﻿WEBVTT

00:00:01.000 --> 00:00:31.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:35.200 --> 00:00:39.830
اگر جنگ روزی پایان یابد، باید از خود بپرسیم
با مرده‌ها چه خواهیم کرد؟ چرا مردند؟
«چزاره پاوزه»

00:03:23.200 --> 00:03:29.230
<i>سکوت با طوفانی شکسته می‌شود
از افق آفتابی زاده می‌شود</i>

00:03:30.200 --> 00:03:36.630
<i>خلق از محله‌های فقیرنشین برمی‌خیزد
همه‌ی شیلی سرودها را می‌خواند</i>

00:03:38.000 --> 00:03:44.230
<i>پیروز می‌شویم، پیروز می‌شویم
زنجیرهایمان پاره می‌شوند</i>

00:03:45.200 --> 00:03:51.230
<i>پیروز می‌شویم، پیروز می‌شویم
ستم و فقر پایان می‌گیرد</i>

00:03:52.340 --> 00:03:53.819
بهت میاد

00:03:54.820 --> 00:03:58.096
مگه می‌شه بهم نیاد، دست مادرت درد نکنه

00:03:59.300 --> 00:04:02.337
از صندوقچه‌ی مادرت اینا ندزدیدی که؟

00:04:22.740 --> 00:04:24.253
این مال توئه

00:04:24.980 --> 00:04:26.413
این چیه؟

00:04:27.140 --> 00:04:28.812
این از کجا اومد؟

00:04:29.260 --> 00:04:31.330
نمی‌دونم. دلم خواست بدمش بهت

00:04:35.300 --> 00:04:37.018
الان بازش نکن

00:04:37.220 --> 00:04:38.812
بعدا باز می‌کنی

00:05:44.780 --> 00:05:46.816
<i>سومرو»ی عزیزم»</i>

00:05:47.220 --> 00:05:49.017
<i>امیدوارم من رو بفهمی</i>

00:05:49.220 --> 00:05:51.211
<i>.و از اینکه مجبور شدم اینطوری برم ناراحت نشی</i>

00:05:52.460 --> 00:05:54.052
<i>.چه کنم که جز این چاره‌ای نداشتم</i>

00:05:54.700 --> 00:05:56.258
<i>.این بهترین کار ممکن بود</i>

00:05:56.380 --> 00:05:58.060
<i>...به هر شیوه‌ی دیگه‌ای که بهت خبر می‌دادم و می‌رفتم</i>

00:05:58.061 --> 00:06:00.051
<i>.باور کن که برای من هم خیلی سخت می‌شد</i>

00:06:00.660 --> 00:06:02.810
<i>فکر می‌کنم دیگه هیچ‌وقت همدیگه رو نبینیم</i>

00:06:03.140 --> 00:06:05.529
<i>اما انسان دوباره دلش می‌خواد امیدوار باشه</i>

00:06:06.180 --> 00:06:09.252
<i>چون زندگی بدون امید چقدر سخته...مگه نه؟</i>

00:06:10.020 --> 00:06:11.940
<i>...روزی و در لحظه‌ای که اصلن انتظار نداری</i>

00:06:11.941 --> 00:06:13.737
<i>در جایی که اصلن انتظارش رو نداری</i>

00:06:13.900 --> 00:06:16.130
<i>نمی‌دونم چطور می‌شه بهت بگم
.چقدر دلم می‌خواست دوباره ببینمت</i>

00:06:17.900 --> 00:06:21.210
<i>بیا به ایمانمان به روزهای خوب و آفتابی قسم بخوریم</i>

00:06:22.180 --> 00:06:24.899
<i>با اومدن اون روزها با تو
به جایی که همیشه می‌خواستیم بریم</i>

00:06:25.940 --> 00:06:30.856
<i>«مکان کودکی‌هام، در ساحل دریاچه‌ی «سیاه سنبل
.با هم به سمت آینده گام برخواهیم داشت</i>

00:06:31.700 --> 00:06:34.168
<i>آینده‌ای نیست که در موردش هیچ چیزی ندونیم</i>

00:06:34.940 --> 00:06:37.056
<i>آینده‌ای که از خیلی وقت پیش شروع شده</i>

00:06:37.580 --> 00:06:39.730
<i>آینده‌ای که نام‌های ما را بر شانه‌هایش حمل خواهد کرد</i>

00:06:40.260 --> 00:06:43.093
<i>با عشق
عشق کوهی تو</i>

00:06:44.260 --> 00:06:45.215
<i>:پانویس</i>

00:06:45.340 --> 00:06:48.252
<i>.از تنها عکس دو نفره‌ای که داشتیم، دو کپی گرفتم</i>

00:06:49.140 --> 00:06:51.574
<i>یکیش رو با خودم می‌برم
یکی‌شون رو هم برای تو به جا می‌گذارم</i>

00:06:52.260 --> 00:06:55.935
<i>و شعری که همیشه دوستش داشتم
«اوزا» از «وزنسنسکی»</i>

00:07:10.700 --> 00:07:13.578
<i>توجه! توجه! قطار استانبول، آنکارا، مالاتیا
به مقصد دیاربکر</i>

00:07:13.740 --> 00:07:15.580
<i>اکسپرس جنوب شرقی
به جایگاه شماره یک رسید</i>

00:07:15.581 --> 00:07:18.219
<i>اکسپرس جنوب شرقی در جایگاه شماره ۱ است
مسافرین محترم دقت فرمایید</i>

00:07:27.661 --> 00:07:29.380
<i>قطار دیاربکر- باتمان راس
ساعت ۱۱:۱۵ دقیقه از جایگاه شماره ۳</i>

00:07:29.381 --> 00:07:34.693
<i>حرکت خواهد کرد. مسافرین محترم توجه فرمایید</i>

00:07:38.540 --> 00:07:40.337
...جانم مامان

00:07:41.260 --> 00:07:43.171
نمی‌خواد غصه بخوری

00:07:43.220 --> 00:07:44.414
چیز ترسناکی اینجا نیست

00:07:45.420 --> 00:07:47.420
نگران نباش
اینجا از استانبول امن‌تره

00:07:47.421 --> 00:07:49.251
نه عزیزم اینطور نیست

00:07:53.540 --> 00:07:55.656
ول کن اون چیزهایی رو که از تلویزیون می‌شنوی

00:07:56.380 --> 00:07:58.336
نه عزیزم بمب منفجر نمی‌شه

00:08:02.460 --> 00:08:04.371
خب مامان باید برم! باشه

00:08:35.420 --> 00:08:38.571
والا سومرو تا الان نشنیدم
که کسی کارش شبیه تو باشه

00:08:39.780 --> 00:08:42.692
که داری همه جا رو می‌گردی و
دردها و زاری‌ها رو جمع می‌کنی

00:08:43.660 --> 00:08:45.378
اینجام تا بخوای مرثیه هست

00:08:46.140 --> 00:08:47.971
!جاییه که باید باشی

00:08:48.140 --> 00:08:49.971
بنویس، بنویس، تمومی نداره سومرو

00:08:50.380 --> 00:08:53.292
از هر کی بپرسی، هزاران مرثیه با خودش داره

00:08:57.820 --> 00:09:00.732
در اصل مثل اینکه که با اونایی کار داری
که به نوعی دردی دارن. مگه نه؟

00:09:01.260 --> 00:09:02.739
آره یه کم اینطوریه

00:09:03.740 --> 00:09:06.208
کاش اینجا می‌موندی سومرو
واسه تو هم جا هست

00:09:06.860 --> 00:09:10.375
مرسی لیلا ولی شبا کار می‌کنم

00:09:10.940 --> 00:09:13.056
ببخش! اینطوری بهتره

00:09:13.140 --> 00:09:15.415
وقتی کمال گفت که
تو اون محله خونه گرفتی

00:09:15.860 --> 00:09:17.771
چی بگم... خیلی تعجب کردم

00:09:22.420 --> 00:09:24.980
ما از هر چیزی که کهنه و فقیرانه به نظر بیاد
فرار می‌کنیم

00:09:25.220 --> 00:09:28.053
،ولی تو اونجا رو دوست داری
به هر حال مبارک باشه

00:09:28.860 --> 00:09:30.532
وای...کی اومد

00:09:32.820 --> 00:09:35.129
مامی...واسم قصه‌ی «شنگه بنگه» رو بگو

00:09:35.900 --> 00:09:37.652
،باشه مامی فداش بشه
باشه

00:09:37.940 --> 00:09:39.740
چی میگه؟-
می‌گه واسم قصه بگو-

00:09:39.750 --> 00:09:40.809
ای جان

00:09:41.020 --> 00:09:42.578
من برم بخوابونمش

00:09:42.740 --> 00:09:43.536
باشه؟-
باشه-

00:09:43.700 --> 00:09:44.780
خب. بگو شب بخیر

00:09:44.781 --> 00:09:45.849
شب بخیر

00:09:53.100 --> 00:09:54.374
یکی بود یکی نبود

00:09:54.540 --> 00:09:56.770
یه بزی بود که
...دو تا بچه داشت

00:09:57.980 --> 00:10:01.097
اسم یکی‌شون شنگه بود
اون یکی هم بنگه بود

00:10:01.540 --> 00:10:03.849
یه روز وقتی مادرشون می‌ره چرا

00:10:04.380 --> 00:10:07.133
به بچه‌هاش می‌گه که در رو
به روی هیشکی باز نکنن

00:11:21.740 --> 00:11:25.015
باشه رفقا من الان
میام و به بحثمون ادامه می‌دیم

00:11:26.380 --> 00:11:27.495
سلام. می‌تونم کمکتون کنم؟-
سلام-

00:11:27.700 --> 00:11:29.656
من می‌خوام یه چیزی ازتون بپرسم

00:11:30.020 --> 00:11:31.515
من دارم یه پروژه‌ای رو انجام می‌دم

00:11:31.520 --> 00:11:35.140
می‌خواستم بدونم آیا می‌تونم با زن‌هایی
که میان اینجا ملاقات کنم؟

