﻿WEBVTT

00:00:26.010 --> 00:00:46.010
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.:: <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:48.125 --> 00:00:54.041
‫می‌دونم که خبر خیلی بدیه،
‫ولی بفهمید که قابل درمانه.

00:00:55.625 --> 00:00:58.708
‫شرایطتون جدی، اما قابل درمانه.

00:01:00.250 --> 00:01:02.124
‫- درسته، هم...
‫- بله؟

00:01:04.209 --> 00:01:06.041
‫- می‌شه یه سوالی بپرسم؟
‫- حتما. البته.

00:01:06.250 --> 00:01:09.166
‫درمانش...

00:01:10.209 --> 00:01:13.083
‫باید مرخصی استعلاجی بگیرم؟

00:01:13.209 --> 00:01:17.708
‫آره، نه فورا، ولی حین درمان باید بگیرید.

00:01:18.750 --> 00:01:22.041
‫درمان یعنی، مصرف قرص؟

00:01:22.167 --> 00:01:28.083
‫نه، یا جراحی و یا پرتودرمانی،
‫که هر دو عوارض خودشون رو دارن.

00:01:28.209 --> 00:01:30.708
‫اگه چیزی رو متوجه نشدید بگید.

00:01:30.834 --> 00:01:35.874
‫جراحی یعنی برداشتن پروستاتتون
‫ که باعث عقیم شدن می‌شه.

00:01:36.042 --> 00:01:39.833
‫که البته پرتودرمانی هم باعث همین می‌شه.

00:01:39.959 --> 00:01:42.708
‫هر دو شیوه روی نعوظتون تاثیر خواهند داشت.

00:01:42.875 --> 00:01:47.041
‫البته می‌شه کمی با تمرین بهترش کرد.

00:01:47.167 --> 00:01:51.166
‫ولی احتمالا دیگه مثل قبل نعوظ نخواهید داشت.

00:01:52.125 --> 00:01:56.583
‫بی‌اختیاری هم یکی دیگه از عوارض شایعش هست،
‫البته خیلی‌ها هم بهش مبتلا نشدن.

00:01:56.750 --> 00:02:01.833
‫پیشنهاد من جراحی هستش،
‫ولی خب تصمیم با خودتونه.

00:02:04.334 --> 00:02:07.041
‫خیلی از مردها بالاخره به
‫چنین چیزی دچار می‌شن.

00:02:07.250 --> 00:02:13.458
‫اگه بیمار سنش بالا باشه گاهی‌اوقات
‫ درمانش نمی‌کنیم، ولی سن شما بالا نیست.

00:02:13.625 --> 00:02:18.499
‫بهتره یکم بهش فکر کنید.

00:02:18.625 --> 00:02:23.708
‫در حال حاضر سوالی دارید؟
‫هر سوالی بود من هستم.

00:02:26.042 --> 00:02:27.708
‫نه.

00:02:27.875 --> 00:02:31.708
‫[چهارشنبه، ششم اوت]

00:02:33.125 --> 00:02:36.041
‫- می‌شه یه سوالی بپرسم؟
‫- البته.

00:02:37.125 --> 00:02:41.916
‫- مطمئن نیستم کامل متوجه‌اش شده باشه.
‫- جدا؟

00:02:42.125 --> 00:02:44.916
‫- تو اینطور فکر نکردی؟
‫- نه؟

00:02:45.125 --> 00:02:49.083
‫خب خیلی کم پیش نمیاد که بیمار نتونه...

00:02:49.250 --> 00:02:51.916
‫شاید از حد معمول بیشتر باشه.

00:02:52.125 --> 00:02:55.999
‫خیلی سوالی نداشت، ولی اینطور
‫ نیست که معمولی نباشه.

00:02:57.125 --> 00:02:59.999
‫مریض بعدی؟

00:03:01.750 --> 00:03:04.916
‫جواب بده لطفا. چی گفت بهت؟

00:03:05.125 --> 00:03:07.916
‫نمی‌شه بدون جواب بفرستنت بری که.

00:03:08.125 --> 00:03:11.416
‫- بیورن هولم؟
‫- چیکار باید بکنن؟

00:03:11.625 --> 00:03:17.958
‫خب نمی‌دونم، ولی... بدخیم که نیست، هست؟

00:03:18.125 --> 00:03:22.333
‫گمونم. دقیقا متوجه نشدم چی گفت.

00:03:22.500 --> 00:03:25.291
‫- نپرسیدی؟
‫- باید مرخصی استعلاجی بگیرم.

00:03:25.500 --> 00:03:28.124
‫تا وقتی جوابت رو نگرفتی باید بپرسی!

00:03:29.459 --> 00:03:31.333
‫- بیا لطفا.
‫- چرا؟

00:03:31.459 --> 00:03:33.791
‫یه نفر رو باید ببینی.

00:03:36.500 --> 00:03:38.124
‫- می‌رم می‌پرسم.
‫- نه.

00:03:38.250 --> 00:03:40.374
‫- آره.
‫- نه.

00:03:43.042 --> 00:03:46.749
‫می‌شه به هر دوشون بگی برگردن داخل؟

00:03:50.125 --> 00:03:52.708
‫- سلام.
‫- چطورین؟

00:03:52.917 --> 00:03:55.666
‫[سکس، رویاها و عشق]

00:03:55.875 --> 00:03:58.333
‫[رویاها و عشق]

00:03:59.125 --> 00:04:01.958
‫[عشق]

00:04:13.167 --> 00:04:16.874
‫تمام آثار هنری‌ای که اینجا می‌بینیم
‫حرفی واسه گفتن دارن.

00:04:17.042 --> 00:04:19.833
‫به نظرم ضروریه که...

00:04:20.042 --> 00:04:25.916
‫دکوراسیون ساختمان شهرداری رو به عنوان
‫ پیامی به ما مردم اسلو ببینیم.

00:04:26.125 --> 00:04:29.833
‫و با در نظر گرفتن همین، خواهید دید...

00:04:30.042 --> 00:04:33.624
‫که ساختمان ارزش‌های انسانی
‫رو نمایان می‌کنه.

00:04:33.792 --> 00:04:35.791
‫به عنوان مثال اون کتیبه...

00:04:36.000 --> 00:04:38.666
‫صورت‌های فلکی مختلف زنان و
‫کودکان رو نشون می‌ده.

00:04:38.875 --> 00:04:41.291
‫سمت چپ، زنی تنها با فرزندش.

00:04:41.500 --> 00:04:44.583
‫و در کنارش، دو زن با یک بچه.

00:04:44.792 --> 00:04:49.958
‫برداشت من از این تایید سرپرستی مادرهای
‫تنها و سرپرستی کودک بین هم‌جنسان هست.

00:04:50.167 --> 00:04:55.583
‫و واضح‌تر بگم، قطعا ادای احترام شهرداری
‫به همجنس‌گرایی هستش.

00:04:55.792 --> 00:05:00.749
‫عالی نیست؟ راستی این دوستم ماریان هستش.

00:05:00.917 --> 00:05:06.124
‫اگه خواستید می‌تونید بیایید پیشمون.
‫بریم مثال‌های بهتری روی دیوار غربی ببینیم.

00:05:19.375 --> 00:05:22.666
‫توی این کشور ما عاشق
‫دستاوردهای ورزشی هستیم.

00:05:22.834 --> 00:05:27.333
‫واسه همین عاشق اینم که
‫ورزشی که انتخاب کردن...

00:05:27.500 --> 00:05:31.749
‫ورزشیه که تا حدودی زنانگی رو در بر می‌گیره.

00:05:31.917 --> 00:05:34.208
‫یعنی اسکیت‌سواری!

00:05:37.459 --> 00:05:41.916
‫- اینجا نماد اسلو رو می‌بینیم.
‫- دختر اسلو.

00:05:42.125 --> 00:05:44.666
‫یا به قول خودم «زن اسلو».

00:05:44.875 --> 00:05:48.833
‫ببینین چطوری ایستاده و
‫ تماشا می‌کنه و گوش می‌کنه.

00:05:49.042 --> 00:05:52.124
‫به شهرش می‌نگره، به نظرم واقعا قشنگه.

00:05:54.667 --> 00:05:57.583
‫این سمت بهتون دو مجسمه رو نشون می‌دم...

00:05:57.792 --> 00:06:03.208
‫که با بقیه تفاوت دارن.
‫ماهی‌گیران از نیلز فلاکستاد.

00:06:03.417 --> 00:06:06.916
‫که نمایان‌گر مهم‌ترین صنعت اسلو هستش.

00:06:07.125 --> 00:06:12.999
‫ولی نباید فراموش کنیم که ماهی‌گیر
‫همچنین نماد باستانی‌ای از مسیح هستش.

00:06:13.209 --> 00:06:17.833
‫واسه همین دوست دارم بهش به چشم مجسمه‌ای
‫از مسیح بخشنده و مهربان نگاه کنم...

00:06:18.042 --> 00:06:23.458
‫که دستش رو بالا برده و به تمام
‫ شهروندهای اسلو برکت می‌ده.

00:06:23.667 --> 00:06:28.208
‫و هر چیزی که شامل رویاها
‫و نگرانی‌هاشون می‌شه...

00:06:28.417 --> 00:06:34.958
‫همچنین نیازهاشون، نه فقط نیازهای جنسی، که
‫ دوست دارم این یکی مجسمه رو به اون ربط بدم.

00:06:35.125 --> 00:06:40.833
‫این تنها مجسمه‌ایه که واضح
‫ به مسائل جنسی می‌پردازه.

00:06:41.667 --> 00:06:43.958
‫همنشینی‌ای بین یه نفر رو می‌بینیم.

00:06:44.167 --> 00:06:47.458
‫زوجی در سمت راست و مردی مجرد در سمت چپ.

00:06:47.667 --> 00:06:51.458
‫دیدارشون همراه با کشش جنسی هستش.

00:06:51.667 --> 00:06:53.353
‫مشخصا اتفاقی داره...

00:06:53.403 --> 00:06:56.624
‫بین زن و مرد در سمت راست رخ می‌ده...

00:06:56.792 --> 00:06:59.416
‫ولی اگه حواستون به مرد سمت راست باشه...

00:06:59.625 --> 00:07:04.499
‫می‌بینید که نگاه اون هم به مرد دیگر هستش؟

00:07:04.667 --> 00:07:09.416
‫حالا دست‌هاش رو ببینین که
‫ جلوی قسمت شرمگاهیش رو گرفته.

00:07:09.625 --> 00:07:14.874
‫این به چه معنیه؟ پایانش همراه با
‫ آمیختگی جنسی اون سه نفره؟

00:07:15.042 --> 00:07:18.583
‫یعنی به زبان ساده یک سکس سه نفره؟
‫چنین اتفاقاتی رخ می‌دن.

00:07:18.792 --> 00:07:21.583
‫ملت نیازها و ترجیحات جنسی مختلفی دارن...

00:07:21.792 --> 00:07:27.708
‫که مسیح ازشون اطلاع داره و
‫ اون رو بخشی از خلقت می‌بینه.

00:07:27.834 --> 00:07:30.124
‫چیزی که مخصوصا از نظر من جالبه اینه که...

00:07:30.292 --> 00:07:35.083
‫چنین نقطه‌ی برجسته‌ای نمای بیرونی ساختمان
‫شهرداریمون به مسائل جنسیتی اختصاص داده شده.

00:07:35.250 --> 00:07:37.708
‫از نظر من خیلی تاثیرگذار و بافکرانه‌ست.

00:07:37.875 --> 00:07:41.916
‫- ولی یکم تنگ نیست؟
‫- چطور؟

00:07:42.125 --> 00:07:45.833
‫آخه خیلی به نظر سخت میاد...

00:07:46.042 --> 00:07:51.708
‫این قراره ستون جشن سالگرد
‫ صد سالگی اسلو باشه.

00:07:51.875 --> 00:07:55.208
‫یه جشن ملیه، همراه با ذوق و دورهمی...

00:07:55.417 --> 00:08:01.583
‫بله، و کلی رویداد با همین مضمون
‫سرتاسر شهر در نظر گرفتیم.

00:08:01.792 --> 00:08:03.528
‫تا روزها ادامه دارن.

00:08:03.578 --> 00:08:06.583
‫آره، پروسه‌ی در جریانیه که ما...

00:08:06.792 --> 00:08:10.166
‫دقیقا چه چیزی توی تصوراتتون هستش؟

00:08:10.375 --> 00:08:14.583
‫وقتی ندونیم روی چه چیزی کار می‌کنیم
‫در نظر گرفتن بودجه سخت می‌شه.

00:08:14.792 --> 00:08:17.458
‫پیشنهادات واضحی داریم...

00:08:17.667 --> 00:08:20.416
‫ولی فقط یه روز نیست.

00:08:20.625 --> 00:08:22.833
‫قراره شامل همه بشه.

00:08:23.042 --> 00:08:27.458
‫قطعا! واسه همه‌ست!
‫ولی آخه «همه» شامل کی می‌شه؟

00:08:27.667 --> 00:08:29.166
‫مگه «همه» ما نیستیم؟

00:08:29.375 --> 00:08:33.041
‫چیزهای مناسب خانم‌ها و آقایان متفاوتن...

00:08:33.250 --> 00:08:35.541
‫و در کنار هم «همه» هستیم.

00:08:35.875 --> 00:08:37.791
‫فردا می‌بینمتون.

00:08:39.250 --> 00:08:40.291
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

00:08:40.500 --> 00:08:41.893
‫- خوب پیش نرفت.
‫- رفت!

00:08:41.917 --> 00:08:46.583
‫نه، خوب پیش نرفت. بریم یه جایی قهوه بخوریم؟

00:08:46.792 --> 00:08:48.583
‫مگه نباید به قایق برسیم؟

00:08:48.792 --> 00:08:51.491
‫لزومی نداره تا دو ساعت دیگه نسوددن باشیم.

00:08:51.541 --> 00:08:52.749
‫کلی وقت داریم.

00:08:54.334 --> 00:08:58.499
‫- فکر خودت بودن.
‫- آره، ارائه من بود.

00:08:58.667 --> 00:09:03.499
‫همه ایده‌هاشون رو ارائه می‌دن،
‫بعد با هم تصمیم می‌گیریم.

00:09:03.667 --> 00:09:07.749
‫و مشخصا یه شرکت مشاوره هست
‫ که پیشنهادی داره.

00:09:07.917 --> 00:09:10.916
‫ولی باید در جهت نیازهای مردم باشه.

00:09:11.125 --> 00:09:12.916
‫اینطور فکر می‌کنی؟

00:09:13.125 --> 00:09:16.583
‫- من؟ خودت هم اینطور فکر می‌کنی.
‫- جدا؟ چطور؟

00:09:16.750 --> 00:09:18.958
‫وقتی واسه این شغل درخواست دادم گفتی...

00:09:19.125 --> 00:09:24.291
‫«کار کردن واسه شهرداری فرصتی
‫ واسه کمک کردن به مردمه.»

00:09:24.500 --> 00:09:26.708
‫- من گفتم؟
‫- آره.

00:09:26.917 --> 00:09:30.541
‫- داشتی از شغلت حرف می‌زدی؟
‫- شاید.

00:09:30.750 --> 00:09:32.624
‫«شاید»...

00:09:33.750 --> 00:09:36.726
‫خیلی بدون فکر حرف می‌زنی ماریان.

00:09:36.750 --> 00:09:40.541
‫«وقتی اسمم رو میاری از لذت لبریز می‌شم...

00:09:40.750 --> 00:09:45.541
‫که بلدی اسمم چیه.»
‫یادته اینو واسم نوشتی؟

00:09:45.750 --> 00:09:48.541
‫آره، معلومه.

00:09:48.750 --> 00:09:52.166
‫یه جمله از رگنار هاولنده.
‫ چی شد که یهویی یادش افتادی؟

00:09:52.375 --> 00:09:55.041
‫نمی‌دونم. احتمالا بخاطر
‫ این که گفتی «ماریان».

00:09:55.250 --> 00:09:57.458
‫بازم از امشب واسم بگو.

00:09:57.667 --> 00:10:01.208
‫امشب از این قراره که...

00:10:01.417 --> 00:10:06.041
‫یه گروه جمع کردم که روی جزئیات کار کنن.

00:10:06.250 --> 00:10:09.333
‫یه آهنگساز هست، یه معمار...

00:10:09.500 --> 00:10:12.249
‫یه طراح رقص، و ما...

00:10:12.417 --> 00:10:15.583
‫و زمین‌شناس چی؟ می‌دونه منم میام؟

00:10:15.792 --> 00:10:17.666
‫آره معلومه.

00:10:19.709 --> 00:10:22.708
‫راجع بهش خیلی حس خوبی دارم.

00:10:22.875 --> 00:10:26.624
‫احتمالا صرفا تصورات خودمه،
‫ولی به نظرم موفق خواهی شد.

00:10:26.792 --> 00:10:28.166
‫موفق شدن...

00:10:28.375 --> 00:10:32.833
‫و از اون‌ جایی که فرصتیه که با
‫ بقیه‌ی آدم‌های اونجا آشنا بشی...

00:10:33.042 --> 00:10:35.115
‫انقدر هم بد نیست دیگه...

00:10:35.165 --> 00:10:37.958
‫ولی می‌خوام با خیلی‌ها آشنا بشم.

00:10:38.125 --> 00:10:41.499
‫- چی، چطوری؟
‫- نه، من فقط...

00:10:41.667 --> 00:10:46.833
‫راستش نمی‌فهمم که...
‫ آخه انگار خیلی واسه تو مهمه.

00:10:47.042 --> 00:10:49.958
‫- که با کسی آشنا بشی؟
‫- اوهوم.

00:10:50.167 --> 00:10:51.791
‫نه.

00:10:52.875 --> 00:10:55.124
‫نه، موضوع این نیست.

00:10:56.667 --> 00:10:59.083
‫- نه، این نیست.
‫- نیست؟

00:10:59.250 --> 00:11:02.666
‫آخه اینطوری نیست که بگم دلم واسه
‫ دوست‌پسر داشتن تنگ شده، نکنه می‌گم؟

00:11:02.792 --> 00:11:04.708
‫نه، نمی‌گی.

00:11:04.875 --> 00:11:08.874
‫احتمالا صرفا از دیدگاه خودم می‌بینمش.

00:11:10.125 --> 00:11:13.499
‫خیلی در مورد دیدن بقیه استرس می‌گیرم.

00:11:13.667 --> 00:11:16.708
‫ولی تو گفتی با دیدن بقیه مشکلی نداری.

00:11:16.875 --> 00:11:19.458
‫آره، ندارم.

00:11:19.667 --> 00:11:23.249
‫ولی وقتی گفتی خیلی استرس داری
‫ که کسی رو پیدا نکنی...

00:11:23.417 --> 00:11:26.958
‫راجع به چی استرس داشتی؟

00:11:27.125 --> 00:11:29.749
‫واقعا نمی‌دونم.

00:11:29.917 --> 00:11:34.208
‫قبلا عاشق تنهایی بودی.

00:11:36.917 --> 00:11:41.708
‫بخاطر امنیتیه که رابطه میاره؟

00:11:41.875 --> 00:11:44.208
‫- شاید...
‫- خیلی بهش فکر کردم.

00:11:44.375 --> 00:11:46.958
‫من توی زندگی احساس ناامنی ندارم.
‫تو هم نداری.

00:11:47.084 --> 00:11:48.458
‫نه.

00:11:48.667 --> 00:11:52.874
‫خب عاشق متاهلم بودنم.

00:11:53.042 --> 00:11:55.541
‫نسبت به تو در این مورد ساده‌ترم.

00:11:57.125 --> 00:12:01.458
‫بعد هفت، هشت سال زندگی توی اون آپارتمان،
‫تصمیم گرفتی یه میز واسه کنار تخت‌خواب بخری؟

00:12:01.667 --> 00:12:03.916
‫اصلا به فکرم خطور نکرده بود.
‫از کجا می‌تونم بخرم؟

00:12:04.125 --> 00:12:08.916
‫فروشگاه آی‌کا‌ای‌‌آ گمونم. یا یه دونه
‫ دسته‌ دوم از اینترنت بخر. چه مدلی می‌خوای؟

00:12:09.084 --> 00:12:11.916
‫باید ارتفاعش کم باشه که به تخت بیاد.

00:12:12.125 --> 00:12:14.416
‫- دو تا لازم می‌شه.
‫- نه.

00:12:14.584 --> 00:12:18.458
‫نمی‌شه تخت دو نفره باشه و
‫یکی میز کنارش باشه که، غم‌انگیزه.

00:12:18.667 --> 00:12:20.708
‫که چی بابا؟ چرا غم‌انگیز باشه؟

00:12:20.917 --> 00:12:23.916
‫دو تا خریدن این‌طوری نیست که...

