند"

01:07:03.880 --> 01:07:06.010
فقط يکيشون ميتونه پيروز بشه

01:07:29.610 --> 01:07:32.540
طبل "فردي" اعلام پيروزي ميکنه

01:07:37.880 --> 01:07:41.340
اِسکار" ديگه به اين زودي ها برنميگرده"

01:07:43.520 --> 01:07:45.720
کار گروهيشون مورد ضرب و شتم قرار گرفت

01:07:59.300 --> 01:08:04.920
چند ماه بعد

01:08:33.870 --> 01:08:35.460
گروه در حال پيشرفته

01:08:35.540 --> 01:08:39.170
اما در مالکيت درخت بادوم گران بهايشان موفق نشدند

01:08:42.950 --> 01:08:44.740
از بين رفتن گروه همچنان ادامه دارد

01:08:44.810 --> 01:08:47.210
ولي بعضي از افراد به نظر
نميرسه که متوجه چيزي شده باشند

01:08:52.890 --> 01:08:55.360
پدربزرگ زنده موند تا
ضربه خوردن "اِسکار" رو

01:08:55.430 --> 01:08:57.720
طوري که ممکنه هرگز
بهبود پيدا نکنه رو ببينه

01:09:00.560 --> 01:09:03.530
و "اسکار" بيشتر از هر وقت
ديگه اي داره مشکل ايجاد ميکنه

01:09:04.370 --> 01:09:07.060
ولي الان کاملاً توسط گروه پذيرفته شده

01:09:07.140 --> 01:09:09.770
و به نظر ميرسه با همه دوست شده

01:09:15.810 --> 01:09:18.980
احتمالاً بالاخره لحظات با آرامش دارند برميگردند

01:09:22.790 --> 01:09:24.720
اسکار" و "فردي" سر پريشاني هاي چند ماه اخير"

01:09:24.790 --> 01:09:27.220
دگرگون شدند

01:09:28.260 --> 01:09:31.820
براي "اسکار"، ضرري که سر مرگ مادرش ديد
ميتونه يه وسيله براي رسيدن به هدف نهاييش باشه

01:09:31.900 --> 01:09:34.130
در عوض، اين يه شروعي جديد

01:09:34.200 --> 01:09:37.360
با غير جذاب ترين اولياي پرورشي در جنگله

01:09:39.100 --> 01:09:40.470
ولي "فردي" چطور؟

01:09:41.000 --> 01:09:42.490
اون يه جاي گواراتر رو پيدا کرد

01:09:42.570 --> 01:09:45.060
که همه بايد تا ابد در آنجا کنار هم زندگي کنند

01:10:02.590 --> 01:10:04.620
امنيتي در شانه هاي "فردي" هست

01:10:04.690 --> 01:10:07.990
آينده بالاخره براي "اسکار" به نظر روشن مياد

01:10:09.990 --> 01:10:29.990
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:10:30.014 --> 01:10:32.014
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

01:11:32.120 --> 01:11:42.120
پايان

01:11:56.170 --> 01:11:59.370
زماني که اين نرهاي سن بالا تصميم به بزرگ کردن

01:11:59.440 --> 01:12:01.470
مراقبت کردن و تأمين غذاي يه بچه يتيم ميگيرند

01:12:01.540 --> 01:12:03.940
به معناي واقعي کلمه نفسمون رو ميبره

01:12:05.350 --> 01:12:06.840
براي اطمينان، هيچ شکي نيست که

01:12:06.920 --> 01:12:08.940
اون جان يه بچه ي کوچک رو نجات داده

01:12:09.090 --> 01:12:11.680
و اون کاملاً قابل لمس بود

01:12:13.460 --> 01:12:15.820
و وقتي شما ميبينيد که مادري
در حال حمل کردن بچه اش هست

01:12:15.890 --> 01:12:17.150
حس مليحي داره

01:12:17.230 --> 01:12:20.290
،ولي وقتي کسي با اين جثه ي بزرگ رو ميبينيد
انگار که "کينگ کنگ" در حال

01:12:20.360 --> 01:12:23.700
حمل کردن اين بچه ي کوچولوئه، ولي
يه نره که داره به يه يتيم کمک ميکنه

01:12:23.770 --> 01:12:24.860
واقعاً دوست داشتني بود

01:12:26.300 --> 01:12:28.500
هر روز يه زيبايي عمل بود و
زيبايي خاص خودش رو داشت

01:12:28.570 --> 01:12:30.510
بين کارهايي که آن دو ميکردند

01:12:30.570 --> 01:12:32.910
و اين چيزيه که هرگز فراموش نميکنيد

01:12:35.810 --> 01:12:37.370
گاهي اوقات تصور ميکنم که

01:12:37.450 --> 01:12:38.940
که بقيه ي جهان از خواب بيدار شدند

01:12:39.020 --> 01:12:42.140
سوار اتوبوس ميشوند، يا شايد هم مترو

01:12:42.220 --> 01:12:45.810
و سفر کاريمون براي يه ساعت

01:12:45.890 --> 01:12:48.050
تبديل به پيدا کردن شامپانزه ها در جنگل ميشه

01:12:48.120 --> 01:12:51.120
بعضي از اين چيزها قابل درک نيستند

01:12:51.190 --> 01:12:54.320
و واقعاً فهميدنشون سخته

01:12:57.500 --> 01:13:00.130
رفتن به اين جنگل ها واقعاً لذت بخشه

01:13:04.040 --> 01:13:05.910
البته ميدونين که، هميشه هم کار آسوني نيست

01:13:05.980 --> 01:13:07.880
...خب، ما داريم راه ميريم

01:13:13.380 --> 01:13:17.010
اونا در مکان هاي قابل توجهي گازتون ميگيرند

01:13:18.420 --> 01:13:20.750
اين شيره ي زنبورهاي عسل دارن منو
تحريک ميکنند که برم آجيل بخورم

01:13:20.820 --> 01:13:23.310
هنوز هم، حداقلش زنبور عسل نيستند

01:13:23.390 --> 01:13:27.090
!آخ! آي!آي! آخ

01:13:30.800 --> 01:13:32.530
اين غير قابل تحمله

01:13:32.600 --> 01:13:33.590
دارم از اينجا ميرم

01:13:33.900 --> 01:13:35.430
!"خداي من! "اد

01:13:36.110 --> 01:13:38.270
اگه نيشت بزنن، زنده نميموني

01:13:40.080 --> 01:13:41.440
اين يه گردش نيست، ميدونين که

01:13:47.620 --> 01:13:48.640
!آره

01:13:50.890 --> 01:13:53.720
حتماً راه هاي آسون تري
براي زندگي کردن وجود داره

01:13:54.420 --> 01:13:56.520
ولي همشون باحال نيستن