00:11:35.141 --> 00:11:36.858
شما همون رفیقی هستین که با لیلا اومدین اینجا
نه؟

00:11:37.060 --> 00:11:38.254
آره، آره. خودمم

00:11:38.500 --> 00:11:41.253
.حتما. بفرمایید صحبت کنیم
بفرمایید داخل

00:12:43.460 --> 00:12:44.779
<i>پانزده جولای ۲۰۰۸</i>

00:12:45.100 --> 00:12:47.136
<i>استان ریزه، شهر چاملی‌همشین</i>

00:12:47.460 --> 00:12:50.338
<i>روستای ماسالوا
مصاحبه‌های میدانی با زنان لاز</i>

00:12:50.820 --> 00:12:51.969
<i>پانویس</i>

00:12:52.740 --> 00:12:55.174
<i>هوا همچون همیشه
مه‌آلود و بارانی</i>

00:12:55.660 --> 00:12:59.448
<i>به قول ساکنان منطقه
.ماه، ماه فاسد شدن است</i>

00:13:00.060 --> 00:13:02.369
<i>در درون دردی هست
که دلیلش را نمی‌دانم</i>

00:13:05.180 --> 00:13:06.391
<i>از رفتن هارون هفت ماه گذشته</i>

00:13:08.380 --> 00:13:09.411
<i>نتونستم ازش هیچ خبری به دست بیارم</i>

00:14:05.380 --> 00:14:06.611
امید از پیروزی ارزشمندتر است
«دوزخیان روی زمین»

00:14:17.780 --> 00:14:19.411
هی ببخشین-
ببخشین-

00:14:19.680 --> 00:14:23.411
...با من میای اروپا؟
یالا! بیا با من بریم

00:14:23.680 --> 00:14:29.411
الان چی کاره‌ای؟
می‌ری شانزه‌لیزه؟

00:14:35.580 --> 00:14:37.093
!ببخشین متوجه نشدم

00:14:37.220 --> 00:14:38.812
بی‌خیال منم متوجه نمی‌شم

00:14:39.740 --> 00:14:41.731
دارین چی کار می‌کنین؟-
.صدا ضبط می‌کنم-

00:14:42.060 --> 00:14:43.698
خسته نباشین-
مرسی شما هم-

00:16:19.940 --> 00:16:21.817
چشمام نمی‌بینن

00:16:21.940 --> 00:16:24.534
!از بس گریه کردم روی چشمام رو مه گرفته

00:16:44.580 --> 00:16:48.095
شفق بود
شفق بود، ساعت هشت بود

00:16:48.700 --> 00:16:51.373
نظامی‌ها محاصره‌مون کردن

00:16:52.020 --> 00:16:54.739
هوا نمناک بود، سرد بود، زمستان بود

00:16:56.420 --> 00:16:58.411
گفتن که بهتون یه ساعت مهلت می‌دیم

00:16:59.060 --> 00:17:00.573
که خونه‌هاتون رو تخلیه کنید

00:17:01.020 --> 00:17:02.817
تو این یه ساعت تخلیه کردید که کردید

00:17:02.860 --> 00:17:04.339
وگرنه آتیششون می‌زنیم

00:17:04.980 --> 00:17:06.380
ما تعجب کرده بودیم

00:17:06.381 --> 00:17:07.938
که تو یه ساعت می‌تونیم چی رو از خونه بیاریم بیرون

00:17:07.980 --> 00:17:09.300
سه گونی آرد بیرون آوردیم

00:17:09.301 --> 00:17:10.619
و گذاشتیمشون زیر درخت بادوم

00:17:10.780 --> 00:17:12.850
بارون بهشون زد و همه‌ش خیس شدن

00:17:13.300 --> 00:17:15.575
گفتیم همین که جونمون رو نجات دادیم کافیه

00:17:16.260 --> 00:17:18.410
وسایل‌هامون و بز و گوسفندهامون

00:17:18.580 --> 00:17:20.571
داخل خونه موندن

00:17:21.100 --> 00:17:25.819
بچه‌ی عروسم سه روز بود که به دنیا اومده بود

00:17:26.820 --> 00:17:29.698
گفتیم: به هر حال بچه و خودمون رو نجات دادیم

00:17:32.780 --> 00:17:35.248
اول خونه‌مون رو آتیش زدن

00:17:35.660 --> 00:17:38.857
رختخواب‌هامون، همه‌ی
وسایلمون رو آتیش زدن

00:17:42.980 --> 00:17:45.813
آغل زیر خونه بود، حیوان‌ها اونجا موندن

00:17:50.340 --> 00:17:52.217
نظامی‌ها بهمون اجازه ندادن

00:17:53.260 --> 00:17:55.694
که حیوان‌ها رو نجات بدیم

00:17:56.660 --> 00:17:58.616
که حداقل فقط جونشون رو نجات بدیم و برن

00:17:59.300 --> 00:18:01.575
جلومون رو گرفتن

00:18:01.940 --> 00:18:04.454
همه‌شون رو سوزوندن

00:18:07.220 --> 00:18:09.780
حیوون‌ها داد و فریاد می‌کردن

00:18:15.780 --> 00:18:19.329
.شوهرم مصطفی و پنج جوان دیگه رو دستگیر کردن

00:18:26.500 --> 00:18:29.378
پنج... چهار تا پیرمردم بودن

00:18:30.700 --> 00:18:34.454
برده بودنشون به روستای سیسه
جایی که جنگ بود

00:18:35.580 --> 00:18:38.617
اونجا پیرمردا رو آزاد کرده بودن

00:18:39.780 --> 00:18:42.294
و جوون‌ها رو به «لیجه» منتقل کرده بودن

00:18:43.380 --> 00:18:45.450
به خوابگاه یه مدرسه

00:18:46.140 --> 00:18:49.132
اونجا سه روز بازداشت بودن

00:18:51.140 --> 00:18:54.018
بعد از سه روز آزادشون کرده بودن و
گفته بودن: همه‌تون هستین؟

00:18:54.220 --> 00:18:57.132
جواب داده بودن: یکی از ما نیست

00:18:58.420 --> 00:19:00.058
گفته بودن: کی؟
جواب داده بودن: مصطفی بولوت

00:19:03.500 --> 00:19:05.650
این‌ها فراموش می‌شن؟
قطعن فراموش نمی‌شن

00:19:06.020 --> 00:19:07.460
نه تنها فخری

00:19:07.461 --> 00:19:10.372
هیچ کدومشون فراموش نمی‌شن
این یکی، مگه چند سالش بود؟

00:19:10.780 --> 00:19:15.294
بیست و پنج سالش بود
رفیق من بود

00:19:16.700 --> 00:19:18.930
جواب خون ریخته‌ی این جوون‌ها رو چطور می‌خوان بدن؟

00:19:21.340 --> 00:19:23.729
فخری، همسرم
از من هفت سال بزرگتر بود

00:19:25.020 --> 00:19:26.817
سی و یک سالش بود

00:19:30.220 --> 00:19:32.450
به چشم‌هاشون چشم‌بند زده بودن و
و به پشت تانک بسته بودن و

00:19:32.620 --> 00:19:35.009
ده به ده گردونده بودن

00:19:35.940 --> 00:19:37.578
«بعدشم برده بودنشون «لیجه

00:19:37.620 --> 00:19:39.611
یکی گفت که لباس نظامی تنشون کردن

00:19:39.780 --> 00:19:42.055
و سوار هواپیماشون کردن و

00:19:42.380 --> 00:19:44.018
«بردنشون «کولپ

00:19:44.820 --> 00:19:46.856
خیلی دنبالشون گشتیم

00:19:48.220 --> 00:19:49.539
نتونستیم هیچ خبری به دست بیاریم

00:19:49.940 --> 00:19:52.659
می‌رفتیم پیش قاضی
حتی اجازه نمی‌دادن که وارد دادگاه بشیم

00:19:55.140 --> 00:19:57.335
با لگد بیرونمون کردن و
زندانی‌هامون رو آزاد نکردن

00:19:57.780 --> 00:20:00.453
چندین و چند بار به قاضی لیجه
نامه فرستادیم و قبول نکرد

00:20:01.740 --> 00:20:05.449
بعدتر فهمیدیم که تو لیجه
هفت روز بازداشت بودن

00:20:08.380 --> 00:20:11.099
یکی می‌گفت بردنشون اونجا
یکی می‌گفت بردنشون اینجا

00:20:12.100 --> 00:20:14.819
:آخرش جسد سه تاشون رو تو «کولپ» پیدا کردیم
اکرم، رمضان و علی