00:12:24.084 --> 00:12:28.291
‫سلام! تو هم می‌ری مهمونی؟

00:12:28.500 --> 00:12:30.916
‫- مهمونی؟
‫- بیشتر دورهمیه.

00:12:31.084 --> 00:12:34.916
‫- یا یه جلسه انگیزشی.
‫- خیلی‌خب، من می‌رم خونه.

00:12:35.084 --> 00:12:37.611
‫نسوددن زندگی می‌کنی؟ خبر نداشتم.

00:12:37.661 --> 00:12:40.916
‫نه نمی‌کنم، صرفا اینجا یه جا اجاره کردم.

00:12:41.084 --> 00:12:43.708
‫تابستون قراره اونجا باشم.

00:12:43.917 --> 00:12:46.099
‫هایدی، دوستمه، و تور هم همکارم.

00:12:46.149 --> 00:12:46.916
‫خوشوقتم.

00:12:47.084 --> 00:12:50.791
‫- خوش بگذره پس.
‫- حتما.

00:12:51.000 --> 00:12:52.999
‫- فردا می‌بینمت؟
‫- حتما. خداحافظ.

00:12:55.125 --> 00:12:57.916
‫- دکتره؟
‫- نه، پرستاره.

00:12:58.125 --> 00:13:01.999
‫- باید یه آینه پیدا کنم.
‫- من می‌رم بیرون پس.

00:13:10.917 --> 00:13:12.541
‫سلام.

00:13:25.625 --> 00:13:29.583
‫نمی‌شه واقعا اعتماد کرد که ملت
‫ متوجه منظور حرف‌هات شدن.

00:13:29.792 --> 00:13:33.583
‫کل روز داشتم به اون بیمار فکر می‌کردم.

00:13:33.792 --> 00:13:39.333
‫- خوشحالم که فهمیدی.
‫- خب منو یاد بابام انداخت.

00:13:39.542 --> 00:13:43.124
‫- خودمم گاهی اینطوریم.
‫- جدا؟

00:13:43.292 --> 00:13:50.124
‫خب پیش میاد که جرئت نداشته باشم
‫سوال بپرسم که یه وقت احمق جلوه نکنم.

00:13:50.292 --> 00:13:54.083
‫- آهان. اهل کجایی؟
‫- هوبول، توی شهرستان اوستفولد.

00:13:54.292 --> 00:13:57.833
‫- توی مزرعه بزرگ شدی؟
‫- نه، ولی مامانم چرا.

00:13:58.042 --> 00:14:00.833
‫- که اینطور.
‫- ولی مزرعه‌دار نبودن.

00:14:01.042 --> 00:14:04.833
‫عادی بودن. بابام توی کار ساخت‌وساز بود.

00:14:05.000 --> 00:14:08.166
‫- و تو هم پرستار شدی.
‫- آره، در نهایت دیگه.

00:14:08.375 --> 00:14:12.124
‫فکرش رو نمی‌کردم از هوبول
‫ یا اصلا اوستفولد باشی.

00:14:12.334 --> 00:14:16.166
‫چرا؟ چون خوش‌قیافه‌ام؟

00:14:16.375 --> 00:14:19.666
‫- از نظرت خوش‌قیافه‌ای؟
‫- شوخی کردم.

00:14:19.875 --> 00:14:23.935
‫ولی چند باری که بیرون بودم بهم گفتن.

00:14:23.959 --> 00:14:24.958
‫نه، واقعا؟

00:14:25.125 --> 00:14:28.541
‫«انقدر خوش‌قیافه‌ای بهت
‫ نمیاد از اوستفولد باشی.»

00:14:28.750 --> 00:14:30.907
‫واقعا ملت چنین چیزی گفتن؟

00:14:30.957 --> 00:14:34.541
‫نه. یا آره، یه چند باری شده.

00:14:34.875 --> 00:14:38.541
‫شاید بخاطر لهجه‌ست. نمی‌شه جدی گرفتش.

00:14:38.750 --> 00:14:41.560
‫- مشخص نیست از اوستفولد باشه.
‫- نه.

00:14:41.584 --> 00:14:42.685
‫سعی می‌کنم مخفیش کنم.

00:14:42.709 --> 00:14:45.374
‫ما هم مشخص نیست از دوکا ایم.

00:14:45.709 --> 00:14:49.541
‫- نه، فکر نکنم.
‫- دوکا؟ کجا هست؟

00:14:49.875 --> 00:14:54.624
‫خیلی از گیوویک دور نیست.
‫بین گیوویک و فاگرنس.

00:15:05.792 --> 00:15:08.208
‫- کلبه‌ات کجاست؟
‫- اونجا.

00:15:08.417 --> 00:15:11.499
‫- همون قرمز کوچیکه؟
‫- آره، همون اولی.

00:15:11.667 --> 00:15:14.749
‫- درست کنار اسکله قایق‌ها.
‫- آره.

00:15:17.042 --> 00:15:19.583
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

00:15:26.917 --> 00:15:29.708
‫- وای، این یکی؟
‫- آره.

00:15:29.917 --> 00:15:33.791
‫- چه خونه‌ای، حتما پولداره.
‫- پولدار؟

00:15:37.125 --> 00:15:39.666
‫- سلام.
‫- سلام.

00:15:41.125 --> 00:15:43.958
‫ارائه چطور پیش رفت؟ امروز بود؟

00:15:44.125 --> 00:15:46.944
‫خوب نبود. خیلی خوب حرفم رو بیان نکردم.

00:15:46.994 --> 00:15:49.083
‫نه، خیلی خوب پیش رفت.

00:15:49.292 --> 00:15:52.249
‫مطمئنم خوب پیش رفته.
‫تو عالی بیان می‌کنی.

00:15:52.417 --> 00:15:54.916
‫تقریبا به ایده‌هات حسودیم می‌شد.

00:15:55.125 --> 00:15:57.208
‫- سلام. اوله هارالد هستم.
‫- ماریان.

00:15:57.417 --> 00:16:00.916
‫پس ماریان تویی! هایدی ازت واسمون گفته بود.

00:16:01.125 --> 00:16:03.916
‫- تو بخشی از چیز نیستی...
‫- نه، من دکترم.

00:16:04.125 --> 00:16:08.916
‫همین‌طوری اومدی؟
‫چی بهشون می‌دی؟

00:16:09.125 --> 00:16:13.624
‫- آبجو و شراب. خوردنی.
‫- باربیکیو کنیم! خیلی کارش درسته.

00:16:13.792 --> 00:16:17.708
‫به من مربوط نیست. بریم دخترها،
‫بابایی جلسه داره.

00:16:17.917 --> 00:16:21.333
‫آهای... برو داخل. بقیه داخلن.

00:16:21.500 --> 00:16:25.958
‫- بریم خونه دیگه. بیا.
‫- نه!

00:16:26.125 --> 00:16:28.499
‫قبلا بهت گفتم. بابایی جلسه داره.

00:16:28.625 --> 00:16:31.333
‫- لطفا؟
‫- ول کن. یک، دو، سه!

00:16:31.459 --> 00:16:35.208
‫این روزها مفهوم «فمینیسم»
‫خیلی چیزها رو در بر می‌گیره.

00:16:35.417 --> 00:16:38.916
‫آره، انقدر پخش شده که
‫ دیگه معنیش رو از دست داده.

00:16:39.125 --> 00:16:41.833
‫- سلام!
‫- خیلی خوشحالم که اومدی.

00:16:42.042 --> 00:16:44.499
‫- سلام به همگی.
‫- اسماعیل.

00:16:44.667 --> 00:16:48.208
‫- هایدی، معمار تویی؟
‫- سلام. ایبل هستم.

00:16:48.417 --> 00:16:51.708
‫- ماریان.
‫- سلام آنا. خوشحال شدم دوباره دیدمت.

00:16:51.917 --> 00:16:55.833
‫- این ماریان.
‫- من ربطی به این قضیه ندارم.

00:16:56.000 --> 00:17:02.833
‫درسته، ناخواسته شنیدم که راجع
‫ به فمینیسم حرف زدین؟

00:17:03.042 --> 00:17:08.291
‫کنجکاوم. از نظرتون داریم
‫ نون داغ به نانوا می‌فروشیم؟

00:17:08.500 --> 00:17:12.416
‫- مطمئن نیستم، بستگی داره...
‫- بستگی داره دیدت بهش چی باشه.

00:17:12.625 --> 00:17:16.916
‫دیشب مامانم بهم زنگ زد
‫ و در این مورد بهش گفتم.

00:17:17.125 --> 00:17:22.041
‫بهش گفتم پروژه‌ی شهرداریه،
‫ ولی با بخش فمینیسمش کنار نمیاد.

00:17:22.209 --> 00:17:27.041
‫می‌گه ربطی به اون نداره. داره سعی می‌کنه
‫ یه پرستار سرخانه پیدا کنه.

00:17:27.250 --> 00:17:32.791
‫ولی بلد نیست چطوری درخواست بده،
‫الکی بهشون زنگ می‌زنه که خیلی...

00:17:33.000 --> 00:17:36.083
‫پس به نظرت باید با بهتر کردن
‫خدمات و راه‌حل‌ها...

00:17:36.250 --> 00:17:40.041
‫سالگرد رو جشن بگیریم؟

00:17:40.250 --> 00:17:46.041
‫- این دو تا با هم در تضاد نیستن.
‫- نه، اصلا.

00:17:46.250 --> 00:17:52.041
‫- تو کارمند شهرداری هستی؟
‫- آره، بخش فرهنگ.

00:17:52.250 --> 00:17:57.041
‫و رهبر پروژه سالگرد هم هستن.

00:17:57.250 --> 00:17:59.923
‫درس تاریخ خوندم.

00:17:59.973 --> 00:18:04.041
‫پایان‌نامه دکترام هم خیلی خوب بوده.

00:18:04.250 --> 00:18:08.041
‫- عه، ایول!
‫- در مورد تاریخ مد نوشتم.

00:18:08.250 --> 00:18:12.541
‫- در چه مورد؟
‫- پر اسپوک. اسمش رو شنیدی؟

00:18:12.750 --> 00:18:16.041
‫سلام، این...

00:18:16.250 --> 00:18:18.041
‫آره. سلام.

00:18:18.250 --> 00:18:22.041
‫بله، این... می‌شه... نه؟

00:18:22.250 --> 00:18:26.041
‫همون‌طور که توی ایمیل گفتم...

00:18:26.250 --> 00:18:31.166
‫سعی داشتم این جلسه انگیزشی یا عملی باشه.

00:18:32.250 --> 00:18:35.041
‫خیلی مشابه‌ان، الان فهمیدم.

00:18:35.250 --> 00:18:43.041
‫اگه اصولی شروع کنیم،
‫یعنی از شروعش...

00:18:43.250 --> 00:18:46.916
‫و از اونجایی که همسایه عزیزی
‫دارم که زمین‌شناسه...

00:18:47.125 --> 00:18:49.999
‫به این فکر افتادم...

00:18:50.167 --> 00:18:54.583
‫که شاید این دیدگاه افکار جدیدی رو رقم بزنه.

00:18:54.750 --> 00:18:57.041
‫- نمی‌دونم که شما...
‫- هم، بله؟

00:18:57.250 --> 00:19:00.166
‫قصد داشتم چند کلمه...

00:19:00.334 --> 00:19:05.541
‫راجع به ساختار زمین‌شناسی شهر حرف بزنم.

00:19:05.750 --> 00:19:09.124
‫و اگه تونستم نظرتون رو جلب کنم ادامه بدم.

00:19:10.667 --> 00:19:12.916
‫پیشنهاد می‌کنم بریم روی پشت‌بوم...

00:19:13.125 --> 00:19:19.708
‫که نما بهتره. از اونجا
‫کل شهر رو می‌تونیم ببینیم.

00:19:19.917 --> 00:19:20.708
‫چه جالب.

00:19:20.917 --> 00:19:24.874
‫- لطفا همراهم بیایید.
‫- عالی.

00:19:25.042 --> 00:19:28.833
‫پیرهنت... خیلی قشنگه.

00:19:29.042 --> 00:19:31.583
‫- عه، مرسی!
‫- منم بهش توجه کردم.

00:19:31.750 --> 00:19:34.916
‫خجالت می‌کشم. گرون‌ترین پیرهنیه که خریدم.

00:19:35.125 --> 00:19:38.624
‫حصار نیست پس لطفا بشینید.

00:19:38.792 --> 00:19:41.208
‫دوست ندارم کسی بیفته.

00:19:41.375 --> 00:19:44.708
‫- می‌شه پام رو بذارم اینجا؟
‫- حتما، چیزی نیست.

00:19:45.750 --> 00:19:49.583
‫- روی تخت کی رو داریم لگد می‌کنیم الان؟
‫- من.

00:19:49.792 --> 00:19:52.958
‫- اینجا می‌خوابی؟
‫- باید روتختی رو عوض می‌کردم.

00:19:53.125 --> 00:19:56.583
‫- نه، چرا؟
‫- نه، فقط... من اینجا بزرگ شدم.

00:19:56.792 --> 00:20:00.087
‫یعنی خونه‌ی قدیمی‌ای که اینجا بود.

00:20:00.137 --> 00:20:02.583
‫تقریبا اتاقم همین‌جا بود.

00:20:02.792 --> 00:20:06.291
‫- پس اینجا اتاق پسره‌ست.
‫- آره، اتاق پسره.

00:20:06.500 --> 00:20:09.541
‫- واست هیجان‌انگیزه؟
‫- آره، یکم.

00:20:10.667 --> 00:20:13.155
‫گمونم خودمم هیجان‌زده شده باشم.

00:20:13.205 --> 00:20:14.791
‫خیلی بزرگ نیست.

00:20:15.000 --> 00:20:19.583
‫نه ولی، اگه بخوای... جا هست.

00:20:19.792 --> 00:20:22.791
‫اگه بخوای، جا هست.

00:20:24.125 --> 00:20:25.541
‫درسته...

00:20:31.125 --> 00:20:35.958
‫می‌خوام با این شروع کنم که بگم
‫ همه‌چیز در حال فروریزشه.

00:20:36.125 --> 00:20:40.999
‫دائما. واسه همین چیزی اصولی نیست.

00:20:41.167 --> 00:20:44.166
‫ولی حقایق تاریخی‌ای داریم.

00:20:44.334 --> 00:20:47.083
‫اسم دیگ اسلو از...

00:20:47.250 --> 00:20:52.041
‫تپه‌های نوردمارگا و اکبرگ اومده
‫ که به تپه‌ها می‌رسن...

00:20:52.250 --> 00:20:54.749
‫و حالتی مثل یه دیگ به خودشون می‌گیرن.

00:20:54.875 --> 00:21:00.124
‫چیزی که امروزه بهش می‌گیم اسلو،
‫از سه نوع سنگ ساخته شده.

00:21:00.292 --> 00:21:03.749
‫یه بخش داریم که سنگ بستر هست...

00:21:03.875 --> 00:21:08.749
‫که از سنگ‌های سختی
‫مثل گنیس و گرانیت تشکیل شده.

00:21:08.875 --> 00:21:12.999
‫این بخش از اوستمارکا
‫تا اکبرگ کشیده شده...

00:21:13.125 --> 00:21:15.833
‫و به بونه‌فیوردن سرازیر می‌شه.

00:21:15.959 --> 00:21:18.333
‫بعد «مرکز» رو داریم.

00:21:18.459 --> 00:21:24.083
‫که بیشتر از سنگ‌های نرم‌تر
‫دوران کامبروسیلورین تشکیل شده...

00:21:24.250 --> 00:21:31.583
‫مثل سنگ آهک و تخته‌سنگ،
‫و کلی رسوبات و خاک رس.

00:21:31.709 --> 00:21:34.226
‫و اگه به ارتفاعات اطراف نگاه کنیم...

00:21:34.276 --> 00:21:36.083
‫مثل نوردمارکا و سورکدالن...

00:21:36.209 --> 00:21:40.833
‫بیشتر سنگ‌های آتشفشانی می‌بینیم،
‫مثل گدازه و بازالت.

00:21:41.000 --> 00:21:46.083
‫این‌ها سنگ‌هایی هستن که به اصطلاح
‫«رو به بالا میان»...

00:21:46.250 --> 00:21:49.291
‫همون‌طور معلم دبیرستان برام توضیح داد.

00:21:49.459 --> 00:21:55.291
‫و همه اینا توپوگرافی‌ای رو می‌سازن
‫که شبیه یه دیگه.

00:21:59.334 --> 00:22:04.833
‫نمی‌دونم من باید تفسیر کنم که زمین‌شناسی
‫ چه اثری رو زندگیمون داره یا نه.

00:22:05.042 --> 00:22:09.749
‫ولی آره، فکر می‌کنم جایی که راه می‌ری،
‫جایی که قدم می‌ذاری...

00:22:09.917 --> 00:22:15.583
‫و همین‌طور چیزهایی که دور و برمونه،
‫مثل ساختمون‌ها یا پوشش گیاهی...

00:22:15.750 --> 00:22:18.416
‫روی ذهنمون تاثیر می‌ذاره.

00:22:18.584 --> 00:22:23.041
‫فکر می‌کنم می‌شه اینو
‫مثل بوی لباس‌های کسی دونست...

00:22:23.209 --> 00:22:27.583
‫که از دئودورانت یا عطر
‫یا چیزهای این‌طوری استفاده نمی‌کنه.

00:22:28.667 --> 00:22:31.958
‫به اون بو واکنش نشون می‌دی.

00:22:32.167 --> 00:22:34.708
‫یه جور شخصیت داره
‫و می‌تونه به چالش بکشت.

00:22:34.917 --> 00:22:39.041
‫توی بدنت حسش می‌کنی.

00:22:39.250 --> 00:22:44.416
‫و به همون شکل، فکر می‌کنم
‫روی روحمونم اثر می‌ذاره.

00:23:14.250 --> 00:23:18.374
‫آره، می‌تونیم بریم پایین.
‫کسی می‌خواد یکم شراب بخوره؟

00:23:18.500 --> 00:23:21.833
‫- بله، لطفا.
‫- یا چیز دیگه‌ای؟

00:23:22.042 --> 00:23:24.041
‫بریم پایین.

00:23:25.667 --> 00:23:27.541
‫مواظب سرت باش.

00:23:44.209 --> 00:23:49.041
‫وقتی معمار گفت کسی به مادرش کمک نمی‌کنه...

00:23:49.250 --> 00:23:55.041
‫وقتی خیلی چیزها درست کار نمی‌کنن،
‫کل این جشن رو...

00:23:55.250 --> 00:24:00.208
‫انگار اصلا بهش فکر نکردم.
‫که تمرکزمون باید جای دیگه باشه.

00:24:00.417 --> 00:24:03.041
‫فکر می‌کنم زیادی سختش می‌کنی.

00:24:03.250 --> 00:24:08.041
‫این که یه چیز مهم باشه
‫دلیل نمی‌شه چیز دیگه بی‌اهمیت باشه.

00:24:08.250 --> 00:24:13.041
‫دائم این پیش میاد.
‫یه ایده واقعا خاص داری...

00:24:13.250 --> 00:24:17.041
‫که کاملا مال خودته،
‫ولی بعد تردید میاد سراغت.

00:24:17.250 --> 00:24:20.041
‫- آیدا، اینطوری نمی‌شه.
‫- باید خسته‌کننده باشه.

00:24:20.250 --> 00:24:25.041
‫نمی‌تونی از مامان فرار کنی.
‫بریم خونه و یه قصه قبل خواب بخونیم.

00:24:25.250 --> 00:24:28.041
‫می‌فهمم که لازمه خوب فکر کنی.

00:24:28.250 --> 00:24:31.458
‫ مسواک زده بودی و داشتی می‌رفتی بخوابی!

00:24:31.667 --> 00:24:34.041
‫بیا بریم یه قصه بخونیم.

00:24:34.250 --> 00:24:37.041
‫- بیا بریم.
‫- سلام، سولویگ.

00:24:37.250 --> 00:24:41.583
‫- بذار کمکت کنم.
‫- چیزی نیست.

00:24:41.792 --> 00:24:46.041
‫باشه. اودا کجاست؟ تنها خونه‌ست؟

00:24:46.250 --> 00:24:49.958
‫اودا با گیر خونه‌ست. خوابیدن.

00:24:50.167 --> 00:24:52.041
‫- بیا.
‫- چیزی نیست.

00:24:52.250 --> 00:24:56.583
‫فقط من خوابم نمی‌بره.
‫بریم خونه عزیزم.

00:24:56.792 --> 00:24:59.791
‫- بیا.
‫- می‌تونه اینجا بخوابه. تو برو خونه.

00:25:00.000 --> 00:25:02.916
‫- ولی این هفته نوبت منه.
‫- نه، همینطوری می‌مونه.