00:20:17.140 --> 00:20:20.132
اکرم و رمضان برادر‌های فخری بودند
برادرشوهر‌ای من

00:20:22.420 --> 00:20:23.978
این فراموش نمی‌شه

00:20:24.460 --> 00:20:26.178
اگه یه روز به ما حساب پس ندن

00:20:26.860 --> 00:20:29.215
به فرزندان ما حساب پس می‌دن
به اون‌ها هم ندن، به نوه‌هامون حساب پس می‌دن

00:20:30.860 --> 00:20:33.215
به هیچ‌وجه فراموش نمی‌کنیم

00:20:34.060 --> 00:20:36.016
تو خونه
عکس‌هاشون رو قاب گرفتم و به دیوار زدم

00:20:36.180 --> 00:20:38.091
و همیشه می‌گم که پنج مرد تو این خونه‌ان

00:20:39.060 --> 00:20:41.415
می‌رم و میام و فقط اون تکه کاغذا می‌تونن آرومم کنن

00:20:43.300 --> 00:20:45.655
هیشکی نمی‌تونه این بی‌عدالتی رو قبول کنه

00:20:46.980 --> 00:20:49.335
!تو ترکیه وزارت دادگستری هست
!قانون هست

00:20:50.060 --> 00:20:52.938
اگه قانون هست
حداقل استخون‌های به جا موندشون رو به ما بدن

00:20:54.140 --> 00:20:56.180
فخری و مصطفی رو کجا کشتن؟

00:20:56.181 --> 00:20:58.136
بهمون بگن که ما بریم استخون‌های به جا موندشون رو بیاریم

00:21:07.481 --> 00:21:16.136
<i>گفتم جوانکم چه شده؟
چه رخ داده؟</i>

00:21:16.981 --> 00:21:22.136
<i>گفتم جوانکم...گفتم... جهان همچون بلایی است
که به جان مادران افتاده</i>

00:21:25.981 --> 00:21:29.136
<i>انگار پایان یافته‌ایم</i>

00:21:29.981 --> 00:21:45.136
<i>گفتم جوانکم
مهربانی‌ای که تورک‌ها به ما روا دارند، مهربانیه؟
...گفتم جوانکم...گفتم</i>

00:23:06.220 --> 00:23:09.212
دنبال چی می‌گردی کله‌ی صبحی
انگار گربه‌ست رو بوم خونه‌ها

00:23:10.420 --> 00:23:11.296
!هوی

00:23:40.300 --> 00:23:42.655
دیاربکر، ۲۳ سپتامبر ۲۰۱۰

00:23:43.380 --> 00:23:45.177
<i>«صدای شهر از میدان «آمِد</i>

00:24:04.060 --> 00:24:06.415
ببخشین می‌شه صدای موزیک رو یه ذره کم کنین؟

00:24:06.940 --> 00:24:08.737
الو، با احمد صحبت می‌کنم؟

00:24:10.740 --> 00:24:12.378
سلام. اسم من سومروئه

00:24:12.420 --> 00:24:15.620
شماره تلفنتون رو از کانون
گمشدگان مزپتامیا

00:24:15.621 --> 00:24:16.575
از «هلین» گرفتم

00:24:17.900 --> 00:24:20.368
در مورد ویدئوهایی که ضبط کردین
می‌خوام باهاتون ملاقات کنم

00:24:36.180 --> 00:24:38.091
بفرمایین خانم؟-
دنبال احمد می‌گردم-

00:24:38.180 --> 00:24:40.057
احمد تا دو دقیقه دیگه میاد

00:24:40.140 --> 00:24:41.732
باشه، مرسی

00:24:48.100 --> 00:24:50.453
احمد دوغان
نمایندگی سینماتک در دیاربکر

00:25:03.100 --> 00:25:04.453
سلام-
سلام-

00:25:04.660 --> 00:25:06.298
احمد-
سومرو-

00:25:09.940 --> 00:25:11.055
بفرمایین. در خدمتم

00:25:11.140 --> 00:25:12.937
مگر آنها اسب‌ها را خلاص نمی‌کنند؟» رو دارین؟»-
تموم شده-

00:25:13.020 --> 00:25:14.135
باشه، ممنون

00:25:21.740 --> 00:25:23.139
چای بخوریم؟-
بخوریم-

00:25:24.380 --> 00:25:25.813
نه، مرسی

00:25:30.540 --> 00:25:32.460
معذرت می‌خوام تو تلفن
...خوب متوجه نشدم

00:25:32.461 --> 00:25:34.291
چی کار می‌کنین؟

00:25:34.420 --> 00:25:36.217
در حوزه‌ی موسیقی تحقیق می‌کنم

00:25:37.300 --> 00:25:39.052
اتنوموزیکولوژی پس

00:25:39.460 --> 00:25:40.734
اهم...آره

00:25:41.780 --> 00:25:43.691
چه سازی می‌زنی؟

00:25:45.060 --> 00:25:48.655
سازی نمی‌زنم
مرثیه‌ها رو جمع‌آوری می‌کنم

00:25:50.460 --> 00:25:53.452
در این مورد می‌خواستم
از شمام کمک بخوام

00:25:53.660 --> 00:25:56.777
شما مثل اینکه قبلا
به صورت آماتور تعدادی ویدئو ضبط کردین؟

00:25:57.460 --> 00:25:59.451
با نزدیکای قتل‌های فاعل مجهول

00:26:03.980 --> 00:26:06.972
حالا چی شده که مرثیه و اینا جمع می‌کنی؟

00:26:08.060 --> 00:26:10.290
واسه پایان‌نامه‌م

00:26:14.540 --> 00:26:18.374
!کوردا الان موضوع تحقیقات اجتماعی‌ان، ها
!عجبا

00:26:19.460 --> 00:26:22.452
متوجه نمی‌شم-
بی‌خیال منم متوجه نمی‌شم-

00:26:35.340 --> 00:26:39.128
ویدئوها رو من به یه جایی دادم
صبر کن از رفقام در موردشون بپرسم

00:26:39.700 --> 00:26:41.930
اگه پیداشون کردم بهت خبر می‌دم

00:26:43.380 --> 00:26:45.291
باشه، مرسی

00:26:50.180 --> 00:26:52.740
من باید برم
مهمون منی

00:26:54.460 --> 00:26:55.973
اگه به چیزی احتیاج داشتی خبر بده

00:27:23.060 --> 00:27:25.528
ای بابا داش احمد این چه ظلمیه؟

00:27:27.020 --> 00:27:28.976
تو بگی برو، من میرم

00:27:31.420 --> 00:27:33.138
دلم تنگ شده

00:27:36.740 --> 00:27:38.651
داش احمد این کی بود؟

00:27:39.860 --> 00:27:41.532
نمی‌شناسیش مگه «کتو»؟

00:27:43.540 --> 00:27:46.338
.چرا، شناختم
!اون سوسیالیست بزرگ

00:30:31.860 --> 00:30:32.975
سلام-
سلام-

00:30:33.300 --> 00:30:34.619
طبقه‌ی بالا بازه؟-
بازه-

00:30:34.820 --> 00:30:36.094
می‌تونین برین-
باشه-

00:31:31.060 --> 00:31:32.937
همونطور که می‌بینین

00:31:33.460 --> 00:31:35.257
مرکز یادبود اسمش هست و خودش نه

00:31:36.580 --> 00:31:38.377
بیشتر شبیه انبار کاسته‌

00:31:38.460 --> 00:31:40.291
آره، کارمون زیاده

00:31:52.460 --> 00:31:54.257
...والا کارتون سخته

00:31:55.060 --> 00:31:56.857
!می‌خواستی بگی کارمون دیگه

00:32:09.780 --> 00:32:11.577
<i>سال ۱۹۹۲</i>

00:32:11.900 --> 00:32:14.368
<i>یه نوع از مرگ
«که بهش می‌گفتن «فاعل مجهول</i>

00:32:14.460 --> 00:32:16.610
<i>در مورد کوردها انجام شد
...اسمش رو گذاشتن «فاعل مجهول» و</i>

00:32:16.980 --> 00:32:20.052
<i>صدها کورد رو کشتن</i>

00:32:21.220 --> 00:32:23.017
<i>این یه قتل‌عامه
یعنی اصلن نمی‌تونم فراموشش کنم</i>

00:32:28.620 --> 00:32:32.738
فرداروز اگه کمیسیون حقیقت‌یابی به وجود بیاد
مگه قراره چه چیزی ارائه بشه؟

00:32:33.940 --> 00:32:37.376
این اسناد خیلی ارزشمندن-
آره، راست می‌گی-

00:32:37.620 --> 00:32:39.736
ببین اینام ویدئوهایی هستن که ما ضبط کردیم

00:32:41.520 --> 00:32:50.736
<i>آن شب صدایش زدم
ای جوانمردم</i>

00:32:52.520 --> 00:33:00.436
<i>ولی دیدم که فرشته‌ای روانه‌ی
مسجد شده، از میان سنگ‌ها</i>

00:33:02.520 --> 00:33:06.936
<i>جوانمردم، دیدم که پدر آیدین
...از راز دل من و خودش آگاه بود</i>

00:34:54.580 --> 00:34:56.377
بعد از آنکارا
می‌خوای بری حکاری؟

00:35:05.740 --> 00:35:07.537
اگه دوباره بازداشتت کنن چی؟

00:37:06.340 --> 00:37:08.337
کلیسای سنت جرج ارمنی
دیاربکر

00:37:24.660 --> 00:37:26.537
چی می‌خواین بچه‌های بی‌تربیت

00:37:26.620 --> 00:37:31.357
مگه نگفتم صبح یکشنبه قبل ساعت
یازده نیاید اینجا؟

00:37:36.980 --> 00:37:40.939
صبح بخیر-
فکر کردم بچه‌هان دوباره-

00:37:41.300 --> 00:37:45.930
می‌خواستم داخل رو ببینم-
هم...بیا تو-

00:37:58.600 --> 00:37:59.530
از این طرف بیا

00:38:38.900 --> 00:38:41.368
!تو یه کمی شبیه دخترهای مایی

00:38:42.180 --> 00:38:44.136
نمی‌دونم. شبیه‌شونم؟

00:38:46.260 --> 00:38:48.376
بلدی ارمنی حرف بزنی؟-
یه کم-

00:38:48.620 --> 00:38:50.531
همشینی» بلدم»

00:38:51.060 --> 00:38:53.176
بابا مامانت کجا زندگی می‌کنن؟

00:38:53.380 --> 00:38:55.211
استانبول یا اونجا؟

00:38:56.700 --> 00:38:58.611
مادرم تو «هوپا» زندگی می‌کنه

00:38:59.780 --> 00:39:01.896
بابام رو ده سال پیش از دست دادیم

00:39:07.100 --> 00:39:09.011
خواهر برادر داری؟

00:39:09.340 --> 00:39:11.012
یه دونه خواهر دارم

00:39:12.020 --> 00:39:13.931
تنها اومدی اینجاها؟

00:39:17.660 --> 00:39:18.979
تنها اومدم

00:39:21.020 --> 00:39:22.931
...این دنیای ظالم

00:39:24.820 --> 00:39:27.698
منم مدت‌هاست اینجا تنها زندگی می‌کنم

00:39:28.700 --> 00:39:31.453
تنها... مثل تو

00:40:36.140 --> 00:40:37.255
سلام

00:40:38.100 --> 00:40:39.820
!زود تونستی اینجا رو کشف کنی ها

00:40:39.821 --> 00:40:43.574
داشتم قدم‌ می‌زدم
که پیداش کردم... بیا بشین

00:40:47.180 --> 00:40:49.136
واقعا از بیرونم نمی‌شه متوجهش شد

00:40:49.340 --> 00:40:51.296
بذار اینطور باشه، بی‌خیال

00:40:52.060 --> 00:40:53.539
تو چی کار می‌کنی؟

00:40:53.620 --> 00:40:55.531
هیچی، اومدم یه کم چیز بخونم

00:40:58.860 --> 00:41:00.771
باران! یه چای بده

00:41:01.860 --> 00:41:03.771
چه اسم قشنگی-
باران؟-

00:41:09.220 --> 00:41:12.018
بعضی وقتا آخر هفته‌ها اینجا
فیلم اینا پخش می‌کنیم

00:41:12.180 --> 00:41:14.091
خیلی خوش می‌گذره-
چه خوب-

00:41:24.620 --> 00:41:27.418
از این می‌شه واسه ضبط صدای فیلم اینا استفاده کرد؟

00:41:28.060 --> 00:41:30.620
نمی‌دونم. فک کنم بشه

00:41:32.140 --> 00:41:34.700
می‌تونم ببینمش؟-
حتما-

00:41:35.580 --> 00:41:38.140
می‌خوای گوش بدی؟-
آره می‌خوام-

00:41:44.820 --> 00:41:47.129
با چه فرمتی ضبط می‌کنه؟
ام. دی

00:41:47.980 --> 00:41:49.538
الان توش چی هست؟

00:41:49.660 --> 00:41:51.969
صدای محیط هست
صدای آهنگرا

00:41:52.340 --> 00:41:54.649
!پس من گوش ندم

00:41:54.820 --> 00:41:57.050
هر صبح با این صدا از خواب بلند می‌شم

00:41:57.220 --> 00:41:59.939
باشه بذار یه چیز دیگه بذارم گوش بدی-
باشه-

00:42:18.500 --> 00:42:21.060
<i>!اوه داش احمد! اون خوشگله رو بپا</i>

00:42:23.500 --> 00:42:25.058
<i>اون چیه تو دستش؟</i>

00:42:26.020 --> 00:42:27.851
<i>دستگاه ضبط صدا</i>

00:42:29.020 --> 00:42:32.217
<i>این شبیه کاراکتر اون فیلم‌هاییه
!که تو دوست داریا</i>

00:42:33.220 --> 00:42:36.974
<i>«راست میگی «کتو-
داش می‌گم این عضو «ژیتم» [اطلاعات ژاندارمری] نباشه-</i>

00:42:40.940 --> 00:42:42.453
<i>«دقیقا شبیه «داستان لیسبون</i>

00:42:42.580 --> 00:42:45.111
هی ببخشین-
ببخشین-

00:42:45.180 --> 00:42:48.411
...با من میای اروپا؟
یالا! بیا با من بریم

00:43:33.620 --> 00:43:34.800
!قرمساق

00:43:34.801 --> 00:43:37.379
چه «ماسترویانی»یی چه «بلموندو»یی

00:43:37.380 --> 00:43:38.372
چه «دنیرو»یی؟

00:43:40.420 --> 00:43:42.331
!قیافه رو نگا

00:43:43.940 --> 00:43:45.896
!یه بار استانبول رو دیدی، اونم داشتی گم می‌شدی

00:43:46.860 --> 00:43:48.771
!بی‌ریخت رو نگاه کن

00:45:15.460 --> 00:45:17.974
یه چیزی بدم گوش بدی؟-
آره-

00:45:29.740 --> 00:45:31.696
این کیه؟-
فروغ-

00:45:32.500 --> 00:45:34.411
واقعا؟

00:45:37.300 --> 00:45:40.098
کجا پیداش کردی؟-
اونش مهم نیست-

00:45:48.220 --> 00:45:52.498
زندگی شاید»
یک خیابان دراز است که هر روز زنی با زنبیلی از آن می‌گذرد

00:45:56.420 --> 00:45:59.378
زندگی شاید
ریسمانی است که مردی با آن خود را از شاخه می‌آویزد

00:46:04.100 --> 00:46:06.409
زندگی شاید
«طفلی است که از مدرسه برمی‌گردد

00:46:13.100 --> 00:46:14.579
!سومرو

00:46:15.020 --> 00:46:17.534
چرا شروع کردی به جمع کردن مرثیه‌ها؟

00:46:20.460 --> 00:46:22.337
...راستش من

00:46:22.740 --> 00:46:24.856
به این پی بردم که با صداها
...رابطه‌ی عجیبی دارم. یعنی

00:46:26.300 --> 00:46:30.179
می‌تونم بگم صداها
زندگیم رو پیش بردن

00:46:31.500 --> 00:46:33.491
مثلا وقتی پنج ساله بودم

00:46:33.660 --> 00:46:35.537
اشتباها صدای پدربزرگم رو
از روی کاست پاک کردم

00:46:37.100 --> 00:46:39.091
حتی یه عکس هم ازش نمونده بود
می‌فهمی؟

00:46:39.820 --> 00:46:41.333
تو دوران راهنمایی

00:46:41.500 --> 00:46:44.219
به سیستمای صوتی و
مکانیسم ضبط صدا علاقمند شدم

00:46:45.500 --> 00:46:47.809
شور و حال کودکی بود به هر حال

00:46:48.780 --> 00:46:50.293
...بعدش

00:46:50.660 --> 00:46:52.810
بعدش تو دوران دبیرستان
یه زمانی می‌رسه که نمی‌دونی باید چیکار کنی

00:46:53.020 --> 00:46:55.295
...یه همچین زمانی هست

00:46:55.580 --> 00:46:57.491
دقیقا اون موقع بود
یه روز تو کتابخونه بودم

00:46:57.660 --> 00:47:00.413
کتاب «مرثیه‌ها»ی یاشار کمال
یهو جلوم ظاهر شد

00:47:01.460 --> 00:47:03.291
تو مقدمه‌ی کتاب
:یه همچین جمله‌ای بود

00:47:05.300 --> 00:47:07.575
کاش تمام مرثیه‌های زبان‌های آناتولی»