00:25:03.125 --> 00:25:07.124
‫سولویگ، بیا با هم بریم خونه.
‫می‌رم کیفم رو بردارم.

00:25:09.250 --> 00:25:12.041
‫- بیرون همه‌چیز خوبه؟
‫- آره.

00:25:12.250 --> 00:25:14.124
‫هیچی براشون درست نکردی؟

00:25:16.250 --> 00:25:19.041
‫- من فقط می‌رم.
‫- کار درستی نیست، اوله.

00:25:19.250 --> 00:25:22.124
‫پای ماهی داشتیم، نه؟

00:25:23.250 --> 00:25:25.874
‫- و شراب سفید.
‫- چه عالی.

00:25:27.250 --> 00:25:30.041
‫دوست ندارم غذا رو دور بریزم.

00:25:30.250 --> 00:25:35.041
‫- آیدا، چرا نریم خونه عزیزم؟
‫- سولویگ، بریم.

00:25:35.250 --> 00:25:39.708
‫- منم دارم می‌رم.
‫- می‌تونم یه چیزی بپرسم؟

00:25:39.917 --> 00:25:43.833
‫- معلومه.
‫- هم مامانم و هم خالم سرطان داشتن.

00:25:44.042 --> 00:25:45.791
‫بله؟

00:25:46.000 --> 00:25:49.041
‫ببخشید...
‫فقط می‌خواستم بدونم...

00:25:49.250 --> 00:25:51.791
‫ببخشید! خوبم.

00:25:52.000 --> 00:25:57.041
‫فقط می‌خواستم بدونم
‫هیچ ارتباطی بین سرطان و بی‌خوابی هست؟

00:25:58.584 --> 00:26:02.594
‫هیچ مطالعه قطعی‌ای در این مورد نشنیدم.

00:26:02.644 --> 00:26:04.541
‫پس نگران نباش.

00:26:05.584 --> 00:26:08.459
‫بیا. پس می‌تونی تا قایق بری؟

00:26:08.509 --> 00:26:11.458
‫آیدا، فردا می‌بینمت. خوب بخوابی.

00:26:11.667 --> 00:26:16.458
‫- باشه، خداحافظ.
‫- قبل چهارشنبه ایمیل می‌زنم.

00:26:16.584 --> 00:26:19.499
‫- عالیه. خداحافظ!
‫- تا بعد.

00:26:20.584 --> 00:26:24.458
‫- ببخشید بابت این قضیه.
‫- نیازی به معذرت‌خواهی نیست.

00:26:24.584 --> 00:26:28.458
‫- سلام!
‫- دلم می‌خواد بیشتر حرف بزنیم.

00:26:28.584 --> 00:26:31.416
‫- منم همینطور.
‫- که بفهمم داستانت چیه.

00:26:31.625 --> 00:26:33.833
‫نمی‌دونم داستانی دارم یا نه، ولی...

00:26:34.042 --> 00:26:39.416
‫این که کی هستی.
‫به هر حال، واقعا از حرف زدن باهات لذت بردم.

00:26:39.625 --> 00:26:43.416
‫منم همینطور.
‫خب...

00:26:43.584 --> 00:26:46.291
‫- خداحافظ، موفق باشی.
‫- خداحافظ.

00:27:49.125 --> 00:27:50.166
‫- سلام.
‫- سلام.

00:27:50.375 --> 00:27:53.166
‫- داری تعقیبم می‌کنی؟
‫- سوال منم همینه.

00:27:53.334 --> 00:27:55.374
‫سه بار تو یه روز؟

00:27:57.125 --> 00:27:58.999
‫کجا داری می‌ری؟

00:28:00.500 --> 00:28:04.916
‫- بیرون شهر؟
‫- نه، بیرون نمی‌رم.

00:28:05.084 --> 00:28:07.958
‫- خب؟
‫- جایی نمی‌رم.

00:28:08.125 --> 00:28:10.916
‫- فقط سوار کشتی می‌شی؟
‫- آره.

00:28:11.084 --> 00:28:15.833
‫فقط سوار کشتی می‌شم،
‫می‌رم و برمی‌گردم. گاهی این کار رو می‌کنم.

00:28:16.000 --> 00:28:18.958
‫مهمونی چطور بود؟

00:28:19.125 --> 00:28:21.916
‫مهمونی، خب...

00:28:22.084 --> 00:28:28.041
‫در واقع خیلی ناگهانی تموم شد.
‫آره، عجیب بود.

00:28:29.125 --> 00:28:36.541
‫فقط رفتم چون هایدی می‌خواست
‫منو با یه همسایه آشنا کنه.

00:28:37.667 --> 00:28:43.958
‫و اون... خب، طلاق گرفته
‫و زنش تو خونه بغلی زندگی می‌کنه.

00:28:44.084 --> 00:28:46.541
‫- آهان.
‫- سلیقه‌ات نیست؟

00:28:46.750 --> 00:28:48.916
‫چرا، کاملا.

00:28:49.125 --> 00:28:51.999
‫شاید. ببینیم چی می‌شه.

00:28:53.125 --> 00:28:56.166
‫و تو فقط سوار کشتی می‌شی
‫ و می‌ری و برمی‌گردی؟

00:28:56.334 --> 00:29:02.541
‫آره، بعضی وقت‌ها که خوابم نمی‌بره
‫و بی‌قرارم...

00:29:02.750 --> 00:29:04.708
‫کشتی‌سواری می‌کنم.

00:29:05.750 --> 00:29:07.708
‫بیشتر برای این که...

00:29:07.917 --> 00:29:10.999
‫- برای این که دنبال مردها بگردم.
‫- خب.

00:29:12.959 --> 00:29:18.916
‫- گرایندر رو می‌شناسی؟ یا تیندر، حتما.
‫- معلومه، گرایندر رو هم می‌شناسم.

00:29:19.084 --> 00:29:23.916
‫می‌تونی ببینی کی آنلاینه
‫و کی از همه نزدیک‌تره.

00:29:24.084 --> 00:29:29.123
‫یه چیزی هست در مورد بودن
‫توی فضای بسته، مثل یه کشتی.

00:29:29.173 --> 00:29:30.916
‫می‌تونی ببینی کی اونجاست.

00:29:31.125 --> 00:29:34.708
‫و وقتی رو صفحه می‌بینیشون،
‫می‌تونی سرت رو بلند کنی.

00:29:34.917 --> 00:29:37.208
‫و شاید درست جلوت باشن.

00:29:37.417 --> 00:29:40.916
‫- امشب کسی آنلاینه؟
‫- نه، الان نه.

00:29:41.125 --> 00:29:43.916
‫- ولی پیش میاد؟
‫- معلومه. زیاد.

00:29:44.125 --> 00:29:46.916
‫خب، بعدش چیکار می‌کنی؟

00:29:47.125 --> 00:29:51.916
‫هیچی، بعضی وقت‌ها فقط.
‫شاید فقط نگاه رد و بدل کنیم.

00:29:52.125 --> 00:29:54.999
‫- یا می‌ریم روی عرشه.
‫- و سکس می‌کنین؟

00:29:56.125 --> 00:29:58.291
‫جدا؟ بیشتر فقط حرف می‌زنیم.

00:29:58.500 --> 00:30:00.708
‫شاید یه قراری بذاریم.

00:30:00.917 --> 00:30:03.291
‫برای من بیشتر هیجانشه.

00:30:03.500 --> 00:30:07.666
‫این که تو چشم یکی خیره بشی
‫و بفهمی هر دوتون تحریک شدین.

00:30:09.125 --> 00:30:12.833
‫ولی تا حالا تو کشتی نسوددن سکس داشتی؟

00:30:13.042 --> 00:30:18.666
‫چند بار. ولی مسیرش انقدر کوتاهه
‫که کار زیادی نمی‌شه کرد.

00:30:18.875 --> 00:30:19.708
‫درسته.

00:30:19.917 --> 00:30:23.499
‫- یه جورایی مثل کروزینگه.
‫- کروزینگ چیه؟

00:30:24.625 --> 00:30:26.583
‫هیچی نمی‌دونی؟

00:30:26.792 --> 00:30:32.041
‫یعنی بری جاهای خاص برای سکس اتفاقی.

00:30:32.250 --> 00:30:37.458
‫خیلی جاها هست برای کروزینگ.
‫معمولا گوشه‌های خلوت پارک‌ها یا جنگل‌ها...

00:30:37.667 --> 00:30:40.466
‫جایی که مردها می‌رن
‫تا مردهای دیگه رو ببینن.

00:30:40.490 --> 00:30:41.458
‫و سکس کنن.

00:30:41.667 --> 00:30:44.041
‫آره.

00:30:44.250 --> 00:30:50.583
‫ولی فقط این نیست.
‫توی این کشتی، بیشتر فقط حرف می‌زنیم.

00:30:50.792 --> 00:30:55.708
‫و بعضی وقت‌ها،
‫وقتی تو پارک کروزینگ می‌کنی...

00:30:55.917 --> 00:30:59.666
‫می‌شینی و بعد از سکس حرف می‌زنی.

00:31:01.125 --> 00:31:03.291
‫و اون صحبت بعد از سکس خیلی خاصه.

00:31:03.500 --> 00:31:08.791
‫چون اینا آدم‌هایین
‫که هیچی ازشون نمی‌دونی.

00:31:09.000 --> 00:31:12.833
‫شاید اسمشون رو هم ندونی.
‫شاید هیچ‌وقت هم نفهمی.

00:31:13.042 --> 00:31:17.458
‫و بودن تو یه فضای خنثی یه جور...

00:31:17.584 --> 00:31:22.458
‫- نزدیکی عجیب ولی دلنشین ایجاد می‌کنه.
‫- درسته.

00:31:22.667 --> 00:31:26.541
‫که باعث می‌شه باز شدن و حرف زدن راحت باشه.

00:31:26.750 --> 00:31:28.370
‫درباره چی حرف می‌زنین؟

00:31:28.420 --> 00:31:31.541
‫هرچی. همه جور آدم هست.

00:31:31.750 --> 00:31:35.541
‫بعضی‌ها هنوز با خودشون کنار نیومدن.

00:31:35.750 --> 00:31:39.136
‫و بعضی‌ها اصلا خودشون رو
‫گی نمی‌دونن.

00:31:39.186 --> 00:31:41.541
‫فقط از سکس با مردها لذت می‌برن.

00:31:41.750 --> 00:31:46.958
‫و بعضی‌ها خیلی غمگینن
‫و پر از عذاب وجدان.

00:31:47.167 --> 00:31:51.458
‫شاید یواشکی از شام خانوادگی یا
‫جشن بچه‌هاشون زدن بیرون...

00:31:51.667 --> 00:31:54.041
‫و لازمه راجع بهش حرف بزنن.

00:31:55.167 --> 00:31:59.166
‫بعضی‌ها فقط می‌خوان
‫راجع به علنی کردنش حرف بزنن.

00:32:00.125 --> 00:32:02.916
‫- ولی تو علنی کردی دیگه، درسته؟
‫- من؟ آره.

00:32:03.125 --> 00:32:08.458
‫برای من راحت بود.
‫ولی داستان‌های عجیب می‌شنوی.

00:32:08.667 --> 00:32:11.791
‫پدر و مادرهایی که کلا قطع رابطه می‌کنن.

00:32:14.125 --> 00:32:15.791
‫واقعا زشته.

00:32:25.125 --> 00:32:30.041
‫امشب، اون مردی که
‫می‌خواستن منو باهاش آشنا کنن، اون...

00:32:31.084 --> 00:32:36.291
‫اصلا از اون تیپ مردهایی نبود
‫که حتی بهش فکر کنم.

00:32:37.334 --> 00:32:42.166
‫بعد رفتیم روی پشت‌بومش.
‫می‌خواست یه چیزی نشونمون بده.

00:32:42.334 --> 00:32:46.624
‫و اونجا، یه دفعه یه حس نزدیکی
‫ شدیدی اومد سراغم.

00:32:47.667 --> 00:32:52.541
‫و دیگه دست‌هام رو نتونستم کنترل کنم.
‫زدم به باسنش.

00:32:52.750 --> 00:32:56.833
‫- واکنشش چی بود؟
‫- من هیچ‌وقت چنین کاری نکرده بودم.

00:32:57.042 --> 00:33:00.874
‫واکنشش؟ خب، تعجب کرد. منم همینطور.

00:33:01.042 --> 00:33:03.833
‫- ولی فکر کنم خوشش اومد.
‫- خودت خوشت اومد؟

00:33:04.042 --> 00:33:06.833
‫- آره، خوشم اومد.
‫- خب...

00:33:07.042 --> 00:33:09.833
‫چجور مردیه؟

00:33:10.042 --> 00:33:14.833
‫یه جورایی هم حقه‌بازه، هم گرم و صمیمی،
‫هم شیطونه، همه با هم.

00:33:15.042 --> 00:33:17.833
‫و چجور مردهایی تو رو تحریک می‌کنن؟

00:33:18.000 --> 00:33:22.166
‫هیچ ایده‌ای ندارم. کاملا غیرقابل پیش‌بینیه.

00:33:22.334 --> 00:33:24.833
‫و تو چی؟ چی تحریکت می‌کنه؟

00:33:25.042 --> 00:33:29.833
‫- فکر کنم یه نوع خاصی از پوست.
‫- خب؟

00:33:30.000 --> 00:33:32.833
‫خیلی سخته توضیح دادنش.

00:33:33.042 --> 00:33:36.916
‫من می‌تونم با... عرق تحریک بشم.

00:33:39.042 --> 00:33:41.833
‫پوست قسمت داخلی ران‌ها، وقتی عرق کرده...

00:33:42.042 --> 00:33:43.833
‫خب...

00:33:44.042 --> 00:33:47.833
‫من می‌تونم با کلی چیز مختلف تحریک بشم.

00:33:48.000 --> 00:33:51.833
‫می‌خوای دوباره ببینیش؟

00:33:52.000 --> 00:33:54.416
‫اون مرد اهل نسوددن رو؟
‫آره... آره؟

00:33:54.625 --> 00:33:56.666
‫یا نه؟ من...

00:33:57.750 --> 00:34:01.958
‫نمی‌دونم. این چیزها همیشه پیچیده می‌شن.

00:34:04.042 --> 00:34:07.003
‫کاش می‌شد امشب باهاش سکس کنم...

00:34:07.053 --> 00:34:08.833
‫و دیگه هیچ‌وقت نبینمش.

00:34:09.042 --> 00:34:13.291
‫چون دنبال رابطه نیستی؟

00:34:14.917 --> 00:34:17.041
‫هم آره، هم نه...

00:34:17.250 --> 00:34:20.833
‫- میز کنار تخت داری؟
‫- میز کنار تخت؟

00:34:21.042 --> 00:34:22.465
‫آره، دو تا.

00:34:22.515 --> 00:34:26.833
‫وقتی تو کلبه‌ام، گذاشتمشون انباری.

00:34:27.042 --> 00:34:28.916
‫چرا می‌پرسی؟

00:34:36.167 --> 00:34:38.958
‫- اینجا پیاده می‌شی؟
‫- اوهوم. تو می‌مونی؟

00:34:39.084 --> 00:34:40.041
‫موفق باشی.

00:34:40.250 --> 00:34:42.249
‫- مرسی.
‫- خداحافظ.

00:36:02.042 --> 00:36:02.916
‫سلام.

00:36:04.417 --> 00:36:05.791
‫سلام.

00:36:07.125 --> 00:36:08.916
‫تا حالا شب خوبی داشتی؟

00:36:09.125 --> 00:36:10.999
‫شب خوب؟

00:36:12.417 --> 00:36:14.583
‫داشتم کار می‌کردم.

00:36:14.792 --> 00:36:18.916
‫- و حالا؟ می‌ری پیش همدمت خونه؟
‫- نه.

00:36:19.125 --> 00:36:21.999
‫نه، همدمی در کار نیست.

00:36:23.792 --> 00:36:27.208
‫- چرا انقدر دیر کار می‌کردی؟
‫- یه مریض داشتم.

00:36:27.417 --> 00:36:29.833
‫- من روانشناسم.
‫- وای!

00:36:30.042 --> 00:36:33.041
‫آره، واکنش خودمم همینه.

00:36:33.250 --> 00:36:34.666
‫وای.

00:36:36.917 --> 00:36:40.041
‫خب، چطوره؟

00:36:40.250 --> 00:36:46.083
‫الان، حسش مثل کار تو کارخونه‌ست.
‫کار خط تولید.

00:36:46.292 --> 00:36:48.208
‫چجوری؟

00:36:48.417 --> 00:36:50.291
‫چجوری...

00:36:52.417 --> 00:36:54.208
‫منظورم اینه...

00:36:54.417 --> 00:36:58.708
‫اگه با این انتظار بزرگ شده باشی...

00:36:58.917 --> 00:37:05.124
‫که تو زندگی هیچ‌چیز
‫نباید دردناک یا چالش‌برانگیز باشه...

00:37:05.250 --> 00:37:08.583
‫با کوچک‌ترین سختی می‌پاشی.

00:37:08.750 --> 00:37:12.291
‫فکر می‌کنی
‫یه روز بد داشتن طبیعی نیست.

00:37:12.500 --> 00:37:14.541
‫و فکر می‌کنی باید درمان شی.

00:37:16.167 --> 00:37:19.916
‫تقریبا حس می‌کنم گفتنش اشتباهه، ولی من...

00:37:21.167 --> 00:37:26.916
‫بعضی وقت‌ها فقط می‌خوام بهشون بگم
‫خودتون رو جمع و جور کنین.

00:37:27.125 --> 00:37:29.541
‫خیلی ارزون‌تر درمیاد.

00:37:30.667 --> 00:37:33.541
‫خب، من تو گرایندر دیدمت.

00:37:34.667 --> 00:37:39.458
‫- من واقعا انقدر علاقه‌ای به...
‫- می‌تونم برم.

00:37:39.667 --> 00:37:43.541
‫نه اصلا، راحت باش بمون.

00:37:44.667 --> 00:37:49.458
‫غیر از این، دنبال شریک می‌گردی
‫یا فقط سکس؟

00:37:49.667 --> 00:37:54.458
‫- «فقط» سکس؟ هیچی «فقط» سکس نیست.
‫- نیست؟

00:37:54.667 --> 00:37:56.541
‫خب، نه...

00:37:57.667 --> 00:38:00.458
‫فکر نمی‌کنم. حداقل برای بیشتر آدم‌ها.

00:38:00.667 --> 00:38:03.874
‫ولی شاید تو کسی باشی که خیلی سکس داره؟

00:38:04.084 --> 00:38:08.458
‫آره. فکر کنم من... آره.

00:38:08.667 --> 00:38:12.458
‫- با شرکای مختلف؟
‫- آره.

00:38:12.667 --> 00:38:15.541
‫- شریک ثابت نداری؟
‫- نه، من...

00:38:16.667 --> 00:38:20.541
‫- اگه اشکالی نداره، اونجا می‌شینم.
‫- باشه.

00:38:21.667 --> 00:38:24.541
‫من راحتم که شریک ثابت نداشته باشم.

00:38:27.167 --> 00:38:28.958
‫خب چه حسی داره؟

00:38:29.167 --> 00:38:32.041
‫سکس داشتن، این روزها؟

00:38:33.792 --> 00:38:37.458
‫خب، اینطوریه که... شوخی می‌کنی؟

00:38:37.625 --> 00:38:39.416
‫- نه.
‫- نه؟

00:38:39.625 --> 00:38:42.958
‫چه حسی داره این روزها سکس داشتن...

00:38:43.167 --> 00:38:46.541
‫خوبه. دقیقا منظورت چیه؟

00:38:47.334 --> 00:38:50.708
‫نمی‌دونم... احساس امنیت داری؟

00:38:50.917 --> 00:38:52.791
‫امنیت؟ آره.

00:38:54.292 --> 00:38:56.958
‫ولی نه، همه این حس رو ندارن.

00:38:57.084 --> 00:38:59.458
‫بعضی بدن‌ها انقدر سفتن...

00:38:59.667 --> 00:39:03.624
‫که می‌تونی ببینی چقدر زور می‌زنن
‫تا یه چیزی، هرچیزی باشه، بیرون بدن.

00:39:03.750 --> 00:39:07.458
‫چه مایع منی باشه، چه احساسات.

00:39:07.667 --> 00:39:09.736
‫ولی شاید خیلی پورن دیده باشن.

00:39:09.786 --> 00:39:11.958
‫درسته. پس پیشنهادش نمی‌کنی؟

00:39:12.167 --> 00:39:14.166
‫پورن؟ چرا.

00:39:14.334 --> 00:39:19.458
‫اگه هیچ‌چیز دیگه نباشه،
‫می‌تونه کمک کنه بفهمی چی رو دوست داری.