00:47:07.700 --> 00:47:09.975
«با زبان محلی جمع‌آوری می‌شد

00:47:10.460 --> 00:47:12.451
می‌تونم بگم این جمله هدف زندگیم شد

00:47:14.020 --> 00:47:15.976
یعنی حداقل سه ساله که اینطوره

00:47:17.700 --> 00:47:19.258
...بعدش

00:47:19.980 --> 00:47:22.778
یه روز تو دانشگاه
به موقع به کلاس درس نرسیدم

00:47:23.420 --> 00:47:25.376
دوان دوان سعی‌ می‌کردم
خودم رو به کلاس برسونم

00:47:26.020 --> 00:47:27.248
یه صدایی شنیدم

00:47:27.420 --> 00:47:28.853
خیلی مشتاق شدم که صاحب صدا رو بشناسم

00:47:30.320 --> 00:47:31.853
صدایی که لرزه به بدن می‌نداخت
داشت مرثیه می‌خواند

00:47:34.500 --> 00:47:36.092
در جا خشک‌ام زد

00:47:42.660 --> 00:47:45.254
و یا اسلحه یا روستا رو ترک کنین

00:47:46.420 --> 00:47:49.492
یک، دو یا سه بار این رو گفتن

00:47:51.180 --> 00:47:53.535
و با اسلحه افراد روستا رو تهدید کردن

00:47:54.500 --> 00:47:56.138
پس ترک کنین

00:47:56.340 --> 00:47:59.093
هیچ‌کس قبول نکرد
که اینطوری براشون تعیین تکلیف کنن

00:48:00.060 --> 00:48:01.937
سال ۱۹۹۴

00:48:02.140 --> 00:48:04.290
صبح روز ۲۷ ماه پنجم

00:48:04.380 --> 00:48:07.258
از هر طرف نزدیک به ۱۰۰۰ یا ۱۵۰۰
نظامی روستا رو محاصره کردن

00:48:07.860 --> 00:48:10.932
نظامی‌ها به خونه‌ها حمله بردن

00:48:11.820 --> 00:48:15.210
بابام و عموم و
شش روستایی دیگه رو

00:48:18.820 --> 00:48:23.291
به مرکز فرماندهی نظامی لیجه بردن
البته درست‌تر اینه که بگیم مدرسه‌ی شبانه‌روزی

00:48:24.980 --> 00:48:27.938
جایی که تبدیل به مرکز
فعالیت‌های نظامی شده بود

00:48:29.500 --> 00:48:30.774
اونجا بردنشون

00:48:31.300 --> 00:48:34.292
وقتی می‌رفتیم و در موردشون سوال می‌پرسیدیم
می‌گفتن آزادشون کردیم

00:48:34.740 --> 00:48:36.776
از دانش‌آموز‌ای دور و بر مدرسه پرسیدیم

00:48:37.220 --> 00:48:38.892
گفتن سوار هلیکوپترشون کردن و بردنشون

00:48:39.060 --> 00:48:41.130
با چشم‌بند

00:48:44.780 --> 00:48:51.092
چهار پنج روز بعدتر
از روستا بهمون خبر رسوندن

00:48:53.460 --> 00:48:57.772
که یه جایی از کوه بینگول
دو نفر رو از هلیکوپتر انداختن پایین

00:48:59.540 --> 00:49:01.735
به احتمال زیاد جنازه‌های شما هستن

00:49:02.700 --> 00:49:07.780
مام طبعن رفتیم اونجا
با روستایی‌ها و ریش‌سفیدها

00:49:07.800 --> 00:49:11.732
رفتیم اونجا و دیدیم جنازه‌های ما نیستن

00:49:13.300 --> 00:49:14.653
یه هفته بعد از این ماجرا

00:49:14.820 --> 00:49:17.254
اونجا چی دیدین؟-
دو تا جسد دیدیم-

00:49:17.740 --> 00:49:19.810
دست‌هاشون رو از پشت بسته بودن
و چشم‌هاشون رو هم بسته بودن

00:49:20.260 --> 00:49:22.171
و به پشتِ سرشون شلیک کرده بودن

00:49:22.340 --> 00:49:23.534
چیزی که دیدیم این بود

00:49:25.900 --> 00:49:29.500
...یه هفته بعد
یعنی یه هفته از این ماجرا گذشته بود

00:49:30.540 --> 00:49:35.929
گفتن که
تو روستای پایین‌تر از روستای ما

00:49:36.060 --> 00:49:36.900
روی جاده، اونجا یه روستا هست

00:49:36.901 --> 00:49:41.253
تو روستا می‌گفتن دو نفر رو از هلیکوپتر پایین انداختن
دو یا سه نفر رو

00:49:42.020 --> 00:49:43.339
مام رفتیم اونجا

00:49:44.060 --> 00:49:46.893
اونجا هم دقیقا به شیوه‌ی قبل
با دست‌ها و چشم‌های بسته انداخته بودنشون پایین

00:49:51.500 --> 00:49:53.411
بازم فهمیدیم که جنازه‌های ما نیستن

00:49:53.820 --> 00:49:56.175
پدرش رو ۲۷ آپریل بردن

00:49:56.620 --> 00:49:59.054
پسرم رو ۲۷ ماه می دستگیر کردن

00:49:59.940 --> 00:50:03.250
اون رو پنج‌شنبه
و پسرم رو روز جمعه بردن

00:50:03.300 --> 00:50:07.737
پسرم رو ۲۷ روز بعد از پدرش بردن

00:50:08.020 --> 00:50:14.573
پسرم تو باغچه
داشت باغچه رو آب می‌داد

00:50:15.300 --> 00:50:17.256
اونجا دستگیرش کردن و بردنش

00:50:18.620 --> 00:50:20.292
یه لنگه از کفش‌هاش جا مونده بود

00:50:20.620 --> 00:50:22.053
کوفیه به پیشونیش بسته بود

00:50:22.420 --> 00:50:24.217
نظامی‌ها محاصره‌ش کرده بودن

00:50:24.700 --> 00:50:27.453
چشم‌هاش مشکل داشت
چشم‌هاش خوب نمی‌دید

00:50:28.180 --> 00:50:29.579
معلول بود

00:50:29.700 --> 00:50:32.453
نظامی‌هایی رو که سرش داد زده بودن خوب نمی‌دید

00:50:33.580 --> 00:50:36.299
کوفیه رو دور سر و صورتش پیچیده بودن
و تو منطقه گردونده بودنش

00:50:36.620 --> 00:50:40.499
بعدن لنگه‌ی دیگه‌ی کفشش رو تو کوه پیدا کردیم

00:50:41.500 --> 00:50:45.459
رو زمین کشیده بودنش و جای دستش
و لکه‌های خون روی خاک به جا مونده بود

00:50:47.340 --> 00:50:50.059
چی کار باید کرد؟
این درد دست از سرمون برنمی‌داره

00:50:51.300 --> 00:50:54.019
سه نفر رو زنده زنده
دستگیر کردن و بردن

00:50:54.820 --> 00:50:56.173
چه بلایی به سرشون آوردن؟

00:50:56.500 --> 00:50:57.455
پدر

00:50:57.500 --> 00:50:58.899
پسر و برادرش

00:51:06.140 --> 00:51:09.655
این داداشمه، چایان چیچک

00:51:11.740 --> 00:51:13.935
اینم بابام. تحسین چیچک

00:51:15.140 --> 00:51:17.734
اینم عموم، علی احسان چیچک

00:51:23.500 --> 00:51:24.500
این سه تا

00:52:58.460 --> 00:52:59.939
<i>تورکم</i>

00:53:00.140 --> 00:53:01.653
<i>من حقم</i>

00:53:01.820 --> 00:53:03.299
<i>سخت‌کوشم</i>

00:53:03.780 --> 00:53:05.691
<i>بخشنده‌ام</i>

00:53:05.940 --> 00:53:07.851
<i>...جانم</i>

00:53:08.780 --> 00:53:10.691
<i>فدای ترکیه باد</i>

00:53:10.860 --> 00:53:12.452
<i>چه سرافرازم</i>

00:53:12.780 --> 00:53:14.054
<i>که تورکم</i>

00:53:36.620 --> 00:53:39.771
قهوه‌ت سرد نشه-
باشه، مرسی-

00:53:48.340 --> 00:53:51.491
چی شد که به این کار فیلم علاقمند شدی؟

00:53:53.260 --> 00:53:55.012
یه روز تو دانشگاه

00:53:55.860 --> 00:53:57.612
یه رفیقی

00:53:58.180 --> 00:54:01.092
گفت می‌خوایم کلوپ سینمایی باز کنیم
یه نفر کم داریم، تو هم بیا

00:54:02.700 --> 00:54:04.930
بعدن خیلی بد گرفتارش شدم-
چی می‌خوندی؟-

00:54:05.540 --> 00:54:07.451
فلسفه. تو دانشگاه دجله

00:54:09.020 --> 00:54:11.693
تو سال‌های میانی دهه‌ی نود و تو اون وضعیت

00:54:12.660 --> 00:54:14.571
زمان‌هایی که سریع می‌گذشت

00:54:15.740 --> 00:54:18.500
هیشکی سر کلاس حاضر نمی‌شد

00:54:19.860 --> 00:54:23.135
اون وقتا اصلا کلاسی در کار نبود
کسی غم و غصه‌ی درس و مدرسه نداشت

00:54:23.700 --> 00:54:26.851
انگار نوبت رفتن به
اون بالا‌ها رسیده بود

00:54:30.060 --> 00:54:32.130
تو این اومدن و رفتن‌ها

00:54:33.460 --> 00:54:35.371
رفتم استانبول

00:54:35.460 --> 00:54:39.373
،کار ساختمون، نقاشی ساختمون
کتابفروشی و از این جور کارا

00:54:40.940 --> 00:54:42.931
دیدم هیچ عاقبتی نداره

00:54:43.380 --> 00:54:45.814
ول کردم و برگشتم پیش مادرم اینا توی سیلوان

00:54:46.260 --> 00:54:48.057
اونجا هم نتونستم دووم بیارم

00:54:52.500 --> 00:54:54.297
حالام که اینجام

00:54:58.220 --> 00:55:00.450
از این زندگی، داستان یه فیلم
کوتاهم درنمیاد. مگه نه؟

00:55:52.660 --> 00:55:54.571
این شاعر رو دوست داری؟

00:55:56.620 --> 00:55:59.214
آندره وزنسنسکی؛
خیلی دوسش دارم

00:56:01.780 --> 00:56:04.169
چه دهشتناک است به تو اندیشیدن»
...تنهایی

00:56:05.020 --> 00:56:07.295
و دهشتناک‌تر آنگاه
«.که تنها نیستی

00:57:18.860 --> 00:57:20.851
۱۹۹۵

00:57:21.420 --> 00:57:23.297
روستا‌های آتش‌گرفته‌ی حکاری

00:57:30.860 --> 00:57:32.737
ب.۱۹۹۲

00:57:35.540 --> 00:57:38.100
<i>درگیری بین نظامی‌ها و گریلا‌ها
در جریان بود</i>

00:57:38.740 --> 00:57:41.379
<i>توی این درگیری ۷ گریلا
جونشون رو از دست دادن</i>

00:57:42.740 --> 00:57:45.573
<i>جسد گریلا‌ها رو به میدان روستا آوردن</i>

00:57:45.700 --> 00:57:50.431
<i>مردم روستا رو صدا زدن که بیاین تو این جنازه‌ها
جنازه‌‌ی قوم و خویش یا بچه‌های شما هم هست؟</i>

00:57:50.620 --> 00:57:53.453
<i>یا حتی کسی که بشناسین؟
از ترس هیشکی نگفت کسی رو می‌شناسه</i>

00:57:54.380 --> 00:57:57.690
<i>با تانک جسد‌ها رو زیر گرفتن و
له کردن و رفتن</i>

00:57:58.380 --> 00:58:00.257
<i>بعدش یه بولدزر آوردن</i>

00:58:00.700 --> 00:58:02.213
<i>و همه‌ی جنازه‌ها رو تو یه گودال انداختن</i>

00:58:02.820 --> 00:58:05.334
<i>تو روستای همسایه
جسد دو تا جوون رو پس گرفتیم</i>

00:58:06.020 --> 00:58:08.250
<i>تو جیب جوون دانشجو
یه عکس پیدا کردیم</i>

00:58:08.820 --> 00:58:11.459
<i>از کدوم روستایین؟
«روستای «سیاه سنبل</i>

00:58:25.820 --> 00:58:29.459
اوستا اصلان
حکاری- منطقه‌ی فاراشین
روستای سیاه سنبل

00:59:16.120 --> 00:59:22.059
در سیلوان باز هم یک غیرنظامی کشته شد

00:59:27.220 --> 00:59:29.973
<i>به عنوان مامور دولتی
برای «ژیتم» استخدام شدیم</i>

00:59:31.460 --> 00:59:37.736
<i>بعدن متوجه شدیم که می‌خوان از ما
برای انجام دادن جنایتای کثیف‌شون سواستفاده کنند</i>

00:59:45.260 --> 00:59:47.171
<i>،می‌گفتن ما بردیمشون</i>

00:59:47.700 --> 00:59:49.736
<i>،اونجا یه روستا هست
اونجا اعدامشون کردیم</i>

00:59:51.500 --> 00:59:55.412
<i>اونجا رفتیم یه قبر رو نبش کردیم
چهار تا جسد تو گور بودن</i>

01:00:00.100 --> 01:00:02.330
<i>فرمانده‌ی گردان ما گفت</i>

01:00:02.740 --> 01:00:04.571
<i>هیشکی این جسدها رو تحویل نمی‌گیره</i>

01:00:05.020 --> 01:00:06.931
<i>وقتی کسی تحویل نمی‌گیره
با جسد‌ها چی کار کنیم؟</i>

01:00:07.900 --> 01:00:11.414
<i>گفت که با بنزین جسدها رو بسوزونین، تروریستا رو</i>

01:00:12.580 --> 01:00:14.889
<i>سوزوندیمشون و
باقی‌مونده‌ی جسدها رو تو آشغال‌دونی گردان انداختیم</i>

01:00:23.260 --> 01:00:26.898
<i>سگ‌ها اومده بودن و
خاک رو کنده بودن</i>

01:00:27.140 --> 01:00:28.619
<i>گوشت‌هاشون رو می‌خوردن</i>

01:00:30.860 --> 01:00:32.137
<i>«عبدالکریم کرجا»</i>

01:00:32.160 --> 01:00:34.454
<i>شخصا جلوی چشمای ما</i>

01:00:34.520 --> 01:00:37.531
<i>یکی از فامیل‌های ودات آیدین
،به اسم نجات آیدین رو</i>

01:00:38.220 --> 01:00:40.429
<i>تو فاصله‌ی دیاربکر و سیلوان</i>

01:00:40.540 --> 01:00:43.449
<i>از پشت به سرش
شلیک کرد و کشتش</i>

01:00:48.900 --> 01:00:51.209
<i>بچه که بچه بود»</i>

01:00:53.260 --> 01:00:55.137
<i>همیشه شانه‌هایش آویزان بود</i>

01:00:56.620 --> 01:00:59.453
<i>می‌خواست که نهر، رود باشد، یک رود</i>

01:01:03.700 --> 01:01:05.611
<i>یک سیلاب</i>

01:01:06.260 --> 01:01:08.296
<i>یا گودال آب کوچکی، دریا</i>

01:01:10.020 --> 01:01:11.692
<i>بچه که بچه بود</i>

01:01:12.860 --> 01:01:14.498
<i>نمی‌دانست</i>

01:01:14.620 --> 01:01:15.735
<i>بچه است</i>

01:01:16.780 --> 01:01:18.452
<i>همه چیز برایش روحی داشت</i>

01:01:19.380 --> 01:01:21.052
<i>و روح‌ها همه یکی بودند</i>

01:01:22.980 --> 01:01:25.289
<i>«بچه که بچه بود</i>

01:03:48.580 --> 01:03:50.491
می‌خوام یه چیزی ازت بپرسم

01:04:01.860 --> 01:04:05.614
اون جوون انقلابی‌ای که وقتی دانشجو بودی
صداش رو شنیدی و در جا خشکت زد

01:04:06.220 --> 01:04:08.176
چی کار می‌کنه الان؟

01:04:19.660 --> 01:04:21.491
اسمش چی بود؟

01:04:23.980 --> 01:04:25.493
هارون

01:04:27.260 --> 01:04:29.251
تنها دلیل این سفرت اونه؟

01:04:33.700 --> 01:04:35.213
کجایی بود؟

01:04:36.060 --> 01:04:37.573
حکاری

01:04:49.340 --> 01:04:50.853
الان کجاست؟

01:05:07.660 --> 01:05:09.218
چند وقته که رفته؟

01:05:12.100 --> 01:05:13.658
سه سال

01:07:42.660 --> 01:07:44.491
گفتم شاید واسه «آنتوس» نامه اومده

01:07:53.020 --> 01:07:55.011
خوابیده بود، نخواستم بیدارش کنم

01:09:53.820 --> 01:09:55.651
عمو آنترانیک

01:09:56.620 --> 01:09:59.498
خب چرا نمی‌ری سوییس، پیش دخترهات؟

01:10:03.100 --> 01:10:04.931
...من کجا برم؟

01:10:10.220 --> 01:10:12.780
اگه منم برم
اینجاها ویران می‌شه

01:10:15.100 --> 01:10:17.660
هویت اونا
زیر این خاک خوابیده

01:10:20.220 --> 01:10:22.131
من کجا برم؟

01:10:27.100 --> 01:10:28.931
تو هیچ از مادرت

01:10:29.620 --> 01:10:33.698
«یا از خاله «سورپوهی
مرثیه‌ی ضبط شده داری؟

01:10:36.420 --> 01:10:38.251
...مرثیه

01:10:39.420 --> 01:10:42.180
اون سالی که «زوینار» ازدواج کرد

01:10:45.380 --> 01:10:49.976
تو حیاط کلیسا
...یه... مرثیه خوندن که ضبطش کردن اما

01:10:51.820 --> 01:10:55.731
معلوم نیست... کجاست

01:10:58.140 --> 01:11:00.051
نیست. با خودشون بردن

01:11:08.540 --> 01:11:10.451
نه! نیست

01:11:25.500 --> 01:11:28.378
ای بابا داش احمد
یه فیلم نیست من نگاه کنم؟

01:11:29.540 --> 01:11:32.418
کتو» تو کار و زندگی نداری؟»
نمی‌خوای بری خونه‌ت؟

01:11:33.860 --> 01:11:36.738
والا داداش منم مثل توام
!شبا خوابم نمی‌بره

01:11:37.780 --> 01:11:39.930
شبا خوابم نمیاد

01:11:53.100 --> 01:11:55.170
داش احمد با اون دختره چی کار کردی؟

01:11:56.940 --> 01:11:59.898
جدا شدید از هم یا هنوز با هم رابطه دارین؟

01:12:00.500 --> 01:12:03.139
کاری نکن این لیوان رو
!بکوبم وسط فرق سرت ها

01:12:11.940 --> 01:12:14.659
<i>از کوچه
یه تصویر، یه چیزی، یه صدایی می‌اومد</i>

01:12:14.860 --> 01:12:19.931
<i>و من سریع رو به پنجره می‌دویدم</i>
<i>می‌گفتم شاید یکی برام یه خبری آورده</i>