00:39:19.667 --> 00:39:21.333
‫چیزهای عجیب‌و‌غریب؟

00:39:22.584 --> 00:39:26.041
‫عجیب‌و‌غریب...
‫خب چی عجیب حساب می‌شه؟

00:39:27.917 --> 00:39:29.791
‫این بیشتر ساخته‌ی ذهن نیست؟

00:39:32.667 --> 00:39:38.208
‫نمی‌دونم. فکر می‌کنم اکثر چیزها
‫ می‌تونن لذت‌بخش باشن.

00:39:38.334 --> 00:39:41.708
‫من از این خوشم میاد
‫که چندتا مرد همزمان منو بکنن.

00:39:41.917 --> 00:39:45.708
‫یا روم بشاشن.

00:39:45.917 --> 00:39:49.791
‫فکر می‌کنم هر دوش می‌تونه
‫ خیلی تحریک‌کننده باشه.

00:39:51.334 --> 00:39:55.708
‫ولی وقتی اتفاق می‌افته،
‫من بهش نمی‌گم عجیب‌و‌غریب.

00:39:55.917 --> 00:39:58.583
‫- نه؟
‫- صرفا خوبه.

00:39:58.792 --> 00:40:00.166
‫یا لذت‌بخشه.

00:40:02.667 --> 00:40:05.541
‫ولی شاید منظورت از عجیب‌و‌غریب همینه؟

00:40:07.042 --> 00:40:09.458
‫نه، من...

00:40:09.667 --> 00:40:11.374
‫نمی‌دونم.

00:40:13.917 --> 00:40:19.208
‫تو به هیچی علاقه نداری؟
‫نه به سکس، نه به دوست‌پسر؟

00:40:20.667 --> 00:40:22.708
‫مگه اینا در تضادن؟

00:40:22.917 --> 00:40:27.416
‫بیشتر آدم‌ها هر دو رو نمی‌خوان؟

00:40:27.584 --> 00:40:32.291
‫هم کلی شریک جنسی داشتن
‫و هم یکی که فقط عاشق تو باشه؟

00:40:32.500 --> 00:40:36.999
‫- این دوگانگی نیست؟
‫- لازم نیست باشه.

00:40:40.209 --> 00:40:45.083
‫من چه بی‌فکر بودم. نپرسیدم چیکار می‌کنی.

00:40:45.250 --> 00:40:48.833
‫یا این که شب خوبی داشتی
‫یا هر چیز دیگه‌ای.

00:40:49.042 --> 00:40:52.458
‫ببخشید بابتش. خیلی بی‌ادبانه بود.

00:40:52.667 --> 00:40:58.041
‫من معمولا انقدر خودخواه نیستم.
‫خیلی لطف کردی اومدی پیشم.

00:40:58.250 --> 00:41:02.999
‫قدردانی می‌کنم، فقط بدون.
‫ولی الان دیگه تقریبا رسیدیم.

00:41:04.167 --> 00:41:07.416
‫- فکر کنم برگردم داخل.
‫- باشه.

00:41:07.584 --> 00:41:09.916
‫شب خوبی داشته باشی.

00:41:14.125 --> 00:41:16.583
‫اسمت چیه؟

00:41:16.792 --> 00:41:19.916
‫- بیورن.
‫- بیورن...

00:41:21.042 --> 00:41:24.041
‫اسم من توره.

00:41:24.250 --> 00:41:25.916
‫متوجه شدم.

00:41:27.125 --> 00:41:28.666
‫خداحافظ، تور.

00:41:29.792 --> 00:41:31.374
‫خداحافظ، بیورن.

00:41:38.667 --> 00:41:40.458
‫من قراره بمیرم؟

00:41:40.584 --> 00:41:43.708
‫نه، قرار نیست بمیری.

00:41:43.917 --> 00:41:45.916
‫فقط این که...

00:41:49.792 --> 00:41:52.583
‫من حس کسی رو ندارم که سرطان داره.

00:41:52.792 --> 00:41:54.833
‫نه...

00:41:55.042 --> 00:41:58.041
‫می‌دونم که این خبر خیلی دردناکیه.

00:41:59.084 --> 00:42:02.166
‫ولی زود اومدی پیش من.
‫زود مراجعه کردی.

00:42:02.375 --> 00:42:06.666
‫- حالت خوب می‌شه.
‫- آره...

00:42:08.000 --> 00:42:11.291
‫پیش‌آگاهی خیلی خوبه. یادت باشه.

00:42:11.500 --> 00:42:14.291
‫ولی گفتین
‫که باید درمان شم، درسته؟

00:42:14.459 --> 00:42:17.208
‫بهترین درمان رو برات پیدا می‌کنیم.

00:42:17.375 --> 00:42:22.958
‫یعنی یا شیمی‌درمانی،
‫پرتودرمانی یا جراحی، درسته؟

00:42:23.125 --> 00:42:26.083
‫احتمالا بله.

00:42:26.292 --> 00:42:28.958
‫من نمی‌تونم...

00:42:29.125 --> 00:42:31.708
‫من نمی‌تونم این کار رو کنم!

00:42:31.875 --> 00:42:36.708
‫نمی‌تونم اون مرد کچلی باشم تو تلویزیون
‫که میاد درباره‌اش حرف می‌زنه.

00:42:36.917 --> 00:42:39.916
‫ولی لازم نیست این کار رو بکنی.

00:42:40.125 --> 00:42:45.083
‫- نه، هیچ‌کس مجبور نیست این کار رو بکنه.
‫- من اونجوری نیستم!

00:42:45.292 --> 00:42:47.624
‫[پنجشنبه، 14 اوت]

00:42:47.750 --> 00:42:49.458
‫فکر کنم اون اینجوریه.

00:42:49.667 --> 00:42:51.910
‫اینجا نوشته که استندآپ کمدینه.

00:42:51.960 --> 00:42:53.208
‫شنیدی اسمش رو؟

00:42:53.417 --> 00:42:56.958
‫آره. برات سخته همدلی کردن؟

00:42:57.008 --> 00:42:58.499
‫نه، نیست.

00:42:58.667 --> 00:43:03.874
‫من باهاش همدلی دارم
‫ولی این براش از نظر مالی سود داره.

00:43:04.042 --> 00:43:08.583
‫کلی همدردی تو اینستاگرام می‌گیره،
‫کتاب می‌نویسه...

00:43:08.792 --> 00:43:11.708
‫ولی از یه نظر خوبه. شاید به بقیکمک کنه.

00:43:11.917 --> 00:43:16.124
‫ولی می‌شه یه نمونه موفق دیگه
‫از این که چطور با بیماری کنار بیای.

00:43:16.292 --> 00:43:20.708
‫ممکنه باعث شه بقیه احساس شکست کنن
‫چون انقدر خوب کنار نیومدن.

00:43:20.917 --> 00:43:23.916
‫- فهمیدم.
‫- از کجا معلوم. ناهار می‌ری؟

00:43:24.084 --> 00:43:25.766
‫نه، مرخصی می‌گیرم.

00:43:25.816 --> 00:43:28.708
‫جوزف جای منو پر می‌کنه. اومد.

00:43:28.917 --> 00:43:33.166
‫- سلام.
‫- یه جوئل نامی زنگ زد با شما کار داشت.

00:43:33.334 --> 00:43:34.121
‫جوئل؟

00:43:34.171 --> 00:43:36.583
‫شخصیه. می‌خواست بهش زنگ بزنین.

00:43:36.750 --> 00:43:39.499
‫ممکنه هوئل بوده باشه؟
‫اوله هارالد هوئل؟

00:43:39.625 --> 00:43:40.749
‫نشنیدم دقیق.

00:43:40.917 --> 00:43:44.624
‫- یه زنگ سریع می‌زنم.
‫- باشه. من رفتم.

00:43:44.750 --> 00:43:46.416
‫- باشه، خداحافظ.
‫- خداحافظ.

00:43:54.000 --> 00:43:56.708
‫- کسیه که می‌شناسی؟
‫- شاید؟

00:44:22.667 --> 00:44:25.833
‫سلام! منو می‌شناسی؟

00:44:26.042 --> 00:44:28.083
‫- از قایق؟
‫- آره.

00:44:28.292 --> 00:44:30.041
‫داری می‌ری خونه؟

00:44:31.417 --> 00:44:33.291
‫چیزی شده؟

00:44:34.667 --> 00:44:37.458
‫هی... بذار ببینم.

00:44:37.667 --> 00:44:40.458
‫- می‌تونی نفس بکشی؟
‫- نمی‌دونم چی شده.

00:44:40.667 --> 00:44:42.458
‫می‌تونی دستت رو بلند کنی؟

00:44:42.667 --> 00:44:46.458
‫هی، می‌تونی دستت رو بلند کنی؟
‫خب، خوبه.

00:44:46.667 --> 00:44:49.541
‫- حالم خوبه.
‫- ببین منو.

00:44:50.667 --> 00:44:54.083
‫ولی به نظر میاد یه مشکلی هست.

00:44:54.250 --> 00:44:56.833
‫خبر بدی شنیدی؟

00:44:57.042 --> 00:44:59.374
‫- حالم خوبه.
‫- مطمئنی؟

00:45:00.917 --> 00:45:02.541
‫مرسی.

00:45:05.667 --> 00:45:07.541
‫- هی...
‫- گوش کن، حالم خوبه.

00:45:08.667 --> 00:45:11.541
‫- مطمئنی؟
‫- آره، کاملا.

00:45:40.167 --> 00:45:43.041
‫«من یه عشق ذاتی به انسانیت دارم.

00:45:44.167 --> 00:45:45.916
‫به همه‌ی انسان‌ها.

00:45:46.125 --> 00:45:48.958
‫و شفقت هم دارم.

00:45:49.167 --> 00:45:52.499
‫فکر نمی‌کنم برای بودن فقط با
‫یه مرد ساخته شده باشم.

00:45:52.709 --> 00:45:57.291
‫تقریبا بچگانه به نظر میاد که فقط
‫ یه آدم رو دوست داشته باشی.

00:45:57.500 --> 00:45:59.958
‫هیچ‌وقت هم نمی‌تونم وفادار باشم.

00:46:00.167 --> 00:46:05.041
‫نه به خاطر مردهای دیگه، به خاطر اینه
‫ که من از خیلی آدم‌ها ساخته شدم.»

00:46:06.292 --> 00:46:08.666
‫این کدوم کتابه؟

00:46:09.750 --> 00:46:13.916
‫یه دفترچه یادداشت.
‫اسمش اتی هیلیسومه.

00:46:14.084 --> 00:46:17.083
‫اسمش بود.
‫دارم دفترچه‌ها و نامه‌هاش رو می‌خونم.

00:46:17.292 --> 00:46:21.291
‫همین آخری رو تو راه اومدن اینجا خوندم.
‫خیلی دوستش دارم.

00:46:21.500 --> 00:46:23.958
‫- فکر می‌کنی مال منه؟
‫- نمی‌دونم.

00:46:24.167 --> 00:46:26.958
‫می‌تونی وقتی تمومش کردم قرضش بگیری.

00:46:27.167 --> 00:46:33.333
‫- تو چی می‌خونی؟ اگه چیزی می‌خونی؟
‫- بیشتر کتاب‌های علمی می‌خونم.

00:46:34.375 --> 00:46:37.416
‫خیلی از داستان خوشم نمیاد.

00:46:37.625 --> 00:46:40.208
‫«بعد این اتفاق افتاد، بعد اون اتفاق...»

00:46:40.417 --> 00:46:45.791
‫- به نظرم واقعی نمیاد.
‫- درسته. ولی دفترچه فرق داره.

00:46:46.917 --> 00:46:53.583
‫ذاتی غیرقابل پیش‌بینیه
‫و شامل چیزهای گذشته و حال می‌شه.

00:46:53.792 --> 00:46:57.041
‫هیچ منطق بازنگرانه‌ای نداره.

00:46:58.625 --> 00:47:01.416
‫من بیشتر درباره سنگ‌ها می‌خونم.

00:47:01.625 --> 00:47:05.583
‫درباره سنگ‌ها هم می‌نویسم.
‫فکر کنم بیشتر از خوندن می‌نویسم.

00:47:05.792 --> 00:47:10.208
‫- فهمیدم.
‫- معمولا روی اون صندلی می‌شینم.

00:47:10.417 --> 00:47:13.124
‫- و می‌نویسم.
‫- درباره سنگ‌ها.

00:47:13.334 --> 00:47:17.583
‫درباره سنگ‌ها. با یه پتو روم.

00:47:17.792 --> 00:47:19.583
‫امتحانش کن.
‫خیلی راحته.

00:47:19.792 --> 00:47:21.541
‫مرسی.

00:47:25.167 --> 00:47:29.958
‫پس اینجا می‌شینی
‫با لپ‌تاپت و می‌نویسی؟

00:47:30.167 --> 00:47:32.208
‫نه، بیشتر با دست می‌نویسم.

00:47:32.417 --> 00:47:33.916
‫جدی؟

00:48:01.334 --> 00:48:05.083
‫به ذهنم رسید که دیگه
‫دست‌خط کسی رو نمی‌بینی.

00:48:05.292 --> 00:48:06.833
‫خب، این دست‌خط منه.

00:48:07.042 --> 00:48:08.916
‫چی فکر می‌کنی؟

00:48:15.667 --> 00:48:19.124
‫[به نظرم جدی میاد. اینم دست‌خط من.]

00:48:20.667 --> 00:48:23.249
‫مرسی. به نظر میاد...

00:48:24.792 --> 00:48:26.541
‫قدیمیه؟

00:48:29.417 --> 00:48:33.708
‫- خب، مهم نیست.
‫- ولی باید معذرت بخوام.

00:48:34.834 --> 00:48:37.958
‫قرار بود برات شام درست کنم.

00:48:39.042 --> 00:48:41.458
‫من آشپزی رو دوست دارم.

00:48:41.667 --> 00:48:44.416
‫ولی امروز طبق برنامه پیش نرفت.

00:48:44.584 --> 00:48:47.166
‫شام خیلی خوب بود.

00:48:48.667 --> 00:48:49.999
‫ولی...

00:48:52.042 --> 00:48:54.708
‫اورولوژیست...؟

00:48:54.917 --> 00:48:57.291
‫آره، اورولوژیست.

00:48:57.500 --> 00:48:59.708
‫داشتم فکر می‌کردم...

00:48:59.917 --> 00:49:05.541
‫شکم، این بخش از بدن...

00:49:06.417 --> 00:49:10.541
‫ما فکر می‌کنیم خصوصی‌ترین بخشه.

00:49:11.667 --> 00:49:15.208
‫می‌تونه منبع لذت باشه.

00:49:15.417 --> 00:49:21.041
‫ولی همچنین با ادرار،
‫مدفوع، چیزهایی که زشته، همراهه.

00:49:22.375 --> 00:49:29.791
‫برای همین چه درست کار کنه چه نه،
‫همیشه با شرم همراه شده.

00:49:31.667 --> 00:49:34.999
‫- ولی... زمین‌شناس؟
‫- آره.

00:49:36.125 --> 00:49:38.666
‫- بگو ببینم.
‫- خب...

00:49:39.792 --> 00:49:47.291
‫خیلی‌ها زمین‌شناس می‌شن
‫تا تو صنعت نفت کار کنن.

00:49:47.500 --> 00:49:52.708
‫شاید هدف منم همین بود
‫قبل از این که شروع کنم.

00:49:52.917 --> 00:49:55.958
‫قبل از این که بفهمم سنگ چیه.

00:49:56.167 --> 00:49:59.291
‫- قبل از این که عاشق سنگ بشی.
‫- آره... آره؟

00:49:59.500 --> 00:50:03.249
‫الان، سنگ شاید مهم‌ترین چیز زندگیم باشه.

00:50:03.459 --> 00:50:06.208
‫و می‌تونم...

00:50:06.417 --> 00:50:11.208
‫می‌تونم صدای آواز سنگ‌ها رو بشنوم.

00:50:14.792 --> 00:50:17.291
‫اگه من...

00:50:17.500 --> 00:50:19.458
‫و عاشق این کارم...

00:50:19.667 --> 00:50:24.916
‫اگه روی یه صخره
‫یا یه تپه کنار دریا دراز بکشم...

00:50:25.084 --> 00:50:31.166
‫و گوشم رو بچسبونم به سنگ،
‫می‌تونم صداش رو بشنوم.

00:50:33.292 --> 00:50:37.041
‫هیچ فکر جادویی‌ای توش نیست.

00:50:37.250 --> 00:50:40.833
‫صرفا یه ترکیبه...

00:50:41.042 --> 00:50:44.124
‫از حس فیزیکی تماس سنگ با پوست...

00:50:44.250 --> 00:50:47.208
‫و همه‌چیزهایی که درباره اون سنگ می‌دونم.

00:50:47.417 --> 00:50:54.833
‫فکر کنم یه ادغام میان دانش
‫و حس فیزیکی باشه...

00:50:55.042 --> 00:50:59.291
‫که حس یه تپش زنده رو می‌ده.

00:51:00.500 --> 00:51:06.833
‫این چیزیه که من می‌تونم بشنوم،
‫ولی تو هم می‌تونی حسش کنی.

00:51:07.042 --> 00:51:09.333
‫تو هم می‌تونی بشنویش.

00:51:09.542 --> 00:51:12.208
‫این... برای تو هم صدق می‌کنه.

00:51:14.667 --> 00:51:17.624
‫وقتی فوق‌لیسانس رو شروع کردم...

00:51:17.750 --> 00:51:24.833
‫یه دوستم برام ماکت توپوگرافی اسلو رو ساخت.

00:51:25.042 --> 00:51:33.458
‫اون اولین باری بود که
‫بعد شاعرانه‌اش رو کشف کردم...

00:51:33.667 --> 00:51:36.208
‫خیلی دوست دارم اون ماکت رو ببینم.

00:51:36.417 --> 00:51:39.166
‫- خب، هنوز دارمش.
‫- جدی؟

00:51:39.375 --> 00:51:41.083
‫آره؟

00:51:41.292 --> 00:51:43.124
‫آره، آره.

00:52:04.167 --> 00:52:05.166
‫وای!

00:52:07.750 --> 00:52:10.249
‫- خیلی بزرگه!
‫- آره.

00:52:12.250 --> 00:52:14.666
‫- قشنگه، نه؟
‫- خیلی قشنگه!

00:52:17.084 --> 00:52:22.208
‫عاشق اینم که گونه‌های مختلف
‫رنگ‌های مختلف دارن.

00:52:22.334 --> 00:52:25.958
‫یه حسی از ویژگی‌هاشون می‌گیری.

00:52:26.084 --> 00:52:30.041
‫- اون چیه؟
‫- اون شیل هست.

00:52:31.125 --> 00:52:33.166
‫و این یکی؟

00:52:35.125 --> 00:52:36.999
‫سنگ آهکه.

00:52:37.023 --> 00:52:47.023
بلبل جان
‏.:: <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:53:04.917 --> 00:53:06.708
‫به چی فکر می‌کنی؟

00:53:06.917 --> 00:53:09.999
‫پوستت. خیلی خوشم میاد ازش.

00:53:12.125 --> 00:53:16.708
‫و خوشم میاد که انقدر به کارت علاقه‌مندی.

00:53:16.917 --> 00:53:19.999
‫جدی؟ من به چیزهای دیگه هم اهمیت می‌دم.

00:53:22.125 --> 00:53:27.916
‫چیزی که تو کل دنیا بیشتر از همه دوست دارم،
‫وقت گذروندن با دخترهامه.

00:53:28.125 --> 00:53:30.916
‫اونا مهم‌ترین چیز زندگیم هستن.

00:53:31.125 --> 00:53:36.916
‫الان نگفتی سنگ‌ها مهم‌ترین چیزن؟
‫بالاخره سنگ یا بچه‌ها؟

00:53:37.125 --> 00:53:42.999
‫هردوش. لازم نیست یکی رو انتخاب کنی.

00:53:44.125 --> 00:53:48.999
‫فقط زبانه که ما رو گول می‌زنه
‫که اینطوری فکر کنیم.

00:53:53.375 --> 00:53:55.708
‫چیه؟

00:53:55.917 --> 00:54:01.791
‫دارم به حرف‌هات گوش می‌کنم.
‫فکر کنم این کتاب رو دوست داشته باشی.

00:54:04.042 --> 00:54:06.916
‫ممکنه بخوای شب اینجا بمونی؟

00:54:08.042 --> 00:54:09.916
‫آره، خیلی دوست دارم.

00:54:10.750 --> 00:54:14.416
‫ولی فکر نکنم بمونم. فکر کنم برم.

00:55:20.834 --> 00:55:24.791
‫- اشکالی نداره اینجا بشینم؟
‫- نه، حتما.

00:55:30.750 --> 00:55:33.208
‫- خب...
‫- آره؟

00:55:33.417 --> 00:55:36.833
‫- آره...
‫- چی باعث شد بیای این قایق؟

00:55:37.042 --> 00:55:40.666
‫رفته بودم دیدن یکی.
‫الان دارم برمی‌گردم خونه.

00:55:40.875 --> 00:55:42.916
‫- کی رو دیدی؟
‫- یه دوست.

00:55:43.125 --> 00:55:45.958
‫- شام؟
‫- یه شام سبک.

00:55:46.167 --> 00:55:48.208
‫«شام سبک تو نسوددن»؟

00:55:48.417 --> 00:55:50.624
‫شبیه اسم یه آلبوم فولک میاد.

00:55:52.417 --> 00:55:54.791
‫شمع، هارمونیکا...

00:55:55.000 --> 00:55:58.958
‫- تئوری توطئه.
‫- حتما. من موسیقی فولک دوست دارم.

00:55:59.167 --> 00:56:01.041
‫آره، منم همینطور.

00:56:02.667 --> 00:56:04.666
‫و تو چی؟ کار کردی امروز؟

00:56:04.875 --> 00:56:09.166
‫دارم یه خونه رو بازسازی می‌کنم.
‫کل روز کف‌پوش کار کردم.

00:56:12.167 --> 00:56:13.916
‫لعنتی.

00:56:14.084 --> 00:56:18.708
‫- قرار بود امروز بارون بیاد.
‫- ناراحتی که نیومد؟

00:56:18.917 --> 00:56:22.041
‫وقتی بارون میاد شنا کردن باحاله.

00:56:27.625 --> 00:56:31.749
‫وقتی کارم تموم می‌شه،
‫معمولا می‌رم شنا.

00:56:33.125 --> 00:56:36.166
‫صاحب‌کارهام یه محل شنا دارن.

00:56:38.625 --> 00:56:41.958
‫- تو شنا دوست نداری؟
‫- عاشق شنام.

00:56:44.167 --> 00:56:47.624
‫وقتی شنا نمی‌کنی چیکار می‌کنی؟

00:56:48.750 --> 00:56:51.083
‫کار خاصی نمی‌کنم.

00:56:51.292 --> 00:56:54.708
‫- جدول حل می‌کنم.
‫- جدول؟

00:56:54.917 --> 00:56:57.916
‫- تو هم می‌کنی؟
‫- نه. من کتاب می‌خونم.

00:56:58.125 --> 00:57:00.416
‫آها، فهمیدم.

00:57:00.625 --> 00:57:05.583
‫تو دوست داری کلمه‌ها
‫پشت سر هم با یه نظم بیان؟

00:57:05.792 --> 00:57:07.184
‫آره.

00:57:07.234 --> 00:57:11.458
‫می‌فهمم. من دوست دارم یه ذره آشفته‌تر باشن.

00:57:11.584 --> 00:57:15.433
‫یه جور هرج‌ومرج که باید معنیش رو پیدا کنم.

00:57:15.483 --> 00:57:16.749
‫درسته.

00:57:19.625 --> 00:57:23.583
‫چتری‌هات خیلی قشنگه.

00:57:23.792 --> 00:57:26.541
‫- مرسی.
‫- می‌تونم...

00:57:39.292 --> 00:57:45.583
‫می‌دونی اگه ماشین داشتیم،
‫چیکار می‌تونستیم بکنیم؟

00:57:45.750 --> 00:57:50.791
‫می‌تونستیم بریم خلیج بهشت،
‫شنا کنیم و بعد عشق‌بازی کنیم.

00:57:51.917 --> 00:57:53.458
‫می‌تونستیم این کار رو بکنیم.

00:57:53.625 --> 00:57:56.208
‫می‌تونستیم، آره.

00:57:56.417 --> 00:58:00.833
‫ولی، جاهای دیگه‌ای هم هست
‫غیر از خلیج بهشت.

00:59:59.875 --> 01:00:03.083
‫می‌خندی؟ خنده‌دار بود؟

01:00:03.292 --> 01:00:07.416
‫نه، فقط خیلی خوشحالم که دیدمت.
‫تا حالا این کار رو نکرده بودم.

01:00:07.584 --> 01:00:10.695
‫حداقل نه انقدر خودجوش. تو چی؟

01:00:10.745 --> 01:00:12.708
‫آره، معلومه. یا، آره.

01:00:12.917 --> 01:00:18.083
‫درواقع خیلی وقت‌ها، یا خب، بستگی داره.

01:00:18.292 --> 01:00:24.708
‫الان، زنم رفته خونه پدر و مادرش.
‫پدرش مریضه.

01:00:24.917 --> 01:00:27.958
‫واسه همین وقت بیشتری برای خودم دارم.

01:00:28.167 --> 01:00:32.416
‫- آهان. ازدواج کردی؟
‫- معلومه. تو نکردی؟

01:00:32.584 --> 01:00:36.541
‫- نه.
‫- فکر می‌کردم هر دومون کرده باشیم.

01:00:36.750 --> 01:00:39.708
‫- عه.
‫- خیلی‌خب.

01:00:39.917 --> 01:00:44.541
‫باشه، عیبی نداره.
‫ولی قیافت شبیه آدم متاهله.

01:00:44.750 --> 01:00:47.708
‫تعجب کردی؟ قیافت متعجبه.

01:00:47.917 --> 01:00:52.208
‫متاهل و متعجب؟ آره، شاید یکم تعجب کردم.

01:00:52.417 --> 01:00:55.541
‫بیشتر از این بابت که وقتی
‫متاهلی توی تیندری.

01:00:55.750 --> 01:00:58.333
‫نمی‌ترسی زنت بفهمه؟

01:00:58.383 --> 01:01:00.458
‫اون که توی تیندر نیست، هست؟

01:01:00.667 --> 01:01:02.954
‫نمی‌دونم. ولی شاید دوستاش باشن.

01:01:03.004 --> 01:01:03.749
‫نه، نه.

01:01:09.417 --> 01:01:14.208
‫شاید باور نکنی، ولی واقعا زنم رو دوست دارم.

01:01:14.417 --> 01:01:18.958
‫بیست ساله ازدواج کردیم.
‫آخر هفته تو ووس باهمیم.

01:01:19.167 --> 01:01:22.999
‫- اهل ووسی؟
‫- آره، من و زنم هر دو.

01:01:25.292 --> 01:01:31.166
‫من تو جایی بزرگ شدم که نیم کیلومتر
‫فاصله خانه تا صندوق پست بود.

01:01:32.167 --> 01:01:34.708
‫اون مسیر رو آدم رو عوض می‌کنه.

01:01:34.917 --> 01:01:39.416
‫نمی‌تونی تصور کنی
‫چه انتظاراتی تو اون راه شکل می‌گیره.

01:01:39.584 --> 01:01:43.916
‫- من اهل دوکام.
‫- خب، پس می‌فهمی چی می‌گم.

01:01:44.125 --> 01:01:47.541
‫فکر کنم صندوق پست شما هم
‫خیلی دور بوده.

01:01:47.750 --> 01:01:51.833
‫- نه، نیم کیلومتر نه.
‫- خب، ولی منظورم رو گرفتی.

01:01:52.042 --> 01:01:55.458
‫پس تو هم می‌فهمی که هیچ ارتباطی...

01:01:55.584 --> 01:01:58.666
‫بین انتظارات و زندگی‌ای
‫که نصیبت می‌شه نیست.

01:01:58.834 --> 01:02:02.458
‫ولی تو ازدواج نکردی؟ نه؟ باشه.

01:02:02.667 --> 01:02:05.541
‫خب، اگه آره. خودت بهتر می‌دونی.

01:02:05.750 --> 01:02:09.916
‫ولی حس کردم یه چیز متفاوتی در موردت هست.

01:02:10.084 --> 01:02:15.083
‫نمی‌دونم تو چطوری،
‫ولی بیشتر زن‌های مجرد انتظار بیشتری دارن.

01:02:15.292 --> 01:02:17.999
‫شاید اعتراف نکنن، ولی...

01:02:19.625 --> 01:02:24.624
‫یه دوستی دارم که سر این موضوع
‫خیلی با هم مخالفیم، ولی اون...

01:02:25.917 --> 01:02:30.458
‫اون هر زنی که تو تیندر می‌بینه
‫فکر می‌کنه فاحشه‌ست.

01:02:30.625 --> 01:02:36.208
‫من هیچ وقت با یه فاحشه نبودم
‫یا نرفتم سراغشون.

01:02:36.417 --> 01:02:39.541
‫اون بوده، قبل از تیندر. ولی من نه.

01:02:39.750 --> 01:02:44.624
‫اون بهم گفت تیندر براش
‫مثل یه «روسپی‌خونه مجانی»ـه.

01:02:46.417 --> 01:02:49.958
‫و از یه نظر، هست. ولی فقط این نیست.

01:02:50.167 --> 01:02:53.958
‫چون من زن‌های زیادی می‌بینم
‫که خودشون رو عرضه می‌کنن...

01:02:54.167 --> 01:02:57.678
‫ولی توقع‌های بالایی دارن
‫از یه چیز دیگه‌ای...

01:02:57.728 --> 01:03:00.208
‫که اصلا نمی‌شه بهش رسید.

01:03:00.417 --> 01:03:03.166
‫و این فقط باعث می‌شه احساس گناه کنم.

01:03:06.667 --> 01:03:09.208
‫و واسه همین من... نه.

01:03:09.417 --> 01:03:15.666
‫باور دارم وقتی آدم متاهله، انتظاراتش کمتره.

01:03:15.875 --> 01:03:17.999
‫و این...

01:03:23.000 --> 01:03:26.166
‫- بد گفتم؟
‫- اصلا.

01:03:29.792 --> 01:03:32.541
‫نسبت به زنت عذاب وجدان نداری؟

01:03:32.750 --> 01:03:35.666
‫معلومه که دارم. خیلی زیاد.

01:03:35.834 --> 01:03:39.666
‫معلومه که عذاب وجدان دارم،
‫ولی اون یه چیز دیگه‌ست!

01:03:44.417 --> 01:03:50.916
‫شاید فکر کنی من عوضی‌ترین آدم روی زمینم.

01:03:51.084 --> 01:03:54.291
‫ولی من این همه نیاز جنسی تو وجودمه.

01:03:54.500 --> 01:03:57.458
‫و من...

01:03:57.667 --> 01:04:01.791
‫من خیلی آدم‌دوستم! آدم‌ها...

01:04:03.167 --> 01:04:08.583
‫تو به نظر آدم خوبی میای،
‫و چیزی که همین الان داشتیم...

01:04:08.750 --> 01:04:13.458
‫اون یه چیز کاملا متفاوته با...

01:04:13.584 --> 01:04:15.666
‫با هرکس دیگه.

01:04:17.125 --> 01:04:21.374
‫پس فکر می‌کنم،
‫چرا باید انقدر اشتباه باشه؟

01:04:23.792 --> 01:04:26.791
‫معلومه که عذاب وجدان دارم.

01:04:31.667 --> 01:04:34.166
‫فکر کنم یکم خرابش کردی.

01:04:35.584 --> 01:04:39.999
‫- چطور؟ چیز اشتباهی گفتم؟
‫- نه، فقط...

01:04:41.625 --> 01:04:43.999
‫فکر کنم باید برم خونه.

01:04:46.667 --> 01:04:49.833
‫تو واقعا منو نمی‌شناسی.

01:04:50.042 --> 01:04:51.916
‫ولی من...

01:04:53.500 --> 01:04:55.833
‫من آدم خوبیم.

01:04:56.042 --> 01:05:00.083
‫آره، واقعا باور دارم که هستی.
‫تو آدم خوبی هستی.

01:05:00.250 --> 01:05:03.208
‫قطعا. ولی...

01:05:03.417 --> 01:05:08.708
‫یکم دیگه نمی‌مونی؟
‫خیلی گرفته به نظر میای.

01:05:08.917 --> 01:05:11.708
‫نه، من... می‌رم خونه.

01:05:11.917 --> 01:05:14.541
‫- واسه امشب ممنون. خوب بود.
‫- مرسی.

01:05:15.792 --> 01:05:17.374
‫خداحافظ.

01:05:28.959 --> 01:05:32.833
‫[یکشنبه، 17 اوت]

01:06:11.792 --> 01:06:15.208
‫[دوشنبه، 18 اوت]

01:06:30.042 --> 01:06:33.916
‫واقعا گفت تیندر شبیه روسپی‌خانه مجانیه؟

01:06:36.792 --> 01:06:39.583
‫- آره.
‫- خب این یعنی تو چی هستی؟ فاحشه؟

01:06:39.792 --> 01:06:44.208
‫آره، یا اون. من نیت دیگه‌ای نداشتم.

01:06:44.334 --> 01:06:47.083
‫فقط می‌خواستم باهاش سکس کنم.

01:06:47.292 --> 01:06:50.166
‫هردومون یه چیز می‌خواستیم،
‫پس همون شد.

01:06:50.375 --> 01:06:53.583
‫بعدش، حرف‌هایی زد که هیچ زنی نمی‌زد.

01:06:53.792 --> 01:06:57.666
‫ولی مطمئن نیستم این
‫اخلاق‌ها باعث بشه آدم بدی باشه.

01:06:58.792 --> 01:07:00.583
‫خب، اون متاهل بود.

01:07:00.792 --> 01:07:03.624
‫شاید اگه می‌دونستم، باهاش نمی‌خوابیدم.

01:07:03.792 --> 01:07:06.624
‫- این موضوع منو اذیت می‌کنه.
‫- چی اذیتت می‌کنه؟

01:07:06.750 --> 01:07:10.124
‫این که مستقیم از بوسیدن اوله هارالد...

01:07:10.292 --> 01:07:16.166
‫رسیدی به سکس با یه غریبه‌ی تصادفی
‫کنار اسکله.

01:07:16.375 --> 01:07:18.749
‫ولی واقعا کاملا بی‌دردسر بود.

01:07:18.917 --> 01:07:23.124
‫فقط منو خیلی خوشحال کرد.
‫یه جور آزادی داشت.

01:07:23.292 --> 01:07:28.499
‫یه صمیمیت ساده با یه غریبه
‫می‌تونه خیلی لذت‌بخش باشه.

01:07:28.667 --> 01:07:32.999
‫اینطوری می‌گی انگار تا حالا
‫سکس اتفاقی نداشتی، ولی داشتی.

01:07:33.125 --> 01:07:36.708
‫شاید به خاطر شرایط بود،
‫این که تو کشتی آشنا شدیم.

01:07:36.875 --> 01:07:39.624
‫خیلی راحت‌تر و بی‌قیدتر بود
‫تا یه قرار رسمی.

01:07:39.792 --> 01:07:43.708
‫مثل وقتی نیست که تو تیندر
‫قرار می‌ذاری یا تو بار می‌شینی...

01:07:43.917 --> 01:07:46.083
‫که شبیه یه معامله‌ست.

01:07:46.292 --> 01:07:50.666
‫نه، فقط یه فضای آزاد بود.
‫با شرایط برابر هم رو دیدیم.

01:07:53.917 --> 01:07:57.708
‫- حوصله‌ات رو سر بردم؟
‫- نه، ولی باید بذاری...

01:07:57.917 --> 01:08:00.791
‫بذار تو گوشت، چون الان می‌خوان...

01:08:30.042 --> 01:08:33.458
‫- سلام.
‫- سلام. سالن‌ها رو دیدم.

01:08:33.667 --> 01:08:37.583
‫بد نبودن، ولی خیلی بهتره
‫که اینجا این کار رو انجام بدیم.

01:08:37.750 --> 01:08:43.833
‫با یه سیستم صوتی،
‫مردم تو کل شهر می‌تونن بشنون.

01:08:44.042 --> 01:08:47.726
‫- پروژه تایید شده؟
‫- نه.

01:08:47.750 --> 01:08:52.083
‫- به نظر میاد رای بیاره که رد بشه.
‫- رد بشه؟ چرا؟ کی؟

01:08:52.292 --> 01:08:57.351
‫امروز صبح. می‌خواستم بهت بگم،
‫ولی تو داستان سکست رو گفتی.

01:08:57.375 --> 01:09:03.166
‫می‌خوایم به هر حال یه کاری بکنیم.
‫یه حرکت اینجا، یه کنسرت فیلم‌برداری‌شده.

01:09:03.375 --> 01:09:04.583
‫می‌تونه خیلی خوب باشه.

01:09:04.625 --> 01:09:07.958
‫باید ببینیم از پس چی برمیاییم.

01:09:08.167 --> 01:09:10.583
‫هنوز قطعی نشده.

01:09:10.792 --> 01:09:14.749
‫الان یه علاقه‌ی زیادی واسه
‫ پروژه‌ای هست که...

01:09:14.792 --> 01:09:20.916
‫کناسگورد یه نمایشگاه درباره هنرمندان دوران
‫جنگ جهانی دوم مدیریت کنه. هنر پارتیزانی.

01:09:22.625 --> 01:09:26.791
‫می‌رم با کاریلونیست حرف بزنم،
‫بعد دوباره میام بالا.

01:09:29.500 --> 01:09:32.958
‫من واسه این خیلی زحمت کشیدم.
‫خیلی بهم انرژی داده بود.

01:09:33.167 --> 01:09:37.583
‫و حالا باید با کناسگورد
‫و جنگ جهانی دوم کار کنم؟

01:09:37.750 --> 01:09:42.416
‫حس می‌کنم توخالی و خشک شدم.
‫فقط می‌خوام ولش کنم.

01:09:42.625 --> 01:09:44.833
‫نمی‌تونی ول کنی.

01:09:45.042 --> 01:09:48.708
‫منم از کارهایی که تو می‌کنی،
‫آزرده می‌شم.

01:09:48.917 --> 01:09:51.416
‫نمی‌تونم ازش بگذرم، ماریان.

01:09:51.625 --> 01:09:54.206
‫مستقیم از بوسه با زمین‌شناس...

01:09:54.256 --> 01:09:56.291
‫به سکس با نجار رسیدی!

01:09:57.417 --> 01:10:00.129
‫تو، مسئول‌ترین آدمی که می‌شناسم!

01:10:00.179 --> 01:10:02.518
‫فکر می‌کنی این بی‌مسئولیتیه؟

01:10:02.542 --> 01:10:06.083
‫- نمی‌دونم.
‫- من فکر نمی‌کنم بوده باشه.

01:10:06.292 --> 01:10:08.833
‫فکر می‌کنم اصول اخلاقی من
‫خیلی سفت و سختن.

01:10:09.042 --> 01:10:13.708
‫ولی راجع به سکس نیستن،
‫راجع به رفتارمون با همدیگه‌ست.

01:10:13.917 --> 01:10:18.124
‫دقیقا همون چیزهایی که
‫تو توی تور تالار شهر عالی گفتی!

01:10:18.292 --> 01:10:21.416
‫در مورد آزادی حرف زدی،
‫آزادی جنسی...

01:10:21.625 --> 01:10:25.708
‫آره، و خیلی از اون چیزها از خودته.

01:10:25.917 --> 01:10:28.374
‫همش درباره تو بود. حتما فهمیدی دیگه؟

01:10:28.500 --> 01:10:32.180
‫تو کارهایی می‌کنی که
‫من هیچ‌وقت نمی‌تونم بکنم.

01:10:32.204 --> 01:10:33.833
‫ولی دوست داشتی بکنی؟

01:10:34.042 --> 01:10:36.041
‫نمی‌دونم.

01:10:36.250 --> 01:10:39.416
‫فکر کنم یه جورایی تهدیدم می‌کنه،
‫این کارهات.

01:10:39.625 --> 01:10:42.749
‫اون آزادیت.
‫اون رفتارت که خط قرمزها رو رد می‌کنه.

01:10:42.917 --> 01:10:45.083
‫این منو چی نشون می‌ده؟

01:10:45.292 --> 01:10:51.583
‫یه آدم ترسو، سرکوب‌شده،
‫حوصله‌سربر که از زندگی می‌ترسه؟

01:10:51.792 --> 01:10:54.999
‫- موضوع این نیست، هایدی.
‫- ته دلم می‌دونم.

01:10:55.209 --> 01:10:57.648
‫ولی وقتی باهات حرف می‌زنم،
‫اینطوری فکر می‌کنم.

01:10:57.698 --> 01:10:59.416
‫تو باعث می‌شی اینطوری فکر کنم.

01:10:59.625 --> 01:11:02.041
‫این به این معنی نیست که
‫زندگیم کسل‌کننده‌ست...

01:11:02.250 --> 01:11:05.708
‫صرفا چون با یه نجار تصادفی نمی‌خوابم.

01:11:05.917 --> 01:11:08.450
‫خوابیدن با اون نجار...