01:12:20.140 --> 01:12:24.100
<i>همش با این خیال زندگی کردم
و تا الان هم منتظرم</i>

01:12:25.500 --> 01:12:27.172
<i>و هیچ‌وقت به واقعیت تبدیل نشد</i>

01:12:47.300 --> 01:12:48.779
یه مزاری داشته باشه

01:12:49.540 --> 01:12:51.895
می‌دونم که کشتنش

01:12:52.300 --> 01:12:55.019
آتیشش زدن، از جایی پرتش کردن پایین

01:12:56.620 --> 01:12:58.690
ولی بازم
استخوون‌های به جا مونده‌ش رو می‌خوام

01:12:59.300 --> 01:13:03.054
حداقل به دخترم می‌گم
...بابات اینجا خوابیده

01:13:07.140 --> 01:13:08.812
عیدها میان و می‌رن

01:13:09.100 --> 01:13:11.170
هر کی می‌ره سر مزار شهیدش

01:13:16.220 --> 01:13:18.211
این یه انسانه که گم شده

01:13:18.740 --> 01:13:21.095
تو هر روز
به اون عکس‌ها نگاه می‌کنی

01:13:29.940 --> 01:13:31.612
تو دنبال کی‌ می‌گردی؟

01:15:45.500 --> 01:15:48.936
!احمد
یه چیزی می‌خوام ازت بپرسم

01:15:52.100 --> 01:15:55.934
می‌تونی با من یکی دو روز
بیای بریم حکاری؟

01:15:57.300 --> 01:16:00.178
حکاری؟

01:16:00.780 --> 01:16:05.012
والا چی بگم الان اونجاها
وضعیت خوب نیست و این چیزا

01:16:05.540 --> 01:16:08.418
بی‌خیال خودم حلش می‌کنم

01:16:12.620 --> 01:16:17.455
سومرو در موردم اشتباه فکر نکن
نه اینکه بخوام به خودم فکر کنم

01:16:17.860 --> 01:16:20.738
نه نه واقعا بی‌خیال

01:16:38.100 --> 01:16:39.692
من باید برم-
باشه-

01:16:42.700 --> 01:16:44.930
می‌بینمت-
می‌بینمت-

01:18:14.660 --> 01:18:16.571
پاییز تموم شد و

01:18:17.660 --> 01:18:19.651
با خودت زمستون رو آوردی دخترم

01:18:21.740 --> 01:18:23.298
چطوری عمو آنتو؟

01:18:23.900 --> 01:18:25.811
می‌خوای چطور باشم؟

01:18:26.380 --> 01:18:28.052
فکر کنم خوبم

01:18:28.500 --> 01:18:30.500
منم یه چیزایی پیدا کردم

01:18:30.501 --> 01:18:33.001
منتظر بودم ببینم کی میای
بهت نشونشون بدم

01:18:43.820 --> 01:18:45.731
این صدای مادرمه

01:18:46.220 --> 01:18:48.575
سال ۱۹۱۵ و زمان قتل‌عام ارمنی‌ها

01:18:50.460 --> 01:18:51.973
قبل از اینکه من به دنیا بیام

01:18:52.380 --> 01:18:56.457
وقت تبعید واسه داداشم
هامپو» که تو راه تبعید مرده بود، مرثیه می‌خونه»

01:19:03.660 --> 01:19:06.491
بعد از اون ماجرا
مادرم همیشه این مرثیه رو می‌خوند

01:20:06.980 --> 01:20:07.729
سلام احمد

01:20:07.730 --> 01:20:09.209
سلام سومرو

01:20:10.220 --> 01:20:12.131
گفتم که قبل از رفتنم باهات تماس بگیرم

01:20:12.500 --> 01:20:14.377
فردا صبح حرکت می‌کنم

01:20:14.900 --> 01:20:16.731
تصمیمت رو گرفتی پس؟-
آره-

01:20:17.820 --> 01:20:19.492
بابت همه چی ممنونم احمد

01:20:20.380 --> 01:20:22.575
اگه همدیگه رو دوباره ندیدیم، مراقب خودت باش

01:20:22.980 --> 01:20:25.653
خداحافظ-
خداحافظ-

01:21:59.580 --> 01:22:01.969
<i>در ادامه‌ی خبر‌های مربوط به درگیری‌هایی که
در ماه‌های تابستان در روستای گچیتلی حکاری در جریان بوده</i>

01:22:02.820 --> 01:22:05.209
<i>یک مینی‌بوس که به سمت
روستا در حرکت بوده است</i>

01:22:05.500 --> 01:22:07.060
<i>با یک مین جاده‌ای منفجر شده است</i>

01:22:07.061 --> 01:22:08.449
<i>روز گذشته در نتیجه‌ی
عملیات نظامی تدارک دیده شده</i>

01:22:08.500 --> 01:22:11.020
<i>در حومه‌ی شهر حکاری
پنج عضو پ.ک.ک کشته شدند</i>

01:22:11.021 --> 01:22:13.453
<i>این وضعیت
شرایط رابه میزان قابل توجهی خطرناک کرده است</i>

01:22:14.500 --> 01:22:16.160
<i>جنازه‌ی پ.ک.ک‌یی‌های کشته شده</i>

01:22:16.161 --> 01:22:19.393
<i>پس از تحویل گرفتن از سردخانه‌ی
بیمارستان دولتی شهر حکاری</i>

01:22:19.460 --> 01:22:21.052
<i>توسط ده‌ها هزار نفر
.تا گورستان شهر همراهی شد</i>

01:22:21.900 --> 01:22:24.289
<i>این در حالی است که
پس از به خاک سپردن جنازه‌های اعضای پ.ک.ک</i>

01:22:24.460 --> 01:22:26.212
<i>...مغازه‌داران شهر دست به تحصن زده‌اند</i>

01:24:04.980 --> 01:24:07.210
دلم می‌خواد راه تموم نشه

01:24:09.380 --> 01:24:11.450
کاش همیشه تو جاده‌ها بودیم

01:24:33.500 --> 01:24:35.730
خیلی خسته شدم

01:26:42.900 --> 01:26:45.733
وقتی بچه بودم همیشه می‌خواستم
با بابام یه همچین مسافرتی برم

01:26:46.500 --> 01:26:49.810
خب چرا نرفتید؟
فرصت نشد؟

01:26:51.740 --> 01:26:53.492
کشتنش

01:26:57.220 --> 01:26:58.733
نمی‌دونستم

01:27:04.900 --> 01:27:06.458
چی کار می‌کرد؟

01:27:07.060 --> 01:27:08.573
راننده‌ی کامیون بود

01:27:15.660 --> 01:27:18.572
می‌گفتم: اگه من بزرگ بشم
...من رانندگی می‌کنم

01:27:18.740 --> 01:27:22.050
بابام هم کنارم می‌شینه
و از جاهایی که با کامیونش رفته برام می‌گه

01:27:24.900 --> 01:27:27.573
بیشتر کجاها می‌رفت؟

01:27:28.140 --> 01:27:30.734
می‌رفت سمت ایران، تهران، تبریز

01:27:33.740 --> 01:27:37.050
بعضی وقتا تو زمستون ۱۵ یا ۲۰ روز برنمی‌گشت

01:27:38.300 --> 01:27:43.133
منم چون می‌تونستم وقتی اون نیست
هر کاری بکنم... خوشحال می‌شدم

01:27:44.580 --> 01:27:46.571
!بچگی‌یه دیگه

01:27:50.500 --> 01:27:52.377
چطور اتفاق افتاد؟

01:28:00.220 --> 01:28:03.212
چهارده سالم بود
می‌رفتم اول دبیرستان

01:28:07.300 --> 01:28:10.370
یه روز وقتی از مدرسه می‌اومدیم بیرون
با دوستام بحث می‌کردیم که بریم بیلیارد

01:28:10.370 --> 01:28:13.379
یا این‌که بریم کنار رودخونه و از این حرف‌ها

01:28:17.980 --> 01:28:20.813
از پیاده‌روی مقابل
یکی از دوستام

01:28:21.380 --> 01:28:25.214
داد زد که دوباره تو محله یکی رو کشتن

01:28:25.380 --> 01:28:28.656
اون‌ وقت‌ها همه‌ چی واسمون ماجرا بود

01:28:29.740 --> 01:28:32.379
همه‌مون با هم شروع کردیم به دویدن

01:28:35.380 --> 01:28:38.292
و همین که داخل کوچه شدیم

01:28:40.300 --> 01:28:44.452
وقتی تو شلوغی مامان و آبجیم رو دیدم

01:28:44.660 --> 01:28:46.969
سریع‌تر شروع کردم به دویدن

01:28:51.300 --> 01:28:54.133
قسم‌ می‌خورم طولانی‌ترین مسیر زندگیم بود

01:29:01.300 --> 01:29:04.053
بعد یه نگاهی انداختم

01:29:04.820 --> 01:29:08.210
دیدم یه آدمی که از پشت بهش شلیک شده
و آغشته به خونه رو زمین دراز کشیده