01:11:08.500 --> 01:11:13.416
‫منو آزاداندیش و زندگیم رو عالی نکرد.

01:11:13.584 --> 01:11:16.583
‫من حتی انقدرها به سکس علاقه ندارم.

01:11:16.750 --> 01:11:21.874
‫فقط مثل هر چیز دیگه‌ای اتفاق افتاد
‫و خیلی لذت بردم.

01:11:22.042 --> 01:11:26.923
‫باشه. ولی قضیه واسه من
‫با اوله هارالد هم پیچیده‌ست.

01:11:26.973 --> 01:11:28.583
‫اون یه دوسته!

01:11:28.792 --> 01:11:30.233
‫من تو کشتی دیدمش.

01:11:30.283 --> 01:11:34.083
‫بهش خوش گذشته بود و می‌خواست
‫ دوباره باهات تماس بگیره.

01:11:34.292 --> 01:11:37.041
‫جدی؟ خوشحال شدم شنیدم.

01:11:38.167 --> 01:11:43.291
‫هایدی، من خیلی ازش خوشم میاد.
‫فکر می‌کنم فوق‌العاده‌ست.

01:11:43.500 --> 01:11:46.458
‫چی می‌گی؟ دوباره می‌بینیش؟

01:11:46.508 --> 01:11:48.083
‫شاید، از کجا معلوم؟

01:11:48.292 --> 01:11:51.583
‫ولی تقریبا مطمئنم که ما زوج نمی‌شیم.

01:11:51.792 --> 01:11:56.208
‫وقتی گفت دخترهاش از همه‌چیز
‫براش مهم‌ترن، این برام روشن شد.

01:11:56.417 --> 01:12:01.166
‫- چرا؟ می‌خوای تو مهم‌ترین باشی؟
‫- نه، معلومه که نه.

01:12:01.334 --> 01:12:04.583
‫فقط یادم انداخت که این چقدر پیچیده‌ست.

01:12:04.792 --> 01:12:08.916
‫دخترهاش باید مهم‌ترین چیز توی زندگیش باشن.

01:12:09.125 --> 01:12:13.291
‫ولی اگه یه آدم جدید بیاد توی زندگیشون
‫ ممکنه چنین حسی نداشته باشن.

01:12:13.500 --> 01:12:19.083
‫- نباید اینطوری فکر کنی، ماریان.
‫- نه؟ من خودم بچه طلاقم.

01:12:19.292 --> 01:12:22.583
‫به بچه‌ها فکر نکردن واقعا خودخواهیه!

01:12:22.792 --> 01:12:27.166
‫اگه بخوام با اوله هارالد قرار بذارم،
‫باید وارد زندگیش بشم.

01:12:27.334 --> 01:12:30.701
‫این که وارد زندگی کسی بشی،
‫کار خوبی نیست؟

01:12:30.751 --> 01:12:32.083
‫بچه‌ها عاشقت می‌شن.

01:12:32.292 --> 01:12:34.916
‫آره، شاید، ولی...

01:12:35.125 --> 01:12:38.041
‫وارد شدن یعنی قبول کردن مسئولیت.

01:12:38.250 --> 01:12:40.916
‫و اون خانواده مشکل داره.

01:12:41.125 --> 01:12:45.208
‫دو تا بچه‌ی ناامن و یه همسر سابق
‫ همسایه بغلی که مشروب می‌خوره.

01:12:45.417 --> 01:12:48.416
‫فکر می‌کنی سولویگ مشکل الکل داره؟

01:12:48.625 --> 01:12:50.291
‫- آره.
‫- من فکر نمی‌کنم.

01:12:50.500 --> 01:12:54.541
‫رفتارش دقیقا رفتار یه الکلی بود.
‫منو یاد بابا انداخت.

01:12:55.917 --> 01:13:00.291
‫خب، اگه همه‌ی اینا رو می‌بینی،
‫بچه‌های ناامن و...

01:13:00.500 --> 01:13:04.458
‫- مگه این دقیقا موقعی نیست که...
‫- یکی باید وارد بشه؟ نه.

01:13:04.625 --> 01:13:10.083
‫من مناسب اون مسئولیت نیستم.
‫حرکت مسئولانه اینه که دور بمونم.

01:13:10.292 --> 01:13:14.208
‫این دیگه خیلی بدبینانه‌ست، ماریان.

01:13:14.417 --> 01:13:18.141
‫من فکر می‌کنم وارد شدن
‫حتی بدبینانه‌تره.

01:13:18.191 --> 01:13:19.416
‫نه. نه!

01:13:19.625 --> 01:13:24.208
‫من ته دلم حس می‌کنم
‫که اشتباه می‌کنی.

01:13:24.417 --> 01:13:28.833
‫اگه بخوام وارد بشم،
‫باید با سولویگ باشه. اون بیشتر نیاز داره.

01:13:29.625 --> 01:13:33.958
‫[جمعه، 22 اوت]

01:13:36.625 --> 01:13:38.833
‫داری برنامه‌ی عمل‌ها رو بررسی می‌کنی؟

01:13:40.375 --> 01:13:43.124
‫- می‌تونم یه چیزی بپرسم؟
‫- آره.

01:13:43.292 --> 01:13:47.874
‫اشکالی داره برم بخش و به بیماری
‫که تازه عمل کرده سر بزنم؟

01:13:48.042 --> 01:13:50.874
‫آشناست؟ یا اینجا بوده؟

01:13:51.042 --> 01:13:54.083
‫خب، بوده، ولی...

01:13:54.250 --> 01:13:58.333
‫- یعنی کسی که باهاش سر و کار داری.
‫- نه، اینجا نه.

01:13:58.500 --> 01:14:00.958
‫و من نمی‌شناسمش، نه اینطور که...

01:14:02.042 --> 01:14:05.708
‫اولین بار توی کشتی دیدمش.

01:14:09.125 --> 01:14:12.333
‫اول تو گرایندر، بعد روی عرشه.

01:14:12.500 --> 01:14:17.833
‫هیچی نشد، فقط حرف زدیم،
‫بعد گونه‌ام رو بوسید.

01:14:18.792 --> 01:14:22.499
‫همین. و می‌دونه که من اینجا کار می‌کنم.

01:14:22.667 --> 01:14:25.499
‫باشه. نمی‌دونم چی بگم.

01:14:25.667 --> 01:14:29.999
‫- چرا می‌خوای ببینیش؟ خوشت اومده؟
‫- نه! نه...

01:14:30.167 --> 01:14:31.916
‫- نه.
‫- نه؟

01:14:32.125 --> 01:14:36.333
‫فقط می‌خواستم حالش رو بپرسم.
‫صرفا واسه نیت خیر.

01:14:36.500 --> 01:14:39.583
‫ولی اگه اشتباه برداشت بشه...

01:14:41.292 --> 01:14:45.874
‫فکر می‌کنی اشکالی داره
‫دعوت به شام یکی رو قبول کنم...

01:14:46.042 --> 01:14:49.208
‫که تقریبا مطمئنم نمی‌خوام
‫باهاش وارد رابطه بشم؟

01:14:49.375 --> 01:14:55.499
‫خب، تا وقتی که برداشت اشتباه بهش ندی...

01:14:55.667 --> 01:14:58.172
‫احتمالا همون قبول کردن
‫برداشت اشتباهه.

01:14:58.222 --> 01:14:59.624
‫همینه دیگه.

01:14:59.792 --> 01:15:01.833
‫خب...

01:15:02.042 --> 01:15:05.560
‫به عنوان پرستار شیفت
‫برو، نه به عنوان خودت.

01:15:05.584 --> 01:15:06.749
‫باشه.

01:15:08.084 --> 01:15:10.874
‫سلام کارینا. فقط دارم به یه مریض سر می‌زنم.

01:15:11.000 --> 01:15:12.708
‫برو.

01:15:17.667 --> 01:15:20.541
‫سلام. فقط اومدم حال همسایه‌تون رو بپرسم.

01:15:24.917 --> 01:15:29.208
‫سلام. فقط گفتم حالت رو بپرسم...

01:15:29.417 --> 01:15:32.916
‫شارژر گوشیمو پیدا نمی‌کنم.

01:15:34.042 --> 01:15:37.041
‫این یکیه؟

01:15:38.792 --> 01:15:42.791
‫آهان، همین‌جاست.
‫می‌تونی برام وصلش کنی؟

01:15:45.042 --> 01:15:47.083
‫- مرسی.
‫- می‌ذارمش همین‌جا.

01:15:47.292 --> 01:15:53.083
‫شنیدم دیروز عمل داشتی،
‫و این که خوب پیش رفته؟

01:15:53.292 --> 01:15:58.208
‫خب، پروستاتم دیگه نیست.

01:15:58.417 --> 01:16:01.916
‫- امیدوارم همه‌چیز رو برداشته باشن.
‫- آره، امیدوار باشیم.

01:16:02.084 --> 01:16:04.416
‫از کجا فهمیدی اینجام؟

01:16:04.584 --> 01:16:08.333
‫خب، من اینجا کار می‌کنم.
‫برنامه عمل‌ها رو بررسی کردم.

01:16:08.542 --> 01:16:13.374
‫- اسمم رو نمی‌دونی.
‫- پیدا کردنش سخت نبود.

01:16:14.625 --> 01:16:17.001
‫می‌دونم اسمت بیورنه...

01:16:17.051 --> 01:16:21.208
‫و بعد از نوبت دکترت تو راهرو دیدمت.

01:16:21.417 --> 01:16:26.166
‫بعد از آخرین دیدارمون خیلی بهت فکر کردم.

01:16:26.375 --> 01:16:30.208
‫- نباید اونطوری ولت می‌کردم.
‫- بهش فکر نکن.

01:16:30.417 --> 01:16:35.958
‫- معلوم بود چقدر ناراحت بودی.
‫- فقط نمی‌خواستم کسی دور و برم باشه.

01:16:37.542 --> 01:16:40.083
‫- می‌فهمم.
‫- آره.

01:16:40.250 --> 01:16:45.791
‫در هر صورت، عالیه که خیلی زود عمل شدی.

01:16:45.959 --> 01:16:50.166
‫- آره، فوق‌العاده بود.
‫- الان چه حسی داری؟

01:16:50.375 --> 01:16:56.208
‫بد نیست، جز این که خیلی احساس نفخ دارم.

01:16:56.417 --> 01:16:58.458
‫بدترین بخشش همینه.

01:16:58.667 --> 01:17:03.458
‫واسه اینه که شکمت رو
‫واسه لاراسکوپی باد می‌کنن.

01:17:03.667 --> 01:17:06.708
‫باید راه بری تا بره بیرون.
‫گوز بدی.

01:17:06.917 --> 01:17:10.458
‫- آره، همین رو گفتن.
‫- می‌خوای الان یه قدم بزنیم؟

01:17:10.667 --> 01:17:13.208
‫- الان؟
‫- چرا که نه، باهات میام.

01:17:13.417 --> 01:17:14.916
‫- ببین، لازم نیست...
‫- بیا دیگه.

01:17:15.084 --> 01:17:20.958
‫- فکر نکنم بتونم وایسم.
‫- کمکت می‌کنم. این مال توئه؟

01:17:21.167 --> 01:17:23.291
‫آره، ولی...

01:17:25.042 --> 01:17:28.291
‫- بیا بریم.
‫- اون یکی رو آروم.

01:17:32.417 --> 01:17:33.708
‫مرسی.

01:17:33.917 --> 01:17:36.458
‫- و اون یکی.
‫- آره. همین‌جا.

01:17:36.667 --> 01:17:39.291
‫- خب، شد.
‫- لطفا اینو نگه دار.

01:17:39.500 --> 01:17:41.791
‫حتما. چرخ‌ها قفل شدن.

01:17:44.042 --> 01:17:46.666
‫- خب. آماده‌ای؟
‫- آره.

01:17:48.792 --> 01:17:50.374
‫باشه.

01:18:10.792 --> 01:18:14.041
‫- یکم دیگه.
‫- فکر کنم می‌خوام برگردم. آره.

01:18:15.584 --> 01:18:17.791
‫- باشه؟
‫- باشه.

01:18:21.000 --> 01:18:24.458
‫خب. بد نشد.

01:18:24.667 --> 01:18:27.374
‫من که مطمئن نیستم.

01:18:32.375 --> 01:18:37.458
‫- کی مرخصت می‌کنن؟
‫- فکر کنم پس‌فردا.

01:18:37.667 --> 01:18:39.458
‫- نه، نمی‌شه.
‫- احتمالا می‌شه.

01:18:39.667 --> 01:18:42.083
‫- این از چیزی که فکر می‌کنی زودتر می‌گذره.
‫- جدی می‌گی؟

01:18:42.292 --> 01:18:44.916
‫آره.

01:18:45.125 --> 01:18:47.749
‫داشتم فکر می‌کردم...

01:18:48.667 --> 01:18:52.791
‫کسی رو داری که کمکت کنه؟
‫مثلا خرید و این چیزها.

01:18:53.000 --> 01:18:55.541
‫چند هفته باید از بلند کردن
‫چیزهای سنگین پرهیز کنی.

01:18:55.750 --> 01:19:00.083
‫- دوست دارم.
‫- معلومه که داری.

01:19:00.292 --> 01:19:02.904
‫یه دوستم گفت
‫کمکم می‌کنه. حالم خوب می‌شه.

01:19:02.954 --> 01:19:03.958
‫باشه، خوبه.

01:19:04.167 --> 01:19:07.749
‫شمارت چنده؟

01:19:09.250 --> 01:19:12.791
‫90-25-22-13.

01:19:14.125 --> 01:19:16.958
‫لازم نیست که...

01:19:17.125 --> 01:19:20.416
‫- حالا تو هم شماره‌ی منو داری.
‫- باشه.

01:19:20.584 --> 01:19:25.999
‫اگه کمکی خواستی
‫برای خرید یا هر چیز دیگه، زنگ بزن.

01:19:26.167 --> 01:19:28.666
‫جدی می‌گم. فقط زنگ بزن.

01:19:28.875 --> 01:19:31.791
‫بالاخره هردومون تو نسوددن زندگی می‌کنیم.

01:19:32.000 --> 01:19:35.999
‫اگه تو سارپس‌بورگ زندگی می‌کردی،
‫اصلا زحمتش رو نمی‌کشیدم.

01:19:36.167 --> 01:19:40.624
‫- یادت باشه راه بری، تا گاز تخلیه شه.
‫- نهایت تلاشم رو می‌کنم.

01:19:42.042 --> 01:19:44.458
‫- خیلی ممنون.
‫- قابلی نداشت.

01:19:44.667 --> 01:19:47.958
‫خیلی لطف کردی اومدی حالم رو پرسیدی.

01:19:48.167 --> 01:19:50.666
‫و این که پیشنهاد کمک دادی و اینا.

01:19:52.167 --> 01:19:54.458
‫خداحافظ، بیورن.

01:19:54.667 --> 01:19:57.541
‫- داری برمی‌گردی نسوددن؟
‫- آره.

01:19:59.875 --> 01:20:03.208
‫برنامه همینه. شاید تو راه یه قهوه بخورم.

01:20:03.417 --> 01:20:06.083
‫یا شاید قبل از کشتی یه لیوان آبجو بخورم.

01:20:06.250 --> 01:20:08.708
‫نمی‌دونی چه خوش‌شانسی.

01:20:09.667 --> 01:20:13.666
‫وقتی نمی‌تونی داشته باشیش
‫چقدر فوق‌العاده به نظر میاد.

01:20:16.667 --> 01:20:19.749
‫فقط یه جایی بشین و یه قهوه بخور.

01:20:20.750 --> 01:20:23.041
‫به مردم نگاه کن.

01:21:35.292 --> 01:21:37.833
‫[بیورن: واقعا کی هستی؟]

01:21:38.042 --> 01:21:39.916
‫[تور: تور :)]

01:21:44.875 --> 01:21:48.166
‫[بیورن: این برای یه روان‌پزشک کافی نیست.]

01:21:54.625 --> 01:21:58.041
‫[بیورن: شاید پیشنهادت برای کمک رو قبول کنم]

01:22:02.917 --> 01:22:05.041
‫[تور: خوبه :)]

01:22:34.250 --> 01:22:37.041
‫[دوشنبه، 25 اوت]

01:22:41.917 --> 01:22:45.333
‫- الوستاد رو دیدی؟
‫- مریض همین الان اونجاست.

01:22:49.167 --> 01:22:51.208
‫ببخشید.

01:22:51.417 --> 01:22:55.708
‫من با ایگل یه توافق مشخص داشتم.
‫این برام عجیبه.

01:22:55.917 --> 01:22:59.708
‫ما آخر هفته شام خوردیم،
‫گفت... قول داد...

01:22:59.917 --> 01:23:03.208
‫- خب، شما به من ارجاع داده شدین.
‫- ارجاع داده شدم به؟

01:23:03.417 --> 01:23:05.958
‫اگه بخواین می‌تونم بررسی کنم...

01:23:06.167 --> 01:23:09.416
‫- سویلند رو ندیدی؟
‫- مگه توی اتاق عمل نیست؟

01:23:09.584 --> 01:23:13.499
‫فکر می‌کردم باشه.
‫ولی این مریض با ایشون نوبت داشت.

01:23:13.667 --> 01:23:17.999
‫حتما یه اشتباهی شده.
‫این خیلی ناراحت‌کننده‌ست.

01:23:18.167 --> 01:23:21.833
‫- نمی‌تونین پیجش کنین؟
‫- وقتی مشغول عمله، نه.

01:23:22.000 --> 01:23:28.541
‫- ولی نتایج آزمایش‌هاتون اومده.
‫- نه، نه. می‌خوام از ایگل بگیرم.

01:23:28.709 --> 01:23:31.583
‫شاید بتونین پیجش کنین؟

01:23:31.792 --> 01:23:35.516
‫می‌تونم بررسی کنم ببینم
‫واقعا تو عمل هست یا نه.

01:23:35.566 --> 01:23:36.791
‫خوبه.

01:23:37.667 --> 01:23:40.916
‫ما قرار بود عمل رو تو هامبورگ انجام بدیم.

01:23:41.125 --> 01:23:45.083
‫- چون اون کلینیک بهترینه.
‫- حتما می‌دونین.

01:23:45.250 --> 01:23:48.708
‫- البته به جز کپنهاگن.
‫- اونا هم خیلی خوبن.

01:23:48.917 --> 01:23:53.958
‫ولی وقتی با هامبورگ حرف می‌زدیم،
‫گفتم که ما ایگل رو می‌شناسیم.

01:23:54.167 --> 01:24:00.916
‫اونا گفتن: «چرا بیایین هامبورگ،
‫وقتی یکی از بهترین‌های اروپا تو نروژه؟»

01:24:01.125 --> 01:24:08.791
‫جالب اینه که عموی ایگل،
‫هاکون سویلند، پدر منو درمان کرد.

01:24:09.000 --> 01:24:12.208
‫نه برای همین بیماری. اون جراح قلب بود.

01:24:12.417 --> 01:24:17.416
‫و کلبه‌اش کنار خونه‌ی والدینم بود،
‫اون بالا توی میسوستر.

01:24:17.625 --> 01:24:20.458
‫- فهمیدم. چه تصادفی.
‫- درسته؟

01:24:20.667 --> 01:24:23.541
‫ایگل یه جراح فوق‌العاده‌ست، معلومه.

01:24:24.917 --> 01:24:28.004
‫همین الان کارش تموم شد.
‫تا چند دقیقه دیگه میاد پایین...

01:24:28.054 --> 01:24:30.208
‫یکم تاخیر داشتن.

01:24:30.417 --> 01:24:32.583
‫تا ده دقیقه دیگه میاد پایین.

01:24:32.792 --> 01:24:34.374
‫مرسی.

01:24:36.000 --> 01:24:39.708
‫- پدر سوره تا 105 سالگی زنده بود.
‫- ولی دیگه نیست.

01:24:39.917 --> 01:24:45.791
‫بهار فوت کرد، ولی تا آخرین لحظه
‫سرحال و هوشیار بود.

01:24:46.000 --> 01:24:48.416
‫- آره، همینطور بود.
‫- کمتر کسی انقدر خوش‌شانسه.

01:24:48.625 --> 01:24:53.416
‫- درسته، و برادرش هنوز زنده‌ست.
‫- برادر من نه، عموم.

01:24:53.584 --> 01:24:57.583
‫آره، عموی ایشونه.
‫خب، همجنسگراست، ولی...

01:24:57.792 --> 01:25:01.958
‫حیفه، چون دیگه وارثی نداره، ولی...

01:25:02.167 --> 01:25:06.416
‫هنوز سرحاله، قطعا.
‫ما تو خانواد‌مون خیلی عمر می‌کنیم.

01:25:06.584 --> 01:25:08.999
‫- آره...
‫- آره، همینطوره.

01:25:09.959 --> 01:25:14.999
‫105 سال؟ بعضی‌ها انقدر نچسبن که بعد
‫حرف زدن باهاشون دلت می‌خواد دوش بگیری.

01:25:15.125 --> 01:25:18.249
‫بهت برخورد؟

01:25:18.417 --> 01:25:23.083
‫اونم مثل بقیه می‌ترسه همدمش
‫ رو از دست بده. از مرگ می‌ترسه.

01:25:23.292 --> 01:25:24.594
‫تو بهت برنخورد؟

01:25:24.644 --> 01:25:27.333
‫چون نمی‌خواست معاینه‌اش کنم؟

01:25:27.500 --> 01:25:31.249
‫ایگل زبونشون رو بلده.
‫من خوب درکشون می‌کنم.

01:25:31.375 --> 01:25:37.333
‫یه چیز دیگه... رفتی اون دوستی که تو
‫گرایندر پیدا کرده بودی رو دیدی؟

01:25:38.500 --> 01:25:40.499
‫آره، سر زدم.

01:25:42.917 --> 01:25:45.666
‫پیشنهاد دادم تو خرید بهش کمک کنم.

01:25:45.875 --> 01:25:49.041
‫یه حد و مرزی هست دیگه، می‌فهمی؟

01:25:49.209 --> 01:25:52.958
‫نمی‌شه به کسایی که تو گرایندر می‌بینی
‫پیشنهاد پرستاری خونه بدی.

01:25:53.084 --> 01:25:56.249
‫به من ربطی نداره،
‫ولی برای خودم هم همینطوره.

01:25:56.459 --> 01:26:01.624
‫منم نمی‌تونم به یکی به خاطر این که کلبه
‫والدینمون کنار همه، امتیاز بدم.

01:26:01.792 --> 01:26:05.541
‫- نه...
‫- نه. و یه چیز دیگه.

01:26:05.750 --> 01:26:08.667
‫اگه این یه دختر بود
‫که توی تیندر دیده بودی...

01:26:08.717 --> 01:26:10.583
‫یه لحظه هم معطل نمی‌کردم، نه می‌گفتم.

01:26:10.750 --> 01:26:13.083
‫ولی الان نمی‌گم، که برام گیج‌کننده‌ست.

01:26:13.250 --> 01:26:17.749
‫به خاطر اینه که هر دوتون مردین
‫که من اینجوری می‌شم...

01:26:17.917 --> 01:26:21.708
‫به هر حال، این مریض آسیب‌پذیره،
‫پس فکر می‌کنم...

01:26:21.917 --> 01:26:23.166
‫نه، این...

01:26:24.834 --> 01:26:28.208
‫واسه زدن مخش چنین کاری نمی‌کنم.

01:26:28.417 --> 01:26:31.541
‫- اصلا علاقه‌ای ندارم.
‫- به من ربطی نداره.

01:26:31.709 --> 01:26:34.791
‫و فکر نمی‌کنم سیگنال اشتباهی داده باشم.

01:26:35.667 --> 01:26:40.791
‫فقط فکر می‌کنم کمک کردن به کسی
‫برای خرید که اشکالی نداره، نه؟

01:26:43.542 --> 01:26:46.708
‫نه، احتمالا حق با توئه.

01:26:46.917 --> 01:26:50.666
‫- معلومه که حق با توئه. ولی گوش کن...
‫- چی؟

01:26:50.875 --> 01:26:54.662
‫یه چیزی هست که هی تو ذهنمه، باید بگم.

01:26:54.712 --> 01:26:56.666
‫یه موضوع جداست، باشه؟

01:26:56.875 --> 01:27:01.958
‫هیچ ربطی به گرایندر نداره،
‫ولی چیزیه که زیاد بهش فکر می‌کنم.

01:27:02.167 --> 01:27:05.583
‫ما بیماران همجنس‌گرا زیاد داریم.

01:27:05.792 --> 01:27:08.833
‫مطمئنم من زودتر از تو تشخیصشون می‌دم.

01:27:09.000 --> 01:27:13.041
‫یه نگاه می‌کنم می‌فهمم،
‫و چیزی که می‌بینم اینه که...

01:27:16.667 --> 01:27:22.124
‫چون می‌دونم عواقب اون تشخیص
‫ برای اون مردها چیه.

01:27:22.292 --> 01:27:24.999
‫و این چیزیه که هیچ‌وقت بهشون نمی‌گی.

01:27:25.167 --> 01:27:28.458
‫به ناتوانی جنسی و ناباروری اشاره می‌کنی...

01:27:28.625 --> 01:27:33.749
‫ولی تقریبا هیچ نمی‌گی که
‫برداشتن پروستات چه اثری روی سکس داره.

01:27:33.917 --> 01:27:37.083
‫نه تنها نعوظت رو از دست می‌دی،
‫چیز رو هم...

01:27:39.875 --> 01:27:46.749
‫وقتی رابطه‌ی مقعدی داری، اگه کسی
‫از پشت بگیرتم، رک بگم...

01:27:46.917 --> 01:27:49.946
‫آلتش رو فشار می‌ده به پروستاتم.

01:27:49.996 --> 01:27:51.833
‫که خیلی لذت‌بخشه.

01:27:52.000 --> 01:27:56.041
‫این یه بخش خیلی بزرگ از لذته که...

01:27:56.875 --> 01:27:59.874
‫که وقتی پروستات رو برمی‌دارن از بین می‌ره.

01:28:00.042 --> 01:28:02.041
‫و این فقط...

01:28:04.125 --> 01:28:09.166
‫فکر کنم نسبت به مردهای همجنس‌گرا
‫بیشتر دلم می‌سوزه تا بقیه.

01:28:09.292 --> 01:28:12.958
‫چون می‌دونم واقعا در عمل چه معنی‌ای داره.

01:28:13.167 --> 01:28:16.749
‫یه جورهایی فقدانش بزرگ‌تره.

01:28:17.834 --> 01:28:22.208
‫هیچ‌وقت به این فکر نکرده بودم.
‫متاسفم.

01:28:22.417 --> 01:28:24.708
‫اشکالی نداره.

01:28:24.917 --> 01:28:28.017
‫و کاملا بی‌ربطه، فقط...

01:28:28.067 --> 01:28:29.083
‫نه، نه.

01:28:29.292 --> 01:28:33.083
‫انقدر بهش فکر کردم که مجبور شدم بگم.

01:28:33.209 --> 01:28:35.791
‫خیلی خوشحالم که گفتی.
‫مرسی.

01:28:37.375 --> 01:28:40.291
‫خب، دیگه گفته شد.

01:29:52.292 --> 01:29:56.708
‫[سه‌شنبه، 26 اوت]

01:29:56.834 --> 01:30:02.541
‫دوستم قرار بود کمکم کنه،
‫ولی مجبور شد سگش رو ببره دامپزشکی.

01:30:03.834 --> 01:30:08.958
‫- همونی که قرار بود توی خرید کمکت کنه؟
‫- آره، فردا می‌ره خرید.

01:30:09.167 --> 01:30:11.539
‫ولی اونوقت امشب چیزی نداری.

01:30:11.589 --> 01:30:12.583
‫اشکالی نداره.

01:30:12.750 --> 01:30:16.833
‫پس من می‌برمت خونه،
‫بعدش برات خرید می‌کنم.

01:30:17.042 --> 01:30:21.624
‫- نه، نه. واقعا لازم نیست.
‫- اشکالی نداره. جدی.

01:30:22.875 --> 01:30:26.833
‫- سوندت خوبه؟
‫- خیلی اذیتم می‌کنه، ولی...

01:30:27.042 --> 01:30:29.916
‫- خوب محکم شده؟
‫- هست، سر جاشه.

01:30:30.125 --> 01:30:31.166
‫هی...

01:30:34.292 --> 01:30:36.916
‫کیسه هنوز پر نیست.

01:30:37.125 --> 01:30:39.541
‫یادت دادن چطوری خالیش کنی؟

01:30:43.750 --> 01:30:47.208
‫- پوشک هم گرفتی؟
‫- آره.

01:30:48.334 --> 01:30:50.141
‫نسخه هم گرفتی؟

01:30:50.191 --> 01:30:53.083
‫هر چی نسخه بود دادن. حتی ویاگرا!

01:30:53.292 --> 01:30:56.791
‫- برای این که دوباره نعوظ داشته باشی.
‫- می‌دونم.

01:30:59.417 --> 01:31:04.208
‫- وقتی شنیدی ناراحت شدی؟
‫- آره، می‌شه گفت.

01:31:04.417 --> 01:31:06.541
‫ولی نیتشون خیره.

01:31:06.750 --> 01:31:10.208
‫خوبه که در موردش حرف زدن. مهمه.

01:31:11.334 --> 01:31:14.499
‫فقط باید با ریتم خودت پیش بری.

01:31:25.750 --> 01:31:27.624
‫فکر کنم باید بریم.

01:31:40.750 --> 01:31:44.541
‫ما تمرکزمون روی اینه که
‫مریض‌ها دوباره خوب بشن.

01:31:44.750 --> 01:31:47.249
‫ولی واقعا توانش رو نداریم...

01:31:47.417 --> 01:31:51.874
‫که با اندوهی که بعضی‌ها بعد از
‫ عمل حس می‌کنن کنار بیایم.

01:31:52.042 --> 01:31:57.583
‫این که یکی بیاد داخل بدنت و چیزی رو برداره
‫ یا تغییر بده...

01:31:57.709 --> 01:32:01.958
‫ممکنه حسش... خب مثل تجاوز نباشه...

01:32:02.125 --> 01:32:05.083
‫ولی شاید بیشتر شبیه ورود اجباری باشه.

01:32:05.292 --> 01:32:09.083
‫بیدار می‌شی و بدنت کاملا فرق کرده.

01:32:09.292 --> 01:32:12.541
‫بعضی‌ها یه حس از دست دادن دارن.

01:32:12.750 --> 01:32:13.999
‫نمی‌تونیم عوضش کنیم...

01:32:14.209 --> 01:32:17.541
‫ولی بهتره بپذیریم که بعضی‌ها
‫ ممکنه غصه بخورن.

01:32:17.750 --> 01:32:22.208
‫و اون غصه شاید نیاز به زمان داشته باشه
‫تا خوب شه یا تبدیل به چیز دیگه‌ای بشه.

01:32:22.417 --> 01:32:26.208
‫- چیز دیگه‌ای؟
‫- آره.

01:32:26.417 --> 01:32:32.208
‫من دقیق نمی‌دونم، ولی چیزی که یاد گرفتم
‫اینه که بدن یه میدان جنگه.

01:32:32.417 --> 01:32:35.499
‫به نفعمونه اینو جدی بگیریم...

01:32:35.709 --> 01:32:39.708
‫همه‌چیز رو آروم بپذیریم و باهاش نجنگیم.

01:32:39.917 --> 01:32:44.333
‫این فقط درباره بیماری نیست.
‫درباره جنسیت و میل هم هست.

01:32:46.584 --> 01:32:50.083
‫زن اولم سرطان داشت.

01:32:50.292 --> 01:32:52.541
‫قبل از این که همدیگه رو ببینیم.

01:32:54.125 --> 01:32:56.999
‫چند بار ازدواج کردی؟

01:32:57.167 --> 01:32:58.624
‫- دو بار.
‫- عه.

01:32:59.750 --> 01:33:04.666
‫هیچوقت دوست نداشتی
‫ ازدواج کنی و بچه‌دار بشی؟

01:33:06.417 --> 01:33:08.208
‫نه.

01:33:08.417 --> 01:33:10.958
‫فکر کنم دوباره می‌تونم ازدواج کنم.

01:33:11.167 --> 01:33:15.291
‫چی باعث می‌شه فکر کنی
‫بار سوم جواب می‌ده؟

01:33:16.750 --> 01:33:21.749
‫- وقتی عاشق می‌شی اینطوری فکر می‌کنی.
‫- ولی دیدی که چطوری می‌تونه عوض بشه.

01:33:22.625 --> 01:33:26.083
‫من نمی‌فهمم چرا مردم
‫این نیاز به ازدواج رو حس می‌کنن.

01:33:26.292 --> 01:33:30.958
‫اگه عشق هست و می‌خوای با هم باشی،
‫همین کافی نیست؟

01:33:31.167 --> 01:33:34.053
‫یه چیزی در مورد اون قولی
‫ که می‌دی وجود داره.

01:33:34.103 --> 01:33:36.541
‫قولی که دو بار شکوندیش...

01:33:36.750 --> 01:33:39.916
‫ولی هنوز حاضری
‫بار سوم دوباره بدی؟

01:33:40.125 --> 01:33:43.666
‫پس ازدواج با یه دروغ بزرگ شروع می‌شه.

01:33:43.875 --> 01:33:48.083
‫و همه می‌دونن که دروغ
‫پایه‌ی سستی برای ساختنه.

01:33:48.292 --> 01:33:53.666
‫از نظر من ازدواج یه جور واحد تولیدیه...

01:33:53.875 --> 01:33:56.999
‫که هدف اصلیش
‫بچه‌دار شدنه.

01:33:58.125 --> 01:34:00.999
‫- تو اینجوری می‌بینیش؟
‫- آره.

01:34:02.000 --> 01:34:05.374
‫در اصل همین‌طوره.

01:34:05.584 --> 01:34:11.541
‫با یه پروژه مشترک شروع می‌شه،
‫ولی آخرش میفته گردن بچه‌ها...

01:34:11.750 --> 01:34:13.554
‫که پروژه رو ادامه بدن...

01:34:13.604 --> 01:34:18.041
‫وقتی والدین دیگه
‫نمی‌تونن یا نمی‌خوان سرمایه‌گذاری کنن.

01:34:19.000 --> 01:34:20.958
‫اونا می‌تونن جدا شن و از نو شروع کنن...

01:34:21.167 --> 01:34:25.166
‫ولی بچه‌ها تا آخر عمر
‫گیر اون ازدواج می‌مونن.

01:34:28.292 --> 01:34:32.166
‫- متاسفم.
‫- صرفا این‌طوری می‌گی دیگه.

01:34:34.917 --> 01:34:40.541
‫فقط پر از عذاب وجدان می‌شم.
‫ولی اشکالی نداره.

01:34:42.000 --> 01:34:44.749
‫من همیشه همینطوریم.

01:34:45.750 --> 01:34:47.791
‫واقعا؟

01:34:49.042 --> 01:34:50.999
‫آره، همیشه.

01:34:53.875 --> 01:34:57.749
‫پس نباید ازت بخوام
‫با من ازدواج کنی؟

01:35:00.167 --> 01:35:02.874
‫اشکالی نداره.
‫هیچوقت این کار رو نمی‌کنم.

01:35:03.084 --> 01:35:04.583
‫مرسی.

01:35:06.167 --> 01:35:09.166
‫قول می‌دم. ولی...

01:35:13.917 --> 01:35:16.624
‫اشکالی داره اگه بگم...

01:35:18.417 --> 01:35:21.291
‫عاشق شدم؟

01:35:23.875 --> 01:35:27.291
‫اشکالی نداره.
‫می‌تونی بگی.

01:35:44.417 --> 01:35:47.666
‫همیشه همینطوری‌ای؟
‫انقدر مهربون؟

01:35:47.875 --> 01:35:49.583
‫همیشه.

01:35:49.792 --> 01:35:52.624
‫زندگی خیلی کوتاهه، می‌دونی.

01:35:55.417 --> 01:35:58.791
‫بیورن، کیسه‌ات...
‫فکر کنم باید خالی بشه.

01:35:59.000 --> 01:36:02.166
‫عه. راست میگی.

01:36:06.167 --> 01:36:08.624
‫- کمک می‌خوای؟
‫- نه، نه.

01:36:18.167 --> 01:36:20.749
‫نه! نه...

01:36:29.167 --> 01:36:32.791
‫من خوبم. لطفا نیا تو.

01:36:33.000 --> 01:36:35.999
‫- هی، می‌تونم...
‫- خوبم.

01:36:37.042 --> 01:36:39.958
‫- سطل داری؟
‫- تو آشپزخونه‌ست.

01:36:40.167 --> 01:36:43.999
‫- زیر کابینت.
‫- باشه.

01:36:44.023 --> 01:37:04.023
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

01:38:03.834 --> 01:38:09.749
‫- اونایی که تو عکس‌ها هستن کیان؟
‫- داگ هامرشولد اون یکی رو گرفته.

01:38:10.625 --> 01:38:14.166
‫- خوبه.
‫- آره. به نظرم تاثیرگذاره.

01:38:15.834 --> 01:38:18.874
‫اون یکی عکس پالمه‌ست.

01:38:21.625 --> 01:38:24.624
‫یه جور همجنس‌گرایی ظریف توشه.

01:38:27.125 --> 01:38:29.912
‫تو بیمارستان خیلی نخوابیدی.

01:38:29.962 --> 01:38:30.874
‫نه.

01:38:31.084 --> 01:38:36.083
‫از وقتی عمل کردم زیاد نخوابیدم.
‫ بیدار دراز می‌کشم و فکر می‌کنم.

01:38:36.292 --> 01:38:37.791
‫به چی؟

01:38:38.000 --> 01:38:42.541
‫به همه‌چیز. که چقدر بی‌معنی بوده.

01:38:42.750 --> 01:38:46.666
‫بی‌معنی؟ واقعا اینطوری فکر می‌کنی؟

01:38:46.834 --> 01:38:52.958
‫گفتنش وحشتناکه، ولی کم‌کم
‫داره برام روشن می‌شه.

01:38:53.167 --> 01:38:59.083
‫صبح روز عملم، داشتم اخبار رادیو
‫ رو گوش می‌کردم.

01:38:59.292 --> 01:39:05.208
‫گفتن واکسن ایدز به‌ زودی
‫ در دسترس قرار می‌گیره.

01:39:05.417 --> 01:39:06.708
‫جدی؟

01:39:06.917 --> 01:39:10.958
‫همه‌گیری کرونا این فرصت رو داد
‫که فناوری ام‌آر‌ان‌ای رو آزمایش کنن.

01:39:11.167 --> 01:39:13.958
‫آره شنیدم. عالی نیست؟

01:39:14.167 --> 01:39:17.999
‫آره، ولی درست همون روز...

01:39:20.000 --> 01:39:23.624
‫«طعنه سرنوشت»، همین نیست؟

01:39:24.750 --> 01:39:30.541
‫بعد از این که تابستون 1986 همجنس‌گرا بودنم
‫رو علنی کردم...

01:39:30.750 --> 01:39:32.541
‫قبل از این که من به دنیا بیام.

01:39:32.750 --> 01:39:35.791
‫- جدی؟
‫- آره.

01:39:37.625 --> 01:39:44.499
‫زود بعدش یه مستند
‫ تلویزیونی درباره ایدز دیدم.

01:39:45.792 --> 01:39:51.291
‫مثل فیلم ترسناک بود!
‫حرف‌های معمول اون موقع رو می‌زدن.

01:39:52.417 --> 01:39:59.666
‫که ایدز یه بیماری وحشتناک و مرگباره
‫که بیشتر سراغ مردهای همجنس‌گرا می‌ره.

01:39:59.834 --> 01:40:07.708
‫و من حس کردم دارم مجازات می‌شم،
‫برای جرئتی که کردم و علنی کردم.

01:40:07.917 --> 01:40:10.291
‫که حقم بوده.

01:40:11.667 --> 01:40:17.208
‫همه‌چیز برام عوض شد.
‫شدیدا ترسیدم.

01:40:17.417 --> 01:40:25.083
‫اگه سکس می‌کردم و یه ذره منی روی پوستم
‫می‌ریخت، همین کافی بود که وحشت‌زده بشم.

01:40:25.292 --> 01:40:29.958
‫چه برسه به این که با کسی بخوابم
‫که نخواد کاندوم استفاده کنه.

01:40:30.167 --> 01:40:34.958
‫سخت بود که پافشاری کنم،
‫خودمم ازش خوشم نمیومد.

01:40:35.167 --> 01:40:41.208
‫بعدش می‌شکستم.
‫همیشه می‌دویدم آزمایش می‌دادم.

01:40:41.417 --> 01:40:46.416
‫توی سالن انتظار کلینیک می‌نشستم
‫و احساس کثیفی و شرم داشتم.

01:40:46.584 --> 01:40:49.583
‫و اون سه ماهی که طول می‌کشید
‫تا جواب نهایی بیاد...

01:40:49.750 --> 01:40:53.958
‫از اضطراب فلج بودم.

01:40:54.084 --> 01:40:57.208
‫بین ترس از مرگ و این فکر که...

01:40:57.417 --> 01:41:03.916
‫چطور باید به آدم‌های نزدیکم بگم،
‫دست‌به‌دست می‌شدم.