01:31:32.740 --> 01:31:34.378
کارت شناسایی

01:32:15.840 --> 01:32:17.378
سلام علیکم-
علیک سلام-

01:32:20.460 --> 01:32:23.133
چطورین، خوبین؟
ممنون، خدا ازت راضی باشه

01:32:24.060 --> 01:32:26.732
سلام-
سلام، خوش اومدین-

01:32:29.660 --> 01:32:31.491
بفرمایید بشینین
از کجا میاید؟

01:32:33.980 --> 01:32:35.891
از دیاربکر میایم
خوش اومدین

01:32:40.980 --> 01:32:41.891
مختار اینجاست؟

01:32:42.740 --> 01:32:44.651
مختار رفته نیستان
نیشکر برداشت می‌کنه

01:32:45.500 --> 01:32:47.556
<i>بین نظامی‌ها و گریلاها
یه درگیری به وجود اومد</i>

01:32:48.980 --> 01:32:51.210
<i>جسدهای گریلاها رو
به میدان مرکزی روستا آوردن</i>

01:32:51.980 --> 01:32:54.448
<i>فرمانده‌ گفت که همه‌ی اسب‌ها
و قاطرها رو جمع کنید اینجا</i>

01:32:54.660 --> 01:32:56.651
آره شناختمش
این موسای‌ خودمونه

01:33:04.900 --> 01:33:10.413
فرمانده گفت هر چند تا
اسب اینجاست همه‌شون رو تو حیاط جمع کنین

01:33:11.140 --> 01:33:13.051
با خودم فکر کردم
با این‌ها می‌خواد چی کار بکنه

01:33:13.220 --> 01:33:16.053
همچین چیزی
به عقل شیطون هم نمی‌رسه

01:33:17.740 --> 01:33:19.139
در حیاط رو بست

01:33:19.380 --> 01:33:21.894
حیوون‌ها طوری داد و بیدا می‌کردن
که انگار می‌دونن چه اتفاقی قراره بیفته

01:33:22.500 --> 01:33:24.456
صدای اسلحه‌ها و شیهه‌ی اسب‌ها تو هم می‌پیچید

01:33:25.900 --> 01:33:27.458
من کنار یه دیوار وایستادم

01:33:27.900 --> 01:33:29.492
دیگه نتونستم نگاه کنم

01:33:30.140 --> 01:33:31.812
وقتی صورتم رو برگردوندم و نگاه کردم

01:33:32.220 --> 01:33:34.131
اسب‌های توی حیاط
همه دیوونه شده بودن

01:33:36.820 --> 01:33:40.129
یکی از اسب‌ها
از رو دیوار پرید بیرون و رفت

01:33:41.220 --> 01:33:44.131
میون صدای اسلحه‌ها و نظامی‌ها

01:33:45.380 --> 01:33:47.291
اسب با هیجان

01:33:47.460 --> 01:33:49.735
از روستا به سمت آزادی فرار می‌کرد

01:33:50.580 --> 01:33:52.650
وقتی اون حیوان آزاد شد
ما همه احساس می‌کردیم که آزاد شدیم

01:34:33.020 --> 01:34:35.090
!سومرو

01:34:38.500 --> 01:34:40.570
اگه پنجره رو باز کنم و یه سیگار بکشم
اذیت می‌شی؟

01:34:51.500 --> 01:34:53.570
واسه منم یه دونه روشن کن

01:35:21.140 --> 01:35:23.210
به چی فکر می‌کنی؟

01:35:25.700 --> 01:35:28.851
دارم به این فکر می‌کنم که کیا
دوزخیان روی زمین»ان»

01:35:37.580 --> 01:35:39.650
تو چی؟

01:35:45.860 --> 01:35:48.897
تو ۲۵ سال آینده
تو این کشور چه اتفاق‌هایی می‌افته؟

01:35:53.940 --> 01:35:55.692
...بهت بگم

01:35:58.340 --> 01:36:01.571
،اون چیز‌ایی که اتفاق می‌افته
یا اون چیزایی که من می‌خوام اتفاق بیوفته؟

01:36:02.380 --> 01:36:04.450
این یکی دیالوگ کدوم فیلمه؟

01:36:04.900 --> 01:36:06.970
دیالوگ یه فیلمی که هنوز ساخته نشده

01:36:09.860 --> 01:36:11.930
بیست و پنج سال بعد شاید ما

01:36:12.340 --> 01:36:14.410
از دیوارای «بنوسن» بالا بریم

01:36:15.020 --> 01:36:17.090
ولی دیگه یه کم پیر شدیم

01:36:19.180 --> 01:36:22.570
با تو همه‌ی طول ساحل
دریای سیاه» رو دوچرخه‌سواری می‌کنیم»

01:36:24.980 --> 01:36:28.017
تو «باتومی» با هم «چاچا» [برندی] می‌نوشیم
و به ترانه‌های غمگین «گرجی» گوش می‌دیم

01:36:30.460 --> 01:36:33.054
«می‌برمت خونه‌ی «مایاکوفسکی» تو «سویم

01:36:35.900 --> 01:36:38.494
تو «یالتا» داستان‌های
دکتر چخوف رو می‌خونیم

01:36:40.740 --> 01:36:43.334
می‌نوشیم و در حالی که همدیگه رو «تو» صدا می‌کنیم

01:36:44.540 --> 01:36:47.134
توی قطار مسکو- پتروسکی ودکا می‌نوشیم

01:36:50.340 --> 01:36:52.934
با گفتن:‌ «از ساحل وارنا فریاد برمی‌آورم

01:36:53.820 --> 01:36:57.608
«صدایم را می‌شنوی مهمد؟ مهمد؟
ناظم» رو به یاد میاریم»

01:37:02.020 --> 01:37:05.429
،بعدش نقشه رو باز می‌کنیم
چشمامون رو می‌بندیم

01:37:05.429 --> 01:37:07.532
انگشتمون رو شانسی
می‌ذاریم روی یه نقطه

01:37:09.180 --> 01:37:11.330
و به نقشه‌ی جهان می‌گیم با ما راه بیوفت

01:37:14.980 --> 01:37:17.130
بعدش من شاید به جمع سیاستمدارا پیوستم

01:37:18.340 --> 01:37:21.298
ولی فقط وزیر حمل‌ونقل می‌شما

01:37:24.540 --> 01:37:27.134
همه‌ی نقاط کشور رو با خط آهن به هم وصل می‌کنم

01:37:28.060 --> 01:37:31.354
نه فقط از غرب به شرق
از شرق به دریای سیاه

01:37:31.420 --> 01:37:34.699
از دریای سیاه به مدیترانه
...خط‌ آهن‌های طولانی و طولانی

01:37:41.660 --> 01:37:44.254
بعدش همه جا

01:37:44.740 --> 01:37:47.334
انستیتو‌های زبان و فرهنگ‌های از یاد رفته

01:37:49.500 --> 01:37:52.094
افتتاح می‌شن

01:37:53.140 --> 01:37:55.734
...بعدش... بعدش

01:37:55.980 --> 01:37:58.574
شاید همه چی عوض بشه

01:37:59.060 --> 01:38:01.654
!بعدش ساعت کار روزانه ۵ ساعت می‌شه

01:38:03.900 --> 01:38:08.494
بعدش کمیسیون‌های حقیقت‌یاب به وجود میان

01:38:09.340 --> 01:38:12.332
تا در مورد حقیقت این جنگ ۳۰ ساله تحقیق کنن

01:38:12.380 --> 01:38:14.177
...بعدش

01:38:18.900 --> 01:38:21.494
چقدر «بعد»ها زیادن، نه؟

01:41:05.900 --> 01:41:08.494
هارون اوزسوی
درگیری فاراشین

01:43:03.900 --> 01:43:18.794
شب شد، مهتاب نورافشانی کرد
نسیم موج موج برخاست

01:43:19.700 --> 01:43:34.394
گل سرخ روی صورتت شکفته
یکی یکدانه‌ی من، طفل شیرینم

01:43:34.900 --> 01:43:49.394
لالا،لالا... لالا فرزندم
لالایی بگم زود بزرگ شی

01:43:50.300 --> 01:44:05.394
که زودتر بشی ستون خونه
تو رویای من، تو خورشید

01:44:13.300 --> 01:44:28.394
عشق من همیشه نگهبان توست
هیچ دست بدی به تو نخواهد رسید

01:44:28.400 --> 01:44:43.394
تویی تنها راه امید من
تو ای معصوم، تو ای درستکار

01:44:44.300 --> 01:44:58.594
لالا،لالا... لالا فرزندم
لالایی بگم زود بزرگ شی

01:44:59.700 --> 01:45:13.794
که زودتر بشی ستون خونه
تو رویای من، تو خورشید

01:45:15.000 --> 01:45:29.494
پدر اسیر، پدر در دوردست‌ها
خدا می‌داند که او کجاست

01:45:30.000 --> 01:45:44.494
از هیچ کجا خبری نمی‌آید
که دل‌های تنگ آرام بگیرند

01:45:44.900 --> 01:45:59.394
لالا،لالا... لالا فرزندم
لالایی بگم زود بزرگ شی

01:46:00.300 --> 01:46:15.394
که زودتر بشی ستون خونه
تو رویای من، تو خورشید

01:46:15.900 --> 01:46:20.394
...لالا

01:46:20.418 --> 01:46:30.418
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:46:30.442 --> 01:46:40.442
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.