01:41:04.084 --> 01:41:07.666
‫شب‌ها بیدار می‌موندم و به پدر
‫و برادرهام فکر می‌کردم...

01:41:07.834 --> 01:41:14.166
‫که مجبور می‌شن به بقیه بگن من ایدز گرفتم.

01:41:15.042 --> 01:41:18.541
‫آخرش، انقدر فشار و استرس شدید شد...

01:41:18.750 --> 01:41:21.208
‫که به نظرم بهتر بود
‫کلا سکس رو کنار بذارم.

01:41:21.417 --> 01:41:24.083
‫کلا. ازش بگذرم.

01:41:24.250 --> 01:41:26.666
‫از اضطراب خلاص بشم.

01:41:26.834 --> 01:41:30.791
‫ولی بعد داروها اومدن.
‫خیلی وقته دیگه حکم مرگ نداره.

01:41:31.000 --> 01:41:32.666
‫ولی هنوز می‌ترسی، نه...

01:41:32.834 --> 01:41:37.208
‫از این که بیماری‌ای بگیری
‫که مجبور باشی تا آخر عمر دارو بخوری؟

01:41:37.417 --> 01:41:42.208
‫و نمی‌دونی چطوری روی بدنت اثر می‌ذاره.
‫عوارض جانبی و...

01:41:42.417 --> 01:41:46.416
‫پس پی‌آرای‌پی چی؟ چرا امتحانش نکردی؟

01:41:46.625 --> 01:41:50.708
‫قطعا باید می‌کردم. الان می‌فهمم.

01:41:50.917 --> 01:41:55.166
‫ولی وقتی اومد، حس کردم قطار رفته.

01:41:55.375 --> 01:42:00.416
‫یه جورایی. نمی‌دونم، فقط خیلی... خستم.

01:42:00.625 --> 01:42:03.083
‫ولی تو توی گرایندر هستی.

01:42:03.292 --> 01:42:05.985
‫فقط برای نگاه کردنه.
‫هیچ کاری نمی‌کنم.

01:42:06.035 --> 01:42:06.916
‫خب؟

01:42:08.167 --> 01:42:13.874
‫فکر نمی‌کنم چیزی ازم مونده
‫که کسی رو تحریک کنه.

01:42:15.125 --> 01:42:20.541
‫وقتی گفتن باید عمل کنم
‫و سویلند گفت...

01:42:21.875 --> 01:42:25.708
‫احتمال زیادی هست
‫که دیگه نعوظ نداشته باشم...

01:42:25.917 --> 01:42:29.791
‫به نظرم اون کوچیک‌ترین مشکل بود.

01:42:30.000 --> 01:42:36.291
‫ولی همون روز که رفتم عمل
‫و احتمال ناتوانی جنسی...

01:42:37.292 --> 01:42:41.541
‫یا حداقل عقیم شدن،
‫هیچوقت دیگه انزال نداشته باشم...

01:42:41.750 --> 01:42:45.916
‫همون روز، از همه روزها، بهم میگن...

01:42:46.084 --> 01:42:50.166
‫که واکسن ایدز احتمالا داره میاد.

01:42:51.292 --> 01:42:53.958
‫انگار به نقطه اول برگشتم.

01:42:54.167 --> 01:42:58.083
‫به حرف‌هایی که روز اول
‫دیدارمون زدی فکر کردم.

01:42:58.250 --> 01:43:01.958
‫که مردم باید خودشون رو جمع‌وجور کنن.

01:43:02.167 --> 01:43:04.401
‫منظورم این نیست که تو باید...

01:43:04.451 --> 01:43:08.041
‫ولی شاید سعی کنی
‫توی ترحم به خودت غرق نشی.

01:43:12.625 --> 01:43:15.208
‫تو هنوز تموم نشدی.

01:43:15.417 --> 01:43:17.666
‫حالا بیا تو تخت.

01:43:31.917 --> 01:43:33.916
‫- می‌تونی خودت؟
‫- آره.

01:43:37.917 --> 01:43:39.666
‫مرسی.

01:43:43.292 --> 01:43:47.416
‫- داری چیکار می‌کنی؟
‫- می‌خوام کنار تو دراز بکشم.

01:43:47.625 --> 01:43:50.958
‫- چرا؟
‫- چون دلم می‌خواد.

01:43:51.167 --> 01:43:54.916
‫نمی‌خوام کاری بکنم،
‫فقط می‌خوام کنار تو باشم.

01:43:55.792 --> 01:43:57.675
‫نباید از سر ترحم بکنی.

01:43:57.725 --> 01:44:00.791
‫نه، می‌کنم چون می‌خوام پیشت باشم.

01:44:01.792 --> 01:44:04.541
‫به عنوان یه چیز خوب در نظرش بگیر.

01:44:05.917 --> 01:44:07.916
‫به عنوان یه مسکن، واسه هر دومون.

01:44:10.500 --> 01:44:12.666
‫جدی می‌گم.

01:44:36.167 --> 01:44:38.541
‫صرفا سعی کن آروم باشی.

01:44:47.917 --> 01:44:51.583
‫[چهارشنبه، 27 اوت]

01:45:19.167 --> 01:45:21.458
‫من می‌رم سر کار.

01:45:21.667 --> 01:45:25.166
‫- حالت چطوره امروز؟
‫- بد نیستم.

01:45:29.667 --> 01:45:33.916
‫خوبه، ولی کیسه باید به زودی تخلیه بشه.

01:45:37.042 --> 01:45:38.999
‫چیه؟

01:45:40.625 --> 01:45:44.249
‫- شاید این الان عجیب باشه.
‫- چی عجیب باشه؟

01:45:45.625 --> 01:45:49.228
‫لزومی نداره چون باهام خوابیدی...

01:45:49.278 --> 01:45:52.374
‫حس کنی که باید برگردی اینجا.

01:45:53.792 --> 01:45:56.833
‫بیورن... بیورن، بیورن، بیورن.

01:45:57.042 --> 01:45:59.833
‫باید بیشتر به مردم ایمان داشته باشی.

01:46:14.125 --> 01:46:15.166
‫خداحافظ.

01:46:22.917 --> 01:46:24.708
‫سلام آیدا.

01:46:24.917 --> 01:46:26.041
‫سلام.

01:46:27.000 --> 01:46:29.055
‫خیلی وقته اینجا نشستی؟

01:46:29.105 --> 01:46:32.166
‫اومدم داخل، ولی هنوز توی تخت بودین.

01:46:32.375 --> 01:46:36.916
‫- این هفته پیش مامان می‌مونی.
‫- نمی‌خوام پیش مامان باشم.

01:46:37.125 --> 01:46:38.999
‫نه، می‌فهمم، ولی...

01:46:40.167 --> 01:46:42.583
‫برو داخل تا بیاییم با هم صبحونه بخوریم.

01:46:42.792 --> 01:46:45.791
‫اول با ماریان خداحافظی کنم.

01:46:52.667 --> 01:46:54.471
‫ببخشید.

01:46:54.521 --> 01:46:58.416
‫لازم نیست عذرخواهی بکنی.
‫من باید عذرخواهی بکنم.

01:46:58.625 --> 01:47:02.958
‫آیدا از سحر روی ایوان می‌شینه.
‫می‌ترسه بره توی اتاق خودش...

01:47:03.167 --> 01:47:08.291
‫و چون من خوابم معمولا می‌خزه میاد پیش من!
‫این درست نیست!

01:47:08.500 --> 01:47:13.916
‫یه کاریش می‌کنیم. با سولویگ حرف می‌زنم.

01:47:21.042 --> 01:47:24.833
‫می‌دونی به نظرم بهترین چیز چی می‌بود؟

01:47:25.042 --> 01:47:31.458
‫که اگه من و تو یه شب توی
‫ قایق نسوددن آشنا می‌شدیم.

01:47:31.667 --> 01:47:35.916
‫تصادفا. به نظرت امکانش هست؟

01:47:54.167 --> 01:47:57.583
‫- عه سلام!
‫- سلام!

01:47:57.792 --> 01:47:59.958
‫- اینجا نشستی؟
‫- آره؟

01:48:00.167 --> 01:48:03.583
‫- اینجا زندگی می‌کنی؟
‫- از پیش اوله میای؟

01:48:03.792 --> 01:48:07.458
‫- آره.
‫- به آیدا گفتم نره بالا.

01:48:07.667 --> 01:48:13.208
‫- ببخشید اگه مزاحم شد.
‫- اصلا. نیازی به عذرخواهی نیست.

01:48:13.417 --> 01:48:16.374
‫نه... زود بیدار شدی؟

01:48:16.584 --> 01:48:19.291
‫- دارم می‌رم سر کار.
‫- آهان.

01:48:19.500 --> 01:48:22.458
‫- پس در هر صورت باید می‌رفتی؟
‫- آره.

01:48:22.667 --> 01:48:25.958
‫- تو هم زود بیدار شدی؟
‫- از سه صبح بیدارم.

01:48:26.167 --> 01:48:27.958
‫- وای!
‫- آره...

01:48:28.167 --> 01:48:33.083
‫یه فنجون قهوه می‌خوای؟
‫یکم پیشم می‌مونی؟

01:48:34.500 --> 01:48:38.083
‫- فقط یکم؟
‫- آره... آره.

01:48:38.292 --> 01:48:40.916
‫چه خوب. بیا!

01:48:43.667 --> 01:48:45.958
‫بالشتم هست؟ مرسی.

01:48:46.167 --> 01:48:48.041
‫بفرما.

01:48:51.917 --> 01:48:54.923
‫از سه بیداری؟ مشکل خواب داری؟

01:48:54.973 --> 01:48:55.958
‫خیلی.

01:48:56.167 --> 01:49:00.958
‫چندین ساله همینم. دکتر هم رفتم.

01:49:01.167 --> 01:49:04.041
‫می‌دونی، می‌گن...

01:49:05.667 --> 01:49:10.458
‫خواب بد زندگی رو کوتاه می‌کنه.
‫فکر کردن بهش خیلی ناراحت‌کننده‌ست.

01:49:10.667 --> 01:49:14.624
‫- درک می‌کنم.
‫- دراز می‌کشی و فکر می‌کنی...

01:49:14.750 --> 01:49:17.999
‫«زندگیم داره کوتاه می‌شه.»

01:49:18.167 --> 01:49:22.833
‫نمی‌دونم چرا چنین چیزی بهت می‌گن،
‫کمکی که نمی‌کنه.

01:49:23.042 --> 01:49:24.708
‫نه.

01:49:24.917 --> 01:49:27.666
‫و به نظرم عده زیادی چنین حسی دارن.

01:49:29.250 --> 01:49:31.124
‫جامعه‌شناسی؟

01:49:35.084 --> 01:49:37.541
‫ آره. آره گمونم باشم.

01:49:39.625 --> 01:49:44.708
‫معلم موسیقی بودی، نه؟
‫وقتی نمی‌تونی بخوابی چیکار می‌کنی؟

01:49:44.917 --> 01:49:48.166
‫من روانکاو تعلیم‌دیده‌ی موسیقیم.

01:49:48.375 --> 01:49:51.374
‫ولی در حال حاضر بیکارم.

01:49:52.500 --> 01:49:58.041
‫اینجا کار پیدا کردن سخته.
‫دارم فکر می‌کنم که برگردم اسلو.

01:49:58.250 --> 01:50:02.166
‫توی برگن یه پیشنهاد کاری دیدم.

01:50:03.375 --> 01:50:07.999
‫ولی با اوله تصمیم گرفتیم که بخاطر بچه‌ها
‫ نزدیک هم زندگی کنیم.

01:50:09.292 --> 01:50:14.124
‫ولی مطمئن نیستم چیز خوبی باشه،
‫می‌فهمی؟

01:50:14.334 --> 01:50:18.083
‫گاهی‌اوقات حس می‌کنم زندگی
‫ کردن این پایین...

01:50:18.292 --> 01:50:21.416
‫آخه من طبقه اولم دیگه.

01:50:21.625 --> 01:50:26.583
‫که من اینجا نشستم که بچه‌ها بتونن
‫بین من و اوله در رفت و آمد باشن.

01:50:26.792 --> 01:50:30.624
‫گاهی‌اوقات حس می‌کنم
‫ یه مجازاته. واقعا می‌گم.

01:50:32.584 --> 01:50:35.124
‫تو شوهر و بچه‌ای چیزی نداری؟

01:50:37.417 --> 01:50:39.374
‫- نه.
‫- نه...

01:50:40.917 --> 01:50:42.791
‫خیلی آروم به نظر میای.

01:50:44.917 --> 01:50:51.833
‫اولین باری که دیدمت خیلی
‫ آرام به نظر می‌رسیدی.

01:50:53.792 --> 01:50:55.541
‫نه.

01:50:57.667 --> 01:51:00.958
‫نه، واقعا چنین حسی ندارم.

01:51:01.167 --> 01:51:04.416
‫- الان داره گریه‌ام می‌گیره.
‫- ببخشید!

01:51:04.625 --> 01:51:06.791
‫اشکالی نداره فقط...

01:51:07.917 --> 01:51:11.541
‫دائما حس می‌کنم دارم به یه دیوار می‌خورم.

01:51:13.042 --> 01:51:16.458
‫دائما در تلاشم مسیرم رو پیدا کنم.

01:51:16.625 --> 01:51:19.749
‫- ببخشید اگه حرف اشتباهی زدم.
‫- نزدی.

01:51:19.875 --> 01:51:24.583
‫صادقانه بگم به نظرم مشکلی نداره
‫ که چنین حسی دارم.

01:51:24.750 --> 01:51:26.791
‫باید هم همین باشه.

01:51:33.750 --> 01:51:35.958
‫ببخشید...

01:51:36.084 --> 01:51:39.458
‫لزومی نداره عذرخواهی کنی.

01:51:39.584 --> 01:51:44.458
‫شده به نحوی حس کنی که گیر کردی؟

01:51:44.584 --> 01:51:49.249
‫توی شرایط، شخصیت و یا انتظاری؟

01:51:49.375 --> 01:51:51.833
‫کاملا گیر کردی، فکر می‌کنی که...

01:51:53.250 --> 01:51:58.458
‫- چی شد که به اینجا کشید؟
‫- کاملا. راستش خیلی زیاد.

01:51:58.625 --> 01:52:00.833
‫ولی...

01:52:01.042 --> 01:52:03.416
‫- ولی گوش کن.
‫- بله؟

01:52:03.625 --> 01:52:10.416
‫حتی اگه شرایط غیرممکن به نظر برسه
‫ و ناامیدی‌ها تلنبار بشن...

01:52:11.917 --> 01:52:17.874
‫هیچ‌وقت نباید این باور رو از دست بدی
‫که راه خروجی هست.

01:52:18.000 --> 01:52:21.791
‫- صرفا باید تحمل کنی؟
‫- آره.

01:52:24.667 --> 01:52:27.083
‫«سرسختیت به مانند روزگارت خواهد بود.»

01:52:27.250 --> 01:52:30.416
‫- هایدی؟
‫- آره، از هایدی بود.

01:52:33.167 --> 01:52:36.624
‫من دیگه برم، وگرنه دیرم می‌شه.

01:52:36.792 --> 01:52:40.458
‫چرا من و تو و هایدی یه بار دور هم جمع نشیم؟

01:52:40.667 --> 01:52:44.041
‫- خیلی خوب می‌شه!
‫- با هایدی بریم اسلو و...

01:52:44.209 --> 01:52:46.499
‫- آره.
‫- می‌تونیم بریم بیرون که غذا بخوریم.

01:52:46.667 --> 01:52:49.583
‫نمی‌خوام چیزی رو بین تو و اوله خراب کنم.

01:52:49.792 --> 01:52:53.708
‫- می‌تونی پشت سر بذاریش.
‫- جدی؟

01:52:53.875 --> 01:52:59.083
‫- می‌تونی شماره‌ام رو از هایدی بگیری.
‫- هایدی. بهت زنگ بزنم یا...

01:53:00.292 --> 01:53:02.833
‫- من باید برم.
‫- با هایدی حرف می‌زنم پس.

01:53:03.042 --> 01:53:05.749
‫- مرسی که پیشم نشستی.
‫- بابت قهوه ممنون.

01:53:05.917 --> 01:53:10.249
‫- خوشحال شدم باهات حرف زدم. می‌بینمت!
‫- منم! باشه! خداحافظ!

01:53:33.792 --> 01:53:36.374
‫سلام.
‫- مسافر شدی پس؟

01:53:36.584 --> 01:53:38.166
‫- نه.
‫- نه؟

01:53:38.334 --> 01:53:41.833
‫شب رو خونه‌ی فلانی بودی؟

01:53:42.042 --> 01:53:45.583
‫- آره.
‫- اوضاع خوب پیش می‌ره؟

01:53:45.792 --> 01:53:48.208
‫- آره.
‫- خوشحال به نظر میای.

01:53:48.417 --> 01:53:52.083
‫- صرفا هیجان دارم که می‌رم سر کار.
‫- باشه.

01:53:52.250 --> 01:53:54.416
‫نه، راستش واقعا خوشحالم.

01:53:54.584 --> 01:53:56.583
‫انگار فکرم باز شده.

01:53:56.792 --> 01:53:57.708
‫محشره.

01:53:57.917 --> 01:54:00.458
‫- تو چی؟ تو هم خوشحال به نظر میای.
‫- آره؟

01:54:00.667 --> 01:54:04.291
‫گمونم باشم دیگه؟
‫راجع به رفتن سر کار هم هیجان دارم.

01:54:04.500 --> 01:54:06.166
‫- سلام.
‫- سلام.

01:54:06.375 --> 01:54:07.416
‫زود بیدار شدی؟

01:54:07.584 --> 01:54:11.958
‫با آنا و موسیقیدان‌ها جلسه دارم.

01:54:12.167 --> 01:54:15.458
‫خونه‌ی اوله هارالد بودی؟

01:54:15.584 --> 01:54:19.416
‫پروژه چطوری پیش می‌ره؟
‫واسه سالگرد تصمیمی نگرفتن؟

01:54:19.584 --> 01:54:21.833
‫چرا، قراره...

01:54:22.042 --> 01:54:23.833
‫باشه...

01:54:24.000 --> 01:54:28.374
‫آره، دیروز یه جلسه‌ی مزخرف داشتم.

01:54:29.792 --> 01:54:32.833
‫ولی در هر صورت اوضاع داره
‫بالاخره اون‌طوری که می‌خوام پیش می‌ره.

01:54:33.042 --> 01:54:34.958
‫- وای!
‫- اونطوری که فکر می‌کنی نیست.

01:54:35.167 --> 01:54:38.708
‫فهمیدم احمقانست که کلی
‫ پول خرج یه مهمونی کنی.

01:54:38.917 --> 01:54:44.708
‫قانعشون کردم که کاری کنن که ارتباط
‫ برقرار کردن با شورا راحت‌تر بشه.

01:54:44.917 --> 01:54:49.166
‫که بتونن هر وقت که خواستن کمک بگیرن.
‫خیلی ساده.

01:54:49.334 --> 01:54:54.124
‫یه مراسم کوچیک روی سقف ساختمان شهرداری
‫می‌گیریم، همونطور که آنا پیشنهاد داد.

01:54:54.334 --> 01:54:57.458
‫یه قطعه نوشتیم که خواننده‌ای
‫ باید اجراش کنه...

01:54:57.667 --> 01:54:59.892
‫که باید نمایانگر «دختر اسلو» باشه.

01:54:59.942 --> 01:55:01.749
‫یه چیزی مثل روایت روزانه‌اش.

01:55:01.917 --> 01:55:04.458
‫الان داریم همین رو تمرین می‌کنیم.

01:55:04.667 --> 01:55:10.958
‫این خیلی ساده‌تر و بامعنی‌تره به نظرم.

01:55:11.167 --> 01:55:13.958
‫پس دیگه نمی‌خوای استعفاء بدی؟

01:55:14.167 --> 01:55:16.916
‫می‌خواستم استعفاء بدم.

01:55:18.167 --> 01:55:21.416
‫فکر کن ببین چقدر دستاورد داشتی هایدی.

01:55:21.625 --> 01:55:24.999
‫نمی‌شه الان استعفاء بدی.
‫طرز فکر خیلی خوبی داری.

01:55:25.209 --> 01:55:28.541
‫به امثال تو توی شهرداری نیاز داریم.

01:55:28.750 --> 01:55:32.458
‫این دیگه تازگی داره!
‫«توی شهرداری بهت نیاز داریم.»

01:55:32.667 --> 01:55:35.958
‫- تو هم. به تو هم نیاز داریم.
‫- ولی به تو نه؟

01:55:36.167 --> 01:55:39.041
‫من؟ البته. من خود شهرداریم.

01:55:39.065 --> 01:55:59.065
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.:: <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.